MR9

آیا ژاپن از انزوای نظامی خارج می شود؟

امتیاز دادن به این موضوع:

11 ارسال ها در این موضوع

ژاپن الان انقدر وابسته به آمریکا هست که بشه افسار ماشین نظامیش رو دست واشنگتن دانست ، این تصمیم هم برای مقابله بلوک غرب با قدرت فزاینده ی نظامی چین هست
3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
با سلام خدمت همه دوستان گرامی
بدون شک این مورد با هماهنگی آمریکا بوده و نشان از آن دارد که آمریکا بیش از این مایل نیست هزینه نظامی مستقیم در شرق دور داشته باشد و عملا هزینه را با کشورهای منطقه تقسیم می کند . ورود ژاپن به عرصه نظامی خارج از مرزهای خود موجب تهدید هم برای چین و هم برای کره شمالی و هم برای روسیه خواهد بود . البته نمی دانم اوضاع اقتصادی ژاپن بعد از بروز سونامی به کجا رسیده ولی شاید برای ژاپن بهتر بود همان سرمایه گذاری و پیشرفت اقتصادی را پیگیری کند و امور نظامی خارج از مرزها را به آمریکا بسپارد . این مورد بیشتر یک مسئله روانی به لحاظ باخت در جنگ جهانی دوم و تلاش برای بازگشت به قدرت قبلی ژاپن است که باعث می شود یک نخست وزیر تنها با وعده جمع کردن پایگاه های آمریکا به قدرت برسد ولی واقعیت وزنه نظامی و سیاسی ژاپن او را از این کار باز بدارد .
1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote name='cheka' timestamp='1404971216' post='391792']
ژاپن الان انقدر وابسته به آمریکا هست که بشه افسار ماشین نظامیش رو دست واشنگتن دانست ، این تصمیم هم برای مقابله بلوک غرب با قدرت فزاینده ی نظامی چین هست
[/quote]

با سلام - کاملا" درست می فرمایید - از بدو ورود ژنرال مک آرتور به ژاپن بعنوان فرماندار نظامی ، ساختار سیاسی و نظامی و امنیتی این کشور به طور کلی از عناصر سنتی پاکسازی شد و بویژه در نیروی های مسلح این کشور عناصری وارد شدند که بلحاظ ایدئولوژی کاملا" ضد کمونیست و بلحاظ دکترین های نظامی کاملا" آمریکایی بحساب می آمدند . ویرایش شده در توسط MR9
0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
کلا این قضیه بخشی از استراتژی نگاه به شرق اوباما هست
0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[right]
ژاپن اسما قرار بود ه ارتش محدودی داشته باشه ولی در عمل ارتش اون چهارمین یا پنجمین ارتش دنیاست. به هرحال وضعیت امنیت راه های دریایی جهان (که شریان اصلی اقتصاد ژاپن هستند) این کشور رو وادار می کنه که از لاک خودش بیرون بیاد. همین مسئله رو به نوعی چین هم داره[/right]
[right]به هرحال به قول دوست عزیزمون چکا هر حرکت نظامی ژاپن بدون تأیید مستقیم یا غیرمستقیم امریکا نخواهد بود[/right]
0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

با سلام 

 

البته مدت زمان زیادی از ارائه این مقاله می گذرد ، ولی شرایط  روز به روز برای کشورهای منطقه پیچیده تر می شود 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

http://www.military.ir/forums/topic/29526-اخبار-برتر-نظامی-هفته/?p=477286

 

باسلام

 

ضمن تشکر ،مجلس سنای ژاپن  شهریور ماه قانون شرکت در جنگهای فراسرزمینی رو تصویب  کرده بود ، البته شاید  بیشتر برای خثنی کردن و رفع تهدید  کره شمالی که از نظر غرب یاغی محسوب می شه و در معادلات جهانی سهمی  برا ی اون قائل نیستن ولی در دنیایی که کشورها مثل دانه های تسبیح  یا شبیه به تارهای عنکبوت  به وسیله بازار و سرمایه  به یکدیگر متصل هستن ، به نظر بنده باور وتحلیلش مقداری سختهست که قدرتهای بزرگ مثل ایالات متحده و ژاپن و چین مستقیما وارد نبرد نظامی تمام عیاری بشن،وقتی که سرمایه گذاری آمریکا باعثحرکت اقتصاد چین شده و یا سرمایه های چین در ایالات متحده و ژاپن باعث رونق اقتصاد وثبات سیاسی این کشورهاست شاید هر درگیری و اعمال قدرت سختی   بی معنا باشه حتی اگر شانس پیروزی نظامی یکی از طرفین بالا باشه .

1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

 

باسلام

 

ضمن تشکر ،مجلس سنای ژاپن  شهریور ماه قانون شرکت در جنگهای فراسرزمینی رو تصویب  کرده بود ، البته شاید  بیشتر برای خثنی کردن و رفع تهدید  کره شمالی که از نظر غرب یاغی محسوب می شه و در معادلات جهانی سهمی  برا ی اون قائل نیستن ولی در دنیایی که کشورها مثل دانه های تسبیح  یا شبیه به تارهای عنکبوت  به وسیله بازار و سرمایه  به یکدیگر متصل هستن ، به نظر بنده باور وتحلیلش مقداری سختهست که قدرتهای بزرگ مثل ایالات متحده و ژاپن و چین مستقیما وارد نبرد نظامی تمام عیاری بشن،وقتی که سرمایه گذاری آمریکا باعثحرکت اقتصاد چین شده و یا سرمایه های چین در ایالات متحده و ژاپن باعث رونق اقتصاد وثبات سیاسی این کشورهاست شاید هر درگیری و اعمال قدرت سختی   بی معنا باشه حتی اگر شانس پیروزی نظامی یکی از طرفین بالا باشه .

 

 

 

با سلام

 

فرموده شما صحیح است بلحاظ مرتبط بودن کشورها بلحاظ سرمایه گذاری های سنگین متقابل ، اما این را هم در نظر بگیریم که در حوزه علوم استراتژیک و در بررسی های راهبردی ، احتمال 1% هم احتمال بالایی محسوب می شود و باید در محاسبات گنجانده شود . وضعیت در شرق آسیا ، بر خلاف نظرات و ظاهر عادی آن ، بشدت دچار حساسیت شده و این حساسیت با قرار گرفتن تشنجات سیاسی در کنار ادعاهای ارضی کشورهای این حوزه ( از استراالیا تا ژاپن ، جمهوری خلق چین و حتی کره شمالی و روسیه و حتی کشورهای به ظاهر کم اهمیت تر ی نظیر ویتنام و.... ) و اختلافات اقتصادی وبعضا" ایدئولوژیک و همچنین رقابتهای شدید نظامی ، این منطقه را تبدیل به یک بشکه باروت کرده که حتی یک جرقه کوچک ، موجب تغییر محاسبات و اعمال قدرت نظامی خواهد شد .

 

یادمان باشد ، حوزه اقیانوس آرام ، به شکل سنتی ، حوزه نفوذ و قدرت ایالات متحده است و در سالهای قبل از جنگ دوم نیروی دریایی سلطنتی ژاپن و از دهه 70 میلادی به این سو ، نیروی دریایی چین ، یک رقیب سرسخت برای این قدرت سنتی حوزه پاسیفیک بشمار می آمدند و می آیند و هرگونه کنش و واکنش بدون منطق ، جرقه ای هست بر انبار باروت شرق آسیا .

 

 

119c05c4c80409e7fbf1a725f8aaccc5eb85bbb5

 

 

us_military.jpg

 

 

w~2.jpg

 

 

این سه داده نما ، به شکل نسبی وضعیت آرایش راهبردی شرق آسیا را نشان می دهد ، این بگذارید در کنار استراتژی بلندمدت ایالات متحده ( در یک بازه زمانی 232 ساله ) در پاسیفیک تا میزان حساسیت ها بهتر درک گردد.

 

در موردژاپنی ها هم معتقدم ، سیاستگزاران این کشور ، هنوز برای تغییر ماهیت استراتژی نظامی خود در تردید هستند ولی در بلند مدت ناچارند ، قابلیتهای تهاجمی را ارتقاء بدهند ، بویژه در حوزه نیروی هوایی و دریایی . البته این افزایش قابلیتها نیازمند وجود فاکتورهای متعدد است که بحث زیادی را می طلبد .

7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ارسال شده در · مخفی شده توسط MR9، 25 آبان 1394 - دلیلی ارایه نشده است · گزارش پست

128 میلیون؟؟؟!!!!!!!!

0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست

باسلام

 

البته تحلیل شما کاملا متقن هست ولی  شاید ابهام موضوع در حالت کلی این باشه  که  وضعیت سیاسی ،اجتماعی و اقتصادی دنیا بعد از جنگ دوم جهانی وبه خصوص بعداز پایان جنگ سرد  به نحوی  دچار تغییرشده که در هیچ بازه زمانی قبل از اون نظیری براش وجود نداشته،  تاسیس سازمانهای  بین المللی  ، به وجود آمدن شرکتهای چندملیتی ،دره سیلیکون و دنیای فناوری و ارتباطات  و رسانه همه باعث تضعیف نقش واحد های سیاسی به نام دولتها در تصمیم گیرهای کلان شدن ،این واحدهای جدید التاسیس ذی نفوذ به نظر وابستگی به کشور ومکان خاصی ندارن وهر جا سوددهی بالاتری وجودداشته باشه در اون مستقر می شن ، زمانی بریتانیا مرکز قدرت نظامی واقتصادی دنیا  بود ولی به دلیل سود وبازدهی بیشتر مرکز سرمایه به ایالات متحده منتقل شد محتمل هست  اگر دولت این کشور اقدامی در جهت ضرردهی  وناامنی سرمایه داری انجام  بده  این مرکزیت به مکان مستعد دیگری منتقل بشه.اکثرکشورهایی هم که در داده نما آمارشون ذکر شده  مثل فیلیپین ، کره جنوبی ، ژاپن واسترالیا همپیمان  یا وابسته هستن به ایالات متحده  ومطمئنا بدون مجوز این کشور  حق  یا توانایی اقدامی  خاصی رو ندارن .  

1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

 

باسلام

 

البته تحلیل شما کاملا متقن هست ولی  شاید ابهام موضوع در حالت کلی این باشه  که  وضعیت سیاسی ،اجتماعی و اقتصادی دنیا بعد از جنگ دوم جهانی وبه خصوص بعداز پایان جنگ سرد  به نحوی  دچار تغییرشده که در هیچ بازه زمانی قبل از اون نظیری براش وجود نداشته،  تاسیس سازمانهای  بین المللی  ، به وجود آمدن شرکتهای چندملیتی ،دره سیلیکون و دنیای فناوری و ارتباطات  و رسانه همه باعث تضعیف نقش واحد های سیاسی به نام دولتها در تصمیم گیرهای کلان شدن ،این واحدهای جدید التاسیس ذی نفوذ به نظر وابستگی به کشور ومکان خاصی ندارن وهر جا سوددهی بالاتری وجودداشته باشه در اون مستقر می شن ، زمانی بریتانیا مرکز قدرت نظامی واقتصادی دنیا  بود ولی به دلیل سود وبازدهی بیشتر مرکز سرمایه به ایالات متحده منتقل شد محتمل هست  اگر دولت این کشور اقدامی در جهت ضرردهی  وناامنی سرمایه داری انجام  بده  این مرکزیت به مکان مستعد دیگری منتقل بشه.اکثرکشورهایی هم که در داده نما آمارشون ذکر شده  مثل فیلیپین ، کره جنوبی ، ژاپن واسترالیا همپیمان  یا وابسته هستن به ایالات متحده  ومطمئنا بدون مجوز این کشور  حق  یا توانایی اقدامی  خاصی رو ندارن .  

 

 

 

با سلام

 

در یک نظر  ، همین شکلی هست که فرمودید و شکی در آن نیست ، اما اگر مبنای ما نظریات ژئوپلیتیکی باشد ، شرایط یک مقدار متفاوت خواهد بود .

 

در سالهای پس از جنگ سرد ، نظریه ای تحت عنوان نظریه 1+4 مطرح شد که در آن ایالات متحده بعنوان قطب نظامی و اقتصادی در یک کفه ترازو و چهار کشور ژاپن ، بریتانیا ، فرانسه و آلمان بعنوان کفه دیگر مطرح شدند . بنیاد اصلی نظریه فوق ، این هست که این 5 کشور هیچ گاه و تحت هیچ شرایطی علیه هم وارد جنگ نمی شوند ( بطور مشخص نامی از روسیه و چین برده نشده ) و در هر جای کره زمین ، منافعی وجود داشته باشد ، ( با توجه به سابقه نفوذ این 5 کشور در ادوار گذشته )  این 5 کشور هستند که تعیین کننده بشمار می روند .

 

بقیه کشورها ( حالا در اینجا نظیر استرالیا و کشورهای حاشیه اقیانوس آرام نظیر فیلیپین ، ویتنام و.... ) بلحاظ کد ژئوپلیتیکی که دارا هستند ، تاثیر گذاری ناچیزی در ساختار ایجاد شده خواهند داشت و بیشتر بعنوان بازیگران فرعی محسوب می شوند .

 

غرض این نوشتار ، آن بود که اگر چه شبکه اقتصادی ایجاد شده ، مانع مهمی در خصوص احتمال بروز درگیری نظامی بشمار می رود ، اما در زمان بروز حوادث غیر قابل پیش بینی ( بعنوان مثال وقوع درگیری نظامی بین دو کره ) یا جنگ بر سر تصاحب جزایر موجود در دریای چین جنوبی یا دریای  ژاپن و.... ، طرفهای ذینفع در منطقه ، بی طرف نخواهند ماند و له یا علیه یک سمت ماجرا ، وارد صحنه خواهند شد .

3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

باسلام

 

با مقداری تاخیر می خواستم نکته ای رو عرض کنم ، به نظر ژئو کالچر  ونظریه ای مثل برخورد تمدنهای هانتینگتون بهتر  از  دیدگاه ژئو پلیتیکی  می تونه شرایط و مسائل  حوزه اقیانوس آرام و شرق دور رو تبیین وتفسیر کنه چون به مقدار زیادی با وضعیت کنونی این منطقه همپوشانی داره و احتمال درگیری نظامی  بالا هست در منطقه  طبق این نظریه ، مشابه با وضعیت   امروز خاورمیانه  . البته این ممکنه   به دلیل  تاثیرپذیری سیاست خارجی ایالات متحده از تفکرات واضع این نظریه باشه که به عنوان نقشه راه دولت آمریکا بکار گرفته  شده یا جنگ محور بودن خود نظریه .

 

Huntington_Clash_of_Civilizations_chart_

ویرایش شده در توسط sadra91
3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم