mehran55

Editorial Board
  • تعداد محتوا

    1,069
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    91

mehran55 آخرین امتیاز شما در روز 25 خرداد

mehran55 شما بیشتری مطالب مورد علاقه کاربران را دارید!

اعتبار در انجمن

19,567 نشان بصیرت

درباره mehran55

  • رتبه حساب کاربری
    ستوان دوم

Profile Information

  • Gender
    Male

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

9,314 نمایش های پروفایل
  1. با سلامی گرم و دوباره به دوستان عزیز میلیتاریست.  کیدون ، نوک نیزه موساد (بخش پنجم و پایانی)  کیدون در برابر ایران رونن برگمن در کتاب «برخیز و اول او را بکش» می نویسد پس از آنکه آریل شاورن ، ژنرال مئیر داگان را به عنوان ریاست موساد منصوب کرد ، او را مسوول برهم زدن برنامه هسته‌ای ایران قرارداد، چرا که از دید هر دوی آنها یک تهدید علیه اسرائیل محسوب می‌شد. داگان برای به انجام رساندن این مهم به شیوه‌های مختلفی دست زد. دشوارترین و البته کاراترین آنها به اعتقاد داگان ، شناسایی دانشمندان کلیدی در صنعت موشکی و هسته‌ای و سپس کشتن آنها بود. در سالهای اخیر، حضور آنها (و همچنین سیا) در ایران در مسیر اختلال در رشد برنامه‌های هسته‌ای فعلی ایران؛ به طور قابل توجهی به‌ویژه برای دانشمندان هسته‌ای یا سایر افراد مرتبطی که برای دولت ایران کار می‌کنند ؛ مؤثر و مرگ آفرین بوده است. در سال‌های اخیر کشور آذربایجان به دلیل نزدیکی و دسترسی راحت به مرزهای ایران و همچنین به دلیل آسودگی خاطر ناشی از فعالیت نیروهای امنیتی آذری در مقابله با عوامل وزارت اطلاعات ایران (MISIRI) [که ممکن است بخواهند دست به عملیات تهاجمی و یا تلافی جویانه علیه نیروهای موساد بزنند] ؛ به نقطه کانونی نه تنها کیدون ، بلکه به طور کلی سازمان موساد تبدیل شده است. نقطه کانونی که علاوه بر سازماندهی ترورهای کیدون ، موساد در آنجا در دو حوزه «گردآوری اطلاعاتی» و «عملیات ضد اطلاعات» فعالیت می نماید. علاوه بر آن ، تحلیلگران تصور می کنند که کیدون ؛ مستقیماً مجاهدین خلق (MEK) را برای بی ثبات کردن ایران مورد آموزش قرار داده و با این تشکیلات در این زمینه کار می کند. اینکه سطح و میزان این همکاری تا چه حد است ، را فقط تعداد کمی به طور قطع و دقیق می دانند. اما حمایت مالی مجاهدین توسط موساد و تأمین مالی عملیات های این سازمان در ایران ، تقریبا از موارد تضمین شده این همکاری مشترک است. همچنین باید توجه داشت که سیمور هرش (یک روزنامه‌نگار برنده جایزه پولیتزر) درباره آموزش «فرماندهی مشترک عملیات ویژه» ارتش آمریکا (J.S.O.C) به مأموران مجاهدین خلق در مکانی مخفی در نوادا از سال 2005 تا 2009 مقالاتی منتشر کرد. لازم به یادآوری است که ایالات متحده در سال 2007 ، مبلغ 400 میلیون دلار برای «بی ثبات سازی ایران» اختصاص داده است ، که به باور سیمور هرش رقم واقعی بسیار بیشتر از این مبلغ ادعائی است. این روزنامه نگار برنده جایزه پولیتزر ، آموزش های J.S.O.C به مجاهدین خلق را شامل سرفصل هائی از «خرابکاری و براندازی» و «رهگیری اطلاعات» تا «آموزش نظامی» و «تاکتیک های عملیاتی واحدهای کوچک» می داند. بنابراین اگر جوامع اطلاعاتی و عملیات ویژه ایالات متحده این کار را برای این سازمان (مجاهدین/ MEK) انجام داده اند ، تنها «می توان» تصور کرد که موساد به ویژه کیدون ممکن است در کنار هم یا در حمایت از مجاهدین خلق ، قادر به انجام چه کارهائی باشد. با وجود تنش های اخیر و بی ثباتی هائی پیش رو که بین دو کشور در جریان است ، بسیار بعید است که «واحد کیدون» در خصوص سرنوشت و آینده «مجاهدین» ، هم در سایه نشسته و بیکار بماند. تجزیه و تحلیل: کارنامه عملکرد کیدون در برابر ایران هنگامی که ایالات متحده قتل های هدفمند را انجام می دهد، اکثراً ترجیح می دهند این کار را از دور و از طریق استفاده از حملات هواپیماهای بدون سرنشین انجام دهند. برای روسیه، سرویس‌های امنیتی آن‌ها مدت‌هاست که تمایل خود را نسبت به استفاده محتاطانه از سموم بسیار سمی نشان داده‌اند. در مقابل، کیدون اسرائیل برای ترورهای دراماتیکی که شبیه صحنه‌هایی از یک فیلم اکشن به نظر می‌رسد، شهرت دارد. در سال 2010، پس از آنکه چهار دور تحریم‌های اقتصادی سازمان ملل نتوانست تهدید ناشی از غنی‌سازی اورانیوم ایران را متوقف کند، منابع اطلاعاتی ایالات متحده می‌گویند که دولت اسرائیل به کیدون «چراغ سبز» نشان داد تا دانشمندان هسته‌ای ایران را هدف قرار دهد. علاوه بر فخری زاده، اسرائیل مظنون اصلی «پنج ترور موفقیت‌آمیز» دانشمندان هسته‌ای ایران از سال 2010 تا 2012 و «یک تلاش ناموفق» برای ترور است. گازگرفتگی اردشیر حسین‌پور، یکی از بنیانگذاران مرکز فناوری هسته‌ای اصفهان در سال 2007 نیز مشکوک است که کار کیدون باشد. مسعود علیمحمدی، فیزیکدان ذرات بنیادین، در 12 ژانویه 2010 بر اثر انفجار بمبی که به وسیله موتور سیکلت به خودرو او متصل شده بود، در حالی که خانه خود را ترک می کرد و به سمت محل کار می رفت، کشته شد. در 8 نوامبر 2010، قاتلان ناشناس موتورسوار، دانشمند و مهندس هسته ای مجید شهریاری را با کار گذاشتن و منفجر کردن بمب C4 در درب خودروی وی در حالی که شهریاری در حال رانندگی بود، کشته شد. تقریباً همزمان با انجام این اصابت به شهریاری، یک قاتل دیگر با موتور بمب گذاری شده به خودروی یکی از رهبران برجسته برنامه تحقیقات هسته ای ایران، فریدون عباسی، کوبید. عباسی و همسرش درست قبل از انفجار بمب با پریدن از وسیله نقلیه خود به سختی فرار کردند. در ۲۳ جولای ۲۰۱۱، داریوش رضایی نژاد، دانش آموخته مهندسی برق و کارمند یکی از تأسیسات تحقیقات هسته‌ای امنیت ملی تهران، پس از اینکه او و همسرش به تازگی خانه‌ جدیدشان را تحویل گرفته بودند، در مقابل خانه‌اش توسط دو مرد مسلح موتورسوار مورد اصابت گلوله قرار گرفت و کشته شد. مهاجمان ناشناس در جریان این حمله همسر رضایی نژاد را نیز زخمی کردند در 11 ژانویه 2012، در حمله ای تقریباً مشابه با حمله ای که ماه ها قبل به مجید شهریاری انجام شد، مصطفی احمدی روشن، دانشمند هسته ای، زمانی که یک موتورسوار در حال عبور یک «بمب چسبان» مغناطیسی را روی خودروی وی قرار داد، کشته شد. ماه ها قبل از ترور فخری زاده، در 7 آگوست 2020، قاتلان ناشناس، دومین رهبر ارشد القاعده، عبدالله احمد عبدالله و دخترش میریام، بیوه حمزه بن لادن، پسر اسامه بن لادن را در خیابان های تهران کشتند. نیویورک تایمز با استناد به گفته های چهار مقام آمریکایی در ماه نوامبر مدعی شد که قاتلان کیدون با موتورسیکلت مسئول تیراندازی به عبدالله و دخترش به دستور ایالات متحده بودند. به نظر می رسد در تحلیل چگونگی عملکرد کیدون در ایران ، انگیزه های انتقام و بازدارندگی دست به دست هم می دهند. دیو کیمچه، معاون سابق آژانس موساد، در مورد ترور فردی که توسط بمبی که در تلفن کار گذاشته شده بود، گفت: ... پایان  (با توجه به حجم زیاد مطلب ، به جهت اینکه برای دوستان خسته کننده نشود ؛ معرفی این یگان در قالب 5 پست ارسال گردید) پ.ن : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند. .
  2. با سلامی گرم و دوباره به دوستان عزیز میلیتاریست.  کیدون ، نوک نیزه موساد (بخش چهارم)  عملیاتها (بخش دوم و پایانی) در پست پیشین تعدادی از عملیات های واحد کیدون را به اتفاق مرور کردیم. در این پست و به اتفاق یکدیگر بخش دیگری از عملیات های واحد آدمکشان صهاینه را بررسی می کنیم : در ۱۶ آوریل ۱۹۸۸ «خلیل الوزیر» معاون یاسر عرفات و از بنیانگذاران جنبش فتح در تونس بوسیه واحد کیدون کشته شد. در ۲۰ مارس ۱۹۹۰ «جرالد بول» مهندس کانادایی و طراح پروژه­ توپ بابل که تولید تسلیحات نظامی عراق را شامل می ­‌شد، در بروکسل در منزلش توسط دو مامور موساد کشته شد. در ۳۱ مه ۱۹۹۱ ترور «رمال حسن رمال» دانشمند لبنانی در آزمایشگاه تحقیقات هسته ای فرانسه رخ دارد. یک مجله فرانسوی رمال را یکی از مهمترین دانشمندان فیزیک در عصر نوین توصیف کرده بود. در ۲۶ اکتبر ۱۹۹۵ دکتر فتحی شقاقی دبیر کل جهاد اسلامی فلسطین در حالی که شقاقی قصد داشت برای بررسی وضعیت آوارگان فلسطینی در لیبی به این کشور سفر کند و هنگامی که از کنفرانس لیبی به جزیره مالت وارد شد، مقابل هتل محل اقامتش در این جزیره از سوی دو موتور سوار هدف قرار گرفته و به قتل رسید در 6 مارس 1996، یحیی عیاش، بمب‌ساز ارشد حماس، پس از اینکه ماموران مخفی یک تلفن همراه حاوی یک وسیله انفجاری مملو از 15 گرم RDX به او دادند، کشته شد. [تحلیل شخصی من این است که ترور عیاش کار کیدون یا موساد نیست، بلکه بیشتر به شین بت سرویس امنیت داخلی اسرائیل مربوط بوده است.- مهران55] در سال 1999 عبدالله اوجالان رهبر حزب کارگران کردستان ترکیه (پ.ک.ک) بوسیله کیدون در عملیاتی مشترک با سیای آمریکا و میت ترکیه ربوده شده و به ترکیه منتقل شد. عبدالله اوجالان رهبر حزب کارگران کردستان ترکیه پس از دستگیری در نایروبی در ۱۷ دسامبر ۲۰۰۰ «سمیح ملابی» یکی از مقامات ارشد سازمان فتح در «قلندیه» به وسیله بمب تعبیه شده در گوشی تلفن همراهش ترور شد. در ۲۱ دسامبر ۲۰۰۴ «طالب ابراهیم الظاهر» دانشمند اتمی عراقی که پس از سرنگونی صدام حسین در سال ۲۰۰۳ به عراق برگشت اما مهاجمان مسلح ناشناس به طرف او تیراندازی کردند وخودرویش به رود ساریه سقوط کرد و جان خود را از دست داد. در ماه سپتامبر سال ۲۰۰۴ بمب‌گذاری در خودروی شیخ عزالدین خلیل عضو بلندپایه حماس ، در شهر دمشق منجر به قتل وی و زخمی شدن ۳ تن دیگر شد. گفته می شود که اعضای واحد مخفی کیدون در عملیات معروف «باغ میوه» (Operation Orchard) که در سال 2007 انجام شد به عنوان عوامل زمینی نقش آفرینی نمودند. عملیاتی که در خلال آن هواپیماهای جت اسرائیلی راکتور هسته ای سوریه در دیرالزور را بمباران کردند. در ساعت ۲۲:۳۰ روز ۱۲ فوریه ۲۰۰۸ (۲۳ بهمن ۱۳۸۶) عماد فایز مغنیه معروف به «حاج رضوان» ارشدترین فرمانده نظامی حزب الله لبنان در انفجاری که درون یک خودروی میتسوبیشی پاجروی نو و نقره‌ای‌رنگ در منطقه «کفر سوسه» و خیابان «الحدیقه» در دمشق رخ داد، عماد مغنیه شهید شد و ۲ نفر زخمی شدند. روزنامه واشینگتن پست در مقاله‌ای تفصیلی به تاریخ ۳۰ ژانویه ۲۰۱۵ نوشت که این عملیات را سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) و موساد برنامه‌ریزی کرده بودند. بر اساس گزارش این روزنامه آمریکایی بمبی که باعث شهادت فرمانده پرسابقه حزب‌الله شده، مدت‌ها پیش در میدان مشق سیا در کارولینای شمالی آزمایش شده بود. شهید عماد مغنیه مشهور به حاج رضوان و خودرو بمب گذاری شده برای ترور ایشان در تاریخ ۱ اوت ۲۰۰۸ ژنرال «محمد سلیمان» یکی از فرماندهان ارتش سوریه و پل ارتباطی بین حزب الله و سوریه توسط شلیک تک تیرانداز کشته شد. در سال ۲۰۱۰ محمود المبحوح یکی از رهبران حماس بود که در دبی کشته شد. رئیس پلیس دوبی در این رابطه اعلام کرد: «بازرسی‌های ما این مطلب را آشکار می‌کند که موساد در قتل دست داشته‌است.» پس از اعلام نتایج بازرسی به دلیل استفاده تعدادی از قاتلین از پاسپورتهای بدلی انگلیسی، دولت بریتانیا یک دیپلمات اسراییلی را از کشورش اخراج کرد. در ۳ نوامبر ۲۰۱۰ «محمد نیمنیم» از فرماندهان ارتش اسلام (یک گروه سلفی جهادی در نوار غزه) در انفجار بمب کار گذاشته شده در خودرو، کشته شد. در 4 دسامبر 2013 «حسان هولو اللقیس» از فرماندهان ارشد ضد اطلاعات و رئیس بخش فناوری و تسلیحات و ارتباطات از راه دور حزب ‌الله و مغز متفکر این حزب که بارها مورد ترور قرار گرفته اما جان سالم به در برده بود ، نیمه شب در مقابل پارکینگ خانه اش در «سن تریز» جنوب بیروت [نزدیک به منطقه ضاحیه] هدف گلوله قرار گرفت و ترور شد. روزنامه نیویورک تایمز در یک گزارش تحقیقی در 3 ژانویه 2014 مدعی شد که حسان اللقیس در «فهرست 5 اولویت اصلی انجام ترور» سازمان موساد قرار داشت. سردار شهید «حسن شاطری» در کنار سید مقاومت «سیدحسن نصرالله» در تاریخ ۱۲ فوریه ۲۰۱۳ سردار «حسن شاطری» معاون مهندسی سپاه قدس و رئیس هیات ایرانی «ستاد بازسازی لبنان» در سوریه بر اثر گلوله باران خودرو حامل وی در مسیر دمشق به بیروت به شهادت رسید. [در این ترور و ترور سردار الله دادی به ظاهر عملیات ترور توسط هلی کوپترهای صهاینه انجام شد. اما تمام اطلاعات مسیر و نقشه عملیات توسط کیدون طراحی شده بود] در ۵ ژوئیه ۲۰۱۴ «موفق بادیه» همکار اصلی و به تعبیری دست راست سمیر قنطار توسط وسیله انفجاری کار گذاشته شده در خودرویش توسط موساد، در جاده اصلی بین قنیطریه و دمشق ترور شد. سمیر قنطار قدیمی ‌ترین اسیر لبنانی در فلسطین اشغالی و از فعالان ضدصهیونیستی بود. در ۲۶ فوریه ۲۰۱۶ در بلغارستان، یگان کیدون موساد «عمر النایف» از فعالان سابق جبهه خلق برای آزادی فلسطین را ترور کرد. او در داخل خودرویش مرده پیدا شد. موساد در ۱۷ دسامبر ۲۰۱۶ «محمد الزواری» مهندس تونسی را مقابل منزلش در شهر «صفاقس» به ضرب گلوله عناصر خود ترور کرد. بعدا خبر داده شد که الزواری از اعضای گردان ‌های القسام و ناظر پروژه ساخت پهپادها بوده است. در ۲۱ آوریل ۲۰۱۸ «فادی البطش» یک مهندس الکترونیک و استاد دانشگاه که از نزدیکان به حماس بود، در پایتخت مالزی ترور شد. در سال 2018 اسناد برنامه هسته ای ایران (پروژه آماد) از تهران ربوده شد که منابع آگاه اطلاعاتی فرانسه به گاردین اطلاع دادند که این عملیات توسط یگان کیدون موساد انجام پذیرفته است. در تاریخ ۷ سپتامبر ۲۰۱۹ رسانه های مغربی گزارش دادند که «ابوبکر عبدالمنعم رمضان» یکی از دانشمندان هسته ای مصری با یک عارضه جسمی در یکی از هتل های مغرب در شرایطی مبهم از دنیا رفته است. طبق گزارش منابع پزشکی ظاهرا رمضان پس از نوشیدن یک لیوان آبمیوه احساس درد در معده اش کرده و بعد از انتقال به بیمارستان جان خود را از دست داده است. این دانشمند به همراه دانشمندان دیگر مسئول بررسی پیامدهای احتمالی نیروگاه های هسته ای از جمله دیمونا در سرزمین های اشغالی بود. در تاریخ 27 نوامبر 2020 ژنرال محسن فخری زاده رئیس سازمان پژوهش‌های نوین دفاعی ایران در نزدیکی شهر تهران به ضرب گلوله ترور شد. ژنرال فخری‌زاده یکی از پنج شخصیت ایرانی بود که نامش در فهرست ۵۰۰ نفرهٔ قدرتمندترین افراد جهان که از سوی نشریهٔ آمریکایی فارن پالیسی منتشر می‌شود، قید شده بود. در سال 2022 سرهنگ حسن صیاد خدائی جانشین فرمانده واحد ۸۴۰ نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب ایران در تهران به وسیله گلوله شلیک شده توسط دو موتور سوار ترور شد. ساختار تیم ضربت کیدون روش عمل کیدون هم تا جائی که منابع رسانه ای کشف کرده اند بدین صورت است که ظاهراً هر تیم ضربت [تیم ترور] از 4 واحد «یک یا چند نفره» (مرد/زن) تشکیل می شود که گاهاً برای مدت طولانی [از ماه ها تا سال ها] در عمق خاک طرف متخاصم مستقر شده و عملیات می کنند. واحدهای پشتیبانی و عوامل عملیاتی زیادی (در موساد یا سازمان اطلاعات جاسوسی) برای هر مأموریتی وجود دارد، اما به نظر می‌رسد که ساختار تیم ضربت کیدون به این شکل است: 1. واحد شناسایی: مکان هدف را یاد می گیرد و احتمالاً نقشه نقطه ای می سازد. 2. واحد تدارکات: عوامل تیم از چه مسیری استفاده خواهند کرد؟ به چه وسیله نقلیه ای و در کجا رهگیری می کنند؟ 3. واحد کمک یا پشتیبان: کار این فرد اساساً رانندگی و در صورت لزوم انجام حملات فوری، عقب نشینی ، پشتیبانی رزمی و غیره است. 4. واحد اجرا یا تیم قاتل: بیشتر اوقات از یک بمب مغناطیسی یا چسبان استفاده می کنند. اما اگر شرایط مأموریت ایجاب کند همچنان و به طور منظم از سلاح های معمولی نیز استفاده می کنند. ادامه دارد ...  (با توجه به حجم زیاد مطلب ، به جهت اینکه برای دوستان خسته کننده نشود ؛ معرفی این یگان در قالب 4 الی 5 پست ارسال می شود) پ.ن : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند. .
  3. با سلامی گرم و دوباره به دوستان عزیز میلیتاریست.  کیدون ، نوک نیزه موساد (بخش سوم)  عملیاتها در «رمان ماجراجویی بن دیوید» ، یک «مأمور عملیاتی زن» کیدون و «مرد ارشدی که او را آموزش داده» فرستاده می‌شوند تا به کارخانه‌ای در یک کشور خارجی که قطعات سلاح‌های غیرمتعارف ایران را تولید می‌کند نفوذ کنند. وقتی تیم دیگری از کیدون که به عنوان نگهبان محیطی آنها خدمت می کند، با فوریت به آنها اطلاع می دهد که مهمانان غیرمنتظره ای از راه می رسند، ارتباط آنها با تیم پشتیبان قطع می شود. طبق نقشه از پیش تعیین شده ، نگهبانان متفرق می شوند و این دو دقیقاً می دانند که برای ملاقات با ماشینی که در صورت بروز چنین وقایع احتمالی منتظر آنها است کجا بروند. بن دیوید در جای جای این رمان اشاره می کند که غافلگیری در واژگان آنها [یعنی آدمکشان کیدون] نیست. [در بسیاری از صحنه ها برای حوادث ناگهانی که پیش می آید پلن B و c و ... دارند / مهران-55] رمان حادثه ای و ماجراجویانه هم سرائی در بیروت - نوشته میشکا بن دیوید در بیشتر حوادث گذشته، مهاجمین مسلح موتورسیکلت سوار و یا خودروهای بمب گذاری شده روش های مورد علاقه در ترورهای منتسب به کیدون بوده است. همچنان که موارد قابل توجهی وجود دارد که در آن عوامل اسرائیلی سایر مهارت خود را در روش های نامتقارن و غیر متعارف برای کشتار نشان داده اند. آنها همچنین به انجام عملیات های «ترور/جمع آوری اطلاعات» در کشورهای دوست خارجی [مشابه عملیات خشم خدا] معروف هستند. «عملیات خشم خدا» (Operation Wrath of God) ؛ همان کمپین تروری بود که موساد و کیدون علیه برنامه ریزان و حامیان مادی «کشتار مونیخ» [که منجر به کشته شدن 11 ورزشکار المپیکی اسرائیلی شد] به راه انداختند و مجموعاً 20 تا 40 نفر از اعضای سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) [در واقع اعضای گروه سپتامبر سیاه] کشته شدند. از سال 1972 تا به حال ، نزدیک به 100 ترور توسط کیدون اسرائیل انجام شده است. (ترورهای پیش از این تاریخ ؛ کار «بخش قیصریه موساد» بود که بعدها کیدون از دل آن متولد شد). در حالی که برخی از این موارد مشکوک ، توسط «سایر سرویس‌های اطلاعاتی» یا به‌طور غیررسمی توسط مقامات اسرائیلی تأیید شده‌اند، اما اسرائیل رسماً با در پیش گرفتن سیاست ابهام ، دخالت داشتن خود این ترورهای مخفی را تأیید یا رد نمی‌کند. به اتفاق به برخی از این نمونه ها می پردازیم : در ۱۱ سپتامبر ۱۹۶۲ «هاینتز کروگ» دانشمند آلمانی برنامه موشکی مصر طی «عملیات داموکلس» در آلمان غربی ترور شد. جسد او که از دفترش ربوده شده بود، هیچ گاه یافت نشد. در ۲۸ نوامبر ۱۹۶۳ پنج کارگر کارخانه موشک سازی ۳۳۳ در مصر، طی «مرحله 2 عملیات داموکلس» به وسیله بمب بسته ­‌ای ترور شدند. در ۸ ژوئیه ۱۹۷۲ «غسان کنفانی» نویسنده و یکی از اعضای ارشد جبهه مردمی آزادی فلسطین در بیروت طی بمب گذاری در خودرویش ترور شد. در ۲۵ ژوئیه ۱۹۷۲، به جان «بسام ابوشریف» از اعضای ارشد جبهه مردمی آزادی فلسطین سوء قصد شد. برای وی کتابی ارسال شده بود که حاوی بمب بود. ابوشریف جان سالم از این مهلکه بدر برد، اما یک چشم وی نابینا و یک گوش او کر شد و چهار انگشت خود را از دست داد. در ۱۶ اکتبر ۱۹۷۲ «وائل زعیتر» یکی از اعضای ارشد جبهه مردمی آزادی فلسطین و کارمند سفارت لیبی در ایتالیا در منزلش در رم ایتالیا هدف گلوله دو مامور موساد قرار گفت. در ۸ دسامبر ۱۹۷۲ «محمود همشاری» نماینده سازمان آزادیبخش فلسطین در فرانسه به وسیله بمب تعبیه شده در تلفن منزلش ترور شد. در ۲۴ ژانویه ۱۹۷۳ «حسین بشیر» نماینده­ سازمان فتح در نیکوزیا قبرس به وسیله بمب کارگذاری شده در تخت­خواب هتل محل اقامتش ترور شد. در ۶ آوریل ۱۹۷۳ «بصیل الکبیسی» عضو ارشد جبهه مردمی آزادی فلسطین و استاد دانشگاه امریکایی بیروت در پاریس به وسیله شلیک اسلحه از سوی دو مامور موساد ترور شد. در ۹ آوریل ۱۹۷۳ «محمد یوسف النجار» افسر عملیاتی گروه «سپتامبر سیاه» و «کمال عدوان» فرمانده گروه سپتامبر سیاه و عضو ارشد کمیته مرکزی سازمان فتح و «کمال ناصر» سخنگوی سازمان آزادیبخش فلسطین طی «عملیات بهار جوانی» در بیروت ترور شدند. در ۱۱ آوریل ۱۹۷۳ «زیاد موکاسی» نماینده فتح در قبرس در هتل محل اقامت خود در آتن یونان به ضرب گلوله ترور شد. در ۲۸ ژوئن ۱۹۷۳ «محمد بودیه» افسر عملیاتی گروه سپتامبر سیاه توسط مین فشاری تعبیه شده در زیر صندلی خودرو خود در پاریس ترور شد. در 28 مارس 1978، «ودیع حداد» رهبر جبهه مردمی برای آزادی فلسطین، پس از اینکه ماموران موساد ، در آلمان شرقی خمیر دندان او را با لوله ای مشابه حاوی یک سم کشنده تعویض کردند، کشته شد. در ۲۶ ژوئیه ۱۹۷۹ «زهیر محسن» فرمانده شاخه «السیقا» سازمان آزادیبخش فلسطین در «کن» فرانسه به ضرب گلوله کشته شد در ۱۳ ژوئن ۱۹۸۰ دکتر «یحیی المشد» یکی از برجسته‌ترین دانشمندان اتمی مصر طی «عملیات ابوالهول» در اتاق هتل محل اقامت در در هتل مریدیان پاریس توسط مامورین کیدون کشته شد. وی برنامه هسته‌ ای عراق در زمان صدام حسین را اداره و پیگیری می ‌کرد. در سال ۱۹۸۶ «خالد نضال» دبیر کل جبهه دموکراتیک آزادیبخش فلسطین هنگام خروج از هتل محل اقامت خود در آتن یونان توسط مامورین موساد به ضرب گلوله کشته شد. در سال 1986 «مردخای وانانو» توسط کماندوهای ویژه کیدون به دلیل افشای اطلاعات محرمانه اسرائیل مبنی بر ساخت بمب اتم در نیروگاه اتمی دیمونا از کشور ایتالیا ربوده شده و مخفیانه به اسرائیل منتقل شد. ادامه دارد ...  (با توجه به حجم زیاد مطلب ، به جهت اینکه برای دوستان خسته کننده نشود ؛ معرفی این یگان در قالب 4 الی 5 پست ارسال می شود) پ.ن : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند. .
  4. با سلامی گرم و دوباره به دوستان میلیتاریست عزیز گردان ضد زره گردان نهم سپاه تهران (گردان ضد زره) مجهز به موشک های ضد زره دراگون پ.ن : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند.
  5. با سلامی گرم و دوباره به دوستان عزیز میلیتاریست. خواهش می کنم و به روی چشم بخش های پایانی این مقاله 4-5 قسمتی به «کیدون و ایران» اختصاص داره که ان شاء الله برخی از سوالات شما رو پاسخ می دهد.  کیدون ، نوک نیزه موساد (بخش دوم)  تاریخچه کیدون بخشی از آژانس موساد است. خود این سازمان مدتی پس از تشکیل رژیم صهیونیستی ، در 13 دسامبر 1949 برای محافظت از دولت تازه تأسیس صهیونیستی و اتباع آن تشکیل شد. شایان ذکر است که در ابتدا ؛ «موساد» صرفاً یک مرکز هماهنگ کننده اطلاعاتی بود که پلیس ، واحدهای اطلاعات نظامی ، نیروهای اطلاعاتی گروه ها شبه نظامی مثل هاگانا و بخش اطلاعات وزارت خارجه ؛ در آنجا اطلاعات خود را در آنجا به اشتراک می‌گذاشتند. اما درگیری های تقریباً فوری که [پس از اعلام تشکیل رژیم اسرائیل] با فلسطینی‌ها، مصری‌ها، لبنانی‌ها، سوری‌ها و اردنی‌ها روی داد، به سرعت این «موسسه هماهنگی» را ناچار نمود که تغییر وضعیت دهد. بطوریکه امروزه این مؤسسه را ، به یکی از سرویس های اطلاعاتی شناخته شده و توانا در سطح بین المللی تبدیل کرده است. در واقع می توانیم بگوئیم سازمان سرسختی که امروزه شاهد آن هستیم ، از سال 1949 به طور قابل توجهی دامنه عملیات خود را افزایش داده است. مایک هراری (سمت چپ) آدمکش اسطوره ای موساد و موسس واحد کیدون - میلان - 1947 منشا و پیشینه دقیق کیدون به خوبی شناخته نشده است. با این حال، برخی گزارش ها می گویند مایک هراری، عامل افسانه ای موساد، این واحد را در سال 1972 پس از قتل 11 ورزشکار اسرائیلی توسط عوامل تروریستی سازمان آزادیبخش فلسطین (PLO) در جریان بازی های المپیک مونیخ تشکیل داد. اعتقاد بر این است "عملیات خشم خدا" اولین جایی بود که کیدون مهارت های خود در ترورهای مخفی را تقویت کرد. در حالی که تقریبا هیچ کس در خصوص تاریخ دقیق تاسیس کیدون صحبت نمی کند ، از خلال خاطرات منتشر شده افسران سابق موساد ، همین مقدار می دانیم که این واحد پیش از این به عنوان یکی از یگان های تحت امر واحد قیصریه (Caesarea unit) تأسیس شده است. احتمالاً در همان زمانی که جنگ سرد در اوج خود قرار داشت یعنی دهه های 60 و 70 میلادی ، در سرتاسر جهان یک موج واقعی از فعالیت های اطلاعاتی جریان داشت ؛ موساد هم با توجه به برخی ناکامی هائی که در همان ایام کسب کرده بود [در ترور برخی چهره هائی که برای اسرائیل خطرناک می دانست] ، تصمیم به تجدید سازمان گرفت و با تشکیل واحدهای جدیدی مثل «مِتساوا» و «کیدون» ، برخی از وظایف و مأموریتهای سایر واحدها (نظیر واحد عملیات جاسوسی قیصریه) رابه این واحدها نوظهور واگذار نماید. الی کوهن یک جاسوس اسرائیلی بود که توانست با نفوذ در دولت سوریه تا مشاور عالی وزیر دفاع نیز ترقی یابد. در سوریه او در ظاهر از تندروترین، جدی ترین و پیشروترین افرادی بود که با اسرائیل مخالفت می‌ورزید. در نهایت هویت واقعی او آشکار شده و در سال ۱۹۶۵ اعدام شد. انتخاب و آموزش بخش قیصریه موساد برای مناسبت های خاص، واحد کیدون را در خدمت خود دارد. این واحد "سرنیزه ای کوچک اما همیشه تیز نگه داشته شده" است و از میان مردان و زنانی که قبلاً خود را در خدمت سربازی یا سایر کارهای اطلاعاتی ثابت کرده اند استخدام می کند. آنها از طریق فرآیندی که شامل آزمون های روان‌شناختی فراوان است، قضاوت می‌شوند که آیا دارای نظم و انضباط شخصی عالی هستند یا خیر؟ حتی مهمتر از آن، آیا آنها مهارت های مورد نیاز برای عملیات در لبه تیغ (بسیار خطرناک) را دارند؟ بسیاری از آنها از واحدهای نیروهای ویژه می آیند. ظاهراً کیدون تنها با هدف «ترور اهدافی با ارزش بالا» تأسیس شده است، هر چند اطلاعات کمی در مورد نحوه عملکرد آنها وجود دارد ؛ اما تخمین زده می شود که در این یگان کمتر از 75 عامل انسانی [عامل انسانی ، اسم مودبانه ای برای قاتلین و آدمکشان کیدون است / مهران-55] وجود داشته باشد. مجدداً یاد آور می شوم که با در نظر گرفتن ماهیت این واحد، اطلاعات کمی در مورد شیوه انتخاب و آموزش آنها وجود دارد. در کتاب جاسوسان علیه آرماگدون به برخی عملیات های کیدون اشاره شده است به نظر می رسد فقط افرادی برای این واحد انتخاب می شود که سالها تجربه مأموریت اطلاعاتی یا عملیات ویژه داشته باشند [بهتر آن است که هر دو تجربه و توانمندی را دارا باشند]. اگرچه همانطور که در دیگر موارد مربوط به «نیروهای عملیات ویژه» سازمان های اطلاعاتی دیده ایم، به نظر نمی رسد که در نهایت تخصص اطلاعاتی همیشه از الزامات حاکم بر انتخاب این افراد باشد. با این حال، گمانه‌زنی‌های تایید نشده ادعا می‌کنند که آن‌ها فقط افراد دیگر واحدهای عملیات ویژه اسرائیل را می‌پذیرند. واحدهائی نظیر یگان دوودودان (Duvdevan unit) و سایرت ماتکل (Sayeret Matkal) و شایتت 13 (Shayetet 13). این افراد انتخاب شده ممکن است تا 2 سال را در صحرای نقب تحت دوره آموزش بگذرانند و سپس به واحد کیدون منتقل می شوند. گفته می شود که تعداد زیادی از انتخاب شدگان برای این واحد ، این دوره دو ساله را نمی توانند به پایان برسانند و مجددا به واحدهای مربوطه خود عودت داده می شوند. آنها توسط مربیان بسیار مطلع و با انگیزه آموزش می بینند و در تیم های کوچک دو یا چهار نفره کار می کنند. هر کدام از آنها به عنوان خولیا (کلمه عبری برای "تیم" یا "پیوند متصل") شناخته می شود. اگرچه اندازه کلی کیدون هرگز منتشر نشده است، چندین ده خولیوت وجود دارد و کل سازمان مخفی به عنوان "تیم" نامیده می شود. یگان کوماندوئی سایرت ماتکل یکی از سکوهای ورود به گروه آدمکشان کیدون است آنها از نظر حفاظتی به حدی طبقه بندی شده اند که دفتر آنها در داخل مقر موساد در تقاطع گلیلوت در شمال تل آویو نیست. آن‌ها به ندرت به آنجا می‌روند، و حتی با تعداد معدودی از عوامل موساد که با آنها تعامل دارند، از نام‌های فرضی استفاده می‌کنند تا حتی برای آنها هم ناشناس باشند. در عملیات هائی که با همکاری سایر واحدهای موساد یا سایر سرویس های اطلاعاتی حضور دارند هم ، از نام سوم و حتی گاهی از هویت چهارم و پنجم خود استفاده می کنند. آموزش آنها تقریباً شامل هر چیزی است که بتوان تصور کرد برای یک عملیات اطلاعاتی کامل لازم است: تعقیب و مراقبت ، ضد مراقبت و تکنیک های بررسی اشیاء ، ساختمان ها ، یا حتی افراد و به خاطر سپردن همه چیز در مورد آنها. آنها در به خاطر سپردن کدها و برقراری ارتباط ایمن در طول ماموریت ها بدون ایجاد سوء ظن مهارت پیدا می کنند. علاوه بر وسایل ارتباطی معمولی، این می‌تواند شامل قراردادهای از پیش تعیین شده رفتاری نظیر لمس کردن بینی یا کشیدن لاله گوش ، یا هر نوعی دیگر از سیگنال های ضدعفونی‌شده [اصطلاحاً به معنای علامت های پاک یا رمز گشائی نشده] به همکاران باشد. یکی از مهارت‌ها این است که آموزش می بینید در هر شرایطی مثل خیار خونسرد بمانید، و از هر گونه وقفه، سؤال یا رویکرد غیرمنتظره‌ای توسط افراد غافلگیر و یا متزلزل نشوید [آنها یاد می گیرند که هرگز هیچ چیزی را غیرعادی ندانند]. پرسنل کیدون برای استفاده ماهرانه از قابلیت های فردی (که اغلب در این زمینه مورد نیاز است) تمرینات مداومی را پشت سر می گذارند. توانائی های همچون : باز کردن یا شکستن قفل های مکانیکی یا الکترونیکی ، عکس‌برداری مخفیانه، و کاشت وسایل الکترونیکی. آنها همچنین یاد می گیرند که بر رانندگی بر انواع وسایل نقلیه تسلط پیدا کنند: نه تنها اتومبیل ها و کامیون ها و ماشین آلات سنگین ، بلکه موتورسیکلت ها [که به وسیله نقلیه انتخابی کیدون تبدیل شده و تقریباً علامت تجاری یا کارت ویزیت تیمی آنها شده است] که در مقایسه با سایر وسائل نقلیه رد بسیار کمتری از خود بر جای می گذارد. اعضای تیم [تیم نام مستعار واحد کیدون است / مهران-55] به طور مداوم در حال تمرین استفاده از انواع مختلف سلاح های گرم و سرد هستند. (نه فقط سلاح های سازمانی خود بلکه عمده سلاح‌هایی که ساخته شده و در دسترس می باشند) آنها در شلیک تپانچه ها (اغلب با صدا خفه کن) ، چه در حالت ایستاده، چه در حال دویدن، چه در حال رانندگی با ماشین یا موتور سیکلت بسیار خوب هستند. آنها می دانند چگونه مواد منفجره را ساخته ، شکل داده ، کاشته و منفجر کنند. از آن جمله یاد می گیرند که چگونه بمب هایی با طراحی خلاقانه بسازند. آنها به خوبی در زدن چاقو به دشمنان، تزریق سوزن های زیرپوستی به آنها، یا تزریق سم «با روش های جدید انتقال به بدن قربانیان» تمرین می کنند. علاوه بر این، نیروهای کیدون که در هنرهای رزمی به خوبی آموزش دیده اند، در استفاده از دست ها و پاهای خود به عنوان سلاح مهارت کسب می کنند. شرح مهارت های آنها ممکن است مشابه رمان های تخیلی یا فیلم های جیمز باندی به نظر برسد، اما آنها حاصل تخیل یک نویسنده نیستند. واقعیتی که به سختی در داخل موساد پنهان شده است این است که آنها قاتلان اسرائیل هستند. علاوه بر این، آنها نه صرفاً به عنوان یک جوخه مرگ که به عنوان افسران اطلاعاتی عالی برای تمام فصول در نظر گرفته می شوند. ادامه دارد ...  (با توجه به حجم زیاد مطلب ، به جهت اینکه برای دوستان خسته کننده نشود ؛ معرفی این یگان در قالب 4 الی 5 پست ارسال می شود) پ.ن : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند. .
  6. با سلامی گرم و دوباره به دوستان عزیز میلیتاریست. با سلام و تشکر از محبت شما. کاملا درست می فرمائید. نام مرحوم مهندس سید مرتضی (سعید) ثنائی ، نامی تکرار شونده در بسیاری از پروژه های نظامی ایران است. از خمپاره 60 تا موشک تاو و از هواپیمای آذرخش تا اگر درست یادم مونده باشه موشک هوا به هوای فاطر مقام معظم رهبری هم در مراسم تجلیل از ایشان ، دربارهٔ مهندس ثنایی تعبیر جالبی دارند : اینجا چشمه ای جوشیده  لانچرهای موشک طوفان (نسخه ایرانی موشک تاو) یکی از مشکلاتی که در دوران دفاع مقدس با آن مواجه بودیم تانک‌های عراقی بود. آن زمان آقای محسن رضایی پیگیر ساخت سلاحی برای مقابله با تانک‌ها بود. به این ترتیب گروهی برای ساخت موشک‌های ضد تانک تشکیل شد که من هم عضو آن بودم. آن زمان فرصت کوتاهی برای ساخت موشک به ما دادند در حالی‌که خود آمریکایی‌ها برای ساخت این موشک نزدیک به ده سال زمان صرف کرده بودند. ضمن این‌که ما با کسانی وارد این حوزه شدیم که سطح دانش‌شان از علوم هوافضا بسیار پایین بود. اما با جدیت کار را پیگیری کردیم. در آن برهه بسیاری از مقامات برای بازدید از روند کار آمدند. بدنه موشک‌ شبیه یک استوانه بود. خوب یادم هست که برخی از مسئولان که برای بازدید آمده بودند می‌گفتند: اما پس از این‌که رهبر معظم انقلاب تشریف آوردند و از پروژه دیدن کردند، باعث شدند تا پروژه به تعطیلی نکشد. در آن دیدار حضرت آقا که در کسوت رئیس‌جمهور بودند، تعبیری فرمودند که هنوز هم با یادآوری آن تعبیر، احساس جوش و خروش و امیدواری در من دوچندان می‌شود. دقیقاً به یادم مانده است که در خرداد سال 65 بود که ایشان از مراحل داخلی‌سازی موشک‌های ضد تانک «تاو» بازدید کردند. در جریان آن بازدید که نخستین دیدار رسمی من با ایشان بود، گزارشی از روند کار را به ایشان ارایه کردم. آن زمان برخلاف اظهارات مأیوس‌کننده برخی از مسئولان، رهبر انقلاب پس از بازدید از مجموعه فرمودند: بازدید آقا برکات زیادی به همراه داشت چون هم باعث دلگرمی گروه شد و هم به‌واسطه تعریف‌های خاص ایشان از تلاش‌های صورت گرفته، آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان نماینده امام(ره) در ستاد فرماندهی جنگ دوباره برای بازدید آمدند تا ببینند در این گروه دقیقاً چه می‌گذرد. به هر صورت زمینه حمایت‌های لازم برای به ثمر نشستن طرح فراهم شد. البته سال 73 نیز رهبر معظم انقلاب بازدید مجددی از مراحل نهایی کار داشتند که آن موقع من خدمت ایشان عرض کردم شما چند سال پیش فرمودید: «این‌جا چشمه‌ای جوشیده و بعدها تبدیل به جویبار خواهد شد» امروز چه نظری دارید؟ خانواده بزرگ موشک طوفان (نسخه بومی سازی شده موشک تاو) دیگر چشمه کوچکی نیست به نظر من این روند می‌تواند در همه زمینه‌های علمی و صنعتی تکرار شود ؛ یعنی ابتدا چشمه‌ای بجوشد و با همت و پیگیری و حمایت مسئولان تبدیل به نهر، جوی و رودخانه خروشان شود. منبع : گفتگو با منوچهر منطقی دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری پ.ن : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند. .
  7. با سلامی گرم و دوباره به دوستان میلیتاریست عزیز شبنم آسمان (بخش سوم و پایانی) (Sky Dew EL/M-2083)  اسرائیل به شدت از پتانسیل حملات موشکی کروز از سوی دشمنان منطقه ای خود (که رئیس آنها ایران است) و همچنین بازیگران غیردولتی بالقوه آگاه است. فوری‌ترین دشمنان اسرائیل، به‌ویژه گروه‌های تروریستی حماس و حزب‌الله [ترویست واقعی رژیم کودک کُش است نه این گروه ها – مهران 55 ] ، در سال‌های اخیر گام‌های مهمی در توسعه و بهبود زرادخانه‌های موشکی و پهپادی خود برداشته‌اند که چالش‌های جدیدی را برای کل «شبکه دفاع هوائی چندلایه این کشور» ایجاد می‌کند. اما خطر فزاینده‌ای که وجود دارد آن است که این گروه‌ها و دیگر گروه‌های نوظهور در آینده منطقه، سامانه‌های جدیدی از جمله پهپادهای انتحاری و موشک‌های کروز را به میدان می‌آورند که شاید «گنبد آهنین» به بهترین شکل ممکن برای پاسخگویی به آن‌ها به شکل کنونی مجهز نباشد. IDF با این درک موقعیت پیش رو ، تلاش‌هایی را برای گسترش مجموعه‌های مکمل برای Iron Dome و همچنین توسعه «شبنم آسمان» (HAAS) انجام داده است. کشتی های هوائی مجهز به رادار (مانند HAAS) ، علاوه بر کاربرد خاص آنها در دفاع در برابر حملات موشکی کروز، به طور کلی به بهبود آگاهی محیطی و موقعیت در شبکه پدافندی کمک می کنند. برای کشور نسبتا کوچکی مانند اسرائیل، که با طیف گسترده ای از تهدیدات مختلف مواجه است و توسط نقاط اشتعال بالقوه احاطه شده است، هشدارهای پیشرفته ای از این نوع همیشه مورد تقاضا بوده است. شبنم آسمان همچنین می تواند به مقابله با انواع تهدیدهای آشناتر از سوی گروه شبه نظامی حماس در غزه و همچنین گروه حزب الله لبنان کمک کند. این گروه ها مجهز به زرادخانه های موشکی قابل توجهی هستند که می توانند شهرهای بزرگ اسرائیل را هدف قرار دهند. در جریان درگیری غزه در اوایل سال جاری ، رگبارهای موشکی در تلاش برای غلبه بر پدافند هوایی اسرائیل شلیک شد. سیستم Iron Dome در طول درگیری 11 روزه مورد استفاده گسترده قرار گرفت و عملکرد آن به طور عمیق مورد بحث قرار داد. علاوه بر این، این گروه های شبه نظامی از وسایل نقلیه هوایی بدون سرنشین از جمله پهپادهای انتحاری حامل محموله های انفجاری استفاده می کنند. با این حال ، قرار دادن رادار EL/M-2083 در شمال اسرائیل نشان می دهد که [به جای غزه] نگرانی اصلی ممکن است تهدیدهایی باشد که از سوریه، عراق، ایران و لبنان نزدیک می شوند. به ویژه در لبنان که گروه حزب الله مورد حمایت ایران دارای زرادخانه عظیم و پیچیده ای از موشک ها و هواپیماهای بدون سرنشین است که بردی برای رسیدن به تمامی خاک اسرائیل دارد. همچنین قابل توجه است که اسرائیل در سال گذشته به طور مستقیم ایران را در رابطه با «حملات هواپیماهای بدون سرنشین با برد بلندتر» مقصر دانسته است و در مراکز دفاعی این کشور ؛ تهدید ناشی از حملات پهپادی که توسط نیروهای نیابتی ایران در عراق یا سوریه انجام می شود به طور فزاینده ای مورد بحث قرار گرفته است. در عین حال، زمین کوهستانی شمال این کشور به طور کلی برای یک رادار مرتفع بالا به پایین مانند شبنم آسمان مناسب تر به نظر می رسد. ماموریت اصلی سامانه آمریکائی JLENS محافظت از واشنگتن دی سی در برابر حمله موشکی کروز بود که با توجه به لغو شدن این پروژه ، کماکان یک نگرانی اصلی در دکترین دفاعی آمریکا است. همچنین شایان ذکر است که (در حالیکه ما از قابلیت های دقیق سامانه HAAS یا شبنم آسمان اطلاعی نداریم) ، سامانه JLENS به عنوان یک کشتی هوائی مجهز به رادار ، قادر به نظارت بر حریم هوایی از ویرجینیا تا نیویورک یا بوستون (در امتداد جبهه ای که حدود 500 مایل طول داشت) ، اعلام شد. قلمرو اسرائیل در طولانی ترین نقطه خود بیش از 500 مایل امتداد ندارد، بنابراین قرار دادن آن در شمال اسرائیل می تواند به خوبی مرزهای دیگر را هم پوشش دهد. معمولاً توانایی ماندن در ارتفاع بالا برای مدت طولانی در همه شرایط آب و هوائی ، به این معنی است که سازه های هوائی نظارتی مانند شبنم آسمان می توانند مقرون به صرفه بودن و کاهش نیاز به تعمیر و نگهداری (به خصوص در مقایسه با هواپیماهای هشدار اولیه) در هوا را ارائه دهند. از سوی دیگر، ما نمی دانیم که تاکنون چقدر در این برنامه اسرائیل سرمایه گذاری شده است ولی همانطور که JLENS نشان می دهد، تحقق این امر می تواند یک قابلیت بسیار گران قیمت باشد. گزارش هایی وجود دارد که نشان می دهد هزینه توسعه شبنم آسمان «تقریباً به طور کامل» توسط دولت ایالات متحده و از طریق تأمین مالی نظامی خارجی [سالیانه 3.3 میلیارد دلار کمک مالی بلاعوض] انجام شده است. با این وجود، به نظر می‌رسد اسرائیل ها متقاعد شده اند که این کشتی های هوائی بزرگ، مکمل مهمی برای شبکه دفاع هوایی قدرتمند آن هستند. ... پایان (با توجه به حجم زیاد مطلب ، به جهت اینکه برای دوستان خسته کننده نشود ؛ معرفی این جنگ افزار در قالب 3 پست ارسال شد) منبع منبع پ.ن : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند. .
  8. با سلامی گرم و دوباره به دوستان عزیز میلیتاریست.  کیدون ، نوک نیزه موساد (بخش اول)  کوتاه زمانی پس از ترور محسن فخری زاده ، یکی از روزنامه‌نگاران ایرانی در توییتر خود نوشت: اطلاعات فاش شده نشان می‌دهد تیمی از قاتلان (با استفاده از بمب، تک تیراندازها و افراد مسلح روی موتور سیکلت) مسئول کشته شدن محسن فخری‌زاده، دانشمند ارشد هسته‌ای ایران بوده اند. تاکنون هیچ کس رسماً مسئولیت این حمله را نپذیرفته است. با این حال، ساعاتی پس از انتشار خبر ترور ژنرال فخری زاده ، نیویورک تایمز به نقل از «یک مقام سیاسی آمریکایی» و پس از «تائید دو مقام اطلاعاتی دیگر»، تأیید کرد که اسرائیل پشت این حمله بوده است. در نهایت، اگر بپذیریم که اسرائیل پشت قتل محسن فخری زاده باشد، تقریباً مسلم است که این عملیات کار یک فرقه بسیار پنهان و بسیار مخفی موساد بوده است: واحد کیدون. انزوای اسرائیل در خاورمیانه باعث اتکای اولیه این رژیم به عملیات مخفی بود. موساد سابقه طولانی در تعقیب بی امان و هدف قرار دادن دشمنان خود به وسیله ترور دارد. قربانیان موساد در طول سال‌ها [موساد به برخی از این قتل ها اعتراف کرده است و به برخی دیگر نه-مهران55] شامل دانشمندان آلمانی بود که روی برنامه موشکی مصر در دهه 1960 کار می‌کردند، عراقی‌هایی که در پروژه‌های هسته‌ای در دهه 1980 کار می‌کردند، و ... می باشند. حتی در خصوص دانشمندان و نظامیان ایرانی که امروزه ترور می شوند هم فرض ثابت بر این استوار است که واحد کیدون موساد در خصوص آنها همین کار [ترور] را انجام داده است. از دیگر قتل‌های کلیدی این واحد می‌توان به قتل ابوجهاد، فرمانده نظامی ساف [سازمان آزادیبخش فلسطین] در تونس در سال 1988 و همچنین یکی از رهبران جهاد اسلامی در مالت در اواسط دهه 1990 اشاره کرد. یگان کیدون موساد همچنین مسئول ترور عماد مغنیه، فرمانده نظامی حزب الله لبنان در سوریه بود، اما اسرائیل هرگز به طور رسمی این موضوع را تایید نکرده است. هر چند واقعیت این است که بیشتر عملیات‌های موساد (مانند بسیاری از سازمان‌های اطلاعاتی دیگر) ، در سایه انجام شده است. زمانی هم که گلدا مایر به آژانس اطلاعاتی خود دستور داد فلسطینی‌هایی (به نام گروه سپتامبر سیاه) را که در المپیک مونیخ در سال 1972 یازده ورزشکار اسرائیلی را قتل عام کردند ، تعقیب کرده و بکشد؛ باز هم این موساد بود که مأموریت یافت تا در عملیات معروف به خشم خدا (Operation Wrath of God) ، با قتل‌هایی در شهرهای رم، نیکوزیا، پاریس، بیروت، آتن، و شهر کوچکی در نروژ [که در آن یک پیشخدمت بی‌گناه مراکشی با علی حسن سلامه، طراح کشتار مونیخ اشتباه گرفته شد] ، یازده چهره فعال فلسطینی را حذف نماید. هرچند این عملیات اشتباه در نروژ هم نهایتا نتوانست موجب در امان ماندن سلامه شود و وی سرانجام در سال 1979 بر اثر انفجار خودروی بمب گذاری شده در بیروت کشته شد. مشاهدات قتل‌های گذشته منتسب به کیدون نشان می‌دهد که این واحد از افراد مسلح، موتورسیکلت‌ها و «بمب‌های چسبان» بسیار استفاده می‌کند. از همین رو می توان ادعا داشت که تاکتیک های مورد استفاده در ترور محسن فخری زاده با قتل های هدفمند گذشته منسوب به کیدون مطابقت دارد. ودیع حداد( تصویر بالا سمت راست) و علی حسن سلامه (تصویر بالا سمت چپ) خودروی منفجر شده سلامه در بیروت کیدون (به عبری: نوک نیزه یا سرنیزه) واحدی در موساد اسرائیل است که گفته می شود در انجام قتل های هدفمند در سرزمین های خارجی متخصص است و مسئول برنامه ریزی و اجرای کمپین های ترور مخفیانه علیه دشمنان دولت اسرائیل است. «کیدون موساد» به عنوان یکی از بیرحم ترین و مرگبارترین واحدهای عملیات ویژه روی کره زمین ، یک واحد فوق سری در بخش قیصریه موساد است ، که مظنون به انجام ده ها ترور موفق در تاریخ اسرائیل است. همچنین می توان گفت واحد کیدون (Kidon unit) یکی از سری ترین واحدهای عملیات ویژه در جهان است. اطلاعات بسیار کمی در مورد این واحد وجود دارد و گفته می شود که "یکی از محرمانه ترین اسرار در جامعه اطلاعاتی اسرائیل است". این یگان فقط از میان سربازان سابق واحدهای ویژه نیروی ارتش اسرائیل سربازگیری می کند. یاکوف کاتز (روزنامه نگار حوزه امنیتی) کیدون را این گونه توصیف می کند: به گفته میشکا بن دیوید افسر سابق عملیات موساد ، رازداری در مورد کیدون به قدری شدید است که اعضای این یگان کاملاً از موساد جدا شده‌اند و حتی در هنگام تعامل با عوامل موساد در سایر تیم‌ها ، ماموران کیدون از نام‌های جعلی استفاده می‌کنند. به گفته نویسنده اسرائیلی، آرون کلاین، کیدون تا زمانی که سازماندهی مجدد آن در اواسط دهه 1970 صورت گرفت، با همان عنوان قیصریه شناخته می شد. اما امروزه ، آن را واحدی مستقل در بخش قیصریه موساد می دانند. طرح جلد کتاب آواز دو نفره (هم سُرائی) در بیروت نوشته میشکا بن دیوید کیدون ، خواه این یک «مینی موساد خودسر و مستقل» در داخل این آژانس باشد ، یا «یک تشکیلات مطیع و تابع سلسله مراتب اداری موساد» ، واقعیت این است که عوامل کیدون توسط «دستورالعمل های شدید حفاظتی و محرمانه بودن اطلاعات» پنهان شده اند و حتی مهمتر از این دستور العمل ها، هرگونه اطلاعاتی در خصوص این یگان ؛ توسط سانسور نظامی بسیار سختگیرانه ای در رسانه های اسرائیلی محافظت می شوند. با این حال، دریچه ای دقیق به ساختار کیدون، شیوه های عملکرد آن، و حتی خصوصیات و قابلیت های روانی اعضای آن را می توان در صفحات یک رمان داستانی یافت. [رمان «آواز دو نفره در بیروت» که در سال 2002 به زبان عبری منتشر شد-مهران55] میشکا بن دیوید نویسنده این رمان است و در کتاب داستانی که او نوشته ، پرونده کاملی از توصیف واحد کیدون گنجانده شده است. اگرچه نباید فراموش کرد که بن‌دیوید فقط یک رمان‌نویس نیست. او یک افسر اطلاعاتی سابق است. او در موساد بوده و اگر این هم کافی نیست، در نظر بگیرید که او افسر ارشد اطلاعاتی بخش قیصریه بوده است. قیصریه ، بخشی عملیاتی در آژانس موساد است که جنگجویانی (یهودی و غیریهودی) را اداره می کند که به کشورهای دشمن مانند سوریه، مصر و ایران نفوذ می کنند. ژنرال سوریه ای سپهبد محمد سلیمان یکی دیگر از قربانیان ترور واحد کیدون بود همچنین ادعا شده است که کیدون مسئول ترور محمد سلیمان بوده است. [محمد سلیمان ، ژنرال سه ستاره ارتش سوریه و مشاور ویژه رئیس جمهور سوریه بشار اسد در امور تولیدات نظامی و تهیه تسلیحات استراتژیک بود که در اوت 2008 در طرطوس سوریه توسط نیروهای اسرائیلی ترور شد.- مهران55] با توجه به ماهیت مخفی این واحد، تقریباً هیچ اطلاعات رسما تائید شده و موثقی از کارنامه عملیاتی این واحد در دسترس نیست. طبق ادعای منابع امنیتی ، علاوه بر عملیات های تروریستی، یگان کیدون می تواند در سایر حوزه های عملیات مخفی نظیر ربایش افراد و اسناد و ... نیز فعالیت کند تا به نیازهای موساد پاسخ دهد. ادامه دارد ...  (با توجه به حجم زیاد مطلب ، به جهت اینکه برای دوستان خسته کننده نشود ؛ معرفی این یگان در قالب 3 الی 4 پست ارسال می شود) منبع منبع منبع منبع منبع پ.ن : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند. .
  9. با سلامی گرم و دوباره به دوستان عزیز میلیتاریست. دور زدن تحریم تسلیحاتی  هم در محاصره اقتصادی بودیم، هم در تحریم نظامی کامل. من ؛ بعد از شروع جنگ (در سفر دوم یا سوم به سوریه) ، به ملاقات حافظ اسد رفتم و از ایشان کمک خواستم. به او گفتم که ما الان در محاصره کامل نظامی-اقتصادی هستیم. برای خرید آنچه نیاز داریم با مشکل مواجهیم. برفرض، اگر از جاهایی که به ما می فروشند، خرید کنیم ؛ نمی توانیم آن ها را به ایران حمل کنیم. مخصوصا آنکه مشکل هوایی هم داریم. حافظ اسد موافقت کرد. من در فرودگاه دمشق انبار بزرگی داشتم. هر چه لازم بود (اعم از قطعات مورد نیاز و هر چه می خواستیم) از همه جای دنیا می خریدیم و داخل آن انبار می گذاشتیم. بعد یک هواپیما از تهران می فرستادیم؛ آن ها را بار می زد و می آورد. حتی من از کشور امارات نیز بدین منظور استفاده می کردم. البته کسی نمی دانست. در آنجا هم جاهایی را درست کرده بودیم. جنس ها را می خریدیم و به آن مکان ها می بردیم. محسن رفیق دوست در فرودگاه دمشق (روی پله های هواپیما) - مرحوم محتشمی پور و حاج احمد هم در تصویر مشخص هستند حتی یک کشتی مهمات، به نام سودان، از انگلستان خریدیم. قرار گذاشتیم وقتی کشتی به نزدیک آب های ایران می رسد، به جای اینکه به طرف افریقا برود، مسیر کشتی تغییر بکند و به خلیج فارس بیاید. انگلیسی ها این موضوع را فهمیدند و کشتی را به بنادر دبی بردند و بستند. بعد، ما یک شب به دبی رفتیم و کشتی را با بارش برداشتیم و به ایران آوردیم. با ناخدای آن کشتی قرار گذاشتیم که یک شب برویم کشتی را روشن کنیم و بیاوریم. عده ای را هم با خود برده بودیم که اگر اتفاقی افتاد، درگیر بشویم. (که الحمدلله اتفاقی نیفتاد) بعد از اینکه کشتی را در بندرعباس خالی کردیم، تازه آن ها فهمیدند. بدین ترتیب، فروشنده را در لندن گرفتند و محاکمه کردند. ناخدای کشتی را هم اذیت کردند. بالاخره، چند کشور، مثل کره شمالی و بلغارستان، از همان اول خیلی با ما کار می کردند. کم کم لهستان و مجارستان در این قضیه وارد شدند و بعد هم سوئیس که خیلی به ما اسلحه می فروخت. بعدها هم که به چین وصل شدیم، دیگر به کُر وصل شده بودیم. معمولا وقتی می خواستیم با این دولت ها معامله بکنیم، وابسته نظامی آن ها را به سپاه دعوت می کردم ؛ چه آن موقع که در تدارکات بودم و چه زمانی که وزیر شدم. به وابسته های نظامی می گفتم که ما می خواهیم از دولت شما خرید بکنیم. شما با دولت تان تماس بگیرید، ببینید آماده اند با ما معامله بکنند؟ یادم هست که وابسته نظامی سفارت آلمان شرقی در تهران «خودش به سراغ من آمد» و گفت که ما آماده ایم به شما امکانات بفرستیم؛ ما نیز اقدام کردیم و از آن ها خریدیم. آلمان شرقی جزو کشورهایی بود که با ما خیلی راحت معامله می کرد و کالاهایی که می خواستیم به ما می داد؛ به طوری که تراز بازرگانی ما با آن ها نود میلیون دلار بود. نه، نسیه می دادند. بعد ما پولشان را به صورت اعتباری پرداخت می کردیم. وقتی آلمان ادغام شد، ما نود میلیون دلار به آلمان شرقی بدهکار بودیم (که بعد هم دیگر به سراغ ما نیامدند). یادم هست، زمانی فرا رسید که همین کشورهای بلوک شرق هم برای فروش به ایران تحت فشار بودند. من هنوز وزیر نبودم. فکر می کنم اواسط سال 1360 بود. در طی سفری قرار شد که بلغاری ها، از طریق لیبیایی ها، به ما اسلحه و مهمات بفروشند. من به لیبی رفتم و همراه یک هیئت نظامی از لیبی به بلغارستان رفتیم. به سفارتخانه مان در بلغارستان هم اطلاع دادیم که هیئتی متشکل از لیبی و ایران دارند به آنجا می آیند. من پاس سیاسی داشتم. وقتی وارد شدیم، سفارت لیبی در بلغارستان از ما استقبال کرد و از سفارت ایران هیچ کس نبود. اسم سفیرمان یادم نیست، اما هر که بود، من رفتم و با او دست به یقه شدم. ساعت هشت صبح رفتم، در سفارتخانه بسته بود. در زدم. یکی از کارمندان سفارت آمد. گفتم: «چه ساعتی باز می کنید؟» گفت: «ساعت نه.» گفتم: «من محسن رفیق دوست هستم.» گفت: «خب، باش.» گفتم: «من پاس سیاسی دارم.» گفت: «خب، داشته باش.» بیرون سفارت ایستادم تا در سفارت باز شد. تقریبا ساعت ده بود که دیدم سفیر لنگان لنگان آمد. خلاصه گفت که ما اینجا امکاناتی نداریم که [به شما] بدهیم. [ !!! ] من در بازگشت از سفر خارجی دو نفر را، به اصرار، عوض کردم. یکی همین سفیر بود؛ یکی هم دکتر سپاسی نامی، سفیر ما در ابوظبی. این موضوع مربوط می شود به قبل از وزارت من و شاید سال 1359. من و هادی غفاری با هم در سفارت بودیم. یادم نیست هادی غفاری برای چه به آنجا امده بود. [ !!! ؟؟؟ ] موقع ظهر شد. می خواستیم نماز بخوانیم. هادی غفاری جلو قرار گرفت. این سفیر هم بغل دست من ایستاد. از حرکاتش کاملا مشخص بود که در همه عمرش دو رکعت نماز نخوانده. البته قبل از آنکه برکنارش کنند، به ترکیه رفت و پناهنده شد. منبع : کتاب برای تاریخ می گویم ( خاطرات محسن رفیق دوست ) انتشارات سوره مهر / جلد اول پ.ن : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند. .
  10. با سلامی گرم و دوباره به دوستان میلیتاریست عزیز شبنم آسمان (بخش دوم) (Sky Dew EL/M-2083)  در حالی که «بالن های کوچکتر مجهز به حسگرهای الکترونیکی» ، ویژگی آشنای عملیات های نظامی در سرتاسر جهان امروز هستند [معمولاً این بالن های هوائی کوچکتر نظارت موضعی برای پایگاه‌های نزدیک به مناطق درگیری، مناطق مرزی یا سایر نقاط مورد علاقه را فراهم می‌کنند] ؛ بالن‌هایی با اندازه بزرگ با محموله راداری سنگین بسیار کمتر رایج هستند. اما این بالن های بزرگ مزایا و قابلیت های قابل توجهی را ارائه می دهند که فقط یکی از این توانائی ها ، ماندگاری بالای آنها و امکان ماندن ایستگاه هوائی برای روزهای متوالی بصورت ثابت در یک نقطه است. علاوه بر درگیر نبودن با محدودیت های رادارهای زمین پایه [معضلات حاصل از پست و بلندی های زمین و مسائل توپوگرافیک] ، آنها همچنین می‌توانند بخش وسیع‌تری از فضای هوایی منطقه [از سطح زمین تا ارتفاع بالا] را زیر نظر داشته باشند. که این ویژگی برای شناسایی تهدیداتی که در ارتفاع پائین پرواز می کنند، بسیار مفید هستند. در عین حالی که ارتفاع بالای آن‌ها باعث شده که محدودیت‌های بسیار کمتری نسبت به رادارهای زمینی داشته باشند ، این کشتی های پرنده «خطِ دید» بسیار طولانی‌تری را «نسبت به افق» به شبکه پدافندی ارائه می دهند. ایده «استفاده از «آئروستات (کشتی هوائی) برای هشدار در خصوص حملات موشکی کروز» ، زیربنای برنامه JLENS ارتش ایالات متحده بود که بین سال‌های 1996 تا 2017 دنبال می شد. اما در میان تاخیرها و هزینه‌های بیش از حد این طرح ؛ نکته مهمتر این بود که برنامه JLENS پیش از لغو شدن ، توقع و توانایی عملیاتی مد نظر سفارش دهندگان خود را برآورده نکرد. شایان ذکر است که نمونه های اولیه JLENS با رادار نظارت باند VHF یا رادار کنترل آتش باند X مجهز شدند. پروژه JLENS ارتش آمریکا ، راهنمای اولیه اسرائیل برای تولید شبنم آسمان بود کشورهای دیگر نیز ، سامانه‌های نظارتی دوربرد مبتنی بر کشتی های هوائی مشابه را معرفی کرده‌اند. از جمله (آنچنان که در تصاویر ماهواره ای دیده می شود) چین هم بالن هائی را به آسمان فرستاده است که تحلیل گران احتمال می دهند این کشتی های هوائی ، رادارهائی را بر فراز جزایر مصنوعی این کشور در دریای چین جنوبی حمل نمایند. اسرائیل این کشتی های هوائی حامل رادار خود را به کشورهای دیگر هم فروخته است. کنسرسیوم سازنده شبنم آسمان ادعا می کند که این سامانه قادر است تا 500 هدف را با برد کشف بیش از 135 مایل دریایی (برای یک هدف به اندازه جنگنده) ، «در شعاع پوشش» از زمین تا ارتفاع 24000 فوتی ردیابی کند. مشتریان تا به امروز ELM-2083 نیروهای مسلح کشورهای هند و سنگاپور هستند. مطابق قراردادهای اعلام شده ، هند از بالن هوائی ساخت خود و سنگاپور از این رادار هوائی به همراه یک بالن طراحی شده توسط TCOM استفاده می کند. نسخه هندی شبنم آسمان با بالن ساخت DRDO هندوستان با ارائه نظارت مداوم و همه سویه فضای هوایی از ارتفاع بالا، نیروی هوائی اسرائیل قادر خواهد بود با استفاده از شبنم آسمان ؛ تهدیدات مختلف را در برد طولانی و در ارتفاع پایین شناسایی کند. این داده های گردآوری شده توسط شبنم آسمان ، سپس در اختیار شبکه یکپارچه دفاع هوایی چند لایه اسرائیل قرار می گیرد تا بر اساس اولویت های این شبکه دفاع هوائی نسبت به رهگیری و نهایتا هدف گیری اهداف متخاصم اقدام گردد. اساساً سیستم های رادار هوائی شبنم آسمان به عنوان مکمل حسگرهای موجود در شبکه نظارتی زمین و همچنین حسگرهای هوابرد نصب شده بر روی هواپیماها و هواپیماهای بدون سرنشین عمل می کند. شبکه پدافند و دفاع هوایی اسرائیل علاوه بر جت های جنگنده سرنشین دار و پهپادهای نظارتی ، شامل انواع سیستم های دفاعی از «سامانه دفاع موشکی بالستیک Arrow 3» تا «سامانه گنبد آهنین» است که این شبکه را قادر می سازد تا با طیف متنوعی از تهدیدات نظیر موشک های کروز و بالستیک ، راکت ها ، گلوله های توپخانه و گلوله های خمپاره مقابله کند. همچنان که انتظار می رود ؛ آسمان اسرائیل به طور فزاینده ای با تهدیدهای پیچیده تری مواجه است که شبکه یکپارچه پدافندی وظیفه دارد با آنها مقابله کند. متناسب با رشد تهدیدات ، همه «این سیستم های اشاره شده» به طور بالقوه از ظرفیت نظارت اضافی ارائه شده توسط یک رادار مبتنی بر آئروستات (کشتی هوائی) بهره مند خواهند شد. به ویژه در برابر انواع تهدیدات در ارتفاع پایین که ممکن است از طریق پوشش راداری سنتی قابلیت نفوذ داشته باشند. سامانه پدافندی آیرون دام قابل توجه است که سامانه پدافندیIron Dome پیش از این ، توانایی رو به رشدی را در برخورد با موشک‌های کروز و پهپادهای کوچک و همچنین هواپیماهای پرواز کننده در ارتفاع پست از خود نشان داده است. ارتش ایالات متحده نیز ، اخیراً گنبد آهنین را با هدف استفاده از آن برای دفاع موضعی در برابر موشک های کروز مهاجم به جزایر گوام (یکی از برجسته ترین تهدیدات ذکر شده در آخرین بررسی دفاع موشکی پنتاگون) مورد آزمایش و بررسی قرار داده است. ادامه دارد ... (با توجه به حجم زیاد مطلب ، به جهت اینکه برای دوستان خسته کننده نشود ؛ معرفی این جنگ افزار در قالب 3 پست ارسال می شود) منبع منبع پ.ن : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند. .
  11. با سلامی گرم و دوباره به دوستان عزیز میلیتاریست. کارخانه خمپاره سازی حدید  از همان آغاز جنگ، برایمان ملموس بود که نیازهای تسلیحاتی مان به دست ارتش و با خرید خارجی تامین نمی شود. دو سال پیش از آنکه وزیر سپاه بشوم، هسته صنایع نظامی سپاه در همان پادگان خلیج ریخته شد. از همان زمان به دنبال این بودم آنچه سپاه برای دفاع می خواهد بسازیم. نیروهای کارآمدی را هم جمع کردم؛ نظیر برادری به نام مهندس مرتضی سنایی که بسیار پر کار و علاقه مند به این کار بود. [مرحوم مهندس سنائی از اساتید دانشگاه صنعتی شریف بودند که اولین بار توسط شهید چمران برای طراحی و ساخت خمپاره 60 دعوت به کار شدند - مهران55 ] زمانی که مامور تشکیل وزارت سپاه شدم بخشی از تدارکات سپاه را به وزارت منتقل کردم که از جمله آن ها تتمه صنایع نظامی مثل ساخت خمپاره 60 بود. اعطای نشان درجه یک هنر توسط رهبری به مرحوم مهندس مرتضی سنائی به خاطر طراحی هواپیمای آذرخش / مهرماه 1376 اگر کسی به سوابق کارخانه مراجعه بکند، می بیند که پایه کارخانه حدید قبل از جنگ و از زمان تدارکات سپاه گذاشته شده [است]. ما قبلا خمپاره 60 را نمونه سازی کرده بودیم و به فکر ساختن کارخانه ای بودیم که بشود همه خمپاره اندازها را ساخت. کما اینکه کم کم خمپاره انداز 81 و 120 و توپ هم اضافه شد و در حد مرکز ادوات سازی و جنگ افزارسازی گسترش پیدا کرد. من قبل از جنگ این زمین را گرفتم و احداث ساختمان کارخانه را شروع کردم. زمین [کارخانه] در جاده کرج، اول خیابان دفاع، بود. آن را خریدیم. مقداری هم متعلق به آقایی بود که در همسایگی ما کارخانه تلویزیون سازی خصوصی داشت و [زمین کارخانه اش را ] به ما هدیه کرد. از آن موقع شروع کردیم به ساخت کارخانه و از همان اول هم بنا را بر مدرن سازی گذاشتیم و بهترین ماشین آلات را آوردیم. مسئولیت کارخانه را به مهندس مرتضی سنایی سپردیم که خیلی به ما کمک کرد. در آن تاریخ تعدادی وسایل هم تولید کرده بودیم. خط تولید خمپاره های 60 میلی متری در کارخانه جات مهمات سازی حدید مقام معظم رهبری آمدند و کارخانه را افتتاح کردند. کارخانه حدید اولین کارخانه صنایع سپاه بود و بعد از آن کارخانه های دیگری پشت سر هم ساخته شدند. یکی از «محصولات انسانی» کارخانه حدید ، آقای وزیر کشور فعلی یعنی آقای [سردار] مصطفی محمد نجار است [وزیر کشور و دفاع در دولت احمدی نژاد] که کارش را از آنجا شروع کرد. سردار مصطفی محمدنجار در دهه 70 ریاست «گروه صنایع تسلیحاتی ساصد» ودجا را بر عهده داشت منبع : کتاب برای تاریخ می گویم ( خاطرات محسن رفیق دوست ) انتشارات سوره مهر / جلد اول پ.ن : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند. .
  12. با سلامی گرم و دوباره به دوستان عزیز میلیتاریست. شکار تانک توسط رهبر انقلاب و شهید چمران  به مناسبت 31 خرداد ماه و سالروز شهادت شهید چمران ، خاطره رهبر معظم انقلاب از روزهای دفاع مقدس و ماجرای شکار تانک با شهید چمران را ببینیم و بشنویم. پ.ن : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند. .
  13. با سلامی گرم و دوباره به دوستان میلیتاریست عزیز «اس دی بی» زمین پرتاب Ground-Lanched Small Diameter Bomb/GLSDB  نیروهای زمینی در سراسر جهان امروزه با مأموریت هایی روبرو هستند که برای انجام این مأموریت ها ، به توان آتش بیشتر و دقیقتری نسبت به گذشته نیاز دارند. ساب سوئد [با همراهی بوئینگ] بمب کم قطر پرتاب شونده از زمین (GLSDB) را به عنوان راه حل این نیازها توسعه داده است. مهماتی هدایت شونده از زمین که ضمن داشتن دقتی بالا از بردی طولانی نیز برخوردار هستند. فی الواقع دو شرکت ساب و بوئینگ در آگوست سال 2014 توافق نامه ای را امضا کردند تا سلاحی جدید را که ترکیبی از سه سلاح موثر «SDB-1» و «GBU-39B» و «M-26 Rocket Motor» است را تولید نمایند. شاکله اصلی و کلاهک جنگی GLSDB ، بمب کم قطر SDB I است. همانطور که می دانید ، «اس دی بی» ، یک بمب هوا سُر (گلاید = Glide) و با دقت بالا است که از سال 2006 تا کنون در حال تولید است. پس از تولید بیش از 20 هزار تیر بمب SDB (که نزدیک به 10 هزار تیر آن مورد استفاده رزمی قرار گرفته است) ؛ اکنون دیگر «اس.دی.بی» یک سلاح دقیق و با قابلیت اطمینان بالا شناخته می شود. علاوه بر آن SDB دارای کاربران متنوع و گوناگونی در سطح جهان است که از آن میان به نیروی هوائی ایالات متحده ، نیروی هوائی نروژ و بیش از سیزده کشور دیگر اشاره نمود. GLSDB از سرمایه گذاری های انجام شده در حوزه تحقیقات توسط این نیروهای هوایی استفاده می کند و توانمندی کم هزینه ای را برای نیروهای زمینی فراهم می کند. در واقع دو شرکت پیشرو هوانوردی یعنی «ساب سوئد» و «بوئینگ آمریکا» ، در کنار ؛ هم بمب کوچک کم قطر (GLSDB) را در دسته مهمات توپخانه موشکی توسعه داده اند. سلاحی که برای تأمین نیازهای در حال تحول نیروهای مسلح طراحی شده است. Svein Daae (رئیس واحد بازاریابی GLSDB در کمپانی SAAB سوئد) می گوید: از آنجا که نسخه اصلی SDB یک مهمات هوا به سطح بود ، تمام فناوری های مورد نیاز (نظیر سیستم های ناوبری) در این بمب از پیش قرار دارد. SDB با هدایت INS که توسط GPS مقاومت به اخلال [ضد جمینگ] پشتیبانی می شود ، به سمت اهداف از پیش تعیین شده ، حرکت می کند. از آنجا که این سیستم نیازی به طی نمودن مسیر بالستیک به سمت هدف ندارد ، می توان GLSDB را از هر سو و «بدون نیاز به تغییر جهت لانچر» به سمت اهدافی در زوایای 360 درجه شلیک نمود. از آنجائی که G-LSDB توانایی پرواز در مسیرهای غیر بالستیک و انجام انواع مانورها برای حمله به اهداف خود را دارد ، نمی توان آنها را با سلاح های آتش مستقیم معمول و یا منحنی زن مرسوم در سازمان رزم نیروهای زمینی مقایسه کرد و بهره گیری از این سلاح ، توان آتش متفاوت و منحصر به فردی را برای این نیروها فراهم می کند. در واقع GLSDB که ترکیبی از بمب هوا سُر «SDB I» و موتور موشک/راکت زمین پایه «M-26» می باشد ، با برد عملیاتی 150 کیلومتر و ضریب خطا در اصابت 1 متر ، به نیروهای زمینی امکان درگیر شدن و توانائی ضربه زنی (با دقت بالا) با طیف وسیعی از اهداف در محیط های عملیاتی پیچیده فراهم می کند که تا پیش از این از دسترس نیروهای زمینی خارج بود. همچنین مهمات هوشمند GLSDB توانایی ضربه زدن به «اهداف متحرک» در «هر شرایط آب و هوایی» (هم در روز و هم در شب) و با «خسارات جانبی کم» را دارد. بخش هدایتگر این موشک زمین پایه ؛ همچنین شامل یک گیرنده GPS با قابلیت ضد جم، در دسترس بودن سیستم هدایت انتخابی ، یک ماژول ضد جعل (SAASM) و یک ماژول پیشرفته هسته پردازشگر دو (ACP 2) است. به عنوان نکته آخر باید گفت که طول هر تیر بمب زمین پرتاب GLSDB حدوداً 390 سانتی متر (154 اینچ) ، قطر حدوداً 24 سانتی متر (9.5 اینچ) و وزن تقریبی 600 پوند است. منبع منبع پ.ن : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند. .
  14. با سلامی گرم و دوباره به دوستان عزیز میلیتاریست. پیشنهاد فروش تانک و موشک از طرف چین موشک کرم ابریشم چینی یکی از مشهورترین موشک های ضد کشتی چینی در خدمت نیروهای مسلح ایران ساعت هفت [صبح] به مجلس رفتم. گزارشها را خواندم. موشک ما به مرکز بغداد اصابت کرده است. از آقای صدیق علت عدم پرتاب موشک استاندارد به طرف هواپیمای دشمن را پرسیدم. گفت رادارش خوب کار نکرده است. در جلسه علنی مجلس، بحث انتخابات ریاست جمهوری مطرح بود. آقای دکتر روحانی طرحی از طرف بعضی از خلبان‏ها ارائه داد که «با اف4 حمله میگهای 25 بلند پرواز را دفع کنند» ، ولی هنوز مورد موافقت نیروی هوایی قرار نگرفته؛ دو درصد ریسک دارد. تا انتهای 1365 ایران تمامی 300 دستگاه تانک تایپ 59 خریداری شده از چین را تحویل گرفت. آقای [محسن] سازگارنژاد معاون [سازمان] تعاون روستائی وزارت کشاورزی آمد و راجع به اهمیت تعاونیهای روستائی و کمبود بودجه و ایذاء سازمان برنامه گفت و از فشار زیاد نمایندگان بر [دکتر زالی] وزیر کشاورزی گله داشت. عصر آقای حمید بهرامی و دو داورمان از لاهه آمدند. گزارشی از کارشان دادند و از اذیت‏های کمیسیون ویژه بیانیه الجزایر گله داشتند. تا ساعت شش و نیم در دفترم کار کردم و گزارش‏ها را خواندم. عراقی‏ها امروز به ایلام حمله کرده ‏اند. افطار به منزل آمدم. آقای رفیق ‏دوست از دمشق تلفن کرد و می‏خواست که کشتی نفتی سوریه را علی‏رغم عدم عمل به تعهدشان، بار بزنیم؛ اگر موشکها را بدهند، ممکن است بار بزنیم. آقای ولایتی هم همین پیشنهاد را قبول داشت. منبع : امید و دلواپسی (خاطرات آیت الله هاشمی رفسنجانی) خاطره 12 خرداد 1364 پ.ن : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند. .
  15. با سلامی گرم و دوباره به دوستان میلیتاریست عزیز شبنم آسمان (بخش نخست) (Sky Dew EL/M-2083)  اسرائيل بالن جديدی را با قابلیت هشدار زودهنگام راه‌اندازی كرده است، نوعی هواگرد بدون سرنشين كه به عنوان يكی از «بزرگ‌ترين تولیدات در نوع خود» در جهان توصيف می شود. انتظار می‌رود که این سیستم آئروستات با قابلیت دسترسی بالا (HAAS) که توسط صنایع اسرائیلی با کمک ایالات متحده توسعه یافته است، هشدارهای اولیه را در مورد تهدیدات پروازی در ارتفاع کم (مانند موشک‌های کروز، پهپادهای مسلح یا انتحاری و سایر تهدیدات هوایی) ارائه دهد. این پلت فرم که در مکانی در شمال اسرائیل مستقر است، "برای شناسایی و هشدار درباره تهدیدات پیشرفته" استفاده خواهد شد و حسگر اصلی آن رادار بلند برد «آسمان شبنم» است. بطور مختصر و خلاصه می توان گفت که شبنم آسمان (EL/M-2083) یک رادار هشدار زودهنگام و کنترل هوابرد نصب شده بر روی کشتی هوائی است. سیستم مشابه از این نوع، سیستم رادار موجود بر کشتی پرنده تترد (Tethered Aerostat Radar System) است. Tethered Aerostat Radar System این سیستم مشتمل بر یک رادار آرایه ای اسکن الکترونیکی فعال و هشدار دهنده اولیه است که برای شناسایی هواپیماهای متخاصم در حال نزدیک شدن از بردهای دور (به ویژه هنگامی که در ارتفاع پایین نزدیک می شوند) طراحی شده است. داده‌های جمع‌آوری‌شده توسط این رادار به «مرکز فرماندهی و کنترل پدافند هوایی مرکزی» منتقل می‌شود، جایی که از آن برای حفظ تصویر جامع وضعیت هوایی استفاده می‌شود. هنگامی که از میان موارد بررسی شده ؛ یک تهدید بالقوه شناسایی شد، سیستم پردازنده به موقع به پاسخ دهندگان هوائی یا زمینی هشدار می دهد. برد تشخیص هواپیماهای جنگنده برای این رادار بیش از 250 کیلومتر (135 ناتیکال مایل) است. لازم به ذکر است که رافائل [پیمانکار اصلی این سیستم‌های کشتی پرنده (بالن هوائی) 71 متری] ، این رادار پرنده را بر اساس رادار زمین پایه EL/M-2080 Green Pine ساخته است. EL/M-2080 Green Pine این آئرواستات‌ها (کشتی های هوائی/بالن ها) انواع حسگرها با را حمل می‌کنند. از جمله «رادارهای نظارت هوایی» EL/M-2083 ارائه شده توسط Elta Systems ، «اطلاعات ارتباطی» (COMINT) و «محموله‌های اطلاعات سیگنال» (SIGINT) که مناطق حساس مرزی را در هر شرایط آب و هوائی تحت پوشش دائمی قرار می‌دهند. نکته بسیار مهم این است که این هواگردهای بی سرنشین ؛ به ویژه بخش هایی را پوشش می دهد که رادارهای زمینی به دلیل توپوگرافی یا سایر عوامل محدود کننده پوشش محدودی ارائه می دهند. فی الواقع در آن ارتفاع بالا ، یک آئروستات بزرگ که می تواند دو تن بار حمل کند بسیار کارآمد و راهگشا خواهد بود. کابل اتصال این بالن همچنین می تواند برق مورد نیاز سیستم را هم مداوماً تامین کند، به این معنی که بالن می تواند حدود 30 روز مداوماً در آسمان باشد و در این مدت راداهایش هم روشن بماند تا اینکه پس از این 30 روز برای تعمیر و نگهداری دوره ای رادارهایش پایین بیاید. شبنم آسمان اغلب، دو رادار حمل می کند. یکی «رادار نظارتی» و دیگری «رادار روشن کننده هدف با ردیابی دقیق/رادار کاوش و رهگیری» یا PTIR [precision track and illumination radar-PTIR] رادار نظارتی این کشتی هوائی پوشش دوربرد (حدود 500 کیلومتر) را بوسیله رادار EL/M-2083 فراهم می کند، در حالی که PTIR که یک سیستم هدایت پذیر و قادر به ردیابی چندین هدف است، می تواند بر روی موارد مورد علاقه تمرکز کند. بدنه این آئرواستات 71 متری توسط شرکت آمریکایی متخصص در زمینه تولید بالن های هوائی یعنی Aerostat TCOM ساخته شده است و از بزرگترین کشتی های هوائی در حال حاضر موجود در دنیا هستند. شرکت TCOM پیش از این آئروستات JLENS را نیز برای نیروهای مسلح آمریکا تولید کرده است. باید توجه داشت که راه اندازی یک سیستم آئروستات (کشتی هوائی) کار بسیار پیچیده ای است، نگه داشتن چندین تن بار معلق در یک آئروستات، نگه داشتن آن در موقعیت خود حتی در زمان وزش بادهای شدید، حتی چگونگی مدیریت کردن کابلی که هم آئروستات را به زمین متصل کرده و هم انرژی آن را تامین می کند (که خود این کابل چندین تن وزن دارد) فرآیند بسیار پیچیده ای است. ادامه دارد ... (با توجه به حجم زیاد مطلب ، به جهت اینکه برای دوستان خسته کننده نشود ؛ معرفی این جنگ افزار در قالب 3 پست ارسال می شود) منبع منبع نکته : ایده معرفی این کشتی هوائی بعد از گفتگوی دو دوست عزیز @oldmagina و @archersarash در تاپیک تحولات رژیم صهیونیستی در خصوص «هدف قرار گرفتن این بالن توسط گروه عصای موسی» زده شد پ.ن : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند. .