Ahmad6644

تحلیل و پیگیری تحولات افغانستان ( از اوت 2007 )

Recommended Posts

برای سیستان میشود از انتقال اب استفاده بکنیم. 

انتقال آب از دریا به زابل برای صنایع که کافی هست برای شرب هم میشه اب شیرین کن گذاشت. 

آب های شیرین موجود را هم برای کشاورزی استفاده بشود

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

حقه آبه به هر میزان هست باید رهاسازی بشه چون جریان آبی که بصورت خدادادی کلش به ایران میامده و بعد طی برنامه هایی سد سازی که شاید طرح هاش از زمان استعمارافغانستان بدست انگلیس

 وجود داشته بخاطر فشار بر ایران و این قبیل موضوعات که به قرارداد حق آبه بین طرفین ختم شده که شاید درصدی پایینی به ما اختصاص پیدا کرده !  

شیرین سازی و انتقال آب دریادر حد آب شرب راهکار خوبیه که طرحش در حال اجراست .

تهاتر آب مقابل نفت را فکنم در منطقه اولین بار اردوغان مقابل عراق گفت واین بذر را که شاید پیش درآمد جنگ‌های آینده‌ای که میگن برسر آب هست باشه

ولی موضوع اینجاست آیا ما هم میتونیم به این کشور هافشاری بیاریم؟ آیا ابزاری داریم؟

فقط اه و‌حسرت از گذشته‌ای که خود مالک این سرزمین ها بودیم و الان‌ هرکدوم مثل یک‌زخم هست باز هست برامون

 

 

  • Upvote 5
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ساخت سد دیر یا زود توسط افغانستان انجام میشد بویژه که این طرح ها اتفاق جدیدی نبود و فقط اشغال افغانستان توسط شوروی اونها رو عقب انداخت

ایراد رو باید در خود ما جست که روی طرح های ذخیره و کنترل آب در اون منطقه کار نکردیم

و از سمت دیگر در دوران پردرآمد نفت روی انتقال آب شیرین به منطقه سیستان و بلوچستان کم کاری زیادی کردیم

 

خب راه کار چیست؟ 

 

ایران از برتری جغرافیایی و دریا و نفت برخورد دار است 

به راحتی می تواند 

اول آب اشامیدنی مردم اون مناطق رو تهیه کنه ، با دستگاه های کوچک و پراکنده

 و دوم با کمک  نور خورشید آب تصفیه برای مصارف شستشو و در نهایت شستشو زمین های شوره زده کشاورزی تهیه کنیم 

 

این ها تازه اول کار هست 

تامین آب کشاورزی همراه با تکنولوژی گلخانه ای قسمت دوم هست 

که دولت باید با کمک بخش خصوصی راه اندازی کند 

 

 

----------------

افغانستان دیر یا زود مجبوره آب رها کنه، بویژه با سیلاب های فصلی و پر شدن سد

اون وقت این آب رها شده حکم سیلاب خانه خرابکن پیدا میکنه 

 

برای این مساله هم باید سدهای کوچک و منطقه ای پیش بینی کرد

تا جلوی سیلاب فصلی گرفته بشه و آب گیرهای منطقه ای ایجاد بشه و تغییر تو اکوسیستم منطقه ببینیم

 

 

ما محکوم به احیای سیستان و بلوچستان هستم

ویرایش شده در توسط arminheidari
  • Upvote 9

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
1 ساعت پیش, arminheidari گفت:

 

ما محکوم به احیای سیستان و بلوچستان هستم

 جلو و پشت بند یا سد کانالهای انتقال آب ایجاد میکنن و اراضی جدیدی را زیر کشت میبرن به امید پر شدنش نباید نشست باید حق ابه بصورت منظم پیگیری بشه ولو با تهدید!!  هیچ کنوانسیون و قانون جهانی قطع حق ابه را تایید نکرده!!

درسته با دنیا زاویه داریم ولی برای حقوقمون باید خط قرمز قائل بشیم.

  • Like 2
  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

اراضی سیستان در صورت احیا میتونن تقریبا کل نیاز کشور به نهاده های دامی رو از بین ببرن و حتی تولید روغن. ولی شاهدیم که چندهزار میلیارد تومن وزارت صمت خرج میکنه تا آب دریای عمان رو ببره تا مشهد! و خلیج فارس رو تا یزد.

  • Like 1
  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

برای احیای اراضی سیستان به آب شیرین کنها نمیشه دلبست چون اصلا به صرفه نیست. مگر برای کشتهای گلخانه ای بسیار محدود برخی اقلام وارداتی گرانقیمت. (عمده کشاورزی هم که فعلا سنتی است)

 

ولی بحث آبخیزداری و کنترل سیلابهای داخلی و فصلی و از همه مهمتر ابهای عمیق برای کشاورزی در وهله اول گلخانه ای و بعد هم سیستمی میتونه بسیار راهگشا باشه. آبشیرین کنها هم برای استفاده شهری و روستایی اب شرب و نهایتا صنایع درامدزا مثل فلزی میتونه به کار گرفته بشه ( در مورد همین کرمان هم بخشیش را صنایع خودشون تامین کردند و البته صندوق توسعه ملی )

 

در مورد رودخانه منتهی به چاه نیمه ها و نهایتا هامون هم باید توجه داشت نه تنها سد کجکی و حالا کمال خان را زدند بلکه در مسیر بسیار طولانی رودخانه هیرمند (یک مسیر طولانی و پیچ در پیچ بعد سد کجکی که حالا با سد کمال خان چیزی از رودخانه باقی نمیزاره) تقریبا تمام بستر رودخانه زیر کشت کشاورزهای افغان هست و یک قطره اب را هم غنیمت میدونند و با پمپ و ... میکشند و در مسیر هم کلی کانال فرعی اب رودخانه را بعد سدها میبره به اراضی کشاورزی از طریق پمپاژ. هر چند سال یکبار مثل سال 98 یک سیل و پرابی شاید رخ بده تا باعث بشه چاه نیمه ها لااقل پر بشند تا حدی.

 

حالا ما دیگه اصلا نگرانی در مورد هامون و کشاورزی را باید کنار بزاریم، با این وضع چاه نیمه ها که اب شرب حتی زاهدان را هم تامین میکنند مثل چندان سال پیش (حالا با خطر بیشتر ) در استانه خشک شدن قرار میگیرند و باید فکری در ابتدا برای اب شرب زابل و زاهدان کرد حتی.

 

دوستان هم اشاره کردند، این سد کمال خان برای بیست سی سال پیش بود یا بیشتر حتی. حالا هم که انگلستان و آمریکا خوب میدونند چطور بذر اختلافات را بکارند و مطمئن باشید هر چه در توان دارند برای کمک به افغانستان در چنین موضوعاتی به کار میبندند. رسانه های افغان را هم دیدید که در هرات و کابل چطور کامل ضد ایران آرایش جنگی! دارند. پس انتظار حتی بدتر از این را در رابطه با منافع ایران در مرزهاش باید داشت. تنها راه فعلا همین پیش بینی های داخلی است ( در کنار تلاش برای احقاق حقوق خارجی) تا لااقل از موضع ضعف و فشار و ... نباشه احقاق حقوق خارجی و با دست پر باشه.

 

توسعه بندر چابهار، وابسته کردن افغانستان به این بندر برای تجارت، قطع لوله های خانه برانداز سوخت یارانه ای به سمت همسایگان که یکبار در شمال غرب ترکها و رانندگان ترک را ارباب کرد و یکبار همسایگان جنوبی و شرقی را و فروش سوخت به شکل درستش و ایجاد برگه های درست چانه زنی تنها راه هست. واقعا زمان قطعنامه و توافقنامه و مودت و کاغذها برای کشورهای خصوصا خارج از اتحادیه ها گذشت. خود کشورها هم بخوان پایبند باشن کشورهای دارای منافع متضاد مجبور میکنند تا راهی را برند که منافع اونها چه سیاسی و امنیتی و چه ژئوپلوتیکی و اقتصادی اقتضا میکنه.

 

 

  • Like 1
  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
49 minutes قبل , alala گفت:

دوستان هم اشاره کردند، این سد کمال خان برای بیست سی سال پیش بود یا بیشتر حتی. حالا هم که انگلستان و آمریکا خوب میدونند چطور بذر اختلافات را بکارند و مطمئن باشید هر چه در توان دارند برای کمک به افغانستان در چنین موضوعاتی به کار میبندند. رسانه های افغان را هم دیدید که در هرات و کابل چطور کامل ضد ایران آرایش جنگی! دارند. پس انتظار حتی بدتر از این را در رابطه با منافع ایران در مرزهاش باید داشت. تنها راه فعلا همین پیش بینی های داخلی است ( در کنار تلاش برای احقاق حقوق خارجی) تا لااقل از موضع ضعف و فشار و ... نباشه احقاق حقوق خارجی و با دست پر باشه.

 

توسعه بندر چابهار، وابسته کردن افغانستان به این بندر برای تجارت، قطع لوله های خانه برانداز سوخت یارانه ای به سمت همسایگان که یکبار در شمال غرب ترکها و رانندگان ترک را ارباب کرد و یکبار همسایگان جنوبی و شرقی را و فروش سوخت به شکل درستش و ایجاد برگه های درست چانه زنی تنها راه هست. واقعا زمان قطعنامه و توافقنامه و مودت و کاغذها برای کشورهای خصوصا خارج از اتحادیه ها گذشت. خود کشورها هم بخوان پایبند باشن کشورهای دارای منافع متضاد مجبور میکنند تا راهی را برند که منافع اونها چه سیاسی و امنیتی و چه ژئوپلوتیکی و اقتصادی اقتضا میکنه.

 

 

 

نیاز شامل چند بحث می شود

اول نیاز آشامیدنی 

دوم نیاز شستشو و مصرف روزانه 

سوم نیاز به مدیریت آب های سطحی و فصلی 

چهارم نیاز به آب های کشاورزی 

 

 

بخش اول رو میشه شبیه به قم مدیریت کرد 

بخش دوم هم با انتقال آب تصفیه از دریای عمان میشه جوابگو بود 

بخش سوم بحث عمرانی هست که حجم بالا داره ولی ضروری هست، هم از این حیث که تولید کار در منطقه ایجاد میکنه و هم اینکه مشکل سیل و آسیب ها رو برطرف میکنه

بخش چهارم معضل بزرگی هست یعنی آب کشاورزی 

 

1- یه بخشش رو با کمک کشت دیم میشه مدیریت کرد

یعنی کمک کشاورزی و هواشناسی به مردم 

 

2- و بخش دیگرش رو باید از دریا تامین کنیم 

تامین آب از دریا و شیرین سازی اون باید از طریق خورشیدی انجام بشه حداقل 70 درصد انرژی اولیه مربوط به ان 

حتما نیازی نیست که آب بصورت اسموز معکوس شیرین سازی بشه، استفاده از انرژی حرارتی خورشید و تبخیر خودش کلی موثر هست

به راحتی میشه سیستم های شیرین سازی با کمک حرارت تهیه کرد و حجم بالایی از آب رو شیرین و به شمال سیستان پمپاژ کرد

 

 

در واقع ما 80 درصد کار رو میتونیم سریع و با بازگشت سریع خودمون انجام بدیم

ولی مشکل اونجایی هست که مدیران ما نسبت به اتفاق پاسخشون کند هست و زمان های طلایی رو راحت از دست می دهند

ویرایش شده در توسط arminheidari
  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
18 minutes قبل , arminheidari گفت:

....

و بخش دیگرش رو باید از دریا تامین کنیم 

تامین آب از دریا و شیرین سازی اون باید از طریق خورشیدی انجام بشه حداقل 70 درصد انرژی اولیه مربوط به ان 

حتما نیازی نیست که آب بصورت اسموز معکوس شیرین سازی بشه، استفاده از انرژی حرارتی خورشید و تبخیر خودش کلی موثر هست

به راحتی میشه سیستم های شیرین سازی با کمک حرارت تهیه کرد و حجم بالایی از آب رو شیرین و به شمال سیستان پمپاژ کرد

 

واقعا با برنامه ریزی درست و مدیریت منابع میشه حتی شرایط بحران را تغییر داد و حداقل ها را ایجاد کرد بدون نیاز به منابع جدید رویایی و فانتزی در شرایطی که ما داریم (تحریم و تغییر اقلیم و کسری منابع و ...)

 

ولی در مورد بخش انتهایی هرچند من اطلاعات تخصصی ندارم ولی اطلاعات و مطالعات عمومیم اینطور میگه که برای کشاورزی اصلا به صرفه نیست. چه با سوختهای فسیلی، چه اتمی و چه خورشیدی و اصولا تجدیدپذیر. از طرفی خودش بحث زیست محیطی هم داره که برای مثال در همین پروژه اخیر پساب (آبشیرینکنها) قرار شد با کلی هزینه اضافی به دریای عمان که عمق بیشتری داره منتقل بشه تا وضعیت ساحلی خلیج فارس که بخش عمده ای از معیشت ساحل نشینان را تامین میکنه دستخوش تغییرات زیانبار نشه.

بعد تازه برای منابعی در حدود چند میلیون متر مکعب سالانه نه چند میلیون متر مکعب روازنه نیاز بخش کشاورزی در سطح وسیع.

 

احتمالا نمونه هایی وجود داشته باشه برای کشتهای خاص در زمینهای محدود و رفع نیازهای صیفی و تازه خور! و محدود ولی به نظرم ابدا برای کشاورزی صنعتی و حتی نیمه صنعتی ابشیرین کن پاسخگو نیست. هزینه های جانبی و جاری و اولیه به قدری بالاست که فی المثل شما تصمیم بگیرید برای نیاز نهاده دامی و گندم و جو و دانه های روغنی که در بازار حتی شرایط تحریمی از اون استفاده کنید احتمالا قیمتی چند ده برابر را باید بپردازید نسبت به خرید. یک بحث استقلال و خودکفایی است که جداست ولی به هر حال روشهای دیگه وجود دارند. به نظرم ابشیرینکنها فقط برای مصارف شرب و نهایتا صنعتی (همون چند میلیون متر مکعب سالانه) قابل قبول هست ولی برای کشاورزی حتما باید با همون کشت دیم و ابخیزداری و سدسازی و حتی انتقال آب و نهایتا ابهای عمیق حل کرد موضوع را. (احتملاا حتی خرید آب به صرفه تر از ابشیرینکنها باشه به این منظور که خود اقلام مصرفیشون در طول سال کلی هزینه داره از جمله فیلترها و پمپها و ..))

 

تاکیدم بر روی ابهای عمیق همون موردی هست که از استرالیا به یاد دارم که اگر اشتباه نبوده باشه اینه که بخش زیادی از مناطق خشک مرکزی کشاورزیش با همین شیوه ابهای عمیق مشکلش حل شده در مقیاس بالا. که اتفاقا ما تجربه یک حفاری اکتشافی نیمه موفقش را هم گویا داشتیم در شرق کشور. هزینه ابتدایی بالایی داره اکتشاف و حفر چاه هاش ولی بعدش اگر به منابع مناسبی برخورد کنیم (نه ابهای فسیلی) دیگه هزینه چندانی نخواهد داشت.

 

پ ن: چرا بحث آب را میکنیم؟ چون واقعا یک بحث جدی است و البته مزیت رقیب قدرتمند ما در منطقه یعنی ترکیه. واقعا ترکیه شرایط ایده آلی داره. همین امسال که بارندگی های ما حتی تا 50 درصد کاهش داشته بعضا ترکیه تقریبا از ابتدای پاییز بارندگی های روزانه و هفتگی سراسری داشته (یعنی تقریبا کل جغرافیاش ) و در بحث سدسازی هم که اطلاع دارید حتی با مخالفت جدی تاریخدانان و باستان شناسان و ... در رابطه با زیراب رفتن بخش زیادی از جغرافیای کشف نشده تاریخیش ولی چه طور صنعتی سد ساخته و واقعا همین دو سد اتاتورک و ایلی سوش به تنهایی غبطه برانیگز هست. منابع آبی فراوان در سرچشمه ها و مخازن بینظیر. فقط یک سد اتاتورک به اندازه کل سدهای ایران ظرفیت مخازنش هست و ایلی سو هم مشابهش و حتی فراتر. یعنی همین دو سد دو برابر ظرفیت تمام سدهای ایران (اون هم ظرفیتی که معمولا پر نمیشه هیچوقت به خاطر بارندگی ها) گنجایشی دارند که راحت میتونه پر بشه هر سال و سرریز کنه حتی به سمت سوریه و عراق و کلی حقابه اونها را هم فعلا در این شرایط اقلیمی بده.

زمین های حاصلخیزش هم در جنوب ترکیه که فراوان و بسیار فراوان به برکت رودهای دجله و فرات و سواحل و رسوبات تاریخیشون در طول مسیر در مقابل مثلا یک جلگه حاصلخیز خوزستان ما. (ما سیستان و بلوچستان و مناطق دیگه را هم داریم ولی خب جلگه خوزستان یک چیز دیگه است هرچند با اشتباهات تاریخی و تفکیک زمینها و قطعات خرد موروثی و شهرسازی ها و بحث نفت و صنایع مرتبط هیچوقت اون یکپارچگی زمینهای ترکیه را پیدا نکرده ) و البته ترکیه با این منابع آبی فراوان قبلا گفته شده چرا چشمداشت به امتداد زمینهای حاصلخیزش در جنوب به سمت سوریه و عراق داره و همین حالا هم در سوریه بخش زیادیشون را اشغال کررده (آب که هست فراوان، نیاز زمین و آفتاب هم بهترین شرایط را شمال سوریه و عراق دارند هم مرز با ترکیه)

 

 

ویرایش شده در توسط alala
  • Like 1
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
1 hour قبل , alala گفت:

 

واقعا با برنامه ریزی درست و مدیریت منابع میشه حتی شرایط بحران را تغییر داد و حداقل ها را ایجاد کرد بدون نیاز به منابع جدید رویایی و فانتزی در شرایطی که ما داریم (تحریم و تغییر اقلیم و کسری منابع و ...)

 

ولی در مورد بخش انتهایی هرچند من اطلاعات تخصصی ندارم ولی اطلاعات و مطالعات عمومیم اینطور میگه که برای کشاورزی اصلا به صرفه نیست. چه با سوختهای فسیلی، چه اتمی و چه خورشیدی و اصولا تجدیدپذیر. از طرفی خودش بحث زیست محیطی هم داره که برای مثال در همین پروژه اخیر پساب (آبشیرینکنها) قرار شد با کلی هزینه اضافی به دریای عمان که عمق بیشتری داره منتقل بشه تا وضعیت ساحلی خلیج فارس که بخش عمده ای از معیشت ساحل نشینان را تامین میکنه دستخوش تغییرات زیانبار نشه.

بعد تازه برای منابعی در حدود چند میلیون متر مکعب سالانه نه چند میلیون متر مکعب روازنه نیاز بخش کشاورزی در سطح وسیع.

 

احتمالا نمونه هایی وجود داشته باشه برای کشتهای خاص در زمینهای محدود و رفع نیازهای صیفی و تازه خور! و محدود ولی به نظرم ابدا برای کشاورزی صنعتی و حتی نیمه صنعتی ابشیرین کن پاسخگو نیست. هزینه های جانبی و جاری و اولیه به قدری بالاست که فی المثل شما تصمیم بگیرید برای نیاز نهاده دامی و گندم و جو و دانه های روغنی که در بازار حتی شرایط تحریمی از اون استفاده کنید احتمالا قیمتی چند ده برابر را باید بپردازید نسبت به خرید. یک بحث استقلال و خودکفایی است که جداست ولی به هر حال روشهای دیگه وجود دارند. به نظرم ابشیرینکنها فقط برای مصارف شرب و نهایتا صنعتی (همون چند میلیون متر مکعب سالانه) قابل قبول هست ولی برای کشاورزی حتما باید با همون کشت دیم و ابخیزداری و سدسازی و حتی انتقال آب و نهایتا ابهای عمیق حل کرد موضوع را. (احتملاا حتی خرید آب به صرفه تر از ابشیرینکنها باشه به این منظور که خود اقلام مصرفیشون در طول سال کلی هزینه داره از جمله فیلترها و پمپها و ..))

 

تاکیدم بر روی ابهای عمیق همون موردی هست که از استرالیا به یاد دارم که اگر اشتباه نبوده باشه اینه که بخش زیادی از مناطق خشک مرکزی کشاورزیش با همین شیوه ابهای عمیق مشکلش حل شده در مقیاس بالا. که اتفاقا ما تجربه یک حفاری اکتشافی نیمه موفقش را هم گویا داشتیم در شرق کشور. هزینه ابتدایی بالایی داره اکتشاف و حفر چاه هاش ولی بعدش اگر به منابع مناسبی برخورد کنیم (نه ابهای فسیلی) دیگه هزینه چندانی نخواهد داشت.

 

 

 

بخش اول تا دوم رو با همون اقدامات ابتدایی و نسبتا کم هزینه میشه انجام داد و از بحران اولیه خارج شد 

بنظرم انجام این سه بخش تو سال 1400 بسیار مهم و راهبردی هست، اینکه بتونیم به این هدف برسیم و تو اون مناطق امنیت اولیه آب رو ایجاد کنیم

 

در بخش مدیریت منابع آب روان و فصلی، احتمالا مطالعات کامل شده است و تنها بودجه و اجرا می خواهد 

که باتوجه به هزینه های سالیانه مقابله با سیلاب ها ، توجیه مالی اش بالا است و برگشت سرمایه اش یک ساله خواهد بود 

حداقل برای 40 درصد اول پروژه 

بماند که چرخش اقتصادی و کار تو منطقه خودش ضد بحران هست 

 

در فاز بعد بحث کشاورزی هست 

که باز با کمک دیم و کمک های علمی و هواشناسی میشه کمک های خوبی رو انجام داد 

میمونه کشاورزی مداوم که با حمایت از تولیدات گلخانه ای اول امنیت غذایی و مالی مردم رو تامین کرد و در گام بعد اقدامات خلاقانه بهتری انجام داد

 

-----------------------------

یه نکته هم اضافه کنم که توسعه کشاورزی در افغانستان، یعنی ثبات در شرق کشور و موجب امنیت مرزی هم میشه

درسته افغانستان مطالبات گستاخانه و سواستفاده داره، ولی باید صحنه رو بزرگ دید 

و ته همین حرف ها لزوم قوی شدن ایران در زمینه مدیریت آب در سیستان و بلوچستان است

ویرایش شده در توسط arminheidari
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
13 hours قبل , arminheidari گفت:

یه نکته هم اضافه کنم که توسعه کشاورزی در افغانستان، یعنی ثبات در شرق کشور و موجب امنیت مرزی هم میشه

درسته افغانستان مطالبات گستاخانه و سواستفاده داره، ولی باید صحنه رو بزرگ دید 

و ته همین حرف ها لزوم قوی شدن ایران در زمینه مدیریت آب در سیستان و بلوچستان است

 

همینطوره. برای همین تاکید داشتم که ما باید روی منابع قدرت خودمون تکیه کنیم نه رودی که سرچشمش به کنار خود مسیرش کیلومترها در افغانستان هست و به هر حال اگر دولت مرکزی هم بخواد کشاورزان افغان با پمپ و روشهای دیگه ( باید واقع بین باشیم، مگر کشاورزان غرب اصفهان نیستند که با برداشت های بی رویه از زاینده رود اجازه رسیدن حقابه کشاورزان شرق اصفهان را نمیدند و همیشه کشمکش وجود داره سرش یا مثلا در رودهای منتهی به دریچه ارومیه و ...) سعی میکنند منافع خودشون را دنبال کنند. حالا دولت هم که همسو است و به هر حال در جنگ قدرت فعلا بین همسایگان با جنگ روانی وسیع دشمنان فرامنطقه ای و حمایتهاشون از مهره های خاص لگد زدن! به ایران رای خورش گویا بالاست میان بخشی از جمعیت به خاطر بذر اختلاف هایی که میکارند با عملیات روانی 24 ساعته ده ها شبکه و روزنامه و سیاستمدار و سلبریتی (افغان و عراقی و لبنانی و ...)

 

این جدای از برخورد متناسب و مناسب با ادبیات دلال مآب و خاص اشرف غنی است (و پیگیری حقوق قانونی کشور از راه های درستش) که البته مشخص هست از کجا ناشی میشه و سابقش هم این دلال قدرت در افغانستان. به هر حال تحقیرهایی که از طرف قدرتها بهشون تحمیل میشه و وضعیتی که کشورشون را بهش دچار کردند را معمولا دوست دارند یکجایی جبران کنند و یک ژست قدرت و احترام بگیرند که خب در مورد ایران همیشه جواب میده چون هم خودش تحت فشار جهانی است و هم همیشه منادی وحدت و برابری و عدم اختلاف بوده و اصولا در این موضع اینها معمولا اینطور عقده دل میگشایند.

 

قطعا بهبود وضعیت اقتصادی افغانستان به نفع ماست در هم امنیت و هم حتی رونق اقتصادی و نیازش به مسیرهای جدید تجارت. اینجاست که ما باید از ظرفیت هامون استفاده کنیم برای منفعت بردن از شرایط جدید. مسیرهای ریلی و ترانزیتی و دریایی و بندر چابهار و ...

 

مطمئنا به فعل در آوردن پتانسیل های موجود در خود ایران در وهله اول میتونه کمک بزرگی باشه حتی برای احقاق حقوق خارجی کشور. فقط باید به ظرفیت های داخلی توجه ویژه ای بشه.

 

  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

اینفوگرافی شمار حضور نیروهای خارجی در افغانستان، ملیت این نیروها و بزرگترین کشورهای مشارکت‌کننده 

Screenshot_20210421_142913.jpg

جو بایدن رئیس جمهور آمریکا 25 فروردین با اعلام تعویق 5 ماهه خروج نیروها از افغانستان گفت که این نظامیان آمریکایی تا پیش از فرارسیدن بیستمین سالگرد حملات 11 سپتامبر (20 شهریور) خاک افغانستان را ترک خواهند کرد.

14000131113851534226021810.png

 

  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

به نام خدا

ارسال بمب افکن های آمریکایی به قطر برای پوشش دادن خروج نیروها از افغانستان

 

o730622_.jpg

 

2 فروند دیگر از بمب افکن های B-52 نیروی هوایی ایالات متحده دیشب در پایگاه ال العید در قطر فرود آمدند تا ایمنی لازم برای خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان که از اول ماه می شروع می شود را تامین کنند.

نیروی هوایی ایالات متحده اعلام کرد که 2 بمب افکن Stratofortress بعد از پرواز از داکوتای شمالی وارد قطر شدند تا به بمب افکن هایی که چند روز پیش رسیده بودند بپیوندند.

این نیروی متشکل از 4 بمب افکن وظیفه حفاظت ، امنیت و دفاع از نیروهای ایالات متحده و  ناتو که قرار است از افغانستان خارج شوند را به عهده دارد.

خروج نیروها از اول می شروع می شود و تا 11 سپتامبر ادامه خواهد داشت

 

 

منبع : israeldefense.co.il

  • Upvote 9

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

به نام خدا

ایالات متحده در حال بررسی طرح اهدا ویزا مهاجرتی مخصوص به افغانستانی هایی که به نیروهایش کمک کرده اند

 

afghan_na_1621577463.jpg

کماندو های ارتش ملی افغانستان

 

پنتاگون با مشارکت وزرات امور خارجه در حال کار بر روی برنامه هایی از جمله برنامه ویزای ویژه هستند تا کسانی که در طول این 20 سال در افغانستان به آمریکا و متحدانش کمک کرده اند را به آمریکا بیاورند.

ارتش ایالات متحده در حال خروج از افغانستان است، پرسنل ارتش به خانه هایشان بر می گردند و تجهیزات باقی مانده نیز بازگردانده، فروخته یا تخریب می شوند و یا ممکن است به مکان متفاوتی منتقل شوند. این خروج تا 11 سپتامبر سال 2021 ادامه خواهد یافت.

به گفته بیانیه پنتاگون به نقل از کمیته خدمات مسلحانه سنا در روز پنجشنبه، در حالی که سربازان آمریکایی در حال ترک افغانستان هستند، بسیاری از افغانستانی هایی که به ایالات متحده و هم پیمانانش کمک کرده اند در این کشور باقی خواهند ماند. این افراد و خانواده هایشان ممکن است به خاطر ارائه پشتیبانی به آمزیکا تهدید به مجازات شوند.وزارت دفاع اعتقاد دارد، مراقبت از این افراد و خانواده هایشان اهمیت زیادی دارد.

به دنبال خروج آمریکا احتمالات مختلفی ممکن است به وقوع بپیوندند;از جمله تصرف کشور توسط طالبان و یا شکست طالبان توسط نیروهای دفاع ملی و امنیتی افغانستان.

به گفته دیوید هلوی، دستیار وزارت دفاع در امور امنیتی هند و اقیانوس آرام، در جلسه استماع روز پنجشنبه قبل از کمیته خدمات مسلحانه سنا، "ما برای کمک به کسانی که در بیش از 20 سال از حضور و تلاشمان در افغانستان به ما کمک کرده اند، تعهدی اخلاقی داریم. "

 

us_patrol_1593491360.jpg

گشت نظامی ایالات متحده در خیابان های افغانستان

 

هلوی گفت:" ما علاقه داریم تا با کمک کنگره، سهمیه و منابع اختصاص یافته برای ویزای مهاجرتی مخصوص را افزایش دهیم. اما گروه های خاصی از همکاران افغان ما هستند که به حدنصاب برای ویزای مهاجرتی مخصوص نمی رسند، بنابراین ما باید از ابزارها و مکانیزم های دیگری برای کمک به کسانی که به ما کمک کرده اند استفاده کنیم. "

"2 گزینه دیگر ممکن است آزادی مشروط انسان دوستانه یا منافع عمومی با اهمیت باشند، که شهروندان ایالات متحده و سرویس های مهاجرتی با استفاده از آنها می توانند گروه هایی از افرادی که بیرون از ایالات متحده هستند را وارد کشور کنند. ما در حال کار با آژانس ها هستیم تا این افراد را پیدا کرده و منابع مورد نیاز را اختصاص دهیم."

"با نظر به ویزای مهاجرتی ویژه، ما در حال کار با وزارت امور خارجه هستیم تا این افراد را شناسایی کنیم و اطلاعاتی را ارائه کنیم که به شناسایی هویت کارکنان وزارت دفاع که به حدنصاب می رسند، کمک کند. همچنین در حال پیگیری داده های بیومتریک نیز هستیم."

"ایالات متحده پس از حادثه یازده سپتامبر، به عنوان بخشی از عملیات آزادی پایدار (OEF)، در اکتبر سال 2001 وارد خاک افغانستان شد. با وجود به پایان رسیدن عملیات OEF در سال 2014 ، تعدادی از نیرو های آمریکا در افغانستان ماندند. ارتش ایالات متحده آنچه را که قصد داشت در افغانستان انجام دهد، عملی کرد."

هلوی ادامه داد:" این ماموریت، عملیاتی ضدتروریستی بود. به همین دلیل ما اجازه ورود نیروها به افغانستان را صادر کردیم... و تا حد بسیار زیادی موفق بوده ایم. ما عاملان حادثه 11 سپتامبر را  به جزای خود رساندیم. و تهدیدات تروریست های بین المللی که از افغانستان منشاء می گرفتند را به میزان قابل توجهی کاهش دادیم."

 

 

منبع

 

 

  • Like 1
  • Upvote 8

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
22 hours قبل , alrkhs گفت:

به دنبال خروج آمریکا احتمالات مختلفی ممکن است به وقوع بپیوندند;از جمله تصرف کشور توسط طالبان و یا شکست طالبان توسط نیروهای دفاع ملی و امنیتی افغانستان

احتمالا در پشت پرده آمریکا با طالبان به توافق رسیده است که افغانستان یا بخش اعظم( مثلا پایتخت و چند شهر در اختیار یک دول سمبولیک باقی میماند ) این کشور را به طالبان تسلیم کندحالا درستی یا نادرستی این فرضیه طی یک تا دوسال آینده معلوم خواهد شد                                                                                                                                 

22 hours قبل , alrkhs گفت:

ما علاقه داریم تا با کمک کنگره، سهمیه و منابع اختصاص یافته برای ویزای مهاجرتی مخصوص را افزایش دهیم. اما گروه های خاصی از همکاران افغان ما هستند که به حدنصاب برای ویزای مهاجرتی مخصوص نمی رسند، بنابراین ما باید از ابزارها و مکانیزم های دیگری برای کمک به کسانی که به ما کمک کرده اند استفاده کنیم

بی دلیل نیست که نگران مزدوران داخلی شدند  و به دنبال چاره برای مهاجرت انها به خارج هستند 

  • Like 1
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.