جستجو در انجمن

مشاهده نتایج برای برچسب های 'محسن رضایی'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بوسیله برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


انجمن ها

  • بخش داخلی
    • اخبار و قوانین
    • ماهنامه میلیتاری
    • گالري عكس و فيلم
    • کتابخانه میلیتاری
    • مقالات برتر
  • War and History - بخش جنگ و تاریخ
    • مباحث جامع نظامی
    • پیمان ها - قراردادها و معاملات تسلیحاتی
    • دکترین و استراتژی
    • عملیات های نظامی
    • جنگ تحمیلی
    • تحولات روز امنیتی نظامی بین الملل
    • General Military Discussions
  • Air force Forum - بخش نیروی هوایی
    • هواپیماهای نظامی
    • بالگردهای نظامی
    • تسلیحات هوایی
    • متفرقه در مورد نیروی هوایی
    • سایر بخشهای نیروی هوایی
    • Airforce - English
  • Army Forum - بخش نیروی زمینی
    • ادوات و تسلیحات زمینی
    • خودروهای نظامی و زره پوش ها
    • مباحث جامع زرهی
    • توپخانه زمینی
    • موشک های زمین پایه
    • الکترونیک زمینی
    • تجهیزات و تسلیحات انفرادی
    • متفرقه نیروی زمینی
    • سایر بخشهای زمینی
    • Ground forces - English
  • Navy Forum - بخش نیروی دریایی
    • شناورهای سطحی
    • شناور های زیرسطحی
    • هوا دریا
    • تسلیحات دریایی
    • سایر بخش های نیروی دریایی
    • علوم و فنون دریایی
    • راهبردها و راهکنش های دریایی
    • تاریخ نیروی دریایی
    • اخبار نیروی دریایی
    • Navy - English
  • News Section - بخش خبر
    • اخبار روز ایران و جهان
    • اخبار صفحه اول
    • رایانه و شبکه
    • English News
  • Non-Military Forums - سایر بخشها
    • دیگر موضوعات و مطالب

پیدا کردن نتایج در ...

یافتن نتایج که ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروز رسانی

  • شروع

    پایان


Filter by number of...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


Website URL


Yahoo


Skype


Location


Interests

پیدا کردن 2 results

  1. ابعاد تازه‏ای از ماجرای مک فارلین در نشریه داخلی اداره سیاسی سپاه منتشر شد. به گزارش "الف"، به‏دنبال عدم استقبال و پذیرش غیر رسمی هیات آمریکایی و استقرار آنها پس از چند ساعت معطلی در یکی از هتل های تهران در 4 خرداد 1365، مک فارلین و همراهان او طی چهار روز اقامت خود در تهران پس از انجام هفت دور مذاکره با طرف‏های ایرانی، سرانجام بدون دستیابی به نتیجه، مجبور به ترک ایران گردیدند. سابقه خبر - ورود ناگهانی "مک فارلین" رییس شورای امنیت ملی ریگان رییس جمهور وقت ایالات متحده به تهران به همراه 5 نفر از همراهان او به نام های "الیور نورث"، "جورج کیو"، "هوارد تیچر" ،"امیرمن نیر" و رابط سازمان سیا در 4 خرداد 1365 هـ .ش (25 مه 1986 م) که 5 ماه بعد از انجام آن، ابتدا در تاریخ 11 آبان ماه 1365 (2 نوامبر 1986 م) از سوی نشریه لبنانی الشرع و پس از آن با اعلام رسمی آقای رفسنجانی ریاست وقت مجلس شورای اسلامی در جمع دانشجویان گردآمده و در مقابل مجلس در 13 آبان همان سال فاش شد، به "ماجرای مک فارلین" شهرت یافته است. این واقعه در ایران به ماجرای "مک فارلین" و در آمریکا به عنوان "ایران گیت"، "واتر گیت دوم" و "ایران کنترا" معروف شده است. در آن هنگام، ریگان برای کاستن از فشارها 3 تن را برای تحقیق درباره عملکرد شورای امنیت ملی آمریکا در ارتباط پنهانی با ایران، برگزید که عبارت بودند از؛ جان تاور سناتور محافظه کار و رئیس گروه تحقیق در این زمینه، اوموند ماسکی وزیر اسبق خارجه و برنت اسکوکرافت مشاور اصلی سیاست خارجی رئیس جمهور سابق جمهوریخواه. این گزارش را هیات بررسی کننده به نام ماجرای «ایران کنترا» منتشر کرد که ظاهرا قصد بر آن بود تا با اصلی کردن یکی از موضوعات فرعی ماجرا (تخصیص مقداری از لودفروش اسلحه به ایران برای ضد انقلابیون نیکاراگوا یعنی کنتراها) موضوع اصلی حتی‌الامکان به شکلی فرعی‌تر جلوه کند هرچند این مسئله برای آمریکایی‌ها محقق نشد. براساس ادعای تاور، حاصل این ارتباط پنهانی در آن مقطع برای ایران تنها دریافت 8 مورد سلاح و لوازم یدکی در تاریخ‌های جداگانه شامل چندین قبضه موشک ضد تانک تاو، ۱۸قبضه موشک ضدهوایی هاوک و قطعات یدکی پرتاب کننده این موشک‌ها بود. بر اساس گزارش نشریه داخلی اداره سیاسی سپاه، در اولین دوره مذاکرات که به مدت 2 ساعت برگزار شد، مک فارلین حضور خود در ایران را به منظور ایجاد پل ارتباطی بین دو کشور اعلام و آمادگی دولت متبوعش برای تامین برخی اقلام مورد نیاز ایران را بیان کرد. بنابراین گزارش، در دور دوم مذاکرات که به مدت نیم ساعت برگزار شد، مک فارلین اعلام کرد که من در سطح وزیر هستم و انتظار دارم با مقامات تصمیم گیرنده ملاقات نمایم در غیر این صورت می توانید با کارمندان من صحبت کنید. سومین دور مذاکرات که بدون حضور مک فارلین با دیپلمات های دون پایه ایرانی انجام شد و به 6 ساعت به طول انجامید نیز پس از بحث های سنگین و فراوان از سوی طرفین و بدون حصول توافق به پایان رسید. در پایان این دور مذاکرات "هوارد تیچر" برای جلب نظر طرف ایرانی، بخشی از تهدیدات شوروی سابق علیه ایران نظیر استقرار 26 لشکر در همجواری مرزهای ایران را یادآور شد و به نقل از مک فارلین اعلام کرد: « با رییس مجلس آقای رفسنجانی، آقای موسوی نخست وزیر و رئیس جمهور ملاقات خواهد کرد. آیا می توانیم ترتیب یک ملاقات سری میان مک فارلین و رهبران شما را بدهیم.» سرانجام در خواست آمریکایی ها به امام و مسوولین بلند پایه جمهوری اسلامی منتقل و ادامه مذاکرات تحت تاثیر نظر امام (ره) قرار گرفت که پس از شنیدن گزارش فرموده بودند: «هیچ یک از مسوولان با آنها مذاکره نکنند». به عقیده کارشناسان، به نظر می رسد این حرکت آمریکایی ها در چارچوب ترسیم تصویری دوگانه از سیاست جمهوری اسلامی صورت می گرفت و امام (ره) با علم به این نکته مقامات جمهوری اسلامی را از مذاکره با هیات آمریکایی منع کردند. نشریه داخلی اداره سیاسی سپاه در ادامه مطلب خود آورده است: طی چهارمین و پنجمین دور گفتگوها پیرامون موضوعاتی همانند راهکارها و موانع آزادی گروگانهای آمریکایی در لبنان، فروش سلاح به ایران، تهدیدات احتمالی شوروی سابق علیه ایران و پشتیبانی آن از عراق در جنگ و نحوه خاتمه جنگ و ... تبادل نظر شد. در دور ششم مذاکرات به علت عدم دستیابی به نتیجه دلخواه برای هیات آمریکایی و ابراز تمایل آنها برای بازگشت، در حالی که هیات آمریکایی پیش نویس پیشنهاد خود برای تکامل تدریجی روابط را تسلیم کرده بودند، گذرنامه خود را دریافت نمودند. در آخرین دور گفتگو که در روز هفتم خرداد 1365 برگزار شد، مک فارلین با اظهار تاسف به اینکه فرصت مهمی را از دست داده است، بر شکست تاکتیک فشار و دیپلماسی و حربه چماق و شیرینی واشنگتن در قبال ایران در این واقعه، مهر تایید زد. http://www.alef.ir/content/view/18928
  2. RezaKiani

    روزی که جنگ را باختیم ...

    دو سه هفته ای از پخش مستند کودتای خزنده توسط شبکه ی فارسی بی بی سی گذشته.... حداقل انتظار من این بود که علاقمندان به تاریخ جنگ ایران-عراق که در میلیتاری فعالیت می کنند دست کم یه تایپک جداگانه برای این مستند درست کنند و حتی اگر حوصله ی نقد و تحلیل اون رو ندارند هر کسی نظر خودش رو(فارغ از درست یا غلط بودن نظرش) بیاد و اعلام بکنه.... الان که دیگه به قول معروف آب ها از آسیاب افتاده من فرصت کردم که بشینم و این مستند رو ببینم... بعدش هم یه میز گرد کوچیکی بی بی سی درباره ی این مستند پخش کرد که اون رو هم گوش کردم... یه سری ایده هایی به صورت نامنظم در مغزم شکل گرفته که با دوستان در میان می ذارم و از قبل هم تذکر می دم که همه ی اینها یک سری افکار مغشوش هستند و نه حاصل فکر و تحلیل و .... خلاصه دیگر دوستان هم اگر نظری داشتند بد نیست که در یک تاپیک واحد جمع آوری بشه و شاید در نهایت هم از نظرات عزیزان یه چیز ماندگار باقی ماند. بعد از مقدمه ی بالا نکته ای رو عرض کنم خدمت دوستان: بی بی سی تقریبا 10 روز قبل از پخش مستند خودش شروع کرد به فضاسازی و تبلیغ که آی بیایید یه سند تازه درباره ی جنگ پیدا کردیم و.... خلاصه هیاهو و جنجال به صورتی که مخاطب فکر بکنه حتما یه اسناد خیلی خاصی بوده که الان بی بی سی قصد داره اون رو رو بکنه و احتمالا تمام سازمان سیاسی یا دست کم نظامی ایران رو کن فیکون بکنه.... اما حقیقت ش اینه که وقتی برنامه تموم شد من دیدم که خیلی هم اطلاعات جدیدی رو دریافت نکردم و این جلسه اتفاقا از جلساتی بود که ازش آگاهی داشتم و اگرچه ریز جزئیات داستان رو نمی دونستم ولی از کلیات وقایع اطلاع داشتم... از همین رو فکر می کنم که بقیه ی دوستانی که به تاریخ جنگ علاقمند بوده اند هم احتمالا خودشون به این جریانات رسیده بودند و مستند بی بی سی فقط می تونست در این حد روشنگر باشه که مثلا فلان فرمانده در اون زمان چه سمتی داشته و الان چه سمتی داره.... اما در پس پشت هدف از درست کردن این مستند من فکر کنم یه پیامی مستتر بوده. یعنی هدف بی بی سی و مشخصا آقای باستانی این نبود که جنبه ای ناگفته و نادیده از جنگ رو بازگو بکنند بلکه هدفشون این بود که صداقت نظام رو در زمینه ی ارائه ی اخبار صحیح و در زمان درست به مردم (یعنی ولی نعمتان نظام) زیر سوال ببرند. در انتهای مستندآقای باستانی جمع بندی از داستان ارائه می کنه که میشه به صورت خلاصه ازش این نتیجه رو گرفت که: بعله! نظام در اون زمان حساس اطلاعات مهمی رو از مردم پنهان کرده و به پنهان کاری خودش کماکان ادامه داده و همون طور که در مسائلی مثل قضیه ی غنی کردن سوخت هسته ای و یا سقوط هواپیمای اوکراینی سعی در پرده پوشی کرده در تمامی مسائل مهم و مربوط به مردم همین رویکرد رو داره و اصولا نظام فعلی جمهوری اسلامی در هر زمینه و موقعیتی مردم رو نامحرم می دونه... اینکه بی بی سی چقدر تونسته در القای این نتیجه به فکر مخاطبینش موفق عمل کرده رو نمی دونم چون هنوز هیچ کسی درباره ی این مستند با من صحبت نکرده... یعنی یا مردم اصلا ندیدن یا اگر دیدن چندان براشون مهم نبوده یا اینکه اصلا پیام رو نگرفتن.... این چیزی بود که فعلا به ذهنم می رسه... اگر بازهم چیزی به ذهنم رسید همین جا در ادامه می نویسم