mehran55

VIP
  • تعداد محتوا

    759
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    34

mehran55 آخرین امتیاز شما در روز 21 دی

mehran55 شما بیشتری مطالب مورد علاقه کاربران را دارید!

اعتبار در انجمن

12,203 Excellent

درباره mehran55

  • رتبه حساب کاربری
    Master Sergeant

Profile Information

  • Gender
    Male
  • Location
    ??????? ??????/????? ????

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

5,139 نمایش های پروفایل
  1. با سلامی گرم و دوباره به دوستان عزیز میلیتاریست و با پوزش از محضر دوستان بخاطر تأخیر سه ساله در تکمیل این تاپیک ، بررسی گرز مخوف روس ها رو به اتفاق هم ادامه میدهیم : آشنائی بیشتر با یک چماق روسی موشک بالستیک زیر دریائی پایه بولاوا ، یکی از پروژهای به ثمر نشسته " موسسه تکنولوژی حرارتی مسکو " می باشد که تحت رهبری طراح ارشد این موسسه " یوری سولومانف " ( یا به تعبیری دیگر یوری سلیمانف - م ) متولد شده و توسعه یافت. گر چه برخی از خصوصیات ژنتیکی و قابلیت های مهندسی آن از موشک بالستیک قاره پیمای RT-2PM2 Topol-M نشأت گرفته است ، اما باید گفت که این موشک جدید ، مسیر طراحی خود را مستقلا و از ابتدا طی کرده است و بر خلاف برخی شایعات نسخه دریاپایه توپول-ام نیست. در واقع موشک Bulava هم سبک تر و هم دارای تکنولوژی پیچیده تری نسبت به موشک Topol-M می باشد. هر چند که انتظار می رود که هر دو موشک ؛ در حوزه برخی شاخص ها و قابلیت ها ، با یکدیگر قابلیت مقایسه و تشابه را داشته باشند ؛ که از مهمترین این موارد می توان به CEP مشابه و پیکربندی یکسان کلاهک های قابل حمل این دو موشک اشاره نمود. اطلاعات منتشر شده از این موشک در چارچوب پیمان START ، به ما می گوید که موشک بولاوا ، توان حمل کلاهکی به وزن 1150 کیلوگرم را تا برد 9500 کیلومتر دارا می باشد. موشک بولاوا ، در واقع یک موشک سه مرحله ای است. مراحل اول و دوم این موشک ، از سوخت جامد استفاده می کنند. اما در مرحله سوم ، موشک بولاوا ؛ از سوخت مایع استفاده می کند. این قابلیت به موشک این امکان را می دهد تا در مرحله سوم و هنگام جداسازی کلاهک ها ، از قدرت مانور بالاتری برخوردار شود. این موشک را می توان از یک موقعیت و سطح شیبدار لانچ و پرتاب نمود ؛ که این قابلیت ( بر خلاف شلیک های عمودی سایر موشک ها ) به زیر دریائی های حامل این امکان را میدهد که در حال حرکت و عدم سکون ، قابلیت شلیک این موشک را داشته باشند. یکی از مهمترین و ترسناک ترین قابلیت های این موشک ، قابلیت های دفاعی آن است که به خاطر نحوه جدا شدن غیر همزمان کلاهک های بارانی خود می تواند در برابر سیستم های ضد موشکی مقاومت نماید و به تعبیری تا حدودی اقدامات ضد موشکی را خنثی نماید. انتظار می رود که زیردریائی های کلاس بوری که موشک بولاوا را حمل می نمایند ، تا سال 2040 میلادی ، بخشی جدائی ناپذیر از سه گانه تهاجم هسته ای روسیه باشند. ادامه دارد ... ----------------------------- پ.ن : دوستانی که پسندیدند ، مثبت را فراموش نکنند پ.ن 2 : ان شاء الله در پست های آینده به تاریخچه و سایر مباحث مرتبط با این چماق روسی ، خواهیم پرداخت.
  2. با سلامی گرم و دوباره به دوستان عزیز میلیتاریست و با پوزش از محضر دوستان بخاطر تأخیر سه ساله در تکمیل این تاپیک ، بررسی گرز مخوف روس ها رو به اتفاق هم ادامه میدهیم : آشنائی بیشتر با یک چماق روسی موشک بالستیک زیر دریائی پایه بولاوا ، یکی از پروژهای به ثمر نشسته " موسسه تکنولوژی حرارتی مسکو " می باشد که تحت رهبری طراح ارشد این موسسه " یوری سولومانف " ( یا به تعبیری دیگر یوری سلیمانف - م ) متولد شده و توسعه یافت. گر چه برخی از خصوصیات ژنتیکی و قابلیت های مهندسی آن از موشک بالستیک قاره پیمای RT-2PM2 Topol-M نشأت گرفته است ، اما باید گفت که این موشک جدید ، مسیر طراحی خود را مستقلا و از ابتدا طی کرده است و بر خلاف برخی شایعات نسخه دریاپایه توپول-ام نیست. در واقع موشک Bulava هم سبک تر و هم دارای تکنولوژی پیچیده تری نسبت به موشک Topol-M می باشد. هر چند که انتظار می رود که هر دو موشک ؛ در حوزه برخی شاخص ها و قابلیت ها ، با یکدیگر قابلیت مقایسه و تشابه را داشته باشند ؛ که از مهمترین این موارد می توان به CEP مشابه و پیکربندی یکسان کلاهک های قابل حمل این دو موشک اشاره نمود. اطلاعات منتشر شده از این موشک در چارچوب پیمان START ، به ما می گوید که موشک بولاوا ، توان حمل کلاهکی به وزن 1150 کیلوگرم را تا برد 9500 کیلومتر دارا می باشد. موشک بولاوا ، در واقع یک موشک سه مرحله ای است. مراحل اول و دوم این موشک ، از سوخت جامد استفاده می کنند. اما در مرحله سوم ، موشک بولاوا ؛ از سوخت مایع استفاده می کند. این قابلیت به موشک این امکان را می دهد تا در مرحله سوم و هنگام جداسازی کلاهک ها ، از قدرت مانور بالاتری برخوردار شود. این موشک را می توان از یک موقعیت و سطح شیبدار لانچ و پرتاب نمود ؛ که این قابلیت ( بر خلاف شلیک های عمودی سایر موشک ها ) به زیر دریائی های حامل این امکان را میدهد که در حال حرکت و عدم سکون ، قابلیت شلیک این موشک را داشته باشند. یکی از مهمترین و ترسناک ترین قابلیت های این موشک ، قابلیت های دفاعی آن است که به خاطر نحوه جدا شدن غیر همزمان کلاهک های بارانی خود می تواند در برابر سیستم های ضد موشکی مقاومت نماید و به تعبیری تا حدودی اقدامات ضد موشکی را خنثی نماید. انتظار می رود که زیردریائی های کلاس بوری که موشک بولاوا را حمل می نمایند ، تا سال 2040 میلادی ، بخشی جدائی ناپذیر از سه گانه تهاجم هسته ای روسیه باشند. ادامه دارد ... ----------------------------- پ.ن : دوستانی که پسندیدند ، مثبت را فراموش نکنند پ.ن 2 : ان شاء الله در پست های آینده به تاریخچه و سایر مباحث مرتبط با این چماق روسی ، خواهیم پرداخت.
  3. با سلامی گرم و دوباره به دوستان عزیز میلیتاریست و با پوزش از محضر دوستان بخاطر این تأخیر دو سه ساله در تکمیل این تاپیک ، بررسی کارنامه عملیاتی جاسوس پیر یانکی ها رو به اتفاق هم ادامه میدهیم. جاسوس پیر در نیروی هوائی آمریکا در کنار حضور این پرنده در نیروی دریائی ، نیروی هوائی ایالات متحده هم ، بین سال های 1954 الی 1978 ، جاسوس های پیر را در سه تیپ هوائی (هر یک متشکل از سه اسکادران مستقل عملیاتی ) به خدمت گرفته بود. تا زمان جنگ ویتنام ، مأموریت اصلی EC-121 ها ، پوشش دادن نقاط ضعف رادارهای آمریکا در قالب پست های رادار مکمل اخطار پیش هنگام در سواحل غربی و شرقی (اقیانوس های آرام و اطلس) بود. این پوشش که در قالب برنامه "موانع پیوسته " نامگذاری شده بود ، با پرواز 300 مایل دریائی از سواحل قاره آمریکا صورت می پذیرفت. این پروازهای شناسائی در خلال جنگ سرد ، در واقع مدارهای پست های اخطار دهنده زمینی را همپوشانی می نمودند. اولین اعزام به مأموریت هواپیماهای EC-121C ، در قالب تیپ هوائی 551 هشدار و کنترل زودهنگام هوابرد (مستقر در پایگاه نیروی هوائی Otis ماساچوست) و در تاریخ 21 دسامبر 1954 آغاز گردید. پس از مدتی نمونه های ارتقاء یافته EC-121D و EC-121H هم به این اسکادران ها پیوستند. همتای اقیانوس آرام آن ، تیپ هوائی 552 هشدار و کنترل زودهنگام هوابرد هست که در 1 ژوئیه 1955 در پایگاه نیرو هوائی Mc Clellan کالیفرنیا ، فعال شده و آغاز بکار نمود. پس از بحران موشکی کوبا ، در سال 1962 ، اسکادران 966 AEWCS (هشدار و کنترل زودهنگام هوابرد) در پایگاه McCoy فلوریدا تشکیل شد ، اما همچنان این اسکادران تحت فرمان و در کنترل اداری وینگ 552 کالیفرنیا فعالیت می نمود. البته اسکادران 966 با مأموریتی دوگانه تشکیل شد. مأموریت نخست ، فعالیت های نظارتی در فضای هوائی کوبا بوسیله EC-121 و ماموریت ثانویه که اجرای عملیات حفاری طلا (یا به تعبیر دیگر جویندگان طلا-م) (Gold Digger) که به مأموریت های جاسوسی U-2 مرتبط میشد. سومین تیپ هوائی که Warning Star در اون به خدمت گرفته شد ؛ تیپ 553 شناسائی نام گرفت. این تیپ هوائی EC-121 ها ، در خلال جنگ ویتنام سازماندهی شد و از اکتبر 1967 تا زمان غیرفعال شدن اش در دسامبر سال 1970 ، در کشور تایلند مستقر بود. (تحت عنوان پروژه و عملیات BatCat) وینگ 553 ، در سراسر کشور تایلند ، در ساحل ویتنام ، همچنین لائوس و کامبوج ؛ پروازهای مداومی را انجام میداد که با هدف دریافت و تقویت سیگنال های ضعیف ارسال شده از خاک ویتنام توسط پرنده های ارتقاء یافته EC-121R صورت می پذیرفت. البته پس از سرنگونی یک هواپیما و از دست رفتن خدمه ، ماموریت های شناسائی لب مرز ویتتام بیشتر به پرنده های شناسائی QU-22 Pave Eagle واگذار می گردید که احتمال شناسائی و هدف گرفتن کمتری داشتند. تیپ 551 AEWCW ، سرانجام در سال 1969 ، غیرفعال شد. این درحالی بود که تیپ 552 ، در سال 1971 به یک اسکادران کاهش یافت و سرانجام در 30 آوریل 1976 با توجه به ورود پرنده های جدید E-3 Sentry ، اسکادران باقیمانده EC-121 تیپ 552 هم رسما تعطیل شد. پس از این اتفاق همه EC-121 های نیروی هوائی به عنوان هواپیماهای رزرو ، به پایگاه نیروی هوائی در فلریدا منتقل شدند و مدتها پس از این که اسکادران ها و تیپ های پروازی آواکس های E-3 کاملا مستقر شدند ، این هواپیماها همچنان درپایگاه فلوریدا برای آموزش های مقدماتی و ... مورد استفاده قرار می گرفتند. ادامه دارد ... ----------------------------- پ.ن : دوستانی که پسندیدند ، مثبت را فراموش نکنند پ.ن 2 : ان شاء الله در پست آینده به مابقی تاریخچه عملیاتی این جاسوس پیر ، خواهیم پرداخت.
  4. با سلامی دوباره خدمت دوستان عزیز میلیتاریست ؛ بررسی تجهیزات و تسلیحات مورد استفاده در ورماخت رو به اتفاق هم ادامه می دهیم : معرفی تجهیزات، تسلیحات و ساختار نیروی زمینی آلمان نازی (بخش سیزدهم) مین های پیاده نظام (بخش اول) Glasmine 43 : مین ضدنفر شیشه ای گلاس مین -43 ، اولین مین ویژه و خاص نازی ها است که در این پست آن را مورد بررسی قرار می دهیم. این مین تولید سال1944 در کشور آلمان است. بدنه این مین شیشه ای می باشد که استفاده از شیشه با 2 هدف کاملا متفاوت بکار گرفته شده است. هدف اول ممانعت از شناسائی مین توسط دستگاه های مین یاب مورد استفاده توسط متفقین که عمدتا بر مبنای شناسائی فلزات در زیر خاک عمل می نمودند. هدف دوم هم مبتنی بر اقتصاد جنگ بود که عملا بجای مصرف فلزات در بدنه این مین ها ، این صرفه جوئی باعث این میشد که فلزات در سایر حوزه های صنایع تسلیحاتی بکار گرفته شوند. در خلال سال های 1944 و 1945 تقریبا 11 میلیون عدد از این مین ها در صنایع تسلیحاتی آلمان تولید گردید که تعداد 9.7 میلیون آن در پایان جنگ در انبارهای ارتش نازی یافت گردیده و منهدم شدند. در این انجمن تاپیکی در خصوص این سلاح وجود ندارد. https://en.wikipedia.org/wiki/Glasmine_43 S-mine 35 : دومین مین مورد بررسی در این پست ، مین ضدنفر جهنده اس-مین-35 ، معروف ترین مین آلمانی در خلال جنگ جهانی دوم است. این مین برای نخستین بار در سال 1935 رونمائی شد و سپس در سال 1944 نسخه ای بهینه شده از آن در خط تولید قرار گرفت. باتوجه به سیاست ها و تاکتیک های تهاجمی ارتش آلمان در نیمه نخست جنگ جهانی ، نیاز به استفاده فراگیر از تجهیزات دفاعی نظیر میادین مین کمتر احساس میشد و از مین گذاری فقط برای حفاظت از مراکز مهم نظامی و فرودگاه ها استفاده میشد ، به همین دلیل از این مین در خلال سالهای 1935 تا 1945 ، حدود 2 میلیون عدد تولید گردید. در این انجمن تاپیکی در خصوص این سلاح وجود ندارد. https://en.wikipedia.org/wiki/S-mine Teller mine : مین ضد تانک تلر مین (مین بشقابی) ، سومین مین مورد استفاده نازی هاست که در این پست به بررسی آن می پردازیم. نسخه اول این مین تولید سال 1929 در کشور آلمان است (Teller mine 29). البته در سال های 1935 ، 1943 و 1944 ؛ نسخه های بهینه سازی شده این مین با نام های Teller mine 35 ، Teller mine 43 و Teller mine 44 هم ساخته شدند. طبق اطلاعات موجود ، تا پایان سال 1944 ، تقریبا 4 میلیون از این مین ساخته شده بود. در این انجمن تاپیکی در خصوص این سلاح وجود ندارد. https://en.wikipedia.org/wiki/Teller_mine Topfmine : آخرین مین ورماخت است که در این پست به معرفی آن می پردازیم مین ضدتانک توپف مین است. بدنه این مین هم از تکه های چوب خرد شده و فشرده شده (چیزی شبیه نئوپان یا MDF های امروزی) بعلاوه مقوا که بوسیله قیر بهم متصل شده بودند ؛ تشکیل شده بود. این بدنه غیرفلزی در واقع از کشف مین توسط دستگاه های مین یاب ساخته شده متفقین ممانعت می کرد. البته نمونه هائی از این مین که با بدنه ای ساخته شده از سفال و یا شیشه هم ساخته شده بودند توسط متفقین کشف شده است. این مین در سال 1944 ساخته شد ، اما از آمار و مقدار تولید این مین اطلاع دقیقی در دسترس نیست. در این انجمن تاپیکی در خصوص این سلاح وجود ندارد. https://en.wikipedia.org/wiki/Topfmine ادامه دارد ... ------------------------ پ.ن : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند. پ.ن 2 : انشاء الله در پست بعدی سایر مین های مورد استفاده نیروی زمینی آلمان نازی را به اتفاق بررسی خواهیم نمود.
  5. با سلامی دوباره به دوستان عزیز میلیتاریست ؛ به اتفاق هم مبحث موشکهای بالستیک رو ادامه میدهیم: موشک های بالستیک برد متوسط Medium-range ballistic missile (قسمت دوم) Pershing II : موشک زمین به زمین بالستیک برد متوسط پرشینگ-2 ساخت ایالات متحده آمریکا است. این موشک بالستیک یکی از نامدارترین محصولات موشکی آمریکا است که در اوج دوران جنگ سرد و برای مقابله با تهاجم موشکی اتحاد جماهیر شوروی و سایر متحدین اش ساخته شد. این موشک دارای برد ماکزیمم 1770 کیلومتر بود. این موشک ساخته سال 1981 میلادی است و در مجموع 276 فروند از این موشک بالستیک میان برد تولید گردید. در انجمن هیچ تاپیکی در خصوص این موشک بالستیک وجود ندارد. https://en.wikipedia.org/wiki/Pershing_II Rodong-1 : موشک زمین به زمین بالستیک برد متوسط رودونگ-1 ساخت جمهوری خلق کره (کره شمالی) است. این موشک بالستیک که گاها با نام هواسنگ-7 (Hwasong-7) نیز شناخته می شود ، یکی از مشهورترین موشک های بالستیک ساخت کره شمالی می باشد. (موشک غوری-1 پاکستان نسخه بومی شده همین موشک کره ای می باشد.) این موشک دارای برد ماکزیمم عملیاتی 1200 الی 1500 کیلومتر بود. این موشک در سال1998 میلادی و با الهام گیری از موشک SS-1 Scud روسی ساخته شد. در انجمن هیچ تاپیکی در خصوص این موشک بالستیک وجود ندارد. https://en.wikipedia.org/wiki/Rodong-1 Dongfeng-2 : موشک زمین به زمین بالستیک برد متوسط دانگ فنگ-2 ساخت جمهوری خلق چین است. این موشک که در واقع اولین موشک بالستیک میان برد جمهوری خلق چین است ، در واقع با استفاده از اطلاعات و مشخصات موشک R-5 Pobeda شوروی که در اختیار چین قرار گرفته بود ساخته شده است. این موشک بالستیک با کد ناتو CSS-1 نیز شناخته می شود. این موشک دارای برد ماکزیمم 1250 کیلومتر است و توان حمل کلاهک هسته ای 15-20 کیلوگرمی را دارد می باشد. این موشک ساخته اواخر دهه 60 میلادی می باشد و اکنون تمامی DF-2 های چین بازنشسته و از رده خارج شده اند. Dongfeng-16 : موشک زمین به زمین بالستیک برد متوسط دانگ فنگ-16 دیگر ساخته جمهوری خلق چین است که در این پست به معرفی آن می پردازیم . این موشک بالستیک با کد ناتو CSS-11 نیز شناخته می شود. این موشک دارای برد ماکزیمم 800 الی 1000 کیلومتر بود. در خصوص تاریخ تولید این موشک اطلاعات دقیقی در دسترس نیست ، اما طبق ادعای مقامات تایوانی ، چین در سال 2011 تولید این موشک را آغاز کرده است. در انجمن هیچ تاپیکی در خصوص این موشک بالستیک وجود ندارد. https://en.wikipedia.org/wiki/Dongfeng_(missile)#Dongfeng_16 Dongfeng-21 : موشک زمین به زمین بالستیک برد متوسط دانگ فنگ-21 سومین ساخت جمهوری خلق چین است که در این پست به معرفی آن می پردازیم. این موشک بالستیک با کد ناتو CSS-5 نیز شناخته می شود. این موشک دارای برد ماکزیمم 1500 الی 1700 کیلومتر است. این موشک تولید سال 1991 میلادی است و نسخه DF-21D آن ، اولین موشک بالستیک ضدکشتی جهان می باشد. در انجمن هیچ تاپیکی در خصوص این موشک بالستیک وجود ندارد. https://en.wikipedia.org/wiki/DF-21 ادامه دارد ... ----------- پ.ن 1 : امیدوارم که مورد پسند دوستان واقع شده باشد. دوستانی که پسندیدند ، مثبت را فراموش نکنند. پ.ن 2 : ان شاء الله در پست های بعدی به ترتیب سایر موشکهای بالستیک (برد متوسط ) را به اتفاق هم بررسی خواهیم نمود.
  6. با سلامی دوباره خدمت دوستان عزیز میلیتاریست؛ مبحث هواپیماهای ترابری رو به اتفاق هم پیگیری میکنیم: اسب های بارکش روس (بخش پنجم-پایانی) IL-14 Crate : هواپیمای ایلیوشین-14 اولین هواپیمای ترابری صنعت هوانوردی شوروی می باشد که در این پست به آن می پردازیم. روسها مجموعا 1348 فروند (نظامی و غیرنظامی) از این هواپیما را تولید نمودند. مصر ، عراق ، افغانستان ، یمن (شمالی و جنوبی) ، سوریه و ... نیز از دیگر استفاده کنندگان خاورمیانه ای این پرنده ترابری بوده اند. در این انجمن تاپیکی در خصوص این هواپیما وجود ندارد. https://en.wikipedia.org/wiki/Ilyushin_Il-14 Lisunov Li-2 : هواپیمای لیسونوف-2 دومین ترابری چندمنظوره شوروی است که در این پست به بررسی آن می پردازیم. روسها مجموعا 6157 فروند از این هواپیما را تولید نموده اند. ( این پرنده در واقع کپی روسی داگلاس DC-3 آمریکائی است که در خلال جنگ جهانی دوم به ارتش شوروی اهداء شد) سوریه ، جمهوری خلق چین ، کره شمالی ، بلغارستان و ... نیز از استفاده کنندگان از این هواپیما بودند. در این انجمن تاپیکی در خصوص این هواپیما وجود ندارد. https://en.wikipedia.org/wiki/Lisunov_Li-2 Yak-14 Mare : هواپیمای یاک-14 یکی دیگر از اسب های بارکش شوروی می باشد که در این پست به بررسی آن می نشینیم. روسها 413 فروند از این هواپیما را تولید نمودند. علاوه بر شوروی سوسیالیستی ، نیروی هوائی جمهوری چکسلواکی نیز دیگر کاربر این هواپیما بود. در این انجمن تاپیکی در خصوص این هواپیما وجود ندارد. https://en.wikipedia.org/wiki/Yakovlev_Yak-14 Yak-16 Cork : هواپیمای یاک-16 آخرین ترابری های چندمنظوره و پرکاربرد صنعت هوانوردی روسیه شوروی می باشد که در این پست نگاهی به آن می اندازیم. روسها تنها 2 فروند از این هواپیما را تولید نمودند و تولید این پرنده به نفع تولید آنتونوف - 2 متوقف گردید. در این انجمن تاپیکی در خصوص این هواپیما وجود ندارد. https://en.wikipedia.org/wiki/Yakovlev_Yak-16 ادامه دارد ... ----------------------- پ.ن 1 : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند. پ.ن 2 : با پایان یافتن بررسی ترابری های روسیه و شوروی ، انشاءالله در پست آتی ، اسبان بارکش اروپائی خدمت دوستان معرفی می شوند.
  7. با سلام و احترام به دوستان میلیتاریست و با پوزش بخاطر وقفه ای که در این تاپیک پیش آمد ، بررسی نیروی دریائی پاکستان رو به اتفاق هم ادامه میدیم: واحدهای مختلف نیروی دریائی پاکستان (نیروهای ویژه S.S.G.N) بخش سوم - فرایند انتخاب و آموزش انتخاب - از آنجائی که اعضای S.S.N.G برای اعزام به آمریکا و گذراندن آموزش های سخت و شدید Navy SEALs ایالات متحده انتخاب می شوند ، می توان گفت که دوره آموزشی آنها یکی از سخت ترین برنامه های آموزشی در جهان است. افسران و ملوانانی که داوطب گذراندن این دوره آموزشی هستند ، می بایست که در زبان انگلیسی از تبحر کافی برخوردار باشند و تا پایان دوره ، از دانشکده زبان ( در واقع کالج زبان ) فارغ التحصیل شوند. نرخ خروج از کلاس (عدم موفقیت) در خلال دوره آموزشی S.S.G.N در حدود 80 الی 90% است ، بعبارت دیگر حداکثر 10 الی 20% از افرادی که وارد دوره آموزشی می شوند ، موفق به پایان رساندن دوره می شوند و 80 الی 90% باقیمانده ، در خلال دوره آموزشی ناموفق مانده و از فارغ التحصیلی باز می مانند. این جماعت 80-90% شکست خورده در این دوره ، مجددا به نیروی دریائی بازگردانده می شوند تا در بخش های کلاسیک و منظم نیروی دریائی ( بر خلاف واحد جنگ های نامنظم S.S.G.N نیروی دریائی - م ) به خدمت مشغول شوند. نیروهای فارغ التحصیل از دوره S.S.G.N برای طراحی ، هدایت و انجام عملیات های مخفی نیروی دریائی پاکستان آموزش می بینند. مطابق ادعای نیروهای مسلح پاکستان ، عملیات های واحد S.S.G.N نیروی دریائی ، نسبت به ماموریت های واحد S.S.G نیروی زمینی ارتش ؛ از درجه بالاتری از پنهانکاری ، غیر رسمیت و محرمانه بودن برخوردار می باشد. در واقع تمامی داوطلبان عضویت در S.S.G.N می دانند ، که عملیات های این واحد محرمانه و غیر رسمی است و در صورت گرفتار شدن یا لو رفتن عملیات هایشان ، دولت پاکستان هیچ گونه حمایت یا مسئولیت پذیری نسبت به این عملیات ها را تقبل نمی کند. البته داوطلبان برای عضویت و پیوستن به کوماندوهای S.S.G (نیروی زمینی) و S.S.W (نیروی هوائی پاکستان) که در پایگاه نظامی چرات آموزش می بینند ، نیز می بایست که واجد شرایط مشابهی برای داوطلبی پیوستن به S.S.G.N باشند. واحد S.S.G نیروی زمینی پاکستان واحد S.S.W نیروی هوائی پاکستان تمامی سربازانی که از یکی از این نیروهای مخصوص فوق الذکر ، داوطلب پیوستن به S.S.G.N هستند ؛ می بایست که حداقل 2 سال سابقه عضویت در واحد کوماندوئی خود را داشته باشند. افسران و سربازان سایر بخش های ارتش پاکستان ( بخش های غیر کوماندوئی ) هم برای پیوستن به S.S.G.N می بایست که حداقل 3 سال سابقه عضویت در یگان رزمی خود را داشته باشند تا بتوانند که داوطلب پیوستن به این نیروی مخصوص ویژه پاکستانی شوند. آموزش - تمامی کارآموزان این واحد ، باید در یک دوره 8 ماهه آموزشی شرکت کنند که یک راهپیمائی خسته کننده و طاقت فرسا به مسافت 36 مایل ( تقریبا 58 کیلومتر ) هم بخشی از این دوره آموزشی می باشد. شایان ذکر است که این راهپیمای 36 مایلی ، اولین بار توسط هنگ نوزدهم بلوچ های پاکستان ابداع شد. آنها همچنین می بایست که به این قابلیت برسند که بتوانند تا یک مسافت 5 مایلی ( حدود 8 کیلومتر) را با تجهیزات کامل در زمان 40 دقیقه بپیمایند. آخرین مرحله این آموزش هم ، آموزش های هوابرد است که کارآموزان این دوره را در مدرسه آموزش چتربازی طی میکنند. مدت این دوره 4 هفته به طول میکشد و همه افراد تازه کار می بایست که این دوره را بگذرانند و در پایان دوره ، در خلال عملیات های روزانه و شبانه ( 5 روز و همچنین 2 شب ) ، انواع پرش های استاتیکی را بعنوان آزمون پایان دوره انجام دهند. دقیقا به دلیل همین دوره آموزشی است ، که تقریبا اکثر نیروهای S.S.G.N قابلیت انجام عملیات چتربازی در ارتفاع بالا (HALO/HAHO) را دارا می باشند. پس از پایان این دوره 8 ماهه ، داوطلبان و کارآموزان S.S.G.N که موفق به طی کردن فاز اول آموزش شده اند ، به پایگاه آموزشی تخصصی نیروی دریائی واقع در کراچی می روند ؛ تا با طی کردن دوره های تخصصی جنگ دریائی و همچنین عملیات های آبی - خاکی مرحله بعدی آموزش های خود را بگذرانند. پس از پایان این دوره تخصصی ، برخی از فارغ التحصیلان نخبه این دوره به ایالات متحده و برخی دیگر به بریتانیا اعزام می شوند تا فاز نهائی آموزش های تخصصی خود را در پایگاه های آموزشی Navy SAELs آمریکا و S.B.S انگلستان طی کنند. این نیروها همچنین دوره های ویژه غواصی و همچنین دوره ویژه مبارزه با غواصان دشمن را نیز طی میکنند. دوره های غواصی در سه کلاس 6 مایل ، 12 مایل و 18 مایل برگزار می شود. پس از پایان این دوره های سخت و طاقت فرسای آموزشی ، فارغ التحصیلان این دوره ، طی مراسمی رسما به واحد S.S.G.N نیروی دریائی پاکستان می پیوندند و در قالب جوخه های تخصصی این نیرو سازماندهی می شوند. ادامه دارد ... ----------- پ.ن : 1 : انشاءالله در پست های بعدی در ابتدا به معرفی تسلیحات گروه نیروهای ویژه دریائی (S.S.G.N) می پردازیم و پس از آن به معرفی تفنگداران دریائی (Pakistan Marines) نیروی دریائی پاکستان خواهیم پرداخت. پ.ن 2 : دوستانی که پسندیدند ، مثبت را فراموش نکنند. پ.ن 3 : بی صبرانه منتظر نقد و بررسی نیروی دریائی پاکستان ( و مقایسه آن با بخش های مشابه در نداجا و ندسا ) توسط دوستان و صاحب نظران هستم.
  8. mehran55

    پرواز اژدهای زرد

    با سلامی گرم و دوباره به دوستان عزیز میلیتاریست ، بحث معرفی پرنده های چینی رو به اتفاق هم ادامه میدیم: (Nanchang CJ-6) Max (حداکثر) یکی از مهمترین ملزومات یک نیروی هوائی کارآمد ، پرداختن صحیح به مقوله آموزش خلبانان برای آن نیرو می باشد. متناسب با این نیاز ، صنایع هوانوردی در گوشه گوشه جهان ، برای رفع این نیاز دست به طراحی تا تولید طیف متنوعی از هواپیماهای آموزشی ( از ملخی تا جت ) زده اند. صنعت هوانوردی چین هم خود را از این نیاز فارغ ندانسته و در برهه های مختلف دست به تولید هواگردهای آموزشی متنوعی زده است. شاید بتوان اولین گام چین در تولید هواپیماهای پایه آموزشی را مونتاژ و سپس تولید تحت لیسانس هواپیمای آموزشی Yak-18 شوروی دانست. در اواخر دهه 50 و اوایل دهه شصت ، جمهوری خلق چین ، تصمیم به تولید نسخه بومی این پرنده آموزشی برای استفاده در یگان های آموزش هوائی خود گرفت. با این مقدمه کوتاه، در معرفی بیستم و یکمین اژدهای زرد به سراغ این هواپیمای ملخی آموزشی چینی رفتیم ، تا با آن بیشتر آشنا شویم. ( Nanchang CJ-6 ) Max بیشینه (حداکثر) سی جی - 6 : هواپیمای پایه آموزشی (Basic Trainer) چینی CJ-6 را باید یکی از نخستین گام های صنعت هوانوردی چین دانست که علاوه بر رفع نیاز های آموزشی داخلی این کشور ، توانست که نیازهای بیسیک آموزشی بسیاری از کشورهاس دیگر را نیز مرتفع نماید. همانطور که در مقدمه ذکر شد ، این پرنده کپی مستقیمی از یاک-18 ( Yakovlev Yak-18 ) شوروی است. یاک-18 شوروی این هواپیما تولید 27 آگوست سال 1958 میلادی است. این هواپیما همچنان در بخش های آموزشی نیروی هوائی ارتش خلق چین و هواپیمائی نیروی دریائی ارتش خلق چین در حال خدمت و انجام وظیفه است. هر چند تعدادی از این پرنده ها به تدریج در حال جایگزینی با نسخه بروز شده تر CJ-7 می باشد. از این هواپیما بیش از 2.000 فروند تولید گردیده و در نیروی هوائی چین و 9 کشور دیگر مورد استفاده قرار گرفته است. کره شمالی ، بنگلادش ، اکوادور ، تانزانیا و ... برخی از خریداران این پرنده آموزشی چینی هستند. نکته جالب توجه در خصوص این هواپیما ، نسخه های رزمی آن است که علاوه بر حمل 2 تیربار 7.62 میلی متری ، امکان حمل بمب و لانچر پرتاب راکت را نیز دارا می باشد. نسخه رزمی CJ-6 مسلح به تیربار درون بال و بمب های نصب شده زیر بدنه این جنگنده چینی ، از یک موتور Zhuzhou SH-6 ساخت چین بهره میگیرد. موتور Ivchenko Ai-14 روسی که موتور Zhuzhou Sh-6 بر اساس آن ساخته شده در خصوص این هواپیما هیچ تاپیکی در میلیتاری وجود ندارد https://en.wikipedia.org/wiki/Nanchang_CJ-6 ادامه دارد... ------------- پ.ن 1 : لطفا دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند پ.ن 2 : انشاءالله اگر عمری باقی بود ، در پست های آینده به سایر پرنده های چینی خواهیم پرداخت.
  9. با سلام مجدد خدمت دوستان میلیتاریست و پوزش بخاطر این چند وقتی که غیبت داشتم و در خدمت دوستان نبودم ؛ بحث شیرین معرفی شاه مهره های هیتلر رو به اتفاق هم ادامه میدیم : فیلدمارشال "اروین رومل" ( به آلمانی Erwin Rommel ) اروین رومل - به جرأت میتوان از وی با عنوان نامدارترین ژنرال ارتش آلمان در خلال جنگ جهانی دوم نام برد بود. این ژنرال و نظریه پرداز بزرگ نظامی ، که بخاطر تاکتیک های جنگی هوشمندانه ای که در شمال آفریقا پیاده می نمود ، از طرف انگلیسی ها به روباه صحرا ملقب شده بود ؛ پیشتر و در خلال جنگ جهانی اول هم کارنامه درخشانی از خود برجای گذاشته بود و به خاطر اقداماتش در جبهه ایتالیا مدال Pour le Mérite را دریافت نموده بود. ژنرال رومل در سال 1937 کتاب کلاسیک خود را در مورد تاکتیک های نظامی ، حملات پیاده نظام ، بر اساس تجربیات خود در خلال جنگ جهانی اول منتشر نمود. اما در سال 1940 و در تهاجم به فرانسه بود که به تدریج فرمانده لشکر هفتم پانزر ، تمایز فرماندهی خود را نسبت به بسیاری از افسران هم سطح خود نمایان ساخت . و سرانجام نبرد شمال آفریقا و هدایت نیروهای آلمانی و ایتالیائی در این جبهه ها بود که منجر شد تا دشمنان بریتانیائی او به وی لقب " روباه صحرا " را دادند ، لقبی که براستی برازنده یکی از بزرگترین فرماندهان جنگ تانک ها در طول تاریخ می باشد. در سال 1944 ، رومل در اقدام به ترور هیتلر دخیل بود ، اما پس از شکست کودتا ، بخاطر جلوگیری از تبعات محاکمه علنی این قهرمان جنگ ارتش رایش ، رهبران نازی ها و همچنین گشتاپو پیشنهاد داد که بجای برگزاری دادگاه و محاکمه علنی ، رومل با قرص سیانور خودکشی کند و در ازای آن خانواده اش از هر نوع آزار و اذیت و پیگیری مصون بماند . پس از خودکشی ، اعلام شد که "فیلدمارشال اروین رومل" بخاطر آسیب و جراحات وارد شد به وی در نرماندی کشته شده است و برای وی یک مراسم خاکسپاری رسمی برگزار گردید. امروزه بزرگترین پایگاه نظامی ارتش آلمان در منطقه Augustdorf در شمال رود راین با نام " پایگاه و فرودگاه نظامی فیلدمارشال رومل " نام گذاری شده است. چند تن از افسران و فرماندهان تحت فرمان رومل ، خصوصا هانس اشپی دل (Hans Speidel) پس از جنگ جهانی دوم ، نقش کلیدی در ایجاد ناتو ، بازسازی ارتش آلمان و ادغام شدن آن در ناتو بازی نمودند. هانس اشپی دل در کنار اروین رومل هانس اشپی دل در لباس ژنرالی ناتو زندگی نامه : حجم اطلاعات در خصوص ژنرال رومل آنقدر زیاد است که واقعا در قالب یک پست در این تاپیک نمی گنجد ؛ بهمین دلیل و به شرط بقا ، ان شاء الله و در اولین فرصت ، در قالب یک تاپیک مجزا به زندگی این نابغه نظامی ارتش آلمان خواهیم پرداخت. سردیس (مجسمه نیم تنه) ژنرال رومل در موزه نظامی مصر ترجمه و گردآوری : mehran 55 منبع : https://en.wikipedia.org/wiki/Erwin_Rommel ادامه دارد ...
  10. mehran55

    دانشنامه نیروی دریایی

    با عرض سلام خدمت دوستان عزیز میلیتاریست هاورکرافت غول پیکر Aist-class هاورکرافت 300 تنی Aist یکی از غول پیکر ترین هاورکرافت های جهان است که در زمان اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیتی (1975) برای خدمت به ناوگان های دریائی ارتش سرخ ساخته شد. این هاورکرافت با طول 47 متر و عرض تقریبی 18 متر و سرعت 130 کیلومتر بر ساعت ، نقش مناسبی در افزایش توان تازش ساحلی ارتش سرخ بازی می نمود. تنوع قدرت حمل این هاورکرافت به شرح زیر است که بسته به ضرورت سازمانی و صلاحدید فرماندهان و اپراتورها یکی از موارد زیر انتخاب می گردد : 1. حمل 80 تن بار 2. چهار دستگاه تانک سبک به همراه 50 نفر تفنگدار دریائی 3. دو دستگاه تانک متوسط به همراه 200 تفنگدار دریائی 4. سه دستگاه نفربر زرهی چرخدار به همراه 100 تفنگدار دریائی در مجموع 20 فروند از این هواناو (هاورکرافت) ساخته شد که همچنان 6 فروند آن ( پس از آپگرید در سال 1990 ) در نیروی دریائی فدراسیون روسیه در حال خدمت می باشد. در این انجمن هیچ تاپیکی در خصوص این هاورکرافت موجود نیست https://en.wikipedia.org/wiki/Aist-class_LCAC
  11. mehran55

    اینتلیجنس سرویس در ایران

    با سلامی گرم و دوباره به دوستان میلیتاریست عزیز و با پوزش بخاطر تأخیری که در ارسال این تاپیک پیش آمد ، بررسی کارنامه اینتلجنس سرویس را در ایران به اتفاق پی می گیریم: برگ برنده MI-6 (دفتر ویژه اطلاعات) در دوران زمامدارای سلسله پهلوی ، نهادهای اطلاعاتی و امنیتی گوناگونی در ایران شکل می گرفتند که متناسب با زمان تشکیل و شرایط بین المللی ، فرد موسس و ... به سمت یکی از قدرتهای روز جهانی ( آلمان نازی ، بریتانیا ، آمریکا و ... ) گرایشی نسبی را پیدا می کردند. رکن الدین مختاری ملقب به سرپاس(معادل سرتیپ ارتش) مختاری، آخرین رئیس شهربانی (سیستم امنیتی) رضاشاه سرلشکر محمدحسین آیرم ، مخوف ترین چهره امنیتی رضا شاه و رئیس کل شهربانی پس از کودتای 28 مرداد 1332 ، برای آمریکائی ها ، این امری طبیعی بود که اگر ایران می بایست پایگاه اول و اصلی آنها در منطقه خاورمیانه باشد ، به یک سیستم اطلاعاتی و امنیتی قوی نیاز هست که ضمن ایجاد شرایط مناسب برای بقای سلطنت ، توان مقابله با توطئه ها و تهدیدات دشمن شماره یک ( یعنی اتحاد جماهیر شوروی - همسایه شمالی ایران ) را نیز داشته باشد. توجه آمریکائی ها در درجه اول معطوف به ضد اطلاعات ارتش بود و آنها با کار فراوان ضد اطلاعات مرکزی و ضد اطلاعات نیروهای سه گانه و واحدهای زیر مجموعه را فراهم نمودند. اگر ارتش برای خود اداره اطلاعات رکن دوم را ایجاد کرد ؛ بر اساس نیاز بود و نه تشویق آمریکائی هایی که فقط به ضد اطلاعات توجه داشتند. البته پس از مدتی ، رکن 2 ارتش ، " اداره دوم " خوانده شد و قسمت های اطلاعات و ضد اطلاعات را در برگرفت. شعبان بی مخ ( جعفری) و دارو دسته اش در خلال کودتای 28 مرداد 1332 رژه فتح (رژه فضل الله زاهدی و عوامل کودتاچی نظیر تیمور بختیار) در اولین سالگرد کودتای 28 مرداد در تهران پس از ضد اطلاعات ارتش ، دومین ارگانی که توسط آمریکائی ها ایجاد شد ( و همانند ضد اطلاعات ) به شدت مورد توجه آنان بود ؛ ساواک بود. عملا با وجود یک ضد اطلاعات مقتدر در ارتش ( و ژاندارمری و شهربانی ) و یک سازمان امنیت متنفذ و قدرتمند ، همه نیازهای اطلاعاتی و امنیتی کشور ( مطابق با تعریف نیاز توسط آمریکائی ها ) را برآورده می نمود. نشان رسمی ساواک (سازمان اطلاعات و امنیت کشور) سپهبد تیمور بختیار ؛ از عوامل اصلی کودتای 28 مرداد - اولین رئیس ساواک تیمور بختیار در کنار شهید مهدی فاطمی (وزیر خارجه دکتر مصدق) پس از کودتای 28 مرداد اما در این بین انگلیسی ها که تا پیش از کودتای 28 مرداد ، تمام کیک را در اختیار خود داشتند ( یعنی همه سهم و منافع را برای خود بر می داشتند ) ، با ایجاد این ساختارهای امنیتی جدید ، نمی توانستند که از همه امکانات خود در ایران صرف نظر کنند و آن را دربست در اختیار آمریکائی ها قرار دهند و در سازمان جدید اطلاعاتی و امنیتی ایران سهم می خواستند. لذا ، به دنبال تمهیداتی موافقت محمد رضا را ، در سفر اردیبهشت 1338 او به لندن ، جلب کردند و به دنبال آن "حسین فردوست" (یار غار، رفیق دوران کودکی و نزدیک ترین افسر ارتش به محمدرضا) با مأموریت تأسیس " دفتر ویژه اطلاعات " به انگلستان اعزام شد. ارتشبد حسین فردوست ؛ رئیس دفتر ویژه اطلاعات و رئیس سازمان بازرسی شاهنشاهی ================================================================================================= " دفتر ویژه اطلاعات شاهنشاهی " بر خلاف ساواک که آمریکا در طرح و تأسیس آن نقش اصلی را بر عهده داشت ، دفتر ویژه اطلاعات مستقیما از سوی انگلیسی ها و MI-6 (اینتلیجنس سرویس) تشکیل شد و دو سه سالی پس از ساواک فعالیت رسمی خود را آغاز کرد. گفته شده وقتی شاه در اوایل سال 1338 ه.ش به انگلستان رفت در دیدارش با ملکه انگلستان اظهار داشت که به خاطر تعدد گزارشاتی که از منابع اطلاعاتی متعدد و موازی در اختیار او قرار می گیرد در جمع بندی نهائی آن دچار مشکل شده است و در واقع از او مشورت خواسته بود. ملکه هم (که ظاهرا از سوی MI-6 توجیه شده بود ) به اطلاع شاه می رساند که او دفتری ویژه در کاخش دارد که کار آن سر و سامان دادن به همین گونه گزارشات اطلاعاتی پراکنده است که در نهایت خلاصه ای جمع بندی شده از تمام آن در اختیار وی قرار می گیرد. شاه وقت ایران و ملکه فعلی انگلستان در کالسکه روباز سلطنتی ملکه در همان حال پیشنهاد کرده بود که هر گاه شاه ایران مایل باشد ، می تواند فردی را به انگلستان بفرستد تا آموزش های لازم جهت تشکیل دفتری مشابه در کاخ شاه به او داده شود. به دنبال آن ملاقات بود که شاه (البته پس از مشورت با شاپور ریپورتر ) حسین فردوست ، دوست دوران کودکی اش را به همین منظور روانه انگلستان کرد. فردوست طی مدت کوتاهی ( حدود 4 ماه ) موفق شد آموزش های لازم را نزد ماموران MI-6 فرا گرفته و به کشور بازگردد. بدین ترتیب در همان سال 1338 ، دفتر ویژه اطلاعات با هدایت و طراحی اینتلیجنس سرویس ( MI6 ) و تحت مدیریت حسین فردوست پایه گذاری شد. تصویری از سفر دوران ولیعهدی شاه به لندن و دیدارش با ملکه انگلستان (اولین سفر محمدرضا به لندن) دفتر ویژه اطلاعات که فعالیت آن با روش MI-6 همخوانی داشت ، دارای پنج شعبه مختلف بود که به ترتیب امور اداری ، کشوری ، سیاسی ، نظامی و انتظامی و تحقیق را بر عهده داشتند. با تشکیل این دفتر تمام گزارش های اطلاعاتی - امنیتی که از سازمان های اطلاعاتی موازی ارسال می شد توسط شعبات مربوطه و تحت نظارت شخص حسین فردوست ، جمع بندی و خلاصه نویسی می شد و به شاه ( و همزمان به دفتر نمایندگی MI-6 در ایران ) تسلیم می شد. نمونه ای از گزارشات امنیتی ساواک در خصوص بد دهانی های اردشیر زاهدی در واقع دفتر ویژه اطلاعات تشکیلاتی کاملا مستقل بود و جز شاه هیچ مرجعی بر آن نظارت نداشت. اما هزینه ها و نیروهای مورد نیاز آن از سوی گارد جاویدان (گارد شاهنشاهی) تأمین میشد. مجموعا فقط 25 نفر در چارت تشکیلاتی دفتر ویژه فعالیت می کردند که تابع مقررات سازمانی - اداری و سلسله مراتب ارتش بودند و همگی این افسران پس از پایان فعالیتشان در "دفتر ویژه" ، به سمت های نظامی برجسته ای منصوب شدند. سپهبد ناصر مقدم ؛ رئیس اداره دوم (رکن2) ارتش - معاون و سپس رئیس ساواک - از پرسنل سابق دفتر ویژه اطلاعات دفتر ويژه اطلاعات نقش مهمي در هماهنگي ميان دستگاههاي مختلف اطلاعاتي ـ امنيتي و نيز ساير دواير دولتي و وزارتخانه‌ها داشت و در بسياري از امور دخالت مي‌كرد؛ تا جايي كه گاه رسيدگي به بسياري از پرونده‌هاي شخصي رجال و كارگزاران درجه اول كشور نيز به اين دفتر ارجاع مي‌شد و در همان حال ارتباط بسيار نزديكي ميان اين دفتر و دستگاههاي اطلاعاتي انگلستان و امريكا برقرار بود. تقريباً قريب به تمام اطلاعات و گزارشات سيا و MI6 از طريق فردوست و دفتر ويژه اطلاعات در اختيار شاه قرار مي‌گرفت. البته انتخاب فردوست از سوي MI6 به رياست دفتر ويژه اطلاعات هم (كه توسط شاپور ريپورتر پيشنهاد و معرفي شده بود) نمي‌تواند بدون سابقه ذهني از شخصيت و توانايي‌هاي او صورت گرفته باشد. حسین فردوست ؛ مرموزترین چهره امنیتی محمدرضا که پس از انقلاب در ایران ماند و در سال 1366 در تهران درگذشت سرانجام در بهمن ۱۳57 و پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، این دفتر رسما منحل شد. ادامه دارد... ------------- پ.ن 1 : لطفا دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند. پ.ن 2 : انشاءالله در پست های آینده به نقش این سازمان مخوف در ایران و همچنین برخی از زیر شاخه های آن در ایران پیش از انقلاب خواهیم پرداخت.
  12. mehran55

    پرواز اژدهای زرد

    با سلامی گرم و دوباره به دوستان عزیز میلیتاریست ، بحث معرفی پرنده های چینی رو به اتفاق هم ادامه میدیم: (Shenyang J-6) Farmer (کشاورز) از جنگ ویتنام تا نیردهای خاورمیانه ، تسلیحات مختلف و متنوعی در صحنه درگیری ها حضور می یافتند ، اما نامی که به کرات تکرار می شد و در خصوص آن صحبت میشد ، جنگنده ای ساخت اتحاد جماهیر شوروی بود به نام میگ - 19 ( Mig-19 ) که در زمان خودش بر صحنه های این نبرد ها ؛ تاثیرات مثبت و منفی فراوانی بازی می نمود. در اواخر دهه 50 و اوایل دهه شصت ، جمهوری خلق چین ، تصمیم به تولید نسخه بومی این جنگنده برای استفاده از سازمان رزمی خود گرفت. جنگنده ای که بر خلاف میگ 19 ، از عمر عملیاتی بسیار طولانی تری داشت و در حدود 15 ارتش جهان مورد پسند و استفاده قرار گرفت. با این مقدمه کوتاه، در معرفی بیستمین اژدهای زرد به سراغ این جنگنده چینی رفتیم ، تا با آن بیشتر آشنا شویم. ( Shenyang F-6 ) Farmer مزرعه دار جی - 6 : جنگنده بمب افکن J-6 را باید یکی از گام های مهم صنعت هوانوردی چین دانست که علاوه بر رفع نیاز های داخلی این کشور ، چین را بعنوان یکی از اعضای " باشگاه صادر کنندگان هواپیما" به جهان معرفی نمود. همانطور که در مقدمه ذکر شد ، این پرنده کپی مستقیمی از میگ 19 ( MIG-19 ) شوروی است. میگ - 19 فارمر این هواپیما تولید آپریل سال 1962 میلادی است. این هواپیما تا سال 1990 میلادی در نیروی هوائی ارتش خلق چین ( همچنین تا سال 1992 در هواپیمائی نیروی دریائی ارتش خلق چین ) در حال خدمت و انجام وظیفه بود و در این سالها سرانجام بازنشسته شد. از این هواپیما بیش از 4500 فروند تولید گردید و در نیروی هوائی 15 کشور مورد استفاده قرار گرفت. مصر ، پاکستان ، سودان و ... برخی از خریداران این جنگنده چینی هستند. نکته جالب توجه در خصوص این جنگنده این است که در خلال جنگ ایران - عراق ، هر دو طرف درگیری به این سلاح دست یافته بودند. ایران در خلال سالهای 1980 الی 1987 ، حدود 100 فروند J-6 از چین دریافت نمود ، این در حالی است که عراق J-6 های خودش را از کشور مصر دریافت کرد. F-6 (نسخه صادراتی J-6) در نیروی هوائی مصر این جنگنده چینی ، از دو موتور توربوجت Tumansky RD-9 ساخت شوروی بهره میگرفت. در خصوص این جنگنده هیچ تاپیکی در میلیتاری وجود ندارد https://en.wikipedia.org/wiki/Shenyang_J-6 ادامه دارد... ------------- پ.ن 1 : لطفا دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند. پ.ن 2 : انشاءالله اگر عمری باقی بود ، در پست های آینده به سایر پرنده های چینی خواهیم پرداخت.
  13. با سلامی دوباره به دوستان عزیز میلیتاریست ؛به اتفاق هم مبحث موشکهای بالستیک رو ادامه میدهیم: موشک های بالستیک برد متوسط Medium-range ballistic missile (قسمت اول) R-5 Pobeda : موشک زمین به زمین بالستیک برد متوسط آر-5 پوبدا (یا بقول ناتو SS-3 Shyster) ساخت اتحاد جماهیر شوروی است. این موشک بالستیک یکی دیگر از محصولات موشکی شوروی است که در اوج دوران جنگ سرد و برای مقابله با آمریکا و سایر متحدین اش ساخته شد. (ظاهرا این موشک اولین موشک شوروی است که امکان مجهز شدن به کلاهک هسته ای را پیدا نمود.) این موشک دارای برد ماکزیمم 1200 کیلومتر بود. این موشک ساخته سال 1956 میلادی است و در سال 1967 میلادی هم بازنشسته شد. Ghauri-1 : موشک زمین به زمین بالستیک برد متوسط غوری-1 ساخت جمهوری اسلامی پاکستان است. این موشک بالستیک که گاها با نام هاتف-5 نیز شناخته می شود ، اولین موشک بالستیک پاکستان است که توان هدف قرار دادن پایتخت هند را داشت. این موشک دارای برد ماکزیمم 1200 کیلومتر بود. این موشک در سال 2003 میلادی ساخته شد. ( شروع پروژه در سال 1990 میلادی با الهام گرفتن از Nodong-1 کره شمالی ) در انجمن هیچ تاپیکی در خصوص این موشک بالستیک وجود ندارد. https://en.wikipedia.org/wiki/Ghauri_(missile) Ggauri-2 : موشک زمین به زمین بالستیک برد متوسط غوری-2 ساخت جمهوری اسلامی پاکستان است. این موشک بالستیک که هاتف-5آ نیز نامیده می شود ، در پاسخ به موشک Agni-2 هند توسط موسسه تحقیقاتی خان پاکستان ساخته شد. این موشک دارای برد ماکزیمم 1800 کیلومتر است. این موشک ساخته سال 2004 تا پیش از ساخت موشک شاهین-2 پاکستان ، دوربرد ترین موشک پاکستانی بود. در انجمن هیچ تاپیکی در خصوص این موشک بالستیک وجود ندارد. https://en.wikipedia.org/wiki/Ghauri-II Jericho-2 : موشک زمین به زمین بالستیک برد متوسط جریکو-2 ساخت رژیم اشغالگر قدس (اسرائیل) است. این موشک بالستیک با کد YA-3 شناخته می شود. این موشک دارای برد ماکزیمم 1300 کیلومتر بود. در خصوص تاریخ تولید این موشک اطلاعات دقیقی در دسترس نیست ، اما موسسه صلح کارنگی احتمال نزدیک به واقیت می دهد که این موشک تولید شده در سال 1991 میلادی می باشد. موشک RSA-3 آفریقای جنوبی که از جریکو-2 کپی برداری شده است. در انجمن هیچ تاپیکی در خصوص این موشک بالستیک وجود ندارد. https://en.wikipedia.org/wiki/Jericho_(missile)#Jericho_II Emad : موشک زمین به زمین بالستیک برد متوسط عماد ساخت جمهوری اسلامی ایران است. این موشک بالستیک که در واقع نسخه ای مشتق شده از موشک شهاب-3 ایرانی است ( گفته می شود که ) در واقع اولین IRBM هدایت شونده ایرانی است و در زمان خودش دستاورد بسیار بزرگی برای صنعت موشکی ایران محسوب میشد. این موشک دارای برد ماکزیمم 1700 کیلومتر است. ( و بنا به روایتی دیگر 2000 کیلومتر برد دارد.) این موشک تولید سال 2015 میلادی است. مقایسه ابعاد موشک های هواسنگ-10 ، خرمشهر و عماد ادامه دارد ... ----------- پ.ن 1 : امیدوارم که مورد پسند دوستان واقع شده باشد. دوستانی که پسندیدند ، مثبت را فراموش نکنند. پ.ن 2 : ان شاء الله در پست های بعدی به ترتیب سایر موشکهای بالستیک (برد متوسط ) را به اتفاق بررسی خواهیم نمود.
  14. Fateh-110 SRBM: ~$3-4 million for launcher & 4 missiles البته این قیمت مال سال 2009 هست و قیمت جدیدش رو خبر ندارم. منبع
  15. با سلامی دوباره خدمت دوستان عزیز میلیتاریست ؛ بررسی تجهیزات و تسلیحات مورد استفاده در ورماخت رو به اتفاق هم ادامه می دهیم : معرفی تجهیزات، تسلیحات و ساختار نیروی زمینی آلمان نازی (بخش دوازهم) تسلیحات ویژه پیاده نظام (آتش افروزها) Flammenwerfer 35 : شعله پرتاب کن فلامن ورفر-35 ، اولین سلاح ویژه و خاص نازی هاست نازی ها است که در این پست آن را مورد بررسی قرار می دهیم. این سلاح تولید سال 1935 در کشور آلمان است و با هدف پاکسازی سنگرها ، ترانشه ها (کانال ها ) و ساختمان ها تا فاصله 25 متری ساخته شده است. از تعداد ساخته شده از این سلاح مورد استفاده ارتش رایش اطلاعات دقیق کسب نکردم ، اما این سلاح تا سال 1941 که نسخه بروزتری از آن ساخته شد ، در خط تولید قرار داشت. در این انجمن تاپیکی در خصوص این سلاح وجود ندارد. https://en.wikipedia.org/wiki/Flammenwerfer_35 Flammenwerfer - 41 : دومین سلاح غیر متعارف مورد بررسی در این پست ، سلاح آتش افروز و شعله پرتاب کن فلامنورفر-41 ، شعله ور استاندارد ارتش رایش بود که در سال 1941 ساخته شد. این سلاح که پس از مشخص شدن ناکارآمدی فلامنورفر-35 در سرمای شدید روسیه ساخته شده بود ، نسبت به سلف خود ، در یخبندان روسیه کارنامه بهتری از خود برجای گذاشت. علی رغم استفاده گسترده نیروهای پیاده ورماخت و اس اس از این سلاح ، متأسفانه آمار دقیقی از تعداد تولید شده از این سلاح در دست نیست. در این انجمن تاپیکی در خصوص این سلاح وجود ندارد. https://www.militaryfactory.com/smallarms/detail.asp?smallarms_id=718 Einstossflamennwerfer-46 : لانچر یکبار مصرف و قابل حمل توسط نفر آینستوس فلامنورفر-46 ، سومین سلاح غیر متعارف نازی هاست که در این پست به بررسی آن می پردازیم. این سلاح تولید سال 1944 در کشور آلمان است. از آمار تولید شده از این سلاح اطلاع دقیقی در دست نیست. در این انجمن تاپیکی در خصوص این سلاح وجود ندارد. https://en.wikipedia.org/wiki/Einstossflammenwerfer_46 Abwehrflamennwefer-42 : آخرین سلاح آتش افروز ورماخت است که در این پست به معرفی آن می پردازیم. شعله های دفاعی 42 ، در واقع نسخه کپی شده ای از مین های FOG-1 روسی بود که در سال 1941 و در خلال عملیات بارباروسا با آن مواجه شده بودند. این سلاح ها ، با فواصل مشخص در دو سوی جاده ها ، سواحل ، اطراف فرودگاه ها و مناطق احتمالی فرود چترباز ( و عموما در پناه سیم های خاردار ) کارگذاشته شده بودن تا در زمان عبور دشمن ، از راه دور ( بوسیله tripwires و یا وسائل دیگر ) جهنمی واقعی را برایشان فراهم کنند. از آمار تولید این سلاح ها اطلاع دقیقی در دسترس نبود. در این انجمن تاپیکی در خصوص این سلاح وجود ندارد. https://en.wikipedia.org/wiki/Abwehrflammenwerfer_42 ادامه دارد ... ------------------------ پ.ن : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند. پ.ن 2 : با توجه به پایان یافتن بررسی آتش افروزها ، انشاء الله در پست بعدی سایر تسلیحات نیروی زمینی آلمان نازی را به اتفاق بررسی خواهیم نمود.