امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

عملیات کربلای4 طرح خوبی داشتی و بزرگترین تحرک نظامی ایران با استعداد 250 گردان محسوب میشد اما لو رفتن عملیات همه چیز را خراب کرد! دقیقا مانند عملیات کورسک که اگر لو نمیرفت کار شوروی تمام بود در جنگ تحمیلی هم کربلای4 میتوانست ما را پیروز جنگ کرده و از موضع قدرت با عراق جهت صلح مذاکره میکردیم که نشد! :D

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
براساس راهبرد نظامی ارائه شده از سوی سپاه پاسداران به مسئولین کشور، برای نیل به پیروزی در جنگ می بایست در جبهه جنوب، جاده های شمالی و جنوبی بصره و نیز در جبهه شمالی، جاده های مواصلاتی کرکوک به بغداد قطع و یا تهدید شوند و در نتیجه، صدور نفت عراق به خارج کاملا قطع گردد و سپس حرکت اصلی به سمت بغداد آغاز شود.
بر همین اساس، محاصره و سپس تصرف شهر بصره به عنوان هدف عملیات اصلی سپاه پاسداران در سال 1365 مورد توجه قرار گرفت که برای تحقق آن به کارگیری حدود 500 گردان و آن هم از سه محور ضرورت یافت لیکن به دلیل مشکلاتی همچون ضعف امکانات نظامی تنها یک محور – به عنوان تنها راه باقی مانده جنگ در جبهه جنوب – انتخاب شد.
به عبارت دیگر، پس از حذف دو محور احاطه ای (هور و فاو) منطقه شلمچه و ابوالخصیب به منظور انجام عملیاتی بزرگ و سرنوشت ساز برگزیده شد.
اهداف عملیات
تصرف شهر بصره و تهدید جاده صفران – بصره
منطقه عملیات
منطقه عملیاتی ابوالخصیب و شلمچه دارای ارزش ها و ویژگی های مهم سیاسی و نظامی است و می توان آن را مهم ترین منطقه عملیاتی در جبهه جنوب دانست.
مرکز این منطقه، نخلستان های اطراف اروندرود – حد فاصل جزیره بلجانیه تا بصره است – که عرض آن 4 تا 5 کیلومتر و طول آن حدود 15 کیلومتر می باشد.
زمین منطقه عملیاتی از دو جهت دارای خصوصیات مهمی می باشد:
1- وجود نهرها و کانال های کشاورزی که عمق مناسبی دارد و از آن ها می توان برای پدافند استفاده کرد.
2- جناحین منطقه عملیاتی که از شمال به آب گرفتگی شلمچه و کانال ماهی گیری و از جنوب به خور زبیر و زمین های باتلاقی اطراف آن منتهی می شود و دشمن در آن قدرت پاتک ندارد.
استعداد دشمن
شمال منطقه عملیاتی در حوزه استحفاظی سپاه سوم و جنوب آن در حوزه استحفاظی سپاه هفتم عراق قرار داشت. لشکر 11 پیاده از سپاه سوم و لشکر 15 پیاده از سپاه هفتم در منطقه حضور داشتند. در ذیل اسامی کلیه یگان هایی که قبل و حین عملیات در منطقه حضور یافتند، آورده شده است:
الف – یگان های پیاده:
تیپ های 19، 22، 104، 111، 802 ، 805، 107، 102، 702، 420، 421، 429، 45، 112، 47، 23، 238، 436، 802، 501، 402، 117 و 28
ب– یگان های زرهی:
تیپ های 16، 30 و یک گردان مستقل
ج – یگان های مکانیزه:
تیپ های 25 و 8
د– گارد ریاست جمهوری:
تیپ های 2 و 4 از لشکر1 کماندویی و تیپ های 7 و 8 از لشکر 2 پیاده
هـ – نیروی مخصوص:
تیپ های 66 و 68
و – کماندو:
تیپ4 کماندویی ستاد کل و گردان کماندویی لشکر 26
ز – جیش الشعبی:
قاطع 58 المثنی
قوای خودی
هدایت فرماندهی عملیات بر عهده قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء (ص) سپاه پاسداران بود و چهار قرارگاه عملیاتی نیز اجرای آن را بر عهده داشتند.
قرارگاه نجف هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:
لشکر 19 فجر
لشکر 5 نصر
لشکر 17 علی ابن ابی طالب (ع)
لشکر 155 ویژه شهدا
تیپ 21 امام رضا (ع)
تیپ 57 حضرت اباالفضل (ع)
تیپ 12 حضرت قائم (ع)
+ 4 گردان توپخانه
قرارگاه قدس هدایت نیروهای زیر به عهده داشت:
لشکر 25 کربلا هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:
لشکر 41 ثارالله (ع)
لشکر 10 سید الشهدا(ع)
+ 4 گردان توپخانه
قرارگاه کربلا
لشکر 27 محمد رسول الله (ص)
لشکر 14 امام حسین (ع)
لشکر 8 نجف اشرف
لشکر 31 عاشورا
تیپ 44 قمربنی هاشم (ع)
لشکر 32 انصار الحسین (ع)
+ 4 گردان توپخانه
قرارگاه نوح هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:
لشکر 7 ولی عصر (عج)
تیپ 33 المهدی (عج)
تیپ 18 الغدیر
ناو تیپ امیرالمومنین (ع)
+ 4 گردان و 1 آتش بار توپخانه
هم چنین، دو تیپ توپخانه تحت امر قرارگاه مرکزی بودند:
- تیپ 63 خاتم الانبیاء (ص) با 4 گردان و 2 آتش بار
- تیپ 15 خرداد با 4 گردان و 2 آتش بار
ضمناً از مجموع 352 گردان مورد نیاز، حدود 250 گردان آماده گردید که یگان های عمل کننده هر یک بین 7 تا 24 گردان را سازماندهی کرده و در خود جای دادند.
طرح عملیات
چهار منطقه شلمچه، ابوالخصیب، مقابل ام الرصاص و جزیره مینو – به این دلیل که به لحاظ مانور، آتش، عقبه و پشتیبانی به هم وابسته اند – برای انجام این عملیات بزرگ انتخاب گردید. بر همین اساس، هر یک از چهار منطقه فوق به عنوان خط حد یک قرارگاه عملیاتی تعیین شد:
- قرارگاه نجف: از شمال پنج ضلعی شلمچه تا جزایر بوارین و ام الطویله پیشروی در محور شلمچه
- قرارگاه قدس: انجام حرکت اصلی عملیات با عبور از تنگه ام الرصاص – بوارین و پیشروی در محور پتروشیمی و ابوالخصیب.
- قرارگاه کربلا: مقابله با پاتک دشمن از مقابل جزیره ام الرصاص، تامین کل منطقه و پیشروی تا جاده دوم و سوم.
- قرارگاه نوح: تامین جناح چپ و پیشروی در مقابل جزیره مینو.
هم چنین، یگان های تحت امر این قرارگاه ها می بایست طی شش مرحله به اهداف نهایی خود – از شمال به تنومه و از جنوب به پشت کانال بصره – برسند.
شرح عملیات
عملیات می بایست در ساعت 22:30 مورخ 3/10/1365 آغاز شود. به همین خاطر غواص های خودی ساعاتی قبل به درون آب رفته و به سمت خط دشمن حرکت کردند. در این میان، نیروهای دشمن که کاملا آماده و هوشیار بودند ضمن پرتاب منور، با تیربار و خمپاره به طرف نیروهای خودی شلیک می کردند. در مجموع، عملیات خارج از کنترل و هدایت فرماندهی قرار گرفته بود و قبل از هر دستوری یگان ها با توجه به نوع وضعیت و هوشیاری و عکس العمل دشمن به محض رسیدن به ساحل، درگیری را آغاز می کردند. در این حال، رمز عملیات (یا محمد) حدود ساعت 22:45 اعلام شد و نیروهای عمل کننده فقط توانستند در جزایر سهیل، قطعه، ام الرصاص، ام البابی و بلجانیه نفوذ کنند و در بعضی مناطق نیز به صورت موضعی رخنه نمایند.
در مقابل، نیروهای دشمن با پرتاب پی در پی منور و اجرای چند مورد بمباران کنار نهر عرایض (عقبه برخی از یگان ها) و هم چنین اجرای آتش موثر روی رودخانه اروند، عملا سازمان غواص ها و نیز نیروهای موج دوم و سوم را به هم زد. به طوری که نیروهای یگان های مجاور بعضا پراکنده شده و اغلب نمی توانستند روی هدف عمل نمایند.
یکی از مناطق حساس عملیات، جزیره ام الرصاص و نوک بوارین بود که به رغم تلاش بسیاری که برای تصرف آن انجام شد، به خاطر هوشیاری دشمن امکان ادامه درگیری از میان رفت. دشمن با شلیک پرحجم تیربار روی آب، از عبور نیروها از تنگه ام الرصاص – بوارین جلوگیری کرد. مضافا به این که به خاطر حساسیتی که دشمن نسبت به ام الرصاص داشت، در پدافند آن از 9 رده مانع طبیعی و مصنوعی بهره می برد، به طوری که هرگاه از هر خط عقب رانده می شد، در خط بعدی که نسبت به خط قبلی اشراف و تسلط داشت، مقاومت می کرد.
در این حال، با توجه به هوشیاری دشمن، امکان ادامه عملیات میسر نبود، لذا به منظور حفظ قوا و طراحی مجدد عملیات آتی، از ادامه نبرد اجتناب شد.
نتایج عملیات
میزان تلفات و ضایعات وارده بر دشمن به شرح ذیل می باشد:
حدود 8000 کشته و زخمی
حدود 60 اسیر
انهدام حدود 70 دستگاه زرهی، مکانیزه و خودرو
انهدام تعداد زیادی سلاح سبک و نیمه سنگین
ساجد سایت جامع دفاع مقدس

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
اگر کربلای 4 موفقیت آمیز بود ایران به دروازه های بصره میرسید و با یک عملیات دیگر بصره از آن ایران میشد.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
با تمام تدابيري كه انديشيده شده بود اين عمليات جزء عملياتهاي لو رفته بود. شب اول غواصهايي از بچه هاي ناب لشگر 41 ثارالله و بعد 25 كربلا به خط زدند كه با شيليكا ي عراقي ها در وسط آب پذيرايي شدند. چند شب (2-3) پشت سر هم به خط ميزدند.درگيري خيلي شديد بود ....... هدف اول ابوخصيب بود و بعد بصره كه با جنگ شهري تصرف بشه ولي .. خدا رحمت كنه اونهايي رو كه با نغمه زيباي مولا علي مولا زدند به آب و ديگه برنگشتند .......

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
خداوند آنهایی که رفتند را قرین آمرزش کند، یادشان گرامی و راهشان پر رهرو اما سعید جون یاد باشه که بچه ها در عملیات کربلای 4و 5 هر دوشون به تکلیف خودشون عمل کردنند. و مهمترین مسئله هم همین است که انسان به تکلیف خود عمل کند و باقی ماجرا که به نتیجه برسد یا نرسد در دست خداوند است و تنها خود حضرت حق است ارزش این خون ها را می داند. روزی از یکی از بچه های عملیات کربلای 4 شنیدم که می گفت در همان زمان با حالتی گلایه مانند از خدا پرسیدم که آخر چرا باید چنین شود.... ولی حالا که سالها از ماجرا گذشته متوجه عمق مطلب شدم و از صصحبت خود پشیمانم....

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
آقا سعيد سلام: كربلاي 5 با فاصله كوتاهي از كربلاي 4 طراحي و اجرا شد طوري كه حتي بچه هاي اطلاعات و عمليات نتونستند شناسايي هميشگي قبل از عمليات را انجام بدهند. هم به علت موانع غير قابل نفوذ و هم به علت زمان كمي كه تعيين شده بود. اگر خاطرتان باشد اعزام سپاهيان محمد(ص) قبل از عمليات كربلاي 4 بود و نتيجه اين عمليات هم تقريبا غير قابل قبول بود به همين علت بايد سريعا عملياتي انجام ميشد كه هم روحيه نيروها خراب نشود و هم علتهاي ديگري كه وجود عملياتي در اين حجم را غير قابل اجتناب ميكرد. و متاسفانه عمليات كربلاي 5 به نظر اين حقير موفقيت آميز نبود در مجموع 150 كيلومتر مربع تصرف شد آنهم با چه قيمتي ... حجم عظيمي از نيرو و ادوات ما را هزينه خودش كرد بدون اينكه نتيجه از قبل تعيين شده رو به ما بده. شايد انتخاب منطقه درگيري ديگري غير از شلمچه شرايط را به گونه اي متفاوت رقم ميزد. پاتكهاي گارد نفس همه را ميگرفت صبح اول وقت بلافاصله با نيروي تازه نفس پاتك ميكرد توي يه دشت كه مثل سيني صافه . تي 72 با توپ مستقيم خاكريزها را پاره پاره ميكرد (خاكريزها شكاف برميداشتند) روزهاي بعد كه روي هر تانكي يه تك تيرانداز گذاشته بودند كه تا آرپي جي زن بلند ميشد يه خال وسط پيشانيش بود. جنگ تن و تانك كه گفته ميشه نمود عيني و واقعيش توي كربلاي 5 بود. مثلا گردان (.....) لشگر 27 با (.....) نيرو ميرفت خط پدافندي رو تحويل ميگرفت بعد از پاتك لشگر گارد با 10-12 نفر بر ميگشت... ميدانيد يعني چي ...؟ بعضي گردانها چندين بار بازسازي ميشدند ولي شدت نبرد خيلي زياد بود با آنهمه ادوات پيشرفته و خطوط پدافندي چندين لايه و آنهم در يك دشت صاف و كانال پرورش ماهي و ..... يا گردان (....) لشگر 10 كه بهترين گردان اين لشگر در زمان جنگ بود ديگر نتوانست تا آخر جنگ مثل قديم كمر راست كنه.... كربلاي 5 خيلي از بچه هاي ناب لشگر ها رو گرفت كه اگر الآن بودند وضعيتمان خيلي بهتر بود. مثل يه فيلم ميمونه .. آدم باورش نميشه كه يه همچين روزهايي هم بوده........................ فكر ميكنيد شلمچه .. چرا شلمچه شده و هر ساله زاير پيدا كرده ..... به خاطر ارواح پاك شهدا و مفقود الجسدهايي كه در كربلاي 5 مردانه جنگيدند و ....مظلومانه رفتند و .........

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
آقا ماتو عمليات كربلاي 4 خيلي شهيد داديم.كاش عمليات لو نميرفت icon_cheesygrin خدا روح تمامي شهدارو با اقا امام حسين محشور. كنه

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
امروز سوم دی است سالروز آغاز عملیات کربلای 4!!
امیدوارم شهدا ما رو هم فراموش نکنن!!

سلام خدا بر همه ی شهدا باد

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
سلام
ظاهرا تمام نکات رو دوستان عزیز یاد اور شدن. وقتی که اسم این عملیات میاد ناخوداگاه به یاد خطوط دفاعی المانها در نورماندی میوفتم.

اگر به دیده نقد به این عملیات نگاه کنیم انتخاب منطقه عملیات در اون زمان جای مناسبی نبود. اگر دوستان منطقه شلمچه رو دیده بااشن تقریبا درصد بالایی اب گرفتگی داشت و نقاط عبور و مرور محدود بود. پس با امکانات کمتری میشد جلوی هر نیرویی ایستاد. کاش میشد در فرصتی بهتر از مسیر فاو عملیات رو انجام داد. ( دشت مسطح و نزدیکی اون به بصره )

به خاطر عمق نه چندان زیاد غواصان امکان کمی برای مانور داشتند. و همونطور که همگی خوندید عراق اماده به رزم بود. شلمچه زمینش حالت خاصی داره ک سوای عوارض و موانع زود ادم رو خسته و نا امید میکنه.
یکی از تجربیات مهمی که از این عملیات بدست اومد ضرورت هماهنگی بین واحدهای عمل کننده بود. که بعضی از تیپها و گردانها نتونستند ارامشی که در برابر اتش دشمن وجود داشت رو حفظ کنند و در ساعت مقرر عملیات رو شروع کنند.

به هر حال تجربه سخت و غیر قابل جبرانی به اسم کربلای 4 بود تا بتونیم کربلای 5 رو خلق کنیم.
روح همه شهدای این عملیات قرین رحمت خاص خداوندی.انشاالله

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
مقدمه

تحولات صحنه نبرد پس از پيروزي فاو و اقدامات نظامي دشمن كه به طور گسترده و همه جانبه صورت گرفت، فرماندهان سپاه را با وضعيت جديدي مواجه كرد. جنگ شهرها در سطح گسترده، حمله به مراكز اقتصادي، صنعتي و نفتي فشار فوق‌العاده‌اي را بر كشور وارد ساخت. به ويژه، كاهش بسيار زياد قيمت نفت تا مرز 5/5 دلار در هر بشكه موجب تشديد اين فشارها شد. همراه با اين فشارها، تحرك جديد دشمن در عرصه زميني كه پس از اشغال اراضي كشور در آغاز جنگ، براي اولين بار صورت مي‌گرفت، جبهه خودي را تحت فشار قرار داده بود. در چنين شرايطي علاوه بر مقابله با حملات عراق به خط‌هاي پدافندي در طول مرز، آماده شدن براي حمله بزرگ بعدي، مسئوليت ديگري بود كه مي‌بايست به آن جامه عمل بپوشاند.

[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/007.jpg[/img]

تصرف منطقه استراتژيك فاو و جدا سازي بخش جنوبي سرزمين عراق از اين كشور اقتضا مي‌كرد كه مناطق مهمي چون بصره و ام‌القصر نيز مورد توجه قرار گيرد و به نظر مي‌رسيد، توقف در اين منطقه و عدم توسعه وضعيت، به زيان نيروهاي خودي باشد. زيرا منطقه عمليات فاو به لحاظ وسعتي كه داشت از اين قابليت برخوردار بود كه سلسله عمليات بعدي در همين مكان انجام شود.

[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/006%7E1.jpg[/img]

[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/005%7E0.jpg[/img]

دلايل انتخاب منطقه

پس از پيروزي فاو كه باعث به هم خوردن موازنه نظامي به نفع ايران شد، لازم بود در اقدامي ديگر كه از اهميت ويژه و هدف استراتژيك برخوردار باشد، سرنوشت جنگ به نقطه نهايي رهنمون شود. براي اين منظور، منطقه جديد مي‌بايست از شرايطي برخوردار مي‌بود كه هدف‌هاي مورد نظر تحقق مي‌يافت.

منطقه عمومي بصره در جنوب، مهم‌ترين مناطقي بودند كه از تابستان سال 1361 همواره براي عمليات‌هاي بزرگ و سرنوشت‌ساز مورد توجه فرماندهان بودند و عمليات‌هاي متعددي در اين جبهه‌ها انجام شده بود: شرق بصره (عمليات رمضان)، هورالهويزه
(عمليات خيبر و بدر) و فاو (عمليات والفجر 8) مناطقي بودند كه طي سال‌هاي 1361 تا 1364 عرصه نبرد ميان رزمندگان اسلام و دشمن بودند. تنها منطقه‌اي كه در آن، عملياتي صورت نگرفت، منطقه ابوالخصيب، جزيره مينو و بخشي از زمين شلمچه بود كه در ميان هدف‌هاي مطرح در اطراف بصره، به دليل نزديكي به شهر، مهم‌تر از بقيه بودند. به همين دليل، استحكامات، آرايش سلاح و يگان‌هاي دشمن نيز در اين منطقه (با تأكيد بر شلمچه) بيشتر از ساير مناطق عملياتي بود. و همين موضوع موجب شد كه طي چهار سال پس از عمليات رمضان، فرماندهان نظامي توجه جدي به اين منطقه كنند.

افزون بر اين، اهميت شهر بصره كه هدف اصلي استراتژي نظامي جمهوري اسلامي پس از فتح خرمشهر به شمار مي‌رفت، مهم‌ترين عامل در انتخاب اين زمين براي عمليات كربلاي 4 بود.

از ديگر ويژگي‌هايي كه باعث انتخاب اين منطقه براي عمليات شد، عوارض موجود در زمين غرب اروند در منطقه ابوالخصيب بود، زيرا وجود نهرها، نخلستان‌ها و كانال‌هاي كشاورزي و نيز عدم وجود استحكامات در منطقه پتروشيمي تا بصره، اين منطقه را قابل تصرف و پدافند مي‌نمود. همچنين به دليل آن كه دو جناح منطقه عملياتي، از شمال به آب‌گرفتگي شلمچه و كانال ماهي‌گيري و از جنوب به خور زبير و زمين‌هاي باتلاقي اطراف آن محدود شده بود، قدرت تحرك دشمن ضعيف برآورد مي‌شد.

مزيت ديگر منطقه عملياتي، واگذاري مسئوليت حفاظت و اداره آن به سپاه‌هاي سوم و هفتم عراق بود.

اين مسئله با توجه به مانور عمليات كه نفوذ از ميان خط حد دو سپاه بود، يكي از ويژگي‌هاي برجسته منطقه عملياتي به شمار مي‌رفت.


طرح مانور

مانور در اين عمليات، نقش اساسي و تعيين كننده‌اي داشت. زيرا تجربه عبور از عرض رودخانه اروند، اين بار مي‌بايست در طول رودخانه انجام مي‌گرفت. و اين عبور كه خود تاكتيك ويژه و ابتكار عمليات به شمار مي‌رفت در صورت تحقق، جنبه‌هاي ديگر آن كه شامل شكستن خط، پاك‌سازي، نفوذ در عمق و تسلط بر چند راه (ورودي شهر بصره) مي‌شد، تحول عظيمي در جنگ ايجاد مي‌كرد . از اين رو، از ارديبهشت تا مهر 1365 و سپس آذرماه همان سال،بحث‌هاي مختلف و طرحهاي گوناگوني ارائه شد ولي بدليل معايب آنها منتفي گرديد. يكي از موضوعات اساسي در طرح‌هاي ارائه شده، از نظر فرماندهان سپاه، وابستگي ابتكار ويژه به غافل‌گيري دشمن بود.

بدين ترتيب پس از يك دور بحث، طرحي تصويب شد كه مورد توافق كليه فرماندهان بود.

در جلسه، (16/7/1365) پس از بحث و گفت‌و‌گو، سرانجام فرماندهان يگان‌ها مانور عملياتي از پنج ضلعي در شلمچه تا جزيره سهيل در مقابل جزيره مينو را پذيرفتند. آنها پذيرفتند كه زمين شلمچه بر زمين مقابل جزيره مينو ترجيح دارد. همچنين، اهميت زمين دو طرف اروند و ابوالخصيب و نيز تاكتيك ويژه براي عبور از تنگه مورد قبول واقع شد. در پايان اين جلسه، فرمانده سپاه گفت:

�برادران عزيز، همه توجيه هستند و احتياجي به توضيح اهميت عمليات نيست. اين سومين منطقه‌اي است كه براي رفتن به سمت بصره در آن عمل مي‌كنيم. منطقه رمضان [شرق بصره] هور [الهويزه] و اينجا، خداي ناكرده اگر از ما كوتاهي سربزند، مسئوليت ما خيلي سنگين است. ما بايد با تمام قدرت تكليفمان را انجام دهيم آن وقت، هر چه خدا خواست. اينجا يك شجاعت بزرگ و تدبير و دقت بالايي مي‌طلبد. اين تاكتيك و شيوه جنگي كه ما براي اين عمليات مهيا كرده‌ايم، دشمن آمادگي‌اش را ندارد و [از طرف ما] احتياج به توكل و ايثار بالايي دارد. برادرها بايد همه مسائل را با هم حل كنند و تا آخر عمليات، دست اخوت و برادري به هم بدهند، چون اين عمليات با همياري و همكاري پيش مي‌رود. لذا، بايد تقسيم كار كنيد و همديگر را كمك كنيد.�
از نيمه دوم مهرماه كار آماده‌سازي منطقه عمليات با جديت پيگيري شد. در حين اين پي‌گيري و پيشبرد امور، بحث مانور باز هم مطرح شد و سرانجام، در آذرماه فرمانده سپاه با دريافت نظرات و مسائل جديد، طي جلسه‌اي با آقاي هاشمي، خط جديد كاري را به نيروي زميني سپاه ابلاغ كرد.

مطابق آخرين تصميم گيري و جمع‌بندي وضع موجود، براي انجام عمليات كربلاي 4، چهار زمين شلمچه، ابوالخصيب، منطقه مقابل جزيره ام‌الرصاص و جزيره مينو انتخاب شد. اين چهار منطقه از نظر مانور آتش، و عقبه و پشتيباني به يكديگر وابستگي داشتند. از اين رو، هر كدام به يك قرارگاه سپرده شد.



خط حد قرارگاهها نيز به شرح زير مشخص گرديد:

1- قرارگاه نجف، از شمال پنج ضلعي در شلمچه تا جزاير بوارين و ام‌‌الطويله؛

2- قرارگاه قدس، عبور از تنگه و پيشروي در پتروشيمي و ابوالخصيب؛

3- قرارگاه كربلا، مقابله با پاتك دشمن از مقابل جزيره ام‌الرصاص و پيشروي تا جاده دوم و سوم. اين قرارگاه تأمين كل منطقه عملياتي را نيز به عهده داشت؛

4- قرارگاه نوح، تأمين جناح چپ و پيشروي در مقابل جزيره مينو.

نيروي مورد نياز براي عمليات، 352 گردان برآورد شد، اما تنها 250 گردان مهيا شد كه در قالب 13 لشكر و 12 تيپ مستقل وارد عمليات شدند.

آمار نيروها عبارت بودند از:

23733 پاسدار رسمي، 66847 سرباز و 113231 نيروي بسيج. در مجموع، 203811 تن نيروي انساني براي عمليات در اختيار سپاه پاسداران بود

شرح عمليات

[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/map%7E1.jpg[/img]

طي چند روزي كه به زمان عمليات باقي مانده بود بمباران و آتش توپخانه عراق روز به روز افزايش مي‌يافت. صبح روز سوم نيز اطراف پل فجر، نهر عرايض، سواحل كارون، اوايل جاده خرمشهر، حوالي ايستگاه هفت و برخي نقاط ديگر، بمباران شد و آتش توپخانه دشمن نيز فزوني يافت. پس از تاريك شدن هوا در روز سوم، (زمان آغاز عمليات) عراقي‌ها به ريختن فلر به وسيله هواپيما و شليك منور دست زدند.

از ساعت 19 تا 21 بيش از پنج مورد گزارش در مورد اقدامات دشمن به قرارگاه مركزي رسيد. با آنكه اوضاع نگران كننده مي‌نمود، اما تحليل كلي فرماندهي آن بود كه شرايط عادي است. از ساعت 21 غواص‌ها به درون رودخانه رها شدند، اما پس از حدود نيم ساعت، در ساعت 21:35 برادر عزيز جعفري اطلاع داد، دشمن با تيربار نيروها را زير آتش گرفته است. اين تحرك دشمن نيز مانند شب‌هاي گذشته عادي فرض شد، لذا دستور داده شد همه در ساعت 22:30 پاي كار باشند. اما ساعت 21:38 دقيقه لشكر 14 امام حسين (ع) خبر داد كه دشمن روي خط، منور زيادي انداخته و داخل رودخانه نيز با تيربار به نيروها حمله كرده است. تمام اين اقدامات دشمن داخل تنگه متمركز شده بود. همان جايي كه مي‌بايستي تاكتيك ويژه عمليات انجام مي‌گرفت.

در ساعت 22، فرمانده قرارگاه قدس اعلام كرد كه لشكر 31 عاشورا متوقف شده است و امكان استفاده از لشكر 41 ثارالله (ع) نيز وجود ندارد، و تيربار دشمن در خط و روي آب نيروها را هدف قرار داده است در محور قرارگاه قدس لشكرهاي 14 امام حسين (ع)،21 امام رضا (ع) و 31 عاشورا در ساعات نخست حمله و قبل از درگيري، تلفات زيادي متحمل شدند. با اين همه، فرمانده قرارگاه ابراز مي‌داشت، شرايط حاد نيست. عدم تحرك خاص دشمن در محورهاي قرارگاه‌هاي نوح، كربلا و نجف و نيز عادي بودن شرايط در آن محورها، موجب تقويت اين برداشت فرماندهي شده بود، اما شرايط در محور قرارگاه قدس به كلي با شرايط محورهاي ديگر متفاوت بود.

به هر صورت، حدود ساعت 22:08 با خبرهاي گوناگوني كه رسيد، فرماندهي پي برد كه دشمن تك را كشف كرده است. اما اوضاع به سختي قابل اداره و بازگشت به شرايط قبل از حمله بود. و از سوي ديگر، هنوز تا اندازه‌اي اميدواري وجود داشت. از اين رو، در ساعت 22:30 سوم دي‌ماه 1365 رمز عمليات قرائت شد و يگان‌ها در تمام محورها عمليات را آغاز كردند. و اين در شرايطي بود كه اين بار، دشمن عمليات را آغاز كرده بود.

با آغاز حمله سراسري در منطقه عملياتي، در محور قرارگاه‌هاي نجف، قدس، نوح و كربلا نيروها دست به پيشروي زدند و هدف‌هايي نيز تصرف شد. اين وضعيت موجب آرامش در قرارگاه شد، اما در ساعت 24:10 دقيقه لشكر 14 امام حسين (ع) خبر داد، اين يگان نتوانسته است در جزيره بلجانيه قايق‌هاي حامل نيرو را پياده كند و دشمن از سمت جزاير بوارين و ماهي مانع عبور اين قايق‌ها شده و تعدادي از آنها نيز منهدم شده‌اند. قرارگاه قدس نيز اطلاع داد، نوك جزيره ماهي پاك‌سازي نشده است و دشمن روي تنگه به شدت تيراندازي مي‌‌‌كند.

در جزيره ام‌الرصاص، لشكرهاي 8 نجف، 14 امام حسين (ع)، 25 كربلا و 41 ثارالله وارد عمل شده و ضمن شكستن خط‌هاي اول دشمن، پيشروي در عمق را آغاز كردند.

لشكر 25 كه وارد جزيره ام‌الرصاص شده بود، نتوانست تا صبح سرپل به دست آمده را توسعه دهد.

در محور قرارگاه نجف، لشكر 19 فجر توانست وارد پنج ضلعي شود و در محور ديگر نيز، لشكر 57 حضرت ابوالفضل پيشروي كرد. وضعيت در منطقه شلمچه از شرايط بهتري نسبت به ساير محورها برخوردار بود.

در منطقه جزيره مينو، قرارگاه نوح ـ تيپ‌ 33 المهدي ـ توانست خط را بشكند اما با نيروهاي دشمن مواجه شد كه با سختي توانست پس از پاك‌سازي، با تيپ 32 انصارالحسين در خط اول الحاق كند. اما وجود آتش در جناح راست، اين محور را تهديد مي‌كرد. در اين حال، لشكر 7 ولي‌عصر (عج) نيز توانست وارد جزيره سهيل شود.

بر پايه خبرهاي رسيده از اطلاعات قرارگاه خاتم (سپاه) دشمن دو اقدام اساسي را در دستور كار خود قرار داد: اول اجراي آتش روي دهانه كارون و تنگه، دوم جلوگيري از پيشروي لشكر 19 فجر و تيپ 57 ابوالفضل در داخل پنج‌ضلعي در محور شلمچه.

علاوه بر اين، در ساعت يك بامداد، راديو عراق خبر حمله ايران را همراه با نقطه و محورهاي آن اعلام كرد، موضوعي كه درگذشته سابقه نداشت. به ويژه در اين خبر اعلام شد كه اين حمله بين سپاه‌هاي هفتم و سوم انجام گرفته است و لشكرهاي 11 و 15 درگير هستند. اين خبر، احتمال هوشياري و آگاهي دشمن را از حمله، در ذهن فرماندهي بيشتر تقويت كرد.

پس از آن كه عبور از تنگه (محور اصلي عمليات) ناممكن شد، عبور از جزاير ام‌الرصاص و ام‌البابي، محور تلاش جبهه خودي قرار گرفت. اما در ساعت 2:10 بامداد قرارگاه كربلا اطلاع داد كه دهانه كارون از ناحيه پشت ام‌الرصاص، زير آتش دشمن قرار دارد و همه قايق‌هاي حامل نيروهاي تيپ انصارالحسين آسيب ديده‌اند. فرمانده قرارگاه نوح نيز وضع تيپ 33 المهدي را نامناسب گزارش كرد.

علاوه بر اين، در ساعت 2:20 بامداد فرمانده لشكر 8 نجف شرايط يگان خود را در جزيره ام‌الرصاص سخت توصيف نمود. و اين در حالي بود كه انهدام وسيع قايق‌ها به دست دشمن، امكان انتقال نيرو را به جلو با مشكل مواجه كرده بود. ضمن آن كه تردد نيروها به دليل آتش دشمن به سختي امكان‌پذير بود.

در ساعت 3:17 بامداد لشكر 7 ولي‌عصر (عج) اعلام كرد، قايقي در اختيار ندارد و بخشي از جزيره سهيل را نيز پاك‌سازي نكرده است. در شلمچه نيز، لشكر 19 فجر و تيپ 57 ابوالفضل توان حفظ پنج ضلعي را نداشتند و در محور بوارين نيز مشكل به وجود آمده بود. از اين رو، در ساعت 6:10 صبح به قرارگاه نجف اجازه داده شد، عقب‌نشيني كند.

اوضاع در قرارگاه‌هاي ديگر نيز مساعد نبود؛ داخل جزيره ام الرصاص الحاق صورت نگرفته بود، لشكر 25 كربلا نتوانست سرپل خود را در جزيره ام‌البابي توسعه دهد، لشكر 8 موفق به پاك‌سازي هدف‌هاي خود در جزيره ام‌الرصاص نشد و تيپ انصارالحسين نيز نتيجه روشني به دست نياورد. يگان‌هاي ديگر نيز شرايط مشابهي داشتند. از اين رو، فرماندهي با تشكيل جلسه‌اي دستور داد جزيره ام‌الرصاص حفظ شود و در محورهاي ديگر يگان‌ها عقب‌نشيني كنند. اما در پي اظهار خوش‌بيني چند تن از فرماندهان و دريافت برخي خبرها، بار ديگر براي ادامه عمليات اميدواري ايجاد شد و برخي تلاش‌ها نيز صورت گرفت، اما از حدود ساعت 11 صبح عراق عليه مواضع رزمندگان دست به پاتك زد و سرانجام، در ساعت 23:45 دقيقه شب (چهارم) توقف عمليات اعلام شد.

بدين ترتيب، به منظور حفظ قوا و طراحي دوباره عمليات آتي، از ادامه نبرد اجتناب شد. در اين عمليات، 985 تن از نيروهاي خودي شهيد و 8071 تن مجروح شدند.


[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/003%7E2.jpg[/img]

علل عدم موفقيت عمليات

عوامل تاكتيكي و استراتژيكي مختلفي در ناكامي كربلاي 4 دخالت داشتند، اما نقش عوامل زير برجسته و تعيين كننده‌تر بود:

1- آگاهي عراق از مكان و زمان عمليات كه بيشتر مرهون اطلاعاتي بود كه امريكا به تلافي ماجراي مك‌فارلين در اختيار اين كشور قرار داده بود.

منابع اطلاعاتي و جاسوسي امريكا دقيق‌ترين و جزيي‌ترين خبرها را درباره عمليات كربلاي 4 در اختيار عراقي‌ها قرار دادند. اظهارات مقامات عراقي در مورد اهداف عمليات و نتيجه آن حاكي از آن بود كه اطلاعات ارسالي به عراق حاوي نكات قابل ملاحظه‌اي بوده است. در اين باره وزير دفاع عراق گفت:

�هدف ايران شهر بصره بوده و هست ايراني‌ها اگر موفق مي‌شدند هدف‌هاي خود را تحقق بخشند، ارتباط ميان سپاه سوم و هفتم را قطع مي‌كردند و تمام فاو و خورعبدالله و شمال بصره را به اشغال خود درمي‌آوردند. علت شكست كنوني اين است كه ما آماده بوديم و نقشه‌هاي لازم را طرح كرديم � و از درس‌هاي فاو استفاده كرديم.�

وزير دفاع عراق ضمن تشكر از امريكا اظهار داشت:

�ما به خاطر اين اطلاعات از آنان تشكر مي‌كنيم، اما به آنان خاطر نشان مي‌كنيم كه در مقايسه با برخوردشان با ايران، در اين مورد تعادل برقرار نبوده است.�

2- تجربه دشمن از عمليات فاو و عبور غواص‌ها از اروند و نيز مسلح كردن زمين در محورهاي حمله، آن گونه كه امكان مقابله با مهاجمان را براي آنها فراهم مي‌ساخت.


تهيه و تدوين :
مركز مطالعات و تحقيقات جنگ
[url=http://www2.irna.ir/occasion/3day84/index.htm]ایرنا[/url]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
این هم برای دوستانی که کم حوصله اند :lol:


سال‌- 1365 سال‌ ششم‌ جنگ‌- به‌ نام‌ سال‌ «سرنوشت» شناخته‌ مي‌شود. فرماندهان‌ سپاه‌ پاسداران‌ توانسته‌ بودند براي‌ نخستين‌ بار300 گردان‌ رزمي‌ را براي‌ اجراي‌ يك‌ طرح‌ بزرگ‌ تدارك‌ ديده‌ و گردهم‌ آورند. در اين‌ گردهمايي‌ چهار قرارگاه‌ «نوح7)»)، «نجف»، «كربلا» و «قدس» در جنوبي‌ترين‌ نقاط‌ خط‌ نبرد با عراق‌ تجمع‌ كرده‌ بودند تا پس‌ از ده‌ ماه‌بسيج‌ امكانات‌ كشور با عمليات‌ «كربلاي4»- كه‌ در طول‌ دوران‌ پيش‌ از آن‌ بي‌سابقه‌ بود- شهر بصره‌ را از طرف‌ جنوب‌ تهديد كرده‌ و عملاً‌ به‌ سقوط‌ بكشانند. در نقشه‌ فرماندهان‌ ايراني‌ بنا بود اين‌ كار با تصرف‌ جزاير «ام‌الرصاص» و «ابوالخصيب» عراق‌ و محاصره‌ نيروهايي‌ كه‌ در شبه‌ جزيره‌ «فاو» پراكنده‌ بودند، انجام‌ پذيرد.

سرانجام‌ در سحرگاه‌3 دي‌ ماه‌1365 نيروهاي‌ عمل‌ كننده‌ در قالب‌ يگان‌هاي‌ متعدد زرهي، پياده‌ و غواص‌ از رودخانه‌ اروند گذشته‌ و به‌ مواضع‌ قواي‌ عراقي‌ حمله‌ بردند، اما دشمن‌ با بهره‌گيري‌ از اطلاعات‌ ماهواره‌اي‌ آمريكا و آگاهي‌ از حساسيتي‌ كه‌ خود و ايراني‌ها برروي‌ شاهراه‌ بصره‌ در اين‌ منطقه‌ داشتند، از انجام‌ چنين‌ عملياتي‌ بو برده‌ و شروع‌ به‌ تكهاي‌ ضد غواص‌ و شناور و بمباران‌ عقبه‌ يگان‌هاي‌ ايراني‌ نمود.

از اينرو عملا كار حمله‌ با مشكل‌ رو به‌ رو شد. با اين‌ حال‌ نيروهاي‌ رزمنده‌ ايران‌ در همان‌ شب‌ نخست‌ عمليات‌ كه‌ با رمز محمد رسول‌ الله‌(9) به‌ قلب‌ دشمن‌ زده‌ بودند، در جزاير «ام‌الرصاص»، «ام‌البابي» و «بلجانيه»، «سهيل» و «قطعه» نفوذ كردند، اما عراقي‌ها با همان‌ اطلاعاتي‌ كه‌ آمريكايي‌ها در تلافي‌ رسوايي‌ جريان‌ ايران‌ گيت‌ در اختيارشان‌ قرار داده‌ بود، كاملا در وضعيت‌ كمين‌ و آماده‌ باش‌ به‌ سر مي‌بردند. به‌ همين‌ دليل‌ برنامه‌ موج‌ دوم‌ و سوم‌ نيروهاي‌ غواص‌ و قايق‌ سواران‌ ايران‌ را با شليك‌ حجم‌ سنگيني‌ از تير و گلوله‌ بر معابر تنگه‌ ام‌الرصاص‌ و بوارين‌ به‌ هم‌ زدند و مانع‌ پيشروي‌ و حتي‌ استقرار آنها بر خطوط‌ تازه‌ تصرف‌ شده‌ گرديدند.

اين‌ حالت‌ تدافعي‌ عراق‌ در9 رده‌ از موانع‌ طبيعي‌ و مصنوعي‌ چيده‌ شده‌ بود، تا آنجا كه‌ كار بر رزمندگان‌ خودي‌ سخت‌ و ناممكن‌ گشت. تنها چاره‌ در پيش‌ روي‌ فرماندهان‌ جنگ، جلوگيري‌ از تلفات‌ بيشتر با عدم‌ اصرار بر ادامه‌ عمليات‌ پس‌ از دو روز مبارزه‌ طاقت‌فرسا بود تا در فرصتي‌ بهتر (يعني‌ كربلاي‌ پنج، كه‌ ابتدا تلاش‌ فرعي‌ بود و به‌ تلاش‌ اصلي‌ تبديل‌ شد) ضربه‌ كاري‌ و مستقيم‌تري‌ بر ماشين‌ جنگي‌ صدام‌ وارد آيد.

در اين‌ عمليات‌ كه‌ رزمندگان‌ ايراني‌ از خطوط‌ چند لايه‌ و دژهاي‌ آبي‌ گذشته‌ بودند و جنگ‌ به‌ خشكي‌ كشيده‌ شده‌ بود، براي‌ نخستين‌ بار خط‌ طرح‌ مستحكم‌ موانع‌ دشمن‌ در محور شلمچه‌ شكسته‌ شد. عمليات‌ كربلاي‌4 كه‌ در خطرناكترين‌ و حساس‌ترين‌ خط‌ نبرد ايران‌ و عراق‌ صورت‌ گرفت، در همان‌ زمان‌ كوتاه‌ خود، خسارات‌ سنگيني‌ را بر دشمن‌ وارد كرد.

سقوط‌ سه‌ فروند از هواپيماهاي‌ روسي‌ دشمن، انهدام‌ ده‌ها دستگاه‌ تانك‌ و100 دستگاه‌ خودرو سبك‌ و سنگين‌ به‌ همراه‌ انبوهي‌ از ادوات‌ و تجهيزات‌ نظامي‌ و نابودي‌6 تيپ‌ و يك‌ گروهان‌ تانك‌ و شمار7060 تن‌ كشته‌ و زخمي‌ و اسير از افسران‌ و سربازان، تلفات‌ و خساراتي‌ بود كه‌ پس‌ از عمليات‌ كربلاي4 كه‌ به‌ فاصله‌ دو هفته‌ پيش‌ از كربلاي‌5 انجام‌ شد، روي‌ دست‌ فرماندهان‌ ارتش‌ عراق‌ باقي‌ ماند.



نام‌ عمليات: كربلاي‌ 4 (آبي‌ - خاكي)
زمان‌ اجرا: 3/10/1365
مدت‌ اجرا: 2 روز
تلفات‌ دشمن‌: ۷۰۶۰ كشته، زخمي‌ و اسير
رمز عمليات: محمد رسول‌ الله
مكان‌ اجرا: جزاير دهانه‌ شمال‌ غربي‌ خليج‌ فارس‌ - جنوبي‌ترين‌ محور جنگ‌
ارگان‌هاي‌ عمل‌كننده: رزمندگان‌سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌
اهداف‌ عمليات: تهديد شهر بصره‌ از سمت‌ جنوب‌ و تصرف‌ جزيره‌ ام‌ الرصاص‌ و ابوالخطيب‌ عراق‌ و محاصره‌ نيروهاي‌ دشمن‌ در شبه‌ جزيره‌

[color=red]تاپیک منتقل شده و ادغام گردید.
sina12152000[/color]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
سلام

شايد يكي از دلايل مهم پيروزي در عمليات كربلاي 5 شكست عمليات كربلاي 4 بود. عراق به هيچوجه تصور عمليات دوباره در اين منطقه رو نداشت.
بعدها در گزارشات ارتش عراق اومده بود كه فرماندهان عراقي گزارشي رو تهيه كردند مبني بر اينكه ميزان خسارات وارده بحدي هست كه امكان عمليات حداقل تا 1 سال اينده منتفي ميباشد.

كربلاي 4 يك درس بود. تجربه و درسي كه از دل اين عمليات بيرون اومد باعث موفقيتهاي بعدي بود.
همونطور كه دوستان هم گفتند عدم هماهنگي بين نيروهاي عمل كننده باعث شد بعضي واحدها زودتر عمل كنند.

يكي از دوستان كه در گردان ديگه اي بود تعريف ميكرد كه بعد از درگيري مختصر به جلو رفته بودند و تا اينكه به يك پمپ بنزيني رسيدند كه در خارج شهر بود. هم كارگر پمپ بنزين تعجب كرده بود هم بچه هاي ما. دوستان با نفوذ در يكي از نقاط كور به دروازه هاي بصره رسيده بودند. ولي بخاطر عدم پشتباني و تداركات مناسب متاسفانه مجبور به عقب نشيني شدند.

يكي ديگه از دلايل عدم موفقيت وجود يگانهايي از گارد مخصوص رياست جمهوري و تيپهاي كماندويي عراق در منطقه بود . يگان گارد رياست جمهوري يكي از فعالترين و اموزش ديده ترين نيروهاي عراقي بود.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط bell214
      مرواریدی در ژرفا
      مصاحبه با خانواده شهيد سرهنگ خلبان «محمدهاشم آل‌آقا»
      قهرمان شکاری (F-14)
      مقدمه:
      مدتها بود كه به صورت جسته و گريخته در محافل گوناگون كه از جنگ و نيروي هوايي صحبتي به ميان مي‌آمد و يادي از شهدا و همچنين شهيد سرهنگ خلبان «محمدهاشم آل‌آقا» مي‌شد، همرزمان و دوستانش در شجاعت، دلاوري، صداقت و خاكي بودن وي اتفاق نظر داشتند. ما نيز پيرو وظيفه‌مان مترصد فرصتي بوديم كه خدمت خانواده معظم شهيد رسيده و نسبت به احوالات وي معرفت بيشتري حاصل كنيم. اشاره كتاب «تامكت‌هاي ايران در جنگ تحميلي» به اين شهيد بزرگوار كه در شماره پيشين از نظرتان گذشت، بهترين بهانه براي اين منظور بود كه به لطف خداوند با دريافت اذن شرفيابي از خانواده شهيد مقصودمان حاصل شد.

      باز هم مثل هميشه خود را در آن‌قدر مرتبه‌اي نمي‌بينم كه رمز و راز شهداي ميهن را بنگارم و به تصوير بكشم، با اين حال براي رسالتي كه بر دوشم سنگيني مي‌كند بهانه خوبي دارم.

      سايلي را گفت آن پير كهن چند از مردان حق‌گويي سخن

      گفت خوش آيد زبان را بر دوام تا بگويد ذكر ايشان را مدام

      گر نيم زايشان از ايشان گفته‌ام خوشدلم كاين قصه از جان گفته‌ام

      محمدهاشم در 27 آبان سال 1324 در خاندان بزرگ «آل‌آقا» كه از خانواده‌هاي سرشناس شهر كرمانشاه مي‌باشد پا به عرصه وجود گذاشت. دوران تحصيل خود در مقاطع ابتدايي، راهنمايي و دبيرستان را در شهر كرمانشاه گذراند. با اعلام مخالفت مادرش با وجود عشقي كه به پرواز داشت از اين كار منصرف شد اما علاقه وافر وي به ارتش كه همانا عشق خدمت به وطن بود باعث شد كه نهايتا به جمع نيروهاي مسلح بپيوندد. به دنبال آن وي پس از شركت در آزمون ورودي، موفق به راهيابي به دانشكده افسري نيروي زميني ارتش شده و با توجه به عطش دروني‌اش در ميل به بال گشودن همزمان در جهت جلب رضايت مادر گام بر مي‌دارد. پس از فارغ‌التحصيلي از دانشگاه افسري اصرار وي كارگر افتاده و مادر به خلبان شدن فرزند راضي مي‌شود. هاشم كه گويي در ابتداي راه قرار دارد با نيروي مضاعفي بلافاصله اقدام كرده و با شركت در آزمون دانشكده خلباني از اين امتحان نيز سربلند بيرون آمده و با رسيدن به آرزوي ديرينه خود به جرگه دانشجويان خلباني نيروي هوايي ارتش مي‌پيوندد. با اتمام كلاسهاي زميني و آموزش مقدماتي پرواز، طبق روال آن روز نيروي هوايي براي تكميل دانش پرواز خود راهي ايالات متحده مي‌شود. با اتمام دوره، مفتخر به دريافت وينگ خلباني شده و راه بازگشت به وطن را در پيش مي‌گيرد. سروان خلبان هاشم آل‌آقا مقارن با سال 1350 به كشور بازگشته و با امريه ستاد فرماندهي نيروي هوايي به عنوان كمك خلبان جنگنده F-4، فانتوم، به پايگاه هفتم شكاري شيراز منتقل مي‌شود. در ادامه در سال 1351 برابر امريه ديگري براي ادامه انجام وظيفه به پايگاه يكم شكاري تهران فرستاده مي‌شود. هاشم در همين سال با دختري در همان محله سكونت پدر و مادرش در شهر كرمانشاه آشنا شده و اين آشنايي به ازدواج اين دو ختم مي‌شود.

      آنها زندگي مشتركشان را در تهران آغاز كرده و پس از حدود 4 سال، در سال 1356 آماده سفري طولاني مي‌شوند. سروان خلبان آل‌آقا براساس صلاحديد فرماندهان وقت به همراه تني چند از خلبانان فانتوم، با خانواده‌هايشان براي آموزش هدايت پرنده پيچيده، انقلابي و جديد نيروي هوايي ارتش، گرومن F-14 تامكت عازم پايگاه نيروي دريايي ايالات متحده در ايالت ويرجينيا مي‌شوند. براي خلبانان باتجربه فانتوم همچون هاشم آل‌آقا پرواز با گربه گرومن و كاربري تسليحاتش كار آنچنان سختي نبود. زيرا در درجه اول F-4 و F-14 هر دو اصلا براي نيروي دريايي ايالات متحده طراحي و ساخته شده و بديهي است كه از يك استاندارد يكسان براي طراحي و ساخت آنها استفاده شده است و در درجه دوم از سه موشك هوا به هواي مورد استفاده تامكت‌هاي ايران، فانتوم قابليت شليك دو موشك آن (AIM-7 اسپارو و AIM-9 سايدوايندر) را دارد. با توجه به اينكه آل‌آقا و همرزمانش در جنگنده فانتوم در چگونگي استفاده از اين دو موشك تجربه كافي و وافي داشتند، فقط مي‌بايست اسلحه اصلي تامكت، موشك اسطوره‌اي هيوز AIM-54 فينيكس و رادار آن هيوز AWG-9 را به‌طور كامل بشناسند. اگر عوامل مذكور را به اضافه هوش و جسارت ايراني كنيم مي‌شود حدس زد كه تمام نفرات اعزامي به راحتي بتوانند دوره خلباني F-14 را با موفقيت و سربلندي طي كنند. پس از پايان دوره در مدت حدود 18 ماه، خلبانان جديد جنگنده جديد در آبان 57 به سرزمين اجدادي خود باز مي‌گردند. با توجه به اينكه كانون فعاليت F-14 در ايران پايگاه هشتم شكاري مي‌باشد، هاشم به همراه خانواده خود از تهران به اصفهان نقل مكان مي‌كند. سكونت آنها در اصفهان مصادف مي‌شود با اوج‌گيري تظاهرات مردمي عليه حكومت پهلوي كه در نهايت به پيروزي انقلاب اسلامي ايران در بهمن 57 منجر شد. وقوع انقلاب در كشورمان سنگ محك بسيار جالبي براي تعيين عيار ارق ملي و حس وطن‌پرستي كاركنان نيروهاي مسلح بود و چه زيبا كه آل‌آقا و همرزمان ميهن‌پرستش در اين آزمون كوچكترين ناخالصي از خود نشان ندادند.

      سروان خلبان محمدهاشم آل‌آقا كه در زمان پيروزي انقلاب از افسران ارشد نيرو محسوب مي‌شد و مدتها بود كه به عنوان استاد خلبان، آموزش خلبانان را به عهده گرفته بود پس از پيروزي انقلاب امر آموزش را با جديت بيشتري پيگير شد. آري او نيز مي‌دانست آموزش صحيح و كامل مهمترين رمز پيروزي بر دشمنان ملت است.

      با شروع جنگ تحميلي فعالانه وارد صحنه نبرد شد و در عين حال از آموزش جوانان غافل نشد تا اينكه به علت رشادت، جديت و جسارت در امور محوله در سال 1362 از طرف فرماندهي وقت نيرو به سمت جانشين فرماندهي عمليات نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران منصوب مي‌شود.

      رسيدن به پست معاونت عمليات نيرو بهانه خوبي بود تا هاشم در كنار سرهنگ خلبان «عباس بابايي» خود را هرچه بيشتر درگير جنگ كرده و تواناييهاي خود را در اين عرصه، عرضه دارد. بابايي و آل‌آقا همواره پيش از انجام هر عملياتي ابتدا خود مبادرت به شناسايي و ارزيابي هدف از لحاظ موضع پدافندي، سمت حمله و غيره كرده تا عمليات اصلي با خطر كمتر و ديد بازتري صورت گيرد. نكته جالب توجه در اين مطلب اين است كه آنها هرگز گرفتار جو پست و مقام نشده و فقط به اين مساله كه در كجا مي‌توانند منشا اثر باشند توجه داشتند «آري ما چنين جان بركفاني داشتيم».

      هاشم آل‌آقا در درجه اول همانطور كه ذكر شد از فرماندهان ارشد نيرو بود و در درجه دوم مشغله‌هاي فراواني به عنوان طراح عمليات داشت و اين دو مورد كافي بود تا نتواند پروازهاي عملياتي انجام دهد، با اين حال فعالانه در پروازهاي گشتي و اسكورت نفتكش‌ها و كشتيهاي تجاري شركت مي‌كرد و اين‌چنين بود تا به خواست خدا خليج نيلگون و هميشه فارس ايران، مشهد شهيد سرهنگ خلبان محمدهاشم آل‌آقا باشد.

      تقويم‌ها روز 20 مرداد 1363 را نشان مي‌داد و آسمان آبي خليج فارس يكي از گرمترين روزهاي خود را سپري مي‌كرد. هاشم آل‌آقا و كمك خلبانش در يك تامكت طي ماموريتي مشغول اسكورت نفتكش‌ها و كشتيهاي تجاري كشورمان بود. در همين اثنا ناگهان مورد حمله چند فروند جنگنده ميراژ F1 عراقي قرار مي‌گيرد. درگيري آغاز و پس از مدتي جنگ و گريز تامكت‌ها آل‌آقا مورد اصابت موشك شليك شده از طرف جنگنده عراقي قرار گرفته و به درون آب سقوط مي‌كند. شاهدان عيني حادثه كه دورادور ناظر درگيري آنها بودند خطر شليك شدن موشك سوپر 530F-1 به سمت تامكت را به آل‌آقا گوشزد مي‌كنند اما آل‌آقا در جواب آنها مي‌گويد هيچ نشانه‌اي دال بر حمله موشك به سمتشان در سامانه‌هاي هشداردهنده مشاهده نمي‌كند. اين مطلب گوياي آن است كه عراقي‌ها با استفاده از اطلاعات فني كه امريكايي‌ها در اختيار آنها قرار داده بودند در استفاده از نقاط ضعف F-14 كاملا موفق عمل كرده‌اند.

      همسر هاشم كه از چند روز پيش براي ديدن اقوام به كرمانشاه رفته بود در روز بازگشت به تهران كه مصادف مي‌شود با روز شهادت هاشم با شكسته شدن ديوار صوتي شهر كرمانشاه توسط جنگنده‌هاي عراقي مواجه مي‌شود. با مشاهده اين اتفاق گويي به وي الهام مي‌شود كه براي هاشم اتفاقي افتاده اما با ذكر و ياد خدا آرامش يافته و به خود تلقين مي‌كند كه انشاءا... اتفاقي نيفتاده. پس از رسيدن به تهران هرچه منتظر مي‌ماند از تلفن هاشم خبري نمي‌شود. صبرش لبريز شده و با پايگاه هشتم تماس مي‌گيرد. ديسپچ پايگاه با توجه به اينكه تامكت آل‌آقا بازنگشته و هيچ خبر دقيقي دال بر شهادت يا زنده بودنش در دست نيست با جوابهاي سربالا به همسر وي مي‌گويد: «همين الان دوباره براي ماموريتي ديگر به پرواز درآمد. به محض بازگشت مي‌گوييم با شما تماس بگيرد.» با شنيدن اين جوابها و طولاني شدن انتظار، همسر شهيد از وقوع سانحه براي هاشم يقين حاصل مي‌كند. با سقوط تامكت آل‌آقا با توجه به اينكه از اسارت به دست عراقي‌ها و يا شهادتش اطلاعي در دست نبود به اضافه اينكه وي به عنوان جانشين عمليات نيرو در جريان تمام عملياتهاي آتي و استراتژي جاري نيروي هوايي بود به همين علت بلافاصله تمامي طرحهاي نيرو دستخوش تغييراتي اساسي شد. اين قضيه گذشت و نيروي هوايي با اعلام مفقودالاثر شدن هاشم بر ابهامات و سوالات سقوط وي افزود.

      همسر هاشم كه همچنان منتظر بازگشت وي به خانه بود چندين سال پس از مفقودالاثر شدن همسرش در يكي از شبهاي قدر خالصانه دست به دامن ائمه اطهار شده و از آنها مي‌خواهد وجود يا عدم وجود هاشم را براي وي معلوم كنند. توسل وي جواب داده و همان شب خواب شهيد بزرگوار را مي‌بيند. هاشم كه در سبزه‌زارمانندي با لباس خلباني به ديدن همسرش آمده بود در جواب سوال وي كه پرسيد: «هاشم، مي‌خواهم بدانم كه تو هستي يا نيستي؟» مي‌گويد: «من نيستم.» پس از مدت كوتاهي گفتگو، شهيد اظهار مي‌دارد «من سردم است و بايد بروم». همسر شهيد صبح فردا خوابي كه ديده بود را با يكي از علما در ميان مي‌گذارد. در جواب مي‌شنود با توجه به اظهار سرما توسط شهيد، پيكر پاك وي در درون آب قرار دارد. همسر هاشم پس از اين واقعه از شهادت همسرش يقين حاصل مي‌كند و جالب آنكه مدت كوتاهي بعد از طريق نامه رسمي نيروي هوايي اعلام شهادت همسرش را دريافت مي‌دارد.

      ناگفته نماند هاشم آل‌آقا تا پيش از آرام گرفتن در قعر آبهاي خليج فارس چندين بار تا مرز شهادت پيش رفت. حدود سه ماه پيش از شهادت، در بهار سال 1363 صبح يك روز همسر شهيد با كمك مادرش بدون نيت قبلي گوسفندي را قرباني كرده و بين مردم تقسيم مي‌كنند. حوالي ظهر شهيد بابايي با منزل آل‌آقا تماس گرفته و جوياي احوال هاشم مي‌شود. با توجه به اينكه هاشم پس از ترك منزل تماس نگرفته بود، همسر شهيد از وضعيت وي اظهار بي‌اطلاعي مي‌كند. شهيد بابايي از اينكه كسي به همسر هاشم اطلاعات ضد و نقيض نداده، آرام شده و در جواب نگراني وي مي‌گويد كه اتفاقي نيفتاده و هاشم تا ساعاتي ديگر به خانه مي‌رسد. پس از بازگشت شهيد به منزل، هاشم مي‌گويد كه در درگيري با جنگنده‌هاي عراقي، هواپيمايش به شدت صدمه ديده و هيچ اميدي به بازگشت نداشته است. شايد آن قرباني نطلبيده بلاگردانش شده بود!!!

      شهيد سرهنگ خلبان محمدهاشم آل‌آقا كه از باتجربه‌ترين و ارزشمندترين خلبانان تامكت نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران محسوب مي‌شد با مورد اصابت قرار گرفتن جنگنده‌اش درون كابين ماند تا پيكر پاكش به قعر آبها سقوط و روح بلندپروازش به اوج آسمانها عروج كند. براي خليج هميشه فارس چه افتخاري از اين بالاتر كه چنين مرواريدهاي نابي را در درون خود جاي داده است. مگر مي‌شود خليجي كه فرزندان اين ديار را در دل خود جاي داده نام مجعول عربي را پذيرا باشد، چه اين شيران خصم خروش براي مقابله با همين اعراب خودفروخته به پا خواستند.

      شهيد محمدهاشم آل‌آقا فردي آرام و صبور بود و نسبت به خانواده خود تعصب خاصي داشت و همسرش عامل اخير را مهمترين علت ازدواجش با وي مي‌داند. هاشم هيچ‌گاه از اسرار شغلي خود با همسرش صحبتي به ميان نمي‌آورد و اين مورد تا بدانجا پيش رفته بود كه همسر وي پس از شهادتش به پست واقعي هاشم در نيروي هوايي پي مي‌برد!

      جا دارد در اين جا خاطره‌اي كه سرهنگ خلبان «مسعود اقدام» در كتاب «انتخابي ديگر»1 بيان كرده را بياوريم. اقدام در اين مطلب كه با عنوان «برخورد با پرندگان سيگال» در كتاب مزبور به چاپ رسيده عنوان مي‌كند كه در اوايل جنگ در پروازي به همراه شهيد بزرگوار «عليرضا ياسيني» به قصد انهدام سه سايت موشكي زمين به دريا كه از پشت پايگاه هوايي شعيبيه كشتيهاي كشورمان را مورد اصابت قرار مي‌داد در يك جنگنده F-4 عازم ماموريت مي‌شود. طبق برنامه براي درامان ماندن از رديابي توسط رادارهاي دشمن قرار بود آنها با عبور از 30 مايلي «خورموسي» و پرواز بر فراز باتلاقهاي «فاو» و «ام‌القصر» خود را در موقعيت مناسب به روي هدف برسانند. با عبور از مرز اقدام به عنوان خلبان كابين عقب تمام حواس خود را معطوف بررسي سامانه‌هاي مختلف هواپيما و تهديدات موشكي دشمن مي‌كند تا در صورت شليك بتوانند به موقع با مانور مناسب آن را منحرف كنند.

      خطري احساس نمي‌شد و جنگنده با سرعت بسيار بالا در ارتفاع پايين بر فراز ني‌زارها به حركت خود ادامه مي‌داد كه ناگهان زمين و زمان در جلو چشمان هر دو خلبان تيره و تار شد. اقدام حدود 20 ثانيه بعد به هوش آمده و مشاهده مي‌كند كه جنگنده در يك صعود 50 درجه‌اي در حال گردش به راست است. بلافاصله فرامين هواپيما را در اختيار گرفته و از طريق راديوي هواپيما سعي در برقراري ارتباط با ياسيني مي‌كند. خلبان كابين جلو هيچ عكس‌العملي از خود نشان نمي‌داد. اقدام در همين زمان به بررسي شرايط پرداخت تا متوجه شود چه اتفاقي افتاده. تكه‌هاي گوشت و پر اطراف كابين نشان از برخورد دسته‌اي از پرندگان دريايي (كه در آن سرعت حكم يك گلوله ضدهوايي را دارد) به جنگنده را داشت.

      هواپيما در كنترل بود اما تمام سامانه‌هاي ناوبري از كار افتاده بود. تعيين مسير درست بازگشت تنها با كمك رادار كنترل زمين ميسر بود كه تماسهاي متعدد اقدام با رادار هيچ نتيجه‌اي دربر نداشت. اقدام براي چندمين بار در راديوي هواپيما گفت:

      ـ از ابابيل به رادار! اگر صداي مرا مي‌شنوي جواب بده!

      ناگهان صداي مبهمي به گوش رسيد. بلافاصله تكرار كرد:

      ـ از ابابيل به رادار!

      ناگهان صداي روشن و واضحي در راديو طنين‌انداز مي‌شود!

      ـ ابابيل، من عقابم، به گوشم!

      اين پيام كه در واقع نويد زندگي براي فانتوم و خلبانانش محسوب مي‌شد، صداي خلبان F-14 حاضر در منطقه، شهيد والامقام سروان خلبان «هاشم آل‌آقا» بود. آل‌آقا در ادامه مي‌گويد:

      ـ مشكلي برايتان پيش آمده؟!

      ـ هواپيمايمان صدمه ديده. نمي‌دانم خلبان كابين جلو بيهوش شده يا به شهادت رسيده.

      ـ خونسردي خودت را حفظ كن! سعي كن كنترل هواپيما را به دست بگيري! دارم به سمت شما حركت مي‌كنم.

      وقتي كه آل‌آقا به بالاي سر فانتوم زخمي رسيد گفت:

      ـ ابابيل! همين‌طور به پرواز ادامه بده. مراقب باش از دستگيره صندلي‌پران استفاده نكني! چون چتر صندلي باز شده و بالاي هواپيما رهاست. هواپيمايتان شبيه «آواكس»2 شده است.

      ـ متشكرم! سعي مي‌كنم هواپيما را هدايت كنم. ولي نمي‌دانم چه بلايي سر ياسيني آمده است.

      ـ خونسردي خودت را حفظ كن و همين‌طور به پرواز ادامه بده! من پشت سرت در حركت هستم، نگران نباش!

      موتورها با آن كه با قدرت صد در صد در حال پيشراندن جنگنده بودند با اين حال فانتوم صدمه ديده سرعتي حدود 180 نات داشت كه براي جنگنده سرعت كمي است. پس از مدتي ياسيني نيز به هوش آمده و با اعلام اين كه مي‌تواند جنگنده را هدايت كند، فرمان را در دست مي‌گيرد. نهايتا هواپيما به سلامت در پايگاه فرود آمده و بدين وسيله هاشم آل‌آقا جنگنده F-4 باارزش و دو خلبان ارزشمندتر را به دامان وطن باز مي‌گرداند.

      همسر قهرمان شهيد از آن زمان كه هاشم ديگر به خانه بازنگشت، نگهداري و پرورش دو يادگار شهيد (بابك و بهزاد) را به تنهايي به عهده گرفت و نشان داد كه از حماسه‌سازان ميدانهاي نبرد حق عليه باطل چيزي كم ندارد. وي كه براي فرزندان خود هم پدر بود و هم مادر با تلاشي خستگي‌ناپذير توانست آنها را به سمت مدارج بالاي علمي رهنمون شود. دكتر «بابك آل‌آقا» فرزند ارشد شهيد با ارايه پايان‌نامه دكتراي خود با عنوان «بررسي تاثير محيط هوا ـ فضا بر فيزيولوژي بدن هوانوردان» در سال 1379 توانست در سطح خاورميانه مقام اول را كسب و به دريافت لوح تقدير از دست رييس‌جمهور وقت جناب آقاي «خاتمي» مفتخر شود. لازم به ذكر است پايان‌نامه وي هم‌اكنون در تعدادي از خطوط هوايي به عنوان مرجع تدريس مي‌شود.



      افتخاري ديگر

      از افتخارات ديگر همسر سرافراز شهيد آل‌آقا اين است كه وي خواهر شهيد نيز مي‌باشد. شهيد سروان خلبان «مصطفي صغيري» كه از خلبانان جنگنده F-4، فانتوم نيروي هوايي بود در ماموريتي در روز 23 مهر 1359 كه از پايگاه سوم شكاري همدان به قصد هدفي در شهر سليمانيه عراق برخاسته بود، مركبش در خاك عراق مورد اصابت قرار گرفته و به فيض عظيم شهادت نايل مي‌آيد. متاسفانه باخبر شديم كه چندي پيش همسر اين دلاورمرد عرصه پيكار دارفاني را وداع گفته. ما نيز به نوبه خود با تسليت به خانواده آل‌آقا براي اين مرحومه علو درجات را از درگاه ايزد منان خواستاريم.

      هم‌اكنون براي بزرگداشت مقام والاي 70 تن از خلبانان شهيد نيروي هوايي ارتش كه پيكر پاكشان هرگز به آغوش وطن بازنگشت، يادماني در بهشت زهرا ساخته شده است.

      در پايان از خانواده معظم شهيد آل‌آقا به خصوص همسر بزرگوارشان كه ما را به گرمي پذيرفتند و با شكيبايي پاسخگوي سوالات ما بودند تشكر و قدرداني مي‌كنيم.


      منبع

      مدیران محترم لطفا منتقل کنن...
    • توسط kingraptor
      تاریخچه
      در سال 1974 وزیر دفاع وقت آمریکا خواستار تجدید نظر در هواپیماهای جنگی و القای پروژه هواپیمای تاکتیکی مافوق صوت برای جانشینی هواپیمای اف-4 شد، هواپیماهایی که بتوانند در نیروی هوایی کشورهای عضو ناتو نیز مورد استفاده قرار گیرند. قبل از این تصمیم کمپانی مک دانل داگلاس بطور متوالی شروع به تولید هواپیمای پیشرفته اف-15 نمود، منظور از ساخت این هواپیما حفظ برتری در نبردهای هوایی مقابل هواپیماهای میگ - 23 شوروی بود.

      اف-15 هواپیمای موفقی در مقابل هواپیماهای روسی شد و رکوردهایی کسب کرد. از جمله (حمل سلاح بیشتر ، برد پروازی ، همچنین سرعت اوج‌گیری نسبت به هواپیماهای روسی مشابه‌اش. به دنبال آن شرکت هوافضایی جنرال دینامیکز (General Dynamics) شروع به ساخت مدلهای آزمایش مدرنترین و پیشرفته‌ترین هواپیمای شکاری سبک تاکتیکی به نام اف - 16 نمود.



      مراحل آزمایش
      مدلهای آزمایشی این هواپیما تحت عنوان وای اف - 16 تولید و به مدت 10ماه بر روی آن آزمایشات زیادی انجام شد و این هواپیما تمام مراحل آزمایش را با موفقیت به پایان رساند. پس از پروازهای آزمایشی خلبان هواپیما از سیستمهای کنترل آتش ، دستگاههای ناوبری ، سرعت عمل در مانورها و قبلیتهایی در بدست آوردن سرعت و سقف پرواز اظهار رضایت کرده و موفقیتهایی را به دست آورد. جمعا هواپیمای وای اف-16 ، 286 پرواز آزمایشی انجام داد. طبق آزمایشات اف - 16 کارایی انجام هر ماموریتی در هر نوع شرایط آب و هوای را دارا می‌باشد.

      بی‌نظیر بودن هواپیمای اف - 16 در کلاس شکاریهای سبک
      وزن اف - 16 نصف وزن اف-4 (فانتوم) است. از جمله شعاع گردش اف - 16 نصف اف-4 است و همچنین اف - 16 در نوع خود قابلیتهای حمل سلاح ، نبردهای هوایی و حمله به مواضع زمینی نظیر ندارد. در این هواپیما از سیستم‌های پیشرفته و پیچیده‌ای برای ایجاد برتری نسبی هوایی استفاده شده است.

      دستگاه هدآپ یا سایت (Head up-Sight)
      این دستگاهها عمل نشانه‌روی و قفل کردن رادارها را روی هدف انجام می‌دهند. به گونه‌ای طرح‌ریزی شده که هدف‌یابی و پرتاب موشکهای هوا به هوا و هوا به سطح را بدون هیچ‌گونه اشکالی و با کمترین زمان با ضریب دقت 90% ، یعنی سریع‌تر از هر هواپیمای مشابهی عمل می‌کند.

      دستگاههای ارتباطی و ناوبری
      دستگاهها و کانالهای بسیار مدرن و پیچیده‌ای در اف - 16 بکار رفته است که قادر به فرستادن و دریافت طول موجهای مختلف و رفع اختلالات کانالهای ارتباطی هستند. این دستگاهها شامل سیستم‌های ارتباطی VHF و UHF هستند که در هنگام پرواز کور و اضطراری بدون دید اجازه فرود در هر باندی را به خلبان می‌دهد. دستگاه IFF کار تشخیص دوست از دشمن و کاهش گمراهی هواپیما را انجام می‌دهد و در سیستم جدید ناوبری اف-16 که دستگاه ILS است که به هواپیما اجازه برخاستن سریعتر در مدت کمتر از 5 دقیقه را می‌دهد.

      رادار هواپیما
      پوشش رادار در اف - 16 بگونه‌ای متمایز از دیگر رادارها ، که قادر است 80 درصد از پوشش هوایی را در اختیار خلبان قرار دهد.

      موتور هواپیما
      موتور هواپیما توربوفن اف - 100 پی‌دبلیو - 100 ساخت پرت اندوتینی است که قادر به تولید کششی برابر 11340 کیلوگرم همراه پس سوز و کشش استاتیکی معادل 7711 کیلوگرم می‌باشد که در آن سیستم‌های زیر بکار رفته است :



      ژنراتور سی‌دی‌اس (CDS)
      درایو گیربکس متحرک فرعی
      پمپ هلی هیدرولیک دوبله (دوتایی)
      سیستم بجریان انداختن سوخت جهت
      ابعاد هواپیما
      مساحت بال 28 متر مربع ، فاصله دو نوک بال بدون موشک 9.4 متر ، موشک سایدویندر 10 متر ، زاویه لبه حمله بال 40 درجه و طول هواپیما 14.63 متر ، ارتفاع 5 متر ، فاصله بین ارابه‌های اصلی فرود و ارابه دماغ هواپیما 4 متر ، فاصله بین دو ارابه اصلی 2.387 متر می‌باشد.

      وزنهای هواپیما
      وزن هواپیما همراه سوخت داخلی 10056.6 کیلوگرم ، وزن هنگام بلند شدن 10419 ، کیلوگرم وزن کل هواپیما 14970 ، حداکثر وزن تسلیحات حمل شونده در قسمت خارجی هواپیما 6885.6 کیلوگرم ، وزن خالی هواپیما 6900کیلوگرم.

      تسلیحات
      تسلیحات هواپیما شامل مهمات مختلفی برای ماموریتهای هوا به هوا و هوا به سطح مورد استفاده می‌شود.

      توپ ام - 16 الی 20 میلیمتری ولکان که در سمت چپ کابین خلبان می‌باشد.
      موشکهای برد کوتاه آی ام 9 (سایدویندر) و موشکهای برد متوسط ای آی ام-7 (اسپارو) برای نبردهای هوایی
      تجهیزات سیستم اختلال الکترونیک در رادارهای دشمن (ECM)
      دارای قابلیت حمل بمب‌های از نوع ام کی-28 و ام کی-84 انواع بمب‌های شیمیایی ، خوشه‌ای و ناپالم و راکت . قادر بحمل موشکهای هوا به زمین و هدایت‌شونده تلویزیونی (AIM-65) برای حمله به مواضع زمینی
      اف-16 قادر به حمل یک بمب تاکتیکی اتمی برای حملات هسته‌ای است.
      قابلیتها
      اف - 16 دارای حداکثر سرعتی معادل 2+ برابر صوت ، در ارتفاع 9340 متری ، قادر به بدست آوردن سرعتی معادل 1.6 برابر صوت و همچنین دارای سرعت 1.2 برابر صوت (سرعت صوت برابر با 1224 کیلومتر در ساعت) در سطح دریان می‌باشد.
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.