امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

آشنايي با جنگنده ميراژ 3

جنگنده میراژ 3 داسلت میراژ فرانسه


تصویر

زمانی که فرانسوی ها از مشتاق ترین و بهترین خلبانان در جنگ جهانی اول بودند,و این علاقه آنها به هوانوردی باعث شد که در زمان صلح به این صنعت توجه بیشتری کنند.این درحالی بود که آنها در زمان جنگ جهانی دوم کشورشان به عنوان یک کشور اشغال شده بود و دربرابرکشورهای دیگر که در این صنعت پیشرفت هایی کرده بودند. اما پس از جنگ آنها درصدد ساخت یک هواپیمای بال دلتایی بودند. آنها به مقصود خود رسیدند وتوانستند که داسلت میراژ 3 و مشتقهایی که ببرگرفته از او بود را بسازند.در نهایت داسلت میراژ 2000 اساسا یک جنگنده کاملا جدیدی بود که در واقع ترکیب عمومی میراژ 3 را داشت اما از لحاظ فنی با میراژ 3 فرق داشت که این خود جای بحث دارد, را بسازند. این الگو گیری از میراژ 3 تا حدی بود که میراژ IV ( میراژ 5) یک بمب افکن بود مثل میراژ 3 با این تفاوت که از آن بزرگتر و بهتر بود.
خانواده میراژ-3 در خارج از دولت فرانسه رشد کرد.در سال 1952 قرار شد که مطالعات در مورد ساخت یک هواپیمای رهگیر و لایق که توانایی اوج گیری 18000 متر در 6 دقیقه را داشته باشد و همچنین توانایی پرواز با سرعت 1.3 ماخ را در سطوح پایین داشته باشد. این خواسته ها در سال 1953 شروع شد. داسلت به مشخصه های"Mystere-Delta 550" جواب داد. به این هواپیما به عنوان یک هواپیمای تفریحی نگاه میشد! نیروی پیشرانه این جت را 2 موتور توربو جت که توانایی پس سوز هم داشتند. موتور ها بنام MD30 R بودند.هرکدام 9.61 کیلو نیوتن قدرت داشتند. توان موتور ها با فراهم شدن سوخت مایع به 14.7 کیلو نیوتن یا 3300 پوند رسید. این هواپیما بالهای دلتایی ترکیب شده با زاویه 60 درجه داشت

.

تصویری از میراژ I
تصویر

البته بالهایی دلتایی یک سری محدودیت هایی دارند, هواپیماهای بال دلتایی برای تیک اف می باست که یک مسیر طولانی تری رو طی کنند. چون فلپ ها کار نمی کنند,باعث میشود که عملکرد ها سنگین تر باشد,باعث میشود که سرعت فرود بالا برود و همجنین قدرت مانور پایین بیاید. در ارتفاعات پایین به علت سطح زیاد بالها کوبش ضربات زیاد میشود. اما به هرحال دلتا بالها و ساخت آنها ساده است,به آسانی به سرعت های بالا در مسیر های مستقیم دست پیدا میکنند و به اندازه کافی فضایی برای ذخیره سوخت بوجود می آید . اولین مدل میستر دلتا که بدون پس سوز موتور ویا اینکه موتور راکت نداشت, در 25 ژوئن 1955 پرواز کرد. بعد از مقداری طراحی مجدد و تغییراتی در این هواپیما و نیز تغییراتی در موتور ومحل نصب آن این هواپیما به میراژ 1 تغییر نام پیدا کرد. این مدل صنعنی و اولیه توانایی پرواز با سرعت 1.3 ماخ را در ارتفاع پایین بدون داشتن راکت و سرعت 1.6 ماخ با داشتن راکت رسید.به هر حال اندازه کوچک میراژ1 تسلیحاتش را تنها به داشتن موشک های AAM ( هوا به هوا) محدود کرد.البته قبل از این تصمیم گرفته شد که هواپیما بار جنگی نیز حمل کند. پس از این داسلت تصمیم گرفت که یک گونه بزرگتر از میراژ 1 به نام میراژ 2 را تولید کند. میراژ 2 قرار بود که موتور های Turbomeca Gabizo را داشته باشد,اماهیچ یک از این هواپیما ها ساخته نشد. میراژ 2 خیلی بزرگتر از میراژ 1 بود,این هواپیما 30% سنگینتر از میراز 1 بود. پیشرانه جدیدی داشت که قدرتی برابر 43.2 کیلونیوتن که برابر 9700 پوند بود را داشت. این موتور ها توسط اسنکما ساخته شد و همگی قابلیت پس سوز را داشتند. این موتور شفت محور توربو جت از یک هواپیمای آلمانی که در جنگ جهانی دوم بود ساخته شد. موتور آلمانی ساخت BMW بود. این طرح جدید از جنگنده میراژ 3 نامیده شد. میراژ 3 مثل میراژ 1 یک موتور راکت کمکی SEPR را داشت.

تصویر[/align/]

مدل اولیه میراژ 3 در 17 نوامبر 1956 سرعت 1.52 ماخ را در هفتمین پروازش بدست آورد. مدل اولیه در آن زمان بوسیله موتور راکت SEPR متناسب شد. ورودی های موتور میراژ 3 طوری متناسب شد که هرگونه اغتشاشات هوای ورودی را برطرف کند,در نهایت در سپتامبر 1957 میراز 3 به سرعت 1.8 ماخ دست پیدا کرد. موفقیت میراژ 3 باعث شد که 10 فروند از آن به عنوان میراژIII A سفارش داده شود.این مدل تقریبا 2 متر بلند تر بودند.الگوی اولیه میراژ های 3 17.3 % وسعت بال بیشتری را بذستآورده بودند و همچنین وتر باله ها به اندازه 4.5 % کاهش داده شد.قدرت موتور در حالت پس سوز به 13230 پوند یا 58.9 کیلونیوتن رسد. موتور راکت SEPR در میراژ 3 باقی ماند و این جنگنده با آیونیک و رادار رهگیر تامسون CSF تجهیز شد. جنگنده میراژ 3 به یک چتر فرود مجهز شد که باعث شد که مسافت فرود کوتاه تر شود.
اولین میراژ 3 در می 1958 پرواز کرد. این جنگنده به سرعت 2.2 ماخ دست پیدا کرد. میراژ 3 به عنوان اولین هواپیمای جمگی اروپا بود که به سرعت بیشتر از 2 ماخ دست پیدا کرده بود. میراژ 3 با داشتن موتور رولز رویس آون به قدرت 71.1 کیلونیوتن دست پیدا کرد.قدرتی برابر با 16000 پوند! این نمونه که به عنوان نمونه آزمایشی به استرالیا داده شده بود با نام میراژ III O شناخته شد. این مدل در فوریه 1961 پرواز کرد اما طرح جاسازی موتور رولز رویس روی این مدل فسخ شد!
در فرانسه دو جنگنده میراژ-3 و میراژ-5 هردو با تعداد زیاد تولید شدند و در عین حال در کشور های دیگر نیز زیاد به خدمت گرفته شدند.این دو جنگنده اساسا یکی هستند اما میراژ-5 دارای دماغه بلند تر است.این جنگنده دارای بالهای دلتایی شکل است.دارای یک موتور جت دردرون هواپیما با دو ورودی هوای نیم دایره ایی در کناربالها و یک اگزوز بزرگ در پشت است.بدنه جنگنده باریک و بلند است و کابین خلبان به اضافه یک لوله که نزدیک آن است مثل یک حباب نما میدهد. اولین میراژ3 در سال 1959 پرواز کرد این میراژ به سفارش ارتش فرانسه ساخته شد.

تصویر

میراژ3 چندین مدل داشت اولین مدل که به طور رسمی ساخته شد میراژ 3 مدل (سی) بود که در یکم اکتبر 1960 پرواز کرد مدل های (سی)اکثرا مشابه گونه(آ) بودند فقط کمی بلند تر بودند واز لحاظ عملیاتی قویتر.
میراژ-3 (سی)تک نفره بود ویک جنگنده رهگیر با یک موتورجت قطره پاش (منظورش همون پس سوز-آفتر بارنراست)همچنین شکل اگزوزش هم عوض شده بود.میراژ-3 (سی)با دو توپ 30 میلیمتری در زیر هواپیما مسلح شده بود.میراژ-3 سه نقطه داشت برای حمل موشک های هوا به هوا یکی زیر بدنه و دوتا دیگر در کنار بالها. اما در یک دوم بالها نیز محل نصب تسلیحات وجود داشت.لانچر های کناری میتوانستند که سایدویندر را حمل کنند.
95 میراژ-3 عملیاتی درژوییه سال 1961 تحویل ارتش فرانسه شد.یک نوع از میراژهم به سویس صادر شد تا با نظارت فرانسه تولید کند وبفروشد.میراژها به اسراییل وآفریقای جنوبی هم صادر شدند.البته یه سری مشخصات آنها تغییر پیدا کرده بود.مثلا میراژهای ارسالی به سویس از نوع (سی-اس)بودند.برای اسراییل با کد (سی-جیی)و برای آفریقای جنوبی با کد (سی-زد) تعیین شدند.

کاکپیت میراژ-3
تصویر

اسراییلی ها در جنگ های هوایی با میراز برای شکار میگ های 17 سوریه در 20 اوت 1963 اول بودند وتوانستند امتیازاتی بگیرند.همچنین شدت شات داون کردن در درگیری ها با انهدام شدید میگ های 21 هولناک تر شد.اسراییلی ها در جنگ 6 روزه در سال 1967 از میراژهایشان به نحو احسن استفاده کردند.به عنوان نمونه در صبح روز 5 ژوئن سال 1967 نیروی هوایی اسراییل با انجام یک عملیات هوایی سنگین توانست وارد مصر و اردن بشود و بعد وارد آسمان سوریه وهواپیماهایشان را روی زمین نابود کند انها توانستند با بمب های فرانسوی باند فرودگاه دیبر را بمباران کنند.
قیمت ارزان وساده و انعطاف پذیر بودن همچنین دارا بودن بالهای دلتا شکل بر افزودن صادرات میراژ-3 به فرانسه کمک کرد.

مشخصات میراژ-3
خدمه:یک نفر
جنگنده های مشابه:کفیر-میگ 21 فیشبد-آ-4 اسکای هاوک-فانتان آ
طول بالها:8.22 متر
طول جنگنده:15.03 متر
ارتفاع:4.50 متر
مساحت باله ها:34.80 متر
وزن خالی:5.2 تن
ماکزیمم وزن برای تیک-آف:13.7 تن
پیشرانه:یک موتور ساخت شرکت اسنکما -توربوجت-پس سوز
ماکزیمم قدرت موتور:13223 پوند
حداکثر وزن قابل حمل مهمات روی باله ها:393.68 کیلوگرم
حداکثر سرعت در ارتفاع بالا :2.1 ماخ ودر ارتفاع پایین 1.14 ماخ
تسلیحات:
2 توپ 30 میلیمتری-موشک هوا به هوای ماترا (آر-511) و سایدویندر-موشک های آر-550 آر-530- آس-37 ماترا
همچنین بمب های 450 کیلوگرمی (ایی-یو-3) و بمب اتمی (آ ان-52)
قابلیت حمل سوخت خارجی:دارد وبه مقدار 2350 کیلوگرم
کشور های دارنده:
آرژانتین-برزیل-کلمبیا-مصر-فرانسه-لبنان-لیبی-پاکستان-پرو-آفریقای جنوبی-اسراییل- سویس-زئیر




منبع:
www.faqs.org

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
12312333, مطلب جالبی بود و خسته نباشید. این جنگنده هنوز هم در کشورهای عقب افتاده ای مانند پاکستان مشغول خدمت است! پاکستان در نظر دارد اکثر جنگنده های قدیمی خود منجمله میراژها را با جنگنده های جدید چینی و آمریکایی جایگزین کند. این کشور قرار است به 250 فروند جی9 و 80 فروند اف16 مجهز گردد.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
پس با این حساب پاکستان هم داره خطرناک میشه.... icon_cheesygrin

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ميراژهاي ايران از چه نوعي هستن؟


فكر كنم ميراژ اف 1 عراقي كه تعداديش به ايران پناهنده شدند

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
پس ميراز هاي ايرانم بدرد لاي جرز ديوار مي خورن!!!!!!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

پس ميراز هاي ايرانم بدرد لاي جرز ديوار مي خورن!!!!!!

ميراژ هاي موجود در ايران اصلي ترين دشمن اف-14 ها در زمان جنگ بودند و خلبانان ايراني را فوق العاده اذيت كردند.
البته معلوم نيست وضيعت فعلي اين جنگنده چطوري است و چه كارهايي روي ان انجام شده است.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
جالب اينجاست كه اين هواپيماها كه فكر كنم در پايگاه مشهد باشن چندي پيش يكيشون با موشك استلينگر قاچاقچياي مواد ساقط شد

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

پس ميراز هاي ايرانم بدرد لاي جرز ديوار مي خورن!!!!!!

ميراژ هاي موجود در ايران اصلي ترين دشمن اف-14 ها در زمان جنگ بودند و خلبانان ايراني را فوق العاده اذيت كردند.
البته معلوم نيست وضيعت فعلي اين جنگنده چطوري است و چه كارهايي روي ان انجام شده است.


میراژهای عراقی در برد بلند هیچ مشكلی برای اف 14 ایجاد نمی كردن.
مشكل در برد كوتاه و میانی بود كه با جنگ الكرونیك قفل رادار اف 14 رو می شكستن و اجازه هدفگیری رو نمیدادن.
به طور كلی تعداد شكارهای میراژ توسط اف 14 خیلی خیلی بیشتر از شكارهای اف 14 توسط میراژ اف 1 بود!!!
البته مشكل اصلی عراق مسلح بودن به هواپیماهای روسی در پیت بود.
انصافا" میگ 23 و حتی 29 در برابر اف 14 دست بسته هستن.
حالا اگه حریف اف 15 اف 18 و یا اف 22 باشه همین تكرار میشه؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط MR9
      ایران – رژیم عبری ، هماوردی استراتژیک  در آسیای جنوب غربی
       

       
      مدتهاست که سئوالی با ماهیت استراتژیک ، ذهن تحلیلگران نظامی حوزه جنگ داخلی سوریه را به خود مشغول  نموده که  چرا جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت ، علیرغم حملات پی در پی اسراییل به دپوهای تسلیحاتی ، کاروان های نظامی و مواضع واحدهای محور مقاومت در سوریه ، عکس العملی در خور و متقابل از خود نشان نمی دهد . برخی این عدم پاسخ را در حوزه سخت افزاری و نظامی جستجو می کنند ، اما تحلیل های مبتنی بر عدم پاسخ مستقیم و فوری نظامی ایران به حملات اسراییل در سوریه ، فقط بخشی از  بازی طراحی شده از سوی جمهوری اسلامی ایران در سوریه  بشمارمی رود .
      در واقع ، ماجرای جمهوری اسلامی ایران و اسراییل در صحنه نبرد سوریه ، فقط بخش بسیار کوچکی از  صحنه شطرنج منطقه ای این دو در جنوب غربی آسیا بشمارمی آید . با توجه به این امر ، می بایست ماهیت تقابل این دو را در سطوحی با اهمیت بالاتر نسبت به درگیری سخت افزاری مورد بررسی قرار داد .
       

       
      در این خصوص ، ماجرای مورد بحث را می توان در در قدم نخست ، بر اساس تقابل میان ایران و اسراییل برای شکل دهی به یک نظام منطقه ای جدید در جنوب غرب آسیا ( خاورمیانه )  مورد تحلیل قرار داد . در حوزه دانش ژئوپلیتیک ، مفهوم منطقه ، بنا بر تعریف  کانتوری و اشپیگل ، دربرگیرنده تعدادی از کشورهاست که بلحاظ جغرافیایی به هم نزدیک هستند  و در حوزه سیاست خارجی ، کنش و واکنشی میان آنها برقرار است  . به اعتقاد این دسته از اندیشمندان ، یک منطقه ژئوپلیتک ، سه شاخصه بسیار مهم  استثنایی بودن ، وجود کنش و واکنش متقابل و انباشت منابع را از خود نشان می دهد .
       
      با این وصف ، هر منطقه ژئوپلیتیک ، می بایست از یک نظام منطقه ای ( چهارچوبی برای تبیین رقابتها ، همکاری ها و تضادها )  برخوردار باشد . این نظام منطقه ای ، با عواملی نظیر موقعیت خاص جغرافیایی ، عوامل مختلف سیاسی ، ایدئولوژیکی و امنیتی ، پیوند های تاریخی ، قومی و زبانی قابل شناسایی و تحلیل است که در آن ،  هر واحد سیاسی تلاش می کند تا با متمرکز کردن تمامی  منابع خود ، این نظام معین را به محیطی مطلوب برای تامین منافع ملی خود در سه سطح کوتاه مدت ، میان مدت و بلند مدت ، تبدیل نماید . در این ارتباط ، می توان به این مساله اشاره نمود که ساختار سازمانی این نظام منطقه ای ، از دو بخش  برونی و درونی برخوردار است که اولی ، به ماهیت ارتباط آن با نظام مسلط تر و دومی که در خصوص ایران و اسراییل مصداق بیشتری دارد ، به ساختار روابط درون منطقه ای مرتبط می گردد .  درواقع ، ساختار روابط درون منطقه ای ، الگویی است که ارتباط بین بخش مرکزی و پیرامونی را تبیین می نماید .
       

       
      باتوجه به این مساله ، ماهیت اصلی منازعه  میان اسراییل و جمهوری اسلامی ایران بویژه در جنگ داخلی سوریه ، جدا از تضادهای آشکار ایدئولوژیکی و مساله فلسطین ،  به ماهیت روابط میان  بازیگران مرکزی و پیرامونی این دو بازمی گردد، که درآن بازیگر مرکزی سعی خواهد کرد تا جایگاه مرکزی خود را حفظ و بازیگر پیرامونی نیز با  بسیج همه منابع و تلاشهای خود ، بدنبال آن است که جایگاه خود را در معادله این نظام منطقه ای ارتقاء ببخشد . در تعریف استاندارد ، بازیگر مرکزی یک نظام منطقه ای ، مرکز ثقل سیاست منطقه مزبور را شکل میدهد  و  با توجه به  وجود زمینه های مشترک می تواند یک الگوی مشخص سیاسی را ایجاد  و پایه قدرت منطقه ای خود را بر آن ایجاد نموده و مستمرا" آن را تقویت نماید . اما بازیگر پیرامونی بدلیل برخورداری از متغیرهای خاص سیاسی ، جغرافیایی ، امنیتی ، اقتصادی و اجتماعی و ایئولوژیکی  در چهارچوب ایجاد شده توسط بازیگر مرکزی  نمی گنجد ، به همین دلیل همواره بعنوان یک عنصر نامتجانس  شناخته میشود .
      بدین ترتیب ،  کنش و واکنش میان جمهوری اسلامی ایران و اسراییل در چهار دهه اخیر را می توان در کنار تضادهای ایدئولوژیکی ، به نوعی رقابت برای حفظ جایگاه بازیگر مرکزی ( جمهوری اسلامی ایران ) و بازیگر پیرامونی ( اسراییل ) نیز تحلیل نمود . رژیم عبری ، بدلیل موقعیت خاص ژئوپلیتیکی ، محدودیت منابع طبیعی ، شرایط دموگرافیک پیش بینی شده ، عدم توازن جمعیتی با کشورهای همجوار و چالشها و مشکلات عدیده داخلی در حوزه های مختلف ، در جغرافیای نظام منطقه ای آسیای جنوب غربی ، یک بازیگر پیرامونی بحساب می آید که با تنها بدلیل حمایتهای بی بدیل و غیر قابل چشم پوشی ایالات متحده  و همچنین وجود برتری فناورانه  بخصوص در حوزه محصولات نظامی بیش از 60 سال است که به حیات خود ادامه میدهد  . این مساله باعث شده تا عنصر ارتش به یک عامل مسلط در مرکز تلاش های رژیم عبری برای ارتقاء جایگاه پیرامونی خود به بازیگر مرکزی تبدیل گردد . به همین دلیل ، دکترین نظامی اسراییل از آغاز ( 1948 ) تا کنون  بر 6 اصل 
      1- ایجاد ، حفظ و توسعه  برتری کیفی در برابر برتری کمی حریف ،
      2- اصل وحدت کشورهای اسلامی منطقه بر علیه  موجودیت این رژیم ،
      3- اصل توسعه مستمر یک سازمان مسلح فعال ، حرفه ای و کوچک ،
      4- اصل اجرای حملات بازدارنده  و پیشگیرانه  ،
      5- اصل انتقال  عملیات رزمی به سرزمین دشمن و
      در نهایت
      6- اصل جنگ کوتاه مدت و خودداری از ورود به درگیری های طولانی و فرسایشی استوار گشته است .
       
      بطور خلاصه ، استراتژی اسراییل برای موفقیت در نبرد بر سر تصاحب جایگاه بازیگر مرکزی در نظام منطقه ای آسیای جنوب غربی ، بر روی ایجاد یک چتر فناورانه  در حوزه نظامی و استفاده از آن برای اجرای حملات پیشگیرانه سریع   به منظور خنثی نمودن تلاشهای بازیگر محوری ( حضور جمهوری اسلامی ایران در سوریه  ) و منتقل نمودن  عملیات نظامی به سرزمین بازیگر مرکزی در بازه زمانی کوتاه قرار دارد .
       
      با توجه به این مساله و بطور طبیعی ،  برای به حداقل رساندن اثرات این دکترین بر روند تلاش بازیگر مرکزی ( جمهوری اسلامی ایران )  جهت حفظ و ارتقاء  موقعیت محوری موجود خود ، لازم است که  بازیگر مرکزی نظام منطقه ای ،راهبرد هوشمندانه ای مبتنی بر اصول عملیات تاثیر محور را طراحی و به اجرا گذارد . در تعریف ، عملیات تاثیر محور ،  بصورت مجموعه ای از اقدامات برای تغییر شکل رفتار  و جهت دهی رفتار دشمن   مورد تبیین قرار داد . در این تعریف ، رفتار دشمن ، نه تنها در حوزه  نظامی ، بلکه  سایر عرصه های رویارویی نظیر حوزه سیاسی ، امنیتی ، اقتصادی و فرهنگی را می بایست تحت تاثیر اقدامات خودی قرارگیرد . در این نوع عملیات ، شکل و ماهیت کاربرد نیروهای نظامی ، غالبا"  همگام با اقدامات  سیاسی و دیپلماتیک  به منظور شکل دهی به رفتار بازیگران  حاضر در صحنه  بواسطه اقدامات مستقیم یا غیر مستقیم صورت می پذیرد .
       
      در این خصوص ، پس از آغاز جنگ داخلی در سوریه ، استراتژیستهای ارشد جمهوری اسلامی ایران  با توجه به  حساسیت وضعیت سوریه بدلیل همجواری با اسراییل ، بتدریج یک شبکه بسیار قوی از حامیان خود را  در سوریه و منطقه  پایه گذاری نموده ، تا جایی که  با دعوت دمشق از مستشاران ایران برای اعزام به سوریه ، نوعی هراس راهبردی برای رژیم عبری  ایجاد گردید .  این هراس تا عمق استخوان  کارشناسان امنیتی اسراییل نفوذ نمود، بطوریکه  بن کاسپیت تحلیلگر ارشد اسراییلی  در روزنامه معاریو نوشت که :   "نتیجه نبرد اسرائیل علیه قاسم سلیمانی متناقض است. از جنبه تاکتیکی، اسرائیل با موفقیت مانع تلاش ایران برای دستاوردهای محلی می شود. اما از جنبه راهبردی، ایران محوری ایجاد کرده است که از تهران شروع می شود تا به بیروت منتهی می گردد و به بلندی های جولان نیز شعبه می زند ، فاصله ایرانی ها تا مرز ما 80 کیلومتر نیست. حتی بعید است 80 متر باشد. محور شیعی در حال بستن مرزهای ماست. این یک واقعیت ناراحت کننده و پیچیده و تهدید کننده است."
       
      بنابراین می توان چنین تحلیل نمود که  حملات متناوب اسراییل به اهداف مشخصی در خاک سوریه ،  یک نشانه واضح از افزایش حس خطر برای اسراییل بشمار می رود . کارشناسان عبری براین باورند که ایران بطور دقیق در حال  پیاده سازی پلان جامع خود در سوریه ، براساس تجربه موفق سالهای ابتدایی دهه هشتاد میلادی در جنوب لبنان و تشکیل حزب ا.... است ، کابوسی که گرچه  درسالهای اولیه چندان جدی گرفته نشد ولی سرانجام در تابستان  سال 2006  گریبانگیر رژیم عبری گردید و تا کنون این کابوس به شکل مرتب در حال گسترش است  .
       
      با توجه به این موارد ، عدم واکنش هیستریک جمهوری اسلامی ایران  به حملات اسراییل در دو حالت  مشخص قابل تحلیل هست :
      1- توانایی پاسخ دهی ( به هردلیل نظامی، سیاسی ، امنیتی ) وجود ندارد .
      2- پلان طراحی شده برای سوریه و هزینه ای که بلحاظ مالی و انسانی و تجهیزاتی در سوریه پرداخت شده و میشود  ، به گونه ای است  که نیازمند وجود استانه تحمل بیشتری از سوی محور مقاومت خواهد بود . چرا که براساس یک اصل قدیمی ، در یک دعوا ، عصبانیت یک طرف ( واکنش هیستریک و عصبی بدون منطق ) کمکی به برتری در برابر یک حریف قدرتمند تر نمی کند و تنها مزیت آن ، کاهش قدرت عکس العمل متناسب خواهد بود ، بنابراین ، محور مقاومت و در راس آن ، جمهوری اسلامی ایران با هوشمندی هر چه تمام تر ، با اتخاذ یک  راهبرد  هوشمندانه که درآن میان اقدامات  و تاثیرات رابطه علّی برقرار شده  و هدف ، تمرکز بر تاثیر مطلوب راهبرد اتخاذی بوده  ، دشمن بعنوان یک سیستم تعریف میشود و با توجه به ملاحضات زمانی صریح و روشن ، ساز وکار مقابله بعداز ارزیابی دقیق طراحی می گردد ، سعی خواهد کرد تا مسیر خود را بسوی موفقیت ( ارتقاء جایگاه مرکزی در نظام منطقه ای ) هموار نماید . در مجموع ، در پیش گرفتن استراتژی  فریب و نمایش ، بعنوان عناصرقدرت جمهوری اسلامی ایران در صحنه نبرد سوریه می بایست مورد توجه قرار گیرد .
       
      با توجه به تمامی مواردی که بطور خلاصه مطرح گردید ، آگاهی از شیوه تحلیل طرف متخاصم در این میان از اهمیت بسیار خاصی برخوردار خواهد بود . مجموع اندیشکده های امنیتی رژیم عبری ، سالهاست که بصورت منظم و مستمر ، فضای داخلی و خارجی جمهوری اسلامی ایران را پایش کرده و برون دادهای رسمی قابل توجهی را در این زمینه منتشر نموده اند ، در حالی که فضای داخلی رسانه ای در ایران ، عمدتا"  رویکردهای خاصی را در حوزه شناخت دقیق از وضعیت نظامی – امنیتی رژیم عبری را در میان عموم دنبال می کند و این روند برای برخورد با استراتژی کلان اسراییل در برابر جمهوری اسلامی ایران کافی به نظر نمی رسد ، می بایست برای بهینه نمودن شناخت از ساختارهای مختلف این رژیم و مسیرهای وارد نمودن ضربات جراحی شده و دقیق ، طرحی نو در انداخت . متن پیش رو نیز آغازی برای بررسی روند وقایع از دید تحلیلگران نظامی – امنیتی رژیم عبری است تا برای شناخت فضای نبرد ، افقی با میدان دید کامل فراهم آید .
       
       
       
      جمهوری اسلامی  ایران در آنسوی مرز اسراییل ، اسراییل ، فشار در سوریه
       
      در حوزه مفهومی تهدید استراتژیک ، گسترش حضور ایران در منطقه آسیای جنوب غربی وتوسعه توانایی های نظامی آن در خاک همسایگان اسراییل ( سوریه و لبنان )  موجب شده تا  ارزیابی های صورت گرفته از روند فوق الذکر ، باعث گردد  تا  تصمیم گیرندگان و برنامه ریزان  راهبردی اسراییل ، در سالهای اخیر ، توجه خاصی را به این موضوع  داشته باشند . بدین معنی که جاه طلبی های ایران  و قابلیتهای رو به گسترش آن  ، پیامدهای راهبردی استراتژیک- نظامی افزون تری را متوجه اسراییل نموده  و درصورت عدم بررسی عمیق ، میتواند نتایج خطرناکی را در سالهای آینده رقم زند . بنابراین ، با توجه به طیف متنوع و تشدید شده تهدیدات ، از تمرکز تلاشهای  این کشور برای ایجاد یک جبهه نیرومند نظامی علیه اسراییل ( محور مقاومت . م )  از  سوریه و لبنان  تا برنامه ریزی های متمرکز در عراق و در عین حال ، توجه جدی به تقویت حماس ( در باریکه غزه )  و همچنین در طولانی مدت ، سرمایه گذاری  برای دستیابی به  جنگ افزار هسته ای  ( ادعای نویسنده متن . م )  موجب شده است تا  توازن موجود میان این دو بازیگر منطقه ای ، بسرعت دچار دگرگونی شود .
       
      به همین دلیل شناخت روند در پیش گرفته شده توسط ایران ، باعث گردیده تا توجه کارشناسان و تحلیل گران اسراییلی ، بیش از گذشته ، بدان جلب گردد . به  همین دلیل ، تحرک بی سابقه ایران در پازل منطقه ای ، اسراییل را بر آن داشته که حتی با قبول خطر یک مخاصمه فراگیر، با کاربرد زور ، تلاشهای صورت گرفته از سوی ایران را  خنثی نماید.
       
      بدین ترتیب ، تمرکز استراتژی اسراییل در چند سال گذشته ، برروی خنثی سازی برنامه های نظامی ایران در سوریه  قرار گرفته  ، با این وصف ، ماهیت پویا و دینامیک  استراتژی ایران و اقدامات متقابل اسراییل  باعث شده تا بتدریج، رویارویی ها جنبه نظامی بخود بگیرد و این مساله  ممکن است در آینده نه چندان دور ، پتانسیلی را برای برخورد مستقیم ایجاد نماید . این وضعیت درحالی بسرعت پتانسیل شعله ور شدن یک درگیری را پیدا می کند که  اسراییل از سالهای گذشته ، بازدارندگی قابل توجهی را فراهم نموده ( منظور به احتمال زیاد قابلیتهای هسته ای اسراییل باید باشد . م )  و روسیه نیز بشدت در تلاش است  تا طرفین را به خویشتنداری فراخواند . این مساله ، با تشدید تنش ها میان ایران و ایالات متحده  در دو حوزه هسته ای و منطقه ای می تواند با سرعت افزونتری بسوی برخورد سخت افزاری مستقیم پیش رود . اما از آنجایی که  ایالات متحده از گزینه های خاص خود برای خنثی سازی تلاشهای ایران برخوردار است ، این احتمال وجود خواهد داشت که رویارویی ایران و اسراییل در سوریه ، ماهیت متفاوتی بخود گیرد .
       

       
      طراحی ایران در سوریه :
       
      بدنبال وقوع سلسله اتفاقاتی که  در سال 2010 میلادی  در مجموعه کشورهای عرب ( خاورمیانه  و شمال آفریقا ) بوقوع پیوست ، جمهوری اسلامی ایران درصدد برآمد تا از خلاء بوجود آمده  در ساختار سیاسی این کشور ، استفاده نموده  و این روند ، در قالب یک پروژه راهبردی بلند مدت با هدف تقویت شبکه قدرت خود در این حوزه ، آغاز گردید . این مساله  تا سال 2015 و شروع فرآیند برنامه جامع اقدام مشترک ( برجام / JCOPA/ توافق هسته ای )  ادامه پیدا نمود ، تا جایی که برخی تحلیلگران براین اعتقادند که  پویایی این کشور در جنگ علیه دولت اسلامی ( داعش ) و بسط فرآیند نفوذ مستقیم در کشورهایی نظیر سوریه و عراق و ایجاد شبکه قدرت از سال 2016 با شدت افزون تری پیگیری میشود . بدین ترتیب ، ایران در این بازه زمانی ، تلاش می نمود تا براساس یک پیش زمینه تاریخی ، قدرت خود را در سرزمین تاریخی شام ، بین النهرین بسمت سواحل مدیترانه  ( منطقه ای که امروز به شناسه کریدور زمینی یا پل زمینی شناخته می شود ) با فراغ بال بیشتری گسترش دهد .
       
      این تلاش ها ، عمدتا"  و در درجه نخست ، مبتنی بر
      1- حضور فعال در گستره زمینی ،
      2- تاثیر گذاری بر ساختارهای ضعیف حاکمیتی در عراق ، سوریه و لبنان  ،
      3- ایجاد زیرساختهای نظامی و واحدهای نظامی  در مقیاس قابل ملاحضه  در قالب عناصر رزمی نیابتی
       
      که می بایست به طرفداری از تهران ، جنگهای منطقه ای را دنبال نموده  و با استفاده از اهرم های اقتصادی ، بتدریج قدرت ایران را در این منطقه  تثبیت کند ، قابل تعریف است . در واقع ،  علاقه تهران برای دنبال نمودن جاه طلبی های برنامه ریزی شده  ، تمایل این کشور برای ایجاد یک عمق استراتژیک  (strategic depth)  در حوزه ژئواستراتژیک آسیای جنوب غربی  به منظور خنثی سازی تلاش های ایالات متحده برای تضعیف و سرنگونی  حاکمیت قابل تفسیر است .
       

       
       
      با توجه  به این مساله ، سوریه جنگ زده ، یک حلقه بسیار مهم و راهبردی در برنامه بلند مدت ایران بشمار می رود تا به صورت دائمی ، یک بزرگراه  در دسترس به سواحل مدیترانه و از آن مهمتر ، ایجاد یک ارتباط مستمر لجستیکی با حزب ا... لبنان  (  مهمترین و قدرتمندترین اهرم ایران در مرزهای اسراییل )  فراهم گردد .
       
      مقامات ارشد ایران ، با یاد آوری مستمر این مساله که حکومت بشار اسد ، بقای خود را مدیون تلاش های تهران است ، در طولانی مدت هدفگذاری دقیقی برای ادغام هر چه بیشتر حاکمیت سوریه  بعنوان یک شریک فرعی در سر دارد . این امر در حوزه هایی نظیر سیاست داخلی ، اقتصادی ، بخصوص مزیت احتمالی دسترسی به قراردادهای بازسازی و همچنین منابع طبیعی این کشور  و در نهایت بلحاظ نظامی ، از اهمیت بسزایی برای مقامات تهران برخوردار به نظر می رسد .
      با این اوصاف ، نقطه عطف طراحی راهبردی ایران در سوریه از اوایل سال 2016 میلادی آغازشد ، بویژه  پس از اینکه ارتش سوریه و متحدین آن ، نبرد حلب را با موفقیت بسود خود خاتمه دادند . این عملیات که به شکل خاص توسط شاخه "قدس" سپاه پاسداران انقلاب اسلامی طراحی و به مرحله اجرا درآمد ، درواقع ، نقطه آغازی برای تبدیل سوریه به یک جبهه قدرتمند نظامی در برابر اسراییل محسوب می شد .
       
      درآن زمان ، نهادهای اطلاعاتی اسراییل ، ارزیابی های مشخصی را در خصوص اهداف پیدا و پنهان سپاه قدس به فرماندهی قاسم سلیمانی ( سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی . م )  در حوزه تلاش برای توسعه و استقرار دائمی در سوریه و ایجاد قابلیتهای نظامی ارائه نمودند  که خلاصه این تحلیل ها شامل موارد ذیل می گردید :
       
      - ایجاد نیروی زمینی قابل ملاحضه بلحاظ سازمانی
      - ایجاد بسترهای ضروری برای استقرار هواگردهای بدون سرنشین در پایگاه های هوایی سوریه
      - استقرار سامانه های تهاجمی دریایی در دو بندر اصلی نیروی دریایی ارتش سوریه ( لاذقیه و طرطوس )
      - انتقال هزاران فروند راکت و موشک به سوریه
      - انتقال مقادیر انبوهی از مهمات به زاغه های مشخص شده در خاک سوریه
      - انتقال سامانه های دفاع هوایی زمین پایه بومی  وهمچنین انتقال کارخانه های تولید مهمات به سوریه که در خصوص مورد دوم ، این مساله تا حدودی با زیرساختهای قبلی ارتش سوریه ادغام شده است .
      - انتقال و استقرار بیشتر از یکصد هزار نیروی شبه نظامی از جمله ، ایجاد یک نیروی مشابه حزب ا... در مرزهای این کشور با اسراییل
      - ایجاد بسترهای کسب اطلاعات  درست مقابل ارتش اسراییل
      - ایجاد زیرساختهای رزمی در جنوب سوریه و همجوار با مرزهای اسراییل
       
      برای ایران ، مجموعه قابلیتهای ایجاد شده در سوریه ، می بایست به  خط مقدم جبهه در جنوب لبنان که سالها پیش ازاین ، حزب ا... در آن متولد و در یک بازه زمانی 30ساله ، زرادخانه ای عظیم و غیر قابل تصور ( شامل 130 هزار فروند موشک بنا بر برآوردهای اطلاعاتی سازمان های امنیتی اسراییل ) برای آن فراهم گردید ، پیوسته  تا یک جبهه واحد تشکیل گردد . علاوه براین ، ایران در تلاش است تا با حداکثر امکانات موجود به نیروهای نیابتی خود کمک کندتا با ایجاد شبکه ای از تونلها ، زمینه را برای استفاده از آنها در زمان جنگ و نفوذ بدون خطر به داخل اسراییل ، فراهم نماید . این وظیفه ، عمدتا" بردوش حزب ا... بعنوان بخشی مهم از مجموعه بازیگران حال حاضر در سوریه که  برای ادامه حیات  حکومت اسد می جنگند ، قرار گرفته است .
       
       

       
      این وضعیت ، آنچنان از اهمیت زیادی برخوردار بود  که برنامه نظامی ارتش اسراییل  (IDF)  به جای تکیه بر سناریوهای قبلی خود ، شامل جنگ سوم لبنان ( تابستان 2006 ) یا نبردهای 1982 ، بتدریج بر سناریونویسی برای ایجاد یک جبهه شمالی که درآن تمامی واحدهای ارتش با یک جبهه گسترده از سوریه تا لبنان  که مملوء از پرتاب کننده های موشک و عناصر نظامی نیابتی ، روبرو خواهند شد ، متمرکز شده اند .
       
      به اعتقاداین برنامه ریزان ، ایجاد وگسترش چنین جبهه ای  می تواند براحتی اسراییل را دچار چالش جدی نماید . علاوه براین ، مقامات ارشد امنیتی اسراییل براین باورند که چشم انداز حضور بلند مدت ایران در سوریه میتواند تاثیرات مخربی را بر کشورهای همجوار ، بویژه اردن که ثبات درآن برای اسراییل بسیار پراهمیت است ،برجای گذارد .
       
      شایان ذکر است که خط مقدم ایران در جنوب لبنان ، شامل تعداد محدودی نیروی شبه نظامی و حجم عظیمی از راکتهای  کوتاهبرد را می توان با جاه طلبی های هسته ای تهران مرتبط دانست. درواقع ، این دو به گونه ای طراحی شدند که بصورت متقابل ، یکدیگررا تقویت نمایند .
       
      درواقع ، زرادخانه موشکی حزب ا... ، سپری است تا از حمله احتمالی اسراییل به تاسیسات هسته ای ایران جلوگیری بعمل آورد که شباهت زیادی به مدل کره شمالی ( نشانه گیری هزاران موشک بسوی سئول برای ایجاد بازدارندگی )  را نشان میدهد . در حالی که متقابلا ، قابلیتهای هسته ای ایران ( پس از رسیدن تهران به بمب ) میتواند بعنوان یک چتر استراتژیک، همه نیروهای نیابتی و بازیگران تحت هژمونی ایران را  زیر پوشش خود قرار دهد .
       

       
       
      پروژه دقیق (precision project) : 
       
      بخش مهمی از راهبرد ایران که در سطور قبل مورد بررسی قرار گرفت ، متمرکز کردن همه تلاشها  برای ارتقاء قابلیتهای حزب ا... از طریق طراحی و اجرای برنامه دقیق (precision project)  مدت می بایست تحقق یابد . این تلاش ها  به شکل خاص با تبدیل بخش مهمی  از زردادخانه موشکهای قدیمی میانبرد  این گروه به موشکهای برد بلند هوشمند با دقت بالا که به سامانه های هدایت کننده مجهز خواهد شد ، قرار است صورت پذیرد ( در این میان ،بیشتر از 100 هزار تیر موشک کوتاهبرد حزب ا.. شامل  موشکهای کاتیوشا و گراد از این برنامه مستثنی هستند ) .
       
      براساس ارزیابی های اطلاعاتی اسراییل ، هدف از این پروژه ، تسلیح حزب ا... در کوتاه مدت به حداقل 1000 موشک میانبرد و برد بلند با خطای دایره ای (CEP )  ده  متر (10 متر ) خواهد بود . مجموعه این ارزیابی ها نشان میدهد که تهران درصدد است تا به منظور کاهش خطر پذیری حمل موشکهای مونتاژ شده  در کاروان هایی که نسبت به حملات هوایی آسیب پذیر هستند ، نخست امکان تولید صنعتی را در تاسیسات مخفی ( در خاک سوریه و لبنان )  فراهم نموده و پس از آن ، با فراغ بال بیشتری ، انها را به نیروی به کاربرنده ، تحویل دهد .
       
      از دید فنی ، میتوان این پروژه را با با هدف مسلح سازی حزب ا... به نسخه های هدایت شونده  زلزال-2 ( مجهز شده به سامانه هدایت GPS با برد 200 کیلومتر و سرجنگی 600 کیلوگرمی ) و فاتح-110 ( گونه بهبود یافته زلزال مجهزبه سامانه های ناوبری داخلی و افزایش دقت دایره ای آن در مقایسه با دقت قبلی 500-1000 متری ) منطبق دانست .
       
      این موشکها به افزونه های (KIT) که اندازه آنها کوچکتر از یک چمدان مسافری کوچک  بوده و احتمالا به سامانه  های هدایت ماهواره ای GPS/ GLONASS  برای بهبود روند هدایت و پایش زیرسیستم ها ، مجهز است . مضاف براین ، شمار زیادی از راکتهای  ام-302 که خارج از برنامه دقیق هستند نیز بهبود و ارتقاء یافته اند و با این برنامه ، می توان آنها را در قالب موشکهای دقیق خانواده "رعد" ( Raad / ( thunder  طبقه بندی نمود . از اواسط سال 2017 ، ایران در سه نوبت متوالی ، قابلیت آتش موشکی خود را با هدف قرار دادن موقعیت استقرار عناصر دولت اسلامی (داعش . م ) به نمایش گذاشت  ، در حالی که این موشکها برای رسیدن به هدف خود ، صدها کیلومتر برفراز آسمان کردستان عراق و سوریه ، به پرواز درآمده بودند .
       
       

       
      درهمان زمان ،برآوردها نشان میداد که ایران از موشکهای جدید خود ، شامل ذوالفقار ( نوع بهبود یافته فاتح-100 با 700 کیلومتر برد ) ، قیام  ( نمونه بهبود یافته خانواده شهاب با بردی درحدود 800 -750 کیلومتر ) و فاتح-110 بی ( با برد 300 کیلومتر) استفاده نموده است .
       
      نخستین شلیک  در ژوئن 2017 با مشکلات قابل توجهی روبرو شد ، در حالی که شلیکهای صورت گرفته در سپتامبر واکتبر 2018 به شکلی انجام پذیرفت که درجریان آن ، تعدادی از موشکهای مورد استفاده دورتر از اهداف خود به زمین اصابت کردند که  به احتمال زیاد ، این مساله به مشکلات ایرانی ها در حوزه کنترل کیفیت پس ازتولید برمی گردد ، در حالی که بقیه موشکها ، اهداف مورد نظر را با دقت بسیار بالایی مورد اصابت قرار دادند . درکنار موشکهای بالستیک ،ایرانی ها پتانسیل رو به  گسترش خود در زمینه طراحی و تولید پرنده های بدون سرنشین برد بلند را با تحویل آنها به حزب ا... و شبه نظامیان یمنی که ازآنها پشتیبانی می کنند، بخوبی به نمایش گذاشتند . این مساله با هدف قرار گرفتن زیرساختهای نفتی سعودی ، فرودگاه بین المللی ابوظبی و مقامات ارشد یمنی ( شامل فرمانده اطلاعات ارتش یمن ) بسرعت جنبه های پنهان برنامه پهپادی ایران را تا حدودی آشکار نمود . این مساله ، با توجه به انتشار اخباری مبنی بر حضور مشاوران نظامی حزب ا... در یمن و کاربرد گسترده پهپادهای این گروه در سوریه ، تهدید بسیار جدیدی را علیه اسراییل پدید آورده بود .
       

       
      از دید اسراییل ، " برنامه دقیق (precision project)"  ایران ، شاید خطرناکترین مولفه طراحی شده ای باشد که قرار است شکل نهایی آن در سوریه  به منصه ظهور برسد . اکثریت تحلیلگران امنیتی ، براین باورند که  به رغم قدرت نظامی فراهم شده ، اسراییل کشوری کوچک و آسیب پذیر است که مراکز مهم جمعیتی ، زیرساختهای نظامی و اقتصادی آن در منطقه ای به عرض 20 کیلومتر و درازای 80 تا 100 کیلومتر پراکنده شده ، درنتیجه ، مسلح شدن حزب ا... به  تعداد نسبتا" بالایی از موشکهای بادقت بالا ، موجب میشود تا این گروه پتانسیل اولیه  هدف قرار دادن  مولفه هایی که برای امنیت اسراییل  حیاتی بوده و همچنین توانایی آن در ادامه بقاء در یک جنگ فرسایشی را فراهم می آورد ، در اختیار خواهد گرفت واین به احتمال زیاد ، هزینه سنگینی را بر اسراییل تحمیل خواهد نمود .
       
      درآنسوی جبهه ، حزب ا... نیز نیت اصلی خود برای هدف قراردادن زیرساختهای استراتژیک اسراییل را با موشکهای موجود خود ، پنهان نمیکند . رهبر این گروه ،سیدحسن نصرا... در سخنرانی ها و همچنین یک ویدئوی منتشر شده در دسامبر2018 ، بصورت ضمنی ، بدین نکته اشاره می کند که  مجموعه ای از اهداف ، شامل پایگاه های هوایی ، راکتور هسته ای دیمونا ، مقر وزارت دفاع ، مقر ستاد ارتش در تل آویو ، فرودگه بن گورین ، تاسیسات بندری حیفا ، تاسیسات نمک زدایی در سواحل مدیترانه ، تاسیسات پتروشیمی ، نیروگاه های برق و ... برای اقدام مقابل ثبت و هدف گیری شده است .
       

       
      فشار متقابل اسراییل :
      با توجه به رویه تهاجمی ایران در سوریه ، اسراییل به شکل طبیعی از آغاز بحران در این منطقه  ، سعی نموده تا  با گسترش خطوط قرمز ، نقش خود را در بیش از گذشته  در روند تحولات  به نمایش گذارد . در این حوزه ، خطوط قرمز اسراییل در ابتدای جنگ داخلی در سوریه را میتوان در موارد مشخصی نظیر انتقال تسلیحات راهبردی ( و یا به اصطلاح  "تغییر دهنده بازی " / game changing ) به حزب ا... بواسطه شرایط خاص سوریه  ، گسترش تهدید علیه اسراییل در امتداد مرز میان سوریه و اسراییل و همچنین جلوگیری از ایجاد محدودیت برای اجرای عملیات رزمی ، بخصوص برای نیروی هوایی برشمرد .
       
      با توجه به این مساله ، تمرکز اصلی اسراییل درآغاز ، برروی تحرکات عناصر حزب ا..  قرارداشت . اما هنگامی  که ایران  شروع به آغاز اجرای برنامه های بلندپروازانه خود در سوریه نمود و ازسال 2016 ، برشدت فعالیت های خود افزود ، این روند برای اسراییل گران آمد ، بدین معنی که  توسعه فعالیتها و روند  استقرار نظامی ایران در بخشهای گسترده ای از سوریه  ، موجب میشد تا در بلند مدت ، امنیت اسراییل ، بصورت قابل توجهی مورد تهدید قرار گیرد . این در حالی بود که  مقامات ارشد تهران ، در کنار دنبال نمودن استراتژی سرکوب داعش ، به شکل موازی  آنچه که  برنامه "  precision project " نامیده میشد و ماهیتی کاملا نظامی و راهبردی را به نمایش می گذاشت ، دنبال می نمود .
       

      سپهبد گادی  آیزنکوت 
       
      دراوایل سال 2017 ، سپهبد گادی  آیزنکوت  (Lt. Gen. Gadi Eisenkot) که در آن زمان رییس ستاد ارتش اسراییل بشمارمی رفت ، پس از تایید کابینه وقت اسراییل ، کارزار هدفمندی را به منظور مقابله و خنثی سازی با شطرنج پیچیده ایرانی ها در سوریه و وادار نمودن ایران به خارج نمودن عناصر نظامی اش از سوریه در پیش گرفت.
       
      آیزنکوت در جریان پرسش و پاسخ محرمانه ای که تنها بخشهایی از آن منتشر شده ، براین استدلال قرار داشت که اسراییل می بایست با تمامی توان (شامل تمامی مزیتهای اطلاعاتی وعملیاتی  ) طرح های دشمن خطرناک و قدرتمند حاضر در سوریه  ( جمهوری اسلامی ایران . م )  شناسایی و با آن مقابله نماید ، چرا که  در صورت عدم توجه به این مساله ، این امکان وجود خواهد داشت که  در آینده ، شرایط برای مقابله بسیار سخت تر از امروز گردد .
       
      کارشناسان امنیتی براین باورند که استدلال آیزنکوت  را میتوان  ناشی از تجربه  قبلی در خصوص در پیش گرفتن موضع انفعالی در قبال حزب ا.. لبنان  در یک بازه زمانی ده  ساله  ( 1990 تا 2000 )  دانست . همین امر موجب شد تا به استناد اطلاعات منتشر شده توسط منابع معتبر دفاعی ، ارتش اسراییل در بازه زمانی یکساله  ( 2018-2017 ) صدها حمله هوایی را بر علیه  نقاط  استقراری واحدهای ایرانی و همپیمانانش اجرا نماید . این مساله آنچنان برای اسراییل به صورت یک مساله حیاتی درآمده بود که آیزنکوت در مصاحبه ای با نیویورک تایمز اعتراف نمود که نیروی هوایی اسراییل تنها در سال 2018 ،نزدیک به 2000 تن بمب در این حملات بکار برده است .
       

       
       
      به اعتقاد کارشناسان نظامی ، تلاش های IDF را می توان در قالب یک  مفهوم عملیاتی جدید وبصورت "کارزاری میان یک جنگ  / جنگی میان یک جنگ  ( campaigns between the wars) " که در عبری با شناسه  "mabam" نیز شناخته میشود ، به تصویر کشید . این مفهوم را به شکل خاص میتوان بر پایه این ایده که می بایست توانایی های مرگبار نیروی متخاصم را قبل اینکه دریک جنگ محتمل درآینده ، موجبات محدودیت رزمی برای IDF را فراهم آورد ، نابود نمود و یا در حداقل وضعیت ، کاهش داد ، دانست .
       
      اما این نابودی یا کاهش قابلیتهای مرگبار رزمی می بایست به گونه ای اعمال شود که در عین نمایش عزم اسراییل برای مقابله ، بازدارندگی آن را نیز به منصه ظهور رسانده  و کارایی علمیاتی دشمن را در چهارچوب زمانی مشخصی به تاخیر انداخته  و از گسترش و تقویت آن جلوگیری بعمل آورد .
       
      به همین سبب ، رفتار اسراییل از آغاز جنگ داخلی در سوریه  را با هدف مدیریت شکاف میان جاه طلبی های نیروی  متخاصم ، در عین عدم تمایل آن برای ورود به یک درگیری مستقیم مسلحانه  می توان مورد تبیین قرار داد .
       
      بدین سان ، اثر بخشی  ایده استفاده از مفهوم mabam بر علیه ایران درسوریه را می توان مبتنی بر عناصر ذیل دانست :
      1-شناسایی صحیح و اولویت بندی طیف متنوع تهدیدات که در گستره زمینی سوریه بعنوان اهداف ارزشمند ، پراکنده شده اند . این اهداف ، نه تنها شامل عناصر نیابتی ، بلکه شامل عناصر نظامی ایرانی نیز می شود .
      2- دستیابی به اطلاعات جاسوسی به روز با وضوح بالا
      3- ایجاد امکان برای اجرای حملات ضربتی دقیق با حداقل تلفات جانبی برای IDF
      4- ایجاد فضا و مشروعیت سیاسی برای دنبال نمودن این کارزار
      5- ارزیابی دقیق از رفتار دشمن ، بررسی روند منطقی حرکات آن  به منظور برنامه ریزی باهدف اجرای کامل استراتژی  جنگی میان جنگ دیگر (campaign between the wars) تا نیت اصلی ، یعنی احتراز از وقوع یک جنگ دیگر به حریف منتقل شود ، ضمن اینکه ارزیابی دقیق به معنای دنبال نمودن روند شناسایی پتانسیل های بالقوه دشمن نیز خواهد بود .
      6- استمرار روند طراحی شده و همزمان بسط تجارب بدست آمده و اعمال آن در آینده
      7- ارسال پیام های مستمر به نیروی متخاصم به منظور القای وجود آمادگی روانی و فنی برای نیل به اهداف طراحی شده کارزار تا زمانی که لازم باشد .
       
      درواقع ، رویکرد mabam اسراییل در سوریه ، شامل یکسری کارزار اطلاعاتی  محاسبه شده است ، بدین صورت که برخی مواقع ، هویت واقعی موقعیتهای مورد نظر ، قبل از حمله بواسطه رسانه های مختلف ،افشاء شده  تا مسئولیت  هرگونه تلفات جانبی  و ایجاد فشار روانی و رسانه ای از سوی طرف مقابل به کمترین حد خود تتزل یابد .
       
      پی نوشت :
      1- ادامه دارد ............
      2- استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی در انجمن میلیتاری ، براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی " منوط به  ذکر دقیق منبع است . امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری )  بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند./ MR9 
    • توسط mahdi42
      با سلام خدمت دوستان قصد دارم در اینجا نیروی هوایی برزیل رو معرفی کنم اگه تکراریه پوزش میخوام

      ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
      اول سه عدد پوستر :






      -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


      معرفی و اشنایی با نیرو هوایی ارتش برزیل



      تاسیس:1941
      تعداد پرسنل فعال:73.764 نفر
      تعداد هواپیماها:773 عدد ( این مجموعه شامل بالگردها ،هواپیما های، رزمی و غیر رزمی میشود)
      ثوابق جنگ:شرکت در جنگ جهانی دوم

      هواپیما هایی پروازی این نیرو(احتمالا منظور قابل پرواز):
      هواپیما و بالگرد های هجومی(برای حمله): AMX, Super Tucano, AT-26 Xavante, Mi-35M
      بمب افکن:AMX
      هواپیما جنگ الکترونیک:Embraer R-99
      جنگنده:Northrop F-5E/F Tiger II
      هواپیما رهگیر:Dassault Mirage 2000
      هواپیماهای گشت:Lockheed P-3 Orion, Bandeirulha C-95
      هواپیماهای شناسایی: Super Tucano, R-35
      هواپیماهای تمرینی:Tucano, AT-26 Xavante
      هواپیما های حمل و نقل کننده: C-130, C-295, Super Puma, 707, UH-1H, EMB-190, UH-60L

      ====
      معرفی نوع ،وتعداد جنگنده ها
      جنگنده "AMX International AMX"
      سازندگاه:ایتالیا،برزیل
      مدل ها:
      A-1: به تعداد 80 عدد
      A-1B:تعداد 10 عدد

      جنگنده "Dassault Mirage 2000"
      سازنده:فرانسه
      مدل ها:
      F-2000C:تعداد 10 عدد
      F-2000B:تعداد 2 عدد

      جنگنده "Northrop F-5E/F Tiger II"
      سازنده:امریکا
      مدل ها:
      F-5E/F تعداد 10 عدد
      F-5EM/F-FM تعداد 47 عدد


      معرفی بالگرد هجومی
      بالگرد "MI 35M"
      سازنده:روسیه
      مدل:"AH-2 Sabre"
      تعداد:12 عدد


      ----------------------------------------------------------------------------
      تعداد پرسنل این نیرو از ایران بیشتره واستخواندار محسوب میشه
      من که جنگندهEmbraer A-1A رو نمیشناختم و فکر کردم شما هم ممکنه اشنایی نداشته باشین پس یه معرفی مختصر رو اماده کردم:

      حالا معرفی جنگنده "Embraer A-1A"

      این جنگنده یک از سری جنگنده های AMX می باشد ،سری جنگنده های AMX پروژ مشترکی ببین دو کشور ،"برزیل"و"ایتالیا" می باشد، جنگنده های سری AMX، از نوع جنگنده های هوجومی می باشد
      اولین پرواز سری جنگنده های AMX در 15 می 1984 اتفاق افتاد ،که در سال 1989 معرفی شد . زمان ساخت ان از سال 1986 تا 1999 می باشد ،تا به امروز 200 عدد از این جنگنده ساخته شده.
      از این سری جنگنده ها هر دو کشور برزیل و ایتالیا استفاده می کنند .

      مشخصات

      خلبان : 1 نفر
      طول: 13.23 متر
      طول بال ها هواپیما:8.87 متر
      ارتفاع:4.55
      مساحت بال ها:21 متر
      وزن خالی:6.730 کیلو گرم
      وزن بارگذاری شده:10.750 کیلوگرم
      حداکثر وزن موقعه تیک اف:13.000 کیلوگرم
      حداکثر سرعت:1.160 کیلومتر
      قابلیت وصل 2 عدد موشک AIM-9 Sidewinders یا 2 عدد موشک MAA-1 Piranha
      قابلیت وصل بمب های 3.800 کیلوگرمی ،موشک های هوا به زمین ،بمب ها لیزری هدایت شوند،وراکت.


      ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
      چند عکس دیگه:








      بچه ها اگه اطلاعات تکمیلی دارین دریغ نکنید تا تاپیک کامل بشه

      منبع
      عکس ها هم خودم اضافه کردم و...
    • توسط EBRAHIM
      با سلام به همگی دوستان...
      چند نکته: خواهشا نخندید...تو نظراتتون هم تیکه نندازید...شاید تا کنون هیچ اطلاعی از این نیرو نداشته باشید و تا به حال به گوشتون نخورده باشه...پس مطلب مفیدیه...لطفا مراعات کنید...
      ...
      نیروی هوایی افغانستان یکی از سه شاخه اصلی ارتش افغانستان می‌باشد. نیروی هوایی ارتش افغانستان زیر نظر ستاد کل ارتش افغانستان فعالیت می‌کند.

      نیروی هوایی افغانستان در سال ۱۹۲۴ میلادی (۱۳۰۳ خورشیدی) و در زمان سلطنت امان‌الله‌شاه تاسیس شد. این نیرو در زمان ریاست جمهوری محمد داوودخان، تحولات چشمگیری را تجربه کرد. ارتش افغانستان تا پیش از سقوط دولت تحت حمایت اتحاد جماهیر شوروی، نزدیک به ۵۰۰ هواپیما و بالگرد تهاجمی داشت. اما در جریان سال‌ها جنگ داخلی در افغانستان، تقریبا تمامی آن‌ها یا به دلایل عدم رسیدگی فنی و یا در کشاکش جنگ داخلی از بین رفت.[۱]

      تا پیش از اشغال افغانستان توسط نیروهای ناتو، بدنه اصلی نیروی هوایی افغانستان از بالگردهای ام‌آی-۱۷ روسی تشکیل شده بود.
      به گفته مقامات نیروهای هوایی افغانستان، در سال ۲۰۰۸ میلادی، ۶۰۰ خلبان در نیروی هوایی افغانستان مشغول به کار بوده‌اند.[۲]

      تجهیز نیروی هوایی ارتش افغانستان به 18 فروند C27

      سرمایه : شرکت آلنیای آمریکای شمالی قراردادی به ارزش 287 میلیون دلار را با نیروی هوایی ایالات متحده به امضا رسانده تا 18 فروند هواپیمای مدلC27 اسپارتان را بازسازی و اصلاح کند. هواپیماهایC27 از مدل اصلاح شده هواپیماهای باربری222 G ساخت ایتالیا است. نیروی هوایی ایالات متحده قصد دارد پس از آماده شدن این 18 فروند هواپیمای اصلاح شده آنها را در اختیار نیروی هوایی ارتش افغانستان قرار دهد. کار تحویل این هواپیماها به ارتش افغانستان از ابتدای سال 2009 آغاز می شود و تا سال 2011 ادامه خواهد داشت. این برنامه در حال حاضر شامل تحویل 18 فروند هواپیمای آماده انجام عملیات و همچنین تجهیز و تبدیل دو فروند از آن به هواپیمای حمل ونقل VIP است. علاوه بر آن در این برنامه قید شده است که نیروی هوایی آمریکا طی سه سال وظیفه پشتیبانی و نگهداری و خدمات رسانی به این هواپیماها را عهده دار است.
      نیروی هوایی آمریکا با بررسی ویژگی ها و قابلیت های هواپیمایC27 این مدل را مناسب نیروی هوایی ارتش افغانستان تشخیص داده و داشتن این هواپیماها را برای دستیابی به ثبات طولانی مدت در افغانستان ضروری دانسته است.

      مشخصات هواپیمایC27

      اسپارتانC27 هواپیمای دو موتوره توربوجت است که برای نیازهای نیروی هوایی و همچنین حمل ونقل هوایی طراحی شد. این نوع هواپیما مخصوصا برای عملیات های تاکتیکی با برد کوتاه تا متوسط و برای پرواز در ارتفاع 1800 پا مناسب است. ازC27 می توان در تمام شرایط آب وهوایی و در روز یا شب برای حمل ونقل یا انجام ماموریت های پزشکی استفاده کرد. این هواپیما می تواند 24 تخت پزشکی و 4 پرستار یا 34 نیروی زمینی ارتش را جابه جا کند.C27 دارای سه گروه پرواز شامل کاپیتان هواپیما، کمک خلبان و مسوول بار است. هواپیمای اسپارتان مدل اصلاح شده G222 است. مدل G222 توسط شرکت آلنیا در ناپل ایتالیا تولید و ساخته می شد این مدل در سال 1970 اولین پرواز خود را انجام داد و در سال 1978 وارد بازار شد.
      بیشتر استفاده کنندگان مدل 222 G نیروی هوایی ایتالیا، ارتش آرژانتین، امارات و نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا بودند.. شرکت کرایسلر به عنوان پیمانکار اصلی G222 را از آلنیا خریداری کرد و پس از اصلاح، ارتقای سیستم مخابراتی و نصب سیستم های رهیابی پیشرفته آن را به مدلC27 تغییر داد. ازهواپیمایC27 به دلیل میزان سرعت و ارتفاع مناسب جهت حمل ونقل هوایی و انجام عملیات گوناگون هوایی استفاده می شود.

      ویژگی هایC27

      عملکرد اصلی: حمل بار و مسافر
      نیروی پیش ران/ شرکت سازنده:
      دو موتور
      ابعاد: 5/74 پا طول و 7/54 پا عرض
      نیروی محور بر حسب اسب بخار: 3400 برای هر کدام P4D- T64جنرال الکتریک
      پهنای بال: 2/94 پا
      سرعت: 250 گره
      حداکثر ارتفاع: 25000 پا
      وزن تیک آف: 56878 پوند
      وزن بدون بار: 39500 پوند
      برد پرواز: 1500 مایل
      مسافت تیک آف: 1500 پا
      اندازه باند: 1800 پا در 45 پا
      ___________
      منبع: ویکی پدیا
    • توسط kingraptor
      زیردریایی های اتمی و حتی دیزلی از توانایی های مرگباری برخوردارند و در صورت میل به قدرت نمایی، مهار آتش آنها بسیار مشکل است. این جنگ افزارها در طول جنگ جهانی دوم، به دلیل پنهان بودن از دید دشمن، نیروی دریایی انگلیس رابه زانو در آورده بودند. در ژاپن و شمال افریقا نیروهای آلمان نازی با در اختیار داشتن این سلاح ها سلطه خویش را بر دریاها اعمال می کردند.


      --------------------------------------------------------------------------------


      هواپیمای ضد زیردریایی P-3 اوریون


      --------------------------------------------------------------------------------

      شوروی با در اختیار داشتن زیر دریایی های اتمی قادر بود در صورت بروز جنگ، ارتباط اروپای غربی را با آمریکا قطع کند. در جنگ فالکلند پس از انهدام رزم ناو بل گرانوی آرژانتين توسط اژدر یک زیر دریایی انگلیسی، کشتی های جنگی آرژانتين دیگر تا پایان جنگ نقش مهمی را ایفا نکردند. به منظور مقابله با این جنگ افزارها در صحنه جنگهای گذشته و آینده تدابیری اندیشده شده است. پی-3 اوریون از جمله سلاحهایی است که می تواند تا حدود زیادی در مقابل زیردریایی ها، هر قدر هم که پیشرفته باشند عرض اندام کند. هواپیما چند منظوره پی-3 بیش از 30 سال است که به طور پیوسته توليد می شود و تا کنون بیش از 700 فروند آن به خدمت ارتشها، آتش نشانی ها، نیروهای حافظ صلح سازمان ملل و هواشناسی های کشورهای مختلف در آمده اند. از این لحاظ اوریون خود را تا مدت زیادی بی رقیب می دانست. طراحی اولیه بدنه و نحوه اتصال موتورها به هواپیما تا امروز تقریباً بدون هیچ تغییر عمده ای حفظ شده است. همین عدم نیاز به تغییرات گواهی بر بی نقص بودن طراحی اوریون است. اما تجهیزات الکترونیکی این هواپیما همواره در حال تغییر و تکامل بوده اند. از این رو سازنده پی-3 در به کار گیری آنها به درخواست و سلیقه مشتری عمل می کند. انواع پیشرفته تجهیزات، این هواپیما را به سلاحی خطرناک در مقابل زیردریایی ها تبدیل می کند. اوریون با چهار موتور توربو پراپ از نوع T56-A-10 کمی شبیه هرکولس محصول دیگر لاکهید است. با توجه به سابقه طولانی لاکهید در به کار گیری این نوع موتورها می توان به این نکته پی برد که این شرکت به خوبی با مشکلات این موتورها که سایرین را متواری کرده، کنار آمده است. پس از روی کار آمدن موتورهای توربوجت شرکهای هوایی سریعا به استفاده گسترده از آنها روی آوردند ولی لاکهید و نیروی دریایی ایالات متحده به علت ويژگيهای منحصر به فرد این موتورها همچنان در طیف گسترده ایی آنها را به کار می برند. خوشبختانه شرکت توربین الکترا بزودی توانست معایب عمده این موتورها را رفع کند و تا به امروز تامین کننده موتورهای پی-3 باقی مانده است. طراحی اوریون به حدود 40 سال پیش و سال 1957 باز می گردد. نخستین پرواز این هواپیما در 19 آگوست سال 1958 انجام شد پس از چند پرواز آزمایشی، تغییراتی صورت گرفت که عمده ترین آنها کوتاه شدن بدنه به میزان 2/13 متر بود. سپس این هواپیما به تجهیزات متداول آن روزها مجهز شد و به عنوان گشت دریایی، خدمت خود را رسما در نیروی دریایی آمریکا آغاز کرد. در آن زمان تغییرات دیگری برای فروندهای بعدی در نظر گرفته شد. در سال 1962 چند تغییر دیگر به منظور کارآمدتر کردن این سلاح اعمال شده و پی-3 اوریون که پس از گذشت سالها هنوز هم در خدمت ناسا است، متولد شد. نخستین سفارش قطعی برای خرید 7 فروند از این هواپیما مربوط به سال 1960 می باشد. نیروی دریایی آمریکا متقاضی خرید 7 فروند وای پی-3وی-1 با موتور آلیسون-توربین الکترا شد که می توانست انواع بمب های عمق روی معمولی و هسته ای، اژدرهای ضد زیر دریایی و مین و راکت را حمل کند.


      --------------------------------------------------------------------------------


      کابین نسبتاً پیچیده هواپیمای P-3 اوریون


      --------------------------------------------------------------------------------

      ظرفیت سوخت این 7 فروند اولیه از 20631 لیتر در اولین سفارش تا 34826 لیتر در آخرین متفاوت بود، اما همگی 4 مخزن در بالها، هر بال 2 مخزن جداگانه، و یک مخزن بزرگ در امتداد بدنه داشتند که این الگو تاکنون حفظ شده است. استفاده همزمان از دو رادار جداگانه در جلو و عقب هواپیما و ترکیب هر دو رادار برای ارایه تصویری 360 درجه ایی، پی-3 را به مجهزترین سلاح ضد زیر دریایی آن روز تبدیل کرد، اگرچه این طرح به زودی لو رفت و شرکتهای دیگر نیز به استفاده از آن روی آوردند. نخستین پرواز این سفارش هفتگانه در 15 آوریل 1961 انجام شد و تا آوریل سال بعد در مجموع 2521 ساعت در 585 سورتی پرواز با این هواپیماها به صورت آزمایشی و آموزشی انجام شد. بلافاصله پس از ورود این هواپیما به خدمت از آنها در جنگ علیه کوبا استفاده شد. در جنگ ویتنام نیز آمریکاییها از این هواپیما به میزان زیادی استفاده کردند. ماموریت اصلی این هواپیما در آن زمان پوشش راداری شبانه بر فراز خلیج تونکین بود گشتهای متداول روزانه و حمایت از کشتیهای لجستیکی در برابر هجوم احتمالی زیردریاییهای شوروی نیز از ماموریتهای بود که این هواپیما بر عهده داشت. نکته جالب توجه این است که این هواپیماها از پایگاهای داخل خاک فیلیپین به پرواز در می آمدند. از آن هنگام پی-3 به طور منظم در عملیات مشابه برون مرزی مورد استفاده نیروی دریایی آمریکا قرار گرفته و می گیرد و همواره به عنوان کشت ضد زیر دریایی، مین گذار دریایی، راهنمای زیر دریایی های خودی و هدف قرار دهنده اهداف دور به کار گرفته شده است.


      --------------------------------------------------------------------------------


      هواپیمای P-3 اوریون در حال پرواز در معیت یک ناوچه آمریکایی

      --------------------------------------------------------------------------------

      این هواپیماها گاهی برای ایجاد تغییرات آب و هوا و باران زا کردن ابرهای منطقه ای به کار گرفته می شوند. برای این کار پودر یدید نقره را در مقیاسهای زیاد توسط تجهیزات خاصی که در این هواپیما تعبیه شده است در میان ابرها می پاشند. قابلیت شرکت در عملیات جستجو و نجات، عکس برداری و نقشه برداری هوایی و حتی توانایی انجام ماموریتهای ترابری، اوریون را به هواپیمایی چند منظوره بدل نموده است. هم اکنون این هواپیماها در بیش از 30 پایگاه برون مرزی و درون مرزی آمریکا نشست و برخاست می کنند و حتی بارها توسط نیروهای چند ملیتی در مانورهای مشترک به کار گرفته شده اند. آمریکا تنها استفاده کننده از این هواپیماها نیست. اکثر کشورهایی که مرزهای آبی دارند از پی-3 به خوبی استقبال کردند و به میزان رفع نیاز دفاعی از این هواپیما خریده اند. نیوزلند اولین مشتری اوریون با سفارش 5 فروند پی-3 بی مجهز به مولد امواج صوتی کوتاه بود. کانادا 18 فروند و ژاپن که سرانجام در سال 1978 تصمیم به جایگزین کردن این هواپیما به جای نپتون گرفت مشتریان بعدی بودند.

      --------------------------------------------------------------------------------

      هواپیمای P-3 اوریون در حال برخاست


      --------------------------------------------------------------------------------

      ژاپن خط تولید این هواپیما را خریداری کرده و تا کنون بیش از 100 فروند از آن را تولید کرده است. پرتقال اسپانیا و تایلند خریداران دست دوم این هواپیما هستند. هلند، نروژ، ایران و پاکستان نیز هر کدام چند فروند پی-3 در اختیار دارند. انواع مختلف پی-3 اگر چه با قرار گرفتن حروف بزرگ و کوچک و شماره های متفاوت دسته بندی می شوند ولی عمدتاً تفاوت چشمگیری میان مدلهای مختلف مجود ندارد و می توان با تغییرات پیش بینی شده از سوی کارخانه سازنده هر نوع تغییر کاربردی را در انواع آن ایجاد کرد. پی-3 با حوصله ای که در خور هواپیمای توربو پراپ است، وجب به وجب منطقه را بازرسی و شناسایی و به محظ اطلاع از موقعیت زیردریایی مهاجم اقدام به شکار آن می کند. در طول عملکرد سی وچند ساله این سلاح موارد منفی از لحاظ فنی در مورد آن به چشم نمی خورد و همواره در انجام ماموریتهای محوله موفق بوده است. همین امر سبب شده است تا پرسنل زیر دریایی ها از هواپیمای پی-3 اوریون به عنوان کابوسی هولناک یاد کنند.

      -----------------------------------------------------------------------------



      ------------------------------------------------------------------------------

      منبع: Air.blogfa.com
    • توسط aliweb
      سلام

      ممنون میشم یک سری فیلم نظامی و یا جاسوسی را در این تاپیک معرفی کنید

      مثلا یک فیلم که در یکی از تاپیک های انجمن معرفی شده بود Behind Enemy Lines
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.