Overdose

عاریه نبودن امنیت غذایی جامعه در سطح ملی و لزوم پیشرو بودن

Recommended Posts

7 hours قبل , A7A گفت:

در این عصر که باید از ماشین‌های فلاحتی استفاده‌نمود چگونه ممکن است یک عده زارع غیرموافق و بی‌سرمایه بتوانندماشینهای مورد احتیاج را فراهم‌نمایند

بسیار جالبه دکتر مصدق اینجا اینقدر واقع بین میشه که می داند اقتصاد بدون تکنولوژی پیش نمی رود، ولی همین آدم سر ملی کردن صنعت نفت، در حالیکه کشور نه توان فنی برداشت، نه وسیله حمل، نه بازار مصرف و خلاصه هیچ چیزی ندارد، با لجبازی پایش را می کند در یک کفش که باید صنعت نفت ملی شود!! صنعت نفتی که از لحاظ  اقتصادی اهمیتش برای نوسازی صنعتی ایران، 10 برابر زمینهای کشاورزی بود. این تناقض از کجاست؟ از آنجایی که جریان چپ ایران دروغگو و حقه باز و رنگ عوض کنه، و راست و دروغ رو بهم می بافه.

 

شکی نیست که تقسیم اراضی به تولید کشاورزی ایران صدمه زد و شکی نیست که شاه انسانی به شدت مستبد و بلندپرواز بود، ولی شاه در سایه دادن امتیازات نفتی ملایم(تا کم کم رسیدن به استقلال حقیقی در اوپک) و آرام کردن فضای اجتماعی ایران به کمک تقسیم اراضی، اژدهای کمونیسم(رفقای مصدق) از سر ایران دور کرد. و اجازه نداد امثال شریعتی و آل احمد و رفقای توده ای با شعارهای توخالی، مسیر اقتصادی ایران به بیراهه ببرند. و بعدها با گردآوری جمعی از بهترین متخصصین و نخبگان حقیقی، سطح رفاه جامعه در جایگاه بی سابقه ای قرار داد(مسیر اقتصادی درست منتهی به نتیجه درست).

 

ولی بعدها که کار دست چپی های زر زرو افتاد دیدیم که چطور خصوصی سازی از بیخ در ایران نابود کردند، مداخله قیمتی دولت در بازار نهادینه کردند(که هنوز داریم ازش می کشیم)، تمام متخصصین کشور فراری دادند، و با خراب کردن رابطه ایران با امریکا(شیطان سرمایه داری!) هزینه های هنگفت باورنکردنی به ملت ایران تحمیل کردند. و بعد همین مصدقی ها و چپی ها(بخوانید کارگزارانی ها و اصلاحاتچی های فعلی) که از دیوار سفارت بالا می رفتند، یک دفعه رنگ عوض کردند و شدند عاشق امریکا و برجام و خلع سلاح  و بچه هایشان هم همه سر از امریکا درآورند....

 

از من می شنوید از هر چیزی که بوی گند چپ و چپگرایی استشمام کردید بلافاصله فرار کنید... با هیچ وایتکسی نمیشه کارنامه چپگرایی در ایران سفید کرد... امروزه که ماشالا اتحاد پوپولیسم/چپگرایی/فمینیسم/رنگین کمونی ها دهن سیاست و امنیت و فرهنگ دنیا رو سرویس کرده...

ویرایش شده در توسط Deepblue
  • Like 2
  • Upvote 5
  • Downvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

با عرض پوزش از اینکه وارد بحث دوستان

@worior , @Brave_Heart , @A7A , @Deepblue

در موضوع اصلاحات ارضی شدم و به عنوان شخص ثالث موردی که نظرم رو جلب کرد این است که همه شما درست می گید و برای همین به پستهای همگی مثبت دادم و مشکل اینه که هر کدام از دید خودتون به قضیه نگاه می کنید.

مساله اصلی این هست که اصلاحات ارضی و تغییر در سیستم سنتی کشاورزی - مالکیتی باید در ایران اتفاق می افتاد. اگر در دهه 40 نمیشد در دهه 50 ، بالاخره جزو جبر زمانه بود برای رفتن به سمت کشاورزی خصوصی و صنعتی.

مشکلی که باعث شد این طرح به منظوری که داشت نرسه البته در بخشهایی موفق شد ولی در مواردی بصورت مستقیم و غیر مستقیم مشکلات اقتصادی و اجتماعی و کشاورزی جدیدی را پدید آورد ،  این است که ایده طرح خوب بود

ولی کارشناسی طرح ضعیف بود. به قول معروف مهم نیست که ایده خوبی داشته باشید ، مهم درست اجرا کردن یک ایده است. همین مشکل در بسیاری از طرحهای اجرا شده در ایران دیده میشود به عنوان مثال در خصوصی سازی

که خود ملاحضه دارید چه بر سر صنایع سودده و موفق کشور آورد و ضمن به تعطیلی کشاندن کارخانجات ، باعث بیکاری کارگران و بروز مشکلات اجتماعی - امنیتی در جامعه شده است. مشکل همین است که این ایده هم به درستی اجرا نشد.

  • Like 1
  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
29 minutes قبل , SAEID گفت:

با عرض پوزش از اینکه وارد بحث دوستان

@worior , @Brave_Heart , @A7A , @Deepblue

در موضوع اصلاحات ارضی شدم و به عنوان شخص ثالث موردی که نظرم رو جلب کرد این است که همه شما درست می گید و برای همین به پستهای همگی مثبت دادم و مشکل اینه که هر کدام از دید خودتون به قضیه نگاه می کنید.

مساله اصلی این هست که اصلاحات ارضی و تغییر در سیستم سنتی کشاورزی - مالکیتی باید در ایران اتفاق می افتاد. اگر در دهه 40 نمیشد در دهه 50 ، بالاخره جزو جبر زمانه بود برای رفتن به سمت کشاورزی خصوصی و صنعتی.

مشکلی که باعث شد این طرح به منظوری که داشت نرسه البته در بخشهایی موفق شد ولی در مواردی بصورت مستقیم و غیر مستقیم مشکلات اقتصادی و اجتماعی و کشاورزی جدیدی را پدید آورد ،  این است که ایده طرح خوب بود

ولی کارشناسی طرح ضعیف بود. به قول معروف مهم نیست که ایده خوبی داشته باشید ، مهم درست اجرا کردن یک ایده است. همین مشکل در بسیاری از طرحهای اجرا شده در ایران دیده میشود به عنوان مثال در خصوصی سازی

که خود ملاحضه دارید چه بر سر صنایع سودده و موفق کشور آورد و ضمن به تعطیلی کشاندن کارخانجات ، باعث بیکاری کارگران و بروز مشکلات اجتماعی - امنیتی در جامعه شده است. مشکل همین است که این ایده هم به درستی اجرا نشد.

 

من اعتقاد دارم که اگر این طرح اجرا نمیشد نهایتا 1345 انقلاب میشد اما انقلاب توده ای. اجرای این طرح بود که باعث شد مردم جذب چپ نشن.

 

 

ما عین همین کارهای اصلاحات ارضی رو بعد از انقلاب به کرات داشتیم! بخصوص با اسامی چون برنامه های 5 ساله توسعه ...

 

الان این جملات رو برداشت میکنید بعنوان دفاع از طرح اصلاحات ارضی، ولی اینطور نیست، در واقع اصلاحات ارضی آغاز اصلاحات در اقتصاد ایران و رفتن سراغ اشکال و راه های دیگر هست.

 

ولی بیایید راه های دیگر رو نگاه کنیم؛ تقریبا همه طرح ها بدلایلی چون: عدم کارشناسی، سوء مدیریت، اجرای غلط و ... نابود شدن. ولی من قبول ندارم! این طرح ها بخاطر تضاد منافع به شکست کشیده شدن.

 

 

دولتی سازی صنایع بعد از انقلاب

و به غلط کردن افتادن بعد از دهه 90 و فروپاشی شوروی

...

خصوصی سازی مجدد و اصل 44

شکست در خصوصی سازی، نابودی بسیاری از صنایع مهم، بیکاری گسترده و بازداشت فعالین اقتصادی

...

اصلاح نظام مالی، شناور کردن نرخ ارز و افزایش نرخ بهره برای کنترل تورم

افزایش قیمت دلار و فلج شدن اقتصاد، به غلط کردن افتادن بخاطر نرخ بهره و تعدیل چند باره، افزایش بی انتهای نقدینگی... سونامی بجای شوک

...

کمبود منابع و کپنی سازی مصرف محصولات کشاورزی بعد از انقلاب

رشد جمعیت و به غلط کردن افتادن در تامین مایحتاج عمومی حذف کپن

...

آزادسازی یارانه ها بخصوص انرژی

بازگشت یارانه ها به شکلی بسیار بدتر همراه با تخصیص بیشتر یارانه به ثروتمندان

...

نظام مالیاتی

دانشگاه آزاد

پیمانی و موقت کردن استخدامها

صندوق های بازنشستگی 

بانک های ربوی

و ...

 


 

 

 

 

  • Upvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
1 ساعت پیش, worior گفت:

 

من اعتقاد دارم که اگر این طرح اجرا نمیشد نهایتا 1345 انقلاب میشد اما انقلاب توده ای. اجرای این طرح بود که باعث شد مردم جذب چپ نشن.

 

 

ما عین همین کارهای اصلاحات ارضی رو بعد از انقلاب به کرات داشتیم! بخصوص با اسامی چون برنامه های 5 ساله توسعه ...

 

الان این جملات رو برداشت میکنید بعنوان دفاع از طرح اصلاحات ارضی، ولی اینطور نیست، در واقع اصلاحات ارضی آغاز اصلاحات در اقتصاد ایران و رفتن سراغ اشکال و راه های دیگر هست.

 

ولی بیایید راه های دیگر رو نگاه کنیم؛ تقریبا همه طرح ها بدلایلی چون: عدم کارشناسی، سوء مدیریت، اجرای غلط و ... نابود شدن. ولی من قبول ندارم! این طرح ها بخاطر تضاد منافع به شکست کشیده شدن.

 

 

دولتی سازی صنایع بعد از انقلاب

و به غلط کردن افتادن بعد از دهه 90 و فروپاشی شوروی

...

خصوصی سازی مجدد و اصل 44

شکست در خصوصی سازی، نابودی بسیاری از صنایع مهم، بیکاری گسترده و بازداشت فعالین اقتصادی

...

 

برادر من شما مثل همیشه کلا” در یک فاز دیگر هستید. در نتیجه موفق بودن برنامه های اول و دوم توسعه کشور، نرخ رشد متوسط اقتصاد ایران در سال‌های ۱۳۴۱ تا ۱۳۴۶ (سال‌های اجرای برنامه سوم توسعه) بیش از ۱۰ درصد و نرخ تورم کمتر از ۱/۵ درصد بود. این دوران درخشان اقتصادی دیگر هیچگاه در تاریخ این کشور تکرار نشد، چه اینکه نرخ رشد اقتصادی در سال‌های ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۱ (برنامه چهارم توسعه) حتی به مقادیر بالاتر حدود ۱۳ درصد نیز رسید، ولی نرخ تورم بیش از ۲/۵ برابر شده بود و به عدد ۳/۶ درصد رسیده بود. پس چگونه در سال ۱۳۴۵ یعنی اوج دوران طلایی اقتصاد کشور انقلاب می شد؟ اتفاقا” انقلاب زمانی روی داد که اشتباهاتی همانند اصلاحات ارضی و وادار کردن کارخانه داران خصوصی به تقسیم سهام میان کارگران آثار اجتماعی خود را در سال‌های پس از به اصطلاح انقلاب سفید به تدریج نمایان کرد. هر دو این تصمیمات، بر اساس زورگویی نظام بود و شاه در گفتگویی با رسانه ها با غرور کبریایی خود اعلام نمود: “نیازی نبود آرتش دخالت کند”. چه معنی دارد کارخانه داران و زمینداران ثروت خود را به زور به دیگران ببخشند؟

مشکل پایه اینگونه تاپیک ها در این انجمن این واقعیت است که نظام شاهنشاهی با همه کاستی هایی که داشت (و برخی از آنها همانند به اصطلاح ‘اصلاحات ارضی’ تیشه به ریشه کشاورزی ایران زده است) در امور نظامی، خریدهای جنگ‌افزاری، و نیز توسعه زیرساخت‌های جنگ افزاری بسیار خوب عمل کرد. بنابراین انتقاد از آن نظام در زمینه های غیر نظامی در انجمنی که بصورت تخصصی به امور نظامی می پردازد چندان دلچسب نبوده و برخی از دوستان را به لجبازی های بیهوده در پاسخگویی سوق می دهد، به گونه ای که بزرگ‌ترین پولشویی حکومتی تاریخ ایران را که در قالب یک برنامه عوام فریبنده و کاملا” کمونیستی تحت عنوان اصلاحات ارضی اجرا شد را برنامه ای ضد کمونیستی می خوانند.

  • Like 2
  • Upvote 2
  • Downvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
41 minutes قبل , Brave_Heart گفت:

برادر من شما مثل همیشه کلا” در یک فاز دیگر هستید. در نتیجه موفق بودن برنامه های اول و دوم توسعه کشور، نرخ رشد متوسط اقتصاد ایران در سال‌های ۱۳۴۱ تا ۱۳۴۶ (سال‌های اجرای برنامه سوم توسعه) بیش از ۱۰ درصد و نرخ تورم کمتر از ۱/۵ درصد بود. این دوران درخشان اقتصادی دیگر هیچگاه در تاریخ این کشور تکرار نشد، چه اینکه نرخ رشد اقتصادی در سال‌های ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۱ (برنامه چهارم توسعه) حتی به مقادیر بالاتر حدود ۱۳ درصد نیز رسید، ولی نرخ تورم بیش از ۲/۵ برابر شده بود و به عدد ۳/۶ درصد رسیده بود. پس چگونه در سال ۱۳۴۵ یعنی اوج دوران طلایی اقتصاد کشور انقلاب می شد؟ اتفاقا” انقلاب زمانی روی داد که اشتباهاتی همانند اصلاحات ارضی و وادار کردن کارخانه داران خصوصی به تقسیم سهام میان کارگران آثار اجتماعی خود را در سال‌های پس از به اصطلاح انقلاب سفید به تدریج نمایان کرد. هر دو این تصمیمات، بر اساس زورگویی نظام بود و شاه در گفتگویی با رسانه ها با غرور کبریایی خود اعلام نمود: “نیازی نبود آرتش دخالت کند”. چه معنی دارد کارخانه داران و زمینداران ثروت خود را به زور به دیگران ببخشند؟

 

معادله ساده ای نیست که بخواهیم نرخ رشد یک دوره رو مبنای انقلاب قرار بدیم. بخصوص مبنایی برای 57.

 

بله همیشه مسئله "تاخیر" و "اثر تجمعی" وجود داره. اینطوری که یک شبه بشه 57.

 

تاخیر: در سیاستگذاری و علم مدیریت به نتایج تصمیماتی میگن که بلافاصله آشکار نمیشن. مثل زمان رسیدن به بهره وری که وقتی امروز شروع میکنی به اصلاح، ممکنه اصلاح 2 سال بعد انجام بشه و نتایجش 5 سال بعد خودش رو نشون بده و تکنولوژی 10 سال بعد کل کاری کردی رو منقضی کنه. یعنی روش جدیدی جایگزین کنه.(وارد جزییات نشیم)

اثر تجمعی: هم به اثر اقدامات روی رفتار مردم هست، مردم یکباره قاطی نمیکنند، چند سال یا شاید چند ده سال خاطرات بد بیکاری، فقر، عدم حل مسائل و احساسات پاسخ گفته نشده و ... در ذهن افراد جمع میشه و جایی خودش رو نشون میده. اقداماتی که حاکمیت میکنه در راستای کاهش اثرات تجمعی مثل فقر زدایی گزینشی(بر اساس طبقات، بر اساس مناطق جغرافیایی و بر اساس دهک های درآمدی) و یا دادن و گرفتن یه سری آزادی ها در این راستا هست.

 

 

58 minutes قبل , Brave_Heart گفت:

مشکل پایه اینگونه تاپیک ها در این انجمن این واقعیت است که نظام شاهنشاهی با همه کاستی هایی که داشت (و برخی از آنها همانند به اصطلاح ‘اصلاحات ارضی’ تیشه به ریشه کشاورزی ایران زده است) در امور نظامی، خریدهای جنگ‌افزاری، و نیز توسعه زیرساخت‌های جنگ افزاری بسیار خوب عمل کرد. بنابراین انتقاد از آن نظام در زمینه های غیر نظامی در انجمنی که بصورت تخصصی به امور نظامی می پردازد چندان دلچسب نبوده و برخی از دوستان را به لجبازی های بیهوده در پاسخگویی سوق می دهد، به گونه ای که بزرگ‌ترین پولشویی حکومتی تاریخ ایران را که در قالب یک برنامه عوام فریبنده و کاملا” کمونیستی تحت عنوان اصلاحات ارضی اجرا شد را برنامه ای ضد کمونیستی می خوانند.

 

بخاطر اینکه بحث در حد همون مسائل کشاورزی و امنیت غذایی بمونه، نباید سراغ تحلیل درست و غلط رژیم سابق رفت این بحث ها انتهایی نداره. ایراد بنده هم با مثال آوردن از بعد از انقلاب و طرح های شکست خورده ایراد از طرح ها نبود از روش مقایسه بود. طرح باید در خودش با معیارهای خودش بررسی بشه.

ضمن اینکه این کاملا کمونیستی گفتن شما ایراد داره. کمونیسم کلا مانع داشتن حق مالکیت هست، اجازه نمیدهند هیچ کسی صاحب هیچ چیزی باشد. کارگر روی زمین حتی مالک بیل هم نمیتونه باشه. و البته این طرح هم شکست خورده، و شکست خوردن کمونیست ها به معنی موفقیت لیبرال ها و دست راستی های حامی جریان سرمایه داری و فئودالی نیست، آنها هم اگر شکست نخورده بودند شاه برای اینکار تحت فشار قرار نمیگرفت. یادمون نره که توده ای ها حتی شاه رو ترور کرده بودن. جریان چپ داشت رشد میکرد و اگر مردم به چیزی متملک نمیشدن، قطعا میفتادن تو دام کمونیسم. 

 

 

در حدود تاپیک و بحث امنیت غذایی باقی بمانیم.

 

 

 

 

  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
7 hours قبل , SAEID گفت:

ولی کارشناسی طرح ضعیف بود. به قول معروف مهم نیست که ایده خوبی داشته باشید ، مهم درست اجرا کردن یک ایده است.

نکته همنیجاست. که ما داریم در مورد "سیاستگذاری" بحث می کنیم یا "اجرا"؟ الان این سوال دوقلو رو شما و دوستان جواب بدید:

1-تصمیم کلان خصوصی سازی اصل 44 درست بود یا نه؟"(فارغ از روش اجرا)

2-تصمیم کلان ملی سازی صنایع اول انقلاب درست بود یا نه؟"(فارغ از روش اجرا)

 

*پاسخ من به این شکل هست که اولی به هر شکلی باید اتفاق می افتاد. با آزمون-خطا و حتی هزینه دادن، تا به هر قیمتی از نظام دولتی فاصله بگیریم. ولی در مورد دومی این تصمیم از بیخ اشتباه بود. یعنی اگر هم میخواستن اموال بخش خصوصی وابسته به شاهنشاهی رو مصادره کنن، میشد در قالب حفظ مالکیت خصوصی و واگذاری به عموم مردم هم اقدام کرد.

 

4 hours قبل , Brave_Heart گفت:

در قالب یک برنامه عوام فریبنده و کاملا” کمونیستی تحت عنوان اصلاحات ارضی اجرا شد را برنامه ای ضد کمونیستی می خوانند.

دقیقا داستان همینه. یعنی شاه با یه برنامه کمونیستی تضعیف شده، اجازه نداد چپی ها همین اقدام رو بکنن و برای خودشان قدرت سیاسی و اجتماعی بخرن.

در واقع نوعی تزریق ویروس تضعیف شده از سر اجبار، برای بالا بردن ایمنی بدن.

 

4 hours قبل , Brave_Heart گفت:

پس چگونه در سال ۱۳۴۵ یعنی اوج دوران طلایی اقتصاد کشور انقلاب می شد؟

دیدگاه به شدت اشتباه رایج. که انقلاب ایران فقط در بستر اقتصادی تحلیل میکنه و از عوامل فرهنگی و نفوذ خارجی، و سمّ چپ اسلامی چشم پوشی می کنه.

 

3 hours قبل , worior گفت:

در حدود تاپیک و بحث امنیت غذایی باقی بمانیم.

با صحبتهای شما کاملا موافقم با این تبصره که مقوله "اجرا" نیاز به ذهن "بلندمدت" و "برنامه ریز" داره که ضعف اجتماعی/تاریخی ما ایرانی هاست، و نباید مقوله "تصمیم کلان" با "اجرا" قاطی کرد.

و به نظرم این بحث کمونیسم و تصمیمات اقتصادی حول اون، دقیقا در ادامه بحث امنیت غذایی هست. یعنی اگر امنیت غذایی نداریم دقیقا به خاطر اصلاحات ارضی کمونیستی، قیمتگذاری دولتی کمونیستی روی محصول، یارانه دادن کمونیستی و نهایتا فراری دادن بخش خصوصی با توجیحات کمونیستیه. 

ویرایش شده در توسط Deepblue
  • Like 2
  • Upvote 5
  • Downvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

نزدیک به 10 سال پیش در سایت مقاله هایی در مورد قحطی زمان جنگ جهانی  توسط برادر گرامی @hightech @rasoolmr @mehran55 تهیه شد که امروز یادآوری آن لازم است

بویژه که اهمیت امنیت غذایی در مقابل قحطی ها و هولوکاست هایی که بر سر ایران درآوردند معنی پیدا می کند 

 

همانطور که جناب @mehran55 گفتن 

2 hours قبل , mehran55 گفت:

قحطی در ایران سابقه ای طولانی دارد و این سرزمین شاهد ادوار مختلف قحطی بوده است که ساکنان آن را به ورطه مرگ و تباهی کشانده است.

عوامل طبیعی از جمله " اقلیم ویژه ایران " ، " کمبود منابع آب و بارندگی " ، همچنین " خشکسالی های متناوب در داخل فلات ایران " از جمله دلایل بروز قحطی محسوب می گردند. 

جعفر حسنی ، ( یکی از کارشناسان سیاسی ) عوامل فرهنگی و اجتماعی به ویژه شرایط سیاسی را به عنوان عواملی که در شروع ، تشدید و تداوم قحطی نقش دارند ، مورد توجه قرار داده است.

با توجه به شیوه سنتی کشاورزی ایران ، چند سال بی بارانی و کم بارانی منجر به بروز فاجعه قحطی در ایران می شده است. این امر عدم امنیت روانی جامعه را در پی داشته است که سبب ایجاد روحیه خاص در اقشار مردم ( به ویژه کشاورزان ) می گردید. بی شک مناسبات " ارباب و رعیتی " در این احساس عدم امنیت روانی و عدم تحرک و انجماد روحی ، و ترس و وحشت ناشی از خشکسالی سهم به سزا داشته است.

 

و سه قحطی بزرگ در ایران 

بر 19 آذر 1399 در 12:15 , mehran55 گفت:

سه قحطی بزرگ تاریخ معاصر ایران

 

درباره سه قحطی بزرگ تاریخ ایران که پیامدهای عظیم در سرنوشت ایران داشت ، کار تحقیقی کافی صورت نپذیرفته است. شاید از این زوایه بتوان به کتاب های ارزشمند آقای دکتر محد مجد اشاره داشت که شاید از معدود منابع قابل دسترس و استناد برای بررسی این تریلوژی (قحطی های سه گانه) به زبان فارسی می باشند.

 

اولین قحطی در اواخر قرن نوزدهم ( 1870-1871 میلادی / 1249-1250 هجری شمسی ) و در خلال سلطنت ناصرالدین شاه به وقوع پیوست و بنا به روایاتی یک دهم جمعیت ایران در خلال این قحطی جان خودشون رو از دست دادند.

 

دومین قحطی بزرگ تاریخ معاصر ، قحطی سال های جنگ جهانی اول ( 1917-1919 میلادی / 1296-1298 هجری شمسی ) است که حدود 8 الی 10 میلیون نفر از جمعیت ایران را از بین برد. ( آمار به استناد کتاب قحطی بزرگ / نوشته دکتر محمد قلی مجد )

 

سومین قحطی بزرگ تاریخ معاصر ایران مر بوط به سالهای جنگ جهانی دوم (1320-1322 هجری شمسی) می باشد که دکتر مجد تلفات این قحطی را حدود چهار میلیون نفر برآورد می کند. از مهمترین وقایع این دوران شورش نان در سال 1321 است که به دلیل کمبود غلات در ایران روی داد.

 

 

 

و مختصری در مورد این تاپیک ها 

سوم شهریور، هولوکاست ایران: روزی که ایران به اشغال متفقین درآمد

 

کشتار 9.5 میلیون ایرانی ظرف 2 سال !

 

قحطی جنگ جهانی اول ، قحطی بزرگ

نقل قول

قحطی سال ۱۲۹۸–۱۲۹۶ ایران

قحطی بزرگ ۱۲۹۶ - ۱۲۹۸ هجری شمسی (۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹ میلادی) قحطی بزرگی بود که تلفات جانی فراوانی را در ایران سبب شد.

در این دوران که مصادف با جنگ جهانی بود علی‌رغم اعلام بی طرفی در جنگ از سوی حکو مت ایران بخش‌هایی از ایران توسط نیروهای روسیه و انگلیس اشغال شده بود.

در همین زمان درگیری‌های قبیله‌ای نیز قدرت مرکزی را در ایران ضعیف کرده بود. همزمان اپیدمی آنفولانزای اسپانیائی که باعث مرگ صد میلیون نفر در سراسر جهان شد در ایران شیوع پیدا کرد. هر چند تعداد ایرانیانی که در این زمان کشته شدند محل مناقشه‌است. اما متخصصان چنین پیشنهاد می‌کنند که مجموعه‌ای از قطحی، مالاریا، آنفلوآنزا، و اعتیاد فراگیر به تریاک سبب نرخ غیر عادی مرگ و میر در ایران شده بود.

 

ژنرال دنسترویل درباره اقدام انگلیس در خرید غله در ایران می‌نویسد: «در اثر خریدهای ما قیمت غله بالاتر رفت و هر افزایش جزئی به معنای مرگ بسیاری از افراد بود» وی در تاریخ 5 می 1918 از همدان می‌نویسد: «قحطی در این جا اسفناک است... ما محصول را 40 تومان می‌خریم و امیدواریم مقداری هم کمتر از این تهیه کنیم. هر روز بسیاری می‌میرند و بسیاری نیز در حال کمک‌رسانی مرده‌اند. اکنون که برف‌ها آب شده و بهار آغاز شده است، مردم می‌روند بیرون و مثل گاو در مراتع می‌چرند». بسیاری از این مردم نگون‌بخت در حال چریدن در مراتع مرده‌اند.

 

پاره‌ای از منابع مانند محمد قلی مجد از این فراتر رفته‌اند و ادعا نموده‌اند که هیچ کشوری مانند ایران از جنگ جهانی (اول) آسیب ندیده‌است. بنوشته عباس میلانی بسیاری از دیدگاه‌های ارائه شده توسط مجد محل شک می‌باشد. در کارهای مجد، او تمایل به این داشته‌است تا منابعی گلچین کند که دیدگاه از پیش تعیین شده او را تایید کند.

 

از دیدگاه مجد بزرگترین قحطی تاریخ ایران و همچنین بزرگترین فاجعهٔ تاریخ ایران است که از حمله مغول در قرن سیزدهم میلادی نیز بسیار فراتر رفت. همانطور که اشاره شد، این واقعه یکی از مصائب بزرگ تاریخ ایران است که درباره آن مطالب اندکی نوشته شده و حتی کمترشناخته شده‌است. از دیدگاه مجد در این قحطی نزدیک به ۴۰٪ (در برخی دیگر از منابع ۲۵ درصد) از جمعیت ایران به سبب گرسنگی و سوءتغذیه و بیماری‌های ناشی از آن نابود شدند و مجد دولت بریتانیا را به دلیل خرید گسترده غله و مواد غذائی در ایران، وارد نکردن غذا از هند و بین‌النهرین، ممانعت از ورود غذا از ایالات متحده و اتخاذ سیاست‌های مالی -از جمله نپرداختن درآمدهای نفت به ایران ، مسبب اصلی میداند.

از دیدگاه محمد قلی مجد انگلیسی‌ها تا ژوئیه ۱۹۱۸ ایران را به اشغال خود درآوردند. قرار بر این بود که نیروهای بریتانیا در مه ۱۹۲۱ ایران را ترک کنند؛ یعنی ایران در حدود سه سال و نیم در اشغال نظامی بریتانیا قرار داشت. نیروهای بریتانیا در فوریه ۱۹۲۱، از ایران رفتند.

 

این هم لینک آپارت این فیلم:

http://www.aparat.com/v/dbx3i

 

سوم شهریور، هولوکاست ایران: روزی که ایران به اشغال متفقین درآمد
 

بر 4 شهریور 1390 در 02:55 , rasoolmr گفت:

در واقعه اشغال ایران متفقین مخصوصا انگلیسی ها یک نسل کشی تمام عیار در ایران به راه انداختن . یعنی بقول خودشون باید نسل ایرانی رو خشک میکردن

چون ایران به شیوه خانی اداره میشد و زمینهای بزرگ و ده ها و همه محصولات کشاورزی اعم از گندم و غیره توسط دهقانان تولید میشد که چون مالک ده و زمین ها خان ها بودند دهقانان سهم اندکی را بعنوان اجرت برداشته و بقیه را بابت اجاره و سهم مالکی به ملاکین میدادند .

با فرار شاه خائن و فروپاشی سریع ارتش و نبود دولت در ایران هیچ سازمانی متولی امور مردم نبود .

در این بین انگلیسی ها همه محصولات کشاورزی و خصوصا گندم را از خان ها و ملاکین خریدند و به انگلستان بردند و صرف مردم جنگ زده شون کردن . و آنچه را هم که نتوانستند ببرند آتش زدند .
اینگونه بود که یک قحطی بزرگ در ایران رخ داد و میلیونها نفر در ایران بر اثر گرسنگی جان دادند .
مورخین تعداد درگذشتگان از قحطی و بدنبال آن شیوع وبا در ایران را بین 8 تا 10 میلیون نفر ذکر کرده اند .

جمعیت ایران که در موقع اشغال 22 میلیون نفر بود پس از خروج متفقین بعد از 4 سال به 12 میلیون نفر رسید .
ما در جنگ جهانی شرکت نکردیم ولی بیشترین تلفات رو بعد از روسیه داریم . با این تفاوت که
روسها فاتح جنگ شدند و غنایم جنگ رو بردن و نصف دنیا رو چاپیدند ولی ایرانی ها با خفت و ذلت مردند و هیچ کس حتی نام کشته شدگان بر اثر قحطی رو بیاد نیاورد .

هیچ کس از آنچه بر اونها گذشت فیلمی و رمان و قصه ای درست نکرد و لذا در تاریخ دفن شدند .
نکته جالبش اینه که در گذارش فوق اومده که ایران از آمریکا درخواست کمک کرد ولی اونها بیشرمانه رد کردند و کار انگلستان رو تایید کردن . در نسل کشی ایرانی ها اونا هم سهیمن .

این نسل کشی مشابهش رو ایران هیچ وقت در تاریخ خودش سراغ نداره . ما در حمله مغولها هم اینگونه تلفات ندادیم و با خفت مردممون کشته نشدن . مغولها هم مردونگیشون با اینکه وحشی بودن بیشتر از انگلیسی ها بود . در اون دوره مغولها بعد از 20 سال جنگ تونستن ایرانو فتح کنن . ولی اونها هر جا که تسلیم شد و نجنگید رو سالم رها کردن مثل شیراز . ولی در این واقعه که ارتش ایران فقط 3 ساعت ( شجاعت شاهنشاه قدر قدرت آریا مهر رو حال کنید ) جنگید و تسلیم شد (و ارتش تسلیم و خلع سلاح شد ) ببینید با ایران چکار کردن

 

-------------------------------

نکته ای که تو تاپیک آخر مشهود است خیلی از مواضع ما احساسی و بدون راهبرد بود 

اون موقع نه نگاه تبلیغی داشتیم که بخواهیم این جنایت رو علیه کشور پررنگ کنیم 

و نه نگاه امنیت غذایی داشتیم که بخواهیم از تکرار آن جلوگیری کنیم 

 

نوشته های خودم و بقیه دوستان رو که خوندم ، حقیقتا خجالت کشیدم که کاملا در پی مقصر بودیم و همین اشتباه باعث شد چنین نکته مهم امنیت غذایی رو به راحتی نادیده بگیریم

یکی از نکات لازم برای حمایت از ایده امنیت غذایی یادآوری سه قحطی بزرگ ایران است که عمدی توسط بیگانگان رخ داد و در این بین خود ما ایرانیان هم در تشدید این اتفاق و عدم پیشگیری از آن همت ورزیدیم

 

پس باید چهار هدف رو در این تاپیک به سرانجام برسونیم

1- هولوکاست های قحطی و درد ایران را شرح دهیم و نشان دهیم این اتفاق برای ما هم میتواند بیفتد

2- راهکار برای جهانی کردن و ثبت این جنایت در جهان را شرح دهیم

3- امنیت غذایی را با مقایسه به اقدامات آمریکا و رژیم اشغالگر قدس برای تقویت امنیت غذایی را تبین کنیم 

4- اقدامات انجام شده در ایران و اقدامات ضروری برای رسیدن به امنیت غذایی را شرح دهیم تا نگاه درستی به وضعیت خودمان داشته باشیم ( آمادگی برای بحران)

 

---------------------------

لیست تاپیک در مورد قحطی و امنیت غذایی از قدیم

-  سوم شهریور، هولوکاست ایران: روزی که ایران به اشغال متفقین درآمد

-  کشتار 9.5 میلیون ایرانی ظرف 2 سال !

- استعمار نو و كشاورزي

هولوکاست علیه ایرانیان (جنگهای جهانی)

مباحثی در باب امنیت زیستی: امنیت حوزه کشاورزی

 

 

و تشکر از جناب @Overdose که پایه گذار این تاپیک حیاتی شد ولی با نگاه سازنده بر امنیت غذایی

ویرایش شده در توسط arminheidari
  • Like 3
  • Upvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بر 24 آذر 1399 در 10:00 , Overdose گفت:

نیروی انسانی زیاد میبره تاحالا فگر کردید برنج کاری ما چرا اینقدر نیرو بره؟ و یا چرا با اینکه خیلی مناطق میتونن چین دوم هم با ابیاری و داشت برداشت کنند ولی از خیرش میگزرن؟ سنتی و نیرو بره چون زمین ها خرده !!

طبق اطلاعات اینرنتی (که شایدم غلطه) متوسط یک زمین کشاورزی در ژاپن مساحت ش هست 1.5 هکتار

بر 24 آذر 1399 در 10:00 , Overdose گفت:

انون ارثی که پا برجاست

این که شعار شد... برادر راهکارت برای مسئله ارث چیه؟

بر 24 آذر 1399 در 10:00 , Overdose گفت:

این اصلاحات اراضی جناب واریو به نفسه کار بدی نبوده ولی میتونست به روش بهتری انجام بشه مثلا تبدیل میزان مالکیت به سهم ها و بیجک ها کاغذی و کار دسته جمعی !!

تجربه مزارع اشتراکی هم در روسیه شوروی و هم در چین کمونیست شکست خورده.... خودتون می تونید  سرچ کنید و ببیند 

  • Upvote 2
  • Downvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
16 hours قبل , worior گفت:

در نتیجه همه با هم متضرر شدن و قیمت سیر تا 6 هزارتومن و کمتر هم اومد پایین.

بله دقیقا. مثلا مرکبات جنوب بهار میرسه زیاده، قیمتش به شدت پایینه کشاورز متضرر میشه، و برعکس مرکبات شمال سرما یا آفت زده، و قیمتش در تابستان بالا میره!! هیچکس از هیچکس خبر نداره.

دقیقا وظیفه دولت همین سیاستگذاری و اطلاعرسانیه. یعنی آمار کلان مصرف و نیاز سالانه به کشاورزان ارائه بده و یه طرح کلی از تولید مناطق ترسیم کنه. اونم نه با زور و اجبار و دخالت.

کشاورز وقتی بدونه وضعیت کلی چطوری هست خودش بهتر میتونه تصمیم بگیره چه راهکاری براش بهتره. برنامه ریزی مرکزمحور شکست خورده است ولی نشر اطلاعات و همیاری، کمک کننده.

 

16 hours قبل , worior گفت:

در هر شغلی اگر واسطه ها حذف بشن فقط افراد هستن که کنار میرن و شغلشون رو باید کسی بر عهده بگیره.

احسنت. به نکته درستی اشاره کردید. دلال یا سفته باز در هر صنفی و صنعتی وجود داره و کار روغن کاری و نقدشوندگی رو انجام میدن. رسانه ها به اشتباه مشکل رو گردن دلال میندازن در حالیکه اگر دلال نباشه تا در زمستان پول نقد به کشاورز بده، اصلا کشاورز قدرت مالی نداره که بخواد تابستان محصولی ارائه بده!

 

مساله اینه کشاورز هر چقدر قدرت بگیره، توان ذخیره سازی و چانه سازی اش هم بالاتر میره و قیمت تمام شده به صورت خودکار پایین میاد. با حذف دلال نمیشه قیمت رو پایین آورد. مساله تولید که حل بشه نقش دلال هم تضعیف میشه. باز نمونه شیرین عسل رو مثال میزنم. وقتی قدرت گرفت فروشگاههای عرضه مستقیم خودش رو راه انداخت. یا نمونه بهتر، آدامس بایودنت که خانواده فضلی اونقدر قدرت گرفت که با کیفیت، بسته بندی و پخش عالی، عملا آدامسهای خارجی قدیمی مثل تریدنت(که 3-4 تا واسطه داشت) رو در عرض 2 سال کلا به حاشیه رانده.

 

16 hours قبل , worior گفت:

اداره مبتنی بر فرصت طلبی هست و نظارت متکی بر زمان بحران.

من باز تاکید می کنم با این راهکارهای ظاهرا اجباری بندهای پایانی شما مخالفم. میشه آموزش داد. میشه راهکار ارائه داد. میشه اطلاعات به اشتراک گذاشت. ولی نباید در کار بخش خصوصی فضولی کرد.

 

فرضا شاید بصرفه کشاورز انار درجه1 صادر کنه، و برای مصرف بازار داخلی انار درجه2 از افغانستان بیاره. دستکاری کردن چرخه معمول بازار باعث تضعیف کشاورز و نهایتا کاهش تولید میشه. اگر میخوایم تولید قوی بشه، باید کشاورز پولدار قوی داشته باشیم. و کشاورز قوی از سود قوی بدست میاد نه با قیمت دولتی اجباری و مداخله(دزدیدن سود).

ویرایش شده در توسط Deepblue
  • Like 1
  • Upvote 3
  • Downvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

 

z0yb_screenshot_20201216-210204_samsung_

 

 

اصلاح و تجمیع و یکپارچه سازی تو کشور های زیادی انجام شده معمولا در کشورهای کهن و یا کشورهایی باقوانین معیوب و یا چالش ها بزرگ پیش آمده این خرد بودن اراضی بصورت خود به خود و به مرور زمان درزمین ایجاد  شده !

کشور آلمان پس از جنگ جهانی دوم از سوی  فاتحین!!

 برنامه ریزی تحمیل شدکه قصدبر خرد کردن اراضی و ایجاد اشتغال کاذب و تبدیل یک کشور فوق صنعتی به یک‌کشور پیشه وری را داشتن که بیشتر جمعیت و نیروی مولد در اراضی فاقد خروجی و تولید لازم مشغول به کار بشوند و عملا بخش صنعت این کشور دچار کمبود نیرو بشه که انجام هم شد ولی اصلاحات و یکپارچه سازی چند سال پس از پیدا کردن مقداری استقلال عمل بازیابی شد و اراضی بازیابی شد.

  در ژاپن و کشور های دیگه ‌ای که قصد پیمودن این راه یعنی تامین کردن امنیت غذایی با کمترین انرژی و صرف نیروی انسانی کمتر نیزبوده  این اقدامات انجام شده !!  درسته نیروی کار زیادی بیکار میشه در صورت یکپارچه سازی و تجمیع وکشت مکانیزه ولی ما صنایعی داریم که در اون بخش ها وارد کننده هستیم مثلا صنعت نساجی که بشدت نیرو بر هست!! علاوه بر اون‌جمعیت کشور ما هم رو به میانسالی هست!!  و لزوم بازبینی بسیار حیاتیه همین الان‌میشه گفت‌جمعیت زیادی نیروی کار خارجی در کشور مشغول کار در بخش کشاورزی و دامداری و ساختمان سازی ما هستن بشدت ارز بر هم هست چرا کار مکانیزه نشه؟!؟!؟

در کشور ما هم قوانین زیادی تصویب شده و حتی یکسری برنامه ریزی هایی شده ولی هنوز به شکل جدی به ان‌توجه نشده !!

کشورهای با برنامه های اصلاحی را میتونید در لینک زیر مشاهده کنید.

http://www.agripolicies.rushd.ir/بررسی-تقلیدی-بودن-خط-مشی-یکپارچه¬سازی/

جناب رضا شما ۱.۵ هکتار یا ۱۵۰۰۰ متر ژاپن را با ایرانی مقیاس و تناسب بگیرید که بالای ۵برابر وسعت داره و‌جمعیت یک سومی داره!!  که قطعا اگر اماری واقعی باشه  به نسبت قطعه ها خیلی کمتر از ژاپنه!

مگه این همه شرکت که داره تو جهان‌ سرمایه داری کار میکنه چطوریه ! مدیر عامل و سیستم داره مگه باید بیان زمین را به قطعه کوچیک حتما وارثین تقسیم کنند !! این همه الگو تو دنیا هست مثلا انگلیس اگر تونستن بصورت یک شرکت خانوادگی اداره کنند و طبق سهام تقسیم که هیچ اگر با هم کنار نیامدن دولت وارد میشه و زمین را به شرکت ها دیگه واگذار میکنه(البته صرفا کشت اون را نه مالکیت را )و اونها فقط سهام‌دار ملک هستن!!  و سهام‌ها هست که خرید فروش میشه!! پس الگوی اشتباه کمنیستی اخرین فرمول نیست برادر رضا .....

جناب واریور بجز نداشتن الگو و علم و نوین بودن اراضی و تخریب و خشک‌سالی و یا شهر سازی شدن و تغییر کاربری یکی از بزرگترین تهدیدات کشاورزی ما‌همین خرد بودنه که باعث عدم توسعه و‌پیشرفت و‌غیر توچیه پذیر بودن اقتصادی برای مالک‌و یا مالکین شده و اینکه ما داریم برای تامین غذا و مایحتاج حداقل ۵۰۰ میلیون نفوس ایرانی بصورت پایدار برنامه ریزی کنیم  شاید عدد فضایی و خنده داری باشه ولی قطعا استعدادش بیشترش را هم داریم و با چنین جمعیت و پتانسیلی میتونیم تو دنیا پیشتاز باشیم در غیر اینصورت باید بازیچه یکسری کشور بزرگ باشیم البته الان طی اماری بین ۶۰ الی ۸۰ درصد غذای کشور را تامین میکنیم که واقعا خیلی رقم پایینیه!!

جناب ابراهیم صحبت های شما بیشتر جنبه اقتصادی داره که بله مهم‌هم هست ولی تامین و افزایش مقدار تولید و ایجاد زیر ساخت صادراتی هم باید بشدت مد نظر قرار بگیره 

  • Like 1
  • Upvote 8

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
11 hours قبل , Overdose گفت:

جناب ابراهیم صحبت های شما بیشتر جنبه اقتصادی داره که بله مهم‌هم هست ولی تامین و افزایش مقدار تولید و ایجاد زیر ساخت صادراتی هم باید بشدت مد نظر قرار بگیره 

 

از دید بنده تجمیع اراضی یعنی نابودی روستاها.

شما ساختار زندگی روستایی رو باید به دقت مطالعه کنید و همچنین عوارض مهاجرت از روستاها به شهرها.

در حال حاضر نسبت بیکاری در نقاط روستایی ۳.۱ درصد و در نقاط شهری ۵.۶ و در نقاط شهری حتی مشارکت اقتصادی هم پایین تره در ایران.

کشورهای ژاپن و آلمان کشورهای فوق صنعتی بودن و هستن و بسیار سرمایه پذیر، ایضا از نظر مقیاس در برابر ایران کوچک. اونها تونستن بیکاری روستایی رو پوشش بدن در حالی نرخ بیکاری شهری رو کاهش بدن. در بسیاری از کشورهای اروپایی مردم همچنان زندگی مزرعه ای دارن.

بیشتر صنایع در آلمان و ژاپن خصوصی هستند، بخش کوچکی از صنایع بسیار بزرگ دولتی هستن که خود آلمانی ها میگن صنایع کم بازده!.

 

11 hours قبل , Overdose گفت:

جناب واریور بجز نداشتن الگو و علم و نوین بودن اراضی و تخریب و خشک‌سالی و یا شهر سازی شدن و تغییر کاربری یکی از بزرگترین تهدیدات کشاورزی ما‌همین خرد بودنه که باعث عدم توسعه و‌پیشرفت و‌غیر توچیه پذیر بودن اقتصادی برای مالک‌و یا مالکین شده و اینکه ما داریم برای تامین غذا و مایحتاج حداقل ۵۰۰ میلیون نفوس ایرانی بصورت پایدار برنامه ریزی کنیم  شاید عدد فضایی و خنده داری باشه ولی قطعا استعدادش بیشترش را هم داریم و با چنین جمعیت و پتانسیلی میتونیم تو دنیا پیشتاز باشیم در غیر اینصورت باید بازیچه یکسری کشور بزرگ باشیم البته الان طی اماری بین ۶۰ الی ۸۰ درصد غذای کشور را تامین میکنیم که واقعا خیلی رقم پایینیه!!

 

در آمریکا بخش اعظمی از سرمایه داران کشاورزان هستن، البته اونجا مشکلات آب و زمین مثل ما وجود نداره، اما کشاورزان ثروتمند بعضا سهامداران اصلی بورسها و یا تراست ها هست و یا بعدا تایکون های اقتصادی شدن.

 

اینجا کمترین سهم در تجارت کشاورزی به کشاورز میرسه. نه به خاطر اینکه کارش صرفه نداره، بخاطر اینکه حاشیه سود در تولید کشاورزی بیشتر در سمت بعد از تولید محصول هست، محصولی که کشاورز فرصت کمی برای نگهداشتنش داره و بسرعت باید برداشت کنه، و سود اصلی بعد از اون یعنی در نگهداری و فراوری ایجاد میشه.

 

ما این چرخه نگهداری و فراوری رو رها کردیم و چسبیدیم به مقدار زمینی که یه کشاورز داره! در صورتی که اصلا اهمیتی نداره، شما تضمینی محصولات رو بخر، بزار زمین دو متر باشه حتی! و این نقش دلال یا واسطه هست.

 

واسطه ها رو درست کنیم به امنیت غذایی میرسیم، واسه ها رو درست نکنیم، همین کشاورزی موجود رو هم از دست میدیم.

 

اما تجمیع اراضی باعث انحصارهای بزرگ در قیمت محصولات میشه. مثال:

ما خوراک دام به شکل عمده تولید نمیکنیم و بصورت عمده وارد میکنیم. چون تعداد وارد کننده کم هست و دولت کنترل انحصاری داره(از طریق تخصیص ارز و مدیریت گمرکات و مجوزهای واردات) تنها بازیگر این عرصه است. بنابراین هیچ وقت نمیتونه با گرانی مقابله کنه و چون علت خودش هست نمیتونه با تولید کننده مرغ و تخم مرغ بصورت دستوری روبرو بشه. از طرفی اگر مقابله کنه دو حالت پیش میاد؛

 

در حالت صنایع بزرگ؛

- هیچ وقت موفق نمیشه چون این صنایع اونقدر بزرگ هستن که عوارض مقابله باهاشون مستقیم روی اقتصاد و امنیت غذایی تاثیر میگذاره، ایضا روی نرخ بیکاری و ... بنابراین تسلیم تمام فرامین صنایع بزرگ هست(یه نمونه خودرو سازی انحصاری)

در حالت صنایع خرد؛

- هیچ وقت نمیتونه کنترل کنه! ولی نرخ ها بصورت منطقه ای در میاد بجای سراسری، مثلا همون موقع که مرغ شده بود کیلویی 30 تومن من تو یکی از روستاها بودم و مرغداری کوچک اونجا مرغ رو کیلویی 16 تومن میداد.

- یا یه نمونه دیگه اینکه در روستاها دامپروری بخصوص گوشت گوسفندی متکی به همین زمین های کوچک دیم هست. کشاورز یک زمین نچندان مرغوب رو دیمی جو میکاره و محصول نچندان مرغوبی بدست میاره که میشه خوراک گوسفند. یعنی کشاورز خرد دامپرور خرد هم هست. و همین باعث میشه که من گوشت رو از اهواز کیلویی 120 هزار تومن نخرم! و کیلویی 80 هزارتومن از روستاها بخرم. گوشت های گرم اهواز رو دامپروری های صنعتی تولید میکنند و گوشت های ارزان روستاها رو دامپروری های خرد تولید میکنند!

 

بنابراین شاهدید که صنایع بزرگ انحصارهایی ایجاد میکنند که افزاینده قیمت و از بین برنده قدرت رقابت و از بین برنده امنیت غذایی هست. از طرفی به بیکاری  های گسترده در مناطق روستایی و خالی شدن روستاها از سکنه منجر میشه. 

 

 

حالا دخالت دولت در ایجاد صنایع تولید کننده عمده؛

- معادل هست با ایجاد قیمت های رقابتی و ورشکسته شدن صنایع خرد. و چون صنعتی هستن میزان اشتغال رو این صنایع بزرگ به شکل موثر افزایش نمیدن.

- دخالت نظام بانکی در توسعه صنایع خرد، مثل گاوداری های شیری هست که در یک سال در حدود60 درصد کل کشور بخاطر عدم سود دهی ورشکسته شدن! ولی این ورشکستگی ناشی از افزایش تولید بوده و قیمت رقابتی و انحصار های صنایع بزرگ!.

- من یه بار چند سال پیش اتفاقی سرم رو انداختم پایین و رفتم وزارت جهاد کشاورزی، در همین وزارت خونه در دفتر خود وزیر به عنوان یه ایده کار آفرینی به من پیشنهاد شد که برم در مناطق مرزی قرنطینه دامی ایجاد کنم! این یعنی صادرات یعنی عدم پوشش تقاضای داخلی و فرار گوشت به خارج، یعنی نبود امنیت غذایی در شرایط بحران و عدم نگرانی نسبت به قیمت در داخل.

 

بنابراین پیشنهاد دیگر بنده؛

ایجاد شرکت ها و دفاتر مدیریت و بازارگردانی تولیدات کشاورزی بصورت منطقه ای.

 

 

 

  • Like 2
  • Upvote 6
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

سلام

اول سخنم از دوستان بابت پریدن وسط بحث عذرخواهی میکنم حقیقتش من هیچ تخصصی باب موضوع تاپیک ندارم ولی وقتی این تاپیک رو دنبال کردم و همینطور بحث دوستان و نظراتشون از سر کنجکاوی با برنامه گوگل ارث رفتم یک سری به نقشه امریکا زدم ببینم وضع ابر قدرت دنیا که از قضا تو بحث کشاورزی هم ابر قدرته  چجوریه ! فقط به صورت دیداری .
 سه دلیل داشتم که مستقیم رفتم امریکا رو بررسی کردم دلیل اولش ابر قدرت بودن امریکاست که خوب هرکی این تاپیک رو خونده باشه میدونه یکی از ملزومات قدرتمند بودن داشتن صنعت  کشاورزیه دلیل دوم مساحت بسیار زیاد امریکا بود که میخواستم ببینم چطوری مساحت رو مدیریت کردند سوم هم اب و هوا و طبیعت بسیار نزدیک امریکا به ایرانه چون دقیقا مثل کشور ما همه جور طبیعتی رو داره از جنگل های انبوه تا بیابون های وسیع و کوهستان و دره و بنادر شرجی و.... که خب بدجور شوکه شدم چون اون چیزی که من دیدم چیزی نبود که انتظار داشته باشم  و حتی تصورش هم نمیکردم به هر حال نه تخصصی دارم تو این زمینه و نه تا حالا مشابهش رو تو کشور دیده بودم با چهارتا عکس جریان رو توضیح میدم

عکس اول از فاصله265 کیلومتری به صورت رندوم از یکی از ایالت ها گرفتم مساحتش برابری میکنه تقریبا با کل استان کرمان 
usland1.jpg

 

 

 

 

اگر به تصویر خوب دقت کنیید میبینید کل نقشه به صورت ریز شطرنجی شده خودم اول فکر میکردم افکت نرم افزاره حالا به تصویر دوم دقت کنیید

 



usand2.jpg

 

 

 

 

در واقع این ها زمین های کشاورزی هستند که با یک تقسیم بندی یکسان از بالا اینطور به نظر میرسند و اون خط هاهم جاده هستند تقریبا 90 درصد زمین ها از یک اندازه هستند 





usland3.jpg

 

 

 

عکس های بالا ایالت های غربی و سرسبز امریکاست ولی عکس پایین از ایالت مرکزی و خشک امریکا گرفته شده که محیطش بسیار شبیه محیط ایران خودمونه ولی اون ایالت هم دقیقا به صورت بقیه ایالت ها با همین مقیاس تقسیم بندی شدند یعنی هز مزرعه برابر است با 2.57 کیلومتر مربع که همونجا کنار مزرعه محل زندگی مزرعه دار هم هست یکم که تو نقشه گشتم به این نتیجه رسیدم که یکجورایی مساحت زمین های کشاورزی امریکا از مساحت کل کشور ما به عنوان یک کشور نسبتا بزرگ از لحاظ پهناوری بیشتره و ما واقعا با بزرگ های دنیا خیلی بیش از حد فاصبه داریم چون خوب که نگاه کردم دیدم که یک ایالت مرکزی امریکا که خشک و کم ابه از کل کشور ما بهروی بیشتری داره حالا من دقیق نمیدونم سیستم اداری و تجاری کشاورزی تو امریکا چجوریه فقط فهمیدم اونا کجا و ما کجا 

 

usland3_28129.jpg

 

  • Like 3
  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.