mm1368

تاريخ تحولات و فناوري نظامي از دوران باستان تا امروز

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

بخش اول :
سلاح و جنگ افزارهای دوران قدیم

گرزها و چكش‌ها
گرزها ، گرزهاي زره‌شكن و چكش‌ها را بايد قديمي‌ترين سلاح به حساب آورد انسان مي‌توانست آنها را در دستان خود بگيرد و از طرف ديگر نمي‌شكستند و اجزايي نداشتند تا از كار بيفتد . چماق يا گرز از قديمي‌ترين نوع سلاح‌ها است . چماق‌هاي اوليه در واقع قلنبه‌هايي از سنگ بود كه از زمين برمي‌داشتند و انسان ماقبل تاريخ از آن به عنوان ابزار و سلاح استفاده مي‌كرد از گرز براي خرد كردن دانه‌هاي خوراكي و نيز براي شكار حيوانات و جنگ با دشمن هم بهره مي‌بردند . در جنوب آفريقا نقاشي‌هاي ديواري متعلق به 6000 سال ق.م را كشف كرده‌اند كه در آنها دو نقش انسان با چوب‌هاي بلند و سنگين كه نظير گرز هستند به چشم مي‌خورد . آدمي از مصالح گوناگون براي ساختن گرز استفاده كرده است . مثلاً ستخوان هاي بلند و سنگين جانوران ،‌چوب دراز و ضخيم كه از درخت يا بوته يا نباتات ديگر مي‌كندند از جمله اين مصالح بوده است .
با استفاده از فلز ، گرز ساده ،‌ به گرز زره‌شكن تبديل شد سر گرز زره‌شكن ،‌ سنگين و گل ميخ‌دار يا نوك تيز بود . از اين خاصيت براي كوبيدن و خرد كردن سپر يا زره دشمن استفاده مي‌شد . همچنين سربازان پياده يا سوار از آن براي جنگ تن به تن استفاده مي كردند . امروزه در مجلس نمايندگان ايالات متحده از يك چماق كوچك زره‌شكن از جنس عاج و طلا به صورت تشريفاتي استفاده مي‌شود .
در بريتانيا هم عصاي سلطنتي كه ملكه در مراسم خاص در دست مي‌گيرد در واقع نوعي گرز زره‌شكن به شمار مي‌رود .

تبرها و سلاح‌هاي پرتابي
انسان تبر را با داخل كردن سنگ چخماق تيز به درون شاخه‌هاي شكافدار يا چنگالدار درست كرد و وقتي هم نحوه استفاده از مفرغ ،‌ آهن و فولاد را آموخت تبرهاي تيزتر و قوي‌تر توليد كرد . تا فرا رسيدن عصر آهن ،‌ سرتبرها را چنان قالب مي‌دادند تا حفره داشته باشد و دسته تبر در آن جا بيفتد . مدتي بعد هم تيغه تبر را چكش‌كاري مي‌كردند تا لبه آن تيز شود . امروزه هنوز هم تبر را بر همين منوال مي‌سازند .
پادشاهان و زمامداران نيرومند از تبر به عنوان مظهر قدرت خود استفاده كرده‌اند . در تمدن « مينوان كرت» هم مي‌بينيم تبر دو سر مفرغي را به عنوان مظهر اين تمدن به كار برده‌اند .

فلاخن‌ها ،‌ تير و كمان‌ها و كمان‌هاي زنبوركي
پرتابگر يا فلاخن‌ها از جمله كمان بلند زنبوركي سلاحي دور از دشمن است . اين موضوع به جنگجو اجازه مي‌‌داد به دشمن حمله كند و در همان حال دور از دسترس او باقي بماند . در نبردهاي دريايي قديم از پرتابگر‌ها استفاده مي‌كردند . انبوهي از سلاح‌هاي پرتاب كننده سنگ را در « قلعه ميدن» واقع در « دورست» انگلستان كشف كرده‌اند كه در آنجا مدافعان سلتيك زبان ، در سال 44 ميلادي با رومي‌ها جنگيده‌اند .
كمان در زمره قديمي‌ترين سلاح‌هاي دنيا است . نقاشي‌هاي غاري عهد قديم متعلق به 10000 و 5000 سال ق.م در كاستلون اسپانيا تصاويري از انسان‌ها را نشان مي‌دهد كه در جنگ از كمان استفاده كرده‌اند . در دانمارك كمان‌هايي متعلق به 2000 تا 1500 ق.م و در مصر به حدود 1400 ق.م پيدا كرده‌اند .
جنگاوران انگليسي و ولشي با استفاده از كمان‌هاي بلند خود در سه نبرد برضد فرانسه : نبرد كرسي در اوت 1346 ، پواتيه در سپتامبر 1356 و آژينكو در اكتبر 1415 به پيروزي رسيدند .

دشنه‌ها و كاردها
دشنه‌ها و كاردها را به دليل كوچكي ، سبكي و آساني ،‌ حمل سلاح‌هاي دم دست مي‌گويند و چون مي‌توان از آنها در سكوت كامل استفاده كرد سلاح‌هاي پنهاني هم گفته مي‌شوند . از دشنه و كارد در جنگ تن به تن و نيز به عنوان سلاح پرتابي استفاده مي‌كنند .
هر چند طرح دشنه از كارد اقتباس شده لكن ميان اين دو تفاوت مهمي موجود است . كارد يا چاقو وسيله‌اي ساده است كه يك طرف لبه آن تيز است و ممكن است نوك آن هم نسبتاً كند باشد هم براي مصرف روزانه مثل گوشت به كار مي‌رود و هم مي‌توان از آن به عنوان سلاح استفاده كرد .
اما تيغه دشنه در هر دو طرف تيز است و طول آن چنان شكل داده مي‌شود كه در نوك باريك و تيز شود و براي حفاظت دست استفاده كننده بين تيغه و دسته معمولاً حائلي مي‌گذارند . دشنه را هميشه در زمره سلاح طبقه‌بندي مي‌كنند .
قديمي‌ترين دشنه‌ها را از سنگ چخماق ساخته‌اند و بعد از آن هم از چوب يا استخوان تيز استفاده كرده اند . دشنه‌هايي از جنس مفرغ ، آهن و فولاد بسيار بادوام‌تر بوده‌اند .

شمشيرها ، شمشيرهاي بلند و شمشيرهاي هلالي
شمشير كه از قديمي‌ترين سلاح‌هاي دنيا است اكنون به صورت مظهري براي مقام افسري در مراسم رژه‌هاي نظامي درآمده است . انسان از ابزارهايي به شكل شمشير در كارهاي مزرعه و علف‌چيني استفاده كرد اما در آنها مثل وسايل مشابه تغيراتي دادند تا مناسب جنگ شود . شمشيري موسوم به كوكوي ساخت نپال سلاحي قديمي است كه امروزه همچنان مورد استفاده سربازان گروه سواره در ارتش بريتانيا مي‌باشد . تيغه پهن و خميده براي بريدن شي‌ء و حتي حفر زمين مناسب است و در عين حال سلاح بسيار خوبي هم در جنگ تن به تن به شمار مي‌رود .
شمشيرهاي قديمي را بيشتر براي شكافتن و نه ضربت زدن به كار مي‌برند . قرن‌ها در اروپا تيغه شمشيرها را كوتاه و مستقيم مي‌ساختند كه نوك باريك داشت و تيغه آن دو لبه بود . اين شمشير را در ابتدا از مفرغ و بعداً از آهن و عاقبت از فولاد ساختند . رومي‌ ها شمشيري كوتاه از جنس فولاد به طور حدود نيم‌متر موسوم به شمشير گلادياتور توليد كردند . اين سلاح به دشنه‌اي بلند با تيغه پهن شباهت داشت . واژه گلادياتور يعني كسي كه در سيرك‌ها يا استاديوم‌هاي رومي مي‌جنگيد . كلمه گلادياتور از همين واژه اقتباس شده است .
شهسواران و جنگاوران غربي در طول جنگ‌ هاي صليبي فنون ساخت شمشير ار از مسلمانان آموختند . اين موضوع منجر به ساخت شمشيرهاي عالي در غرب شد . جنگاوران خاورميانه‌اي شمشيرهاي منحني موسوم به شمشير خميده را به كار مي‌بردند . طول اين نوع شمشير بلند بود و تيغه‌اي باريك و بسيار تيز داشت

ميله‌ها و نيزه‌ها
شكارچيان ماقبل تاريخ حيوانات را با نيزه مي‌كشتند تا غذا به دست آورند . نيزه در مقايسه با سنگ قدرت و دقت بيشتري داشت و پرتاب آن از فواصل دور از خطر هم ميسر بود . قديمي‌ترين نيزه‌ها را در واقع از نهال‌هاي راست (‌يا درختان نورسته‌) مي‌ساختند يعني يكسر آن را تيز مي‌كردند . در شرق دور از چوب خيزران استفاده مي‌كردند كه سبك و محكم بود و به كمك آتش نوك آن را بسيار تيز مي‌كردند اگر در نوك آن چخماق و يا سنگ فلزدار تعبيه مي‌كردند اثر آن مهلك‌‌تر مي‌شد .
جنگجويان در اكثر ارتش‌هاي قديم به نيزه مجهز بودند . البته نيزه پرتابي با يك عيب همراه بود يعني وقتي آن را به سوي دشمن پرتاب مي‌كردند به دست آوردن مجدد آن ناممكن مي‌شد .
در واقع دشمن مي‌توانست از آن عليه پرتاب كننده استفاده كند . رومي‌ها با اختراع نيزه‌اي به نام پيلوم يا نيزه سنگين پياده نظام بر اين مشكل غلبه كردند . گردن اين نوع نيزهرا در قسمت نوك بلند و باريك مي‌ساختند تا پس از اصابت به هدف نوك آن بشكند و دشمن نتواند از آن استفاده كند . سلاح‌هاي چوبي بلندتر و سنگين‌تر را بيشتر براي جنگيدن و نه پرتاب كردن مي‌ساختند .
در دوران قرون وسطي روستانشينان از چوب‌هاي بلند به عنوان عصا استفاده مي‌كردند . بر نوك اين عصا تيغه‌هاي متفاوتي مي‌بستند تا پياده نظام و سواره نظام از آنها به صورت سلاح استفاده كنند . البته نيزه نوكدار بيشتر مورد استفاده سواره نظام قرار مي‌گرفت .
تيغه چاقو يا تبر و همچنين تيغه كارد ضخيم نوك برگشته را كه ابزار بود بر نوك نيزه هم مي‌بستند . با نصب نوك‌هاي چنگالي تيز ( مثل چنگال دو شاخه ) نيزه‌هاي شاخه‌دار مي‌ساختند . نيزه‌هاي تبرزيني را از يك ميله بلند و نوك و سر تبري شكل درست مي‌كردند كه پايين‌تر از نوك نيزه مي‌بستند .

سلاح‌هاي آتشين قديمي
سلاح آتشين به آن نوع جنگ‌افزارهايي مي‌گويند كه در آنها از باروت و گلوله استفاده مي‌شود . تاريخ ساخت اولين نوع سلاح‌هاي آتشين در غرب به اوايل سده پانزدهم ميلادي باز مي‌گردد اين گونه سلاح‌ها مثل توپ‌هاي كاليبر كوچك عمل مي‌كردند و آن قدر سبك بودند كه سربازان پياده يا سواره هم مي‌توانستند آنها را حمل كنند . سلاح‌هايي از اين نوع به پرتاب كننده فشفشه‌هاي دستي كه امروزه براي دادن علامت خطر در دريا به كار مي‌برند خيلي شبيه بودند و لوله كوتاهي داشتند كه به قبضه متصل مي‌شد .
طول سلاح‌هاي مرسوم تا اواخر سده پانزدهم و اوايل سده شانزدهم با داشتن لوله و تفنگ و قنداق به حدود 165 سانتيمتر مي رسيد . قنداق ، لوله فلزي را در خود جاي مي‌داد و محكم مي‌گرفت و تيرانداز موقع شليك ته قنداق را در انحناي شانه خود مي‌گذاشت .
تفنگ شمخال سلاح بزرگتري بود كه غالباً آن را روي سه پايه ساده‌اي به كار مي‌بردند و معمولاً دو خدمه داشت كه يكي هدف‌گيري مي‌كرد و ديگري يك فتيله نوك تيز و شعله‌ور را دم سوراخ يا منفذ لوله مي‌گرفت . سربازاني كه اين نوع سلاح‌هاي سنگين را حمل مي‌كردند مشتاق بودند تا صنعتگران سلاح‌هاي سبك‌تر و راحت‌تر بسازند . آنگاه اولين پيشرفت در ساخت تفنگ‌ هاي فتيله‌اي حاصل شد براي شليك اين تفنگ از فتيله يا رشته آغشته به ماده شيميايي به اسم شوره يا نيترات پتاسيم كه آرام آرام مي‌سوخت استفاده كردند . رشته را پيرامون يك دستك يا اهرم خميده مي‌پيچيدند .
لگنچه‌اي كم عمق و پر از باروت كه مجراي باريكي داشت به لوله اسلحه منتهي مي‌شد . سربازان براي تيراندازي با تفنگ فتيله‌اي ابتدا رشته دور دستك يا فتيله را روشن مي‌كرد سپس درپوش فنري منتهي به لگنچه را باز ميكرد و ماشه را مي‌چكاند . اين عمل آتش فتيله در حال سوخت را به باروت مي‌رساند و سپس انفجار حاصل مي‌‌شد .

زره‌‌ها
جنگجويان زره را براي حفاظت سر و گردن و چشم و سينه مي‌پوشيدند . زره‌هاي قديمي از جنس مفرغ بود اما بعداً از فولاد استفاده كردند . جنگاوران ژاپني زره‌هايي ار جنس چوب خيزران بر تن مي‌كردند لكن پوشيدن آن با مشكلي همراه بود ، از يك طرف مي‌بايد آن قدر ضخيم يا سنگين باشد تا جنگاوري كه آن را مي‌پوشد مصون بماند و از طرف ديگر هم مي‌بايد آن قدر سبك مي‌بود كه مانع سهولت حركت نشود و جمع اين دو خاصيت قدري دشوار بود . يونانيان عهد باستان نخستين قومي بودند كه زره مفرغي بر تن كردند و از آن براي محافظت بازو ، پا و سينه استفاده بردند . لژيونرها يا سپاهيان رومي ، زره رزمي مي‌پوشيدند كه سينه ، شكم ،‌پشت و شانه آنان را محافظت مي‌كرد و با اين وسيله ريه ، قلب و عروق مهم خوني گردن ايشان از گزند مصون مي‌ماند . بازو و پاي جنگاور رومي بدون پوشش بود لكن به سهولت مي‌توانست حركت كند و بدود .
يكي از روش‌هاي ارزان قيمت براي درست كردن زره آن بود كه صفحات فلزي را به لباس بلند يا لباده لايي‌دار مي‌دوختند . تا فرارسيدن ايام نبرد هاستيگنز در انگلستان اشراف جنگجو و سربازان از زره زنجيري يا خفتان به هم متصل شده براي محافظت استفاده كردند . اين زره يا خفتان جنگجو را در برابر ضربات شمشير و پيكان و نيزه محافظت مي‌كرد و مانع حركت بدن نمي‌شد . خفتان را با متصل كردن حلقه‌هاي آهني به يكديگر مي‌ساختند تا نوعي پوشش يا پارچه‌ فلزي درست كنند . جنگاوران ساكسني و نورمني لباده‌هاي زرهي بر تن مي‌كردند كه بازوها و اندام را تا سر زانو محافظت مي‌كرد . آنان كلاهخودي از جنس خفتان بر سر مي‌گذاشتند و زير خفتان جليقه‌هاي نيم‌تنه ، لايه‌دار مي‌پوشيدند . اين نيم‌تنه مانع از آن مي‌شد تا ضربات شمشير سبب شود كه خفتان مستقيماً به پوست بدن فشار آورد .

استفاده از حيوانات در جنگ
در گذشته از فيل ، اسب ، الاغ و گاو اخته در جنگ استفاده مي‌كردند . اكثر اين حيوانات براي حمل سربازان و كشيدن واگن مورد استفاده واقع مي‌شدند ، اما از فيل تقريباً مثل تانك امروزي استفاده مي‌كردند چون مي توانست سربازان را زير پا له كند به علاوه كمانداران بر پشت آن سوار مي‌شدند و با ديد بهتري هدف‌ها را مي‌زدند .

استفاده از اسب در جنگ
اسب اين امكان را به ارتش‌هاي گذشته مي‌داد تا به سرعت جابجا شوند . از آنها براي كشيدن واگن ، تجهيزات محاصره و غارت يا حمل غنايم استفاده مي‌كردند . در ميدان رزم ديده‌وران و پيك‌ها با نشستن بر اسب خبرها را نزد سرداران مي‌بردند و دستورات آنان در باره نقشه جنگ را به ديگران ابلاغ مي‌كردند . دشمن نمي‌توانست اسب‌هاي قوي هيكل سواران اسلحه را كه در كنار هم مي تاختند و حمله مي‌كردند به آساني متوقف كند .
نخستين قومي كه از اسب در جنگ استفاده كرد قوم آشور بود كه حدود 800 ق.م آن را به ميدان آوردند و براي سواره نظام و كشيدن ارابه و شكار استفاده كردند . رومي‌ها از نژاد اسب‌هاي اروپايي ، خاورميانه‌اي و آفريقايي در پرورش نسل اسب براي انجام مسابقه ، شكار ، حمله شديد و رام كردن بهره گرفتند .

سلاح‌هاي سواره‌نظام
سلاحي كه جنگجوي سواره به كار مي‌برد منعكس كننده مهارت او به عنوان سواركار بود . سواران مغولي چنگيزخان مي‌توانستند بدون گرفتن عنان اسب سواره بروند و البته اين كار به معناي آن بود كه مي‌توانستند در پشت زين از كمان خود استفاده كنند . سواران معمولاً نيزه كوتاه و بلند را در يك دست مي‌گرفتند و با آن ضربت مي‌زدند . نيزه آن قدر بلند بود كه به سرباز پياده امكان مي‌داد تا از نزديك به دشمن ضربت وارد كند . آنان معمولاً مستقيماً به سوي دشمن پيش مي تاختند تا سرعت و نيروي محركه آني اسب را به سنگيني نيزه بيفزايد . نيزه‌سواران در اروپاي قرون وسطي موردپسند واقع شدند و سواران لهستاني و مجارستاني استفاده از آن را ادامه دادند . نيزه‌داران لهستاني از اين سلاح در جنگ‌هاي ناپلئوني سال‌هاي 1800-1815 برضد فرانسويان استفاده كردند . شهسواران قرون وسطي هم قبل از اين زمان در جنگ‌ها از نيزه استفاده مي‌بردند و مهارت‌هاي خود را در مسابقات نشان مي‌دادند . چون در جنگ با نيزه ممكن است دشمن اسب شهسوار را هم به صورت هدف درآورد از اين رو صنعتگران به ساختن زره براي اسب روي آوردند .
زره اسب را سينه‌پوش هم مي گفتند كه در ساده‌ترين شكل خود شامل خفتان و صفحه‌اي براي پوشاندن جلوي صورت اسب و سينه‌بند تزييني مي‌شد كه تا بالاي پاهاي جلو سينه مي‌رسيد . اگر قرار بود اسبي تماماً زره‌پوش شود گذشته از پوشش‌هاي فوق ،‌ كفل‌پوش ، ران‌پوش و پهلو‌پوش را هم بر آن مي‌افزودند . كفل‌پوش در واقع سرين اسب را محفوظ مي‌دانست . ران پوش و پهلو‌پوش هم صفحه اريبي شكلي بود كه به قاعده زين مي بستند . اين صفحه پهلوهاي اسب را مي‌پوشاند و فاصله كفل‌پوش و سينه‌بند را پر مي كرد.

قلعه‌ها و استحكامات
امروزه مي‌توان نمونه‌هاي متعددي از استحكامات دوره ماقبل تاريخ و عهد قديم را در سراسر دنيا مشاهده كرد . كساني كه آنها را بنا كرده‌اند غالباً از عوارض طبيعي زمين مثل تپه ، صخره ،‌ پرتگاه ، رودخانه ، درياچه و باتلاق براي استحكام آنها بهره‌داري كرده‌اند . هرجا چنين عوارضي موجود نبوده مردم با حفر خندق و ايجاد خاكريز و بعدها با ساختن ديوار و برج اين گونه موانع را به وجود آوردنده‌اند . سازندگان قلعه بعضي اوقات از مكان‌هاي قبلي استفاده مي‌كردند . مثلاً هنري اول شاه انگلستان ، در دهه 1120 ميلادي با استفاده از استحكامات مربع شكل و متعلق به دژ نظامي پيشين ساكسون‌هاي رومي در پروچستر واقع در همشاير ، قلعه‌اي بر فراز بلندي و محصور در ديوار بنا كرد . اكنون هم مي‌توان نماي كلي دژهاي نظامي مربع شكل رومي را در سراسر اروپا مشاهده نمود . دژ نظامي را به زبان رومي كستروم مي‌گفتند كه واژه انگليسي كسل به معناي قلعه از آن اقتباس شده است .

ديوارها
ديوار قلعه‌ها را با يك الگوي ثابت مي ساختند و معمولاً برگرد قلعه ديوار سد مانندي بالا مي‌آوردند . ضخامت ديوار بين 5/1 متر تا 8 متر متفاوت و آن قدر عريض بود تا نگهبانان بر بالاي آن راه بروند . بر بالاي ديوار جان‌پناه يا سنگرهايي مي‌ساختند كه خود حدود نيم متر ضخامت داشتند . در بعضي از قلعه‌ها اين جان‌پناه را تنها در بالاي وجه بيروني ديوار بالا مي‌آوردند . تعدادي هم در هر دو وجه يعني رو به بيرون و داخل قلعه مي ساختند . بلندي اين جان‌پناه‌ ها به حدود 2 متر مي‌رسيد و از اين رو بگهباني كه بر بالاي ديوار سد مانند مي‌ايستاد مي‌توانست به طور كامل پشت آنها پنهان شود و محفوظ بماند در طول جان‌پناه‌ها فاصله‌هاي معيني وجود داشت كه آن قدر كم ارتفاع و عريض بود كه كمانداران از آن به سوي دشمن تير پرتاب مي‌كردند . اين فواصل يا شكاف را برج و بارو و كنگره مي‌گفتند . به بخش‌هاي مرتفع شكاف‌ها كه كمانداران را محافظت مي‌كرد ،‌ بارو يا جرز ميان دو تيركش مي‌گفتند .

منجنيق ها
پيش از اختراع توپ ،‌ سلاح‌هاي بمباران كننده را براساس استفاده از نيروهاي طبيعي مي ساختند . سلاح‌هاي عهد قديم و دوران قرون وسطي بر پايه سه اصل عمل كردند : فشار فنر ،‌ پيچش و استفاده از وزنه تعادل . مثلاً كمان‌هاي زنبوركي فوق‌العاده بزرگ از فشار فنر استفاده مي‌بردند . در اين كمان‌ها از چوب‌هايي با خاصيت فنري مثل چوب زبان گنجشك يا چوب درخت سرخدار كه به آساني خم مي‌شد ،‌ استفاده مي‌كردند .
پيچش يا پيچيدن را در سلاح‌هايي به كار مي‌بردند كه قدرت آن را طناب پبچيده فراهم مي‌‌‌‌‌‌‌آورد . هر چه طناب را محكمتر مي‌پيچند هنگام رها شدن قدرت بيشتري به دست مي‌آمد . از اين روش براي پرتاب سنگ يا نيزه بهره مي‌بردند . رومي‌ها در سده سوم ميلادي يكي از سلاح‌هاي پيچشي خود را كه نوعي منجنيق سنگين براي پرتاب سنگ بود گورخر نام دادند . دليل اين نامگذاري آن بود كه وقتي طناب اين ماشين را رها مي‌كردند لگد شديدي مي‌زد . رومي‌ها طناب اين ماشين را از موي آدمي درست مي‌كردند زيرا خاصيت كششي آن زياد بود .
منجنيق سنگ‌انداز هم نوعي سلاح مثل كمان زنبوركي بود . در اين ماشين ،‌ با خم كردن دو قطعه چوب در يك طناب پيچيده يا قيطان مو ،‌ فشاري مثل فنرايجاد مي‌كردند .
سلاح‌هايي كه براساس وزنه و تعادل يا خاصيت ترازويي عمل مي‌كردند حدود 500 ميلادي از چين به اروپا رسيدند . اين نوع سلاح‌ها همچون الاكلنگ عظيمي بودند كه در يك سر وزن‌هاي ثقيل و در سر ديگر آن فلاخن‌ يا پرتاب كننده‌اي مي‌بستند . سنگ يا هر نوع « مرمي» ديگري را در فلاخن مي‌گذاشتند كه از پايين مهار شده بود و در اين حالت وزنه تعادل در هوا بود وقتي مهار خلاص مي‌شد وزنه تعادل به پايين مي‌آمد و سنگ فلاخن را به هوا پرتاب مي‌كرد . سنگ تنها چيزي نبود كه سلاح ترازويي مي توانست پرتاب كند . مواد شعله‌ور را هم بر بالاي ديوار پرتاب مي‌كرد تا آتش‌سوزي ايجاد شود . و به علاوه اجساد انسان و حيوان را نيز به سوي مدافعان پرتاب مي‌كردند تا موجب عفونت شود و روحيه مدافعان پايين بيايد . امروزه در نظر اول اين نوع سلاح خشن وساده جلوه‌ مي‌كند . اما در شرايط قرون وسطي و وجود جاده‌هاي نامطلوب و وسايل نجاري ، ساختن سلاح‌هايي مثل منجنيق تعادلي يا منجنيق سنگ‌انداز و آوردن آنها به ميدان نبرد ،‌ در واقع شاهكار حيرت‌آوري به شمار مي‌رفت .

سينه‌كش‌ها ، دژ‌كوب‌ها ،‌ و نقب‌زني
براي آنكه محاصره كنندگان بتوانند سلاح هاي خود را به دشمن محاصره شده نزديك‌تر كنند ،‌ بيرون از ديوارهاي قلعه يا شهر به ساختن سينه‌كش يا سراشيبي اقدام مي‌كردند . سينه‌كش‌ها يا گذرگاه‌ها را براي آن مي‌ساختند تا از حفره‌ها و خندق‌هاي پر آب عبور كنند . مطلوب‌تر آن بود تا بيشتر از يك سينه‌كش ساخته شود تا دشمن نداند حمله اصلي از كدام جهت انجام مي‌‌شود . رومي‌ها در ساختن سينه‌كش موسوم به پشته يا خاكريز با استفاده از چوب ،‌ خاك و سنگ مهارت داشتند و پيشگامي كردند .
نيروهاي محاصره ابتدا خندق را پر مي‌كردند و تا پاي ديوار دشمن سينه‌كش مي‌ساختند ،‌ سپس قلعه‌كوب‌ها را روي چرخ به موضع‌شان مي‌كشاندند . قلعه‌كوب را بايد قديمي‌ترين سلاح‌هاي محاصره به شمار آورد . ابتدا آنرا از تنه قطور درخت مي ساختند و با زنجير از چهار چوب يا قاب الواري مي‌آويختند تا در هوا نوسان كند . همه اين مجموعه را در داخل حفاظي موسوم چارطاقي يا پنت هاوس قرار مي دادند . سقف و ديوارهاي چار طاقي را غالباً با پوست حيوانات مي‌پوشاندند و آن را خيس مي‌كردند تا در مقابل آتش مصون بماند .
قلعه‌كوب‌ها را به قبه فلزي و بعضاً هم به شكل قوچ مي‌ساختند و اين قبه را در نوك تنه درخت براي كوبيدن نصب مي كردند . جنگاوران با نوسان دادن ميله دژكوب و كوبيدن آن به در و با سعي فراوان و با صرف وقت مي‌توانستند سوراخي در آن ايجاد كنند .

ورود باروت به عرصه جنگ
باروت جامد موقع سوختن به سرعت به گاز بدل مي شود و اگر منفذي براي خروج باشد جرقه و دود سفيدي ايجاد مي شود و صداي چنداني هم توليد نمي‌كند . اما اگر منفذي موجود نباشد بر نيروي انفجاري و صداي آن افزوده مي‌شود . در اين حالت انرژي توليد مي‌كند كه مي‌تواند موجب راندن جسم جامد در داخل لوله شود و يا ساختماني را منفجر كند . بريتانيايي‌ها نخستين قومي در اروپا بودند كه در نبرد كرسي ( 1346 ) باروت به كار بردند .
مي‌گويند ادوارد شاه انگلستان سه تا پنج قبضه تفنگ داشته است كه به دليل شكل بطري يا ظرف مانندشان آنها را كوزه مي‌ناميده . سلاح‌هاي اوليه ،‌ سنگ پرتاب مي‌كردند و يا مانند كمان زنبوركي پيكان رها مي‌كردند .
با گذشت سيصد سال در ساختمان توپ تغييري حاصل نشد . ابتدا باروت را از دهانه توپ داخل لوله مي‌ريختند و سپس با سنبه آن را در ته لوله مي فشردند آنگاه لايي پنبه را از دهانه لوله با كمك سنبه به ته لوله مي راندند تا باروت فشرده را در جاي خود محكم نگاه دارد . سپس گلوله مدور را در سر لوله وارد مي‌كردند. در ته لوله سوراخي كوچكي وجود داشت كه قدري باروت در آن مي‌ريختند و رشته‌اي آغشته به شوره يا نيترات پتاسيم را به اين سوراخ وارد مي‌كردند و آتش مي‌زدند كه به آرامي مي‌سوخت .

منبع : http://takp30.blogfa.com/post-515.aspx
منبع اصلي كتاب : تاريخ تحولات و فناوري نظامي از دوران باستان تا امروز
(http://www.adinebook.com/gp/product/9646593496)
ويرايش شد
دريا
  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
hexmanجان خواهش مي كنم

بخش دوم :
اسلحه و جنگ‌افزار در دوران جديد
از ابتداي سده هجدهم تا كنون ،‌ شيوه‌هاي نظامي بيش از حد تصور ما دستخوش دگرگوني گرديده است . تفنگ‌هاي چخماقي ‌، جاي خود را به سلاح‌هاي پيشرفته خودكار داده‌اند و بالگردهاي نظامي و تانك‌هاي پيشرفته ،‌ جاي اسب‌هاي تندرو را گرفته‌اند . البته در خلال سده گذشته ،‌ دگرگوني‌ها با سرعت بيشتري صورت گرفته است .
در شرايطي كه جنگ جهاني اول تقريباً نبردي تن به تن به شمار مي رفت ،‌ جنگ خليج فارس را ، هواپيماهاي پيشرفته نظامي و موشك‌هاي دوربرد به پيش بردند .
اختراع ماشين بخار و موتورهاي بنزيني ،‌ موجب شد كه نظاميان مجبور نباشند براي نقل و انتقال نيروها و ادوات جنگي تنها به حيوانات كه خستگي و يا جراحت ، آنها را از پا مي‌انداخت ، تكيه كنند . كشتي‌هاي بزرگ كه نيروي محركه آنها بخار بود و با سرعت زيادي در مسير مخالف باد و يا جريان‌هاي آبي حركت مي‌كردند ،‌ جايگزين كشتي‌هاي بادباني شد .
صفحات زرهي كه در قرون وسطي از جان شهسواران (‌ شواليه‌ها )‌ محافظت مي‌كرد ، با گذر زمان ، براي حفاظت از كشتي‌ها ، خودروها و حتي هواپيماها به كار گرفته شد . توليد موادي سبك‌تر ،‌ مقاوم و ايمن در برابر آتش ،‌ افزايش يافت . اين مواد جديد در ابتدا براي تهيه لباس‌هاي خدمه كشتي و هواپيما‌ها به كار مي‌رفت . اما براي آتش نشان‌ها و كاركنان اورژانس نيز كاربرد پيدا كرد . قبل از جنگ جهاني اول ،‌ مردم به علم بسيار خوش‌بين بودند . آنها معتقد بودند كه پيشرفت‌هاي فناوري ، بي شك زندگي را امن‌تر ، سالم‌تر ، و راحت‌تر مي‌كند . از زاويه‌اي ، اين باور درست است ،‌ اما نبايد از نطر دور داشت كه دانش امروز در خدمت جنگ است .

تپانچه و تفنگ‌ها
شما در هر كشوري كه زندگي مي‌كنيد ، مي‌توانيد انواع تپانچه را همه روزه ببينيد ،‌ چرا كه مامورين پليس ، بايد به آن مسلح باشند .
در داستان‌ها و فيلم‌هاي مهيج وسترن ، قهرمانان و افراد شرور ، مسلح به سلاح‌هاي كمري هستند . احتمالاً شما تا كنون بسياري از سلاح‌هاي كمري را ديده‌اند . اما آيا مي‌دانيد كه آنها چگونه كار مي‌كنند ؟
دو نوع تپانچه وجود دارد . رولور ، داراي يك خشاب استوانه‌اي مي‌باشد كه 6 گلوله ، در آن جاي مي‌گيرد . كلت‌هاي مدرن‌تر به طور خودكار مسلح مي‌شوند . آنها داراي خشابي هستند كه جدا شده و 14 گلوله در آن جاي مي‌گيرد و از قسمت پايين دسته ، داخل سلاح قرار مي‌گيرد .
تفنگ‌ها بر سه دسته‌اند : برخي با دست مسلح مي‌شوند ،‌ بعضي نيمه‌خودكار و دسته‌اي سلاح‌هاي خودكار هستند كه در خشاب آنها بين 5 تا 30 گلوله جاي مي‌گيرد . درسلاح‌هاي خودكار ، گلوله بعدي خود به خود براي شليك در محفظه مربوطه قرار مي‌گيرد ، به اين ترتيب اين نوع سلاح هنگامي كه ماشه آن كشيده شود ، به طور مرتب شليك مي‌كند . معروفترين رولورها ، ششلول‌ها ( شش تير ) هستند كه در دهه‌هاي نخست قرن نوزدهم در ايالات متحده مورد استفاده قرار مي‌گرفتند .
براونينگ 9 ميلي متري بلژيكي كه قدرت بسيار بالايي داشت ، براي نخستين بار در سال 1935 ساخته شد . اين اسلحه پس از فشنگ‌گذاري ، حدود 1134 گرم وزن داشت و برد مؤثر آن بين 50 تا 73 متر بود . در مخزن فشنگ آن ،‌ 13 گلوله در دو رديف منظم جاي مي‌گرفت ، يك مزيت جالب كه در نمونه‌هاي بعدي نيز مورد استفاده قرار گرفت .
انگليسي‌ها در طول جنگ جهاني اول و بيش از نيمي از جنگ جهاني دوم از تفنگ كاليبر 7/7 ميلي متري لي انفيلد- ام- ال- اي استفاده مي‌كردند ،‌ اسلحه اي كه با حركت گلن گدن مسلح مي‌شد . كاراباينر 98- كاكاليبر 87/7 آلماني ، اسلحه‌اي بسيار دقيق بود ،‌ اما خشاب آن تنها ظرفيت 5 گلوله را داشت . تفنگ‌هاي گاراند ام- يك و كارباين ام- يك آمريكايي كه پس از شليك گلوله دوباره مسلح مي‌شدند ، از آن جهت كه مقاوم ، قدرتمند و قابل اطمينان بودند ، در طول جنگ جهاني دوم ، بسيار پرطرفدار بودند .

سلاح هاي خودكار
ساخت نخستين مسلسل به سال 1817 بازمي‌گردد ، زماني كه استفاده از اسلحه پاكل در انگليس گسترش يافت . اين سلاح ، يك رولور دستي بزرگ بود كه روي پايه اي قرار مي‌گرفت و در هر دقيقه 7 گلوله شليك مي‌كرد . گاتلينگ نيز سلاح دستي بود كه با نواختن بين 100 تا 200 گلوله در هر دقيقه شليك مي‌كرد . اين اسلحه در سال 1862 در آمريكا به بهره‌برداري نظامي رسيد و در جنگ‌هاي داخلي به كار گرفته شد .
نخستين مسلسل خودكار كه با موفقيت مورد استفاده قرار گرفت مسلسل كاليبر 32 ماكزيم بود كه توسط هيرام ماكزيم آمريكايي طراحي شد . اين سلاح‌ با استفاده از انرژي حاصل از شليك گلوله‌ها ، مكانيزمي را به كار مي‌رفت تا در هر دقيقه 500 گلوله شليك كند اين ميزان سرعت در شليك گلوله‌ها ، لوله تفنگ را داغ مي‌كرد ، به همين دليل از يك پوشش مملو از آب براي خنك كردن آن استفاده مي‌شد . انگليسي‌ها از اسلحه ماكزيم در سال 1895 به صورت عملياتي استفاده كردند .
مسلسل فرانسوي‌ هاچيكس با استفاده از گاز باروت عمل مي‌كرد . اين سلاح لوله‌اي سنگين‌تر از سلاح‌هاي قبلي داشت و به گونه‌اي طراحي شده بود كه نيازي به پوشش خنك كننده آبي نداشت و به وسيله هوا خنك مي‌شد . گلوله‌هاي اين مسلسل در يك تسمه چرمي جاسازي شده بود ، در حالي كه در سلاح‌هاي مشابه ديگر ، از تسمه‌هاي فلزي براي اين منظور استفاده مي‌شد .
نخستين مسلسل‌هاي سبك ، گلوله‌هايي به اندازه سلاح كمري شليك مي‌كردند و يك نفر به سادگي مي توانست آنها را حمل كند . استفاده از اين نوع مسلسل ها پس از پايان جنگ جهاني اول گسترش يافت . مسلسل تامسون ( تامي‌) كاليبر 43/11 ميليمتري كه در دهه 1920 در آمريكا طراحي و ساخته شد ، در ميان گروه‌هاي تبهكار آن سال‌ها بسيار محبوب گرديد .
ارتش‌هاي آمريكا و انگليس ، در جنگ جهاني دوم ، به طور گسترده‌اي اين سلاح را مورد استفاده قرار دادند . ام-پي 38/40 آلماني كه در جنگ جهاني مورد استفاده قرار گرفت ، نخستين مسلسل دستي بود كه قنداق تاشو فلزي داشت . اين مزيت باعث كاهش طول مسلسل از 8/83 سانتيمتر به 1/64 سانتيمتر شد .

توپخانه ، توپ‌ها و خمپاره‌اندازها
جنگ و درگيري در اروپا و شمال آمريكا در خلال سال‌هاي 1500 تا 1800 ميلادي ، با غرش توپ‌ها و توفاني از آتش و دود همراه بود ، زيرا نيروهاي توپخانه با حرارت فراوان به تبادل آتش مشغول بودند . توپ‌ها از دهانه لوله پر ميشدند و گلوله‌هاي كروي يا گلوله‌هاي توپ شليك مي‌كردند . بزرگترين و مهم‌ترين پيشرفت در صنعت ساخت توپخانه‌ها در سال 1858 با توليد لوله‌هاي خان‌دار به وقوع پيوست. لوله‌ خان‌دار موجب مي‌شود كه گلوله توپ ، پس از شليك ، حركتي دوراني و سريع داشته باشد و اين امر موجب دقت بيشتر در اصابت گلوله ها به اهداف مي‌گردد . توپ ته پر كه گلوله و خرج آن از عقب قبضه بارگيري مي‌شد ،‌ در حوالي سال 1870 به كار گرفته شد . مكانيسم پس‌زني براي جذب و تعديل پس‌زدن ( لگد ) قبضه در هنگام شليك ، از سال 1888 ابداع گرديد .
خمپاره اندازها سلاح‌هايي بودند كه از دهانه لوله پر مي‌شدند و گلوله‌هاي خود را در مسير منحني و زاويه‌دار شليك مي‌كردند . سابقه خمپاره اندازه‌هاي مدرن را مي‌توان در خمپاره‌اندازه‌هاي سبك انگليسي كه در جنگ جهاني اول به كار گرفته شد ، يافت .
همه سلاح‌هاي جنگ جهاني دوم ، مثل توپ‌هايي عظيمي كه آلماني‌ها فقط به كمك راه‌آهن مي‌توانستند جابجا كنند تا خمپاره‌اندازه‌هاي كوچك ژاپني كه سلاح سازماني گردان‌هاي رزمي بود ، منجر به توسعه و ساخت پوپخانه‌هاي مدرن و پيشرفته امروزي گرديد .
نمونه‌ توپ‌هاي آلماني ، توپ گوستاو كاليبر 813 ميليمتري بود كه در هنگام محاصره شهرهاي لنينگراد و سواستوپول گلوله هايي به وزن 5443 كيلوگرم را تا مسافت 46 كيلومتر شليك مي‌كرد . خدمه اين قبضه 1500 نفر بودند ! خمپاره‌انداز ژاپني با كاليبر 70 ميليمتر كه 5 نفر خدمه داشت ، گلوله اي به وزن 2/4 كيلوگرم را تا مسافت 1372 متر شليك مي‌كرد .
يكي ديگر از خمپاره‌اندازهاي جنگ جهاني دوم ، خمپاره‌انداز بزرگ 610 ميليمتري با نام كارل بود كه از آن نيز براي بمباران سواستوپول و همچنين ورشو استفاده شد . اين خمپاره‌انداز ،‌ گلوله‌‌اي به وزن 1787 كيلوگرم را حداكثر تا مسافت 2225 متر پرتاب مي‌كرد . اين خمپاره‌انداز بر روي شاسي يك ارابه سوار مي‌گرديد .

مين‌ها و استحكامات
از زمان جنگ‌هاي داخل ايالات متحده ، مين‌ها به عنوان بخشي از استحكامات دفاعي به منظور ايجاد موانعي بر سر راه پيشروي دشمن و نيز دفاع و حمايت از مواضع نيروهاي خودي مورد استفاده قرار گرفتند . اما در جهان توسعه يافته كنوني ،‌ مين‌ها مشكل بزرگي به شمار مي‌روند ، چرا كه نيروهاي متخاصم در جنگ‌هاي داخلي ، مبادرت به كاشت مين ، در مناطق درگيري مي‌كنند ، اما پس از پايان نبرد ، پاكسازي مين‌ها به دشواري امكان‌پذير است در نتيجه شهروندان غيرنظامي دچارتلفات مي‌شوند . نخستين مين‌ها در خلال جنگ داخلي آمريكا طي سال‌هاي 1861 تا 1865 به كار گرفته شد ، اما اين مين‌ها ، سلاح‌هاي ناقصي بودند . در همان جنگ ، از سنگرهاي حفرشده درون زمين ، نيز براي نخستين بار به عنوان جان‌پناه استفاده شد . پيش از آن طرح و نوع ساخت استحكامات نظامي با گسترش استفاده از باروت ، تغيير كرده بود . مدت‌ها بود كه قلاع نظامي مرتفع ساخته نمي‌شد بلكه به دليل بمباران‌ها ، براي كاهش ميزان خطرات ، استحكامات به صورت مسطح و استتار شده در شاخ و برگ درختان ساخته مي‌شد همچنين در استحكامات انبارهاي مهمات و پناهگاه براي سربازان در نظر مي‌گرفتند .
در پايان جنگ ، آلمان‌ها نخستين مين‌هاي ضدتانك را ساختند . آنها با اعمال تغييراتي در گلوله‌هاي استاندارد توپ و تجهيز آنها ، موفق شدن مين‌هايي بسازند كه با عبور تانك از روي آنها منفجر شوند .
در جنگ جهاني دوم ، استحكامات بازدارنده به صورت ديوارهاي بتوني ايجاد شد . به عنوان مثال ،‌ ديوار ساحلي آتلانتيك توسط آلمان‌ها و خط ماژينو به طول 322 كيلومتر توسط فرانسوي‌ها احداث گرديد . در هر حال استفاده از تانك و هواپيما ، اين نوع وسيله دفاعي قديمي را منسوخ كرده است .

نبرد چريكي و تروريسم
حتي در دوران صلح نيز تروريسم ، در بسياري از شهرها تهديدي جدي محسوب مي‌شود . گروه‌هاي سياسي و مبارزان مسلح كه تصميم گرفته‌اند با نقض قانون به اهداف خود نايل شوند ، دست به ترور مي زنند . آنها اميدوارند كه با ايجاد رعب و وحشت ،‌ دولت‌ها و عموم مردم را ترسانده به پذيرش نظريات خود وادار كنند . تروريسم نبردي انقلابي و جنگ چريكي است كه ضعفاً عليه اقويا به راه مي‌اندازند . بيشتر درگيري‌ها در خلال جنگ انقلابي آمريكا (‌ 1783-1775 ) را مي‌توان نبرد چريكي ناميد . نيروهاي مبارز غالباً دست به حملات غافلگيرانه‌اي عليه نيروهاي انگليسي مي‌زدند كه آمادگي برخورد با چنين عملياتي را نداشتند .
در روسيه ،‌ از سال 1917 تا 1921 انقلاب عليه تزار (‌ امپراتور وقت )‌ و دولت او ، تبديل به يك جنگ داخلي شد . دو طرف متخاصم ، بلشويك‌هاي سرخ و بلشويك‌هاي سفيد (‌ طرفدار غرب ) بودند . قرن بيستم شاهد گسترش روزافزون جنگ‌هاي چريكي بود ، زيرا كشورهاي اشغال شده توسط آلمان نازي ، مخفيانه به جنگ عليه اشغالگران ادامه داده و در برابر آنها مقاومت مي‌كردند . به عنوان نمونه ، نهضت مقاومت فرانسه با استفاده از سلاح‌ها و تجهيزاتي كه دولت انگلستان ، شبانه با چتر نجات به آنها مي‌رساند ، به مبارزه خود ادامه داد . مائوتسه تونگ ، رهبر كمونيست‌هاي چين را عيله ژاپني‌ها و نيز عليه ملي‌گرايان چيني قبل و بعد از جنگ جهاني دوم بر عهده داشت . مائو و چه‌گوارا كه در راستاي اهداف كاسترو در كوبا مي جنگيد ، از مشهورترين نويسندگاني هستند كه در مورد نبردهاي چريكي ، مطالبي به رشته تحرير در آورده اند .

تانك‌ها
زماني كه نخستين تانك‌ها در جنگ جهاني اول در ميان دود ، گل و خاك با گام‌هاي سنگين به سمت سنگرهاي آلماني پيش مي‌رفتند ، آلمان‌هاي مبهوت و شگفت‌زده ، تصور مي‌كردند كه شاهد هجوم هيولاي وحشتناك از قعر جهنم هستند .
در سال‌هاي بين دو جنگ جهاني ، طرح تانك‌ها تغيير كرد . طرح‌هاي جديد شامل ارتباطات راديويي و سيستم فنربندي پيشرفته بود و قبضه اصلي بر فراز يك برج چرخان قرار داشت . جنگ جهاني دوم شاهد پيشرفت تاكتيك‌هاي جنگي بود ، تاكتيك‌هايي كه با بهره گيري ازحمايت ، قدرت آتش و تحرك تانك‌ها ، امكان حمله و پيشروي سريع ، دور زدن سپاه دشمن از جناحين ، حمله به دشمن و نيز محاصره دشمن با كاهش قدرت تحرك او را فراهم مي‌‌كرد . در خلال جنگ جهاني دوم ، وزن و قدرت آتش تانك‌ها افزايش يافت و در نهايت منجر به ساخت تانك آي- اس- 3 شوروي سابق شد كه 2/44 تن وزن داشت و به يك قبضه 127 ميليمتري مجهز بود .
در سال‌هاي پس از جنگ ، تغييرات در طرح تانك‌ها شامل پيشرفت در موتورها ، سيستم فنربندي ، زره تانك و سيستم هاي كنترل شليك و سلاح (‌قبضه) اصلي بود . تانك ام-60 آمريكايي و سنچرين انگليسي در خاورميانه طي عمليات نظامي مورد استفاده قرار گرفتند . تانك‌هاي تي-54 و تي-55 شوروي سابق در خلال دهه‌هاي 1950 و 1960 توسط بسياري از كشورها به كار گرفته شد .

سلاح‌هاي ضد تانك
شكارچيان تانك بايد همانند شكارچيان قديمي حيوانات وحشي ، اعصابي آرام داشته و بسيار خونسرد باشند . هنگامي كه تانك به سمت آنها حركت مي‌كند و آنها را به شدت هدف گلوله هاي مسلسل خود قرار مي‌دهد ، گروه‌ شكارچيان تانك بايد منتظر بمانند تا دشمن در تيررس آنها قرار گرفته و آنگاه به آسيب‌پذيرترين نقطه تانك مهاجم ، شليك كنند .
در جنگ جهاني اول ، به محض آن كه تانك‌ها در جبهه غرب ظاهر شدند ، تمامي جنگاوران به فكر راه‌هايي براي متوقف كردن يا انهدام اين ماشين‌هاي جنگي ، با استفاده از سلاح‌هاي ضدتانك افتادند .
در آن زمان ارتش آلمان يك تفنگ بسيار قدرتمند ضدتانك توليد كرد كه گلوله‌هاي 7/12 ميليمتري شليك مي‌كرد . اما به هر حال ، بيشتر ارتش‌ها ، به خدمه سلاح هاي صحرايي خود براي از كار انداختن اين تانك‌هاي اوليه بيشتر اميدوار بودند . تفنگ‌هاي ضد تانك توسط ارتش‌هاي شوروي و انگلستان ،‌ در سال‌هاي نخست جنگ‌جهاني دوم مورد استفاده قرار گرفت ، اما زره‌هاي ضخيم‌تر و سلاح‌هاي جديدتر ، به سرع آنها را از رده خارج كرد .
اما موثرترين سلاح ضد تانك كه در دهه‌هاي 1920 و 1930 تكامل يافت ، يك گلوله توپ بسيار سخت و سنگين را با سرعتي زياد شليك مي‌كرد سلاح‌هاي اوليه كاليبري بين 1/38 تا 15/57 ميليمتر داشتند .
با گسترش جنگ دوم جهاني سلاح‌ها نيز بزرگ‌تر شدند و آلمان‌ها از توپ ضد هوايي 9/88 ميليمتري ، به عنوان مؤثرترين سلاح ضد تانك استفاده كردند . روس‌ها نيز يك سلاح ضدتاتك بزرگ با كاليبر 6/101 ميليمتر را مورد استفاده قرار دادند .
بيشتر سلاح‌هاي هدايت شونده مدرن ضدتانك ، با سيم هدايت مي‌شوند ، زيرا اين سيستم ، روش قابل اعتمادي است كه دشمن نمي‌تواند آن را به آساني از كار بياندازد . با تكامل زره‌ها طرح كلاهك‌هاي جنگي نيز تغيير كرد امروزه هركلاهك جنگي شامل دو يا حتي سه گلوله مخروطي شكل است كه پي در پي منفجر مي‌شوند . در سال 1979 ، سوئد ، موشكي به نام بيل توليد كرد ضربه شديد ناشي از انفجار گلوله مخروطي شكل خود را به سمت زره نازك بالاي تانك ، هدف‌گيري و منفجر كرد . اين دو طرح كه كلاهك‌هاي مكمل يكديگر و حمله از بالا ناميده مي‌شوند ، مسيري را كه فناوري سلاح‌هاي ضدتانك در قرن بيست‌و يكم خواهد پيمود ، نشان مي‌دهند .

ارتباطات و مخابرات
در يك بازي پرتحرك مانند مسابقه فوتبال ، اطلاعات مي‌تواند به مفهوم اختلاف ميان پيروزي يا شكست باشد . در چنين مسابقاتي 2 اطلاع ضروري مورد نياز بازيكنان است : محل استقرار هر يك از بازيكنان و شيوه همكاري با ديگر بازيكنان . در زمان جنگ ، اين نوع اطلاعات به مراتب ضروري‌تر است ، چرا كه زندگي هزاران سرباز به چنين ارتباطاتي وابسته است . كشتي‌ها ،‌ هواپيماهاي جنگي و بسياري ديگر از واحدهاي نظامي ، موقعيت خود را گزارش مي‌دهند و اين امر به فرمانده امكان مي‌دهد تصويري واقعي از صحنه جنگ را مجسم سازد .
براي قرن‌هاي متمادي ، پيام‌ها يا به صورت شفاهي و يا در قالب يك نامه كتبي ارسال و توسط انسان‌ها يا بر پشت‌ اسب‌ها حمل مي‌شد . اگر تهاجم يا حمله‌اي از سوي دشمن صورت مي‌گرفت ، برج‌هاي ديده‌باني كه بر بلندي تپه‌ها مستقر بودند با افروختن چراغ‌هايي ، نيروهاي خودي را سريعاً خبر مي‌كردند . پرچم‌هاي اخطار دهنده كه در كشتي‌ها از آنها استفاده مي‌شد ، كليد اصلي پيروزي انگليسي‌ها در نبرد ترافالگار در 21 اكتبر سال 1805 بودند . در قرن نوزدهم ، در هندوستان و آفريقاي جنوبي ، دو منطقه‌اي كه در آسمان آنها هميشه صاف و نور خورشيد دايم برقرار است ، با استفاده از انعكاس نور خورشيد در آينه‌ها و منعكس نمودن نورها به سمت مخاطبين ، موفق به ارسال پيام شدند . به اين ابزار اين كار هيلوگراف يا تلگراف آفتابي مي‌گفتند .
تلفن از سال 1880 به صورت گسترده مورد استفاده قرار گرفت . اين وسيله ارتباطي در جنگ بوئر ( 1902-1899 ) و نيز جنگ روسيه و ژاپن ( 1905-1904 ) به كار گرفته شد . در جنگ جهاني اول ، تلفن‌هاي صحرايي رو به گسترش نهادند و سيم‌هاي تلفن براي برقراري ارتباط ميان ستاد فرماندهي و مواضع استقرار آتش‌بارها ، سريعاً در دل زمين قرار داده شد . نخستين راديوها ،‌سنگين و دست و پا گير بودند و براي حمل آنها نياز به يك واگن و چندين اسب بود . در سال 1915 ، يك ديده‌بان ، از راديويي در داخل يك بالن با هواي گرم كه از فراز تنگه داردانل در تركيه مي‌گذشت ، استفاده كرد . درسال‌ هاي بين دو جنگ جهاني ، راديوها به اندازه‌اي كوچك شدند كه در كوله‌پشتي جاي مي‌گرفتند .
اگر چه ، حتي اگر پيامي به رمز درآورده شده بود دشمن مي‌توانست ،‌ امواج ارسالي از ايستگاه مربوطه را با يك سيگنال قوي ، دچار اختلال كند . يكي از روش‌ها براي كسب اطمينان از امنيت و ممانعت از ايجاد اختلال در پيام‌ها ، انتقال سريع و ناگهاني امواج راديويي بود . پيام كاملاً آماده مي‌شد و سپس طي چند ثانيه به ايستگاه ديگري ، ارسال مي‌شد . آنگاه پيام در ايستگاه مقصد بر روي صفحه ارايه مي‌گردد . در دهه 1980 ، راديوهايي طراحي و ساخته شدند كه به صورت خودكار هر چند لحظه فركانس خود را تغيير مي‌دادند . چنانچه ايستگاه گيرنده مجهز به تجهيزات مشابه بود مي‌توانست فركانس ادامه مكالمه را استخراج كند و به صورت خودكار به آن فركانس برود . در نتيجه عليرغم تغيير دايم فركانس ،‌ مكالمات بدون قطع شدن ، ادامه مي‌يافت . ماهواره‌‌ها را مي‌توان آخرين تحول در ارتباطات راديويي دانست . ماهواره‌ها علايم راديويي را دريافت و مجدداً آنها را پخش مي‌كنند و اين امكان را فراهم مي‌سازند كه پيام‌ها از نقاط دور دست دركمال اطمينان به فواصل طولاني منتقل شوند .

نخستين هواپيماهاي جنگنده
نخستين خلبانان ، غالباً ثروتمنداني ورزشكار ، جسور و بي‌باك بودند ، بنابراين پندار شليك كردن به يكديگر ، در جنگ از نظر آنها كاملاً ناجوانمردانه بود . هر چند ، طولي نكشيد كه خلبانان به هنگام پرواز نيز ، با خود تفنگ و تپانچه حمل كرده و به قصد كشتن به يكديگر شليك مي‌كردند نخستين عمليات جنگي واقعي در طول جنگ جهاني اول ، در 5 اكتبر سال 1914 ، به وقوع پيوست ،‌ زماني كه يك هواپيماي فرانسوي با آتش مسلسل خود به يك هواپيماي آلماني حمله كرده و باعث سقوط آن شد .
اختراع دنده خلاص كردن (Interrupter Gear ) توسط آنتوني فوكر هلندي ،‌ به هواپيماهاي آلماني اجازه داد تا از ميان محور ملخ هواپيماي خود در هنگام پرواز به سمت جلو آتش كنند . اين بدان مفهوم بود كه خلبان‌هاي جنگنده مي توانستند دماغه هواپيماهاي خود را به سوي هواپيماي دشمن هدف بگيرند و آن را با شليك ساقط كنند .
بين سال‌هاي 1914 و 1918 ، سرعت هواپيماهاي جنگي از 105 ، به 270 كيلومتر در ساعت افزايش يافت . نخستين جنگنده‌ها در ارتفاع 4 كيلومتري پرواز مي كردند اما در پايان جنگ ارتفاع پرواز به بيش از 6 كيلومتر رسيده بود . در جنگ جهاني دوم ، جنگنده‌هاي متفقين ، هواپيماهاي دريايي انگليسي اسپيت‌فاير و موستانگ ،‌ساخت آمريكاي شمالي ، از نمونه‌هاي مشهور بودند . جنگنده‌هاي موستانگ كه مجهز به يك تانكر سوخت اضافي بود حداكثر سرعتي برابر 703 كيلومتر درساعت داشت و محدوده پرواز آن ، اين امكان را به خلبانان مي‌داد كه هواپيماهاي بمب‌افكن را در مسير اين امكان را به خلبان مي‌داد كه هواپيماهاي بمب‌افكن را در مسير برلين و بازگشت از آن ، اسكورت كنند .
از اسپيت فاير انگليسي بين سالهاي 1936 تا 1945 ، 21 مدل ساخته شد كه با تغيير در هر مدل ،‌ جنگنده‌اي قدرتمندتر و بسيار مسلح تر، روانه بازار مي‌گرديد . اسپيت فاير مدل ام-آي-ايكس ، كه قدرتش با موتور مرلين رولزرويس به 1660 اسب بخار افزايش يافته بود ، حداكثر سرعتي برابر 657 كيلومتر در ساعت داشت و مجهز به مسلسل‌هاي 7/7 ميليمتري و يك توپ 32/20 ميليمتري بود .
در برخي از جنگنده‌هاي جنگ جهاني دوم در دهه‌هاي 1950 و 1960 ، به عنوان هواپيمايي براي حمله به اهداف زميني مورد استفاده قرار مي‌گرفتند . اين هواپيماهاي جنگنده كه امروزه نيز هنوز در حال پرواز هستند ، در اختيار مجموعه‌داران و مشتاقان صنعت هوانوردي قرار دارند .

جت‌هاي جنگنده
طي دهه 1930 ، هواپيما با قوه محركه جت در داستان‌هاي تفريحي علمي – تخليي همراه با مرداني كه از كرات ماه و مريخ ، بسيار رايج بود . البته انگليس‌ها و آلمان‌ها پيش از جنگ جهاني دوم ، تحقيقاتي در اين زمينه انجام داده بودند . نخستين جتي كه به پرواز درآمد ، جت آلماني اچ-اي 178 در سال 1939و به دنبال آن گلاستر ميتور انگليسي بود كه در سال 1941 با موتور جت در آسمان ظاهر شد . اين دو هواپيما هرگز در ميدان جنگ با يكديگر روبرو نشدند ، اما داستان‌هاي علمي – تخيلي در سال 1944 ، رنگ واقعيت به خود گرفت ، زماني كه هواپيماهاي ميتور متعلق به نيروي هوايي انگلستان براي تعقيب و سرنگون كردن بمب‌هاي پرنده وي-1 آلماني در آسمان پرواز میکردند.

ويرايش شد
دريا
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[color=darkblue]سلام
يه مطلب تقريبا كامل درباره ي تير

تیر، ابزاری برای شکار و جنگ به شکل میله ای باریک و نوک تیز با ملحقاتی همچون پَر و پیکان و سوفار که آن را با کمان پرتاب می کنند. واژة تیر از ـ ti اوستایی و ¨tigmatigra فارسی باستان به معنای «تیز» مشتق شده است که با ri سنسکریت به معنای «تیز و تیر» هم ریشه است . واژه ی دیگری که دراوستا به معنای تیر به کار رفته ، av §is است . در عربی علاوه بر واژگانی از قبیل سَهْم و نَبلْ، که معمولاً در مورد تیرهای اعراب به کار رفته ، واژة نُشّابه (جمع آن نُشّاب ) نیز برای تیر ایرانیان یا ترکان به کار رفته است
پیشینه : طبق شواهد باستان شناسی ، تیر و کمان از سه هزار سال پیش از میلاد کاربرد داشته است . در غار نَهَل هِمَر، واقع در سواحل غربیِ بحرالمیت (بحر لوط )، از دورة نوسنگی ، آثار چوبی و سنگی از جمله تعدادی پیکان به دست آمده است .وجود سفالینه ای با نقش شکارچی ، دو نقش برجسته از پادشاهان لولوبی (از اقوام ساکن در فلات ایران ، پیش از مهاجرت آریاییان ) در ناحیة سرپل زهاب و نقش مُهرهایی با تصویر عیلامیان ، نشان دهندة استفادة انسان آن دوران از این ابزار در جنگ و شکار است. از هزاره های اول و دوم پیش از میلاد نیز پیکان ها و تیردان های مفرغی ، برنزی و آهنی در لرستان و ایلام و مهرهای سنگی و ظروف گلی با نقش هایی از شکار و تیر و کمان یافت شده است . ُدر یشت ها به تیر های آهنی و زرین ناوک میتره و در متون عهد عتیق نیز به کاربرد تیرهای زهرآلود و مشتعل اشاره شده است . در میان اشیای مکشوفه در روسیة جنوبی (متعلق به هزارة اول پیش از میلاد) قالب های فراوان ساخت پیکان یافت شده که جزو ابزار سکاهای بیابانگرد بوده است. ظاهراً یکی از پادشاهان این قوم به نام آریانتوس (در همین دوره ) برای سرشماری سکاها دستور داده بود که هر فرد در سرزمینش پیکانی مفرغی نزد او بیاورد. به نوشتة تاج بخش، در زمان مادها نیز دستة آتش اندازان از تیرهای مشتعل برای فتح دژهای دشمنان استفاده می کردند. ظاهراً ایرانیان در دوره های بعد هم تیرهای آتشین به کار می بردند. به نوشتة هرودوت، ایرانیان در زمان خشایارشا/ خشیارشا (متوفی 465 یا 464 ق م ) در حمله به یونان ، برای فتح ارگ آتن از همین تیرها استفاده کردند.
بنا بر آثار به دست آمده از دورة هخامنشی ، مانند سکه ها و مهرهای استوانه ای و نقوش برجسته ، تیر و کمان از دست افزارهای جنگی بوده است . نقش برجسته ای از دورة هخامنشی در موزة لوور وجود دارد که تعدادی از سربازان را با کمان و تیردان نشان می دهد . همچنین کتیبة شاپور در حاجی آباد، نقش برجستة معروف شکار شاهی در طاق بستان از دورة ساسانی و قوانین و قواعد مدون تیراندازی که در این زمان به نگارش در آمده (از جمله کتاب آیین نامگ به زبان پهلوی )، نشان دهندة اهمیت تیر و تیراندازی در این دوره است. بنا بر تاریخ طبری، وَهْرِزْ، فرمانده سپاه ایران ، در جنگ با یمن (570 میلادی ) به سربازانش دستور داد تا با «بَنْجکان » تیراندازی کنند. طبری اشاره می کند که اهالی یمن قبل از آن چنین نُشّابی (تیرهایی ) ندیده بودند. جوالیقی در المعرّب گفته است که واژة بَنْجکیّه گاهی هنگام پرتاب پنج تیر به سوی یک هدف به کار می رفته است . ظاهراً شکل فارسی این واژه پنجگان بوده است . در لغت نامة دهخدا نیز این واژه نوعی تیر معنا شده است
در دورة ساسانیان از تیر برای ارسال پیام به شهرها و قلاع محصور و تهدید یا دعوت به تسلیم ساکنان آن و نیز برای شمارش تلفات جنگ استفاده می شد؛ بدین ترتیب که قبل از جنگ هر یک از سربازان به ترتیب تیری در یک سبد می انداختند و سبد را مُهر می کردند. در پایان جنگ هر سرباز از این سبد تیری بر می داشت و از روی تعداد تیرهای باقیمانده ، شمارة کشته شدگان معیّن می شد. به قول اینوسترانتسف ، در این دوره جنگ را با پرتاب شاخة مقدّسی آغاز می کردند. در سپاه ساسانیان در برخی نواحی کشور یک دسته تیرانداز زیر نظر فرماندهی به نام تیربَذ مأمور حفاظت از روستاها بودند . ابن قتیبه در عیون الاخبار از «کتب عجم » مطلبی نقل کرده که بیان گر یکی از سنّت های این دوره و شاید دوره های قبل از آن است . به این ترتیب که روی تیر ها نام صاحب تیر، نام همسر و فرزندش ، نام پادشاه وقت و احتمالاً نام های دیگر را می نوشتند و یکی از آن ها را از تیردان بیرون می آوردند و با آن فال می گرفتند.
اعراب نیز در عهد جاهلیت از تیر برای امور دیگری که جنبة قمار و سرگرمی داشت استفاده می کردند، مثلاً با چوبه های تیر بر سر گوشت شکار یا قربانی شرط می بستند یا برای تعیین خیر و شرِ برخی امور، از جمله سفر، با آن فال می گرفتند
در تاریخ سیستان و تاریخ بیهقی به سَرْناوک در عهد صفاریان (254ـ 399) اشاره شده و در منظومة ویس و رامین از ناوک اندازان در دورة دیلمیان (316ـ447) یاد شده است . ظاهراً یکی از عادات یعقوب لیث استفاده از تیر برای شمارش روزهای ماه و انجام دادن کارهای روزانه اش بوده است.
در دورة غزنویان امیرشهاب الدوله مودود، فرزند سلطان مسعود غزنوی (متوفی 441)، دستور ساخت پیکانی را داد که از آن پس به نام وی ، پیکان مودودی خوانده شد . پادشاهان سلجوقی به هنگام بار عام زیر سایبانی می نشستند که اغلب به نقش تیر و کمان یا عقاب مزیّن بود .از گزارشهای دوره های بعد در بارة تیر، اهمیت و نقش این ابزار کاملاً آشکار می شود چنانکه رشیدالدین فضل اللّه در تاریخ مبارک غازانی از استادان کمانگر و تیرتراش و کارگاههای آنان یاد کرده است . کمانگری و تیرگری از پیشه ها یا هنر های پر ارج دورة صفوی نیز بوده است. در قشون صفویه تا دوره ی شاه عباس اول تیر و کمان هم چنان از اساسی ترین جنگ افزار ها محسوب می شد و با اینکه پس از این دوره سلاح های گرم در سپاه صفویه رایج شد، قزلباش ها هم چنان از تیر و کمان و شمشیر و سپر استفاده می کردند و تا مدت ها به کار بردن تفنگ را دون شأن خود و خلاف جوانمردی می دانستند. بخش های دیگر قشون صفوی ، از جمله قورچی ها، نیز علاوه بر تفنگ از تیر و کمان استفاده می کردند. به نوشتة پیترو دلاواله ، سیاح فرانسوی ، علامت مخصوص یَسَقْچیها، یکی از واحدهای سپاه صفویان ، تیری بود که در کلاه خود فرو می بردند، به طوری که سر تیر به سوی پایین و انتهای آن به سوی بالا قرار می گرفت . کلاه فرمانده آنان ، یسقچی باشی ، به تیر زرین مزیّن می شد. دلاواله همچنین می نویسد که بخشی از هدایای سلطان عثمانی به دربار شاه عباس اول ، بسته های تیر و پر بود . در این دوره از تیر و کمان برای شکار و تفریح و ورزش نیز استفاده می شد و به زنان و محارم شاه قواعد تیراندازی را می آموختند . یکی از رسوم دورة صفوی نوشتن برخی کلمات ، دعا یا اسم اعظم بر روی تیر بود که از آن جمله «صعلحف » و «یاسلخوثا» در منابع ذکر شده است . مؤلف کتاب التدبیرات السلطانیة (تألیف در اواسط قرن هشتم ) به نوشتن حروف ث خ ج ز ش ظ ف و اسمای اعظم بر پیکانهای تیر در میان عرب ها اشاره کرده است . ظاهراً اسم اعظم را به منظور سرعت حرکت تیر و تشجیع تیراندازان در هنگام جنگ بر روی تیر و کمان می نوشتند .
در سپاه نادرشاه و قشون زندیه نیز اگر چه استفادة وسیع تری از توپ و تفنگ می شد ، هنوز بخش هایی از سواره نظام و پیاده نظام سلاح های سرد به کار می بردند .
در عثمانی و هند و دیگر سرزمین های اسلامی نیز تا قبل از ورود سلاح های گرم ، تیر و کمان اهمیت زیادی در شکار و جنگ داشته است
در دوره های گوناگون یا حتا در یک دورة تاریخی خاص ، تیر از نظر طول ، وزن ، جنس و اجزای به کار رفته در آن متفاوت بوده است . به نوشتة گزنفون (متوفی ح 354 ق م ؛ ص 265) تیرهای سربازانِ نواحی غربی ایران به بلندی دو ارش (طول هر اَرَش : از آرنج تا سر انگشت ) بود و یونانیان از آنها به عنوان زوبین استفاده می کردند.
در برخی منابع دورة اسلامی مقیاس اندازه گیری تیر، طول دست تیرانداز یا طول کمان ذکر شده است ؛ مثلاً، چوبة تیر به بلندی نُه مشتِ تیرانداز یا از آرنج راست تا آرنج چپ وی بود . در نوروزنامه منسوب به خیام ، تیر همچون کمان به سه اندازة دراز، کوتاه و میانه ، به ترتیب به طول پانزده ، ده و هشت ونیم قبضه (= مُشت ) است .
بنا بر برخی منابع عربی ، بدنة اصلی تیر را به سه بخش تقسیم می کردند: «صدر»، از وسط بدنه تا محل اتصال پیکان ؛ «متن »، از انتهای صدر تا محل نصب پرها، و «حَقْو»، محل قرار گرفتن پرها.
ایرانیان تیر را معمولاً از نی های باریک خیزران و چوب سخت و محکم ، مانند چوب درخت خدنگ ، می ساختند. تیر های اعراب بیشتر از چوب درختان و توپر و سنگین بوده است .
طرسوسی تیر را از نظر وزن به دو نوع «صَلبه » (تیر سخت و سنگین با یازده و نیم دِرْهم وزن ) و «لینه » (تیر نرم و سبک با نه ونیم دِرْهَم وزن ) تقسیم کرده است .
مهم ترین و شناخته شده ترین انواع تیر که در منابع و فرهنگ های فارسی از آنها نام برده شده است عبارت اند از:
خدنگ ، ابتدا نام درختی (احتمالاً سپیدار) بوده که از چوب صاف و محکم آن تیر می ساختند اما بتدریج خدنگ به معنای تیر رایج شده است ؛ ا
ز چوب سخت دو درخت زرنگ و گز هم تیر می ساختند و گاه این دو واژه نیز به معنای تیر به کار رفته اند؛
ناوک ، نوعی تیر باریک و کوتاه ؛
فیلک / بیلک / بیله یا تیر بدخشانی ، تیری که پیکان آن به شکل بیل بود ؛
تیر پرتاب ، که به علت سبکی و کوتاهی ، مسافت بیشتری طی می کرد و پرتاب آن مهارت خاصی می خواست ، این تیر که حداکثر بُرد آن را 200 ، 1 گز تخمین زده اند، کمان خاصی داشت که آن هم «کمان پرتاب » نامیده می شد ؛
تَموک ، تیری با پیکان پهن که بسختی از بدن بیرون آورده می شد ؛
تُکمار/ تُکْمَر/ تخمار، تیری که گرهی به جای پیکان داشت (شاد، ذیل «تکمار» و «تُکمَر»)؛
تیرخاکی ، پیکان این تیر استخوانی بود و بُرد زیادی داشت
در منابع عربی نیز از انواع تیر نام برده شده است که برخی از آنها عبارت اند از: مِرّیخ به معنای تیر بلند چهار پر و حُسبانَة به معنای تیر کوچک ، و مِرماة
پیکان یا سرپیکان یکی از اجزای تیر است . پیکان ، سنگ یا استخوان یا فلز (معمولاً آهن ، برنز یا مفرغ ) نوک تیزی بود که در سر تیر نصب می ش د. پیکان ، تیر را مسلح می کرد و شامل زبانه و تیغه بود. پیکان ها معمولاً به صورت یکپارچه قالبگیری می شدند و با نوارهای زردپی در محلی به نام تَلْوْ به تیر وصل می شدند. پیکان هایی که در اواخر هزارة دوم پیش از میلاد ساخته می شدند، از نظر شکل به انواع چهاربرش ، جِتْ مانند، چهار پره (با مَقطَع مربع شکل و زبانة بلند) و ساده تقسیم می شدند. از اوایل هزارة اول پیکانهای سه پره ، با مقطع مثلثی شکل ، یافت شده که به طور گسترده در شرق نزدیک به کار می رفته است و به آن ها سر پیکان های سَکایی گفته می شود . در تقسیم بندی دیگری ، پیکان های این دوره را چنین ذکر کرده اند: به شکل برگِ زبان گنجشک ، ضخیم و حجیم ، لوزی شکل و راه راه ، مربعی و مخروطی . از هزاره های سوم تا اول پیش از میلاد، پیکان هایی فلزی در لرستان و جنوب لبنان یافت شده که بر آن ها نام پادشاهان آن دوره ، از جمله پادشاهان آشور، یا صاحبان تیرها کنده شده است . برخی از این پیکان ها، چهارپر با تیغة بلند (طول یک نمونه 5ر39 سانتیمتر است ) و برخی برگی شکل بودند
ظاهراً نوع و شکل پیکان در میان اقوام گوناگون یکسان نبوده است . در سپاه هخامنشیان ، هندی ها از پیکان نوک تیز آهنی ، اهالی باکتریا (بلخ ) از پیکان کوتاه و حبشیها از سنگریزة تیز به جای پیکان استفاده می کردند . همچنین در این دوره برخی پیکان ها را به شکل پرندگان و خزندگان می ساختند . تیرهای پارتی دارای لبة برگشته بودند و بعد از فرو رفتن در بدن ، بیرون کشیدن آن ها تقریباً غیرممکن بود . در دوره های بعد، پیکان ها از فولاد، روی ، عاج و استخوان نیز ساخته می شد. برخی از پیکان ها در دورة صفوی از آهن زرکوب بود . به نوشتة شاردن سرتیرهای مشقی صفویان گرد و کوچک و از جنس آهن و سرتیر های جنگی آنان همچون سرنیزه و نشتر بود.
نمونه هایی از پیکانهای متعلق به هزاره های سوم تا اول پیش از میلاد
[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/madkhal_4150_2_1228657623.jpg[/img]
اگر تیر باریک بود از پیکان سبک بهره می گرفتند و اگر سنگین بود از پیکان متناسب با آن . برخی از انواع پیکان که فخر مدبر (متوفی 604) در آداب الحرب والشجاعة از آن ها نام برده است عبارت اند از: پیکان مودودی که بر انواع سپرهای چوبین نفوذ می کرد، این پیکان به دستور مودودبن مسعود غزنوی از زر ساخته می شد تا هزینة دفن کشته شدگان و معالجة زخمی شدگان با آن فراهم شود؛ انواع پیکان بیلک (تیر فیلک ) که بر خفتان و برگستوان نافذ بود، از جمله بیلکِ دو شاخ که بخصوص برای شکار پرندگان به کار می رفت ، چون براحتی شاخه های باریک را می شکافت و از میان آنها می گذشت ؛ پیکان ماهی پشت و پیکان غلوله ، که بر زره و جوشن کارگر بودند؛ و پیکان هدهانی که هندوان آن را از شاخ و استخوان حیوانات وحشی و شکاری می ساختند .
برخی از پیکان های یاد شده در متون عربی عبارت اند از: رَهیش و رِهاب : پیکان باریک ؛ قطع : پیکان پهن و کوتاه آهنی ؛ مِشقَص : پیکان بلند و کم عرض ؛ مِعْبَلَة : پیکان بلند و پهن ؛ و قِتْر: پیکان گرد و کوچک . پیدا کردن سر و ته چوبة تیر و نصب پیکان بر آن نیز روش خاصی داشت
یکی دیگر از اجزای تیر، پر بود که به انتهای تیر متصل می شد. وجود پر در انتهای تیر سبب می شد تا صاف و مستقیم حرکت و مسافت بیشتری طی کند. ظاهراً ایرانیان از زمان های دور از پر کرکس و عقاب استفاده می کردند. تیرهای هخامنشیان نیز دارای پر کرکس ، شاهین و باز بود. برخی از سپاهیان هخامنشی ، از جمله سربازان لیکیه (از نواحی تاریخی آسیای صغیر)، از تیرهای بدون پر استفاده می کردند. ظاهراً در دوران های بعد نیز از پر استفاده می شده است . بنا بر قول فخرمدبر و درودباشی بیهقی (متوفی ح 1038) مناسب ترین نوع پر برای تیر، پرِدُم کرکس و عقاب بود و در درجة دوم پر پرندگانی همچون خروس ، شاهین ، کبوتر، کبک و جز آن ها.
در منابع عربی نیز تیر از حیث داشتن و نداشتن پر ونوع و جنس آن تقسیم شده است به : مِعراض : تیری که پر ندارد؛ مَحشور و حَشر: تیری که پرهای لطیف دارد؛ لُؤام : تیری که پرهایش در یک جهت و هماهنگ و صاف باشد؛ لُغاب : تیری با پرهای ناهماهنگ و نا مساوی طول پر یکی از عوامل شدت یا ضعف حرکت تیر بود و باتوجه به جنس و وزن تیر تفاوت می کرد. بر اساس کتاب التدبیرات السلطانیة ، تیرهای ایرانیان غالباً پرهای بلند داشت
سوفار/ سوفال بخش دیگر تیر بود که به انتهای بدنة تیر وصل می شد . سوفار دهانة تیر بود و هنگام پرتاب تیر، زه یا چلة کمان در آن قرار می گرفت . در ایران باستان سوفار از استخوان ساخته می شد . فاصلة دَفَکها یا دو لبة اطراف سوفار باید به نسبت کلفتی و نازکی چله تنظیم می شد. بلندی آنها نیز باید به نحوی می بود که زود نشکند و یا زه براحتی از میانش خارج نشود . سوفار نیز انواعی داشت . اگر سوفار گرد بود حِمْصی خوانده می شد، اگر سر دفک باریکتر از انتهای آن بود، مارسر و اگر مربع بود چهارسو نام داشت
برای حمل تیر از تیردان استفاده می شده است . واژة اکنه ( akana ) در اوستا به معنای تیردان است . این واژه در پهلوی به صورت کنتیر ( kantigr ) آمده است . در متون فارسی واژگان دیگری به معنای تیردان وجود دارد، از جمله ترکش / تیرکش ، کیش و شُکا/ شُغا. برخی ، واژه های turcasso ، carquois و ¨s ¨rke ¨te را در زبان های ایتالیایی ، فرانسوی و آلمانی ، صورت های متحولِ ترکش می دانند . تیرکش به معنای محل پرتاب تیر در دیوار قصر یا قلعه نیز به کار رفته است.
طبق آثار باستان شناسی ، تیردانهای هزاره های اول و دوم پیش از میلاد، یا از یک بدنة فلزیِ (اغلب مفرغی ) چکش کاری شده با نقوش برجسته ساخته می شدند یا شامل یک بخش درونی (معمولاً برنزی ، مفرغی یا چرمی ) و روکشی بودند که اغلب با میخ به تیردان متصل می شد. گاهی روکش ها نیز مفرغی بودند، با تقسیماتی مربعی شکل که در برخی موارد نقوش برجسته یا کنده کاری داشتند. این نقوش در بیشتر موارد شبیه به طرح های آشوری بودند. انتهای این تیردان ها، نوک تیز (تنها مورد کشف شده متعلق به سدة هشتم پیش از میلاد) یا گرد (سده های هفتم و هشتم پیش از میلاد) بود و سرتاسر آن ها با نوارهایی تزئین می شد. کالمایر به روکش های دیگری به سبک بومی غرب ایران اشاره کرده که در آن ها از پوست حیوانات نیز استفاده شده است . نمونه هایی از تیردان ها (ح سده های سیزدهم ـ دهم پیش از میلاد) با روکش های چرمی و دکمه های استخوانی ستاره ای شکل در تپة مارلیک یافت شده است . بر اساس برخی آثار به جا مانده ، روی تیردان های ایلامی در قرن هفتم با دو نوار متقاطع و طرح یک گل تزئین می شد
نمونه هایی از روکش تیردان از هزاره دوم و اول پیش از میلاد ، غرب ایران
[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/madkhal_4150_1_1228657623.jpg[/img]
سکاها (هزارة اول پیش از میلاد) معمولاً تیردان های خود را از چوب می ساختند و روکشی از فلز گرانبها یا چرم بر آن می کشیدند .
آشوری ها تیردان های خود را به بدنة ارابه های جنگی وصل می کردند. در سدة نهم پیش از میلاد، تیردان ها را به شکل ضربدر و از زمان تیگلت پیلسر سوم ، پادشاه آشوری به بعد، آنها را در دو زاویة جلو ارابه به حالت عمودی قرار می دادند.
با توجه به نقشْ برجسته ها و آثار برجای مانده از عهد هخامنشیان ، دو نوع تیردان چرمیِ مخروطی شکل دارای درپوش با بند و منگوله های چرمی و تیردانهای نیم مخروطی و چرمی بدون درپوش و نقاشی شده ، در این دوره کاربرد داشته است . این تیردان ها باتسمه ای به روی شانه آویخته می شد. ظاهراً گنجایش تیردان ها شصت چوبة تیر بود.
نمونه هایی از تیردان های دوره هخامنشی
[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/madkhal_4150_3_1228657623.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_madkhal_4150_3_1228657623.jpg[/img][/url]
سواران سنگین اسلحة پارتی ، تیردانی بزرگ به پهلوی اسب می آویختند . در دورة اسلامی نیز تیردان ها چرمی بودند و بر پشت یا پهلو آویخته می شدند.
طبق منابع عربی ، انواع تیردان عبارت بود از: کِنانَه ، از جنس پوست (احتمالاً یکپارچه )؛ جَعبه و جَفیر، از جنس پوست و چوب ، جَفیر از کِنانَه بزرگتر بود؛ قَرَن ، از تکه های پوست و چرم با منافذی برای عبور هوا و جلوگیری از فساد پرها؛ و قِذبه ، از جنس چوب.
تیردان و جای کمان از مخمل گلدوزی شده ، عثمانی اوایل قرن 11/17م
[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/madkhal_4150_4_1228657623.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_madkhal_4150_4_1228657623.jpg[/img][/url]
در ادب فارسی ، واژگان خدنگ (نام درخت ) و ناوک (مصغّر ناو، به معنای چوب میان تهی ) مجازاً به معنای تیر به کار رفته است . گاهی نیز واژة چوبه به جای تیر به کار رفته است . در نظم و نثر فارسی تشبیهات و کنایات بسیاری با تیر ساخته شده است ، از جمله تیرآه ، تیردعا، تیر مژگان ، آخرین تیر ترکش (کنایه از آخرین تلاش ) و تیر از شست شدن
تیر از نمادهایی است که در اسطوره ها و افسانه های ملل بسیار به کار رفته است . از جمله معانی نمادین تیر، پرواز، صعود به آسمان ، تطهیر، پرتو خورشید، نیرو و جنگ است[/color]
[url]http://www.encyclopaediaislamica.com/madkhal2.php?sid=4150[/url]
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
با تشکر ویژه از محمد و دریا جان بابت مطالبی که ارسال کردند.

ازشون پرینت گرفتم بعدا مطالعه کنم. icon_cool

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
سلام
تير به روايت لغت نامه ي دهخدا

[color=blue]تیر[/color]. (اِ) معروف است و به عربی سهم خوانند. (برهان ). تیر که ازکمان جهد. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص 139). تیر کمان .(فرهنگ رشیدی ) (انجمن آرا). ترجمه ٔ سهم ، و خدنگ و ناوک مترادف آن ، و این مجاز است و راست و راست رو کج گشاده ، سخت دلدوز، دیده دوز، جگردوز، سینه دوز، بی پر و پیکان ، خوش پیکان ، آتشین پیکان ، پیکان فشان ، رم خورده ٔ پولادسای ، پولادخای ، خاک نشین نیم رس لنگروار، پری ، طایر،نهنگ ، پریزاد، غنچه ، مصرع شکرزخمه ٔ سرگذار، کاکل ، کاکل ربا، جوشن گذار از صفات و تشبیهات اوست ... (آنندراج ). آلت دفاع چوبینی که از آهن نوک تیزی مسمی به پیکان مسلح شده و بطرف مقصود، به زور و قوت کمان انداخته می شود و به تازی سهم گویند. (ناظم الاطباء). سلاحی افکندنی با نوکی تیز. سهم که در کمان نهند. رفیق تیغ. نشاب . نبل . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). اوستا «تیغره » به معنی تیز... «تیغری » (تیر سهم )... پارسی باستان «تیغره - خه اوده » (دارنده ٔ خود سرتیز)... پهلوی «تیر» (سهم )... (حاشیه ٔ برهان چ معین ) :

میغ چون ترکی آشفته که تیر اندازد
برق تیر است مر او را و مگر رخش کمان .
فرالاوی .

تیر تو از کلات فرودآورد هژبر
تیغ تو از فرات برآرد نهنگ را.
دقیقی .

تو آن ابری که ناساید شب و روز
ز باریدن چنان چون از کمان تیر
نباری بر کف دلخواه جز زر
چنان چون بر سر بدخواه جز تیر.
دقیقی (از فرهنگ رشیدی ).

همان نیز یکماه بر چاربهر
ببخشید تا شاد باشد ز دهر
از آن بهره ای گوی و میدان و تیر
یکی نامور پیش او یادگیر.
فردوسی .

ز ایوان بیامد بکردار تیر
بیاورد گوهر بر اردشیر.
فردوسی .

چو آرش که بردی به فرسنگ تیر
چو پیروزگر قارن شیرگیر.
فردوسی .

سنان چه باید بر نیزه ٔ کسی کز پیل
همی گذاره کند تیرهای بی پیکان .
فرخی .

جهان را به شمشیر چون تیر کردی
سپه بردی از باختر تا به خاور.
فرخی .

یا بکشدشان به پیل یا بکشدشان به تیر
یا بگذارد به تیغ یا بگدازد به غم .
منوچهری .

چنان آیم شتابنده در آن راه
که تیر اندر هوا و سنگ در چاه .
(ویس و رامین ).

دستها به تیر گشادند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 111). غلام را فرمود تا تیر از وی جدا کرد و جراحت ببست . (تاریخ بیهقی ایضاً ص 353). کار به حکم مشاهدت وی بایستی بست اما تیر از کمان برفت . (تاریخ بیهقی ایضاً ص 549).

کمان آژفنداک شد ژاله تیر
گل غنچه ترگ و زره آبگیر.
اسدی .

غمزه ٔ تو عاشقان را دل بدوزد بر جگر
همچو خسرو بر زحل دوزد به نوک تیر، تیر .
قطران .

جز صبر تیر او را اندر جهان سپر نیست
مرغیست صبر کو را جز خیر بال و پر نیست .
ناصرخسرو.

مرا نشانه ٔ تیر فراق کرد هگرز
کسی شنید که باشد کمان نشانه ٔ تیر.
مسعودسعد.

رفتنی رفت و آن قضا بشتافت
تیر بگذشته چون توان دریافت .
سنایی .

و هر آینه آن کس که زشتی کار بشناسد اگر خویشتن در آن افکند نشانه ٔ تیر ملامت شود. (کلیله و دمنه ).

ای در هوای مدحت تو آفتاب و تیر
بسته میان چو رمح و گشاده زبان چوتیر
از مهر و کینه ٔ تو ولی و عدوت را
حسن المآب بهره و سوء المآب تیر .
عبدالواسع جبلی .

ای شهنشاه فریدون فر دارادار و گیر
جم نگین نوذر سنان قارون تبر بهرام تیر
خسروبهرام تیری کز گشاد دست تو
ز آفتاب و مه سپر در سر کشد بهرام و تیر
داری از رسم و ره و سان ملوک نیکنام
حصه و حظ ونصیب و قسم وبخش و بهر و تیر
سال عالم عنف ولطف و مهر و کینت مایه کرد
تا زمستان و بهار آورد و تابستان و تیر .
سوزنی .

چو تیر کان به کمان از گشاد شست پرد
پرید عمر و کمان گشت شست و تیر مرا.
سوزنی .

تا فلک بر دل خصم تو زند
تیر در برج کمان گردد تیر.
سوزنی .

ترک زان کژ نگه کند در تیر
تا شود راست کالت ظفر است .
خاقانی .

همچو تیر از میان یاران بس
باش چون تیغ در میان خلوت .
خاقانی .

تیرش زحل بسوزد کز کام حوت گردون
بر قبضه ٔ کمانش دندان تازه بینی .
خاقانی .

آن تیر ز شست تست زیراک
نام تو نوشته بود بر تیر.
خاقانی .

گفتم که غمزه ٔ تو مرا کشت رحم کن
گفتا کنون چه سود که تیر از کمان برفت .
ظهیر.

تیر بر هر کجا زدی حالی
تیر گشتی ز تیر خور خالی .
نظامی .

زره پوشان دریای شکن گیر
به فرق دشمنش پوینده چون تیر.
نظامی .

دستش از زه نثار دُر می کرد
شست خالی و تیر پر می کرد.
نظامی .

مگذار که زه کند کمان را
دشمن چو به تیر می توان دوخت .
(نقل از العراضة).

ما با تو چو تیر راست گشتیم
با ما توهنوز چون کمانی .
عطار.

زمانه کار تو چون تیر زآن نماید راست
که آمدش قد خصم تو چون کمان در چشم .
اثیر اومانی .

چه خوش گفت بازارگانی اسیر
چو گردش گرفتند دزدان به تیر.
سعدی (بوستان ).

چون قامتم کمان صفت از غم خمیده شد
چون تیر ناگهان ز کمانم بجست یار.
سعدی .

دلت از دست بیرون رفته سعدی
نیاید باز تیر رفته از شست .
سعدی .

تیر که در کیش ، کمان وش بود
عاقبتش تاب ز آتش بود.
امیرخسرو.

تیرچون از کمان سست آید
از کجا بر هدف فرودآید.
اوحدی .

مرا گویند دل بازآر از آن ترک کمان ابرو
ولی تیری که جست از شست کی دیگر به شست آید.
ابن یمین .

تیر اگر راست شود بر هدف است
ور رود کج ز هدف بر طرف است .
جامی .

- [color=blue]تیر از کمان بدررفتن[/color] ؛ تیر از شست بدر رفتن . تیر از شست شدن . کار از کار گذشتن : چون برفت تیر از شست بدر رفت . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 320). اما تیر از کمان برفت . (تاریخ بیهقی ).

بازآی که بازآید عمر شده ٔ حافظ
هرچند که ناید باز تیری که بشد از شست .
حافظ.

- [color=blue]تیر امان[/color] ؛ رجوع به همین کلمه شود.
- [color=blue]تیر به تاریکی افکندن [/color]؛ تیر به تاریکدان انداختن . از قبیل مشت به تاریکی زدن که کنایه از تصور بلاتصدیق است ؛ یعنی کار بگمان و پندار کردن ... (آنندراج ).

گر خضر تیری بتاریکی فکند از ره مرو
آنکه می بخشید عمر جاودان پیداست کیست .
صائب (از آنندراج ).

کس در آن شبها نمی یابد نشان از دشمنی
آسمان تیری به تاریکی فکنده ست از شهاب .
طاهر غنی (ایضاً).

- [color=blue]تیر بدخشان [/color]؛ تیر دوسر. (ناظم الاطباء).
- [color=blue]تیر برگشاد[/color] ؛ بالاضافت ، تیر ازکمان جسته . (آنندراج ) :

به وقت پویه تیر برگشاد است
کند چون جمع خود را گردباد است .
محمدقلی سلیم (از آنندراج ).

- [color=blue]تیر بر نشانه زدن[/color] ؛ به مقصود رسیدن . موفق شدن .کامیاب گردیدن : و پسر رومی در این معنی نیز تیر بر نشانه زده است . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 55). در این حضرت ... بزرگانند، اگر براندن تاریخ این پادشاه مشغول گردند تیر بر نشانه زنند. (تاریخ بیهقی ایضاً ص 102).
- تیر بسنگ خوردن ؛ به مقصود نرسیدن و ناامید شدن . (ناظم الاطباء). برنیامدن آرزو و انتظار. (از یادداشتهای مرحوم دهخدا) : اما تیر رسید بر جایگاهی که وقتی همانجای سنگی رسیده بود. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 353).
- [color=blue]تیر بیله[/color] ؛ بیلک :

اگر که رستم پیلی بکشت در خردی
به تیر بیله ز پیلی تو کرده ای دو تبر.
فرخی (دیوان چ عبدالرسولی ص 132).

رجوع به بیلک شود.
- [color=blue]تیر پرتاب[/color] . رجوع به همین کلمه شود.
- [color=blue]تیر تام[/color] ؛ تیر تمام که بکار تیراندازان آید و پر و پیکان او درست باشد. (آنندراج ). تیر کامل بی عیب . (غیاث اللغات ) :

کمان را زهی برزد از چرم خام
به شست اندر آورد یک تیر تام .
نظامی (از آنندراج ).

- [color=blue]تیر تیزپر [/color]؛ تیری که به سرعت و تندی برود. (ناظم الاطباء).
- [color=blue]تیر چارپر[/color] ؛ نوعی از تیر که چارپر دارد. (آنندراج ) :

جواب نامه کلیم از ستمگری خواهد
که مرغ نامه بر اوست تیر چارپرش .
کلیم (از آنندراج ).

ز بهر کشتن این جمع دشمن انصاف
رباعیی که بخوانیم تیر چارپر است .
خان آرزو (ایضاً).

- [color=blue]تیر خاکی[/color] ؛ نوعی از تیر که پیکانش از استخوان باشد و ازهمه ٔ تیرها دورتر رسد چنانکه پیش تیراندازان شهرت دارد. (آنندراج ). تیر کوچک سبکسر. (ناظم الاطباء) :

تیر خاکی را بود میدان جولان بیشتر
خاکساران محبت را صعود دیگر است .
صائب .

خدنگ مطلبت تأثیر دائم بر نشان آید
اگر چون تیر خاکی خاکساری در نظر داری .
محسن تأثیر (از آنندراج ).

سینه را آماجگاه دردناکی کرده ایم
از غبار دل نفس را تیر خاکی کرده ایم .
طاهروحید (ایضاً).

- [color=blue]تیر خدنگ [/color]؛ معروف . (آنندراج ).
- [color=blue]تیر در جعبه گذاشتن[/color] ؛ تیر در ترکش نگه داشتن احتیاط را. مجازاً، دوراندیشی کردن : جواب این نامه برسید الحق سخن های هول باز نموده بود اکفأوار و هیچ تیر در جعبه بنگذاشته . (تاریخ بیهقی ).
- [color=blue]تیر در کمان شکستن و راندن و کشیدن و گرفتن و نهادن و بر کمان نهادن [/color]؛ کنایه از مهیا کردن تیر برای انداختن بر کسی . (آنندراج ) :

به شرق و غرب اگر دشمنی بود بمثل
که در عداوت تو تیر برنهد به کمان
عجب نباشد اگر بازپس رود تیرش
کند زمانه ز سوفار تیر او پیکان .
امیر معزی (از آنندراج ).

مخالف تو اگر تیر در کمان راند
چوخارپشت سر اندر کشد به تیر نصال.
ازرقی (ایضاً).

گشاد طره ٔاو بر کمین جانها دست
کشیده غمزه ٔ او در کمان ابرو تیر.
انوری (ایضاً).

نظر به عاقبت حرف کن زبان مگشای
نشان ندیده منه تیر در کمان زینهار.
صائب (ایضاً).

از نه سپر سپهر بگذشت
هر تیر که در کمان شکستم .
حسین ثنائی (ایضاً).

- [color=blue]تیردوزکردن [/color]؛ با تیر دوختن . تیر فراوان زدن کسی یا چیزی را. تیرباران کردن :

فلسفی و آنچه پوزش می کند
قوس نورت تیردوزش می کند.
مولوی .

دیگری ، (از قتله ٔ سیدالشهداء، حسین بن علی علیهماالسلام ) حکیم بن الطفیل است که او را تیردوز کردند (به امر مختاربن ابی عبیده ٔ ثقفی ). (حبیب السیر یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
- [color=blue]تیر دوکمانه [/color]؛ تیری که چون گشاد یابد بجای برسد و از آنجا جسته بجای دیگر خورد. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). و بعضی گویند تیر کاری و همچنین تیر دو کمان شد و گلوله دو کمان شد؛ یعنی بته خورد و تیر دوکمانه افتادن . (آنندراج ) :

تا زآن مژه ها تیر ببندد بنشانه
افتد همه جا تیرنگاهت دوکمانه .
سالک قزوینی (از آنندراج ).

از شوخی ابروان فتان
تیرش دوکمانه خورد بر جان .
سعید حکیم (ایضاً).

- [color=blue]تیررس[/color] ؛ مسافت پرتاب یک تیر. آنجا که تیر گشادداده تواند رسید. آن مقدار مسافت که تیر به هدف اصابت تواند کرد. (از یادداشتهای مرحوم دهخدا). فاصله ٔ بین تیرانداز و نشانه . (ناظم الاطباء). مسافت راهی که تیر بدان رسد. تیر پرتاب . رجوع به تیر پرتاب شود.
- [color=blue]تیر روی ترکش [/color]؛ به معنی تیر خوب و بهتر که آن را بیرون ترکش جاسازند و در آنجا گذارند. (غیاث اللغات ) (آنندراج ) :

اگر شب را نداری زنده صائب جهد کن باری
فلک را تیر روی ترکش از آه سحر باشی .
صائب (از آنندراج ).

نگه راغمزه بیرون از صف مژگان نمی آرد
به هر صیدی نیندازند تیر روی ترکش را.
محمد قلی سلیم (ایضاً).

انارش رهزن و ابروش سرکش
همه مژگانش تیر روی ترکش .
حکیم زلالی (ایضاً).

- [color=blue]تیر ریختن [/color]؛ تیر زدن بر چیزی . (آنندراج ) :

سلامت خواهی از چشم بدان سر در گریبان کش
که از گردن فرازی بر هدفها تیر می ریزد.
صائب (از آنندراج ).

گر چنین زآن مژه ها تیر جفا خواهی ریخت
از رخ آینه ها رنگ صفا خواهی ریخت .
وحید (از آنندراج ).

- [color=blue]تیر سبک زخمه[/color] ؛ تیر شکرزخمه . مراد از تیر بی خطا. (غیاث اللغات ) (آنندراج ).
- [color=blue]تیر شکرزخمه[/color] ؛ تیری که هر جا زنند بصواب برسد و خطا نکند. (آنندراج ) :

همی رفت بر باد چون نفس مطرب
ز تیر شکرزخمه جانهای شیرین .
منیر (از آنندراج ).

- [color=blue]تیر قرعه [/color]؛دو تیر باشد که بدان فال گیرند. (آنندراج ). دو تیری که بدان فال گیرند. (ناظم الاطباء).
- [color=blue]تیر قمار[/color] ؛ قدح . (منتهی الارب ). زلم . (ترجمان القرآن ) (دهار). سهم . (دهار).
- [color=blue]تیر کاکل ربا[/color] ؛ به معنی تیری که از سر نشان بگذرد و به سر هدف رسد و آن را بعضی تیر سرگذار گویند... و در مصطلحات نوشته که تیر کاکل ربا به معنی تیری که موی کاکل را از سر رباید و شخص را آسیب نرسد و این کمال مبالغه است در تیراندازی . (غیاث اللغات ) (آنندراج ) :

مگر کز سرت موی سودا رباید
یکی تیر کاکل ربایی طلب کن .
طالب آملی (ایضاً).

ناوک برگشته مژگانش رسا افتاده است
تیر آن ابروکمان کاکل ربا افتاده است .
سعید اشرف (از آنندراج ).

چون کمان قامتم در زه شود از فرق چرخ
تیر آهم بگذرد هر صبحدم کاکل ربا.
علی خراسانی (ایضاً).

- [color=blue]تیر گز[/color] ؛ نوعی از تیر بغایت معروف . (آنندراج ). به روایت فردوسی : چون رستم در جنگ با اسفندیار خسته و عاجز گردید زال از سیمرغ کمک خواست و رستم به راهنمائی سیمرغ از چوب گز تیری بساخت و در آخرین نبرد آن را بر چشم اسفندیار افکند :
چو پوزش کنی چند و نپذیردت

همی از فرومایگان گیردت
بزه کن کمان را و این تیر گز
بدینگونه پرورده ای آب رز
ابر چشم او راست کن هر دو دست
چنان چون بود مردم گزپرست
زمانه برد راست آن را به چشم
شود کور و بخت اندر آید به خشم .
(شاهنامه ٔ فردوسی چ بروخیم ج 6 ص 1707).

به تیر گزش مرغ جانها اسیر
چو خویش بدن را قماش حریر.
طاهر وحید (از آنندراج ).

- [color=blue]تیر ناوک [/color]؛تیری که از میان لوله یا ناوی رها شده باشد. (ناظم الاطباء). تیر ناوک و تیر خدنگ هر کدام معروف . (آنندراج ). مرسال . (دهار) (تفلیسی ) :

نوا گر نوایی چکاوک بود
چو دشمن زند تیر ناوک بود.
نظامی (از آنندراج ).

رجوع به ناوک شود.
- [color=blue]تیر ناوکی[/color] ؛ منسوب به ناوک :

آن دیده را که در تو نظر دارد از حسد
روید بجای هر مژه ای تیر ناوکی .
سوزنی .

- [color=blue]تیر نشانه [/color]؛ هدف و جای نشانه ٔ تیر. (ناظم الاطباء).
- [color=blue]تیر نشستن بر چیزی و در چیزی[/color] ؛ کنایه از رسیدن تیر بر چیزی و تیر نشاندن متعدی منه . (آنندراج ) :

من تیر نظررا بنشانم به نشانی
چون کج نظران در پی پندار کمان اند.
ناصرخسرو (از آنندراج ).

کمان چرخ شود وقتی از کشاکش سیر
که همچو تیر نشیند ز آستان بر خاک .
صائب (ایضاً).

- [color=blue]تیر نی [/color]؛ تیر کوچکی است که در خاک کرده گشاد دهند. (آنندراج ) :

آنچه در شور آورد شوریده حالان را نی است
ناله ٔ نی بر دل آشفتگان تیر نی است .
سلیم (از آنندراج ).

- [color=blue]تیر و کمان حنا [/color]؛ و تنها حنا رسم ولایت است که بر کف دست اطفال ، گاهی شکل تیر و کمان و گاهی تنها کمان از حنا کشند. (آنندراج ) :

بدست او کمان رستم زال
کمانی کز حنا بندند اطفال
به تیر انداختن میل آنچنان داشت
که در دست از حنا تیر و کمان داشت .
شاگرد مولوی جامی (از آنندراج ).

- [color=blue]آخرین تیر ترکش [/color]؛ آخرین تلاش . آخرین قسمت هر چیزی . آخرین توانائی .

[url]http://www.loghatnaameh.com/dehkhodaworddetail-a31f33b10481475fb63a806048d647a5-fa.html[/url]
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم

  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.