mehran55

Editorial Board
  • تعداد محتوا

    792
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    44

mehran55 آخرین امتیاز شما در روز 13 تیر

mehran55 شما بیشتری مطالب مورد علاقه کاربران را دارید!

اعتبار در انجمن

13,319 نشان معرفت

درباره mehran55

  • رتبه حساب کاربری
    استوار یکم

Profile Information

  • Gender
    Male
  • Location
    ??????? ??????/????? ????

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

5,719 نمایش های پروفایل
  1. با سلامی گرم و دوباره به دوستان میلیتاریست عزیز ، بحث شیرین تاریخچه تولید و بکارگیری پهپاد در سازمان رزم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی رو به اتفاق هم ادامه میدیم: پهپاد در دفاع مقدس روند شکل گیری و نقش آفرینی یگان پهپاد سپاه در دفاع مقدس زادگاه پهپاد انگار که سپاه مسابقه ای بین جهادهای دانشگاهی کشور برگزار کرده باشد ، جهاد دانشگاه اصفهان ، دانشگاه صنعتی اصفهان و دانشگاه صنعتی تهران همگی به تولید پرنده های بدون سرنشین با قابلیت عکسبرداری مشغول شده و به موفقیت هائی هم دست یافته بودند. پیش از آن شهید چمران در وزارت دفاع هم ، مطالعاتی در این خصوص انجام داده بود که نیمه کاره رها شده بود. انتهای تلاش آنها هم در این خلاصه میشد که پرنده مدل (نسخه تجاری و اسباب بازی) بتواند از ارتفاع و از سطح زمین عکسبرداری کند. اما این فقط جهاد دانشگاه اصفهان (واقع در دروازه شیراز) بود که به کمک چند نفر علاقمند به پرنده های مدل بدون سرنشین ؛ موفق شده بود که هم "پرنده" را بسازد و هم "دوربین کوچکی" روی آن کار گذاشته و عکس هائی از فراز شهر بگیرد. پیش از این با خیلی از مراکز علمی و تحقیقاتی حرف هائی در این خصوص زده بودیم ، اما خبری نشده بود. مشاهده موفقیت بر و بچه های جهاد دانشگاهی در ساخت و انجام تست عکسبرداری از آسمان اصفهان ، تا روزها مرا شیفته خود کرده بود و احساس می کردم با تقویت کارگاه اصفهان ؛ خیلی زود تحولی نو در جنگ پدید خواهد آمد. تلاش زیادی کردم تا خبر این موفقیت را به گوش فرمانده سپاه برسانم. خبری که خیلی ها را می توانست خوشحال کند و تحولی نو در حوزه شناسائی و کسب اطلاعات از دشمن پدید آورد. اما فرمانده سپاه آقای محسن رضائی با پیشینه قضیه قزوین که دلخوشی از این گونه اخبار نداشت ؛ تحویلمان نگرفت. این موفقیت بزرگتر از آن بود که با همان روند ادامه یابد. با اینحال ، خبرش که به تهران رسید ، آقای محمد باقری و حسین تاش ( از مسئولین اطلاعات قرارگاه خاتم ) فی الفور مرا مأمور کردند تا بازدیدی از آنجا داشته باشم. سرلشکر محمد باقری من به همراه آقای حسینی فرمانده یگان هوائی سپاه به اصفهان که رسیدیم ، یکراست به جهاد دانشگاهی دانشگاه اصفهان رفتیم. آقای علی قمی که نام اصلی اش یوسفی بود ، مسئول آنجا بود و هم او بود که کارگاه را برای بچه های پروازی راه اندازی کرده بود. رئیس دانشگاه نیز با آنها همکاری تنگاتنگی داشت. کارگاه اصفهان تقریبا توی همه مباحث پروازی و عکسبرداری ورود پیدا کرده بود : از ساخت پرنده مدل و تست پرواز گرفته تا سیستم رادیو کنترل و دوربین و حتی چاپ و ظهور عکس هوائی . ( ظاهرا رادیو کنترل را بچه های جهاد دانشگاهی "دانشگاه صنعتی اصفهان" در اختیار آنها گذاشته بودند. ) آنها انصافا یک تیم کاری بسیار خوب بودند. آقای حسینی با مشاهده این موضوع همانجا مرا مأمور کرد با تقویت کارگاه و عملیاتی کردن آن ، زمینه بهره برداری نظامی از هواپیمای مدل را در جبهه های جنگ در آینده ای نزدیک فراهم کنم. بعد از بازگشت به تهران ، اولین تصمیم من آزادسازی 4 تن از بهترین نیروهایم از واحد اویونیک بود : برادران مختار زاده و اربای از بخش الکترونیک . برادران عبدوس و محمدی نیک از بخش مکانیک. مأموریت این چهار نفر ، استقرار شبانه روزی در کارگاه اصفهان (در کنار تیم قبلی ) ، برای تداوم ساخت ، آموزش و بهره برداری از هواپیمای مدل در حداقل زمان برای بکارگیری آنها در جبهه های جنگ با قابلیت عکسبرداری هوائی بود. راوی : محسن عمل نیک * * * * * شاگردی ابتدا دیدن قیافه های سعید ، مسعود و فرشید ، کمی برایمان غیر منتظره بود. در مقایسه با ما که با لباس های خاکی بسیجی و سر و وضعی کاملا معمولی ، پا به کارگاه می گذاشتیم ؛ این چند نفر هم شیک پوش و مرتب بودند و هم لباس شخصی. بهشان نمی آمد که طرز فکری مثل ما داشته باشند. این تنها چیزی بود که از همان اول توی ذوق مان زد. فرشید از خانواده متوسطی بود که در دبیرستان هنر درس خوانده بود و سر رشته ای توی هنرهای تجسمی ، نقاشی و گرافیک داشت. او از هنرش در طراحی و ساخت هواپیماهای مدل استفاده کرده بود. سعید دانشجوی رشته فیزیک بود و از خانواده ای متدین و مذهبی. او به همراه دو دوستش ، اولین کسانی بودند که روی کارگذاری دوربین عکاسی در پرنده های بدون سرنشین کار کرده بودند. سعید چیزهائی هم از الکترونیک میدانست و هم از رادیوهای غیر حرفه ای سر در می آورد. از بین دوستانش قیافه ومرامش بیشتر به ما نزدیک بود. او بعدها به آمریکا رفت و در ناسا مشغول به کار شد. مسعود زاهدی از خانواده ای مرفه و طلافروش بود و به پرنده های بدون سرنشین به عنوان یک تفنن می نگریست ؛ اما بر اصول آیرودینامیک بسیار مسلط بود و می دانست از آن چگونه برای ساخت بال و بدنه استفاده کند. این چند نفر با همین تخصصشان برای ساخت پرنده های بدون سرنشین ، گروه بسیار خوبی را تشکیل داده بودند. آنها حتی موفق شده بودند ، پرنده ای بسازند که تویش یک دوربین 110 عکاسی باشد. این دوربین هم شاتر داشت و هم درایور. اگر چه یک هواپیمای مدل به حساب می آمد ؛ اما در آن شرایط یک آرزو به حساب می آمد. دوربین کداک 110 ، اولین دوربین پهپادی ایران اما وقتی چشممان به آن هواپیمای زهوار در رفته شان افتاد ، خیلی سعی کردیم خنده مان نگیرد. پنج نفر آدم بزرگ از تهران کوبیده و آمده بودند اصفهان ، با آن همه حرف هائی که از موفقین عکس برداری هوائی شنیده بودند ، یهو با دیدن این هواپیمای اسباب بازی حالشان گرفت. ما اینسترومنت کار و مهندس الکترونیک بودیم که سر و کارمان با هواپیماهای غول پیکر بود. حالا جلوی مان هواپیمائی با موتور 45 cc بود که قرار بود موضوع شغلی آینده مان باشد. مجید محمدی اولین کسی بود که جا زد : من مکانیک کار هواپیماهای جنگی هستم مرا آورده اید اینجا چه کار ؟؟!! سر کارم گذاشته اید ؟ بعد با دلخوری نماند که جواب بگیرد . ول کرد و رفت. قرار بود گروهمان ده روزی در این کارگاه مشغول شود و اگر مفید بود برای همیشه بمانیم. با رفتن مجید ، ما چهار نفر تصمیم گرفتیم بمانیم و پیش سعید ، مسعود و فرشید شاگردی کنیم. برای همین روزی سه ساعت کلاس تئوری داشتیم و شش هفت ساعت کار عملیاتی. راوی : محسن عمل نیک ادامه دارد ... ------------ پ.ن 1 : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند. پ.ن 2 : با توجه به طولانی بودن مطالب و بخاطر جلوگیری از خستگی مخاطب در پست های بعدی به ادامه مطالب این کتاب خواهیم پرداخت. پ.ن 3 : به دلیل رعایت امانتداری لازم است بیان نمایم که بخاطر جلوگیری از یکنواختی مطالب ، تعدادی عکس هم در لابلای مطالب تاپیک قرار داده ام که این عکس ها عمومامربوط به کتاب نبوده و توسط اینجانب انتخاب شده اند
  2. با سلام خدمت دوستان عزیز میلیتاریست پیش از هر چیز اعلام کنم که این پست صرفا حاصل یک رویاپردازی هست . پس دوستان در قالب یک سناریو پیشنهادی برای بروز رسانی تایگر به اون نگاه کنند و نه یک خبر رسمی و موثق مقدمه - چند روزی هست که ذهنم درگیر پروژه های بروز رسانی برای " F-5 " تایگرهای نهاجا هست. واقعا برای تبدیل کردن یک جت نسل سوم ، به پرنده ای که بتونه بخش محدودی از نیازهای هوائی نهاجا رو بر طرف کنه ، راه درازی در پیش داریم. "مقایسه تطبیقی" بروز رسانی های فانتوم ( پروژه دوران ) و بروز رسانی تایگر ( آذرخش ، صاعقه ، صاعقه 2 ، کوثر و ... ) هم میتونه نکات جالبی رو در بر داشته باشه. در حالیکه فانتوم ها در قالب یک پروژه (که رسما هم بعنوان یک بروز رسانی اعلام شده و نه ساخت یک هواپیمای جدید ) ، آهسته و پیوسته در حال روزآمد شدن هستند ، تایگر سرنوشت متفاوتی رو دنبال میکند و مرتب از این شاخه به اون شاخه میپرد: یکبار دم هواپیما دو قلو میشود و بار دیگه دوبار دم قدیمی بر میگردد و .... اما به اعتقاد من و با توجه به بروز رسانی های تایگر در سایر کشورها ، برای تبدیل تایگر به پرنده ای که بتواند بخشی ( هر چند محدود ) از نیازمندی های نهاجا رو پوشش بدهد نیاز به یکسری تغییرات و بروز رسانی ها دارد که به ترتیب اونها رو بیان میکنم. ( با این امید که شاید در گوشه ای و در جائی گوشی برای شنیدن این حرف ها وجود داشته باشد) : * * * * * اول از همه نامگذاری این پروژه بروز رسانی هست . بهتر هست که بجای نام های متعدد برای بروز رسانی اف - 5 ( کوثر ، آذرخش ، صاعقه و ... ) مثل پروژه فانتوم ( پروژه دوران - به یاد شهید دلاور عباس دوران ) این بروز رسانی رو متبرک کرد به نام یکی از شهدای نامدار جنگنده اف - 5 در خلال دفاع مقدس . مثلا پروژه اقبالی ( شهید علی اقبالی دوگاهه ) حتی میتوان به سبک برخی کشورها که برای تایگرهای خودشون نام های جالبی استفاده میکنند ( مثل شیلی و نامگذاری تایگر - 3 ) ما هم یک اسم با مسما برای تایگرهای بروز رسانی شده خودمون انتخاب کنیم : مثلا Persian Tiger. اینجوری دیگه مسئولین محترم هم ناچار نیستند که با هر تغییر جزئی یک مراسم رونمائی برگزار کنند و اعلام کنند که در تولید هواپیمای جدید به خودکفائی لازم رسیده ایم ( واقعا مسیر بروز رسانی فانتوم ها چه اشکالی داره که برای تایگرهامون اینقدر ناچاریم که مسیر متفاوتی رو طی کنیم ؟ ) پس از اونجائی که آرزو بر جوانان عیب نیست ، بنده هم بسته پیشنهادی خودمون رو برای تایگرها رسما رونمائی میکنم (IRIAF F-5 E/F (Persian Tiger ( پروژه اقبالی) بخش اول - پیکربندی سازه : از آنجائی که دهه ها از پرواز مستمر و پر تنش تایگرها میگذرد ، شاید مهمترین ضرورت برای این پرنده های پیر ، بازسازی بدنه و رفع خستگی سازه باشد. به احتمال زیاد در این زمینه توانمندی های داخلی کفایت میکند ، اما در صورت نیاز به کمک گرفتن از کشورهای دیگه ، طیف متنوعی از کشورهای سازنده هواپیما هستند که میتونند در این زمینه کمک حال ما باشند (بطور غیر رسمی البته). کشورهائی نظیر روسیه ، چین ، اوکراین ، برزیل ، اندونزی ، آفریقای جنوبی ، حتی ترکیه !! و ... پوشش بدنه : بارها توسط مقامات دفاعی ما اعلام شده که ما توان تولید مواد جاذب رادار رو داریم. پس چه بهتر هست که بدنه تایگرهای بازسازی شده رو با مواد جاذب رادار پوشش بدیم تا توان ماندگاری اون ها رو در میدان نبرد افزایش بدیم. اما اگر خودمون توان تولید این مواد رو نداریم ، بهتر هست که بیخیال این بخش بشیم. چون هم کشورهای کمی از این دانش برخوردار هستند ، هم این اندک کشورها چنین چیزی رو در اختیار ما قرار نمیدهند و اگر هم قرار بدهند پول خون اجدادشون رو طلب خواهند کرد. مخازن سوخت : یکی از عمده ترین مشکلات تایگرها ، برد نه چندان زیاد عملیاتی و مداومت پروازی نه چندان زیاد اونها هست. میشود با مخازن سوخت خارجی این مشکل رو حل کرد. اما بخاطر محدودیت تعداد پایلون های حمل سلاح توسط این پرنده رزمی ، اینکار مقرون به صرفه نیست. پس بهتر است که از مخازن سوخت تطبیقی استفاده کنیم. ( تجربه ای که برزیل با تایگرهاش با موفقیت پشت سر گذاشت ) . در این حوزه هم علاوه بر توانمندی داخلی ( که احتمالا موجود هست و قادر به ساخت این مخازن هستیم ) در صورت نیاز میتونیم از کمک غیر رسمی شرکت ها و کشورهای خارجی هم استفاده کنیم. لوله سوخت گیری هوائی : طبیعتا دارا بودن این مزیت برای یک پرنده رزمی نیاز به توضیح چندانی ندارد و قبلا هم در یکی دو پرنده موجود نهاجا این تجربه به ثمر نشسته است و توان داخلی کافی برای آن وجود دارد. بخش دوم - تجهیزات الکترونیک ( اویونیک ) نصب نمایشگر بالاسری : داشتن هود یا همان نمایشگر بالاسری (HUD) امروزه جزء لاینفکی از جنگنده های رزمی می باشد و ظاهرا در پروژه کوثر هم نشان داده شده که تایگرها توان تجهیز به این قابلیت را دارند. ( توان بومی برای این کار وجود دارد.) نمایشگر چندگانه رنگی درون کابین (MFD) : وجود حجم بالائی از عقربه ها و نمایشگرهای آنالوگ ، حجم بالائی از توجه خلبانان تایگر را به خود معطوف میدارد که با نصب یکی الی دو نمایشگر دیجیتال ، فضای کابین برای مدیریت پرواز توسط خلبان بسیار بهینه خواهد شد. این اتفاق هم ظاهرا در قالب پروژه کوثر اتفاق افتاده ( هر چند واقعا نیاز نیست که هر عقربه را با یک صفحه نمایشگر جایگزین نمود و نهایتا 1 الی 2 صفحه نمایش کافی است ) رادار هوا به هوا : تجهیز اف- 5 های نهاجا به راداری نسبتا قدرتمند ، ضرورتی است که شاید به سختی بشود دلیلی برای رد این نیاز آورد. در صورت عدم توانمندی صنایع داخلی ، شاید بتوان از چین ، روسیه و برخی کشوهای دیگر در این زمینه طلب کمک نمود. سامانه نگاه به پائین و شلیک به پائین : یکی دیگر از ضرورتهای استفاده از تایگر در قرن جدید ، وجود سامانه نگاه به پائین و شلیک به پائین است. تجربه ای در بروز رسانی تایگرهای سنگاپوری هم دیده شد. شاید در این حوزه تکنولوژی کافی در کشور وجود نداشته باشد ، اما شاید بتوان از طریق دیگر کشورها به راحتی به چنین سامانه ای دست پیدا کرد. سامانه ناوبری و هدایت : برای این منظور میتوان تایگرها را به سامانه ناوبری ماهواره ای ( GPS / گلوناس ) مجهز نمود. سامانه تشخیص عوارض زمین : هم اکنون سوخو 24 های نهاجا مجهز به سامانه تشخیص عوارض زمین هستند. این قابلیت به خلبان کمک میکند تا در شب یا شرایط بد آب و هوائی پرواز ایمن تری را پشت سر بگذارد و در تعیین مسیر هم دچار خطا نشود. کابین هماهنگ با دوربین دید در شب : در ارتقاء های F-5 با چنین قابلیتی مواجه نشدم اما سوخو 25 ام اس در بروز رسانی خودش از چنین قابلیت توانمندی برخوردار است که میتواند قابلیت پرواز در شب تایگر را بسیار ارتقاء دهد. سامانه شناسائی دوست از دشمن :پیش از این F-5-2000 های ترکیه به این سامانه مجهز شده اند. تایگرهای ما هم میتوانند با تکنولوژی بومی و در صورت عدم وجود دانش این کار در کشور با کمک چین و یا روسیه به این قابلیت مجهز بشوند. بخش سوم - تسلیحات و توان رزمی پوشاله / شراره : تایگرهائی که ایران خریداری نموده بود فاقد امکان استفاده از چف و فلیر ( پوشاله / شراره ) برای بقاء پذیری بیشتر در میدان نبرد بودند. اما امروزه این ابزارهای دفاعی به جزء لاینفکی در پرنده های رزمی مبدل شده اند و ضروری است که تمامی تایگرهای نهاجا به این ابزارها مجهز بشوند. هر چند ظاهرا در سال های پس از جنگ برخی از تایگرها به این امکان مجهز شده اند. هشدار قفل لیزری و راداری : ضروری است که تایگرهای ما به سامانه هشدا دهنده قفل لیزری و قفل راداری مجهز بگردند تا در برابر موشک های شلیک شده به این پرنده ها ، امکان بقاپذیری بیشتری در میدان نبرد داشته باشند. نرم افزار پرتاب بمب های سقوط آزاد : سوخو 24 در ارتقاء به مدل M2 از یک نرم افزار بهینه شده بهره گرفته است که باعث میشود تا خلبان در مناسب ترین زمان اقدام به رها سازی بمب های خود نماید. میتوان این نرم افزار را از طریق روسیه تهیه نمود و تایگرها را به این نرم افزار مسلح کرد. سامانه هدف گذاری لیزری : با توجه به توان مناسب پهپادی ایران ، امکان عملیات مشترک تایگرها با همراهی پهپادهای رزمی ، خارج از تصور نیست. حال اگر تایگر ها مجهز به سامانه هدف گذاری لیزری بشوند ، میتوانند بزرگترین نقیصه خود ( یعنی توان کم حمل تسلیحات ) را با هدایت پهپادهای رزمی ایرانی به سمت هدف بصورت قابل قبولی ارتقاء ببخشند. جنگ افزار : در این زمینه طیف متنوعی از تسلیحات هواپایه در ایران ساخته شده است که امکان نصب بر روی تایگرهای آپگرید شده پارسی را دارند. ============== به اعتقاد بنده با این ارتقاء ها و رسیدن به استاندارد جنگنده های نسل 3.5 تایگرهای ایرانی میتوانند در دوران معاصر هم ، همچنان بازو و کمک حال موثر نهاجا باقی بمانند. البته ممکن است که برخی از این بروزرسانی ها بر روی برخی از تایگرها انجام پذیرفته باشد ، اما ارتقاء کامل این گزینه هابر روی عمده تایگرها است که میتواند یک تایگر متناسب با صحنه نبرد امروزی را تحویل نهاجا بدهد و نه برخی ارتقاء های ناقص پ.ن 1 : ممکن است که برخی از این ارتقاء ها بر روی تایگر امکان پذیر نباشند. پس دوستان به بزرگی خودشان ببخشند پ.ن 2 : ممکن است برخی دوستان هم پیشنهادات دیگری برای ارتقاء تایگرها داشته باشند که خوشحال میشوم که با این پیشنهادات دوستان هم آشنا بشویم. پ.ن 3 : دوستانی که پسندیدند ، مثبت را فراموش نکنند.
  3. با عرض سلام متقابل و پوزش از شما و سایر دوستان بخاطر به تعویق افتادن تاپیک. متأسفانه در اثر یک سانحه این دست بنده وبال گردن شده و با دست گچ گرفته تایپ کردن یک مقدار سخت هست متأسفانه ان شاءالله به محض باز کردن گچ دست مجدد این تاپیک و سایر تاپیک های نیمه کاره رو پیگیری خواهم نمود. -------------------- در خصوص فرمانده وقت نیروی هوائی ( باقری ) هم چشم. توضیحات تکمیلی رو ارائه خواهم نمود.
  4. با سلام این تاپیک مال زمانی هست که بنده هنوز اکانت گالری نداشتم و نمیتونستم که هیچ عکسی در تاپیک قرار بدم. دیشب قصد داشتم که تعدادی عکس در این تاپیک قرار بدم که متأسفانه کل مطالب تاپیک پاک شدند. ولی با کمک برادر واریور مجددا بازیابی شدند. پس از بازیابی مجدد ، تعدادی عکس در تاپیک قرار گرفت که امیدوارم به بهتر شدن فضای تاپیک کمک کرده باشه.
  5. با سلام و با اجازه دوستان ، بنده هم نکاتی رو عرض میکنم : 1. مذاکره یک پدیده مجرد نیست و تابع مسائل مختلفی هست. در خصوص مذاکره چند سوال مطرح هست : الف- مذاکره با چه کسی ؟ ( طرف مذاکره ) ب - مذاکره در چه زمانی ؟ ( زمان مذاکره ) پ - مذاکره در مورد چی ؟ ( موضوع مذاکره ) به نظر من این فرمایش رهبری که فرمودند : " مذاکره نمی کنیم " و " جنگ هم نمی شود " بیشتر ناظر به پاسخ سوال اول هست. در واقع منظور ایشون این هست که ما با آمریکا ( به تنهائی ) مذاکره نمی کنیم. همون طور که عبارات جنگ نمی شود هم دقیقا اشاره به آمریکا دارند. اینکه دوستان این اصل عدم مذاکره رو یک اصل مقدس می دونند و اصولا هرگونه مذاکره ای رو ( با هر کسی ) یک تابو و گناه غیر قابل گذشت می دونند ، یک مقدار با واقعیات جامعه امروز غیر قابل تطابق هست. بهتر هست که ابتدائا بحث بر سر این موضوع باشد که اگر با آمریکا ( به تنهائی ) مذاکره نمی کنیم ، پس با چه کسی حاضر به مذاکره هستیم ؟ در دور اول مذاکرات هسته ای ( 5+1 ) ایران با 5 کشور دارای حق وتو سازمان ملل + آلمان مذاکره نمود. در دور دوم برای اینکه در مذاکرات وزن اروپا بیشتر لحاظ شود ، نام مذاکرات به 3+3 تغییر یافت ( 3 کشور اروپائی + 3 کشور غیر اروپائی ) همانطور که دوستان ملاحظه کردند در هر دو مرحله آمریکا سر میز مذاکره حاضر بود و ایران با نشستن وزیر خارجه آمریکا در کنار سایر وزرای خارجه برای مذاکره مشکلی نداشت. سوال : در این مرحله اگر قرار بر مذاکره باشد ( که به اعتقاد بنده اجتناب ناپذیر است ) بهتر است که ایران یک ترکیب مناسب تر از 5+1 یا 3+3 برای آن سمت مذاکره ارائه نماید و اعلام کند که حاضر به مذاکره با ان ترکیب هست. بعنوان مثال : طرف مقابل میز مذاکره می تواند ، نمایندگان مجامع جهانی باشد . نظیر : " دبیرکل سازمان ملل " ، " نماینده شورای امنیت سازمان ملل" ، " نماینده جنبش عدم تعهد " ، " نماینده اتحادیه اروپا" ، " نماینده اجلاس شانگهای" ، " نماینده اتحادیه عرب " ، " نماینده اتحادیه آفریقا " + نماینده آمریکا بعد از مشخص شدن طرف مذاکره است که می توان به سراغ زمان مذاکره رفت و در نهایت موضوع مذاکره. ( طبیعتا وقتی ترکیب تیم مذاکره کننده گسترده باشد ، یکی از اعضا نمی تواند که بگوید که من به تنهائی 12 شرط برای مذاکره دارم ) الان باید بجای این دوگانه نه جنگ - نه مذاکره ( که در خارج از مرزها موضع انفعال را بیشتر نشان میدهد تا موضع مقاومت را ) باید با یک دیپلماسی فعال زمین بازی را عوض کرد و از گیر افتادن ایران در گوشه رینگ ( الان یا در آینده ) به شدت پرهیز نمود.
  6. با سلامی گرم و دوباره به دوستان میلیتاریست عزیز ، بحث شیرین تاریخچه تولید و بکارگیری پهپاد در سازمان رزم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی رو به اتفاق هم ادامه میدیم: پهپاد در دفاع مقدس روند شکل گیری و نقش آفرینی یگان پهپاد سپاه در دفاع مقدس عملیات کور هواپیمای RF-4 با همه محدودیت های پروازی اش ، آب باریکه ای را می مانست که می توانست تنور عملیات ها را علیه دشمن گرم نگه داشته و امید به بیرون راندن اشغالگران را از خاک میهن اسلامی تازه کند ؛ اما جلسه تابستان 1363 ، مُهر دیگری بود بر محدودیت بکارگیری آنها. این جلسه مهم در حوزه فرماندهی نهاجا تشکیل شده بود و همه فرماندهان سپاه از آقای محسن رضائی بگیر تا فرماندهان عملیاتی جنگ حضور داشتند. من و آقای حسین تاش از یگان هوائی سپاه به آن جلسه دعوت شده بودیم. عموما این جلسات برای تبادل نظرات بین ارتش و سپاه برگزار می شد ، اما این بدترین جلسه ای بود که کام همه فرماندهان را تلخ کرد. آقای معینی فر ، از فرماندهان ارتش در این جلسه رسما اعلام کرد که ما به دلائل مختلف ، دیگر نمی توانیم از هواپیمای فانتوم استفاده کنیم. برای شناسائی و عکسبرداری از مواضع دشمن از این پس فکر دیگری بکنید. با این حرف حالمان گرفت. با دکل های برق که فقط در برخی از مناطق پیدا می شد، چیز زیادی نمی شد از عقبه دشمن را دید زد. نیروهای شناسائی زمینی هم فقط می توانستند حداکثر از کمین ها عبور کرده و تا خط دشمن پیش بروند. از آن به بعد به راحتی ، نمی توانستیم حدس بزنیم ، چه برسد به اینکه بخواهیم عملیاتی را طرح ریزی کنیم. تمام روش های شناسائی دشمن بسته به همین چند مورد بود ، اما این فقط عکس هوائی بود که می توانست چاره کار باشد. اگر چه عکس های RF-4 هم از ارتفاع بسیار بالائی گرفته می شد و بسیاری از مواضع به خصوص آنهائی را که دشمن اختفاء و استتار کرده بود ، پیدا نبود و از طرفی فاصله زمانی عکسبرداری تا موزائیک کردن و تفسیر آنها و استخراج و دسترسی به اطلاعات آنها ، زمان نسبتا زیادی می برد و در این فاصله دشمن می توانست ؛ آرایش نظامی خود را عوض کند ، اما با این همه فرماندهان به شناخت کلی از عقبه دشمن می رسیدند. اما اکنون بدون آن یا باید از عملیات کردن علیه دشمن صرف نظر می شد و یا به عملیات کور تن داده می شد. تن دادنی که بی شک خسارات فراوانی را باید به جان خرید. اگر چه آن روز همه مأیوس و نگران بودند اما ایمان داشتیم که راه سومی باید وجود داشته باشد. راوی : محسن عمل نیک * * * * * راه سوم ظاهرا احمد راه سوم ماجرا بود. من می دیدم این چند روز دارد تقلاهائی می کند و رفت و شدهائی را نیز به فرماندهی یگان راه انداخته است اما نمی دانستم اینقدر مهم شده باشد. احمد با این کار حسابی خودش را مطرح کرده بود. اکنون دیگر نامش ورد زبان فرماندهان شده و خبرش حتی به محسن رضائی هم رسیده بود. پیش خود می گفتم : حالا دیگر حتی می تواند خانه نیمه کاره اش را به اتمام برساند ، به خصوص اینکه او آدم نکته سنج و فرصت شناسی است و می داند چطور با فرماندهان حرف بزند تا به خواسته هایش برسد. شاهکارش فقط این نبود که موفق شده بود پرنده ای بدون سرنشین بسازد که به راحتی در آسمان پرواز کند ، بلکه او توانسته بود با کار گذاشتن دوربین عکاسی در آن ، عکس هائی از فراز شهرش با وضوح بسیار بالا بگیرد. این کار یعنی تحول اساسی در جنگ. وقتی با خودم فکر میکردم او با این کار چقدر توانسته است در کم شدن ضایعات انسانی جنگ کمک کند ، حسودی ام میشد. ما با هم همکار بودیم ، هر دو با هم سر یک کلاس می رفتیم و در قسمت فنی هواپیمائی ، عضو کادر اویونیک بودیم. اما اینک توجه الهی شامل حال او شده بود. عکس های هوائی را که او از فراز شهر قزوین گرفته بود ، واقعا قابل تقدیر بود. بی خود نبود که به دستور آقا محسن فرمانده کل سپاه ، هم پول و امکانات برای توسعه کار در اختیارش گذاشتند و هم اسلحه ای کمری به او دادند که از خطر منافقین در امان بماند. خودش می گفت : برای اینکار از طرف منافقین تهدید به مرگ شده بود. حالا آنها چطور فهمیده بودند ، بماند. چقدر خبرهای جور واجور در این چند روز برای احمد اتفاق افتاده بود و من بی خبر مانده بودم. ولی نمی دانم چرا برای نشان دادن هواپیمایش ، هر بار تعلل می کرد. او حتی مرا که دوست صمیمی اش بودم به خانه اش راه نداد. وقتی در پاسخ فرمانده یگان هر بار طفره می رفت ، من به همراه چند نفر از دوستان تصمیم گرفتیم که سر زده به خانه اش برویم و هواپیمایش را از نزدیک ببینیم. همین کار را هم کردیم. او اول نخواست ما را به خانه اش راه بدهد ، اما وقتی فهمید ما این همه راه را از تهران کوبیده ایم و تا قزوین آمده ایم ، تسلیم شد و ما را به انباری خانه شان برد. تماشای هواپیمای اسباب بازی با آن چرخ های کالسکه و درب و داغون اش ، مسخره تر از آن بود که ماجرا را باور کنیم ، چه برسد به اینکه از او توضیح بیشتری بخواهیم. کافی بود چشم به چهره مضطرب و شرمنده اش می دوختیم. تمام حرکاتش گویای یک دروغ بزرگ بود ، چیزی که ما را همچنان سر دو راهی قبل متوقف کرد. او چون نتوانسته بود هواپیماهای دست سازش را پرواز دهد ، عکس های ارائه شده به ما را از درون یک بالگرد گرفته بود. راوی : محسن عمل نیک ادامه دارد ... ------------ پ.ن 1 : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند. پ.ن 2 : با توجه به طولانی بودن مطالب و بخاطر جلوگیری از خستگی مخاطب در پست های بعدی به ادامه مطالب این کتاب خواهیم پرداخت. پ.ن 3 : به دلیل رعایت امانتداری لازم است بیان نمایم که بخاطر جلوگیری از یکنواختی مطالب ، تعدادی عکس هم در لابلای مطالب تاپیک قرار داده ام که این عکس ها عمومامربوط به کتاب نبوده و توسط اینجانب انتخاب شده اند
  7. با سلامی گرم و دوباره به دوستان میلیتاریست عزیز ، بحث شیرین تاریخچه تولید و بکارگیری پهپاد در سازمان رزم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی رو به اتفاق هم ادامه میدیم: اختیار دارد قربان . البته ای کاش این فیلم ها یکم جزئیات بیشتری داشتند . اونوقت دیگه اصلا نیازی به ارسال این تاپیک نبود. چون این کتاب و این فیلم ها تقریبا هر دو یک مضمون مشترک ( تولید اولین پهپادهای ایرانی در زمان جنگ) دارند. بهرحال از زحمتی که برای ارسال این فیلم ها متقبل شدید ممنونم. پهپاد در دفاع مقدس روند شکل گیری و نقش آفرینی یگان پهپاد سپاه در دفاع مقدس مقدمه (بخش دوم و پایانی ) - اگر چه این گردان هیچگاه ساختاری هم عرض نام خود ، تا پایان جنگ نیافت ؛ اما با ساخت انواع هواپیماهای بدون سرنشین هم در نوع مأموریت ، هم در جغرافیای عملیاتی و هم در تنوع مأموریتی گسترش یافت و به اکثر نیازهای عملیاتی ( حتی فراتر از عکس های هوائی ارتش ) برای طرح ریزی عملیات آفند و پدافند سپاه و ارتش پاسخ داد. مزیت عکس های هوائی گرفته شده توسط پهپادهای سپاه هم بر عکس های هوائی RF-4 ارتش و هم بر شناسائی های زمینی ، فرماندهان را بر آن داشت که از این عنصر نوپا اما موثر و راهگشا حمایت کرده و جایگاه ویژه ای در طرح ریزی عملیاتی برای آن باز کنند. به طوری که برخی از فرماندهان اجرائی ، عملیات را موکول به دیدن عکس های هوائی پهپادها می کردند. سادگی در ظهور عکس ها ، به وفور بودن آنها و مهمتر از همه ؛ به روز بودن این نوع عکس ها ، در برخی از موارد تا رده گردان را پوشش می داد و در توجیه عملیاتی منطقه بسیار فابل اتکا می نمود. وضوح بالای عکس ها ، عکس برداری با نماهای نزدیک ، عکسبرداری چند زاویه ای از یک منطقه مورد نظر ، گستردگی مناطق عکسبرداری شده ، سرعت عمل ( از عکسبرداری تا بهره برداری ) ، کم هزینه بودن پروازها ، عدم نیاز به مهارت ویژه برای تفسیر عکس ها و ... از ویژگی های مهم عکس های هوائی پهپادها به حساب می آمد که خیلی زود ، این گردان را مورد توجه قرار داد. تأثیرات نظامی پهپادها چه در آفند و چه در پدافند از برجستگی های این یگان بود که برخی از آنها عبارت بودند از : کمک به بازنویسی نقشه های نظامی کمک به کاهش تلفات انسانی کمک به تقاطع اطلاعاتی کمک به اهداف عملیاتی هوانیروز انجام عملیات روانی علیه دشمن انجام عملیات فریب تکمیل کننده و تصحیح کننده شناسائی زمینی کسب اطلاعات از مناطق غیر قابل دسترس ایفای نقش در تک و پاتک شناسائی میادین مین و مواضع انتخابی دشمن و .... پهپاد های ایرانی راه درازی را پیمودند تا به این نقطه ای که امروز در آن قرار دارند ، رسیدند آنچه که توانست یگان پهپاد را در طول دوران دفاع مقدس هر روز بیش از پیش مورد توجه قرار دهد و سهم بیشتری از کسب اطلاعات از دشمن را در حوزه طرح ریزی عهده دار شود ، علاوه بر سخت کوشی ، از جان گذشتگی و ایثار کادر فنی و پروازی آن ؛ نو آوری و اتکاء بر دانش بومی بود. نیروهای پهپاد ، با ارتقاء توانمندی پهپادها (چه در زمینه عمق پروازی و چه در وسعت میدان عکسبرداری) ، ابتکارات و نوآوری های مختلفی را تجربه نمودن که می توان به ابتکار در ارتقای موتور و بدنه ، ارتقاء در کاربری انواع دوربین های عکسبرداری در پرنده ها ، ساخت و تولید لانچر ، اسکیت و ... اشاره نمود. حجم روز افزون مأموریت های ابلاغی قرارگاه عملیاتی خاتم ، از یک طرف و لزوم ساخت هواپیماهای جدید با قابلیت بالاتر ، از طرف دیگر ؛ هرگز به پهپاد امکان جدا نمودن آموزش و عملیات را تا پایان جنگ نداد و این یگان با حفظ توانمندی رزمی ، انواع آموزش های فنی و خلبانی را در خلال عملیات ها و مأموریت ها به انجام می رساند. راه اندازی پهپاد در غرب کشور ، قبل از اینکه ترجمان توسعه ساختار و سازمان پهپاد به حساب آید ، بیانگر گستردگی نیاز واحد اطلاعات به این یگان بود. گردان رعد با ارتقاء سطح دانش پروازی و با موفقیت در ساخت انواع هواپیماهای بدون سرنشین تحت عناوین تلاش ا و 2 و 3 ، هواپیمای مهاجر و ... خیلی سریع به یگان پهپاد ، ارتقاء سازمان یافت و توانست با تصویربرداری از مناطق تحت اشغال دشمن ، نقش بی بدیل خود را در عرصه اطلاعات ثبت نماید. قرار گرفتن کشور در تحریمهای ظالمانه اقتصادی و نظامی توسط ابرقدرت ها در طول هشت سال دفاع مقدس ، علاوه بر اینکه دستیابی ایران به هواپیماهای بدون سرنشین نظامی را غیر ممکن می ساخت ، مسیر دستیابی ( حتی به قطعات تجاری ) هواپیماهای مدل را نیز دچار مشکل کرده بود. با این پیشینه یگان پهپاد با کمک جوانان مشتاق و مومن ، اقدام به نوآوری در ساخت پرنده های مدل با قابلیت نظامی اعم از عکسبرداری هوائی ، تهاجمی ، خود انهدامی ، هدف و ... نمودند و در طول جنگ ، با تولید و بهر برداری از هواپیماهای مدل " تلاش " و " مهاجر" سهمی در خور در اطلاعات و عملیات ایفا نمودند. موفقیت در صنعت ساخت و بکارگیری اطلاعاتی پرنده های بدون سرنشین با امور حفاظتی ، باعث شد که تا سال 1366 دشمن از کارائی این پرنده ها بی خبر بماند و به دلیل ساختار ساده آنها نتواند حتی یکی از آنها را با انواع جنگ افزارهای خود ساقط نماید. اگر چه این یگان نهایت تلاش خود را برای حفظ جان کادر پروازی انجام می داد ، ولی به سهم خود شهداء و جانبازان عزیزی را تقدیم آرمان های اسلام نمود. عبدالرضا سالمی نژاد - مولف کتاب پهپاد در دفاع مقدس ادامه دارد ... ------------ پ.ن 1 : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند. پ.ن 2 : با توجه به طولانی بودن مطالب و بخاطر جلوگیری از خستگی مخاطب در پست های بعدی به ادامه مطالب این کتاب خواهیم پرداخت. پ.ن 3 : به دلیل رعایت امانتداری لازم است بیان نمایم که بخاطر جلوگیری از یکنواختی مطالب ، تعدادی عکس هم در لابلای مطالب تاپیک قرار داده ام که این عکس ها عموما مربوط به کتاب نبوده و توسط اینجانب انتخاب شده اند.
  8. mehran55

    نگاهی گذرا به آتشبارهای خودکششی

    با سلامی گرم و دوباره به دوستان میلیتاریست عزیز ، بحث شیرین آتشبارهای خودکششی رو به اتفاق هم ادامه میدیم: آتشبارهای خودکششی قاره آسیا : ( چین - بخش هشتم ) (ضربه اژدها : راکت انداز های چینی-7) Type WZ-303 : این راکت انداز خودکششی 130 میلی متری که با نام " تایپ دبلیو. زد - 303 " نامیده می شود ( البته Type-70 MRL هم نامیده شده است ) ، اولین راکت انداز چینی است که در این پست نسبت به معرفی آن اقدام می کنیم. این راکت انداز بر اساس راکت انداز BM-14 ساخت شوروی طراحی شده است. صنایع نورینکو چین 400 قبضه از این راکت انداز را ( بر روی شاسی نفربر زرهی Type-63 ) تولید نموده است. در انجمن هیچ تاپیکی در خصوص این راکت انداز وجود ندارد https://www.militaryfactory.com/armor/detail.asp?armor_id=845 Type 83 / WM-40 : این راکت انداز خودکششی 273 میلی متری که با نام " تایپ 83 " نامیده می شود ، دومین راکت انداز چینی است که در این پست نسبت به معرفی آن اقدام می کنیم. برد این راکت انداز حدود 40 کیلومتر است. این راکت انداز ساخته 1983 میلادی می باشد. متأسفانه در خصوص خریداران این راکت انداز چین ، اطلاعاتی بدست نیاوردم. Weishi SR-5 : این راکت انداز خودکششی که با نام " اس آر - 5 " نامیده می شود ، آخرین راکت انداز چینی است که در این پست ( و کلا در این تاپیک ) نسبت به معرفی آن اقدام می کنیم. این راکت انداز بطور همزمان از دو کالیبر 122 میلی متری و 220 میلی متری استفتئه می نماید. برد این راکت انداز 70 کیلومتر ( برای راکت 220 میلی متری ) و 40 کیلومتر ( برای راکت 122 میلی متری ) است و در سال 2012 برای نخستین بار رونمائی شده است. علاوه بر ارتش خلق چین ، ارتش ونزوئلا ، ارتش بحرین و احتمالا یکی دو کشور دیگر هم از این سلاح در سازمان رزمی خود بهره می برند. ادامه دارد... ------------- پ.ن 1 : لطفا دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند. پ.ن 2 : با توجه به خاتمه راکت اندازهای چینی انشاءالله در پست های آینده به ادامه آتشبارهای خودکششی قاره آسیا (هویتزر ها و خمپاره اندازهای خودکششی چین کمونیست) خواهیم پرداخت.
  9. بنام خداوند بخشنده مهربان با سلامی دوباره به دوستان عزیز میلیتاریست در جریان بازدید از نمایشگاه اقتدار 40 در بهم ماه 1397 در حین بازدید از غرفه پهپادها ، با توجه به اینکه مسئول غرفه علاقه بنده به پهپادها رو مشاهده کردند ، یک کتاب رو به بنده هدیه دادند که به چگونگی روند شکل گیری یگان پهپادی سپاه می پرداخت. با کسب اجازه از مدیران محترم انجمن و در راستای پرداخت ذکات علم ، مطالب و محتوای این کتاب 188 صفحه ای رو به تدریج و در قالب این تاپیک خدمت سایر دوستان خودم تقدیم میکنم : پهپاد در دفاع مقدس روند شکل گیری و نقش آفرینی یگان پهپاد سپاه در دفاع مقدس مقدمه - اگر چه از سالهای پیش از جنگ ، پرنده های هدایت پذیر از راه دور ( پهپاد ) به عنوان ابزار اطلاعاتی در ارتش های جهان از جایگاه خاصی برخوردار بودند ، اما در ارتش ایران ( قبل از پیروزی انقلاب اسلامی) محلی از اعراب نداشتند ؛ و گفته می شود که چند فروند از پهپاد های هدف در یکی از پایگاه های نظامی دیده شده که در دوران دفاع مقدس هیچ مأموریتی از خود نشان ندادند. پهپاد هدف BQM-74 Chuker ضرورت بکارگیری پهپادهای شناسائی دقیقا از روزی مطرح شد که فرماندهان جبهه های جنگ با چالشی به نام محدودیت پروازی هواپیماهای شناسائی RF-4 ارتش روبرو شدند و از عکس هوائی به عنوان مهمترین و قابل اتکاترین وسیله کسب اطلاعات و شناخت موقعیت دشمن در صحنه نبرد محروم شدند. فتو فانتوم نهاجا (RF-4E) به دنبال تحریم های اقتصادی - تسلیحاتی ، نیاز جبهه های جنگ به عکس هوائی و نگرانی فرماندهان از نبود وسیله جایگزین ؛ نیروهای مومن ، متعهد و جوان مراکز تحقیقاتی دانشگاهی ؛ بر آن شدند تا در جهت تأمین جایگزینی برای آن به فکر چاره باشند. قرار داشتن کشور در تحریم های اقتصادی - تسلیحاتی آمریکا و دنیای غرب از یک طرف و تصویب عملیات استانچ علیه جمهوری اسلامی ، امکان دستیابی به پهپادهای نظامی را برای سپاهیان اسلام طولانی و یا غیر ممکن ساخته بود که رزمندگان برای تأمین آن هدف مجبور به ساخت و ارتقای هواپیماهای مدل شدند. واحد اطلاعات - عملیات قرارگاه خاتم الانبیاء (محوری ترین قرارگاه عملیاتی سپاه که کار سازماندهی ، هدایت و طرح ریزی عملیاتی قوای اسلام علیه نیروهای اشغالگر بعثی را بر عهده داشت ) در سال 1362 گرفتار چالشی مهم در زمینه کسب اطلاعات از مواضع دشمن شد. این واحد از روش های گوناگون از جمله عکسبرداری هوائی توسط هواپیماهای RF-4 و RF-5 ارتش جمهوری اسلامی ، گروه های پیاده شناسائی ، شنود مخابراتی و تخلیه اطلاعاتی اسرای جنگی به کسب اطلاعات از دشمن اقدام می نمود. فتو تایگر نهاجا (RF-5A) در سال 1362 پس از جلسه مشترک فرماندهان ارتش و سپاه و اعلام فرمانده نیروی هوائی ارتش مبنی بر وضع محدودیت پرواز برای هواپیماهای RF-4 به دلائل مختلف از جمله کمبود هواپیما و پر مخاطره بودن این نوع پروازها ، فرماندهان جنگ را به دنبال یافتن وسیله یا روش جایگزین رهنمون کرد. اگر چه خواستگاه اولیه ساخت پرنده های بدون سرنشین با رویکرد شناسائی و عکسبرداری هوائی مشخص و روشن نیست ، اما قدر مسلم این است که ابتدا شهید چمران در وزارت دفاع و سپس جهادهای دانشگاهی دانشگاه اصفهان ، دانشگاه صنعتی اصفهان ، دانشگاه صنعتی شریف و دانشگاه شیراز ، گام های اولیه را برای تأمین آن هدف برداشته اند که به لحاظ دستیابی دانشگاه اصفهان به موفقیت هائی ، روند پیگیری ساخت ، تولید و بهره برداری اطلاعاتی تا تشکیل " یگان پهپاد در سپاه" از آنجا آغاز گردید. نیاز قرارگاه خاتم به اطلاعات از عمق نیروهای دشمن ، که تأمین آن توسط نیروهای پیاده شناسائی قابل اتکا نبود از یک طرف و عدم تأمین عکس های هوائی توسط ارتش از طرف دیگر ، نیاز به این پرنده را شدیدتر نمود. با انجام موفقیت آمیز اولین تست عملیاتی توسط این هواپیمای ساخت جهاد دانشگاهی دانشگاه اصفهان در نزدیک جزیره ماهی ( تحت نظر فرماندهان قرارگاه خاتم ) ، امید به جایگزین شدن این پرنده های بدون سرنشین به جای هواپیمای RF-4 پر رنگ تر شد و به دستور فرمانده سپاه به یگان هوائی سپاه ؛ تشکیل " گردان رعد " ( گردانی اطلاعاتی با هدف تأمین عکس هوائی ) ابلاغ گردید. این گردان ، با استقرار در شهر اهواز و سپس در پادگانی در نزدیکی جبهه های جنگ ، به گسترش ساختار و سازمان پرداخت و تلاش نمود جای عکس های هوائی ارتش را برای فرماندهان سپاه پر نماید. اعضای گردان پهپادی رعد ادامه دارد ... ------------ پ.ن 1 : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند. پ.ن 2 : با توجه به طولانی بودن مطالب و بخاطر جلوگیری از خستگی مخاطب در پست های بعدی به ادامه مطالب این کتاب خواهیم پرداخت. پ.ن 3 : به دلیل رعایت امانتداری لازم است بیان نمایم که بخاطر جلوگیری از یکنواختی مطالب ، تعدادی عکس هم در لابلای مطالب تاپیک قرار داده ام که این عکس ها عموما مربوط به کتاب نبوده و توسط اینجانب انتخاب شده اند.
  10. با سلامی دوباره به دوستان عزیز میلیتاریست ؛به اتفاق هم مبحث موشکهای بالستیک رو ادامه میدهیم: موشک های بالستیک برد متوسط Medium-range ballistic missile (قسمت سوم) Hwasong-9 : موشک زمین به زمین بالستیک برد متوسط هواسنگ-9 (Scud-ER) ساخت جمهوری خلق کره (کره شمالی) است. گفته می شود که این موشک بالستیک از سال 2000 در اختیار کشور سوریه هم قرار گرفته است و منابعی در ترکیه مدعی این هستند که سوریه خط تولید Scud-ER را هم راه اندازی کرده است. این موشک دارای برد ماکزیمم 995 کیلومتر است. این موشک ساخته سال 1994 میلادی است و از تعداد تولید شده این موشک اطلاعی در دست نیست. در انجمن هیچ تاپیکی در خصوص این موشک بالستیک وجود ندارد. https://en.wikipedia.org/wiki/Scud#Hwasong-9/Scud-ER Pukkuksong-1 : موشک زیردریائی پرتاب بالستیک برد متوسط پوک کوک سونگ-1 ساخت جمهوری خلق کره (کره شمالی) است. این موشک بالستیک گاها با نام KN-11 نیز شناخته می شود توسط زیردریائی Sinpo-class ( ساخت کره شمالی) قابلیت حمل و پرتاب را دارد. این موشک دارای برد عملیاتی 500 الی 2000 کیلومتر بود. سال ساخت این موشک سال 2017 میلادی است و توان حمل کلاهک هسته ای را نیز دارا می باشد. در انجمن هیچ تاپیکی در خصوص این موشک بالستیک وجود ندارد. https://en.wikipedia.org/wiki/Pukkuksong-1 Pukkuksong-2 : موشک زمین به زمین بالستیک برد متوسط پوک کوک سونگ-2 ساخت جمهوری دموکراتیک خلق کره (کره شمالی) است. این موشک که در واقع بر خلاف بسیاری از موشک های بالستیک ساخت کره شمالی ، از سوخت جامد استفاده میکند در خارج از مرزهای کره کد KN-15 شناخته می شود. با توجه عدم اعلام رسمی دولت کره شمالی ، اما بر اساس برآوردها احتمالا این موشک دارای برد 1200 الی 2000 کیلومتر می باشد. سال ساخت این موشک سال 2017 میلادی است و توان حمل کلاهک هسته ای را نیز دارا می باشد. در انجمن هیچ تاپیکی در خصوص این موشک بالستیک وجود ندارد. https://en.wikipedia.org/wiki/Pukkuksong-2 Shaheen-II : موشک زمین به زمین بالستیک برد متوسط شاهین-2 تنها ساخته جمهوری اسلامی پاکستان است که در این پست به معرفی آن می پردازیم . این موشک دارای برد 1500 الی 2000 کیلومتر می باشد. این موشک در نوامبر سال 2014 تولید شده است. در انجمن هیچ تاپیکی در خصوص این موشک بالستیک وجود ندارد. https://en.wikipedia.org/wiki/Shaheen-II Ghadr-110 : موشک زمین به زمین بالستیک برد متوسط قدر-110 هم ساخت جمهوری اسلامی ایران است که به معرفی آن می پردازیم. طبق ادعای منابع غربی این موشک دارای برد ماکزیمم 1800 الی 3000 کیلومتر است. منابع غربی مدعی هستند که این موشک نوعی بهینه سازی موشک شهاب - 3 می باشد و در سال 2007 به تولید رسیده است. ادامه دارد ... ----------- پ.ن 1 : امیدوارم که مورد پسند دوستان واقع شده باشد. دوستانی که پسندیدند ، مثبت را فراموش نکنند. پ.ن 2 : ان شاء الله در پست های بعدی به ترتیب سایر موشکهای بالستیک (برد متوسط ) را به اتفاق بررسی خواهیم نمود.
  11. با سلام خدمت دوستان من مدتی هست که ترجیح میدادم که وارد مباحثی شبیه به این سناریوسازی ها نشم ، چون آخرین تجربه ام توی انجمن در زمینه تجربه چندان خوشایندی نبود. زمانی که داشتم طرح حمله هوائی عربستان و متحدین اش رو به ایران سناریو نویسی میکردم ، مورد هجمه یکسری از دوستان قرار گرفتم. حالا نمیدونم مثلا اگه من اشاره نمیکردم ، احتمالا عربستان توی تهاجم هوائی به ایران مثلا یادش میرفت که از آواکس هاش هم کمک بگیره و فراموشش میشد که اصولا آواکس داره و پست من بهشون یادآوری کرد که میتونند از آواکس هاشون هم بهره بگیرند و در زمین بن سلمان بازی کردم و ... بماند... !!! فقط نکته ای که به ذهنم رسید رو اینجا میگم : اصولا وقتی شما هدف غلطی رو دنبال کنید طبیعتا هم به نتایج اشتباهی میرسید. واقعا چه دلیلی وجود داره که آمریکا زمانی که بقیه کشور دست دولت مرکزی هست هنوز ، بیاد و پایتخت رو با عملیات هلی برن و هوابرد و ... بخواد تصرف کنه ؟ مسیر ساده تر تصرف استان خوزستان نیست ؟ حتی ارتش موج دومی عراق هم در سال 59 هدف اش اشغال خوزستان بود و نه تهران ( حالا به شعارهای صدام کاری نداریم که میگفت تهران رو 3 روزه فتح میکنم ، چون اون شعارها بیشتر کارکرد تحریک ملت و ارتش عراق رو داشت و نه تکیه بر واقعیت های میدانی صحنه نبرد ) اما چرا خوزستان : 1- خوزستان چندین بندرگاه داره که پس از اشغال و حتی ایجاد سرپل های اولیه ، بجای عملیات چند هزار کیلومتری هوابرد میشه اونجا کشتی ها پهلو بگیرن و لجستیک رو به نیروهای خط مقدم برسونند. 2- خوزستان دو فرودگاه بین المللی ( اهواز - آبادان ) و چندین فرودگاه غیر نظامی و پایگاه هوائی داره که میشه برای عملیات تهاجمی و لجستیک ازشون استفاده کرد. 3. بخش قابل ملاحظه ای از چاه های نفت ( منابع درآمد دولت ) توی خوزستان قرار داره . همینطور پالایشگاه و ... 4- منابع آبی زیادی داره که هم در بعد صنعتی ( نیروگاه های برق ) و هم در بعد کشاورزی و هم در بعد تامین آب شرب شهرهای بزرگ ( نظیر اصفهان ) به شدت کشور به این منابع آبی نیاز داره 5- بار اصلی تولید غله کشور بر عهده 3 استان هست که خوزستان یکی از اون 3 استان هست. حالا سایر محصولات کشاورزی که در خوزستان تولید میشه بماند و.... ده ها دلیل دیگه میشه برای اهمیت خوزستان برشمرد که هدف بسیار راهبردی تری برای آمریکائی ها نسبت به تهران بحساب میاد پس اگر دنبال سناریو سازی برای پیاده شدن نیروهای آمریکائی در خاک ایران هستید ، خوزستان نسبت به تهران سهل الوصول تر و بسیار شدنی تر هست. در ضمن پس از سقوط خوزستان بار روانی این سقوط بر روی شهروندان دیگر نقاط هم سنگین تر میشه و احتمال مقاومت در سایر نقاط رو هم کاهش میده. فراموش نکنیم که در حمله دوم آمریکا به عراق هم ، نیروهای آمریکائی مستقیم به سراغ بغداد نرفتند و از مناطق جنوبی پیشروی کردند تا کم کم به بغداد نزدیک شدند.
  12. با سلام خدمت دوستان عزیز میلیتاریست ، و با پوزش بخاطر وقفه ای که در تاپیک پیش اومد. تاپیک بررسی عملیات نظامی چنگال عقاب رو به اتفاق هم ادامه می دهیم : بخش ششم سناریوی عملیات برابر طرح تدوین شده و برنامه تعیین شده ، قرار بر این بود که عملیات نجات گروگان ها ، به شرح زیر به مورد اجرا گذارده شود : 1- 93 نفر از نیروهای دلتا ، در تاریخ 30 آپریل ، از پایگاه خود در آمریکا به وسیله هواپیما به شهر فرانکفورت در آلمان پرواز نمایند و از آنجا به وسیله هواپیمای به پایگاه کنا ( که یک پایگاه هوائی و متعلق به کشور مصر است ) عزیمت نمایند. 2- 64 نفر از کوماندوهای نیروی زمینی ( رنجرها ) نیز به همین ترتیب به مصر بروند. 3- این افراد ( دلتاها و رنجرها ) ، پس از توجیه درباره مأموریت ، به وسیله یک هواپیمای C-141 نیروی هوائی آمریکا به فرودگاه المصیره ( یا بقول آمریکائی ها مضیره ) پرواز نمایند و در همان تاریخ (24 آپریل) به وسیله هواپیماهای C-130 که در روی زمین منتظر آنها هستند به سمت طبس پرواز نمایند. این هواپیماها ، قبل از رسیدن به قلمرو فضائی ایران و در آب های اقیانوس هند ، سوخت گیری هوائی می نمایند تا در صورتی که عملیات به مانعی برخورد نمود ؛ بتوانند که با بنزین کافی به پایگاه اولیه ( عمان) مراجعت نمایند. 4- اولین هواپیمائی که در طبس فرود می آید ، حامل فرمانده دلتا فورس ، تعدادی از نفرات و تعدادی از کوماندوهای یک تیم کنترل رزمی و دو ژنرال ایرانی خواهند بود. ( این دو ژنرال ایرانی نقش مترجم همراه تیم را داشتند. ). کوماندوها مسئول کنترل جاده ای که از مجاورت فرودگاه می گذرد خواهند بود و کلیه خودروهای عبوری از این جاده را باید متوقف نموده ، مسافرین را اسیر و تا خاتمه عملیات آن ها را با هواپیمای C-130 به مصر خواهند برد. پس از خروج گروگان ها و تیم نجات از ایران ، ترتیب مراجعت آن ها به ایران داده خواهد شود. تیم کنترل رزمی باید نشست و برخواست هواپیماها و هلی کوپترها را کنترل نموده ، دو سمت باند را با 4 الی 6 چراغ قوه کم نور علامتگذاری کنند تا هواپیماها بتوانند بدون استفاده از چراغ در فرودگاه طبس فرود آیند. در مورد هواپیمای اول ، خلبانان با استفاده از عینک های مخصوص سمت باند را تشخیص داده و به زمین خواهند نشست. 5- هنگامی که فرودگاه آماده شد ، دو فروند هواپیمای C-130 بقیه تیم دلتا و رنجرها را به طبس برده و پس از تخلیه سرنشینان به پرواز درآمده به پایگاه خود در عمان مراجعت می نمایند. 6- با پرواز این دو فروند هواپیما ، 4 فروند هواپیمای حامل سوخت برای هلیکوپترها به زمین خواهند نشست (نسخه سوخت رسان C-130) و منتظر آمدن هلیکوپترها خواهند شد. 7- هلی کوپترها که از ناو هواپیمابر نیمیتز بلند شده اند ، پس از نشستن سوخت رسان ها ، در طبس فرود آمده ، عمل سوخت گیری را انجام و تمامی نفرات تیم دلتا و 13 نفر از کوماندوهای نیروی زمینی را به اضافه راننده ها و کمک راننده ها به وسیله هلیکوپتر به مخفیگاه Deserts 2 ( یا همان صحرای دوم ) که در شمال گرمسار و دامنه کوه های البرز قرار دارد می برند. در صحرای دوم ، نفرات با استفاده از تور استتار هلیکوپترها را از دید هوائی مخفی نموده و نفرات نیز در همین نقطه باقی می مانند. این افراد در حدود 18 تا 20 ساعت بعد را باید در این محل مخفی بمانند و شب بعد برابر برنامه به سفارت و وزارت خارجه حمله کنند. در خلال این مدت ، اگر روستائی چوپان ، شکارچی و یا اهالی ده های اطراف به وجود آنان پی بردند ، باید آنها را دستگیر نموده و در بند نگه دارند و پس از خاتمه عملیات آن ها را رها سازند. 8- راننده ها و کمک راننده ها در اول روشنائی صبح در گرمسار ، سوار یک خودرو از نوع " ون " می شوند تا به گاراژ خودرو ها بروند. راننده این خودرو ون ( که وظیفه انتقال راننده ها و کمک راننده ها از صحرای دوم به گاراژ را بعهده دارد ) یک سرگرد بازنشسته نیروی مخصوص است که به عنوان عامل خبر به ایران نفوذ کرده ، مسئولیت خرید خودروها و مخفی کردن آنها را بر عهده دارد . پس از تحویل گرفتن خودروها ، راننده ها در تاریکی شب خود را به گرمسار می رسانند تا نفرات تیم دلتا و کوماندوها را به سفارت و وزارت خارجه ببرند. 9- نفرات دلتا در صورت موفقیت و خلع سلاح کردن نگهبانان و یا کشتن آنها و آزاد کردن گروگان ها به هلیکوپترها (که روشن و در گرمسار منتظر بودند) خبر ببرند و هلیکوپترها برابر زمان تعیین شده ، یکایک در محل فرود هلیکوپتر در سفارت نشسته ، گروگان ها و نفرات تیم دلتا را سوار کرده به فرودگاه کوشک نصرت در منظریه قم می برد تا از آنجا به وسیله هواپیمای C-141 که روی زمین بود ، ایران را ترک نمایند. 10- یکی از هلیکوپترها باید در ساختمان وزارت خارجه فرود آمده ، کماندوها و 2 گروگان زندانی در وزارت خارجه ایران را سوار کرده به منظریه قم خواهد برد. 11- اگر هلی کوپترها به هر دلیلی نتوانستند که در محوطه سفارت و وزارت خارجه فرود بیایند ، نیروهای دلتا و کوماندوها می بایست بوسیله اتومبیل خود و گروگان ها را به استادیوم امجدیه برسانند تا در آنجا سوار هلی کوپتر ها شده و به سمت قم پرواز نمایند. ( پلن B ) 12- پس از پرواز آخرین هلی کوپتر از طبس ( حرکت تیم دلتا از صحرای اول به صحرای دوم ) ، نفرات باقی مانده ؛ سوار هواپیمای C-130 شده ، طبس را تخلیه می نمایند. 50 نفر از کوماندوها ( رنجرها) در تاریکی شب بعد ، در فرودگاه کوشک نصرت قم فرود آمده ، نگهبانان را دستگیر و ارتباط آنها را قطع می نمایند و در زمان تعیین شده ( که قبل از آزادی گروگان ها می باشد ) هواپیمای C-141 برای تخلیه نیروها ، گروگان ها و اسرای ایرانی احتمالی در باند آسفالت آنجا فرود می آید. 13- نفرات تیم دلتا ، پس از نشستن در فرودگاه کوشک نصرت و لحظه قبل از بلند شدن C-141 ، می بایست هر شش هلیکوپتر استالیون را منهدم نمایند تا بدست ایرانی ها نیوفتند. 14- به نفرات دلتا و کوماندوها ، دستور داده شده بود ، در صورتی که عملیات دچار اشکال شد ، نامبردگان باید با وسائل زمینی به ترکیه بروند. به آنها نقشه مسیر ، پول ایرانی ، قطب نما و چراغ قوه های STROBE داده شده بود. این چراغ ها ، از نوع چراغی است که روی بدنه هواپیماهای مسافربری نصب شده است می باشد و با نور قوی چشمک می زند و از مسافت های دور به خوبی مشخص است. ضمنا به آنها دستور داده شد ، در مسیری که عزیمت می کنند با سنگ یا شاخه درختان حروف الفبای قراردادی را بر روی زمین بگذارند تا ماهواره های اکتشافی بتوانند موقعیت آنها را مشخص نمایند. 15- برابر درخواست فرمانده گروه دلتا ، قرار بود که همزمان با رسیدن گروه دلتا از گرمسار به تهران ، دو فروند هواپیمای مسلح C-130 (گان شیپ) ، یکی روی سفارت و دیگری روی فرودگاه مهرآباد ؛ پرواز نمایند تا در صورتی که جماعتی از مردم بخواهند به کمک نگهبانان بروند ، آنها را از بین ببرند. یا اگر هواپیمای شکاری بخواهد از مهرآباد پرواز کند ، او را بر روی باند منهدم نمایند. این قسمت از طرح که مورد توجه موسسه تحقیقاتی و تیم حقیقت یاب کنگره قرار نگرفته است از نقاط مهلک ضعف طرح ریزی بوده است: نخست اینکه دفاع هوائی نیروی هوائی ایران در تمام مدت 24 ساعت قادر است که هواپیماهای آماده باش را ظرف یک دقیقه از کلیه پایگاه ها پرواز دهد. در صورتی که چنین وضعی در مهرآباد به وجود می آمد بدون شک هواپیماهای آماده ( آلرت) پایگاه همدان ، می توانستند در کمتر از 8 دقیقه روی تهران باشند و به طور قطع گان شیپ های C-130 نمیتوانستند از چنگ فانتوم ها جان سالم بدر ببرند. مسئله دیگر موضوع کشتار مردم است. اگر قرار بود این هواپیما به سوی مردمی که به سمت سفارت می آمدند ، تیراندازی نماید ؛ رقم کشته شدگان به چندین هزار نفر می رسید و این عمل آمریکا ، واکنش بدی در سراسر دنیا داشت. ادامه دارد ... منابع مورد استفاده در انتهای تاپیک معرفی می شوند. ===================================================== پ.ن 1 : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند. پ.ن 2 : بخاطر کثرت منابع مورد بررسی ؛ حجم بالائی از دیتا و اطلاعات گرداوردی شده است که پرداختن به همه آنها در یک پست میسر نیست. لذا از صبر و تحملی که دوستان عزیز به خرج میدهند تا مطالب دنباله دار تاپیک به سرانجام برسد. پیشاپیش سپاسگذارم.
  13. با عرض سلام اجازه بدید قبل از شروع بحث یک لطیفه بی مزه اسکاتلندی رو بیان کنم. نقل هست که استاد سخت گیری قصد داشت که از یک دانشجوی دریانوردی امتحان بگیره. استاد : اگر در وسط دریا گرفتار یک توفان بزرگ شدید ، چکار میکنید ؟ دانشجو : بلافاصله لنگر کشتی رو میندازم تا کشتی توی توفان به این طرف و اون طرف نره استاد : حالا اگه توفان دومی سهمگین تر و شدیدتر از طوفان اول اومد ، چیکار میکنید؟ دانشجو : بلافاصله لنگر دومی رو که از لنگر اول بزرگ تر باشه میندازم استاد : اگر توفان سومی آمد که از دو توفان قبلی شدیدتر بود ، حالا چیکار میکنید ؟ دانشجو : اینبار لنگر سوم رو به آب میندازم استاد ( باعصبانیت ) : میشه بگید وسط اقیانوس اینهمه لنگر از کجا می آرید ؟ دانشجو ( با لبختد) : از همون جائی که شما دارید توفان های سهمگین تر میارید اصولا یکی از بازی های دشمن این هست که بازی رو با استانداردها و توانمندی های خودش بچینه و قواعد بازی رو هم خودش بنویسه و ما رو ناچار کنه که در اون زمین و طبق قواعد اون بازی کنیم. بهترین راه حل برهم زدن زمین بازی ( زدن زیر میز) و یا حداقل بازی کردن طبق قواعد و استانداردهای خودمون هست ، وگرنه ناچارا طبق اون مثال بالا ، در برابر طوفان های جدید ، به ناچار لنگر کم میاریم و غرق میشیم. اگر قرار هست که اونها بازی رو در زمینی انجام بدن که مبتنی بر نبرد هوائی و یا نبرد دریائی هست ، ( متأسفانه ) باید پذیرفت که ما از پیش بازنده هستیم. مگر اینکه ما زمین بازی جدیدی ترسیم کنیم و طبق قواعد خودمون توی اون زمین بازی کنیم. یک مثال : نظام سال ها هست که بخاطر سیاست های خاورمیانه ای خودش در حال هزینه کردن (مالی-نظامی) و همزمان هزینه دادن (سیاست داخلی- خارجی) هست. اگر قرار نباشه که این سرمایه گذاری در چنین مقاطعی بکار بیاد که ... طبق ادعای منابع C.I.A ایران در حال حاضر چیزی حدود 200 هزار نفر شبه نظامی غیر ایرانی رو تحت فرمان خودش داره که حداقل بخشی از اونها با جان و اعتقاد پای کار نظام ایستاده اند. حالا اگر یک گروه سنی - سلفی یا حتی اخوانی ( که واقعا هم قابل تشخیص نیست که سنی هستند یا شیعه همونطور که الان واقعا مشخص نیست که سران داعش اصولا مسلمانان متشرع هستند و یا بعثی هائی که از احساسات دینی جوانان سلفی سوء استفاده میکنند) مثلا در کشور امارات اعلام حضور بکنه و هدف خودش رو ایجاد یک نظام مبتنی بر شریعت اسلام در کشور امارات بکنه ، آیا کسی میتونه ما رو در این کار مقصر بدونه ؟ و اگر این گروه به ناگهان شروع به اقدامات خشن ( ترور - بمبگذاری و ... ) در کشور امارات بکنه ، میشه پیش بینی کرد که چه بر سر اقتصاد (در حال تمایل به سمت بازرگانی و گردشگری) امارات میاد ؟ یا اگر همونجوری که روحانی گفت ، ایران بخاطر شرایط تحریم و مشکلات اقتصادی ، دیگه نتونه با کارتل های بین المللی ترانزیت کننده موارد مخدر به اروپا با شدت گذشته مقابله کنه و جریان (فعلادچار اخلال) قاچاق بین المللی مواد مخدر ، نسبتا تسهیل شده تر باشه ، کسی میتونه ایران رو در این حوزه مقصر بدونه ؟ ================== پ.ن 1 : عامدانه سعی کردم قطعات این پازل رو بهم متصل نکنم که توسط دوستان متهم به برخی چیزها نشم پ.ن 2 : اصولا سطح برابر پاسخگوئی الزاما به معنای روش پاسخ گوئی مشابه نیست. مثلا اگه آمریکا ناوگان به خلیج فارس میاره ، ما هم نباید ناوگان به خلیج مکزیک ببریم. پ.ن 3 : بعضی وقتها بهتره که بعضی از اصول اخلاقی رو فراموش کرد و به راه حل های خیلی تمیز چشم ندوخت
  14. با سلامی گرم و دوباره به دوستان عزیز میلیتاریست ، با پوزش بخاطر تاخیر و وقفه ای که در این تاپیک پیش آمد ، بحث آشنائی با نیروی هوائی رژیم صهیونیستی رو به اتفاق هم ادامه میدهیم با نگاهی اجمالی به توسعه توان رزمی این نیرو پس از جنگ 6 روزه : توسعه و گسترش فعالیت نیروی هوائی اسرائیل پس از جنگ 6 روزه ، عمده نیاز نیروی هوائی اسرائیل به هواپیماهای نظامی ، از طریق آمریکا تأمین گردید. در میان این خریدهای نظامی ، عمدتا میتوان به مجهز شدن نیروی هوائی اسرائیل به هواپیماهای F-15 Eagle ، A-4 Skyhawk ، F-4 Phantom II و صد البته F-16 Fighting Falcon های سفارشی ایران (پیش از انقلاب ) اشاره نمود. البته هواپیماهای نیروی هوائی اسرائیل در این برهه تنها محدود به هواگردهای آمریکائی و فرانسوی نبود. در همین دوران است که نیروی هوائی اسرائیل ، از جت های جنگنده IAI Nesher و همچنین IAI Kfir هم که هر دو جنگنده هائی مشتق شده از Mirage-5 فرانسوی بودند هم برخوردار گردید. IAI Nesher IAI Kfir در خصوص جت کفیر باید گفت که این جنگنده به یک موتور قدرتمندتر آمریکائی ( که در اسرائیل و تحت لیسانس تولید می گردید ) مجهز شده بود. موتور فرانسوی SNECMA-Atar جنگنده میراژ-5 موتور آمریکائی J-79 جنگنده کفیر در 4 ژوئیه 1976 ،نیروی هوائی اسرائیل بوسیله چهار فروند هواپیمای حمل و نقل نظامی اسرائیلی ( از نوع C-130 Hercules ) ؛ در قالب یک عملیات نجات گروگان ها بصورت مخفیانه به فرودگاه انتبه (درکشور اوگاندا) پرواز نمود و در آنجا به زمین نشستند که به "عملیات انتبه" مشهور گردید. پس از آن در ماه مارس 1978 نیز ، نیروی هوائی اسرائیل در "عملیات لیتانی" نیز مشارکت فعالی را بازی نمود. در 7 ژوئن سال 1981 ، هشت فروند جنگنده IAI F-16A اسرائیلی ، تحت پوشش و حمایت شش فروند رهگیر F-15A این نیرو ، " عملیات اپرا " را با هدف از بین بردن تأسیسات هسته ای عراق در اوسیراک با موفقیت به پایان رساندند. از جمله خلبانانی که در این عملیات شرکت داشتند ، می توان به ایلان رامون اشاره کرد که بعدها ، اولین فضانورد اسرائیل شد. ادامه دارد ... ================== پ.ن 1 : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند. پ.ن 2 : در ادامه و اگر عمری باقی بود ضمن معرفی کارنامه عملیاتی این نیرو در جنگ های مختلف و همچنین معرفی تک تک هواپیماها و هلی کوپترهای موجود در ناوگان این نیرو ؛ اطلاعات و تصاویر دیگری نیز از این نیرو در اخیار دوستان قرار خواهیم داد.
  15. سلام مجدد مصطفی جان ، خواهش میکنم. باید ببخشید اگه که تو کار تاپیک مداخله میکنم به اعتقاد من این دو رنگ برای اسامی اشخاص و اسامی شهرها مناسب هستند. چون هم خیلی کمرنگ یا پر رنگ نیستند که خوانش اونها مشکل باشه و هم با اون رنگ قرمزی که شما میخواید گاها برای مسائل مهم ازش استفاده کنید ، تضاد و تفاوت دارند و اشتباه گرفته نمیشند