پرش به


تصویر
* * * * * 3 رای

تاریخچه ای کوتاه از اهمیت ژئواستراتژیک منطقه دریای سیاه برای امریکا و ناتو


  • لطفا وارد حساب کاربری خود شوید تا بتوانید پاسخ دهید
1 پاسخ برای این موضوع

#1 OFFLINE   behnamsniper

behnamsniper

    Master Sergeant

  • Editorial Board
  • Others: Members
  • 468 ارسال
  • کرج

درجات دریافت شده:

نمایش تمام درجات کاربر

ارسالی 04 فوریه 2017 - 09:43

*
پست محبوب

Besmellah_21.png

 

 

لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم حسبن الله و نعم الوکیل نعم المولا و نعم النصیر 

 

 

 

تاریخچه ای کوتاه از اهمیت ژئواستراتژیک منطقه  دریای  سیاه برای امریکا و ناتو

 

 

 

 

1~0.jpg

 

 

 

 

"دقت بفرمایید ، ژئواستراتژی در قالب دانش جغرافیای سیاسی یا همان ژئوپلیتیک نمود پیدا می کند . با این حال در این زمینه اختلاف نظر هست  که آیا ژئو استراتژی زیر مجموعه ژئوپلیتک هست یا مفهومی فراتر از آن . 

 

با این وجود ژئوسترانژی بیشتر ماهیت نظامی دارد . کل روابط موجود در حوزه بین الملل روی تئوری های ژئوپلیتیک و ژئو استراتژی دارد پیش می رود و از این لحاظ یک دانش کامل اما ناشناخته در ایران هست"

 

 

 

 

الحاق غیرقانونی  جزایر کریمه توسط روسیه در سال 2014 دوباره توجه جهانی  به اهمیت استراتژیک این منطقه بر خطوط گسل  قدیمی (fault lines)دو امپراتوری  فروپاشیده -  روسیه (تزاری) و امپراتوری عثمانی- با دخالت قدرت های اروپایی همچون بریتانیای کبیر، فرانسه و المان  را معطوف داشته است. از انجا که قدرت های ناراضی،  استراتژی  های نظامی و سیاسی تجربی را  در شرایط جدید احیا می کنند، این تحلیل گزارشی از منطقه با  این دیدگاه که گذشته مقدمه اینده منطقه است را ارائه می دهد.

 

درگیری ها و معاهدات

 

 

6 سال درگیری بین روسیه و امپراتوری از نفس افتاده و تحت فشار عثمانی از 1768 تا 1774 منجر به امضای معاهده Kaynarca شد که دسترسی مستقیم روسیه به منطقه  دریای سیاه را فراهم کرد. علاوه بر این به روسیه این امتیاز داده شد تا از حقوق اقلیت های مسیحی داخل امپراتوری عثمانی حمایت کند، و خانات مستقل کریمه تحت نفوذ این کشور درامد. 9 سال بعد از امضای این معاهده، خشم و بیزاری عمومی نسبت به اصلاحات صورت گرفته از طرف حکام روسی منطقه و هجوم  مهاجران مقیم به کریمه، عامل محرک نارضایتی منطقه شد و به فرستاده کاترین دوم-شاهزاده گریگوری پوتمکین- بهانه ای که مدت ها به دنبال ان بود را  برای تصرف کریمه از راه نظامی  با مقاومت مسلحانه ناچیز  را داد. در همان سال پایتخت کریمه، شهر"سواستوپول" ایجاد شد و از 1783 به بعد ،با افول و زوال امپراتوری عثمانی ، روسیه به قدرت رو به رشد دریای سیاه بدل شده است. همان طور که قدرت های منطقه در دریای سیاه درگیر بودند، زوال امپراتوری عثمانی ادامه یافت و در نتیچه هیچ کدام از طرفین نتوانستند ادعای  یک پیروزی قاطع را داشته باشند. جنگ خونین کریمه در سال های 1853-1856 بین امپراتوری عثمانی  و روسیه صد ها هزار کشته بر جا گذاشت. از انجا که فرانسه و  بریتانیا می ترسیدند که پیروزی روسیه منجر به سیطره (هژمونیک)  این کشور در منطه شود، در طول درگیری طرف عثمانی را گرفتند. اگر چه این امر  هرگز محقق نشد ، یک روسیه قوی تر و  تنهاتر نتوانست کنترل تنگه های استراتژیک بوسفر و داردانل را از عثمانی ها بگیرد. یکی از اهداف اولیه روسیه از ورود به جنگ جهانی اول به دست اوردن کنترل  تنگه های ترکیه  بود، که با بسته شدن این تنگه ها توسط ترکیه و المان نتیجه عکس داشت و  اقتصاد روسیه را محدود کرده و مانع رشد ان شد.

 

 

بعد از سقوط امپراتوری های عثمانی و روسیه (تزاری) در پایان جنگ جهانی اول، تلاشی ناموفق صورت گرفت تا نقشه منطقه مجددا ترسیم شود. اولین تلاش، معاهده سال 1920 Sèvres بود، تلاش موفق تر دوم معاهده صلح  سال 1923 لوزان بود (Treaty of Lausanne)، که پایه جمهوری ترکیه را فراهم اورد. ترکیه با به دست اوردن یک موقعیت استراتژیک مطمئن تر، قادر بود تا با استفاده از معاهده لوزان، تنش رو به افزایش بین قدرت های  اروپایی در منطقه را مدیریت کند، که منجر به کنوانسیون مونترو (Montreux Convention) سال 1936 شد و نهایتا  کنترل تنگه های مذکور توسط ترکیه ثبت شده و عبور ازاد کشتی های جنگی متعلق به کشورهای دریای سیاه (به غیر از کشوری که با ترکیه در جنگ باشد) ضمانت گردید. ارسال کشتی های جنگی   به دریای سیاه  توسط کشورهایی که سهمی در ان نداشتند محدود شد (کشتی هایی که به این منطه می امدند می بایست هر کدام کمتر از 15.000 تن و کل ناوگان کمتر از 45.000 تن وزن داشته باشند و تنها برای 21 روز حق حضور در دریای سیاه را داشتند). ایالات متحده در کنوانسیون مونترو دخالت نداشت.

 

 

بعد از جنگ جهانی دوم و ثبات بعد از جنگ سرد

 

 

در پایان جنگ جهانی دوم زمانی که تنش ها  بین ترکیه و شوروی تشدید می شد این تعادل ناپایدار در معرض انحلال و فروپاشی بود، زیرا شوروی مدام به ترکیه فشار می اورد تا کنوانسیون مونترو دوباره مورد مذاکره قرار گیرد تا شوروی ها بتوانند در کنترل تنگه های بوسفر و داردانل با ترکیه شریک شود. در  انچه که به عنوان بحران تنگه های ترکیه در سال 1946 معروف است،  شوروی حضور نظامی خود در دریای سیاه را افزایش داده و دولت ترکیه را وادار به پذیرش تقاضای خود مبنی بر ایجاد پایگاه در خاک ترکیه کرد. ترکیه در تلاش برای حفاظت از خود در برابر فشار شوروی، به دنبال کمک از امرکیا رفت و امریکا نیز با ارسال کشتی های جنگی خود  به منطقه  خواسته ترکیه را اجابت کرد. اگرچه در نهایت شوروی عقب نشینی کرد، اما این رویداد  وسیله (و عامل شتاب دهنده ای ) برای دکترین ترومن در سال 1947شد که به دنبال مهار و کنترل قدرت رو به افزایش شوروی در مدیترانه  با تقویت ترکیه و یونان به عنوان اعضای ناتو تا سال 1952بود. در طول جنگ سرد، ارامشی  (و موازنه ای ) ناارام و پرتنش در دریای سیاه بین ترکیه، ناتو، امرکیا و شوروی برقرار بود. از 1976 به بعد، ترکیه به شوروی اجازه داد تا ناوهای هواپیمابری که در اوکراین ساخته شده بودند (کلاس کیو و بعد کلاس موزنتسو) از تنگه ها عبور کنند.

 

 

به دنبال سقوط شوروی در سال 1991، از دیدگاه غرب دریای سیاه اهمیت ژئواستراتیژیکی کمتری داشت، اما عامل مهمی  در شکل گیری  مفهوم "کشورهای استقلال یافته بعد از سقوط شوروی" ( near abroad) روسیه بود. مهم ترین مسئله استراتژیک بعد از  پایان جنگ سرد ، انتقال و جابه جایی تسلیحات هسته ای از اوکراین بود، که در یادداشت تفاهم بوداپست سال 1944 گنجانده شد و اوکراین در قبال تضمین امنیت و حفظ تمامیت ارضی کشورش توسط  شوروی، امریکا و بریتانیا (فرانسه و چین نیز از ان حمایت می کردند) به جابه جایی و انتقال تسلیحات هسته ای رضایت داد. 

 

 

برخلاف این موفقیت سیاسی، رابطه ی بی ثبات و پرتنش بین روسیه و اکراین در مورد شبه جزیره استراتژیک  کریمه ادامه یافت. به مناسبت 300 سالگرد الحاق اکراین به روسیه تزاری در سال 1954، نیکیتا خورچوف کریمه را به عنوان هدیه به اکراین داد، و بعد از ان  کریمه  به مهره چانه زنی دو دولت تبدیل شد. روسیه تاسیسات نظامی خود در اکراین و خصوصا پایگاهی در "سواستوپول" که برای عملیات ناوگان دریای سیاه ضروری بود را حفظ کرد. در زمان فروپاشی شوروی، 100.000 پرسنل روسی، 60.000 خدمه ، 835 کشتی و 28 زیردریایی در این پاگاه وجود داشت که روسیه از ان برای فشار به کیف برای حفظ تاسیسات نظامی حیاتی و وضعیت قانونی شهر سواستوپول استفاده می کرد.  با این کار مسکو قادر بود تا روابط همیشگی خود را با مقامات کریمه حفظ کند تا بر کیف فشار وارد کند. در سال 1997، معاهده دوستانه بین اوکراین و  روسیه ناوگان دریای سیاه شوروی را بین روسیه (81 درصد) و اوکراین (19درصد) تقسیم کرد و به روسیه اجازه داد تا در ازای لغو اغلب بدهی های اوکراین و تخفیف قیمت انرژی، پایگاه خود در  سواستوپول را برای 20 سال حفظ کند  (این قرار داد در سال 2010  تمدید و به روسیه اجازه داد تا پایگاه را تا سال 2042 در اختیار داشته باشد).

 

 

روسیه ای جدید ظهور می کند

 

 

اگر چه روسیه ایده  اینکه جمهوری های ظهور یافته بعد  از سقوط شوروی-و منطقه دریای سیاه- به حوزه نفوذ طبیعی  وی تعلق داشت را حفظ کرد، اما فاقد قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی لازم برای اعمال کامل خواسته هایش بود. سیاست منطقه ای جسورانه روسیه  در پاسخ به انقلاب های رنگی منطقه  که در همسایگی روسیه در گرجستان (2003-2004 انقلاب گل  رز) و در اکراین (2004-2005 انقلاب نارنجی) اتفاق افتاد شکل گرفت، انقلاب هایی که در ان معمولا رهبرانی که به منافع و نفوذ روسیه متکی بودند با رهبرانی که طرفدار غرب بودند جایگزین می شدند. در این زمان، در سال 2004 ناتو تلاش کرد تا بلغارستان و رومانی را  وارد پیمان خود کند، که نهایتا سه کشور از 6 کشور حوزه دریای سیاه وارد ناتو شدند و دو کشور دیگر-اوکراین و گرجستان-همکاری نزدیکی با این سازمان دارند تا به عضویت ان درایند. ناتو به دریای سیاه به عنوان منطقه ای مهم برای امنیت یورواتلانتیک نگاه می کند.

 

 

روسیه این رویداد ها را به عنوان دست اندازی ناتو در حوزه سنتی نفوذ خود می دید و اقداماتی را صورت داد تا نفوذ و حضور نظامی  خود در دریای سیاه را افزایش دهد. در سال 2006 و دوباره در سال 2009 زمانی که گاز خود که از راه اوکراین به اروپا منتقل می شد را بست و قیمت انرژی را بلا برد، انرژی روسیه به عنوان ابزار نفوذ بر اوکراین مورد استفاده قرار گرفت. در اگوست 2008، نیروهای نظامی روسیه که نیروهای خود را در اوستیای جنوبی از زمان حمله گرجستان  به اوستای جنوبی در سال 1993 حفظ کرده بودند، تلاش رئیس جمهور گرجستان برای کنترل دوباره منطقه انشعابی را ناکام گذاشتند،  وارد گرجستان شده و نیروهای گرجی را در هم شکسته و از پا دراوردند و تقریبا پایتخت گرجستان Tbilisi   را در کنترل خود دراوردند (در این درگیری ها 350 نظامی و 400 غیرنظامی از هر دو طرف درگیری کشته شدند). با نقض توافق  اتش بس، روسیه بلافاصاله  استقلال  اوستای جنوبی و ابخازیا را به رسمیت شناخت و از ان زمان کنترل خود بر منطقه گرجستان را افزایش داده و  سعی در ادغام اجرایی دو ناحیه دارد.

 

 

اقدام دوم  مهم  نظامی و ژئواستراتژیک، اشغال کریمه توسط روسیه در مارس 2014، تنها چند روز بعد از  انکه رئیس جمهور اوکراین ویکتور یانکویچ توسط قیام مردمی در بهار 2014 سرنگون شد بود.  نقض هر دو کنوانسیون بوداپست و معاهده دوستی، اشغال نظامی شبه جزیره و دخالت نظامی در شرق اوکراین راه را برای تقویت نظامی در منطقه با استقرار سامانه های S300 و S400، واحد های دفاع ساحلی Bastion-P و دیگر سیستم های موشکی ضد هوایی و ضد سطحی  باز کرد. ژنرال  "فیلیپ ام بریلاو" فرمانده متحد عالی اسبق  در اروپا در سال 2015، کریمه را به عنوان "سکوی  پرتاب قدرت" روسیه توصیف کرد. این سنگربندی نیروهای روسی در شبه جزیره همراه با استفاده وحشتناک  و رو به افزایش از  شعارهای هسته ای بود، که همراه با کنایه ی احتمال استقرار تسلیحات هسته ای در شبه جزیره و کاربرد گزینه هسته ای برای دفاع از ان در صورت لزوم بود.

 

 

قدم اخر تثبیت حضور نظامی روسیه در منطقه، دخالت نظامی این کشور در سوریه در  سپتامبر 2015 بود. برای اولین بار بعد از پایان جنگ سرد، روسیه توانایی خود برای بیرون اوردن ناوگان دریایی سیاه (و کاربرد) ان را نشان داد و هم سامانه های دفاعی (S300) و تهاجمی (SS-26) در صحنه رزم مستقر کرد. در حال حاضر ، روسیه در پایگاهی هوایی در لاذقیه سوریه فعالیت دارد و در حال بازسازی و گسترش   قابلیت ها و امکانات دریایی خود از طرطوس (Tartus) به پایگاهی بزرگتر است که بتواند 11 کشتی را همزمان در خود جای دهد. روسیه توافقی با قبرس صورت داده است تا اجازه داشته باشد کشتی هایش در این جزیره پهلو بگیرند و در حال مذاکره با مصر است تا پایگاهیی دریایی در این کشور  ایجاد کند (شایعات مربوط به مذاکره با لیبی از طرف مقامات روسی رد شده است).

 

 

اهمیت دوباره ژئواستراتژیک  دریای سیاه

 

 

 قدرتی برتر (هژمونیک) در قرن 19، قدرتی بیش از حد تحت فشار در دوران جنگ سرد، قدرتی خسته بعد از سال 1991، و از انجا که حضور نظامی امریکا در منطقه در حال کمرنگ شدن و کاهش است،  اینک روسیه به منطقه ی دریای سیاه و مدیترانه شرقی بازگشته است. ایا کرملین تلاش می کند تا دسترسی ازاد و بدون محدودیت خود به مدیترانه شرقی-همچون  گسترش حضور در طرطوس-  را  حفظ و مستحکم کند؟ ایا کرملین همچنان حضور نظامی خود در کریمه و اوکراین شرقی را تقویت و به بلغارستان فشار می اورد تا حضور ناتو را کمتر کند، در حالی که برنامه اشتی ترکی –روسی  را هماهنگ می کند تا نفوذ بیشتری بر تنگه های ترکی داشته باشد؟

برای روسیه، با جایگزینی ناتو و ایالات متحده به عنوان رقیبان ژئوپولوتیکی  روسیه  به جای کشورهای اروپایی ، میزان اهمیت ژئواستراتژیک دریای سیاه از سال 1853 تغییر نکرده است: کریمه منبع نظامی، ترکیه نقطه اتکا (و هسته مرکزی) و تنگه های ترکی توان عملیاتی (throughput) هستند: هدف نهایی دسترسی و حضور نظامی در مدیترانه شرقی به عنوان عامل تعادل با گسترش و توسعه امریکا و ناتو به سمت شرق و حضور انها در اژه (Aegean)   و مدیترانه مرکزی است.

 

 

مترجم: محمد رجبعلی

 

 

منبع: https://www.csis.org...n-brief-history

 

 

 

 

 

استفاده با ذکر منبع بلا مانع است 

 

 

شادی ارواح طیبه امام ، شهدا ، شهدای مدافع حرم (شهدای اتش نشان) 

 

سلامتی و پیروزی رزمندگان جبهه مقاومت 

 

سلامتی و تعجیل در فرج اقا ، مولا و صاحب اختیارمون 

 

مهدی قائم (عج) 

 

و نائب بر حق ایشان   امام خامنه ای (مد ضله العالی) 

 

 

5 صلوات محمدی عنایت کنید 

 


  • 27

#2 OFFLINE   behnamsniper

behnamsniper

    Master Sergeant

  • Editorial Board
  • Others: Members
  • 468 ارسال
  • کرج

درجات دریافت شده:

نمایش تمام درجات کاربر

ارسالی 12 مارس 2017 - 10:32

بسم الله الرحمن الرحیم 

 

 

thumb_170306_commentary_black_sea.jpg

 

 

لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر 

 

 

ناتو و روسیه در دریای سیاه: یک رویارویی جدید؟

 

با کامل شدن مانور سپر دریایی ناتو و  تایید ناتو مبنی بر حضور یک نیروی نظامی تقویت شده در دریای سیاه و  پرواز  هواگردهای روسی نزدیک به کشتی های امریکایی در این منطقه، این گزارش بر  پیامد های استراتژیک مضور نظامی ناتو در دریای سیاه تمرکز خواهد داشت.

 

 

مدت ها است که ناتو منطقه دریای سیاه را  منطقه ای "مهم برای امنیت یورو اتلانتیک توصیف می کند"، اما در جولای 2016 در اجلاس سران ناتو در شهر ورشو، سران ناتو متعهد شدند تا حضور متحدی  در منطقه  از طریق برنامه  حضور موثر در خطوط تماس ( مقدم )  داشته باشند. در جلسه 15-16 فوریه وزیر دفاع ناتو،  یک هماهنگی دریایی بین نیروهای دریایی استاندارد ناتو و  متحدان ناتو در منطقه دریای سیاه را تایید کرد تا سطح همکاری ها افزایش یافته و  حضور نظامی ناتو در زمین، هوا و دریای منطقه تقویت شود.  این خبر بدین منظور طراحی شده بود تا  "اتحاد بین امریکا و اروپا" را نشان دهد و  پیامی واضح و روشن به هر متجاوز بالقوه ای بفرستد، این موضوع کاملا با تصمیم امریکا برای ارسال 500 نیروی اضافی به رومانی در یک ردیف قرار دارد. این اخبار زمان برگزاری رزمایش ناتو در دریای سیاه -سپر دریایی 2017- که متشکل از8 کشتی از رومانی، دو کشتی از ترکیه و یک کشتی از هر کدام از کشورهای کانادا، بلغارستان، اسپانیا و امریکا می شد را به جلو انداخت. مقامات روسی به تازگی اعلام کرده اند که در حال بررسی تمام اقدامات ضروری هستند تا با اقدامات و تدارکات ناتو مقابله کنند، روسها اعلام کردند که رزمایش های نظامی اخیر ناتو امنیت و منافع روسیه را تهدید می کند. برخی تحلیل گران معتقدند که احتمالا  پرواز تجسسی دو هواپیمای Su-24 روسی در کنار کشتی USS Porter امریکا در تاریخ 10 فوریه در دریای سیاه، پاسخی به این تقویت های نظامی بوده است.

 

 

حضور ناتو در منطقه دریای سیاه که به عنوان حضور موثر در خطوط تماس (Tailored Forward Presence) شناخته می شود، شامل حضور زمینی، هوایی و دریایی می باشد. بخش  زمینی در شهر  کرایوا (Craiova ) رومانی (ششمین شهر بزرگ این کشور) مستقر است و  یک نیروی چند ملیتی ناتو در اندازه تیپ را شامل می شود. بخش دریایی نیز شامل حضور و سفر دریایی اعضا از بنادر رومانی و بلغارستان، تقویت و بهبود اموزش ها، رزمایش های معمول در سطح محدود و امادگی منطقه ای می شود. انتظار این بود تا بخش هوایی تنها نمادین باشد، اما به تازگی  انگلستان اعلام کرده است که قصد دارد چهار جنگنده تایقون خود را در سال 2017 در پایگاه Mihail Kogalniceanu مستقر کند، اما این اقدام نیز نمایدن بود زیرا به دنبال برگزرای همه پرسی ترک اتحادیه اروپا، تعهد انگلستان به ناتو نیز تغییر خواهد کرد.

 

 

منطقه دریای ساه مکان استقرار یکی از واحد های دفاع موشکی اصلی ناتو است. رومانی محل خانه  پایگاه موشک های بالستیک دفاعی اجیس اشور (Aegis Ashore ) است که در اگوست 2016 (با 24 موشک 3 SM3 Block IB) عملیاتی شد. در حالی که این پایگاه بدین منظور  طراحی شده تا  با تهدیدات موشک های بالستیکی که خارج از منطقه یورو اتلانتیک نشعت می گیرند  مقابله کند، تلاشی جدی و مهم  از سوی امریکا برای تقویت دفاع موشکی ناتو  نیز  هست و مسکو ان را چالشی برای منافع استراتژیک خود می داند. روسیه مشکلات و خطرات ناشی از حضور بلند مدت نظامی  ایالات متحده در پایگاه هوایی  ارتش رومانی در Deveselu را بخوبی تشخیص می دهد و بارها اعلام نموده که این پایگاه یک هدف مشروع برای حمله احتمالی روسیه خواهد بود و این به شکل خودکار اقدامات حفاظتی  داینامیک   ارتش آمریکا را افزایش می دهد.

 

چالش های حفظ اتحاد ناتو در دریای سیاه

 

برخلاف کشورهای حوزه دریای بالتیک  که خواستار افزایش حضور نظامی ناتو در منطقه خود هستند،  کشورهای منطقه دریای سیاه (به استثنای رومانی) خوهان کاهش حضور نظامی ناتو در منطقه دریای سیاه هستند، به همین علت هم ناتو به دنبال یافتن نگرش و چشم اندازی  مشترک و پایدار برای این منطقه استراتژیک است. از انجا که ناتو در ابتدا  از نظر نظامی بر منطقه دریای بالتیک تمرکز کرد، برخی تحلیل گران دریای سیاه را به عنوان نقطه ضعف پیمان ناتو می دانند.

 

رومانی. در حالی که رومانی بر ادامه گفت و گو با روسیه تاکید می کند، به شدت تلاش کرده است تا حضور نیروهای ناتو و امریکا را در منطقه افزایش دهد. بخارست به دنبال کمک از لهستان، استونی، لتونی و لیتوانی است تا تعادل نیروی بهتری  بین منطقه بالتیک و دریای سیاه برقرار شود. گروه بندی های چند جانبه ی نیز  -همچون هیئت بخارست (Bucharest Format)- ایجاد شده اند که 9 تن از اعضای ناتو را به رهبری رومانی در کنار هم گرد اورده تا تعهدات اخیر ناتو را دنبال کنند. این 9 کشور نگرانی ها و دیدگاه های  مشترکی در مورد احیای حضور نظامی روسیه در کریمه دارند و از ادامه توسعه ناتو حمایت می کنند. این کشورها به دنبال افزایش بودجه نظامی  خود هستند تا سطح ان را به 2 درصد تولید ناخالص داخلی ( GDP) خود برسانند. علاوه بر تمامی این موارد، این چند کشور ناتو به دنبال  روابط چندجانبه دفاعی مشترک نیز هستند. از سال 2009، لهستان و رومانی همکاری چندجانبه خود را تقویت کرده اند. اگر چه نشانه پیشرفت کمی مشاهده شده است، هر دو کشور خواهان شرکت برابر در نیروهای چند ملیتی ذخیره در قلمروهای خود هستند. اگر چه هیئت بخارست و همکاری های دفاعی چندجانبه بزرگتر مثبت و خوب است، اما دغدغه اولیه این کشورها دفاع از منطقه خود است و بنابراین دستیابی منابع برای تقویت دیگر کشورهای عضو ناتو ناکافی خواهد بود. کشورهای  عضو ناتو حوزه  بالتیک، اروپای مرکزی و دریای سیاه به رقابت و همکاری خود ادامه می دهند تا حمایت و توجه پیمان را به سمت مناطق خود جلب کنند.

 

بلغارستان. برخلاف ورود این کشور به ناتو و اتحادیه اروپا در سالهای 2004 و 2007،  بلغارستان بیشتر به عنوان مدافعی میانه که قدرت نظامی اش در دهه 1990 کاهش یافت (در سال 2016 میلادی، 1.2 تولید ناخالص داخلی این کشور به بودجه نظامی احتصاص یافت)  شناخته می شود و  نخبگان سیاسی ان نیز روابط تجاری و سیاسی نزدیک خود با روسیه را حفظ کرده اند. بنابراین، تعجبی ندارد که گفت و گو ها و مناظره های سیاسی قاطعی برای برداشتن تحریم های اتحادیه اروپا بر علیه روسیه به وجود امده است و  زمانی که امریکا و ناتو دست به اقدامات ضد روسی می زنند، گرفتاری های سیاسی ایجاد می شود. برخلاف بی میلی صوفیه ( پایتخت بلغارستان) برای ایفا کردن نقشی در تقویت حضور نظامی ناتو در منطقه، بلغارستان اعلام کرده است که 400 سرباز  به  تیپ چند ملیتی مستقر در رومانی می فرستد.

 

ترکیه. به دنبال هدف قرار گرفتن یک جنگنده Su-24M روسیه توسط ترکیه در نوامبر 2015، در سال 2016 تنش بین ترکیه و روسیه به اوج خود رسید که منجر به تحریم های شدید و اظهار نظرهای تند علیه یکدیگر شد. در طول این تنش ها، ترکیه لب به شکایت گشود که دریای سیاه در حال تبدیل به "دریاچه ای روسی" است و از ناتو درخواست کمک برای منطقه دریای ساه و مرزهای جنوبی خود که سیستم های دفاع هوایی ناتو برای خطرات احتمالی از سمت سوریه مستقر هستند را کرد. با این وجود، با گذشت زمان، تغییر موضع کاملی  در روابط بین روسیه و ترکیه ایجاد شد که  به افزایش همکاری و امضای تواهم گازی بین دو کشور در ماه جولای و همکاری نظامی در سوریه منجر شد.  به تازگی ترکیه به روسیه پیشنهاد شرکت در مناقصه قرار داد سیستم دفاع هوایی چند میلیارد دلاری خود را داده است که باعث ایجاد نگرانی در ناتو شده است (ترکیه قبلا به چین پیشنهاد شرکت در مناقصه برنامه  دفاع هوایی موشکی خود را داده بود). بر خلاف این چالش ها و افزایش تنش بین ترکیه و اروپا بر سر  اینده مسیر داخلی ترکیه، با این همه ترکیه از تقویت محدود ناتو در دریای سیاه تا زمانی که بر  کنترل ترکیه بر تنگه های بوسفور و داردانل (Montreux Convention) تاثیر نگذارد، حمایت می کند.

 

حضور موثر در خطوط تماس ناتو: یک پاسخ متعادل

 

 

ناتو راهی محدود اما جدی برای پاسخ به  وضعیت وخیم امنیتی در منطقه دریای سیاه دارد. در تاثیرگذارترین حالت نظامی و  صرف بودجه ها، در حالی که همزمان باید جلوی خطرات و احتمالات گسترش نظامی گرفته شود، هدف باید اثبات و نشان دادن اتحاد نظامی ناتو  و  بازداشتن روسیه از پیشروی بیشتر در منطقه باشد. یک حضور متعادل در دریای سیاه که لزوما تعادل نیروها در منطقه را تغییر نمی دهد می تواند کرملین را قانع کند که اقدامات نظامای دارای نتیجه معکوس خواهد بود و فضای گفت و گو را حفظ کند.

 

سطح متعادلی از تجهیزات نظامی در منطقه پاسخ مناسبی به وضعیت فعلی است.  تجهیزات زمینی، همان طور که اکنون تعریف می شوند، به خاطر ابعاد محدودشان باید نگرانی کمی ایجاد کنند در  حالی که باید پیغام روشنی از اتحاد و همبستگی و تعهد برای حفاظت از اعضای ناتو را بفرستند. به نظر می رسد  هماهنگی دریایی جدید بین متحدان دریای سیاه و نیروهای ناتو بر جای پای کوچکی دلالت دارد که نشان از  تغییر بزرگی در سطح عملیات های ناتو در منطقه نیست. موضع سیاسی و نظامی قبل در مورد مسائل اصلی همچون سامانه دفاع موشکی سطح بالا به قوت خود باقی است.  به عنوان مثال، اگر چه ناتو در کنفرانس ورسای درخواست پاسخ و تدابیر اقدامات لازم را داد اما  هیچ گونه پیشنهادی برای افزایش امنیت و حفاظت  پایگاه اجیس اشور  در برابر قابلیت های رزمی موشکی و هوایی روسیه داده نشده است.

 

نبود تغییر محسوس در حظور نظامی روسیه در منطقه دریای سیاه یا یک اغتشاش دیپلماتیک غیر منتظره، باعث شد تا موضع  نیروهای ناتو در منطقه که در اکتبر 2016 اعلام شده بود ، در فوریه 2017 اقدامات عملی برای  تقویت بازدارندگی و پاسخ به موقعیت موجود با نشان دادن اتحاد و همبستگی و جلوگیری از  بدتر شدن اوضاع و دستیابی به یک دیدگاه مشترک در ناتو در منطقه، انجام گیرد. همانند منطقه بالتیک، احتمال رویارویی متسقیم نظامی بین ناتو و روسیه به علت هزینه های بسیار بالا برای طرفین با نتیجه استراتژیک بی حاصل  بسیار پایین است، البته باید در نظر داشت که  نمی توان کاملا این مسئله را منتفی دانست. در دسترس ترین گزینه موجود برای ناتو و روسیه کاستن احتمال برخورد و رویارویی تصادفی نظامی است و به نشانه حسن نیت، رئیس کل کمیته نظامی ناتو تماسی تلفنی با رئیس ستاد کل نیروهای مسلح روسیه ژنرال والری جراسیموف برقرار کرد، گفت و گویی که بعد از سه سال صورت گرفت.

 

 

مترجم: محمد رجبعلی

 

 

منبع: https://www.csis.org...w-confrontation

 

 

استفاده با ذکر منبع بلا مانع است 

 

 

شادی ارواح طیبه امام ، شهدا ، شهدای مدافع حرم (شهدای اتش نشان) 

 

سلامتی و پیروزی رزمندگان جبهه مقاومت 

 

سلامتی و تعجیل در فرج اقا ، مولا و صاحب اختیارمون 

 

مهدی قائم (عج) 

 

و نائب بر حق ایشان   امام خامنه ای (مد ضله العالی) 

 

 

5 صلوات محمدی عنایت کنید 


  • 8


0 کاربر در حال بازدید از این انجمن است

0 عضو, 0 مهمان, 0 کاربر مخفی