MR9

"پایان خواب بلند اژدهای سرخ "

امتیاز دادن به این موضوع:

35 ارسال ها در این موضوع

 

گزینه های محدود ارتش ایالات متحده :

تکامل تدریجی قدرت موشکی ارتش چین ، یک تهدید جدی روبه رشد برای عملیات هوایی ارتش آمریکا در هردو سناریوی تشریح شده ، محسوب می شود . با این حال ، اجرای یکسری اقدامات  متقابل می تواند این تهدید را تا حد قابل قبولی کاهش دهد . بعنوان مثال ، پراکنده کردن سازمان رزم نیروی هوایی در پایگاه ها که این امر منجر به تقسیم شدن توان موشکی چین برای حمله به این موقعیتها و در نتیجه کاهش قدرت تخریبی برای هر پایگاه هوایی خواهد شد .

اجرای اقدامات فریب ، وجود تحرک ، ایجاد توانایی های  ضد اطلاعاتی ، ضد شناسایی و ضد نظارت می تواند کار را برای ارتش چین بسیار سخت نماید . این مساله موجب خواهد شد تا چینی ها مجبور شوند برای نابودی توان رزمی هر پایگاه ، به تک تک پناه گاه های هر پایگاه هوایی حمله کنند که این مساله هزینه ها را برای طرف چینی بشدت بالا خواهد برد . امکان استفاده از فریبنده ها در پایگاه های خط مقدم نیز از گزینه های مورد استفاده بشمار می رود . حتی در صورت وجود سرمایه گذاری لازم ، ایجاد یک طرح دفاع موشکی که چینی ها را مجبور به اختصاص دادن موشکهای بیشتر در هر مرحله از تهاجم کند که این به نوبه خود ، ذخیره موشکی آن را بسرعت کاهش خواهد داد ، از راه های موثر محسوب می گردد .

این تغییرات ، به تلاش هماهنگ و زمان برای اجرا نیاز خواهد داشت ، هرچند با شروع یک درگیری تمام عیار ، برای تصمیم گیری ، بسیار دیر خواهد بود .

 

 

این نتیجه گیری بعد از عملیاتی شدن اف 35 های عمود پرواز جالب تر خواهد شد

چون تا قبل از ا 35 کل برنامه اینه که دیکوی ها رو زیاد کنن و ...

خلاصه سر چینی ها رو گرم کنن تا احتمال آسیب جدی خودشون کمتر بشه

6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

از سرجنگی bunker buster (سنگر شکن) DF-15C هم نباید غافل شد.

 

[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10299/df-15c_1-600.jpg]thumb_df-15c_1-600.jpg[/url][url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10299/df-15c.jpg]thumb_df-15c.jpg[/url]

7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

برای ایران که 90 درصد...یا به عبارتی تمام هستی و دارایی های اقتصادیش....لب تیغه....وجود نیرو هوایی قوی از نان شب واجب تره...........

3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

در همین ابتدای صحبت و برای رفع سوء تفاهم احتمالی , باید عرض کنم که بنده هم به لزوم داشتن یک نیروی هوایی مقتدر و به روز معتقدم و یکی از آرزو ها و دغدغه های بنده هست , اما سعی میکنم واقعیت  ها رو هم در نظر داشته باشم!

 

تهاجم ترکیبی ایده خوبیه اما چه کنیم که خرما بر نخیل است و دست ما کوتاه!

ارزیابی بنده (بر مبنای این چند سالی که مباحث نظامی رو پیگیری میکنم) نشون دهنده اینه که از ابتدا برنامه ریزی برای رسیدن به این هدف وجود داشت! به موازات تلاش برای ساخت موشک های بالستیک , در زمینه هوایی و تولید جنگنده هم  با اندکی فاصله تلاشهایی صورت گرفت که اولین محصولات این تلاش آذرخش و صاعقه (در ابتدا با بازسازی تایگر و سپس تولید قطعات) و هواپیمای آموزشی تذرو/درنا  بود که در زمان خودشون اقدامات قابل توجهی به شمار میومدن , اما متاسفانه این حرکت تا به حال نتایج قابل قیاس با برنامه موشکی نداشته! یکی از دلایلش رو میشه پیچیده بودن تولید این جنگ افزارها و نداشتن زیرساخت و دانش ذکر کرد! البته تا اواسط یا اواخر دهه 80 شمسی  با مشارکت کشور روسیه پروژه ای با نام M-ATF پیگیری میشد که در صورت عدم فشار آمریکا و ادامه همکاری روسیه تا الان میشد تمام تایگر ها رو از رده خارج و نمونه رزمی این طرح (M-ATF 2010) رو جایگزین کرد! بعد از به سرانجام رسیدن این پروژه قطعا تلاشهایی برای ساخت یا مونتاژ جنگنده های سنگین تر هم انجام می گرفت , اما متاسفانه این اقدامات حاصلی نداشتن و وزارت دفاع جمهوری اسلامی مجبور شد پروژه رو مستقلا پیگیری و تمام زیرساخت ها رو (مثل ایجاد شرکت تولید موتورهای هوایی با ادغام و تجمیع صنایع کوچک و پراکنده در بخشهای مختلف) برای تولید جنگنده فراهم کنه! از نمونه آموزشی شفق هم یک طرح سبک تر (با توجه به امکاناتی که فعلا در اختیار داریم) با نام برهان پدید اومد که آینده اش مشخص نیست اما احتمال پیگیری طرح M-ATF 2010 در قالب پروژه ساخت جنگنده نیمه سنگین همچنان وجود داره!

 

خب این از بحث تولید جنگنده در ایران! اما در زمینه خرید هم سالها قبل تلاش شد تعدادی میگ 29 دست دوم یکی از کشورهای اروپایی خریداری بشه اما با فشار آمریکا این اقدام نتیجه ای در بر نداشت! در زمینه خرید مستقیم از تولید کننده ما به غیر از روسیه و چین تقریبا گزینه دیگری در اختیار نداریم که البته تولیدات چین هم جدیدا به تراز جهانی دارن نزدیک میشن و خیلی ها هنوز این تولیدات (خصوصا جی 10) رو قبول ندارن! کشورهای اروپایی هم اگر پیش از تحریم (مثل فروش میراژ اف 1 توسط فرانسه) حاضر به فروش میشدن , در مورد پشتیبانیشون در زمان نیاز تردید جدی وجود داشت!

 

در سال 2007 پیش از وضع تحریم های تسلیحاتی شایعه ای وجود داشت مبنی بر خرید 250 فروند فلانکر (+) که از سوی مقامات روسی تکذیب شد (+) و گفته شد که تا سال 2014 خط تولید پر شده! هر چند این شایعه بزرگنمایی و غیر واقعی به نظر میرسید , اما ممکنه بخشی از برنامه ایران برای نوسازی ناوگان نهاجا در طی مثلا ده سال با مونتاژ داخلی بوده باشه!

خلاصه اینکه به نظر میرسه اهمیت نیروی هوایی از ابتدا هم درک شده بود اما ظاهرا در تقدیر نبود که ما به چنین امکاناتی دسترسی داشته باشیم :neutral:

 

 

 

اتفاقاً وقتی گزینه مهمات دقیق دورایستای هواپرتاب را داشته باشید ، عملاً این کفه هزینه طراحی ، ساخت و نگهداری موشکهای بالستیک هست که سنگینی می کند . بخصوص برای کشور ما که فضای آئرو استراتژیکش بسیار بسیار بزرگتر از کشورهای همسایه و تهدید کننده منطقه ای است . علاوه برآن ، تا زمانی که کنترل آسمان منطقه نبرد در دست دشمن باشد ، شلیک هر موشک با خطرات فراوانی روبروهست که درزمان بحران نسبت هزینه- فایده را پیش می کشد .

 

صحبت سر اینه که این حامل "مهمات دقیق دورایستای هواپرتاب" آیا توان عبور از سد  تایفون و رافال اعراب (در زمان کنونی و قبلتر میراژ و...) یا جنگنده های ناتو و آمریکا رو خواهد داشت؟ اگر هزینه هر فروند جنگنده رو بین 30 الی 100 میلیون دلار در نظر بگیریم  با شانس کم موفقیت و بازگشت سالم به پایگاه , آیا بازهم میشه گفت که هزینه ساخت و نگه داری نیروی موشکی (بالستیک و کروز) هست که سنگینی میکنه؟

 

به نظر میرسه هوافضای سپاه برای تامین امنیت هوایی منطقه و لانچرهای موشکی (کروز- بالستیک-ضد ناو) سیستم های موشکی سیار حرز نهم و رعد (سوم خرداد-طبس) رو خریداری و تولید کرده  که این تسلیحات در کنار تور ام 1  و  پدافندهای توپخانه ای متحرک میتونن در مقابل تهدیدات تسلیحات دور ایستای هوا پرتاب و کروز  تا حد بالایی  امنیت رو حفظ کنن و در برد بلند تر هم اس 300 و سیستم های داخلی در حال دریافت و تولیده.

البته کسی  ادعای بی نقص بودن این روش رو نداره اما به هر حال باید محدودیت های ما رو هم دید! در کنار این محدودیت ها ما حداقل از نعمت و قابلیت ارزشمند وسعت سرزمینی برخورداریم که کار رو برای دشمن سخت تر خواهد کرد!
 

و بطور مشخص ، تجربه سوریه و ماهیت بمباران هوایی روسها هم درست مقابل ما قرار دارد ، جایی که موشکهای بالستیک هیچ نقشی در فضای نبرد ندارند و این نیروی هوایی است که تبدیل به یکه تاز عرصه نبرد شده .

بحث پشتیبانی رو کلا از همون ابتدا فاکتور گرفتیم! صحبت سر مسئله تهاجم به منافع یک کشور و ورود به حریم هوایی این کشور بود!

 

در کنار آن ، حتی سرهای جنگی چندگانه متعارف موشکهای بالستیک در انهدام اهداف با محدودیت مواجه هستند و تنها یک پرنده رزمی سرنشین دار این قابلیت را دارد که به محض تغییر هدف ،( بعنوان مثال رسیدن اطلاعات تکمیلی قبل از حمله ) آماج را تغییر داده و به یک هدف دیگر حمله کند ، کاری که از موشکهای بالستیک ساخته نیست . ( این مساله به شکل واضح بیان کننده سیالیت نیروی هوایی و انطباق آن با فضای نبرد در قرن 21 هست )

 

خیالتون راحت! سرعت اصابت این سلاح اونقدر بالاست که قبل تغییر تصمیم , موشک به هدف برخورد کرده :)

 

 


بعنوان مثال ، نیروی هوایی ایالات متحده ، 4 تا 4500 هدف را برای 48 تا 72 ساعت نخست حمله احتمالی و براساس استراتژی حلقه واردن محاسبه کرده که که بیشتر از 80 درصد آن توسط نیروی هوایی باید مورد اصابت قرار بگیرند . به شکل کاملاً روشنی ، وجود یک پدافند هواپایه آماده ، عملاً منطبق بر این گفته خواهد بود " برای شکست نقشه دشمن ، به استراتژی آن حمله کن "

 

 

دکترین نظامی ایران تدافعی هست نه تهاجمی! در چنین حالتی ما برعکس مثلا آمریکا قصد تصرف یک کشور و تغییر حاکمیتش رو نداریم! 

فرض کنید تمام این 4500 هدف قرار باشه با موشک کروز مورد اصابت قرار بگیرن! در چنین حالتی  (اگر مسئله تلفات و نقص فنی در نظر گرفته نشه) حداقل به تعداد 4500 موشک کروز  نیاز هست که با توجه به قیمت  یک الی دو میلیون دلاری هر موشک هزینه فاز اول این تهاجم سر به فلک خواهد کشید! بر همین اساس چنین تسلیحاتی برای اهداف خاص بکار گرفته میشن.

13

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

سلام

بیشتر فرمایشات شما رو قبول دارم اما راه حلی وجود داره؟ 

 

در حال حاضر قیمت هر بشکه نفت در حدود 30 دلاره و با  عدم اجرای تحریم ها و افزایش تولید ایران و اشباع بازار , احتمال افت قیمت تا 20 دلار هم محتمله! از طرف دیگه منابع بلوکه شده 150 الی 180 میلیارد دلاری که به عنوان یک امتیاز برای ایران تبلیغ میشد به 29 میلیارد دلار کاهش پیدا کرده! و اگر ادعای مسئولین دولتی در مورد این رقم درست باشه , بعید هست که مبلغ قابل توجهی از این رقم به بخش نظامی تخصیص داده بشه! مشکل بعدی مسئله ممنوعیت 5 ساله در نظر گرفته شده در قطعنامه 2231 برای فروش تسلیحاته که احتمالا مشکلاتی رو به دنبال خواهد داشت و اگر حتی شورای امنیت خرید رو تائید کنه به دلیل منابع مالی محدود و بودجه نظامی پائین خرید قابل توجهی نمیشه انجام داد.

 

شاید شما به اطلاعات لازم دسترسی داشته باشید ولی حداقل ما اطلاع نداریم که در فاصله دهه 80 تا 90 شمسی که قطعنامه 1929 وضع نشده بود به چه دلیلی خریدی در زمینه هوایی انجام نگرفت؟

حتما مطلع هستید که وقتی تعداد فروشنده ها کاهش پیدا میکنه قیمتها هم به صورت نجومی افزایش پیدا میکنن و حتی امکان مطرح شدن بحث دریافت امتیاز هم ممکنه وجود داشته باشه!

همین چند وقت پیش شایعه ای در خصوص فروش تعدادی جنگنده جی 10 در قبال واگذاری امتیاز نفتی پخش شد که کذب بودنش بعدا مشخص شد اما این اخبار میتونن بازتاب دهنده انتظارات و شرایط پیشنهادی مقامات کشور فروشنده باشن!

 

بنابراین برای یک تحلیل درست و منطقی و عادلانه باید به همه اطلاعات دسترسی داشت! چه بسا در مقطع زمانی یاد شده راه بهتری وجود نداشت!یا تلاشهایی انجام گرفته اما به دلیل مانع تراشی (مثل قضیه اس 300) نتیجه ای در بر نداشته! 

6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

با سلام 

 

سلام

بیشتر فرمایشات شما رو قبول دارم اما راه حلی وجود داره؟ 

 

 

خوب ، بستگی به نوع نگاه خوشبینانه یا بدبینانه ما به مساله دارد . ممکن هست هست راه حلی وجود داشته باشد و ممکن هست وجود نداشته باشد . 

 

 

در حال حاضر قیمت هر بشکه نفت در حدود 30 دلاره و با  عدم اجرای تحریم ها و افزایش تولید ایران و اشباع بازار , احتمال افت قیمت تا 20 دلار هم محتمله! از طرف دیگه منابع بلوکه شده 150 الی 180 میلیارد دلاری که به عنوان یک امتیاز برای ایران تبلیغ میشد به 29 میلیارد دلار کاهش پیدا کرده! و اگر ادعای مسئولین دولتی در مورد این رقم درست باشه , بعید هست که مبلغ قابل توجهی از این رقم به بخش نظامی تخصیص داده بشه! مشکل بعدی مسئله ممنوعیت 5 ساله در نظر گرفته شده در قطعنامه 2231 برای فروش تسلیحاته که احتمالا مشکلاتی رو به دنبال خواهد داشت و اگر حتی شورای امنیت خرید رو تائید کنه به دلیل منابع مالی محدود و بودجه نظامی پائین خرید قابل توجهی نمیشه انجام داد.

 

البته طرف مقابل کارش خوب دارد انجام می دهد ولی همیشه راهی برای دور زدن چنین شرایطی وجود دارد . صد البته به میزان هوشمندی خریدار بستگی دارد . 

 

مشخصاً "پول" فقط یکی از مشکلات هست .

 

 

 

شاید شما به اطلاعات لازم دسترسی داشته باشید ولی حداقل ما اطلاع نداریم که در فاصله دهه 80 تا 90 شمسی که قطعنامه 1929 وضع نشده بود به چه دلیلی خریدی در زمینه هوایی انجام نگرفت؟

 

والا به قول دوستان برخی گفته ها .... خیز بوده  و شاید هم اصولاً جایش در فضای وب نباشد ، اما سر ماجرای پیشرانه  میگ ها ،  یا خرید تی-72 ها  ( بطور مثال خرید تیربار استاندارد تانک و حتی تسلیحات انفرادی  استاندارد خدمه این تانکها ) آنقدر شرایط را مرتباً عوض کردیم ( اگر اشتباه نکرده باشم ، قبل از توافق ال گور- چرنومردین )  و بطور مرتب و غیر اصولی خواستار تخفیف از فروشنده ای که حاضر بود همه چیز به ما بفروشد شدیم که کار گره خورد . باید قبول کرد ما مشکلات بسیار زیادی در داخل داریم که شاید بیشتر از تحریم ها به ما ضربه زده باشد . نکته مهم ، ترکیب تیم اعزامی بود که اینجا یک مقدار ... خیز می شود و چیزهایی شبیه به این.  

 

 

 

 

شاید شما به اطلاعات لازم دسترسی داشته باشید ولی حداقل ما اطلاع نداریم که در فاصله دهه 80 تا 90 شمسی که قطعنامه 1929 وضع نشده بود به چه دلیلی خریدی در زمینه هوایی انجام نگرفت؟

حتما مطلع هستید که وقتی تعداد فروشنده ها کاهش پیدا میکنه قیمتها هم به صورت نجومی افزایش پیدا میکنن و حتی امکان مطرح شدن بحث دریافت امتیاز هم ممکنه وجود داشته باشه!

همین چند وقت پیش شایعه ای در خصوص فروش تعدادی جنگنده جی 10 در قبال واگذاری امتیاز نفتی پخش شد که کذب بودنش بعدا مشخص شد اما این اخبار میتونه بازتاب دهنده انتظارات و شرایط پیشنهادی مقامات کشور فروشنده باشن!

بنابراین برای یک تحلیل درست و منطقی و عادلانه باید به همه اطلاعات دسترسی داشت! چه بسا در مقطع زمانی یاد شده راه بهتری وجود نداشت!یا تلاشهایی انجام گرفته اما به دلیل مانع تراشی (مثل قضیه اس 300) نتیجه ای در بر نداشته! 

 

اطلاع ندارم که شما چند سال مجله صنایع هوایی را دنبال می کنید ، اما بنده بیشتر از 22 سال هست که دارم مطالب این نشریه را دنبال می کنم  و گاهاً  یک چیزهایی از دست دوستان خارج شده و چاپ می شود و وقتی با دقت این مطالب را در طول بیست و چند سال کنار هم می گذارید ، تازه به ماهیت مشکلات موجود پی می برید .

 

تعجب بنده هم از این مساله است علیرغم وجود چنین مواردی ، بازهم  اشتباهات تکرار می شود و این جای ناراحتی و تاسف زیاد دارد . 

 

حالا نباید زیاد تاسف گذشته را خورد ، با این حال می شد با یک برنامه ریزی درست ، عملکرد بهتری را شاهد بود . 

 

 

تا اینجا هم مباحث زیاد .... خیز شد ، بگذریم والا سرو کار ما با رکن2 خواهد افتاد  :mrgreen: 

7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

اگه دولت ها روی اقتصاد قاومتی و جهاد علمی و خودکفائی کشاورزی و پیشرفت صنعتی درست و مناسب کار می کردند و با اصلاح نظام اموزشی و بهبود شرایط کار و جذب نخبگان علمی به پیکره صنعت بیش از پیش همت می گماشتند و نسبت به توسعه فرهنگ اجتماعی مبتنی بر اسلام و مبارزه جدی و واقعی با فساد در همه زمینه ها اقدام می کردند ما امروز به جای یک صادر کننده نفت و وارد کننده تجهیزات توان تبدیل شدن به یک وارد کننده نفت و صادر کننده تجهیزات رو داشتیم... ما الان قدرت اقتصادیمون باید خیلی بیشتر از این بود و توان توسعه صنعتی مون هم باید در حد کره و امثالهم می بود ... نه اینکه برای نفت و پول های بلوکه شده عزا بگیریم. 

 

واقعا فرصت خیلی زود از دست میرند... 

3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ضمن تشکر از جناب MR9

 

ماجرای ماتیاس روست که گفته شد ربط خاصی به ضعف یا قوت پدافند شوروی نداره یک حرکت هماهنگ شده بود که حالا جای بحثش در این تاپیک نیست (یک حرکت سیاسی بود بیشتر و نه نظامی از این بعد هم باید بررسی بشه)

 

ولی شوروی سابق در ضمن توسعه واحد پدافندی زمین پایه (یا واحد PVO Sukhoputnykh Voysk) به دنبال توسعه واحد های پدافندی هواپایه (آنچه که با نام IA-PVO و ......... ازش نام برده میشد) بود

 

دلیلش هم مشخصه پدافند زمین پایه دارای ضعف هایی است که با پدافند هواپایه برطرف میشه ، در حقیقت این دو مکمل هم هستند ، ایران کارهای خوبی در بخش پدافند زمین پایه انجام داده ولی خوب نسخه تکمیلی اون رو در هوا نداره

 

مشخصا ایران بعد اقتصادی رو نداره و وقتی بعد اقتصاد رو نداشته باشید به صورت خودکار ضعف در بخش های مختلف نظامی رخ میده از جمله نیروی هوایی

 

البته ضعف نیروی هوایی ما ناشی از یک مجموعه دلایلی هست که یک موردش بحث اقتصاد و پول هست ، مورد دومش بحث تحریم میتونه باشه ولی موارد متعدد دیگری هم داره که خوب این تاپیک مناسب برای بحثش نیست

 

واضح و ساده هست که پروژه موشکی برای ما به مراتب قابل دسترس تر از برنامه های ساخت هواگرد های رزمی هست چه به جهت تکنولوژی چه به جهت هزینه

 

منتهی اون چیزی که در قالب پروژه موشکی دنبال میشه عمدتا برای کسب بازدارندگی هست (حالا کاری ندارم که واقعا کسب شده یا نه و از این دست مباحث)

 

ولی اون چیزی که پس از از بین رفتن بازدارندگی و در یک جنگ ما بهش نیاز داریم یک نیروی هوایی قدرتمند در کنار توان تهاجمی موشکی هست که البته نداریم

 

یک نیروی هوایی قدرتمند عنصر ایجاد بازدارندگی میتونه باشه ولی بیش از اون پس از از بین رفتن بازدارندگی و بروز جنگ میتونه خودش رو نشان بده

 

توان نظامی به توان اقتصادی ربط مستقیمی پیدا میکنه و چین هم مشخصا این رو فهمیده ، کافی است که دوستان سیر توسعه و گسترش پروژه های تسلیحاتی چین رو بگذارند در کنار روند توسعه اقتصادی این کشور

 

چین در کنار رشد و توسعه برنامه های موشکی ، یک برنامه پر هزینه و بسیار گسترده توانمند سازی نیروی هوایی رو داره و به صرف اینکه یک رقیب با تکنولوژی برتر مثل امریکا ممکنه جلوش باشه خودش رو متوقف نکرده

 

در طی چند دهه اخیر (از ماجرای تولید میگ 21 در چین و .................... تا امروز) چینی ها به دنبال این بودن که اگر نتونستن برتری کیفی رو داشته باشن حداقل در قالب مباحث کمی یک مقدار بیشتر کار بکنن

 

هم زمان هم برنامه های موشکی و برنامه های مرتبط با ساخت هواگرد های مختلف رو دنبال میکنن

12

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

با سلام و تشکر

 

ضمن تشکر از جناب MR9

 

ماجرای ماتیاس روست که گفته شد ربط خاصی به ضعف یا قوت پدافند شوروی نداره یک حرکت هماهنگ شده بود که حالا جای بحثش در این تاپیک نیست (یک حرکت سیاسی بود بیشتر و نه نظامی از این بعد هم باید بررسی بشه)

 

 

ماجرای ماتیاس روست مثال زده شده به این دلیل که اثبات شود ، الزاماً شبکه پدافند زمین پایه به تنهایی تامین کننده امنیت فضای یک کشور وسیع نیست ( حتی با وجود اینکه روسها بلحاظ کمیت در حوزه پدافند هواپایه هم حرفهایی برای گفتن داشتند و دارند )

 

3-30-2015_2-53-15_PM.jpg

 

تراکم شبکه دفاعی ارتش اتحاد شوروی مشخصاً کابوس هر مهاجمی بود .

 

52.jpg

 

طرح شماتیک از لایه پدافندی مسکو در اوایل ورود سامانه سام - یک به صحنه رزمی 

 

1- ایستگاه رادار پیش اخطار دوربرد A-100D

2- ایستگاه رادار کوتاه برد A-100B

3- مجموعه آتشبارهای کمربند بیرونی دفاع هوایی مسکو 

4- مجموعه آتشبارهای کمربند داخلی  دفاع هوایی مسکو

5- پست فرماندهی مرکزی دفاع هوایی مسکو ( شماره یک ) 

6-   پست فرماندهی مرکزی دفاع هوایی مسکو ( شماره دو ) 

7-  مقر جایگزین فرماندهی دفاع هوایی مسکو

 

 


دلیلش هم مشخصه پدافند زمین پایه دارای ضعف هایی است که با پدافند هواپایه برطرف میشه ، در حقیقت این دو مکمل هم هستند ، ایران کارهای خوبی در بخش پدافند زمین پایه انجام داده ولی خوب نسخه تکمیلی اون رو در هوا نداره

 

بله ، بنده هم با این تحلیل موافقم . به همین دلیلی که فرمودید ، سرمایه گذاری صرف روی ایجاد بکه پدافندی زمین پایه اشتباه به نظر می رسد .

 

 

یک نیروی هوایی قدرتمند عنصر ایجاد بازدارندگی میتونه باشه ولی بیش از اون پس از از بین رفتن بازدارندگی و بروز جنگ میتونه خودش رو نشان بده

 

هم روسها ، هم آمریکایی ها ( در قالب ناتو و هم به تنهایی ) بعد از جنگ دوم بخوبی وجود قابلیتهای توامان تدافعی و تهاجمی نیروی هوایی را درک کردند و میزان سرمایه گذاری روی این قابلیت علیرغم وجود فناوری برای توسعه موشکهای بالستیک  ( از نسخه v-2 آلمانی که پدربزرگ موشکهای بالستیک روسی و آمریکایی و سایر موشکهای بالستک بشمار می آید ) نشان دهنده همین مساله است .

 

 

توان نظامی به توان اقتصادی ربط مستقیمی پیدا میکنه و چین هم مشخصا این رو فهمیده ، کافی است که دوستان سیر توسعه و گسترش پروژه های تسلیحاتی چین رو بگذارند در کنار روند توسعه اقتصادی این کشور

 

چین در کنار رشد و توسعه برنامه های موشکی ، یک برنامه پر هزینه و بسیار گسترده توانمند سازی نیروی هوایی رو داره و به صرف اینکه یک رقیب با تکنولوژی برتر مثل امریکا ممکنه جلوش باشه خودش رو متوقف نکرده

 

در طی چند دهه اخیر (از ماجرای تولید میگ 21 در چین و .................... تا امروز) چینی ها به دنبال این بودن که اگر نتونستن برتری کیفی رو داشته باشن حداقل در قالب مباحث کمی یک مقدار بیشتر کار بکنن

 

هم زمان هم برنامه های موشکی و برنامه های مرتبط با ساخت هواگرد های مختلف رو دنبال میکنن

 

براساس مندرجات کتاب چین امروز ، علوم و فناوری های دفاعی    بعد از جنگ کره ، چینی ها بخوبی متوجه شدند که در یک جنگ احتمالی به هیچ عنوانی نمی توانند روی کمک خارجی حساب باز کنند ، علاوه برآن ، در سر بزنگاه ، حتی کمیت سلاح هم به انها کمک نمی کند ، در نتیجه ، نیروی هوایی این کشور که تا اواسط دهه 80 میلادی ، تقریباً بزرگترین نیروی هوایی بلحاظ پرسنل و تجهیزات بود و صدها فروند جنگنده های از رده خارج روسی و نسخه های ساخت داخل آن را در اختیار داشت ، بتدریج متوجه شد که عملاً هزینه ای سنگین را متحمل می شود در حالی که امکان رویارویی مستقیم با دشمن را ندارد ( حالا چه روسها برسر مشکلات مرزی و چه با آمریکایی ها و متحدانش شامل ژاپن ، بریتانیا و استرالیا ) . همین مساله باعث شد تا در دوران پس از مائو ، یک  تحول اساسی در این نیرو صورت گیرد .

 

بحث روی این قضیه بسیار مفصل هست و شاید الزاماً نسخه چینی برای ما که از ریشه ، چه تجهیزات و چه آموزش و چه دکترین ، غربی هستیم ، مناسب نباشد ، اما همین تغییر نگاه آنها به تهدیدات از همان سالها باعث شد تا در حال حاضر از دید اندیشکده های امنیتی غربی ، چینی ها به یک معضل جدی تبدیل شوند .

 

البته همانطور که فرمودید ، ارتباط کاملاً مستقیمی بین وضعیت اقتصادی و پیشرفت فناوری نظامی (نرم افزار و سخت افزار ) وجود دارد که نیازمند مباحث جداگانه ای است .

 

 

پی نوشت :

 

کار کردن روی مباحث جدی تر حوزه  نظامی ، در کنار بررسی سخت افزارها ، نیازمند علاقه کاربران و شرکت انها در مباحث خواهد بود ، چرا که صرف ترجمه مطلب ، جریانی یک طرفه بحساب می آید .

13

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ضمن تشکر فراوان از دوستان عزیز بابت مطالب بسیار خوب

 

یکی از مسائلی که در این حوزه اصلا برای من حل نشده، روش آلمان برای ایجاد و حفظ پیشرفتهای شکرف صنعتی به صورت کلا داخلی است به نحوی که بعد از شکست در جنگ اول، در بیست و چند سال قدرت اول اقتصادی و علمی و نظامی شدند.

 

شاید مدل آلمان نازی حاوی درسهایی باشد زیرا ما روی کمک بین المللی نمی‌توانیم حساب کنیم

4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

با سلام

 

 

یکی از مسائلی که در این حوزه اصلا برای من حل نشده، روش آلمان برای ایجاد و حفظ پیشرفتهای شکرف صنعتی به صورت کلا داخلی است به نحوی که بعد از شکست در جنگ اول، در بیست و چند سال قدرت اول اقتصادی و علمی و نظامی شدند.

 

شاید مدل آلمان نازی حاوی درسهایی باشد زیرا ما روی کمک بین المللی نمی‌توانیم حساب کنیم

 

ضمن تشکر از شما

 

البته تا انجایی که اطلاع دارم ، آلمانی ها بعد از جنگ نخست جهانی ، بدلایل مختلف ، از جمله ترس شدید از نفوذ کمونیسم به غرب اروپا و تحرکاتی که پس از پذیرش پیمان صلح ورسای در جمهوری وایمار اتفاق افتاد ( مساله رزا لوگزامبورگ و... ) زیاد تنها هم نبودند . ترس شدید دول پیروز در جنگ از نفوذ بلشویسم و ایده مارکسیسم - لنینیسم و بعدها استالینیسم ( کمینترن ) موجب شد تا سیل سرمایه های جهان به اصطلاح آزاد و بویژه ایالات متحده ، بسوی آلمان شکست خورده و غرق در بدهی سرازیر شود تا سرخ ها وارد اروپای مرکزی نشوند و این با جدیت و تلاش آلمانی ها پیوند خورد و ظرف بیست سال به جایی رسید که نازی ها دوباره از خاکستر آلمان شکست خورده ، یک قدرت تازه را در اروپای مرکزی ایجاد کردند .

 

البته صرف نظر از تئوری های مختلف در خصوص قدرت گیری نازیسم در آلمان ، این مردم بالذات ، آدم های تلاش گری هستند و چه پس از جنگ نخست ، چه میان دوجنگ ، چه در جنگ دوم و چه پس از آن ، نشان دادند که از هیچ چیز ، همه چیز را ایجاد می کنند و علیرغم یکسری مسائل ، 70 و چند سال بعد از شکست در جنگ دوم ، عملاً اروپا را بدون جنگ ، تحت سیادت اقتصادی دارند .

 

بنابراین ، به نظر بنده ، فرض جنابعالی ، شاید منطبق بر روندهای پیش گفته نباشد .

8

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم