Gunslinger

Members
  • تعداد محتوا

    28
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

پست ها ارسال شده توسط Gunslinger


  1. 2 hours قبل , lahutian گفت:

    اردوغان ارتباطی به سفیانی نداره طبق روایات سفیانی عربه و از وادی یابس قیام میکنه. وادی یابس در مرز سوریه و اردن واقع شده. اتفاقا اولین نبرد بزرگ سفیانی پس از تسلط بر دمشق نبرد معروف قرقیسیا (دیرالزور فعلی) با ترکهاست. که طبق روایات هر دو باطل هستند

    تا جایی ک من میدونم چهره ی مغربی داره و ذاتا عربه!

    امکان اینکه اردوغان ذاتا عرب باشه هست.

    اما در مورد نبرد قرقیسیا...حرف تون درسته. و اینکه تو قرقیسیا سه جناح درگیرند. یکی ترک ها هستن، یکی سفیانی، یکی ترک ها، یکی رومیان... که یادمه میگف رومیان در فلسطین نیرو پیاده کرده اند که مشخص میکنه یکی از عناصر اسرائیل باید باشه قاعدتا... 

    ممنون از توجه تون:):rose:

     


  2. بر 6 شهریور 1398 در 11:45 , mostafa_by گفت:

     

    در قسمت قبل دیدیم که با حیله سائو سائو و شون یو، فرآیند پایان اتحاد بین لیو بی و لو بو آغاز گردید. با فرستاده شدن لیو بی به جنگ یوآن شو، ژانگ فی عهده دار محافظت از شهر شد. ژانگ فی، علی رغم این که قول داده بود که در هنگام اردوکشی برادرانش برای نبرد با یوآن شو و محافظت از شهر، به مستی روی نیاورد. اما در مهمانی کنترل خود را از دست داد و پس از مستی، پدرخوانده لو بو را مورد ضرب و شتم قرار داد.

    و حالا ادامه ماجرا ...!

     

    --------------------------------------------------------------------------------

     

    قسمت پانزدهم نخستین تقابل لیو بی و لو بو

     

    هنگامی که لو بو نامه سائو بائو را دریافت نمود، به سرعت چن گونگ را فراخواند تا درمورد این نامه به وی مشاوره بدهد. چن گونگ وقتی نامه را خواند، بسیار خوشحال شد. به لو بو گفت این همان فرصتی بود که از ابتدا در پی آن بودیم. دیگر فرصتی بهتر از این نصیب ما نخواهد شد. لیو بی و ارتش از ایالت بسیار دور بوده و امکان بازگشت سریع را ندارند. ژانگ فی تنهاست و مست و توان نظامی وی در حداقل ممکن قرار دارد. دروازه های شهر نیز در برابر ما گشوده خواهد شد و نیازی به اتلاف نیرو برای تهاجم نداریم. از روز اول هم ما به این طمع به شیائو پی آمدیم که روزی ایالت شو را تسخیر نماییم. هم اکنون فرصت محقق ساختن این خواسته، فراهم شده است.

     

    لو بو هم توصیه وی را پذیرفت و دستور آماده شدن سپاه را داد. حال ایالت شو لقمه آماده ای است برای ببر تیزدندان تا آن را ببلعد. اما زمان اندک بود و نمی شد زمان زیادی را مهیای فراهم سازی تدارکات سپاه خرج نمود. پس ترجیح داد که حمله غافلگیرانه و البته پر ریسکی را ترتیب دهد. حمله ای که درصورت مقاومت شهر، قطعاً به شکست می انجامید و سرانجام بدی در انتظار لو بو می بود. اما لو بو این ریسک را پذیرفت.

     

    لو بو در رأس سپاه سواره ای پنج هزار نفره حرکت نمود و به چن گونگ و گائو شون (Gao Shun) که از فرماندهان ارشد ارتش لو بود دستور داد تا ارتش پیاده را رهبری نموده و به شو بیاورند. شیائو پی چندان دور نبود. پس خیلی زود نگهبانان دروازه های شهر، لو بو را در مقابل خود دیدند. هنگامی که لو بو رسید، گفت : «پیک مخفی لیو بی رسیده است!». این رمزی بود که سائو بائو به لو بو گفته بود. همانطور که وعده داده شده بود، با گفتن این رمز، دروازه های شهر توسط مردان سائو بائو بر روی لو بو و سپاهش گشوده شد و حمله آغاز شد.

     

    در این هنگام، ژانگ فی در خوابی عمیق به سر می برد. معمولاً وقتی وی، بخصوص پس از مستی، به خواب می رفت، هیچ کس جرأت بیدار کردن وی را نداشت. پس همگان دو دل بودند که چه کسی قرار است این خبر شوم را به وی بدهد. بالاخره یک نفر شجاعت این کار را پیدا نمود و با ترس و لرز ژانگ فی را بیدار کرد و خبر حمله لو بو را داد.

     

    ژانگ فی خشمگین از جا جهید و به سمت زره و سلاح خود رفت. اما مستی امانش نداد و نقش بر زمین شد. وی نمی توانست به درستی روی پای خود بایستد. بالاخره با هر ترتیبی که بود و با عصا نمودن نیزه ماری و کمک اطرافیان، خود را به اسبش رساند. اما هنوز به دروازه خروجی نرسیده بود که با سربازان لو بو مواجه شد. با شجاعتی بی نظیر به دل سپاه دشمن زد تا راه خود را باز کند. اگر چه که مستی به وی اجازه مبارزه درستی را نمی داد، اما همه می دانستند که مواجهه با ژانگ فی برابر است با مرگ آنی. لو بو هم که از قدرت ژانگ فی آگاهی داشت، ترجیح داد اجازه دهد وی فرار کند. تعداد اندکی از محافظان و سربازان نیز وی را همراهی می کردند. ژانگ فی راه خود را باز نمود و از شهر خارج شد؛ اگرچه نتوانست خانواده لیو بی را نیز با خود ببرد.

     

    اما سائو بائو که از طرفی از ژانگ فی کینه به دل گرفته بود و از سوی دیگر می دید که تنها چند ده نفر همراه ژانگ فی هستند و او نیز مست است و تعادل درستی ندارد، تصمیم گرفت که انتقام خود را بگیرد. پس به تعقیب وی پرداخت تا کارش را یکسره سازد. اما ژانگ فی با دیدن خائن، گویی جان دوباره گرفت. نعره ای هراسناک کشید و به جای فرار، به سمت سپاه سائو بائو حمله نمود. این حرکت دلیرانه موجب هراس سپاه شد و هر یک به سمتی گریختند. هیچ کس دوست نداشت با خشم ژانگ فی مواجه شود. سائو بائو هم که این صحنه را دید، تلاش نمود فرار نماید. اما دیر شده بود و ژانگ فی به او بسیار نزدیک شده بود. اسب ژانگ فی سریع تر از سائو بائو به دنبال وی می آمد و فرار سائو بائو خیلی به درازا نکشید. ژانگ فی چندین ضربه از پشت به وی زد و اسب سائو بائو، پیکر بی جان وی را به سمت شهر بازگرداند. اما قبل رسیدن به دروازه ها، به درون خندق ها افتاد و در آب ناپدید شد.

     

    اگرچه خائن از بین رفته بود، اما خشم ژانگ فی فروکش نکرده بود. وی به یاد قولی می افتاد که به لیو بی داده بود و چه ادعاها که برای حفظ آن قول پیش ژنرال ها و مشاوران نکرده بود. اما به همین سادگی، تمام داشته هایشان را بر باد داده بود. پس با سری افکنده، به اردوگاه لیو بی رفت. داستان را تعریف نمود و به شدت گریست. لیو بی که دیگر کاری نمی توانست انجام دهد، به آرام نمودن برادرش پرداخت و تلاش کرد با سخنان دلگرم کننده، از غم وی بکاهد. اما تأثیری نداشت.

     

    گوان یو پرسید : «چه بر سر خواهران ما (خانواده لیو بی) آمد؟». لیو بی گفت : «آن ها هم به سرنوشت شهر دچار شده اند.». سکوتی تلخ فضا را در بر گرفت. اما سرانجام گوان یو با عصبانیت، ژانگ فی را خطاب سخنان خود قرار داد و گفت : «مگر تو قول نداده بودی که از شهر محافظت کنی و لب به شراب نزنی؟ چرا قولت را عمل نکردی؟ این کار تو باعث شد هم شهر از دست برود و هم زنان برادرمان. حال چطور می خواهی با خودت کنار بیایی؟».

     

    ژانگ فی با شنیدن این سخنان، تحمل خود را از دست داد. شمشیر از نیام برکشید تا جان خود را بگیرد. اما لیو بی به سرعت دست ژانگ فی را گرفته شمشیر را به کناری پرتاب نمود. او گفت : «برادران مانند دست ها و پاها هستند و زنان و فرزندان به مانند لباس. اگر لباسی آسیب ببیند می توان آن را ترمیم نمود. اما اگر دست و پایی قطع شود چطور می توان آن را به بدن وصل نمود؟ ما با هم در باغ هلو سوگند یاد کردیم که در یک روز بمیریم ]برای هم بمیریم.[. این درست است که شهر و زنان و فرزندانم را از دست داده ام. اما کاری است که شده است و زمان را نمی توان به عقب بازگرداند. من دیگر طاقت از دست دادن تو را ندارم. به علاوه، من مطمئنم لو بو به خانواده من آسیبی نخواهد رساند.».

     

    لیو بی درست می گفت. چرا که از همان زمانی که شهر به تسخیر لو بو درآمد، وی دستور داد سربازانی از خانواده لیو بی به شدت محفاظت نموده و اجازه ندهند احدی به آن ها تعدی نماید و یا کم و کسری داشته باشند. البته وی این کار را از روی جوانمردی انجام داد. اما خیلی زود، نتیجه این سیاست خود را دید.

     

    اما خبر موفقیت لو بو در تسخیر شهر، خیلی زود به یوآن شو رسید. وی که از شنیدن این خبر خوشحال شده بود، تصمیم گرفت با حیله ای زیرکانه، شر لیو بی را از سر خود باز کند. پس پیکی را نزد لو بو فرستاد و به او گفت درصورتی که در حمله به لیو بی، ما را یاری نموده و او را از میان بردارد، هدایایی گرانبها از آذوقه، اسب، طلا و نقره و پارچه های ابریشمی دریافت خواهد نمود.

     

    لو بو در دام افتاد و عمده سپاهش را به گائو شون سپرد تا از پشت به اردوگاه لیو بی حمله نمایند. با نزدیک شدن سپاه لو بو، لیو بی به سرعت سپاه خود را از شو یی به گوانگ لینگ (Guangling) منتقل نمود و در نتیجه به سلامت از این مهلکه گریخت. اما هنگامی که گائو شون برای دریافت هدایای وعده داده شده، نزد جی لینگ رفت، وی چند روزی به بهانه اینکه سرورش رفته است، او را معطل نگاه داشت. اما پس از چند روز به وی اعلام نمود که یوآن شو گفته است : «اگرچه گائو شون به لیو بی حمله نموده، اما هنوز او از بین نرفته است و در نتیجه هیچ پاداشی به وی تعلق نمی گیرد.».

     

    گائو شون سرافکنده نزد لو بو بازگشت و ماجرا را بازگو نمود. لو بو از خشم از جا جهید و دستور داد سپاهیان آماده شوند تا خود به یوآن شو حمله نماید. اما چن گونگ وی را از این کار باز داشت. او گفت که یوآن شو هم تدارکات بیشتر و هم سپاه پرتعداد و قوی تری از تو دارد و امکان موفقیت تو در این نبرد وجود ندارد. به جای این کار، از لیو بی درخواست کن که به شهر برگشته و شیائو پی را در اختیار او بگذار. از وجود وی استفاده کن تا بعداً وی را به نبرد با یوآن شو و یوآن شائو بفرستی. لو بو هم با این پیشنهاد موافقت کرده و نامه ای به لیو بی نوشت.

     

    نامه هنگامی به لیو بی رسید که در نبردهای تعقیب و گریزی با سپاه یوآن شو، نیمی از سپاه خود را از دست داده بود. اگرچه برادرانش به شدت از این پیشنهاد خشمگین شدند و آن را بی احترامی نسبت به برادرشان تلقی نمودند، اما لیو بی از این پیشنهاد استقبال نمود. چون نیک می دانست که در حال حاضر، بهتر از این گزینه نصیب وی نخواهد شد. پس به نزد لو بو رفت.

     

    هنگامی که به ایالت ژو رسید، لو بو می ترسید که لیو بی به نیت واقعی وی پی برده باشد. اما تلاش نمود که خود را خونسرد نشان داده و عادی رفتار کند. پس به استقبال لیو بی رفته و او را در آغوش کشید. به وی گفت که حمله وی نه از سر طمع برای گرفتن شهر، که به این دلیل بود که ژانگ فی کنترل خود را از دست داده بود و بیم آن می رفت که آشوب، شهر و سپاهیان را در بر بگیرد. به همین دلیل هم تصمیم گرفت که با این کار، نظم را به شهر بازگرداند و حالا که لیو بی، خود به سلامت برگشته است، می تواند کنترل شهر را به دست وی بسپارد.

     

    لیو بی نیز زیرکانه پاسخ داد که وی از همان ابتدا نیز به دنبال دادن اختیار شهر به دستان با کفایت او بود و حال که این انتقال قدرت انجام گرفته است، خیال وی نیز راحت شده است. لو بو از این پاسخ، بسیار خرسند شد. پس دستور داد بانو گان (Lady Gan) و بانو می (Lady Mi)، همسران لیو بی را نزد وی آورند. وقتی آن دو، همسر خود را صحیح و سالم یافتند، بسیار خوشحال شدند. آن ها از مهمان نوازی و حمایت لو بو تعریف ها نموده و گفتند که چطور از ایشان مراقبت و پذیرایی شده است. لیو بی نیز به برادرانش یادآور شد که همانطور که گفته بود، وی می دانست که لو بو از ایشان مراقبت خواهد نمود و آسیبی نخواهند دید.

     

    اما ژانگ فی، به هیچ وجه حاضر به مواجهه با لو بو نبود و حتی به جای سپاسگزاری قبل از خروج، ترجیح داد زودتر خانواده لیو بی را به سمت شهر شیائو پی اسکورت نماید. لیو بی و گوان یو نیز پس از تشکر از لو بو، به سمت شیائو پی حرکت نمودند. به دستور لو بو، هدایا و آذوقه و مایحتاج ایشان نیز برایشان ارسال گردید. پس بار دیگر، آرامش بین دو جگ سالار برقرار شد. اما در هر صورت حیله سائو سائو گرفته بود و اتحاد اولیه از بین رفته بود.

     

    --------------------------------------------------------------------------------- 

     

    در قسمت بعد، ضلع سوم سه پادشاهی، سون سه (Sun Ce - bofu) وارد داستان خواهد شد و داستان وسعت بیشتری پیدا خواهد نمود.

     

    ===================================================================

     

    پ.ن 1 : این قسمت قدری کوتاه تر نوشته شد. به این دلیل که ترجیح دادم داستان سون سه در قسمتی مجزا تقدیم حضور دوستان گردد. پس اگر این قسمت نتوانست انتظار دوستان را برآورده سازد و داستان قدری بی کشش دنبال شد، از حضور تمامی دوستان صمیمانه عذرخواهی می نمایم.

     

    پ.ن 2 : مثل همیشه، از نظرات سازنده و ارزشمند تمامی دوستان استقبال می کنم. پس لطفاً به منظور بهبود تاپیک، حقیر را از نظرات خود بهره مند نمایید.

     

     

    خیلی عالی بود... واقعا ممنون

    منتظر مابقی داستان هستیم

    • Upvote 1

  3. 9 hours قبل , A7A گفت:

    یک امریکایی رو صاحب تمدن و هویت میدونم،صاحب دینی به اسم لیبرال دموکراسی.ولی نه روس و نه ترک رو صاحب هویت نمیدونم.

    با عرض پوزش!

    اما واقعا در دنیای فعلی بحث هویت از اذهان عمومی پاک شده! مردم ما تمدن و تاریخ و هویت فرهنگی خودشون رو با وجود امنیت نسبی گم کردن و عملا الان جامعه ی ما در یک بحران هویت قرار داره، در وضعیت فعلی نمیشه از مردم درگیری ک در سوریه هستن توقع جنگیدن بر اساس هویت رو داشت. چون هیچ کدوم از نیاز های اساسی زندگی شون به خوبی تامین نیست!(فارغ از ابعاد روانی که وجود داره، مثل تبلیغات داعش یا ترکیه و رسانه غرب ویا اون رویا ها وبلند پروازی های احمقانه ای ک جوان ها دارن!) همونطوری که دوست مون airbornگفتن الان بحث ایدئولوژی و هدفه. حالا یکی هدفش پوله! یکی احیای امپراتوری عثمانی!

    به علاوه مردم ترکیه شاید شاید واقعا هویت و تمدنی نداشته باشن اما با تبلیغاتی که انجام شده اونها عملا آتاتورک رو بخش عظیمی از هویت شون میدونن.

     

     

    با تشکر از تحلیل های کاملی که دوستان از وضعیت کردن

    تو خبرها خوندم اردوغان گفته به خواسته ی مردم سوریه دست به چنین اعمالی زده!

     من یاد یه مطلبی افتادم که در اون به سفیانی اشاره شده بود. تو مطلب قید شده بود که سفیانی هم به خواسته مردم شام قیام میکنه اون هم برای اینکه مردم از جنگ و نزاع های داخلی خسته شدن! به علاوه  اردوغان از لحاظ ظاهری به سفیانی بی شباهت نیست....!

     

    • Like 1

  4. بر 8 خرداد 1397 در 01:30 , arminheidari گفت:

    در مورد سایتی که منفجر شد زیاد مطمئن نباشید 

    کره شمالی قبلا تجربه بوش رو داره و دست خودش رو خالی نکرده 

    این فقط یک حرکت بود و بسیار هم روش تبلیغ کرد 

    ترامپ خوشحال از این دستاورد ولی ما می دونیم که فناوری کره شمالی نه با این انفجار لطمه میبینه و نه دشمناش اون رو دسته کم میگیرن

    چون واقعیت تو جایی که عکس ها نشون نمیدن

    اون ک بعله... ولی کره شمالی تا دوباره ریکاوری بشه صد در صد به زمان نیاز داره...


  5. بر 19 اسفند 1397 در 17:53 , zed گفت:

     

    مشکلات اقتصادی اخیر نیز عمدی است . کشوری که جنگ هشت ساله را گذرانده و اقتصاد را زیر بمب و موشک و تحریم اداره کرده به این مفتی ها بدون جنگ بازارش نابود نمی شود مگر آنکه خائنین و ستون پنجمی وجود داشته باشند که با عملکرد خود در کنار بی لیاقتی و بی عرضگی و سو مدیریت داخلی و سهم خواهی های جناحی عرصه را بر ملت تنگ کنند تا به اهداف خود برسند . این شرایط هم گذرا است و باید پیش می آمد تا چشمان خواب بعضی مسئولین و مردم باز شود و بفهمند شرایط چیست و کجای کار هستیم . بدانند که با شعار دادن و اعتماد بیجا نمی توان زیر معاهده و پیمان امضا کرد. نمی توان امضای فلان کس را تضمین دانست  . بدانند منافع ملی در این نیست که فقط رای انتخابات و جناح خویش را ببینند و پای هر چیزی را امضا کنند و مردمی که اینقدر ساده نباشند که گول هر شعاری را بخورند و قبل از تصمیم تعقل کنند  . حال آزمونهای سخت تر از این در پیش داریم .  

    با سلام و احترام. و عرض خسته نباشید

    ستون پنجما ک دیگ تقریبی خودشونو لو دادن! چند ماه قبل قضیه دادگاه کشی جناب آقای عباسی خیلی چیزا رو روشن کرد.

    از خواب بیدار شدن هم زمان خودشو داره...اگ قرار باشه مث مردم فلسطین از خواب بیدار شیم٬که فاتحه..... فعلا همه تو همین آزمونا موندن... چ برسه سخت ترش...

    • Upvote 1
    • Downvote 6

  6. بر 9 تیر 1397 در 16:07 , sasasasa گفت:

    من پاسخ حرف های شما رو  نمیدم چون اولا تاپیک این نیست دوما حرف هاتون تقریبا نشون میده تو این امور خیلی  کم اطلاع هستین.

    باشه ما کم اطلاع شما علامه دهر!:)

    شمام هروقت رفتی یه نقد سیاسی,اجتماعی و همچنین نظامی از دوره اقای خاتمی بزرگوار خوندی و مطلع شدی بیا بامن بحث کن عزیزم;)

    • Upvote 2
    • Downvote 2

  7. بر 8 تیر 1397 در 17:48 , sasasasa گفت:

    فکر میکنم تا حالا به امار رشد اقتصادی کشور نگاهی نداخته اید

    http://eghtesadgardan.ir/fa/news/4189/نرخ-رشد-اقتصادی-ایران-در-سال-های-90-1380

    این آمار درست هست و من هم قبول دارم تا حدودی این رو. ولی ببین عزیز من در دوران اون اقای محترم چندین و چند کارخونه تعطیل شد! چشم پوشی از این کار خیلی اشتباهیه چرا که تعطیلی یک کارخونه ینی افزایش واردات. ماشاید در دوران ایشون رشد خوبی داشتیم ولی پس از اون با اومدن اقای احمدی نژاد کلا همه چی برگشت. و نمیشه گفت تمام اون مشکلات مربوط به اقای احمدی نژاد بود. بخشیش هم مربوط به اقای خاتمی بود چرا که روابطی رو ایجاد کردند که هیچ ضمانت و پایداری ای نداشت!

    از طرف دیگه به این مسئله دقت کنید!  اینجا ایرانه! و ماهم  ایرانی هستیم!

    همین ایرانی بودن و اللخصوص شیعه بودن مون باعث میشه کلا غرب و یهودی ها و به عبارت دیگه طبقه بالا و صدرنشین جامعه جهانی همیشه مارویک تهدید بدونهو پس مطئنا روابط تجاری ما با کشور های خارجی تازمانی که ابر قدرت نباشیم کاملا ناپایدار و تاحدودی زیان بار نیزهست.

    مثلا با ایجاد یک مسئله و یک اتفاق,امریکا همین روابط تجاریمونو میکوبه تو سرمون که اگه فلان بشه منم فلان میکنم. و با قطع شدن روابط تجاری ضربه سختی به ما وارد میشه. چون اون موقع دیگه کارخونه ای نیست که بخواد با تولید داخلی کمبود هارو از بین ببره.

    و درضمن تاجایی که من به یاد دارم بعد انقلاب هیچ قرارداد و رابطه تجاری ای با غرب که  واقعا مفید باشه ندیدم و به یاد ندارم.

    حالا مسائل دیگه اش که مربوطبه داخل هست بماند که چه فاجعه ای به بار میاره!


  8. 11 hours قبل , sasasasa گفت:

    من تقریبا دارم به یک جمع بندی میرسم. اونهم اینه که کلا بیشتر دوران پس از انقلاب رو بازیچه غرب و اسراییل بوده ایم.

    از جنگ شروع میکنم. دو کشور ایران و عراق با هم در حال جنگ بودند که هیچکدام صاحب تکنولوژی نظامی نبودند. لوله ای به هر یک از طرفین پول و سلاح میرساند که شیر فلکه ان دست غرب بود. هر وقت میخواستند از کانال های غیر قانونی که در اصل زیر کنترل انها بود به ایران سلاح و قطعات هواپیما و موشک میرساندند هر وقت ایران زیادی جلو میرفت قیمت نفت را از طریق عربستان پائین میاوردند و به عراق سلاح و اطلاعات نظامی و کمک مالی(از طریق کشورهای عربی) میرساندند تا این جنگ در حال یک موازنه مثبت به نفع ایران ادامه بیابد و کشورهای اسلامی و عربی به همراه ایران منابع خود را خرج این راه کنند و عرب ها اسراییل را فراموش کنند. ما هشت سال این بازی رو خوردیم. زمانی هم که تصمیم به تمام شدن جنگ گرفتند شیر عراق را تا ته باز کردند و شیر فلکه ما رو بستند به نحوی که کل نیروی هوایی ما از کار افتاد و ما مجبور به پذیرش صلح شدیم

    8 سال هم منابع مالی ما صرف انرژی هسته ای شد. زمانیکه به نتیجه رسید انرا هم هوا کردند. تو اون 8 سال هم میتوانستند این کار را بکنند هدف انها این بود منابع کشور 8 سال صرف انرژی هسته ای شود. اگر هم پافشاری میکردیم با حمله مستقیم هوایی تاسیسات ما را نابود میکردند

    8 سال سوم کاری کردند که پول های ما در عراق و سوریه و یمن خرج شود. اون هم حالا که به نتیجه رسیده دارن تلاش میکنن که مارا از سوریه و یمن بیرون کنند.

     

    کلا از 40 سال پس از انقلاب 16 سال دوران هاشمی و خاتمی تونستیم با عدم ورود به منازعات جهانی و منطقه ای یک رشد اقتصادی و صنعتی خوب داشته باشیم وگرنه 24 سال انقلاب این گونه گذشت

    حرف هاتونو تا جایی قبول دارم اما این جمله اخر رو اصلا! رشد اقتصادی و صنعتی ان هم در دوره اقای خاتمی؟rolling_on_the_floor

    والا ما به تعطیل شدن کارخانه ها و افزایش بیکاری و در نتیجه افزایش واردات و در مجموع ایجاد فقر و اغتشاش رو بیشتر رکود میگیم تا رشد!

    بازهم شاید تعریف شما از رشد اقتصادی چیزی متفاوت از اونچه تو ذهن من هست باشه!

    • Upvote 3
    • Downvote 2

  9. ترامپ عملا با اینکه همه میگن دیوانست واقعا ادم باهوش و تاحدودی غیرقابل پیش بینیه! میشه گفت یه تاجر واقعیه! (هرچند که گاهی کارای عجیبی میکنه!)

     ترامپ عملا داره سیطره اش برخاورمیانه رو افزایش میده. هدف اصلی ترامپ سیطره کامل بر خاورمیانه است و تمام. برای سیطره باید موانعش رو از بین ببره. مثل کار عادی ای که هرکسی برای رسیدن به هدفش میکنه.

    با پاره کردن برجام و نوسانات دلار ایران رو درگیر کرد و حالاهم با این حرکت کره شمالی رو

    کره شمالی با نابودی سایتها گمون نکنم حرف زیادی برای گفتن داشته باشه!

    همه چیز در زمینه کره شمالی به چین و درزمینه سوریه به روسیه بنده.

     


  10.  انگار یه ائتلاف جدید شکل گرفته و گروهک های «جیش ادلب الحر»، «جیش العزه»، «جیش النصر»، «الفرقة الساحلیه الاولی»، «فیلق الشام» بهش پیوستند.

    طبق گفته های منابع خبری اینا تحت حمایت کامل ترکیه قرار دارند.


  11. http://fa.alalam.ir/news/3537891/اعلام-رسمی-حضور-نیروهای-آمریکایی-در-یمن-چرا؟

    به نظر آمریکا یه سناریو برای هفتادمین سالگرد تاسیس اسراییل تدارک دیده!

    طبق خبر بالا نیویورک تایمز اومد لو داد, پنتاگون هم اومده تایید کرده!

    اول داستان سرایی نتانیاهو

    حالا علنی شدن حضور آمریکا تو عربستان

     


  12. بر 15 فروردین 1397 در 02:35 , SardarJangal گفت:

    ترامپ: عربستان صعودی باید برای ادامه حضور نظامی ما در سوریه به ایالات متحده پول پرداخت کنه.

    https://www.washingtonexaminer.com/policy/defense-national-security/trump-saudi-arabia-might-have-to-pay-us-for-military-presence-in-syria

    عجب...

     

    http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13970116000653

    تو این خبر سخنگوی ریاست جمهوری ترکیه میگه:عفرین توسط مردم آنجا اداره خواهد شد و ما آن را به هیچکسی تحویل نمی‌دهیم!

    زدن عفرینو شخم زدن،الان میگن میدیم دس مردمش ،دست دولتم نمیدیم،!

    خر فرض کردن...


  13. 13 hours قبل , yamor گفت:


    تا جایی که خودم شخصا اطلاع دارم بر اساس عقاید دراویش (که محترم هست) اون ها یک قطب یا رهبر معنوی دارند که براشون خیلی عزیز هست حالا اینکه چرا به یکباره تصمیم میگیرند این شخص رو دستگیر بکنند و باعث به وجود اومدن این حوادث بشه که اتش زیر خاکستر شود برا بعدا رو خدا میداند و یک نفر دیگه که انگلیس رو مقصر دونست امروز!!

    این تصاویر گل دادن و عذر خواهی دراویش از مردم خیابان گلستان هفتم چند روز قبل این حوادث هست بابت تجمع ! مهمتر از اون واکنش مردم محله به این قضیه بود با گفتن - باعث افتخاره - شما میهمان ما هستید - واقعا خوشحال شدیم و شما رحمت هستید  و.... بعدش هم که تو حوادث بهشون پناه دادند و فیلم یورش ضد شورش به ساختمان - خونی بودن زمین و راه پله  و.... بیرون اومد هر چند رسانه های خاص در راسشون صداسیما از اعتبار ساقط هستند حتی تو گزارش مسائل نظامی چه برسه به سیاسی ! ولی فیلم ها و این عکس ها و واکنش مردم در فضای مجازی خلاف وحشی و فاسد و غارتگر بودن این قشر تو این حوادث رو نشون میده 

    http://s8.picofile.com/file/8320183126/photo_2018_02_23_23_41_45.jpg

    http://s9.picofile.com/file/8320183142/photo_2018_02_23_23_42_03.jpg

    http://s8.picofile.com/file/8320183150/photo_2018_02_23_23_42_27.jpg

    http://s8.picofile.com/file/8320183184/photo_2018_02_23_23_42_42.jpg

    http://s8.picofile.com/file/8320183218/photo_2018_02_23_23_42_58.jpg

    http://s8.picofile.com/file/8320183226/photo_2018_02_23_23_43_47.jpg

    http://s8.picofile.com/file/8320183234/photo_2018_02_23_23_43_12.jpg

     

    داداش تو واقعا اینارو دراویش صوفی دیدی؟

    اینا کجاشون به دروایش واقعی میخوره داداچ!

    ما تو محله مون چندتا داشتیم و دیدم. اونو اعتقادشون بر این اساسه اصن دنیا ارزشی نداره

    بعد بیاد بخاطر رفیقش خیابون بند بیاره؟

    دوما

    یعنی دراویش رفتن گفتن: ما فردا میخوایم خیابونو ببندیم و درگیر بشیم. پیشاپیش عذر میخوایم!بعد یه لبخند ملیح هم بزنن!

     


  14. 16 hours قبل , ahmad212 گفت:

    تو هم رفتی دنبال کارگاه بازی توی پست قبلی گفتم مسئولین یا نظامیان ما کی مسئولیت اشتباهشون به عهده گرفتند که حال این بیانیه نیروی نتظامی رو قبول کنیم حالا بی کفایتی نیروی انتظامی باعث فاجعه شده پدرجااااااااااااااننننننننننننننن گفتم این لینک بخونید تا متوجه قضیه بشید تنها مورد بنیتا نیست مواردی بوده که نویسنده بیان فرموده  

     

     

    http://kelidemelli.com/fa/news/8719/مرگ-بنیتا-و-انتظاراتی-که-پلیس-برآورده-نمی‌کند

    اولا منبع موثق نیست .هرچند که من همین الان یه چیزایی درموردشون خوندم واینا پیچیده شده بودن!

    واینا به نظرم جزو استسنائات بودن, والا برو بخون چند تا کودک ربایی حل شد!

    درضمن هیچ جا همه فرشته نیستن,هیچ جا هم همه وحشی نیستن,بخاطر اشتباه یا ضعف یک نفر نباید انگی رو به همشون زد!

    این نظر منه,حالا میخوای قبول داشته باش میخوای نداشته باش!


  15. یه سری تناقض تو خبرا هست که نشون میده یه جای کار میلنگه

    تحصیلاتت چقدر است؟تا پنجم دبستان درس خواندم. (خبر آنلاین)

    درس خواندی؟
    - تا کلاس سوم راهنمایی.(مشرق)

     

    به محمد گفتم بچه را ببر تحویل بده.( آنلاین)

    همان موقع به او گفتم بچه را دم یک آژانس رها کند. (مشرق)

     

    ولی در این مدت خبر گم شدن بنیتا همه جا پیچیده بود، چرا با خانواده آنها تماس نگرفتی؟
    - من چند بار هم با محمد صحبت کردم. او به من گفت که بچه را نزدیک یک آژانس گذاشته. (مشرق)

    بعد از آن ماجرا سراغ محمد نرفتی؟ کنجکاو نبودی ببینی برای بچه چه اتفاقی افتاده است؟  سراغ محمد نرفتم.(آنلاین)

     

    درضمن عمویی که لینک خبرو گزاشتی مطالب مرتبط روهم بخون عزیز

    https://www.khabaronline.ir/detail/692946/society/Police

     


  16. یه سوال خیلی فنی

    تو اون صحنه اتوبوس

    یه چیزی واقعا ذهنمو مشغول کرده,اونم اینه که یکی یه اسلحه نداشت دوتا تیر هوایی در کنه؟

    یا حد اقل بزنه ماشینو پنچر کنه؟

    سوال دیگه اینکه

    چرا یه برخورد قاطع صورت نمیگیره؟

    مث یه اعدام تو  عام!

    یا حتی مجازات  در عام مردم, متاسفانه نهاد های امنیتی حتی کاری نمیکنن این بزمجه های بی سر وپا بترسن یکم!