Recommended Posts

[quote name='worior' timestamp='1353600468' post='284302']
جنرال محمد عزیز ... ؛
[quote]امروز براي آنها محدوديتي پيش مي آيد ، گزينه اي را تغيير ميدهند ، ديروز هم همينگونه بود ، فردا هم بدين سان خواهد بود ، مهم اين است كه شركا در حال افزايش هستند ، امروز براي بدست آورد يك هدف بزرگ آنها از راه هاي مختلفي وارد شده اند ، ممكن است امروز راه سياسي پيش برنده اهداف باشد ، فردا مشت آهنين ، ممكن است كه فردايي دگر ايده آل شريك كردن دشمن هم باشد ..[/quote]

حداقل و حداکثر حمله نظامی اسراییل به جنوب لبنان ابتدا حذف فیزیکی قدرت نظامی حزب الله و سپس حذف کامل سیاسی ... برخلاف گذشته امکان اشغال دایم سرزمینی و گسترس سرزمین های اشغالی برای اسراییل وجود نداره .. مسئله امروز اسراییل امنیت و طولانی تر کردن بقای اسراییل تا چندصد سال آینده است که برای همیشه وجود یک کشور صهیونیستی پایه کوبی بشه ///

با توجه به عمق جغرافیایی کم اسراییل ، این ایده برای این رژیم مطرح هست که سرزمین های اطرافش رو از قدرت نظامی تخیله کنه و تسلط کامل اطلاعاتی بر این مناطق داشته باشه ، سپس میشه با توافقات سیاسی میان مدت با سران کشورها حاشیه امنی درست کرد ... اما یک نکته بسیار مهم و اساسی مطرحه که کسی بهش توجه نکرده .. ؛

اسراییل با استفاده از این جنگ در ادامه روند بهار عربی و تحولات سوریه خلل وارد کرده و حتی این جریان رو به حاشیه برده اون هم در زمانی که تقریبا به پایان ماجرای سوریه در هر شکلی از خروجی داریم نزدیک شدیم !

حرکت اسراییل به ضرر مصر و قطر عربستان و حتی ترکیه در جهت گسترش انقلاب های عربی در منطقه بود ، حواس ها رو از این ماجرا بدور کرد و اولویت ها رو جابجا کرد ، مصر و عربستان و ... این گروه خشن در کل برای ادامه صدور جریان حرکت تحول عربی و ادامه اون در سوریه نیاز به حجمه تبلیغاتی و ادامه جنایتکار نمایی حاکمیت بشار داشتند تا هر گونه خشونتی توجیه بشه ، که با این جریان کلا به حاشیه رفت و ماجرا به نفع ایران و سوریه و حزب الله تمام شد !!
آیا میتونیم این باور رو داشته باشیم که اسراییل به کمک جریان مقاومت با یک حرکت به ظاهر اشتباه اومده ؟!!

جواب من بله است !! اما نه از این زاویه که جریانات پشت پرده توافقات ضمنی میان مقاومت و اسراییل وجود داشته ! از این جهت که اسراییل با اشراف به عدم دخالت نظامی گروه مصر و عربستان و ترکیه در ماجرای غزه خواستار بهره گیری استراتژیک از این قضیه بوده و دست به توافقاتی با این گروه ها زده ! کاملا واضحه که هیچ وقت دولت کنونی مصر توان وارد شدن به درگیری نظامی با اسراییل با اوجود اون ارتش نامعلوم الحال رو نداره ! ابعاد سیاسی قدرت در مصر نوبنیاد مشخص شد و همچنین این فشار همیشه بر مصر و سایر اعراب انقلابی که ایدولوژیشون در تضاد با مقاومت وارد شده افزایش یافت ، که در عمل حرفی برای گفتن در برابر اسراییل ندارند جز تن دادن به شرایطی که اسراییل میخواد !! بنابراین ادامه وجه انقلابی "قدرت" در مصر که بسیار ضعیف نمود کرده و توجه نکردن به همین ضعف عربی که سید حسن روش تاکید داشت منوط به عدم دخالت نظامی مجدد اسراییل در غزه است ! چرا که مجدد اعراب درخواست صلح میدن و خواستار اتش بس میشن و این بیشتر در برابر ایدولوژی مقاومت ظایع و ضعیفترشون میکنه ، اینجا با مصطفی کاملا موافقم که از فردا اینطور تبلیغ خواهد شد که این ماجرا با در خواست اتش بس توسط مصر و قبول اسراییل به پایان رفت ... چرا که اسراییل میتونه به دنبال صلح بلند مدت باشه و از ضعف مصر و جریان عربی برای کنترل حماس بهره بگیره ، سپس از ورود تسلیحات به غزه جلوگیری کنه ، از همین رو هست که مشاهده میکنین فرمانده سپاه میاد و میگه ما تکنولوژی ساخت موشک به غزه صادر کردیم و ...............
[/quote]

با تشكر از بيانات زيباي شما

گسترش مرز ها ( از نيل تا فرات ) براي اسرائيل جدا از شعار ، يك امر محال بود و هست ، اسرائيل قدرت و ثبات ميخواست و هنوز هم قدرت و ثبات ميخواهد ، اما بايد ديد كه ابر قدرت امروز با كوهي از قدرت سخت ، تا بحال كدام كشور ها ، كدارم مناطق را به خاك خود الحاق كرده است ؟ امريكا قدرت دارد ولي متكي به وسعت خاك نيست ، متكي به تأثير پذيري دنياي ديروز از قدرت سخت و داشتن نفوذ در دنياي امروز است ، اسرائيل اگر ميخواهد براي قدرتمند شدن به تنهايي يك تكه پازل بزرگ باشد ، اشتباه ميكند ليكن امروز اسرائيل در اردن قدرت دارد ، در عربستان قدرت دارد ، در آفريقاي جنوبي نيز همچنين ... بدون اينكه سربازانش مردم اين كشور ها را قلع و قمع كرده باشند ، تا زماني تفكر اسرائيل بر تخليه نظامي كشور ها منطقه و برهم زدن توازن قوا به نفع خويش بود ، در واقع جنگ 6 روزه و رمضان و .. باعث اين تفكر شده بود ، اسرائيل در مصر جاسوس داشت ، ولي نه براي اقدامات سياسي بلكه براي انتقال اطلاعات نظامي ، احتمالا پيمان كمپ ديويد مهر بطلاني بر موفقيت اين ايده بود ، اسرائيل ديد كه شوروي وجود دارد ، ديد غرب جنگ جهاني سوم نمي خواهد ، از طرفي هزينه هاي جنگ را هم ديد ، هزينه هاي كنترل مناطق اشغالي را هم ديد و بعد ها با ديدن گروه امل و حزب الله و حاميان و پشتيبان هاي آنها هم بيشتر قانع شد كه دنيا در كنترل تانك هاي آريل شارون نيست ، تجربه مصر ، اردن ، عربستان ( بعد ها ) و حتي سوريه و متقابلا تجربه محور مقاومت ( حزب الله ، ريشه داربودن گرايشات محور مقاومت در سوريه ، مقاومت مردم فلسطين ، ايدئولوژي ايران ) و همچنين عمل و عكس العمل هاي قدرت هاي بزرگ ( اصرار آمريكا براي صلح در كمپ ديويد ، اخطار شوروي و عدم حمايت همه جانبه جهاني ) ؛ به اسرائيل آموخت كه ثبات و قدرت داشتن مهره ها و دوستان قدرتمند است ، اسرائيل امروز ژئوپلوتيك منطقه و جهان را بعنوان يك پازل بزرگ ميبيند كه برآيند اين پازل در هر نقطه بيانگر ميزان قدرت اسرائيل در آن نقطه و برآيند كل نشاندهنده ثبات اسرائيل است ، براي مثال در كشوري مثل عربستان وقتي ميخواهد قدرت خود را اندازه گيري كند ، قدرت مهره هاي خود ، ميزان قدرت و تمايلات دوستان خود در عربستان و ... را حساب ميكند ، بعد تصميم ميگيرد ؛ وقتي ميخواهد ثبات خود را براي 100 سال آينده تضمين بكند ، فقط تانك و هواپيما نميخرد ، سناتور سناي آمريكا را نيز ميخرد ، با پول يك هواپيما از مهره خود در لبنان حمايت ميكند و ...

اين مفروضات از نظر حقير نشان دهنده تفكر اسرائيل است ، تفكر كنترل كننده بزرگ ؛ اسرائيل ديگر نميخواهد مشتي به اندازه مشت آرنولد داشته باشد بلكه ميخواهد كنترل كننده مشت هايي باشد كه قدرتمند [u]هستند[/u] ...

بنابراين ، اسرائيل در منطقه توازن قواي كنترل شده ميخواهد ، نميخواهد فردا در سوريه ، گروهي جوانك سلفي مغرور از همه جا بيخبر كه به هيچ طريقي راست نيستند و حتي زير يك بيرق نيز قرار نميگيرند ، به قدرت برسند ولو به هزينه بقاي بشار اسد !!
از همان ابتداي جريان سوريه ، اسرائيل به صورت ضمني پشتيبان دولت در سايه بود ( شوراي انتقالي ملي ) نه پشتيبان تمامي گروه هاي سلفي و به قولي مجاهدين ارتش آزاد سوريه ؛ شايد براي عده اي اين شائبه به وجود بيايد كه اسرائيل رهبران اين گروه ها را تحت كنترل دارد ، جواب خير است ، شايد اسرائيل رهبران بعضي از اين گروه هاي مجاهد را تحت كنترل دارد ولي گستردگي و حجم عظيم و متناقض ! تفكرات سلفي موجود در سوريه به واقعيت پيوستن اين امكان را محال ميكنند ...

اما در مورد مورد مصر ، عربستان و تركيه ( قطر رو جزء اسرائيل حساب ميكنم ) ؛ اولا اين سه در يك راستا قرار ندارند ، بلكه صرفا براي بدست آوردن قدرت ( زهي خيال باطل ) در حال رقابت هستند ، عربستان راضي به بازگرداني رهبري جهان عرب را به مصر نيست و تركيه هم حداقل راضي به از دست دادن نفوذ خود در سوريه ( نفوذي كه با ظاهر اسلام دوستي و ضد اسرائيل ؟؟ بودن تركيه به وجود آمد ، علاوه بر اين سوريه همسايه تركيه بوده و ثبات طولاني مدت جريان قدرت در اين كشور ، دست تركيه رو در داشتن مهره هاي قدرتمند باز گذاشته بود ) نيست ، بنابراين اين سه كشور نيز براي داشتن سهم بيشتر در سوريه تلاش ميكنند و جداي از هدف واحد در سوريه ( سقوط حزب حاكم ) بدنبال منافع خويش نيز هستند ، نتيجه قدرتمند شدن هركدام از اين كشور ها ، براي اسرائيل برهم خوردن توازن قواي قديمي و جديد ( بعد از وقايع موسوم به بهار عربي ) رو در بر خواهد داشت فلذا حساب سوريه براي اسرائيل جداست و بايد آينده رو ديد تا بتوان اظهار نظر كرد ...

و اما در مورد علل حمله به غزه ، ابتدا بايد از وقايع يك هفته قبل يك خلاصه اي داشت ، اسرائيل با حملات هوايي و انجام ترور هاي برنامه ريزي شده و هدف قرار دادن انبار هاي موشكي گروه هاي جهادي وارد جنگ شد ، در ادامه با اقداماتي عجيب جنگ رو ادامه داد ، ابتدا 16000 سپس 27000 هزار و در نهايت 60000 نيروي ذخيره رو فراخواني كرد كه اين موضوع كمي عجيب به نظر ميرسد ، بعد بدون كوچك ترين حملات زميني صرفا با حملات هوايي به غزه با گروه هاي جهادي برخورد كرد ، در اقداماتي عجيب تر تل آويو رو زير پوشش ايرون دام قرار نداد ( تا يكي دو روز پيش ) و در مقابل حملات موشكي به تل آويو ، رام اله و بيت المقدس با خونسردي و بدون كوچكترين عجله يا قاطعيتي به روال عادي جنگ ادامه داد ، و در مقابل اقدامات مصر ، عربستان و تركيه كار خاصي نكرد و با راحتي بدون حمله زميني با واسطه گري مصر با حماس به صلح رسيد ( خيلي خلاصه !! )

فعلا ميشه گفت يه بازي برد برد براي اسرائيل ، مصر ، تركيه ، قطر و عربستان ...
براي اسرائيل حداقل اون بخشي كه در بند اول عرض كردم ( ايجاد ثبات به كمك جامعه جهاني ) دلالت دارد ، از طرفي همانطور كه در قسمت قبلي ياد آور شده بودم بحث رابطه با آمريكا بود ، بحث بعدي ، خود موضوع حماس و گروه هاي جهادي هستش ، جاسوس هاي اسرائيل در غزه فعال بودند و در آينده اطلاعات خوبي رو در اختيار ارتش اسرائيل قرار خواهند داد ، از طرفي نوع ذخيره هاي موشكي و ابعاد اين ذخيره سازي و صحت يا عدم صحت اطلاعات قبلي اسرائيل نيز مشخص شد ، كارآيي ايرون دام نيز اثبات شد و ...
يك امتياز هم به مصر داده شد ، بايد ديد كه كجاي معادلات بهم خورده بود كه اسرائيل دست به همچين اقداماتي زد ، بحث سوريه كه با اين حوادث به حاشيه رانده شد ، فعلا نامعلوم است ، بايد چشم ها رو به دمشق دوخت ، بنده منتظر فعل و انفعالاتي هستم كه تا كنون رخ نداده ...
در مورد ايران هم نيازي به بحث كردن نيست ، ايران در هر صورت ميخواد كه گروهي ، حزبي ، جنبشي ، فردي و .. در فلسطين اشغالي باشه كه در مقابل اسرائيل بايسته ، سكوت نكنه ، ايران لازم باشه فجر 5 ميده ، شايد هم فاتح 110 بده ، شايد هم شهاب 3 بده ، اصلا شايد از روسيه توپول ام بخره بده به حماس ، بهر حال ايران در غزه صلح نميخواد !! بر خلاف مصر و اسرائيل و ...

نميتونم بگم كه اسرائيل با گروه هايي زد و بند داشته ( قطر رو حساب نميكنم ) ، ابنگونه فكر ميكنم كه اسرائيل لازم ديده و خودش اين كار رو انجام داده ..
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote name='SAEID' timestamp='1353599190' post='284298'][quote name='mostafa_by' timestamp='1353597638' post='284293']
[quote name='arminheidari' timestamp='1353594530' post='284280'][url="http://www.tabnak.ir/fa/news/286832/%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%BA%D8%B2%D9%87-%DA%86%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D8%A8-%D9%88-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D9%87-%DA%86%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86%D8%AF"]ما به غزه چه دادیم؟ اعراب و ترکیه چه دادند؟[/url][/quote]ما به غزه موشك و سلاح و لباس و دارو و پول و اعتبار و ... داديم، اعراب و تركيه به غزه آتش بس دادن!!
اين اوليه، جايي ثبت نمي‌شه، ولي اون دوميه، ثبت در تاريخ و اذهان مي‌شه.

چند ماه بعد هيچ كس موشك‌هاي فجر ايراني رو بخاطر نخواهد آورد. تنها در يك خط در ويكي پديا، در لينك مربوط به برخوردهاي غزه و اسرائيل خواهيم خواند :

«در 14 نوامبر 2012 اسرائيل و غزه درگير برخوردهاي خونيني شدند كه پس از يك هفته و با تلاش‌هاي مصر و تركيه، آتش بس جديدي بين ايشان برقرار گرديد!!»

كما اينكه مي‌بينيم جناب حماس هم مياد از اين تلاش‌ها قدرداني مي‌كنه و البته در كنارش مي‌گه ايران هم موشككي داد ...!!

به عبارتي بيستون رو موشك‌هاي ما كند و شهرتش مرسي برد!!

---------------------------------------------------------------------------------

برادر سعيد عزيز.

از آنجايي كه صحبت كردن درخصوص صحت اخبار رسانه‌ها در اين سايت، در حكم صحبت كردن درخصوص ناموس پيدا كرده و سرش قداره كشي رخ مي‌ده، من وارد اين قسمتش نمي‌شم. ولي بخشي از تحليل شما، اگه در كنار صحت‌سنجي بخشي از اخبار رسانه اي قرار بگيره فكر كنم صورت بهتري پيدا كنه.

اما چند تا موضوع رو بايد در نظر بگيري.

اول اينكه آيا اسم اين درگيري‌ محدود، جنگه؟

دوم اينكه آيا اسرائيل از ابتدا پي جنگيدن بوده كه الان بخواد آتش بس راه بندازه؟

سوم اينكه آيا اين نبرد بدون دستاوردي نظامي براي اسرائيل بوده؟

چهارم اينكه آيا اين نبرد، نمي‌تونه تنها پيش‌نمايشي باشه براي نبردي آتي و به عبارتي يه سيموليشني باشه از نبردهاي سخت‌تر مشابه؟

پنجم اينكه تا بحال به اسم اين نبرد توجه فرمودي؟
[/quote]

برادر مصطفی به نظر این برادر کوچک تر این من و شما هستیم که جو محیطی مثبت یا منفی ایجاد می کنیم و اگر در مقابل یک جو نسبی منفی موضع قاطع منفی بگیریم اون رو هم به جو قاطع منفی سوق میدیم.

بگذریم.

این سوالات رو متوجه نمیشم برای چی از من پرسیدید چرا که پاسخ اونها رو در پست قبلی خودم با متنی دیگر دادم مثلا این درگیری هست و اینکه میگیم جنگ بصورت عام و زبانی از روی عادت گفته میشه.

ولی خوب درباره نام جنگ؟ چی بود؟ جالب بود. ستون ابر![/quote]

برادر سعيد عزيز.

عرض بنده ناظر بر امري بود كه كمي زود از روش گذشتين.

بين «درگيري» (اونهم از نوع محدود) و «جنگ»، دنيايي تفاوت هست.

درصورت پذيرش هركدوم، انتظارات ما از نتايجش هم دنيايي متفاوت خواهد بود.

اصرار اوليه‌ي حقير نسبت به دقت در نوع گزينش اين واژه هم ناظر بر همين امر هست.

في‌المثل اگه بپذيريم كه اين برخورد، «جنگ» بوده، لاجرم بايد براش نقشه‌ي قبلي در نظر گرفت. اهداف در نظر گرفت. ويژگي در نظر گرفت. اتك پلن‌هاش رو مورد بررسي قرار داد. چگونگي دستيابي به اهدافش رو مورد بحث قرار داد و در نهايت موفقيت يا ناموفقيت اين جنگ رو مورد بررسي قرار داد و در نهايت اگه امكانش باشه، پيروز يا شكست خورده‌ي جنگ رو مشخص كرد.

اما اگر درگيري مد نظر باشه، بسياري از اين آيتم‌ها (و ساير مواردي كه از خير ذكرش گذشتم!)، حذف و يا تعديل مي‌شه و در مقياسي كوچك‌تر مورد محاسبه‌ي ما قرار مي‌گيره.

في‌المثل هيچ كس براي برخورد و درگيري‌، طرف پيروز و طرف شكست خورده‌اي رو در نظر نمي‌گيره. چون اساساً سطح خشونت به اندازه‌اي نبود كه انتظار پيروزي يا شكست طرفين مدنظر قرار بگيره.

در مقابل، اهميت رسيدن به اهداف دو چندان مي‌شه (درصورتي كه برخورد حساب شده و با برنامه ريزي باشه و اتفاقي شكل نگرفته باشه). چرا كه اساساً اين برخورد براي رسيدن به اون اهداف مشخص شكل گرفته.

از طرف ديگه، به جاي طرح حمله‌ها براي پيروزي و تصرف، صرفاً طرح‌هاي حمله براي چگونگي دستيابي به اهداف و زدن نقاط خاص مد نظر قرار مي‌گيره.

و ...

----------------------------------------------------------------

يه مثال مي‌زنم كه عرضم رو بهتر مشخص كنم.

از درگيري هاي نظامي ايران و عراق قبل از جنگ تحميلي مي‌گذرم و ميام فاصله‌ي بين 31 شهريور تا مثلاً سوم مهر ماه رو مورد بررسي قرار مي‌دم.

اگر جنگ ايران و عراق در فاصله‌ي اين چهار روز خاتمه پيدا مي‌كرد، به نظر شما ادبيات پس از جنگ و صحبت‌هاي تحليلي در اين خصوص، تغييري پيدا نمي‌كرد؟

ديگه بحث اين مطرح بود كه عراق در تجاوز كامل نظامي به ايران شكست خورد؟ يا لشكريان ايران پيروز شدن؟

البته در پروپاگانداي دو طرف قطعاً چنين بحث‌هايي مي‌بود! كما اينكه حضور شكست خورده‌ي 90 كماندوي امريكايي براي آزادي گروگان‌هاشون از دست ايراني‌ها (به سبك فيلم رمبو)، از سوي ايران «شكست حمله‌ي نظامي امريكا به ايران» تعبير شد و در تقويم‌ها هم به ثبت رسيد.
اما در ادبيات نظامي جهان، به اين چهار روز تبادل آتش چه مي‌گفتن؟! جنگ ايران و عراق؟!

قطعاً به جاي اهميت دادن به اينكه عراق چه مي‌گفت و ايران چه مي‌كرد، ميومدن طرح عمليات بمباران گسترده‌ي ايران توسط عراق با 192 جنگنده icon_eek !! در 31 شهريور و ميزان موفقيت اين بمباران‌ها رو مورد ارزيابي قرار مي‌دادن!
يا عمليات افتخار آفرين كمان-99 كه ايران متقابلاً با 140 فروند جنگنده icon_eek icon_eek !! (كه البته بيشتر بودن! 58 فروند F-4 و 88 فروند F-5 بهمراه پشتيباني نزديك به 60 فروند F-14 در اين عمليات با هر مسئوليت و شرح وظيفه‌اي حضور داشتن!).
يا درگيري‌هاي مرزي سنگين و درگيري‌هاي تانك‌هاي عراقي با نيروهاي ايراني و چگونگي رزم كبراها و ...!

-----------------------------------------------------------------

به همين خاطرم عرض شد كه سواي اون مطالبي كه برمي‌گرده به نحوه‌ي گزينش خبر (في‌المثل زدن تنها يك سوم اهداف توسط آيرون دم)، باقي مطالب رو با اين مسئله مي‌بايست در نظر بگيري كه اولاً اين درگيري رو چه بايد بناميم و ثانياً براش چه اهدافي رو مدنظر بگيريم تا بعد به اين برسيم كه در رسيدن به اين اهداف، رژيم صهيونيستي چقدر موفق بود و چقدر ناموفق.

بعد به اين موضوع بپردازيم كه درصورت موفقيت يا ناموفقيت در دستيابي به اهداف مد نظرش، چقدر اثر سياسي مي‌شه براي اين موضوع قائل شد و به عبارتي آينده‌ي سياسي روابط حاكم بر منطقه چگونه پيش خواهد رفت.

پس از اون شايد بشه نيت‌خواني كرد و مسير وقايع بعدي رو بهتر پيش‌بيني كرد.

------------------------------------------------------------------------------

اما سوالاتي كه از شما كردم و عرض كردم كه مي‌بايست مدنظر قرار بدي، با وجود اينكه شباهت‌هايي به فرمايشات شما داشت (و به همين دليل شما فرض بر پاسخ دادنش از قبل فرمودي)، تفاوت‌هاي ظريفي داشت كه شايد با يكبار ديگه مطالعه‌اش متوجه عرض بنده شي.

في‌المثل بنده پرسيدم «آيا اين نبرد [b]بدون دستاوردي نظامي[/b] براي اسرائيل بوده؟». چرا كه مواردي كه شما عنوان فرمودي بيشتر دستاوردهاي سياسي - اجتماعي و نهايتاً اقتصادي (زدن زيرساخت‌هاي حماس) بود تا دستاورد نظامي.

يا «آيا اين نبرد، نمي‌تونه تنها پيش‌نمايشي باشه براي نبردي آتي و به عبارتي يه سيموليشني باشه از نبردهاي سخت‌تر مشابه؟» كه مسئله، چيزي فراتر از سوريه‌ي محتضر مد نظر بود.

------------------------------------------------------------------

اما نام عمليات، يكم موضوع جالب توجهي (حداقل براي حقير)‌ بود كه البته خيلي زود ازش گذشتي. پس من هم واردش نمي‌شم.

------------------------------------------------------------------

علي اي حال از وقتي كه براي پاسخ دادن به عرايض حقير گذاشتي سپاسگزارم.

===================================================

پ.ن : در فرمايشات برادر حامد، نكات بسيار مهمي نهفته بود كه البته من در اين خصوص كمي اختلاف نظر دارم با برادر حامد.
چرا كه معتقدم براي معامله مي‌بايست كالا يا معادل اون قدرتي هم‌كفو وجود داشته باشه كه در حال حاضر، بعيد مي‌دونم در شرايط مناسبي براي اين دست معاملات بسر ببريم.
ضمن اينكه برخي پابندهاي ايدئولوژيك هم مانع‌مون مي‌شه در اين قضيه.

البته ايران هم هنوز كارت اصلي مقاومت (حزب الله لبنان) رو رو نكرده و اين كارت شايد بتونه تغيير محسوسي در شرايط بوجود بياره.
ولي در نهايت امر، ايده آل قضيه همون طرح برادر حامد مي‌شه كه البته درخصوص انجام يا عدم انجامش بحث هست.

ولي خوب. براي اينكه تاپيك به سمت ديگري نره، عجالتاً وارد اين قضيه نمي‌شم.
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote name='100' timestamp='1353604043' post='284311']
سلام

آخر یکی نگفت ، جنگنده ای ساقط شده یا نه !؟ ....

[/quote]
نه برادر اگر این گونه بود که توی بوق کرده بودند.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
جدای از همه موفقیت ها و یا شکست های این درگیری 8 روزه، خدا رو شکر میکنم که حداقل برای چند وقت، مردم غزه میتونن بدون نگرانی از بمبارون بخوابن
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]ولي در نهايت امر، ايده آل قضيه همون طرح برادر حامد مي‌شه كه البته درخصوص انجام يا عدم انجامش بحث هست.[/quote]

از شما چه بنهان من هم زیاد بهش امیدی ندارم اما می دونم که جریان های نسبتا قدرت مندی هم در ایران وهم در آمریکا دنبال انجام این موضوع هستند. هر دو کشور به زمان احتیاج دارند تا برخی مشکلاتشون و برخی طرح های خودشون رو اجرا کنند. البته موانع تحقق چنین امری زیاده همون طور که الان به جهت ضعیف شدن هر دو طرف و قدرت گرفتن رقباشون احتمال وقوعش هم کم نیست.
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
داستان جنگ غزه به پايان رسيد

اونهايي كه بيصبرانه منتظر شكستن كمر مقاومت و غزه و ويراني غزه و تمام شدن كار فلسطين و بعدش سوريه و در نهايت حزب الله و ايران بودند و خط و نشون ميكشيدند كه جوجه رو آخر پائيز ميشمارن و ... حالا كه اونچه انتظارشو داشتن بوقوع نپيوست حضرات اسرائيل پناه رو آوردن به تراشيدن توجيهات و منافع توهمي براي اسرائيل !

رسيديم به داستان سرايي و تحليل هاي مضحك و عجيب از لشكر ظفرنمون اسرائيل ! و منافع بي پايان ! از اين جنگ و استراتژي بينظير ! و معاملات با دشمنانش همچون ايران و مقاومت اسلامي منطقه ! همچنين معاملات پنهاني آمريكا با ايران بر سر اسرائيل ! و ....

بنظر من اگر اسرائيلي ها مي خواستند از شكستشون يك پيروزي بسازند فكر ميكنم بهتر از اعضاي ميليتاري نميتونستند اينكار رو انجام بدن

جدا اينهمه ابتكار و خلاقيت آفرين داره ویرایش شده در توسط rasoolmr
  • Upvote 10
  • Downvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote][color=#282828][font=tahoma, helvetica, arial, sans-serif][right]ما به غزه موشك و سلاح و لباس و دارو و پول و اعتبار و ... داديم، اعراب و تركيه به غزه آتش بس دادن!![/right][/font][/color]
[color=#282828][font=tahoma, helvetica, arial, sans-serif][right]اين اوليه، جايي ثبت نمي‌شه، ولي اون دوميه، ثبت در تاريخ و اذهان مي‌شه.[/right][/font][/color]

[color=#282828][font=tahoma, helvetica, arial, sans-serif][right]چند ماه بعد هيچ كس موشك‌هاي فجر ايراني رو بخاطر نخواهد آورد. تنها در يك خط در ويكي پديا، در لينك مربوط به برخوردهاي غزه و اسرائيل خواهيم خواند :[/right][/font][/color]

[color=#282828][font=tahoma, helvetica, arial, sans-serif][right]«در 14 نوامبر 2012 اسرائيل و غزه درگير برخوردهاي خونيني شدند كه پس از يك هفته و با تلاش‌هاي مصر و تركيه، آتش بس جديدي بين ايشان برقرار گرديد!!»[/right][/font][/color]

[color=#282828][font=tahoma, helvetica, arial, sans-serif][right]كما اينكه مي‌بينيم جناب حماس هم مياد از اين تلاش‌ها قدرداني مي‌كنه و البته در كنارش مي‌گه ايران هم موشككي داد ...!![/right][/font][/color]

[color=#282828][font=tahoma, helvetica, arial, sans-serif][right]به عبارتي بيستون رو موشك‌هاي ما كند و شهرتش مرسي برد!![/right][/font][/color][/quote]

جدای از مسایل سیاسی
حمایت از فلسطین تو این وضعیت حمایت از اسلامه.
ما از فلسطین دفاع کردیم برای اسلام برای خدا ، خدا هم فردا نمیگه چون تو کتاب یا ویکی پدیا چاپ نشده خوش اومدید!
  • Upvote 8
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]همچنين معاملات پنهاني آمريكا با ايران بر سر اسرائيل ! و ....[/quote]

من چنین منظوری نداشتم برادر. فکر کنم سوء تفاهم شد.

------------------------------------------------------------------
حاالا اشکال نداره. جناب رسول بزرگوار شما هم بیا تحلیلت رو از وقایع برای ما بنویس. بذار ما و بقیه ی کاربرا با نگاه شما و دلایلتون براش در یک پکیج کامل بیشتر آشنا بشیم.
بقیه هم می تونن این کار رو بکنن.
این طوری صحت یا کذب نظریات معارض خود به خود ثابت میشه.

به این سوال ها پاسخ بده در تحلیلت:

1. چرا اسرائیل غاصب این منازعه را شروع کرد؟
2. اهدافی که دنبال می کرد چه بود؟
3. به کدوم هاش رسید؟
4. مقاومت چه اهدافی داشت و به کدوم هاش رسید.
5. موقعیت هر کدوم از بازیگرای موثر در این حادثه قبل و بعد از منازعه چه تغییری کرد؟ (حماس، جهاد اسلامی، حزب الله،... نتانیاهو، باراک، لیکود،... ایران، آمریکا، مصر، ترکیه، قطر، عربستان، سوریه و... و هر کی دیگه خودت فکر می کنی مهم هست)
6. هر کدومشون چه هدفی داشتند و چقدرش میسر شد.
7. برآوردت از آینده چی هست؟ این جنگ اثراتش در آینده چه خواهد بود.
8. راجع به اسم های انتخاب شده برای عملیات ها هم اگر حوصله داشتی توضیح بده.

سعی کن برای هر کدوم شاهد مثال هم بیاری.
------------------------
سعی کنید به هم جواب ندید که نزاع پیش نیاد. همه ی دوستان تحلیل خودشون رو به کامل ترین و دقیق ترین شکل ممکن و با کمال استدلال بنویسند.
  • Upvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]همچنين معاملات پنهاني آمريكا با ايران بر سر اسرائيل ! و ....[/quote]

من چنین منظوری نداشتم برادر. فکر کنم سوء تفاهم شد.

------------------------------------------------------------------
حاالا اشکال نداره. جناب رسول بزرگوار شما هم بیا تحلیلت رو از وقایع برای ما بنویس. بذار ما و بقیه ی کاربرا با نگاه شما و دلایلتون براش در یک پکیج کامل بیشتر آشنا بشیم.
بقیه هم می تونن این کار رو بکنن.

[color=#ffa500]ببخشيد من توي بحث بزرگان دخالت ميكنم گفتم منم نظر بدم ببينم برداشتم درسته يا نه[/color] icon_cheesygrin
این طوری صحت یا کذب نظریات معارض خود به خود ثابت میشه.

[color=#000080]من نمي دونم چرا اگه تو اين اگه اسرائيل ببره يا ببازه در هر حال بعضي ها ميگن هميشه اسرائيل برده حالا كه نتونسته به اهدافش برسه وو شكست خورد بعضي چنان تحليل مي كنند كه اسرائيل هميشه موفق و هيچ وقت فكر شكست اونو نمي كنند
اسرائسل يك سري اهداف داشت كه ابتدا فكر كرد موفق شده ولي با سازماندهي مجدد نيروهاي مقاومت و تسليحات جديد ،‌مقاومت تونست نتايج اوليه رو برعكس كنه
دليل استفاده از اون همه نيروي نظامي در حال آماده بيشتر جهت فشار آوردن و جو رواني عليه مقاومت كه اگه به حملات راكتي ادامه بده كه غزه رو زير چكمه سرباز هاش نابود مي كنه در حالي كه با توجه به نام جنگ از اول هم قصد حمله زميني نداشت [/color]
به این سوال ها پاسخ بده در تحلیلت:

1. چرا اسرائیل غاصب این منازعه را شروع کرد؟
[color=#000080]1-جهت كسب راي در انتخاب و اينكه با توجه به راكت هايي كه قبلا مقاومت استفاده مي كرد گنبد آهنين كاملا مي تونست جلوي اونا رو بگيره و انتظار استفاده از راكت هاي جديد مثل فجر 5 رو نداشت
2-توجيه هزينه ساخت گنبد آهنين بين اذهان مردم
3- ايجاد جو رواني بين مردم جهت جنگ بعدي كه از اين لحاظ هم شكست خورد[/color]
2. اهدافی که دنبال می کرد چه بود؟
[color=#000080]اين قسمت به نظر من با سوال اولت مشترك زياد داره ولي
ميتونه تست قدرت سازماندهي مجدد مقاومت
بررسي توان موشكي و از بين ذخيره موشكي كه بعدا در جنگ هاي ديگه غير از غزه مشكلي براي پيش نياره
و اينكه برداشتهاي من در چند جاا كه مطلب خوندم
[font=Times New Roman]آزمایش ماهیت رابطه اسرائیل و مصر پس از انقلاب و میزان تداوم این روابط در پرتو ماجراجویی های اسرائیل[/font]
[font=Times New Roman]شناخت ماهیت رابطه مصر به رهبری محمد مرسی با جنبش حماس[/font]
[font=Times New Roman]فرستادن پیامهایی به ایران و حزب الله مبنی بر قدرت برتر اسرائیل و آمادگی این رژیم برای در نظر گرفتن خطرات یک جنگ گسترده[/font]
[font=Times New Roman]حذف ایده نوار امنیتی در مرزهای نوار غزه با اسرائیل و جایگزینی آن با معادله جدیدی که عدم حمله علیه نیروهای اشغالگر از درون سرزمین‌های اشغالی را تضمین کند. اسرائیل همچنان امیدوار است که جنبش حماس برای حفظ حکومت خود در غزه، وادار به کنترل فعالیت گروههای مقاومت شود، روحیه و اعتماد به نفس این گروهها را از آنها سلب کند و توانایی آنها برای شرکت در نبردهای آتی علیه اسرائیل را کاهش دهد.[/font][/color]
3. به کدوم هاش رسید؟
[color=#000080]به بيشترش نرسيد ولي تونست واكنش كشورهاي منطقه رو هم چنين دوباره تا حدودي توجه امريكاهايي رو جلب كنه كه در زمان انتخاب آمريكا مشكلاتي به وجود آمده بود
و
شائول موفاز نیز اخیرا در اعتراض به شکست بنیامین نتانیاهو در جنگ علیه غزه و طرح تقاضای آتش بس، خوستار تظاهرات گسترده علیه نخست وزیر رژیم اسرائیل و بر کناری وی شد.
از سوی دیگر، اعضای کنیست رژیم صهیونیستی با صدور بیانیه ای با اشاره به شکست ایهود باراک در جنگ اخیر خواستار برکناری وی از قدرت شدند. آنان همچنین طرح آتش بس را به معنای تسلیم این رژیم به خواسته های حماس دانستند.
این در حالی است که ساکنان نقاط مختلف فلسطین اشغالی در اعتراض به ناکارامدی سیستم گنبد آهنین، علیه نتانیاهو و ایهود باراک دست به تظاهرات زده اند.[/color]
[url="http://fararu.com/fa/news/133123/%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%DA%A9%D9%86%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%86%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%87%D9%88-%D9%88-%D8%A7%DB%8C%D9%87%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DA%A9"]منبع[/url]
4. مقاومت چه اهدافی داشت و به کدوم هاش رسید.
[color=#000080]شروع كننده كه مقاومت نبود كه از اون اول اهدافي رو داشته باشه ولي يك پيام رو به اسرائيل داد كه اگر رهبران ما ترور كنيد باز ما مقابل شما خواهيم ايستاد و كسي ديگه جاي اونا رو ميگيره[/color]
5. موقعیت هر کدوم از بازیگرای موثر در این حادثه قبل و بعد از منازعه چه تغییری کرد؟ (حماس، جهاد اسلامی، حزب الله،... نتانیاهو، باراک، لیکود،... ایران، آمریکا، مصر، ترکیه، قطر، عربستان، سوریه و... و هر کی دیگه خودت فکر می کنی مهم هست)
[color=#000080]قطر و مصر به دنبال کشاندن حماس به سازش بود كه با اين حمله وزن حماس بيشتر شد
سوريه هم تا حدودي با حمايت از غزه وجهه خود را بازسازي كرد و تمركز اخبار از سوريه به غزه منتقل شد
وزن دادن به مرسي در مصر به عنوان يك سازش گر و به دنبال صلح جديد در منطقه
ساير اعراب و تركيه فقط معلوم شد كه ادعا دارند و نه عمل با توجه به درخواست مقاومت جهت در اختيار دادن سلاح از اعراب
نتانياهو قصد داشت كه آرا بيشتري رو كسب كنه ،‌كه آينده نتيجه اش رو مشخص ميكنه و اينكه اين درگيري و پاسخ مقاومت شايد باعث مهاجرت معكوس بيشتري بشه[/color]
6. هر کدومشون چه هدفی داشتند و چقدرش میسر شد.
[color=#000080]تو سوالات قبلي تا حدودي پاسخ دادم[/color]
7. برآوردت از آینده چی هست؟ این جنگ اثراتش در آینده چه خواهد بود.
[color=#000080]چقدر سوالات مثل هم و تداخل با هم دارهه ، همه مثل هم هستند ولي جواب بيشترشون يكيه [/color] icon_cheesygrin fi_lone_ranger [color=#ff0000] :sleepy: [/color]
[color=#000080]براي اسرائيل تونست تا مدتي از لحاظ رواني از پرتاب راكت مقاومت جلوگيري كنه كه بتونه جو ترس ايجاد شده در فلسطين اشغالي رو بازسازي كنه براي چند سال
براي مقاومت ،‌كه مقاومت تنها راه مقابله با اسرائيله ولي يك نكته اينجا هست اينكه الان حماس يك مقدار تبديل به يك سازشگر ميشه و [size=5]اينكه با دوباره بحث تشكيل يك كشور مستقل فلسطيني در كنار يك كشور اسرائيل باز داره مطرح ميشه كه فوق العاده خطرناك هست[/size][/color]
8. راجع به اسم های انتخاب شده برای عملیات ها هم اگر حوصله داشتی توضیح بده.
[color=#000080]عبارت عمود سحاب منشأ توراتی داشته و در تفسیر آیه 21 تورات، ˈخارج شدن از توراتˈ ذکر شده است.
در شرح این آیه آمده است: خدا برای هدایت یهود، ستونی از ابرها را جلوی راهشان قرار داد و در شب نیز ستونی از آتش را برای روشن کردن مسیر آنها قرار داد.
در ادامه تفسیر این آیه آمده است: خداوند به یهودیانی که به خاطر ستم فرعون از مصر فرار کرده اند، اجازه داد تا در مسیر آسانی که خداوند در پیش روی آنها نهاد، قرار گیرند و ستون ابر آنها را به بلاد کنعان هدایت کرد.
طبق تفسیرهای دینی یهودی، ابر به معنای باران، خیر و پاکی ذکر شده و این ابر در روز، مردم یهود را از گرمی آفتاب داغ حمایت می کند و ستون آتش نیز به معنای پاکی، نور و هدایت است.
به نظر می رسد صهیونیست های افراطی برای توجیه اقدامات اخیر خود و همراه کردن مردم با آن سعی دارند نوعی هم زادپنداری با قوم حضرت موسی(ع) و شرایط سخت آن زمان ایجاد کنند تا اعتراضات مردمی به حملاتشان به غزه کاهش یابد.

بسم الله الرّحمن الرّحیم
«اَلَمْ تَرَ كَیفَ فَعلَ رَبّكَ بِاَصحابِ الْفیل، اَلم یَجعلْ كَیدهُمْ فی تَضلیلٍ و أرْسَلَ عَلیهمْ طیراً اَبابیلَ، تَرمیهمْ بِحجارةٍ مِنْ سِجیلٍ فَجعلهُمْ كَعصْفٍ مَأْكولٍ.»(1)
آیا ندیدی كه پروردگارت با صاحبان فیل چه كرد؟ آیا كید و تدبیری كه برای خرابی كعبه اندیشیدند خراب نكرد؟ و بر هلاك آنها مرغان ابابیل را فرستاد تا آن سپاه را به سنگ های سجیل (دوزخی) سنگباران كردند و تنشان را چون برگ های خرد شده گردانید.[/color]


سعی کن برای هر کدوم شاهد مثال هم بیاری.
------------------------
سعی کنید به هم جواب ندید که نزاع پیش نیاد. همه ی دوستان تحلیل خودشون رو به کامل ترین و دقیق ترین شکل ممکن و با کمال استدلال بنویسند.

[color=#ffa500]ببخشيد اگه زياد حرف زدم[/color] :kiss: :rose: :rose: :rose: :rose: :rose:



[color=#ff0000]دوست گرامي.
استفاده از فونت قرمز در متون، جز براي مشخص كردن و يا مهم نشان دادن بخشي از متن جايز نيست.
پس با اجازه‌ي شما، رنگ متن شما رو به آبي تيره تغيير دادم كه خوندنش راحت‌تر بشه.[/color]


[color=#ff0000]mostafa_by[/color]

من فقط قصدم تمايز بين سوالات دوستمون و جواب هاي خودم ویرایش شده در توسط jafar2007
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
به نظر من زیاد تحلیل پیچیده ای نداره اسرائیل هر چند وقت یکبار به غزه حمله میکنه تا نذاره گروه های مقاومت
بتوانند زیر ساخت های قوی برای خودشون بسازن همین بمباران ها کلی این گرو ها ها رو عقب می اندازه
چیزی که واضح اسرائیل تو یک روز میتونه کل غزه رو بگیره ولی مشکلشون اینه که الان دوران مغول ها نیست
و افکار عمومی و مجامع بین المللی اجازه چنین کاری را نمی دهند
در ضمن یک نکته هم بگم این برادران حماس که در این تایپیک یک عده ای قربون صدقشون میرن همون هایی هستند که در تایپیک سوریه تروریست خوانده می شوند
در جانی بودن صهیونیست ها که شکی نیست ولی این عرب ها هم زیاد خوی انسانی ندارن شاهدش هم در سوریه است
کلا از این ها جیزی به ما نمی ماسه دوستان هم بهتره زیاد خودشون رو درگیر این چیزا نکنند
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[center]
[b] [url="http://www.mashreghnews.ir/fa/news/172992/%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84%D9%87-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87"]«معادله جدید قدرت» در خاورمیانه[/url][/b][/center]
[indent=1]این گزارش به بررسی معادله جدید قدرت در خاورمیانه پس از جنگ ۸ روزه غزه از سه بعد «قدرت نظامی»، «افکار عمومی» و «امنیت» اختصاص دارد.[/indent]
به گزارش مشرق به نقل از فارس، تاریخ خاورمیانه جدید که پس از فروپاشی امپراطوری عثمانی یا همان «مرد بیمار اروپا» و قیمومیت فرانسه و بریتانیا بر بسیاری از سرزمین‌های اسلامی آغاز می‌شود، همواره با تثبیت موازنه قدرت به‌سود بلوک غرب مواجه بود. این تثبیت قدرت در جریان جنگ سرد، در مبارزه بلوک شرق و غرب در خاورمیانه شکل جدیدتری یافت.
نبرد میان دو بلوک قدرت در زمان جنگ سرد در منطقه خاورمیانه، در نبرد میان اعراب و اسرائیل خود را متجلی کرد. جناح پان‌عرب خاورمیانه که از حمایت روس‌ها برخوردار بود در برابر رژیم صهیونیستی قرار می‌گرفت که غرب را پشت سر خود داشت. در سال 1967 و در جریان جنگ شش روزه، تنها چند سال پس از بحران موشکی کوبا و همچنین ناکامی‌های بلوک غرب در برابر کمونیسم در شرق آسیا، غرب با به‌دست آوردن یک پیروزی مهم توانست خاورمیانه را به عرصه شکست بلوک شرق بدل کند.
شکست بلوک شرق بیش از هرچیز ناشی از اشتباه استراتژیک «جمال عبدالناصر» در جریان جنگ شش روزه بود که خود نیز به آن اعتراف کرد و صدالبته این اشتباه هم به دوران ناصر پایان داد و هم به ناصری سم، هرچند که ناصر اندک‌زمانی هم پس از این ماجرا در مصر حکومت کرد.
شکست 1967 سپس با خروج مصر از حوزه نفوذ شرق همراه شد که در نتیجه آن، موازنه قدرت به‌طور کامل به نفع غرب تغییر کرد. این موازنه جدید تقریبا تا سال 2000 میلادی هم ادامه داشت اما روند ماجرا وقتی تغییر کرد که ارتش صهیونیستی مجبور به خروج از لبنان شد.
نوعی از تفکر مقاومت که با انقلاب اسلامی ایران شکل گرفت و به مناطقی از خاورمیانه نفوذ پیدا کرد، توانست به مرور این باور را در میان مردم خاورمیانه به‌وجود آورد که علی‌رغم توانمندی‌های مادی بیشتر صهیونیست‌ها، می‌توان «کنترل نتایج» را از حیطه تصمیم‌سازی‌های آنان خارج کرد. به عبارت دیگر، نگاه نورئالیستی به قدرت که آن را «میزان اثرگذاری» تعریف می‌کند، به نوع نگاه کلاسیک بازگشت تا مردم خاورمیانه با اتکا به هویت اسلامی خود بپذیرند که علی‌رغم رنج و فشار می‌توانند نتایجی را به اشغالگران تحمیل کنند که خواسته آنان نیست. در این میان، فرهنگ مقاومت که ریشه در اسلام داشت، تعریف قدرت را در منطقه خاورمیانه بازنگری کرد و توانست روح مقاومت را بار دیگر در این منطقه بدمد.
راهبرد «جنگ نامتقارن» که از سوی مقاومت اسلامی در منطقه خاورمیانه به‌عنوان راهکار کنترل نتایج و به عبارت بهتر، اجبار صهیونیسم و بلوک غرب به پذیرش شرایط مردم منطقه انتخاب شده بود، در جنگ سال 2006 رژیم صهیونیستی علیه لبنان پدیده‌ای را از خود بروز داد که تا پیش از آن سابقه‌ای نداشت. «استفاده از امواج موشک‌های کوچک» برای ضربه‌زدن به اهدافی در سرزمین‌های اشغالی خیلی سریع توانست ارتش صهیونیستی را که در برابر ارتش‌های بزرگ عربی تسلیم نشده بود، به زانو درآورد. با تعریف جدید قدرت، اگر چه رژیم صهیونیستی توانست خسارات زیادی به لبنان در جریان جنگ 33 روزه به بار آورد اما نتوانست نتیجه دلخواه خود را در این جنگ به‌دست آورد.
این تجربه بار دیگر در سال 2008 و در جنگ 22 روزه غزه به منصه ظهور رسید. موشک‌های بسیار کوچک‌تر مقاومت اسلامی فلسطین در جنگ 22 روزه باز هم نتیجه را تغییر دادند و علی‌رغم خسارات سنگین وارد شده به نوار غزه، کنترل نتایج نبرد را از دست سران رژیم صهیونیستی خارج کردند.
در جنگ اخیر که این بار تنها 8 روز ادامه داشت، مقاومت اسلامی فلسطین توانست با استفاده از موشک‌های پیشرفته‌تر، حتی بخشی از خواسته‌های خود را به رژیم صهیونیستی تحمیل کند و کار را به جایی برساند که صهیونیست‌ها برای حصول توافق آتش‌بس بیش از فلسطینیان که تحت وحشیانه‌ترین حملات قرار داشتند، عجله به خرج دهند.
در چنین شرایطی، جا دارد نوع «معادله قدرت» در خاورمیانه پس از جنگ 8 روزه غزه مورد مداقه قرار گیرد. در این مقال، معادله احتمالی آینده قدرت در خاورمیانه پس از جنگ 8 روزه، از سه بعد «قدرت نظامی»، «افکار عمومی» و «امنیت» مورد بررسی قرار می‌گیرد.
[color=#0000CD][b][i]* معادله نظامی قدرت پس از جنگ 8 روزه غزه[/i][/b][/color]
ارتش رژیم صهیونیستی بالاخص از سال 1967 به بعد خود را به عنوان ارتش شکست‌ناپذیر خاورمیانه معرفی کرده بود. صهیونیست‌ها علاوه بر امکانات متعارف تسلیحاتی، دارای 200 تا 400 کلاهک هسته‌ای هم هستند که توان نظامی آنها را در حد ایجاد وحشت‌ یک‌جانبه بالا می‌برد.
ارتش‌های عربی همواره می‌خواستند با این ارتش کلاسیک قدرت‌مند به‌صورت کلاسیک مقابله کنند و به همین‌خاطر توان لازم را در مقابله با صهیونیست‌ها نمی‌یافتند اما استفاده از پاشنه آشیل صهیونیست‌ها که در خطر قرار گرفتن شهرهای صهیونیست‌نشین بود، توانست تمام این موازنه را تغییر دهد. این کاری بود که ابتدا حزب‌الله لبنان در جنگ 33 روزه انجام داد و مقاومت فلسطین نیز پی آن را گرفت.
برای تبیین بیشتر این موضوع، باید به این نکته توجه کرد که صهیونیست‌ها یهودیان را از اقصی‌نقاط جهان برای به‌دست آوردن امکانات بیشتر و زندگی مرفه به «ارض موعود» آورده بودند. از بین بردن امنیت این مناطق مسکونی، به راحتی توانست همه‌چیز را برای صهیونیست‌ها تغییر دهد.
جنگ 8 روزه غزه اوج توان‌مندی مقاومت را در به‌کار گرفتن تاکتیک‌های جنگ نامتقارن نشان داد. به عبارت بهتر، اکنون اسرائیل دیگر نمی‌تواند با خیال راحت از ابزار نظامی خود استفاده کند. سیستم پدافندی گنبد آهنین که هر سامانه آن 50 میلیون دلار و هر موشک آن 60 هزار دلار هزینه دربر دارد، تنها توانست یک‌سوم از موشک‌های کوچک مقاومت اسلامی را مهار کند. بیهوده نیست که اوباما از پرداخت پول بیشتر به اسرائیل برای سرمایه‌گذاری در گنبد پر خلل و فرج آهنینش خبر می‌دهد!
به این ترتیب، اسرائیل دیگر در عرصه نظامی دارای دست برتر در خاورمیانه نیست و این یعنی تغییر موازنه قوا به نفع مقاومت اسلامی در خاورمیانه. معادله جدید قدرت در خاورمیانه به اسرائیل هشدار می‌دهد که هر تحرک نظامی علیه کشورهای اسلامی بالاخص مردم فلسطین، دارای هزینه‌ای سنگین است، پس ماجراجویی از این پس چندان مقرون به صرفه نخواهد بود.
[color=#0000CD][b][i]* افکار عمومی منطقه و جهان پس از جنگ 8 روزه غزه[/i][/b][/color]
حتی پیش از ترور «احمد الجعبری» از فرماندهان گردانهای القسام و آغازجنگ 8 روزه اسرائیل علیه ملت فلسطین، خاورمیانه تحت تاثیر انقلاب‌های عربی به یک دیدگاه جدید در خصوص اسرائیل دست یافته بود که سال‌ها همچون «آتش زیرخاکستر» بود. اندیشه‌های گروه‌های اسلام‌گرا در کشورهای انقلابی، توانست نفرت عمومی از اسرائیل را در منطقه بیش از هر زمان دیگری به منصه ظهور رساند.
در جریان همین جنگ 8 روزه، اگرچه موضع دولت مصر قابل انتقاد است اما قابل قیاس با موضعی که دولت مبارک در جریان جنگ 22 روزه اتخاذ کرده بود، نیست. مبارک اجازه نمی‌داد گذرگاه رفح حتی برای انتقال مجروحان، دارو و مواد غذایی بازگشایی شود اما دولت مرسی چنین عمل نکرد و سعی کرد از مقاومت حمایت لفظی به عمل آورد. دولت مصر همچنین نقش زیادی را در توافق آتش‌بس بین اسرائیل و فلسطینیان برعهده گرفت.
با این حال، معادله جدید افکار عمومی را بیش از هرجای دیگر باید در «شبکه‌های اجتماعی» جست. شبکه خبری روسی راشاتودی به این ماجرا با دقت نسبتا زیادی پرداخته و از همان روزهای اول جنگ 8 روزه، آن را پایش و گزارش کرده است.
بنابر گزارش راشاتودی، جنگ غزه تنها در نوار غزه و فلسطین اشغالی جریان نداشت بلکه به‌صورت آنلاین هم پیگیری می‌شد و این جنگ، اولین جنگی بود که به «شبکه اجتماعی توئیتر» هم کشیده شد. ارائه متقابل اخبار جنگ از سوی مقاومت اسلامی و ارتش صهیونیستی به جنگی در عرصه «روزنامه‌نگاری مدنی» (Civil Journalism) تبدیل شده بود.
علی‌رغم آنکه در عرصه سایبری نیز صهیونیست‌ها همچون صحنه نبرد فیزیکی از امکانات بیشتری برخوردار بودند، آمارها از اقبال عمومی بیشتر به مطالبی حکایت داشت که مقاومت اسلامی در شبکه توئیتر منتشر می‌کرد. برچسب «غزه در آتش»، 10 برابر برچسب «اسرائیل در آتش» مخاطب پیدا کرد و برچسب «برای غزه دعا کنید»، 20 برابر برچسب «برای اسرائیل دعا کنید» طرفدار داشت.
نباید از یاد برد که رسانه‌های جریان غالب چون همیشه در جریان جنگ 8 روزه نیز در جبهه اسرائیل قرار گرفتند و با این وجود بود که فلسطینیان افکار عمومی را در شبکه‌های اجتماعی از آن خود کردند. شبکه‌های اجتماعی فضایی مناسب فراهم آوردند تا مردم فلسطین مظلومیت خود را به جهان نشان دهند و جهانیان تصاویر قربانیان فلسطینی را در این شبکه‌ها مستقیما از گروه‌های فلسطینی و نه از طریق واسطه‌ها دریافت کردند.
حمایت از مردم فلسطین در برابر تجاوز رژیم صهیونیستی تنها به شبکه‌های اجتماعی محدود نشد و به خیابان‌های بسیاری از کشورهای منطقه و حتی کشورهای اروپایی و آمریکایی کشیده شد. البته در همین شرایط، تظاهرات به نفع اسرائیل نیز بعضا در همان محل برگزار می‌شد اما اقبال مردم به حمایت از فلسطین پررنگ‌تر از حمایت از اسرائیل بود.
به این ترتیب، افکار عمومی به عنوان یک مولفه دیگر تعیین‌کننده معادله قدرت، علی‌رغم حمایت رسانه‌های جریان غالب از اسرائیل، علیه این رژیم تغییر کرده است. بنابراین، ماجراجویی صهیونیست‌ها نه‌تنها در صحنه نظامی، بلکه در صحنه جلب افکار عمومی نیز برای این رژیم پرهزینه است و پرهزینه خواهد بود.
[color=#0000CD][b][i]* امنیت اسرائیل و فلسطینیان پس از جنگ 8 روزه[/i][/b][/color]
امنیت برای مردم فلسطین و شهرک نشینان صهیونیست دو امر کاملا متفاوت است. در حالی که ملت فلسطین در بسیاری از امور دچار محرومیت است و بسیاری از شهروندان فلسطینی چیزی برای از دست دادن ندارند، نظام سرمایه‌داری شهرک‌نشینان صهیونیست را به‌خوبی پروار کرده است.
امنیت برای مردم فلسطین بیش از هرچیز جنبه عینی دارد و این در حالی است که امنیت صهیونیست‌ها پدیده‌ای بیشتر ذهنی است. در واقع، «اندیشه تهدید» برای جامعه صهیونیستی «خود تهدید» است. هراس در این جامعه، عامل «فروپاشی اجتماعی» است؛ حال آنکه فلسطینی‌ها دهه‌هاست که به هراس و محرومیت عادت کرده‌اند.
بنابراین، رسانه‌های صهیونیستی و بعضا مراجع امنیتی رژیم اشغالگر، آن‌گونه که «مکتب امنیتی کپنهاگ» تبیین کرده است، گاه در مقام یک «کنشگر امنیت‌ساز»، مسائلی را که تا پیش از این امنیتی نبوده‌اند، به راحتی می‌توانند امنیتی کنند. صهیونیست‌ها در خصوص برنامه هسته‌ای ایران این کار را کرده‌اند.
اما این بعد از جامعه صهیونیستی مضرات جدی برای صهیونیست‌ها در پی دارد. وقتی اسرائیل با یک تهدید واقعی نظیر موشک‌های مقاومت مواجه می‌شود، واکنش ذهنی گسترده به این پدیده بیش از تلفات عینی تاثیر خود را برجای می‌گذارد. موشک‌های مقاومت در جنگ 8 روزه جان تعداد زیادی از صهیونیست‌ها را نگرفت اما در حد یک فاجعه بزرگ واکنش روانی از پی خود داشت.
ذهنیت جامعه اسرائیل پس از جنگ‌های 33 روزه، 22 روزه و 8 روزه به‌شدت امنیتی‌تر شده است و تفکرات راست‌گرایانه دولت نتانیاهو نیز به این مشکل دامن می‌زند.
به این ترتیب، معادله امنیتی به‌طور کامل بر ضد صهیونیست‌ها تغییر کرده است و این واقعیت نیز در فرمول کلی موازنه قدرت منطقه، به نفع اسرائیل نیست.
اسرائیل، رژیمی است که همواره از بقای خود نگران است؛ چرا که نه‌تنها در مرزهای جعلی شکل گرفته است، بلکه جمعیت آن نیز عموما مهاجر و غیربومی هستند. بسیاری از صهیونیست‌ها دو ملیت دارند و اگر احساس خطر کنند، ممکن است گزینه بازگشت به سرزمین مادری خود را بررسی کنند. بر این اساس، نه‌تنها بقای سیاسی که بقای اجتماعی رژیم صهیونیستی در خطر است و امنیت ذهنی شهروندان این رژیم، از اهمیت به‌سزایی برای بغرنج نشدن شرایط برخوردار است.
با این وصف، موازنه امنیتی نیز پس از جنگ 8 روزه غزه، به ضرر اسرائیل تغییر کرده و احتمال دارد اوضاع برای این رژیم بدتر هم بشود.
[color=#0000CD][i]* [b]معادله قدرت جدید و قابلیت ماجراجویی اسرائیل[/b][/i][/color]
پس از جنگ 8 روزه، اسرائیل در شرایطی که از قدرت سخت‌افزاری مناسبی بر ادامه ماجراجویی‌های گذشته خود است، از نظر نرم‌افزاری تا حدود زیادی قابلیت ماجراجویی را از دست داده است.
افکار عمومی جامعه صهیونیستی از خود می‌پرسد که در شرایطی که این رژیم از پس حماس و موشک‌های نه‌چندان پیشرفته‌اش برنیامده، با کدام جرات از حمله نظامی به ایران سخن می‌گوید؟
از سوی دیگر، به نظر می‌رسد معادله جدید قدرت در میدان اختلافات بین اوباما و نتانیاهو به‌نفع اوباما تمام شده است. اثبات ناتوانی‌های اسرائیل بیش از هرچیز این رژیم را به متحد راهبردی خود متکی خواهد کرد و اوباما فرصت خوبی برای تسویه حساب شخصی با نتانیاهو به‌دست آورده است. نتانیاهو در جریان انتخابات نوامبر، سعی زیادی برای مخفی کردن حمایتش از رقیب اوباما به عمل نیاورد اما علی‌رغم این حمایت، اوباما با اختلاف قابل توجهی در انتخابات پیروز شد و نتانیاهو را مجبور کرد تا چهار سال دیگر تحملش کند.
اکنون نتانیاهو یک برگه مهم دیگر را در برابر اوباما از دست داده است. نه‌تنها اوباما بلکه افکار عمومی جهان به‌خوبی می‌دانند که اسرائیل به‌تنهایی قادر به دفاع از خود نیست.
نتانیاهو که تا‌چندی پیش درخصوص توان رژیمش در دفاع از خود عربده می‌کشید، اکنون به کودکی خردسال شبیه شده که برای راه رفتن به کمک نیاز دارد و طبعا تمام عربده‌هایش به جیغ‌های کودکانه تعبیر خواهند شد.


[url="http://www.mashreghnews.ir/fa/news/172992/%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84%D9%87-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87"]http://www.mashreghn...رت-در-خاورمیانه[/url]
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
این خراب شده مملکت یه سایت خبری می خواد.

فارس و مشرق و غیره یک سری سایت تحلیلی هستن که خودشون رو میذارن جای خدا پیغمبر خبر ها رو فریم می کنن، قلب و تحریف می کنن، خبر منتشر نمی کنن.
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[color=#FF0000][size=5][b]فوری // اعزام ناوگان دریای سیاه نیروی دریایی روسیه به سواحل غزه [/b][/size][/color]



[size=5][size=3][size=4][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10210/black-ships-sea-fleet_n5B15D.jpg[/img][/size][/size][/size]

[size=5][size=3][size=4]خبرگزاری صدای روسیه دقایقی پیش در خبری فوری اعلام کرد فدراسیون روسیه ناوهای جنگی ناوگان دریای سیاه را به سواحل غزه اعزام خواهد کرد [/size][/size][/size]

[size=5][size=3][size=4]به گزارش این خبرگزاری به نقل از منبعی در فرماندهی نیروی دریایی روسیه ، ناوگروهی متشکل از رزمناو موشکی Moskva ، ناو گشتی Smetliviy ، ناوهای آبی خاکی Novocherkassk و Saratov ، یدک کش MB-304 و تانکر Ivan Bubnov که پیش از این در دریای مدیترانه مستقر بوده اند جهت تخلیه ی احتمالی اتباع روسیه در صورت شدت گرفتن تنش ها بین فلسطین و رژیم صهیونیستی در منطقه ی مشخص شده در شرق مدیترانه مانده و به حالت آماده باش در آمده اند .[/size][/size][/size]

[size=5][size=3][size=4][url="http://english.ruvr.ru/2012_11_23/Russia-sends-a-detachment-of-ships-to-the-coast-of-Gaza/"]http://english.ruvr....-coast-of-Gaza/[/url][/size][/size][/size]
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote name='cheka' timestamp='1353674777' post='284415']
[color=#FF0000][size=5][b]فوری // اعزام ناوگان دریای سیاه نیروی دریایی روسیه به سواحل غزه [/b][/size][/color]



[size=5][size=3][size=4][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10210/black-ships-sea-fleet_n5B15D.jpg[/img][/size][/size][/size]

[size=5][size=3][size=4]خبرگزاری صدای روسیه دقایقی پیش در خبری فوری اعلام کرد فدراسیون روسیه ناوهای جنگی ناوگان دریای سیاه را به سواحل غزه اعزام خواهد کرد [/size][/size][/size]

[size=5][size=3][size=4]به گزارش این خبرگزاری به نقل از منبعی در فرماندهی نیروی دریایی روسیه ، ناوگروهی متشکل از رزمناو موشکی Moskva ، ناو گشتی Smetliviy ، ناوهای آبی خاکی Novocherkassk و Saratov ، یدک کش MB-304 و تانکر Ivan Bubnov که پیش از این در دریای مدیترانه مستقر بوده اند جهت تخلیه ی احتمالی اتباع روسیه در صورت شدت گرفتن تنش ها بین فلسطین و رژیم صهیونیستی در منطقه ی مشخص شده در شرق مدیترانه مانده و به حالت آماده باش در آمده اند .[/size][/size][/size]

[size=5][size=3][size=4][url="http://english.ruvr.ru/2012_11_23/Russia-sends-a-detachment-of-ships-to-the-coast-of-Gaza/"]http://english.ruvr....-coast-of-Gaza/[/url][/size][/size][/size]
[/quote]
عجب انسان های عجیبی هستند این سران روس.مردش بودید قبل از پیمان اتش بس چنین حرکتی می کردید.
نوش دارو پس از مرگ سهراب...

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط MR9
      بسم الله الرحمن الرحیم

       



      هفدهم سپتامبر 2010 بود که ژاپن با انتشار استراتژی جدید نظامی خود نخستین «نشانه های جدی» برای خروج از «انزوای نظامی» را نشان داد. ژاپن برای این استراتژی نظامی، رقمی بالغ بر 280 میلیارد دلار برای پنج سال (2010 تا 2014) اختصاص داده و اعلام کرد قصد دارد در این سال ها مواضع دفاعی خود در جنوب و غرب این کشور(مناطق مرزی چین) را تقویت کرده، روی پروژه های موشکی بالستیک سرمایه گذاری کند. در این استراتژی همچنین بر گسترش روابط با همپیمانان کلیدی از جمله آمریکا و افزایش شمار زیر دریایی‌ها و .... تاکید شده است.
       



      اکنون در سال 2014 هستیم و نزدیک به 5 سال از انتشار این استراتژی می گذرد که خبر می رسد، ژاپن برای نخستین بار پس از جنگ جهانی دوم اعلام می کند ضمن شرکت در عملیات نظامی برون‌مرزی، به دنبال فروش تجهیزات نظامی در بازارهای بین المللی است.
      حضور ارتش ژاپن در عملیات جنگی برون مرزی نیز به رغم مخالفت‌های گسترده مردمی و محدودیت های قانونی گویا در حال عملیاتی شدن است. شاهد این ادعا اظهارات اخیر شینزو آبه، نخست وزیر ژاپن است که اخیرا از داشتن یک «ارتش قدرتمند» سخن رانده و گفته این ارتش حق دارد در جنگ های بین المللی حضور داشته باشد.
      طبق اعلام مقامات ژاپنی، این کشور در تلاش است محدودیت‌های قانونی در زمینه صادرات سلاح را نیز برداشته و به بهانه های مختلف از جمله گسترش فعالیت های اقتصادی، به جرگه صادرکنندگان تجهیزات جنگی بپیوندد و از قرار معلوم، آمریکا نخستین بازار ژاپن در این عرصه خواهد بود.
      قانون اساسی ژاپن در سال 1947 نوشته و با فشار نظامیان آمریکایی‌ها به این کشور تحمیل شده است. طبق این قانون، ژاپن اجازه داشتن «ارتش» به معنی مصطلح آن را ندارد و در مقابل می تواند نیروهای محدود نظامی موسوم به «نیروهای دفاع از خود» داشته باشد.
      البته بخشی از این محدودیت ها در ماه آوریل سال جاری( اواخر فروردین) برداشته شد و به احتمال قریب به یقین اواخر ماه جاری میلادی تصمیم نهایی در این زمینه نیز اتخاذ خواهد شد.
      اما سوالاتی که در اینجا مطرح می شود این است که آیا ژاپن حقیقتا به دنبال خروج از انزوای نظامی و احیای امپراتوری سابق است؟ موضع کشورهای غربی، چین و کشورهای آسیایی و همسایه به این تغییر استراتژی چگونه خواهد بود؟



      به نظر می رسد، لا اقل بخشی از پاسخ این سوال را باید در روحیات خاص ژاپنی ها و در تاریخ این کشور جست و جو کرد.
      در طول تاریخ، برخي آيين ها و اعتقادات خاص مذهبي، همواره زمينه رشد افراط گونه روحيات ملي گرايانه و صد البته نظامي گري ژاپني ها بوده است.
      مقامات نظامي ژاپن به خصوص در دهه30 تحت تاثير فيلسوفي با نام «تويوما» به شدت اعتقاد داشتند كه خداوند ملت ژاپن را برگزيده و يكايك مردم اين كشور موظفند براي ايجاد «ژاپن بزرگ» بكوشند. براساس آيين معروف «شينتوي پاك» نیز امپراتور ژاپن خداي تمام دنيا معرفی شده و ملت ژاپن نيز «مأموريت» دارد سايرين را تحت هدايت بي چون و چراي این امپراتور درآورد.
      بحران شديد اقتصادي دهه 30 ژاپن نیز بر دامنه اين اعتقادات افزود و رشد شديد احساسات ملي گرايانه ايده توسعه ارضي و ايجاد جامعه بزرگ به زعامت ژاپن را در بين توده مردم اين كشور لازم و واجب نشان داد.
      ژاپن با چنین زمینه های تاریخی پس از پایان جنگ جهانی اول توانست یکی از پنج قدرت بزرگ نظامی و صنعتی جهان شده و در «شورای جامعه ملل» آن زمان، صاحب کرسی دائم بود.
      این کشور در همان ماه های نخست جنگ جهانی دوم توانست حدود 50 میلیون کیلومتر مربع از کره زمین(یک ششم جهان) را تحت استیلا و کنترل خود درآورد. اما به دنبال حملات ناجوانمردانه اتمی آمریکا، از حرکت باز ایستاد. البته نباید فراموش کرد، عده ای نیز معتقدند، ژاپن پیش از حمله اتمی آمریکا به این کشور شکست خورده بود و آمریکا با حمله به این کشور خواست هژمونی خود را به جهانیان تحمیل کند.


       
      این کشور به هر حال پس از جنگ جهانی دوم دیگر اجازه داشتن ارتش به معنی مصطلح امروز و اختیارات کامل را نداشت و خود نیز با وضع قوانینی، محدودیت هایی در ابعاد بین المللی حوزه نظامی وضع کرد.

      اما اکنون رشد اقتصادی بالا این کشور را از شرایط اسفناک پس از جنگ جهانی خارج کرده است و شرایطی که این کشور را به انزوای نظامی کشاند، دیگر وجود ندارد!
      پاسخ دومی نیز برای تحلیل چرایی اتخاذ چنین رویکردی از سوی چشم بادامی ها وجود دارد و آن چیزی نیست جز منافع اقتصادی و سیاسی.
      «جان ميرشاير» صاحب نظريه «رئاليسم تهاجمي» می گوید، قدرت‌هاي بزرگ هميشه مترصد فرصتي هستند تا قدرت خود را در برابر رقبا فزوني بخشند. وي سپس جمعيت و ثروت را به عنوان «پايه‌هاي اصلي قدرت نظامي» تعريف و تصريح مي كند چنانچه كشوري داراي اين مولفه ها باشد، فرصت لازم براي خروش مقابل قدرت ها را به دست آورده است.
      با توجه به مولفه هایی که در جامعه امروز ژاپن دیده می شود، هیچ بعید نیست که این کشور واقعا قصد خروش مقابل سایر قدرت‌ها را داشته باشد.

       

      ژاپن اگر چه به لحاظ سیاسی، استقلال لازم را هنوز کسب نکرده و مانند بسیاری از کشورهای غربی دیگر، پیرو سیاست های آمریکا است؛ اما این کشور حداقل در بعد نظامی، تحرکات جدی از خود نشان داده است.
      وجود پایگاه های متعدد نظامی آمریکا در ژاپن، همواره هزینه‌هایی برای توکیو داشته و این کشور با وجود تقاضاهای زیاد مردمی، هرگز نتوانسته آمریکایی ها را از این کشور بیرون کند. این ناتوانی حتی بعضا باعث سقوط رهبران این کشور شده، همان طور که گاهی شعار علیه حضور نظامی آمریکا، باعث روی کار آمدن رهبرانی در این کشور شده است.
      «یوکیو هاتویاما»، نخست وزیر اسبق ژاپن با شعار جمع آوری پایگاه‌های نظامی آمریکا بود که توانست بر رقیب قدرتمند خود پیروز شود. اما همین فرد به دلیل ناتوانی در عمل به وعده انتخاباتی اش، خرداد ماه سال 89 استعفا کرد و جای خود را به «نائوتو کان» داد. «کان» نیز ماه ها جرئت نکرد راجع به پایگاه های آمریکایی که یکی از قدیمی‌ترین و بزرگترین مشکلات مردم کشورش است، صحبتی به میان آورد.
      بنا بر این به نظر می رسد، ژاپن هنوز پیشرفتی را که در حوزه اقتصاد کسب کرده، در حوزه سیاسی به دست نیاورده است.
      «اقتصاد» نیز می تواند یکی از انگیزه های قوی برای ژاپنی ها جهت ورود جدی به عرصه نظامی باشد.
      ژاپن کشوری است که در حوزه اقتصادی جایگاه ویژه ای دارد. تولید ناخالص ملی ژاپن نزدیک به 6 تریلیون دلار و جمعیت این کشور نیز حدود 128 میلیون نفر است. دو فاکتوری که به اعتقاد «میر شایر» برای خروش کافی است!
      همین چند سال پیش بود که خبر رسید، غول خودروسازی آمریکا یعنی جنرال موتورز، جای خود را به تویوتای ژاپن داده است. آمریکا امروز خود یکی از واردکنندگان اصلی محصولات ژاپنی است. ژاپن در عرصه تکنولوژی و تجهیزات الکترونیکی نیز یکی از پیشرفته ترین کشورهای دنیا است.
      کشوری با چنین مختصات اقتصادی و جمعتی طبیعتا نمی تواند خود را محصور نگاه دارد. بنابر این ورود ژاپن به فاز صادرات تجهیزات نظامی را می توان از این منظر به تحلیل نشست.
       
    • توسط RedArmy
      بررسي جايگاه استراتژيك و توان نظامي عربستان باسلام به نظر من موضوع جالبيه چون اگر تحديدي از سوي عرب ها متوجه ما باشه اين تحديد يا از جانب عربستان يا از جانب مصر و ساير كشورهاي عربي توانايي تحديد مارو ندارند. (با زبان رسمي) شبه جزيره عربستان كشوري است پادشاهي كه توسط آل سعود اداره ميشود . اين كشور مساحتي حدود 2149690 كيلومتر مربع و 27 ميليون نفر جمعيت دارد(جمعيت ما حدود 2.5 برابر عربستان هست واز اين جهت ما برتري داريم) آب وهواي اين كشور گرم وخشك بوده و تمركز جمعيت در مر كز عربستان مي باشد كه اطراف آنرا بيابان ها خشك و طولاني فراگرفته است به همين جهت در طول تاريخ كمتر دشمن خارجي ميل و رغبت براي اشغال و يا نبرد طولاني با اين كشور داشته است.(اين براي ما در صورت جنگ احتمالي مشكل ساز خواهد شد البته براي خود عربستاني هايي كه در اين مناطق ميجنگند نيز مشكل به وجود خواهد آمد). از سال 1932 تا كنون عربستان در هيچ جنگ بزرگ و فراگير شركت نكرده اگرچه در نبردهاي سال 1967 و 1973 بر ضد اسراييل و جنگ اول خليج فارس شركت داشته ولي هرگز در يك نبرد بزرگ به تنهايي شركت نكرده است (به طور كلي عرب ها به ويژه عربستاني ها انسان هايي ترسو هستند و نه جرئت يك جنگ طولاني را دارند و نه توان اين جنگ را ، از اين حيث برتري كامل از آن ماست). با وجود اينكه اين كشور هرگز در جنگ بزرگي درگير نشده ولي اين به معني اين نيست كه عربستان از تجهيز و به خدمت گرفتن يك ارتش كارآمد غافل مانده است. خطر اسراييل براي آنها آنقدر بزرگ بوده كه سالانه ميلياردها دلار صرف خريد تسليحات مي كنند(ممكن است برخي با شنيدن جمله قبلي به خود بگويند مگر عربستان با آمريكا و اسراييل متحد نيست و روابط خوبي با آنها ندارد ، در پاسخ به اين سوال بايد بگويم بزرگترين دشمن اسراييلي ها ، عرب ها هستند حتي دشمني آنها با عرب ها از دشمني با ما جدي تر است به طوري كه در آموزش كودكانشان هم از عربها به عنوان جدي ترين دشمن ياد ميكنند كه بايد نابود شوند ، اين چيزي است كه عربستان و تمام كشورهاي عربي مي دانند و هيچگاه از اسراييل غافل نميشوند مثل استالين كه با آلمان توافق صلح امضا كرد اما آلمان ها باز به شوروي حمله كردند ). بعد از انقلاب اسلامي در ايران ، عربستان همواره ايران و گروهايي چون حزب ا... لبنان را دشمن و رقيب خود مي ديده و همواره با ايران بر سر اينكه چه كسي قدرت اول منطقه و جهان اسلام است كشمكش داشته است( تحديد نظامي از سوي ايران داستاني است كه آمريكا و اسراييل آنرا ساختند و اين عرب ها ساده لوح متسفانه آنرا باور كردند ). اقتصاد عربستان وابسته به نفت است به طوريكه 75 درصد از درآمد اين كشور را فروش نفت تامين مي كند . با بروز جنگ بين آمريكا و عراق در سال 2003 و افزايش سرسام آور قيمت نفت كه تا كنون نيز ادامه داشته ، درآمد عربستان افزايش يافته است وبه تبع آن عربستان توانسته بودجه نظامي خود را به ميزان بسيار زيادي افزايش دهد به طوريكه در سال 2006 به رقم شگفت انگيز 31 ميليارد دلار رسيد(چيزي نزديك به بودجه نظامي روسيه). وزارت دفاع عربستان در سال 1962 تاسيس شده و از بدو تاسيس توسط خاندان سلطنتي فرمانده اي مي شود . اين وزارت خانه مسئول هدايت و ساخت و خريد تجهيزات ارتش را بر عهده دارد. خدمت سربازي در عربستان داوطلبانه بوده و دوره خدمت 3سال با حقوق و مزاياي كامل مي باشد. عربستان از سربازان ماهر و آموزش ديده استفاده مي كند. اكثر افسران در ابتدا در مدارس ارتش تحصيل كرده و سپس وارد دانشكده افسري مي شوند(آموزش پايه اي كاري است كه ارتش هاي بزرگ مثل روسيه انجام مي دهند و ما از اين جهت از عربستاني ها عقب تر هستيم). يونيفرم سازماني ارتش عربستان از يونيفرم ارتش هاي آمريكا و انگلستان متاثر شده است. خلبان هاي نيروي هوايي عربستان توسط مربيان انگليسي آموزش مي بينند (از اين لحلظ به دليل كم بود امكانات باز ما عقب تر هستيم). ارتش عربستان براي آموزش نيروهاي خود از كارشناسان فرانسوي ، آمريكايي و انگليسي استفاده مي كند. نيروي زميني عربستان داراي 70تا73 هزار نفر پرسنل است البته 200 هزار نيروي داوطلب نيز در اين نيرو خدمت مي كنند(نيروي زميني ايران ، قوي ترين نيروي زميني در منطقه است). عربستان داراي تعداد زيادي تانك از جمله 315 تانك پيشرفته آبرامز ام-1 است كه اين كشور بعد از مصر بزرگترين دارنده اين تانك در خاورميانه محسوب مي شود. عربستان در سال 1980 تعدادي موشك دانگ فنگ3 با برد 2400 كيلومتر از چين خريد(از لحاظ برد موشكي عربستان تقريبا با ما برابري ميكند اما ما صاحب تكنولوژي هستيم و به زودي برد موشك هايمان از عربستان بيشتره مي شود). در بعد هوايي در گذشته شايد هواپيماهاي ما توان مقابله با اف-15ها و ساير هواپيماهاي عربستان را داشتند اما اكنون عربستان باخريد هواپيماهاي جديد و پيشرفته نظير 72فروند يوروفايتر از لحاظ هوايي از ما برتر است(ما شايد هواپيما جديد نخريده باشيم اما تسليحات ضد هوايي قوي نظير تور ام-1 و اس-300 داريم كه كشورمان را خوب پوشش مي دهند و از لحاظ پدافند هوايي خيلي از عربستان برتر هستيم هرچند بايد نيروي هوايي خودمان را نيز تقويت كنيم اگر بتوانيم بر روي طرح ميگ-39 سرمايه گذاري كنيم كه به مشكلات مالي برخورد كرده است ، و روس ها با ما همكاري كنند و اين هواپيماي فوق پيشرفته را به ما بدهند توان نيروي هوايي ما بسيار افزايش مي يابد ، لازم به ذكر است كه ميگ-39 يك هواپيماي فوق پيشرفته است كه قابليت هاي آن بسيار بالاتر از يوروفايتر مي باشد). در رابطه با نيروي دريايي عربستان بايد بگويم كه هرچقدر هم كه عربستان قوي باشد ما ابزارهايي داريم كه بتوانيم از خودمان دفاع كنيم و خليج فارس را در كنترل كامل خودمان بگيريم. در كل و با در نظر گرفتن فاكتورهاي مختلف توانايي نظامي ايران از عربستان بالاتر است و در صورت بروز جنگ احتمالي ما بيشتر به عربستان ضربه وارد خواهيم كرد ، دليل برتري ما اين است كه نيروهاي مسلح ما از حداقل امكانات حداكثر استفاده را مي كنند. منتظر نظرات ساير دوستان هستم به ويژه دوست خوبم mostafa_by هستم .
    • توسط hamed_713
      فارخور نام پایگاه نیروی هوایی هند در کشور تاجیکستان است! این پایگاه در 130 کیلومتری جنوب شرقی شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان قرار دارد. این تنها پایگاه نیروی هوایی هند در خارج از این کشور است که تنها دو کیلومتر از مرز بین افغانستان و تاجیکستان فاصله دارد. عهدنامه بین هند و تاجیکستان برای احداث پایگاه در این کشور در سال 2003 امضائ شد و در سال 2004 به تصویب رسید. این پیمان یعنی حضور دائمی نیروهای نظامی هندی در تاجیکستان برای دفع هرگونه تهدید احتمالی خارجی و تامین امنیت کشور به تصویب رسیده است.کار بر روی احداث پایگاه بلافاصله اغاز گردید و اکنون پایگاه در حالت امادگی کامل به سرمیبرد واز اوایل سال 2007 کاملا قابل استفاده است. جزئیاتی از ساخت پایگاه در دسترس نیست اما گمان میرود که مصالح نظامی هندی از اسیای مرکزی تامین شده باشند.تقریبا 70 درصد جنگ افزار های هندی از روسیه و اتحاد جماهیر شوروی پیشین بدست امده است. بر طبق اخبار گوناگون گمان میرود که پس از تکمیل بنا پایگاه میزبان 12 الی 14 فروند جنگنده بمب افکن میگ 29 خواهد بود پایگاه فارخور عمق و برد بیشتری را در اختیار نیروهای نظامی هند فرار میدهد که برای انان موجب ایفای نقش بیشتری در اسیای جنوبی و ظهور ملموسی از حرکت هند برای برجسته سازی قدرت خود در اسیای مرکزی است هدف سیاسیی که در سال 2003-2004 رسما اعلام کرده اند دلائل پنهانی تاسیس این پایگاه میتواند رقابت هند و پاکستان بر روی شبه قاره باشد پرویز مشرف رئیس جمهور پاکستان نگرانی شدید خود از این مساله را به مقامات تاجیکستان ابراز داشت در حقیقت هواپیماهای هندی میتوانند در عرض چند دقیقه خود را به پاکستان برسانند! پایگاه فارخور یکی از نمونه های بارز از تلاش هندی ها برای ارتقای ثبات در افغانستان و بالا بردن توان دهلی نو در فراهم اوردن نفت چه از اسیای جنوبی و چه از اسیای مرکزی است. هند بطور معلوم محدود شدن نقش خود به ناحیه سوق الجیشی جنوب اسیا را نخواهد پذیرفت برنامه هند برای برجسته سازی قدرت خود در اسیای مرکزی تنها برای مصارف نظامی نیست بلکه دسترسی به منابع انرژی اسیای مرکزی برای هند امری حیاتی به شمار میرود. دهلی نو به دنبال دسترسی به نفت و گاز قزاقستان وانجام پروژه های ملیونی مثل خط لوله ایران-افغانستان-پاکستان-هند و دیگری پیوستن ترکمنستان افغانستان پاکستان وهند. هرکدام از این خط لوله ها یا هر دوی اینها میتواند در دستیابی هند به منابع انرژی تاثیر مهم و قابل اطمینانی داشته باشند به شرطی که روابط دوستانه بین هند و پاکستان تقویت گردد هند خواهان توسعه شبکه ی قدرت جدیدی در اسیاست که ایالات اسیا را با ان به مبدائیت شبه قاره یکی میکند این نظریه ای است که از سوی ایالات متحده در گذشته بشدت حمایت شده است. هنگامی که هند از شبکه ای جدید در اسیای مرکزی برای بالا بردن نمودار جامع اقتصادی خود بهره جوید واشنگتن این پروژه را راهی برای مقابله با نفوذ اقتصادی و سیاسی چین در اسیای مرکزی میبیند منبع: نوشته شده توسط محمد- مجله هوايي
    • توسط 00Amin
      ه گزارش فارس، پايگاه اينترنتي "گلوبال ريسرچ " (Global Research) در مقاله‏اي به‏قلم "اوا گولينجر " (Eva Golinger)، وكيل دعاوي و روزنامه‏نگار آمريكايي مقيم ونزوئلا نوشت: "هوگو چاوز " رئيس جمهوري ونزوئلا اخيرا در يك برنامه تلويزيوني و راديويي فاش كرد كه هواپيماهاي بدون سرنشين آمريكايي (UAV) به شكل غيرقانوني وارد مرزهاي هوايي ونزوئلا شده‏اند. رئيس جمهوري ونزوئلا ديده شدن يكي از اين هواپيماها را بر فراز پايگاه نظامي "فورت مارا " (Fort Mara) واقع در استان "زوليا " (Zulia) در نزديكي مرز اين كشور با كلمبيا تائيد كرد. بسياري از سربازان ونزوئلايي هواپيماي بدون سرنشين مذكور را مشاهده كرده و موضوع را به اطلاع فرماندهان خود رسانده‏اند. پس از اين واقعه چاوز دستور داده است كه از اين پس هر يك از اين هواپيماهاي بدون سرنشين كه در قلمرو ونزوئلا ديده شوند بايد فورا سرنگون شوند. وي با تاكيد بر آمريكايي بودن اين هواپيماهاي بدون سرنشين، ايالات متحده را متهم كرد كه در حال برهم زدن آرامش منطقه است.

      * راه‌اندازي ناوگان چهارم ايالات متحده در آمريكاي لاتين بعد از 60 سال

      اين وكيل دعاوي آمريكايي اضافه كرد: قبلا نيز رئيس جمهوري ونزوئلا هشدار داده بود كه آمريكا از طريق جزاير "آروبا " (Aruba) و "كورازائو " (Curazao) به تهديد نظامي ونزوئلا مبادرت مي‏ورزد. اين جزاير در فاصله 50 مايلي سواحل شمال غربي ونزوئلا قرار داشته و مستعمره هلند محسوب مي‏شوند. در سال 1999 قراردادي بين هلند و ايالات متحده منعقد شد كه به آمريكا اجازه مي‏داد در اين دو جزيره پايگاه نظامي ايجاد كند. اين قرارداد در اصل تصريح مي‏كند كه نيروهاي آمريكايي اجازه دارند عمليات خود بر ضد قاچاقچيان مواد مخدر را از اين جزاير ترتيب دهند. با اين‏حال، پس از سپتامبر 2001، آمريكا از تمامي پايگاه‏هاي نظامي خود در سراسر جهان براي آنچه عمليات ضدتروريستي خوانده مي‏شود، استفاده مي‏كند. در سال‏هاي اخير پايگاه‏هاي نظامي واقع در آروبا و كوروزائو براي عمليات اطلاعاتي و شناسايي عليه ونزوئلا بكار گرفته شده‏اند.
      گولينجر ادامه داد: از سال 2006 واشنگتن اقدام به يكسري تمرينات نظامي پيشرفته كرد كه كورازائو در مركزيت اين تمرين‏ها قرار داشت. طي 5/3 سال گذشته، صدها فروند ناوهاي هواپيمابر، كشتي‏هاي جنگي، هواپيماهاي نظامي، هليكوپترهاي "بلك هاوك "، زيردريايي‏هاي هسته‏اي و هزاران نيروي نظامي آمريكايي در درياي كارائيب به انجام تمرينات نظامي پرداخته‏اند. اين تمرينات نظامي موجب برانگيخته‏شدن نگراني در كشورهاي منطقه شده است. از جمله اين كشورها و بيش از سايرين ونزوئلا در معرض اين تهديدها قرار دارد. ونزوئلا در عرصه ديپلماتيك نيز آماج حملات، انواع دشمني‏ها و تعرضات واشنگتن قرار داشته است.
      در سال 2008، پنتاگون "ناوگان چهارم دريايي " خويش را با هدف دفاع از منافع آمريكا در آمريكاي لاتين باز راه‏اندازي كرد. ناوگان چهارم در سال 1950 و پس از اتمام ماموريت‏هاي مرتبط با جنگ جهاني دوم غيرفعال شده بود. راه‏اندازي مجدد اين ناوگان پس از 60 سال نگراني گسترده‏اي را در ميان كشورهاي آمريكاي لاتين ايجاد كرده و آنان را بر آن داشت تا "شوراي دفاع مشترك " تشكيل داده و خود را در برابر تهديدهاي خارجي آماده كنند. پنتاگون صراحتا پذيرفت كه راه‏اندازي مجدد ناوگان چهارم نيروي دريايي آمريكا با هدف "نشان دادن قدرت ايالات متحده در منطقه " انجام شده و اين پيام را مخابره مي‏كند كه "آمريكا آماده است تا از متحدينش در منطقه دفاع كند. " اين اظهارات مقامات پنتاگون به معناي حمايت ايالات متحده از كلمبيا و تشر زدن به ونزوئلا تلقي شد.
      نويسنده كتاب "بوش عليه چاوز " تصريح كرد: در 30 اكتبر سال 2009 ميلادي، كلمبيا و آمريكا يك توافق همكاري نظامي به امضا رساندند كه بر اساس آن آمريكا مجاز بود 7 پايگاه نظامي در كلمبيا را تحت اختيار خود درآورده و عندالزوم از تمامي تاسيسات نظامي كلمبيا بهره بگيرد. از اين توافقنامه به عنوان بزرگترين توسعه‏طلبي نظامي آمريكا در آمريكاي لاتين ياد مي‏شود. هر چند كه مقامات دو كشور صراحتا ابراز داشتند كه اين توافقنامه در راستاي مبارزه با قاچاق موادمخدر و تروريسم به امضا رسيده است، لكن اسناد رسمي نيروي هوايي ايالات متحده نشان مي‏دهند كه آمريكا از اين پايگاه‏ها براي انجام عمليات نظامي در سراسر منطقه مي‏تواند استفاده كند. اين اسناد همچنين مويد اين نكته بودند كه اين توسعه‏طلبي نظامي با هدف مقابله با تهديد‏هاي دولت‏هاي ضدآمريكايي سر برآورده در منطقه انجام شده است. مطلب ديگري كه در اين اسناد به چشم مي‏خورد اين است كه حضور نظامي در كلمبيا مي‏تواند به عمليات اطلاعاتي و شناسايي كمك كرده و ظرفيت پنتاگون را در رهبري عمليات نظامي در منطقه آمريكاي لاتين افزايش دهد.

      * اتهامات واهي آمريكا به ونزوئلا

      اين روزنامه‏نگار آمريكايي ساكن كاراكاس، پايتخت ونزوئلا كه در سال 2009 ميلادي برنده جايزه بين‏المللي روزنامه‏نگاري مكزيك نيز شده است، افزود: از سال 2006 به بعد، مقامات آمريكايي از ونزوئلا به عنوان كشوري ياد مي‏كنند كه "به طور كامل در مبارزه با تروريسم همكاري نمي‏كند. " در سال 2005 نيز ونزوئلا از سوي واشنگتن كشوري خوانده شد كه "در مبارزه با موادمخدر همكاري نمي‏كند. "عليرغم آنكه هيچ مدركي در اثبات اين اتهامات خطرناك موجود نيست، ايالات متحده اين اتهامات را مبناي افزايش فشارها بر دولت ونزوئلا قرار داده است. در سال 2008، دولت بوش تلاش كرد تا نام ونزوئلا را در فهرست كشورهاي حامي تروريسم قرار دهد. اين تلاش در مراحل مقدماتي با شكست مواجه شدند چرا كه ونزوئلا همچنان يكي از تامين‏كنندگان نفت آمريكا محسوب مي‏شود. اگر آمريكا ونزوئلا را كشوري حامي تروريسم مي‏خواند، آنگاه مجبور بود كليه روابط خود با اين كشور از جمله خريد نفت از اين كشور را متوقف كند.
      با ‏اين‏حال، ايالات متحده همچنان ونزوئلا را يكي از بزرگترين تهديدها براي منافع خويش در منطقه آمريكاي لاتين مي‏داند. آمريكا به طور خاص در خصوص مسائل اقتصادي نگراني‏هايي در منطقه آمريكاي لاتين دارد. آمريكا نگران آن است كه كشورهاي آمريكاي لاتين با برقراري روابط تجاري با كشورهايي نظير روسيه، چين و ايران، غلبه اقتصادي آمريكا را در اين منطقه به خطر بيندازند. اخيرا، "هيلاري كلينتون "، وزير امور خارجه ايالات متحده آمريكا به كشورهاي آمريكاي لاتين نظير بوليوي، برزيل، نيكاراگوئه و ونزوئلا كه اخيرا روابط خود با ايران را تحكيم كرده‏اند هشدار داد كه "من فكر مي‏كنم كه اگر برخي افراد تمايل دارند با ايران حشر و نشر داشته باشند بايد پيش از آن به تبعات اين امر توجه داشته باشند و ما اميدواريم كه ايشان دوباره به اين مطلب فكر كنند ... . " كلينتون اين سخنان را در جريان بررسي سياست‏هاي آمريكا در خصوص آمريكاي لاتين اظهار داشت.
      گولينجر اضافه كرد: دولت كلمبيا نيز اخيرا اعلام داشته است كه قصد دارد يك پايگاه جديد نظامي در نزديكي مرز ونزوئلا داير كند. سرمايه و تجهيزات مورد نياز اين پايگاه را ايالات متحده تامين خواهد. "گابريل سيلوا " (Gabriel Silva)، وزير دفاع ونزوئلا نيز خبر داده است كه دو گردان نيروي هوايي نيز در مناطق ديگري در نزديكي مرز ونزوئلا مستقر شده‏اند. پايگاه جديد نظامي كه قرار است داير شود در منطقه‏اي به نام "گواجيرا پنينسولا " (Guajira peninsula) قرار خواهد داشت كه با استان زولياي ونزوئلا هم‏مرز است. در اين پايگاه 1000 نيروي نظامي مستقر شده و امكان استقرار نيروهاي مسلح آمريكايي نيز در آن فراهم خواهد شد. اين اعلام جديد دولت كلمبيا نيز نوعي اعلام دشمني به ونزوئلا محسوب مي‏شود.
      اظهارات چاوز در خصوص ورود غيرقانوني هواپيماهاي بدون سرنشين آمريكايي به قلمرو ونزوئلا نيز بر دامنه بحران بين ونزوئلا و كلمبيا خواهد افزود. هواپيماي وارد شده به قلمرو ونزوئلا در طي سال گذشته در پاكستان و افغانستان جهت به قتل رساندن تروريست‏ها بكار گرفته شده است. اين هواپيماهاي بدون سرنشين حامل موشك بوده و مي‏توانند اهداف زميني را در مناطق حساس هدف قرار دهند.
      نويسنده كتاب "بوش عليه چاوز " در بخش پاياني اين گزارش تصريح كرد: ونزوئلا در مواجهه با اين تهديدات خطرناك در شرايط هشدار قرار گرفته است. سخنان چاوز در خصوص ديده شدن هواپيماهاي نظامي بدون سرنشين آمريكا در حالي ايراد شدند كه پليس ملي ونزوئلا در حال آغاز به كار خويش بود. اين پليس اخيرا در راستاي انجام عمليات پيشگيرانه و ارائه خدمات اجتماعي بنياد نهاده شده است.

      لینک
      http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8811150671
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.