امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

جلسه وزرا امور خارجه کشورهایی که در هواپیما اکراین کشته داشتن برگزار شد 

ولی تو بیانیه آخر نکاتی بود که شیطنت ها آینده رو نشون میده

محاکمه عاملان با حضور کارشناسان خارجی ؟

و اگر محاکمه ان طور که مدنظرشان نبود چه کار بکنند؟

 

متاسفانه این حرف ها از روی حسن نیت نیست

بلکه اول برای تحقیر نیروی امنیتی و دفاعی ما خواهد بود 

و دوم روشی برای غارت مالی ایران هست 

 

در این بین کشته شدگان و درد اونها مهم نیست و فقط یک ویترین برای خواسته های اونهاست

  • Like 2
  • Upvote 9

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

رفتار ناشیانه و غیر حرفه ای باعث شد این بهانه دست اونها بیفته و انتظار خیری از فلان کشورها نمیره. شاید یه نمونه تاریخی مشابه که البته موجه تر  است، حادثه نابودی هواپیمای مسافربری 007 کره توسط جنگنده های سوخو 15 شوروی البته پس از اسکورت و شلیک اخطار بود .اگر چه علت ماجرا خرابی سامانه های هواپیمای کره ای بود ولی نوع رفتار اتحاد جماهیر شوروی طوری بود که گزک دست طرف مقابل داد و در بلبشوی اواخر  جنگ سرد که یوری آندروپف قصد ایجاد اصلاحات عظیمی داشت، این جنجال عظیم خیلی مسائل داخلی و خارجی شوروی سابق رو تا مدتها تحت شعاع خود قرار داد.

  • Upvote 4
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

با سلام

حادثه هدف قرار گرفتن هواپیمای بوئینگ خطوط هوایی اکراین در تهران، اتفاق بسیار تلخی بود. بنده نیز به نوبه خود به جانباختگان این حادثه تسلیت عرض کرده و از خداوند برای آنها طلب صبر و رجا می‌کنم.

امیدوارم این حادثه ناخواسته، موجب حمله و آسیبی هر چند کوچک به عزیزان ما در نیروهای مسلح و به طور خاص سپاه همیشه قهرمان پاسداران کشور نشود؛ عزیزانی که در فداکاری، ایثار و اخلاص آنها در پاسداری از اسلام، وطن و جبهه مستضعفین عالم کوچکترین شکی نیست. همچنین امید داریم این حادثه آغازی باشد برای رفع کوچکترین مشکلات ونواقص در تجهیزات، تسلیحات و رویه‌های قانونی در نیروهای مسلح تا در آینده شاهد چنین وقایع جانگدازی نباشیم.

از روز حادثه به بعد شواهد چندانی از ماجرا در دسترس نبود و آنچه در فضای مجازی و نخبگانی ایران مورد تحلیل قرار می‌گرفت عمدتا مبتنی بر گمانه و حدسیات یا سناریوهای احتمالی بود؛ در نتیجه یافته‌ها نیز در هاله‌ای از ابهام و احتمال قرار می‌گرفت و امکان تکیه بر آنها وجود نداشت.

به تازگی فیلم جدیدی از یک دوربین مدار بسته منتشر شده که در واقع کل ماجرا را به تصویر کشیده است و امکان تحلیل ماجرا از لحاظ فنی و نظامی را ممکن می‌کند. این فیلم در ۲:۰۳ کل حادثه را تصویر کرده که شامل شلیک دو موشک می‌شود. در این نوشتار سعی داریم با تکیه بر حداقل‌ها به تحلیل این فیلم بپردازیم.

اولین مسئله در مورد این فیلم اینکه این فیلم حرکت موشک را از سمت راست به چپ به تصویر می‌کشد، در نتیجه اگر موشک از جهت شمال به طرف جنوب شلیک شده باشد مکان این دوربین باید در شمال شهر شهریار بوده باشد و دوربین سمت غرب را به تصویر می‌کشد.

در ثانیه ۲ ما شاهد شلیک اولین موشک از سامانه پدافندی تور ام ۱ سپاه هستیم. این موشک در ثانیه ۲۰ به هواپیمای بوئینگ مسافربری برخورد می‌کند. بر اساس اطلاعات موجود در اینترنت موشک 9M331 سامانه تور ۸۵۰ متر بر ثانیه سرعت دارد. با احتساب اینکه ۱ ثانیه صرف مرحله شلیک سرد(کولد لانچ) شود این موشک ۱۷ ثانیه در پرواز بوده است که یعنی چیزی در حدود ۱۴.۵ ک‌م(۱۴۵۰۰ متر).
منابع رسمی برد موشک این سامانه را ۱۲ ک‌م اعلام کرده‌اند که یافته ما نشان می‌هد، اخبار منتشر شده در مورد افزایش سقف پروازی موشک موجب افزایش برد موشک نیز شده است.

موشک دوم در ثانیه ۳۲ شلیک می‌شود و در ثانیه ۴۳ شاهد برخورد آن هستیم، یعنی چیزی در حدود ۱۱ ثانیه. به معنایی یعنی ۹.۳۵ ک‌م(۹۳۵۰ متر).

اگر برد طی شده موشک اول و دوم را از هم کسر کنیم به رقم ۵۱۵۰ متر خواهیم رسید؛ یعنی میزانی مسافتی که هواپیما از برخورد اول تا برخورد دوم طی کرده است. این فاصله در زمان ۲۳ ثانیه طی شده است که به عبارتی یعنی اگر هواگرد با همین سرعت حرکت کند ۱۳۴۳۴ متر در دقیقه جابجا خواهد شد. حال اگر این رقم را در ۶۰ دقیقه ضرب کنیم یعنی هواگرد در یک ساعت ۸۰۶۰۸۶ متر را پیمایش کرده که معادل ۸۰۶ کیلومتر در ساعت است.

سیر حرکت هواپیما(آنگونه که در فیلم مشخص است) نشان می‌دهد، هواپیما به طرف سامانه در حرکت بوده است. حداقل این فرضیه ما بین اولین برخورد و دومین برخورد مشهود است.
نتیجه اینکه هواگرد با سرعت تقریبی ۸۰۰ ک‌م در ساعت به طرف پادگان در حرکت بوده است یا حداقل به سامانه پدافندی در حال نزدیک بودن قرار داشته است.

اما یک سوال مهم اینکه چرا سامانه پدافندی سپاه از فاصله حدود ۱۵ کیلومتری اقدام به شلیک کرده است؟
علت این امر این است که یک شی پرنده(که می‌تواند یک تهدید هوایی باشد) اگر از نوع موشک کروز و هواپیما باشد می‌تواند تا دو برابر سرعت صوت هم سرعت داشته باشد؛ این به آن معناست که شی در هر ثانیه ۶۶۰ متر سرعت پیمایش دارد.
هر سامانه پدافند موشکی کوتاه برد برای شناسایی، قفل راداری و شلیک به طرف پرنده نیازمند صرف زمانی در حدود ۳ تا ۸ ثانیه است(بنا به نوع سامانه و سرعت عکس‌العمل آن). این امکان وجود دارد که تهدید با یک موشک نابود نشود در نتیجه سامانه مجبور به شلیک مجدد خواهد بود. همچنین اگر این احتمال را نیز اضافه کنیم که امکان افزایش تعداد اهداف تهدید آمیز نیز وجود دارد، سامانه باید تلاش کند یک هدف را در کوتاه‌ترین زمان ممکن نابود کند تا در صورت ظهور تهدید جدید نسبت به نابودی آن هم اقدام کرده و دارای زمان کافی باشد.
نتیجه کلی اینکه تمام سامانه‌های پدافند موشکی کوتاه برد تلاش می‌کنند در بیشترین برد موشک خود اولین شلیک را انجام دهند تا زمان کافی برای شلیک موشک دوم(در صورت عدم انهدام هدف با موشک اول به هر دلیل ممکن) در صورت لزوم وجود داشته باشد. همچنین اگر تعداد اهداف افزایش پیدا کرد بتواند تهدیدات دیگر را نیز هدف قرار دهد.

فرض کنید چند موشک کروز دقیقا با فاصله چند صد متر از هم در حال حرکت به طرف سامانه پدافندی باشند(یعنی هدف آنها نابودی خود سامانه پدافندی باشد). دشمن برای نابودی پدافند خودی از این تاکتیک استفاده کرده تا

در صورت انهدام موشک اول موشک‌های باقیمانده سامانه خودی را منهدم کنند. انهدام این سامانه می‌تواند به معنای بی دفاع شدن پادگان، شهرک صنعتی، پالایشگاه و... باشد که سامانه قصد دفاع از آنرا دارد. در این صورت در موج دوم حملات این تاسیسات کامل نابود خواهند شد.
همچنین چون موشک‌ها دقیقا پشت سر هم در حال حرکت هستند رادار سامانه فقط اولین موشک را مشاهده می‌کند و تا این موشک منهدم نشود و از صفحه رادار محو نشود موشک بعدی در دید نخواهد بود. تمام این فرضیه به این معناست که عاقلانه‌ترین کار برای سامانه پدافند موشکی این است که در بیشترین برد موشکی خود اقدام به اولین شلیک کند تا زمان کافی برای واکنش به تهدیدات احتمالی بعدی را داشته باشد.
اپراتور سامانه پدافندی سپاه با همین منطق در لبه حمله اقدام به شلیک موشک کرده است.

زاویه حمله موشک در این فیلم قابل استناد نیست زیرا ممکن است میان محل این دوربین و محل استقرار سامانه پدافندی اختلاف ارتفاع وجود داشته باشد و همچنین زاویه قرار گرفتن و دید دوربین هم صفر نیست. اما آنچه قابل استناد است اینکه موشک با زاویه بسیار کم(حداکثر ۱۰ درجه) در حال صعود است. همچنین مسیر حرکت موشک مستقیم و صاف است.
در منابعی ذکر شده که موشک سامانه تور در صورتی که هدف در ارتفاع بالا قرار داشته باشد ابتدا صعود و سپس بر روی هدف شیرجه می‌زند، اما اگر هدف در ارتفاع پایین یا فاصله نزدیک باشد به طور مستقیم به طرف آن پرواز می‌کند. این مسئله به این معناست که ارتفاع هواپیمای بوئینگ مسافربری چندان زیاد نبوده است.

کل طول مسیری که در محاسبات ما موشک تا هدف طی کرد ۱۴۴۵۰ متر برآورد شد(تمام محاسبات تقریبی است اما این تقریب چندان بزرگتر از چند صد متر کمتر یا بیشتر نیست). در نتیجه اگر این رقم را طول وتر یک مثلث در نظر بگیریم و زاویه حمله موشک را ۱۰ درجه فرض کنیم، ما یک مثلث داریم که ارتفاع هواپیما در آن ۲۵۱۴ متر است و فاصله مستقیم محل استقرار سامانه پدافندی تا هواپیما در آن نیز ۱۴۱۶۱ متر است.

در زمان ۱:۳۵ فیلم شاهد آتش سوزی هواپیمای مسافربری و سپس چرخش آن به طرف دوربین هستیم. در نتیجه دوربین در شرق هواگرد قرار دارد. سپس هواگرد به سمت چپ می‌چرخد که در واقع نشانگر تلاش هواپیما برای گردش به طرف فرودگاه امام خمینی(ره) است.
در این فیلم چیز بیشتری مشاهده نمی‌کنیم.

با توجه به عکسی که از مسیر حرکت هواپیما از فرودگاه تا محل اصابت در کنفرانس خبری سردار حاجی زاده مشاهده کرده‌ایم، می‌توان به طور تقریبی گفت هواپیما کلا ۲۸ کیلومتر تا محل اصابت پرواز کرده است.

برد رادار سامانه تور ام۱ حدود ۲۵ ک‌م بیان شده است؛ در نتیجه می‌توان گفت از لحظه تغییر جهت هواپیما به طرف شمال و به سمت مرکز نظامی سپاه پاسداران، هواگرد در دید رادار قرار گرفته است. سرعت هواپیما حدود ۸۰۰ کیلومتر و ارتفاع آن حدود ۲۵۰۰ متر بوده است.
این ارقام با یک موشک کروز قابل تطبیق است.
همچنین هواپیما دقیقا روبروی رادار قرار می‌گرفته است در نتیجه کمترین میزان سطح مقطع راداری را دارا بوده است و امکان اشتباه سامانه در تشخیص آن به عنوان یک تهدید نزدیک شونده را تقویت می‌کند.

نگارنده معتقد است سامانه پدافندی در اختیار سپاه پاسداران یا فاقد سامانه کمکی الکترواپتیکی بوده یا در صورت تجهیز سایت الکترواپتیک فاقد امکان دید در شب و حرارتی بوده است و یا اینکه به هر علت اپراتور از این امکان برای اطمینان بیشتر استفاده نکرده است. در صورت عدم وجود یا عدم امکان دید در شب و حرارتی اپراتور نمی‌توانسته تشخیص دهد هواگرد یک تهدید است یا یک هواپیمای مسافربری.
هر چند حتی اگر برای اپراتور مشخص می‌شد هدف یک‌ هواپیمای مسافربری است(در صورتی که هواپیما به طرف سامانه در حرکت بوده است حال به هر علتی مانند نقص فنی موتور هواپیما و...) می‌توانست احتمال هواپیماربایی و اقدام تروریستی مانند ۱۱ سپتامبر آمریکا را در ذهن داشته باشد و به این نتیجه رسیده باشد که حمله لازم است.

اما در این میان باید دید علت قطع ارتباط اپراتور سامانه با مرکز کنترل و رده‌های بالا دستی چیست؟ و همچنین باید بررسی کرد که آیا هواپیماهای مسافربری و به طور خاص این هواگرد دارای تجهیزاتی مانند ترانسپورتر، سیستم تشخیص دوست از دشمن(IFF) و یا چیزی شبیه آنها هستند یا نه؟ و اگر چنین سامانه‌ای دارند آیا دچار اختلال یا خرابی بوده است یا خیر؟
 باید بررسی شود که علت چرخش هواپیما به طرف سامانه پدافندی چیست؟ اقدام تروریستی؟ خرابی در سیستم‌های مکانیابی و خلبان خودکار؟ نقص فنی در موتور و تلاش برای بازگشت به فرودگاه مبدا؟ یا هر علت دیگر.

بررسی این موارد موکول به بررسی کامل اطلاعات جعبه سیاه، خطوط ارتباطی شبکه پدافند هوایی و... است که ممکن است ماه‌ها یا حتی سالها زمانبر باشد.

نویسنده و تحلیلگر:
#نصر

  • Like 1
  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بر 26 دی 1398 در 20:47 , arminheidari گفت:

جلسه وزرا امور خارجه کشورهایی که در هواپیما اکراین کشته داشتن برگزار شد 

ولی تو بیانیه آخر نکاتی بود که شیطنت ها آینده رو نشون میده

محاکمه عاملان با حضور کارشناسان خارجی ؟

و اگر محاکمه ان طور که مدنظرشان نبود چه کار بکنند؟

 

متاسفانه این حرف ها از روی حسن نیت نیست

بلکه اول برای تحقیر نیروی امنیتی و دفاعی ما خواهد بود 

و دوم روشی برای غارت مالی ایران هست 

 

در این بین کشته شدگان و درد اونها مهم نیست و فقط یک ویترین برای خواسته های اونهاست

 

 

چقدر این گداهای اروپایی پر رو و بی چشم و رو هستند

میزان حماقتشون هم چشمگیره

 

محاکمه با حضور کارشناسان خارجی؟! چه غلطا

  • Like 2
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
18 hours قبل , aminf14 گفت:

رفتار ناشیانه و غیر حرفه ای باعث شد این بهانه دست اونها بیفته و انتظار خیری از فلان کشورها نمیره. شاید یه نمونه تاریخی مشابه که البته موجه تر  است، حادثه نابودی هواپیمای مسافربری 007 کره توسط جنگنده های سوخو 15 شوروی البته پس از اسکورت و شلیک اخطار بود .اگر چه علت ماجرا خرابی سامانه های هواپیمای کره ای بود ولی نوع رفتار اتحاد جماهیر شوروی طوری بود که گزک دست طرف مقابل داد و در بلبشوی اواخر  جنگ سرد که یوری آندروپف قصد ایجاد اصلاحات عظیمی داشت، این جنجال عظیم خیلی مسائل داخلی و خارجی شوروی سابق رو تا مدتها تحت شعاع خود قرار داد.

 

اون خیلی تقصیر خود شوروی از اون جهت نیست

تقصیرشون این بود که رسانه قوی در سطح جهان نداشتند

مثل خود ما

وقتی رسانه دست طرفه کاری می‌کنه تعدادی دانشجو در داخل کشور ما در جهت کثافتی مثل ترامپ حرکت کنند

  • Like 2
  • Upvote 6
  • Downvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

تحلیل بسیار خوبی بود

 

چند نکته هم بنده اضافه کنم

۱ - سامانه تور ام ۱ اپتیک فروسرخ نداره (در حال تجهیز هستند) و اپتیک تلویزیونی اش هم بسیار ضعیفه به طوری که جز در نور کامل روز به درد نمی‌خوره چه رسد به تاریکی

۲ - ترانسپوندر را همه هواپیماهای مسافری قاعدتا دارند و نباید خاموش کنند. حتی این هواپیما هم اگر اشتباه نکنم در flightradar24 دیده می‌شد. شنیده شده ترنسپوندرش خاموش شده

۳ - باید دید آیا رادار سامانه موقع قفل کردن روی هواپیما اخطار ترنسپوندر میده یا خیر

 

به نظر بنده یک تیم خائن از منافقین کافی است تا یک جمر سبک را ببرند نزدیک فرودگاه

باید دید که اوپراتور در اسکوپ چی دیده . چرا این پرواز با بقیه متفاوت به نظر رسیده

ویرایش شده در توسط hosm
  • Like 1
  • Upvote 10
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
7 hours قبل , hosm گفت:

تحلیل بسیار خوبی بود

 

چند نکته هم بنده اضافه کنم

۱ - سامانه تور ام ۱ اپتیک فروسرخ نداره (در حال تجهیز هستند) و اپتیک تلویزیونی اش هم بسیار ضعیفه به طوری که جز در نور کامل روز به درد نمی‌خوره چه رسد به تاریکی

۲ - ترانسپوندر را همه هواپیماهای مسافری قاعدتا دارند و نباید خاموش کنند. حتی این هواپیما هم اگر اشتباه نکنم در flightradar24 دیده می‌شد. شنیده شده ترنسپوندرش خاموش شده

۳ - باید دید آیا رادار سامانه موقع قفل کردن روی هواپیما اخطار ترنسپوندر میده یا خیر

 

به نظر بنده یک تیم خائن از منافقین کافی است تا یک جمر سبک را ببرند نزدیک فرودگاه

باید دید که اوپراتور در اسکوپ چی دیده . چرا این پرواز با بقیه متفاوت به نظر رسیده

در رسانه ملی هم به یک جمر سبک اشاره شد که میتونه برای چند ثانیه ترانسپوندر هواپیما رو خاموش کنه آیا شما شناحتی از این جمر ها دارید؟

و نکته دیگر اصرار عجیب فرانسه و کانادا به باز کردن و دانلود کردن اطلاعات جعبه سیاه توسط اوناست ! همین جاش مشکوکه که بحث وجود جمر و خاموش شدن ترانسپوندر رو بیشتر قوی میکنه باید صبر کرد

  • Like 1
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
7 hours قبل , hosm گفت:

تقصیرشون این بود که رسانه قوی در سطح جهان نداشتند

 

سلام علیکم

اختیار دارید ، خبرگزاری  ایتارتاس ( به اختصار تاس ) بعنوان بلندگوی اتحاد شوروی سابقه بیشتر از 100 ساله ( تاسیس 1902 ) دارد . مشکل پرواز 007 کره جنوبی ، حضور یک عامل سوم در دالان پروازی پرواز خط هوایی کره جنوبی بود .

 

به نقل از نیویورک پست صفحه دوم مورخ ( 83/6/9 میلادی ) و نیویورک تایمز ، صفحه 15 ( تاریخ قبلی ) حضور RC-135 ( کدوم نسخه اش ، هنوز معلوم نیست ) نیروی هوایی آمریکا در این دالان تایید شده هست ، نکته اینجاست که آلرت سوخو-15 روسی را اینها بسمت خودشون دیدند (رصد کردند )  وبسرعت خودشون را کنار کشیدند ، سوخوها که رسیدند ، فقط 747 کره ای حضور داشته و بعد ادامه ماجرا که همه اطلاع دارند ...

  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
8 hours قبل , hosm گفت:

تحلیل بسیار خوبی بود

 

چند نکته هم بنده اضافه کنم

۱ - سامانه تور ام ۱ اپتیک فروسرخ نداره (در حال تجهیز هستند) و اپتیک تلویزیونی اش هم بسیار ضعیفه به طوری که جز در نور کامل روز به درد نمی‌خوره چه رسد به تاریکی

۲ - ترانسپوندر را همه هواپیماهای مسافری قاعدتا دارند و نباید خاموش کنند. حتی این هواپیما هم اگر اشتباه نکنم در flightradar24 دیده می‌شد. شنیده شده ترنسپوندرش خاموش شده

۳ - باید دید آیا رادار سامانه موقع قفل کردن روی هواپیما اخطار ترنسپوندر میده یا خیر

 

به نظر بنده یک تیم خائن از منافقین کافی است تا یک جمر سبک را ببرند نزدیک فرودگاه

باید دید که اوپراتور در اسکوپ چی دیده . چرا این پرواز با بقیه متفاوت به نظر رسیده

مسئله ترانسپوندر فکر کنم قبل از این بود که معلوم شد 2 تا موشک شلیک شده. بعد مشخص شد ترانسپوندر قبل از برخورد دوم خاموش بوده و در واقع به احتمال زیاد موشک اول از کار انداخته بودش.

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
11 hours قبل , Shabro گفت:

 

برد رادار سامانه تور ام۱ حدود ۲۵ ک‌م بیان شده است؛ در نتیجه می‌توان گفت از لحظه تغییر جهت هواپیما به طرف شمال و به سمت مرکز نظامی سپاه پاسداران، هواگرد در دید رادار قرار گرفته است. سرعت هواپیما حدود ۸۰۰ کیلومتر و ارتفاع آن حدود ۲۵۰۰ متر بوده است.
این ارقام با یک موشک کروز قابل تطبیق است.
همچنین هواپیما دقیقا روبروی رادار قرار می‌گرفته است در نتیجه کمترین میزان سطح مقطع راداری را دارا بوده است و امکان اشتباه سامانه در تشخیص آن به عنوان یک تهدید نزدیک شونده را تقویت می‌کند.


 

البته ارتفاع ۲۵۰۰ متری از سطح دریا یا ۱۵۰۰ متری از سطح زمین با توجه به این که در نظر بگیریم هدف کروز تشخیص داده شده و در انتهای پروفایل پروازی خودش برای اصابت به هدف بوده دلیلی برای انجام شلیک نیست .

تا آن جایی که به یاد دارم کروز (از جمله تاماهاک) حداقل در نزدیکی هدف با توجه به داشتن پروفایل پروازی مختلط در نزدیکی سطح زمین (۳۰-۵۰) متری پرواز میکنه.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
2 hours قبل , AMIR-T گفت:

مسئله ترانسپوندر فکر کنم قبل از این بود که معلوم شد 2 تا موشک شلیک شده. بعد مشخص شد ترانسپوندر قبل از برخورد دوم خاموش بوده و در واقع به احتمال زیاد موشک اول از کار انداخته بودش.

 

هر دو روایت را شنیده‌ایم. باید به نظرم بررسی بشه

خاموش کردن ترتسپوندر هم ممکنه

  • Like 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
هم اکنون, hosm گفت:

 

اون خیلی تقصیر خود شوروی از اون جهت نیست

تقصیرشون این بود که رسانه قوی در سطح جهان نداشتند

مثل خود ما

وقتی رسانه دست طرفه کاری می‌کنه تعدادی دانشجو در داخل کشور ما در جهت کثافتی مثل ترامپ حرکت کنند

رسانه قوی: خبرگزاری ایتارتاس و روزنامه پراودا که جایگاه مستحکمی در شوروی و کشورهای متحدش داشت.

این تعدادی دانشجو همون کسانی بودند که در بزرگداشت شهید قاسم سلیمانی هم سنگ تموم گذاشتند. اینکه چرا یک بار در مقام تحسین کننده و بار دیگر در مقام معترض و سوال کننده هستند علت رو باید از کسانی پرسید که باعث این حادثه شدند و در ادامه با  لاپوشانی و... این قضیه رو کش دادند که واقعا با اعتبار ایران بازی شد و اون انرژی عظیم ایجاد شده فروکش کرد. رسالت رسانه گردش آزاد اطلاعاته نه خدمت به این و اون که هر دو سمتش اشتباهه. رسالت رسانه در بازگویی حقیقت به مخاطبه به گونه ای که هست نه به گونه ای که حامی اون رسانه خوشش بیاد.

  • Like 2
  • Upvote 1
  • Downvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
10 hours قبل , AMIR-T گفت:

مسئله ترانسپوندر فکر کنم قبل از این بود که معلوم شد 2 تا موشک شلیک شده. بعد مشخص شد ترانسپوندر قبل از برخورد دوم خاموش بوده و در واقع به احتمال زیاد موشک اول از کار انداخته بودش.

جایی چیزی مشخص نشد . چیزی که شما گفتید تنها نظریه‌س .

1 hour قبل , aminf14 گفت:

رسانه قوی: خبرگزاری ایتارتاس و روزنامه پراودا که جایگاه مستحکمی در شوروی و کشورهای متحدش داشت.

این تعدادی دانشجو همون کسانی بودند که در بزرگداشت شهید قاسم سلیمانی هم سنگ تموم گذاشتند. اینکه چرا یک بار در مقام تحسین کننده و بار دیگر در مقام معترض و سوال کننده هستند علت رو باید از کسانی پرسید که باعث این حادثه شدند و در ادامه با  لاپوشانی و... این قضیه رو کش دادند که واقعا با اعتبار ایران بازی شد و اون انرژی عظیم ایجاد شده فروکش کرد. رسالت رسانه گردش آزاد اطلاعاته نه خدمت به این و اون که هر دو سمتش اشتباهه. رسالت رسانه در بازگویی حقیقت به مخاطبه به گونه ای که هست نه به گونه ای که حامی اون رسانه خوشش بیاد.

بی ارتباطه با تاپیک ، اما شما از کجا به این نتیجه رسیدی که اون اوباشی که سقوط هواپیما رو بهانه کردند و تجمع کردند و شعارهایی بر ضد شهید تازه خاک شدۀ ما و رهبر انقلاب و جمهوری اسلامی سر دادند ، جزو تحسین کننده های حاج قاسم بودند ؟!

سند و مدرک اثبات چنین ادعایی چیه ؟

  • Upvote 4
  • Downvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
هم اکنون, Temp گفت:

جایی چیزی مشخص نشد . چیزی که شما گفتید تنها نظریه‌س .

بی ارتباطه با تاپیک ، اما شما از کجا به این نتیجه رسیدی که اون اوباشی که سقوط هواپیما رو بهانه کردند و تجمع کردند و شعارهایی بر ضد شهید تازه خاک شدۀ ما و رهبر انقلاب و جمهوری اسلامی سر دادند ، جزو تحسین کننده های حاج قاسم بودند ؟!

سند و مدرک اثبات چنین ادعایی چیه ؟

 اون شعار بر ضد شهید مسلما اشتباه بوده چون قاسم سلیمانی سرباز وطن و شهیدی بلند مرتبه است و نمیشه بجز خوبی در موردش گفت . مورد بعدی اون جمله بنده جنبه استعاره ای داشت . همچنانکه در قضیه سقوط هواپیما اون دانشجویان اشاره شده میتونن نمادی از مردمی معترض و به دنبال حقیقت بوده باشن که از دیدگاه دوستمون در مسیر ترامپ بودند ولی از دید بنده یه انسان آزاده همون طور که میتونه سپاس گذار شهید وطنش باشه میتونه نسبت به بی مسئولیتی، سهل انگاری مفرط و تکرار و لاپوشانی هم معترض باشه. هر دو این امور منافاتی با هم ندارند همچنانکه 10 سال قبل هم مشابهش رو دیدیم. اینکه ما سپاس گذاری و قدردانی عظیم مردمو جذب کنیم و یا اعتراضشونو بستگی به عملکرد داره. 

  • Upvote 6
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
22 minutes قبل , Temp گفت:

جایی چیزی مشخص نشد . چیزی که شما گفتید تنها نظریه‌س .

بی ارتباطه با تاپیک ، اما شما از کجا به این نتیجه رسیدی که اون اوباشی که سقوط هواپیما رو بهانه کردند و تجمع کردند و شعارهایی بر ضد شهید تازه خاک شدۀ ما و رهبر انقلاب و جمهوری اسلامی سر دادند ، جزو تحسین کننده های حاج قاسم بودند ؟!

سند و مدرک اثبات چنین ادعایی چیه ؟

دقت کنید گفتم به احتمال زیاد. فرضیه های توطئه که خب متاسفانه توی تمام اشتباهات ما توی رسانه های زرد به راهه اینجا خیلی محتمل تر بنظر میرسن. 

اگر کوچیک ترین دخالتی از سمت دشمن بود قطعا سردار توی حرفاشون هرچند بصورت احتمال اشاره میکردند.

  • Upvote 2
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط seyedmohammad
      بسمه تعالی
       182
       

       
      خلاصه سیاستی: بررسی نیاز به پدافند هسته ای 
       
       
      مقدمه: اصطلاح پدافند هسته ای گاه به معنی دفاع از سایت های هسته ای به کارمی رود. گاهی نیز به طور خاص در مورد کسانی که در پروژه هایی چون آماد و یا پروژه های مشابه احتمالی درگیر بوده اند به کار می رود تا بر ماهیت دفاعی کار ایشان تاکید شود.* گاهی نیز به معنی استفاده از نیروی هسته ای برای مقاصد پدافندی است. خلاصه ی سیاستی زیر در پی بررسی این موضوع است. 
       
      ***
       
      اصلی ترین تهدید نظامی علیه ایران در سال های پس از انقلاب آمریکا، اسرائیل و برخی کشور های منطقه بوده و هستند. این کشور ها همواره به توان نظامی و حجم تهدیدات خود علیه نظام ایران افزوده اند و اخیرا جسورانه دست به اقدامات خصمانه ی تمام عیار می زنند. اگرچه ایران به لحاظ وسعت، توپوگرافی و نیز توان نظامی قابل توجهی که داراست هدف فوق العاده دشواری برای اشغال زمینی است، اما در عین حال در برابر حملات هوایی خصوصا در مورد زیر ساخت های حیاتی که در نوار ساحلی جنوبی قرار دارند، ضعف های قابل توجهی دارد. در عین حال رزم هواپایه همان نقطه ی قوتی ست که دشمنان ایران خصوصا آمریکا به شدت بر روی آن سرمایه گذاری کرده اند. به همین جهت انبوهی از پایگاه های هوایی را در اطراف مرز های ایران تاسیس کرده اند و بعضی کشور های منطقه نیز خاک و پایگاه های هوایی خود را در اختیار آنان قرار داده اند.
       این البته امری نیست که از دید سران و نظامیان دور مانده باشد. اصلی ترین استراتژی ایران در هنگام درگرفتن یک جنگ تمام عیار با آمریکا یا ائتلافی به رهبری آمریکا علیه ایران نابودی سریع این پایگاه ها قبل از آن است که بتوانند نقش مثمر ثمری در طی آن جنگ ایفا کنند. در حالی که نیروی هوایی ایران به لحاظ کمی و کیفی دارای ضعف های عمده است و توان اجرای چنین ماموریتی را خصوصا در برابر قوای هوایی کشور های متخاصم ندارد، عمده تلاش ها و سرمایه گذاری های ایران در طی چند دهه گذشته بر روی موشک های بالستیک برای نابودی این پایگاه ها و حتی ناو های هواپیمابر به عنوان پایگاه های هوایی متحرک، و دیگر اهداف نظامی استراتژیک دشمن متمرکز شده است. در واقع در برابر قدرت هوایی حریف دکترین نظامی ایران بر پایه استراتژی انکار (A2AD) و به طورخاص انکار هوا بنا شده است.
      البته با توجه به وسعت، تعدد و حفاظت شده بودن این پایگاه های هوایی در مورد کفایت و عملکرد توان موشکی متعارف ایران مباحثی از جمله لزوم استفاده از تسلیحات اتمی مطرح شده است که پیش تر به طور مفصل در بسته سیاستی راهبردی  از سوی اندیشکده ممتن تهیه شده است و مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته است.
      اما تمامی این استراتژی ها و تاکتیک ها در بعد آفندی مطرح می شود . برنامه ریزی برای یک جنگ تمام عیار نیازمند داشتن راهکارهای پدافندی مناسب نیز می باشد.
      ظهور تسلیحات دوربرد و هدایت شونده یکی از مهمترین عناصر متمایز کننده کارزار های موج دومی و موج سومی است. در طی 3 دهه گذشته مثال های متعددی از عمل کرد و تاثیر گذاری این تسلیحات بر سرنوشت جنگ ها و تمدن ها می توان بر شمرد که عمدتا از جنگ اول خلیج فارس (طوفان صحرا) شروع و با به امروز ادامه و تکامل یافته است. ، سرعت رشد و تکامل این استراتژی و جنگ افزار های مربوطه، میزان اثر گذاری آنها در میادین نبرد، توان دشمنان در بکار گیری گسترده و دامنه دار چنین تسلیحاتی –از جهت مالی، لجستیکی و فناوری- اهمیت و خطر این دست تهدیدات را غیر قابل کتمان ساخته است.
      در یک طبقه بندی کلی بر حسب تعریف راه حل، این تهدیدات را می توان به دو دسته تقسیم کرد.
       
      ·        تهدیدات کروز، هوا سرشی و شبه بالستیک با سرعت های ساب سونیک و حداکثر 3 ماخ
      ·        تهدیدات هوا سرشی، شبیه بالستیک و بالستیک با سرعت های بیش از 3 ماخ و هایپرسونیک
       
      در این راستا در مورد دسته اول تهدیدات معتقد به اهمیت فراوان سامانه های بردکوتاه خصوصا در مقابله با تهدیدات نو ظهور و حملات انبوه توسط تسلیحات دور ایستا و لزوم برخورداری این سامانه ها از استاندارد ها و قابلیت های سطح  بالا هستیم تا نه تنها بقای خود در میدان رزم را حفظ کنند، بلکه ضامن بقای تاسیسات حیاتی برای کشور باشند که بعضا دهه ها عمر و دهه ها میلیارد دلار هزینه صرف ساخت آنها شده و نابودی آنها می تواند ضربات جبران ناپذیر بر پیکره ی ایران عزیز وارد آرد. به رغم پهنه ی وسیع جغرافیایی برخی از مهم ترین و استراتژیک ترین تاسیسات کشور در نقاط مرزی (جنوب) واقع هستند نه در "عمق استراتژیک" کشور، در واقع همیشه و در همه موارد داشتن پهنه ی جغرافیایی وسیع فراهم آورنده ی عمق استراتژیک لازم در همه سطوح نیست. حمله به این تاسیسات نه تنها نیاز به عملیات های پر ریسک عمقی ندارد، بلکه در مواردی مانند تاسیسات پارس جنوبی عدم رعایت اصول پدافند غیر عامل این تاسیسات را به شدت آسیب پذیر ساخته است.
      در مورد دسته دوم تهدیدات سامانه های پدافندی مورد نیاز است که بتواند در محدوده های ارتفاعی مختلف با اهداف بسیار پر سرعت درگیر شود. انواع سامانه های ضد بالستیک در این دسته بندی قرار می گیرند. کار در مورد ساخت این سامانه ها در دنیا از دهه 60 میلادی و ایام جنگ سرد شروع شده و تا به امروز ادامه یافته اند. آمریکا، اسرائیل و روسیه (شوروی سابق) سه قدرت نظامی هستند که بیشترین سرمایه گذاری ها را در این حوزه انجام داده اند که البته به لحاظ سطح فناوری و تعدد سامانه ها آمریکا با اختلاف زیاد از سایرین پیش است. در کشور ما نیز در سال های اخیر با تحویل گرفتن سامانه پدافندی اس-300 و نیز ساخت سامانه باور-372 توان بسیار محدودی در این حوزه پدافندی ایجاد شده که البته برای رویارویی در یک سناریوی جنگی مطلقا کافی نمی باشد و توجه و سرمایه بیشتری در این حوزه مورد نیاز است.
      اما همانند بخش آفندی که در مورد مفید و یا حتی ضروری بودن قدرت آتش اتمی مباحثی از سوی کارشناسان مطرح شده در بخش پدافندی نیز نظراتی از سوی تعدادی از کارشناسان نظامی مطرح شده است که درخور توجه است.
      در مورد تهدیدات دسته اول سابقه توسعه تسلیحات اتمی برای اجرای عملیات پدافندی در علیه اهدافی که می توان آنها را در این دسته قرارداد وجود دارد، از راکت های غیر هدایت شونده هوا به هوای اتمی، تا موشک های پدافندی دوربرد اتمی همچون سامانه اس-200 در نسخه اصلی (نسخه های صادراتی این سامانه فاقد کلاهک اتمی می باشند). نکته اما اینجاست که شکل و نحوه عملکرد تهدیدات جدید به گونه ای است که این راه حل ها را می توان کاملا منسوخ بر شمرد. حملات امروزه نه توسط اسکادران های انبوه و متراکم جنگنده ها و نه توسط فورمیشنی از بمب افکن های استراتژیک همچون بی-52 برای اجرای عملیات بمباران فرشی، صورت می گیرد. حملات دورایستای امروزی که عمدتا توسط موشک های کروز و هوا سرشی هواپایه صورت می گیرد هرچند به صورت انبوه صورت می گیرد اما عموما از مسیرهای متفاوت و در ارتفاع پست انجام می شود و حتی برخی از این تسلیحات همچون  JASSM  این قابلیت را دارند تا محدوده هدف را دور زده و از پشت سر به سمت آنها حمله ور شوند. پرواز در ارتفاع پست معضل دیگری ست که بکارگیری تسلیحات پدافندی با کلاهک اتمی را بسیار خسارت بار می کند. در مورد بکارگیری تسلیحات اتمی پدافندی در بردهای بسیار دور، برای مثال در سناریویی گروهی از بمب افکن های آمریکایی از پایگاه دیگوگارسیا برخاسته و در محدوده دریای عرب ده ها فروند موشک کروز AGM-158ER را روانه خاک ایران می کنند، در چنین سناریویی در میانه مسیر علاوه بر آنکه مساله مسیرهای پروازی غیر متراکم و متعدد وجود دارد، نکته دیگر آن است که به فرض به قدر کافی دور بردن برد پدافند به نحوی که به یک مبدا حمله به قدر کافی همگرا و متراکم برسیم، در اینجا درواقع شکل دیگری از سناریوی انکار هوا را مطرح کرده ایم، به شکلی که انهدام خود پایگاه دیگوگارسیا که مبدا خیزش بمب افکن های آمریکایی به سمت ایران است، عملی تر، به صرفه تر و با پیچیدگی های فنی و عملیاتی به مراتب کمتری همراه خواهد بود.
       
      ولی در مورد تهدیدات بالستیک و هایپر سونیک از آنجایی که سرعت و ارتفاع پروازی این دسته از تهدیدات عموما زیاد است و سرعت واکنش نسبت به آنها محدود، و نیز سر نسل های متاخر توان مانور دهی این تسلیحات افزایش قابل توجهی داشته، نابودی این تهدیدات نیازمند در اختیار داشتن سامانه های پدافندی با سرعت و دقت بسیار زیاد است به نحوی که بتوانند تخریب لازم را نسبت به هدف اعمال کنند.
       
       

       
       
      نسل اول این سامانه ها که در آمریکا و شوروی سابق توسعه یافتند به جهت ضعف در رسیدن به دقت لازم و توان اعمال تخریب مناسب از کلاهک های اتمی بهره می برند تا با شعاع نابودی[1] و قدرت زیاد از انهدام تهدید اطمینان حاصل کنند. به عنوان نمونه می توان از موشک های ضد بالستیک آمریکایی اسپارتان ویژه درگیری با هدف در ارتفاع بلند با کلاهک اتمی به قدرت 5 کیلوتن و موشک اسپرینت ویژه درگیری در ارتفاع کمتر با کلاهک اتمی با قدرت 1 کیلوتن نام برد که هر دو جزئی از سمانه ضد بالستیک سیف گارد بودند. در روسیه امروزی که میراث دار شوروی سابق است تحول عمده ای نسبت به حوزه جنگ سرد نسبت به تهدیدات بالستیک دوربرد رخ نداده و دفاع ضد بالستیک مسکو کماکان بر عهده سامانه های برجای مانده از دوره جنگ سرد است که عملکردی مشابه موشک اسپراینت دارند و از کلاهک اتمی بهره می برند. در مورد آمریکا اما این کشور با توسعه انبوهی از فناوری های جدید و گران قیمت از موشک های غول پیکر با کلاهک اتمی فاصله گرفته و به سمت استفاده از فناوری هایی چون برخورد مستقیم[2] و سرباره کشنده[3] پیش رفته و آنها را جهت بکار گیری در زمین و دریا و محدوده ارتفاع عملکردی مختلف توسعه داده است. لازم به ذکر است که این سامانه ها هنوز در برابر حملات انبوه در حد یک سناریوی آخر الزمانی خصوصا در مورد موشک های قاره پیما محدودیت هایی را در برابر خود دارند هرچند پیشرفت های عمده و چشم گیری خصوصا در دهه های اخیر رخ داده و توسعه و سرمایه گذاری های بیشتر در دست اقدام است. فناوری Hit to kill و نیز Kill vehicle در بین تمامی کشور های جهان تنها در اختیار آمریکا بوده و رژیم اسرائیل نیز با انتقال فناوری از آمریکا تنها به شکل محدودی از این سطح فناوری ها برخوردار است و دیگر کشورها از اروپای غربی گرفته تا روسیه و چین، چه به لحاظ سطح فناوری چه به لحاظ منابع مالی مورد نیاز برای حرکت در مسیر به دست آوردن چنین فناوری هایی با مشکل رو به رو هستند و فاصله بسیار زیادی با آمریکا در این حوزه دارند. با توجه به این موارد ساخت یک سامانه ضد بالستیک، خصوصا ضد قاره پیما که ابزار عمده اعمال قدرت اتمی دشمنان است که به جای آنکه درگیر فناوری های بسیار پیچیده و گران قیمت همچون Kill vehicle بشود، از کلاهک اتمی در محدوده چند کیلوتن بهره ببرد می تواند راه حلی معقول تر و در دسترس تر باشد.
       
       
      والحمدلله رب العالمین
        *در مورد شهید فخری زاده این عبارت مرتبا تکرار شد. 
      [1] Kill radius
      [2] Hit to kill
      [3] Kill vehicle
    • توسط seyedmohammad
      بسمه تعالی
       
       
      نیاز به CRAM  در سازمان رزم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران
       

       
      مفهوم سامانه های پدافندی برد نزدیک یا CIWS ابتدا برای محافظت از ناوهای نظامی در برابر حملات موشک های کروز شکل گرفت. اولین نسل از این سامانه ها که فالانکس آمریکایی را می توان به عنوان یکی از بهترین و معروف ترین آنها معرفی کرد، از نظر عملکردی بر پایه مقابله با تهدیدات ارتفاع پست در محدوده برد کمتر از 2 کیلومتر طراحی شده بودند، و از نظر پیاده سازی عموما بر پایه سامانه های توپخانه ای نیمه رباتیک نواخت بالا – که استفاده از گاتلینگ برای این منظور عمومیت بیشتری دارد – که به سامانه های کشف و کنترل آتش راداری و اپتیکی مجهز بودند استوار بود. از معروف ترین ادوات توپخانه ای به کار رفته در این سامانه ها می توان به گاتلینگ 20 میلیمتری آمریکایی ولکان که به عنوان توپ بسیاری از جنگنده های آمریکایی نیز استفاده شده است، و توپ گاتلینگ 30 میلیمتری روسی AK630 اشاره کرد که سامانه کمند ایرانی نیز از این توپ روسی بهره می برد. البته نمونه های دیگری نیز در دنیا بر اساس توپ های دیگر ساخته شده است که از جمله آنها می توان به نمونه های مبتنی بر توپ 35 میلیمتری اورلیکن و 40 میلیمتری بوفورس[1] اشاره کرد.
      با ادامه توسعه مفاهیم و نیازهای میدان نبرد دو اتفاق عمده در این حوزه رخ داد. نخست آنکه در کنار سامانه های توپخانه ای و یا حتی به جای سامانه های توپخانه ای از سامانه های موشکی برد کوتاه و اخیرا سامانه های انرژی مستقیم لیزری نیز استفاده شد. مساله دوم این بود که حوزه ماموریتی این سامانه ها از دریا به خشکی نیز گسترش یافت و این گسترش در درجه اول در پی نیاز به دفع تهدیدات برد نزدیک در پایگاه های خط مقدم یا در معرض تهدید بود. اما در خشکی تنها موشک های کروز و بمب های هواپرتاب تهدید این پایگاه ها نبودند. این بار مهمات منحنی زن کالیبر کوچک و متوسط شامل انواع خمپاره ها و توپ ها و نیز راکت های توپخانه ای کوتاه برد نیز به طیف تهدیدات اضافه شده بودند. در مورد راکت ها و موشک های بالستیک اگرچه سامانه های ضد موشکی دیگری نیز همچون پاتریوت پک-2 توان مقابله داشتند، اما اولا این سامانه ها برای هدف قرار دادن راکت هایی چون گراد به صرفه نبودند، دوم انهدام تهدیدات دیگری چون راکت های کوچک 107 میلیمتری و یا گلوله های توپ و خمپاره برای آنها کاری نشدنی بود. خصیصه دیگری که این طیف تهدیدات داشتند این بود که به جهت کوچک و نسباتا ارزان بودند عموما در تعداد بالا شلیک می شدند و سامانه پدافندی در درجه اول باید می توانست این حملات انبوه را به شکل موثر (نسبی) دفع کند، دوم این کار را به صورت مقرون به صرفه انجام دهد. در سال های اخیر می توان طیف دیگری از تهدیدات شامل پهپاد های انتحاری، مهمات هواپایه مینیاتوری و حتی خودرو های انتحاری را به لیست تهدیدات اضافه کرد. اینجا بود که سامانه های CRAM پا به میدان گذاشتند. این سامانه های جدید که عمدتا حاصل بهبود قابلیت های کشف و شناسایی و کنترل آتش سامانه های CIWS توپخانه ای بودند در ادامه علاوه بر مجهز شدن به موشک و سامانه های انرژی مستقیم، پس از عملیاتی شدن در خشکی، به جهت تغییر طیف تهدیدات در دریا و روی ناوهای نظامی نیز مستقر شدند.
       تجربه میدانی آمریکا در مستقر کردن این سامانه ها در پایگاه های خود در عراق نشان داد که آنها توان قابل توجهی در دفع تهدیدات و کاهش سطح خسارات و تلفات دارا هستند، اگر چه در مواردی در برابر شلیک پر تعداد Out number شدند، اما این پایان کار نبود. در اینجا اولا تا همان سطح موجود این سامانه ها حملات را برای مهاجمین دشوار و پر هزینه کرده بودند، دوما به نسبت حجم مهمات شلیک شده میزان خسارات و تلفات را به شکل چشم گیری کاهش داده بودند، به نحوی که در صورت عدم وجود چنین سامانه هایی میزان خسارات و تلفات نیرو های آمریکایی سر به فلک می کشید.
      در ادامه اما روند های دیگری جهت بهبود قابلیت سامانه های فعلی و نیز طراحی سامانه های جدید به نحوی که قابلیت بیشتری برای دفع تهدیدات پر شمار و سوارم داشته باشند پیگیری شده است. استفاده از سامانه های کشف و رهگیری پیشرفته تر و نیز بسط و پیاده سازی مفهوم خشاب عمیق (2) مهم ترین و موثر ترین راهکاری بوده است که در پیش گرفته شده است.
       
       
       
       
      خلا های داخلی، بسط و همپوشانش مفاهیم
       
      در این حوزه در همان شکل کلاسیک مساله که سامانه های  CIWS بودند در نیروهای مسلح ما ضعف وجود دارد، به نحوی که باید اذعان داشت در صورتی که عملیات مانتیس دقیقا به همان شکل و کیفیت چند دهه قبل علیه ناوگان نیروی دریایی اجرا شود، حتی در سال 1400 نیز دقیقا همان نتایج قبل به دست می آید و نیروی دریایی حتی توان نیم ساعت پایداری در میدان نبرد را ندارد، ولی با توجه به گسترش مفاهیم نبرد می توان خلا ها و نیازهای دیگری را نیز در حوزه های دیگر مشاهده کرد و از راهکار توسعه یک سامانه پدافندی برد نزدیک به تمامی آن خلا ها - بر خلاف رویه عمومی موجود در تمامی بخش های نیروهای مسلح، که شامل موازی کاری های پر هزینه، و عملیاتی سازی های ناقص و حتی صرفا نمایشی است - یک پاسخ موثر، انطباق پذیر، مقرون به صرفه و کاملا عملیاتی ارائه کرد.
       
      حوزه های نیاز را می توان به طور کلی در دسته بندی های زیر گروه بندی کرد:
       
      ·        حفاظت از ناوهای نظامی در برابر انواع تهدیدات سطحی و هوایی، از سرعت زیر صوت تا مافوق صوت، خصوصا حملات سوارم.
       شایان ذکر است که در حوزه پدافند دریاپایه این یادداشت صرفا در دفاع برد نزدیک یا به طوردقیق تر " تهدید نزدیک شونده" تمرکز دارد در حالی که در بخش پدافند برد کوتاه (که با برد نزدیک متفاوت است)، و برد متوسط نیز ناوگان موجود چیزی در چنته ندارند.
       
       
       
      ·        حفاظت از پایگاه های خط مقدم و در تیرس دشمن.
       در این بین برخی پایگاه هایی که نسبتا در عمق خاک قرار داشته اما پیش بینی می شود هدف حملات پر تعداد و سوارم قرار گیرند، مانند پایگاه های موشکی و هوایی مهم نیز در این دسته قرار می گیرند.
       
      ·        حفاظت از زیرساخت ها و تاسیسات حیاتی و استراتژیک کشور.
       تجربه حملات خمپاره ای سازمان تروریستی منافقین در قلب تهران و همچنین برخی تهدیدات اخیر رژیم صهیونیستی بر علیه مراکز هسته ای ، تهدیداتی را برجسته میکند. تهدیدات بر علیه مراکز سیاسی و کاملا در تیررس بودن تاسیسات و زیر ساخت های اطراف شهرهای بزرگ و نیز رعایت نشدن اصول پدافند غیر عامل در زیرساخت های استراتژیک که در نواحی مرزی قرار دارند مانند پارس جنوبی، در این دسته قرار می گیرند. . به رغم پهنه ی وسیع جغرافیایی برخی از مهم ترین و استراتژیک ترین تاسیسات کشور در نقاط مرزی (جنوب) واقع هستند نه در "عمق استراتژیک" کشور.بایستی توجه داشت در واقع همیشه و در همه موارد داشتن پهنه ی جغرافیایی وسیع فراهم آورنده ی عمق استراتژیک لازم در همه سطوح نیست. حمله به این تاسیسات نه تنها نیاز به عملیات های پر ریسک عمقی ندارد، بلکه در مواردی مانند تاسیسات پارس جنوبی عدم رعایت اصول پدافند غیر عامل این تاسیسات را به شدت آسیب پذیر ساخته است. از جمله دیگر موارد این دست تاسیسات استراتژیک می توان به پایانه ی نفتی خارک اشاره کرد، با وجود توسعه ترمینال های نفتی جایگزین خارک در طی جنگ و بعد از آن، همچنان خارک اصلی ترین پایانه صادرات نفت خام کشور است و آسیب دیدن آن ضربه سنگینی به صادرات نفت و اقتصاد ملی ایران وارد می سازد. همچنین پارس جنوبی گذشته از تولید 70 درصد گاز کشور، طی سالهای اخیر و برنامه تبدیل سوخت نیروگاه های برق سیکل ترکیبی از مایع به گاز و توسعه نیروگاه های گازی، اصلی ترین تامین کننده سوخت نیروگاه های برق کشور محسوب می شود و اخلال در روند تولید آن به معنای خاموشی وسیع در ایران است. بر خلاف پالایشگاه جم که در جانمایی آن اصول پدافند غیر عامل تا حد زیادی رعایت شده است و با قرار گرفتن در میان رشته کوه ها از تیررس مستقیم آتش دشمن در امان مانده است، اما در مورد تاسیسات پارس جنوبی جانمایی آن به جهت سهولت ترابری تجاری به قیمت آن تمام شده تا دهه ها میلیارد دلار تاسیسات گران قیمت در بی دفاع ترین شکل ممکن جلو تر از ارتفاعاتی که می توانست پناه آنها باشد قرار گیرند و در خط آتش مستقیم ساده ترین حملاتی از سوی ساحل قرار بگیرند که به راحتی می توانند فاجعه آفرین باشند.
       

       
      ·        حفاظت از سامانه های پدافندی برد بلند و برد متوسط
      سامانه های پدافندی برد بلند از جمله گران قیمت ترین و استراتژیک ترین دارایی های پدافند هوایی کشور هستند. علاوه بر این این سامانه های ویژه و گران قیمت در تعداد نسباتا کم در کشور عملیاتی هستند و جایگزینی آنها به سادگی میسر نیست، که همین مورد اهمیت حفاظت از آنها را دوچندان می کند. این سامانه ها در موقعیت جنگی هدف حملات پر تعداد قرار خواهند گرفت و ذخیره موشکی، و محدودیت های مربوط به تعداد درگیری هم زمان با چند هدف این سامانه ها آنها را در برابر حملات انبوه و سوارم آسیب پذیر می سازد و در عین حال نابودی هر یک از آنها گستره وسیعی از آسمان کشور را بی پناه می سازد. همچنین در برابر برخی تهدیدات شلیک موشک های دوربرد گران قیمت اساسا راه حل به صرفه و عاقلانه ای نیست، از این روی نیاز است تا سامانه هایی با برد آتش کمتر، ولی با هزینه آتش کمتر و توان درگیری با اهداف پر تعداد به صورت هم زمان در کنار این سامانه ها قرار داشته باشند. این امر وجود هر دو طیف سامانه های کوتاه برد، و برد نزدیک را در کنار سامانه های برد بلند ضروری می سازد.
       
      ·        حفاظت از خطوط لجستیکی و واحد ها و کاروان های متحرک نظامی به ویژه در زمان پیشروی و اجرای مانور.
      مساله رزم متحرک و لزوم فاصله گرفتن از رزم ایستا، اهمیت یافتن چابکی و قدرت مانور سریع در پهنه میدان نبرد نیاز به سامانه های پدافندی را تقویت می کند که بتوانند با سرعت گسترش یافته و عملیاتی شوند و حتی در حین حرکت توان عملیاتی و اجرای آتش خود را حفظ کنند. در این سناریو بر حسب شرایط مختلف استفاده از سامانه های کوتاه برد، برد نزدیک و یا ترکیبی از هر دوی آنها توصیه می شود.
       
      الزامات طراحی :
       
      با توجه به موارد بالا می توان لیست زیر را به عنوان الزامات طراحی لحاظ نمود: 
       
      ·        متحرک بودن
      ·        طراحی ماجولار و پودمان پذیر
      ·        سرعت استقرار و عملیاتی سازی بالا
      ·        سرعت واکنش زیاد، در حد چند ثانیه
      ·        بهره برداری از انواع سامانه های کشف و رهگیری اکتیو و پسیو
      ·        قابلیت درگیری با تعداد اهداف زیاد (دست کم 8 هدف به صورت هم زمان) که وجود سامانه های برد نزدیک موشکی را در کنار سامانه های توپخانه ای ضروری می سازد
      ·        پوشش آتش و کشف و شناسایی 360 درجه به صورت هم زمان (به لحاظ پیکره بندی الزمات خاص خود را دارد)
      ·        ظرفیت آتش بالا (خشاب عمیق) و بارگذاری مجدد بلوکی
      ·        وزن و ابعاد مناسب
      ·        توان رزم شبکه محور
      ·        مقاومت در برابر اخلال و جنگ الکترونیک
      ·        بهره بردن از مهمات دقیق و موثر
       
       
       
       
        [1] نمونه ای از این توپ روی تعداد محدودی از شناورهای نیروی دریایی قرار دارد که البته از نسخه های قدیمی این سامانه توپخانه ای می باشد و نشانه روی آن به صورت چشمی و توسط خدمه انجام می شود و در عمل از اجرای ماموریت یک سامانه CIWS عاجز است.
      [2]A deep magazine refers to the ability of a system to be fired numerous times before being resupplied. The “deepness” of a magazine will be limited by the number of munitions physically carried by a system or, for directed energy or electronic warfare systems, by the amount of stored energy (e.g., battery power
       
    • توسط Davood
      اواخر دهه ۶۰ و اوايل دهه ۷۰ ميلادي را مي توان نقطه عطف در پيشرفت صنايع موشكي در دنيا دانست زيرا زماني بود كه به تازگي جنگ جهاني تمام شده بود و كشورهاي درگير جنگ جهاني به خوبي ضرورت وجود موشك و جنگ افزارها را درك كرده بودند و با تجربياتي كه به هنگام جنگ كسب كرده بودند توانستند به دنياي جديدي از ساخت سلاح ، موشك و هواپيما قدم بگذارند.
      يكي از اين كشورها كه همواره ابرقدرتي موشكي محسوب مي شد شوروي بود. اتحاد جماهير شوروي با فاصله اي بسيار زياد از رقباي خود در حال پيشرفت بود به خصوص در صنعت هوافضا، ولي اين پيشرفت هنگام فروپاشي اتحاد جماهير شوروي با كمتر از نصف پتانسيل گذشته ادامه يافت.
      البته بايد به اين نكته نيز توجه كنيم كه با وجود چنين فروپاشي، روسيه هنوز هم در صنعت هوافضا از برترين هاست. صنايع موشكي روسيه كه همچون يكي از زيرشاخه هاي صنعت هوافضاست به تبع آن پيشرفت زيادي داشته است. رقابت بسيار جذابي بين كشورهاي روسيه و ايالت متحده آمريكا در زمينه هوافضا وجود دارد كه شايد يكي از دلايل پيشرفت سريع اين صنعت در اين كشورها و فاصله زياد آنها با كشورهاي ديگر همين باشد.
      در ليست موشك هاي روسيه مي توان انواع و اقسام موشك ها را از قبيل موشك هاي هوا به هوا، هوا به زمين، زمين به هوا، بالستيك، اتمي، ضد ماهواره ، ضد كشتي و ضد زيردريايي را ديد. در اين ميان يكي از سري هاي بسيار قوي و با اهميت سري موشك هاي S يا S-300 را مي توان جزو سومين نسل موشك هاي زمين به هوا دانست كه پروژه ساخت و طراحي آن در دهه ۱۹۷۰ شروع شد.
      اين موشك نسبت به موشك هايي كه در زمان هاي قبلش ساخته مي شد خصوصيات متفاوتي داشت. البته تنها در سيستم پرتاب (Launch) آن از سري موشك هاي ۴۸N6 نمونه برداري شده بود كه مي توانست ميان برد يا دوربرد باشد. توسعه و گسترش موشك هاي سري S-300 از سال ۱۹۶۹ آغاز شد كه در آن زمان اين موشك ها به برد ۷۵ كيلومتري رسيده بودند.
      شركت مجرب آلماز (Almaz) مسئوليت طراحي و ساخت را براي نيروهاي زميني و شركت بوكاتف وظيفه طراحي آن را براساس نيازهاي نيروي دريايي روسيه به عهده گرفتند.
      چندي بعد براي به كمال رسيدن اين موشك ها براساس آخرين تكنولوژي هاي راكتي شركت گرونيش (Grunish) نيز به اين جمع پيوست.
      هدف ساخت پروژه، موشكي با برد بالا، سرعت بسيار زياد و قدرت مانوري مطمئن بود. اين موشك بايد كمترين زمان عكس العمل و قابليت استفاده هاي نظامي گوناگون براي حمل كلاهك هاي مختلف و داراي كمترين زمان رسيدن به هدف و نيز قابل اعتماد در زمان پرواز باشد.
      منظور از قابل اعتماد بودن اين است كه هنگام پرواز از ديد رادارها محفوظ باشد و ضد موشك ها نتوانند آن را رديابي كنند،حتي از لحاظ حفاظت اوليه اين موشك ها قرار بود كه در كانتينرهايي جاسازي شوند كه از زمان ساخت در كارخانه به بعد در همان كانتينرها بمانند و حتي سيستم پرتاب آنها نيز در خود كانتينرها تعبيه شود تا بتوانند در كمترين زمان ممكن از هر نقطه اي قابل پرتاب باشند. اين پرتاب به صورت عمودي انجام مي شود. يك لانچر قوي كه مي تواند موشك را تا ارتفاع ۲۰ متري بلند كرده و پرتاب كند. براي اين امر يك جك هيدروليك مدل ۴M330 ساختند كه با سرعت بسيار بالايي اين موشك را آماده پرتاب مي كند.
      S-300P
      يكي از اولين موشك هاي اين سريS-300P است كه به سفارش وزارت دفاع روسیه توليد شد. اين موشك مي تواند كلاهكي را به اندازه ۱۳۳ كيلوگرم با بيشينه برد ۴۷ كيلومتر حمل كند. كمترين برد آن پنج كيلومتر است و مي تواند در ارتفاع ۳۰ متري پرواز كند. سرعتش به سه كيلومتر در ثانيه مي رسد و در ۲۸ ثانيه مي تواند از خود عكس العمل نشان دهد. زمان آماده پرتاب شدنش كمتر از پنج دقيقه است.
      S-300F
      در سال ۱۹۸۴ مدل S-300F ساخته شد. مدل F در اصل موشك متناسب با نيازهاي نيروي دريايي روسيه بود كه از سيستم پرتاب ۵V55RM استفاده مي كند. سرعت آن ۴۶۸۰ كيلومتر در ساعت است و مي تواند كلاهكي به اندازه كلاهك مدل P (۱۳۳ كيلوگرم) ولي با بردي دوبرابر (حدود ۹۰ كيلومتر) را با خود حمل كند. بيشينه سرعت آن ۶۱۲۰ كيلومتر در ساعت و طول خود موشك با كلاهك ۲۵/۷ متر است.كمترين برد آن هفت كيلومتر و سقف پروازش ۲۵هزارمتر است و با سوخت جامد نيروي پيشرانش را تامين مي كند. يك سيستم راداري معروف به ريف روي آن نصب كردند كه مي تواند در يك زمان شش هدف را شناسايي كند و به آنها هجوم برد.
      S-300FM
      مدل S-300FM در سال ۱۹۹۰ ساخته شد كه باز هم مدلي براي نيروي دريايي بود. بسيار مدرن و پيشرفته بود. بيشينه سرعت آن به ۱۰ هزار كيلومتر در ساعت مي رسد، وزن آن ۱۴۸۰ كيلوگرم است و اين تفاوت بيش از هزار كيلوگرمي را مي توان در وضعيت نيروهاي پيشران اين موشك دانست. طول آن ۵/۷ متر، قطرش ۵۲/۰ متر و فاصله دوسر بالچه هاي عقب ۰۳/۱ متر است.
      برد آن ۹۰ كيلومتر است و مي تواند ۱۵۰ كيلوگرم كلاهك را با خود حمل كند. بيشينه سرعتي معادل ۷۵۶۰ كيلومتر در ساعت دارد كه در ارتفاع ۲۵ هزارمتري پرواز مي كند.
      S-300PMU
      مدل ديگر S-300PMU است. اين موشك از لحاظ ظاهري بسيار شبيه مدل FM است حتي وزنش با آن يكي است. طول آن ۹۸/۶ متر، قطرش ۴۵/۰ متر و فاصله دوسر بالش ۰۴/۱ متر است. در ارتفاع ۲۷ هزار متري پرواز مي كند و سوختش از مواد جامد تشكيل مي شود. كمترين بردش پنج كيلومتر و بيشترين برد آن ۹۰ كيلومتر است. مدل بعد در سال ۱۹۹۷ ساخته شد كه در واقع يك نمونه برداري از مدل MU بود. اين موشك MU-2 نام داشت كه از لحاظ اندازه و ابعاد دقيقاً مانند مدل قبلي بود ولي بردش به ميزان ۱۰۵ كيلومتر افزايش يافته بود يعني برد كلي آن به ۱۹۵ كيلومتر رسيد. توانايي حمل آن نيز بيشتر شده است و مي تواند ۱۸۰ كيلوگرم كلاهك را با خود حمل كند. سري ساخت اين موشك ها تا سال اخير ادامه يافت.

      Avia.ir
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.