امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

بد نديدم حالا كه اينقدر جريان اين خودروي زرهي گرونقيمت داغه در موردش تاپيك بنويسم .پروژه جدید استریکر ارتش ایالات متحده تلاشی برای یافتن تعادلی کارامد بین قدرت و توانایی جابجبایی است و خودرویی است که به اندازه یک تانک مهلک و همانند یک هامر پر سرعت است و میتواند در کمتر از 96 ساعت در هر کجای دنیا اماده سرویس دهی باشد استریکر توسط کنسرسیومی از کمپانیهای جنرال داینامیک لند سیستمز و جنرال موتورز دیفنس رهبری میشد
این خودرو یک طراحی دوباره از پروژه lan است این کنسرسیوم ترکیب و اشکال مذکور را برای استریکر در ساخته است و یادر دست ساخت دارد
MGS سیستم تسلیحاتی متحرک

تصویرتصویر
ICV نفر بر استریکر

MC مخصوص حمل خمپاره
تصویرتصویر
CV خودروی فرماندهی

FSV پشتیبان اتش
تصویرتصویر
ESV خودروی دسته مهندسین
MEV امبولانس نظامی
ATGM خودروی موشک انداز موشکهای هدایت شونده ضد تانک

NBCRV خودروی شناسایی
تصویر
ادامه دارد...

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
تایرها ، موتور و سیستم تعلیق
استریکر با 8 چرخ حرکت می کند مسلما خودروی دارای چرخ سریع تر نمونه دارای زنجیر است ولی زنجیرها
این توانایی را به تانک می دهند در سطوح و نواحی متفاوت ترو گسترده تری حرکت کنند ؛ بنابر این تایرهای استریکر با تکنولوژی جدیدی ساخته شده اند که انها را تقریبا مانند شنی تانک تطبیق پذیر می سازد
شرکت EATON/DANA یک سیستم کنترل فشار مخصوص برای تایرهای استریکر طراحی کرده که به وسیله ان
خدمه میتوانند ارتفاع خودرو قدرت تعلیق تایرها را هر زمان که خواستند از داخل خودرو تغییر دهند و با شرایط محیط تنظیم کنند.صفحه کنترلی از داشبورد به سنسور و شیلنگهای فشار متصل است و امکان کنترل دقیق باد را فراهم میکند
استریکر میتواند با سرعتی معادل 105 کیلومتر بر ساعت حرکت کند که از هر تانکی سریع تر است بعلاوه به کمک سیستم CTIS ( تنظیم باد ) میتواند مانند تانک در هر زمینی به راحتی حرکت کند.این سیستم در تایرها ازیک سیستم مستقل هیدرو پنوماتیکی نیتروژنی بهره میگیرد و همچنين خودرو هنگام سوار شدن در هواپيما باد تايرها را كم ميكند تا به حداقل ارتفاع مناسب برسد
تصویر
350 اسب قدرت که از موتور توربودیزل کاترپیلار استریکر خارج میشود می تواند به صورت انتخابی به 4 یا 6 چرخ از 8 چرخ منتقل شود
سیستم انتقال قدرت در استریکر 6 سرعته اتوماتیک است و با مخزنی 53 گالنی می تواند 531 کیلومتر راه برود استریکر میتواند 2950 کیلومتر محموله حمل کند و 4536 کیلوگرم بار را که با زنجیر به ان وصل شده را بکشد
تکنولوژی بکار رفته در استریکر
خودرو دارای لایه فولادی 1.27 سانتیمتری است از پوشش کولار است بر روی ان نیز لایه ای زره سرامیکی پوشانده شده است و برخی نقاط هم دارای 3 میلیمتر زره اضافه برای تقویت زره هستند
ترکیب این لایه ها از خودرو و افراد ان در مقابل قدرت مسلسلهای 14.5 میلیمتری و بمبهای 152 میلیمتری محافظت خواهد کرد. این تکنولوژیها جهت اماده ساختن استریکر برای جنگ با خودروهای کم زره تسلیحات کوچک قابل حمل سربازان طراحی شده اند ولی برای مقابله با ارپی جی کافی نیستند.
شرکت سازنده به عنوان بخشی از پروژه در حال طراحی پوششی است که توانایی دفاع از ار پی جی را داشته باشد ولی هنوز در دست ساخت است
به دلیل خطر زیاد آر پی جی در عراق به تمام استریکرها در عراق یک قفس فولادی ضخیم در اطراف بدنه افزوده شده است.این قفس به جهت متوقف و منفجر کردن ارپی جی قبل از برخورد با بدنه اصلی طراحی شده است
یکی از ویژگیهای خودرو در حفاظت از سرنشینان این است که تایرها دارای تیوپهایی از لاستیک سختند و به خودرو اجازه میدهند در صورت ترکیدن نیز به راه خود ادامه دهد و دیگر اینکه یک سیستم ضد حریق در صورت پی بردن به وجود اتش در موتور خودرو به صورت اتوماتیک مواد شیمیایی جهت خاموش کردن موتور به محل مربوطه پخش مینماید
طرح قفس فولادي

تصویر
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
خوب حالا که معلوم شد پنتاگون پولش رو دور ریخته! انشالله در آینده نزدیک شاهد نابودی بیشتری از این نوع تانک ها خواهیم بود! :mrgreen: icon_cheesygrin
  • Upvote 1
  • Downvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
این خودرو توسط 2 نفر هدایت میشود راننده ویک فرمانده . صنلی راننده زیر دریچه ورودی است و دارای 3 پریسکوپ M-17 و سیستم افزایش دید DVE میباشد که راننده با این سیستم در تاریکی هوای مه الود و هر محیطی اطراف خودرا ببیند این سیستم در تانکهای M1A2 نیز استفاده شده است.
خودرو دارای سیستم ABS و تعلیق هیدرو پنوماتیکی است و رانندگی با ان را همانند اتومبیلی بزرگ کرده است
فرمانده نیز از چند سیستم برای مراقبت از خودرو و افزایش مانور بهره مند است فرمانده 7 عدد پریسکوپ M45 یک دوربین ویدیویی سیستم تصویر ساز حرارتی در اختیار دارد علاوه بر این اصلیترین سیستم موجود برای فرمانده یک کامپیوتر متصل به سیستمهای ارتباطی FBCB2 است که شبکه ای ارتباطی است برای اتصال تمام خودروهای موجود در میدان نبرد و اطلاعات بدست امده از هر خودرو را لحظه به لحظه به خودروهای دیگر می فرستد
این اطلاعات شامل سیستمهای استراق سمع و هواپیماهای جاسوسی نیز میشود
در عراق در حال حاضر از دونوع ICV & MGS استفاده میشود و بقیه مدلها در دست ساخت میباشند که مختصری هم به انها میپردازیم
ICV استریکر نفربر که 9 سرباز حمل میکند ودارای مسلسل برجک متحرک کونیگزبرگ است که از طریق کنترل از راه دور از داخل خودرو بکار می افتد برجک میتواند به مسلسل کالیبر 50 و مسلسل 7.62 و موشک انداز جاولین نیز مجهز شود
تصویر
MGS این مدل در عین سرعت و سبکی قدرتی در حد و اندازه های یک تانک را دارد .
دارای یک توپ 105 نظیر ابرامز M1 است که میتواند HE/HEP جهت نابودی پناهگاههای زیرزمینی و دیوارها
KE برای انهدام خودروهای زرهی و بالاخره ضد نفر شلیک کند همچنین دارای سلاحهای ثانویه 7.62 و کالیبر 50
نیز میباشد. این استریکر دارای ردیابهای تسلیحات اتمی زیستی و شیمیایی نیز هست اما به دلیل تسلیحات زیاد این نوع بیشترین مشکل را در حمل با C-130 دارد

تصویر
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
اسیب پذیری : استریکرها با وجود قفس فولادی اسیبهای زیادی را از بمبها و ارپی جی ها میبینند
وزن و قابلیت حمل : 3175 کیلوگرم زره اضافه شده ( قفس فولادی) قبل از حمله به عراق وزن وارتفاع ان را نسبت به ظرفیت استاندارد C-130 افزایش داده و خدمه مجبورند قبل از سوار شدن به هواپیما موقتا چندین قطعه از ان را جدا کنند تا در C-130 جا بگیرد که پس از فرود هم باید قطعات را سوار کنند
کاستیهای طراحی عمومی
تا به حال شکایتهایی از چند سیستم استریکر شده که عملکردی به خوبی ادعای سازنده نداشته اند برخی از این مشکلات شامل ترکیدن مکرر تایر بوده ومشکل دیگر زره قفس اضافه شده به ان است که موجب افزایش عرض و محدودیت عبور در مناطق کم عرض شده است
در ضمن قفس فولادی نیز در برخی موارد نمی تواند از بر خورد ار پی جی جلوگیری کند
تصویر
پايان
منبع ماهنامه نواور
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

خوب حالا که معلوم شد پنتاگون پولش رو دور ریخته! انشالله در آینده نزدیک شاهد نابودی بیشتری از این نوع تانک ها خواهیم بود! :mrgreen: icon_cheesygrin


stryker مثل m-2 يك apc است نه mbn
و اين رقم براي يك apc وحشتناكه فقط همينقدر بگم كه raptor با اون عظمت 130 ميليون دلاره!!!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بهتره به جای کاربرد واژه ممنوع از دوستان بخوايم جهت جلوگيره از امکان از بين رفتن عکس ها در صورت پاک شدن عکس از روی ميزبان سانويه زحمت کشيده و عکس رو به نگار خانه انتقال بدن تا هميشه محفوظ باشه(که خوب معنيش ميشه همون ممنوعicon_cheesygrin ) کاربرد نگار خانه هم خيلی راحت هست(جز يک پيشنهاد که در گوشی به مدير پايگاه ميگم)

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
هر اسلحه ای تاریخ انقضایی داره و زمان این تاریخ انقضا موقعی است که نقطه ضعف اون اسلحه شناخت بشه،مثل تانک مرکاوا اما عجیبه که آمریکا قبل از ورود به خدمت این خودرو زرهی با این قیمت گزاف این مشکلات را بر طرف نکرده. icon_cheesygrin

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

تجهیز خودروی استرایکر به توپ 30 میلیمتری و موشک جاولین

 

 

نیروی زمینی آمریکا قصد دارد برای مقابله با تهدیدات روسیه در مناطق شرقی اروپا ، سطح حفاظت و توان تهاجمی نفربرهای استرایکر خود را افزایش دهد تا در هر گونه درگیری نظامی احتمالی بتواند پاسخ مناسبی را به نیروی زمینی روسیه داده و با قدرت بیشتری به پشتیبانی نیروهای پیاده بپردازد.

 

بحث های اولیه پیرامون این توان افزایی در اوایل سال 2013 مطرح شد ولی به دنبال اشغال کریمه توسط روسیه و جدی تر شدن تهدید نظامی در شرق اروپا ، در اوایل سال 2015 کمیته نیروهای مسلح در مجلس نمایندگان آمریکا از وزارت دفاع درخواست کرد تا چنین ارتقایی بر روی استرایکرهای هَنگ دوم کاوالری مستقر در اروپا انجام گیرد و پس از آن بود که وزرات دفاع شروع به اتخاذ تصمیمات لازم نمود.

 

هنگ دوم کاوالری در ابتدا درخواست کرده بود تا 81 دستگاه از نفربرهای استرایکر این یگان به توپ قدرتمند 30 میلیمتری مسلح شود که تقریبا 2 برابر قوی تر از تیربار 12.7 میلیمتری موجود در حال حاضر است . همچنین از تیربار گتلینگ 25 میلیمتری نفربر برَدلی نیز قوی تر است. استرایکرهای مجهز به این توپ قدرتمند از سال 2018 وارد خدمت خواهند شد.

 

بر اساس این تصمیم 2 قرارداد به صنایع نظامی واگذار شد . قرارداد نخست در 15 ژانویه 2016 ( یک ماه و نیم پیش ) و با مبلغ بیش از 75 میلیون دلار به کمپانی جنرال داینمیکز اعطا شد که بر طبق آن این کمپانی موظّف شد تا در مدت زمان 5 سال و تا ژانویه سال 2021 ، سامانه خودکار توپ 30 میلیمتری پایدار سازی شده را برای استفاده بر روی نفربر استرایکِر به تعداد 8 پیش نمونه طراحی و معرفی کند.

 

حدود 1 ماه پیش نیز کمپانی کونگزبِرگ نروژ از سوی جنرال داینمیکز به عنوان طراح ، سازنده و تامین کننده توپ 30 میلیمتری برای استرایکر برگزیده شد. این توپ در غالب  " سامانه ایستگاه سلاح کنترل از راه دور کالیبر متوسط  "  یا MCRWS  پرُتِکتر ارائه خواهد شد.

 

در اقدامی دیگر نیروی زمینی قصد دارد تا سطح زیرین این خودروها را از حالت صاف و هموار کنونی به حالت V شکل تغییر دهد تا در برابر انفجار بمب ها و مین های زمینی مقاوم شود .

 

همچنین استرایکرهای موجود در این یگان به موشک ضد زره جاولین مسلح خواهند شد که توانایی بسیار بالایی در مواجهه با نیروی زرهی دشمن به آن میبخشد.

 

MCT-30.JPG

 

http://breakingdefense.com/2015/04/the-30-millimeter-solution-army-upgunning-strykers-vs-russia/

http://www.military.com/daily-news/2013/09/20/army-looks-to-mount-30mm-cannons-on-strykers.html

http://www.army.mil/article/163268/Sources_Sought_Notice_for_Stryker_lethality_improvements/

http://www.defense.gov/News/Contracts/Contract-View/Article/643381

http://www.kongsberg.com/en/kog/news/2016/january/kongsberg%20signs%20protector%2030mm%20contract%20with%20general%20dynamics%20land%20systems/#

http://www.kongsberg.com/en/kog/news/2015/december/kongsberg%20protector%20mcrws%20selected%20for%20stryker/

 

  • Upvote 14

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

این تصمیم یعنی اینکه توپ 105 میلیمتری کارایی نداشت و بعد از سال ها باز به توپ 30 میلیمتری روی آوردن که برای چنین خودروهایی بهتره ...

 

یادی کنیم از اقارب و برجک پاتون ....

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

این تصمیم یعنی اینکه توپ 105 میلیمتری کارایی نداشت و بعد از سال ها باز به توپ 30 میلیمتری روی آوردن که برای چنین خودروهایی بهتره ...

 

دوست عزیز به خبر توجه نکردید . استرایکر در حال حاضر از تیربار 12.7 میلیمتری ( کالیبر 50 ) استفاده میکنه و قراه که این تیربار برداشته بشه و به جاش توپ 30 م م مستقر بشه . بحث توپ 105 م م موضوعی کاملا جداست که ارتباطی به این خبر ندارد .

 

در ضمن برای آگاهی از وضعیت توپ 105 بر روی استرایکر M1128 میتوانید به این تاپیک ارزشمند از علی آقا مراجعه بفرمایید :

 

http://www.military.ir/forums/topic/11836-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D9%86%DA%A9-%D8%AF%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B1-m-1128-stryker-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%AF%D9%87/

  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

دوست عزیز به خبر توجه نکردید . استرایکر در حال حاضر از تیربار 12.7 میلیمتری ( کالیبر 50 ) استفاده میکنه و قراه که این تیربار برداشته بشه و به جاش توپ 30 م م مستقر بشه . بحث توپ 105 م م موضوعی کاملا جداست که ارتباطی به این خبر ندارد .

 

در ضمن برای آگاهی از وضعیت توپ 105 بر روی استرایکر M1128 میتوانید به این تاپیک ارزشمند از علی آقا مراجعه بفرمایید :

 

http://www.military.ir/forums/topic/11836-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D9%86%DA%A9-%D8%AF%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B1-m-1128-stryker-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%AF%D9%87/

 

پس اونها هم کسایی رو دارند که سوء استفاده کنند ... توسعه ی هر چیزی به معنای کاربردی بودن اون نیست ، به خصوص برای آمریکای که ترجیح می ده با نیروی هوایی و پهپادها پشتیبانی رو انجام بدهند ...

  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

پس اونها هم کسایی رو دارند که سوء استفاده کنند ... توسعه ی هر چیزی به معنای کاربردی بودن اون نیست ، به خصوص برای آمریکای که ترجیح می ده با نیروی هوایی و پهپادها پشتیبانی رو انجام بدهند ...

 

ببینید دوست گرامی اطلاعات اندک و بعضاً اشتباه همیشه باعث نتیجه گیری غلط میشه . این ارتقا برای منطقه ای در نظر گرفته شده که ظرفیت بالقوه تبدیل شدن به A2/AD رو داره و بنا بر این باید به توان رزمی زمینی اتکای بیشتری داشت . قدرت آتش بیشتر در یگان های مستقل و پراکنده زمینی باعث میشه تهدیدات در مراحل زودتری از بین برند و وابستگی به دیگر اجزای شبکه رزم کمتر بشه .

 

قطعاً هر نیروی نظامی بسته به کیفیت و کمیت تهدیداتش و سطح توانمندی دارایی هاش و بسته به زمان و مکان درگیی نظامی ، اقدام به خلق و به کارگیری توانمندی هاش میکنه و به هیچ عنوان نمیشه اون رو با موارد دیگه مقایسه کرد.

 

موضوع این خبر در ظاهر بسیار ساده و عادیست ولی در پس اون دنیایی از تحلیل های استراتژیک و تاکتیکی آینده نگرانه نهفته که سطح دانش بنده برای اظهار نظر در مورد اون بسیار پایین هست و ترجیح میدم استادان زرهی و نیروی زمینی درباره اون نظر بدن.

ویرایش شده در توسط naserr
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ببینید دوست گرامی اطلاعات اندک و بعضاً اشتباه همیشه باعث نتیجه گیری غلط میشه . این ارتقا برای منطقه ای در نظر گرفته شده که ظرفیت بالقوه تبدیل شدن به A2/AD رو داره و بنا بر این باید به توان رزمی زمینی اتکای بیشتری داشت . قدرت آتش بیشتر در یگان های مستقل و پراکنده زمینی با عث میشه تهدیدات در مراحل زودتری از بین برند و وابستگی به دیگر اجزای شبکه رزم کمتر بشه .

 

قطعاً هر نیروی نظامی بسته به کیفیت و کمیت تهدیداتش و سطح توانمندی دارایی هاش و بسته به زمان و مکان درگیی نظامی ، اقدام به خلق و به کارگیری توانکندی هاش میکنه و به هیچ عنوان نمیشه اون رو با موارد دیگه مقایسه کرد.

 

موضوع این خبر در ظاهر بسیار ساده و عادیست ولی در پس اون دنیایی از تحلیل های استراتژیک و تاکتیکی آینده نگرانه نهفته که سطح دانش بنده برای اظهار نظر در مورد اون بسیار پایین هست و ترجیح میدم استادان زرهی و نیروی زمینی درباره اون نظر بدن.

 

خب ، موضوع اینکه مستقل عمل کردن نیروها یکجورایی استراتژی جنگی آمریکا رو که بر اساس اشتراک اطلاعات و عملکرد شبکه مانند هست رو زیر سوال می بره ...

 

این توپ بیشتر برای تهدیداتی همچون انتحاری های داعش و گروهک های نظامی به کار میاد ، وگرنه در برابر ارتشیکه

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط Crash
      مقدمه
      (قسمت اول)
       


       
      پس از پایان جنگ سرد، ارتش فرانسه اولویت پایین تری به نیروی زمینی داد. تغییر چالش های امنیتی بعد از جنگ سرد مانند فروپاشی شوروی از طرفی و تغییر ماهیت دخالت فرانسه در افریقا و خاورمیانه موجب شده بود اهمیت نیروی زمینی برای فرانسه کم رنگ تر شود به طوری که سهم بودجه دفاعی به بخش های هوایی و دریایی هدایت شد. حضور نظامی فرانسه در سال های بعد از جنگ سرد محدود و سهم نیروی زمینی در این زمان حتی بسیار کم تر بوده است. اما به نظر میرسد معادلات منطقه ای و فرامنطقه ای برای کشورهای اروپایی خصوصا فرانسه در حال تغییر است. از زمان الحاق کریمه به روسیه در سال 2014 و برنامه های نوسازی نظامی این کشور از سال 2017، زنگ هشدار را برای کشورهای اروپایی به صدا در آورده است. قدرت گرفتن شبه نظامیان و گروه های مسلح مسلمان در خاورمیانه و آفریقا، جایی که به شکل سنتی منطقه استعماری فرانسه بوده است، موجب شده است فرانسه دخالت های نظامی خود را در این مناطق افزایش دهد (حضور نظامی در مالی، عراق، افغانستان، لبنان و لیبی). در سال های اخیر نیز دوری ایالات متحده  از ناتو اتفاق افتاده است، به طوری که دونالد ترامپ رئیس جمهورآمریکا در دوره ریاست جمهوری خود چندین بار کشورهای عضو ناتو را تهدید به خروج از این پیمان کرده است، بنابراین نیاز به ساختار دفاعی مستقل تر در اروپا آشکار شده است. در پاسخ به این تغییرات در منطقه اروپا و جهان، کشورهای اروپایی تصمیم گرفته اند توانایی های نظامی خود را ارتقا دهند. برنامه Scorpion (عقرب) فرانسه نیز، یک طرح نوسازی نظامی، با هدف ارتقاء ظرفیت رزمی خودروهای ارتش است. اکنون چند سالی است که فرانسه در حال ارتقاء توانایی های موتوری و نظامی خود است. ژنرال پیر دو ویلیرز،  رئیس سابق ستاد دفاع، در این باره توضیح می دهد: "برنامه عقرب، تنها یک خودرو رزمی نیست، بلکه یک رویکرد کلی را شامل می شود که شامل تسلیحات مدرن، قطعات پیشرفته، سیستم های اطلاعاتی یکپارچه و آموزش نوین خدمه است. مگر می توانیم به خودمان اجازه دهیم که سربازهایمان را با ادوات رزمی 35 ساله به جنگ بفرستیم، با این میزان فرسودگی و سطح حفاظت؟ من می گویم ، نه".
       

      حضور تانک های لکلر ارتش فرانسه در قالب نیروهای حافظ صلح در جنوب لبنان (سمت راست)
      هویتزرهای خودکششی سزار ارتش فرانسه در عراق (سمت چپ)
       
      کمیسیون بین وزارتخانه ای شروع مرحله تحقیق و توسعه برنامه عقرب را در سال 2010 و متعاقباً در سال 2014 تصویب کرد. وزیر دفاع وقت فرانسه، ژان ایو لریان، فاز 1 برنامه عقرب را در راستای قانون برنامه ریزی بودجه دفاعی 2014-2019 موسوم به "LPM" قرار داد. سرانجام، در سال 2016، دولت فرانسه متعهد شد 6/8 میلیارد دلار در طول 11 سال به برنامه Scorpion ارتش اختصاص دهد. برنامه عقرب به عنوان بلند پروازانه ترین برنامه نظامی نیروی زمینی فرانسه در سال های اخیر  تلقی می شود. این برنامه شامل نوسازی 6/8 میلیارد دلاری با هدف جایگزینی تمام وسایل نقلیه رزمی فرانسه و با تمرکز بر سیستم عامل بهبود یافته مرتبط با سیستم ارتباطات جدید و یکپارچه و مدیریت میدان جنگ است. مدیریت میدان نبرد توسط مفهوم "نبرد مشارکتی" که به دنبال اتصال جوخه ها، وسایل نقلیه، گروه های رزمی و تیپ ها در یک شبکه واحد است، پشتیبانی می شود. این برنامه برای ارتش فرانسه ضروری است، زیرا به این کشور اجازه می دهد گردان های تاکتیک مشترک خود را  مدرنیزه کند. همچنین به ارتش اجازه می دهد اقدامات و تخصص هر شاخه از نیروهای زمینی را تحت فرماندهی یک هنگ مرکزی هماهنگ کند. این گردان های جدید می توانند برای رسیدن به اهداف تاکتیکی تعیین شده در طی یک عملیات نظامی، اقدامات هماهنگی را انجام دهند. گردان های تاکتیکی مشترک به دلیل انعطاف پذیری سازمانی قوی، کارآیی خود را در طول مداخله فرانسه در افغانستان در سال 2001 به اثبات رسانده اند.
       

      تکامل خودروهای رزمی ارتش فرانسه
       
      اولین قدم برای "نبرد مشارکتی " ردیابی نیروی خودی در تمام واحدهای خودی و امکان تبادل سریع گزارشات و وضعیت میدان نبرد است. در نهایت هدف از "نبرد مشارکتی "  تسریع در روند عملیات از طریق کاهش زمان بین تشخیص تهدید و نابودی آن است. به زبان ساده اولیت ارتش فرانسه در برنامه عقرب کاهش زمان واکنش نیروهای زمینی به تهدیدات است. یعنی کل سیستم رزمی تقریباً بلافاصله به تهدید واکنش نشان دهند. بنابراین، کل نیروی های زمینی مانند یک سیستم واحد عمل می کند، گویی که "نبرد مشارکتی" یک موجود زنده واحد است که هر وسیله نقلیه در آن  نقش اندام حسی و حرکتی را بازی می کند. این برنامه گامی فراتر از کاری است که در حال حاضر نیروی زمینی فرانسه انجام می دهد. به این دلیل که همه خودروهای رزمی جدید برنامه عقرب به یک شبکه بلادرنگ (real time) مجهزند، تمام اطلاعات دیجیتالی و تصمیم گیری ها بسیار سریع تر انجام می شوند. فرانسه برای یکپارچه کردن واحدهای نیروی زمینی از سیستم مدیریت میدان نبرد بومی خود با نام SICS (سیستم اطلاعات نبرد عقرب) استفاده خواهد کرد. سیستم مدیریت میدان نبرد  SICS از طریق انتقال، به اشتراک گذاری فوری اطلاعات و شبکه کردن سیستم های ارتباطی، موجب یکپارچگی نیروها و سیستم های تسلیحاتی می شود. از سوی دیگر فرانسه با همکاری آلمان در حال کار بر روی پروژه MGCS (سیستم اصلی مبارزه زمینی) و به کارگیری آن در  سال 2035 هستند. با توجه به حضور شرکت فرانسوی نکستر (Nexter) در این پروژه به نظر می رسد خودروهای زرهی MGCS با معماری سیستم مدیریت میدان نبرد Scorpion نیز هماهنگ باشند. 
       
      به طور کلی ، اهداف برنامه عقرب شامل به کارگیری خودروهای زرهی زیر است:
      1872 دستگاه خودروی زرهی چند منظوره Griffon
      978 دستگاه خودروی زرهی SERVAL
      300 دستگاه خودروی شناسایی رزمی JAGUAR
      200 دستگاه نسخه بروز رسانی شده تانک لکلر XLR
      625 دستگاه خودروی رزمی پیاده نظام VBCI جدید
       

      معماری نیروی زمینی ارتش فرانسه در سال 2025
      ایجاد شبکه ای یکپارچه از سیستم های مختلف دارای یک اثر نظامی تاکتیکی در میدان نبرد هستند.
       
      در حقیقت برنامه عقرب با همکاری صنایع داخلی فرانسه توسعه پیدا می کند که می تواند باعث رشد و ارتقا صنایع دفاعی این کشور نیز شود. خودروهای زرهی چند منظوره و خودروهای رزمی/شناسایی جدید ارتش فرانسه با مشارکت صنایع نکستر (Nexter)، تالس (Thales) و بخش دفاعی رنو (Renault) طراحی و تولید می شوند. از طرف دیگر برنامه عقرب می تواند ابزاری اساسی برای ساخت ارتش اروپایی باشد. در سال 2018، امانوئل مکرون رئیس جمهور فرانسه ایده ایجاد ارتش اروپایی را در سایه هراس از خروج ایالات متحده از ناتو مطرح کرد. تکیه بر ارتش اروپایی می تواند فرانسه را تبدیل به رهبر جدید اروپای متحد کند. رهبری که نه تنها می تواند کشورهای اروپایی را در دفاع از قاره سبز یکپارچه سازد، بلکه با استفاده از ظرفیت کشورهای اروپایی برای اثر گذاری در بیرون از مرزهای قاره ای وارد عمل شوند. در واقع  برنامه عقرب، می تواند ارتش فرانسه را به الگویی برای کشورهای دیگر اروپایی تبدیل نماید، زیرا برخی از کشورهای اروپایی مشتاق اجرای آن هستند. در سال 2017، وزیر دفاع بلژیک، استیون واندپوت، و همتای فرانسوی وی، فلورانس پارلی، در مورد همکاری بین دو کشور در زمینه نیروی زمینی به توافق رسیدند. به همین منظور بلژیک 60 دستگاه خودروی رزمی/شناسایی JAGUAR را به ارزش 1/6 میلیارد یورو و 382 دستگاه خودروی زرهی چند منظوره Griffon را سفارش داد. این کشور همچنین مایل به همکاری در زمینه پشتیبانی (آموزش، پشتیبانی لجستیکی و تعمیر و نگهداری) و ارتقاءهای مشترک با فرانسه می باشد. این همکاری نشان می دهد که بلژیک مایل است همان نظریه فرانسه را در زمینه نبرد زمینی اجرا نماید. این همکاری دو جانبه مسیر احتمالی به سمت دفاع و همکاری های بیشتر کشورهای اروپایی با یکدیگر را نشان می دهد. به عنوان مثال، بلژیک با پیوستن به برنامه عقرب، مفهوم "نبرد مشارکتی" مد نظر فرانسه را نیز می پذیرد. بنابراین نزدیکی استراتژیک و عملیاتی عمیق بین دو کشور برای انجام عملیات های نظامی شکل خواهد گرفت. علاوه بر این، به صنایع بلژیک و فرانسه این امکان را می دهد تا به منظور تقویت توانایی های دفاعی و صنعتی اروپا همکاری کنند.
       

      سناریو فرضی  از عملکرد "نبرد مشترک":
      1- خودروی زرهی چند منظوره Griffon دشمن را رویت می کند و حسگرهای صوتی به خدمه اخطار می دهند و پرده ای از دود برای مخفی شدن ایجاد می شود.
      2- هم زمان، این ردیابی در سایر سیستم حاضر در میدان نبرد به اشتراک گذاشته می شود. واحدهایی که در نزدیکی دشمن هستند هشدار تهدید دریافت می کنند. اجرای آتش به سمت هدف به شکل مشترک انجام می شود.
      3- تصویر مناسب از وضعیت پیشروی بین واحدها امکان تصمیم گیری بهتر و سریعتر را فراهم می کند و زمان پاسخ دهی را کاهش می دهد.
      4- یک الگوریتم، بهترین محل برای موضع گیری برای درگیری دشمن را مشخص می کند و به وسیله سیستم ارتباطی یکپارچه، سلاح ها و حسگرهای این خودرو به طور خودکار به سمت هدف نشانه می روند. انسان برای تصمیم نهایی شلیک در حلقه آخر باقی می ماند.
       

      طرح مفهومی از برد حسگرها و سلاح های برنامه عقرب ( آبی حسگرها، قرمز تسلیحات زمین به زمین و سبز تسلیحات زمین به هوا)
      این تصویر میتواند درک بهتری از چکونگی همپوشانی و  هماهنگی واحدهای رزمی در نبرد مشترک را نمایش دهد.
      scorpion.pdf
      تصویر با کیفیت تر از این تصویر
       
      با این حال، برخی از مسائل هنوز هم در مورد برنامه عقرب و زمینه سازی ارتش اروپایی حل نشده باقی مانده است. با وجود همکاری عمیق دفاعی فرانسه و بلژیک، آنها و دیگر کشورهای اروپایی هنوز در زمینه هوا وفضا وابسته به شرکای آمریکایی هستند. زیرا بزرگترین شرکت های موجود در این زمینه هنوز اکثراً آمریکایی می باشند (به عنوان مثال جنگنده F-35  توسط لاکهید مارتین، جنگنده F-16 توسط بوئینگ و ...). این نشان می دهد که صنعت دفاعی اروپا در برخی زمینه ها نسبت به همتایان آمریکای خود هنوز عقب مانده هستند، که می تواند مانعی برای همکاری بیشتر کشورهای اروپایی با بکدیگر باشد. جدا شدن انگلیس از اتحادیه اروپا با اجرای برگزیت نیز یک چالش اساسی برای کشورهای اروپایی در زمینه دفاعی است. دفاع اروپایی بر سه ستون انگلیس، فرانسه و آلمان استوار بود و حذف انگلیس از آن می تواند ضربه بدی به دفاع اروپایی بزند. علاوه بر این بسیاری از کارشناسان و تحلیل گران نظامی فرانسوی زمان بندی پیش بینی شده برای پروژه عقرب را بلند پروازانه و دور از دسترس می دانند. هرچند مطالعات تحقیقاتی اولیه پروژه عقرب از سال 2010 آغاز شده اند اما زمان ساخت نمونه اولیه تا تحویل نمونه های سفارش داده شده طی 4 تا 6 سال در نظر گرفته شده است که زمان بسیار محدودی است و می تواند پیمانکاران فرانسوی را تحت فشار قرار دهد. مشکل بعدی که می تواند برنامه عقرب را به بن بست بکشاند، بودجه اختصاص داده شده توسط دولت است. تأمین بودجه 6 میلیارد دلاری تا 2033 فقط برای خودروهای رزمی، می تواند یک چالش اساسی برای دولت باشد. همچنین این احتمال نیز وجود دارد که وزارت دفاع  فرانسه برای پیش برد برنامه عقرب از دولت بوجه ای بیشتر درخواست کنند که می تواند بحث تامین مالی را پیچیده تر کند. بیان این نکته مهم است که جدول زمانی برنامه های دفاعی، قبل از شیوع ویروس  Covid-19 تهیه شده اند. مانند سایر مناطق اروپا، فرانسه اقتصاد خود را تعطیل کرده است و هزینه های دولت در مبارزه با بیماری کرونا به طرز قابل توجه ای افزایش یافته است، در حالی که درآمد حاصل از مالیات کاهش یافته است. اینکه چه مدت طول می کشد تا اقتصاد فرانسه بهبود یابد، تعیین کننده اصلی میزان بودجه ای است که می تواند برای تأمین بودجه برنامه های دفاعی در دسترس باشد. همین مشکل در تامین بوجه نظامی در سال 2017 با کاهش 850 میلیون یورویی بخش دفاعی باعث شد رئیس سابق ستاد دفاع از سمت خود استعفا دهد. انتخابات ریاست جمهوری سال 2022 فرانسه نیز باید به عنوان یک متغییر اصلی و اثرگذار بر هزینه های دفاع در نظر گرفته شود. زیرا رییس جمهوری بعدی فرانسه برای جبران کسری بوجه ممکن است باز هم بوجه دفاعی را کاهش دهد. با وجود تمام چالش های پیش روی برنامه عقرب، تا به امروز دولت فرانسه نشان داده برای عملی کردن این برنامه جدی است و روند این برنامه مثبت ارزیابی می شود. سرمایه گذاری قابل توجه دولت فرانسه، حمایت از صنایع دفاعی و همکاری های دو جانبه می تواند باعث جذب دیگر کشورهای اروپایی شود و موجی از نوسازی نظامی را در اروپا به رهبری فرانسه آغاز نماید.
       

      همکاری دفاعی بلژیک و فرانسه میتواند اولین گام برای پیشبرد برنامه عقرب در سطح کشورهای اروپایی باشد

      رئیس سابق ستاد دفاع، ژنرال پیر دو ویلیرز در سال 2017 به علت کاهش بودجه دفاعی و به خطر افتادن برنامه عقرب از سمت خود استعفا داد
      ==================================================================
      ادامه دارد...
      در قسمت بعدی خودروهای زرهی که در برنامه عقرب حضور دارند معرفی میشوند.
      منابع قسمت اول:
      1
      2
      3
      4
      نقل با ذکر نام میلیتاری بلامانع است
    • توسط MR9
      تلاش برای معرفی  گونه اولیه  نسلی جدید از خودروهای رزمی
       

      به گفته مدیر پروژه  مهندسی  مرکز تحقیقات خودروهای رزمی ارتش ایالات متحده این مرکز   در تلاش است تا قابلیتهای متفاوتی از گونه اولیه نسل  آینده  خودروهای رزمی که  هم  اکنون  طرح اولیه آن  در جریان یک تلاش مشترک میان  صنایع نظامی و بکارگیرندگان آن در حال شکل گیری است را به نمایش گذارد .
       
       

       
      ژنرال تد توماس
       
      ژنرال تد توماس ، میان شرکتهای تسلیحاتی و ارتش ایالات متحده ، تلاش مشترکی در جریان است که یک مسیر استاندارد برای نمونه سازی اولیه  خودروی رزمی آینده تعیین گردد . طبق برنامه های تدوین شده ، این نمونه پس از اصلاحات لازم در سال  2022  رونمایی شده و بدنبال ارزیابی های عملیاتی در سال 2023 به سازمان یگانهای عملیاتی اضافه خواهد شد . به گفته وی ، این تلاش مشترک ، مجموعه ای بهترین قابلیتها را برای آنچه که وی پروژه  NGCV می خواند ، فراهم خواهد آورد .
       
       

       
       
      به گفته این افسر ارشد ارتش ، مرکز تحقیق ، توسعه و مهندسی  زرهی ارتش (TARDEC )  پس از بررسی طرح های اولیه ، بهترین گزینه را در سپتامبر 2017 انتخاب و قرار داد را با شرکت برنده  منعقد خواهد نمود . پس از انعقاد قرار داد ، دو طرف (  TARDEC  و شرکت برنده  قرارداد )  ، با همکاری  هم  نمونه نخست را در یک بازه زمانی 7 ساله  تولید خواهند نمود . این قرارداد، گستره وسیعی از فناوری ها را پوشش خواهد داد و این نیاز  ارتش را در آینده تامین خواهد نمود . هر اندازه دو طرف  درگیر این پروژه  ، بیشتر همکاری نمایند ، خودروی رزمی آینده  ارتش ایالات متحده ،  با قابلیتها بیشتری  در خط تولید قرار خواهد گرفت .
       
       

      سرهنگ ویلیام  ناکولس  ، مدیر بخش تعیین نیازمندی های نیروی زمینی  مستقر در مرکز  ارزیابی های مانوری ارتش ( فورت بنینگ  / جورجیا) 
       
       
      سرهنگ ویلیام  ناکولس  ، مدیر بخش تعیین نیازمندی های نیروی زمینی  مستقر در مرکز  ارزیابی های مانوری ارتش ( فورت بنینگ  / جورجیا) ، در این زمینه می گوید :
       
      " در اواخر سال گذشته میلادی ، این مرکز نیازمندی های ارتش را مورد بررسی قرار داد و در نهایت این مساله مورد بررسی قرار گرفت که نسل بعدی خودروی رزمی ارتش صرفاً یک خودروی رزمی است یا می بایست بعنوان یک خودوری رزمی پیاده نظام  تعریف گردد که در یک بازه زمانی مشخص ، باید جایگزین  تانک اصلی میدان نبرد آبرامز ، نفربرهای برادلی و همچنین پلت فرم هایی نظیر نفربر استرایکر ( مجموعه ای از قدرت آتش و تحرک)  شود .

      ژنرال توماس در این زمینه معتقد است :
      " طراحی این خودرو در مرحله نخست براساس مفهوم سنتی  خودروی رزمی پیاده نظام (IFV) صورت پذیرفته  که می بایست حداقل دو خدمه و شش سرباز را با تمام تجهیزات محمول ، در پیچیده ترین شرایط رزمی حمل نماید "
       
       
      با تمام این تفاسیر ، هدف ارتش ، بکارگیری عملیاتی NCGV ، تا سال  مالی 2035 است و در این مسیر ، سال مالی 2022 یک نقطه عطف در این برنامه  بشمار می رود که آیا رکود فعلی دامنگیر  این پروژه خواهد شد یا اینکه سرمایه لازم برای ادامه آن جهت ارتقاء یا جایگزینی همه ناوگان فعلی ، فراهم خواهد گردید !!!!
       
      پی نوشت :
       
      این تاپیک از تجمیع اخبار مرتبط در تاریخ 20مهرماه سال 1399 خورشیدی ایجاد گردید
       
       
      صرفاً برای میلیتاری / مترجم : MR9
    • توسط MR9
      مقدمه :
       
      هانس گودریان ( 1954- 1888 ) ، ملقب به هانس سریع  (  Schneller Heinz ) یکی از مشهورترین ژنرال های ورماخت بشمار می آید که نامش در تاریخ نظامی عصر مدرن ، با استخوان بندی یگان های نیروی زمینی ( واحدهای زرهی ) به شکل عجیبی عجین شده تا جایی که یکی از  جوان ترین ، مشهورترین و در عین حال از اخرین فرماندهان واحدهای پانزر در جنگ دوم جهانی ، ژنرال ژنرال اتو فون مانتوفیل روایت جالبی از فرمانده ارشدش ، دارد:
       
      """"" او گودریان بود ، در آغاز یکّه و تنها ، اما او بود که تانک و کاربردش را بعنوان یک سلاح ارزشمند رزمی به ارتش شناساند . این کار ، مطمئناً از ستاد کل ارتش برنمی آمد ، باید گفت ، نام و مُهر شخصیت وی به مفهوم واقعی کلمه بر بدنه این سلاح  حک شده است و حقیقتاً ، این جنگ افزار ، موفقیت عملیاتی خود را به او مدیون است ."""""
       
         
       
      راست : اتو فون مانتوفل  چپ : هانس گودریان 
       
      شروع طوفان : 
      در میانه جنگ دوم جهانی ، کمیسیون تولید تانک به سرپرستی ژنرال هانس گودریان به منظور پر کردن  شکاف ایجاد شده  حاصل از روند طولانی طراحی ، تولید انبوه و تحویل سوپرتانک 1944 ((پانتر )) به ارتش توصیه کرد تا بر روی آنچه که درآن زمان ، توپهای تهاجمی ( assault guns ) نامیده می شد متمرکز شده و طرح های موجود را به نمونه های ارتقاء یافته ، تبدیل کند. برای نیل به این هدف ، چیزی در حدود 120 دستگاه پانزر-3 از گونه F با مسلح شدن به یک قبضه توپ 75 م.م  L/43 به سال 1942 وارد خدمت شد  ، به همین دلیل برخی مورخان براین عقیده اند  که ارتش در آن زمان ، تمایل بیشتری برای توسعه یک توپ تهاجمی در قالب  خودروی ویژه پشتیبانی از پیاده نظام  در مقایسه با یک زره کوب  نشان می داد  .
       
          
       
      زره کوب اشتوگ-3 سری جی 
      راست : نمای روبرو  چپ : بخش نگهداری مهمات 
       
      با توجه به این مساله ،براساس یک قاعده نانوشته ، هر اندازه  درازای لوله توپ بیشتر می بود ، تاثیر کاربرد مهمات شدید الانفجار کاهش می یافت ولی از دید افسران واحدهای پیاده ، این معامله به نسبت قابل قبول می آمد ، به همین دلیل گونه  Sturmgeschütz IIIG پس از مسلح شدن به یک قبضه توپ 75 م.م  L-48 بصورت غیر قابل باوری از سوی این واحدها مورد استقبال قرار گرفت . برد موثر توپ فوق الذکر ( PAK-43) به بیشتر از 7000 فوت می رسید که دراین فاصله قابلیت نفوذ به درون زرهی به ضخامت 100 م.م با شیب 30درجه را در اختیار کاربر می گذاشت .
       
       در واقع ، زره کوب اشتوگ-3 با نیم رخ بسیار کوتاه  و بهبود ضخامت زره های بخش جلویی با اضافه شدن زره هایی به ضخامت 80 م.م  و همچنین با قرار گرفتن در کلاس وزنی کمتر از 25 تن ، انقلابی اساسی را در واحدهای زرهی و پیاده ارتش آلمان در جنگ دوم ایجاد نمود . این طرح چنان برای ورماخت جذاب شد که بعدها با اضافه شدن یک قبضه توپ کالیبر 105 م.م  به شاسی فوق الذکر ،   یک توپ خودکششی  ابداع گردید که بنا بر برخی ملاحضات ، به هر گردان سه قبضه این توپها تعلق گرفت تا پوشش آتش کافی  برای پشتیبانی از پیاده نظام فراهم گردد .
       

       
      اشتوگ-3 جی  . ایتالیا - 1943 
       
      بدین سان ، فرزند ناتنی واحدهای زرهی ارتش ، اکنون  درست در پیشانی یگانهای رزمی قرار گرفته بود و تا ماه مه 1941 ، نزدیک به 19 گردان مستقل از این توپهای تهاجمی (زره کوب) تشکیل شد . دوسال بعد ، یعنی در سال 1943 این تعداد به دو برابر یعنی حدود  38 گردان مستقل رسید و برای پشتیبانی از عملیات پیاده نظام در قالب یگانهای کوچک  بطور مداوم جابه جا میشد .
       
       اهمیت این جنگ افزار به نسبت انقلابی در میان واحدهای نیروی زمینی چنان افزایش یافت که پس از کسب تجارت ذیقیمت در نبردهای گسترده  ، افسران پیاده نظام برای انهدام توان زرهی دشمن و همچنین اجرای ضد حملات ، به شکل خاص بر روی این واحدها حساب جداگانه ای باز می کردند . از سویی دیگر ، توپهای تهاجمی جدید ، در مقایسه با تانکهای متعارف ، از هزینه طراحی وتولید کمتری برخوردار بودند ، چرا که مکانیزم پیچیده وگران قیمت برجک گردان در آنها وجود نداشت ، تولید انبوه آن به نسبت ساده تر بود  واین  برای صنایع زمان جنگ آلمان  که نیروی انسانی با مهارت کمتر شامل  کارگران خارجی ، اسرای جنگی را در برمی گرفت ، یک گزینه جذاب بشمارمی رفت .
       

       
      پانزر-4 علیرغم معرفی طرح های گوناگون و متنوع زرهی ،  اسب کاری و استخوان بندی واحدهای زرهی ورماخت تا پایان جنگ دوم جهانی بشمار می رفت 
       
      همزمان با افزایش جذابیت توپهای تهاجمی برای ارتش  ،  روند تولید تانک بتدریج دچار رکود میشد . بعنوان مثال ، از رده خارج بودن تانکهای پانزر-3 آنقدر واضح شده بود که خط تولید آن بعنوان یک خودروی رزمی سرعت به  تکمیل یک شاسی برای نصب توپ تبدیل گردید . از سویی دیگر ، در اکتبر سال 1942 تولید پانزر-4 به 100 دستگاه در ماه کاهش پیدا کرد به همین دلیل در همان زمان ، ستاد کل ارتش پیشنهاد داد تا برنامه تولید انبوه پانزر-4 بعنون اسب کاری واحدهای زرهی متوقف و در عوض همه منابع برای تولید سریعتر پانترها و تایگر ها متمرکز گردد .  اما در کمال تعجب ، شرکتهای قدیمی تری نظیر پورشه  و پیمانکاران فرعی تولید تانک  از همان ابتدای امر با این تصمیم  به مشکل برخوردند . دلیل این امر را نیز می توان به محافظه کاری بیش  از حد صنعت خودروسازی آلمان  مرتبط نمود . 
       
       

       
      موقعیت قرارگیری مهمات پانزر-3 سری اف 
       
       
      از طرفی دیگر ، طراحان غیر نظامی خودروهای زرهی سنگین ،به شکل نامتناسبی ، شیفته یافتن راه حل برای چالشهای مربوط به  مدلهای جدید ارتش نظیر تایگر و پانتر شده بودند و از دید آنها ، حل مشکلات فنی این سخت افزارها  می بایست به گونه ای جلو می رفت که  حتی در شرایط سخت نیز امکان تعمیرات صحرایی  برای ارتش فراهم گردد .
       
        
       
      راست : نمای گرافیکی تانک پانزر3 سری اف  چپ : پانزر3 سری اف .. جمعی هنگ پانزدهم زرهی ، لشکر 11 پانزر .. روسیه 
       
       

      با توجه به این پیچیدگی بیش از حد روند طراحی و تولید تانک درآلمان ، تا سال 1942 یک هم افزایی با رویه منفی میان دوصنعت هم خانواده تولید خودرو  و تانک  ایجاد گردید و هر کدام ازاین دو در تلاش بود تا به شیوه مخصوص به خود که تصویرگر پیشگام بودن را در اختیار مشتری قرار میداد ، فرآیند تولید را به پیش ببرد .
       

       
      درواقع ، پیش از جریانات فوق الذکر ، دخالت سرفرماندهی ارتش در روند اعلام نیازمندی و طراحی خودروهای زرهی بسیار محدود بود و بیشتر بصورت  یکسری توصیه ها و پیشنهادات عمدتا" منطق صورت می پذیرفت . بعنوان مثال ، براساس درخواست شخص هیتلر ، یکی از شرکتهای پیمانکاری موفق شد تا از ترکیب شاسی تانک پانزر-3 با توپ L-71 کالیبر 88 م.م  که عمدتا" برای تانک تایگر توسعه یافته بود ، توپ خودکشی هامل را به نیروی زمینی تحویل دهد .
       

       
      راست : فوریه 1943 ... نمونه پروتوتایپ توپ خودکششی هامل در جریان یک بازدید به هیتلر نشان داده می شود .
       نمونه های اولیه این توپ به فشار شکن دهانه مجهز بودند ولی در نمونه های بعدی تصمیم گرفته شده تا این قطعه حذف گردد .
       
       در این زمینه ، گرچه شاسی مورد استفاده ، به گونه ای بود که  آسیب پذیری قابل توجهی را در برابر آتش تانکهای پیاده نظام یا توپهای تهاجمی دشمن نشان میداد ، اما توپ قدرتمند و دوربرد 88 م.م  با سرعت دهانه بالا پتانسیل بالایی به اندازه 50 درصد سازمان رزمی یک گردان ضد زره  را به کاربر ارائه می داد و با تصویب تولید حداقل 500 دستگاه از این توپ ، قدرت تهاجمی و تدافعی ورماخت تا حد قابل قبولی افزایش پیدا می نمود .
       
       توپ تهاجمی فردیناند که بعدها با لقب "فیل" ( الفانت )  وارد خدمت شد ، در واقع پاسخی ناخواسته / خواسته به  بدنه و سامانه رانشی پورشه  به منظور تولید یک زره کوب سنگین مسلح به توپ 88 م.م بود  و بدلیل شرایط جنگ ، بسرعت نزدیک به 90 دستگاه ازاین زره کوب تولید و در بهار سال 1943 در یک هنگ مستقل زرهی سازماندهی شدند .
       این خودروی زرهی ، بدون برجگ گردان ، در بهترین حالت ، یک تانک تایگر ناقص بشمارمی رفت که همان مشکلات فنی و بدون هیچ مزیت قابل توجه را ارائه میداد ، ضمن اینکه با وزنی در حدود 65 تن  ، بلحاظ ابعاد تفاوتی با تایگر نداشت . علاوه براین ، حذف غیرضروری تیربار که برای دفاع از خود درمیدان نبرد بسیار اهمیت داشت ، موجب گردید که روسها در جبهه شرقی ، با هرنوع سلاح ضد زرهی که درسازمان رزمی آنها وجود داشت ( بخصوص در عملیات کورسک ) به تهدید قابل توجهی برای این هیولاهای فلزی تبدیل شوند .
       
         
         
       
      راست : نمای گرافیکی زره کوب 65 تنی ورماخت  چپ : نمای درونی موقعیت قرار گیری مهمات زره کوب فردیناند 
       
      اگرچه براساس تحلیل فوق الذکر ، این  سخت افزارهای زرهی  بیلان قابل توجهی را از خود برجای نگذاشتند ، اما ترکیب  توپ88 م.م و شاسی تانک های متعارف ، تنها پیش مقدمه ای برای معرفی طرح های آینده بشمارمی رفت .
       
       
      ،به همین دلیل ، وی در ژوئن 1942 ، به فردیناند پورشه اجازه داد تا طراحی یک تانک فوق سنگین را کلید بزند که در نهایت با شناسه کنایه آمیز موش ( Mouse) در تاریخ خودروهای زرهی شناخته می شود .
       

       
      ماوس . فیل سفید هیتلر در جنگ ، 
      گرچه روی کاغذ به تقریب رقیبی نداشت ، اما بدلایل مختلف ، سرنوشت محتومی در انتظارش بود !!
       

       
      موقعیت نگهداری مهمات مورد استفاده در پانزر-8 ماوس 
       
      بر اساس اطلاعات موجود ، زره بخش جلویی این ابرتانک ، به 10 اینچ  ( 25 سانتی متر ) می رسید و در حالی به یک توپ 6 اینچی  (150 م.م ) مسلح شده بود که وزن هرپرتابه آن به 150 پاوند می رسید و در طرح نهایی ، وزن عملیاتی آن 188 تن ثبت شده بود که می بایست با  سرعت جاده ای 12.5 مایل در ساعت  وارد صحنه رزمی شود .صرف نظر از هزینه و پیچیدگی های طراحی ، تکمیل دو نمونه نخست این ابرتانک بیشتر از یکسال بطول انجامید .
       
       
      با این حال ، در عدم  تاثیر رزمی این ابرتانک آلمانی بعنوان یک جنگ افزار زرهی بر روی روند جنگ و همچنین اتلاف منابع مادی و مهارت مهندسی اختصاص داده شده به این پروژه به تقریب هیچ شکی وجود ندارد ، با این وجود ، ابرتانک ماوس ، نشانه ای فراموش ناشدنی از نیروی زرهی ورماخت در جنگ دوم جهانی بشمار میرفت . بدین معنی که صرف نظر از حمایت مستقیم هیتلر ، ماوس درواقع نشان دهنده مسابقه ای میان برتری فنی و نیازهای رزمی میدان نبرد بشمار می رفت .
       

       
      پانزر4-سری اچ 
      روسیه .. زمستان سال 1943 
       
       مضاف براین ، افزایش اندازه تانک  بصورت خودکار ، تاثیر قابل توجی را بر روی میزان تحرک و قابلیت اطمینان رزمی این خودرو برجای گذاشت که این خود نیز بخوبی نشاندهنده فلسفه طراحی خودروهای زرهی و سلاح در آن زمان بود . اما با ورود جنگ به سال 1943 و سخت تر شدن شرایط نبرد در جبهه شرقی ، تکنیسن های  آلمانی با تغییر رویکرد از حوزه مهندسی  به علم مواد درصدد بودند تا  راه حل مناسبی را برای غلبه بر مشکلات کاربرد واحدهای زرهی در جنگ پیدا نمایند .
       
       
      با تمامی این تفاسیر ، داستان طراحی وتولید ماوس ، در زمان خود ، روندی طولانی و نفس گیر محسوب میشد که در آن ترکیبی از تنش های میان نهادی ، پیچیدگی های فنی مربوط به ایجاد خط تولید و درنهایت کاهش توان رزمی ورماخت باعث گردید تا  برخی کارشناسان (نظامیان ) نزدیک به سرفرماندهی عالی ارتش خواستار تعیین یک داور ( نظیر هانس گودریان ) برای رفع مشکلات  پیش آمده شدند . در این خصوص ، گودریان ، ماوقع یک ملاقات خصوصی با هیتلر در 20 فوریه 1943 با محوریت برطرف کردن سوء تفاهامات متعدد در این خصوص را شرح می دهد که با تعیین یکسری شروط ، موجبات وسوسه سرفرماندهی عالی ارتش را فراهم نمود . براساس انچه که در تاریخ نظامی ورماخت به ثبت رسیده ،
       
       
       
      پی نوشت :
       
      1- ادامه دارد .................
      2- برای اینکه بدونید چرا ورماخت در طول جنگ دوم جهانی علیرغم ارائه طرح های فوق العاده زرهی ، همیشه دچار مشکل بود ، این تاپیک را دنبال کنید .................
      2- استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی در انجمن میلیتاری ، براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی " منوط به  ذکر دقیق  منبع است . امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری )  بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند . 
       
      برگردان به پارسی ، اختصاصی برای بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران  ( MILITARY.IR) 
       
                           مترجم : MR9
       
       
    • توسط karkas
      با سلام

      CV90 یک نفربر سوئدی است که توسط کمپانی BAE Systems Hägglunds طراحی و ساخته شده است نام دیگر این نفربر Stridsfordon 90 است که بیشتر به همان نام CV90 شناخته می شود . تولید نفربر CV 90 از سال 1993 آغاز شد و هم اکنون هم در حال خدمت است . این نفربر هم یک نفربر عملیاتی هست و هم یک نفربر حمل نیرو چراکه این نفربر قادر است به توپ های 40 م م و 30 م م تجهیز شود . یکی دیگر از سلاح های اصلی این نفربر این است که به یک کالیبر 7.62 mm و موشک های ضد تانک و نفربر قابل تجهیز است . این نفربر علاوه بر اینکه قادر است به سلاح هایی گوناگونی تجهیز شود می تواند بیش از 11 نفر را حمل کند . حدود 17 کشور از این نفربر نیز استفاده می کنند . اين نفربر وبيشرفته به بيش از 13 دستگاه مخابراتي و ارتباطي مجهيز هست كه مي توان از جمله اين دستگاه ها را سيستم ويشرفته و مخابراتي ANTIM LIKETEN نام برد . يكي ديگر از ويژگي هاي اين نفربر سيستم ضد هوايي آن هست . اين نفربر با بهره گيري از سيستم ضد هوايي larekn مي تواند جنگنده ها و هواويما ها را تا برد 5 كيلومتر رهگيري كند . سيستم light snow اين نفربر يك وسيله ديگر شناساپي هست كه قادر است تا ده كيلومتر را مورد بررسي و جست و جو قرار دهد . 5700دستگاه از اين نفربر هم اكنون در جهان كاربرد دارد كه بيش از 500 نمونه از آن براي شناساپي استفاده مي شود و بقيه آن براي حمل نفر . اين نفربر در كشور هاي ژاپن و ايالات متحده بيشتر كاربرد براي پليس دارد تا نيروي نظامي و البته اشايان ذكر است كه بيش از دو سوم نيروي نفربر هاي زميني هلند را اين نفربر قدرتمند تشكيل مي دهد . نمونه اخر اين نفربر كه به تازگي در نيروي زميني سوپيس به خدمت در امده اند نفربر هاي دو منظوره آبي خاكي هستند كع قادر هستند با بهره گيري از برجك جديد و با بهره گيري از سيستم HGFT-32 ‌‌‌ در آب با سرعتي معادل 10 كيلومتر در ساعت حركت كنند . اين نفربر همانطور كه گفته شد به برجك جديد تجهيز شده است كه قادر است با استفاده از اين برجك بيش از 2 راكت زمين به هوا و 4 راكت ضد تانك و نفربر بر روي آن نصب كرد . و همينطور قادر خواهد بود كه برد رهگيري جنگنده و هواپيما ها را تا برد 1 كيلومتر افزايش دهد . البته از اين سيستم رهگيري ضد هوايي زياد در نفربر ها مورد استفاده قرار نمي گيرد چراكه كاربرد زيادي در نيروي زميني ندارد و در حال قيمت بالايي براي نيروي زميني خواهد داشت . بيش از این نفربر به 12 نمونه مختلف تقسیم می شود که انها را بیشتر به نام های :
      CV9040
      CV9030
      CV9035
      CV90105
      CV90120
      CV9040
      CV90
      CV90B
      CV90C
      CV90D
      CV9040B
      CV9040C
      CV9056




      کشور سازنده : سوئد
      سال ساخت : 1993
      وزن : 26 تن
      طول : 6.471 m
      عرض : 3.01 m
      ارتفاع : 2.5 م
      سرنشینان : 10 نفر
      سلاح ها :
      توپ 40 م م
      توپ 30 م م
      موشک ضد تانک و نفربر
      کالیبر 7.62
      اسب بخار : 550 hp
      نیروی حرکت : 320 km بدون سوختگیری
      سرعت : 70 کیلومتر در ساعت
      کشور های استفاده کننده از این نفربر :
      دانمارک
      فنلاند
      هلند
      نروژ
      لهستان
      سوئیس
      سوئد
      اتریش
      اسپانیا
      انگلستان
      آلمان
      ایتالیا
      ژاپن
      روسیه
      اکراین
      سنگاپور
      ایالات متحده آمریکا


      در فیلم زیر شما با کاربرد های این نفربر بیشتر آشنا می شوید .
      http://video.google.ca/videoplay?docid=-2183503996258860586


      عیدتون هم مبارک rose
    • توسط MR9
      مقدمه :
      با اولین شلیک موشک وی-2 به قلب فضا در اکتبر 1942 ، عرصه جدیدی به صحنه نبرد اضافه شد ، با این حال   توسعه فناوری نظامی در فضا را میتوان عاملی موثر در ایجاد تغییرات شگرف در ماهیت رزم مانوری بحساب آورد . تغییر صحنه عملیات نظامی در فضا ، همزمان با کاهش قابل توجه و ناگهانی درهزینه های مربوط به دسترسی به مدارهای ماوراء جو  و همچنین توسعه سریع ماهواره های کوچکتر و ارزان تر  برای ایجاد مجموعه حسگرهای پایش عملیات نظامی ،  قابلیتی فراتر از ماهواره های بزرگتر و گران قیمت تر را در اختیار ارتش ها ، نسبت به  گذشته ، قرار خواهد داد . سرعت شگرف این تحولات  و پیامدهای قطعی آن بر عملیات رزمی در آینده موضوعی است که جامعه کارشناسان رو به گسترش فضایی  در سازمان های نظامی تلاش می کند تا  قبل از ایجاد تهدید ، فرآیند توسعه این قابلیتهای جدید در حوزه فضایی را درک کرده  و تغیرات سازمانی ناشی از این امر را بخصوص در حوزه جنگ مانوری مورد بررسی عمیق قرار دهد .
      با توجه به این موضوع پراهمیت  ، قابلیتهای فضا پایه موجود تاثیر قابل توجهی را بر تاکتیکهای رزم  زرهی مدرن در دو سطح تاکتیکی و عملیاتی برجای گذاشته است.
       
       

       
       
      از یکسو ، ارتباطات راه دور ، دسترسی به شبکه های مخابرات نظامی  ، استفاده گسترده از  سامانه موقعیت یابی جهانی (GPS)  و درنهایت مخابرات رمز گذاری شده ، سرفصل های مهم این حوزه بشمار آمده  و از سویی دیگر نیز کاربرد این پتانسیل در حوزه هایی با اهمیت کمتر نظیر عملیات ضد شورش نیز امکان پذیر گردیده است  ،اما پرکاربردترین  ماموریت محوله به حسگرهای فضاپایه را می توان در جنگ سرد و ماهواره های مجهز به حسگرهای مادن قرمز برای تشخیص زمان شلیک موشکهای بالستیک و همچنین رهگیری گونه های بالستیک تاکتیکی بر علیه  واحدهای زمینی جستجو کرد .
       
      در مجموع ، برای یک  آینده قابل پیش بینی ، قابلیتهای فوق الذکر ، البته در پهنای باند بیشتر و دقت افزون تر همچنان به پشتیبانی از عملیات رزمی ادامه خواهند داد . با این وصف ، یکی از مهمترین پیشرفتهایی که فناوری فضایی برای افزایش عملکرد مطلوب واحدهای زرهی پدید آورده ، قابلیت استفاده از تصاویر ماهواره ای در زمان واقعی (near-real-time satellite imagery) بخصوص بر علیه دشمنی است که از این پتانسیل محروم است .
       

       
       
      غافلگیری با ضربه به جناحین :
       
      از یک نظر ، نقطه شروع  استفاده از حسگرهای فضاپایه را می توان با آغاز جنگ نخست خلیج پارس که در جریان آن ، واحدهای ارتش ایالات متحده  با ایراد یک ضربه شدید به جناحین  یگانهای عراقی ، مدافعان را غافلگیر نموده  و بسرعت بر آنها غلبه نمودند، همزمان دانست . ارتش عراق که تحت حملات شدید هوایی  قرار داشت ، ناگهان با ضربه غافلگیرکننده واحدهای زرهی ائتلاف در جناحین خود روبرو شد که این موجبات یک فاجعه نظامی  را برای سرفرماندهی ارتش بعث فراهم آورد .
       
      اما نکته اصلی در این مساله نهفته بود  که موفقیت این  مانور  ، مدیون  چند عامل مهم  ، از جمله فناوری های جدید بخدمت گرفته شده ، بود . از یکسو ، سامانه مکان یاب جهانی  (GPS) تازه به دنیای فناوری نظامی وارد شده بود و به یگان های رزمی اجازه میداد تا در صحنه عملیاتی باز ( صحرا ) با دقت بیشتری دست به عمل زنند و از سویی دیگر به فرماندهان ائتلاف ، بخصوص رسته آماد و پشتیبانی ( لجستیک ) امکان می داد تا بدون نگرانی از آتش دشمن ، ذخیره سوخت و سایر سامانه های لجستیکی را بدون آنکه  نیازی به هزینه کرد بیش از اندازه منابع  داشته باشند ، موقعیت یابی و مستقر سازند . 
       

       

       
      با این وجود ، شاید مهمترین عامل موفقیت در افزایش و تاثیر گذاری واحدهای ائتلاف در این جنگ را می توان در پتانسیل این نیرو در  محرمانه نگاه داشتن نقل و انتقالات و به معنای تخصصی ، "تحرک" این یگان ها  از دید نیروهای عراقی  دانست .
       
      فرماندهان ائتلاف با ایجاد پایش شدید هوایی ، مسیر هرگونه اجرای عملیات شناسایی هوایی از سوی ارتش عراق را مسدود نمودند ، چرا که حتی اجرای یک سورتی ( پرانه ) پرواز شناسایی از سوی نیروی هوایی عراق در ارتفاع ، برد و گستره  مشخص می توانست نیات ارتش ائتلاف را در حوزه محورهای  عملیات آفندی ، افشاء کرده و متقابلا" ارتش عراق قادر می ساخت  تا با تغییر سازمان رزم واحدهای خط مقدم  خود ، تدابیر مناسبی برای حفظ جناحین خود از ضربه زرهی مهاجمان   ، بیاندیشد.
      در این میان ، برخی تحلیلگران براین اعتقاد قرار دارند که حتی در صورت اطلاع ارتش عراق از محورهای عملیاتی ائتلاف ، بسیار بعید بود که توان رزمی کافی برای جلوگیری از موفقیت  نزد مدافعان ، موجود بوده باشد ، اما یقینا" دستیابی به اطلاعات ، هر چند محدود و مختصر ، می توانست هزینه  پیروزی  را برای مهاجمان ، افزایش دهد .  در واقع ، بسیار بعید به نظر می رسد که  ضربه کاری و موفقیت خیره کننده  ارتش ائتلاف ، که  بر قابلیتهای فضاپایه ، قرار داشت  و صورتبندی بسیار بزرگتر مدافع را فریب داد  ، بدون این ستون اصلی ، قابل تکرار باشد .
       

       
      شیوه اجرای مانور توسط واحدهای رزمی درمقیاس گروهان و گردان  که به هردلیلی ممکن بود از صورتبندی اصلی جدا شوند را می توان با تدبیر درست ، جبران نمود ، اما  بدون وجود نظارت دائم بر صورتبندی اصلی ، دستیابی به موفقیت در چنین صحنه های از منازعه ، تقریبا" امکان پذیر نبود .
      از سویی دیگر، نیروی هوایی ایالات متحده  بدلیل ماهیت ماموریت خود ، گرچه  پتانسیل زیادی برای ایجاد برتری هوایی محلی و جلوگیری از اجرای عملیات شناسایی توسط هواگردهای سرنشین دار یا بدون سرنشین در اختیار داشت ، اما واضح بود که فاقد  توانایی جلوگیری از عبور ماهواره های دشمن از فراز منطقه نبرد بوده  و این به معنای یک شکاف عمیق دربکارگیری  اصل غافلگیری توسط فرماندهان محسوب می گردید . به معنای روشن تر ، درصورت برخورداری عراق از  قابلیتهای فضاپایه ، بطور قطع ، ضربه قاطع طوفان صحرا ، هرگز قابلیت اجرایی شدن پیدا نمی نمود . به همین دلیل ، تکثیر گسترده  ماهواره های سنجش از دور که می بایست بستر لازم برای تولید تصاویر دقیق ماهواره ای در اندازه ها و کیفیتهای متفاوتی را پدید آورد ،  پارادایم  " پشتیبانی فضایی " و به تبع آن ، تاثیر حسگرهای فضا پایه بر ماهیت رزم مانوری را به صورت چشمگیری دچار دگرگونی عمیقی نموده است .
       

       

       
      سامانه مکان یاب جهانی 
       
      راست : 1990  چپ : آزمون های اولیه 1978
       
      با این وصف ، ارتش ایالات متحده تا همین اواخر ، به استفاده از تصاویر ماهواره ای در عملیات رزمی چندان تمایلی نداشت ، چرا که تاثیر آن را در سطوح تاکتیکی و عملیاتی ، ناکافی ارزیابی می نمود ، به همین دلیل صرفا" تعداد مشخص و محدودی از ماهواره  های تصویر برداری مستقر در مدار لئو (LEO)  که  قابلیت تصویر برداری از بخش های محدودی از کره زمین را ارائه می کردند  ، در اختیار این نیروها قرار داشت ، در حالی که  برخلاف ماهواره های مستقر در مدار ژئوسنکرون (GEO)  که نسبت به زمین در نقطه ثابتی قرار دارند ، ماهواره های مدار لئو (LEO)  در ارتفاعی میان 250 تا 400 مایلی مستقر هستند که هر 90 تا 120 دقیقه ، یکبار به دور زمین چرخیده  و به همین دلیل  انعطاف پذیری بیشتری به  ماهواره های موجود در  ارتفاع  22300 مایلی که تقریبا" سرعت چرخشی مشابه با سرعت چرخش سیاره داشته  و با کمی اغراق ، نسبت به خط استوا ، روی نقطه ثابتی قرار دارند ، به کاربر ارائه می کنند . با این وصف ، علیرغم مزیتهای بی شمار ، ماهواره های مستقر در مدار GEO برای اجرای عملیات تصویر برداری تاکتیکی غیر مفیدترین ابزار بشمار می آید ، به همین دلیل ماهواره هایی که برای نظارت بر صحنه عملیات رزمی به فضا ارسال میشوند ، عمدتا" در مدارهای پایین تر قرار داده می شوند و به همین دلیل نیز در هر زمان ، صرفا" می توانند بخشی از سطح زمین را مورد شناسایی قرار دهند . بطور طبیعی ، جایگیری در ارتفاع مداری پایین در کنار هزینه های مرتبط با تولید و اعزام  این سخت افزارها به فضا ، سودمندی تاکتیکی محدودی را فراهم می کند ، چرا که صرفا" امکان تصویر برداری یک محدوده کوچک را در روز فراهم می نماید  .
       
       
      پی نوشت :
       
      1- ادامه دارد .................
      2- استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی در انجمن میلیتاری ، براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی " منوط به  ذکر دقیق  منبع است . امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری )  بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند . 
       
      برگردان به پارسی ، اختصاصی برای بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران  ( MILITARY.IR) 
       
                           مترجم : MR9
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.