ali_64

نگاهي به زندگي آدولف هیتلر

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

آدولف هیتلر پیشوای حزب ملی کارگران سوسیالیست آلمان (حزب نازی) و آلمان نازی از ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۵ بود.
دارای مقاماتی همچون صدر اعظم آلمان، رئیس دولت، و ریاست ایالات، یک دیکتاتور مطلق و سخنرانی با استعداد، هیتلر یکی از مهم‌ترین پیشوایان تاریخ جهان است و به همین دلیل مورد توجه‌است. مجموعهٔ ارتشی- صنعتی او توانست آلمان را از بحران اقتصادی ناشی از جنگ جهانی اول خارج سازد و قوای تحلیل رفته آلمان را ترمیم نماید و آن را تبدیل به یکی از قدرت‌های برتر اروپا نماید.

هیتلر مبادرت به ایجاد یک آلمان بزرگ نمود. یکی از دلایل اولیه و عمده وقوع جنگ جهانی دوم الحاق اتریش و تهاجم به چکسلواکی و لهستان در ۱۹۳۹ توسط او بود که در نتیجه انگلستان و فرانسه به آلمان اعلام جنگ کردند. جنگی که بین دو قدرت محور و متفقین درگرفت و در طی این مدت خرابی‌های بسیاری در اروپا به وجود آمد. او پس از اینکه متوجه نابودی نیروهای رایش سوم شد، قبل از رسیدن نیروهای ارتش سرخ در پناهگاه زیرزمینی خود در برلین دست به خودکشی زد.


تصویر

دوران کودکی

کودکی آدولف هیتلرآدولف هیتلر حدود ساعت ۰۶:۳۰ بعد از ظهر۲۰ آوریل ۱۸۸۹ دربراونا-آم-این، شهری کوچک در نزدیکی لینتز در ایالت اتریش شمالی،بین مرز اتریش و آلمان زاده شد. پدر او آلویس هیتلر ( ۱۸۳۷ – ۱۹۰۳)، یک کارمند پائین رتبه گمرک بود.


شایعاتی مبنی بر یهودی بودن هیتلر وجود داشت که هنوز هم ادامه دارد. گفته می‌شود، مادر بزرگش ماریا شیکل گروبر پدر هیتلر را وقتی در خانه یک یهودی به نام خانوادهٔ «فرنکِن برگِر» در گراتز اتریش کار می‌کرد، به دنیا آورد. به هر حال تاریخ دانانی همچون ورنر مازر و ایان کِرشاو این امر را غیرممکن می‌دانند. مطالعات دقیق دانشگاهی (از جمله بررسی و تطبیق دقیق اسناد دوائر دولتی کوچک‌ترین اثری از وجود چنین خانواده‌ای در آن منطقه نیافتند - مثلاً بر مبنای اسناد مالیاتی و یا ثبت احوال و یا اسناد مالکیت و غیرو) بدون کوچک‌ترین شکی نادرستی این شایعات را ثابت کردند. ظاهراً این شایعات را خود یهودیان بعد از پایان جنگ دوم جهانی دامن زدند به دو دلیل: یکی آنکه نشان دهند نفرت هیتلر از یهودیان ریشه در پیچیدگی‌ها و مشکلات ژرف روانی و خودبیزاری دارد، و دوم اینکه به هر صورت، حتی با نگاهی منفی، نمی‌توان نبوغ و قابلیت‌های سترگی در وجود هیتلر را انکار کرد، و یهودیان همواره کوشش دارند که چنین وانمود کنند که قوم یهود از سایر نوع بشر دارای قابلیت‌های درونی سترگ تری است. به هرروی نظریهٔ یهودی بودن هیتلر از دیدگاه جهان آکادمیک کاملاً مترود و متروک است.

مادر هیتلر، کلارا هیتلر (زادهٔ پولزل)، دومین دختر عموی آلویس بود. او شش بچه به دنیا آورد. تنها آدولف، که دومین فرزندش بود، و خواهر کوچکش پاولا در کودکی زنده ماندند.

تصویر

آدولف یک پسر باهوش بود، او شیفته سخنرانی‌های پرفسور لئوپولد پُچ شده بود، کسی که در عقیده مرد جوان تأثیر زیادی داشت. هیتلر علاقه زیادی به مادرش داشت ولی می‌توان گفت که از پدرش متنفر بود، کسی که اهل انضباط بود. در کتابش نبرد من، که تا اندازه‌ای تبلیغاتی نوشته شده بود، آدولف لحنی مودبانه درباره پدرش دارد، به هر حال او اظهار می‌کرد تصمیم جدی که برای نقاش شدن داشت باعث اختلاف نظرات بسیاری در بین آنها شده بود. در ژانویه ۱۹۰۳ الویس مُرد، ودر دسامبر ۱۹۰۷ کلارا به دلیل ابتلا به سرطان سینه درگذشت.

اوایل بزرگسالی
اندکی پس از مرگ مادرش، هیتلر ۱۸ ساله، لینز را به قصد وین در جستجوی نقاش شدن ترک کرد، او حقوق یتیمی داشت، وبه عنوان یک طراح، برای خانه‌ها و ساختمان‌های مجلل مشغول به کارشد. او دوبار برای دانشکده هنر وین درخواست داد، ولی پذیرفته نشد. حقوق یتیمی او در ۱۹۱۰ قطع شد، اما مقداری پول از خاله اش به ارث برد. پول موروثی او نیز به زودی تمام شد. برای چندین سال او از روی کارت پستال‌ها نقاشی می‌کرد و آن‌ها را به تاجران می‌فروخت. هنوز هیتلر در حاشیه شهر و در محله‌های بی خانمانها زندگی می‌کرد. او در اوقات فراغتش بارها در اپرای تالار کنسرت وین شرکت کرده بود، به خصوص اساطیر اسکاندیناوی که توسط ریچارد وگنر اجرا می‌شد. او همچنین اوقات بسیاری را به مطالعه می‌گذراند.

هیتلر در سالهای اقامت خود در وین به عضویت یک گروه فعالضد یهود در آمد. در آن زمان اغلب، اهالی وین مردم یهودی را تحقیر می‌کردند. علاوه بر این مخالفت با یهود ریشه‌ای عمیق در فرهنگ کاتولیک‌های اتریش داشت. وین دارای یک جامعه بزرگ یهودی، شامل بسیاری از یهودی‌های ارتدکس اروپای شرقی بود. هیتلر تحت تأثیر روزنامه نگارانی هم چون لنز ون لیبن فیلز و سیاستمدارانی چون کارل لوگر، شهردار وین، یا جورج ریتر ون اسچونر قرار گرفت. و به واسطه آن‌ها هیتلر به برتری نژاد آریایی اعتقاد یافت که این اساس شکل گیری تفکر سیاسی او بود. سرانجام هیتلر باور نمود که یهودی‌ها دشمن فطری و مسلم آریایی‌ها هستند و هم چنین عامل اصلی مشکلات اقتصادی آلمان هستند.

در سال ۱۹۱۳، هیتلر برای اجتناب از خدمت سربازی در ارتش اتریش- مجارستان به مونیخ نقل مکان کرد. بیشتر هم نژادان آلمانی او نیز این مشکل را داشتند. ارتش اتریش بعدها او را بازداشت کرد و مورد آزمایش جسمانی قرار داد که برای خدمت نامناسب تشخیص داده شد، او مجاز به بازگشت به مونیخ شد. اما وقتی در اوت ۱۹۱۴ امپراتوری آلمان جنگ جهانی اول را آغاز کرد، برای لشکر باواریَن داوطلب شد. او یک سرباز وظیفه فعال بود که به عنوان پیغام آور در فرانسه و بلژیک در معرض دید آتش دشمن خدمت کرد. اگر چه خدمت هیتلر قابل تقدیر بود ولی به خاطر اینکه تابعت آلمانی او مفقود شده بود هرگز به بالاتر از سرجوخه ترفیع نیافت. او دوبار برای شجاعت در جنگ نشان صلیب آهنی، درجه دو، در دسامبر ۱۹۱۵، و صلیب آهنی، درجه یک (به ندرت به سرجوخه‌ها اعطا می‌شود)، در اوت ۱۹۱۸ را دریافت کرد.

در مدت جنگ هیتلر یک آلمانی میهن پرست دو آتشه شد، هرچند او تا سال ۱۹۳۲ تابعیت آلمانی نداشت. وقتی که مردم اعتقاد به شکست ناپذیری ارتش آلمان داشتند، آلمان در نوامبر سال ۱۹۱۸ تسلیم شد. هیتلر به خاطر تسلیم شدن آلمان دچار شوک شدیدی شد. او در آن زمان به خاطر حمله گازهای سمی در بیمارستان صحرائی بود و به طور موقت دچار نابینایی شده بود. مانند بسیاری از میهن پرستان، او سیاست مداران غیرنظامی را در تسلیم شدن آلمان مقصر می‌دانست.

حزب نازی
پس از جنگ هیتلر در ارتش ماندگار شد، و وظیفه سرکوبی شورش سوسیالیست‌ها را به خصوص در مونیخ، به عهده گرفت، چون او در سال ۱۹۱۹به آنجا بازگشته بود.

در همین زمان بود که فعالیت سیاسی هیتلر آغاز شد و وی به عنوان مأمور مخفی سازمان ضداطلاعات ارتش آلمان، و در رابطه با برخی رهبران افراطی نظامی چون ژنرال لودندروف، گروه کوچک خود را تأسیس کرد؛ همان گروهی که سپس به حزب ملی کارگران سوسیالیست آلمان (حزب نازی) بدل شد.

در نوامبر ۱۹۲۳ ژنرال لودندروف و هیتلر کودتای نافرجامی را ترتیب دادند که به کودتای مونیخ معروف است.

نتیجه جنگ جهانی اول برای آلمان شکستی فاجعه بار بود. کشورهای پیروزمند در «عهدنامه ورسای» شرایطی بس خفت بار را به این کشور تحمیل کردند. هیتلر مانند بسیاری از هم نسلان خود، تسلیم آلمان را رد می‌کرد، شکست آلمان را نتیجه اتحاد یهودیان و کمونیست‌ها می‌دانست و خواهان جبران آن بود. هیتلر پس از جنگ در سی سالگی به فعالیت تشکیلاتی روی آورد و در سال ۱۹۱۹ به جریان فاشیستی حزب کارگری آلمان پیوست. در جریان فعالیت‌های تبلیغاتی استعداد بی نظیر خود را در ایراد سخنرانی‌های پرهیجان و تحریک آمیز نشان داد. او شعارهای ساده و تکراری را با لحنی تند و آتشین بیان می‌کرد و نفرت و کینه توزی را به جان هواداران می‌دمید.

در سال ۱۹۲۱ هیتلر و هواداران افراطی او جریانی به نام حزب ملی کارگران سوسیالیست آلمان با نام اختصاری (حزب نازی) تشکیل دادند. این حزب در سال ۱۹۲۳ در مونیخ دست به شورش مسلحانه زد. اقدام نازی‌ها به شکست انجامید، هیتلر دستگیر شد و نه ماه به زندان افتاد.

هیتلر مرام سیاسی خود را به روشنی در کتاب «نبرد من» تشریح کرده‌است. به عقیده او عناصر «بیگانه» یا «غیر آریایی» باید از میان ملت آلمان زدوده شود، تا پاکی و اصالت خون ژرمن تأمین گردد. ملت آلمان باید خود را برای سروری جهان آماده کند. نازی‌ها حق خود می‌دانند که برای رسیدن به این هدف از هر وسیله‌ای استفاده کنند و تمام اقوام و ملت‌های «پست و غیر اصیل» را از سر راه خود بردارند. ناسیونال سوسیالیسم بیان ایدئولوژیک ساده و در عین حال کاملی برای یک نظام تام گرا (توتالیتر) است، که سلطه مطلق و انحصاری شالوده آن است، با شعارهایی از قبیل: ملت واحد، رهبر واحد، ایدئولوژی واحد، حزب واحد. حزب نازی از سال ۱۹۲۵ سیاست تازه‌ای در پیش گرفت . هیتلر در نطق‌های آتشین خود وعده می‌داد که با تشکیل رایش سوم مردم آلمان به پیشرفت و بهروزی کامل دست خواهند یافت و تمام مشکلات جامعه حل خواهد شد. با شکست «رایش دوم» در جنگ جهانی اول، در آلمان «جمهوری وایمار» تشکیل شده بود، که در بحران غرقه بود. در جامعه‌ای که لایه‌های گسترده مردم با بی کاری و فقر روبرو بودند، سخنان هیتلر برای برخی جذابیت داشت.

مسیر قدرت
در انتخابات سال ۱۹۳۲ حزب نازی ۳۰ درصد آرا را کسب کرد و نشان داد که به مهم‌ترین نیروی کشور تبدیل شده‌است. نیروهای مترقی و چپ نسبت به خطر قدرت گیری هیتلر هشدار می‌دادند. در سال ۱۹۳۳ بحران سیاسی عمیقی آلمان را فرا گرفته بود. حاکمیت راست گرای کشور بر آن شد که با استفاده از هیتلر به بن بست سیاسی خاتمه دهد و قدرت روزافزون نیروهای چپ را مهار کند. هیتلر در رأس دولتی ائتلافی صدر اعظم آلمان شد.

رژیم نازی
هیتلر با رشته‌ای از عملیات خشن و توطئه‌های رذیلانه (مانند به آتش کشیدن رایش تاگ، پارلمان آلمان) به درهم شکستن مقاومت نیروهای مترقی، سرکوب مخالفان و تحکیم قدرت خود دست زد. او آشکارا اعلام کرد که برای رسیدن به هدف، یعنی پیروزی «رایش سوم» از هیچ جنایتی روی گردان نیست. رژیم نازی طی دوازده سال حاکمیت جهنمی خود در داخل کشور به اختناق شدید، و در سیاست خارجی به تهدید و تجاوز ویرانگرانه دست زد. حزب نازی برای سرکوب مخالفان سیاسی و عقیدتی، در پپگرد و کشتار یهودیان، یگان‌های ضربتی ویژه‌ای مانند اس اس، اس آ و گشتاپو را سازمان داد. این باندها در گسترش رعب و وحشت در سراسر آلمان و سرزمین‌های اشغال شده، و برپایی نظامی وحشیانه و خفقان آلود فعال بودند. هیتلر برای نیل به آرزوهای جهانگشایانه خود زرادخانه عظیمی تدارک دید تا با آتش و باروت «برتری جهانی رایش» را تأمین کند.

تجدید تسلیحات و اتحاد دوباره

آدولف هیتلر با بنیتو موسولینیدر مارس سال ۱۹۳۵ هیتلر با اعلام سربازگیری مجدد در ارتش قرارداد ورسای را زیر پا گذاشت. او مصمم به ساخت نیروی نظامی جدید، متشکل از نیروی دریایی و نیروی هوائی بود. نام نویسی بسیاری از مردان و زنان در ارتش جدید، برای حل مشکل بیکاری مناسب بود. ولی مشکلات اقتصادی آلمان بسیار جدی بودند.

در مارس سال ۱۹۳۶ او بار دیگر، با اشغال دوباره مناطق غیر نظامی راین لند به مفاد قرارداد ورسای تجاوز کرد. او جسورتر شد، چون انگلیس و فرانسه هیچ کاری برای توقفش انجام ندادند. در ژوئیه سال ۱۹۳۶ جنگ داخلی اسپانیا آغاز شد در آن زمان ارتش اسپانیا تحت فرماندهی ژنرال فرانچسکو فرانکو بود. شورشیان مخالف دولت خواستار حکومتی فاشیستی در اسپانیا بودند. هیتلر یگانهایی از ارتش را برای کمک به شورشیان فرستاد. نیروهای مستقر در اسپانیا سلاحهای جدید ارتش آلمان و شیوه‌های جنگی خود را آزمایش نمودند، که از آن جمله می‌توان به بمباران شهرهایی همچون جورنیکا و نابودی آن توسط نیروی هوایی آلمان در آوریل سال ۱۹۳۷ اشاره کرد.

هیتلر در ۲۵ اکتبر سال ۱۹۳۶ با دیکتاتور فاشیست ایتالیا بنیتو موسولینی پیمان اتحاد بست. این اتحاد بعدها توسط کشورهایی چون ژاپن، مجارستان، رومانی و بلغارستان گسترش یافت. مجموعه تمام این کشورها، با نام نیروهای محور شناخته می‌شدند. پس از آن در ۵ نوامبر، سال ۱۹۳۷، آدولف هیتلر با مقام رایش جلسه‌ای سری داشت که در آنجا طرح خود، یعنی بدست آوردن «فضای حیاتی» برای ملت آلمان را مطرح نمود. رژیم نازی در سال ۱۹۳۸ الحاق اتریش را به آلمان اعلام کرد. در اول سپتامبر ۱۹۳۹ با حمله برق آسای پیاده نظام مجهز آلمان (ورماخت) به لهستان، جنگ جهانی دوم آغاز گشت.

تصویر

جنگ جهانی دوم
اول سپتامبر ۱۹۳۹ با حمله آلمان به لهستان، جنگ جهانی دوم آغاز گشت. هیتلر در در سال ۱۹۴۱ به خاک اتحاد شوروی حمله برد. در آخر سال ۱۹۴۱ با ورود آمریکا به جنگ، ارتشیان هیتلر در برابر جبهه وسیعی از نیروهای متفقین قرار گرفتند. ارتشیان نازی در سال ۱۹۴۳ در جبهه اتحاد شوروی (مقاومت استالینگراد) و در سال ۱۹۴۴ در جبهه غرب (پیاده شدن نیروهای متفقین در نورماندی) ضربات سنگینی متحمل شدند.

از اوایل سال ۱۹۴۵ ارتش‌های متفقین راه خود را به درون سرزمین آلمان باز کردند. ارتش ایالات متحده از غرب و ارتش سرخ از شرق به سوی برلین، پایتخت رایش سوم پیشروی کردند. در ماه آوریل ارتش سرخ برلین را به محاصره گرفت و به طرف ستاد فرماندهی رایش پیش رفت. این جنگ که مسئولیت مستقیم آن با هیتلر بود، به بهای جان نزدیک پنجاه میلیون انسان تمام شد.

آغاز حرکت
در ۱۲ مارس سال ۱۹۳۸، هیتلر اهالی اتریش را برای وحدت با آلمان تحت فشار قرار داد.

مسیر شکست
حمله آلمان به روسیه در آغاز برق‌آسا بود و پیروزیهای چشمگیری را برای نازیها به دست آورد ولی با آغاز سرما ورق برگشت.سازمان هواشناسی آلمان پیشبینی زمستان گرمی را کرده بود ولی در عمل چنین نشد،زمستان پیش رو بسیار سخت و سوزان بود.شهر استالینگراد انرژی سربازان آلمان را گرفت.استالین که از سوی ژاپن احساس آرامش کرده بود نیروهای خاوری شوروی را به جبهه باختری کشاند.حمله به ایران نیز آذوقه و سوخت و مهمات و جنگ‌افزار غربی‌ها و البته انبارهای آرد و گندم و سوخت ایران را به روسها رساند.فرماندهان و سپهبدان آلمانی تسلیم شدند و روسها به سوی آلمان پیشروی کردند.در باختر نیز نیرویهای آمریکایی و انگلیسی و تنی چند فرانسوی در روزی شناخته شده به روز دی(D-Day) در کرانه نرماندی پیاده شدند.هیتلر دستور سیاست جنگی سرزمین سوخته را داد که البته انجام نشد.

شکست و مرگ
آدولف هیتلر رهبر رایش سوم در شامگاه سی ام آوریل ۱۹۴۵ به زندگی خود پایان داد. هیتلر در زمان مرگ تنها ۵۶ سال داشت، اگرچه به گفته شاهدان عینی، در آخرین دوران زندگی پیرمردی خسته و تکیده و بیمار شده بود.[نیاز به ذکر منبع] ارتشیان نازی در سال ۱۹۴۳ در جبهه اتحاد شوروی (استالینگراد) و در سال ۱۹۴۴ در جبهه غرب (پیاده شدن نیروهای متفقین در نورماندی در روزِدیD-Day) ضربات سنگینی متحمل شدند. از آغاز سال ۱۹۴۵ ارتش‌های متفقین راه خود را به درون سرزمین آلمان باز کردند. ارتش ایالات متحده و انگلستان از غرب و ارتش سرخ از شرق به سوی برلین، پایتخت رایش سوم پیشروی کردند. در ماه آوریل ارتش سرخ برلین را به محاصره گرفت و به طرف ستاد فرماندهی رایش پیش رفت. هیتلر در مخفیگاه خود، به همراه همسر تازه اش اوا براون دست به خودکشی زد. اوا براون با شکستن کپسول سیانور و هیتلر نیز با سیانور و شلیک هم‌زمان گلوله تپانچه به سرش دست به خودکشی زدند.پیکر بی جان آن دو را کسانی که در سنگر بودند به بیرون بردند و به خواست خود هیتلر که خواسته بود پیکرش چون موسولینی به دست دشمنان نیفتد سوزانده شد.
........................................................................
منبع:ويكي پديا

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
دوست عزیز کاش بیشتر تحقیقات میکردید این مقاله شما دست نوشته متفقین است که بعد از پیروزی مسخره خود نوشته اند تاریخ چیز دیگری میگوید بی انصاف نباشید

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
براي شناخت هيتلر مطالعه كتاب چهره واقعي هيتلر رو توصيه مي كنم. با تشكر از دوست عزيز كه اطلاعات جامعي رو قرار دادن. اگه اجازه بدين بعنوان كسي كه سالهاست مطالب و مقالات و كتابهاي مربوط به جنگ جهاني دوم رو پيگيري كردم خدمتتون مطالبي رو اضافه بر مطالب دوست عزيزمون عرض كنم. جنگ جهاني دوم نتيجه تحقيرهايي بود كه متفقين بعد از جمگ جهاني اول نسبت به مردم آلمان اعمال كردن. بعنوان نمونه در برخي از مناطقي كه نيروهاي فرانسوي آنجا رو حتي بعد از جنگ تحت اشغال خودشون نگه داشته بودند سربازهاي فرانسوي سوار بر اسب مي آمدند داخل خيابان و مردم رو با شلاق اسب مي زدند و تحقيرشون مي كردند. مناطقي از خاك آلمان ضميمه خاك فرانسه و لهستان شده بود و لهستاني ها رفتار بسيار بدي با مردم آن مناطق داشتند. در واقع جنگ جهاني دوم را آلمان شروع نكرد چون اصلا منابع كافي براي يك جنگ جهاني را نداشت و اينكه آلمان رو آغازگر جنگ جهاني دوم مي دانند كاملا غلط و بر اساس يك توافق بين دول پيروز جنگ به جهانيان تلقين شده است. جنگ جهاني دوم با اعلام جنگ كشورهاي فرانسه و انگليس به آلمان بعد از حمله آلمان به لهستان شروع شد در حالي كه همه مي دانيم نيمي از لهستان را هم شوروي اشغال كرده بود و ارتش سرخ 14000 اسير لهستاني رو اعدام كرد ولي مورد اعتراض كشورهاي مذكور قرار نگرفت. بعد از اعلام جنگ فرانسه و انگليس به آلمان انگلستان 500000 سرباز با تجهيزات كامل در خاك فرانسه پياده كرد و فرانسوي ها مشغول سامان دهي و آماده سازي ارتش 2.5 ميليون نفري خودشون براي حمله به آلمان شدند. آلماني ها كه از نظر ذخاير سوخت و منابع مالي محدوديت داشتند و از طرفي ديدند كه قصد متفقين براي حمله جدي هستش ظرف 1 ماه تعداد لشكرهاي آلماني رو به بيش از دو برابر افزايش دادند و بدليل عدم توانايي جنگ دراز مدت تصميم گرفتند كه (كاري كه در مورد شوروي هم كردند) پيش دستي كنند و منتظر حمله متفقين نمانند. با توجه به استحكامات عظيم بتني خط ماژينو در مرز فرانسه تصميم گرفتند كه اين خط را دور بزنند بنابراين به جاي حمله مستقيم ابتدا در يك حمله برق آسا بلژيك را اشغال و از آنجا وارد خاك فرانسه شدند و ظرف مدت 2 هفته كليه لشكرهاي متفقين را تارومار كردند. اما در سال 1939 پيمان عدم تجاوز بين مولوتف و ريبن تروپ امضا شد كه شامل توافق آنها براي اشغال لهستان هم بود. آلمان زيردريايي هاي شوروي را به دوربينهاي آلماني كه در آن زمان در دنيا بهترين بودند مجهز كرد و تعدادي تانك پيشرفته آلماني به نشانه دوستي به شوروي هديه داد. اما روسها پنهاني در حال آماده كردن خود براي حمله به آلمان بودند و دولت آلمان بارها يادداشتهاي اعتراض آميزي در مورد تجاوز هواپيماهاي شناسايي شوروي به خطوط آلماني ها را تسليم دولت شوروي كرده بود ولي در نهايت دولت آلمان به اين نتيجه رسيد كه در مورد شوروي بايد هرچه زودتر فكري كرد. حتی هیتلر معاون خود هس را به انگلستان فرستاد و گفت که ما قصد نابودی انگلستان را نداریم و خواستار صلح هستیم که انگلیسیها جوابی ندادند. هیتلر معتقد بود که اگر ما از برتری تجهیزات خودمان استفاده نکنیم بزودی اسرار تجهیزات ما بدست متفقین می ا افتد و برتری تکنولوژیکی خودمان را از دست خواهیم داد. بنابراین فرمان حمله به شوروی را صادر کرد. بعنوان يك نمونه از آماده سازي روسها فقط يك نكته اضافه كنم كه آلمانها تعداد زيادي توپ 90 میلیمتری در یک کارخانه در روزهاي اوليه جنگ به غنيمت گرفتند كه بعدها در ساخت يك سري خودروهاي ضد تانك از آنها استفاده كردند و بر عكس آن چيزي كه گفته مي شود روسها مقادير عظيمي سلاح توليد كرده و انبار كرده بودند بطوریکه بسياري از خودروها و تانكهاي پيشرفته آلمانی مانند پلنگ و پورشه به تيربارهاي DT روسی مجهز شدند و سلاحهای روسی بوفور در ارتش آلمان مورد استفاده قرار گرفت! در مورد بقیه اتفاقات هم که مطلع هستید.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

دوست عزیز کاش بیشتر تحقیقات میکردید این مقاله شما دست نوشته متفقین است که بعد از پیروزی مسخره خود نوشته اند تاریخ چیز دیگری میگوید بی انصاف نباشید

دوست من
من هم نگفتم كه با تمام نوشته هاي اين مقاله موافقم!
من فقط اين رو گذاشتم تا نظرات شما رو هم دربارش بدونم icon_biggrin

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

براي شناخت هيتلر مطالعه كتاب چهره واقعي هيتلر رو توصيه مي كنم. با تشكر از دوست عزيز كه اطلاعات جامعي رو قرار دادن. اگه اجازه بدين بعنوان كسي كه سالهاست مطالب و مقالات و كتابهاي مربوط به جنگ جهاني دوم رو پيگيري كردم خدمتتون مطالبي رو اضافه بر مطالب دوست عزيزمون عرض كنم. جنگ جهاني دوم نتيجه تحقيرهايي بود كه متفقين بعد از جمگ جهاني اول نسبت به مردم آلمان اعمال كردن. بعنوان نمونه در برخي از مناطقي كه نيروهاي فرانسوي آنجا رو حتي بعد از جنگ تحت اشغال خودشون نگه داشته بودند سربازهاي فرانسوي سوار بر اسب مي آمدند داخل خيابان و مردم رو با شلاق اسب مي زدند و تحقيرشون مي كردند. مناطقي از خاك آلمان ضميمه خاك فرانسه و لهستان شده بود و لهستاني ها رفتار بسيار بدي با مردم آن مناطق داشتند. در واقع جنگ جهاني دوم را آلمان شروع نكرد چون اصلا منابع كافي براي يك جنگ جهاني را نداشت و اينكه آلمان رو آغازگر جنگ جهاني دوم مي دانند كاملا غلط و بر اساس يك توافق بين دول پيروز جنگ به جهانيان تلقين شده است. جنگ جهاني دوم با اعلام جنگ كشورهاي فرانسه و انگليس به آلمان بعد از حمله آلمان به لهستان شروع شد در حالي كه همه مي دانيم نيمي از لهستان را هم شوروي اشغال كرده بود و ارتش سرخ 14000 اسير لهستاني رو اعدام كرد ولي مورد اعتراض كشورهاي مذكور قرار نگرفت. بعد از اعلام جنگ فرانسه و انگليس به آلمان انگلستان 500000 سرباز با تجهيزات كامل در خاك فرانسه پياده كرد و فرانسوي ها مشغول سامان دهي و آماده سازي ارتش 2.5 ميليون نفري خودشون براي حمله به آلمان شدند. آلماني ها كه از نظر ذخاير سوخت و منابع مالي محدوديت داشتند و از طرفي ديدند كه قصد متفقين براي حمله جدي هستش ظرف 1 ماه تعداد لشكرهاي آلماني رو به بيش از دو برابر افزايش دادند و بدليل عدم توانايي جنگ دراز مدت تصميم گرفتند كه (كاري كه در مورد شوروي هم كردند) پيش دستي كنند و منتظر حمله متفقين نمانند. با توجه به استحكامات عظيم بتني خط ماژينو در مرز فرانسه تصميم گرفتند كه اين خط را دور بزنند بنابراين به جاي حمله مستقيم ابتدا در يك حمله برق آسا بلژيك را اشغال و از آنجا وارد خاك فرانسه شدند و ظرف مدت 2 هفته كليه لشكرهاي متفقين را تارومار كردند. اما در سال 1939 پيمان عدم تجاوز بين مولوتف و ريبن تروپ امضا شد كه شامل توافق آنها براي اشغال لهستان هم بود. آلمان زيردريايي هاي شوروي را به دوربينهاي آلماني كه در آن زمان در دنيا بهترين بودند مجهز كرد و تعدادي تانك پيشرفته آلماني به نشانه دوستي به شوروي هديه داد. اما روسها پنهاني در حال آماده كردن خود براي حمله به آلمان بودند و دولت آلمان بارها يادداشتهاي اعتراض آميزي در مورد تجاوز هواپيماهاي شناسايي شوروي به خطوط آلماني ها را تسليم دولت شوروي كرده بود ولي در نهايت دولت آلمان به اين نتيجه رسيد كه در مورد شوروي بايد هرچه زودتر فكري كرد. حتی هیتلر معاون خود هس را به انگلستان فرستاد و گفت که ما قصد نابودی انگلستان را نداریم و خواستار صلح هستیم که انگلیسیها جوابی ندادند. هیتلر معتقد بود که اگر ما از برتری تجهیزات خودمان استفاده نکنیم بزودی اسرار تجهیزات ما بدست متفقین می ا افتد و برتری تکنولوژیکی خودمان را از دست خواهیم داد. بنابراین فرمان حمله به شوروی را صادر کرد. بعنوان يك نمونه از آماده سازي روسها فقط يك نكته اضافه كنم كه آلمانها تعداد زيادي توپ 90 میلیمتری در یک کارخانه در روزهاي اوليه جنگ به غنيمت گرفتند كه بعدها در ساخت يك سري خودروهاي ضد تانك از آنها استفاده كردند و بر عكس آن چيزي كه گفته مي شود روسها مقادير عظيمي سلاح توليد كرده و انبار كرده بودند بطوریکه بسياري از خودروها و تانكهاي پيشرفته آلمانی مانند پلنگ و پورشه به تيربارهاي DT روسی مجهز شدند و سلاحهای روسی بوفور در ارتش آلمان مورد استفاده قرار گرفت! در مورد بقیه اتفاقات هم که مطلع هستید.


درود
آفرین تاریخ حقیقی همین است دم شما گرم زنده باد هیتلر

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
عشقت هيتلره نزديك به 50 ميليون انسان كشت مگه كودكان لهستاني يا روس يا چكي يا.... چه گناهي داشتند

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
آره شايعه است لابد لهستا ن و كل اروپا رو با رو بوسي گرفته اين همه ميگي كوروش كوروش اگه كوروش زمان هيتلر بود چكار مي كرد

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
این جمله رو که تاریخ رو فاتحان مینویسن همیشه به یاد داشته باش دوما آره قبول دارم حکومت فوق استبداد و دیکتاتوری بود و برای سرکوب مخالفاش هر کاری میکرد ولی عامل اصلی جنگ خود انگلیس و فرانسه بودن چون آلمان داشت سرزمینها و مناطقی که ازش جدا شده بود ( قبل از جنگ جهانی دوم ) و جدا کرده بودن ( بعد از جنگ جهانی دوم ) برو پس میگرفت ولی مثل همیشه انگلیس و فرانسه خودشون انداختن وسط و جنگ رو شروع کردن هیتلر وقتی فرانسه گرفت میخواست با انگلیس صلح کنه و ولی نخست وزیر وقت ( اگه اشتباه نکنم چرچیل بود,نه ) نپذیرفت و برای حکله به روسیه پیش دستی کرد وگرنه مدتها بود که روسیه تو فکرش بود و در اون زمان مناسبترین موقعیت بود که حمله کنه به آلمان و حتی هیتلر سعی کرد اعتماد روسیه رو جلب کنه ولی فهمید نمیشه روسیه رو از خر شیطون پائین اورد بعدشم آمریکا که توی جنگ جهانی اول رشد قابل ملاحطه ایی کرده بود خودشو انداخت وسط حالا فکر میکنی 50 میلیونی که تو جنگ کشته شدن تخصیر هیتلر بوده یا فرانسه انگلیس که پایه جنگ جهانی دوم ریختن و آمریکا روسیه تکمیلش کردن معلومه اول که ایران جز قدرتهای اون موقع بود ( به خاطر کوروش ) و که یا مداخله نمیکرد و اگر هم مداخله میکرد مطمئنا با کسی بود که حق با اون بود و اینو بدون من جای کوروش نیستم که بدونم چیکار میکرد ولی با سابقه ایی که داره مطمئنا طرفدار حق بود

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
در اينكه امريكا خودش رو وسط كه فكر مي كنم مقصر ژاپن بود ... البته درگيري آنها دير يا زود اتفاق ميفتاد اما شروع كننده ژاپن بود با حمله به پرل هاربر. آلمان كشوري مستبد و جنگ طلب بود و در اون شكي نيست ... اما در ابتداي جنگ هيتلر با دادن يك آوانس به انگليس (نكشتن 300 هزار سرباز اين كشور در حال فرار) قصد صلح با انگليس رو داشت ... اما چرچيل وقتي به قول معروف خرش از پل گذشت حاضر به صلح با آلمان نشد. در مورد روسيه هم هيتلر با استالين پيمان عدم تعرض بسته بود. بنابراين علاوه بر اينكه از نظر نظامي حمله به روسيه كار اشتباهي بود فكر مي كنم از جوانمردي هم به دور بود. هيتلر مي تونست افريقا، هند و چين و ساير كشورها رو براي تعرض انتخاب كند. حمله به روسيه اشتباهي بزرگ بود و نتيجه جنگ رو هم تغيير داد.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

در اينكه امريكا خودش رو وسط كه فكر مي كنم مقصر ژاپن بود ... البته درگيري آنها دير يا زود اتفاق ميفتاد اما شروع كننده ژاپن بود با حمله به پرل هاربر.

سلام
آمريكا از همان ابتدا با فرستادن انواع جنگ افزار؛ مهمات؛ سوخت و مواد غذايي و.... براي انگلستان و شوروي عملا وارد جنگ شده بود ولي آلمان بدلايل اجتناب از باز شدن جبهه جديد به آمريكا اعلان جنگ نمي كرد تا اينكه ژاپن به آمريكا حمله كرد و آلمان نيز بدليل اتحاد با ژاپن به آمريكا اعلان جنگ كرد.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

در مورد روسيه هم هيتلر با استالين پيمان عدم تعرض بسته بود. بنابراين علاوه بر اينكه از نظر نظامي حمله به روسيه كار اشتباهي بود فكر مي كنم از جوانمردي هم به دور بود. هيتلر مي تونست افريقا، هند و چين و ساير كشورها رو براي تعرض انتخاب كند. حمله به روسيه اشتباهي بزرگ بود و نتيجه جنگ رو هم تغيير داد.

تمام شواهد و مدارک نشون میداد که روسیه میخواست به آلمان حمله کنه و هیتلر پیش دستی کرد چون جنگ بین روسیه و آلمان اجتناب ناپذیر بود ( به خاطر کاراری روسیه و شواهد و مدارک )
پس میبینیم عملا هیتلر باعث کشتار ۵۰ ۶۰ میلیون انسان نبوده
مثلا یک اایرانی طرح و ایده‌ی تلفن همراه داد و تحقیق کرد و در آخر دو نفر دیگه اومدن تحقیقش رو ادامه دادن و به اسم اونا ثبت شد ( تقریبا شبیه اینه )

در ضمن آمریکا عملا داشت تو جنگ شرکت میکرد و قتی دید اوضاح اروپا خیلی وخیمه خودش رو انداخت وسط و ژاپن بهانه بود
یکی از دلایلش آزمایش سلاحهای جدیدش ( مثل بمب اتمی ) بود
اگه جنگ ادامه پیدا میکرد شاید بمب هیدروژنی هم امتحان میکرد :!: icon_biggrin :|

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
آقاي عزيز كه مياي ميگي 1 تاريخ فاتحان مينويسند دقيقا مثل فاتحاني مانند چنگيز و تيمور و خشايار شاه و اسكندر كه با اسمشون چيزي جز ننگ جنايت ياد آدم نمياد 2 اينكه مگه آلمان جنگ اول راه ننداخت و يك جنگ استعماري بود هم جنگ اول هم جنگ دوم جهاني در مورد انگليس و فرانسه اونهام گناهشون كمتر از هيتلر نيست ولي حيووني مثل هيتلر كه فقط ده ميليون معلول و ديوانه تو اروپارو كشتند بعد تو ميگي هيتلر عشق يا اون آقا ميگهدرود بر هيتلر كه انگار يه آدم معصومه لابد به اين خاطر ازش حمايت ميكنين كه گفته نژاد آريايي برتره و ما ايرانيا آريايي هستيم كه اين شعارش هم براي فريب مردم آلمان بود اون فقط جنون قدرت داشت يه ذره عاقل باش كودكان ايتاليايي يا ................. چه گناهي داشتند اميدوارم روز قيامت با عشقت محشور بشي

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم