adelkhoje

چهرۀ دیگر رهبر شوروی؛ استالین شر مطلق نبود!

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

اصلا عادت ندارم اسپم کنم ولی این ته دلم مونده ، عجب داش جوادیه توی این تصویر 

 

Stalin%27s_Mug_Shot.jpg

  • Upvote 1
  • Downvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

213213213.jpg

 

تصفیه و تبعید در دوران استالین

 

تصفیه

استالین به عنوان صدر دفتر سیاسی در اواسط دهه ۳۰ با «تصفیه کبیر» در حزب تقریباً تمام قدرت را در دست خود گرفت. او این کار را به عنوان تلاش برای اخراج اپورتونیست‌ها و ضدانقلابیون توجیه می‌کرد. قربانیان تصفیه معمولاً از حزب اخراج می‌شدند اما مجازات‌های بیشتری از اردوگاه‌های کار اجباری و گولاگ تا محاکمه توسط ان. ک. و. د و اعدام انتظار بسیاری را می‌کشید.

 

دوره اصلی تصفیه پس از قتل سرگئی کیروف، رهبر محبوب حزب در لنینگراد آغاز شد. کیروف بسیار نزدیک به استالین بود و قتل او حزب بلشویک را تکان داد. استالین، که می‌گویند می‌ترسید خود او قربانی بعدی باشد، شروع به محکم کردن امنیت کرد و مخالفان خود را به «جاسوسی» و «ضدانقلابی» متهم کرد.

 

 

225px-Voroshilov%2C_Molotov%2C_Stalin%2C225px-The_Commissar_Vanishes_2.jpg

یکی از سیاست‌های سانسور گرایی که در زمان استالین و در شوروی سابق حاکم بود ایجاد تغییر در تصاویر افرادی بود که توسط استالین به اعدام محکوم شده بودند.
تصویر بالا قبل از دسامبر ۱۹۳۸ (میلادی):از چپ به راست:وروشیلوف ،مولوتوف ،استالین و یژوف هنگام بازدید از آب راه مسکو-ولگا ،تصویر پایین:بعد از سپتامبر ۱۹۳۸ ،یژوف سقوط می‌کند.استالین دستور می‌دهد که یژوف از عکس حذف شود.

 

 

محاکمه‌های اصلی که به ریاست آندره ویشینسکی بر‌گزار می‌شد، به «محاکمه‌های مسکو» معروف شدند، اما محاکمه‌های مشابهی در تمام کشور بر‌گزار شد. چهار محاکمه در این مدت از اهمیت خاصی برخوردار است. محاکمه شانزده نفر (آگوست ۱۹۳۶)، محاکمه هفده نفر (ژانویه ۱۹۳۷)، محاکمه مارشال توخاچاوسکی و سایر ژنرال‌های ارتش سرخ (ژوئن ۱۹۳۷) و نهایتاً محاکمه ۲۱ نفر (من‌جمله بوخارین) در مارس ۱۹۳۸.

 

یکی از نمونه‌های مهم محاکمه توخاچاوسکی به عنوان همکاری با نازی‌ها بود. بعضی معتقدند محاکمه بسیاری از مهم‌ترین رهبران نظامی بعدها در جنگ جهانی دوم و اشغال روسیه توسط آلمان نقشی منفی داشت.

 

سرکوب بسیاری از انقلابیون و اعضای برجسته حزب باعث شد که لئون تروتسکی اعلام کند رژیم استالین با «رودخانه‌ای از خون» از رژیم لنین جدا است. کسانی مثل سولژنیتسن معتقدند که استالین عقاید خود را از لنین و اعمالی مثل اعدام مخالفان سیاسی در جنگ داخلی روسیه گرفته‌است. قتل تروتسکی در آگوست ۱۹۴۰ در مکزیک (جایی که او از ژانویه ۱۹۳۷ در تبعید زیسته بود) آخرین و مشهورترین مخالف استالین در رهبری قدیمی حزب را نیز از جای برداشت. حالا تنها سه نفر از «بلشویک‌های قدیمی» (دفتر سیاسی زمان لنین) به جا مانده بودند. خود استالین، میخائیل کالینین، و مولوتوف.

 

propaganda-vintage-1936-marx-engels-leni

 

 

دوران تصفیه مختص به مقامات حزبی نبود و بسیاری به جرم «فعالیت ضد شوروی» و به عنوان «دشمن خلق» دستگیر و محاکمه می‌شدند.

 

در اواخر تصفیه. دفتر سیاسی نیکولای یژوف، رئیس وقت ان. ک. و. د را برکنار و بعدها اعدام کرد. بعضی تاریخ دانان همچون امی نایت و رابرت کانکوئست معتقدند که این عمل از سوی استالین و برای پاک کردن جرم از نام خود بوده‌است.

 

ضمن تصفیه تلاش‌های بسیاری برای عوض کردن تاریخ در کتاب‌های درسی شوروی و منابع تبلیغی بود. بسیاری از قربانیان اعدامی از کتاب‌ها و عکس‌ها بیرون گذاشته می‌شدند که گویی هرگز وجود نداشته‌اند. نهایتاً تاریخ انقلاب جوری روایت می‌شد که گویی تنها دو شخصیت داشته‌است. لنین و استالین

 

poster36.jpg

پروگاندای مارشال استالین

 

تبعیدها

 

استالین، بخصوص در زمان جنگ جهانی دوم، دست به تبعیدهای جمعی بزرگی زد که نقشه قومی اتحاد شوروی را عوض کردند.

 

بیش از یک و نیم میلیون نفر به سیبری و جمهوری‌های آسیای مرکزی تبعید شدند. دلایل رسمی تبعید جدایی طلبی، مقاومت در مقابل دولت شوروی و همکاری با آلمانی‌های اشغال گر عنوان می‌شدند.

 

گروه‌های قومی ذیل بیش تر از همه قربانی این تبعیدها شدند: اکراینی‌ها، لهستانی‌ها، کره‌ای‌ها، آلمانی‌های ولگا، تاتارهای کریمه، کالمیک‌ها، چچنی‌ها، بالکارها، کاراچایاها، ترک‌های مشکیتی، فنلاندی‌ها، بلغاری‌ها، یونانی‌ها، ارمنی‌ها، لاتویایی‌ها، لیتوانیایی‌ها، استونیایی‌ها و یهودی‌ها. بسیاری از کولاک‌ها نیز به سیبری و آسیای مرکزی تبعید شدند.

 

در فوریه ۱۹۵۶ نیکیتا خروشچف به محکومیت این تبعیدها پرداخت و آن‌ها را در مخالفت با اصول لنینیستی خواند و اکثر آن‌ها را به جای خود بازگرداند.

 

اهمیت تاریخی این تبعیدهای دسته جمعی بسیار است و همین امروز نیز اهمیت خاصی برای جنبش‌های جدایی طلب در دولت‌های بالکان، تاتارستان، و چچن دارد.

 

 

Katyn_massacre_5.jpg

 

 

 

تعداد قربانیان

 

تعداد قربانیان پروسه‌هایی که در بالا توضیح داده شد مورد اختلاف بسیار است. در زمان جنگ سرد بسیاری رقم کشته شدگان را تا حدی خیالی مانند ۶۰ میلیون بالا می‌بردند. با سقوط اتحاد شوروی در ۱۹۹۱ بایگانی اسناد شوروی بالاخره در اختیار عموم قرار گرفت و ارقام متفاوتی انتشار یافت. در این ارقام صحبت از ۸۰۰ هزار اعدامی (سیاسی و غیر سیاسی) در زمان استالین بود که با قربانیان عملی کلکتیوازیسیون و تبعید گولاگ‌ها و غیره به ۳ میلیون نفر می‌رسید.

 

بهرحال هنوز اختلافات بسیاری در این زمینه موجود است و خط عمومی این است که «رقم دقیقی نمی‌شود داد». این جا به تخمین‌های مختلف اشاره می‌شود.

 

نویسنده روسی، وادیم ارلیکمان، از کسانی است که کل کشته شدگان را حدود ۹ میلیون نفر می‌داند. ۱٫۵ میلیون نفر اعدام، ۵ میلیون قربانی گولاگ، ۱٫۷ میلیون قربانی تبعید دسته جمعی (از مجموع ۷٫۵ میلیون تبعیدی)، و ۱ میلیون سایر. رابرت کانکوئیست تعداد کل قربانیان را ابتدا ۳۰ میلیون می‌دانست و بعدها ۲۰ میلیون اعلام کرد.

 

طرفداران استالین نظرات متفاوتی در زمینه تعداد کشته‌ها و همچنین روند عملی محاکمه‌ها و تاریخ تصفیه کبیر دارند.

 

ادامه دارد....

 

 

چند عدد پروگاندا از مارشال استالین :/

 

stalin1.jpg

 

poster36.jpg

ویرایش شده در توسط adelkhoje
  • Upvote 8

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

روشنفکران و عالیجنابان خاکستری هم منبع مناسبی برای بررسی بلاهائی هست که در آن دوران تصفیه های استالینی بر سر نویسندگان و روشنفکران روسیه آمد.

 

normal_r2.jpg

  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

Marshall_Stalin.jpg

 

پروگاندا استالین در ج ج دوم

 

World War II, 1939–1945 (جنگ جهانی دوم)

پس از بی نتیجه ماندن مذاکرات شوروی با بریتانیا و فرانسه در مسکو بر سر معاهده‌ای دفاعی، استالین به هیتلر روی آورد و با او پیمانی امضا کرد. او در ۱۹ آگوست ۱۹۳۹ در سخنرانی معروفی رفقایش را آماده این چرخش بزرگ در سیاست شوروی کرد و نهایتاً قرارداد مولوتوف-ریبن تروپ با آلمان نازی امضا شد. ویکتور سووروف، نویسنده جنجالی روسی ساکن انگلستان، مدعی است که استالین در این سخنرانی اعلام کرده که جنگ بهترین موقعیت است که هم دولت‌های غربی و هم آلمان نازی تضعیف شوند و آلمان آماده «شورویزه» شدن می‌شود. سندی بر این ادعا در دست نیست.

 

 

220px-Bundesarchiv_Bild_183-H27337%2C_Mo

 

 دیدار استالین و یواخیم فون ریبنتروپ وزیر امور خارجه آلمان نازی برای امضای قرارداد

 

 

 

با این که معاهده مولوتوف-ریبن تروپ رسماً تنها قول عدم اشغال مقابل بود اما بندی مخفی نیز در آن موجود بود که بر طبق آن اروپای مرکزی به دو منطقه کنترل بین دو قدرت تقسیم می‌شد. قرار بود که اتحاد شوروی بخش شرقی لهستان (که عموماً اکراینی‌ها و بلاروس‌ها در آن زندگی می‌کردند) و لیتوانی و لاتویا و استونی و فنلاند را در اختیار گیرد. بند مخفی دیگر در مورد بساربیا، بخشی از رومانی، بود که قرار بود به شوروی اضافه شود.

 

 

220px-Matsuoka_signs_the_Soviet%E2%80%93

 

 استالین در کنار نماینده های ژاپنی در حال امضای قرارداد بی طرفی شوروی-ژاپن

 

 

در ۱ سپتامبر ۱۹۳۹ آلمان با اشغال لهستان جنگ جهانی دوم را آغاز کرد. بدین ترتیب استالین تصمیم به دخالت گرفت و در ۱۷ سپتامبر ارتش سرخ شرق لهستان و دولت‌های بالتیک را اشغال کرد.

 

در نوامبر ۱۹۳۹ استالین نیروها را به مرز فنلاند فرستاد تا جنگی راه بیندازد. جنگ زمستانی بین اتحاد شوروی و فنلاند سخت تر از آن چه استالین فکر می‌کرد از آب در آمد و شوروی تلفات زیادی داد. شوروی در مارس ۱۹۴۰ نهایتاً پیروز شد اما مشکلات و محدودیت‌های ارتش شوروی به بقیه دنیا و خصوصاً آلمان لو رفته بود.

 

 

640px-Ribbentrop-Molotov.svg.png

 

تغییرات ارضی برنامه ریزی شده و واقعی در اروپا مرکزی و شرقی در سال های 1939-1940

 

 

 

در ۵ مارس ۱۹۴۰ رهبری شوروی حکم به اعدام بیش از ۲۵۷۰۰ فعال «ناسیونالیست و ضدانقلابی» لهستانی در بخش‌هایی از جمهوری‌های اکراین و بلاروس (که از خاک لهستان به شوروی اضافه شده بودند) داد. این به عنوان کشتار کاتین مشهور است.

 

در ژوئن ۱۹۴۱ هیتلر معاهده مولوتوف-ریبن تروپ را نقض کرد و در عملیات بارباروسا بخشی از خاک اتحاد شوروی را اشغال کرد. استالین گرچه جنگ با آلمان را محتمل می‌دانست اما آماده اشغالی به این سرعت نبود. ویکتور سووروف در این زمینه نیز نظری متفاوت دارد. او مدعی است که استالین از اواخر دهه ۳۰ آماده شده بود و خود تصمیم داشت در تابستان ۱۹۴۱ آلمان را اشغال کند. از این رو سووروف معتقد است حمله هیتلر به نوعی «اقدام پیشگیرانه» بوده‌است. این تئوری مورد قبول ایگور بونیچ، میخائیل ملتویکوف، و ادوارد رادزینسکی بوده‌است اما اکثر تاریخ دانان غربی با آن مخالفند.

 

 

800px-Battle_of_Moscow.jpg

 

زنان و مردان در هر حال حفر سنگر جهت دفاع از مسکو برابر ارتش نازی 1941

 

 

 

ژنرال فدور فون بوخ در خاطراتش می‌گوید که ارتش آلمان (آب ور) کاملاً آماده حمله شوروی علیه نیروهای آلمان در لهستان بوده‌است و این حمله را تا حداکثر ۱۹۴۲ انتظار می‌کشیده‌است. نبرد مرگبار با فاشیسم زندگی ۲۷ میلیون از مردم شوروی را بلعید.

 

 

Operation_Barbarossa_corrected_border.pn

 

شرح تهاجم پیشگیرانه نازی ها برابر شوروی

 

 

 

ارتش سرخ

 

ارتش سرخ تحت سه فرماندهی جداگانه قرار داشت گروه ارتش‌های شمالی تحت فرماندهی مارشال ورشیلف گروه ارتش‌های جنوبی تحت فرماندهی مارشال تیموچنکو و گروه ارتش‌های جنوبی تحت فرماندهی مارشال بودینی در نیروی هوایی ارتش سرخ دو هواپیما حریف شکاری‌های آلمانی بودند یکی اشتورماویک و دیگری جنگنده لاووخین -۱۸ ارتش سرخ هم در مواجه با خطر نازی‌ها اگرچه نه کاملاً اما تا حدودی آماده بود به علاوه راه آهن و جاده‌های ارتباطی روسیه وضع بسیار بدی داشتند و همانطور که فرماندهان روسی حدس می‌زدند رساندن آذوقه و مهمات هر چه آلمانی‌ها بیشتر پیش رفتند دشوارتر شد.

 

شروع تجاوز

 

ساعت سه و سی دقیقه صبح بیست و دوم ژوئن عملیات بارباروسا آغاز شد هیتلر در یک سخنرانی رادیویی در آن زمان اعلام کرد: باز هم امروز تصمیم گرفته‌ام سرنوشت و آینده رایش و مردممان را در دست سربازانمان قرار دهم امیدوار خداوند به ویژه در این کارزار ما را یاری کند. افراد پیاده ضمن پیشروی صدای غرش هواپیماهای بمب افکن و شکاری شان را می‌شنیدند هدف حمله ورماخت در وهله اول در هم شکستن قدرت تحرک و کارآمدی ارتش سرخ بود تا مسیر پیشروی به سه هدف اصلی را هموار سازد مهم ترین موج حمله لوفت وافه علیه فرودگاه‌های روسی بود که منجر به نابودی ۱۲۰۰ فروند جنگنده روسی بر روی زمین شد حمله توسط سه ارتش انجام می‌شد گروه ارتش‌های شمالی تحت فرماندهی ریتر فون لیب که وظیفه تصرف شمال روسیه و لنینگراد را داشت گروه ارتش‌های مرکزی تحت امر مارشال فئودور فون بک که وظیفه داشت از مسیر لشکرکشی ناپلئون به مسکو برسد و گروه ارتش‌های جنوب تحت فرماندهی گرد فون روندشتد که وظیفه تسخیر اوکراین و قفقاز را داشت ارتش‌های شمالی به وسیله فنلاندی‌ها و ارتش‌های جنوب توسط رومانیایی‌ها مجارها و... حمایت می‌شد مارشال ایوان آنتونوسکو دیکتاتور رومانیایی هنگامی که شنید آلمانی‌ها برای تسخیر روسیه از او درخواست کمک کرده‌اند درخواستشان را با خوشحالی پذیرفت و اعلام داشت: البته که من در این نبرد از همان ابتدا شرکت خواهم کرد. موقعی که پای جنگ با نژاد اسلاو در میان باشد همه رومانیایی‌ها را جز خودتان بدانید.

 

حمله‌های اصلی آلمانی‌ها از جانب پروس شرقی به سوی کوناس ویلنا لمژا و سایر بخش‌های اشغالی لهستان شوروی و سسپس لنینگراد و مسکو بود در روز ۲۳ ژوئن پیکار سختی بین ستون‌های جلودار آلمانی با روس‌ها در گرفت در این نبرد روس‌ها لمژا و کولونو و برست لیتوفسک را از دست دادند.

 

 

421px-RIAN_archive_2410_Marshal_Zhukov_s

 

مارشال ژوکوف

 

 

 

روز بعد آلمانی‌ها تهاجم خود را از سر گرفتند و به پیشروی خود به سمت شاولی و کوناس و گرودنو و ویلنا ادامه دادند در ناحیه مینسک زرهپوش های آلمانی خط دفاعی روس‌ها را شکافتند ولی در اثر ضدحمله روس‌ها عقب رانده شدند تا این زمان آلمانی‌ها به دو مقصود اصلی خود نائل آمده بودند اول پیشروی سریع از لتونی و لیتوانی و بلاروس به سمت مسکو و لنینگراد و دیگری ایجاد شکاف و احاطه ارتش‌های سرخ به طور گسترده و هموار نمودن پیشروی به سمت کیف و قفقاز.

 

در نتیجه یک حمله غافلگیرانه آلمان‌ها در نواحی دوینسک ارتش سرخ در بیالیستوک محاصره شد و ۴۰۰۰۰ سرباز تسلیم آلمانی‌ها شدند گئورگی سمنیاک یک سرباز روسی بعدها به یاد آورد: تصویر تیره و تاری بود در طول روز هواپیماها دائماً بر سر سربازان در حال عقب نشینی بمب می‌ریختند وقتی دستور عقب نشینی داده شد سیل سربازان فراری از هر سو روانه شد تمامی فرماندهان سوار بر خودروها زودتر از بقیه می‌گریختند و ما بدون فرماندهانمان هیچ کاری نمی‌توانستیم انجام دهیم.

 

در این موقع افکار عمومی در فنلاند هم به نفع آلمانی‌ها تغییر میافت فنلاند ی‌ها که از طرفی تحت فشار دولتمردان آلمان نازی قرار داشتند و از طرف دیگر حس تنفر و عدم اعتماد نسبت به روس ها قرار گرفته بودند به ارتش آلمان اجازه دادند از فرودگاه‌های آن کشور علیه روس ها استفاده کنند روز ۲۵ ژوئن دولت شوروی دست به عمل متقابل زده دست به بمباران سطحی شهرهای مهم فنلاند مثل تورکو و هلسینکی زدند به علاوه چندین زد و خورد مرزی بین طرفین صورت گرفت دولت سوئد هم اجازه داد یک لشکر آلمانی با راه آهن از خاک این کشور عبور کنند و به فنلاند بروند.

 

 

443px-German_troops_crossing_the_Soviet_

 

سربازان آلمانی در حال عبور از مرز ها تعیین شده با شوروی -1941 22 ژوئن

 

 

 

در عرصه دریاها اوضاع آرام بود در دریای بالتیک زد و خورد مهمی در نگرفت تنها برخورد جدی در دریای سیاه بود که طی بمباران نیروی هوایی ارتش سرخ دو ناو چه اژدرافکن رومانیایی غرق شدند این ناوها عازم باطوم و کریمه بودند که این اتفاق برایشان اتفاق افتاد هم چنین نیروی دریایی شوروی اعلام کرد توانسته چند زیردریایی آلمانی را در دریای سیاه غرق کند که این مطلب ناگفته مشخص است ادعایی بیش نیست تنها یک زیردریایی آلمانی در این ناحیه آسیب دید.

 

تا روز سی ام ماه ژوئن لوو به دست آلمانی‌ها افتاده بود و در شمال ارتش آلمان در چندین نقطه از رود دوینا گذشته بود و به ریگا نزدیک شده بود در سمت جنوب یک ستون آلمانی به سوی بارانوچی شروع به پیشروی کردند و ستون دیگری از جنوب باتلاق‌های پریپت به حمله به کیف پرداخت بدین ترتیب دو حمله گازانبری ایجاد شد: یک حرکت گازانبری در شمال در اطراف بیالیستوک به منور محاصره نمودن ارتش شوروی در آن ناحیه و دیگری در جنوب مابین لوو و بوکووینا که طبق نقشه قرار بود دو ستون زرهی واقع در شرق لوو و بوکووینا با یکدیگر تلاقی کنند. سرانجام در روز پنجم ژوئیه جناح راست ارتش آلمان به تصور آنکه کوشش اصلی روس‌ها متوجه مرکز است حمله را با شدت تمام آغاز کرد در نتیجه آلمان‌ها توانستنداز رود پروت بگذرند در قسمت جنوبی هم ارتشی که متوجه کیف بود سخت مشغول پیشروی بود اما در جبهه شمالی روس‌ها موفق شدند حمله آلمانی‌ها را به لپل دفع کنند روز شانزدهم ژوئیه پس از نبردی سخت و خانه به خانه اسمولنسکنیز به تصرف آلمانی‌ها در آمد حملات در آغاز ماه اوت از سر گرفته شد و آلمان‌ها دست به یک سری حمله زدند در شمال ارتش آلمان موفق شده بود تا خود را به پسکو و ایلمن برسانند.

 

 

Wehrmacht_Panzergruppe_3_%D0%BF%D0%B0%D0

 

واحد های پانزر ارتش آلمان نازی در حال عبور از بلاروس (روسیه سفید)

 

 

در جبهه جنوبی طلایه داران آلمانی موفق شدند با تسخیر نواحی کامنتس و پودولسک راه رسیدن به بسارابی را برای خود هموارتر کنند در جبهه مرکزی هم آلمان‌ها می‌کوشیدند تا با مستحکم تر کردن موقعیت خود در نواحی اسمولنسک راه رسیدن به مسکو را آسان تر کنند در این زمان واحدهای ژنرال گودریان با یک حرکت متهورانه موفق شدند از رود بوک بگذرند.

 

در این پرچم به غنیمت گرفته شده نوشته:از کمونیسم و استالین دفاع کنید. در این زمان در ستاد ارتش آلمان این سوال پیش آمده بود که اول برای تسخیر مسکو حمله شود یا اکراین پس از بحث و جدل‌های طولانی بین ژنرال‌های آلمانی و هیتلر سرانجام تصمیم بر این گرفته شد که اول اکراین تسخیر شود این تصمیم به دلایلی هم درست و هم نادرست بود درست برای اینکه ارتش آلمان به نفت و غلات اوکراین احتیاج مبرمی داشت و به علاوه با این حمله راه رسیدن به قفقاز باز می‌شد و نادرست از این جهت که اولاً تسخیر مسکو در آن زمان باعث می‌شد تا نیروهای سیبریایی نتوانند به موقع به کمک ارتش سرخ بیایند و مسکو را نجات دهند و در واقع این دو ارتش به طور جداگانه باید با ورماخت می‌جنگیدند که در این صورت شانس پیروزی آلمانی‌ها بسیار بالاتر می‌رفت در ثانی اشغال مسکو شوروی را از مرکز ارتباطی و تسلیحاتی خود محروم می‌ساخت و سوماً چون دمای هوای اکراین و قفقاز در زمستان از مسکو گرم تر است ارتش آلمان مجبور نبود سرمای بسیار شدید دشت‌های روسیه را تحمل کند.

 

 

800px-Operation_Barbarossa_-_German_loot

 

هویتزر ها غیر کششی ارتش سرخ

 

 

 

آنچه کار را برای هیتلر دشوارتر می‌کرد این بود که روس ها بر خلاف سربازان کشورهای غربی تا پای جان می‌جنگیدند به علاوه آلمانی‌ها به جای ۲۰۰ لشکر تخمینی با ۴۰۰ لشکر روسی روبرو شده بودند تازه فرماندهان دستپاچه شوروی آرامش خود را بازیافته بودند در این زمان بود که ژنرال فرانتس هالدر رئیس ستاد مشترک ورماخت در دفتر خاطراتش نوشت:کل اوضاع به طور فزاینده‌ای روشن می‌سازد ما غول روسیه را بسیار دست کم گرفته‌ایم.

 

اتحاد جماهیر شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ و ماه‌های پس از آن در شرایط دشواری بود با این حال که تا اواسط ژوئیه چهار میلیون سرباز داوطلب رفتن به جنگ شده بود ولی در آن دوره شرح این قهرمانی‌ها چیز ناچیزی بود ارتش سرخ تا اواسط ژوئیه در وضع نومید کننده‌ای قرار داشت طی سه هفته نبرد ۳۵۰۰ عراده تانک و شش هزار هواپیما و بیش از دو میلیون سرباز از دست داده بود در نیمه دوم ژوئن نبرد اسمولنسک به یک فاجعه عظیم تبدیل گشت پنج ارتش روسی به محاصره افتادند و با وجود اینکه برتری نفرات داشتند نتوانستند حلقه محاصره را بشکنند در آغاز ماه اوت با بسته شدن این حلقه سیصدهزار سرباز روسی به اسارت آلمان‌ها در آمدند در شهر سه هزار توپ و تانک یا به تصرف آلمانی‌ها در آمد یا نابود شد.

 

این فداکاری‌ها و تلفات ارتش سرخ پبیشروی آلمانی‌ها را هر لحظه به تاخیر انداخت روز سوم اوت آلمانی‌ها در جبهه اکراین مجدداً به حمله پرداختند ابتدا کوروستن و سپس بلایاتسرکو مورد حمله قرار گرفتند این حمله را برای پیشروی به سوی کیف هموار کرد اما در نبردهای اومان و اودسا بود که پیشروی به کیف هموارتر شد.

 

 

Bundesarchiv_Bild_146-1982-077-11%2C_Rus

 

اسرای ارتش سرخ در جنگ مینسک

 

 

 

نبرد کیف

 

عمده ترین هدف آلمانی‌ها در نبرد کیف یک احاطه و محاصره بزرگ و سپس نابودی ارتش‌های جنوبی شوروی تحت فرماندهی مارشال بودینی بود این عملیات از روز بیست و سوم آگوست شروع و در بیست و ششم ماه سپتامبر ۱۹۴۱ به پایان رسید. تقریباً تمام ارتش‌های جنوب غربی شوروی به استعداد ۶۶۵۰۰۰ نفر در این عملیات به محاصره آلمانی‌ها در آمدند در ایم موقع واحدهای کوچک سربازان شوروی و مارشال بودینی و کمیسر عالی اکراین نیکیتا خروشچف توانستند به موقع فرار کنند فرمانده واحدهای جنوب شرقی یعنی کمیسر میخائیل کریپونوس هنگام تلاش برای فرار گیر افتاد و به دست آلمانی‌ها کشته شد هنگامی که استالین دستور عقب نشینی داد دیگر دیر شده بود۶۰۰۰۰۰ سرباز اسیر شدند و ۳۹۲۳ توپ و خمپاره انداز یکصد و چهارده عراده تانک و صد و شصت و هفت هواپیمای جنگی شوروی به غنیمت آلمانی‌ها افتاد.

 

در این نبرد ابتدا لشرهای زرهی پانزر دست به احاطه نیروهای شوروی زدند این مانور بودینی و کل فرماندهان ارتش هاای جنوب غربی را به وحشت انداخت بودینی از استالین درخواست مجوز عقب نشینی کرد اما این درخواست توسط استالین رد شد سپس در سیزدهم سپتامبر بودینی به دستور استالین حلقه محاصره را به وسیله یک هواپیما ترک کرد سرانجام با الحاق لشکر ۲۴ زرهی گودریان و لشکر یکم پانزر فون کلایست دو لبه حلقه محاصره کاملاً به هم بسته شد در ۱۹ سپتامبر کیف به دست آلمانی‌ها افتاد.

 

مردم اکراین که از مدت‌ها پیش به دنبال به دست آوردن استقلال بودند از دیدن صلیب‌های شکسته خوشحال شدند و به آن‌ها خیر مقدم گفتند و عده‌ای هم سخت به مقابله با آن‌ها پرداختند اما به زودی امید مردم اکراین نقش بر آب شد زیرا آلمانی‌ها به خاطر غلات اکراین آنجا را از چنگ شوروی‌ها در آورده بودند نه به خاطر آزادی بخشیدن به آن‌ها بسیاری از کارشناسان بر این عقیده‌اند اگر آلمانی‌ها با مردم محلی رفتار بهتری داشتند ارتش سرخ برای جایگزینی نفرات از دست رفته اش به شدت در تنگنا قرار می‌گرفت اما به هر تقدیر آلمانی‌ها با رفتار خشن شان مردم را به آغوش ارتش سرخ انداختند.

 

 

Bundesarchiv_Bild_101I-289-1091-26%2C_Ru

 

طبیعت روسیه

 

 

نبرد شوروی

 

سیاست کلی شوروی دفاع اولیه در تابستان و کشاندن جنگ به فصل زمستان بود. نبرد شوروی و آلمان نازی به طور حتم خسارت‌های فراوانی از لحاظ تجهیزات و نیروی انسانی به هر دو طرف وارد کرد و گستره جنگ عملاً بسیار فراتر از حد پیشین شد. با این حال فرماندهی آلمان در اواسط ماه اوت تصمیم به تعلیق حمله به شوروی گرفت و تصمیم بر آن شد نیروهای زرهی و پیاده آلمان به دو دسته تقسیم شده نیمی به سمت استالینگراد رفته و نیم دیگر به سمت اوکراین حرکت کنند. در نبرد کیف چهار لشکر از ارتش شوروی کاملاً از بین رفتند و شهر کیف و مناطق وسیعی از اوکراین به دست نیروهای آلمان نازی تصرف شد اما نبرد استالینگراد روند جنگ را تغییر داد

 

 

250px-Germans_in_Stalingrad.jpg

 

 سربازان آلمانی در نبرد استالینگراد

 

 

در دسامبر ۱۹۴۱ ارتش آلمان حمله‌ای به مسکو ترتیب داد که با ضد حمله نیرهای شوروی مواجه شد. پس از آن آلمان یک چهارم کل نیروهای خود در غرب اروپا و شمال آفریقا را به جبهه شرق اروپا اعزام کرد. در ماه ژوئیه انگلستان به دشمن جدید آلمان نازی پیشنهاد انعقاد تفاهمنامه همکاری دوجانبه را ارائه کرد و این پیشنهاد با استقبال شوروی مواجه شد. نتیجه این تفاهم در نخستین گام اشغال نظامی ایران بود.

 

 

260px-Yalta_summit_1945_with_Churchill%2

 

 نخست وزیر بریتانیا، وینستون چرچیل، رئیس جمهور آمریکا، فرانکلین روزولت و استالین در کنفرانس یالتا

 

 

 

پایان جنگ

 

کنفرانس تهران با شرکت چرچیل، روزولت و استالین از ۲۸ نوامبر تا ۱ دسامبر ۱۹۴۳ به صورت سری بر‌گزار شد. هدف کلی این کنفرانس توافق در مورد چهره جهان پس از پایان جنگ جهانی دوم بود.

 

جنگ در اروپا پس از خودکشی آدولف هیتلر و تسلیم آلمان نازی در ۸ مه، ۱۹۴۵ پایان یافت، اما در آسیا و اقیانوس آرام تا بمباران اتمی هیروشیما (۶ اوت ۱۹۴۵) و ناگازاکی (۹ اوت ۱۹۴۵) و بعد آن تسلیم ژاپن در ۲ سپتامبر، ۱۹۴۵ ادامه داشت.

 

بمباران اتمی آمریکائیها در دو شهر ناکازاکی و هیروشیما که بیش از ۲۰۰٬۰۰۰ نفر را در چند ثانیه نابود کرد، از پی‌آمدهای بزرگ منفی این جنگ محسوب می‌شود. این اولین کاربرد سلاح‌های هسته‌ای در تاریخ بشر بود

 

 

407px-Soviet_flag_on_the_Reichstag_roof_

 

 سربازان ارتش سرخ در حال برافراشتن پرچم اتحاد جماهیر شوروی به نشانه پیروزی بر فراز ساختمان رایشستاگ (مجلس امپراتوری) در برلین، ماه مه ۱۹۴۵

 

 

 

 

تلفات و خسارات جنگ

 

نتیجه جنگ جهانی دوم در چهار سالی که از پی آمد، قریب به ۲۷ میلیون از مردم شوروی را به کام مرگ کشاند، یعنی روزی ۱۸ هزار نفر. پنجاه درصد این کشته‌شدگان خارج از شرایط «عادی» جنگ جان خود را از دست دادند. به جز اینان، ۳ میلیون روس در اردوگاه‌های آلمان و به ویژه در اتاق‌های گاز از پای درآورده شدند. در بلاروس یک میلیون و ۸۰۰ هزار نفر کشته شدند و در لنینگراد هم یک میلیون نفر قربانی ۹۰۰ روز محاصره گشتند. حدود پنج میلیون شهروند لهستانی در طول جنگ به دست نیروهای آلمان به‌قتل رسیدند که نزدیک به دو میلیون نفر آنان، غیر یهودی و سه میلیون نفر دیگر از یهودیان مقیم لهستان بودند، این رقم بیش از ۱۶ درصد جمعیت آن کشور را نسبت به سال ۱۹۳۹ تشکیل می‌داد.تلفات آلمان در جنگ جهانی دوم در برخی منابع ۵ میلیون نفر اعلام شد که ۳/۳ میلیون نفر آن سرباز و ۱/۷ میلیون آن (تخمینی) افراد غیر نظامی بودند که در بمباران کشته شدند. پس از پایان جنگ اعلام شد که ۱/۳ میلیون تن بمب توسط متفقین بر بسیاری از شهرهای آلمان فرو ریخته شده که نتیجه آن بی خانمانی ۸ میلیون آلمانی بود. همچنین ۱۲ میلیون نفر در طول جنگ بر اثر قحطی در چین، ایران، اندونزی، هندوچین فرانسه و هندوستان جان خود را از دست دادند که این تعداد تلفات، اغلب در آمارهای تلفات جنگ، از قلم افتاده‌اند.کل رقم کشته‌شدگان جنگ جهانی دوم که مرگبارترین نبرد تمام تاریخ است، بین ۵۰ تا ۷۰ میلیون نفر تخمین زده می‌شود.

در پی جنگ جهانی دوم ساختارهای زیربنایی و صنعتی اروپا ویران شده بود. این مساله باعث ارائهٔ طرح مارشال از سوی آمریکا شد که در نهایت نفوذ و تابعیت اروپای غربی از آمریکا را در دهه‌های بعد در پی داشت. از سوی دیگر تقسیم آلمان و نفوذ شوروی در اروپای شرقی عملاً این قاره را به دو نیمه تقسیم کرد. این تقسیم ریشه‌های آنچه بعدها جنگ سرد نام گرفت را تشکیل داد.

 

ادامه دارد...

ویرایش شده در توسط adelkhoje
  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

بخش پایانی

 

samara-stalin-bunker-plan1.jpg

 

 

پناهگاه های استالین

 

نزدیک به نیم قرن است که داستان ها و افسانه هایی درباره ی سازه ای مرموز با نام " ساختمان ویژه شماره 1" به گوش می خورد. در این رابطه حرف هایی از وجود یک کاخ زیرزمینی، چندین آزمایشگاه ، تونل ها و اتاق های مخفی به میان می آید. در نهایت راز این بنای مخفی در زیر خاک، پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی افشا شد. این ساختمان، پناهگاه رهبر شوروی "ژوزف استالین" بود که در شهر "سامارا" در اعماق خاک بنا شده بود. اکنون این پناهگاه برای بازدید عموم آزاد است.

 

 

100932351063.jpg

 

 

مرگ

 


استالین در روز پنج مارس ۱۹۵۳ از دنیا رفت که منجر به بروز بحران در دفتر حزب سیاسی و در نهایت به قدرت رسیدن نیکیتا خروشچف شد. دلیل مرگ استالین پس از ۶۰ سال در گزارش ۱۱ صفحه‌ای کالبدشکافی استالین اعلام شد که در این گزارش گفته شده، رهبر شوروی سابق به مرگ طبیعی و بر اثر خفگی در اثر سکته مغزی مرده است. گزارش مرگ وی تا تاریخ مارس ۲۰۱۳ در صندوقخانه آرشیو دولتی تاریخ اجتماعی و سیاسی روسیه نگهداری می‌شده است و طبق این گزارش، استالین بر اثر مرگ طبیعی از دنیا رفته است. در این گزارش، آمده که سکته‌ای که منجر به مرگ وی شده بود در روز یک مارس ۱۹۵۳ رخ داده بوده است و وی در شب قبل از سکته مواد الکلی مصرف کرده است. کالبدشکافی بر روی جسد رهبر شوروی سابق ،یک روز پس از مرگ وی انجام شد. بر اساس این گزارش، استالین که ۷۴ سال داشت، از فشار خون بسیار و تصلب سرخرگها در مغز و قلب رنج می‌برد و کبد وی بقدری چرب بود که در مرز سیروز قرار داشت. سکته در سمت چپ مغز استالین به همراه خونریزی معده باعث خفگی وی شده بود.[۴] روایت هایی متفاوت از کشته شدن استالین به دست پسرش، نیکلای خروشچف، یا محافظ شخصی اش نیز وجود دارد.

 

 

ksqkh658e44mk8t0bi88.jpg

 

 

 

 

اعلام دلیل مرگ «استالین» پس از 60 سال

 

 

گزارشات رسمی برای اولین بار پس از 60 سال، از دلیل مرگ مرموز جوزف استالین، دیکتاتور شوروی سابق پرده برداشته‌اند.

 

به گزارش سرویس علمی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، گزارش 11 صفحه‌ای کالبدشکافی استالین نشان داده که این رهبر شوری سابق به مرگ طبیعی و بر اثر خفگی در اثر سکته مغزی مرده است.

 

این گزارش که توسط روزنامه کوریر برلین منتشر شده، ممکن است در نهایت بتواند به نظریات توطئه در مورد مرگ استالین که سیاستهای وی منجر به کشته شدن بیش از 30 میلیون تن از مردم خود و تبدیل کشورش به سرزمینی مملو از ترس و کمبودها شده بود، پایان بخشد.

 

این اولین بار است که این گزارش در کشورهای غربی منتشر شده است.

 

استالین در روز پنج مارس 1953 در ساعت 09:50 شب به وقت محلی از دنیا رفت که منجر به بروز بحران در دفتر حزب سیاسی و در نهایت به قدرت رسیدن نیکیتا خروشچف شد.

 

گزارش پس از مرگ این دیکتاتور تاکنون در صندوقخانه آرشیو دولتی تاریخ اجتماعی و سیاسی روسیه نگهداری شده بود.

 

این گزارش در نهایت در موسسه تاریخ آلمان دکتر ماتیاس اوهل در موسکو رونمایی شد که اعلام کرد: نظریات توطئه حقیقت نداشتند.

 

به گفته اوهل، استالین در ویلای خود در نزدیکی مسکو به مرگ طبیعی درگذشته بود.

 

در این گزارش که از استالین به عنوان بیمار شماره یک نام برده شده، آمده که سکته‌ای که منجر به مرگ وی شده بود در ساعت 06:30 شب به وقت محلی در روز یک مارس 1953 رخ داده بود.

 

وی در شب قبل از سکته مواد الکلی مصرف کرده و بقدری خشمگین بود که کسی جرأت نزدیک شدن به وی تا روز بعد را نداشت. خدمه استالین در نهایت وی را در حالتی که به کما فرو رفته بود، پیدا کردند.

 

کالبدشکافی بر روی جسد رهبر شوروی سابق در روز پس از مرگ وی انجام شد. بر اساس این گزارش، استالین که 74 سال داشت، از فشار خون بسیار و تصلب سرخرگها در مغز و قلب رنج می‌برد و کبد وی بقدری چرب بود که در مرز سیروز قرار داشت.

 

سکته در سمت چپ مغز استالین به همراه خونریزی معده باعث خفگی وی شده بود.

 

منبع : ایسنا

ویرایش شده در توسط adelkhoje
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

شاید در مورد هیچ سیاستمدار معاصری به اندازه عمو ژوزف کتاب های مختلف و متفاوت منتشر نشده باشه 

 

0a5b03b7801abe11cfba0c97b1663cc6.jpg

 

7-10-1390-IMAGE634606646918120663.jpg

 

4389349c25810eccb4636e236ee3d014.jpg

 

normal_1000000202_28129.jpg

 

 

normal_1411200961_stalin1.jpg

 

download.jpg

 

Estalin-va-masaele-moaser.jpg

 

f52b963a2a35451c13029c0a810c13f6.jpg

 

images_28129.jpg

 

man_az_changal_estalin.jpg

 

normal_stalin_khoub1.jpg

 

normal_trykh_sry_jnythy_stlyn.jpg

 

 

انشاءالله که مورد توجه دوستان علاقمند قرار بگیره.

  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

در مورد بدل استالین و همچنین پسر وی تصاویری پیدا کردم که امیدوارم مورد پسند دوستان نیز قرار بگیرد.

 

Stalin_s_son_Yakov_Dzhugashvili_captured

thumb_Stalin_s_son_Yakov_Dzhugashvili_cathumb_Stalin_s_son_Yakov_Dzhugashvili_ca

 

ایشان یاکوف دوژوگاشویلی فرزند جوزف استالین هستند که در سال 1941 به اسارت نیروهای آلمانی در آمدند و بعد از مدتی زندانی بودن در اردوگاه در حالی که سعی در فرار از اردوگاه داشتند (این طور ادعا شده است) هدف تیر نگهبان قرار می گیرند و به قتل می رسند.

 

Stalin_s_son_Yakov_Dzhugashvili_captured

 

پسر استالین بعد از شلیک و مرگ

 

thumb_Stalin_s_body_double2C_1940s.jpg

thumb_Stalin_s_body_double2C_1940s_b.jpg

 

تصاویر سمت راست استالین رهبر شوروی و سمت چپی فلیکس دادایف بدل او هستند.

 

thumb_Stalin_s_body_double2C_1940s_felix

 

دادایف در سنین پیری و در لباس و حمایل نظامی

  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم