امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

بر 16 آذر 1398 در 12:04 , ghiam گفت:

شناورهای بعدی تا 3000 تن می رسند که طبق  تصویر نسخه  3000 تنی با نام پروژه هرمز یک ناو پشتیبانی نیمه سنگین هست که علاوه بر حمل دو بالگرد یا یک بالگرد و دو پهپاد سجیل، 96 سیلوی عمود پرتاب، 4 سامانه کمند، یک توپ 76 میلیمتری و لانچرهای مایل پرتاب برای موشکهای کروز/پدافندی داره. 

 

IMG_20191201_080851.jpg

 

 

بر 17 آذر 1398 در 14:09 , M-ATF گفت:

ناو پشتیبانی و حمل ۹۶ سیلوی عمو پرتاب چهار CIWS ، یک توپ ۷۶ م.م و لانچرهای مایل پرتاب !!!؟؟؟

 

با دقت بیشتر معلوم شد که ناو پشتیبانی نیمه سنگین با تریماران 3000 تنی پروژه هرمز تفاوت داره. 

پروژه هرمز داری 96 سیلوی پرتاب موشک، پرتابگرهای عمودی کروز/پدافند، 4 سامانه کمند، توپ 76 میلی متری و دو آشیانه بالگرد هست. که ماکتش رو نشون دادند . اما ناو پشتیبانی هنوز در مرحله طرح اولیه هست که روی بنر تصویر گرافیگی ناو مشاهده میشه. با توجه به عمر سازه ناو پشتیبانی خارک و همچنین کمبود در این زمینه خصوصا آماده شدن سایر موجها و اعزام به نقاط مختلف اقیانوسی نیاز با داشتن ناو پشتیبانی رو بیشتر میکنه و به همین دلیل نیروی دریایی تصمیم به ساخت ناو پشتیبانی کرده.

پس حالا پروژه های نیروی دریایی افزایش پیدا کرد: 1- سفینه 2200 تنی 2- هرمز 3000 تنی-  3- خلیج فارس 5000 تنی 4- نگین 7000 تنی 5- ناو پشتیبانی نیمه سنگین 6- نسل جدید هاورکرافتها 7- زیردریایی 3200 تنی بعثت 8- پهپاد توربوجت دو موتوره سجیل

  • Like 1
  • Upvote 13

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
3 hours قبل , MR9 گفت:

پروژه هرمز

 برنامه  بلندپروازانه نیروی دریایی ایران برای توسعه  ناوشکن های پنهانکار

 

 

به اعتقاد ناظران نظامی ، با وجود احتمال بسیار زیاد در استفاده از موشکهای دفاع هوایی بومی نظیر "باور " یا برنامه " خرداد" ، پروژه هرمز قادر خواهد بود تا موشکهای کروز ضد کشتی سی-802 که تحت امتیاز چین با شناسه "قادر" تولید می شود را نیز به کار برد . برخی ناظران نیز با توجه به تناژ 3000 تن اعلامی ، طراحی بومی ایران را با  شناورهای رزمی کلاس لیتورال  مقایسه می کنند . پروژه هرمز برای دفاع نزدیک دربرابر تهدیدات ضد کشتی و هواپایه ، احتمالا به گونه مشابه سامانه فالانکس یا معادل روسی آن  ( با شناسه  " کمند " )  ، یک رادار آرایه فازی و همچنین عرشه پرواز با قابلیت پذیرش 2 فروند بالگرد مسلح میشود . اما همچنان هزینه ساخت این شناور نامشخص به نظر میرسد ، که با توجه به  کمیت بودجه دفاعی ایران ، برخی معتقدند که نمونه ایرانی ، می تواند قیمتی در حدود معادل آمریکایی آن داشته باشد . اما وضعیت بودجه دفاعی ایران و تنگناهای مالی ایجاد شده برای این کشور و وجود اولویتهای مهمتری نظیر نوسازی شبکه دفاع هوایی موجب خواهد شد این برنامه با تاخیرهای مشخصی روبرو گردد .

 

پی نوشت :  

 

1- استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی در انجمن میلیتاری ، براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی " منوط به  ذکر دقیق  منبع است . امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری )  بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند . 

2- ادغام پستهای ارسال شده با محوریت پروژه هرمز ، دوازدهم دی ماه  سال یکهزار و سیصدو نود و هشت خورشیدی

 

برگردان به پارسی ، اختصاصی برای بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران  ( MILITARY.IR) 

 

 

بررسی اثری که معرفی این طرح در دشمن گذاشته است مسئله مهمی است. خدا قوت و تشکر و از این مطلب خوب شما.

منبع رو هم ذکر بفرمایید مفید برای خوانندگان و مزید قوت نوشتار شماست.

خصوصا عبارت «موشکهای کروز ضد کشتی سی-802 که تحت امتیاز چین با شناسه "قادر" تولید می شود» نیاز به ذکر منبع را بیشتر می کند.

  • Like 1
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
5 minutes قبل , Lord-Soldier گفت:

 

بررسی اثری که معرفی این طرح در دشمن گذاشته است مسئله مهمی است. خدا قوت و تشکر و از این مطلب خوب شما.

منبع رو هم ذکر بفرمایید مفید برای خوانندگان و مزید قوت نوشتار شماست.

خصوصا عبارت «موشکهای کروز ضد کشتی سی-802 که تحت امتیاز چین با شناسه "قادر" تولید می شود» نیاز به ذکر منبع را بیشتر می کند.

ولی به نظرم بایدروی ماکت کروز سجیل هم یه نگاهی مینداختن که خیلی ماکتش جذاب بود .

یا مشکات و یا هرمز خیلی گزینه های جذاب تری داریم ما . 

یا علی

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
2 hours قبل , Lord-Soldier گفت:

 

بررسی اثری که معرفی این طرح در دشمن گذاشته است مسئله مهمی است. خدا قوت و تشکر و از این مطلب خوب شما.

خصوصا عبارت «موشکهای کروز ضد کشتی سی-802 که تحت امتیاز چین با شناسه "قادر" تولید می شود» نیاز به ذکر منبع را بیشتر می کند.

 

1 ساعت پیش, sasasasa گفت:

همیشه در منابع غربی گفته میشه که نور و قادر تحت لیسانس چین ساخته میشه.  برای ساخت نور موشک C802 مهندسی معکوس شده ولی تحت لیسانس ساخته نمیشود. موتور ان طلوع 4 بوده که خود چینی ها هم انرا از یک طرح فرانسوس مهندسی معکوس کرده اند.

 

 

سلام علیکم 

 

Hormuz Project: Iran’s Ambitious Program to Develop Stealth Destroyers

 

در این مورد متاسفانه فراموش کردم منبع نگاری انجام شود .

 

 شیوه بنده همیشه در میلیتاری و مراجع دیگری که برای آنها مطلب تالیف یا ترجمه میشود ،  در این هست که  واقعیت ماجرا براساس اطلاعات در دسترس تحلیل شده و کمتر بسمت القاء مطالبی که  مستندات در خصوص آن وجود ندارد و ممکن است میزان وجود شبهه در آن زیاد باشد حرکت شود. 

در خصوص مطلبی که بیان شد ، اگر سی-802 تحت امتیاز در ایران تولید شود ( ادعای نویسنده متن ) ، به هیچ عنوان مایه شرمساری صنعت دفاعی ایران نیست . ما از گذشته های به نسبت دور ، تبادلات دفاعی مشخصی با صنایع دفاعی چین داریم ، و این مساله با توجه به وجود اطلاعاتی مبنی بر ارسال موشکهای هارپون و همکاری در روگرفت از این موشک در تولید یک گونه جدید ، طبق اطلاعات گمانه زنی در خصوص  تولید تحت امتیاز را بالا می برد . با توجه به این مورد ، چون اطلاعات مستندی در خصوص این مساله از صنعت دفاعی داخلی نداریم ، مبناء این تحلیل ( ازسمت نویسنده اصلی متن )  بر این گذاشته شده  که سی -802 تحت امتیاز تولید میشود . حال اگر در این میان ، سی-802 ( قادر / نور ) مهندسی معکوس هم شده باشد ، طبیعتا مایه مباهات صنعت دفاعی داخلی هست .

 

این مساله  بدین دلیل از روی متن و بدون پی نوشت مشخص در این خصوص بیان شد تا دیدگاه  تحلیلگران خارجی در حوزه نوآوری های دفاعی بومی رصد شود و از تعریف و تمجیدهای بدون دلیل و اغراق آمیز خودداری گردد .  

  • Upvote 8

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
هم اکنون, baktari گفت:

 راجب کروز ۲۰۰۰ کیلومتری مشکات هست که چرا هیچ اطلاعاتی نه توی اینترنت و نه توی میلیتاری ازش نیست اگر چیزی از این پروژه میدونید بگید ممنون میشم چون واقعا این کروز ما داره میره سمت تاماهاوک های امریکا از نظر بردی .....

 

 

بسم ا... 

 

سیاست رسمی و پذیرفته شده در میلیتاری ، تحلیل براساس اطلاعات رسمی هست ، ما به هیچ عنوان ( در صورت اطلاع از این موارد ) مجاز نبودیم ، نیستیم و نخواهیم بود که اطلاعات طبقه بندی شده  را در اینترنت پخش کنیم ، هر زمان مقامات رسمی نیروهای مسلح  تشخیص دادند که باید در این حوزه ، اطلاعاتی منتشر بشود ، تحلیل ها براساس همون اطلاعات صورت می گیرد . 

 

این تاپیک در خصوص موشک یاعلی هست 

  • Like 1
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

SAFINEH-2Fn2000-e1581459665342.jpg

 

نقل قول

سازمان صنایع دریایی یک پروژه‌ای تحت عنوان ناوشکن سنگین دارد؛ این یکی از پروژه‌های وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح و سازمان صنایع دریایی است. این شناور نزدیک به شش هزار تن وزن دارد و یک پروژه‌ای است که دست بلند نیروی دریایی خواهد بود و بدنه‌اش تری ماران تقریباً سه تکه است. ان‌شاالله کار اجرایی ساختش سال بعد استارت می‌خورد؛ البته کار طراحی آن به طور کامل تمام شده است.

 

نیروی دریایی یک درخواستی دارد که از همین کلاس موج که در حدود هزار و پانصد تن هست یک ناوشکن کلاس دوهزار تنی با بدنه سه تکه در دستور کار قرار گیرد، امیدواریم این ناوشکن مد نظر نیروی دریایی ارتش را هم اجرا کنیم، اما پروژه وزارت دفاع، ساخت ناوشکن سنگین است که حدود شش هزار تن وزن دارد و دارای قابلیت‌های بسیار ویژه‌ای است. این ناوشکن دست بلند نیروی دریایی ایران برای حضور طولانی‌تر در اقیانوس‌ها با قابلیت‌های آفندی و پدافندی بسیار ویژه خواهد بود تا بتواند نقش راهبردی نیروی دریایی را به طور کامل ایفا کند.

مدت زمان ماندگاری آن در دریا مشخص است؟

بله، تا فورس حدود هشت می‌تواند عملیات انجام بدهد، تا فورس ده قابلیت ماندگاری دارد و می‌تواند در عرصه طوفانی اقیانوس حضور پیدا کند و ماندگاری بیش از دو ماه دارد به گونه‌ای که بدون پهلوگیری برای گرفتن آذوقه حداقل دو ماه را در پهنه اقیانوس مأموریت هایش را انجام بدهد.

پروژه «نگین» در چه مرحله‌ای است؟

ناوشکن نگین، ناوشکن سنگین حدود شش هزار تن است، قابلیت ویژه و منحصر بفردی در جهت ایفای نقش نیروی دریایی راهبردی خواهد داد که بتواند انبوهی از سامانه‌ها، تسلیحات و تجهیزات را با خود حمل کند و شناوری است که می‌تواند تا فورس هشت عملیات انجام دهد و تا فورس ده می‌تواند در طوفان‌های اقیانوسی ماندگار باشد و دست بلند نیروی دریایی در آینده باشد در سال آینده امیدوار هستیم که ساخت بدنه‌اش آغاز شود.

 

 

حالا با اعلام وزن 6000 تن کاملا منطقی است که ناوشکن پروژه هرمز دارای 96 سیلوی عمود پرتاب باشد. احتمالا اسم پروژه هرمز هست و اسم ناوشکن نگین باشد. بعید است نیروی دریایی همزمان دو ناوشکن 6000 تنی را پیش ببرد. اما اگر ناوشکن نگین جدا از پروژه هرمز باشد پس باید طرح آن متفاوت باشد و احتمالا همرده تایپ 45 یا تایپ 52 است. 

  • Like 3
  • Upvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

- به جز منابعی که داخل ویکیپدیا مبنی بر انتقال یاخونت از طریق سوریه به ایران انتقال پیدا کرده، منابع دیگه ای هم وجود داره؟ چون تا اونجاییکه یادمه ایران برای به دست آوردن سیستم دفاع ساحلی باستیون بر مبنای همین یاخونت بعد برجام اظهار علاقه کرده بود. 

- طراحی پلتفرم مشترکی که بتونه مدلهای مختلفی از موشکها رو برای پرتاب عمودی ساپورت کنه هم به نظر میاد خودش یک گلوگاه مهم باشه. به طوریکه اگه اشتباه نکنم نیروی دریایی فرانسه از مدل امریکایی استفاده کرده. مگر اینکه از چین یه سری انتقال فناوری داشته باشیم که این مورد هم شاملش باشه.

  • Like 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
4 hours قبل , ghiam گفت:

 

حالا با اعلام وزن 6000 تن کاملا منطقی است که ناوشکن پروژه هرمز دارای 96 سیلوی عمود پرتاب باشد. احتمالا اسم پروژه هرمز هست و اسم ناوشکن نگین باشد. بعید است نیروی دریایی همزمان دو ناوشکن 6000 تنی را پیش ببرد. اما اگر ناوشکن نگین جدا از پروژه هرمز باشد پس باید طرح آن متفاوت باشد و احتمالا همرده تایپ 45 یا تایپ 52 است. 

 

 

الان آخرین چیزی که بر اساس مصاحبه اخیر امیر رستگاری رئیس سازمان صنایع دریایی وزارت دفاع در 15 فروردین مشخص شده اینه که خود وزارت دفاع یک پروژه ناوشکن 6000 تنی با بدنه تریماران داره که احتمالا یا اسم پروژش نگین هست یا اسم یکی از محصولاتش که بنده تصور می کنم اسم پروژش باشه. 

 

ضمن این که ارتش هم از وزارت دفاع خواسته یک شناور با بدنه تریماران بر اساس پلتفرم موج بسازه که وزنش در حدود 2000 تن میشه که احتمالا همون 2200 تنی که قبلا صحبتش شد، و این پروژه هم احتمالا همون موج 6 هست که قبلا صحبتش شده بود.

 

پس فعلا میشه دوتا شناور رزمی با بدنه تریماران:

 

1- ناوشکن 6000 تنی نگین 

 

2- فریگیت 2200 تنی مبتنی بر پلتفرم موج 

  • Like 1
  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

این ناوشکن یعنی هرمز از نظر طراحی و امکانات در حد بهترین ناوشکن های روز چین مثلا مشابه و کوچک شده ناوشکن type 52 D است.  و حتی از نظر قدرت اتش نزدیک به ناوشکن های روز امریکا است. که کاملا مشخص میکنه دست چین در ساخت این ناوشکن دخیل است. ان هم مشخص میکنه که چین کاملا روی ایران به عنوان متحد نظامی داره حساب میکنه. وگرنه حاضر نمی شد تکنولوژی ناوشکن روز خود را به ایران منتقل کند. نهایتا می امد و کاری که برای پاکستان کرد یعنی ناوشکن کلاس ذولفقار که ان هم در حد ناوشکن های کلاس موج است و یا حداکثر یکی دو  کلاس بالاتر برای ما میکرد. 

چین دارد به تقویت توان دریایی ما کمک میکند. دست چین در پروژه های اخیر ناوشکن و زیردریایی ما دیده میشود. هدف چین تقویت سیادت دریایی ایران به منظور حفظ امنیت انرژی خود که عمدتا از خلیج فارس تامین میشود است. 

احتمالا بعدا قصد فروش هواپیما حتی j20 یا j31 را به ما دارد. فراموش نمی کنیم که فرمانده نیروی هوایی مدتی پیش اعلام کرد در اینده نزدیک هواپیماهای نسل 5 به نهاجا اضافه میشود.

"معاون هماهنگ کننده نیروی هوایی ارتش همچنین از الحاق جنگنده‌های نسل ۵ به نهاجا در آینده نزدیک خبر داد و گفت: مردم عزیزمان مطمئن باشند به حول و قوه الهی این نسل از جنگنده‌ها را به نمایش خواهیم گذاشت و آمادگی داریم تا در ادامه راه شهدا و در راستای اجرای منویات مقام عظمای ولایت با قدرت از آسمان کشورمان دفاع کنیم.

https://www.mashreghnews.ir/news/927869/جنگنده-های-نسل۵-به-نهاجا-می-پیوندند"

این نسل 5 از کجا قرار است بیاید. روسیه که اس 300 را به زور به ما داد. توان داخلی ما هم که فعلا کوثر است. پس چطور فرمانده نهاجا چنین با اطمینان صحبت میکند.

چین و امریکا به شدت در حال تقابل هستند. و چین روی ما از نظر تامین امنیت انرژی خود حساب میکند. بیخود نیست که پمپو و ترامپ  سر تحریم تسلیحاتی ایران انقدر تلاش میکنند. حتی مجلس نمایندگان با اکثریت دموکرات امریکا نیز به کمک ترامپ امده اند.

حتی اگر سیاست های ترامپ گونه امریکا ادامه یابد احتمالا یک بلوک نظامی در شرق تشکیل میگردد که چین و ایران و شاید روسیه اعضای ان هستند. 

 

ویرایش شده در توسط sasasasa
  • Like 1
  • Upvote 6
  • Downvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
3 hours قبل , sasasasa گفت:

این ناوشکن یعنی هرمز از نظر طراحی و امکانات در حد بهترین ناوشکن های روز چین مثلا مشابه و کوچک شده ناوشکن type 52 D است.  و حتی از نظر قدرت اتش نزدیک به ناوشکن های روز امریکا است. که کاملا مشخص میکنه دست چین در ساخت این ناوشکن دخیل است. ان هم مشخص میکنه که چین کاملا روی ایران به عنوان متحد نظامی داره حساب میکنه. وگرنه حاضر نمی شد تکنولوژی ناوشکن روز خود را به ایران منتقل کند. نهایتا می امد و کاری که برای پاکستان کرد یعنی ناوشکن کلاس ذولفقار که ان هم در حد ناوشکن های کلاس موج است و یا حداکثر یکی دو  کلاس بالاتر برای ما میکرد. 

چین دارد به تقویت توان دریایی ما کمک میکند. دست چین در پروژه های اخیر ناوشکن و زیردریایی ما دیده میشود. هدف چین تقویت سیادت دریایی ایران به منظور حفظ امنیت انرژی خود که عمدتا از خلیج فارس تامین میشود است. 

احتمالا بعدا قصد فروش هواپیما حتی j20 یا j31 را به ما دارد. فراموش نمی کنیم که فرمانده نیروی هوایی مدتی پیش اعلام کرد در اینده نزدیک هواپیماهای نسل 5 به نهاجا اضافه میشود.

"معاون هماهنگ کننده نیروی هوایی ارتش همچنین از الحاق جنگنده‌های نسل ۵ به نهاجا در آینده نزدیک خبر داد و گفت: مردم عزیزمان مطمئن باشند به حول و قوه الهی این نسل از جنگنده‌ها را به نمایش خواهیم گذاشت و آمادگی داریم تا در ادامه راه شهدا و در راستای اجرای منویات مقام عظمای ولایت با قدرت از آسمان کشورمان دفاع کنیم.

https://www.mashreghnews.ir/news/927869/جنگنده-های-نسل۵-به-نهاجا-می-پیوندند"

این نسل 5 از کجا قرار است بیاید. روسیه که اس 300 را به زور به ما داد. توان داخلی ما هم که فعلا کوثر است. پس چطور فرمانده نهاجا چنین با اطمینان صحبت میکند.

چین و امریکا به شدت در حال تقابل هستند. و چین روی ما از نظر تامین امنیت انرژی خود حساب میکند. بیخود نیست که پمپو و ترامپ  سر تحریم تسلیحاتی ایران انقدر تلاش میکنند. حتی مجلس نمایندگان با اکثریت دموکرات امریکا نیز به کمک ترامپ امده اند.

حتی اگر سیاست های ترامپ گونه امریکا ادامه یابد احتمالا یک بلوک نظامی در شرق تشکیل میگردد که چین و ایران و شاید روسیه اعضای ان هستند. 

 

 

 

من علت روشنی در ارتباط طرح ناوشکن تریماران ایران با ناوشکن تایپ 52 دی چین نمی بینم.

 

بحث طراحی سازه هست آیا؟ که خوب به کل متفاوت هست.

 

بحث تسلیحات و تجهیزات هست ؟ که خوب تسلیحات ایرانی هست که شاید هر کدوم به صورت انفرادی کپی یا الگوبرداری از یک سامانه خارجی هست، مثل 76 میلیمتری فجر که از نمونه ایتالیایی ساخته شده، یا کمند که حالا تولید تحت لیسانس یا کپی روسی هست.

 

موشک ها که خوب هنوز نمی دونیم دقیقا چه ترکیبی استفاده بشه، ولی خوب موشک ها هم مشخصه هر کدوم چه داستانی دارن شاید البته بخشی از موشک های سطح به سطح دریایی مون ریشه چینی داشته باشن که ماجراش به خیلی وقت پیش بر میگرده و ارتباطی به ناوشکن چینی نداره.

 

سیستم لانچ عمودی هم هنوز نمی دونیم سرد هست یا گرم هست. 

 

رادارها هم که باز تا الان تعدادی رادار رونمایی شده احتمالا تا زمان به بهره برداری رسیدن شاید نمونه های جدید تری هم ساخته بشه از همین رادارها یا نمونه های به کلی جدید. 

 

  • Like 2
  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

سلام
چندتا نکته را بدون هیچ قضاوتی کنار هم میگذارم، شاید بزرگترهای میلیتاری تحلیل بهتر و قوی تری داشته باشند
.
اول، در آخرین نمایشگاه دفاعی دبی، چینی ها ماکت تیریمارن خودشون را نمایش دادند
.
http://uupload.ir/files/4j53_9591823_356.jpg

البته با الگو و طراحی ما فرق دارد
.
دوم. در بحث ورتیکال لانچ، احتمال خرید فناوری سیستم
.
Shtil-1
.
از روسیه که در واقع نسخه دریاپایه سیستم بوک.ام هستش خیلی قوی هستش
.

http://uupload.ir/files/3qc_177.1.jpg
.
نکته سوم، بحث توپ های 30 میلیمتری است
.
یکی از سامانه های روسی که چندی قبل مورد رصد دریادلان ارتشی قرار گرفت، برجک
.
ABM M30-M3
.
بود، این برجک ریموت کنترل به سیستم های هدف گیری لیزری و اپتیکی مجهز هستش و در طرح مورد بازدید هیئت اعزامی #نیروی_دریایی این برجک با یک توپ سی میلیمتری
.
2A72
.
مجهز شده بود
.
http://uupload.ir/files/0u02_russia-_iranian_military_officials_inspect_russian_defence_capabilities_in_sevastopol.mp4_000078530.jpg
.
البته این برجک به سلاح های دیگری هم تجهیز می شود که در بنر می توانید مشاهده کنید،به نظرم این محصول می تواند جایگزین مناسبی برای توپ های اورلیکن باشد
.
http://uupload.ir/files/rfz2_c-czfeaxcaam2xo.jpg

  • Upvote 11

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
12 hours قبل , mhstq گفت:


.
دوم. در بحث ورتیکال لانچ، احتمال خرید فناوری سیستم
.
Shtil-1
.
 از روسیه که در واقع نسخه دریاپایه سیستم بوک.ام هستش خیلی قوی هستش


.
.
البته این برجک به سلاح های دیگری هم تجهیز می شود که در بنر می توانید مشاهده کنید،به نظرم این محصول می تواند جایگزین مناسبی برای توپ های اورلیکن باشد
 

 

نمونه چینی ظاهرا یک فریگیت سبک در حدود 2500 تن هست که از این منظر میشه اون رو با طرح تریماران مبتنی بر پلتفرم موج مقایسش کرد. اما در کل من طراحی این تریماران خودمون که ماکتش رونمایی شده و احتمالا ماکت نگین هست رو کامل تر از کار چینی ها می دونم. البته اینا صرفا ماکت هستن و تا طرح نهایی قطعا دچار تغییرات میشن ولی در هیمن حد ماکت به نظر میاد پنهانکاری و نکات ریز در طرح ایرانی بیشتر لحاظ شده.

 

به عنوان مثال مقایسه کنید لانچر های ظاهرا اژدر ایرانی ظاهرا در یک فضای قرار گرفته که از اطراف سطوحی اون رو در برگرفته شاید یک کاور متحرک هم قرار بگیره، اما لانچر های مایل پرتاب طرح چینی همینطور عریان خودنمایی می کنه.

 

در مورد سیستم عمود پرتاب با توجه به اینکه تنها داده مستندی که در حال حاضر داریم که میشه به پیش بینی های ما جهت دهی کنه، سیستم های عمود پرتاب باور هست، گمانه زنی من اینه که احتمالا از فناوری داخلی مورد استفاده قرار بگیره. 

 

در مورد برجک، مهمتر از برجک خود توپ بکار رفته هست، توپ 2A72 توپ جدیدی هست که در پانتسیر اس 1 استفاده شده، اما توپ اورلیکن هم توپ بدی نیست، مضاف بر اینکه در عین کالیبر بالاتر نواخت تیر بالاتری هم داره، البته به همین راحتی و صرفا بر اساس مشخصات نمیشه گفت کدام توپ بهتره، اما در کل با توجه به وضعیت اقتصادی کشور در برهه کنونی، اگر توپ اورلیکن همانطور که اعلام شده در کشور تولید میشه و با کیفیت مناسبی هم تولید میشه قطعا گزینه منطقی اینه که از همین اورلیکن استفاده بشه خصوصا اگه مهمات هوشمند که اخیرا شواهدی ازش نمایش داده شده در اون بکار برده بشه، ولی هنوز جای بهینه سازی داره مخصوصا کلیت سیستم .

 

 

 

 

  • Like 1
  • Upvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

من بار ها گفتم. دوست عزیزمون m-atf هم گفتن. در کلاس تریماران ما با دو تناژ ناو رو به رو هستیم.  احتمالا نام گذاری متفاوت نگین و هرمز و ... بی علت نیست. و این اسامی مربوط به تناژ های مختلف. امیر رستگاری در آخری مصاحبه این مطلب را اشاره کرده است:

 

"سازمان صنایع دریایی یک پروژه‌ای تحت عنوان ناوشکن سنگین دارد؛ این یکی از پروژه‌های وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح و سازمان صنایع دریایی است. البته پروژه‌ای که ما داریم کار می‌کنیم نزدیک به شش هزار تن وزن دارد و یک پروژه‌ای است که دست بلند نیروی دریایی خواهد بود و بدنه‌اش تری ماران تقریباً سه تکه است. ان‌شاالله کار اجرایی ساختش سال ۹۹ استارت می‌خورد؛ البته کار طراحی آن به طور کامل تمام شده است.

نیروی دریایی یک درخواستی دارد که از همین کلاس موج که در حدود هزار و پانصد تن هست یک ناوشکن کلاس دوهزار تنی با بدنه سه تکه در دستور کار قرار گیرد، امیدواریم این ناوشکن مد نظر نیروی دریایی ارتش را هم اجرا کنیم، اما پروژه وزارت دفاع، ساخت ناوشکن سنگین است که حدود شش هزار تن وزن دارد و دارای قابلیت‌های بسیار ویژه‌ای است. این ناوشکن دست بلند نیروی دریایی ایران برای حضور طولانی‌تر در اقیانوس‌ها با قابلیت‌های آفندی و پدافندی بسیار ویژه خواهد بود تا بتواند نقش راهبردی نیروی دریایی را به طور کامل ایفا کند."

 

با این اوصاف باید انتظار ساخته شدن ناو با تناژ کلاس موج رو داشته باشیم.  نام موج ۶ احتمالا مربوط به این سری ناو هاست نه سری نگین و ...

ویرایش شده در توسط Navard
  • Like 3
  • Upvote 8

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط MR9
      موقعیت قرارگاه مرکزی منافقین :
       
      در 90 کیلومتری شمال بغداد ،پس از عبور از شهر "الخالص" به "قرارگاه  اشرف" خواهید رسید.این پادگان با وسعت6 در 8کیلومتر مربع تا سال 1365 هجری شمسی تحت عنوان "معسگر الخالص الخاص" محل استقرار یکی از تیپ های گارد ریاست جمهوری صدام حسین بود.این پادگان از شمال به انبارهای بزرگ مهمات و تسلیحات و یک روستای کوچک عراقی،از شرق به یک فرودگاه متروکه،از جنوب شرق به روستای "شیخ شنیف" ، از جنوب به یک مرکز مرغداری و از غرب به جاده بغداد- کرکوک محدود شده است."اشرف بزرگ" 12*10 کیلومتر مربع است  که پادگان اشرف و زمین های اطراف آن را شامل می شود.
       
        
       
       
       
       
      پس از اخراج مسعود رجوی به عراق و ملاقات او با صدام حسین ، این پادگان بطور کامل تحویل گروهک منافقین  شد و  آنها پایگاه های خود در سلیمانیه و کرکوک را جمع آوری کرده و از سال 1366 هجری شمسی تحت عنوان به اصطلاح "ارتش آزادیبخش ملی " در این محل تجمع کنند.
      در کیلومتر 90 جاده قدیم بغداد-کرکوک انشعابی از قسمت شرقی، شما را به درب اصلی پادگان اشرف هدایت خواهد کرد.شمال و جنوب این جاده آسفالته و فرعی محل استقرار 2 گردان ارتش صدام حسین ،گروهان رادار،گروهان موشکی پدافند هوایی و مقر سازمان استخبارات صدام حسین است که در نزدیکی ورود به پادگان قرار دارد.از سال 1365 شمسی تا زمان سرنگونی صدام  حسین ،نقش این نیروها پدافند هوایی،حفاظت بیرونی و کنترل ورود و خروج به پادگان اشرف بود .
       
       
        
       
       
      مرصاد ، کمینگاه منافقین 
      ببرها وارد می شوند :
       
      اگر چه نیروی های مسلح جمهوری اسلامی ایران ( ارتش  جمهوری اسلامی ایران ، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی  ، بسیج و..)  در جریان عملیات مرصاد ، شکست سنگینی بر پیکره گروهک منافقین وارد آورد ، بازماندگان فرقه رجوی ، مجدداً نیروی های باقی مانده خود را در قرارگاه های  متعدد خود در عراق ، جمع آوری و با حمایت رژیم بعثی ، فعالیتهای خود را از سر گرفتند . اما بدنبال شکست مفتضحانه رژیم بعثی حاکم بر بغداد در مقابل تهاجم گسترده نیروهای ائتلاف به منظور بازپس گیری کویت در ماه مارس 1991 و بغرنج شدن وضعیت در این کشور که همراه با بروز تشنجات و حرکتهای مسلحانه در شمال و جنوب آن گردید ، باعث شد تا گروهک منافقین  با یک بن بست غیر قابل تصور مواجه گردد .
       
       

       
       
      به همین دلیل ، تروریستهای مسلح این گروهک ، دست به تحرکات جدیدی در داخل خاک ایران زده و در یکم آوریل 1991 ، با استفاده از شرایط حاد منطقه ، یکسری اقدامات مسلحانه تروریستی  در غرب ایران ، بویژه ارتفاعات استان کرمانشاه  را رقم زدند که موجبات به شهادت رسیدن صدها نفر از شهروندان کرد ساکن در این منطقه را فراهم آورد .
      بنابراین در پاسخ به شرارتهای این گروهک تروریستی ، در بامداد روز 5 آوریل ، نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران  با استفاده از 9 فروند جنگنده- بمب افکن F-4E ، جمعی پایگاه سوم شکاری (TFB-3)  یک ضربت اساسی را به پادگان اشرف که قرار گاه مرکزی این گروهک بشمار می رفت ، وارد آورد که درعمق 80 کیلومتری داخل خاک عراق و در 28 کیلومتری شمال شهر  خالص  قرار داشت . 5 دقیقه بعد از این حمله ، 9 فروند جنگنده- بمب افکن F-5E جمعی پایگاه چهارم شکاری (TFB-4) بقیه تاسیسات این قرار گاه را با مهمات سنگین مورد حمله قرار دادند که براساس اطلاعات منتشر شده ، تلفات گسترده ای را موجب گردید .
       

       
       
      با این حال ، در جریان این حمله غافلگیرانه  ، خدمه یکی از فانتوم های شرکت کننده ( سریال 6688-3) موفق به اجرای صحیح مانور POP-UP نگردید و هر دوخدمه مجبور به اجکت شده و توسط شبه نظامیان مستقر در منطقه  بازداشت و بسرعت به دولت عراق تحویل داده شدند
       
       

       
      بقایای فانتوم ساقط شده نیروی هوایی به سریال 6688-3
       
       
      در شمال عراق ، دولت ترکیه که سالهاست در حال جنگ غیر رسمی با شورشیان حزب کارگران کرد که به شکل محرمانه از حمایتهای اطلاعاتی و تسلیحاتی دولت وقت عراق بهره می برد ، قرار داشت ، به منظور سرکوب این شورشیان ، چندین عملیات رزمی را در امتداد مرز با ایران ، طراحی و اجرا نمود .
       

       
       
      در جریان این عملیات رزمی ، فانتوم های  نیروی هوایی ترکیه بارها و بارها حریم هوایی ایران را مورد تجاوز قرار داده و نقض نمودند و در این سو ، در موارد متعددی  ، رادار مراقبت منطقه ، هشدارهای لازم را به ترکها ارسال نمود ولی علی الظاهر نیروی هوایی ایران هرگز عملیات رهگیری را اجرا ننمود . این مساله  را می توان بدین دلیل تشریح نمود که  تایگرهای مستقر در پایگاه دوم شکاری ،اگر چه بسیار سریع تر از فانتوم های ترک بودند اما بدلیل اینکه  تیم های ضربتی نیروی هوایی ترکیه توسط جنگنده های F-16C این نیرو  اسکورت می شدند ، حضور تایگر عملاً بی اثر بشمار می رفت . به همین علت ، فرماندهی وقت نیروی هوایی ایران تصمیم گرفت تا سازمان رزم پایگاه دوم شکاری را با اعزام جنگنده های MIG-29 که به تازگی از اتحاد شوروی تحویل گرفته شده بودند ، تقویت نماید .
       
       

       
       
      اعزام فالکروم های تهرانی  ، اگر چه در ابتدا به شکل موقت به این پایگاه مامور شده بودند ، اما با تغییر شرایط ، این استقرار به شکل دائمی در آمد و اسکادران 22 تاکتیکی نیروی هوایی (TFS-22) با حضور میگ های روسی تشکیل گردید و از آن سو ، تمامی  تایگرهای موجود در این پایگاه (F-5E) به اسکادارن 21 تاکتیکی (TFS-21) انتقال یافتند .
       
      با فروکش کردن آتش جنگ در آسیای جنوب غربی ، شرایط تقریباً به حالت عادی بازگشت ، اما این آرامش زیاد بطول نیانجامید ، چرا که در سال 1994 ، گروهگ منافقین مجدداً با اعزام تیم های ترورویستی بداخل کشور ، به شکل منظم دست به تخریب ، ترور مردم عادی و شماری از مقامات ارشد نظامی و غیر نظامی  زدند .
       
       

      سپهبد شهید صیاد شیرازی 
       
       
      د رنتیجه نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران ، مجدداً ماموریت یافت تا حملات هوایی خود را علیه قرارگاه مرکزی این گروهک در داخل خاک عراق ، از سر بگیرد .
      این ماموریت کمتر شناخته شده ، توسط یکفروند جنگنده- بمب افکن F-5F و سه فروند جنگنده – بمب افکن F-5E جمعی پایگاه دوم شکاری در 9 نوامبر 1994 اجرا گردید . در این حمله جمعاً 16 تیر مهمات هوا به زمین مارک-82 به روی هدف حمل شد و پرنده های رزمی با موفقیت کامل و بدون خسارت جانبی ، ماموریت خود را به انجام رساندند .
       
       

       
       
      اما بدلیل اینکه این حمله غافلگیرانه  در داخل محدوده موسوم به منطقه پرواز ممنوع (NO FLY ZONE) شمال عراق که توسط ایالات متحده و بریتانیا حفاظت می گردید ، انجام شد ، به محض اطلاع از وقوع این حمله ، 20 فروند جنگنده  متحدین شامل  جنگنده – بمب افکن های F-16  و F-15 نیروی هوایی ایالات متحده به منظور رهگیری این دسته پروازی از پایگاه های خود واقع در خاک ترکیه به پرواز در آمدند که با توجه به پایان ماموریت دسته رزمی نیروی هوایی ایران ، برخوردی میان این دو پیش نیامد . 
       

       
       
       
      پی نوشت :
       
      1- پلان های رزمی ارائه شده در این تاپیک در سطح وب وجود ندارد و توسط مترجم طراحی شده است 
      2-  در این انجمن ، بیشتز از حماسه های گردان های تامکت و فانتوم گفته شده ، باشد که  این تاپیک گوشه ای از حماسه های تایگرهای مظلوم نیروی هوایی که تلفات قابل توجهی را هم در جنگ تحمیلی متحمل شده است ، بیان نماید .
       
       
       
      منبع : با اندکی تصرف ، IRANIAN TIGERS AT WAR  BY BABAK TAGHVAEE
       
       
        این مجموعه با صرف زمان ترجمه  شده است ،
      بنابراین ، هر گونه برداشت با ذکر منبع (MILITARY.IR) خواهد بود . 
      در غیر اینصورت ، برداشت کننده  ، عرفاً و شرعاً ، مسئول خواهد بود .
       
       مترجم : MR9      
    • توسط Davood
      اواخر دهه ۶۰ و اوايل دهه ۷۰ ميلادي را مي توان نقطه عطف در پيشرفت صنايع موشكي در دنيا دانست زيرا زماني بود كه به تازگي جنگ جهاني تمام شده بود و كشورهاي درگير جنگ جهاني به خوبي ضرورت وجود موشك و جنگ افزارها را درك كرده بودند و با تجربياتي كه به هنگام جنگ كسب كرده بودند توانستند به دنياي جديدي از ساخت سلاح ، موشك و هواپيما قدم بگذارند.
      يكي از اين كشورها كه همواره ابرقدرتي موشكي محسوب مي شد شوروي بود. اتحاد جماهير شوروي با فاصله اي بسيار زياد از رقباي خود در حال پيشرفت بود به خصوص در صنعت هوافضا، ولي اين پيشرفت هنگام فروپاشي اتحاد جماهير شوروي با كمتر از نصف پتانسيل گذشته ادامه يافت.
      البته بايد به اين نكته نيز توجه كنيم كه با وجود چنين فروپاشي، روسيه هنوز هم در صنعت هوافضا از برترين هاست. صنايع موشكي روسيه كه همچون يكي از زيرشاخه هاي صنعت هوافضاست به تبع آن پيشرفت زيادي داشته است. رقابت بسيار جذابي بين كشورهاي روسيه و ايالت متحده آمريكا در زمينه هوافضا وجود دارد كه شايد يكي از دلايل پيشرفت سريع اين صنعت در اين كشورها و فاصله زياد آنها با كشورهاي ديگر همين باشد.
      در ليست موشك هاي روسيه مي توان انواع و اقسام موشك ها را از قبيل موشك هاي هوا به هوا، هوا به زمين، زمين به هوا، بالستيك، اتمي، ضد ماهواره ، ضد كشتي و ضد زيردريايي را ديد. در اين ميان يكي از سري هاي بسيار قوي و با اهميت سري موشك هاي S يا S-300 را مي توان جزو سومين نسل موشك هاي زمين به هوا دانست كه پروژه ساخت و طراحي آن در دهه ۱۹۷۰ شروع شد.
      اين موشك نسبت به موشك هايي كه در زمان هاي قبلش ساخته مي شد خصوصيات متفاوتي داشت. البته تنها در سيستم پرتاب (Launch) آن از سري موشك هاي ۴۸N6 نمونه برداري شده بود كه مي توانست ميان برد يا دوربرد باشد. توسعه و گسترش موشك هاي سري S-300 از سال ۱۹۶۹ آغاز شد كه در آن زمان اين موشك ها به برد ۷۵ كيلومتري رسيده بودند.
      شركت مجرب آلماز (Almaz) مسئوليت طراحي و ساخت را براي نيروهاي زميني و شركت بوكاتف وظيفه طراحي آن را براساس نيازهاي نيروي دريايي روسيه به عهده گرفتند.
      چندي بعد براي به كمال رسيدن اين موشك ها براساس آخرين تكنولوژي هاي راكتي شركت گرونيش (Grunish) نيز به اين جمع پيوست.
      هدف ساخت پروژه، موشكي با برد بالا، سرعت بسيار زياد و قدرت مانوري مطمئن بود. اين موشك بايد كمترين زمان عكس العمل و قابليت استفاده هاي نظامي گوناگون براي حمل كلاهك هاي مختلف و داراي كمترين زمان رسيدن به هدف و نيز قابل اعتماد در زمان پرواز باشد.
      منظور از قابل اعتماد بودن اين است كه هنگام پرواز از ديد رادارها محفوظ باشد و ضد موشك ها نتوانند آن را رديابي كنند،حتي از لحاظ حفاظت اوليه اين موشك ها قرار بود كه در كانتينرهايي جاسازي شوند كه از زمان ساخت در كارخانه به بعد در همان كانتينرها بمانند و حتي سيستم پرتاب آنها نيز در خود كانتينرها تعبيه شود تا بتوانند در كمترين زمان ممكن از هر نقطه اي قابل پرتاب باشند. اين پرتاب به صورت عمودي انجام مي شود. يك لانچر قوي كه مي تواند موشك را تا ارتفاع ۲۰ متري بلند كرده و پرتاب كند. براي اين امر يك جك هيدروليك مدل ۴M330 ساختند كه با سرعت بسيار بالايي اين موشك را آماده پرتاب مي كند.
      S-300P
      يكي از اولين موشك هاي اين سريS-300P است كه به سفارش وزارت دفاع روسیه توليد شد. اين موشك مي تواند كلاهكي را به اندازه ۱۳۳ كيلوگرم با بيشينه برد ۴۷ كيلومتر حمل كند. كمترين برد آن پنج كيلومتر است و مي تواند در ارتفاع ۳۰ متري پرواز كند. سرعتش به سه كيلومتر در ثانيه مي رسد و در ۲۸ ثانيه مي تواند از خود عكس العمل نشان دهد. زمان آماده پرتاب شدنش كمتر از پنج دقيقه است.
      S-300F
      در سال ۱۹۸۴ مدل S-300F ساخته شد. مدل F در اصل موشك متناسب با نيازهاي نيروي دريايي روسيه بود كه از سيستم پرتاب ۵V55RM استفاده مي كند. سرعت آن ۴۶۸۰ كيلومتر در ساعت است و مي تواند كلاهكي به اندازه كلاهك مدل P (۱۳۳ كيلوگرم) ولي با بردي دوبرابر (حدود ۹۰ كيلومتر) را با خود حمل كند. بيشينه سرعت آن ۶۱۲۰ كيلومتر در ساعت و طول خود موشك با كلاهك ۲۵/۷ متر است.كمترين برد آن هفت كيلومتر و سقف پروازش ۲۵هزارمتر است و با سوخت جامد نيروي پيشرانش را تامين مي كند. يك سيستم راداري معروف به ريف روي آن نصب كردند كه مي تواند در يك زمان شش هدف را شناسايي كند و به آنها هجوم برد.
      S-300FM
      مدل S-300FM در سال ۱۹۹۰ ساخته شد كه باز هم مدلي براي نيروي دريايي بود. بسيار مدرن و پيشرفته بود. بيشينه سرعت آن به ۱۰ هزار كيلومتر در ساعت مي رسد، وزن آن ۱۴۸۰ كيلوگرم است و اين تفاوت بيش از هزار كيلوگرمي را مي توان در وضعيت نيروهاي پيشران اين موشك دانست. طول آن ۵/۷ متر، قطرش ۵۲/۰ متر و فاصله دوسر بالچه هاي عقب ۰۳/۱ متر است.
      برد آن ۹۰ كيلومتر است و مي تواند ۱۵۰ كيلوگرم كلاهك را با خود حمل كند. بيشينه سرعتي معادل ۷۵۶۰ كيلومتر در ساعت دارد كه در ارتفاع ۲۵ هزارمتري پرواز مي كند.
      S-300PMU
      مدل ديگر S-300PMU است. اين موشك از لحاظ ظاهري بسيار شبيه مدل FM است حتي وزنش با آن يكي است. طول آن ۹۸/۶ متر، قطرش ۴۵/۰ متر و فاصله دوسر بالش ۰۴/۱ متر است. در ارتفاع ۲۷ هزار متري پرواز مي كند و سوختش از مواد جامد تشكيل مي شود. كمترين بردش پنج كيلومتر و بيشترين برد آن ۹۰ كيلومتر است. مدل بعد در سال ۱۹۹۷ ساخته شد كه در واقع يك نمونه برداري از مدل MU بود. اين موشك MU-2 نام داشت كه از لحاظ اندازه و ابعاد دقيقاً مانند مدل قبلي بود ولي بردش به ميزان ۱۰۵ كيلومتر افزايش يافته بود يعني برد كلي آن به ۱۹۵ كيلومتر رسيد. توانايي حمل آن نيز بيشتر شده است و مي تواند ۱۸۰ كيلوگرم كلاهك را با خود حمل كند. سري ساخت اين موشك ها تا سال اخير ادامه يافت.

      Avia.ir
    • توسط bell214
      مرواریدی در ژرفا
      مصاحبه با خانواده شهيد سرهنگ خلبان «محمدهاشم آل‌آقا»
      قهرمان شکاری (F-14)
      مقدمه:
      مدتها بود كه به صورت جسته و گريخته در محافل گوناگون كه از جنگ و نيروي هوايي صحبتي به ميان مي‌آمد و يادي از شهدا و همچنين شهيد سرهنگ خلبان «محمدهاشم آل‌آقا» مي‌شد، همرزمان و دوستانش در شجاعت، دلاوري، صداقت و خاكي بودن وي اتفاق نظر داشتند. ما نيز پيرو وظيفه‌مان مترصد فرصتي بوديم كه خدمت خانواده معظم شهيد رسيده و نسبت به احوالات وي معرفت بيشتري حاصل كنيم. اشاره كتاب «تامكت‌هاي ايران در جنگ تحميلي» به اين شهيد بزرگوار كه در شماره پيشين از نظرتان گذشت، بهترين بهانه براي اين منظور بود كه به لطف خداوند با دريافت اذن شرفيابي از خانواده شهيد مقصودمان حاصل شد.

      باز هم مثل هميشه خود را در آن‌قدر مرتبه‌اي نمي‌بينم كه رمز و راز شهداي ميهن را بنگارم و به تصوير بكشم، با اين حال براي رسالتي كه بر دوشم سنگيني مي‌كند بهانه خوبي دارم.

      سايلي را گفت آن پير كهن چند از مردان حق‌گويي سخن

      گفت خوش آيد زبان را بر دوام تا بگويد ذكر ايشان را مدام

      گر نيم زايشان از ايشان گفته‌ام خوشدلم كاين قصه از جان گفته‌ام

      محمدهاشم در 27 آبان سال 1324 در خاندان بزرگ «آل‌آقا» كه از خانواده‌هاي سرشناس شهر كرمانشاه مي‌باشد پا به عرصه وجود گذاشت. دوران تحصيل خود در مقاطع ابتدايي، راهنمايي و دبيرستان را در شهر كرمانشاه گذراند. با اعلام مخالفت مادرش با وجود عشقي كه به پرواز داشت از اين كار منصرف شد اما علاقه وافر وي به ارتش كه همانا عشق خدمت به وطن بود باعث شد كه نهايتا به جمع نيروهاي مسلح بپيوندد. به دنبال آن وي پس از شركت در آزمون ورودي، موفق به راهيابي به دانشكده افسري نيروي زميني ارتش شده و با توجه به عطش دروني‌اش در ميل به بال گشودن همزمان در جهت جلب رضايت مادر گام بر مي‌دارد. پس از فارغ‌التحصيلي از دانشگاه افسري اصرار وي كارگر افتاده و مادر به خلبان شدن فرزند راضي مي‌شود. هاشم كه گويي در ابتداي راه قرار دارد با نيروي مضاعفي بلافاصله اقدام كرده و با شركت در آزمون دانشكده خلباني از اين امتحان نيز سربلند بيرون آمده و با رسيدن به آرزوي ديرينه خود به جرگه دانشجويان خلباني نيروي هوايي ارتش مي‌پيوندد. با اتمام كلاسهاي زميني و آموزش مقدماتي پرواز، طبق روال آن روز نيروي هوايي براي تكميل دانش پرواز خود راهي ايالات متحده مي‌شود. با اتمام دوره، مفتخر به دريافت وينگ خلباني شده و راه بازگشت به وطن را در پيش مي‌گيرد. سروان خلبان هاشم آل‌آقا مقارن با سال 1350 به كشور بازگشته و با امريه ستاد فرماندهي نيروي هوايي به عنوان كمك خلبان جنگنده F-4، فانتوم، به پايگاه هفتم شكاري شيراز منتقل مي‌شود. در ادامه در سال 1351 برابر امريه ديگري براي ادامه انجام وظيفه به پايگاه يكم شكاري تهران فرستاده مي‌شود. هاشم در همين سال با دختري در همان محله سكونت پدر و مادرش در شهر كرمانشاه آشنا شده و اين آشنايي به ازدواج اين دو ختم مي‌شود.

      آنها زندگي مشتركشان را در تهران آغاز كرده و پس از حدود 4 سال، در سال 1356 آماده سفري طولاني مي‌شوند. سروان خلبان آل‌آقا براساس صلاحديد فرماندهان وقت به همراه تني چند از خلبانان فانتوم، با خانواده‌هايشان براي آموزش هدايت پرنده پيچيده، انقلابي و جديد نيروي هوايي ارتش، گرومن F-14 تامكت عازم پايگاه نيروي دريايي ايالات متحده در ايالت ويرجينيا مي‌شوند. براي خلبانان باتجربه فانتوم همچون هاشم آل‌آقا پرواز با گربه گرومن و كاربري تسليحاتش كار آنچنان سختي نبود. زيرا در درجه اول F-4 و F-14 هر دو اصلا براي نيروي دريايي ايالات متحده طراحي و ساخته شده و بديهي است كه از يك استاندارد يكسان براي طراحي و ساخت آنها استفاده شده است و در درجه دوم از سه موشك هوا به هواي مورد استفاده تامكت‌هاي ايران، فانتوم قابليت شليك دو موشك آن (AIM-7 اسپارو و AIM-9 سايدوايندر) را دارد. با توجه به اينكه آل‌آقا و همرزمانش در جنگنده فانتوم در چگونگي استفاده از اين دو موشك تجربه كافي و وافي داشتند، فقط مي‌بايست اسلحه اصلي تامكت، موشك اسطوره‌اي هيوز AIM-54 فينيكس و رادار آن هيوز AWG-9 را به‌طور كامل بشناسند. اگر عوامل مذكور را به اضافه هوش و جسارت ايراني كنيم مي‌شود حدس زد كه تمام نفرات اعزامي به راحتي بتوانند دوره خلباني F-14 را با موفقيت و سربلندي طي كنند. پس از پايان دوره در مدت حدود 18 ماه، خلبانان جديد جنگنده جديد در آبان 57 به سرزمين اجدادي خود باز مي‌گردند. با توجه به اينكه كانون فعاليت F-14 در ايران پايگاه هشتم شكاري مي‌باشد، هاشم به همراه خانواده خود از تهران به اصفهان نقل مكان مي‌كند. سكونت آنها در اصفهان مصادف مي‌شود با اوج‌گيري تظاهرات مردمي عليه حكومت پهلوي كه در نهايت به پيروزي انقلاب اسلامي ايران در بهمن 57 منجر شد. وقوع انقلاب در كشورمان سنگ محك بسيار جالبي براي تعيين عيار ارق ملي و حس وطن‌پرستي كاركنان نيروهاي مسلح بود و چه زيبا كه آل‌آقا و همرزمان ميهن‌پرستش در اين آزمون كوچكترين ناخالصي از خود نشان ندادند.

      سروان خلبان محمدهاشم آل‌آقا كه در زمان پيروزي انقلاب از افسران ارشد نيرو محسوب مي‌شد و مدتها بود كه به عنوان استاد خلبان، آموزش خلبانان را به عهده گرفته بود پس از پيروزي انقلاب امر آموزش را با جديت بيشتري پيگير شد. آري او نيز مي‌دانست آموزش صحيح و كامل مهمترين رمز پيروزي بر دشمنان ملت است.

      با شروع جنگ تحميلي فعالانه وارد صحنه نبرد شد و در عين حال از آموزش جوانان غافل نشد تا اينكه به علت رشادت، جديت و جسارت در امور محوله در سال 1362 از طرف فرماندهي وقت نيرو به سمت جانشين فرماندهي عمليات نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران منصوب مي‌شود.

      رسيدن به پست معاونت عمليات نيرو بهانه خوبي بود تا هاشم در كنار سرهنگ خلبان «عباس بابايي» خود را هرچه بيشتر درگير جنگ كرده و تواناييهاي خود را در اين عرصه، عرضه دارد. بابايي و آل‌آقا همواره پيش از انجام هر عملياتي ابتدا خود مبادرت به شناسايي و ارزيابي هدف از لحاظ موضع پدافندي، سمت حمله و غيره كرده تا عمليات اصلي با خطر كمتر و ديد بازتري صورت گيرد. نكته جالب توجه در اين مطلب اين است كه آنها هرگز گرفتار جو پست و مقام نشده و فقط به اين مساله كه در كجا مي‌توانند منشا اثر باشند توجه داشتند «آري ما چنين جان بركفاني داشتيم».

      هاشم آل‌آقا در درجه اول همانطور كه ذكر شد از فرماندهان ارشد نيرو بود و در درجه دوم مشغله‌هاي فراواني به عنوان طراح عمليات داشت و اين دو مورد كافي بود تا نتواند پروازهاي عملياتي انجام دهد، با اين حال فعالانه در پروازهاي گشتي و اسكورت نفتكش‌ها و كشتيهاي تجاري شركت مي‌كرد و اين‌چنين بود تا به خواست خدا خليج نيلگون و هميشه فارس ايران، مشهد شهيد سرهنگ خلبان محمدهاشم آل‌آقا باشد.

      تقويم‌ها روز 20 مرداد 1363 را نشان مي‌داد و آسمان آبي خليج فارس يكي از گرمترين روزهاي خود را سپري مي‌كرد. هاشم آل‌آقا و كمك خلبانش در يك تامكت طي ماموريتي مشغول اسكورت نفتكش‌ها و كشتيهاي تجاري كشورمان بود. در همين اثنا ناگهان مورد حمله چند فروند جنگنده ميراژ F1 عراقي قرار مي‌گيرد. درگيري آغاز و پس از مدتي جنگ و گريز تامكت‌ها آل‌آقا مورد اصابت موشك شليك شده از طرف جنگنده عراقي قرار گرفته و به درون آب سقوط مي‌كند. شاهدان عيني حادثه كه دورادور ناظر درگيري آنها بودند خطر شليك شدن موشك سوپر 530F-1 به سمت تامكت را به آل‌آقا گوشزد مي‌كنند اما آل‌آقا در جواب آنها مي‌گويد هيچ نشانه‌اي دال بر حمله موشك به سمتشان در سامانه‌هاي هشداردهنده مشاهده نمي‌كند. اين مطلب گوياي آن است كه عراقي‌ها با استفاده از اطلاعات فني كه امريكايي‌ها در اختيار آنها قرار داده بودند در استفاده از نقاط ضعف F-14 كاملا موفق عمل كرده‌اند.

      همسر هاشم كه از چند روز پيش براي ديدن اقوام به كرمانشاه رفته بود در روز بازگشت به تهران كه مصادف مي‌شود با روز شهادت هاشم با شكسته شدن ديوار صوتي شهر كرمانشاه توسط جنگنده‌هاي عراقي مواجه مي‌شود. با مشاهده اين اتفاق گويي به وي الهام مي‌شود كه براي هاشم اتفاقي افتاده اما با ذكر و ياد خدا آرامش يافته و به خود تلقين مي‌كند كه انشاءا... اتفاقي نيفتاده. پس از رسيدن به تهران هرچه منتظر مي‌ماند از تلفن هاشم خبري نمي‌شود. صبرش لبريز شده و با پايگاه هشتم تماس مي‌گيرد. ديسپچ پايگاه با توجه به اينكه تامكت آل‌آقا بازنگشته و هيچ خبر دقيقي دال بر شهادت يا زنده بودنش در دست نيست با جوابهاي سربالا به همسر وي مي‌گويد: «همين الان دوباره براي ماموريتي ديگر به پرواز درآمد. به محض بازگشت مي‌گوييم با شما تماس بگيرد.» با شنيدن اين جوابها و طولاني شدن انتظار، همسر شهيد از وقوع سانحه براي هاشم يقين حاصل مي‌كند. با سقوط تامكت آل‌آقا با توجه به اينكه از اسارت به دست عراقي‌ها و يا شهادتش اطلاعي در دست نبود به اضافه اينكه وي به عنوان جانشين عمليات نيرو در جريان تمام عملياتهاي آتي و استراتژي جاري نيروي هوايي بود به همين علت بلافاصله تمامي طرحهاي نيرو دستخوش تغييراتي اساسي شد. اين قضيه گذشت و نيروي هوايي با اعلام مفقودالاثر شدن هاشم بر ابهامات و سوالات سقوط وي افزود.

      همسر هاشم كه همچنان منتظر بازگشت وي به خانه بود چندين سال پس از مفقودالاثر شدن همسرش در يكي از شبهاي قدر خالصانه دست به دامن ائمه اطهار شده و از آنها مي‌خواهد وجود يا عدم وجود هاشم را براي وي معلوم كنند. توسل وي جواب داده و همان شب خواب شهيد بزرگوار را مي‌بيند. هاشم كه در سبزه‌زارمانندي با لباس خلباني به ديدن همسرش آمده بود در جواب سوال وي كه پرسيد: «هاشم، مي‌خواهم بدانم كه تو هستي يا نيستي؟» مي‌گويد: «من نيستم.» پس از مدت كوتاهي گفتگو، شهيد اظهار مي‌دارد «من سردم است و بايد بروم». همسر شهيد صبح فردا خوابي كه ديده بود را با يكي از علما در ميان مي‌گذارد. در جواب مي‌شنود با توجه به اظهار سرما توسط شهيد، پيكر پاك وي در درون آب قرار دارد. همسر هاشم پس از اين واقعه از شهادت همسرش يقين حاصل مي‌كند و جالب آنكه مدت كوتاهي بعد از طريق نامه رسمي نيروي هوايي اعلام شهادت همسرش را دريافت مي‌دارد.

      ناگفته نماند هاشم آل‌آقا تا پيش از آرام گرفتن در قعر آبهاي خليج فارس چندين بار تا مرز شهادت پيش رفت. حدود سه ماه پيش از شهادت، در بهار سال 1363 صبح يك روز همسر شهيد با كمك مادرش بدون نيت قبلي گوسفندي را قرباني كرده و بين مردم تقسيم مي‌كنند. حوالي ظهر شهيد بابايي با منزل آل‌آقا تماس گرفته و جوياي احوال هاشم مي‌شود. با توجه به اينكه هاشم پس از ترك منزل تماس نگرفته بود، همسر شهيد از وضعيت وي اظهار بي‌اطلاعي مي‌كند. شهيد بابايي از اينكه كسي به همسر هاشم اطلاعات ضد و نقيض نداده، آرام شده و در جواب نگراني وي مي‌گويد كه اتفاقي نيفتاده و هاشم تا ساعاتي ديگر به خانه مي‌رسد. پس از بازگشت شهيد به منزل، هاشم مي‌گويد كه در درگيري با جنگنده‌هاي عراقي، هواپيمايش به شدت صدمه ديده و هيچ اميدي به بازگشت نداشته است. شايد آن قرباني نطلبيده بلاگردانش شده بود!!!

      شهيد سرهنگ خلبان محمدهاشم آل‌آقا كه از باتجربه‌ترين و ارزشمندترين خلبانان تامكت نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران محسوب مي‌شد با مورد اصابت قرار گرفتن جنگنده‌اش درون كابين ماند تا پيكر پاكش به قعر آبها سقوط و روح بلندپروازش به اوج آسمانها عروج كند. براي خليج هميشه فارس چه افتخاري از اين بالاتر كه چنين مرواريدهاي نابي را در درون خود جاي داده است. مگر مي‌شود خليجي كه فرزندان اين ديار را در دل خود جاي داده نام مجعول عربي را پذيرا باشد، چه اين شيران خصم خروش براي مقابله با همين اعراب خودفروخته به پا خواستند.

      شهيد محمدهاشم آل‌آقا فردي آرام و صبور بود و نسبت به خانواده خود تعصب خاصي داشت و همسرش عامل اخير را مهمترين علت ازدواجش با وي مي‌داند. هاشم هيچ‌گاه از اسرار شغلي خود با همسرش صحبتي به ميان نمي‌آورد و اين مورد تا بدانجا پيش رفته بود كه همسر وي پس از شهادتش به پست واقعي هاشم در نيروي هوايي پي مي‌برد!

      جا دارد در اين جا خاطره‌اي كه سرهنگ خلبان «مسعود اقدام» در كتاب «انتخابي ديگر»1 بيان كرده را بياوريم. اقدام در اين مطلب كه با عنوان «برخورد با پرندگان سيگال» در كتاب مزبور به چاپ رسيده عنوان مي‌كند كه در اوايل جنگ در پروازي به همراه شهيد بزرگوار «عليرضا ياسيني» به قصد انهدام سه سايت موشكي زمين به دريا كه از پشت پايگاه هوايي شعيبيه كشتيهاي كشورمان را مورد اصابت قرار مي‌داد در يك جنگنده F-4 عازم ماموريت مي‌شود. طبق برنامه براي درامان ماندن از رديابي توسط رادارهاي دشمن قرار بود آنها با عبور از 30 مايلي «خورموسي» و پرواز بر فراز باتلاقهاي «فاو» و «ام‌القصر» خود را در موقعيت مناسب به روي هدف برسانند. با عبور از مرز اقدام به عنوان خلبان كابين عقب تمام حواس خود را معطوف بررسي سامانه‌هاي مختلف هواپيما و تهديدات موشكي دشمن مي‌كند تا در صورت شليك بتوانند به موقع با مانور مناسب آن را منحرف كنند.

      خطري احساس نمي‌شد و جنگنده با سرعت بسيار بالا در ارتفاع پايين بر فراز ني‌زارها به حركت خود ادامه مي‌داد كه ناگهان زمين و زمان در جلو چشمان هر دو خلبان تيره و تار شد. اقدام حدود 20 ثانيه بعد به هوش آمده و مشاهده مي‌كند كه جنگنده در يك صعود 50 درجه‌اي در حال گردش به راست است. بلافاصله فرامين هواپيما را در اختيار گرفته و از طريق راديوي هواپيما سعي در برقراري ارتباط با ياسيني مي‌كند. خلبان كابين جلو هيچ عكس‌العملي از خود نشان نمي‌داد. اقدام در همين زمان به بررسي شرايط پرداخت تا متوجه شود چه اتفاقي افتاده. تكه‌هاي گوشت و پر اطراف كابين نشان از برخورد دسته‌اي از پرندگان دريايي (كه در آن سرعت حكم يك گلوله ضدهوايي را دارد) به جنگنده را داشت.

      هواپيما در كنترل بود اما تمام سامانه‌هاي ناوبري از كار افتاده بود. تعيين مسير درست بازگشت تنها با كمك رادار كنترل زمين ميسر بود كه تماسهاي متعدد اقدام با رادار هيچ نتيجه‌اي دربر نداشت. اقدام براي چندمين بار در راديوي هواپيما گفت:

      ـ از ابابيل به رادار! اگر صداي مرا مي‌شنوي جواب بده!

      ناگهان صداي مبهمي به گوش رسيد. بلافاصله تكرار كرد:

      ـ از ابابيل به رادار!

      ناگهان صداي روشن و واضحي در راديو طنين‌انداز مي‌شود!

      ـ ابابيل، من عقابم، به گوشم!

      اين پيام كه در واقع نويد زندگي براي فانتوم و خلبانانش محسوب مي‌شد، صداي خلبان F-14 حاضر در منطقه، شهيد والامقام سروان خلبان «هاشم آل‌آقا» بود. آل‌آقا در ادامه مي‌گويد:

      ـ مشكلي برايتان پيش آمده؟!

      ـ هواپيمايمان صدمه ديده. نمي‌دانم خلبان كابين جلو بيهوش شده يا به شهادت رسيده.

      ـ خونسردي خودت را حفظ كن! سعي كن كنترل هواپيما را به دست بگيري! دارم به سمت شما حركت مي‌كنم.

      وقتي كه آل‌آقا به بالاي سر فانتوم زخمي رسيد گفت:

      ـ ابابيل! همين‌طور به پرواز ادامه بده. مراقب باش از دستگيره صندلي‌پران استفاده نكني! چون چتر صندلي باز شده و بالاي هواپيما رهاست. هواپيمايتان شبيه «آواكس»2 شده است.

      ـ متشكرم! سعي مي‌كنم هواپيما را هدايت كنم. ولي نمي‌دانم چه بلايي سر ياسيني آمده است.

      ـ خونسردي خودت را حفظ كن و همين‌طور به پرواز ادامه بده! من پشت سرت در حركت هستم، نگران نباش!

      موتورها با آن كه با قدرت صد در صد در حال پيشراندن جنگنده بودند با اين حال فانتوم صدمه ديده سرعتي حدود 180 نات داشت كه براي جنگنده سرعت كمي است. پس از مدتي ياسيني نيز به هوش آمده و با اعلام اين كه مي‌تواند جنگنده را هدايت كند، فرمان را در دست مي‌گيرد. نهايتا هواپيما به سلامت در پايگاه فرود آمده و بدين وسيله هاشم آل‌آقا جنگنده F-4 باارزش و دو خلبان ارزشمندتر را به دامان وطن باز مي‌گرداند.

      همسر قهرمان شهيد از آن زمان كه هاشم ديگر به خانه بازنگشت، نگهداري و پرورش دو يادگار شهيد (بابك و بهزاد) را به تنهايي به عهده گرفت و نشان داد كه از حماسه‌سازان ميدانهاي نبرد حق عليه باطل چيزي كم ندارد. وي كه براي فرزندان خود هم پدر بود و هم مادر با تلاشي خستگي‌ناپذير توانست آنها را به سمت مدارج بالاي علمي رهنمون شود. دكتر «بابك آل‌آقا» فرزند ارشد شهيد با ارايه پايان‌نامه دكتراي خود با عنوان «بررسي تاثير محيط هوا ـ فضا بر فيزيولوژي بدن هوانوردان» در سال 1379 توانست در سطح خاورميانه مقام اول را كسب و به دريافت لوح تقدير از دست رييس‌جمهور وقت جناب آقاي «خاتمي» مفتخر شود. لازم به ذكر است پايان‌نامه وي هم‌اكنون در تعدادي از خطوط هوايي به عنوان مرجع تدريس مي‌شود.



      افتخاري ديگر

      از افتخارات ديگر همسر سرافراز شهيد آل‌آقا اين است كه وي خواهر شهيد نيز مي‌باشد. شهيد سروان خلبان «مصطفي صغيري» كه از خلبانان جنگنده F-4، فانتوم نيروي هوايي بود در ماموريتي در روز 23 مهر 1359 كه از پايگاه سوم شكاري همدان به قصد هدفي در شهر سليمانيه عراق برخاسته بود، مركبش در خاك عراق مورد اصابت قرار گرفته و به فيض عظيم شهادت نايل مي‌آيد. متاسفانه باخبر شديم كه چندي پيش همسر اين دلاورمرد عرصه پيكار دارفاني را وداع گفته. ما نيز به نوبه خود با تسليت به خانواده آل‌آقا براي اين مرحومه علو درجات را از درگاه ايزد منان خواستاريم.

      هم‌اكنون براي بزرگداشت مقام والاي 70 تن از خلبانان شهيد نيروي هوايي ارتش كه پيكر پاكشان هرگز به آغوش وطن بازنگشت، يادماني در بهشت زهرا ساخته شده است.

      در پايان از خانواده معظم شهيد آل‌آقا به خصوص همسر بزرگوارشان كه ما را به گرمي پذيرفتند و با شكيبايي پاسخگوي سوالات ما بودند تشكر و قدرداني مي‌كنيم.


      منبع

      مدیران محترم لطفا منتقل کنن...
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.