امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

آشنايي با جنگنده ميراژ 3

جنگنده میراژ 3 داسلت میراژ فرانسه


تصویر

زمانی که فرانسوی ها از مشتاق ترین و بهترین خلبانان در جنگ جهانی اول بودند,و این علاقه آنها به هوانوردی باعث شد که در زمان صلح به این صنعت توجه بیشتری کنند.این درحالی بود که آنها در زمان جنگ جهانی دوم کشورشان به عنوان یک کشور اشغال شده بود و دربرابرکشورهای دیگر که در این صنعت پیشرفت هایی کرده بودند. اما پس از جنگ آنها درصدد ساخت یک هواپیمای بال دلتایی بودند. آنها به مقصود خود رسیدند وتوانستند که داسلت میراژ 3 و مشتقهایی که ببرگرفته از او بود را بسازند.در نهایت داسلت میراژ 2000 اساسا یک جنگنده کاملا جدیدی بود که در واقع ترکیب عمومی میراژ 3 را داشت اما از لحاظ فنی با میراژ 3 فرق داشت که این خود جای بحث دارد, را بسازند. این الگو گیری از میراژ 3 تا حدی بود که میراژ IV ( میراژ 5) یک بمب افکن بود مثل میراژ 3 با این تفاوت که از آن بزرگتر و بهتر بود.
خانواده میراژ-3 در خارج از دولت فرانسه رشد کرد.در سال 1952 قرار شد که مطالعات در مورد ساخت یک هواپیمای رهگیر و لایق که توانایی اوج گیری 18000 متر در 6 دقیقه را داشته باشد و همچنین توانایی پرواز با سرعت 1.3 ماخ را در سطوح پایین داشته باشد. این خواسته ها در سال 1953 شروع شد. داسلت به مشخصه های"Mystere-Delta 550" جواب داد. به این هواپیما به عنوان یک هواپیمای تفریحی نگاه میشد! نیروی پیشرانه این جت را 2 موتور توربو جت که توانایی پس سوز هم داشتند. موتور ها بنام MD30 R بودند.هرکدام 9.61 کیلو نیوتن قدرت داشتند. توان موتور ها با فراهم شدن سوخت مایع به 14.7 کیلو نیوتن یا 3300 پوند رسید. این هواپیما بالهای دلتایی ترکیب شده با زاویه 60 درجه داشت

.

تصویری از میراژ I
تصویر

البته بالهایی دلتایی یک سری محدودیت هایی دارند, هواپیماهای بال دلتایی برای تیک اف می باست که یک مسیر طولانی تری رو طی کنند. چون فلپ ها کار نمی کنند,باعث میشود که عملکرد ها سنگین تر باشد,باعث میشود که سرعت فرود بالا برود و همجنین قدرت مانور پایین بیاید. در ارتفاعات پایین به علت سطح زیاد بالها کوبش ضربات زیاد میشود. اما به هرحال دلتا بالها و ساخت آنها ساده است,به آسانی به سرعت های بالا در مسیر های مستقیم دست پیدا میکنند و به اندازه کافی فضایی برای ذخیره سوخت بوجود می آید . اولین مدل میستر دلتا که بدون پس سوز موتور ویا اینکه موتور راکت نداشت, در 25 ژوئن 1955 پرواز کرد. بعد از مقداری طراحی مجدد و تغییراتی در این هواپیما و نیز تغییراتی در موتور ومحل نصب آن این هواپیما به میراژ 1 تغییر نام پیدا کرد. این مدل صنعنی و اولیه توانایی پرواز با سرعت 1.3 ماخ را در ارتفاع پایین بدون داشتن راکت و سرعت 1.6 ماخ با داشتن راکت رسید.به هر حال اندازه کوچک میراژ1 تسلیحاتش را تنها به داشتن موشک های AAM ( هوا به هوا) محدود کرد.البته قبل از این تصمیم گرفته شد که هواپیما بار جنگی نیز حمل کند. پس از این داسلت تصمیم گرفت که یک گونه بزرگتر از میراژ 1 به نام میراژ 2 را تولید کند. میراژ 2 قرار بود که موتور های Turbomeca Gabizo را داشته باشد,اماهیچ یک از این هواپیما ها ساخته نشد. میراژ 2 خیلی بزرگتر از میراژ 1 بود,این هواپیما 30% سنگینتر از میراز 1 بود. پیشرانه جدیدی داشت که قدرتی برابر 43.2 کیلونیوتن که برابر 9700 پوند بود را داشت. این موتور ها توسط اسنکما ساخته شد و همگی قابلیت پس سوز را داشتند. این موتور شفت محور توربو جت از یک هواپیمای آلمانی که در جنگ جهانی دوم بود ساخته شد. موتور آلمانی ساخت BMW بود. این طرح جدید از جنگنده میراژ 3 نامیده شد. میراژ 3 مثل میراژ 1 یک موتور راکت کمکی SEPR را داشت.

تصویر[/align/]

مدل اولیه میراژ 3 در 17 نوامبر 1956 سرعت 1.52 ماخ را در هفتمین پروازش بدست آورد. مدل اولیه در آن زمان بوسیله موتور راکت SEPR متناسب شد. ورودی های موتور میراژ 3 طوری متناسب شد که هرگونه اغتشاشات هوای ورودی را برطرف کند,در نهایت در سپتامبر 1957 میراز 3 به سرعت 1.8 ماخ دست پیدا کرد. موفقیت میراژ 3 باعث شد که 10 فروند از آن به عنوان میراژIII A سفارش داده شود.این مدل تقریبا 2 متر بلند تر بودند.الگوی اولیه میراژ های 3 17.3 % وسعت بال بیشتری را بذستآورده بودند و همچنین وتر باله ها به اندازه 4.5 % کاهش داده شد.قدرت موتور در حالت پس سوز به 13230 پوند یا 58.9 کیلونیوتن رسد. موتور راکت SEPR در میراژ 3 باقی ماند و این جنگنده با آیونیک و رادار رهگیر تامسون CSF تجهیز شد. جنگنده میراژ 3 به یک چتر فرود مجهز شد که باعث شد که مسافت فرود کوتاه تر شود.
اولین میراژ 3 در می 1958 پرواز کرد. این جنگنده به سرعت 2.2 ماخ دست پیدا کرد. میراژ 3 به عنوان اولین هواپیمای جمگی اروپا بود که به سرعت بیشتر از 2 ماخ دست پیدا کرده بود. میراژ 3 با داشتن موتور رولز رویس آون به قدرت 71.1 کیلونیوتن دست پیدا کرد.قدرتی برابر با 16000 پوند! این نمونه که به عنوان نمونه آزمایشی به استرالیا داده شده بود با نام میراژ III O شناخته شد. این مدل در فوریه 1961 پرواز کرد اما طرح جاسازی موتور رولز رویس روی این مدل فسخ شد!
در فرانسه دو جنگنده میراژ-3 و میراژ-5 هردو با تعداد زیاد تولید شدند و در عین حال در کشور های دیگر نیز زیاد به خدمت گرفته شدند.این دو جنگنده اساسا یکی هستند اما میراژ-5 دارای دماغه بلند تر است.این جنگنده دارای بالهای دلتایی شکل است.دارای یک موتور جت دردرون هواپیما با دو ورودی هوای نیم دایره ایی در کناربالها و یک اگزوز بزرگ در پشت است.بدنه جنگنده باریک و بلند است و کابین خلبان به اضافه یک لوله که نزدیک آن است مثل یک حباب نما میدهد. اولین میراژ3 در سال 1959 پرواز کرد این میراژ به سفارش ارتش فرانسه ساخته شد.

تصویر

میراژ3 چندین مدل داشت اولین مدل که به طور رسمی ساخته شد میراژ 3 مدل (سی) بود که در یکم اکتبر 1960 پرواز کرد مدل های (سی)اکثرا مشابه گونه(آ) بودند فقط کمی بلند تر بودند واز لحاظ عملیاتی قویتر.
میراژ-3 (سی)تک نفره بود ویک جنگنده رهگیر با یک موتورجت قطره پاش (منظورش همون پس سوز-آفتر بارنراست)همچنین شکل اگزوزش هم عوض شده بود.میراژ-3 (سی)با دو توپ 30 میلیمتری در زیر هواپیما مسلح شده بود.میراژ-3 سه نقطه داشت برای حمل موشک های هوا به هوا یکی زیر بدنه و دوتا دیگر در کنار بالها. اما در یک دوم بالها نیز محل نصب تسلیحات وجود داشت.لانچر های کناری میتوانستند که سایدویندر را حمل کنند.
95 میراژ-3 عملیاتی درژوییه سال 1961 تحویل ارتش فرانسه شد.یک نوع از میراژهم به سویس صادر شد تا با نظارت فرانسه تولید کند وبفروشد.میراژها به اسراییل وآفریقای جنوبی هم صادر شدند.البته یه سری مشخصات آنها تغییر پیدا کرده بود.مثلا میراژهای ارسالی به سویس از نوع (سی-اس)بودند.برای اسراییل با کد (سی-جیی)و برای آفریقای جنوبی با کد (سی-زد) تعیین شدند.

کاکپیت میراژ-3
تصویر

اسراییلی ها در جنگ های هوایی با میراز برای شکار میگ های 17 سوریه در 20 اوت 1963 اول بودند وتوانستند امتیازاتی بگیرند.همچنین شدت شات داون کردن در درگیری ها با انهدام شدید میگ های 21 هولناک تر شد.اسراییلی ها در جنگ 6 روزه در سال 1967 از میراژهایشان به نحو احسن استفاده کردند.به عنوان نمونه در صبح روز 5 ژوئن سال 1967 نیروی هوایی اسراییل با انجام یک عملیات هوایی سنگین توانست وارد مصر و اردن بشود و بعد وارد آسمان سوریه وهواپیماهایشان را روی زمین نابود کند انها توانستند با بمب های فرانسوی باند فرودگاه دیبر را بمباران کنند.
قیمت ارزان وساده و انعطاف پذیر بودن همچنین دارا بودن بالهای دلتا شکل بر افزودن صادرات میراژ-3 به فرانسه کمک کرد.

مشخصات میراژ-3
خدمه:یک نفر
جنگنده های مشابه:کفیر-میگ 21 فیشبد-آ-4 اسکای هاوک-فانتان آ
طول بالها:8.22 متر
طول جنگنده:15.03 متر
ارتفاع:4.50 متر
مساحت باله ها:34.80 متر
وزن خالی:5.2 تن
ماکزیمم وزن برای تیک-آف:13.7 تن
پیشرانه:یک موتور ساخت شرکت اسنکما -توربوجت-پس سوز
ماکزیمم قدرت موتور:13223 پوند
حداکثر وزن قابل حمل مهمات روی باله ها:393.68 کیلوگرم
حداکثر سرعت در ارتفاع بالا :2.1 ماخ ودر ارتفاع پایین 1.14 ماخ
تسلیحات:
2 توپ 30 میلیمتری-موشک هوا به هوای ماترا (آر-511) و سایدویندر-موشک های آر-550 آر-530- آس-37 ماترا
همچنین بمب های 450 کیلوگرمی (ایی-یو-3) و بمب اتمی (آ ان-52)
قابلیت حمل سوخت خارجی:دارد وبه مقدار 2350 کیلوگرم
کشور های دارنده:
آرژانتین-برزیل-کلمبیا-مصر-فرانسه-لبنان-لیبی-پاکستان-پرو-آفریقای جنوبی-اسراییل- سویس-زئیر




منبع:
www.faqs.org

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
12312333, مطلب جالبی بود و خسته نباشید. این جنگنده هنوز هم در کشورهای عقب افتاده ای مانند پاکستان مشغول خدمت است! پاکستان در نظر دارد اکثر جنگنده های قدیمی خود منجمله میراژها را با جنگنده های جدید چینی و آمریکایی جایگزین کند. این کشور قرار است به 250 فروند جی9 و 80 فروند اف16 مجهز گردد.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
پس با این حساب پاکستان هم داره خطرناک میشه.... icon_cheesygrin

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ميراژهاي ايران از چه نوعي هستن؟


فكر كنم ميراژ اف 1 عراقي كه تعداديش به ايران پناهنده شدند

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
پس ميراز هاي ايرانم بدرد لاي جرز ديوار مي خورن!!!!!!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

پس ميراز هاي ايرانم بدرد لاي جرز ديوار مي خورن!!!!!!

ميراژ هاي موجود در ايران اصلي ترين دشمن اف-14 ها در زمان جنگ بودند و خلبانان ايراني را فوق العاده اذيت كردند.
البته معلوم نيست وضيعت فعلي اين جنگنده چطوري است و چه كارهايي روي ان انجام شده است.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
جالب اينجاست كه اين هواپيماها كه فكر كنم در پايگاه مشهد باشن چندي پيش يكيشون با موشك استلينگر قاچاقچياي مواد ساقط شد

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

پس ميراز هاي ايرانم بدرد لاي جرز ديوار مي خورن!!!!!!

ميراژ هاي موجود در ايران اصلي ترين دشمن اف-14 ها در زمان جنگ بودند و خلبانان ايراني را فوق العاده اذيت كردند.
البته معلوم نيست وضيعت فعلي اين جنگنده چطوري است و چه كارهايي روي ان انجام شده است.


میراژهای عراقی در برد بلند هیچ مشكلی برای اف 14 ایجاد نمی كردن.
مشكل در برد كوتاه و میانی بود كه با جنگ الكرونیك قفل رادار اف 14 رو می شكستن و اجازه هدفگیری رو نمیدادن.
به طور كلی تعداد شكارهای میراژ توسط اف 14 خیلی خیلی بیشتر از شكارهای اف 14 توسط میراژ اف 1 بود!!!
البته مشكل اصلی عراق مسلح بودن به هواپیماهای روسی در پیت بود.
انصافا" میگ 23 و حتی 29 در برابر اف 14 دست بسته هستن.
حالا اگه حریف اف 15 اف 18 و یا اف 22 باشه همین تكرار میشه؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط RezaKiani
      قسمت اول

      توسعه
      زمانی که جنگ جهانی اول به پایان رسید نیروی هوایی فرانسه قوی ترین نیروی هوایی جهان بود. اما 20 سال بعد این نیرو از هر نظر نسبت به همسایگانش عقب افتاده بود. پس از تجدید سلاح آلمان توسط هیتلر و در سال 1936، در نهایت فرانسوی ها به خود آمدند و نیروی هوایی فرانسه نیاز به یک جنگنده ی جدید را به کارخانجات هواپیماسازی این کشور اعلام کرد. نیروی هوایی به جنگنده ای نیاز داشت که بتواند به سرعت 500 کیلومتر/ساعت در ارتفاع 13هزار پا از زمین برسد و بتواند در عرض یک ربع ساعت به سقف پرواز 26هزار پایی صعودکند. درضمن، باند فرود و پرواز این جنگده نباید از 400 متر بیشتر می شد. سلاح های جنگنده ی جدید عبارت بودند از دو مسلسل 7.5 میلیمتری و یک قبضه توپ 20 میلیمتری اچ.اس-9.
      امیل دوویتین در سپتامبرهمان سال کار بر روی جنگنده ی جدید را آغاز کرد. او به خاطر اینکه نیروی هوایی طرح قبلی اش ،جنگنده ی دی-513، را به خاطر جنگنده ی ام.اس-406 رها کرده بود عصبانی بود و تصمیم گرفته بود با توسل به آخرین پیشرفتهای فنی زمان طرح جدیدش را به نیروی هوایی عرضه کند. طرح جدید دوویتین، دی-520 نام گرفت.
      پیش نمونه
      اولین پیش نمونه ی دی-520 به یک موتور ساخت هسپانو-سویزا به نام 12وای-21 خنک شونده با آب مجهز بود که یک ملخ با گام ثابت را می گرداند. این هواپیما برای اولین بار در دوم اکتبر 1938 پرواز کرد. حداکثر سرعت آن به 480 کیلومتر/ساعت رسید اما در اثر داغ کردن موتور دچار مشکل شد. مشکل دیگر این موتور رادیاتورهای آن بودند که در زیربالها نصب شده و نیروی پسای زیادی تولید می کردند. به ناچار این رادیاتورها با یک رادیاتور در زیر بدنه عوض شدند. یک موتور جدید با پروانه های 3 تایی با گام متغیر هم بر روی هواپیما نصب شد تا این طرح بهینه سازی شده بتواند به سرعت 530 کیلومتر/ساعت در پرواز افقی و   825 کیلومتر/ساعت در حالت شیرجه برسد.
      بهینه سازی بر روی نمونه های دوم و سوم با افزایش دید خلبان، افزایش سطح دم و نصب شکاف بر روی بالها (شبیه بی.اف-109 آلمانی) ادامه یافت. این نمونه ها به یک قبضه توپ 20 میلیمتری ،که از میان پره های ملخ شلیک می کرد، و 2 قبضه مسلسل 7.5 میلیمتری مسلح شدند. نمونه ی سوم به جای اسکی به یک چرخ کوچک دم مجهز شد. تست های نهایی سبب شد پروژه توسط نیروی هوایی مثبت ارزیابی شود و اولین سفارش برای تولید 200 فروند در ماه مارس 1939 ثبت شد. چند ماه بعد 510 فروند دیگر به سفارش اولیه افزوده شد.
      تولید
      در زمان آغاز جنگ جهانی دوم یک قرارداد جدید برای ساخت 1280 فروند دی-520 برای نیروی هوایی فرانسه و همچنین 120 فروند دیگر برای نیروی دریایی این کشور بسته شد. یک ماه بعد 2250 فروند دیگر به مجموع سفارشهای اولیه اضافه شد.
      اولین جنگنده ی دی-520 در اکتبر 1939 به پرواز در آمد. در این هواپیما ،و آنهایی که بعدتر ساخته شدند، بدنه 51 سانتیمتر درازترشده بود، محفظه ی موتور دوباره طراحی شد و صندلی خلبان با صفحات زرهی حفاظت شد. اغلب جنگنده های از موتور جدیدتر 12وای-45 با سوپرشارژر بهره می گرفتند که می توانست 922 اسب بخار توان تولید کند. بعدتر موتورهای جدید با توان 950 اسب بخار بر روی دی-520 ها نصب شدند.
      تولید هر فروند دی-520 به 7000 نفر-ساعت نیاز داشت که تقریبا نصف جنگنده ی ام.اس-406 ،جنگنده ی استاندارد فرانسوی ها در آن زمان، بود. البته آلمانها برای ساخت هر فروند بی.اف-109ئی 4500 نفر-ساعت صرف می کردند که نشان می داد فرانسوی ها چقدر با آلمانها فاصله دارند. وزارت هوانوردی فرانسه تصمیم داشت تا ظرفیت تولید این هواپیما را به بیش از 300 فروند در ماه برساند هر چند که دیگر برای فرانسوی ها خیلی دیر شده بود. زمانی که فرانسه تسلیم هیتلر شد کل دی-520 های تولید شده به 905 فروند رسیده بودند.
       
        طراحی

      کابین خلبان دی-520 در نمایشگاه لابرژه
      بدنه ی دی-520 ،به استثنای سطوح کنترلی بال و دم، از فلز ساخته شده بود. مخزن اصلی بنزین در بدنه دارای نشت بند خودکار بود و دو مخزن بنزین دیگر درون بالها قرارگرفته بودند. ظرفیت 636 لیتری سوخت دی-520 به وضوح از بی.اف-109 آلمانها و اسپیتفایر بریتانیایی ها (400 لیتر) بیشتر بود. برد 1500 کیلومتری دی-520 به تعدادی از خلبانهایش اجازه داد تا در زمان سقوط فرانسه به شمال آفریقا فرار کنند.
      موتور هیسپانور-سویزا ،که بر روی دی-520 نصب شده بود، دارای مزیتهایی بر موتورهای مشابه زمان خود بود. مثلا وزن آن در حدود 100 کیلوگرم از موتور معروف رولزرویس ،مرلین، سبک تر بود.
      کابین خلبان دارای یک مخزن اکسیژن و بیسیم بود. ارتفاع صندلی خلبان قابل تنظیم بود. پنجره های کابین دید مناسبی در اختیار خلبان می گذاشت اما آینه ای برای دید عقب نصب نشده بود. محل کابین در بدنه ی هواپیما به گونه ای انتخاب شده بود که دید پایین خوبی برای خلبان جنگنده فراهم شود. تنها مشکل خلبان دماغه ی دراز هواپیما بود که دید او را هنگام حرکت بر روی زمین محدود می کرد.
      دی-520 طراحی شده بود تا به سادگی و در هر شرایطی تعمیر شود. تجدید مهمات آن به سادگی صورت می گرفت. خشابهای توپ اصلی در 20 دقیقه و خشابهای مسلسلها در ظرف 5 دقیقه فشنگ گذاری و نصب می شدند.
      هرچند که دی-520 پیشرفته ترین جنگنده ی زرادخانه ی فرانسوی ها بود و حتی در مانورپذیری بی.اف-109 افسانه ای را پشت سر می گذاشت اما دارای مشکلات خاص خود بود. ستوان اریک بروان ،خلبان آزمایشی نیروی هوایی سلطنتی و مسئول پرواز هواپیماهایی که به غنیمت گرفته می شدند، درباره ی دی-520 می گوید:
      "این جانور وحشی زیبا به نظر می رسد اما زیبا پرواز نمی کند."
      تسلیحات
      سلاح استاندارد دی-520 عبارت بود از یک قبضه توپ خودکار 20 میلیمتری اچ.اس-404 به همراه 60 گلوله که از میان ملخ هواپیما شلیک می کرد. 4 قبضه مسلسل 7.5 میلیمتری ام-39 نیز در داخل ریشه ی بالها نصب شده بودند که هر کدام 675 گلوله داشتند. نواخت آتش این مسلسلها به 1200 گلوله در دقیقه می رسید. نواخت تیر توپ اصلی 600 گلوله در دقیقه بود و تا 500 متر دقت خود را از دست نمی داد. از نظر قدرت آتش دی-520 به وضوح بر ام.اس-406 ،که تنها دو قبضه مسلسل داشت، برتری داشت.
      تاریخچه ی عملیاتی
      فرانسه (قبل از جنگ جهانی دوم)

      دی-520 در لابورژه
      اولین گروه از دی-520 ها که به نیروی هوایی فرانسه تحویل داده شدند تنها به عنوان هواپیمای آموزشی به کار می رفتند چرا که فاقد تسلیحات بودند. در مقایسه ای که در روز 21 آوریل 1940 بین یک فروند بی.اف-109 غنیمتی و یک فروند دی-520 صورت گرفت هواپیمای آلمانی سرعت بیشتر و در عوض رقیب فرانسوی اش مانورپذیری بهتری داشتند. در روز دهم می 1940 آلمان به فرانسه، بلژیک و هلند حمله کرد. در این زمان نیروی هوایی فرانسه تنها 75 فروند دی-520 عملیاتی در اختیار داشت و تنها یک اسکادران این نیرو کاملا تجهیز بود. آنها دو روز بعد با لوفت وافه رویاروی شدند و توانستند 3 فروند اچ.اس-126 و یک فروند هاینکل-111 را سرنگون کنند. قبل از تسلیم شدن فرانسه 4 اسکادران دیگر از نیروی هوایی و 3 اسکادران از نیروی هوایی این کشور با دی-520 تجهیز شدند.
      در درگیریهای هوایی ،که بیشتر در برابر ایتالیایی ها بود، خلبانان دی-520 ادعا کردند که 114 فروند هواپیما را ساقط کرده اند و احتمالا 39 فروند دیگر را نیز سرنگون کرده اند. در این نبردها 85 فروند دی-520 نیز از دست رفتند. زمانی که فرانسه تسلیم شد تعداد 437 فروند دی-520 ساخته شده بود که 351 فروند آن به نیروهای مسلح فرانسه تحویل داده شده بود. با تسلیم فرانسه 165 فروند دی-520 به شمال آفریقا فرارکردند تا از دست آلمانها در امان بمانند. 3 فروند دیگر به بریتانیا فرار کردند که به خلبانان طرفدار مارشال دوگل تحویل داده شدند و در کل 153 فروند دیگر در خاک فرانسه باقی ماندند. بهترین خلبان دی-520 پیر له گلوان بود که توانست 4 فروند هواپیمای آلمان، 7 فروند ایتالیایی و 7 فروند بریتانیایی را شکار کند.
       
    • توسط MR9
      بسم ا...
       
      گسیل پدافند هوایی مدرن باور-373 به سوریه/ ایران اجازه زدن بدون هشدار قبلی هواپیماهای اسراییلی را در آسمان سوریه دریافت کرده است
       
       
      منابع اطلاعاتی رژیم صهیونیستی می گویند، ارتش روسیه اجازه هدف قرار دادن بدون هشدار قبلی هواپیماهای اسرائیلی را در سرتاسر آسمان سوریه به ایران داده است.
       

       
      سفررییس ستاد کل نیروهای مسلح به سوریه
       
       
    • توسط MR9
      بسم الله الرحمن الرحیم
       
      سرکوب پدافند هوایی دشمن
        (Suppression of Enemy Air Defenses /SEAD)
       

       
      بدون شرح !!!
       
       
      یکی از ماموریتهای اصلی واحدهای پروازی نیروی هوایی پس از ظهورسه عنصرجدید در نبردهای معاصر (رادار/ توپخانه ضدهوایی هدایت راداری و نهایتا" موشکهای هدایت شونده زمین به هوا)، کنترل و ازکارانداختن و نابودی این  سامانه ها  می باشد .
       بررسی دقیق نبردهای به وقوع پیوسته پس از جنگ دوم جهانی نشــــــان می دهد که هرکدام از این نبردها ، جنبه های نوینی از فناوری را با بکارگیری تجهیزات ، تسلیحات و تاکتیک ها به نمایش گذاشته و نشان داده اند که گاهی استفاده از  وجود برتری کمی تسلیحات غیر پیشرفته در مقابل برتری کیفی تسلیحات پیشرفته و یا برعکس ، پیروزی های نظامی خیره کننده ای را به ارمغان آورده است. در کنار این مساله و به موازات افزایش توانایی های رزمی یک سامانه تسلیحاتی ، توسعه تاکتیکهای مورد نیاز نیز یک اصل غیر قابل اجتناب بشمار می رود . در چنین شرایطی ، سامانه های پدافند هوایی نیز از این قاعده مستثنی نبوده ، چــنانکه این نوع از سیستم های جــــنگ افــــزاری می بایست دارای قابلیت های پدافندی مناسبی باشند تا در مرحله آغازین تهاجم دشمن ، بتوانند ایمنی مناطق مسکونی ، مراکز ثقل سیاسی ، نظامی و اقتصادی را از گزند بمباران و آسیب حفظ نمایند و با ایجاد لطمات عمده به پیکره  و استخوان بندی قدرت هوایی دشمن ، باعث لغو ماموریت های تهاجمی وبه احتمال زیاد تغییر نتیجه جنگ شوند . بنابراین، به صورت طبیعی ،  نیروی هوایی مهاجم سعی خواهد نمود تا تهاجم خود را با انجام ماموریت های سرکوب پدافند هوایی آغاز نماید . برهمین اساس و بنا به تعریف وزارت دفاع ایالات متحده ، سرکوبی پدافند هوایی دشمن عبارتند از :
      " انجام هرگونه فعالیتی به منظور خنثی سازی ، نابود سازی و ایجاد اختلال موقت یا دائم در سامانه های پدافند هوایی زمین و دریاپایه دشمن بوسیله تجهیزات مخرب یا اخلالگرها "
       

       
      جنگنده / بمب افکن F-105G ، یکی از مهمترین جنگ افزارهای ارتش ایالات متحده برای مقابله با آتشبارهای سام ارتش ویتنام شمالی بشمارمی آمد .
      این پرنده در تصویر فوق در حال تیک آف از روی باند پایگاه هوایی "کورات"(تایلند) است ، در حالی که برای اجرای ماموریتهای موسوم به وایلدویزل به مهمات ماوریک و شرایک مسلح می باشد .
       
       

       
       
      پچ سینه اسکادارن های وایلدویزل
       
       
       

       
      جنگنده / بمب افکن F-4G  در حال تیک آف از فرودگاهی در عربستان
      در حالی که برای اجرای ماموریت SEAD ، به مهمات متنوعی شامل مشکهای هوا به زمین ماوریک و مهمات ضد تشعشع شرایک و غلاف جنگ الکترونیک مجهز شده است .
       
       

       
      ارتش ایالات متحده برای ایجاد برتری هوایی بر فراز منطقه نبرد ، تاکید زیادی بر استفاده از اسکادارن های وایلد ویزل دارد .
      تصویر فوق یکفروند جنگنده / بمب افکن A-7E را بر روی عرشه فوقانی ناو هواپیمابر USS AMERICA نشان میدهد که برای اجرای عملیات بر علیه آتشبارهای دفاع هوایی لیبی (عملیات دره الدورادو ) آماده می شود . به نظر می رسد پرنده فوق برای اجرای این ماموریت به مهمات ضد رادار شرایک و مهمات هوابه زمین راک آی مارک II مجهز شده است .
       

       
      ارتش های اروپایی نیز پس از مشاهده تاثیر تسلیحات ضد رادار ، بسرعت خود را به قابلیت های ضد رادار مجهز نمودند .
      تصویر فوق یک فروند تورنادو ECR نیروی هوایی آلمان را که به مهمات ضدرادار هارم مجهز شده است را نشان میدهد
       

       
      مهمات ضد تشعشع AGM-88 HARM، جنگنده / بمب افکنF/A-18 C
       

       
      نیروی هوایی بریتانیا ، به شکل وسیعی از مهمات ضد رادار درسازمان رزم نیروی هوایی خود بهره می برد .
      تصویر فوق ، یک تیر موشک ضد تشعشع آلارم را بروی یکفروند جنگنده/ بمب افکن تورنادو GR4 نشان می دهد .
       

       
      در حال حاضر پرنده ویژه نیروی هوایی ارتش ایالات متحده برای اجرای ماموریتهای سرکوب پدافند هوایی ، جنگنده/بمب افکن F-16 CJ بشمار می آید .
       
      پرنده فوق ، یکفروند F-16 CJ بلاک 50 سری D است که برای اجرای ماموریت SEAD ، به طیف متنوعی از مهمات شامل ، AIM-120 آمرام ، AIM-9 M سایدویندر در جایگاه های دو وهشت  ، مهمات ضد رادار AGM-88 هارم در جایگاه های سه و هفت ، و برای هدفیابی به یک غلاف AN/ASQ-213 ، مسلح شده است .
      با این حال و براساس نظرات خلبانان شرکت کننده در جنگ ویتنام ، قابلیتهای تاندرچیف و فانتوم به مراتب افزون تر از این نمونه فالکون بشمار می آمد .
       
       
      نویسنده و مترجم : کارشناس ارشد جغرافیای سیاسی - MR9
      Military.ir Copyright
      تمامی حقوق برای انجمن میلیتاری محفوظ است
      منابع  :
      1- Davis, Larry and Menard, David, Republic F-105 Thunderchief
      2- Bill Siuru, Bill Holder-General Dynamics F-16 Fighting Falcon
      3-F-4 PHANTOM II IN ACTION
      4- "MODERN MILITARY AIRCRAFT "THUD"
      5- A-7 IN ACTION
      6- ویکی
      7- مطالعات شخصی اینجانب از منابع گوناگون
    • توسط nasirirani
      سلام دوستان

      در تصاویر بازدید مقام معظم رهبری و همینطور اخبار مربوط به این بازدید از ساخت ناوشکن آموزشی و عملیاتی به عنوان پروژه ای بسیار مهم که بعدآ به یک ناوشکن نظامی تبدیل خواهد شد اخبار و تصاویری منتشر شد..

      توی این تصویر این ناو با تناژ حدود 5600-5800 تن به نظر میاد...

      به نظر شما این ناو آموزشی می تونه بستر آزمایش انواع سامانه های دفاع نقطه ای ضد موشکی CIWS و نسخه ایرانی تور و اس-300 دریایی باشه!؟

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10104/_DSC1171~0.jpg[/img]
    • توسط Skyhawk
      اژدر والفجر:
       


  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.