تمامی فعالیت ها

بروزرسانی خودکار این جریان     

  1. در اوایل
  2. mehdipersian

    فراز هایی از هنر رزم سون تزو

    نبایدها! راه‌هایی هستند که نباید در پیش گرفته شوند، ارتش‌هایی هستند که نباید حمله شوند، شهرهایی هستند که نباید محاصره شوند، جاهایی هستند که نباید سرشان جنگید. دستوراتی از فرمانروا هستند که نباید اطاعت شوند! (کتاب هنر جنگ) کتاب هنر جنگ کتاب هنر رزم (The Art of War) اثری است که دیدگاه‌های سون تزو درباره‌ی فلسفه‌ی جنگ را دربرمی‌گیرد. او در این کتاب بهترین شیوه‌های نظامی و فنون جنگ را برای پیروزی به فرماندهان می‌آموزد. نویسنده‌ی این اثر تمام نکات استراتژیکی را که در هنگام نبرد باید به آن‌ها واقف بود، به مخاطبانش آموزش می‌دهد. این کتاب به‌قدری ارزشمند است که هنوز به‌عنوان یک مرجع جامع برای استراتژی نبرد شناخته می‌شود و می‌توان اصول و آموزه‌های آن را آموخت و استفاده کرد. لینک دانلود کتاب: https://www.sarzamindownload.com/22132/-
  3. اگر بجای کلمه منسوخ از کلمه ناکارآمد سازی تکنولوژِ ی استفاده بشه خیلی مفهوم قشنگ تر منتقل میشه برای مثال در جنگ داخلی سوریه یادتون باشه یه سیستم ساده لیزری ایران درست کرد به نام سراب که نسخه موشک تاو که امان همه زرهی مقاومت را بریده بود را پیچید یا در در جنگ رمضان پدافند غیر عامل-استفاده درست از جغرافیا نظامی ایران- شهرهای موشکی دربرابر برتری هوایی دشمن واقعا موثر بود
  4. seyedmohammad

    فراز هایی از هنر رزم سون تزو

    - چند جمله در باب فرماندهی عملیات با استفاده از آموزه های دانش استراتژی مدیریت و سازمان : انسان نظامی در میدان، تحت‌تأثیر «تصویر ذهنیِ» خود از وضعیت، از زمان جنگ، از نوع مأموریت و از نسبت میان رنج و نتیجه عمل می‌کند. هنگامی که نیرو با یک «طرح‌واره ذهنی» از جنگ کوتاه، مأموریت روشن و پایان قابل‌تصور وارد نبرد می‌شود، اما در عمل با جنگی ممتد، پرابهام و دارای وقفه‌ها و بازگشت‌های مکرر مواجه می‌گردد، فاصله میان تصور و واقعیت به ناهم‌خوانی روانی می‌انجامد. از منظر روان‌شناسی سازمانی، نظریه «انتظار» توضیحی مناسب برای این وضعیت به دست می‌دهد؛ افراد هنگامی حاضرند هزینه‌های سنگین را تحمل کنند که میان تلاش آنان، نتیجه حاصل و ارزش آن نتیجه، پیوندی معقول ببینند. در چنین شرایطی، انگیزش نه لزوماً به سبب فقدان تعلق عاطفی، بلکه به سبب سستی پیوند میان فداکاری و نتیجه، به‌تدریج فرسوده می‌شود. این نکته ازآن‌رو مهم است که نشان می‌دهد بحران وفاداری را نباید صرفاً به بی‌اعتقادی ایدئولوژیک فروکاست؛ گاه مسئله، ازدست‌رفتن معقولیتِ درک‌شده در رابطه میان «هزینه» و «ثمره» است! فرمانده، فقط تصمیم‌گیر در لحظه بحران نیست، بلکه واسطه تفسیر واقعیت برای نیروهاست. هرچه در سلسله‌مراتب بالاتر می‌رویم، مسئله اصلی کمتر «دادن دستور مشخص» و بیشتر «فراهم‌کردن بافت معنایی» برای نیروها می‌شود. اگر فرمانده نتواند واقعیت را برای نیروهایش تفسیر کند، اگر پیوند میان هدف، وضعیت و اقدام روشن نشود و یا اگر احساس شود که سطوح بالا هزینه خطاهای خود را به سطوح پایین منتقل می‌کنند، اعتماد سازمانی تضعیف می‌شود. در چنین شرایطی، نافرمانی همیشه به صورت شعار یا اعتراض صریح ظاهر نمی‌شود؛ گاه نیرو فقط دیگر آن التزام درونی پیشین را به فرماندهی احساس نمی‌کند. - و اندکی هم در باب فرماندهی اطلاعات : یک شکست اطلاعاتی، نه به مثابه یک «قوی سیاه»* پیش‌بینی‌ناپذیر، بلکه در فهمِ خودِ تهدید تعریف می‌شود. سازمان‌های اطلاعاتی نباید از یک نهادِ متمرکز بر «فهم واقعیت» و «هشدار راهبردی»، به نهادی با گرایش روزافزون عملیاتی و مداخله‌گر تبدیل شود؛ تغییری که به‌تدریج «عضله ارزیابی» را تضعیف و به «عضله عملیاتی» تبدیل می‌کند. مسئله فقط کمبود نیرو یا کم‌کاری اشخاص نیست، بلکه نوع تربیت حرفه‌ای، نوع پاداش سازمانی و نحوه تخصیص منزلت در ساختار امنیتی نیز تغییر کرده است. هنگامی که سازمان، مسئله‌های کوتاه‌مدت و عملیاتی را پاداش می‌دهد و بر همان اساس منابع و اعتبار توزیع می‌کند، در عمل بخشی از سرمایه انسانیِ مناسب برای تشخیص تهدیدات بلندمدت را تضعیف می‌کند. حتی در اسناد ظاهراً معرفت‌شناختی و اطلاعاتی نیز، مسئله نیروی انسانی در سطحی عمیق‌تر حضور دارد: در شکل‌گیری عادت‌های ذهنی، در زوال حساسیت تحلیلی و در ساختارهایی که انسانِ تحلیل‌گر را به ضمیمه فناوری تقلیل می‌دهند. نتیجه آنکه پس از شکست های مکرر اطلاعاتی مانند وضعیت امروز ما لازم است در انتصاب فرماندهان جدید سازمان‌های اطلاعاتی رویکرد تهدید محور_بلند مدت بر رویه‌ی فرصت محور_آنی، ترجیح داده شود. ــــــــــــــــ *ر. ک. به نظریه قوی سیاه از نیکلاس نسیم طالب
  5. منسوخ کردن تکنولوژی به مراتب دشوارتر و پرهزینه‌تر از انهدام آن است و نیازمند چنان نبوقو خلاقیت و چابکی سازمانی است که سازمان‌های نظامی بزرگ و بوروکراتیک در برابر آن مقاومت می‌کنند به زبان ساده گفتنش آسان ولی انجامش به غایت دشرار است استالین جبهه‌ها را واگذار نکرد، بلکه آن‌ها یکی پس از دیگری فروپاشیدند و میلیون‌ها سرباز به اسارت درآمدند تفاوت بزرگی است میان یک عقب‌نشینی استراتژیک آگاهانه مانند عقب‌نشینی روس‌ها در برابر ناپلیونوشکست‌های فاجعه‌باری که به دلیل بی‌کفایتی فرماندهی عالی رخ داد. اگر فروپاشی جبهه‌ها یک نقشه از پیش طراحی‌شده بود نیازی به اعدام ژنرال‌ها و فرماننه یک قدم عقب‌تر بود؟ هنر فرمانده مسب پیروزی‌های ارزان و قطعی است نه ماهیگیری و یا سو برداشت از دل شکست‌ها پذیرش عمدی شکست ریسکبسیار بزرگ و معمولاً یک اشتباه است چون هزینه‌های انسانی روانی و اعتباری شکست چنان بالاست که معمولاً روحیه و ابتکار عمل را پیش از رسیدن به آن منفعت اتحمالی نابود می‌کن شما سیل کمک های امریکا به شوروی را در نظر بگیرید بدون اونها شوروی می تونست موفق باشه
  6. چندتا جمله از خودم اضافه کنم: - داشتن ارتش بزرگ و توانمند و پیشرفته مهم نیست، امکان "حل مسئله" با این ارتش مهمتر هست. - پیروزی همیشه اهمیت نداره، عواید حاصل از شکست در یک نبرد میتونه از پیروزی در اون بزرگتر باشه. - موفقیت های پی در پی و زیاد نظامی کشورها رو منحرف و وابسته صرف به ابزار نظامی میکنه، این میتونه زمینه شکست کامل و اساسی یک امپراطوری رو فراهم کنه و این لحظه زمانی فرا میرسه که ابزار نظامی عملکردش رو بواسط تغییرات در محیط از دست بده. - در برابر دشمن مصمم هزار بار شکست های کوچک و عقب نشینی ها رو تحمل کنید ولی فقط یک بار قاطع پیروز شوید! استالین ده ها جبهه و تهاجم رو به هیتلر واگذار کرد و با واگذار کردن شهرها و حمله با امواج انسانی که اسلحه و حتی غذا هم نداشتن ورماخت رو پشت جبهه ها گرفتار کرد تا اینکه تونست خودش و متمرکز کنه و به نازی ها حمله کنه در حالی که نازی ها گرفتار موفقیت ها(شهرهای فتح شده، اسرا و افزایش در هزینه ها شده بودند). - برای مقابله با دشمن پیشرفته و مجهز نباید صرفا تجهیزاتش رو منهدم کنید، باید تکنولوژیش رو منسوخ کنید. - همه میگن من هم میگم، گرفتن مهم نیست نگهداشتن مهمه. هیتلر نتونست نگه داره، شوروی نتونست نگه داره، آمریکا نتونست عراق و افغانستان رو نگهداره. نگه داری از یک جغرافیا وابسته به جمعیت اونجا و تغییرات در جمعیت اونجاست. در حال حاضر از روش ماکیاوولی در مهاجرت اجباری نمیشود استفاده کرد، نسل کشی در مقیاس وسیع هم امکانش وجود نداره، بنابراین برای هر مهاجمی بدیهی هست که باید به فرهنگ و آداب جامعه تحت تهاجم حمله کنه و اونها رو مثل خودش کنه. اگر به ایران حمله شد دلیلش این بود که یه عده اینجا نسبت به تمدنشون مثل دشمن شدند. -،...
  7. بله عکس درست اینه: اشتباه از منبع خبر در توییتر بوده عکس بالا هم به نظر بمب هدایت تلوزیونی هست.
  8. من پیشنهاد میکنم همراه خواندن اثار سان تزو اقایان بازی کامپیوتری Total War: Three Kingdoms رو هم بازی کنن و هوش و توان استراتژیک خودشون رو هم بسنجند و به کار بگیرند. از قدیم در دانشگاه دافوس ارتش و اکادمی های مشهور نظامی کشور ها هم اثار سان تزو و متفکر-فرمانده المانی کلازویتسClausewitz برسی و اموزش داده میشد.
  9. بسیار کتاب دقیقی هست و میشه هر عملیات نظامی موفق یا حتی نا موفقی را بر اساس اصول این کتاب تطبیق داد
  10. عملکرد اف ۴ نیروی هوایی در جنگ عکسی که گفته می‌شود متعلق به یک موشک هوابه‌هوای جدید ایرانی است که بر روی یک جنگنده اف-۴ فانتوم نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران نصب شده و در جنگ ۳۹ روزه استفاده شده است. گفته شده در ۱۴ فروردین جنگنده اف ۱۶ امریکا با شلیک این موشک ناشناخته ایرانی هدف قرار گرفت و عملا از درگیری خارج شد. این همان جنگنده اف-16 دشمن است که پس از درگیری بر فراز عراق اعلام حالت فوق العاده کرد و سرنوشت آن مشخص نیست. عملکرد یاک ۱۳۰ نیروی هوایی در جنگ روز دوم جنگ، جنگنده‌های یاک ۱۳۰ که از اصفهان به تهران منتقل شده بودند، طی چند ساعت ۱۳ فروند پهپاد اسرائیلی/آمریکایی را بر فراز پایتخت منهدم کردند. اسرائیل پس از متوجه شدن این موضوع، یک فروند اف‑۳۵ را برای درگیری هوایی فرستاد که موفق شد یکی از یاک‌ها را بزند. خوشبختانه خلبانان با ایجکت نجات یافتند و تحت مراقبت قرار گرفتند.
  11. بسمه تعالی: بخش هایی از کتاب هنر جنگ سون تزو بازخوانی کنیم، قسمت های ذیل بخشی از فصل نهم هستند: -تومو گفت: "مقصود دشمنی است که در یک موضع(شهر) استراتژیک، پشت دیوارهای بلند و خندق های ژرف مستقر شده و ذخایر غذایی فراوانی دارد و هدفش نگهداشتن و زمین گیر کردن ارتش من است. اگر به شهر حمله کنم و آن را تصرف کنم امتیاز قابل ذکری نصیبم نمیشود و اگر شهر را تصرف نکنم، مسلم است که یورش بی نتیجه به آن، قدرت ارتش مرا از هم میپاشد، بنابراین نباید به چنین شهری حمله کرد." " ... وقتی ما در صدد گرفتن امتیاز از دشمن بر می آییم،فقط نباید به امتیاز مورد توجه بی اندیشیم، بلکه نخست باید به این مسئله توجه کنم که اگر دست به چنین کاری زدم دشمن از چه راه هایی میتواند به من ضرر بزند." -هوین هسی، گفت؛ "کسی که میخواهد همسایگان را وادار به اطاعت از خود کند، با ضرر زدن به آنها در این کار موفق میشود." " ... در استراتژی (وو) میخوانیم؛ (هنگامی که دنیا در حال صلح است، مرد نیکوکار شمشیر خود را بر کمر نگه میدارد)." -شیالین گفت: "طرح ها و نقشه های ضرر زدن به دشمن، در قالب یک روش معین نمیگنجد، گاه از اطراف دشمن، عقلا و اشخاص صاحب فضیلت را دور کنید تا مشاور نداشته باشند، و یا خائنانی به کشورش بفرستید تا بنیان اداره وی را بر کنند. و گاه، به کمک فریبکاری های مزورانه، وزیران را از حاکم جدا کنید و یا پیشه وران زبردست به کشورش گسیل دارید تا مردم را به اسراف و خرج ثروتها تشویق کنند. و یا موسیقی دانان و رقاصان گستاخ و بی عفت به وی بدهید تا عادات را دگرگون سازند یا زنان زیبا به وی بدهید تا عقل از سر وی بدر رود." "همسایگان خود را فرسوده سازید، بدینگونه که دائما آنها را در حال آماده باش نگه دارید و با عرضه امتیازات ظاهری ایشان را به این طرف و آن طرف بدوانید." " در مسائل نظامی، این مطلب یکی از اصول است که فرض را بر نیامدن دشمن نباید گذاشت، بلکه باید درباره سرعت مقابله با وی اندیشه کرد. همچنین نباید فکر کرد که دشمن حمله نمیکند باید در صدد شکست ناپذیر کردن خود بود." -سون تزو: "وقتی فرستادگان دشمن، سخنانی سرشار از فروتنی میگویند ولی دشمن به تهیه مقدمات کار ادامه میدهد، قصد پیشروی دارد." " هنگامیکه گفتار فرستادگان دشمن فریبنده است و در عین حال دشمن آشکارا پیش می آید، در حال عقب نشینی خواهد جنگید." "هنگامی که فرستادگان با عبارات چاپلوسانه سخن میگویند معنی اش این است که دشمن خواهان متارکه است." "هنگامی که بدون توافق و تفاهم قبلی، دشمن خواستار متارکه میشود، توطئه ای در کار است." - شن هائو، گفت: "... اگر بی دلیل ... دشمن درخواست متارکه کرد، مسلما وضع امور داخلی اش خطرناک است و چون نگران است برای یافتن مهلت، نقشه میریزد و یا چون با توجه به وضعیتمان ما را نسبت به این فریبکاری پذیرا می بیند میخواهد با درخواست متارکه سوظن ما را رفع کند و سپس از عدم آمادگی سود جوید." "هنگامی که فرمانده نقشه های بی فائده میشکد، همه خسته هستند." -وانگ هسی: "اعطای پاداش های پشت سر هم نشان میدهد که فرمانده نیرویش به پایان رسیده و مجازاتهای پشت سر هم نشان میدهد که در نهایت بی چارگی است." " اگر افسران نخست با قهر و خشونت با مردان جنگی رفتار کنند و سپس از آنان بترسند، بی انضباطی به حد نهایی خود رسیده است." "هنگامی که لشکر دشمن دارای روحیه عالی است و با آنکه در مقابل شما قرار گرفته اما به نبرد نمیپردازد، زمین را هم ترک میکند، بایستی وضعیت را عمیقا بررسی کنید." "در جنگ تعداد افراد به تنهایی واجد اهمیت نیست، فقط با تکیه بر قدرت نظامی پیشروی نکنید." "کسی که فاقد دور اندیشی است و دشمن خود را حقیر میشمارد مسلما مغلوب میشود."
  12. worior

    مدیریت صحنه نبرد

    این تاپیک عالی رو باید مجدد مرور کرد، ..
  13. رونمایی از نسخه ی دو سرنشین سوخو ۵۷ طی مراسمی از نسخه ی دو سرنشین سوخو ۵۷ در روسیه رونمایی شد. در این مدل یک صندلی دوم در عقب کابین قرار دارد که توسط افسر کنترل سلاح پر خواهد شد. این افسر مسئولیت مدیریت داده‌ها، جنگ الکترونیک و هدایت پهپادها را بر عهده خواهد گرفت. مقایسه ظاهری با نسخه ی تک سرنشین:
  14. ۲۰ بار حمله ی ناموفق با بمب های سنگر شکن به شهر موشکی اصفهان سرهنگ دنیل دیویس، افسر بازنشسته و تحلیلگر سیاست خارجی: یکی از تأسیسات زیرزمینی ایران نزدیک اصفهان، در طول جنگ ۲۰ بار هدف قرار گرفته یعنی در ۴۰ روز اول جنگ، به‌طور میانگین هر دو روز یک‌بار آن هم با بمب‌های سنگرشکن و حملات دقیق B-2 طبق این اطلاعات، گفته شده که آن سایت هر بار ظرف چند ساعت دوباره به عملیات برگشته است. پس آنها همه چیز را به زیر زمین بردند تا در برابر حملات ما نفوذناپذیر باشند. فقط توانسته ایم به طور سطحی پایگاه های موشکی ایران را خراش بدهیم طبق گزارش ۳۰ پایگاه از ۳۳ پایگاه موشکی بعد جنگ همچنان فعال هستند اما علاوه بر آن حدود ۲۰ تا ۳۰ پایگاه موشکی دیگر هم در سرتاسر ایران وجود دارد که هنوز استفاده نشده اند. ما حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد از کل ذخایر باقی مانده از مهم ترین سیستم های موشکی مان را در حملات به ایران مصرف کرده ایم. تمام آن حملات فقط ۳۰ درصد به برخی از پایگاه های موشکی آسیب زده در حالی که برخی دیگر اصلا لمس نشده اند و عملیاتی مانده اند. ما بخش عظیمی از دارایی مان را سوزاندیم و فقط سطح ماجرا را خراش دادیم.ما نباید جنگی را شروع میکردیم که نمیتوانیم در آن پیروز شویم.
  15. مصاحبه ی رابرت کیگان در مورد مقاله ی خود در آتلانتیس: مجری: فقط برای اینکه به مخاطبان یادآوری کنیم که با چه کسی گفتگو می‌کنیم، می‌خواهم اشاره کنم که شما یکی از بنیان‌گذاران یک اندیشکده نو محافظه‌کار بودید و سال‌ها برای دخالت نظامی آمریکا در عراق تلاش کردید. پس با دخالت نظامی آمریکا در خارج از کشور مخالف نیستید. شما اخیرا گفته‌اید: «این درگیری با ایران، آمریکای غیرقابل اتکا و ناتوان از به پایان رساندن آنچه شروع کرده را نمایان کرده است. بنابراین، شکست برای ایالات متحده نه تنها ممکن، بلکه به احتمال زیاد است.» چرا اینقدر مطمئن هستید که شکست رخ خواهد داد؟ رابرت کیگن: خب، من واقعاً گزینه‌هایی که دونالد ترامپ برای باز کردن تنگه هرمز دارد را نمی‌بینم. و اگر ایران این درگیری را همان‌طور که الان هست به پایان برساند — یعنی کنترل تنگه هرمز — واقعاً وضعیت در خلیج فارس را کاملاً تغییر می‌دهد. الان ایران در صندلی راننده قرار دارد. کنترل تنگه هرمز به ایران اهرم قدرت عظیمی می‌دهد، نه تنها در برابر ایالات متحده، بلکه در برابر بقیه جهان. اگر ایران بتواند عوارض بگیرد، اگر ایران تعیین کند چه کسی وارد و خارج از تنگه می‌شود و چه زمانی، این قدرت بسیار عظیمی است. و من گزینه‌ای که ترامپ برای حل این مشکل داشته باشد را نمی‌بینم. آمریکا ۳۷ روز ایران را خیلی مؤثر بمباران کرد. رهبری آنها را از بین برد و با این حال، ایران هیچ امتیازی نداده و هیچ کاری برای باز کردن تنگه انجام نداده‌ است. بنابراین، گزینه‌ باقی مانده یک تهاجم تمام‌عیار زمینی به ایران است، اگر واقعاً بخواهید رژیم را بردارید و تنگه را باز کنید. فکر نمی‌کنم دونالد ترامپ یا مردم آمریکا بخواهند این کار را انجام دهند. ایران می‌تواند از فواصل مختلف به کشتی‌های در حال عبور شلیک کند. و آمریکا نمی‌تواند با آنچه دارد، از هر کشتی در حال عبور از تنگه محافظت کند. همانطور فکر می‌کنم این جنگ پتانسیل پایان یافتن به شکلی بسیار فاجعه‌بار برای اسرائیل را دارد، دقیقاً به این دلیل که اهرم قدرت و نفوذ در منطقه از ایالات متحده و اسرائیل به سمت ایران و حامیانش در حال جابه‌جایی است. اگر منصفانه به وضعیت فعلی نگاه کنیم، کشوری که بیشتر از شروع دوباره جنگ می‌ترسد، ایالات متحده است، نه ایران. البته، غیرممکن نیست که ترامپ دوباره دستور اقدام نظامی بدهد. اما فکر نمی‌کنم ایرانی‌ها باور کنند الف) که او واقعاً این کار را خواهد کرد، یا ب) که اگر انجام دهد، مؤثر خواهد بود. در خلیج فارس، ایالات متحده قبلاً هژمون این منطقه بود و بسیاری از کشورها به برتری آمریکا در منطقه و توانایی‌اش در ایجاد صلح وابسته بودند. ایالات متحده حالا نه تنها نشان داده که نمی‌تواند این کار را انجام دهد، بلکه حتی نمی‌توان به قضاوت‌های استراتژیک او اعتماد کرد. بنابراین فکر می‌کنم حتی کشورهای خلیج فارس که به آمریکا وابسته بودند، باید به جای دیگری نگاه کنند. فیلم مصاحبه: https://www.aparat.com/v/izhy2pa?refererRef=channel_page
  16. وضعیت حقوقی تنگه هرمز آیا ایران میتواند تنگه را ببندد و یا عوارض از آن بگیرد؟ آبراه بین‌المللی: این تنگه به دلیل اینکه دو بخش از دریای آزاد را به هم متصل می‌کند و برای ناوبری جهانی استفاده می‌شود، یک «آبراه بین‌المللی» است . حاکمیت مشترک: آب‌های این تنگه میان ایران و عمان تقسیم شده است. در باریک‌ترین نقطه، عرض آن به ۲۱ مایل دریایی می‌رسد که با احتساب ۱۲ مایل آب‌های ساحلی برای هر کشور، پوشش کامل برای تنگه ی هرمز ایجاد می‌شود که یعنی آبراه داخلی است. در حقوق بین‌الملل، دو نوع حق عبور در تنگه‌ها تعریف شده که دیدگاه ایران با دیدگاه غالب بین‌المللی تفاوت دارد: ۱. دیدگاه ایران: «عبور بی‌آزار» (Innocent Passage) ایران که کنوانسیون ۱۹۵۸ ژنو (مربوط به عبور بی‌آزار) بر این تنگه حاکم است، نه کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها (UNCLOS) بر این اساس، ایران معتقد است می‌تواند در صورت تهدید امنیت خود، تردد را به حالت تعلیق درآورد . ۲. دیدگاه غالب جهانی: «عبور ترانزیتی» (Transit Passage) ایالات متحده و بسیاری از کشورها معتقدند کنوانسیون ۱۹۸۲ (UNCLOS) که حق «عبور ترانزیتی» را تضمین می‌کند، منعکس‌کننده «حقوق بین‌الملل عرفی» است «عبور ترانزیتی» شامل آزادی ناوبری برای همه کشتی‌هاست و قابل تعلیق یا اخذ عوارض نیست . بر اساس ماده ۲۶ UNCLOS، کشورهای ساحلی حق دریافت هیچ هزینه‌ای صرفاً به دلیل عبور کشتی‌ها از آب‌های خود را ندارند. در اینجا یک نکته کلیدی وجود دارد: ایران UNCLOS را تصویب نکرده و خود را ملتزم به «عبور ترانزیتی» نمی‌داند و چون تنگه ی هرمز آبراه داخلی است میتواند آن را به دلایل امنیتی ببندد یا از آن عوارض بگیرد. نمونه های مشابه در منطقه: ترکیه و کنترل بر تنگه های بسفر و داردانل کنوانسیون مونترو (Montreux Convention) یک معاهده بین‌المللی است که در سال ۱۹۳۶ در شهر مونتروی سوئیس به امضا رسید و هنوز هم به قوت خود باقی است . این معاهده مهم‌ترین سند حقوقی حاکم بر آبراه‌های بسفر و داردانل (معروف به تنگه‌های ترکیه) و دریای مرمره در میان آنهاست . ۱. چرا این کنوانسیون منعقد شد؟ پیش از این معاهده، بر اساس پیمان لوزان (۱۹۲۳)، تنگه‌ها غیرنظامی شده بودند و تحت نظارت یک کمیسیون بین‌المللی اداره می‌شدند . اما ترکیه خواهان بازپس‌گیری حاکمیت کامل و حق استحکام‌بخشی مجدد به تنگه‌ها بود. کنوانسیون مونترو این حق را به ترکیه اعطا کرد و در مقابل، ترکیه متعهد شد آزادی عبور و مرور دریایی را در زمان صلح تضمین کند . ۲. مهم‌ترین مفاد کنوانسیون این معاهده قوانین مشخصی را برای تردد کشتی‌های تجاری و جنگی تعیین می‌کند: · کشتی‌های تجاری (بازرگانی): در زمان صلح از آزادی کامل عبور و مرور در طول شبانه‌روز برخوردارند. ترکیه فقط می‌تواند برای خدمات خاص (مانند بهداشت و ایمنی) هزینه دریافت کند و حق ممانعت از عبور آنها را ندارد . · کشتی‌های جنگی (نظامی): · کشورهای حاشیه دریای سیاه (مثل روسیه، اوکراین): موظفند ۸ روز قبل اطلاع دهند. عبور زیردریایی‌های آنها فقط در شرایط خاص مجاز است . · کشورهای غیرحاشیه دریای سیاه (مثل آمریکا): موظفند ۱۵ روز قبل اطلاع دهند. مجموع تناژ کشتی‌های آنها در هر زمان نباید از ۱۵ هزار تن تجاوز کند و حداکثر ۲۱ روز اجازه ماندن در دریای سیاه را دارند . · ناوهای هواپیمابر (مانند ناوهای کلاس نیمیتز آمریکا) به طور کامل از عبور منع شده‌اند . · کریدور نظامی: حداکثر ۹ فروند کشتی جنگی مجاز به عبور همزمان هستند . ۳. بندهای کلیدی در شرایط بحرانی و جنگ بندهای ماده ۱۹ تا ۲۱ این کنوانسیون در زمان بحران‌های منطقه‌ای بسیار تعیین‌کننده هستند: · اگر ترکیه در جنگ بی‌طرف باشد: ترکیه می‌تواند عبور هرگونه کشتی جنگی متعلق به کشورهای متخاصم (مانند روسیه و اوکراین در جنگ ۲۰۲۲) را ممنوع کند. تنها استثنا، بازگشت کشتی‌های جنگی به بندر اصلی خودشان است . · اگر ترکیه مورد تهدید قریب‌الوقوع قرار گیرد: حتی در زمان صلح، ترکیه می‌تواند عبور کشتی‌های جنگی را ممنوع کند . · در زمان جنگ که ترکیه درگیر است: ترکیه اختیار تام در بستن تنگه به روی کشتی‌های دشمن دارد . ۴. اثرات عملی (مطالعه موردی جنگ اوکراین) پس از حمله روسیه به اوکراین در فوریه ۲۰۲۲، ترکیه از اختیارات خود در کنوانسیون مونترو استفاده کرد و دستور بستن تنگه‌ها به روی کشتی‌های جنگی روسیه را صادر کرد. این اقدام عملاً مانع از تقویت ناوگان روسیه در دریای سیاه از طریق مدیترانه شد . ۵. تفاوت با کانال‌های مصنوعی برخلاف کانال سوئز یا پاناما که هزینه عبور دریافت می‌کنند، کنوانسیون مونترو تنگه‌ها را به عنوان یک آبراه طبیعی بین‌المللی می‌شناسد. بنابراین ترکیه مجاز به دریافت "عوارض ترانزیتی" نیست و فقط می‌تواند "هزینه خدمات" (مانند بهداشت و فانوس‌های دریایی) دریافت کند. مصر و کانال سوئز مصر از طریق سازمان کانال سوئز (SCA) و بر اساس سیستم پیچیده‌ای که ترکیبی از نرخ‌های پایه، ضرایب و هزینه‌های جانبی است، عوارض عبور دریافت می‌کند. این عوارض برخلاف تنگه‌های ترکیه (که فقط هزینه خدمات می‌گیرند)، به عنوان "حق‌العبور ترانزیتی" برای استفاده از یک آبراه مصنوعی محسوب می‌شوند و منبع درآمد اصلی ارزی مصر هستند. ۱. واحد محاسبه: واحدهای حقوق برداشت ویژه (SDR) مصر عوارض را مستقیماً به دلار دریافت نمی‌کند، بلکه از واحدهای حقوق برداشت ویژه (SDR) استفاده می‌کند. SDR یک دارایی ذخیره بین‌المللی است که توسط صندوق بین‌المللی پول (IMF) منتشر می‌شود و نرخ ارز آن روزانه در برابر دلار تغییر می‌کند. · فرمول محاسبه: (نرخ پایه × تناژ خالص سوئز (SCNT)) → تبدیل به SDR → تبدیل به دلار آمریکا. · نرخ روزانه: SCA هر روز ساعت ۹ صبح، نرخ برابری SDR به دلار را روی سایت خود اعلام می‌کود. بنابراین هزینه عبور دو کشتی مشابه در دو روز مختلف می‌تواند متفاوت باشد. ۲. مبنای محاسبه: تناژ خالص سوئز (SCNT) مبنای اصلی محاسبه عوارض، "تناژ خالص سوئز" (Suez Canal Net Tonnage) است که با تناژ ناخالص یا وزن مرده (DWT) کشتی تفاوت دارد. SCNT بر اساس فرمول پیچیده‌ای از ابعاد کشتی، حجم مخازن و عرشه محاسبه می‌شود. ۳. ارز قابل قبول و خدمات الکترونیک ارزهای قابل پذیرش شامل دلار آمریکا، یورو، پوند استرلینگ، ین، یوان چین و چند ارز دیگر است. همچنین هزینه ثابت ۵۰ دلاری برای خدمات الکترونیک (ETR) به تمام صورت‌حساب‌ها اضافه می‌شود. ۴. هزینه‌های جانبی اجباری و اضافی علاوه بر حق‌العبور پایه، کشتی‌ها باید هزینه‌های دیگری نیز پرداخت کنند: · هزینه های پهلوگیری (اسکله): از ژانویه ۲۰۲۶، هزینه پهلوگیری برای ۱۰ روز اول ۰.۰۵ دلار به ازای هر تن (Gross Tonnage) در روز است و پس از آن افزایش می‌یابد. · خدمات یدک‌کش و راهنمایی (پایلوتاژ): عبور از کانال سوئز اجباری است و هزینه آن بسته به تناژ، بین ۲,۸۰۰ تا ۴,۲۰۰ دلار متغیر است. · خدمات بست و روشنایی: هزینه ثابت ۳,۵۰۰ دلاری که در صورت نیاز به روشنایی اضافی تا ۴,۵۰۰ دلار افزایش می‌یابد (نرخ از می ۲۰۲۵). · هزینه زباله جامد (اجباری از ۲۰۲۶): از آوریل ۲۰۲۶، جدول هزینه بر اساس تناژ اعمال می‌شود (مثلاً برای کشتی‌های بالای ۷۰ هزار تن، ۱,۴۱۰ دلار). · غرامت خطر و سوخت: درصدی متغیر که ماهانه بر اساس قیمت سوخت و خطرات منطقه‌ای تغییر می‌کند. ۵. تخفیف‌ها، جریمه‌ها و مشوق‌ها SCA برای مدیریت ترافیک و رقابت با مسیرهای جایگزین، سیاست قیمت‌گذاری پویا دارد: · عوارض پیک و غیر پیک (۲۰۲۶): از سال ۲۰۲۶، عوارض عبور بر اساس ساعت ورود تغییر می‌کند. عبور در ساعات ۱۲ شب تا ۸ صبح ۵% تخفیف دارد، اما عبور در ساعات ۴ عصر تا ۱۲ شب ۱۰% افزایش قیمت دارد (برای تشویق کشتی‌ها به عبور در ساعات خلوت). · تمدید زودهنگام تخفیف: SCA گاهی تخفیف‌های ۱۵% تا ۳۰% را تمدید می‌کند، اما در مواردی نیز آن را زودهنگام لغو می‌کند (مثلاً در آوریل ۲۰۲۶ تخفیف ۱۵% کشتی‌های کانتینری لغو شد تا درآمد افزایش یابد). · جریمه زیست‌محیطی: از ژانویه ۲۰۲۶، کشتی‌هایی که استاندارد آلایندگی Tier III سازمان جهانی دریانوردی (IMO) را رعایت نکنند، مشمول ۵,۰۰۰ دلار جریمه می‌شوند. جمع‌بندی: هزینه نمونه دفتر مشاوره کشتیرانی Inchcape گزارش داده که حق‌العبور پایه برای یک کشتی فله‌بر ۵۰ هزار تنی حدود ۲۷۰ هزار دلار است، اما با احتساب راهنمایی، بست، زباله و سایر هزینه‌های جانبی، کل صورتحساب به حدود ۲۸۸ هزار دلار می‌رسد.
  17. کیش و مات شدن در ایران واشنگتن نمیتواند عواقب شکست در این جنگ را معکوس یا کنترل کند رابرت کیگان: تصور زمانی که آمریکا دچار یک شکست تمام‌عیار در یک درگیری شده باشد (شکستی چنان قاطع که ضرر استراتژیک آن نه قابل ترمیم باشد و نه قابل چشم‌پوشی) دشوار است. خسارت‌های فاجعه‌بار پرل هاربر، فیلیپین و سراسر اقیانوس آرام در ماه‌های اول جنگ جهانی دوم، نهایتاً جبران شد. شکست در ویتنام و افغانستان پرهزینه بود، اما آسیب دائمی به جایگاه کلی آمریکا در جهان وارد نکرد زیرا آنها از میادین اصلی رقابت جهانی دور بودند. ناکامی اولیه در عراق با تغییر استراتژی مهار شد که در نهایت عراق را نسبتاً باثبات و بدون تهدید برای همسایگانش باقی گذاشت و ایالات متحده را در منطقه مسلط نگه داشت. اما شکست در تقابل کنونی با ایران ماهیتی کاملاً متفاوت خواهد داشت. نه می‌توان آن را ترمیم کرد و نه نادیده گرفت. هیچ بازگشتی به وضعیت قبلی وجود نخواهد داشت. تنگه هرمز به آن صورتی که قبلاً بود باز نخواهد گشت. با کنترل تنگه، ایران به عنوان بازیگر کلیدی در منطقه و یکی از بازیگران اصلی جهان ظهور می‌کند. نقش چین و روسیه به عنوان متحدان ایران تقویت می‌شود و نقش ایالات متحده به طرز چشمگیری کاهش می‌یابد. برخلاف ادعای مکرر حامیان جنگ مبنی بر نمایش قدرت آمریکا، این درگیری در عوض آمریکایی را نشان داده که غیرقابل اعتماد و ناتوان از تمام کردن کاری است که شروع کرده است. این موضوع یک واکنش زنجیره‌ای در سراسر جهان ایجاد خواهد کرد زیرا ایران، دوستان و دشمنان خود را با شکست آمریکا سازگار می‌کند. ترامپ دوست دارد در مورد اینکه چه کسی کارت‌ها را در اختیار دارد صحبت کند، اما اینکه آیا او کارت خوبی برای بازی کردن باقی گذاشته یا نه، مشخص نیست. آمریکا و اسرائیل به مدت ۳۷ روز با شدت بسیار، ایران را کوبیدند، تعداد قابل توجهی از مقامات این کشور را ترور کردند و بخشی از تجهیزات نظامی آن را نابود کردند، با این حال نتوانستند رژیم را از هم بپاشانند یا حتی کوچکترین امتیازی از آن بگیرند. اکنون دولت ترامپ امیدوار است که محاصره دریایی ایران به کاری دست یابد که نیروی عظیم نظامی قادر به آن نبود. البته این امکان وجود دارد، اما رژیمی که با پنج هفته حملات نظامی بی‌امان به زانو درنیامده بعید است که تنها در پاسخ به فشار اقتصادی تسلیم شود. این نکته ضروری است که تهران از خشم مردم خود نمی‌ترسد. همانطور که سوزان مالونی، پژوهشگر ایران اخیراً اشاره کرد «رژیمی که برای ساکت کردن اعتراضات در ژانویه، شهروندان خود را سلاخی کرد اکنون کاملاً آماده است تا سختی‌های اقتصادی را نیز بر آنها تحمیل کند.» از این رو، برخی از حامیان جنگ خواستار از سرگیری حملات نظامی هستند اما نمی‌توانند توضیح دهند که چگونه یک دور دیگر بمباران می‌تواند کاری را انجام دهد که ۳۷ روز بمباران نتوانست. اقدام نظامی بیشتر به ناچار ایران را به تلافی علیه کشورهای همسایه خلیج فارس سوق خواهد داد؛ مدافعان جنگ پاسخی برای آن نیز ندارند. ترامپ حملات علیه ایران را نه به دلیل بی‌حوصلگی، بلکه به دلیل آنکه ایران به تأسیسات حیاتی نفت و گاز منطقه حمله می‌کرد، متوقف کرد. نقطه عطف در ۱۸ مارس رقم خورد. زمانی که اسرائیل به میدان گازی پارس جنوبی حمله کرد و ایران در تلافی به شهرک راس لفان قطر بزرگترین مرکز صادرات گاز طبیعی جهان حمله کرد و خساراتی به ظرفیت تولید وارد کرد که سال‌ها طول می‌کشد تا بازسازی شوند. ترامپ واکنش نشان داد و مهلتی برای حملات بیشتر به تأسیسات انرژی ایران اعلام کرد و سپس با وجود آنکه ایران حتی یک امتیاز هم نداده بود، آتش‌بس را برقرار نمود. محاسبه ریسکی که یک ماه پیش ترامپ را وادار به عقب‌نشینی کرد، همچنان پابرجاست. حتی اگر ترامپ تهدید خود برای نابودی تمدن ایران را از طریق بمباران بیشتر عملی کند، ایران همچنان قادر خواهد بود پیش از آنکه رژیمش از پای درآید (فرض کنیم که از پای درآید) موشک‌ها و پهپادهای بسیاری شلیک کند. تنها چند ضربه موفق می‌تواند زیرساخت نفت و گاز منطقه را برای سال‌ها اگر نه دهه‌ها، از کار بیندازد و جهان و ایالات متحده را در یک بحران اقتصادی طولانی‌مدت فرو ببرد. حتی اگر ترامپ بخواهد ایران را به عنوان بخشی از یک استراتژی خروج بمباران کند (قوی به نظر رسیدن به عنوان راهی برای پنهان کردن عقب‌نشینی‌اش) نمی‌تواند این کار را بدون به خطر انداختن این فاجعه انجام دهد. اگر این کیش و مات نباشد، به آن نزدیک است. در روزهای اخیر، برخی منابع گزارش دادند که ترامپ از جامعه اطلاعاتی ایالات متحده خواسته است تا پیامدهای صرفاً اعلام پیروزی و کنار رفتن را ارزیابی کند. نمی‌شود او را سرزنش کرد. امید به فروپاشی رژیم چندان استراتژی خوبی نیست، مخصوصاً وقتی رژیم قبلاً ضربات مکرر نظامی و اقتصادی را تحمل کرده است. ممکن است فردا سقوط کند، یا شش ماه دیگر، یا اصلاً سقوط نکند. ترامپ آنقدر زمان برای انتظار ندارد چرا که قیمت نفت به بشکه‌ای ۱۵۰ یا حتی ۲۰۰ دلار نزدیک می‌شود، تورم افزایش می‌یابد و کمبود مواد غذایی جهانی و دیگر کالاها آغاز می‌شود. او به راه حلی سریع‌تر نیاز دارد. اما هر راه حلی به جز تسلیم مؤثر برای آمریکا، حاوی ریسک‌های عظیمی است که ترامپ تاکنون تمایلی به پذیرش آنها نشان نداده است. آنهایی که با ساده‌انگاری از ترامپ می‌خواهند «کار را تمام کند»، به ندرت هزینه‌ها را بیان می‌کنند. مگر اینکه ایالات متحده آماده جنگ تمام‌عیار زمینی و دریایی برای برکناری رژیم کنونی ایران باشد و سپس اشغال ایران تا زمانی که یک دولت جدید بتواند مستقر شود؛ مگر اینکه آماده ریسک از دست دادن ناوهای جنگی خود در حین اسکورت نفتکش‌ها از طریق یک تنگه هرمز باشد؛ مگر اینکه آماده پذیرش خسارت‌های ویرانگر بلندمدت به ظرفیت تولید منطقه که به احتمال زیاد ناشی از تلافی ایران است باشد. در غیر این صورت، عقب‌نشینی در حال حاضر می‌تواند کم‌ضررترین گزینه به نظر برسد. از نظر سیاسی، ترامپ ممکن است به خوبی احساس کند شانس بیشتری برای تاب آوردن شکست دارد تا جان سالم به در بردن از جنگی بسیار بزرگتر، طولانی‌تر و پرهزینه‌تر که باز هم ممکن است به شکست بینجامد. بنابراین، شکست برای ایالات متحده نه تنها ممکن است، بلکه به احتمال زیاد است. شکست به این شکل است : ایران کنترل تنگه هرمز را در دست دارد. این فرض رایج که به هر طریقی، تنگه با پایان بحران دوباره باز خواهد شد، بی‌اساس است. ایران هیچ علاقه‌ای به بازگشت به وضعیت پیشین ندارد. مردم از شکاف میان تندروها و میانه‌روها در تهران سخن می‌گویند اما حتی میانه‌روها نیز باید درک کنند که ایران نمی‌تواند دست از تنگه بردارد، مهم نیست فکر می‌کند چه معامله خوبی می‌تواند به دست آورد. از یک سو، اصلاً یک معامله با ترامپ چقدر قابل اعتماد است؟ او تقریباً به بازتولید حمله غافلگیرانه ژاپن به پرل هاربر با تأیید ترور مقامات ایران در میانه مذاکرات افتخار می‌کرد. ایرانیان نمی‌توانند مطمئن باشند که ترامپ ظرف چند ماه پس از بستن یک معامله، تصمیم به حمله دوباره نخواهد گرفت. آنها همچنین می‌دانند که اسرائیلی‌ها ممکن است دوباره حمله کنند زیرا آنها هرگاه احساس کنند منافعشان تهدید می‌شود، هرگز خود را از اقدام کردن محدود نمی‌بینند. و منافع اسرائیل قطعاً تهدید خواهد شد. همانطور که بسیاری از کارشناسان ایران اشاره کرده‌اند، رژیم تهران در حال حاضر قرار است از این بحران بسیار قوی‌تر از قبل از جنگ بیرون بیاید، چرا که نه تنها توان هسته‌ای بالقوه خود را حفظ کرده بلکه کنترل یک سلاح حتی مؤثرتر را نیز به دست آورده است: توانایی گروگان گرفتن بازار جهانی انرژی. وقتی ایرانیان از بازگشایی تنگه هرمز سخن می‌گویند، باز هم منظورشان این است که تنگه را تحت کنترل خود نگه دارند. ایران نه تنها می‌تواند برای عبور عوارض دریافت کند، بلکه می‌تواند تردد را به کشورهایی محدود کند که با آنها روابط خوبی دارد. اگر کشوری رفتاری بر خلاف میل مقامات ایران انجام دهد، آنها می‌توانند صرفاً با کاهش سرعت (یا حتی تهدید به کاهش سرعت) جریان کشتی‌های باری آن کشور در ورود و خروج از تنگه، مجازاتش کنند. قدرت مسدود کردن یا کنترل جریان عبور کشتی‌ها از طریق تنگه هرمز، بزرگتر و فوری‌تر از قدرت تئوریک برنامه هسته‌ای ایران است. این اهرم فشار به مقامات تهران اجازه می‌دهد کشورها را مجبور کنند تحریم‌ها را لغو و روابط را عادی سازند در غیر این صورت با مجازات مواجه خواهند شد. اسرائیل خود را منزوی‌تر از همیشه خواهد یافت زیرا ایران ثروتمندتر می‌شود، دوباره مسلح می‌شود و گزینه‌های خود برای هسته‌ای شدن در آینده را حفظ می‌کند. اسرائیل حتی ممکن است خود را ناتوان از تعقیب گروه‌های تحت حمایت ایران بیابد. در جهانی که ایران بر تامین انرژی بسیاری از کشورها نفوذ دارد، اسرائیل می‌تواند با فشار عظیم بین‌المللی برای عدم تحریک تهران در لبنان، غزه یا هر جای دیگر مواجه شود. وضعیت جدید در تنگه هرمز همچنین باعث تغییر قابل توجه در قدرت و نفوذ نسبی در سطح منطقه و جهان خواهد شد. در منطقه، ایالات متحده خود را یک ببر کاغذی اثبات کرده و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و دیگر کشورهای عربی را مجبور به سازش با ایران خواهد کرد. همانطور که رویل گرِخت و ری تکه، پژوهشگران ایران اخیراً نوشتند، «اقتصادهای عربی خلیج فارس زیر چتر هژمونی آمریکا ساخته شده‌اند. آن چتر را بردارید؛ دولت‌های خلیج فارس به ناچار به سوی تهران خواهند رفت.» آنها تنها کشورها نخواهند بود. تمام ملت‌هایی که به انرژی خلیج فارس وابسته هستند، باید اقدامات خود را با ایران هماهنگ کنند. چه انتخابی دارند؟ اگر ایالات متحده با نیروی دریایی عظیم خود نتواند یا نخواهد تنگه را باز کند، هیچ ائتلافی از نیروها با تنها کسری از توانایی آمریکا نیز قادر به این کار نخواهد بود. ابتکار انگلیس و فرانسه برای گشت‌زنی در تنگه پس از آتش‌بس کمی شوخی‌آمیز است. امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه بیان داشته است که این «ائتلاف» تنها در شرایط مسالمت‌آمیز در تنگه فعالیت خواهد کرد؛ ناوها را اسکورت خواهد کرد، اما فقط در صورتی که به اسکورت نیاز نداشته باشند. با این حال با کنترل ایران، تنگه برای مدت طولانی دوباره امن نخواهد شد. چین احتمالاً در تهران نفوذ دارد اما حتی چین نیز نمی‌تواند به تنهایی تنگه را به زور باز کند. یکی از پیامدهای این دگرگونی ممکن است گسترش یک مسابقه تسلیحاتی دریایی میان قدرت‌های بزرگ باشد. در گذشته، بیشتر ملت‌های جهان، از جمله چین، روی ایالات متحده حساب می‌کردند تا هم از چنین وضعیت‌های اضطراری جلوگیری کند و هم به آنها رسیدگی نماید. اکنون کشورهای اروپا و آسیا که به منابع خلیج فارس دسترسی دارند، در برابر از دست دادن منابع انرژی که برای ثبات اقتصادی و سیاسی آنها حیاتی است، درمانده شده‌اند. چه مدت می‌توانند این وضعیت را تحمل کنند پیش از آنکه شروع به ساخت ناوگان‌های خود کنند، به عنوان وسیله‌ای برای اعمال نفوذ در جهانی که هر ملتی به فکر خود است و نظم و پیش‌بینی‌پذیری در آن از بین رفته است؟ شکست آمریکا در خلیج فارس همچنین پیامدهای جهانی گسترده‌تری نیز خواهد داشت. تمام جهان می‌تواند ببیند که تنها چند هفته جنگ با یک قدرت درجه دو (ایران)، ذخایر تسلیحاتی آمریکا را به سطحی خطرناک کاهش داده است و هیچ راه حل سریعی در چشم نیست. پرسش‌هایی که این موضوع در مورد آمادگی آمریکا برای یک درگیری بزرگ دیگر ایجاد می‌کند، ممکن است شی جین پینگ را به حمله به تایوان تشویق کند یا ولادیمیر پوتین را برای تشدید تجاوزش علیه اروپا ترغیب نماید؛ شاید هم نه. اما حداقل متحدان آمریکا در شرق آسیا و اروپا باید در مورد توانایی ایالات متحده برای ماندن در صحنه در برابر درگیری‌های آینده تردید کنند. تطبیق جهانی با جهان پسا-آمریکایی شتاب گرفته است. موقعیت مسلط پیشین آمریکا در خلیج فارس، اولین‌ها در جدول قربانیان فعلی است. https://www.theatlantic.com/international/2026/05/iran-war-trump-losing/687094 پ.ن: نویسنده مقاله رابرت کیگان از جنگ طلبان تندرو (نئوکان ها) در حاکمیت آمریکا است.
  18. به نام خدا اژدر برنن (Brennan torpedo) اژدر برنن توسط مخترع متولد ایرلند و استرالیایی تبار، Louis Brennan، در سال 1877 ثبت اختراع شد. با کشیدن سیم هایی که در داخل بدنه به دور قرقره ای تابیده شده اند، 2 ملخ در جهت خلاف همدیگر به گردش در می آیند. تفاوت سرعت سیم ها در ایستگاه ساحلی امکان هدایت اژدر به سمت هدفش تا فاصله 1800 متری با سرعتی حدود 50 کیلومتر بر ساعت را امکان پذیر می کرد. اژدر برنن در ظاهر شبیه اژدر های امروزی است و فقط در داشتن سطح مقطعی بیضوی و صاف، با نمونه های گرد امروزی تفاوت دارد. این اژدر ساخته شده بود تا در عمق 3.7 متری آب حرکت کند و به یک دکل نشان گذار مجهز است که فقط مقداری از سطح آب بالاتر قرار می گرفت. در شب، چراغی روی این دکل روشن می شد که فقط از پشت قابل رویت بود. در داخل بدنه، 2 غلتک فولادی پشت سر هم قرار دارند که هرکدام چند هزار متر سیم فولادی با مقاومت کششی بالا را حمل می کنند. این غلتک ها توسط یک چرخ دنده دیفرانسیلی به 2 ملخ که در جهت خلاف یکدیگر حرکت می کنند متصل می شوند. اگر سرعت یکی از غلتک ها بیشتر از دیگری می شد، سکان به حرکت در می آمد. سمت دیگر سیم ها به موتور های جمع کننده سیم متصل می شد که با نیروی بخار کار می کردند. این موتور ها به گونه ای ساخته شده بودند تا بتوان سرعت را با دقت تغییر داد و اژدر را با حساسیت کنترل کرد. در ابتدا از سیم های 1 میلی متری استفاده می شد که سرعت اژدر را به 37 کیلومتر بر ساعت می رساند اما با افزایش قطر سیم به 1.8 میلی متر، سرعت اژدر تا 50 کیلومتر بر ساعت افزایش یافت. این اژدر به تیغه های بالابرنده مجهز بود که توسط مکانیزم تثبیت عمق کنترل می شد و سکان هایی در جلو و عقب داشت (برای جهت دهی افقی) که توسط اختلاف سرعت غلتک ها عمل می کرد. در حین عملیات، اپراتور روی یک برج فولادی تلسکوپی به ارتفاع 12 متر مستقر بود که به صورت هیدرولیکی باز می شد. دوربینی به اپراتور داده می شد که دارای هدایت گر های الکتریکی برای کنترل موتور های جمع کننده سیم بود. بدین وسیله اپراتور می توانست همزمان با مشاهده مسیر اژدر، با دقت بالایی آن را هدایت کند (از طریق تغییر سرعت موتور های جمع کننده سیم ها). در آزمایش هایی که توسط نیروی دریایی انجام شد، اپراتور توانست یک هدف شناور را در فاصله 1800 متری مورد اصابت قرار دهد و اژدر را 180 درجه بچرخاند تا به هدفی از سمت پشت حمله کند. Tomlinson بیان می کند که Brennan در سال 1874 حین تماشای دستگاه سنباده زن چوب به این ایده رسید که آیا می توان با کشیدن وسیله ای به عقب آن را به جلو حرکت داد. ایده اولیه این بود که غلتکی حاوی سیمی نازک داخل دستگاه قرار داده شود و سیم به موتوری متصل گردد تا آن را بپیچد، و در همین حال با چرخاندن غلتک، اژدر را به پیش ببرد. Brennan این ایده را توسط یک قرقره نخ و مدادی که از میان آن عبور می کرد آزمایش کرد. با گذاشتن 2 طرف مداد روی دو کتاب و کشیدن نخ، مداد به سمت جلو حرکت کرد و هرچه نخ را سریع تر می کشید سرعت آن بیشتر می شد. Brennan شروع به کشیدن طرح های اولیه یک اژدر کرد و با پیشرفت طرح از به سراغ کمک ریاضیاتی از طرف William Charles Kernot، مدرس دانشگاه ملبورن، رفت. پس از آزمایش های اولیه با یک پروانه، Brennan در سال 1878 نمونه ای از یک اژدر به 4.6 متر را، با استفاده از ورق آهنی دیگ بخار، ساخت که 2 پروانه داشت. آزمایش ها در ویکتوریا موفقیت آمیز بودند و مشخص شد که هدایت کردن اژدر امکان پذیر است. با این حال، مکانیزم تثبیت عمق هنوز کارایی نداشت. در همین حین، نیروی دریایی بریتانیا، دریادار J. Wilson، فرمانده اسکادران استرالیای نیروی دریایی سلطنتی را موظف کرد تا درباره این سلاح تحقیق کرده و نتایج خود را گزارش کند. موضوع این سلاح در مجلس ایالتی مطرح شد و در نهایت مبلغی برای توسعه این اژدر در نظر گرفته شد. نمونه ای از این اژدر با موفقیت در ملبورن آزمایش شد. Brennan شرکت خود (Brennan Torpedo Company) را تاسیس کرد و نیمی از حقوق مالکیتی طرح خود را، در ازای دریافت بودجه به نام مهندس John Ridley Temperley زد. با سفر این 2 نفر به بریتانیا، نیروی دریایی، به بررسی اژدر پرداخت اما آن را برای استفاده در کشتی ها نامناسب ارزیابی کرد. اما، اداره جنگ، خود را متمایل نشان داد و در سال 1881 کمیته ای تخصصی برای بررسی اژدر و ارسال مستقیم گزارشی به معاونت این اداره تشکیل داد. این گزارش پیشنهاد داد که نسخه ای بهبود یافته، با هزینه دولت، ساخته شود. در آن زمان، مهندسان دریایی (بخشی از ارتش)، مسئول دفاع ساحلی، و نیروی دریایی، مسئول دفاع دریایی بود. در سال 1883، دولت به توافقی با شرکت اژدر سازی برنن دست یافت. در بین سال های 1883 تا 1885 آزمایش هایی انجام شد و در سال 1886، این اژدر به عنوان اژدر دفاع از بنادر انتخاب شد. در ابتدا مبلغ 40 هزار یورو پیشنهاد شد که در نهایت به پرداخت 110 هزار یورو در طول 3 سال انجامید. بعد ها شایعاتی هم در مورد سلامت این قرارداد منتشر شد. اژدر برنن تبدیل به استاندارد دفاع از بنادر در قلمرو بریتانیا شد و بیش از 15 سال مورد استفاده قرار گرفت. ایستگاه های عملیاتی در انگلیس، ایرلند، هنگ کنگ و مالت ساخته شدند. ابتدا قرار بود 15 ایستگاه ساخته شود اما در نهایت فقط 8 ایستگاه به بهره برداری رسید. در نهایت در سال 1905، این اژدر به دلیل برد کوتاه و دشواری پرتاب آن در شب، کنار گذاشته شد. تنها نمونه باقی مانده از اژدر برنن در موزه مهندسی دریایی در Kent نگه داری می شود. در County Cork، آثاری از نصب اژدر هنوز قابل دیدن است. نمونه ای از این اژدر هم در هنگ کنگ در معرض نمایش قرار دارد که نسخه کپی از اژدر اصلی است و با وجود برش عرضی آن می توان عملکرد اژدر را مشاهده کرد. منبع
  19. اسرائیل طی 3 هفته 1700 بار آتش بس لبنان را نقض کرد وزیر رسانه لبنان اعلام کرد که از 17 آوریل تا 8 مه یعنی در طول 3 هفته بیش از 1700 نقض توافق آتش بس توسط اسرائیل ثبت شده است. مارتا ماروتو روزنامه‌نگار اسپانیایی ‌ در منطقه سکسکیه در صیدا: " بیش از ۴۰ کشته در لبنان فقط در آخر هفته‌ای که گذشت! " همچنين حملاتی به خدمات امداد صورت گرفت. اسرائیل با وجود آتش‌بس، عملا پاکسازی قومی جنوب لبنان را شروع کرده و خانواده‌های کاملی را نابود کرده است. حمله ی اسرائیل به ضاحیه ی بیروت برای ترور فرمانده رضوان: حملات حزب الله با پهپادهای انتحاری FPV ارتش تروریستی اسرائیل به نصب توری‌های بلند محافظ زرهی خود برای مقابله با کواد‌های FPV حزب‌الله در حالت پارک روی آورده است.
  20. متاسفانه تمامی عکس ها از دسترس خارج شده
  21. سخنگوی ارتش امیر اکرمی نیا: نیروی هوایی با چندین سورتی پرواز، جنگنده‌های خود را به پایگاه‌های آمریکا در کویت، قطر و اربیل که مرکز ضد انقلاب و عناصر تجزیه‌طلب بود اعزام کرد. این عملیات‌ها با موفقیت انجام شد و هواپیماهای ما، چه در عراق و اربیل و چه در کویت، سالم به پایگاه‌های خود بازگشتند. جنگنده‌های اف-۵ ما هم سالم به کشور بازگشتند، اما هواپیماهای سوخو۲۴، پس از انجام عملیات و در راه بازگشت، مورد اصابت قرار گرفت. دلیل این امر، تقویت سامانه‌های پدافندی دشمن پس از گذشت چند روز از عملیات‌های قبلی بود. کار بسیار مؤثر دیگری که کمتر به اطلاع مردم رسید، عملیات‌های اسکرمبل [حالت آماده باش کامل و وضعیت قرمز در حوزه هوایی] بود که نیروی هوایی انجام داده است. دشمن مرتباً تلاش می‌کرد عملیات موشکی و هوایی با هواپیماهای خود را بر روی کشور و شهرهای ما اجرا کند. اگر عملیات‌های اسکرمبل نیروی هوایی نبود، ما با موجی بزرگتر و شدیدتر از تهاجمات هوایی دشمن مواجه بودیم. در کنار عملیات جنگنده‌های نیروی هوایی، پهپادهای ارتش نیز تا روز آخر جنگ فعال بودند و نقشی بسیار مؤثر ایفا کردند. از پهپادهای «آرش ۱» و «آرش ۲» استفاده شد. پهپاد «آرش ۲»، که نوع جدیدتر و با برد ۲۰۰۰ کیلومتری است، قابلیت پروازی بالا و سطح مقطع راداری کوچکی دارد که کشف آن را برای دشمن بسیار دشوار می‌سازد و از قابلیت نظامی بسیار مؤثری برخوردار است. عمدتاً از همین پهپاد «آرش ۲» استفاده شد که نیروی هوایی ما به کار گرفت.
  22. چین از نسخه صادراتی جنگنده J-35A رونمایی کرد جنگنده J-35A یک جت پنهان‌کار چندمنظوره است که توانایی اجرای مأموریت‌های برتری هوایی، تهاجمی و سرکوب پدافند هوایی دشمن را دارد و برای استفاده نیروی هوایی و نیروی دریایی چین ساخته شده‌است. پیش از این برنامه‌های رسمی پاکستان برای خرید نسخه‌ زمینی این جنگنده اعلام شده‌بود. جزئیات جدید از توانایی های جنگنده جی ۳۵ که مشخص شده است ، سیستم هدف‌گیری الکترواپتیکی است که ظاهراً معادل EOTS موجود در F-35 است و به طور مشابه زیر دماغه نصب شده‌است. همچنین یک نمایشگر هدآپ با زاویه دید وسیع در کابین خلبان دیده‌می‌شود. افزون‌بر این، چیزی شبیه به لنز راداری بازتابی لونه‌بورگ زیر بدنه، قرار دارد. در مورد J-35 نیروی دریایی چین، این هواپیما به وضوح برای تجهیز ناوگان کشتی‌های هواپیمابرِ در حال رشد این نیرو، طراحی شده‌است. جنگنده J-35 به‌طور ویژه، برای ناو جدید “فوجیان” با سیستم پرتابگر الکترومغناطیسی طراحی شده‌است، اما شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد این جنگنده، در آینده روی ناوهای قدیمی‌تر چین مانند “لیائو نیانگ” و “شن‌یانگ”، که از رمپ‌های پرتاب شیب‌دار استفاده‌می‌کنند، نیز به‌کار خواهد رفت. J-35A همچنین از نظر هزینه نسبت به رقیبان غربی و حتی J-20 هم در خرید و هم در انجام عملیات بهتر است و گزینه ی مناسب برای خرید کشور های با بودجه های نظامی کمتر به حساب می آید.
  23. بله من هم یادم هست اما الان چند سال هست نیستند نمی دونم چرا
  1. بارگزاری جریان فعالیت های بیشتر