RezaKiani

نبردهای اسکندر و دارا

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

یک لحظه چشمان خود را ببندید و تصور کنید که اگر بشر موفق به کشف و استفاده از فلزات نشده بود در چه دنیایی زندگی می کردیم؟! مسلما در دنیایی کاملا متفاوت به سر می بردیم. حال دوباره چشم خود را ببندید و تصور کنید که اگر اسکندر مقدونی به دنیا نیامده بود در چه دنیایی زندگی می کردیم؟! بله! اگر اسکندر مقدونی به دنیا نمی آمد امروز در دنیایی زندگی می کردیم که کاملا از دنیای فعلی متفاوت بود. دنیایی که حتی تصور آن نیز مشکل به نظر می رسد. اسکندر کبیر -که خود شاگرد معلم اول فلسفه ارسطو بود- یکی از تاثیر گذارترین کشورگشایان و فاتحین تاریخ است. اسکندر از معدود سردارانی است که با اتکا به مهارتهای خود چه در زمنیه نظامی گری و چه در زمینه مدیریت توانست دنیا را عوض کند. او بزرگترین ابرقدرت زمان خود یعنی امپراطوری هخامنشی را توانست تنها در 3 نبرد شکست دهد، مصر را فتح کرد و تا حوزه رود سند اسب راند. اسکندر سفر خود را در 21 سالگی شروع کرد و در هنگام مرگ مالک نیمی از دنیای شناخته شده آن زمان بود بدون اینکه شکستی خورده باشد. اسکندر در زمان مرگ تنها 33 سال داشت. در این مقاله نگاهی به 3 پیروزی درخشان او بر سپاه ایران می اندازیم اما قبل از آن بد نیست که به صورت اجمالی به بررسی ارتش او که عامل اصلی پیروزیهای اسکندر بود بپردازیم:

انقلاب نظامی فیلیپ

فیلیپ دوم پدر اسکندر فرمانروای مقدونیه بود. در آن دوران یونان عبارت بود از چند دولت-شهر که همواره در حال نزاع با یکدیگر بودند و حکومت مرکزی در بین یونانی زبانهای جایی نداشت. آنها با اینکه مردمانی شجاع بودند هیچگاه با هم متحد نمی شدند و اغلب شجاعت خود را به صورت ارسال مزدور در اختیار دیگر دولتها و مخصوصا امپراطوری هخامنشی می گذاشتند. تعداد زیادی سردار و دریاسالار یونانی در سپاه ایران خدمت می کردند و قدرت زیادی به ارتش هخامنشی بخشیده بودند. فیلیپ با انقلابی که در تفکر نظامی و شیوه های جنگی مقدونی ها داد توانست تمام یونان را فتح کرده و یکپارچه کند. او جنگیدن را به زندگی مقدونی ها تبدیل کرد. تا قبل از فیلیپ مقدونی ها به صورت پاره وقت به جنگ می رفتند و بیشتر وقت خود را در مزارع می گذارندند اما فیلیپ از آنها سپاهی دائم تشکیل داد. او تاکتیک سنتی جنگی یونانی ها یعنی فالانکس را بهبود بخشید و بین فالانکسها، سواره نظام و کمانداران هماهنگی ایجاد کرد که توان جنگی سپاه مقدونی را به نحو فزاینده ای افزایش می داد.

فالانکسها که بودند؟

تصویر
فالانکس یونانی دیواره ای از نیزه و زره

فالانکس عبارت بود از چند ردیف سرباز که نیزه های بلند در دست داشتند و تمام ردیفها در هنگام نبرد نیزه خود را به سمت جلو نگه می داشتند. این آرایش باعث می شد که بتوانند سواره نظام و پیاده نظام دشمن را به راحتی تحت فشار بگذارند. نیزه هایی که فیلیپ برای فالانکسهایش استفاده کرد تا 6 متر طول داشتند که بلندتر از نیزه های سنتی یونانی ها بود. این نیزه های که دودستی بکار میرفتند در دفاع و حمله به خوبی استفاده می شدند. اولین پیروزی مهم فالانکسهای یونانی در دشت ماراتن در برابر سپاه خشایارشاه به دست آمد که باعث شد خشایارشاه اندیشه فتح یونان را از سربه در کند.

فالانکسها آرایشی غیرقابل انعطاف داشتند و در میدان نبرد به سختی می توانستند آرایش آنها را تغییر جهت دهند. به همین دلیل پهلوها و پشت آنها نقطه ضعف آنها بود و سواره نظام با حملات از پهلو و پشت می توانست که آنها را مضمحل کند. از این رو فیلیپ در آرایش سپاه خود گردانهای فالانکس خود را در مرکز سپاه قرار می داد و طرفین آنها را توسط پیاده نظام و سواره نظام پوشش می داد.

تصویر
فالانکس سنتی یونان معروف به هوپلایت

سواره نظام مقدونی

سواره نظام مقدونی از دو دسته کلی تشکیل می شدند. دسته اول سواران نخبه (کامپانیون) بود که از نجبای مقدونی تشکیل می شد و دسته دوم تسلاین ها بودند. سواره نظام نخبه از نیزه های 3متری استفاده می کرد و زره سنگین می پوشید. ساختار سواره نظام تسالاین نیز مانند سواره نظام نخبه بود اما آنها نیزه ای کوتاه تر داشتند و در آرایش نزدیکتری می جنگیدند. سواره نظام سبک وظیفه حفظ جناح ها و انجام ماموریتهای شناسایی را داشت. سواره نظام نخبه در هنگام حمله مانند یک مثلث قرار می گرفتند و سعی می کردند با حملات جناحی خطوط دشمن را بشکافند. اسکندر خود همواره فرماندهی آنان را بر عهده می گرفت و سعی می کرد که ضعیفترین نقطه حریف را یافته و با سرعت آن را بشکافد. به این ترتیب تعادل حریف به هم می خورد و به زودی تمام نبرد را از دست میداد.

تصویر
آرایش سپاه فیلیپ واسکندر در میدان نبرد

نبردهای اسکندر و دارا:نبرد اول جنگ گرانیکوس

تاریخ: سال 334 قبل از میلاد
محل: رود گرانیکوس، بیگاکای امروزی در ترکیه
نتیجه: پیروزی قاطع اسکندر

متخاصمین
مقدونیها و اتحادیه یونانیها در برابر هخامنشیان و مزدوران یونانی

فرماندهان
اسکندرکبیر، پارمنیون، کلیتوس سیاه اسپیتریداتس، مهرداد، ممنون رودسی

استعداد
5000سوارنظام؛30000پیاده 15000سواره نظام ایرانی؛10000پیاده نظام ایرانی(پلتاست)؛8000مزدوریونانی
تلفات
150نفر 4000نفرکشته؛2000نفراسیر

این نبرد که در آسیای صغیر روی داد اولین پیروزی بزرگ اسکندر بر ایرانی ها بود. او پس از عبور از تنگه داردانل، در کنار رود گرانیکوس با سپاه ایران که توسط ساتراپهای (استانداران) ایرانی هدایت می شد برخورد کرد و برای غلبه بر آنها مجبور شد که با جنگیدن از رود خروشان عبور کند.

تصویر
مسیر سپاه اسکندر پس از خروج از یونان تا رسیدن به گرانیکوس

مرحله اول

تصویر

تصویر بالا موقعیت ابتدایی هر دو ارتش را نمایش می دهد. ایرانی ها طول ساحل رود را توسط سواره نظام گرفته و پیاده نظام خود را در پشت آنها قرار داده بودند. اولین حرکت با فرستادن سواره نظام نیکانور توسط اسکندر آغاز شد در حالیکه یک گردان از پیاده نظام نخبه آنها را پشتیبانی می کردند (پیکان شماره1 در نقشه). آنها به انتهای چپ صفوف دشمن حمله بردند. این حمله سبب شد تا قسمتی از نیروهای ایرانی از قسمت میانی جناح چپ به منتها الیه جناح چپشان برای کمک به ممنون رودسی فرستاده شوند.(پیکان شماره 2 در نقشه) این حمله را می توان تمرکز نیروها در یک مسیر اصلی نامید. هنگامی که میانه جناح چپ ایرانی ها ضعیف شد، اسکندر تمام جناح راست خود را در حمله بر نقطه ضعف ایجاد شده در خطوط دشمن متمرکز کرد.

تصویر

نبرد زمانی مغلوبه شد که مقدونی ها توانستند ایرانی ها را از ساحل رودخانه به بالای تپه (جایی که فالانکسها توانایی جنگیدن نداشتند) عقب برانند. سپس فالانکسها به زمینهای مسطح پشت سواره نظام بالا آمد و در یک خط قرار گرفت تا از حمله پشتیبانی کند. اسکندر با کلاهخود آراسته اش در میدان آشکار بود و تمام فرماندهان ایرانی کوشش خود را بر پایه حمله به وی قرار دادند. در طی این نبرد، اسکندر تعدادی نیزه را خردکرد و همیشه کسی بود که نیزه ای دیگر به دست او بدهد. اما در یک لحظه اوضاع خیلی خطرناک شد. اسکندر از پشت سر مورد حمله قرار گرفت و تنها واکنش سریع کلیتوس بود که جان او را نجات داد. کلیتوس یکی از قدیمی ترین فرماندهان سپاه اسکندر بود و بعدها با اسکندر درافتاد و کشته شد و از این رو وی را کلیتوس سیاه می نامند.

مرحله دوم

تصویر

حال تمام کوششها بر عقب راندن کامل دشمن از ساحل تمرکز پیدا کرده است. سواره نظام نخبه اسکندر با موفقیت خط دشمن را شکستند و کمی بعد اجازه دادند تا فالانکسها خطوط خود را پس از عبور از رودخانه شکل دهند و حمله را از سر گیرند. پس از آن، سواره نظام توسط پیاده نظام پشتیبانی شد و جلو رفت. حال خطوط ایرانی ها شکسته است و جز فرار چیزی نمی تواند آنها را محافظت کند.

مرحله سوم

پس از شکستن خطوط ایرانی ها مقدونی ها مزدوران یونانی را شکست دادند. با توجه به قانون اتحادیه کورنیتی، هیچ یونانی حق نداشت در صف دشمنان یونان بجنگند. به همین دلیل تمام مزدوران یونانی به عنوان خائن شناخته شدند و پس از زد و خورد کوتاهی تمامی آنها جز معدودی (حدود2000نفر) کشته شدند. نجات یافتگان را در مزارع مقدونیه به بردگی گرفتند. پس از دوسال آتنی ها و اهالی دیگر شهرها به شفاعت از آنها برخواستند و اسکندر آنها را عفو و آزاد کرد.

نقشه خلاصه نبرد:
تصویر
  • Upvote 7
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
دستت درد نکنه. همین فالانکسها بودن که زدن ارتش ما رو لت و پار کردن! :mrgreen:

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
از همین فالانکسها در ارتش ایران هم وجود داشت. اصولا حجم عمده ای از نیروهای مرزی ایران رو مزدوران یونانی تشکیل می دادند. منتها فیلیپ واسکندر تونستند این فالانکسها را در ترکیب مناسبی با سواره نظام بکاربگیرند. بعدها رومی ها تاکتیکهای ضدفالانکس رو اختراع کردند و برتری فالانکس ها رو در میدان جنگ از بین بردند.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بر پدر و مادر این اسکندر لعنت جرقه ی فلاکت امروز ما رو این نفرین شده زد الان من باید استاندار کالیفرنیا می بودم شدم یه بچه خورده پا پشت کامپیوتر اه اه
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
تاریخ: نوامبر سال 333 قبل از میلاد
محل: ایسوس در جنوب آناتولی، اسکندروم امروزی در ترکیه
نتیجه: پیروزی قاطع اسکندر


تصویر

پس از شکست ایرانی ها در گرانیکوس داریوش سوم آخرین پادشاه هخامنشی تصمیم گرفت که خود به مقابله با فرمانده جوان مقدونی بپردازد. او به دنبال سپاه اسکندر به راه افتاد تا خطوط تدارکاتی اسکندر را قطع کند.

تصویر
مسیر قرمز حرکت داریوش از سوریه و مسیر آبی مسیر اسکندر در کنار دریای مدیترانه را برای رسیدن به ایسوس نشان می دهد

مرحله اول
تصویر

در این نبرد عوارض زمین نقشی حساس در پیروزی یونانی ها داشتند . از این رو در نقشه به صورت برجسته تری نمایش داده شده اند. محدوده بسیار تنگ عملیات بیان می کند که ایرانی ها فقط می توانسته اند تعداد کمی از ردیفهای جلویی سربازان خود را بکارگیرند که در نقشه با دو ستون نشان داده شده اند. همچنین، داریوش با قسمتی از سواره نظام خود حرکتی مانوری انجام داد. او در جناح چپ خود واحدهای خود را به جلو فرستاد تا به جناح راست اسکندر هجوم برند تا بتوانند آنها رو دور بزنند و از پشت سر سواره نظام نخبه اسکندر که در جناح راست سپاه یونان قرارداشت سردرآورند. همچنین او مقدونی ها را با حرکت دوم خود غافلگیر کرد. او تعداد زیادی از سواره نظام خود را از جناح چپ به راست فرستاد که زمین بهتری برای مانور سواره نظام داشت.(پیکان نارنجی رنگ در نقشه بالا) او امیدوار بود که بتواند خطوط تسالاینی ها را که تحت فرماندهی پارمنیون پیر بودند بشکافد. همانطور که در مرحله بعدی نبرد خواهید دید داریوش در رسیدن به هدف خود خیلی نزدیک شده بود . اما اسکندر هر دو حرکت او را به خوبی دید و دو واحد کوچک را به سمت راست فرستاد(آگریانها و سواره نظام سبک) و بیشتر سواره نظام او در جناح چپ باقی ماندند تا از شکستن خط توسط ایرانی ها جلوگیری کنند. در هم شکستن آرایش این سپاه کوچک می توانست پیامدهای غم انگیزی برای مقدونی ها داشته باشد چرا که موفقیت آنها بستگی به ایستادگی پیاده نظام در مرکز داشت که بتوانند جلوی مرکز ایرانی ها را سد کنند حتی اگر برتری عددی با ایرانی ها باشد. این زمان برای حمله اسکندر به جناح دشمن قاطع بود.

مرحله دوم

تصویر

اولین ستون از کماندران از مزیت فاصله خود با دشمن بهره گیری کردند و پس از تیراندازی به جناح چپ ایرانی ها به سرعت عقب نشستند. حمله آنها آنچنان کوبنده و سریع بود که نقشه ایرانی ها در هم ریخت. کمانداران ایرانی و واحدهای کرد(اگرچه از سنین پایین تمرین می کردند ولی تجربه جنگی زیادی نداشتند) نتوانستند به سرعت سازماندهی کنند و غافلگیر شدند. کماندران به عقب و داخل صفوف کردها رانده شدند. کردها که با کمانداران مخلوط شده بودند دچار اغتشاش شدند و جناح چپ ایران ضعیف و ناپایدار شد. اما همه اینها به خاطر ضعف و نقشه ایرانی ها به دست نیامد و توفق و تاکتیکهای درخشان افسران اسکندر و شخص وی در این نقش داشتند. سپس میانه جبهه اسکندر(فالانکسها) به صورتی اریب پیش رفتند و ضدحمله ای مرگبار را در ساحل مقابل رود اجرا کردند. آرایش فالاکنسها بدین صورت بود که جناح راست آنها جلوتر از جناح چپ آنها قرار داشتند و مانند تیغه چاقو به سمت مرکز سپاه ایران پیش می رفتند. مزدوران یونانی به خاطر قرار داشتن در ساحل بر فالانکسهای مقدونی برتری داشتند.

مرحله سوم

تصویر

جناح راست ایرانی ها -یعنی سواره نظامشان- پس از حمله به تسالاین ها وسواره نظام یونان پیشروی کرد. آنها توسط نیروی کمکی که داریوش قبل از آغاز نبرد فرستاده بود پشتیبانی می شدند و بر سوارکاران پارمنیون برتری عددی داشتند. جناح چپ اسکندر در خطر بزرگ قرار گرفت. ایرانی ها سواره نظام متحد را عقب زدند و این خطر پیش آمد که بتوانند به زودی از پهلو به فالانکسها هجوم برند. در میانه، مزدوران یونانی محکم ایستاده بودند و در برابر فالانکسها که می خواستند خطوط آنها را بشکافند مقاومت می کردند. هنگامی که وضعیت جناح چپ اسکندر بدشد، پس از متوقف شدن پیشروی فالانکسها ایرانی ها ابتکار عمل را در دست گرفتند و آنها را به داخل آب بازگرداندند.(پیکانهای نارنجی درمرکز نقشه بالا) سپس آنها سعی کردند تا به پیاده نظام نخبه اسکندر با استفاده از فاصله ایکه در میانشان ایجاد شده بود حمله کنند. اما از سوی دیگر، جناح چپ ایرانیها در حال ضعیف شدن بود و مرکز آنها از هر سود درخطر تهاجم بود. در نهایت واحدهای پیاده کرد و پیاده نظام پشت سرشان در اثر هجوم سواره نظام نخبه اسکندر شکسته شدند(پیکانهای نارنجی در بالای نقشه) و شروع به عقب نشینی کردند.

مرحله چهارم

تصویر

هنگامی که جناح چپ ایرانی ها در نهایت در هم فروریخت سواره نظام نخبه و پیاده نظام نخبه اسکندر از سمت چپ به مزدوران یونانی هجوم بردند(پیکانهای آبی در مرکز نقشه بالا). مزدوران یونانی که در برابر خود فالانکسها را داشتند هنگامی که از پهلو مورد حمله قرارگرفتند نتواستند در برابر چنین هجومی مقاومت کنند. به علاوه می دانیم که عقبه و جناحین آنها بسیار ضعیف شده بود. در این زمان داریوش وضعیت را درمی یابد و در اولین واکنش مستقیما به اسکندر حمله می برد(پیکان نارنجی در مرکز نقشه). اما در همین حین متوجه می شود که پیاده نظام نخبه اسکندر بر سربازان ایرانی برتری زیادی یافته اند. داریوش به جبهه پشت کرد و هنگامی که سربازان او شاه خود را درحال فرار دیدند جرات خود را از دست دادند و روی به هزیمت نهادند.

مرحله پنجم

تصویر

در آخرین مرحله نبرد می بینیم که جناح راست ایرانی ها پیشروی خوبی داشته اما دیگر نیروهای آنها عقب نشینی کرده اند و در نتیجه آنها نیز نتوانستند بیشتر به جنگیدن ادامه دهند. چراکه در صورت پافشاری در نبرد، اندکی بعد راه عقب نشینی آنها مسدود می شد و بین 2 یا چند نیروی متحد گیرمی افتادند. بنابر این با چشم پوشی از موفقیت خود (هرچند که نتوانستند خطوط پارمنیون را در هم شکنند) شروع به عقب نشینی کردند. تمام سپاه ایران شروع به فرار کرد و اسکندر به تعقیب داریوش پرداخت اما موفقیتی در این امر نداشت.
اسکندر از تاکتیک آرایش اریب استفاده کرد . وظیفه پارمنیون متوقف کردن ایرانی ها تا پایان نبرد بود و او توانست با موفقیت آن را انجام دهد. اما همان طور که در تصویر دیده می شود بیشترین خطر در تمام طول نبرد همین نقطه را تهدید می کرده است. به هرحال، جناح راست اسکندر توانست با موفقیت خطوط دشمن را بشکافد و به یک پیروزی قطعی دست بیابد.

خلاصه عملیات
تصویر
  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
با تشکر از زحمات شما بخاطر این مقاله خوب و زیبا یکی از عکس ها را هم که باز نمی شد درست کردم . فکر می کنم من این نبرد را یکبار قبلا با بازی Rome ,Total War شبیه سازی کردم که البته نیروی ایران هخامنشی نبود از اشکانیان بود . نتیجه جنگ هم با پیروزی خودم ! تمام شد. :mrgreen:

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[size=18][/size]تاریخ: اول اکتبر سال 331 قبل از میلاد
محل: نزدیک موصل و اربیل در عراق امروزی
نتیجه: پیروزی قاطع اسکندر

[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/normal_chart03.JPG[/img]

دراین نبرد، اسکندر سومین و آخرین پیروزی خود بر ارتش ایران را بدست آورد که نتیجه آن، پایان حکومت داریوش بر ایران بود. شرایط عوارض زمین در این نبرد برای هر دو طرف یکسان بود و کسی نمی توانست ادعا کند که تنها این شرایط سبب پیروزی اسکندر بوده اند. داریوش زمین مسطحی را انتخاب کرد که بتواند از برتری عددی خود به خوبی استفاده کند و مانند نبرد ایسوس دچار کمبود فضای کافی برای مانور نیروهایش نگردد.

اگرچه سپاه داریوش بر یونانی ها برتری عددی خردکننده ای داشته است اما از نظر تجهیزات و کیفیت در سطح پایین تری نسبت به مقدونی ها قرارداشتند. فالانکسهای مقدونی از نیزه های بلند 6 متری استفاده می کردند درحالیکه مزدوران یونانی و ارمنیها (که احتمالا به شیوه مزدوران یونانی می جنگیدند) نیزهای 3متری داشتند و گارد جاویدان از نیزه های 1.2متری استفاده می کردند. این نیروهای زبده از زره سنگین استفاده می کردند اما دیگر نیروهای پیاده ایران بیشتر پیاده سبک بودند که از تیروکمان استفاده می کردند.

داریوش بهترین سواره نظام خود را از ساتراپهای شرقی ایران فراخوانده بود و از سواره نظام متحدین سکایی خود نیز بهره می گرفت. او دستور داده بود تا قبل از نبرد بوته ها و درختچه های میدان را بکنند تا فضای مناسبتری برای مانور ارابه هایش فراهم شود.

یکی از مقدماتی که می توان برای این نبرد در نظر گرفت این است که جزئیات زیادی از فرآیند برنامه ریزی وجود داشته است که متاسفانه هیچ منبعی آنها را شرح نداده است اما تمام منابع بیان می کنند که قبل از آغاز نبرد یک شناسایی حرفه ای انجام شد که اسکندر در تمام عملیات خود از آن بهره گیری کرد. این امر قبل از جنگ و در میانه آن معنای بسیار مهمی در برداشته است. او کاملا زمین و ظرفیتهای حریفش را می شناخته است. با وجود اینکه اسکندر تنها چند عنصر شناخته شده تاکتیکی پارسها را از کتاب گزنفون (مانند استفاده از ارابه) فراگرفته بود نقشه ای کشید و بیشتر عوامل اصلی را پیشبینی کرد و توسط هیچ کدام از خدعه های داریوش غافلگیر نشد. او مانند دفعات قبل مستقیما حمله نکرد و از هیچ نقشه سنتی نیز استفاده نکرد و به همین دلیل رفتارش برای دشمن غیرقابل پیش بینی بود. هنگامی که سپاه پارسیان را در دوردست دید به سپاهیانش دستور توقف داد و آنها همانجا اردو زدند.

مرحله اول

[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/normal_gaugamela1.gif[/img]

موقعیت اولیه دو طرف بسیار شبیه چیزی است که در تصویر بالا به نمایش درآمده است غیر از اینکه سپاه اسکندر نصف طول سپاه ایران را داشته است. در ابتدا اسکندر مشاهده کرد که زمین بسیار صاف و مناسب برای حملات ارابه ها است. داریوش فکر می کرد که اسکندر مانند دو نبرد پیشین خود شروع خواهد کرد و یک حمله مستقیم را به جناح روبروی خود انجام خواهد داد. اسکندر مجددا نیروهایش را به صورت آرایش اریب مرتب کرد در حالیکه جناح راستش قوی تر بود. دوباره پارمنیون مجبور بود تا تنها جلوی نیروی دشمن را سدکند و حمله اصلی توسط اسکندر انجام می گرفت. تعداد سپاهیان ایران به قدری بیشتر بود که اسکندر تصمیم گرفت تا تاکتیک خود را عوض کند. به جای حمله سریع، او مستقیما به جلو رفت. همچنین در بعضی منابع آمده که موانعی توسط ایرانی ها بر روی زمین درست شده بود که باید جلوی حمله سریع اسکندر را می گرفتند. این موانع در جلوی صفوف ایران در نقشه آمده است.

مرحله دوم

[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/normal_gaugamela2.gif[/img]

هنگامی که مسیر اسکندر بر روی زمین صاف مسدود شد، داریوش تصمیم به حمله گرفت چرا که پس از چند لحظه ارابه هایش در زمین نامناسب بلا استفاده می شدند. ارابه ها همگی به سمت مرکز سپاه اسکندر که فالاکنسها در آن موضع گرفته بودند حمله کردند(پیکانهای قهوه ای در مرکز). فالانکسها برای مقابله با ارابه ها تاکتیک موثری را توسعه داده بودند. آنها به محض رسیدن ارابه ها در صفوف خود دالانی باز میکردند که باعث می شد ارابه ها بدون برخورد از میانشان عبورکنند. پس از آن از پشت راه آنها را بسته و دیگر نیروهای پیاده نظام به ارابه ها حمله می کردند. داریوش سواره نظام جناح راست خود را جلوتر فرستاد و قسمتی از سوراه نظام جناح چپ را برای متوقف کردن اسکندر استفاده کرد. بسوس که فرماندهی جناح چپ ایران را برعهده داشت یک وظیفه مخصوص داشت. او باید جناح راست اسکندر را دور می زد و به فالانکسها از پشت سر حمله می برد. اسکندر جناح راستش را به سمت راست گسترش داد تا از این حمله محافظت کند. سواره نظام ایران متوقف شد و مجبورشدند تا فالانکسها را بشکافند.

مرحله سوم

[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/normal_gaugamela3.gif[/img]

در میان نیروهای داریوش چند سوءتفاهم اتفاق افتاد و تقریبا تمام سواره نظام جناح چپ ایران به سمت جناح راست حرکت کردند درحالیکه داریوش در حقیقت می خواست قسمتی از آنها را در موضعشان نگه دارد تا بعدا به مقابله با حمله اسکندر بفرستد. لاوی های جوانی که باید فاصله بین صفوف ایرانی ها پرمی کردند جناح چپ داریوش را به خوبی پوشش ندادند. اسکندر مترصد چنین فرصتی بود و سواره نظام نخبه او به سرعت مانند گوه در فاصله ایجاد شده در صفوف ایرانی ها فرورفت(پیکان شماره1 در سمت راست نقشه). درضمن، پیاده های نخبه او و 4 گردان از فالانکسها به سمت مرکز نیروهای داریوش حرکت کردند(پیکانهای آبی در مرکز نقشه). فاصله ای بین نیروهای متحد ایجاد شد و ایرانی ها راه خود را به داخل اردوگاه اسکندر گشودند(پیکان های قهوه ای در مرکز نقشه).

مرحله چهارم

دسته های دخیره فالانکسها که در عقب بودند در برابر سواره نظامی که خط را شکسته بود مقاومت کردند(پیکانهای آبی در مرکز نقشه). اسکندر با سواره نظام نخبه خود به مرکز نیروهای داریوش حمله برد (پیکان آبی در بالای نقشه)و در نتیجه پادشاه ایران فرار کرد(پیکان قهوه ای در مرکز نقشه). پیاده نظام ایرانی ها سعی کردند تا از پشت به اسکندر حمله برند(پیکان شماره1 در نقشه) اما آگرینها عقبه اسکندر را پوشش دادند(پیکان شماره2در نقشه).

[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/normal_gaugamela4.gif[/img]

مرحله پنجم

[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/normal_gaugamela5.gif[/img]

در این زمان اسکندر به تعاقب داریوش نپرداخت و به جای آن دور زده و جناح راست خود را از دشمن پاکسازی کرد و آنها را مجبور به عقب نشینی نمود(پیکان آبی در سمت چپ و بالای نقشه). پس از آن پیام معروف پارمنیون به او رسید که از اسکندر تقاضای کمک می کرد. سواران نخبه برای کمک به پارمنیون به جناح چپ رفتند(پیکان بلند در مرکز نقشه) و سواره نظام ایران را به عقب راندند. کمی پس از آن، اسکندر شروع به تعقیب داریوش کرد اما دیگر برای گرفتن او خیلی دیر شده بود.

یکی از نکات مهم این نبرد استفاده از تاکتیک آرایش اریب است. اما مهمتر از آن استفاده اقتصادی اسکندر از نیروهایش بود. او مجبور بود که سپاه بیشمار دشمن را از فالانکسهایش دور نگه دارد تا وضعیت میدان به او فرصت حمله را بدهد.

بدین سان بود که اسکندر مقدونی در حالیکه تنها 24سال داشت توانست در پرشی 3گام خود را به اوج شهرت و افتخار برساند و بلندترین قله های موفقیت را زیر پا بگذارد. او در جنگهایی با ایرانی ها درگیر شد که برتری عددی با دشمن بود ولی مانورهای به موقع و زمان سنجی و تاکتیک برتر اسکندر او را پیروز میدان کردند.

خلاصه نبرد اربیل

[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/normal_gaugamela0.gif[/img]
  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ممنون رضا جان. ولی فکر نمیکنی آمار غیر واقعی باشن؟ :oops:
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
رضا جان ممنون. منبع این جنگ کیه ,منظورم اینه چخ کسانی این جنگ رو نقل کرده اند در تاریخ؟ اگر خود یونانی ها و غربیها که معلوه امار چه قدر معتبر هست! ممنون ازت.
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]دستت درد نکنه.

همین فالانکسها بودن که زدن ارتش ما رو لت و پار کردن! icon_cheesygrin[/quote]
قبلا ایرانیان توی یه جنگ (فکر کنم حمله خشایار شاه به یونان)با استفاده از این نیزه ها جوری یونانی ها رو میکشتند که خود خشایار شاه دلش سوخت و دستور توقف رو داد.که بعد ها از این نیزه ها علیه ما استفاده شد.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
واقعا این امار مسخره هست نه اینکه بخوام تعصبی قضاوت کنم ولی چطور این همه برتری عددی باعث هیچ پیروزی برای ایرانی ها نشد

فکر کنم یونانی ها اجداد آبادانی ها هستند icon_cheesygrin

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
WA-2000 محترم.

تایپیک رو از دوسال پیش دقیقا بالا آوردی. اون هم به خاطر این نیم جمله؟؟؟!!!!

من یه بار دیگه هم گفتم به شما که اینکار شما باعث آشفتگی و ناآراستگی سایت میشه و مطالب رو سخت تر میشه پیدا کرد. لطفا رعایت کنید. عزیز جان.

درسته مدیران ..... icon_cheesygrin

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
احتمالا فيلم 300 هم تحت تاثير همين امارهاي تخيلي ساخته شده نه؟

امارهايي كه يوناني ها و عاشقان اسكندر حقير ساختن تا حقارتي كه در برابر هخامنشيان در طول تاريخ داشتن رو جبران كنن.


واقعا خجالت اوره حتما منبع هم به يه سايت يوناني وصله ديگه؟؟؟ icon_cheesygrin

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
با سلام.
سوالي كه براي من وجود داره اينه كه با اين همه نيروهاي انساني در جنگ كه همه به تبع تاييدش ميكنيم، چه طور تداركات براشون مهيا ميشده؟
اين همه نيرو منهاي تير و نيزه و شمشيرو سپر و زين و... به آب و غذا هم نياز داشتن!
آب رو ميبخشيم بهشون،‌اما غذاي اين همه سرباز چي بوده؟چه طور فاسد نميشده؟ مگه تو هر ده و شهري كه فتح ميكردن چقدر غذا گير ميومده؟ مگه سيستمهاي كشاورزي و دامپروريشون در اون زمان چقدر پيش رفته بوده آخه؟ مگه سيل و خشكسالي براشون پيش نميومده؟
اين مسئله براي من اصلا توجيه نميشه!!!!
10.000گارد، 220.000هزار پياده! سواره و ....چي ميخوردن پس اينا؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم

  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.