امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

قوانین جنگ های هیبریدی

بخش اول

hybridwarcollection.jpg

 

جنگ های هیبریدی

هدف اصلی از هر جنگ هیبریدی ، ایجاد اختلال در پروژه‌ های ارتباطی متشکل از چند قطبی های بین المللی از طریق تحریکات خارجی است که باعث ایجاد درگیری‌های هویتی (قومی ، مذهبی ، منطقه ‌ای ، سیاسی و غیره ) در داخل یک کشور هدف مرتبط کننده راه های ترانزیتی می شود .

اهداف یکپارچه‌ سازی اورآسیا و پروژه‌ های راه ابریشم چین ، هدف های راهبرد جنگ هیبرید جهانی ایالات‌ متحده می باشند و این امر موجب ایجاد میادین مختلف نبرد در گستره وسیع جغرافیایی می شود .  در این مطلب  به شناسایی آسیب پذیری هایی که هر یک از کشورهای ترانزیتی مناطق هارتلند بزرگتر ، بالکان ، آ سه ‌آن، مسیر اقیانوسی آفریقا - آسیا و آمریکای‌ لاتین که مربوط به این نوع انقلابی جنگ های نا متقارن هستند را بررسی می کنیم .

 

نقل قول

اهداف یکپارچه‌ سازی اورآسیا و پروژه‌ های راه ابریشم چین ، هدف های راهبرد جنگ هیبرید جهانی ایالات‌ متحده می باشند

 

روش منحصر به فرد این مطلب شامل متغیرهای قومیتی ، مذهبی ، تاریخی ، مرزهای اجرایی ، جغرافیای فیزیکی و تفاوت های اقتصادی و اجتماعی در ایجاد تحلیل های جامع است که نشان دهنده نقاط ضعف هر کدام از کشورها در جنگ های هیبریدی هستند .  هدف از انجام این کار نشان دادن ابزارهایی است که ایالات متحده می تواند به طور پیش بینی شده در بی ثبات کردن دولت های کشورهای هدف استفاده کند ، در نتیجه تصمیم گیرندگان و اذهان عمومی می توانند خود را برای مقابله با سناریوهای از پیش برنامه ریزی شده آماده نمایند .

 

internationalrout.jpg

 

قوانین جنگ های هیبریدی

جنگ هیبریدی یکی از مهم ‌ترین تحولات استراتژیکی می باشد که آمریکا تا به حال به رهبری خود انجام داده ‌است و انتظار می‌ رود گذر از انقلاب‌های رنگی به جنگ های غیرمتعارف بر روند بی ‌ثبات سازی کشورها در دهه ‌های آینده مسلط شود . آن‌هایی که با ژئوپلیتیک نا آشنا هستند ممکن است برای درک هدف های جنگ های هیبریدی به مشکل بر بخورند ، اما در واقع شناسایی مناطق و کشورهای قربانی در معرض خطر این شکل جدید از تهاجم دشوار نیست . کلید پیش ‌بینی این است که بپذیریم که جنگ‌ های هیبریدی به وسیله تحریک منازعات نامتقارن توسط یک نیروی خارجی برای خراب کاری در منافع ژئواکونومیک ایجاد می شود  و شروع  از این نقطه به طور قابل توجهی می تواند دقیقا مشخص کند که ممکن است در آینده کدام منطقه مورد ضربه واقع می گردد .

 

نقل قول

جنگ هیبریدی یکی از مهم ‌ترین تحولات استراتژیکی می باشد که آمریکا تا به حال به رهبری خود انجام داده ‌است و انتظار می‌ رود که گذر از انقلاب‌های رنگی به جنگ های غیرمتعارف بر روند بی ‌ثبات سازی کشورها در دهه ‌های آینده مسلط شود

 

این مجموعه با توضیح الگوهای پس زمینه جنگ های هیبریدی آغاز گشته و درک خواننده از خطوط راهبردی آن را عمیق ‌تر می ‌سازد . پس از آن، ما ثابت خواهیم کرد که چگونه چارچوب شرح‌ داده ‌شده در گذشته در طول جنگ آمریکا بر علیه سوریه و اوکراین ، اولین دو قربانی جنگ های هیبرید منطبق است . در بخش بعدی ، تمام درس هایی را که تا کنون آموخته ایم بررسی کرده  و از آنها برای پیش بینی صحنه های بعدی جنگ های هیبریدی و آسیب پذیرترین عوامل ژئوپلیتیکی مورد استفاده در آنها را بررسی خواهیم نمود .  سپس بر آن مناطق تمرکز خواهیم کرد و به این موضوع اشاره می کنیم که چرا آن‌ها به طور استراتژیک و اجتماعی - سیاسی آسیب ‌پذیر هستند تا قربانیان بعدی جنگ های پست مدرن آمریکا شوند.

 

hybrid-war.jpg

 

الگوسازی از جنگ های هیبریدی

اولین چیزی که باید در مورد جنگ‌ های هیبریدی بدانید این است که آن‌ ها هرگز در کشور متحد آمریکا یا درهر جایی که آمریکا منافع بنیادین دارد توسط آمریکا اجرا نمی شوند . کنترل فرآیندهای هرج و مرج و آشوب که در طول برنامه های تغییر رژیم مدرن اجرا می گردند ، به صورت کامل غیر ممکن است و می‌توانند به طور بالقوه یک نوع فراز ژئوپلتیک مشابه در مقابل منافع آمریکا بوجود آورد و به همین دلیل واشنگتن سعی دارد که آنها را به طور مستقیم یا غیر مستقیم به سوی رقبای چند قطبی خود هدایت کند . به همین دلیل است که ایالات متحده هرگز جنگ هیبریدی را در جایی که منافع بزرگی برای از دست دادن دارد اجرا نمی کند ، هرچند که چنین ارزشیابی به طور همزمان ، نسبی است و می تواند به سرعت با توجه به شرایط ژئوپلیتیکی تغییر کند . با این وجود، این یک قاعده کلی است که عمدتا آمریکا منافع خود را خراب نمی کند ، مگر اینکه ایجاد زمین سوخته در طول بازسازی صحنه وسیع بازی برای آنها منفعت داشته باشد و با توجه به این امر اگر آمریکایی ها مجبور به خروج از خاورمیانه شوند بسیار محتمل است که استراتژی زمین سوخته را در عربستان سعودی پیاده کنند .

 

نقل قول

 قاعده کلی این است که آمریکا منافع خود را خراب نمی کند ، مگر اینکه ایجاد زمین سوخته در طول بازسازی صحنه وسیع بازی برای آنها منفعت داشته باشد و  اگر آمریکایی ها روزی مجبور به خروج از خاورمیانه شوند بسیار محتمل است که استراتژی زمین سوخته را در عربستان سعودی پیاده کنند

 

 

اگر خدا بخواهد (خیلی) ادامه خواهد داشت ...

 

صرفاً برای میلیتاری / بن پایه : Oriental Review

 

  • Like 1
  • Upvote 13

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

در حال حاضر داریم با یک مثال جنگ هیبریدی یا بهتر بگم فشار هیبریدی روبرو میشیم

 

فشارهای رسانه ای 

تهدید مقامات 

فشار اقتصادی 

توقیف کشتی ها و نفت کش ها 

 

تنها و تنها برای فشار و استیصال ایران و عدم غنی سازی و عقب نشینی

 

 

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
1 ساعت پیش, arminheidari گفت:

در حال حاضر داریم با یک مثال جنگ هیبریدی یا بهتر بگم فشار هیبریدی روبرو میشیم

 

فشارهای رسانه ای 

تهدید مقامات 

فشار اقتصادی 

توقیف کشتی ها و نفت کش ها 

 

تنها و تنها برای فشار و استیصال ایران و عدم غنی سازی و عقب نشینی

 

 

شما بگویید چه گزینه دیگری موجود هست!؟؟ غنی سازی هم یعنی اجماع جهان برعلیه شما و تحریم بیشتر و احتمالا گزینه نظامی با تقابل با کشورهای بسیار بیشتر و احتمالا ناتو و اعراب و اسرائیل! ترامپ به بهترین نحو در حال مدیریت صحنه هست نه راهی به پیش داریم  ونه راهی به پس!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
1 ساعت پیش, karmania20152015 گفت:

شما بگویید چه گزینه دیگری موجود هست!؟؟ غنی سازی هم یعنی اجماع جهان برعلیه شما و تحریم بیشتر و احتمالا گزینه نظامی با تقابل با کشورهای بسیار بیشتر و احتمالا ناتو و اعراب و اسرائیل! ترامپ به بهترین نحو در حال مدیریت صحنه هست نه راهی به پیش داریم  ونه راهی به پس!

 

تمام هنر بازی بر مبنای آشفتگی و ایجاد این حس که اوضاع داره از کنترل خارج میشه استوار است 

چنین بازی تلاش میکنه حاکم رو به استیصال برسونه و بگه خسته شدم 

 

خب راهکار هم بر همین مبنا باید طراحی شود 

ما هم باید این روند رو جلو ببریم و به حالتی برسونیم که طرف مقابل حس کنه اوضاع از دستش خارج شده و اقداماتش جواب نمیده 

در بحث غنی سازی که هدف اونها هست به هیچ عنوان نباید کوتاه بیاییم و باید به شرایط قبل از برجام با سانتریفیوژهای نسل 6 و 8 برگردیم 

 

در بحث اقدامات تهاجمی هم تجهیز سوریه و بردن سوریه به تقابل با اسرائیل و جواب های شک آمیز که در اونها این حس ایجاد بشه که یک جنگ تمام عیار داره شکل می گیره 

که اول و آخرش اسرائیل در اون میسوزه 

( عملا تمام راهکارهای با تهدید اسرائیل و بردن اسرائیل به لبه نابودی ختم میشه)

 

 

تهدید باید به فرصت تبدیل بشه 

- هرکس باتحریم های آمریکا همراهی کند امنیت نخواهد داشت و کشتی های اونها توقیف میشه و یا مین های سرگردان سراغشون میاد 

- اقتصاد ما باید از حالت نفتی خارج و نفت فقط ابزاری برای جنگ نفتکش ها و بهم زدن سیاست دشمن استفاده بشه و عایدات اون صرف توسعه سایت های زیربنایی مثل نیروگاه های خورشیدی، آب تصفیه کن ها، توسعه تجهیزات نیروگاهی یا ماشین آلات راه سازی بشه 

- فروش نفت برای عربستان و امارات باید سخت بشه و نتونن نفت صادر کنن در حالی که اهداف توسط ناشناس زده میشه 

مین ریزی در بنادر امارات و عربستان 

 

نکته: باید خطر جنگ رو ببریم روی مرزهای رژیم اشغالگر قدس و جولان 

و هر حمله ای رو در حمله به اسرائیل تلافی کنیم 

اولش سخته ولی با کوتاه ترین و کم هزینه ترین و کم ریسک ترین راه است که جواب میده 

 

  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
2 hours قبل , arminheidari گفت:

تنها و تنها برای فشار و استیصال ایران و عدم غنی سازی و عقب نشینی

 

سلام

بحث بسیار فراتر از این حرف ها می باشد . آن سعی خواهند کرد که هرگونه شده ابزار های قدرت را از ایران سلب کنند تا بتوانند برنامه اصلی خود را پیاده نمایند که بحث غنی سازی یکی از همین ابزار های قدرت بود . قبلا مقاله ای در انجمن قرار دادم از اندیشکده بروکینز و جمله ای درون آن بود به شرح زیر :

 

نقل قول

فشارهای اقتصادی نمی تواند ابزارهای خطرناک ترین خط مشی های سیاسی ایران را که به وسیله آنها جمهوری اسلامی می تواند نقش مهمی ، در شکل دادن به آینده خاورمیانه ، از جمله جمعیت پر جنب و جوش و تحصیلکرده ، منابع اقتصادی متنوع و میراث عظیم تاریخی از رهبری منطقه ‌ای را از ایران سلب نماید

 

می بینید که صحبت از شکل دادن به آینده خاورمیانه هستش و ابزار های ایران که باید گرفته شود شامل جمعیت جوان و تحصیل کرده ، منابع اقتصادی متنوع و حس تاریخی ما به قدرتمند بودن و برتر بودن هستش . تنها راه سلب این موارد نا امن کردن ایران ، کم کردن تراکم جمعیتی آن و در آخر نیست کردن ایران است . همین نام ایران همواره آنها را اذیت خواهد کرد .

یک نکته مهم اینکه برخلاف تصور و تبلیغات اهمیت خلیج فارس و تنگه هرمز در حال افزایش می باشد و همچنین دریای مکران و دریای کاسپین هم اهمیتشان هر روز بیشتر می گردد . در کنار اینها وزن منطقه غرب آسیا به دلایل مختلف که یکی از آنها متصل کردن آسیا ، اروپا و آفریقا به یکدیگر است در حال افزایش است .

در ضمن از اهمیت نفت این منطقه نه تنها در آینده کم نخواهد شد بلکه بر ارزش آن همواره افزوده می گردد و هیچ جایگزینی برای آن وجود ندارد (لااقل در سه دهه آینده ) . به نظر طرحی که برای منطقه ما در نظر گرفته شده شباهت زیادی به طرح برنارد لوئیس یهودی خواهد داشت یعنی نفر سمت چپ تصویر زیر :

bernard.jpg

 

البته افرادی نقشه زیر را به اشتباه طرح لوئیس می دانند که پندار غلطی می باشد :

screen_shot_2017_05_17_at_2_03_58_pm.jpg

 

نقشه بالا توسط رالف پیتر در سال 2006 (Blood Borders) و در هیاهوی طرح خاورمیانه جدید ارائه شده بود که به دنیا نیامده سقط شد . اما لوئیس بعدا طرح زیر را ارائه کرد :

 

bernard_lewis.gif

البته تلاش هایی برای آغاز اجرای این طرح ها در منطقه کردستان عراق صورت پذیرفت که فعلا خنثی شدند (منظور این است که شواهدی دال بر درستی چنین طرح های وجود دارند) و البته کارهایی در مناطق دیگر در حال انجام است .

 

در مورد فشار رسانه ای به نظرم در آینده با استفاده از ظرفیتی به مراتب بیشتر از زمان حال و حتی با استفاده از تعدادی چهره های ابله غربی (بخوانید سلبریتی های غربی) بر غوغای رسانه ای بر علیه ما افزوده خواهد شد .

 

اما نکته مهم این است که تا وقتی این اوباش غربی در منطقه ما حضور دارند این منطقه و مردم آن روی آسایش را نخواهند دید همانگونه که در چند قرن اخیر ندیده اند . هر طور که شده آنها را باید از منطقه خودمان به همان جایی که از آن آمده اند بیرون کنیم و این مسئله ربطی به نوع حکومت های کشورهای منطقه ندارد . ما باید آنقدر قوی شویم تا غرب آسیا که خانه ما است را در دست خود بگیریم .

 

یک نکته دیگر هم اینکه وقتی صحبت از جنگ هیبریدی می شود یعنی احتمال وارد شدن به فاز جنگ نظامی گسترده بسیار کم است و یا اصلا وجود ندارد . در واقع سعی می شود تا نزاع در منطقه خاکستری به سمت برخورد تمام عیار نظامی  نرود .

چند پست زیر مکمل های خوبی برای مطلب بالا هستند :

 

 

موفق باشید

 

پی نوشت - مطلب اصلی این موضوع به نظرم بالای 30 بخش بشود پس دوستان تحمل نمایند . در ضمن تمایل ندارم درباره مطالب ارائه شده در این پست با دوستان دیگر بحثی داشته باشم پس پیشاپیش از این دوستان طلب عفو می نمایم .

 

 

 

  • Upvote 9

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
17 minutes قبل , HRA گفت:

 

موفق باشید

 

پی نوشت - مطلب اصلی این موضوع به نظرم بالای 30 بخش بشود پس دوستان تحمل نمایند . در ضمن تمایل ندارم درباره مطالب ارائه شده در این پست با دوستان دیگر بحثی داشته باشم پس پیشاپیش از این دوستان طلب عفو می نمایم .

 

 

 

با سلام

بسیار جالب بود

منتظر بخش های دیگر هستیم

موفق باشید

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

سلام

به نظرم رسید در چارچوب یکی از جملات مقاله اصلی ، یکسری از مفاهیم موجود در جنگ هیبریدی که در مقاله موجود نیست را یک توضیح کوچکی دهم .

 

نقل قول

 قاعده کلی این است که آمریکا منافع خود را خراب نمی کند ، مگر اینکه ایجاد زمین سوخته در طول بازسازی صحنه وسیع بازی برای آنها منفعت داشته باشد و  اگر آمریکایی ها روزی مجبور به خروج از خاورمیانه شوند بسیار محتمل است که استراتژی زمین سوخته را در عربستان سعودی پیاده کنند

 

دوستان توجه کنند یکی از مفاهیم موجود در جنگ هیبریدی موضوع نظریه آشوب است .  در اینجا دشمن با ایجاد آشوب های ناشی از اقداماتش باعث از بین رفتن نظم در سیستم  هدف می شود و کار را به جایی می رساند که سیستم هدف را دچار فساد کامل کرده (از منظر عملکردی) و برای اینکه تهدید از بین رود نیاز به راه اندازی مجدد و تغییر رژیم پیدا شود .

این بدان معنا است که دشمن سعی می کند فضای تصمیم را به سمت آشوبناک هدایت کند . در واقع مغز متفکر سیستم هدف نتواند روابط علی و معلولی بین پدیده ها را شناسایی نماید و با شرایط بحرانی مواجه گردد (به وقایع نگاه کرده و بسیاری از آنها را عقلانی نبیند و یا درک نکند) . در اینجا نمی توان بهترین راه حل را یافت بلکه باید به دنبال ایجاد ثبات رفت . چون زمان اندک ، شرایط بحرانی و اطلاعات از وضعیت موجود بسیار کم و یا ناموجود است باید دست به اقدام زد و تاثیر اقدامات را بر فضا مشاهده کرد و سپس با اطلاعات به دست آمده ، از محیط بی نظمی که دچارش هستیم خارج شویم . در این صورت بسیاری از اقدامات ما ، ممکن است اشتباه باشند و یا بهینه و کارا نباشند و در واقع خوراک جدیدی برای ضربه به جامعه هدف ایجاد می کنند (از طریق عملیات روانی) .

 

SCCC1.png

 

در این فضا روابط خطی ،  بین علت ها و معلول ها برقرار نیست و گاها علت های کوچک می توانند وقایع بزرگ خلق کنند . نکته مهم در اینجا ، در به کار گیری دینامیک های غیر خطی آشوبناک ، شناخت از سیستم هدف و بازیگران موجود در آن است .  مثلا در بعد جامعه ، شبکه های اجتماعی شناخت کافی به گردانندگان آن می دهند تا بتوانند ساختار ها ، بازیگران و تعارضات را بهتر شناسایی کرده و اصول آشوب را اجرا نمایند (گاف امنیتی که در کشور ما درمواجه با شبکه های اجتماعی صورت پذیرفت در اینجا نمایان می شود)  و به دلیل غیر خطی بودن و غیر قابل پیش بینی بودن برای هدف ، حلقه OODA واژگون خواهد شد و به این شکل آشوب ، چند منظوره و عمیق می شود . در حقیقت دشمن یک آشوب خلاقانه (منحصر به فرد) و مدیریت شده ایجاد می کند تا سیستم هدف را از بین ببرد .

 

DecisionLevel.jpg

 

حالا یکبار دیگر جمله بالا را مطالعه کنید . همانطور که گفته شده در نظریه آشوب روابط خطی برقرار نیست یعنی شاید آشوب مدیریت شده باشد اما می تواند فضای آشوبناک را حتی برای تولید کننده آن به ارمغان آورد و این یعنی کنترل آن زمان بر و هزینه بر خواهد بود . به همین دلیل است که گفته می شود آمریکا ، جنگ های هیبریدی را هرگز در کشور متحد خود و یا درهر جایی که منافع بنیادین دارد اجرا نمی کند مگر اینکه مجبور باشد .

 

پی نوشت بی ربط -  دیگر در هیچ کار گروهی مشارکت نخواهم کرد و در چارچوب قوانین مستند شده انجمن (البته اگر روحی در کار نباشد) با رویکرد جدید در کنار دیگر دوستان فعالیت خواهم کرد .

 

موفق باشید

  • Like 1
  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

یک نکته ای که فراموش کردم در پست قبل بیان کنم این است که عامل ایجاد کننده فضای آشوب برای محدود کردن هدف ،  ترس از جنگ (سایه جنگ) را ایجاد می کند تا مغز متفکر هدف در انجام اقدامات و در نتیجه شناسایی ابعاد محیط آشوبناک محتاط تر شده ، گزینه هایش کمتر گردد و یا زمان را از دست بدهد تا سیستم از هم فرو بپاشد .

  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

قوانین جنگ های هیبریدی

بخش دوم

hybridwarcollection.jpg

 

عوامل ژئواستراتژیک و اقتصادی :

قبل از پرداختن به زمینه های ژئواکونومیک جنگ هیبریدی مهم است که توضیح دهیم که ایالات متحده نیز دارای انگیزه ژئواستراتژیکی مانند به تله انداختن روسیه در یک باتلاق از پیش ساخته شده می باشد . این موضوع در نظریه برژینسکی به طور همزمان در شرق اروپا از طریق دونباس (ناحیه شرقی اوکراین و جنوب غرب روسیه) ، منطقه کوهستانی قره باغ در قفقاز و در آسیای مرکزی از طریق دره فرغانه قابل استفاده است و اگر این استراتژی از طریق تحرکات زمان ‌دار با هم همگام شوند ، تله های سه گانه ای ایجاد می شوند که به طور دائمی برقدرت تحرک خرس بزرگ (روسیه) اثر خواهند گذاشت .

 

نقل قول

برای واجد شرایط شدن یک هدف به منظور جنگ هیبریدی ، پروژه های مرتبط کننده چند جانبه فراملی مبتنی بر انرژی ، نهادی و اقتصادی و یا همپوشانی در میان این سه مقوله باید وجود داشته باشد ، تا احتمال بیشتری برای ایجاد یک سناریوی جنگ هیبریدی بر علیه یک کشور مشخص ، ایجاد گردد

 

در این رویکرد ماکیاولیستی همیشه خطری برای روس ها وجود خواهد داشت زیرا بر اساس واقعیت های ژئوپولیتیک غیرقابل انکار ، ایجاد شده اند  و بهترین کاری که مسکو میتواند انجام دهد این است که سعی کند از شعله ور شدن همزمان این سه ناحیه در محیط پیرامونی پسا شوروی خود جلوگیری نماید و یا به سرعت و به طور صحیح به بحران های ناشی از تحریکات آمریکا در لحظه پدیدار شدن آنها  پاسخ دهد . در نتیجه عوامل ژئواستراتژیک جنگ های هیبریدی از منظر ژئواکونومی ، به ویژه در مورد روسیه ، در بعضی از موارد غیر قابل توضیح هستند، اما در جهت ساخت الگویی برای بررسی بیشتر مربوط به سایر اهداف مانند چین و ایران در نظریه برژینسکی ضروری است که به این نظریه نه به عنوان یک تدبیر جنگی بلکه به جای آن بیشتر بر روی انگیزه‌ های اقتصادی ایالات ‌متحده درمورد هر کدام از این کشورها تمرکز کنیم .

 

نقل قول

ویژگیهای اجتماعی - سیاسی که قرار است دستکاری شوند ، آنهایی هستند که بر جدایی قسمت های خاصی از مردم از بافت ملی کشور هدف تاکید دارند  و در نتیجه به این شکل به انقلاب ها و شورش های مدیریت شده از خارج از کشور مشروعیت می بخشند

 

این الگو می‌تواند به وضوح در سوریه و اوکراین دیده شود و این قانون جنگ های هیبریدی است. تاکتیک‌ های خاص و تکنولوژی های سیاسی مورد استفاده ، که در هر بی ‌ثبات سازی مورد استفاده قرار می گیرند ممکن است متفاوت باشد ، اما مفهوم استراتژیک برای این اصل اساسی یکسان است. با در نظر گرفتن این هدف ، این امکان وجود دارد که از مباحث تئوریک به سمت مباحث کاربردی حرکت کرده  و مسیرهای جغرافیایی پروژه های مختلف را که ایالات متحده می خواهد هدف قرار دهد را بررسی کنیم . برای واجد شرایط شدن یک هدف ، پروژه های مرتبط کننده چند جانبه فراملی مبتنی بر انرژی ، نهادی و یا اقتصادی و یا همپوشانی در میان این سه مقوله باید وجود داشته باشد ، تا احتمال بیشتری برای ایجاد یک سناریوی جنگ هیبریدی بر علیه یک کشور مشخص ، ایجاد گردد .  

 

separateness.jpg

 

آسیب پذیری های ساختارهای سیاسی – اجتماعی :

هنگامی که ایالات متحده هدف خود را شناسایی می کند ، شروع به جستجو برای آسیب پذیری های ساختاری آن می نماید که در جنگ هیبریدی آتی مورد استفاده قرار دهد . ماهیتا ، این آسیب پذیری ها به شکل اجسام فیزیکی ای مانند نیروگاهها و جاده ها نیستند که بتوان در آنها خرابکاری انجام داد (اگر چه آنها نیز مورد توجه هستند) ، اما ویژگیهای اجتماعی - سیاسی که قرار است دستکاری شوند آنهایی هستند که بر جدایی قسمت های خاصی از مردم از بافت ملی کشور هدف تاکید دارند  و در نتیجه به این شکل به انقلاب ها و شورش های مدیریت شده از خارج از کشور مشروعیت می بخشند .

 

نقل قول

نژاد و قومیت ، دین و مذهب ، تاریخ ، مرزهای اداری ، نا برابری‌ های اجتماعی - اقتصادی و جغرافیای فیزیکی از رایج‌ ترین آسیب‌ های ساختاری اجتماعی - سیاسی هستند که به عنوان یک آهنربا برای ایجاد یک انقلاب رنگی و مقدمه ای برای تعیین حدود سرزمینی در رویکرد  جنگ غیر متعارف پس از آن استفاده می شوند

 

موارد زیر از رایج‌ ترین آسیب‌ های ساختاری اجتماعی - سیاسی هستند که به آماده‌ سازی برای جنگ هیبریدی یاری می رسانند و از هر یک از آنها می توان برای یک ناحیه مشخص جغرافیایی استفاده نمود و در نتیجه هر یک از آنها به عنوان یک آهنربا برای ایجاد یک انقلاب رنگی و مقدمه ای برای تعیین حدود سرزمینی در رویکرد  جنگ غیر متعارف پس از آن استفاده می شود  :  

  • نژاد و قومیت
  • دین و مذهب
  • تاریخ
  • مرزهای اداری
  • نا برابری‌ های اجتماعی - اقتصادی
  • جغرافیای فیزیکی

هر چقدر همپوشانی ما بین هر یک از این عوامل بیشتر باشد ، انرژی پتانسیل جنگ هیبریدی بیشتر می گردد  و همپوشانی هر متغیر با دیگر عوامل به صورت نمایی رشد کرده و قابلیت بقای کمپین های آینده و ادامه قدرت آن را می افزاید .  

 

ادامه دارد ...

  • Upvote 8

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

قوانین جنگ های هیبریدی

بخش سوم

hybridwarcollection.jpg

 

 

زمینه سازی برای جنگ هیبریدی

جنگ‌های هیبریدی همیشه بعد از دوره ای از پیش شرط های اجتماعی و ساختاری به وقوع می پیوندند . اولین پیش شرط با جنبه‌ های اطلاعاتی و قدرت نرم ایجاد می شود که جمعیت کلیدی ، برای زمان بی ثبات سازی را به حداکثر می رساند و آن‌ها را در مسیری قرار می دهد تا به این باور برسند که نوعی از عمل به منظور تغییر وضعیت فعلی امور مورد نیاز است. نوع دوم مربوط به ترفند های گوناگون ایالات ‌متحده است تا دولت هدف به صورت غیر عمد و نا آگاهانه ، اختلافات سیاسی و اجتماعی که از پیش شناسایی شده اند را  تشدید کند ، با این هدف که  شکاف هایی از انزجار های هویتی ایجاد شود تا به وسیله آن جامعه را مستعد پذیرش پیش شرط ها کرده و متعاقب آن سازماندهی های سیاسی توسط NGO ها شکل بگیرد (که در اکثر موارد این سازماندهی ها به بنیاد سوروس و / یا موقوفه ملی برای دمکراسی National Endowment for Democracy مرتبط هستند ) .

 

نقل قول

کاهش درآمد ها و تهدیدات امنیتی تولید شده توسط آمریکا باعث می شود تا دولت هدف در کنار کاهش بودجه ، هزینه های دفاعی بیشتری را تجربه کند که این موضوع اثر افزونی بر قطع شدن خدمات اجتماعی گذاشته و چارچوب زمانی وقوع انقلاب رنگی را از میان مدت به کوتاه مدت سوق دهد

 

برای توسعه تاکتیک ‌های پیش شرطی ساختاری ، رایج ‌ترین روش شناخته ‌شده و مرسوم در سطح جهانی ، تحریم می باشد که هدف ضمنی آن (اگر چه همیشه موفق نبوده) ایجاد زندگی دشوارتر برای شهروندان متوسط جامعه هدف است تا آنها بیشتر به ایده تغییر رژیم متمایل شوند و بدین گونه به آسانی به سمت اقدام بر روی تکانه ها و تحریکات خارجی هدایت گردند . مورد کمتر شناخته شده و بیشتر غیر مستقیم در این موضوع ، که تقریبا در همه جا پیاده سازی می شود و از روش های رسیدن به این هدف است ، این می باشد که ایالات متحده بر روی وظایف بودجه بندی معلوم کشورهای مورد نظر ، یعنی مقدار درآمدی که دریافت می کنند و اینکه آن را دقیقا در چه راهی صرف می نمایند ، تاثیر بگذارد (م . کاهش درآمد کشور هدف و اینکه آن درآمد در مصارف خاصی صرف شود مثلا برای غذا یا کالاهای مصرفی) .

 

the-grand-chess-board.jpeg

 

رکود جهانی در انرژی و قیمت کلی مواد اولیه به کشورهای صادر کننده به شدت ضربه می زند ، که بسیاری از آن‌ها به طور غیر مستقیم وابسته به فروش چنین منابعی هستند تا بتوانند به اهداف مالی خود برسند و کاهش درآمد تقریبا همیشه منجر به کاهش احتمالی هزینه‌ کرد های اجتماعی می‌شود. همزمان با این موارد ، برخی دولت ها با تهدیدات امنیتی تولید شده توسط آمریکا مواجه هستند که مجبورند به آن تهدیدات به فوریت پاسخ دهند ، که در نتیجه آن‌ها مجبور می شوند تا به طور غیر منتظره‌ای پول بیشتری به برنامه‌ های دفاعی خود که ممکن بود در برنامه‌های اجتماعی سرمایه‌ گذاری شوند ، اختصاص دهند . تمام اینها در جای خود باعث می شوند تا  از هزینه‌ کرد های اجتماعی دولت هدف کاسته شود و در میان مدت شرایط برای وقوع یک انقلاب رنگی به عنوان اولین مرحله در جنگ هیبریدی افزایش پیدا کند . در این حالت یک دولت همزمان کاهش درآمد ها و نیاز به بودجه های دفاعی بیشتر را تجربه می کند که این موضوع می تواند اثر افزونی بر قطع شدن خدمات اجتماعی گذاشته و مبتنی بر شدت برآیند بحران داخلی و موفقیت NGO های تحت تأثیر آمریكا در سازماندهی سیاسی  بلوك های هویتی که در برابر دولت قرار گرفته اند ، چارچوب زمانی وقوع انقلاب رنگی را از میان مدت به کوتاه مدت سوق دهد .

 

ادامه دارد ... 

  • Upvote 8

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

بخش چهارم

نمونه های منطبق بر نظریه

سوریه

Syrianwar.jpg

 

بعد از بهار عربی در سال  2011 ، گزینه جمهوری های عربی سکولار به طور گسترده ای در طرح زمین جنگ آمریکا وارد گشت . برای جمع ‌بندی ساختارهای استراتژیک این عملیات بزرگ ، این مفهوم برای ایالات‌ متحده آمریکا جهت کمک به گروه چند ملیتی اخوان المسلمین برای رسیدن به قدرت از الجزایر تا سوریه از طریق مجموعه ‌ای از عملیات‌های تغییر رژیم هماهنگ علیه کشورهای رقیب (سوریه) ، شرکای غیرقابل اطمینان (لیبی) و کشورهای نیابتی استراتژیک برای گذار اجتناب ‌ناپذیر رهبری (مصر، یمن) به وقوع پیوست . محیط استراتژیک حاصل قرار بود ، شبیه به اروپای شرقی دوران جنگ سرد باشد ، در حالی که هر یک از دولت ها توسط همان گروه  (اخوان‌المسلمین به جای حزب کمونیست) رهبری می شدند و به صورت نیابتی توسط یک نماینده خارجی کنترل می گشتند . در این موضوع ایالات متحده به صورت رهبری از پشت پرده ، وقایع را توسط دو کشور ترکیه و قطر هدایت می نمود .

این همپیمانی ایدئولوژیک سازمان ‌یافته اما ضعیف ، آن قدر در خود تناقض داشت تا از طریق تاکتیک ‌های ساده تقسیم و اداره کنترل نشود (تا  بدین وسیله از سازماندهی مستقل آن علیه عربستان سعودی و کشورهای حوزه خلیج فارس جلوگیری شود) اما با این حال به راحتی بر نفرت فرقه ای برای بسیج نیروها بر علیه ایران و منافع منطقه ای آن دامن زد و از این طریق آن را به ابزاری بسیار انعطاف پذیر برای پیشبرد استراتژی کلان آمریکا در خاورمیانه تبدیل نمود . اما با توجه به منشاء آشوبناک این قمار ژئوپلیتیکی ، از قبل مشخص بود که عناصر آن مطابق برنامه پیش نروند و تنها تحقق نسبی این پروژه می تواند در اولین تلاش به وقوع بپیوندد  ، که دقیقاً همان اتفاقی بود  که مردم سوریه در برابر تهاجم جنگ هیبریدی بر علیه شان ، ایستاده و در برابر آنها مقاومت کردند و برای دفاع از دولت سکولار خود جنگیدند .

 

نقل قول

 

همپیمانی ایدئولوژیک اخوان المسلمین در کشورهای مختلف  ضعیف و آن قدر در خود تناقض داشت تا از طریق تاکتیک ‌های ساده تقسیم و اداره ، کنترل نشود اما با این حال به راحتی بر نفرت فرقه ای برای بسیج نیروها بر علیه ایران و منافع منطقه ای آن دامن زد و از این طریق ، آن را به ابزاری بسیار انعطاف پذیر برای پیشبرد استراتژی کلان آمریکا در خاورمیانه تبدیل نمود

 

 

می توان ادعا كرد كه سوریه می توانست به عنوان استراتژیك ترین دستاورد از بین كشورهای تحت تأثیر بهار عربی شناخته شود و این موضوع توسط جنگ هیبریدی بسیار سخت چند ساله ثابت می شود كه آمریكا علیه آن کشور انجام داد که البته این تلاش ها به شکست منجر شد . در مقایسه با سوریه ، مصر که پرجمعیت ترین کشور عربی است تنها باید با تروریسم سطح پایین مدیریت شده توسط قطر در صحرای سینا پس از سرنگونی دولت اخوان المسلمین مواجه باشد . دلیل این تناقض آشکار در اهمیت نسبی اهداف کلان استراتژیک آمریکا ناشی از عوامل ژئواکونومیک می باشد که در پشت جنگ سوریه است که در آینده بررسی خواهند شد .

 

اوکراین

hybridwar2.jpg

 

عوامل ژئواستراتژیک در پشت صحنه جنگ اوکراین بسیار ساده‌ تر از آن چیزهایی است که در پشت جنگ سوریه بودند  . بخشی از انگیزه سرنگونی دولت اوکراین و متعاقب آن برنامه های ضد روسی اجرا شده ، فریب دادن روسیه و ایجاد دامی برای این کشور به منظور مداخله در اوکراین  و ایجاد شرایطی مانند افغانستان در سال 1979 و جنگ دومباس بود . اما واشنگتن نتوانست در این زمینه به هدف خود برسد ، با این وجود  در تبدیل کل قلمرو اوکراین به سلاح ژئوپلیتیکی علیه روسیه به موفقیت هایی نایل شد .

برژینسکی با کنایه می‌ گفت که بدون اوکراین ، امپراطوری اوراسیایی روسیه متوقف خواهد شد  . اما او یک مفهوم کاملا متفاوتی در ذهن داشت  که از منظر ژئوپلیتیکی حقایق اساسی زیادی را در خود نهفته دارد (فکر او این بود که روسیه تلاش خواهد کرد تا امپراطوری خود را در منطقه بنا کند) .  امنیت ملی فدراسیون روسیه تا حد زیادی به رویداد های اوکراین مشخص می ‌شود، به خصوص که مرتبط با مرزهای گسترده غربی است  و یک دولت متخاصم در کیف می تواند میزبان زیرساخت های دفاع موشکی آمریکا باشد ، که این امر در افزایش شانس ایالات ‌متحده برای خنثی سازی توانایی ضربه دوم روسیه موثر است و در نتیجه روسیه را در موضع تهدید هسته‌ ای قرار می دهد، که یک تهدید استراتژیک بزرگ برای روسیه محسوب می گردد . در واقع ، بیان دقیق تر جمله برژینسکی این است که اگر غرب موفق شود اوکراین را به یک دشمن بلند مدت برای روسیه تبدیل کند ، از آن زمان به بعد مسکو ، با یک مانع سیاسی بزرگ بر سر جاه ‌طلبی ‌های آینده خود مواجه خواهد شد .

 

نقل قول

اگر غرب موفق شود اوکراین را به یک دشمن بلند مدت برای روسیه تبدیل کند ، از آن زمان به بعد مسکو ، با یک مانع سیاسی بزرگ بر سر جاه ‌طلبی ‌های آینده خود مواجه خواهد گشت

 

سناریوی شوم اوکراین که میزبان واحدهای دفاع موشکی ایالات‌ متحده یا ناتو است هنوز به طور کامل اجرا نشده است ، اما این کشور هنوز در حال حرکت به سوی عضویت در ناتوی در سایه Shadow NATO می باشد که به موجب آن ، بدون  گرفتن تضمین رسمی برای دفاع متقابل ، اوکراین تبدیل به عضو غیر رسمی این سازمان می‌ شود . افزایش همکاری های نظامی بین کیف و واشنگتن و گسترش آن ما بین اوکراین و بلوک غرب ، براساس عملیات تهاجمی علیه منافع استراتژیک روسیه است . با این حال، این به آن اندازه که ممکن بود بد باشد نیست ، زیرا برنامه ریزان استراتژیک آمریکا با ساده انگاری فرض می کردند که پنتاگون از آن زمان به بعد می تواند کنترل کریمه به دست بگیرد و بنابراین خواهد توانست واحدهای دفاع موشکی و دیگر فناوری های بی ثبات  کننده خود را درست در آستانه سرزمین روسیه قرار دهد . استدلال غلط در تفکر غربی ها در زمان آماده سازی جنگ هیبریدی این بود که روسیه در دفاع از منافع تمدنی ، بشر ‌دوستانه و ژئواستراتژیک خود  در کریمه عقب خواهد نشست و یا اگر از این موضوعات عقب ننشیند ، وارد باتلاق مورد نظر برژینسکی خواهد شد ، که البته اکنون تاریخ گواه این است که آمریکایی ها وخیم ترین اشتباه محاسباتی را مرتکب شده اند .

 

نقل قول

برنامه ریزان استراتژیک آمریکا با اشتباه محاسباتی بر این تفکر بودند که روسیه در دفاع از منافع تمدنی ، بشر ‌دوستانه و ژئواستراتژیک خود  در کریمه عقب خواهد نشست و یا اگر از این موضوعات عقب ننشیند ، وارد باتلاق مورد نظر برژینسکی خواهد شد

 

ادامه دارد ...

  • Upvote 9

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

بخش پنجم

تحلیل عوامل ژئواکونومیک جنگ هیبریدی علیه سوریه

Syrianwar.jpg

 

سوریه از دیدگاه استراتژی کلان1 آمریکا بسیار مهم است زیرا قرار بود پایانه نهایی خط لوله دوستی بین این کشور ، ایران و عراق ایجاد شود . این مسیر گازی به ایران این امکان را  می داد تا به بازار اروپا دسترسی پیدا کند و رژیم تحریم ها علیه خود که در آن زمان توسط آمریکا ایجاد شده بود را کاملاً خنثی  سازد . همزمان با این طرح ، قطر طرحی موازی با برنامه ایران برای ارسال گاز خود از طریق عربستان سعودی ، اردن و سوریه و از آنجا به اتحادیه اروپا از طریق LNG یا از طریق خاک ترکیه ایجاد نموده بود . بشار اسد رئیس جمهور سوریه این پیشنهاد را به دلیل وفاداری به متحد دیرینه اش یعنی ایران  رد نمود  که بهای آن جنگی بود که بعد از بهار عربی با حمایت آمریکا و دولت های حوزه خلیج فارس برای مجازات سوریه به دلیل رد این پیشنهاد و تبدیل شدن به قمر یک قطب قدرت داده شد .

 

syriagazpipline.jpg

 

در صورت تکمیل شدن خط لوله دوستی ، این مسیر یکی از مهم ‌ترین پروژه‌های ارتباطی جهانی می شود که با ارائه یک کریدور انرژی و سرمایه‌ گذاری می تواند ایران را با اتحادیه اروپا مرتبط ‌سازد و در ژئوپلیتیک منطقه ‌ای انقلابی ایجاد نماید که این امر به ضرر مطلق ایالات ‌متحده و متحدان آن در خلیج فارس خواهد بود و بنابراین می توانست تغییرات مهمی را در تعادل قدرت در خاورمیانه به وجود آورد . ایالات متحده با درک این تهدید حاد که خط لوله دوستی می تواند باعث از بین رفتن تسلط هژمونیک چندین ساله آمریکا بر منطقه شود ، خود را متعهد کرد تا اطمینان حاصل کند که این پروژه هرگز و به هیچ وجه تحقق نخواهد یافت و این امر یکی از دلایل ایجاد داعش در این منطقه ترانزیتی است . از این منظر، روشن ‌تر می شود که چرا ایالات‌ متحده ، بی ‌ثباتی سوریه را نسبت به کشور مصر در اولویت قرار داد  و در واقع مایل به صرف منابع بی شماری در راه رسیدن به این هدف و سازماندهی یک ائتلاف جهانی برای کمک به دستیابی به آن رفت .

 

نقل قول

در صورت تکمیل شدن خط لوله دوستی بین ایران ، عراق و سوریه در ژئوپلیتیک منطقه ‌ای انقلابی ایجاد خواهد شد و می تواند تغییرات مهمی را در تعادل قدرت در خاورمیانه به وجود آورد که این امر به ضرر مطلق ایالات ‌متحده و متحدان آن در خلیج فارس است

 

پی نوشت : بنده در گذشته در تاپیک سوریه با توجه به مطالعات شخصی ام نکاتی در رابطه به این عوامل اقتصادی بیان کرده بودم که برای ایجاد  پیوستگی بین مطالب ،  تحلیل خودم را هم عینا در اینجا ضمیمه مطلب می نمایم  

 

بر 29 آبان 1397 در 19:51 , HRA گفت:

قاعده کلی این است که در منازعاتی که شکل می گیرد هیچ گاه یک عامل دخیل نمی باشد و بلکه مجموعه ای از عوامل مختلف با درصد تاثیر گذاری های متفاوت آن منازعه را شکل می دهند .

اما درباره سوال شما می شود گفت که یکی از عوامل در منازعات منطقه ای  می تواند خطوط انتقال گاز باشد . تصویر زیر خط لوله مورد نظر ترکیه را نشان می دهد .

Turkey_View.jpg

 ترک ها بر این نظر هستند که خطوط انتقال گاز از آسیای میانه و منطقه قفقاز و ایران و قطر به داخل کشور ترکیه رفته و از آنجا به مرکز و جنوب اروپا رود . به این صورت ترک ها امنیت سرزمینی خودشان و وابستگی دیگر کشور ها به سرزمینشان را افزایش می دهند و  می توانند از این اهرم در دیگر منازعات منطقه ای و بین المللی بهره برند . البته اکنون بخشی از گاز ایران به ترکیه می رود اما خط لوله مورد نظر ایران به صورت تصویر زیر است .

Iran_View.jpg

می بینید که طرح در ایران به شکل دیگری است . یعنی خطوط اصلی از عراق به سوریه رفته و در آنجا به دو مسیر جنوب اروپا و آفریقا منشعب گردد . خط مسیر اروپا به سمت قبرس و یونان می رود و البته بخشی از گاز هم از مسیر ترکیه عبور می کند . به این شکل ایران می تواند تاثیرگذاری ترکیه را کمتر کرده و همزمان از درگیری های ترک ها و یونانی ها در مواقع لزوم بهره ببرد و البته امنیت و تاثیر گذاری شرکای منطقه ای خودش  را هم افزایش دهد .  

با این توضیحاتی که خدمت شما ارائه دادم شاید بتوان گفت یکی از دلایل ترکیه در شیوه عملشان در سوریه می تواند مسئله خطوط گاز باشد (البته یکی از دلایل و با درجه تاثیر خودش) . این مسئله برای روس ها هم می تواند حائز اهمیت باشد و به نسبت به صورت مستقیم و غیر مستقیم برای دیگر کشور ها هم به همین گونه است .

امیدوارم تا حدودی متوجه پیچیدگی های نحوه تصمیم گیری در عرصه سیاست و مباحث امنیتی شده باشید .

 

1. استراتژی کلان : کلان استراتژی  در واقع با " یکپارچه کردن سیاست‌ ها (سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و...) و  قدرت نظامی یک ملت ، توسل و نیاز به جنگ را [برای تسهیل اهداف] غیر ضرور می نماید و یا شانس پیروزی را افزایش می دهد.

 

توجه : برای آشنایی بیشتر با استراتژی کلان فعلا می توانید به مطلب زیر از جناب @remo  مراجعه فرمایید : 

 

ادامه دارد ... 

 

 

ویرایش شده در توسط HRA
با توجه به تذکر صحیح جناب NIX در مورد کاربرد ترکیب اشتباه "بر علیه" ، این ترکیب با کلمه صحیح "علیه" اصلاح شد - تشکر از حسن توجه ایشان
  • Upvote 8

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم