Recommended Posts

بسم ا...

 

گسیل پدافند هوایی مدرن باور-373 به سوریه/ ایران اجازه زدن بدون هشدار قبلی هواپیماهای اسراییلی را در آسمان سوریه دریافت کرده است

 

 

منابع اطلاعاتی رژیم صهیونیستی می گویند، ارتش روسیه اجازه هدف قرار دادن بدون هشدار قبلی هواپیماهای اسرائیلی را در سرتاسر آسمان سوریه به ایران داده است.

 

10435212_933.jpg

 

سفررییس ستاد کل نیروهای مسلح به سوریه

 

 

  • Like 2
  • Upvote 12

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
24 minutes قبل , MR9 گفت:

 

اگر درست بگم این سفر مال اسفند  97 هست 

https://farsi.iranpress.com/iran-i163209

 

ویرایش شده در توسط arminheidari
  • Like 1
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

اتفاقا برعکس وجود این سامانه تو سوریه باعث میشه نقاط ضعف و قوت این سامانه رو بهتر بشناسیم تا با ارتقا این سامانه ببینیم چطور با مقابله با اف 35 و هواپیماهای دیگر محک بخوره

  • Like 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
10 hours قبل , masy1987 گفت:

اتفاقا برعکس وجود این سامانه تو سوریه باعث میشه نقاط ضعف و قوت این سامانه رو بهتر بشناسیم تا با ارتقا این سامانه ببینیم چطور با مقابله با اف 35 و هواپیماهای دیگر محک بخوره

با سلام.

انتقال این سامانه به سوریه اشتباه هست، اگر بتونه شروع به کار کنه و حتی موفق به شکار پرنده‌های اسرائیلی هم بشه بازم با توجه به ضعف پدافند سوریه (عدم وجود شبکه یکپارچه و پشتیبانی و ...) و نبود سامانه مطمئن ارتفاع پست قطعا مورد هدف واقع میشه و پروپاگاندای بزرگی علیه این سامانه توانا شکل میگیره، عزیزان توجه کنند بحث ضعف باور نیست، حتی اگه اس 400 مدل مورد استفاده خود روس هارو هم بفرستید سوریه، در نهایت هدف قرار میگیره، این سامانه‌ها ثابت هستند و انتقالش به جایی مثل سوریه، با دشمنی مثل اسرائیل اشتباه بزرکیه.

منتها می‌شود سوم خرداد را ارسال کرد چون سامانه تحرک پذیریه و احتمال بقای بیشتری داره، ولی اگه از من بپرسند میگم یک ریل دیگه هم بصورت دکوری به سامانه اضافه بشه تا در صورت هدف قرار گرفتنش بشه ادعا کرد بوک بوده و رزومه منفی برای سامانه نشه، ما اول راه پدافند هستیم و نباید بازار رو برای آینده در نظر نگیریم.

  • Like 1
  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

به نظر من اشتباه در این وضعیت اگر بهترین سامانه های پدافندی دنیا رو تو سوریه بزاری راحت مورد هدف قرار میگیرند چون نه پدافند یک پارچه ای دارن نه جنگنده های رهگیر که مکمل پدافند و دفاع هواییه

  • Like 2
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

اصولا انتقال هرگونه پدافندی به سوریه (بماند که پدافند خودش ده ها حلقه داره) بدون مهیا کردن اتش آفندی و تهاجمی کار صحیح و کاملی نیست. رژیم صهیونیستی مشخصا با توجه به هم مرز بودن و همچنین جغرافیای نامناسب سوریه و استفاده بسیار آسان از مرزهای هوایی چندین کشور دیگه از جمله لبنان و اردن و عراق و همچنین تکیه بر پشتیبانی هوایی آمریکا در تنف و شمال سوریه و خلا ایجاد شده توسط تروریستها در بخش هایی از سوریه و از همه مهمتر استفاده از پناه پرنده های نظامی آمریکا و غیرنظامی کشورهای همسایه که توان تامین امنیت آسمانشون را ندارند کاملا مسلط هست بر منطقه ی نبرد و ابزارها هم که نیاز به گفتن نداره. اگر با جنگنده نتونه پدافندی را مورد هجوم قرار بده از پهپاد و کروز تا موشک بالستیک کوتاه برد و حتی خرابکاری و توسل به تروریستها و نفوذیها براش مهیا است.

 

همکاری نظامی و استقرار پدافند تنها در صورت تامین سطح قابل قبولی از بازدارندگی و هزینه ( در صورت هدف قرار دادن تجهیزات و مکان های معین ) قابل اجراست به شکل موثر. باید هوشمند و محتاط و چندگانه عمل کرد در سوریه.

ویرایش شده در توسط alala
  • Like 2
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

وقتی حریفت نیروی هوای قدر اسرائیله، اعزام بهترین ساماه پدافندی بدون در نظر گرفتن دیگر مهره های دفاعی چندان عاقلانه به نظر نمیاد چون اگه در مقابله با اف 15 یا اف 35 اسرائیلی یا حتی پهپادهای دشمن دچار شکست یه طرفه بشه، کارنامه استفاده گسترده و حتی صادرات اون بسته میشه.

  • Like 1
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
4 hours قبل , alala گفت:

اصولا انتقال هرگونه پدافندی به سوریه (بماند که پدافند خودش ده ها حلقه داره) بدون مهیا کردن اتش آفندی و تهاجمی کار صحیح و کاملی نیست. رژیم صهیونیستی مشخصا با توجه به هم مرز بودن و همچنین جغرافیای نامناسب سوریه و استفاده بسیار آسان از مرزهای هوایی چندین کشور دیگه از جمله لبنان و اردن و عراق و همچنین تکیه بر پشتیبانی هوایی آمریکا در تنف و شمال سوریه و خلا ایجاد شده توسط تروریستها در بخش هایی از سوریه و از همه مهمتر استفاده از پناه پرنده های نظامی آمریکا و غیرنظامی کشورهای همسایه که توان تامین امنیت آسمانشون را ندارند کاملا مسلط هست بر منطقه ی نبرد و ابزارها هم که نیاز به گفتن نداره. اگر با جنگنده نتونه پدافندی را مورد هجوم قرار بده از پهپاد و کروز تا موشک بالستیک کوتاه برد و حتی خرابکاری و توسل به تروریستها و نفوذیها براش مهیا است.

همکاری نظامی و استقرار پدافند تنها در صورت تامین سطح قابل قبولی از بازدارندگی و هزینه ( در صورت هدف قرار دادن تجهیزات و مکان های معین ) قابل اجراست به شکل موثر. باید هوشمند و محتاط و چندگانه عمل کرد در سوریه.

 

بسم ا...

 

بهمن سال 94

 

بر 29 بهمن 1394 در 22:47 , MR9 گفت:

با سلام 

اون جنگ یک جنگ نبود... بیشتر شبیه یک بازی بود تا یک جنگ...

بر خلاف فرموده شما ، بنده جنگ 1991 را یک  بازی محسوب نمی کنم  ( نکته جالب اینجاست که جناب  محسن رضایی هم عقیده ای مثل شما دارند ) 

این جنگ تقابل دو تفکر در سطح استراتژی ، تاکتیک و فناوری و به قول آلوین تافلر ، تقابل یک ارتش موج دومی با ارتشی که تازه وارد موج سوم نیردها شده بود ، بشمار می رفت . تقابل یک تقکر ایستا با تفکری که اصل اساسی خودش را بر مبنای ضربه به عمق دفاع دشمن ، که مرحله نخست آن نابودی شبکه دفاع هوایی آن بود ، گذاشته بود . 

بدون تعارف ، اگر ما هم چنین تفکری داشته باشیم ، باید منتظر عواقب آن هم باشیم 

همین الان ، تحلیل گران DIA ، بین 2 تا 4 هزار هدف را در پهنای خاک جمهوری اسلامی ایران مشخص کردند . این یعنی 15 برابر اهداف جنگ در افغانستان و 9 برابر اهداف در عراق سال 2003 و 11 برابر اهداف در جنگ سال 1991 . 

پس وجود یا عدم وجود یک سامانه دفاع هوایی به روز ، کاملاً حس می شود . 

 

 حیاتی بودن یک عنصر در مبحث علوم استراتژیک تعریف داره... این موضوع رو میشه با طبقه بندی اطلاعات فوق سری هم قیاس دونست... وقتی اطلاعات فوق سری و یا یک شاهرگ حیاتی در کشور از بین بره و یا وجود نداشته باشه باید فاتحه کشور رو خوند و یا اسیب تخمین زده شده رو خیلی عظیم براورد کرد

 

عدم وجود این سامانه  یا گونه بومی آن ، یعنی وجود یک گپ یا شکاف گسترده در شبکه دفاع هوایی . دقیقاً به مانند شکاف موجود در شبکه دفاع هوایی ما در جنگ بارعراق که از ساقط کردن فاکس بتها و توپولفهای عراقی که برای بمباران تهران و اصفهان و .... تشریف می آوردند ، کاملاً عاجز بودند .  

 

مثال خوبش هم ساقط کردن فاکس بت عراقی مهاجم به اصفهان که با یک تیر گاید لاین به زیر کشیده شد 

 

ایا اس 300 برای ایران یک رگ حیاتی هست...یعنی الان که نیست ما شاهرگ های حیاتیمون رو از دست دادیم!؟...

البته نظر جنابعالی کاملاً محترم و ارزشمند هست ، اما بنده معتقدم شکاف موجود باید با این سامانه  یا نمونه داخلی اش پر شود . حالا چون بدلایل مختلف نهان و آشکار ، فعلاً از باور373 خبری نیست ، برای مقابله با تهدیدهایی که در نزدیکی ما قرار دارند ، خرید و ورود آنها ضروری هست . چون حتی با ورود آنها ، عملیاتی شدن و اتصال آنها به شبکه یکپارچه دفاع هوایی زمان خواهد برد . 

 

یک مقاله از مشرق در خصوص قدرت احتمالی اس 300 در مقالبه با امریکا

در حقیقت ، باید مرجع معتبرتری نسبت به این مقاله مشرق وجود داشته باشد . بدلیل اینکه مشخصاً دوستانی که این مقالات را تهیه می کنند ، ممکن هست بعضی از حقایق را نادیده بگیرند 

 

امیدواریم که اگرچنین کاری را قصد دارند انجام بدند ، قبلش خوب فکر کرده باشند 

  • Like 1
  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

باید برنامه کلی رو دید که چطور هست، حدس این گام ها میتونه اینطور باشه

گام اول : تعمیر و ارتقا پدافند فعلی 

گام دوم: یکپارچه سازی پدافند و ساختن  مقرهای کنترل و فرماندهی برای مدیریت صحنه نبرد (ایا سیستم زمینی اجرا کرده اند؟)

گام سوم: استفاده از سیستم های پسیو و موشک های مستقل برای شلیک نیمه کور 

گام چهارم: بردن تجهیزات ضد جنگ الکترونیک برای مقابله با حملات الکترونیکی دشمن

گام پنجم: بردن پدافند به ابوکمال و گسترش از آن نقطه ( مشکل اینجاست که آمریکایی ها هم درگیر ماجرا می شوند و با زور هم جلو میان وتقریبا این بخش سخته و در آینده نزدیک بعید است)

 

بیشترین درگیری با ترک ها خواهد بود تا اسرائیل 

برای مقابله با اسرائیل باید سوریه یکپارچگی اش را حفظ کند، راهکار خروج تروریست ها از ادلب ، بعد اتحاد کردها، و اخراج امریکایی ها هست و بعد میشه با اسرائیل سرشاخ واقعی شد 

خب در نبردهای قبلی دیدیم که نبرد ادلب را ترک ها از طریق حملات هوایی و پهپادی متوقف کردند و جلوی سقوط شهر را گرفتند

اگر قوه هوایی از ترک ها گرفته شود، و سقوط ادلب را ببینیم، چه خواهد شد، آزادی ادلب مقدمه اخراج آمریکایی ها هست

 

چیزی که در سوریه سبب نابودی پدافند شده است 

اول عدم یکپارچگی و عدم تبحر اپراتورها هست 

دوم قدرت بالای اسرائیل در جمینگ و سید 

 

برای ارتقا پدافند سوریه گام اول آموزش مجدد اپراتورها هست

و گام دوم ارتقا سامانه ها با تجهیزات جنگ الکترونیک خودمان، هم سیستم فعلی آنها جواب میده و هم سیستم های جنگ الکترونیک ما و نیروهای ما تحت ازمایش قرار می گیرند

هم اکنون, shirazz گفت:

 

شما باید نقش روسیه در کشور سوریه هم ارزیابی کنید که بتوانید به یک تحلیل منطقی برسید

همینطور نقش اس 300 ها و بی اعتنایی روس ها به حملات اسرائیل.

 

این تصویر وضع بشار اسد به خوبی نشان میدهد. این دیدار 4 روز بعد از ترور سردار شهید سلیمانی انجام شده.

 

-دیدار در محل استقرار نیروهای روس در دمشق نه کاخ ریاست جمهوری

- محل قرارگیری وزیر دفاع سوریه!

- قاب پوتین در پس زمینه تصویر

normal_assad.jpg

 

 

-چند روز قبل از سفر پوتین به اسرائیل بعد مدت ها پایگاه T4 دوباره مورد هجوم قرار گرفت.

باور دارم مث دفعات قبلی موقع حمل محموله ها که مشخصه چطور منتقل میشوند در همان فرودگاه (بقول بقیه) تجهیزات ارسالی در همان رمپ فرودگاه بمباران میشوند

 

این دست روایت ها رو بخوانید، سوریه پر از جاسوس و نفوذی هست.

روایت های سردار شهید همدانی:


با این کشور هزار تکه باید بر روی واقعیت های موجود تحلیل ارائه داد.

مخصوصا بشار اسد کمتر از 1سال دیگه فرصت دارد. (طبق نقل و قول از خودش و انتخابات2021) البته اگر تا آن زمان ورق برنگردد!

پس لایه های متفاوت رو جداگانه باید بررسی کنیم 

- لایه نفوذ و جاسوس ها

- لایه توانمندی فنی پدافند 

- لایه نفوذ روس ها 

 

در مورد لایه نفوذ و جاسوس ها کار مدام اطلاعاتی خیلی میتونه تاثیر بذاره تا 80 درصد

در مورد توانمندی هم گام ها رو گفتم

در مورد نفوذ روس ها، نیاز به برگ برنده قوی هست که روس ها رو از مانع تراشی باز دارد

 

برگ برنده بخشیش در داخل کشور ماست و حل مشکلات اقتصادی و امنیتی 

بخشیش در حملات به آمریکایی ها و اسرائیلی ها هست، حملات در محل هایی که انتظار ندارن، مثل دیگو گارسیا یا زدن اهداف امریکایی در سوریه

متاسفانه درگیری اجتناب ناپذیر هست 

  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
11 minutes قبل , arminheidari گفت:

باید برنامه کلی رو دید که چطور هست، حدس این گام ها میتونه اینطور باشه

 

معماری شبکه پدافند هوایی

 

 

11~17.jpg

  • Like 1
  • Upvote 11

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

به نظر من اینکه مستقیم باور یا هر سامانه پدافندی رو وارد سوریه کنیم زود ستش میشن هدف اسرائیل خیلی زیر ساخت تو سوریه نیاز هست برای این مهم 

  • Like 2
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
16 minutes قبل , MR9 گفت:

 

معماری شبکه پدافند هوایی

 

5 minutes قبل , ldmdff گفت:

به نظر من اینکه مستقیم باور یا هر سامانه پدافندی رو وارد سوریه کنیم زود ستش میشن هدف اسرائیل خیلی زیر ساخت تو سوریه نیاز هست برای این مهم 

 

اینجا نباید بصورت کلاسیک سیستم پدافند رو توسعه داد

بلکه باید بصورت هوشمند و باتوجه به مدل 80 20 توسعه داد

انجام کارهایی که با 20 درصد انرژی موجب 80 درصد جواب می شوند 

 

این حالت پیشنهادی هست که با کمترین هزینه و برخورد توان ما وارد شود و بتواند بهترین جواب را بگیرد 

31 minutes قبل , arminheidari گفت:

گام اول : تعمیر و ارتقا پدافند فعلی 

گام دوم: یکپارچه سازی پدافند و ساختن  مقرهای کنترل و فرماندهی برای مدیریت صحنه نبرد (ایا سیستم زمینی اجرا کرده اند؟)

گام سوم: استفاده از سیستم های پسیو و موشک های مستقل برای شلیک نیمه کور 

گام چهارم: بردن تجهیزات ضد جنگ الکترونیک برای مقابله با حملات الکترونیکی دشمن

گام پنجم: بردن پدافند به ابوکمال و گسترش از آن نقطه ( مشکل اینجاست که آمریکایی ها هم درگیر ماجرا می شوند و با زور هم جلو میان وتقریبا این بخش سخته و در آینده نزدیک بعید است)

 

  • Like 1
  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
هم اکنون, arminheidari گفت:

اینجا نباید بصورت کلاسیک سیستم پدافند رو توسعه داد

 

گرفتاری اینجاست که هر کدوم از عوامل موجود در چارت را قصد داشته باشیم حذف کنیم ، کل شبکه دچار مشکل میشود ، یعنی برای تحلیل جامع نیاز هست که کل شبکه پیاده بشود

  • Like 2
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
5 minutes قبل , arminheidari گفت:

 

 

اینجا نباید بصورت کلاسیک سیستم پدافند رو توسعه داد

بلکه باید بصورت هوشمند و باتوجه به مدل 80 20 توسعه داد

انجام کارهایی که با 20 درصد انرژی موجب 80 درصد جواب می شوند 

 

این حالت پیشنهادی هست که با کمترین هزینه و برخورد توان ما وارد شود و بتواند بهترین جواب را بگیرد 

 

اولویت باید تو شناسایی تهدید باشه سیستم راداری از فرا افق گرفته تا کوچکترین اجزا با توجه به تهدید موجود باید آسمان لبنان و اسرائیل رو پوشش بدیم چون مسیر حمله معمولن از این مسیر رد میشه و سیستم موشکی باید زمانی وارد بشه که توانایی شناسایی خوبی پیدا کردیم در زمان باید به نوسازی و بهسازی سیستم های موجود بپردازیمو اینم باید مد نظر داشت که هر سیستم پدافندی به یک هدف در سوریه تبدیل میشه و بمبهای سرشی و شلیک کن و فراموش کن در اولویت تهدیدها هستن

  • Like 1
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
15 minutes قبل , MR9 گفت:

 

گرفتاری اینجاست که هر کدوم از عوامل موجود در چارت را قصد داشته باشیم حذف کنیم ، کل شبکه دچار مشکل میشود ، یعنی برای تحلیل جامع نیاز هست که کل شبکه پیاده بشود

 

6 minutes قبل , ldmdff گفت:

اولویت باید تو شناسایی تهدید باشه سیستم راداری از فرا افق گرفته تا کوچکترین اجزا با توجه به تهدید موجود باید آسمان لبنان و اسرائیل رو پوشش بدیم چون مسیر حمله معمولن از این مسیر رد میشه و سیستم موشکی باید زمانی وارد بشه که توانایی شناسایی خوبی پیدا کردیم در زمان باید به نوسازی و بهسازی سیستم های موجود بپردازیمو اینم باید مد نظر داشت که هر سیستم پدافندی به یک هدف در سوریه تبدیل میشه و بمبهای سرشی و شلیک کن و فراموش کن در اولویت تهدیدها هستن

 

باید هدف گذاری رو فاز به فاز انجام داد و اگرنه میشه سنگ بزرگ علامت نزدن

در مدیریت عنوانی وجود دارد به نام مدیریت تغییر (البته بیشتر شنیدم تا خواندن) که مربوط به همین شرایط هست (موضوع خوبی برای کار هست چون محیط نظامی ما اینگونه مدیریت و برنامه ریزی رو میطلبه)

 

چارت شما هدف والا و نهایی هست ولی نیمشه همه را یه جا داشت، چون میشه سیبل برا زدن

برای همین اولین گام رو گذاشتم تعمیر و ارتقا سیستم های فعلی به همراه آموزش پرسنل

در این گام واحدهای از رده خارج زنده میشن و تواناییشان بالا میره 

 

گام دوم که اندکی بعد و شاید همزمان با گام اول باید دنبال بشه یکپارچه کردن سیستم ها و فرماندهی هست که تحلیل ها و بررسی صحنه نبرد، آسمان سوریه، لبنان و اسرائیل رو مدام بررسی و پردازش میکنه 

 

گام سوم و چهارم هم شاخ شدن با قدرت فناوری اسرائیل یعنی جنگ الکترونیک هست 

این روش هم بصورت نرم افزاری و هم بصورت سخت افزاری باید پیگیری بشه یعنی حتی لازم هست آواکس های اسرائیلی در آسمان سرزمین های اشغالی زده شوند و هدف در مبدا کور شود 

در این مورد اضافه شدن سیستم های پسیو و موشک های شلیک کور مهم میشه 

 

-------------

فرض کنید شما مسئول پیاده سازی پدافند در سوریه هستید

چکار می کنید؟ برنامه ریزی برای پیاده کردن پدافند چطور است؟

 

ویرایش شده در توسط arminheidari
  • Like 2
  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط Sorena_Noshad
      به نام ایزد توانا

      در این تاپیک عکس های هواپیمای ترابری C-130 نیروی هوایی ارتش ارسال خواهد شد فقط قبل از اون یه نکته:
      [/color]
      از گذاشتن عکس از بیرون از گالری سایت خودداری کنید و اگر عکسی دارید و اکانت گالری ندارید در پی ام برای بنده ارسال کنید.

      از همه دوستان هم دعوت میکنم در تکمیل تاپیک منو یاری کنن.










































      ادامه دارد...





      با تشکر

      تاپیک به صورت مهم پست شده و به بخش گالری نیروی هوایی منتقل شد.

      ALI
    • توسط seyedmohammad
      بسمه تعالی
       
       
      نیاز به CRAM  در سازمان رزم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران
       

       
      مفهوم سامانه های پدافندی برد نزدیک یا CIWS ابتدا برای محافظت از ناوهای نظامی در برابر حملات موشک های کروز شکل گرفت. اولین نسل از این سامانه ها که فالانکس آمریکایی را می توان به عنوان یکی از بهترین و معروف ترین آنها معرفی کرد، از نظر عملکردی بر پایه مقابله با تهدیدات ارتفاع پست در محدوده برد کمتر از 2 کیلومتر طراحی شده بودند، و از نظر پیاده سازی عموما بر پایه سامانه های توپخانه ای نیمه رباتیک نواخت بالا – که استفاده از گاتلینگ برای این منظور عمومیت بیشتری دارد – که به سامانه های کشف و کنترل آتش راداری و اپتیکی مجهز بودند استوار بود. از معروف ترین ادوات توپخانه ای به کار رفته در این سامانه ها می توان به گاتلینگ 20 میلیمتری آمریکایی ولکان که به عنوان توپ بسیاری از جنگنده های آمریکایی نیز استفاده شده است، و توپ گاتلینگ 30 میلیمتری روسی AK630 اشاره کرد که سامانه کمند ایرانی نیز از این توپ روسی بهره می برد. البته نمونه های دیگری نیز در دنیا بر اساس توپ های دیگر ساخته شده است که از جمله آنها می توان به نمونه های مبتنی بر توپ 35 میلیمتری اورلیکن و 40 میلیمتری بوفورس[1] اشاره کرد.
      با ادامه توسعه مفاهیم و نیازهای میدان نبرد دو اتفاق عمده در این حوزه رخ داد. نخست آنکه در کنار سامانه های توپخانه ای و یا حتی به جای سامانه های توپخانه ای از سامانه های موشکی برد کوتاه و اخیرا سامانه های انرژی مستقیم لیزری نیز استفاده شد. مساله دوم این بود که حوزه ماموریتی این سامانه ها از دریا به خشکی نیز گسترش یافت و این گسترش در درجه اول در پی نیاز به دفع تهدیدات برد نزدیک در پایگاه های خط مقدم یا در معرض تهدید بود. اما در خشکی تنها موشک های کروز و بمب های هواپرتاب تهدید این پایگاه ها نبودند. این بار مهمات منحنی زن کالیبر کوچک و متوسط شامل انواع خمپاره ها و توپ ها و نیز راکت های توپخانه ای کوتاه برد نیز به طیف تهدیدات اضافه شده بودند. در مورد راکت ها و موشک های بالستیک اگرچه سامانه های ضد موشکی دیگری نیز همچون پاتریوت پک-2 توان مقابله داشتند، اما اولا این سامانه ها برای هدف قرار دادن راکت هایی چون گراد به صرفه نبودند، دوم انهدام تهدیدات دیگری چون راکت های کوچک 107 میلیمتری و یا گلوله های توپ و خمپاره برای آنها کاری نشدنی بود. خصیصه دیگری که این طیف تهدیدات داشتند این بود که به جهت کوچک و نسباتا ارزان بودند عموما در تعداد بالا شلیک می شدند و سامانه پدافندی در درجه اول باید می توانست این حملات انبوه را به شکل موثر (نسبی) دفع کند، دوم این کار را به صورت مقرون به صرفه انجام دهد. در سال های اخیر می توان طیف دیگری از تهدیدات شامل پهپاد های انتحاری، مهمات هواپایه مینیاتوری و حتی خودرو های انتحاری را به لیست تهدیدات اضافه کرد. اینجا بود که سامانه های CRAM پا به میدان گذاشتند. این سامانه های جدید که عمدتا حاصل بهبود قابلیت های کشف و شناسایی و کنترل آتش سامانه های CIWS توپخانه ای بودند در ادامه علاوه بر مجهز شدن به موشک و سامانه های انرژی مستقیم، پس از عملیاتی شدن در خشکی، به جهت تغییر طیف تهدیدات در دریا و روی ناوهای نظامی نیز مستقر شدند.
       تجربه میدانی آمریکا در مستقر کردن این سامانه ها در پایگاه های خود در عراق نشان داد که آنها توان قابل توجهی در دفع تهدیدات و کاهش سطح خسارات و تلفات دارا هستند، اگر چه در مواردی در برابر شلیک پر تعداد Out number شدند، اما این پایان کار نبود. در اینجا اولا تا همان سطح موجود این سامانه ها حملات را برای مهاجمین دشوار و پر هزینه کرده بودند، دوما به نسبت حجم مهمات شلیک شده میزان خسارات و تلفات را به شکل چشم گیری کاهش داده بودند، به نحوی که در صورت عدم وجود چنین سامانه هایی میزان خسارات و تلفات نیرو های آمریکایی سر به فلک می کشید.
      در ادامه اما روند های دیگری جهت بهبود قابلیت سامانه های فعلی و نیز طراحی سامانه های جدید به نحوی که قابلیت بیشتری برای دفع تهدیدات پر شمار و سوارم داشته باشند پیگیری شده است. استفاده از سامانه های کشف و رهگیری پیشرفته تر و نیز بسط و پیاده سازی مفهوم خشاب عمیق (2) مهم ترین و موثر ترین راهکاری بوده است که در پیش گرفته شده است.
       
       
       
       
      خلا های داخلی، بسط و همپوشانش مفاهیم
       
      در این حوزه در همان شکل کلاسیک مساله که سامانه های  CIWS بودند در نیروهای مسلح ما ضعف وجود دارد، به نحوی که باید اذعان داشت در صورتی که عملیات مانتیس دقیقا به همان شکل و کیفیت چند دهه قبل علیه ناوگان نیروی دریایی اجرا شود، حتی در سال 1400 نیز دقیقا همان نتایج قبل به دست می آید و نیروی دریایی حتی توان نیم ساعت پایداری در میدان نبرد را ندارد، ولی با توجه به گسترش مفاهیم نبرد می توان خلا ها و نیازهای دیگری را نیز در حوزه های دیگر مشاهده کرد و از راهکار توسعه یک سامانه پدافندی برد نزدیک به تمامی آن خلا ها - بر خلاف رویه عمومی موجود در تمامی بخش های نیروهای مسلح، که شامل موازی کاری های پر هزینه، و عملیاتی سازی های ناقص و حتی صرفا نمایشی است - یک پاسخ موثر، انطباق پذیر، مقرون به صرفه و کاملا عملیاتی ارائه کرد.
       
      حوزه های نیاز را می توان به طور کلی در دسته بندی های زیر گروه بندی کرد:
       
      ·        حفاظت از ناوهای نظامی در برابر انواع تهدیدات سطحی و هوایی، از سرعت زیر صوت تا مافوق صوت، خصوصا حملات سوارم.
       شایان ذکر است که در حوزه پدافند دریاپایه این یادداشت صرفا در دفاع برد نزدیک یا به طوردقیق تر " تهدید نزدیک شونده" تمرکز دارد در حالی که در بخش پدافند برد کوتاه (که با برد نزدیک متفاوت است)، و برد متوسط نیز ناوگان موجود چیزی در چنته ندارند.
       
       
       
      ·        حفاظت از پایگاه های خط مقدم و در تیرس دشمن.
       در این بین برخی پایگاه هایی که نسبتا در عمق خاک قرار داشته اما پیش بینی می شود هدف حملات پر تعداد و سوارم قرار گیرند، مانند پایگاه های موشکی و هوایی مهم نیز در این دسته قرار می گیرند.
       
      ·        حفاظت از زیرساخت ها و تاسیسات حیاتی و استراتژیک کشور.
       تجربه حملات خمپاره ای سازمان تروریستی منافقین در قلب تهران و همچنین برخی تهدیدات اخیر رژیم صهیونیستی بر علیه مراکز هسته ای ، تهدیداتی را برجسته میکند. تهدیدات بر علیه مراکز سیاسی و کاملا در تیررس بودن تاسیسات و زیر ساخت های اطراف شهرهای بزرگ و نیز رعایت نشدن اصول پدافند غیر عامل در زیرساخت های استراتژیک که در نواحی مرزی قرار دارند مانند پارس جنوبی، در این دسته قرار می گیرند. . به رغم پهنه ی وسیع جغرافیایی برخی از مهم ترین و استراتژیک ترین تاسیسات کشور در نقاط مرزی (جنوب) واقع هستند نه در "عمق استراتژیک" کشور.بایستی توجه داشت در واقع همیشه و در همه موارد داشتن پهنه ی جغرافیایی وسیع فراهم آورنده ی عمق استراتژیک لازم در همه سطوح نیست. حمله به این تاسیسات نه تنها نیاز به عملیات های پر ریسک عمقی ندارد، بلکه در مواردی مانند تاسیسات پارس جنوبی عدم رعایت اصول پدافند غیر عامل این تاسیسات را به شدت آسیب پذیر ساخته است. از جمله دیگر موارد این دست تاسیسات استراتژیک می توان به پایانه ی نفتی خارک اشاره کرد، با وجود توسعه ترمینال های نفتی جایگزین خارک در طی جنگ و بعد از آن، همچنان خارک اصلی ترین پایانه صادرات نفت خام کشور است و آسیب دیدن آن ضربه سنگینی به صادرات نفت و اقتصاد ملی ایران وارد می سازد. همچنین پارس جنوبی گذشته از تولید 70 درصد گاز کشور، طی سالهای اخیر و برنامه تبدیل سوخت نیروگاه های برق سیکل ترکیبی از مایع به گاز و توسعه نیروگاه های گازی، اصلی ترین تامین کننده سوخت نیروگاه های برق کشور محسوب می شود و اخلال در روند تولید آن به معنای خاموشی وسیع در ایران است. بر خلاف پالایشگاه جم که در جانمایی آن اصول پدافند غیر عامل تا حد زیادی رعایت شده است و با قرار گرفتن در میان رشته کوه ها از تیررس مستقیم آتش دشمن در امان مانده است، اما در مورد تاسیسات پارس جنوبی جانمایی آن به جهت سهولت ترابری تجاری به قیمت آن تمام شده تا دهه ها میلیارد دلار تاسیسات گران قیمت در بی دفاع ترین شکل ممکن جلو تر از ارتفاعاتی که می توانست پناه آنها باشد قرار گیرند و در خط آتش مستقیم ساده ترین حملاتی از سوی ساحل قرار بگیرند که به راحتی می توانند فاجعه آفرین باشند.
       

       
      ·        حفاظت از سامانه های پدافندی برد بلند و برد متوسط
      سامانه های پدافندی برد بلند از جمله گران قیمت ترین و استراتژیک ترین دارایی های پدافند هوایی کشور هستند. علاوه بر این این سامانه های ویژه و گران قیمت در تعداد نسباتا کم در کشور عملیاتی هستند و جایگزینی آنها به سادگی میسر نیست، که همین مورد اهمیت حفاظت از آنها را دوچندان می کند. این سامانه ها در موقعیت جنگی هدف حملات پر تعداد قرار خواهند گرفت و ذخیره موشکی، و محدودیت های مربوط به تعداد درگیری هم زمان با چند هدف این سامانه ها آنها را در برابر حملات انبوه و سوارم آسیب پذیر می سازد و در عین حال نابودی هر یک از آنها گستره وسیعی از آسمان کشور را بی پناه می سازد. همچنین در برابر برخی تهدیدات شلیک موشک های دوربرد گران قیمت اساسا راه حل به صرفه و عاقلانه ای نیست، از این روی نیاز است تا سامانه هایی با برد آتش کمتر، ولی با هزینه آتش کمتر و توان درگیری با اهداف پر تعداد به صورت هم زمان در کنار این سامانه ها قرار داشته باشند. این امر وجود هر دو طیف سامانه های کوتاه برد، و برد نزدیک را در کنار سامانه های برد بلند ضروری می سازد.
       
      ·        حفاظت از خطوط لجستیکی و واحد ها و کاروان های متحرک نظامی به ویژه در زمان پیشروی و اجرای مانور.
      مساله رزم متحرک و لزوم فاصله گرفتن از رزم ایستا، اهمیت یافتن چابکی و قدرت مانور سریع در پهنه میدان نبرد نیاز به سامانه های پدافندی را تقویت می کند که بتوانند با سرعت گسترش یافته و عملیاتی شوند و حتی در حین حرکت توان عملیاتی و اجرای آتش خود را حفظ کنند. در این سناریو بر حسب شرایط مختلف استفاده از سامانه های کوتاه برد، برد نزدیک و یا ترکیبی از هر دوی آنها توصیه می شود.
       
      الزامات طراحی :
       
      با توجه به موارد بالا می توان لیست زیر را به عنوان الزامات طراحی لحاظ نمود: 
       
      ·        متحرک بودن
      ·        طراحی ماجولار و پودمان پذیر
      ·        سرعت استقرار و عملیاتی سازی بالا
      ·        سرعت واکنش زیاد، در حد چند ثانیه
      ·        بهره برداری از انواع سامانه های کشف و رهگیری اکتیو و پسیو
      ·        قابلیت درگیری با تعداد اهداف زیاد (دست کم 8 هدف به صورت هم زمان) که وجود سامانه های برد نزدیک موشکی را در کنار سامانه های توپخانه ای ضروری می سازد
      ·        پوشش آتش و کشف و شناسایی 360 درجه به صورت هم زمان (به لحاظ پیکره بندی الزمات خاص خود را دارد)
      ·        ظرفیت آتش بالا (خشاب عمیق) و بارگذاری مجدد بلوکی
      ·        وزن و ابعاد مناسب
      ·        توان رزم شبکه محور
      ·        مقاومت در برابر اخلال و جنگ الکترونیک
      ·        بهره بردن از مهمات دقیق و موثر
       
       
       
       
        [1] نمونه ای از این توپ روی تعداد محدودی از شناورهای نیروی دریایی قرار دارد که البته از نسخه های قدیمی این سامانه توپخانه ای می باشد و نشانه روی آن به صورت چشمی و توسط خدمه انجام می شود و در عمل از اجرای ماموریت یک سامانه CIWS عاجز است.
      [2]A deep magazine refers to the ability of a system to be fired numerous times before being resupplied. The “deepness” of a magazine will be limited by the number of munitions physically carried by a system or, for directed energy or electronic warfare systems, by the amount of stored energy (e.g., battery power
       
    • توسط Phantom3
      موشکDelilah یک موشک الکترو اپتیکال می باشد که در اسرائیل و توسط صنایع نظامی این رژیم (IMI) به منظور هدف قرار دادن اهداف متحرک و غیر متحرک ساخته شده است.موشک Delilah نام سری موشک های گوناگون اسرائیل می باشد که توسط IMI ساخته شده اند.این موشک در اصل به عنوان یک تله هوایی ساخته شده بود، اما در دهه 1990 نوع تهاجمی و ضربتی از این موشک عرضه شد که توسط F-16 ها و F-4E های آپگرید شده ، که نقش جنگنده های هجومی را ایفا می کردند ، استفاده می شد.نوع ضد رادار این موشک از نوع هواپرتاب می باشد. این گونه از نیمه دهه 60 میلادی وارد خدمت شد. وظیفه این نمونه یافتن سایت های راداری در هنگامی بود که این رادار ها در حال کار بودند و با این کار آنها را یافته و نابود می کرد.

      Delilah-1
      این گونه از نوع هواپرتاب می باشد و در رده موشک های کروز قرار می گیرد . این موشک دارای یک موتور توربو جت بود و این موتور توربوجت به آن این امکان را می داد تا با درنگ کردن درست به خوبی هدف قرار دادن اهداف متحرک ، اهداف با استتار بسیار خوب را نیز مورد هدف قرار دهد.که این ویژگی این موشک را به یک موشک ایده آل برای نابودی سایت های سام تبدیل کرده است.این موشک دارای بردی برابر 150 کیلومتر است و توانایی نابود اهداف ، چه دریایی و چه زمینی را دارد.هدایت خودکار به کار رفته درآن به خوبی سیستم های هدایتی INS/GPS می باشد که به موشک امکان انجام ماموریت های خود اتکا را می دهد.این موشک توانایی تطبیق با سرهای جنگی گوناگون را دارد و نیز می تواند توسط بسیاری از هواگرد ها حمل شود.این موشک توانایی شلیک از هواگردها ، بالگردها یا لانچر های زمینی را دارد. اندازه جمع و جور این موشک به آن این امکان را می دهد که توسط بالگردهای سیکورسکی UH-60A و SH-60B حمل شود.این موشک سر جنگی کوچک ولی موثر حمل می کند که به آن امکان هدف قرار دادن و نابودی اهداف با کمترین خطر را می دهد.این موشک نخستین بار توسط اسرائیل در جولای و آگوست 2006 ، یعنی درجنگ با لبنان، استفاده شد.این موشک در این جنگ توسط F-16D پرتاب می شد.



       
       
       
      Delilah-2
      این موشک با سرمایه گزاری چین درحال توسعه و ساخت توسط اسرائیل می باشد .این موشک از موتور Bet Shemesh Sorek 4 استفاده می کند که تراستی معادل 800 پوند ایجاد می کند. این ویژگی به موشک این امکان را می دهد که برد بیشتر و سر جنگی بزرگتری داشته باشد.




      Delilah-GL
      این موشک یک موشک زمین پرتاب می باشد که در اصل نوع تغییر یافته موشک کروز Delilah است و بردی معادل 250 کیلومتر دارد که ممکن است برد واقعی آن نباشد ، یعنی امکان دارد این موشک بردی بیش از 300 کیلومتر داشته باشد .
      این موشک با سر انفجاری متعارف 30 کیلوگرمی مسلح می شود اما توانایی حمل انواع دیگری را نیز دارد. این موشک توسط GPS هدایت می شود و توانایی گشت در منطقه جنگی را قبل از تایید هدف دارد.

      مترجم :Phantom3
      استفاده از این مطلب تنها با ذکر نام مترجم و لینک به سایت Military.ir مجاز می باشد.
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.