امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

54 minutes قبل , 00amir گفت:

نخیر خودت سپاهم گفته بود  که سازمان هوایی خبر نداشته چون میخواستن متهم به دروغ گویی و کتمان نشه حکومت.. ولی این مدرک نشون داد که ابتدا میخواستن موضوع رو پنهان کنن وباهم هماهنگم بودن البته نظر من اینه که هر کشوری دیگم بود همین کارو میکرد چون خیلی ابرو ریزی میشد برا کشورش مقصر فقط اونایی هستن که میتونستن پروازها رو لغو کنن ولی نکردن

سپاه اعلام کرد به سازمان هواپیمایی کشوری در مورد شلیک کردن موشک خبر نداده. برای همین این تصور به وجود آمده بود که کلا خبر نداشتند. الان با این فایل صوتی کاملا مشخص هست که اونها هم خبر داشتند و از قصد دروغ میگفتند. 

 

شلیک موشک حادثه ای نیست که بشه تا ابد پنهانش کرد هر آدم با حداقل عقلی این را می فهمه چه برسه به کارشناس های هواپیمایی و نظامی. اصلا منطقی نیست کسانی امید داشتند که این مسئله را برای همیشه پنهان کنند. قطعا مسئولان هواپیمایی کشوری یک ریگی به کفش هاشون هست اول پرواز هواپیما ها را لغو نکردند و بعد می آمدند جلوی دوربین و جلوی رسانه ها به قصد دروغ میگفتند.

 

باید مشخص بشه دستور دروغگویی از کجا صادر شده. این شاید مسائل پشت پرده سرنگونی هواپیما را هم مشخص بکنه

  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

 

متاسفانه فایل صوتی منتشر شده که دروغ مسئولین هواپیمایی را روشن میکنه را در کنار برخورد مسئولین مربوطه با انتشارش خیلی خیلی توهین امیزه

 

"ایران انتشار این فایل صوتی را محکوم و تاکید کرد که این اقدامی غیر حرفه‌ای بوده چراکه فایل منتشر شده بخشی از یک گزارش محرمانه بوده است."

 

با توجه به این همه حرفهای دروغ و ضد و نقیض باز ایران الان ناراحت از انتشار فایل و در دسترس عموم قرار گرفتن فایله ...............

  • Like 1
  • Upvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

تمام این ماجرا از سکوت پدافند سرچشمه گرفت، اگه از اول بجای پنهانکاری و سکوت حقیقت رو می گفتند و در کنارش به بررسی تئوری های ممکن در مورد چرایی شلیک می پرداختند نتیجه این نمیشد که حاصل شد. 

  • Like 1
  • Upvote 4
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
2 minutes قبل , aminf14 گفت:

تمام این ماجرا از سکوت پدافند سرچشمه گرفت، اگه از اول بجای پنهانکاری و سکوت حقیقت رو می گفتند و در کنارش به بررسی تئوری های ممکن در مورد چرایی شلیک می پرداختند نتیجه این نمیشد که حاصل شد. 

سردار می گفت که در این سه روز ما داشتیم احتمالات حمله ی سایبری و جنگ الکترونیک را بررسی میکردیم و از فردی که موشک را شلیک میکرده بازجویی می کردیم و... غیر از آن منتظر نتایج حمله به پایگاه عین الاسد بودیم. 

ساکت بودن پدافند در سه روز قابل توجیه هست ولی دروغگویی سازمان هواپیمایی کشوری خیر. 

باید از اون افرادی که در تلوزیون و رسانه ها حاضر شدند بازجویی بشه که اونها هم موضوع را خبر داشته اند و به عمد دروغ میگفتند؟! با این فایل صوتی که در اومده و اتفاقا دولت هم ناراحت شده مشخص هست داشتند در این سه روز عمدی دروغ میگفتند. 

با این دروغگویی آیا می خواستند سپاه را تحت فشار قرار بدهند یا این را بهانه ای برای حمله های رسانه ای بعد قرار بدهند؟! 

  • Upvote 3
  • Downvote 8

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
24 minutes قبل , mehdipersian گفت:

سردار می گفت که در این سه روز ما داشتیم احتمالات حمله ی سایبری و جنگ الکترونیک را بررسی میکردیم و از فردی که موشک را شلیک میکرده بازجویی می کردیم و... غیر از آن منتظر نتایج حمله به پایگاه عین الاسد بودیم. 

ساکت بودن پدافند در سه روز قابل توجیه هست ولی دروغگویی سازمان هواپیمایی کشوری خیر. 

باید از اون افرادی که در تلوزیون و رسانه ها حاضر شدند بازجویی بشه که اونها هم موضوع را خبر داشته اند و به عمد دروغ میگفتند؟! با این فایل صوتی که در اومده و اتفاقا دولت هم ناراحت شده مشخص هست داشتند در این سه روز عمدی دروغ میگفتند. 

با این دروغگویی آیا می خواستند سپاه را تحت فشار قرار بدهند یا این را بهانه ای برای حمله های رسانه ای بعد قرار بدهند؟! 

هیچ توجیهی برای پنهانکاری پدافند وجود نداره، باید از اول حادثه رو توضیح می دادند، برای خانواده های قربانیان ارزش قائل می شدند و بعد دنبال علت می رفتند. 3 روز علت وقوع و هسته اصلی ماجرا که واکنش پدافند بوده پنهان ماند. پدافند از چه سازمانی دستور می گیره. چرا صدا و سیما بجای کشف حقیقت دنبال ماست مالی بود. اون سازمان 3 روز پنهانکاری کرد و با بازی رسانه ای در داخل اجازه هر گمانه زنی و حقیقت یابی رو گرفت و تا نهیبی بهشون زده نشد از پنهانکاری کوتاه نیومدن. این امر باعث از دست رفتن اعتماد بسیاری از مردم در داخل و محکوم شدن شدید ما در سطح بین المللی شد. خدا می دونه اگه این پرواز بین المللی نبود نتیجه این بررسی ها و توجیه تراشی ها و پنهانکاری ها تا کی طول می کشید. شاید تا ابد

پا نوشت: در مورد دولت، دولت نمیتونه یه تنه و بدون هماهنگی با کلیت ساختار در مورد اقدامی که جنبه امنیتی داره اونم در اون موقع حساس اظهار نظر کنه ولی از دو حالت خارج نیست:

یا دولت میدونسته و نگفته که کارش 100 % اشتباه بوده

یا نمیدونسته که دیگه بدتر ....

 

ویرایش شده در توسط aminf14
  • Like 2
  • Upvote 7
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

از کوزه همان برون تراود که در اوست. درباره این موضوع تو همین انجمن کم دروغ گفته شد از سوی عده ای خاص؟ پستهای بنده هم که همه از همان روز نخست پاک شد. خدا راشکر که تک تک ادعاهایی که داشتم درست از آب درآمد !

  • Like 1
  • Upvote 6
  • Downvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

راستی از کیل مارک روی بدنه اون سیستم تور چه خبر؟

یه 737 روش قشنگ میشه

  • Upvote 3
  • Downvote 8

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

این برنامه رسانه ای که بطور گسترده پوشش داده شد 3 روز قبل حمله به نطنز  برگزار شده، سوال؟ یک همچین برنامه ای چه تاثیری  در روحیه پرسنل اپراتور پدافند هوایی کوتاهبرد کشور دارد؟  

 

دادستان نظامی تهران با اعلام اینکه دادسرای نظامی در بررسی‌ها به یک سری از خطا‌ها رسیده است، یکی از خطا‌های تاثیرگذار و عمده در این سانحه را چنین عنوان کرد: سامانه سیاری که موشک شلیک کرده پس از راه اندازی مجدد به دلیل شرایط میدانی، شمال واقعی را دقیق تعیین نمی‌کند و همین اشتباه فاحش موجب می‌شود که سمت اهداف شناسایی شده توسط سامانه با اختلافی حدود ۱۰۵ درجه توسط اپراتور مشاهده شود و این خطا، مبنای یک سلسله اشتباهات دیگر قرار می‌گیرد و در نتیجه سامانه پدافندی دچار اشتباه می‌شود.

ترکی افزود: این خطای انسانی در تنظیم مختصات موجب می‌شود، اپراتور سامانه پدافند هوایی، هواپیما را به عنوان هدفی که از ناحیه شمال غربی در حال نزدیک شدن به تهران است و محل و سمت حرکت آن، ارتباطی با باند پروازی فرودگاه ندارد، در رادار خود مشاهده کند و خط سیر هواپیما با خط سیری که کاربر مشاهده می‌کرده متفاوت بوده است.

وی افزود: کاربر سامانه پدافندی، مشخصات هدف شناسایی شده را به مرکز هماهنگی مربوط اعلام می‌کند، ولی پاسخی دریافت نمی‌کند و اطلاعات ثبت شده نشان می‌دهد که پیام سامانه دفاعی با مرکز هماهنگی مبادله نشده و قبل از مبادله پیام و دریافت پاسخ، متأسفانه کاربر اقدام به شلیک کرده در حالی‌که این قطع ارتباط تنها در حد چند ثانیه بود.

ترکی ادامه داد: کاربر سوال را می‌پرسد و منتظر پاسخ نمی‌شود و بر اساس تشخیص خودش، شلیک را انجام می‌دهد و انتشار خبری مبنی بر شلیک موشک کروز در سامانه ناشی از مشاهدات نور‌های پرتاب شونده در مناطق مرزی توسط دیده‌بانان در ساعاتی قبل از وقوع سانحه نیز مزید بر علت می‌شود.

وی با اشاره به اینکه سامانه‌ها به عنوان واحد‌های عملیاتی پایین‌دستی، ارتباطی با برج مراقبت نداشته‌اند و صرفا برابر دستورالعمل‌ها باید برای تشخیص اهداف مشکوک از مرکز بالادستی استعلام و کسب تکلیف می‌کردند، گفت: در سانحه هواپیمای اوکراینی، هیچ دستوری مبنی بر شلیک از سوی شبکه به سامانه‌های پایین دستی صادر نشده و در زمان وقوع سانحه، وضعیت سامانه‌های پدافندی تحت مقررات «آتش محدود» بوده نه آتش به اختیار، بنابراین صرفا باید با اخذ مجوز از شبکه، شلیک صورت می‌گرفت.

ترکی با اشاره به اینکه تشخیص نهایی متخاصم بودن هدف با شبکه است نه سامانه گفت: خطای فاحشی که اینجا اتفاق افتاد این بود که سامانه بدون اخذ اجازه از شبکه، اقدام به شلیک کرد.

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

بسم ا...

 

بازخوانی اطلاعات جعبه سیاه هواپیمای اوکراینی

 

رئیس سازمان هواپیمایی کشوری با بیان اینکه جعبه سیاه داخل کابین خلبان تا ۱۹ثانیه بعد از انفجار موشک، مکالمات خلبانان را ضبط کرده، گفت:هر دو موتور در ثانیه‌های پس از انفجار روشن بوده است.

معاون وزیر راه تاکید کرد: این اقدامات (تشریح اطلاعات جعبه سیاه هواپیمای سانحه دیده) با هدف ایمنی و جلوگیری از رخدادهای مشابه صورت می‌گیرد و هر نوع استفاده سیاسی از این فرآیندها علاوه بر اینکه در تعارض با اهداف صریح ایکائو قرار دارد، روند رسیدگی به سانحه را تحت‌الشعاع قرار خواهد داد.

 

پی نوشت :

این تاپیک برای بررسی جنبه های فنی این حادثه ایجاد شده ، لطفا" برای استمرار دسترسی به تاپیک و ایجاد فضای نقد درست ، این مساله را رعایت کنید .

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

گزارش بررسی سانحه هواپيمای اکراينی منتشر شد (۲۷ اسفند ۱۳۹۹ ساعت ۱۶:۵۸)

 

normal_222.jpg


normal_444.jpg normal_555.jpg

 

سازمان هواپیمایی کشوری ضمن ادای احترام به شهدای سانحه هواپیمایی اکراین و ابراز همدردی عمیق و مجدد با خانواده‌های داغدار این عزیزان، گزارش بررسی سانحه هواپیمای اکراینی را برابر استاندارهای بین المللی در تارنمای عمومی این سازمان منتشر کرد.
این گزارش که با اهداف پیشگیرانه تهیه شده است، مشتمل بر تشریح تمامی اطلاعات، یافته ها‌، تحلیل ‌و نتیجه گیری تخصصی ۱۲ گروه کارشناسی بوده و  اقدامات اصلاحی را  در ابعاد بین المللی درخواست کرده است. این هواپیما در ۱۸ دیماه سال ۱۳۹۸ با ۱۷۶ مسافر و خدمه در مسیر تهران به کیف مورد هدف یکی از سامانه های دفاع هوایی کشور قرار گرفت و دچار سانحه شد.

 

normal_333~0.jpg normal_111~1.jpg

 

فایل pdf  حجم 2.2 مگابایت

https://s16.picofile.com/file/8428269934/139912271732197622244374.pdf.html

یا

https://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim/Uploaded/Document/1399/12/27/139912271732197622244374.pdf

 

https://www.cao.ir/news/organizatioal/detail?public_content=32153&title=گزارش-بررسي-سانحه-هواپيماي-اکرايني-منتشر-شد
 

 

===================

 

با توجه به گزارش و اجرا شدن نوتام در غرب کشور مشخص هست تمهیدات لازم اتخاذ شده بوده.

حتی طبق این گزارش هواپیمای اوکراینی پیش از روشن کردن موتور، اجازه گرفته بوده! (هماهنگی بخش مراقبت پرواز با بخش دفاع هوایی)

 

normal_123.jpg

ویرایش شده در توسط shirazz
  • Like 2
  • Upvote 11

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بر 27 اسفند 1399 در 21:27 , yamor گفت:

گزارش سانحه هوایی رو خوندم یک نکته ایی که خیلی مهمه و به صورت عمد ازش گذشتند عدم توانایی ارتباط اپراتور تور با مرکز بوده با اینکه تو گزارش این نقص قید شده ولی دلیلش رو هیچ وقت نگفتند .زنجیره ایی که باعث شده این اتفاق بیفته 1- خطای انسانی در تنظیم سیستم تور 2- ناتوانی در ارتباط بر قرار کردن با مرکز 3- طبقه بندی اشتباه هدف 4- شلیک سر خود اپراتور بر خلاف قوانین حالا هیچکس نگفته چرا اپراتور نمی تونسته با مرکز تماس بگیره اونم بدون وجود هیچ دشمنی این بود شبکه پدافند یکپارچه ؟ اینو میگم چون احتمالا نقص عدم توانایی تماس از سامانه تور نبوده و از مرکز بوده تو گزارش نوشته شده مرکز اصلا پیام اپراتور رو ثبت نکرده و جوابی هم نداده

 

از 4 عاملی که زنجیره اتفاق رو تشکیل دادند 3 تاش عینا تو حادثه تامکت 6062 شهید کریمیایی صد در صد اتفاق افتاده اپراتور تور ام 1 به دلیل خطی انسانی و عدم اموزش صحیح هواپیمای اسکرمبل رو به عنوان مهاجم تشخیص داده و سر خود براش شلیک کرده ولی خوب گردن که نگرفتند هیچ وقت . فقط اون بی چشم رویه بی حیایی که گفت شخصا تو دل شب با فاصله چند کیلومتر دیده نوک بال تامکت خورده به اب .  عدم تخصص و برخورد قانونی که نتیجش میشد رفع عیب برای جلوگیری از تکرار چنین حوادثی نتیجش شد زدن هواپیما مسافربری وسط کشور با همون سامانه و با همون خطی

 

متاسفانه تجربه نشون داده که نیروی نظامی جدای از اقدامات اشتباهی که روی هم انباشته شده اند و در نهایت رخداد های مشابه را به وجود می آورد، مسئولیت پذیری هم ندارد ، حالا هر کی این وسط قدرت بیشتری داشته باشد کاسه کوزه رو سر زیر دست خالی می کند  و در اینجا هیچ مصاحبه و یا گزارشی از خود اپراتور وجود ندارد.

  • Like 1
  • Upvote 5
  • Downvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

مصاحبه سردار حاجی زاده در خصوص حادثه هواپیما اکراینی

https://www.aparat.com/v/MFYtL

 

مصاحبه کامل

 

https://www.aparat.com/v/TsYSx

 

پی نوشت1: گزینه جنگ الکترونیک کاملا مردود است 

  • Like 3
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

 

بسم ا...

 

جلسه نخست متهمان حادثه پرواز 737 اوکراینی

 

1451928_818~1.jpg  1451927_104~1.jpg

 

 

حضور ده متهم از رده‌های نظامی مختلف در اولین جلسه سانحه پرواز PS752 اوکراین / نخستین ایرادات وکلای شکات به روند پرونده

 

در ابتدای جلسه دادگاه، قاضی ضمن تسلیت شهادت جانباختگان پرواز PS752 اوکراین و طلب مغفرت واسعه الهی برای آن‌ها اعلام کرد: در جریان رسیدگی به پرونده حاضر، متعاقب صدور کیفرخواست از سوی دادسرای نظامی تهران و ارسال پرونده به دادگاه نظامی و ارجاع به این شعبه دادگاه، کلیه مقررات آیین دادرسی کیفری لحاظ شد و هیات دادگاه، پرونده را آماده رسیدگی دانست و جلسه دادگاه و وقت رسیدگی به تمامی اولیای دم ابلاغ و به آن‌ها اعلام شد که می‌توانند در صورت تمایل در جلسات دادرسی حضور به‌ هم رسانند و نسبت به طرح شکایت خود اقدام کنند.

 

پی نوشت :

 

1- ادامه متن را در لینک معرفی شده مطالعه بفرمایید

2- به دادگاه محترم پیشنهاد میشود علاوه بر رده های نظامی ، متهمان حوزه غیر نظامی ( رده های تصمیم گیری غیر نظامی ) را در قالب شاهد ، مطلع و حتی متهم به دادگاه احضار کنند.

  • Like 2
  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

سلام

اتفاقی که رخ داد به یک موضوع اساسی ربط پیدا می کند که می تواند در محیط واقعی جنگی تبدیل به یک ضعف یا قدرت تعیین کننده بشود . موضوع وابستگی یگانهای عمل کننده به زنجیره فرماندهی و محدوده آزادی عمل آنها در موارد مشکلات دسترسی . یعنی یگان عمل کننده در صورت عدم دسترسی به زنجیره دستورات فرماندهی تا چه اندازه ای آزادی عمل برای مقابله خواهد داشت و مهم است که آیا این پروتکل در شرایط مختلف تعریف شده است یا نه .

مساله مهم این است که این محدوده نباید به صورت صلب تعیین شود و حتما باید به صورت دینامیک در محدوده ای بین آزادی عمل کامل تا سلب هر گونه اختیار عملکرد بدون دستور مستقیم ، تنظیم شود . بلایی که در جنگ خلیج فارس بر سر سیستم نظامی عراق آوردند و با قطع زنجیره دستورات کل سیستم فلج شد ، دقیقا به علت همین عدم تعریف درست و کامل اتفاق افتاد .
 این یک ضرورت است که با توجه به تاکیدهای تقریبا اخیر بر مستقل سازی یگانها و تاکید بر افزایش قابلیتهای رزمی آنها و عدم وابستگی مطلق آنها به زنجیره دستورات مرکزی ، پروتکلهایی در رابطه با درجه آزادی عمل یگانها در شرایط مختلف تعریف شود . همزمان باید سیستمی هم وجود داشته باشد که برقراری شرایط مختلف و یا تغییر آنها را به هر وسیله ممکن به یگانها برساند .

طبیعی است که این شرایط مختلف باید یک سیستم اعلام وضعیت فراگیر مانند  defense readiness condition (DEFCON) ، البته به صورت همزمان در تمامی سطوح اجرایی نظامی و غیر نظامی اجرا شود . مثلا اگر شرایط به حدی خطرناک است که اپراتور پدافتد مطابق اختیارات تعریف شده باید با هر هدف در دید درگیر شود ، کنترل هوایی منطقه هم باید همزمان بتواند آسمان منطقه را از هر نوع وسیله خودی خالی نگهدارد .

وقتی این سیستم اعلام وضعیت فراگیر مستقر شود و محدوده آزادی و اختیارات و البته محدودیت همه سازمانها و سیستمها ( نظامی یا غیر نظامی ) با توجه به آن در قالب پروتکلهای مشخص تعریف شود ، سیستم راحت تر می تواند عمل کند چون فقط کافی است که وضعیت فراگیر از طرف راس سیستم مشخص گردد و به هر وسیله ممکن به اطلاع همه برسد . در ادامه به صورت خودکار تمام اختیارات و محدودیت های تعریف شده برقرار خواهد بود و احتمال اشتباهات به حداقل خواهد رسید . دیگر لازم نخواهد بود که دستورات یک به یک نسبت به سیتمهای مختلف گرفته شود و یک به یک به آنها ابلاغ گردد و سبب بروز ناهماهنگی هایی شود ک فاجعه به وجود بیاورد.

به عنوان مثال اگر این سیستم تعریف شده بود ، در صورت تعریف بالاترین محدوده خطر برای اپراتور پدافند از طرف مرکز ، به صورت خودکار عدم پرواز هرگونه هواگرد در محدوده نیز برای سیستم کنترل هوایی تعریف می شد و این دو جز سیستم با دو وضعیت متناقض مواجه نمی شدند .

درست مثل این است که به نگهبان برجک یک محل اجازه تیراندازی به هر جنبنده ای به علت شرایط خطر داده شود ، طبیعی است که تمام فعالیتهای گشتی در منطقه باید متوقف شود ، همچنان که از نظر انتظامی نیز تمام تردد های غیر نظامی در منطقه محدود شود .

ویرایش شده در توسط oldmagina
  • Like 3
  • Upvote 6
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط seyedmohammad
      بسمه تعالی
       182
       

       
      خلاصه سیاستی: بررسی نیاز به پدافند هسته ای 
       
       
      مقدمه: اصطلاح پدافند هسته ای گاه به معنی دفاع از سایت های هسته ای به کارمی رود. گاهی نیز به طور خاص در مورد کسانی که در پروژه هایی چون آماد و یا پروژه های مشابه احتمالی درگیر بوده اند به کار می رود تا بر ماهیت دفاعی کار ایشان تاکید شود.* گاهی نیز به معنی استفاده از نیروی هسته ای برای مقاصد پدافندی است. خلاصه ی سیاستی زیر در پی بررسی این موضوع است. 
       
      ***
       
      اصلی ترین تهدید نظامی علیه ایران در سال های پس از انقلاب آمریکا، اسرائیل و برخی کشور های منطقه بوده و هستند. این کشور ها همواره به توان نظامی و حجم تهدیدات خود علیه نظام ایران افزوده اند و اخیرا جسورانه دست به اقدامات خصمانه ی تمام عیار می زنند. اگرچه ایران به لحاظ وسعت، توپوگرافی و نیز توان نظامی قابل توجهی که داراست هدف فوق العاده دشواری برای اشغال زمینی است، اما در عین حال در برابر حملات هوایی خصوصا در مورد زیر ساخت های حیاتی که در نوار ساحلی جنوبی قرار دارند، ضعف های قابل توجهی دارد. در عین حال رزم هواپایه همان نقطه ی قوتی ست که دشمنان ایران خصوصا آمریکا به شدت بر روی آن سرمایه گذاری کرده اند. به همین جهت انبوهی از پایگاه های هوایی را در اطراف مرز های ایران تاسیس کرده اند و بعضی کشور های منطقه نیز خاک و پایگاه های هوایی خود را در اختیار آنان قرار داده اند.
       این البته امری نیست که از دید سران و نظامیان دور مانده باشد. اصلی ترین استراتژی ایران در هنگام درگرفتن یک جنگ تمام عیار با آمریکا یا ائتلافی به رهبری آمریکا علیه ایران نابودی سریع این پایگاه ها قبل از آن است که بتوانند نقش مثمر ثمری در طی آن جنگ ایفا کنند. در حالی که نیروی هوایی ایران به لحاظ کمی و کیفی دارای ضعف های عمده است و توان اجرای چنین ماموریتی را خصوصا در برابر قوای هوایی کشور های متخاصم ندارد، عمده تلاش ها و سرمایه گذاری های ایران در طی چند دهه گذشته بر روی موشک های بالستیک برای نابودی این پایگاه ها و حتی ناو های هواپیمابر به عنوان پایگاه های هوایی متحرک، و دیگر اهداف نظامی استراتژیک دشمن متمرکز شده است. در واقع در برابر قدرت هوایی حریف دکترین نظامی ایران بر پایه استراتژی انکار (A2AD) و به طورخاص انکار هوا بنا شده است.
      البته با توجه به وسعت، تعدد و حفاظت شده بودن این پایگاه های هوایی در مورد کفایت و عملکرد توان موشکی متعارف ایران مباحثی از جمله لزوم استفاده از تسلیحات اتمی مطرح شده است که پیش تر به طور مفصل در بسته سیاستی راهبردی  از سوی اندیشکده ممتن تهیه شده است و مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته است.
      اما تمامی این استراتژی ها و تاکتیک ها در بعد آفندی مطرح می شود . برنامه ریزی برای یک جنگ تمام عیار نیازمند داشتن راهکارهای پدافندی مناسب نیز می باشد.
      ظهور تسلیحات دوربرد و هدایت شونده یکی از مهمترین عناصر متمایز کننده کارزار های موج دومی و موج سومی است. در طی 3 دهه گذشته مثال های متعددی از عمل کرد و تاثیر گذاری این تسلیحات بر سرنوشت جنگ ها و تمدن ها می توان بر شمرد که عمدتا از جنگ اول خلیج فارس (طوفان صحرا) شروع و با به امروز ادامه و تکامل یافته است. ، سرعت رشد و تکامل این استراتژی و جنگ افزار های مربوطه، میزان اثر گذاری آنها در میادین نبرد، توان دشمنان در بکار گیری گسترده و دامنه دار چنین تسلیحاتی –از جهت مالی، لجستیکی و فناوری- اهمیت و خطر این دست تهدیدات را غیر قابل کتمان ساخته است.
      در یک طبقه بندی کلی بر حسب تعریف راه حل، این تهدیدات را می توان به دو دسته تقسیم کرد.
       
      ·        تهدیدات کروز، هوا سرشی و شبه بالستیک با سرعت های ساب سونیک و حداکثر 3 ماخ
      ·        تهدیدات هوا سرشی، شبیه بالستیک و بالستیک با سرعت های بیش از 3 ماخ و هایپرسونیک
       
      در این راستا در مورد دسته اول تهدیدات معتقد به اهمیت فراوان سامانه های بردکوتاه خصوصا در مقابله با تهدیدات نو ظهور و حملات انبوه توسط تسلیحات دور ایستا و لزوم برخورداری این سامانه ها از استاندارد ها و قابلیت های سطح  بالا هستیم تا نه تنها بقای خود در میدان رزم را حفظ کنند، بلکه ضامن بقای تاسیسات حیاتی برای کشور باشند که بعضا دهه ها عمر و دهه ها میلیارد دلار هزینه صرف ساخت آنها شده و نابودی آنها می تواند ضربات جبران ناپذیر بر پیکره ی ایران عزیز وارد آرد. به رغم پهنه ی وسیع جغرافیایی برخی از مهم ترین و استراتژیک ترین تاسیسات کشور در نقاط مرزی (جنوب) واقع هستند نه در "عمق استراتژیک" کشور، در واقع همیشه و در همه موارد داشتن پهنه ی جغرافیایی وسیع فراهم آورنده ی عمق استراتژیک لازم در همه سطوح نیست. حمله به این تاسیسات نه تنها نیاز به عملیات های پر ریسک عمقی ندارد، بلکه در مواردی مانند تاسیسات پارس جنوبی عدم رعایت اصول پدافند غیر عامل این تاسیسات را به شدت آسیب پذیر ساخته است.
      در مورد دسته دوم تهدیدات سامانه های پدافندی مورد نیاز است که بتواند در محدوده های ارتفاعی مختلف با اهداف بسیار پر سرعت درگیر شود. انواع سامانه های ضد بالستیک در این دسته بندی قرار می گیرند. کار در مورد ساخت این سامانه ها در دنیا از دهه 60 میلادی و ایام جنگ سرد شروع شده و تا به امروز ادامه یافته اند. آمریکا، اسرائیل و روسیه (شوروی سابق) سه قدرت نظامی هستند که بیشترین سرمایه گذاری ها را در این حوزه انجام داده اند که البته به لحاظ سطح فناوری و تعدد سامانه ها آمریکا با اختلاف زیاد از سایرین پیش است. در کشور ما نیز در سال های اخیر با تحویل گرفتن سامانه پدافندی اس-300 و نیز ساخت سامانه باور-372 توان بسیار محدودی در این حوزه پدافندی ایجاد شده که البته برای رویارویی در یک سناریوی جنگی مطلقا کافی نمی باشد و توجه و سرمایه بیشتری در این حوزه مورد نیاز است.
      اما همانند بخش آفندی که در مورد مفید و یا حتی ضروری بودن قدرت آتش اتمی مباحثی از سوی کارشناسان مطرح شده در بخش پدافندی نیز نظراتی از سوی تعدادی از کارشناسان نظامی مطرح شده است که درخور توجه است.
      در مورد تهدیدات دسته اول سابقه توسعه تسلیحات اتمی برای اجرای عملیات پدافندی در علیه اهدافی که می توان آنها را در این دسته قرارداد وجود دارد، از راکت های غیر هدایت شونده هوا به هوای اتمی، تا موشک های پدافندی دوربرد اتمی همچون سامانه اس-200 در نسخه اصلی (نسخه های صادراتی این سامانه فاقد کلاهک اتمی می باشند). نکته اما اینجاست که شکل و نحوه عملکرد تهدیدات جدید به گونه ای است که این راه حل ها را می توان کاملا منسوخ بر شمرد. حملات امروزه نه توسط اسکادران های انبوه و متراکم جنگنده ها و نه توسط فورمیشنی از بمب افکن های استراتژیک همچون بی-52 برای اجرای عملیات بمباران فرشی، صورت می گیرد. حملات دورایستای امروزی که عمدتا توسط موشک های کروز و هوا سرشی هواپایه صورت می گیرد هرچند به صورت انبوه صورت می گیرد اما عموما از مسیرهای متفاوت و در ارتفاع پست انجام می شود و حتی برخی از این تسلیحات همچون  JASSM  این قابلیت را دارند تا محدوده هدف را دور زده و از پشت سر به سمت آنها حمله ور شوند. پرواز در ارتفاع پست معضل دیگری ست که بکارگیری تسلیحات پدافندی با کلاهک اتمی را بسیار خسارت بار می کند. در مورد بکارگیری تسلیحات اتمی پدافندی در بردهای بسیار دور، برای مثال در سناریویی گروهی از بمب افکن های آمریکایی از پایگاه دیگوگارسیا برخاسته و در محدوده دریای عرب ده ها فروند موشک کروز AGM-158ER را روانه خاک ایران می کنند، در چنین سناریویی در میانه مسیر علاوه بر آنکه مساله مسیرهای پروازی غیر متراکم و متعدد وجود دارد، نکته دیگر آن است که به فرض به قدر کافی دور بردن برد پدافند به نحوی که به یک مبدا حمله به قدر کافی همگرا و متراکم برسیم، در اینجا درواقع شکل دیگری از سناریوی انکار هوا را مطرح کرده ایم، به شکلی که انهدام خود پایگاه دیگوگارسیا که مبدا خیزش بمب افکن های آمریکایی به سمت ایران است، عملی تر، به صرفه تر و با پیچیدگی های فنی و عملیاتی به مراتب کمتری همراه خواهد بود.
       
      ولی در مورد تهدیدات بالستیک و هایپر سونیک از آنجایی که سرعت و ارتفاع پروازی این دسته از تهدیدات عموما زیاد است و سرعت واکنش نسبت به آنها محدود، و نیز سر نسل های متاخر توان مانور دهی این تسلیحات افزایش قابل توجهی داشته، نابودی این تهدیدات نیازمند در اختیار داشتن سامانه های پدافندی با سرعت و دقت بسیار زیاد است به نحوی که بتوانند تخریب لازم را نسبت به هدف اعمال کنند.
       
       

       
       
      نسل اول این سامانه ها که در آمریکا و شوروی سابق توسعه یافتند به جهت ضعف در رسیدن به دقت لازم و توان اعمال تخریب مناسب از کلاهک های اتمی بهره می برند تا با شعاع نابودی[1] و قدرت زیاد از انهدام تهدید اطمینان حاصل کنند. به عنوان نمونه می توان از موشک های ضد بالستیک آمریکایی اسپارتان ویژه درگیری با هدف در ارتفاع بلند با کلاهک اتمی به قدرت 5 کیلوتن و موشک اسپرینت ویژه درگیری در ارتفاع کمتر با کلاهک اتمی با قدرت 1 کیلوتن نام برد که هر دو جزئی از سمانه ضد بالستیک سیف گارد بودند. در روسیه امروزی که میراث دار شوروی سابق است تحول عمده ای نسبت به حوزه جنگ سرد نسبت به تهدیدات بالستیک دوربرد رخ نداده و دفاع ضد بالستیک مسکو کماکان بر عهده سامانه های برجای مانده از دوره جنگ سرد است که عملکردی مشابه موشک اسپراینت دارند و از کلاهک اتمی بهره می برند. در مورد آمریکا اما این کشور با توسعه انبوهی از فناوری های جدید و گران قیمت از موشک های غول پیکر با کلاهک اتمی فاصله گرفته و به سمت استفاده از فناوری هایی چون برخورد مستقیم[2] و سرباره کشنده[3] پیش رفته و آنها را جهت بکار گیری در زمین و دریا و محدوده ارتفاع عملکردی مختلف توسعه داده است. لازم به ذکر است که این سامانه ها هنوز در برابر حملات انبوه در حد یک سناریوی آخر الزمانی خصوصا در مورد موشک های قاره پیما محدودیت هایی را در برابر خود دارند هرچند پیشرفت های عمده و چشم گیری خصوصا در دهه های اخیر رخ داده و توسعه و سرمایه گذاری های بیشتر در دست اقدام است. فناوری Hit to kill و نیز Kill vehicle در بین تمامی کشور های جهان تنها در اختیار آمریکا بوده و رژیم اسرائیل نیز با انتقال فناوری از آمریکا تنها به شکل محدودی از این سطح فناوری ها برخوردار است و دیگر کشورها از اروپای غربی گرفته تا روسیه و چین، چه به لحاظ سطح فناوری چه به لحاظ منابع مالی مورد نیاز برای حرکت در مسیر به دست آوردن چنین فناوری هایی با مشکل رو به رو هستند و فاصله بسیار زیادی با آمریکا در این حوزه دارند. با توجه به این موارد ساخت یک سامانه ضد بالستیک، خصوصا ضد قاره پیما که ابزار عمده اعمال قدرت اتمی دشمنان است که به جای آنکه درگیر فناوری های بسیار پیچیده و گران قیمت همچون Kill vehicle بشود، از کلاهک اتمی در محدوده چند کیلوتن بهره ببرد می تواند راه حلی معقول تر و در دسترس تر باشد.
       
       
      والحمدلله رب العالمین
        *در مورد شهید فخری زاده این عبارت مرتبا تکرار شد. 
      [1] Kill radius
      [2] Hit to kill
      [3] Kill vehicle
    • توسط seyedmohammad
      بسمه تعالی
       
       
      نیاز به CRAM  در سازمان رزم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران
       

       
      مفهوم سامانه های پدافندی برد نزدیک یا CIWS ابتدا برای محافظت از ناوهای نظامی در برابر حملات موشک های کروز شکل گرفت. اولین نسل از این سامانه ها که فالانکس آمریکایی را می توان به عنوان یکی از بهترین و معروف ترین آنها معرفی کرد، از نظر عملکردی بر پایه مقابله با تهدیدات ارتفاع پست در محدوده برد کمتر از 2 کیلومتر طراحی شده بودند، و از نظر پیاده سازی عموما بر پایه سامانه های توپخانه ای نیمه رباتیک نواخت بالا – که استفاده از گاتلینگ برای این منظور عمومیت بیشتری دارد – که به سامانه های کشف و کنترل آتش راداری و اپتیکی مجهز بودند استوار بود. از معروف ترین ادوات توپخانه ای به کار رفته در این سامانه ها می توان به گاتلینگ 20 میلیمتری آمریکایی ولکان که به عنوان توپ بسیاری از جنگنده های آمریکایی نیز استفاده شده است، و توپ گاتلینگ 30 میلیمتری روسی AK630 اشاره کرد که سامانه کمند ایرانی نیز از این توپ روسی بهره می برد. البته نمونه های دیگری نیز در دنیا بر اساس توپ های دیگر ساخته شده است که از جمله آنها می توان به نمونه های مبتنی بر توپ 35 میلیمتری اورلیکن و 40 میلیمتری بوفورس[1] اشاره کرد.
      با ادامه توسعه مفاهیم و نیازهای میدان نبرد دو اتفاق عمده در این حوزه رخ داد. نخست آنکه در کنار سامانه های توپخانه ای و یا حتی به جای سامانه های توپخانه ای از سامانه های موشکی برد کوتاه و اخیرا سامانه های انرژی مستقیم لیزری نیز استفاده شد. مساله دوم این بود که حوزه ماموریتی این سامانه ها از دریا به خشکی نیز گسترش یافت و این گسترش در درجه اول در پی نیاز به دفع تهدیدات برد نزدیک در پایگاه های خط مقدم یا در معرض تهدید بود. اما در خشکی تنها موشک های کروز و بمب های هواپرتاب تهدید این پایگاه ها نبودند. این بار مهمات منحنی زن کالیبر کوچک و متوسط شامل انواع خمپاره ها و توپ ها و نیز راکت های توپخانه ای کوتاه برد نیز به طیف تهدیدات اضافه شده بودند. در مورد راکت ها و موشک های بالستیک اگرچه سامانه های ضد موشکی دیگری نیز همچون پاتریوت پک-2 توان مقابله داشتند، اما اولا این سامانه ها برای هدف قرار دادن راکت هایی چون گراد به صرفه نبودند، دوم انهدام تهدیدات دیگری چون راکت های کوچک 107 میلیمتری و یا گلوله های توپ و خمپاره برای آنها کاری نشدنی بود. خصیصه دیگری که این طیف تهدیدات داشتند این بود که به جهت کوچک و نسباتا ارزان بودند عموما در تعداد بالا شلیک می شدند و سامانه پدافندی در درجه اول باید می توانست این حملات انبوه را به شکل موثر (نسبی) دفع کند، دوم این کار را به صورت مقرون به صرفه انجام دهد. در سال های اخیر می توان طیف دیگری از تهدیدات شامل پهپاد های انتحاری، مهمات هواپایه مینیاتوری و حتی خودرو های انتحاری را به لیست تهدیدات اضافه کرد. اینجا بود که سامانه های CRAM پا به میدان گذاشتند. این سامانه های جدید که عمدتا حاصل بهبود قابلیت های کشف و شناسایی و کنترل آتش سامانه های CIWS توپخانه ای بودند در ادامه علاوه بر مجهز شدن به موشک و سامانه های انرژی مستقیم، پس از عملیاتی شدن در خشکی، به جهت تغییر طیف تهدیدات در دریا و روی ناوهای نظامی نیز مستقر شدند.
       تجربه میدانی آمریکا در مستقر کردن این سامانه ها در پایگاه های خود در عراق نشان داد که آنها توان قابل توجهی در دفع تهدیدات و کاهش سطح خسارات و تلفات دارا هستند، اگر چه در مواردی در برابر شلیک پر تعداد Out number شدند، اما این پایان کار نبود. در اینجا اولا تا همان سطح موجود این سامانه ها حملات را برای مهاجمین دشوار و پر هزینه کرده بودند، دوما به نسبت حجم مهمات شلیک شده میزان خسارات و تلفات را به شکل چشم گیری کاهش داده بودند، به نحوی که در صورت عدم وجود چنین سامانه هایی میزان خسارات و تلفات نیرو های آمریکایی سر به فلک می کشید.
      در ادامه اما روند های دیگری جهت بهبود قابلیت سامانه های فعلی و نیز طراحی سامانه های جدید به نحوی که قابلیت بیشتری برای دفع تهدیدات پر شمار و سوارم داشته باشند پیگیری شده است. استفاده از سامانه های کشف و رهگیری پیشرفته تر و نیز بسط و پیاده سازی مفهوم خشاب عمیق (2) مهم ترین و موثر ترین راهکاری بوده است که در پیش گرفته شده است.
       
       
       
       
      خلا های داخلی، بسط و همپوشانش مفاهیم
       
      در این حوزه در همان شکل کلاسیک مساله که سامانه های  CIWS بودند در نیروهای مسلح ما ضعف وجود دارد، به نحوی که باید اذعان داشت در صورتی که عملیات مانتیس دقیقا به همان شکل و کیفیت چند دهه قبل علیه ناوگان نیروی دریایی اجرا شود، حتی در سال 1400 نیز دقیقا همان نتایج قبل به دست می آید و نیروی دریایی حتی توان نیم ساعت پایداری در میدان نبرد را ندارد، ولی با توجه به گسترش مفاهیم نبرد می توان خلا ها و نیازهای دیگری را نیز در حوزه های دیگر مشاهده کرد و از راهکار توسعه یک سامانه پدافندی برد نزدیک به تمامی آن خلا ها - بر خلاف رویه عمومی موجود در تمامی بخش های نیروهای مسلح، که شامل موازی کاری های پر هزینه، و عملیاتی سازی های ناقص و حتی صرفا نمایشی است - یک پاسخ موثر، انطباق پذیر، مقرون به صرفه و کاملا عملیاتی ارائه کرد.
       
      حوزه های نیاز را می توان به طور کلی در دسته بندی های زیر گروه بندی کرد:
       
      ·        حفاظت از ناوهای نظامی در برابر انواع تهدیدات سطحی و هوایی، از سرعت زیر صوت تا مافوق صوت، خصوصا حملات سوارم.
       شایان ذکر است که در حوزه پدافند دریاپایه این یادداشت صرفا در دفاع برد نزدیک یا به طوردقیق تر " تهدید نزدیک شونده" تمرکز دارد در حالی که در بخش پدافند برد کوتاه (که با برد نزدیک متفاوت است)، و برد متوسط نیز ناوگان موجود چیزی در چنته ندارند.
       
       
       
      ·        حفاظت از پایگاه های خط مقدم و در تیرس دشمن.
       در این بین برخی پایگاه هایی که نسبتا در عمق خاک قرار داشته اما پیش بینی می شود هدف حملات پر تعداد و سوارم قرار گیرند، مانند پایگاه های موشکی و هوایی مهم نیز در این دسته قرار می گیرند.
       
      ·        حفاظت از زیرساخت ها و تاسیسات حیاتی و استراتژیک کشور.
       تجربه حملات خمپاره ای سازمان تروریستی منافقین در قلب تهران و همچنین برخی تهدیدات اخیر رژیم صهیونیستی بر علیه مراکز هسته ای ، تهدیداتی را برجسته میکند. تهدیدات بر علیه مراکز سیاسی و کاملا در تیررس بودن تاسیسات و زیر ساخت های اطراف شهرهای بزرگ و نیز رعایت نشدن اصول پدافند غیر عامل در زیرساخت های استراتژیک که در نواحی مرزی قرار دارند مانند پارس جنوبی، در این دسته قرار می گیرند. . به رغم پهنه ی وسیع جغرافیایی برخی از مهم ترین و استراتژیک ترین تاسیسات کشور در نقاط مرزی (جنوب) واقع هستند نه در "عمق استراتژیک" کشور.بایستی توجه داشت در واقع همیشه و در همه موارد داشتن پهنه ی جغرافیایی وسیع فراهم آورنده ی عمق استراتژیک لازم در همه سطوح نیست. حمله به این تاسیسات نه تنها نیاز به عملیات های پر ریسک عمقی ندارد، بلکه در مواردی مانند تاسیسات پارس جنوبی عدم رعایت اصول پدافند غیر عامل این تاسیسات را به شدت آسیب پذیر ساخته است. از جمله دیگر موارد این دست تاسیسات استراتژیک می توان به پایانه ی نفتی خارک اشاره کرد، با وجود توسعه ترمینال های نفتی جایگزین خارک در طی جنگ و بعد از آن، همچنان خارک اصلی ترین پایانه صادرات نفت خام کشور است و آسیب دیدن آن ضربه سنگینی به صادرات نفت و اقتصاد ملی ایران وارد می سازد. همچنین پارس جنوبی گذشته از تولید 70 درصد گاز کشور، طی سالهای اخیر و برنامه تبدیل سوخت نیروگاه های برق سیکل ترکیبی از مایع به گاز و توسعه نیروگاه های گازی، اصلی ترین تامین کننده سوخت نیروگاه های برق کشور محسوب می شود و اخلال در روند تولید آن به معنای خاموشی وسیع در ایران است. بر خلاف پالایشگاه جم که در جانمایی آن اصول پدافند غیر عامل تا حد زیادی رعایت شده است و با قرار گرفتن در میان رشته کوه ها از تیررس مستقیم آتش دشمن در امان مانده است، اما در مورد تاسیسات پارس جنوبی جانمایی آن به جهت سهولت ترابری تجاری به قیمت آن تمام شده تا دهه ها میلیارد دلار تاسیسات گران قیمت در بی دفاع ترین شکل ممکن جلو تر از ارتفاعاتی که می توانست پناه آنها باشد قرار گیرند و در خط آتش مستقیم ساده ترین حملاتی از سوی ساحل قرار بگیرند که به راحتی می توانند فاجعه آفرین باشند.
       

       
      ·        حفاظت از سامانه های پدافندی برد بلند و برد متوسط
      سامانه های پدافندی برد بلند از جمله گران قیمت ترین و استراتژیک ترین دارایی های پدافند هوایی کشور هستند. علاوه بر این این سامانه های ویژه و گران قیمت در تعداد نسباتا کم در کشور عملیاتی هستند و جایگزینی آنها به سادگی میسر نیست، که همین مورد اهمیت حفاظت از آنها را دوچندان می کند. این سامانه ها در موقعیت جنگی هدف حملات پر تعداد قرار خواهند گرفت و ذخیره موشکی، و محدودیت های مربوط به تعداد درگیری هم زمان با چند هدف این سامانه ها آنها را در برابر حملات انبوه و سوارم آسیب پذیر می سازد و در عین حال نابودی هر یک از آنها گستره وسیعی از آسمان کشور را بی پناه می سازد. همچنین در برابر برخی تهدیدات شلیک موشک های دوربرد گران قیمت اساسا راه حل به صرفه و عاقلانه ای نیست، از این روی نیاز است تا سامانه هایی با برد آتش کمتر، ولی با هزینه آتش کمتر و توان درگیری با اهداف پر تعداد به صورت هم زمان در کنار این سامانه ها قرار داشته باشند. این امر وجود هر دو طیف سامانه های کوتاه برد، و برد نزدیک را در کنار سامانه های برد بلند ضروری می سازد.
       
      ·        حفاظت از خطوط لجستیکی و واحد ها و کاروان های متحرک نظامی به ویژه در زمان پیشروی و اجرای مانور.
      مساله رزم متحرک و لزوم فاصله گرفتن از رزم ایستا، اهمیت یافتن چابکی و قدرت مانور سریع در پهنه میدان نبرد نیاز به سامانه های پدافندی را تقویت می کند که بتوانند با سرعت گسترش یافته و عملیاتی شوند و حتی در حین حرکت توان عملیاتی و اجرای آتش خود را حفظ کنند. در این سناریو بر حسب شرایط مختلف استفاده از سامانه های کوتاه برد، برد نزدیک و یا ترکیبی از هر دوی آنها توصیه می شود.
       
      الزامات طراحی :
       
      با توجه به موارد بالا می توان لیست زیر را به عنوان الزامات طراحی لحاظ نمود: 
       
      ·        متحرک بودن
      ·        طراحی ماجولار و پودمان پذیر
      ·        سرعت استقرار و عملیاتی سازی بالا
      ·        سرعت واکنش زیاد، در حد چند ثانیه
      ·        بهره برداری از انواع سامانه های کشف و رهگیری اکتیو و پسیو
      ·        قابلیت درگیری با تعداد اهداف زیاد (دست کم 8 هدف به صورت هم زمان) که وجود سامانه های برد نزدیک موشکی را در کنار سامانه های توپخانه ای ضروری می سازد
      ·        پوشش آتش و کشف و شناسایی 360 درجه به صورت هم زمان (به لحاظ پیکره بندی الزمات خاص خود را دارد)
      ·        ظرفیت آتش بالا (خشاب عمیق) و بارگذاری مجدد بلوکی
      ·        وزن و ابعاد مناسب
      ·        توان رزم شبکه محور
      ·        مقاومت در برابر اخلال و جنگ الکترونیک
      ·        بهره بردن از مهمات دقیق و موثر
       
       
       
       
        [1] نمونه ای از این توپ روی تعداد محدودی از شناورهای نیروی دریایی قرار دارد که البته از نسخه های قدیمی این سامانه توپخانه ای می باشد و نشانه روی آن به صورت چشمی و توسط خدمه انجام می شود و در عمل از اجرای ماموریت یک سامانه CIWS عاجز است.
      [2]A deep magazine refers to the ability of a system to be fired numerous times before being resupplied. The “deepness” of a magazine will be limited by the number of munitions physically carried by a system or, for directed energy or electronic warfare systems, by the amount of stored energy (e.g., battery power
       
    • توسط Davood
      اواخر دهه ۶۰ و اوايل دهه ۷۰ ميلادي را مي توان نقطه عطف در پيشرفت صنايع موشكي در دنيا دانست زيرا زماني بود كه به تازگي جنگ جهاني تمام شده بود و كشورهاي درگير جنگ جهاني به خوبي ضرورت وجود موشك و جنگ افزارها را درك كرده بودند و با تجربياتي كه به هنگام جنگ كسب كرده بودند توانستند به دنياي جديدي از ساخت سلاح ، موشك و هواپيما قدم بگذارند.
      يكي از اين كشورها كه همواره ابرقدرتي موشكي محسوب مي شد شوروي بود. اتحاد جماهير شوروي با فاصله اي بسيار زياد از رقباي خود در حال پيشرفت بود به خصوص در صنعت هوافضا، ولي اين پيشرفت هنگام فروپاشي اتحاد جماهير شوروي با كمتر از نصف پتانسيل گذشته ادامه يافت.
      البته بايد به اين نكته نيز توجه كنيم كه با وجود چنين فروپاشي، روسيه هنوز هم در صنعت هوافضا از برترين هاست. صنايع موشكي روسيه كه همچون يكي از زيرشاخه هاي صنعت هوافضاست به تبع آن پيشرفت زيادي داشته است. رقابت بسيار جذابي بين كشورهاي روسيه و ايالت متحده آمريكا در زمينه هوافضا وجود دارد كه شايد يكي از دلايل پيشرفت سريع اين صنعت در اين كشورها و فاصله زياد آنها با كشورهاي ديگر همين باشد.
      در ليست موشك هاي روسيه مي توان انواع و اقسام موشك ها را از قبيل موشك هاي هوا به هوا، هوا به زمين، زمين به هوا، بالستيك، اتمي، ضد ماهواره ، ضد كشتي و ضد زيردريايي را ديد. در اين ميان يكي از سري هاي بسيار قوي و با اهميت سري موشك هاي S يا S-300 را مي توان جزو سومين نسل موشك هاي زمين به هوا دانست كه پروژه ساخت و طراحي آن در دهه ۱۹۷۰ شروع شد.
      اين موشك نسبت به موشك هايي كه در زمان هاي قبلش ساخته مي شد خصوصيات متفاوتي داشت. البته تنها در سيستم پرتاب (Launch) آن از سري موشك هاي ۴۸N6 نمونه برداري شده بود كه مي توانست ميان برد يا دوربرد باشد. توسعه و گسترش موشك هاي سري S-300 از سال ۱۹۶۹ آغاز شد كه در آن زمان اين موشك ها به برد ۷۵ كيلومتري رسيده بودند.
      شركت مجرب آلماز (Almaz) مسئوليت طراحي و ساخت را براي نيروهاي زميني و شركت بوكاتف وظيفه طراحي آن را براساس نيازهاي نيروي دريايي روسيه به عهده گرفتند.
      چندي بعد براي به كمال رسيدن اين موشك ها براساس آخرين تكنولوژي هاي راكتي شركت گرونيش (Grunish) نيز به اين جمع پيوست.
      هدف ساخت پروژه، موشكي با برد بالا، سرعت بسيار زياد و قدرت مانوري مطمئن بود. اين موشك بايد كمترين زمان عكس العمل و قابليت استفاده هاي نظامي گوناگون براي حمل كلاهك هاي مختلف و داراي كمترين زمان رسيدن به هدف و نيز قابل اعتماد در زمان پرواز باشد.
      منظور از قابل اعتماد بودن اين است كه هنگام پرواز از ديد رادارها محفوظ باشد و ضد موشك ها نتوانند آن را رديابي كنند،حتي از لحاظ حفاظت اوليه اين موشك ها قرار بود كه در كانتينرهايي جاسازي شوند كه از زمان ساخت در كارخانه به بعد در همان كانتينرها بمانند و حتي سيستم پرتاب آنها نيز در خود كانتينرها تعبيه شود تا بتوانند در كمترين زمان ممكن از هر نقطه اي قابل پرتاب باشند. اين پرتاب به صورت عمودي انجام مي شود. يك لانچر قوي كه مي تواند موشك را تا ارتفاع ۲۰ متري بلند كرده و پرتاب كند. براي اين امر يك جك هيدروليك مدل ۴M330 ساختند كه با سرعت بسيار بالايي اين موشك را آماده پرتاب مي كند.
      S-300P
      يكي از اولين موشك هاي اين سريS-300P است كه به سفارش وزارت دفاع روسیه توليد شد. اين موشك مي تواند كلاهكي را به اندازه ۱۳۳ كيلوگرم با بيشينه برد ۴۷ كيلومتر حمل كند. كمترين برد آن پنج كيلومتر است و مي تواند در ارتفاع ۳۰ متري پرواز كند. سرعتش به سه كيلومتر در ثانيه مي رسد و در ۲۸ ثانيه مي تواند از خود عكس العمل نشان دهد. زمان آماده پرتاب شدنش كمتر از پنج دقيقه است.
      S-300F
      در سال ۱۹۸۴ مدل S-300F ساخته شد. مدل F در اصل موشك متناسب با نيازهاي نيروي دريايي روسيه بود كه از سيستم پرتاب ۵V55RM استفاده مي كند. سرعت آن ۴۶۸۰ كيلومتر در ساعت است و مي تواند كلاهكي به اندازه كلاهك مدل P (۱۳۳ كيلوگرم) ولي با بردي دوبرابر (حدود ۹۰ كيلومتر) را با خود حمل كند. بيشينه سرعت آن ۶۱۲۰ كيلومتر در ساعت و طول خود موشك با كلاهك ۲۵/۷ متر است.كمترين برد آن هفت كيلومتر و سقف پروازش ۲۵هزارمتر است و با سوخت جامد نيروي پيشرانش را تامين مي كند. يك سيستم راداري معروف به ريف روي آن نصب كردند كه مي تواند در يك زمان شش هدف را شناسايي كند و به آنها هجوم برد.
      S-300FM
      مدل S-300FM در سال ۱۹۹۰ ساخته شد كه باز هم مدلي براي نيروي دريايي بود. بسيار مدرن و پيشرفته بود. بيشينه سرعت آن به ۱۰ هزار كيلومتر در ساعت مي رسد، وزن آن ۱۴۸۰ كيلوگرم است و اين تفاوت بيش از هزار كيلوگرمي را مي توان در وضعيت نيروهاي پيشران اين موشك دانست. طول آن ۵/۷ متر، قطرش ۵۲/۰ متر و فاصله دوسر بالچه هاي عقب ۰۳/۱ متر است.
      برد آن ۹۰ كيلومتر است و مي تواند ۱۵۰ كيلوگرم كلاهك را با خود حمل كند. بيشينه سرعتي معادل ۷۵۶۰ كيلومتر در ساعت دارد كه در ارتفاع ۲۵ هزارمتري پرواز مي كند.
      S-300PMU
      مدل ديگر S-300PMU است. اين موشك از لحاظ ظاهري بسيار شبيه مدل FM است حتي وزنش با آن يكي است. طول آن ۹۸/۶ متر، قطرش ۴۵/۰ متر و فاصله دوسر بالش ۰۴/۱ متر است. در ارتفاع ۲۷ هزار متري پرواز مي كند و سوختش از مواد جامد تشكيل مي شود. كمترين بردش پنج كيلومتر و بيشترين برد آن ۹۰ كيلومتر است. مدل بعد در سال ۱۹۹۷ ساخته شد كه در واقع يك نمونه برداري از مدل MU بود. اين موشك MU-2 نام داشت كه از لحاظ اندازه و ابعاد دقيقاً مانند مدل قبلي بود ولي بردش به ميزان ۱۰۵ كيلومتر افزايش يافته بود يعني برد كلي آن به ۱۹۵ كيلومتر رسيد. توانايي حمل آن نيز بيشتر شده است و مي تواند ۱۸۰ كيلوگرم كلاهك را با خود حمل كند. سري ساخت اين موشك ها تا سال اخير ادامه يافت.

      Avia.ir
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.