persian_sky

Members
  • تعداد محتوا

    89
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

اعتبار در انجمن

32

2 دنبال کنندگان

درباره persian_sky

  • رتبه حساب کاربری
    سرجوخه
  1. http://www.hasadalyoum.com/news5701.html   این لینک " حصادالیوم " هست ولی از اسم و محتواش معلومه وابسته به یمن هست و از خودشون اخبار کذب درآوردن چون کالین پاول در این مورد مصاحبه ای در فاکس نیوز نداشته اگه هم می داشت از دولتمردان مستکبر آمریکا این طرز صحبت بعیده.
  2. ایران می تواند عربستان را ظرف چندین ساعت به دوران پیش از عصر صنعتی بازگرداند / در آن زمان سعودی ها حتی یک خط تلفن هم پیدا نخواهند کرد که از ما کمک بخواهند           حصادالیوم نوشت: کالین پاول وزیر خارجه اسبق آمریکا گفت که واشنگتن با رها کردن عربستان برای حمله به یمن مرتکب اشتباه شده است. به گزارش سرویس بین الملل «انتخاب»، وزیر خارجه دولت بوش که با فاکس نیوز گفتگو می کرد، اظهار داشت: ما نباید قول های سلمان و پسرش در مورد اینکه این جنگ ده روز بیشتر طول نخواهد کشید و ارتش سعودی قادر به در عرض هفت روز وارد صنعا می شود را باور می کردیم، نتیجه این جنگ 41 روزه اکنون فاجعه امیز است. وی افزود: هم اکنون فریادهای متحدان مان را می شویم که خواستار کمک هستنند چراکه یمنی ها همه را شوکه کردند، هیچکس تصور نمی کرد که آنها بتوانند به شهرهای سعودی حمله کنند و سربازان آن را بکشند و سلاح هایشان را در اختیار خود بگیرد. پاول تصریح کرد: ما کمک های نظامی و لوجستیکی بسیاری به سعودی ها کرده ایم، اما اشتباه کردیم که به ارتش ضعیف عربستان تکیه کردیم، وزیر دفاع آنها حتی نمی داند که واژه جنگ به چه معناست. وی تاکید کرد: من به دوستان سعودی توصیه می کنم که دست از مشاجره با ایران بردارند، چراکه دستشان برای تهران رو شده و این کشور می می تواند عربستان را در ظرف چندین ساعت به دوران پیش از عصر صنعتی بازگرداند. وزیر خارجه اسبق آمریکا خاطرنشان کرد: در آن زمان، ما قادر نیستیم که از نابودی تاسیسات سعودی ها توسط ایران جلوگیری کنیم و سعودی ها نیز حتی یک خط تلفنی پیدا نخواهند کرد که ما با ما تماس بگیرند.   منبع:  http://www.entekhab.ir/fa/news/205288
  3. بنام خدا   من پایان جنگ و آتش بس از طرف عربستان رو از چند منظر تحلیل می کنم:   1- تحقق پیدا نکردن هدف عربستان مبنی بر تضعیف انصارالله و بلکه بر عکس قدرت روز افزون و سیطره بیشتر انصارالله بر کشور یمن   2- عدم توانایی برای حمله زمینی به یمن بخاطر توانایی اندک نیروی زمینی   3- محکومیت بین المللی و افکار عمومی بخاطر کشتار غیرنظامیان ( عدم پاسخ انصارالله به این مورد خیلی کمک کرد)   4- اعلام انصارالله مبنی بر اینکه کاسه صبرش لبریز شده و پاسخ به حملات عربستان نزدیکه   5- اعزام ناوگروه دریایی جمهوری اسلامی به خلیج عدن و احساس وحشت سعودی ها از احتمال درگیری با ایران   6-هشدار صریح و اولتیماتوم رهبر انقلاب به سران سعودی   7- پاپس کشیدن کشورهای به اصطلاح ائتلاف نظیر پاکستان در مشارکت جنگ با یمن   8- حمله موفقیت آمیز گروههای انصار الله به پایگاه سعودی و وحشت از آغاز حمله زمینی انصار الله به عربستان   9- نزدیک بودن مذاکرات نهایی هسته ای و احتمال تاثیر گذاشتن بر روند این مذاکرات
  4. ببخشید شاید وظیفه من نباشه و امیدوارم ناراحت نشید ولی غلط های املایی تون متن شما رو ناخوشایند کرده   اسراعیل => اسرائیل محظ => محض حجومی => هجومی مسعولین => مسئولین   بازم ببخشید فقط جهت یادآوری بود
  5. persian_sky

    گزارش مشکلات سایت

    با سلام ؛   گاهی وقتا که میخوام سایت میلیتاری رو باز کنم ؛ این آدرس در مرور گر درج میشه و سایت باز نمیشه!   ww9.military.ir     الآن یک هفته ای هست دسترسی من به سایت قطع شده و امشب برای اولین بار تونستم وارد بشم. حتی وقتی w سوم رو هم که به 9 تغییر پیدا می کنه اصلاح می کنم باز هم وارد سایت نمی شدم ولی امشب با اصلاح 9 وارد شدم.   دلیل این مشکل رو نمیدونم چیه! مدیران محترم توضیح بدن خوشحال میشم.    با تشکر  
  6. بنام خدا   تحلیل جنگ یمن ( ازدیدگاه اینجانب):   علت جنگ : 1- عربستان توسط شیعه ها محاصره شده ( قبلاً اعتراف کردن http://www.tabnak.ir/fa/news/442450/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D8%B3%D8%B9%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%AD%D8%A7%D8%B5%D8%B1%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA) در عراق ، خلیج فارس و یمن ، عملاً عربستانی ها به محاصره شیعیان درومدن و قصد دارند با جنگ بر علیه یمن، تضعیف یا از بین بردن انصارالله و برگرداندن هادی به قدرت، از محاصره خارج بشن. 2- از دست دادن تنگه فوق العاده مهم باب المندب : الف-  همونطور که میدونید عربستان ، در نظر داشته و داره که خطوط لوله نفت رو برای عبور از دریای سرخ و تنگه باب المندب احداث کنه که مسلط شدن یمن به این تنگه یعنی خطر قطع صادرات نفت عربستان توسط ایران و یمن و همین موضوع باعث وحشت سران آل سعود شده. ب- توانایی ایران بر دسترسی به سواحل اسراییل ( صحرای سینا و جنوب اسراییل - درصورت عبور از کانال سوئز) که همین موضوع با عث نگرانی شدید اسراییلی ها شده و دلیل حمایت و احیاناً تحریک عربستان به جنگ رو هم باید از علل همین موضوع دانست.http://www.irdiplomacy.ir/fa/page/1940102/%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D9%84+%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86+%DA%A9%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%84+%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86+%D8%A8%D8%B1+%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C+%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%DB%8C+%D8%B3%D8%B1%D8%AE+.html  ج- تنگه باب المندب ، محل اتصال کشورهای مصر ، اردن ، سودان ، اسراییل و سودان به دریاهای آزاد هست و علت دخالت و حمایت اونها از این جنگ رو هم میشه از این منظر تحلیل کرد.   3- شکست عربستان در جبهه های مختلف مثل عراق و سوریه و تضعیف داعش که دست پرورده اونها هست و عدم موفقیت در ساقط کردن بشار اسد، باعث تحقیر سیاسی اونها شده و سعی می کنند با بمباران و مانورهای جنگی ، وجهه از دست رفته ( نداشته )  خود را ترمیم کنند.   استراتژی انصار الله : 1- ایجاد دو جبهه ، یکی برای محافظت از مرزهای شمال و دوم  برای تسخیر جنوب .  2- عدم پاسخ دادن به عربستان تا اطمینان از تسلط بر جنوب . چرا که رها کردن جنوب و شهر عدن و حمله به عربستان  چیزیست که مورد نظر سعودی هاست چراکه باعث شبیخون از سمت جنوب توسط مصر و عربستان و اردن و ... خواهد شد و امکان به خطر افتادن و محاصره انصارالله تشدید خواهد شد. زیرا در اینصورت عربستان بهانه ای برای تشدید حملات هوایی و از بین بردن زیر ساخت ها نخواهد داشت و از دیدگاه بین المللی نیز محکوم خواهد بود ضمن اینکه حق پاسخ دادن به یک تجاوز آشکار برای انصار الله به هر شکل ممکن محفوظ خواهد ماند.
  7. persian_sky

    قاهر F-313

    [b]من چندان تخصص تسلیحاتی ندارم ولی یه سوال از دوستان دارم و اون اینکه به هر حال فیلمی از پرواز این جنگنده منتشر شده .... مگه میشه که یه ماکت پرواز کنه و حرکات نمایشی هم انجام بده؟ ... [/b]
  8. persian_sky

    قاهر F-313

    [b]بنام خدا[/b] [b]با سلام خدمت دوستان میلیتاری[/b] [b]من هم این موفقیت بزرگ رو به همه تبریک میگم و مطمئنم این پروژه یک گام بزرگ برای ارتقاء قدرت نظامی و نیروی هوایی ما خواهد بود.[/b] [b]یادم میاد که دوستان قبلاً از ضعف ما درنیروی هوایی و نداشتن یک جنگنده ی قدرتمند و قابل اتکاء گله مند بودن که با تولید و ساخت این جنگنده می بینم که خیلی خوشحال هستند و البته خوشحالیشون هم بی دلیل نیست چون قطعاً قاهر 313 معادلات نظامی خاور میانه رو تغییر خواهد داد.[/b] [b]در این وسط هم کسانی هستند که خوشحال نیستند و ناراحتی خودشون رو به روشهای مختلف بیان می کنن که فکر می کنم جواب ندادن بهترین جواب برای اونها باشه![/b] [b]در هر صورت باز هم تبریک می گم و برای متخصصان کشورمون آرزوی موفقیت روز افزون دارم.[/b]
  9. [quote name='super_comando' timestamp='1186680945' post='7525'] نئومحافظه كاران افراطي آمريكا پيشنهاد كرده اند كه نسخه حمله اتمي به ژاپن براي ايران هم پيچيده شود!!!! اين واقعا بسيار خطرناك است.آنها ميدانند كه اگر چنين سناريويي را اجرا كنند بدون شك آرماگدون رخ خواهد داد. رئيس سابق سيا تاكيد كرده كه بايد قبل از حمله به ايران ناوهاي هواپيمابر و رزم ناوهاي آمريكايي از تيرس ايران خارج شوند ولي انها نميتوانند پايگاههاي خود و يا رژيم اسرائيل را از تيرس ايران خارج كنند. من فكر ميكنند آنها در حال بررسي هستند تا مكان تمامي موشكهاي شهاب ايران را كشف كنند و طوري حمله كنند كه بتوانند پايگاههاي سپاه را كه موشكهاي شهاب را پرتاب خواهند كرد را هم كامل نابود كنند تا ايران قادر به حمله موشكي به اسرائيل و پايگاههاي آمريكايي و احتمالا كشورهاي عربي متحد آمريكا نباشد و تا زماني كه موفق به مكان يابي محل تمامي موشهاي بالستيك و كروز تهاجمي ايران نشوند احتمالا دست به حمله نخواهند زد.اگر موفق به اين كار بشوند آن وقت احتمالا پبروزي با آنها خواهد بود كه براي ما فاجعه است.پس بهمان اندازه كه نابودي تاسيسات اتمي ايران براي غرب مهم است نابودي پايگاههاي موشكهاي تهاجمي ايران هم بسيار مهم خواهد بود. بدون شك اگر آمريكا با هواپيماهاي بي 52 و يا بي 1 و يا بي2 و يا اف 117 پنهان كار و يا موشكهاي تام هاوك عمليات خود را اجرا كند موفقتر خواهد بود تا با جنگندهاي اف 15 يا 16 و يا 18 در نهايت احتمالا بعد از اينكه مكان دقيق تمام موشكهاي شهاب ايران كامل شناسايي شوند حمله انجام خواهد شد.البته آنها به دنبال نابودي گروههاي مسلح تحت حمايت ايران و تسليحات آنها قبل از انجام عمليات هم خواهند بود و البته من فكر ميكنم با توجه به كمكهاي عظيم تسليحاتي آمريكا به متحدانش احتمالا زمان انجام حمله به ايران نزديك است به خصوص با توجه به اينكه مهلت ايران در حال اتمام است و شهريور جلسه شوراي امنيت سازمان ملل تشكيل خواهد شد و آنها ميدانند كه رهبران جمهوري اسلامي كوتاه نخواهند آمد و جديدا هم احمدي نژادي كه اسرائيل را علنا به نابودي تهديد كرده خواستار اين شده كه ايران به باشگاه هشت كشور اتمي و چپاول گر جهان اضافه بشود و ايران هم در اداره جهان سهيم شود و سهم ايران را هم بدهند.اين سخنان بدون شك حمله به ايران را خيلي جلو خواهد انداخت. شك نكنيد. [/quote] آرزو بر جوانان عیب نیست....
  10. [quote name='su35bm' timestamp='1346621481' post='268710'] شايد هم باور 373 عملياتي شده [/quote] عملیاتی نشده ... امیر اسماعیلی تو نشست خبری گفته فقط 30 درصد این سامانه تکمیل شده. [url="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910613000409"]http://www.farsnews....=13910613000409[/url]
  11. جناب مصطفی بای عزیز خون مبارک را کثیف نفرمایید... حمله به بعداد هر چند به بهای خون شهید بزرگوار عباس دوران که خیلی هم با ارزش بود انجام گرفت اما در مقایسه با شهدایی که درجنگ تقدیم کردیم و دستاوردی که برای ما داشت آنچنان خسارتی نبود که به این حد بر روی آن متمرکز شویم. به جهت اینکه وقت جهت ادامه ی بحث در اختیار ندارم و تا حدی هم بی نتیجه می دونم از پاسخ به تک تک کلام شما اجتناب می کنم. با آرزوی توفیق
  12. جناب مصطفی بای عزیز ؛ با تشکر به بعضی از موضوعات لازم هست پاسخ بدم فرمودین : اما بنده، توسل به زور رو نفي نكردم. هرچند كه اون رو اخلاقي و منطقي هم نمي‌دونم. قطعاً اگه ايالات متحده يا اسرائيل اين كار رو انجام مي‌دن و ما هم تقبيح مي‌كنيم اين عمل رو، به مفهوم اين نيست كه خودمون مجوز انجام اين كار رو داريم، ولي ديگران ندارن. مفهومش، زشت و ناپسند بودن اين كار هست ديگه. غير اينه؟ حالا به قول شما، ما از سر اجبار، اين گزينه رو برگزيديم. حرفي نيست. پاسخ: این کار نه زشت بود و نه تحت اجبار ... چون ما در حال جنگ بودیم و یک عملیات نظامی بر علیه دشمن خودمون انجام دادیم ... مثال من از کار زشت و تحت اجبار واستیصال مربوط به کشورهایی مثل اسراییل و آمریکا بود که با مقایسه ای که کردم گفتم وقتی اونها در شرایط غیر جنگی همچین کارهایی می کنند ، چرا ما باید یک عملیات نظامی موفق رو زیر سوال ببریم؟ فرمودین: بعد از سي سال، حمايت قاطعانه‌ي 120 كشور از مواضع هسته‌اي ايران، به نظر شما، كوچكترين اثري روي پرونده‌ي هسته‌اي ايران داشته؟! آيا حضور هند در ايران، بعنوان يكي از موسسين اصلي جنبش عدم تعهد، يك موفقيت براي ايران محسوب مي‌شه؟!! پاسخ: بله صد درصد تاثیر داشته و تاثیرش در جنبه های سیاسی و دیپلماتیک هست نه نظامی و میلیتاری! شاید لازم باشه که قضیه رو بیشتر باز کنم ... شما قبول داریدکه تبلیغات چقدر در دنیا موثر هست و رسانه ها چه نقش بزرگی در این وسط دارند.. مثلاً در موضوع تحریم و گران شدن مرغ ، ترجیع بند و ترکیب بند ادبیات رسانه های غربی مرغ بود و مرغ بود و مرغ! گویی مرغ یک بحران لا ینحل در داخل ایران هست و هر شبکه ی ماهواره ای از قبیل بی بی سی و ووآ و من و تو رو که باز می کردیم دم از حضرت علیا مرغ می زدند .. و کسی نبود به اینها بگه بابا ما با نون و پنیر هم زنده می مونیم و مرغ نخوریم نمی میریم! حال شما قضاوت کنید وقتی چنین موضوعی رو این قدر بزرگ می کنند ، بحث دومین مجمع بین الملی بعد از سازمان ملل چه تاثیر تبلیغاتی برای ایران داشت و الآن هم داره؟ اگر به حساب سود و زیان شما باشه اونا هم باید برآورد کنند که نتیجه ی صرف هزینه های میلیون دلاری برای رسانه ها برای موضوعات سخیفی مثل مرغ چیه؟ و بهتر نیست این بودجه ها رو صرف بحران اقتصادی خودشون بکنند؟ اما موضوع اینه که در عالم سیاست تبلیغات وزنه ی خیلی سنگینی داره و مخصوصاً در زمان جنگ بیش از هر زمان دیگری این موضوع اهمیت داشت. یا در بحث موضوع هسته ای می دونید که ایران رو مخالف قوانین بین المللی در خودشون رو جامعه ی جهانی(!) معرفی و تبلیغ می کنند... حال وقتی دو سوم از کشورهای جهان یعنی 120 کشور از 190 کشور ، به نفع ایران و حمایت از موضوع هسته ای ایران بیانیه صادر کنند،آیا تبلیغات اونها دچار ضعف نمیشه؟ آیا این یک دستاورد دیپلماسی و تبلیغاتی برای ما نیست؟ باز هم از شما می پرسم وقتی اونها مرغ روصدر اخبار رسانه هاشون تبدیل می کنند آیا ریاست بر بزرگترین مجمع جهانی برای ایران اهمیت نداره؟ اما در مورد هند به عنوان مثال عرض کردم و کشورهای مهم دیگری نظیر کشورهای ثروتمند حوزه خلیج فارس و روسیه و مصر هم در این نشست هستند که باعث بالارفتن وزنه ی این اجلاس میشه. اما اهمیت هند بخاطر سرپیچی از تحریم نفت ایران و یکی از بزرگترین وارد کننده های نفت ایران و یکی از کشورهای هسته ای و دارای قدرت اقتصادی و نظامی بیشتر قابل توجه هست. فرمودین: مگه كسي كه به عنوان نماينده‌ي مجلس، اونهم بطور ليستي انتخاب مي‌شه، نشان از درك و دانش سياسي بالاي وي هست؟! پاسخ: نه نیست ! اما در دوران مذکور، که شرایط بحرانی و قحط الرجال داشتیم دکتر ولایتی بهترین گزینه بود. چون هم یکی از نیروهای انقلابی بود و هم اطلاعات سیاسی بالایی داشت و بدلیل تسلط به زبان انگلیسی به راحتی میتونست سمت وزارت خارجه رو عهده دار باشه. حال من این سوال رو از شما دارم که اگر رجل سیاسی شدن با فعالیت حزبی و نماینده ی مجلس شدن و رای اعتماد گرفتن قابل تحقق نیست باید به چه روشی حاصل بشه؟؟! من به عنوان یک فرد غیر سیاسی ، بجز گزینه هایی که گفتم چه راهی برای من متصور هست تا به یک شخصیت یا رجل سیاسی تبدیل بشم؟ بخاطر همین نوع نگرش شماست که عرض می کنم سیاه و سفید و قبول و مردود به همه چیز نگاه می کنید... زندانی شدن و شکنجه توسط ساواک، فعالیت حزبی ، معاونت وزارت بهداری (وزارت بهداشت ) نمایندگی مردم تهران ، رای اعتماد مجلس ، اینها همه هیچ هستند چون سلیقه ی شما حمله به بغداد را توسط قهرمان ملی ، شهید دوران را نمی پسندد!! فرمودین: بين برگزاري يك اجلاس به ابتكار يك كشور (چيزي شبيه به اجلاس مكه كه به ابتكار ملك عبدالله انجام گرفت) و حضور سران كشورهاي قدرتمند در اون (كه نشاندهنده‌ي نفوذ و اقتدار سياسي اون كشوره) با برگزاري يك اجلاس به ميزباني يك كشور كه ادواري هم هست (مثل اجلاس سران كشورهاي اسلامي يا همين اجلاس نم و امثالهم)، زمين تا آسمون تفاوت هست. پاسخ: بله تفاوت هست ولی تفاوت باعث کاهش اهمیت موضوع نمیشه ، که اگر اینطور بود باید مجمع جهانی سازمان ملل هم از اعتبار ساقط می شد. فرمودین: ضمن اينكه بهم خوردن اجلاس اون موقع در بغداد، ارتباطي به همراهي با مواضع هسته‌اي ايران در 30 سال بعد نداره. مگه اينكه بفرمايين اگه بغداد رئيس نم مي‌شد، ايران رو از نم اخراج مي‌كرد و بعد هم سياستي ضد ايراني براي نم تبيين مي‌كرد و در نتيجه به قول شما 30 سال بعد، نم عليه مواضع هسته‌اي ايرن موضع مي‌گرفت! اميدوارم به اين مسئله اعتقادي نداشته باشين. چون در غيراينصورت، بايد شناختي مجدد روي ساختار اين سازمان داشته باشين. پاسخ: به نظر من ربط داره.... همونطور که جنگ تحمیلی در وزنه ی سیاسی فعلی ما تاثیر گذار بود ، یا رابطه ی ما با سوریه و شخص حافظ اسد در دوران جنگ که سلاح را بیشتر از این کشور تهیه می کردیم در رابطه ی فعلی ایران و سوریه تاثیر داشت و شما به وضوح اظهر من الشمس می تونید تاثیرش رو ببینید(حمایتهای ایران رو منظورم هست) حال چطور رابطه ی ما با کشورهای نم در دوران جنگ در رابطه ی فعلی ما رو بی تاثیر میدونید ؟ فرمودین: اما اينكه متجاوز شناخته شدن صدام در سازمان ملل، چه ارتباطي به وقايع سال 61 و برهم خوردن اجلاس نم داره، مسئله‌اي هست كه بسيار خوشحال مي‌شم شما اين ارتباط عجيب رو تبيين بفرمايين. پاسخ: نمیدونم چرا شما همه ی جملات بنده رو به هم مربوط می کنید؟ کلاً هر چه سعی می کنیم ربط یک موضوع رو به یک موضوع دیگر برای شما اثبات کنیم موفق نمی شویم ولی خودتان دو موضوع نا مربوط را مربوط می انگارید!(شوخی) مقصود من دستاوردهای دکتر ولایتی بود که یکی اسقاط ریاست صدام بر نم و یکی متجاوز شناختن صدام در اواخر جنگ بود که همین دوگزینه کارنامه ی قابل قبولی از ایشان ارائه می کنه. فرمودین: كماكان خوشحال مي‌شم منفعت گرفته شدن رياست از صدام رو تشريح بفرمايين. پاسخ: فکر می کنم بارها به این سوال پاسخ داده شده اما تعجب من این هست که بارها ازسوی شما مجدداً پرسیده میشه! بنده پاسخ سوالتون رو به صورت درشت تر می نویسم فقط به جهت توجه بیشتر و ماندگاری بیشتر در ذهن مبارکتان و امیدوارم حمل بر بی ادبی نشه.... فواید گرفته شدن صدام از ریاست نم ، باعث اسقاط تبلیغات سیاسی برای صدام، و جلوگیری از ترمیم وجهه ی تجاوزکارانه ی خود، و جلوگیری از نفوذ بر اعضای نم که تنها حامیان ایران در جهان بودند و جلوگیری از انزوای شدید سیاسی ایران که دائم بر منزوی بودن ایران تبلیغ می شد.
  13. فرمودین: هرچند بعلت ايرادات فني (حالا يا از طرف من، يا سايت يا نوشته‌ي شما)، خوندن متن شما بشدت سخت و طاقت فرسا بود، ولي سعي كردم متن شما رو هر خط دوبار بخونم كه چيزي رو از قلم نياندازم. البته بيشتر فرمايش شما، به جاي پاسخ به عرايض بنده، برمي‌گشت به نقد شخصيت بنده كه شايد درست نباشه در اين تاپيك انجام بگيره؛ چرا كه مسير تاپيك به بيراهه كشيده مي‌شه پاسخ: بخاطر این موضوع پوزش میخوام چون دیشب میخواستم به همه ی جملات شما یک به یک جواب بدم ، اما سایت از تعداد زیاد نقل قولها ایراد گرفت و بعد از اینکه نصف نقل قول ها رو کم کردم این بلا به سر پست من اومد و متاسفانه هم جوابها نیمه تموم موند و هم پست من به این شکل درومد. نقد شخصیت سایبری شما هم برای این بود که می دیدم کمی حساسیت اینجاد کرده خواستم نقدی برادرانه داشته باشم ولی سعی کردم از موضوع اصلی بحث خارج نشم . اما در هر صورت اگه نقد شخصیت در مورد خودتون رو صحیح نمی دونید ، بعد از این در این باره حرفی نخواهم زد. فرمودین: البته شايد يكي ديگه از دلايلش هم اين باشه كه اساساً من دوست دارم جنبه‌هاي ديگه‌ي بحث‌ رو باز كنم و قضيه رو از وجوه ديگه مورد بررسي قرار بدم. به همين خاطرم تعارفات معمول دوستان سايت رو انجام نمي‌دم. پاسخ: این روش خوبیه و من هم قبولش دارم به شرط اینکه اگه یک منطق قابل قبول دیدیم بپذیریم یا اگه یک بخشی از حرف رو قبول داشتیم به اون قسمت اشاره کنیم و به صورت سیاه و سفید یا صفر و صد به موضوع نگاه نکنیم. فرمودین: في‌المثل در همين عصر ايراني كه اين مقاله نوشته شده بود، ديدم همه صرفاً قربون صدقه‌ي شهيد دوران رفتن. خوب. اكثر دوستان هم اگه پست من نبود، ان يحتمل چنين كاري رو مي‌كردن. ولي من ترجيح دادم قضيه رو از جنبه‌اي ديگه مورد بررسي قرار بدم كه در بحث، چهار تا چيز از همديگه ياد بگيريم. حالا اين روحيه‌ام مطابق با كدامين نظريه‌ي روانشناسي مد نظر شماست، ديگه خودتون بايد بفرمايين پاسخ: این هم کار خوبیه اما بحث احساسی و حماسی موضوع با بحث سیاسی و نظامی به کلی متفاوت هست . شهید دوران از لحاظ حماسی کاری بسیار عالی انجام دادن اما به اعتقاد شما از لحاظ دستگاه سیاسی کار درستی نبوده پس اگه دوستان از کار شهید تمجید می کنند کار غیر اصولی نیست. فرمودین: ضمن اينكه كسي مدعي نشد سياستمداران يا خبرگزاري‌ها تماماً دروغ مي‌گن! عرض بنده اين بود كه زودباوري و عدم سنجش مسئله با منطق و فكر و جستجوي اون خبر و گفتار در منابع مختلف، مشكلي هست كه من يكي سعي مي‌كنم تا حد توان ازش فراري باشم. به همين خاطرم به اين سادگي هر خبري رو نمي‌پذيرم و به دنبال مثال‌ها و موارد نقض‌اش مي‌گردم. پاسخ: این ویژگی هم اگه به افراط یا بدبینی مفرط کشیده نشه قبول دارم چون خودم هم تا حد زیادی این ویژگی رو دارم . تیز بینی سیاسی از دیدگاه من خیلی عالی وبدبینی سیاسی خیلی منفی هست . و مطمئنم که شما از دسته ی اول هستید و امیدوارم به دسته ی دوم کشیده نشید و یا لااقل طوری بحث کنید که دوستان چنین تصوری در مورد شما نداشته باشند. ----------------------------------------------------------- فرمودین: والا اولين باره كه از كسي مي‌شنوم كه غرب بخواد رئيس اجلاس نم رو مشخص كنه!! پاسخ: نمیدونم جمله بندی من مشکل داره یا جنابعالی دقت کافی نداشتید؟ موضوع ریاست صدام بر عدم تعهد و استفاده ی مهره ای از اون دو موضوعی هستند که در جمله کنار هم هستند ولی از لحاظ مفهومی چیزی که در ذهن من بود به هم ربط نداشتند . بعد از ""و"" که در جمله هست این "و" به عنوان جدا کننده منطور من بوده نه به عنوان ربط دهنده!سعی کردم با تغییر رنگ ، مفهوم رو بهتر برسونم.بنابراین مفهوم جمله این نیست که غرب ریاست جنبش رو تعیین کنه. عراق دیپلماسی خاصی نداشت ، حتی به بلوک شرق متمایل بود از نظر نظامی . اما غرب به دلیل وقوع انقلاب ایران ، تصمیم گرفت از صدام به عنوان مهره استفاده کنه و ریاست دوره ای عدم تعهد هم شکست برای ایران محسوب نمی شد که شما این موضوع رو به شکست برای ایران تعبیر می کنید. اما برای پیشبرد اهداف نظامی و سیاسی ممکنه لازم باشه خون جوانان هم فدا بشه که در مواقع زیادی حتی برای از بین بردن یک مین ساده فدا شده. فرمدین: اساساً رياست ادواري اجلاس، طبق فرمايش شما شكستي براي ايران محسوب نمي‌شد. ولي ديپلماسي وقت جمهوري اسلامي، اين واقعه رو شكستي براي خود تلقي مي‌كرد و به همين دليل با تمام توان، سعي در جلوگيري از اين اتفاق داشت و زماني هم كه ديد موفق به جلوگيري از رياست عراق نمي‌شه، به زور متوسل شد و نتيجه‌اش نامه‌اي شد كه شما ملاحظه مي‌فرمايين. پاسخ: شاید اصلی ترین اختلاف بر سر همین موضوع باشه که شما ریاست صدام رو شکستی برای ایران نمیدانید چون ریاست دوره ای بوده، اما من به دلیل دشمنی عراق با ایران و تنها بودن ایران از لحاظ سیاسی ، برای ایران شکست می دونم. متوسل شدن به زور هم با کشوری که باهاش در حال جنگ هستیم از لحاظ اخلاقی نباید ایرادی داشته باشه(لااقل من اینطور فکر می کنم) هر چند که در دنیای امروز اسراییل با کشوری که در حال جنگ نیست ، جنگنده هاشو می فرسته صنایع هسته ای رو بمباران می کنه یا بمب به ماشین دانشمندان یه کشوری می چسبونه و اونها رو ترور می کنه. یا آمریکا از اون ور وقتی کم میاره با کمال وقاحت ایران رو حتی تهدید به حمله ی هسته ای می کنه و همیشه هم همه ی گزینه ها (زور) روی میز داره ! بنابراین کاری که ایران کرده اگه هم از روی ناچاری بوده ولی کاری بجا و غیر عرف و اخلاق نبوده . فرمودین: حقيقت اينه كه اين مسئله، نه پيشبرد مسائل سياسي رو در پي داشت و نه مسائل نظامي. الان بعد از 30 سال ديگه مي‌تونيم نتايج اين واقعه رو بسنجيم ديگه! اينطور نيست؟! پاسخ: به نظر من نتیجه ی خوبی برای ایران داشت (حداقل از لحاظ سیاسی و جنگ روانی) و همین که اجلاس در بغداد بر گزار نشد این یک موفقیت برای ایران بود. اما بعد از سی سال هم جنبش عدم تعهد همیشه و قاطعانه از مواضع هسته ای ایران حمایت کرده واجلاس اخیر و حضور کشورهای قدرتمندی مثل هند در ایران هم به نظر من موفقیت بزرگتری هست. فرمودین: بنده كنايه‌ي شما رو صرفاً شوخي‌اي دوستانه و برادرانه براي تغيير فضاي بحث تلقي مي‌كنم و مطمئنم منظور ديگري نداشتين. پاسخ: در اینکه منظوری نداشتم شک نکنید اما واقعیت رو هم گفتم اگه واقعاً مطمئن هستید که تحلیل سیاسی شما در حد خیلی بالا و قابل قبولی هست و از درست بودن حداکثری تحلیل های سیاسی خودتون اطمینان دارید از فضای سایبری به فضای واقعی سیاسی برید . اما درک من از شخصیت شما این هست که شما شخصیتی میلیتاری دارید و موضوعات رو سیاه وسفید می بینید و سریع همه چیز را در ترازوی منافع و مضرات میذارید و سریع همتصمیم میلیتاریستی می گیرید. در صورتیکه عالم سیاست عالمی مرموز تر و پیچیده تر از این حرفاست ... اما در هر صورت اگه به خودتون اطمینان دارید توصیه می کنم بجای صرف وقت در فضای سایبری در فضای حقیقی فعالیت سیاسی داشته باشید تا منافع تحلیل صحیح تر شما به همه ی جامعه سرایت کند. فرمودین: اما محض اطلاع‌تون عرض مي‌كنم كه وزير خارجه‌ي وقت، جناب دكتر ولايتي، 30 سال در وزارت امور خارجه تشريف نداشتن كه شما اينطور براشون پپسي باز مي فرمايين. ايشون قبل از انقلاب، طبيب بودن و تخصص‌شون اطفال بود و البته يه فوق تخصص خارجكي بيماري‌هاي عفوني هم از دانشگاه جان هاپكينز شيطان بزرگ گرفته بودن. ولي فكر نكنم در رشته‌ي اطفال و يا بيماري‌هاي عفوني، دروس سياست و ديپلماسي داده بشه و يك پزشك اطفال، الزاماً سياستمداري درجه يك بشه. در سال شصت و پس از نخست وزيري مهندس ميرحسين موسوي، ايشون هم به عنوان وزير امور خارجه‌ي ايران برگزيده مي‌شن. قبل از اون هم نماينده‌ي مجلس بعنوان كانديداي حزب جمهوري اسلامي (كه پيروز اون حزب جمهوري اسلامي بود و اكثر قريب به اتفاق كانديداهاش رأي آورده بودن؛ منجمله همين آقاي دكتر ولايتي) بودن و قبلش هم معاون بهداري!! هنگامي كه واقعه‌ي مربوطه (به تاريخ 30 تير 1361) اتفاق مي‌افته، ايشون حتي يك سال هم به عنوان وزير امور خارجه‌ي جمهوري اسلامي ايران فعاليت نكرده بودن!! حالا چطور شما ايشون رو چنين نخبه‌اي تصور فرمودين كه مو لاي درز تفكرات و سياستش نمي‌ره، الله اعلم. پاسخ: بنده از کسانی هستم که شدیداً با روی کار اومدن افراد نالایق در پست های مدیریتی مخالف هستم . و معتقدم مملکت ما از این ناحیه ضربه های زیادی خورده. اما دکتر ولایتی بعد از انقلاب طبابت رو رها می کنه و به عنوان نماینده ی مجلس فعالیت می کنه و اطلاعاتی که شما از ویگی پدیا نقل فرمودید برای بنده هم قابل دسترس هست اما بزرگوار، بسیاری از وزرای ما از همین نمایندگان مجلس بودند که به سمت وزارت رسیدند و حتی ریاست جمهوری رسیدند . مثل آقای رفسنجانی که در ابتدا نماینده بود یا رهبر انقلاب هم همینطور از مجلس به مراتب بالاتر سیاسی راه پیدا کردند و ایشان بدلیل تبحر و معلومات بالای سیاسی که داشتند از مجلس رای اعتماد گرفتند و اگر وزارت ایشون رو خطا بدانیم باید رای کلی نمایندگان رو هم خطا بدونیم ( هر چند نمایندگان هم ممکنه خطا کنند و افرا نالایق و در وزارت های مختلف قرار بدن) اما دکتر ولایتی هم سابقه ی سیاسی داشت و هم معلومات سیاسی و این شرایط رو برای وزارت ایشون مهیا می کرد و در زمان ایشون بود( اگه اشتباه نکنم) که عراق در سازمان ملل به عنوان متجاوز شناخته شد و این موفقیت مرهون تلاش ایشون هست.و شاید اگه صدام ریاست نم رو به عهده می گرفت با نفوذی که پیدا می کرد این موفقیت برای ایران به دست نمی اومد. طبابت هم به عنوان یک علم ناقض فعالیت سیاسی نیست مثل بشار اسد که پزشک هست و فعالیت سیاسی هم داره ! فرمودین: بديهيه كه ايشان پس از 16 سال تصدي‌گري وزارت امور خارجه (8 سال در دولت حضرت آقا و مهندس موسوي و 8 سال در دولت حجت الاسلام هاشمي رفسنجاني)، اونقدر پخته شده‌ان كه بخوان مشاور سياسي رهبر معظم انقلاب بشن پاسخ: این درسته اما قبل از وزارت هم حائز وزارت خارجه بوده که از مجلس رای اعتماد گرفته. فرمودین: از اونجايي كه اصلاً از واژه‌ي مغالطه خوشم نمياد و دوست ندارم فرمايشات دوستان رو سريعاً به مغالطه ارتباط بدم، صرفاً از شما مي‌پرسم آيا امكان داره سوابق فردي در 30 سال بعد، ملاك قضاوت در 30 سال قبلش قرار بگيره؟!! پاسخ: نه درست نیست . اما همونطور که قبلاً گفتم ملاکهای زمان خودش نشا دهنده ی درست بودن انتخاب ایشان هست و من تا بحال حتی از مخالفان ایشان هم (بجز شما) ندیدم کسی ایرادی از عملکرد ایشون داشته باشه. فرمودین: پس حقيقتاً دكتر علي اكبر ولايتي كه نه درس سياست خونده بود و نه حتي در پايين‌ترين رده‌هاي ديپلماسي كشور حضور داشته و نه اساساً صاحب نظر سياسي بود، نمي‌تونست چندان نخبه‌ي سياست و ديپلماسي تلقي بشه. پاسخ: بعید می دونم تحصیلات سیاسی ملاک سنجش عملکرد سیاسی یک فرد باشه. مگه چند درصد از سیاسیون کشور ما درس سیاسی خوندن؟ اما چون قبل از انقلاب فعالیت سیاسی داشتن و بعد از انقلاب هم نماینده ی مجلس(رجل سیاسی) بودن احراز پست وزارت برای ایشان غیر معقول نبوده. فرمودین: پس طبيعي بود كه عدم شناخت ايشان، چنين معضلاتي رو هم بوجود بياره پاسخ: به نظر شما گرفته شدن ریاست صدام از جنبش عدم تعهد و بعد از اون متجاوز شناخته شدن صدام به عنوان متجاوز در سازمان ملل معضل محسوب میشه؟ ========================================== (بعلت ایراد فنی که سایت می گرفت، مجبور شدم به این نحو نقل قول کنم)
  14. <p><br /> </p> <p>[quote]<strong>جناب persian_sky گرامي؛</strong><br /> <br /> بالاخره اگه من پست جنجالي ندم، موفق به زيارت پست‌هاي شما هم نمي‌شم.<br /> پس خيلي هم جنجال چيز بدي نيست.[/quote]</p> <p> </p> <p>بحث خوبه اما جنجال نه! به نظر من یک انسان در حالت طبیعی با بعضی چیزها موافق است و با بعضی چیزها مخالف، و این نه تنها چیز بدی نیست خیلی هم خوبه، اما ما تنها چیزی که از شما دیدیم مخالفت بوده به همین خاطر یا رفتار شما غیر طبیعیست یا چشمان ما غیر طبیعی می بینند!</p> <p>[quote]بنده تو هر بحثي كه شركت داشته باشم، تمامي پست‌ها رو به دقت مي‌خونم و پاسخ دادنم به بند بند پست‌ها هم حداقل اثبات‌گر اين قضيه‌اس.[/quote]</p> <p>بعد از خواندن مطالب قانع نمی شید یا نمیخواین قانع بشید؟ بالاخره از هزاران دلیل حداقل یک دلیل باید درست باشه دیگه ...... مگه اینکه شما هر کسی را که مخالف دیدگاه شما باشد کاملاً سیاه و هر کس موافق دیدگاه شما باشد کاملاً سفید ببینید !</p> <p> </p> <p>[quote]اما درخصوص ديده شدن و اينا؛<br /> عقيده‌ي دوستان و شما براي بنده محترمه.<br /> شكر خدا اونقدري ديده شدم كه نيازي به شناخته شدن بيشتر از اين نداشته باشم.[/quote]</p> <p>نظر من نظر بعضی دوستان نیست و نظر خاصی در رابطه با شخصیت شما ندارم ضمن اینکه همه از جمله شما رو قابل احترام می دونم.</p> <p> </p> <p>اما اگه در یک بحث ، <strong>بخشی </strong>از صحبتهایی که میشنوید و اون گفتاری که درست هست رو تایید کنید ، از این قضاوت های نادرست در مورد شما نمیشه.(من تا بحال ندیدم بخشی از صحبتهای مخالف رو تایید کنید)</p> <p> </p> <p> </p> <p><br /> </p> <p>[quote]ولي اگه اينطور فكر كردن، شما رو خوشحال مي‌كنه، خوشحال مي‌شم كه خوشحالي شما و دوستاني كه مثل شما فكر مي‌كنن رو ببينم.[/quote]</p> <p>ابداً چنین چیزهایی منو خوشحال نمی کنه و اگه اون جمله رو گفتم صرفاً تذکری برادرانه بود.</p> <p>تنها چیزی که منو خوشحال می کنه شنیدن حرف حقیقت ودرست و حق هست.</p> <p>اگه تهمت به شما باعث خوشحالی من بشه باید در بنیان فکری خودم تجدیدنظر کنم و مایلم شما هم در قضاوت در مورد بنده تجدید نظر کنید چون به هیچ عنوان این موضوعات در بین نیست.</p> <p> </p> <p> </p> <p> </p> <p>[quote]ولي اول و آخرش به كسي كه هر حرفي رو باور نمي‌:نه و هر چيزي رو سعي مي‌كنه با منطق (ولو ناقص و ضعيفش) بسنجه، نمي‌گن ساز مخالف.<br /> شايد شما انتظار دارين كه همه چشم و گوش بسته، هرچي مسئولين و رسانه‌ها مي‌گن باور كنن.[/quote]</p> <p> </p> <p>منطق ما بر این هست که صحبت صحیح رو تقویت کنیم و مانع صحبت اشتباه بشیم . اگه اشتباه کردیم با شجاعت بپذیریم و اگه طرف مقابل اشتباه کرد با صبوری نقد کنیم و اگر قسمتی از حرف طرف مقابل درست بود ، منصفانه بپذیریم.</p> <p> </p> <p>مسئولین و رسانه ها هم ممکنه اشتباه کنند اما دلیل بر این نیست که همه ی حرفاشون اشتباهه و نباید باور کرد. باید همه ی حرفها رو شنید ، درست و غلط رو از هم جدا کرد و در نهایت منصفانه قضاوت کرد. من موافق تئوری توطئه نیستم ، موافق سیاه و سفید کردن افراد و رسانه ها هم نیستم .</p> <p> </p> <p>[quote]اگه اين عدم زودباوري اسمش هست ساز مخالف، بنده كاملاً فرمايش شما رو پذيرفته و به اين ساز مخالف بودنم افتخار مي‌كنم.[/quote]</p> <p> </p> <p>فکر نمی کنم موضوع ، زود باوری یا ساده لوحی باشه.و فکر نمی کنم این دیدگاه درست باشه که اگه رسانه ای چیزی گفت، قبولی آن موضوع دلیل بر ساده لوحی و رد آن موضوع دلیل بر فراست و تیزهوشی یا روشنفکری و فراآگاهی باشه! </p> <p> </p> <p>در جهت دار بودن رسانه ها شکی نیست و در سیاست بازی سیاستمدارن هم همینطور ، اما اگر فردی بر خبری از رسانه ای یا گفتاری از مسئولی استناد کرد دلیل بر ساده لوحی نیست...</p> <p> </p> <p> </p> <p><br /> <br /> <br /> <br /> -------------------------------------------------------------------<br /> </p> <p>[quote]مشخصاً اگه وزن اين اجلاس سنجيده مي‌شد، با توجه به توضيحات فوق الذكر برادر Sorena_Noshad، يه دو دو تا چهارتاي ساده مشخص مي‌كرد كه ارزش كداميك بيشتره!<br /> <br /> ولي طبيعيه كه وقتي دستگاه ديپلماسي جوان و كم تجربه‌ي ما نمي‌تونه از پس ديپلماسي عراقي بربياد، ناچاره كه شكست خودش رو با خون فرزندان ميهن جبران كنه.<br /> <br /> پس خيلي نياز به سبك و سنگيني نبود![/quote]</p> <p> </p> <p>عراق دیپلماسی خاصی نداشت ، حتی به بلوک شرق متمایل بود از نظر نظامی . اما غرب به دلیل وقوع انقلاب ایران ، تصمیم گرفت از صدام به عنوان مهره استفاده کنه و ریاست دوره ای عدم تعهد هم شکست برای ایران محسوب نمی شد که شما این موضوع رو به شکست برای ایران تعبیر می کنید. اما برای پیشبرد اهداف نظامی و سیاسی ممکنه لازم باشه خون جوانان هم فدا بشه که در مواقع زیادی حتی برای از بین بردن یک مین ساده فدا شده.</p> <p>از طرفی اگه شما دیدگاه خودتون رو بر کل دستگاه دیپلماسی وقت ارجح میدونید و فکر می کنید از وزیر خارجه ِ وقت که مشاور فعلی رهبری هستند بهتر تحلیل می کنیددوستانه و به دور از تمسخر و این حرفها پیشنهاد می کنم برای ریاست جمهوری کاندیدا شوید چون به چنین افراد نابغه و متفکری به شدت در کشور نیازمند هستیم.</p> <p> </p> <p><br /> <br /> </p> <p>[quote]اساساً فلسفه‌ي وجودي جنبش عدم تعهد اين بود كه ضلع سومي ايجاد بشه كه كشورها دليلي براي پيوستن به دو جبهه‌ي فوق الذكر نداشته باشن و بي‌طرفي ايشان هم حفظ و مشخص باشه.<br /> امري كه البته بيشتر از اينكه به واقعيت شباهت داشته باشه، به طنزي تلخ شبيه بود! چرا كه با وجود كشورهايي چون عراق، يوگوسلاوي، سوريه، مصر، اردن، عربستان، قطر، الجزاير، آنگولا، بوليوي، كره شمالي، كنگو، شيلي، كوبا، مغولستان، نيكاراگوئه و امثالهم و ارتباطات و وابستگي‌هاي آشكار به غرب و شرق، واژه‌ي «عدم تعهد» براي ايشان همان‌قدر واقعي به نظر مي‌رسيد كه سياه ناميدن ماست.[/quote]</p> <p>این دیدگاه باز هم از آنجا نشأت می گیره که باز%2
  15. بنام خدا باز هم جناب مصطفی بای و جنجال ........................(شوخی) من میخوام از ایشون بپرسم اصلاً به جوابهای داده شده توجه می کنند یا فقط با علاقه به ساز مخالف زدن توجهی نمی کنند؟ (به اعتقاد بعضی دوستان به قصد دیده شدن!) جناب مصطفی بای فرمودند که چرا (نقل به مضمون) و به چه دلیل ایران با قربانی کردن خلبان ها و جنگنده های خودش سعی داشت این اجلاس رو تعطیل کنه؟ من قبل از جواب از ایشون می پرسم آیا تصور می کنند وزارت خارجه ی وقت ایران یا دولت یا کلاً نظام، به اندازه ی ایشان موضوع رو سبک سنگین نکردند و باری به هر جهت این تصمیم گرفته شده؟ اگه اینطور باشه که خیلی باید متاسف باشیم از اینکه دستگاه مدیریتی و تصمیم گیر کشور ما در برهه ای از زمان فواید رو بر مضرات تشخیص نداده و کاری بس عجولانه و نابخردانه انجام داده! آیا وقتی آقای دکتر ولایتی طی نامه ای محرمانه بیان کرده که این کار ارزشی کمتر از فتح خرمشهر نداره حرفی به گزاف گفته؟ و اما تحلیل من: اول ببینیم جنبش عدم تعهد یعنی چی؟ به اختصار میگم(هر چند اکثر دوستان اطلاع دارند) که جنبش عدم تعهد زمانی بوجود اومد که بسیاری از کشورها حاضر به تبعیت بی چون و چرا از بلوک شرق یا غرب نداشتند و به همین علت این جنبش ایجاد شد تا به صورت جمعی اهداف خودش رو که در اساسنامه هست پیگیری کنه. اما در زمان جنگ میدونید که شرق و غرب با ایران به شدت درگیر جنگ مستقیم و غیر مستقیم بودند و از هر دو بلوک ما ضربه می خوردیم و شعار نه شرقی و نه غربی هم در این درگیری ها بی تاثیر نبود. و در این گیر و دار فقط و فقط همین کشورهای جنبش عدم تعهد یا همون "نم" بودند که گاهگاهی به ایران کمک می کردند وایران تسلیحات خودش رو از این کشورها تهیه می کرد. حال آقای مصطفی بای برای ما روشن بفرمایند که اگر ایران این کشورهای نه چندان قدرتمند رو هم از دست می داد تکلیف چی بود؟ اون هم به ریاست دشمن درجه ی یک یعنی صدام حسین! آیا ایران در اون صورت تنها کورسوی حمایتی خودش رو هم که بنا بود صدام به ریاست اون تکیه بزنه از دست نمی داد؟ و آیا لغو این نشست برای ایران منفعت نظامی ، اقتصادی ، روانی ، نداشت؟ اما اینکه جنبش عدم تعهد تا بحال چه کارهایی کرده و چه کارهایی نکرده و اصلاً چه اهمیتی داره من اول عرض می کنم که در حال حاضر اهمیت خیلی خیلی زیادی داره چون 120 کشور به عنوان عضو داره و درثانی درمجمع عمومی سازمان ملل تاثیر خیلی بزرگی داره. کشورهای بزرگی از لحاظ اقتصادی مثل هند ،اندونزی،مالزی ، و کشورهای عربی خلیج فارس و نیز افریقای جنوبی و کره ی شمالی کشورهای تاثیر گذار و مهمی در این جنبش هستند. در نشست امسال می بینید که صهیونیست ها چه تلاشی کردند تا خیلی از سران کشورها در این نشست شرکت نکنند و یا در مورد محمد مرسی چقدر از حضور ایشان عصبانی شدند و همینطور از حضور بان کی مون نماینده ی سازمان ملل... اما اینکه جناب مصطفی بای تصور کنند اینجنبش تاثیر و اهمیتی مثل شورای امنیت داره و یا تاثیر گذاری کشورهای قدرتمند عضو شورای امنیت رو داره تصوری کاملاً اشتباه است. هر گروه و سازمان و جنبشی وزنه ی خودش رو در معادلات بین المللی داره. من در زیر اهداف جنبش عدم تعهد رو میارم تا این تصور برداشته بشه که عدم تعهد مثل شورای امنیت میتونه قطعنامه صادر کنه و تحریم کنه و در نهایت مثل بعضی کشورهای نیمه وحشی حمله ی نظامی کنه! این گروه های کاری درباره مسائل زیر تشکیل می شوند: 1- تجارت 2- همکاری های پولی و مالی 3-ماهیگیری 4- حمل و نقل 5- ارتباطات راه دور 6- موسسات عمومی 7- بهداشتی 8- پیشرفت های علمی و فنی 9- بهره برداری و توسعه منابع انسانی 10- نقش زن در توسعه و عمران 11- نظام تحقیقاتی و اطلاعاتی 12- جهانگردی 13- مرکز اطلاعات کشورهای غیر متعهد 14- کاربرد صلح آمیز انرژی اتمی 15- ورزش 16- مواد خام http://www.rasekhoon...Show-18503.aspx