behnamsniper

نبرد نخست العلمین

امتیاز دادن به این موضوع:

23 ارسال ها در این موضوع

متاسفانه ذهن متحجر و زمینی اندیش هیتلر و افسران ستادش که فکر میکردن کل دنیا توی شرق اروپا خلاصه شده و هرگز اهمیت راهبردی جنگ فراقاره ای و تاثیر استراتژیک خاورمیانه و کانال سوئز در سیادت جهانی انگلوساکسون ها رو درک نمیکردن باعث شد نابغه بی همتایی مثل رومل با فقط سه لشگر ناقص بدون تدارکات تو العلمین تنها و بی یاور بمونه و در نهایت شکست تلخی بخوره :-(

در حالیکه درست در همون روزها و هفته ها بیش از 500000 سرباز و 5000 دستگاه تانک و 1000 فروند جنگنده در یکی از ابلهانه ترین عملیات های طول تاریخ مشغول فتح ویرانه بی ارزشی به نام استالینگراد بودن :straight:

واقعا هر وقت که به نبرد استالینگراد و کم و کیف نیرویی که آلمان اونجا هدر داد فکر میکنم دیوونه میشم :-x با خودم میگم آخه خدایا هیتلر و ژنرال هاش واقعا پیش خودشون چه فکری کرده بودن و روی دهات دور افتاده روسیه چه حسابی باز کرده بودن آخه ؟ icon_eek

البته دو سال دیرتر و وقتی که با سرازیر شدن نیروی تازه نفس امریکایی شمال آفریقا داشت سقوط میکرد و ایتالیا با تهدید مستقیم مواجه میشد هیتلر تازه به صرافت افتاد که 250 هزار سرباز رو به تونس بفرسته که البته کاری هم پیش نبردن و به راحتی آب خوردن محاصره و اسیر شدن :straight:

از رومل نقل شده که موقع اعزام این همه گوشت قربونی به تونس گفته بود اگه پیشوا دو سال پیش به التماس های من توجه میکرد و فقط یک پنجم این نیرو یعنی 50 هزار نفر رو به العلمین میفرستاد نه تنها به راحتی مصر و کانال سوئز رو فتح میکردم بلکه تا اورشلیم و حتی دمشق هم پیش میرفتم  :cry: 

4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

اشتباه اول هیتلر این بود که بیخیال انگلستان شد با این فکر که محاصره دریایه ولی ضربه کاریم از اونجا خورد اشتباه دومشم این بود که موسکو رو بیخیال شد و رفت استالینگراد اشتباه سومشم تو شمال آفریقا کرد 

5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

سلام علیکم 

 

 

در حالیکه درست در همون روزها و هفته ها بیش از 500000 سرباز و 5000 دستگاه تانک و 1000 فروند جنگنده در یکی از ابلهانه ترین عملیات های طول تاریخ مشغول فتح ویرانه بی ارزشی به نام استالینگراد بودن

 

 

اتفاقاً بر خلاف نظر شما ، بارباروسا به هیچ عنوان یک  عملیات ابلهانه نبود !!!!!!!  

 

http://www.military.ir/forums/topic/29266-ساختمان-پاولوف/?p=453782

 

پاسخ سرفرماندهی okw به افسران  ستاد کل این بود : ژنرال های من از جنگ اقتصادی هیچ چیزی نمی فهمند !!!!!

 

http://www.military.ir/forums/topic/29266-ساختمان-پاولوف/?p=453827

 

واین 

 

http://www.military.ir/forums/topic/29266-ساختمان-پاولوف/?p=453941

 

خوش اشتها بودن سرفرماندهی  okw شاید یکی از برگترین نقایص  وی بشمار می رفت 

 

http://www.military.ir/forums/topic/29266-ساختمان-پاولوف/?p=454414

 

و اینکه چرا افسانه تبدیل استالینگراد به یک مساله شخصی میان هیتلر و استالین ، بی پایه و اساس هست  :

 

http://www.military.ir/forums/topic/29266-ساختمان-پاولوف/?p=454508

 

و در نهایت استالینگراد 

 

http://www.military.ir/forums/topic/29266-ساختمان-پاولوف/?p=462032

 

 

پی نوشت :

 

طرح ریزی عملیات نظامی قطعاً باید بر اساس امکانات و زیر ساختها در کنار وجود یک برآورد درست و به قول امروزی ها ، on time  از توان رزمی دشمن باشد . بدون رعایت این خطوط  استاندارد ، انتظار دستیابی به موفقیت از یک ارتش بی همتا و تکرار ناشدنی در طول تاریخ نظامی مدرن ( ورماخت) یک مقداری  بی انصافی است 

7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

سلام علیکم 

 

 

اتفاقاً بر خلاف نظر شما ، بارباروسا به هیچ عنوان یک  عملیات ابلهانه نبود !!!!!!!  

اتفاقا به پشتوانه بیش از ده سال مطالعه عمیق تمام زوایای رایش سوم و جنگ جهانی دوم به جد معتقدم که به هم زدن یکطرفه و بی دلیل توافق فوق العاده سودمند مولوتف-ریبن تروپ (که اتفاقا هیات حاکمه شوروی هم تمایل زاید الوصفی به حفظ و تعمیق اون داشت تا جایی که استالین حاضر شده بود در قبال گرفتن رومانی و بلغارستان و تنگه های استامبول رسما عضو محور بشه و به انگلیس اعلان جنگ بده) و کلیت تجاوز به شوروی یکسره اشتباه و بی نهایت ابلهانه بود.

حالا زوم کردن روی هدف دوردست و بی ارزش تاکتیکی، چه رسد به ارزش استراتژیکی مثل روستای پرت استالینگراد در پهنه وسیع عملیاتی جبهه شرق بلاهت در بلاهت بود که حاصل ضربش میشد حماقت بی نهایت !

حالا از بین تمام توجیهات مضحکی که برای این خودکشی ملی ذکر شده جنبه اقتصادی جنگ خنده دار تر از همه است :laughing: 

در حالیکه آلمان به راحتی میتونست با صرف کمتر از یک پنجم نیروی انسانی و تسلیحات و تجهیزات و سوخت و سایر منابعی که تو شرق نابود کرد و در مقابل جز زمین سوخته یخ زده چیزی به دست نیاورد جبل الطارق و مالت و قبرس و مصر و سوئز و فلسطین و سوریه و حتی عراق و عربستان رو که منابع حقیقی ثروت و قدرت دنیا بودن رو تصرف کنه و انگلیس و حتی آمریکا رو به راحتی آب خوردن به خاک سیاه بنشونه

2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

اتفاقا به پشتوانه بیش از ده سال مطالعه عمیق تمام زوایای رایش سوم و جنگ جهانی دوم به جد معتقدم که به هم زدن یکطرفه و بی دلیل توافق فوق العاده سودمند مولوتف-ریبن تروپ (که اتفاقا هیات حاکمه شوروی هم تمایل زاید الوصفی به حفظ و تعمیق اون داشت تا جایی که استالین حاضر شده بود در قبال گرفتن رومانی و بلغارستان و تنگه های استامبول رسما عضو محور بشه و به انگلیس اعلان جنگ بده) و کلیت تجاوز به شوروی یکسره اشتباه و بی نهایت ابلهانه بود.

حالا زوم کردن روی هدف دوردست و بی ارزش تاکتیکی، چه رسد به ارزش استراتژیکی مثل روستای پرت استالینگراد در پهنه وسیع عملیاتی جبهه شرق بلاهت در بلاهت بود که حاصل ضربش میشد حماقت بی نهایت !

حالا از بین تمام توجیهات مضحکی که برای این خودکشی ملی ذکر شده جنبه اقتصادی جنگ خنده دار تر از همه است :laughing:

در حالیکه آلمان به راحتی میتونست با صرف کمتر از یک پنجم نیروی انسانی و تسلیحات و تجهیزات و سوخت و سایر منابعی که تو شرق نابود کرد و در مقابل جز زمین سوخته یخ زده چیزی به دست نیاورد جبل الطارق و مالت و قبرس و مصر و سوئز و فلسطین و سوریه و حتی عراق و عربستان رو که منابع حقیقی ثروت و قدرت دنیا بودن رو تصرف کنه و انگلیس و حتی آمریکا رو به راحتی آب خوردن به خاک سیاه بنشونه

 

دوست گرامی

توجیه هیتلر را درست متوجه نشدید.

تدارکات و لجستیک از مسیر استالینگراد به مسکو و کل شوروی می رسید و تصرف استالینگراد به معنی تحت فشار قراردادن شریان حیات روسها بود. جنبه اقتصادی جنگ یعنی این.

 

در مورد عضویت شوروی در محور، اگر ممکنه اسناد بیشتری برای مطالعه ارائه کنید. اتفاقا تاجایی که من یادم میاد شوروی برای جنگ با آلمان در حال آماده شدن بود و اگر آلمان یک یا دو سال دیگر صبر می کرد این شوروی بود که در مقام مهاجم ظاهر می شد.

4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

دوست گرامی
توجیه هیتلر را درست متوجه نشدید.
تدارکات و لجستیک از مسیر استالینگراد به مسکو و کل شوروی می رسید و تصرف استالینگراد به معنی تحت فشار قراردادن شریان حیات روسها بود. جنبه اقتصادی جنگ یعنی این.

به جای چنین نبرد بی نتیجه ای برای تصرف شهر، می توانستند شهر را محاصره و راههای ارتباطی را قطع یا زیر فشار بگذراند
1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

به جای چنین نبرد بی نتیجه ای برای تصرف شهر، می توانستند شهر را محاصره و راههای ارتباطی را قطع یا زیر فشار بگذراند 

 

گویا محاصره شهر ممکن نبوده . mr9  اینجا توضیح دادن

http://www.military.ir/forums/topic/29266-ساختمان-پاولوف/?p=453827

 

 محاصره استالینگراد ، به نظرم زیاد امکان اجرایی شدن نداشت ، چرا که عقبه این شهر ( پشت به ولگا) کاملاً دست روسها بود و با توجه به  سیل کمکهای خارجی که از همین طریق برای تقویت ارتش سرخ  ارسال می شد ، حفظ این عقبه تقریباً به اولویت شماره یک  ارتش شوروی در آمده بود و آنها بیشترمنابع انسانی و تسلیحاتی خودشون را برای حفظ این عقبه راهبردی اختصاص دادند . 

ویرایش شده در توسط BarraGe
1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

دوست گرامی

توجیه هیتلر را درست متوجه نشدید.

تدارکات و لجستیک از مسیر استالینگراد به مسکو و کل شوروی می رسید و تصرف استالینگراد به معنی تحت فشار قراردادن شریان حیات روسها بود. جنبه اقتصادی جنگ یعنی این.

 

در مورد عضویت شوروی در محور، اگر ممکنه اسناد بیشتری برای مطالعه ارائه کنید. اتفاقا تاجایی که من یادم میاد شوروی برای جنگ با آلمان در حال آماده شدن بود و اگر آلمان یک یا دو سال دیگر صبر می کرد این شوروی بود که در مقام مهاجم ظاهر می شد.

اولا) تاثیر تدارکات و تجهیزات اهدایی انگلیس و امریکا به شوروی در مقاومت این کشور خیلی کمتر از اون چیزی بوده که پروپاگاند رسانه های غربی بعد از چنگ دوم و متاثر از رقابت تازه شکل گرفته جنگ سرد تبلیغ کردن و جا انداختن تا نقش بلوک غرب در پیروزی متفقین رو بزرگ نمایی کنن و نقش اتحاد شوروی رو که فاتح اصلی جنگ بود کوچک جلوه بدن.

ثانیا) مهمترین بنادر حاشیه خزر شوروی که «آستاراخان» و «آتیراو» باشن کاملا در شرق رود ولگا واقع شدن و هر دو از طریق شاهراه «سامارا-قازان» که اون هم در عمق شرق ولگا است مسیر مستقیم امن و کوتاه تری به مسکو دارن که حتی تصرف سراسر ساحل غربی ولگا هم کوچکترین خللی به این مسیر وارد نمی کنه و این گذشته از دسترسی هند و افغانستان تحت قیمومیت انگلیس از مسیر «تاشکند-آلماآتا-کویبیشف» به مسکو هست ! و به طور کلی با توجه به جغرافیای فوق العاده عظیم و گسترده شوروی و شبکه تار عنکبوتی جاده ای و ریلی این کشور فکر قطع دسترسی مسکو به جهان خارج با تصرف یک شهر کوچک پرت و دور افتاده فقط میتونه از ذهن یه بچه کودکستانی تراوش کنه.

ثالثا) پیشنهاد الحاق شوروی به محور و اعلان جنگش به انگلستان در سفر نوامبر 1940 مولوتف به برلین به شخص هیتلر ابلاغ شد ولی هیتلر با رد کردن ما به ازایی که استالین در شرق اروپا خواسته بود گفت که روس ها می تونن مستعمرات آسیایی بریتانیا مثل هند رو برای خودشون بردارن icon_eek (در واقع پیشنهاد جدی و صادقانه و مفید و حیاتی استالین رو با تمسخر و شوخی جواب داد)

رابعا) استالین در حد فاصل 1939 تا 1941 چنان به قوام و استحکام قراردادی که با آلمان بسته بود اطمینان داشت که نه تنها کوچکترین اقدامی برای آماده سازی دفاعی انجام نمیداد و نه تنها به تمام گزارشات سرویس های جاسوسی شوروی که خبر از حمله قریب الوقوع آلمان میدادن بی اعتنایی میکرد، بلکه از رعایت حداقل استانداردهای مرزداری هم به بهانه عدم تحریک آلمان خودداری میکرد و به تعبیر خروشچف در کنگره معروف بیستم حزب کمونیست عملا مرزهای غربی شوروی رو باز و بدون دفاع رها کرده بود ! 

بد نیست بدونید که خبر حمله آلمان به قدری برای استالین غیرقابل باور بود که تا 48 ساعت پس از شروع تجاوز و در حالیکه واحدهای موتوریزه آلمان ده ها کیلومتر در خاک شوروی پیشروی کرده بودن هنوز سعی داشت از طریق ژاپن با آلمان تماس دیپلماتیک برقرار کنه و با آروم کردن هیتلر آتش بس برقرار کنه !!!

ویرایش شده در توسط bigdelimohamad9
0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

گویا محاصره شهر ممکن نبوده . mr9 اینجا توضیح دادن
http://www.military.ir/forums/topic/29266-ساختمان-پاولوف/?p=453827

یکبار دیگه
اهمیت استالینگراد در چیست؟
-از بعد اقتصادی (صنایع تولیدی در فراهم کردن تدارکات)
آلمانها می توانستند با بمباران مکرر کارخانجات این شهر را از نفس بیاندازند.
- از بعد لجستیک
خب لجستیک از کجا؟ آلمانها با گرفتن استالینگراد کدام خط تدارکاتی کشور شوراها را قطع می کردند که تنها با دسترسی به ولگا نمی توانستند آن را قطع کنند.
- از بعد حیثیتی و آبرو، از بعد افتخار و سربلندی، از بعد تحقیر کردن دشمن
راه برای تحقیر استالین زیاد بود. حتی بدون حمله به استالینگراد با این همه اتلاف نیرو و تجهیزات

اینکه در پست قبلی ذکر شد "محاصره ی شهر"، منظور محاصره ی کامل فرسایشی به قصد تسلیم شهر نبود. حذف توان آفندی/ پدافندی روسها در استفاده از شهر و بی خاصیت نمودن امکانات و نیروهای موجود در آن هدف بیان مطلب بود.
0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

یکبار دیگه
اهمیت استالینگراد در چیست؟
 

 

6-2-2015_10-27-59_PM.jpg

 

 

به خطر سیر پیشروی ورماخت دقت کنید ( قبل از دایره آبی / شهر ویازما) // اسمولنسک و مینسک ) و آن را با حوادث کورسک و بعد استالینگراد مقایسه کنید . وقتی که عرض می شود کل جبهه شرقی  روی سه نقطه کلیدی مسکو ، کورسک و استالینگراد استوار بود ( حالا بحث اهمیت خارکف / درست بین استالینگراد و کورسک بماند ) را باید بیشتر مورد توجه قرار داد 

 

پی نوشت : 

 

تا جایی که در خاطرم هست ( احتمالاً ) واحدهای توپخانه سنگین ورماخت در ویازما مستقر شده بود که خوب فرصت استفاده از ان را پیدا نکردند 

13

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

سلامک علیکم

 

حداقل اگر با ایالات متحده مشکل دارید ، تاریخ را به شکل کامل مطالعه کنید 

 

پی نوشت : 

 

1- به طور قاطع می شود گفت که اگر کمکهای سخت افزاری ایالات متحده و کمکهای اطلاعاتی بریتانیا نبود ، مشت محکم ورماخت در نیمه جنگ ، استالین را مجبور می کرد تا پلان B خودش را ( تخلیه مسکو و عقب نشینی کامل به پشت کوه های اورال را بطور کامل اجرا کند ) .

 

2-  استراتژی جامع OKW برای فتح جهان ، دو شاخه اصلی داشت . شاخه شمالی که می بایست روسها را به پشت اورال عقب بزند و تصرف مسکو و استالینگراد حلقه های کلیدی آن بودند و شاخه جنوبی ( با درجه اهمیت کمتر ) می بایست از طرق آفریقای شمالی و مصر به سمت جایزه بزرگ ( منابع نفتی آسیای جنوب غربی )  پیشروی کند . که مشخصاً توان رزمی ورماخت در سال 1942 و 1943 برای جنگ در دو جبهه اروپا (روسیه و بریتانیا ) و  جبهه آفریقا  کافی نبود . در یک کلمه  جاه طلبی بیش از حد تصور سرفرماندهی OKW کار دستش داد . 

 

3- حجم کمکهای متفقین غربی به  اتحاد شوروی در نمودارهای فوق خلاصه شده و در حالی که کاملاً به تفکیک ( نوع مدل تانک ، هو.اپیما ، تیربار ، نوع کنسروهای  غذایی ، تعداد لاستیک ، تعداد و نوع مهمات تحویلی  و.... ) می شود درباره آن جشنواره نمودار راه انداخت .

 

4-  به ارقام و سخت افزار تحویلی دقت کنید .
 

1- در حالیکه حجم تولید فقط یک قلم از محصولات صنایع دفاعی شوروی در اثنای جنگ به عنوان مشت نمونه خروار، رقم حیرت آور 170 هزار دستگاه تانک تی-34 رو نشون میده ! 6 هزار تانکی که امریکا و انگلیس به شوروی اعطا کردن رقم حقیر و ناچیزی جلوه نمی کنه ؟ و صرفا یه کمک نمادین به نظر نمی رسه ؟

2- اصل شکستن کمر بارباروسا و دفع قطعی تهدید موجودیت و مرکزیت سیاسی شوروی تا کریسمس 1942 حاصل شده بود؛ یعنی مقطعی که امریکا هنوز وارد جنگ نشده بود و انگلیس هم مجال و آنچنان امکاناتی برای پشتیبانی از شوروی نداشت.
 

 

 

به خطر سیر پیشروی ورماخت دقت کنید ( قبل از دایره آبی / شهر ویازما) // اسمولنسک و مینسک ) و آن را با حوادث کورسک و بعد استالینگراد مقایسه کنید . وقتی که عرض می شود کل جبهه شرقی  روی سه نقطه کلیدی مسکو ، کورسک و استالینگراد استوار بود ( حالا بحث اهمیت خارکف / درست بین استالینگراد و کورسک بماند ) را باید بیشتر مورد توجه قرار داد 

 

پی نوشت : 

 

تا جایی که در خاطرم هست ( احتمالاً ) واحدهای توپخانه سنگین ورماخت در ویازما مستقر شده بود که خوب فرصت استفاده از ان را پیدا نکردند

 

در طرح اولیه بارباروسا که از ژوئن 1941 آغاز شد هیچ اسمی از استالینگراد برده نشده بود و کوچکترین توجهی به اون دیده نمیشد، در واقع هیتلر در اثر شکستی که در کریسمس 1942 و در دروازه های مسکو از کاریزمای رهبری و اعصاب پولادین استالین خورد تصمیم به انتقام گیری شخصی و تحقیر نمایشی و تبلیغاتی اون با تصرف شهری که به اسمش نامگذاری شده بود گرفت.

2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

1- در حالیکه حجم تولید فقط یک قلم از محصولات صنایع دفاعی شوروی در اثنای جنگ به عنوان مشت نمونه خروار، رقم حیرت آور 170 هزار دستگاه تانک تی-34 رو نشون میده ! 6 هزار تانکی که امریکا و انگلیس به شوروی اعطا کردن رقم حقیر و ناچیزی جلوه نمی کنه ؟ و صرفا یه کمک نمادین به نظر نمی رسه ؟

 

 

گرفتاری تحلیل نظامی در میلیتاری این هست که نمی تواند خودش را از چهارچوب نگاه سنتی رها کند . 

 

در حالی که  ارقام حیرت آور فی المثل تولید تانک  ارائه می شود ، با کمی دقت به تاریخ تحویل این تجهیزات ، بسیاری از شبهات قابل تجزیه و تحلیل هست . 

 

1- علم لجستیک در ساده ترین تعریف خودش ، هنر یا مهارت یک فرمانده نظامی دربرآورده کردن تمامی نیازهای یک ارتش ( چه در حال پدافند و چه آفند ) هست . با این مقدمه کوتاه ، درحالی که اطلاع داریم  خط تماس میان ورماخت و ارتش سرخ  یک  جبهه به طول 1200 مایل بود و اینکه روسها حداقل در شش تا 10 ماهه نخست عملیات بارباروسا در وضعیت تدافعی بسر می بردند و بدلیل غافلگیری تام و تمام ، بخش اعظمی از تجهیزات حمل و نقل سنگین انها نابود شده و یا به غنیمت ورماخت در آمده بود ، و علم به این نکته ( براساس خاطرات سرگئی ایلوشین ، آندره توپولف ، کولیکف ( طراح تانک ) و.... ) روسها از اواخر سال 1942 تجهیزات بومی را بتدریج وارد صحنه نبرد می کردند   ، کمکهای متفقین غربی چه تاثیر بسزایی در متوقف کردن ماشین جنگی ورماخت داشت . 

 

2- خوب رقم حیرت آور 170هزار تانک در برابر رقم به مراتب حیرت آور تر 556852 هزار دستگاه کامیون سنگین اهدایی ایالات متحده به اتحاد شوروی ، در حالی که کارخانجات تولید کامیون ، تانک ، هواپیما و .... در همین زمان دمونتاژ شده و بسمت شرق در حال حرکت بودند ( بعدها این کارخانجات عمدتاً در کویبیشف مستقر شدند )  ، این تجهیزات ، غذا ، مهمات  و بنزین آمریکایی بود که ماشین جنگی ارتش سرخ را در برابر ماشین پرهیبت نظامی  آلمان سرپا نگاه داشته بود . و اطلاع هم دارید که یک ارتش بدون لجستیک( لجستیک قطعاً با تجهیزات حمل و نقل سنگین و نظایر آن تعریف می شود )  به مانند مترسکی است که فقط از دور برای دشمن ترسناک هست . 

 

----------------------

 

نکته : در دهه 40 میلادی ، یک لشکر ارتش شوروی در 24 ساعت ، نیاز به 825 تن مهمات ، 1100 تن سوخت ، 175 تن سلاح برای جایگزینی تسلیحات منهدم شده یا از کار افتاده ، 55 تن غذا برای پرسنل و.. بود . حالا تصور کنید که ارتش سرخ با دراختیار داشتن صدها دستگاه تانک ، توپخانه سنگین و.... ، قادر نباشد آنها را به حرکت در آورد (  بدلیل نبود کامیون و سوخت) 

 

حالا روسها در برابر ارتش آلمان چند لشکر داشتند ؟؟؟ و لجستیک مورد نیاز آنها چقدر بود و  چگونه باید به این نیاز جدی در حالی که زیر فشار ضربات ورماخت بودند ، پاسخ می دادند ؟؟؟ این نیازمند یک جمع و ضرب ساده است !!!!

 

--------------------

 

3- هم طرف غربی و هم روسها براین نکته اذعان دارند که " ایران " بعنوان پل پیروزی ، نقش مهمی در تغییر سرنوشت جنگ داشت و اگر متفقین این شاهراه امن را در اختیار نداشتند ، قطعاً لوازم یدکی ، هواپیما ، سوخت ، مهمات ، غذا و.... برای تقویت مدافعین فراهم نمیشد و سرنوشت جنگ تغییر می کرد  و این یعنی ارتش شوروی بشدت به تامین مایحتاج نظامی و حتی غیر نظامی ، از سوی متفقین غربی نیازمند بود ( حداقل تا انتهای سال 1942) 

 

 

 

 

در طرح اولیه بارباروسا که از ژوئن 1941 آغاز شد هیچ اسمی از استالینگراد برده نشده بود و کوچکترین توجهی به اون دیده نمیشد،

 

در این مساله شبهه جدی وجود دارد . با این حال اگر چنین چیزی صحت داشته باشد ، تفاوت چندانی در اصل قضیه نمی کند . 

 

هر پلان نظامی از مرحله ایده تا اجرا ، طبیعتاً دچار تغییرات جدی می شود ( نمونه آن هم در کربلای 5 دیده شد و بعد از اینکه تمامی اهداف در این عملیات بدست نیامد ، عملیات تکمیلی کربلای 8 طرح  ریزی و اجرا شد ) . در خصوص بارباروسا هم همین مساله صدق می کند . اگر به احتمال یک درصد هم استالینگراد در طرح اولیه نبود ، ولی الزامات صحنه نبرد ، بویژه مبحث لجستیک ( یا بعبارت بهتر جنبه اقتصادی جنگ از یک جهت) در کنار جنبه های ایدئولوژیک نازی ها در کنار هم قرار گرفت تا استالینگراد بصورت یک هدف عمده در بیاید . 

 

اگر چه وقتی به نقشه دقت شود ، کاملاً حلقه راهبرد جامع ورماخت برای تصرف استالینگراد ، کورسک ، ویازما ، مسکو و اتصال این جبهه به جبهه شمالی روسیه ، برای عقب زدن روسها به پشت کوه های اورال ،ایجاد یک خط پدافندی محکم در محور نامبرده شده ، دیده میشود . 

 

در مجموع  بحث روی استالینگراد ، قصه مفصلی است که تنها گوشه کوچکی از آن مربوط به بحث فاجعه ارتش ششم در استالینگراد هست . بررسی طراحی استراتژیک  okw برای روسیه و برنامه های جامع آن برای متصل شدن  به حد پیشروی ارتش امپراطوری ژاپن در شرق ، مساله ایران ، هندوستان ، منابع نفتی آسیای جنوب غربی  ، بحث میرات بریتانیا در آفریقای شمالی و.... به شکل زنجیروار به هم متصل هست که از حوصله این تاپیک خارج خواهد بود . 

 

 

 

 

 یعنی مقطعی که امریکا هنوز وارد جنگ نشده بود و انگلیس هم مجال و آنچنان امکاناتی برای پشتیبانی از شوروی نداشت.
 

 

خوب ، باید توجیه کنید که چرا آمریکایی ها در حالی که هنوز به شکل رسمی وارد جنگ نشده بودند ، در قالب پروژه وام-اجاره ، صدها فروند شناور رزمی ، جنگنده و حتی خلبان به بریتانیا ارسال کردند و حتی خط تولید پیشرانه های " مرلین " را در خاک ایالات متحده یا کانادا ( دقیقاً به خاطر نمی آورم )  تاسیس کردند ؟؟؟ و حتی قصد ورود به پروژه پیشرانه جت فرانک ویتل را داشتند !!!! 

 

 

پی نوشت :

 

این مطالب احتمالاً ادامه پیدا می کند ..... 

 

2- در باب اهمیت کامیون و بنزین ، دانیل یرگین در کتاب خودش صحنه رقت آوری را در شمال ایتالیا به تصویر می کشد که چگونه کامیون های حامل مهمات ورماخت بدلیل نبود بنزین ، با چهارپایان کشیده میشدند !!!!!! 

13

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم