alala

و ناگهان ، چقدر زود ... دیر شد ، نگاهی به رویداد انفجار پایگاه موشکی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

نماینده شهریار از انفجار امروز در پادگان نظامی در روستای «بیدگنه» از توابع شهرستان ملارد در استان البرز خبر داد و گفت: هنوز برآورد دقیقی از تلفات جانی و خسارتهای مالی این حادثه در دسترس نیست و کمیته بحران برای رسیدگی به علل این حادثه تشکیل شده است.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از پایگاه خبری مجلس شورای اسلامی حسین گروسی با تأیید خبر دو انفجار پی‌درپی در حوالی شهر قدس از توابع شهریار در استان البرز گفت: شدت دو انفجار به حدی بود که صدای مهیب و لرزش آن شیشه برخی ساختمان‌های در نزدیکی محل حادثه را شکسته و مردم را شهریار و شهر قدس را وحشت‌زده کرده است.
نماینده شهریار و شهر قدس در مجلس شورای اسلامی افزود: انفجار امروز در پادگان نظامی در روستای بیدگنه از توابع شهرستان ملارد در استان البرز اتفاق افتاده است که در آن بخش چشمگیری از زاغه مهمات منفجر شده است.

وی تصریح کرد: هنوز برآورد دقیقی از جزئیات حادثه، تلفات جانی و خسارت‌های مالی این حادثه در دسترس نیست؛ کمیته بحران برای رسیدگی به علت‌های این حادثه تشکیل شده است.

مهر

===============================================================================

متاسفانه روی گوگل مپ منطقه وسیعی است که میتونسته زاغه ی بزرگی باشه. امیدوارم خرابکاری نبوده باشه و همچنین انبار مهمی.
گویا انبار متعلق به سپاه بوده.

منتقل شد..........نصير...

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

خبرگزاری فارس: مقارن ظهر امروز انفجاری در یکی از زاغه های نگهداری مهمات متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در حوالی تهران رخ داد.
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از روابط عمومی کل سپاه، مقارن ظهر امروز انفجاری در یکی از زاغه های نگهداری مهمات متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در حوالی تهران رخ داد.
اخبار و اطلاعات تکمیلی متعاقبا منتشر می شود.

منبع

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

مدیر روابط عمومی هلال احمر کشور از اعزام سه تیم سگهای زنده یاب همراه با تجهیزات امدادی به محل انفجار در در پادگان نظامی در روستای «بیدگنه» از توابع شهرستان ملارد در استان البرز خبر داد.

به گزارش مشرق، پویا حاجیان در گفتگو با مهر در مورد انفجار زاغه مهماتی در شهر ملارد گفت: پس از وقوع حادثه سه تیم زنده یاب (سگهای زنده یاب) همراه با سه دستگاه آمبولانس و گروههای امدادی به سمت محل حادثه اعزام شدند.

وی افزود: هلال احمر استان البرز و ملارد در آماده باش هستند و بالگردهای امدادی هم برای اعزام مصدومان در شرایط خاص آماده هستند.

منبع

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
حالا باید منتظر کفتارهایی چون نوری زاده بود که هنوز هم با وقاحت حادثه انفجار پادگان خرم آباد را حاصل انفجار 150 موشک شهاب سه توسط اسرائیل میدونه و با افتخار در العربیه اعلام میکنه.
متاسفانه درسته اتفاق غیرقابل پیش بینی هست ولی در برخی مواقع به شدت سهل انگاری صورت میگیره..
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
متاسفانه اعلام شده 15 نفر در حال جابجايي مهمات شهيد شدن

و تعدادي هم زخمي شدن كه حال بعضي ها وخيم گزارش شده

خداوند بر درجات آنان بيفزايد و به خانواده هاي آنان صبر عنايت گرداند

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
چند وقت پیش توی بندرعباس هم انبار مهمات تیپ تفنگداران بندرعباس که توی شهر واقع شده رفت رو هوا .
البته 3 نفر بیشتر تلفات نداشت چون انبار کوچکی بود .

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
به نظر پادگان مدرس (که یکی از پادگان های اموزشی نیروی زمینی سپاه هست) محل وقوع حادثه بوده. شاید این جزئیات بیشتر مشخص کنه که متاسفانه به خاطر سهل انگاری بوده انفجار بیشتر. من در خاطرات برخی دوستان میخوندم که از این پادگان به عنوان هتل مدرس یاد کردند به خاطر شرایط راحتش و به نظرم برخی اوقات بی نظمی هایی که در برخی واحدهای سپاه (آموزشی و واحدهای زیرمجموعه) وجود داره متاسفانه منجر به چنین حوادثی میشه.
و این اصلا خوب نیست و نظم بیشتری را باید در سپاه که البته ماهیتا عمومی تر از ارتش هست و در نتیجه نظم کمتری را داره رایج کرد.
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

15 شهید در انفجار پادگان‌ سپاه/ دلیل انفجار "جابجایی مهمات" بوده است

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1390/08/10/13900810135721_PhotoA.jpg

خبرگزاری فارس: مسئول روابط عمومی سپاه پاسداران از به شهادت رسیدن 15 نفر در انفجار یکی از پادگان‌های سپاه در اطراف تهران خبر داد.

به گزارش خبرنگار دفاعی خبرگزاری فارس، سردار رمضان شریف مسئول روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اشاره به وقوع انفجار مهیب در یکی از پادگانهای سپاه در اطراف تهران گفت: این انفجار به دلیل جا به جایی مهمات رخ داده که در اثر این حادثه 15 نفر شهید و عده‌ای نیز مجروح شده‌اند که حال برخی از مجروحان وخیم است.

وی افزود: در حال حاضر تیمی در حال بررسی حادثه است که اطلاعات آن متعاقبا به افکار عمومی اعلام می‌شود.



لینک خبر ارسالی رو قید کنید .

00Amin

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

مركز هدايت عمليات بحران:فقط 12 نفر مصدوم شدند/ روابط عمومی سپاه: 15 نفر شهيد داريم

علت انفجار یکی از پادگان‌های سپاه در اطراف تهران را جابه‌جایی مهمات بوده است./ در این حادثه 15 نفر شهید و عده‌ای نیز مجروح شده‌اند که حال برخی از مجروحان وخیم است.

ایلنا: به گفته كارشناس مسئول مركز هدايت عمليات بحران وزارت بهداشت در حادثه انفجار امروز تنها 12 نفر مصدوم شده‌‌اند، اين در حاليست كه روابط عمومي سپاه پاسداران از كشته شدن 15 نفر در اين حادثه خبر مي‌دهد.

كارشناس مسئول مركز هدايت عمليات بحران وزارت بهداشت در مورد اين حادثه به خبرنگار ايلنا گفت:« در اين اتفاق 12 نفر مصدوم شدند كه در بيمارستان‌هاي كرج و شهريار بستري شدند.»

"مجتبي خالدي"، افزود: «يك‌نفر دچار سوختگي 60 درصد شده‌ كه براي دريافت درمان به بيمارستان مدني ارجاع شده‌است.»

به گفته اين كارشناس مسئول در صورت نياز اين بيمار به پيوند و گرافت، اورژانس امكان انتقال اين بيمار را به بيمارستان‌هاي تهران دارد.

خالدي گفت: «برخي مراجعان در محل حادثه به مراقبت‌هاي سرپايي نياز داشتند كه به دليل دردهاي قلبي به دنبال انفجار بوده‌است.»

وي همچنين گفت كه تيم اورژانس حاضر در صحنه اعلام كرده كه هيچ مصدومي در محل انفجار باقي نمانده و آمبولانس‌ها مي‌توانند به پايگاه‌ها بازگردند.

به گفته كارشناس مسئول مركز هدايت عمليات بحران وزارت بهداشت، در محل حادثه 23 آمبولانس، 4 اتوبوس آمبولانس و يك هلي‌كوپتر امداد مستقر شده‌بودند كه به مركز فرماندهي اعلام كرده‌اند كه مي‌توانند به پايگاه‌هاي خود بازگردند چون هيچ مصدومي باقي نمانده‌است.

تا كنون دو مصدوم اين انفجار به بيمارستان البرز، 3 مصدوم به بيمارستان شريعتي و 5 مصدوم نيز به بيمارستان امام سجاد كرج منتقل شده‌اند.

سپاه: 15 نفر كشته شدند
اين آمار در حالي از سوي اورژانس كشور اعلام مي‌شود كه روابط عمومي سپاه اعلام كرده،مسئول روابط عمومی سپاه پاسداران از به شهادت رسیدن 15 نفر در انفجار یکی از پادگان‌های سپاه در اطراف تهران خبر داد.

"رمضان شریف" مسئول روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی علت انفجار یکی از پادگان‌های سپاه در اطراف تهران را جابه‌جایی مهمات دانست.

به گفته وي در این حادثه 15 نفر شهید و عده‌ای نیز مجروح شده‌اند که حال برخی از مجروحان وخیم است.

چنانكه مسئول روابط عمومی سپاه پاسداران مي‌گويد، هماكنون تیمی در حال بررسی حادثه است که اطلاعات آن متعاقبا به افکار عمومی اعلام می‌شود.
پايان پيام

ایلنا
http://www.ilna.ir/newsText.aspx?ID=219934

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

رییس روابط عمومی سپاه پاسداران اعلام كرد :
15 نفر در انفجار امروز پادگان سپاه در ملارد به شهادت رسیدند/ حادثه در دست بررسی است
تهران - سردار ' رمضان شریف ' رییس روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شمار شهدای ناشی از انفجار روز شنبه در یك زاغه مهمات این نیرو در ملارد را 15 نفر اعلام كرد.
15 نفر در انفجار امروز پادگان سپاه در ملارد به شهادت رسیدند/ حادثه در دست بررسی است

مقارن ظهر امروز انفجاری مهیب در یكی از زاغه های نگهداری مهمات متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در نزدیكی روستای ' بیدگنه ' در حوالی غرب تهران رخ داد.

رییس روابط عمومی سپاه پاسداران عصر امروز ( شنبه ) در گفت و گویی اعلام كرد كه بر اثر این حادثه همچنین شماری نیز مجروح شده اند.

وی گفت كه حال برخی از زخمی شدگان وخیم گزارش شده است.

سردار شریف گفت كه این انفجار در پی تلاش برای جابجایی مهمات و تجهیزات جهت انجام ماموریت های محوله جاری سپاه صورت گرفته است.

وی افزود: حال تعدادی از مجروحان این حادثه وخیم گزارش شده است.

سردار شریف در پایان با تبریك و تسلیت شهادت شهدای این حادثه به محضر حضرت ولی عصر (عج) و مقام معظم رهبری و خانواده معظم آنان تصریح كرد: ابعاد این حادثه توسط كارشناسان در حال بررسی بوده و نتیجه آن متعاقبا به استحضار ملت قهرمان و شهید پرور ایران خواهد رسید.

خبرنگاران اعزامی ایرنا از محل وقوع انفجار گزارش كردند كه چندین فروند هلی كوپتر و آمبولانس های متعلق به سپاه پاسداران سرگرم انتقال مجروحان به مراكز درمانی و بیمارستانی هستند.

براساس این گزارش ، نیروهای امدادرسان و آتش نشان در محل حادثه حضور دارند.

برخی منابع آگاه از احتمال افزایش شمار شهدا و زخمی شدگان این حادثه خبر دادند.

http://irna.ir/News/30659730/15-نفر-در-انفجار-امروز-پادگان-سپاه-در-ملارد-به-شهادت-رسیدند/-حادثه-در-دست-بررسی-است/سياسي/

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
رییس سازمان امداد و نجات اعلام كرد؛
عملیات شناسایی پیكر شهدای انفجار پادگان سپاه در ملارد آغاز شد
تهران-رییس سازمان امداد و نجات هلال احمر جمهوری اسلامی ایران گفت: عملیات شناسایی پیكر شهدای انفجار ظهر امروز پادگان سپاه در نزدیك روستای بیدگنه در ملارد آغاز شده است.
عملیات شناسایی پیكر شهدای انفجار پادگان سپاه در ملارد آغاز شد

'محمود مظفر' روز شنبه در گفت و گو با خبرنگار اجتماعی ایرنا افزود: بالگردهای امداد و نجات نیز در حال به زمین نشستن در محل وقوع حادثه در این پادگان نظامی هستند تا مجروحان حادثه دیده را به سرعت به بیمارستان انتقال دهند.

وی با بیان اینكه این بالگردها مجروحان حادثه دیده را به بیمارستان بقیه الله در تهران اعزام می كنند، گفت: بخشی دیگر از این مجروحان از طریق نیروهای هلال احمر به بیمارستان تامین اجتماعی شهریار منتقل می شوند.

وی افزود: اكنون نیروهای واكنش سریع سازمان امداد و نجات هلال احمر به محوطه انفجار وارد شده اند و مشغول نجات مصدومان و شناسایی اجساد هستند.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با انتشار اطلاعیه ای وقوع انفجار ظهر امروز-شنبه- در زاغه مهمات متعلق به این نیرو در پادگان نظامی بیدگنه در شهرستان ملارد از توابع استان البرز را تایید كرد.

سردار ' رمضان شریف ' رییس روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شمار شهدای ناشی از انفجار امروز در یك زاغه مهمات این نیرو در ملارد را 15 نفر اعلام كرد.

به گفته وی بر اثر این حادثه همچنین شماری مجروح شده اند كه حال برخی زخمی شدگان وخیم گزارش شده است.

سردار شریف خاطر نشان كرد : بررسی های اولیه نشان می دهد كه انفجار در جریان جابجایی مهمات صورت گرفته است.

رییس روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با ابراز تاسف از این حادثه دلخراش ، به خانواده شهدای این انفجار تسلیت گفت و برای زخمی شدگان آرزوی سلامتی و بهبودی كرد.

خبرنگاران اعزامی ایرنا از محل وقوع انفجار گزارش كردند كه چندین فروند بالگرد و آمبولانس های متعلق به سپاه پاسداران سرگرم انتقال مجروحان به مراكز درمانی و بیمارستانی هستند.

براساس این گزارش ، نیروهای امدادرسان و آتش نشان نیز در محل حادثه حضور دارند.
ایرنا

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

عکس/ موقعيت انفجار امروز در اطراف تهران
به گزارش مشرق، دکتر زارع، یک عضو پژوهشگاه زلزله شناسی در گفتگو با نسیم گفت: اطلاعات اولیه ما نشان ‌می‌دهد لرزش ظهر امروز در منطقه شهریار ناشی از یک انفجار مهیب بوده است اما علت دقیق لرزش هنوز مشخص نیست.

vddfg0g3k2g1yv3zn85.jpg


http://www.mashreghnews.ir/fa/news/78779/عکس-موقعيت-انفجار-امروز-در-اطراف-تهران

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
از طرف خودم و خانواده ام به مقام معظم رهبری و مردم ایران و برادران مجاهد در سپاه پاسداران تسلیت عرض میکنم امیدوارم دیگه چنین مشکلی پیش نیاد ..

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
این اتفاقات در هر کشوری اتفاق میفته ولی کاش اصول ایمنی درست و حسابی داشتیم!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط MR9
      ایران – رژیم عبری ، هماوردی استراتژیک  در آسیای جنوب غربی
       

       
      مدتهاست که سئوالی با ماهیت استراتژیک ، ذهن تحلیلگران نظامی حوزه جنگ داخلی سوریه را به خود مشغول  نموده که  چرا جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت ، علیرغم حملات پی در پی اسراییل به دپوهای تسلیحاتی ، کاروان های نظامی و مواضع واحدهای محور مقاومت در سوریه ، عکس العملی در خور و متقابل از خود نشان نمی دهد . برخی این عدم پاسخ را در حوزه سخت افزاری و نظامی جستجو می کنند ، اما تحلیل های مبتنی بر عدم پاسخ مستقیم و فوری نظامی ایران به حملات اسراییل در سوریه ، فقط بخشی از  بازی طراحی شده از سوی جمهوری اسلامی ایران در سوریه  بشمارمی رود .
      در واقع ، ماجرای جمهوری اسلامی ایران و اسراییل در صحنه نبرد سوریه ، فقط بخش بسیار کوچکی از  صحنه شطرنج منطقه ای این دو در جنوب غربی آسیا بشمارمی آید . با توجه به این امر ، می بایست ماهیت تقابل این دو را در سطوحی با اهمیت بالاتر نسبت به درگیری سخت افزاری مورد بررسی قرار داد .
       

       
      در این خصوص ، ماجرای مورد بحث را می توان در در قدم نخست ، بر اساس تقابل میان ایران و اسراییل برای شکل دهی به یک نظام منطقه ای جدید در جنوب غرب آسیا ( خاورمیانه )  مورد تحلیل قرار داد . در حوزه دانش ژئوپلیتیک ، مفهوم منطقه ، بنا بر تعریف  کانتوری و اشپیگل ، دربرگیرنده تعدادی از کشورهاست که بلحاظ جغرافیایی به هم نزدیک هستند  و در حوزه سیاست خارجی ، کنش و واکنشی میان آنها برقرار است  . به اعتقاد این دسته از اندیشمندان ، یک منطقه ژئوپلیتک ، سه شاخصه بسیار مهم  استثنایی بودن ، وجود کنش و واکنش متقابل و انباشت منابع را از خود نشان می دهد .
       
      با این وصف ، هر منطقه ژئوپلیتیک ، می بایست از یک نظام منطقه ای ( چهارچوبی برای تبیین رقابتها ، همکاری ها و تضادها )  برخوردار باشد . این نظام منطقه ای ، با عواملی نظیر موقعیت خاص جغرافیایی ، عوامل مختلف سیاسی ، ایدئولوژیکی و امنیتی ، پیوند های تاریخی ، قومی و زبانی قابل شناسایی و تحلیل است که در آن ،  هر واحد سیاسی تلاش می کند تا با متمرکز کردن تمامی  منابع خود ، این نظام معین را به محیطی مطلوب برای تامین منافع ملی خود در سه سطح کوتاه مدت ، میان مدت و بلند مدت ، تبدیل نماید . در این ارتباط ، می توان به این مساله اشاره نمود که ساختار سازمانی این نظام منطقه ای ، از دو بخش  برونی و درونی برخوردار است که اولی ، به ماهیت ارتباط آن با نظام مسلط تر و دومی که در خصوص ایران و اسراییل مصداق بیشتری دارد ، به ساختار روابط درون منطقه ای مرتبط می گردد .  درواقع ، ساختار روابط درون منطقه ای ، الگویی است که ارتباط بین بخش مرکزی و پیرامونی را تبیین می نماید .
       

       
      باتوجه به این مساله ، ماهیت اصلی منازعه  میان اسراییل و جمهوری اسلامی ایران بویژه در جنگ داخلی سوریه ، جدا از تضادهای آشکار ایدئولوژیکی و مساله فلسطین ،  به ماهیت روابط میان  بازیگران مرکزی و پیرامونی این دو بازمی گردد، که درآن بازیگر مرکزی سعی خواهد کرد تا جایگاه مرکزی خود را حفظ و بازیگر پیرامونی نیز با  بسیج همه منابع و تلاشهای خود ، بدنبال آن است که جایگاه خود را در معادله این نظام منطقه ای ارتقاء ببخشد . در تعریف استاندارد ، بازیگر مرکزی یک نظام منطقه ای ، مرکز ثقل سیاست منطقه مزبور را شکل میدهد  و  با توجه به  وجود زمینه های مشترک می تواند یک الگوی مشخص سیاسی را ایجاد  و پایه قدرت منطقه ای خود را بر آن ایجاد نموده و مستمرا" آن را تقویت نماید . اما بازیگر پیرامونی بدلیل برخورداری از متغیرهای خاص سیاسی ، جغرافیایی ، امنیتی ، اقتصادی و اجتماعی و ایئولوژیکی  در چهارچوب ایجاد شده توسط بازیگر مرکزی  نمی گنجد ، به همین دلیل همواره بعنوان یک عنصر نامتجانس  شناخته میشود .
      بدین ترتیب ،  کنش و واکنش میان جمهوری اسلامی ایران و اسراییل در چهار دهه اخیر را می توان در کنار تضادهای ایدئولوژیکی ، به نوعی رقابت برای حفظ جایگاه بازیگر مرکزی ( جمهوری اسلامی ایران ) و بازیگر پیرامونی ( اسراییل ) نیز تحلیل نمود . رژیم عبری ، بدلیل موقعیت خاص ژئوپلیتیکی ، محدودیت منابع طبیعی ، شرایط دموگرافیک پیش بینی شده ، عدم توازن جمعیتی با کشورهای همجوار و چالشها و مشکلات عدیده داخلی در حوزه های مختلف ، در جغرافیای نظام منطقه ای آسیای جنوب غربی ، یک بازیگر پیرامونی بحساب می آید که با تنها بدلیل حمایتهای بی بدیل و غیر قابل چشم پوشی ایالات متحده  و همچنین وجود برتری فناورانه  بخصوص در حوزه محصولات نظامی بیش از 60 سال است که به حیات خود ادامه میدهد  . این مساله باعث شده تا عنصر ارتش به یک عامل مسلط در مرکز تلاش های رژیم عبری برای ارتقاء جایگاه پیرامونی خود به بازیگر مرکزی تبدیل گردد . به همین دلیل ، دکترین نظامی اسراییل از آغاز ( 1948 ) تا کنون  بر 6 اصل 
      1- ایجاد ، حفظ و توسعه  برتری کیفی در برابر برتری کمی حریف ،
      2- اصل وحدت کشورهای اسلامی منطقه بر علیه  موجودیت این رژیم ،
      3- اصل توسعه مستمر یک سازمان مسلح فعال ، حرفه ای و کوچک ،
      4- اصل اجرای حملات بازدارنده  و پیشگیرانه  ،
      5- اصل انتقال  عملیات رزمی به سرزمین دشمن و
      در نهایت
      6- اصل جنگ کوتاه مدت و خودداری از ورود به درگیری های طولانی و فرسایشی استوار گشته است .
       
      بطور خلاصه ، استراتژی اسراییل برای موفقیت در نبرد بر سر تصاحب جایگاه بازیگر مرکزی در نظام منطقه ای آسیای جنوب غربی ، بر روی ایجاد یک چتر فناورانه  در حوزه نظامی و استفاده از آن برای اجرای حملات پیشگیرانه سریع   به منظور خنثی نمودن تلاشهای بازیگر محوری ( حضور جمهوری اسلامی ایران در سوریه  ) و منتقل نمودن  عملیات نظامی به سرزمین بازیگر مرکزی در بازه زمانی کوتاه قرار دارد .
       
      با توجه به این مساله و بطور طبیعی ،  برای به حداقل رساندن اثرات این دکترین بر روند تلاش بازیگر مرکزی ( جمهوری اسلامی ایران )  جهت حفظ و ارتقاء  موقعیت محوری موجود خود ، لازم است که  بازیگر مرکزی نظام منطقه ای ،راهبرد هوشمندانه ای مبتنی بر اصول عملیات تاثیر محور را طراحی و به اجرا گذارد . در تعریف ، عملیات تاثیر محور ،  بصورت مجموعه ای از اقدامات برای تغییر شکل رفتار  و جهت دهی رفتار دشمن   مورد تبیین قرار داد . در این تعریف ، رفتار دشمن ، نه تنها در حوزه  نظامی ، بلکه  سایر عرصه های رویارویی نظیر حوزه سیاسی ، امنیتی ، اقتصادی و فرهنگی را می بایست تحت تاثیر اقدامات خودی قرارگیرد . در این نوع عملیات ، شکل و ماهیت کاربرد نیروهای نظامی ، غالبا"  همگام با اقدامات  سیاسی و دیپلماتیک  به منظور شکل دهی به رفتار بازیگران  حاضر در صحنه  بواسطه اقدامات مستقیم یا غیر مستقیم صورت می پذیرد .
       
      در این خصوص ، پس از آغاز جنگ داخلی در سوریه ، استراتژیستهای ارشد جمهوری اسلامی ایران  با توجه به  حساسیت وضعیت سوریه بدلیل همجواری با اسراییل ، بتدریج یک شبکه بسیار قوی از حامیان خود را  در سوریه و منطقه  پایه گذاری نموده ، تا جایی که  با دعوت دمشق از مستشاران ایران برای اعزام به سوریه ، نوعی هراس راهبردی برای رژیم عبری  ایجاد گردید .  این هراس تا عمق استخوان  کارشناسان امنیتی اسراییل نفوذ نمود، بطوریکه  بن کاسپیت تحلیلگر ارشد اسراییلی  در روزنامه معاریو نوشت که :   "نتیجه نبرد اسرائیل علیه قاسم سلیمانی متناقض است. از جنبه تاکتیکی، اسرائیل با موفقیت مانع تلاش ایران برای دستاوردهای محلی می شود. اما از جنبه راهبردی، ایران محوری ایجاد کرده است که از تهران شروع می شود تا به بیروت منتهی می گردد و به بلندی های جولان نیز شعبه می زند ، فاصله ایرانی ها تا مرز ما 80 کیلومتر نیست. حتی بعید است 80 متر باشد. محور شیعی در حال بستن مرزهای ماست. این یک واقعیت ناراحت کننده و پیچیده و تهدید کننده است."
       
      بنابراین می توان چنین تحلیل نمود که  حملات متناوب اسراییل به اهداف مشخصی در خاک سوریه ،  یک نشانه واضح از افزایش حس خطر برای اسراییل بشمار می رود . کارشناسان عبری براین باورند که ایران بطور دقیق در حال  پیاده سازی پلان جامع خود در سوریه ، براساس تجربه موفق سالهای ابتدایی دهه هشتاد میلادی در جنوب لبنان و تشکیل حزب ا.... است ، کابوسی که گرچه  درسالهای اولیه چندان جدی گرفته نشد ولی سرانجام در تابستان  سال 2006  گریبانگیر رژیم عبری گردید و تا کنون این کابوس به شکل مرتب در حال گسترش است  .
       
      با توجه به این موارد ، عدم واکنش هیستریک جمهوری اسلامی ایران  به حملات اسراییل در دو حالت  مشخص قابل تحلیل هست :
      1- توانایی پاسخ دهی ( به هردلیل نظامی، سیاسی ، امنیتی ) وجود ندارد .
      2- پلان طراحی شده برای سوریه و هزینه ای که بلحاظ مالی و انسانی و تجهیزاتی در سوریه پرداخت شده و میشود  ، به گونه ای است  که نیازمند وجود استانه تحمل بیشتری از سوی محور مقاومت خواهد بود . چرا که براساس یک اصل قدیمی ، در یک دعوا ، عصبانیت یک طرف ( واکنش هیستریک و عصبی بدون منطق ) کمکی به برتری در برابر یک حریف قدرتمند تر نمی کند و تنها مزیت آن ، کاهش قدرت عکس العمل متناسب خواهد بود ، بنابراین ، محور مقاومت و در راس آن ، جمهوری اسلامی ایران با هوشمندی هر چه تمام تر ، با اتخاذ یک  راهبرد  هوشمندانه که درآن میان اقدامات  و تاثیرات رابطه علّی برقرار شده  و هدف ، تمرکز بر تاثیر مطلوب راهبرد اتخاذی بوده  ، دشمن بعنوان یک سیستم تعریف میشود و با توجه به ملاحضات زمانی صریح و روشن ، ساز وکار مقابله بعداز ارزیابی دقیق طراحی می گردد ، سعی خواهد کرد تا مسیر خود را بسوی موفقیت ( ارتقاء جایگاه مرکزی در نظام منطقه ای ) هموار نماید . در مجموع ، در پیش گرفتن استراتژی  فریب و نمایش ، بعنوان عناصرقدرت جمهوری اسلامی ایران در صحنه نبرد سوریه می بایست مورد توجه قرار گیرد .
       
      با توجه به تمامی مواردی که بطور خلاصه مطرح گردید ، آگاهی از شیوه تحلیل طرف متخاصم در این میان از اهمیت بسیار خاصی برخوردار خواهد بود . مجموع اندیشکده های امنیتی رژیم عبری ، سالهاست که بصورت منظم و مستمر ، فضای داخلی و خارجی جمهوری اسلامی ایران را پایش کرده و برون دادهای رسمی قابل توجهی را در این زمینه منتشر نموده اند ، در حالی که فضای داخلی رسانه ای در ایران ، عمدتا"  رویکردهای خاصی را در حوزه شناخت دقیق از وضعیت نظامی – امنیتی رژیم عبری را در میان عموم دنبال می کند و این روند برای برخورد با استراتژی کلان اسراییل در برابر جمهوری اسلامی ایران کافی به نظر نمی رسد ، می بایست برای بهینه نمودن شناخت از ساختارهای مختلف این رژیم و مسیرهای وارد نمودن ضربات جراحی شده و دقیق ، طرحی نو در انداخت . متن پیش رو نیز آغازی برای بررسی روند وقایع از دید تحلیلگران نظامی – امنیتی رژیم عبری است تا برای شناخت فضای نبرد ، افقی با میدان دید کامل فراهم آید .
       
       
       
      جمهوری اسلامی  ایران در آنسوی مرز اسراییل ، اسراییل ، فشار در سوریه
       
      در حوزه مفهومی تهدید استراتژیک ، گسترش حضور ایران در منطقه آسیای جنوب غربی وتوسعه توانایی های نظامی آن در خاک همسایگان اسراییل ( سوریه و لبنان )  موجب شده تا  ارزیابی های صورت گرفته از روند فوق الذکر ، باعث گردد  تا  تصمیم گیرندگان و برنامه ریزان  راهبردی اسراییل ، در سالهای اخیر ، توجه خاصی را به این موضوع  داشته باشند . بدین معنی که جاه طلبی های ایران  و قابلیتهای رو به گسترش آن  ، پیامدهای راهبردی استراتژیک- نظامی افزون تری را متوجه اسراییل نموده  و درصورت عدم بررسی عمیق ، میتواند نتایج خطرناکی را در سالهای آینده رقم زند . بنابراین ، با توجه به طیف متنوع و تشدید شده تهدیدات ، از تمرکز تلاشهای  این کشور برای ایجاد یک جبهه نیرومند نظامی علیه اسراییل ( محور مقاومت . م )  از  سوریه و لبنان  تا برنامه ریزی های متمرکز در عراق و در عین حال ، توجه جدی به تقویت حماس ( در باریکه غزه )  و همچنین در طولانی مدت ، سرمایه گذاری  برای دستیابی به  جنگ افزار هسته ای  ( ادعای نویسنده متن . م )  موجب شده است تا  توازن موجود میان این دو بازیگر منطقه ای ، بسرعت دچار دگرگونی شود .
       
      به همین دلیل شناخت روند در پیش گرفته شده توسط ایران ، باعث گردیده تا توجه کارشناسان و تحلیل گران اسراییلی ، بیش از گذشته ، بدان جلب گردد . به  همین دلیل ، تحرک بی سابقه ایران در پازل منطقه ای ، اسراییل را بر آن داشته که حتی با قبول خطر یک مخاصمه فراگیر، با کاربرد زور ، تلاشهای صورت گرفته از سوی ایران را  خنثی نماید.
       
      بدین ترتیب ، تمرکز استراتژی اسراییل در چند سال گذشته ، برروی خنثی سازی برنامه های نظامی ایران در سوریه  قرار گرفته  ، با این وصف ، ماهیت پویا و دینامیک  استراتژی ایران و اقدامات متقابل اسراییل  باعث شده تا بتدریج، رویارویی ها جنبه نظامی بخود بگیرد و این مساله  ممکن است در آینده نه چندان دور ، پتانسیلی را برای برخورد مستقیم ایجاد نماید . این وضعیت درحالی بسرعت پتانسیل شعله ور شدن یک درگیری را پیدا می کند که  اسراییل از سالهای گذشته ، بازدارندگی قابل توجهی را فراهم نموده ( منظور به احتمال زیاد قابلیتهای هسته ای اسراییل باید باشد . م )  و روسیه نیز بشدت در تلاش است  تا طرفین را به خویشتنداری فراخواند . این مساله ، با تشدید تنش ها میان ایران و ایالات متحده  در دو حوزه هسته ای و منطقه ای می تواند با سرعت افزونتری بسوی برخورد سخت افزاری مستقیم پیش رود . اما از آنجایی که  ایالات متحده از گزینه های خاص خود برای خنثی سازی تلاشهای ایران برخوردار است ، این احتمال وجود خواهد داشت که رویارویی ایران و اسراییل در سوریه ، ماهیت متفاوتی بخود گیرد .
       

       
      طراحی ایران در سوریه :
       
      بدنبال وقوع سلسله اتفاقاتی که  در سال 2010 میلادی  در مجموعه کشورهای عرب ( خاورمیانه  و شمال آفریقا ) بوقوع پیوست ، جمهوری اسلامی ایران درصدد برآمد تا از خلاء بوجود آمده  در ساختار سیاسی این کشور ، استفاده نموده  و این روند ، در قالب یک پروژه راهبردی بلند مدت با هدف تقویت شبکه قدرت خود در این حوزه ، آغاز گردید . این مساله  تا سال 2015 و شروع فرآیند برنامه جامع اقدام مشترک ( برجام / JCOPA/ توافق هسته ای )  ادامه پیدا نمود ، تا جایی که برخی تحلیلگران براین اعتقادند که  پویایی این کشور در جنگ علیه دولت اسلامی ( داعش ) و بسط فرآیند نفوذ مستقیم در کشورهایی نظیر سوریه و عراق و ایجاد شبکه قدرت از سال 2016 با شدت افزون تری پیگیری میشود . بدین ترتیب ، ایران در این بازه زمانی ، تلاش می نمود تا براساس یک پیش زمینه تاریخی ، قدرت خود را در سرزمین تاریخی شام ، بین النهرین بسمت سواحل مدیترانه  ( منطقه ای که امروز به شناسه کریدور زمینی یا پل زمینی شناخته می شود ) با فراغ بال بیشتری گسترش دهد .
       
      این تلاش ها ، عمدتا"  و در درجه نخست ، مبتنی بر
      1- حضور فعال در گستره زمینی ،
      2- تاثیر گذاری بر ساختارهای ضعیف حاکمیتی در عراق ، سوریه و لبنان  ،
      3- ایجاد زیرساختهای نظامی و واحدهای نظامی  در مقیاس قابل ملاحضه  در قالب عناصر رزمی نیابتی
       
      که می بایست به طرفداری از تهران ، جنگهای منطقه ای را دنبال نموده  و با استفاده از اهرم های اقتصادی ، بتدریج قدرت ایران را در این منطقه  تثبیت کند ، قابل تعریف است . در واقع ،  علاقه تهران برای دنبال نمودن جاه طلبی های برنامه ریزی شده  ، تمایل این کشور برای ایجاد یک عمق استراتژیک  (strategic depth)  در حوزه ژئواستراتژیک آسیای جنوب غربی  به منظور خنثی سازی تلاش های ایالات متحده برای تضعیف و سرنگونی  حاکمیت قابل تفسیر است .
       

       
       
      با توجه  به این مساله ، سوریه جنگ زده ، یک حلقه بسیار مهم و راهبردی در برنامه بلند مدت ایران بشمار می رود تا به صورت دائمی ، یک بزرگراه  در دسترس به سواحل مدیترانه و از آن مهمتر ، ایجاد یک ارتباط مستمر لجستیکی با حزب ا... لبنان  (  مهمترین و قدرتمندترین اهرم ایران در مرزهای اسراییل )  فراهم گردد .
       
      مقامات ارشد ایران ، با یاد آوری مستمر این مساله که حکومت بشار اسد ، بقای خود را مدیون تلاش های تهران است ، در طولانی مدت هدفگذاری دقیقی برای ادغام هر چه بیشتر حاکمیت سوریه  بعنوان یک شریک فرعی در سر دارد . این امر در حوزه هایی نظیر سیاست داخلی ، اقتصادی ، بخصوص مزیت احتمالی دسترسی به قراردادهای بازسازی و همچنین منابع طبیعی این کشور  و در نهایت بلحاظ نظامی ، از اهمیت بسزایی برای مقامات تهران برخوردار به نظر می رسد .
      با این اوصاف ، نقطه عطف طراحی راهبردی ایران در سوریه از اوایل سال 2016 میلادی آغازشد ، بویژه  پس از اینکه ارتش سوریه و متحدین آن ، نبرد حلب را با موفقیت بسود خود خاتمه دادند . این عملیات که به شکل خاص توسط شاخه "قدس" سپاه پاسداران انقلاب اسلامی طراحی و به مرحله اجرا درآمد ، درواقع ، نقطه آغازی برای تبدیل سوریه به یک جبهه قدرتمند نظامی در برابر اسراییل محسوب می شد .
       
      درآن زمان ، نهادهای اطلاعاتی اسراییل ، ارزیابی های مشخصی را در خصوص اهداف پیدا و پنهان سپاه قدس به فرماندهی قاسم سلیمانی ( سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی . م )  در حوزه تلاش برای توسعه و استقرار دائمی در سوریه و ایجاد قابلیتهای نظامی ارائه نمودند  که خلاصه این تحلیل ها شامل موارد ذیل می گردید :
       
      - ایجاد نیروی زمینی قابل ملاحضه بلحاظ سازمانی
      - ایجاد بسترهای ضروری برای استقرار هواگردهای بدون سرنشین در پایگاه های هوایی سوریه
      - استقرار سامانه های تهاجمی دریایی در دو بندر اصلی نیروی دریایی ارتش سوریه ( لاذقیه و طرطوس )
      - انتقال هزاران فروند راکت و موشک به سوریه
      - انتقال مقادیر انبوهی از مهمات به زاغه های مشخص شده در خاک سوریه
      - انتقال سامانه های دفاع هوایی زمین پایه بومی  وهمچنین انتقال کارخانه های تولید مهمات به سوریه که در خصوص مورد دوم ، این مساله تا حدودی با زیرساختهای قبلی ارتش سوریه ادغام شده است .
      - انتقال و استقرار بیشتر از یکصد هزار نیروی شبه نظامی از جمله ، ایجاد یک نیروی مشابه حزب ا... در مرزهای این کشور با اسراییل
      - ایجاد بسترهای کسب اطلاعات  درست مقابل ارتش اسراییل
      - ایجاد زیرساختهای رزمی در جنوب سوریه و همجوار با مرزهای اسراییل
       
      برای ایران ، مجموعه قابلیتهای ایجاد شده در سوریه ، می بایست به  خط مقدم جبهه در جنوب لبنان که سالها پیش ازاین ، حزب ا... در آن متولد و در یک بازه زمانی 30ساله ، زرادخانه ای عظیم و غیر قابل تصور ( شامل 130 هزار فروند موشک بنا بر برآوردهای اطلاعاتی سازمان های امنیتی اسراییل ) برای آن فراهم گردید ، پیوسته  تا یک جبهه واحد تشکیل گردد . علاوه براین ، ایران در تلاش است تا با حداکثر امکانات موجود به نیروهای نیابتی خود کمک کندتا با ایجاد شبکه ای از تونلها ، زمینه را برای استفاده از آنها در زمان جنگ و نفوذ بدون خطر به داخل اسراییل ، فراهم نماید . این وظیفه ، عمدتا" بردوش حزب ا... بعنوان بخشی مهم از مجموعه بازیگران حال حاضر در سوریه که  برای ادامه حیات  حکومت اسد می جنگند ، قرار گرفته است .
       
       

       
      این وضعیت ، آنچنان از اهمیت زیادی برخوردار بود  که برنامه نظامی ارتش اسراییل  (IDF)  به جای تکیه بر سناریوهای قبلی خود ، شامل جنگ سوم لبنان ( تابستان 2006 ) یا نبردهای 1982 ، بتدریج بر سناریونویسی برای ایجاد یک جبهه شمالی که درآن تمامی واحدهای ارتش با یک جبهه گسترده از سوریه تا لبنان  که مملوء از پرتاب کننده های موشک و عناصر نظامی نیابتی ، روبرو خواهند شد ، متمرکز شده اند .
       
      به اعتقاداین برنامه ریزان ، ایجاد وگسترش چنین جبهه ای  می تواند براحتی اسراییل را دچار چالش جدی نماید . علاوه براین ، مقامات ارشد امنیتی اسراییل براین باورند که چشم انداز حضور بلند مدت ایران در سوریه میتواند تاثیرات مخربی را بر کشورهای همجوار ، بویژه اردن که ثبات درآن برای اسراییل بسیار پراهمیت است ،برجای گذارد .
       
      شایان ذکر است که خط مقدم ایران در جنوب لبنان ، شامل تعداد محدودی نیروی شبه نظامی و حجم عظیمی از راکتهای  کوتاهبرد را می توان با جاه طلبی های هسته ای تهران مرتبط دانست. درواقع ، این دو به گونه ای طراحی شدند که بصورت متقابل ، یکدیگررا تقویت نمایند .
       
      درواقع ، زرادخانه موشکی حزب ا... ، سپری است تا از حمله احتمالی اسراییل به تاسیسات هسته ای ایران جلوگیری بعمل آورد که شباهت زیادی به مدل کره شمالی ( نشانه گیری هزاران موشک بسوی سئول برای ایجاد بازدارندگی )  را نشان میدهد . در حالی که متقابلا ، قابلیتهای هسته ای ایران ( پس از رسیدن تهران به بمب ) میتواند بعنوان یک چتر استراتژیک، همه نیروهای نیابتی و بازیگران تحت هژمونی ایران را  زیر پوشش خود قرار دهد .
       

       
       
      پروژه دقیق (precision project) : 
       
      بخش مهمی از راهبرد ایران که در سطور قبل مورد بررسی قرار گرفت ، متمرکز کردن همه تلاشها  برای ارتقاء قابلیتهای حزب ا... از طریق طراحی و اجرای برنامه دقیق (precision project)  مدت می بایست تحقق یابد . این تلاش ها  به شکل خاص با تبدیل بخش مهمی  از زردادخانه موشکهای قدیمی میانبرد  این گروه به موشکهای برد بلند هوشمند با دقت بالا که به سامانه های هدایت کننده مجهز خواهد شد ، قرار است صورت پذیرد ( در این میان ،بیشتر از 100 هزار تیر موشک کوتاهبرد حزب ا.. شامل  موشکهای کاتیوشا و گراد از این برنامه مستثنی هستند ) .
       
      براساس ارزیابی های اطلاعاتی اسراییل ، هدف از این پروژه ، تسلیح حزب ا... در کوتاه مدت به حداقل 1000 موشک میانبرد و برد بلند با خطای دایره ای (CEP )  ده  متر (10 متر ) خواهد بود . مجموعه این ارزیابی ها نشان میدهد که تهران درصدد است تا به منظور کاهش خطر پذیری حمل موشکهای مونتاژ شده  در کاروان هایی که نسبت به حملات هوایی آسیب پذیر هستند ، نخست امکان تولید صنعتی را در تاسیسات مخفی ( در خاک سوریه و لبنان )  فراهم نموده و پس از آن ، با فراغ بال بیشتری ، انها را به نیروی به کاربرنده ، تحویل دهد .
       
      از دید فنی ، میتوان این پروژه را با با هدف مسلح سازی حزب ا... به نسخه های هدایت شونده  زلزال-2 ( مجهز شده به سامانه هدایت GPS با برد 200 کیلومتر و سرجنگی 600 کیلوگرمی ) و فاتح-110 ( گونه بهبود یافته زلزال مجهزبه سامانه های ناوبری داخلی و افزایش دقت دایره ای آن در مقایسه با دقت قبلی 500-1000 متری ) منطبق دانست .
       
      این موشکها به افزونه های (KIT) که اندازه آنها کوچکتر از یک چمدان مسافری کوچک  بوده و احتمالا به سامانه  های هدایت ماهواره ای GPS/ GLONASS  برای بهبود روند هدایت و پایش زیرسیستم ها ، مجهز است . مضاف براین ، شمار زیادی از راکتهای  ام-302 که خارج از برنامه دقیق هستند نیز بهبود و ارتقاء یافته اند و با این برنامه ، می توان آنها را در قالب موشکهای دقیق خانواده "رعد" ( Raad / ( thunder  طبقه بندی نمود . از اواسط سال 2017 ، ایران در سه نوبت متوالی ، قابلیت آتش موشکی خود را با هدف قرار دادن موقعیت استقرار عناصر دولت اسلامی (داعش . م ) به نمایش گذاشت  ، در حالی که این موشکها برای رسیدن به هدف خود ، صدها کیلومتر برفراز آسمان کردستان عراق و سوریه ، به پرواز درآمده بودند .
       
       

       
      درهمان زمان ،برآوردها نشان میداد که ایران از موشکهای جدید خود ، شامل ذوالفقار ( نوع بهبود یافته فاتح-100 با 700 کیلومتر برد ) ، قیام  ( نمونه بهبود یافته خانواده شهاب با بردی درحدود 800 -750 کیلومتر ) و فاتح-110 بی ( با برد 300 کیلومتر) استفاده نموده است .
       
      نخستین شلیک  در ژوئن 2017 با مشکلات قابل توجهی روبرو شد ، در حالی که شلیکهای صورت گرفته در سپتامبر واکتبر 2018 به شکلی انجام پذیرفت که درجریان آن ، تعدادی از موشکهای مورد استفاده دورتر از اهداف خود به زمین اصابت کردند که  به احتمال زیاد ، این مساله به مشکلات ایرانی ها در حوزه کنترل کیفیت پس ازتولید برمی گردد ، در حالی که بقیه موشکها ، اهداف مورد نظر را با دقت بسیار بالایی مورد اصابت قرار دادند . درکنار موشکهای بالستیک ،ایرانی ها پتانسیل رو به  گسترش خود در زمینه طراحی و تولید پرنده های بدون سرنشین برد بلند را با تحویل آنها به حزب ا... و شبه نظامیان یمنی که ازآنها پشتیبانی می کنند، بخوبی به نمایش گذاشتند . این مساله با هدف قرار گرفتن زیرساختهای نفتی سعودی ، فرودگاه بین المللی ابوظبی و مقامات ارشد یمنی ( شامل فرمانده اطلاعات ارتش یمن ) بسرعت جنبه های پنهان برنامه پهپادی ایران را تا حدودی آشکار نمود . این مساله ، با توجه به انتشار اخباری مبنی بر حضور مشاوران نظامی حزب ا... در یمن و کاربرد گسترده پهپادهای این گروه در سوریه ، تهدید بسیار جدیدی را علیه اسراییل پدید آورده بود .
       

       
      از دید اسراییل ، " برنامه دقیق (precision project)"  ایران ، شاید خطرناکترین مولفه طراحی شده ای باشد که قرار است شکل نهایی آن در سوریه  به منصه ظهور برسد . اکثریت تحلیلگران امنیتی ، براین باورند که  به رغم قدرت نظامی فراهم شده ، اسراییل کشوری کوچک و آسیب پذیر است که مراکز مهم جمعیتی ، زیرساختهای نظامی و اقتصادی آن در منطقه ای به عرض 20 کیلومتر و درازای 80 تا 100 کیلومتر پراکنده شده ، درنتیجه ، مسلح شدن حزب ا... به  تعداد نسبتا" بالایی از موشکهای بادقت بالا ، موجب میشود تا این گروه پتانسیل اولیه  هدف قرار دادن  مولفه هایی که برای امنیت اسراییل  حیاتی بوده و همچنین توانایی آن در ادامه بقاء در یک جنگ فرسایشی را فراهم می آورد ، در اختیار خواهد گرفت واین به احتمال زیاد ، هزینه سنگینی را بر اسراییل تحمیل خواهد نمود .
       
      درآنسوی جبهه ، حزب ا... نیز نیت اصلی خود برای هدف قراردادن زیرساختهای استراتژیک اسراییل را با موشکهای موجود خود ، پنهان نمیکند . رهبر این گروه ،سیدحسن نصرا... در سخنرانی ها و همچنین یک ویدئوی منتشر شده در دسامبر2018 ، بصورت ضمنی ، بدین نکته اشاره می کند که  مجموعه ای از اهداف ، شامل پایگاه های هوایی ، راکتور هسته ای دیمونا ، مقر وزارت دفاع ، مقر ستاد ارتش در تل آویو ، فرودگه بن گورین ، تاسیسات بندری حیفا ، تاسیسات نمک زدایی در سواحل مدیترانه ، تاسیسات پتروشیمی ، نیروگاه های برق و ... برای اقدام مقابل ثبت و هدف گیری شده است .
       

       
      فشار متقابل اسراییل :
      با توجه به رویه تهاجمی ایران در سوریه ، اسراییل به شکل طبیعی از آغاز بحران در این منطقه  ، سعی نموده تا  با گسترش خطوط قرمز ، نقش خود را در بیش از گذشته  در روند تحولات  به نمایش گذارد . در این حوزه ، خطوط قرمز اسراییل در ابتدای جنگ داخلی در سوریه را میتوان در موارد مشخصی نظیر انتقال تسلیحات راهبردی ( و یا به اصطلاح  "تغییر دهنده بازی " / game changing ) به حزب ا... بواسطه شرایط خاص سوریه  ، گسترش تهدید علیه اسراییل در امتداد مرز میان سوریه و اسراییل و همچنین جلوگیری از ایجاد محدودیت برای اجرای عملیات رزمی ، بخصوص برای نیروی هوایی برشمرد .
       
      با توجه به این مساله ، تمرکز اصلی اسراییل درآغاز ، برروی تحرکات عناصر حزب ا..  قرارداشت . اما هنگامی  که ایران  شروع به آغاز اجرای برنامه های بلندپروازانه خود در سوریه نمود و ازسال 2016 ، برشدت فعالیت های خود افزود ، این روند برای اسراییل گران آمد ، بدین معنی که  توسعه فعالیتها و روند  استقرار نظامی ایران در بخشهای گسترده ای از سوریه  ، موجب میشد تا در بلند مدت ، امنیت اسراییل ، بصورت قابل توجهی مورد تهدید قرار گیرد . این در حالی بود که  مقامات ارشد تهران ، در کنار دنبال نمودن استراتژی سرکوب داعش ، به شکل موازی  آنچه که  برنامه "  precision project " نامیده میشد و ماهیتی کاملا نظامی و راهبردی را به نمایش می گذاشت ، دنبال می نمود .
       

      سپهبد گادی  آیزنکوت 
       
      دراوایل سال 2017 ، سپهبد گادی  آیزنکوت  (Lt. Gen. Gadi Eisenkot) که در آن زمان رییس ستاد ارتش اسراییل بشمارمی رفت ، پس از تایید کابینه وقت اسراییل ، کارزار هدفمندی را به منظور مقابله و خنثی سازی با شطرنج پیچیده ایرانی ها در سوریه و وادار نمودن ایران به خارج نمودن عناصر نظامی اش از سوریه در پیش گرفت.
       
      آیزنکوت در جریان پرسش و پاسخ محرمانه ای که تنها بخشهایی از آن منتشر شده ، براین استدلال قرار داشت که اسراییل می بایست با تمامی توان (شامل تمامی مزیتهای اطلاعاتی وعملیاتی  ) طرح های دشمن خطرناک و قدرتمند حاضر در سوریه  ( جمهوری اسلامی ایران . م )  شناسایی و با آن مقابله نماید ، چرا که  در صورت عدم توجه به این مساله ، این امکان وجود خواهد داشت که  در آینده ، شرایط برای مقابله بسیار سخت تر از امروز گردد .
       
      کارشناسان امنیتی براین باورند که استدلال آیزنکوت  را میتوان  ناشی از تجربه  قبلی در خصوص در پیش گرفتن موضع انفعالی در قبال حزب ا.. لبنان  در یک بازه زمانی ده  ساله  ( 1990 تا 2000 )  دانست . همین امر موجب شد تا به استناد اطلاعات منتشر شده توسط منابع معتبر دفاعی ، ارتش اسراییل در بازه زمانی یکساله  ( 2018-2017 ) صدها حمله هوایی را بر علیه  نقاط  استقراری واحدهای ایرانی و همپیمانانش اجرا نماید . این مساله آنچنان برای اسراییل به صورت یک مساله حیاتی درآمده بود که آیزنکوت در مصاحبه ای با نیویورک تایمز اعتراف نمود که نیروی هوایی اسراییل تنها در سال 2018 ،نزدیک به 2000 تن بمب در این حملات بکار برده است .
       

       
       
      به اعتقاد کارشناسان نظامی ، تلاش های IDF را می توان در قالب یک  مفهوم عملیاتی جدید وبصورت "کارزاری میان یک جنگ  / جنگی میان یک جنگ  ( campaigns between the wars) " که در عبری با شناسه  "mabam" نیز شناخته میشود ، به تصویر کشید . این مفهوم را به شکل خاص میتوان بر پایه این ایده که می بایست توانایی های مرگبار نیروی متخاصم را قبل اینکه دریک جنگ محتمل درآینده ، موجبات محدودیت رزمی برای IDF را فراهم آورد ، نابود نمود و یا در حداقل وضعیت ، کاهش داد ، دانست .
       
      اما این نابودی یا کاهش قابلیتهای مرگبار رزمی می بایست به گونه ای اعمال شود که در عین نمایش عزم اسراییل برای مقابله ، بازدارندگی آن را نیز به منصه ظهور رسانده  و کارایی علمیاتی دشمن را در چهارچوب زمانی مشخصی به تاخیر انداخته  و از گسترش و تقویت آن جلوگیری بعمل آورد .
       
      به همین سبب ، رفتار اسراییل از آغاز جنگ داخلی در سوریه  را با هدف مدیریت شکاف میان جاه طلبی های نیروی  متخاصم ، در عین عدم تمایل آن برای ورود به یک درگیری مستقیم مسلحانه  می توان مورد تبیین قرار داد .
       
      بدین سان ، اثر بخشی  ایده استفاده از مفهوم mabam بر علیه ایران درسوریه را می توان مبتنی بر عناصر ذیل دانست :
      1-شناسایی صحیح و اولویت بندی طیف متنوع تهدیدات که در گستره زمینی سوریه بعنوان اهداف ارزشمند ، پراکنده شده اند . این اهداف ، نه تنها شامل عناصر نیابتی ، بلکه شامل عناصر نظامی ایرانی نیز می شود .
      2- دستیابی به اطلاعات جاسوسی به روز با وضوح بالا
      3- ایجاد امکان برای اجرای حملات ضربتی دقیق با حداقل تلفات جانبی برای IDF
      4- ایجاد فضا و مشروعیت سیاسی برای دنبال نمودن این کارزار
      5- ارزیابی دقیق از رفتار دشمن ، بررسی روند منطقی حرکات آن  به منظور برنامه ریزی باهدف اجرای کامل استراتژی  جنگی میان جنگ دیگر (campaign between the wars) تا نیت اصلی ، یعنی احتراز از وقوع یک جنگ دیگر به حریف منتقل شود ، ضمن اینکه ارزیابی دقیق به معنای دنبال نمودن روند شناسایی پتانسیل های بالقوه دشمن نیز خواهد بود .
      6- استمرار روند طراحی شده و همزمان بسط تجارب بدست آمده و اعمال آن در آینده
      7- ارسال پیام های مستمر به نیروی متخاصم به منظور القای وجود آمادگی روانی و فنی برای نیل به اهداف طراحی شده کارزار تا زمانی که لازم باشد .
       
      درواقع ، رویکرد mabam اسراییل در سوریه ، شامل یکسری کارزار اطلاعاتی  محاسبه شده است ، بدین صورت که برخی مواقع ، هویت واقعی موقعیتهای مورد نظر ، قبل از حمله بواسطه رسانه های مختلف ،افشاء شده  تا مسئولیت  هرگونه تلفات جانبی  و ایجاد فشار روانی و رسانه ای از سوی طرف مقابل به کمترین حد خود تتزل یابد .
       
      پی نوشت :
      1- ادامه دارد ............
      2- استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی در انجمن میلیتاری ، براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی " منوط به  ذکر دقیق منبع است . امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری )  بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند./ MR9 
    • توسط MR9
      بسم ا...
       
      گسیل پدافند هوایی مدرن باور-373 به سوریه/ ایران اجازه زدن بدون هشدار قبلی هواپیماهای اسراییلی را در آسمان سوریه دریافت کرده است
       
       
      منابع اطلاعاتی رژیم صهیونیستی می گویند، ارتش روسیه اجازه هدف قرار دادن بدون هشدار قبلی هواپیماهای اسرائیلی را در سرتاسر آسمان سوریه به ایران داده است.
       

       
      سفررییس ستاد کل نیروهای مسلح به سوریه
       
       
    • توسط super_comando
      آفتاب: فرمانده واحد پدافند موشکی نیروی هوایی روسیه گفته‌است که جدیدترین سیستم پدافندی این کشور موسوم به S-400 از هفته آینده در اطراف مسکو مستقر شده و تا پایان سال 2015 حراست از اتمام مراکز مهم اقتصادی و سیاسی روسیه را بر عهده‌دار شده و شانس وقوع هرگونه حمله پیش دستانه خارجی را به حداقل خواهد رساند . به گزارش خبرگزاری ریانووستی، سرتیپ الکساندر گورکوف روز پنج‌شنبه با اعلام این خبر گفت: «اولویت اول، حراست از حریم هوایی مسکو است و به همین منظور این سیستم از هفته آینده در مراکز مهم اطراف مسکو مستقر خواهد شد. بعد از آن S-400 در دیگر مناطق کشور نیز مستقر خواهد شد». وی افزود که این سیستم جدید طی دو مرحله در اختیار نیروی هوایی روسیه قرار خواهد گرفت، به گونه‌ای که تا آغاز سال 2010 شهرهای بزرگ و مناطق اطراف آنها را شامل می‌شود و در مرحله دوم یعنی تا سال 2015 پوشش هوایی بقیه مناطق کشور را نیز در بر خواهد گرفت. به گفته گورکوف به غیر از S-400، نمونه‌های مدرنیزه شده بقیه محصولات صنایع نظامی روسیه نیز به‌زودی در اختیار واحد پدافند ضدموشکی قرار خواهد گرفت. وی گفت که این تسلیحات شامل سیستم‌های پدافندی با برد کوتاه، متوسط و دور می‌شود. به ادعای تحلیلگران نظامی روسیه سیستم پدافند موشکی S-400 قابلیت انهدام همه اجسام پرنده از جمله هواپیما، هواپیماهای بدون سرنشین و موشک‌های بالستیک با هر سرعتی را دارا است . حداکثر برد این موشک‌ها از نظر مسافت 400 کیلومتر و از لحاظ ارتفاع 30 کیلومتر است. تفاوت عمده S-400 نسبت سیستم‌های مشابه آن است که کلاهک‌ موشک‌های این سیستم به ابزارهای نشانه‌روی خودکار در آسمان مجهز شده‌اند. گفتنی است موضوع استقرار سپر دفاع موشکی آمریکا در اروپای شرقی باعث تکاپوی شدید فرماندهان ارتش روسیه شده‌است. روس‌ها می‌گویند که استقرار این سیستم موازنه استراتژیک کنونی در قاره اروپا را از بین برده و قابلیت پیش‌دستی آمریکا در هر برخورد نظامی احتمالی را افزایش می‌دهد.
    • توسط EBRAHIM
      در ادامه جوسازي هاي اسراييل عليه برنامه هاي صلح آميز هسته اي ايران روزنامه اسرائيلي جروزالم پست به نقل از يکي از مقامات عالي رتبه IDF (يگان ويژه دفاع هوايي اسرائيل) در گزارشي مدعي شده است سيستم دفاع موشکي ضدبالستيک اسرائيل به نام Arrow-2 (پيکان – 2) قادر است کليه موشک هاي ايراني (حتي موشک هايي که کلاهک هسته اي حمل مي کنند) را هدف قرار داده و آن را نابود کنند! اين روزنامه در ادامه مدعي شده از آنجايي که ايران خطرناکترين دشمن اسرائيل و يک تهديد نظامي عليه موجوديت اين کشور است سيستم دفاع موشکي Arrow-2 نقش حياتي در تامين امنيت اسرائيل به عهده دارد. ژنرال ايلان بيتون فرمانده يگان ويژه دفاع هوايي اسرائيل در مصاحبه با اين روزنامه گفت اين سيستم توانايي بسيار بالايي در هدف قرار دادن موشک هاي اسکاد که تعداد زيادي از آن در اختيار سوريه است را دارد و ما به علت تهديداتي که از جانب موشک هاي شهاب 3 ايراني احساس مي کرديم آن را تقويت کرديم. ژنرال بيتون در ادامه صحبت هاي خود مدعي شد اصلاحات سيستم Arrow-2 که به تازگي اعمال شده قادر است موشک هايي که دو کلاهک جداگانه که يکي از آنها براي گمراه کردن سيستم هاي ضدموشک است را شناسايي کرده و آن را نابود کنند. وي در پاسخ به اين سؤال که آيا انهدام موشک ها در آسمان اسرائيل به ويژه موشک هايي که کلاهک هاي نامتعارف حمل مي کنند خطري براي اين کشور ايجاد نمي کنند گفت موشک هايي که به سمت اسرائيل شليک شوند در يک ارتفاع بالا به گونه اي هدف قرار مي گيرند که به صورت کلي نابود شده تا نتوانند خطر و خساراتي را وارد آورند. اين ژنرال اسرائيلي در ادامه صحبت هاي خود گفت ما هميشه بايد يک مرحله جلوتر از دشمنانمان باشيم. آنها موشک هاي خود را به سيستم هاي الکترونيکي بسيار پيشرفته اي براي گمراه کردن سيستم هاي ضد موشک مجهز کرده اند و ما هم شيوه هايي را طراحي کرده ايم که آنها را شناسايي کرده تا بتوانيم موشک هايي که به سوي اسرائيل مي آيند را نابود کنيم. اين سيستم دفاع موشکي آخرين بار در ماه دسامبر با موفقيت آزمايش شد. در جريان اين آزمايش اين سيستم توانست يک موشک دور برد شبيه سازي شده شهاب را در ارتفاع بسيار بالا هدف قرار داده و آن را نابود کند. در حالي که سيستم Arrow-2 در خط مقدم دفاع ضد موشکي اسرائيل براي مقابله با موشک هاي شهاب قرار دارد سيستم دفاع ضد موشکي پاتريوت نيز قرار است به عنوان سيستم پشتيباني دفاع ضد موشکي اسرائيل از سيستم Arrow-2 پشتيباني کند. اسرائيل دو سکوي پرتاب موشک سيستم Arrow-2 دارد که يکي از آنها در منطقه پالماحيم براي حفاظت از تل آويو و ديگري در منطقه عين شمر در شمال اسرائيل قرار دارد. اسرائيل دو سکوي پرتاب موشک سيستم Arrow-2 دارد که يکي از آنها در منطقه پالماحيم براي حفاظت از تل آويو و ديگري در منطقه عين شمر در شمال اسرائيل قرار دارد. اين ژنرال اسرائيلي مدعي شد، تنها اسرائيل نيست که از جانب موشک هاي شهاب ايران احساس ناامني و تهديد مي کند بلکه کشورهاي اروپايي که در تير رأس موشک هاي ايراني هستند نيز مذاکرات خود را براي خريد سيستم هاي مشابه Arrow-2 آغاز کرده اند. چندي پيش فرماندهان عالي رتبه نيروي هوايي ترکيه در رسانه هاي اين کشور اعلام کردند از آنجا که موشک هاي شهاب -3 ايراني قادر هستند،‌ اهدافي را در سراسر ترکيه هدف قرار دهند ترکيه مايل است موشک هاي ضد شهاب از اسرائيل خريداري کند. قابل توجه است که اسرائيل ساخت و طراحي سيستم دفاع ضدموشکي Arrow-2 را از 12 سال قبل و بعد از حمله موشکي صدام حسين به اسرائيل آغاز کرده تا بتواند يک سپر دفاعي قدرتمندي در برابر موشک هاي اسکاد به وجود بياورد.... ژنرال بيتون همچنين گفت: کشورهاي اروپايي به صورت فعال در حال کار بر روي سيستم دفاع ضدموشکي خود هستند و اينطور ادامه داد که اسرائيل از جانب کشورهاي عربي همسايه خود نيز احساس ناامني مي کند و براي همين ما در حال تلاش براي به روز کردن توان دفاعي خود هستيم تا بتوانيم هميشه يک مرحله جلوتر از دشمنان خود باشيم. قابل توجه است که اسرائيل ساخت و طراحي سيستم دفاع ضدموشکي Arrow-2 را از 12 سال قبل و بعد از حمله موشکي صدام حسين به اسرائيل آغاز کرده تا بتواند يک سپر دفاعي قدرتمند در برابر موشک هاي اسکاد به وجود بياورد. ارتش اسرائيل در طراحي اين سيستم نه تنها دفاع در برابر تهديدات سابق را مدنظر قرار داده بلکه ساخت سيستمي براي مقابله با موشک هائي با سرعت بالاتر و حامل کلاهک هاي چند منظوره در آينده را نيز در دستور کار خود قرار داده و تا به حال 5/2 ميليارد دلار در اين زمينه سرمايه گذاري کرده است. اين روزنامه در انتهاي گزارش خود به اين موضوع اشاره کرده که با وجودي که اسرائيل توانسته سيستم دفاع موشکي در برابر موشک هاي شهاب بسازد هنوز نتوانسته است بسياري از شهرهاي اسرائيلي را از خطر حملات موشک هاي کاتيوشا توسط حزب الله محافظت کند. اين ژنرال اسرائيلي در آخر گفت سيستم مورد نظر نمي تواند موشک هاي با برد کمتر از 70-60 کيلومتر را هدف قرار دهد و گفت ما در حال تلاش هستيم که اين سيستم را اصلاح کرده تا بتوانيم با خطرات موشکي حزب الله مقابله کنيم. مطمئنا روزي راه حلي پيدا خواهيم کرد. تنها مشکل فعلي ما مشکلات مالي است. -------------------------- inrozha.com
    • توسط Blaze
      \

      ميراژ 5 يك هواپيماي ضربتي مافوق صوت است كه در فرانسه و در خلال دهه 1960 توسط صنايع هوايي داسو طراحي شد و علاوه بر اين كشور در جند كشور ديگر هم توليد يا مونتاژ شد.
      طرح اين جنگنده از سلفش يعني جنگنده موفق ميراژ 3 الهام گرفته شد و در اغاز خود يكي از نمونه هاي ميراژ3 به حساب ميامد اما بعدا از اين جنگنده چند نوع مختلف توليد شد.
      اين جنگنده وجود خود را مديون يشنهادي است كه از طرف نيروي هوايي رژيم صهيونيستي در سال 1966 به شركت داسو ارائه شد چون عملا بعد از پيشنهاد بود كه كار طراحي و نمونه سازي اين پرنده در اين شركت سرعت گرفت.



      از آنجا كه آب و هواي خاور ميانه برعكس اكثر نقاط اروپا در بيشتر روزها صاف و آفتابي است اسراييلي ها پيشنهاد كردند كه جايگاه افسر تسليحات شامل كاكپيت و ساير متعلقات از روي نمونه اصلي ميراژ 3 حذف شود تا هم هزينه تعمير و نگهداري كاهش يابد و هم به جاي آن بتوانند ظرفيت مخازن اصلي سوخت را براي حملات ضربتي و برد بلند افزايش دهند.
      سر انجام اولين نمونه از اين جنگنده كه تنها تفاوتش با ميراژ3 دماغه قلمي تر و جايگاه عقب رفته تر خلبان بود و مانند اكثر محصولات شركت داسو بالهايي دلتا شكل داشت در 19 مي سال 1967 به پرواز درآمد.
      اين پرنده مسلسل دو لول ميراژ3 را حفظ كرده بود اما براي حمل ميزان بيشتري سوخت و مهمات دو پايلون به آن اضافه شده بود كه تعداد آنها را به 7 عدد ميرساند و اين عمل خود موجب گشت تا ميزان حمل مهمات در اين جنگنده به 4000 كيلوگرم برسد.




      افزايش تنش ها در خارميانه ميان اسراييل و اعراب باعث شد تا شارل دو گل رئيس جمهور وقت فرانسه تصميم خود ميبني برعدم تحويل ميراژ ها به رژيم صهيونيستي را در سوم ژوئن سال 1967 اعلام نمايد.
      اما با وجود اينكه اسراييل به عنوان مشتري درجه يك ميراژ5 تحريم بود خط توليد اين جنگنده كماكان به فعاليت خود ادامه ميداد و نهايتا تا اواخر سال 1968 توانست بسته 50 فروندي انها را اماده نمايد و در اين هنگام بود كه اسراييلي ها توانستند با پيشنهاد پرداخت اخرين مبالغ به اين هواپيما دستيابي پيدا كنند.
      در سال 1969 و در حالي كه هنوز مبالغي از قرارداد توسط اسراييلي ها پرداخت نشده بود مسئولان نيروي هوايي اين رژيم از دولت فرانسه تقاضا كردند كه خلبانان و تكنيسين ها اين رژيم كه در فرانسه مشغول ديدن دوره هاي اموزشي بودند براي ادامه دوره خود به جزيره كورسيكا واقع در درياي مديترانه منتقل شوند و استدلالشان هم اين بود كه چون چون خاورميانه بر عكس مناطق اروپايي زمستانهاي سرد و برفي ندارد و اين جزيره نيز داراي اب و هوايي مانند خاور ميانه ميباشد بهتر است براي اينكه خلبانان ساعات بيشتري را اموزش ببينند به اين جزيره منتقل شوند.
      در اغاز دولت فرانسه مخالفتي نداشت اما هنگامي كه از قصد اسراييلي ها براي نصب مخازن سوخت خارجي روي جنگنده ها در راه انتقال به اين جزيره خبر دار شد به قضيه مشكوك شد و جلوي انتقال ها را گرفت كه در نهايت باز اين اسراييل بود كه به سبب نيازش به اين جنگنده تسليم شد و مابقي مبالغ را نيز پرداخت كرد.
      اما عليرغم تمامي اين شرايط همكاري ها بين فرانسه و اسراييل ادامه پيدا كرد اما اينبار نه به طور عادي بلكه به صورت مخفي و غير علني و در اين زمان بود كه نيروي هوايي اسراييل در حالي 50 فروند از جنگنده هاي جديد ميراژ5 خود را دريافت كرد كه اين جنگنده ها بر طبق استاندارد نيروي هوايي فرانسه و به منظور خدمت در اين كشور ساخته شده بودند.



      در نهايت و در خلال سالهاي 1971 تا 1974 اين جنگنده ها به نيروي هوايي اسراييل تحويل شدند و به اين علت كه متخصصين اسراييلي به خوبي در فرانسه آموزش ديده بودند و كاملا با قابليت ها و نكات فني مربوط به تعمير و نگهداري از اين پرنده اشنا بودند دولت اسراييل تصميم گرفت تا با بدست اوردن نقشه هاي فني اين پرنده اقدام به توليذد بومي ان كند و نهايتا با استفاده از شيوه هاي مختلف موفق به بدست اوردن اين نقشه ها شد و دست به توليد بومي ميراژ5 كرد كه اكنون ان را به نام نشر ميشناسيم.



      اما بهتر است نگاهي به ساير جوانب اين جنگنده بندازيم.
      اين جنگنده نيز مثل ميراژ3 با استقبال گسترده اي روبرو شد به طوري كه گونه هاي مختلفي از ان ساخته و بعضا صادر شدند كه داراي طيف هاي وسيعي از ايونيك پروازي بودند كه در بعضي موارد امكان انجام عمليات رهگيري را به اين جنگنده ضربتي ميدادند.
      مثلا در مورد ميراژهاي بلژيكي ميتوان گفت كه اين جنگنده ها ازسيستمهاي پروازي امريكايي استفاده ميكردند يا ميراژهاي مصري كه از ايونيك هواپيماي الفا جت بهره ميبردند.
      نمونه هايي از اين جنگنده نيز به منظور انجام ماموريت هاي شناسايي و اموزشي طراحي و ساخته شدند كه به ترتيب Mirage 5R و Mirage 5D نامگذاري شدند كه البته با يك مقايسه كوچك ميان نمونه هاي شناسايي و تمريني ميراژ3 و ميراژ5 ميتوان دريافت كه اين نامگذاري بيشتر تبليغاتي بوده و به منظور بازاريابي براي صادرات انجام شده چرا كه در بسياري از موارد و قطعات نمونه هاي تمريني و شناساي ميراژ 3 و 5 در حقيقت يكي هستند.
      در نهايت تعداد 582 فروند از اين جنگنده ساخته شد كه شامل 51 فروند نشر نيز ميشود.




      اما گونه هاي مختلف اين جنگنده:

      Mirage 5 : جنگنده ضربتي تك سرنشينه
      Mirage 5AD : نمونه صادراتي اين جنگنده به امارات (تنها 12 فروند ساخته شد)
      Mirage 5EAD: جنگنده تك سرنشينه مجهز به رادار براي حمله به هوا يا زمين. ساخته شده براي امارات(14 فروند)
      Mirage 5BA : جنگنده تك سرنشينه ساخته شده براي بلژيك و مجهز به ايونيك امريكايي(63 فروند ساخته شد كه62 فروند ان تحت ليسانس در SABCA توليد شد)
      Mirage 5COA: ساخته شده براي كلمبيا(14 فروند)
      Mirage 5D: ساخته شده براي ليبي(53 فروند)
      Mirage 5DE: جنگنده تك سرنشينه داراي رادار حمله به هوا و زمين. ساخته شده براي ليبي
      Mirage 5F: نمونه استاندارد براي نيروي هوايي فرانسه.
      Mirage 5G: نموئنه صادراتي براي گابون(3 فروند)
      Mirage 5G-2 : نمونه ارتقا داده شده براي گابون.
      Mirage 5J: نمونه هاي تحويل شده به اسراييل
      Mirage 5M: نمونه صادراتي براي زئير(از 14 فروند فقط 8 تا تحويل شد)
      Mirage 5MA Elkan: نمونه ارتقا يافته از 5BA براي صادرات به شيلي
      Mirage 5P: نمونه صادراتي به پرو(22 فروند)
      Mirage 5P Mara: نمونه ارتقا يافته Mirage 5P براي صادرات به ارژانتين
      Mirage 5P3: نمونه ارتقا يافته براي پرو(10 فروند)
      Mirage 5P4: نمونه ارتقا يافته باز هم براي پرو(2 فروند)
      Mirage 5PA: جنگنده تك سرنشينه ضربتي بدون رادار براي پاكستان(28 فروند)
      Mirage 5PA2: نمونه ارتقا يافته همراه با رادار Cyrano IV براي پاكستان(28 فروند)
      Mirage 5PA3: نمونه ارتقا يافته براي پاكستان داراي رادار Agave براي شليك موشك ضد كشتي اگزوست



      Mirage 5SDE: نمونه مجهز به رادار براي مصر
      Mirage 5E2 : نمونه ضربتي بدون رادار براي مصر(16 فروند)
      Mirage 5V: نمونه صادراتي براي ونزوئلا(6 فروند)


      Mirage 5R: نمونه تك سرنشينه براي مقاصد شناسايي
      Mirage 5BR : نمونه شناسايي براي بلژيك( از 27 فرودن در كل 23 فروند در بلژيك توليد شد)
      Mirage 5COR : نمونه صادراتي به كلمبيا
      Mirage 5DR: نمونه صادراتي براي ليبي(10 فروند)
      Mirage 5RAD: نمونه صادراتي براي امارات(3 فروند)
      Mirage 5SDR: نمونه صادراتي براي مصر(6 فروند)


      Mirage 5Dx: نمونه اموزشي دو سرنشينه
      Mirage 5BD: نمونه بلژيكي(15 فروند از 16 تا در بلژيك توليد شد)
      Mirage 5COD: نمونه اي براي كلمبيا(2 فروند)
      Mirage 5DAD: نمونه اي براي امارات(3 فروند)
      Mirage 5DD: نمونه اي براي ليبي(15 فروند)
      Mirage 5DG: نمكونه اي براي گابون(2 فروند در سال 1978 و 2 فروند در سال 1984 تحويل شدند)
      Mirage 5DM: نمونه اي براي زئير(3 فروند)
      Mirage 5DP:نمونه اي براي پرو(4 فروند)
      Mirage 5DP3: نمونه ارتقا يافته Mirage 5DP براي پرو



      Mirage 5DPA2: نمونه اي براي پاكستان(2فروند)
      Mirage 5MD Elkan : نمونه ارتقا يافته 5BD (به شيلي فروخته شد)
      Mirage 5SDD: نمونه اي براي مصر(6 فروند)

      Mirage 50 :
      در دهه 1960 شركت داسو موتور توربو جت Atar 09C كه موتور استاندارد جنگنده ميراژ 5 بود را با موتور جديدتر Atar 09K-50 تعويض كرد كه نتيجه اين امر نرخ صهود بهتر و همچنين بهتر شدن ويژگيهاي برخاست اين جنگنده بود و همين طور براي اين جنگنده ار ايونيك پيشرفته تر و رادار Cyrano IV نيز استفاده شد و شركت داسو اسم اين پرنده را ميراژ50 گذاشت اما بر خلاف نمونه قبلي( ميراژ5) اين جنگنده با استقبال خوبي روبرو نشد و فقط به شيلي و ونزوئلا صادر شد.


      http://gallery.military.ir/albums/userpics/mirage_5.jpg

      Mirage 50C: نمونه صادراتي به شيلي
      Mirage 50FC: 8 فروند از نمونه هاي Mirage 5F كه موتورشان با موتور جديد تعويض شده بود و به شيلي فروخنه شدند.
      Mirage 50DC: نمونه تمريني دو سرنشينه براي شيلي.(از كل 3 فروند 2 فرودن انها از موتور كم توان تر Atar 9C-3 بهره ميبردند)
      Mirage 50EV :نمونه ارتقا يافته Mirage 5V براي ونزوئلا مجهز به موتور Atar 9K-50 و ايونيك پيشرفته تر و كانارد.
      Mirage 50DV: نمونه هاي ارتقا يافته Mirage IIIDV/5DV براي ونزوئلا . شبيه به استاندارد 50EV




      اما كاربران اين جنگنده:
      امارات: اين كشور پس از بازنشسته كردن جنگنده هاي خود انها را به پاكستان فروخت.
      ارژانتين: در سالهاي 1978 تا 80 اين كشور 38 فروند نشر به همراه 4 فروند از نمونه تمريني از اسراييل دريافت كرد كه به دشنه(dagger) معروف شدند.
      البته اين كشور 2 فروند از نمونه هاي فرانسوي و 12 فروند از نمونه هاي اسراييلي(دشنه) خود را در جنگ فالكلند از دست داد كه در ان زمان كشور پرو براي اثبات اتحاد خود با اين كشور 10 فروند از ميراژهاي خود را تحت عنوان Mirage Mara جهت جبران خسارت وارده به ارژانتين صادر كرد.
      بلژيك: پس از بازنشسته كردن ميراژهاي خود انها را به شيلي فروخت.
      شيلي:اين كشور ميراژهاي خود را در سالهاي 2006 و 2007 بازنشسته كرد.
      كلمبيا:اين كشور در حال جايگزيني ميراژهاي خود با كفير ميباشد.
      اكوادور:ونزوئلا ميراژهاي خود را به اين كشور بخشيد.
      فرانسه و زئير و ليبي و ونزوئلا : ميراژهاي خود را بازنشسته كرده اند.
      پاكستان: قصد دارد تا سال 2015 انها را بازنشست كند.
      گابون:هنوز اين هواپيما ها را در اختيار دارد.

      مشخصات فني:

      نقش: ضربتي
      شركت سازنده: داسوبرگه(فرانسه)
      خدمه:1 نفر
      طول:15.55 متر
      عرض بالها:8.22 متر
      ارتفاع:4.50 متر
      مساحت بالها: 35.00 متر مربع
      وزن خالي:7.150 تن
      حداكثر وزن برخاست:13.700 تن
      پيشرانه: يك موتور توربو جت 9C SNECMA Atar با كشش 41.97 كيلو نيوتن در حالت خشك و 60.80 كيلو نيوتن در حالت يس سوز
      حداكثر سرعت: 2.2 ماخ معادل 2350 كيلو متر بر ساعت
      سرعت كروز: 956 كيلومتر بر ساعت
      برد رزمي: 1250 كيلومتر(با حداكثر ميزان سوخت داخلي و مخازن خارجي به همراه 800 كيلوگرم بمب)
      برد گذري:4000 كيلومتر
      سقف پروازي: 18 كيلومتر
      نرخ صعود: 186 متر بر ثانيه

      تسليحات:
      2 مسلسل 30 ميلي متري DEFA 552 با 125 فشنگ براي هركدام
      دو غلاف راكت يا سوخت Matra JL-100 با توان حمل 250 ليتر سوخت يا 19 راكت 68 ميلي متري SNEB
      دو موشك حرارت ياب سايدوايندر يا R550 Magics
      4 تن بمب


      منبع: ماهنامه جنگ افزار شماره 60
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.