امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

HRA امروز 3:51 AM
@MR9 سلام - خدا خیرتان دهد default_rose.gif اما بنده هنوز بر عقیده خودم هستم . لجستیک ذیل فرماندهی هستش و نه هم طراز آن .

 

MR9 امروز 3:53 AM

@HRA چرا ، بنده معتقدم که لجستیک همتراز فرماندهی هست ، ( بفرموده اروین رومل در شمال آفریقا ( http://www.military.ir/forums...ndComment&comment=472024

 

MR9 امروز 3:54 AM
@HRA "به اعتقاد وی شجاع ترین مردان بدون سلاح نمی توانند کاری انجام دهند ، ســــــــلاح ها بدون مهمات کاری از دستشان برخوردار نیست . اما در جنگهای مدرن نه از سلاح و نه از مــــهمات کـــــاری ســــــاخته نیست . مگــــر آنکه خودروهایی که بنزین کافی داشته باشند و آنها را در میدان جنگ به گردش در آورد ، اهمیت پیدا می کند. ماهیت و نوع پاسخ های فرمانده لجستیک می تواند اشک هر فرمانده سرسختی را در آورد"

 

MR9 امروز 3:54 AM

@HRA 2- این مساله یعنی ماهیت پاسخ فرمانده لجستیک در جنگهای قرن بیست و یکم ، بخصوص نبردهای ناهمتراز اهمیت صد چندان یافته ، تا جایی که طولانی شدن بقاء سازمان استفاده کننده از چنین تاکتیکهایی ، بدان وابسته است

 

HRA امروز 3:56 AM
@MR9 خوب منم همین رو میگم لجستیک ذیل فرماندهی است البته سازمان فرماندهی - " سرنوشت جنگ بوسیله فرمانده لجستیک"

 

 

MR9 امروز 3:56 AM
@HRA برداشت بنده از این جمله این هست : فرماندهی خوب بدون لجستیک ، وجود خارجی ندارد و بر عکس

 

MR9 امروز 3:58 AM
@HRA فیلد مارشال اروین رومل ( فرمانده سپاه آفریقایی آلمان در جنگ دوم جهانی ) در میان یادداشتهایش به نکته ای اشـــاره کرده اسـت . وی اعتقاد داشت که""""""""""" قبل از اینکه آتشباری شروع شود """""""""" >>>>>>> سرنوشت جنگ بوسیله فرمانده لجستیک تعیین شده است <<<<<<<<<<<<<< او ایـــن درس را از نبرد مشهور العلمین فرا گرفته بود .

 

HRA امروز 4:00 AM
@MR9 سوال : آیا شما تنها با لجستیک می توانید وارد نبرد شوید ؟ بهترین لجستیک را هم داشته باشید باز هم لجستیک تنها بخشی از ماجراست !

 

MR9 امروز 4:00 AM
@HRA قبل از اینکه آتشباری شروع شود = یعنی در مرحله طرح ریزی پلان رزمی ، فرمانده خوب اول باید ماهیت لجستیکش را مشخص کند ، یعنی همه برنامه ریزی با اتکاء به لجستیک جلو می رود . این یعنی هم ردیف بودن این دو تا

 

MR9 امروز 4:01 AM
@HRA اساسا" رزم بدون لجستیک ، معنی پیدا نمی کند ، به عبارت بهتر ، فرماندهی و لجستیک دو تا مفهوم معین اما غیر قابل تفکیک هستند

 

MR9 امروز 4:02 AM
@HRA بله ، لجستیک تنها بخشی از ماجراست .... ولی این کلمه "بخش " معادل 99/99 درصد هست

 

HRA امروز 4:02 AM
@MR9 سوال دیگر ، آیا برنامه ریزی بدون توجه به کیفیت و کمیت نیروی تحت امر امکان پذیر است ؟

 

remo امروز 4:04 AM
@MR9 @HRA اینم هست _ "تجربه ثابت نموده که همیشه افسران جوان به تاکتیک فکر می کنند و افسران باتجربه به آماد و پشتیبانی در رزم" فرمانده نیروی زمینی ارتش _سرتیپ احمد رضا پوردستان همایش اماد و پشتیبانی - اردیبهشت1393_ متاسفانه اینو ما چند تا تابلو کردیم زدیم داخل تیپ شنیدم جمعش کردن ار روی دیوارها ... گفتن شانست پوردستان فرمانده ارتش نشد ....

 

MR9 امروز 4:04 AM
@HRA خیر ، ولی این هم برمی گردد به کیفیت لجستیک ( کیفیت = نوع سلاح ها ، سطح آموزش ، و... /// کمیت ( تعداد پرسنل ، حجم مهمات ، سوخت ، قطعات یدکی ، ارسال به موقع ، و..)

 

MR9 امروز 4:06 AM
@remo میدونید چرا ؟؟؟ چون تفکر افسران جوان تر ، آفندی تر هست در مقایسه با افسران با سن بالاتر ، پرسنل نظامی در سطوح بالا ( با افزایش سن ) ، سطح ریسک پذیری کمتری پیدا می کنند ولی جوان تر ها ، تمایل زیادتری به خطر کردن ( به اصطلاح "تهور" ) دارند

 

HRA امروز 4:07 AM
@MR9 @remo باز هم همه اینها ذیل فرماندهی است . ایجاد همان لجستیک خوب هم ذیل فرماندهی می شود !!؟؟

 

MR9 امروز 4:08 AM
@HRA پایین تر عرض شد ، این دوتا + اطلاعات بر خلاف سایر عناصر ، کنار هم هستند

 

remo امروز 4:08 AM

@HRA البته نظرمن به نظر شما نزدیک تره ....

 

HRA امروز 4:10 AM
@MR9 اجازه بدهید فکر کنیم از صفر می خواهیم شروع کنیم . اولین قدم چیست ؟

 

ahmad1361 امروز 4:12 AM
@HRA بسم الله الرحمن الرحیم........با سلام ، با جنابعالی موافقم فرمانده خوب لجستیک رو برای خودش میسازه ولی لجستیک خوب فرمانده خوب نمیتونه بسازه لزوما ، اینه که فرمانده بالاتره ، با احترام کامل به نظر جناب MR9 عزیز و گرامی

 

HRA امروز 4:15 AM
@ahmad1361 سلام علیکم - بله صحبت سر همین است و اینکه همان لجستیک خوب خود به خود ایجاد نمیشه .

 

MR9 امروز 4:16 AM

@HRA .... این جمله را یکبار دیگر مرور بفرمایید "" فرماندهی خوب بدون لجستیک ، وجود خارجی ندارد و بر عکس"

 

HRA امروز 4:19 AM
@MR9 پس فرمانده خوب لجستیک خوب را ایجاد می کند چرا ؟ چونکه فرمانده خوبی است و لجستیک ذیلش می باشد و این یعنی جسارتا انگار فعلا قرار نیست به نتیجه برسیم - پس برابر تر داریم

 

MR9 امروز 4:22 AM
@HRA دوتا بحث هست ، بحث تقدم و تاخر لجستیک و بحث فرماندهی ... ( چون در سلسله مراتب فرماندهی ، لجستیک خودش فرمانده دارد و این فرمانده مستقیم با فرمانده یگان مرتبط هست ) باید در تفاوتها دقت نظر بیشتری داشه باشیم .... فرماندهی خوب روی سازمان لجستیک در کنار فرمانده خوب یگان اصلی بصورت هم ردیف برای نیل به موفقیت

 

HRA امروز 4:31 AM
@MR9 این یعنی بین لجستیک و سطح بالاتر فرماندهی در فرمانده عملیاتی لجستیک همپوشانی وجود دارد و خود شما هم می فرمایید سلسله مراتب فرماندهی . یگان های عمل کننده هم در ذیل فرماندهی بالاتر هستند که اگر آن فرماندهی سطح بالا را حذف کنیم حرف شما درست است اما نمی شود آن را حذف نمود .

 

MR9 امروز 4:39 AM
@HRA احتمالا متفاوت بودن تحلیل بنده و شما در این هست ..... شما لجستیک را در قالب سلسله مراتب نظامی دارید بررسی می کنید به همین دلیل ان را ذیل فرماندهی می دونید ولی بنده لجستیک را بلحاظ ماهیتی تحلیل کردم بعنوان مکمل یک فرماندهی خوب ... هر دوتا درست هست ولی با نگرشهای متفاوت

 

 

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط nasirirani
      سلام دوستان

      در تصاویر بازدید مقام معظم رهبری و همینطور اخبار مربوط به این بازدید از ساخت ناوشکن آموزشی و عملیاتی به عنوان پروژه ای بسیار مهم که بعدآ به یک ناوشکن نظامی تبدیل خواهد شد اخبار و تصاویری منتشر شد..

      توی این تصویر این ناو با تناژ حدود 5600-5800 تن به نظر میاد...

      به نظر شما این ناو آموزشی می تونه بستر آزمایش انواع سامانه های دفاع نقطه ای ضد موشکی CIWS و نسخه ایرانی تور و اس-300 دریایی باشه!؟

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10104/_DSC1171~0.jpg[/img]
    • توسط Skyhawk
      اژدر والفجر:
       


    • توسط AmirAzad
      زیردریایی سابحات از سری زیردریایی های نوع مرطوب و فوق سبک ، ساخت وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران میباشند که در آن ها غواص در تعامل با آب قرار داشته و برای تنفس از کپسول اکسیژن استفاده میکند. .

       



      سابحات می تواند به راحتی تا نقاط نزدیک دشمن ، عملیات مختلف از جمله گشت شناسایی ،پیاده کردن تکاور ،حمل و نصب مین و هدایت توپخانه را انجام دهد. این زیردریایی سابحات 15 نیز نامیده میشود و در واقع نخستین زیردریاییهای ساخته شده در ایران هستند که ساختشان در سال 2000 اعلام شد . طبق اطلاعات موجود در سطح اینترنت ، کاربرد اصلی این زیردریایی شناسایی و مینگذاری است اما با این وجود گفته میشود این زیردریایی قادر به جابجایی 3 تا 7 غواص نیز میباشد .

       


       
      انواع زیردریایی سابحات



      کوتاه سخن میتوان وظایف این زیردریایی را در گشت شناسایی ، حمل و نصب مین دریایی و چسبان ، جابجایی تکاوران دریایی و هدایت توپخانه خلاصه کرد .

       


       



      پس از ساخت زیردریایی مرطوب سابحات با انجام وظایف نامبرده ، اخباری مبنی بر تولید یک زیردریایی مرطوب دیگر اما با قابلیت های رزمی "شلیک اژدر" در کشورمان شنیده شد . با شرکت این زیردریایی در رژه نیروهای مسلح مشخص گردید که گویا این زیردریایی با دو نفره خدمه خود قادر است یک اژدر سنگین را تا نزدیک شناور دشمن حمل و سپس آنرا به سمت دشمن رها سازد. بنابر برخی اخبار منتشر شده سوئیتهای سوناری قادر به تشخیص این زیردریایی نیستند که این امر بر تواناییهای آن میافزاید .

       


       



      گفته میشود این زیرسطحی دارای تناژ جابجایی 3 تن و طول حدود 7 متر بوده و مانند زیردریایی سابحات میتواند توسط بالگردهایی چون شینوک یا سی کینگ جابجا شوند . همچنین در سال 89 در رزمایش دریایی ولایت ، به تعداد دو فروند زیردریایی سابحات بر روی عرشه ی ناو لاوان مشاهده شده است که در نوع خود بسیار جالب بنظر میرسد . تصویر زیر :

       



      علی ایوحال با توجه به اینکه کشف و شناسایی این زیرسطحی های کوچک خیلی سخت و دشوار بوده و ناوهای کمی به تجهیزات ضد اژدر برای مقابله با اژدرهای شلیک شده مجهز اند ، در عین این موضوع که این زیردریایی ها میتوانند به تعداد در جنگ علیه دشمن استفاده شوند ، در صورت عملیاتی بودن این زیردریایی ها میتوان از آن ها بعنوان سلاح مهلکی برای شکار ناوهای بیگانه نام برد .

      اطلاعات این مطلب مورد تایید نویسنده نمیباشد - یا علی "ع" مدد

      نویسنده : امیر آزاد
    • توسط MR9
      مقدمه  :
      در میانه سال 1394 خورشیدی ، بحثی در استاتوس سابق با محوریت کار بر روی ارتشهای باستان و تاکتیکهای مورداستفاده آنها در انجمن میلیتاری  میان دوستان انجام شد که در این میان ، قول ایجاد یک تاپیک ویژه برای صورتبندی ( فرمیشن/ سازند ) فالانکس / فالانژ به برادر فاضل و دانشمند ، @mostafa_by و دوست گرامی @Arash  داده شد .متاسفانه بدلایلی ، این امر تا امروز صورت نپذیرفت ، ولی علی الحساب ، پس از پیدا شدن یک DVD قدیمی از فایل های بک آپ گرفته شده  ، فایل متن برگردان شده ، پیدا شد که بصورت کاملا" اتفاقی ، با 5600 پست بنده در بزرگترین انجمن نظامی وب فارسی مصادف گردید . با تمام این موارد ، این تاپیک ، نخستین کار در حوزه تاکتیکهای رزمی ارتش های باستان توسط بنده بشمار میرود و بدون هیچ شکی ، نواقص و اشکالات زیادی را بلحاظ فنی خواهد داشت ولی امیدوارم که با مشارکت دوستان ، این مشکلات تصحیح گردد .
       

       
      با این مقدمه کوتاه ، و نقل قولی از پلوتارک ( میانه های سال 100 میلادی )  به سراغ اصل مطلب خواهیم رفت ...
       

       
      به دیوی وحشی می ماند ، هنگامی که با دشمن روبرو می شود و نیزه هایش را برای نبرد ، راست می گیرد 
       
       
      فالانکس یک صورت بندی (فرمیشن/ سازند ) رزمی مسطتیل شکل بشمار می آمد که به شکل متعارف از پیاده نظام سنگین اسلحه مسلح به نیزه ، شمشیر های دسته چوبی ، نیزه بلند و یا جنگ افزارهای شبیه به آن ، سازماندهی شده بود . این اصطلاح بویژه ( و در اصل ) برای توصیف این صورتبندی رزمی در نبردهای یونان باستان مورد استفاده قرار می گرفت ، با این وصف ، نویسندگان این عصر ، این واژه را برای تشریح صورتبندی رزمی هر یگان پیاده نظام ، صرف نظر از ماهیت تجهیزات و تسلیحاتی که در اختیار آنها بود ، بکار می بردند . بعنوان مثال ، آریان (لوسیوس فلاویوس آریان گزنفون ، فیلسوف و مورخ یونانی ) این اصطلاح را برای تشریح نظم موجود در ارتش ایران مورد استفاده قرار می داد . در متون یونانی ، اصطلاح  فالانکس ممکن بود برای گسترش رزمی یک ارتش در میدان نبرد ، برای توصیف شکل راهپیمایی یا رژه یک یگان نظامی  پیاده یا سوار ، برای توصیف شکل استقرار یک واحد نظامی در زمان استقرار دریک موقعیت نظامی و یا تشریح تاکتیکهای واحدهای پیاده نظام/ سواره نظام در جریان یک نبرد ، نیز مورد استفاده قرار بگیرد ، چرا که این واحدها به طور معمول ، به صورت یک واحد نخبه به میدان نبرد اعزام می شدند .
       

       
      پیشینه اصطلاح فالانکس را میتوان از واژه یونانی فالانگوس به معنای " انگشت" مورد بررسی قرار داد .   اگر چه این اصطلاح یک واژه نظامی بسیار قدیمی بشمار می آید ، اما کاربرد خود را تا به امروز همچنان حفظ نموده است . امروزه ، کلید واژه  فالانکس ، اگر چه بعنوان یک تقسیم بندی (مقیاس )نظامی مدرن ، بشمار نمی آید ( بعنوان مثال ، لژیون های رُمی یا معادل معاصرآن در  سیستم نظامی غربی "گردان") اما ، اغلب بعنوان یک صورتبندی کُلی برای شناسایی ماهیت دستجات یگان های ارتشها ، در متون تخصصی ، کاربردهایی برای آن مورد تصور خواهد بود . بنابراین ، یک یگان (واحد) فالانکس ، فاقد  توان رزمی / ترکیب  استاندارد خواهد بود  ، اما می تواند بعنوان یک واحد  مشخص که تعداد مشخصی از عناصر پیاده نظام که یک " تک صورتبندی فالانکس" را بوجود می آورند ، بشمار آیند .
      علاوه براین ، در طول تاریخ نظامی مدّون ، بسیاری از ارتشها ، واحدهای پیاده نظام مسلح به تجهیزاتی نظیر " نیزه بلند" را بعنوان یک یگان نظامی به مانند فالانکس در نظر گرفته و در سازمان رزم خود ، از آن بهره می بردند .  در ادبیات انگلیسی ، این اصطلاح ، بعنوان " گروهی که به شکل ایستاده و نزدیک به هم ، به جلو حرکت می کنند " توصیف شده است .
      با این وصف ، این سطور ، بیشتر بر روی  شکل گیری صورتبندی رزمی فالانکس در یونان باستان ، دنیای هلنیک و سایر واحدهای سیاسی باستانی که تحت تاثیر تمدن های یونان باستان ، قرار داشتند ، متمرکز خواهد بود .  نخستین تصویری که شباهت زیادی به صورتبندی فالانکس داشت ، در یک ستون سنگی متعلق به سومری ها در قرن 25 قبل از میلاد ، شناخته شده است . در این تصویر ، سربازان به نیزه ، کلاهخود و سپرهای بزرگی که تمام بدن آنها را تحت پوشش قرار می داد ، مسلح شده بودند . علاوه بر آن ، واحدهای پیاده نظام مصر باستان نیز در صورتبندی های مشابهی ، سازماندهی و بکارگیری می شدند . از سویی دیگر ، اصطلاح فالانکس را می توان در یادداشتهای هومر ، که نبرد های  هوپلیتها ( پیاده نظام سنگین اسلحه مجهز به کلاهخودهای فلزی  ارتشهای یونان باستان و واحدهای سیاسی مدیترانه شرقی )  را مورد بررسی قرار داده و تشریح نموده ، می توان یافت . به این ترتیب ، هومر ، در اشعارش ، از این اصطلاح برای وجه تمایز قرار دادن میان تاکتیک های مرسوم مبتنی بر صورتبندی های رزمی جمعی از نبردهای انفرادی ، بهره گرفت .
       

       
      مورخان تاریخ نظامی ، تاکنون ، دریک اجماع جالب توجه ، ارتباط میان شکل گیری میان این صورتبندی رزمی یونان با آنچه که هوپلیتها ، آن را بکار می بردند ، وارد نشده اند ، چرا که اصل و پایه این صورتبندی رزمی ، " ایجاد یک دیواره انسانی با استفاده از سپر و نیزه " تقریباً در همه ارتش های  آن زمان ، شناخته شده بود و به همین دلیل ، امکان همگرا بودن تکامل این صورتبندی رزمی در میان تمدن های آن روز جهان ، بسیار بیشتر مورد توجه به نظر می رسد . به شکل سنتی و پذیرفته شده ، مورخین ، تاریخ و منشاء اصلی صورتبندی فالانکس هوپلیتها را از یونان باستان ، بخصوص ، در سده هشتم قبل از میلاد بررسی می نمودند . اما این نظریه در دست تجدید نظر است ، چرا که این احتمال که ریشه اصلی این صورتبندی در قرن هفتم و پس از معرفی aspis ( سپرچوبی بسیار سنگین که در دوره های مختلف توسط ارتشهای یونان باستان  مورد استفاده قرار می گرفت) توسط دولت شهر آرگوس می دانند . بنابراین ، این احتمال این فرضیه که صورتبندی فالانکس توسط این دولت / شهر پدید آمده باشد ، بسیار زیاد بود .
      علاوه براین ، مدارک و شهود بیشتری از جمله نقاشی مشهور Chigi vase به تاریخ سال 650 قبل از میلاد وجود دارد که هوپلیتها را مسلح به سپرهای چوبی سنگین فوق الذکر ، نیزه و پیکربندی زرهی کامل ، به تصویر کشیده است . یکی دیگر از نظریات که ممکن است ، تاریخ دقیق ظهور صورتبندی رزمی فالانکس را تئوریزه کند ، در این ایده خلاصه شده است که برخی از ویژگی های اساسی صورتبندی فالانکس ، از زمان های قدیم تر ، وجود داشته ولی بدلیل عدم وجود فناوری لازم ، مورد توجه قرار نگرفته است .
       

       
      بعنوان مثال ، دو راهبرد اصلی که در ارتش های  نخستین همواره  رعایت می گردید ، اصل " انسجام" و استفاده از سربازان در دستجات بزرگ ، بود. این مساله اثبات می کند که فالانکس یونانی ، ، صرفاً نقطه اوج و تکامل یک ایده جذاب و موثر نظامی بشمار می رفت که به آرامی ، از سالها قبل ، در حال توسعه بود و براثر گسترش فناوری نظامی ، ازجمله ، جنگ افزارها و زره در دولت/ شهرهای مختلف ، فالانکس ، روند تکامل خود را پیمود تا اینکه در نهایت به شکل اصلی و موثر خود ، تبدیل گردید .
       
      بررسی اجمالی :
      صورتبندی فالانکس هوپلیتها ، در دوره کلاسیک یونان باستان ( سال 750 تا 350 قبل از میلاد ) به شکل صفوف به هم فشرده ای از سربازان مسلح از ابتدای سازند تا انتهای آن ، مورد استفاده قرار می گرفت . سربازان در این صورتبندی ، سپرهای خود را به هم قفل کرده و نخستین صف از پیاده نظام سنگین اسلحه ، نیزه های خود را درست در جلوی خود و بسمت دشمن ، می گرفتند . در نتیجه ، صورتبندی فالانکس ، یک دیواره مستحکم متشکل از یک توده ترسناک از نیزه های به هم فشرده را پدید می آورد و شکستن این صفوف به هم فشرده ، در زمان اجرای عملیات آفندی ، به سختی امکان داشت . علاوه بر آن ، استفاده از این صورتبندی ، به فرماندهان این اجازه را می داد که از همه سربازان به شکل فعال ،  منسجم  (نه فقط  سربازان مستقر در خطوط تماس با دشمن ) و در یک زمان مشخص  در نبرد ، استفاده نمایند .
       

       
      درگیری  میان دو یگان با صورتبندی فالانکس ، عمدتاً در زمینهای مسطح (دشت ) صورت می گرفت، چرا که  تجمیع عناصر پیاده نظام و سازماندهی آن ، بسیار آسانتر بشمار می آمد . طبیعتاً توپوگرافی ناهموار و متراکم ، استفاده از این صورتبندی را بسار مشکل می نمود ، چراکه حفظ شکل بندی سربازان به صورت یک خط ثابت و شکستن خط دفاعی حریف با استفاده از فالانکس ، یک عملیات نظامی دشوار محسوب می گردید . در نتیجه ، جنگ میان دولت/ شهرهای یونان باستان ، در هر موقعیتی ، امکان پذیر نبود و درگیری ها ، عمدتاً به نقاط استراتژیک زمین عملیات ، محدود می گردید . در عوض ، برای مرتبه های متعدد ، دو طرف درگیر ، نقاط مناسب برای مانور فالانکس را شناسایی نموده تا درگیری در آن راحتر ، صورت پذیرد و در اغلب موارد ، نبرد میان دو طرف ، با عقب نشینی ایمن (عقب روی در اصلاح نظامی مدرن ) ، پایان می پذیرفت .
      صورتبندی رزمی  فالانکس ، عمدتاً همگام با سایر یگانهای پیاده نظام ، پیشروی می نمود ، ( اگرچه احتمالاً وبا توجه به زره و تجهیزات سنگین ، تفاوت سرعت چندانی وجود نمی داشت ) هر چند این امکان نیز وجود داشت که چند متر آخر برای رسیدن به برد جنگ افزارهای محمول  با سرعت بیشتری طی گردد .
       

       
      شاید یکی از دلایل اصلی این رویکرد واحدهای فوق را بتوان در تاکید فرماندهان میدانی در حفظ صورتبندی دقیق رزمی با هدف بیشترین بهره وری از این یگان ها دانست . در صورتیکه واحد فالانکس ، شکل خودش را در جریان نبرد ویا قبل از آن ، از دست می داد ، در زمان رسیدن به صفوف مقدم دشمن ، کمترین تاثیر را بر روند میدان نبرد ، برجای می گذاشت .با این وجود  ، در صورتی که  فالانکس مورد استفاده هوپلیتها ، از سرعت بیشتری برای اجرای پیشروی در میدان رزم  استفاده می کردند ،  دلیل آن  را می بایست در شتاب آنها برای زودتر رخ دادن درگیری جستجو نمود .
       
      هرودوت (مورخ) می گوید :" ارتش یونان در نبرد ماراتن ، درست در زمانی که  برای اولین بار به دشمن خود یورش بردند ، از صورتبندی فالانکس استفاده نمودند "
       
      با این وصف ، بسیاری از مورخان براین باور هستند که این نوآوری (ایجاد صورتبندی های فالانکس ) در ارتش ایران باستان و با هدف  به حداقل رساندن تلفات ناشی از واحدهای کماندار ارتش امپراتوری پارس ، بوجود آمد .
       
      در آن سوی جبهه ، واحدهای دشمن پس از برخورد با این صورتبندی ، بسیاری از پیاده نظام خود را بعلت مواجهه با نیزه های بلند این واحدها ازدست می دادند ، که این خود موجب درهم شکستن استخوان بندی دشمن می گردید .در مقابل ، شجاعت صفوف اولیه واحدهای فالانکس ، نقطه اتکاء این یگان ها بشمار می آمد ، در حالی که  سایر سربازان مستقر در فرمیشن ، براین سعی بودند که با استفاده از سپرهای سنگین خود ، سربازان مستقر در ردیفهای  مقدم را به جلو برانند .در زمان نبرد ، کل یگان فالانکس ، به شکل مداوم رو به جلو رانده می شد تا سرانجام سازمان رزم  واحد مقابل درهم شکسته شود ، بنابراین ، زمانی که دو صورتبندی با یکدیگر ، وارد جنگ   می شوند ، تلاش دو طرف بیشتر برای هُل دادن هم صرف می شد .
       
       
      پی نوشت : 
      1- ادامه دارد .............
      2- منابع در انتهای مطلب معرفی خواهد شد ...
      3- استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی در انجمن میلیتاری ، براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی " منوط به  ذکر دقیق  منبع است . امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری )  بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند . 
       
      برگردان به پارسی ، اختصاصی برای بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران  ( MILITARY.IR) 
       
                                                                                                                                                             مترجم : MR9
    • توسط 12312333
      آشنايي با جنگنده ميراژ 3

      جنگنده میراژ 3 داسلت میراژ فرانسه


      زمانی که فرانسوی ها از مشتاق ترین و بهترین خلبانان در جنگ جهانی اول بودند,و این علاقه آنها به هوانوردی باعث شد که در زمان صلح به این صنعت توجه بیشتری کنند.این درحالی بود که آنها در زمان جنگ جهانی دوم کشورشان به عنوان یک کشور اشغال شده بود و دربرابرکشورهای دیگر که در این صنعت پیشرفت هایی کرده بودند. اما پس از جنگ آنها درصدد ساخت یک هواپیمای بال دلتایی بودند. آنها به مقصود خود رسیدند وتوانستند که داسلت میراژ 3 و مشتقهایی که ببرگرفته از او بود را بسازند.در نهایت داسلت میراژ 2000 اساسا یک جنگنده کاملا جدیدی بود که در واقع ترکیب عمومی میراژ 3 را داشت اما از لحاظ فنی با میراژ 3 فرق داشت که این خود جای بحث دارد, را بسازند. این الگو گیری از میراژ 3 تا حدی بود که میراژ IV ( میراژ 5) یک بمب افکن بود مثل میراژ 3 با این تفاوت که از آن بزرگتر و بهتر بود.
      خانواده میراژ-3 در خارج از دولت فرانسه رشد کرد.در سال 1952 قرار شد که مطالعات در مورد ساخت یک هواپیمای رهگیر و لایق که توانایی اوج گیری 18000 متر در 6 دقیقه را داشته باشد و همچنین توانایی پرواز با سرعت 1.3 ماخ را در سطوح پایین داشته باشد. این خواسته ها در سال 1953 شروع شد. داسلت به مشخصه های"Mystere-Delta 550" جواب داد. به این هواپیما به عنوان یک هواپیمای تفریحی نگاه میشد! نیروی پیشرانه این جت را 2 موتور توربو جت که توانایی پس سوز هم داشتند. موتور ها بنام MD30 R بودند.هرکدام 9.61 کیلو نیوتن قدرت داشتند. توان موتور ها با فراهم شدن سوخت مایع به 14.7 کیلو نیوتن یا 3300 پوند رسید. این هواپیما بالهای دلتایی ترکیب شده با زاویه 60 درجه داشت
      .
      تصویری از میراژ I

      البته بالهایی دلتایی یک سری محدودیت هایی دارند, هواپیماهای بال دلتایی برای تیک اف می باست که یک مسیر طولانی تری رو طی کنند. چون فلپ ها کار نمی کنند,باعث میشود که عملکرد ها سنگین تر باشد,باعث میشود که سرعت فرود بالا برود و همجنین قدرت مانور پایین بیاید. در ارتفاعات پایین به علت سطح زیاد بالها کوبش ضربات زیاد میشود. اما به هرحال دلتا بالها و ساخت آنها ساده است,به آسانی به سرعت های بالا در مسیر های مستقیم دست پیدا میکنند و به اندازه کافی فضایی برای ذخیره سوخت بوجود می آید . اولین مدل میستر دلتا که بدون پس سوز موتور ویا اینکه موتور راکت نداشت, در 25 ژوئن 1955 پرواز کرد. بعد از مقداری طراحی مجدد و تغییراتی در این هواپیما و نیز تغییراتی در موتور ومحل نصب آن این هواپیما به میراژ 1 تغییر نام پیدا کرد. این مدل صنعنی و اولیه توانایی پرواز با سرعت 1.3 ماخ را در ارتفاع پایین بدون داشتن راکت و سرعت 1.6 ماخ با داشتن راکت رسید.به هر حال اندازه کوچک میراژ1 تسلیحاتش را تنها به داشتن موشک های AAM ( هوا به هوا) محدود کرد.البته قبل از این تصمیم گرفته شد که هواپیما بار جنگی نیز حمل کند. پس از این داسلت تصمیم گرفت که یک گونه بزرگتر از میراژ 1 به نام میراژ 2 را تولید کند. میراژ 2 قرار بود که موتور های Turbomeca Gabizo را داشته باشد,اماهیچ یک از این هواپیما ها ساخته نشد. میراژ 2 خیلی بزرگتر از میراژ 1 بود,این هواپیما 30% سنگینتر از میراز 1 بود. پیشرانه جدیدی داشت که قدرتی برابر 43.2 کیلونیوتن که برابر 9700 پوند بود را داشت. این موتور ها توسط اسنکما ساخته شد و همگی قابلیت پس سوز را داشتند. این موتور شفت محور توربو جت از یک هواپیمای آلمانی که در جنگ جهانی دوم بود ساخته شد. موتور آلمانی ساخت BMW بود. این طرح جدید از جنگنده میراژ 3 نامیده شد. میراژ 3 مثل میراژ 1 یک موتور راکت کمکی SEPR را داشت.
      [/align/]
      مدل اولیه میراژ 3 در 17 نوامبر 1956 سرعت 1.52 ماخ را در هفتمین پروازش بدست آورد. مدل اولیه در آن زمان بوسیله موتور راکت SEPR متناسب شد. ورودی های موتور میراژ 3 طوری متناسب شد که هرگونه اغتشاشات هوای ورودی را برطرف کند,در نهایت در سپتامبر 1957 میراز 3 به سرعت 1.8 ماخ دست پیدا کرد. موفقیت میراژ 3 باعث شد که 10 فروند از آن به عنوان میراژIII A سفارش داده شود.این مدل تقریبا 2 متر بلند تر بودند.الگوی اولیه میراژ های 3 17.3 % وسعت بال بیشتری را بذستآورده بودند و همچنین وتر باله ها به اندازه 4.5 % کاهش داده شد.قدرت موتور در حالت پس سوز به 13230 پوند یا 58.9 کیلونیوتن رسد. موتور راکت SEPR در میراژ 3 باقی ماند و این جنگنده با آیونیک و رادار رهگیر تامسون CSF تجهیز شد. جنگنده میراژ 3 به یک چتر فرود مجهز شد که باعث شد که مسافت فرود کوتاه تر شود.
      اولین میراژ 3 در می 1958 پرواز کرد. این جنگنده به سرعت 2.2 ماخ دست پیدا کرد. میراژ 3 به عنوان اولین هواپیمای جمگی اروپا بود که به سرعت بیشتر از 2 ماخ دست پیدا کرده بود. میراژ 3 با داشتن موتور رولز رویس آون به قدرت 71.1 کیلونیوتن دست پیدا کرد.قدرتی برابر با 16000 پوند! این نمونه که به عنوان نمونه آزمایشی به استرالیا داده شده بود با نام میراژ III O شناخته شد. این مدل در فوریه 1961 پرواز کرد اما طرح جاسازی موتور رولز رویس روی این مدل فسخ شد!
      در فرانسه دو جنگنده میراژ-3 و میراژ-5 هردو با تعداد زیاد تولید شدند و در عین حال در کشور های دیگر نیز زیاد به خدمت گرفته شدند.این دو جنگنده اساسا یکی هستند اما میراژ-5 دارای دماغه بلند تر است.این جنگنده دارای بالهای دلتایی شکل است.دارای یک موتور جت دردرون هواپیما با دو ورودی هوای نیم دایره ایی در کناربالها و یک اگزوز بزرگ در پشت است.بدنه جنگنده باریک و بلند است و کابین خلبان به اضافه یک لوله که نزدیک آن است مثل یک حباب نما میدهد. اولین میراژ3 در سال 1959 پرواز کرد این میراژ به سفارش ارتش فرانسه ساخته شد.

      میراژ3 چندین مدل داشت اولین مدل که به طور رسمی ساخته شد میراژ 3 مدل (سی) بود که در یکم اکتبر 1960 پرواز کرد مدل های (سی)اکثرا مشابه گونه(آ) بودند فقط کمی بلند تر بودند واز لحاظ عملیاتی قویتر.
      میراژ-3 (سی)تک نفره بود ویک جنگنده رهگیر با یک موتورجت قطره پاش (منظورش همون پس سوز-آفتر بارنراست)همچنین شکل اگزوزش هم عوض شده بود.میراژ-3 (سی)با دو توپ 30 میلیمتری در زیر هواپیما مسلح شده بود.میراژ-3 سه نقطه داشت برای حمل موشک های هوا به هوا یکی زیر بدنه و دوتا دیگر در کنار بالها. اما در یک دوم بالها نیز محل نصب تسلیحات وجود داشت.لانچر های کناری میتوانستند که سایدویندر را حمل کنند.
      95 میراژ-3 عملیاتی درژوییه سال 1961 تحویل ارتش فرانسه شد.یک نوع از میراژهم به سویس صادر شد تا با نظارت فرانسه تولید کند وبفروشد.میراژها به اسراییل وآفریقای جنوبی هم صادر شدند.البته یه سری مشخصات آنها تغییر پیدا کرده بود.مثلا میراژهای ارسالی به سویس از نوع (سی-اس)بودند.برای اسراییل با کد (سی-جیی)و برای آفریقای جنوبی با کد (سی-زد) تعیین شدند.
      کاکپیت میراژ-3

      اسراییلی ها در جنگ های هوایی با میراز برای شکار میگ های 17 سوریه در 20 اوت 1963 اول بودند وتوانستند امتیازاتی بگیرند.همچنین شدت شات داون کردن در درگیری ها با انهدام شدید میگ های 21 هولناک تر شد.اسراییلی ها در جنگ 6 روزه در سال 1967 از میراژهایشان به نحو احسن استفاده کردند.به عنوان نمونه در صبح روز 5 ژوئن سال 1967 نیروی هوایی اسراییل با انجام یک عملیات هوایی سنگین توانست وارد مصر و اردن بشود و بعد وارد آسمان سوریه وهواپیماهایشان را روی زمین نابود کند انها توانستند با بمب های فرانسوی باند فرودگاه دیبر را بمباران کنند.
      قیمت ارزان وساده و انعطاف پذیر بودن همچنین دارا بودن بالهای دلتا شکل بر افزودن صادرات میراژ-3 به فرانسه کمک کرد.
      مشخصات میراژ-3
      خدمه:یک نفر
      جنگنده های مشابه:کفیر-میگ 21 فیشبد-آ-4 اسکای هاوک-فانتان آ
      طول بالها:8.22 متر
      طول جنگنده:15.03 متر
      ارتفاع:4.50 متر
      مساحت باله ها:34.80 متر
      وزن خالی:5.2 تن
      ماکزیمم وزن برای تیک-آف:13.7 تن
      پیشرانه:یک موتور ساخت شرکت اسنکما -توربوجت-پس سوز
      ماکزیمم قدرت موتور:13223 پوند
      حداکثر وزن قابل حمل مهمات روی باله ها:393.68 کیلوگرم
      حداکثر سرعت در ارتفاع بالا :2.1 ماخ ودر ارتفاع پایین 1.14 ماخ
      تسلیحات:
      2 توپ 30 میلیمتری-موشک هوا به هوای ماترا (آر-511) و سایدویندر-موشک های آر-550 آر-530- آس-37 ماترا
      همچنین بمب های 450 کیلوگرمی (ایی-یو-3) و بمب اتمی (آ ان-52)
      قابلیت حمل سوخت خارجی:دارد وبه مقدار 2350 کیلوگرم
      کشور های دارنده:
      آرژانتین-برزیل-کلمبیا-مصر-فرانسه-لبنان-لیبی-پاکستان-پرو-آفریقای جنوبی-اسراییل- سویس-زئیر



      منبع:
      www.faqs.org
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.