امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

از لحاظ دانش فنی ، وضعیت به شکلی هست که از لحاظ کمی ( نه کیفی ! ) می شه کاری کرد !
 
به صورت ساده ، تا دلمون بخواد می تونیم F-5 ( آذرخش ) بسازیم !
 
حتی می شود به فانتوم هم فکر کرد !
 
حتی میراژ !
 
ولی ( به جز مواردی که قبلا گفتم ) موضع اینه که ما چیزی در حد F-35 و F-22 رو می خوایم ، در حالی که توانایی مون در حد F-5 و کلا نسل 3 و 3.5 ( اثبات شده ) هست !
 
ما که به اون F-35 و F-22 نمی رسیم ، از همین توانایی که داریم هم درست استفاده نمی کنیم !
 
لازمه رشد و توسعه توانایی کنونی مون به سطح بالاتر ، استفاده گسترده از آن بوده و هست !
 
درسته F-5 به پای جنگنده های نسل 4 به بعد نمی سه ، ولی مهم ترین مزیتش این بود که با تولید انبوه F-5 آذرخش ما حداقل زنجیره طراحی و تولید قطعاتمون رو که یک زنجیزه ناقص و گارگاهی هست رو تبدیل می کردیم به یک زنجیره کامل و صنعتی !
 
به همین چین نگاه کنیم !
 
چینی ها زنجیره طراحی و تولیدشون رو با همون میگ 19 و 21  آبگرمکن عهد بوق توسعه دادن و زمانی که فن آوری های جدید بدستشون رسید به خاطر بستر آماده ای ( همین زنجیره طراحی و تولید ! ) که داشتن ، به سرعت عقب موندگیشون رو کم کردن !

 

یا به همین نیروی دریایی خودمون نگاه کنیم !

 

و یا پدافند هوایی !

 

تو صنعت پهپاد هم عملا حرکتمون همزمان با حرکت جدی در سطح جهان بود که نتیجه اش مطرح بودن نام ایران تو صنعت ( در امروز ) هست !

 

و اینم بگم که هنوز دیر نشده !

  • Upvote 8

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ارسال شده در (ویرایش شده) · مخفی شده توسط MOHAMMAD، 2 دی 1393 - ?? ???? ?? ?????? ????
مخفی شده توسط MOHAMMAD، 2 دی 1393 - ?? ???? ?? ?????? ????

خب خداروشکر نظراتو که میخونم دارم امیدوار میشن که فضا داره واقع بینانه تر میشه.یکی از دوستان در مورد جنگنده گفتن با برد 180 کیلومتر خوبه قصد بحث در مورد این رنج ندارم اما ایا واسه کشور ایران که سردار اسماعیلی! میگن به هواپیمای جاسوسی پنهانکار امریکایی اخطار داده(خودشون ادعا دارن که تجهیزات داخلی هست) ایا ساختن رادار جنگده با برد 180 کیلومتر اینقدر سخته! الان نیایید لطفا دم از متفاوت بودن بزنید شما موشک میسازید زمین به زمین خب بعدش میتونید روی موشکهای هوا به هوا هم کار کنید چون میشه گفت تجربه طرح قبلی (زمین ب زمین) بکارتون میاد(تفاوت دارن قبول از سایز!! رفته تا..... اما خب میشه گفت دید خوبی هم داریم) در این مورد هم همینطوره..در هر صورت به نظر من باید بعد صاعقه دنبال میگ میرفتیم از موتورش گرفته تا رادارش رو بررسی میکردیم و در نهایت موتور 20-40سال پیشو با موتوری بومی قدرتمند تر جایگزین میکردیم من باور دارم که توان علمی و حتی صنعتی ساخت موتور رو داریم اما چرا نمیسازیم من به شما میگم چون اقایون تو توهم پهپاد هستن باور کنید یا نکنید همین توهمات روی زرهی و توپخانه کشور هم تاثیر گذاشته به نظر اقایون تا ضد زره هست تانک ب چه درد میخوره!(تانکی که با اکراین در زمینه تی 72 بهینه شده بودرو یادتون میاد موتور تی 80 و..... نتیجش چی شد؟ طرح ذ چی شد چرا هی داریم ام 60 و چیفتنهارو مثلا اورهال میکنیم!!! لطفا در مورد تانک ام 60 دم از سابرا نزنید که واقعا حوصله متقاعد کردن شماهارو ندارم) تا موشک هست توپخانه چیکارس! واین داستان ابلهان تصمیم گیر همچنان بی کمو کاست داره ادامه پیدا میکنه...راستی چرا پوتینهای فرماندهان ارتش با پوتینهای سرباز صفر متفاوت هست؟ 

ویرایش شده در توسط ia65
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست

دوستان متاسفانه روند پیش رو کمی ناامید کننده هست! شما حتی به خودتون اجازه تفکر در مورد نیازها رو نمی دید! حرف ما تو این تاپیک این نیست که در کجا قرار داریم! ما قرار بود تو این تاپیک تهدیدات پیش روی کشور رو ببینیم و بر مبنای همین تهدیدات نیازهای آینده نهاجا رو تعیین کنیم! متاسفم که میبینم حاضر نیستیم از حصار کشیده شده بر دور ذهنمون خارج بشیم! ما قبلا در مورد توانمندی های کشور در زمینه تولید اجزای مختلف جنگنده صحبت کردیم و قرار نیست که در هر تاپیکی اینها رو مجددا تکرار کنیم! در حال حاضر ما تقریبا توانایی تولید تمام اجزای اف 5 رو در اختیار داریم و چیزی نیست (حداقل من اطلاع ندارم) که نتونیم بسازیمش! در زمینه پیشران جت پروژه های مختلفی در کشور درحال اجراست که نمونه هاییش رو دیدیم ! کشوری که قصد داره هواپیمای مسافربری  متوسط  (از طراحی اجزا تا تولید قطعات بدنه و سازه و پیشران)  رو با توان داخلی تولید کنه یقیقا در زمینه فناوری های هوایی به نقطه مطلوبی رسیده! در مورد جنگنده نیمه سنگین هم به نظر میرسه این پروژه برنامه مشترک نهاجا و وزارت دفاع هست که طراحیش احتمالا برعهده دانشگاه شهید ستاری و دانشگاه صنعتی مالک اشتر قرار گرفته که در صورت پایان در صنایع وزارت دفاع (و نه نهاجا) ساخته میشه! حتی در این زمینه شاید بشه از روسیه  (با توجه به اختلافات ایجاد شده مابین روسیه و آمریکا) هم کمک دریافت کرد! چند روز پیش پوتین از همکاری روسیه و ایران در زمینه هواپیما سازی صحبت میکرد که احتمالا منظورش طراحی هواپیمای 150 نفره بود! بنابراین متوقف شدن در وضعیت نهاجا کمکی به ما نمیکنه و حتی بحث رو به انحراف میبره!

من سعی کردم تو لینک زیر وضعیت ایران رو در صنعت هوایی تشریح کنم پس بهتره برای اطلاع از وضعیت موجود به این لینک مراجعه کنید:

http://www.military.ir/forums/topic/28533-ساخت-جنگنده-های-ایرانی-نسل-جدید؛-رویایی-دست-نیاف/?p=412463

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

با سلام خدمت دوستان و تشکر از جناب شهاب ثاقب عزیز که زحمت کشیدند.

 

اول مجبور شدم کلی پست بی ارتباط و آف تاپیک رو مخفی کنم! دوستان توجه به موضوع تاپیک داشته باشند! این از یک.

 

همش میگید کاش ما جنگنده می ساختیم اینجور و اونجور و ال و بل و جیمبل، حالا یه فرصتی هست که بیاید و نظرتون رو بگید، به قول جناب واریور از خیلی جاهای مهم میان و همین نظرات از دید خودتون بی اهمیت رو می خونن! فقط زیرش نمی نویسن که از کجا اومدن و خوندن، پس بهتره هر کی نظری داره بصورت منسجم و تا جایی که می تونه دقیق ارائه بده و دلیلشم بگه، شاید به درد دست اندرکاران کار بخوره، اینم از دو.

 

نقد وانتقاد زیاده، خودم از منتقدین خیلی از سیاستهای دفاعی ارتش و وزارت دفاع و ... هستم ولی حرف دشمن شاد کن نزنیم بهتره، اینم از سه.

 

نظرات فنی برای پست بعدی ان شا الله.

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

یک پروژه تکنولوژیک با تایپ جنگنده خیلی فرق داره، به وزن باشه امورز جی10 بسیار سنگین تر از اف-5 هست، ولی شما مثلا یک جنگنده دو موتوره با سطح بال کم و تنوع تسلیحاتی کم رو با J10 قراره مقایسه کنید؟

اشاره به وزن یک پروپاگانداست، همونطور که اصل قضیه ساخت جنگنده در داخل پروپاگانداست. امروز حدود 32 فروند آذرخش تولید شده داریم توی انبارها هیچکدوم به درد هیچ گردانی نمی خورن، چرا؟ چون شما تا بیای خودت رو جمع کنی و طرح رو برسونی به خط، اونهم طرحی به بدویت اف-5، نیازهای صحنه نبرد سالهاست که تغییر کرده.

در صورتی که برای مثال همون ابتدا می شد مثل اسرائیل با تولید تحت امتیاز شروع کرد و به اینجا رسید.

واقعیت اینه که ما سالها روی توان موشکی و توپخانه مون مانور دادیم و دل خوش کردیم اما امروز در نبردهای سوریه و عراق می بینیم که توان توپخانه ما هم منعطف و زبده نیست،‌برای ثال ما هنوز منتظر دیدن محصولی مثل Nona هستیم که این فشل بودن توپ هامون رو توی جنگ شهری جبران کنه ولی آیا میشه دید اینرو، اصلا امیدی داریم به همچین چیزی؟ سیستم های یک  پارچه که اصلا متعلق به یک دنیای دیگه هستن.

شما می خواید خودتون رو با چهارتا پوستر سرگرم کنید راحت باشید،‌ واقعیت های نبرد ما اینه که سال 2014 داریم تو سوریه بشکه می اندازیم پائین،‌کسی نمی تونه یهو از بشکه برسه به جنگنده نسل 4 ساختن، مشکل اصلی این سیستم تفکر شلخته و بدون دیسیپلینشه، درد اول اونه، اون رو حل کنید تا بحث جنگنده موضوعیت پیدا کنه.

ویرایش شده در توسط mo313
  • Upvote 10
  • Downvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

به نظر دم متغیر باشه چیز جالبی میشه شما چون شما به اف 23 نگاه بکنی میبینی که از نظر اوج گرفتن و سرعت خیلی بهتر از اف 22  هست ولی اف 22 دارای مانور بهتری نسبت به اون هست در ضمن اف 22 و اف 23 تفاوت بزرگشون از لحاظ دم جنگنده است حالا اگر بشه چیزی ساخت که توانا یی تغییر زاویه دم هواپیما رو داشته باشه مثل همون چیزی که تو تام کت میبینیم البته با این تفاوت که در تام کت این عمل در بالها صورت میگره ولی در جنگنده فوقدر دم جنگنده البته این ها در حد یکایده است

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
به نظرم برای ساخت جنگنده نیمه سنگین نباید طراحیهای فضایی و خارق العاده باشیم، باید در طرحمون به بررسی محصولات مشابه بپردازیم و دنبال موردی باشیم تا حداقل یک محصول قابل اطمینان در سایر کشورهای پیشرو در این زمینه، وجود داشته باشه.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

فارغ از بحث های مدیریتی و برنامه ریزی و مشکلات که آیا در توانمون هست یا نیست:

 

اول به نظر میاد بحث نیمه سنگین خیلی شفاف نیست، هر چند به نظر میاد منظور یک جنگنده چند منظوره باشه با قابلیت های درگیری هوایی و زمینی باشه.

 

به طور کلی تو نگاه اول (از نگاه شخصی خودم) به نظر میاد نیروی هوایی در دراز مدت به جنگنده هایی تو کلاس های زیر نیازمند باشه:

 

1- جنگنده سبک آموزشی رزمی توربوپراپ که به منظور آموزش و همچنین ماموریت های ضد شورش که تو کشور ما هم برای نیروی انتظامی و هم با توجه به تهدیدات پیش رو برای خودمون و متحدینمون در منطقه بسیار ضروری به نظر میاد، و بعد از اون به عنوان هواپیمای پشتیبانی نزدیک و یا حتی تهاجمی سبک مورد استفاده قرار میگیره.

مصداق بارزش میشه یه چیزی تو کلاس سوپرتوکانو برزیلی و نمونه های مشابه به قابلیت های کمتر بیشتر مثل KT-1 Woongbi کره جنوبی، TAI Hurkus ترکیه ای (در حال توسعه)، T-6 Texan II آمریکایی، PC-21 سوئیسی و UTVA Kobac  صربستانی و پروژه داخلی S-68 (تقریبا مونتاژ PC-7) امثالهم.

 

2- جت آموزشی / رزمی سبک برای مقاصد آموزش و رزمی سبک همچون پشتیبانی نزدیک و ... . یک مثال بارز برای این کلاس هم میشه : یاک 130 روسی و یا ورژن ایتالییایش M-346 Master، گلدن ایگل T-50 کره ای، Hongdu L-15 چینی  و یا طرح اروپائی EADS Maco و یا طرح شفق خودمون

 

3- جنگنده چند منظوره به با قابلیت های درگیری و رهگیری هوایی و همچنین تهاجمی و پشتیبانی هوایی علیه اهداف زمینی چیزی مثل میگ 35 روسی،  یورو تایفون اروپایی، رافال فرانسوی، و نمونه پنهانکار F-35 آمریکائی و طرح های ژاپنی ATD-X و یا KFX کره جنوبی که همگی در حدود 10-11 تن ( غیر از F-35 که حدود 13 تن هست) وزن خالی و تراست مجموع 100 -120 کیلو نیوتن (خشک) و 150 تا کمتر از 200 کیلونیوتن (با پس سوز) دارند. در این کلاس می تونیم به طرح M-ATF خودمون هم اشاره کنیم.

 

4- بمبر و جنگنده تهاجمی نسبتا سنگین تر که از نمونه های فعلی در حال خدمت در نیروی هوایی خودمون تو این حوزه میشه به Su-24 اشاره کرد، یا شاید هم یه روزی واقعا طرح سر نشین دار Rq-170 در این کلاس توسعه پیدا کنه. که شخصا گمان می کنم توسعه جنگنده در این کلاس در اولویت های فعلی نیروی هوایی نیست.

 

که خوب با توجه به مثال هایی که زدم توسعه این کلاس ها (خصوصا سه سطح اول) تقریبا میشه گفت در حال حاضر یک گرایش جهانی هست، (که البته کشورهای ابرقدرت مثل روسیه و آمریکا و چین حوزه های متنوع ، گسترده و سنگین تری هم فعال هستند)  البته در هر یک از سه حوزه بسته به نیازهای خاص هر کشور ممکنه جنگنده های سبک تر و یا سنگین تر و دارا و یا فاقد یک سری قابلیت های خاص باشه. 

 

به نظر میاد جنگنده موضوع این تاپیک هم در دسته سوم مذکور، قرار بگیره.  که خوب اگه قراره یک جنگنده در این کلاس از ابتدا به ساکن طراحی و توسعه پیدا کنه ، از اونجا که این مسیر در خوشبینانه ترین حالت حتی اگه برای یک جنگنده نسل 4 یا 4.5 باشه حداقل 10 سال طول می کشه، پس مسیر منطقی و عاقلانه اینه که از طراحی پنهانکار برخوردار باشه و پتانسیل تبدیل به یک جنگنده نسل 5 به مرور زمان و با توسعه فناوری های مورد نیاز رو داشته باشه. 

 

 

اما نظر شخصی من اینه که با توجه به وضع فعلی نیروی هوایی و نیاز به ترمیم اون در کوتاه مدت حداقل به منظور پاسخگویی نسبی به بخشی از تهدیدات منطقه ای و نه فرامنطقه ای، اگه واقعا در زمینه توسعه و تولید انبوه صاعقه و یا رادار هواپیمایی که قرار بود رونمایی بشه و یا موشک های هوا به هوای میانبرد و دوربرد بومی که صحبتهایی ازشون شده و همچنین توسعه توربوفن، کارو سرمایه گذاری و زیرساخت سازی شده باشه ( که به شخصه خوشبین نیستم و فکر می کنم موارد مذکور سالها تا عملیاتی شدن فاصله دارن)، بهترین راه حل  در کوتاه مدت اینه که با تجمیع دستاوردهای احتمالی مذکور و با ارتقای سازه صاعقه به منظور نصب یک موتوربا تراست خشک حدود 50 تا 60 کیلو نیوتن، جنگنده ای چند منظوره به سبک F-20 و در حد و اندازه جنگنده هایی همچون SAAB-39، F-16 و یا طرح هندی HAL Tejas ، جنگنده چینی پاکستانی JF-17 و جنگنده تایوانی F-CK-1 (که همگی با تراست خشک موتور در حدود 50 تا 60 کیلونیوتن، در واقع در سطحی بین دسته دوم و سوم قرار می گیرند  و میشه گفت ریشه طراحیشون به لحاظ زمانی به کمی قبل تر از گرایش های اخیر مذکور در توسعه جنگنده بر می گرده) توسعه داده و تولید کنیم و البته تا حد امکان بهینه سازی هایی در زمینه low Observable تر شدن اون نیز انجام بدیم.

 

پ ن: دسته بندی های فوق به این معنی نیست که تمامی جنگنده های مطرح شده در اون دسته  دقیقا از یک کلاس یا یک نسل تعریف شده مرسوم هستند، مثلا به این معنی نیست که F-35 و میگ 35 یا یوروفایتر از یک نسل هستند و یا سوپرتوکانو و PC-7  در یک کلاس و با قابلیت های یکسان هستند. بلکه نشان دهنده جهت گیری کلی هست.

ویرایش شده در توسط M-ATF
  • Upvote 14

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

یک پروژه تکنولوژیک با تایپ جنگنده خیلی فرق داره، به وزن باشه امورز جی10 بسیار سنگین تر از اف-5 هست، ولی شما مثلا یک جنگنده دو موتوره با سطح بال کم و تنوع تسلیحاتی کم رو با J10 قراره مقایسه کنید؟

اشاره به وزن یک پروپاگانداست، همونطور که اصل قضیه ساخت جنگنده در داخل پروپاگانداست. امروز حدود 32 فروند آذرخش تولید شده داریم توی انبارها هیچکدوم به درد هیچ گردانی نمی خورن، چرا؟ چون شما تا بیای خودت رو جمع کنی و طرح رو برسونی به خط، اونهم طرحی به بدویت اف-5، نیازهای صحنه نبرد سالهاست که تغییر کرده.

در صورتی که برای مثال همون ابتدا می شد مثل اسرائیل با تولید تحت امتیاز شروع کرد و به اینجا رسید.

واقعیت اینه که ما سالها روی توان موشکی و توپخانه مون مانور دادیم و دل خوش کردیم اما امروز در نبردهای سوریه و عراق می بینیم که توان توپخانه ما هم منعطف و زبده نیست،‌برای ثال ما هنوز منتظر دیدن محصولی مثل Nona هستیم که این فشل بودن توپ هامون رو توی جنگ شهری جبران کنه ولی آیا میشه دید اینرو، اصلا امیدی داریم به همچین چیزی؟ سیستم های یک  پارچه که اصلا متعلق به یک دنیای دیگه هستن.

شما می خواید خودتون رو با چهارتا پوستر سرگرم کنید راحت باشید،‌ واقعیت های نبرد ما اینه که سال 2014 داریم تو سوریه بشکه می اندازیم پائین،‌کسی نمی تونه یهو از بشکه برسه به جنگنده نسل 4 ساختن، مشکل اصلی این سیستم تفکر شلخته و بدون دیسیپلینشه، درد اول اونه، اون رو حل کنید تا بحث جنگنده موضوعیت پیدا کنه.

مرتضی جان دیگه دارم به این نتیجه میرسم که یک بخش از سوءتفاهمات به دلیل دقت پائین شما در خوندن پست هاست! بنده کجا اف 5 و جی 10 رو در کنار هم قرار دادم؟ JF-17 با J-10 یکیه؟

همین قضیه عدم کارآیی اف 5 رو بنده تو این پست (و شاید حتی در جاهای دیگه) بهش اشاره کردم و چیزی نیست که بر ما پوشیده باشه! 

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

یکی از دلایلی ک نیروی هوای پیشرفت نکرده این بوده که تو تمام زمینه ها احتیاج به پیشرفت داشته ولی زمان پول و دانش کافی ((و ۱۰۰% مدیریت لازم )) رو برای همه این ها نداشته

 

ما اصلا  اولویت بندی نکردیم یه برنامه مثلا ۵ ساله برای خودمون نذاشتیم تو هر موردی دست بردیم نصفه یا خودمون رهاش کردیم یا به علت نبود مسائل فوق مجبور شدیم رهاش کنیم

 

من فکر کنم یکی از دلایل ایجاد تاپیک این بوده که بگیم اگر ما مثلا کاره ای بودیم چه برنامه ای برای پیشرفت نیروی هوای داشتیم

 

خودم شخصا اگر کاره ای بودم ،وظیفه پشتیبانی زمینی و دریای نزدیک رو به پهباد ها و دور رو به پهباد های خوانواده RQ170 و موشک های بالستیک میسپردم .

 

البته ۱۰۰ % به صورت موقت چون همه میدونیم که کاری رو که یه مثلا su24 انجام میده هیچوقت یه سجیل نمیتونه انجام بده و بلعکس و تمامی انرژیم ((پول ،دانش ،زمان )) رو صرف یک جنگنده نیمه سنگین و تخصصی دفاع هوای میذاشتم

 

اینطوری احتمالا بعد ۵ سال یک جنگنده خوب و قابل اعتماد  برای دفاع از هوای کشور داشتیم   به جای ۳۰ تا پروژه و ۴ تا طرح ناقص ، که خیلی استرس رو از روی نیروی هوای و دیگر نهاد های نظامی کم میکرد

حالا بعدا میومدم با خیال راحت و بدون استرس  قابلیت حمله زمینی بهش میدادم ، بعد اینکه یه جنگنده متوسط مولتی رول رو ساختم با تکیه به پتانسیل ها زیر ساخت ها و تجربیات ساخته اولم میومدم جنگنده سبک و سنگینم رو طراحی میکردم ، اینطوری دوباره کاری نداشتم و پروژه هم بسیار سریع تر و با احتمال شکست پایینی انجام میشد

 

در این بین چون بار روی دوش پهباد ها و موشک های بالستیک به صورت موقت زیاد شده بود ما شاهد یک جهش هم از نظر کیفیت هم کمیت در این عرصه هم بودیم

 

_____________________________

 

حالا میپرسن چرا نیمه سنگین ؟

 

چون ما میخواهیم با صرف زمان کم بیشترین فشار رو از نیروی هوای برداریم

 

جنگنده سبک اون فشار لازم رو بر نمیداره جنگنده سنگین هم یک سنگ بزرگ خواهد بود چون با توجه به نیروی پدافندی زمینی و هوای دشمن برای اینکه بشه یک چیز موثر ساخت باید از همون اول سراغ پلتفرم سرنشین دار RQ170 رفت که وقتی ۷-۱۰  سال بعد مثلا وارد خط تولیدش میکنیم بشه بهش گفت یک جنگنده به روز و تاثیر گذار ، که ساخت یه همچین چیزی برای کشوری که داره اولین تجربیاتش رو تجربه میکنه اگر نگیم محال خیلی خیلی سخته

ویرایش شده در توسط yazdan61
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

نه حرف اصلی من سر طبقه بندی هست که شما برای این جنگنده ارائه میدید، وزن درست نیست،‌ تعداد موتور ها (که نشون دهنده سیستم های موازی و بقا پذیریه)، میزان تسلیحات مختلف،‌ و تهاجی/رهگیر/چند منظوره بودن جنگنده باید بحث بشه نه وزنش،‌کاری که محسن کرد همین پست بالا

عبارت نیمه سنگین تو مصاحبه ها برای مردم استفاده میشه، پروپاگاندا، شما اگر گزینه های واقعی رو می خواید بررسی کنید باید به کارایی جنگنده اهمیت نه ظاهرش، این اصطلاحات مال این بحث ها نیست. و دلیل داره این تاکید، چون وقتی بحث انتخاب جنگنده عامیانه میشه، خود به خود تمرکز میره روی شعاری بودنش، و کشور دیگه توان شعار دادن نداره.

 

بعد از این قضیه من حرفهای محسن رو خیلی قبول دارم با یک تبصره، بلاخره توان اصلی کشور تا الان روی بحث موشکی و توپخانه متمرکز بوده، توی چیدن نیروی هوایی م ا باید در نظر بگیریم که که سیستم های موشکی ما چه کاری رو نمی تونن بکنن و اون کار رو بسپاریم به ناوگان جنگنده هامون. عمده ضعف سیستم های موشکی هم بازدهی اقتصادی و انعطاف پذیری پائینشونه.

سنا ریو اول عملیات بیت المقدس رو در نظر بگیرید، حالا ارتش عراق نه اونورش عربستان باشه مثلا. برای زدن یک پل فاتح 110 با هدایت اپتیکی هم کفایت می کنه،‌ یک موشک کروز c-705 زمین پایه یا یک پهباد لجمن مثل کرار (واقعا بعید می دونم خود کرار برای این طراحی شده باشه) هم کفایت می کنه. پشتیبانی نزدیک (چیزی که امروز ابدا در سوریه وجود نداره)، شکستن خط، تحت فشار قرار دادن عقبه دشمن، همه اینها با ترکیب صحیح پهبادها و توپخانه می تونه حاصل بشه. اون چیزی که توان موشکی و توپخانه نمی تونه به ارمغان بیاره حکایت هایی مثل کوبانی هست.

این که می گم مهمه ما بدونیم نیروی هوایی مون از روز اول در عراق حضور داشت اینجا مهمه، که ما بدونیم نیروی هواییمون در تلعفر کاری رو که نیروهای ائتلاف در کوبانی کردند نتونست بکنه (سناریوی دوم). اما ئتلاف در کوبانی چه کرد؟ gbu-39/12 انداخت، همین. این کار رو f-20  ما هم می تونه انجام بده به شرطها و شروطها، اینکه f-20 قابلیت سوختگیری داشته باشه، اینکه بتونه با پهبادهامون یا پست های هوابردمون لینک بشه نه اینکه خودش یه جنگنده دو نفره باشه مث فانتوم، دو موتوره و با کلی سیستم موازی که هزینه تربیت خلبان و تعمیر و نگه داریش به فلک بکشه.

یک کار دیگه ای که نیروی موشکی تو بحث پدافند نمی تونه انجام بده ایجاد پوشش های رندم هوایی هست که طرح ریزی عملیات دشمن رو به مخاطره می اندازه، باز این رو هم می تونه f-20 ما انجام بده،‌ به شرطی که دوباره بتونه لینک بشه و داده های رادار oth رو بگیره مثلا نه اینکه خودش یه آگ9 داشته باشه و بشه تامکت.

این اون چیزیه که ما نداریم، ما تفکر اینکه توانمندی سلاح رو وزنش تعریف نمی کنه نداریم و این باعث شده امروز منهای همه حیف میل هایی که برای اهداف سیاسی میشه،‌مثل پروژه قاهر، یا شفق باقی پولمون رو صرف تربیت WSO RIO بکنیم در حالی که تمام کار اینها رو یک خط کد و چهارتا سنسور ساده می تونه انجام بده.

این پایه مخالفت با این اسم مسخره نیمه سنگینه، سلاح رو با کاربردش و هدفش و هزینش تعیف کنید،‌نه با قیافش. 

 

تقسیم بندی از لحاظ ماموریت کار درستیه ولی تو همین تقسیم بندی هم وزن نقش مهمی رو ایفا میکنه! مثلا آیا شما از صاعقه و میراژ اف 1 انتظار حمل موشک هاوک و فکور رو دارید؟ میزان حمل تسلیحات و ماموریت جنگنده به وزنش وابستگی کامل داره! به طوری که با کوچیک یا بزرگ کردن بدنه سایز و توان موتورها هم تغییر میکنه و این تغییرات روی حمل تسلیحات و سایز رادار هم تاثیر مستقیم داره که همین مسئله میتونه ماموریتش رو هم تغییر بده!

در بحث پشتبانی نزدیک از نیروها باید بین نوع دشمن تفاوت قائل شد! مثلا آیا توان پدافند هوایی نیروهای داعش با نیروهای ناتو یا کشورهای همسایه برابره؟  

مسئله بعدی دیتالینک بین جنگنده و رادار ماورای افق هست که قبلا پیشنهاد شده ولی این یه مسکنه نه درمان! این جنگنده اف 20 که شما میگید چیزی از خودش نداره و کاملا وابسته به رادار سطحیه! این پیشنهاد برای وضعیت فعلی ما مناسبه ولی برای آینده باید فکر دیگه ای کرد! ما به یه جنگنده چند منظوره (مثل رافال و تایفون) با قابلیت پنهانکاری نیاز داریم که بتونه با تکیه بر توان خودش عملیات انجام بده و در کنارش از امکانات موجود در سطح و هوا هم بهره ببره! همونطور که محسن عزیز گفت این جنگنده بهتره به صورت پنهانکار طراحی بشه چراکه موقع ورود به خدمت با تهدیدات جدیدی مواجه میشه که باید از قبل برای مقابله با اینها آماده شده باشه.

  • Upvote 3
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

تقسیم بندی از لحاظ ماموریت کار درستیه ولی تو همین تقسیم بندی هم وزن نقش مهمی رو ایفا میکنه! مثلا آیا شما از صاعقه و میراژ اف 1 انتظار حمل موشک هاوک و فکور رو دارید؟ میزان حمل تسلیحات و ماموریت جنگنده به وزنش وابستگی کامل داره! به طوری که با کوچیک یا بزرگ کردن بدنه سایز و توان موتورها هم تغییر میکنه و این تغییرات روی حمل تسلیحات و سایز رادار هم تاثیر مستقیم داره که همین مسئله میتونه ماموریتش رو هم تغییر بده!

در بحث پشتبانی نزدیک از نیروها باید بین نوع دشمن تفاوت قائل شد! مثلا آیا توان پدافند هوایی نیروهای داعش با نیروهای ناتو یا کشورهای همسایه برابره؟  

مسئله بعدی دیتالینک بین جنگنده و رادار ماورای افق هست که قبلا پیشنهاد شده ولی این یه مسکنه نه درمان! این جنگنده اف 20 که شما میگید چیزی از خودش نداره و کاملا وابسته به رادار سطحیه! این پیشنهاد برای وضعیت فعلی ما مناسبه ولی برای آینده باید فکر دیگه ای کرد! ما به یه جنگنده چند منظوره (مثل رافال و تایفون) با قابلیت پنهانکاری نیاز داریم که بتونه با تکیه بر توان خودش عملیات انجام بده و در کنارش از امکانات موجود در سطح و هوا هم بهره ببره! همونطور که محسن عزیز گفت این جنگنده بهتره به صورت پنهانکار طراحی بشه چراکه موقع ورود به خدمت با تهدیدات جدیدی مواجه میشه که باید از قبل برای مقابله با اینها آماده شده باشه.

نه، مثلا FC-1 رو ببینید، با اون جثه دوتا C802 می بنده، همین میراي اف-1 پا بپای رافائل در مالی حضور داشت،

کی می گه ما به همچین چیزی نیاز داریم؟ کدوم سناریو همچین چیزی رو به ما دیکته می کنه؟ دکترین ما مثلااینه که با تهدید شاخ به شاخ نریم، جایی که نیروی هوایی حریف هست از موشک استفاده کنیم.

بعد الان تهدید چیه؟ کجای دنیا کشش یک جنگ دیگه مثل 91 رو داره؟ ما الان درگیر جنگیم و داریم میبازیم جنگ رو به تهدیدات نوین. برای گرفتن یک مزرعه در سوریه هوار هوار تلفات می دیم، جایی که توان موشکی ما توی یک نبرد استراتژیک تثبیتمون کرده، چرا باید این تهدید جدید رو ول کنیم بریم یک دریچه جدید و بسیار هزینه بر رو باز کنیم؟ این چه چیزی به توانمندی های فعلی ما اضافه میکنه؟ که بهش افتخار کنیم؟ چه افتخاری داره اینکه توی سوریه از پس چهارتا دمپایی پوش بر نیایم ولی اینجا یک جنگنده رو نمایی کنیم؟

 

واقعیت اینه که با کمتر از  هزینه یکی از این جنگنده ها، نیروی هوایی ما صرفا با تغییر ساختار با همین مقدورات فعلیش می تونه به جایی برسه که حداقل در نبرد های محدود جایگزین نیروی هوایی ائتلاف بشه، حتی قضیه اف-20 هم مال 5 سال بعد ماست وقتی این بحران رو پشت سر گذاشتیم. سوال اینه که الان چه توجیهی داره پول این دیتا لینک ها، پول بازیابی کامند پست و خرید چیزهایی به سادگی کینگ ایر ISR رو صرف همچین پروژه هایی بکنیم؟ این تبذیر نیست؟

  • Upvote 4
  • Downvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

نه، مثلا FC-1 رو ببینید، با اون جثه دوتا C802 می بنده، همین میراي اف-1 پا بپای رافائل در مالی حضور داشت،

کی می گه ما به همچین چیزی نیاز داریم؟ کدوم سناریو همچین چیزی رو به ما دیکته می کنه؟ دکترین ما مثلااینه که با تهدید شاخ به شاخ نریم، جایی که نیروی هوایی حریف هست از موشک استفاده کنیم.

بعد الان تهدید چیه؟ کجای دنیا کشش یک جنگ دیگه مثل 91 رو داره؟ ما الان درگیر جنگیم و داریم میبازیم جنگ رو به تهدیدات نوین. برای گرفتن یک مزرعه در سوریه هوار هوار تلفات می دیم، جایی که توان موشکی ما توی یک نبرد استراتژیک تثبیتمون کرده، چرا باید این تهدید جدید رو ول کنیم بریم یک دریچه جدید و بسیار هزینه بر رو باز کنیم؟ این چه چیزی به توانمندی های فعلی ما اضافه میکنه؟ که بهش افتخار کنیم؟ چه افتخاری داره اینکه توی سوریه از پس چهارتا دمپایی پوش بر نیایم ولی اینجا یک جنگنده رو نمایی کنیم؟

 

واقعیت اینه که با کمتر از  هزینه یکی از این جنگنده ها، نیروی هوایی ما صرفا با تغییر ساختار با همین مقدورات فعلیش می تونه به جایی برسه که حداقل در نبرد های محدود جایگزین نیروی هوایی ائتلاف بشه، حتی قضیه اف-20 هم مال 5 سال بعد ماست وقتی این بحران رو پشت سر گذاشتیم. سوال اینه که الان چه توجیهی داره پول این دیتا لینک ها، پول بازیابی کامند پست و خرید چیزهایی به سادگی کینگ ایر ISR رو صرف همچین پروژه هایی بکنیم؟ این تبذیر نیست؟

 

اصلا فلسفه ساخت موشک های هوا به هوایی با این سایز استفاده به عنوان سلاح دوربرده! که این سلاح رو هم اصولا باید در جنگنده ای مثل اف 14 یا حداقل اف 4 استفاده کرد که بتونه با 7 تا بالای 10 تن سوخت داخلی و مخازن خارجی رو آسمون کشیک بده! پس استفاده از این نوع تسلیحات در جنگنده های سبکی مانند اف 5 و JF-17 توجیه پذیر نیست چراکه این نوع جنگنده ها (رهگیر نقطه ای) اولا نیازی به این برد ندارن و ثانیا توانایی پرواز طولانی مدت با تعداد بالای سلاح رو شاید نداشته باشن یا اینکه خیلی سریعتر به سوختگیری نیاز پیداکنن! اصلا جنگنده ای که قراره از روی باند بلند بشه و ممکنه هرآن مجبور به ورود به داگفایت بشه منطقیه که چنین باری حمل کنه؟ بحث تسلیحات هوا به سطح متفاوته! انگار که از کلت کمری بخوای به جای تیربار استفاده کنی! ماموریت این جنگنده ها متفاوته و این رو وزن و جثه و قدرت موتور در درجه اول تعیین میکنه و بعد فاکتورهای دیگری مثل مانورپذیری و امثالهم.

مسئله بعدی اینه که کی گفته نبرد ناهمتراز یعنی تیرکمون در برابر جنگنده؟ در شرایط برابر در کیفیت (مثلا F-15 در برابر F-15) ولی اختلاف در کمیت هم نبرد ناهمتراز رخ میده و اینجا شما باید بتونی با تدابیری که اتخاذ میکنی (مثل استفاده از پدافند زمینی و پایگاه های هوایی حافاظت شده و متناسب با شرایط نبرد) سعی کنی ضعف در کمیت رو به این نحو جبران کنی!

کسی ده سال پیش شاید فکر نمیکرد که گروهی مثل داعش قراره با وانت کشور اشغال کنه تا خودش رو برای چنین نبردی آماده کنه! الان هم تهدیدات خارجی به طور کامل از بین نرفتن (به خصوص اینکه احتمالا دو سال دیگه حزب جمهوری خواه تو آمریکا قدرت میگیره) و عقل حکم میکنه که در برابر این تهدید یا حتی تهدید حملات اعراب (که شمشیر رو از رو بستن) فکری کرد!

  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

به نظر بنده اگر به کشورهای پیشرو در زمینه طراحی و ساخت جنگنده نسل 5 و 4.5 نگاه کنیم دو استراتژی دیده میشود

1- امریکا سراغ طراحی و ساخت یک پلتفرم کاملا جذید رفت. اف 22 و اف 35 که پروژه های بسیار طولانی و پرخرجی بودند.

2 روسیه به جای طراحی یک پلتفرم جدید تلاش کرد تا یک پلتفرم موفق خود یعنی سوخو 27 را به نسل 4.5 یعنی سوخو 35 و سپس نسل 5 سوخو تی 50 ارتقا داد. این کار نسبت به پروژه های امریکا هم با هزینه های کمتری صورت گرفت هم مدت زمان انجام کار کوتاه تر بود.

به اعتقاد بنده با توجه به داشته های کشور ما چه از نظر توانایی فنی چه مالی استراتژی دوم برای ما عملی تر میباشد. کلا حتی اگر بودجه ان تامین شود بعید است ما توانایی طراحی یک جنگنده نسل 4.5 یا 5 را از صفر داشته باشیم. بهترین کار مهندسی معکوس جنگنده اف 14 به عنوان یک پلتفرم موفق سپس ارتقا تدریجی ان میباشد. این کار میتواند به تدریج طی یک روند 10 ساله انجام گیرد. ارتقا ها شامل طراحی  یک سیستم راداری ارایه فازی و کاهش سطح مقطع راداری و درصورت امکان تغییر موتور و غیره باشد

با نگاهی به سیاست های ارتش که بسیار به داشته های قبلی خود و ارتقا انها علاقمند است. احتمالا همین مسیر را بر روی اف 14 و یا یک جنگنده دیگر دارند طی میکنند.

  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط MR9
      موقعیت قرارگاه مرکزی منافقین :
       
      در 90 کیلومتری شمال بغداد ،پس از عبور از شهر "الخالص" به "قرارگاه  اشرف" خواهید رسید.این پادگان با وسعت6 در 8کیلومتر مربع تا سال 1365 هجری شمسی تحت عنوان "معسگر الخالص الخاص" محل استقرار یکی از تیپ های گارد ریاست جمهوری صدام حسین بود.این پادگان از شمال به انبارهای بزرگ مهمات و تسلیحات و یک روستای کوچک عراقی،از شرق به یک فرودگاه متروکه،از جنوب شرق به روستای "شیخ شنیف" ، از جنوب به یک مرکز مرغداری و از غرب به جاده بغداد- کرکوک محدود شده است."اشرف بزرگ" 12*10 کیلومتر مربع است  که پادگان اشرف و زمین های اطراف آن را شامل می شود.
       
        
       
       
       
       
      پس از اخراج مسعود رجوی به عراق و ملاقات او با صدام حسین ، این پادگان بطور کامل تحویل گروهک منافقین  شد و  آنها پایگاه های خود در سلیمانیه و کرکوک را جمع آوری کرده و از سال 1366 هجری شمسی تحت عنوان به اصطلاح "ارتش آزادیبخش ملی " در این محل تجمع کنند.
      در کیلومتر 90 جاده قدیم بغداد-کرکوک انشعابی از قسمت شرقی، شما را به درب اصلی پادگان اشرف هدایت خواهد کرد.شمال و جنوب این جاده آسفالته و فرعی محل استقرار 2 گردان ارتش صدام حسین ،گروهان رادار،گروهان موشکی پدافند هوایی و مقر سازمان استخبارات صدام حسین است که در نزدیکی ورود به پادگان قرار دارد.از سال 1365 شمسی تا زمان سرنگونی صدام  حسین ،نقش این نیروها پدافند هوایی،حفاظت بیرونی و کنترل ورود و خروج به پادگان اشرف بود .
       
       
        
       
       
      مرصاد ، کمینگاه منافقین 
      ببرها وارد می شوند :
       
      اگر چه نیروی های مسلح جمهوری اسلامی ایران ( ارتش  جمهوری اسلامی ایران ، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی  ، بسیج و..)  در جریان عملیات مرصاد ، شکست سنگینی بر پیکره گروهک منافقین وارد آورد ، بازماندگان فرقه رجوی ، مجدداً نیروی های باقی مانده خود را در قرارگاه های  متعدد خود در عراق ، جمع آوری و با حمایت رژیم بعثی ، فعالیتهای خود را از سر گرفتند . اما بدنبال شکست مفتضحانه رژیم بعثی حاکم بر بغداد در مقابل تهاجم گسترده نیروهای ائتلاف به منظور بازپس گیری کویت در ماه مارس 1991 و بغرنج شدن وضعیت در این کشور که همراه با بروز تشنجات و حرکتهای مسلحانه در شمال و جنوب آن گردید ، باعث شد تا گروهک منافقین  با یک بن بست غیر قابل تصور مواجه گردد .
       
       

       
       
      به همین دلیل ، تروریستهای مسلح این گروهک ، دست به تحرکات جدیدی در داخل خاک ایران زده و در یکم آوریل 1991 ، با استفاده از شرایط حاد منطقه ، یکسری اقدامات مسلحانه تروریستی  در غرب ایران ، بویژه ارتفاعات استان کرمانشاه  را رقم زدند که موجبات به شهادت رسیدن صدها نفر از شهروندان کرد ساکن در این منطقه را فراهم آورد .
      بنابراین در پاسخ به شرارتهای این گروهک تروریستی ، در بامداد روز 5 آوریل ، نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران  با استفاده از 9 فروند جنگنده- بمب افکن F-4E ، جمعی پایگاه سوم شکاری (TFB-3)  یک ضربت اساسی را به پادگان اشرف که قرار گاه مرکزی این گروهک بشمار می رفت ، وارد آورد که درعمق 80 کیلومتری داخل خاک عراق و در 28 کیلومتری شمال شهر  خالص  قرار داشت . 5 دقیقه بعد از این حمله ، 9 فروند جنگنده- بمب افکن F-5E جمعی پایگاه چهارم شکاری (TFB-4) بقیه تاسیسات این قرار گاه را با مهمات سنگین مورد حمله قرار دادند که براساس اطلاعات منتشر شده ، تلفات گسترده ای را موجب گردید .
       

       
       
      با این حال ، در جریان این حمله غافلگیرانه  ، خدمه یکی از فانتوم های شرکت کننده ( سریال 6688-3) موفق به اجرای صحیح مانور POP-UP نگردید و هر دوخدمه مجبور به اجکت شده و توسط شبه نظامیان مستقر در منطقه  بازداشت و بسرعت به دولت عراق تحویل داده شدند
       
       

       
      بقایای فانتوم ساقط شده نیروی هوایی به سریال 6688-3
       
       
      در شمال عراق ، دولت ترکیه که سالهاست در حال جنگ غیر رسمی با شورشیان حزب کارگران کرد که به شکل محرمانه از حمایتهای اطلاعاتی و تسلیحاتی دولت وقت عراق بهره می برد ، قرار داشت ، به منظور سرکوب این شورشیان ، چندین عملیات رزمی را در امتداد مرز با ایران ، طراحی و اجرا نمود .
       

       
       
      در جریان این عملیات رزمی ، فانتوم های  نیروی هوایی ترکیه بارها و بارها حریم هوایی ایران را مورد تجاوز قرار داده و نقض نمودند و در این سو ، در موارد متعددی  ، رادار مراقبت منطقه ، هشدارهای لازم را به ترکها ارسال نمود ولی علی الظاهر نیروی هوایی ایران هرگز عملیات رهگیری را اجرا ننمود . این مساله  را می توان بدین دلیل تشریح نمود که  تایگرهای مستقر در پایگاه دوم شکاری ،اگر چه بسیار سریع تر از فانتوم های ترک بودند اما بدلیل اینکه  تیم های ضربتی نیروی هوایی ترکیه توسط جنگنده های F-16C این نیرو  اسکورت می شدند ، حضور تایگر عملاً بی اثر بشمار می رفت . به همین علت ، فرماندهی وقت نیروی هوایی ایران تصمیم گرفت تا سازمان رزم پایگاه دوم شکاری را با اعزام جنگنده های MIG-29 که به تازگی از اتحاد شوروی تحویل گرفته شده بودند ، تقویت نماید .
       
       

       
       
      اعزام فالکروم های تهرانی  ، اگر چه در ابتدا به شکل موقت به این پایگاه مامور شده بودند ، اما با تغییر شرایط ، این استقرار به شکل دائمی در آمد و اسکادران 22 تاکتیکی نیروی هوایی (TFS-22) با حضور میگ های روسی تشکیل گردید و از آن سو ، تمامی  تایگرهای موجود در این پایگاه (F-5E) به اسکادارن 21 تاکتیکی (TFS-21) انتقال یافتند .
       
      با فروکش کردن آتش جنگ در آسیای جنوب غربی ، شرایط تقریباً به حالت عادی بازگشت ، اما این آرامش زیاد بطول نیانجامید ، چرا که در سال 1994 ، گروهگ منافقین مجدداً با اعزام تیم های ترورویستی بداخل کشور ، به شکل منظم دست به تخریب ، ترور مردم عادی و شماری از مقامات ارشد نظامی و غیر نظامی  زدند .
       
       

      سپهبد شهید صیاد شیرازی 
       
       
      د رنتیجه نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران ، مجدداً ماموریت یافت تا حملات هوایی خود را علیه قرارگاه مرکزی این گروهک در داخل خاک عراق ، از سر بگیرد .
      این ماموریت کمتر شناخته شده ، توسط یکفروند جنگنده- بمب افکن F-5F و سه فروند جنگنده – بمب افکن F-5E جمعی پایگاه دوم شکاری در 9 نوامبر 1994 اجرا گردید . در این حمله جمعاً 16 تیر مهمات هوا به زمین مارک-82 به روی هدف حمل شد و پرنده های رزمی با موفقیت کامل و بدون خسارت جانبی ، ماموریت خود را به انجام رساندند .
       
       

       
       
      اما بدلیل اینکه این حمله غافلگیرانه  در داخل محدوده موسوم به منطقه پرواز ممنوع (NO FLY ZONE) شمال عراق که توسط ایالات متحده و بریتانیا حفاظت می گردید ، انجام شد ، به محض اطلاع از وقوع این حمله ، 20 فروند جنگنده  متحدین شامل  جنگنده – بمب افکن های F-16  و F-15 نیروی هوایی ایالات متحده به منظور رهگیری این دسته پروازی از پایگاه های خود واقع در خاک ترکیه به پرواز در آمدند که با توجه به پایان ماموریت دسته رزمی نیروی هوایی ایران ، برخوردی میان این دو پیش نیامد . 
       

       
       
       
      پی نوشت :
       
      1- پلان های رزمی ارائه شده در این تاپیک در سطح وب وجود ندارد و توسط مترجم طراحی شده است 
      2-  در این انجمن ، بیشتز از حماسه های گردان های تامکت و فانتوم گفته شده ، باشد که  این تاپیک گوشه ای از حماسه های تایگرهای مظلوم نیروی هوایی که تلفات قابل توجهی را هم در جنگ تحمیلی متحمل شده است ، بیان نماید .
       
       
       
      منبع : با اندکی تصرف ، IRANIAN TIGERS AT WAR  BY BABAK TAGHVAEE
       
       
        این مجموعه با صرف زمان ترجمه  شده است ،
      بنابراین ، هر گونه برداشت با ذکر منبع (MILITARY.IR) خواهد بود . 
      در غیر اینصورت ، برداشت کننده  ، عرفاً و شرعاً ، مسئول خواهد بود .
       
       مترجم : MR9      
    • توسط farmandekoll
      F-117 نایت هاوک (شاهین تاریکی) نخستین هواپیمای عملیاتی است که به منظور استفاده از فناوری پنهانکاری طراحی شد. طراحی منحصر بفرد این هواپیمای تک سرنشینه تواناییهای استثنایی را به این هواپیمای تهاجمی می افزاید. اندازه این هواپیما در حدود F-15 ایگل می باشد که دو موتور توربو فن F404 که هرکدام نیرویی معادل 48 کیلو نیوتون (10800 پوند) ایجاد می کنند دارد. هم چنین دارای کنترل با سیم می باشد. قابلیت سوختگیری هوایی برد نایت هاوک را افزوده و آن را به یک سلاح بازدارنده و ترساننده ی ایالات متحده تبدیل کرده است. توانایی حمل انواع سلاح ها با سیستمهای ناوبری و حمله یکپارچه و سیستمهای الکترونیک پروازی ( اویونیک) موثر بودن این هواپیما را در عملیات مختلف اثبات می کند و بار کاری خلبان را کم می کند. کشیدن نقشه های با جزییات ریز برای عملیات روی نقاط با پدافند سنگین و قوی با استفاده از سیستم طراحی نقشه خودکار به ارزشهای این هواپیمای منحصر بفرد می افزاید.اولین F-117 در سال 1982 تحویل داده شد و آخرین تحویل در سال 1990 بود. تصمیم تولید F-117 در سال 1978 گرفته شد. اولین پرواز آن در سال 1981 انجام شد.

      جزییات :


      وظیفه : هواپیمای تهاجمی پنهانکار

      سازنده : لاکهید

      استفاده کننده : نیروی هوایی ایالات متحده

      موتور : دو موتور توربو فن بدون پس سوز F404-GE-F1D2 با قدرت 48 کیلو نیوتن (10800پوند)

      ابعاد : طول 10.08 متر، ارتفاع 3.78 متر، دهنه بال 13.20 متر

      اوزان: وزن خالی آن 13.381 کیلوگرم برآورد شده است، حداکثر وزن برخاست 13.814 کیلوگرم

      اجرا : حداکثر سرعت 0.98 ماخ یا 1040 کیلومتر بر ساعت(656 مایل بر ساعت)، سقف پرواز 15.240 متر برآورد شده است ( 50000 پا)

      سلاحها : تا 2268 کیلوگرم (5000 پوند) انواع بمب های هدایت شونده، موشکهای هوا به زمین، موشکهای زد رادار یا موشکهای هوا به هوای AIM-9 که در یک جایگاه درونی حمل می شوند.




    • توسط farmandekoll
      بعد از ظهور جنگنده رهگیر Su-27 و آشکار شدن تواناییهای بالقوه آن( بخصوص در برابر نمونه غربی یعنی F-15 Eagle) روسیه در پی تغییر و بهبود این جنگنده متناسب با نیازها و خواستهای مشتریان شد. در نتیجه مدلهای مختلفی از این هواپیما طراحی و عرضه شد که یک گروه از آنها جنگنده سوخوی Su-30 بود که به کشورهای هند، چین، اندونزی، ویتنام و مالزی صادر شد. در ادامه به معرفی انواع مختلف Su-30 می پردازیم.

      Su-30 : جنگنده رهگیر دو سرنشینه

      این مدل که در واقع Su-27PU می باشد - بعدها Su-30 خوانده شد – در اواخر دهه 80 میلادی به عنوان جنگنده رهگیر دور برد و پست فرماندهی هوایی توسعه و ظهور یافت.در شروع پروژه Su-27UB هواپیمای آموزشی رزمی به عنوان پایه این مدل انتخاب شد. زیرا این مدل هم مزیت های رزمی Su-27 و هم دو سرنشینه بودن را داشت. برای برآورده کردن برد زیاد امکان سوختگیری هوایی به Su-27UB داده شد. سیستمهای اویونیک( الکترونیک پروازی) آن بهبود یافت. سیستمهای ویژه ارتباطی و هدایتی برای فرماندهی پروازهای جمعی با جنگنده های تک سرنشینه Su-27 نیز بر روی این هواپیما قرار داده شد. در کاکپیت عقب یک نمایشگر بزرگ CRT ( نمایشگرهایی مانند تلویزیون) قرار داده شد که به لیدر آرایش، اطلاعات تاکتیکی مانند هدف ها و رهگیر ها را نشان می دهد. سیستمهای ناوبری و پرواز با سیم نیز ارتقا یافته اند. فقط تعدادی از این هواپیما در نیروی هوایی روسیه وارد خدمت شدند.


      Su-30MK : جنگنده چند منظوره دو سرنشینه


      در سال 1993 سوخوی نمونه های نخستین Su-30 را به نمونه اثباتگر برای به فروش رساندن مدل های چند منظوره که Su-30MK خوانده می شدند، تبدیل کرد. MK که در آن M به جای Modified و K به جای Commercial (در زبان روسی) است نشان می دهد که این نمونه برای بازار صادراتی توسعه یافته است. در هسته این مدل سیستم کتنرل آتش چند منظوره ارتقا یافته با توجه به درخواست مشتریان قرار داده می شود. توانایی هوا به زمین هواپیما به طور قابل ملاحظه ای ارتقا داده شده است و موشکها و بمب های متنوعی نیز برای انتخاب تسلیحات آن افزوده شده است. برای نقشهای هوا به هوا موشک میان برد RVV-AE ( R-77 اَدر یا آمرامسکی) با سیستم هدایت راداری فعال قابلیت نصب پیدا کرده است.

      Su-30K و Su-30MKI: فلانکر های دو سرنشینه هند

      هند اولین خریدار جنگنده Su-30MK بود. برای برآورده کردن نیازهای هند، Su-30MKI توسعه یافت. Su-30MKI تفاوت قابل توجهی با Su-30MK دارد. بطوریکه در آن کانارد(پیش بال) و دو موتور AL-31 جدیدتر با توانایی تغییر بردار رانش قرار داده شده است که مانور پذیری هواپیما را بسیار بالا برده است. این موتور ها با تراست 130 کیلو نیوتون هواپیما را به حداکثر سرعت 2125 کیلومتر در ساعت (2 ماخ ) می رساند. دریچه موتورها قابلیت چرخش تا 15 درجه افقی و عمودی را دارد. البته موتور های نمونه Su-30K دارای سیستم تغییر بردار رانش نمی باشند. رادار Su-30MKI ، NIIP N011M بوده که همان رادار استفاده شده در جنگنده Su-35 و Su-37 می باشد و سازگار با انواع موشکهای هوا به زمین و هوا یه هوا از جمله R-60 آفید، R-73 آرچر، R-27 آلامو و R-77 اَدر را می باشد. سیستمهای ناوبری و نمایشگر های سربالا نیز با سیستمهای ساخت سکستانت اویونیک فرانسه جایگزین شده اند.



      Su-30MKK : جنگنده چند منظوره دوسرنشینه چین

      Su-30MKK چندمنظوره، دوسرنشینه و برای چین توسعه یافته است.این مدل نیز مانند Su-30MKI دارای کاکپیت دو سرنشینه بوده که از نمایشگرهای چند منظوره در آن استفاده شده است. بعلاوه این مدل دارای توانایی سوختگیری هوایی می باشد. در این مدل از بالهای بزرگتر Su-35 برای جای دادن سوخت بیشتر استفاده شده است. Su-30MKK فاقد کانارد بوده و موتور آن مانند دیگر مدلها توربو فن Al-31F بدون سیستم تغییر بردار رانش می باشد که البته از نمونه MKI تراست کمتری تولید می کند (122.58 کیلو نیوتون) که هواپیما را به حداکثر سرعت 2125 کیلومتر در ساعت(2 ماخ ) می رساند. رادار Su-30MKK، N001VE بوده که سازگار با موشک R-77 اَدر می باشد. این هواپیما مانند دیگر هم خانواده های خود قادر به حمل طیف وسیعی از موشکهای هوا به زمین و هوا به هوا می باشد که در 12 جایگاه تعبیه شده قرار می گیرند. از دیگر سلاحهای قابل حمل این مدل می توان به R-60، R-73 آرچر و R-27 آلامو به همراه یک توپ 30 میلیمتری با 150 توپ اشاره کرد. همچنین حداکثر وزن برخاست با تقویت ارابه فرود و بدنه به 38000 کیلوگرم افزایش یافته است. در سال 1999 سوخوی، T10PU-5 ( نمونه اولیه Su-30) را به مدل MKK تغییر داد و اولین پرواز آن در 9 می 1999 انجام شد. در ادامه در 19 می همان سال تولید Su-30MKK با شماره سریال 501 آغاز شد.




  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.