برترین های انجمن

  1. MR9

    MR9

    Forum Admins


    • امتیاز

      811

    • تعداد محتوا

      5,625


  2. HAMAD2012

    HAMAD2012

    Members


    • امتیاز

      384

    • تعداد محتوا

      81


  3. arminheidari

    • امتیاز

      365

    • تعداد محتوا

      6,032


  4. Crash

    Crash

    Army


    • امتیاز

      281

    • تعداد محتوا

      681



ارسال های محبوب

مشاهده بیشترین محتوای مورد پسند کاربران از یکشنبه, 18 اسفند 1398 در همه مناطق

  1. 29 پسندیده شده
    چند نکته درباره باور373 1- یکی از تفاوت های باور و اس300پی ام یو2 تفاوت رادار معراج4 و رادار Big bird است. این رادار توانایی رهگیری 12 هدف را دارد اما معراج 4 از چنین توانی برخوردار نیست. پس این تفاوت باید یا توسط رادارهای موجود در آتشبارهای باور جبران شود یا تعداد آتشبارها. در مورد تعداد اهداف قابل رهگیری توسط باور373 دو عدد بیان شده است. طبق گفته های رسمی باور قابلیت درگیری 6 هدف را به صورت همزمان دارد در این صورت جهت برابری باور و اس300پی ام یو2، سامانه ایرانی باید از 6 آتشبار تشکیل شده باشد. اما طبق گفته رئیس مرکز مطالعات نیروی پدافند هوایی باور توانایی انهدام 9 هدف را به صورت همزمان دارد بنابراین هر گردان باور373 از 4 آتشبار تشکیل می‌شود. شاید اختلاف تعداد اهداف قابل انهدام به دلیل رادارها باشد. یعنی رادار ایکس باند باور توانایی انهدام 6 هدف را دارد اما رادارهای اس باند کشف و رهگیری باور قرار است وظیفه هدایت موشک‌ها را به جای رادار Big bird انجام دهند. در حقیقت این امکان وجود دارد 12 هدفی که توسط رادار Big bird در اس300 رهگیری و منهدم می‌شوند نیز توسط رادارهای کشف و رهگیری آتشبارهای سامانه باور کشف و منهدم شوند. به این صورت که 12 هدف در بین آتشبارهای باور تقسیم شده باشد با این فرض که هر رادار کشف و رهگیری باور توانایی درگیری با 3 هدف را داشته باشد. در این حالت 4 آتشبار در قالب یک گردان ایفای نقش خواهند کرد و هر آتشبار از 2 رادار برای انهدام اهداف بهره خواهد برد اگر چنین باشد در صورت انهدام هر یک از رادارهای باور باز هم سامانه عملیاتی خواهد ماند. استفاده از رادارهای اس باند برای درگیری در سامانه های ایرانی موضوع تازه‌ای نیست به طور مثال سامانه 15 خرداد تنها از یک رادار اس باند جهت کشف، رهگیری و درگیری با اهداف متخاصم استفاده میکند. سمت راست رادار 64N6E2 Big bird - سمت راست رادار معراج4 2- طبق تصویر موشک صیاد4 دارای جت وین است این سیستم هدایتی همانند موشک 48N6DM در خارج از بدنه قرار دارد بر خلاف موشک 48N6 که در داخل بدنه موشک است. خارج بودن جت وین ها باعث می‌شود موشک از مانورپذیری بیشتری برخوردار باشد که بر ضد موشک های بالستیک مزیت بیشتری را به همراه دارد. محل قرارگیری جت وین‌ها در خارج از بدنه موشک صیاد4 سمت راست موشک 48N6Dm- سمت چپ موشک 48N6 به محل قرارگیری جت وین ها توجه کنید 3- ذوالجناح بر اساس ماز537 ساخته شده است- قطر لاستیک این خودرو 170 سانتی متر است. البته این اندازه‌ها را با استفاده از گوگل ارث بر روی حامل موشک باور در مراسم رونمایی نیز اندازه‌گیری کردم که ابعاد تقریبا یکسان بود. موشک صیاد4 دارای طول 730-750 سانتی متر است. اما کنسیتر این موشک 935 سانتی متر طول و 100 سانتی متر عرض دارد-عرض داخلی کنیستر احتمالا 80 سانتی متر باشد-.بنابراین کنسیتر 195-180 سانتیمتر بلندتر و 30 سانتیمتر عریض‌تر از موشک است. به بیان دیگر سامانه باور می تواند از موشکی با طول تقریبی 9 متر و عرض 70-80 سانتی‌متر استفاده کند. با توجه به این ابعاد احتمال استفاده از موشک‌های بربلندتری نسبت به صیاد 4 را تقویت می‌کند. در مورد این احتمال می‌توان چند احتمال داد: الف) موشک دیگر (صیاد5) با اضافه کردن یک بوستر به موشک صیاد4 ساخته شده است این بوستر 1 متر طول و 70 سانتی متر عرض دارد و برد موشک را به بیش از 400 کیلومتر میرساند. یا یک موشک تک مرحله‌ای بزگتر با طول 9 متر و عرض 70-80 سانتی‌متر برای رسیدن به برد 400-600 کیلومتر. ب) موشک صیاد 5 یک موشک دومرحله‌ای است برای دستیابی به برد 400-600 کیلومتر. ج) صیاد5 یک موشک ضدماهواره/ ضد بالستیک است. ساختار آن شبیه به موشک SM3 آمریکایی می‌باشد. یعنی با اضافه کردن یک بوستر به صیاد4 برای افزایش برد و استفاده از فناوری پیشران زهیر جهت هدایت کلاهک جنگی در خارج از جو برای رهگیری موشک‌های بالستیک یا ماهواره‌ها باشد. تصویر راست پیشران سلمان با قابلیت به کارگیری در مرحله دوم یا سوم موشک های پدافند هوایی سمت چپ پیشران mk136 جهت قرارگیری در مرحله آخر موشک sm-3 چند وقت پیش هوافضای سپاه از موشک رعد 500 رونمایی کرد. وزن این موشک نصف فاتح 110 است تقریبا 1700 کیلو. برد آن 60 درصد بیشتر است یعنی 500 کیلومتر. سرعت آن طبق احتمالات بیش از 2 برابر فاتح 110 است (8 ماخ) و توان تحمل 100 بار فشار را دارد. همچنین این موشک یک دوم نسخه قبلی قیمت دارد و به زیرساخت‌های صنعتی پیشرفته برای تولید نیاز ندارد. در صورت استفاده از این فناوری‌ها در موشک صیاد 3 سی می توان یک موشک جدید برای باور373 تعریف کرد. طبق اعلام فرماندهان قرارگاه پدافند هوایی باور همانند اس400 از سه موشک استفاده خواهد کرد. موشک جدید با شناسه صیاد 3دی دارای برد 120 کیلومتر است. اما تغییرات گسترده ای را نسبت به نسخه قبلی خواهد داشت. صیاد3 دی نزدیک به 400 کیلوگرم وزن دارد، قطر آن تقریبا 30 سانتی متر و بیش از 8 ماخ سرعت آن خواهد بود. طول موشک نیز با صیاد3سی برابر است. بهتر است این موشک نیز مانند صیاد4 از تی وی سی استفاده کند. و وظیفه مقابله با موشک‌های بالستیک تاکتیکی بر عهده ای صیاد3 دی باشد. با توجه به مشخصات این موشک می توان در هر لانچر حداقل 16 موشک صیاد3دی بارگذاری کرد. حتی با تبدیل لانچر باور به لانچر 6 فروندی در هر آتشبار 36 صیاد3دی بارگذاری کرد. در این صورت موشکهای گرانقیمت صیاد4 مختص هدف قرار دادن اهداف دور برد هستند و در هزینه‌ها نیز صرفه جویی خواهد شد. موشک صیاد 3دی را می‌توان همرده موشک های 9M96E2 دانست. موشک 9M96E2 یکی از موشک های سامانه اس400 با میانگین سرعت 1000 متر بر ثانیه توانایی انهدام اهداف بالستیک را به صورت برخورد مستقیم دارد
  2. 26 پسندیده شده
    عملیات سقوط (زوال) عملیات سقوط عملیات پیشنهادی متفقین کمی قبل از پایان جنگ دوم جهانی برای حمله به مجموعه جزایر ژاپن در شرق آسیا بود. با این حال ، عملیاتِ طرح ریزی شده در پی حمله اتمی به هیروشیما و ناکازاکی، اعلان جنگ شوروی و حمله به منچوری لغو شد. این عملیات دو بخش داشت . عملیات المپیک و عملیات تاج : بر همین اساس ، عملیات المپیک در نوامبر ۱۹۴۵ برای تسخیر یک سوم از جنوبی ترین جزایر کیوشو و جزیره تازه تسخیر شده اوکیناوا- و استفاده از این جزایر برای مراحل بعدی عملیات برنامه ریزی شده بود. عملیات تاج نیز قرار بود در اوایل سال ۱۹۴۶ برای حمله به دشت کانتو که در نزدیکی توکیو و روی جزیره اصلی هانشو قرار داشت، اجرا شود. پایگاه های هوایی که در کیوشو قرار داشتند و قرار بود در عملیات المپیک تسخیر شوند ، پشتیانی هوایی نزدیک را برای عملیات تاج فراهم می کردند.این عملیات در صورت اجرا بزرگترین عملیات آبی خاکی در تاریخ را رقم می زد. ماهیت زمین عملیات نیز به گونه ای بود که عملیات دفاعی را برای ارتش ژاپن آسان می کرد، چرا که می توانستند به دقت نقشه های متفقین را پیش بینی کرده و نقشه های دفاعی خودشان را اجرا کنند که در قالب عملیات کاتسوگوتبیین شده بود . ژاپنی ها یک دفاع همه جانبه ، البته با تعداد کمی نیروی ذخیره باقی مانده برای عملیات های دفاعی احتمالی دیگر را طراحی کردند .پیش بینی ها برای تلفات متفاوت بود، اما تماما تعداد بالایی را عنوان می کرد. بسته به اینکه ژاپنی ها چقدر در برابر دشمن مقاومت کنند، تخمین ها برای متفقین تا میلیون ها کشته را نشان می داد. شمای کلی از عملیات سقوط طرح ریزی مسئولیت طرح ریزی عملیات سقوط به فرماندهان آمریکایی یعنی دریادار چستر نیمیتز، ژنرال داگلاس مک آرتور و ستاد مشترک ارتش یعنی دریادار ارنست کینگ و ویلیام لهی و ژنرال جورج مارشال و هپ آرنولد(بعدا فرماندهی نیروی هوایی شد) سپرده شد. چون مک آرتور در آن زمان برای ترفیع درجه مد نظر بود ( به یک ژنرال شش ستاره) ، بنابراین در بین این کمیته برای مرجعیت عملیات انتخاب شد. هر چند که در پایان ج ج ۲ درخواست ترفیع او هنوز در سطح بحث های غیر رسمی قرار داشت. آن موقع توسعه بمب اتم به شکل کاملا محرمانه ای دنبال می شد، طوری که معاون رئیس جمهور (هری ترومن) تا زمانی که به عنوان رئیس جمهور انتخاب شود، از آن اطلاع نداشت و معدود افسرانی از خبر داشتند. بنابراین طرح ریزی این عملیات بدون در نظر گرفتن وجود چنین پروژه ای انجام شد. وقتی توسعه بمب تمام شد، ژنرال مارشال فکر می کرد در صورت ساخت تعداد کافی از آن بتوان برای پشتیبانی حمله از این بمب ها استفاده کرد. از سویی دیگر ، در خلال نبرد اقیانوس آرام متفقین نتوانستند روی یک نفر به عنوان فرمانده میدان نبرد توافق کنند. مثلا تا سال ۱۹۴۵ چستر نیمیتز فرمانده میدان را در منطقه اقیانوس آرام بر عهده داشت، داگلاس مک آرتور مقام فرماندهی عالی در منطقه جنوب غربی اقیانوس آرام و دریادار لویس مونباتان فرماندهی عالی در منطقه جنوب شرقی اقیانوس آرام را بر عهده داشتند. اما برای اجرای این عملیات لازم بود تا یک فرمانده واحد انتخاب شود. رقابت بین قوای نظامی برای انتخاب این فرد جدی بود (نیروی دریایی نیمیتز و نیروی زمینی مک آرتور را پیشنهاد می کردند) تا جایی که می توانست اجرای نقشه را تهدید کند. سرانجام نیروی دریایی از پیشنهاد خودش عقب نشینی کرد و مک آرتور برای فرماندهی واحد(در صورت ایجاب شرایط البته!) انتخاب شد. بالا از راست: دریادار نیمیتز، ژنرال داگلاس مک آرتور، دریادار ارنست کینگ پایین از راست: ژنرال ویلیام لهی، ژنرال جورج مارشال، ژنرال هپ آرنولد ملاحظات اولیه : دو ملاحظه عمده که در طرح ریزی ها باید لحاظ می شد زمان و تلفات احتمالی بود. یعنی اینکه چطور ژاپن را در کوتاه ترین مدت و با کمترین تلفات وادار به تسلیم کنند. عطف به کنفرانس کوبک در سال ۱۹۴۳ یک کمیته طرح ریزی مشترک آمریکایی-بریتانیایی نقشه ای طراحی کردند(نقشه ای برای شکست ژاپن) که طبق آن طرفین خواهان حمله به ژاپن تا سال ۱۹۴۷-۴۸ نبودند. رئیس ستاد مشترک آمریکا عقیده داشت که طولانی کردن جنگ تا این حد برای روحیه ملی مردم خطرناک است. در مقابل در کوبک شورای مشترک فرماندهان باور داشتند که ژاپن نهایتا تا یک سال بعد از تسلیم آلمان ناچار به تسلیم خواهد شد. نیروی دریایی آمریکا اصرار بر محاصره و استفاده از قدرت هوایی برای وادار کردن ژاپن به تسلیم داشت. آنها درخواست عملیات هایی برای گرفتن پایگاه های هوایی در نزدیکی شانگهای چین و کره داشتند،‌ که توان عملیات مرحله ای و رو به جلورا برای بمباران ژاپن و نهایتا به تسلیم کشاندن آن ها می داد. نیروی زمینی از آن طرف حرف دیگری می زد. آن ها اعتقاد داشتند که این کار می تواند جنگ را تا حد نامحدودی به طول بکشاند و بی دلیل هزینه جانی را زیاد کند، بنابراین به یک حمله احتیاج داریم. نیروی زمینی از یک عملیات می گفت که در طی آن یک نیروی در مقیاس بزرگ مستقیما در مقابل سرزمین ژاپن ایجاد شود، آن هم بدون انجام هیچ یک از عملیات های جانبی که نیروی دریایی در مورد آن حرف می زد. در نهایتا حرف نیروی زمینی به کرسی نشست. در حقیقت جغرافیای ژاپن این نوع عملیات را بر آن ها تحمیل کرد: فاصله زیاد از خشکی های دیگر و کم بودن ساحل مناسب برای عملیات پیاده سازی نیرو در ساحل. تنها کیوشو (جنوبی ترین جزیره ژاپن) و سواحل دشت کانتو (منتهای جنوب غرب و غرب توکیو) اهدافی واقع بینانه برای حمله بودند. متفقین تصمیم گرفتند یک حمله دو مرحله ای را اجرا کنند. ابتدا عملیات المپیک برای حمله به کیوشواجرا می شد. سپس پایگاه های هوایی در آنجا ایجاد می شد تا پوششی برای عملیات تاج و حمله به ناحیه توکیو ایجاد شود. تصویری از کنفرانس اول کوبک، از راست چرچیل، روزولت، کینگ (نخست وزیر کانادا) فرضیات حمله : جغرافیای ژاپن چیز شناخته ای شده ای بود. بنابراین طرح ریزان ارتش آمریکا دنبال تخمین میزان نیروهای مدافع بودند. بر اساس اطلاعات موجود از عوامل اطلاعاتی که در اوایل سال ۱۹۴۵ ارتباط پیدا کرده بودند فرضیات ارتش شامل این موارد می شد: 1-در این عملیات فقط نیروهای منظم ارتش حضور نخواهند داشت بلکه حضور متعصبانه مردم داوطلب هم اتفاق خواهد افتاد. 2-در آغاز عملیات المپیک نیروهای دشمن در شکل ۳ لشکر در کیوشوی جنوبی و ۳ لشکر در کیوشوی شمالی ظاهر خواهند شد. 3- نیروهایی که برای عملیات کیوشو در نظر گرفته می شوند از ۸ الی ۱۰ لشکر بیشتر نخواهند بود و این سطح از آمادگی به سرعت حاصل خواهد شد. 4- در آغاز عملیات تاج حدود ۲۱ لشکر دشمن شامل لشکرهای پشتیبانی در هانشو حضور خواهند داشت و ۱۴ لشکر از این تعداد احتمالا در دشت کانتو به کار گرفته شوند. دشمن احتمالا نیروی هوایی مستقر در زمین را برای مصون ماندن از حملات به سوی سرزمین های اصلی آسیایی اش عقب بکشد. تحت چنین شرایطی دشمن احتمالا بتواند ۲۰۰۰ تا ۲۵۰۰ جنگنده در این ناحیه گردآوری کند و این نیروها می توانند با استفاده از دشت های ژاپن به عنوان نقطه میانی، علیه زمین های کیوشو عملیات کنند. هری ترومن عملیات المپیک : حمله به کیوشو، در قالب عملیات المپیک قرار بود در روزی که به آن روز ایکس اطلاق می شد (که برای ۱ نوامبر ۱۹۴۵ برنامه ریزی شده بود) شروع شود. ناوگان دریایی متفقین به بزرگترین اندازه خود رسیده بود. : شامل ۴۲ ناو هواپیمابر، ۲۴ ناو و ۴۰۰ ناوشکن و اسکورت. ۱۴ لشکر معادل (۱۳ لشکر ) از آمریکا قرار بود در پهلوگیری اولیه مشارکت کنند. با استفاده از سرپل اوکیناوا به عنوان نقطه میانی، عملیات می توانست قسمت جنوبی کیوشو را تسخیر کند. این منطقه خودش بعدا به عنوان نقطه میانی بعدی برای حمله به هانشو در عملیات تاج، مورد استفاده قرار می گرفت. طرح عملیات المپیک شامل یک طرح فریب هم بود که به عنوان عملیات پاستل نامگذاری شد. هدف این عملیات این بود که ژاپنی ها را متقاعد کند که فرماندهین متفقین از حمله به شکل مستقیم صرف نظر کرده و قصد دارند تا با دور زدن، ژاپن را بمباران کنند. این کار مستلزم تسخیر پایگاه هایی در فرمز ( تایوان ) در امتداد ساحل چین و و در دریای زرد بود. پشتیبانی تاکتیکی هوایی بر عهده نیروهای هفتم پنجم و سیزدهم هوایی بود. آن های مسئول حمله به فرودگاه ها و شریان های حمل و نقل هوایی در کیوشو و هانشو جنوبی و به دست آوردن و حفظ برتری هوایی در سواحل بودند. وظیفه بمباران استراتژیک بر عهده نیروهای ويژه نیروی هوایی آمریکا در اقیانوس آرام ( سازمان تشکیل دهنده نیروهای هشتم و بیستم هوایی) و نیروهای بریتانیایی گذاشته شد. این واحدها باید در طول عملیات تاج هم فعال می ماندند. واحد بیستم باید نقشش را به عنوان نیروی اصلی بمباران استراتژیک برای متفقین و در طی عملیاتی که از فرودگاه های جزایر ماریانا علیه جزای ژاپن اجرا می شد، حفظ می کرد. پس از پایان جنگ در اروپا در می ۱۹۴۵ طرح هایی برای انتقال برخی بمب افکن های سنگین واحد هشتم به پایگاه هایی در اوکیناوا به منظور مشارکت در بمباران های استرتژیک با مشارکت واحد بیستم ریخته شده بود. واحد هشتم قرار بود که بمب افکن های B-17و B-24خودشان را به نوع B-29ارتقا دهند ( این واحد اولین B-29خودش را در آگوست ۱۹۴۵ دریافت کرد). قبل از حمله اصلی، جزایر تانگاشیما، یوکوشیما و مجموعه جزایر کوشیجیما که دور از ساحل ژاپن بود باید گرفته می شد) حمله به اوکیناوا ارزش برقراری لنگرگاه هایی در دسترس را برای کشتی هایی که نیازی به پهلوگیری ندارند یا آسیب دیده اند، ثابت کرد، عملیات المپیک که برای حمله به جنوب ژاپن طراحی شده بود. کیوشو توسط نیروی ششم ایالات متحده از سه نقطه مورد حمله قرار می گرفت: میازاکی، آریاک و کوشیکینو. اگر روی نقشه کیوشو یک ساعت بکشیم این نقاط به ترتیب و تقریبا روی ساعت های ۴، ۵ و ۷ قرار می گیرند. ۳۵ نقطه پهلوگیری به نام شرکت های اتومبیل سازی نامگذاری شدند: آستین، بویک، کادیلاک تا نقاط آخر با نام های استاتز، وینستون و زفیر. با تخصیص یک لشکر به هر پهلوگاه طرح ریزان این حمله باور داشتند که آمریکایی ها با نسبت سه به یک بر ژاپنی ها برتری نفری دارند. در ابتدای ۱۹۴۵ میازاکی تقریبا بی دفاع بود و از آریاک این همسایه نزدیک هاربور شدیدا دفاع می شد. ابدا قرار بر این نبود که تمامی جزیره کیوشو تسخیر شود(. فقط یک سوم جنوبی کافی بود همانطور که در تصویر با خط چین نشان داده شده) این منطقه ناحیه باارزشی به عنوان منطقه میانی برای استفاده در عملیات تاج به متفقین می داد. عملیات تاج: عملیات تاج، عملیات حمله به هانشو در ناحیه دشت کانتو در جنوب پایتخت، قرار بود در روزYشروع شود،‌ که به شکل آزمایشی ۱ مارس ۱۹۴۶ برای آن انتخاب شده بود. عملیات تاج با درگیر کردن ۴۰ لشکر در مرحله پیاده سازی نیروها و مراحل بعد از آن، از عملیات المپیک هم گسترده تر بود.)برای مقایسه در عملیات بزرگ حمله به نورماندی ۱۲ لشکر در مراحل اولیه وجود داشت ( در مرحله شروع، ارتش یکم به ساحل کوجوکوری در شبه جزیره بوسو و بعد ارتش هشتم به هیراتسوکا در خلیج ساگامی حمله می کردند. سپس بیش از ۱۲ لشکر از ارتش دهم و نیروهای مشترک المنافع بریتانیا در آنجا پیاده می شدند. این نیروها سپس به سمت داخل کشور و به سمت شمال می رفتند تا در توکیو به یکدیگر ملحق شوند. هدف از عملیات تاج تسخیر توکیو بود. بازنگری در طراحی عملیات : در المپیک قرار بر این بود که ازمنابع از قبل موجود در منطقه اقیانوس آرام شامل ناوگان دریایی بریتانیا در این منطقه، یک سازمان مشترک المنافع که از حداقل هیجده ناو هواپیما بر (تشکیل دهنده ۲۵ درصد از توان هوایی متفقین) و چهار کشتی جنگی هم استفاده شود. نیروهای ببر یک واحد بمب افکن سنگین دوربرد متشکل از نیروهای مشترک المنافع: یعنی واحدهایی از نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا ، نیروی هوایی سلطنتی استرالیا ، نیروی هوایی سلطنتی کانادا و نیوزلند و فرماندهی بمب افکن نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا باشد . در ۱۹۴۴ طرح های اولیه شامل تشکیل نیرویی متشکل از ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ هواگرد شامل واحدهای سوخت گیری هوایی بود. این مقدار بعدا به ۲۲ اسکادران و در زمان پایان جنگ به ۱۰ اسکادران تقلیل یافت: بین ۱۲۰ تا ۱۵۰ فروند از بمب افکن لانکستر و لینکلن که برای عملیات در خارج از پایگاه های اوکیناوا در نظر گرفته شده بودند. در نیروهای ببر نیروهای زبده اسکادران ۶۱۷ هم که به "سد شکنان" شهرت داشتند، بودند که برای عملیات بمباران ویژه به کار گرفته می شدند. در ابتدا طرح ریزان آمریکایی عملیات تصمیم نداشتند از نیروهای زمینی از نیروهای غیر آمریکایی استفاده کنند. اگر در هر مرحله ای از عملیات المپیک نیازی به تقویت نیرو بود، آن ها از نیروهایی که برای عملیات تاج در نظر گرفته شده بود استفاده می کردند؛ چرا که نیروی بزرگی برای آن از نیروهای منطقه جنوب غرب اقیانوس آرام ، منطقه چین، هند، برمه و واحد فرماندهی اروپا و نیروهای دیگر تشکیل شده بود. این شامل نیروهای پیشگام در اروپا مثل واحد یکم نیروی زمینی آمریکا (شامل ۱۵ لشکر) و واحد هشتم نیروی هوایی می شد. اما شرایط برای تشکیل این نیروها پیچیده شد. چرا که با اتمام جنگ، نیروهای داوطلب میدان را ترک کردند و با نیروهایی با تجربه بالا جایگزین شدند. این موضوع اثربخشی این نیروها را در جنگ کمتر می کرد. دولت استرالیا درخواست مشارکت نیروی زمینی استرالیا را در موج اول حملات کرده بود که مطابق گفته های جان ری اسکیتسِ تاریخ نویس این درخواست توسط فرماندهان آمریکایی رد شد. حتی درخواست برای عملیات تاج هم در مراحل اولیه طراحی رد شد. فرماندهان پیاده سازی هیچ نیرویی از نیروهای مشترک المنافع یا نیرویی از کشورهای متفقین را در کانتو مد نظر نداشتند. تمامی طرح های اولیه بیانگر این بودند که نیروهای حمله کننده، نیروهای بعدی و نیروهای ذخیره تماما باید از نیروهای آمریکایی باشند. در اواسط ۱۹۴۵، زمانی که طرح عملیات تاج بازبینی می شد،‌ بنا به گفته اسکیتس بسیاری از دیگر کشورهای متفق پیشنهاد مشارکت زمینی دادند و بحث هایی هم بین فرماندهان و مسئولین سیاسی حول ابعاد،‌ماموریت، تجهیزات و پشتیبانی شکل گرفت. پیرو این مذاکرات قرار بر این شد که در عملیات تاج نیروهای مشترک المنافعی متشکل از لشکرهایی از نیروی زمینی کشورهای استرالیا، بریتانیا و کانادا هم مشارکت داشته باشند. این کشورها به همراه دیگر کشورهای مشترک المنافع نیروهای جایگزین هم ارائه می کردند. به هر حال، مک آرتور از مشارکت ارتش هندی ها جلوگیری کرد. دلیل آن تفاوت زبان، تشکیلات، ترکیب، تجیهیزات، آموزش و اصول بود. او همچنین توصیه کرد که نیروها مطابق با نیروهای آمریکایی سازماندهی شوند، تجهیزات و آماد آمریکایی باشد و ۶ ماه قبل از عملیات در آمریکا آموزش ببینند. این پیشنهادات البته مورد قبول واقع شد. دولت بریتانیا پیشنهاد کرد که نیروهای زمینی مشترک المنافع توسط سپهبد سر چارلز کیتلی، (نیروی دریایی مربوطه توسط سر ویلیام تنان ) فرماندهی شده و چون .چون نیروی هوایی این نیروها اکثرا از ارتش استرالیا تشکیل شده بود) نیروی هوایی نیروهای مشترک المنافع توسط یک استرالیایی رهبری شود. دولت استرالیا درخواست انتصاب یک افسر بدون هیچ تجربه ای در نبرد ژاپن ، مثل کیتلی و سپهبد لسلی مورزهد که هدایتگر رشته عملیات های گینه نو و بورنئو بود، کرد. در هر صورت قبل از اینکه این موارد به سرانجام برسد جنگ تمام شد. پی نوشت : ادامه دارد ..............
  3. 24 پسندیده شده
    بسم الله الرحمن الرحیم رضا کیانی موحد جیرو هُریکُشی در سال 1903 و در شهری در استان گوما به دنیا آمد. او پی از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان به دانشگاه توکیو رفت و در آزمایشگاه هوانوردی تازه تأسیس آنجا مشغول به تحصیل شد. هُریکُشی پس از پایان تحصیل به شرکت میتسوبیشی پیوست و به کارخانه ی هواپیماسازی این شرکت در ناگویا فرستاده شد. اولین کاری که به وی محول شد طراحی هواپیمای میستوبیشی 1ام.اف-10 در سال 1933 بود. این هواپیما سفارش نیروی دریایی سلطنتی ژاپن برای یک جنگنده ی ناونشین بود اما هر دو نمونه ی آزمایشی آن در طی پروازهای اولیه سقوط کردند و طرح آن به کلی کنار گذاشته شد. 1ام.اف-10 با وجود شکست خوردن در زمان خود یک طرح انقلابی برای صنایع هواپیماسازی ژاپن بود. این هواپیما اولین جنگنده ی یک باله ی ژاپن بود که بالهایش در زیر بدنه نصب شده بود. بدنه ی آن تمام فلزی بود و بالهایش اسکلت آلومینیومی داشتند که با پارچه پوشیده می شدند. 1ام.اف-10 جیرو هُریکُشی به همراه کارکنان میستوبیشی در سال 1937 به هرحال درسهایی که جیرو از این کار عملی فراگرفت سبب شد تا بتواند هواپیمای موفق آ-5.ام را طراحی کند. این هواپیما در سال 1936 به تولید انبوه رسید و غربیها آن را با نام مستعار کلود می شناختند. کلود افتخار این را داشت که اولین هواپیمای ناونشین تک باله در تاریخ هوانوردی باشد. اولین پرواز آزمایشی آن در سال 1935 انجام شد و تولید آن یک سال بعد آغاز شد و تعداد 1094 فروند از آنها ساخته شد. جیرو بسیاری از نکاتی را که در طرح 1ام.اف-10 بکارگرفته بود در کلود اجرا کرد از جمله بدنه ی تمام فلزی، بالهای نصب شده در زیر بدنه و ارابه های فرود ثابت. با درگیر شدن بیشتر ژاپن در جنگ با چین، کلودهای نیروی دریایی به چین اعزام شدند و در جنگ هوایی با پی-26های چینی اولین جنگ هوایی تاریخ بین هواپیماهای تک باله با بدنه ی تمام فلزی را رقم زدند. بزرگترین نقطه ضعف کلود مسلسلهای ضعیفش بودند. تنها سلاح های این جنگنده دو قبضه مسلسل 7.7 میلیمتری نصب شده بر روی دماغه ی هواپیما بودند. هرچند که کلود تا انتهای جنگ جهانی دوم در خدمت نیروی دریایی ژاپن ماند اما آخرین نبرد هوایی آنها در طی نبرد دریایی کورال سی اتفاق افتاد. ژاپنی ها در ماه های انتهایی جنگ تعدادی از آنها را برای عملیات کامیکازه بکارگرفتند. کلود 2 سال بعد از موفقیت خیره کننده ی جیرو ،به عنوان طراح هواپیماهای جنگی، از وی و تیمش درخواست شد تا نمونه ی 12 را بسازند. نمونه ی 12 جنگنده ی جدیدی برای نیروی دریایی سلطنتی بود و قرار بود تا آنهم مانند کلود یک جنگنده ی ناونشین باشد. نیروی دریایی ،بر اساس تجربیاتش در جنگ با چین، درخواست کرد تا سرعت هواپیما به 600 کیلومتر بر ساعت و نرخ صعود آن به 3000 متر در عرض 3.5 دقیقه برسد. نمونه ی 12 باید به مخازن ذخیره ی سوخت اضافی مجهز می شد و می توانست با سرعت اقتصادی بین 6 تا 8 ساعت پرواز کند. 2 قبضه توپ 20 میلیمتری به سلاح های آن اضافه شدند و قرار شد تا جنگنده ی جدید علاوه بر داشتن بیسیم به یک سیستم ناوبری رادیویی هم برای پروازهای بلند مجهز شود. شرکت رقیب میتسوبیشی ،هواپیماسازی ناکاجیما، به سرعت خود را از رقابت کنارکشید چرا که ساخت چنین جنگنده ای را غیرممکن می دانست اما جیروهُریکُشی فکر می کرد که با سبک کردن هواپیما می تواند به مشخصات درخواست شده دست پیداکند. جیرو به سراغ یک آلیاژ جدید آلومینیوم به نام دورالومین رفت و با اضافه کردن یک لایه ی ضدخوردگی آن را در بدنه بکارگرفت. هیچ زرهی برای خلبان یا دیگر قسمتهای حساس درنظر گرفته نشد و از مخازن سوخت ضدنشتی ،که در جنگنده های آن زمان مرسوم بود، صرف نظر شد. جیرو اینبار از چرخ های جمع شونده و کابین سرپوشیده برای نمونه ی 12 استفاده کرد و این دو خصوصیت اساسی ترین تفاوت های نمونه ی 12 با کلود بودند. کار طراحی نمونه ی 12 در سال 1940 به تمام رسید و چون سال 1940 بنا بر تقویم سنتی ژاپن معادل سال 2600 بود آن را هواپیمای صفر یا زیرو نامیدند. جنگنده ی زیرو با آغاز جنگ جهانی دوم به صورت موفق ترین جنگنده ی دریایی ژاپنی ها درآمد و اگر کلود یک طرح موفق بود زیرو حقیقتا یک شاهکار به حساب می آمد. زمانی که زیرو وارد خدمت شد بهترین جنگنده ی ناونشین در تمام دنیا بود. مانورپذیری بالا، بردبلند و سلاح های خوب آن را به رقیبی مهارنشدنی تبدیل کرده بود. تا زمانی که آمریکایی ها جنگنده های جدیدشان را وارد صحنه نکرده بودند نرخ شکارهای هوایی توسط زیرو رقم باورنکردنی 12 به 1 بود. زیرو تا انتهای جنگ در خط تولید میتسوبیشی باقی ماند و تعداد 10939 فروند از آن ساخته شد. این جنگنده تا انتهای جنگ در نیروی دریایی ژاپن بکار گرفته شد. زیرو اما با وجود موفقیت زیرو اوضاع چندان هم برای ژاپن خوب پیش نمی رفت. آمریکایی ها نسل جدیدی از جنگنده های ناونشین ،مانند هلکت و کورس ایر، را وارد کارزار کردند که اگرچه از نظر قدرت مانور از زیرو پایین تر بودند اما در بقیه ی مشخصات پروازی برتر از زیروها بودند. تاکتیک های آمریکایی ها نیز سبب شد تا کار زیروها روز به روز سخت تر شود چرا که خلبانهای آمریکایی ،که از قدرت مانور جنگنده های ژاپنی آگاه بودند، به جای درگیر شدن با آنها از ارتفاع بالا به روی زیروها شیرجه می زدند و با شلیک یک رگبار کوتاه دوباره اوج می گرفتند. عدم بکارگیری زره در زیرو سبب می شد تا با این تاکتیک به راحتی آنها را شکار کنند. از سوی دیگر، آمریکایی بمب افکنهای بزرگ 4 موتوره ،مانند بی-17 یا بی-29، را وارد جنگ کردند که سقف پروازشان آنقدر بالا بود که از دسترس جنگنده های ژاپنی خارج می ماندند و به راحتی می توانستند شهرهای ژاپن و مراکز حساس آن را بمباران کنند. نیروی دریایی برای مقابله با آمریکایی ها به دنبال دو راه حل جداگانه رفت. آنها از یک طرف برای مقابله با بمب افکنهای بلندپرواز آمریکایی به یک رهگیر برای دفاع منطقه ای نیاز داشتند و از طرف دیگر برای جنگهای هوایی نیازمند جنگنده ای بودند که جای زیرو را بگیرد. موفقیت جیرو در طراحی زیرو سبب شد تا او را مسئول پیدا کردن هر دو راه حل بکنند. نیروی دریایی رهگیر بلند پرواز را رایدن و جانشین زیرو را رپّو نامید. مشخصات رایدن ،که آمریکایی ها آن را جک صدا می زدند، در سال 1939 به شرکتهای هواپیماسازی داده شد. رایدن نه یک جنگنده ی ناونشین، بلکه هواپیمایی بود که اساسا باید از فرودگاه های خشکی پرواز می کرد. قرار بود که رایدن یک رهگیر برای مقابله با بمب افکنهای زرهپوش آمریکایی باشد و به همین دلیل آن را به 4 قبضه توپ 20 میلیمتری مسلح کردند. برخلاف زیرو، در رایدن مانورپذیری فدا شد تا سرعت، نرخ صعود و تسلیحات قدرتمندتری بکار گرفته شود. اما مشکلات فنی ،به ویژه در موتور هواپیما، تولید انبوه آن را تا سال 1944 عقب انداخت. در نهایت تعداد 671 فروند از آنها ساخته شد ولی آنقدر دیر وارد عرصه ی جنگ شدند که عملا حرفی برای گفتن در برابر سیل بمب افکنهای دورپرواز آمریکایی نداشتند. رایدن همزمانی طراحی رایدن و رپّو سبب شد تا فشار کاری بر روی تیم طراحی جیروهُریکُشی آنقدر زیاد شود که پروژه ی دوم را موقتا متوقف کنند. پس از پایان طراحی رایدن ،هرچند که اشکالات آن تا انتهای جنگ رفع نشدند، طراحی رپّو دوباره در دستور کار قرار گرفت. آمریکایی ها نام مستعار سام را برای جنگنده ی جدید انتخاب کردند.اما بازهم مشکلات مختلف ،از جمله دراختیار نداشتن یک موتور قدرتمند، ساخت جنگنده ی جدید را تا سال 1944 به تأخیر انداختند. میتسوبیشی تا انتهای جنگ تنها توانست 10 فروند از آنها را تولید کند. رپّو با بسته شدن پرونده ی رایدن و رپّو کار جیروهُریکُشی ،به عنوان سازنده ی جنگنده، عملا تمام شد. باوجود اینکه صنایع سنگین میتسوبیشی یکی از ستونهای اصلی ماشین جنگی ژاپن در طی جنگ بودند جیرو از ابتدا با جنگ جهانی دوم مخالف کرده بود و آن را پوچ می دانست. در روز هفتم دسامبر 1944 زلزله ی بزرگی در منطقه ی توکای فعالیتهای هواپیماسازی میتسوبیشی را متوقف کرد و یک هفته بعد بمباران آمریکایی ها کارخانه ی تولید موتور میتسوبویشی را از بین برد. جیرو در آن زمان در توکیو در حال مذاکره با افسران نیروی دریایی بود تا درباره ی ساخت رپّو تصمیم گیری کنند. او ده روز بعد به ناگویا بازگشت و یک روز بعد بمباران مجدد آمریکایی ها سبب شد تا میتسوبیشی تصمیم بگیرد تمام تجهیزات و نفراتش را به حومه ی شرقی ناگویا منتقل کند. جیرو ،خسته از کار روزانه در بستر بیماری افتاد و تا ابتدای آوریل سال بعد در بستر ماند. در شب 9-10 توکیو توسط بمبهای ناپالم آمریکایی ها هدف قرار گرفت و یک شب بعد از آن نوبت ناگویا شد. هُریکُشی ناچار شد تا تمام بستگانش را به دهات بفرستد و با همسرش در ناگویا باقی بماند. او در ماه می آماده ی بازگشت به کار شد و به یکی از کارخانجات میتسوبیشی در ناگانو فرستاده شد اما وخامت حال وی سبب شد تا دوباره او را به خانه بازگرداندند. جیرو در روز 22 جولای به کارخانه بازگشت اما با بمباران های متوالی بی-29های آمریکایی روحیه ی کار از بین رفته بود. ژاپن در آستانه ی سقوط بود و این سقوط در روز 15 آگوست 1945 با تسلیم بی قید و شرط ژاپن فرارسید. پس از پایان جنگ جیرو به همراه هیده ماسا کیمورا به طراحی وای.اس-11 پرداختند. وای.اس-11 یک هواپیمای مسافربری موفق بود که 182 فروند از آن ساخته شد و تمامی خطوط هوایی و نیروهای مسلح ژاپن از آن استفاده کردند. این هواپیما اولین پرواز آزمایشی خود را در سال 1962 انجام داد و اولین فروند آن در سال 1965 تحویل داده شد. به غیر از نیروی دفاعی ژاپن بیش از 70 شرکت هواپیمایی دنیا وای.اس-11 را به صورت دست اول یا دست دوم به خدمت گرفتند و تا سال 2011 هنوز 5 فروند از آنها در حال پرواز بودند. اکنون 5 فروند از آنها را می توان در موزه های هوایی دنیا مشاهده کرد. پس از پایان طراحی وای.اس-11 جیرو دنیای طراحی را رها کرد و به دنیای آکادمیک بازگشت. در سال 1956 جیرو به همراه یکی از فرماندهان نیروی دریایی در زمان جنگ ، با نام ژنرال اکومیا ماساتاکه، کتابی درباره ی بزرگترین موفقیت زندگی اش نوشت: جنگنده ی زیرو. این کتاب در همان سال در آمریکا با نام زیرو: داستان جنگهای هوایی ژاپن در اقیانوس آرام منتشر شد. در دهه ی 70 او به صورت مشاور برای شرکتهای هواپیمای سازی ژاپن فعالیتی می کرد. در سال 1973 به مدال افتخار درجه سوم خورشید در حال طلوع دست یافت. خاطرات وی از ساخت زیرو در سال 1970 در ژاپن منتشر شد و انتشارات دانشگاه واشنگتن آن را در سال 1981 به زبان انگلیسی منتشر کرد. جیرو هُریکُشی در روز 11 ژانویه 1982 در بیمارستان توکیو درگذشت. علت درگذشت او بیماری ذات الریه اعلام شد. خبر مرگ او را چند روزنامه ی بزرگ دنیا ،از جمله واشنگتن پست و نیویورک تایمز، پوشش دادند. جیرو 5 فرزند داشت که هیچ یک از آنها راه پدر را ادامه ندادند. مشخصات 1ام.اف-10 کلود زیرو رایدن رپّو خدمه(نفر) 1 1 1 1 1 طول 6.92 7.55 9.06 9.7 10.99 عرض بال 10 11 12 10.8 14 ارتفاع(متر) 3.31 3.2 3.05 3.81 4.28 سطح بال(متر مربع) 17.7 17.8 22.4 20 30.86 وزن خالی 1225 1216 1680 2839 3226 حداکثر وزن در هنگام برخواستن(کیلوگرم) 1578 1705 2796 3211 4720 پیشرانه رادیال 14 سیلندر ساخت میتسوبیشی رادیال 9 سیلندر ساخت ناکاجیما رادیال 12 سیلندر ساخت ناکاجیما رادیال 14 سیلندر ساخت میتسوبیشی رادیال 18 سیلندر ساخت میتسوبیشی توان(اسب بخار) 780 785 940 1850 2200 حداکثر سرعت(کیلومتر بر ساعت) 320 440 534 596 630 برد(کیلومتر) 1200 3104 560 1240 سقف پرواز عملیاتی(متر) 9800 10000 11430 10900 تسلیحات 2 قبضه مسلسل 7.7 میلیمتری 2 قبضه مسلسل 7.7 میلیمتری 2 قبضه مسلسل 7.7 میلیمتری(دماغه) 2 قبضه توپ 20 میلمیتری(بر روی بال) 2 بمب 60 کیلوگرمی یا 1 بمب 250 کیلوگرمی(برای عملیات انتحاری) 4 قبضه توپ 20 میلمیتری(بر روی بال) 2 بمب 60 کیلوگرمی 2 قبضه مسلسل 13.2 میلیمتری(بر روی بال) 2 یا 4 قبضه توپ 20 میلمیتری(بر روی بال) رضا کیانی موحد منبع http://wars-and-history.mihanblog.com/post/1707
  4. 24 پسندیده شده
    بسم الله........ 19 اسفند 1398 جز معدود تصاویر از گلوله توپخانه ایی هدایت دقیق (لیزری) کراسنوپل در سوریه این تصویر احتمالا متعلق به دو سال پیش و دیرالزور باشد تصاویر جدید از خسارت های مسلحین در درگیریهای سراقب و جبل الزاویه در حملات توپخانه ایی وهوایی حداقل 3 نفربر ام 113 یک تانک یک راکت انداز گراد و چندین خودرو زرهی و تاکتیکال مسلحین منهدم شد پادگان عنجاره اتاق عملیات استان حلب مشهور به سنگر ابومحمد الجولانی اخرین تصویر از این مکان متعلق به بیعت گروهای سرخ (اعصائب الاحمر ) به سرکرده تحریرالشام محمد الجولانی بوده است ادوات منهدم شده ارتش سوریه در حملات توپخانه ایی و پهپادی ترکها یک پهپاد TB2 ارتش ترکیه لحظاتی بعد از برخواستن از پایگاه خود در خاک این کشور سقوط کرد . ارتش ترکیه علت سقوط را نامعلوم اعلام کرده دیکوی ( ماکت ) سامانه پانتسیر اما این تصویر متعلق به سوریه نیست . بلکه سال 2018 جت تمرین و آشنایی نیروی هوایی رزیم صیهونیستی با این سامانه تعبیه شده است بدون شرح ( موشک کورنت ) ======================= دو طرف در حال جابجایی نیرو و ادوات هست . بنا بر گزارشات تیپ قدس استان رقه را به سمت دیرالزور ترک کرده . لشگر فاطمیون وارد استان رقه شده است همچنین ارتش سوریه یک ستون بزرگ نظامی دیگر را وارد این استان کرده یک ستون بزرگ نظامی هم از دیرالزور راهی سراقب شده است . ارتش دو ستون دیگر را به جبل الزوایه و سراقب فرستاده یک هنگ از لشگر 25 نمر هم برای تجدید قوا به عقب کشیده شده است . ترک ها هم دو ستون وارد استان ادلب کرده اند همچنین چند صد نفر از نیروهای مزدور خود را وارد استان رقه کرده اند. تمام پیش بینی های طرفین حکایت از شروع درگیری ها بعد از 15 مارس دارد . ارتش و مقاوت تمرکز خود را بروی جبل الزاویه و اتوبان ام 4 و شهرهای اریحا و جسرالشغور خواهند گذاشت . مسلحین وترکها هم حفظ جاده ام چهار و دست درازی به شهر سراقب و مناطق اطراف و احتمالا حملات به حومه حلب را برنامه ریزی خواهند کرد . اما نکته مهم توافق روسها با ترکها است ایجاد یک کریدور امن به عرض 6 کیلومتری در هر طرف جاده ام چهار . این یعنی از لحاظ حقوقی و بین المللی هر اقدامی برای ایجاد این گذرگاه حتی بصورت سخت و خشن معتبر بوده و ترکها هم یک طرف این توافق را امضا کرده اند !!!!!!!!!!!!!!!!!
  5. 23 پسندیده شده
    فیلم کامل تر از جنایات سربازان ترکی، بریدن سر سرباز کشته شده سوری https://twitter.com/i/status/1238020814634733568 فیلمی که گفته می شود مربوط به حمله آمریکایی ها به ابوکمال در سوریه در دیشب است https://twitter.com/i/status/1238012290168950785 فشار نیروهای پلیس ترکیه بر پناهجویان ( عملا وحشی گری خالص هست) یک نفر فارسی زبان هم توشون هست https://twitter.com/i/status/1236304707766743040 سربازان سوری بیشتر عکس ها مربوط به نیروهای نمر و تایگر فورس و دفاع وطنی در شمال حما هست اهداف بعدی ارتش سوریه رسیدن به جاده ام 4 و امن سازی آن هست حتی جاده ام 5 سمت حلب و ورودی به سمت جاده ام 4 در حال ترمیم و گشایش هست البته باید دید که احتمال فشار ترک ها و ضدحملات تروریست ها رو در نظر گرفتن یا خیر تصویر مربوط به پاکسازی جاده ام 4 مابین حلب و لاذقیه بازسازی شبکه و تاسیسات برق در حلب کارگاه پیدا شده از ساخت موشک تروریست ها روستایی در غرب حلب طنزی برای نشان دادن یک نگاه که از دید تروریست ها همه تانک های سوری شکار شده تی 90 هستن
  6. 21 پسندیده شده
    عملیات تاج این آمار شامل سه لشکر ذخیره و ۱۰ تا ۱۲ لشکر پیش بینی شده برای تقویت نیروها نمی شد. تخمین آمریکایی ها از قدرت نیروهای ژاپن در کیوشو - سمت راست ۲ آگوست ۱۹۴۵ - سمت چپ ۹ جولای ۱۹۴۵ عملیات کاتسوگو در همین زمان ژاپنی ها نیز مشغول طراحی نقشه های خودشان بودند . در ابتدا نگرانی ها حول محور حمله ای در تابستان ۱۹۴۵ قرارداشت . به هر حال عملیات اوکیناوا انقدر طول کشید که ژاپنی ها به این نتیجه رسیدند که متفقین تا قبل از موسم بعدی طوفان ها که هوا برای عملیات های آبی خاکی پر خطر است، عملیات دیگری نخواهند داشت. دستگاه اطلاعات ژاپن محل این حمله ها را با تقریب خوبی پیش بینی کرده بود: کیوشوی جنوبی در میازاکی، ناحیه آریاک و یا شبه جزیره ساتسوما. با این وجود که ژاپن چشم انداز واقع بینانه ای برای بردن جنگ نداشت، رهبران ژاپن باور داشتند که می توانند هزینه حمله و اشغال ژاپن را برای متفقین بالاتر از حد ببرند، که به جای بردن جنگ منجر به نوعی آتش بس می شد. نقشه ژاپن برای این کار عملیات کاتسوگو نام داشت. ژاپنی ها تصمیم داشتند که تمامی ملت خود را متعهد به مقاومت در این حمله کنند. از ژوئن ۱۹۴۵ به بعد کمپین تبلیغاتی مرگ شکوهمند یکصد میلیون نفری شروع شد. پیام اصلی این پویش این بود که مرگ برای امپراتور مقدس ژاپن افتخار آمیز است و هر زن و مرد و کودکی باید در زمان رسیدن متفقین، برای این امپراتور بذل جان کند. فارغ از اینکه آیا این عملیات واقعا باعث کشته شدن تمامی ۱۰۰ میلیون ژاپنی می شد یا نه، تحلیل های هر دوطرف آمریکایی و ژاپنی مرگ میلیونی ژاپنی ها را پیش بینی می کرد. بعد از نبرد سایپان پویش تبلیغاتی ژاپنی ها مبنی بر مرگ افتخار آمیز و با شرافت برای امپراتور و نشان دادن آمریکایی ها به عنوان شیاطین سفید، به معنای واقعی کلمه بی عاطفه و دشمنی که می توان از او انتظار هر عملی را داشت( ظاهرادر مورد این آخری حق داشتند – مترجم) ، در اوج بود. در طول نبرد اوکیناوا افسران ژاپنی به افرادی که ناتوان از شرکت در جنگ بودند، دستور دادند برای اینکه به دست آمریکایی ها نیفتند خودکشی کنند. تمام شواهد موجود نشان دهنده این مطلب است که در صورتی که متفقین به جزایر اصلی می رسیدند این اتفاق می افتاد. ژاپنی ها به شکل مخفیانه در حال ساخت یک مرکز فرماندهی زیرزمینی در بخش ناگانو در ماتسوشیرو بودند تا در زمان حمله بتوانند امپراتور و ستاد کل امپراتوری را به آنجا منتقل کنند. در طرح ریزی عملیات کاتسوگو، فرماندهی ستاد کل قدرت متفقین را بیش از واقعیت تخمین زده بود: در حالی که متفقین نقشه عملیات را با ۵۴ لشکر (۱۴ لشکر برای المپیک و ۳۸ تا ۴۰ لشکر برای تاج) طراحی کرده بودند، ژاپنی ها انتظار بیش از ۹۰ لشکر را داشتند. ساختمان زیرزمینی فرماندهی ژاپنی ها در ماتسوشیرو تصاویری از نیروی هوایی سلطنتی ژاپن و خلبانان و کامیکازه ها برگ برنده : کامیکازه دریادار ماتومه اوگاکی در فوریه ۱۹۴۵ به ژاپن فراخوانی و به فرماندهی ناوگان پنجم هوایی در کیوشو منصوب شد. این ناوگان در جنگ اوکیناوا عملیات تن گو، به حملات کامیکازه تخصیص داده شده بود. این واحد آموزش خلبان ها و ساخت هواپیماها را برای دفاع از کیوشو، محتمل ترین محل برای حمله متفقین علیه ژاپن شروع کرد.دفاع ژاپنی ها خیلی به هواپیماهای کامیکازه متکی بود. آن ها جنگنده ها و بمب افکن ها و حتی تقریبا همه مربیان را به این ماموریت اختصاص دادند. ارتش و نیروی دریایی آن ها بیش از ۱۰٫۰۰۰ هواگردٍ آماده استفاده برای ماه جولای داشت (که البته برای ماه اکتبر بیشتر هم می شد) و ژاپنی ها قصد استفاده از همه آن ها را برای این عملیات داشتند. اوگاکی همچنین بر ساخت هزاران قایق انتحاری کوچک به منظور حمله به کشتی های متفقین نظارت داشت. دریادار ماتومه اوگاکی در نبرد اوکیناوا کمتر از ۲٫۰۰۰ هواپیمای کامیکازه شرکت کردند، که تقریبا از هر نه تا یکی موفق بود.آنها در کیوشو به دلیل شرایط مساعدتر (مثل عوارض زمین که پوشش راداری متفقین را کمتر می کرد) به غلبه بر مدافعین آمریکایی به وسیله تعداد زیادی کامیکازه در عرض چند ساعت و بهبود این آمار به مقدار یک در شش امیدوار بودند. مطابق تخمین های ژاپنی ها هواپیماها می توانستند ۴۰۰ کشتی را غرق کنند؛ و چون خلبان ها را به جای حمله به هواپیمابرها و ناوشکن ها برای حمله به کشتی های باربری آموزش می دادند، تعداد تلفات حریف به نسبت نبرد اوکیناوا خیلی بیشتر می شد. برآورد یک تیم تحقیقاتی نشان می داد که کامیکازه ها می توانستند یک سوم تا نصف نیروهای دشمن را تا قبل از پهلوگیری نابود کنند. در طی بحث هایی، دریادار ارنست کینگ فرمانده نیروی دریایی آمریکا و افسران ارشد نیروی دریایی، نگرانیشان را از تلفات بالای ناشی از حملات متفقین به کشتی های این نیروها و لزوم لغو عملیات سقوط و در عوض آن ادامه استفاده از بمباران و محاصره شهرها تا زمان تسلیم ژاپن عنوان کردند. در مقابل ژنرال جورج مارشال این استدلال را مطرح کرد که بمباران ژاپن و گرسنگی دادن به مردم ژاپن ممکن است ژاپنی ها را به درخواست صلح وادار کند، اما چنین روندی ممکن است چندین سال طول بکشد، و البته ضمانتی هم برای چنین پایانی نیست! در نهایت مارشال و ناکس به این نتیجه رسیدند که آمریکا باید به ژاپن حمله کند، هر چند کشتی های زیادی به وسیله کامیکازه ها از بین برود. نیروهای دریای سلطنتی ژاپن : نیروی دریایی امپراتوری ژاپن که ذیل فرماندهی کل نیروی دریایی بود، فارغ از آسیب هایی خرد کننده ای که تا آن زمان به آن وارد شده بود، ماموریت پیدا کرد که تا حد ممکن به متفقین آسیب وارد کند. برای آنها در آن زمان ۴ کشتی جنگی (همگی آسیب دیده)، ۵ هواپیمابر (همگی آسیب دیده)، دو رزمناو، ۲۳ ناوشکن و ۴۶ زیردریایی مانده بود. به خاطر سوخت، نیروی دریای امپراتوری نمی توانست با کشتی های غول پیکر حمله ای داشته باشد، بنابراین آن ها تصمیم گرفتند از تسلیحات ضد کشتی علیه تجهیزات دریایی دشمن در زمان پهلوگیری استفاده کنند. هرچند نیروی دریایی امپراتوری قادر به تحقق حمله ای بزرگ نبود، اما آن ها هنوز هزاران هواپیمای جنگی و حدود ۲ میلیون پرسنل در اختیار داشتند که گویای قابلیت این نیرو در ایفای نقشی بزرگ در عملیات دفاعی آینده بود. به علاوه، ژاپن ۱۰۰ عدد زیردریایی متوسط از کلاس کوریو، ۳۰۰ زیردریایی کوچکتر از کلاس کایریو (متوسط) ۱۲۰ اژدر هدایت پذیر کایتن و ۲٫۴۱۲ قایق انتحاری شین یو داشت. به عکسِ کشتی های بزرگ تر، انتظار این بود که همگی این تجهیزات به همراه ناوشکن ها و زیردریایی ها بتوانند دفاع سختی از سواحل انجام داده و به ماموریتشان که تخریب حدود ۶۰ کشتی باری متفقین بود، عمل کنند. یک واحد از غواصان انتحاری که به آن ها فوکورویو گفته می شد تشکیل شد. وظیفه این واحد بردن مین های دریایی به زیر کشتی های در حال پهلوگیری و انفجار آن ها بود. تعدادی مین در محل سواحل محتمل برای استفاده توسط این واحد، به عمق اقیانوس فرستاده شدند و بیش از ۱۰٫۰۰۰ مین کار گذاشته شد. تعدادی از این ۱۲۰۰ غواص قبل از محاصره ژاپن آموزش دیده بودند. نیروی زمینی ارتش سلطنتی : در هر عملیات آبی خاکی، طرف مدافع دو گزینه برای انتخاب استراتژی دارد: دفاع سخت از سواحل یا دفاع در عمق. در اوایل جنگ، ژاپنی ها استراتژی دفاع سخت در سواحل را بدون در نظر گرفتن نیروی ذخیره به کار می بستند. این تاکتیک در مقابل بمباران های پیش از حمله ضعیف بود. بعدتر درنبردهایی در پله لیو، ایووجیما و اوکیناوا ژاپنی ها استراتژیشان را تغییر دادند و نیروها را به عوارض دفاعی منتقل کردند. ژاپنی ها برای نبرد کیوشو حالتی میانه را انتخاب کردند. عمده نیروها در چند کیلومتری ساحل مستقر می شدند، جایی که تحت بمباران نیروی دریایی دشمن قرار نگیرند و از طرفی اجازه پیاده شدن بدون درگیری را به آمریکایی ها ندهند. نیروهای ضد حمله عقب تر قرار می گرفتند و آماده جابجایی به هر نقطه ای که نقطه اصلی حمله قرار بگیرد، بودند. در مارس ۱۹۴۵ فقط یک لشکر رزمی در کیوشو بود. ارتش امپراتوری ژاپن طی ۴ ماه آتی، نیروهایی را از منچوری، کره و شمال ژاپن منتقل کردند و بقیه نیروها را هم افزایش دادند. تا آگوست، آن ها ۱۴ لشکر و چندین سازمان کوچک تر شامل سه تیپ تانک، و در مجموع ۹۰۰ هزار نفر نیرو داشتند. با اینکه ژاپنی ها می تواننستند نیروهایشان را به شدت افزایش دهند، مشکل اصلی در تجهیزات بود. تا آگوست ارتش ژاپن معادل ۶۵ لشکر نیرو داشت، اما تجهیزات برای ۴۰ لشکر و مهمات برای ۳۰ لشکر موجود بود. ژاپنی ها تصمیم نداشتند که همه چیزشان را برای نبرد کیوشو پای کار بیاورند، اماامکانات را طوری برای این نبرد متمرکز کردند که مقدار کمی برای ذخیره باقی ماند. طبق یک تخمین، نیروهای مستقر در کیوشو، ۴۰ درصد از تمام مهمات موجود در ژاپن را در اختیار داشتند. به علاوه، ژاپنی ها سپاه مبارزین داوطلب را، متشکل از مردان سالم با سن بین ۱۵ تا ۶۰ و زنان سالم با سن بین ۱۷ تا ۴۰ به منظور پشتیبانی از جنگ و بعدتر شرکت در نبرد راه اندازی کردند. همچنان کمبود سلاح، آموزش و لباس وجود داشت: خیلی ها سلاحی بهتر از سلاح های قدیمی، کوکتل مولوتف، کمان، شمشیر، چاقو، بامبو و نیزه های چوبی و یا حتی چماق گیرشان نیامد. با این حال از آن ها انتظار داشتند بتوانند در نبرد کاری بکنند. در یک مورد به یک دختر دبیرستانی به نام ایکیکو کاسایی یک جوالدوز (سوزن بزرگ) داده و به او گفته شد: “حتی کشتن یک سرباز آمریکایی هم موثر است. … فقط شکم آن ها را هدف بگیر ". آموزش شلیک به دختران جوان در ژاپن آن ها در طول حمله، به عنوان نیروهای اصلی ذخیره و نیروهای دفاعی خط دوم و در مناطق شهری و کوهستان ها به عنوان نیروهای عمل کننده جنگ های چریکی ایفای نقش می کردند. فرماندهی ژاپنی ها قصد ساماندهی نیروها را به شکل زیر داشت: مجموع نیروهای داوطلب: ۳٫۱۵۰٫۰۰۰ نفر کیوشو: ۹۰۰٫۰۰۰ کانتو (توکیو): ۹۵۰٫۰۰۰ کره: ۲۴۷٫۰۰۰ برای نبرد سرنوشت ساز کیوشو: ۹۹۰٫۰۰۰ کانتو: ۱٫۲۸۰٫۰۰۰ ارزیابی مجدد عملیات المپیک توسط متفقین تهدیدات هوایی:ُ اطلاعات ارتش آمریکا در ابتدا تعداد هواگردهای ژاپنی ها را ۲٫۵۰۰ فروند برآورد کرد. تجربه اوکیناوا برای آمریکا بد بود(تقریبا دو کشته و تعداد مشابهی مجروح در هر سورتی) و احتمالا کیوشو بدتر هم می شد. در اوکیناوا هواپیماهای ژاپنی باید فاصله طولانی را بر فراز آب های آزاد طی می کردند. در کیوشو این مسیر از سرزمین ژاپن رد می شد و کوتاه بود. به تجربه، اطلاعات ارتش دریافته بود که ژاپنی ها تمام هواگردهایشان را به عملیات های کامیکازه اختصاص داده اند و برای رساندن آن ها به نبرد آتی از هواگردها به دقت مراقبت می کنند. تخمین ارتش در می، ۳٫۳۹۲ فروند، در ژوئن ۴٫۸۶۲ فروند و در آگوست ۵٫۹۱۱ فروند هواپیما بود. در نیروی دریایی در تخمینی که در آن بین هواپیمای جنگی و آموزشی تفاوتی قائل نبود، تعدا هواپیماها را در جولای ۸٫۷۵۰ فروند و در آگوست ۱۰٫۲۹۰ فروند برآورد کرده بود. با پایان یافتن جنگ، ژاپنی ها حدود ۱۲٫۷۰۰ فروند هواگرد داشتند که تقریبا نصف آن ها کامیکازه بودند. متفقین اقدامات ضد کامیکازه را آماده کرده بودند که به آن پوشش بزرگ آبی گفته می شد. این اقدامات شامل اضافه کردن جنگنده های بیشتر به جای اژدرها و بمب افکن ها در هواپیمابرها و تبدیل B-17ها به رادارهای مراقبتی (به شیوه ای شبیه کنترل و اخطار پیش هنگام هوابرد AWACSهای امروزی) بود. نیمیتز طرحی برای یک پیش حمله دروغین داشت: فرستادن یک ناوگان چند هفته قبل از حمله اصلی به سواحل مورد نظر برای حمله تا بدین ترتیب هواپیماهای ژاپنی فریب خورده و به چشم ناوگان ترابری به آن ها نزدیک شده و در آخر توسط این ناوگان جنگی نابود شوند. شماتیکی از نحوه عملیات در طرح پوشش آبی دفاع اصلی در برابر حملات هوایی ژاپن با جنگنده های سنگینی بود که در جزایر ریوکا گرد هم می آمدند. واحدهای پنجم و هفتم نیروی هوایی آمریکا و واحدهای هوایی نیروی دریایی آن بعد از حمله فورا وارد جزایر شده بودند و قدرت هوایی برای حمله همه جانبه به ژاپن بیشتر شده بود. برای آمادگی برای حمله یک رشته عملیات علیه فرودگاه و شریان های حمله و نقل ژاپن آغاز شد. تهدیدات زمینی در طول ماه های آوریل، می و ژوئن اطلاعات متفقین، شکل گیری نیروی زمینی ژاپن را با دقت رصد می کردند، به عنوان مثال ۵ لشکر اضافه شده در کیوشو که البته برخی با مخالفت پیش بینی می کردند که تعداد آن ها در کیوشو در ماه نوامبر به حدود ۳۵۰٫۰۰۰ نفر برسد. این پیش بینی در ماه ژولای و با مشاهده ۴ لشکر جدید و دیگر لشکرهای در نظر گرفته شده، تغییر کرد. تا آگوست این تخمین تا ۶۰۰٫۰۰۰ نفر هم رسید و واحدهای رمزنگاری متوجه ۹ لشکر در کیوشوی جنوبی شدند – یک سوم تعداد مورد انتظار و صد البته خیلی کمتر از قدرت انتظار رفته از ژاپن.تخمین نیروهای پیاده در اوایل ژولای ۳۵۰٫۰۰۰ نفر بود که در اوایل آگوست به ۵۴۵٫۰۰۰ نفر افزایش پیدا کرد. پرده برداری اطلاعات در اواسط ژولای از آمادگی ژاپنی ها در کیوشو برای نظامیان و سیاسیون طرف مقابل شوکه کننده بود. در ۲۹ ژولای رئیس اطلاعاتِ مک آرتور سرلشکر چارلز ویلبی برای اولین بار یادآوری کرد که بر اساس تخمین های انجام شده در آگوست، ژاپنی ها توانایی استقرار ۶ لشکر را در کیوشو دارند که البته پتانسیل افزایش این تعداد تا ۱۰ لشکر هم در آن ها هست.این ۶ لشکر تا به حال مطابق انتظار رفتار کرده اند، و [در صورت مراقب نبودن] آینده این مسئله برای ما نامعلوم است. [این به ما هشدار می دهد که] ژاپنی ها ممکن است به نقطه ای برسند که نسبت نیروها یک به یک شود که این برای ما نوید بخش پیروزی نیست!’‘ سرلشکر چارلز ویلبی تا زمان تسلیم شدن، ژاپنی ها فقط در کیوشو بیش از ۷۳۵٫۰۰۰ کارمند نظامی داشتند که یا مستقر شده یا در حال استقرار بودند. در ارتش ژاپن ۴٫۳۳۵٫۵۰۰ نفر خدمت می کردند که ۲٫۷۳۲٫۷۰۰ نفر در نیروی زمینی و ۱٫۹۶۲٫۸۰۰ نفر در نیروی دریایی بودند. گردآوری ارتش ژاپن در کیوشو طرح ریزان عملیاتی آمریکایی و به خصوص ژنرال جورج مارشال را به تغییر جدی در طرح عملیات المپیک یا جایگزین کردن یک طرح دیگر برای حمله مجاب کرد. سلاح های شیمیایی در عملیات پیش رو، امکان به کارگیری سلاح های شیمیایی توسط متفقین که از قبل در جزایر ماریانا مستقر شده بودند، مطرح بود. جنگ گسترده شیمیایی علیه نیروها و محصولات غذایی ژاپن برنامه ریزی شده بود. در طی طرح ریزی، سلاح های شیمیایی هم ذخیره شده بود تا در صورت نیاز استفاده شوند. ژاپن به دلیل الگوهای پیش بینی پذیر باد در منطقه و دیگر عوامل، این کشور در مقابل حملات گاز آسیب پذیر بود. چنین حملاتی تمایل ژاپنی ها به نبرد در غار را از بین می برد، چرا که در غار سربازان در معرض خطر بیشتری قرار می گرفتند. حملات گازی (به علاوه به کارگیری سلاح های اتمی) برای جلوگیری از به وجود آمدن یک اوکیناوای دیگر، در آن یکی طرف این سرزمین، مد نظر قرار گرفته بود.. درست است که مقدار زیادی مهمات گازی تولید شده بود و طرح هم شامل آن ها می شد، اما احتمال استفاده از آن ها پایین بود. ریچارد ب.فرانک اشاره کرده که وقتی در ژوئن ۱۹۴۵ درخواست این طرح به ترومن رسید، او استفاده از مهمات شیمیایی را علیه انسان ها قدغن کرد. البته هنوز مورد درخواستی از او برای استفاده از مهمات شیمیایی علیه محصولات زراعی به قوه خود باقی بود. بر طبق گفته های اودوارد ج.دِریا استفاده استراتژیک در مقیاس وسیع به طور جدی توسط هیچ رهبر آمریکایی مطرح نشد؛ اما استفاده تاکتیکی سلاح های شیمیایی علیه گروه های کوچکی از نیروهای ژاپنی که حاضر به تسلیم شدن نبودند، مورد بحث قرار گرفت. درست است که جنگ شیمیایی در پروتکل ژنو ممنوع محسوب می شد، اما در آن زمان نه آمریکا و نه ژاپن آن را امضا نکرده بودند. با وجود آنکه آمریکایی ها تعهد کرده بودند که نبرد گازی را شروع نکنند، ژاپنی ها قبل در طی جنگ از گاز علیه چینی ها استفاده کرده بودند. ٬ترس از حملات متقابل ژاپن [در مقابل استفاده از سلاح های شیمیایی] کاهش یافته است، چرا که تا پایان جنگ توانایی ژاپن برای انجام حملات گازی با هواپیما یا سلاح های دوربرد از بین رفته است. در ۱۹۴۴ اولترا (یک دستگاه رمز شکن) مشخص کرد که ژاپنی ها درباره توانایی شان برای حمله متقابل در برابر حملات گازی بحث کرده اند. به فرماندهان هشدار داده شده بود که باید پیش بینی های لازم صورت بگیرد تا بهانه ای برای استفاده از گاز داده نشود.’ رهبران ژاپن انقدر ترسیده بودند که برای گسترده نشدن این نوع جنگ، تصمیم گرفتند حملات گازی محدود تاکتیکی در جزایرشان را نادیده بگیرند.٬ اسکیتس علاوه بر استفاده انسانی،‌ ارتش آمریکا استفاده از سلاح شیمیایی را برای نابود کردن محصولات زراعی و گرسنگی دادن به ژاپنی ها برای وادار کردن آن ها به تسلیم شدن، بررسی کرده بود. ارتش آزمایش ترکیبات شیمیایی را برای نابودی کشاورزی در آوریل ۱۹۴۴ شروع کرد، و در طول یک سال از ۱۰۰۰ عامل به ۹ مورد امیدوار کننده شامل اسیدهای فنوکسی استیک رسیده بود.ترکیبی با شناسه LN-8در جریان آزمایشات، بهترین عملکرد را به نمایش گذاشت و برای تولید انبوه در نظر گرفته شد. عقیده بر این بود که انداختن یا پاشیدن علف کش ها موثرترین روش است. در طی یک آزمایش در ژولای ۱۹۴۵ که برای سلاح های شیمیایی مثل آنتراکس یا ریچین بود، از بمب SPDمارک ۲ استفاده شد و پوسته بمب در ارتفاع خاصی باز شد تا مواد شیمیایی را پایین بریزد. تا زمانی که جنگ تمام شود، ارتش همچنان به دنبال نقطه پراکندگی بهینه بود تا ناحیه با وسعت کافی پوشش داده بشود. عناصر فعال در LN-8و دیگر ترکیبات بعدتر برای ساخت عامل نارنجی که در جنگ ویتنام استفاده شد، مورد استفاده قرار گرفتند. سمت راست بمب پسر کوچک که در هیروشیما انداخته شد - سمت چپ بمب مرد چاق که در ناکازاکی انداخته شد سلاح های اتمی به دستور مارشال، حتی بعد از استفاده از دو بمب اتم علیه ژاپن، سرلشکر جان ای.هال استفاده تاکتیکی از سلاح های اتمی را برای حمله به جزایر ژاپن بررسی می کرد (مارشال فکر می کرد که ژاپن بعد از آن دو بمب هم فورا تسلیم نشود). سرهنگ لایل ای.سیمن گزارش داد که تا روز Xحداقل هفت بمب پلوتونیوم از نوع مرد چاق آماده خواهند بود، که می توان آن ها را بر روی نیروهای مدافع انداخت. سیمن توصیه کرده بود که هیچ نیروی آمریکایی حداقل تا ۴۸ ساعت وارد منطقه ای که بمباران شده نشود؛ در آن زمان خطرات باران رادیواکتیو خوب درک نشده بود و ورود به چنین منطقه ای آن هم بعد از این زمان کوتاه خطر جدی در معرض تشعشع بودن را به دنبال داشت. بمب مرد چاق پس از انفجار در ناکازاکی کن نیکولاس مهندسی از ناحیه مهندسی منهتن در تاریخ آگوست ۱۹۴۵ نوشته است که طرح حمله به جزایر اصلی ژاپن به مراحل آخر رسیده و اگر بارگیری ها انجام شود می توانیم حدود ۱۵ بمب اتم برای پشتیبانی از نیروهایمان تدارک ببینیم.٬ ارتفاع ۱٫۸۰۰ تا ۲٫۰۰۰ پایی (۵۵۰ تا ۶۱۰ متری) از زمین برای انفجار بمب در هیروشیما انتخاب شد تا هم بیشترین تاثیر را بر زمین بگذارد و هم با توجه به اینکه قرار بود نیروهای آمریکایی به زودی به شهر رسیده و آن را تسخیر کنند، باعث کمترین میزان رسوب هسته ای شود. اهداف ثانویه طرح ریزان ستاد مشترک متوجه این امر بودند که ژاپنی ها بر گسترش نبردها در کیوشو آن هم تا حد پای کار آوردن همه ژاپن، تمرکز کرده اند. بنابراین آنها برای حمله، اهداف ثانویه ای مثل جزیره شیکوکو، هانشوی شمالی در سندایی یا اومیناتو را هم مورد بررسی قرار دادند. آن ها حتی گزینه صرف نظر کردن از حمله اولیه و حمله مستقیم به توکیو را هم بررسی کردند. حمله به هانشو یک مزیت داشت و یک عیب، مزیتش آن بود که دفاع ژاپن در آنجا ضعیف تر بود و عیبش آن بود که در هانشو امکان پشتیبانی هوایی زمین پایه (البته به جز ب-۲۹ ها) مثل اوکیناوا ، وجود نداشت. چشم انداز عملیات المپیک ژنرال داگلاس مک آرتور هر نوع نیازی به تغییر نقشه حمله ای که کشیده بود را رد می کرد: ٬من مطمئنم درباره پتانسیل گزارش شده ژاپن برای حمله به ما در طی عملیات المپیک خیلی اغراق شده است … در مورد حرکت نیروها در زمین … من تایید نمی کنم … گزارشی که ازوجود یک قدرت سنگین در جنوب کیوشو به شما داده شده است … بهنظر من نباید کوچکترین عقیده ای برای تغییر عملیات المپیک وجود داشته باشد.٬به هر حال، دریادار ارنست کینگ فرمانده عملیات دریایی با همراهی دریادار نیمیتز آماده مخالفت با روند عملیات شده بود،‌ که باعث به وجود آآمدن اختلافات عمده ای در دولتمردان آمریکا شد.٬در اینجا احتمالا تعامل کلیدی بین مارشال و ترومن وجود داشت. شواهد متقنی هست که مارشال تا ۱۵ آگوست درباره حمله همان نظر را داشت … اما چیزی که نظر او را درباره حمله تغییر داد درک او از این مسئله بود که همراهی مردم و به خصوص ترومن با یک حمله پرهزینه که دیگر حتی در نیروهای نظامی هم بر آن اتفاق نظر وجود نداشت، بعید بود. پی نوشت : ادامه دارد ..........
  7. 21 پسندیده شده
    پس از اولین موج حملات پهبادهای ترک به تجهیزات ارتش سوریه در جبهه ادلب و خارج شدن سوری ها از شوک ناشی از شدت این حملات به نظر ارتش سوریه با انجام بعضی از اقدامات هر چند ساده اما موثر در پی کاستن تلفات خصوصا در بخش زرهی خود در جبهه ادلب خصوصا شهر سراقب که بیشترین تمرکز حملات ترکها را در انجا شاهد بودیم بوده است. به طور مثال پنهان سازی تجهیزات زرهی در ساختمان های شهر سراقب برای مخفی ماندن از دید پهباد ها منطقه ادلب و شمال کشور سوریه از پوشش گیاهی و همچنین باغ های انبوه برخوردار است به همین منظور ارتش سوریه سعی بر استفاده از برگ و شاخه درختان برای پنهان سازی تجهیزات خود کرده است اما با در نظر گرفتن این نکنه که این شیوه در برابرپهبادهای مجهز به سنسورهای شناسایی حرارتی IR توانایی عملیاتی خاصی ندارد خصوصا هنگامیکه سعی بر اختفا یک تانک با موتور روشن میباشد . البته استفاده از این شیوه وبهره بردن از اجزا محیط عملیات برای استتار استاندارد خاصی نیز دارد که در این نمونه برای یک تانک لئوپارد 2 شاهد هستیم البته این شیوه برای مخفی سازی در مقابل دید دشمن از زاویه کنار ویا چشم غیر مسلح بیشتر کاربردی میباشد تا یک پهباد. اما در شرایط اتش بس هم اکنون شاید اگر بخواهیم یک روش علمی و موثر برای انجام این کار معرفی کنیم استفاده از پوشش ها مخصوص مخفی سازی بصری- حرارتی میباشند که در ارتش های مختلف جهان هم استفاده دارند البته به دلیل اینکه سوری ها برای در امان ماندن از دید پهبادها باید تلاش بکنند و نه از دید تانک های دیگر میتوانند از این نوع نصب پوشش نیز استفاده نمایند.
  8. 21 پسندیده شده
    تفاوت در عملیات آفندی و پدافندی وجود داره، ولی در عین حال خطی میانشون وجود نداره که شما قادر به یکی باشی و به دیگری نه! نیروی هوایی در شرایط فعلی مطلقا هیچ توان عملیاتی نداره، نیروی هوایی برای انجام عملیات تهاجمی تو درجه اول باید بتونه از خودش، از جنگنده ها و پایگاه هاش دفاع کنه! یه مشت تابوت متحرکت "منصوب بر سوخت مایع" نه تنها توان آفند نخواهند داشت که توان پدافند مناسب هم ندارن. شاهد مثالش هم برید 10 تا عکس از لود های عملیاتی جنگنده های روسی و اروپایی و آمریکایی تو همین دریگری های منطقه پیدا کنید بذارید ببینید کدومشون توان دفاع از خودش رو نداره. بله فنسر ها و الباتورس سوری تو ادلب توان دفاع از خودش رو نداشت، سرنوشتش هم دیدیم. به قول آقا سید این یک دو اینکه در مورد سوریه، اساسا مساله ما در مورد سوریه توان نیروی هوایی نیست، وگرنه چند تا از همین اف-5 ها و آبگرمن کن ها رو هم می بردیم جلو داعش و امثالهم کارایی داشت، البته به خاطر فرسودگی قطعا سقوط می دادیم. مساله ما برا رفتن سراغ روس ها فقط به خاطر زور نیرو هوایی شون نبود، بلکه به خاطر زور سیاسی و حتی زور اتمی شون هم بود! وسط معرکه ای که چندین کشور خارجی دارن مداخله نظامی مستقیم می کنن، کسی اون عضو ضروری لازم برا بمباران پایگاه روس ها رو نداره، جنگنده روسیه هم حتی آمریکا نمی زنه، ترک ها هم یه بار زدن دیدیم اردوغان بعدش چه طور به شکر خوری افتاد، سر همین درگیری های اخیر یه استینگر شلیک کردن سمت جنگنده روسی که اونم نخورد، جوری بمبارون کردن ترک ها رو که تا هفت پشتشون یادشون نره، ولی بعدش ترک ها جرات داشتن بیان پایگاه روس ها رو بزنن؟ ولی جرات داشتن نیرو های ما رو قتل عام کنن صدا هم از ما در نیاد. حتی بعد اون داستان زدن سوخو-22 سوری ها که روس ها اخطار جدی دادن در مورد غرب فرات آمریکایی ها هم دیگه غلاف کردن تا حد زیادی، ولی ما نیرو هوایی برده بودیم قطعا زیر بمبارون از بین رفته بود. تو عراق ولی اون حساسیت وجود نداشت و استفاده شد، البته جا داشت برا استفاده بیشتر ولی می رسیم به همون فرسودگی و توان عملیاتی محدود و ... مساله سوم اینه که اساسا عزمی برا استفاده موثر و جدی گرفتن نیروی هوایی تو ارکان حکومت وجود نداره، حتی تو جاهایی که به مراتب همین توان فعلی اش موثر تر هست. تو حمله به قله دموکرات به عنوان مثال 2 تا از همین فانتوم ها یا فنسر ها بلند شده بودن هر کدوم با 2 تا قاصد یا کاب1500 زده بودن اونجا رو از لوکیشن اون قلعه جز یه گودال نمونده بود، ولی به جاش ترجیح دادن با چند برابر هزینه فاتح شلیک کنن که یکیش بخوره تو خاک خودمون، چند تا دیگه هم بره قاطی باقالیا، و نهایتا اون اثر تخریب و تلفات رو باقی بذاره در مورد تغییر نگری که تو فرماندهان نیروی هوایی دنبالش هستید، یاد اون داستان زره پوش کردن بدنه بمب افکن های جنگ جهانی توسط متفقین افتادم که نگاه کردن بمب افکن هایی که برگشتن کجاهاشون بیشتر گلوله خورده همونجاها رو زره اضافه کنن .... چهارم: استفاده جنگ افزاری از سی 130 برا ما ممکنه، منتها اولا کار بیهوده و عبثی هست برا ما به دلایل عدیده ... دوم، بلا نسبت شما نیرو هوایی تو شرایطی که یه پاد هدف گیری نشانه گذاری ساده رو جنگنده هاش نداره غلط می کنه، به گور هفت جد و آبادش هم می خنده که پول صرف بمب افکن کردن هرکولس کنه پنجم در مورد آینده نیرو هوایی و وضعیت فعلی یک اینکه با وجود اینکه حضرات تو این سال ها پول چند تا نیرو هوایی رو به اون قسمت خاص از آناتومی گاو زدن، ولی تو 2و3 سال اخیر اون یه نخود مغزشون ظاهرا یه تکونی خورده، به نظر می رسه با توجه به شواهدی یه خرید خارجی نسبتا عمده رو در پیش داریم، منتها با این اوضاع فعلی مملکت داریم به وضعی می رسیم که مساله این نیست که کسی نمی فروشه، بلکه اینه که اساسا پولی در کار نمی نمونه که خرج اینکار بشه، هرچند به نظر می رسه بخش قابل توجهی از قرارداد مذکور پولش تا همین الان پرداخت شده دو، تا امروز ما باید دست کم یک پروژه برای یه موتور متوسط توربوفن با تراست خشک 50 تا 60 کیلونیوتن یا یه موتور نسباتا سبک با 30 تا 35 کیلونیوتن تراست خشک می داشتیم که "دست کم یک دهه" از عمرش گذشته بود، طراحی اش تمام شده بود، ساخت قسمت هایش تموم شده بود، برا قسمت هایی که فناوری اش موجود نبود تو این یک دهه زیر پروژه های مرتبط تعریف شده بود، سرمایه گذاری شده بود، الان بعد 10 سال منتظر به ثمر نشستن پروژه می بودیم. این که نیست همچین چیزی اونم تو حکومتی که سالی چند میلیارد دلار از منابع عمومی مستقیم یا غیر مستقیم توسط حکومت غارت میشه و خرج اتینا میشه یا تو پروژه های احمقانه دود میشه قعطا به خاطر بی کفایتی محض حاکمیت هست و این وضع ادامه خواهد داشت، با فشار سیاسی و اقتصادی شدید رو حکومت این ناکارآمدی تشدید هم خواهد شد. In November 2015, China became the first export customer for the Su-35 when the Russian and Chinese governments signed a contract worth $2 billion for the purchase of 24 aircraft for the People's Liberation Army Air Force. سه، الان باید چی کار کرد؟ من و شما که مستضعف هستیم و طبعا هیچی، ولی صرفا جهت اینکه یه گپی زده باشیم اون پروژه ای که بالا گفته شد استارت بخوره، برا ساخت تحت لیسانس یه موتور مناسب تو قواره AL-41 هر هزینه ای لازمه پرداخت بشه، برای خرید خارجی برنامه ریزی اصولی بشه و ... همه اش در غالب اون چارتی که تو پست قبلی شرحش ذکر شد برا وضعیت گذار هم فعلا 2 تایپ جنگنده داریم که به جهت کیفیت و خصوصا کمیت میشه روشون حتی منهای موتور کارکرد، یک فانتوم، دو تامکت، این 2 تایپ رو همین الان میشه از جهت اویونیک و حتی تا حد قابل توجهی از جهت سازه روشون کار کرد، و البته ببر بی دندان فایده نداره، یه برنامه ریزی مفصل باید در مورد پروژه جامع تسلیحات هواپایه صورت بگیره که به قسمت کوچکی اش در تاپیک طوفان شکن اشاره شد، رویکرد در مورد سایر موارد هم عینا مشابه همون تاپیک باید باشه ششم همه اینا کی میشه انجام بشه؟ وقتی کل ساختار نظامی ما، و در کل از صدر تا ذیل ساختار های کلان حاکمیتی ما اصلاح بشه، از حکومت شومن پرور، لمپن پرور، بادمجون دور قاب چین پرور انتظار اصلاح امور نمیره، واقعیت اینه که با این دلقک های مفت خور و مطلقا بی سواد فعلی کار به جایی نمی بریم. ته زور این ساختار فعلی با صرف دهه ها زمان و هزینه های گزاف نهایتا شده این توان محدود موشکی که اینم روی ایران خودرو رو سفید کرده هر سری بین 30 تا 35 درصد فیل میده
  9. 20 پسندیده شده
    "سراقب .....عملیات ویژه حزب الله " بخش اول ... ورود حزب الله داستان ازجایی شروع شد که نیروهای حزب الله و ارتش سوریه در محور شهر"طلیحه" مورد هجوم ارتش ترکیه ونیروهای همپیمان او قرار میگرند این هجوم شدید که بمدت دو روز ادامه داشت که در نهایت نیروهای مدافع تواستند این حمله را دفع نمایند. شب هنگام نیروهای حزب الله که در یکی از محورها ی در حال جنگ بودند بر اثر گلوله باران منطقه توسط توپخانه ترکیه در ساختمانی پناه میگیرند که که توسط پهپاد های ترکیه شناسایی و سپس هدف قرار میگیرند و پس از این واقعه وضعیت به شدت بحرانی میشود که ابتدا باصدور اطلاعیه " مرکز مستشاران ایرانی در سوریه " شروع شد نکته قابل توجه این اولین بار بود چنین بیانیه ای صادر می شد ولی این نهایت کار نبود پس از آن حزب الله به واسطه " عباس ابراهیم فرمانده پلیس عمومی لبنان" درترکیه با "هاکان فیدان" رئیس دستگاه اطلاعاتی ترکیه دیدار میکند پیام هایی بین طرفین ردوبدل میشود که طی ان ابتدا هدف قرادادن حزب الله نفی وسپس بر اشتباه بودن عدم نیت ترکیه برای ضربه زدن به حزب الله تاکید میشود همزمان با این دیدار بین رئیس جمهور ایران و رئیس جمهور ترکیه تماس تلفنی برقرار میشود تا از میزان تنش در منطقه کاسته شود. از اینجا به بعد بود تصمیم حزب الله برای ورود به جبهه ادلب را باید هم وزن با ورود حزب الله به" جبهه القصیر" از ابعاد نظامی و استراتژیک در جهت تغییر موازین قوا در منطقه می توان مقایسه کرد از ان جهت که موقعیت دو شهر القصیر و سراقب جایگاهی خاص در جغرافیای سوریه بازی میکنند. حزب الله سریعا توانست یک نقشه عملیاتی - تاکتیکی را با استفاده از نیروهای ویژه "الرضوان " به اجرا در آورد . این نیرو که با آموزش ها و تجهیزات خاص برای این عملیات انتخاب شدن تا بتوانند در سریع ترین زمان ممکن وبا کمترین خسارت اهداف از پیش تعیین شده را محقق نمایند .در این عملیات نیروهای حزب الله در تاریکی شب توانستند به شهر نفوذ وپس ازان از طریق اجرای نبرد از فاصله نزدیک نیروهای ترکیه وهپیمان او را غافلگیر و اتش توپخانه اورا بی اثر سازند ودر نهایت در کمتر از یک روز بر شهر سراقب مسلط شوند. بخش دوم .. عملیات سراقب از دیگاه اسرائیل این عملیات توجه اسرائیل را نیز به خود جلب نمود سایت " Netsiv" اسرائیل که به نوعی نزدیک به مراکز اطلاعاتی اسرائیلی هست وبیشتر بر مسائل لبنان وسوریه متمرکز است این نبرد را چنین تحلیل میکند: 1. این نبرد وباز پس گیری دوباره شهر سراقب با وجود پهپاد های پیشرفته ترکیه واشراف کامل انها بر اسمان منطقه صورت گرفت که این مسئله با توجه به بکار گیری گسترده پهپاد ها توسط اسرائیل در جنگ ها وهمچنیین با توجه به رویارویی احتمالی بین حزب الله واسرائیل در آینده قابل توجه است . 2. نفوذ درشب همچنین انجام عملیات و جنگیدن و رسیدن تا نزدیک مراکز ارتش ترکیه و نیروهای همپیمان او دلالت بر توانایی های خاص نیرو های عمل کننده دارد. 3. استفاده گسترده حزب الله از تک تیرانداز ان به عنوان نیروهای های خط مقدم وعمل کننده 4. این اولین باری است که حزب الله اقدام به استفاده ی گسترده از عملیات شبانه برای تسلط بر یک منطقه می نماید ومیتوان آنرا جزئی از نقشه های غافلگیر کننده نظامی حزب الله در جنگ آینده با سرائیل در جهت سیطره سریع بر مناطق در شب و پس ازآن اقدام به تقویت خطوط دفاعی در روز کند. 5. این عملیات باعث ایجاد رعب در فرماندهان اسرائیلی و همچنین آمریکایی بدلیل از استفاده از تاکتیک ها وتجهیزات نوین شد. 6. طبق ادعای این سایت حزب الله در این نبرد توانست 150 نیروی ترکیه ای را کشته و 30 دستگاه خودروی زرهی را منهدم نماید . درپایان مطلب فوق خلاصه مفید ترجمه چند مقاله هست واگر اشکالی در مفاهیم بود دوستان عزیز میلیتاری به بزرگواری خود ببخشند. منابع: https://www.lebanondebate.com/news/472096 http://www.almayadeen.net/news/politics/1383944/موقع-أمني-إسرائيلي-يحذر-من-الإنجاز-العسكري-لحزب-الله-في-معرك https://www.lebanondebate.com/news/472313 https://www.lebanondebate.com/news/471768 https://www.alarabi.press/حزب-الله-يُضيف-الأتراك-الى-لائحة-ضحاي/ https://middle-east-online.com/قدرات-حزب-الله-العسكرية-في-إدلب-تحت-المجهر-الإسرائيلي
  10. 20 پسندیده شده
    ژن نسل چهارم برای روباه مکّار روسی رویکرد جدید نیروی هوایی روسیه به رهگیرهای پرسرعت برای رویارویی با غرب دهه هفتاد میلادی ، یکی از جذاب ترین بازه های زمانی رویارویی شرق و غرب در قالب جنگ سرد بشمارمی آمد ، طیف متنوعی از فناوری ها و سخت افزارهادر این دهه به دنیای تسلیحات معرفی شد که دراین میان ، تنوع قابل ملاحضه محصولات هوایی به صورت شاخصی بر تارک این منازعه می درخشد . با توجه به این موضوع ، جنگنده میگ-25 فاکس بت برای نخستین بار به سال 1967 وارد خدمت فعال رزمی شد و تا به امروز در ردیف یکی از توانمندترین جتهای رزمی نسل سوم مورد شناسایی قرار می گیرد . این هواگرد که در ابتدای امر ،بصورت یک رهگیر سنگین وزن طراحی گردید ، به صورت متمایزی نسبت به همتایانش می توانست با سرعت شگفت آور 3.2 ماخ در ارتفاع 25 کیلومتری دست به عمل زند که این مساله بدان کمک می نمود تا فراتر از برد موثر سامانه های دفاع هوایی آن روزها ، موفقیت ماموریتهای محوله را تضمین نماید . MIG-25 PD علاوه براین ، فاکس بت ، همچنین تا به امروز ، در ردیف سنگین ترین هواگردهای قرار دارد که برای رزم در هوا تولید شده و در این زمینه ،تنها گونه ارتقاء یافته آن که بعدها با شناسه میگ-31 فاکس هاوند به دنیای هوانوردی معرفی شد مجموعا" قابلیت حمل میزان قابل توجهی از تسلیحات و حسگرها را با خود داشت . در مجموع ، این رهگیر روسی بدلیل توانایی حمل موشکهای برد بلندی نظیر R-40 با بردی برابر 80 کیلومتر و وزنی در حدود 475کیلوگرم ، که درزمان خود تقریبا" بی رقیب بحساب می آمد ، فلسفه طراحی جدیدی را پیش روی طراحان هواگردهای رزمی نهاد . راست : فرودگاه هاکوداته ژاپن ، پذیرای محرمانه ترین جت روسی چپ : ویکتور بلنکو تحت شدیدترین اقدامات امنیتی وارد ایالات متحده میشود ( 9 سپتامبر 1976 ) اگر چه سابقه عملیاتی فاکس بت ، با فرازو نشیبهای زیادی همراه بوده ، اما این رهگیرتیتانیومی برای نخستین بار توانایی های رزمی خود را در قالب ماموریتهای شناسایی استراتژیک در خاورمیانه به ثبت رساند ، جایی که 4 فروند از این جتهای پرسرعت ، به سال 1971 به یک پایگاه نظامی روسی در مصر اعزام شدند تا ماموریتهای خاصی را برفراز شبه جزیره سینا به انجام رسانند . این ماموریتها براساس آنچه که درتاریخ هوانوردی به ثبت رسیده با واکنش های متعدد نیروی هوایی و شبکه دفاع هوایی اسراییل روبرو شد ،اما تلاش های پرتعداد اسکادران های اف-4 مسلح به موشکهای هوابه هوای اسپارو وسیستم های دفاع هوایی هاوک این نیرو هرگز موفق نشدند تا خللی در ماموریتهای خفاش روسی ایجاد نمایند . علاوه براین ، این رهگیر روسی ، کارنامه به نسبت قابل قبولی در جنگ میان هند و پاکستان ( توسط نیروی هوایی هند) و جنگ طولانی میان ایران و عراق ( توسط نیروی هوایی عراق ) و حتی عملیات طوفان صحرا ( که درجریان آن اسکادران های ایگل نیروی هوایی عربستان و ایالات متحده تلاش زیادی برای ساقط کردن آن به کار بستند ) از خود برجای گذاشت . اما در حالی که فلسفه طراحی فاکس بت برای کارشناسان بلوک غرب یک موضوع ناشناخته بشمارمی آمد ، فرار ویکتور بلنکو با یکفروند میگ-25 به ژاپن ، هدیه ای باد آورده برای ناتو وبویژه نیروی هوایی ایالات متحده محسوب میشد . بلنکو با جنگنده محرمانه خود بسوی فرودگاه هاکوداته ژاپن پرواز نمود و پس از جاگذاشتن فانتوم های ژاپنی که برای رهگیری وی به پرواز درآمده بودند ، در خاک این کشور فرود آمد و در عین ناباوری ، دفترچه راهنمای خدمه را نیز در اختیار کارشناسان نظامی غرب گذاشت . حال که چنین هدیه ای شگفت آور از لبه فناوری نظامی شوروی در اختیار غرب قرار گرفته بود ، تحلیلگران غربی می بایست از این فرصت استفاده می کردند و همین گونه نیز شد . رادار سافایر-25 کارشناسان نظامی ژاپنی و آمریکایی بسرعت سامانه های حساس الکترونیک ، پیشرانه ها را از بدنه اصلی جدا کرده و به بررسی آن پرداختند . چنین وضعیتی برای نیروی هوایی شوروی یک فاجعه محسوب میشد ، اما بر خلاف انتظارات ، پاسخ روسها نه با تسریع روند بازگشت این جنگنده ، بلکه با تسریع روند برنامه ارتقاء فاکس بت داده شد ، به شکلی که فناوری های توسعه داده شده برای گونه جدید ، به هیچ عنوان تشابه مشخصی با فناوری که اینک توسط بلنکو در دست غرب قرار داشت ، نداشته باشد . بنابراین ، دفتر طراحی میگ که شکاف حاصله از عیان شدن فناوری نمونه های اولیه فاکس بت را مشاهده نمود ، بسرعت دست به نوسازی گسترده در سامانه های الکترونیک و تسلیحاتی آن زده که نتیجه آن ، تولید گونه MIG-25PD بعنوان یک جنگنده بسیار پیشرفته نسل چهارم بود . براساس اطلاعات موجود ، یک تغییر اساسی در سامانه تشخیص دوست از دشمن (IFF) ، سیستم های اویونیک و ناوبری صورت گرفت . ظهور بمب افکن های جدیدی نظیر تورنادو ( راست ) و اف-111 ( چپ ) معرف تاکتیک جدید بلوک غرب برای اجرای حملات هوایی در ارتفاع پایین بود بااین حال ، شاید برجسته ترین تغییر صورت گرفته در نمونه جدید فاکس بت ، ادغام رادار جدید سافایر-25 ( Sapphire-25) بعنوان یک رادار رهگیر پالس داپلر با بدنه قدیمی بود که بعنوان گل سرسبد فناوری الکترونیک روسی ، می بایست روی نسخه بعدی فاکس بت ، یعنی میگ-31 قرار می گرفت . این رادار با قابلیتهای جدیدی نظیر نگاه به پایین – شلیک به پایین به خلبان اجازه میداد تا با اهداف متخاصم زیر ارتفاع پروازی خود درگیر شود و به این ترتیب ، از مهمترین مزیت خود یعنی سقف ارتفاع پرواز بالا ، بطور کامل بهره ببرد . این مزیت با توجه به تاکتیکهای پرواز در ارتفاع پایین اسکادرانهای بمب افکن نیروی هوایی ایالات متحده که با ورود گونه هایی نظیر اف-111 ، بی-1بی و همتای اروپایی آنها ، تورنادو ، شکل جدیدی بخود گرفته بود ، بصورت شگرفی ، دست بالا را برای نیروی هوایی شوروی ایجاد می نمود . پی نوشت : 1- ادامه دارد ............... 2- ادغام تمامی تاپیکها و پستهای مرتبط با میگ-25 .. نوزدهم اسفند سال یکهزار و سیصد و نود هشت خورشیدی صرفاً برای میلیتاری / مترجم MR9 
  11. 19 پسندیده شده
    شرکت روسی روسبل سالها انواع مختلف بالون های فریب ادوات مختلف ارتش روسیه را طراحی و تولید کرده است که شاید سامانه اس 300 از معروفترین تولیدات این شرکت باشد همچنین این شرکت نمونه هایی از جنگنده میگ 31 و یا تانک های درخدمت این کشور نیز تولید کرده است جالب است بدانید این شرکت برای شبیه سازی بیشتر و احتمال تشخیص سخت تر توسط دشمن از سامانه های تولید حرارت وهمچنین انتشار دهنده امواج نیز در این بالون های فریب استفاده کرده است..شرکت های چینی نیز به تازگی نسخه ای از سامانه پانتسیر روسی معرفی کرده است کشوری همچون سوریه که ازکاربران این سامانه میباشد و در نبرد اخیر تعدادی از این سامانه که درخطوط اول نبرد فعال بودند مورد هدف پهباد های ترک قرار گرفته است میتواند از این شیوه فریب که سابقه استفاده گسترده در ج ج2 و همچنین یوگسلاوی را دارا میباشد برای افزایش احتمال گمراه سازی و فریب ارتش ترکیه استفاده نماید...
  12. 18 پسندیده شده
    بخش دوم و پایانی : ژن نسل چهارم برای روباه مکّار روسی رویکرد جدید نیروی هوایی روسیه به رهگیرهای پرسرعت برای رویارویی با غرب عطف به ظهور بمب افکن های تاکتیکی جدیدی نظیر تورنادو و اف-111 ، جایی که گونه های قدیمی تر فاکس بت ، قابلیت تشخیص هواگردهای رزمی مهاجم با ارتفاع پروازی 500 متر از سطح زمین ، بدلیل بازتاب امواج رادار را نداشتند ، با عملیاتی شدن رادار سافایر-25 بر روی گونه MIG-25PD ، اینک خدمه نیروی هوایی شوروی قادربودند تا اهداف پروازی را در حداقل ترین ارتفاع ممکن ( بنا بر اعتقاد برخی منابع ، 50 متر ) شناسایی و با آن درگیر شوند . علاوه براین ، حسگرهای جدید اضافه شده به گونه جدید فاکس بت روسی ، بدان اجازه می داد تا اهداف را در فاصله به نسبت دورتری کشف و از ارتفاع 30 کیلومتری ( در حالی که قبلا این رقم به 27 کیلومتر محدود می شد ) با آن درگیر شود . ضمن اینکه میگهای جدید روسی با اضافه شدن یک جستجوگر مادون قرمز که مشخصه جتهای نسل چهار این شرکت نیز بشمارمی آمد ،می توانست بدون روشن کردن رادار وبه تبع آن ، قرار دادن اثر انگشت راداری خود به گیرنده های دشمن ، با اهداف متخاصم در بردهای کوتاه تری درگیر شود . پیشرانه تومانسکی R-15BD-300 با توجه به این ارتقاء ها ، فاکس بتهای سری PD می بایست به تسلیحات قدرتمندتری نیز مسلح شوند ، به همین دلیل قابلیتهای موشک R-40 نیز بهبود پیدا کرد و به شکل مشخص ، نمونه های جدید با سرجستجوگر مادون قرمز و انواع هدایت راداری نیز وارد خدمت گردید . همزمان با این ارتقاءها ، نصب پیشرانه های R-15BD-300 نیز موجبات بهبود عملکرد پروازی هواگرد فوق را فراهم بخشید . براساس اطلاعات موجود نیروی هوایی اتحاد شوروی ، نزدیک به 150 فروند گونه PD را وارد سازمان رزم خود نمود ، هر چند آخرین فناوریهایی که توسعه می یافت در نهایت می بایست بر روی گونه PDS مورد استفاده واقع می شد . تحلیلگران نظامی در دهه هفتاد و هشتاد میلادی بر این اعتقاد قرار داشتند که کد واژه PDS بیشتر برای باز تشخیص فاکس بتهای موجود مجهز به حسگرها ، اویونیک و سامانه تشخیص دوست از دشمن و مهمات جدیدتر از نمونه ای که ویکتور بلنکو به ژاپن فراری داد ، مورد استفاده قرار می گیرد . بدین معنی که اضافه شدن حرف “S” به انتهای دو حرف “PD” به معنای نمونه ارتقاء یافته وارد شده به خدمت بود ، در حالی که سایر گونه ها ، نظیر نسخه MIG-25RR برای اجرای ماموریتهای نمونه برداری رادیو اکتیو حاصله بر فراز میدان های تیر آزمایش سلاح های هسته ای چین و گونه BM به معنای نسخه سرکوب دفاع هوایی دشمن (SEAD) در خدمت قرار داشت . گونه دوم ( BM) به تعداد 40 فروند تولید شد و به صورت اختصاصی به مهمات دورایستای KH-58 و KH-31 مسلح شدند . با این وصف ، در میان تمامی نمونه های تولید شده از فاکس بت ، گونه رهگیر PD ، توانمند ترین بشمار می آمد . راست : MIG-25PDS چپ : MIG-25 BM شاید یکی از نکات جالب توجه در کارنامه رزمی میگ-25 ، این است که به تقریب گونه های بشدت ارتقاء یافته روسی ، اوکراینی این جنگنده هرگز فرصت ورود به میدان جنگ را پیدا نکردند ، در حالی که قابلیتهای آنان از نمونه های تحویلی به نیروی هوایی سوریه و عراق که به ترتیب در اوایل و اواخر دهه هشتاد و اوایل دهه نود میلادی روبروی همتایان غربی خود ( نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران ، نیروی هوایی اسراییل و ایالات متحده ) قرار گرفتند ، بسیار بالاتر بود . به اعتقاد تحلیلگران حوزه رزم هوایی ، فقدان قابلیت نگاه به پایین در فاکس بتهای عرب ، توانایی آنها را در هدف قرار دادن جتهای آمریکایی اف-14 و اف-15 بشدت محدود نموده بود و این به نوبه خود ، خدمه را در استفاده از پتانسیل مهمات محمول خود ، بسیار کاهش میداد . علیرغم تمامی این موارد ، رهگیرهای روسی از گونه های PD و PDS نه تنها به نسبت همتایان عرب خود از فناوری بالاتری سود می بردند ، بلکه ساختار آموزشی برتر و سیستم فرماندهی و کنترل مطلوب تر و در نهایت کمیت افزون تری را به منظور مقابله با مهاجمان در اختیار داشتند . به همین دلیل ، با توجه به هزینه های بسیار بالای نگهداری و عملیاتی نگاه داشتن این هواگردهای رزمی ، هیچ مشتری خارجی به غیر از لیبی ، قادر به خرید و کاربرد این جنگنده ها در اسکادران های بزرگ نبود . به این سبب ، درصورتی که اتحاد شوروی عمر بیشتری را بلحاظ سیاسی تجربه می نمود ، به احتمال زیاد ، اسکادران های فاکس بت ، مدت طولانی تری رابخدمت ادامه میدادند و شاید هم با ورود نسل بعدی خود ، با نمونه های جدیدتر بصورت ترکیبی مورد استفاده قرار می گرفتند . اما با فروپاشی اتحاد شوروی و کمبود شدید بودجه برای عملیاتی نگاه داشتن ناوگان عظیم نیروی هوایی ، ارتش جدید روسیه بدلیل هزینه بالای نگهداری از نسخه PD و توانایی محدود ان در مقایسه با جتهای جدیدتر و سبک تر سوخو-27 و میگ-31 ، بالاجبار همه هواگردهای موجود را بازنشسته و بصورت ذخیره درآورد . این مساله با استراتژی جدید ارتش این کشور بر توسعه سامانه های دفاع هوایی زمین پایه و همچنین وضعیت نابسامان اقتصاد این کشور پس از تجزیه نیز همزمان شد . با این حال ، شایعاتی وجود داشت که گونه های شناسایی و ضربتی فاکس بت همچنان در خدمت بوده و تنها در اوایل دهه نخست قرن بیست و یکم ، ابتدا گونه BM و سپس نسخه های شناسایی آن در اوایل 2013 بازنشسته شدند . علیرغم فراز و نشیبهای فراوان ، هم اکنون تنها نیروی هوایی الجزایر به عنوان تنها کاربر فعال فاکس بت شناخته می شود و اخباری نیز در دست است که به کمک اوکراین ، فاکسبتهای الجزایری به استانداردهای جتهای نسل چهار ، ارتقاء داده شده اند . پی نوشت : 1- بن پایه صرفاً برای میلیتاری / مترجم MR9 
  13. 18 پسندیده شده
    زره کوبهای ارتش عربی سوریه زره کوب SU-100 ارتش سوریه از جمله دارایی های ارتش عربی سوریه در سلسله نبردها با رژیم صهیونیستی، زره کوب ها بودند. براساس منابع، ارتش سوریه 3 نوع زره کوب در زمان جنگ با اسرائیل در خدمت داشته است که شامل 1- زره کوب StuG III ساخت آلمان نازی2- زره کوب Jagdpanzer IV ساخت آلمان نازی 3- زره کوب SU-100 ساخت شوروی زره کوبهای StuG III و Jagdpanzer IV از جمله تجهیزات ساخت آلمان نازی بودند که در طول جنگ جهانی دوم در اروپا و شوروی حضور داشتند. بعد ازپایان یافتن جنگ جهانی دوم هنوز تعدادی از این زره کوب ها در کشورهای مانند چکسلواکی، فرانسه، نروژ، یوگسلاوی و شوروی وجود داشتند. بخشی از این زره کوبهای به جای مانده از آلمان نازی توسط کشورهای پیروز جنگ مانند شوروی به ارتش عربی سوریه به عنوان یک همپیمان اهدا شد. با شروع جنگ شش روزه ارتش سوریه، زره کوب های المانی به همراه دیگر تجهیزات نظامی خود را در ارتفاعات جولان مستقر کرد. که با حمله اسرائیل به این منطقه تمامی زره کوبهای آلمانی ارتش سوریه از بین رفت و تعدادی از زره کوبهای StuG III به دست ارتش اسرائیل افتاد. استفاده از زره کوبها در موقعیت های ثابت از جمله دلایل ناکارآمدی انها در نبرد با اسرائیل بود. ارتش سوریه اخرین کاربر این زره کوبها بود و اخرین نبرد انها بعد از جنگ جهانی دوم نبرد شش روزه بوده است. زره کوب های StuG III مسلح به توپ 7.5 سانتی متری KwK 40 و زره کوبهای Jagdpanzer IV مسلح به توپ 7.5 سانتی متری KwK 42 و توپ 7.5 سانتی متری KwK 42 بودند. احتمالا ارتش سوریه 28 دستگاه زره کوب StuG III Ausf. G و 6 دستگاه زره کوب Jagdpanzer IV در دو مدل با توپ های KwK 42 و KwK 42 را در اختیار داشته است. رژه زره کوبهای StuG III Ausf. G ارتش سوریه برخی از زره کوبها StuG III ارتش سوریه در بخش دهلیز فرماندهی مجهز به مسلسل احتمالا مدل MG 34 بودند خدمه سوری زره کوب StuG III زره کوب های StuG III منهدم شده و یا رها شدی ارتش سوریه در جولان زره کوب Jagdpanzer IV ارتش سوریه زره کوب Jagdpanzer IV ارتش سوریه در منطقه جولان علاوه بر زره کوبهای المانی ارتش سوریه مجهز به 80 دستگاه زره کوب SU-100 بود که انها را از شوروی تحویل گرفته بود. ارتش سوریه از این زره کوب ها هم در نبرد شش روزه و هم در نبرد یوم الکیپور استفاده کرد. علاوه بر سوریه در نبرد یوم الکیپور مصری ها نیز از زره کوبهای SU-100 بر علیه نیروهای اسرائیلی استفاده میکردند. زره کوبهای SU-100 مسلح به توپ 100 میلیمتری D-10S بودند. زره کوب SU-100 ارتش سوریه ستون های زرهی درهم شکسته شده ی ارتش سوریه در نبرد یوم الکیپور
  14. 18 پسندیده شده
    شکار و شکارچی تانک ابرامز ارتش امریکا متعلق به لشکر 3ام پیاده نظام، تیپ 1ام زرهی، گردان 1-64 زرهی، گروهان چارلی در کنار تانک تی-72 منهدم شده ارتش بعث عراق در نبرد شهرک محمودیه بغداد - 3 اوریل سال 2003 میلادی یک تانک تی-72 دیگر عراقی در خیابانهای شهرک محمودیه بغداد که توسط تانک های ابرامز منهدم شده است تانک تی-72 منهدم شده دیگر عراقی در شهرک محمودیه از دید راننده تانک ابرامز_ سربازان ارتش امریکا گزارش کرده اند در نبرد شهرک محمودیه گاهی فاصله درگیری تانک ها با یک دیگر کمتر از 15 متر بود با این حال ارتش امریکا در این حمله متحمل تلفاتی نشد.
  15. 17 پسندیده شده
    دومین اژدهای پنهانکار سال 2020!!!! جدیدترین جنگنده J-31 با استتار رسمی نیروی هوایی چین براساس تازه ترین تصاویر منتشرشده ، جنگنده نسل پنجم شنیانگ جی-31 پس از سالها ،برای اولین بار با استتار رسمی نیروی هوایی ارتش آزادیبخش چین ( PLAAF) در رصد چشمان کنجکاو ناظران نظامی قرار گرفت و با توجه به چهارچوب رفتاری نیروی هوایی این کشور ، برخی براین اعتقادند که جی-31 ، بصورت عملیاتی وارد خدمت شده است . این جنگنده دو موتوره با شناسه FC-31 نیز شناخته میشود ، لقب معینی را از سوی نیروی هوایی چین بخود نمی بیند ،اما پس از معرفی جنگنده سنگین جی-20 ، دومین هواگرد رزمی با قابلیتهای پنهانکاری در کلاس میان وزن محسوب می شود که در سال جاری میلادی (2020) به مرحله تولید نمونه اولیه رسیده است . پیش ازاین ، نیروی هوایی چین با معرفی جی-20 در مارس 2017 ، در کنار اف-35 و اف- 22 ارتش ایالات متحده ،به تنها دارنده جنگنده های پنهانکار مبدل گردید . در این میان ، بر خلاف جی-20 که توسط یک شرکت دولتی و منحصرا" برای خدمت در نیروی هوایی چین توسعه پیدا نمود ، آینده جی-31 با قطعیت کمتری روبرو است . با توجه به این امر ، برای مدتهای طولانی این مساله که آیا فرماندهان نیروی هوایی چین اصولاتمایلی برای بخدمت گیری این هواگرد داشته یاخیر و اینکه جی-31 صرفا" برای بازارصادراتی تولید شده ، برای ناظران نظامی مشخص نبود ، در حالی که به شکل همزمان ، احتمال توسعه این هواپیما به یک نمونه دریاپایه بعنوان مکملی برای جنگنده برتری هوایی جی-15 نیز بارها مطرح گردید . با وجود همه احتمالات ، این مساله که آیا جی-31 وارد سازمان رزم نیروی هوایی چین خواهد شد یا خیر را میتوان به کلاس وزنی این جنگنده نیز مرتبط دانست . جی-31 با توجه به کاراکترهای منتشرشده آن ، یک هواگرد رزمی میان وزن بشمار می رود و توجه به این واقعیت که نیروی هوایی چین با قرار گرفتن در ردیف دارنده دومین ناوگان جتهای رزمی و بزرگترین ناوگان جنگنده ای رزمی سنگین ، تا قبل از معرفی جی-31 ، فاقد هواگردهای رزمی میان وزن بود ، خود جای ابهام بزرگی را ایجاد می نمود . بنابراین ، در حالی که جایگاه جی-20 در نیروی هوایی چین مشخص بوده و تثبیت شده و میتواند براحتی جایگزین نمونه های قدیمی تر نسل چهار نظیر سوخو-27 و جی-11 گردد ، جت رزمی جی-31 برای جایگزینی جنگنده های سبک وزن این نیرو نظیر جی -7 و J-10A ، مقداری گران قیمت به نظر می رسد ، ضمن اینکه در بدو امر ، کارشناسان معتقدند که قابلیت جایگزینی جتهای جی-11 را نیز نخواهند داشت . با این وصف ، در حالی که روسیه و ایالات متحده با تولید تعداد قابل توجهی از جنگنده های چند ماموریته میان وزن خود نظیر میگ-29 واف-18 بازار تسلیحاتی را در اختیار دارند ، نیروی هوایی چین در این حوزه ، عملا" حرفی برای گفتن نخواهد داشت . بدین ترتیب ، در حالی که ماهیت دقیق برنامه جی-31 یا ماموریتهای محوله به آن ، هنوز در پرده ای از ابهام قرار دارد ، این احتمال دوراز ذهن نخواهد بود که نیروی هوایی چین درصدد است تا جی-31 را بطور کامل جایگزین اسکادران های رهگیر J-8II عملیاتی نموده و یک هواگرد جدید مجهز به حسگرهای پیشرفته تر ومسلح به مهمات موثرتری نظیر PL-15 را بخدمت گیرد . به اعتقاد تحلیلگران نظامی ، احتمال دیگری که برای جی-31 حدس زده میشود ، وجود یک برنامه آینده نگرانه تر برای گسترش کمّی ناوگان نیروی هوایی چین وایجاد اسکادران های جدید در این نیرو است . در هرصورت ، ورود جی-31 به سازمان رزم نیروی هوایی چین موجب شده تا این نیرو حداقل ، سه خانواده اصلی در حوزه پیشرانه های نظامی را در خدمت داشته باشد . نسل نخست شامل پیشرانه WP-7 برای جنگنده های قدیمی تر J-7 ، J-8 ، و نسل دوم پیشرانه های WS-10 و AL-31 برای هواگردهای J-16 ، J-15 ، J-11 ، J-10 و J-20 است . با توجه به قابلیتهای تعریف شده برای جی-31 ، هیچکدام از این پیشرانه ها ، با این جنگنده سازگار نیست ، چنانکه استفاده از WP-7 برای پیکربندی دوموتوره جی-31 بسیار ضعیف بوده و پیشرانه های WS-10 و AL-31 نیز تناسبی با این هواگرد ندارند . در نتیجه ، نیروی هوایی چین می بایست یک کلاس جدید از موتورهای هوایی را برای این جنگنده در نظر گیرد که این خود نیز فشار مضاعف لجستیکی را برPLA تحمیل خواهد نمود. پی نوشت : 1- تا این لحظه ( 27 اسفند 98 ) انجمن میلیتاری فاقد تاپیک اختصاصی برای جی-31 بود ، علیرغم چنین مساله ای ، با تجمیع تمامی پستهای مرتبط در انجمن ، تاپیک اختصاصی برای این هواگرد ایجاد شد . 2- بن پایه صرفاً برای میلیتاری / مترجم MR9 
  16. 16 پسندیده شده
    «مهران عزیزانی» به شهدای مدافع حرم پیوست به گزارش گروه حماسه ومقاومت خبرگزاری فارس، مدافع حرم مهران عزیزانی که با آغاز جنگ سوریه به این کشور هجرت کرده بود تا مقابل تروریست های تکفیری در کنار دیگر مجاهدان از حرم حضرت زینب(س) دفاع کند سرانجام پس از سه هفته اسارت در دست شقی ترین و وحشی ترین گروهک تروریستی جبهه النصره به شهادت رسید. اخبار دیگر از سوریه گشت های روسیه و ترکیه در جاده ام 4 شروع شده است و چندین مورد جلوی ماشین های روس رو گرفتن بریدن جاده توسط تروریست ها یک کلیپ از تهدید های تروریست ها و گفتن اینکه روس ها مجوس هستن https://twitter.com/i/status/1240032826159923200 https://twitter.com/i/status/1239633882657497088 تصاویر کمپ نیروهای ترکیه در کنار تروریست های القاعده در ادلب 9 سال از جنگ سوریه میگذره و تصاویری از جنگجویان انقلابی صهیونیستی من کسی بودم که میگفتم مخالفان سوری ولی کار به جایی رسیده است که هیچ نشانی از مخالفت سیاسی دیده نمی شود و تنها خوی وحشی گری و ویرانگری دیده می شود جنایت به نام پرودگاری که ظالم نیست به حق که بعضی ایات قرآن رو عینی شاهد هستیم https://twitter.com/i/status/1239529314724589568 رهبر احرار الشام ، "ابو احمد" ، صبح امروز بر اثر انفجار IED کاشته شده در اتومبیل خود در روستایی در نزدیکی شهر جیسر الشغور کشته شد. اثار باستانی سرقت شده سوریه در موزه ترکیه سوخو 35 اس روسیه در جنگ سوریه جنگنده Su-35S قبل از عزیمت در پایگاه هوایی خیمیم. ویروس کرونا در سوریه
  17. 16 پسندیده شده
    جنگ سوریه .... سازمانها ، گروهها و شخصیت های تاثیر گذار جنگ سوریه به مانند سایر جنگ ها دارای ویژ گی های خاصی است که یکی از این خصوصیات ظهور و حضور گروهها ،سازمانها و شخصیت های قدر تمنددر صحنه جنگ هستند که هرکدام به نوبه خود دراین جنگ فاجعه بار داری نقش و تاثیر بودند که اغلب آنها از طرف کشورها مختلف چه از نظر سیاسی-رسانه ای ومالی مورد حمایت قرار میگیرند با توجه به تاثیر گذاری همه جانبه این جنگ بر معادلات منطقه وجهان شناخت این عناصر مهم امری ضروری وبدون شناخت انها فهم وضعیت جنگ امکان پذیر نیست در نظر دارم به صورت سلسله وار به این بخش کمتر شناخته شده بپردازم. 1. المرصد السوری لحقوق الانسان رامی عبد الرحمن دیدبان حقوق بشر سوری و رامی عبدالرحمن از ان دست پدیده های اگر نگوییم بی نظیر ولی کم نظیر در جنگ سوریه است . داستان زمانی جالب می شود که رامی عبدالرحمن اسم مستعار این شخص می باشد . همان طور که خودش ادعا میکند از زمانی که 15 ساله بوده این نام رو انتخاب کرده وبه جهت مخفی کردن هویت واقعی خود وانجام فعالیت های سیاسی اقدام به چنین کاری کرده است. اما نام حقیقی این شخص" أسامة علي سليمان " معروف به الکردی از اهالی شهر بانیاس استان طرطوس ولی خانواده او اصالتا از شهر اعزاز استان حلب سوریه وسنی مذهب(وبرخی منابع علوی) هستند فاقد مدرک دانشگاهی می باشد (احتمالا زیر دیپلم) همچنین هیچ گونه مدرک ویاآموزشی در زمینه روزنامه نگاری ندیده است. . همسر او خانم " عتاب رخامية " از شهر بانیاس و خانواده همسر او داری گرایش به "اخوان المسلمین سوریه " می باشند. او در شهر بانیاس در یک سینما نزد شخصی بنام "أبو العبد الشاري" بعنوان کارگر خدمات نظافت مشغول به کار بود. یکی از برادران " أحمد علي سليمان " کارمند شرکت نفت سوریه وبرادر دیگر "محمدعلي سليمان" عضو اخوان المسمین سوریه " ودریونان زندگی میکند. در مصاحبه با رسانه ها ادعا میکند که تمامی اعضای خانواده او ارتباط با او را بدلیل ترس و یا تشکیک در نوع فعالیت او قطع کرده اند. از طریق کشور آلمان راهی انگلیس می شود و درسال2000 میلادی از انجا پناهندگی سیاسی میگیرد.سپس در شهر کاونتری انگلیس ساکن می شود و یک رستوران "شاورما (کباب ترکی)" دایر میکند . شکل گیری وظهور دیدبان حقوق بشر سوری درسال 2006 میلادی اقدام به تاسیس "دیدبان حقوق بشر سوری " مینماید که درابتدای کار چندان مورد توجه قرار نمیگیرد. ولی با شروع بحران سوریه شاهد توجه رسانه غربی وعربی به دیدبان حقوق بشر احتمالا بخاطر نقل اخبار به دو زبان عربی وانگلیسی و حضور پیاپی "رامی عبدالرحمن" در رسانه ها و پوشش اخبار از داخل مناطق درگیری سوریه بودیم او ادعا میکند این اخبار نتیجه همکاری بیش از 200 نفر فرد فعال که او انها را "جنگجویان بی سلاح حقوق بشر ( مقاتلون ليس بالسلاح وإنما بحقوق الإنسان ) و از طریق اسکایپ با انها در ارتباط است از سراسر سوریه جمع آوری میشود و می گوید برای جمع آوری خبر فقط به یک لپتاپ ویک تلفن موبایل نیازدارد نه بیشتر . مسئول رسانه ای مرکز حقوق بشر خاورمیانه و شمال افریقا "جیمز لینش" اعتراف میکند که از سال 2007 با "دیدبان حقوق بشر سوریه" در ارتباط بوده و بصورت منظم در حال تبادل اطلاعات هستند. شکل گیری وتاسیس دیدبان حقوق بشر خالی از اشکال نبود ودر ایی میان با دیگران دچار اختلافات شدیدی شد یکی از از افراد شخصی است بنام "مصعب عزاوي " می باشد که از شدید ترین منتقدین او است و رامی عبدالرحمن رو فردی فاقد مصداقیت معرفی و در نتیجه این اختلافات خود اقدام به تاسیس دیدبان حقوق بشر با نام "syriahr.org " در شهر لندن نمود اما سرچشمه اختلافات او با رامی عبد الرحمن از انجایی اغاز میشود که " مصعب عزاوی" "رامی عبدالرحمن "رو به سرقت ومصادره ی دیدبان حقو ق بشر اصلی syriahr.com از طریق تغییر رمز عبور ( username - Password ) می نماید واین اختلافات آنقدر بالا میگیرد که به رسانه ها کشیده شد. اما این همه داستان نیست دربین گروهها وشخصیت های مخالف سوری او چندان محبوب نیست وبارها از طرف آنها به حمایت وجانبداری از گروههای کرد" متهم و از نحوه فعالیت او همچنین جهت گیری خبرها مورد انتقاد قرار گرفته است . او همچنین به حمایت مالی از طرف سازمان های اطلاعاتی انگلیس ودفتر رسانه ای وزرات خارجه متهم است. حتی گفته میشود که گرفتن اقامت او در انگلیس به واسطه یک حزب کرد بنام " وحدت دمکراتیک کردی( حزب الوحدة الديمقراطي الكردي ) " انجام شده است. در سال 2013 نیویورک تایمز گزارش داد که رامی عبدالرحمن از اتحادیه اروپا و یک کشور اروپایی کمک دریافت کرده است اما درباره نجوه پوشش خبرها و درستی اخبار دیدبان حق بشر نیز با دیده شک وابهام نگریسته میشود خیلی ها اورا به جمع آوری اخبار از پیج های فیسبوک مخالفین معروف " تنسیقیه الثوره السوریه ( شبکه هماهنگی انقلاب) " و باز نشر انها از طریق دیدبان حقوق بشر میکند در نمونه دیگر "روزنامه لوموند فرانسه" به تفاوت ارقام اشاره میکند در جهت کاهش اعداد کشته شدگان (متهم به مماشات با نظام ) و همچنین درباره نحوه پوشش اخبار و تقسیم بندی گروه های مخالف حکومت سوریه به" لیبرال سکولار اسلام گرا " از او انتقاد میکند . برخی دیگر از رسانه های معارضان سوری مثل شبکه "اورینت " او را به جانبداری از حکومت سوریه از طریق تاکید زیادی او بر کشته های طرفدارن نظام و مخصوصا علوی ها متهم میکند و اینکه کمتر بر کشته های اهل سنت متمرکز میشود. یکی از شخصیات های مشهور لبنان " انیس نقاش " اذعان می نماید اخباری که تحت عنوان دیدبان حقوق بشر منتشر میشود در حقیقت نتیجه جمع اوری اطلاعات پایگاه جاسوس انگلیس در بخش یونانی "ترودوس قبرس" می باشد. و درواقع دیدبان حقوق بشر یک پوشش برای نشر این اطلاعات می باشد. ادامه دارد........................... منابع: http://www.nabilfayad.com/مقالات/549-نبيل-فياض-حقيقة-تاريخ-الحقوقي-رامي-عبد-الرحمن.html https://al-akhbar.com/Arab/64615 https://ar.wikipedia.org/wiki/المرصد_السوري_لحقوق_الإنسان https://www.skynewsarabia.com/middle-east/10660-عبدالرحمن-راصد-الحدث-السوري https://www.zamanalwsl.net/news/article/56443/ https://www.almodon.com/arabworld/2014/12/19/المرصد-السوري-لحقوق-الإنسان-ظاهرة-تستحق-التشكيك http://syrianownews.com/index.php?p=53&id=2752 https://www.nytimes.com/2013/04/10/world/middleeast/the-man-behind-the-casualty-figures-in-syria.html
  18. 15 پسندیده شده
    به نام پروردگار رحمان و رحیم دو قدم مانده به خندیدن برگ یک نفس مانده به ذوق گل سرخ چشم در چشم بهاری دیگر تحفه ای یافت نکردم که کنم هدیه تان یک سبد عاطفه دارم همه ارزانی تان... عید نوروز بر شما مبارک الحمدلله ، یکسال دیگر از عمر همه ما در کنار میلیتاری گذشت ، سال یکهزار و سیصد نود و هشت خورشیدی ، با تمام سختی هایی که داشت ، لحظات آخر خودش را سپری می کند و منتظر آغاز سال جدید خورشیدی هستیم . اگر چه ، همه ایام ، ایام ا... هست و بدی درآن راه ندارد ، اما سالی که از آن عبور کردیم ، برای جامعه ایران ، سال سخت و تلخی بود ، از بلایای طبیعی تا تحریم ها و تلخ تر از همه شهادت حاج قاسم سلیمانی و حادثه تلخ 737 اوکراینی و این اواخر ، مصیبت ویروس کرونا ، همه ما را در معرض آزمون هایی قرار داده و میدهد که تاب تحمل آن ، شاید تنها از کالبد ملت ایران که در کوره حوادث پر فراز و نشیب تاریخ ، آبدیده شده بر می آید . اما همچنان چشم امیدبه رحمت الهی داریم . با این حال ، سال 98 برای میلیتاری ، سال به نسبت با موفقیتی همراه بود ، باتوجهات مدیران محترم ارشد انجمن ، بالاخره صفحه اول انجمن مجدد راه افتاد ، میلیتاری صفحه توییتر خودش را شناخت و مهمترین اتفاق سال ۹۸ برای انجمن ، انتشار مجدد مجله با نام "نآورد" بود که بعد از 7 سال رکورد ، به ویترین تولید محتوای انجمن میلیتاری تبدیل شده . امیدوارم در سایه فضل خداوند رحمان ، این روند همچنان ادامه داشته باشد ... انشا.... سال 1398 این شکلی گذشت سلام ، بهار 98 مبارک !!!!! همه جا سیل اومد !!! صبح بخیر (زلزله شد ) صبح بخیر (کیروش رفت ) صبح بخیر (مشایخی رفت ) صبح بخیر (بهنام صفوی هم رفت ) صبح بخیر (نجفی ، زنش را کشت ) صبح بخیر (سیل آمد ، آنجا را آب برد ) صبح بخیر (طوفان ، فلان جا را کوبید ) صبح بخیر (ترامپ باز هار شد ) صبح بخیر (میخواد جنگ بشه ) صبح بخیر (آخ آخ ، جنگ شد ) صبح بخیر (به نفتکش حمله کردند ) صبح بخیر (آرامکو را زدند ) صبح بخیر (بنزین 3000 تومان ) صبح بخیر (... کل ماه آبان .... ) صبح بخیر ( پرفسور فضل ا... رضا هم رفت ) صبح بخیر (... حاج قاسم را شهید کردند ...) صبح بخیر (عین الاسد را زدیم ) صبح بخیر (الان جنگ میشه ) صبح بخیر (737 اوکراینی سقوط کرد ) صبح بخیر (................... ) صبح بخیر (سیامک رحمان هم رفت ) صبح بخیر ( از میانه بهمن ...... کرونا .......) و...... خیلی های دیگر که در همین یکماه و نیم اخیر از جمع ما رفتند ، انشا... که در جوار رحمت الهی قرار بگیرند انشا..... یک فاتحه برای همه درگذشتگان میلیتاری و ایران در سال گذشته شمسی ======================== پی نوشت : 1- تجمیع تمام تاپیکهای تبریک عید ، ساعت 1:20 بامداد روز جمعه یکم فروردین سال یکهزارو سیصد و نود و نه خورشیدی 2- طراح پوستر برادر عزیز جناب @HRA
  19. 15 پسندیده شده
    اهداف شوروی : جماهیر شوروی هم بررسی هایی برای انجام یک حمله (نامعلوم برای آمریکایی ها) به یک جزیره اصلی ژاپن (هوکایدو) تا آخر آگوست ۱۹۴۵ انجام می داد، که این مسئله برای هر چه زودتر اقدام کردن بر متفقین فشار می آورد. جزیره هوکایدو در اولین سال های جنگ جهانی دوم، اتحاد جماهیر شوروی قصد داشت یک نیروی دریایی سترگ برای مقابله با جهان غرب بسازد. حمله آلمان به شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ این طرح را معلق کرد، چرا که شوروی مجبور بود بیشتر منابع خود را صرف جنگ زمینی با آلمان و متحدانش کند و به این شکل ناوگانش ضعیف باقی ماند. در نتیجه پروژه هولا Hula( آمریکا ۱۰۰ فروند کشتی (از ۱۸۰ فروند برنامه ریزی شده) را برای ورود شوروی به جنگ و نبرد با ژاپن به شوروی منتقل کرد. کشتی های منتقل شده به صحنه نبرد شامل کشتی ها حمل و نقل دوزیست بود. در کنفرانس یالتا (در فوریه ۱۹۴۵) متفقین توافق کردند که شوروی جزایر کوریل و بخش جنوبی جزیره ساخالین را تسخیر کند؛ شوروی بعد از مجموع جنگ هایی با ژاپن در ۱۹۰۴ و ۱۹۰۵ طی توافق نامه پورتس موث جزیره ساخالین را به ژاپن تسلیم کرده بود (البته شوروی هنوز بر بخش شمالی این جزیره حاکمیت داشت) و جزیره کوریل هم طی توافق سنت پترزبورگ در سال ۱۸۷۵ به ژاپن داده شده بود. تصویری از کنفرانس یالتا ژاپنی ها برای دفاع در عملیات های تاج و المپیک، کامیکازه ها را در بخش جنوبی هانشو و کیوشو گذاشته بودند. ما نمی دانیم که ژاپن تا چه اندازه(به لحاظ وسعت) می توانسته جلوی پیاده سازی نیروهای شوروی را در شمالی ترین بخش های خودش بگیرد. برای مقایسه، در نبرد اوکیناوا ۱٫۳۰۰ فروند کشتی متعلق به کشورهای غربی متفقین، اعزام شدند. در مجموع ۳۶۸ فروند کشتی (شامل ۱۲۰ فروند کشتی آبی خاکی) به شدت آسیب دیدند و ۲۸ فروند دیگر (شامل ۱۵ فروند کشتی حامل نفرات و ۱۲ ناوشکن ) -بیشتر توسط کامیکازه ها- غرق شدند. شوروی در مجموع در زمان اعلام جنگ علیه ژاپن، در ۸ آگوست ۱۹۴۵، کمتر از ۴۰۰ کشتی داشت (اغلب آنها برای مقاصد آبی خاکی تسلیح شده بودند. ارتش آمریکا در عملیات سقوط برای موفقیت در حمله به جزایر ژاپن انتظار بیش از ۳۰ لشکر را داشت. برای روشن تر شدن، شوروی در مقایسه با ۱۴ لشکری که بنابر تخمین آمریکا برای حمله به کیوشوی جنوبی لازم بود،‌ حدود ۱۱ لشکر آماده داشت. حمله شوروی به جزیره کوریل (۱۸ آگوست – ۱ سپتامبر ۱۹۴۵) بعد از تسلیم ژاپن صورت گرفت؛ نیروهای ژاپنی مستقر در این جزایر خیلی مقاومت کردند .هر چند که ثابت شد با توجه به تسلیم ژاپن در ۱۵ آگوست، نسبت به این کار بی میل بودند). در نبرد شومشو (۱۸ – ۲۳ آگوست ۱۹۴۵) ارتش سرخ شوروی، ۸٫۸۲۱ نفر نیرو داشت که نه با تانک و نه با کشتی ها جنگی بزرگ پشتیبانی نمی شدند. پادگان ژاپنی ها ۸٫۵۰۰ نفر نیرو و حدود ۷۵ دستگاه تانک در میدان داشت. نبرد یک روز طول کشید (با درگیری های پراکنده که تا ۴ روز بعد از تسلیم ژاپن ادامه یافت) و در طی آن نیروهای تک کننده شوروی بیش از ۵۱۶ نفر و ۵ فروند از ۶ فروند کشتی حمل نفرات را ( که اغلب این کشتی ها قبلا متعلق به آمریکا بود که به شوروی داده شده بود) تحت حملات توپخانه ساحلی ژاپن از دست دادند، در حالی که ژاپن بیش از ۲۵۶ نفر کشته داد. در مجموع تلفات شوروی به ۱٫۵۶۷ نفر و تلفات ژاپن به ۱٫۰۱۸ نفر رسید؛ بنابراین این تنها نبردی در جنگ های بین شوروی و ژاپن در سال ۱۹۴۵ بود که تلفات شوروی بیشتر از ژاپن بود، کاملا بر خلاف آمار تلفات در نبردهای زمینی بین شوروی و ژاپن در منچوری. در طول جنگ جهانی دوم ، ژاپنی ها یک پایگاه دریایی مستقر در پاراموشیورو در جزایر کوریل و چند پایگاه هم در هوکایکو داشتند. از آنجا که ژاپن و شوروی تا زمان اعلام جنگ شوروی علیه ژاپن در آگوست ۱۹۴۵، در یک حالت بی طرفی محتاطانه بودند، ناظران ژاپنی که در سرزمین های تحت حکومت ژاپن در منچوری، کره، ساخالین و کوریل بودند، مرتبا وضعیت بندر ولادیووستوک و دیگر بنادر اتحاد جماهیر شوروی را پایش می کردند. مطابق گفته های توماس ب.آلن و نورمن پولمار شوروی نقشه هایی با جزییات را برای حمله به شرقی ترین نقاط آماده کرده بود. البته برای هوکایدو نقشه های کامل فقط در ذهن استالین وجود داشت، چرا که او احتمالا علاقه ای به گرفتن منچوری و حتی هوکایدو نداشت. حتی اگر استالین تمایل داشت که قلمرواش را تا حد ممکن در آسیا گسترش دهد، باز هم باید بگوییم که تمام تمرکز او بر داشتن ساحل در اروپا بود نه آسیا. تلفات تخمینی: از آنجا که طرح ریزان آمریکایی با این فرض پیش رفته بودند که در این عملیات فقط نیروهای رسمی نظامی امپراتوری ژاپن حضور نخواهد داشت و مردم ژاپن هم جزیی از این عملیات هستند، بنابر دانسته ها تلفات بالا غیر قابل اجتناب بود، اما کسی به قطع نمی دانست تا چه حد. چندین تخمین مطرح شد، اما در تعداد، فرضیات و اهداف بسیار متفاوت بودند، از جمله بعضی از این فرضیات مدافع و برخی مخالف حمله بودند. تلفات تخمینی بعدتر در گفتگوها حول حمله اتمی به هیروشیما و ناکازاکی اهمیت بالایی پیدا کردند. در زمان آماده سازی برای حمله به کیوشوی جنوبی که بخشی از عملیات المپیک بود، سازمان های مختلفی بر اساس عوارض زمین، قدرت و چینش دانسته شده از نیروهای ژاپن به تخمین تلفات پرداختند. وقتی که قدرت نیروهای ژاپن و کارایی ارتش این کشور افزایش پیدا کرد، تخمین ها هم همین روند را پیش گرفتند. در آوریل ۱۹۴۵ کمیته مشترک فرماندهان به صورت رسمی گزارشی(از طرح ریزی) را پذیرفت که در آن بر اساس تجربیات قبلی در اروپا و اقیانوس آرام بازه ای از تلفات ممکن پیش بینی شده بود. با فرض وجود ۷۶۶٫۷۰۰ نفر و لشکرکشی ۹۰ روزه، ارتش ششم بین ۱۴۹٫۰۴۶ نفر (شامل ۲۸٫۹۸۱ مرگ و مفقود) -طبق تجربه اروپا- (۰.۴۲ مرگ و مفقودی و در کل ۲.۱۶ نفر تلفات در هر ۱۰۰۰ نفر در هر روز) و ۵۱۴،۰۷۲ نفر (شامل ۱۳۴٫۵۵۶ مرگ و مفقودی) -بر اساس تجربه اقیانوس آرام- (۱.۹۵ مرگ و مفقودی و در کل ۷.۴۵ نفر تلفات در هر ۱۰۰۰ نفر در هر روز) خواهد داشت. این تلفات شامل تلفات بعد از ۹۰ روز (طرح ریزان آمریکایی قصد داشتند ۱۲۰ روز بعد از روز Xدفاع تاکتیکی را پیش بگیرند) و تلفات در دریا بر اثر حملات هوایی ژاپن نمی شد. برای حمله به کیوشو لازم بود هر ماه ۱۰۰٫۰۰۰ نفر نیرو جایگزین بشود، که البته حتی بعد از برگشت نیروها از جبهه بعد از شکست آلمان هم قابل دسترسی بود. با گذشت زمان، دیگر رهبران آمریکا هم خودشان شروع به تخمین زدن کردند: • زمانی که له می به فرماندهی نیروی ب-۲۹ در گوام منصوب شد، ژنرال لوریس نورستد طی نامه ای به او گفت که اگر حمله ای صورت بگیرد، برای آمریکا تلفاتی نیم میلیون نفری خواهد داشت. • در ماه مه، کارمندان دریادار نیمیتز برای ۳۰ روز اول عملیات المپیک ۴۹٫۰۰۰ نفر تلفات شامل ۵٫۰۰۰ نفر در دریا برآورد کردند. • یک تحقیق انجام شده توسط کارمندان ژنرال مک آرتور بیانگر تلفات ۲۳٫۰۰۰ نفری در ۳۰ روز اول المپیک و تلفات ۱۲۵٫۰۰۰ نفری در در ۱۲۰ روز اول بود. در این تحقیق بنا بر نبرد در مقابل نیروهای ۳۰۰٫۰۰۰ نفری ژاپن گذاشته شده بود. (در حقیقت حدود ۹۱۷٫۰۰۰ نیروی ژاپنی در کیوشو بودند که باعث تلفات ۳٫۰۵ برابری یا ۳۸۱٫۰۰۰ نفری می شد). وقتی ژنرال مارشال درباره این تحقیق پرس و جو کرد، مک آرتور تخمین اصلاح شده ۱۰۵٫۰۰۰ نفری را ارائه کرد که در آن زخمیانی که قادر به بازگشت به میدان جنگ هستند کسر شده بود. • در نشستی با ترومن رئیس جمهور آمریکا، مارشال با تلقی نبرد لوزان به عنوان بهترین مدل برای المپیک، عقیده داشت که آمریکا در ۳۰ روز اول ۳۱٫۰۰۰ نفر و در کل ۲۰٪ ژاپنی ها(شامل کل نیروهای ژاپن) تلفات خواهند داشت. این ما را به تعداد ۷۰٫۰۰۰ نفر تلفات در کیوشو در صورت درست دانستن پیش بینی دریادار لهی مبنی بر وجود ۳۵۰٫۰۰۰ مدافع ژاپنی، می رساند (یا ۱۸۳٫۳۶۵ نفر تلفات در صورتی که ژاپن توان واقعی یعنی ۹۱۶٫۸۲۸ نفر را پای کار بیاورد). دریادار لهی بیشتر تحت تاثیر نبرد اوکیناوا بود و فکر می کرد تلفات آمریکا به ۳۵٪ برسد (در کل ۲۶۸٫۰۰۰ نفر). دریادار کینگ بر این عقیده بود که آمار تلفات چیزی بین نبرد لوزان و اوکیناوا خواهد بود، یعنی بین ۳۱٫۰۰۰ و ۴۱٫۰۰۰ نفر. در بین این برآوردها فقط نیمیتز بود که تلفات در دریا را هم لحاظ کرده بود، هر کامیکازه در نبرد اوکیناوا باعث مرگ ۱.۷۸ نفر و زخمی شدن تعداد مشابهی شده بود و البته سربازانی که از کیوشو اعزام می شدن بسیار بیشتر در معرض این حملات بودند. • رئیس واحد اطلاعات ژنرال مک آرتور سرلشکر چارلز آ.ویلبی در ماه جولای، هشداری مبنی بر تلفات ۲۱۰٫۰۰۰ تا ۲۸۰٫۰۰۰ نفری طی اجرای عملیات آفندی به خط دفاعی ارتش ژاپن در یک سوم ابتدایی مسیر به کیوشو داد. حتی با گرد کردن این ارقام و رسیدن به عدد ۲۰۰٫۰۰۰، به چیزی حدود ۵۰۰٫۰۰۰ نفر تلفات می رسیم که حدود ۵۰٫۰۰۰ نفر آن ها با درمان های سرپایی قادر به برگشتن به میدان جنگ خواهند بود • ارتش ششم آمریکا که کار عمده نبرد زمینی در کیوشو بر عهده آن بود، برآوردش از تلفات ۳۹۴٫۸۵۹ نفر بود که برای خارج از وظیفه کردن این واحد طی ۱۲۰ روز کافی بود، و البته با جریان پشتیبانی گفته شده، ارتش به سختی از پس این تلفات برمی آمد. وزیر جنگ هنری ل.استیمسون گفته بود: ٬به نظر من ما باید در نبرد ژاپن پایانی تلخ تر از جنگ با آلمان رقم بزنیم. ما باید خسارات چنین جنگی را بپذیریم و باید ویرانی بیشتری نسبت به آنچه در آلمان اتفاق افتاد، به ژاپن تحمیل کنیم٬. از روز D(روز پهلوگیری در ساحل نورماندی در ۶ ژوئن ۱۹۴۴)تا روز V-E (روز جشن پیروزی در اروپا در ۸ می ۱۹۴۵)فقط متفقین غربی متحمل ۷۶۶٫۲۹۴ نفر تلفات شدند! • در بهار ۱۹۴۵ نیروهای ارتش تحت فرمان سرلشکر بران ب.سامرول روی طرحی مبنی بر لزوم جایگزینی تقریبا ۷۲۰٫۰۰۰ نفر تا ۳۱ دسامبر ۱۹۴۶ برای جبران آمار مرگ و زخمی های ترک میدان کرده کار می کردند که البته همه شمول بود و شامل حمله به هانشو هم می شد. این برآورد فقط برای نیروهای زمینی و هوایی بود و شامل نیروی دریای و دریاداران نمی شد. • یک مطالعه که برای کارمندان وزارت جنگ و توسط ویلیام شاکلی انجام می شد، برآورد کرده بود که حمله به ژاپن ۱.۷ تا ۴ میلیون تلفات برای آمریکایی ها، شامل ۴۰۰٫۰۰۰ تا ۸۰۰٫۰۰۰ مرگ و برای ژاپنی ها ۵ تا ۱۰ میلیون مرگ داشته باشد. فرضیه کلیدی برای این تخمین شرکت گسترده شهروندان در دفاع از ژاپن بود. • در بخش نامه های نظامی در ژاپن دستوری مبنی بر اعدام تمام اسیران جنگی در صورت مورد حمله قرار گرفتن ژاپن آمده بود. تا پایان جنگ حدود ۱۰۰٫۰۰۰ اسیر جنگی از متفقین در ژاپن بودند. به غیر از دولت، نهادهای دیگر و تشکل های مردمی هم در حال حدس زدن بودند. کایل پالمر خبرنگار لس آنجلس تایمز می گفت که بین نیم تا یک میلیون آمریکایی تا پایان جنگ خواهند مرد. هاربرت هوور طی یادداشتی که به ترومن و استیمسون ارسال کرد و البته محافظه کارانه تلقی می شد، تخمین زد که آمریکا ۵۰۰٫۰۰۰ تا ۱٫۰۰۰٫۰۰۰ نفر مرگ خواهد داشت؛ مشخص نیست که هوور این موارد را در دیدرا با ترومن مطرح کرده یا نه. فرمانده لشکر عملیات ارتش به آن ها گفته بود که این تخمین ها با توجه به طرح فعلی ما برای لشکرکشی خیلی بالاتر از واقعیت هستند. نبرد اوکیناوا با ۸۲٫۰۰۰ تلفات مستقیم از هر دو طرف، یکی از خونین ترین جنگ های منطقه اقیانوس آرام بود: ۱۴٫۰۰۹ نفر از متفقین و ۷۷٫۴۱۷ نفر از ژاپنی ها. نیروهای آمارگیری تعداد ۱۱۰٫۰۷۱ جنازه از ژاپنی ها را سرشماری کردند، البته این آمار شامل اهالی اوکیناوا که لباس سربازان را پوشیده بودند هم می شد. ۱۴۹٫۴۲۵ اوکیناوایی کشته یا مفقود شدند و یا خودکشی کردند که نصف جمعیت ۳۰۰٫۰۰ نفری اوکیناوا مطابق برآوردهای قبل از جنگ بود. این نبرد برای آمریکا ۷۲٫۰۰۰ نفر تلفات در ۸۲ روز به بار آورد که ۱۲٫۵۱۰ نفر از آن ها کشته یا مفقود شدند (به غیر از چند هزار نفری که بعد از جنگ به طور غیر مستقیم و بر اثر جراحات مردند). مساحت جزیره اوکیناوا ۴۶۴ مایل مربع معادل ۱٫۲۰۰ ک م مربع است. اگر تلفات آمریکا در حمله به ژاپن در هر واحد سطح فقط ۵٪ تلفات اوکیناوا می بود، آن ها باید ۲۹۷٫۰۰۰ سرباز از دست می دادند (کشته و مفقود). در مورد ارزیابی این تخمین ها، به خصوص آن هایی که بر پایه قدرت سربازان ژاپنی بودند (مثلا تخمین ژنرال مک آرتور)، باید به حالت دفاعی ژاپنی ها و شرایط آن ها در دفاع توجه کنیم (کارکنان مک آرتور عقیده داشتند که تعداد مدافعان ژاپنی در کیوشو ۳۰۰٫۰۰۰ نفر است). قریب به ۵۰۰٫۰۰۰ نشان قلب بنفش (نشان مخصوص مجروحین جنگ) برای مجروحین حمله به ژاپن پیش بینی و تولید شد. این عدد از تمام تلفات ارتش آمریکا در ۶۵ سال بعد از ج ج ۲ شامل جنگ کره و ویتنام بیشتر است. در سال ۲۰۰۳ هنوز ۱۲۰٫۰۰۰ تا از این قلب های بنفش در انبار مانده بود. واحدهای رزمی در عراق و افغانستان با استفاده از همین قلب های بنفش موجود در انبار، می توانستند فورا این مدال را به سربازان مجروحشان بدهند. تجهیزات موجود برای دفاع : بعد از تسلیم ژاپن تعداد خیلی زیادی تجهیزات به نیروهای مانده در جزایر ژاپن و کره جنوبی تحویل داده شد. با وجود اینکه برنامه جمع آوری برخی از سلاح ها (به خصوص شمشیرها و سلاح های کوچک کمری ) به دلیل مشکلات مربوط به بازار سیاه ممکن بود کارآمد نباشد، مقدار تجهیزات نظامی که برای ژاپن در درون و حومه جزایر در دسترس بود تقریبا به این صورت است : مهمات و وسایل نقلیه گرفته یا تحویل داده شده از ارتش و نیروی دریایی امپراتوری هواگردهای نیروی دریایی و زمینی ژاپن در جزایر ژاپن و کره واحدهای دریایی ژاپن در جزایر ژاپن پایان. با تشکر از جناب @MR9 بابت کمک هایی که برای ترجمه این مطلب کردند. منبع. [تمامی منابع اصلی در منبع مندرجه در لینک، ذکر شده اند.] ترجمه صرفا برای میلیتاری.
  20. 15 پسندیده شده
    بسم الله........ 17 اسفند 1398 سوریها بعد از حملات توپخانه ایی و پهپادی ارتش ترکیه عموم زرهپوشها و ادوات خود را بخصوص در اطراف سراقب در مکان های مسقف پارک کرده اند بخشهای از سلاح های کشف شده در ادلب و حلب خاص ترینشون خمپاره انداز نیمه اتوماتیک 81 م م . احتمالا از نوع 2b9m vasliek دو روز پیش یک جت میگ 29 ارتش سوریه لحظاتی بعد از برخواستن از فرودگاه شیعرات حمص به علت نقص فنی سقوط کرد . این اولین تلفات غیر رزمی میگ 29 سوری ایست کامیونهای زرهی کاماز ارتش سوریه در چند روز گذشته چندین کشتی تدارکاتی روسیه به سمت بنادر سوریه اعزام شدن ویا پهلو گرفته اند . همچنین در یک روز فرود امدن 8 هواپیماهای ایلوشن 72 روسی گزارش شده است گفته شدن این تصویر متعلق به بقایای موشک شلیک شده از پهپادهای ترک است !!!! نمی دونم قبلا همچین تصویری رو دیدم یا نه
  21. 14 پسندیده شده
    لشکر 64 ارومیه - نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران (شمال غرب )
  22. 14 پسندیده شده
    بخش دوم علیرغم تمامی بی توجهی های وزارت هوانوردی آلمان ، ساخت نمونه اولیه در فوریه 1942 آغاز ولی با تاخیرهای پی در پی دایملر برای تحویل پیشرانه DB-603B که به موقع آماده و آزمایش نشده بود ، برنامه هینکل مجدد با مشکل روبرو گردید . برای حل این مشکل ، دایملر پیشنهاد داد که به منظور پیشبرد سریع برنامه ، پیشرانه موجود 603A با جعبه دنده و ملخ های جدید تحویل داده شود . جنگنده FW-190C به پره هایی چهارتایی با قوس داخلی متفاوت نسبت به نمونه های قبلی دقت کنید علت این انتخاب را می توان در این تجربه جستجو نمود که پیش از این ، دایملر با کمی دستکاری در پیشرانه 603C و نصب ملخ های 4 تیغه ای برای جنگنده FW-190C که می بایست در ارتفاعات بالا ، وارد داگفایت شود ، زمینه خوبی را فراهم آورده بود . با این وصف ، پیشرانه های DB-603 تا اوت 1942 وارد خدمت نشدند و نمونه اولیه هینکل تا 6 نوامبر 1942 اولین پرواز خود را به ثبت نرساند. اما کامهابر پس از مشاهده نمونه نخست پروازی هینکل-219 در 19 نوامبر 1942 ، چنان تحت تاثیر مقدورات پروازی این جنگنده قرار گرفت ، میلش را برای تولید هرچه زودتر آن تحت فشار گذاشت ، هر چند میلش که پیش از این طرح هینکل را در ژانویه گذشته رد کرده بود ، از این مساله بشدت عصبانی شد . در این میان ، هینکل-219 علیرغم کاراکترهای رزمی فوق العاده خود ، دچار مشکلات شدید پایداری در پرواز بود ولی هینکل که موقعیت خود را در برابر وزارت هوانوردی و فرمانده اسکادران های شب پرواز لوفت وافه در خطر می دید ، با تعیین یک جایزه نقدی ، مهندسین شرکت را وادار نمود تا براین مشکل نیز غلبه کنند . افسانه راست : پبشرانه BMW-801E چپ : دایملر - بنز 603 با توجه به همه مشکلات ، سرانجام نمونه نخست آماده و پس از اتمام آزمایشهای پروازی به مرحله آرایش تسلیحاتی وارد و در این مرحله نیز هینکل-219 مجدد تغییرات زیادی را بخود شاهد بود ، به گونه ای که تیربارهای دفاعی بخش انتهایی و بالایی بدنه بدلیل ناکارآمدی بطور کامل حذف ولی به جای آن ، تسلیحات نصب شده در بخش جلویی هواگرد تقویت شده و در نهایت امر دو قبضه توپ اتوماتیک ماوزر 20 م.م MG-151 درست در بخش ریشه بال برای آن در نظر گرفته شد . از سویی دیگر ، قوس داخلی ملخ های مورد استفاده نیز افزایش پیدا کرده تا نیازمندی به سامانه تطبیق با نواخت شلیک برای 4 قبضه توپ 20م.م نصب شده در بخش مرکزی بدنه ( بخش شکم هواگرد ) مرتفع گردد . با این اوصاف ، نسخه A-0 تولیدی به یک محافظ ضد گلوله در بخش جلویی کابین مجهز بود که خدمه می توانست بواسطه وجود یک شکاف در میان آن ، هدف گرفته و مبادرت به شلیک نماید . پس از تمامی این اصلاحات ، نمونه HE-219 A-0 به لوفت وافه برای تولید انبوه معرفی گردید . هر چند شدت علاقه نیروی هوایی آلمان به این جنگنده ، تا جایی بود که بسرعت نسخه های V8 ، V7 و V9 تا ژوئن 1943 به منظور تست در شرایط واقعی ، به یگانهای رزمی تحویل داده شدند . توپ اتوماتیک ماوزر 20 م.م MG-151 با نواخت تیر 680 تا 740 تیر دقیقه ، یکی از شاهکارهای شرکت معظم ماوزر محسوب میشد نمونه های اولیه تحویلی به نیروی هوایی بعنوان گونه استاندارد و پایه ، به یک پیشرانه چهارملخه DB-603 ( همزمان مورد استفاده در جنگنده FW-190C ) با لبه ضخیم ، مجهز به هاب فلزی مخروطی مجهز بودند که برای سری V این جنگنده نیز مورد استفاده قرار گرفت . بخش جلویی این هواگرد ( 5 فروند نمونه آزمایشی ) برای نصب رادار یو اچ اف لیختن اشتاین B/C یا C-1 شکافهایی را بخود می دیدند که در نمونه های بعدی ،تغییرات اندکی پیدا نمود . بدنه جنگنده HE-219 نیز ( در سری V) ، بخصوص بخش آسمانه آن ( کانوپی ) دارای سایه بان هایی بود که مانع از دید کامل خدمه به محیط اطراف میشد ، اما این نقیصه در مدل های بعدی با طراحی یک آسمانه به تقریب نیمکره شکل ، بخوبی مرتفع گردید . اما این بخش مجددا" در نمونه آزمایشی شماره 4 به یک قاب فلزی مجهز شد که می بایست وزن حاصله از نصب یک قبضه تیربار بسمت عقب را که در مراحل قبلی ، حذف شده بود ، تحمل کند . برای افزایش قدرت آتش این جنگنده ، ایده نصب سلاح در بخش شکمی و پشتی هواپیما در طراحی بدنه ای که در ماه مه 1943 می بایست به انجام برسد ، پیشنهاد گردید . هر چند این ایده در اصل برای بمب افکن HE-277 که قرار بود برای بمباران ایالات متحده مورد استفاده قرار گیرد ، در نظر گرفته شده بود . بدین معنی که درواقع قرار بود بمب افکن HE-277 مجهز به پیشرانه های BMW-801E به این سلاح های برای دفاع از خود مجهز گردد ولی همزمانی مراحل طراحی این بمب افکن با توسعه HE-219 باعث شد تا در طراحی بدنه تجدید نظر بعمل آمده و ژن بمب افکن دور پرواز هینکل در همان مکان مشابه در بخش انتهایی بدنه ، به جغد آلمانی منتقل گردد ، با این تفاوت که در در بمب افکن هینکل ، این امر برای ایجاد فضای لازم جهت قرار گیری چرخ دماغه و بخش قرارگیری بمب ، نزدیک به دو متر جابه جا شده بود . در نهایت امر ، موقعیتهایی که برای نصب سلاح در نظر گرفته شد ، عموما" بسمت عقب و بصورت یک جفت توپ 20م.م MG-151 شکل گرفت . در این میان ، میلش ، بارها و بارها سعی نمود تا برنامه HE-219 لغو شود تا جایی که این روند به اخراج کامهابر نیز منتهی شد . حتی تولید این جنگنده برای مدت محدودی نیز متوقف گردید ، اما بدلیل اینکه برنامه تولید JU-388 نیازمند مدت زمان بیشتری برای طراحی و تست بود ، با از سرگرفتن فرآیند تولید HE-219 مجددا موافقت گردید . پی نوشت : 1- ادامه دارد .... 2-تاپیک مرتبط قصاب پرنده لوفت وافه صرفاً برای میلیتاری / مترجم MR9
  23. 14 پسندیده شده
    تولید دوربین‌های حرارتی ویژه غربال بیماران کرونایی توسط وزارت دفاع متخصصان متعهد صنعت دفاعی ‌موفق شدند از سرریز فن‌آوری‌های دفاعی، دوربین‌های هوشمند حرارتی ویژه غربالگری بیماران ویروس کرونا را تولید و پس از تست موفقیت‌آمیز در دهها مرکز پرتردد به مرحله تولید انبوه برسانند.
  24. 13 پسندیده شده
    پیدا شدن قطعاتی از لاشه یک پهباد بیرقدار ارتش ترکیه در اطراف ادلب....تا الان نابودی 4 بیرقدار و 2 فروند انکا قطعی هست..
  25. 13 پسندیده شده
    بسم الله........ 17 اسفند 1398 با وجود آتش بس نسبی در لیبی اما دو طرف با حملات پهپادی و توپخانه ایی مواضع همدیگر را مورد هدف قرار میدهند . در دو هفته گذشته رسانه های طرفدار خلیفه حفتر سرنگون کردن چندین پهپاد ارتش ترکیه را اعلام کردن . که تصاویر سه فروند ان توسط این رسانه هامنتشر شده است . پهپادهای احتمالا از نوعTB2 باشد . قالب پهپادهای مذکور توسط سامانه پانتسیر شکار شده هر چند یک پانتسیر هم در این حملات مغلوب شده است ( منابع سوری تنها انهدام یک سامانه پانتسیر این کشور را تایید کرده اند . به احتمال زیاد پانتسیر دیگر متعلق به لیبی باشد ) تصاویری جالب از یک توپ خودکششی Palmaria نیروهای وفاق ملی که توسط یک پهپاد چینی ارتش امارات زیر مجموعه نیروهای خلیفه حفتر شکار شده است