saman_777

چگونگی شکل گیری رنجرها

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

هنگامی که پس از حمله ژاپنی ها به پرل هاربر (دسامبر 1941) آمریکا وارد جنگ جهانی دوم شد، رنجرهای آمریکایی نقش بزرگی در عملیات های ویژه بازی کردند. برای افسران نیروی زمینی آمریکا که در پایگاه های بریتانیایی بودند به زودی آشکار شد که آنها واحدی مانند کماندوهای بریتانیا در اختیار ندارند. سرلشگر تروسکات رابط نیروی زمینی آمریکا با ستاد مشترک بریتانیا در ماه می 1942، طرحی را به ژنرال جورج مارشال پیشنهاد کرد که تشکیل چنین واحدی را تشویق کرد. از آنجا بود که رنجرهای آمریکایی معادل کماندوهای بریتانیایی شکل گرفتند. دستور تشکیل چنین واحدی به سرعت صادر شد و اولین گردان رنجر نیروی زمینی ارتش آمریکا تشکیل شد. نام رنجر از آنجا انتخاب شد که باور عمومی بر این بود که واژه "کماندو" به بریتانیایی ها تعلق دارد. تروسکات چنین اعتقاد داشت: «شایسته بود سازمانی که مقدر بود اولین واحد زمینی آمریکایی باشد که در اروپا با آلمانها وارد پیکار شود رنجر نامیده شود؛ چرا که در نهان آنها شجاعت، ابتکار، قصد، ناهمواری، توانایی رزمی بالایشان را نشان دادند.» اولین فرمانده رنجرها سروان اورلاندو داربی فارغ التحصیل وست پوینت بود. به داربی برای سازماندهی واحد جدید تنها چند هفته زمان داده شد. هزاران سرباز پیاده نظام درخواست ملحق شدن به واحد جدید را دارند.تعداد کمی از آنها استانداردهای سخت رنجرها را شامل می شدند. اولین گردان رنجر رسما در 19 ژوئن 1942 شروع به کار کرد. واحد جدید در مرکز آموزش کماندویی "آشنسری" در اسکاتلند دوره دید. در آنجا کماندوهای بریتانیایی 600 تازه کار را آموزش می دادند. 500 نفر دوره را تمام کردند، یک سرباز کشته شد و چند نفر در تمرین با مهمات واقعی صدمه دیدند. رنجرها رسما آماده کارزار بودند. 49 رنجر برای حمله به "دیپ" انتخاب شدند. آنها اولین سربازان آمریکایی بودند که در برابر آلمانها بر روی زمین جنگیدند. 3 نفر از آنها کشته شدند. از آجا به بعد، رنجرها به شمال آفریقا جایی که پیکان حمله خود را متوجه "بندر آرزو" در الجزیره کردند رفتند. موفقیت این حمله، راه اولین لشکر پیاده نظام را برای حمله موفق و اشغال "اوران" صاف کرد. اولین واحد تشویق نامه ای از ریاست جمهوری در 31 مارس 1943 زمانی که "الگوتر" را تصرف و پاکسازی کرد و توانست 200 اسیر بگیرد، دریافت کرد. چگونگی شکل گیری رنجرها رنجرها نقشی کلیدی در حمله به سیسیل و حرکت به سرزمین اصلی ایتالیا در سال 1943 بازی کردند. آنها در "مونت کاسینوی" جنگیدند. در ژانویه 1944، رنجرها در جریان ضد حمله آلمانها در ایتالیا متحمل تلفات سنگینی شدند. رنجرها در طی قتل عام بزرگ در "ساحل اوماها" در روز دی تصرف نرماندی شهرت بیشتری کسب کردند. بیشتر، پیاده شدن در این ساحل با پیاده شدن در 4 ساحل دیگر در آن روز مقایسه می شود. رنجرها سخت ترین اهداف زمینی را داشتند. "نقطه دو هاک" استحکامات سنگینی داشت و آلمانها دفاع خود را بر فراز صخره هایی قرار داده بودند که در ساحل های دیگر چنین صخره هایی وجود نداشت. هنگامی که بیشتر تانک های دوپلکس در دریا غرق شد، آمریکایی ها ضربه بزرگی خوردند. قدرت آتش این تانک ها که باید رنجرها را در برابر مسلسل های آلمانی در نقطه ی دو هاک پشتیبانی می کرد از دست رفت. بنابراین، رنجرها به تله افتادند و مجبور شدند بدون بهره گیری از پشتیبانی زرهی از صخره بالا بروند. سختی وظیفه ی رنجرها در ساحل اوماها به بهترین وجه توسط ژنرال عمربرادلی بیان شده است: «به هیچ فرماندهی چنین عملیات نومیدانه ای داده نشده بود.» رنجرها همچنین جنگ در شرق دور را نیز تجربه کردند. پس از حمله به خطوط دفاعی ژاپنی ها در جزایر "دینه گات"، آنها اولین سربازان آمریکایی بودند که به فیلیپین بازگشتند. آنها سه روز قبل از نیروهای اصلی آمریکایی (اکتبر 1944) پیاده شدند و به سرعت اهدافشان را تصرف کردند. در "لوزون"، رنجرها در عملیاتی شرکت کردند که بسیاری آن را یکی از متهورانه ترین عملیات نظامی تاریخ آمریکا می دانند. رنجرها 500 نفر از کسانی را که در راهپیمایی مرگبار و ننگین "باتاآن" شرکت داشتند را در عملیاتی که 30 مایل پشت خطوط دشمن انجام شد نجات دادند. به علاوه نجات آنان، رنجرها بیش از 200 نفر از نگهبانان آنها را کشتند و از دست سربازان ژاپنی که برای گرفتن آنها اعزام شدند گریختند و به سلامت به خطوط خودی بازگشتند. مدارک اشاره می کنند که این 500 اسیر چون مانع عقب نشینی ژاپنی ها شده بودند، نزدیک بود که اعدام شوند. رنجرها همچنین نقش مهمی در اشغال مانیل بازی کردند. هنگامی که خبر بمباران هیروشیما و ناکازاکی رسید، آنها خود را آماده می کردند تا به خاک اصلی ژاپن یورش برند. نوشته شده توسط هادی اکبری موضوع مطلب :‌ ارتش ها و نيروهای مسلح

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
saman_777 عزیز ایکاش همینطور ادامه بدید و به رنجرهای فعلی امریکا برسید و تجهیزاتشون رو هم توضیح بدید...اگه مقاله تون مصور هم باشه که محشر میشه. بهرحال عالی بود.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
منبع این مقاله مجله جنگ افزار هست. شماره اش یادم نیست ولی چون خودم نوشتمش مقاله خودم رو خوب یامه icon_biggrin

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
منبعش مجله جنگ افزار هست همانطور که دوست عزیز گفت چه خوب شد ما یک نویسنده ی مجله نظامی داریم!! یک مقاله از تو سایت بردارین بفرستین جنگ افزار تا مشهور شیم icon_biggrin

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
سامان جان برات متاسفم که همین جوری بدون بررسی درباره این حقیر قضاوت کردی. اولا که من خودم هم می دونم که عددی نیستم ولی به هرحال الان دو سال و نیمه که دارم برای جنگ افزار می نویسم. هم کار تحقیقی داشتم و هم کار ترجمه. سعی کردم به اندازه خودم برای این کشور و آگاهی هم وطنانم کوشش کنم. حالا چقدر موفق بودم اونها باید نظر بدن. از جایی هم چیزی رو کش نمی رم . تاریخ این مقاله رو که اتفاقا یکی از اولین کارهام هست برایت می نویسم تا ببینی جنگ افزار اونو زودتر چاپ کرده یا اون سایتی که ذکر کردی. دوما اصل اینگلیسی این مقاله رو هم از یه سایت گرفتم و کلمه به کلمه ترجمه کردم. از دوستانی که این مقاله رو در سایتشون گذاشتن بپرس ببین منبع مطلب رو می تونند ذکر کنند یا نه. به هرحال ادرس منبع این مقاله رو هم فردا پس فردا برات می ذارم. شماره اون مجله جنگ افزار که این مطلب رو توش چاپ کردن هم باید هفته دیگه که برگشتم خونه برات پیدا کنم. به هرحال همین که به این مطلب توجه نشون دادی ازت متشکر. حالا اینکه کی اونو نوشته هر جور دوست داری درموردش فکر کن. برات ارزوی موفقیت می کنم و یه ضرب المثل انگلیسی هم به یادگار بهت می گم: درباره یه کتاب از روی جلدش قضاوت نکن. دوست کوچکت رضا

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
سامان جان مطلبی که از من در مجله جنگ افزار چاپ شده در شماره 24 یعنی در حدود 20 قبل چاپ شده ولی این دوستمون آقای آکبری مطلبش رو در آذر سال گذشته روی سایت گذاشته (یعنی 8 ماه قبل) حالا دیگه خودت حساب کن که کی به کیه. http://www.historylearningsite.co.uk/dieppe_1942.htm این هم آدرس منبع اون مقاله می تونی خودت تطبیق بدی. به هر حال خود دانی!!!! برای مشهور شدن هم اگر مطلب خوبی تهیه کردی می تونی بفرستی هر مجله ای که دوست داری تا با اسم خودت چاپ بشه. اون هم خود دانی....

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
RezaKiani, ببين دوست من اين مشكلات در دنياي اينترنت هست و خيلي افراد بدون توجه به حقوق ديگران مطالب رو به اسم خود!!!!! درج ميكنن! شما زياد ناراحت نشو چون وظيفه خود را كه همان افزايش سطح اطلاعات مردم است انجام دادي و مسلما اعتبار مجله اي مثل جنگ افزار بسيار بيشتر از وبلاگها و سايتهايي است كه حتي هزار بازديد روزانه ندارند. البته يك فكر خوبي براي حل 99٪ اين قبيل مشكلات دارم كه بايد امثال شما و ساير نويسندگان و مترجمان همكاري كنند. بالاخره اين سايت روزانه تا 20 هزار بازديد دارد و تعداد نفرات ورودي هم ميانگين 6000 نفر در روز است. ما ميتوانيم بخشي را براي ثبت مطالب تهيه شده توسط عزيزان زحمتكش ايجاد و آنها را بخش مذكور قرار دهيم. به همراه مشخصات نويسنده و تاريخ و ... اينطوري هر كسي مطلبي را كپي كرد اسم سايت يا وبلاگش رو در بخش ديگري كه با نام (ليست سياه) ايجاد ميكنيم قرار خواهيم داد. خيلي سريع وبلاگها و سايتهاي كپي بردار و دزد شناسايي شده و اعتبار و آبروشون از بين خواهد رفت. همچنين بخشي را هم براي تشكر از سايتهايي كه مطالب را با ذكر دقيق منبع و نويسنده قرار داده اند ايجاد و لينك آنها را در آن قرار ميدهيم كه براي اين قبيل سايتها تبليغات هم خواهد شد.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
سامان جان از مطالبی که من برای مجله جنگ افزار تهیه کردم اگر بگردی توی همین سایت خودمون بازهم هست ولی من صدام در نیومده چون دوستان لطف کرده اند ومنبع اطلاعاتشون رو ذکر کرده اند. اسم من رو هم نیاوردن ولی من صدام درنیومده چون می بینم طرف بالاخره اسم منبعش رو ذکر کرده . ولی این یکی یه خورده بهم برخورد. اگر اسم مجله یا اسم منو توی سایتشون قرار می دادن خیالی نبود . ولی اینکه کار من رو به کسی دیگر نسبت بدهند یا کار دیگران رو به من نسبت بدهند من اسمش رو می ذارم بی انصافی. در ضمن بازهم از توجه شما ممنونم و اگر در مطالب من غلطی هست شما لطف کن و بهم بگو . ممنونت می شم چون بهترین دوست آدم کسیه که عیب و ایراد های طرف رو بگیره. به هرحال به قول آقا سعید توی اینترنت این جور چیزها ظاهرا داره عادی میشه و باید برای مقابله باهاش یه فکر کرد. همه شما هم میهنانم رو دوست دارم. تنها کاری که ازم برمیاد برای شما همین مطلب نوشتنه. شرمنده شما هستم که بیشتر از این کاری ازم برنمی یاد. مواظب خودت باش سامان جان و از آقا سعید هم متشکرم

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم