امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

با توجه به صحبتهای رییس جمهور ( پاسخ خون شهید نه امروز که بعدها نمایان خواهد شد ) و سردار شکاری که عنوان کردند عجله ای برای پاسخ وجود نداره و سر فرصت پاسخ داده میشه اگر سناریوی فریب را کنار بزاریم شاید تصمیم گرفته شده یک پاسخ حساب شده و تدریجی در طول زمان داده بشه .( بله همه از پاسخ های داده نشده به خون خصوصا شهید عماد مغنیه مطلع هستیم ولی این مورد با این حجم حادثه و بر عهده گرفتن وقیحانه و مستقیم مسئولیت کاملا متفاوت هست که اگر به سرنوشت خون عماد تبدیل بشه قطعا برای ما یعنی شکست )

 

به نظر میرسه پاسخ اخراج آمریکا با ابزار گرم/نرم از عراق باشه. این هدف هدف مناسبی است ولی نکته اینجاست مسئولان باید توجه داشته باشند اگر به صورت گرم و تلفات گیری باشه شاید کمی انتقام تلقی بشه ولی حتما باید برای وجهه مقاومت و روحیه نیروها و انسجامشون مبنی بر یک "پاسخ" مشخص فکری کرده باشند. اگر این پاسخ مشخص وجود نداشته باشه حتی اگر هدف محکمی هم انتخاب شده باشه تمام جوانب این جنایت را پاسخگو نخواهد بود.

  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

متاسفم  ولی ظاهرا خبر این موشک را قبلا در میلیتاری کار کردم 

 

1-4-2020_2-46-08_PM.jpg

 

بر 25 شهریور 1397 در 18:09 , MR9 گفت:

لبه تیغ تیزتر برای نیروی هوایی

اعطای قرارداد 49 میلیون دلاری نیروی هوایی ارتش ایالات متحده  برای  توسعه مهمات هوا به  زمین مشترک به لاکهید- مارتین

1~147.jpg

واشنگتن : وزارت دفاع ایالات متحده  در سالگرد حملات 11 سپتامبر  به شکل رسمی از امضاء قراردادی به ارزش 49618289 میلیون دلار به منظور خرید مهمات هوا به زمین مشترک از شرکت لاکهید – مارتین رونمایی نمود .

براساس بیانه رسمی وزارت دفاع  ، لاکهید – مارتین در چهارچوب قرارداد بازنگری شده   W31P4Q-15-C-0102 می بایست تامین نیازمندی  اردنانس نیروی هوایی در حوزه مهمات هوا به زمین مشترک Joint Air-to-Ground Missiles را برعهده گیرد . به اعتقاد تحلیلگران نظامی ، انتظار میرود که این قرارداد در فوریه 2021 بطور کامل در تاسیسات لاکهید در اورلاندو (فلوریدا) نهایی شود .

Joint-Air-to-Ground-Missile-JAGM.jpg

به گفته این تحلیلگران ، بخش سخت افزاری این سامانه تسلیحاتی (JAGM) در تست های صورت گرفته ، نزدیک به 95 درصد اطمینان پذیری رزمی را به ثبت رسانده  و بدلیل تشابه خطوط تولید این محصول جدید با مهمات ضد زره هلفایر ، می توان نزدیک به 75000 تیر موشک با قابلیت اطمینان پذیری رزمی نزدیک به 97 درصد را تحویل کاربران داد .

56e6516cc461881f318b460a.jpg

به گفته سخنگوی لاکهید – مارتین ، مهمات هوا به زمین مشترک ترکیبی از توانایی های مهمات HELLFIRE II و سیستم هدفگیری  Longbow را به شکل ارتقاء یافته  خواهد داشت . پیمانکار JAGM براین اعتقاد قرار دارد که ترکیب دو فناوری  لیزر نیمه فعال  (SAL) و رادار موج میلیمتری (MMW) در یک جستجوکر تکی و اتصال آن به یک  کلاهک بهبود یافته از گونه هلفایر در کنار تغییر پیشرانه و سامانه های پایش پرواز میتواند مسحور کننده به نظر برسد .

JAGM.JPG

این جستجوگر دوگانه  ، علاوه بر کارکرد مستقل ، می تواند بصورت  ترکیبی نیز عمل نموده  تا عملکردی بهینه را در محیط های بشدت آلوده به جنگ الکترونیک  به نمایش گذارد .

معماری ماژولار و باز این سخت افزار موجب خواهد شد تا قیمت گذاری نهایی آن ، با ثبات بیشتری همراه گردد و این گزینه مطلوبی  برای ارتش بشمار می آید . این روند ، همچنین باعث خواهد شد تا وزارت دفاع  از دامنه مانور بیشتری برای ارائه سفارشهای بیشتر برخوردار شده و مضاف بر آن ، مسیرهای جدیدی برای کاهش هزینه های طراحی و تولید کشف گردد .

صرفاً برای میلیتاری / مترجم MR9

 

 

  • Upvote 12

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

این هم دومین خبری که در این خصوص کار شده بود

 

بر 20 خرداد 1395 در 10:13 , MR9 گفت:

یک تجربه جدید

شلیک موشک هوا به زمین مشترک از پرنده های بدون سرنشین

 

mfc-jagm-photo-main-h.jpg

 

 

به گفته مدیر سیستمهای تسلیحاتی  مشترک ارتش ایالات متحده ، موشک جدید تست شده ، که در نهایت جایگزین مهمات هوا به سطح AGM-114 هل فایر خواهد شد ، از یک فروند پرنده بدون سرنشین با شناسه " عقاب خاکستری" به سوی یک هدف در حال حرکت در میدان تیر ارتش  واقع در " یوتا" شلیک و با موفقیت به هدف اصابت نمود .

 

ORD_JAGM_Inc1_Sections_LMCO_lg.jpg

سرهنگ جیمز مور ، بعنوان مدیر اجرایی برنامه موشکی و فضایی که بطور همزمان مسئولیت برنامه توسعه موشک ضد زره هلفایر و راکتهای آزادپرتاب 2.75 اینچی هیدرا را برعهده دارد ، براین اعتقاد است که موشک هوا به زمین مشترک (JAGM) در طیف متنوعی از برد موثر ، حداقل 8 کیلومتر در یک ارتفاع نرمال توسط پرنده بدون سرنشین پریدیتور ، عملیاتی شده و آزمایشات موفقی را به ثبت رسانده است و موفق شده تا یک کامیون با سرعت 20 مایل درساعت را مورد هدف قرار دهد .

 

ORD_JCM_on_AH-64D_Concept_lg.jpg

 

نخستین تست انجام شده ، در 25 ماه مه 2016 با نصب یک تیر از موشک جدید بر روی یک پرنده بدون سرنشین انجام گردید . سرهنگ مور بر این نکته تاکید می نماید که این موشک در حالتهای مختلف رزمی به شکل موفقیت آمیز با اهداف مود نظر درگیر و آن را منهدم نموده است. درنتیجه ، انعطاف پذیری این مهمات جدید در جستجو اهداف در همه گونه شرایط رزمی ، به خلبان این اجازه را خواهد داد تا در هرزمانی اهداف را ردیابی و با آن درگیر شده و یا از انهدام هدف خودداری نماید . این انعطاف پذیری به اندازه ای است که با انجام یکسری تنظیمات ، موشک خواهد توانست به شکل کاملاً خودکار ، از درگیری اجتناب نماید .

 

JAGM-Apachee.jpg

 

تست این موشک بر روی پهپاد عقاب خاکستری ، هفتمین سری از آزمایشات انجام گرفته روی این گونه جدید از مهمات هوا به زمین است ، چرا که قبلاً تستهای موفقی روی بالگردهای آپاچی و سوپرکبری سپاه تفنگداران به انجام رسیده است .

 

در تابستان 2015 ، یک قرارداد 66 میلیون دلاری برای مهندسی و توسعه این موشک با لاکهید مارتین به امضاء رسیده بود و بنا بر اطلاعات منتشر شده توسط  ارتش ، رقم این قرارداد می تواند تا سقف 186 میلیون دلار افزایش یابد تا خط تولید با سرعت کم این موشک به ارزش 60میلیون دلار ، برقرار گردد .

 

5751660fc36188ae568b4589.jpg

 

طبق سخنان سرهنگ مور ، با توجه به اهداف طراحی این موشک برای انهدام اهداف ثابت و متحرک ، انتظار می رود تا نخستین سری از این مهمات در اوایل سال2018 وارد سازمان رزم ارتش شود. براساس برنامه پیش بینی شده ، ارتش در پایان سال 2017 ، به شکل محدود ، یکسری تست های پیش عملیاتی با استفاده از بالگردهای آپاچی ، انجام می دهد  و سناریوهای عملیاتی گوناگونی را با آن تمرین خواهد نمود  .

 

Manned_Unmanned_Teaming_080411.jpg

 

از ماه اوت 2016 ، ارتش براین هدف است تا کیفیت نخستین سری از موشکهای تولید شده را در دو حوزه ایمنی و مرگ آوری ادعا شده توسط شرکت سازنده ، به بوته آزمایش گذاشته تا از عملکرد آن بر روی بالگردهای آپاچی و کبرا اطمینان یابد .

 

سرهنگ مور بر این عقیده است که علاوه بر دو بالگرد فوق الذکر ، یک نامزد بالقوه برای این موشک ، پرنده بدون سرنشین عقاب خاکستری است که علاوه بر استفاده از  هلفایر ، قابلیت حمل این موشک را در کنار اجرای ماموریتهای شناسایی بدست خواهد آورد .

 

پی نوشت :

 

1-تجربه رزمی سوریه و عراق ، بطور کامل در این سیستم تسلیحاتی جدید که بطور مشخص برای مقابله با خودروهای انتحاری توسعه پیدا کرده ، نمود دارد .

 

2- همچنان تجربه موفق برخورداری از یک نیروی هوایی به روز که موجب کاهش تلفات انسانی میشود ، شاخصه اصلی رزم در قرن بیست و یکم بشمار می رود .

 

 

صرفاً برای میلیتاری / مترجم : MR9

  • Upvote 13

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

برای  مرور گذشته  بهمن 1397

 

«استنلی مک کریستال» در مجله «فارین پالیسی» ادعا کرده که از عواقب سیاسی این کار ترسیده است

 

حالا باید دید اینهایی که این  دستور را در 2019 صادر کردند ، چه تحلیلی داشتند !

 

بر 6 بهمن 1397 در 09:16 , MR9 گفت:

سلام علیکم

 وقتی که حتی دشمنت ، لب به تحسین باز میکند

147110-004-B78C2546.jpg  Sardar_Qasem_Soleimani-01.jpg

ارتشبد استنلی مک کریستال ( سمت راست ) / سرلشکر پاسدار حاج قاسم سلیمانی (سمت چپ )

 «استنلی مک کریستال» در مجله «فارین پالیسی» ادعا کرده که از عواقب سیاسی این کار ترسیده است. او در توضیح موقعیت خود گفته است: «در یک شب ماه ژانویه در سال 2007، من شاهد ورود یک ستون نظامی ایران به شمال عراق بودم. فرمانده ستون نظامی ایران، قاسم سلیمانی بود». این درست همان جایی است که ژنرال آمریکایی ادعا کرده می‌توانسته دستور شلیک دهد. «اما تصمیم گرفتم به جای تیراندازی به طرف ستون نظامی ایران، آنها را تحت نظر بگیریم. این ستون نظامی به شهر اربیل در استان سلیمانیه عراق رسید و سردار سلیمانی در تاریکی هوا از نیروهای خود جدا شد».

بقیه اش در این لینک

 

 

  • Like 1
  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
هم اکنون, alala گفت:

سناتور گراهام باز با رجزخوانی و اینکه ترامپ به ایران پیام داده هرگونه پاسخ منجر به بمباران پالایشگاه های ایران میشه به عنوان اخرین عنصر اقتصادی باقی مونده عنوان کرده امریکا نشون داده حتی خون یک آمریکایی براش مهمه.

 

نمیدونم ولی به نظر پاسخ ما نباید به تاخیر بیفته بیش از این چند روز. ایران باید روشن کنه برای این گراهام و ترامپ که پالایشگاه ایران مساوی است با جریان نفت و درسته تهدید بزرگی است برای ما زدن پالایشگاه ها ولی دارند با ترس نان و هرج و مرج اقتصادی وادارمون میکنند خفه بشیم در مورد انتقام. ما جریان نفت را داریم و این میتونه مقابله حداقلی باشه. درسته امریکا احتمالا خیالش راحته خودش جریان نفتش برقراره ولی خب مشکل بقیه جهان خواهد بود بعدش.

 

ما واقعا الان انتخاب زیادی نداریم. پاسخ ترور سردار را نمیتونیم حواله بدیم به خروج از عراق و پاسخ تدریجی. جناب صمدی فکر کنم اشارت خوبی داشتند. ماجرای ترور سردار نقطه ای است که نمیشه مثل دفعات قبل پاسش داد و تیفور مثال خوبی بود عدم پاسخ یعنی چه.

 

مشخص هست از عواقب کار خودشون ترس بزرگی دارند و با این تهدیدات سعی دارند رفتار انتقامی ایران رو کنترل و به سطح کشور بی در و پیکری مثل سوریه تقلیل بدهند جایی که اسرائیل تهدید میکند اگر به هواپیمای ما شلیک کنید بیشتر شما رو خواهیم زد! یا حتی پایین تر از آن و تقلیل به سطح گروه های مواد مخدر و مافیایی که اگر پاسخ ندید ما فلان کار رو در قبال اون میکنیم مثلا نفت شما رو می خریم! در تفکر مادی خود فکر می کنند خون شهید قابل معامله است!

 

ولی این تهدیدات و اصولا در این دنیا تمام مسائل چند وجهی هستند و روی دیگری نیز دارند که باید در تحلیل و تصمیم گیری به آنها پرداخته شود. روی دیگر این تهدید این هست که اگر پاسخ شدید بدید بعد از چند مرحله میرسد به جنگ نفت کشهای 2 و این برای هر دو طرف هست نه فقط ایران یعنی قرار نیست تنها ایران پالایشگاه از دست بدهد بلکه برای تمام منطقه این اتفاق خواهد افتاد و ترس این کوتوله های امریکایی از همین مساله است. فریاد می زنند تا ترس واقعی خود را پنهان کنند.

 

اما اگر قرار باشد اتفاقی بیفتد باید در زمان مناسب و آمادگی کامل از طرف ایران باشد نه شرایط ایده آل برای طرف مقابل.

 

اینها دو پلن کلی در برنامه دارند یا اول جنگ محدود و بعد فرسایش داخلی در ایران و در نهایت جنگ تمام عیار یا هم از ابتدا جنگ تمام عیار و نابودی کل منطقه و بسیج جهانی و منطقه ای علیه ایران و در نهایت سود سرشار از بازسازی خاورمیانه ویران شده!

 

از طرف ایران به هر کدام از این پلنها نگاه کنیم برای ما باخت هست یعنی در شطرنج مثل نقاط عطفی هست که مشخص میکنه بتونی 10 حرکت دیگه انجام بدی و مات بشی یا 50 حرکت (بدون کیش و تعویض مهره) و کار به تساوی بکشه!

 

به نظر نمیرسه آرایش فعلی دشمن در منطقه برای جنگ تمام عیار باشه چون این مساله احتیاج به یک سری اصول پایه کلاسیک از جمله تامین خطوط تدارکات و پشتیبانی چند لایه داره که در حال حاضر حتی نزدیک به این حالت هم نیست.

 

اما از نظر جنگ محدود و فرسایشی که در آن با دخالت یافتن کشورهای عربی هزینه بین چند کشور سرشکن شود با توجه به آرایش نظامی کاملا در این وضعیت قرار دارند یعنی از یک سال گذشته این شرایط رو اتخاذ کردند و در حال تکمیل اون هستند.

 

با توجه به توانایی های ایران هم بهترین حالت درگیری همین حالت می باشد یعنی ما در صورت مدیریت نبرد (اولویت اول) و جهت دهی به آن می توانیم در چنین شرایطی بالانس نظامی و امنیتی ایجاد کنیم.

 

ولی در حالت جنگ تمام عیار مثل حمله به عراق در سال 1991 توانایی بالانس طرف مقابل را نداشته و نمی توانیم از ظرفیت های کشور استفاده لازم را ببریم.

 

انتقاد اصلی به صدام در جریان جنگ خلیج فارس نه آغاز حمله به کویت بلکه ادامه ندادن آن می باشد یعنی با ارتش یک میلیون نفری و نیروی هوایی برتر در منطقه باید از کویت فراتر می رفت و خطوط تدارکات رو تصرف و از بین می برد نه اینکه نظاره گر باشد تا آمریکا در طول شش ماه نقل و انتقال نظامی به منطقه انجام دهد. در این صورت آمریکایی ها باید ابتدا در شمال آفریقا و عربستان با عراق می جنگیدند و با گسترش جبهه جنگ مشکلی که برای ارتش آلمان در شوروی ایجاد براشون بوجود می آمد و جنگ از حالت دو ماهه به دو ساله یا بیشتر تبدیل میشد که در این صورت سرزمین عراق آسیب اصلی رو نمی دید حتی اگر در جنگ شکست می خورد و کار به آتش بس می کشید.

 

اکنون اگر شرایط اینطور که نوشتم باشد چه ما بخواهیم یا بترسیم و نخواهیم یکی از دو پلن اتفاق خواهد افتاد و تنها انتخاب بین بد و بدتر در دست ماست.

 

شاید هم بنده اشتباه برداشت کردم و آمریکایی ها قصد هیچ جنگی ندارند و در حال عقب نشینی از منطقه هستند و در این حال سعی دارند زهر خودشون رو بریزن!

  • Like 1
  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
هم اکنون, SAEID گفت:

انتقاد اصلی به صدام در جریان جنگ خلیج فارس نه آغاز حمله به کویت بلکه ادامه ندادن آن می باشد

 

سلام علیکم

تحلیل آن موقع عراقیها  به نقل از کردزمن ، این بود که اشغال کویت ، پذیرفته میشود یا درنهایت  ادعای عراق در خصوص چاههای نفت مشترک  را قبول  می کنند ، در حوزه نظامی هم سرفرماندهی ارتش بعث بدلیل عدم درک کامل از شیوه  رزم  ائتلاف ، تصور می کرد نظیر جنگ  با ایران ، بایک نبرد فرسایشی و خاکریزی روبرو هست ( شکل قرار گیری واحدهای پیاده و زرهی در کویت و استقرار در صحرا و ایجادمیدان های موانع گسترده و ...  )   ونه یک جنگ سریع با اتکاء بر توان هوایی

 

  • Upvote 8

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
هم اکنون, MR9 گفت:

 

سلام علیکم

تحلیل آن موقع عراقیها  به نقل از کردزمن ، این بود که اشغال کویت ، پذیرفته میشود یا درنهایت  ادعای عراق در خصوص چاههای نفت مشترک  را قبول  می کنند ، در حوزه نظامی هم سرفرماندهی ارتش بعث بدلیل عدم درک کامل از شیوه  رزم  ائتلاف ، تصور می کرد نظیر جنگ  با ایران ، بایک نبرد فرسایشی و خاکریزی روبرو هست ( شکل قرار گیری واحدهای پیاده و زرهی در کویت و استقرار در صحرا و ایجادمیدان های موانع گسترده و ...  )   ونه یک جنگ سریع با اتکاء بر توان هوایی

 

 

بله درست می فرمایید و در این خصوص سالها قبل در سایت بحثهای زیادی صورت گرفته که خارج از حوصله این تاپیک هست.

 

اما موردی که مربوط به این بحث هست شامل این دو نکته میشود : هدف گذاری صحیح در ابعاد استراتژیک و تاکتیکال با توجه به شناخت صحیح از دکترین و استراتژی سیاسی نظامی اقتصادی و اجتماعی دشمن.

 

این یعنی نه تنها سرفرماندهی عراق بلکه حتی مقامات سیاسی این کشور شناخت درستی از الگوی رفتاری آمریکا نداشتند و به اشتباه بر پایه جنگ ویتنام و جنگ با ایران برای جنگ بعدی برنامه ریزی کرده بوند.

 

از نظر هدف گذاری هم که گفتم باید از کویت فراتر می رفتند از قدیم گفتن یا یک کاری رو شروع نکن یا تا آخر برو! مثل آبی که از سد سرازیر بشه و تا آخرین فاصله که بتونه همه رو با خودش میبره.

 

پاورقی : البته در سال 1991 خبری از اینترنت و این حجم از اطلاعات که امروز در دسترس همگان هست نبود و این میتونه تا حدی توجیه شناخت اشتباه عراقی ها باشد.

  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
هم اکنون, SAEID گفت:

اما موردی که مربوط به این بحث هست شامل این دو نکته میشود : هدف گذاری صحیح در ابعاد استراتژیک و تاکتیکال با توجه به شناخت صحیح از دکترین و استراتژی سیاسی نظامی اقتصادی و اجتماعی دشمن.

 

در این مدت چند سال ، سعی شده همین مساله را در میلیتاری جا بندازیم

 

دو تا کیبرد بنده ازرده خارج شد از کثرت تایپ در میلیتاری که مسیر را در چهارچوب تحلیل های واقعی  قرار بدیم

 

تازه ترین کلید واژه  تحلیل دشمن ، تمرکز روی عملیات تاثیر محور هست . اگر در انجمن جستجو بفرمایید ، حداقل 10-15 پست بنده و دوستان را در این زمینه پیدا می کنید

 

ولی نقطه آغاز تشریح عملیات تاثیرمحور از این تاپیک شروع شد

 

"بیداری اژدهای شرق ، افسانه یا واقعیت"

EEE~0.jpg

  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ببینید دوستان

 

 

بنده با سواد کم خودم یک تحلیل دارم که امیدوارم دوستان بهش توجه کنند ، سردار سلیمانی نماد قدرت ایران و محور مقاومت بود ، ایشون بعنوان برند نظامی ایران شناخته میشد ، خب با به شهادت رسیدن ایشون اعتبار نظامی ما و محور مقاومت زیر  سوال رفته .

 

ما راه های گوناگونی داریم ؛ 

 

اول

عدم پاسخ  و موکول کردن پاسخ برای بعدا  

 

 

نتیجه :  به عقیده بنده ترور حاج قاسم زیر پا گذاشتن بزرگترین خط قرمز ما بوده و وقتی کشوری بزرگترین خط قرمز دشمنش رو زیر پا میذاره یعنی برای اهدافی بزرگ آماده شده ، در نتیجه عقیده من اینه در صورت عدم پاسخ به این جنایت اقدام بعدی آمریکا بهانه برای خروج از برجام و بمباران تاسیسات اتمی و یا ترور دانشمندان مت به بهانه سلاح اتمی هست ، این کار باعث نابودی احساس امنیت ملت و فروپاشی از داخل می شود .

 

دوم :

 

 پاسخی نرم 

 

نتیجه :  این پاسخ احتمالا مثلا موشک باران مناطقی از اراضی اشغالی توسط گروه های فلسطینی باشد و یا یک پاتک به یک کاروان نظامیان آمریکا  ، این باعث میشه دشمن در محاسبات خودش به ضعف کامل ایران پی ببره و همچنین باعث تضعیف روحیه محور مقاومت و سربازان ایران میشه و اعتبار ایران لگد مال میشه و همچنین به امریکا میفهمونه که میتونه در ازای بهایی کم دستاورد بزرگ به دست بیاره 

 

 

سوم :

 

پاسخی معمولی 

 

نتیجه :  حمله حشد به پایگاه السد و موشک باران سفارت آمریکا در عراق توسط سپاه یک پاسخ  معمولی است که در صورت اجرا میشه گفت  برنده ماجرا آمریکا بوده و میشه گفت پاشو از قائله بیرون کشیده برای بالا نگرفتن تنش

 

 

چهارم :

 

 پاسخ سخت

 

این پاسخ میتونه چند وجه داشته باشه و قابل پیش بینی نیست اما پاسخ هایی رو میشه حدس زد

 

 

اول این رو میشه تایید کرد  که این پاسخ تنها محدود به ایران نیست و احتمالا حزب الله و حشد الشعبی و گردان های ما در سوریه در این پاسخ همکاری میکنند.

 

فرضیه اول : حمله به نماد قدرت 

 

در این سناریو ایران میتونه با حملاتی سریع و مرگ بار به ناو هواپیما بر آمریکا باعث انهدام اون بشه و این عمل تقریبا یک پاسخ بسیار سخت میشه تلقی کرد و میشه گفت این عمل انتقام خوب و مناسبیه چون ناوهواپیما بر آمریکا نماد قدرت ارتش ایالات متحده است و تقریبا بی حساب میشیم اما  بدون شک باعث گسترش درگیری میشه و ماهم تلفات کمی نمیدیم

 

 

فرضیه دوم : حمله در خارج آسیا و ترور یک شخصیت مهم آمریکایی مثلا بولتون هست که خب بنظرم پاسخ معقولیه اما نمیشه چون حفاظت ازشون شدیده و ترورش سخت .

 

 

فرضیه سوم : حمله همه جانبه محور مقاومت به تمامی پایگاه های آمریکا در خاورمیانه اعم از عراق سوریه عربستان اردن بحرین قطر امارات افغانستان و پاکستان و ترکیه ، این کار به وسیله تمام نایبان ایران و سپاه میشه انجام بگیره و پاسخ بشدت محکمی هست .

  • Like 1
  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

آمریکا در قطر و کویت با هر کدوم 13000 نیرو بیشترین نیروها را داره. قطعا الان پدافند زمینی و هوایی و دریاییش در آماده باش کامل هست ولی عملیاتی مثل عملیات آرامکو ضد یک پایگاه و انهدام چندین پرنده و بخشی از پایگاه و احتمالا چندین نیرو هم پاسخ مناسبی است. همراه با یک عملیات فریب در عراق مثلا.

 

انهدام ناو پاسخ متقابل انهدام ناوگان را داره قطعا ولی یک حمله شبح وار شبانه در سکوت ( مثل حمله خودشون ) به یک پایگاه و غافلگیری به نظر حساسیت کمتری داره و البته حمله مستقیم به یک پایگاه در کشوری که جنگی درش نیست برای امریکا جز نخستین بارها خواهد بود. مثلا قطر اگر پرواز پهپاد صحت داشته باشه هرچند من کویت را ترجیح میدم به دلایلی و مثلا با بهانه حریم هواییش که در اختیار پهپاد بوده. کویت هم در جنگ تحمیلی و هم حالا هم رسمی و هم بخشی از حاکمیتش در حق ما بد کردند. در ضمن ما با خودشون کاری نداریم و پایگاه امریکایی مدنظر هست و بعدش هم تماس میگیریم میگیم تقصیر امریکا بود.

ویرایش شده در توسط alala
  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

به هر حال ولی به نظرم نسانه هایی وجود داره لااقل بخشی از مسئولان تصمیم گرفتند پاسخ فوری و مشخص به هیچ وجه داده نشه. چند نشانه عرض میکنم:

 

1.سخنان برخی مسئولین مبنی بر انتقام در زمان و مکان مناسب.

2.این جمله جناب روحانی: روحانی: انتقام زمانی است که آمریکا دستش از منطقه کوتاه شود

3. این جمله جناب روحانی: آمریکا طعم انتقام را نه امروز که در اینده درک خواهد کرد. (مضمون)

4. بی قراری دختر سردار سلیمانی و پرسش از روحانی که چه زمانی انتقام میگیرید؟ ( به نظرم اینکه از ایشون می پرسند در اخر جلسه با اینکه رهبری روز پیش بودند شاید نشانه ای است از اینکه اطلاع دارند که تصمیم از طیفی از مسئولان در جلسه شورای امنیت تایید نشده )

  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
هم اکنون, MR9 گفت:

برای  مرور گذشته  بهمن 1397

 

«استنلی مک کریستال» در مجله «فارین پالیسی» ادعا کرده که از عواقب سیاسی این کار ترسیده است

 

حالا باید دید اینهایی که این  دستور را در 2019 صادر کردند ، چه تحلیلی داشتند !

 

 

دیروز تحلیلگر سی‌ان‌ان هم همین خاطره رو تعریف کرد و گفت، زدن سلیمانی برای امریکا کار راحتی بوده از نظر نظامی، ولی بارها و بارها تصمیم فرماندهان این بوده که نکنند این کار رو.

 

سوالی که تحلیل‌گر پرسید در ادامه این بود که ترامپ، چند ماه پیش سر قضیه پهپاد یه عملیات نظامی رو کنسل کرد سر اینکه چند نفر کشته می‌شدن و حالا در طی یک‌هفته صدها نفر رو زده و این هم از این قتل‌ های‌پروفایل و می‌گفت برای من جالبه که بفهمم ترامپ به دنبال چه چیزی هست.

ترامپ میخواد به چه نتیجه‌ای برسه که عملیات نظامی در اون زمان پهپاد به سودش نبود؟ قطعا ادم‌هایی بهش گفتن تاثیر کشتن این افراد چی هستن و باز این تصمیم رو گرفته...

 

دیشب ترامپ عملا برداشت من این بود که گفت سلیمانی و مهندس رو زده که نشون بده به عراق و گروه‌های زیر نظرش که با کی طرف هستن و عملا میخواد توجه‌شون رو جلب بکنه به اینکه وارد یه درگیری بزرگ‌تر نشن...

اگر هدف اون بوده باشه و اگر ایران منطقی با قضیه برخورد بکنه(مثل تا الان که نکرده) به نظرم خیلی عالی شده نتیجه و به کمی اروم‌تر شدن منطقه و کشته شدن ادم‌های کمتری منجر میشه تا اینکه عملیاتی شکل می‌گرفت یا بر اثر هیجانات کاری می‌کردن و جنگ به راه می‌افتاد...

 

من کاملا متعجب بودم که از سر قضیه پهپاد که امریکا عقب کشید، عملا منطقه رو داد دست ایران. شاید تحلیلش در اون زمان این بوده که با کمی عقب نشینی کردن، ایران هم کوتاه میاد. ولی ایران نتنها کوتاه نیومد که بیشتر وارد شد و بیشتر فشار اورد.

 

امریکا حتی پشت عربستان رو هم در قضیه ارامکو خالی کرد و حتی عربستان هم فیتیله رو داد پایین و گفت یمنی ها بودن و زیر بار اینکه ایران زده نرفت. امریکا هم پی قضیه رو خیلی نگرفت...

 

به نظرم، با حرف‌های کلی ترامپ جور در میاد این قضیه...

 

یعنی اونها عقب کشیدن تا منطقه اروم‌تر بشه، سربازها رو از افغانستان عقب کشیدن و گفتن با طالبان صحبت می‌کنیم و تمام این قضایا... عربستان و کشورهای عربی عملا پشتشون خالی شد و اونها هم فروکش کردن ولی نهایتا دیدن ایران سر جاش ننشسته و تحلیل‌های اشتباه پشت اشتباه داره میکنه در حوزه نظامی و بیشتر داره میره جلو.

با زدن چهره‌های اول نظامی دو کشور عراق و ایران، با یه جوری زدن پایگاهی که تا دو روز بعد از توش جنازه بیرون می‌کشیدن و ۶۰ نفر کشته داد، عملا نشون داد که هست و باید همه عقب بکشن.

ولی در جواب، در کمال تعجب دید ایران و عراق نتنها پیغام رو نگرفتن، که پر رو تر شدن و گویی جای ابرقدرت و کشور فتح‌شده و شکست خورده جنگ و یه کشور با اقتصاد نابود که صدها نفر رو در خیابون‌های خودش کشته و با دعوت یه پدر و مادر، هزاران نفر نیروی نظامی به خیابون میاره و کارهای عجیب و غریب می‌کنه و به سفارتش حمله میکنن...

 

شاید تحلیلشون این بود که باید اب سردی روی سر طرف مقابل ریخته بشه تا شاید به خودش بیاد و از خواب بیدار بشه...

 

احتمالا چاره‌ای نبود جز زدن این اهداف های‌پروفایل و پای عواقبش وایسادن. یعنی تحلیل این بوده که می‌زنیم و دو حالت پیش‌میاد، یا میشینن سر جاشون، یا خود پالایشگاه‌ها رو میزنیم و کمرشون رو می‌شکنیم( لیندزی گراهام دقیقا اشاره کرد که اگر ایران ادامه بده، پالایشگاه‌ها رو میزنیم...)

 

قطعا ایران داره روش‌های مختلف جواب دادن رو بررسی می‌کنه و عواقب هر کدوم رو. من دیروز نگران بودم که مثلا تیتر خبری نیاد رو خبرگزاری ها که لانچر‌های موشکمون رو در داخل ایران زدن.

 

ما مثل تمام ترور‌های قبلی، جواب دادیم که در زمان مناسب پاسخ خواهیم داد. فکر می‌کنم این عاقلانه ترین تصمیم از طرف ما بوده تا این لحظه.

 

همچنین ترامپ دیروز ظهر هم توییتی زد و گفت ایران در جنگی پیروز نبوده، ولی مذاکره کننده خوبیه و دعوت کرد به میز مذاکره برگردیم. احتمالا الان بهتر از ۹۲ و ۸۰ شکستمون رو جلوی چشممون داریم و خطر رو حس میکنیم و می‌تونیم معامله بهتری بکنیم(بهتری برای اونها و شکست و تسلیم کامل برای نظام و برنامه‌هاش)...

 

امیدوارم خروجی این قضایا، پایان جنگ و کشتار مردم بیگناه در سوریه، یمن، سودان باشه و شروعی برای برگشتن ارامش به افغانستان، عراق و لبنان و شروعی باشه برای برگشتن خودمون به روال درست زندگی...

  • Upvote 2
  • Downvote 15

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط Davood
      اواخر دهه ۶۰ و اوايل دهه ۷۰ ميلادي را مي توان نقطه عطف در پيشرفت صنايع موشكي در دنيا دانست زيرا زماني بود كه به تازگي جنگ جهاني تمام شده بود و كشورهاي درگير جنگ جهاني به خوبي ضرورت وجود موشك و جنگ افزارها را درك كرده بودند و با تجربياتي كه به هنگام جنگ كسب كرده بودند توانستند به دنياي جديدي از ساخت سلاح ، موشك و هواپيما قدم بگذارند.
      يكي از اين كشورها كه همواره ابرقدرتي موشكي محسوب مي شد شوروي بود. اتحاد جماهير شوروي با فاصله اي بسيار زياد از رقباي خود در حال پيشرفت بود به خصوص در صنعت هوافضا، ولي اين پيشرفت هنگام فروپاشي اتحاد جماهير شوروي با كمتر از نصف پتانسيل گذشته ادامه يافت.
      البته بايد به اين نكته نيز توجه كنيم كه با وجود چنين فروپاشي، روسيه هنوز هم در صنعت هوافضا از برترين هاست. صنايع موشكي روسيه كه همچون يكي از زيرشاخه هاي صنعت هوافضاست به تبع آن پيشرفت زيادي داشته است. رقابت بسيار جذابي بين كشورهاي روسيه و ايالت متحده آمريكا در زمينه هوافضا وجود دارد كه شايد يكي از دلايل پيشرفت سريع اين صنعت در اين كشورها و فاصله زياد آنها با كشورهاي ديگر همين باشد.
      در ليست موشك هاي روسيه مي توان انواع و اقسام موشك ها را از قبيل موشك هاي هوا به هوا، هوا به زمين، زمين به هوا، بالستيك، اتمي، ضد ماهواره ، ضد كشتي و ضد زيردريايي را ديد. در اين ميان يكي از سري هاي بسيار قوي و با اهميت سري موشك هاي S يا S-300 را مي توان جزو سومين نسل موشك هاي زمين به هوا دانست كه پروژه ساخت و طراحي آن در دهه ۱۹۷۰ شروع شد.
      اين موشك نسبت به موشك هايي كه در زمان هاي قبلش ساخته مي شد خصوصيات متفاوتي داشت. البته تنها در سيستم پرتاب (Launch) آن از سري موشك هاي ۴۸N6 نمونه برداري شده بود كه مي توانست ميان برد يا دوربرد باشد. توسعه و گسترش موشك هاي سري S-300 از سال ۱۹۶۹ آغاز شد كه در آن زمان اين موشك ها به برد ۷۵ كيلومتري رسيده بودند.
      شركت مجرب آلماز (Almaz) مسئوليت طراحي و ساخت را براي نيروهاي زميني و شركت بوكاتف وظيفه طراحي آن را براساس نيازهاي نيروي دريايي روسيه به عهده گرفتند.
      چندي بعد براي به كمال رسيدن اين موشك ها براساس آخرين تكنولوژي هاي راكتي شركت گرونيش (Grunish) نيز به اين جمع پيوست.
      هدف ساخت پروژه، موشكي با برد بالا، سرعت بسيار زياد و قدرت مانوري مطمئن بود. اين موشك بايد كمترين زمان عكس العمل و قابليت استفاده هاي نظامي گوناگون براي حمل كلاهك هاي مختلف و داراي كمترين زمان رسيدن به هدف و نيز قابل اعتماد در زمان پرواز باشد.
      منظور از قابل اعتماد بودن اين است كه هنگام پرواز از ديد رادارها محفوظ باشد و ضد موشك ها نتوانند آن را رديابي كنند،حتي از لحاظ حفاظت اوليه اين موشك ها قرار بود كه در كانتينرهايي جاسازي شوند كه از زمان ساخت در كارخانه به بعد در همان كانتينرها بمانند و حتي سيستم پرتاب آنها نيز در خود كانتينرها تعبيه شود تا بتوانند در كمترين زمان ممكن از هر نقطه اي قابل پرتاب باشند. اين پرتاب به صورت عمودي انجام مي شود. يك لانچر قوي كه مي تواند موشك را تا ارتفاع ۲۰ متري بلند كرده و پرتاب كند. براي اين امر يك جك هيدروليك مدل ۴M330 ساختند كه با سرعت بسيار بالايي اين موشك را آماده پرتاب مي كند.
      S-300P
      يكي از اولين موشك هاي اين سريS-300P است كه به سفارش وزارت دفاع روسیه توليد شد. اين موشك مي تواند كلاهكي را به اندازه ۱۳۳ كيلوگرم با بيشينه برد ۴۷ كيلومتر حمل كند. كمترين برد آن پنج كيلومتر است و مي تواند در ارتفاع ۳۰ متري پرواز كند. سرعتش به سه كيلومتر در ثانيه مي رسد و در ۲۸ ثانيه مي تواند از خود عكس العمل نشان دهد. زمان آماده پرتاب شدنش كمتر از پنج دقيقه است.
      S-300F
      در سال ۱۹۸۴ مدل S-300F ساخته شد. مدل F در اصل موشك متناسب با نيازهاي نيروي دريايي روسيه بود كه از سيستم پرتاب ۵V55RM استفاده مي كند. سرعت آن ۴۶۸۰ كيلومتر در ساعت است و مي تواند كلاهكي به اندازه كلاهك مدل P (۱۳۳ كيلوگرم) ولي با بردي دوبرابر (حدود ۹۰ كيلومتر) را با خود حمل كند. بيشينه سرعت آن ۶۱۲۰ كيلومتر در ساعت و طول خود موشك با كلاهك ۲۵/۷ متر است.كمترين برد آن هفت كيلومتر و سقف پروازش ۲۵هزارمتر است و با سوخت جامد نيروي پيشرانش را تامين مي كند. يك سيستم راداري معروف به ريف روي آن نصب كردند كه مي تواند در يك زمان شش هدف را شناسايي كند و به آنها هجوم برد.
      S-300FM
      مدل S-300FM در سال ۱۹۹۰ ساخته شد كه باز هم مدلي براي نيروي دريايي بود. بسيار مدرن و پيشرفته بود. بيشينه سرعت آن به ۱۰ هزار كيلومتر در ساعت مي رسد، وزن آن ۱۴۸۰ كيلوگرم است و اين تفاوت بيش از هزار كيلوگرمي را مي توان در وضعيت نيروهاي پيشران اين موشك دانست. طول آن ۵/۷ متر، قطرش ۵۲/۰ متر و فاصله دوسر بالچه هاي عقب ۰۳/۱ متر است.
      برد آن ۹۰ كيلومتر است و مي تواند ۱۵۰ كيلوگرم كلاهك را با خود حمل كند. بيشينه سرعتي معادل ۷۵۶۰ كيلومتر در ساعت دارد كه در ارتفاع ۲۵ هزارمتري پرواز مي كند.
      S-300PMU
      مدل ديگر S-300PMU است. اين موشك از لحاظ ظاهري بسيار شبيه مدل FM است حتي وزنش با آن يكي است. طول آن ۹۸/۶ متر، قطرش ۴۵/۰ متر و فاصله دوسر بالش ۰۴/۱ متر است. در ارتفاع ۲۷ هزار متري پرواز مي كند و سوختش از مواد جامد تشكيل مي شود. كمترين بردش پنج كيلومتر و بيشترين برد آن ۹۰ كيلومتر است. مدل بعد در سال ۱۹۹۷ ساخته شد كه در واقع يك نمونه برداري از مدل MU بود. اين موشك MU-2 نام داشت كه از لحاظ اندازه و ابعاد دقيقاً مانند مدل قبلي بود ولي بردش به ميزان ۱۰۵ كيلومتر افزايش يافته بود يعني برد كلي آن به ۱۹۵ كيلومتر رسيد. توانايي حمل آن نيز بيشتر شده است و مي تواند ۱۸۰ كيلوگرم كلاهك را با خود حمل كند. سري ساخت اين موشك ها تا سال اخير ادامه يافت.

      Avia.ir
    • توسط bell214
      مرواریدی در ژرفا
      مصاحبه با خانواده شهيد سرهنگ خلبان «محمدهاشم آل‌آقا»
      قهرمان شکاری (F-14)
      مقدمه:
      مدتها بود كه به صورت جسته و گريخته در محافل گوناگون كه از جنگ و نيروي هوايي صحبتي به ميان مي‌آمد و يادي از شهدا و همچنين شهيد سرهنگ خلبان «محمدهاشم آل‌آقا» مي‌شد، همرزمان و دوستانش در شجاعت، دلاوري، صداقت و خاكي بودن وي اتفاق نظر داشتند. ما نيز پيرو وظيفه‌مان مترصد فرصتي بوديم كه خدمت خانواده معظم شهيد رسيده و نسبت به احوالات وي معرفت بيشتري حاصل كنيم. اشاره كتاب «تامكت‌هاي ايران در جنگ تحميلي» به اين شهيد بزرگوار كه در شماره پيشين از نظرتان گذشت، بهترين بهانه براي اين منظور بود كه به لطف خداوند با دريافت اذن شرفيابي از خانواده شهيد مقصودمان حاصل شد.

      باز هم مثل هميشه خود را در آن‌قدر مرتبه‌اي نمي‌بينم كه رمز و راز شهداي ميهن را بنگارم و به تصوير بكشم، با اين حال براي رسالتي كه بر دوشم سنگيني مي‌كند بهانه خوبي دارم.

      سايلي را گفت آن پير كهن چند از مردان حق‌گويي سخن

      گفت خوش آيد زبان را بر دوام تا بگويد ذكر ايشان را مدام

      گر نيم زايشان از ايشان گفته‌ام خوشدلم كاين قصه از جان گفته‌ام

      محمدهاشم در 27 آبان سال 1324 در خاندان بزرگ «آل‌آقا» كه از خانواده‌هاي سرشناس شهر كرمانشاه مي‌باشد پا به عرصه وجود گذاشت. دوران تحصيل خود در مقاطع ابتدايي، راهنمايي و دبيرستان را در شهر كرمانشاه گذراند. با اعلام مخالفت مادرش با وجود عشقي كه به پرواز داشت از اين كار منصرف شد اما علاقه وافر وي به ارتش كه همانا عشق خدمت به وطن بود باعث شد كه نهايتا به جمع نيروهاي مسلح بپيوندد. به دنبال آن وي پس از شركت در آزمون ورودي، موفق به راهيابي به دانشكده افسري نيروي زميني ارتش شده و با توجه به عطش دروني‌اش در ميل به بال گشودن همزمان در جهت جلب رضايت مادر گام بر مي‌دارد. پس از فارغ‌التحصيلي از دانشگاه افسري اصرار وي كارگر افتاده و مادر به خلبان شدن فرزند راضي مي‌شود. هاشم كه گويي در ابتداي راه قرار دارد با نيروي مضاعفي بلافاصله اقدام كرده و با شركت در آزمون دانشكده خلباني از اين امتحان نيز سربلند بيرون آمده و با رسيدن به آرزوي ديرينه خود به جرگه دانشجويان خلباني نيروي هوايي ارتش مي‌پيوندد. با اتمام كلاسهاي زميني و آموزش مقدماتي پرواز، طبق روال آن روز نيروي هوايي براي تكميل دانش پرواز خود راهي ايالات متحده مي‌شود. با اتمام دوره، مفتخر به دريافت وينگ خلباني شده و راه بازگشت به وطن را در پيش مي‌گيرد. سروان خلبان هاشم آل‌آقا مقارن با سال 1350 به كشور بازگشته و با امريه ستاد فرماندهي نيروي هوايي به عنوان كمك خلبان جنگنده F-4، فانتوم، به پايگاه هفتم شكاري شيراز منتقل مي‌شود. در ادامه در سال 1351 برابر امريه ديگري براي ادامه انجام وظيفه به پايگاه يكم شكاري تهران فرستاده مي‌شود. هاشم در همين سال با دختري در همان محله سكونت پدر و مادرش در شهر كرمانشاه آشنا شده و اين آشنايي به ازدواج اين دو ختم مي‌شود.

      آنها زندگي مشتركشان را در تهران آغاز كرده و پس از حدود 4 سال، در سال 1356 آماده سفري طولاني مي‌شوند. سروان خلبان آل‌آقا براساس صلاحديد فرماندهان وقت به همراه تني چند از خلبانان فانتوم، با خانواده‌هايشان براي آموزش هدايت پرنده پيچيده، انقلابي و جديد نيروي هوايي ارتش، گرومن F-14 تامكت عازم پايگاه نيروي دريايي ايالات متحده در ايالت ويرجينيا مي‌شوند. براي خلبانان باتجربه فانتوم همچون هاشم آل‌آقا پرواز با گربه گرومن و كاربري تسليحاتش كار آنچنان سختي نبود. زيرا در درجه اول F-4 و F-14 هر دو اصلا براي نيروي دريايي ايالات متحده طراحي و ساخته شده و بديهي است كه از يك استاندارد يكسان براي طراحي و ساخت آنها استفاده شده است و در درجه دوم از سه موشك هوا به هواي مورد استفاده تامكت‌هاي ايران، فانتوم قابليت شليك دو موشك آن (AIM-7 اسپارو و AIM-9 سايدوايندر) را دارد. با توجه به اينكه آل‌آقا و همرزمانش در جنگنده فانتوم در چگونگي استفاده از اين دو موشك تجربه كافي و وافي داشتند، فقط مي‌بايست اسلحه اصلي تامكت، موشك اسطوره‌اي هيوز AIM-54 فينيكس و رادار آن هيوز AWG-9 را به‌طور كامل بشناسند. اگر عوامل مذكور را به اضافه هوش و جسارت ايراني كنيم مي‌شود حدس زد كه تمام نفرات اعزامي به راحتي بتوانند دوره خلباني F-14 را با موفقيت و سربلندي طي كنند. پس از پايان دوره در مدت حدود 18 ماه، خلبانان جديد جنگنده جديد در آبان 57 به سرزمين اجدادي خود باز مي‌گردند. با توجه به اينكه كانون فعاليت F-14 در ايران پايگاه هشتم شكاري مي‌باشد، هاشم به همراه خانواده خود از تهران به اصفهان نقل مكان مي‌كند. سكونت آنها در اصفهان مصادف مي‌شود با اوج‌گيري تظاهرات مردمي عليه حكومت پهلوي كه در نهايت به پيروزي انقلاب اسلامي ايران در بهمن 57 منجر شد. وقوع انقلاب در كشورمان سنگ محك بسيار جالبي براي تعيين عيار ارق ملي و حس وطن‌پرستي كاركنان نيروهاي مسلح بود و چه زيبا كه آل‌آقا و همرزمان ميهن‌پرستش در اين آزمون كوچكترين ناخالصي از خود نشان ندادند.

      سروان خلبان محمدهاشم آل‌آقا كه در زمان پيروزي انقلاب از افسران ارشد نيرو محسوب مي‌شد و مدتها بود كه به عنوان استاد خلبان، آموزش خلبانان را به عهده گرفته بود پس از پيروزي انقلاب امر آموزش را با جديت بيشتري پيگير شد. آري او نيز مي‌دانست آموزش صحيح و كامل مهمترين رمز پيروزي بر دشمنان ملت است.

      با شروع جنگ تحميلي فعالانه وارد صحنه نبرد شد و در عين حال از آموزش جوانان غافل نشد تا اينكه به علت رشادت، جديت و جسارت در امور محوله در سال 1362 از طرف فرماندهي وقت نيرو به سمت جانشين فرماندهي عمليات نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران منصوب مي‌شود.

      رسيدن به پست معاونت عمليات نيرو بهانه خوبي بود تا هاشم در كنار سرهنگ خلبان «عباس بابايي» خود را هرچه بيشتر درگير جنگ كرده و تواناييهاي خود را در اين عرصه، عرضه دارد. بابايي و آل‌آقا همواره پيش از انجام هر عملياتي ابتدا خود مبادرت به شناسايي و ارزيابي هدف از لحاظ موضع پدافندي، سمت حمله و غيره كرده تا عمليات اصلي با خطر كمتر و ديد بازتري صورت گيرد. نكته جالب توجه در اين مطلب اين است كه آنها هرگز گرفتار جو پست و مقام نشده و فقط به اين مساله كه در كجا مي‌توانند منشا اثر باشند توجه داشتند «آري ما چنين جان بركفاني داشتيم».

      هاشم آل‌آقا در درجه اول همانطور كه ذكر شد از فرماندهان ارشد نيرو بود و در درجه دوم مشغله‌هاي فراواني به عنوان طراح عمليات داشت و اين دو مورد كافي بود تا نتواند پروازهاي عملياتي انجام دهد، با اين حال فعالانه در پروازهاي گشتي و اسكورت نفتكش‌ها و كشتيهاي تجاري شركت مي‌كرد و اين‌چنين بود تا به خواست خدا خليج نيلگون و هميشه فارس ايران، مشهد شهيد سرهنگ خلبان محمدهاشم آل‌آقا باشد.

      تقويم‌ها روز 20 مرداد 1363 را نشان مي‌داد و آسمان آبي خليج فارس يكي از گرمترين روزهاي خود را سپري مي‌كرد. هاشم آل‌آقا و كمك خلبانش در يك تامكت طي ماموريتي مشغول اسكورت نفتكش‌ها و كشتيهاي تجاري كشورمان بود. در همين اثنا ناگهان مورد حمله چند فروند جنگنده ميراژ F1 عراقي قرار مي‌گيرد. درگيري آغاز و پس از مدتي جنگ و گريز تامكت‌ها آل‌آقا مورد اصابت موشك شليك شده از طرف جنگنده عراقي قرار گرفته و به درون آب سقوط مي‌كند. شاهدان عيني حادثه كه دورادور ناظر درگيري آنها بودند خطر شليك شدن موشك سوپر 530F-1 به سمت تامكت را به آل‌آقا گوشزد مي‌كنند اما آل‌آقا در جواب آنها مي‌گويد هيچ نشانه‌اي دال بر حمله موشك به سمتشان در سامانه‌هاي هشداردهنده مشاهده نمي‌كند. اين مطلب گوياي آن است كه عراقي‌ها با استفاده از اطلاعات فني كه امريكايي‌ها در اختيار آنها قرار داده بودند در استفاده از نقاط ضعف F-14 كاملا موفق عمل كرده‌اند.

      همسر هاشم كه از چند روز پيش براي ديدن اقوام به كرمانشاه رفته بود در روز بازگشت به تهران كه مصادف مي‌شود با روز شهادت هاشم با شكسته شدن ديوار صوتي شهر كرمانشاه توسط جنگنده‌هاي عراقي مواجه مي‌شود. با مشاهده اين اتفاق گويي به وي الهام مي‌شود كه براي هاشم اتفاقي افتاده اما با ذكر و ياد خدا آرامش يافته و به خود تلقين مي‌كند كه انشاءا... اتفاقي نيفتاده. پس از رسيدن به تهران هرچه منتظر مي‌ماند از تلفن هاشم خبري نمي‌شود. صبرش لبريز شده و با پايگاه هشتم تماس مي‌گيرد. ديسپچ پايگاه با توجه به اينكه تامكت آل‌آقا بازنگشته و هيچ خبر دقيقي دال بر شهادت يا زنده بودنش در دست نيست با جوابهاي سربالا به همسر وي مي‌گويد: «همين الان دوباره براي ماموريتي ديگر به پرواز درآمد. به محض بازگشت مي‌گوييم با شما تماس بگيرد.» با شنيدن اين جوابها و طولاني شدن انتظار، همسر شهيد از وقوع سانحه براي هاشم يقين حاصل مي‌كند. با سقوط تامكت آل‌آقا با توجه به اينكه از اسارت به دست عراقي‌ها و يا شهادتش اطلاعي در دست نبود به اضافه اينكه وي به عنوان جانشين عمليات نيرو در جريان تمام عملياتهاي آتي و استراتژي جاري نيروي هوايي بود به همين علت بلافاصله تمامي طرحهاي نيرو دستخوش تغييراتي اساسي شد. اين قضيه گذشت و نيروي هوايي با اعلام مفقودالاثر شدن هاشم بر ابهامات و سوالات سقوط وي افزود.

      همسر هاشم كه همچنان منتظر بازگشت وي به خانه بود چندين سال پس از مفقودالاثر شدن همسرش در يكي از شبهاي قدر خالصانه دست به دامن ائمه اطهار شده و از آنها مي‌خواهد وجود يا عدم وجود هاشم را براي وي معلوم كنند. توسل وي جواب داده و همان شب خواب شهيد بزرگوار را مي‌بيند. هاشم كه در سبزه‌زارمانندي با لباس خلباني به ديدن همسرش آمده بود در جواب سوال وي كه پرسيد: «هاشم، مي‌خواهم بدانم كه تو هستي يا نيستي؟» مي‌گويد: «من نيستم.» پس از مدت كوتاهي گفتگو، شهيد اظهار مي‌دارد «من سردم است و بايد بروم». همسر شهيد صبح فردا خوابي كه ديده بود را با يكي از علما در ميان مي‌گذارد. در جواب مي‌شنود با توجه به اظهار سرما توسط شهيد، پيكر پاك وي در درون آب قرار دارد. همسر هاشم پس از اين واقعه از شهادت همسرش يقين حاصل مي‌كند و جالب آنكه مدت كوتاهي بعد از طريق نامه رسمي نيروي هوايي اعلام شهادت همسرش را دريافت مي‌دارد.

      ناگفته نماند هاشم آل‌آقا تا پيش از آرام گرفتن در قعر آبهاي خليج فارس چندين بار تا مرز شهادت پيش رفت. حدود سه ماه پيش از شهادت، در بهار سال 1363 صبح يك روز همسر شهيد با كمك مادرش بدون نيت قبلي گوسفندي را قرباني كرده و بين مردم تقسيم مي‌كنند. حوالي ظهر شهيد بابايي با منزل آل‌آقا تماس گرفته و جوياي احوال هاشم مي‌شود. با توجه به اينكه هاشم پس از ترك منزل تماس نگرفته بود، همسر شهيد از وضعيت وي اظهار بي‌اطلاعي مي‌كند. شهيد بابايي از اينكه كسي به همسر هاشم اطلاعات ضد و نقيض نداده، آرام شده و در جواب نگراني وي مي‌گويد كه اتفاقي نيفتاده و هاشم تا ساعاتي ديگر به خانه مي‌رسد. پس از بازگشت شهيد به منزل، هاشم مي‌گويد كه در درگيري با جنگنده‌هاي عراقي، هواپيمايش به شدت صدمه ديده و هيچ اميدي به بازگشت نداشته است. شايد آن قرباني نطلبيده بلاگردانش شده بود!!!

      شهيد سرهنگ خلبان محمدهاشم آل‌آقا كه از باتجربه‌ترين و ارزشمندترين خلبانان تامكت نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران محسوب مي‌شد با مورد اصابت قرار گرفتن جنگنده‌اش درون كابين ماند تا پيكر پاكش به قعر آبها سقوط و روح بلندپروازش به اوج آسمانها عروج كند. براي خليج هميشه فارس چه افتخاري از اين بالاتر كه چنين مرواريدهاي نابي را در درون خود جاي داده است. مگر مي‌شود خليجي كه فرزندان اين ديار را در دل خود جاي داده نام مجعول عربي را پذيرا باشد، چه اين شيران خصم خروش براي مقابله با همين اعراب خودفروخته به پا خواستند.

      شهيد محمدهاشم آل‌آقا فردي آرام و صبور بود و نسبت به خانواده خود تعصب خاصي داشت و همسرش عامل اخير را مهمترين علت ازدواجش با وي مي‌داند. هاشم هيچ‌گاه از اسرار شغلي خود با همسرش صحبتي به ميان نمي‌آورد و اين مورد تا بدانجا پيش رفته بود كه همسر وي پس از شهادتش به پست واقعي هاشم در نيروي هوايي پي مي‌برد!

      جا دارد در اين جا خاطره‌اي كه سرهنگ خلبان «مسعود اقدام» در كتاب «انتخابي ديگر»1 بيان كرده را بياوريم. اقدام در اين مطلب كه با عنوان «برخورد با پرندگان سيگال» در كتاب مزبور به چاپ رسيده عنوان مي‌كند كه در اوايل جنگ در پروازي به همراه شهيد بزرگوار «عليرضا ياسيني» به قصد انهدام سه سايت موشكي زمين به دريا كه از پشت پايگاه هوايي شعيبيه كشتيهاي كشورمان را مورد اصابت قرار مي‌داد در يك جنگنده F-4 عازم ماموريت مي‌شود. طبق برنامه براي درامان ماندن از رديابي توسط رادارهاي دشمن قرار بود آنها با عبور از 30 مايلي «خورموسي» و پرواز بر فراز باتلاقهاي «فاو» و «ام‌القصر» خود را در موقعيت مناسب به روي هدف برسانند. با عبور از مرز اقدام به عنوان خلبان كابين عقب تمام حواس خود را معطوف بررسي سامانه‌هاي مختلف هواپيما و تهديدات موشكي دشمن مي‌كند تا در صورت شليك بتوانند به موقع با مانور مناسب آن را منحرف كنند.

      خطري احساس نمي‌شد و جنگنده با سرعت بسيار بالا در ارتفاع پايين بر فراز ني‌زارها به حركت خود ادامه مي‌داد كه ناگهان زمين و زمان در جلو چشمان هر دو خلبان تيره و تار شد. اقدام حدود 20 ثانيه بعد به هوش آمده و مشاهده مي‌كند كه جنگنده در يك صعود 50 درجه‌اي در حال گردش به راست است. بلافاصله فرامين هواپيما را در اختيار گرفته و از طريق راديوي هواپيما سعي در برقراري ارتباط با ياسيني مي‌كند. خلبان كابين جلو هيچ عكس‌العملي از خود نشان نمي‌داد. اقدام در همين زمان به بررسي شرايط پرداخت تا متوجه شود چه اتفاقي افتاده. تكه‌هاي گوشت و پر اطراف كابين نشان از برخورد دسته‌اي از پرندگان دريايي (كه در آن سرعت حكم يك گلوله ضدهوايي را دارد) به جنگنده را داشت.

      هواپيما در كنترل بود اما تمام سامانه‌هاي ناوبري از كار افتاده بود. تعيين مسير درست بازگشت تنها با كمك رادار كنترل زمين ميسر بود كه تماسهاي متعدد اقدام با رادار هيچ نتيجه‌اي دربر نداشت. اقدام براي چندمين بار در راديوي هواپيما گفت:

      ـ از ابابيل به رادار! اگر صداي مرا مي‌شنوي جواب بده!

      ناگهان صداي مبهمي به گوش رسيد. بلافاصله تكرار كرد:

      ـ از ابابيل به رادار!

      ناگهان صداي روشن و واضحي در راديو طنين‌انداز مي‌شود!

      ـ ابابيل، من عقابم، به گوشم!

      اين پيام كه در واقع نويد زندگي براي فانتوم و خلبانانش محسوب مي‌شد، صداي خلبان F-14 حاضر در منطقه، شهيد والامقام سروان خلبان «هاشم آل‌آقا» بود. آل‌آقا در ادامه مي‌گويد:

      ـ مشكلي برايتان پيش آمده؟!

      ـ هواپيمايمان صدمه ديده. نمي‌دانم خلبان كابين جلو بيهوش شده يا به شهادت رسيده.

      ـ خونسردي خودت را حفظ كن! سعي كن كنترل هواپيما را به دست بگيري! دارم به سمت شما حركت مي‌كنم.

      وقتي كه آل‌آقا به بالاي سر فانتوم زخمي رسيد گفت:

      ـ ابابيل! همين‌طور به پرواز ادامه بده. مراقب باش از دستگيره صندلي‌پران استفاده نكني! چون چتر صندلي باز شده و بالاي هواپيما رهاست. هواپيمايتان شبيه «آواكس»2 شده است.

      ـ متشكرم! سعي مي‌كنم هواپيما را هدايت كنم. ولي نمي‌دانم چه بلايي سر ياسيني آمده است.

      ـ خونسردي خودت را حفظ كن و همين‌طور به پرواز ادامه بده! من پشت سرت در حركت هستم، نگران نباش!

      موتورها با آن كه با قدرت صد در صد در حال پيشراندن جنگنده بودند با اين حال فانتوم صدمه ديده سرعتي حدود 180 نات داشت كه براي جنگنده سرعت كمي است. پس از مدتي ياسيني نيز به هوش آمده و با اعلام اين كه مي‌تواند جنگنده را هدايت كند، فرمان را در دست مي‌گيرد. نهايتا هواپيما به سلامت در پايگاه فرود آمده و بدين وسيله هاشم آل‌آقا جنگنده F-4 باارزش و دو خلبان ارزشمندتر را به دامان وطن باز مي‌گرداند.

      همسر قهرمان شهيد از آن زمان كه هاشم ديگر به خانه بازنگشت، نگهداري و پرورش دو يادگار شهيد (بابك و بهزاد) را به تنهايي به عهده گرفت و نشان داد كه از حماسه‌سازان ميدانهاي نبرد حق عليه باطل چيزي كم ندارد. وي كه براي فرزندان خود هم پدر بود و هم مادر با تلاشي خستگي‌ناپذير توانست آنها را به سمت مدارج بالاي علمي رهنمون شود. دكتر «بابك آل‌آقا» فرزند ارشد شهيد با ارايه پايان‌نامه دكتراي خود با عنوان «بررسي تاثير محيط هوا ـ فضا بر فيزيولوژي بدن هوانوردان» در سال 1379 توانست در سطح خاورميانه مقام اول را كسب و به دريافت لوح تقدير از دست رييس‌جمهور وقت جناب آقاي «خاتمي» مفتخر شود. لازم به ذكر است پايان‌نامه وي هم‌اكنون در تعدادي از خطوط هوايي به عنوان مرجع تدريس مي‌شود.



      افتخاري ديگر

      از افتخارات ديگر همسر سرافراز شهيد آل‌آقا اين است كه وي خواهر شهيد نيز مي‌باشد. شهيد سروان خلبان «مصطفي صغيري» كه از خلبانان جنگنده F-4، فانتوم نيروي هوايي بود در ماموريتي در روز 23 مهر 1359 كه از پايگاه سوم شكاري همدان به قصد هدفي در شهر سليمانيه عراق برخاسته بود، مركبش در خاك عراق مورد اصابت قرار گرفته و به فيض عظيم شهادت نايل مي‌آيد. متاسفانه باخبر شديم كه چندي پيش همسر اين دلاورمرد عرصه پيكار دارفاني را وداع گفته. ما نيز به نوبه خود با تسليت به خانواده آل‌آقا براي اين مرحومه علو درجات را از درگاه ايزد منان خواستاريم.

      هم‌اكنون براي بزرگداشت مقام والاي 70 تن از خلبانان شهيد نيروي هوايي ارتش كه پيكر پاكشان هرگز به آغوش وطن بازنگشت، يادماني در بهشت زهرا ساخته شده است.

      در پايان از خانواده معظم شهيد آل‌آقا به خصوص همسر بزرگوارشان كه ما را به گرمي پذيرفتند و با شكيبايي پاسخگوي سوالات ما بودند تشكر و قدرداني مي‌كنيم.


      منبع

      مدیران محترم لطفا منتقل کنن...
    • توسط kingraptor
      تاریخچه
      در سال 1974 وزیر دفاع وقت آمریکا خواستار تجدید نظر در هواپیماهای جنگی و القای پروژه هواپیمای تاکتیکی مافوق صوت برای جانشینی هواپیمای اف-4 شد، هواپیماهایی که بتوانند در نیروی هوایی کشورهای عضو ناتو نیز مورد استفاده قرار گیرند. قبل از این تصمیم کمپانی مک دانل داگلاس بطور متوالی شروع به تولید هواپیمای پیشرفته اف-15 نمود، منظور از ساخت این هواپیما حفظ برتری در نبردهای هوایی مقابل هواپیماهای میگ - 23 شوروی بود.

      اف-15 هواپیمای موفقی در مقابل هواپیماهای روسی شد و رکوردهایی کسب کرد. از جمله (حمل سلاح بیشتر ، برد پروازی ، همچنین سرعت اوج‌گیری نسبت به هواپیماهای روسی مشابه‌اش. به دنبال آن شرکت هوافضایی جنرال دینامیکز (General Dynamics) شروع به ساخت مدلهای آزمایش مدرنترین و پیشرفته‌ترین هواپیمای شکاری سبک تاکتیکی به نام اف - 16 نمود.



      مراحل آزمایش
      مدلهای آزمایشی این هواپیما تحت عنوان وای اف - 16 تولید و به مدت 10ماه بر روی آن آزمایشات زیادی انجام شد و این هواپیما تمام مراحل آزمایش را با موفقیت به پایان رساند. پس از پروازهای آزمایشی خلبان هواپیما از سیستمهای کنترل آتش ، دستگاههای ناوبری ، سرعت عمل در مانورها و قبلیتهایی در بدست آوردن سرعت و سقف پرواز اظهار رضایت کرده و موفقیتهایی را به دست آورد. جمعا هواپیمای وای اف-16 ، 286 پرواز آزمایشی انجام داد. طبق آزمایشات اف - 16 کارایی انجام هر ماموریتی در هر نوع شرایط آب و هوای را دارا می‌باشد.

      بی‌نظیر بودن هواپیمای اف - 16 در کلاس شکاریهای سبک
      وزن اف - 16 نصف وزن اف-4 (فانتوم) است. از جمله شعاع گردش اف - 16 نصف اف-4 است و همچنین اف - 16 در نوع خود قابلیتهای حمل سلاح ، نبردهای هوایی و حمله به مواضع زمینی نظیر ندارد. در این هواپیما از سیستم‌های پیشرفته و پیچیده‌ای برای ایجاد برتری نسبی هوایی استفاده شده است.

      دستگاه هدآپ یا سایت (Head up-Sight)
      این دستگاهها عمل نشانه‌روی و قفل کردن رادارها را روی هدف انجام می‌دهند. به گونه‌ای طرح‌ریزی شده که هدف‌یابی و پرتاب موشکهای هوا به هوا و هوا به سطح را بدون هیچ‌گونه اشکالی و با کمترین زمان با ضریب دقت 90% ، یعنی سریع‌تر از هر هواپیمای مشابهی عمل می‌کند.

      دستگاههای ارتباطی و ناوبری
      دستگاهها و کانالهای بسیار مدرن و پیچیده‌ای در اف - 16 بکار رفته است که قادر به فرستادن و دریافت طول موجهای مختلف و رفع اختلالات کانالهای ارتباطی هستند. این دستگاهها شامل سیستم‌های ارتباطی VHF و UHF هستند که در هنگام پرواز کور و اضطراری بدون دید اجازه فرود در هر باندی را به خلبان می‌دهد. دستگاه IFF کار تشخیص دوست از دشمن و کاهش گمراهی هواپیما را انجام می‌دهد و در سیستم جدید ناوبری اف-16 که دستگاه ILS است که به هواپیما اجازه برخاستن سریعتر در مدت کمتر از 5 دقیقه را می‌دهد.

      رادار هواپیما
      پوشش رادار در اف - 16 بگونه‌ای متمایز از دیگر رادارها ، که قادر است 80 درصد از پوشش هوایی را در اختیار خلبان قرار دهد.

      موتور هواپیما
      موتور هواپیما توربوفن اف - 100 پی‌دبلیو - 100 ساخت پرت اندوتینی است که قادر به تولید کششی برابر 11340 کیلوگرم همراه پس سوز و کشش استاتیکی معادل 7711 کیلوگرم می‌باشد که در آن سیستم‌های زیر بکار رفته است :



      ژنراتور سی‌دی‌اس (CDS)
      درایو گیربکس متحرک فرعی
      پمپ هلی هیدرولیک دوبله (دوتایی)
      سیستم بجریان انداختن سوخت جهت
      ابعاد هواپیما
      مساحت بال 28 متر مربع ، فاصله دو نوک بال بدون موشک 9.4 متر ، موشک سایدویندر 10 متر ، زاویه لبه حمله بال 40 درجه و طول هواپیما 14.63 متر ، ارتفاع 5 متر ، فاصله بین ارابه‌های اصلی فرود و ارابه دماغ هواپیما 4 متر ، فاصله بین دو ارابه اصلی 2.387 متر می‌باشد.

      وزنهای هواپیما
      وزن هواپیما همراه سوخت داخلی 10056.6 کیلوگرم ، وزن هنگام بلند شدن 10419 ، کیلوگرم وزن کل هواپیما 14970 ، حداکثر وزن تسلیحات حمل شونده در قسمت خارجی هواپیما 6885.6 کیلوگرم ، وزن خالی هواپیما 6900کیلوگرم.

      تسلیحات
      تسلیحات هواپیما شامل مهمات مختلفی برای ماموریتهای هوا به هوا و هوا به سطح مورد استفاده می‌شود.

      توپ ام - 16 الی 20 میلیمتری ولکان که در سمت چپ کابین خلبان می‌باشد.
      موشکهای برد کوتاه آی ام 9 (سایدویندر) و موشکهای برد متوسط ای آی ام-7 (اسپارو) برای نبردهای هوایی
      تجهیزات سیستم اختلال الکترونیک در رادارهای دشمن (ECM)
      دارای قابلیت حمل بمب‌های از نوع ام کی-28 و ام کی-84 انواع بمب‌های شیمیایی ، خوشه‌ای و ناپالم و راکت . قادر بحمل موشکهای هوا به زمین و هدایت‌شونده تلویزیونی (AIM-65) برای حمله به مواضع زمینی
      اف-16 قادر به حمل یک بمب تاکتیکی اتمی برای حملات هسته‌ای است.
      قابلیتها
      اف - 16 دارای حداکثر سرعتی معادل 2+ برابر صوت ، در ارتفاع 9340 متری ، قادر به بدست آوردن سرعتی معادل 1.6 برابر صوت و همچنین دارای سرعت 1.2 برابر صوت (سرعت صوت برابر با 1224 کیلومتر در ساعت) در سطح دریان می‌باشد.
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.