Skyhawk

قاهر اف 313 دروازه ورود صنایع هوایی ایران به فناوری نسل پنجم جنگنده ها

امتیاز دادن به این موضوع:

148 ارسال ها در این موضوع

3 hours قبل , MR9 گفت:

سلام علیکم

تغییر کاربری به چه شکل ؟

مثلا به عنوان یک "هدف پرنده " بدون سرنشین برای تست قابلیت کشف رادارهای پدافند هوایی ؟؟؟ یا برای ماموریتهای رزمی ؟؟

نه چیزی که به مضمون از اون خبر یا مصاحبه به ذهنم مونده که برداشت میشد این بود که ماموریت هواپیما تغییر کنه یعنی به جا پشتیبانی نزدیک، رهگیر بشه. 

0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بر 30 فروردین 1397 در 21:46 , MR9 گفت:

بسم ا... 

ما سوئیس نیستیم که تهدیدات منتظر دو دهه دیگر بمانند ، همانطور که جنگ منتظر سوریه نماند و نمی ماند که پدافند هوایی ، نیروی هوایی ، نیروی زمینی سوریه  و .. خودش را آپدیت کند . با توجه به اینکه  رابطه خوبی هم با همه دنیا داریم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!! قطعاً متخاصمین دو دهه منتظر نمی مانند که قاهر نسل پنجمی بشود 

photo_2018-04-18_18-11-05.jpg

حال  چرا صنعت نظامی ما را با تمام کیفیات و توانمندی ها ، مضحکه عام و خاص شده با این روندها  ( البته منظور دوستان نیست این مثال ) . یک نمونه اش را در تصویر فوق می بینید . 

پی نوشت : 

1- شخصا متاسفم که چنین تصویری را در انجمن ارسال کردم ولی تاریخ بی رحم تر از آنی هست که تصور میشود .  

2- کشور ما دارد بسرعت بسمت یک دوره بسیار حساس حرکت می کند ، بعد همه منتظر بیست سال دیگر هستند . حقیقتا آدم تعجب می کند با وجود گستره عظیم دسترسی های اطلاعاتی باز هم چنین مواردی وجود داشته باشد 

سلام

دوست عزیز بالاخره رسیدن به نقطه ای که خود آمریکایی ها کلی زمان و هزینه گذاشتن و شکست هم داشتن برای کشور جهان سومی مثل ما قطعا زمان میبره یه دفعه معجزه نمیشه کرد

ولی تنها راه برای تا اون زمان خرید خارجی هست که با اینکه دنبالش هستن و تا سال  2020 ممکن نیست اما من خیلی به اونم خوشبین نیستم تا سوخو سی ها نیان من باورم نمیشه

به هر حال درسته تهدیدات منتظر نمیمونن ولی راهیه که باید طی بشه با همه مشکلاتش

اما ایران سوریه نیست ما نامتقارن میجنگیم و تو این کار استاد هستیم ما جلوی اف 22 ها نمیتونیم جنگنده ای بذاریم  نه ما هیچ کشوری نمیتونه پس ما نامتقارن جواب میدیم  کشورهای دیگه هم به نظر من تهدید جدی برای ما حساب نمیشن و خیلی بعید میدونم تا چند سال دیگه تهدیدی برای ما وجود داشته باشه

ولی منم مثل شما امیدوارم نیروی هوایی ما هر چه سریعتر بتونه توان خودش رو بازیابی بکنه هم خرید خوب هم جنگنده های وطنی اضافه بشن

0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بر 30 فروردین 1397 در 16:03 , Skyhawk گفت:

از صاعقه باید به اندازه توان این پلتفرم انتظار داشت.
در صورت جابجایی توپ از دماغه به قسمتی دیگر از بدنه امکان افزودن رادار بزرگ تر و با توان بیشتر در این جنگنده فراهم میشه اما باید توجه داشت که صاعقه یا تایگر پیشران ضعیفی داره که مسلح سازیش به موشک فکور رو بی فایده میکنه!

منظور من استفاده از غلاف قابل حمل راداری بود یعنی به صورت ماژولار هر وقت نیار بود نصب بشه و در مواردی که نیاز به رادار نیست از نصبش صرف نظر میشه و جایگاهش میتونه بین چرخ جلو و پایلون حمل بمب باشه در واقع دماغه به علت کوچی ظرفیت راداری تا برد80 کیلومتر را داره در صورتی که غلاف محدودیت وزنی و اندازه را ندارد و در مورد موشک فکور تایگرها توانایی حمل قاصد یک تنی را دارند حالا چطور پیشران ضعیفش اینجا مطرح نیست ولی برای فکور450 کیلویی پیشران ضعیفی داره یعنی قابلیت حمل دو موشک فکور در پایلون حمل بمب وجود داره

do.php?img=2373

 

 شماره 1:جایگاه حمل غلاف راداری هست - شماره2: جایگاه حمل 2 موشک فکور  - شماره3: محل نصب باک سوخت هستش و موشک سایدنواندر را می شود بر نوک بال نصب کرد - شماره 4: فضای خالی برای نصب باک های سوخت بیشتر هست

2181082.jpg

به حمل  موشک سنگین ماوریک زیر بال تایگر تایوانی توجه کنید

تایگر تونایی برخاست تا 3 تن را داره و اگر وزن غلاف راداری را 500 کیلو و دو موشک فکور 900 و دو موشک سایدنواندر 200 کیلو و دو باک 500 لیتری در زیر هر بال را یک تن در نظر بگیریم چیزی در حدود 2/5 تن محموله میشه

و در مورد قاهر که نقش تهاجمی و پشتیبانی نزدیک قائل هستین با وجود برتری هوایی دشمن نقش تهاجمیش با تردید مواجه و برای پشتیبانی نزدیک در دریا هم اگر منظور ناوگان دشمنه که انواع کروز و بالستیک برای این کار داریم و اگر هم دفاع هوایی در دریا باشه به علت ارتفاع کم پرواز رادار و اپتیکش محدود خواهد شد در حالی که جنگنده های دشمن از ارتفاع بالاتر با رادار و اپتیک پیشرفته زودتر اون را کشف می کنند حالا ناتوانی حمل موشک فکور هم بر ضعف ذاتیش اضافه می کنه

شما کدام را ترجیح می دین امکان تولید صدها تایگر با مزیت های فوق یا طرحی مثل قاهر که هنوز هم پرواز نکرده و تا حالا هم بودجه سنگینی را برای تحقیقاتش بلعیده و بعد از  هشت سال آیندش مبهمه

 

 

 

ویرایش شده در توسط ahmad212
0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بر 1 اردیبهشت 1397 در 21:54 , ahmad212 گفت:

منظور من استفاده از غلاف قابل حمل راداری بود یعنی به صورت ماژولار هر وقت نیار بود نصب بشه و در مواردی که نیاز به رادار نیست از نصبش صرف نظر میشه و جایگاهش میتونه بین چرخ جلو و پایلون حمل بمب باشه در واقع دماغه به علت کوچی ظرفیت راداری تا برد80 کیلومتر را داره در صورتی که غلاف محدودیت وزنی و اندازه را ندارد و در مورد موشک فکور تایگرها توانایی حمل قاصد یک تنی را دارند حالا چطور پیشران ضعیفش اینجا مطرح نیست ولی برای فکور450 کیلویی پیشران ضعیفی داره یعنی قابلیت حمل دو موشک فکور در پایلون حمل بمب وجود داره

 

 

 شماره 1:جایگاه حمل غلاف راداری هست - شماره2: جایگاه حمل 2 موشک فکور  - شماره3: محل نصب باک سوخت هستش و موشک سایدنواندر را می شود بر نوک بال نصب کرد - شماره 4: فضای خالی برای نصب باک های سوخت بیشتر هست

 

به حمل  موشک سنگین ماوریک زیر بال تایگر تایوانی توجه کنید

تایگر تونایی برخاست تا 3 تن را داره و اگر وزن غلاف راداری را 500 کیلو و دو موشک فکور 900 و دو موشک سایدنواندر 200 کیلو و دو باک 500 لیتری در زیر هر بال را یک تن در نظر بگیریم چیزی در حدود 2/5 تن محموله میشه

و در مورد قاهر که نقش تهاجمی و پشتیبانی نزدیک قائل هستین با وجود برتری هوایی دشمن نقش تهاجمیش با تردید مواجه و برای پشتیبانی نزدیک در دریا هم اگر منظور ناوگان دشمنه که انواع کروز و بالستیک برای این کار داریم و اگر هم دفاع هوایی در دریا باشه به علت ارتفاع کم پرواز رادار و اپتیکش محدود خواهد شد در حالی که جنگنده های دشمن از ارتفاع بالاتر با رادار و اپتیک پیشرفته زودتر اون را کشف می کنند حالا ناتوانی حمل موشک فکور هم بر ضعف ذاتیش اضافه می کنه

شما کدام را ترجیح می دین امکان تولید صدها تایگر با مزیت های فوق یا طرحی مثل قاهر که هنوز هم پرواز نکرده و تا حالا هم بودجه سنگینی را برای تحقیقاتش بلعیده و بعد از  هشت سال آیندش مبهمه

 

بنده سالها پیش پیشنهادی جهت ساخت نمونه ای متفاوت از صاعقه رو ارائه کردم و به نظرم ساخت یک جت نسل 4 چندمنظوره(با تاکید بر نقش رهگیر نقطه ای)براساس پلتفرم تایگر(اما به شدت بهینه سازی شده)اقدام مثبتیه و این طرح رو هم عرض قاهر تصور نمیکنم! یعنی اینکه هیچ کدوم همدیگر رو نفی نمیکنند!

 

در خصوص پاد رادار هم همون ابتدا متوجه منظورتون شدم.

شما چیزی مثل نصب پاد رادار N027 Kopyo در جنگنده Su-25 TM مد نظرتونه.

thumb_su-25tm_003.jpgthumb_Su-25TM.jpg

اما نصب رادار در زیر بدنه جنگنده ایده مناسبی نیست! در جنگنده سوخو25 هم به دلیل اشغال شدن فضای دماغه با سیستم های الکترواپتیکی این ایده مطرح شده.

اگر توان ساخت رادار هواپایه موجود باشه(که ظاهرا هست)بهترین کار ساخت یک رادار با دیش بزرگتر(با قطر تقریبی 60 تا 70 سانتی متر)و تغییر دماغه جنگنده صاعقه و انتقال توپ از دماغه به بخش دیگری از بدنه هواپیماست.

برای مثال میشه مانند A-4 Skyhawk توپ رو به بالها انتقال داد.

thumb_Argentina_Air_Force_McDonnell_Doug

 

یا مانند میراژ 2000 و میراژ F-1 توپ رو به زیر بدنه منتقل کرد

thumb_2480234.jpgthumb_1015675.jpg

و یا اینکه مانند اف14 توپ رو به کنار کابین انتقال داد.

thumb_JaguarIS.JPG thumb_1_F-14A.jpg

حتی شاید امکان انتقال توپ به پشت کابین و روی مجاری ورودی هوا هم میسر باشه.

در هواپیمای آموزشی/رزمی کوثر88 هم که بر اساس پلتفرم تایگر طراحی و ساخته شده ما شاهدیم که توپ از قسمت دماغه هواپیما حذف شده! ممکنه در آینده توپ 20 میلیمتری به صورت پاد خارجی حمل بشه و یا اینکه در شکاف بین بدنه و ایراینتیک جایگذاری بشه.

thumb_154063_865.jpg

 

در زمینه حمل تسلیحات هم باید بین استفاده از جنگنده در نقش هوا به هوا و هوا به سطح تفاوت قائل شد!

بله ظرفیت حمل سلاح تایگر 3200 کیلوگرمه اما در نقش هوا به هوا فاکتورهایی مثل مانور پذیری و نسبت رانش به وزن و سرعت جنگنده اهمیت دارند و اساسا یکی از دلایلی که میتونه نقش رهگیری رو در قاهر کمرنگ کنه نداشتن قابلیت پس سوز و سرعت فراصوته که در یک جنگنده رهگیر و خصوصا رهگیر نقطه ای الزامیه! در این ورژن قاهر حتی اگر رادار آرایه فازی فعال هم وجود داشته باشه در جهت جمع آوری اطلاعات از صحنه نبرد و حفاظت از خود جنگنده استفاده میشه!

در جنگنده تایگر حداکثر سرعت هواپیما 1.6 ماخ و نسبت رانش به وزن جنگنده 0.58 هست که اگر شما چند تن هم بارگذاری انجام بدید قابلیت های ایرودینامیکیش رو کاهش دادید, اونهم در نقش رهگیر نقطه ای که جنگنده به سرعت وارد نبرد داگفایت میشه.

بنابراین موشک فکور برای جنگنده هایی مانند تامکت و فانتوم مناسبه و با اغماض میشه در میراژ اف 1 هم استفاده اش کرد.

تایگر حداکثر یک تیر موشک فکور رو میتونه(به صورت نسبتا بهینه)بکار بگیره که در این صورت سوال اینه که چرا این موشک از پرتابگر سطحی پرتاب نشه؟ تایگر که برد پروازی و ماندگاری بالایی نداره که بتونه مانند تامکت بر روی یک منطقه گشت هوایی داشته باشه, بنابراین موشکی با برد فکور(صیاد2 و صیاد3)رو میشه از روی لانچرهای زمینی هم پرتاب کرد و اساسا افزودن چنین قابلیتی به جنگنده سبک کاری منطقی محسوب نمیشه!

حتی در نقش ضدکروز هم میشه از پهپادهای رهگیر با موشک های ارزان قیمت تر(مانند میثاق و شهاب ثاقب حرارتی)استفاده کرد.

در واقع ارتقای سنگین بر روی پلتفرم تایگر نیازمند تغییر پیشران هست تا چیزی مثل F-20 Tigershark با نسبت رانش به وزن 1.1 و سرعت 2 ماخ ایجاد بشه!

 

0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

پیرو پست قبل در صفحه پیشین برای اینکه یک طرفه قضاوت نشه بد نیست که روند پیدایش,تولید و عملیاتی شدن یک جنگنده غربی رو بررسی کنیم.

پروژه ساخت جنگنده رافال در اوایه دهه  1980 میلادی شروع شد و  نمونه A این جنگنده در سال 1986 با موتور آمریکایی General Electric F404 پرواز کرد که عمر مارسل داسو به پروازش قد نداد و نهایتا نمونه های اصلی و تغییر یافته رافال با موتور Snecma M88 پس از سال 1990 ارائه و از سال 2001 در نیروی هوایی و دریایی فرانسه عملیاتی شدند, اونهم در کشوری که جزو پیشرو های عرصه هوایی محسوب میشه و تجربیات(مانند میراژ2000 و میراژ اف1)و امکانات فراوانی(تمام دانش و امکانات ساخت یک جنگنده)در اختیار داره!

همین مسئله یعنی فاصله بین تعریف پروژه تا طراحی اولیه,اکتساب فناوری,ساخت پیش نمونه,اولین پرواز و عملیاتی شدن در خصوص تایفون و رپتور هم صدق میکنه! اما متاسفانه در ایران به این نکات توجهی نمیشه!

جنگنده قاهر برای خیلی از کشورها یک پروژه بزرگ و دست نیافتنی هست و تبعا تولید و عملیاتی سازیش زمان بیشتری هم طلب میکنه.

 

ACX_28Rafale29.jpg

وجود Inlet cones در ورودی هوای ماکت اولیه رافال هم جالب توجه هست.

0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بر 1 اردیبهشت 1397 در 12:03 , sasasasa گفت:

من ارتباطم با اونجا قطع شده و تماسی ندارم. الان خبر ندارم ولی حدس من اینه اگر قرار بود پرواز کنه تا حالا کرده بود. احتمالا نشده. اگر هم پرواز کنه حداکثر همینه. یعنی طرحی نیست که بشه روش حساب کرد. اشکالات متعدد طراحی ایرودینامیکی رو بدنه و ورودی هوای موتور داره. 

البته این اشکالات عادی است. تجربه اول این تیم بوده. باید بهشون بودجه میدادند که با تجربه حاصل از این شکست ساخت نمونه دوم رو شروع میکردند. ولی متاسفانه این دید نیست. اشکال بعدی اینه که کلا نهاجا قاهر رو هیچ جا رو چارتش قبول نداره. کلا پروژه با سفارش نهاجا نبوده. در صورتیکه این پروژه ها در تمام دنیا با سفارش و هماهنگی نیروی هوایی استارت میخوره. بنابراین حمایت نهاجا رو نداره.

میشه بگید درگ بالایی که گفتید طراحی قاهر ایجاد میکنه از کجا نشات میگیره ؟ همچنین مشکل ایرودینامیکی طراحی قاهر چیه ؟! اخه گفتید قاهر مشکلات متعدد طراحی داره !! طبیعتا اونیکه قاهرو طراحی کرده خیلی بیشتر از من و شما میدونه 

ویرایش شده در توسط gen
0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
19 hours قبل , Skyhawk گفت:

بله ظرفیت حمل سلاح تایگر 3200 کیلوگرمه اما در نقش هوا به هوا فاکتورهایی مثل مانور پذیری و نسبت رانش به وزن و سرعت جنگنده اهمیت داره! و اساسا یکی از دلایلی که میتونه نقش رهگیری رو در قاهر کمرنگ کنه نداشتن قابلیت پس سوز و سرعت فراصوته که در یک جنگنده رهگیر و خصوصا رهگیر نقطه ای الزامیه! در این ورژن قاهر حتی اگر رادار آرایه فازی فعال هم وجود داشته باشه در جهت جمع آوری اطلاعات از صحنه نبرد و حفاظت از خود جنگنده استفاده میشه!

در جنگنده تایگر حداکثر سرعت هواپیما 1.6 ماخ و نسبت رانش به وزن جنگنده 0.58 هست که اگر شما چند تن هم بارگذاری انجام بدید قابلیت های ایرودینامیکیش رو کاهش دادید, اونهم در نقش رهگیر نقطه ای که جنگنده به سرعت وارد نبرد داگفایت میشه.

در واقع منظور من نبرد فامد هستش در این نبرد سرعت و مانورپذیری اهمیتی نداره در مقابل ایگل های سعودی شما کدام را ترجیح می دین تایگر یا صاعقه مجهز به فکور یا فقط دارای موشک حرارتی؟ و برای جبران افت مانورپذیری در صورت لود تسلیحات در دسترس ترین کار اعزام زوجی تایگر برای رهگیری هستش یک تایگر با لود تسلیحات شامل غلاف راداری و دو موشک فکور و دو موشک سایدوایندر و باک های سوخت و تایگر دومی با چهار موشک سایدوایندر و باک های سوخت بیشتر 

تایگر اولی وظیفه نبرد فامد به عهده می گیره و اگه توی این کار موفق نشد تایگر دوم با سبک بالی و مانورپذیری بیشتر عهده دار  نبرد داگفایت خواهد شد

و راه دیگری که برای رفع ضعف موتور تایگر میشه انجام داد بدون تغییر ابعاد موتور ساخت نمونه ای از اوج با دو برابر تراست بیشتر یا ساخت موتور توربوفن بدون پسوز هستش

19 hours قبل , Skyhawk گفت:

تایگر حداکثر یک تیر موشک فکور رو میتونه(به صورت نسبتا بهینه)بکار بگیره که در این صورت سوال اینه که چرا این موشک از پرتابگر سطحی پرتاب نشه؟ تایگر که برد پروازی و ماندگاری بالایی نداره که بتونه مانند تامکت بر روی یک منطقه گشت هوایی داشته باشه, بنابراین موشکی با برد فکور(صیاد2 و صیاد3)رو میشه از روی لانچرهای زمینی هم پرتاب کرد و اساسا افزودن چنین قابلیتی به جنگنده سبک کاری منطقی محسوب نمیشه!

تایگر با لود تسلیحات و باک سوخت تا شعاع 500 کیلومتری رو پوشش میده یعنی به اندازه حد آتش دو سامانه مانندs300

تامکت هم اگر تانکر سوخت نداشته باشه باید بعد از یک ساعت (بدون درگیری) به پایگاش برگرده برای مانداگاری بیشتر تایگری را می توان به عنوان تانکر برای سوخت رسانی در نظر گرفت

0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
نقل قول

در واقع منظور من نبرد فامد هستش در این نبرد سرعت و مانورپذیری اهمیتی نداره در مقابل ایگل های سعودی شما کدام را ترجیح می دین تایگر یا صاعقه مجهز به فکور یا فقط دارای موشک حرارتی؟ 

سلام

می خواستم پاسخ سوال پست قبلی تون رو بدم که دیدم آقا رضا زحمتشو کشیدن، 

اما در مورد این سوالتون، هر کسی را بهر کاری ساختند، برای مقابله با ایگلهای سعودی در فامد باید از «جنگنده» مناسب فامد استفاده کرد. حتما می پرسید پس اف 5 ها یا صاعقه ها چی؟ اف 5 و صاعقه باید در پلن رزمی تخصصی خودش وارد نبرد با ایگل بشه و اتفاقا اونجا بسیار هم موفقه، منتها وقتی می تونه به خوبی با حریفی مثل اف 15 روبرو بشه که با هدایت خوب رادارهای زمینی و جنگنده های در آسمان از زاویه مناسب به اون نزدیک بشه.

به یاد بیارید که رمز موفقیت اف 5 تبریزی که میگ 25 سرگرد الریان (بنا به قولی) را سرنگون کرد فقط و فقط هدایت عالی کنترلر شکاری بود، و اگر یکی از سایدویندرهای اون لانچ میشد حتی لاشه ی میگ 25 هم بدست  خودمون می افتاد. 

پس در یک نبرد هوایی جنگنده ی رهگیر باید در ماموریتی که برای آن تخصص دارد وارد شود.

همانطور که آقا رضا هم اشاره داشتند اگر پلتفرم اف 5/صاعقه سنگین شود به میزان زیادی قابلیت مانور خود را از دست میدهد و این یعنی نقض غرض.

جهت اطلاع، زمانی که عربستان اف 15 های سی خود را تحویل گرفت این هواپیماها در داگفایت تمرینی با اف 5 های خود سعودی ها موفقیت خیلی شایانی به دست نیاوردند و شکستهایی داشتند. در حالی که اف 15 سی بنا به اذعان سازنده قرار بود در داگفایت بسیار قابلتر باشد و فاجعه ی اف 15 اِی (که یک بازنده ی محض در برابر اف 5 بود) نباشد. حال اگر همین پلتفرم صاعقه تحت پروتکل امن مخابراتی و با هدایت کنترلر زمینی/هوایی/الینت و ...از زاویه مناسب به اف 15 مهاجم نزدیک شود می تواند بخوبی آن رابه زحمت بیندازد و حتی اگر موفق به اسقاط آن نشود حداقل ماموریت آن را Abort نماید.

بله من هم موافقم اگر بتوانیم موشکی فامد با وزن حداکثر 150 کیلوگرم و ترجیحا رم جت (افزایش برد بواسطه حذف مخزن سوخت) بسازیم آن را به تعداد حداکثر دو عدد روی اف 5 نصب کنیم ولی نصب فکور را موافق نیستم که دلایل آن ذکر شد.

 

نقل قول

برای جبران افت مانورپذیری در صورت لود تسلیحات در دسترس ترین کار اعزام زوجی تایگر برای رهگیری هستش یک تایگر با لود تسلیحات شامل غلاف راداری و دو موشک فکور و دو موشک سایدوایندر و باک های سوخت و تایگر دومی با چهار موشک سایدوایندر و باک های سوخت بیشتر 

این تایگر اولی خودش از راه دور طعمه ی مناسبی برای موشکهای آمرام سعودی هست، و بدلیل وجود موشکهای سنگین و پر پسای فکور در زیر بالها (که مانند اف 14 نیمه پنهان هم نیستند) در هنگام شلیک موشک به سمتش نمی تواند مانوردهی مناسبی داشته باشد و هدف قرار می گیرد. اما پرنده ی دوم شانس بسیار بیشتری برای گریز دارد.

 

نقل قول

راه دیگری که برای رفع ضعف موتور تایگر میشه انجام داد بدون تغییر ابعاد موتور ساخت نمونه ای از اوج با دو برابر تراست بیشتر یا ساخت موتور توربوفن بدون پسوز هستش

دو برابر تراست بیشتر خیلی زیاده، اگر می فرمودید 10 یا 15 درصد قابل قبولتر بود، دو برابر بدون تغییر ابعاد غیر ممکن هست (با تکنولوژی فعلی).

توربوفن بدون پس سوز هم بدرد داگفایت نمی خورد، در داگفایت پس سوز بسیار کارا هست و نبودن اون موجب استال زودتر هواپیما در گردش، افزایش شعاع گردش، کاهش شتاب و یکسری ایرادات دیگر می شود. ضمن اینکه افزودن فن به موتور توربوجت باعث افزایش قطر بدنه اون میشه که با فرض ابتدایی تون (عدم تغییر ابعاد موتور) تناقض داره.

0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

اگر این قضیه خرید موشک اومخونتو صحت داشته باشه مدل Umkhonto-ER-IR اون میتونه یک کیس عالی برای تجهیز همه ی جنگنده های ما علی الخصوص صاعقه باشه! وزن سبکی داره و 30 کیلومتر هم برد داره (که برد اون در شلیک از هواپیما حدودا دو برابر و یا کمی بیشتر میشه) و سرجنگی قدرتمند 23 کیلویی. (البته نوشته در دست توسعه، و این یعنی اینکه هنوز تولید انبوه نشده)

حتی همون مدل اینفرا رد معمولی اون (باز هم در صورت دسترسی البته) هم با برد 20 کیلومتر (که در شلیک از هوا به 40 کیلومتر یا بیشتر میرسه) گزینه مناسبی برای صاعقه ها هست.

0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بر 2 اردیبهشت 1397 در 05:33 , gen گفت:

میشه بگید درگ بالایی که گفتید طراحی قاهر ایجاد میکنه از کجا نشات میگیره ؟ همچنین مشکل ایرودینامیکی طراحی قاهر چیه ؟! اخه گفتید قاهر مشکلات متعدد طراحی داره !! طبیعتا اونیکه قاهرو طراحی کرده خیلی بیشتر از من و شما میدونه 

دوست عزیز من متاسفانه اطلاعات فنی در این ارتباط ندارم. اینها مطالبی که شنیدم و عینا نقل کردم. اونچه که مسلم است این است که از زمان رو نمایی تا الان که حدود 5 یا 6 سال گذشته و با تلاش های صورت گرفته پرواز نکرده. در واقع تا حدی که من شنیدم تلاش شده ولی پرواز نکرده.

 

0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

دوستان ببنید نکته ای که هست این است که کشور و مسولین باید بشین تصمیم بگیرن میخوان چه کار کنن. یا باید هدف و برنامه خرید هواپیماهای روز از کشورهای دیگر باشه یا رو ساخت داخل برنامه ریزی کنن. 

طراحی و ساخت یک هواپیمای نسل 4.5 و یا 5 در کشور که در حد هواپیماهای روز دنیا باشه نیاز به ده ها میلیارد دلار سرمایه گذاری روی تحقیق و توسعه و خرید و حتی دزدیدن اطلاعات از کشورهای دیگر طی یک پروسه 10- 15 ساله داره. باید دید کشور همچین توان مالی و عزمی رو داره یا نه. وگرنه اینکه مثلا رو پروژه قاهر گفته شد 5 ملیون دلار سرمایه گذاری شده نوعی خاله بازی محسوب میشه. این کار نیاز به یک مدیر بسیار توانا در حد شهید تهرانی مقدم و یا یک مدیر مشابه که من شنیدم سازمان انرژی اتمی ئاشته داره که هر ذو این عزیزان به صورت نامحدود توانایی امضا چک داشته اند. چین  همچین تلاشی رو کرده و الان کم کم به نسل پنج داره میرسه. اینها 20 سال کار کردند از روسیه و اسراییل هم کمک گرفتند. مقدار زیادی تکنولوژی هم تا حالا دزدیدند. 

خود انگلیس برای یورو فایتر با چند کشور مشارکت کرد. این کارها خرج بسیار بالایی داره. اصلا باید دید کشور همچین قصد و توانی رو داره یا نه. 

0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
20 hours قبل , ahmad212 گفت:

در واقع منظور من نبرد فامد هستش در این نبرد سرعت و مانورپذیری اهمیتی نداره در مقابل ایگل های سعودی شما کدام را ترجیح می دین تایگر یا صاعقه مجهز به فکور یا فقط دارای موشک حرارتی؟ و برای جبران افت مانورپذیری در صورت لود تسلیحات در دسترس ترین کار اعزام زوجی تایگر برای رهگیری هستش یک تایگر با لود تسلیحات شامل غلاف راداری و دو موشک فکور و دو موشک سایدوایندر و باک های سوخت و تایگر دومی با چهار موشک سایدوایندر و باک های سوخت بیشتر 

تایگر اولی وظیفه نبرد فامد به عهده می گیره و اگه توی این کار موفق نشد تایگر دوم با سبک بالی و مانورپذیری بیشتر عهده دار  نبرد داگفایت خواهد شد

و راه دیگری که برای رفع ضعف موتور تایگر میشه انجام داد بدون تغییر ابعاد موتور ساخت نمونه ای از اوج با دو برابر تراست بیشتر یا ساخت موتور توربوفن بدون پسوز هستش

تایگر با لود تسلیحات و باک سوخت تا شعاع 500 کیلومتری رو پوشش میده یعنی به اندازه حد آتش دو سامانه مانندs300

تامکت هم اگر تانکر سوخت نداشته باشه باید بعد از یک ساعت (بدون درگیری) به پایگاش برگرده برای مانداگاری بیشتر تایگری را می توان به عنوان تانکر برای سوخت رسانی در نظر گرفت

دوستمون به خوبی توضیح دادند.

تطبیق دادن موشکی مانند آمرام با تایگر جهت نبرد فامد(چه با رادار جنگنده و چه با لینک ارتباطی از رادار زمینی) بسیار خوبه اما مسئله تطبیق دادن موشک فینیکس و فکور متفاوته!

جنگنده مورد نظر شما یک جنگنده پنهانکار نیست و به علت ضعف ذاتیش توان خاصی هم در زمینه جنگ الکترونیک نداره و همزمان که به شکار جنگنده دشمن میره خودش هم در تیررس جنگنده دشمن با موشک راداری فعال قرار داره و زمان کمی هم در اختیار داره که از چنگ موشک شلیک شده توسط جنگنده دشمن رها بشه و برای نبرد نزدیک آماده بشه و این در حالیه که احتمالا یک موشک فکور دیگر هم زیر بال به همراه تانک سوخت لود شده!

موتور جی85 نسبت رانش به وزن مناسبی داره و فقط مشکلش اینه که برای یک جنگنده در حد با وزن تایگر و ماموریت رهگیر نقطه ای ضعیفه! جالبه که جزو سبکترین موتورهای توربینی هم هست!

 

تامکت قابلیت سوختگیری هوایی داره و نسبت رانش به وزنش هم بالاست(خصوصا در مدل دی)و به همین علت در مانوردهی کم نمیاره و ظرفیت بالایی در زمینه حمل سلاح و تجهیزات جنگ الکترونیک داره.

به صورت خلاصه کشوری که توان صنعتی لازم برای ساخت جنگنده مورد نظر شما رو داشته باشه بهتره بر روی یک جنگنده همچون تایگر شارک,فالکون و F-CK-1 Ching-kuo کار کنه تا یک جنگ افزار قابل اتکاء در اختیار داشته باشه.

 

0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بر 3 اردیبهشت 1397 در 10:00 , MOHAMMAD گفت:

این تایگر اولی خودش از راه دور طعمه ی مناسبی برای موشکهای آمرام سعودی هست، و بدلیل وجود موشکهای سنگین و پر پسای فکور در زیر بالها (که مانند اف 14 نیمه پنهان هم نیستند) در هنگام شلیک موشک به سمتش نمی تواند مانوردهی مناسبی داشته باشد و هدف قرار می گیرد. اما پرنده ی دوم شانس بسیار بیشتری برای گریز دارد.

ابعاد تایگر نصف ایگل هست به طبع سطح مقطعش هم کمتر هست حالا چطور ایگل زودتر قفل راداری می کنه؟ در پست قبلی گفتم تایگر ما غلاف راداری برد بلند حمل می کنه و چون به صورت پاد حمل میشه از نظر اندازه و وزن محدودیتی نداره در نتیجه برد رادار تایگر از خود ایگل هم بیشتر خواهد بود و اگر دو مزیت سطح مقطع کمتر و برد رادار در کنار هم قرار بدیم پس شلیک اول با تایگر خواهد بود و مورد بعدی اینکه من گفتم فکور در زیر بدنه تایگر نصب بشه اگر چه به نظر من تونایی حمل یک عدد در زیر هر بال را دارد ولی به قول شما تاثیر نامطلوبی بر مانوردهی تایگر می زاره بهرحال هر چه بال های هواپیما سبکتر باشند مانورپذیری بهتری  خواهد داشت

بر 3 اردیبهشت 1397 در 10:00 , MOHAMMAD گفت:

دو برابر تراست بیشتر خیلی زیاده، اگر می فرمودید 10 یا 15 درصد قابل قبولتر بود، دو برابر بدون تغییر ابعاد غیر ممکن هست (با تکنولوژی فعلی).

دو برابر تراست بیشتر حق با شماست ولی فکر کنم بتونیم موتور اوج را با 20 درصد تراست بیشتر تولید کنیم و همین مانورپذیری تایگر را در لود تسلیحات جبران می کنه 

بر 3 اردیبهشت 1397 در 10:00 , MOHAMMAD گفت:

توربوفن بدون پس سوز هم بدرد داگفایت نمی خورد، در داگفایت پس سوز بسیار کارا هست و نبودن اون موجب استال زودتر هواپیما در گردش، افزایش شعاع گردش، کاهش شتاب و یکسری ایرادات دیگر می شود. ضمن اینکه افزودن فن به موتور توربوجت باعث افزایش قطر بدنه اون میشه که با فرض ابتدایی تون (عدم تغییر ابعاد موتور) تناقض داره.

البته این در اصل قضیه تغییری ایجاد نمیکنه چون قرار بود تایگرها زوجی پرواز کنند تایگر اولی با نصب موتور توربوفن و لود تسلیحات دورایستا وظیفه فامد و دومی با لود تسلیحات حرارتی و با همون موتور j85 وظیه داگفایت را به عهده می گیره

بر 3 اردیبهشت 1397 در 18:33 , Skyhawk گفت:

جنگنده مورد نظر شما یک جنگنده پنهانکار نیست و به علت ضعف ذاتیش توان خاصی هم در زمینه جنگ الکترونیک نداره و همزمان که به شکار جنگنده دشمن میره خودش هم در تیررس جنگنده دشمن با موشک راداری فعال قرار داره و زمان کمی هم در اختیار داره که از چنگ موشک شلیک شده توسط جنگنده دشمن رها بشه و برای نبرد نزدیک آماده بشه و این در حالیه که احتمالا یک موشک فکور دیگر هم زیر بال به همراه تانک سوخت لود شده!

تایگر جنگنده پنهان کاری نیست ولی به علت کوچکی حداقل زودتر از F14 توی رادار دیده نمیشه و برای جنگ الکترونیک هم می شود پاد اون رو درست کرد مثل جنگنده های غربی

بر 3 اردیبهشت 1397 در 18:33 , Skyhawk گفت:

به صورت خلاصه کشوری که توان صنعتی لازم برای ساخت جنگنده مورد نظر شما رو داشته باشه بهتره بر روی یک جنگنده همچون تایگر شارک,فالکون و F-CK-1 Ching-kuo کار کنه تا یک جنگ افزار قابل اتکاء در اختیار داشته باشه.

 

به نظر من کشور ما توان علمی ساخت جنگنده ای مثل ّ14 را داره اما زیرساخت صنعتی و توان اقتصادی می خواد که ما نداریم پس بهتره تایگرها و صاعقه های کنونی را همانطور که در پست های قبلی گفتم ارتقا بدیم و به خاطر ارزان تمام شدن تولید صدها فروند تولید کنیم و حفاظت از آسمان کشور را با همین جنگنده بسپاریم با این کار دو هدف را محق ساختیم صرفه جویی در بودجه و دومی تولید بومی و اشتغال آفرینی 

0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم