امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

سال هاست که از پایان جنگ تحمیلی می گذرد اما هنوز که هنوز است بسیاری از مجروحان شیمیایی در میان ما زندگی می کنند و بسیاری دیگر سال ها پیش از جمع ما خارج شدند و به مقام رفیع شهادت رسیده اند . بر اساس آمار به دست آمده امروز حدود صد وبیست هزار مجروح شیمیایی در میان ما زندگی می کنند که حال بسیاری از آنها نیز وخیم است . ما در این نوشته قصد داریم با دیدی زیست شناختی کمی از سختی های زندگی جانبازان شیمیایی را به شما معرفی کنیم . مطمئنا ً ما نمی توانیم همه ی سختی ها و رنجی های را که یک جانباز شیمییایی در راه خدمت به وطنش متحمل شده و میشود به شما معرفی کنیم ولی در این راه همه ی تلاش خود را می کنیم .
این اثر مانند بقییه کار های آدمی خالی از اشکال نمی باشد . اگرشما در این نوشته با اشتباه یا اشکالی روبرو شدید خواشمند است این اشتبا ه را به ما گوشزد فرمایید .

تاریخچه ی استفاده از عوامل شیمیایی

به ادعا می توان گفت که قدمت سلاح های شیمیایی به اندازه سلاح ها ی معمولی است ، به طوری که شواهدی مبنی بر استفاده از مواد آتش زا توسط یونانیها (موسوم به آتش یونانی) در سال های ۱۲۰۰ و ۴۲۹ قبل از میلاد مسیح (ع) بدست آمده است. بر طبق همین شواهد « اسپارتها» نیز در جنگهای خود گوگرد و زغال نارس را بر دیوار و حصار دشمن می سوزاندند تا گازهای سمی متصاعد شده وبر دشمن تاثیر نما ید . تاریخ جدید جنگ های شیمیایی از سال ۱۸۹۹ در جنگ انگلیس با بوئرها(مهاجرین هلندی در افریقای جنوبی ) شروع شده که در آن ارتش انگلیس از توپهای حاوی اسید پیکریک استفاده کرد که اثر تهوع زا داشت.
با این حال استفاده ی گسترده از عوامل شیمیایی در جنگها ، تا جنگ جهانی اول سابقه نداشت است . به هنگام جنگ حهانی اول به دلیل پیشرفت دانش و تکنولوژی لازم برای تهیه ی مواد شیمیایی خطرناک امکان کاربرد آنها به مقدار فروان فراهم گردید . اولین مورد استفاده از گاز های شیمیایی در سطح وسیع در آوریل ۱۹۱۵ توسط قوای آلمانی صورت گرفت در این حمله شش هزار سیلندر حاوی گاز کلر برای مسموم کردن نیرو های طرف مقابل به کار گرفته شد که در نتیجه ی آن پنج هزار نفر از نیروهای متفقین به هلاکت رسیدند . بعد از این حمله در سبتامبر همان سال نیروهای انگلیسی نیز از گاز گلر استفاده کزدند . با لاخره آلمان در سال ۱۹۱۵ گاز فسژن و در سال ۱۹۱۷ گاز خردل را وارد صحنه کار زار نمود . استفاده از کاز های شیمیایی برای اولین بار لزوم استفاده از ماسک های محافظتی را مطرح ساخت . ارتش انگلیس از این ماسکها برای اولین بار به منظور حفاظت از اسبها و افراد استفاده نمود. در مجموع می توان گفت که گاز های کلر، خردل و فسژن توسط ارتش آلمان و انگلیس و گاز های موثر در خون از قبیل هیدروژن سیانید و کلرید سیانوژن توسط فرانسوی ها به کار گرفته شد . مطابق آمار حاصل حدود صد هزار نفر کشته و دویست هزار نفر زخمی حاصل استفاده از این گازها بود .
رژیم جنایتکار بعث عراق که انواع سلاح های مدرن غرب و شرق را بر ایمان خلل ناپذیر رزمندگان دلیرمان امتحان کرده بود و به یاس کامل رسیده بود ، در پی شکستهای مداوم و عجز و ناتوانی در مقابل سلحشوران سپاه توحید بکاربرد سلاح های شیمیایی متوسل گردید. ارتش صدام عفلقی در بین سال های آغاز جنگ تا پایان آن در بیش از صدها مورد از سلاح های شیمییایی استفاده کرد ه که در عملیات خیبر ، بدر ، والفجر ۸ و سلسله عملیات های کربلا ابعاد این جنایت به اوج خود رسید .حملات مذکور با استفاده از انواع مهمات شیمیایی (خمپاره ،توپ، بمب و غیره ) حاوی گاز های کشنده از قبیل عوامل عصبی ( تابون ) ، گاز های خردل ، سیانور و عوامل خفه کننده (فسژن) انجام گرفته است .

انواع سلاح های شیمیایی

از نظر نظامی گاز های شمیایی به شش گروه تقسیم می شوند
۱- عوامل سمی کشنده
۲- عوامل ناتوان کننده
۳- عوال کنترل اغتشاش
۴- عوامل دود زای نظامی
۵- عوامل ضد گیاه
۶- شعله ها و آتش ها
ما در این مقاله هدفمان مطالعه ی گروه اول می باشد و از باز کردن گروه های دیگر به دلیل کمبود فضا و وقت خود داری می کنیم

عوامل سمی کشنده :
الف - عومل تاولزا
۱- خردلها
۲- آرسنیک ها
۳- گزندها

ب- عوال خون
۱-آرسین SA
۲- سیانید هیدروژن AC
۳- کلرید سیانوژن CK

ج- عوال اعصاب
۱- عوال سِری G
۲- عوال سِری V

د- عوال خفه کننده
۱- فسژن CG
۲- دی فسژن DP

عوامل تاولزا :

این گروه را به راحتی می توان به سه زیر گروه تقسیم کرد
۱- خردل ها
۲- آرسنیک ها
۳- گزند ها
این عوامل بیشتر به صورت مایع می باشند . اثر آنها پایدار است و وزن آنها به نسبت هوا زیاد می باشد .این مواد معمولا ً موجب مرگ آنی نمی شوند و فرد را نا توان می کنند .

نحوه ی ورود و چگونگی تاثیر
این عوامل در محل آلوده سلول ها را تحریک کرده و موجب ایجاد زهر سلولی می شوند . این مواد در حالت مایع و گاز قدرت نفوذ به دیواره ی سلولی ،چوب ، چرم ، رنگ وغیره را دارند و فقط در تماس با موادی مانند شیشه ، فلز و کاشی قدرت خود را از دست می دهد .

علائم مسمومیئت با عوامل خردل

۱- بعد از حدود ۳ الی ۶ ساعت در محل آلوده سوزش و خارش ایجاد می شود و لکه های قرمز ظاهر می گردد .
۲- بعد از ۱ الی ۲ روز تاول ها نمایان می گردد . از به هم پیوستن تاول های کوچم تاول ها ی بزرگ پدید می آید .
۳- در صورت ورود این عوامل از طریق دستگاه گوارشی یا تنفسی با عث ایجاد مشگلات تنفسی و گوارشی خواهد شد . این عوامل در صورت ورود به بدن خطراتی مانند عوامل خفه کننده را ایجاد می کنند .
۴- اگر درصد این مواد در محیط زیاد باشد موجب اثرات دائمی بر حس بینایی (مانند کوری ) در پی خواهد شد .
۵- فرد مصدوم پس از تماس با این مواد احساس می کنند که موادی مانند شن و ماسه درون چشم او هستند .

علائم مسمومییت با آرسنیک ها

آرسنیکها علاوه بر تاول زدن عوارضی مانند بززگ شدن ریه ، اسهال ، بی تابی ، ضعف ، کاهش حرارت بدن وکم شدن فشار خون را در پی دارند . لازم به ذکر است که سرعت بروز تاول های آرسنیک چند دقیقه است که این امر در مورد خردل ها چند روز به طول می انجامد .

گزند ها و علائم مسمومیت با انها

معروف ترین عامل گزند ها CX است . این عامل در صورت تماس با بدن باعث سوزشی مانند گزش حشرات می شود .در حالت طبیعی این عامل در طبیعت در ۲۰ درجه سانتی گراد به صورت مایع بوده و رنگی تیره و روغنی دارد .

علائم گزند ها

۱- به موجب تماس با بدن موجب درد فوری می شود
۲- در عرض ۲ ثانیه محل آلودگی مانند گزیدگی زنبور می شود
۳- محل آلوده سفید شده و درون آن قرمز می شود
۴- بعد از ۱۴ ساعت نقطه سفید قهوه ای شده و بعد از آن به زخم تبدیل می شود

نوع گاز -خواص ظاهری- راه نفوذ به بدن -مدت اثر زمان تاثیرات جدی-حالت- رنگ- بو

خردل ها
HN-HD-Q-T مایع روغنی زرد وسیاه بوی سیر چشم، پوست مجاری تنفسی پایدار حدود ۳ ساعت

آرسنیک ها
MD-ED-PD-L مایع قهوه ای گل شمع دانی چشم، پوست مجاری تنفسی پایدار چند ثانیه

گزندCX جامد خاکستری با جلای فلزی تند و نا مطبوع چشم، پوست مجاری تنفسی پایدار حدود یک ساعت

عوامال خون
این مواد معمولا ً به صورت گاز یافت می شوند . اثر آنها خیلی سریع یا آنی است . از هوا سنگین ترند ودر صورتی که مقدار آنها زیاد باشد موجب مرگ فوری می شوند.

نحوه ی اثر
این مواد از طریق مجاری تنفسی وارد ششها شده و به همراه خون تا سطح بافت ها می روند . در سطح بافت این مواد مانع از جذب اکسیژن توسط بافت شده که این امر باعث خفگی سلول می شود .
همان طور که از نام این موارد پیداست اثرات ابتدایی این مواد بر روی دستگاه گردش خون و دستگاه تنفسی می باشد . اولین علامت تنفس این گاز ها تغییر در سرعت تنفس و ضربان قلب می باشد . از دیگر علائم این گاز ها سوزش در ناحیه چشم ودستگاه تنفسی است. پس از استشمام این گاز ها اکسیژن در خون زیاد شده و وموجب بروز رنگ سرخی در لبها و پوست می شود .در موارد شدید تر این سرخی در چشم ها ، ناخن ها ؛ و در صورت ادامه پیدا کردن موجب سرخی تمام بدن می شود . در نهایت این گاز ها موجب تشنج ، اغماء و مرگ می شوند .

نوع گاز- خواص- ظاهریراه نفوذ به بدن -مدت اثر زمان تاثیرات جدی -حالت -رنگ- بو

سیانید هیدروژن

Ac مایع بی رنگ بادام تلخ چشم، پوست مجاری تنفسی نا پایدار خیلی سریع
کلرید سیانوژن
CK
مایع و
گاز بی رنگ هسته هلو چشمو مجاری تنفسی نا پایدار آنی
آرسین
SA گاز بی رنگ
– چشم و مجاری تنفسی نا پایدار آنی

عوامل اعصاب

این عوامل اکثرا ً به صورت مایع و گازو بی رنگ می باشند . ماده اصلی آنها بویی ندارد ولی ناخالص آنها دارای بوی سیب ، میوه ، شکلات و کافور می باشد . سنگین تر از هوا هستند . آنها موادی غیر پایدار بوده و اثری سریع دارند. این عوامل بر روی چشم و پوست نیز اثر سوء دارند .

نحوه ی اثر

از طریق مجاری تنفسی و پوست وارد بدن شده و باعث ایجاد اختلال در سیستم عصبی فرد می گردند و نهایتا به دنبال فلجی دستگاه عصبی منجر به خفگی و مرگ می شوند .
علائم مسمومیت با این گاز ها شامل آبریزش بینی ، تار شدن دید ، احساس فشار در قفسه سینه ، و پس از آن حالت تهوع ، سر درد ، سر گیجه ، تعرق شدید ، سوزش چشم ، آبریزش از چشم ، جمع شدن آب در دهان و آبریزش آن ، ادرار غیر عادی ، انقباض عضلات ، نقطه ای شدن مردمک چشم ، عدم تشخیص فاصله ی اجسام ، سستی وضعف ،تشنچ ، اغما و مرگ می باشد .

نوع گاز خواص ظاهری
راه نفوذ به بدن
مدت اثر زمان تاثیرات جدی
حالت رنگ بو

تابون
GA گازو
مایع مایل به قهوه ای میوه چشم، پوست مجاری تنفسی نا پایدار خیلی سریع

سارین
GB مایع بی رنگ بی بو چشمو مجاری تنفسی نا پایدار آنی

سومان
GD مایع بی رنگ کافور چشم و مجاری تنفسی نا پایدار آنی
وی ایکس
VX مایع بی رنگ – چشم و مجاری تنفسی نا پایدار آنی

عوامل خفه کننده

گاز های این گروه همه از هوا سنگین ترند . معمولا بر روی پوست اثر سو ندارند و در صورتی که غلظت آنها زیاد نباشد موجب مرگ آنی نمی شوند . مهمترین راه ورود این عوامل به بدن مجرای تنفسی است .

نحوه ی اثر

این مواد از طریق مجرای تنفسی وارد شش ها شده ، با رطوبت موجود در شش ها ترکیب می شوند و به اسید کلریدریک و گاز کربنیک تبدیل می شوند . اسید حاصله باعث تخریب سطح داخلی ششها وخسارتی شده که نهایتا ً منجر به خفگی می شود.
علائم مسمومیت این گازها شامل سرفه شدید ، تهوع ، سر درد ،تنفس کوتاه و دردناک و خروج پلاسمای خون از دهان می باشد .این علائم معمولا ً پس از ۲ الی ۳ ساعت به وجود می آید . در صورتی که غلظت این مواد زیاد باشد زمان ظهورعلائم وجود نخواهد داشت بلکه مصدوم دچار مشکل تنفسی شده و در مدت زمان کوتاهی بیهوش می شود که معمولا ً در بیهوشی می میرد .

نوع گاز خواص ظاهری راه نفوذ به بدن مدت اثر زمان تاثیرات جدی حالت رنگ بو

فسژن
CG گاز بی رنگ سبزی تازه مجاری تنفسی و چشم نا پایدار ۳ تا ۱۲ ساعت

دی فسژن
DP مایع بی رنگ علوفه تازه چشم و مجاری تنفسی نا پایدار ۳ تا ۱۲ ساعت

واژه نامه

سلاح های شیمیایی : Chemical Warfare (CW)
عوامل شیمیایی : Chemical Agent
عوامل تاول زا : Agent VESICANTS
عوامل خون :Blood Agent
عوامل اعصاب : Nerve Agent
نام گاز های شیمیایی

خردل : Mustard
آرسنیک :Arsenic
گزند : Phosgene Oxime
سیانید هیدروژن: Hydrogen Cyanide
کلرید سیانوژن : Cyanogen Chloride
آرسین: Arsine
تابون: Tabun
سارین: Sarin
سومان: Soman
وی ایکس: VX
فوسژنhosgene
دی فسژن icon_wink iphosgene



مصطفی 1375

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
جنگ بیولوژیک که به آن جنگ میکروبی نیز اطلاق می شود، استفاده از هر گونه ترکیب بیماری زا اعم از باکتری و ویروس یا سموم طبیعی به عنوان سلاح جنگی و با هدف از پا در آوردن دشمن می باشد. متاسفانه در برخی موارد حتی در شرایط غیر جنگی نیز ممکن است از این میکروب ها به منظور آلوده نمودن انسان ها، گیاهان و جانوران منطقه ای خاص استفاده می گردد.


در سال 1972 هر گونه استفاده، ساخت و نگهداری این قبیل سلاح ها توسط انجمن بین المللی سلاح های میکروبی، با عنوان اختصاری BWC غیر قانونی اعلام شد و قریب صد کشور جهان قرارداد مربوطه را به امضاء رساندند. در واقع دلیل این مخالفت همگانی پرهیز از اقدامات مخرب و ویرانگری بود که منجر به مرگ هزاران و گاهی میلیون ها نفر انسان بی گناه می شد و عواقب ناگواری را برای جوامع و اقتصاد آنها به همراه داشت.

تولید و نگهداری ممنوع!
تنها چیزی که در این میان عجیب به نظر می رسید این نکته بود که مجمع فوق تنها تولید و نگهداری سلاح ها را تحریم کرده و در مورد به کارگیری آنها سخنی به میان نیاورده است! با اینحال توافقاتی که مابین تحلیل گران و دست اندرکاران نظامی صورت گرفته بر این اصل استوار است که سلاح های میکروبی تا حد ممکن در تشکیلات نظامی مورد استفاده قرار نگیرند.

تصویر

تاخیر عملکرد
بزرگترین مشکل سلاح های میکروبی، کندی اثر گذاری آنها بر نیرو های دشمن است. این سلاحها برای تاثیر گذاری به چندین روز وقت نیاز دارند و بر خلاف حملات هسته ای یا شیمیایی، بلافاصله نیروی مقابل را متوقف نمی کنند.

این سلاح ها به عنوان یک سلاح استرانژیک نیز می تواند شرایط بغرنجی را پدید آورد. چرا که پس از استفاده، جلوگیری از انتشار آن چه در میان افراد دشمن و چه در میان نیروهای خودی عملا غیر ممکن است، بخصوص اگر طرف مقابل نیز اقدامی تلافی جویانه انجام دهد.

تاریخچه سلاح های میکروبی
استفاده از سلاح های میکروبی اقدام جدیدی نیست، پیش از قرن بیستم این سلاح ها به سه صورت وجود داشت :

- زهرآلود کردن غذا و آب افراد با یک ماده آلوده
- استفاده از موجودات میکروسکوپی، داروهای سمی یا جانوران کشنده در سلاح هایی که به کار گرفته می شد
- استفاده از بافت ها و پارچه های آلوده


تصویر
نمونه بمبلت میکروبی e120 که قبل از ممنوعیت توسط ایالات متحده تولید شده بود

سلاح های میکروبی به کرات در طول تاریخ مورد استفاده قرار گرفته اند؛ در قرن ششم قبل از میلاد، آشوریان چاههای آب دشمن را به قارچ سمی آلوده می کردند. در سال 184 پیش از میلاد هانی بال کارتاژی (Hannibal of Carthage)، یکی از بزرگترین فرماندهان و سیاستمداران آن زمان، به سپاهیانش فرمان داد کوزه های گلی پر از مارهای زهرآلود را به عرشه کشتی های یونانی پرتاب نمایند.


شواهد تاریخی نشان می دهد در اروپای قرون وسطی نیز لاشه آلوده جانوران توسط مغول ها، ترک ها و نژاد های دیگر به منظور آلوده نمودن ذخایر آبی دشمن مورد استفاده قرار می گرفت. پیش از اینکه طاعون که به نام "مرگ سیاه" شناخته شده بود، همه گیر شود سپاهیان مغول و ترک اجساد قربانیان این بیماری را در شهرهای تحت محاصره می پراکندند.

اکثر قربانیان طاعون در قرون وسطی در حقیقت توسط نوعی سلاح میکروبی که همان پرتاب اجساد آلوده به درون دیواره های قلعه ها بود، مبتلا می شدند. آخرین مورد ثبت شده از انتشار میکروب توسط اجساد قربانیان در سال 1710 است، زمانی که نیروهای روسی به سوئد حمله نمودند و اجساد آلوده را در سراسر شهر تالین (Tallinn شهری در استوانی امروزی) پرتاب نمودند.

بومیان آمریکا نیز پس از کشف این قاره توسط کریستف کلمب و ارتباط با قاره های دیگر، افراد بسیاری را در اثر سرایت بیماری های مهلک از دست دادند. ارتش انگلستان نیز دست کم یک بار "آبله" را به عنوان سلاح میکروبی به کار برده، آنها پتوهای آلوده به این میکروب را در جنگ Pontiac (سال 1763) در اختیار سرخپوستان آمریکایی قرار دادند. ساکنان بومی کالیفرنیا نیز دسته های گل پیچیده شده در برگ های بلوط سمی را به عنوان هدیه به اهالی اسپانیا دادند.

در جریان جنگ های داخلی آمریکا نیروهای متفق به حیوانات مزارع در دریاچه هایی که متحدین از آب آنها تغذیه می کردند، شلیک کرده و با اجساد آنها آب ها آلوده می نمودند.

ممنوعیت در موافقت نامه ای در ژنو
در سال 1925 استفاده از این نوع سلاح در سطح بین المللی توسط موافقت نامه ژنو (Geneva Protocol) ممنوع شد. در سال1972، مجمع BWC ممنوعیت فوق را توسعه داد و از آن تاریخ حتی نگهداری و حمل و نقل کلیه محصولات این چنینی غیر قانونی تلقی شده و ممنوع اعلام شد.

کشور روسیه با وجودیکه در زمره کشورهایی قرار داشت که قرارداد BWC را به امضاء رسانده بود اما به تحقیقات و مطالعه بر روی تولید این سلاح ها طی پروژه محرمانه ای که biopreparat نام داشت ادامه داد. آمریکا تا سال 1992 از این اقدام روسیه بی اطلاع بود، در آن سال دکتر Kanatjan Alibekov, فیزیکدان متخصص سلاح های میکروبی و اولین مدیر پروژه biopreparat استعفا داد و به آمریکا نقل مکان نمود. به نظر می رسد از زمان امضای قرارداد BWC تعداد کشورهایی که قادر به ساخت این نوع سلاح ها می باشند روز به روز در حال افزایش است.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
در طول جنگ جهانی دوم، یگان 731 ارتش امپراتوری ژاپن، کاربرد مستقیم این نوع سلاح را بر روی هزاران تن از اهالی کره و چین آزمایش کرد و در اردوگاههای نظامی، ارتش ژاپن سلاح های میکروبی را بر علیه سربازان و شهروندان غیرنظامی چینی به کار برد.

در آن زمان به نظر می رسید به علت انتقال نادرست و عدم رعایت احتیاط لازم، این تلاش چندان مثمر ثمر نبوده و افراد بسیاری را آلوده نکرده است. اما تحقیقات انجام شده در دهه اخیر حاکی از این حقیقت است که ژاپنی ها بیشتر از بقیه با این سلاح ها آلوده شده اند. به عنوان مثال آزمایشی که بر روی شهروندان ژاپنی انجام شده، نشان داد آلودگی از طریق مواد خوراکی نظیر میوه، سبزیجات و آب آلوده وارد بدن آنان شده است.

تصویر
کارشناسان با لباسهای مخصوص در حال آزمایش وجود میکروب

تعداد قربانیان این فاجعه حدود 580 هزار نفر تخمین زده شده که عمده آنان بر اثر شیوع وبا و طاعون تلف شده اند. به علاوه پس از پایان جنگ نیز، شیوع مجدد این بیماری ها رقم تلفات را بالا تر برده است.

در سال 1941 به منظور پی گیری فعالیت های کشورهای مظنونی چون ژاپن و آلمان در زمینه توسعه سلاح های میکروبی، کشورهای آمریکا، انگلیس و کانادا پروژه تحقیقاتی جدیدی را آغاز نمودند. نتایج حاصله نشان داد بیماری هایی چون سیاه زخم، تب مالت و مسمومیت های حاد غذایی همگی از طریق سلاح های میکروبی رواج یافته اند.

پس از آن نیز مطالعات گسترده تری بر روی سلاح های میکروبی و شیمیایی انجام شد که نشان داد جزیره گروینارد (Gruinard) واقع در اسکاتلند، به مدت 48 سال آینده آلوده به سیاه زخم خواهد بود. به مخالفین آمریکا در جنگ جهانی دوم نیز در عملیات Whitecoat میکروب تزریق شده بود.

ادامه تحقیقات میکروبی در دوران جنگ سرد
در دوران جنگ سرد، تحقیقات قابل توجهی توسط کشورهای آمریکا و روسیه در زمینه این سلاح ها انجام شد. هر چند ظاهرا به نظر می رسید این سلاح ها هیچگاه مورد استفاده قرار نمی گیرند، اما کشورهایی چون چین و کره شمالی که از قربانیان اصلی سلاح های میکروبی آمریکا طی جنگ کره در سالهای 1950 تا 1953 به شمار می رفتند، از این امر مستثنی بودند.

در سال 1972 آمریکا نیز قرارداد مجمع BW را به امضاء رساند و طی آن تولید، توسعه و نگهداری میکروب یا هر گونه ترکیبات سمی به جز در میزان بسیار محدود و برای انجام تحقیقات و استفاده صلح آمیز، ممنوع اعلام شد. در سال 1996، تعداد 137 کشور این معاهده را امضاء نمودند.

تهدید دانشگاه MIT به تعطیلی

در سال 1986، دولت آمریکا مبلغ 42 میلیون دلار را به انجام تحقیقات گسترده بر روی بیماری های مسری و سموم، تخصیص داد. این بودجه به امید مطالعه و بررسی بیماری هایی چون سیاه زخم، تب مالاریا، ورم مغز ژاپنی، تب خرگوشی، مسمومیت های غذایی مهلک، و بیماری های مشترک بین انسان و حیوان، مابین 24 دانشگاه آمریکایی پخش شد. زمانی که دپارتمان بیولوژی دانشگاه MIT از پدیرفتن وجه تحقیقاتی ارسال شده از طرف پنتاگون سر بار زد، دولت ریگان با تهدید به تعطیلی دانشگاه آن ها را مجبور به تغییر رای و پذیرفتن وجه مورد نظر نمود.

تصویر
نمونه ای از سیاه زخم که بر اثر بمب میکروبی حادث شده است.

در عین حال گزارش هایی از گوشه و کنار جهان دریافت شده مبنی بر اینکه ارتش آمریکا از سال 1992 تا کنون مشغول کار بر روی میکروب سیاه زخم است. طبق تعهدنامه BWC ملت ها تنها مجازند با اهداف صلح آمیز و در حجم بسیار اندک بر روی این نوع میکروب ها تحقیقات انجام دهند. لازم به ذکر است در نوامبر سال 1969 همزمان با ریاست جمهوری نیکسون در آمریکا، این کشور از حامیان سیاست بیت المللی جدیدی شد که طی آن استفاده از سلاح های میکروبی تحت هیچ شرایطی پذیرفت نیست.

ویژگی های سلاح های میکروبی
خصوصیات ایده آل برای یک سلاح میکروبی مسری بودن شدید، توانایی بالا، در دسترس بودن واکسن مربوطه و امکان پخش آن به صورت گاز یا گرد است. بیماری هایی که به منظور استفاده در سلاح های میکروبی در نظر گرفته می شوند، هم به شدت مهلک هستند و هم بسیار قوی.

ساخت و آماده سازی میکروب ها برای استفاده در این سلاح ها بسیار آسان و سریع صورت می گیرد و برای تولید این سلاح ها هیچ مشکل خاصی وجود ندارد، بلکه تنها انتقال و تحویل آنها در مقصد کار بسیار حساسی است.

سیاه زخم یک عامل مناسب

به عنوان مثال سیاه زخم به چند دلیل برای این منظور یک میکروب مناسب است؛ اولا میکروبی است بسیار قوی و به سهولت پراکنده می شود. ثانیا عفونت شش ها که در این بیماری رخ می دهد منجر به آلودگی افراد دیگر نخواهد شد. بنابراین فقط بر روی یک هدف تاثیر می گذارد. عفونت مربوط به این بیماری با یک سرما خوردگی بسیار ساده آغاز می شود و به سرعت فرد مبتلا را از پای در می آورد، خطر مرگ در آن بالاتر از 80 در صد است.

به منظور انتشار، این میکروب باید به ذراتی بسیار ریز در حدود 1.5 تا 5 میکرون تبدیل شود، زیرا ذرات بزرگتر توسط سیستم تنفسی ف*ی*لتر می شوند. در مقابل ذرات بسیار ریز طی عمل دم و بازدم به داخل ریه وارد می شوند. به علاوه ذرات معلق و نارسانایی که تا این اندازه کوچک هستند، به دلیل دارا بودن بار الکترواستاتیکی حالت چسبندگی پیدا می کنند و این حالت مانع از انتشار آنان می گردد. بنابراین این ذرات را با سیلیکا عایق می کنند تا بارشان را از دست بدهند و آزادانه حرکت نمایند. حمل ونقل این ذرات نیز باید به گونه ای باشد که نور خورشید و باد و باران آنها را فاسد نکند و قادر به آلوده کردن شش های انسان باشد .
از میان این بیماری ها می توان به سیاه زخم، تب مالاریا، ورم مغز ژاپنی، تب خرگوشی، تب مالت، تب زرد، اسهال خونی، وبا، تیفوس، آبله، مسمومیت های غذایی مهلک، و بیماری های مشترک بین انسان و حیوان اشاره نمود. از سموم طبیعی که می توانند در این سلاح ها مورد استفاده قرار بگیرند می توان به سم دانه روغنی کرچک و سموم قارچی اشاره کرد.

تصویر
نمونه ای از بیماری آبله گاوی که بر اثر بمب میکروبی حادث شده است.

مورد حمله قرار دادن گیاهان و حیوانات
گیاهان نیز می توانند هدف سلاح های میکروبی باشند، این امر منجر به تخریب و توقف رشد گیاهان می گردد. در طول جنگ جهانی دوم کشورهای آمریکا و انگلیس موفق به کشف روش تنظیم رشد گیاهان شدند و با به کارگیری سلاح های از بین برنده گیاهان عملیاتی را آغاز نمودند.

در دوران جنگ سرد نیز آمریکا با هدف تخریب محصولات کشاورزی دشمن از بیماری های گیاهی بهره جست. میکروب بیماری هایی چون زنگ زدگی گندم و برنج توسط تانک ها در مناطق کشاورزی دشمن بر روی گیاهان اسپری می شدند. در برخی موارد جانوران نیز مورد تهاجم این قبیل سلاح ها قرار می گیرند و آلودگی آنها سبب شیوع بیماری های مختلف مشترک بین انسان و حیوان است.

راه های پیش گیری از آلودگی
در صورتیکه شما در معرض چنین عواملی قرار گرفیتد، اولین و موثرترین راه برای جلوگیری از انتشار این میکروب ها شستن دست هاست. به محض اینکه از مکانی به مکان دیگر می روید و یا با افراد جدیدی روبرو می شوید دست هایتان را بشویید. از تماس دست هایتان با دستگیره های درها، دیوارها و زمین تا حد امکان جلوگیری نمایید.

ضد عفونی کردن لوازم منزل، زمین و دستگیره های در، در آوردن یا تمییز کردن کفش ها هنگام ورود به منزل از راه های پیشنهادی برای عدم انتشار این میکروب هاست.

en.wikipedia.com

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
متفقين پيروز جنگ جهاني دوم تمامي خواسته هاي خود را بر دنيا تحميل كرده اند تحويل بگيريد دمكراسي غربي اينجوري است بايد هم همه سلاح داشته باشند اگر به دمكراسي است سلاح چيست اگر نيست پس چرا هي دمكراسي دمكراسي ميكنيد جهان بدون سلاح هسته اي و شاخه هاي مرتبط با اين خواستار نابودي سلاح هايي است كه خود كشورهايي كه دم از دمكراسي ميزنند هست كشورهايي مثل آمريكا شوروي سابق اسرائيل اگر عمل نكنند انتظار نداشته باشند كه بقيه عمل كنند جنگي كه صورت ميگيرد استفاده از سلاح هسته اي و شاخه هاي مرتبط با اون ممنوع است جنگ بايد دلاورانه باشد نه نامردانه به اميد روزي كه اين نادانان كه بر دنيا حكمراني ميكنند به زير كشيده شوند و سلاح هاي آنها از بين برود

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
از مطلب خوب شما و فعاليت در بخش نيروي زميني سپاسگذارم

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[align=center]تصویر[/align]

سلاح هاي بيولوژيك مانند سلاح هاي شيميايي از جمله سلاح هاي تخريب جمعي به شمار مي روند.
به گزارش گروه سياسي روزنامه همشهري ،اين دو، از بسياري جهات شبيه همديگرند. هر دو نوع بر ضد انسان (Antipersonnel)، غيرهسته اي (Nonnuclear) و براي كشتار دسته جمعي (Mass Destruction) به كار مي روند و البته تفاوت هاي فراواني نيز با يكديگر دارند.
اما بايد گفت كه قبح استفاده از سلاح هاي بيولوژيك در مقايسه با سلاح هاي شيميايي در افكار عمومي بين المللي به حدي است كه پس از اينكه پروتكل 1925 ژنو(كه به آن اشاره شد) منع استعمال اين دو نوع سلاح را با هم مورد توجه قرار داد، معاهده 1972 ممنوعيت ساخت، توليد، انباشت و به دست آوردن يا نگهداري سلاح هاي بيولوژيك را به طور مستقل تنظيم كرد و به تعهدات و الزامات درباره آن، دقت و ظرافتي ويژه داد.
براساس ماده 23 معاهده چهارم 1907 لاهه، به كارگيري سلاح ها و پرتاب شونده ها يا موادي كه مخصوص ايجاد بلايا و مصائب زائد است، ممنوع است. اين عبارت با دقت بيشتري در بند 2 ماده 35 پروتكل 1977 چنين تكرار شده است:«ممنوعيت به كارگيري سلاح ها و پرتاب شونده ها و مواد و همچنين روش هاي جنگي به نوعي كه بلاياي زائد ايجاد كند.»
منظور از صدمه زائد يا رنج غيرضروري، آسيب يا رنجي است كه با نفع نظامي كه از كاربرد سلاح يا شيوه جنگي به دست مي آيد، نامتناسب باشد. دليل بعدي، مسأله تمايز ميان نيروهاي نظامي(رزمندگان) از نيروهاي غيرنظامي(غيررزمنده) است.
يكي از مسائل مربوط به جنگ بيولوژيك(خصوصاً) و همين طور به ميزان كمتر در جنگ شيميايي، اين واقعيت است كه اغلب، مشكل مي توان اثر حمله ها را محدود كرد. شايد بدتر از اينها آن باشد كه پيشرفت هاي علمي سنوات اخير، به رغم آثار مثبت فراوان، اين امكان را فراهم كرده است تا دولت ها به عوامل بيولوژيك مهلك تري دست يابند كه كنترل كردن آنها نسبت به عوامل سابق خيلي كمتر و به عبارت ديگر غيرقابل كنترل تر است.
از سوي ديگر درباره سلاح هاي بيولوژيك، بايد گفت كنوانسيون ها و پروتكل هاي مربوط به ممنوعيت كاربرد سلاح هاي بيولوژيك به گونه اي عبارت پردازي شده است كه خود، دلالت بر عرفي بودن چنين ممنوعيتي دارند.
به دليل عدم كاربرد سلاح هاي ميكروبي و شيميايي در جنگ دوم جهاني و نيز اختراع سلاح هاي مخرب تر اتمي و استفاده از آن عليه شهرهاي هيروشيما و ناكازاكي در سال ، 1945 پس از جنگ، افكار عمومي، بيشتر متوجه اين نوع سلاح ها شد؛ هر چند سلاح هاي بيولوژيك و شيميايي هم كاملاً فراموش شدند.

روزنامه همشهری

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

خلاصه گاز خردل يا سولفور موستارد (1) يكي از شايع‌ترين عواملي است كه به عنوان سلاح شيميايي مورد استفاده قرارگرفته است. اگر چه اين گاز به عنوان يك عامل تاول‌زا شناخته شده است ولي تأثيرات شديدي بر روي سلول‌هاي اپي‌تليال و عمدتاً از طريق مكانيسم الكيلاسيون (2) به‌جاي مي‌گذارد. اين گاز ابتدا در سال 1917 در بلژيك استفاده گرديد. مهمترين عوارض موضعي ناشي از گاز خردل التهابات پوستي شديد، نكروز بافت و كونـــــژ كتيويت راههاي تنفسي است. عوارض تنفسي و چشمي ناشي از گاز خردل ممكن است سالها بعد از تماس اوليه با عامل ادامه يابد. هنوز پادزهر مناسب و مؤثري بر عليه آن شناخته نشـــده است و درمان عوارض آن عمدتاً به صورت علامتي انجام مي‌شود به همين دليل جلوگيري از تماس عامل با بافت‌هاي بدن مؤثرترين راه مقابله با گاز خردل است. مقدمه مهمترين عامل ايجادكننده ضايعات ناشي از گاز خردل مرگ سلولي است كه به دنبال الكيلاسيون اهداف حساس داخل سلول ايجاد مي‌شود. در خصوص مكانيسم اثر گاز خردل و ايجاد عوارض آن مكانيسم واحدي وجود ندارد. در حال حاضر چند مكانيسم مهم در مورد اثرات گاز خـــردل مطرح است كه هر يك از آنها قادر به توجيه بخشي از عوارض گاز خردل هستند مانند اثر مهاري گاز خردل بر متابوليسم انرژي در سلول و مهار گليكوليز كه نقش بسيار مهمي در مرگ سلولي در مرحله حاد آسيب ناشي از گاز خردل دارد. اين عوامل عوارض مختلفي مانند عوارض تنفسي، پوستي، چشمي، سيستم ايمني و … ايجاد مي‌كند كه 2 مورد اول آن شايع‌تر بوده و هركدام از آنها به 2 دسته عوارض حاد اوليه و ديررس تقسيم مي‌شوند. اثرات سولفورموستارد بر دستگاه تنفسي و تنفس از آنجا كه سولفورموستارد به صورت گاز استفاده مي‌شود مي‌تواند به مجاري تنفسي تحتاني راه يابد. با تماس ذرات گازي شكل با گيرنده‌هاي اصلي سرفه، بيمار دچار سرفه‌هاي قطاري مي‌شود كه ابتدا بدون خلط بوده ولي به تدريج خلط نيز به آنها اضافه مي‌شود. به مرور با آسيب اپي‌تليوم سطحي برونشها، سلول‌هاي مژكدار كه وظيفه خروج ترشحات را به عهده دارند، قادر به انجام وظيفه خود نبوده و ترشحات در برونشها تجمع يافته و دهـــــانه برونشيولها و برونشها مسدود مي‌گردد و ايجاد آتلكتازي (1) در ريه مي‌شود.با افزايش سرفه و خلط، اكسيژن كافي وارد آلوئولها نشده و گازكربنيك حاصل از متابوليسم سلول‌ها نيز از ريه خارج نمي‌شود و سندرم هيپوونتيلاسيون (2) ايجاد مي‌گردد و اگر خونريزي حاصل از التهاب مجاري نيز زياد گردد مي‌تواند منجر به انسداد مجاري تنفسي و خفگي بيمار گردد. در هر حال گاز خردل باعث تخريب بافت ريه و راههاي هوائي، ايجاد اختلالات بيوشيميايي در ريه، آسيب عروقي ريه و اختلال در عملكرد سلول‌هاي دفاعي ريه را مي‌نمايد. از عوارض مزمن اثر گاز خردل بر ريه‌ها مي‌توان به برونشيت مزمن (3) ، فيبروز (4) ريه، آسم (5) ، برونشكتازي (6) ، تنگي نفس موضعي در تراشه و برونشهاي اصلي و كانسر ريه اشاره نمود. درمان قسمت عمده‌اي از تغييرات پاتولوژيك ايجاد شده در ريه به دنبال تماس با گاز خردل غير قابل برگشت است و تلاش درماني در اين بيماران فعلاً در محدوده كنترل علائم تنفسي، كاهش عوارض و درمان عفونـــــت‌هاي ريوي و جلوگيري از پيشرفت ضايعات ريوي مي‌باشد. اثرات سولفورموستارد بر پوست پوست از اولين اعضاي بدن است كه در معرض گاز خردل قرار مي‌گيرد و به علت وسعت آن در مقايسه با ساير اعضاء معمولاً بيشترين آسيب را نيز متحمل مي‌شود. تقريباً 80% خردل مايع كه روي پوست قرار مي‌گيرد تبخير مي‌شود و 10% آن از سطح پوست نفوذ مي‌كند و مابقي جذب سيستميك مي‌شود. خردلي هم كه به پوست نفوذ كند و جذب شود ديگر قابل جدا شدن نيست. به طور كلي ايجاد ضايعات پوستي غير از ميزان گاز به ساير عوامل مانند: درجه حرارت، ميزان رطوبت، رطوبت روي سطح پوست، محل آناتوميك ضايعه روي پوست و … بستگي دارد. مناطق گرم و مرطوب پوست مثل ناحيه پرينه، دستگاه تناسلي، زير بغل و گردن به گاز خردل حساس‌تر هستند. توالي تغييرات پوستي معمولاً به شرح زير است : • اريتم (7) (48-2 ساعت بعد از تماس) با ادم مختصر پوست، خارش، سوزش و ايجاد حالتي شبيه آفتاب سوختگي با افزايش پيگمانتاسيون (8) . • ايجاد تاول گنبدي شكل با ديواره نازك، شفاف، سطحي و محصور توسط اريتم. مايع تاول ابتدا شفاف بوده ولي بعداً زردرنگ و منعقد مي‌شود. اين مايع داراي خردل نبوده و تاول‌زا نيز نمي‌باشد. تاول حاصله در نواحي چينهاي بدن، سطوح قدامي آرنج و خلفي زانو مانع تحرك لازم مي‌‌شوند. اين تاولها امكان دارد به راحتي پاره شوند. • سوختگي عميق كه بيشتر در نواحي تناسلي رخ مي‌دهد و مي‌تواند ايجاد عفونت و نكروز نمايد. متعاقب سوختگي پوست امكان دارد كه بافت مذكور دچار مشكلاتي چون اسكار، محدوديت حركتي، كوتاهي و درد گردد. درمان حسب مورد شامل استفاده از لوسيونهاي ضد خارش و تركيبات استروئيدي قوي و رعايت نكات بهداشتي جهت جلوگيري از عفونت و استفاده از داروهاي مسكن جهت كاهش درد و در موارد ضروري استفاده از آنتــــي‌بيوتيك مناسب و شستشوي خوب و شستشوي تاولها با سرم نمكي است. به طور كلي مراقبت از ضايعات پوستي خردل شبيه مراقبت از سوختگي‌هاي درجه 2 مي‌باشد. سوختگي‌هاي باضخامت كامل پوست بدون پيوند به‌خوبي ترميم نمي‌شوند و پيوند پوست بدون مشكل خاصي قابل انجام است. معمولاً ضايعات سطحي پوست طي 21-14 روز و ضايعات عميــــق‌تر طي 60 روز بهبود مي‌يابند. توانبخشي توانبخشي اصلي در واقع همان رعايت اصول ايمني و استفاده از تجهيزات لازم مراقبتي هنگام روياروئي با اين عامل در ميدانهاي نبرد، مراكز تحقيقاتي و صنعتي و … مي‌باشد تا از ايجاد عوارض حتي‌الامكان جلوگيري گردد. توانبخشي ريوي توانبخشي ريوي براي افراد مصدوم در 2 مرحله حاد اوليه و مقابله با عوارض ديررس (مزمن) عمدتاً متفاوت است. توانبخشي در مرحله حاد اوليه جهت حفظ جان مصدوم بوده و عبارتند از : باز نگهداشتن راههاي هوائي، تخليه ترشحات حاصله با استفاده از تكنيك‌هاي ويبريشن، پركاشن، پوسچرال درناژ و تمرينات تنفسي خاص و رساندن اكسيژن لازم كه از اهميت خاصي برخوردار است، چون مي‌تواند از خفگي و مرگ مصدوم جلوگيري نمايد. مرحله مزمن عوارض ريوي بايد بيشتر به مقابله با عوارضي مانند برونشيت مزمن، فيبروز ريه و آثار آن مثل آسم، برونشكتازي، تنگي نفس موضعي در تراشه و برونشــهاي اصلي و بالا بردن ظرفيت تنفسي بيمار توجه نمود كه ايــن كار را مي‌توان از راههاي ذيل انجام داد : • توجه به ميزان ظرفيت تنفسي مصدوم از طريـــق انجام اسپيرومتري و ساير بررسي‌هاي باليني موجود در توانبخشي. • توجه به ميزان تبادلات گازي مصدوم و در صورت تغيير در ميزان طبيعي آن انجام اقدامات لازم تنفسي مانند: دادن اكسيژن و يا استفاده از كيسه‌هاي تنفسي بيمار جهت تنظيم كردن ريتم اكسيژن و دي‌اكسيد كربن تبادل شده. • توجه به ميزان حركات قفسه سينه و وضعيت عضلات مداخله كننده در امر تنفس و در صورت ايجاد اختلال در اين حالت تجويز تمرينات تنفسي لازم مانند تمرينات ديافراگماتيك و تمرينات اتساعي قفسه سينه. • انجام تمرينات لازم جهت دادن وضعيت‌هاي مناسب جهت تخليه ترشحات احتمالي موجود در راههاي هوايي. • تحريك رفلكس سرفه در مواردي كه فرد قادر به سرفه كردن نيست و تشويق فرد به سرفه كردن در مواردي كه انجام اين كار امكان پذير است. • تلاش جهت جلوگيري از انسداد راههاي هوايي از طريق استفاده از هواي مرطوب و داروهاي رقيق كننده خلط، داروهاي برطرف كننده انسداد و اسپاسم راههاي هوائي، انجام تمرينات اتساعي قفسه سينه، تخليه ترشحات موجود در راههاي هوائي و … . • تجويز ورزش‌ درماني مناسب جهت فائق آمدن بر فرآيندهاي پاتولوژيك صورت گرفته و بهبود وضعيت تهويه (ونتيلاسيون) و تنفس (رسپيراسيون) در افراد مصدوم. • جلوگيري از كلاپس بافت ريه از طريق باز نگه‌داشتن راههاي هوايي و بالا بردن ظرفيت تنفسي و انجام تمرينات تنفسي مناسب با وضع بيمار. • استفاده از تنفس لب غنچه‌اي در مواردي كه مصدوم، بيماري مزمن انسدادي ريه دارد. • ورزشهايي كه داراي بيشترين فايده براي بيماران دچار اختلالات ريوي، مي‌باشد عبارتند از: پياده‌روي، دوچرخه سواري بر دوچرخه ثابت، شنا، البته بايد هنگام تجويز ورزش جهت اين افراد به 3 اصل : تعيين شدت، مدت و ميزان ورزش توجه نمود تا فرد مصدوم دچار مشكل نگردد. توانبخشي پوست عمدتاً در موارد مزمن و يا بعد از مرحله حاد موضوعيت پيدا مي‌كند و جهت جلوگيري از ايجاد صدمات ثانويه در بافت پوست و سيستم موسكولواسكلتال است. سوختگي‌هاي پوست در مصدومين با گاز خردل عمدتاً از نوع سوختگي‌هاي درجه 2 مي‌باشد. لذا در برخورد با اين افراد بايد به نكات ذيل توجه نمود. افراد بايد به نكات زير توجه نمايند : • دادن وضعيت مناسب به اندامها جهت جلوگيري از ايجاد كنتراكچر و دفورميتي در اندامها. • انجام استرچ در بافت‌هاي نرم جهت جلوگيري از ايجاد بافت اسكار و يا ايجاد كنتراكچر و كوتاهي در اندام. • انجام حركات لازم اكتيو و پاسيو در مفاصل درگير، جهت حفظ دامنه حركتي طبيعي اندام و جلوگيري از محدوديت‌هاي مفصلي. • استفاده از ماساژ جهت جلوگيري از چسبندگي‌هاي بافتي و ايجاد بافت اسكار. • استفاده از هيدروتراپي جهت ضد عفوني نمودن زخمهاي ايجاد شده، جلوگيري از كنتراكچرها، محدوديت‌هاي مفصلي و عضلاني كه به‌علت عدم حركت دچار ضعف شده‌اند. ***** منابع: • دكتر چراغعلي ع . ، (1379). ، پيشگيري و درمان عوارض ناشي از سلاح‌هاي شيميايي ، انتشارات گلبان. • دكتر حلي‌ساز م.ت . ، (1378). ، توانبخشي در بيماريهاي ريوي ، انتشارات دانشگاه علوم پزشكي تهران. • عظيمي ن . ، (1376). ، فيزيوتراپي در سوختگي ، انتشارات دانشگاه علوم پزشكي ايران. • سيدي م . ، (1367). ، سوختگي‌ها و سلاح‌هاي شيميايي و مواد راديواكتيو ، انتشارات آستان قدس رضوي. • حبيبي‌نيا ا . ، (مترجم) . ، (1374). ، ‌بيماريهاي پوست و سوختگي (تشخيص و درمان) مرك مينوال، انتشارات چهر. آقا سعید امکان داره یه بخش بنام تسلیحات شیمیایی و بیولوژیکی یا کشتار جمعی به انجمن اضافه کنی تا هم آشنا بشیم و هم راه های نجات از اون را بدونیم icon_cheesygrin

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
دانشمندان ارتش انگلیس گاز خردل را روی صدها سرباز هندی در جریان بیش از یك دهه آزمایشاتی كه پیش از جنگ جهانی دوم آغاز شده بود، آزمایش كرد. دانشمندان ارتش انگلیس گاز خردل را روی صدها سرباز هندی در جریان بیش از یك دهه آزمایشاتی كه پیش از جنگ جهانی دوم آغاز شده بود، آزمایش كرد. به نقل از خبرگزاری آسوشیتدپرس، اسناد تازه كشف‌شده بایگانی ملی انگلیس نشان می‌دهد این آزمایشات به منظور تصمیم‌گیری درباره اینكه آیا گاز خردل به پوست هندی‌ها بیش از سربازان انگلیس آسیب می‌زند یا خیر، انجام شد و در اوایل دهه ۱۹۳۰ آغاز و به مدت بیش از ۱۰ سال در سایت نظامی در راولپندی كه اكنون در پاكستان است، ادامه داشت. در گزارش سال ۱۹۴۲ آمده است، این آزمایشات تعداد زیادی سوختگی به بار آورد كه برخی از آنها آنقدر وخیم بود كه نیاز به بستری شدن فرد در بیمارستان داشت. بر اساس این گزارش، «بیمارانی كه به شدت سوخته بودند اغلب بسیار فقیر و ناامید بوده و احساس ناراحتی زیادی می‌كردند.» وزارت دفاع انگلیس اعلام كرد نمی‌تواند تا روز دوشنبه در این باره اظهار نظر كند. در جنگ جهانی دوم حدود دو هزار پرسنل نظامی آمریكا نیز در آزمایشاتی در آزمایشگاه تحقیقات نیروی دریایی شركت كردند. این در حالی است كه چیزی درباره ماهیت این آزمایشات كه شامل قرار گرفتن در معرض گاز خردل می‌شد، به این افراد گفته نشده است. این ماده شیمیایی شامل آرسنیك است و می‌تواند به پوست، چشم، سیستم تنفسی و گوارشی آسیب برساند. خبرگزارى فارس

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ژيم بعثي عراق از مهرماه 1359 اقدام به استفاده از سلاح‌هاي مرگبار شيميايي عليه رزمندگان اسلام كرد. اين اعمال وحشيانه و غير قانوني تا پايان جنگ نيز ادامه داشت. متن ذيل گوشه‌اي از رفتار غير انساني صداميان در اسفند ماه 62 و 63 (خيبر و بدر) در مقابله با نيروهاي ايراني است. در ضمن قابل ذكر است طبق آماري، بيش از صد و بسيت هزار مصدوم از تبعات انتشار زهر شيميايي در جامعه پس از جنگ حضور دارند. در عمليات خيبر چند روز پس از تصرف جزيره و پيشروي نيروها، بمباران‌هاي وسيع شيميايي آغاز شد، اين بمباران‌ها نخست، در منطقه پشتيباني (شط علي) صورت گرفت و سپس به تدريج، تمام جزيره را در برگرفت. اين در حالي بود كه توپخانه شيميايي دشمن نيز به شدت كار مي‌كرد، براي نمونه، تنها در يكي از اين روزها، بيش از صد بمب خردل پرتاب شد كه هر يك از آن‌ها حاوي بيش از چهل ليتر مايع خردل بود كه پس از انفجار، بخار مي‌شد و چندين كيلومتر را آلوده مي‌كرد. از تاريخ 7/12/1362 تا 27/12/1362، عراق هم‌چنان گاز خردل را عليه نيروهاي ما به كار مي‌گرفت. در 27 اسفند ماه سال 1362 ، رژيم بغداد براي نخستين بار، در تاريخ جنگ‌هاي دنيا، از گاز اعصاب استفاده كرد. اين گاز در جنگ اول جهاني هنوز كشف نشده بود و در جنگ دوم نيز، آلمان‌ها پس از تهيه اين گاز از به كارگيري آن خودداري كردند. در مجموع، عراق سه حمله هوايي براي به كارگيري عامل اعصاب در روزهاي 27 و 30 اسفند ماه سال 1362 در منطقه جفير، پاسگاه شهيد برزگر و جزيره انجام داد. دستاورد استفاده از اين عامل براي عراق بسيار عالي بود؛ زيرا از آغاز عمليات تا آن تاريخ، با آن همه بمب و گلوله توپ حاوي عامل خردل كلاً ما در حدود 1500 نفر مجروح داشتيم، در حالي كه با مصرف مقدار كمي از گاز اعصاب حدود 850 نفر از رزمندگان مجروح شدند. به هر حال، عراق تا آغاز عمليات بدر، ديگر از گاز اعصاب استفاده نكرد، اما مصرف گاز خردل را هم‌چنان ادامه داد. در تاريخ 21 فروردين ماه سال 1363، عراق شايد براي نخستين بار، استفاده از گازهاي خفه كننده (احتمالاً از نوع كلر پيكرين) را با بهره‌گيري از بمب‌هاي قابل پرتاب از هواپيما آغاز كرد؛ حمله‌اي كه بيش از پانصد نفر را مجروح كرد. در كل عمليات خيبر در اثر حملات شيميايي، بيش از 3500 تن مجروح و 70 تن شهيد داشتيم. اين در حالي بود كه تعداد زيادي بمب و گلوله عمل نكرده به دست ما افتاد كه ايراد آن‌ها نقص در فيوز بود. در عمليات بدر، دشمن از همان آغاز، بمب‌ها و گلوله‌هاي توپ شيميايي، به ويژه گاز اعصاب را در سطح گسترده‌تري نسبت به عمليات خيبر به كار برد؛ چرا كه در عمليات پيشين نتيجه خوبي گرفته بود. در واقع، اين بار، عراق برخي از گازها را با بهره‌گيري از هواپيما به صورت سمپاشي از ارتفاع بالا روي جزيره پخش مي‌كرد. بايد ياد آور شد كه در اين عمليات، گاز خردل به طور بسيار محدودي به كار گرفته شد. نكته در خور توجه ديگر در مورد اين عمليات آن كه دشمن براي نخستين بار در جنگ با ما و نيز براي سومين بار در طول جنگ‌هاي دنيا (دو بار نخست در جنگ جهاني اول بوده است)، از مشتقات سيانور استفاده كرد. هم‌چنين، عامل ديگري كه به مقدار زياد در عمليات بدر به كار رفت، يك عامل خارش زا بود كه تكنيك‌هاي ما نيز توانايي مقابله با آن را نداشتند. تنها عوارض اين گاز خارش و قرمز شدن پوست بود، اما نيروها به خيال آن كه گاز خردل به كار رفته است، منطقه را ترك كردند. حال آن كه با كمي استحمام و داروهاي ضد خارش براي هميشه خوب مي‌شدند. بعد از اين چهار نوع گاز، دشمن از يك نوع گاز ديگر استفاده كرد كه هيچ يك از نشانه‌هاي باليني آن با گازهاي قبلي مطابقت نداشت و ظرف 24 ساعت نخست، دو تن از رزمندگان را شهيد كرد. البته، اين گاز بسيار محدود به كار گرفته شد. هم‌چنين، دشمن در همان روز نخست عمليات بدر، به مقدار زياد از بمب‌هاي فسفري استفاده كرد و با انجام چند حمله با گاز اعصاب و سيانور توانست حدود 2 هزار نفر از نيروهاي ما را به پشت جبهه تخليه كند، گاز سيانور در مدت دو دقيقه برخي از برادران را شهيد كرد. علت مرگ بيشتر شهيدان ما در عمليات بدر به علت آلوده شدن به گاز سيانور بود كه حتي فرصت ماسك گذاري را به رزمندگان نداد. در اين عمليات، جمعاً حدود بيست تا سي تن شهيد شيميايي داشتيم كه حدوداً پنج مورد مربوط به گاز اعصاب 2 مورد يك عامل مشكوك و ديگران به گاز سيانور مربوط بوده است. البته، تا اين تاريخ نيز، در اثر آلودگي با گاز خردل در حدود پنج نفر ديگر به شهادت رسيده‌اند. تنها در تاريخ 23/12/1363 لغايت 25/12/1363 كه بيش‌ترين حملات شيميايي صورت گرفت، حدوداً 1500 مجروح شيميايي گاز اعصاب و سيانور به پشت جبهه تخليه شدند كه 800 نفر مجروح بدحال در بين آنان وجود داشت. از اين ميان، 250 نفر در حالت اغماي كامل بودند كه برخي، حتي تنفسشان نيز قطع شده بود و كف از دهانشان خارج مي‌شد. با وجود اين، از گروه مزبور، هيچ كس شهيد نشد و همگي ظرف مدت 24 ساعت، با هوشياري كامل و حال عمومي تقريباً خوب مرخص شدند. در درمان تعدادي از مجروحان (حدوداً 100 ـ 150 نفر)، كه با گاز خردل آلوده شده بودند، از روش‌هاي جديدي استفاده شد كه بسيار موثر بودند. كل مجروحان بد حال در عمليات خيبر ـ كه طي آن، عراق بيش از يك ماه از سلاح‌هاي شيميايي استفاده كرد ـ حدود هزار نفر بود، در حالي كه در عمليات بدر، پس از درمان اوليه تعداد آن بيش از بيست تا سي مورد نبود. بررسي اجمالي پرونده‌هاي موجود در بيمارستان‌هاي تهران نشان مي‌دهد كه بيشتر مجروحان شيميايي عمليات بدر مرخص شده يا از حال عمومي خوبي برخوردارند. در ضمن، بايد يادآور شد برخلاف عمليات خيبر كه تعدادي بمب عمل نكرده در اختيار ما قرار گرفت در عمليات بدر، تمامي گلوله‌ها و بمب‌هاي شيميايي دشمن عمل كرد و حتي يك مورد گلوله‌ي عمل نكرده برجاي نماند. تلخيص: سيد محمود خيرالامور منبع: آرشيو مركز مطالعات و تحقيقات جنگ

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
مروری بر استفاده عراق از سلاح‌ شیمیایی در عملیات بدر؛ تنها در یک حمله شیمیایی عراق بیش از 500 نفر مجروح بر جای ماند دشمن بعثی در سال‌های دفاع مقدس بارها از سلاح شیمیایی به طور وسیع در مقابل رزمندگان اسلام و در راستای سرپوش گذاشتن بر ناتوانی خود در برابر آنها، استفاده کرد، مقاله حاضر گزارش بهداری کل سپاه در خصوص پدافند شیمیایی ـ میکروبی در عملیات بدر و تاریخچه مختصر از استفاده دشمن از این سلاح در جنگ اشاره دارد. نحوه دستیابی به سلاح: از حدود سال ‌‌١٣٥٥، رژیم عراق با جمع‌آوری برخی از استادان دانشگاه و صرف بودجه لازم به جمع‌آوری اطلاعات درباره سلاح شیمیایی ـ میکروبی و رادیواکتیو پرداخت و در هر سه زمینه موفقیت هایی را بدست آورد. مسلماً تأمین سلاح شیمیایی عراق تا حد زیادی به خارج وابسته است اما نمی‌توان این را انکار کرد که این کشور از توانایی تولید بسیاری از انواع این سلاحها که پیچیدگی خاصی ندارند برخوردار است. چند سال پیش برخی از مجاهدین عراقی نقل کردند که نیروهای عراقی از طریق کویت شبانه، محموله‌های سلاح شیمیایی را تحویل می‌گیرند محموله‌هایی که در میان آنها ماسک‌های ضدگاز نیز دیده می‌شود. هر چند توسل عراق به سلاح‌ شیمیایی به طور محدود از زمان آزادسازی خرمشهر بوده است اما می‌توان کاربرد گسترده آن را پس پیروزیهای بزرگ ایران و شکست نیروهای عراقی به ترتیب در عملیاتهای والفجر‌‌٢، والفجر‌‌٤، خیبر و بدر دانست. در عملیات والفجر‌‌٢، عراق در دو مرحله در بمبارانهای هوایی خود در اطراف پادگان حاج عمران از گاز خردل استفاده کرد که در نتیجه آن حدود ‌‌١٠٠ نفر به شدت مجروح شدند. افرادی را که ما در تهران معاینه کردیم همگی بهبود یافتند. در عملیات والفجر‌‌٣، عراق از گاز شیمیایی استفاده نکرد و بر عکس در عملیات والفجر‌‌٤، به طور وسیعی مجدداً گاز خردل را علیه نیروهای ما به کار برد که بدین ترتیب، حدود بیست تن شهید شدند. عراق هم زمان با این عملیات در بسیاری از شهرها و روستاها نیز از گلوله‌های توپ و بمبهای شیمیایی استفاده و تعدادی از مردم غیر نظامی را شهید و مجروح کرد. در عملیات خیبر نیز، همانند عملیاتهای گذشته چند روز پس از تصرف جزیره و پیشروی نیروها بمبارانهای وسیع شیمیایی آغاز شد این بمبارانها نخست در منطقه پشتیبانی (شط علی) صورت گرفت و سپس به تدریج تمام جزیره را در بر گرفت. این در حالی بود که توپخانه شیمیایی دشمن نیز به شدت کار می‌کرد برای نمونه تنها در یکی از این روزها بیش از صد بمب خردل پرتاب شد که هر یک از آنها حاوی بیش از چهل لیتر مایع خردل بود که پس از انفجار، بخار می‌شد و چند کیلومتر را آلوده می‌کرد. از تاریخ ‌‌7/١٢/62 تا ‌‌27/١٢/62عراق همچنان گاز خردل را علیه نیروهای ما به کار می‌گرفت. در ‌‌٢ اسفند ماه سال ‌‌١٣٦٢ رژیم بغداد برای نخستین بار در تاریخ جنگهای دنیا از گاز اعصاب استفاده کرد. این گاز در جنگ اول جهانی هنوز کشف نشده بود و در جنگ دوم نیز آلمانها پس از تهیه این گاز از به کار گیری آن خودداری کردند، در مجموع عراق سه حمله هوایی برای به کارگیری عامل اعصاب در روزهای ‌‌٢٧ و ‌‌٣٠ اسفند ماه سال ‌‌١٣٦٢ در منطقه جفیر، پاسگاه شهید برزگر و جزیره انجام داد. دستاورد استفاده از این عامل برای عراق بسیار عالی بود زیرا از آغاز عملیات تا آن تاریخ با آن همه بمب و گلوله توپ حاوی عامل خردل کلاً ما در حدود ‌‌١٥٠٠ نفر مجروح داشتیم در حالی که با مصرف مقداری کمی از گاز اعصاب حدود ‌‌٨٥٠ نفر از رزمندگان مجروح شدند. به هر حال عراق تا آغاز عملیات بدر دیگر از گاز اعصاب استفاده نکرد اما مصرف گاز خردل را همچنان ادامه داد. در تاریخ ‌‌٢١ فروردین ماه سال ‌‌١٣٦٣ عراق شاید برای نخستین بار استفاده از گازهای خفه کننده (احتمالاً از نوع کلر پیکرین) را با بهره‌گیری از بمب‌های قابل پرتاب از هواپیما آغاز کرد؛ حمله‌ای که بیش از پانصد نفر را مجروح کرد. در کل در عملیات خیبر در اثر حملات شیمیایی بیش از ‌‌٣٥٠٠ تن مجروح و ‌‌٧٠ تن شهید داشتیم. این در حالی بود که تعداد زیادی بمب و گلوله عمل نکرده به دست ما افتاد که ایراد آنها نقص در فیوز بود. در عملیات بدر، دشمن از همان ابتدای عملیات بمبها و گلوله‌های توپ حاوی مواد شیمیایی، به ویژه گاز اعصاب را د سطح گسترده‌تر نسبت به عملیات خیبر به کاربرد چرا که در عملیات پیشین نتیجه خوبی گرفته بود. در واقع این بار عراق برخی از گازها را با بهره‌گیری از هواپیما به صورت سمپاشی از ارتفاع بالا روی جزیره پخش می‌کرد. باید یادآور شد که در این عملیات گاز خردل به طور بسیار محدودی به کار گرفت شد. نکته در خور توجه دیگر در مورد این عملیات آنکه دشمن برای نخستین بار در جنگ با ما و نیز برای سومین بار در طول جنگهای دنیا (دو بار نخست در جنگ جهانی اول بوده است) از مشتقات سیانور استفاده کرد. همچنین، عامل دیگری که به مقدار زیاد در عملیات بدر به کار رفت، یک عامل خارش‌زا بود که تکنیک‌های ما نیز توانایی مقابله با آن را نداشتند. تنها عوارض این گاز خارش و قرمز شدن پوست بود. بعد از این چهار نوع گاز که اشاره شد، دشمن از یک نوع گاز دیگر استفاده کرد که هیچ یک از نشانه‌های بالینی آن با گازهای قبلی مطابقت نداشت و ظرف ‌‌٢٤ ساعت نخست دو تن از رزمندگان را شهید کرد. البته این گاز بسیار محدود به کار گرفته شد. همچنین دشمن در همان روز نخست عملیات بدر، به مقدار زیاد از بمب‌های فسفری استفاده کرد و با انجام چند حمله با گاز اعصاب و سیانور توانست حدود دو هزار نفر از نیروهای ما را به پشت جبهه تخلیه کند، گاز سیانور در مدت دو دقیقه برخی از رزمندگان را شهید کرد. بهداری سپاه درفاصله عملیات خیبر تا بدر، به مطالعه پرداخت و روشهای نوین درمان مجروحان را بررسی کرد و نتیجه گرفت که باید درمان مجروحان شیمیایی‌ و میکروبی از همان اورژانسهای خط مقدم آغاز شود از این رو تعدادی از پزشکیاران آموزش دیده را در اورژانسها، بیمارستانهای صحرایی و مرکز درمانی حمید مستقر کرد که خوشبختانه با یاری امام زمان (عج) درمان مجروحان را به خوبی انجام دادند و تقریباً می‌توان گفت تمامی مجروحان (حتی با حال اغما یا وقفه تنفسی) در صورت رسیدن به اورژانس‌ها، بهبود می‌یافتند. علت مرگ بیشتر شهیدان ما در عملیات بدر به علت آلوده شدن به گاز سیانور بود که حتی فرصت ماسک‌گذاری را به رزمندگان نداد. در این عملیات جمعاٌ حدود بیست تا سی تن شهید شیمیایی داشتیم که حدوداً پنج مورد مربوط به گاز اعصاب ‌‌٢ مورد یک عامل مشکوک و دیگران به گاز سیانور مربوط بوده است. البته تا این تاریخ نیز در اثر آلودگی با گاز خردل در حدود پنج نفر دیگر به شهادت رسیده‌اند. تنها در تاریخ‌‌2٣/١٢/63 تا ‌‌25/١٢/63 که بیشترین حملات شیمیایی صورت گرفت، حدوداً ‌‌١٥٠٠ مجروح شیمیایی گاز اعصاب و سیانور به پشت جبهه تخلیه شدند که ‌‌٨٠٠ نفر مجروح بدحال در بین آنان وجود داشت، از این میان، ‌‌٢٥٠ نفر در حالت اغمای کامل بودند که برخی، حتی نفسشان نیز قطع شده بود و کف از دهانشان خارج می‌شد. با وجود این، از گروه مزبور هیچ کس شهید نشد و همگی با هوشیاری کامل و حال عمومی تقریباً خوب مرخص شدند. در درمان تعدادی از مجروحان (حدوداً ‌‌١٠٠ ـ ‌‌١٥٠ نفر) که با گاز خردل آلوده شده بودند، از روشهای جدیدی استفاده شد که بسیار مؤثر بودند. کل مجروحان بدحال در عملیات خیبر ـ که طی آن عراق بیش از یک ماه از سلاحهای شیمیایی‌ استفاده کرد ـ حدود هزار نفر بود، در حالی که در عملیات بدر پس از درمان اولیه تعداد آن بیش از بیست تا سی مورد نبود. بررسی اجمالی پرونده‌های موجود در بیمارستان‌های تهران نشان می‌دهد که بیشتر مجروحان شیمیایی عملیات بدر مرخص شده یا از حال عمومی خوبی برخوردارند. با بررسی ساده‌ای متوجه می‌شویم که دشمن در استراتژی خود در استفاده از سلاحهای شیمیایی به تدریج، تغییراتی داده و پیشرفتهایی را بدست آورده است. در ضمن، باید یادآور شد برخلاف عملیات خیبر که تعدادی بمب عمل نکرده در اختیار ما قرار گرفت در عملیات بدر، تمامی گلوله‌ها و بمب‌های شیمیایی دشمن عمل کرد و حتی یک مورد گلوله عمل نکرده بر جای نماند. ضعف‌های پدافند شیمیایی: ‌‌١)- ماسک باید همیشه به همراه رزمندگان باشد و آن را به کمر خود ببندند. بررسی حدود ‌‌١٧ تن شهید ناشی از گاز سیانور نشان می‌دهد که آنها در کنار سنگر خود ایستاده بودند و در مدت دو دقیقه‌ای که گاز پخش شد، حتی فرصت نکردند از داخل سنگر ماسکهای خود را بردارند و از آنها استفاده کنند. ‌‌٢)-در بررسی واحدها مشاهده شد که حتی پس از آغاز عملیات در جزیره هم از ماسک یا قوطی امداد استفاده نشده بود. ‌‌٣)-ریش بلند برخی از برادران، به ویژه پیرمردها باعث شده بود که به رغم استفاده از ماسک، گاز شیمیایی به ویژه اعصاب و سیانور به داخل ماسک نفوذ کند و آنها را در وضعیت وخیمی قرار دهد. ‌‌٤)- هیچ یک از برادران مجروح از پودر رفع آلودگی استفاده نکرده بودند. به رغم آنکه استفاده از این پودر اثر قاطعی در از بین بردن گازهای سمی در سطح پوست دارد، به ویژه اینکه مانع از آن می‌شود که پوست تاول بزند. ‌‌٥)-در یکی از موارد که فرمانده یکی از واحدها کاملاً توجیه بود و خودش از طریق بی‌سیم سریعاً به نیروها دستور استفاده از ماسک را داد، هیچ زائده مهمی پیش نیامده بود. ‌‌٦)-در چند مورد، دشمن شبانه از توپ حاوی گاز شیمیایی (خردل) در جزیره استفاده کرد و برادران متوجه نشده و تا صبح در منطقه آلوده استراحت کرده بودند. همچنین، برخی از برادران در منطقه، نخست از ماسک استفاده می‌کردند اما از آنجا که تمرین کافی نداشتند، پس از حدود نیم ساعت ماسک را بر می‌داشتند و به فعالیت خود ادامه می‌دادند. بدین ترتیب، بیشتر مجروحان بدحال ما به همین حوادث مربوط بودند. دورنمای آینده: به منظر می‌رسد قدمهای بعدی دشمن افزون بر سیانور و اعصاب عوامل میکروبی زیر باشد: ‌‌١)- سموم میکروبی مانند آنتروتوکسین استافیلوکوک، اسهال و استفراغ شدید، سم بوتیلیسم (که به سرعت باعث مرگ می‌شود؛ ‌‌٢)-استفاده مستقیم از خود میکروب ها. ما باید تمامی موارد گذشته را با دید علمی و محققانه‌ای بررسی، نارساییها را اصلاح و از این تجربه‌ها در قبال حملات دشمن استفاده کنیم. منبع : خبرگزاری ایسنا

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
پس از صدام از این نوع بمب استفاده ی کرد > icon_cheesygrin مطلب جالبی بود . به نظر شما الان این بمب های شیمیایی که صدام داشت الان در دست کی هست ؟ :mrgreen: فکر نکنم آمریکا به اون ها احتیاج داشته باشه چون امریکا بیشتر این بمب ها رو در اختیار صدام گذاشته بود ؟ icon_cheesygrin

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بعد اون برنامه نفت در برابر غذا و دیگر برنامه ها ...... دیگه عراق چیزی نداشت یا نابود شدن یه به خاک سپرده شدن ..... تمام عراق و آمریکاییا اطلاع داشتن چی به چیه به خاطر اون بازرسای جاسوسشون icon_cheesygrin

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
سيتسم كاري بمب چطوريه؟ واقعا نفرتا نگيزه اثراتش فكر نكنم تعداد زيادي از شما مجروح هاي شيميايي ديده باشين حتا

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط IRINavy
      بسم رب الشهداء و الصدیقین

      چند ماه پیش برای یه برنامه فرهنگی و مذهبی که در سایت سوباشی برگزار شده بود، رفتم. اونجا بود که از نزدیک با مشهد شهدای اون حادثه و شرح ماجرا بیشتر آشنا شدم.
      بعد از اون تصمیم گرفتم مطالب دست اولی تهیه کنم و در سالگرد اون حادثه خدمت دوستان تقدیم کنم تا اینکه از طریق یکی از دوستان بسیار خوبم به فیلم مستندی دراینباره دسترسی پیدا کردم. که هنوز در هیچ رسانه ای پخش نشده و احتمالا چهارشنبه هفته آینده از برنامه روتین ارتش از شبکه یک پخش خواهد شد)
      این فیلم حدودا 15 دقیقه ای روایتی مستند از حادثه ی حمله به سایت رادار سوباشی است که در 5 مرداد سال 67 (تنها چند روز به پایان جنگ تحمیلی و پس از پذیرش رسمی قطعنامه 598 از سوی ایران) اتفاق افتاده که منجر به شهادت 19 نفر از پرسنل متخصص پدافندهوایی شد.
      فیلم به اندازه کافی گویا هست پس من بیشتر از این توضیح نمیدم و پیشنهاد میکنم که حتما اون رو دانلود و تماشا کنید.
      دوستانی هم که نظرات و انتقادی نسبت به فیلم دارند لطفا یا در همین جا یا بصورت خصوصی بفرمایند تا به سازندگان اون منتقل کنم.
       


       
       

       
       
       
       
       
       
       
       
       
       
       

       

       

      لینک های دانلود

       
      http://habibnavy.persiangig.com/video/Soobashi-00.flv

      http://habibnavy.persiangig.com/video/Soobashi-00.flv
      قسمت اول - 36 مگابایت


       
       
      http://habibnavy.persiangig.com/video/Soobashi-01.flv


      http://habibnavy.persiangig.com/video/Soobashi-01.flv
      قسمت دوم - 36 مگابایت



      انشاءالله رهرو راه شهدا باشیم
      شادی روحشون، صلوات


       
    • توسط MR9
      بسم ا...
       
      گسیل پدافند هوایی مدرن باور-373 به سوریه/ ایران اجازه زدن بدون هشدار قبلی هواپیماهای اسراییلی را در آسمان سوریه دریافت کرده است
       
       
      منابع اطلاعاتی رژیم صهیونیستی می گویند، ارتش روسیه اجازه هدف قرار دادن بدون هشدار قبلی هواپیماهای اسرائیلی را در سرتاسر آسمان سوریه به ایران داده است.
       

       
      سفررییس ستاد کل نیروهای مسلح به سوریه
       
       
    • توسط Aspahbod
      بررسی سامانه ی دفاع هوایی مصباح 1


      در جنگ، یکی از اهداف نابودی توان اقتصادی، صنعتی و نظامی دشمن است و این کار معمولا با حملات هوایی و موشکی انجام می پذیرد. ایران تا سال 89 برای مقابله با این تهدیدات به ویژه تهدید موشک های کروز و هوا به زمین، توان مناسبی نداشت. تنها سامانه ی روسی تور ام-1 آن هم به تعداد محدود وظیفه ی دفاع از سایت های اتمی و مراکز حساس نظامی را بر عهده داشتند. در سال 89 سامانه ای به نام مصباح 1 برای مقابله با تهدید موشک ها رونمایی شد که بحث های زیادی را بر انگیخت. در این جا پیرامون کارآمد بودن آن صحبت می کنیم.

      مصباح 1، یک توپ ضد هوایی کششی است که به وسیله ی یک سیستم هدایت، هدف را شناسایی، رهگیری و منهدم می کند. اجزای این سامانه به شرح است:


      1:شاسی و پایه ها
      شاسی این سامانه مشابه سامانه ی سماوات (اورلیکن) است که قادر به چرخش 360 درجه در اطراف و چرخش بین زوایای منفی 5 درجه تا 92 درجه به سمت بالا و پایین است. پس از جمع شدن می توان آن را توسط کامیون روی 4 چرخ کشید.

      2:توپ ها و خشاب های آنها
      مصباح-1 از 4 توپ دو تایی Zu-23-2 استفاده می کند. هر کدام از توپ ها توانایی شلیک 1000 گلوله در دقیقه را دارند و با اندکی محاسبه عدد 8000 گلوله در دقیقه برای تمام سامانه محاسبه می شود. اما نرخ آتش مصباح 1 نصف این عدد یعنی 4000 گلوله در دقیقه اعلام شده است که می تواند صرفا برای ذخیره ی مهمات باشد. جمعا 8 خشاب در وسط و کناره ها قرار می گیرند. ظرفیت هر خشاب 200 گلوله است. این یعنی گلوله ها ظرف 24 ثانیه شلیک مداوم به اتمام خواهند رسید. برد و ارتفاع توپ ها به ترتیب 2.5 و 2 کیلومتر است. سرعت دهانه ی گلوله ها 970-980 متر بر ثانیه است.

      3:سیستم کنترل آتش
      یکی از نکات مصباح 1 که اطلاعات کمی در مورد آن داریم سیستم کنترل آتش آن است. این سیستم از یک رادار و یک سامانه ی الکترواپتیکی و حرارتی تشکیل شده است که هر یک روی یک کانتینر نصب شده اند. مرکز کنترل و هدایت درون خود کانتینرهاست. مشخصات سیستم الکترواپتیکی ساخت صاایران، که بعضی منابع از آن به عنوان صافات نام برده اند، در دسترس نیست. اما با توجه به سامانه های مشابه ایرانی می توان بردی بین 15 تا 25 کیلومتر برای آن در نظر گرفت.

      رادار سامانه ی مصباح از نوع آرایه ی صفحه ای است و به احتمال زیاد تنها وظیفه ی جست و جو و کمک در هدف گیری را بر عهده دارد. تقریبا هیچ اطلاعاتی در مورد این رادار در دسترس نیست. تنها راداری که به آن شباهت دارد رادار ارتفاع پست سامانه ی HQ-9 چینی است که البته بسیار بزرگتر از رادار مصباح است. در هر حال به علت شباهت ساختاری دو رادار بعید نیست که ایران برای ساخت آن از چینی ها کمک گرفته باشد.
      احتمالا هدفگیری اصلی بر عهده ی سیستم الکترواپتیکی است و رادار تنها نقش جست و جو و تا حدی کمک در هدف گیری را بر عهده دارد. مطمئنا سیستم کنترل آتش توانایی هدایت چندین توپ را به طور همزمان دارد.


      جوانب مثبت
      ارزان قیمت بودن: توپ ها و شاسی از قبل در ایران تولید می شدند و قیمت چندانی ندارند بنابراین میتوانند به تعداد زیاد استفاده شوند.
      نرخ آتش بالا: 4000 گلوله در دقیقه نرخ آتش کمی محسوب نمی شود. این مقدار برابر سیستم فالانکس آمریکایی است.
      اتوماتیک بودن: این ویژگی نیاز به اپراتور برای هدفگیری را برطرف می کند و تنها یک نفر می تواند دستور شلیک را صادر کند.
      استفاده از چندین سیستم برای کشف و رهگیری هدف: در این صورت بقاپذیری سامانه به شدت افزایش می یابد.
      نیمه متحرک بودن: می شود به راحتی با کامیون قسمت های مختلف مصباح را به نقاط دیگر منتقل کرد که این یک قابلیت بسیار ارزشمند محسوب می شود.

      جوانب منفی
      برد و ارتفاع کم توپ: برد 2.5 کیلومتر و ارتفاع 2 کیلومتر برای مقابله با همه ی تهدیدات کافی نیست و زمان واکنش را نیز کم میکند
      پراکندگی گلوله ها: توپ ها با فاصله از هم قرار گرفته اند بنابراین نابودی اهداف کوچک سخت تر می شود. این اهداف کوچک شامل موشک های کروز نیز می شود.

      سخت بودن تعویض خشاب ها: تعویض 8 خشاب که بعضی ها در نقاط با دسترسی کم قرار دارند کار آسانی نیست. هر شاسی پس از اتمام خشاب ها تا چند دقیقه غیر قابل استفاده می شود.
      سرعت دهانه ی کم گلوله ها: 970 متر بر ثانیه سرعت زیادی نیست و میتواند باعث کم شدن دقت نیز بشود.

      راهکارهایی برای ارتقای این سیستم
      همه ی تجهیزات نظامی قابلیت ارتقا دارند و مصباح 1 هم از این قاعده مستثنی نیست. شاید دلیل این که نام آن مصباح "1" است نیز همین باشد.

      توپ های این سامانه یکی از نقاط ضعف آن محسوب می شوند. برد آنها بسیار کم است. عمده ترین دلیل آن نیز کم بودن طول لوله نسبت به قطر آن است. همچنین سیستم تغذیه ی آنها از نوع خشابی است که تعویض آن بسیار وقت گیر می باشد. می توان با ساخت یک توپ جدید که سیستم تغذیه اش نواری و طول لوله اش بیشتر است این مشکلات را تا حدی برطرف کرد. همچنین می توان از شعله پوش های مدرن تر نیز در آن استفاده کرد. در بهترین حالت کالیبر توپ ها نیز افزایش می یابد که قدرت تخریب، برد و سرعت گلوله ها را زیاد می کند.

      محل قرارگیری توپ ها مشکل پراکندگی گلوله ها را به وجود آورده. عمده ترین دلیل آن نیز ایجاد فضا برای خشاب ها است. در صورتی که روش تغذیه نیز عوض شود می توان توپ ها را به هم نزدیک تر کرد تا این مشکل نیز برطرف شود. شاسی و پایه ی این توپ در حال حاضر بزرگ و جاگیر است. در صورت تعویض توپ بهتر است این قسمت نیز تغییر کند.

      اگر به جای توپ، از یک گاتلینگ استفاده شود می توان از این سامانه در ناوها نیز استفاده کرد. یکی از مشکلات ناو های ایرانی نبود سیستم های دفاع نزدیک است که با ساخت چنین سامانه ای توان آنها به شدت افزایش می یابد.

      در صورتی که این سامانه به همراه موشک های زمین به هوای میثاق یا شهاب ثاقب بر روی یک خودروی زرهی شنی دار نصب شود می توان از آن برای پشتیبانی نزدیک نیروهای زرهی و پیاده استفاده کرد که توان قابل ملاحظه ای به نیروی زمینی خواهد داد.

      به هر حال مصباح 1 در شکل کنونی هم می تواند برای دفاع از مراکز مهم نظامی و هسته ای استفاده شود و به همین شکل فعلی نیز توان دفاعی ایران را افزایش خواهد داد

      نویسنده: امید.د (اسپهبد)
      استفاده تنها در صورت درج نام نویسنده و میلیتاری مجاز است.
    • توسط HRA
      الزامات پدافند بیولوژیک

       
      مقدمه
      در طول تاريخ حيات انسان بر روي زمين ، نسل بشر همواره با بلاياي طبيعي و بيماري ها روبرو بوده و علاوه بر اين ها به دليل جهالت و زيادي خواهي هاي عده اي از انسان ها ، جنگ ها هم به بخش لاينفکي از زندگي بشري تبديل گشته اند . در طول زمان با پيشرفت دانش بشري و اخذ تجربيات گوناگون توسط نوع بشر ، ابزار ها و شکل هاي نوين و جديدي از منازعات پا به عرصه وجود گذاشته اند . جنگ ها گاهي در پشت پرده صورت مي گيرند و گاهي در معرض ديد ، اما هر دو صورت از فناوري هاي خطرناک تر و کشنده تر بهره مند هستند . جنگ بيولوژيک که از عوامل بيولوژيکي براي ضربه زدن به دشمن استفاده مي کند در کنار همه گيري طبيعي بيماري ها ، الزاماتي را براي مقابله با اين شيوه از آسيب ها طلب مي نمايد . انسان ها هر روز در معرض عوامل بيولوژيکي قرار مي گيرند . مقاومت طبيعي در برابر اين عوامل ، مايه کوبي ، بهداشت خوب و مصرف مواد غذايي به جلوگيري از هرگونه عوارض و آسيب هايي که ممکن است اين عوامل داشته باشند ، کمک مي کند . اما خطر مهم آنجاست که اين عوامل بيولوژيکي در طبيعت يافت مي شوند ، به راحتي در دسترس هستند ، پتانسيل گسترش سريع دارند و مي توانند مسري باشند .
      رايج ترين اين عوامل شامل موارد زير است :
      - سياه زخم
      - آبله
      - طاعون
      - تولارمي
      - مسموميت بتوليسم
      - تب هاي خونريزي دهنده ويروسي
      ...
      و تمامي اين عوامل به راحتي از فردي به فرد ديگر منتقل مي شوند و به همين دليل مي توانند منجر به مرگ و مير بالا شده و بر سلامت عمومي تأثير بگذارند . اين عوامل بيولوژيکي داراي خواصي از قبيل کشنده تر بودن ، قابليت ناتوان سازي ، مسري بودن ، سرسختي و پايداري هستند که باعث مي شوند آنها نامزدهاي محتمل تري براي اسلحه سازي باشند . به همين دليل داشتن آمادگي و چارچوب هايي براي پدافند در مقابل اين عوامل و ديگر موارد بسيار مهم مي باشد .
       

      کشت باسیلوس آنتراسیس ، عامل ایجاد کننده سیاه زخم
       
      جنگ بيولوژيکي (زيستي) چيست ؟
      جنگ بيولوژيکي به استفاده نظامي از ميکروب ها يا ساير عوامل بيولوژيکي (از جمله باکتري ها ، ويروس ها و قارچ ها) و يا سموم ، براي ايجاد کشتار ، ناتواني موقت يا آسيب دائمي در انسان يا کشتن يا آسيب رساندن به حيوانات و گياهان براي يک هدف نظامي اشاره دارد.
      سطوح جنگ بيولوژيک شامل جنگ بيولوژيک استراتژيک ، عملياتي ، تاکتيکي و سطح فردي يا همان ترورهاي زيستي مي باشد . تفاوت هاي سطوح جنگ بيولوژيک ، در گستردگي ، اهداف و توانايي هاي عوامل بيماري زا است .
       
      سلاح هاي بيولوژيکي
       به مهمات ، تجهيزات يا وسايل ديگربراي انتقال عامل هاي زيستي ، شامل بمب ، هواپيماهاي سم پاش و ساير وسايل که به منظور استفاده در انتشار عوامل بيولوژيکي و سموم براي اهداف خصمانه در نظر گرفته شده اند سلاح بيولوژيک گفته مي شود . يکي از راه هاي اصلي انتشار ، معلق شدن عوامل بيولوژيک در هوا است که توسط يک جمعيت هدف استنشاق شده و يا بر روي گياهان اسپري و در آنها ذخيره مي شود . اين ذرات معلق در هوا آنقدر کوچک هستند که به جاي استقرار در سطح زمين با جريان هوا حرکت مي کنند .
       
      عامل هاي زيستي
      عوامل جنگ بيولوژيکي ، ميکروارگانيسم هايي مانند ويروس ها ، باکتري ها ، قارچ ها و يا سمومي هستند که توسط آنها توليد مي شوند  و در صورت پراکندگي عمدي در يک منطقه ، بيماري هايي در انسان ، حيوانات يا گياهان ايجاد مي کنند . اين عوامل مي توانند باعث مرگ و مير در مقياس بزرگ و عوارض جانبي گردند و اين قابليت را دارند که در کمترين زمان ممکن تعداد زيادي از افراد را ناتوان کرده و اثرات سوء بر سلامتي انسان بگذارند . استفاده از عوامل جنگ بيولوژيکي (BW) مي تواند مخفيانه يا آشکار باشد و از نظر چندين خاصيت منحصر به فرد با سلاح هاي معمولي متفاوت است . تأثير اين عوامل فوري نيست و به چند ساعت تا هفته ، قبل از بروز علائم در افراد مبتلا نياز دارد . اين حملات نيازمند آزادسازي مقدار کمي از مواد زنده است که قادر به تکثير خود هستند و مي توانند باعث شيوع بيماري در يک منطقه شوند . ويروس ها فقط در داخل يک سلول زنده قادر به تکثير هستند و براي انسان ، حيوانات و گياهان بيماري زا مي باشند . آنها از پروتئين ها و اسيدهاي نوکلئيک (DNA و RNA) تشکيل شده اند و بسيار سريعتر تکثير و گسترش مي يابند . باکتريها موجودات پروکاريوتي تک سلولي و داراي ديواره سلولي مشخص هستند . قارچ ها ارگانيسم هاي تک سلولي يا چند سلولي ، يوکاريوتي هستند و کلروفيل ندارند . چندين گونه قارچي به عنوان بيماري در گياهان شناخته مي شود و تعداد کمي از آنها در انسان نيز وجود دارد . سموم ، متابوليتهاي ثانويه مي باشند که توسط باکتريها ، قارچها ، جلبکها ، گياهان ، ماهيها ، سخت پوستان و صدف ايجاد مي شوند که در غلظت هاي بسيار کمي عمل کرده و مي توانند بر عملکرد سلولها تأثير بگذارند . در حقيقت عامل هاي زيستي مي توانند به دسته هاي ضد انساني ، جانوري و گياهي تقسيم شوند . البته دسته چهارم که عامل هاي ضد مواد هستند هم در عوامل جنگ بيولوژيک قرار مي گيرند که مي توانند در حملات بر عليه زيرساخت ها و صنايع مورد استفاده قرار گيرند .
       
      بيوتروريسم 
      سلاح هاي بيولوژيکي به سختي کشف مي شوند و صرفه اقتصادي زيادي دارند و به همين دليل مي توانند براي عمليات هاي تروريستي ، جذابيت هاي فراواني داشته باشند . تخمين زده مي شود هزينه يک سلاح بيولوژيکي براي گرفتن مقدار مشخصي از تلفات در هر کيلومتر مربع برابر 0.05 درصد هزينه ايجاد تسليحات متعارف و استفاده از آنها در همان مقياس مي باشد . علاوه بر اين ، توليد آنها بسيار آسان است زيرا مي توان از فناوري هاي رايج مانند توليد واکسن ها ، مواد غذايي ، اسپري ها ، نوشيدني ها و آنتي بيوتيک ها براي توليد استفاده کرد . يک عامل مهم در مورد جنگ بيولوژيکي که تروريست ها را به خود جذب مي کند اين است که آنها مي توانند به راحتي قبل از اينکه سازمان هاي امنيتي تحقيقات خود را آغاز کنند و يا حتي متوجه حمله شوند ، يک حمله بيولوژيک تروريستي انجام داده و بگريزند . دليل اين امر اين است که يک ارگانيسم بالقوه دوره نهفتگي وجود دارد و پس از آن دوره است که حمله خود را نشان مي دهد  و تازه آن هنگام مي توان سرنخي براي يافتن عمدي بودن وقايع پيدا کرد . مهمترين تفاوت جنگ بيولوژيکي با بيوتروريسم در اين است که در پشت بيوتروريسم يک دولت قرار ندارد و اغلب توسط گروه هاي غير دولتي انجام مي پذيرد . البته اين موضوع مانع از اين نمي شود که يک دولت براي يک گروه تروريستي لوازم و شرايط يک حمله بيوتروريسم را فراهم آورد .
       
      زيست جرم
      تهديد يا استفاده از عوامل بيولوژيکي توسط افراد يا گروه ها براي ارتکاب جرم هايي مانند سرقت يا قتل يا براي پيشبرد مقاصد جنايتکارانه آنهاست. اين ميزان استفاده از عوامل بيولوژيکي يا تهديد به استفاده از آنها در سطح جرايم متداول مي باشد . در زيست جرم ما با جرمي مواجه ايم که در ارتکاب آن از مواد زيستي از قبيل مواد شيميايي و سمي و بيماري زا و نيز مواد ژن شناختي و بافت ها و اندامگان هاي دستکاري شده استفاده مي شود .
       

       
      تاريخچه جنگ بيولوژيک پيش از قرن بيستم  :
      اشکال مختلفي از جنگ بيولوژيکي از دوران باستان تاکنون استفاده شده است . اولين واقعه مستند به قصد استفاده از سلاح هاي بيولوژيکي در متون هيتي از 1500 تا 1200 سال قبل از ميلاد برمي گردد که در آن قربانيان بيماري تولارمي (نوعي بيماري عفوني در خرگوش و موش که به انسان هم سرايت مي‌کند) به سرزمين هاي دشمن منتقل شدند و اين امر باعث همه گيري شد . اگرچه آشورها مي دانستند که ارجوت (ergot) که قارچ چاودار انگلي است از طريق خوردن ، ارگوتيسم توليد مي کند اما هيچ مدرکي وجود ندارد که نشان دهد آنها چاه هاي دشمن را با قارچ مسموم کرده باشند ، با اينکه اين کار محتمل است . همچنين در گذشته کمانداران سکايي قبل از نبرد تيرهاي خود را و سربازان رومي شمشيرهايشان را در مدفوع ها و لاشه ها فرو مي کردند و در نتيجه قربانيانشان به بيماري کزاز آلوده مي شدند . در سال 1346 ، اجساد جنگجويان مغول که بر اثر طاعون درگذشته بودند ، از روي ديوارهاي شهر محاصره شده کريمه  به داخل آن پرتاب شدند که باعث همه گير شدن اين بيماري در شهر شد . 
       

       
      در سال 1710 ، سربازان ارتش روسيه که با نيروهاي سوئدي مبارزه مي کردند و در ريوال (که اکنون در کشور استوني واقع شده است) متوقف گشته بودند ، اجساد آلوده به طاعون را بر ديوارهاي شهر پرتاب نمودند .  در سال 1763 سربازان بريتانيايي در هنگام قيام پونتياک (قيام ساکنان اصلي آمريکا ) در فورت پيت (در حال حاضر با نام پيتزبورگ) ، پتوهاي آلوده به ويروس آبله را به ميان سرخپوستان منتقل کردند و باعث يک بيماري همه گير و ويرانگر در ميان آنها شدند . همچنين مکاتبات بين ژنرال جفري امهرست و سرهنگ هنري بوکت شواهدي ديگر را ارائه مي دهد که انگليسي ها آزادانه براي استفاده از سلاح هاي بيولوژيکي براي کشتن بوميان آمريکايي برنامه ريزي کرده اند . بر مبناي همين موضوع شيوع آبله در مناطق گريت ليکس و دره هاي اوهايو در سال هاي 1763 و 1764 گزارش شده است .
       

       
      جنگ هاي بيولوژيک در جنگ هاي اول و دوم جهاني
      تا سال 1900 ، نظريه ميکروبي که در آن اعتقاد بر اين بود بيماري ها توسط ميکروب ها و ساير موجودات ذره بيني سرايت مي کنند و پيشرفت هاي باکتري شناسي ، سطح جديدي از تکنيک هاي استفاده احتمالي از عوامل زيستي در جنگ را به وجود آوردند . در طول جنگ جهاني اول (18-1914) آلمان برنامه مخفيانه اي را براي آلوده کردن اسب و گاو هاي متعلق به ارتشهاي متفقين در جبهه هاي غربي و شرقي را آغاز کرد . گزارش شده است كه  آنها از عامل بيماري زاي مشمشه براي اينکاراستفاده کرده اند . به عنوان مثال ، مأموران آلماني به ايالات متحده نفوذ کرده و حيوانات را قبل از انتقال آنها به اروپا براي حمايت از نيروهاي متحدشان به صورت پنهاني آلوده کردند . علاوه بر اين ، بنا بر گزارش ها ، در سال 1915 تلاش آلمان در گسترش طاعون در سن پترزبورگ به منظور تضعيف مقاومت روسيه صورت گرفت.
      وحشت ناشي از جنگ جهاني اول باعث شد که بيشتر کشورها در سال 1925 پروتکل ژنو را که درباره منع استفاده از سلاح هاي بيولوژيکي و شيميايي در جنگ بود امضا کنند . با شروع جنگ جهاني دوم ، دولت بريتانيا اقدام به ايجاد يک برنامه براي توسعه سلاح هاي بيولوژيکي در پورتون داون به سرپرستي ميکروبيولوژيست پاول فيلدز کرد . اين تحقيق توسط وينستون چرچيل مورد حمايت قرار گرفت و به زودي عامل هاي تولارمي ، سياه زخم ، تب مالت و سموم بوتوليسم به صورت سلاح هاي بيولوژيک ساخته شدند . اگرچه ظاهرا انگليس هرگز از سلاح هاي بيولوژيکي که توسط خودش توليد شده بود استفاده نکرد ، اما اين اولين بار بود که در يک برنامه ، انواع عامل هاي بيماري زا به صورت سلاح درآمده  و به توليد صنعتي رسيدند . همچنين ژاپن ، يکي از طرف هاي امضا کننده پروتکل ، مشغول يک برنامه تحقيقاتي گسترده مخفيانه براي آزمايش ، توليد و توسعه عامل هاي جنگ بيولوژيکي بود و هنگام استفاده از سلاح هاي بيولوژيکي عليه نيروهاي متفقين در چين ، مابين سال هاي 1937 تا 1945 ، ممنوعيت اين پيمان را نقض کرد . ژاپني ها نه تنها از سلاح هاي بيولوژيکي در چين استفاده کردند ، بلکه آنها بيش از3000 نفراز جمله اسيران جنگي را درآزمايش‌هاي عوامل جنگ يبيولوژيکي ومکانيزم ‌هاي انتقال سلاح ‌هاي بيولوژيکي به قتل رساندند . ژاپني ها عوامل عفوني همچون طاعون ، سياه زخم ، حصبه ، آبله ، تب زرد ، تولارمي ، هپاتيت ، وبا و ... را  بر روي انسان ها آزمايش مي کردند .
       

      شیرو ایشی فرمانده واحد 731 ارتش ژاپن که انسان های زنده را کالبد شکافی می کرد و آزمایش های بیولوژیکی انجام می داد
       
      از سوي ديگر هنگامي که ايالات متحده وارد جنگ شد يک برنامه تحقيقاتي و مجتمع صنعتي برزگ را در فورت ديتريک مريلند در سال 1942 به سرپرستي جورج دبليو مرک ايجاد کرد . سلاحهاي بيولوژيکي و شيميايي که در آن دوره توسعه يافته بودند در يوتا مورد آزمايش قرار گرفتند . به زودي امکاناتي براي توليد انبوه عامل هاي سياه زخم  ، تب مالت و سموم بوتوليسم فراهم شد ، هرچند که جنگ قبل از استفاده عملياتي از اين سلاح ها به پايان رسيد .
      با اين حال اگرچه هيچ مدرک مستندي مبني بر استفاده کشورهاي ديگر غير از ژاپن از سلاح هاي بيولوژيکي در جنگ جهاني دوم وجود ندارد ، هر دو طرف برنامه هاي تحقيق و توسعه فعال داشتند . آمريکا ، بريتانيا ، آلمان و اتحاد جماهير شوروي برنامه هاي تحقيق و توسعه مشابهي در طول جنگ جهاني دوم به اجرا گذاشتند  ، اما فقط در مورد ژاپن ثابت شده که از اين قبيل سلاح ها در جنگ استفاده کرده است .
       
      سلاح هاي بيولوژيک در جنگ سرد
      در دوران جنگ سرد و پس از جنگ جهاني دوم ، هم اتحاد جماهير شوروي و ايالات متحده آمريکا  و هم متحدان وابسته به آنها ، در مقياس بزرگ اقدام به تحقيق و توسعه و توليد سلاح هاي بيولوژيک کردند . طبق برنامه هايي که به موجب امضاي کنوانسيون سلاح هاي بيولوژيکي (BWC) در سال 1972 و لازم الاجرا شدن آن پيمان در سال 1975 ايجاد شد ، توليد اينگونه تسليحات بايد طبق قانون متوقف و سلاح هاي توليد شده از بين مي رفتند . با اين حال فقدان و محدوديت ها براي تاييد پياده سازي اين کنوانسيون در کشور هاي جهان علي الخصوص در مورد قدرت هاي جهاني ، پيشرفت سلاح هاي بيولوژيک در اين کشورها را در هاله اي از ابهام قرار داده است . 
       

      آزمایشگاه بیولوژیک ارتش آمریکا
       
      حال و آينده سلاح هاي بيولوژيک
      برنامه هاي ساخت سلاح هاي بيولوژيک مي توانند به راحتي و به صورت پنهاني انجام شوند . ساخت اينگونه سلاح ها  به اندازه سلاح هاي هسته اي گران نيست اما سلاح هاي بيولوژيک مي توانند بسيار کشنده بوده و يک سلاح استراتژيک براي پيروزي در يک نبرد باشند . اين چشم انداز از مزيت هاي نظامي ، ممکن است برخي از کشور ها را براي به دست آوردن اين نوع از تسليحات وسوسه نمايد .
      از آنجا که کنوانسيون سلاحهاي بيولوژيکي (BWC) هيچ روش تأييد يا بازرسي براي تأييد پيروي از امضا کنندگان آن ندارد و عملا اين کار به راحتي قابل انجام نمي باشد ، کاملاً ممکن است که حتي يک کشور کوچک و نسبتاً ضعيف نيز با موفقيت بتواند برنامه جنگ بيولوژيکي را با سرمايه گذاري اندک و چند ده زيست شناس آغاز نمايد و همه اين موارد را مي توان مخفيانه در چند ساختمان انجام داد . در حقيقت ، يک برنامه تسليحات بيولوژيکي حتي مي تواند در دسترس فني و مالي يک سازمان تروريستي هم باشد . به طور خلاصه ، ميزان تکثير سلاح هاي بيولوژيکي بسيار نامشخص است ، تشخيص توليد آن دشوار بوده و هم اينکه اندازه گيري کميت آن نيز عملا غير ممکن مي باشد .
      به همين دلايل و با توجه به اين مساله که در کنار جنگ بيولوژيک امکان به وجود آمدن اپيدمي بيماري هاي مختلف هم وجود دارد ، آمادگي براي مقابله با اين گونه تسليحات و همچنين مقابله با همه گيري بيماري ها  براي کنترل و کم کردن عوارض آنها يک اصل اجتناب ناپذير مي باشد .
       
      پدافند چيست ؟
      پدافند (دفاع) به معني حفظ جان مردم ، تضمين امنيت افراد ، صيانت از تماميت ارضي و حاکميت ملي در همه‏ي مواقع در برابر هرگونه شرايط ، موقعيت و هرگونه تجاوز است . پدافند به دو شاخه پدافند عامل و پدافند غيرعامل تقسيم مي ‏شود .
       
      پدافند عامل
      پدافند عامل عبارت است از بکارگيري مستقيم جنگ افزار، به منظور خنثي کردن و يا کاهش اثرات حملات و عمليات خصمانه ي هوايي، زميني، دريايي، نفوذي خرابکارانه و عمليات تروريستي دشمن بر روي اهداف مورد نظر.
       
      پدافند غير عامل
      پدافند غير عامل به مجموعه اقدامات غير مسلحانه اي که موجب افزايش بازدارندگي ، کاهش آسيب پذيري ، تداوم فعاليت هاي ضروري ، ارتقاء پايداري ملي و تسهيل مديريت بحران در مقابل تهديدها و اقدامات نظامي دشمن مي شود . پدافند غير عامل به دو بخش پدافند سخت و پدافند نرم تقسيم مي شود . در پدافند سخت اقدامات سخت افزاري مثل اقدامات مهندسي ، پيشگيري ، پيش بيني و کاهش مخاطرات و در پدافند نرم استفاده از تاکتيک هايي است که مشتمل بر برنامه ريزي و آماده سازي سيستم و سازمان هاست .
       

       
      پدافند در برابر سلاح هاي بيولوژيکي و اپيدمي بيماري ها
      مجموعه اقداماتي که در جهت کاهش آسيب‌پذيري جامعه و حفظ سرمايه انساني در مقابل يک جنگ بيولوژيک يا همه گيري بيماري ها انجام مي شود پدافند بيولوژيک نام دارد . نکته مهم در اين نوع پدافند اين است که همواره بايد به صورت تصادفي و خارج از نظام بهداشتي کشور ، اقدام به پايش مناطق مختلف زده و نمونه هاي مشکوک را به سرعت مورد آزمايش هاي پيشرفته تر قرار دهند .
      مؤلفه هاي کلي يک ساختار پدافند بيولوژيک به مانند نمودار بالا مي باشد . اين معماري به تجزيه و تحليل کلي نياز دارد که شامل انجام تحليل هاي وابسته يا مستقل است . در اينجا ايده اين است که خروجي از يک نتيجه کلي از نتايج مدلهاي مختلف بدست مي آيد و اصلا مهم نيست که چطور هر کدام از آن مدل ها استنتاج کرده اند . کارآيي نمودار ، بستگي به نحوه جمع آوري ، ذخيره ، انتشار و چکيده کردن اطلاعات موجود در خارج از کانالهاي اطلاعاتي سنتي دارد .
       براي پدافند در برابر سلاح هاي بيولوژيک دو زير مجموعه را مي توان مفروض داشت : پدافند نظامي و پدافند غير نظامي
       
      1 – پدافند نظامي
      بيشتر عوامل بيولوژيکي کشنده اغلب به عنوان ذرات معلق در هوا پراکنده مي شوند که در صورت تنفس توسط پرسنل مورد هدف واقع شده ، باعث ايجاد عفونت مي گردند . به همين دليل ، بيشترين دفاع در برابر سلاح هاي بيولوژيکي ، تجهيز شدن به ماسک محافظ است که مجهز به فيلترهايي است که قادر به مسدود کردن ورود باکتري ها ، ويروس ها و هاگ هاي بزرگتر از يک ميکرون به درون بيني و ريه ها مي باشد . همچنين لباس هاي محافظتي از جمله چکمه و دستکش براي جلوگيري از تماس عوامل بيولوژيکي با زخم هاي باز و يا شکستگي هاي پوستي مفيد هستند . از سوي ديگر ، ضد عفوني کننده ها مي توانند عوامل بيولوژيکي را در مناطق آلوده پس از حمله بيولوژيکي خنثي نمايند .
      ايجاد و به کارگيري سنسورهاي بيولوژيکي مؤثر که مي توانند حالت هشدار را فعال کنند ، به پرسنل اجازه مي دهند قبل از قرار گرفتن در معرض عامل بيولوژيک ، از ماسک استفاده کرده ، لباس هاي محافظ را پوشيده و ترجيحاً در پناهگاههاي محافظت جمعي عاري از عامل آلوده کننده قرار گيرند . سپس تيم هاي پزشکي مي توانند بلافاصله براي بررسي و معالجه افرادي که ممکن است در معرض حمله قرار گرفته باشند ، وارد عمل شوند . اگر افراد کمتري در معرض ايجاد کننده بيماري قرار گرفته باشند ، مي توان دامنه حملات بيولوژيكي را كمتر و تاثيرگذاري آن را کاهش داد .
       

      نمودار عملیاتی ارتش آلمان در هنگام مواجه با شیوع غیر عادی یک بیماری
       
      2 – پدافند غير نظامي
      دفاع غيرنظامي در برابر سلاح هاي بيولوژيکي از گذشته تا به امروز بسيار بهبود يافته است ، اما پيشرفت لزوماً به معناي ايجاد بازدارندگي کامل نيست . دفاع مدني موفق در برابر حملات عمده بيولوژيکي مستلزم پيشرفت چشمگير در سنسورها ، سيستم هاي هشدار دهنده ، واکسن ها ، داروها ، آموزش مقابله کنندگان و آموزش عمومي و همچنين در برنامه ريزي براي اقدامات اضطراري است .
      اساس هرگونه دفاع غيرنظامي در برابر حمله سلاح هاي بيولوژيکي ، سيستم پزشکي است که قبلاً براي مقابله با بيماري هاي طبيعي ايجاد شده است . براي مقابله با دو عامل بيولوژيکي سياه زخم و آبله که از کشنده ترين عوامل بيولوژيک هستند و به راحتي قابل تبديل شدن به سلاح را دارند  نيز مي توان واکسنهاي خاصي ايجاد ، آزمايش و ذخيره کرد . به عنوان مثال با توجه به بودجه هاي مصوب مي توان براي اين عوامل به اندازه کافي واکسن توليد کرد تا در زمان هاي اضطرار به وسيله آنها بخش قابل توجهي از مردم را در برابر تهاجم ايمن نمود و يا حداقل نيروهاي عمل کننده در خط مقدم براي مقابله با حمله را واکسينه و مايه کوبي کرد .  البته واکسنهاي مؤثر ديگري براي عامل هايي از جمله طاعون و وبا درحال حاضر وجود دارد و براي استفاده مورد تأييد قرار گرفته اند ، اما تنها مقادير کمي از آنها توليد شده اند ، بسيار کمتر از آنچه که ممکن است در صورت نياز ، مورد استفاده تعداد زيادي از افراد آلوده قرار گيرند .
      از سوي ديگر در حال حاضر هيچ واکسن موثري براي جلوگيري از تب مالت ، استافيلوکوک انتروتوکسين B ، ريسين يا مايکوتوکسين هاي T2 وجود ندارد يعني همه عوامل بيولوژيکي که در گذشته برخي از کشورها براي استفاده نظامي بر روي آنها تحقيق کرده اند يا از آنها براي ايجاد سلاح بهره برده اند . با اين حال ، در برخي موارد که هنوز واکسن در دسترس نيست ، داروهايي توليد شده است که به بهبودي بيماران کمک مي کند .
      همچنين تحقيقات پزشکي طولاني مدت ، براي بررسي احتمال ايجاد واکسن و مکمل هايي که در صورت تجويز ممکن است باعث افزايش کارايي سيستم ايمني گيرنده براي محافظت در برابر کل طيف عوامل احتمالي جنگ بيولوژيکي شود ، انجام شده است و بايد انجام شود تا توان پدافندي به وسيله آنها افزايش يابد .
       

       
      يکي از برنامه ها براي دفاع غير نظامي در شرايط اضطراري بيولوژيکي ، برنامه استراتژيک ملي انبار بسته هاي واکسنها ، داروها ، مواد ضد عفوني کننده و تجهيزات پزشکي اورژانس است ، که بايد در مناطق مختلف در سراسر کشور ذخيره گشته و براي شرايط اضطراري آماده سازي بر روي آنها انجام شده باشد . بعلاوه ، هر استان بايد برنامه هاي مدون از پيش آماده شده براي پاسخ به اپيدمي ها ، جنگ بيولوژيک و حملات بيوتروريسم آماده کرده باشد . از جمله اين برنامه ها ، دستورالعمل هاي مربوط به واکسيناسيون جمعي ، ترياژ و محدود سازي رفت آمد مي باشد . در مبحث ترياژ يا رده بندي درماني ، بيماران بايد به گروه هاي مختلف تقسيم شده و برنامه ريزي به گونه اي باشد که باعث کاهش تلفات و کنترل گسترش بيماري گردد . همچنين بايد قوانيني براي الزامات بهداشتي اضطراري در کشور تهيه شده تا كشور براي مقابله با چنين بحران هايي اتخاذ کند و اين الزامات بهداشتي از قبل به بخشي از جامعه براي آگاه سازي کليه افراد جامعه و پياده سازي سريع آن آموزش داده شود . به عنوان نمونه به صورت يک واحد درسي براي دانشجويان ارائه گردد و يا بخشي از آموزش سربازان در مراکز آموزشي را در بر گيرد . از طرفي به زنان جامعه به جاي آموزش نظامي که مردان مي بينند مي توان آموزش هاي اجباري کوتاه مدت ، در راستاي اقدامات پدافند غير عامل داده شود تا در شرايط اضطراري اين بخش بزرگ جامعه هم وارد عمل گردند .
      همچنين بايد براي تمامي افراد غير نظامي حاضر در خط مقدم مقابله با اپيدمي يا حمله بيولوژيک از جمله پرسنل درماني و اورژانس ، نيروهاي شاغل در آتش نشاني و ... آموزش هاي ويژه اي در نظر گرفته شود تا در شرايط بحراني بهترين تصميمات در سطح فردي اتخاذ گردد .
       

       
      در کل به دليل گستردگي عوارض حملات بيولوژيک و همه گيري بيماري ها ، براي مقابله نياز است تا بخش وسيعي از افراد جامعه وارد عمل شوند که اين موضوع نيازمند آموزش هاي موثر پيش وقوع حادثه است . برنامه ريزي در اين باره و اجراي درست آن يکي از وظايف دولت و نيروهاي نظامي و سازمان پدافند غير عامل مي باشد .  اين برنامه ريزي بايد مبتني بر آناليز ريسکي انجام شود که در آن به دقت ، تمام مسائل بررسي و الزامات کار به درستي انديشيده شده باشد و سپس با قرار گرفتن در چرخه مديريت ريسک به دنبال گذر از بحران باشيم . اين چرخه شامل 6 مرحله زير است :
      - آگاهي موقعيتي
      - آناليز ريسک
      - پيشگيري
      - آمادگي
      - پايش و کشف
      - واکنش و بازگشت
      در هر کدام از اين 6 مرحله مبتني بر الزامات مي توان يک يا چند نوع از سياست هاي 6 گانه اجرايي ، طبقه بندي ، مقررات ، آيين نامه ها ، محدوديت و مجازات را برگزيد .
       

       
      ملاحظات حملات بيولوژيک
      از بين بردن آلودگي پرسنل و تجهيزات پس از يک حمله جنگي بيولوژيکي نگراني کمتري نسبت به يک حمله جنگي شيميايي دارد زيرا بيشتر عوامل جنگي بيولوژيکي از نظر پوستي فعال نيستند (مايکوتوکسين هاي تريکوتسن يک استثنا هستند). با اين حال ، آلودگي زدايي به عنوان يک روش مؤثر براي کاهش شيوع عفونت از احتقان هوايي ثانويه احتمالي باقي مانده است . سه روش اساسي براي آلودگي زدايي عبارتند از : حذف فيزيکي ، غيرفعال کردن شيميايي و غيرفعال کردن بيولوژيکي عامل بيماري . غيرفعال سازي بيولوژيکي تا حدي عملي نشدي است.
      همچنين سنسورها براي شناسايي حضور عوامل بيولوژيکي در هوا ، آب و يا روي سطوح هنوز هم نسبتاً ناکارآمد هستند ، اما بايد به سمت يک سيستم شناسايي و هشدار برويم که زمان کافي را براي قربانيان احتمالي فراهم نمايد . توانايي فعلي تشخيص براي درمان رضايت بخش نيست زيرا واکنش دهندگان تنها مي توانند بسياري از افرادي که قبلاً آلوده شده و عوارض را بروز داده اند را درمان کنند. بيشتر آشکارسازهاي بيولوژيکي فعلي آشکارسازهاي نقطه اي هستند که پس از اسکن کردن يک ابر هواي ذرات ، قادر به اخطار قبلي نيستند تا تشخيص دهند که آيا اين ذرات حاوي مواد بيولوژيکي از نوع خاصي هستند و يا خير. بخشي از سنسور ها هم تنها به شناسايي عوارض بيماري مي پردازد (مانند نشانگرهاي دماي بدن) و با اينکه مي توانند کمک کننده باشند ولي کارايي کافي را نخواهند داشت .
       
      چگونه يک حمله بيولوژيک را از يک شيوع طبيعي تشخيص دهيم ؟
      تشخيص يک حمله بيولوژيک و بيوتروريستي از يک بيماري عفوني طبيعي مي تواند بسيار مشکل باشد . محققان بايد در ابتدا مشخصه‌هاي همه گيري شيوع بيماري را بررسي کنند تا منبع ، اسلوب انتقال و جمعيت در معرض خطر را تشخيص دهند . نشانه ‌هاي خاص ممکن است بيانگر اين باشند که آيا شيوع بيماري ناشي از رهايي هدفمند عامل بيماري زا است يا خير. از آنجا که مي توان منحني همه‌گيري را در موارد طبيعي هم مشاهده کرد ، ويژگي‌هاي اضافي شيوع بيماري بايد براي کمک به تعيين اين که آيا شيوع بيماري طبيعي است يا نتيجه يک حمله بيولوژيکي ، مورد بررسي قرار گيرد.
      در زير نشانه هاي يک همه گيري آمده است اما هيچ يک از اين نشانه ها  دليل استفاده عمدي از يک عامل بيولوژيکي نمي توانند باشند ، ولي در کنار هم مي توانند تحقيقات بيشتر درباره حمله بيولوژيکي را موجه جلوه دهند :
      (1) وجود يک اپيدمي بزرگ که داراي موارد بيشتري از حد انتظار است ، به ويژه در جمعيت هاي گسسته
      (2) بيماري شديدتر از آنچه که براي يک پاتوژن مشخص پيش بيني مي شود و همچنين مسيرهاي غيرمعمول قرار گرفتن در معرض بيماري
      (3) بيماري که براي يک منطقه جغرافيايي مشخص غيرمعمول است ، در خارج از فصل انتقال عادي تشخيص داده مي شود و يا در صورت عدم وجود يک بردار عادي براي انتقال عامل اتيولوژيک ، رخ مي دهد  
      (4) همه گيري همزمان بيماريهاي مختلف
      (5) شيوع يک بيماري مشترک بين انسان و حيوان با پيامد هاي انساني ، زيرا بسياري از عوامل خطرناک بالقوه براي حيوانات هم بيماري زا هستند
      (6) سويه هاي غيرمعمول يا انواع ارگانيسم ها يا الگوهاي مقاومت ضد ميکروبي متفاوت از موارد رايج در يک منطقه معين
      (7) نرخ حمله بالاتر به افرادي که در مناطق خاصي قرار دارند (به عنوان مثال ، اگر عامل بيماري زا در داخل ساختمان آزاد شود) يا نرخ پايين تر بيماري درباره کساني که در يک ساختمان بسته هوايي قرار دارند البته اگر عامل بيماري زا در فضاي آزاد و به صورت گسترش هوايي رها شده باشد
      (8) اطلاعاتي که يک دشمن در اختيار يک عامل يا مأمورين خاص قرار مي دهد
      (9) ادعاهايي که به وسيله تروريست ها مبني بر رهاسازي عامل بيولوژيک اعلام مي شود
      (10) شواهد مستقيم انتشار يک عامل ، با يافتن تجهيزات ، مهمات و يا دستکاري محصولات مرتبط با حمله
      به طور طبيعي بيماري ها در مناطق خاصي وجود دارند و چرخه هاي سنتي انتقال را شامل مي شوند . الگوهاي فصلي چندان غيرمعمول نيستند . در مقابل ، شيوع بيماري به دليل بيوتروريسم مي تواند در هر منطقه بدون بيماري غير بومي ، در هر زمان از سال و بدون هشدار اتفاق بيفتد و بسته به عامل اتيولوژيک و نحوه انتقال ، بر تعداد زيادي تأثير گذارد و ممکن است هزاران مورد ، ناگهان رخ دهد . در نتيجه ، مسئولان بهداشت عمومي بايد در هنگام بررسي شيوع بيماري ، نسبت به احتمال بروز بيوتروريسم حساس باشند . در اين زمان ، مهم است که شيوع مشکوک توسط يک اپيدميولوژيست در پزشکي قانوني بررسي شود . اگر تحقيقات اپيدميولوژيست پزشکي قانوني بيوتروريسم را فاش کند يا مشکوک به نظر برسد بايد با سازمان پدافند غير عامل يا سازمان هاي امنيتي ، که مسئول هماهنگي تحقيقات بين سازماني در اينگونه موارد هستند تماس گرفته شود .
      از طرفي اگر حمله بيولوژيک بخشي از يک جنگ هيبريدي باشد از تلاقي عمليات هاي هيبريدي و همپوشاني منطقي نتايج آنها نيز مي توان به عمدي بودن يک فراگيري بيماري ظنين شد .
       
      مديريت افکار و احساسات
      در هنگام شيوع يک بيماري ، چه آن بيماري به صورت طبيعي آغاز و گسترش يافته باشد و يا چه حاصل يک حمله بيولوژيکي باشد ، نظم و انظباط اجتماعي کاهش يافته و در کنار آن ما با دو نوع آسيب مواجه خواهيم بود : 1 – آسيب هاي جسمي 2 – آسيب هاي رواني . در واقع مي توان گفت که ما با دو نوع شيوع نرم (رواني) و سخت(فيزيکي) مواجه ايم که بايد آسيب هاي هر دو را کنترل کرده ، از فراگير تر شدن آن ها جلوگيري به عمل آورده و آثار و نتايج آن ها را کاهش دهيم . متاسفانه درباره اپيدميولوژي بيماري ها بسيار گفته و نوشته شده است اما اپيدميولوژي احساسات و عواطف مورد غفلت قرار گرفته است . اين مساله زماني با اهميت تر جلوه مي نمايد که بدانيم سلاح هاي بيولوژيکي نسل جديد ، نه تنها مي توانند به عنوان سلاح هاي کشتار جمعي استفاده گردند بلکه اين قابليت را دارند که به عنوان وسيله اي براي انجام حملات غير کشنده براي تاثير گذاري در سلامت روان ، خلق و خو و اراده انسان ها نيز مورد استفاده قرار گيرند .
      عوامل مختلفي وجود دارد که ميزان و گستردگي سرايت احساسات و رفتار ها در اپيدمي ها را تعيين مي کنند . برخي از آنها شامل عقايد و اعتقادات ، تراکم و تعداد جمعيت درگير ، شخصيت فرد ، مقدار درصد پذيرش فرد در دريافت و انتقال رفتارها و احساسات و ثبات ماندگاري در هنجارهاي اجتماعي ، هنجارهاي تنظيم کننده خلق و خو ، وابستگي وظايف به يکديگر و در آخر وابستگي اجتماعي متقابل هستند .
       با اين وصف مديريت رفتار ها و احساسات در هنگامي که بيماري بر اثر يک جنگ بيولوژيکي باشد از اهميت دوچنداني برخوردار است زيرا يک حمله بيولوژيک ، هدفمند مي باشد . اين موضوع مخصوصا در جنگ هاي هيبريدي که يک حمله بيولوژيک مي تواند تکميل کننده يا دنباله نوع ديگري از حمله يا حملات باشد و يا اينکه مهاجم به دنبال ايجاد زمينه اي ، براي انواع ديگري از حملات است بيشتر نمايان مي شود . بر اساس اين رويکرد مطمئنا يک حمله بيولوژيک ، همواره عمليات هاي رواني از پيش برنامه ريزي شده را کنار خود مي بيند ، بويژه در عصر حاضر و با فراگيرتر شدن رسانه هاي نوين مانند شبکه هاي اجتماعي حتي مي توان گفت اين امکان وجود دارد که حمله بيولوژيک نه به عنوان عمليات اصلي ، بلکه پيش زمينه يک عمليات رواني در نظر گرفته شده باشد . با اين نگاه مديريت افکار و احساسات در مردم و کاهش ريسک هاي حوادث و وقايع يکي از وظايف سازمان هاي مواجه کننده با حادثه يا حمله است . مديران و برنامه ريزان بايد به گونه اي عمل کنند که هم زمان ، هر دو آسيب را کاهش دهند و نه اينکه براي کنترل يکي باعث افزايش آسيب هاي ديگري شوند ، مثلا براي رعايت بعضي از شرايط توسط مردم تبليغات بيش از حد صورت پذيرد که خود آن تبليغات سبب آسيب رواني و ترس بيشتر گردد . در حقيقت مسئولان بايد در مواجه با بحران به مانند يک بند باز عمل کنند که از روي طناب باريکي حرکت مي کند ، بدون اينکه به هيچ کدام از دو سمت سقوط نمايد ، زيرا هر تصميم اشتباه نه تنها بر روي دامنه بحران تاثير منفي مي گذارد بلکه جنبه هاي مختلف زندگي مردم را هم به صورت غير مستقيم تحت الشعاع قرار مي دهد و دامنه آسيب ها را فراتر خواهد نمود .  با اين وجود ، ما بايد چيزهاي بيشتري را در مورد چگونگي پرداختن به اپيدمي عاطفي همراه با شيوع واقعي بيماري ها بدانيم و انجام تحقيقات بيشتر در اين زمينه از الزامات مهم مي باشد .
       
      ترس
      يکي از مهمترين احساساتي که مي تواند منجر به آسيب هاي رواني و اجتماعي در مواقع بحراني گردد ترس مي باشد . هنگامي که ترس افزايش يافته و از حد قابل قبول فراتر رود به جاي اينکه احتياط و رفتار کنترل شده را در انسان تقويت نمايد ، کنترل رفتاري انسان ها را در دست مي گيرد و بدين ترتيب انسان ها دست به اقدامات کمتر عقلاني خواهند زد . در اين حالت الگوهاي رفتاري تهاجمي از افراد سر زده که خود عامل تخريب بيشتر خواهند بود .
       
      زامبي ها
      زامبي ها موجوداتي داستاني هستند که اراده اي از خود نداشته و تنها حس گرسنگي آنها را هدايت مي کند . اين موجودات داراي خودآگاهي نيستند که بخواهند درباره اعمالشان قضاوتي داشته باشند . در اين حالت آنها وارد يک سير قهقرايي به حالت نوزادي شده اند که در آن با حالت سيري ناپذير و بدون فهم سيري دنبال تغذيه از منابع مي روند . اينگونه پسروي هاي شخصيتي در فراگيري بيماري ها و هراس جمعي مرتبط با آنها هم اتفاق مي افتد که باعث مي گردد افراد کنترل ذهن و اعمال خود را از دست داده و خود را در معرض يک گرسنگي شديد و اشتهاي مخرب قرار دهند که اين امر منجر به حمله اين افراد به دو چيز مي شود :
      1 – منابعي همچون مواد خوراکي و هر چيزي که به نظر آنها براي زنده ماندن در شرايط آخرالزماني کارايي دارد (حمله به منابع فيزيکي) .
      2 – حمله به اذهان ديگر انسان ها تا آنها را هم به اين بيماري مبتلا کرده و الگوهاي رفتاري خود را در آنها تکرار نمايند (حمله به منابع نرم) . در اين حالت زامبي با القاي ترس و نااميدي ديگران را هم به رفتار خود مبتلا مي نمايد .
       
      کارگروه مديريت افکار
      در شرايط بحراني ضروري است که کارگروهي براي مديريت افکار مردم تشکيل داده شود تا بحث اطلاع رساني و تبليغات را بر عهده داشته باشد و از ارائه اطلاعات متناقض به مردم و در نتيجه سلب اعتماد آنها جلوگيري شود . نکته مهم در اينجا اين است که تشکيل اين کارگروه به معناي اين نيست که اطلاعات تنها از طريق يک سخنگو به مردم داده شود بلکه بايد اخبار و داده هاي يکسان از چندين منبع متفاوت ، در جايگاه ها و مقبوليت هاي گوناگون به مردم ارائه شود تا اولا تاثير بيشتري بر گروه هاي مختلف گذاشته و ثانيا اين يکساني داده ها باعث جلب اعتماد بيشتر مردم به اخبار ارائه شده گردد .
       
      انواع ويژگي هاي گروه هاي انساني در بحران ها
      يکي از مواردي که در هر بحران بايد مورد توجه برنامه ريزان قرار گيرد ، گروه بندي افراد جامعه و برنامه ريزي مناسب براي هر گروه مي باشد . از اين منظر 4 گروه پايه ، فارق از تخصص ها و سطح توانايي هاي افراد را مي توان براي يک جامعه در شرايط بحران مد نظر داشت .
       
      1 – حامي : اين افراد بنابر اعتقادات يا نوع دوستي ، خود را متعهد به جامعه دانسته و در شرايط سخت در پي رفع نياز هاي ديگران برمي آيند . از اينرو برنامه ريزي ها بايد به گونه اي صورت گيرد که اين افراد به صورت هماهنگ و هدفمند مورد استفاده قرار گيرند .
      2 – هم درد : اين گروه مانند افراد جامعه گرا در فعاليت هاي اجتماعي شرکت نمي کنند اما به حرمت هاي اجتماعي و شرايط ديگر افراد ، توجه مي کنند . اولويت اين افراد خانواده شان است و در صورت داشتن اطمينان حداقلي از آينده ، آنها مي توانند در حد محيط خانوادگي کمک کننده باشند .
      3 – خود محور :  اينگونه افراد تنها خودشان و احساساتشان اهميت دارد و تمام سعي شان بهتر کردن شرايط فردي شان است . هر چقدر اين ويژگي در افراد برجسته تر باشد احتمال تبديل آنها به زامبي ها در شرايط بحراني افزوده مي شود .
      4 -  مخرب : اين افراد به صورت آگاهانه دست به تخريب ديگران و سوءاستفاده از شرايط بحراني مي نمايند . در مقابل افراد اين گروه ، سيستم هاي انتظامي ، امنيتي و قضايي بايد به سرعت وارد عمل شوند . هر گونه تاخير در مواجه با اين گروه ، شرايط را پيچيده تر کرده و افراد خودمحور را غيرقابل کنترل تر مي نمايد .
       
       
      رسانه هاي اجتماعي و بحران 
      امروزه يکي از مهمترين راه هاي ارتباطي و کسب خبر و اطلاعات در سطح جوامع رسانه هاي اجتماعي مي باشند . کنترل کننده محتواي اين رسانه ها مي تواند به بهترين شکل از آن بهره برده و شرايط را به نفع خود بهبود بخشد . اما از طرفي استفاده دشمن از اين رسانه ها آثار مخرب شديدي به وجود خواهد آورد . امروزه جنگ در شبکه هاي اجتماعي يکي از مدل هاي جديد منازعه است که کشورهاي مختلف به سمت بهره برداري از آن رفته اند . از تاکتيک هاي رايج در جنگ شبکه هاي اجتماعي ، انتشار اطلاعات نادرست ، ايجاد شک و بلاتکليفي دائمي در ذهن مخاطبان هدف ، تحريک کردن و ايجاد حس سوءظن به ارکان هاي دشمن در ذهن افراد جامعه هدف ، افشاگري اطلاعاتي براي ضربه زدن به دشمن ، تخريب ذهنيت افراد و سوق دادن آنها به تبديل شدن به يک زامبي در مواقع بحران و بي اثر کردن تلاش هاي صورت گرفته دشمن در کنترل بحران هستند .
      اما از سوي ديگر اين شبکه ها مي توانند به ايجاد يک انتقال دهنده گزارش ها در زمان واقعي در مورد اپيدمي ها عمل کرده و به عنوان يکي از راه هاي ايجاد يک سيستم نظارت عمومي کارآمد براي تشخيص زود هنگام و پاسخ فوري شناخته شوند .
       

       
      مديريت بحران ها و ضرورت بهره گيري از سيستم هاي تصميم يار
      انسان در محيطي زندگي مي کند که به طور دائم در معرض موقعيت هاي متنوع کم و بيش خطرناک است که توسط عوامل متعددي ايجاد مي شوند . پديده هاي شديد طبيعي مانند : طوفان ، سيل ، خشکسالي ، رانش زمين ، زمين لرزه ، همه گيري بيماري ها و موارد ديگر ، علاوه بر حوادث فناوري (به عنوان مثال آلودگي شديد) و موقعيت هاي متناقض ، ممکن است به طور مستقيم بر زندگي هر شخص و جامعه کاملا تأثير گذار باشد . اين پديده ها ، که به عنوان بلا يا فاجعه نيز ناميده مي شوند بايد دقيقاً شناخته شده باشند تا بتوان سريعاً با آنها برخورد کرد . تسکين و کاهش اثرات چنين بلايايي نياز به يک مطالعه کامل بين رشته اي در مورد خطرات و آسيب پذيري ها و همچنين انتشار صحيح اطلاعات دارد . در اينجاست که از انفورماتيک خواسته مي شود نقش خود را در اين زمينه ايفا کند.
       

       
      يک سيستم پشتيباني تصميم (DSS) يک سيستم اطلاعاتي است که از فعاليتهاي تصميم گيري در سازمان و يا در زمينه تجارت پشتيباني مي کند . از DSS ها به طور گسترده در حفاظت از محيط زيست استفاده مي شود . اين نوع سيستم ها در کنترل آلودگي ، در مديريت منابع آب و جيره بندي ، در کنترل سيلاب ها و پيش بيني وقوع آنها ، در کشاورزي براي کنترل آفات ، در جنگلداري ، در جلوگيري از بيماري هاي همه گير و ... استفاده مي شوند .
      تصميم گيران پدافند بيولوژيک نيز براي مديريت هر چه بهتر شرايط نياز به اينگونه سيستم ها دارند . پيچيدگي موضوعات و وجود متغير هاي بسيار در جنگ بيولوژيک و يا همه گيري بيماري ها نياز به تصميمات منطقي دارد و تصميم گيري به ويژه در شرايط جنگي به طور فزاينده اي دشوار مي باشد . با توجه به پيشرفت هاي موجود در تئوري تصميم گيري و مطالعه سيستم هاي پشتيباني از تصميم ، روش ها و ابزارهاي جديد پشتيباني تصميم گيري تهيه شده اند . در اين صورت ، طراحي و ساخت ابزارهايي که بتوانند به تصميم گيرنده در تصميم گيري براي موضوعات پيچيده جنگ بيولوژيک و مديريت بحران هاي ناشي از همه گيري بيماري ها کمک کنند ، يک امر بسيار مهم است.
       

       
      به عنوان مثال در يک همه گيري بيماري ، آگاهي از نحوه جا به جايي و حضور مردم در مناطق مختلف براي ايجاد محدوديت هاي مناسب و کاهش همه گيري اهميت بسزايي دارد . همچنين داشتن اطلاعات در زمان آني از موقعيت مکاني شهروندان براي اتخاذ تصميمات فوري و در اسرع وقت ضروري مي باشد . مديران و برنامه ريزان مي توانند با ايجاد يک سيستم پشتيباني از تصميم و گرفتن اطلاعات آنتن هاي مخابراتي از اپراتور هاي تلفن همراه موقعيت تقريبي مکاني بسياري از شهروندان را تخمين زده ، در پيش از بحران ها ، الگو هاي زماني و نحوه و مسير هاي جا به جايي شهروندان را يافته و در هنگام همه گيري بيماري ها با توجه به سرعت و اسلوب گسترش بيماري و با استفاده از الگو هايي که از قبل آماده شده اند و همچنين شرايط زماني آني ، بهترين تصميم ها را در جهت محدود سازي شهروندان اتخاذ نمايند و بدين شکل اثرات منفي اجتماعي ، اقتصادي و بهداشتي شرايط بحران را کاهش دهند . از سوي ديگر مي توان با پايش دائم مراکز خدمت رسان در اين شرايط ، محدوديت ها را شناسايي و بار اضافي را بر روي نقاط با ظرفيت بالاتر انتقال داد . البته يک سيستم پشتيباني تصميم مي تواند بخش هاي بسياري داشته باشد که بر اساس نياز مديران بحران شکل گرفته اند اما در اينجا براي اولين قدم اقدام براي قرنطينه و محدوديت هاي هوشمند ، ايجاد يک سيستم پشتيباني تصميم ضروري بوده و در گام ديگر توسعه پرونده الکترونيک سلامت و پايش دائم شهروندان بايد صورت پذيرد .
       
      منابع : https://www.britannica.com/technology/biological-weapon https://en.wikipedia.org/wiki/Biological_warfare https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pmc/articles/PMC3148628/ http://paydarymelli.ir Psychiatry of Pandemics A Mental Health Response to Infection Outbreak Charting the Next Pandemic Modeling Infectious Disease Spreading in the Data Science Age A Bioterrorism A Guide for Facility Managers Biosecurity and Bioterrorism, Second Edition Containing and Preventing Biological Threats Bioterror and Biowarfare A Beginner’s Guide  Biosecurity and Bioterrorism_ Containing and Preventing Biological Threats  Defense Against Biological Attacks Volume I Soft targets and crisis management_ what emergency planners and security professionals need to know  Crisis Management in Acute Care Settings_ Human Factors and Team Psychology in a High-Stakes Environment  A Biological Weapons From the Invention of State-Sponsored Programs to Contemporary Bioterrorism A Defence Against Bioterrorism Military Thought - Volume 20  
       
    • توسط saman_777
      بمب نوترونی چیست؟ بمب هاي نوتروني تاكتيكي اساساً جهت كشتن سربازاني كه توسط زره پوش محافظت مي شوند در نظر گرفته شده اند . خودروهاي زرهي در برابر انفجار و حرارت توليد شده سلاح هاي هسته اي بسيار مقاوم هستند ، ولي زره پوش فولادي قادر است تابش نوتروني را فقط به ميزان كمی کاهش دهد ؛ بنابراين برد كشندگي نوترون ها بسيار بيشتر از ساير اثرات سلاح می باشد . برد كشندگي بمب هاي نوتروني تاكتيكي ممکن است از برد كشندگي انفجار و حرارت حتي براي نيرو هايي كه محافظت نشده اند ، بيشتر شود . زره مي تواند نوترون ها و انرژي نوترون را جذب كند ، بنابراين تابش نوتروني براي خدمه تانك كه در معرض آن قرار گرفته اند كاهش مي يابد ، ولي تابش نوتروني در واقع به ميزان كمي با زره كه ممكن است واكنش مضري با نوترون ها داشته باشد ، مقابله مي كند . برای مثال آلياژ فولادي ممكن است راديواكتيويته القايي را توليد کند كـه بـراي مـدت زمـان كوتاهي ايجاد خطر مي كند . وقتي نوترون هاي سريع كند مي شوند ، انرژي از دست رفته ( تلف شده ) ممکن است به شكل اشعه هاي ايکس ظاهر شـود . در بعضي از انواع زره پوش ها مانند تانك ام يک ، اورانيوم تهي شده به كار رفته است كه مي تواند شكافت سريع را تحمل كند ، نوترون هاي اضافي توليد مي كند و راديو اكتيو مي شود . همچنين فنون زرهي ويژه جذب نوترون مانند زره پوش هاي حاوي بور موم شكل ( خميري ) و استفاده سوخت خودرو به عنوان حفاظ به وجود آمده است . همچنين بمب نوترونی كلاهك تابش افزايش يافته ناميده مي شود . بمب نوترونی نوع خاصي از سلاح گرما هسته اي كوچك اسـت كه حـداقل انفجار و حـرارت را توليد مي كنـد ، ولي مقـدار زيادي تابش كشنده آزاد مي كند . بمب نوتروني اثرات حرارتي و انفجاري ايجاد مي كند كه محدود به ناحيه اي اسـت كه فقط شعاع چند صد يارد دارد . ولي در ناحيه اي نسبتاً بزرگتر ، موج گسترده اي از نوترون و تابش گاما رها مي شود ، كه قادر است در زره يا چند فوت در خاک نفوذ كند . اين تابش براي بافت زنده بی نهايت مخرب است . به دليل برد كوتاه تخريب و فقدان اثر دراز مدت ، بمب نوتروني در مقابله با تانك و تشكيلات پياده نظام در ميدان نبرد بسيار مؤثر است ولي شهرها يا مراكز جمعيتي كه چند مايل دورتر هستند را به خطر نمي اندازد . بمب نوتروني ممكن است با يك موشك لانس حمل شود يا با توپ هويتزر8 اينچي ( 200 ميليمتري ) پرتاب شـود ، يا احتمال حمله هوايي به وسيله هواپيما وجود دارد. در نمونه هاي استراتژيك ، بمب نوتروني اثر بازدارندگي تئوريک دارد : ممانعت از حمله زرهي زميني كه بيم ضد حمله بمب نوتروني وجود دارد . اين بمب خـدمه تانك دشمن را در آن ( در دقيقه ) ناتوان مي كند ، و در ظرف چند روز مي کشد . ايالات متحده توليد اين بمب را در سال 1978 به تعويق انداخت و در سال 1981 توليد آن را از سرگرفت ( متن فوق ترجمه می باشد ) . بمب هاي نوتروني بمب هاي نوتروني ، كه به طور بسيار صريحی به عنوان كلاهك هاي تابش افزايش يافته ( ER ) اشاره دارند ، سلاح هاي گرماهسته اي كوچكي هستند كه انفجار نوترون هـاي توليد شده تـوسـط واكـنـش گـداخـت به طور عمدی به درون سـلاح جـذب نمي شود ، بلكه اجازه فرار مي يابند . انفجار شديد نوترون هاي پر انرژي اصولاً يك مكانيزم مخرب و ويرانگر است . نوترون ها نسبت به ساير تابش ها بيشتر نفوذ مي كنند ، بنابراين اكثر مواد حافظی كه عملکرد خوبي در مقابل اشعه هاي گاما دارند ، تقريباً كاركرد خوبي در برابر نوترون ها ندارند . اصطلاح تابش افزايش يافته فقط به انفجار تابش يونيزه كننده که در لحظه انفجار آزاد مي شود ؛ اشاره دارد و به افزايش تابش باقيمانده در ريزش اتمي ربطی ندارد . ايالات متحده بمب هاي نوتروني را جهت استفاده به عنوان سلاح هاي استراتژيك ضد موشك و نيز سلاح هاي تاكتيكي عليه نيروهاي زرهي توليد كرده است . به عنوان مثال يك سلاح ضد موشک تابش افزايش يافته سلاحی است كه براي حراست از انبارهاي موشك بالستيك قاره پيماي ايالات متحده ، با وارد كردن خسارت به تركيبات هسته اي كلاهك هاي شوروي به وسيله وارد كردن كلاهك داراي شار نوتروني قوي ، توليد شده بود . بمب هاي نوتروني تاكتيكي اصولاً جهت كشتن سربازاني است كه توسط زره محافظت مي شوند . خودروهاي زرهي در برابر انفجار و تابش گرمايی سـلاح هاي هسته اي بي نهايت مقاوم هستند ، بنابراين برد مؤثر يك سلاح هسته اي در مقابل تانك ها به وسيله برد كشندگي تابش تعيين مي شـود ، هرچند اين برد به وسيله زره كاهش مـي يابد . با انتشار مقادير زيادي تابش كشنده از نوع بسيار نافذ ، كلاهك هاي تابش افزايش يافته برد كشندگي بازدهی معين يک كلاهك هسته اي در مقابل اهداف زرهي را بيشينه می کنند . مسأله اي كه در استفاده از تابش به عنوان سلاح ضد نفر تاكتيكي به وجود مي آيد اين است كه سبب ناتوانی سريع هدف مي شود ، يک دز تابشي كه چندين برابر حدود كشندگی است بايستي اعمال شود . يك دز تابشي 600 رادي معمولاً كشنده به حساب مي آيد ( اين دز لااقل نصف كساني را كه در معرض آن قرار گرفته اند ، مي كشد ) ، ولي براي چندين ساعت اثر قابل ملاحظه اي ندارند . بمب هاي نوتروني برای آزاد کردن دز 8000 رادي جهت ايجاد ناتواني فوری و پايدار در نظر گرفته می شوند . يـك كـلاهـك تابش افزايش يافته يك كيلوتني قادر است ناتوانی پايدار و فوری را جهت خدمه تانك تی ـ 72در برد 690 متري ايجاد کند ، كه با برد 360 متري براي يك بمب شكافتي محض برابری می کند . براي يك دز 600 رادي محض فواصل به ترتيب 1100 متر و 700 متر مي باشند ، و براي سربازان بدون محفاظت ، پرتوگيري های 600 رادي در 1350 متري تا 900 متري اتـفـاق مي افـتـد . بـرد كـشندگي بمب هاي نوتروني تاكتيكي فراتر از برد كشندگي (موج ) انفجار و تابش حرارتی می باشد ، حتي براي سربازاني كه حفاظت نشده باشند . شار نوتروني قادر است مقادير قابل توجهي راديواكتيويته ثانويه کوتاه مدت را در محيط در ناحيه با شار بالا نزديك نقطه انفجار القاء كند . فولاد آلياژی مورد استفاده در زره ممکن است توليد راديواكتيويته كند كه براي مدت 24ـ 48 ساعت خطرناك است . اگر يك تانك در معرض يك بمب نوتروني يک کيلوتنی در 690 متري قرار گيرد ( برد مؤثر براي ناتواني فوري خدمه ) ، بلافاصله توسط خدمه جديد اشغال مي شود ، آنها نيز دز كشنده تابشی را در ظرف 24 ساعت دريافت خواهند كرد. طرح هاي زرهي جديدتر ، حفاظت بيشتری از تانك تی ـ 72 شوروي در مقابله با كلاهك هاي تابش افزايش يافته كه از ابتدا هدف گيري شده بودند ، فراهم می کند . فنون زرهي ويژه جذب نوترون نيز توليد و به كارگيري شـده اسـت ، مـانند زره هايي كه حاوي بور خميري می باشند و نيز از سوخت خودرو به عنوان حفاظ استفاده مي شود . بعضي از انواع زره هاي جديدتر ، مانند تانك ام يک، اورانيوم تهی شـده بـه كارگيري شـده است كـه قـادر اسـت با كلاهك هاي تابش افزايش يافته مقابله كند چون كه اين تانك ها شكافت سريع را تحمل مي كنند ، نوترون هاي اضافي توليد و راديواكتيو مي شوند . به علت تضعيف سريع انرژي نوترون به وسيله جو ( انرژی نوترون با فاكتور 10 در هر 500 متر در اثر افزايش اثرات پخشي افت مي كند ) ، سلاح هاي تابش افزايش يافته فقط در بردهاي كوتاه مؤثرند ، و بنابراين در بازدهی هاي نسبتاً پايين وجود دارند . همچنين كلاهك هاي تابش افزايش يافته با مقدار كمينه انرژي شكافتي طراحي شده اند و اثر انفجار در رابطه با بازدهي نوترون توليد مي شود . دليل عمده اين موضوع استفاده بمب نوتروني براي محصور كردن نيروهاي خودي مي باشد . درك عمومي از بمب نوتروني به عنوان ارباب بمب ها اين است كه افراد را مي كشد ولي ساختمانها را بدون آسيب باقي مي گذارد ؛ که اين موضوع بسيار اغراق آميز است . در بـرد مؤثر جنگي مورد نظر ( 690 متر ) ، ( موج )انفجار يك بمب نوتروني يک کيلوتنی تقريباً هر ساختمان غير نظامي را در آن ويران می کند يا آسيب مي زند و آن را غير قابل استفاده مي كند . بنابراين کاربـرد بـمب هاي نـوتـروني براي توقف ( يا ممانعت ) حمله دشمن مـي باشد ، چون كـه مـقدار زيادي مـواد منفجره جهت پوشش نيروهاي دشمن لازم است ، همچنين همه ساختمان هاي منطقه را منهدم مي كند. تفاوت بمب هاي نوتروني ( لااقل انواع تاكتيكي آن ) با انواع ديگر سلاح هاي گرماهسته اي در اين است كه مخلوط گاز دتريم ـ تريتيم فقط سوخت گداختي مي باشد . آن نيز به دو علت است : 80% انرژي آزاد شده واكنش گرماهسته اي دتريم ـ تريتيم، به عنوان انرژي جنبشي نوترون مي باشد ، و همچنين ساده ترين واكنش هاي گداختي براي سوختن مي باشد . اين بدين معني است كـه تنها 20% انرژي گداختي براي توليد انفجار و تابش حرارتي فراهم می شود ، كه شار نوترون توليد شده شامل نوترون هـاي بـسيـار نـافذ با انرژي 7/14 مگا الکترون ولت مي باشد ، و اينكه انفجار شكافتي بسيار كوچكی (400 ـ 250 تن ) قادر است براي سوختن واكنش ( شروع واكنش ) استفاده شود . مقدار بيشتری سوخت دتريد ليتيم ميزان بزرگتری انفجار و آذرخش براي هر ميزان از شار نوترون توليد می کند ، و ميزان بزرگتري انفجار شكافتي براي انفجار آن مورد نياز است . اشکال استفاده از سوخت دتريم ـ تريتيم اين است كه تريتيم بسيار گران است و آهنگ واپاشي اش 5/5 درصد در سال است . تركيب بسيار پيچيده بمب های نـوترونی ( و ترکيب دتريم ـ تريتيم ) باعث می شـود كـه كلاهك هايتابش افزايش يافته از نظر ساخت و نگهداري نسبت بـه ديگر سلاح هاي هسته اي تاكتيكي بسيار گران باشند . براي توليد بازدهي گداختي يک کيلوتنی بـه 5/12 گرم تريتيم و 5 گرم دتريم نياز است . ايالات متحده سه كلاهك نوتروني را توسعه داده و توليد كرده است ، چهارمي قبل از توليد منسوخ شده است . همگي اين كلاهك ها كنار گذاشته شده اند و غير مسلح مي باشند . · كلاهك W-66 براي موشك Sprint طراحی شده بود که اولين كلاهك ER می باشد . كلاهك مذكور طي سال هاي 1974ـ1975 توليد شد و در آگوست 1975 بعد از اينكه تنها چند ماه در خدمت ارتش بود و هنگامی كـه سيستم مـوشك Sprint غيرفعال شـد ، كنار گـذاشته شـد ( حـدوداً 70 كلاهك از اين نوع ساخته شـد ) . بازدهي آن چندين كيلوتن بـود ( 20 كيلوتن گزارش شـده است ) و احتمالاً در آن سوخت D-T استفاده شده بود . · كلاهك W-70 مد 3 براي موشك Lance طراحی شده بود که داراي بازدهي كل در حدود يک کيلوتن مي باشد كه60% آن گداخت و 40% آن شكافت مي باشد . اين كلاهك طي سالهاي 1981ـ1983 توليد شده بود و در سال 1992 كنار گذاشته شد . 380 كلاهك از اين نمونه ساخته شد . · كلاهك W-79 مد 0 براي گلوله توپ 8 اينچي طراحی شده بود که داراي بازدهي متغير از 100 تن تا 1/1 كيلوتن است . در پايين ترين بازدهي ، سلاح شكافتي محض بود و در بالاترين بازدهي ، 800 تن آن سهم گداخت ( 73% ) و 300 تن آن سهم شكافت بود . اين كلاهك طي سالهاي 1981ـ 1986 توليد شد . از رده خارج کردن اين نوع كلاهك از اواسط دهه 80 آغاز شد و كلاً تا سال 1992 كنار گذاشته شد . 325 كلاهك از اين نوع ساخته شد . · كلاهك W-82 مد 0 گلوله توپ 155 ميليمتري است که داراي بازدهي متغير شبيه به W-79 مي باشد . اين كلاهك در اكتبر 1983 بدون اينكه توليد شود منسوخ شد . اتحادجماهير شوروي ، چين و فرانسه همگي در تكميل و توسعه طرح هاي بمب نوتروني شناخته شده هستند و شايد آن را در ارتش خود وارد كرده باشند . در برخی گزارش ها ادعا شده است كه اسراييل بمب هاي نوتروني تـولـيـد كـرده اسـت
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.