mehran55

Editorial Board
  • تعداد محتوا

    804
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    46

mehran55 آخرین امتیاز شما در روز 29 آبان

mehran55 شما بیشتری مطالب مورد علاقه کاربران را دارید!

اعتبار در انجمن

13,653 نشان معرفت

Profile Information

  • Gender
    Male
  • Location
    ??????? ??????/????? ????

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

7,085 نمایش های پروفایل
  1. عرض سلام خدمت کاربران عزیز میلیتاری با توجه به تناقضات فراوان ، بجای اینکه این معما حل بشه ، داره روز به روز پیچیده تر میشه. هرکول پوآرو میگفت : در صحنه جرم دو دسته شواهد و مدارک وجود داره ؛ مدارکی که شما رو گمراه میکنه و مدارکی که به حل معمای جنایت کمک میکنه. شما باید یاد بگیرید که مدارک گمراه کننده رو ندیده بگیرید و فقط بر روی مدارک مهم تمرکز کنید. حالا بنده ؛ سناریو پیشنهادی خودم را بر اساس شواهد موجود در تنها چهار عکسی که از این حادثه دیدم ، ارائه میدهم: ( دوستان این سناریو رو هم بگذارند در کنار سناریوهای جواد موگوئی و فارس و صدا و سیما و باشگاه خبرنگاران و ایلی کوهن و ... - نه بعنوان یک سناریو قطعی بلکه به عنوان یک سناریو فرضی ) ایشون به همراه مادر و همسرشان ( طبق ادعای دکتر عباسی ) در حال بازگشت از شمال بوده اند ( یک سفر روتین خانوادگی احتمالا که مرتب تکرار میشده و قابل ردیابی برای تروریستها بوده ). خود شهید پشت فرمان بوده اند. با توجه به خروج ایشون از لیست تحریم ها و احساس کم شدن خطر و همینطور ایام قرنطینه کرونائی و کم بودن تردد در خیابان ها ، از خودرو شخصی استفاده کرده اند که ضد گلوله هم نبوده و بخاطر حضور خانواده ایشان در خودرو ، محافظی هم در سفر همراه ایشان وجود نداشته است ( ایشون پشت فرمان با دمپائی بودند - محافظ با دمپائی ماموریت نمیرود ). آئینه سمت راننده در اثر برخورد به یک خودرو دیگر ( احتمالا همین نیسان آبی حاضر در صحنه ) شکسته میشود ( اما در لحظه تصادف جدا نمی شود و احتمالا آویزان می ماند ) . ایشون با توجه به اینکه سرنشینان نیسان ( یک زن یا یک مرد مسن یا یک زن و یک مرد یا حتی یک زن و یک مرد و یک بچه ) موجه و بی خطر به نظر می آمده اند ، احتمال تیم ترور رو نمی دهند . ( به اعتقاد من احتمال تک سرنشین بودن نیسان بسیار کم است و احتمالا 2 یا 3 سرنشین - با احتساب وجود بچه - داشته ) راهنما زده و کنار خیابان پارک میکنند. ( فاصله بسیار نزدیک به جدول شبیه به پارک کلاسیک 30 سانت - البته کمی بیشتر از 30 سانت هست این فاصله ) در همین زمان دو تروریست سرنشین نیسان خارج می شوند و از دو سمت نیسان به سمت خودرو ایشون شلیک می کنند. گلوله ها به سمت راننده شلیک می شود که فرض اینکه خود شهید پشت فرمان است را تقویت میکند. ایشون از خودرو خارج می شوند ( یا مسلح بوده اند و به قصد درگیری با تروریستها و یا برای آسیب ندیدن خانواده با توجه به اینکه می دانند هدف ایشان هستند ) درب خودرو را باز می کنند که بعنوان محافظ و جان پناه از درب استفاده کنند ( توجیه شکسته شدن شیشه سمت راننده و بیرون ریختن شیشه بر روی آسفالت بجای اینکه به درون ماشین ریخته شود با توجه به شلیک تیر از روبرو و توجیه اصابت گلوله به درب ماشین - بالای زه ) ایشون از ناحیه پا هدف قرار می گیرند و بعد از بهم خوردن تعادل و زمین افتادن با رسیدن تروریستها بالای سر ایشان ، مورد اصابت تیر خلاص قرار می گیرند ( توجیه بسته شدن پیشانی و سر در معراج شهداء ) فاصله دو لکه خون بر روی زمین فاصله قامت یک انسان است. خون کمتر مربوط به تیر اصابت کرده به پا و خون بیشتر مربوط به شلیک به سر تروریستها از صحنه خارج می شوند و با خودروئی که منتظرشان است ( یا موتور سیکلتی که پشت نیسان بار زده شده ) از صحنه خارج می شوند و در حال خروج از صحنه نیسان را هم با ریموت کنترل از راه دور منفجر می کنند. ممکن است که در این لحظه با توجه به نزدیکی محیط شهری به محل سانحه ، فرد یا افرادی به کنار نیسان رسیده باشند که با انفجار مجروح یا کشته می شوند. ( توجیه 3-4 کشته ای که در اولین روز روایت گفته شد و بعد از آن دیگر به آن پرداخته نشد و از خبرها حذف شد و همچنین توجیه مجروح شدن فردی که توسط خبرگزاری ها محافظ ایشان نامیده شد در خبرها ) مستندات تئوری عکس اول : نکات عکس : 1. فاصله تیانا با جدول که نشان از پارک شدن ماشین با انتخاب راننده دارد و نه توقف بر اثر انفجار یا تیراندازی ( ماشین نه وسط بلوار ترمز کرده و نه به چپ یا راست منحرف شده ) 2. اصابت گلوله ها به شیشه با هدف زدن راننده صورت گرفته و نه سایر سرنشینان. منتها گلوله ها از دو سمت نیسان ( یعنی از دو زاویه متفاوت ) شلیک شده اند. گلوله وسطی که از شیشه جلو وارد شده و از ستون عقب خارج شده توسط سرنشین دوم نیسان/ اصطلاحا شاگرد راننده ( بخاطر زاویه دار بودن و یا عدم دقت تیرانداز ) و گلوله های اصابت کرده به شیشه جلو فرمان و راننده توسط خود راننده نیسان شلیک شده 3.آینه شکسته سمت راننده 4. شیشه شکسته شده درب راننده به بیرون ریخته شده (در حالی که اگر درب بسته بود می بایست داخل ماشین می ریخت.) یعنی به احتمال زیاد درب باز بوده و شهید پشت در موضع گرفته بودند. 5. لوگو شرکت نیسان جلو ماشین کنده شده که احتمال شلیک به رادیاتور را ایجاد می کند ( هر چند قطعی نیست و ممکن است در اثر انفجار نیسان آبی کنده شده باشد) 6. کاپوت و بدنه ماشین سالم است و نشانی از به رگبار بسته شدن ماشین توسط تیربار ریموت یا گروه 12 نفره مهاجم دیده نمی شود 7. ظاهرا ماشین در حالت تعادل کامل است به هیچ سمتی متمایل نشده که می توان نتیجه گرفت که هیچ لاستیکی پنچر نشده عکس دوم : نکات عکس : 1. فاصله نیسان تینا از جدول نشان از پارک شدن ماشین دارد 2. امکان ترسیم خط شلیک از سمت شاگرد نیسان که باعث خروج گلوله از ستون عقب شده 3. امکان دیدن محیط پیرامونی صحنه ترور برای ما را فراهم میکند- بخاطر باز بودن و نداشتن عوارض احتمال کمین خوردن را کم می کند و باعث اطمینان بیشتر راننده از توقف در این محل میشود. 4. با توجه به افق دید نسبتا واضح پبش رو ، بر روی تیر چراغ برق کنار نیسان منفجر شده ، اثری از ترانس برق یا بقایای آن دیده نمی شود و احتمالا قطع برق بخاطر قطع شدن سیم های تیر برق در اثر انفجار است و نه انفجار ترانس برق یا موارد مشابه عکس سوم : نکات عکس : 1. فاصله دو لکه خون تقریبا به اندازه قامت یک انسان است و نشان از شلیک تیر به پا و سر دارد 2. ریخته شده شیشه درب راننده به بیرون 3. وجود دو دمپائی/ صندل در تصویر که نشان از عدم آمادگی و خیال راحت شهید از هدف قرار نگرفتن را می دهد. ( نیروی حفاظت با دمپائی به ماموریت نمی رود پس راننده خود شهید بوده اند ) 4. بجز این دو لکه خون ، لکه خون دیگری در صحنه نیست. پس فرضیه این که محافظ شهید خودشون رو روی ایشون انداخته اند و بعدش کنار رفتن و شهید مستقیم هدف اصابت قرار گرفته اند منتفی هست. چون در این صورت باید لکه خون سومی هم وجود داشت که مربوط به محافظی هست که از روی پیکر شهید کنار رفته است. پرسش مهم - اصولا چرا باید محافظ بجای شلیک به تروریستها و متوقف کردن تیراندازی آنها ، خودش را بر روی شهید بیاندازد تا مانع تیر خوردن ایشان شود ؟؟؟!!! ( در حالی که با این کار امکان شلیک از مهاجمین سلب نشده است ) 5. اصابت گلوله به درب (درست بالای زه) فقط در صورتی ممکن است که درب باز بوده باشد ( هیچ کجای دیگر ماشین از پهلو هدف گلوله قرار نگرفته. ) 6. وجود یک لنگه دمپائی یا صندل ( قابل تشخیص نیست برای من از طریق عکس ) کنار لکه خون کوچکتر نشان میدهد که پای شهید در آن سمت بوده و لکه بزرگتر مربوط به سر و پیکر شهید است. 7. شیشه مثلثی شکسته شده کنار ستون پس از شکستن و بیرون افتادن به لاستیک تکیه کرده پس فرضیه جابجائی ماشین پس از سانحه منتفی است ( در کنار سایر شواهد نظیر شیشه شکسته درب جلو و لکه های خون ) 8. خط و خش روی گلگیر عقب احتمال تصادف از بغل ماشین را محتمل تر می کند در کنار آینه شکسته این سمت خودرو ( هر چند قطعی نیست) 9. بجز گلوله اصابت کرده به بالای زه درب راننده نشانی دیگری از شلیک به پهلوی ماشین وجود ندارد پس احتمال تیراندازی از پهلو یا از سمت دیگر خیابان ( سناریو ایلی کوهن و سناریو جواد موگوئی ) منتفی است. عکس چهارم : نکته عکس : پیشانی و سر شهید پوشیده شده که احتمال شلیک تیر خلاص را تقویت میکند. بر خلاف تصویر شهید صیاد شیرازی که دوست عزیزمان جناب MR9 در پست بالاتر قرار دادند و سر شهید صیاد پوشانده نشده دوستانی که تصور میکنند با شلیک به سر ، ممکن است که چهره هم آسیب ببیند به تصویر سر شهید عبدالله اسکندری در لینک زیر نگاه کنند که علیرغم شلیک به سر و از بین رفتن بخش های زیادی از جمجمه ، چهره ایشون سالم است. اخطار : لینک حاوی تصاویر +18 و ناراحت کننده است لینک البته در این سناریو ممکن است که علت توقف ، نه تصادف ساختگی بلکه سوراخ شدن رادیاتور باشه ( در اثر گلوله تک تیرانداز ) اما نیسان در هر دو حالت در حال حرکت بوده و بعد از توقف شهید جلوتر از ایشان پارک میکنه در خصوص ضد گلوله بودن ماشین ، وجود محافظ ، گروه 12 نفره تروریست ها ، تیربار ریموت و ... هم با توجه به این عکس ها مستنداتی در صحنه وجود ندارد. ممکن است که این سناریو هم مانند سایر سناریو ها درست نباشد اما بعنوان یک احتمال در کنار سایر احتمالات می توان به آن نگاه کرد. تقدیم به دوست عزیز ، فاضل و دانشمندم جناب MR9 گرامی
  2. mehran55

    پرواز اژدهای زرد

    با سلامی گرم و دوباره به دوستان عزیز میلیتاریست ، بحث معرفی پرنده های چینی رو به اتفاق هم ادامه میدیم: (Xian KJ-200) هیچ نیروی دریائی نمی تواند داعیه حضور قدرتمند در پهنه آب های بین المللی داشته باشد ، مگر آنکه به ناوهای راهبردی مسلح باشد و در میان ناوهای راهبردی ، نقش ناوهای هواپیمابر انکار ناپذیر است. نیروی دریائی چین هم خود را از این قاعده مستثنی ندانسته است و برنامه تجهیز و تسلیح خود به ناوهای هواپیمابر را دنبال میکند بطوریکه گفته می شود تا سال 2035 این نیرو 6 ناو هواپیمابر عملیاتی خواهد داشت. اما ضعف عمده ناوگان هواپیمابر چینی نداشتن هواپیمائی است که ضمن ایجاد یک پست اخطار زود هنگام هوائی ، توان نشست و برخواست بر روی ناوهای هواپیمابر این کشور را داشته باشد. امروزه این خلاء را در ناوهای چینی ، هلیکوپترهای اخطار زود هنگام پر میکنند . اما این هلیکوپترها بخاطر رادار کوچکتر خود ، توان پوشش محدوده حداکثر 200 کیلومتری را دارا می باشند ؛ در حالی که هواپیماهای آواکس بال ثابت در همین بازه زمانی ، توان پوشش محدود 400 الی 450 کیلومتر را دارا هستند. صنایع تسلیحاتی چین برای رفع این نقیصه دست بکار شده اند و نتیجه این تلاش ها هواپیمائی است که در این پست به معرفی آن خواهیم پرداخت. با این مقدمه کوتاه، در معرفی بیستم و دومین اژدهای زرد به سراغ این هواپیمای آواکس ناونشین چینی رفتیم ، تا با آن بیشتر آشنا شویم. ( Xian KJ-600 ) کی جی - 600 : هواپیمای آواکس ناونشین KJ-600 را باید نخستین گام صنعت هوانوردی چین در تولید آواکس های ناونشین دانست. هواپیمائی که علاوه بر رفع نیازهای هواپیمائی نیروی دریائی چین ، میتواند نیم نگاهی هم به بازار جهانی این سلاح داشته باشد. همانطور که از ظاهر این پرنده مشخص است این هواپیما شباهت زیادی به نسخه آواکس آمریکائی " ای -2 " ( Grumman E-2 Hawkeye ) دارد. آواکس ناونشین E-2 آمریکا این هواپیما که در آگوست 2020 اولین پرواز خود را انجام داد ، بنا است که در سال 2022 بر روی ناوهای هواپیمابر Type-003 مستقر گردد. چینی ها در خصوص این برنامه اطلاعات کمی منتشر کرده اند و مشخص نیست چه تعداد از این پرنده را قرار است که تولید کنند. با توجه به نیاز فوری چین ، تاکنون برنامه ای برای صادرات این سلاح ارائه نشده است. این آواکس چینی ، فعلا از دو موتور توربو پراپ WJ-6C ساخت چین بهره میگیرد اما در گزارشی که گلوبال تایمز منتشر کرده گفته شده که بزودی به موتورهای WJ-10 مجهز خواهد شد. موتور چینی Zhuzhou WoJiang-6C نسخه چینی موتور Ivchenko AI-20 ساخت شوروی در خصوص این آواکس چینی هیچ تاپیکی در میلیتاری وجود ندارد https://nationalinterest.org/blog/buzz/xian-kj-600-could-make-chinas-aircraft-carriers-far-more-powerful-168497 ادامه دارد... ------------- پ.ن 1 : لطفا دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند پ.ن 2 : انشاءالله اگر عمری باقی بود ، در پست های آینده به سایر پرنده های چینی خواهیم پرداخت.
  3. mehran55

    نگاهی گذرا به آتشبارهای خودکششی

    با سلامی گرم و دوباره به دوستان میلیتاریست عزیز ، بحث شیرین آتشبارهای خودکششی رو به اتفاق هم ادامه میدیم: آتشبارهای خودکششی قاره آسیا : ( چین - بخش نهم ) (هویتزرهای چینی-2) PLZ-89 : این هویتزر خودکششی 122 میلی متری که با نام " پی ال زد - 89 " نامیده می شود ( البته Type-89 هم نامیده شده است ) ، اولین هویتزر چینی است که در این پست نسبت به معرفی آن اقدام می کنیم. این هویتزر که در رژه سال 1999 رونمائی شد با هدف جایگزین شدن با هویتزرهای 122 میلیمتری پیشین چین ( Type-70 و Type-85 ) ساخته شده است. چین 500 قبضه از این هویتزر را ( بر روی شاسی نفربر زرهی Type-77 ) تولید نموده است. در انجمن هیچ تاپیکی در خصوص این هویتزر وجود ندارد https://en.wikipedia.org/wiki/PLZ-89 PLZ-52 : این هویتزر خودکششی 155 میلی متری که با نام " پی ال زد - 52 " نامیده می شد ، دومین هویتزر چینی است که در این پست نسبت به معرفی آن اقدام می کنیم. این هویتزر در واقع یکی از اعضای خانواده هویتزر PLZ-05 است که از لحاظ ظاهری شبیه هویتزر PLZ-45 است. این هویتزر خودکششی صرفا با هدف صادرات ساخته شده است و ارتش چین قصدی برای به خدمت گرفتن آن ندارد. در انجمن هیچ تاپیکی در خصوص این هویتزر وجود ندارد https://en.wikipedia.org/wiki/PLZ-05#PLZ-52 PLZ-07 : این هویتزر خودکششی 122 میلی متری که با نام " پی ال زد - 07 " نامیده می شود ( البته هویتزر Type-07 هم نامیده شده است ) ، سومین هویتزر چینی است که در این پست نسبت به معرفی آن اقدام می کنیم. این هویتزر که در رژه سال 2009 رونمائی شد شامل توپ 122 میلی متری D-30 روسی ( تولید شده در چین ) بر روی شاسی خودرو رزمی ZBD-97 می باشد. صنایع نورینکو چین تاکنون 500 قبضه از این هویتزر را برای نیروهای زمینی ( 350 قبضه ) و دریائی ( 150 قبضه PLZ-07B Amphibious ) تولید نموده است. نسخه آبی-خاکی در انجمن هیچ تاپیکی در خصوص این هویتزر وجود ندارد https://en.wikipedia.org/wiki/PLZ-07 PLL-09 : هویتزر خودکششی ( 122 میلی متری / 155 میلی متری ) که با نام " پی ال ال - 09 " نامیده می شود ( البته Type-09 هم نامیده شده است ) ، آخرین هویتزر خودکششی چینی است که در این پست نسبت به معرفی آن اقدام می کنیم. این هویتزر بر روی خودرو IFV چرخدار چینی 8*8 با نام Type-08 نصب شده است تا از آتش غیر مستقیم خود برای پشتیبانی پیاده نظام استفاده نماید.. خودرو رزمی Type-08 بستر ایجاد PLL-09 در انجمن هیچ تاپیکی در خصوص این هویتزر وجود ندارد http://www.military-today.com/artillery/pll_09.htm ادامه دارد... ------------- پ.ن 1 : لطفا دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند. پ.ن 2 : انشاءالله در پست های آینده به ادامه آتشبارهای خودکششی قاره آسیا ( هویتزرها و خمپاره اندازهای خودکششی چین کمونیست ) خواهیم پرداخت.
  4. خوب با اجازه دوستان چراغ اول رو خودم روشن میکنم : مدتی قبل و در یک تاپیکی پیشنهاداتی رو برای بروز رسانی تایگرهای نیروی هوائی مطرح کرده بودم. با اجازه دوستان و مدیران محترم ؛ تکمیل شده اون پیشنهادات رو با نیت ساخت جنگنده سبک وزن بومی در اینجا بازنشر میکنم : بسته پیشنهادی بنده برای ساخت جنگنده سبک نیروی هوائی : جنگنده ایرانی شماره -1 (آذرخش پارسی) (Iranian Fighter-1 = IF-1 (Persian Thunder ( جنگنده سبک وزن چند منظوره ) بخش اول - پیکربندی سازه : از آنجائی که دهه ها از اولین پرواز پرنده F-5 Tiger در آسمان ایران می گذرد و باز هم از آنجائی که بیشترین تنوع بروز رسانی و تولید نسخه های متنوع ( سیمرغ ، آذرخش ، صاعقه 1/2 ، کوثر و ... ) بر روی بدنه جنگنده اف-5 های نهاجا صورت پذیرفته است ، می توان امیدوار بود که توان ساخت بدنه این جنگنده بصورت 100% در داخل کشور وجود دارد. پس بنده هم برای پیشنهاد ساخت جنگنده سبک چند منظوره داخلی ، از بدنه تایگر کمک می گیرم. اما بدنه اف-5 دارای نواقصی ساختاری هست که می بایست برای طراحی جنگنده بومی این نواقص را برطرف نمود. شاید یکی از مهمترین ضعف های F-5 بالهای کوچک آن باشد که با تعداد پایلون های محدود (7 عدد ) توان چندانی برای حمل تسلیحات ندارد. برای تغییر بالها می توان به سراغ دو گزینه پیش و پس از اف-5 رفت. نخست جت جنگنده N-102 که پیش طرح اولیه نورتروپ بود و بعدها به F-5 تغییر یافت. دوم جت جنگنده F-16XL . شاید در نظر اول مقایسه این دو جنگنده عجیب به نظر برسد ، اما خصلت مشترک هر دو جنگنده بال دلتای آنهاست. N-102 جد اولیه F-5 Tiger F-16 در کنار F-16XL با بال دلتا آذرخش پارسی هم می تواند با دارا بودن دو بال دلتای محدب نظیر F-16XL با کمترین تغییرات در طراحی تعداد پایلون های خود را به دو برابر افزایش دهد به تعداد پایلون های نسخه پیشنهادی F-16XL توجه کنید پوشش بدنه : بارها توسط مقامات دفاعی ما اعلام شده که ما توان تولید مواد جاذب رادار رو داریم. پس چه بهتر هست که بدنه جت های آذرخش رو با مواد جاذب رادار پوشش بدیم تا توان ماندگاری اون ها رو در میدان نبرد افزایش بدیم. اما اگر خودمون توان تولید این مواد رو نداریم ، بهتر هست که بیخیال این بخش بشیم. چون هم کشورهای کمی از این دانش برخوردار هستند ، هم این اندک کشورها چنین چیزی رو در اختیار ما قرار نمیدهند و اگر هم قرار بدهند قطعا پول خون اجدادشون رو طلب خواهند کرد. مخازن سوخت : یکی از عمده ترین مشکلات تایگرها ، برد نه چندان زیاد عملیاتی و مداومت پروازی نه چندان زیاد اونها هست. که البته میشود با مخازن سوخت خارجی این مشکل رو حل کرد. اما بخاطر محدودیت تعداد پایلون های حمل سلاح توسط این پرنده رزمی ، اینکار مقرون به صرفه نیست. پس بهتر است که برای طرحی جت آذرخش پارسی از مخازن سوخت تطبیقی استفاده کنیم. ( تجربه ای که برزیل با تایگرهاش با موفقیت پشت سر گذاشت) . مخازن تطبیقی سوخت در تایگرهای برزیلی لوله سوخت گیری هوائی : طبیعتا دارا بودن این مزیت برای یک پرنده رزمی نیاز به توضیح چندانی ندارد و قبلا هم در یکی دو پرنده موجود نهاجا این تجربه به ثمر نشسته است و توان داخلی کافی برای آن وجود دارد. ( اف-5 و میگ - 29 ) پس قطعا و بی هیچ تردیدی می بایست که جت جنگنده سبک آذرخش دارای چنین قابلیتی باشد تا توان ماندگاری بر فراز آسمان اش متناسب با نیازهای امروز میدان نبرد دسته بندی گردد. تایگر نهاجا مجهز به لوله سوخت گیری هوائی موتور : طبیعتا موتور کم توان J-85 توان تحمل و پوشش دادن این همه تغییرات ( در کل سنگین تر شدن هواپیمای آذرخش نسبت به تایگر ) را ندارد پس بهتر است که برای این جنگنده بدنبال یک موتور جدید با قابلیت های بالاتر باشیم. به عقیده بنده بهترین گزینه برای جنگنده آذرخش استفاده از موتور RD-93 روسی است. موتوری که پیشتر در جنگنده JF-17 چین/ پاکستان هم استفاده شده و راندمان بهتری نسبت به J-80 و هم خانواده های تولید داخل آن دارد. موتور RD-93 جنگنده JF-17 هر چند موتور WS-10 چینی که در جت های J-10 ، J-11 ، J-15 و J-16 چینی کارنامه قابل دفاعی داشته ، هم میتواند گزینه مطلوبی برای جنگنده سبک ایرانی باشد موتور WS-10 چینی ؛ گزینه ای مطلوب برای آذرخش پارسی بخش دوم - تجهیزات الکترونیک ( اویونیک ) نصب نمایشگر بالاسری : داشتن هود یا همان نمایشگر بالاسری (HUD) امروزه جزء لاینفکی از جنگنده های رزمی می باشد و ظاهرا در پروژه کوثر هم نشان داده شده که آذرخش ها توان تجهیز به این قابلیت را دارند. ( توان بومی برای این کار وجود دارد.) پس وجود چنین قابلیتی در جنگنده سبک وزن داخلی ضرورتی غیر قابل انکار و لازم الاجراء می باشد. نمایشگر چندگانه رنگی درون کابین (MFD) : وجود حجم بالائی از عقربه ها و نمایشگرهای آنالوگ ، بخش زیادی از توجه خلبانان تایگر را به خود معطوف میدارد که با نصب یکی الی دو نمایشگر دیجیتال ، در داخل کابین جت آذرخش فضای کابین برای مدیریت پرواز توسط خلبان بسیار بهینه خواهد شد. این اتفاق هم ظاهرا در قالب پروژه کوثر اتفاق افتاده ( هر چند واقعا نیاز نیست که هر عقربه را با یک صفحه نمایشگر جایگزین نمود و نهایتا 1 الی 2 صفحه نمایش کافی است ) رادار هوا به هوا : تجهیز جنگنده های آذرخش به راداری نسبتا قدرتمند ، ضرورتی است که شاید به سختی بشود دلیلی برای رد این نیاز آورد. با توجه به توسعه بسیار زیاد دانش راداری در کشور ، یقینا با اندکی همت و متمرکز کردن یافته ها ، داشته ها و دانش های کسب شده در این راه ، امکان ساخت یک رادار هوا به هوای کارآمد در کشور وجود دارد تا جنگنده بومی ایرانی مجهز به یک رادار بومی نیز گردد. اما در صورت عدم توانمندی صنایع داخلی ، شاید بتوان از چین ، روسیه و برخی کشوهای دیگر در این زمینه طلب کمک نمود. سامانه نگاه به پائین و شلیک به پائین : یکی دیگر از ضرورتهای جنگنده سبک چند منظوره در قرن جدید ، وجود سامانه نگاه به پائین و شلیک به پائین است. تجربه ای که پیشتر در بروز رسانی تایگرهای سنگاپوری ، تایوانی و شیلیائی هم دیده شد. شاید در این حوزه تکنولوژی کافی در کشور وجود نداشته باشد ، اما براحتی میتوان از طریق دیگر کشورها به چنین سامانه ای دست پیدا کرد. سامانه ناوبری و هدایت : برای این منظور میتوان آذرخش ها را به سامانه ناوبری ماهواره ای دوگانه ( GPS / گلوناس ) مجهز نمود. سامانه تشخیص عوارض زمین : هم اکنون سوخو 24 های نهاجا مجهز به سامانه تشخیص عوارض زمین هستند. این قابلیت به خلبان کمک میکند تا در شب یا شرایط بد آب و هوائی پرواز ایمن تری را پشت سر بگذارد و در تعیین مسیر هم دچار خطا نشود. با توجه به تبحر بالای صنعتگران ایرانی در مهندسی معکوس ؛ امکان ساخت نسخه بومی چنین سامانه ای در کشور دور از ذهن نیست و میتوان جنگنده آذرخش را به این سامانه مجهز نمود. کابین هماهنگ با دوربین دید در شب : بنده در ارتقاء های F-5 در کشورهای مختلف با چنین قابلیتی مواجه نشدم اما جنگنده سوخو 25 ام اس در بروز رسانی خودش از چنین قابلیت توانمندی برخوردار است که با تهیه آن از روسیه میتوان قابلیت پرواز در شب آذرخش را بسیار ارتقاء دهد. سامانه شناسائی دوست از دشمن :پیش از این F-5-2000 های ترکیه به این سامانه مجهز شده اند. جنگنده های بومی آذرخش ما هم میتوانند با تکنولوژی بومی و در صورت عدم وجود دانش این کار در کشور با کمک چین و یا روسیه به این قابلیت مجهز بشوند. بخش سوم - تسلیحات و توان رزمی پوشاله / شراره : تایگرهائی که ایران خریداری نموده بود فاقد امکان استفاده از چف و فلیر ( پوشاله / شراره ) برای بقاء پذیری بیشتر در میدان نبرد بودند. اما امروزه این ابزارهای دفاعی به جزء لاینفکی در پرنده های رزمی مبدل شده اند و ضروری است که هر جت جنگنده ای که ساخته میشود به این ابزارها مجهز بشوند. هر چند ظاهرا در سال های پس از جنگ برخی از تایگرهای ایران هم با توان بومی به این امکان مجهز شده اند. هشدار قفل لیزری و راداری : قطعا و بی هیچ تردیدی ضروری است که جت های آذرخش ما به سامانه هشدار دهنده قفل لیزری و قفل راداری مجهز بگردند تا در برابر موشک های شلیک شده به این پرنده ها ، امکان بقاپذیری بیشتری در میدان نبرد داشته باشند. نرم افزار پرتاب بمب های سقوط آزاد : سوخو 24 در ارتقاء به مدل M2 از یک نرم افزار بهینه شده بهره گرفته است که باعث میشود تا خلبان در مناسب ترین زمان اقدام به رها سازی بمب های خود نماید. میتوان این نرم افزار را از طریق روسیه تهیه نمود و آذرخش ها را به این نرم افزار مجهز کرد. سامانه هدف گذاری لیزری : با توجه به توان مناسب پهپادی ایران ، امکان عملیات مشترک آذرخشها با همراهی پهپادهای رزمی و پهپادهای شناسائی ، خارج از تصور نیست. حال اگر جت های آذرخش تولید شده توسط ما مجهز به سامانه هدف گذاری لیزری بشوند ، میتوانند بزرگترین نقیصه تایگر - جد اعلای آذرخش - ( یعنی توان کم حمل تسلیحات ) را با هدایت پهپادهای رزمی ایرانی به سمت هدف بصورت قابل قبولی ارتقاء ببخشند. همچنین پهپادهای شناسائی هم میتواند با استفاده از سیستم هدف گذاری لیزری خود ، موشک ها و بمب های آذرخش را به سمت هدف ، هدایت دقیق تری بکنند. جنگ افزار : در این زمینه طیف متنوعی از تسلیحات هواپایه در ایران ساخته شده است که امکان نصب بر روی آذرخش های پارسی را دارند. موشک هوا به هوا فاطر : نسخه تولید داخل بر اساس موشک سایدویندر آمریکائی. هر چند پروژه فاطر بخاطر وجود تعداد نسبتا بالای سایدویندر موجود در انبار به تولید انبوه نرسید اما پس از تولید جنگنده بومی برای حضور در بازارهای بین المللی ، این جنگنده نیاز به موشکی دارد که توان مچ شدن با سامانه های این هواپیما را داشته باشد و میتوان مجددا پروژه فاطر را به جریان انداخت. موشک هوا به زمین بینا : موشک هوا به زمین بینا در واقع نسخه تولید داخل و مهندسی معکوس موشک ماوریک است. هر چند تایگر در حالت نرمال امکان استفاده از ماوریک را ندارد ، اما تایگرهای تایوانی نشان دادند که با ایجاد تغییر در نمایشگر این جنگنده ، توان حمل و پرتاب ماوریک را هم دارند. پس شلیک بینا از آذرخش ، گزینه غیر محتملی نیست تایگر به روزرسانی شده تایوان با قابلیت حمل و شلیک ماوریک موشک هوا به زمین زوبین : موشک 560 کیلوگرمی با برد 20 کیلومتر موشک هدایت لیزری ستار : خانواده موشک های هدایت لیزری ستار ( ا/ 2 / 3 /4 ) امکان حمل و پرتاب از آذرخش پارسی رو خواهند داشت. موشک هوا به زمین کایت : موشک هوا به زمین که علاوه بر اصابت مستقیم به هدف ، توان حمل کردن 172 بمبلت ریز ضد نفر/ضد تأسیسات را دارا می باشد. موشک کایت از پیشران ماوریک بهره می گیرد. راکت هایدرا انواع بمب های هدایت شونده ، سقوط آزاد و همچنین بمب های خوشه ای ( قدر ، قاصد ، سیمرغ ، یاسر ، یاسین ، بالابان ، سری مارک ، سری فاب و ... ) ============== ادامه دارد ... پ.ن 1 : دوستانی که پسندیدند ، مثبت را فراموش نکنند. پ.ن 2 : ممکن است که برخی از این قابلیت ها در حال حاضر در کشور بطور 100% تحقق پذیر نباشند. پس دوستان به بزرگی خودشان ببخشند پ.ن 3 : ممکن است برخی دوستان هم پیشنهادات دیگری برای جنگنده سبک بومی کشور داشته باشند که خوشحال میشوم که با این پیشنهادات دوستان هم آشنا بشویم. پ.ن 4 : بی صبرانه منتظر مشارکت دوستان در این تاپیک ( بجای نوشتن پیشنهادات در بروز رسانی ) و خواندن پیشنهادات شان هستم.
  5. بنام خداوند بخشنده مهربان با سلامی دوباره به دوستان عزیز میلیتاریست مدتی هست که شاهد این هستیم که دوستان و کاربران عزیز انجمن در بروز رسانی ، پیشنهادات متنوع و گاها بسیار جالبی رو در خصوص بروز رسانی تسلیحات ساخت ایران ( و یا تسلیحات موجود در سازمان رزم ایران ) مطرح می کنند. با اجازه دوستان تصمیم گرفتم که بجای بروز رسانی که مطالب اش به سرعت از بین میروند ، فضائی رو فراهم کنیم که این پیشنهادات در جائی ثبت و ضبط بشه ، بلکه جائی ، گوشی و چشمی شنیدند و دیدند این پیشنهادات رو ؛ و شاید ، شاید و شاید ، از رهگذر این دیدن ها و شنیدن ها ، تأثیرات مثبتی بر تسلیحات موجود در سازمان رزم ما پدید اومد. و اما بعد : این تاپیک حول این محورها و موارد گردش میکنه. پس لطفا دوستان این قواعد رو رعایت کنند. 1. در این تاپیک پیشنهادات برای ساخت و یا بروز رسانی تسلیحات موجود در سازمان رزم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ( ارتش ، سپاه ، ناجا و ... ) گردآوری میشه. 2. لطفا هیچگونه اشاره ای به مواردی که رسما در خصوص شان اطلاع رسانی نشده و در رده اطلاعات طبقه بندی شده قرار می گیرند ، صورت نپذیره. 3. متأسفانه بنده در حوزه نرم افزارهای گرافیکی بسیار ضعیف هستم. اما اگر دوستانی بتوانند این پیشنهادات رو به صورت تصاویر گرافیکی تبدیل کنند ، قطعا جذابیت این پیشنهادات رو دو چندان می کنه 4. چون گردآوری پیشنهادات در اینجا هدف هست ، پس دست دوستان برای خیال پردازی های احتمالی هم باز هست و الزاما نیاز نیست که در چارچوب تسلیحات پیشتر ساخته شده نظر بدهند و می توانند که پیشنهادات خودشون رو در خصوص تسلیحاتی که هنوز ساخته نشده اند هم ارائه بدهند.
  6. با سلامی گرم و دوباره به دوستان میلیتاریست عزیز ، بحث شیرین تاریخچه تولید و بکارگیری پهپاد در سازمان رزم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی رو به اتفاق هم ادامه میدیم: پهپاد در دفاع مقدس روند شکل گیری و نقش آفرینی یگان پهپاد سپاه در دفاع مقدس پرنده چقدر کلافه شده بودیم از اینکه دیگر هواپیماهای RF-4 ارتش نمی توانستند برایمان عکس بگیرند. برای جایگزینی اش هم ، فکرهائی به کله مان خطور کرده بود . من اما ، خوب شد فکر و خیالم را برای دیگران تعریف نکردم وگرنه از خنده روده بر می شدند. به فکرم رسید مثل این کایت ها ، کسی را از ارتفاعی روی سر عراقی ها پرواز دهیم. بعد که عکسبرداری اش تمام شد ، پشت عراقی ها فرود آید و فوری چترش را جمع کند و از گوشه ای از محاصره عراقی ها فرار کند و خودش را به ما برساند. شهید همت اما فکر بهتری داشت. او در جلسه ای علنا گفت : خوب است پرنده ای ، کلاغی ، کبوتری ، چیزی را آموزش دهیم و با بستن دوربین به پایش او را بر فراز عراقی ها رها کنیم ... دیگران هم فکرهای اینچنینی به ذهن شان رسید ، اما هیچکدام شان نمی توانست در کوتاه مدت جوابگو باشد. هم مردم و هم یگان هایمان به شدت منتظر عملیات برای بیرون راندن عراقی ها از خاک کشور بودند و ما به شدت نیازمند اطلاعاتی از عقبه دشمن. در همین گیر و دار وقتی شنیدیم بر و بچه های دانشگاه اصفهان ، پرنده بدون سرنشینی ساخته اند که می تواند عکسبرداری کند ، از خوشحالی در پوست خود نمی گنجیدیم. ما مامور بودیم تا هم جائی از جبهه را برای تست عکسبرداری انتخاب کنیم ؛ هم جائی برای استقرارشان. چه جائی بهتر از قرارگاه خاتم کنار دست خودمان ؟! سرلشکر باقری ، راوی این خاطره در محوطه قرارگاه ، کانتینر بزرگ فلزی به بچه ها سپردیم تا وسائل شان را از اصفهان به آنجا انتقال دهند . چیزی حدود 5 بدنه هواپیمای مدل ساخته بودند که فقط چند موتور بیشتر نداشتند. کلی چسب و چوب و دیگر وسائل را توی همان کانتینر تلمبار کردند . اما وقتی آفتاب داغ جنوب روی این اتاق فلزی می تابید ، داخلش می شد عینهو دیگ زودپز. کار کردن توی آن ، ممکن که نبود هیچ ؛ وسایلشان هم در خطر از بین رفتن بود. بچه ها حتی از کم جائی ، چند فروند از هواپیماهایشان را توی ماشین داخل محوطه گذاشته بودند. اگر آنها هم نمی گفتند ، ما باید خودمان برای شان فکری می کردیم. سنگر فرماندهی قرارگاه که مجهز به کولر گازی بود بهترین جایی بود که می شد در اختیارشان گذاشت. خیلی زود این تصمیم نیز عملی شد. زیر کولر گازی ، توی آن تابستان داغ بود که هم خودشان و هم هواپیماهایشان نفس راحتی کشیدند. راوی : سرلشکر محمد باقری و محسن عمل نیک * * * * * معرکه عجب.مکافاتی داشتیم ، توی کاری مشغول بودیم که حتی نمی شد بگوئیم از کجا می خوریم ! کار پرواز یک طرف ، روشن کردن پرنده طرف دیگر. اگر چه هم فرشید و هم سعید توی روشن کردن موتور از طریق ملخ وسواس خاصی نشان می دادند و آن را به ما هم آموخته بودند ؛ اما نمی دانم چی شد که یهو ، ملخ هواپیما دستم را زد و خون مثل فواره بالا می زد. انگار که ترکش خورده باشم. بچه ها مرا به بیمارستان حضرت مریم (س) اصفهان بردند. آنجا نمی دانستم باید دردم را پنهان می کردم یا زخم دستم را در نگاه های حیران مردم که رزمنده ای را با لباس خاکی و مجروح می دیدند ، مانده بودم. از جبهه های جنوب یا غرب تا اصفهان فاصله زیادی بود. مردم حق داشتند که تعجب کنند. این همه شهر ، این همه بیمارستان ، جائی نبود که این رزمنده مداوا شود ؟ باید با این وضع او را تا اصفهان می آوردند ؟؟!! برای اینکه از سوالات دکتر و پرستارها در امان باشیم ، رفیقی توی این بیمارستان داشتیم به نام دکتر پاکزاد ، ما برای مداوا پیش او رفتیم. دکتر با تعجب پرسید : چه خبر شده اربابی ! ترکش خورده ؟ جواب دادم : ترکش ؟! خیر ! خورده به جائی. دکتر با تعجب ادامه داد : خورده به جائی ؟! ها ؟ پدر صلواتی به چه جائی خورده که قلم دست ات را هم شکسته ؟ اگر راستش را می گفتم که کلاهمان پس معرکه بود. برای همین دوستانم ، معرکه ای راه انداختند که دکتر دیگر سوال نکند و یا لااقل دنبال جواب نباشد. مداوا که تمام شد ، تشکر کردیم و فوری بیمارستان را ترک کردیم. بیمارستان عیسی بن مریم اصفهان ما حتی در ترددهایمان به دانشگاه هم احتیاط می کردیم تا کسی متوجه نشود که در حال چه کاری هستیم. چه برسد به اینکه بخواهیم با یک زخم کوچک همه چیز را لو بدهیم. راوی : رضا ارباب ادامه دارد ... ------------ پ.ن 1 : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند. پ.ن 2 : با توجه به طولانی بودن مطالب و بخاطر جلوگیری از خستگی مخاطب در پست های بعدی به ادامه مطالب این کتاب خواهیم پرداخت. پ.ن 3 : به دلیل رعایت امانتداری لازم است بیان نمایم که بخاطر جلوگیری از یکنواختی مطالب ، تعدادی عکس هم در لابلای مطالب تاپیک قرار داده ام که این عکس ها عمومامربوط به کتاب نبوده و توسط اینجانب انتخاب شده اند
  7. طنز : ادعای بعدی ترامپ : در حملات موشکی سپاه نه تنها هیچ آمریکائی کشته نشده ، بلکه چندین آمریکائی جدید نیز متولد شده اند. و اما بعد: دیشب در بروز رسانی خدمت دوستان شبهاتی رو مطرح کردم در خصوص تصاویر منتشر شده که به توصیه اساتید جهت ثبت در تاریخ میلیتاری ، در این تاپیک هم اون موارد رو مجدد اعلام میکنم. در تصاویر منتشر شده از پایگاه عین الاسد ، چیزی که بیشتر از همه توجه بنده رو جلب کرد ، سالم ماندن غیر طبیعی نقاط برخورد هست. یعنی هیچ گودی و حفره ای از برخورد موشک ها ، در محل دیده نمی شود. در حالی که اگر شما با آن سرعت و شتاب و از آن ارتفاع ، حتی یک بلوک سیمانی را هم به زمین بکوبید ، طبیعی هست که مقداری در زمین فرو برود و یک حفره مختصری ایجاد کند. طبیعتا خاطرات جمعی ما از نقاط برخورد و اصابت موشک های بالستیک عراقی به دزفول و تهران و ... هم همین نکته مهم را یادآوری میکند که در نقطه برخورد موشک بالستیک می بایست یک حفره نسبتا بزرگ ایجاد شود و در اطراف محل اصابت هم تا شعاع مشخصی علاوه بر تخریب های حاصل از موج انفجار ، آثار دود و سوختگی حاصل از انفجار قابل ملاحظه باشد. حال با توجه به این تصاویری که تاکنون منتشر شده دو شبهه قابل طرح است : شبهه اول ( به اعتقاد بنده بالای 90% ) : با توجه به حجم بالای خسارت ، منابع آمریکائی وپنتاگون ، تصاویر فیک و دستکاری شده ای را منتشر کرده اند تا از تهییج افکار عمومی آمریکا در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ، بپرهیزند. شبهه دوم ( به اعتقاد بنده زیر 10% ) : عکس ها واقعی هست و ایران موشک ها را بدون کلاهک جنگی شلیک کرده است. ( و یا حتی مثل صدام در خلال جنگ خلیج فارس ، کلاهک ها را بجای مواد منفجره با سیمان پر کرده است ) تا از وارد آمدن خسارات جانی به نیروهای آمریکائی پرهیز کند. ===== دوستان در این خصوص هم یک بررسی دقیقتری بفرمایند که آیا اصولا این تصاویر راستی آزمائی و صحت سنجی شده اند یا خیر ؟
  8. بسم الله الرحمن الرحیم يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبَادِي وَادْخُلِي جَنَّتِي واقعا از دیشب که خبر رو شنیدم ، حالتی فردی رو دارم که مستقیما به مغزش شلیک شده. نه توان تحلیل درست دارم و نه توان ارائه پیشنهاد درست. این پست هم یک دلنوشته هست . اگر پر از خطا هم بود ، دوستان باید به بزرگواری خودشون ببخشند. 1. حلاوت شهادت : شاید در میان بیش از 80 میلیون ایرانی ، مشتاق ترین و بی قرار ترین فرد برای شهادت حاج قاسم بود. این بی قراری به حدی بود که رهبری ، ایشون رو شهید زنده خطاب کردند. پس این اتفاق برای ایشون از حلاوتی برخوردار بود که شاید امثال من کمتر قادر به درک اون باشیم. پس رسیدن سردار به این آروزی دیرینه رو به محضر این شهید سعید تبریک میگم. 2. ضایعه دردناک : اما برای بسیاری از ایرانیان و همچنین برای بسیاری از دوستداران غیر ایرانی سردار ، این فقدان بسیار دردناک و جانکاه هست. پس برای کاهش این آلام تنها می توان گفت که "الا به ذکر الله ، تطمئن القلوب " شاید یاد خدا و ذکر خدا ، برای چون منی که پای ایمان اش می لغزه و نفس مطمئنه نیست ؛ اندکی از این درد جانکاه رو بکاهد 3. بحران جانشینی : هم در میان مردم عادی و هم در بین کاربران این انجمن ، نگرانی از این وجود داره که تکلیف گروه های مقاومت و خود سپاه قدس ؛ پس از شهادت ایشون چه خواهد شد. سوال من از این عزیزان این هست که ضایعه از دست دادن سرداری همچون حاج قاسم ، فاجعه بار تر از ضایعه از دست رفتن و شهادت " حضرت حمزه سیدالشهداء " در خلال جنگ احد است ؟ آیا این ضایعه غیرقابل تحمل تر از ضایعه از دست رفتن " حاج احمد متوسلیان " در خلال جنگ 8 ساله است ؟ آیا فقدان حاج قاسم در این ایام بزرگتر از شهادت و از دست دادن شهدای گرانقدری نظیر "رجائی" ، "باهنر" و "بهشتی" در اندک فاصله ای نسبت به هم در آن دوران پر آشوب ابتدای انقلاب است ؟ آیا داغ شهادت " چمران" ، "خرازی" ، "باکری" ، "همت" ، "صیادشیرازی" و ... کوچکتر از داغ از دست دادن سردار شهید قاسم سلیمانی بود ؟ واقعیت این هست که این داغ سنگین است اما سنگین تر از شهادت سیدالشهداء در کربلا و امیرالمونین در محراب و ... نیست. تاریخ شیعه با این خون ها آبیاری شده و پرچم شیعه علی رغم تمامی این بلاها به زمین نیافتاده و ان شاء الله پس از این هم ، چنان نخواهد شد و این پرچم در اهتزاز خواهد ماند. واقعیت این است که دوستانی که نگران سپاه قدس و گروه های مقاومت هستند ؛ کمترین شناختی از ساختار فرماندهی در سپاه قدس ندارند. سپاه قدس یک گروه میلیشیای کوچک و یا یک قبیله بدوی و سنتی نیست که با از دست رفتن فرمانده و سردار خود ، دچار بحران بشود. حاج قاسم یک نماد و یک سمبل بود. نه اینکه گمان کنیم که همه اقدامات سپاه قدس فقط و فقط بخاطر وجود حاج قاسم بود و امروزه با فقدان ایشون شیرازه همه امور از هم پاشیده میشه. پس به تعبیر خداوند در قران کریم : إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ آنان که گفتند: محققا پروردگار ما خدای یکتاست و بر این ایمان پایدار ماندند فرشتگان رحمت بر آنها نازل شوند (و مژده دهند) که دیگر هیچ ترسی (از وقایع آینده) و حزن و اندوهی (از گذشته خود) نداشته باشید و شما را به همان بهشتی که (انبیا) وعده دادند بشارت باد. در زمان وفات پیامبر ، عمر ابن خطاب و برخی دیگر از مسلمین ، گفتند که پیامبر خدا وفات نیافته و هرکسی که بگوید پیامبر وفات یافته با همین چوبدستی گردن اش را خواهیم شکست. یکی از اصحاب پیامبر در پاسخ گفت : کسانی که محمد (ص) را می پرستیدند ، بدانند که محمد وفات یافته است. اما کسانی که خدای محمد را می پرستند ، بدانند که خدای پیامبر زنده و جاوید است. من هم به تبعیت از این واقعه تاریخی خدمت برادران عزیزم در میلیتاری عرض می کنم که : برادران عزیزم ، کسانی که حاج قاسم سلیمانی را تنها راه نجات شیعیان در بند در خاورمیانه می دانستند ؛ بدانند که ایشان به شهادت رسیده است. اما کسانی که این انقلاب را راه رهائی و نجات شیعیان خاورمیانه می دانند ، بدانند که به فضل خدای رحمان این انقلاب همچنان پا برجاست. 4. انتقام و پاسخ : در بروز رسانی دیدم که دوستانی ، بی قرار پاسخی هم اندازه و منتظر انتقامی سریع بودند. چند نکته را خدمت شما عزیزان عرض کنم. - جایگاه سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی در نیروهای مسلح امروز ایران ، جایگاه بی بدیلی بود و نه در ارتش آمریکا و نه در سایر کشورها ، فردی به ذهن من نمیرسد که همسنگ و هم شأن ایشان باشد که بتوان با تلافی کردن و زدن آن فرد به تسلای خاطر رسید. - برای اولین بار در تاریخ انقلاب ، جلسه شورایعالی امنیت ملی با حضور رهبر کشور تشکیل شده تا ضمن بررسی ابعاد این ماجرا ، پاسخ مناسب و شایسته را پیدا کنند. یقینا سطح دسترسی رهبری و فرماندهان عالی رتبه نظامی ، از امثال بنده بالاتر است و صلاح کشور را بهتر از بنده می دانند. پس بر ما واجب است که در این هنگامه سخت از رهبری پیشی نگیریم و از رهبری عقب نمانیم و با غلیان احساسات بی منطق و کور ، کار را برای مسئولین سخت تر نکنیم. در درجه اول خودم و در گام دوم دوستانم را به این توصیه امیرالمونین خطاب به فرزندشان محمد حنفیه در خلال جنگ جمل ؛ دعوت می کنم : در خلال جنگ ، اگر کوهها از جا کنده شود تو از جایت تکان نخور، دندانهایت را بهم بفشار و کاسه سرت را به خدا بسپار، قدمهایت را بر زمین بکوب، آخر سپاه را چشم انداز خود ساز و چشمت را نیم باز قرار ده، و بدان که پیروزى از جانب خداوند سبحان است. 5. حال و روز امروز ما شاید بی شباهت به حال و روز بچه های خرمشهر ، پس از سقوط این شهر و اشغال اش بدست دشمن بعثی نباشد. پس بعنوان ختم کلام سخن شهید جهان آرا به یاران ، پس از سقوط خرمشهر را یادآوری میکنم. پ.ن : باز هم اگر احساسی نوشتم ، یا اگر بر خلاف نظر دوستان چیزی گفتم ، یا سخن غلطی گفتم ، ببخشید که اصلا حال و روز خوشی ندارم
  9. با سلام خدمت شما دوست عزیز ، بنده هم اصولا ترجیح میدهم که وارد چنین بحث هائی نشوم. اما متاسفانه فضای تاپیک به سمتی رفته که بنده هم ناچار شدم که مطالبی رو عرض کنم : 1. در اینکه حقوق مردمان کرد در "سوریه" و "ترکیه" و "عراق" نقض شده در طول تاریخ ، هیچ شک و شبهه ای نیست. اما آیا بدلیل اینکه کردهای سوریه شناسنامه ندارند یا کردهای ترکیه با عنوان ترک های کوهستانی نام برده میشن یا کردها عراق توسط علی شیمیائی و صدام بمباران شیمیائی میشدند ، دلیل بر این هست که برادران و خواهران کرد ایرانی من و شما هم خودشون رو هم مشکل و همصدا با اونها بدانند تا مثل کردهای اون سه کشور ، در ایران هم از گروه هائی که علم تجزیه طلبی برداشته اند حمایت کنند ؟ آیا کردهای ایران زمین از داشتن شناسنامه محروم هستند؟ یا حتی نژادشون کتمان میشه و مثلا مثل ترکیه بهشون فارس کوهستانی گفته میشه ؟ یا توسط دولت مرکزی بمباران شیمیائی میشن ؟ شما بعنوان فردی که به تعبیر خودتون با این هموطنان ما آشنائی بیشتری نسبت به امثال بنده دارید میتونید به امثال بنده توضیح بدید که چرا کردهای اصیل آریائی ایران زمین خودشون رو از مام میهن و سرزمین آریائی ها دور میبینند و به کردهای ترکیه و عراق و سوریه نزدیک ؟ منطق حکم میکنه اگر کردهای سرزمینی از حق شناسنامه داشتن هم محروم هستند ( یا سایر مثال های مرتبط با عراق و ترکیه که در بالا عرض شد ) ؛ توسط کردهائی که دارای این حقوق هستند ، تشویق شوند که به زیر بیرق کشوری پناه بیارند که اینگونه اجحاف ها رو به کردها نمیکنه ؟ ( بجای اینکه بدنبال تجزیه همون کشوری باشند که نسبت به 3 کشور دیگر رفتار بسیار شایسته تر و محترمانه تری با این قوم داره ؟ ) بهرحال در منطقه خاورمیانه کردها هیچ دوستی بهتر از ایران پیدا نمیکنند چون ایران کردها رو فرزندان خودش میدونه و نه مثل باقی کشورها دشمن خودش ---------------------------------------- 2. در خصوص توسعه نیافتگی مناطق کردنشین ایران ؛ به نظر شما چرا جای مظلوم و ظالم عوض شده ؟ اولین شورش مسلحانه مناطق کردنشین ( پاوه و ... ) چند روز بعد از پیروزی انقلاب به وقوع پیوست ؟ ( دقیقا در اسفند ماه سال 1357 ه.ش ) در این چند روز و چند ماه توسط نظام جدید چه اجحافی به مردمان کرد شده بود و این مردمان در خلال این چند ماه ؛ چه راه های مختلفی رو برای اعتراض طی کرده بودند که در نهایت به گزینه آخر یا همان مبارزه مسلحانه روی آوردند ؟ شما خودتون رو بگذارید بجای دولتمردان نظام جدید در حالی که هنوز انتخابات ریاست جمهوری برگزار نشده و هنوز اولین رئیس جمهور کشور هم انتخاب نشده و حتی همه پرسی نظام جدید و قانون اساسی و ... هم برگزار نشده ، مردمان بخشی از سرزمین تون دست به سلاح می برند و با دولت مرکزی وارد ستیز می شوند ؛ شما در مقابل این رفتار چکار می کنید ؟ ----------------------------------------------- 3. توسعه نیافتگی مناطق مرزی و حتی مرکزی کشور میراثی بود که از نظام گذشته به نظام جدید به ارث رسیده بود. نظام جدید ، یعنی نظام انقلابی جمهوری اسلامی برای این محرومیت زدائی دست به اولین ابتکار انقلابی خودش زد . دانشجویان دانشگاه های مختلف در قالب بسیج سازندگی به مناطق محروم اعزام شدند تا با کشیدن راه ، برق و آب لوله کشی و ... اولین گام ها رو برای محرومیت زدائی از این مناطق بردارند. حتما میدانید که همین دانشجویان ( و نه پاسداران و ... ) در کردستان گرفتار چه سرنوشتی شدند ؟ ( مشابه این رفتار در سیستان هم اتفاق افتاد البته ) گروه های تجزیه طلب کرد به کمپ های این دانشجویان حمله کردند ، ماشین آلات شون رو به آتش کشیدند و گاها برخی از این دانشجویان داوطلب رو هم به قتل رسوندن. با این اتفاق روند محرومیت زدائی رو در منطقه متوقف کردند و بعدش همون گروه ها فریاد زدند که چرا برای محرومیت از این منطقه اقدامی صورت نمی گیرد و تنها راه چاره برای حل این مشکل مبارزه مسلحانه است. در واقع اصلی ترین دلیل توسعه نیافتگی کردستان ایران پس از انقلاب ، گروه های مسلح و شبه نظامی کرد بودند و نه دولت مرکزی . حیات این گروه ها در باقی ماندن فقر و محرومیت در مناطق کردنشین است تا از این طریق بتوانند به جذب نیروهای معترض در تشکیلات خودشون بپردازند. -------------------------- 4. اما در خصوص بحث اصلی تاپیک که شاخه سوریه ای حزب پ.ک.ک است. این گروه چپ گرای مارکسیستی که هنوز از ستاره سرخ در نمادهای خودش استفاده میکنند در سال 2019 ( در حالی که مارکسیسم در سال 1990 فروپاشیده و از بین رفته است ) نشان داده که درک درستی هم از تحولات جهان امروز ندارد. درست است که در گذشته کردهای سوریه توسط دولت مرکزی سرکوب شده اند ( به دلائلی که در این مقال نمی گنجد ) اما شرایط قرن 21 با قرن 20 بسیار متفاوت است. دولت اسد اگر هم بخواهد دیگر نمیتواند که مانند گذشته با کردها برخورد کند. در آن زمان کردهای سوریه عموما غیر مسلح بودند ولی الان مسلح هستند. در آن زمان جامعه جهانی بی توجه به کردهای سوریه بود اما الان تک تک حرکات بشار اسد زیر ذره بین جامعه جهانی است در آن زمان نقش ایران ( بعنوان پدر معنوی همه کردهای جهان ) در سوریه کمرنگ بود اما الان ایران یکی از بازیگران اصلی صحنه سیاست در سوریه است در گذشته آمریکا ، اروپا و حتی روسیه چشمشان را بر روی وقایع مرتبط با کردهای سوریه می بستند اما الان مانند گذشته نیست و ده ها تفاوت دیگر که از حوصله این بحث خارج است کردهای سوریه می توانستند در زیر بیرق کشور متحد سوریه از خودمختاری حداکثری بهره بگیرند ( که دولت اسد حاضر به پرداختش به کردها شده بود ) بجای اینکه امروز زیر تاخت و تاز سپاه مغول و داعشی اردوغان قرار بگیرند اما گروه های کرد سوری و رهبران شان همچنان نشان داده اند که از بصیرت کافی برای سیاست ورزی بی بهره هستند و همان گونه که عرض کردم ، درک درستی از وقایع امروز جهان و خاورمیانه ندارند. تا این گروه ها این چنین از درک اتفاقات روی زمین در کردستان سوریه غافل هستند ؛ اوضاع نابه سامان کردها در سوریه ؛ سامان نخواهد گرفت
  10. با سلامی گرم و دوباره به دوستان میلیتاریست عزیز ، بحث شیرین تاریخچه تولید و بکارگیری پهپاد در سازمان رزم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی رو به اتفاق هم ادامه میدیم: پهپاد در دفاع مقدس روند شکل گیری و نقش آفرینی یگان پهپاد سپاه در دفاع مقدس چهار موتوره خیر سرمان مثلا توی شهر بسر می بردیم و توی جبهه نبودیم ، لااقل آنجا می شد هم سری به حمام زد و هم در نماز جمعه ای شرکت نمود ؛ اما سه ماه می شد که در اصفهان بودیم و به خاطر حجم فراوان کار نتوانستیم چرخی توی شهر بزنیم و لااقل سی و سه پل یا پل خواجو را تماشا کنیم. فرق مان با زندانی ها این بود که هم سوله مان بزرگتر بود و هم سرمان شلوغ تر. از لای پنجره که نگاه می کردیم ، یهو متوجه می شدیم شب شده و الان است که درب خوابگاه دانشگاه بسته شود. بااین حال تا به خود می جنبیدیم به پشت درب بسته می خوردیم. از تأمین و تدارکات بگیر تا ساخت و تولید و تست پرواز ، همه کارهای مربوط به پرنده های بی سرنشین را خودمان انجام می دادیم ، نه اینکه حتی نمونه ای جلویمان باشد و بخواهیم آنرا کپی کنیم و نه حتی کتابی ، مجله ای چیزی تا راهنمای کارمان قرار دهیم ، تا آمدن کامپیوتر و اینترنت هم زمان زیادی فاصله داشتیم. همه کارهایمان بر اساس آزمون و خطا بود. آنچه که از کار مشخص بود این موضوع بود که ما می خواستیم روی هواپیماهای مدل که مخصوص تفریح و سرگرمی است دوربین عکاسی سوار کنیم. یعنی برای یک کار تفریحی ، مأموریت نظامی تعریف کنیم. خب معلوم بود به همه نوع تجربه و دانشی نیاز داشتیم. نه تنها باید اصول آیرودینامیک را می شناختیم ، باید سر رشته ای از فنون حاکم بر پرواز هم می دانستیم. توی ساخت بدنه ، ملخ ، بال و ایلوران* ، که واویلا داشتیم اما غیر از اینها باید از عکس و عکاسی ، چاپ و ظهور هم سر در می آوردیم. ولی با این حال یک چیز قوی همیشه محرک مان بود ، اگر این کار نتیجه بدهد ، چه اتفاق مهمی توی جبهه می افتد. بماند که چقدر در کاهش تلفات انسانی ، چه مربوط به نیروهای شناشائی باشد و چه نیروی تک کننده ، موثر خواهد بود. چقدر وجودش برای انجام عملیات ها حیاتی می شود. این آن چیزی بود که ما را به این سمت سوق می داد که چهارموتوره کار کنیم و خستگی را برای زمانی دیگر بگذاریم. * : از سطوح فرامین هواپیما جهت کنترل و تنظیم سمت و سو راوی : رضا ارباب * * * * * نان و پنیر اوایل آب مان توی یک جوی نمی رفت. آنها بچه پولدار و اهل گردش و تفریح و سرگرمی بودند و ما اهل جبهه و جنگ. گاه گاهی هم عبدوس به مسعود گیر می داد که دکمه ی یقه ات را ببند ، فلان کن و بهمان. موقع شام و نهار که می شد ما به نان و پنیری راضی بودیم ، اما آن سه نفر می گفتند : شما نان و پنیرتان را بخورید و چلوکباب را بگذارید سهم ما. ما قهر و آشتی های زیادی کردیم تا توانستیم با هم کنار بیائیم. در هر صورت این ما بودیم که باید کنار می آمدیم. چون هم آئین مان اجازه نمی داد که با آنها بد حرف بزنیم ، هم اینکه آنها در مقام معلمی بودند. از طرفی ، آنها هم به ما یاد می دادند که چگونه هواپیما بسازیم و هم چگونه خلبانی کنیم. فرشید نسبت به آن دو کمی تند مزاج بود ولی توی کارش بسیار جدی به نظر می رسید ، خودش می گفت من و دوستم طاهری ، شاید پانزده سال است که روی هواپیمای مدل کار می کنیم ، این واقعیت داشت. من هنوز هم پس از آن همه سال معتقدم فرشید بهترین طراح بال و بدنه می باشد. وقتی شروع به طراحی و تولید بال و بدنه می کرد ؛ انگار که آنرا با دستگاهی برش داده باشند ، بسیار تمیز و اصولی بود. هر چه آنها در مورد پرواز و طراحی بلد بودند ، ما در عوض از موتور و تعمیر و نگهداری آن سر در می آوردیم. چون توی یگان هوائی سپاه این کار اصلی ما بود. در هر صورت با این اطلاعات ، گروه خوبی را تشکیل داده بودیم. سعید زاهدی اصلا تاجر بود. او آدم با ذوقی هم بود. ساخت ملخ سخت بود و هم پر مصرف ، چون اولین جائی از هواپیما که زمین می خورد و خراب می شد ملخ بود. توی بازار هم نبود. چون موتورهای ما 45 و 60 بود و ما در ساخت آن مشکل داشتیم ، زاهدی اما وقتی نگرانی ما را دید ؛ گفت : من به نیت 22 بهمن ، 22 ملخ می سازم. او در حیرت ما این کار را هم کرد و وقتی پرسیدیم چطوری این کار را کردی ؟ گفت : فقط دقت. من هر روز یکی از ملخ ها را جلویم می گذاشتم و توی مسیر رفت و آمد، با دقت تمام انحناها و زوایای آنرا نگاه می کردم و به ذهن می سپردم. کار اصلی ملخ این است که جابجائی هوا کند. او ابتدا یک مکعب مستطیلی از چوب گردو درست می کرد و آرام آرام شروع به شکل دادن آن می کرد. چیزی که امروز نیز در صنعت ملخ سازی یک رویه است . ما بدون اینکه هواپیماهایمان را در تونل های باد بصورت علمی و فنی آزمایش کنیم ، آنها را در جاده ی اصفهان - نائین می بردیم و پرواز می دادیم و معلوم می شد که تا چه حد استاندارد را رعایت کرده ایم. راوی : رضا ارباب ادامه دارد ... ------------ پ.ن 1 : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند. پ.ن 2 : با توجه به طولانی بودن مطالب و بخاطر جلوگیری از خستگی مخاطب در پست های بعدی به ادامه مطالب این کتاب خواهیم پرداخت. پ.ن 3 : به دلیل رعایت امانتداری لازم است بیان نمایم که بخاطر جلوگیری از یکنواختی مطالب ، تعدادی عکس هم در لابلای مطالب تاپیک قرار داده ام که این عکس ها عمومامربوط به کتاب نبوده و توسط اینجانب انتخاب شده اند
  11. سلام علیکم بنده دیروز هم در بروز رسانی یک فرضیه دیگر رو مطرح کردم که حداقل میشه بهش فکر کرد. با اجازه دوستان این فرضیه رو اینجا هم مطرح میکنم : فرضیه : حمله کار ترکیه بوده با توجه به حضور واحدهای نیروهای ویژه و همینطور واحدهائی از نیروی هوائی ترکیه در خاک لیبی ( حمایت از یکی از طرفین جنگ داخلی لیبی بین خلیفه حفتر و جناح رقیب اش ) دسترسی به منطقه هدف قرار گرفتن نفتکش از طریق جنوب لیبی و شمال سودان کاملا ممکن هست. در نظر داشته باشیم که دو کشور سودان و لیبی اونقدر درگیر مسائل داخلی و حاکمیتی خوnشون هستند که طبیعتا نمی توان توقع داشت که بتونند از آسمان خودشون مراقبت درست و اصولی داشته باشند. ابزار حمله : دست ترکیه هم بر خلاف بسیاری از کشورهای منطقه بسیار پرتر هست برای انجام چنین اقدامی ( البته منهای صهاینه ). حمله میتونه توسط : 1- هواپیماهای جنگی نیروی هوائی ترکیه 2- پهپادهای مسلح ترکیه 3- تیم های عملیاتی نیروهای ویژه ترکیه و ... انجام گرفته باشه. البته با توجه به شدت پائین خسارت ، احتمالا شلیک موشک هوا به دریا توسط هواپیماهای ترک خیلی کمتر از گزینه های دیگر میشه اما خوب از همان هواپیماها هم حتی امکان شلیک راکت هیدرا هم وجود داره که خسارت زیادی وارد نمیکنه به نفتکش مقایسه راکت هیدرا با موشک هلفایر هدف و منافع : با توجه به روابط متشنج مابین ایران و عربستان و حضور نفتکش در مجاورت آب های ساحلی عربستان ، ایران ؛ عربستان رو مقصر اصلی این کار میدونه و در صدد پاسخ بر میاد. نتیجتا : الف - درگیری ایران و عربستان از طرفی توجه اتحادیه عرب از محکومیت ترکیه به سمت محکومیت ایران سوق داده میشه و فشار اتحادیه عرب از روی ترکیه برداشته میشه ( همین امروز وزیر خارجه لبنان در اجلاس فوق العاده وزاری خارجه اتحادیه عرب خواستار بازگرداندن سوریه به اتحادیه عرب شد ) ب- کشورهای اروپائی و خصوصا آمریکای ترامپ هم فرصتی پیدا میکنند که این بی عملی و انفعال خودشون رو در برابر تجاوز ترکیه به نوعی جبران کنند و به ایران با صدای بلند اعتراض کنند که این اتفاق هم به نوعی به شدت در جهت منافع امروز ترکیه است.. پ.ن : در کل به اعتقاد بنده در شرایط امروز هیچ کشوری به اندازه ترکیه از بالا گرفتن نزاع بین ایران و عربستان منتفع نمیشه و برای خودش حاشیه امن درست نمی کنه. البته همونطور که عرض کردم این صرفا یک فرضیه است و ممکنه درست یا غلط باشه.
  12. به بهانه آغاز تهاجم ترکیه به خاک سوریه ؛ یاد این جمله مشهور افتادم یک جنگ اشتباه ، در مکانی اشتباه ، در زمانی اشتباه با دشمنی اشتباه ژنرال 5 ستاره عمر برادلی ( در اعتراض به درگیر شدن آمریکا با چین ؛ در خلال جنگ کره )
  13. با سلامی گرم و دوباره به دوستان میلیتاریست عزیز ، بحث شیرین تاریخچه تولید و بکارگیری پهپاد در سازمان رزم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی رو به اتفاق هم ادامه میدیم: پهپاد در دفاع مقدس روند شکل گیری و نقش آفرینی یگان پهپاد سپاه در دفاع مقدس زادگاه پهپاد انگار که سپاه مسابقه ای بین جهادهای دانشگاهی کشور برگزار کرده باشد ، جهاد دانشگاه اصفهان ، دانشگاه صنعتی اصفهان و دانشگاه صنعتی تهران همگی به تولید پرنده های بدون سرنشین با قابلیت عکسبرداری مشغول شده و به موفقیت هائی هم دست یافته بودند. پیش از آن شهید چمران در وزارت دفاع هم ، مطالعاتی در این خصوص انجام داده بود که نیمه کاره رها شده بود. انتهای تلاش آنها هم در این خلاصه میشد که پرنده مدل (نسخه تجاری و اسباب بازی) بتواند از ارتفاع و از سطح زمین عکسبرداری کند. اما این فقط جهاد دانشگاه اصفهان (واقع در دروازه شیراز) بود که به کمک چند نفر علاقمند به پرنده های مدل بدون سرنشین ؛ موفق شده بود که هم "پرنده" را بسازد و هم "دوربین کوچکی" روی آن کار گذاشته و عکس هائی از فراز شهر بگیرد. پیش از این با خیلی از مراکز علمی و تحقیقاتی حرف هائی در این خصوص زده بودیم ، اما خبری نشده بود. مشاهده موفقیت بر و بچه های جهاد دانشگاهی در ساخت و انجام تست عکسبرداری از آسمان اصفهان ، تا روزها مرا شیفته خود کرده بود و احساس می کردم با تقویت کارگاه اصفهان ؛ خیلی زود تحولی نو در جنگ پدید خواهد آمد. تلاش زیادی کردم تا خبر این موفقیت را به گوش فرمانده سپاه برسانم. خبری که خیلی ها را می توانست خوشحال کند و تحولی نو در حوزه شناسائی و کسب اطلاعات از دشمن پدید آورد. اما فرمانده سپاه آقای محسن رضائی با پیشینه قضیه قزوین که دلخوشی از این گونه اخبار نداشت ؛ تحویلمان نگرفت. این موفقیت بزرگتر از آن بود که با همان روند ادامه یابد. با اینحال ، خبرش که به تهران رسید ، آقای محمد باقری و حسین تاش ( از مسئولین اطلاعات قرارگاه خاتم ) فی الفور مرا مأمور کردند تا بازدیدی از آنجا داشته باشم. سرلشکر محمد باقری من به همراه آقای حسینی فرمانده یگان هوائی سپاه به اصفهان که رسیدیم ، یکراست به جهاد دانشگاهی دانشگاه اصفهان رفتیم. آقای علی قمی که نام اصلی اش یوسفی بود ، مسئول آنجا بود و هم او بود که کارگاه را برای بچه های پروازی راه اندازی کرده بود. رئیس دانشگاه نیز با آنها همکاری تنگاتنگی داشت. کارگاه اصفهان تقریبا توی همه مباحث پروازی و عکسبرداری ورود پیدا کرده بود : از ساخت پرنده مدل و تست پرواز گرفته تا سیستم رادیو کنترل و دوربین و حتی چاپ و ظهور عکس هوائی . ( ظاهرا رادیو کنترل را بچه های جهاد دانشگاهی "دانشگاه صنعتی اصفهان" در اختیار آنها گذاشته بودند. ) آنها انصافا یک تیم کاری بسیار خوب بودند. آقای حسینی با مشاهده این موضوع همانجا مرا مأمور کرد با تقویت کارگاه و عملیاتی کردن آن ، زمینه بهره برداری نظامی از هواپیمای مدل را در جبهه های جنگ در آینده ای نزدیک فراهم کنم. بعد از بازگشت به تهران ، اولین تصمیم من آزادسازی 4 تن از بهترین نیروهایم از واحد اویونیک بود : برادران مختار زاده و اربای از بخش الکترونیک . برادران عبدوس و محمدی نیک از بخش مکانیک. مأموریت این چهار نفر ، استقرار شبانه روزی در کارگاه اصفهان (در کنار تیم قبلی ) ، برای تداوم ساخت ، آموزش و بهره برداری از هواپیمای مدل در حداقل زمان برای بکارگیری آنها در جبهه های جنگ با قابلیت عکسبرداری هوائی بود. راوی : محسن عمل نیک * * * * * شاگردی ابتدا دیدن قیافه های سعید ، مسعود و فرشید ، کمی برایمان غیر منتظره بود. در مقایسه با ما که با لباس های خاکی بسیجی و سر و وضعی کاملا معمولی ، پا به کارگاه می گذاشتیم ؛ این چند نفر هم شیک پوش و مرتب بودند و هم لباس شخصی. بهشان نمی آمد که طرز فکری مثل ما داشته باشند. این تنها چیزی بود که از همان اول توی ذوق مان زد. فرشید از خانواده متوسطی بود که در دبیرستان هنر درس خوانده بود و سر رشته ای توی هنرهای تجسمی ، نقاشی و گرافیک داشت. او از هنرش در طراحی و ساخت هواپیماهای مدل استفاده کرده بود. سعید دانشجوی رشته فیزیک بود و از خانواده ای متدین و مذهبی. او به همراه دو دوستش ، اولین کسانی بودند که روی کارگذاری دوربین عکاسی در پرنده های بدون سرنشین کار کرده بودند. سعید چیزهائی هم از الکترونیک میدانست و هم از رادیوهای غیر حرفه ای سر در می آورد. از بین دوستانش قیافه ومرامش بیشتر به ما نزدیک بود. او بعدها به آمریکا رفت و در ناسا مشغول به کار شد. مسعود زاهدی از خانواده ای مرفه و طلافروش بود و به پرنده های بدون سرنشین به عنوان یک تفنن می نگریست ؛ اما بر اصول آیرودینامیک بسیار مسلط بود و می دانست از آن چگونه برای ساخت بال و بدنه استفاده کند. این چند نفر با همین تخصصشان برای ساخت پرنده های بدون سرنشین ، گروه بسیار خوبی را تشکیل داده بودند. آنها حتی موفق شده بودند ، پرنده ای بسازند که تویش یک دوربین 110 عکاسی باشد. این دوربین هم شاتر داشت و هم درایور. اگر چه یک هواپیمای مدل به حساب می آمد ؛ اما در آن شرایط یک آرزو به حساب می آمد. دوربین کداک 110 ، اولین دوربین پهپادی ایران اما وقتی چشممان به آن هواپیمای زهوار در رفته شان افتاد ، خیلی سعی کردیم خنده مان نگیرد. پنج نفر آدم بزرگ از تهران کوبیده و آمده بودند اصفهان ، با آن همه حرف هائی که از موفقین عکس برداری هوائی شنیده بودند ، یهو با دیدن این هواپیمای اسباب بازی حالشان گرفت. ما اینسترومنت کار و مهندس الکترونیک بودیم که سر و کارمان با هواپیماهای غول پیکر بود. حالا جلوی مان هواپیمائی با موتور 45 cc بود که قرار بود موضوع شغلی آینده مان باشد. مجید محمدی اولین کسی بود که جا زد : من مکانیک کار هواپیماهای جنگی هستم مرا آورده اید اینجا چه کار ؟؟!! سر کارم گذاشته اید ؟ بعد با دلخوری نماند که جواب بگیرد . ول کرد و رفت. قرار بود گروهمان ده روزی در این کارگاه مشغول شود و اگر مفید بود برای همیشه بمانیم. با رفتن مجید ، ما چهار نفر تصمیم گرفتیم بمانیم و پیش سعید ، مسعود و فرشید شاگردی کنیم. برای همین روزی سه ساعت کلاس تئوری داشتیم و شش هفت ساعت کار عملیاتی. راوی : محسن عمل نیک ادامه دارد ... ------------ پ.ن 1 : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند. پ.ن 2 : با توجه به طولانی بودن مطالب و بخاطر جلوگیری از خستگی مخاطب در پست های بعدی به ادامه مطالب این کتاب خواهیم پرداخت. پ.ن 3 : به دلیل رعایت امانتداری لازم است بیان نمایم که بخاطر جلوگیری از یکنواختی مطالب ، تعدادی عکس هم در لابلای مطالب تاپیک قرار داده ام که این عکس ها عمومامربوط به کتاب نبوده و توسط اینجانب انتخاب شده اند
  14. با سلام خدمت دوستان عزیز میلیتاریست پیش از هر چیز اعلام کنم که این پست صرفا حاصل یک رویاپردازی هست . پس دوستان در قالب یک سناریو پیشنهادی برای بروز رسانی تایگر به اون نگاه کنند و نه یک خبر رسمی و موثق مقدمه - چند روزی هست که ذهنم درگیر پروژه های بروز رسانی برای " F-5 " تایگرهای نهاجا هست. واقعا برای تبدیل کردن یک جت نسل سوم ، به پرنده ای که بتونه بخش محدودی از نیازهای هوائی نهاجا رو بر طرف کنه ، راه درازی در پیش داریم. "مقایسه تطبیقی" بروز رسانی های فانتوم ( پروژه دوران ) و بروز رسانی تایگر ( آذرخش ، صاعقه ، صاعقه 2 ، کوثر و ... ) هم میتونه نکات جالبی رو در بر داشته باشه. در حالیکه فانتوم ها در قالب یک پروژه (که رسما هم بعنوان یک بروز رسانی اعلام شده و نه ساخت یک هواپیمای جدید ) ، آهسته و پیوسته در حال روزآمد شدن هستند ، تایگر سرنوشت متفاوتی رو دنبال میکند و مرتب از این شاخه به اون شاخه میپرد: یکبار دم هواپیما دو قلو میشود و بار دیگه دوبار دم قدیمی بر میگردد و .... اما به اعتقاد من و با توجه به بروز رسانی های تایگر در سایر کشورها ، برای تبدیل تایگر به پرنده ای که بتواند بخشی ( هر چند محدود ) از نیازمندی های نهاجا رو پوشش بدهد نیاز به یکسری تغییرات و بروز رسانی ها دارد که به ترتیب اونها رو بیان میکنم. ( با این امید که شاید در گوشه ای و در جائی گوشی برای شنیدن این حرف ها وجود داشته باشد) : * * * * * اول از همه نامگذاری این پروژه بروز رسانی هست . بهتر هست که بجای نام های متعدد برای بروز رسانی اف - 5 ( کوثر ، آذرخش ، صاعقه و ... ) مثل پروژه فانتوم ( پروژه دوران - به یاد شهید دلاور عباس دوران ) این بروز رسانی رو متبرک کرد به نام یکی از شهدای نامدار جنگنده اف - 5 در خلال دفاع مقدس . مثلا پروژه اقبالی ( شهید علی اقبالی دوگاهه ) حتی میتوان به سبک برخی کشورها که برای تایگرهای خودشون نام های جالبی استفاده میکنند ( مثل شیلی و نامگذاری تایگر - 3 ) ما هم یک اسم با مسما برای تایگرهای بروز رسانی شده خودمون انتخاب کنیم : مثلا Persian Tiger. اینجوری دیگه مسئولین محترم هم ناچار نیستند که با هر تغییر جزئی یک مراسم رونمائی برگزار کنند و اعلام کنند که در تولید هواپیمای جدید به خودکفائی لازم رسیده ایم ( واقعا مسیر بروز رسانی فانتوم ها چه اشکالی داره که برای تایگرهامون اینقدر ناچاریم که مسیر متفاوتی رو طی کنیم ؟ ) پس از اونجائی که آرزو بر جوانان عیب نیست ، بنده هم بسته پیشنهادی خودمون رو برای تایگرها رسما رونمائی میکنم (IRIAF F-5 E/F (Persian Tiger ( پروژه اقبالی) بخش اول - پیکربندی سازه : از آنجائی که دهه ها از پرواز مستمر و پر تنش تایگرها میگذرد ، شاید مهمترین ضرورت برای این پرنده های پیر ، بازسازی بدنه و رفع خستگی سازه باشد. به احتمال زیاد در این زمینه توانمندی های داخلی کفایت میکند ، اما در صورت نیاز به کمک گرفتن از کشورهای دیگه ، طیف متنوعی از کشورهای سازنده هواپیما هستند که میتونند در این زمینه کمک حال ما باشند (بطور غیر رسمی البته). کشورهائی نظیر روسیه ، چین ، اوکراین ، برزیل ، اندونزی ، آفریقای جنوبی ، حتی ترکیه !! و ... پوشش بدنه : بارها توسط مقامات دفاعی ما اعلام شده که ما توان تولید مواد جاذب رادار رو داریم. پس چه بهتر هست که بدنه تایگرهای بازسازی شده رو با مواد جاذب رادار پوشش بدیم تا توان ماندگاری اون ها رو در میدان نبرد افزایش بدیم. اما اگر خودمون توان تولید این مواد رو نداریم ، بهتر هست که بیخیال این بخش بشیم. چون هم کشورهای کمی از این دانش برخوردار هستند ، هم این اندک کشورها چنین چیزی رو در اختیار ما قرار نمیدهند و اگر هم قرار بدهند پول خون اجدادشون رو طلب خواهند کرد. مخازن سوخت : یکی از عمده ترین مشکلات تایگرها ، برد نه چندان زیاد عملیاتی و مداومت پروازی نه چندان زیاد اونها هست. میشود با مخازن سوخت خارجی این مشکل رو حل کرد. اما بخاطر محدودیت تعداد پایلون های حمل سلاح توسط این پرنده رزمی ، اینکار مقرون به صرفه نیست. پس بهتر است که از مخازن سوخت تطبیقی استفاده کنیم. ( تجربه ای که برزیل با تایگرهاش با موفقیت پشت سر گذاشت ) . در این حوزه هم علاوه بر توانمندی داخلی ( که احتمالا موجود هست و قادر به ساخت این مخازن هستیم ) در صورت نیاز میتونیم از کمک غیر رسمی شرکت ها و کشورهای خارجی هم استفاده کنیم. لوله سوخت گیری هوائی : طبیعتا دارا بودن این مزیت برای یک پرنده رزمی نیاز به توضیح چندانی ندارد و قبلا هم در یکی دو پرنده موجود نهاجا این تجربه به ثمر نشسته است و توان داخلی کافی برای آن وجود دارد. بخش دوم - تجهیزات الکترونیک ( اویونیک ) نصب نمایشگر بالاسری : داشتن هود یا همان نمایشگر بالاسری (HUD) امروزه جزء لاینفکی از جنگنده های رزمی می باشد و ظاهرا در پروژه کوثر هم نشان داده شده که تایگرها توان تجهیز به این قابلیت را دارند. ( توان بومی برای این کار وجود دارد.) نمایشگر چندگانه رنگی درون کابین (MFD) : وجود حجم بالائی از عقربه ها و نمایشگرهای آنالوگ ، حجم بالائی از توجه خلبانان تایگر را به خود معطوف میدارد که با نصب یکی الی دو نمایشگر دیجیتال ، فضای کابین برای مدیریت پرواز توسط خلبان بسیار بهینه خواهد شد. این اتفاق هم ظاهرا در قالب پروژه کوثر اتفاق افتاده ( هر چند واقعا نیاز نیست که هر عقربه را با یک صفحه نمایشگر جایگزین نمود و نهایتا 1 الی 2 صفحه نمایش کافی است ) رادار هوا به هوا : تجهیز اف- 5 های نهاجا به راداری نسبتا قدرتمند ، ضرورتی است که شاید به سختی بشود دلیلی برای رد این نیاز آورد. در صورت عدم توانمندی صنایع داخلی ، شاید بتوان از چین ، روسیه و برخی کشوهای دیگر در این زمینه طلب کمک نمود. سامانه نگاه به پائین و شلیک به پائین : یکی دیگر از ضرورتهای استفاده از تایگر در قرن جدید ، وجود سامانه نگاه به پائین و شلیک به پائین است. تجربه ای در بروز رسانی تایگرهای سنگاپوری هم دیده شد. شاید در این حوزه تکنولوژی کافی در کشور وجود نداشته باشد ، اما شاید بتوان از طریق دیگر کشورها به راحتی به چنین سامانه ای دست پیدا کرد. سامانه ناوبری و هدایت : برای این منظور میتوان تایگرها را به سامانه ناوبری ماهواره ای ( GPS / گلوناس ) مجهز نمود. سامانه تشخیص عوارض زمین : هم اکنون سوخو 24 های نهاجا مجهز به سامانه تشخیص عوارض زمین هستند. این قابلیت به خلبان کمک میکند تا در شب یا شرایط بد آب و هوائی پرواز ایمن تری را پشت سر بگذارد و در تعیین مسیر هم دچار خطا نشود. کابین هماهنگ با دوربین دید در شب : در ارتقاء های F-5 با چنین قابلیتی مواجه نشدم اما سوخو 25 ام اس در بروز رسانی خودش از چنین قابلیت توانمندی برخوردار است که میتواند قابلیت پرواز در شب تایگر را بسیار ارتقاء دهد. سامانه شناسائی دوست از دشمن :پیش از این F-5-2000 های ترکیه به این سامانه مجهز شده اند. تایگرهای ما هم میتوانند با تکنولوژی بومی و در صورت عدم وجود دانش این کار در کشور با کمک چین و یا روسیه به این قابلیت مجهز بشوند. بخش سوم - تسلیحات و توان رزمی پوشاله / شراره : تایگرهائی که ایران خریداری نموده بود فاقد امکان استفاده از چف و فلیر ( پوشاله / شراره ) برای بقاء پذیری بیشتر در میدان نبرد بودند. اما امروزه این ابزارهای دفاعی به جزء لاینفکی در پرنده های رزمی مبدل شده اند و ضروری است که تمامی تایگرهای نهاجا به این ابزارها مجهز بشوند. هر چند ظاهرا در سال های پس از جنگ برخی از تایگرها به این امکان مجهز شده اند. هشدار قفل لیزری و راداری : ضروری است که تایگرهای ما به سامانه هشدا دهنده قفل لیزری و قفل راداری مجهز بگردند تا در برابر موشک های شلیک شده به این پرنده ها ، امکان بقاپذیری بیشتری در میدان نبرد داشته باشند. نرم افزار پرتاب بمب های سقوط آزاد : سوخو 24 در ارتقاء به مدل M2 از یک نرم افزار بهینه شده بهره گرفته است که باعث میشود تا خلبان در مناسب ترین زمان اقدام به رها سازی بمب های خود نماید. میتوان این نرم افزار را از طریق روسیه تهیه نمود و تایگرها را به این نرم افزار مسلح کرد. سامانه هدف گذاری لیزری : با توجه به توان مناسب پهپادی ایران ، امکان عملیات مشترک تایگرها با همراهی پهپادهای رزمی ، خارج از تصور نیست. حال اگر تایگر ها مجهز به سامانه هدف گذاری لیزری بشوند ، میتوانند بزرگترین نقیصه خود ( یعنی توان کم حمل تسلیحات ) را با هدایت پهپادهای رزمی ایرانی به سمت هدف بصورت قابل قبولی ارتقاء ببخشند. جنگ افزار : در این زمینه طیف متنوعی از تسلیحات هواپایه در ایران ساخته شده است که امکان نصب بر روی تایگرهای آپگرید شده پارسی را دارند. ============== به اعتقاد بنده با این ارتقاء ها و رسیدن به استاندارد جنگنده های نسل 3.5 تایگرهای ایرانی میتوانند در دوران معاصر هم ، همچنان بازو و کمک حال موثر نهاجا باقی بمانند. البته ممکن است که برخی از این بروزرسانی ها بر روی برخی از تایگرها انجام پذیرفته باشد ، اما ارتقاء کامل این گزینه هابر روی عمده تایگرها است که میتواند یک تایگر متناسب با صحنه نبرد امروزی را تحویل نهاجا بدهد و نه برخی ارتقاء های ناقص پ.ن 1 : ممکن است که برخی از این ارتقاء ها بر روی تایگر امکان پذیر نباشند. پس دوستان به بزرگی خودشان ببخشند پ.ن 2 : ممکن است برخی دوستان هم پیشنهادات دیگری برای ارتقاء تایگرها داشته باشند که خوشحال میشوم که با این پیشنهادات دوستان هم آشنا بشویم. پ.ن 3 : دوستانی که پسندیدند ، مثبت را فراموش نکنند.
  15. با عرض سلام متقابل و پوزش از شما و سایر دوستان بخاطر به تعویق افتادن تاپیک. متأسفانه در اثر یک سانحه این دست بنده وبال گردن شده و با دست گچ گرفته تایپ کردن یک مقدار سخت هست متأسفانه ان شاءالله به محض باز کردن گچ دست مجدد این تاپیک و سایر تاپیک های نیمه کاره رو پیگیری خواهم نمود. -------------------- در خصوص فرمانده وقت نیروی هوائی ( باقری ) هم چشم. توضیحات تکمیلی رو ارائه خواهم نمود.