adelkhoje

چهرۀ دیگر رهبر شوروی؛ استالین شر مطلق نبود!

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

 با سلام خدمت دوستان ،

 

البته نوشتار زیر ، چیزی است که ادوارد راژینسکی ، در کتاب خود با عنوان ، " استالین " که بر پایه اسناد طبقه بندی شده سرویس های مخفی اتحاد شوروی از چکا تا ک.گ.ب ، بدست آورده ، آورده  است . در حقیقت ، روسیه ، چه در زمانی که بعنوان" دولت کیف" متولد شد و چه در زمان تزارها و چه در سرزمین شوراها ، بدلایل مختلف ( جغرافیایی ، تاریخی ، نژادی و..... ) نیازمند یک حکومت مرکزی متمرکز بوده که شاید بررسی این مساله در این تاپیک موردی نداشته باشد ، اما متن زیر بخوبی گویای تاریخ این سرزمین یخزده است :

 

 

راژینسکی می نویسد :

 

پروستاریکا وارد شد ، گورباچف به قدرت رسید و مردم بتدریج به تامل در باره دورانی که پشت سر گذاشته بودند پرداختند . در یکی از روزها ،نامه ای به دستم رسید بدین مضمون :

 

" نام من یوری نیکلایوویچ پپلیانوف است . مدتهاست که در مورد گذشته خانواده ام کنجکاو شده ام . می توانید در مورد خویشاوندانم اطلاعاتی به من دهید :

 

1 - ان . ام . پپلیانوف ، سرلشکر ارتش تزار ، کشته شده در سال 1916

2- وی . ان . پپلیانوف ، رییس شورای وزرا در دولت کولچاک ، تیرباران در ایرکوتسک ، سال 1920

3- ای . ان. پپلیانوف ، سپهبد ارتش ، فرمانده ارتش یکم سیبری ، تیرباران در سال 1938

4- ال. ان . پپلیانوف ، افسر ارتس سفید ، کشته شده در جنگ داخلی

5- ام .ان. پپلیانوف ، سروان ارتش تزار ، محکوم به اعدام درسال 1933 ، مرگ در اردوگاه کار اجباری

6- ای. ان. پپلیانوف ، افسر پزشک در ارتش کولچاک ، تاریخ محاکمه 1942، مرگ در سال 1946 ، اردوگاه کار اجباری سیبلاگ

7- ای .آی. پپلیانوف ، عضو حزب انقلابیون سوسیالیست ، تیرباران توسط چکا در سال 1918، پرم

8- ام. ای. پپلیانوف ، تاریخ محاکمه و مرگ ، دهه 30 میلادی

9- ام . ای. پپلیانوف ، ساکن بلیسک ، کشته شده در جنگ دوم

 

در حقیقت این نامه ، تاریخ مختصر روسیه در قرن بیستم بشمار می رود .

  • Upvote 8

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

606px-%D0%A1%D1%82%D0%B0%D0%BB%D0%B8%D0%

 

استالین در حال پیاده روی در مسکو -اواخر 1920

 

کمپین علیه اپوزیسیون راست و چپ

 

در ۳ آوریل ۱۹۲۲ استالین به دبیر کلی کمیته مرکزی حزب کمونیست روسیه (بلشویک‌ها) رسید، پستی که بعدها به بالاترین پست کشور بدل شد. بعضی می‌گویند که او ابتدا از قبول این سمت سرباز زده و تحت اصرار آن را قبول کرده‌است. در آن زمان دبیر کلی سمت مهمی تلقی نمی‌شد اما پتانسیل خوبی برای استالین فراهم کرد تا حزب را پر از طرفداران خود کند.

 

محبوبیت استالین در حزب بلشویک به کسب قدرت سیاسی بسیاری توسط او انجامید. این باعث تعجب لنین در حال احتضار شد که در آخرین نوشته‌هایش خواهان برکناری استالین «بی نزاکت» شد. اعتبار این سند در کنگره حزب به رای گذشته شد و کنگره به اتفاق آرا به عدم اعتبار آن رای داد. پس از مرگ لنین در ژانویه ۱۹۲۴ استالین به همراه کامنف و زینوویف به رهبری عملی حزب پرداختند. آن‌ها از نظر ایدئولوژیکی بین تروتسکی در چپ و بوخارین در راست بودند. در این دوره استالین تاکید سنتی بلشویک‌ها بر انقلاب جهانی را کنار گذاشت و به جای آن به سیاست «سوسیالیسم در یک کشور» روی آورد که در تضاد با تئوری انقلاب مداوم تروتسکی بود.

 

 

220px-Trotsky_militant.jpg

 

لئون تروتسکی

 

 

در نبرد برای رهبری، یک لازمه از پیش مشخص بود. وفاداری به لنین. استالین تشیع جنازه لنین را سازمان داد و در سخنرانی خود تقریباً با عناوین مذهبی از لنین ستایش کرد و وفاداری نامیرایش را به او ابراز کرد. تروتسکی در آن زمان مریض بود و می‌گویند استالین در مورد تاریخ تشیع جنازه به او دروغ گفته تا او نتواند حاضر باشد. نهایتاً با این که تروتسکی در روزهای اول رژیم شوروی، نزدیک‌ترین فرد به لنین بود، مبارزه را به استالین باخت. استالین از این واقعیت که تروتسکی درست قبل از انقلاب به بلشویک‌ها پیوسته بود به نحو احسن استفاده کرد و توجه عموم را به اختلافات پیش از انقلاب بین تروتسکی و لنین جلب کرد. یکی از سایر دلایل قدرت گیری استالین این واقعیت بود که تروتسکی با انتشار وصیت نامه لنین مخالفت کرد. در این وصیت نامه لنین به ضعف‌ها و قدرت‌های استالین و تروتسکی و سایرین پرداخته بود و پیشنهاد کرده بود که پس از او، گروهی کوچک به رهبری حزب گماشته شوند.

 

 

Soviet_Union%2C_Lenin_%2855%29.jpg

 

ولادمیر لنین

 

 

یکی از جنبه‌های مهم قدرت گیری استالین شیوه‌ای بود که او بین رقبایش اختلاف ایجاد می‌کرد. او ابتدا با زیوونیف و کامنف «ترویکاًیی علیه تروتسکی تشکیل داد. وقتی تروتسکی کنار زده شد، استالین با بوخارین و رایکوف علیه زیوونیف و کامنف متحد شد (در این جا او بر رای آن‌ها علیه قیام در ۱۹۱۷ تاکید کرد). زیوونیف و کامنف سپس به بیوه لنین، کروپسکایا، روی آوردند و در ژولای ۱۹۲۶»اپوزیسیون متحد را تشکیل دادند.

 

در ۱۹۲۷، در پانزدهمین کنگره حزب، تروتسکی و زیوونیف از حزب اخراج شدند و کامنف کرسی‌اش در کمیته مرکزی را از دست داد. استالین سپس به حساب «اپوزیسیون راست» و متحدان سابقش، بوخارین و رایکوف رسید.

 

استالین محبوبیت خود را مدیون معرفی خودش به عنوان «مرد خلق» از طبقات فقیر بود. مردم روسیه از جنگ جهانی و جنگ داخلی خسته بودند و سیاست استالین در تمرکز بر ساختمان «سوسیالیسم در یک کشور» پیغام ضدجنگی مثبتی در خود داشت.

 

استالین بعدها با ممنوع کردن ایجاد فراکسیون، نفع بسیاری برد زیرا عملاً دیگر کسی نمی‌توانست با سیاست‌های رهبر حزب مخالفت کند. تا سال ۱۹۲۸ (سال اول از برنامه‌های پنج ساله) استالین بین رهبری، از همه بالاتر بود و سال بعد تروتسکی به جرم مخالفت، تبعید شد. استالین سپس از شر اپوزیسیون راست بوخارین هم خلاص شد و با دفاع از کلکتیوازیسیون و صنعتی سازی، کنترل خود بر حزب و کشور را کامل کرد.

 

با این حال محبوبیت سایر سران شوروی همچون سرگئی کیروف و ماجرای ریوتین ثابت کرد که استالین هنوز قدرت کامل را به دست نیاورده‌است و این تا تصفیه کبیر در سال‌های ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۸ طول کشید.

 

tumblr_lwb1pogwAR1qdh92x.jpg

 

فعالیت‌های جاسوسی و پلیس مخفی استالین

قدرت نیروهای پلیس مخفی شوروی در زمان استالین به اوج خود رسید. گرچه پلیس مخفی شوروی، چکا (بعدها گپو و اوگپو) در زمان لنین هم از قدرت برخوردارد بود اما در زمان استالین به اوج خود رسید.

استالین در ضمن فعالیت‌های بین‌المللی پلیس مخفی و اطلاعات خارجی را افزایش داد. تحت رهبری او بود که شبکه‌های اطلاعات در اکثر کشورهای مهم دنیا تأسیس شدند: آلمان (حلقه جاسوسی معروف روته کاپله)، بریتانیای کبیر، فرانسه، ژاپن و آمریکا. استالین فرقی بین جاسوسی، پروپاگاندای سیاسی کمونیستی، و خشونت دولتی نمی‌دید و تمام این‌ها را به ان. ک. و. د (کمیساریای خلق برای مسائل داخلی) سپرد. استالین در ضمن از جنبش بین‌الملل سوم هم برای این اهداف استفاده می‌کرد و همیشه اطمینان کسب می‌کرد که احزاب کمونیست خارجی پروشوروی و پرواستالین باقی بمانند.

 

 

cheka.jpg

 

سازمان مخوف جاسوسی و کمونیستی "چکا"

 

یکی از اولین نمونه‌های کار پلیس مخفی استالین در خارج از کشور در ۱۹۴۰ اتفاق افتاد. پلیس مخفی به دستور او در این سال لئون تروتسکی را در مکزیک به قتل رساند.

 

 

چکا (به روسی: чрезвыча́йная коми́ссия) یا کمیسیون بایستار نخستین سازمان امنیتی شوروی بوده است که در سال ۱۲۹۶ خورشیدی به دستور لنین رهبر وقت آن کشور ، تاسیس شد.

 

این سازمان در جریان پاکسازی بزرگ در دوران زمام‌داری استالین نقش ویژه‌ای ایفا نمود و بسیاری از مخالفان را اعدام و یا تبعید نمود فلیکس ژرژینسکی،سیاست‌مدار اهل لهستان اولین ریئس سازمان چکا بود.

 

کار اصلی سازمان چکا در داخل کشور شناسایی و قتل و ترور دستگیری و شکنجه و سر به نیست کردن مخالفین و منتقدین نظام کمونیستی بود و در خارج از کشور روسیه نیز به جاسوسی و استخدام مزدور و فعالیت علیه مخالفین تبعیدی روسیه می پرداخت. وظایف عوامل چکا در خارج از روسیه و بعدها شوروی, به چند دسته تقسیم بندی شده بود. جمعی از آنها در پوشش مخالفین حکومت کمونیستی در واقع به توجیه حکومت کمونیستی مشغول بودند، جمعی دیگر مخالفین نظام کمونیستی را شناسایی می کردند، گروهی در دستگاه های نظامی و سیاسی کشوری که در آن مقیم بودند برای حکومت کمونیستی روسیه جاسوسی می کردند و جمعی نیز مخالفین سرشناس و تبعیدی حکومت کمونیستی لنین را در خارج از روسیه ترور کرده و سربه نیست می کردند . سازمان اطلاعات و امنیت نظام کمونیستی روسیه "چکا" به سرعت تبدیل به قدرتمندترین دستگاه دولتی در آن کشور شد. چکا چندین هزار مدیر و معاون و مامور و بازجو و کارمند و عامل داشت، اما بجز شخص فلیکس ژرژینسکی کس دیگری برای مردم روسیه (و بعد شوروی) شناخته نبود. نه تنها مردم، بلکه حتی مقامات حکومت کمونیستی نیز از شنیدن نام سازمان چکا به خود می لرزیدند.

 

428px-RIAN_archive_6464_Dzerzhinsky.jpg

 

فلیکس ژرژینسکی

 

 

فلیکس ژرژینسکی(Felix Dzerzhinsky) در سال ۱۸۷۷ در کشور کنونی روسیه سفید (بلاروس) به دنیا آمد و در سال ۱۹۲۶ با عارضه سکته قلبی از دنیا رفت. بعد از لنین، صمیمی ترین دوست و همفکر فلیکس دیژ رشنسکی, ژوزف استالین بود. مهمترین تخصص فلیکس دیژرشنسکی نه برخورد با تهدیدهای امنیتی شوروی بلکه افکار مالیخولیایی وی بود. او همه فعالان سیاسی و اجتماعی و روشنفکران و نویسندگان و اندیشمندان را به چشم خطراتی بالقوه و کسانی که ممکن است برای نظام کمونیستی دردسرساز شوند می دید و کوچکترین انتقاد یا مخالفتی را نشانه توطئه گری و دشمنی افراد و گروههای مخالف با حکومت تلقی می کرد و به سادگی آنها را متهم به مزدوری و وابستگی به دشمنان خارجی می نمود و با همین اتهام نیز دست به دستگیری و زندان و شکنجه و تبعید و اعدام و ترور و سربه نیست کردن آنها می زد. سازمان چکا با همین تصورات و دشمن پنداری های موهومی که سرلوحه کار خود قرار داده بود، روزی نبود که خبر از کشف و خنثی سازی یک توطئه و یا دستگیری عوامل و جاسوسان بیگانه و سرکوب ضد انقلاب های داخلی و یا مزدوران خارجی را منتشر نکند. شیوه ای که Felix Dzerzhinsky و سازمان چکایش در پیش گرفتند، در زمان حکومت Joseph Stalin منجر به قتل عام دست کم شش میلیون بی گناه به اتهامات واهی مختلف شد.

 

بعد از مرگ Dzerzhinsky در سن ۴۵ سالگی، مقامات حکومت شوروی بیادش شش شهر را در جمهوری های مختلف آن کشور بنامش کردند و نه تنها در کشور اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوری بلکه در همه کشورهای کمونیستی، مجسمه های وی را در میادین و معابر مختلف نصب کردند و هزاران خیابان و مرکز و موئسسه را نیز به افتخارش Felix Dzerzhinsky نامیدند! اما اعمالی غیر انسانی و بی رحمانه ای که وی در طول ریاستش بر سازمان چکا مرتکب شده بود هرگز از یاد مردم شوروی نرفت و همیشه از او با نفرت نام می بردند و یاد می کردند. شاید کمتر کسی در ایران بداند که وقتی کشور شوروی و نظام کمونیستی آن کشور در سال ۱۹۹۱ منحل شد، اولین مجسمه ای را که مردم خشمگین و آزاد شده به زیر کشیدند نه مجسمهء لنین و استالین بلکه مجسمه دیژ رشینسکی بود. Felix Dzerzhinsky برای علاقمندان به تاریخ در ایران چندان شناخته شده نیست اما می دانم (نویسنده اصلی) که ۲۸ سال پیش کتابی بنام ”فلیکس یعنی خوشبختی” و درباره زندگی وی در تهران منتشر شده بود که البته اطلاعی از محتوای آن ندارم!

 

مردم رها شده از جور و ظلم نظام های کمونیستی، پیش از همه، مجسمه های Felix Dzerzhinsky را به زیر کشیدند.

 

 

 

220px-Smoke_of_chimneys_is_the_breath_of

 

 پوستری درباره صنعتی سازی در اتحاد جماهیر شوروی مربوط به جمهوري روسيه : "دود دودکشها نفس روسیه شوروی است"

 

استالین و تغییرات جامعه شوروی

 

صنعتی سازی

 

جنگ داخلی روسیه و «کمونیسم جنگی» تأثیر مخربی بر اقتصاد کشور داشت. بازده صنعتی در ۱۹۲۲ سیزده درصد ۱۹۱۴ بود. طرح نپ (سیاست نوین اقتصادی) وضع را بهتر کرد.

تحت رهبری استالین این طرح در اواخر دهه ۲۰ با نظامی از «برنامه‌های پنج ساله» تعویض شد. این برنامه‌ها، برنامه‌هایی بسیار جاه طلبانه برای صنعتی سازی دولتی و اشتراکی سازی کشاورزی بودند.

با تجارت بین‌المللی محدود و عدم وجود هرگونه بنیاد مدرن، دولت استالین هزینه صنعتی سازی را با اعمال محدودیت بر شهروندان شوروی و با گرفتن ثروت کولاک‌ها تامین می‌کرد.

در ۱۹۳۳ درآمد واقعی کارگران به یک دهم سال ۱۹۲۶ رسید. در ضمن کار بدون مزد در اردوگاه‌های کار اجباری و کمپین‌های «بسیج» کار کمونیست‌ها و اعضای کومسومول برای پروزه‌های مختلف ساختمانی برپا بود. اتحاد شوروی در ضمن از متخصصان خارجی هم استفاده می‌کرد برای مثال مهندس بریتانیایی، استفن آدامز، که در توصیه به کارگران و پیشرفت روند ساخت کمک می‌کرد.

با وجود شکست‌های اولیه دو برنامه پنج سالهٔ اول از پایه بسیار پایین اقتصادی به صنعتی سازی بسیار سریعی رسیدند. گرچه تمام تاریخ دانان موافقند که اتحاد شوروی در زمان استالین به رشد خیره کننده اقتصادی رسیده است، نرخ دقیق این رشد مورد اختلاف است.

تخمین‌های رسمی شوروی حدود ۱۳٫۹ درصد است، تخمین‌های روسی و غربی حدود ۵٫۸ درصد و حتی ۲٫۹ درصد. حتی یکی از تخمین‌ها می‌گوید که رشد شوروی پس از مرگ استالین بیشتر بوده‌است.

 

 

GolodomorKharkiv.jpg

 

دهقانان گرسنه در یکی از خیابان های خارکف - سال 1933

 

رژیم استالین به اشتراکی سازی اجباری در کشاورزی پرداخت. هدف این امر افزایش بازده کشاورزی از مزارع بزرگ و مکانیزه بود. و در ضمن اعمال کنترل سیاسی بیشتر روی دهقانان و کارآ ساختن روند جمع آوری مالیات. اشتراکی سازی به معنای تغییرات عظیم اجتماعی بود که از لغو نظام سرفی در ۱۸۶۱ به اینطرف دیده نشده بود. اشتراکی سازی در ضمن به معنای سقوط سطح زندگی بسیاری از دهقانان بود و باعث واکنش خشونت آمیز بعضی از آنها شد.

 

در سال‌های اول کشاورزی تخمین زده شده بود که تولید صنعتی و کشاورزی به ترتیب ۲۰۰ درصد و ۵۰ درصد رشد می‌کند اما تولید کشاورزی در حقیقت سقوط کرد. استالین تقصیر این سقوط را به گردن کولاک‌ها (دهقانان ثروتمند) انداخت که با اشتراکی سازی مخالفت می‌کردند. (کولاک‌ها تنها ۴ درصد جمعیت دهقانان را تشکیل می‌دادند.) از همین رو هر کسی که با برچسب «کولاک»، «حامی کولاک» و یا «کولاک سابق» دستگیر می‌شد یا به قتل می‌رسید یا به اردوگاه‌های کار اجباری گولاگ می‌رفت و یا به مناطق دور کشور تبعید می‌شد.

 

بعضی از تاریخ دانان معتقدند اشتراکی سازی از دلایل اصلی قحطی‌های بزرگ پس از آن بوده‌است. (مائو زدونگ در چین هم با سیاست گام بزرگ به جلو باعث به وجود آوردن قحطی مشابهی از ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۱ شد).

 

در سال‌های قحطی ۱۹۲۲ و ۱۹۲۳ در اکراین و منطقه کوبان، این تنها «کولاک»ها نبودند که به قتل می‌رسیدند و زندانی می‌شدند. کتاب‌های مختلف و از جمله کتاب جنجالی «کتاب سیاه کمونیسم» بر نقش مقامات شوروی در گسترش قحطی و مرگ و میر مردم در این منطقه تاکید داشته‌اند.

 

با این حال قحطی بر بخش‌های دیگر هم اثر داشت و بعضی منابع تلفات آن را بین پنج تا ده میلیون بیان می‌کنند.

 

مقامات شوروی و بعضی تاریخ نویسان مدعی هستند که اقدامات خشن و اشتراکی سازی سریع کشاورزی برای صنعتی سازی سریع شوروی و نهایتاً پیروزی در جنگ جهانی دوم، ضروری بود. تاریخ نویسان دیگری همچون آلک نووه، مدعی هستند که کشاوری کلکتیو بیشتر به ضرر صنعتی شدن شوروی بوده تا به نفع آن.

 

ادامه دارد...

 

پی نوشت :

 

با تشکر از mr9 عزیز بابت انتقال تاپیک و نظرات ارزشمندشان :rose:  :rose:  :rose:  :rose:  :rose:

 

منابع این بخش :

 

http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%98%D9%88%D8%B2%D9%81_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%86

 

http://forum.topseda.ir/thread6575.html

 

http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%86%DA%A9%D8%A7

 

http://en.wikipedia.org/wiki/Felix_Dzerzhinsky

 

http://en.wikipedia.org/wiki/Communism

ویرایش شده در توسط adelkhoje
  • Upvote 13

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

تصاویری از یوسف جوگاشویلی ، کوبا ، عموجوزف ،استالین و..........

 

 

IMG_0001.jpg

 

نادژدا علی لویووا ، همسر دوم استالین و واسیلی ( اوایل دهه 1930)

 

واسیلی استالین ، بعدها به درجه ژنرالی نیروی هوایی ارتش سرخ منصوب شد و پس از مرگ استالین از ارتش اخراج گردید .

 

 

IMG_0002.jpg

 

از چپ به راست

 

میکویان ، کیروف و استالین ،

 

مسکو ، 1932

 

IMG_0003.jpg

 

استالین در میان نمایندگان اعزامی به نخستین کنگره کارگران کالخوز ، مسکو 1933

 

کالینین در پشت استالین ، در حال خمیازه کشیدن است .

 

IMG_0004.jpg

 

استالین در جلو و خروشچف ، مالنکوف ، بریا و مولوتف در مراسم راهپیمایی ورزشکاران ، ژوییه 1945

  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

786px-Christ_saviour_explosion.jpg

 

تصویر گرفته شده از تخریب کلیسای جامع Cathedral of Christ the Saviour در مسکو - سال 1931

 

مذهب و فرهنگ و هنر

 

در زمان استالین سبک هنری «رئالیسم سوسیالیستی» در نقاشی، مجسمه سازی، موسیقی، نمایشنامه نویسی و ادبیات تثبیت شد. بسیاری از سبک‌های «انقلابی» پیشین مانند اکسپرسیونیسم، انتزاعی، و تجربه گرایی آوانگارد به عنوان «فرمالیسم» طرد شدند. بسیاری از شخصیت‌های مشهور هنری سرکوب و در بعضی مواقع دستگیر، شکنجه و اعدام شدند. کسانی چون ایزاک بابل و وسولود مایرهولد و اوسیپ ماندلستام از این سری هستند.

 

شخصیت‌های جدیدی چون آرکادی گایدار، نویسنده کودکان، پیشرفت کردند و محبوب شدند و از روسیه پیشا انقلابی کسانی چون کنستانتین استانیسلاوسکی مطرح شدند. بعضی از هنرمندان مهاجر سابق به اتحاد شوروی بازگشتند. از جمله الکسی تولستوی در ۱۹۲۵، الکساندر کوپرین در ۱۹۳۶، و الکساندر ورتینسکی در ۱۹۴۳.

 

شاعر معروف روس، آنا آخماتووا، زیر فشار و سرکوب بود اما هرگز دستگیر نشد. شوهر اولش، نیکولای گومیلیف (شاعر و نظامی)، در ۱۹۲۱ تیرباران شد و پسرش، لف گومیلیف (تاریخ‌دان)، دو دهه در گولاگی اسیر بود.

 

این که استالین شخصاً چقدر درگیر مسائل بوده‌است مورد بحث است اما مسلماً او در مسائل فرهنگی هم مثل بقیه چیزها اظهار نظر می‌کرد و در بسیاری از موارد حکم آخر، حرف او بود.

 

 

260px-Stalin_church_1939.jpg

 

کاریکاتوری از استالین رفیق کبیر مذهب، در زمانی که در طول جنگ جهانی دوم کلیساها اجازه فعالیت پیدا کردند

 

 

 

مثل بقیه زندگی استالین موارد عجیب و غریب شخصی نیز موجود هستند. مثلاً میخائیل بولگاکوف، نویسنده و نمایشنامه نویس معروف، همواره سرکوب شده بود و کارش حتی به فقر کشیده بود اما پس از درخواستی شخصی از استالین به او مجدداً اجازه کار داده شد. نمایشنامه‌اش، روزهای توربین‌ها، که قهرمانانش خانواده‌ای آنتی بلشویک بودند که در جنگ داخلی دستگیر شده بودند، نهایتاً روی صحنه رفت و یک دهه بدون وقفه در تئاتر هنرهای مسکو اجرا شد.

 

می‌گویند رمان مورد علاقه استالین «فرعون» اثر نویسنده لهستانی، بولسلاو پروس بوده‌است. این رمانی

 

تاریخی در مورد مکانیسم‌های قدرت سیاسی است. بعضی‌ها به شباهت‌های این رمان و فیلمی که آیزنشتاین به سفارش استالین ساخت (ایوان مخوف) اشاره کرده‌اند.

 

در معماری، شیوه امپراتوری استالینیستی (که نوعی نئوکلاسیسیسم به روز شده در سطحی بسیاری بزرگ بود که با هفت آسمان خراش مسکو تداعی می‌شود) جای کانستراکتیویسم دهه ۲۰ را گرفت.

 

نقش استالین در رابطه با کلیسای ارتدوکس روسیه مورد اختلاف و پیچیده‌است. سرکوب مداوم در دهه ۳۰ کار را تقریباً به انحلال کلیسا رسانده بود. تا ۱۹۳۹ تعداد کلیساهای فعال (که در ۱۹۱۷ حدود ۵۴۰۰۰ بود) به چند صد عدد کاهش یافته بود و ده‌ها هزار کشیش و راهبه دستگیر شده بودند. اما در جنگ جهانی دوم از کلیسا به عنوان سازمانی میهن پرستانه احیا شد. کلیساها مجدداً در زمان خروشچف سرکوب شدند.

 

پذیرش دولت شوروی و شخص استالین توسط کلیسای ارتدوکس روسیه باعث اختلاف و انشعاب این کلیسا از کلیسای ارتدوکس خارج از این کشور شد که تا امروز نیز پابرجاست.

 

مذاهب دیگر در اتحاد شوروی همچون کلیسای کاتولیک رومی، باپتیست‌ها، اسلام، بودیسم، یهودیت و غیره نیز دچار مشکلات و سرکوب‌های مشابهی بودند. هزاران راهب و فرد مذهبی دستگیر شدند و صدها کلیسا، کنیسه، مسجد، معبد، و سایر اماکن مذهبی تخریب شدند.در زمان استالین سبک هنری «رئالیسم سوسیالیستی» در نقاشی، مجسمه سازی، موسیقی، نمایشنامه نویسی و ادبیات تثبیت شد. بسیاری از سبک‌های «انقلابی» پیشین مانند اکسپرسیونیسم، انتزاعی، و تجربه گرایی آوانگارد به عنوان «فرمالیسم» طرد شدند. بسیاری از شخصیت‌های مشهور هنری سرکوب و در بعضی مواقع دستگیر، شکنجه و اعدام شدند. کسانی چون ایزاک بابل و وسولود مایرهولد و اوسیپ ماندلستام از این سری هستند.

 

شخصیت‌های جدیدی چون آرکادی گایدار، نویسنده کودکان، پیشرفت کردند و محبوب شدند و از روسیه پیشا انقلابی کسانی چون کنستانتین استانیسلاوسکی مطرح شدند. بعضی از هنرمندان مهاجر سابق به اتحاد شوروی بازگشتند. از جمله الکسی تولستوی در ۱۹۲۵، الکساندر کوپرین در ۱۹۳۶، و الکساندر ورتینسکی در ۱۹۴۳.

 

شاعر معروف روس، آنا آخماتووا، زیر فشار و سرکوب بود اما هرگز دستگیر نشد. شوهر اولش، نیکولای گومیلیف (شاعر و نظامی)، در ۱۹۲۱ تیرباران شد و پسرش، لف گومیلیف (تاریخ‌دان)، دو دهه در گولاگی اسیر بود.

 

این که استالین شخصاً چقدر درگیر مسائل بوده‌است مورد بحث است اما مسلماً او در مسائل فرهنگی هم مثل بقیه چیزها اظهار نظر می‌کرد و در بسیاری از موارد حکم آخر، حرف او بود.

 

مثل بقیه زندگی استالین موارد عجیب و غریب شخصی نیز موجود هستند. مثلاً میخائیل بولگاکوف، نویسنده و نمایشنامه نویس معروف، همواره سرکوب شده بود و کارش حتی به فقر کشیده بود اما پس از درخواستی شخصی از استالین به او مجدداً اجازه کار داده شد. نمایشنامه‌اش، روزهای توربین‌ها، که قهرمانانش خانواده‌ای آنتی بلشویک بودند که در جنگ داخلی دستگیر شده بودند، نهایتاً روی صحنه رفت و یک دهه بدون وقفه در تئاتر هنرهای مسکو اجرا شد.

 

می‌گویند رمان مورد علاقه استالین «فرعون» اثر نویسنده لهستانی، بولسلاو پروس بوده‌است. این رمانی

 

تاریخی در مورد مکانیسم‌های قدرت سیاسی است. بعضی‌ها به شباهت‌های این رمان و فیلمی که آیزنشتاین به سفارش استالین ساخت (ایوان مخوف) اشاره کرده‌اند.

 

در معماری، شیوه امپراتوری استالینیستی (که نوعی نئوکلاسیسیسم به روز شده در سطحی بسیاری بزرگ بود که با هفت آسمان خراش مسکو تداعی می‌شود) جای کانستراکتیویسم دهه ۲۰ را گرفت.

 

نقش استالین در رابطه با کلیسای ارتدوکس روسیه مورد اختلاف و پیچیده‌است. سرکوب مداوم در دهه ۳۰ کار را تقریباً به انحلال کلیسا رسانده بود. تا ۱۹۳۹ تعداد کلیساهای فعال (که در ۱۹۱۷ حدود ۵۴۰۰۰ بود) به چند صد عدد کاهش یافته بود و ده‌ها هزار کشیش و راهبه دستگیر شده بودند. اما در جنگ جهانی دوم از کلیسا به عنوان سازمانی میهن پرستانه احیا شد. کلیساها مجدداً در زمان خروشچف سرکوب شدند.

 

پذیرش دولت شوروی و شخص استالین توسط کلیسای ارتدوکس روسیه باعث اختلاف و انشعاب این کلیسا از کلیسای ارتدوکس خارج از این کشور شد که تا امروز نیز پابرجاست.

 

مذاهب دیگر در اتحاد شوروی همچون کلیسای کاتولیک رومی، باپتیست‌ها، اسلام، بودیسم، یهودیت و غیره نیز دچار مشکلات و سرکوب‌های مشابهی بودند. هزاران راهب و فرد مذهبی دستگیر شدند و صدها کلیسا، کنیسه، مسجد، معبد، و سایر اماکن مذهبی تخریب شدند.

 

 

url32131213213123123123.jpg

 

 

علوم

 

علوم در اتحاد شوروی همچون هنر و ادبیات تحت کنترل شدید بود. در علوم «امن از نظر ایدئولوژیک» با توجه به تحصیلات رایگان و تحقیقات دولتی، پیشرفت بسیاری دیده می‌شد اما فشار ایدئولوژیک پیامدهای متاسف کننده‌ای هم داشت. مثلاً ژنتیک و سایبرنتیک به عنوان «شبه علم بورژوایی» محکوم می‌شدند.

 

در اواخر دهه ۱۹۴۰ تلاش‌هایی برای سرکوب نسبیت خاص و نسبیت عام و مکانیک کوانتوم به جرم «ایده‌آلیسم» بود. اما دانشمندان شوروی اعلام کردند که بدون استفاده از این تئوری‌ها قادر به ساختن بمب اتم نخواهند بود.

 

تنها بخش علمی که استالین شخصاً در آن فعالیت داشت، زبان‌شناسی بود. در ابتدای حکومت استالین، چهره اصلی زبان‌شناسی در شوروی، نیکولای یاکوولویچ مار بود که مدعی بود زبان ساختاری طبقاتی دارد و ساختار زبان توسط ساختار اقتصادی جامعه تعیین می‌شود. استالین که قبلاً به عنوان کمیسر خلق برای امور ملل در مورد سیاست زبان نوشته بود، با این فورمالیسم ساده مارکسیستی مخالفت کرد و این پایانی بر نفوذ ایدئولوژیک مار بر زبان‌شناسی در شوروی بود. اثر اصلی استالین در مورد زبان‌شناسی مقاله کوتاهی با عنوان «مارکسیسم و مسائل زبان شناسی» است.

 

گرچه استالین درافزوده یا درخشش خاصی در زبان‌شناسی نشان نداد اما ایراد مشخصی هم در فهم مسائل زبان‌شناسی نداشت. حتی می‌توان گفت که نفوذ او عملاً زبان‌شناسی شوروی را از دست ایدئولوژی بازی نجات داد.

 

تحقیقات علمی با وجود حضور عملی بسیاری از دانشمندان در اردوگاه‌های کار اجباری، کند شده بود. (برای مثال لو لاندائو که در سال‌های ۳۸ و ۳۹ در زندان بود و بعدها برنده جایزه نوبل شد). بعضی از دانشمندان هم اعدام می‌شدند (مانند لو شوبنیکوف در ۱۹۳۷). با این حال علوم و تکنولوژی در زمان استالین در بعضی زمینه‌ها رشد بسیاری داشتند. این پایه‌ای برای دستاوردهای معروف علمی شوروی در دهه ۵۰ بود. مثلاً ساخت کامپیوترهای بزرگ ب اٍ اس ام ۱ (БЭСМ) در ۱۹۵۳ یا برپایی اسپوتنیک ۱ در ۱۹۵۷.

 

در واقع بسیاری از سیاست‌مداران در ایالات متحده پس از «بحران اسپوتنیک» نگران بودند که در علم و تحصیلات عمومی از شوروی عقب مانده باشند.

 

 

12312123123.jpg

 

 

خدمات اجتماعی

 

 

مردم شوروی در زمان استالین به درجه‌ای از لیبرازیسیون اجتماعی رسیدند. زنان تحصیلات کافی و مساوی و حقوق برابر کار داشتند. در ضمن پیشرفت‌های پزشکی زمان استالین طول عمر متوسط شهروند شوروی و کیفیت زندگی را وسیعا افزایش داد. سیاست‌های استالین حق تحصیلات و دسترسی به پزشکی رایگان را وسیعا در اختیار مردم قرار داد و عملاً اولین نسل رها از ترس تیفوس و مالاریا را به وجود آورد. این مریضی‌ها شدیداً کاهش داده شدند و طول عمر متوسط تا چند دهه افزایش یافت.

 

در زمان استالین در ضمن برای اولین بار زنان می‌توانستند بچه‌ها را در فضای امن بیمارستان به دنیا بیاورند. نسلی که در زمان استالین متولد می‌شد، اولین نسلی بود که تقریباً تماماً باسواد بود. مهندسان برای آموزش تکنولوژی صنعتی به خارج فرستاده می‌شدند و صدها مهندس خارجی با قرارداد به روسیه می‌آمدند. راه‌های حمل و نقل پیشرفت یافت و راه آهن‌های جدید بسیاری ساخته شد. کارگرانی که بیشتر از حد مقررشان تولید می‌کردند، استاخانویست‌ها، پاداش‌های ویژهٔ بسیاری دریافت می‌کردند و در نتیجه می‌توانستند کالاهایی را بخرند که اقتصاد در حال رشد شوروی فراهم می‌کرد.

 

 

 

321121231213123.jpg

 

 

 

 

با وجود صنعتی سازی و تلفات عظیم انسانی در جنگ جهانی دوم و سرکوب‌ها، نسل زمان استالین شاهد رشد موقعیت‌های شغلی، بخصوص برای زنان، بود.

 

 

ادامه دارد...

ویرایش شده در توسط MR9
  • Upvote 9

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

عمو ژوزف رو تزار سرخ هم نامیده اند.

چون در دوران اون بود که شوروی، به عظمت زمان تزارها برگشت و دوباره تبدیل به یکی از ابرقدرتهای جهان شد.

 

یکی از منابعی که میتونه ما رو در شناخت هر چه بیشتر این وجه از چهره استالین کمک کنه؛ کتابی هست به نام " تزار سرخ " نوشته " ایزاک دویچر " که توسط " ذبیح الله منصوری " به فارسی هم ترجمه شده است.

4a74329b09c3244ee8cbd1d6417fd2dd.jpg

 

همچنین کتاب دربار تزار سرخ هم منبع جالب و مناسبی است که نمیدانم به فارسی ترجمه شده است یا نه؟

drbr-tzr-srkh-bh-nglysy.jpg

  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
همچنین کتاب دربار تزار سرخ هم منبع جالب و مناسبی است که نمیدانم به فارسی ترجمه شده است یا نه؟

drbr-tzr-srkh-bh-nglysy.jpg

 هم این کتاب و هم کتاب دیگه مانته فیوری استالین جوان ترجمه شده. انتشاراتیش یادم نیست. ترجمه آقای بیژن اشتری.

  کتاب بالا فوق العاده ست واقعا.

 

http://www.mehrnameh.ir/article/756/%D8%A7%D9%8A%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%84%D9%8A%D9%86-%D8%AF%D9%8A%DA%AF%D8%B1%D9%8A-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%AF%D9%81%D8%AA%E2%80%8C%D9%88%E2%80%8C%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%D9%8A%DA%98%D9%86-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%B1%D9%8A-%D9%85%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D9%88%D8%AC%D9%84%D8%AF%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%84%D9%8A%D9%86

  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

5764302875436379.jpg

 

 

دانلود کتاب استالین

 

نویسنده: گنادی زیگانوف
مترجم: ابراهیم شیری

 

منبع : کتاب سبز

 

شرح کتاب :

 

استالین، نام جهانی، شخصیت جاودانه و ماندگار تاریخ است که وحدت عقیده و عمل وسخن، برجسته ترین ویژگی و خصلت وی بود و صرف نظر از اختلاف نظرات و قضاوت ها دربارۀ حقانیت و یا نادرستی اعمال، کردار و گفتار این دولت مردان نامدار، تاریخ او را از تمام رهبران سیاسی تاکنونی جهان متمایز می سازد. این خصایل عالی استالین موجب شد که او، باتکاء اعتماد عمیق و پشتیبانی گستردۀ بشری، در یک ششم کرۀ خاک، براندازی نظام استثمار انسان از انسان، لغو مالکیت خواص بر زمین و ابزار تولید، سازندگی جامعۀ سوسیالیستی (عدالت اجتماعی) و حاکمیت سیاسی طبقۀ کارگر را رهبری نماید. این است منشاء و مبنای اصلی نفرت و کینه توزی پایان ناپذیر پیروان و طرفداران مکاتب و نظام های ارتجاعی طرفدار تخصیص ثروت و نعمت برای کمتر از یک دهک و فقر و محرومیت برای بیش از نه دهک جوامع انسانی نسبت به این شخصیت تاریخی.

 

لینک دانلود کتاب - حجم 2 مگابایت

 

دانلود کتاب زندگینامه استالین به زبان انگلیسی (کتاب 600 صفحه ای همراه با تصاویر جالب از زندگی استالین)

 

7855359165291554.jpg

 

نویسنده: EDVARD RADZINSKY
تعداد صفحات: ۶۶۴
فرمت: PDF
زبان: انگلیسی

 

منبع : کتاب سبز

 

شرح کتاب

 

 کتاب حاضر به نسخه ی انگلیسی می باشد.

این کتاب نخستین زندگینامه استالین است که توسط ادوارد رازینسکی به زبان روسی نوشته شده است، توسط ویلتس به زبان انگلیسی برگردانده شده است و توسط انتشارات روزنامه اطلاعات به زبان فارسی به چاپ رسیده است.

کتاب شرح زندگی استالین از قبل از حکومت کمونیستها در روسیه تا زمان مرگ استالین است که در آن شرح چگونگی جانشینی استالین بعد از لنین است و شرح تصفیه حسابهای خونین اعضای حزب کمونیست از جمله قتل تروتسکی در مکزیک است.

 

 

لینک دانلود کلیک کنید- حجم 5 مگابایت

  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

 

5764302875436379.jpg

 

 

دانلود کتاب استالین

 

نویسنده: گنادی زیگانوف
مترجم: ابراهیم شیری

 

منبع : کتاب سبز

 

شرح کتاب :

 

استالین، نام جهانی، شخصیت جاودانه و ماندگار تاریخ است که وحدت عقیده و عمل وسخن، برجسته ترین ویژگی و خصلت وی بود و صرف نظر از اختلاف نظرات و قضاوت ها دربارۀ حقانیت و یا نادرستی اعمال، کردار و گفتار این دولت مردان نامدار، تاریخ او را از تمام رهبران سیاسی تاکنونی جهان متمایز می سازد. این خصایل عالی استالین موجب شد که او، باتکاء اعتماد عمیق و پشتیبانی گستردۀ بشری، در یک ششم کرۀ خاک، براندازی نظام استثمار انسان از انسان، لغو مالکیت خواص بر زمین و ابزار تولید، سازندگی جامعۀ سوسیالیستی (عدالت اجتماعی) و حاکمیت سیاسی طبقۀ کارگر را رهبری نماید. این است منشاء و مبنای اصلی نفرت و کینه توزی پایان ناپذیر پیروان و طرفداران مکاتب و نظام های ارتجاعی طرفدار تخصیص ثروت و نعمت برای کمتر از یک دهک و فقر و محرومیت برای بیش از نه دهک جوامع انسانی نسبت به این شخصیت تاریخی.

 

لینک دانلود کتاب - حجم 2 مگابایت

 

دانلود کتاب زندگینامه استالین به زبان انگلیسی (کتاب 600 صفحه ای همراه با تصاویر جالب از زندگی استالین)

 

7855359165291554.jpg

 

نویسنده: EDVARD RADZINSKY
تعداد صفحات: ۶۶۴
فرمت: PDF
زبان: انگلیسی

 

منبع : کتاب سبز

 

شرح کتاب

 

 کتاب حاضر به نسخه ی انگلیسی می باشد.

این کتاب نخستین زندگینامه استالین است که توسط ادوارد رازینسکی به زبان روسی نوشته شده است، توسط ویلتس به زبان انگلیسی برگردانده شده است و توسط انتشارات روزنامه اطلاعات به زبان فارسی به چاپ رسیده است.

کتاب شرح زندگی استالین از قبل از حکومت کمونیستها در روسیه تا زمان مرگ استالین است که در آن شرح چگونگی جانشینی استالین بعد از لنین است و شرح تصفیه حسابهای خونین اعضای حزب کمونیست از جمله قتل تروتسکی در مکزیک است.

 

 

لینک دانلود کلیک کنید- حجم 5 مگابایت

 

 ترجمش هم خوبه اما کیفیت چاپ پایین هست اما توصیه میکنم حتمابخونیدش تا بفهمید چه موجودی بوده این انسان! دادن چهره ای دیگه از این فرد واقعا مشمئزکننده هست.کتابی که شما به انگلیسی معرفی کردید بهترین کتاب در مورد همین فرد هست .  :applause:

ویرایش شده در توسط ia65
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
کتاب مانتیفیور رو نشر ثالث در دو جلد به همراه عکسها با کیفیت بالا منتشر کرده، نشر نی تنها جلد اول رو تحت عنوان استالین جوان منتشر کرده. این نشر زندگینامه تحلیلی لنین، تروتسکی، ماءو، چه گوارا و راسپوتین رو هم به چاپ رسونده که خوندنین، به خصوص ماءو!

کتاب استالین رادزینسکی هم توسط نشر ماهی پس از مدتها تجدید چاپ شده.

دوستان لطفا کتابهایی رو که در بازار کتاب موجود هست رو دانلود نکنید، تمام زحمات و هزینه اینها به هدر میره.

تا حدودی مثل مقالات و اخبار اختصاصی این سایت هست که دیگران بدون ذکر منبع به اسم خودشون در سایتهای دیگه منتشر میکنن. درست نیست. با تشکر!
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

با سلام خدمت دوستان

 

 

واسیلی استالین

 

تولد :21 مارس 1921

مرگ : 19 مارس 1962

 

_57.jpg11-12-2014_2-37-34_PM.jpg

 

 

واسیلی استالین ، ژنرال هوابرد ، سه هفته پس از مرگ پدرش از ارتش اتحاد شوروی اخراج شد و از حق پوشیدن یونیفورم نظامی محروم گشت و یکماه بعد بازداشت گردید . وی در بهار 1961 آزاد شد و به کازان تبعید گشت و  سرانجام در 19 مارس 1962 در همانجا از دنیا رفت .

  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
رای علاقمندان به تاریخ در ایران چندان شناخته شده نیست اما می دانم (نویسنده اصلی) که ۲۸ سال پیش کتابی بنام ”فلیکس یعنی خوشبختی” و درباره زندگی وی در تهران منتشر شده بود که البته اطلاعی از محتوای آن ندارم!

 

من این کتاب رو خوندم یعنی اگه کسی جز این کتاب منبع دیگه ای در مورد زندگی دزرژینسکی نخونده باشه فکر میکنه داره زندگی نامه گاندی ماندلا یا همچین کسی رو میخونه خیلی ازش خوب گفته و در مورد توحش چکا (اون چکا نه چکای خودمون ! ) چیزی نگفته


نمیدونم کی گفته بود استالین یه رهبر بزرگ بود و کشور ما رو به یه امپراتوری تبدیل کرد  اگه او نبود ما درد ورنج خیلی زیادی در جنگ میکشیدیم ولی خدا رو شکر در دوره اون زندگی نمیکنیم 

در ضمن یکم در مورد اون پسر استالین که خودکشی کرد هم توضیح میدید همونی که بعد خودکشی ناموفقش استالین گفت همین یه کار رو هم نتونست درست انجام بده !

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

با سلام

 

تا انجایی که اطلاع دارم ، یوسف جوگاشویلی دوتا پسر داشت ، یاکوف استالین و واسیلی استالین از همسر نخست و دوم خودش

 

واسیلی استالین که مشخص شد .

 

یاکوف استالین هم در اوایل جنگ به اسارت ورماخت در آمد و به یک بازداشتگاه جنگی منتقل شد . در همان اوایل پیشنهاد معاوضه یاکوف استالین با یک ژنرال اسیر آلمانی مطرح شد که استالین چنین گفت: ما هرگز یک سرباز را با یک ژنرال مبادله نمی کنیم . یاکوف استالین پس از چندبار خودکشی ناموفق ، سرانجام به قصد فرار از اردوگاه اسرای جنگی ، هدف گلوله یک نگهبان اس اس قرار گرفت و کشته شد .

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

  استالین در تقسیمبندی سیاسی به کمونیست ملی‌ تعلق میگیره

که البته یک انحراف از مرام کمونیستی است و تاریخ هم این را اثبات کرد 

این باعث شد که شوروی به سوسیال امپریالیست تبدیل بشه 

تزه سوسیالیست در یک کشور تزه غلطی همونطور که تاریخ اثبات کرد و اتحاد جماهیر شوروی از هم پاشید

چون بقیه کشورهای کاپیتالیست آن کشور را راحت نمیگذارند

در اینجا تزه صحیح ولی‌ امتحان نشده همان تزه تروتسکی یعنی انقلاب جهانی‌ است 

ملی‌ گرایی سبب تصمیم گیری بر اساس منافع ملی‌ می‌شه و این در نتیجه باعث پیش‌بینی رفتار وزارت خارجه کشورها می‌شه

همین جایگاه سیاسی استالین بود که باعث تثبیت او در موضع قدرت با حمایت سازمانهای اطلاعاتی‌ از جمله دستگاه اطلاعاتی‌ 

انگلیس شد . تمامی روسای کا گ ب از یهودیهای نفوذی بودند که دستور داشتند استالین را در به قدرت رسیدن و در قدرت ماندن حمایت کنند. 

در یک جملهٔ کوتاه استالین استالینیسم منافع دولت انگلیس را از طریقه توازن قدرت بین نمللی تامین می‌کرد 

۱- ایدئولژی کمونیست در تضاد کامل با کاپیتالیست بود که این باعث عدم اتحاد سیاسی بین روسیه و آمریکا میشد

اصل اول سیاست خارجیه انگلیس از زمان استقلال آمریکا از سیصد سال پیش تا امروز و تا بی‌نهایت

خود این مطلب راز حمایت انگلیسیها و لژ‌های فراماسونری را در تولید و ساخت و ترویجه  ایدیولوژی کمونیست را بر ملا میکنه

۲- ملیگرایی استالین باعث خفگی ژئوپلیتیک ایدئولژی کمونیست میشد 

این درست به مثابهٔ اونه که یک سگ هاری را با یک قلادهٔ بزرگ توی باغت (اوراسیا) ببندی و نزاری که کسی‌ 

وارد آن باغت (منطقه) بشه 

۳- همون ملیگرایی باعث می‌شه که آقای استالین به کمک کاپیتلیست‌های انگلیسی‌ بیاد در زمان جنگ جهانی دوم و دخل رقیب اروپایی‌ انگلیسا آلمانی‌ها را بیاره.

جریان صنعتی شدن و خود کفایی هم به همون داستان تفرقه بنداز و حکومت کن برمیگرده تبادل تکنولوژی و تجارت بین آمریکا و روسیه باعث همگرایی این دو کشور میشد در نتیجه خیلی‌ کمک‌های صنعتی به روسیه از طریقه انگلیسیها شد تا صنعت شوروی راه بیفته. یه نمونیش همون موتورهای میگ ۱۵ بود ... دیدید که وقتی‌ ر سال نود این صنعت عقب افتاد 

در شوروی را باز کردند

حزب کمونیست ملی‌ چین هم همین مسیر را میره 

ملیگریی حتا به صورت کمونیستشم تا زمانی‌ که منافع انگلیس را تامین میکنه میمونه 

ولی‌ وقتی‌ شد شاه و رضا شاه میره

اینه که استالین هیچ پارادوکس ی نیست یعنی کلن انسانها کوچکتر از اون هستند که در به قدرت رسیدن یک مرام و ایدئولوژی نقشی‌ داشته باشند این وظیفهٔ دستگاه‌های اطلاعاتی استلبت دستگاهی اطلاعاتی‌ هم هر بوز مجه ی را انتخاب نمیکنند

  • Upvote 2
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم