gir3pich

Members
  • تعداد محتوا

    67
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    1

gir3pich آخرین امتیاز شما در روز 13 آبان 1394

gir3pich شما بیشتری مطالب مورد علاقه کاربران را دارید!

اعتبار در انجمن

1,216 نشان لیاقت

9 دنبال کنندگان

درباره gir3pich

  • رتبه حساب کاربری
    سرجوخه

Profile Information

  • Gender
    Not Telling

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

797 نمایش های پروفایل
  1. ضربت خوردن و بستر شهادت امیرالمومنین علی (ع): سحر بود و غم و درد سحر بود و صدای نفس خستهٔ یک مرد که آرام در آن کوچه به روی لب خود زمزمه می‌کرد غریب و تک و تن‌ها در آن شهر، در آن وادی غم‌ها دلی خسته و پر از غم و شیدا دلی زخم و ترک خورده پر از روضهٔ زهرا شبِ راحتیِ شیر خدا از همۀ مردمِ دنیا عجب شام عجیبی ست روان بود سوی مسجد کوفه قدم می‌زد و با هر قدمش عرش به هم ریخت در آن شب و لرزید به هر گام، دلِ حضرت زهرا دلِ حضرت زینب غریب و تک و تن‌ها نه دیگر رمقی مانده در آن پا نه دیگر نفسی در بدن خستهٔ مولا به چشمان پر از اشک و قدی تا پُر از وصله، عبایش پُر از پینه دو دستان عطایش رسید او به در مسجد و پیچید در آفاق نوایش علی گرم اذانی ملکوتی و ملائک همه حیران صدایش گُلِ خلقتِ حق رفت روی منبر گلدسته و تکبیر زنان ساکت خاموش، زمین رام، زمان محو تماشا، همه ذرات جهان باز در آن بذمِ اذان نالهٔ آهستهٔ یک مادرِ محزونِ کمان گفت عجب شام غریبی شده امشب امان از دل زینب و گلبانگ اذان گشت تمام و شده بی‌تاب دل خاکیِ محراب بُوَد منتظر مَقدَم ارباب علی آمد و مشغول مناجات زمین گرم مباهات در آن جلوهٔ می‌قات عجب راز و نیازی عجب سوز و گدازی عجب مسجد و محراب و عجب پیش نمازی علی بود و خدا بود خدا بود و علی بود علی گرم دعا بود خدا گرم صفا بود علی بود به محراب عبادت علی رکن هدایت ه‌مان مرد غریبی که به تاریکیِ شب‌ها به یک دوش خودش نان و یکی کیسهٔ خرما بَرَد شامِ یتیمان عرب را علی بود ه‌مان خانه نشین، شاهِ عرب، همسر زهرا علی بود و نماز و دل محراب، پر از عطر گل یاس در آن لحظهٔ حساس قیامی که تجلاّش بُوَد روز قیامت رکوعی پُرِ از بارش انگش‌تر خیرات و کرامت چه زیباست کلامش قعودش و قیامش ولی لحظهٔ زیبای علی با شرری یک دفعه پاشید از آن سجده که در آن بدن فاطمه لرزید لب تیغ ستم بر سر خورشید درخشید فرود آمد و شیرازهٔ توحید فرو ریخت علی ناله زد و آهِ علی با نفس فاطمه آمیخت: که‌ای وای خدا، جانِ علی آمده بر لب امان از دل زینب ه‌مان سجدهٔ آخر که در آن فرق علی با لب شمشیر دو تا شد ه‌مان سجدهٔ آخر که علی از غم بی‌فاطمه گی رست و‌‌ رها شد ه‌مان سجدهٔ آخر که حسن آمد و یک بار دگر بر پدر خسته عصا شد تن غرق به خون پدرش را به درِ خانه رساند و به دعا گفت خدایا کمک کن نرود جان ز تَن زینب کبری به این حال، چو بیند پدرم را دوباره حسن و یاد شب کوچهٔ غم‌ها دوباره حسن و قِصهٔ پُر غُصهٔ بابا بمانَد... که چه آمد سر زینب سَرِ شیرِ خدا، زخمی و مجروح، نشد باور زینب دوباره بدنی خونی و رخسارهٔ زرد و غم و بی‌تابیِ دختر دوباره نفسی سوخته و غربت و بستر دوباره به دل زینب کبری شده تازه غم و غصهٔ مادر کنار بدنِ خستهٔ حیدر فضای در و دیوار پُر از درد و مَحَن بود نه صبری، نه قراری، به دل زینب و کلثوم و حسن بود در آن سوی دگر باز به جوش آمده غیرت به رگ غیرت دادار چه طوفانِ عجیبی شده بر پا به دلِ پاک علمدار در آن سوی دگر مرد غریبی، غریبانه پر از غم فقط ناله زد و گفت که بابای غریبم علی چشم گشود و به هر آنچه که رمق بود، سوی صاحب آن ناله نظر کرد و بفرمود: عزیزم! اگر چه که رسیده ست چنین جان به لب من کنارم تو دگر گریه نکن، تشنه لب من و رو کرد به عباس و صدا زد که بیا نور دو عینم ابالفضل، عزیز دل من، جانِ تو و جانِ حسینم و با دختر غمدیدهٔ خود گفت که‌ای محرم بابا هنوز اول راهی بیا همدم بابا تو باید که تحمل کنی این رنج و مَحَن را پس از من غم پرپر زدن و اوج غریبیِ حسن را تو هستی و بلا، دختر بابا تو و کرب و بلا، دختر بابا تویی و بدن بی‌سر دلدار نه عباس و حسین‌اند کنارت تو و کوچه و بازار علی اشک شد و گفت، نگهدار همه طاقت خود را برای غم فردا علی رفت و صفا رفت ز خانه دوباره غم تشییع شبانه حسین و حسن و زینب و کلثوم همه خسته و مغموم و اندازهٔ یک کوه، غم و درد به سینه دوباره همه رفتند مدینه گذشت آن همه درد و پس از آن زینب کبری به خود دید غم مرگ حسن را پس از آن سفر کرب و بلا دید غم رأس جدا دید نه عباس علمداری و نه یاری و نه صبر و قراری نه شاهی و امیری به تن جامهٔ تاریک اسیری از آن شهرِ پُر از غربتِ کوفه گذر کرد ولی آه وجودش همه لبریز شد از درد ه‌مان طفل یتیمی که علی بال و پَرَش بود و از روز یتیمی پدرش بود به همراه یتیمان، دگر غرق تماشا و در یاد ندارند دگر حرمت آن نان و نمک را همه گرم تماشا، همه گرم تماشا و انگار نه انگار که این طائفهٔ حضرت زهراست و انگار نه انگار که این خانم غم دیده‌‌ همان زینب کبراست به روی لبشان طعنه و دشنام همه بر لبهٔ بام پَرانند همه سنگ به روی سر زینب که ناگاه سری رفته به نیزه صدا زد که عجب شام غریبی شده امشب امان از دل زهرا امان از دل زینب...
  2. خاطرات سردار همدانی از اسفند 91 و لحظات حساس دمشق: ⚔ نبرد سوریه ⚔ ... اسفند ۱۳۹۱ تروریست‌ها کاملا به نقطه پیروزی نزدیک شده بودند. آن‌ها با حمایت همه جانبه عربستان، قطر، امارات و کشورهای غربی توانسته بودند حلقه محاصره را تنگ‌تر و به کاخ ریاست جمهوری سوریه در دمشق نزدیک شوند. طوری که عنقریب کاخ را به اشغال خود درآورند. آن شب وضعیت بسیار بغرنجی پیش آمده بود. البته خانواده‌ها را فرستاده بودیم به جاهای امن. بشاراسد هم کار را تمام شده می‌دانست و دنبال رفتن به یک کشور دیگر بود.آخرین پیشنهاد آن شب به بشار اسد داده شد. به او گفتم: حالا که همه چیز تمام شده و کاخ ریاست جمهوری در آستانه سقوط می‌باشد، شما باید این آخرین پیشنهاد ما را عملی کنید. گفتند: چه کنیم؟ گفتم: درِ اسلحه‌خانه‌ها را باز کنید و مردم را با اسلحه‌های موجود در آن مسلح کنید تا خود مردم جلوی این تروریست‌ها را بگیرند. شکر خدا با این پیشنهاد موافقت کردند و همان شب با این اقدام سوریه از سقوط حتمی نجات پیدا کرد و مردم تروریست‌های تکفیری را از اطراف کاخ ریاست جمهوری و بعد هم شهرهای سوریه عقب راندند.همین نیروها هسته اولیه تشکیلاتی به نام « دفاع وطنی » را شکل دادند که الان در سوریه با داعشی‌ها، النصره‌ای‌ها و ... می‌جنگند.
  3. خوشحالی سردار همدانی در بهشت، از به درک واصل شدن زهران علوش برای به درک واصل شدن جولانی و البغدادی، صلوات یادت نره....
  4. باراک اوباما رییس جمهور آمریکا، میره سلمونی، آرایشگره ازش میپرسه از حاج قاسم(سردار سليماني) چه خبر؟؟ اوباما میگه خبری ندارم. بعد از چند دقیقه دوباره آرایشگره میپرسه از حاج قاسم خبر داری؟ اوباما میگه نه، بی خبرم. دفعه بعد که آرایشگره میخاد سوال کنه، اوباما میگه چرا تو هی از حاج قاسم میپرسی؟؟؟؟ آرایشگره میگه آخه موهات وز وزیه (فر فریه) کوتاه کردنش سخته، وقتی اسم حاج قاسم میاد، موهات سیخ میشه راحت میشه کوتاش کرد....... (یه شوخی کوچیک با سردار عزیزمون) سلامتی سرداران مقاومت صلوات....
  5. ژنرالی که اسمش ترس بر هر دشمنی میندازه، در کنار پدر و مادر روستایی... بر دستان این پدر و مادر باید بوسه زد.....
  6. شهید سلمان برجسته از شهدای اهل سنت ایرانی مدافع حرم http://nasimonline.ir/KeywordNews/326084/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%20%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%20%D8%A8%D8%B1%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D9%87
  7.  وزارت دفاع روسیه روز یکشنبه اعلام کرد که یک ناوشکن این کشور امروز برای جلوگیری از برخورد با یک قایق ماهی‌گیری ترکیه‌ای، مجبور به شلیک اخطار شده است. در بیانیه مسکو آمده است: «روز 13 دسامبر 2015، خدمه کشتی گشت "اسمتلیوی" روسیه از برخورد با یک قایق ماهیگیری ترکیه‌ای در 22 کیلومتری جزیره "لیمنوس" واقع در بخش شمالی دریای اژه جلوگیری کرد.» این رویارویی زمانی رخ داده است که خدمه کشتی روس مشاهده کرده‌اند که یک قایق ماهیگیری ترکیه‌ای در حال نزدیک شدن به کشتی است و کمتر از یک کیلومتر با آن‌ها فاصله دارد. به نوشته پایگاه اسپوتنیک، قایق ترک به پیام‌های رادیویی و همچنین دیگر هشدارهای کشتی روس پاسخ نداده و نهایتا ناوشکن مجبور به شلیک هشدار شده است.  در زمان این شلیک دو کشتی 600 متر فاصله داشته‌اند و پس از آن قایق ترکیه‌ای مجبور به تغییر مسیر شده است. در پی این حادثه، «آناتولی آنتونوف» معاون وزیر دفاع روسیه فورا وابسته نظامی ترکیه در مسکو را برای ادای توضیحات احضار کرده است.  http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13940922001150
  8. یکی از جنایت کاران و ادم کشهای جنایت اسپایکر که در این جنایت 1700 دانشجوی بیگناه شیعه توسط وهابیون داعشی سلاخی شدن بعد از فرار به اروپا شناسایی و توسط پلیس فنلاند بازداشت شد.
  9. عکس شهید عبدالله باقری محافظ دکتر احمدی نژاد در سوریه
  10. اجرای طرح آتش بس و خروج مسلحین از الوعر حمص بالاخره طرح خروج مسلحین حاضر در الوعر حمص اجرایی شد و با ورود 14 دستگاه اتوبوس زیر نظر سازمان ملل عمل جابجایی مسلحین و خانواده هایشان به ادلب آغاز شد . تا کنون بیش از 300 نفر از الوعر خارج شدند و عملیات انتقال مسلحین همچنان ادامه دارد . ============================== یا امام رضا گنبد زرد و برف سفید حرمت چه دلرباست....
  11. رزمنده اسلام در برف و بوران به یاد خداست.... هرچند خوارج زمان به او کافر می گن و به اسراییل کودک کش کاری ندارن
  12. شهید مدافع حرم پاسدار احسان فتحی از پاسداران شهرستان بهبهان در حین ماموریت مستشاری در سوریه به فیض شهادت نائل آمد. شهادت مبارکت
  13. تصویر ادعایی تروریستها از گلوله باران فرودگاه حمیمیم لاذقیه با توپ 130 م.م
  14. محدوده تحت پوشش S400 در صورت استقرار در لاذقیه