Recommended Posts

هم اکنون, Navard گفت:

برای دوستان تعریف کردم یکبار. در اون شب من در یکی از ستاد ها بودم. همون ساعت حمله نگهبان وقت منو بیدار کرد و گفت حمله به پایگاه امریکا آغاز شده. نمیدونید چقدر باور این خبر سخت بود. تا اینکه شبکه خبر دیدم. ادم نمیدونست نگران باشه یا شاد! نگران بودم از اینکه ممکن هر لحظه یک حمله بجایی که من بودم بشه یا خوصحال بودم از بیانیه مقتدرانه سپاه و اینکه تابوی حمله به امریکا رو شکسته بود و اگر امریکا جواب نمیداد میتونشت تا مدت ها امریکا رو خلیل ذلیل کنه. خلاصه روز های پر استرسی بود و نهایت به این حمله موشکی ختم شد. ما میشنیدیم که برخی یگان ها طرح پراکندگی اجرا کردن و واقعا روز اول بعد حمله روز بییار پر استرسی بود. آمادگی حداکثری بود. و اینکه سردار میگن واقعا تصور بر جنگ بود راست میگن. اون روز ها همه چیز اماده جنگ بود. ولی خب من چیزی دیدم که شاید نشه توضیح داد. شرایط جنگی آدم رو کاملا متفاوت میکنه. و شاید بابت همینه که باید حال اون ادمی که اشتباها با تور ام ۱ شلیک کرد رو هم درک کرد. عقیده دارم اگه اون هواپیما مورد هدف قرار نمیگرفت. آمریکا نمیتونست از بمباران رسانه ای فرار کنه و شاید مجبور به پاسخ هم میشد!

سلام و وقت شما بخیر دوست عزیز

من تا امروز از خدا نزدیک 40 سال عمر گرفتم که با افتخار 20 سالشو برای سربازی از این خاک و ملت بوده و از سالهای دور وخیلی دور یکی از دنبال کننده ها و طرفداران این سایت بودم و تقریبا فقط خواننده و دنبال کننده اما در مورد اون روزها...

تو این بیست سال اماده باشهای وحشتناکی رو دیدم از 2001 ....2003......2006 تا......خیلی.... اما این بار چیزی که بود احتمال تقریبا 100 درصدی جنگی بود با طرفی که همه میدونیم هیچ اصول اخلاقی نداره و در مورد قدرت نظامی رسانه ای و حامیان دستمال بدستش اگاهیم و از کفتارها و شغالهای اطرافمون هم خبرداریم که مترصد چنین فرصتی هستن تا با ایجاد جنگ داخلی قومی و مذهبی و شروع برادر کشی  به توهمات بعد نعشگیشون برسن ببینین حرف وصیت نوشتن و اخرین خداحافظی بود تا امروز اینقدر جنگ رو بیخ گوشمون احساس نکرده بودیم اما بابت او صحبتتون در مورد کاربر تور جسارتا من به هیچ عنوان تو کتم نمیره درکش کنم اونم با شناختی که از قوانین و دستور العملها و اشنایی بسیار جزیی با تور دارم.. اصلا نمیتونم باور کنم کسی با چنین اشتباهی جان تعداد زیادی غیر نظامی بی گناه رو بگیره و دشمنی که زخم بدی خورده رو به هدیه ای باد اورده برسونه نه من و نه هیچکدوم از پرسنل نمیتونیم قربانی شدن اون ادمها رو نه درک کنیم ونه باور .....و در مورد صحبت اخرتون متاسفانه با شما هم عقیده هستم البته متاسفانه از بابت خون اون انسانهای بی گناه...

  • Like 2
  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
هم اکنون, archersarash گفت:

  صحبتتون در مورد کاربر تور 

سلام. وقت شما هم بخیر. استرس کاربر تور ام۱  قابل درک نه عملکردش. یکی از اتفاقاتی که در هر نیروی مسلحی میوفته و احتمالا خودتون خبر دارید اینه که در حین آموزش افراد رو با استرس ها و سختی های زیادی همراه میکنند. تا افراد در شرایط سخت جنگ از نظر روحی خودشان را حفظ کنند. بنابراین اگر زمانی همچین اتفاقی میوفته یک بخش علتش در عدم آموزش و تمرینات صحیح است و این قابل چشم پوشی  نیست. در یک اشتباهی جمعی نمیشه فقط از یک فرد ایراد گرفت! 

به همین علت که حداقل در ارتش این جمله که تنبیه برای همه و تشویق برای یک نفر بار ها تکرار میشه تا باقی افراد یگان مربوط هم بشن عامل بازدارند نه تشویق کننده. یکی از علت هایی که اون فرد اشتباه کرد. تشویق مراتب مربوطه به اشتباه بود! صحبت های سردار حاجی زاده رو گوش دادین حتما. گفت به همین اپراتور چند بار گفته شد که موشک کروز در راه ایران. این حرف چه معنایی داره؟! یعنی جنگ آغاز شده. یعنی پرواز غیر نظامی صورت نمیگیره. ممکن موشک های کروز بسیاری از پدافند های در مسیر را زده باشند. عملا با یک روش اشتباه خواستن نیرو هارو در آماده باش حداکثری نگه دارند و این یعنی تشویق کردن به اشتباه. اونم در شرایطی که نیروها در یک حالت ایزوله اند و منتظرند یک اتفاق بیوفته. عسن یک آدمی که میدونه میخواد اعدام بشه ولی زمانش رو نمیدونه. با اینکه کار اون اپراتور اشتباه بزرگ و خانمان سوزی بود. ولی باید تمام جوانب رو سنجید نه با یک رفع مسئولیت گردن یک نفر انداخت و تمام...

باید در آموزش و تمرینات و پروتکل ها تجدید نظری صورت بگیره. باید در چنین شرایطی حتی با درصد درگیری بسیار پایین منطقه پرواز ممنوع اعلام بشه کل کشور.

ویرایش شده در توسط Navard
  • Like 2
  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
هم اکنون, Navard گفت:

 باید در چنین شرایطی حتی با درصد درگیری بسیار پایین منطقه پرواز ممنوع اعلام بشه کل کشور.

 

اینکه چرا یکی از امنیتی ترین دولت های تاریخ اخیر ایران حاضر به این کار نبوده و سعی در وانمود کردن به « همه چیز خوبه » داره ، خودش جای سوال است .

  • Like 1
  • Upvote 8
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
7 hours قبل , Navard گفت:

همچنین سردار حاجی زاده به تهدید هدف قرار گرفتن ۵۲ نقطه فرهنگی اشاره کردن و گفته شد که منظور این حرف هدف قرار دادن بیت رهبری بود

 جسارتا ضمن احترام به سردار به نظرم این صحبت دقیقی نیست. مسلما حمله به بیت رهبری هم در دستور کار بوده، منتهی ترامپ لعنتی منظورش از مناطق فرهنگی دقیقا همین مناطق فرهنگی بود. حتی لشکر توجیه گران مجازی مرتب میخواستن بگن که نه منظورش مثلا قم و مشهد و یا حوزه علمیه(!) بوده ولی منظور این دیوانه دقیقا آثار باستانی و فرهنگی ایران بود. حتی بعد از اینکه مشاورا و رسانه ها و...گفتن این کار میتونه جنایت جنگی به حساب بیاد، اومد مصاحبه کرد که یعنی چی اونا با بمب کنار جاده ای و...سربازای ما رو میکشن ولی ما نمیتونیم به مکان های فرهنگیشون دست بزنیم؟! این طوری نمیشه!

اگه منظورش فقط جاهای حاکمیتی مثل بیت رهبری و ... بود صراحتا میگفت ولی این تهدید مثل خود ترور به قول سردار حاجی زاده هدفش حیثت ایران و تحقیر ایرانی ها بود.(یادم میاد همون موقع گفتم لابد یکی از این 52 نقطه هم حجاری زانو زدن والیریانوس در برابر شاپور دوم هست تا بعدا پز بده که نماد تحقیر تاریخی غرب در برابر ایران دیگه وجود نداره!)

 

این حجم کینه و علاقه به تحقیر بدون پرده پوشی ما واقعا جای تدبیر و تفکر داره...

  • Like 1
  • Upvote 9
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

به نظر من آمریکا هر حمله ای بخواد به ما بکنه باید حداقل 2000 کیلومتر از مرز های ما فاصله بگیره ! خب همین یعنی چی یعنی تخلیه کامل از خاورمیانه و این یعنی تا زمانی که جمهوری اسلامی هست دیگه نمیتونه برگرده چون در تیرس ما قرار میگیره !

 

یه چیزم بگم امریکا اگر بخواد جمهوری اسلامی رو از بین ببره باید کشور ما رو تصرف کنه برای اینکار  2 راه داره:

1-   پشتیبان نیروی بومی مخالف در کشور ما  باشه ! یعنی یه چی مثل ارتش ازاد سوریه که در کشور ما اصلا همچین چیزی وجود نداره!  یه خصلت ما ایرانیا اینه که هر چقدر با هم مشکل داشته باشیم ولی برادر کشی نداریم و با بیگناه به کشتن هموطن بپردازیم = پس این مورد 100 درصد امکان پذیر نیست

2- خودش گله گله گوسفنداش رو بریز تو مرز ما که در این حالت هزینه جانی مالی به شدت بالا برای امریکا و منطقه داره - سوال بزرگ اینه ایا برای امریکا می صرفه دست به چنین ریسک بزرگی بزنه که مطمئنا نتیجه جنگ نامشخص خواهد بود.

 

جمع بندی :

آمریکا برای نبرد با ایران باید از خاورمیانه به طور کامل بیاد بیرون ! این یعنی حاکمیت بلامنازع نیرو های مقاومت در خاورمیانه که برگشت امریکا امری غیر ممکن میشه !

 

 

ویرایش شده در توسط angel20
  • Upvote 1
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
هم اکنون, angel20 گفت:

به نظر من آمریکا هر حمله ای بخواد به ما بکنه باید حداقل 2000 کیلومتر از مرز های ما فاصله بگیره ! خب همین یعنی چی یعنی تخلیه کامل از خاورمیانه و این یعنی تا زمانی که جمهوری اسلامی هست دیگه نمیتونه برگرده چون در تیرس ما قرار میگیره !

 

یه چیزم بگم امریکا اگر بخواد جمهوری اسلامی رو از بین ببره باید کشور ما رو تصرف کنه برای اینکار  2 راه داره:

1-   پشتیبان نیروی بومی مخالف در کشور ما  باشه ! یعنی یه چی مثل ارتش ازاد سوریه که در کشور ما اصلا همچین چیزی وجود نداره!  یه خصلت ما ایرانیا اینه که هر چقدر با هم مشکل داشته باشیم ولی برادر کشی نداریم و با بیگناه به کشتن هموطن بپردازیم = پس این مورد 100 درصد امکان پذیر نیست

2- خودش گله گله گوسفنداش رو بریز تو مرز ما که در این حالت هزینه جانی مالی به شدت بالا برای امریکا و منطقه داره - سوال بزرگ اینه ایا برای امریکا می صرفه دست به چنین ریسک بزرگی بزنه که مطمئنا نتیجه جنگ نامشخص خواهد بود.

 

جمع بندی :

آمریکا برای نبرد با ایران باید از خاورمیانه به طور کامل بیاد بیرون ! این یعنی حاکمیت بلامنازع نیرو های مقاومت در خاورمیانه که برگشت امریکا امری غیر ممکن میشه !

 

 

دوست عزیز میگی برادر کشی نداریم سوال من اینه در آبانماه پارسال برادر کشی صورت نگرفت؟ شایدم فکر میکنین اونایی که کشته شدن ایرانی نبودن...

  • Upvote 8
  • Downvote 9

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
هم اکنون, Dolphin گفت:

 جسارتا ضمن احترام به سردار به نظرم این صحبت دقیقی نیست. مسلما حمله به بیت رهبری هم در دستور کار بوده، منتهی ترامپ لعنتی منظورش از مناطق فرهنگی دقیقا همین مناطق فرهنگی بود. حتی لشکر توجیه گران مجازی مرتب میخواستن بگن که نه منظورش مثلا قم و مشهد و یا حوزه علمیه(!) بوده ولی منظور این دیوانه دقیقا آثار باستانی و فرهنگی ایران بود. حتی بعد از اینکه مشاورا و رسانه ها و...گفتن این کار میتونه جنایت جنگی به حساب بیاد، اومد مصاحبه کرد که یعنی چی اونا با بمب کنار جاده ای و...سربازای ما رو میکشن ولی ما نمیتونیم به مکان های فرهنگیشون دست بزنیم؟! این طوری نمیشه!

اگه منظورش فقط جاهای حاکمیتی مثل بیت رهبری و ... بود صراحتا میگفت ولی این تهدید مثل خود ترور به قول سردار حاجی زاده هدفش حیثت ایران و تحقیر ایرانی ها بود.(یادم میاد همون موقع گفتم لابد یکی از این 52 نقطه هم حجاری زانو زدن والیریانوس در برابر شاپور دوم هست تا بعدا پز بده که نماد تحقیر تاریخی غرب در برابر ایران دیگه وجود نداره!)

 

این حجم کینه و علاقه به تحقیر بدون پرده پوشی ما واقعا جای تدبیر و تفکر داره...

 

برادر بنده ، شما چرا بحث رو می پیچونی ، حمله شد ، ضد حمله کردیم و منتظر جنگ بودیم .... اصلا بحث مراکز فرهنگی و نظامی و بیت رهبری و کاخ ریاست جمهوری و ... نیست .

در شرایط جنگی که انتظار حمله ی همه جانبه ی قوی ترین نیروی هوایی دنیا وجود داره ، باید تمام پروازهای غیر نظامی ، پرواز نمی کردند .

 

عدم توقف پروازها فقط 3 دلیل می تونه داشته باشه ( یا ترکیبی از این ها )

1- حماقت محض

2- خیانت

3- تلاش برای استفاده از  پروازهای هواپیمای غیرنظامی  به عنوان سپر ( برای منصرف کردن دشمن از حمله به خاطر ترس  از ساقط کردن هواپیماهای غیر نظامی )

 

ویرایش شده در توسط Ghalam
  • Upvote 13

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

باید قبول کنیم که با وجود اعتقادات عمیقمون همیشه فکر مواجه مستقیم با آمریکا به عنوان یک ابرقدرت تا حدی استرس، تنش، نگرانی، شاید ترس به همراه داشت. 

اما نکته اینجاس که دیگه ما تو این مرحله نیستیم...

 

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
هم اکنون, angel20 گفت:

به نظر من آمریکا هر حمله ای بخواد به ما بکنه باید حداقل 2000 کیلومتر از مرز های ما فاصله بگیره ! خب همین یعنی چی یعنی تخلیه کامل از خاورمیانه و این یعنی تا زمانی که جمهوری اسلامی هست دیگه نمیتونه برگرده چون در تیرس ما قرار میگیره !

 

یه چیزم بگم امریکا اگر بخواد جمهوری اسلامی رو از بین ببره باید کشور ما رو تصرف کنه برای اینکار  2 راه داره:

1-   پشتیبان نیروی بومی مخالف در کشور ما  باشه ! یعنی یه چی مثل ارتش ازاد سوریه که در کشور ما اصلا همچین چیزی وجود نداره!  یه خصلت ما ایرانیا اینه که هر چقدر با هم مشکل داشته باشیم ولی برادر کشی نداریم و با بیگناه به کشتن هموطن بپردازیم = پس این مورد 100 درصد امکان پذیر نیست

2- خودش گله گله گوسفنداش رو بریز تو مرز ما که در این حالت هزینه جانی مالی به شدت بالا برای امریکا و منطقه داره - سوال بزرگ اینه ایا برای امریکا می صرفه دست به چنین ریسک بزرگی بزنه که مطمئنا نتیجه جنگ نامشخص خواهد بود.

 

جمع بندی :

آمریکا برای نبرد با ایران باید از خاورمیانه به طور کامل بیاد بیرون ! این یعنی حاکمیت بلامنازع نیرو های مقاومت در خاورمیانه که برگشت امریکا امری غیر ممکن میشه !

 

 

اتفاقا شماره 1 شما جای بحث داره دوست عزیز قدرت هر کسی رو به طمع میندازه و در عین حال حتما پروژه ی خاورمیانه  ی جدید رو بازبینی کنید که چطوری ایران به دست  خود ایرانیا تکه تکه میشه در شرایط اون پروژه که اگر مردم جدایی طلب فلان و بهمان جالبه این حرف شما همیشه جنگ رو با توپ و تنفگ نمیشه برد گاهی فقط با یک لبخند سرنوشت یه کشور عوض خواهد شد .

یا علی

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
هم اکنون, baktari گفت:

اتفاقا شماره 1 شما جای بحث داره دوست عزیز قدرت هر کسی رو به طمع میندازه و در عین حال حتما پروژه ی خاورمیانه  ی جدید رو بازبینی کنید که چطوری ایران به دست  خود ایرانیا تکه تکه میشه در شرایط اون پروژه که اگر مردم جدایی طلب فلان و بهمان جالبه این حرف شما همیشه جنگ رو با توپ و تنفگ نمیشه برد گاهی فقط با یک لبخند سرنوشت یه کشور عوض خواهد شد .

یا علی

1- فشار حداکثری که هدفش تبدیل ایران به ونزولا بود .....هیچ غلطی نکردن

2- انگلستان رو تحقیر کردیم ..........هیچ غلطی نکردن

3- گلوبال هاوک بالش خورد به مرز ما اوردیمش پایین ....... هیچ غلطی نکردن

4- آرامکو رو مستقیم یا غیر مستقیم ما زدیم .........هیچ غلطی نکردن

5- حاج قاسم زدن که حیثیت کشور رو از بین ببرن و برای اولین بار در تاریخ موشک باران شدن باز هم هیچ غلطی نکردن

 

"یه زمانی امریکا میزد کسی جرعت نداشت جواب بده

حالا ما میزنیم کسی جرعت نداره پاسخ بده "

 

 

میدونی به چه زاویه ای باید نگاه کنی ----> پایگاه های آمریکایی در عراق به 2 دوتا کاهش پیدا کرد و ما داریم تو عراق و سوریه و ..... پایگاه سازی می کنیم . خلاصه در رابطه با خاورمیانه جدید بگم که :

 

 

"خاورمیانه داره تغییر میکنه ولی به دست ما "

 

 

 

 

  • Like 1
  • Upvote 5
  • Downvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
هم اکنون, Ghalam گفت:

 

برادر بنده ، شما چرا بحث رو می پیچونی ، حمله شد ، ضد حمله کردیم و منتظر جنگ بودیم .... اصلا بحث مراکز فرهنگی و نظامی و بیت رهبری و کاخ ریاست جمهوری و ... نیست .

در شرایط جنگی که انتظار حمله ی همه جانبه ی قوی ترین نیروی هوایی دنیا وجود داره ، باید تمام پروازهای غیر نظامی ، پرواز نمی کردند .

 

عدم توقف پروازها فقط 3 دلیل می تونه داشته باشه ( یا ترکیبی از این ها )

1- حماقت محض

2- خیانت

3- تلاش برای استفاده از  پروازهای هواپیمای غیرنظامی  به عنوان سپر ( برای منصرف کردن دشمن از حمله به خاطر ترس  از ساقط کردن هواپیماهای غیر نظامی )

 

حاجی کدوم پیچوندن؟ اصلا مگه اسمی از هواپیما و...در پست من میبینی؟ این عرض من صرفا درباره صحبت سردار بود که گفته منظور از مکان فرهنگی بیت رهبری بود. منم گفتم به نظرم منظور ترامپ دقیقا خود مکانهای فرهنگی بود. حالا چرا شما بحث درباره اظهار نظر ترامپ رو با ماجرای هواپیما قاطی میکنی. من که سر در نیاوردم.

  • Upvote 3
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
هم اکنون, Dolphin گفت:

 منظور این دیوانه دقیقا آثار باستانی و فرهنگی ایران بود. حتی بعد از اینکه مشاورا و رسانه ها و...گفتن این کار میتونه جنایت جنگی به حساب بیاد، اومد مصاحبه کرد که یعنی چی اونا با بمب کنار جاده ای و...سربازای ما رو میکشن ولی ما نمیتونیم به مکان های فرهنگیشون دست بزنیم؟! این طوری نمیشه!

اگه منظورش فقط جاهای حاکمیتی مثل بیت رهبری و ... بود صراحتا میگفت ولی این تهدید مثل خود ترور به قول سردار حاجی زاده هدفش حیثت ایران و تحقیر ایرانی ها بود.(یادم میاد همون موقع گفتم لابد یکی از این 52 نقطه هم حجاری زانو زدن والیریانوس در برابر شاپور دوم هست تا بعدا پز بده که نماد تحقیر تاریخی غرب در برابر ایران دیگه وجود نداره!)

 

این حجم کینه و علاقه به تحقیر بدون پرده پوشی ما واقعا جای تدبیر و تفکر داره...

تاثیرات زیاد هالیوود بر جامعه ی آمریکایی را فکر کنم همه قبول داریم. این زدن مکان های فرهنگی تروریست ها چیزی هست که حتی برایش فیلم هم ساختند.

 

gfut_51r6mpdbzgl._ac_sy400_.jpg

یک فیلم بسیار محبوب آمریکایی بود که شخصیت های عروسکی هم داشت وقتی سربازان آمریکایی می خواستند علیه تروریست های مصری عملیات انجام بدهند به اهرام مصر هم حمله کردند و اونجا را هم منفجر کردند. این فیلم واقعا ذهنیت آمریکایی ها را نسبت به جهان نشان میده. 

3kpj_screenshot_20200426_151828.jpg

317k_screenshot_20200426_151854.jpg

  • Like 2
  • Upvote 9

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
هم اکنون, mehdipersian گفت:

تاثیرات زیاد هالیوود بر جامعه ی آمریکایی را فکر کنم همه قبول داریم. این زدن مکان 

3kpj_screenshot_20200426_151828.jpg

317k_screenshot_20200426_151854.jpg

وقتی خودت تاریخ و تمدن و فرهنگ کهنی نداشته باشی که از دست بدی دیگه مهم نیست که آثار باقی ملل سالم بمونه و بشه سرکوفت برای نداشته هات. شاید دلیل تخریب آثار تمدن بین النهرین و شامات توسط داعش رو بشه اینجا فهمید!

  • Like 2
  • Upvote 12

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
3 hours قبل , Dolphin گفت:

 جسارتا ضمن احترام به سردار به نظرم این صحبت دقیقی نیست. مسلما حمله به بیت رهبری هم در دستور کار بوده، منتهی ترامپ لعنتی منظورش از مناطق فرهنگی دقیقا همین مناطق فرهنگی بود. حتی لشکر توجیه گران مجازی مرتب میخواستن بگن که نه منظورش مثلا قم و مشهد و یا حوزه علمیه(!) بوده..

 

دوست خوب حمله به بیت رهبری و برجسته بودن این حمله یک گمانه زنی نیست یک خبر تقریبا قطعی است. حالا ترامپ منظورش از مراکز فرهنگی ( بلاهت و میزان کودن بودن این فرد که مشخص هست، کمی به ادبیاتش دقت کنید به خاطر بهره هوشی پایین و ضعف شدید در ادبیات زبان انگلیسی ( دامنه لغات و کاربرد لغات و ... ) بیشتر اوقات لغات را در جایی استفاده میکنه که معنا را به اشتباه منتقل میکنه یا لغتی را جای لغتی به کار میبره که در معنا تفسیر دیگه ای میشه. حالا برای این بشر تشریح بیت رهبری به غایت! سخت هست، احتمالا تصور مکان تاریخی مثل کاخ مسکو، کاخ سفید، کاخ سعد آباد و چنین مراکز حکومتی ای که جنبه تاریخی هم دارند شاید در نظرش باشه و منجر به اون توییت شده باشه یا اینکه اصلا بیت به عنوان یک مکان و 51 مکان تاریخی/فرهنگی دیگه منظورش بوده) چی بوده مسئله نیست، مسئله اینه در نامه ای که صبح روز حمله به طور فوری از طریق سفارت سوییس تحویل وزارت خارجه شد و موجب عصبانیت شدید این وزارت خانه هم شد و پاسخ فوری هم دریافت کرد ( میشه حدس زد طبیعتا از طرف وزارت امور خارجه امریکا و تیم پمپئو بوده ) به صراحت حمله به بیت به عنوان اقدام در صورت پاسخ ایران به عنوان تهدید ذکر شده بود.

 

و خب روشنه توییتهای ترامپ یک برداشت ابلهانه معمولا از محتوای جلسات مشاوران و اعضای دولت آمریکاست، والا واضح هست که اون نامه فوری اون روز صبح اگر به قصد بازدارندگی و تهدید ( عدم واکنش ایران ) ارسال شده باشه، طبیعتا حمله به تخت جمشید و عالی قاپو و مقبره کوروش توش به عنوان تهدید ذکر نشده ( نقض غرضه  مواجهه با مردم خصوصا قشر ملی گرا که روی بخشیشون خیلی حساب میکنه در مقابله با جمهوری اسلامی ) بلکه حمله و تهدید نسبت به بالاترین مقام کشور ذکر شده. همونطور که اشاراتی بود توش ذکر شده بود همونطور که سردار سلیمانی به عنوان فرد دوم قدرتمند ایران ( به تعبییر اونها ) را ترور کردیم، در صورت واکنش برامون سخت نیست فرد اول را هم مورد حمله قرار بدیم.

  • Upvote 8

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
7 hours قبل , alala گفت:

همونطور که اشاراتی بود توش ذکر شده بود همونطور که سردار سلیمانی به عنوان فرد دوم قدرتمند ایران ( به تعبییر اونها ) را ترور کردیم، در صورت واکنش برامون سخت نیست فرد اول را هم مورد حمله قرار بدیم.

 

باید سلاح بازدارنده برای نابودی تمام شهرهای بزرگ آمریکا به خصوص واشنگتن ، نیویورک و ... داشته باشیم .

  • Like 2
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط IRGCAF
      هواپیمای توربوفن An-74 که اولین پرواز خود را در سال 1977 انجام داد، یک هواپیمای سبک ترابری چند منظوره است که برای عمل در مناطق قطبی طراحی شده است. این هواپیما که برای جایگزینی An-26های قدیمی طراحی شده است، برای حمل بار، تجهیزات و مسافر در فواصل کوتاه و متوسط استفاده می‌شود و قابلیت پرواز در تمامی شرایط آب و هوایی از 60- تا 45+ درجه سانتیگراد و در هر ارتفاعی از قطب شمال تا مناطق کوهستانی را دارا می‌باشد. هواپیمای An-74 می‌تواند در تمامی اوقات سال در روز یا شب در مسیرهای محلی یا بین‌المللی مورد استفاده قرار گیرد. این هواپیما قابلیت نشست و برخاست در باندهای کوتاه و از روی زمینهای پر از سنگریزه، یخی و یا پوشیده از برف را دارد.

      An-74 می‌تواند 7.5 تن بار را در ارتفاع 10100 متری با سرعت کروز 550-700 km/h حمل کند. این هواپیما دارای قابلیتهای فوق‌العاده دیگری نیز می‌باشد از جمله هدایت کشتی‌ها در طی مسیر خود، سرویس‌دهی به ایستگاههای شناور، انجام عملیات تحقیقاتی در ارتفاع بالا یا مناطق قطبی، پیدا کردن گروه ماهی‌ها و گشت‌زنی در مناطق یخبندان.

      در ضمن An-74 به آسانی می‌تواند به آمبولانس، هواپیمای آتش‌نشان، هواپیمای حامل چتربازان و ... تبدیل شود. نسبت لیفت به وزن بالای این هواپیما مدیون استفاده از مواد جدید و تکنولوژیهای نوین ساخت می‌باشد.

      تولید این هواپیما در خارکف همچنان ادامه دارد و نمونه جدید آن نیز در حال ساخت است.

      پيشرانه:

      دو دستگاه موتور توربوفن D-36ZMKB ساخت پراگرس با نسبت كنار گذر زياد، هر يك به توان 74/63 كيلو نيوتن.

      ابعاد

      دهانه بال: 98/31 متر
      نسبت منظري بال: 3/10
      طول كلي: 07/28 متر
      ارتفاع: 75/8 متر

      اوزان

      وزن با بيشترين سوخت (بدون بار): 13200 كيلوگرم
      بيشترين وزن برخاست: 34800 كيلوگرم

      سرعت و برد

      بيشترين سرعت در ارتفاع 10100 متري: 700 كيلومتر در ساعت
      برد با بيشترين سوخت و 800 كيلوگرم بار مفيد: 4400 كيلومتر

      Avia.ir
    • توسط worior
      بسمه تعالی
       
       
      عین الاسد، پایگاهی که باید انهدام کامل را تجربه میکرد.
       

       
       
      مقدمه
      آنچه پیوسته در اخبار و تحلیل های غربی پیرامون ایران میخوانیم، بدون غلو کردن، این است که ایران در منطقه پروکسی هایی دارد که از دید آنها هم تروریست و آدم کش هایی خون آشامند، که به صغیر و کبیر، نظامی و غیر نظامی رحم نمیکنند، گویی که این تروریست ها مدتی در فضا زندگی میکرده اند و ایران این بیگانگان فضایی را برای مقابله با ایالات متحده که در همسایگی خودش قرار دارد به کره زمین آورده  و حق حاکمیت این کشور در همسایگی خویش در ایالت های عراق و افغانستان و ولات عربی خلیج فارس را نقض نموده است. بنابراین لازم است تا با اقدامات بی ثبات کننده رژیمی که خود نیز بر ایالت ایران به غضب و با خشونت و تروریسم حاکم شده و البته با همین پروکسی های تروریست اش بشدت مقابله نمود، آنهم با هر ابزاری، اقتصادی، نظامی، فرهنگی، سیاسی و ... گذشته از این دلایل بسیار محکم برای مقابله با ایران و شیعیان!، آمریکا دلایل اقتصادی محکمتری برای حفاظت از ایالت عراق دارد و آنهم نفت است که به حساب بنده با صادرات حدودا سالانه 80 میلیارد دلار نفت توسط عراق، این کشور اگر تمام فروش نفت خود را به ایالات متحده واگذار کند، میتواند هزینه 7 هزار میلیارد دلاری که آمریکا برای حفظ امنیت مردمش در عراق کرده جبران کند، البته پس از 90 سال.
      با این کمدی سیاه در مقدمه، سری به واقعیت های نظامی روی زمین بزنیم، موقعیت جئو استراتژیک عین الاسد. پایگاهی در مرکز عراق، 160 کیلومتری غرب بغداد در استان الانبار و در فاصله 300 کیلومتری از مرز ایران، با عنوان اصلی عربی القاعده الجوی القادسیه. یکی از 5 ابر پایگاه هوایی عراق در زمان صدام که در سال 1975 و با درس گرفتن از نبردهای اسراییل و اعراب بدست پیمانکاران یوگوسلاویایی با هزینه 280 میلیون دلار آمریکا ساخته شد. از خصوصیات این پایگاه مجهز بودن آن به شلتر های نگهدارنده هواپیما در برابر بمباران هوایی و پیشرفته ترین هواپیمای وقت یعنی میگ های 25 ساخت شوروی بود.
      در جنگ 2003 آمریکا بر علیه عراق، این پایگاه توسط نیروهای استرالیایی ائتلاف اشغال شد، و تا 2011 تبدیل به بزرگترین پایگاه نظامی نیروهای ائتلاف آمریکایی در غرب بغداد گشت. علت این امر نزدیکی به بغداد، قرارگیری در پشت رودخانه فرات، نزدیکی به مرز سوریه و همچنین وجود امکانات فراوان رفاهی در آن یاد شده است، در کنار نظامیان آمریکایی این پایگاه محلی برای نشست و برخاست ایرفورس وان، یا همان هواپیمایی اختصاصی دولت فدرال آمریکا که برای جابجایی ریاست جمهوری استفاده میشود بوده است. این پایگاه پذیرای روئسای جمهور و وزرای آمریکایی، جرج بوش، اوباما، ترامپ، جان بولتون، رابرت گیتس، کاندولیزا رایس، پیتر پیس، و از همه اینها مهمتر چاک نوریس وملانیا ترامپ بجای فرودگاه بین المللی بغداد بوده است. ترامپ در پرواز مخفیانه خود به این فرودگاه از ناراحتی رفیق قلدرش بولتون بخاطر خاموش کردن همه چراغ هوای هواپیما و بستن همه پنجره ها شکوه نموده.
      در زمان جنگ عراق این پایگاه محل استقرار نیروی اعزامی تکاوران دریایی دوم آمریکا به همراه چند اسکادران هوایی بود و تا سال سپتامبر  2011  که آخرین نیروهای بجا مانده از آن تخلیه شدند، عملا در آن سال بسته شد. تا اینکه مجدد در سال 2014 و شکل گیری ائتلاف آمریکایی مقابله با داعش، فعالیت این پایگاه با استقرار تکاوران دریایی آمریکا به همراه جنگنده های اف 18 مجددا آغاز شد و تاکنون ادامه دارد.
       
      چرایی اهمیت این پایگاه از نظر نظامی
      اهمیت اصلی این پایگاه که از لحاظ جئو استراتژی نظامی کمتر به آن پرداخته شده است، قرار گیری آن در مرکز یک حمله احتمالی از سوی رژیم صهیونیستی به سمت ایران است، آنقدر نزدیک به مرکز که اگر خطی راستی از تهران تا تلاویو بکشیم از روی این پایگاه عبور خواهد کرد:
       

       
      در همه نقشه ها و تحلیل های مختلفی در سراسر نت از تحلیل گران و اندیشکده مختلف مطالعات نظامی و راهبردی بدست آوردم، همین خط که کوتاه ترین مسیر ممکن است به عنوان کریدور اصلی پرواز جنگنده های صهیونیستی به سمت ایران و بالعکس مسیر پاسخ احتمالی از سوی ایران بدان اشاره شده است.
      حمله ای که در بسیاری از سناریوها موفقیت آمیز بودن آن به حضور تعداد وسیعی از هواگردهای رادار گریز، بمب افکن های بزرگ همراه با بمب های سنگرشکن و یا حملات با استفاده از موشک های بالستیک با سرهای جنگی هسته ای کم توان براورد شده است. ایالات متحده خود نیز در تهمید برای حمله احتمالی به تاسیسات هسته ایران، اشکال مختلفی از تسلیحات سنگر شکن مانند بمب 2.5تنی GBU-28  و بمب سنگین 13 تنی MOAB برای نفوذ به عمق 40 متری و بونکر های زیر زمینی طراحی کرده است، رها سازی چنین بمب های بسیار سنگینی مستلزم حضور بمب افکن در نزدیکی اهداف زمینی بصورت پنهانکار یا در نهایت اسکورت و پشتیبانی هوایی با تعداد بسیاری از جنگنده های مختلف به منظور ایجاد امنیت هوایی برای مهاجمین و انهدام همزمان شبکه های پدافندی ایران است. این حمله با این وسعت برای سرزمین های اشغالی که در فاصله 1300 کیلومتری در خط مستقیم از مرزهای ایران قراردارند (دست کم نزدیک به 3 تا 5 هزار کیلومتر عملیات پروازی یک هواگرد) حجم عظیمی از عملیات هوایی، شناسایی، سوخترسانی، پشتیبانی و همچنین امداد و نجات خلبانان در دوردست احتیاج دارد و بدین منظور زیرساخت های بسیاری در اطراف ایران برای پوشش چنین حمله ای نیاز است تا در صورت بروز نقص فنی، اقدام تقابلی پدافند و نیروی هوایی ایران در تعقیب و ضربه متقابل، تمهیدات لازم را پیش بینی کرده باشد.
       

       
      در یک اقدام هوایی برای طرح ریزی عملیات، مسافت نخستین فاکتوری است که به آن توجه میشود، مسافت و مسیر پرواز تعیین کننده میزان و چگونگی مدیریت مصرف سوخت و سوخترسانی، مقدار مهمات قابل حمل و میزان سنگینی وزن جت ها، پیچیدگی عملیات جمینگ و طرح و نقشه های مختلف برای مسیرهای هوایی ست. بدیهی است که یک حمله موفق بهتر است با کمترین میزان سوخت برای هر هواپیما و حجم مهمات زیاد، با تعداد کمتری از هواپیما تعداد کمتری از پرواز و مسیری کوتاه تر انجام شود. پرواز دسته های بزرگ، امکان غافلگیری را از بین میبرد، احتمال موفقیت پدافند حریف و تلفات هواگرد های مهاجم را بیشتر میکند، از طرفی مسافت های طولانی به مقدار سوخت بسیار بیشتری نیامندند که سبب میشود تا چند مرحله سوختگیری هوایی و در هر مرحله افزایش ریسک اتفاق افتد. مسیر طولانی و سوخت زیاد باعث قابلیت کمتری در حجم و تعداد بمب ها نسبت به هر جنگنده و یا بمب افکن می شود و احتمال موفقیت حمله را کمتر کرده و تعداد پروازهای لازم را بیشتر میکند. اگر به تجربه های نیروی هوایی بنگریم، نزدیک ترین تجربه در دسترس عملیات غرور آفرین حمله به اچ 3 توسط نیروی هوایی ایران در یک پرواز 3500 کیلومتری ست. گفتنی ست رادارهای پدافند عراق به مدت 67 دقیقه جنگنده های ایران را در کنسول های خود مشاهده کرده اند، اگر عراقی ها و ترکها جنگنده های ایران را بجای یکدیگر اشتباه نگرفته بودند، هر لحظه نیروی هوایی عراق یا ترکیه میتوانست جلوی ادامه حمله و یا بازگشت جنگنده ها به مبدا خود را بگیرد و تلفات سنگینی به نیروی هوایی کشورمان نیز وارد کند. فرماندهان وقت نیروی هوایی ایران بدلیل طولانی بودن مسیر پرواز، پایگاه هوایی پالمیرا در سوریه را به عنوان موقعیت اضطراری برای فرار جنگنده ها در صورت وقوع اقدام متقابل عراق در بستن مسیر بازگشت و یا بروز نقص فنی تدارک دیده بودند. سوخترسان های ایرانی از فرودگاه دمشق برخاستند تا در ارتفاع 100 متری از سطح زمین که مشابه ارتفاع پروازی یک موشک کروز است دوبار در رفت و برگشت در فاصله مرزهای هوایی عراق و سوریه به فانتوم های ایرانی سوخترسانی کنند، چنین عملیات پیچیده و بی نظیری که در دنیا تکرار نشده است،  با استفاده از 4 مرتبه سوخترسانی، 2 مرتبه در دور دست و خاک دشمن، دو مرتبه در آسمان ایران (ارومیه) به همراه عملیات الکترونیک و فریب هوایی وسیع برای گول زدن پدافند و نیروی هوایی عراق و ترکیه انجام شد.
       
      نقشه عملیات هوایی H3
       

       
       
      مشابه همین تمهیدات نیز برای هر حمله هوایی، نیاز است، گرچه جنگنده های امروزی نسبت به دهه 60 از بهره وری و قابلیت حمل سوخت بسیار بهتری بهره مند هستند، منجمله جنگنده های رژیم صهیونیستی، افزون بر آن امکانات پنهانکاری و تقابل الکترونیک پیشرفته تری را در اختیار دارند، و چنین مزایایی باعث میشود تا بتوانند از مسیر های کوتاه تر و مستقیم تر طرح عملیات را پیاده سازی کنند. اما همچنان تمهیدات برون مرزی نظیر پایگاه های هوایی و موقعیت های سوختگیری هوایی و شناسایی هوابرد در نزدیکی مرزهای ایران برای صهیونیست ها در صورت طراحی یک حمله به تاسیسات هسته ای ایران الزامی است و هیچ عملیاتی بدون پیش بینی چنین امکاناتی اجرایی نخواهد بود.
      اما چرا از دید من عین الاسد، در چنین حمله ای نقش بسیار وسیعی میتواند داشته باشد، موارد بسیاری را میتوان برشمرد، نخست، پشتیبانی هوایی، نظیر همان نقشی که پایگاه هوایی پالمیرا و فرودگاه دمشق در فراهم آوردن امکان نشست و برخاست اضطراری برای ایران در حمله به اچ3 فراهم آورد، دوم بستن دست ایران در تعقیب جنگنده های صهیونیست در آسمان عراق، سوم مشارکت مستقیم در حمله به تاسیسات هسته ای ایران بدلیل نزدیکی بسیار به مرزهای ایران در صورتی که آمریکا بخواهد خودش اقدام کند، چهارم ایجاد امکان رهگیری موشک های بالستیک شلیک شده از سوی ایران و فراهم ساختن هشدار زودهنگام برای اسراییل و یا حتی اقدام پدافندی علیه موشک های بالستیک و کروز ایران، فراهم آوردن عملیات فریب همانند همان اقدامی که ایران در فریب پدافند ونیروی هوایی عراق با استفاده از جنگنده های اف 14 در مشغول کردن فرودگاه بغداد و حمله با استفاده از اف5 ها برای زدن تاسیسات نفت کرکوک صورت داد، تا تصمیم گیران ارتش عراق نسبت به نوع تهاجم ایران به خطا بیفتند و اسکادران های بمب افکن اف 4 ایرانی بتوانند خود را به دوردست ترین پایگاه هوایی در مرز با اردن برسانند.
      و اما بیاییم و به تصاویر و نقشه های تحلیل گران غربی در مورد امکان پذیری حمله اسراییل از خاک سرزمین های اشغالی به ایران و کریدورهای پروازی بنگریم، کوتاه ترین و یا مسیر اصلی از عین الاسد میگذرد:
       


      در تصویر فوق CENTRAL ROUTE به دقت از بالای عین الاسد عبور میکند
       
       


       
       
       
       
       
       
       چرا آمریکا نباید در عین الاسد باقی بماند
      سوای جنبه های نظامی که ناامنی فراوانی برای کشورمان ایجاد کرده است، باقی ماندن آمریکا در عین الاسد به منظور مقابله با داعش البته دروغی بیش نیست، ایالات متحده یک پایگاه پهپادی عظیم در عین الاسد برای کشتار بی حساب مردم خاورمیانه و تامین امنیت اسراییل، ایجاد کرده اند. آنها از این پایگاه ها اقدام سیاسی خود در منطقه به ابزارهای نظامی تضمین میکنند، این پایگاه ها را باید ابزارهای لازم در جهت تشکیل طرح خاورمیانه بزرگ و تجزیه عراق و ایران بدانیم. هم اکنون به اذعان بسیاری از اندیشمندان، منجمله تحلیل گران برخی اندیشکده های آمریکایی، آنها لازم میدانند تا بلوک سنی-کردی و تجزیه عراق را صرفا به بهانه واهی مقابله با ایران شکل دهند، اما این آشکار است که آنها به دنبال قتل عام مردم منطقه، بخصوص مسلمانان خاورمیانه بدست یکدیگر و توسعه بیشتر اختلافات قومی و مذهبی صرفا برای امنیت اسراییل و وابستگان سیاسی خود در حکومت های غیر مردمی بخصوص پادشاهی های عربی هستند. سیاست مدیریت اختلافات برای حفظ جایگاه خود بعنوان پلیس باغ وحشی که حق اصلی استفاده از هرگونه قوه قهریه را برای خود تصور میکند. با استفاده از پکیج های نظامی-اقتصادی در اقساط نفتی بلند مدت. با ادعای تامین صلح، از بمباران هوایی و سازمان های امنیتی نظامی  یا همان  PMCs های خود برای تعمیق خشونت و تروریسم بهره گیری می کنند، این روشن است که کشتن مردم هیچ گاه راه حلی برای تروریسم نبوده و به توسعه و ترویج خوی انتقام دامن خواهد زد، بدیهی ست این انتقام و تروریسمی که بی دلیل توسط آمریکا شعله ور شده است، متوجه سیاستمداران وابسته و نظامیان آمریکایی خواهد بود همانهایی که در قوانینشان بدون محاکمه مردم را کشته و اقدام متقابل مردم مظلوم خاورمیانه در برابر خود را تروریسم قلمداد میکنند.

       
      در همان ابتدای شروع جنگ جنوب افغانستان پس از حملات یازده سپتامبر، عملیاتی در آسمان پاکستان توسط پهپادهایی که از عربستان! برخاسته بودند انجام شد، آنزمان برای من قابل پیش بینی بود که آمریکا القاعده را در سراسر خاورمیانه، از افغانستان تا یمن و عراق و سوریه و ... هر جا که بتواند برچسب تروریسم بزند تسری داده و خودش با پهپاد آن را دنبال خواهد کرد، در فاصله سالهای 2004 تا 2013 آمریکا با وجود اعتراض های بسیاری از مردم افغانستان و پاکستان، بیش از 375 حمله پهپادی انجام داده که به کشته شدن 2561 نفر مطابق با آمارهای اعلام شده رسمی منتهی شده، از سال 2002 تا 2013 نیز مشابه همین حملات پهپادی 99 مورد در یمن نیز صورت گرفته که به کشته شدن 552 نفر انجامیده، در سومالی، سوریه، عراق، و ... نیز چنین حملاتی انجام شده است، در تمامی این ترورهای هوایی غیر نظامیان بسیاری نیز کشته شده اند، مطابق با برخی آمارهای رسمی، در بیش از 6700 حمله پهپادی آمریکا در خاورمیانه رقمی بالغ بر 12هزار نفر ترور شده اند که دست کم 1200 نفر آنها غیر نظامی و از این میان نزدیک به 400 نفر کودک بوده اند. مبرهن است که هیچ یک از این ترورهای هوایی یا حکم مرگ های آمریکایی با استفاده از محکومیت قضایی متهمان صورت نگرفته است. تا کنون فقط در دو دولت اوباما و ترامپ 900 حمله پهپادی منجر به ترور انجام شده است، آنهم بر سر مردمی که حتی برای دفاع از خود شاید قادر به خواندن و نوشتن شکواییه نباشند چه رسد به پیگیری در سازمانهای بین المللی و کنوانسیون های حقوق بشر.
      از همه موارد فوق که بگذریم، ترور یک شخصیت رسمی نظامی، و نفر دوم جمهوری اسلامی ایران، از نظر محبوبیت در میان مردم، در کشوری ثالث و در زمان صلح با زیرپا گذاشتن تمام قواعد و رسوم بین المللی در حقوق دیپلماتیک، بیانگر آن است که این هیولای ترور هوایی دیگر حد و مرزی برای خود نمیشناسد. اگر امروز به فکر مقابله همه جانبه با فناوری تروریسم بی حد و حصر آمریکا در خاورمیانه نباشیم، باید منتظر روزگاری بمانیم که تمامی نخبگان، دانشمندان و حتی مردم عادی کشور ما ایران نیز منتظر بمبی باشند که پهپادهای آمریکایی از آسمان بر سرشان بی اندازد و در عوض بگوید آخ اشتباه شد، یا اینکه مشکوک بودیم!. 

       
       
      و برای آنهایی که باور ندارند حملات پهپادی ایالات متحده در سراسر خاورمیانه ربطی به ایران ندارد:
       

       
      نویسنده WORIOR 
      اقتباس یا درج مطلب تنها با ذکر نام نویسنده و آدرس سایت مجاز است.
      تقدیم به ارواح پاک شهدای مقاومت.
       
       
    • توسط alexandre
      دیمونا (در عبری: דימונה) نام یکی از شهرهای کشور اسرائیل است که در استان جنوبی اسرائیل و در صحرای نگب قرار گرفته است. شهر دیمونا در حدود ۳۴٬۰۰۰ نفر جمعیت دارد(شهر دیمونا، مرکز یهودیان سیاه‌پوستی است که اکثرا از اتیوپی به اسرائیل مهاجرت کرده‌اند).
      مرکز تحقیقات اتمی نگب و نیروگاه اتمی دیمونا در ده کیلومتری جنوب شهر دیمونا قرار دارد
      -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

      اين تاپيك براي بررسي چگونگي حمله ايران به نيروگاه اتمي ديمونا در صورت آغاز جنگ بين ايران و ر‍ژيم اشغالگر ايجاد شده(دوستان فرض را بر اين بگذارند كه مسئولين ما به خاطر روند جنگ و بررسي تمامي مسائل تصميم به اين كار گرفتند)

      موارد كليدي كه مي توان مطرح كرد ميزان تاثيرات چنين اقدامي براي اسرائيل و تاكتيك هاي پيش روي ايران كه در انتها به موفقيت در عمليات فوق منجر بشود.(خرابكاري داخلي – حملات موشكي – بمباران هوايي و ...)
      منتظر ديدگاه دوستان اهل نظر هستم
      تاپيك مرتبط:
      آيا رژيم صهيونيستي توان حمله به تاسيسات اتمي بوشهر را دارد(تحليل اعضا)
    • توسط SAEID
      عملیات کربلای4 طرح خوبی داشتی و بزرگترین تحرک نظامی ایران با استعداد 250 گردان محسوب میشد اما لو رفتن عملیات همه چیز را خراب کرد! دقیقا مانند عملیات کورسک که اگر لو نمیرفت کار شوروی تمام بود در جنگ تحمیلی هم کربلای4 میتوانست ما را پیروز جنگ کرده و از موضع قدرت با عراق جهت صلح مذاکره میکردیم که نشد!
    • توسط SAEID
      خاطره ای از شهید احمد کاظمی



      در سلول باز شد. نگهبان چشم چرخاند بین زندانیها. انگار دنبال کسی میگشت پیداش نکرد. داد زد: "احمد کاظمی!"

      احمد بلند شد. رفت تا جلوی در. چشم دوخت به نگهبان. نگهبان تعجب کرد. سر تا پای او را نگاه گرفت. زیر لب گفت: "این که بچه است".

      و زل زد به چشمهای احمد. چشمهای درخشان، بینی کشیده و نگاه نافذ او را دید و آرامشی را که داشت. گفت: "پیداست که نمیدانی کجا هستی".

      احمد لبخند زد.

      - چرا میدانم، اما من کاری نکرده ام.

      نگهبان خندید. بلند و کشیده.

      -همه اولش همین را میگویند، همه ...

      و از کنار در رفت کنار.

      - بیفت جلو!

      در راهروی نیمه تاریک که میرفتند، دلسوزانه افزود:

      "من نگهبانی بیش نیستم، اما خودت را اذیت نکن. این جا کاری میکنند که آدم هفت جدش را هم به یاد بیاورد. نمیتوانی چیزی را پنهان کنی."

      احمد چیزی نگفت. تا انتهای راهرو رفتند و پیچیدند. پله هایی پیدا شد. رفتند پائین. نگهبان دری را باز کرد. ناگهان صدای ضجه ای بلند شد. از اتاق بغلی می آمد. احمد، یک آن سر جایش یخ زد. نگهبان از پشت هلش داد.

      - چیزی نیست، عادت میکنی.

      در، پشت سرش بسته شد. اتاق کوچک بود و نیمه تاریک.

      جلوتر میز و صندلی قراضه ای دیده میشد. میدانست که باید نیرویش را ذخیره کند. نشست روی صندلی و منتظر شد. ساعتی گذشت.

      کسی نیامد سراغش. آیا او را فراموش کرده بودند؟ میدانست که چنین نیست. شنیده بود که بعضیها در همان لحظات طاقت فرسای انتظار، میبرند. دوباره صدای جیغی بلند شد. آیا صدا از آن یکی از دوستانش نبود؟ بجز خودش، سه نفر دیگر را هم دیده بود که دستگیر شده اند. وسط عزاداری، مرد تنومندی مچ او را چسبیده بود.

      - یک دقیقه بیا!

      و تا به خودش بیاید، دیده بود که از جمع عزاداران که سینه میزدند و شعار میدادند، بیرون کشیده شده است.

      - شما کی هستی؟

      - بعدا میفهمی.

      و چشم که چرخانده بود، دوستان دیگرش را هم دیده بود که توسط مردان دیگری، احاطه شده بودند.

      در صدایی کرد و باز شد. احمد برگشت. مردی را دید که لباس نظامی نپوشیده بود. معلوم نبود که مال شهربانی "نجف آباد" است یا اینکه از بیرون آمده.

      - خب، کارمان راحت شد، دوستانت هم به همه چیز اعتراف کردند.

      احمد بلند شد و ایستاد، مرد متعجب بود.

      - خوب برای خودت جا خوش کرده ای!

      و چشم دوخت به چشمهای احمد.

      - وقت زیادی ندارم. شهربانی شلوغ است. هر روز دهها نفر را میگیرند و می آوردند اینجا که ما آدمشنا کنیم. زود باش!

      احمد پرسید: "چه کار باید بکنم؟"

      و ناگهان سمت راست صورتش داغ شد و گوشش تیر کشید، آنقدر که فحشهای اولیه مرد را نشنید:

      - ... خودت را زده ای به آن راه؟ فکر کردی با کی طرفی؟ بگو اعلامیه ها را از کی میگرفتید، دستور دیوارنویسی مال کلی بود و خودت را خلاص کن!

      احمد با آرامی مرد را نگاه کرد. گفت: "من نمیدانم چه میگویید. من فقط تو عزاداری بودم، عاشورا بود، مگه شما عزاداری نمیکردید؟"

      یک دفعه پای مرد بالا آمد و بینی احمد داغ شد، بعد شرشر گرم خون را احساس کرد و صدای مبهم مرد را شنید: "پس نمیخواهی حرف بزنی؟"

      ...

      شکنجه، پانزده روز ادامه داشت، اما احمد هیچ چیزی را به گردن نگرفت. برای همین هم مجبور شدند رهایش کنند، به خصوص که هر روز زندانیان جدیدی آورده میشدند و جا کم بود. پسبانی که آن روز لباس شخصی پوشیده بود، در آخرین بازجویی گفت: "فکر نکن ما خریم، ولت میکنیم تا بروی، اما همیشه زیر نظر ما هستی. ساواک هیچ کس را رها نمیکند. بنابراین هر وقت توی خیابان راه میروی، یادت باشد که چشمهای "امیری" دنبالت است".

      و تازه آن موقع بود که احمد، اسم فامیلی پاسبان را فهمیده بود و این را که ساواکی است.

      بیرون که آمد، انگیزه اش برای مبارزه بیشتر شد. سال 56 بود. رژیم سلطنتی آخرین نفسهایش را میکشید. احمد ارتباطش را با انقلابیون بیشتر کرد و همین باعث شد که ساواک دنبال دستگیری مجددش باشد. حالا باید پنهان میشد.

      مدتی از چشمها دور ماند، اما احساس میکرد که وقتش دارد تلف میشود. برای همین هم تصمیم بزرگتری گرفت: پیوستن به مبارزان فلسطینی و دیدن دوره های چریکی.

      به سرعت کارهایش را انجام داد و از طریق دوستانش، عازم پادگان "جمهوریه" سوریه شد، اما مبارزان فلسطینی، طوری نبودند که او تصور کرده بود. همه آنها به یک اندازه مسایل مذهبی را رعایت نمیکردند. دختر و پسر قاطی هم بودند و حدود شرعی مخدوش شده بود. چند بار با مسئولین بحث کرد، اما به هیچ نتیجه ای نرسید. دلسرد شده بود. باید بر میگشت به کشور خودش، جایی که در آن انقلاب به پیروزی رسیده بود و حوادث شگفت انگیزی روی میداد. یکی از این حوادث شگفت انگیز، محاکمه ساواکیها بود. همه میدانستند که احمد شکنجه شده است و از او میخواستند که از عامل شکنجه اش شکایت کند، اما هر چه میکردند، احمد نمیپذیرفت. با این که ماهها خون دماغ میشد و جای بگد پاسبان شهربانی، به این زودیها قصد خوب شدن نداشت. حالا پاسبان امیری خیالش راحت شده بود که از طرف احمد، خطری تهدیدش نمیکند و از عظمت روحی او به شگفت آمده بود، آنقدر که میتوانست سالها بعد، نامه ای برایش بنویسد:

      "من همانی هستم که شما مرا به نام امیری میشناسید. میدانم در حقتان بدی کرده ام و میدانم که شما آنقدر بزرگوار هستید که مرا بخشیده اید و همین به من جسارت میدهد که خواهش دیگری از شما بکنم. اگر میتوانید، به من کمک کنید تا ترتیب انتقال فرزندم به دانشگاه دیگری، داده شود. میدانم که مسئولان دانشگاه شما را میشناسند و حرفتان را گوش میکنند".

      احمد از بازیهای روزگار شگفت زده شده بود. مدتی به نامه شکنجه گرش فکر و لحظاتی را که زیر دست او از درد به خود میپیچید، به یاد آورد، اما آخر سر نامه ای به دانشگاه نوشت و از مسئولان خواست اگر راه قانونی وجود دارد، با انتقال فرزند شکنجه گرش موافقت کنند و آن وقت بود که احساس سبکی و راحتی کامل کرد و دید که خوبی کردن - حتی در حق کسی که بهت بدی کرده - چقدر لذت بخش است.

      از کتاب همشهری نوشته محمدرضا بایرامی
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.