امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

20 hours قبل , MR9 گفت:

بازیگر مرکزی ( جمهوری اسلامی ایران )

بازیگر مرکزی؟؟؟؟ ایران؟؟؟؟ بابا ول کن حاجی.... ما توپ جمع کن هم نیستیم چه برسه به یار ذخیره ....چه برسه ایکه توی بازی باشیم.... چه برسه اینکه  کاپیتان باشیم  

  • Like 1
  • Upvote 4
  • Downvote 8

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
4 minutes قبل , RezaKiani گفت:

بازیگر مرکزی؟؟؟؟ ایران؟؟؟؟ بابا ول کن حاجی.... ما توپ جمع کن هم نیستیم چه برسه به یار ذخیره ....چه برسه ایکه توی بازی باشیم.... چه برسه اینکه  کاپیتان باشیم  

 

البته خود جناب MR9 پاسخگو خواهند بود اما شما بهتره به جای اسپم کردن بیایید و منطق تحلیل را نقد کنید اگر هم می خواهید اسپم کنید بروزرسانی موجود است  

20 hours قبل , MR9 گفت:

در این خصوص ، ماجرای مورد بحث را می توان در در قدم نخست ، بر اساس تقابل میان ایران و اسراییل برای شکل دهی به یک نظام منطقه ای جدید در جنوب غرب آسیا ( خاورمیانه )  مورد تحلیل قرار داد . در حوزه دانش ژئوپلیتیک ، مفهوم منطقه ، بنا بر تعریف  کانتوری و اشپیگل ، دربرگیرنده تعدادی از کشورهاست که بلحاظ جغرافیایی به هم نزدیک هستند  و در حوزه سیاست خارجی ، کنش و واکنشی میان آنها برقرار است  . به اعتقاد این دسته از اندیشمندان ، یک منطقه ژئوپلیتک ، سه شاخصه بسیار مهم  استثنایی بودن ، وجود کنش و واکنش متقابل و انباشت منابع را از خود نشان می دهد .

 

با این وصف ، هر منطقه ژئوپلیتیک ، می بایست از یک نظام منطقه ای ( چهارچوبی برای تبیین رقابتها ، همکاری ها و تضادها )  برخوردار باشد . این نظام منطقه ای ، با عواملی نظیر موقعیت خاص جغرافیایی ، عوامل مختلف سیاسی ، ایدئولوژیکی و امنیتی ، پیوند های تاریخی ، قومی و زبانی قابل شناسایی و تحلیل است که در آن ،  هر واحد سیاسی تلاش می کند تا با متمرکز کردن تمامی  منابع خود ، این نظام معین را به محیطی مطلوب برای تامین منافع ملی خود در سه سطح کوتاه مدت ، میان مدت و بلند مدت ، تبدیل نماید . در این ارتباط ، می توان به این مساله اشاره نمود که ساختار سازمانی این نظام منطقه ای ، از دو بخش  برونی و درونی برخوردار است که اولی ، به ماهیت ارتباط آن با نظام مسلط تر و دومی که در خصوص ایران و اسراییل مصداق بیشتری دارد ، به ساختار روابط درون منطقه ای مرتبط می گردد .  درواقع ، ساختار روابط درون منطقه ای ، الگویی است که ارتباط بین بخش مرکزی و پیرامونی را تبیین می نماید

...

...

 

  • Like 1
  • Upvote 9

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
30 minutes قبل , HRA گفت:

البته خود جناب MR9 پاسخگو خواهند بود اما شما بهتره به جای اسپم کردن بیایید و منطق تحلیل را نقد کنید اگر هم می خواهید اسپم کنید بروزرسانی موجود است

من توی مقدمه این که به این مطلب ترجمه شده اضافه شده است منطقی ندیدم که قصد تحلیل اون رو داشته باشم..... اصولا اگر مردم کشوری که سردرمداران سیاسی ش به خاطر لج و لج بازی 6 ماه هست  نتوانستند وزیر برای مهمترین وزارت خونه ش معرفی بکنند خودشون رو بازیگر مرکزی منطقه بدونند چند جور میشه درباره شون قضاوت کرد

الف یا این ملت منطقه نمی دونند چیه

ب یا این ملت بازیگر نمی دونند چیه

ج یا این مردم توهم زده ان

د یا این مردم خودشیفته ن 

ه ترکیبی از عوامل بالا

  • Upvote 3
  • Downvote 8

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
1 hour قبل , RezaKiani گفت:

من توی مقدمه این که به این مطلب ترجمه شده اضافه شده است منطقی ندیدم که قصد تحلیل اون رو داشته باشم..... اصولا اگر مردم کشوری که سردرمداران سیاسی ش به خاطر لج و لج بازی 6 ماه هست 

...

 

 البته اگر کمی احترام آن بزرگواری را که زحمت انتخاب و ترجمه و تالیف مطلب را کشیده اند را نگاه دارید در واقع شخصیت خود را نشان داده اید . 

بعد هم بنده به شما حق می دهم که رقابت های باندی ، طائفه ای ، سیاسی و بعضا بنیادین گروه های مختلف را (فارق از درستی یا غلط بودنشان) با منطق نابالغ خودتان به سطح لج بازی های کودکانه تقلیل دهید . وقتی شما هنوز نمی دانید که بعضی از مولفه های بازیگری منفک از نظام حکومتی می باشد دیگر چه بحثی می توان داشت ! 

...

  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
21 hours قبل , HRA گفت:

بعد هم بنده به شما حق می دهم که رقابت های باندی ، طائفه ای ، سیاسی و بعضا بنیادین گروه های مختلف را (فارق از درستی یا غلط بودنشان) با منطق نابالغ خودتان به سطح لج بازی های کودکانه تقلیل دهید . وقتی شما هنوز نمی دانید که بعضی از مولفه های بازیگری منفک از نظام حکومتی می باشد دیگر چه بحثی می توان داشت

در کدوم یک از کشمکشهای منطقه ای ایران حرف اول و آخحر رو توی 40 سال گذاشته زده که شما فکر می کنید ما در مرکز قدرت منطقه هستیم؟ درگیریهای افغانستان در زمان رژیم کمونیستی؟ بعد از سقوط ژنرال نجیب؟ درگیریهای بین ارمنستان و آذربایجان؟ نشستهای مربوط به حقوق ایران در دریا خزر؟ درگیری بین حماس و فتح؟ درگیری های اعراب و اسرائیل؟ توی کدومش اومدن از ایران اصلا نظر خواستن؟ برادر شما شاید تعریف قدرت رو ندونید ولی تعریف ش اینه :  قدرت به توانایی میگن ک به شما این اختیار رو بده تا اون چیزی رو که می خوای به دیگران تحمیل کنی یا وادارشون بکنی اون چیزی رو  که شما دوست دارید انجام بدن یا ندن؟ با این تعریف ما  جور قدرت مرکزی هستیم؟ 

  • Like 1
  • Upvote 6
  • Downvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
3 hours قبل , RezaKiani گفت:

در کدوم یک از کشمکشهای منطقه ای ایران حرف اول و آخحر رو توی 40 سال گذاشته زده که شما فکر می کنید ما در مرکز قدرت منطقه هستیم؟ درگیریهای افغانستان در زمان رژیم کمونیستی؟ بعد از سقوط ژنرال نجیب؟ درگیریهای بین ارمنستان و آذربایجان؟ نشستهای مربوط به حقوق ایران در دریا خزر؟ درگیری بین حماس و فتح؟ درگیری های اعراب و اسرائیل؟ توی کدومش اومدن از ایران اصلا نظر خواستن؟ برادر شما شاید تعریف قدرت رو ندونید ولی تعریف ش اینه :  قدرت به توانایی میگن ک به شما این اختیار رو بده تا اون چیزی رو که می خوای به دیگران تحمیل کنی یا وادارشون بکنی اون چیزی رو  که شما دوست دارید انجام بدن یا ندن؟ با این تعریف ما  جور قدرت مرکزی هستیم؟ 

 

وقتی گفته می شود ذهن نابالغ یعنی همین نگاه کوتاه بین صفر و یکی !!

اول شما بفرمایید که در تمام این مواردی  که فرمودید چه کسی حرف آخر را زده است !؟ 

 

درباره قدرت هم ، از اولین پست های بنده در این انجمن درباره همین موضوع بوده است (و هنوز هم جای کار بسیاری دارد و ...) :

 

 

البته اگر همین مطلب استاد ارجمندمان جناب @MR9 را خوب مطالعه می فرمودید به نظرم اینگونه ساده اندیشانه به این مسائل نگاه نمی کردید اما انگار شما می خوانید بر اساس پیش زمینه فکری دلخواهتان !!

  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

سیاست خارجی نظام و مجموعه عوامل سمت ما در واکنش و تغییر مسیر جریانات و اتفاقات خوب بودند. ولی قدرت جریان سازی و مسیر پردازی درست رو ندارن که البته وسیله و ضروریاتشو ندارن بجز منطق اشتباه.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
5 hours قبل , aminf14 گفت:

سیاست خارجی نظام و مجموعه عوامل سمت ما در واکنش و تغییر مسیر جریانات و اتفاقات خوب بودند. ولی قدرت جریان سازی و مسیر پردازی درست رو ندارن که البته وسیله و ضروریاتشو ندارن بجز منطق اشتباه.

 

مگر چندتا مسیر، چندتا علت اصلی و چندتا راه حل وجود داره؟!

 

 

ما چند تا کج فهمی جهانبینانه داریم؛

 

- استقلال رو معادل ایزولاسیون گرفتیم.

- حاکم و حکومت رو قادر مطلق و موظف در نظر گرفتیم.

- باور همیشگی به وجود یک راه خوب قطعی داریم.

- هیچ تناقضی نباید وجود داشته باشه.

و ...

 

 

از دید بنده اگر سیستمی کارش خیلی درست بود و تونست بسیار موفق باشه باید بسرعت نابودش کرد، دلایل مفصلی داره ...

  • Like 1
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بر 5 مهر 1399 در 21:37 , MR9 گفت:

که می بایست به طرفداری از تهران ، جنگهای منطقه ای را دنبال نموده  و با استفاده از اهرم های اقتصادی ، بتدریج قدرت ایران را در این منطقه  تثبیت کند ، قابل تعریف است . در واقع ،  علاقه تهران برای دنبال نمودن جاه طلبی های برنامه ریزی شده  ، تمایل این کشور برای ایجاد یک عمق استراتژیک  (strategic depth)  در حوزه ژئواستراتژیک آسیای جنوب غربی  به منظور خنثی سازی تلاش های ایالات متحده برای تضعیف و سرنگونی  حاکمیت قابل تفسیر است .

 

این بخش هم به نظرم بخاطر رویکرد جغرافیایی شما به مسئله در حالی که مسئله بخش کوچکی در حوزه راهبرد و جغرافیای سیاسی دارد.

عمق استراتژیک با این روش بدست نمیاد. شما از سمت تهران به بحران منطقه رفتید، باید از سمت بحران به تهران میرفتید.

بعبارتی گروه ها و افراد بسیار بسیار زیادی در منطقه هستند که بقاشون منوط به حمایت یک نیروی خارجی هست و اگر بدستش نیارن توسط عوامل بسیاری نابود خواهند شد. بنابراین تهران در حال پاسخگویی به یک سری مطالبات مردمی در منطقه است.

برای مثال:

اگر ایران از شیعیان حمایت نکند، توسط تندروهای مذهبی سلفی قتل عام خواهند شد.

اگر ایران این نیروها را مستقل و تبدیل نیروهای متکی به خود نکند، توان حمایت دایمی نخواهد داشت.

 

از دو پیش فرض فوق به این نتیجه میرسیم:

که دو نیرو یکی  از سمت تهران و یکی از سمت مردم منطقه به یک نقطه مرجع در حال سوق دادن یکدیگر هستند.

محل تلاقی این دو نیرو در نقطه مرجع معادلات راهبردی جهان اسلام که روایت کلان منطقه است خواهد بود.

 

وقتی تهدیدات رو طبقه بندی کنید، 

 

تهدید اول فقر و بیکاری و ..

دوم حکام ستمگر داخلی ..

سوم گروه های تندرو داخلی ..

چهارم کشورهای تهدید کننده ..

پنجم تهدیدات کلان جهان اسلام ..

 

محل های تلاقی بین این 5 عنصر فوق پیوسته در رفت و آمد است...

 

بنابراین عمق استراتژیک مفهومی جانبی و محصول این تعامل است.

 

 

کلیتش در یک کلام؛

 

اونی که تهران نشسته در راس امور این تصمیمات ولی امر مسلمین، بخصوص شیعیانه و براشون در صورت لزوم باید تصمیم بگیره، جئوپلوتیست یا استراتژیست نیست.

  • Upvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
15 hours قبل , HRA گفت:

وقتی گفته می شود ذهن نابالغ یعنی همین نگاه کوتاه بین صفر و یکی !!

اول شما بفرمایید که در تمام این مواردی  که فرمودید چه کسی حرف آخر را زده است

من هنوز متوجه ایرادات شما نمیشم.... حرف من واضح هست... این  پست تشکیل شده از دو قسمت.... قسمت دوم یه مقاله ترجمه شده است  که من فعلا اصلا باهاش کاری ندارم.... قسمت اول هم مقدمه ای است که توسط مترجم بر اون مقاله ترجمه شده اضافه شده و خلاصه اش این هست که ایران قدرت مرکزی منطقه (لابد خاورمیانه) است و غیره.... من هم خدمت شما و بقیه دوستان عرض می کنم که (فارغ از اینکه این اصطلاح قدرت مرکزی اصلا چی هست و در قاموس جغرافیای سیاسی جای دارد یا خیر؟) ایران با هیچ تعریفی حتی یک قدرت منطقه ای متعارف هم نیست.....

حالا اگر شما مخالف من هستید موارد زیر را با ذکر 4-5 مثال تاریخی روشن بفرمایید چون همون طور که ذکر کردید بنده ساده دل و ساده اندیش هستم و اصولا تا مثال نزنیدچیزی حالی م نمیشه: 

1- آیا ایران یک قدرت منطقه ای است؟ بر اساس کدوم مولفه؟ لطفا فاکتورهای کمی ارائه کنید... منظورم عدد و رقم هست

2- آیا رهبران سیاسی یا نظامی ایران می تونند بدون واهمه از دستگیر شدن توسط اینترپل یا کشته شدن توسط  پهپادهای متخاصم به تمامی کشورهای دوست و نزدیک در منطقه مسافرت بکنند؟

3- اگر فرضا یه کشور متخاصم بخوادش با  پهپاد یه رهبر نظامی یا سیاسی ایران رو ترور بکنه ایران می تونه جلوگیری بکنه؟

4- ایران می تونه اگر ائتلافی بر خلاف مصالح ملی  و منطقه ایش شکل بگیره اون رو به هم بزنه یا دست کم چار انفعال بکنه؟

5- آیا ایران توانایی این رو داره  که بین کشورهای درگیر در منطقه میانجیگری بکنه  و اونها رو  به پای میز مذاکره بکشونه؟

6- آیا ایران توی 40 سال اخیر یه کنفرانس صلح راه انداخته که هدف ش آشتی دادن طرفهای درگیر در کشورهایی باشه که در اونها جنگ داخلی یا درگیری بین گروه های سیاسی وجود داشته؟

7- آیا ایران تونسته یه ائتلاف منطقه ای بوجود بیاره و رهبری مطلق اون رو به دست بگیره؟

8- ایا ایران در منطقه سلطه اقتصادی داره؟

9 آیا ایران اگر بخواد ایدئولوژی خودش رو در کشورهای منطقه تبلیغ بکنه بهش فرصت داده می شه؟

10- آیا ایران در منطقه سلطه فرهنگی داره؟ ما تونستیم فرهنگون رو به دیگر کشورهای منطقه صادر بکنیم؟

11- اگر شریان های اقتصادی ایران بسته بشه ما قدرت اون رو داریم که کشوری رو که شریانهای اقتصادی ما رو بسته باهاش مقابله به مثل بکنیم؟

12- آیا ایران قدرت اون رو داره که هم آغازگر و هم  پایان دهنده ی یک جنگ واقعی (توتال وار) بشه؟ منظورم البته نه جنگهای نیابتیه

 

  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
15 hours قبل , worior گفت:

 

 

اونی که تهران نشسته در راس امور این تصمیمات ولی امر مسلمین، بخصوص شیعیانه و براشون در صورت لزوم باید تصمیم بگیره، جئوپلوتیست یا استراتژیست نیست.

بسم ا... 

 

حالا این موردی که ذکر کردید ، نظر نویسنده است و باید دید انتهای این مقاله را این شخص مورد نظر چه شکلی تمام می کند ولی ذات دانش ژئوپلیتیک در گستره فضا-مکان هست و عنصر مرکزی تشکیل دهنده این گستره ، انسان ها ( یا بطور خاص همون تصمیم گیرها / تصمیم سازهای حاکمیتی ) هست . بطور طبیعی هیچ تضاد و مخالفتی بین این دو موردی که فرمودید مشاهده نمیشود . ذات تصمیمات سیاسی ، در گستره مکان اتفاق می افتد و بطور همزمان ، همه تصمیمات سیاسی ، ماهیت جغرافیایی دارند ( در اینجا جغرافیای ایران و جهان اسلام ) .. البته این بحث مستقیم برمی گیرد به فلسفه جغرافیا و پشت سرآن ، دو مسیر جغرافیای سیاسی و بعبارت درست تر ، سیاست جغرافیایی  ( که این هم برای خودش داستان جداگانه ای هست )  

22 hours قبل , HRA گفت:

درباره قدرت هم ، از اولین پست های بنده در این انجمن درباره همین موضوع بوده است (و هنوز هم جای کار بسیاری دارد و ...) :

 

 

مشکل ذهن های مهندسی این هست که هرگز نمی توانند از دایره بسته ای که برای انها ایجاد شده بیرون بیایند . تعریف که جغرافیای سیاسی از قدرت دارد ، بلحاظ ماهیت  پیچیدگی بسیار بیشتری نسبت به تعاریف ان  در سایر  دانش ها دارد و فرصت تشریح کامل ان نیست ولی در بطور خلاصه ، ما در تعریف قدرت ، در کنار فناوری ، مفاهیمی مثل شجاعت و تهور ملی ، در کنار منابع مالی و سرمایه ای ، منابع انسانی را در جایگاه خودش تعریف می کنیم (در حوزه منابع ملی ) . ضمن اینکه در حوزه ( کارکردها و اقدام ملی ) ما در کنار ظرفیتهای زیربنایی و زیرساختی (در هر کیفیتی ) تضییقات و تنگناهای خارجی و در کنار آنها هم ظرفیتهای اندیشه ای و نظری هم در نظر می گیریم و درنهایت اینکه  به شکل خاص ظرفیت نظامی را جداگانه تعریف می کنیم و ان را معادل منابع استراتژیک + ظرفیت تبدیل و تغییر ( که این هم برای خودش قصه مفصلی هست و یک بخش هایی از ان را الان شما در صنعت دفاعی با همه انتقادات به ان ، می بینید ) قرار می دهیم. 

 

مصداقهای این موارد را هم ذهن منصف ( و نه ذهن هایی که نسبت به روند پیش داوری دارند )  می رود دنبالش برای بررسی  ...

  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بر 7 مهر 1399 در 18:33 , worior گفت:

 

مگر چندتا مسیر، چندتا علت اصلی و چندتا راه حل وجود داره؟!

ما چند تا کج فهمی جهانبینانه داریم؛

- استقلال رو معادل ایزولاسیون گرفتیم.

- حاکم و حکومت رو قادر مطلق و موظف در نظر گرفتیم.

- باور همیشگی به وجود یک راه خوب قطعی داریم.

- هیچ تناقضی نباید وجود داشته باشه.

و ...

از دید بنده اگر سیستمی کارش خیلی درست بود و تونست بسیار موفق باشه باید بسرعت نابودش کرد، دلایل مفصلی داره ...

چندین مسیر و چندین علت و چندین راه حل وجود داره بشرطی از این نگاه 0 و 1 دست بکشیم. با این گفتار شما موافقم و این موارد ایرادهای 40 ساله حکومت هستند.

رضا کیانی چیزهایی که باید می گفتم رو گفت. فقط یه عبارت رو اضافه کنم: مسئول بلندمرتبه باید استراتژیست قدرتمندی باشه چون سیاست گذاری اون سرنوشت 80 میلیون نفر رو معلوم میکنه و نمیشه پشت عباراتی پنهان شد. تاریخ تعارفی نداره.

 

ویرایش شده در توسط aminf14

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
12 hours قبل , aminf14 گفت:

تاریخ تعارفی نداره.

دقیقا برادر!!!! تاریخ واقعا تعارف نداره... اگر هیتلر دو روز وقت می ذاشت و تاریخ جنگهای ناپلئون رو با دقت می خوند فکر حمله به روسیه رو از کله ش بیرون می کرد... من همانند خیلی از اهل فلسفه که ادعا می کنند وقایع تاریخی تکرار پذیر نیستند اعتقاد دارم وقایع تاریخی تکرار پذیر نیستند ولی در عین حال هر واقعه ی تاریخی رو شاید بشه در آینده با کمی مسامحه بازسازی کرد... حالا که کار به اینجا کشید من از دوستمون HRA تقاضا می کنم به 2-3 سوال دیگه هم پاسخ بده:

13 اگر دولت ایران پولش رو توی حسابهای بانکی کشورهای منطقه بخوابونه آیا قدرت این رو هم داره که از اون حسابها به موقع لزوم پول برداشت بکنه؟

14-اگه شهروندان ایرانی در کشورهای منطقه مورد تعدی و طلم قرار بگیرند دولت ایران قدرت داره که حق اونها رو بهشون برگردونه؟

15- اگر شهروندان ایران در کشورهای منطقه کشته بشوند آیا دولت ایران توانایی داره که قاتلین اونها را به پای میز محاکمه بکشونه؟

16- اگر شهروندان ایران پول مملکت رو چپو کنند و بروند کشورهای منطقه آیا دولت ایران توانایی اون رو داره که باتوسل به راهکارهای مشروع بین المللی (یعنی شکایت به اینترپل) و نه آدم دزدی و روشهایی که اسرائیلها ابداع کردند اونها رو به حوزه ی قضایی جمهوری اسلامی برگردونه؟

17- ایران به عنوان یک تولید کننده نفت چقدر قدرت داره که قیمت اون رو در منطقه(نه در سطح جهان) تعیین کنه و یا بر روی قیمت منطقه ای نفت اثر بذاره؟

13 hours قبل , MR9 گفت:

ما در تعریف قدرت ، در کنار فناوری ، مفاهیمی مثل شجاعت و تهور ملی ، در کنار منابع مالی و سرمایه ای ، منابع انسانی را در جایگاه خودش تعریف می کنیم (در حوزه منابع ملی )

یکی از مهمترین مزیتهای آمریکایی ها این هست که در علوم انسانی سعی می کنند تا حد زیادی ریاضی رو وارد بکنند و مسائل رو کمّی بکنند. این هست که ما مثلا در اقتصاد می بینیم ضریب جینی رو تعریف می کنند و الی آخر.... حالا در کنار فناوری(که تعریف کردنش اصلا کار حضرت فیل هست و البته کمّی کردنش) شجاعت و تهور ملی رو چه طور کمّی باید بکنیم؟ منابع انسانی رو چه طور؟ مثلا شما فوق لیسانس تاریخ من رو با فوق لیسانس کسی که از کمبریج فارغ التحصیل شده چطور مقایسه می کنید؟ یا مدرک مهندسی برق من رو با مدرک مهندسی کسی که از ام آی تی مدرک گرفته؟ یا کسی که در مثلا کارخانه ایران خودرو کارگر خط تولید هست با کسی که مثلا در تویوتا کارگر خط تولید هست چطور مقایسه می کنید؟

بهتره به جای تعریف قدرت بر اساس یک سری فاکتورهای ذهنی (که توش همیشه اما واگر و اختلاف هست) یه سری فاکتور معرفی کنید که قابلیت کمّی شدن داشته باشه تا بشه واقعا بحث کرد ببینیم توی منطقه کی چقدر قدرت داره و بتونیم مقایسه بکنیم.... در مورد منابع مالی و سرمایه ای هم همین طور... یعنی باید به وضوح بگیم مثلا کدوم سرمایه قدرت می آفریند... الان ایران نفت داره عربستان هم نفت داره... سرمایه کدوم شون قدرت آفرین هست..... محض اطلاع دوستانی که از دنیای نفت سردرنمیارن بگم که شاید ما از نظر میزان منابع نفتی در دنیا جزو بهترین ها باشیم ولی بسیاری از منابع نفتی ما نیاز به تجهیزات وتکنولوژی دارند که فقط و فقط اون رو در اختیار عربستان سعودی می ذارند... حالا شما برو هی بگو ما نفت داریم ما نفت داریم... مثه اینه که یه گاو صندوق پر پول داشته باشی ولی کلیدش رو گم کرده باشی و هیچ کلیدسازی هم حاضر نباشه برات کلید بسازه.... اگر درباره قدرت قراره مقایسه ای صورت بگیره بهتره تمرکز بحث بر روی قدرت بالفعل باشه(یعنی داشته های فعلی مون) نه اون که نسیه است و معلوم نیست کی به دستمون قراره برسه

  • Like 1
  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
39 minutes قبل , RezaKiani گفت:

بهتره به جای تعریف قدرت بر اساس یک سری فاکتورهای ذهنی (که توش همیشه اما واگر و اختلاف هست) یه سری فاکتور معرفی کنید که قابلیت کمّی شدن داشته باشه تا بشه واقعا بحث کرد ببینیم توی منطقه کی چقدر قدرت داره و بتونیم مقایسه بکنیم.

 

بسم ا...

 

این فاکتورهای کمی یک جاهایی جواب میدهد ، ولی یک جاهایی هم جواب نداده ، نمونه  بارزی هم که در همین مملکتی که درآن زندگی می کنیم ، به عینه دیدیم ، همین امریکایی ها ششماه محاسبه عددی کردند ، از مصر بلند بشوند ، در مصیره سوخت گیری کنند ، زیر پوشش راداری پرواز کنند ، بروند تهران و برگردند و به ریش بنده وشما بخندند ولی در محاسبات عددی آنها ، فاکتورهای غیر قابل پیش بینی وجود داشت که کل محاسبات را برهم زد .. نمونه های دیگری هم وجود دارد که هم شما اطلاع دارید و هم بنده ، طبیعتا محاسبه عددی و کمی ، فقط یک بخش ماجراست ، سایر مواردی که عرض شد ( و اتفاقا محاسبات کمی هم درآن بود و مشاهده نفرمودید یا عمدا ان را ندیدید ) هم در تحلیل وضعیت دخیل هست ..

 

نوه نگاه عددی و کمی شما که نزدیک به سی سال پیش استفاده میشد

9-30-2020_11-13-19_AM.jpg

همون طور که عرض شد ، ذهن مهندسی  فقط یک بخش ماجرا می بیندو از تحلیل بقیه ان عاجز هست .

 

این نوع نگاه به قدرت ملی در قرن بیست و یکم هست که با آن سروکار داریم

 

9-30-2020_11-13-50_AM.jpg

 

پی نوشت :

 

1- با نوع نگاه شما ، ما الان حتی اجازه زنده بودن هم نداریم ، چه برسد به سایر مسائل .....

 

2- البته با توجه به پست دوم شما در این تاپیک که از بین پیغمبرها ، جرجیس را انتخاب کردید ، قرار نبود پاسخی داده بشود ، ولی برای روشن شدن ماجرا ، سعی شده توضیح مختصری بدیم ، ذهن کنجکاو هم می رود دنبال اینکه منظور از وارد کردن فاکتورهایی غیر از عدد و رقم دقیق چی هست ..

 

3- ضمنا"دعای جنابعالی هم مستجاب شد  و الان جمهوری اسلامی وزیر صمت هم دارد ...( این که ادبیات این پاسخ یک مقداری سخت هست ، بر می گردد به اولین پست شما در تاپیک که علیرغم ارادت قبلی به جنابعالی ، شأنیت مطلب  و وقت و زحمتی که برای آن رفته را در نظر نگرفتید )

  • Like 1
  • Upvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط IRIAF
      بسم الله الرحمن الرحیم
       
      شاید خیلی از ماها تا امروز اسمی از این شخص نشنیده باشیم...شاید ماها تا زندگی خصوصی شخصی مثل کریس کایل رو میدونیم ولی از قهرمان ملی خودمون که تو سخت ترین شرایط جزو بهترین تک نیرندازان تاریخ(یا به عبارتی شارپ شوتر) بوده هبچ اطلاعی نداریم و این باعث تاسفه...
       
      در ابن تاپبک سعی کردم با ذکر نام منابع با اسنفاده از جمع اوری اطلاعات از منابع دیگه این قهرمان ملی رو معرفی کنم.شهید سربلند عبد الرسول زرین
       
       

       
      عبدالرسول زرین متولد سال ۱۳۲۰، کهگیلویه و بویر احمد اعزامی از اصفهان لشکر امام حسین تک تیرانداز ایرانی در جنگ ایران و عراق بود. وی دارای بیش از ۷۰۰ شلیک موفق از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۲ در کردستان تا عملیات خیبر می‌باشد. اهداف وی نظامیان ارتش عراق و گروه موسوم بهمجاهدین خلق بودند. او در نهایت در سال ۱۳۶۲ در عملیات خیبر با تیر مستقیم سربازان عراقی در حالی که قبلا در اثر انفجار خمپاره زخمی شده بود شهید شد. وی از اسلحه دراگونوف SVD دوربین دارد استفاده می‌کرد.
       
       
      جنگ که شروع شد، طاقت نياورد رفت به مرکز اعزام نيرو،(قبل از جنگ نیز در مسایل کردستان همراه سپاه بود) گفت: «براي اعزام آمده‌ام» مسئول ثبت‌نام سرش را آورد بالا گفت: «هفت تا بچه داري، نمي‌نويسم اصرارنکن.» 
      عبدالرسول سرش را برد جلو و گفت: مي‌نويسي خوب هم مي‌نويسي. مسئول اعزام نمي‌خواست جوابش را بدهد که عبدالرسول مهلت نداد و دوباره گفت: حواله‌ات مي‌کنم به پيامبر (ص) مي‌نويسي يا نه؟
      خودکار توي دست مسئول چرخيد. پاسخي نداشت به ناچار نوشت: عبدالرسول زرين اعزام به منطقه. 
      و حالا برق شادي در نگاه عبدالرسول مي‌درخشيد.
       
      تصوير ذيل مربوط به منطقه بستان مي‌باشد. وقتي كه تك‌تيرانداز ايراني تصميم گرفت تا يك مانع را هدف قرار دهد و به صورت همزمان يك گلوله به لاله گوش او برخورد كرد. 
      موضوع از اين قرار بود كه اين شهيد و يك تك تيرانداز خبره عراقي به صورت همزمان همديگر را هدف قرار مي‌دهند و گلوله اين شهيد مغز تك‌تيرانداز عراقي هدف قرار مي‌دهد.
       
       

       
      زرین بسیار ساده و صمیمی بود تواضع وفروتنی عجیبی تمام وجودش را فرا گرفته بود ، حتی ذره ای تکبر از او دیده نشد ، با نگاه به قامت خاکی وظاهر بسیار ساده اش هیچکس نمی توانست باور کند که او همان تک تیر انداز بزرگ است .
      شهید خرازی می فرماید: قبل از شروع جنگ تحمیلی در کردستان ودر گروه ضربت خیلی خوب خود را نشان داد. دیوانه دره و آوردگاه گاران شاهد دلاوری های اوست . گروه ضربت به فرماندهی حسین خرازی به هر وحشت کده ای سرک می کشید ، وبارها با هنر این پلنگ کوهستان یعنی زرین از مهلکه ها گریخته و نشانه گیری های دقیق او ، بیشترین آسیب ها را به دشمن زده است . 
      تک تیر انداز سرشناس نبرد ، بارها آتش بار دشمن را در ارتفاعات صعب العبور ، فقط با یکبار فشار دادن ماشه تفنگ (( اس وی دی و اف پی کا)) خاموش کرده است .
       
      با شروع جنگ تحمیلی به جبهه های جنوب آمده وتا سال 63 به طور مداوم در اکثر عملیاتهای جنوب و غرب حضور فعال داشته است . 
      مسئولیتهای مختلفی از جمله فرماندهی گردان ومحور را بر عهده داشته و گروههای مختلفی را آموزش داده وبه عنوان تک تیر انداز ، بین گردان ها فرستاده است .
       
      این ادعای بزرگی است ولی اتفاق افتاده ، شوخی نیست ، این مطلب به تائید حاج حسین خرازی رسیده است و قول اوست که به وسیله سلاح اس وی دی چند هزار دشمن بعثی را(به طور رسمی 700 شلیک موفق) به هلاکت رسانیده و چندین فرمانده عراقی را از میان برداشته است.
      چند تپه را به تنهائی تصرف نمود، تپه هایی که زرین تصرف کرده به نام خودش نام گذاری کرده اند .
      شهید خرازی در مورد دلاوری های این شهید فرموده است : انگار که ایشان جنگی به دنیا آمده بود و در جای دیگر ایشان را گردان تک نفره زرین خطاب کرده بودند بدین لحاظ که او به اندازه یک گردان موثر بود
      شهيد زرين پس از ان كه به تنهايي يك تپه را كه يك گردان از پس آزاد‌سازي آن برنيامده بود، تصرف كرد از جانب حاج حسين خرازي به “گردان يك‌نفره ” معروف شد.
       

       
      تعدادی از خاطرات مربوط به شهید
       
      شجاعت و توانایی تک تیرانداز شهید عبدالرسول زرین 
      عبدالرسول يک نفر را فرستاد براي نگهباني. صبح اما سر بريده‌اش را آوردند توي سنگر؛ شب بعد خودش رفت. يک سنگر ديگر همان نزديکي درست کرد و کامل استتارش کرد. توي سنگر قبلي هم شبيه يک نگهبان درست کرد و منتظر ايستاد. چيزي شبيه بوته به سنگر نزديک شد و پريد توي آن. 
      عبدالرسول هم پشت سرش رفت تو سنگر و سرنيزه را فرو کرد توي گردنش. صبح که آفتاب طلوع کرد با بقيه نيروها سراغش آمد. مرد هيکل بزرگي داشت بچه‌ها باورشان نمي‌شد که عبدالرسول از پس او برآمده باشد. به سختي سر نيزه را از گردن آن کومله بيرون آوردند. اما عبدالرسول بود و مهارت جنگي بي‌حد و حصرش... 
       
      کوه احد 
       
      بچه‌ها تپه را از دشمن گرفته بودند و حالا حفظ کردنش مهم بود. عبدالرسول بدون اينکه به کسي چيزي بگويد همان جا پايين تپه نشست. براي خودش يک سنگر درست کرد و منتظر ماند. احتمال مي‌داد عراقي‌ها رزمندگان را دور بزنند و بخواهند از پشت حمله کنند. 
      دقايقي گذشت صف طولاني عراقي‌ها را ديد که از توي رودخانه جلو مي‌آيند. اسلحه‌اش را آماده کرد. هفتاد نفر را به زمين انداخت. آب رودخانه از رنگ خون تغيير کرده بود. عبدالرسول کسي نبود که بگذارد بار ديگر خاطره شکست احد از کفار تازه گردد.
       
      تک تيرانداز
       
      عبدالرسول توي پادگان دشمن نفوذ کرد و همان جا يک کمين درست کرد. چشمش افتاد به فردي که با محافظان زيادي براي سخنراني آمده بودند. اسلحه‌اش را آماده کرد. چشمش را هدف گرفت و شليک کرد همه افراد دشمن به هم ريختند. نمي‌دانستند چه کسي شليک کرده، همه به هم مظنون بودند و فرمانده يکي يکي نيروهاي خودش را جلو مي‌برد و اعدام مي‌کرد به گمان اينکه آن‌ها منافق هستند. 
      عبدالرسول هميشه اين طور عمل مي‌کرد آرام و بي سر و صدا. يادم هست يک‌بار يکي از تک تيراندازهاي دشمن بچه‌ها را با تير مستقيم مي‌زد. عبدالرسول به نيروي همراهش گفت: «تو کلاه آهني را سر يک چوب بگير و از آن تپه بالا ببر.» 
      خودش هم با دوربين ايستاد يک جاي ديگر و مراقب اوضاع بود. کلاه آهني که با شليک گلوله پريد هوا. جاي تک تيرانداز عراقي را شناسايي کرد و با يک گلوله او را به هلاکت رساند.
       
      سرانجام روح این مجاهد با صفا و سر باز مخلص لشگر امام حسین(ع) بعد از بارها مجروحیت و به یادگار گذاشتن 7 فرزند و ده ها نکته عبرت انگیز با عشق به حسین بن علی (ع) در عملیات خیبر به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.
       

       
       
      برای شادی روحش و روح همه شهدای جنگ 8 ساله و جنگ این روزهای محور مقاومت صلواتی بفرستید
      روحش شاد و یادش گرامی.باعث تاسفه که ما همچین قهرمانی داریم و هیچ فیلم یا مستندی ازش نیست...دوستان به دلیل وقت کم از منابع مختلف اطلاعات و جمع اوری کردم ممنون میشم از بهتر شدن این تاپیک کمکم کنید
       
      با تشکر از black angel عزیز
       
      http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%84_%D8%B2%D8%B1%DB%8C%D9%86
       
      http://taktirandazshhid.blogfa.com/tag/%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87-2-%D8%A7%D8%B2%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%84-%D8%B2%D8%B1%DB%8C%D9%86
       
      http://cm30.ir/post/407/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%84-%D8%B2%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%DB%8C%D9%BE%D8%B1-%D8%AE%D8%A8%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D9%84%D9%82%D8%A8-%D8%A8%D9%87-%D8%B5%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%81%D8%B1%D9%87--/
       
      http://sahebnews.ir/127489/%D8%B9%D9%83%D8%B3-%D9%82%D8%A8%D8%B1-%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%BA%D9%87-%D8%AA%D9%83-%D8%AA%D9%8A%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D9%8A-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B5%D9%81.htm
       
       
       
       
    • توسط justin42
      گوش بر ها, اشباح ترسناک جبهه های ایلام


      پيرمرد کارش بهياري و رسيدگي به دوا و درمان روستاهاي اطراف دهلران بود ؛ اما مردم ، عبد الرضا داور را « دکتر » صدا مي کردند . آن روز با همکارانش ، سيف الله بهرامي و دختر و نوه ي چهارساله اش، راه افتاده بودند براي بررسي وضعيت بهداشتي و درماني روستا ها . ساعت از نيم شب گذشته بود. مسافر ها که به انتهاي جاده فکر مي کردند و مردمي که منتظرشان بودند ، نا گهان با کمين وحشتناکي روبرو مي شوند .
      ماشين با رگبار و شليک پياپي ، سوراخ سوراخ مي شود و مي ايستد . همان اول کار ، يکي از اين گلوله ها هم خورده بود توي سر مادر و ... وآخرين حرفي که شنيده بود ، فرياد پسر چهار ساله اش بود که صدايش مي کرد .
      حالا عبد الرضا و همراهش اسير « گوش برها » شده اند. اسلحه ها بچه را نشانه مي رود که با اصرار پدر بزرگ (عبد الرضا ) کنار مي کشند . و بچه ي چهار ساله، همان جا محکوم مي شود که تا صبح بر روي جنازه مادر ناله و گريه کند . سرما ، وحشت از تاريکي و گلوله ، براي بچه دردناک تر از ديدن مادري نبود که تير پيشاني اش را سوراخ کرده بود و گوش هايش را هم گوش برها بريده بودند ...
      فردا صبح ، گشتي هاي سپاه، کودکي را مي بينند که توي سرماي شديد جاده ، روي جنازه ي مادرش از هوش رفته است .
      پسر بچه، بعد از 25 روز بيماري و تشنج شديد شهيد شد. پدر بزرگ، بهد از هشت سال اسارت به خانواده اش بازگشت ؛ اما شکنجه ها کار خودش را کرده بود. او هم رفت پيش دخترش ...
      گزارش اين حادثه ، در گزارش هاي صبح آن روز ، چنين ثبت شده است :
      به : فرماندهي سپاه ناحيه ايلام
      از : فرماندهي سپاه دهلران
      سلام عليکم ؛
      به استحضار مي رساند در شب يکشنبه ، مورخه 63/8/12 يک نيسان متعلق به بهداري دهلران ، همراه چهار نفر سرنشين که دو نفر مرد و يک زن و يک کودک چهار ساله هنگام عبور از طرف زرين آباد به دهلران در دو کيلومتري روستاي بيشه دراز در تنگه نجي مرده در کمين افراد گوش بر قرار مي گيرند ، دو نفر به اسارت در مي آيند و زن ، شهيد و بچه ، سالم به جاي مي ماند و خودروي مذکور منهدم مي گردد .
      حد فاصل مهران تا دهلران، يک محور مواصلاتي به طول يکصد کيلومتر است که غرب و جنوب را به هم وصل مي کند اين جاده ، تقريبا خط دوم جبهه بود. در مسير اين جاده ،بسياري از مردم جنگ زده و آواره شده ي دهلران ، در روستاي متروکه ، که در مسير اين جاده قرار داشت ، اسکان گرفته بودند . اين مردم ، عملا به عنوان نيروهاي پدافند کننده ، نقش مهمي داشتند. ضمن اين که جوانانشان در جبهه هاي مهران و دهلران مشغول دفاع بودند . اين خانواده ها نيرويي دلگرم کننده براي رزمندگان مستقر در خط به شمار مي آمدند.
      رژيم بعث عراق از اوايل جنگ ، به هر طريق قصد از بين بردن آرايش اين روستا ها را داشت ؛ گاهي با حملات زميني و گاهي با حملات هوايي . هر روز بمب و گلوله ي توپ بود که بر سر مردم اين روستا ها مي باريد. اما آنها مقاومت مي کردند و بعضي وقت ها منطقه را رها مي کردند ، ولي باز بر مي گشتند .
      اين بار بعثي ها نقشه ي جديدي کشيدند و آن ، به کار گيري تعدادي از عوامل ضد انقلاب بود . اين عوامل از کردهاي عراقي بودند و از نظر جسمي ، هيکلي و توانا بودند . دستگاه استخباراتي عراق ، آنها را سازمان داد و يک تشکيلات سياسي از آنها به نام « گروه فرسان » تشکيل داد ؛ گروهي چريکي که به صورت پارتيزاني عمل مي کردند و هدف آنها ، ضربه زدن به مردم روستا و رزمندگان اسلام بود .که در محور مواصلاتي مهران - دهلران رفت و آمد داشتند . روش کار آنها اين طور بود که جاده ها را سنگ چين مي کردند و با کمين در ورودي روستا ها ، چوپان ها و عشاير را در بيابان و صحرا دستگير مي کردند ؛ و اگر مي توانستند آنها را به صورت اسير ، تحويل عراقي ها مي دادند ؛ و يا اگر تاريکي شب و راه طولاني و... به آنها اجازه نمي داد ، بلافاصله به افراد تير خلاصي مي زدند و يک گوش آنها را مي بريدند و به عنوان سند و مدرک، تحويل عراقي ها مي دادند تا در قبال هر گوش يا هر اسير ، از عراقي ها پول بگيرند . فعاليت اين گروه از سال 1363 آغاز شد و تا پايان جنگ ادامه داشت . آنها عمليات هاي تروريستي زيادي عليه عشاير ، روستايي ها و رزمندگان انجام دادند و به دليل بريدن گوش شهدا ، معروف شده بودند به « گوش برها ».

      منبع:منبع: مجله ي امتداد شماره 10




      درود خدا بر شهداي عزيز ایلام غيور كه در حد فاصل مرز دهلران ومهران حماسه افريدند وگوش برهاي مزدور را نابود كردند.
    • توسط hosseingmn
      در دوازدهم تیرماه 1367 شمسی برابر با سوم ژوئیه 1988 میلادی، هواپیمای مسافری ایرباس ایران که از بندرعباس عازم دوبی بود، بر فراز آب های خلیج فارس و در نزدیکی جزیره "هنگام" مورد هجوم یگان های دریایی متجاوز آمریکایی مستقر در آب های خلیج فارس قرار گرفت و سقوط کرد. این هواپیما که با موشک ناو جنگی وینسنس مورد حمله عمدی نیروهای تجاوزگر و جنایت پیشه شیطان بزرگ قرار گرفت، حامل ۲90 مسافر و خدمه بود که تمامی آنها اعم از مرد و زن و کودک و نوجوان و کهنسال با وقوع این جنایت فجیع به شهادت رسیدند. در میان سرنشینان هواپیما، 66 کودک زیر 13 سال، 53 زن و 46 تن تبعه کشورهای خارجی نیز بودند که کشته شدند. ساقط کردن هواپیمای مسافربری ایران از سوی جنایتکاران آمریکایی، در حقیقت یکی دیگر از مراحل رویارویی استکبار جهانی با جمهوری اسلامی ایران برای تقویت متجاوزان عراقی در جبهه های جنگ و به زانو در آوردن مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران بود. پس از سقوط این هواپیما، مقامات آمریکایی برای توجیه این جنایت نابخشودنی، دلایل ضد و نقیضی عنوان کردند و کوشیدند این اقدام خصمانه را یک اشتباه قلمداد کنند. اما با توجه به مجهز بودن کشتی جنگی وینسنس به پیشرفته ترین سیستم های راداری و رایانه ای و هم چنین مشخص بودن نوع هواپیمای درحال پرواز، مسلم شد که احتمال اشتباه وجود نداشته و این اقدام، کاملاً خصمانه بوده است. با این حال مقام های آمریکایی پس از چندی، در توهینی آشکار به ملت ایران، مدال شجاعت بر گردن ناخدای این ناو انداختند و بدین سان حمایت رسمی خود را از این جنایت اعلام نمودند. به هر تقدیر، این جنایت نیز در کنار جنایات بی شمار دولت آمریکا، در پرونده سیاه استکبار جهانی ثبت شد و لکه ننگ دیگری بر تارک آن جنایت پیشگان نقش بست. شرح حادثه: یک سال پس از تجاوز رژیم عراق علیه ایران در سال 1360 حمله به کشتی های تجاری در خلیج فارس شروع شد و با اعلام مین گذاری سواحل بندر امام خمینی (ره) و حمله به دو کشتی تجاری در تاریخ 31 دی ماه 1360 امنیت خلیج فارس به وسیله عراق مختل شد و پس از آن که فرانسه هواپیماهای "سوپر اتاندارد" و موشک های "اگزوسه" را به عراق تحویل داد، ابعاد این حملات افزایش یافت. در برابر این حملات که عراق به صراحت مسئولیت آن را برعهده می گرفت، شورای امنیت عکس العمل مناسبی نشان نداد ولی در قبال انتساب به دور از واقعیت چند حمله به ایران و شکایت شورای همکاری خلیج فارس، شورای امنیت در 11 خرداد 1363 مطابق با اول ژوئن 1984 میلادی مبادرت به صدور قطعنامه 533 کرد و در آن خواستار توقف این حملات شد. از آغاز جنگ تا 10 ژوئیه 1984 میلادی، 113 کشتی در خلیج فارس مورد حمله موشکی قرار گرفت. جمهوری اسلامی ایران در ژانویه 1985 میلادی به دبیر کل وقت سازمان ملل اعلام کرد که از هر گونه اقدامی برای تامین آزادی و امنیت کشتیرانی در خلیج فارس حمایت و استقبال خواهد کرد، اما حملات به کشتی ها ادامه یافت. تا تیرماه 1366 حدود 5/8 میلیون تن کالا از محموله های کشتی ها در خلیج فارس به زیر آب رفت. 41 کشتی کاملا نابود شدند و به 34 تن محموله کالا آسیب وارد شد و بیش از 300 تن از ملوانان کشورهای گوناگون به قتل رسیدند و به همین تعداد نیز مجروج شدند. بدین ترتیب عراق در هدف خود مبنی بر بین المللی کردن جنگ خلیج فارس تا اندازه زیادی موفق شد و قدرت های غربی و در راس آنها آمریکا حضور گسترده و تهدیدآمیزی در خلیج فارس یافتند و سرانجام کشتی های نفت کش کویتی با پرچم آمریکا در خلیج فارس حرکت کردند و اسکورت نظامی نفتکش ها و کشتی های تجاری مورد نظر آمریکا در خلیج فارس آغاز شد. در 31 سپتامبر کشتی ایرانی مورد حمله نیروهای نظامی آمریکا قرار گرفت. همچنین حملات نظامی آمریکا به سکوهای نفتی ایران دخالت آشکار آن دولت در منطقه به نفع عراق و علیه جمهوری اسلامی ایران را به وضوح نشان داد. یکی از نتایج شوم تشنج آفرینی وسیع رژیم عراق و دامن زدن ایالات متحده به ناامنی درخلیج فارس حمله به هواپیما مسافربری جمهوری اسلامی ایران بود. در مورخه 1۲ تیر 1367 مطابق با 3 ژوئیه 1988 میلادی هواپیمای مسافربری که بر فراز آب های سرزمین ایران و در آب های حوالی جزیره "هنگام" حرکت می کرد به وسیله دو موشک از ناو آمریکایی وینسنس که خود به آب های سرزمینی ایران تجاوز کرده و در آن مستقر بود مورد اصابت قرار گرفت. همه مسافران و خدمه هواپیما با وضع اسفناکی به شهادت رسیدند. متعاقب این تجاوز آشکار، جمهوری اسلامی ایران در روز 14 تیر 1367 طی نامه ای به رئیس شورای امنیت خواستار تشکیل جلسه فوری شورا برای رسیدگی به موضوع شد. 25 تیر 1367 مطابق با 16 ژوئیه 1988 میلادی، شورا تشکیل جلسه داد. از سوی جمهوری اسلامی ایران دکتر ولایتی وزیر امور خارجه وقت ایران و از جانب آمریکا "جرج بوش" معاون وقت رئیس جمهوری در جلسه حضور داشتند. وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران در فرازی از سخنان خود عنوان کرد: "حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس تنها منادی مرگ و بی قانونی و شرارت بوده و جز ناامنی چیزی به ارمغان نیاورده است. عمل جنایتکارانه آمریکا در حمله به هواپیمای کشوری به هیچ وجه در قالب دفاع مشروع قابل توجیه نیست." قطعنامه 616 شورای امنیت (1988) شورای امنیت پس ازاستماع سخنان دکتر ولایتی و جرج بوش درجلسه شماره 3831 خود در تاریخ 30 ژوئیه 1988 طرح قطعنامه ای پیشنهادی را تصویب کرد. متن قطعنامه به شرح زیر است: "شورای امنیت، با بررسی نامه مورخه 5 ژوئیه 1988 جانشین نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران خطاب به رئیس شورای امنیت و با استماع بیانات نماینده جمهوری اسلامی ایران، ( وزیر امور خارجه وقت علی اکبر ولایتی ) و سخنان نماینده ایالات متحده آمریکا (معاون رئیس جمهوری جرج بوش )، با ابراز تاسف عمیق از این که یک هواپیمای غیرنظامی "ایران ایر" در پرواز برنامه ریزی شده بین المللی 655، در پرواز بر فراز تنگه هرمز به وسیله موشک شلیک شده از ناو جنگی ایالات متحده آمریکا (وینسنس) منهدم گردیده است بر ضرورت تبیین حقایق سانحه توسط بازرسی بی طرفانه درمنطقه خلیج [فارس] تاکید داشته و اظهارات خود را به شرح زیر اعلام نمود: 1- تأسف عمیق خود را از ساقط ساختن هواپیمای غیرنظامی ایران به وسیله موشکی که از یک ناو جنگی آمریکا شلیک شده و تسلیت عمیق خود را به خاطر از دست رفتن غم انگیز جان انسان های بی گناه ابراز می دارد. 2- همدردی صمیمانه خود را به خانواده های قربانیان سانحه غم انگیز و دولت ها و کشورهای آنان اعلام می دارد. 3- از تصمیم سازمان بین المللی هواپیمایی کشوری در پاسخ به درخواست جمهوری اسلامی ایران مبنی بر ایجاد گروه تحقیق برای بررسی تمام حقایق موجود همچنین از اعلام ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران مبنی بر تصمیم شان برای همکاری با بررسی سازمان هواپیمایی کشوری استقبال می کند. 4- از تمامی اعضای کنوانسیون 1944 شیکاگو، درخواست می کند که در همه شرایط، مقررات و رویه های سلامت هوانوردی کشوری به ویژه ضمائم آن کنوانسیون به منظور جلوگیری از چنین پیش آمدهایی را دقیقاً مراعات نمایند. 5- لزوم اجرای فوری و کامل قطعنامه 598(1987)، شورا را به عنوان تنها مبنای حل جامع، عادلانه، شرافتمندانه و پایدار، منازعه میان ایران و عراق ابراز و پشتیبانی خود را از دبیر کل برای اجرای این قطعنامه اعلام و خود را ملتزم به همکاری با دبیر کل برای تسریع در اجرای طرح اجرایی او می نماید." جمهوری اسلامی ایران علاوه بر شورای امنیت و شورای ایکائو، شکایت خود را در دیوان بین المللی دادگستری لاهه نیز مطرح کرد. عنصر تخصصی سازمان ملل متحد یعنی ایکائو (سازمان هواپیمایی کشوری بین المللی) نیز از مسائل سیاسی به دور نمانده و به جای بررسی فنی و ارائه طریق به شورای امنیت به ابراز تاسف و تسلیت به بازماندگان سانحه پرداخت. رضا رحمانی www.iran-airforce.blogfa.com
    • توسط KOLAHSABZ
      قهرمان جنگ ملقب به «گرگ آسمان»


      سرتیپ خلبان علی اشرف بهرامی پناه در دوران جنگ ملقب به گرگ آسمان و از مجاهدان سال‌های دوران دفاع مقدس بود.


      او تنها شاگرد ممتاز ، تمام دوره های حرفه ای آکادمیک خلبانی ایالات متحده امریکا با نمره شگفت انگیز 100 Perfect بوده و تنها کسی است که از استاد سختگیر امریکا James Silicon نمره 100 گرفته است.



      پس از رد کردن پیشنهاد ایالات متحده امریکا مبنی بر اقامت و دریافت امتیازات بسیار در آن کشور به ایران باز می گردد.
      او دارنده رکورد بیشترین ساعات انجام عملیات جنگی در زمان 8ساله ی جنگ بدون کوچکترین صدمه است. همچنین یکی از دارندگان با ارزشترین عنوان خلبانی و رزم خلبانی یعنی “TOP GUN" تاریخ نیروی هوایی ایران است.
      دارنده دومین رکورد ساعت‌های پرواز پیاپی بدون توقف عملیاتی در جنگ که پس از زدن این رکورد بسیار سخت و سنگین 40% شنوایی گوش راست خود را از دست داد.
      منبع:
      فاتحان _ پایگاه اطلاع رسانی دفاع مقدس

    • توسط Nestor
      عمليات توكل : پايان عمليات گسترده تا زمان عزل بني صدر


      دو ماه پيش از عمليات توكل در منطقه عمومي آبادان ، عمليات ديگري در همين منطقه به شكست انجاميده بود . فرماندهان ستاد اروند بر آن شدند تا براي شكست محاصره چهار ماهه آبادان و باز پس گيري منطقه شرق رود كارون و پس راندن دشمن تا مرز بين المللي شلمچه و رود " خين " عمليات توكل را طرح ريزي كنند و با بهره گبري از يگانهاي پياده و زرهي ارتش از سه محور جاده ماهشهر- آبادان ، آبادان – خرمشهر و غرب كارون ، آن را به اجرا درآورند . سرانجام در 20 دي ماه 1359 عمليات توكل توسط يگان هايي از ارتش ، شماري از نيروهاي سپاه و ستاد جنگ هاي نا منظم آغاز شد . قواي زرهي از ذو محور و نيروهاي پياده از محور سوم وارد عمل شدند . در سه راهي آبادان و كوي ذوالفقاريه كه نيروهاي پياده تك كرده بودند ، خط نيروهاي عراقي در هم شكست و شماري از آن ها اسير شدند . اما به سبب عدم پيشروي در دو محور ديگر ، اين نيروها نتوانستند موقعيت خود را تثبيت كنند و به ناچار دست به عقب نشيني زدند . به اين ترتيب عمليات توكل ، كه در مرحله نخست موفقيت چنداني در پي نداشت ، در مراحل بعدي نيز با توقف حمله رو به رو گرديد و ناكامي مرحله نخست سبب شد تا انجام اين گونه عمليات هاي گسترده تا زمان عزل بني صدر از مقام فرماندهي كل قواي مسلح منتفي شود .


      نام عمليات : توكل
      زمان اجرا : 20 / 10 / 1359
      مكان اجرا : جاده ماهشهر – آبادان و غرب رود كارون
      ارگان هاي عمل كننده : نيروي زميني ارتش ، سپاه پاسداران ، ستاد جنگ هاي نا منظم
      اهداف عمليات : شكست محاصره چهار ماهه شهر آبادان و باز پس گيري ساحل شرقي رود كارون


      مقدمه : شرحي بر عمليات هاي دفاع مقدس
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.