امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

در ۲۵ فوريه ۵(۱۹۲۵ اسفند ۱۳۰۴) اولين خلبان ايراني كه كلنل احمدخان نخجوان نام داشت يك هواپيماي برژت -۱۹ را با پرچم و نشان ايران از فرانسه به پايگاه قلعه مرغي تهران پرواز داد. كلنل نخجوان در فرانسه دوره ديده بود و فقط ۲۰۰ ساعت پرواز داشت. بدين ترتيب در اين تاريخ اولين هواپيماي نيروي هوايي ايران با خلباني يك ايراني مرزهاي بين المللي را درنورديد و به فضاي پروازي ايران رسيد. در اين زمان ديگر خلبانان ايراني تحت نظارت يك استاد خلبان آلماني به نام «شفر» در ايران دوره مي ديدند. خريد هواپيما قسمت آسان كار بود. آموزش خلبانان براي پرواز كردن با آنها، نفرات پشتيباني زميني براي نگهداري و تعمير آنها و ساختن فرودگاه ها قسمت سخت كار بود كه زمان هم مي برد. در همين دوره زماني نيروي هوايي ايران از قالب يك اداره كوچك در ستاد فرماندهي ارتش خارج شده و به يك نيروي جداگانه تبديل شده بود كه «نيروي هوايي ارتش شاهنشاهي ايران» نام گرفته بود؛ اولين فرمانده نيروي هوايي ايران هم كسي نبود به جز كلنل احمدخان نخجوان. در سال ۱۹۲۴ (۱۳۰۳) اولين گروه از دانشجويان دوره خلباني و تكنسين پرواز به روسيه و فرانسه فرستاده شدند. بعدها در سال ۱۹۲۹ (۱۳۰۸) ايران ۱۵ خلبان داشت كه شش نفر از آنها در مدرسه پرواز ايستر فرانسه و ۹ نفر ديگر در مدرسه پرواز سباستوپول روسيه آموزش خلباني ديده بودند. در اين سال IIAF مخفف Imperial Iranian Air Force داراي ۳۳ فروند هواپيما از ۹ مدل مختلف بود. طي ۱۵ سال به يعني تا آغاز جنگ جهاني دوم بيش از ۳۰۰ هواپيما از ۱۸ مدل مختلف در اختيارنيروي هوايي ايران بود. در همان زمان هشت پايگاه هوايي كه مدارس آموزش خلباني و يك مركز آموزش تعميرات و نگهداري را شامل مي شدند ساخته شده بود. يك كارخانه مونتاژ هواپيما به نام «شهباز» هم ساخته شده بود كه قادر بود سه مدل مختلف هواپيما را مونتاژ كند. در سال ۱۹۴۱ (سوم شهريور ۱۳۲۰) بي طرفي ايران در جنگ جهاني دوم نقض شد و نيروهاي هوايي و دريايي انگليس و روسيه از شمال و جنوب به ايران حمله كردند. نيروي هوايي جوان ايران كه به تازگي به ساختن ساختارهاي اساسي خود مشغول شده بود، تحت هيچ شرايطي توانايي رويارويي با اين نيروي عظيم و توانمند را نداشت. با اين وجود تعدادي از پرسنل جوان اين نيرو تصميم به مقابله با بيگانه گرفتند و با كنترل پادگان قلعه مرغي دو هواپيما از اين پادگان به خلباني سروان وثيق و استوار شوشتري كه با شليك ضدهوايي مواجه شده و به ناچار آسمان تهران را ترك كردند. نيروهاي ائتلاف انگليس و روسيه كنترل دو پايگاه هوايي ايران را در دست گرفتند. آنها به ترتيب در مهرآباد و قلعه مرغي مستقر شدند. از نيروي هوايي جوان ايران تقريباً هيچ چيز باقي نماند. پس از پايان جنگ ارتش بريتانيا ايران را ترك گفت اما ارتش روسيه از ترك ايران سر باز مي زد و كنترل شمال ايران را در اختيار داشت. سه ماه پس از اين اتفاق نيروهاي سرخ روسيه ايران را ترك گفتند. پس از اين نيروي هوايي ايران هميشه به عنوان نيروي برتر در خاورميانه شناخته مي شود. موقعيت استراتژيك ايران توسط آمريكا ناديده گرفته نشد و آمريكا از اوايل دهه ۱۹۶۰ شروع به فروش تعداد زيادي از هواپيماهاي پيشرفته خود به ايران كرد. در سال ۱۹۶۵ ميلادي ايران اولين هواپيماجت خود با نام اف - ۸۴ جي جت ثاندر دريافت كرد. در سال ۱۹۶۵ هواپيماهاي اف-۵ فريدم توسط ايران خريداري شدند و به دنبال آن در سال ۱۹۶۸ اف-۴ فانتوم هم به ايران فروخته شد. در سال ۱۹۷۰ ايران داراي قوي ترين نيروي نظامي در منطقه بود. قبول فروش هواپيماهاي فوق پيشرفته اف-۱۴ اي تام كت به همراه موشك هاي پيشرفته اي آي ام - ۵۴ فينيكس از سوي آمريكا به ايران نشان دهنده روابط بسيار گرم بين ايران و آمريكا بود. در پي وقوع انقلاب اسلامي در سال ۱۹۷۹ دكترين و استراتژي نظامي ايران تغيير يافت و ايران ديگر به خريد تسليحات پيشرفته و گرانقيمت علاقه نشان نداد و همين باعث ايجاد نوعي تغيير قدرت در منطقه شد. ايران ديگر نه تنها دوست صميمي آمريكا نبود، كه به خاطر سياست هاي امپرياليستي و ضد انساني آمريكايي به دشمن اصلي آن تبديل شد. آمريكا و ديگر كشورهاي غربي تحريمي نظامي عليه ايران اتخاذ كردند. كمك هاي آمريكا قطع شده بود و نيروي هوايي ايران از فرار و بركناري افسران زمان شاه رنج مي برد كه همين امر به پايين آمدن سطح سرويس دهي در نيروي هوايي منجر شده بود. به دليل تحريم تسليحاتي ايران و نرسيدن قطعات مورد نياز، آمار عملياتي نيروي هوايي ايران سريعاً رو به كاهش بود. پس از انقلاب نيروي هوايي به «نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران» كه خود ارتشيان به آن «نهاجا» مي گويند تغيير نام داد. نام انگليسي آن هم Islamic Republic of Iran Air Force است كه به اختصار IRIAF خوانده مي شود. در همين اوضاع و احوال عراق با مناسب يافتن فرصت درصدد برآمد تا با حمله به ايران قسمت هاي وسيعي از خاك ايران را ضميمه قلمرو خود كند؛ به همين خاطر در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ (۳۱ شهريور ۱۳۵۹) با يورشي عظيم به خاك ايران از طريق هوا، زمين و دريا جنگ تحميلي هشت ساله را عليه ايران آغاز كرد. جنگ با حمله هوايي نيروهاي عراقي به شش پايگاه نيروي هوايي ايران و چهار پادگان آغاز شد و همزمان چند لشكر و تيپ مستقل عراق در چهار محور از طول ۷۰۰ كيلومتر مرز مشترك با ايران به عمق خاك ايران يورش بردند. اولين حمله هوايي عراق چندان موفقيت آميز نبود. دلايل آن را مي توان به برنامه ريزي ناكافي و نادرست عمليات، نداشتن اطلاعات كافي از اهداف و استفاده نامناسب از بمب هاي جي پي(بمب هايي كه هدف خاصي ندارند و براي انهدام كلي به كار مي روند) برشمرد. در مهرآباد يك هواپيماي اف-۴ اي در هنگام جابه جايي براي در امان ماندن از حملات دشمن دچار سانحه شد و از همدان هم گزارش هايي در مورد خسارت يك فروند اف-۴ رسيد. اولين عمليات هوايي ايران در پاسخ اين حمله و بلافاصله پس از آن در خاك عراق موفقيت آميز بود. در اين عمليات چهار فروند هواپيماي اف-۴ به پايگاه دريايي الشعبيه در نزديكي بندر ام القصر حمله بردند. اين چهار فروند هواپيما كه ۴۵۰ كيلوگرم بمب بر سر اين پايگاه ريختند عمليات خود را از پايگاه بوشهر شروع كردند. در ميان اهداف چندباطري موشك ضد كشتي وجود داشت. اين عمليات تلافي جويانه نيروي هوايي ايران به قدري سريع بود كه خط پدافند عراق در طول مسير پرواز دچار غافلگيري شده بود. روز بعد در عملياتي غيرقابل باور ۱۴۰ فروند از جنگنده ها و جنگنده بمب افكن هاي ايران به ويژه اف-۴ و اف-۵هاي پايگاه هاي بوشهر، همدان و تبريز توانستند با نفوذ خود به خاك عراق تلفات سنگيني به پايگاه ها و تاسيسات نظامي عراق وارد كنند. در اولين روزهاي جنگ چندين حمله هوايي ديگر به تاسيسات نظامي عراق از قبيل ام القصر انجام شد. در يكي از اين حملات دو فروند اف-۴ كه هر كدام شش بمب جي پي ۳۴۰ كيلوگرمي حمل مي كردند به تاسيسات نظامي دريايي و كشتي هاي موشك انداز عراق حمله بردند. در حدود ۲۰ دقيقه بعد يك فروند هواپيماي آر اف-۴ اي عكس هاي شناسايي از منطقه گرفت كه نشان مي داد كشتي ها و تاسيسات بندري دچار صدمات و خسارات سنگيني شده اند. تاكتيك كلي در طول انجام چنين عمليات هايي رسيدن به هدف از راههاي مختلف، انجام يك پاپ -آپ بيش از رسيدن به هدف و شيرجه زدن روي هدف براي انهدام آن است. در هنگام بازگشت دو اف-۴ يكي از آنها توسط يك موشك سام مورد اصابت قرار گرفت كه باعث آسيب ديدن برخي از سيستم هاي آن شد اما همچنان مي توانست پرواز كند. اما آتش خاموش كن ها كار نكردند و بال راست - محل اصابت موشك - آتش گرفت. باند فرود نزديك ترين پايگاه هوايي هم به دليل هجوم اوليه ارتش عراق براي فرود مناسب نبود و به همين خاطر مجبور به فرود در يك باند ناآماده با سرعت بالا شد. چرخ ها تركيدند و هواپيما در حالي كه سرنشينان آن اجكت كرده بودند از انتهاي باند خارج شد. بعدها اين هواپيما با تعويض بال و ديگر تعميرات دوباره به جنگنده هاي مورد استفاده در جنگ پيوست. اين تعويض بال كه اولين بار در ايران انجام مي شد را مي توان نقطه آغاز انجام كارهاي غيرممكن در نيروي هوايي دانست. در اولين ماههاي جنگ «نهاجا» تلاش هاي خود را به جلوگيري پيشرفت نيروي زميني ارتش عراق معطوف كرده بود. جنگنده هاي ايراني براي اين كار با استفاده از راكت هاي ضد زره دانه به دانه تانك ها و زره پوش هاي عراق را شكار مي كردند و حتي گاهي اوقات تا ارتفاع سه تا چهار متر زمين هم پايين مي آمدند. در مقابل عراق هم از هواپيماهاي ميگ-۲۱ و ميگ-۲۳ براي پوشش نيروي زميني خود استفاده مي كرد كه اين پوشش به ناچار منجر به درگيري هوايي بين ايران و عراق مي شد كه مي توان پيروزي هاي ايران در اين زمينه را بيشتر از عراق دانست. مخصوصاً در اوايل جنگ كه آنها در مقابل هواپيماهاي اف-۱۴ ايران توانايي انجام هيچ عملي را نداشتند كه در اواخر جنگ با خريد ميراژ اف-۱ از فرانسه توانستند كمي جنگ هاي هوايي را متعادل كنند. جنگ تحميلي عليه ايران علاوه بر خسارات و تلفات جانبي بسيار، دستاوردهاي ارزنده اي براي نيروي هوايي ايران داشت. نيروي هوايي در اين هشت سال توانست به تكنولوژي ساخت بسياري از قطعات مورد نياز خود دست يابد و در برخي موارد به خودكفايي برسد.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
از بابت مطلب خوبی که گذاشتید هم متشکرم. :wink:

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

هواپيماي فانتوم اف-4 يك جنگنده دو موتوره با قابليت تبديل به يك بمب افكن بود كه می توانست در هر آب و هوا و جوی به نبرد ادامه دهد. اين جنگنده قادر بود که سه نقش تاكتيكی هوايی مهم برتری هوايی، جلوگيری امكان پشتيبانی هوايی، رهگیری و بمب افکن را انجام دهد كه اين مشخصه ها را در جنوب شرقی آسيا يعنی در طی جنگ کمر شکن ويتنام نیز به عرصه عمل آورد. http://www.aerospaceweb.org/aircraft/fighter/f4/f4_09.jpg فانتوم اولين پروازش را در ماه می1958 به انجام رسانيد. اين جنگنده در حقيقت برای دفاع از ناوگان دريايی آمريكا طراحی شده بود كه نهايتاً در سال 1961 به خدمت در آمد. نيروی هوايی آمريكا فانتوم را براي پشتيبانی هوايی بسته ارزيابی و سرانجام در سال 1962 مدل مخصوص نيروی هوايی آن را به تصويب و توليد رسانيد. جنگنده فانتوم II نيروی هوايی آمريكا، موجب به كار گماشتن فانتوم مدل سی نيز شد كه نخستين پروازش را در 27 می 1963 انجام داد و تحويل اين محصول در نوامبر 1963 شروع گرديد. هواپيمای جنگنده اف-4 در نقش هوا به زمين دو بمب معمولی می توانست حمل نمايد. اف-4 همچنين قادر به انجام پرواز های شناسايی نيز بوده و در ماموريت متوقف ساختن هواپيماهای ديگر كه به ماموريت راسوي وحشی مشهور بود كاملاً موفق می نمود. توليد هواپيمای اف-4 II درسال 1979 بعد از اينكه بيش از پنج هزار فروند فانتوم II توليد گردید، یعنی به تعداد بيش از 2600 فروند برای نيروی هوايی آمريكا، در حدود 1200 فروند برای ناوگان ها و نيروی دریایی و بقيه براي كشورهای دوست كه شامل اسرائيل، ايران، يونان، اسپانيا، تركيه، كره جنوبی، آلمان غربی، استراليا ژاپن و بالاخره بريتانيای كبير می شد، تولید پايان يافت. http://www.flygplan.info/images/F-4_Phantom_II_WingWalk.jpg چنان كه می دانيم از اين جنگنده مشهور به شكلی گسترده در جنگ ويتنام استفاده گرديد. مدل های بعدی اين جنگنده به ياد ماندنی هنوز در فهرست اموال نيروي هوايی آمريكا تا سال 1990 موجود و در حال فعاليت بودند. فانتوم ها ديگر در خدمت نيروي هوايی آمريكا نمی باشند در حالی كه هنوز در اكثر كشور های ديگر به پرواز در آمده و به خدمت گرفته می شوند. جنگنده اف-4 مدل سی برای اولين بار در مي 1963 به پرواز در آمد و گارد ملی هوايی به پرواز در آوردن اف-4 سی را در ژانويه 1972 آغاز كرد. نيروی هوایی آمريكا اولين فانتوم II را در ژوئن 1978 دريافت كرد. مدل اف-4 دی با تغييرات عمده ای در بالا بردن دقت هدف گيری سلاح ها، به نيروی هوايی در سال 1966، به گارد ملی هوايی در سال 1977 و به مجموعه جنگنده های نيروی هوايی و انبار جنگنده های نيروی هوايی در سال 1980 تحويل گرديد. اولين جنگنده اف-4 ئی در اكتبر 1967 به نيروی هوايی آمريكا تحويل داده شد و متعاقباً گارد ملي هوايی نيز اولين اف-4 ئی را در سال 1985 و انبار جنگنده های نيروی هوايی در سال 1987 اولين اف-4 های خود را دريافت داشتند. http://www.flatrock.org.nz/topics/humour/assets/phantom_f_4.jpg اين مدل از اف-4 با يك مخزن سوخت اضافه، لبه حمله باريك برای افزايش قدرت مانور دهی و موتورهای بهبود يافته و يك توپ 20 ميليمتري دو لوله ای داخلی همراه سيستم كنترل آتش بهبود يافته عرضه شد. در سال 1973 اولين هواپيمای مدل اف-4 ئی همراه سيستم شناسايي هدف براي شناسايی تصويری دوربرد هوايی يا زمينی عرضه گشت. هر سيستم به طور اساسی يك دوربين تلوزيونی با عدسی كانون متغير برای شناسايی درست هدف بود و همچنين سيستمی كه پیوتک ناميده می شد، قابليت شبانه روزی تمام جوی را برای بدست آوردن و تعيين محل كردن اهداف زمينی به وسيله ليزر و سلاح های هدايت شونده به وسيله مادون قرمز را فراهم مي آورد. ديگر تغييری كه كه دراين مدل ايجاد شده بود، چند كامپيوتر ديجيتالی جدا بود كه شامل سيستم هاي شليك موشك هاي هوا به هواي سايدوايندر و اسپارو مي شد. به علاوه در مدل های ئی و جي سيستم ديجيتالی ARN-101 ناوبری، با سيستم جديد ناوبری LN-12 تعويض شده بود. با معرفي مدل های جديدتر هواپيما هاي ديگر بيشتر سيستم های توانای اف-4 فانتوم و مأموريت های آن نيز محدود شده و و مختص جلوگيري از دفاع هوايی دشمن گرديد. سرانجام فانتوم های اف-4 جی به مركز صد و نودمين اسكادران هواپيماهای بازنشسته تعمير و نگهداری گارد ملی هوايی آيدائو واگذار گرديد و بدین گونه بود که تاریخ این جنگنده ی افسانه ای جهان به پایان رسید.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
دستت درد نكند. :D فانتوم جنگنده اي پیر ولي همچنان قدرتمند. :D

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
فانتوم های ایرانی پس از اسرائیل، ایران بزرگترین دارنده هواپیمای فانتوم است. جمعاً سی و دو فانتوم دی، صد و هفتاد و هفت فانتوم ئی و شانزده فروند جنگنده فانتوم مدل آر اف شناسایی با دوربین های مخصوص قبل از سقوط رژیم شاهنشاهی و قطع روابط و سرویس فانتوم ها به ایران تحویل گردید. http://images5.theimagehosting.com/irf4%20(9).jpg هواپیمای فانتوم در سال های آغازین تحویل آن شاه ایران در آن زمان، اهداف بسیار بلند پروازانه ای را در مورد تجهیز کشور خود به قدرتمند ترین کشور از نظر قدرت نظامی در حوزه خلیج فارس و خاور میانه در سر می پروراند. البته ایالات متحده نیز در اینجا منافع خود را در نظر گرفته و با تصور اینکه ایران دفاع خوبی علیه اتحاد جماهیر شوروی در آن زمان خواهد بود، شاه ایران را به طور فعالانه پشتیبانی می کرد. اولین بار، در سال شصت و هفت میلادی، سفارشی برای دریافت تعداد شانزده فانتوم دی توسط ایران به شرکت مکدانل داگلاس تسلیم گردید. سرانجام، اولین گروه فانتوم ها در 28 سپتامبر 1968 وارد ایران شدند. http://images5.theimagehosting.com/irf4%20(11).jpg خلبان پور رضائی در کنار هواپیمای فانتوم خود فانتوم های تازه تحویل شده ایرانی در بسیاری از ماموریت های رهگیری جنگنده سریع السیر میگ 25 فاکس بت که بر فراز آسمان ایران به طور غیر قانونی پرواز می نمود، شرکت جستند اما متاسفانه به دلیل سرعت بسیار بالای فاکس بت، این ماموریت ها هیچ کدام با موفقیت همراه نبودند. اولین استفاده فانتوم های ایرانی در نبرد، مربوط به کمک شاه ایران به سلطان عمان علیه شورشیان کشور او بود که در آن جنگ، یک فانتوم ایرانی با آتش زمینی سقوط نمود. بعد از مدتی دولت ایران تعداد 208 فروند فانتوم مدل ئی را نیز در ابتدای دهه هفتاد میلادی سفارش داد. تحویل این هواپیماها از سال 1971 شروع شده و تا به هنگام انقلاب ایران ادامه داشت. در این مدت، تنها 177 فروند از فانتوم های سفارش داده شده تحویل ایران شدند. پس از به پیروزی رسیدن جمهوری اسلامی ایران، دولت ایران فوراً موضعی ضد غرب به خود گرفته و در نتیجه این اقدام، دولت آمریکا تحریمی را در ارائه تسلیحات و قطعات یدکی نظامی علیه ایران برقرار نمود. 31 فانتوم باقیمانده، هرگز تحویل نشدند. بعد از آلمان، ایران بزرگترین مشتری هواپیماهای شناسایی فانتوم بود. از این نوع فانتوم، تعداد 27 فروند توسط ایران سفارش داده شد که 16 فروند آنان تحویل گردید و 11 فروند باقیمانده به دلایل سیاسی فوق الذکر، در آمریکا باقیماند. تا زمانی که شاه ایران مجبور به فرار شد، ایران دارای 188 فروند فانتوم عملیاتی بود، اگرچه تحریم آمریکا علیه ایران باعث مشکلات شدید نگهداری و سرویس این هواپیماها شده بود. http://air-weblog.persiangig.com/f-4-iriaf-(5).jpg هفت فروند فانتوم نیروی هوایی در حال برخاست همزمان از سطح باند افت و خیز های سیاسی ایجاد شده توسط انقلاب شکوهمند اسلامی ایران، باعث بغرنج تر شدن مسئله شده بود، به طوری که بسیاری از خلبانان و پرسنل بسیار حرفه ای و خوب آموزش دیده ایران از آمریکا اما وفادار به شاه ایران، مجبور به ترک کشور یا تبعید شدند. در نتیجه، تا سال 1980 که عراق بعثی به ایران حمله نمود، نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران یا نهاجا، تنها سایه ای از نیرویی بود که از آن انتظار می رفت. در آن زمان، تنها 40% فانتوم های ایرانی عملیاتی و قابل پرواز موثر بودند. جنگ ایران و عراق در سال 1980 با حمله هوایی عراق به شش پایگاه هوایی ایرانی و چهار پایگاه سپاه ایران آغاز گردید. این جنگ اگرچه در رسانه های غربی به ندرت پوشش داده می شد، اما در حقیقت یک تراژدی انسانی در مقیاس وسیع بود. نیروی هوایی به دلیل عدم توانایی دو طرف در استفاده از نیروی هوایی شان به طور موثر، نقش چندان مهمی را ایفا نکرد. در ماه های آغازین جنگ، فانتوم های ایرانی عملیات های بسیاری به خوبی توانستند به درون خاک عراق و حتی حریم هوایی بغداد وی نفوذ نموده و نیروهای خود را بدین طریق پشتیبانی نمایند، اما نبردهای هوا به هوا بین جنگنده های دو کشور حتی در کل طول جنگ، بسیار به ندرت یافت می شود. در مراحل ابتدایی جنگ، ایران توانایی لازم برای پیروز شدن در اکثر نبردهای هوایی را داشت و این کار اکثراً با موشک های موثر سایدوایندر و یا مجبور کردن هواپیماهای دشمن به عقب نشینی به سوی کشورشان صورت می گرفت. اما در بیشتر اوقات، رادارهای APQ-120 هواپیماهای فانتوم ئی به دلیل کمبود قطعات یدکی قادر به انجام عملیات نبوده در نتیجه موشک های اسپارو نمی توانستند شلیک شوند. http://air-weblog.persiangig.com/f-4-iriaf-(1).jpg هواپیمای فانتوم نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران در حال شلیک موشک همانطوری که گفته شد، خلبانان ایرانی در ابتدای جنگ برتری فوق العاده ای از نظر تجربه و مهارت نسبت به خلبانان عراقی داشتند، اما با به طول انجامیدن جنگ، نیروی هوایی به تدریج خلبانان و افسران واقعاً کار آزموده ای را که در آنها شک وفادار نبودن به جمهوری اسلامی می رفت، کنار گذارده و از خلبانان دیگر مبتدی استفاده کرد. در طی 9 ماه آغازین جنگ، تخمین زده می شد که حدود 60 فروند فانتوم از بین رفته باشد یا قابل استفاده نباشد. تاثیرات تحریم نظامی آمریکا و کمبود قطعات یدکی موجب کاهش شدید تعداد فانتوم های عملیاتی گردید، به طوری که تا آغاز سال 1983 میلادی، تنها حدود 12 تا 35 فروند فانتوم قابل پرواز در خدمت نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران بود. پس از سال 1982، کشور عراق تصمیم به تجهیز نیروی هوایی کشور خویش با هواپیماها و تسلیحات تازه تر نمود که از جمله آن می توان به سوپر اتاندارد ها و میراژ های مجهز به موشک ماترا و ماژیک اشاره نمود که توسط شرکت داسو برگه تولید می شدند. در طول جنگ، گزارش های بسیاری مبنی بر ساقط شدن هواپیماهای جنگنده ایرانی بسیاری توسط موشک های ماژیک حتی در ارتفاعات بسیار پایین نیز منتشر گردید. پس از سال 1982، می توان گفت که دیگر برد مسلم در نبرد های هوایی با عراق بود و هر چه کشور عراق بیشتر از سوی غرب تجهیز می شد، قوای نیروی هوایی ایران بیشتر تحلیل می رفت. در سال های پایانی جنگ، هواپیماهای ایرانی نمی توانستند بیش از 30 تا 60 سورتی پرواز در روز داشته باشند، در حالی که تعداد سورتی پرواز های هواپیماهای عراقی، حتی گاه 600 سورتی نیز می رسید. نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران نیز دریافت که عملیاتی نگاه داشتن تمام فانتوم ها در طول جنگ، کاری بس مشکل است. فانتوم هواپیمایی بسیار پیچیده، دارای نگهداری مشکل و نیازمند 135 ساعت سرویس زمینی به ازای هر ساعت پرواز هوایی است. یک سرهنگ ایرانی در سال های بعد از جنگ اظهار کرده بود که در سال 1986، تعداد فانتوم های قابل عملیات ایران زیر 20 فروند بوده و ایران در آن زمان، دیگر دارای هیچ فانتوم شناسایی عملیاتی نبود. کشور ایران در آن زمان، به شدت نیازمند قطعات یدکی فانتوم ها بود، حتی کار به جایی رسیده بود که قطعات هواپیماهای دیگر را جدا کرده و روی هواپیماهای نیازمند قطعات یدکی نصب می کردند. کشور اسرائیل در آن زمانه به طور مخفیانه قطعات یدکی هواپیماهای فانتوم را به ایران تحویل داد. دلیل اسرائیل برای این او این بود که با تجهیز ایران، تهدید ها از جانب عراق علیه اسرائیل فروکش خواهند کرد. از سوی دیگر، ایران در آن زمان قادر بود چه به طور قانونی چه غیر قانونی قطعات یدکی را از بازار جهانی نیز تهیه کند. در 31 آگوست سال 1984، یک هواپیمای فانتوم ایرانی در خاک عربستان سقوط نمود که تحقیقت نشان داد آن هواپیما از قطعات یدکی که از اسرائیل خریداری شده بود، استفاده می کرد. http://images5.theimagehosting.com/irf4.jpg گروهی از خلبانان توانمند ایرانی همراه با هواپیمای وفادارشان در پنجم ژوئن سال 1984 میلادی، دو فانتوم ایرانی که در پی تهدید تجهیزات نفتی عربستان بر آمده بودند، توسط دو فروند هواپیمای اف-15 ایگل سی رهگیری شدند که یکی از فانتوم ها در این نبرد سقوط کرد. این برای اولین بار در تاریخ بود که یک هواپیمای ساخت شرکت مکدانل داگلاس، یک هواپیمای دیگر محصول همان شرکت را ساقط می سازد. هنگامی که در سال 1988، جنگ تحمیلی علیه ایران پایان یافت، نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران فقط تعداد معدود 12 فروند یا کمتر هواپیمای فانتوم را که هنوز قابل عملیات بودند، در اختیار داشت. در حال حاضر، پیش بینی می شود که تعداد 70 تا 75 فروند فانتوم های ایرانی هنوز قابل پرواز هستند که بیشتر آن ها را مدل فانتوم ئی تشکیل می دهند. هم اکنون، هواپیماهای فانتوم ایرانی به دلیل ناتوانی هوایی، تنها برای انجام عملیات هوا به زمین و تهاجم به مواضع زمینی و سطحی دشمن به کار می روند.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
سلام فانتومهای موجود در کشور حاصل مدرنسازی مشترک روسیه و ایران میباشد که در این پروسه فانتومها با انواع موشکهای هوا به سطح و هوا به هوای مدرن روسی یکپارچه شدند وتوانایی شرکت در جنگهای عصر حاضر را دارا میباشند. :wink:

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
دستت دوستان بخاطر زحماتشون براي سايت خودشون درد نكند. :D به نظر من هر چند خودم لدم نميخاد ولي بايد يواش يواش با فانتومهاي افسانه اي خداحافظي كنيم. :D

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
درسته که فانتوم ها با کمک روسیه مدرنیزه شدن ولی نمیتونند از پس جنگهای امروزی بر بیان. :D من با حرف سعید موافقم.حالا این عکسها رو ببینید. :D

http://archive.cs.uu.nl/pub/AIRCRAFT-IMAGES/F4-Phantom-formation.jpg
http://www.racegarden.com/filestore/cars/104/176.jpg

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
البته فانتوم به عنوان جنگنده بمب افكني خوب هنوز هم مي تواند در جنگ هاي مدرن كاربرد داشته باشد.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
فانتوم ميتواند تا سال 2020 در نقش هوا به زمين در خدمت باشد و بجز چند جنگنده مانند اف-15 و سوخو-30 و تورنادو و ... در اين نوع عمليات رقيب ديگري ندارد. فقط چند مشكل بزرگ وجود دارد كه عبارتند از قديمي شدن قطعات فانتوم و عدم توليد و وجود آنها در بازار و هزينه زياد نگهداري بخاطر كمبود قطعات. ساخت قطعات فانتوم كار سختي نيست اما آيا اين صحيح است كه ما سالانه صدها ميليون دلار هزينه صرف ساخت قطعات 40 50 سال پيش كنيم كه به هيچ دردي هم نخورد؟ فكر كنم يك راه ديگر براي نجات فانتومها باشد كه هزينه كمتري هم دارد. توليد و خريد قطعات به تعداد كافي تا فانتومها بتوانند با آنها تا 1 سال بصورت مداوم عمليات كنند اما قرار نيست در خدمت باشند و تمام 60 الي 80 فروند اف-4 موجود به عنوان رزرو همواره در وضعيت ٪100 عملياتي باشند ولي پرواز نكنند. اين روند ميتواند تا سال 2020 ادامه يابد و هزينه ها را هم كاهش دهد. البته بايد حداقل 100 فروند سوخو-30 براي جايگزيني فانتومها خريداري شود. :D

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
البته تا وقتي كه اين روسها قيمت هواپيماهاشون رو بالا نبرن.مثل اينكه بوي پول به مشامشون خورده... :roll:
جنگنده SU-30KI
http://www.suchoj.com/ab1953/Su-30/riss/Su-30KI_04.jpg

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
همين الانش هم روسها گرانفروشي رو شروع كردن و هر فروند جنگنده سوخو-30 رو به ايران 65 ميليون دلار پيشنهاد قيمت دادن! در حالي كه اين مبلغ براي چين 33 ميليون دلار بود! هند هم مدلهاي روسي سوخو-30 را با هزينه 21 و مدل اختصاصيش رو با 27 ميليون دلار مونتاژ ميكند. ما بايد با خريد سنگين قيمتها را بشكنيم مثلا بجاي خريد 50 فروند سوخو-30 هر كدام 65 ميليون دلار بياييم يك قرارداد سنگين 10 ساله منعقد كنيم به ارزش 50 ميليارد دلار يعني 5 ميليارد در سال كه با اين روش ميتوان هر فروند سوخو-30 را فقط با قيمت 30 ميليون دلار خريداري كرد يعني ٪50 صرفه جويي ارزي. :D

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بله فانتوم نقش موفقی داشت یعنی بسیار موفق و اگر نبود فانتوم هرگز امکان آزادسازی خرمشهر نیز نبود. البته میشد ولی با تلفات چند برابر! فانتوم در جنگی حضور داشت که رقبایش روز به روز قویتر میشد. ابتدای جنگ طرفش میگ21و23 بود که فقط میگ23 خطرناک محسوب شده و نسبت پیروزی این دو به هم 2 به 1 به نفع فانتوم بود. اما این نسبت با ورود جتهای میگ25و29 و میراژ اف1 به شدت تغییر کرد و اگر جنگ ادامه میافت حتی در صورت برخورداری از همان 188 فانتوم عملیاتی سال 57 احتمالا تمام این جتها در نبرد هوایی سرنگون میشد! اگر تامکت نبود فانتوم هیچ شانسی در برابر این سه جت بسیار مهلک عراقی نداشت بوِیژه میگ25 که حتی تامکت خودمون بیش از چند بار موفق به رهگیری و انهدامش نشد.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بسم الله في الاول و الاخر با سلام دوستان ايا هواپيمايي در طول تاريخ وجود دارد که در مجموع اين موارد به پاي فانتوم برسد قدمت: از زماني که اولين فانتوم تحويل شد ساليان بسياري سپري کرده و هنوز در کشورهايي در حال خدمت است تعداد: از معدود هواپيماهايي است که به رقم ويژه اي در توليد رسيده است پراکندگي خدمت: به نيروهاي کشورهاي زيادي در سراسر جهان خدمت کرده است تنوع خدمت: به طرز ويژه اي چند منظوره به کار گرفته شده و در تمام نقشهاي رهگير برتري هوايي اموزشي شناسايي بمب افکن (ضد شناور) و حتي شايد سوخت رسان موفق عمل کرده است نقطه اتکا: بي شک در بسياري از نيروها در سراسر جهان در بين هواپيماي موجودشان اين فانتوم بوده که نقطه اتکاي مطمئن محسوب مي شده است موفقيت استثنايي: بي شک فانتوم غالب ماموريتهاي بعضا تاريخي و فوق العاده دشوار خود را با موفقيت انجام داده است و شايد قدر ترين پرنده از اين نظر باشد شاهکار مهندسي: ويژگيهاي فوق العاده اي در فانتوم وجود دارد که هواپيمايي کارا را باعث شده است نظير ارتفاع پروازي پرواز در ارتفاع کم حمل سوخت بسيار سهولت و ارزاني نگهداري و عملياتي نگه داشتن قيمت مناسب سازه قوي و ... شايد موارد ديگر را بايد در نظر گرفت اما سئوال اينجا است که ايا با توجه به زمان پرندهاي mig21 ,f16 يا هر پرنده ديگر به پاي فانتوم ميرسد و ايا پادشاهي اسمان و برترين هواپيماي تاريخ بودن از ان فانتوم است يا شما پرنده ديگري را پيشتر از فانتوم مي دانيد؟ با تشكر ____________ خدا را شکر مولايم علي شد صل الله عليه

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم