پرش به


تصویر
* * * * * 1 رای

نبرد نخست العلمین


  • لطفا وارد حساب کاربری خود شوید تا بتوانید پاسخ دهید
23 پاسخ برای این موضوع

#1 OFFLINE   behnamsniper

behnamsniper

    Master Sergeant

  • Editorial Board
  • Others: Members
  • 464 ارسال
  • کرج

درجات دریافت شده:

نمایش تمام درجات کاربر

ارسالی 16 فوریه 2017 - 11:46

*
پست محبوب

Besmellah_21.png

 

 

 

لا حول ولا قوه الا باالله العلی العظیم حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولا و نعم النصیر

 

 

نبرد اول العلمین

 

 

نبرد اول العلمین (1-27 جولای 1942) یکی از نبردهای نبرد صحرای غربی (Western Desert Campaign ) در جنگ جهانی دوم  در مصر بود که بین سپاه پانزر افریقا از  نیروهای محور (Axis forces) به فرماندهی  فیلید مارشال اروین رومل (ملقب به روباه صحرا) و نیروهای  متحدین (بریتانیایی ها، استرالیایی ها،  افریقای جنوبی و نیزیلندی ها و هندی ها) سپاه هشتم به فرماندهی ژنرال کلاود اوچینلک  اتفاق افتاد.

مواضع نیروهای محور نزدیک العلمین -تنها 66 مایل دور تر از اسکندریه- به طور خطرناکی نزدیک بندرها و شهرهای مصر ، پایگاه تجهیزاتی نیروهای اتحادیه کشورهای همسود (Commonwealth-مجموعه‌ای از ۵۳ کشور مستقل است که همه آن‌ها به جز موزامبیک و کامرون قبلاً مستعمره امپراتوری بریتانیا بوده‌اند. این کشورها روی هم حدود ۳۰٪ جمعیت کره زمین و ۳۰٪ سطح خشکی‌های زمین را می‌پوشانند)  و کانال سوئز بود ، نیروهای محور بسیار از پایگاهشان در تریپولی لیبی دور بودند تا برای مدت نامعلوم در العلمین بمانند که نهایتا منجر به این شد تا برخلاف محدودیت های زمان و مسافت ،هر دو طرف پشتیبانی  بیشتری برای حمله گرداورند.

 

 

پیش زمینه

 

 

 

عقب نشینی از غزاله  

 

به دنبال شکست سپاه هشتم بریتانیا در نبرد غزاله (Battle of Gazala ) در لیبی شرقی در جون 1942 به فرماندهی ژنرال نیل ریچی، وی از خطوط غزاله در شرق به سمت شمال غربی مصر  تا شهر مرسی مطروح -100 مایل داخل مرز- عقب نشینی کرد. ریچی تصمیم گرفت تا در خطوط مرزی مصر مقاومت نکند، زیرا برنامه دفاعی در این نقطه به پر کردن خطوط دفاعی توسط سربازانش متکی بود و یک نیروی رزرو نیز باید حاضر می بود تا هر گونه تلاشی برای نفوذ یا غافلگیری را خنثی کند. از انجا که ژنرال ریچی عملا هیچ  واحد مناسبی  برای  نبرد نداشت، مواضع دفاعی پیاده ها کاملا شکست پذیر بود. برنامه دفاعی مرسا شامل یک نیروی رزرو نیز می شد اما در غیاب این نیرو ، ریچی باور داشت که می تواند با ایجاد میدان های مین  در خطوط دفاعی مانع از دسترسی مستقیم و راحت  نیروهای محور به مواضع شود.

 

 

thumb_1~2.jpg

 

تانک های شکارچی سپاه افریقا و یک خودروی زرهی Sd.Kfz. 232 در مقابل 

برای دفاع از خط مطروح (Matruh )، ریچی لشکر دهم پیاده هندی را در خود خط و  لشکر پنجاهم پیاده زیر نظر مرکز فرماندهی  نیروهای x (X Corps) را که تاز از سوریه رسیده بود پایین خط ساحلی گراولا (Gerawla) مستقر کرد. از طرف خشکی  نیروهای X ، نیروهای صحرای غربی   (XIII Corps ) با لشکر پنجم پیاده هندی (تنها با یک هنگ پیاده-هنگ 29 هند- و  دو واحد توپخانه) در اطراف صیدی حمزه (Sidi Hamza ) حدود 20 مایل داخل خط ساحلی، و لشکر دوم نیو زیلندی تازه از راه رسیده در  شهر  Minqar Qaim و لشکر یکم زرهی در صحرای باز به سمت جنوب مستقر شدند. لشکر یکم زرهی، تیپ 22 و چهارم زرهی را به خود ضمیمه کرده بود و در این زمان تنها سه هنگ تانک در بین خود داشتند.

 

 

در 25 جون، ژنرال کلود اوچینلک (Claude Auchinleck )-فرمانده کل نیروهای  خاورمیانه (بخشی از ارتش بریتانیا که قبل از جنگ دوم جهانی در مصر تشکیل شد.  هدف این واحد فرماندهی نیروهای زمینی بریتانیا و هماهنگی با نیروی دریایی و  فرماندهی هوایی برای دفاع از منافع بریتانیا در منطقه خاورماینه و  اسیای شرقی بود) ریچی را از خدمت مرخص کرده و شخصا فرماندهی ارتش هشتم را بر عهده گرفت. اوچینلک تصمیم گرفت تا به دنبال رویارویی مستقیم در منطقه مطروح نرود. وی چنین نتیجه گیری کرد که دست پایین و وضعیت  وخیم بعد از شکست غزاله بدین معنی است که وی نمی تواند مانع رومل از حمله به مرکز خطوط دفاعی وی و  یا محاصره و شکست جناح چپ باز خود به سمت جنوب شود. در مقابل اوچینلک تصمیم گرفت تا در حالی که 100 مایل یا بیشتر به سمت شرق به مواضع دفاعی بهتری در العلمین در سواحل مدیترانه عقب نشینی می کند تاکتیک های تاخیری اتخاذ کند. تنها در 40 مایلی جنوب العلمین، دامنه های شیب دار  فرورفتگی کاتارا (Qattara Depression ) می توانست مانع  حرکت نیروهای محور  به دور جناح چپ خطوط دفاعی اوچینلک شود و  پهنای جبهه ای که وی مجبور بود از ان دفاع کند را محدود تر و کمتر کند.

 

 

thumb_2.png

 

منطقه نبرد صحرای غربی  1942

 

 

نبرد مرصا مطروح (Battle of Mersa Matruh )

 

 

درحالی که اوچینلک به سختی در حال اماده سازی خطوط دفاعی العملین بود ، اقدامات تاخیری قوی و مناسبی را ابتدا در مرصا مطروح در 26-27 جون و سپس در 28 جون در فوکا (Fuka)به اجرا دراورد. تاخیر در  تغییر دستور باعث سردرگمی ارایش های خط مقدم (نیروهای X و نیروهای صحرای غربی) بین  ضربه زدن به دشمن و گیر نیفتادن در تله دشمن در مطروح  شد اما دستور عقب نشینی با ارایش بود. نتیجه این امر هماهنگی ضعیف بین این نیروها و واحد های بین انها بود. در اواخر 26 جون، لشکر 21 پانزر و  لشکر 90  پیاده (المانی) توانستند راه خود را از بین موانع مین در وسط خط نبرد باز کنند. اوایل 27 جون زمانی که حمله اغاز شد، لشکر 50 توپخانه المان به لشکر 90 پیاده حمله کرد. در همین حال، لشکر 15 و لشکر 21 پانزر به سمت شرق به بالا و پایین خاکریز  حمله کرد. لشکر 4 زرهی و هنگ 7 موتوریزه پیشروی لشگر 15 پانزر را سد کردند اما به  لشکر 21 پانزر دستور داده شد تا به  Minqar Qaim حمله کند. رومل به لشکر 90 پیاده دستور  داد تا حمله کند و جاده ساحلی پشت لشکر 50 را تا غروب قطع نماید. همان طور که لشکر 21 پانزر به سمت  Minqar Qaim حرکت می کرد، لشکر دوم نیوزیلندی خود را در محاصره یافت. در شب 27 جون لشکر نیوزیلندی توانست بدون خسارات جدی محاصره را بشکند و به سمت شرق عقب نشینی کند. اوچینلک موضع تاخیری دیگری در فوکا -30 مایلی شرق مطروح-تدارک دیده بود، و در ساعت 21.20 وی دستور عقب نشینی به فوکا را صادر کرد. سردرگمی در دستورات باعث شد تا این لشکر مستقیما به العلمین عقب نشنی کند.

 

thumb_3~2.jpg

 

رومل در شمال افریقا. جون 1942 

 

صبح روز بعد نیروهای X  که نتوانسته بودند موضع امنی در خاکریز به دست اورند از ساعت 19.30 تا 4.30 روز بعد ارتباط خود را با سپاه هشتم از دست دادند. تنها در این زمان بود که متوجه شدند دستور عقب نشینی صادر شده است.  عقب نشنی نیروهای صحرای غربی جناح چپ نیروهای X در ساحل مطروح را باز گذاشته بود و خط عقب نشنی انها با قطع جاده ساحلی در شرق مطروح به خطر افتاده بود. به انها دستور داده شد تا به سمت جنوب در بیابان حرکت کرده و بعد به سمت شرق حرکت کنند. اوچینلک به نیروهای صحرای غربی دستور داد تا پوشش لازم برای عقب نشنی نیروهای X را فراهم کنند اما انها در موقعیت انجام چنین کاری نبودند. در ساعت 21.00 بیست و هشتم جون، نیروهای X –که به هنگ های کوچک سازماندهی و تقسیم شده بودند- به سمت جنوب حرکت کردند. از انجا که در تاریکی هوا به سمت مواضع دفاعی دشمن حرکت می کردند، اختلالات و اشفتگی های زیادی روی داد. در این جریان، لشکر 5 هندی تلفات زیادی را متحمل شد و هنگ 29 پیاده هندی در فوکا از بین رفت. نیروهای محور بیش از 6.000 اسیر گرفتند و تعداد 40 تانک و مقدار بسیار زیادی تدارکات به غنیمت گرفتند.

 

 

دفاع در العلمین

 

 

خود العلمین یک ایستگاه قطار بی اهمیت در ساحل بود. در 10 مایلی جنوبی ان رشته کوه سنگی  رویزات (Ruweisat Ridge ) قرار داشت که دید بسیار خوبی را برای منطقه ی گسترده ای از صحرا را فراهم می کرد. 20 مایلی جنوب این رشته کوه، فرورفتگی کاتارا قرار داشت. خطی که بریتانیای ها تصمیم به دفاع در ان گرفتند از دریا تا فرورفتگی کاتارا امتداد داشت و بدین معنی بود که رومل برای دور زدن این خط می بایست مسیر فرعی طولانی به سمت جنوب رفته و از صحرای صاحارا عبور می کرد. ارتش بریتانیا قبل از شروع جنگ این موضع استراتژیک را شناسایی کرده بود و شروع یه ساخت موانع پدافندی متعدد (میدان های مین، سیم خاردار و...  ) در ان کرده بود که بهترین انها اطراف ایستگاه قطار در العلمین ایجاد شده بود. با این وجود اغلب این خط بیابان خالی بود. ژنرال ویلیام نوری این موضع را سازماندهی و شروع به ساخت سه پایگاه دفاعی در ان کرد. اولین و بزرگترین پایگاه دفاعی در العلمین در ساحل قرار داشت و توسط ارتش اول افریقای جنوبی مین گذاری شده و سیم خاردار کشیده شده بود. مقر باب القطار (Bab el Qattara )-حدودا در 20 کیلومتری ساحل و 8 کیلومتری رشته کوه رویزات قرار داشت- ایجاد شده بود در حالی که مین گذاری نشده و سیم خار دار نیز نداشت، از این بدتر   مقر نق ابو دویس (Naq Abu Dweis)-کنار فرورفتگی کاتامارا- 34 مایلی شرق  بود  که کار بسیار کمی صورت  در ان صورت گرفته بود.

 

 

thumb_4.png

 

منطقه نبرد صحرای غربی، جون 1942 

 

 

موقعیت بریتانیا در مصر در وضع اسفناکی قرار داشت، شکست در مطروح وحشتی به جان مقامات قاهره انداخته بود که بعد ها از ان به عنوان "دستپاچگی" یاد می شود. در روزی که "چهارشنبه خاکستر" نام گرفت، مراکز فرماندهی بریتانیا ، سفارت بریتانیا و...از ترس سقوط شهر با عجله اسناد محرمانه را سوزاندند.  اوچینلک –اگرچه به این فکر می کرد   که می تواند رومل را در العلمین متوقف کند- احساس کرد که نمی تواند احتمال  مبارزه بهتر یا برتری و در تنگنا قرار دادن دشمن را نادیده بگیرد. پس به این فکرد کرد  تا برای حفظ ارتش خود، باید برنامه ها را بر احتمال عقب نشینی بیشتر با حفظ روحیه و به دست اوردن حمایت و  همکاری مصری ها متمرکز کند. مواضع دفاعی در شرق اسکندریه و اطراف قاهره  ساخته شده بودند در حالی که مناطق وسیعی در اطراف دلتای نیل در سسل غرق شده بودند. نیروهای محور نیز تصور می کردند که سقوط مصر حتمی است، موسولینی رهبر ایتالیا که حس می کرد که لحظه ای تاریخی در حال شکل گیری است به لیبی پرواز کرد تا اماده ورود ظفرمندانه به قاهره شود.

پراکندگی نیروهای X در مرصا مطروح،  برنامه اوچینلک برای  در تصرف داشتن خطوط دفاعی العلمین را ناکام گذاشت. در 29 جون، وی به نیروهای  XXX-لشکر 1 افریقای جنوبی و 5 و 1 هندی- دستور داد تا بخش ساحلی در بخش راست خط را تحت کنترل خود بگیرد و به نیروهای XIII-لشکر دوم نیوزیلندی و لشکر چهارم هندی- دستور داد تا در سمت چپ مستقر شوند. باقی مانده نفرات از لشکر یکم زرهی و لشکر هفتم زرهی به عنوان نیروی ذخیره متحرک در نظر گرفته شدند. هدف اوچینلک این بود که مواضع دفاعی ثابت حمله دشمن را به هم بریزند و در عین حال واحدهای متحرک به جناحین و عقب دشمن حمله کنند.

 

 

در 30 جون، سپاه پانزر افریقای   رومل به مواضع العلمین نزدیک شد. نیروهای محور خسته و  کم توان بودند. رومل بی رحمانه انها را به جلو  رانده بود و مصمم بود تا قبل از انکه سپاه هشتم زمان کافی برای استقرار  پیدا کند به انها حمله کند، توان فعلی  وی می توانست او و نیروهایش را از العلمین رد کند و پیشتر به سمت رود نیل پیشروی کند. تدارکات به مشکلی اساسی برای نیروهای محور بدل شده بود زیرا افسران انتظار داشتند بعد از تصرف توبروک توقف شش هفته ای  وجود خواهد داشت. واحد های نیروی هوایی المان نیز خسته و کم توان بودند و حمایت کمی در برابر حملات بی امان نیروی هوایی سلطنتی به خطوط تدارکاتی متحدین فراهم می کردند، حملاتی که با رسیدن بمب افکن های نیروی هوایی ایالات متحده می توانست تا  بنغازی نیز برسد. تدارکاتی که به متحدین می رسید بسیار مفید و ارزشمند بود با این حال دائما کمبود اب و مهمات وجود داشت، کمبود وسایل نقلیه نیز  مانع از توزیع تدارکاتی که به دست متحدین می رسید می شد.

 

 

برنامه متحدین برای حمله

 

 

برنامه رومل برای حمله این بود تا لشکر نودم و لشکرهای پانزدهم و بیست و یکم پانزر از  سپاه افریقا    به خطوط سپاه هشتم به مواضع مقرهای دفاعی  العلمین و دیرالعبد (Deir el Abyad ) حمله کنند (رومل فکر می کرد از دیرالعبد دفاع می شود). لشکر نودم می بایست به سمت شمال  تغییر موضع داده و  جاده ساحلی را قطع می کرد و مدافعان پایگاه العلمین را در تله می انداخت (پایگاهی که رومل گمان می کرد با باقی مانده لشکر پنجاهم پیاده محافظت می شود) و سپاه افریقا به سمت راست تغییر موضع داده تا به پشت نیروهای XIII حمله کنند. یک لشگر ایتالیایی نیز می بایست از سمت غرب به پایگاه العلمین حمله می کرد و دیگر لشکر ایتالیایی نیز می بایست لشکر نودم را دنبال می کرد. واحد های شناسایی المانی و ایتالیایی نیز از جناح راست محافظت می کردند.  برنامه رومل این بود تا در 30 جون حمله کند اما کمبود تدارکات و وسایل نقلیه برنامه وی را یک روز به تاخیر انداخت،  و به مدافعان اجازه داد  خود را مجددا در خطوط العلمین سازمان دهی کنند. در 30 جون، لشکر نودم هنوز 15 مایل از  اغاز خط دفاعی خودش دور بود، به علت کمبود سوخت ، لشکر 21 پانزر نمی توانست حرکت کند و برای پیشروی بسمت فرودگاه ، واحدهای عمل کننده ، وعده پشتیبانی هوایی را هم دریافت کرده بودند.

 

 

thumb_5.jpg

 

توپ های 25 پوندی هنگ بیست و هشتم توپخانه سلطنتی در العلمین.12 جولای 1942 

 

 

نبرد اغاز می شود

 

 

 

حملات لشکر پانزر افریقا

 

 

در ساعت 3.00 صبح اول جولای، لشکر نودم پیاده پیشروی به سمت شرق را اغاز کرد اما  بیش از اندازه به سمت شمال منحرف شد و به مواضع دفاعی لشکر یکم افریقای جنوبی  رسید و  زمین گیر شد. لشکرهای پانزدهم و بیست و یکم پانزر از سپاه افریقا به علت طوفان شن و حمله شدید هوایی تاخیر داشتند.  در روشنایی روز بود که لشکرهای 15 و 21 پشت دیرالعبد چرخیدند و در اینجا بود که فهمیدند  شرق این موضع در تصرف  هنگ هجدهم پیاده هندی است، هنگی که بعد از یک سفر  عجولانه از عراق، مواضع غربی رشته کوه رویزات  و شرق دیرالعبیاد را در دیرالشین در 28 جون  تصرف کرده بود تا یکی دیگر از  پایگاه های دفاعی اضافی بیابان نوری را تشکیل دهد.

 

 

حدود ساعت 10.00 صبح اول جولای، لشکر 21 پانزر به دیرالشین حمله کرد. هنگ 18 پیاده هندی-که هویتزرهای 23 و 25 م، 16 سلاح صد تانک جدید  6 پوندی و 9 تانک ماتیلدا  نیز از ان حمایت می کردند- تمام روز را در برابر المانها مقاومت کردند اما غروب همین روز المان ها موفق به تصرف مواضع شدند. زمانی که هنگ 18 پیاده برای دفاع صرف کرد به اوچینلک اجازه داد دفاع در غرب رشته کوه رویزات را مجددا سازماندهی کند.  لشکر یکم زرهی برای کمک به دیرالشین فرستاده شده بود. انها در جنوب دیرالشین به لشکر 15 پانزر حمله کردند و ان را به سمت غرب راندند. در پایان روز نبرد، سپاه افریقا از 55 تانک خود تنها 37 تانک در اختیار داشت.

 

thumb_6~0.jpg

 

یک تانک پانزر از سپاه افریقا 

 

 

 

اوایل بعدازظهر، لشکر 90 خود را از شر  پایگاه دفاعی العلمین خلاص کرده بود و به سمت شرق پیشروی می کرد. زیر اتش توپخانه سه گروه از هنگ افریقای جنوبی متوقف شده و مجبور  به سنگرکندن شد.

 

 

در دوم جولای، رومل دستور از سر گیری حملات را صادر کرد. بار دیگر لشکر 90 نتوانست پیشروی کند بنابراین رومل به  سپاه افریقا دستور داد تا حرکت سریع به سمت جنوب را متوقف کرده و در عوض با حمله به شرق رشته کوه رویزات جاده ساحلی را قطع کند. دفاع بریتانیایی ها در رشته کوه رویزات به واحد هایی که از  گروهی از سربازان پیاده، توپ های صحرایی و توپ های ضد هوایی سبک متکی بود که Robcol  نام داشتند. این افراد می توانستند زمان بخرند، و تا بعد از ظهر دو هنگ زرهی بریتانیایی به نبرد ملحق شدند و هنگ چهارم زرهی با لشکر 15 پانزر و هنگ 22 زرهی با لشکر 21 پانزر درگیر شدند. انها حملات متحدین را دفع کرده و تا غروب انها را مجبور به عقب نشینی کردند. بریتانیایی در شب 2 جولای مواضع خود در رویزات را تقویت کردند. در همین حال نیروی هوایی سلطنتی نیز حملات سنگینی را به واحد های متحدین صورت داد.

 

 

روز بعد در 3 جولای، رومل به سپاه افریقا دستور داد تا با کمک نیروهای موتوریزه XX ایتالیایی در جناح جنوبی  دوباره به رشته کوه رویزات حمله کنند. نیروهای X ایتالیایی نیز می بایست المریر (El Mreir ) را تصرف می کردند. در این مرحله سپاه افریقا تنها 26 تانک عملیاتی داشت. تبادل اتش سختی بین نیروها صورت گرفت و  پیشروی اصلی متحدین متوقف شد. در 3 جولای، نیروی هوایی سلطنتی 180 سورتی پرواز صورت داد.

برای کم کردن فشار از سمت راست و مرکز سپاه هشتم، نیروهای XIII از سمت چپ از پایگاه کاتارا پیشروی کردند. برنامه این بود تا لشکر دوم نیوزیلندی-با باقی مانده لشکر 5 هندی و هنگ هفتم موتوریزه زیر نظر خود- به سمت شمال حرکت کرده تا جناحین و عقب متحدین را تهدید کند. این نیرو با لشکر توپخانه اریت(Ariete) برخورد کرد که همان طور که به به رویزات حمله می کرد به جناح چپ لشکر رسیده بود. فرمانده ایتالیایی به گردان های خود دستور داد تا مستقلا به نبرد پرداخته و راه خود را باز کنند اما از  لشکر اریت 531 نفر کشته شدند(حدود 530 نفر اسیر شدند) ، 36 توپ ، 6 تانک و 55 کامیون نیز به غنیمت انگلیسی ها درامد. در پایان روز لشکر اریت تنها 5 تانک در اختیار داشت. روز دوم به پایان رسید و تلاش های رومل برای حمله با شکست مواجه شد. نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا دوباره نقش خود را به خوبی بازی کرد و 90 سورتی پرواز در این روز انجام داد.

 

 

در سمت جنوب، در پنجم جولای گروه نیوزیلندی دست به حمله در جهت  شمال به مست المریر زد تا عقبه لشکر اریت را قطع کند.در پنج مایلی شمال پایگاه کاتارا، اتش سنگین لشکر موتوریزه بریسیکای ایتالیا پیشروی انها را صد کرد و باعث توقف حملات نیروهای XIII  شد.

 

رومل سنگر می کند

 

 

در این زمان، رومل به این نتیجه رسید که نیروهای خسته اش بدون استراحت و سازمان دهی مجدد نمی توانند به جلو  پیشروی کنند. وی به فرماندهی عالی المان چنین گزارش داد که هر کدام از سه لشکر المانی تحت فرمان وی تنها 1.200 تا 1.500نفر جنگجو در اختیار دارند و به علت مزاحمت های نیروی هوایی بریتانیا تهیه تدارکات با مشکل جدی رو به رو بود. وی پیش بینی می کرد که مجبور خواهد تا حداقل دو هفته در لاک دفاعی فرو رود.

 

thumb_7~0.jpg

 

فیلید مارشال اروین رومل همراه با دستیاران خود در نبرد صحرای غربی، 1942

 

در این زمان رومل از طولانی شدن خطوط تدارکاتی خود رنج می برد. در حالی که ستون های متحرک بریتانیایی که از سمت غرب حرکت می کردند و از سمت جنوب حمله می کردند، ارایش عقب نیروهای محور را دارای هرج و مرج کرده و به ان خسارت وارد می کردند،  نیروی هوایی متحد بیابان (DAF-این گروه هوایی از 24 گروه مختلف در نوامبر 1941 در شمال افریقا تشکیل شد تا حمایت هوایی برای ارتش هشتم فراهم کند.) نیز  به شدت بر خطوط تدارکاتی  شکننده و طولانی وی  متمرکز شده بود. رومل این خسارت ها را -حتی زمانی که تعداد کشتی هایی که از ایتالیا می امد کم شده بود- نیز می توانست تحمل کند (در ماه جون، وی 5.000 تن تدارکات و 400 خودرو در مقایسه با 34.000 تن ماه می و 2.000 خودروی در همین ماه دریافت کرد). در همین حال سپاه  هشتم در حال سازمان دهی مجدد و بازسازی خود بود و از خطوط تدارکاتی کوتاه خود نهایت بهره را می برد. تا 4 جولای،  لشکر 9 استرالیایی وارد خط شمال شده بود و در 9 جولای هنگ پنجم پیاده هندی نیز بازگشته بود و مواضع رویزات را اشغال کرده بود. در همین زمان، هنگ 161 پیاده هندی تازه از راه رسیده لشکر 5 پیاده هندی اسیب دیده را تقویت کرد.

 

تل العیسا (Tel el Eisa )

 

در 8 جولای، اوچینلک دستور تشکیل  فرماندهی نیروهایی XXX را صادر کرد-ژنرال ویلیام رامسدن ماموریت یافت تا رشته کوه های کم ارتفاع تل العیسا و تل الماخ خاد را تصرف کرده و سپس گروه های رزمی متحرک را به سمت جنوب به  دیر الشین هدایت کرده و از انجا گروه ها را به سمت غرب به باند های الدابا (El Daba )ببرد. در همین حال نیروهای XIII   جلوی حرکت نیروهای محور به سمت شمال و تقویت بخش ساحلی  را می گرفتند. رامسدن به لشکر 9 استرالیایی و هنگ 44 سلطنتی ماموریت تصرف تل العیسا را داد و به لشکر اول افریقای جنوبی با حمایت 8 تانک مامورت تصرف تل الماخ خاد را داد. لشکر یکم زرهی نیز به عنوان گروه حمله در نظر گرفته شد.

 

 

بعد از بمباران اولیه مواضع در ساعت 3.30 دقیقه دهم جولای، هنگ 26 استرلیایی حمله به رشته کوه شمال تل العیسا را اغاز کرد. این بمباران سنگین ترین بمباران در شمال افریقا تا ان زمان بود که باعث وحشت در بین سربازان بی تجربه لشکر 6 پیاده ایتالیا  شد، سربازانی که تنها مواضع پیش افتاده ای را تصرف کرده بودند. حمله استرالیایی ها 1.500 اسیر از دشمن گرفت و یک لشکر ایتالیایی نابود شد و سیگنال های ارتباطی گروهان 621 به دست دشمن افتاد. در همین زمان، افریقای جنوبی ها  تل الماخ خاد را تصرف کرده و در مواضع مستقر شده بودند. 

واحدهای  لشکر 164 المان و لشکر 11 موتوریزه ایتالیا از راه رسیدند تا فاصله بین خطوط دفاعی متحدین را پر کنند. بعد از ظهر و غروب 10  جولای، تانک های لشکرهای 15 پانزر و تریستی ایتالیا ضد حملاتی به مواضع استرالیایی ها صورت دادند که به علت حجم اتش توپخانه متفقین و سلاح های ضد تانک استرلیایی شکست خورد.

 

 

صبح روز 11 جولای،  گردان های 2 و 24 استرالیا با حمایت تانک ها و  هنگ 44 سلطنتی به تپه انتهایی تل العیسا حمله کردند. تا بعد از ظهر، مواضع تصرف شده بود و  از انها به عنوان جایگاهی برای دفع ضد حملات متحدین در بقیه روز استفاده شد. یک ستون کوچک از نیروهای موتوریزه و زرهی فرستاده شد تا به  دیر الابیاد (Deir el Abyad) حمله کنند و موفق شدند تا یک گردان پیاده ایتالیایی را وادار به تسلیم کنند. در طول روز بیشتر از 1.000 اسیر ایتالیایی گرفته شد.

 

 

در 12 جولای، لشکر 21 پانزر ضد حمله ای را به سمت خندق 33 (Trig 33) و موضع 24 صورت داد که بعد از چنیدن ساعت نبرد با برجای گذاردن چندین کشته و مجروح شکست خوردند و عقب نشینی کردند. روز بعد، لشکر 21 پانزر حمله ای را به موضع 33 و مواضع نیروهای افریقای جنوبی در پایگاه العلمین  صورت داد. این حمله با اتش سنگین توپخانه مدافعین متوقف شد. رومل هنوز هم مصمم بود تا نیروهای بریتانیا را از  خط نفوذی شمالی بیرون کند. اگر چه نیروهای استرالیایی از موضع 24 عقب نشینی کردندند اما تلفات سنگینی به لشکر 21 پانزر وارد شد. در 15 جولای حمله دیگری صورت گرفت اما موفقیتی در برابر مقاوت جانانه مدافعان به دست نیامد. در 16 جولای، استرالیایی ها که از حمایت تانک های بریتانیایی برخوردار بودند حمله ای را صورت دادند تا موضع 24 را تصرف کنند اما  با ضد حملات المان ها به عقب رانده شدند و حدود 50% تلفات دادند.

بعد از هفت روز نبرد سهمگین، نبرد در شمال برای تصرف خط نفوذی  تل العیسا به تدریج پایان یافت. لشکر نهم استرلیایی تخمین زد که حدود 2.000 سرباز متحدین کشته شده و بیش از 3.700 اسیر گرفته شده بود. احتمالا مهم ترین دستاورد این نبردها، تصرف سیگنال های ارتباطی گروهان 621 توسط استرالیایی ها بود. این واحد اطلاعات محرمانه ی با ارزشی  را از شنود رادیویی  ارتباطات بریتانیایی ها جمع اوری کرده و در اختیار رومل قرار داده بود. این منبع اطلاعاتی با ارزش برای رومل  هم اکنون از دست رفته بود.

 

 

اولین نبرد رشته کوه رویزات

 

 

همان طور که نیروهای محور مشغول سنگربندی و استقرار بودند، اوچینلک-که تعدای از واحد های المانی را در طول نبرد تل العیسا از بخش ساحلی عقب رانده بود- برنامه ای را ترتیب داد تا به لشکر پیاده 17 پاویا و لشکر بریسیا در مرکز  خط رشته کوه رویزات حمله کند. اطلاعات محرمانه ی سیگنالی جزئیات دقیقی از ارایش رزمی و امادگی نیروهای محور  به اوچینلک می داد. سیاست اوچینلک "حمله به ایتالیایی ها در هرجای ممکن بود زیرا انها روحیه ی بالایی نداشتند و  المان ها نمی توانستند بدون انها خطوط جدید را نگه دارند".

 

 

برنامه این بود تا هنگ چهارم نیوزیلندی و هنگ پنجم جدید نیوزیلند به شمال غرب حمله کرده و کنترل  قسمت غربی رشته کوه را به دست گرفته و هنگ پنجم پیاده هندی در سمت راست انها کنترل قسمت شرقی رشته کوه را در حمله ای شبانه به دست بگیرند.  هنگ دوم زرهی از وسط اهداف پیاده عبور می کرد تا نهایت بهره برداری را کرده و به سمت دیر الشین و رشته کوه میتیرا برود. در سمت چپ، هنگ 22 زرهی اماده بود تا به سمت جلو حرکت کند تا همان طور که پیاده ها رشته کوه را تثبیت می کردند از انها محافظت کند.

 

thumb_8~0.jpg

 

یک سرباز تانک M13/40  نابود شده المانی در العمین را در تاریخ  11 جولای 1942 بررسی می کند

 

حمله در ساعت 23.00 شب 14 جولای اغاز شد. دو هنگ نیوزیلندی بلافاصله قبل از طلوع خورشید در صبح 15 جولای اهداف خود را تصرف کردند، اما میدان های مین و گروه های کوچک مقاومت بی نظمی و اشفتگی در بین مهاجمان به وجود اورد. خط شکنان تعدای از گروه های مقاومت کوچک را پشت سر نهادند که مانع حرکت نیروهای ذخیره، توپخانه و ارتش های حمایتی شدند. در نتیجه، هنگ های نیوزیلندی مواضع رشته کوه را بدون اتش پشتیبانی البته به استثنای چند سلاح ضد تانک تصرف کردند. از همه مهمتر، ارتباط بین دو هنگ زرهی بریتانیایی قطع شد و لشکر بریتانیایی به جلو حرکت نکرد تا از پیاده ها پشتیبانی کند. با طلوع خورشید، یک گروه از  هنگ هشتم لشکر پانزده پانزر ضد حمله ای را به گردان های چهارم و 22 نیوزیلندی صورت داد. اتش شدید بر روی نیروهای بریتانیایی صلاح های ضد تانک انها را نابود کرده و پیاده نظام خود را در جلوی تانک ها می دید و راهی جز تسلیم نداشت. حدود 350 نیوزیلندی اسیر شدند.

 

 

در حالی که لشکر دوم نیوزیلندی به پستی و بلندی های غربی رشته کوه رویزات حمله کرد،  هنگ پنجم  هندی موفقیت اندکی در قسمت شرقی رشته کوه رویزات به دست اورد. تا ساعت 7.00، بلاخره خبر به هنگ دوم زرهی رسید تا به سمت شمال غرب حرکت کند. دو هنگ در میدان مین گیر افتادند اما هنگ سوم موفق شد تا به تیپ پنجم هندی برسد که حمله خود را از سر گرفته بود. با حمایت زرهی و توپخانه، هندی ها توانستند تا اوایل بعد از ظهر اهداف خود را تصرف کنند. در همین حال، هنگ 22 زرهی در الام نیل (Alam Nayil ) با لشکر 90 و لشکر زرهی اریت که از سمت جنوب حرکت می کردند درگیر شده بود. در همین حال با کمک ستون های توپخانه و پیاده های متحرک از لشکر هفتم زرهی توانستند نیروهای محور را به راحتی عقب بزنند، اما به انها اجازه داده نشد تا به سمت شمال پیشروی کنند تا جناح لشکر نیوزیلندی را محافظت کنند.

 

.

با مشاهده فشار بر برسیکا و پاویا، رومل نیروهای المانی را به رویزیت فرستاد. تا ساعت 15.00، هنگ شناسایی سوم و بخشی از لشکر بیست و یک پانزر از سمت شمال و هنگ شناسایی 33 واحد هایی از گروه باد (Baade Group ) از لشکر 15 پانزر از سمت جنوب به فرماندهی ژنرال والتر نهرینگ در محل حاضر بودند. در ساعت 17 بعد ازظهر نهرینگ ضد حمله خود را اغاز کرد. هنگ چهارم نیوزیلند هنوز کمبود تسلیحات داشت و در این زمان کمبود مهمات نیز بدان اضافه شد. یک بار دیگر، دفاع ضد تانک شکست خورد و حدود 380 نیوزیلندی و از جمله کاپیتان چارلز اپهام  -که به خاطر شجاعت  در جنگ و نابودی یک تانک المانی و چندین خودرو و سلاح دیگر با نارنجک در حالی که از ناحیه ارنج زخمی شده بود و بازویش شکسته بود مدال صلیب ویکتوریا دریافت کرد- اسیر شدند. حدود ساعت 18، مقر فرماندهی هنگ تصرف شد. حدود ساعت 18.15،  هنگ دوم زرهی با واحدهای زرهی المان درگیر شد و  حرکت متحدین به سمت شرق را متوقف کرد. در هنگام غروب، نهرینگ متوقف شد.

 

 

در 16 جولای نهرینگ حمله را از سر گرفت. هنگ پنجم پیاده هندی انها را عقب راند اما از مکالمات بی سیم مشخص بود که حمله دیگری در راه است. در نتیجه گودال های ضد تانک حفر شد، اتش توپخانه بر روی مواضع برنامه ریزی و ثبت  شد و یک هنگ از تیپ 22 زرهی نیز فرستاده شد تا تیپ 2   زرهی را تقویت کنند. وقتی حمله جدید نهرینگ به بعد از ظهر کشیده شد، حمله دفع شد. بعد از نبرد، هندی ها 24 تانک نابود شده و خودروهای زرهی و چندین سلاح ضد تانک در میدان نبرد شمردند.

 

 

در سه روز نبرد، متفقین  بیش از  2.000  اسیر جنگی از متحدین گرفتند که اغلب انها از لشکرهای ایتالیایی پاویا و برسیا بودند: لشکر نیوزیلندی نیز 1.405 نفر تلفات داد. نبرد در تل العیسا و رویزات باعث نابودی 3 لشکر ایتالیایی شد و  رومل را مجبور کرد تا ارایش جدیدی به سپاه خود از سمت جنوب بدهد و میدان های مینی در جلوی لشکرهای باقی مانده ایتالیایی ایجاد کند تا از انها محافظت کند و  انها را با گروه هایی از سربازان المانی تقویت کند.

 

رشته کوه میتیریا (Miteirya Ridge )

 

برای کم کردن فشار از رشته کوه روزیت، اوچینلک به لشکر 9 استرلیا دستور داد تا حمله دیگری از سمت شمال اغاز کند. در ساعات اولیه 27 جولای، هنگ 24 استرلیا-با حمایت هنگ سلطنتی و حمایت قوی هوایی- به رشته کوه میتیریا حمله کرد.  حمله اولیه شبانه با موفقیت پیش رفت و 736 نفر که اغلب انها از لشکرهای موتوریزه ترنتو و تریستی  ایتالیا بودند نیز اسیر شدند. بار دیگر، یک وضعیت بحرانی  برای نیروهای محور با ضد حمله شدید نیروهای ترکیبی المانی و ایتالیایی جبران شد و استرالیایی ها را مجبور کرد تا با 300 تلفات به خطوط اولیه خود بازگردند. اگر چه تاریخ رسمی لشکر 2 و 32 این ضد حمله موفقیت امیز را تنها کار نیروهای المانی می داند، اما تاریخدان استرلیایی مارک جانستون گزارش می دهد که اسناد المانی نشان می دهند که لشکر ترنتو ایتالیا بوده که واحد های استرالیا را عقب رانده است.

 

نبرد دوم رشته کوه روزیت

 

در این زمان سپاه هشتم برتری قابل ملاحاظه ای از نظر تجهیزات بر متحدین داشت: لشکر 1 زرهی 173 تانک داشت و تعداد بیشتری نیز رزرو  و در حال حمل و نقل بود، در حالی که رومل تنها 38 تانک المانی و 51 تانک ایتالیایی داشت اگر چه واحد های زرهی وی تعداد 100 تانک در دست تعمیر داشت.

 

برنامه اوچنلیک این بود تا هنگ 161 هندی در عین حمله به رشته کوه رویزیت به دیر الشین نیز حمله کند، در حالی که هنگ 6 نیوزیلندی از سمت جنوب رشته کوه به فرورفتگی  المریر حمله کند.  در طول روز، دو هنگ موتوریزه بریتانیایی-هنگ 2 زرهی و هنگ 23 زرهی-سرتاسر فاصله موجود را با نیروهای پیاده پر کرد. این برنامه پیچیده و جاه طلبانه بود.

 

حمله شبانه پیاده نظام در ساعت 16.30 روز 21 جولای اغاز شد.  نیوزیلندی ها در حمله موفق به تصرف هدف خود یعنی فرورفتگی المریر شدند اما ، یک بار دیگر، به خاطر عدم حمایت بسیاری از خودروها نتوانستند خود را به مواضع بی حفاظ  برسانند. با شروع روز 22 جولای، هنگ های زرهی بریتانیایی بار دیگر نتوانستند پیشروی کنند. در 22 جولای،  هنگ های هشتم و پنجم پانزر نهرینگ با ضد حمله ای سریع پاسخ دادند که به سرعت پیاده نظام نیوزیلندی را از بین برده و بیش از 900 نفر تلفات به انها وارد کردند. تیپ دوم زرهی دو هنگ را برای کمک فرستاد اما المان ها با میدان مین و صلاح های ضد تانک جلوی این دو هنگ را گرفتند.

 

thumb_10.jpg

 

یک توپ 25 پوندی توپخانه سلطنتی حین اتش در جولای 1942 

 

حمله تیپ  161 موفقیت های چند گانه ای داشت. در سمت چپ، تلاش اولیه برای  پاکسازی رویزات با شکست مواجه شد اما حمله ای جدید در ساعت 8.00 توسط لشکر ذخیره موفقیت امیز بود. در سمت راست،  لشکرهای مهاجم به مواضع  دیر الشین وارد شدند اما در نبرد تن به تن به عقب رانده شدند.

 

به دنبال گره خوردن کار در المریر، در ساعت 8.00 فرمانده تیپ 23 زرهی ، به دنبال دستوراتی که از مافوق به او رسیده بود به تیپش دستور حمله داد. سرلشکر گتیهاوس (Gatehouse)-فرمانده لشکر 1 زرهی- متقاعد نشده و مشکوک بود که راه بین میدان مین پاکسازی شده باشد بنابراین پیشنهاد کرد تا پیشروی لغو شود. با این وجود، فرمانده نیروهای XIII-ژنرال ویلیام گوت- این پیشنهاد را نپذیرفت و دستور حمله از یک خط یک مایلی پایین تر از برنامه اصلی که گوت به اشتباه  فکر می کرد خالی از مین باشد را صادر کرد. این دستورات به نیروها نرسید و حمله طبق نقشه اولیه انجام گرفت. تیپ مذکور خود را محصور در میدان مین و زیر اتش سنگین یافت. در ساعت 11.00 لشکر 21 پانزر ضد حمله ای را بر علیه انها ضورت داد و تیپ مجبور به عقب نشینی شد. تیپ 23 زرهی نابود شده و  40 تانک به کلی نابود شده و 47 دیگر نیز به شدن اسیب دیدند.

 

در ساعت 17.00 ، ژنرال گوت به لشکر 5 پیاده هندی دستور داد حمله ای شبانه برای تصرف نیمه غربی رشته کوه رویزات و دیرالشین صورت دهد. تیپ 14 پنجاب از  هنگ 9 پیاده هندی در ساعت 2.00 بامداد 23 جولای حمله را اغاز کرد اما از انجا که مسیر را گم کردند شکست خوردند. حمله ی دیگری در روشنایی روز صورت گرفت که موفق به نفوذ به مواضع شدند اما اتش شدید از سه سمت باعث شد تا نیروها کنترل مواضع را از دست بدهند ، افسر فرمانده نیز کشته شده و چهار نفر از افسران زیر دست وی کشته یا مفقود شدند.

 

حمله به تل العیسا ادامه می یابد

 

در سمت شمال، لشکر 9 استرلیایی به حملات خود ادامه می دهد. در ساعت 6.00 بامداد 22 جولای، تیپ 26 استرالیا به تل العیسا حمله کرد . تیپ 26 استرلیا نیز به تل الماخ خاد به سمت رشته میتیرا حمله کرد. در این نبرد بود که ارتور استنلی گرنی (Stan Gurney )به خاطر شجاعت و اقدامات خود مدال صلیب ویکتوریا (بالاترین نشان شجاعت در جنگ که نیروهای بریتانیایی و اتحادیه کشورهای همسود می توانستند دریافت کنند) را دریافت کرد. نبرد برای تل العیسا پر هزینه بود اما تا بعد از ظهر استرالیایی ها توانستند کنترل مواضع را در دست بگیرند. غروب همان روز، تیپ 24 استرالیا با  کمک تانک های  واحد پنجاهم  RTR به تل الماخ خاد  حمله کرد. این واحد تانک برای نبرد نزدیک همراه با پیاده نظام اموزش لازم را ندیده بود و نتوانست با پیاده نظام استرالیایی هماهنگی لازم را به عمل اورد. نتیجه این شد که یگان زرهی و سربازان پیاده جداگانه پیش روی کردند و به اهداف خود دست یافتند اما از انجا که واحد RTR فاقد پشتیابنی پیاده ها بود 23  تانک خود را از دست داد.

 

یک بار دیگر ، برخلاف برتری نفرات و تجهیزات ، سپاه هشتم نتوانست نیروهای رومل را نابود کند. از طرف دیگر، برخلاف دفاع های جانانه و موفقیت امیز وضعیت برای رومل وخیم تر می شد، زیرا پیاده نظام وی صدمات جبران ناپذیری را متحمل شده بود. وی به مرکز گراش داد که "وضعیت بسیار بحرانی است".

 

عملیات منهود ( Manhood)

 

در 26/27 جولای، اوچینلک عملیات منهود را در بخش شمالی به عنوان اخرین تلاش برای شکست خطوط نیروهای محور انجام داد. نیروهای XXX با لشکر 1 زرهی، تیپ 4 زرهی و تیپ 69 پیاده تقویت شده بودند. برنامه این بود تا خطوط دشمن در جنوب رشته کوه میتیرا را شکسته و به طرف شمال  غربی حمله کنند. قرار بود افریقای جنوبی ها در شب 26/27 جولای معبری را در میدان مین جنوب میتیرا باز کنند. قرار بود تا ساعت 01.00 بامداد 27 جولای، تیپ 24 پیاده استرالیا  انتهای شرقی رشته کوه میتیرا را تصرف کرده و به سمت شمال غربی حرکت کند. تیپ 69 پیاده باید  از معبری که افریاقی جنوبی ها در میدان مین در دیر الدیب (Deir el Dhib ) ایجاد کرده بودند گذشته و میدان های مین پیش رو را پاکسازی می کرد. بعد از این  تیپ 2 زرهی می بایست از  الویشکا (El Wishka ) عبور می کرد و  تیپ 4 زرهی نیز به دنبال ان به راه های ارتباطی نیروهای متحد حمله می کردند.

 

این سومین تلاش برای نفوذ به بخش شمالی بود و مدافعان نیروهای محور انتظار حمله را داشتند. همانند حملات پیشین، حمله با عجله صورت گرفت و  به طور بدی برنامه ریزی شد. تیپ 24 استرالیا توانست تا اهداف خود در رشته کوه میتیرا را تا ساعت 2.00  بامداد روز 27 جولای تصرف کند. در سمت جنوب، تیپ 69 بریتانیایی در ساعت 1.30 حرکت کرده و توانست تا ساعت 8.00 اهداف خود را تصرف کند. با این وجود واحد ضد تانک در تاریکی شب گم شد و یا در میدان های مین گیر کرد و حتی زمانی که روشنایی روز فرار رسید مهاجمان را تنها و بی حفاظ گذاشت. بعد از این گزارشاتی از خط مقدم نبرد و معبرهای داخل میدان مین می امد که گمراه کننده و گیج کننده بود. در نتیجه ، پیشروی تیپ 2 زرهی با تاخیر مواجه شد. رومل ضد حمله ی سریعی را ترتیب داد و واحدهای زرهی المانی دو گردان پیشتاز تیپ 69 را در هم شکته و نابود کردند. در همین حال واحد 50 RTR ضد تانک که از استرالیایی ها حمایت می کرد در پیدا کردن معبری که توسط گردان2/24 استرالیایی در میدان مین ایجاد شده بود به مشکل برخورد. انها نتوانستند راه خود را در میدان مین پیدا کنند  و  گرفتار اتش سنگین شده و 13 تانک خود را از دست دادند. گردان بدون حامی 2/24 استرالیا در رشته کوه نابود شدند. تیپ 69 متحمل 600 نفر تلفات و استرالیایی ها نیز  400 نفر تلفات دادند.

 

 

ارتش هشتم خسته بود و در تاریخ 31 جولای اوچینلک دستور توقف حملات و تقویت مواضع دفاعی برای مقابله با حمله دشمن  را صادر کرد.

رومل به خاطر اینکه نتوانسته بود به نیل نفوذ کند سرزنش می شد و وی در مورد اینکه تدارکات ارتش در چه وضعیتی بود می نویسد:

 

"قدرت مقاوت بسیاری از ایتالیایی ها از هم پاشیده است. وظاحس وظیفه شناسی من به عنوان یک همرزم–خصوصا برای من به عنوان فرمانده کل انها- مرا مجبور می کند که اظهار دارم که شکست هایی که ایتالیایی ها در اوایل جولای در العلمین متحمل شدند، تقصیر سربازان ایتالیایی نبود. شکی نیست که موفقیت هر واحد ایتالیایی-خصوصا واحد های موتوریزه-بسیار بهتر از تلاش هایی بود که ارتش ایتالیا در صد سال اخیر انجام داده بود. بسیاری از ژنرالها و سربازان ایتالیایی توانستند تحسین و تمجید  ما را هم به عنوان سرباز و هم به عنوان انسان به دست اورند.  دلیل شکست ایتالیا در افریقا ریشه در سیستم و وضعیت نظامی ارتش این کشور ، در تجهیزات نظامی و ساز و برگ ضعیف و نبود انگیزه در ژنرال های این ارتش است. در بسیاری از موارد  شکست ایتالیایی ها مانع از تحقق برنامه های من بود".

 

 

رومل به شدت به تانک و تجهیزات نیاز داشت و   از نرسیدن  کاروان دریایی که قرار بود به او تدارکات برساند گله و شکایت کرد، و همیشه فرماندهی عالی ایتالیا را سرزنش می کرد و هرگز شک نکرد که بریتانیایی ها به سیستم کدگذاری ارسال اطلاعات انها نفوذ کرده بودند.

 

نتیجه

 

این نیرد یک بن بست بود اما پیشروی نیروی محور به سمت اسکندریه (قاهره و بعد از ان کانال سوئز) را متوقف کرد. در ماه جولای  سپاه هشتم 13.000 نفر تلفات  داد که 4.000 نفر ان از لشکر 2 نیوزیلند، 3.000 نفر ان از لشکر 5 پیاده هند و 2.552 نفر نیز در لشکر 9 استرالیا می شد اما بریتانیایی ها توانستند صدمات سنگینی به  قدرت انسانی و وسایل نقلیه ی متحدین وارد کنند و  7.000 نفر اسیر گرفتند. اوچینلک در ارزیابی خود از این نبرد در 27 جولای می نویسد که ارتش هشتم حداقل تا اواسط سپتامبر اماده حمله نخواهد بود. وی عقیده داشت که از انجا که رومل فهمیده بود گذر زمان باعث بهبود وضعیت متفقین می شود، رومل ناچار است هر چه زودتر  و قبل از اگوست زمانی که دست بالا را دارد حمله کند. از این رو اوچینلک تصمیماتی برای یک نبرد دفاعی اتخاذ کرد.

 

در اوایل اگوست، وینستون چرچیل و ژنرال سر الن بروک-رئیس ستاد کل نیروهای مسلح بریتانیا (CIGS)-سر راه خود برای ملاقات با استالین رهبر اتحاد جماهیر شوروی  به قاهره رفتند. انها تصمیم گرفتند تا اوچینلک را با فرد دیگری جایگزین کنند، انها ویلیام گوت –فرمانده نیروهای XIII- را به سمت فرماندهی سپاه هشتم منصوب و ژنرال سر هارولد الکساندر را به سمت فرمانده کل نیروهای خاورمیانه منصوب کردند. قرار بود تا ایران و عراق از فرمانده ینیروهای خاوریانه جدا شده و به صورت مستقل به عنوان فرماندهی مستقل عراق و ایران سازماندهی شوند و به اوچینلک فرماندهی این مقام جدید پیشنها شد که وی نپذیرفت. زمانی که ژنرال گوت در راه تحویل گرفتن پست جدید خود بود هواپیمایش هدف قرار گرفت و کشته شد. به جای وی  ژنرال برنارد مونتکومری  منصوب شد و در 13 اگوست فرماندهی را در دست گرفت.

 

مترجم: محمد رجبعلی

 

منبع: https://en.wikipedia...le_of_El_Alamei

 

 

استفاده با ذکر منبع بلا مانع است 

 

شادی ارواح طیبه امام ، شهدا ، شهدای مدافع حرم ، (شهدای اتش نشان) 

 

سلامتی و تعجیل در فرج اقا ، مولا و صاحب اختیارمون ، مهدی قائم ( عج) 

 

سلامتی وطول عمر با عزت برای نائب بر حق ایشان ، امام خامنه ای ( مد ظله العالی) 

 

سلامتی و پیروزی رزمندگان جبهه مقاوت 

 

 

5 صلوات محمدی عنایت کنید 


  • 45

#2 OFFLINE   bigdelimohamad9

bigdelimohamad9

    Master Sergeant

  • Members
  • 1,686 ارسال

ارسالی 17 فوریه 2017 - 04:39

متاسفانه ذهن متحجر و زمینی اندیش هیتلر و افسران ستادش که فکر میکردن کل دنیا توی شرق اروپا خلاصه شده و هرگز اهمیت راهبردی جنگ فراقاره ای و تاثیر استراتژیک خاورمیانه و کانال سوئز در سیادت جهانی انگلوساکسون ها رو درک نمیکردن باعث شد نابغه بی همتایی مثل رومل با فقط سه لشگر ناقص بدون تدارکات تو العلمین تنها و بی یاور بمونه و در نهایت شکست تلخی بخوره :-(

در حالیکه درست در همون روزها و هفته ها بیش از 500000 سرباز و 5000 دستگاه تانک و 1000 فروند جنگنده در یکی از ابلهانه ترین عملیات های طول تاریخ مشغول فتح ویرانه بی ارزشی به نام استالینگراد بودن :straight:

واقعا هر وقت که به نبرد استالینگراد و کم و کیف نیرویی که آلمان اونجا هدر داد فکر میکنم دیوونه میشم :-x با خودم میگم آخه خدایا هیتلر و ژنرال هاش واقعا پیش خودشون چه فکری کرده بودن و روی دهات دور افتاده روسیه چه حسابی باز کرده بودن آخه ؟ icon_eek

البته دو سال دیرتر و وقتی که با سرازیر شدن نیروی تازه نفس امریکایی شمال آفریقا داشت سقوط میکرد و ایتالیا با تهدید مستقیم مواجه میشد هیتلر تازه به صرافت افتاد که 250 هزار سرباز رو به تونس بفرسته که البته کاری هم پیش نبردن و به راحتی آب خوردن محاصره و اسیر شدن :straight:

از رومل نقل شده که موقع اعزام این همه گوشت قربونی به تونس گفته بود اگه پیشوا دو سال پیش به التماس های من توجه میکرد و فقط یک پنجم این نیرو یعنی 50 هزار نفر رو به العلمین میفرستاد نه تنها به راحتی مصر و کانال سوئز رو فتح میکردم بلکه تا اورشلیم و حتی دمشق هم پیش میرفتم  :cry: 


  • 4

#3 OFFLINE   ldmdff

ldmdff

    Master Sergeant

  • Members
  • 839 ارسال

ارسالی 17 فوریه 2017 - 08:37

اشتباه اول هیتلر این بود که بیخیال انگلستان شد با این فکر که محاصره دریایه ولی ضربه کاریم از اونجا خورد اشتباه دومشم این بود که موسکو رو بیخیال شد و رفت استالینگراد اشتباه سومشم تو شمال آفریقا کرد 


  • 5

#4 OFFLINE   MR9

MR9

    ANY TIME BABY

  • Forum Admins
  • Others: Approved Posting, Editorial Board, Members, Scientific Pal, VIP
  • 3,629 ارسال
  • Forum Admins

درجات دریافت شده:

نمایش تمام درجات کاربر

ارسالی 17 فوریه 2017 - 11:25

سلام علیکم 

 

 

در حالیکه درست در همون روزها و هفته ها بیش از 500000 سرباز و 5000 دستگاه تانک و 1000 فروند جنگنده در یکی از ابلهانه ترین عملیات های طول تاریخ مشغول فتح ویرانه بی ارزشی به نام استالینگراد بودن

 

 

اتفاقاً بر خلاف نظر شما ، بارباروسا به هیچ عنوان یک  عملیات ابلهانه نبود !!!!!!!  

 

http://www.military....اولوف/?p=453782

 

پاسخ سرفرماندهی okw به افسران  ستاد کل این بود : ژنرال های من از جنگ اقتصادی هیچ چیزی نمی فهمند !!!!!

 

http://www.military....اولوف/?p=453827

 

واین 

 

http://www.military....اولوف/?p=453941

 

خوش اشتها بودن سرفرماندهی  okw شاید یکی از برگترین نقایص  وی بشمار می رفت 

 

http://www.military....اولوف/?p=454414

 

و اینکه چرا افسانه تبدیل استالینگراد به یک مساله شخصی میان هیتلر و استالین ، بی پایه و اساس هست  :

 

http://www.military....اولوف/?p=454508

 

و در نهایت استالینگراد 

 

http://www.military....اولوف/?p=462032

 

 

پی نوشت :

 

طرح ریزی عملیات نظامی قطعاً باید بر اساس امکانات و زیر ساختها در کنار وجود یک برآورد درست و به قول امروزی ها ، on time  از توان رزمی دشمن باشد . بدون رعایت این خطوط  استاندارد ، انتظار دستیابی به موفقیت از یک ارتش بی همتا و تکرار ناشدنی در طول تاریخ نظامی مدرن ( ورماخت) یک مقداری  بی انصافی است 


  • 7

#5 OFFLINE   bigdelimohamad9

bigdelimohamad9

    Master Sergeant

  • Members
  • 1,686 ارسال

ارسالی 17 فوریه 2017 - 04:41

سلام علیکم 

 

 

اتفاقاً بر خلاف نظر شما ، بارباروسا به هیچ عنوان یک  عملیات ابلهانه نبود !!!!!!!  

اتفاقا به پشتوانه بیش از ده سال مطالعه عمیق تمام زوایای رایش سوم و جنگ جهانی دوم به جد معتقدم که به هم زدن یکطرفه و بی دلیل توافق فوق العاده سودمند مولوتف-ریبن تروپ (که اتفاقا هیات حاکمه شوروی هم تمایل زاید الوصفی به حفظ و تعمیق اون داشت تا جایی که استالین حاضر شده بود در قبال گرفتن رومانی و بلغارستان و تنگه های استامبول رسما عضو محور بشه و به انگلیس اعلان جنگ بده) و کلیت تجاوز به شوروی یکسره اشتباه و بی نهایت ابلهانه بود.

حالا زوم کردن روی هدف دوردست و بی ارزش تاکتیکی، چه رسد به ارزش استراتژیکی مثل روستای پرت استالینگراد در پهنه وسیع عملیاتی جبهه شرق بلاهت در بلاهت بود که حاصل ضربش میشد حماقت بی نهایت !

حالا از بین تمام توجیهات مضحکی که برای این خودکشی ملی ذکر شده جنبه اقتصادی جنگ خنده دار تر از همه است :laughing: 

در حالیکه آلمان به راحتی میتونست با صرف کمتر از یک پنجم نیروی انسانی و تسلیحات و تجهیزات و سوخت و سایر منابعی که تو شرق نابود کرد و در مقابل جز زمین سوخته یخ زده چیزی به دست نیاورد جبل الطارق و مالت و قبرس و مصر و سوئز و فلسطین و سوریه و حتی عراق و عربستان رو که منابع حقیقی ثروت و قدرت دنیا بودن رو تصرف کنه و انگلیس و حتی آمریکا رو به راحتی آب خوردن به خاک سیاه بنشونه


  • 2

#6 OFFLINE   AGM65

AGM65

    Master Sergeant

  • Members
  • 305 ارسال

ارسالی 18 فوریه 2017 - 03:58

نبرد توپخانه آلمان در برابر تانک های شرمن امریکایی!


http://www.aparat.com/v/8vjVk
  • 0

#7 OFFLINE   Lord-Soldier

Lord-Soldier

    Master Sergeant

  • Members
  • 958 ارسال

ارسالی 18 فوریه 2017 - 04:29

اتفاقا به پشتوانه بیش از ده سال مطالعه عمیق تمام زوایای رایش سوم و جنگ جهانی دوم به جد معتقدم که به هم زدن یکطرفه و بی دلیل توافق فوق العاده سودمند مولوتف-ریبن تروپ (که اتفاقا هیات حاکمه شوروی هم تمایل زاید الوصفی به حفظ و تعمیق اون داشت تا جایی که استالین حاضر شده بود در قبال گرفتن رومانی و بلغارستان و تنگه های استامبول رسما عضو محور بشه و به انگلیس اعلان جنگ بده) و کلیت تجاوز به شوروی یکسره اشتباه و بی نهایت ابلهانه بود.

حالا زوم کردن روی هدف دوردست و بی ارزش تاکتیکی، چه رسد به ارزش استراتژیکی مثل روستای پرت استالینگراد در پهنه وسیع عملیاتی جبهه شرق بلاهت در بلاهت بود که حاصل ضربش میشد حماقت بی نهایت !

حالا از بین تمام توجیهات مضحکی که برای این خودکشی ملی ذکر شده جنبه اقتصادی جنگ خنده دار تر از همه است :laughing:

در حالیکه آلمان به راحتی میتونست با صرف کمتر از یک پنجم نیروی انسانی و تسلیحات و تجهیزات و سوخت و سایر منابعی که تو شرق نابود کرد و در مقابل جز زمین سوخته یخ زده چیزی به دست نیاورد جبل الطارق و مالت و قبرس و مصر و سوئز و فلسطین و سوریه و حتی عراق و عربستان رو که منابع حقیقی ثروت و قدرت دنیا بودن رو تصرف کنه و انگلیس و حتی آمریکا رو به راحتی آب خوردن به خاک سیاه بنشونه

 

دوست گرامی

توجیه هیتلر را درست متوجه نشدید.

تدارکات و لجستیک از مسیر استالینگراد به مسکو و کل شوروی می رسید و تصرف استالینگراد به معنی تحت فشار قراردادن شریان حیات روسها بود. جنبه اقتصادی جنگ یعنی این.

 

در مورد عضویت شوروی در محور، اگر ممکنه اسناد بیشتری برای مطالعه ارائه کنید. اتفاقا تاجایی که من یادم میاد شوروی برای جنگ با آلمان در حال آماده شدن بود و اگر آلمان یک یا دو سال دیگر صبر می کرد این شوروی بود که در مقام مهاجم ظاهر می شد.


  • 4

#8 OFFLINE   warjo

warjo

    02- استوار سوم

  • Members
  • 1,695 ارسال

درجات دریافت شده:

نمایش تمام درجات کاربر

ارسالی 18 فوریه 2017 - 02:34

دوست گرامی
توجیه هیتلر را درست متوجه نشدید.
تدارکات و لجستیک از مسیر استالینگراد به مسکو و کل شوروی می رسید و تصرف استالینگراد به معنی تحت فشار قراردادن شریان حیات روسها بود. جنبه اقتصادی جنگ یعنی این.

به جای چنین نبرد بی نتیجه ای برای تصرف شهر، می توانستند شهر را محاصره و راههای ارتباطی را قطع یا زیر فشار بگذراند
  • 0

#9 OFFLINE   BarraGe

BarraGe

    Corporal

  • Members
  • 32 ارسال
  • اصفهان

ارسالی 18 فوریه 2017 - 03:18

به جای چنین نبرد بی نتیجه ای برای تصرف شهر، می توانستند شهر را محاصره و راههای ارتباطی را قطع یا زیر فشار بگذراند 

 

گویا محاصره شهر ممکن نبوده . mr9  اینجا توضیح دادن

http://www.military....اولوف/?p=453827

 

 محاصره استالینگراد ، به نظرم زیاد امکان اجرایی شدن نداشت ، چرا که عقبه این شهر ( پشت به ولگا) کاملاً دست روسها بود و با توجه به  سیل کمکهای خارجی که از همین طریق برای تقویت ارتش سرخ  ارسال می شد ، حفظ این عقبه تقریباً به اولویت شماره یک  ارتش شوروی در آمده بود و آنها بیشترمنابع انسانی و تسلیحاتی خودشون را برای حفظ این عقبه راهبردی اختصاص دادند . 


ویرایش شده توسط BarraGe 18 فوریه 2017 - 03:20 .

  • 1

#10 OFFLINE   bigdelimohamad9

bigdelimohamad9

    Master Sergeant

  • Members
  • 1,686 ارسال

ارسالی 18 فوریه 2017 - 07:14

دوست گرامی

توجیه هیتلر را درست متوجه نشدید.

تدارکات و لجستیک از مسیر استالینگراد به مسکو و کل شوروی می رسید و تصرف استالینگراد به معنی تحت فشار قراردادن شریان حیات روسها بود. جنبه اقتصادی جنگ یعنی این.

 

در مورد عضویت شوروی در محور، اگر ممکنه اسناد بیشتری برای مطالعه ارائه کنید. اتفاقا تاجایی که من یادم میاد شوروی برای جنگ با آلمان در حال آماده شدن بود و اگر آلمان یک یا دو سال دیگر صبر می کرد این شوروی بود که در مقام مهاجم ظاهر می شد.

اولا) تاثیر تدارکات و تجهیزات اهدایی انگلیس و امریکا به شوروی در مقاومت این کشور خیلی کمتر از اون چیزی بوده که پروپاگاند رسانه های غربی بعد از چنگ دوم و متاثر از رقابت تازه شکل گرفته جنگ سرد تبلیغ کردن و جا انداختن تا نقش بلوک غرب در پیروزی متفقین رو بزرگ نمایی کنن و نقش اتحاد شوروی رو که فاتح اصلی جنگ بود کوچک جلوه بدن.

ثانیا) مهمترین بنادر حاشیه خزر شوروی که «آستاراخان» و «آتیراو» باشن کاملا در شرق رود ولگا واقع شدن و هر دو از طریق شاهراه «سامارا-قازان» که اون هم در عمق شرق ولگا است مسیر مستقیم امن و کوتاه تری به مسکو دارن که حتی تصرف سراسر ساحل غربی ولگا هم کوچکترین خللی به این مسیر وارد نمی کنه و این گذشته از دسترسی هند و افغانستان تحت قیمومیت انگلیس از مسیر «تاشکند-آلماآتا-کویبیشف» به مسکو هست ! و به طور کلی با توجه به جغرافیای فوق العاده عظیم و گسترده شوروی و شبکه تار عنکبوتی جاده ای و ریلی این کشور فکر قطع دسترسی مسکو به جهان خارج با تصرف یک شهر کوچک پرت و دور افتاده فقط میتونه از ذهن یه بچه کودکستانی تراوش کنه.

ثالثا) پیشنهاد الحاق شوروی به محور و اعلان جنگش به انگلستان در سفر نوامبر 1940 مولوتف به برلین به شخص هیتلر ابلاغ شد ولی هیتلر با رد کردن ما به ازایی که استالین در شرق اروپا خواسته بود گفت که روس ها می تونن مستعمرات آسیایی بریتانیا مثل هند رو برای خودشون بردارن icon_eek (در واقع پیشنهاد جدی و صادقانه و مفید و حیاتی استالین رو با تمسخر و شوخی جواب داد)

رابعا) استالین در حد فاصل 1939 تا 1941 چنان به قوام و استحکام قراردادی که با آلمان بسته بود اطمینان داشت که نه تنها کوچکترین اقدامی برای آماده سازی دفاعی انجام نمیداد و نه تنها به تمام گزارشات سرویس های جاسوسی شوروی که خبر از حمله قریب الوقوع آلمان میدادن بی اعتنایی میکرد، بلکه از رعایت حداقل استانداردهای مرزداری هم به بهانه عدم تحریک آلمان خودداری میکرد و به تعبیر خروشچف در کنگره معروف بیستم حزب کمونیست عملا مرزهای غربی شوروی رو باز و بدون دفاع رها کرده بود ! 

بد نیست بدونید که خبر حمله آلمان به قدری برای استالین غیرقابل باور بود که تا 48 ساعت پس از شروع تجاوز و در حالیکه واحدهای موتوریزه آلمان ده ها کیلومتر در خاک شوروی پیشروی کرده بودن هنوز سعی داشت از طریق ژاپن با آلمان تماس دیپلماتیک برقرار کنه و با آروم کردن هیتلر آتش بس برقرار کنه !!!


ویرایش شده توسط bigdelimohamad9 18 فوریه 2017 - 07:16 .

  • 0

#11 OFFLINE   MR9

MR9

    ANY TIME BABY

  • Forum Admins
  • Others: Approved Posting, Editorial Board, Members, Scientific Pal, VIP
  • 3,629 ارسال
  • Forum Admins

درجات دریافت شده:

نمایش تمام درجات کاربر

ارسالی 18 فوریه 2017 - 07:54

*
پست محبوب

سلامک علیکم

 

حداقل اگر با ایالات متحده مشکل دارید ، تاریخ را به شکل کامل مطالعه کنید 

 

October_1941_to_June_1942.jpg

 

 

میزان کمکهای متحدین غربی به اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی از اکتبر 1941 تا ژوئن 1942 

 

 

1942_and_1943.jpg

 

میزان کمکهای متحدین غربی به اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی از ژوئن 1942 تا دسامبر 1943 

 

پی نوشت : 

 

1- به طور قاطع می شود گفت که اگر کمکهای سخت افزاری ایالات متحده و کمکهای اطلاعاتی بریتانیا نبود ، مشت محکم ورماخت در نیمه جنگ ، استالین را مجبور می کرد تا پلان B خودش را ( تخلیه مسکو و عقب نشینی کامل به پشت کوه های اورال را بطور کامل اجرا کند ) .

 

2-  استراتژی جامع OKW برای فتح جهان ، دو شاخه اصلی داشت . شاخه شمالی که می بایست روسها را به پشت اورال عقب بزند و تصرف مسکو و استالینگراد حلقه های کلیدی آن بودند و شاخه جنوبی ( با درجه اهمیت کمتر ) می بایست از طرق آفریقای شمالی و مصر به سمت جایزه بزرگ ( منابع نفتی آسیای جنوب غربی )  پیشروی کند . که مشخصاً توان رزمی ورماخت در سال 1942 و 1943 برای جنگ در دو جبهه اروپا (روسیه و بریتانیا ) و  جبهه آفریقا  کافی نبود . در یک کلمه  جاه طلبی بیش از حد تصور سرفرماندهی OKW کار دستش داد . 

 

3- حجم کمکهای متفقین غربی به  اتحاد شوروی در نمودارهای فوق خلاصه شده و در حالی که کاملاً به تفکیک ( نوع مدل تانک ، هو.اپیما ، تیربار ، نوع کنسروهای  غذایی ، تعداد لاستیک ، تعداد و نوع مهمات تحویلی  و.... ) می شود درباره آن جشنواره نمودار راه انداخت .

 

4-  به ارقام و سخت افزار تحویلی دقت کنید .
 


  • 16

#12 OFFLINE   warjo

warjo

    02- استوار سوم

  • Members
  • 1,695 ارسال

درجات دریافت شده:

نمایش تمام درجات کاربر

ارسالی 18 فوریه 2017 - 07:57

گویا محاصره شهر ممکن نبوده . mr9 اینجا توضیح دادن
http://www.military....اولوف/?p=453827

یکبار دیگه
اهمیت استالینگراد در چیست؟
-از بعد اقتصادی (صنایع تولیدی در فراهم کردن تدارکات)
آلمانها می توانستند با بمباران مکرر کارخانجات این شهر را از نفس بیاندازند.
- از بعد لجستیک
خب لجستیک از کجا؟ آلمانها با گرفتن استالینگراد کدام خط تدارکاتی کشور شوراها را قطع می کردند که تنها با دسترسی به ولگا نمی توانستند آن را قطع کنند.
- از بعد حیثیتی و آبرو، از بعد افتخار و سربلندی، از بعد تحقیر کردن دشمن
راه برای تحقیر استالین زیاد بود. حتی بدون حمله به استالینگراد با این همه اتلاف نیرو و تجهیزات

اینکه در پست قبلی ذکر شد "محاصره ی شهر"، منظور محاصره ی کامل فرسایشی به قصد تسلیم شهر نبود. حذف توان آفندی/ پدافندی روسها در استفاده از شهر و بی خاصیت نمودن امکانات و نیروهای موجود در آن هدف بیان مطلب بود.
  • 0

#13 OFFLINE   MR9

MR9

    ANY TIME BABY

  • Forum Admins
  • Others: Approved Posting, Editorial Board, Members, Scientific Pal, VIP
  • 3,629 ارسال
  • Forum Admins

درجات دریافت شده:

نمایش تمام درجات کاربر

ارسالی 18 فوریه 2017 - 07:59

*
پست محبوب

یکبار دیگه
اهمیت استالینگراد در چیست؟
 

 

6-2-2015_10-27-59_PM.jpg

 

 

به خطر سیر پیشروی ورماخت دقت کنید ( قبل از دایره آبی / شهر ویازما) // اسمولنسک و مینسک ) و آن را با حوادث کورسک و بعد استالینگراد مقایسه کنید . وقتی که عرض می شود کل جبهه شرقی  روی سه نقطه کلیدی مسکو ، کورسک و استالینگراد استوار بود ( حالا بحث اهمیت خارکف / درست بین استالینگراد و کورسک بماند ) را باید بیشتر مورد توجه قرار داد 

 

پی نوشت : 

 

تا جایی که در خاطرم هست ( احتمالاً ) واحدهای توپخانه سنگین ورماخت در ویازما مستقر شده بود که خوب فرصت استفاده از ان را پیدا نکردند 


  • 13

#14 OFFLINE   bigdelimohamad9

bigdelimohamad9

    Master Sergeant

  • Members
  • 1,686 ارسال

ارسالی 19 فوریه 2017 - 02:38

سلامک علیکم

 

حداقل اگر با ایالات متحده مشکل دارید ، تاریخ را به شکل کامل مطالعه کنید 

 

پی نوشت : 

 

1- به طور قاطع می شود گفت که اگر کمکهای سخت افزاری ایالات متحده و کمکهای اطلاعاتی بریتانیا نبود ، مشت محکم ورماخت در نیمه جنگ ، استالین را مجبور می کرد تا پلان B خودش را ( تخلیه مسکو و عقب نشینی کامل به پشت کوه های اورال را بطور کامل اجرا کند ) .

 

2-  استراتژی جامع OKW برای فتح جهان ، دو شاخه اصلی داشت . شاخه شمالی که می بایست روسها را به پشت اورال عقب بزند و تصرف مسکو و استالینگراد حلقه های کلیدی آن بودند و شاخه جنوبی ( با درجه اهمیت کمتر ) می بایست از طرق آفریقای شمالی و مصر به سمت جایزه بزرگ ( منابع نفتی آسیای جنوب غربی )  پیشروی کند . که مشخصاً توان رزمی ورماخت در سال 1942 و 1943 برای جنگ در دو جبهه اروپا (روسیه و بریتانیا ) و  جبهه آفریقا  کافی نبود . در یک کلمه  جاه طلبی بیش از حد تصور سرفرماندهی OKW کار دستش داد . 

 

3- حجم کمکهای متفقین غربی به  اتحاد شوروی در نمودارهای فوق خلاصه شده و در حالی که کاملاً به تفکیک ( نوع مدل تانک ، هو.اپیما ، تیربار ، نوع کنسروهای  غذایی ، تعداد لاستیک ، تعداد و نوع مهمات تحویلی  و.... ) می شود درباره آن جشنواره نمودار راه انداخت .

 

4-  به ارقام و سخت افزار تحویلی دقت کنید .
 

1- در حالیکه حجم تولید فقط یک قلم از محصولات صنایع دفاعی شوروی در اثنای جنگ به عنوان مشت نمونه خروار، رقم حیرت آور 170 هزار دستگاه تانک تی-34 رو نشون میده ! 6 هزار تانکی که امریکا و انگلیس به شوروی اعطا کردن رقم حقیر و ناچیزی جلوه نمی کنه ؟ و صرفا یه کمک نمادین به نظر نمی رسه ؟

2- اصل شکستن کمر بارباروسا و دفع قطعی تهدید موجودیت و مرکزیت سیاسی شوروی تا کریسمس 1942 حاصل شده بود؛ یعنی مقطعی که امریکا هنوز وارد جنگ نشده بود و انگلیس هم مجال و آنچنان امکاناتی برای پشتیبانی از شوروی نداشت.
 

 

 

به خطر سیر پیشروی ورماخت دقت کنید ( قبل از دایره آبی / شهر ویازما) // اسمولنسک و مینسک ) و آن را با حوادث کورسک و بعد استالینگراد مقایسه کنید . وقتی که عرض می شود کل جبهه شرقی  روی سه نقطه کلیدی مسکو ، کورسک و استالینگراد استوار بود ( حالا بحث اهمیت خارکف / درست بین استالینگراد و کورسک بماند ) را باید بیشتر مورد توجه قرار داد 

 

پی نوشت : 

 

تا جایی که در خاطرم هست ( احتمالاً ) واحدهای توپخانه سنگین ورماخت در ویازما مستقر شده بود که خوب فرصت استفاده از ان را پیدا نکردند

 

در طرح اولیه بارباروسا که از ژوئن 1941 آغاز شد هیچ اسمی از استالینگراد برده نشده بود و کوچکترین توجهی به اون دیده نمیشد، در واقع هیتلر در اثر شکستی که در کریسمس 1942 و در دروازه های مسکو از کاریزمای رهبری و اعصاب پولادین استالین خورد تصمیم به انتقام گیری شخصی و تحقیر نمایشی و تبلیغاتی اون با تصرف شهری که به اسمش نامگذاری شده بود گرفت.


  • 2

#15 OFFLINE   MR9

MR9

    ANY TIME BABY

  • Forum Admins
  • Others: Approved Posting, Editorial Board, Members, Scientific Pal, VIP
  • 3,629 ارسال
  • Forum Admins

درجات دریافت شده:

نمایش تمام درجات کاربر

ارسالی 19 فوریه 2017 - 09:48

*
پست محبوب

1- در حالیکه حجم تولید فقط یک قلم از محصولات صنایع دفاعی شوروی در اثنای جنگ به عنوان مشت نمونه خروار، رقم حیرت آور 170 هزار دستگاه تانک تی-34 رو نشون میده ! 6 هزار تانکی که امریکا و انگلیس به شوروی اعطا کردن رقم حقیر و ناچیزی جلوه نمی کنه ؟ و صرفا یه کمک نمادین به نظر نمی رسه ؟

 

 

گرفتاری تحلیل نظامی در میلیتاری این هست که نمی تواند خودش را از چهارچوب نگاه سنتی رها کند . 

 

در حالی که  ارقام حیرت آور فی المثل تولید تانک  ارائه می شود ، با کمی دقت به تاریخ تحویل این تجهیزات ، بسیاری از شبهات قابل تجزیه و تحلیل هست . 

 

1- علم لجستیک در ساده ترین تعریف خودش ، هنر یا مهارت یک فرمانده نظامی دربرآورده کردن تمامی نیازهای یک ارتش ( چه در حال پدافند و چه آفند ) هست . با این مقدمه کوتاه ، درحالی که اطلاع داریم  خط تماس میان ورماخت و ارتش سرخ  یک  جبهه به طول 1200 مایل بود و اینکه روسها حداقل در شش تا 10 ماهه نخست عملیات بارباروسا در وضعیت تدافعی بسر می بردند و بدلیل غافلگیری تام و تمام ، بخش اعظمی از تجهیزات حمل و نقل سنگین انها نابود شده و یا به غنیمت ورماخت در آمده بود ، و علم به این نکته ( براساس خاطرات سرگئی ایلوشین ، آندره توپولف ، کولیکف ( طراح تانک ) و.... ) روسها از اواخر سال 1942 تجهیزات بومی را بتدریج وارد صحنه نبرد می کردند   ، کمکهای متفقین غربی چه تاثیر بسزایی در متوقف کردن ماشین جنگی ورماخت داشت . 

 

2- خوب رقم حیرت آور 170هزار تانک در برابر رقم به مراتب حیرت آور تر 556852 هزار دستگاه کامیون سنگین اهدایی ایالات متحده به اتحاد شوروی ، در حالی که کارخانجات تولید کامیون ، تانک ، هواپیما و .... در همین زمان دمونتاژ شده و بسمت شرق در حال حرکت بودند ( بعدها این کارخانجات عمدتاً در کویبیشف مستقر شدند )  ، این تجهیزات ، غذا ، مهمات  و بنزین آمریکایی بود که ماشین جنگی ارتش سرخ را در برابر ماشین پرهیبت نظامی  آلمان سرپا نگاه داشته بود . و اطلاع هم دارید که یک ارتش بدون لجستیک( لجستیک قطعاً با تجهیزات حمل و نقل سنگین و نظایر آن تعریف می شود )  به مانند مترسکی است که فقط از دور برای دشمن ترسناک هست . 

 

----------------------

 

نکته : در دهه 40 میلادی ، یک لشکر ارتش شوروی در 24 ساعت ، نیاز به 825 تن مهمات ، 1100 تن سوخت ، 175 تن سلاح برای جایگزینی تسلیحات منهدم شده یا از کار افتاده ، 55 تن غذا برای پرسنل و.. بود . حالا تصور کنید که ارتش سرخ با دراختیار داشتن صدها دستگاه تانک ، توپخانه سنگین و.... ، قادر نباشد آنها را به حرکت در آورد (  بدلیل نبود کامیون و سوخت) 

 

حالا روسها در برابر ارتش آلمان چند لشکر داشتند ؟؟؟ و لجستیک مورد نیاز آنها چقدر بود و  چگونه باید به این نیاز جدی در حالی که زیر فشار ضربات ورماخت بودند ، پاسخ می دادند ؟؟؟ این نیازمند یک جمع و ضرب ساده است !!!!

 

--------------------

 

3- هم طرف غربی و هم روسها براین نکته اذعان دارند که " ایران " بعنوان پل پیروزی ، نقش مهمی در تغییر سرنوشت جنگ داشت و اگر متفقین این شاهراه امن را در اختیار نداشتند ، قطعاً لوازم یدکی ، هواپیما ، سوخت ، مهمات ، غذا و.... برای تقویت مدافعین فراهم نمیشد و سرنوشت جنگ تغییر می کرد  و این یعنی ارتش شوروی بشدت به تامین مایحتاج نظامی و حتی غیر نظامی ، از سوی متفقین غربی نیازمند بود ( حداقل تا انتهای سال 1942) 

 

 

 

 

در طرح اولیه بارباروسا که از ژوئن 1941 آغاز شد هیچ اسمی از استالینگراد برده نشده بود و کوچکترین توجهی به اون دیده نمیشد،

 

در این مساله شبهه جدی وجود دارد . با این حال اگر چنین چیزی صحت داشته باشد ، تفاوت چندانی در اصل قضیه نمی کند . 

 

هر پلان نظامی از مرحله ایده تا اجرا ، طبیعتاً دچار تغییرات جدی می شود ( نمونه آن هم در کربلای 5 دیده شد و بعد از اینکه تمامی اهداف در این عملیات بدست نیامد ، عملیات تکمیلی کربلای 8 طرح  ریزی و اجرا شد ) . در خصوص بارباروسا هم همین مساله صدق می کند . اگر به احتمال یک درصد هم استالینگراد در طرح اولیه نبود ، ولی الزامات صحنه نبرد ، بویژه مبحث لجستیک ( یا بعبارت بهتر جنبه اقتصادی جنگ از یک جهت) در کنار جنبه های ایدئولوژیک نازی ها در کنار هم قرار گرفت تا استالینگراد بصورت یک هدف عمده در بیاید . 

 

اگر چه وقتی به نقشه دقت شود ، کاملاً حلقه راهبرد جامع ورماخت برای تصرف استالینگراد ، کورسک ، ویازما ، مسکو و اتصال این جبهه به جبهه شمالی روسیه ، برای عقب زدن روسها به پشت کوه های اورال ،ایجاد یک خط پدافندی محکم در محور نامبرده شده ، دیده میشود . 

 

در مجموع  بحث روی استالینگراد ، قصه مفصلی است که تنها گوشه کوچکی از آن مربوط به بحث فاجعه ارتش ششم در استالینگراد هست . بررسی طراحی استراتژیک  okw برای روسیه و برنامه های جامع آن برای متصل شدن  به حد پیشروی ارتش امپراطوری ژاپن در شرق ، مساله ایران ، هندوستان ، منابع نفتی آسیای جنوب غربی  ، بحث میرات بریتانیا در آفریقای شمالی و.... به شکل زنجیروار به هم متصل هست که از حوصله این تاپیک خارج خواهد بود . 

 

 

 

 

 یعنی مقطعی که امریکا هنوز وارد جنگ نشده بود و انگلیس هم مجال و آنچنان امکاناتی برای پشتیبانی از شوروی نداشت.
 

 

خوب ، باید توجیه کنید که چرا آمریکایی ها در حالی که هنوز به شکل رسمی وارد جنگ نشده بودند ، در قالب پروژه وام-اجاره ، صدها فروند شناور رزمی ، جنگنده و حتی خلبان به بریتانیا ارسال کردند و حتی خط تولید پیشرانه های " مرلین " را در خاک ایالات متحده یا کانادا ( دقیقاً به خاطر نمی آورم )  تاسیس کردند ؟؟؟ و حتی قصد ورود به پروژه پیشرانه جت فرانک ویتل را داشتند !!!! 

 

 

پی نوشت :

 

این مطالب احتمالاً ادامه پیدا می کند ..... 

 

2- در باب اهمیت کامیون و بنزین ، دانیل یرگین در کتاب خودش صحنه رقت آوری را در شمال ایتالیا به تصویر می کشد که چگونه کامیون های حامل مهمات ورماخت بدلیل نبود بنزین ، با چهارپایان کشیده میشدند !!!!!! 


  • 13


0 کاربر در حال بازدید از این انجمن است

0 عضو, 0 مهمان, 0 کاربر مخفی