GOLDEN-CROWN

تاپیک جامع تهاجم به جمهوری اسلامی ایران

Recommended Posts

تو ايران دموكراسيه براي همه چيز راي گيريه نبايد مسيولين مقصر دوست هر اتفاقي بيفته تقصير مردم مسيولين كه از فضا نيومدند اونام از همين مردم مردم ما روزي 5 دقيقه مطالعه مي كنند 30 دقيقه كار مفيد ميكنند هر امتي آينده زندكيشونو خودشونو مشخص ميكنند تو ببين ما ايرانيا وقتي ميريم به عنوان مثال تمام صندلي ورزشگاه از جا مي كنيم اتوبوس داغون مي كنيم تنبلي تو تمام سلولهاي مردم رفته واقعا نا عادلانه است كه مثل آمريكاييها در رفاع باشيم

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
سي 130 هم بمب پرت مي كنم البته به صورت دستي درو باز مي كنند بعد كمك خلبان بمبو ميزاره روي كولش ميره لبه پرت مي كنه پايين البته بايد مواظب باشه خودش جاي بمبه پرت نشه

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
سلام حق با جناب GOLDEN-CROWN هستش. آمريکاييها از هواپيماي C-130 براي پرتاب بمبهاي 7 تني که در ارتفاع و نرسيده به زمين منفجر مي شوند استفاده مي کنند. بمب از پشت هواپيما و درب CARGO و با چتر پرتاب مي شه و نرسيده يه زمين منفجر مي شه. از اين بمبها استفاده هاي گوناگوني مي شه بعنوان مثال در آماده کردن مناطق جنگلي براي فرود هليکوپترها و هواپيماهاي عمود پرواز و .... بخاطر موج انفجار وحشتناکي که ايجاد مي کنه تا شعاع چند 100 متر تمام جنگل نابود و ناپديد مي شه! استفاده ديگر اين بمب در پاکسازي ميادين مين هستش که بخاطر موج شديدي که ايجاد مي کنه مينهاي منطقه وسيعي از ميدان مين منفجر شده و نابود مي شوند. هليکوپترهاي آمريکايي از نوعي خروجي در موتورهاشون استفاده مي کنند که حرارت رو پخش مي کنه. اما موشکهاي سام 7 (استرلا-1) که عراق هم احتمالا به آن مجهز بود يک موشک قديمي هستش که بطور گسترده در جنگ سال 73 مصري ها از اون استفاده کردن ولي اين موشک دقت بسيار پاييني داره(حدود 20 درصد احتمال اصابت به هدف) و بزرگترين نقطه ضعف اون قدرت پايين سر جنگي موشک هستش. بطوريکه توانايي انهدام هدف رو در بيشتر مواقع نداره! تمايل بسيار شديدي براي فريب خوردن توسط چف داره. بهترين رکورد اون ساقط کردن يک فروند اسکاي هاوک نيروي هوايي عمان توسط چريکهاي ظفار هستش که در ارتفاع 3500 متري تقريبا در برد نهايي اون هدف رو سرنگون کرده. در جنگ اعراب و اسرائيل هواپيماهاي اسرائيلي بعد از فرود متوجه شدند که قسمت خروجي گاز موتور کمي سياه شده! و متوجه شدند که اينکار توسط موشکهاي سام7 انجام گرفته. بنابراين يک زائده فلزي به خروجي هواي موتور اضافه کردند و مشکلشون حل شد! نمونه بهينه سازي شده اون در مصر توليد مي شه. و در حال حاضر يک موشک از رده خارج بحساب مياد. منظور من از موشکهاي شانه پرتاب مدلهاي جديد استرلا و ايگلا هستش که دقت بالا و قدرت تخريب خودشون رو در سقوطهاي ماههاي اخير هليکوپترهاي آمريکايي در عراق نشون داده اند. اين موشکها توسط سوريه و دلالهاي عرب که از اروپاي شرقي مي خرن در اختيار القائده قرار گرفته است. در حال حاضر ايران هم به موشکهاي جديد روسي مجهز شده ضمن آنکه مقدار زيادي موشک اندازهاي استينگر آمريکايي از آقاي حکمتيار تحويل گرفته. موشک انداز ميثاق -1 نوع بهينه سازي شده سام 7 هستش که در ايران توليد مي شه. ميثاق -2 نوع جديد اونه که مجهز به سيستم پرتاب کن- فراموش کن هستش و نيازي به هدايت موشک پس از پرتاب توسط پرتاب گر نيست. همانطور که مي دانيد هلي کوپترهاي آپاچي موشکهاشون رو از فاصله 3 تا 5 کيلومتري شليک مي کنند و به مواضع دشمن نزديک نمي شوند بهمين دليل آمار سقوط آنها در عراق نسبتا بالاست ولي در لبنان هيچکدام مورد اصابت قرار نگرفتند يا حداقل سقوط نکردند. عملياتهاي نفوذي خودشون رو هم از سمت دريا انجام مي دادند. در فيلمهاي پخش شده هم مشخصه که تقريبا همه حمله ها به اهداف زميني رو هواپيماهاي F-16 انجام مي دادند. بهرحال هليکوپترهاي آپاچي رو مي توان در درگيريهاي نفوذي به تله انداخت ولي چون ماموريت اصلي آنها در ميدان جنگ پشتيباني نيروي زميني هستش سرنگون کردن آنها قطعا کار آساني نخواهد بود. با آرزوي موفقيت همه دوستان

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
دوست خوبنم یک کم در مورد نهوه پرتاب این بمب ها مطالعه کنید. حقیقتش دیکگه حوصله تایپ کردن ندارم .امتحانم روافتادم اعصابم خورده.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
سلام دوباره دوستان خوبم.من هم از قدرت سپاه خبر دارم.هر چی باشه اونجا بودم.ما قدرتمندیم ولی در مقابل کی؟ در مقابل ارتشهای منطقه بله.من خودم هم میدونم اگر ایران یک تکون بخودش بده نصف منطقه میشه ایران! ولی ببینید با دم شیر نباید بازی کرد.اسرائیل رو ما نمیتونیم از بین ببریم چون ده ها بمب و موشک هستهای داره که شهرهای بزرگ ایران رو میتونه به دوران حجر برگردونه! در مقابل امریکا ما چکار میتونیم بکنیم.بابا هنوز جنگ نشده 30 ساله نمی تونیم سرمایه مملکت رو درست خرج کنیم و هنوز میزان فقر و بی کاری سر سام اوره.گرانی هم که سر به فلک میکشه.خودم ایران نیستم ولی خانوادم که ایرانن! ببینید دوستان خوب در صورت حمله امریکا ما در کشور به یک بهران بر میخوریم.الان که صلحه در کشور مشکلات سر داره به فلک میکشه!چه برسه روزی که جنگ بشه اونم نه با افغانستان با ابر قدرت جهان.درسته که ما میتونیم چند وقت ه مدد سپاه تنگه هرمز رو ببندیم ولی نه برای همیشه! در این چند وقت هم بیشتر از جهان ما خودمون ضربه میخوریم.بعد از این هم به ما دیگه اجازه صادرات نفت نمیدن.این میدونید برای یک کشوری که درامدش از نفته یعنی چی؟ خود حضرت علی میگه فقر از در بیاد تو ایمان از پنجره میره بیرون. خوب با 70 میلیون ایرانی گشنه میخاین چی کار کنین؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ولی من معتقد به استراتژی رفع مشکل کوچک سخت حل شدنی با یک مشکل بزرگ راحت حل شدنی هستم. دوستان فکر کنند منظورم رو متوجه میشوند. icon_frown

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
فكر كنم همه دوستان با نظر آقايGOLDEN-CROWN درمورد عقب افتادگي كشور در صورت بروز جنگ با آمريكا موافق هستند. اما بايد پرسيد در برابر اموال و عزيزاني كه از دست مي دهيم چي بدست مي آوريم يا در برابر تسليم شدن در برابر خواسته هاي آمريكا چي از دست ميدهيم؟ من در مورد سوال اول فكر ميكنم ما با ايستادگي در برابر آمريكا و در صورت پيروزي:صاحب عزت - افتخار - احترام و در نهايت خودباوري ميشويم و ميتونيم كشور رو بهتر از اون چيزي كه هست بسازيم(همون كاري كه تقريبا بعد از جنگ تحميلي كردم) اگر به بهانه قبول كردن شرايط دشمن در براب رجلوگيري از خسارات و جان عزيزانمون باشد اون موقع ما بايد براي جلوگيري از خسارات بيشتر در برابر عراقي كه تمام قدرتهاي جهاني حامي اون بودند و نصف غرب كشور رو اشغال كرده بود تسليم مي شديم. در مورد سوال دوم فقط يك مثال ميزنم آيا مصر بعد از سازش با آمريكا و اسرائيل به صورت يك كشور پيشرفته و قدرتمند در روابط بين الملل ظاهر شد يا اينكه جايگاهش را به عنوان قدرت اول سياسي خاورميانه و قدرت دوم نظامي در برابر اسرائيل از دست داد. همين كافي كه در ذدهن تك تك مردم خاورميانه و دنيا مصر به صورت يك كشور وابسطه و ترسو درآمده است. حلا ديگه قضاوت با خدتون است icon_frown

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ببخشيد گفتن منم يه نظر بدم ما كه همه ي صادرات نفتمون از دريا ها ي جنوب كه نيست اون كشورهاي عربي هستند كه با مشكل بر مي خورند نه ما كه تازه از فروش نفت درياي شمال سود چند برابري گيرمون مياد منظورمو كه مي فهميد؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
آمريكا دليلي ندارد كه حتما از خليج فارس حمله احتمالي اش را شروع كند بحمدا... تركيه آذربايجان ارمنستان افغانستان و ... آنقدر به آمريكا لطف دارند كه اجازه استفاده از خاك و يا حداقل حريم هوايي شان را بدهند ضمن اينكه آمريكا آنقدر توان موشكي دارد كه مي تواند از هر كجا اراده كند هر نقطه اي در ايران را هدف قرار دهد :x هزينه اش را هم برادران عرب مان خواهند پرداخت icon_frown ايران براي دفاع از خود راه سختي پيش رو دارد البته اگر كمي شانس داشته باشد و با درايت عمل كند امكان موفقيت هم كم نيست :x

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
درود با توجه به نظرات مهم هم قطاران عزيزم بنده اعتقاد دارم كه اگر آمريكا حمله نظامي به ايران انجام دهد صد در صد از درون كشور آمريكا همه چي از هم خواهد پاشيد و آمريكا نابود خواهد شد البته ممكن است ايران هم خساراتي ببيند ولي جواب ايران به متجاوزين نابودي اسرائيل است مطمئن باشد ايران اونقدرها هم كه ميگوييد ضعيف نيست يهو قدعلم خواهيم كرد و دنيا را به تعظيم كردن خود فرا ميخوانيم جنگ آمريكا غير معقول است آمريكاي استعمارگر دنيا را ميخواهد در دست بگيرد اما از يك چيز غافل است و آن قدرت خداوند است

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
دوست من ایران توانایی نابودی اسرائیل رو نداره.شما چی فکر میکنید.؟؟؟ تضمین کننده وجود اسرائیل صدها کلاهک هسته ای است.ما هم اگر کلاهک هسته ای داشته باشیم 1 و حد اکثر 3 تا هست.ما توانایی نابودی اسرائیل رو نداریم ولی اسرائیل توانایی نابودی وجب به وجب ما رو داره. امریکا هم که ماشا الله منبع کلاهک اتمی/هیدروزنی و........ هست که متحد اسرائیله و وقتی ببینه واقعا وضع خرابه چند تا موشک اتمی هم حواله ما میکنه.با وضعی هم که اقایون در جهان برای ما ساختن نه تنها در دنیا غوغا به پا نمشه بلکه در تمام درنیا خوشحال هم میشند که ایران ترورست نابود شد! عزیز من از خواب بیدار شید!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
من نمیدونم بعضی از دوستان در مورد چی فکر میکنند!!!! icon_frown عزیز من نابودی و این چیزها همش حرفه.کسی در دنیا دیگر توانایی نابودی یک ملت رو نداره.عصر حجر که نیست! تو دنیا ما انقدر دشمن داریم که نمیشه شمردشون.روسیه و چین هم متحد ما نیستند بلکه داارن تلاش می کنند تا وقت هست از این گوشت پاره پاره یک تیکه ای بکنند! مطمئن باشید چین یا روسیه بخاطر چند تا اخوند خودشون رو جلوی دنیا قرار نمی دهند و بر خلاف ما که ملت خودمون رو فدای ملل عرب تازی کردیم ملت خودشون رو فدای ملت ما نمیکنند. عزیز من شما حاظر هستید پدر و مادر و خانواده خودتون رو فدای مثلا پسر همسایه کنید؟ ولی ایران میکنه!!!!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ازهمان چند سال پیش که با قدرت گیری افراطی ترین جناح های صهیونیستی درآمریکا؛ کره شمالی، عراق و ایران محورشرارت نامیده شدند و شایعات حمله به این کشورها اوج گرفت جنبش روشنفکری ایران در چند مطلب مختصر و شفاف به بررسی این موضوع پرداخته دلایل عدم توانائی آمریکا و اسرائیل و یا هردو با هم برای حمله به ایران و نیز حمله آمریکا به کره شمالی را بر شمرد. از طرفی حمله به عراق را ممکن دانست. در اینجا به آن نکات که صحت آنها ثابت گردید پرداخته نمیشود و به کسانیکه میخواهند آن پیش بینی ها را بخوانند و بدانند که چگونه همه آنها درست بود توصیه میشود تا آنها را از آرشیو در آورده و بار دیگر مطالعه کنند زیرا که میتواند کمک خوبی برای بررسی آینده و شناخت و درک دقیق تر این نوشتار باشد. اما: اخیرا دوباره ساز حمله به ایران کوک شده و عده ای را به وحشت انداخته است. در اینجا به عدم امکان چنین حمله ای پرداخته میشود اما جای دارد که گفته شود: چنانچه آمریکا به ایران حمله کند تنها دلیلی را که برای آن میتوان یافت نادانی آمریکا است که از عقل و درایت و مشاوران عاقل و با دانش و افکار انسانی بهره نمیبرد. تنهااین نکات است که میتواند باعث حمله آمریکا به ایران بشود. پیش از حمله به عراق بصراحت نوشته شد که اگر آمریکا اقدام باین عمل بکند بزرگترین برنده آن ایران خواهد بود و در پس آن به بررسی وضعیت بیش از 20 کشور جهان پرداخته و نشان داده شد که هر کدام اشان از این حمله چه نفعی میبرند، ولی آمریکا تنها بازنده خواهد بود. اما علیرغم تمام آنها آمریکا دست بدان حمله زد که همه را خوشحال کرد و خودشان را ناراحت که نتیجه اش قرار گرفتن در موقعیت کنونی است. حال ببینیم موقعیت کنونی چگونه است و چرا آمریکا برای برون رفت از منجلابی که در آن قرار گرفته بدست وپا زدن و شاخ شانه و عربده کشیدن های تو خالی افتاده است. مشکل آمریکا را از زاویه درگیریهای در عراق بررسی نمیکنیم زیرا اکنون دیگر همه میدانند. این مشکلات همین ها هستند که در قبل از حمله به عراق جنبش روشنفکری ایران نوشت اما آمریکا که میتوانست از آن نوشته درس بگیرد نخواست و بدنبال آمال صهیونیستها به عراق حمله کرد و نتیجتا دولتی در عراق برسر کار آمد که مطابق نوشته های جنبش روشنفکری در پیش از حمله در همکاری و هماهنگی با ایران میباشد. اما مشکلات آمریکا بسیار عدیده گردیده است. آمریکا که سرمایه و نیروی اصلی خود را در یک قمار تماما روی عراق گذاشت تا شاید با پیروزی در آنجا بتواند در نهایت منابع نفتی جهان را در کنترل بگیرد و صهیونیستها نیز به وعده های پوچ عهد عتیق برسند؛ از سایر مسایل بسیار بدور افتاد. از جمله بزرگترین مشکلات آمریکا عدم توازن تجاری است که هیچ آینده روشنی نیز برای آن دیده نمیشود. در اصل اکنون آمریکا دارد از حساب اعتباری مصرف میکند و یا بزبان دیگر دارد از سایر کشورها وام میگیرد و زیر بدهکاری میرود. این درست حکایت آدمی است که خرجش از دخلش بیشتر است و روزانه از کاسب محل نسیه میخرد وکاسب زرنگ محله نیز علیرغم اینکه میداند آن شخص آینده روشنی ندارد تا بدهی او را پس بدهد اما برای اینکه این فرد را که اتفاقا قلدر و زور گو و خطرناک بحال او میباشد با بدهکار کردن و فروش نسیه به بند بکشد هر آنچه او میخواهد باو میفروشد. اما نباید تصور کرد که این فروش ابدالدهر است بلکه آنگاه که زمان مناسب فرا رسید فروش قطع و طلب ها خواسته میشود در آنصورت نتیجه مشخص است که چه خواهد بود. از طرفی این مشکلات اقتصادی آمریکا از چشم کشورها بدور نمانده و نگرانی آنها را تشدید کرده و بهمین جهت آنها نیز دست به اقداماتی نظیر خارج کردن پولهای خود از آمریکا و یا تبدیل سپرده های خود در بانکها از دلار به یورو میکنند. این اقدام متقابلا وضعیت بد و گرفتار اقتصادی آمریکا در بدتر میکند. در واقع آمریکا در وضعیت ورشکسته قرار دارد اما اعلام آن ضربه ای به طلبکاران است و در ضمن هنوز هم جای دوشیدن اش هست پس هنوز کسی حاضر به اعلام صریح آن نیست. حال در آینده ای نه چندان دور که آمریکا مجبور به بازپرداخت بدهی ها و باضافه سود پولهاست با مشکل اساسی روبرو میشود. پس شاید راه حل را چماق نظامی ببیند و بخواهد تا باایجاد جنگ وترس ناشی از جنگ در دیگران بدهی های خود را ملغی کند و یا بتواند با فروش سلاح های بیشتر کمی توازن اقتصادی ایجاد بکند. اما این عدم توازن تجارت معنی دیگری هم دارد یعنی رکود در تولید و حتی تعطیلی کارخانجات و افزایش بیکاری در جامعه. اززاویه ای دیگر در این زمان با کوبیدن بر طبل جنگ و ناامنی و مخصوصا درمنطقه نفتی خاورمیانه قیمت نفت بسرعت در حال بالا رفتن است. با این کار تنها در آمدن کشورهای صاحب نفت بالا نمیرود بلکه درآمد صاحبان چاه های نفت در آمریکا و تجار نفتی آمریکا نیز بالا میرود. از سالها پیش همواره قدرت در آمریکا را به دو دسته تقسیم میکردند که در یکطرف آنها نفتی- نظامی ها و در مقابل صنعتی- تجاری قرار داشتند. اکنون البته در آمد نفتی- نظامی ها بالا رفته ولی این کار به قیمت داغان شدن سایر صنایع و تجارت و... است که چون این توازن برخلاف موقعیتهای سابق ابدا دارای یک تناسب و یا وضعیت قابل قبول و معقول و قابل کنترل نیست و کار را از حیطه امکان بازسازی اقتصاد کشور خارج کرده است بناچار درگیریهای جناح های قدرت درون حکومت را در آمریکا شدت بخشیده است که نمود علنی آن در شروع انتقادات به رامسفلد وزیر دفاع آمریکا و استعفاها و... است. مسلما چنانچه منتقدان بتوانند بر رامسفلد فائق آیند قدم های بعدی را برخواهند داشت و بهمین دلیل استکه جرج بوش رئیس جمهوری آمریکا مجبور به دفاع از رامسفلد گردید و او را در مقام اش باقی گذاشت و از طرفی برای اینکه مردم را گمراه کند علیرغم اینکه همین یکی دو هفته پیش امکان حمله به ایران را نفی کرده بود دوباره آنرا مطرح و حتی از حمله اتمی صحبت کرد. اما واقعا حمله نظامی آمریکا چگونه خواهد بود. سالهاست که از حمله نظامی آمریکا به بعضی نقاط استراتژیک و یا تاسیسات اتمی ایران صحبت میرود. واقعیت اینستکه آمریکا و هر کسی در جهان میداند که حمله به ایران و لشکر کشی همانند عراق امکان ندارد. دلایل مفصل در نوشته های پیشین جنبش روشنفکری ارائه گردیده است. پس برای خلاصه کردن مطلب از بررسی آن میگذریم. بنابراین سرمایه گذاری آمریکا و طرح هائی که از آن صحبت میشود برروی حمله به مناطق استراتژیک است؛ اما آیا این عمل نیز ممکن و عملی میباشد؟ چندی پیش جنبش روشنفکری ایران توصیه ای به ایران ( و بعضی کشورها) داشت که برای جلوگیری از حمله آمریکا پیمان نظامی با بعضی کشورها و از جمله سوریه امضا کند که ایران نیز به این توصیه توجه کرد و در همان هفته چنین پیمانی با سوریه نوشته شد. البته این کافی نیست و ایران میتواند با کشورهای دیگری مانند کوبا و... چنین پیمانهائی را منعقد بکند. گستردگی چنین پیمانهائی از این کشورها میتواند قدرت بزرگی بسازد. بنابراین آمریکا برای حمله به ایران ابدا نمیتواند روی پایگاه هایش در کشورهای عربی حساب بکند و در صورت تصمیم به حمله باید از این کشورها خارج بشود. زیرا که آنگاه جنگ باین کشورها نیز کشیده خواهد شد و نه تنها اگر این کشورها پایگاه به آمریکا بدهند بصورت مستقیم وارد جنگ باایران شده اند و این کاری ساده نخواهد بود زیرا که توان و آمادگی جنگ را ندارند واز طرفی دیگر خود را با سوریه که کشوری عربی است رودر رو میکنند؛ بلکه از جانبی دیگر خود را درگیر مسئله جنگ با کشوری اسلامی کرده اند که در چشم مسلمانان تمامی جهان ناشایست است و باید برای آن غرامت سنگینی را بپردازند. غرامتی که آنها را با مشکلات بسیار جدی داخلی روبرو میکند. شاید مشاوران آمریکا ندانند که اکنون ایران با موضعگیریهایش در میان مسلمانان با هر مذهب و یا فرقه ای و در هر کجای جهان از آمریکا تا آفریقا و شرقی ترین کشورهای آسیائی مانند چین نفوذ پیدا کرده است. غنی سازی اورانیوم بعنوان دستاوردی برای جهان اسلام به مسلمانان روحیه ای جدید داده است و آنان را بدفاع از ایران تحریک و بنوعی ملزم ساخته است. اما مهمتر از همه اینکه جنگ با ایران که اکنون بعنوان مرکز اصلی شیعیان در آمده (و در مقام مقایسه و برای روشنتر کردن قضیه میتوان گفت همانند واتیکان شده است) بدون پاسخ از جانب شیعیان ساکن کشورها نخواهد ماند. توجه شود واتیکان که تنها یک محل بسیار کوچک است بعنوان کوچکترین کشور جهان شناخته میشود و با این حال هیچ قدرتی در جهان جرات دست درازی به آن را ندارد. اکنون ایران نیز کمابیش همین حالت را پیدا کرده است. از جانب دیگر بخاطر مواضع سیاسی ضد صهیونیستی در میان غالب مسلمانان از هر مذهب و فرقه ای پایگاه یافته است. اما از طرف دیگر اگر آمریکا به ایران حمله بکند و حتی در بدترین حالت از بمب های اتمی فرو رو در زمین استفاده بکند چه حالتی اتفاق میافتد. اولا خود همین بمب ها مسئله دار است و در عین اینکه نمیتواند ضربه اصلی را به تاسیسات اتمی زیرزمینی ایران بزند ولیکن تشعشعات اتمی آن میتواند برای مردم فاجعه آفرین باشد. برمبنای بررسی گروهی از دانشمندان اتمی چنین حمله ای میتواند چندین ملیون کشته و چند ده ملیون بیمار داشته باشد. که اولین قربانیان آن مردمان ساکن در شهرهای نزدیک همانند اصفهان، نطنز و... است. البته فاجعه تنها متعلق به ایران نیست بلکه به ده ها کشور همجوار شرقی و غربی و از جمله ترکیه و روسیه و حتی اسرائیل کشیده میشود. در اینصورت تکلیف سربازان آمریکائی و همپیمانانش در کشورهای همسایه ایران چه خواهد بود. هیچ حمله نظامی بدون ورود نیروهای زمینی پیروزی بحساب نمیآید. و با یک حمله اتمی محلی برای ورود نیروهای نظامی باقی نمیماند. حال باز هم از بررسی گسترده نظامی مسئله گذشته به نکات دیگری پرداخته میشود. اما پس از این همه چه خواهد شد: گفته شد که در صورت خواست جدی آمریکا برای چنین حمله ای در ابتدا باید از کشورهای همجوار ایران بیرون برود تا هم خود و هم این کشورها در امان باشند. پس این اولین نشانه نزدیکی زمان حمله نظامی آمریکا است. اما دومین و مهمترین نشانه خروج نیروها یعنی ناوهای جنگی آمریکا از خلیج فارس است زیرا مسلما موشکهائی که ایران دارد و اخیرا تعدادی از آنها را به نمایش گذاشت قادر خواهند بودن ناوهای آمریکا را مورد هدف قرار بدهند و باعث غرق شدن آنها گردند که این بمعنی شکست نظامی آمریکا و پایان جنگ خواهد بود. پس آمریکا چگونه میتواند به ایران حمله بکند؟ تنها راه، خروج از خلیج فارس و شلیک موشک از نقطه ای است که برد موشکهای ایران به آنها نرسد. این در حالی استکه موشکهای ایران بیشتر از 2000 کیلومتر برد دارد. در این حال نیز باید دید که آیا ایران قادر به نابود کردن این موشکها در هوا و یا گمراه کردن آنها در یک جنگ الکترونیکی هست یا نه؛ که در اینصورت فاجعه انفجار موشک در آسمان و یا منحرف کردن آن و اصابت موشک به منطقه ای دیگر معلوم نیست، کدام شکل از فاجعه دیگری را و برای کدام کشور و... در برخواهد داشت. به بررسی گسترده این نکته نیز از زاویه نظامی نمیپردازیم بلکه: نکته اساسی و مهم آنستکه خروج نیروهای نظامی آمریکا از خلیج فارس بخودی خود بمعنی شکست کامل سیاستهای آمریکا و پایان قدرت برتر جهان بودن اش میباشد. آنچه که باعث بیشترین مشکلات و درگیریها میباشد همین تسلط بر منطقه نفت خیز و خلیج فارس است. اگر آمریکا از خلیج فارس خارج بشود که دیگر تسلطی نخواهد داشت. تصور این نکته هم که بعد از بمباران بازخواهند گشت خواب و خیالی بیشتر نیست زیرا که نیروهای متحرک و سبک نظامی بسادگی میتوانند تنگه هرمز را ببندند. باید توجه داشت که بعد از هر بمباران اتمی مدتها طول میکشد تا منطقه از مواد آلوده پاک شود و بتوان در آن منطقه همانند پیش به کار و تجارت پرداخت در چنین صورتی برای مدتهای مدید نه تنها نفتی صادر نخواهد شد بلکه هیچ کارو فعالیتی صورت نخواهد گرفت و از این منظر نیز ضربه اقتصادی شدیدی به منافع تمامی کشورهای جهان خواهد رسید. حال زمانیکه از این زاویه به بحران نفت نگاهی انداخته بشود دیده میشود که جهان ابدا و ابدا طاقت چنین جنگی را ندارد زیرا بمجرد اینکه جنگی در گیر شد و آمریکا چنان حمله ای را کرد تنگه هرمز بسته خواهد شد و نفتی صادر نخواهد شد. عدم صدور نفت یعنی فاجعه برای جهان و مخصوصا آمریکا، اروپا، چین ، ژاپن و هند. زیرا کشورهای کمتر توسعه یافته و مردمانش به سختی و ریاضت عادت دارند اما این کشورها نمیتوانند بدون این خونی که در رگهای صنایع اشان جاری است زنده بمانند. اگر این ماجرا فقط چند ماه طول بکشد آنگاه فاجعه ای بتمام معنی غرب را بزانو در خواهد آورد. شاید تصور شود که در چنان صورتی غرب با تمام قوا و با همکاری یکدیگر یکی دوملیون نیرو برای کنترل منطقه میفرستند اما اینها بیشتر خواب و خیال و رویاهائی است که تنها میتوان بوسیله آن مردم عادی را فریب دارد و بیشتر به داستانهای بی ارزش هالیودی شباهت دارد. بیشتر باید روی آن حساب کرد که اگر قرار باشد به قلب امپراطوری شیعه حمله بشود و از رهبران جهان شیعه موشهائی ترسو و تحت اختیار ساخت باید مطمئن بود که با غرق کردن چند کشتی نفت کش و مین گذاری و... تنگه هرمز برای ماهها به تعطیل در خواهد آمد و همین چندماه برای بزانو در آوردن غرب و تمامی کشورهای وابسته به نفت و حتی کشورهائی که با فروش نفت زندگی میکنند؛ کافی است. ضمن اینکه آنها ازداشتن سوخت کافی بی بهره خواهند بود با بالارفتن قیمت نفت که میتواند از طلای زرد هم گران تر بشود( در آنزمان دیگر صحبت از بشکه ای 100 دلار تنها شوخی است) هیچ محصولی با صرفه اقتصادی تولید نخواهد شد و هیچ ماشینی حرکت نخواهد کرد. توجه شود که پیشتر در مقاله در پاسخ به پادشاه اردن که گفته بود ایران میخواهد هلال شیعه ایجاد کند نوشته شد که این هلال سالهاست بشکلی بسیار محکم تر از آنچه تصور کنید ایجاد شده است. زیرا تمامی رهبران مذهبی- سیاسی شیعه از لبنان تا ایران و آنطرفتر با هم قوم و خویش و فامیل هستند که این امر بسیار معنی دار است. با حمله به ایران تمامی منطقه در جنگ و آشوب فرو خواهد رفت. باید متصور شد که در تمامی کشورهای اسلامی که جمعیت شیعه دارند تمامی منافع شرکت کنندگان در جنگ و جان شهروندان آنها در خطر خواهد بود. شاید از همه بدتر که آمریکا تصورش را ندارد و برایش بسیار مهم است هندوستان باشد که علیرغم اینکه مهر کشوری هندو خورده اما دهها ملیون مسلمان شیعه در آن میتوانند برای آمریکا و بقیه همدستانش مشکلات جدی اقتصادی و جانی ایجاد کنند. نباید از عکس العمل مسلمانان چین و حتی اروپا و آمریکا نیز چشم پوشید. و البته باید متوجه بود که بیشترین ضربه را اسرائیل که اکنون بصورت گروگانی در دست ایران ( برخلاف ادعاهای معکوسی که از طرف اسرائیل میشود و زبان درازی کرده بظاهر خود را قوی و قدرتمندتر از ایران جلوه میدهد) افتاده؛ خواهد خورد. جنگ در منطقه از صدور کالای کشورهای شمال ایران جلوگیری میکند ( توجه شود که بمباران هسته ای بطور طبیعی خطوط ارتباطی راه آهن و زمینی را از میان خواهد برد) و چون صادراتی نیست وارداتی هم نخواهد بود در نتیجه کارخانه های غرب از این بابت نیز به تعطیلی کشیده خواهند شد. از این منظر تعداد بیکاران در کشورهای غربی حداقل دوبرابر( و یا شاید 3- 4 برابر) خواهد شد. در چنین حالتی کشورهائی که سیستم حمایت از بیکاران و پرداخت حقوق بیکاران را دارند قادر به پرداخت نخواهند بود. و آنگاه که نتوانند حقوقی بپردازند مردمان گرسنه، بیکار وفقیر راهی بغیر از دزدی نخواهند داشت. این فاجعه برای کشورهای اروپائی بسیار گسترده تر خواهد بود زیرا نفت ندارند و مردم آن خود را برای زندگی تحت سیستمی حمایت شده از طرف دولت آماده کرده اند و اکثر مردم که فقیر بوده و هیچ پس اندازی ندارند از همان اولین ماهی که حقوق بیکاری دریافت نکنند در اوج فلاکت بوده راهی بجز سرقت از فروشگاهها و... ندارند. در آنصورت آشوب و بلوا، ناامنی و... در غرب فاجعه ای غیر قابل حل خواهد بود. اینها تنها نکات اندکی از مشکلاتی استکه میتواند با حمله نظامی به ایران پیش بیاید اما سئوالی که مطرح میشود اینستکه آیا آمریکا به این همه مشکلات واقف است یا نه؟ تجربه عراق نشان داد که آمریکا از مشاوران( که بسیاری از آنها ایرانی هستند) عاقلی بهره نمیبرد و در ضمن جناح صهیونیست که در قدرت مرکزی آمریکا نشسته اند آمریکا را درمسیر آمال و آرزوهای خود و وعده های عهد عتیق میبرند، بدون اینکه ذره ای برای این کشور و مردم آن ارزش قائل باشند. در این لحظه و شرایط خاص ایران، موضوع با عراق کاملا فرق میکند. وضعیت استراتژیک ایران و نیز قدرت حاکم مذهبی شیعه بر این کشور آنرا بسیار متمایز میکند. وضعیت ایران حتی ابدا قابل مقایسه با کره شمالی نیست. کره شمالی با تمام ضعف هایش که نیازی به برشمردن آنها نیست براحتی در برابر آمریکا ایستاده و آمریکا جرات حمله به آنرا ندارد پس چگونه خواهد توانست به ایران حمله کند. هر چند از نظر استراتژیک و ارزشها، کره شمالی ابدا قابل مقایسه با ایران نیست با این حال حداقل چین ابدا راضی نیست که آمریکا بر این کشور مسلط شده همسایه اش گردد. پس چگونه چین و روسیه و البته کشورهای دیگری مانند هند، ژاپن و... اجازه بدهند تا آمریکا با تسلط بر منطقه نفتخیز آنها را بزیر کلید بگیرد. حتی اروپا نیز چنین نمیخواهد. چگونه روسیه اجازه بدهد که آمریکا همسایه جنوبی او بشود و کشور استراتژیکی ( ایران) را که قرنها برای تسلط بر آن تلاش کرده براحتی به آمریکا، بزرگترین دشمن خود بسپارد. روسیه کشوری است که با تمام گستردگی از یک ضعف بزرگ رنج میبرد. با یک نگاه اندک به نقشه جغرافیا متوجه میشویم که این کشور بدترین مرزهای آبی بین المللی را دارد. این کشور نیازمند راهی مطمئن به جنوب است که آنهم تنها از مسیر ایران امکان دسترسی به خلیج فارس را برایش میسر میکند. آنچه که در عراق گذشت و اروپا در مقابلش حرکت جدی نکرد، بیشتر خواست صهیونیستها بود. اما در مورد ایران جناح های غیر صهیونیست و ضد صهیونیست موضعگیری جدی خواهند کرد. زمانی تصور میشد وجود نیروهای آمریکائی در افغانستان و عراق برای ایران خطر است و ایران در محاصره افتاده ولی واقعیت اینستکه نیروهای آمریکائی در این کشورها که شیعیان و طرفداران ایران و نیز مخالفان آمریکا در آنها بسیار هستند بصورت اسیر دست ایران بوده و در صورتیکه آمریکا بخواهد اقدامی برعلیه ایران بکند ابتدا باید فکری برای سلامت این نیروها بکند. پس با تمام این تفاصیل چرا آمریکا بر طبل جنگ میکوبد. در واقع بنظر نمیرسد آمریکا جنگ را بخواهد، بلکه از این لاف پهلوانی زدن ها نتایج دیگری میگیرد. اول اینکه با توجه به شکست در افغانستان و مخصوصا عراق میخواهد مردم خود را در گمراهی قرار بدهد. در واقع این آمریکا است که از این حرفها بعنوان خوراک داخلی بهره میبرد در حالیکه برعکس تمامی انگشتها بسوی ایران اشاره رفته که ایران چنین میکند و حرفهایش برای خوراک داخلی است. همان طور که گفته شده مشکلات اقتصادی و... آمریکا باید بنوعی تحت الشعاع مسائل بین المللی قرار گرفته تا مردمان را فریب بدهند. دیگر اینکه هنوز جناح نفتی- نظامی از این قائله و آشفته کردن اوضاع منطقه سود میبرد که همان بالا رفتن قیمت نفت است و صحبت آ ن در بالا آمد؛ نیز فروش اسلحه به کشورهای منطقه میباشد. البته ایران و کشورهای صادر کننده نفت نیز از این بازی و بالا رفتن قیمت نفت بسیار راضی هستند. نکته دیگر اینکه آمریکا با این کار همه افکار را متوجه ایران کرده در حالیکه این اوست که بخاطر توسعه سلاح های اتمی باید محاکمه بشود و سازمان انرژی اتمی و سازمانها بین المللی باید او را به پای میز محاکمه و تحریم بکشند. جهان بشکل مسخره ای گیج شده است و بصورت سیرکی مسخره با مردمانی گیج و انگشت بدهان در برابر کارهای ساده شعبده بازان بسیار نادان، ناشی و مبتدی در آمده است. از همه مسخره تر ویا تاسف بارتر؛ صحبتهای این هفته جرج بوش رئیس جمهور آمریکا بود که احتمال حمله نظامی اتمی به ایران را تائید کرد. آنچه که از این سخنان مفهوم میشود اینستکه برای ایشان تمامی این مردمی که کشته میشوند ابدا انسان ( آدم) بحساب نمیآیند اما اگر یک یهودی در اسرائیل کشته بشود یک انسان ( آدم) کشته شده و باید بخاطرش دنیا را محاکمه کرد. اینجاست که ریشه قدرت صهیونیستها در آمریکا و چیزی بدتر از نژاد پرستی کاملا عیان میشود. مضحک آنجاست که دلیلی که همواره آورده میشود احتمال اتمی شدن ایران و استفاده از آن است؛ و آمریکا میگوید برای جلوگیری از این کار بمب اتمی بکار میبرد. واقعا چه کسی در این میان احمق است؟ مردم جهان و یا رهبران آمریکا؟ یا اینکه رهبران آمریکا دچار بیماری ( روانی) و هزیان گوئی شده اند؟ چرا کشورهای جهان در برابر این سخنان عکس العمل نشان نمیدهند؟ چرا ایران که خود مورد این حمله است از این سخنان در مجامع بین المللی برعلیه آمریکا و بنفع خود سود نمیبرد؟ این سخنان که بوی جنایت میدهد بسیار شرم آور است. این سخنان برای تمام طول تاریخ بشر بعنوان غیرانسانی ترین سخنان و تفکرات ثبت خواهند شد. باید ریشه این تفکرات و انسانهائی را که چنین افکاری را دارند در جهان خشکاند. این سخنان نشان رذالت بی حد و حصر رذل ترین مردمانی است که عقایدشان ریشه در بدترین افکار صهیونیستی داشته متکی به بدترین تعلیمات عهد عتیق میباشند. اما اگر قرار باشد آمریکا به ایران حمله بکند میبایست مقدمات زیادی را بچیند که اولین و اساسی ترین اقدام کشاندن ایران زیر تیغ تحریم های سازمان ملل است ( و البته پس از آن قدم های اولیه نظامی مثلا ایجاد پایگاه و... که در بالا آمد بر داشته خواهدشد) که با تحریم های اعمال شده از طرف آمریکا بسیار متفاوت است. در چنین صورتی دیگر دلیلی برای ماندن ایران در سازمان انرژی اتمی باقی نمیماند. زیرا اگر قرار باشد منافع این سازمان شامل قدرتمندان بشود و ضررها را ضعفا تحمل بکنند ماندن در آن کاری عاقلانه نیست پس بهتر است آنرا ترک کرد و با سرعت زیاد بمب اتمی ( و موشکهائی که برد شان به آمریکا برسد) را که از ضروریات دفاعی بحساب خواهد آمد تهیه کرد. در غیر این صورت و حمله آمریکا، گناه کشتار ملیونها انسان نه تنها برگردن آمریکا بلکه بر بی سیاستی و نادانی رهبران ایران نیز خواهد بود. از زاویه علمی، دقیق، کارشناسانه و با دلایل محکم و غیر قابل انکار جنبش روشنفکری ایران اعلام میکند؛ کشورهائی ( اروپائی) که نیروگاه اتمی دارند؛ تمامی دانش، امکانات، توان و... لازم را برای ساختن بمب اتمی دارند و اگر لازم بدانند در زمانی بسیار کمتر از آنچه تصورش را بکنید آنرا خواهند ساخت. در اساس داشتن بمب اتم بازدارنده جنگ است. اگر ایران و سایر کشورهای جهان نیز صاحب بمب اتمی بشوند آنگاه صحبت از جنگ سخت است. جنگ، ظلم، بهره وری، استثمار و استعمار ووو زمانی صورت میگیرد که یکطرف قوی و دیگری ضعیف باشد؛ در صورتیکه در حد معقولی تساوی نسبی وجود داشته باشد چنین کارهائی قابل اجرا نیست و صلح جایگزین شده؛ حل مسائل از راههای مسالمت آمیز پیگیری میشود. همین نکته است که آمریکا را به تلاش انداخته تا ایران را کلید بکند. اگر ایران بمب اتمی داشت اکنون صحبت آمریکا از موضع قدرت و زور گوئی قلدر منشانه و لات صفت در نمیگرفت. اما جنبش روشنفکری ایران از همان چندین سال پیش که ایران بسیار ضعیف تر از زمان حال بود میدانست و نوشت که آمریکا ضعیف تر از آنستکه بتواند به ایران حمله بکند. پس علیرغم اینکه تعدادی از سازمانهای سیاسی ایران و افراد فعال سیاسی دچار نگرانی بودند و در پی جمع آوری امضا و نامه های اعتراضی؛ اما جنبش روشنفکری ایران با توجه به دیدگاه قید شده نه تنها در آنها شرکت نکرد بلکه حتی ضرورت نوشتن هیچ مطلبی را هم نمیدید. لیکن اینبار در رابطه با مجموعه ای از دیگر مسائل است که این مطلب را ارائه میکند. نتیجه و خلاصه کلامی که دلیل نگارش این نوشته بود: اکنون جنگ قدرتی در جهان در گیر شده که بهانه اش ایران است. در جهان سیاست نه دوست وجود دارد و نه دشمن؛ پس در حالیکه تمامی کشورهای قدرتمند جهان از پیدا شدن یک قدرت جدید( ایران) که در نتیجه تضعیف آنها را بهمرا ه دارد ناخشنود هستند اما در میان خود دشمنان خطرناکتری میبینند. اکنون کشورهای قدرتمند جهان برسر تقسیم به چانه زنی نشسته اند. تا چندی پیش تنها چند کشور اروپائی طرف صحبت ایران بودند اما اکنون پای تقریبا همه بمیان آمده و در چنین حالتی دستیابی به یک توافق، آنهم در حالی که تماما منافع آمریکا تامین شود ابدا ممکن نخواهد بود. چرا؟ هر چند مبادلات تجاری چین با آمریکا بسیار عظیم است و ابدا قابل مقایسه با ایران نیست اما تمام این تولیدات چین و صنعت اش و آنچه که باید صادر شود، نیازمند آن مقدار اندک مبادلات با کشورهای نفتخیز یعنی تامین انرژی است و بدون انرژی هیچ تولیدی برای صادرات نخواهد داشت. رشد اقتصادی چین نیازمند انرژی است و آن نیز در منطقه نفتخیز و بستگی به ایران دارد. پس اگر قرار باشد آنرا از دست بدهد و یا پیش از امضا قرارداد بزرگ تامین انرژی ( قرارداد حدود 100 ملیارد دلاری تامین گاز از ایران) تحریم ایران را بپذیرد چگونه باید انرژی لازم برای صنایع اش را تامین کند. بدتر از همه آنکه آمریکا بر منطقه حاکم بشود. در آن صورت محتاج و برده آمریکا خواهد بود. توجه: چین همان کاسبی استکه جنس نسیه به آمریکا میفروشد و او را تاخرخره زیر قرض میبرد. روسیه کشوری است که در آن همه چیز و بقولی هر آنچه که در جدول مندلیف آمده، یافت میشود بنابراین بالا رفتن قیمت نفت و مواد اولیه بر آن تاثیری نمیگذارد و حتی بنفع اش میباشد، کمااینکه در همین اواخر قیمت گاز صادراتی خود به اوکراین را بسیار بالا برد که باعث مشکلات زیادی شد. این عمل بنفع ایران که دارای دومین منابع گاز جهان است تمام شد و البته انگیزه دیگری برای نقش ایران در بازی بزرگ جهانی بر سر سوخت و تامین انرژی در جهان. اما روسیه مشکلات بسیار زیاد دیگری با آمریکا دارد که مهمترین آنها مسئله قدرت است و اینکه علیرغم تمامی توان اما هنوز روسیه بعنوان یک قدرت بزرگ صنعتی مطرح نیست و مشکلات زیادی از جمله ورود به سازمان تجارت جهانی و... را با آمریکا دارد. اروپا گرفتاریهای خاص خود با آمریکا را دارد و علیرغم نفوذ گسترده آمریکا در کشورهای اروپائی اما اکنون اروپای مشترک برای خود احساس قدرت میکند. لیکن این قدرت و صنعت بدون نفت هیچ است. بنابراین نباید کلید تمام گنجینه ها را دراختیار آمریکا بگذارد. جایگزینی پول اروپا " یورو" به جای دلار از مهمترین مشکلات اقتصادی آمریکاست. هرچند ژاپن در این مذاکرات نیست و ظاهرا نقشی به او داده نشده لیکن ژاپن را بعنوان کشوری بسیار صنعتی نمیتوان نادیده گرفت. ژاپن با تمامی صنعت اش اما نفتی ندارد و نیازمند تکمیل انعقاد قرار داد نفتی با ایران است. قراردادی که میتواند نفت حدود یک قرن آن کشور را تامین کند. هند نیز علیرغم اینکه از جنبه صنعتی و اقتصادی به پای سایرین نمیرسد اما کشوری است با بیشتر از یک ملیارد جمعیت و توانمند. هند وابسته به انرژی است و دیده شد که علیرغم تمامی وعده های آمریکا در کمک به نیروگاه اتمی آن کشور، اما در عین حال میدانست که نیروی اتم جای نفت و گازی را که ایران میتواند به او بدهد نمیگیرد و در نتیجه کار هند با آمریکا به مشکل برخورد کرد. بنابراین تا این همه مسائل و مشکلات که تنها قطره ای از دریای آن گفته شد وجود دارد؛ جای هیچ نگرانی نیست و نه تنها حمله ای صورت نخواهد گرفت بلکه تحریمی هم نخواهد بود. این کشورها فعلا دارند مسائل خود را بصورت رودر رو میبینند. آنها با این نشست ها و جلسات بیشتر به واقعیات اختلافات و مشکلات ووو خود پی میبرند. در این میان دیپلماسی و سیاست خارجی ایران میتواند آنها را بیشتر از هم دور بکند. حمله به ایران و یا حتی تحریم ایران، تمامی کشورهای جهان را با مشکل بسیار بزرگی روبرو خواهد کرد و بیشترین مشکلات برای کشورهای صنعتی خواهد بود. پس این مشکلی است میان آنها و آمریکا که باید خودشان آنرا حل کنند. آمریکا بصورت بازیچه ای در دست کشورها درآمده، هر روز پوئن های بیشتری میدهد و ضعیف تر میشود و سایرین قدرتمند تر میگردند. آمریکا دیگر آن غول قدرتمند چندی پیش نیست و از او نباید ترسید و حساب برد. جنبش روشنفکری- ایران

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
به باور بسیاری از تحلیلگران، با توجه به ابعاد بسیار بزرگ بحران عراق ایالات متحده در شرایطی قرار ندارد که یک ماجراجویی دیگر نظامی را در خاورمیانه آغاز کند. در مقابل برخی نیز تشدید اقدامات ایذایی ایالات متحده علیه ایران و تقویت واحدهای نیروی هوایی و دریایی این کشور در آب‌های خلیج فارس را نوعی زمینه‌سازی برای انجام یک عملیات نظامی بزرگ علیه تاسیسات هسته‌ای و زیرساخت‌های نظامی کشورمان قلمداد می‌کنند. نیکولاس بلانفورد تحلیگر روزنامه کریستین ساینس مانیتور نیز به بررسی این موضوع از جنبه‌ای دیگر پرداخته است که متن کامل آن در پی می‌آید: چشم‌انداز انجام یک حمله نظامی از سوی آمریکا به ایران ماشه را برای آغاز تحرکات نظامی سراسیمه در سراسر خاورمیانه کشیده ‌است. اکنون تهران آشکارا می‌کوشد تا با تجهیز هرچه بیشتر متحدان اصلی‌اش یعنی سوریه و حزب‌الله را برای دفاع از خود آماده سازد. در منطقه‌ای که سوءظن به رفتار دیگران حرف اول را می‌زند و اعتماد متقابل کمیاب است سیاستمداران و تحلیلگران سیاسی به شدت از آن بیم دارند که افزایش تنش بین ایالات‌متحده و ایران با بروز یک اتفاق به شعله‌ور شدن آتش یک جنگ بزرگ منجر شود. «زوی شاتوبر» مدیر «انتستیتوی مطالعات امنیت ملی» در تل‌آویو در توصیف این وضعیت می‌گوید: «اکنون خاورمیانه در شرایطی است که اوضاع به شکل برنامه‌ریزی‌نشده‌ای در حال بحرانی شدن است. ما وارد عصری شده‌ایم که مذاکره‌ای وجود ندارد... همه‌چیز به شدت بی‌ثبات شده و یک تصادف می‌تواند به یک انفجار بزرگ بیانجامد». «آموس یالدین» رئیس اداره اطلاعات ارتش اسرائیل نیز هفته گذشته در جلسه کابینه حضور یافت و به اعضای دولت گفت که حزب‌الله، سوریه و ایران آشکارا در حال تقویت مواضع و تجهیزات دفاعی خود بوده و انتظار وقوع جنگ را می‌کشند: «ما به طور دقیق فعالیت‌های آنها را زیر نظر داریم چون که قبلا نشان داده‌اند توانایی زیادی در به اشتباه‌ انداختن ما دارند». اوضاع به گونه‌ای جدی شده‌ که مقامات اسرائیل در جریان سفر اخیر نانسی پلوسی به تل‌آویو از وی خواستند بشار اسد رئیس‌جمهور سوریه را مطمئن سازد که اسرائیل هیچ نیتی برای انجام اقدام نظامی علیه آن کشور ندارد. اما دلیل این نگرانی‌ها چیست؟ تاریخ خاورمیانه پر از نمونه‌هایی است که نشان می‌دهد بروز رویدادهای به‌ظاهر کوچک منجر به آغاز جنگ‌های ویرانگر شده است. مشهور ترین آن به سال 1967 برمی‌گردد که زنجیره‌ای از اقدامات تحریک‌آمیز مصر و اسرائیل به آغاز جنگ شش‌روزه و تغییر نقشه سیاسی خاورمیانه انجامید و آخرین آن نیز تابستان گذشته بود که اسارت دو سرباز اسرائیلی از سوی حزب‌الله حمله متقابل اسرائیل را در پی داشت که به مرگ 1000 نفر غیرنظامی لبنانی و تحمیل 4 میلیارد دلار خسارت به آن منجر شد. بوش همواره گفته که به «زمان» و «دیپلماسی» فرصت می‌دهد تا حل مسالمت آمیز بحران هسته‌ای ایران امکان‌پذیر شود، ولی اکنون نشانه‌های نگران‌کننده از همیشه بیشتر است: تقویت چشمگیر آرایش نظامی آمریکا در خلیج فارس، ناپدیدشدن یک ژنرال ارشد ایرانی در ترکیه و دستگیری پنج دیپلمات ایرانی در عراق. «امل سعد غریب» از تحلیلگران بنیاد کارنگی در تشریح اوضاع کنونی می‌گوید: «ایران و سوریه دیگر تحرکات نظامی آمریکا را نمایشی تلقی نمی‌کنند. بسیار منطقی به نظر می‌رسد اگر آنها خود را برای دفاع و واکنش متقابل آماده کرده‌باشند». یک مقام بلندپایه حزب‌الله با نام مستعار «محمد» در گفتگو با خبرنگار AP‌ از برپایی یک دوره نظامی بسیار سخت و سنگین در دره‌های بقاع برای جنگجویان این گروه خبر داده تا آنان برای حضور در واحدهای عملیات ویژه علیه اسرائیل آماده شوند. محمد همچنین تایید می‌کند که یک برنامه بازسازی نظامی «بسیار سطح بالا» از سوی حزب‌الله به انجام رسیده زیرا انتظار زیادی برای وقوع یک نبرد بزرگ دیگر با اسرائیل در آینده نزدیک وجود دارد: «آنها هیچگاه شکست جولای گذشته را نخواهند پذیرفت». نواف موسوی مشاور رهبر حزب‌الله در امور بین‌الملل نیز با ذکر این تحلیل که اسرائیل در حال آماده شدن برای «راند دوم» است می‌گوید: «ما نیز برای هر اتفاقی آماده شده‌ایم». اما چه‌چیزی ایران و سوریه را متقاعد ساخته در کنار یکدیگر قرار گیرند؟ پاسخ آشکار است: سیاست نادرست دولت بوش برای منزوی ساختن این دو کشور از زمان آغاز حمله به عراق در سال 2003. طی سالهای گذشته همکاری‌های نظامی ایران و سوریه به بالاترین حد رسیده‌است. به عقیده تیمور گوکسل تحلیگر موسسه «مناسبات امنیتی» در بیروت، سوریه و حزب‌الله به این دلیل نگران حمله آمریکا به ایران هستند که فکر می‌کنند اسرائیل از فضای ملتهبی که در پی این حمله بوجود می‌آید استفاده کرده و یک ضربه نظامی غافلگیرکننده به آنان وارد خواهد ساخت. اوضاع به قدری جدی شده که یک مقام اطلاعاتی بلندپایه لبنانی می‌گوید که مشاوران نظامی ایرانی فرماندهان ارتش سوریه را متقاعد ساخته‌اند که با تشکیل تیم‌های عملیاتی ویژه پارتیزانی همان روش‌هایی را برای مقابله با اسرائیل در پیش گیرند که جنگجویان حزب الله در نبرد تابستان گذشته از آن استفاده کرده بودند. منبع:سایت دانشجو

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم