Recommended Posts

[quote]ايران بايد مثل تموم كشورها كه هر دو يا سه سال يه قرارداد نظامي سنگين ميبندن خريد كنه مگه ما چيمون از كشورهاي عربي كمتره؟[/quote]

خسته نباشی!

هر دو یا سه سال یک قرارداد نظامی سنگین؟!

جدا خسته نباشی استفاده کردم از نظر تخصصی ات!

فقط خواهشا 30 سال حافظه مبارک رو برگردون عقب و ببین ما برای چی انقلاب کردیم؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote][quote]ايران بايد مثل تموم كشورها كه هر دو يا سه سال يه قرارداد نظامي سنگين ميبندن خريد كنه مگه ما چيمون از كشورهاي عربي كمتره؟[/quote]

خسته نباشی!

هر دو یا سه سال یک قرارداد نظامی سنگین؟!

جدا خسته نباشی استفاده کردم از نظر تخصصی ات!

فقط خواهشا 30 سال حافظه مبارک رو برگردون عقب و ببین ما برای چی انقلاب کردیم؟[/quote]
انقلاب کردیم تا وابسته نباشیم!
تا سر پای خودمون وایسیم!
و میبینی که موفق شدیم و بیشتر خواهیم شد!
مستعمره بودن که فقط به تسلط نظامی بیگانه بر آب و خاکت که نیست!
بیشتره این عرب های منطقه مستعمره ای در دست غربیها بیش نیستن!
ahvazWolf جان الان که دنیا داره خودکفایی ما در بخش نظامی تحسین میکنه! بهت قول میدم یه روز خواهی دید که چگونه تمام دنیا به عنوان ابر قدرتی جدید از ما حساب میبره!
شاید فکر کنید عربستان و امارات اینو خرید اونو خرید و ما نداریم! نه اصلا اینگونه برتری نظامی تثبیت نمیشه! که اگه اینجوری بود مدتها بود تمام دنیا در جنگ علیه ما بسیج میشدن!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
داشتم پست ها رو از اول ميخوندم واسه اون دوستم كه در bf2 با f35 در گير بوده و ۱ موشك زده متاسفم چون من با اين قولِ سنگين f18 رو سر negoon كردم

توى اون بعضى مهارت خلبان خيلى مهم تر از خود havapeymast آخه سعى شده تا حدودى برابر باشن havapeymaha البته ۲ دست هستند ۱ jangande ها كه liv و سو هستش كه بازم ميگم اعتبارى نيست به بعضى

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
باسلام به دوستان توي دنياي تجارت شكست وجودنداره شايد اگه روسها با ما اين تجارت رو حاضر نباشن اجام بدن كشور ديگه كه در صنعت روز هوايي حرفي براي گفتن داشته باشه حاضر باشه با قيمت خوب معامله بكنه شايد براي رسيدن به خود كفايي ما همه راه هاي موجود رو نرفتيم به قولي هميشه يك راهي هست اگه ما بخوايم در برابر هجوم هوايي دشمن از خودمون دفاع بكنيم مجبوريم به هرصورتي كه هست نيازهاي خودمون رو از هر راه ممكن تهيه بكنيم تا بتونيم برتري هوايي نسبي داشته باشيم و آسمان كشورمون مال خودمون باشه نه در دست دشمن !

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
من هم با نظر دوستمون موافقم كه انشاالله ما دوباره و در آينده اي نه چندان دور يكي از ابر قدرتهاي جهان خواهيم شد .
ولي تا اون موقع و حالا كه تسليحات اون چناني نميتونيم توليد و يا خريد كنيم بايد طوري حركت كنيم كه مجبور به مواجهه نظامي با دشمنان اصلي نشيم بدون تعارف ما هنوز خيلي از آمريكا بعنوان دشمن اصليمون ضعيف تر هستيم
به اميد روزيكه همه دنيا روي اقتدار نظامي ايران حساب ويژه باز كنند البته الان هم بدك نيستيم و لي حالا حالاها جاي كار داريم مخصوصا در حيطه نيروي هوايي icon_cheesygrin

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]باسلام به دوستان توي دنياي تجارت شكست وجودنداره شايد اگه روسها با ما اين تجارت رو حاضر نباشن اجام بدن كشور ديگه كه در صنعت روز هوايي حرفي براي گفتن داشته باشه حاضر باشه با قيمت خوب معامله بكنه شايد براي رسيدن به خود كفايي ما همه راه هاي موجود رو نرفتيم به قولي هميشه يك راهي هست اگه ما بخوايم در برابر هجوم هوايي دشمن از خودمون دفاع بكنيم مجبوريم به هرصورتي كه هست نيازهاي خودمون رو از هر راه ممكن تهيه بكنيم تا بتونيم برتري هوايي نسبي داشته باشيم و آسمان كشورمون مال خودمون باشه نه در دست دشمن ![/quote]
هي ما مي خوايم اطلاعات لو نديم اين رفيقمون نمي ذاره و هي ما رو قلقلك ميده! :oops:
ولي خب ما اگه قلقلك هم بشيم ولي نمي خنديم icon_cheesygrin :lol: :lol:
اما
شما بگو چه كشورايي غير از روسيه حاضرن با ما معامله بكنن؟ برزيل؟ آرژانتين؟ فرانسه؟ آلمان؟ يا انگليس؟
مطمئنا هيچكدوم(چون آمريكا بهشون اجازه نميده تازه همون روسيه هم كلي شرط ميذاره)
اين قيمت خوب كه شما ميگي يعني چند؟ هر فروند 100 ميليون دلار ؟ 150 ميليون دلار؟ يا بالاتر؟
مطمئنم كه قبول داري اين قيمت نمي ارزه و بهتره خودمون دنبال ساخت باشيم كه هستيم.
قطعا براي رسيدن به خودكفايي ما همه راهها رو نرفتيم و راههاي ديگري هست.
آسمون كشورمون همين الان هم دست خودمونه ( نمونه اش توقيف هواپيماي حامل ژنرالهاي آمريكايي بود كه از راه ناشناس و از ارتفاع پست وارد خاك ايران شده بود. يادمون نره كه آمريكايي ها قبل از حمله به طبس هم اين كار رو كردن و وقتي ديدن رادارهاي ايران واكنشي ندادن خيالشون راحت شد و اصطلاحا اعلام شد كه مسير safe شده.)
ضمنا برتري هوايي فقط از راه هوا بدست نمياد بلكه قسمتي از اون از روي زمين بدست مياد. جنگ الكترونيك يادت نره.
سوخو 34 بمب افكن خوب و خوشگليه ولي وقتي ما نداريمش مي خوام اصلا نباشه!!!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
دوست عزيز دوتا سوال كليدي اگه بجاي اون فالكن كه به قولي دوتا ژنرال آمريكايي توش بودند يك اف 22 و يا يك اف 35 وارد حريم ما ميشدند بازهم قابل رهگيري بودند حالا فرض كنيد اين اف 22 و يا35 هم بوسيله يك اوكس و يا يك جنگنده نسل 5/4كه قابليت جنگ الكترونيك داشته باشه پشتيباني بشه آيا شما ميتوني تضمين بدي كه ما بتونيم رهگيريش بكنيم هدف گرفتنشو كاري نداريم يك سوال ديگه خداي جنگ الكترونيك در دنيا كدوم كشور آيا ايران يا آمريكا و روسيه!گاهي اوقات بهتره براي پيروزشدن بردشمن واقعيت رو بيشتر درنظر بگيريم چون جنگيدن با دشمن ساده تر ميشه توي قضيه طبس دولت ما جريان حمله آمريكا را از بيانيه رسمي دولت آمريكا كه بوسيله رييس جمهور وقت كارت خوانده شد مطلع شديم ! نمي خوام خيلي نااميدانه صحبت كنم درسته ما توانمنديهاي زيادي رو داريم در اين زمينه ولي دشمن هم اونقدر كه ميگين ضعيف نيست و ماهم انقدر قوي نيستيم در اين زمينه كه حرف آخر و بزنيم البته من اينا رو نمي گم دوستان همه در اين زمينه صاحب نظرند و اطلاعات كافي دارندو ميتونند نظر كارشناسي بدن اگه منطقي باشه با كمال ميل مورد قبول خواهد بود با تشكر!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
با عرض معضرت قصدايجاد پست تكراري ندارم فقط يك توضيح كوچيك منظور من ار آواكس و جنگنده نسل .... هواپيماهايي كه قابليت ACCM وACCCM رو دارند بود.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]هي ما مي خوايم اطلاعات لو نديم اين رفيقمون نمي ذاره و هي ما رو قلقلك ميده!
ولي خب ما اگه قلقلك هم بشيم ولي نمي خنديم
اما
شما بگو چه كشورايي غير از روسيه حاضرن با ما معامله بكنن؟ برزيل؟ آرژانتين؟ فرانسه؟ آلمان؟ يا انگليس؟
مطمئنا هيچكدوم(چون آمريكا بهشون اجازه نميده تازه همون روسيه هم كلي شرط ميذاره)
اين قيمت خوب كه شما ميگي يعني چند؟ هر فروند 100 ميليون دلار ؟ 150 ميليون دلار؟ يا بالاتر؟
مطمئنم كه قبول داري اين قيمت نمي ارزه و بهتره خودمون دنبال ساخت باشيم كه هستيم.
قطعا براي رسيدن به خودكفايي ما همه راهها رو نرفتيم و راههاي ديگري هست.
آسمون كشورمون همين الان هم دست خودمونه ( نمونه اش توقيف هواپيماي حامل ژنرالهاي آمريكايي بود كه از راه ناشناس و از ارتفاع پست وارد خاك ايران شده بود. يادمون نره كه آمريكايي ها قبل از حمله به طبس هم اين كار رو كردن و وقتي ديدن رادارهاي ايران واكنشي ندادن خيالشون راحت شد و اصطلاحا اعلام شد كه مسير safe شده.)
ضمنا برتري هوايي فقط از راه هوا بدست نمياد بلكه قسمتي از اون از روي زمين بدست مياد. جنگ الكترونيك يادت نره.
سوخو 34 بمب افكن خوب و خوشگليه ولي وقتي ما نداريمش مي خوام اصلا نباشه!!![/quote]

اولا اون هواپیما حامل چهار تن از مقامات نظامی مجارستان بود که مقصدش افغانستان بود. وگرنه مطمئن باش اگه امریکایی بودن و قصد خراب کاری و از روی عمد این کار و کرده بودند مثل سرباز های انگلیسی کلی داد زده بودند.

ببینید اقایون من قصد خراب کردن دست اورد های دانشمندان جوان ایرانی را ندارم اما خوب نباید زیاد تعصب نشون بدیم ما می تونیم با یک برنامه ریزی سیاسی و اقتصادی خوب برتری هوایی خودمون رو به اسرائیل نزدیک کنیم. امنیت کشور از هر چیزی مهم تره.
همین طور خودتون می دونید جنگنده صاعقه توان مقابله با جنگنده اف-18 رو هم نداره چه برسه به اون های دیگه حتی موشک هوا به هوا هم نداره. خوب حالا تولید انبوه اون چه فایده ای داره؟
نمی خوام موضوع رو سیاسی کنم ولی...
در زمان دولت اقا خ... ما هم به موضوع خود کفایی می پرداختیم و هم به به خرید های نظامی نمونه هم موشک هوت و اون جنگنده ها. کار به جایی رسیده بود که فرانسه و روسیه خودشون به ما پیشنهاد خرید میدادند. با تمام این ها مثل پیکان شهاب3 تولید می کردیم و جنگنده شفق رو ساختیم و صاعقه هم اولین پروازش رو در شاهین شهر انجام داد. پیشنهاد فرانسه رو رد کردیم و خودمون موشک فاطر رو ساختیم. پیشنهاد روسیه رو قبول می کردیم ولی باز هم به بازسازی سیستم های ایونیکی اف14 پرداختیم. و موشک فونیکس رو عملیاتی کردیم و تولید انبوه اون با سرعت کمی اغاز شد. S-300PMU1 رو خریدیم و به بازسازی سیستم های پدافندی
پرداختیم.
فقط باید برنامه ریزی کنیم.
در ضمن ما کشوری هستیم که قصد حمله به هیچ کشوری رو نداریم. سوخو34 جنگنده تهاجمی هست که اصلش برای حمله به اهداف زمینی طراحی شده. ما همچین نیازی هم به این جنگنده نداریم می تونیم با خرید چند جنگنده و سیستم ها پدافندی اجازه جولان به هواپیما های دشمن رو ندیم.
اف4 و اف 5 هم به اخر عمرشون نزدیک شدن بهترین جایگزین هم شفق2 و جنگنده هایی مثل سوخو30 و 34 هست.
دو تاشون هم که تو رزمایش سقوط کردند.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
عزیزان طوری سخن می گویند که یکی بی اطلاع باشه فکر میکنه همه دنیا مشتاق فروش جنگنده به ایران بوده و این ما هستیم که تمایلی به خرید نداریم! دوستان گرامی زمانی که حتی از پشتیبانی جنگنده میگ29 و سوخو24 خودداری میکنند که هیچ برای خودروهای خارجی هم قطعات یدکی به ما نمیدن چطور انتظار فروش جنگنده دارید؟ به فرض بفروشند ، بعدش چی؟ تضمین پشتیبانی فنی و یدکی و مهمات و ارتقا با کیه؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]دوست عزيز دوتا سوال كليدي اگه بجاي اون فالكن كه به قولي دوتا ژنرال آمريكايي توش بودند يك اف 22 و يا يك اف 35 وارد حريم ما ميشدند بازهم قابل رهگيري بودند حالا فرض كنيد اين اف 22 و يا35 هم بوسيله يك اوكس و يا يك جنگنده نسل 5/4كه قابليت جنگ الكترونيك داشته باشه پشتيباني بشه آيا شما ميتوني تضمين بدي كه ما بتونيم رهگيريش بكنيم هدف گرفتنشو كاري نداريم يك سوال ديگه خداي جنگ الكترونيك در دنيا كدوم كشور آيا ايران يا آمريكا و روسيه!گاهي اوقات بهتره براي پيروزشدن بردشمن واقعيت رو بيشتر درنظر بگيريم چون جنگيدن با دشمن ساده تر ميشه توي قضيه طبس دولت ما جريان حمله آمريكا را از بيانيه رسمي دولت آمريكا كه بوسيله رييس جمهور وقت كارت خوانده شد مطلع شديم ! نمي خوام خيلي نااميدانه صحبت كنم درسته ما توانمنديهاي زيادي رو داريم در اين زمينه ولي دشمن هم اونقدر كه ميگين ضعيف نيست و ماهم انقدر قوي نيستيم در اين زمينه كه حرف آخر و بزنيم البته من اينا رو نمي گم دوستان همه در اين زمينه صاحب نظرند و اطلاعات كافي دارندو ميتونند نظر كارشناسي بدن اگه منطقي باشه با كمال ميل مورد قبول خواهد بود با تشكر![/quote]
اخوي عزيز سلام
1- الان وضعيت صلحه نه جنگ؛ و به طبع آرايش رادارها و حفاظت مرزهاي هوايي در وضعيت جنگي نيست و حتما قبول داري كه شرايط حفاظت پيراموني در زمان صلح با زمان جنگ فرق مي كنه.در زمان جنگ نوع آرايش رادارها؛ پروازهاي رهگيري؛ ديدبانهاي مرزي؛ سيستم هاي كشف و آشكار سازي غير فعال و ساير سيستم ها از آرايش؛ چيدمان؛ تعداد و زمان بندي هاي متفاوتي با زمان صلح برخوردار خواهند بود پس وقتي در شرايط عادي ما بتونيم جلوي نفوذ اونها رو بگيريم( كه طبق ادعاي خودشون تمام نقاط كور راداري ما رو مي دونن و از نوع و تعداد رادارهاي ما مطلعند( كه در واقع نيستند)) در شرايط آمادگي كامل هم قدرت اين كار رو داريم البته هيچ وقت نميگيم 100 درصد. چون كار 100 درصدي كار خدا و يا جانشينان معصومش بر روي زمين است.
2- ما بايد هوشيار باشيم و فريب جنگ تبليغاتي دشمن رو نخوريم آيا شما مي دوني همين جنگنده هايي كه اسم بردي در برابر رادارهاي نسل قديم (مانند باند K و J كه هم اكنون در ايران و خيلي از كشورهاي نه چندان پيشرفته! فعال هستند) از فواصل دورتري مي تونن كشف و شناسايي بشن( رادارهاي جديد از فواصل نزديكتر قادر به اين كار هستن در واقع اشتباه آمريكايي ها اين بود كه فكر مي كردن روسها و ساير ملل دنيا هر چه زودتر رادارهاي قديمي رو از رده خارج مي كنن ولي اين اتفاق نيفتاد و باعث شد تا يه دونه اف 117 ماماني توي يوگوسلاوي سابق به دست سيستم سام 3 ( بله سام 3 متعلق به بيش از 40 سال پيش!) كه البته با فناوري نوين (فيبر نوري) شبكه شده بودند ساقط بشه تا باعث كنار گذاشته شدن اونا از ارتش آمريكا بشه).
3- شكي نيست كه آمريكا در زمينه جنگ الكترونيك در دنيا حرفهاي زيادي براي گفتن داره ولي رفيق اين نكته يادت باشه كه خيلي وقتها نقاط قوت بزرگ مي تونن به نقاط ضعف اساسي و گريبانگير تبديل بشن اگه توي شرايط نابجا از اونا استفاده بشه يا رقيب( يعني ما) هوشمندانه عمل كنه اون قسمتي كه گفتم برتري هوايي فقط از روي هوا بدست نمياد و قسمتي از اون از روي زمين تأمين ميشه اينجا خودشو نشون ميده خيلي سربسته ميگم اگه يه اف 22 شروع كنه به ECM يا ECCM اونوقت خودشو به راحتي لو نداده؟ موقعيتش تو هوا به راحتي كشف نميشه؟ پس اهميت سكوت راداري و راديويي رو متوجه ميشيم. ثانيا گيريم اصلا يه 747 ويژه جنگ الكترونيك اين بابا رو (همون جنگنده ناقلا!) اسكورت كنه و با اون توان عظيم سيستم هاش يه جنگ الكترونيك اساسي راه بندازه حالا يه سوال پيش مياد: آيا توان فرستنده هاي يه وسيله پرنده بيشتره يا وسيله اي كه از روي زمين اين كار رو مي كنه؟ به طور طبيعي اوني كه روي زمينه. چرا؟ چون يكي از فاكتورهاي بسيار مهم در جنگ الكترونيك قدرت و توان فرستنده است و فرستنده اي كه به شبكه برق سراسري يا ژنراتورهاي عظيم اختصاصي مجهزه قدرت بيشتري براي فرستادن امواج خواهد داشت و جنگ رو خواهد برد. بله شايد در هوا و در نبرد الكترونيك متقابل جنگنده ها ما پيروز نباشيم ولي در زمين چي؟
4- ما هم همينو مي گيم براي پيروز شدن بر دشمن بايد واقعيت رو در نظر گرفت نه اينكه شعارهاي احساسي داد.
5- تو قضيه طبس حق باشماست «دولت» (دولت بني صدر ملعون) شايد با بيانيه كارتر متوجه شد ولي برويد خاطرات حاج احمد رو از اون شب تاريخي بخونيد ببينيد هواپيماها و هلي كوپتر ها با اشاره دست چه كسي يكي يكي ساقط مي شدن( راهنمايي: عكس اين عزيز تو لوگوي همين حاج سعيد خودمون هست!) تازه سپاه زودتر از دولت متوجه شد و شهيد محمد منتظر القائم تو همين واقعه به شهادت رسيد.
6- ما نمي گيم دشمن ضعيفه؛ بزرگترين حماقت ضعيف شمردن دشمنه. ما ميگيم تحت تأثير تبليغات و جنگ رواني قرار نگيريد.
[size=18]اخوي نقاط قوت دشمن ما تو جاهاييه كه متأسفانه كمتر مورد بحث قرار ميگيره و البته خيلي هم با موضوعيت اين سايت همخواني نداره چون نظامي نيستن[/size].(منظورم بحث اطلاعات و ارتباطات و زير ساختهاي اونها هست).

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote][quote]هي ما مي خوايم اطلاعات لو نديم اين رفيقمون نمي ذاره و هي ما رو قلقلك ميده!
ولي خب ما اگه قلقلك هم بشيم ولي نمي خنديم
اما
شما بگو چه كشورايي غير از روسيه حاضرن با ما معامله بكنن؟ برزيل؟ آرژانتين؟ فرانسه؟ آلمان؟ يا انگليس؟
مطمئنا هيچكدوم(چون آمريكا بهشون اجازه نميده تازه همون روسيه هم كلي شرط ميذاره)
اين قيمت خوب كه شما ميگي يعني چند؟ هر فروند 100 ميليون دلار ؟ 150 ميليون دلار؟ يا بالاتر؟
مطمئنم كه قبول داري اين قيمت نمي ارزه و بهتره خودمون دنبال ساخت باشيم كه هستيم.
قطعا براي رسيدن به خودكفايي ما همه راهها رو نرفتيم و راههاي ديگري هست.
آسمون كشورمون همين الان هم دست خودمونه ( نمونه اش توقيف هواپيماي حامل ژنرالهاي آمريكايي بود كه از راه ناشناس و از ارتفاع پست وارد خاك ايران شده بود. يادمون نره كه آمريكايي ها قبل از حمله به طبس هم اين كار رو كردن و وقتي ديدن رادارهاي ايران واكنشي ندادن خيالشون راحت شد و اصطلاحا اعلام شد كه مسير safe شده.)
ضمنا برتري هوايي فقط از راه هوا بدست نمياد بلكه قسمتي از اون از روي زمين بدست مياد. جنگ الكترونيك يادت نره.
سوخو 34 بمب افكن خوب و خوشگليه ولي وقتي ما نداريمش مي خوام اصلا نباشه!!![/quote]

اولا اون هواپیما حامل چهار تن از مقامات نظامی مجارستان بود که مقصدش افغانستان بود. وگرنه مطمئن باش اگه امریکایی بودن و قصد خراب کاری و از روی عمد این کار و کرده بودند مثل سرباز های انگلیسی کلی داد زده بودند.

ببینید اقایون من قصد خراب کردن دست اورد های دانشمندان جوان ایرانی را ندارم اما خوب نباید زیاد تعصب نشون بدیم ما می تونیم با یک برنامه ریزی سیاسی و اقتصادی خوب برتری هوایی خودمون رو به اسرائیل نزدیک کنیم. امنیت کشور از هر چیزی مهم تره.
همین طور خودتون می دونید جنگنده صاعقه توان مقابله با جنگنده اف-18 رو هم نداره چه برسه به اون های دیگه حتی موشک هوا به هوا هم نداره. خوب حالا تولید انبوه اون چه فایده ای داره؟
نمی خوام موضوع رو سیاسی کنم ولی...
در زمان دولت اقا خ... ما هم به موضوع خود کفایی می پرداختیم و هم به به خرید های نظامی نمونه هم موشک هوت و اون جنگنده ها. کار به جایی رسیده بود که فرانسه و روسیه خودشون به ما پیشنهاد خرید میدادند. با تمام این ها مثل پیکان شهاب3 تولید می کردیم و جنگنده شفق رو ساختیم و صاعقه هم اولین پروازش رو در شاهین شهر انجام داد. پیشنهاد فرانسه رو رد کردیم و خودمون موشک فاطر رو ساختیم. پیشنهاد روسیه رو قبول می کردیم ولی باز هم به بازسازی سیستم های ایونیکی اف14 پرداختیم. و موشک فونیکس رو عملیاتی کردیم و تولید انبوه اون با سرعت کمی اغاز شد. S-300PMU1 رو خریدیم و به بازسازی سیستم های پدافندی
پرداختیم.
فقط باید برنامه ریزی کنیم.
در ضمن ما کشوری هستیم که قصد حمله به هیچ کشوری رو نداریم. سوخو34 جنگنده تهاجمی هست که اصلش برای حمله به اهداف زمینی طراحی شده. ما همچین نیازی هم به این جنگنده نداریم می تونیم با خرید چند جنگنده و سیستم ها پدافندی اجازه جولان به هواپیما های دشمن رو ندیم.
اف4 و اف 5 هم به اخر عمرشون نزدیک شدن بهترین جایگزین هم شفق2 و جنگنده هایی مثل سوخو30 و 34 هست.
دو تاشون هم که تو رزمایش سقوط کردند.[/quote]
پست متوالي ممنوعه ولي اين دفعه رو نديد بگيرين رؤسا!
سلام بر پيلوت عزيز
1- شما اطلاعيه رسمي دولت رو كه ببينين نوشته كه تو اون هواپيما آمريكايي ها هم بودن اگه خواستي لينكشو مي ذارم. قصد خرابكاري خاصي هم نداشتن فقط مي خواستن برن ولايت افغانستان. تو راهشون هم يه بررسي از ميزان هشياري سيستم پدافندي ما بكنن. علت داد و بيداد نكردن هم اينه كه يه وقتهايي بايد ضرب شست نشون داد؛ ولي بي سر و صدا( آخه اينجوري كيفش بيشتره!)
2- چرا برتري هوايي مون رو به اسراييل نزديك كنيم؟ بايد اونو از اسراييل خيلي بيشتر كنيم.
3- بله امنيت از هر چيزي مهمتره ولي از اون مهمتر احساس امنيته( كه تو اين چند روز عوامل بيگانه مي خواستن از مردم بگيرن و متأسفانه تاحدودي هم موفق شدن.)
4- همانطور كه خود شما هم ميدوني هيچ بمب افكني تو دنيا توان رقابت با يه جنگنده مجهز به موشكهاي دوربرد رو نداره. آخه اخوي بمب افكن رو با جنگنده مقايسه مي كني؟(صاعقه يك هواپيماي بمب افكنه و نمونه جنگنده نداره يعني هنوز توليد نشده شايد توليد بشه)
5- بيا از من بپرس كه پرداختن به موضوع خودكفايي در زمان دولت آقاي خ. . . با الان چقدر توفير كرده ( تو مايه هاي همون تومني هفت صنار خودمون!) اون موقع كجا و الان كجا؟ تعطيلي عمدي پروژه هاي دفاعي كجا و شتاب فزاينده كنوني كجا؟
6- حوت رو ما مهندسي معكوس كرديم با تغييراتي خاص جغرافياي خودمون. اون جنگنده ها كه گفتي يعني كدوم جنگنده ها؟
7- شايد روسيه به ما پيشنهاد خريد داده باشه ولي فرانسه رو باور نمي كنيم مگه لينك معتبر بذاري.
8- حيف كه نميشه گفت سرعت توليد موشكها در كشور چي بوده و چي شده؛ ولي اگه اون موقع شهاب 3 رو به قول آقاي شمخاني مثل پيكان توليد مي كرديم حال سجيل 2 رو اينطوري توليد مي كنيم!
9- مطمئني جنگنده شفق رو ساختيم؟؟ icon_cheesygrin يا هنوز داريم مي سازيم؟
10-موشك فاطر در نمايشگاه دستاوردهاي دفاعي سال 77 رونمايي شد و حاصل زحمات قبل بود.
11-موشكهاي فونيكس در زمان مرحوم شهيد ستاري مجددا عملياتي شدند نه در زمان دولت آقاي خ. . .( خدا ايشان را رحمت كند خيلي از طرحها در زمان ايشون پايه ريزي شد مثل همون صاعقه يا پروژه فاطر و يا پروژه ستار كه بعد از شهادتش به اسم خودش نام گذاري شد.)
12- باز سازي سيستم هاي پدافندي هم مال زمان مرحوم ستاريه (مثل هاوك كه ميوه كاملش چند روز پيش چيده شد)
13- موضوع خريد سيستم هاي اس 300 بارها از سوي طرفين ايران و روسيه تكذيب شده و نوشتن اين مطلب از سوي شما بدون مرجع معتبر بعيده.
14- ما از پاراگراف آخر حرفت نفهميديم بالاخره سوخو 34 رو بايد بخريم يا نه؟! ( شايد منظورت سوخو 33 يا 27 بوده؟)
15- دو تا از چي ها تو رزمايش سقوط كردن؟ مدرك هم داري؟
ببخشيد خيلي سرتونو درد آوردم. :lol:

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
لطفا در چارچوب موضوع مطرح شده صحبت کنید در صورت انحراف ، تاپیک قفل خواهد شد.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
amir1357
باسلام تمام مطابي رو كه فرموده بوديد بازها و بارها خوانده شده و يا گفته شده من نگفتم كه حرف شمارو قبول ندارم ولي بايد يك سوال از شما بكنم ما چرا بدنبال تجهيزات مدرن هستيم چرا موشك اس 300 ميخوايم بخريم آيا مگربخاطر اين نيست كه ميخوايم آسمان كشورمون ازآن خودمون باشه اين يعني اينكه ميخوايم از تلفات انساني و نابود شدن زيرساختهامون جلوگيري بكنيم يعني كاري كه ميتونه يك موشك اس 300 برامون انجام بده يك ارتش جانبركف ده هزارنفري نميتونه انجام بده هرچيز جاي خودشو داره سلحشور بودن خيلي خوبه ولي اگه همين سلحشور بجاي شمشير دستش يك تيكه چوب بدي ممكن كه چند نفر رو از پادربياره ولي بازهم خودش ازبين ميره .... شما مطمين باشيد كه دشمن در جنگ احتمالي بيشترين ضربه رو به ما از راه هوا وارد خواهد كرد نه از زمين يعني اگه يك ميليون هم سربازداشته باشي فقط بايد مواظب باشي كه دشمن ار هرطرفي كه دلش خواست ضربه بزنه به سربازات نخوره اين يعني يك جنگ كوتاه مثل جنگ دوم خليج فارس در واقع توي يك سكوت راديويي به قول خودتون توي ارتفاع كم يك تعداد هليكپتر و يا جنگنده ميان چندتا رادارمون هدف قرار ميدن و يك راه نفوذ پيدا ميكنند و بعد عمليات هوايي شروع ميشه و شروع ميكنند به زدن بقيه سيستم رادري و پدافند و..... اين وسط تعداد زيادي از مردم توي بمبارنها از بين ميرن درست مثل عراق يك سناريو تكراري البته اين درحالت بد قضيه است كه هيچي به نفع ما نباشه ولي اگه ما توان ضربه زدن به دشمن رو چه در آسمان خودمون و پايگاههاي اونها رو داشته باشيم كه حتما داريم داشته باشيم ديگه اونا نمي تونند از يك الگوي تكراري استفاده كنند خلاصه چيزي كه ما گفتيم اين بود ما بايد سلاحي داشته باشيم كه در مقابل دشمن كارايي داشته باشه و بتونه مزيت نسبي برامون داشته باشه نه اينكه مامنتظر بشيم كه اونا هرزمان و هرجا كه دلشون خواست مارو مورد لطف خودشون قرار بدند و بهمون حمله كنند ما هم اگه تونستيم يك جوابي بهشون بديم ما توي هزاره سوم هستيم اونا حتي به شيوه شش ماه قبلم به ما حمله نخواهند كرد به هرشك شمايلي كه بگي درخواهند اومد حتي ممكن كه ازديوار نياند بكله در بيان تو و ما اونارو نبينيم شايد باخودتون بگين اين بابا خيلي بازي جنگي ميكنه يا خيلي فيلم نگاه ميكنه زده به سرش اما بايد بگم اونا توي اين سي سال آنچنان دل پري از ما دارند كه هركاري كه شما فكر شو بكني يا نه براي نابودي ما انجام ميدن !

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]amir1357
باسلام تمام مطابي رو كه فرموده بوديد بازها و بارها خوانده شده و يا گفته شده من نگفتم كه حرف شمارو قبول ندارم ولي بايد يك سوال از شما بكنم ما چرا بدنبال تجهيزات مدرن هستيم چرا موشك اس 300 ميخوايم بخريم آيا مگربخاطر اين نيست كه ميخوايم آسمان كشورمون ازآن خودمون باشه اين يعني اينكه ميخوايم از تلفات انساني و نابود شدن زيرساختهامون جلوگيري بكنيم يعني كاري كه ميتونه يك موشك اس 300 برامون انجام بده يك ارتش جانبركف ده هزارنفري نميتونه انجام بده هرچيز جاي خودشو داره سلحشور بودن خيلي خوبه ولي اگه همين سلحشور بجاي شمشير دستش يك تيكه چوب بدي ممكن كه چند نفر رو از پادربياره ولي بازهم خودش ازبين ميره .... شما مطمين باشيد كه دشمن در جنگ احتمالي بيشترين ضربه رو به ما از راه هوا وارد خواهد كرد نه از زمين يعني اگه يك ميليون هم سربازداشته باشي فقط بايد مواظب باشي كه دشمن ار هرطرفي كه دلش خواست ضربه بزنه به سربازات نخوره اين يعني يك جنگ كوتاه مثل جنگ دوم خليج فارس در واقع توي يك سكوت راديويي به قول خودتون توي ارتفاع كم يك تعداد هليكپتر و يا جنگنده ميان چندتا رادارمون هدف قرار ميدن و يك راه نفوذ پيدا ميكنند و بعد عمليات هوايي شروع ميشه و شروع ميكنند به زدن بقيه سيستم رادري و پدافند و..... اين وسط تعداد زيادي از مردم توي بمبارنها از بين ميرن درست مثل عراق يك سناريو تكراري البته اين درحالت بد قضيه است كه هيچي به نفع ما نباشه ولي اگه ما توان ضربه زدن به دشمن رو چه در آسمان خودمون و پايگاههاي اونها رو داشته باشيم كه حتما داريم داشته باشيم ديگه اونا نمي تونند از يك الگوي تكراري استفاده كنند خلاصه چيزي كه ما گفتيم اين بود ما بايد سلاحي داشته باشيم كه در مقابل دشمن كارايي داشته باشه و بتونه مزيت نسبي برامون داشته باشه نه اينكه مامنتظر بشيم كه اونا هرزمان و هرجا كه دلشون خواست مارو مورد لطف خودشون قرار بدند و بهمون حمله كنند ما هم اگه تونستيم يك جوابي بهشون بديم ما توي هزاره سوم هستيم اونا حتي به شيوه شش ماه قبلم به ما حمله نخواهند كرد به هرشك شمايلي كه بگي درخواهند اومد حتي ممكن كه ازديوار نياند بكله در بيان تو و ما اونارو نبينيم شايد باخودتون بگين اين بابا خيلي بازي جنگي ميكنه يا خيلي فيلم نگاه ميكنه زده به سرش اما بايد بگم اونا توي اين سي سال آنچنان دل پري از ما دارند كه هركاري كه شما فكر شو بكني يا نه براي نابودي ما انجام ميدن ![/quote]
سلام مجدد
بله درسته دليل شما رو براي خريد اس 300 قبول دارم ولي اگه اين روسهاي هزار رنگ حاضر نشدن بهمون بدن چي؟
برويم بشينيم تا بميريم؟
يا برويم همين چيزايي كه داريم رو بهينه سازي كنيم(مثل پروژه شاهين)
ميدوني همين تسايحات قديمي در صورت بكارگيري صحيح و مناسب حتي از پس هواگردهاي پنهانكار هم بر ميان؟( اگه باور نداري مقاله سعيد در مورد جنگ يوگوسلاوي رو حتما بخون)
اون راهكار حمله به رادارها در ارتفاع پست ديگه قديمي شده و راهكارهاي مقابله خوبي براش پيدا شده كه بدليل مسائل امنيتي نميشه بگم(باور كن كلاس نمي ذارم اگه مي شد مي گفتم)
من هم با خودت موافقم شما يه كم بازي جنگي زياد بازي مي كني؛ فيلم هم زياد مي بيني!(به قول رومل چشمك!) icon_cheesygrin
فكر كنم اين تاپيك به علت انحراف از بحث اصلي توسط استاد سينا قفل بشه!( پيلوت جان شرمنده من بي تقصيرم! icon_cheesygrin )

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط IRGCAF
      پرواز با فلاگر :

      میگ – 23 برای حدود دو دهه ستون فقرات نیروی هوایی اتحاد جماهیر شوروی و کشورهای پیمان شوروی سابق را تشکیل می داد .
      طرح کلی میگ -23 از نظر آیرودینامیکی همانند سوخو -24 ولی کوچکتر بوده و از تنها نیمی از نیروی کشش جنگنده سوخو برخوردار است . بال متحرک نیروی برا ی فراوانی در هنگام برخاستن و گشت زنی با محموله سوخت و سلاح برای هواپیما تامین می نماید .
      امروزه جنگنده های میگ -29 و سوخو -27 در حال جایگزین شدن با فلاگر 26 ساله می باشند . ولی با وجود اینکه میگ – 23 از نیروی هوایی روسیه خارج می شود در بیش از بیست نیروی هوایی دیگر در سراسر جهان به خدمت مشغول است .
      چندی پیش برای نخستین بار یک خلبان غیر نظامی آمریکایی با این جنگنده پروازی داشت . وی دارای 850 ساعت پرواز بر روی هواپیماهای غیر نظامی و همچنین 250 سورتی با بیش از 30 نوع مختلف هواپیمای نظامی از جمله سوخو -27 می باشد . بنجامین لمبت نخستین خلبان آمریکایی بود که با جنگنده میگ -23 پرواز کرد .

      شرح پرواز لمبت با میگ – 23 را از قول وی می خوانیم :

      آماده شدن برای پرواز،پس از پیدا کردن هواپیمای دو نفره mig-23ubمورد نظر (ub مخفف دو کلمه روسی به معنی آموزش – رزمی ) در میان دیگر جنگنده های پارک شده در کنار باند با کمک ولادیمر گوربانف خلبان آزمایشگر میکویان و همراه من در این پرواز در کابین جلوی کروکدیل ( نامی که خلبانان روس بر روی میگ -23 نهادند ) قرار گرفتم .

      در ابتدا گربانف بطور کامل سیستمها و نشاندهنده ها و موقعیت محلی را برایم تشریح نمود . از آنجایی که مانورهای اصلی آیروباتیک و آزمایش هواپیما به فرازمین در پرواز گنجانده شده بود گربانف ترجیح داد تا به منظور صرفه جویی در سوخت عمل برخاستن بدون یاری پس سوز انجام گیرد . هواپیمایی که قرار بود با آن پرواز کنیم به تانکهای خارجی سوخت مجهز نبود . کابین اضافه شده در مدل ub نیز به نوبه خود در کاهش ذخیره سوخت مؤثر است .
      بر طبق برنامه قرار شد با پرواز بسوی منطقه اجرای مانور حدود 15 دقیقه عملکرد پیشرفته فرامین را آزمایش کرده سپس در صورت باقی ماندن سوخت کافی برای اجرای چند مانور مشخص به ژوکفسکی باز گردیم . سرعت های هوایی در مشکلترین مانورهای میگ – 23 و پرواز در داخل محدوده ترافیک فرودگاه کمابیش مشابه جنگنده آمریکایی f-4 بنظر می رسید . اگرچه در هنگام تقرب میگ – 23 به سرعت بیشتری نیاز دارد زیرا فاقد سیستم کنترل لایه مرزی می باشد .
      کلید های مربوط به ناوبری مخابرات و استارت موتور تنها در کابین جلو قرار دارند . صندلی پرتاب شونده راکتی km-1 یک نسل قدیمی تر از صندلی استاندارد کنونی یعنی k-36d می باشد . یک تفاوت مهم میان دو نوع صندلی این است که صندلی میگ -23 دارای دستگیره های پران فشار دهید و سپس بکشید می باشد . در حالی که دستگیذه های k-36d تک حرکتی می باشند . بگفته گربانف برای پرتاب کردن صندلی باید دسته ها را با نیروی حدود 20 کیلوگرنم کشید . سیستم نجات mig-23ub دارای قابلیت پرتاب انتخابی است که برای پرواز ما در وضعیت کنترل از کابین عقب قرار گرفته بود یعنی گوربانف می توانست در شرایط اضطراری و لزوم ترک فوری هواپیما صندلی پرتاب شونده مرا بکار اندازد .

      آشنایی با کابین

      همچون دیگر جنگنده های هم عصر ساخت شوروی داخل کابین شلوغ میگ-23 برنگ فیروزه ای درآمده است .
      دسته گاز بر روی دیواره کناری سمت چپ قرار دارد .
      دگمه های ارتباط رادیوییVHF مکالمه داخل کابین ics و کلید سرعت گیر هوایی بر روی دسته گاز قرار گرفته اند .
      هواپیما فاقد امکان ارتباط دایمی با میکروفون hot-mike می باشد .به این معنی که می بایست برای هر بار صحبت با گربانف دگمه ics را فشار دهیم .
      درست در پشت دسته گاز بر روی صفحه کناری سمت چپ سه دگمه انتخاب وضعیت فلپ برای سه حالت برخاستن، پرواز و فرود قرار گرفته اند. وضعیت 16 درجه برای هنگام برخاستن و فرود انتخاب می گردد. زاویه 45 درجه برای مانورهای معمول و زاویه 72 درجه برای پرواز با سرعت زیاد بکار می رود اعمال وضعیت 72 درجه مستلزم حداقل سرعت هوایی 325 نات (600 کیلومتر در ساعت ) می باشد .
      درست در سمت چپ دسته باز و بسته کننده چرخ فرود یک کلید مشخص شده با حروف روسی mrk (بمعنی مکانیزم گردش چرخ ) برای انتخاب انحراف با بازده کم و یا زیاد سیستم هدایت چرخ دماغه قرار گرفته است . این کلید پیش از شروع عمل تاکسی می بایست کشیده شده و درست پیش از برخاستن مجددا به جای خود باز کردد.
      صفحه آلات دقیق مشابه دیگر جنگنده های روسی هم عصر میگ -23 می باشد . در مرکز صفحه روبروی خلبان یک خط سفید عمودی وضعیت قرار گیری دسته کنترل توسط خلبان برای خنثی سازی ورودی شهپر زا مشخص می سازد. نشاندهنده موقعیت adi مانند دیگر هواپیماهای روسی نسبت به زمین موازنه شده است . در هواپیماهای غربی این نشاندهنده نسبت به هواپیما موازنه می گردد. این نشاندهنده همانند میگ -29 دارای یک استوانه می باشد که برای نشان دادن وضعیت هواپیما حول محور عرضی در یک سطح عمودی گردش می کند همچنین یک نشانه چداگانه برای تعیین زاویه گردش همراه با غلت bank تا 360 درجه گردش می کند . خلبان باید این دو نشانه را در ذهن خود با یکدیگر ادغام نماید تا بتواند یک تصویر کامل از وضعیت خود بدست آورد .
      پیشتر این اختلاف در هنگام پرواز با میگ-29 برایم گیج کننده بود ولی پس از کسب تجربه در شبیه ساز پرواز و پرواز بر روی سوخو-27 به سرعت به آن عادت کردم _همچنان که وضعیت ما در میگ -23 حول محور عرضی به حالت عمودی نزدیک می گردید دریا فتم که نشاند هنده زاویه گردش همراه با غلت این وسیله دقیق تر از نشاندهنده های موقعیت استاندارد غربی عمل میکند_.
      همچون میگ -29، فلاگر به یک نشان دهنده مشترک زاویه حمله (AOA ) وشتاب سنج مجهز شده است میزان " " در سمت راست (AOA ) در سمت چپ به نمایش در می اید گر بانف به من گفت که فلپهای زاویه حمله میگ-23 در سرعت های کم قابل اعتماد نبوده و من می بایست با سرعت معین شده وی پرواز می کردم . هنگام تکمیل لیست بازرسی پیش از پرواز مکانیزم حرکت بال به همراه فلپهای لبه حمله و فرار باز را با بستن آن تا 72 درجه آزمایش نمودیم گربا نف دسته گاز را باز کرده وآنرا در حالت"خلاص بر روی زمین " قرار دارد اطمینان حاصل نمودم که دسته باز وبسته کننده چرخ در حالت پایین ودسته باز کننده اضطراری چرخ وکلید MRK در حالت در گیر قرار گرفتند کلیدهای ناوبری /مخابرات کابین جلو بر روی دیواره کناری سمت راست از پیش بوسیله تکنسین زمینی در وضعیت های لازم قرار گرفته بودند گربانف تمامی مکالمات رادیویی را از کابین عقب هدایت می کرد در بیشتر جنگنده های شوروی سابق هواپیما تنها به کانالهای از پیش تعین شده مخابرات صدایی VIIF مجهز میباشد پس از تامین نیروی برق خارجی گربانف دگمه میکروفن خود را برای بازرسی سیستم ارتباطی داخل کابین فشرد . کاناپیها پایین آورده و قفل شدند و گربانف از برج درخواست اجازه نموده تا موتور را روشن نماید

      استارت خزیدن برخاستن

      پس از دریافت اجازه از برج گربانف به من اجازه داد تا دگمه روشن کردن موتور را بفشارم . با قرار گرفتن دسته گاز در وضعیت خلاص بر روی زمین مراحل استارت خود کار موتور R-27 آغاز گردید . به سرعت افزایش میزان گردش موتور را بر روی سرعت سنج محور موتور خود مشا هده نمودیم . دیگر نشانه ها حاکی از یک برخاستن خوب بودند. گربانف مکانیزم باز وبسته شدن بالها را بازرسی نمود و از طریق تکنسین زمینی از تغییر صحیح وضعیت بال مطمئن گردید. بالها را بطور کامل تا 16 درجه باز کرد. پس از انتخاب وضعیت برخاستن فلپها کلید MRK را بکار انداختم وسپس گربانف هدایت پذیری چرخ دماغه را آزمایش نمود. بدنبال تکمیل تمامی بازرسیها واجازه تاکسی کردن گربانف ترمزها راآزاد کرده برای به حرکت درآوردن هواپیما به توان موتور افزود وسپس همچنان که هواپیمارا از ایستگاه به سمت تاکسی وی هدایت می کرد گاز را دوباره در وضعیت خلاص شدن قراردارد و پس از متوازن شدن هواپیما برای باقی پرواز هدایت آن رابه من سپرد .
      هواپیما را بسوی باندشماره 12 باند اصلی در ژوکوفسکی هدایت نمودم.از همین باند بود که میگ -23 در 10 آوریل 1967 نخستین پرواز خود را به خلبانی الکساندر فدوتف انجام داد.اجازه پرواز صادر شد. دسته گاز را برای بازرسی نهایی موتور در 100% قرار دادم . به اطلاع گربانف رساندم که در کابین جلو همه چیز درست به نظر می رسد و من آماده پرواز هستم . او سپس ترمز ها را آزاد کرد و من همچنان که هواپیما شروع به شتاب گرفتن کرد هدایت آن را بر عهده گرفتم. نگا هداری هواپیما در وسط باند همچنان که سرعت هوایی افزایش می یافت به هیچ گونه تلاش اضافی نیاز نداشت . دسته هدایت هواپیما را دوباره در 125 نات قرار دادم و اجازه دادم تا فلاگر در 135 نات در موقعیت برخاستن قرار گیرد . دماغه هواپیما را تا هنگامیکه با سرعت 140 تا 143 نات به هوا برخاستم با زاویه 10 درجه روبه بالا نگاه داشتم . همزمان با اوجگیری هواپیما دسته باز و بسته کردن چرخها را بالا کشیدم و گربانف فلپها را در وضعیت پرواز مستقیم قرار داد . سایت نشانه روی چشمی توپ از این هواپیما برداشته شده بود . بنابراین دید روبروی من مانعی نداشت . پس از برخاستن هواپیما گربانف از من خواست تا 20 درجه به چپ گردش کرده و با سرعت 325 نات و توان 100 % اوج بگیرم . سپس مرا دوباره کمی بسمت راست هدایت نمود تا بتوانم در مسیر منطقه مانور در محدوده یک rsbn دوربرد (دستگاه کمک ناوبری هوایی روسی ) قرار گیرم .
      برج کنترل پرواز ، محدوده ارتفاع 10000 تا 30000 پا ( 3000 تا 9000متر ) را در داخل منطقه مانور در اختیار ما قرار دهد . سپس گربانف به من اجازه داد تا هواپیما را به میل خود مانور دهم . همچون نوع دو نفره سوخو – 27 جنگنده MIG-23 دارای امکان قفل کردن پس سوز می باشد بدین ترتیب که می توان پس سوز را از کابین جلو و یا عقب ولی نه از هر دو بطور همزمان روشن نمود . در این پرواز کنترل پس سوز برعهده گربانف بود .
      پس از رسیدن به منطقه مانور یک رشته مانورهای آیروباتیکی را از ارتفاع حدود 16000 پایی آغاز نمودم .
      گردش های 360 درجه ای سریع و افقی به چپ و راست ،دو لوپ،یک مانور اوجگیری و گردش به پشت هدف، چند غلت بوسیله شهپر،بدنبال آن یک غلت و گردش به سمت چپ،یک مانور ایملمن.
      در طی این رشته مانورها زاویه بال میگ -23 در 45 درجه نگاه داشته شد . این وضعیت را گربانف همچنانکه ما تا سطح سرعت 325 نات شتاب می گرفتیم انتخاب کرده بود . تمامی مانورهای عمودی (لوپها و ایملمن ) در سرعت 485 نات آغاز می شدند . این سریعترین سرعت هوایی بود که من در طی پرواز تجربه کرده بودم .
      یکی از مشخص ترین محدودیتهای هواپیما در هنگام غلتیدن برای گردش محدودیت میدان دید از داخل کابین است . همچنین پهنای زیاد قاب کاناپی تا حدود بالای سطح شانه حالت در گودی قرار گرفتن را در انسان تداعی می کند .
      مانور لوپ با توان نظامی (حداکثر نیروی کشش سرد موتور بدون روشن کردن پس سوز ) در سرعت 485 نات آغاز گردید . در شروع گربانف یک اوجگیری با شتاب 5 گرم را توصیه نمود .
      نشاندهنده زاویه حمله در 18 درجه با یک خط قرمز مشخص شده بود . همچنان که با سرعت 215 نات وارد بالاترین بخش لوپ شدیم متوجه شدم که عقربه نشاندهنده کمی از خط قرمز عبور کرده است . اگرچه هواپیما هیچ گونه حساسیتی به لرزشهای بال و دماغه نشان نمی داد . بخش انتهایی لوپ را به همراه کمی افزایش g و در همان حدود ارتفاع آغاز لوپ برای بدست آوردن مجدد حالت افقی ادامه دادیم .

      میگ -23 در زاویه های حمله بالا تا حدی ناسازگار شده و به شیرجه مارپیچی تمایل پیدا می کند .
      مانور () به سمت چپ ( یک مانور صعودی سریع برای بدست آوردن ارتفاع ) یک بار دیگر حوزه دید محدود میگ -23 را هویدا ساخت زیرا برای یافتن افق خارجی مجبور شدم سر خود را به میزان زیادی به سمت عقب ببرم . محدودیت مشابهی را در طی مانور () (یک گردش سریع 135 درجه با حداکثر توان موتور و دماغه به سمت پایین برای تغییر جهت به میزان 180 درجه ) نیز احساس نمودم . این مانور در توان نظامی سرعت 430 نات و زاویه 45 درجه بالها اجرا می گردد.
      پس از بدست آوردن زاویه گردش همراه با غلت مورد نظر یک گردش سریع انجام دادم . در این حالت هواپیما حداکثر ضریب برا را ایجاد می نماید . در طی این گردش 5/5 g شتاب بر هواپیما وارد گردید . این بالاترین میزان بار g در طی پرواز من بود . در طی این مانور برگشت هواپیما مقدار زیادی ارتفاع از دست داد . این خود گواهی بود بر این که میگ -23 یک نسل عقب تر از میگ -29 و سوخو -27 می باشد .
      واکنش کند هواپیما به فرمانها در مانور غلت با شهپر به سمت چپ در مقایسه با چنگنده هایی که پیشتر با آنها پرواز کرده بودم محسوس بود . همچون میگ -29 و سوخو – 27 برای کسب میزان غلتش مورد نظر میزان قابل توجهی جابجایی عرضی دسته فرمان مورد نیاز بود .
      مانور نهایی من یک گردش ایملمن بود . مجددا در توان نظامی تا سرعت 485 نات بر شتاب افزوده و یک اوجگیری با 5 گرم را آغاز نمودم . این بار همچنان که بطور عمودی اوج می گرفتم گربانف چند ثانیه ای پس سوز را روشن نمود تلفیقی مناسب از شهپر و سکان عمودی متحرک بازگشتی آرام را به وضعیت افقی بدنبال آورد . با توجه به کمتر از 2000لیتر ( پرواز با حدود 4500 لیتر سوخت آغاز گردید ) گربانف یادآوری کرد که زمان بازگشت به ژوکفسکی فرا رسیده است .
      پس از تعیین مسیر بازگشت بوسیله سوزن () گربانف با تقرب ژوکفسکی تماس گرفته اجازه بازگشت به پایگاه را خواستار گردید .
      برج کنترل ژوکفسکی نخست اجازه کاهش ارتفاع به 5000 پا سپس 3000 پا و در نهایت به صلاحدید خلبان یک تقرب چشمی به باند شماره 30 را صادر نمود گربانف پیشتر از من خواسته بود تا برای تقرب سرعت 190 نات را حفظ نمایم فرودگاه به هیچ گونه نشاندهنده زاویه گلاید اسلوپ برای تقرب چشمی نسبت به افق که قادر به ردگیری آن باشم مجهز نبود بنابراین آنچه را که یک گلاید اسلوب 3 درجه ای به نظر می آمد حفظ نمودم و براحتی هواپیما را به انتهای باند هدایت نمودم . گربانف می توانست تقرب مرا از طریق یک پریسکوپ بر بالای کاناپی عقب که همزمان با باز شدن چرخها به طور خودکار باز می شود کنترل کند پیش از آن در طی مراحل بازگشت به پایگاه گربانف بالها را بطور کامل تا موقعیت 16 درجه باز نمود .وی همچنین به یادم آورد تا پیش از بخش نهایی فرود ( فاینال ) چرخها را باز نمایم . عملکرد هواپیما در مرحله تقرب بسیار انعطاف ناپذیر بود . از روی آستانه باند عبور کرده و بتدریج دسته گاز را به میزان کمترین سرعت گردش موتور در پرواز برای فرود باز گرداندم . میگ -23 به آرامی 300 متر پس از ابتدای باند بر زمین نشست .

      چرخهای اصلی فرود که به داخل بدنه باریک هواپیما جمع می شوند از یکدیگر فاصله زیادی دارند چنین حالتی تماس با ثباتی را با زمین فراهم می آورد . فرود آوردن هواپیما برای من بسیار آسان بود . چرخ دماغه پس از تماس چرخها ی اصلی تقریبا فورا بر زمین نشست . میگ -23 به یک چتر فرود به مساحت 21 متر مربع در محفظه دم خود مجهز است . اگر چه به خاطر طول زیاد باند اصلی ژوکفسکی بیش از 45000 متر نیازی به بکار گیری آن نبود . گربانف تا هنگامیکه با سرعت از نیمه باند گذشتیم چند بار ترمز ها را لمس کرد مجددا کلید () را به کار انداختم هواپیما را به سوی تاکسی وی گرداندم . موجودی سوخت در هنگام فرود کمتر از 1000 لیتر بود . چنین مقداری حداقل سوخت فرود معمول برای میگ – 23 بشمار می آید . زمان صرف شده از هنگام روشن شدن تا خاموش شدن موتور ها 45 دقیقه بود که حدود 30 دقیقه از این مدت در آسمان سپری گردید .

      نکات جالب توجه

      اگرچه من با یک جنگنده در حال خروج از رده عملیاتی پرواز نمودم از آنجایی که این بار از کابین جلو هدایت هواپیما را در دست داشتم تجربه ای بسیار سازنده تر از پرواز با میگ -29 یا سوخو -27 بدنبال داشت . دیدگاه کلی من این است که این هواپیما از نظر کابین و پاسخ به کنترلها نمونه ای از نسل خویش می باشد احساس پرواز با میگ -23 برای من یادآور چیزی میان پاناویاتورنادور و F-4 می باشد . فلاگر هواپیمایی است با کارایی بالا در واقع این جنگنده حداکثر سرعت مستقیمی فراتر از میگ -29 دارد با وجود این نمی توان آنرا چابک به شمار آورد. نیروی اعمال شده بر استیک در هر دو مانور تاب و غلت کمی بیشتر از فانتوم و تورنادو به نظر می رسد و میزان گردش آن بین f-4 و تورنادو قرا می گیرد . حتی امروزه خلبانان روسی که به جنگنده های پیشرفته تر میگ -29 و سوخو -27 منتقل شده اند از هواپیمای پیشین خود به نیکی یاد می کنند .

      مجله صنایع هوایی
    • توسط MR9
      بسم الله الرحمن الرحیم
       
      سرکوب پدافند هوایی دشمن
        (Suppression of Enemy Air Defenses /SEAD)
       

       
      بدون شرح !!!
       
       
      یکی از ماموریتهای اصلی واحدهای پروازی نیروی هوایی پس از ظهورسه عنصرجدید در نبردهای معاصر (رادار/ توپخانه ضدهوایی هدایت راداری و نهایتا" موشکهای هدایت شونده زمین به هوا)، کنترل و ازکارانداختن و نابودی این  سامانه ها  می باشد .
       بررسی دقیق نبردهای به وقوع پیوسته پس از جنگ دوم جهانی نشــــــان می دهد که هرکدام از این نبردها ، جنبه های نوینی از فناوری را با بکارگیری تجهیزات ، تسلیحات و تاکتیک ها به نمایش گذاشته و نشان داده اند که گاهی استفاده از  وجود برتری کمی تسلیحات غیر پیشرفته در مقابل برتری کیفی تسلیحات پیشرفته و یا برعکس ، پیروزی های نظامی خیره کننده ای را به ارمغان آورده است. در کنار این مساله و به موازات افزایش توانایی های رزمی یک سامانه تسلیحاتی ، توسعه تاکتیکهای مورد نیاز نیز یک اصل غیر قابل اجتناب بشمار می رود . در چنین شرایطی ، سامانه های پدافند هوایی نیز از این قاعده مستثنی نبوده ، چــنانکه این نوع از سیستم های جــــنگ افــــزاری می بایست دارای قابلیت های پدافندی مناسبی باشند تا در مرحله آغازین تهاجم دشمن ، بتوانند ایمنی مناطق مسکونی ، مراکز ثقل سیاسی ، نظامی و اقتصادی را از گزند بمباران و آسیب حفظ نمایند و با ایجاد لطمات عمده به پیکره  و استخوان بندی قدرت هوایی دشمن ، باعث لغو ماموریت های تهاجمی وبه احتمال زیاد تغییر نتیجه جنگ شوند . بنابراین، به صورت طبیعی ،  نیروی هوایی مهاجم سعی خواهد نمود تا تهاجم خود را با انجام ماموریت های سرکوب پدافند هوایی آغاز نماید . برهمین اساس و بنا به تعریف وزارت دفاع ایالات متحده ، سرکوبی پدافند هوایی دشمن عبارتند از :
      " انجام هرگونه فعالیتی به منظور خنثی سازی ، نابود سازی و ایجاد اختلال موقت یا دائم در سامانه های پدافند هوایی زمین و دریاپایه دشمن بوسیله تجهیزات مخرب یا اخلالگرها "
       

       
      جنگنده / بمب افکن F-105G ، یکی از مهمترین جنگ افزارهای ارتش ایالات متحده برای مقابله با آتشبارهای سام ارتش ویتنام شمالی بشمارمی آمد .
      این پرنده در تصویر فوق در حال تیک آف از روی باند پایگاه هوایی "کورات"(تایلند) است ، در حالی که برای اجرای ماموریتهای موسوم به وایلدویزل به مهمات ماوریک و شرایک مسلح می باشد .
       
       

       
       
      پچ سینه اسکادارن های وایلدویزل
       
       
       

       
      جنگنده / بمب افکن F-4G  در حال تیک آف از فرودگاهی در عربستان
      در حالی که برای اجرای ماموریت SEAD ، به مهمات متنوعی شامل مشکهای هوا به زمین ماوریک و مهمات ضد تشعشع شرایک و غلاف جنگ الکترونیک مجهز شده است .
       
       

       
      ارتش ایالات متحده برای ایجاد برتری هوایی بر فراز منطقه نبرد ، تاکید زیادی بر استفاده از اسکادارن های وایلد ویزل دارد .
      تصویر فوق یکفروند جنگنده / بمب افکن A-7E را بر روی عرشه فوقانی ناو هواپیمابر USS AMERICA نشان میدهد که برای اجرای عملیات بر علیه آتشبارهای دفاع هوایی لیبی (عملیات دره الدورادو ) آماده می شود . به نظر می رسد پرنده فوق برای اجرای این ماموریت به مهمات ضد رادار شرایک و مهمات هوابه زمین راک آی مارک II مجهز شده است .
       

       
      ارتش های اروپایی نیز پس از مشاهده تاثیر تسلیحات ضد رادار ، بسرعت خود را به قابلیت های ضد رادار مجهز نمودند .
      تصویر فوق یک فروند تورنادو ECR نیروی هوایی آلمان را که به مهمات ضدرادار هارم مجهز شده است را نشان میدهد
       

       
      مهمات ضد تشعشع AGM-88 HARM، جنگنده / بمب افکنF/A-18 C
       

       
      نیروی هوایی بریتانیا ، به شکل وسیعی از مهمات ضد رادار درسازمان رزم نیروی هوایی خود بهره می برد .
      تصویر فوق ، یک تیر موشک ضد تشعشع آلارم را بروی یکفروند جنگنده/ بمب افکن تورنادو GR4 نشان می دهد .
       

       
      در حال حاضر پرنده ویژه نیروی هوایی ارتش ایالات متحده برای اجرای ماموریتهای سرکوب پدافند هوایی ، جنگنده/بمب افکن F-16 CJ بشمار می آید .
       
      پرنده فوق ، یکفروند F-16 CJ بلاک 50 سری D است که برای اجرای ماموریت SEAD ، به طیف متنوعی از مهمات شامل ، AIM-120 آمرام ، AIM-9 M سایدویندر در جایگاه های دو وهشت  ، مهمات ضد رادار AGM-88 هارم در جایگاه های سه و هفت ، و برای هدفیابی به یک غلاف AN/ASQ-213 ، مسلح شده است .
      با این حال و براساس نظرات خلبانان شرکت کننده در جنگ ویتنام ، قابلیتهای تاندرچیف و فانتوم به مراتب افزون تر از این نمونه فالکون بشمار می آمد .
       
       
      نویسنده و مترجم : کارشناس ارشد جغرافیای سیاسی - MR9
      Military.ir Copyright
      تمامی حقوق برای انجمن میلیتاری محفوظ است
      منابع  :
      1- Davis, Larry and Menard, David, Republic F-105 Thunderchief
      2- Bill Siuru, Bill Holder-General Dynamics F-16 Fighting Falcon
      3-F-4 PHANTOM II IN ACTION
      4- "MODERN MILITARY AIRCRAFT "THUD"
      5- A-7 IN ACTION
      6- ویکی
      7- مطالعات شخصی اینجانب از منابع گوناگون
    • توسط adelkhoje
      بسم الله الرحمان الرحیم
       
       

       

       
       
      مقدمه-طي دهه گذشته، موشك اسكاد به معروفترين موشك جهان تبديل شده است. اگرچه نخستين باري كه در جنگ از اين موشك استفاده شده به بيش از 30 سال پيش برمي گردد، تنها در دهه گذشته و با آغاز جنگ اول خليج فارس در 1991 اين موشك مورد توجه عموم قرار گرفت.
      از زمان شروع دوره تسليحات V آلمان تاكنون، تعداد موشكهاي اسكاد شليك شده در جنگها از ساير موشكها بيشتر بوده است،تاريخچه اسكاد پژواكي از كابوسي است كه تنها اخيرا به دست فراموشي سپرده شده است؛ موشك اسكاد،مهره اصلي در برنامه شوروي سابق براي جنگ هسته اي در قلب اروپا بود.
      پديده عجيب و متناقضي كه وجود دارد آن است كه هرچه چنين تسليحاتي مرگبارتر باشد، احتمال به كارگيري آنها نيز كمتر خواهد بود. نه ناتو و نه پيمان ورشو آنقدر احمق نبودند كه در چنين نبردي شركت كنند، و در نهايت، اسكاد هرگز در نقش مربوط به خود در جنگ افزار هسته اي به كار گرفته نشد. در عوض، اين موشك به نماد تغيير ماهيت تسليحات در دوران پس از جنگ سرد تبديل شد.
       
       

       
       
       
      در بي نظمي نوين جهاني، توجه جهان به جنگهاي كوچك و ناموزون منطقه اي معطوف شده است. در اين منازعات، موشكهاي اسكاد به سلاح برتري تبديل شد كه مي توانست اثرات تخريبي را در جايي كه ساير سلاحها موثر نيست ايجاد كند.
      نيروهاي مسلح پرمدعاي عراق در دوره صدام حسين، كه در آن زمان به عنوان چهارمين ارتش بزرگ جهان تبليغ مي شد، در مواجهه با نيروهاي ائتلاف در جنگ 1991 خليج فارس ناتوان مانده بود. تنها سلاحي كه عراق توانست با آن به نيروهاي ائتلاف آسيب بزند، موشك اسكاد بود. موشك اسكاد گرفتار مجادله بر روي تسليحات كشتار جمعي نيز شد، چراكه اين تسليحات بدون آنكه بر روي هدف مورد نظر رسانده شوند، كارآيي نخواهند داشت.
       
       
       

       
      سامانه موشك بالستيك تاكتيكي البروس با كد 8K72 ، كه در غرب با نامهاي SS-1C ، اسكاد بي شناخته مي شود، در دهه 5590 براي حمل كلاهكهاي هسته اي تاكتيكي توسعه داده شد. اين سامانه با به كارگيري در منازعات منطقه اي در دهه هاي 5590 و 5550 شهرت يافت
       
       

       
      سامانه موشك بالستيك اوليه R-11 نيازمند تعداد قابل توجهي خودرو تجهيزات و تداركات بود كه در تصوير قابل مشاهده مي باشد.با توجه به تحرك پذيري پايين اين سامانه، تعداد كمي از آن توسعه يافت
       
       
      موشك اسكاد مدت زيادي است كه از چرخه توليد خارج شده است، اما نسل آن با مجموعه اي از نسخه ها و مشابه هاي توليد شده در كره شمالي، چين و پاكستان ادامه يافته است. روسيه نزديك به نيم قرن پس از نخستين پرتاب اسكاد دو مرتبه تلاش كرده تا اين موشك را با موشك جديد اسكندر جايگزين كند.
       
       
      R-11 اسکاد A


      اگرچه موشك اسكاد غالبا اندكي بيشتر از مولود موشك V-2 آلمان در جنگ جهاني دوم توصيف مي شود، ريشه هاي آلماني آن پيچيده تر و غيرشفافتر از آنچه در وهله اول به نظر مي آيد، مي باشد. در دوران پس از جنگ جهاني دوم، ارتش شوروي گروههايي از متخصصان را براي اخذ فناوريهاي پيشرفته آلمان، از جمله موشك V-2 اعزام كرد.
       
      سرگئي كورولف رياست گروه V-2 شوروي را بر عهده داشت و تلاش وي هسته برنامه هاي موشكي و فضايي آينده شوروي را تشكيل داد. مهندسان كورولف آزمون شليك موشكهاي V-2 را با كمك پرسنل اسير شده آلماني، در سال 1947 در پايگاه كاپوستين يار، منطقه اي نزديك استالينگراد آغاز كردند. توليد نسخه روسي ملقب به R-1 )راكت- 5 يا موشك5 ) در سال 1948 آغاز شد و سامانه موشكي R-1 براي به كارگيري در ارتش در نوامبر 1950 پذيرفته شد.
       
       

       
      موشك R-1 از سوي ژنرالهاي ارشد روسي مورد استقبال واقع نشد. رييس فرماندهي اصلي توپخانه ) GAU ( ارتشبد ان دي ياكولوف، ابراز كرد كه موشكها به طور نامتعارفي گران قيمت بوده، براي كاربرد بسيار طاقت فرسا است و به لحاظ نظامي نيز اثربخش نيست. يكي از ژنرالها عنوان كرد كه اگر سوختي كه براي يك فروند موشك R-1 به كار مي رود را به سربازانش مي داد، آنها مي توانستند هر شهري را تسخير كنند.
      شكايتهاي زياد ديگري نيز مطرح شد. موشك V-2 و نسخه R-1 آن از سوخت الكل استفاده كرده و از اكسيژن مايع به عنوان اكسيدايزر بهره مي برد كه به تركيب آنها سوخت كرايوژنيك گفته مي شود. توليد و ذخيره سازي اكسيژن مايع در شرايط ميدان نبرد بسيار دشوار است، چراكه بايد تا دماهاي بسيار سرد خنك سازي شود.
       
       
       

       
      علاوه بر اين، موشك را نمي توان به صورت شارژ شده با اكسيژن مايع براي مدت نه چندان زيادي نگه داشت، زيرا اكسيژن مايع به سرعت شروع به جوشيدن مي كند. از همه مهمتر، عملكرد V-2 / R-1 بسيار بد بود – به طور متوسط، نيمي از موشكهاي شليك شده، شكست مي خورد و حتي آنهايي كه به ناحیه هدف می رسید،خطایی متوسط 7 تا 17 کیلومتر از هدف مورد نظر داشت.
       
      عليرغم همه اين مشكلات،ارتش شوروي، با آگاهي از اين موضوع كه اين كار تنها گام كوچكي به سمت هدف بلندپروازانه تسليحات موشكي دوربرد است، برنامه موشكي را با قدرت پيش مي برد. گام تكاملي بعدي، موشك R-2 بود، نسخه اي با برد بيشتر از R-1 با همان سوخت دردسرساز كرايوژنيك و دقت پايين. شش تيپ موشكي ويژه براي به كارگيري از اين تسليحات شكل گرفت. اما در حداكثر توان، تنها 24 لانچر در خدمت وجود داشت كه نقطه ضعف اين موشكها به شمار مي رفت.

      از ديدگاه فني، ظهور سيستمهاي سوخت جايگزين به نام سوختهاي هايپرگوليك يك جهش كليدي در فناوري موشكي محسوب مي شود. در سال 1945 ، لوفواف آلماني موشك ضدهواپيمايي با نام واسرفال توسعه داد كه به جاي اكسيژن مايع از اسيد نيتريك قرمز-فومينگ به عنوان اكسيدايزر استفاده مي كرد. مزيت اصلي اين سوخت آن بود كه مي توان بدون نياز به خنك سازي در دماهاي معمولي آن را به كار گرفت. عيب آن اين بود كه تركيب اكسيدايزر اسيد نيتريك با سوخت پايه كراسين(نفت) به اندازه تركيب الكل/ اكسيژن مايع انرژي زا نبود.

      عيب ديگر آن اين بود كه اسيد نيتريك بسيار خورنده بود و در تماس با هيدروكربنها، بهبنامد. در اوايل دهه 1950 ، فناوريهاي » زهر شيطان « ويژه بافت بدن انسان، به شدت واكنش مي داد، كه باعث شد كرولف آن را سوخت بهبود يافت و تركيب اسيد نيتريك قرمز-فومينگ محدود شده ( IRFNA )جديد و مشتقات بهبود يافته كراسين تقريبا انرژي بر واحد وزني معادل تركيب الكل/ اكسيژن مايع ارايه كرد.

      توسعه موشك بالستيك تاكتيكي با استفاده از سوختهاي جديد در نوامبر 1951 با همكاري OKB-1 ) )موسسه طراحي ويژه - 5 كرولف با مسئوليت طراحي كلي موشك R-11 و OKB-2 اي. ام. ايسايف، با مسئوليت توسعه موتور S2.253 مربوطه، كه بهبودي از موتور واسرفال آلماني بود، آغاز شد. موشك جديد از سوخت TG-02 تونكا كه مخلوط يكساني از دي متيلانالين و تري اتيلامين بود استفاده مي كرد.

      به دليل سادگي نسبي، توسعه موشك R-11 به سرعت انجام شد و آزمايش آن در آوريل 1953  شروع شد. بهينه سازيها به تدريج بر روي آن انجام شد و در سال 1953 موشك R-11 الزامات دقت اصابت خود را با محدوده خطاي متوسط 1190 متر در راستاي برد و خطاي متوسط آزيموت 660  متر برآورده كرد. پس از يك سري پرتابهاي آزمايشي نهايي از دسامبر 1954 تا فوريه 1955 موشك R-11 در تاريخ 13 جولاي 1955 براي خدمت در ارتش شوروي پذيرفته شد. اين موشك با شناسه نظامي آن يا 8A61 نيز شناخته مي شد.

      نخستين واحد R-11 ، تيپ 233 ام مهندسي فرماندهي عالي ) RVGK ( در مه 1955 تشكيل شد. در اين مرحله، موشك R-11 تنها مجهز به كلاهكهاي حاوي مواد منفجره بود، كه البته كار توسعه بر روي نوع هسته اي آن نيز در حال انجام بود. آرايش اوليه سكوي پرتاب به نحو چشمگيري با موشكهاي بالستيك تاكتيكي- عملياتي آتي شوروي متفاوت بود، كه يك گام مياني پس از سكوهاي كِشنده پرزحمت نوع V-2 / R-1 تا سكوهاي خودكششي بعدي موشكها به شمار مي رفت. موشك با استفاده از نوعي كِشنده سنگين AT-T ، كه با شناسه 8U227 شناخته مي شد و مجهز به جرثقيل كوچكي براي عمودسازي موشك بود، به سايت پرتاب يدك كشيده مي شد.
       
       

      موشك اوليه R-11 كه با استفاده از كِشنده 8U227 مبتني بر كِشنده سنگين AT-T ( به موقعيت پرتاب يدك كشيده شده و عمود شده است)، در اين تصوير بر روي قنداق پرتاب 8U22 ديده مي شود
       
      پایان قسمت اول...
       
      ادامه دارد...
       
      فهرست (اسکاد A R11 -  نام اسكاد  -اسكاد در دريا - B اسكاد :R-17 - بهينه سازي اسكاد - كلاهكهاي اسكاد  -انواع مخفي اسكاد-  سازمان دهي اسكاد-  پرتاب اسكاد -اسكادهاي پيمان ورشو  -گسترش اسكاد  -اسكاد در جنگ: مصر-  اسكاد در جنگ: عراق  -اسكاد در جنگ: ساير منازعات - اسكاد در جنگ: افغانستان - گسترش اسكاد: كره شمالي)
       
      منابع در پایان مطلب قرار خواهد گرفت...
       
      copy right :میلیتاری،بدون ارجاع به این لینک و نام نویسنده ،کپی این مطلب خلاف قانون سایبری می باشد.
    • توسط MR9
      بسم الله الرحمن الرحیم
       
       

       

       
       
      از آغاز ورود هواپیما به میادین نبرد ،  واژه جدیدی با عنوان تکخال  خلبان نیز وارد فرهنگ واژه های نیروهای مسلح شد که عمدتا" به خلبانانی  اطلاق  می گردید که  موفق می شدند در طول  نبردهای هوایی ، جنگنده های دشمن را سرنگون و یا  اینکه در جریان اجرای ماموریتهای پشتیبانی نزدیک هوایی ، تجهیزات نیروی زمینی  حریف را منهدم نمایند .
       

       
      اریش هارتمان ، خلبان تکخال آلمانی با 352 پیروزی هوایی
       
      در لیست بلند بالای این تکخال های پرنده از سال 1916تا کنون ،  اسامی کسانی نظیر اریش هارتمان ، هانس اولریش رودل ، ایوان کاژداب ، اتو پولمن ، ماکس ایملمان  ، گئورگی رچکالف  ، فرانک لوک ، فرانسیسکو باراکا ، هیروشی نیشیزاوا  ،ورنر مولدرز ،  محمد رایان ، جلیل زندی ( خلبان پرافتخار گربه افسانه ای نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران  ) و... دیده می شود که در دوره های مختلف ، واجد شرایط اطلاق تکخال خلبان بوده اند .
       
      تولد یک تکخال :
       
      سیف الاعظم ، در سال 1941 ،در خانواده ای از طبقه متوسط در پاپنا (pabna) بنگلادش ، چشم به جهان گشود  و تا نوجوانی در مهمترین شهر بندری هند (کلکته ) زندگی نمود . در سال 1947، خانواده سیف الاعظم به شرق هند ( بنگلادش در جغرافیای سیاسی امروز ) ، یعنی جایی که اکثر مردم آنجا مسلمان بودند مهاجرت نموده و در آنجا ساکن شدند . هشت سال بعد ، یعنی در سال 1955 ، سیف الاعظم برای ادامه تحصیلاتش در دوره دبیرستان به پاکستان غربی مهاجرت نمود و پس از اتمام تحصیلات ، در سال 1958  وارد دانشکده خلبانی نیروی هوایی ارتش پاکستان (PAF) شد و دو سال بعد یعنی در سال 1960 ، از این دانشکده فارغ التحصیل گردید و بعنوان افسر خلبان ، دوران خدمت خود را در این نیرو آغاز نمود .
       
      وی تنها خلبانی در ارتش پاکستان بشمار می رفت که در طول دوران خدمت خود ، در نیروی هوایی سه کشور ( نیروی هوایی پاکستان ، نیروی هوایی سلطنتی اردن و نیروی هوایی عراق ) خدمت کرد  و به شکل متمایزی در برابر دو حریف قدرتمند ، یعنی نیروی هوایی هند (جنگ 1965) و نیروی هوایی رژیم صهیونیستی (1967) قرارگرفت  .
       
       

       
       
      از راست به چپ
       
      نیروی هوایی پاکستان  ، نیروی هوایی عراق و نیروی هوایی سلطنتی اردن
      سه نیرویی که سیف الاعظم در طول دوران خدمت خود در آن به فعالیت پرداخت .
       
       
      وی در سال 2001 ، توسط نیروی هوایی ارتش ایالات متحده ، به این کشور دعوت گردید و طی مراسمی بعنوان یک قهرمان ، در ردیف 22 عقاب زنده دنیا قرار گرفت . وی دارای رکورد طولانی ترین شلیک در جریان یک نبرد هوایی است که آن را در جریان جنگ شش روزه 1967 و با انهدام دو فروند پرنده نیروی هوایی رژیم صهیونیستی بدست آورد . نام و تصویر  وی بعنوان یک خلبان تکخال ، در بهترین دانشکده پرواز نیروی هوایی در سطح بین المللی ، یعنی مدرسه تاپ گان (TOP GUN) نیروی دریایی ارتش ایالات متحده می درخشد .
       
       
      ظهور یک تکخال :
       
      نبردهای هوایی میان اعراب و رژیم صهیونیستی ، یکی از جالب توجه ترین نبردهایی است که در تاریخ نظامی مدرن به وقوع پیوسته است . با این وصف ، یکی از جالب توجه ترین  مواردی که در این نبردها ، قابل بررسی است ، حضور خلبانانی با ملیت های متفاوت در سازمان رزم طرفهای درگیر بشمار می آید
       
       چنانکه نیروی هوایی رژیم صهیونیستی از بدو تشکیل در سال 1948 ، از ملیتهای گوناگونی در ساختار رزمی خود بهره می برد و در آنسوی ماجرا نیز ، اعراب از خلبانان کشورهای گوناگونی نظیر آلمان شرقی ، پاکستان ، لهستان و لیبی استفاده می نمود  .
      اما یکی از مشهورترین این خلبانان ، ستوان سیف الاعظم ، جمعی نیروی هوایی ارتش پاکستان بشمار می رود . وی در سپتامبر 1965 و با آغاز  جنگ با هند ، در اسکادران هفدهم نیروی هوایی پاکستان مستقر در پایگاه هوایی سارگودها ، که به جنگنده های اف-86 مجهز بود ، خدمت می نمود و نخستین پرواز رزمی خود را در همین اسکادران تجربه نمود .
       
      در جریان این جنگ ، اجرای حملات هوا به زمین علیه اهداف زمینی ، بخش عمده ای از ماموریتهای محوله به این اسکادران را تشکیل می داد و در مجموع ، سیف الاعظم ، 12 ماموریت رزمی را در عمق خاک هند علیه اهداف دشمن در کاسیور ، واقا و سیالکوت به انجام رساند .
       

       
      جنگنده اف-86 نیروی هوایی پاکستان
       
       

       
      جنگنده فولند- گانت ، نیروی هوایی ارتش هند
       
       
      اما آنچه که موجب شد تا نام وی در صدر خبرها قرار گیرد  ، واقعه ای بود که در 19 سپتامبر 1965 روی داد . در این تاریخ ، وی به همراه سه فروند از سابرهای اسکادران 17 ، به رهبری  فرمانده اسکادران ، عظیم دادپوتا ، ماموریت یافت تا یک هدف را در  عمق خاک هند بمباران نماید . اما پس از اجرای ماموریت و در راه بازگشت به خانه ، این فرمیشن توسط دو فروند رهگیر فولند گانت نیروی هوایی هند ، رهگیری شد و نبرد سختی میان دو طرف در گرفت .
      در جریان این نبرد هوایی ، پرنده فرمانده اسکادران سرنگون گردید ، اما ستوان سیف الاعظم ، موفق شد تا یکی از دو رهگیر هندی را با آتش توپهای خود سرنگون نماید و قربانی وی ، سروان  " وی . مایادف " پس از خروج موفق از پرنده رزمی آسیب دیده خود ، به اسارت ارتش پاکستان در آمد .
       
      این شکار ، یک شاهکار باور نکردنی برای نیروی هوایی ارتش پاکستان بشمار می رفت ، چرا که تجربه نیروی هوایی پاکستان نشان داده بود که جنگنده های فولند گانت هندی  به سختی  در جریان رزم هوایی سرنگون می شوند .
       

       
      ستوان سیف الاعظم در زمان دریافت نشان از نیروی هوایی ارتش پاکستان
       
       
      با پایان جنگ ، ستوان سیف الاعظم ، در نوامبر 1966 ماموریت یافت تا با یکی دیگر از همکارانش در نیروی هوایی پاکستان ، یعنی ستوان "سروار شاد" ، به اردن رفته و تجربیات خود را به خلبانان جنگنده های هاوکر هانتر نیروی هوایی سطنتی اردن منتقل نماید . در جریان این ماموریت ، جنگ شش روزه 1967 آغاز گردید و  ستوان سیف الاعظم به شکل ناخواسته ، درگیر یک جنگ دیگر شد .
       
      در 5 ژوئن 1967 ، وی به همراه 3 خلبان اردنی ، در قالب یک فرمیشن 4 فروندی از جنگنده های هاوکر هانتر از پایگاه هوایی المفرق به پرواز در آمد ، غافل از اینکه یک صورتبندی تهاجمی از بمب افکن های داسو سوپر مایستر نیروی هوایی رژیم صهیونیستی ، به قصد بمباران این پایگاه هوایی ، بدان نزدیک می شوند . بلافاصله ، فرمان آغاز درگیری صادر شد و در بدو امر ، سیف الاعظم توانست تعداد پیروزی های هوایی خود را به عدد 4 رسانده و دو فروند سوپر مایستر مهاجم را سرنگون نماید . از این تاریخ به بعد ، بتدریج توانایی های وی در رزم هوایی در کانون توجه قرار گرفت .
       

       
      سوپرماژیستر نیروی هوایی ارتش رژیم صهیونیستی
       
       
      به فاصله 24 ساعت ، یعنی در هفتم ژوئن 1967، پس از نخستین حملات نیروی هوایی عراق به اهداف مد نظر در سرزمین های اشغالی ، نیروی هوایی ارتش رژیم صهیونیستی یک حمله سنگین هوایی را علیه مجموعه پایگاه های الولید (H-3) ترتیب داد و براساس طرح های برنامه ریزی شده ، قرار شد تا یک فرمیشن تهاجمی شامل 4 فروند بمب افکن واتور و دو فروند میراژ-3 بعنوان اسکورت ، به الولید حمله نمایند .
       
       

       
      بمب افکن واتور نیروی هوایی ارتش رژیم صهیونیستی
       

       
      جنگنده MIRAGE III CJ  نیروی هوایی ارتش رژیم صهیونیستی
       
       
      همزمان با پرواز این فرمیشن بسمت الولید ، ستوان سیف الاعظم درون یک هاوکر هانتر عراقی به رجیستر 702 ، موفق شد تا به همراه دو هاوکر هانتر دیگر ، این فرمیشن را رهگیری نماید . اما میراژهای محافظ که انتظار چنین واکنش سریعی را از سوی نیروی هوایی عراق نداشتند ، بلافاصله برای دور نمودن هانترها ، از دسته پروازی جدا شده و همین کار ، آغاز درگیری هوایی را موجب گردید.
       
      درجریان یک نبرد هوایی طاقت فرسا ، یکی از دو فروند هاوکر هانتر همبال سیف الاعظم توسط یکی از میراژهای مهاجم به هدایت سروان "گیدئون درور" ساقط گردید . سیف الاعظم نیز با مشاهده ساقط شدن همکاراش ، برای انتقام وارد یک درگیری سخت با میراژهای محافظ شد و موفق شد تا یکی از دو میراژ را سرنگون نماید . اینک بمب افکن های واتور مهاجم بدون محافظ ، آماده بودند تا شکار سیف الاعظم شوند . بنابراین وی بسرعت به سراغ بمب افکن ها رفت و با ساقط کردن یکی از واتورها ، دومین شکار خود را به ثبت رساند .
       
      هر دو قربانی وی ، یعنی سروان گیدئون درور خلبان میراژ و سروان گولان که با بمب افکن واتور پرواز می نمود ، پس از خروج موفقیت آمیز از پرنده های خود ، به اسارت نیروی های عراقی در آمدند .
       

       
      صحنه بازسازی شده حمله سیف الاعظم به واتور اسراییلی
       
       
      یکی از خدمه زمینی که شاهد این نبرد هوایی بود ، بعدها چنین به یاد می آورد که سیف الاعظم بقدری نزدیک به بمب افکن واتور مهاجم پرواز می نمود که پس از شلیک و انفجار بمب افکن مزبور ، هاوکر هانتر او  به درون دریایی از قطعات منهدم شده پرنده مهاجم وارد شد و بسیاری بر این باور بودند که وی نیز سرنگون شده است .
       

       
       
      هاوکر هانتر سیف الاعظم و دوKILL MARK که نشاندهنده دو شکار وی محسوب می گردد .
       
       
      به گفته سرگرد " مردخای هود " ، فرمانده وقت نیروی هوایی ارتش رژیم صهیونیستی ، از دست دادن سه فروند هواپیما در یک درگیر هوایی ، موجب شد تا وی احساس کند که جنگ را باخته است .
       
       
      پس از سرنگونی این دو پرنده ، دو KILL MARK به نشانه سرنگونی دو پرنده دشمن در سمت راست این جنگنده حک گردید . این هاوکر هانتر تا اواسط دهه 70 میلادی در حالی که دماغه و سکان های عمودی آن به رنگ قرمز در آمده بود ، بعنوان رهبر تیم آکروجت نیروی هوایی عراق به خدمت خود در نیروی هوایی عراق ادامه داد .
       

       
       
      این هاوکر هانتر با پایان یافتن دهه هشتاد میلادی، در پایگاه هوایی حبانیه بازنشسته شد و بدنه این پرنده افسانه ای در همان پایگاه  قرار گرفت .
      سرهنگ خلبان سیف الاعظم ، در طول خدمت خود موفق شد تا سه نشان شجاعت از سه نیروی هوایی ، بصورت جداگانه دریافت نماید . وی در سال 1972 ، به نیروی هوایی بنگلادش پیوست .
       
       
      نویسنده و مترجم : MR9
      Military.ir Copyright
      :rose: :rose: تمامی حقوق برای انجمن میلیتاری محفوظ است :rose: :rose:
       
       
      منابع :
       
       
       
      1 - IRAQI FIGHTERS 1953-2003
      2-ISRAEL AIR FORCE 1948-1967  BY RAY BALL
      3-پاک دیفنس
      4- ویکی
    • توسط RedArmy
      معرفي هواپيماي عمود پرواز Yak-141


      مشخصات
      ساخته شده براي رقابت با هواپيماي AV-8B Harrier II ناتو
      وزن : 15.9 تن (حداكثر وزن 19.5 تن)
      سرعت : 1.7 ماخ (1800 كيلومتر)
      ابعاد :
      18.30 متر طول
      5 متر ارتفاع
      10.10 متر فاصله دو سر بالها
      حداكثر ارتفاع پروازي : 15500 متر
      برد : با يك مخزن سوخت خارجي و takeoff كوتاه 2100 كيلومتر ، برد بدون مخزن سوخت خارجي و با takeoff قائم 1400 كيلومتر
      خدمه : 1 نفر
      تسليحات :
      يك توپ 30 ميلي متري
      AA-11 Archer / R-73
      AA-12 AMRAAMski / R-77 RVV-AE
      AA-10A/B/C/D/E Alamo-A/B/C/D/E / R-27R/T/RE/TE/AE
      AA-8 APHID / R-60
      AS-14b Kedge / Kh-29L
      AS-10 KAREN / Kh-25
      AS-17 Krypton / Kh-31
      AS-14b Kedge / Kh-29T
      و انواع بمب هاي هدايت تصويري و خوشه اي و همچنين غلاف هاي شليك راكت


      هواپيماي چند منظوره yak-141 دومين نسل از هواپيماهاي عمود پرواز روسي است كه قرار بود جايگزين هواپيماي yak-38 بشود اما به دليل مشكلات مالي هيچ وقت اين اتفاق روي نداد.
      اولين بار نمونه آزمايشي اين هواپيما در سال 1980 توسط يك ماهواره جاسوسي غربي در مركز تست Zhukovsky روسيه ديده شد اما تا سال 1988 تعداد اين هواپيما همين يك فروند بود تا اينكه در اين سال 2 فروند از اين جنگنده به طور همزمان به پرواز درآمدند.
      گفته مي شود هواپيماي yak-141 از همان رادار mig-29 بهره مي برد استفاده از رادار mig-29 توانايي خوبي براي شليك انواع بمب ها و موشك هاي پيشرفته به yak-141 مي دهد.
      از جمله مشتريان اين هواپيما مي توان به ايتاليا ، آرژانتين ، هند و تعدادي از كشورهاي خاورميانه اشاره كرد.
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.