RezaKiani

اگر شما فرمانده بودید چه می کردید؟

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

سوالی که وجود دارد این است که اگر شما در زمان حمله انگلیس و شوروی به خاک ایران در سال 1320 فرمانده قوای نظامی ایران بودید چه می کردید؟

قبل از اینکه به سوال بالا جواب بدهید باید خاطرنشان کنم که با توجه به استعداد نیروهای طرفین اشغال ایران از طرف قوای متجاوز حتمی بوده است ولی آیا راهکاری به نظرتان می رسد که بتوان این اشغال را عقب انداخت و با تاکتیکهای تاخیری جلوی پیشروی مهاجمان را گرفت؟

برای روشن تر شدن بحث لیست نیروهای ایران و شوروی و انگلیس را از کتاب "رضاشاه و قشون متحد الشکل" نوشته دکتر عاقلی استخراج کرده ام.

استعداد ارتش ایران در زمان آغاز جنگ جهانی دوم

الف : نیروی زمینی
1. لشکر 1 مرکز: شامل 4 هنگ پیاده، 3 هنگ سوار، 2 هنگ توپخانه کوهستانی، چند گردان مهندسی. استعداد 13000نفر.
2. لشکر 2 مرکز: شامل 3 هنگ پیاده، 3 هنگ سوار، 2 هنگ توپخانه، چند گردان مهندسی. استعداد 12000.
3. تیپ مکانیزه مستقل تهران. شامل یک گردان تانک سبک به استعداد 50 تانک. یک گردان تانک متوسط به استعداد 50 تانک.
4. لشکر3 شمال شرق:شامل 3 هنگ پیاده، 2 هنگ سوار، 1 هنگ توپخانه، 1 هنگ هوایی. استعداد9500 نفر.
5. لشکر 4 شمال غرب: شامل 1 هنگ پیاده، 2 هنگ سوار، 1 هنگ توپخانه. استعداد 4500.
6. لشکر 5 کردستان: شامل 3 هنگ پیاده، 1 هنگ سوار. استعداد 5000نفر
7. لشکر 6 خوزستان:شامل 3 هنگ پیاده، 1 هنگ سوار، 1هنگ توپخانه، 1 هنگ هوایی. استعداد 8000نفر.
8. لشکر 7 فارس: شامل 3 هنگ پیاده، 1 هنگ مختلط توپخانه، 1هنگ سوار. استعداد 5000 نفر.
9. لشکر 8 کرمان: شامل 1هنگ پیاده، 1 هنگ سوار، 1 هنگ توپخانه مختلط. استعداد 4500 نفر.
10. لشکر 9خراسان: شامل 2 هنگ پیاده، 2هنگ سوار،1هنگ توپخانه مختلط، 1 هنگ هوایی. استعداد6000نفر.
11. لشکر 10 گرگان: شامل 1 هنگ پیاده،1هنگ سوار، 1 هنگ توپخانه. استعداد 4500نفر.
12. لشکر11 گیلان: شامل 3هنگ پیاده. استعداد 4000 نفر.
13. لشکر12کرمانشاه: 1 هنگ پیاده، 1هنگ سوار، 1 هنگ آتشبار صحرایی، 1 هنگ مختلط کوهستانی. استعداد 4000 نفر.
14. لشکر 13 اصفهان: شامل 1 هنگ پیاده، 1 هنگ سوار، 1 هنگ توپخانه. استعداد 4000نفر.
15. لشکر 14 مکران: شامل 2 هنگ پیاده، 1 هنگ سوار، 1 هنگ توپخانه، 1 گردان جماز(شتر). استعداد 4000نفر.
16. لشکر 15 اردبیل: 2 هنگ پیاده، 1 هنگ سوار. استعداد 4000 نفر.
17. لشکر 16 لرستان: 1 هنگ پیاده، 1 هنگ سوار، 1گردان توپخانه. استعداد 4000نفر.
18. لشکر17 خوی: 1 هنگ پیاده، 1 هنگ سوار. استعداد 3000نفر.
19. لشکر 18تربت جام: 3 هنگ پیاده. استعداد 4000 نفر.

جمعا: 94000نفر

ب: نیروی هوایی
1. هنگ یکم قلعه مرغی: 70 فروند هواپیما
2. هنگ هوایی تبریز: 15 فروند هواپیما
3. هنگ هوایی اهواز: 27 فروند هواپیما
4. هنگ هوایی مشهد: 19 فروند هواپیما
5. هنگ بمباران تهران: 31 فروند هواپیما
6. آموزشگاه خلبانی 81 فروند هواپیما

جمعا: 258 فروند

ج: نیروی دریایی

ناوگان خلیج فارس
1. ناو ببر 950 تن مسلح به توپ
2. ناو پلنگ 950 تن مسلح به مسلسل
3. ناو شاهرخ 330 تن مسلح به مسلسل
4. ناو شهباز 330 تن مسلح به مسلسل
5. ناو سیمرغ 330 تن مسلح به مسلسل
6. ناو کرکس330 تن مسلح به مسلسل
7. مین جمع کن شاهین 135تن مسلح به مسلسل
8. کشتی انبار هما: 700 تن
9. 1 فروند یدک کش

محل استقرار ناوگان خلیج فارس
بندر امام: شهباز، کرکس.
بندر خرمشهر: خرمشهر، ببر، سیمرغ، شاهرخ، هما، یدک کش، شاهین.
آبادان: پلنگ.

ناوگان خزر
1. ناو آذربایجان 28 تن مجهز به توپ
2. ناو گیلان 28 تن مجهز به توپ
3. ناو مازندران 28 تن مجهز به توپ
4. ناو نوشهر 28 تن مجهز به توپ
5. ناو نهنگ 28 تن مجهز به توپ
6. ناو مخصوص 28 تن مجهز به توپ
7. کشتی شهسوار تفریحی 300 تن.

نیروهای شوروی که برای تصرف ایران اعزام شدند

الف: جبهه ماوراء قفقاز(شمال غربی ایران)
ارتش 47 مرکب از: لشکر 54 تانک، لشکر 236 پیاده کوهستانی، لشکر 6 تانک، لشکر 63 پیاده کوهستانی، لشکر 76 پیاده کوهستانی، لشکر 24 سواره نظام.
ارتش 44 مرکب از: لشکر 17 سواره نظام کوهستانی، لشکر 20پیاده کوهستانی، لشکر 75 پیاده کوهستانی.
استعداد نیرو: 40000 نفر سرباز، 1000دستگاه تانک، 409 فروند هواپیما جنگنده و بمب افکن.
ماموریت: ورود به خاک ایران و پیشروی به سمت داخل کشور از 3 محور: تبریز، ارومیه و اردبیل

تصویر
عکس در اندازه اصلی

ب:جبهه آسیای میانه(شمال شرقی)
ارتش 53 مستقل آسیای میانه مرکب از: لشکر 23 سواره نظام کوهستانی، لشکر 83 پیاده کوهستانی.
سپاه 47 سواره نظام مرکب از: لشکر 18سواره نظام، لشکر 44 سوار.
استعداد: در حدود 50000 نفر، 300 فروند هواپیما.
ماموریت: ورود به خاک ایران و پیشروی به سمت جنوب غربی از 3 محور: گرگان-سمنان-تهران، قوچان-مشهد، سرخس- مشهد.
ج:ناوگان خزر
3 فروند ناوچه توپدار 750 تنی.
1 فروند ناوچه توپدار 700 تنی.
1 فروند ناو 9000تنی.
3 فروند آتشبار شناور ضدهوایی.
4 فروند قایق گشت ساحلی.
3 فروند کشتی بیمارستانی.
قایق تعقیب زیردریایی و اژدرافکن.
ماموریت: پیاده کردن هنگ 105 پیاده کوهستانی و یک گردان توپخانه از لشکر 77 کوهستان در کرانه های خزر. (انزلی)

تصویر
عکس در اندازه اصلی

نیروهای انگلیسی که برای تصرف جنوب و غرب ایران اعزام شدند

لشکر دهم پیاده هندی، لشکر 8 پیاده هندی، تیپ 2 زرهی هندی، تیپ 9 زرهی، تیپ 21 پیاده هندی، تیپ 18 هندی، تیپ 24 هندی، تیپ 25 هندی.
50 دستگاه تانک سبک
کشتی های نیروی دریایی سلطنتی.
ماموریت:
ورود به خاک ایران و حرکت به سوی تهران از محور: خرمشهر-آبادان.
حفظ چاههای نفت، اشغال بندر شاهپور.
ورود به ایران از محور خانقین-نفت شهر و پیشروی به سمت کرمانشاه و همدان

تصویر
عکس در اندازه اصلی

(آمار و اطلاعات فوق برگرفته از کتاب "رضاشاه و قشون متحدالشکل" نوشته دکتر باقر عاقلی می باشد.)
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
من حوصله خوندن قواي ايران رو نداشتم ولي قطعا با شروع جنگ جهاني 2 از نيرو هاي متحد مي خواستم كه علاوه بر تجهيز و آموزش نيروها براي دفاع از ايران وارد ايران بشن خودم هم با همراهي نيروهاي آلمان و عثماني از شمال به شوروي حمله مي كردم كه در اونصورت كار شوروي تموم بود چون سرمايي نبود جلوي ما رو بگره از جنوب هم به ناوگان متحدين پايگاه دريايي مي دادم! icon_frown

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
مبحث جالبی است. کارهای زیادی برای دفاع از کشور و بخصوص پایتخت میتوانست انجام گیرد تا تسلیم فوق العاده مفتضحانه ارتش و دولت جلوگیری کرد. اما رعیت توان نه گفتن به اربابان خویش را ندارد! شاه دست پرورده و دست نشانده ایران هم از این قضیه مستثنی نیست! هنوز هم متن استعفاش آدم رو وادار به خنده میکنه! نظر به اینکه ... :cry: :lol: :| برگردیم سر بحث خودمون. ارتش ایران در آن زمان قدرت چندانی نداشت ولی حداقل توانایی کند کردن سرعت پیشروی نیروهای دشمن و در نهایت دفاع از پایتخت را داشت. نیروی دریایی و هوایی ما به علت قدیمی بودن هواپیماها و ناوها و علاوه بر آن در کلاس پائینتری بودن نسبت به ناوهای انگلیس و شوروی تقریبا حرفی برای گفتن نداشت. بخصوص در بعد دریایی که همان ساعت اول جنگ کار نیروی دریایی ایران تمام شد! از بعد هوایی نیز بجز چند فروند جنگنده مابقی جنگنده ها از نسل جنگنده های جنگ جهانی اول و دو باله بودن که توانایی رویارویی با جنگنده سریع و مدرن روس و انگلیس را نداشته و بیشتر به یک هدف متحرک شبیه بودن تا جنگنده! اما با این وجود امکان استفاده از همین جنگنده های قدیمی به عنوان شناسایی و پشتیبانی سبک هوایی از نیروهای زمینی وجود داشت. ولی در زمین ما حرفهایی برای گفتن داشتیم. محورهایی که نیروهای مهاجم از آنها به کشور حمله کردند استعداد زیادی برای دفاع چریکی و نامتقارن دارند و بخصوص در محورهای شمال غرب کشور به علت کوهستانی بودن منطقه نیروهای ایرانی قادر به کند کردن و شاید هم متوقف کردن حرکت دشمن بودند. در آن زمان شوروی توان ارسال نیروی اضافی به جبهه ایران را نداشت و همان نیروها را با کلی دردسر فراهم کرده بودن و اگر ما محورهای شمال کشور را به مدت حداقل سه ماه حفظ میکردیم احتمال آتش بس با شوروی یا حمایت ارتش آلمان که به قفقاز رسیده بود وجود داشت. در جنوب ایران استعداد نیروهای انگلیسی به نسبت شمال و نیروهای روسی کمتر بود و به طبع امکانات بیشتری برای مقابله با متجاوز داشتیم. کافی بود ارتش مردم شمال و جنوب ایران را مسلح کند و دولت رسما این تجاوز روس و انگلیس را محکوم کرده و به این دو کشور اعلان جنگ کند. حداقل با اعلان جنگ ایران آبروی نداشته رضا میرپنج در نزد عموم مردم حفظ میشد. با توجه به آمار کتاب مذکور استعداد کلی نیروی زمینی ایران بدین صورت بود: 19 لشکر در قالب 37 هنگ پیاده 23 هنگ سوار 13 هنگ توپخانه در حدود 5 گردان مهندسی 3 هنگ هوایی 1 هنگ آشتبار صحرایی 1 گردان توپخانه 1 گردان جماز!!! دو گردان زرهی نفرات 94000 نفر توان زیادی نیست اما میشد کارهایی کرد. قبل از هر کاری سازمان مثلا اطلاعات ایران باید از تحرکات مشکوک نیروهای شوروی و انگلیس در منطقه باخبر شده و موضوع را به ارتش اطلاع میداد. ارتش با فرض اطلاع قبلی از حمله قریب الوقوع دشمن میتوانست کارهای زیر را انجام دهد. ایجاد موانع و استحکامات سبک و کمین های کوهستانی و صحرایی و جاده ای. - اعزام تمام تانکها به محورهای شمال شرقی کشور به همراه 3 هنگ توپخانه و 7 هنگ پیاده و استقرار تمام هواپیماها در پایگاه تهران برای پشتیبانی سبک از نیروهای مستقر در شمال شرق کشور. با این تعداد نیرو و با توجه به نبود واحدهای زرهی در بین نیروهای مهاجم شوروی از شمال شرق کشور میتوان انتظار داشت که ارتش ایران موفق به متوقف کردن این نیروها میشد. - در محورهای شمال عرب واقعا توان هجومی شوروی وحشتناک بود! برای شمال غرب کشور نیروهای پیاده و توپخانه و ضدهوایی بصورت متحرک از همه مناسبتر است. استقرار 5 هنگ توپخانه و 15 هنگ پیاده و نیز تسلیح مردم غیور آذربایجان میتوانست یک باتلاق واقعی برای روسها ایجاد کند. زمانی که مردم دست خالی آذربایجان از پشت بام آب جوش بر سر متجاوزین روس میریختند اگر سلاح داشتند بی شک جلوی این خدانشناسها را سد میکردند. - در جنوب کشور ما با یک جنگ تقریبا کلاسیک مواجه بودیم و نیاز به پشتیبانی شدید توپخانه وجود داشت. استقرار 5 هنگ توپخانه و 15 هنگ پیاده به همراه تسلیح مردم جنوب و عشایر باعث کند شدن سرعت پیشروی انگلیسیها میشد. در حالت کلی ما توان مقابله کامل با نیروهای متجاوز را حتی با استعداد یک سوم نداشتیم و تنها راه ممکن جنگهای نامنظم و تسلیح مردم کشور به منظور تاخیر در سقوط پایتخت بود. احداث خندق و خاکریز در اطراف تهران به همراه تسلیح یک نیروی 20000 نفری مانع از سقوط تهران حداقل برای یک ماه میشد. از این بیشتر نمیشد کاری کرد! حداکثر سه ماه مقاومت فقط همین! :mrgreen: ولی اگر ارتش مردانه و در کنار مردم میجنگید و شکست میخورد بسیار بهتر از تسلیم بی چون و چرا و ترخیص سربازان از پادگانها بود. icon_frown

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
دوستان در ابتدا و قبل از اينكه بياييم ببينيم كه كشور در اون موقع چقدر توان داشته به اين موضع دقت بايد كرد كه رضاخان كي بوده چه جوري شاه شده و چه جوري تا اون زمان در ايران باقي مونده.
ببينيد رضا خان بدليل اينكه هم پاچه ي انگليسي ها و هم روسها را مي خارونده كشور را دو دستي در اختيار اونها گذاشته بوده(حتي قبل از ورود ارتش هاي اين دو كشور انها در ايران قدرت كامل داشتند)خوب حالا مي گيم سواي اين موضوع چي كار مي شد كرد.
خوب رضا خان كه پيش مردم يا عشاير وجه اي نداشته كه از اون ها كمك بخواد پس ارتش بدون ملت يعني هيچ. اما اگه مردم مي ديدند رضا خان دست به دامن اونها شده به اون كه نه به كشور كمك مي كردن اون موقع اوضاع يه كمي فرق داشت.
خوب ايا ارتش با يك روش كلاسيك قادر به مقابله با دو ابر ارتش قدرتمند را داشت (تازه اين ارتش زير نظر خود اين دو كشور آموزش ديده بوده پس ه كليكي مي خواسته بزنه اپنها ميدونستن) اما اگر ايران از المان تقاضاي كمك ميكرد احتمال داست كه الماني ها كمك كنند اما بعدا اگر الماني ها پيروز ميدان بودند كشور دست اونها مي افتاد واگر المان شكست مي خورد متفقين پدر مان را در ميياوردند.
[hr]
نتيجه گيري رضاخان واقعا قادر به انجام هيچ كاري نبوده[hr]
اما اگر افراد و حكومت الان در اون موقعيت بود مي شد پدر متجاوزين را در اورد icon_frown :cry:

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بله ... میشد مقاومت کرد و با نابودی موجودی ارتش و کشور و کشتن سربازان و مردم و هزار مسئله بعد از جنگ با افتخار میگفتیم ما مردانه جنگ کردیم . ولی وقتی قرار بود در آخر شکست میخوردیم پس بهترین راه شکست خوردن با کمترین هزینه بود یعنی همین کاری که انجام شد .

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ببینید دوستان خودتان می دانید که ایران آن موقع توان دفاع از خودش را نداشت و دیر یا زود شکست می خورد.بهترین کار همان کار رضاشاه بود که تسلیم شد چون اگر تسلیم نمی شد و بعد یکی دو ماه جنگ خونین طرفین تهران سقوط می کرد حال تصور کنید چند نفر بی خانمان بودند چقدر کشته شده بودند و .... تازه این قسمت اولش است بعد آن ایران مجبور بود که غرامت جنگی میلیاردی به دو طرف پرداخت کند همچنین بخش هایی را به عنوان پادگان و یا نقاط استراتژیک(چاه های نفت) در اختیار بیگانگان قرار دهد.(این قضیه خیلی شبیه قضیه کشور فنلاند می شد تاریخ این کشور را در زمان جنگ جهانی مطالعه کنید می فهمید عاقبت دفاع و همکاری با آلمان ها دمی یافت(شاید!_!؟) البته از طرفی باید توجه کرد که جهاد وظیفه همه مسلمانان در آن موقع است ولی متاسفانه رضا شاه فردی نسبتا سکولار بود که وضعیت دینی کشور بسیار خراب یود. به طور یقین اگر با جهاد انگلیس و شوروی را تهدید می کرد هیچ وقت جرات حمله را نداشتند چون آن موقع باید 20 میلیون نفر را بکشند تا پیروز شوند icon_frown

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
دوستان به نظر من براي جلوگيري از سقوط كشور مي بايست مثل زمان شاه عباس كه عثماني ها و ازبكان به ايران حمله كردند عمل مي كرديم هرچند كه نه قدرت ان موقع راداشتيم نه شخصي مثل شاه عباس را ولي اگر رضا شاه با روس ها كنار مي امد و با هر روشي مثلا دادن قسمتي از ايران به روس ها و يا چند امتياز خوب به انها از حمله ي روس ها جلوگيري كرد و به هر حال اگر تمام مردم جنوب كشور تا حدي مسلح مي شدند در كنار ارتش با هر سختي كه بود مي توانستند انگليسي ها را شكست دهند و سپس با كمك المان ها سرزمين هاي داده شده به روسيه را پس مي گرفتند و ارتباط خود را با تمام كشور هاي درگير جنگ قطع مي كردند روس ها هم كه درگير جنگ بودند و موقعيت مناسبي براي حمله مجدد به ايران را نداشتند. :cry: icon_frown

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
اولا از همه دوستان مخصوصا آقا سعید تشکر می کنم. قصد من از راه انداختن این تاپیک فقط این بود که مسائل دفاع متحرک و تاکتیکهای تاخیری را به همراه دوستان مطالعه کنیم. پس خودبه خود اینکه رضا شاه کی بود و چه کرد از حوصله این بحث خارج است. به سوال اصلی یکبار دیگر توجه کنید. اگر شما فرمانده نیروهای ایران بودید و می خواستید که در برابر دشمن متجاوز مقاومت کنید با استفاده از چه راهکارهایی پیش روی دشمن را کند یا متوقف می کردید؟ اینکه بگوییم بهترین کار همون بود که رضا شاه کرد(تسلیم) جواب سوال من نیست چون یک پاسخ سیاسی به یک سوال نظامی محسوب می شه. آقا سعید به مطلب خیلی مهمی اشاره کرد و اون هم نقش اطلاعات در عملیات نظامیه. محض اطلاع دوستان این رو بگم که تقریبا تمام فرماندهان نظامی ایران از این حمله غافلگیر شدند به غیر فرمانده لشکر کرمانشاه که از قبل با اطلاعاتی که از خاک عراق به دست آورده بود حمله انگلیس را حتمی می دانست و برای این مسئله آماده شده بود. این فرمانده (اسمش الان یادم نیست) تاروزی که رضاشاه فرمان تسلیم بدون قیید و شرط ایران را صادر کرد با موضع گیری های مناسب در تنگه های کوهستانی مناطق کرد نشین در برابر انگلیسی ها مقاومت کرد و با وجود تلفاتی که بهش وارد شد تلفاتی هم به انگلیس وارد کرد. حال یکبار دیگر به موضوع تاپیک فکر کنید و راه حلهای نظامی مسئله را بررسی کنید. در ضمن از آقا سعید خواهش می کنم اگر نقشه هایی که فرستادم دریافت کرده اونها رو در تاپیک قرار بده تا موضوع رو بهتر بررسی کنیم. با تشکر از همه دوستان

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
منم با نظر MKE موافقم در ضمن ميشد از قدرته علما و مراجع براي بسيج مردم استفاده كرد

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
مبحث جالبی هست ولی مشکل اینجاست که فرمانده کل بودن تنها معیار نیست! بلکه فرماندهان خیانتکاری هم در همین لشکرهایی که ذکر کردید حضور داشتند! icon_frown

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
واقعا ننگ بر مردم خائنی که تسلیم شدن را بهتر از جنگیدن میدانند. به راستی از یهودیان هم پست تر هستید. دوستانی که سواد کافی برای بحث نظامی نداشته و بجز پستهای تک سطری پارازیتی کار دیگری بلد نیستند اجازه شرکت در این بحث را ندارند. هر کسی پست تک سطری و سیاسی ارسال کند از تاپیک اخراج میشود. -------------------------------------------------- رضا کیانی، عکسها رو به پست اول تاپیک اضافه کردم. بله مشکل اصلی ما عدم اطلاع از حمله دشمن بود. باور کنید ما میتوانستیم حداقل تا رسیدن آلمانها به قفقاز در برابر ارتش شوروی مقاومت کنیم. موقعیت منطقه شمال غرب کشوری طوری است که آن 1000 دستگاه تانک بیشتر بصورت نمادین در کنار نیروهای روسی حضور داشتند تا شرکت در جنگ و جغرافیای خشن و کوهستانی منطقه اجازه تحرکات لازم برای لشکرهای زرهی روسی را نمیداد. ما براحتی با ایجاد کمینهای مختلف در مناطق حساس و احداث موانع ضد تانک قادر به متوقف ساختن این غول زرهی بودیم. کافی بود تا ما برای چند روز حرکت نیروهای زرهی روس را متوقف کنیم تا با استفاده توپخانه ترتیب آنها را داده و زمینگیرشان کنیم. در شمال شرق کشور به نظر من ما شانس بیشتری برای مقاومت داشتیم چون نیروهای شوروی از قوای زرهی بی بهره بودند. جغرافیای نسبتا کوهستانی این منطقه و وجود تنها چند راه به سمت تهران برگ برنده ما بود. در صورت مسدود کردن راههای شمال غرب کشور به سوی تهران نیروهای روس یا زمینگیر میشدن یا به ناچار باید تغییر مسیر داده یا هم راههای مسدود را باز میکردند. در جنوب غرب کشور هم ما براحتی توان شکست دادن انگلیسیها را داشتیم. قبل از این جنگ مردم جنوب ایران بارها با انگلیسها درگیر شده و آنها را زمینگیر کرده بودند. نیروهای انگلیسی برخلاف نیروهای شوروی از یک نقطه ضعف بزرگ رنج میبردند و آن عدم وجود نیروهای ذخیره برای اعزام به منطقه بود. یعنی اگر ما موفق به زمینگیر کردن نیروهای انگلیسی در محورهای کوهستانی غرب کشور میشدیم انگلیس قادر به اعزام نیروی کمکی نبود. اما بهتر است نگاهی هم به وضعیت نیروهای آلمانی در جبهه شرق بیندازیم. زمانی که شوروی به ایران حمله کرد در شرایط بسیار بدی قرار داشت. ارتش این کشور در حالی با قوای بزرگی به ایران حمله کرد (که یکی از دلایل آن ترس از اشغال کامل ایران بدست انگلیس بود و دلیل دیگر حرکت به سوی جنوب و تصرف سکوهای نفتی منطقه بود.) که به شدت به چنین نیرویی در جبهه های مورد هجوم آلمانها نیاز داشت. قوای آلمانی حداکثر سه ماه با رسیدن به آذربایجان ایران فاصله داشتند و اگر از مقاومت ایرانیها مطمئن شده بودند به احتمال زیاد مسیر پیشروی نیروهای آنها به این منطقه تغییر میکرد. سفیر آلمان در تهران بارها به دولت ایران اطمینان داد که دولت تهران نگران نباشد مقاومت کنید که ما در راه هستیم. ولی دولت ایران فقط تسلیم متجاوزان شد! تسلیمی که هزاران بار شرم آورتر از بی کفایتی های فتحعلی شاه و ناصرالدین شاه بود. حداقل این دو شاه بی کفایت بخشی از خاک ایران را از دست دادند نه کل آن. ولی رضاخان هم کل کشور را از دست داد و هم بدتر از آن کار بجایی رسید که شاه ایران را عزل کردند!!! حالا کاری نداریم این شاه کی بود و دست نشانده بود و ... به نظر من اگر ما سه ماه در برابر نیروهای روس و انگلیس مقاومت میکردیم با رسیدن نیروهای آلمانی به قفقاز پیروز جنگ بودیم. اگر ما مقاومت میکردیم الان نقشه سیاسی جهان طور دیگری بود و ایران جزو سه کشور برتر جهان بود. بزرگترین فرصت تاریخی در دو اخیر را برای احیای مجدد قدرت ایران در دست داشتیم ولی در عرض چند روز و با ترس و خیانت مسئولین این فرصت تاریخی از دست رفت!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر


سفیر آلمان در تهران بارها به دولت ایران اطمینان داد که دولت تهران نگران نباشد مقاومت کنید که ما در راه هستیم.


شما برای اثبات این حرف مدرک معتبر برای ارائه دارید ؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر



سفیر آلمان در تهران بارها به دولت ایران اطمینان داد که دولت تهران نگران نباشد مقاومت کنید که ما در راه هستیم.


شما برای اثبات این حرف مدرک معتبر برای ارائه دارید ؟


شما برای هر حرف مدرک میخاید؟!

عزیز من برو نشریات آن روزگار به اضافه نامه های درباری رو بخون تا متوجه بشی.

اگه تهران هستی یه سر به موزه ملی بزن.

عجب! icon_frown

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
به نظر من پشتیبانی لجستیکی ایران پس از فتح شدن توسط متفقین نقش عمده ای در شکست خوردن آلمان در جنگ داشت! همونطوری که دوستان می دونند پس از شکست فضاحت بار انبارهای فله به غارت رفتند! و این خودش پشتیبانی لجستیکی بزرگی برای شوروی بود! بعد از غارت شدن انبارها هم که قحطی شروع شد خیلی ها از گرسنگی مردن! من نمی دونم آیا کشته شدن در راه وطن با ارزش تر بوده یا در راه شکم! حداقل مقاومت می کردند شاید جان خیلی از هموطنان نجات پیدا می کرد و به قحطی نمی افتادیم! هرچند در کل نمی شه تنها مردم رو مقصر دونست! فرماندهان نالایقی که با دلارهای انگلستان دستور ترک پست به سربازان هم دادن یکی از بزرگترین عاملین شکست بودند! از ارتش کشوری که سابقه جنگ نداشته و بی تجربه بوده یک دفعه دو جبهه از شمال و جنوب در مقابل دو ابر قدرت آن دوران باز بشه هم انتظار چندانی نمی شه ازش داشت! عدم شناخت درست از دشمن هم یکی از دلایل بوده! به هرحال در زمانی که فرماندهی کل دستور ترک پست و عقب نشینی رو می داد یکی از ناخدایان برای مدتی به تنهایی راه ناوگان قدرتمند انگلیس رو سد کرده بود! اسمش یادم نیست ولی روحش شاد!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
برای من واقعا عجیبه که وقتی تاپیکی درباره حمله آمریکا به ایران باشه همه کارشناس استراتژی و تاکتیک نظامی میشند و نظر می دن ولی در مورد این بحث که اتفاقا شباهت زیادی با بحث بالا داره صدای کسی درنیومده. واقعا عجیبه. این همه دوستان درباره دفاع ایران در برابر آمریکا نظریه دادن خوب یه راهکاری هم دراین تاپیک ارائه کنند. موضوع مهم اینه که برخلاف جنگ فرضی ایران و امریکا تمام آمارهای نظامی جنگ جهانی در دسترس هست و احیتاج به حدس و گمان نیست. شما می تونید همون مباحث رو اینجا با دقت بیشتری مطرح بکنید. اگر کسی نظری داشت ممنون میشم فقط کاری به فتوا و رهبری سیاسی وتسلیم واینها نداشته باشید. فکر کنید شما رو به عنوان مستشار از یک کشور دیگر اوردن این نیرو ها رو در اختیارتون گذاشتن تا از یک کشور دیگه دفاع کنید. همین. بحث فقط نظامی و تاکتیکی کنید لطفا. دوستان عزیز اگر کسی خواست دراین بحث شرکت کنه فرض کنه که نیروها افراد و سلاح ما از نظر کیفیت برابر با حریف بوده. این جوری راحت تر میشه بحث کرد. من در ادامه صحبتهای آقا سعید چند تا مسئله رو ذکر می کنم دیگران هم نظر خودشون رو بگن: 1 باید نیروهای موجود در گیلان و مازندران عقب نشینی می کردند و درگردنه های راه هایی مثل هراز که صعب العبوره جلوی پیشروی روسها رو می گرفتند. 2- استفاده از موانع مثل خندق ضدتانک و بستن جاده ها و منفجر کردن پلها مخصوصا در ناحیه آذربایجان و کردستان می تونسته به کند کردن حرکت دشمن منجر بشه. 3- نیروی زرهی به نظر من باید در جنوب بکارگرفته می شده که میدان بازی برای مانور زرهی داره. مخصوصا که انگلیس در ان قسمت از ایران از تانکها سنگین استفاده نمی کرد. 4- استفاده از دفاع متحرک یعنی ضربه زدن به دشمن و مانورهای احاطه ای در مکانهایی که زمین اجازه می داد. 5- کشیدن دشمن به مناطقی که بتوان به نیروهای دشمن کمین کرد و تلفات وارد کرد. در نهایت من فکر کنم با تمام این تمهیدات و با توجه به استعداد نیروهای طرفین حداکثر می توانستیم 1 ماه مقاومت کنیم. دوستان بحث لجستیک را از این تاپیک موقتا کنار گذاشتیم. ولی باید بدونید که اگر تولید توپ و تفنگ و فشنگ رو در نظر بگیریم مسئله پیچیده تر میشه. ما حتی اگر هم مقاومت می کردیم با توجه به اینکه اسلح سازی قوی نداشتیم(داشتیم ولی قوی نبود) نمی تونستیم سلاح های از دست رفته رو جبران کنیم.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم