امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

 

 اين ادعاي بزرگي است ولي اتفاق افتاده ، شوخي نيست ، اين مطلب به تائيد حاج حسين خرازي رسيده است و قول اوست که به وسيله سلاح اس وی دی چند هزار دشمن بعثي را به هلاکت رسانيده و چندين فرمانده عراقي را از ميان برداشته است.

 
 

 

 

 

این یه بیوگرافی از ایشون هست که سال ۹۱ نوشته شده....

کتابی که در موردشون نوشته شده برای سال پیش(۹۲) هست...

 

اطلاعات دیگه‌ای برای قبل از این مورد در دست نیست....

 

نمی‌دونم ایا ما توی سپاه و ارتش تعداد اسنایپ ها و یا کشته ها رو ثبت میکردیم؟ اگر بله، ایا لیستی تهیه شده از بهترین اسنایپر های زمان جنگ؟؟

اسلحه‌هایی که شکارها باهاش صورت گرفته، عملیات هایی که شکارها صورت گرفته و فاصله‌هایی که شکار صورت گرفته؟؟؟

 

به هر صورت اینها همه المان‌های ثبت شکار و تایید اون هستش که باید در کنار هم باشن...

  • Upvote 6
  • Downvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

سلام

ممنون

فکر می کنم یه نفر باید بره سراغ ادیب

کسی به ایشون دسترسی داره؟؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

چند هزار یک مقدار غیر عادی نیست؟!

 

 

سوال من هم همینه....

شخصا احتمال میدم در زمان جنگ هرگز امار شکارها ثبت نشده برای تک‌تیرانداز ها و این عدد غیر واقعی هست....

حالا باید دید کسی خبر داره از اماری گیری که ببینیم یا نه؟

  • Upvote 3
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

سلام. مگه آمار بقیه اسنایپرها که برای کشورهای دیگه هستن و ازشون قهرمان ساختن چقدر مستند و قابل اعتماد هست؟ همین که یه نفر که نظامی نیس بره جبهه و اسلحه دوربین دار بگیره دستش کار بزرگی هست ، چه برسه چند نفرو بکشه. اگه این شهید تو جنگ جهانی تو گروه متفقین بود الان هر کدوم ما چندتا فیلم در موردش دیده بودیم یا بازی کامپیوتری کرده بودیم. داستاناشم همه حفظ بودیم.حداقل کشور ما داره تو جنگ فرهنگی بد عمل میکنه.کشورای دیگه قهرمان ندارن رو میارن به بن 10 و مرد عنکبوتی ما اینا رو داریمو کسی خبر نداره . حالا اصلا 10 نفرو کشته باشه به نظر من قهرمان ملی هست طرف

  • Upvote 4
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

توجه داشته باشید امار رسمی همون 700 شلیک موفق هست که معلوم نیست چند تاش شلیک مرگ اور بوده... من نمیدونم دوستان عزیز چرا رو چند هزار مانور میدن...

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

چند هزار یک مقدار غیر عادی نیست؟!

 

و 70 شلیک موفق ... آن هم در مقابل احتمالا چند صد نفر؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!! و در زمان محدود؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!

 

دوستان اسطوره سازی بکنید ولی این دیگه فقط کار آرنولد محل ما می تونه باشه و بس. البته با عرض معذرت.

 

شاید اینجا خیلی از دوستان سلاح دراگونوف SVD رو از نزدیک هم ندیده باشن ولی من شخصا با سلاحی (رمینگتون 700 یکی از دوستان) به مراتب بهتر از این تیراندازی کردم. باور بفرمائید تک تیراندازی فقط اون + خوشگل نیست که بگیری سمت هدف و بوم. 70 شلیک موفق در آن واحد که چه عرض کنم حتی 7 شلیک موفق هم از عهده قریب به اتفاق افراد نه از عهده قریب به اتفاق تک تیراندازها هم خارجه. رمینگتون 700 از نظر ارگونومی، دقت، قابلیت اطمینان، پایداری و در نتیجه کیفیت ساخت به حدی خوب هست که مقایسه اون با دراگونوف بیشتر شبیه جک هست. با این حال تیراندازی پیاپی موفق اون 70 مرتبه و اون هم در شرایط عادی دور از ذهن هست چه برسد به شرایط جنگی و وقتی تنها هستی و مقابلت هم صدها نفر فرد مسلح آموزش دیده هستند. با عرض معذرت و احترام تمام جکی بیش نیست.

  • Upvote 4
  • Downvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
اهالی کهکلویه و همچنین چهار محال ذاتا تیرانداز های خوبی هستن. و البته خیلی هاشونم از کودکی با سلاح خوبی مثه برنو کار میکنن.دقتی که برنو داره واقعا بی نظیره.کسی که خیلی با برنو کار کرده باشه شلیک با دراگانوف براش اونقدرام سخت نیست.
البته متم معتقدم 700تا خیلی زیاده
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

تک تیر اندازی در جنگ فقط به اسلحه مرتبط نیست ، بلکه جاگیری مناسب نسبت به دشمن ، اختفا ، دقت تک تیر انداز و بعد دقت اسلحه و کیفیت مهمات مسئله است . همین رو بدونید که در شلیک با رمینگتون و یا سایر سلاح هایی که روشون دوربین نصب میشه ، بعد از چند شلیک (مختلف) تنظیم دوربین و کوپل شدنش با لوله در مسیر هدف به هم میخوره و دقت بشدت پایین میاد ، دراگنوف دوربین به غایت دقیقی داره و به نقلی حتی بعد از 20 خشاب شلیک تنظیمش بهم نمیخوره ، تفاوتش هم در رمینگتون در این هست که نیمه خودکار هست و بعد از شلیک هدف رو میتونید همچنان در سایتتون مشاهده کنید ، اما با رمینگتون همینکه گلوله بعدی رو بزاری و مسلح کنی هدف رو دیگه نمیبینی ،..

دراگنونف تفنگی به واقع کاربردی و صالح برای شارپ شوتر هاست .

 

رو سلاحی که من باهاش کار کردم یه دوربین اشتاینر آلمانی 3800 دلاری بسته بودن که گارانتی مادام العمر داره. دوربین 50 دلاری چینی نیست که با چند شلیک نیاز به تنظیم دوباره داشته باشه. طرف فقط 110 میلیون تومان پول اسلحه داده. حالا چطور این سلاح وارد کشور شده و مجوز هم گرفته واقعیتش من هم خبر ندارم. ولی این دوستمون در حال حاضر ساکن ارومیه هست و اسلحه هم دستشه. با سند و مجوز.

 

اینها رو گفتم که سوالات خاص در ذهن دوستان به وجود نیاد که سلاح ال هست و بل هست و ...

 

یک تک تیرانداز مبتدی هم می تونه سلاح بولت اکشن رو در کمتر از 3 ثانیه بعد از شلیک مسلح کنه طوری که هدف از دیدش خارج نشه. باور بفرمائید مقایسه دراگونوف و رمینگتون 700 مثل مقایسه فیل و فنجان هست. با سلاح AK47 تا به حال شلیک پیاپی داشتید؟ اگر با این اسلحه 2-3 خشاب پشت سر هم شلیک کنید گلوله های بعدی تضمینی وجود نداره که در فاصله صد متری هم حتی به هدفی در حد و اندازه یک انسان بالغ برخورد کنه. دراگونوف هم دقیقا از این مشکل رنج میبره. آلیاژ لوله رمینگتون 700 شاید فقط به پای معدود سلاح هایی نرسه که قیمت های نجومی دارن. مثل بلازر آلمانی، اکیوریسی اینترنشنال انگلیسی یا مک میلان آمریکایی. مقایسه این سلاح با اسباب بازی های روسی جکی بیش نیست.

 

مورد بعدی اینکه همونطور که خودتون هم فرمودید در مقوله تک تیراندازی محل اختفا و حفظ اون هم خیلی مهمه. بعد از 5 شلیک پیاپی تک تیرانداز هر چقدر هم حرفه ای باشه به احتمال زیاد محل اختفاش لو می ره. دیگه 70 شلیک پیاپی که جای خود دارد. اصولا تک تیراندازها مهره های کلیدی دشمن رو هدف قرار می دن نه سربازهای پیاده رو. مگر اینکه موضعشون نسبت به دشمن برتر باشه.

 

و مقوله اتوماتیک بودن. اصولا دلیل داره که سلاح های تک تیرانداز حرفه ای (اسنایپر رایفل ها) بولت اکشن ساخته می شن و این دلیل هم دقت بیشتر این سلاح ها نسبت به گونه های نیمه اتوماتیک هست. هرچند قدرت بیشتر، قابلیت اطمینان بیشتر و چند مورد دیگر هم از برتری های این سلاح هاست. اصولا برای سلاح های نیمه اتوماتیک عنوان مارکسمن رایفل به کار می ره نه اسنایپر رایفل.

ویرایش شده در توسط Wiesmann
  • Upvote 4
  • Downvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

رو سلاحی که من باهاش کار کردم یه دوربین اشتاینر آلمانی 3800 دلاری بسته بودن که گارانتی مادام العمر داره. دوربین 50 دلاری چینی نیست که با چند شلیک نیاز به تنظیم دوباره داشته باشه. طرف فقط 110 میلیون تومان پول اسلحه داده. حالا چطور این سلاح وارد کشور شده و مجوز هم گرفته واقعیتش من هم خبر ندارم. ولی این دوستمون در حال حاضر ساکن ارومیه هست و اسلحه هم دستشه. با سند و مجوز.

 

اینها رو گفتم که سوالات خاص در ذهن دوستان به وجود نیاد که سلاح ال هست و بل هست و ...

 

یک تک تیرانداز مبتدی هم می تونه سلاح بولت اکشن رو در کمتر از 3 ثانیه بعد از شلیک مسلح کنه طوری که هدف از دیدش خارج نشه. باور بفرمائید مقایسه دراگونوف و رمینگتون 700 مثل مقایسه فیل و فنجان هست. با سلاح AK47 تا به حال شلیک پیاپی داشتید؟ اگر با این اسلحه 2-3 خشاب پشت سر هم شلیک کنید گلوله های بعدی تضمینی وجود نداره که در فاصله صد متری هم حتی به هدفی در حد و اندازه یک انسان بالغ برخورد کنه. دراگونوف هم دقیقا از این مشکل رنج میبره. آلیاژ لوله رمینگتون 700 شاید فقط به پای معدود سلاح هایی نرسه که قیمت های نجومی دارن. مثل بلازر آلمانی، اکیوریسی اینترنشنال انگلیسی یا مک میلان آمریکایی. مقایسه این سلاح با اسباب بازی های روسی جکی بیش نیست.

 

مورد بعدی اینکه همونطور که خودتون هم فرمودید در مقوله تک تیراندازی محل اختفا و حفظ اون هم خیلی مهمه. بعد از 5 شلیک پیاپی تک تیرانداز هر چقدر هم حرفه ای باشه به احتمال زیاد محل اختفاش لو می ره. دیگه 70 شلیک پیاپی که جای خود دارد. اصولا تک تیراندازها مهره های کلیدی دشمن رو هدف قرار می دن نه سربازهای پیاده رو. مگر اینکه موضعشون نسبت به دشمن برتر باشه.

 

و مقوله اتوماتیک بودن. اصولا دلیل داره که سلاح های تک تیرانداز حرفه ای (اسنایپر رایفل ها) بولت اکشن ساخته می شن و این دلیل هم دقت بیشتر این سلاح ها نسبت به گونه های نیمه اتوماتیک هست. هرچند قدرت بیشتر، قابلیت اطمینان بیشتر و چند مورد دیگر هم از برتری های این سلاح هاست. اصولا برای سلاح های نیمه اتوماتیک عنوان مارکسمن رایفل به کار می ره نه اسنایپر رایفل.

 

سیمو هایها یا همون مرگ سفید با موزین ناگانت ! بدون دوربین ۵۰۵ نفر رو کشت !

اگه با سلاحت یکی بشی در نوشابه رو هم تو ۵۰ متری میزنی ... .

 

شما یا راه حل های علمی استفاده می کنی یا از غریزت که در اثر تیر اندازی زیاد بدست میاد پیروی می کنی ... .

  • Upvote 10
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

سلام. مگه آمار بقیه اسنایپرها که برای کشورهای دیگه هستن و ازشون قهرمان ساختن چقدر مستند و قابل اعتماد هست؟ همین که یه نفر که نظامی نیس بره جبهه و اسلحه دوربین دار بگیره دستش کار بزرگی هست ، چه برسه چند نفرو بکشه. اگه این شهید تو جنگ جهانی تو گروه متفقین بود الان هر کدوم ما چندتا فیلم در موردش دیده بودیم یا بازی کامپیوتری کرده بودیم. داستاناشم همه حفظ بودیم.حداقل کشور ما داره تو جنگ فرهنگی بد عمل میکنه.کشورای دیگه قهرمان ندارن رو میارن به بن 10 و مرد عنکبوتی ما اینا رو داریمو کسی خبر نداره . حالا اصلا 10 نفرو کشته باشه به نظر من قهرمان ملی هست طرف

 

 

 

همین که تو کشورت جنگ بشه و شما بری بپرسی ایا لازمه من برم جلو یا نه خودش کار بزرگیه!! اینکه عملا بری تو جنگ یعنی شما قهرمان ملی هستی... جدای اینکه چند نفر رو کشتی و یا غیره...

کشتن لزوما تعیین کننده ی نتیجه‌ی جنگ نیست...

توی جنگ روایت ها بسیاره که ما می‌کشتیم، ولی باز میزایید!!!! بنابراین مهم نبود که چقد کشتیم ازشون... چیزی که تو جنگمون مهم بود اینه که چقدر از مردممون پای کار بودن... این افراد به صرف اینکه رفتن جنگیدن لایق عنوان قهرمان ملی هستن....

 

توجه داشته باشید امار رسمی همون 700 شلیک موفق هست که معلوم نیست چند تاش شلیک مرگ اور بوده... من نمیدونم دوستان عزیز چرا رو چند هزار مانور میدن...

 

 

صحبت من این بود که این مطلب و نقل قول، مال قبل از سال ۹۲ و چاپ کتاب هست...

حالا بعد از چاپ کتاب به عدد ۷۰۰ رسیدن....

باید بررسی بشه اعتبار نویسنده و ناشر کتاب.... اعتبار منابع کتاب!! از کجا معلوم گوینده‌ی ۷۰۰ نفر یه شخص دیگه نباشه؟؟؟ و رو چه حسابی ما بین صحبت شهید خرازی و این شخص دیگه یکی رو انتخاب کردیم؟! شاید چند هزار درست بود؟؟؟

مسئله‌ی دیگه اینه که اگر ما در طول جنگ، تعداد شکار ها رو ثبت میکردیم، پس لازمه که فهرستی ارائه بشه از کل بهترین اسنایپر های کشور... بالاخره در هر شات، فاصله‌ی شات، اسلحه و مهمات و تعداد شلیکی که صورت گرفته تا به شخص بخوره و .... مورد نیاز هست....

 

و کلی دیتا میشه ازش بیرون اورد! :)

 

شاید اینجا خیلی از دوستان سلاح دراگونوف SVD رو از نزدیک هم ندیده باشن ولی من شخصا با سلاحی (رمینگتون 700 یکی از دوستان) به مراتب بهتر از این تیراندازی کردم. باور بفرمائید تک تیراندازی فقط اون + خوشگل نیست که بگیری سمت هدف و بوم. 70 شلیک موفق در آن واحد که چه عرض کنم حتی 7 شلیک موفق هم از عهده قریب به اتفاق افراد نه از عهده قریب به اتفاق تک تیراندازها هم خارجه. رمینگتون 700 از نظر ارگونومی، دقت، قابلیت اطمینان، پایداری و در نتیجه کیفیت ساخت به حدی خوب هست که مقایسه اون با دراگونوف بیشتر شبیه جک هست. با این حال تیراندازی پیاپی موفق اون 70 مرتبه و اون هم در شرایط عادی دور از ذهن هست چه برسد به شرایط جنگی و وقتی تنها هستی و مقابلت هم صدها نفر فرد مسلح آموزش دیده هستند. با عرض معذرت و احترام تمام جکی بیش نیست.

 

 

عزیزم این اسلحه‌ی رمینگتون ۷۰۰ توی کشور ممنوع هست! شما همونجایی که تو ۹ سالگی دوره‌ی تکاوری می‌دیدی برای مبارزه با کردها، اسلحه‌ی رمینگتون گیر میاری برا شلیک؟ یا دوستان تو کار قاچاق اسلحه هستن؟! :)))

 

اسلحه‌ی رمینگتون ۷۰۰ یه اسلحه‌ی پایه‌‌ی تیراندازی هست و هیچ المان برتریی بر هیچ اسلحه‌ی شکار دیگه‌ای نداره و اکثر اسلحه سازی ها بهتر از رمینگتون ۷۰۰ اسلحه میسازن با این حال، رمینگتون ۷۰۰ در بحث بقا پذیری و امثالهم هیچ حرفی برای گفتن در مقابل اسلحه‌ای که برای جنگ طراحی شده نداره...

 

نهایتا، نمونه‌های جدید رمینگتون ۷۰۰ که به ۷۰۰دلار برای ۷۰۰ متر معروف هستن، باید لااقل یه 2000 دلاری خرجشون بکنی تا بتونی گروپ های در حد ۱ سانت ازش بگیری و گروپ عادیش ۲ اینچ یا ۶ سانت هستش....

گروپ دراگانوف رو کسی میدونه چی هست؟!‌:)))

 

 

یک تک تیرانداز مبتدی هم می تونه سلاح بولت اکشن رو در کمتر از 3 ثانیه بعد از شلیک مسلح کنه طوری که هدف از دیدش خارج نشه. باور بفرمائید مقایسه دراگونوف و رمینگتون 700 مثل مقایسه فیل و فنجان هست. با سلاح AK47 تا به حال شلیک پیاپی داشتید؟ اگر با این اسلحه 2-3 خشاب پشت سر هم شلیک کنید گلوله های بعدی تضمینی وجود نداره که در فاصله صد متری هم حتی به هدفی در حد و اندازه یک انسان بالغ برخورد کنه. دراگونوف هم دقیقا از این مشکل رنج میبره. آلیاژ لوله رمینگتون 700 شاید فقط به پای معدود سلاح هایی نرسه که قیمت های نجومی دارن. مثل بلازر آلمانی، اکیوریسی اینترنشنال انگلیسی یا مک میلان آمریکایی. مقایسه این سلاح با اسباب بازی های روسی جکی بیش نیست.

 

 

اسلحه‌ی رمینگتون ۷۰۰ اسلحه‌ی پایه و بسیار قدیمی و معروف رمینگتونه که به عنوان اولین اسلحه برای بچه هاشون میخرن تو ایالت هایی مثل تگزاس و امثالهم!! :)...

دوستی در لویزیانا دارم که وقتی ۱۶ سالش شده پدرش براش این اسلحه رو خریده و معمولا اسلحه دارها این اسلحه رو اولین بار میخرن و بعدش میرن سراغ مدل های بهتر....

 

حتی ساواح ۱۱۰ هم اسلحه‌ی به مراتب بهتری هستش به صورتی که حتی بعضی ها تو میدون جنگ به کار گرفتنش....

اسلحه‌ی ام‌۲۴ که دقیقا بر اساس رمینگتون ۷۰۰ هست، یا نمونه های نظامی شده‌ی رمینگتون ۷۰۰ لوله و ماشه و گلن و قنداق رو عوض میکنن!! که میشه عوض کردن کل اسلحه! :)))

 

اینها رو گفتم که سوالات خاص در ذهن دوستان به وجود نیاد که سلاح ال هست و بل هست و ...

 

اهان پس ایشون هم مثل شما گردن کلفته....

 

و مقوله اتوماتیک بودن. اصولا دلیل داره که سلاح های تک تیرانداز حرفه ای (اسنایپر رایفل ها) بولت اکشن ساخته می شن و این دلیل هم دقت بیشتر این سلاح ها نسبت به گونه های نیمه اتوماتیک هست. هرچند قدرت بیشتر، قابلیت اطمینان بیشتر و چند مورد دیگر هم از برتری های این سلاح هاست. اصولا برای سلاح های نیمه اتوماتیک عنوان مارکسمن رایفل به کار می ره نه اسنایپر رایفل.

 

دلیل این هست که گاز باروت برای شلیک گلوله استفاده میشه کاملا و بخشیش برای مسلح کردن مجدد اسلحه نمیره...

شما دارید میگید چرا سال ۱۹۳۰ مردم با کشتی هوایی پرواز میکردن و از ترکیش ایرلاین استفاده نمی‌کردن؟! :)))

 

هرچیزی برا زمان خودش باید بررسی بشه...

دراگانوف امروز شارپ شوتر یا DMR هست و در زمان خودش اسنایپر رایفل بوده....

 

ما خودمون به صورت گسترده تلفات دادیم به دراگانوف چرا که وقتی یه پایگاهی یا پادگانی امادگی نداره و شما از ۴۰۰ متری شروع میکنی به زدن ملت،  اونا تا بیان بفهمن چی شده لااقل ۷-۸ نفر تلفات دادن!! تو میدون جنگ که یه عده حمله میکنن به پایگاه و شما از دور میشینی میکشی ملت رو (کمپ کردن بازی های خودمون!) هم مسئله‌ی لو رفتن جا اهمیتش کم میشه مگر طرف مقابل اموزش دیده باشه و بیخیال اطراف بشه و شروع کنه به زدن جنابعالی....

 

سیمو هایها یا همون مرگ سفید با موزین ناگانت ! بدون دوربین ۵۰۵ نفر رو کشت !

 

 

حامد جان، من یه کلیپ برات میذارم حالا که یه دختر! :| ۱۶ ساله یا شاید ۱۸ ساله با یه رایفل یه دبه‌ی شیر کوچیک رو توی ۱ مایلی میزنه تو سومین شات هم میزنه...

دیگه غریزه حرفی برای گفتن نداره با رتیکل ها و دوربین های امروزی.... فقط و فقط اموزش.....

 

هوروس رتیکل، به شما اجازه میده با ۲ شلیک فاصله‌ی یکی دو کیلومتری رو بزنی!!!! بدون هیچ ابزار الکترونیکی....

  • Upvote 13
  • Downvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

 

عزیزم این اسلحه‌ی رمینگتون ۷۰۰ توی کشور ممنوع هست! شما همونجایی که تو ۹ سالگی دوره‌ی تکاوری می‌دیدی برای مبارزه با کردها، اسلحه‌ی رمینگتون گیر میاری برا شلیک؟ یا دوستان تو کار قاچاق اسلحه هستن؟! :)))

 

اسلحه‌ی رمینگتون ۷۰۰ یه اسلحه‌ی پایه‌‌ی تیراندازی هست و هیچ المان برتریی بر هیچ اسلحه‌ی شکار دیگه‌ای نداره و اکثر اسلحه سازی ها بهتر از رمینگتون ۷۰۰ اسلحه میسازن با این حال، رمینگتون ۷۰۰ در بحث بقا پذیری و امثالهم هیچ حرفی برای گفتن در مقابل اسلحه‌ای که برای جنگ طراحی شده نداره...

 

نهایتا، نمونه‌های جدید رمینگتون ۷۰۰ که به ۷۰۰دلار برای ۷۰۰ متر معروف هستن، باید لااقل یه 2000 دلاری خرجشون بکنی تا بتونی گروپ های در حد ۱ سانت ازش بگیری و گروپ عادیش ۲ اینچ یا ۶ سانت هستش....

گروپ دراگانوف رو کسی میدونه چی هست؟!‌ :)))

 

ببین عزیزم. آره عزیزم. کلا وارد کردن هر گونه سلاح گلوله زنی به کشور ممنوع هست. تحت هر شرایطی و از هر برندی. برای همین هم هست که تعداد انگشت شمار سلاح هایی که تحت شرایط خاص وارد می شن قیمت نجومی دارن. اگه پول داری پاشو بیا ارومیه تا برات یه وینجستر ساخت 2014 با استاک باواریان بخرم که هر کی دید فقط نیم ساعت مات و مبهوت به قیافه اش نگاه کنه. اگر هم پول نداری اشکال نداره بیا ببرمت با همین رمینگتون چند تا تیر افتخاری شلیک کن. اگر هم که فقط حرف می زنی که دیگه هیچ.

 

در مورد رمینگتون 700 و برتری اون نسبت به سلاح های دیگه هم فقط همینقدر بگم که سلاح سازمانی تک تیراندازهای نیروی دریایی، ارتش، گشت مرزی و تفنگنداران دریایی آمریکا و همینطور ده ها پلیس ایالتی آمریکا و همینطور پلیس کشورهایی مثل کانادا و استرالیا و ... هست. پس مطمئنا با سلاح های ساخت ساویج و ماوزر و وینچستر و ... و ... متفاوت هست.

 

 

اسلحه‌ی رمینگتون ۷۰۰ اسلحه‌ی پایه و بسیار قدیمی و معروف رمینگتونه که به عنوان اولین اسلحه برای بچه هاشون میخرن تو ایالت هایی مثل تگزاس و امثالهم!! :)...

دوستی در لویزیانا دارم که وقتی ۱۶ سالش شده پدرش براش این اسلحه رو خریده و معمولا اسلحه دارها این اسلحه رو اولین بار میخرن و بعدش میرن سراغ مدل های بهتر....

 

حتی ساواح ۱۱۰ هم اسلحه‌ی به مراتب بهتری هستش به صورتی که حتی بعضی ها تو میدون جنگ به کار گرفتنش....

اسلحه‌ی ام‌۲۴ که دقیقا بر اساس رمینگتون ۷۰۰ هست، یا نمونه های نظامی شده‌ی رمینگتون ۷۰۰ لوله و ماشه و گلن و قنداق رو عوض میکنن!! که میشه عوض کردن کل اسلحه! :)))

 

بله شما راست می گی. وزارت وفاع آمریکا هم برای تکاورهای نیروی دریایی این اسلحه رو می خره تا باهاش بازی کنن و قوطی کنسرو بزنن. بیچاره وزیر دفاع آمریکا خبر نداره تو آمریکا کارخانه ساویج نامی هم هست. حتما از اونا خرید می کرد. لووووووووووووووووووووول

 

 

اهان پس ایشون هم مثل شما گردن کلفته....

 

ظاهرا مشکل شما با من چیز دیگریست. از حال آشفته و روان ناراحتتون کاملا مشخصه. این بحث بهانه هست تا متلک هاتون رو بگید. خوب چه کاریه؟ رک و راست حرفتون رو بزنید دیگه. چرا تاپیک رو خراب می کنید؟

 

 

حامد جان، من یه کلیپ برات میذارم حالا که یه دختر! :neutral: ۱۶ ساله یا شاید ۱۸ ساله با یه رایفل یه دبه‌ی شیر کوچیک رو توی ۱ مایلی میزنه تو سومین شات هم میزنه...

 

احتمالا با کالیبر 223 رمینگتون هم می زنه!!!!!!!!!

 

این دختربچه احیانا همسایه محمود اینا نبوده؟؟؟! لووووووووووووووووووووووووول

 

یک مایل؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

ابن دفعه که کریگ هریسون رو دیدم باید بگم کمی خجالت بکشه. اوه اوه. پیف پیف

ویرایش شده در توسط Wiesmann
  • Upvote 3
  • Downvote 13

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط bell214
      مرواریدی در ژرفا
      مصاحبه با خانواده شهيد سرهنگ خلبان «محمدهاشم آل‌آقا»
      قهرمان شکاری (F-14)
      مقدمه:
      مدتها بود كه به صورت جسته و گريخته در محافل گوناگون كه از جنگ و نيروي هوايي صحبتي به ميان مي‌آمد و يادي از شهدا و همچنين شهيد سرهنگ خلبان «محمدهاشم آل‌آقا» مي‌شد، همرزمان و دوستانش در شجاعت، دلاوري، صداقت و خاكي بودن وي اتفاق نظر داشتند. ما نيز پيرو وظيفه‌مان مترصد فرصتي بوديم كه خدمت خانواده معظم شهيد رسيده و نسبت به احوالات وي معرفت بيشتري حاصل كنيم. اشاره كتاب «تامكت‌هاي ايران در جنگ تحميلي» به اين شهيد بزرگوار كه در شماره پيشين از نظرتان گذشت، بهترين بهانه براي اين منظور بود كه به لطف خداوند با دريافت اذن شرفيابي از خانواده شهيد مقصودمان حاصل شد.

      باز هم مثل هميشه خود را در آن‌قدر مرتبه‌اي نمي‌بينم كه رمز و راز شهداي ميهن را بنگارم و به تصوير بكشم، با اين حال براي رسالتي كه بر دوشم سنگيني مي‌كند بهانه خوبي دارم.

      سايلي را گفت آن پير كهن چند از مردان حق‌گويي سخن

      گفت خوش آيد زبان را بر دوام تا بگويد ذكر ايشان را مدام

      گر نيم زايشان از ايشان گفته‌ام خوشدلم كاين قصه از جان گفته‌ام

      محمدهاشم در 27 آبان سال 1324 در خاندان بزرگ «آل‌آقا» كه از خانواده‌هاي سرشناس شهر كرمانشاه مي‌باشد پا به عرصه وجود گذاشت. دوران تحصيل خود در مقاطع ابتدايي، راهنمايي و دبيرستان را در شهر كرمانشاه گذراند. با اعلام مخالفت مادرش با وجود عشقي كه به پرواز داشت از اين كار منصرف شد اما علاقه وافر وي به ارتش كه همانا عشق خدمت به وطن بود باعث شد كه نهايتا به جمع نيروهاي مسلح بپيوندد. به دنبال آن وي پس از شركت در آزمون ورودي، موفق به راهيابي به دانشكده افسري نيروي زميني ارتش شده و با توجه به عطش دروني‌اش در ميل به بال گشودن همزمان در جهت جلب رضايت مادر گام بر مي‌دارد. پس از فارغ‌التحصيلي از دانشگاه افسري اصرار وي كارگر افتاده و مادر به خلبان شدن فرزند راضي مي‌شود. هاشم كه گويي در ابتداي راه قرار دارد با نيروي مضاعفي بلافاصله اقدام كرده و با شركت در آزمون دانشكده خلباني از اين امتحان نيز سربلند بيرون آمده و با رسيدن به آرزوي ديرينه خود به جرگه دانشجويان خلباني نيروي هوايي ارتش مي‌پيوندد. با اتمام كلاسهاي زميني و آموزش مقدماتي پرواز، طبق روال آن روز نيروي هوايي براي تكميل دانش پرواز خود راهي ايالات متحده مي‌شود. با اتمام دوره، مفتخر به دريافت وينگ خلباني شده و راه بازگشت به وطن را در پيش مي‌گيرد. سروان خلبان هاشم آل‌آقا مقارن با سال 1350 به كشور بازگشته و با امريه ستاد فرماندهي نيروي هوايي به عنوان كمك خلبان جنگنده F-4، فانتوم، به پايگاه هفتم شكاري شيراز منتقل مي‌شود. در ادامه در سال 1351 برابر امريه ديگري براي ادامه انجام وظيفه به پايگاه يكم شكاري تهران فرستاده مي‌شود. هاشم در همين سال با دختري در همان محله سكونت پدر و مادرش در شهر كرمانشاه آشنا شده و اين آشنايي به ازدواج اين دو ختم مي‌شود.

      آنها زندگي مشتركشان را در تهران آغاز كرده و پس از حدود 4 سال، در سال 1356 آماده سفري طولاني مي‌شوند. سروان خلبان آل‌آقا براساس صلاحديد فرماندهان وقت به همراه تني چند از خلبانان فانتوم، با خانواده‌هايشان براي آموزش هدايت پرنده پيچيده، انقلابي و جديد نيروي هوايي ارتش، گرومن F-14 تامكت عازم پايگاه نيروي دريايي ايالات متحده در ايالت ويرجينيا مي‌شوند. براي خلبانان باتجربه فانتوم همچون هاشم آل‌آقا پرواز با گربه گرومن و كاربري تسليحاتش كار آنچنان سختي نبود. زيرا در درجه اول F-4 و F-14 هر دو اصلا براي نيروي دريايي ايالات متحده طراحي و ساخته شده و بديهي است كه از يك استاندارد يكسان براي طراحي و ساخت آنها استفاده شده است و در درجه دوم از سه موشك هوا به هواي مورد استفاده تامكت‌هاي ايران، فانتوم قابليت شليك دو موشك آن (AIM-7 اسپارو و AIM-9 سايدوايندر) را دارد. با توجه به اينكه آل‌آقا و همرزمانش در جنگنده فانتوم در چگونگي استفاده از اين دو موشك تجربه كافي و وافي داشتند، فقط مي‌بايست اسلحه اصلي تامكت، موشك اسطوره‌اي هيوز AIM-54 فينيكس و رادار آن هيوز AWG-9 را به‌طور كامل بشناسند. اگر عوامل مذكور را به اضافه هوش و جسارت ايراني كنيم مي‌شود حدس زد كه تمام نفرات اعزامي به راحتي بتوانند دوره خلباني F-14 را با موفقيت و سربلندي طي كنند. پس از پايان دوره در مدت حدود 18 ماه، خلبانان جديد جنگنده جديد در آبان 57 به سرزمين اجدادي خود باز مي‌گردند. با توجه به اينكه كانون فعاليت F-14 در ايران پايگاه هشتم شكاري مي‌باشد، هاشم به همراه خانواده خود از تهران به اصفهان نقل مكان مي‌كند. سكونت آنها در اصفهان مصادف مي‌شود با اوج‌گيري تظاهرات مردمي عليه حكومت پهلوي كه در نهايت به پيروزي انقلاب اسلامي ايران در بهمن 57 منجر شد. وقوع انقلاب در كشورمان سنگ محك بسيار جالبي براي تعيين عيار ارق ملي و حس وطن‌پرستي كاركنان نيروهاي مسلح بود و چه زيبا كه آل‌آقا و همرزمان ميهن‌پرستش در اين آزمون كوچكترين ناخالصي از خود نشان ندادند.

      سروان خلبان محمدهاشم آل‌آقا كه در زمان پيروزي انقلاب از افسران ارشد نيرو محسوب مي‌شد و مدتها بود كه به عنوان استاد خلبان، آموزش خلبانان را به عهده گرفته بود پس از پيروزي انقلاب امر آموزش را با جديت بيشتري پيگير شد. آري او نيز مي‌دانست آموزش صحيح و كامل مهمترين رمز پيروزي بر دشمنان ملت است.

      با شروع جنگ تحميلي فعالانه وارد صحنه نبرد شد و در عين حال از آموزش جوانان غافل نشد تا اينكه به علت رشادت، جديت و جسارت در امور محوله در سال 1362 از طرف فرماندهي وقت نيرو به سمت جانشين فرماندهي عمليات نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران منصوب مي‌شود.

      رسيدن به پست معاونت عمليات نيرو بهانه خوبي بود تا هاشم در كنار سرهنگ خلبان «عباس بابايي» خود را هرچه بيشتر درگير جنگ كرده و تواناييهاي خود را در اين عرصه، عرضه دارد. بابايي و آل‌آقا همواره پيش از انجام هر عملياتي ابتدا خود مبادرت به شناسايي و ارزيابي هدف از لحاظ موضع پدافندي، سمت حمله و غيره كرده تا عمليات اصلي با خطر كمتر و ديد بازتري صورت گيرد. نكته جالب توجه در اين مطلب اين است كه آنها هرگز گرفتار جو پست و مقام نشده و فقط به اين مساله كه در كجا مي‌توانند منشا اثر باشند توجه داشتند «آري ما چنين جان بركفاني داشتيم».

      هاشم آل‌آقا در درجه اول همانطور كه ذكر شد از فرماندهان ارشد نيرو بود و در درجه دوم مشغله‌هاي فراواني به عنوان طراح عمليات داشت و اين دو مورد كافي بود تا نتواند پروازهاي عملياتي انجام دهد، با اين حال فعالانه در پروازهاي گشتي و اسكورت نفتكش‌ها و كشتيهاي تجاري شركت مي‌كرد و اين‌چنين بود تا به خواست خدا خليج نيلگون و هميشه فارس ايران، مشهد شهيد سرهنگ خلبان محمدهاشم آل‌آقا باشد.

      تقويم‌ها روز 20 مرداد 1363 را نشان مي‌داد و آسمان آبي خليج فارس يكي از گرمترين روزهاي خود را سپري مي‌كرد. هاشم آل‌آقا و كمك خلبانش در يك تامكت طي ماموريتي مشغول اسكورت نفتكش‌ها و كشتيهاي تجاري كشورمان بود. در همين اثنا ناگهان مورد حمله چند فروند جنگنده ميراژ F1 عراقي قرار مي‌گيرد. درگيري آغاز و پس از مدتي جنگ و گريز تامكت‌ها آل‌آقا مورد اصابت موشك شليك شده از طرف جنگنده عراقي قرار گرفته و به درون آب سقوط مي‌كند. شاهدان عيني حادثه كه دورادور ناظر درگيري آنها بودند خطر شليك شدن موشك سوپر 530F-1 به سمت تامكت را به آل‌آقا گوشزد مي‌كنند اما آل‌آقا در جواب آنها مي‌گويد هيچ نشانه‌اي دال بر حمله موشك به سمتشان در سامانه‌هاي هشداردهنده مشاهده نمي‌كند. اين مطلب گوياي آن است كه عراقي‌ها با استفاده از اطلاعات فني كه امريكايي‌ها در اختيار آنها قرار داده بودند در استفاده از نقاط ضعف F-14 كاملا موفق عمل كرده‌اند.

      همسر هاشم كه از چند روز پيش براي ديدن اقوام به كرمانشاه رفته بود در روز بازگشت به تهران كه مصادف مي‌شود با روز شهادت هاشم با شكسته شدن ديوار صوتي شهر كرمانشاه توسط جنگنده‌هاي عراقي مواجه مي‌شود. با مشاهده اين اتفاق گويي به وي الهام مي‌شود كه براي هاشم اتفاقي افتاده اما با ذكر و ياد خدا آرامش يافته و به خود تلقين مي‌كند كه انشاءا... اتفاقي نيفتاده. پس از رسيدن به تهران هرچه منتظر مي‌ماند از تلفن هاشم خبري نمي‌شود. صبرش لبريز شده و با پايگاه هشتم تماس مي‌گيرد. ديسپچ پايگاه با توجه به اينكه تامكت آل‌آقا بازنگشته و هيچ خبر دقيقي دال بر شهادت يا زنده بودنش در دست نيست با جوابهاي سربالا به همسر وي مي‌گويد: «همين الان دوباره براي ماموريتي ديگر به پرواز درآمد. به محض بازگشت مي‌گوييم با شما تماس بگيرد.» با شنيدن اين جوابها و طولاني شدن انتظار، همسر شهيد از وقوع سانحه براي هاشم يقين حاصل مي‌كند. با سقوط تامكت آل‌آقا با توجه به اينكه از اسارت به دست عراقي‌ها و يا شهادتش اطلاعي در دست نبود به اضافه اينكه وي به عنوان جانشين عمليات نيرو در جريان تمام عملياتهاي آتي و استراتژي جاري نيروي هوايي بود به همين علت بلافاصله تمامي طرحهاي نيرو دستخوش تغييراتي اساسي شد. اين قضيه گذشت و نيروي هوايي با اعلام مفقودالاثر شدن هاشم بر ابهامات و سوالات سقوط وي افزود.

      همسر هاشم كه همچنان منتظر بازگشت وي به خانه بود چندين سال پس از مفقودالاثر شدن همسرش در يكي از شبهاي قدر خالصانه دست به دامن ائمه اطهار شده و از آنها مي‌خواهد وجود يا عدم وجود هاشم را براي وي معلوم كنند. توسل وي جواب داده و همان شب خواب شهيد بزرگوار را مي‌بيند. هاشم كه در سبزه‌زارمانندي با لباس خلباني به ديدن همسرش آمده بود در جواب سوال وي كه پرسيد: «هاشم، مي‌خواهم بدانم كه تو هستي يا نيستي؟» مي‌گويد: «من نيستم.» پس از مدت كوتاهي گفتگو، شهيد اظهار مي‌دارد «من سردم است و بايد بروم». همسر شهيد صبح فردا خوابي كه ديده بود را با يكي از علما در ميان مي‌گذارد. در جواب مي‌شنود با توجه به اظهار سرما توسط شهيد، پيكر پاك وي در درون آب قرار دارد. همسر هاشم پس از اين واقعه از شهادت همسرش يقين حاصل مي‌كند و جالب آنكه مدت كوتاهي بعد از طريق نامه رسمي نيروي هوايي اعلام شهادت همسرش را دريافت مي‌دارد.

      ناگفته نماند هاشم آل‌آقا تا پيش از آرام گرفتن در قعر آبهاي خليج فارس چندين بار تا مرز شهادت پيش رفت. حدود سه ماه پيش از شهادت، در بهار سال 1363 صبح يك روز همسر شهيد با كمك مادرش بدون نيت قبلي گوسفندي را قرباني كرده و بين مردم تقسيم مي‌كنند. حوالي ظهر شهيد بابايي با منزل آل‌آقا تماس گرفته و جوياي احوال هاشم مي‌شود. با توجه به اينكه هاشم پس از ترك منزل تماس نگرفته بود، همسر شهيد از وضعيت وي اظهار بي‌اطلاعي مي‌كند. شهيد بابايي از اينكه كسي به همسر هاشم اطلاعات ضد و نقيض نداده، آرام شده و در جواب نگراني وي مي‌گويد كه اتفاقي نيفتاده و هاشم تا ساعاتي ديگر به خانه مي‌رسد. پس از بازگشت شهيد به منزل، هاشم مي‌گويد كه در درگيري با جنگنده‌هاي عراقي، هواپيمايش به شدت صدمه ديده و هيچ اميدي به بازگشت نداشته است. شايد آن قرباني نطلبيده بلاگردانش شده بود!!!

      شهيد سرهنگ خلبان محمدهاشم آل‌آقا كه از باتجربه‌ترين و ارزشمندترين خلبانان تامكت نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران محسوب مي‌شد با مورد اصابت قرار گرفتن جنگنده‌اش درون كابين ماند تا پيكر پاكش به قعر آبها سقوط و روح بلندپروازش به اوج آسمانها عروج كند. براي خليج هميشه فارس چه افتخاري از اين بالاتر كه چنين مرواريدهاي نابي را در درون خود جاي داده است. مگر مي‌شود خليجي كه فرزندان اين ديار را در دل خود جاي داده نام مجعول عربي را پذيرا باشد، چه اين شيران خصم خروش براي مقابله با همين اعراب خودفروخته به پا خواستند.

      شهيد محمدهاشم آل‌آقا فردي آرام و صبور بود و نسبت به خانواده خود تعصب خاصي داشت و همسرش عامل اخير را مهمترين علت ازدواجش با وي مي‌داند. هاشم هيچ‌گاه از اسرار شغلي خود با همسرش صحبتي به ميان نمي‌آورد و اين مورد تا بدانجا پيش رفته بود كه همسر وي پس از شهادتش به پست واقعي هاشم در نيروي هوايي پي مي‌برد!

      جا دارد در اين جا خاطره‌اي كه سرهنگ خلبان «مسعود اقدام» در كتاب «انتخابي ديگر»1 بيان كرده را بياوريم. اقدام در اين مطلب كه با عنوان «برخورد با پرندگان سيگال» در كتاب مزبور به چاپ رسيده عنوان مي‌كند كه در اوايل جنگ در پروازي به همراه شهيد بزرگوار «عليرضا ياسيني» به قصد انهدام سه سايت موشكي زمين به دريا كه از پشت پايگاه هوايي شعيبيه كشتيهاي كشورمان را مورد اصابت قرار مي‌داد در يك جنگنده F-4 عازم ماموريت مي‌شود. طبق برنامه براي درامان ماندن از رديابي توسط رادارهاي دشمن قرار بود آنها با عبور از 30 مايلي «خورموسي» و پرواز بر فراز باتلاقهاي «فاو» و «ام‌القصر» خود را در موقعيت مناسب به روي هدف برسانند. با عبور از مرز اقدام به عنوان خلبان كابين عقب تمام حواس خود را معطوف بررسي سامانه‌هاي مختلف هواپيما و تهديدات موشكي دشمن مي‌كند تا در صورت شليك بتوانند به موقع با مانور مناسب آن را منحرف كنند.

      خطري احساس نمي‌شد و جنگنده با سرعت بسيار بالا در ارتفاع پايين بر فراز ني‌زارها به حركت خود ادامه مي‌داد كه ناگهان زمين و زمان در جلو چشمان هر دو خلبان تيره و تار شد. اقدام حدود 20 ثانيه بعد به هوش آمده و مشاهده مي‌كند كه جنگنده در يك صعود 50 درجه‌اي در حال گردش به راست است. بلافاصله فرامين هواپيما را در اختيار گرفته و از طريق راديوي هواپيما سعي در برقراري ارتباط با ياسيني مي‌كند. خلبان كابين جلو هيچ عكس‌العملي از خود نشان نمي‌داد. اقدام در همين زمان به بررسي شرايط پرداخت تا متوجه شود چه اتفاقي افتاده. تكه‌هاي گوشت و پر اطراف كابين نشان از برخورد دسته‌اي از پرندگان دريايي (كه در آن سرعت حكم يك گلوله ضدهوايي را دارد) به جنگنده را داشت.

      هواپيما در كنترل بود اما تمام سامانه‌هاي ناوبري از كار افتاده بود. تعيين مسير درست بازگشت تنها با كمك رادار كنترل زمين ميسر بود كه تماسهاي متعدد اقدام با رادار هيچ نتيجه‌اي دربر نداشت. اقدام براي چندمين بار در راديوي هواپيما گفت:

      ـ از ابابيل به رادار! اگر صداي مرا مي‌شنوي جواب بده!

      ناگهان صداي مبهمي به گوش رسيد. بلافاصله تكرار كرد:

      ـ از ابابيل به رادار!

      ناگهان صداي روشن و واضحي در راديو طنين‌انداز مي‌شود!

      ـ ابابيل، من عقابم، به گوشم!

      اين پيام كه در واقع نويد زندگي براي فانتوم و خلبانانش محسوب مي‌شد، صداي خلبان F-14 حاضر در منطقه، شهيد والامقام سروان خلبان «هاشم آل‌آقا» بود. آل‌آقا در ادامه مي‌گويد:

      ـ مشكلي برايتان پيش آمده؟!

      ـ هواپيمايمان صدمه ديده. نمي‌دانم خلبان كابين جلو بيهوش شده يا به شهادت رسيده.

      ـ خونسردي خودت را حفظ كن! سعي كن كنترل هواپيما را به دست بگيري! دارم به سمت شما حركت مي‌كنم.

      وقتي كه آل‌آقا به بالاي سر فانتوم زخمي رسيد گفت:

      ـ ابابيل! همين‌طور به پرواز ادامه بده. مراقب باش از دستگيره صندلي‌پران استفاده نكني! چون چتر صندلي باز شده و بالاي هواپيما رهاست. هواپيمايتان شبيه «آواكس»2 شده است.

      ـ متشكرم! سعي مي‌كنم هواپيما را هدايت كنم. ولي نمي‌دانم چه بلايي سر ياسيني آمده است.

      ـ خونسردي خودت را حفظ كن و همين‌طور به پرواز ادامه بده! من پشت سرت در حركت هستم، نگران نباش!

      موتورها با آن كه با قدرت صد در صد در حال پيشراندن جنگنده بودند با اين حال فانتوم صدمه ديده سرعتي حدود 180 نات داشت كه براي جنگنده سرعت كمي است. پس از مدتي ياسيني نيز به هوش آمده و با اعلام اين كه مي‌تواند جنگنده را هدايت كند، فرمان را در دست مي‌گيرد. نهايتا هواپيما به سلامت در پايگاه فرود آمده و بدين وسيله هاشم آل‌آقا جنگنده F-4 باارزش و دو خلبان ارزشمندتر را به دامان وطن باز مي‌گرداند.

      همسر قهرمان شهيد از آن زمان كه هاشم ديگر به خانه بازنگشت، نگهداري و پرورش دو يادگار شهيد (بابك و بهزاد) را به تنهايي به عهده گرفت و نشان داد كه از حماسه‌سازان ميدانهاي نبرد حق عليه باطل چيزي كم ندارد. وي كه براي فرزندان خود هم پدر بود و هم مادر با تلاشي خستگي‌ناپذير توانست آنها را به سمت مدارج بالاي علمي رهنمون شود. دكتر «بابك آل‌آقا» فرزند ارشد شهيد با ارايه پايان‌نامه دكتراي خود با عنوان «بررسي تاثير محيط هوا ـ فضا بر فيزيولوژي بدن هوانوردان» در سال 1379 توانست در سطح خاورميانه مقام اول را كسب و به دريافت لوح تقدير از دست رييس‌جمهور وقت جناب آقاي «خاتمي» مفتخر شود. لازم به ذكر است پايان‌نامه وي هم‌اكنون در تعدادي از خطوط هوايي به عنوان مرجع تدريس مي‌شود.



      افتخاري ديگر

      از افتخارات ديگر همسر سرافراز شهيد آل‌آقا اين است كه وي خواهر شهيد نيز مي‌باشد. شهيد سروان خلبان «مصطفي صغيري» كه از خلبانان جنگنده F-4، فانتوم نيروي هوايي بود در ماموريتي در روز 23 مهر 1359 كه از پايگاه سوم شكاري همدان به قصد هدفي در شهر سليمانيه عراق برخاسته بود، مركبش در خاك عراق مورد اصابت قرار گرفته و به فيض عظيم شهادت نايل مي‌آيد. متاسفانه باخبر شديم كه چندي پيش همسر اين دلاورمرد عرصه پيكار دارفاني را وداع گفته. ما نيز به نوبه خود با تسليت به خانواده آل‌آقا براي اين مرحومه علو درجات را از درگاه ايزد منان خواستاريم.

      هم‌اكنون براي بزرگداشت مقام والاي 70 تن از خلبانان شهيد نيروي هوايي ارتش كه پيكر پاكشان هرگز به آغوش وطن بازنگشت، يادماني در بهشت زهرا ساخته شده است.

      در پايان از خانواده معظم شهيد آل‌آقا به خصوص همسر بزرگوارشان كه ما را به گرمي پذيرفتند و با شكيبايي پاسخگوي سوالات ما بودند تشكر و قدرداني مي‌كنيم.


      منبع

      مدیران محترم لطفا منتقل کنن...
    • توسط kingraptor
      تاریخچه
      در سال 1974 وزیر دفاع وقت آمریکا خواستار تجدید نظر در هواپیماهای جنگی و القای پروژه هواپیمای تاکتیکی مافوق صوت برای جانشینی هواپیمای اف-4 شد، هواپیماهایی که بتوانند در نیروی هوایی کشورهای عضو ناتو نیز مورد استفاده قرار گیرند. قبل از این تصمیم کمپانی مک دانل داگلاس بطور متوالی شروع به تولید هواپیمای پیشرفته اف-15 نمود، منظور از ساخت این هواپیما حفظ برتری در نبردهای هوایی مقابل هواپیماهای میگ - 23 شوروی بود.

      اف-15 هواپیمای موفقی در مقابل هواپیماهای روسی شد و رکوردهایی کسب کرد. از جمله (حمل سلاح بیشتر ، برد پروازی ، همچنین سرعت اوج‌گیری نسبت به هواپیماهای روسی مشابه‌اش. به دنبال آن شرکت هوافضایی جنرال دینامیکز (General Dynamics) شروع به ساخت مدلهای آزمایش مدرنترین و پیشرفته‌ترین هواپیمای شکاری سبک تاکتیکی به نام اف - 16 نمود.



      مراحل آزمایش
      مدلهای آزمایشی این هواپیما تحت عنوان وای اف - 16 تولید و به مدت 10ماه بر روی آن آزمایشات زیادی انجام شد و این هواپیما تمام مراحل آزمایش را با موفقیت به پایان رساند. پس از پروازهای آزمایشی خلبان هواپیما از سیستمهای کنترل آتش ، دستگاههای ناوبری ، سرعت عمل در مانورها و قبلیتهایی در بدست آوردن سرعت و سقف پرواز اظهار رضایت کرده و موفقیتهایی را به دست آورد. جمعا هواپیمای وای اف-16 ، 286 پرواز آزمایشی انجام داد. طبق آزمایشات اف - 16 کارایی انجام هر ماموریتی در هر نوع شرایط آب و هوای را دارا می‌باشد.

      بی‌نظیر بودن هواپیمای اف - 16 در کلاس شکاریهای سبک
      وزن اف - 16 نصف وزن اف-4 (فانتوم) است. از جمله شعاع گردش اف - 16 نصف اف-4 است و همچنین اف - 16 در نوع خود قابلیتهای حمل سلاح ، نبردهای هوایی و حمله به مواضع زمینی نظیر ندارد. در این هواپیما از سیستم‌های پیشرفته و پیچیده‌ای برای ایجاد برتری نسبی هوایی استفاده شده است.

      دستگاه هدآپ یا سایت (Head up-Sight)
      این دستگاهها عمل نشانه‌روی و قفل کردن رادارها را روی هدف انجام می‌دهند. به گونه‌ای طرح‌ریزی شده که هدف‌یابی و پرتاب موشکهای هوا به هوا و هوا به سطح را بدون هیچ‌گونه اشکالی و با کمترین زمان با ضریب دقت 90% ، یعنی سریع‌تر از هر هواپیمای مشابهی عمل می‌کند.

      دستگاههای ارتباطی و ناوبری
      دستگاهها و کانالهای بسیار مدرن و پیچیده‌ای در اف - 16 بکار رفته است که قادر به فرستادن و دریافت طول موجهای مختلف و رفع اختلالات کانالهای ارتباطی هستند. این دستگاهها شامل سیستم‌های ارتباطی VHF و UHF هستند که در هنگام پرواز کور و اضطراری بدون دید اجازه فرود در هر باندی را به خلبان می‌دهد. دستگاه IFF کار تشخیص دوست از دشمن و کاهش گمراهی هواپیما را انجام می‌دهد و در سیستم جدید ناوبری اف-16 که دستگاه ILS است که به هواپیما اجازه برخاستن سریعتر در مدت کمتر از 5 دقیقه را می‌دهد.

      رادار هواپیما
      پوشش رادار در اف - 16 بگونه‌ای متمایز از دیگر رادارها ، که قادر است 80 درصد از پوشش هوایی را در اختیار خلبان قرار دهد.

      موتور هواپیما
      موتور هواپیما توربوفن اف - 100 پی‌دبلیو - 100 ساخت پرت اندوتینی است که قادر به تولید کششی برابر 11340 کیلوگرم همراه پس سوز و کشش استاتیکی معادل 7711 کیلوگرم می‌باشد که در آن سیستم‌های زیر بکار رفته است :



      ژنراتور سی‌دی‌اس (CDS)
      درایو گیربکس متحرک فرعی
      پمپ هلی هیدرولیک دوبله (دوتایی)
      سیستم بجریان انداختن سوخت جهت
      ابعاد هواپیما
      مساحت بال 28 متر مربع ، فاصله دو نوک بال بدون موشک 9.4 متر ، موشک سایدویندر 10 متر ، زاویه لبه حمله بال 40 درجه و طول هواپیما 14.63 متر ، ارتفاع 5 متر ، فاصله بین ارابه‌های اصلی فرود و ارابه دماغ هواپیما 4 متر ، فاصله بین دو ارابه اصلی 2.387 متر می‌باشد.

      وزنهای هواپیما
      وزن هواپیما همراه سوخت داخلی 10056.6 کیلوگرم ، وزن هنگام بلند شدن 10419 ، کیلوگرم وزن کل هواپیما 14970 ، حداکثر وزن تسلیحات حمل شونده در قسمت خارجی هواپیما 6885.6 کیلوگرم ، وزن خالی هواپیما 6900کیلوگرم.

      تسلیحات
      تسلیحات هواپیما شامل مهمات مختلفی برای ماموریتهای هوا به هوا و هوا به سطح مورد استفاده می‌شود.

      توپ ام - 16 الی 20 میلیمتری ولکان که در سمت چپ کابین خلبان می‌باشد.
      موشکهای برد کوتاه آی ام 9 (سایدویندر) و موشکهای برد متوسط ای آی ام-7 (اسپارو) برای نبردهای هوایی
      تجهیزات سیستم اختلال الکترونیک در رادارهای دشمن (ECM)
      دارای قابلیت حمل بمب‌های از نوع ام کی-28 و ام کی-84 انواع بمب‌های شیمیایی ، خوشه‌ای و ناپالم و راکت . قادر بحمل موشکهای هوا به زمین و هدایت‌شونده تلویزیونی (AIM-65) برای حمله به مواضع زمینی
      اف-16 قادر به حمل یک بمب تاکتیکی اتمی برای حملات هسته‌ای است.
      قابلیتها
      اف - 16 دارای حداکثر سرعتی معادل 2+ برابر صوت ، در ارتفاع 9340 متری ، قادر به بدست آوردن سرعتی معادل 1.6 برابر صوت و همچنین دارای سرعت 1.2 برابر صوت (سرعت صوت برابر با 1224 کیلومتر در ساعت) در سطح دریان می‌باشد.
    • توسط onin
      در ۲۵ فوريه ۵(۱۹۲۵ اسفند ۱۳۰۴) اولين خلبان ايراني كه كلنل احمدخان نخجوان نام داشت يك هواپيماي برژت -۱۹ را با پرچم و نشان ايران از فرانسه به پايگاه قلعه مرغي تهران پرواز داد. كلنل نخجوان در فرانسه دوره ديده بود و فقط ۲۰۰ ساعت پرواز داشت. بدين ترتيب در اين تاريخ اولين هواپيماي نيروي هوايي ايران با خلباني يك ايراني مرزهاي بين المللي را درنورديد و به فضاي پروازي ايران رسيد. در اين زمان ديگر خلبانان ايراني تحت نظارت يك استاد خلبان آلماني به نام «شفر» در ايران دوره مي ديدند. خريد هواپيما قسمت آسان كار بود. آموزش خلبانان براي پرواز كردن با آنها، نفرات پشتيباني زميني براي نگهداري و تعمير آنها و ساختن فرودگاه ها قسمت سخت كار بود كه زمان هم مي برد. در همين دوره زماني نيروي هوايي ايران از قالب يك اداره كوچك در ستاد فرماندهي ارتش خارج شده و به يك نيروي جداگانه تبديل شده بود كه «نيروي هوايي ارتش شاهنشاهي ايران» نام گرفته بود؛ اولين فرمانده نيروي هوايي ايران هم كسي نبود به جز كلنل احمدخان نخجوان. در سال ۱۹۲۴ (۱۳۰۳) اولين گروه از دانشجويان دوره خلباني و تكنسين پرواز به روسيه و فرانسه فرستاده شدند. بعدها در سال ۱۹۲۹ (۱۳۰۸) ايران ۱۵ خلبان داشت كه شش نفر از آنها در مدرسه پرواز ايستر فرانسه و ۹ نفر ديگر در مدرسه پرواز سباستوپول روسيه آموزش خلباني ديده بودند. در اين سال IIAF مخفف Imperial Iranian Air Force داراي ۳۳ فروند هواپيما از ۹ مدل مختلف بود. طي ۱۵ سال به يعني تا آغاز جنگ جهاني دوم بيش از ۳۰۰ هواپيما از ۱۸ مدل مختلف در اختيارنيروي هوايي ايران بود. در همان زمان هشت پايگاه هوايي كه مدارس آموزش خلباني و يك مركز آموزش تعميرات و نگهداري را شامل مي شدند ساخته شده بود. يك كارخانه مونتاژ هواپيما به نام «شهباز» هم ساخته شده بود كه قادر بود سه مدل مختلف هواپيما را مونتاژ كند. در سال ۱۹۴۱ (سوم شهريور ۱۳۲۰) بي طرفي ايران در جنگ جهاني دوم نقض شد و نيروهاي هوايي و دريايي انگليس و روسيه از شمال و جنوب به ايران حمله كردند. نيروي هوايي جوان ايران كه به تازگي به ساختن ساختارهاي اساسي خود مشغول شده بود، تحت هيچ شرايطي توانايي رويارويي با اين نيروي عظيم و توانمند را نداشت. با اين وجود تعدادي از پرسنل جوان اين نيرو تصميم به مقابله با بيگانه گرفتند و با كنترل پادگان قلعه مرغي دو هواپيما از اين پادگان به خلباني سروان وثيق و استوار شوشتري كه با شليك ضدهوايي مواجه شده و به ناچار آسمان تهران را ترك كردند. نيروهاي ائتلاف انگليس و روسيه كنترل دو پايگاه هوايي ايران را در دست گرفتند. آنها به ترتيب در مهرآباد و قلعه مرغي مستقر شدند. از نيروي هوايي جوان ايران تقريباً هيچ چيز باقي نماند. پس از پايان جنگ ارتش بريتانيا ايران را ترك گفت اما ارتش روسيه از ترك ايران سر باز مي زد و كنترل شمال ايران را در اختيار داشت. سه ماه پس از اين اتفاق نيروهاي سرخ روسيه ايران را ترك گفتند. پس از اين نيروي هوايي ايران هميشه به عنوان نيروي برتر در خاورميانه شناخته مي شود. موقعيت استراتژيك ايران توسط آمريكا ناديده گرفته نشد و آمريكا از اوايل دهه ۱۹۶۰ شروع به فروش تعداد زيادي از هواپيماهاي پيشرفته خود به ايران كرد. در سال ۱۹۶۵ ميلادي ايران اولين هواپيماجت خود با نام اف - ۸۴ جي جت ثاندر دريافت كرد. در سال ۱۹۶۵ هواپيماهاي اف-۵ فريدم توسط ايران خريداري شدند و به دنبال آن در سال ۱۹۶۸ اف-۴ فانتوم هم به ايران فروخته شد. در سال ۱۹۷۰ ايران داراي قوي ترين نيروي نظامي در منطقه بود. قبول فروش هواپيماهاي فوق پيشرفته اف-۱۴ اي تام كت به همراه موشك هاي پيشرفته اي آي ام - ۵۴ فينيكس از سوي آمريكا به ايران نشان دهنده روابط بسيار گرم بين ايران و آمريكا بود. در پي وقوع انقلاب اسلامي در سال ۱۹۷۹ دكترين و استراتژي نظامي ايران تغيير يافت و ايران ديگر به خريد تسليحات پيشرفته و گرانقيمت علاقه نشان نداد و همين باعث ايجاد نوعي تغيير قدرت در منطقه شد. ايران ديگر نه تنها دوست صميمي آمريكا نبود، كه به خاطر سياست هاي امپرياليستي و ضد انساني آمريكايي به دشمن اصلي آن تبديل شد. آمريكا و ديگر كشورهاي غربي تحريمي نظامي عليه ايران اتخاذ كردند. كمك هاي آمريكا قطع شده بود و نيروي هوايي ايران از فرار و بركناري افسران زمان شاه رنج مي برد كه همين امر به پايين آمدن سطح سرويس دهي در نيروي هوايي منجر شده بود. به دليل تحريم تسليحاتي ايران و نرسيدن قطعات مورد نياز، آمار عملياتي نيروي هوايي ايران سريعاً رو به كاهش بود. پس از انقلاب نيروي هوايي به «نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران» كه خود ارتشيان به آن «نهاجا» مي گويند تغيير نام داد. نام انگليسي آن هم Islamic Republic of Iran Air Force است كه به اختصار IRIAF خوانده مي شود. در همين اوضاع و احوال عراق با مناسب يافتن فرصت درصدد برآمد تا با حمله به ايران قسمت هاي وسيعي از خاك ايران را ضميمه قلمرو خود كند؛ به همين خاطر در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ (۳۱ شهريور ۱۳۵۹) با يورشي عظيم به خاك ايران از طريق هوا، زمين و دريا جنگ تحميلي هشت ساله را عليه ايران آغاز كرد. جنگ با حمله هوايي نيروهاي عراقي به شش پايگاه نيروي هوايي ايران و چهار پادگان آغاز شد و همزمان چند لشكر و تيپ مستقل عراق در چهار محور از طول ۷۰۰ كيلومتر مرز مشترك با ايران به عمق خاك ايران يورش بردند. اولين حمله هوايي عراق چندان موفقيت آميز نبود. دلايل آن را مي توان به برنامه ريزي ناكافي و نادرست عمليات، نداشتن اطلاعات كافي از اهداف و استفاده نامناسب از بمب هاي جي پي(بمب هايي كه هدف خاصي ندارند و براي انهدام كلي به كار مي روند) برشمرد. در مهرآباد يك هواپيماي اف-۴ اي در هنگام جابه جايي براي در امان ماندن از حملات دشمن دچار سانحه شد و از همدان هم گزارش هايي در مورد خسارت يك فروند اف-۴ رسيد. اولين عمليات هوايي ايران در پاسخ اين حمله و بلافاصله پس از آن در خاك عراق موفقيت آميز بود. در اين عمليات چهار فروند هواپيماي اف-۴ به پايگاه دريايي الشعبيه در نزديكي بندر ام القصر حمله بردند. اين چهار فروند هواپيما كه ۴۵۰ كيلوگرم بمب بر سر اين پايگاه ريختند عمليات خود را از پايگاه بوشهر شروع كردند. در ميان اهداف چندباطري موشك ضد كشتي وجود داشت. اين عمليات تلافي جويانه نيروي هوايي ايران به قدري سريع بود كه خط پدافند عراق در طول مسير پرواز دچار غافلگيري شده بود. روز بعد در عملياتي غيرقابل باور ۱۴۰ فروند از جنگنده ها و جنگنده بمب افكن هاي ايران به ويژه اف-۴ و اف-۵هاي پايگاه هاي بوشهر، همدان و تبريز توانستند با نفوذ خود به خاك عراق تلفات سنگيني به پايگاه ها و تاسيسات نظامي عراق وارد كنند. در اولين روزهاي جنگ چندين حمله هوايي ديگر به تاسيسات نظامي عراق از قبيل ام القصر انجام شد. در يكي از اين حملات دو فروند اف-۴ كه هر كدام شش بمب جي پي ۳۴۰ كيلوگرمي حمل مي كردند به تاسيسات نظامي دريايي و كشتي هاي موشك انداز عراق حمله بردند. در حدود ۲۰ دقيقه بعد يك فروند هواپيماي آر اف-۴ اي عكس هاي شناسايي از منطقه گرفت كه نشان مي داد كشتي ها و تاسيسات بندري دچار صدمات و خسارات سنگيني شده اند. تاكتيك كلي در طول انجام چنين عمليات هايي رسيدن به هدف از راههاي مختلف، انجام يك پاپ -آپ بيش از رسيدن به هدف و شيرجه زدن روي هدف براي انهدام آن است. در هنگام بازگشت دو اف-۴ يكي از آنها توسط يك موشك سام مورد اصابت قرار گرفت كه باعث آسيب ديدن برخي از سيستم هاي آن شد اما همچنان مي توانست پرواز كند. اما آتش خاموش كن ها كار نكردند و بال راست - محل اصابت موشك - آتش گرفت. باند فرود نزديك ترين پايگاه هوايي هم به دليل هجوم اوليه ارتش عراق براي فرود مناسب نبود و به همين خاطر مجبور به فرود در يك باند ناآماده با سرعت بالا شد. چرخ ها تركيدند و هواپيما در حالي كه سرنشينان آن اجكت كرده بودند از انتهاي باند خارج شد. بعدها اين هواپيما با تعويض بال و ديگر تعميرات دوباره به جنگنده هاي مورد استفاده در جنگ پيوست. اين تعويض بال كه اولين بار در ايران انجام مي شد را مي توان نقطه آغاز انجام كارهاي غيرممكن در نيروي هوايي دانست. در اولين ماههاي جنگ «نهاجا» تلاش هاي خود را به جلوگيري پيشرفت نيروي زميني ارتش عراق معطوف كرده بود. جنگنده هاي ايراني براي اين كار با استفاده از راكت هاي ضد زره دانه به دانه تانك ها و زره پوش هاي عراق را شكار مي كردند و حتي گاهي اوقات تا ارتفاع سه تا چهار متر زمين هم پايين مي آمدند. در مقابل عراق هم از هواپيماهاي ميگ-۲۱ و ميگ-۲۳ براي پوشش نيروي زميني خود استفاده مي كرد كه اين پوشش به ناچار منجر به درگيري هوايي بين ايران و عراق مي شد كه مي توان پيروزي هاي ايران در اين زمينه را بيشتر از عراق دانست. مخصوصاً در اوايل جنگ كه آنها در مقابل هواپيماهاي اف-۱۴ ايران توانايي انجام هيچ عملي را نداشتند كه در اواخر جنگ با خريد ميراژ اف-۱ از فرانسه توانستند كمي جنگ هاي هوايي را متعادل كنند. جنگ تحميلي عليه ايران علاوه بر خسارات و تلفات جانبي بسيار، دستاوردهاي ارزنده اي براي نيروي هوايي ايران داشت. نيروي هوايي در اين هشت سال توانست به تكنولوژي ساخت بسياري از قطعات مورد نياز خود دست يابد و در برخي موارد به خودكفايي برسد.
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.