Lich

لايه هاي پنهاني جنگ

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

[align=center]افشاگري تازه از جنگ ايران وعراق[/align]

جرج براون وزير امور خارجه وقت انگليس و شاهپور بختيار نخست وزير سابق ايران و ژنرال نصيري از جمله مشوقان صدام براي حمله به ايران بوده اند.

به گزارش آريا به نقل از تلويزيوني الجزيره، حامد الجبوري وزير امور رياست جمهوري و امور خارجي و فرهنگ عراق در زمان احمد حسن البکر و صدام حسين گفت : جرج براون وزير امور خارجه وقت انگليس و شاهپور بختيار نخست وزير سابق ايران که در پاريس اقامت داشت و ژنرال نصيري در جلسه اي با صدام وي را به حمله به ايران تشويق کردند.

حامد الجبوري افزود : پيش از آغاز جنگ روابط بين عراق و ايران پرتنش بود ، در بغداد از احتمال وقوع درگيريهاي نظامي محدود به ويژه در مناطق مرزي مورد اختلاف بين عراق و ايران بحث بود.
الجبوري افزود، من در بخشي از ديدارهاي صدام حسين با جرج براون وزير امور خارجه وقت انگليس و شاهپور بختيار نخست وزير سابق ايران که در پاريس اقامت داشت و يک ژنرال ايراني مقيم پاريس که گمان مي کنم ژنرال نصيري بود حضور داشتم.

در اين جلسات همه کساني که با صدام ملاقات مي کردند تاکيد داشتند که ايران در آستانه فروپاشي است و ارتش اين کشور متلاشي شده و نيروي هوايي اين کشور به علت اعدام افسرانش زمين گير شده است.

همه آنها به گونه اي صحبت مي کردند که گويا عمليات نظامي در ايران صرفا تفريح است و همين مسئله صدام را به اغاز جنگ با ايران تشويق مي کرد.

رهبران عراق در آن زمان به برتري نظامي خود متکي بودند ،عراق در ،ن زمان بيش از يک ميليون نظامي داشت و سلاحهاي پيشرفته اي که عمدتا ساخت شوروي بود در اختيار اين کشور قرار مي گرفت و بعدا هواپيماهاي پيشرفته فرانسوي و موشکهاي اگزوست در اختيار ارتش صدام قرار گرفت.

الجبوري درباره شکست ارتش عراق از ايران در مراحل بعدي جنگ گفت : ايرانيها در مراحل مياني جنگ از دکترين نظامي راه انداختن موجهاي انساني استفاده کردند. ايرانيها از نظر رواني و به خاطر اعتقاداتشان توانستند بر عراقيها پيروز شوند.

الجبوري در پاسخ به اين سئوال که آيا صدام مي دانست اين جنگ هشت سال طول خواهد کشيد گفت : من در اوايل جنگ از زبان عزت ابراهيم الدوري که شخص دوم عراق پس از صدام بود شنيدم که مي گفت اگر اين جنگ شش ماه هم طول بکشد ما ادامه مي دهيم.

اطلاعات گمراه کننده اي که به مقامات عراقي رسيده بود چنين تصوري ايجاد کرده بود که اين جنگ بسيار زود به پايان خواهد رسيد.

وي در ادامه با اشاره به کمک اطلاعاتي امريکا و کمک مالي عربستان به عراق در زمان جنگ با ايران و دو بار سفر دونالد رامسفلد به بغداد براي ديدار با صدام گفت : من در ديدار رامسفلد با صدام حضور نداشتم و چيزي از محتويات آن نمي دانم ؛ اما امريکا اطلاعات بسيار حساسي را که از طريق ماهواره و هواپيماهاي آواکس به دست آورده بود در اختيار رهبران عراق قرار مي داد ، اين اطلاعات به وزارت امور خارجه مي رسيد و ما آن را در اختيار رئيس جمهور قرار مي داديم.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بنظر من که اینها چیز جدیدی نبود و ما می دونستیم! نظر شما چیه؟! icon_cool

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
شاپور بختیار یکی از احمق ترین و بی شرف ترین و بی وطن ترین و کثیف ترین آدم های روزگار بود . و مثل همون بنی صدر نامرد بی همه چیز و اون منافقین که دیگه جای خود . از این سه نفر : بنی صدر ، مسعود رجوی و بختیار تنها کسانی هستند در زندگیم که ازشون حالم به هم می خوره . حتی از صدام انقدر حالم به هم نمی خوره که از انی ها به هم می خوره / واقعا جزو کثیف ترین موجودات روی زمین هستند و بودن . مسعود رجوی و بختیار دو نفری بودند که داشتند خوزستان رو دو دستی تقدیم صدام می کردند و چقدر وطن فروش کثیف بودند . نمی دونستند که اون پول نفت همین استان بود که تونست انقدر اون شاه بی عرضه ترسو احمق باهاش خوش بگزرونه و نیروی هوایی و هواپیمایی ایران و به قول وزیرش : """""""""" آنقدر پول از نفت در آورده ایم که نمی دانیم با آن چه کنیم """"""""""""" باهاش حال کردند و ناگفته نماند نیروی هوایی رو از پول نفت قوی کردند و عضو اوپک شدند و چنان و چنان . اگر خوزستان رو عراق می برد فکر نکنم ما الان حرف زیادی برای گفتن در زمینه اقتصاد داشتیم . :lol: به هر حال افتخار منه که در این استان به دنیا ومدم icon_cool

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
كركس جان داش زياد حرس نخور حالكه خوزستان مال خودمون icon_cool

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
اقاي ليچ جناب اقاي پرويز به علت مشكلي كه براشون پيش اومده نمي تونن نظر بدن از من درخواست كردن كه از قول ايشون چيزي رو بگم ايشون گفتن نخست وزير اسبق ايران تيمور بختيار بودن نه شاهپور و گفتن كه تيمسار نصيري جز اولين گروهي بود كه اعدام شد و از چگونگي سر در اوردن نصيري از بغداد اظهار تعجب كردند

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
لايه هاي پنهاني جنگ

حسین کامل داماد صدام: وقتي خرمشهر آزاد شد به حدي فشار روحي بر صدام زياد بود که در 24 ساعت اول يک پزشک دائما بالاي سر صدام بود.

صدام حسين رئيس جمهور مخلوع عراق همراه با ديگر متحدان عرب و غربي خود با هدف سرکوب انقلاب اسلامي ايران و تجزيه آن - که آن را از اهداف همه اعراب اعلام کرد - بر اين کشور آتش گشود. چنانکه طارق عزيز معاون نخست وزير وقت عراق اعلام مي کند که "چند ايران کوچک بهتر از ايران واحد است و ما از شورش قوميت هاي مختلف حمايت مي کنيم و همه سعي خود را در تجزيه ايران به کار خواهيم بست".

اين سخنان درحالي است که "طه ياسين رمضان" نخست وزير وقت عراق دليل حمله به خاک ايران را تنها به خاطر قرارداد 1975 و يا چند صد کيلومتر و نصف اروند رد کرده و اعلام مي کند" اين جنگ به خاطر سرنگوني جمهوري اسلامي است".

صدام حسين با حمله غافلگيرانه به ايران در 31 شهريور 1359 و اشغال خرمشهر که از آن به «مرواريد شط العرب» تعبير مي نمود، خود را بر قله پيروزي متصور کرده و گمان مي کرد که چند روز ديگر نهار را در تهران صرف مي کند! اما نيروهاي عراقي با مقاومت 45 روزه ده ها تن‌ از نيروهاي‌ سپاه‌ و بسيج‌ و مردم‌ محلي‌ مواجه شد که با کمترين‌ سلاح‌ و مهمات‌ و تا آخرين توان خود ايستادگي کردند.

ايستادگي همه جانبه مردم ايران همه رؤياهاي صدام را به عنوان " ژاندارم منطقه " فروپاشيد به طوري که حسين الکامل- داماد صدام- شرايط روحي صدام را به هنگام فتح خرمشهر توسط نيروهاي ايراني بسيار بد توصيف کرده و مي گويد: "وقتي خرمشهر آزاد شد به حدي فشار روحي بر صدام زياد بود که در 24 ساعت اول يک پزشک دائما بالاي سر صدام بود".

با فتح خرمشهر به دست رزمندگان اسلام ستون فقرات ارتش عراق در هم شکست و کشورهاي غربي به خصوص آمريکا، فرانسه ، انگليس ، آلمان و حاميان عرب صدام که تا آن زمان در صدد از بين بردن انقلاب اسلامي ايران، به وسيله عراق بودند؛ از آن پس با فتح خرمشهر، تمام توان خود را براي جلوگيري از سقوط صدام به کار بردند.



خدمات تسليحاتي و اطلاعاتي غرب به عراق در جنگ عليه ايران

آمريکا و کشورهاي اروپايي براي متوقف کردن گسترش انقلاب اسلامي به جهان عرب به خصوص حوزه خليج فارس که بزرگترين تأمين کننده منافع آنان در خاورميانه مي باشد، تمام تلاش و قواي فکري و نظامي خود را در اين راه منسجم کردند، تا جايي که حتي در تجهيز و تشويق عراق به استفاده از سلاحهاي کشتار جمعي و شيميايي چيزي فروگزار ننمودند.

سازمان ملل متحد طي گزارشي به کمک هاي کشورهاي غربي به برنامه هاي تسليحاتي عراق اشاره مي کند و مي نويسد: « عراق تسليحات خود را از 150 شرکت آلماني ، آمريکايي و انگليسي تهيه کرده است. بر اساس گزارشها ، دولت عراق از سال 1975 توسط 80 کمپاني آلماني ، 24 شرکت آمريکايي و حدود 12 شرکت انگليسي و چند شرکت سوئيسي ، ژاپني، ايتاليايي، فرانسوي، سوئدي ، برزيلي و آرژانتيني تجهيزات دريافت کرده است. آلمان بيشترين کمک را به برنامه اتمي با 27 شرکت و آمريکا با 24 شرکت انجام داده اند.»



نخستين اقدام آمريکا در حمايت آشکار از صدام حذف نام عراق از فهرست کشورهاي مظنون به حمايت از تروريسم بين المللي در فروردين 1361 بود تا از اين پس عراق استحقاق دريافت کمک هاي ايالات متحده را داشته باشد.

آمريکا به پيشنهاد ويليام کيسي( رئيس وقت سيا)، تحويل بمبهاي خوشه اي به عراق را در اولويت قرار داد. بمبهاي خوشه اي موسوم به چرخ گوشتهاي هوايي، کار آمدترين سلاح براي در هم شکستن امواج انساني به شمار مي روند. چنانچه اين بمبها درست عمل کنند مي توانند در وسعتي به اندازه 10برابر زمين فوتبال هر کسي را کشته يا زخمي کنند.



شبکه تلويزيوني ABC آمريکا در برنامه اي اعلام مي کند که صدام حسين از يک شرکت آمريکايي به نام« آل کولاک» در بالتيمور، بيش از 500تن ماده شيميايي به نام « فيودي گليکول» خريداري نموده که اين ماده در صورت مخلوط شدن با اسيد کلريدريک به گاز خردل تبديل مي شود.»



همچنين اين شبکه فاش مي کند : يک شرکت خصوصي آمريکا در دهه 80 با گرفتن مجوز از طرف وزارت بازرگاني آمريکا نمونه هايي از مواد بيولوژيکي و ميکروبي را به عراق صادر کرده اند که اين مواد از نوع ضعيف شده نبوده و قادر به توليد مثل بوده اند. در ميان آنها ميکروب سياه زخم، طاعون و همچنين يک باکتري سمي به نام « ستريديوم باتوليني» به چشم مي خورد.»



ايالات متحده آمريکا علاوه بر ارائه مشاوره هاي نظامي گسترده به عراق ، مانع از ارسال تسليحات خريداري شده ايران که قبل از انقلاب هزينه آن پرداخت شده بود، مي شد به طوري که وزارت دفاع آمريکا 110 ميليون دلار براي خريد 11 فروند هلي کوپتر شنوک 47-س ايتاليايي پرداخت تا اين هلي کوپترها که به سفارش شاه ايران با 425 ميليون دلار خريداري شده بود به دست ايران نيفتد.

پيوند ماهواره اي در صدر توافقات بلند مدت عراق و آمريکا بود و در مورد تحرکات نيروي هوايي ايران نيز اطلاعات با ارزشي در اختيار ارتش عراق قرار مي گرفت. اين اطلاعات را آواکس هاي آمريکايي مستقر در رياض، به کمک پرسنل آمريکايي از منطقه نبرد جمع آوري مي کردند. در همين راستا مجتمع پيشرفته و پرهزينه اي در بغداد ساخته شد تا اطلاعات مستقيما از ماهواره دريافت شده و پردازش بهتري از اطلاعات بر روي عکس ها صورت گيرد.



با واگذاري راديوهاي کد گذاري شده به خلبانان عراقي، آنها امکان ارتباط مستقيم با افسران مستقر در کشتي هاي آمريکايي حاضر در خليج فارس را داشتند. اين روابط روزانه باعث شد تا هواپيماهاي عراقي بتوانند نفتکش ها و کشتي هاي تجاري به مقصد ايران را شناسايي کنند.

آمريکا نه تنها به طور پنهان جزو حاميان اصلي عراق در استفاده از سلاحهاي شيميايي و ميکروبي در جنگ عليه ايران بود بلکه از تصويب قطعنامه هاي سازمان ملل بر عليه عراق در استفاده از اين نوع سلاحها، جلوگيري کرده و حتي در مواقعي اين حمايت را آشکارا بيان مي نمود. چنانکه "ريچارد مورفي" معاون اسبق وزير امور خارجه آمريکا اعلام مي کند: « تا زماني که عراق از سلاحهاي شيميايي در دفاع از خاک خود و در مقياس محدود استفاده مي کند توسلش به اين سلاح " قابل درک" است. از سوي ديگر حتي شوراي امنيت تحت فشار آمريکا درخواست ايران را براي استقرار هيأتي دائمي در تهران جهت بررسي و گزارش موارد کاربرد سلاحهاي شيميايي رد کرد.

"سرلشگر وفيق السامري" مسئول اسبق بخش ايران استخبارات عراق در مصاحبه اي اعتراف مي کند: هفته اي سه روز و گاهي تمام طول هفته را به سفارت آمريکا در بغداد مي رفتم و از آنها پاکتهاي سياه رنگي مي گرفتم که حاوي اطلاعات ماهواره اي از آخرين تحولات جبهه ايران بود. او در کتاب « ويراني دروازه شرقي» در مورد اطلاعات ماهواره اي مي گويد: اين عکسها به گونه اي بود که ما به راحتي مي توانستيم تصاوير سربازاني که در پادگان هاي ايران در حال آموزش هستند را مشاهده کنيم، حتي کسي که در رژه دست و پايش را به اشتباه حرکت مي داد در اين عکس ها مشخص بود. هنگامي که کارخانه هاي سيمان را بررسي مي کرديم تعداد کيسه هايي که در روي کاميون ها قرار داشت را به راحتي شمارش مي کرديم، در عين حال ماهواره ها نتايج حملات هوايي و موشکي را نيز گزارش مي کرد.



وي در بخشي ديگر از اعترافاتش به نقش شوروي سابق در ارائه اطلاعات اشاره مي کند و مي گويد: با پرداخت 2 هزار دلار به يک افسر اطلاعاتي روس تمام اطلاعاتي که در باره ايران مي خواستم به دست آوردم. چالز فيليپ ديويد در کتاب «جنگ خليج فارس؛ توهم پيروزي» مي نويسد: شوروي با 61% بزرگترين تأمين کننده نيازهاي تسليحاتي عراق است.



"حسين الکامل" داماد صدام با سفر به بروکسل، طي امضاي قراردادي با دکتر جرالد بول -که با حمايت پنتاگون بر روي پروژه ساخت بزرگترين توپ دنيا(HARP) در دانشگاه مک گيل کانادا به فعاليت مي پرداخت- سفارش ساخت چهار سوپر توپ را با هزينه ده ميليون دلار داد که نمونه اوليه آن داراي لوله توپي به طول 56 متر و کاليبر 350 ميليمتر بود و طول لوله ها 107 متر و قطر دهانه آنها يک متر بود و در هر بار شليک گلوله اي حاوي ده تن مواد منفجره را پرتاب مي کرد و سه توپ ديگر تقريبا سه برابر اين توپ بودند. ساخت اين توپ با نام « بابل» در دامنه يک کوه در عراق آغاز شد.



در رأس کشورهاي اروپايي حامي جنايات جنگي صدام کشور آلمان قرار دارد، چندان که در توسعه و تجهيز عراق به سلاحهاي شيميايي مقام نخست را داراست. ساخت مجتمع سامره عراق به عنوان «بزرگترين کارخانه سلاح شيميايي جهان» در کارنامه تسليحاتي اين کشور به چشم مي خورد. شرکت آلماني « کارل کولمب» در مجتمع سامره 6 خط توليد سلاح شيميايي به نام احمد، محمد، عيسي، عاني، مداي و قاضي را ايجاد کرد که اولين آنها در سال 1983(1362ه.ش) و آخرين آن در سال 1986(1365ه.ش) تکميل شد. از گاز خردل و اسيد پروسيک تا گازهاي عصبي سارين و تابون در اين کارخانه توليد مي شد و در خمپاره، راکت و گلوله هاي توپ جاسازي مي شدند.



يک شرکت بلژيکي نيز به نام« سيکس کو» طي 4 سال 17 پايگاه هوايي و چند مقر نظامي در عراق ايجاد کرد. پروژه هاي "عکاشات" و "القائم" که از بزرگترين کارخانه هاي آمايشي و توليد فسفات در جهان بود توسط "سايبترا" کنسرسيوم بلژيکي بنا شد.

"کارلوس کاردوئن" رئيس صنايع "کاردوئن" که با همکاري شرکتهاي آمريکايي فعاليت مي کرد، به تشويق مقامات ارشد شيلي به خصوص "ژنرال پينوشه" ديکتاتور سابق شيلي مقادير زيادي "زيکونيوم" را از آمريکا براي ساخت بمبهاي خوشه اي وارد و آنرا براي عراق ارسال کرد.



فرانسه در ژانويه 1981، تحويل 60 فروند ميراژ F1 مجهز به موشک را که پيش تر به عراق متوقف شده بود از سر گرفت . هچنين در سال 1982( 1361 ه.ش) به دنبال خروج ديپلمات هاي فرانسه از تهران اين کشور اقدام به تحويل 5 فروند هواپيماي سوپر استاندارد مجهز به موشک هاي اگزوست به عراق کرد. در سال 1986 سازمان هاي اطلاعاتي فرانسه بر آورد کردند که اگر فرانسه سه هفته از ارسال کمک به عراق خودداري کند اين کشور شکست خواهد خورد.



همزمان با تکميل رآکتورهاي هسته اي عراق توسط فرانسه، برزيل در سال 1979 جهت همکاري هاي هسته اي قراردادي ده ساله با عراق امضا کرد که بر اساس آن برزيل متعهد بود که مقادير زيادي اورانيوم طبيعي و غني شده با درصد کم، تکنولوژي هسته اي، تجهيزات و آموزش مربوطه را در اختيار عراق قرار دهد.

معامله 6/1ميليارد دلاري طرح ولکان يکي ازشيرين ترين معاملات فرانسه با عراق بود. با خريد 83 توپي که موضوع قرارداد بود، عراق از شرکت فرانسوي TRT يک فيوز فوق العاده و پيچيده اي خريد که با نصب آن بر روي دماغه خمپاره، موجب مي شد تا خمپاره قبل از رسيدن به زمين منفجر گردد و تا يک کيلومتري همه موانع را درو کند.



پس از بمباران شيميايي مناطق مختلف جنگي توسط عراق، مأموران سازمان ملل يکي از نمونه هاي بمب شيميايي عمل نکرده را در منطقه يافته و آن را ساخت کشور اسپانيا اعلام مي کنند.

عراق 9 ميليون مين ضد نفر به ارزش 225 ميليون دلار را از شرکت «والسلا» که 50درصد آن تحت مالکيت شرکت فيات است خريداري کرد و آن را درجنگ عليه ايران به کار بست.



بر اساس اسنادي که شرکت «اسنياتچينت »-که از مراکز هسته اي ايتاليا و وابسته به گروه فيات است- ارائه کرده است، اين شرکت با فروش چهار آزمايشگاه هسته اي و سه سلول داغ به کميسيون انرژي اتمي عراق موافقت کرده است. به اعتقاد "ويلسون" مدير بخش فيزيک دانشگاه هاروارد اين پروژه ايتاليايي سالانه 8 کيلو گرم پلوتونيوم در اختيار عراق قرار مي داد که براي توليد يک بمب اتم کافي بود. درست چند روز قبل از حمله صدام به ايران، عراق اعلام کرد که ايتاليا را به عنوان شريک عمده و اصلي خود براي تجهيز نيروي دريايي عراق و تربيت پرسنل عراقي انتخاب کرده است. همچنين مقرر شد 1200 افسر نيروي دريايي عراق در ايتاليا دوره ببينند. اين ترجيح دادن ايتاليا بر فرانسه و شوروي يک دليل استراتژيک داشت نه فني؛ عراق مي خواست باشگاه حاميان بين المللي خود را توسعه و تقويت نمايد.



شرکت سوئيسي به نام شرکت مهندسي « آلسا الوسوئيس» واحد توليدي خاصي در کارخانه "القائم" عراق ايجاد کرد تا با استخراج نمک هاي فلوئور، فلوئور آمونيم از اسيد فسفريک مايع بدست آورد که اين ماده در ساخت بمب اتم کاربرد دارد.

در سال 1987(1366) برنامه هاي تسليحاتي عراق شتاب بي سابقه اي پيدا مي کند. شرکتهاي بزرگ توليد کننده باروت جنگي در اروپا که شامل 13 شرکت از کشورهاي سوئد، هلند، ايتاليا، بلژيک، سوئيس، آلمان، فرانسه، اسکاتلند، فنلاند مي شدند تمام تلاش خود را براي جلوگيري از توقف جنگ به کار بردند، چراکه به برکت اين جنگ چرخ کارخانه هاي آنها سرعت بيشتري مي گرفت.



بخشي از همکاري برخي کشورهاي عربي در جنايات صدام

برخي از کشورهاي عربي آنچنان کمر همت در حمايت از صدام بسته بودند که با مرور برخي اسناد تاريخي و گزارشات گمان مي رود در ارائه کمکهاي مالي ، نظامي و... از يکديگر سبقت مي گرفتند. چندان که افتخار شليک اولين گلوله در جنگ عراق عليه ايران نصيب ملک حسين شاه اردن مي شود که او از داخل يک تانک به طرف ايران اولين گلوله را شليک کرده و به نمايندگي از سران کشورهاي عرب، شروع جنگ را به صدام تبريک مي گويد!

در طول جنگ تحميلي عراق عليه ايران، کشور کويت نه تنها خاک و پايگاههاي هوايي خود را در اختيار عراق گذاشت بلکه 15ميليارد دلار پول نقد به عنوان وام بلاعوض به عراق داد و اين علاوه بر نفتي است که کويت براي عراق صادر مي کرد.

در طول دهه 80 حسني مبارک رئيس جمهوري مصر حدود 5/3 ميليار دلار موشک و تسليحات به عراق فروخت. مبارک در ملاقات خود با بوش( بوش پدر) در سال 1986(1365ه.ش) مصر را به کانالي براي صدور انواع فناوري هاي موشکي ناتو - که شرکت هاي پوششي اروپا به بغداد قاچاق مي کردند- تبديل ساخت.

خبرگزاري رويتر به نقل از " فهد "عنوان مي کند که ارزش اعتبارات ، وام هاي بي بهره و ساير کمک هايي که به شکل محموله هاي نفتي يا تجهيزات به عراق به عمل آمده بيش از 5/27 ميليارد دلار است. علاوه بر اين يک ماه پيش از آغاز جنگ زمامداران عربستان سعودي به هنگام استقبال از صدام، گزارش کاملي از وضعيت اقتصادي، نظامي و اجتماعي ايران و حتي تعداد نفرات ارتش ، مواضع و تجهيزات قابل بهره برداري نظامي ايران و اطلاعات محرمانه جمع آوري شده توسط دستگاههاي سري آمريکا را به صدام دادند.

"جعفر نميري" رئيس جمهور وقت سودان در مصاحبه با مجله " اليوسف" چاپ قاهره اعلام کرد: "اعزام نيرو به عراق از تصميمات کنفرانس سران عرب مي باشد"؛ در همين راستا علاوه بر سودان که صدها تن از سربازان ارتش خود را در سال 61 به جبهه هاي جنگ عليه ايران اعزام کرد، يمن نيز تيپ پياده «العروبه» و اردن نيروي «اليرومک» را به کمک عراق گسيل داشت.

"طه ياسين رمضان" معاون نخست وزير اسبق عراق حضور 14 هزار نيروي عربي را در جبهه عراق تأييد مي کند که از کشورهاي مصر، اردن، تونس، سودان، مراکش و يمن تشکيل مي شدند.

منبع: راویان

برگرفته از سایت :http://www.sabokbalan.com/newsagency/print.php?nid=813
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

گسترش جنگ از جبهه کردستان فکر خوبی بود که دیر شروع شد. کردستان عراق از نظر منابع استراتژیک و بستن راه دسترسی عراق به آبهای آزاد مزیت جنوب را داشت ولی میشد از این طریق و با فشار به شهرهای موصل و کرکوک و سپس با نفوذ در عراق و آزادسازی زودتر کردستان عراق از چنگال حزب بعث با  همکاری با اتحادیه میهنی سبب تغییر قاعده بازی در جنگ شد. خوشبختانه در نبرد با داعش این نکته رعایت و داعش در عراق از دو مسیر محدود شد. مورد بعدی اینکه البته من می دانم که کل مصاحبه با این لحن بوده ولی برداشت بنده این بود که مصاحبه شونده دارای گرایشی بالنسبه چپ گرایانه است البته فارغ از ویژگی های خوب چپ و راست در دهه اول انقلاب ، یک مورد گل درشت در این دو شاخه حزب جمهوری اسلامی دخالت دادن مسائل سیاسی در امور نظامی بود و یکی از عوامل کاملا کامیاب نبود ما در پایان و از دست دادن سرزمین های فتح شده همین مورد و نداشتن تمرکز در جبهه های حق علیه باطل بود.

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

با سلام خدمت همه دوستان گرامی

تغییر استراتژی زمانی اتفاق می افتد که در استراتژی قبلی بن بست ایجاد شده باشد . تقریبا بعد از عملیات کربلای 5 که ناچار شدیم تمام قوا را وارد میدان کنیم دیگر امکان عملیات در جنوب به آن اندازه میسر نبود . از شمال هم تا زمان بمباران شیمیایی حلبچه توفیق حاصل می شد . ضمن اینکه روی همکاری کردها هم حساب باز شده بود و در صورت موفقیت می توانست کردستان عراق را جدا کند . 

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

با سلامی گرم و دوباره به دوستان عزیز میلیتاریست.

 

 

 

مجمع عقلای مجلس ؛ از طلوع تا غروب

mjls_shwry_slmy.jpg

تصویری از دوره دوم مجلس شورای اسلامی

 

زمان جنگ ، گروه اندکی از نمایندگان مجلس جلساتی جهت بررسی روند جنگ تشکیل می دهند که نتیجه آن ، بررسی توان و نیروی لازم برای خاتمه دادن به جنگ بود. در همین حین گزارشی به امام درباره این مجمع می رسد که نهایتا منجر به تعطیلی آن جلسات می شود.

 

 

اما "جلسه عقلا" چیست و چه کسانی عضو آن بوده اند ؟

IMG18384389.jpg

حجه الاسلام روحانی در مجلس شورای اسلامی / مرداد 1392 / جلسه معرفی اعضای کابینه

 

رئیس جمهور روحانی در سال 1392 و در نطق خود در دفاع از کلیت کابینه و معرفی تک تک وزیران ، وقتی به عبدالرضا رحمانی فضلی رسید در دفاع از وی گفت : "درباره آقای رحمانی فضلی همین بس که ایشان جزء جلسه عقلا بوده است. هر کس جزء جلسه عقلا بوده یک دلیل بر اعتدال و اعتقاد به مشورت و صاحب نظری او است" .

وی در عین حال در دفاع از وزیر پیشنهادی اطلاعات هم گفت : "از اعضای جلسه عقلا بودن از سوابق آقای علوی است و هرکس که عضو جلسه عقلا بوده ویژگی بارزش اعتدال است.

 

اشاره رئیس جمهور به یک موضوع کمتر مورد توجه واقع شده اما بسیار مهم تاریخ انقلاب اسلامی در دهه ابتدائی حیات آن است. جلسه عقلا نامی آشنا میان علاقمندان به تاریخ انقلاب اسلامی و موضوع پر بحث و جنجالی پایان جنگ و قطعنامه 598 است.

 

Hsn_rwHny_dr_dhh_shSt.jpg

 

حجه الاسلام حسن روحانی ، ماه ها پیش از انتخابات ریاست جمهوری خرداد 92 ، در گفتگو با ماهنامه نسیم بیداری درباره جلسه عقلا می گوید :

"ما از مجلس دوم تا پنجم ، جمعی با عنوان "عقلای مجلس" داشتیم. تعداد اعضا حدود 30 و چند نفر بود. اما خیلی خطی و جناحی نبود و هر دو جناح در آن عضو بودند. ما می گفتیم هرکس صاحب نظر، فکر و اندیشه، سابقه و آشنائی با مسائل است و تأثیر دارد، عضو آن جمع باشد. ابتدا هم در مجلس دوم به دلیل بررسی موضوع جنگ این جمع تشکیل شد. در ابتدا به طور مثال آقای کروبی عضو جلسه بود، آقای یزدی هم بود. آقای بیات زنجانی عضو بود ، آقای موحدی کرمانی هم حضور داشت و ... که این جلسات تا دوره پنجم ادامه داشت".

 

 

جلسه عقلا درباره جنگ

mntjb2Bny.jpg

رسول منتجب نیا / رئیس کمیسیون دفاع در مجلس سوم

 

حجه الاسلام منتجب نیا ، نماینده سه دوره اول مجلس شورای اسلامی و رئیس کمیسیون دفاع مجلس سوم در گفتاری درباره جلسه عقلا می گوید: "جلساتی با مدیریت آقای دکتر حسن روحانی در منازل نمایندگان ساکن در اطراف مجلس (قدیم) و با عضویت بین 15 تا 20 تن از نمایندگان خواص ، که آن را جلسه عقلا نامگذاری کرده بودند . در آن جلسه چهره های شاخص جناح راست چون آقایان یزدی و موحدی کرمانی و جناح چپ چون آقایان بیات و هاشمیان و ..... شرکت فعال داشتند و جهت گیری آن جلسات کاملا روشن بود که ادامه جنگ را ناممکن و یا ناصحیح و توقف جنگ را ضروری می دانست ، هر چند بطور صریح در جلسات اعلام نمی گردید و حتی در جلسه نهائی که با رئیس وقت مجلس ( آقای هاشمی رفسنجانی ) و فرمانده جنگ داشتیم ، صرفا ضرورت ارائه پیشنهاد کتبی به امام مطرح شد و شنیده شد که حضرت امام با اطلاع از تشکیل این جلسات ، با آن مخالفت کردند و لذا آن جلسات تعطیل شد"

 

حجه الاسلام منتجب نیا در گفتگویی دیگر با سایت خبری خبرآنلاین در مهرماه 1389 می گوید: جریان دیگری هم شکل گرفته بود که فراتر از جریان فرماندهان بود و آن مسئولین جنگ بودند. آنها جلساتی را برگزار می‌کردند تحت عنوان بررسی مسائل جنگ که گاهی من هم در جلساتشان شرکت می‌کردم.

بعد از یک فرایندی در بررسی مسائل جنگ به اینجا رسیدند که چاره‌ای نیست جز اینکه برویم و با امام (ره) صحبت کنیم. آنها اسم این جمع را «جمع عقلا» گذاشته بودند. این بحث‌ها تقریباً یک سال قبل از خاتمه جنگ بود.

امام (ره) وقتی شنیدند که این جلسه عقلا هم تشکیل می‌شود باز گفتند این چه کاری است که می‌کنید" . 

 

آیت الله هاشمی هم در گفتگویی که در صفحه 62 کتاب روند پایان جنگ آمده است می گوید: «دو عامل اساسی وجود داشت كه تصمیم مناسبی برای پایان دادن به جنگ گرفته نشد. یكی سپاه بود كه طرح پایان دادن به جنگ از نظر سپاه چیزی شبیه كفر بود. مسئله بعدی امام بود كه لحظه ای اجازه نمی داد درباره ختم جنگ بحث كنیم. در مجلس هم عده ای بودند به نام « مجمع عقلا» و آقای حسن روحانی (كه برای پایان دادن به جنگ فعالیت می كردند) ، كه امام آنها را سر جایشان نشاند».

 

hshmy_w_rwHny.jpg

 

ردپای تاریخی دیگری از جلسه عقلا را می توان در کتاب خاطرات سال 1365 مرحوم هاشمی پیدا کرد.

آقای هاشمی در یادداشت مورخ 10 خرداد در صفحه 113 کتاب اوج دفاع می گوید: «امام فرمودند طبق گزارش فرمانده سپاه، در جلسه ای جمعی از نمایندگان ، صحبت از مشكلات جنگ كرده و ختم جنگ را مطرح نموده اند. از من خواستند كه به آنها بگویم ما باید تا آخرین فرد با صدام بجنگیم و صحبت از صلح نكنند.»

 

=======================

 

جلسه عقلا و نقش آن در مدیریت جنگ و فرآیند پایان آن و پذیرش قطعنامه از موضوعاتی است که علی رغم اهمیت تاریخی آن کمتر مورد توجه رسانه ها قرار گرفته است.

 

در این سه کلیپ ؛ هاشمی رفسنجانی (رئیس مجلس وقت) ، حسن روحانی (از اصلی ترین افراد آن جلسات) و محسن رضایی (فرمانده وقت سپاه پاسداران) هر یک از منظر خود روایتی از ماجرای مجمع عقلاء را بیان می کنند:

 

https://www.aparat.com/v/jGwO6/مستند_من_روحانی_هستم_(نمایندگان_99_نفر_و_مجمع_عقلا)

 

https://www.aparat.com/v/mAJ9y

 

https://www.aparat.com/v/9kx1N

 

 

 

پ.ن : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند.

 

.

ویرایش شده در توسط mehran55
  • Upvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

جمع خوب و عقلانی بوده و ای کاش از شروع جنگ این موارد وجود می داشت تا افکاری کاملا ایده آلیست  و فناتیک رهرو نشن و ترکیبی از تعقل و شجاعت مسیر جنگ رو بسازه.

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.