برترین های انجمن

  1. MR9

    MR9

    Forum Admins


    • امتیاز

      778

    • تعداد محتوا

      6,272


  2. mehran55

    mehran55

    Editorial Board


    • امتیاز

      621

    • تعداد محتوا

      848


  3. alala

    alala

    Editorial Board


    • امتیاز

      343

    • تعداد محتوا

      3,689


  4. worior

    worior

    Administrators


    • امتیاز

      250

    • تعداد محتوا

      8,433



ارسال های محبوب

مشاهده بیشترین محتوای مورد پسند کاربران از چهارشنبه, 15 بهمن 1399 در همه مناطق

  1. 43 پسندیده شده
    بسمه تعالی بخش اول مقدمه موازی­ کاری و عدم همکاری بین ارگان­های مختلف یکی از نقطه ضعف­های نظام جمهوری اسلامی ایران است که به نیروهای نظامی نیز تسری یافته است. از جمله ­ی عمده­ ترین این موازی ­کاری و عدم همکاری­ها در نیروهای نظامی می­توان به بخش پهپادی و از نمونه­ های شاخص آن می ­توان به پهپاد شاهد 129 اشاره کرد. این پهپاد که در سال 91 با حضور سردار حاجی­زاده و سردار جعفری رونمایی شد، پهپادی است با موتور پیستونی (روتاکس 912 و در نمونه ­های جدید­تر روتاکس 914)، پروفیل بدنه­ ی دایر­ه ­ای شکل، دم پروانه­ ای و بالی مستطیل شکل با وزن برخاست 1200 کیلوگرم، مداومت پروازی 24 ساعت و وزن محموله­ ی 400 کیلوگرم (در آخرین نمونه­ ها). این پهپاد یکی از مهم­ترین و شاخص­ ترین پهپاد­های ساخت ایران بود که آن­طور که باید از آن استفاده نشد. یک سال بعد از رونمایی آن و در سال 92 وزارت دفاع از پهپاد فطرس رونمایی کرد که عملا یک موازی ­کاری بیهوده بود. پهپاد فطرس دقیقا از همان موتور روتاکس 912 استفاده می­کرد و صرفا به دلیل بزرگ­تر بودن ابعاد خود دارای حجم بیشتری برای حمل سوخت بود که در نتیجه مداومت پروازی بیشتر و وزن محموله­ ی پایین­ تری را نسبت به شاهد 129 نشان می­داد. در نتیجه پهپاد فطرس تاکنون توسط هیچ نهادی بکارگیری نشده است. اما در کنار موازی ­کاری­ های بوجود آمده، عدم هم­دلی و همکاری بین نیروهای نظامی باعث شد که تا 8 سال بعد از رونمایی شاهد 129 یعنی آذر ماه سال 98، این پهپاد در هیچ یک از دیگر نهادهای نظامی بکارگیری نشود و تنها بکارگیرنده ­ی آن بجز نیروی هوافضای سپاه، نیروی دریایی ارتش باشد. در صورت آن­که اگر هم­دلی و همکاری واقعی بین نیروها وجود داشت، شاهد 129 به دلیل مداومت پروازی و وزن محموله­ ی بسیار مناسب خود می­توانست در تمام نیروها ائم از نیروی هوایی و زمینی ارتش و نیروی زمینی و دریایی سپاه نیز در نقش­ های مراقبت، شناسایی و رزمی بکارگیری شود. این عدم هم­کاری هنوز هم ادامه ­دار بوده و هم ­اکنون نیروی هوایی ارتش در حال ساخت پهپادی در همین کلاس است! تصویر نمونه ­ی گشت دریایی پهپاد شاهد 129 در دستان نیروی دریایی ارتش با نام سیمرغ: یکی از بزرگ­ترین مشکلاتی که موازی ­کاری ایجاد می­کند، اتلاف بودجه ­ی فراوان است. هر پهپاد برای عملیاتی شدن نیاز به گذراندن مراحل طراحی (طراحی مفهومی، طراحی مقدماتی، طراحی جزئی)، مراحل تحلیل (CAD، تونل باد، آزمایشگاه سازه و ...)، مراحل ساخت نمونه، مراحل آزمایش نمونه، نهایی ­سازی و عملیاتی­ سازی است. این مراحل هر کدام نیازمند زمان و بودجه هستند و هر چقدر این پهپاد بزرگ­تر و پیشرفته­ تر باشد، زمان و بودجه­ ی بیشتری صرف خواهد شد. با راه ­اندازی طرح­ های موازی در ارگان­های دیگر گویا تمام مراحل ذکرشده بدون فایده در حال تکرار هستند، زمان ارزشمند نیروهای مهندسی و صنعتی از بین رفته و منابع بودجه­­ ی طرح ­های مفید دیگر خود به خود تلف خواهند شد. ای مسئله علی­ الخصوص در کشور ما که نیروهای مسلح از ضعف بودجه رنج می­برند تاثیری به مراتب مخرب­ تر دارد. امیر المومنین علی علیه ­السلام در حکمت 8743 غررالحکم فرموده ­اند: هر کس که خردمند باشد از دیروز خود عبرت گیرد و هشیار شود دستاورد فوق­ العاده ­ی دیگری در پهپادهای کشورمان در حال تکمیل شدن است که اهمیت صد چندان نسبت به شاهد 129 دارد و به دلیل همین اهمیت صد چندان است که عدم عبرت از روندی که بر شاهد 129 رفت باعث خواهد شد که این بار نیروهای نظامی ایران آسیبی چند برابر ببینند و با روند اشتباه خود از دستاوردی بزرگ بی ­بهره شوند. شاهد 149 این بار شرکت شاهد دست به ساخت پهپادی توربوپراپ زده است. فرمانده ­ی پهپادی نیروی زمینی سپاه خبر از شروع آزمایش­ های زمینی این پهپاد در هفته ­ی دفاع مقدس داده بود که متاسفانه خبر یا تصویری از آن منتشر نشد. اما با توجه به خبرهای رسمی و غیر رسمی دیگر می­ توان پیش­بینی­ هایی را در مورد پیکربندی آن انجام داد. سردار حاجی­زاده با حضور در برنامه ­ی ثریا از شبکه­ ی 1 در تاریخ 29 آبان 97، در میان پهپادهای غنیمتی از mq-9 (ریپر) نیز نام بردند. با توجه با سابقه ­ی شرکت شاهد در الگوگیری از طرح­ های موفق و همچنین حضور ریپر در دستان هوافضای سپاه، می­توان با اطمینان بالایی ادعا کرد که شاهد 149 از طراحی متعارف ریپر به همراه دم وی شکل بهره برده (مشابه پیکربندی شاهد 129) و از طراحی نصب دم استوانه­ ای (مشابه ایتان اسراییلی) استفاده نمی­کند. البته به دلیل ارزان­تر بودن ساخت سازه­­ ی بدنه ­­ای با پروفیل دایره ­ای نسبت به پروفیل­ های زاویه­ دار (مشابه ریپر به منظور کاهش سطح مقطع راداری) می­توان انتظار داشت که شاهد 149 نیز بدنه ­ای استوانه ­ای داشته باشد. احتمالاتی را می­ توان درمورد موتور شاهد 149 بیان کرد: 1. خرید یا مهندسی معکوس موتور ریپر: این موتور توربوپراپ با نام هانیول TPE331-10 با توان 900 اسب بخار استفاده می­کند. از دیگر کاربری­ های این موتور می ­توان به هواپیمای دوموتوره­ ی turbo Commander 690 اشاره کرد که در ایران، هواپیمایی نیروی انتظامی ایران و هوانیروز ارتش از کاربران آن هستند (که البته از نمونه­ ی قدیمی ­تر این موتور TPE331-5 با 717 اسب بخار توان استفاده می­ کنند) 2. خرید یا مهندسی معکوس موتور توکانو: از دیگر گزینه ­های دیگر این کلاس می­ توان به موتور هواپیمای آموزشی توکانو با نام PT6A-25 اشاره کرد که با توان 740 اسب بخار در نیروی هوافضا خدمت می­کند. پهپاد ایتان اسراییلی از نمونه ­ی PT6-67A این موتور با توان 1200 اسب بخار استفاده می­کند. اهمیت شاهد 149 و برتری آن نسبت به دیگر پهپادهای ایرانی اهمیت اصلی این پهپاد در پیشران آن است. توربوپراپ نمونه ­ای از موتورهای جت است که عمده توان خروجی خود را بوسیله ­ی شفت (و در صورت وجود گیبرکس) به حرکت دورانی تبدیل می­کند. توربوپراپ مزایا و معایبی نسبت به موتورهای پیستونی دارد. اول آن­که موتورهای توربوپراپ بصورت معمولی سقف پروازی بیشتری نسبت به موتورهای پیستونی دارند (40 هزار فوت در برابر 25 هزار فوت). البته موتورهای پیستونی با نصب سه مرحله توربوشارژ/سوپرشارژ توانایی رسیدن به ارتفاع 100 هزار فوتی را دارند اما در این صورت وزن موتور تا حدی بالا می­رود که عملا وزن محموله به صفر یا مقداری خیلی ناچیز برسد بنابراین این مدل از موتورهای پیستونی در مقام مقایسه با موتورهای توربوپراپ قرار نمی­ گیرند. دوم آن­که به دلیل دور موتور بالای موتورهای توربوپراپ، این موتورها توانایی پرواز تا سرعت ­های بالا در حدود 0.85 ماخ را خواهند داشت (سرعت بیشتر از این رقم به دلیل محدودیت ملخ­ های مادون­ صوت غیر قابل دسترس است) که این امر برای موتورهای پیستونی امکان ­پذیر نیست. البته این مسئله در پرواز کم­ سرعت واژگونه است و موتورهای پیستونی در سرعت­ های پایین­تری قابلیت عملکرد دارند و برای هواگردهایی با ماموریت گشت ­زنی مناسب­تر هستند (البته بدون لحاظ عامل­ های دیگر). سوم آن­که در یک وزن برابر از هر دو نوع موتور، توربوپراپ ­ها توان بسیار بالاتری نسبت به پیستونی­ ها ارائه­ می­کنند: جهت درک بیشتر مسئله، یک موتور توربوپراپ با توان 800 اسب بخار، تقریبا 285 کیلوگرم سبک­ تر از موتور معادل پیستونی با همان توان خواهد بود. چهارم آن­که موتورهای توربینی خروجی به مراتب بیشتری برای تامین نیروی تجهیزات الکترونیکی نسبت به موتورهای پیستونی فراهم می­کنند و همین مساله باعث شده است که امکان­ پذیری نصب تجهیزات بسیار متنوع ­تر و پرتوان­ تری بر روی این پهپادها وجود داشته باشد. از معایب توربوپراپ نسبت پیستونی می­توان به مصرف سوخت بیشتر و دوره تعمیر و نگهداری بسیار کمتر و هزینه­ ی بیشتر اشاره کرد. در نتیجه ­ی مطالب اشاره­ شده، شاهد 149 با موتور توربوپراپ برتری­ های زیادی نسبت به همه­ ی پهپادهای پیستونی ایران خواهد داشت: 1. سقف پرواز حدود 40 هزار فوتی امکان نظارت، مراقبت و شناسایی فوق­العاده­ ای را به این پهپاد خواهد داد. از طرفی برد کنترلی آن بوسیله ­ی ایستگاه­ های زمینی نیز نسبت به 200 کیلومتر پهپادهای پیستونی افزایش خواهد داشت. 2. وزن محموله­ ی بسیار بیشتر آن امکان حمل محموله­ ها و تسلیحات مختلفی را فراهم می­کند که پهپادهای پیستونی از آن عاجز بودند. 3. سرعت بالای آن (البته به نسبت پیستونی ­ها) امکان انجام ماموریت­ هایی را برای آن فراهم می­کند که پهپادهای پیستونی از آن عاجز بودند. این برتری­ها سبب می­شود که محدوده و نقش ­های عملیاتی آن بسیار گسترده­ تر بوده که بکارگیری آن توسط نیروهای مختلف رو توجیه ­پذیر و در مواردی الزام ­آور خواهد نمود.
  2. 40 پسندیده شده
    بخش سوم پیشنهادات در نقش ها، تجهیزات و تسلیحات شاهد 149 حال می­ توان با دقت در نقش ­ها،­ تجهیزات و تسلیحاتی که برای همتای آمریکایی شاهد 149 بیان شد و توانایی­ها و الزامات نیروهای مسلح کشورمان، در مورد بهره­ وری حداکثری این پهپاد ایرانی در بخش­ های مختلف نیروهای مسلح صحبت کرد. توجه شود که پیشنهادات ارائه شده از میان تسلیحات و سامانه­ هایی است که در معرض دید عموم قرار گرفته­ اند. مسلما مواردی وجود دارند که رونمایی نشده و ممکن است نسبت به موارد پیشنهاد شده مناسب­ تر باشند. نقش­های رزمی: وزن مهمات در نمونه­ های مختلف Predator B از 1360 کیلوگرم در MQ-9A تا 2155 کیلوگرم در MQ-9B متغیر است و با توجه به آن­که نمونه ­های B اخیرا در حال ورود به خدمت هستند، نمونه­ ی غنیمتی موجود در ایران از نوع A است. اگر بخواهیم با دیدگاهی نسبتا بدبینانه تخمینی از وزن مهمات شاهد 149 نسبت به MQ-9A بیان کنیم، می­توان نسبت 80 درصدی را در نظر گرفت و به رقم 1088 کیلوگرم رسید. هم­چنین اگر مجددا فرض شود که شاهد 149 همانند MQ-1A دارای چهار جایگاه حمل محموله/مهمات در زیر بال­های خود است و توزیع بار نیز بین جایگاه ها مشابه ریپر باشد، هر کدام از دو جایگاه نزدیک بدنه می­توانند 363 کیلوگرم و هر کدام از دو جایگاه بیرونی 181 کیلوگرم محموله/مهمات حمل کنند. بر اساس تخمین­ های صورت گرفته و تسلیحات موجود در داخل نتایج زیر بدست خواهد آمد: الف. تهاجم هوا به سطح/دریا: 1. خانواده بمب های سدید (از 25 تا 34 کیلوگرم) 2. خانواده بمب­ های قائم (حدود 20 کیلوگرم) 3. خانواده موشک­های سدید 1 4. موشک الماس مهندسی معکوس اسپایک ER (با وزن تقریبی 14 کیلوگرم): این موشک ساخته­ ی وزارت دفاع است و بر مبنای موشک اسراییلی spike er ساخته شده است که در پرتاب از لانچر زمینی تا 8 کیلومتر برد دارد. می­توان انتظار داشت که با رهاسازی از سرعت و ارتفاع بالا و بکارگیری تکنیک Boosted Glide برد آن را چند برابر کرد. تصویر رهاسازی از ابابیل 3: 5. بمب هواسر بالابان (وزن 125 کیلوگرم) 6. بمب هواسر الگوگرفته شده از SDB-1: این بمب تاکنون معرفی نشده است اما جزو مهماتی است که قابلیت پرتاب از پهپاد کرار را دارند. تصویر تجهیز پهپادهای کرار به ترتیب (از راست به چپ) به بمب SDB-1 ایرانی، بمب بالابان و بمب سیمرغ: 7. بمب هواسر یاسین (نصب کیت گلاید بر روی مارک 82، وزن 300 کیلوگرم) فقط در جایگاه­ های نزدیک بدنه 8. موشک مینی ­کروز اخگر (وزن 27 کیلوگرم) 9. موشک قائم 114 (مهندسی معکوس AGM-114 هلفایر با وزن 45 تا 49 کیلوگرم)، تصویر تجهیز بالگرد 214 هوانیروز سپاه به این موشک: 10. بمب هدایت ماهواره­ای/اینرسی رعد 301 (حدود 225 کیلوگرم) فقط در جایگاه­ های نزدیک بدنه 11. خانواده موشک دهلاویه هواپرتاب (کورنت ایرانی) 12. خانواده موشک طوفان هواپرتاب (تاو ایرانی) 13. موشک شفق (60 کیلوگرم) 14. نمونه ­ی هوا به سطح موشک آذرخش (ساخته شده بر اساس AIM-9P/J با وزن تقریبی 86 کیلوگرم)، به ترتیب از راست به چپ، موشک آذرخش، موشک R60 و موشک بینا-1 15. راکت فدک (S8 هدایت­ شونده) 16. موشک هدایت لیزری بینا 2 (ارتقا بر روی بمب مارک 82 با وزن تقریبی 250 کیلوگرم) فقط در جایگاه ­های نزدیک بدنه 17. موشک هدایت لیزری بینا 1 (نمونه­ ی هدایت لیزری ماوریک، با وزن تقریبی 210 کیلوگرم) فقط در جایگاه­ های نزدیک بدنه 18. موشک هدایت تلوزیونی ماوریک (وزن 210 کیلوگرم) فقط در جایگاه­ های نزدیک بدنه 19. بمب بارانی سیمرغ (مهندسی معکوس BL-755 انگلیسی با وزن 264 کیلوگرم) فقط در جایگاه­ های نزدیک بدنه 20. موشک هدایت لیزری ستار 4 (ارتقا بر روی بمب مارک 82 با وزن تقریبی 250 کیلوگرم) 21. بمب هدایت­ شونده بی ­نام (ارتقا بر روی بمب­ مارک 81 با وزن تقریبی 130 کیلوگرم)، این بمب جدید (تقریبا مشابه پیکربندی بمب Paveway III) در پارک ملی هوافضا جزو تسلیحات سوخو 22 به نمایش درآمد. تصویر از این بمب در کنار مارک 81: 22. بمب هدایت ­شونده بی ­نام (ارتقا بر روی بمب­ فاب 100 با وزن تقریبی 120 کیلوگرم)، این بمب جدید (تقریبا مشابه پیکربندی بمب Paveway III) در پارک ملی هوافضا جزو تسلیحات سوخو 22 به نمایش درآمد: 23. موشک قمر بنی­ هاشم نسخه هوا به سطح (ساخته شده بر اساس AIM-9P/J با وزن تقریبی 86 کیلوگرم) دارای جست­وجوگر تصویرساز با برد 8 کیلومتر 24. موشک حیدر (بعید است وزن این موشک بیشتر از 50 کیلوگرم باشد) با برد 8 تا 12 کیلومتر 25. موشک کایت (با توجه به آن­که از پیشران ماوریک در ساخت آن استفاده شده است، بسیار بعید است که بیشتر از 363 کیلوگرم داشته باشد) فقط در جایگاه­ های نزدیک بدنه 26. موشک ضدکشتی نصر (راداری)/ نصر بصیر (حرارتی) (وزن 360 کیلوگرم) با برد 35 کیلومتر در حالت زمین­ پرتاب، فقط در جایگاه­ های نزدیک بدنه 27. موشک ضدکشتی ظفر (وزن 120 کیلوگرم) با برد 25 کیلومتر در حالت زمین­ پرتاب 28. موشک ضدکشتی کوثر (وزن 100 کیلوگرم) با 25 کیلومتر در حالت زمین ­پرتاب دارای نسخه­ های اپتیکی (کوثر 1) و حرارتی (کوثر 2) 29. موشک ضدکشتی نصیر بدون بوستر زمین­ پرتاب (وزن تقریبا 360 کیلوگرم بدون بوستر) که بر اساس موشک نصر ساخته شده اما دارای پیشران جت است و دارای برد بیشتری نسبت به نصر است. فقط در جایگاه­های نزدیک بدنه به این نکته توجه شود که فهرست ارائه شده از سلاح ­های تهاجم هوا به سطح به این منظور نیست که همه ­ی این تسلیحات باید با شاهد 149 سازگار شوند. موازی­ کاری­ های فراوانی در بین این تسلیحات وجود دارد (برای مثال بمب سدید و قائم، موشک سدید، موشک قائم 114 و قمر بنی هاشم و آذرخش و حیدر و شفق، موشک بینا 2 و ستار و ...). بهترین­ کار عدم موازی­ کاری و انتخاب سلاح ­های مشترک میان نیروهای مختلف است اما اگر به هر دلیل نیروهای مختلف بر استفاده از تسلیحات مدنظر خود اصرار داشتند، این امکان برای فهرست تسلیحات بالا بصورت بالقوه فراهم است. ادامه دارد ان شاالله ...
  3. 37 پسندیده شده
    بخش دوم پیش از آن­که در مورد امکان ­پذیری نقش­ ها و توانایی­ های بالقوه­ ی شاهد 149 صحبت شود، به دلیل شباهت پیکربندی آن با خانواده ­ی Predator B (MQ-9A، MQ-9B، Protector و ...)، نگاهی به نقش­ ها و توانایی­های مختلفی که این پهپاد آمریکایی تاکنون دارا بوده است می­اندازیم. نقش­ ها و توانایی­ های مختلف خانواده ­ی Predator B 1. رزمی 2. نظارت، مراقبت، شناسایی 3. پشتیبانی نزدیک 4. جست­ و جو و نجات در میدان نبرد 5. buddy-lase (نشانه­ گذاری برای بمب لیرزی که از هواگرد دیگری رها شده است) 6. مراقبت از دسته­ های متحرک نظامی 7. هدایت هوایی در فاز نهایی (terminal air guidance) 8. مرزبانی 9. جنگال 10. رله ارتباطی تسلیحات رزمی مدل­های مختلف ریپر از تسلیحات زیر استفاده کرده­ اند (بصورت آزمایشی و عملیاتی): 1. AGM-114 هلفایر (در گذشته محدود به حمل 4 تیر بوده است، آزمایش با حمل 8 موشک انجام شده است) 2. موشک بریم ­استون (نسخه Protector با 18 تیر) 3. بمب 500 پوندی هدایت لیزری GBU-12 Paveway II 4. بمب 500 پوندی هدایت لیزری EGBU-12 Enhanced Paveway II (همان GBU-49، نمونه ­ی دوحالته هدایت لیزری/جی ­پی ­اس جهت کاربرد در شرایط آب ­و هوایی غیرمطلوب) 5. بمب 500 پوندی هدایت ­لیزری/اینرسی/ماهواره­ ای Paveway IV (نسخه Protector) 6. بمب 500 پوندی هدایت ماهواره ­ای GBU-38 JDAM 7. موشک هوا­ به ­هوای AIM-9 X 8. بررسی جهت نصب موشک FIM-92 استینگر در نقش هوا به هوا در سال 2003 (نتیجه اعلام نشده است) سیستم­های نظارت، مراقبت، شناسایی 1. سنسور AN/DAS-1 MTS-B: سیستم هدف­یابی چندطیفی الکترواپتیک، اینفرارد، نشانه ­گذار لیزری، آشکارساز لیزری، فاصله­ یاب لیزری، آرایه­ ی صفحه کانونی (FPA) پیکسلی با توانایی تصویربرداری از سطح 200x48 متر مربعی از ارتفاع 25 هزار فوت 2. سنسور MTS-C: این سیستم در اصل سیستم هدف­یابی چندطیفی الکترواپتیک و اینفرارد (در همه­ ی طول موج ­های این طیف) جلونگر و بالانگر است است که برای شناسایی و ردگیری موشک ­های بالستیک از مرحله­ ی شلیک روی لانچر تا سیر در فضا، بر روی ریپر نصب شد. در رزمایش دفاع موشکی موسوم به Pacific Dragon که با حضور ژاپن و کره­ ی جنوبی در سال 2016 انجام شد، این سنسور با موفقیت موشک موردنظر را ردگیری کرده است. از دیگر مشخصات ویژه­ ای که برای این سنسور اعلام شده آن است که توانایی ویژ­ه ­ای در کشف اهداف سرد در فضا دارد که منظور آن، بدنه ­ی موشک ­های بالستیک پس از جدایش موتور در بیرون جو است. 3. رادار چندحالته­ ی AN/APY-8 Lynx II: رادار باند Ku با حالت های روزنه مصنوعی (SAR)، تشخیص اهداف متحرک زمینی (GMTI)، تشخیص اهداف متحرک انسانی (DMTI)، جست­ و جوی سطح گسترده­ ی دریایی (NWAS). مشخصات این رادار در تصویر زیر توسط شرکت سازنده (جنرال اتمیکز) ارائه شده است: 4. سیستم مراقبت/نظارت/تجسسی Gorgon Stare: یک سیستم تصویربرداری نوین است که به کاربر اجازه می­ دهد بوسیله­ ی یک پهپاد حامل (در اینجا mq-9) از یک محیط وسیع (برای مثال 4 کیلومتر مربع در فاز اول توسعه و 50 کیلومتر مربع در فاز دوم) در شب و روز از 9 زاویه­ ی مختلف ضبط تصویر داشته باشد و 65 هدف مختلف (در فاز اول این رقم 10 هدف بود) را ردگیری کند و نتیجه را بصورت یک شبه فیلم یا عکس متحرک (با قابلیت تغییر زاویه) در اختیار چندین نیروی کاربر قرار دهد. 5. سونار شناور sonobuoy: به منظور شرکت در عملیات­ های ضدزیردریایی از SeaGuardian در تعداد بالا به روی دریا رهاشده و اطلاعات خود را بوسیله­ ی ستکام به خود پهپاد، ایستگاه زمینی یا دریایی انتقال می­ دهند. تصویری از کانسپت سونار شناور شرکت Harris: 6. پهپاد Sparrowhawk: این پهپاد کوچک با قابلیت رهاسازی و بازیابی از حامل­ های بزرگ­تر (همانند ریپر و گری ایگل) دارای سنسورهای ISR و جنگال است تا برد قابلیت­ های حامل خود را افزایش داده و در محیط­ های خطرناک بجای حامل گران­ قیمت خود بکارگیری شود. حتی می ­تواند در نقش دیکوی نیز بکارگیری شود. تجهیزات جنگال 1. دیکوی هواپرتاب ADM-160A MALD 2. جمر هواپرتاب ADM-160J MALD-J 3. سیستم جنگال Pandora ساخت نورثروپ گرومن: این سیستم توسعه یافته از نمونه ­ی دیجیتال سیستم AN/APR-39 (هشداردهنده­ ی راداری و مدیریت جنگ الکترونیک) است که بصورت پاد در زیر بال ریپر قابل نصب است. تصویر گرافیکی از نصب این پاد در دو جایگاه زیر بال ریپر: 4. پاد تجسس الکترونیکی (ELINT) و اقدام حمایتی الکترونیکی (ESM) به منظور کشف، ردگیری، مکان­ یابی و تجزیه تحلیل منابع امواج الکترومغناطیسی) ساخت Leonardo با نام SAGE 750 جهت پیدا کردن رادارهای دریاپایه و ساحل ­پایه دشمن. مشخصات این رادار در تصویر زیر توسط شرکت سازنده ارائه شده است: 5. پهپاد Sparrowhawk: در بخش پیشین شرح داده شده است. موارد دیگر 1. نصب هشداردهنده ­ی راداری ALR-69A بصورت پاد 2. مخزن سوخت 100 گالنی 3. ارتقایی تحت عنوان بلاک 5، رادیوهای دوگانه­ ی ARC-210 VHF/UHF (نصب آنتن در نوک بال ­ها) جهت ارتباط همزمان با چند ایستگاه زمینی یا هوایی، برقراری ارتباط ایمن و ارتقای ظرفیت انتقال داده نمونه ­های دریایی 1. از اولین نمونه­ های Predator B، نمونه­ای به نام Altair بود که با همکاری ناسا جهت انجام تحقیقات علمی و همچنین عملیات تجسس ساخته شد. در سال 2004 کشور کانادا با نصب رادار چندحالته ­ی دریایی و سنسورهای الکترواپتیکی روی Altair از آن به منظور پایش دریای آتلانتیک بهره برد. 2. طرحی پیشنهادی بعدی بنام Mariner بود تا در برنامه­ ی مراقبت دریایی سطح گسترده (BAMS) شرکت داده شود. این نمونه دارای مخازن سوخت بیشتر جهت اجرای 49 ساعت مداومت پروازی مداوم، بال تاشونده برای سهولت در نگهداری زمینی، ارابه فرود تقویت ­شده، قلاب، حذف سطح کنترل شکمی و 6 هاردپوینت (1360کیلوگرم تسلیحات) بود که در نهایت به RQ-4N باخت. 3. دو فروند از نمونه ­ی دریایی دیگر تحت نام Guardian در گارد ساحلی آمریکا در حال خدمت هستند. این نسخه دارای رادار جست­وجوی دریایی SeaVue است. 4. آخرین و برجسته­ ترین نمونه ­ی دریایی به نام SeaGuardian که بر اساس نسخه­ ی MQ-9B ساخته شده است. تجهیز به پاد SAGE 750، سونار شناور، رادار SeaVue XMC و اژدر سبک هواپرتاب از مشخصات این پهپاد است. جنرال اتمیکز اعلام کرده است برنامه­ریزی جهت تجهیز این پهپاد برای انجام عملیات­های ضدمین دریایی در آینده­ی نزدیک انجام خواهد شد. گارد ساحلی و نیروی دریایی کشورهای ژاپن، تایوان، فرانسه، یونان و هند خواهان این پهپاد هستند. ادامه دارد ...
  4. 34 پسندیده شده
    خب این تحویل خودروهای زرهی به مرزبانی خبر خوبی هست. جدا از بحث سطح حفاظتی این خودروها و کیفیت محصولات که جای بحث دارد... امیدواریم این دست حرکت ها برای حفظ جان سربازان ادامه دار باشد و در سالهای آینده محصولات باکیفیت تری به مرزبانی تحویل شود. اما نکته قابل توجه در مورد این تحویل، اضافه شدن جایگاه سلاح های کنترل از راه دور بر روی نفربرهای زرهی چرخدار و شنی دار رخش و کیا است که یک حرکت رو به جلو برای حفظ و بقای سربازان در محیطهای پرخطر هست. اما نکته ای که برای این خودروهای زرهی فراموش شده است مجهز نبودن انها به هیچ گونه پرتابگر نارنجک دودزا است. احتمال کمین خوردن کاروانها و گشتی های مرزبانی دور از انتظار نیست در نتیجه برای کاهش دید مهاجمین و اختفا به موقع ستون های گشتی نصب نارنجک های دودزا ضروری است. با وجود فضای خالی زیاد بر روی جایگاه سلاح های کنترل از راه دور طراحان میتوانستند چند پرتابگر نارنجک دودزا بر روی آن نصب کنند. البته این مورد در صورت توجه فرماندهان و طراحان به راحتی قابل رفع و پیگیری است. تجهیزات دیگر مانند اخلالگرهای رادیویی برای مقابله با بمبهای کناره جاده ای کنترلی، فنس برای شیشه ها، زره های قفسی برای بدنه، هشدار دهنده های قفل لیزری، بازوهای مین روب، خیش ها مین روب نیز از جمله گزینه های هستند که میتواند در بر روی نفربرهای جدید مرزبانی نصب شوند. طراحان این خودروهای زرهی میتوانستند از فضای خالی جلویی جایگاه سلاح های کنترل از راه دور استفاده کرده و پرتابگرهای نارنجک دودزا را به آن اضافه کنند البته هنوز برای نصب این مورد دیر نشده است و با یک اصلاح میتواند پرتابگرهای نارنجک دودزا را به جایگاه سلاح های کنترل از راه دور اضافه کرد نمونه های جایگاه سلاح های کنترل از راه دور مجهز به نارنجک های دودزا
  5. 34 پسندیده شده
    بخش پنجم و پایانی ادامه نقشهای مراقبت، نظارت و ... 4. مینی آواکس: گرچه این نمونه در پهپادهای مشابه دنیا سابقه ندارد اما می ­توان از شاهد 149 یک مینی آواکس مناسب ساخت. یک راه آن است که مشابه جایگاه قرارگیری پاد SAGE 750 در زیر MQ-9B، یک رادار چهار وجهی طراحی و نصب کرد اما چنین سیستمی برای ایفای نقش آواکس کوچک خواهد بود و توانایی مناسب را ارائه نخواهد کرد. راه مناسب­تری وجود دارد. با توجه به میزان وزن قابل حمل جایگاه ­های زیر بال، می­توان چهار رادار در چهار سمت نصب کرد. به تصویر زیر دقت کنید: دو رادار بصورت پهلونگر در جایگاه ­های بیرونی و دو رادار بصورت جلونگر و عقب ­نگر در جایگاه­ های نزدیک بدنه نصب شوند و پوشش 360 درجه بدست آید. از رادارهای هواپایه ساخت داخل اطلاعات کمی در دسترس است. از میان گزینه ­های داخلی، مهندسی معکوس رادار گریفو Grifo F7 که بر روی جنگنده ­ی کوثر نصب شده است گزینه ­ی مناسبی است. این رادار وزن حدود 160 کیلوگرم دارد که امکان نصب آن در جایگاه­ های بیرونی زیر بال وجود دارد. در صورت کمبود نیروی تامین چهار رادار ذکر شده، می­توان ژنراتوری با وزن مناسب را زیر بدنه نصب کرد. 5. جنگال: از میان پادهای جنگال ساخته ­شده در داخل می ­توان به موارد زیر اشاره کرد: 1. شاهین: این پاد نمونه­ ی مهندسی معکوس پاد اقدام متقابل AN/ALQ-101 است که در باند X عمل می­کند. از وزن این پاد اطلاعاتی در دسترس نیست اما با توجه به آن­که می­ توان این پاد را در زیر جایگاه جلویی موشک اسپارو در اف 4 نصب کرد، بعید است وزنی بیشتر از وزن این موشک داشته باشد (230 کیلوگرم) و این پاد را می ­توان در جایگاه ­های نزدیک به بدنه نصب کرد. 2. سحاب: پاد اخلال­گر دیگری با نام سحاب ساخته ­ی نیروی هوایی ارتش وجود دارد که تا به حال بر روی فوکر اف-27 نصب شده است. اطلاعاتی از مشخصات و وزن آن موجود نیست و ممکن است بتوان آن را بر روی شاهد 149 نصب کرد. 3. پاد اخلالگر راداری شهید باقری: توسط سپاه ساخته شده و به احتمال زیاد توسط سوخو 22 بکارگیری خواهد شد. همانند پاد سحاب، اطلاعاتی از مشخصات و وزن آن موجود نیست و ممکن است بتوان آن را بر روی شاهد 149 نصب کرد. 4. فرستنده­ ی AN/APX-95: اطلاعات این سامانه از غرفه ­­ی نهاجا در نمایشگاه دفاع مقدس 1399: 5. اخلال­گر فریب هواپایه­ ی زرین: اطلاعات این سامانه از غرفه­­ ی نهاجا در نمایشگاه دفاع مقدس 1399: 6. اخلال­گر باند X محمول بر پهپاد: اطلاعات این سامانه از غرفه­­ ی نهاجا در نمایشگاه دفاع مقدس 1399: 6. نقش­های دیگر: در نهایت می ­توان گفت با بکارگیری تجهیزات مناسب، شاهد 149 در نقش­ های زیر نیز می ­تواند مفید باشد: مرزبانی رله ارتباطی و همه­ ی موارد دیگری که بر روی Predator B انجام گرفته است. تبیین دقیق نیاز­های مشابه در نیروهای مختلف نیروهای مختلف نیازهای متفاوت و یا مشابهی نسبت به نیازهای نیروهای دیگر دارند. امروزه دیگر برای هر نیاز یک پاسخ مجزا داده نمی ­شود و تا حد مقدور با تغییر روی ساختار­های مشابه به نیازهای جدید و متفاوت پاسخ داده می­شود. این اصلی است که تحت عنوان اشتراک­ پذیری تثبیت شده است و یکی از مهم­ترین اصول در ساخت هر سلاحی است. از تانک و جنگنده گرفته تا ناو و پهپاد. هر چه سلاح موردنظر شاخص ­تر باشد و توانایی بیشتری داشته باشد، اشتراک­ پذیری بیشتری جهت رفع نیازهای متفاوت ­تری خواهد داشت. با توجه به توضیحات ارائه­ شده در بخش "اهمیت شاهد 149 و برتری آن نسبت به دیگر پهپادهای ایرانی"، بدیهی است که پهپادهای توربوپراپ و به تبع آن، شاهد 149 جزو پلتفرم­ های اشتراک­ پذیر هستند و در ادامه ­ی مطلب سعی بر آن شد که امکان ­پذیری اشتراک ­پذیری این پهپاد در رفع نیاز­های متفاوت شاخه­ های مختلف نیرو­های مسلح ایران اثبات شود. حال با جدول ­بندی این نیاز­های متفاوت، می­ توان مشخص کرد که کدام نیروها باید در دریافت شاهد 149 دارای اولویت باشند و یا در هر مقطع تعداد بیشتری را دریافت کند. توجه شود که جدول ­بندی زیر نیاز به بررسی بسیار بیشتری دارد و در حال حاضر خلاصه ­ای از این نیازها و صرفا جهت تبیین مساله ارائه شده است. جهت تکمیل این جدول باید نیروهای مختلف، شرح ماموریت خود را بصورت دقیق ارائه کنند. پایان استفاده از این مطلب همراه با ذکر منبع مجاز است شادی روح شهدا صلوات
  6. 31 پسندیده شده
    قبلا کلی سر این بحث کردیم که نیروهای آموزش دیده معمولا انگشت رو هیچ وقت روی ماشه نگه نمیدارن و فقط زمانی این کار رو میکنند که آماده به شلیک باشن. اسلحه همیشه باید روی برگه ایمن باشه. تو این تصویر مقداری رعایت شده: ولی اصولی اینه که اسلحه خشابگذاری نشده، بین پا و رو به پایین تا لحظه خروج. نکته جالبتر اینه که با استانداردهای جدید تیم آتش همخوانی داره، تو این رده ارتش به نظر میاد که ساختار بسیار قدیمی تری داره نسبت به صابرین سپاه. هر تیم آتش 2 تا 4 نفر شامل؛ 1 نفر آرپیجی زن(نارنجک انداز یا grenadier)، 1 نفر تفنگدار RifleMan سر تیم(فرمانده تیم) 1 نفر تک تیرانداز تیمی Sniper-RifleMan یه تفنگدار دیگه که پزشک تیم هست. و وظیفه 2 تفنگ دار این هست که یکی وقتی آرپیجی میزنه دیگری حفاظت رو انجام بده و دیگری وقتی در حال تک تیراندازی هست تفنگدار دوم از تک تیر انداز حفاظت میکنه. هر دو تیم آتش یک جوخه میشن که معمولا از هلیکوپتر پایین انداخته میشن. اگر جوخه یه عملیات واحد رو انجام بده 1 تیم آتش دیده باشن میشه. و کار پشتیبانی رو باید انجام بده. تیم دیده بان بیسیم برد بلند داره+تجهیزات علامت گذار لیزری، و به توپخانه یا نیروی هوایی گرا میده. یه گیر دیگه به ارتش بدیم؛ لج بازی و سنت گرایی جاهلانه ای هست که ارتش در استفاده از کلاه قرمز برای تکاوران داره. گویی اصلا معنی رزم رو نمیدونن و سر نیروها رو تبدیل به سیبل برای تک تیرانداز کردن. این روش تو جنگ 1853 کریمه تلفات سنگینی روی دست انگلیسی ها و فرانسوی ها گذاشت. بکنید این کلاه مسخره عقب موندگی رو. در عوض مقایسه کنید به سرزمین های اشغالی که ارتشش طوری کلاه رو تنظیم کرده که تک تیرانداز نتونه سر رو در حالت استتار تشخیص بده. الان به فرماندهان ارتش بگی این چه لباس و تجهیزات عقب افتاده ای هست بهتون میگن که بچه مگه ما چطور میجنگیدیم! اسلحه میدادن دست یکی خشاب رو میدادن دست دیگری... روحیه محافظ کاری شدید و ساختن با محدودیت های بزرگ باعث عقب افتادگی ارتش شده، باید روحیه نارضایتی دائمی و تجدد خواهی! به ارتش حاکم بشه، اصلا سر تاپای نیرو رو تجهیزات نبندن نباید بره جنگ! چ
  7. 29 پسندیده شده
    با سلامی گرم و دوباره به دوستان میلیتاریست عزیز ، بحث شیرین تاریخچه تولید و بکارگیری پهپاد در سازمان رزم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی رو به اتفاق هم ادامه میدیم: پهپاد در دفاع مقدس روند شکل گیری و نقش آفرینی یگان پهپاد سپاه در دفاع مقدس کش لانچر مثل این شرکت های پیمانکاری تولید اسلحه در آمریکا که نیازهای تخصصی ارتش آمریکا را تأمین می کنند ، انگار بین دانشگاه ما در اصفهان ، صنایع الکترونیکی شیراز و گروهی تخصصی در تهران مسابقه گذاشته باشند. هر سه مشغول ساخت لانچرهائی برای هواپیماهای بدون سرنشین تلاش شده بودیم. تهرانی ها مثل همیشه لقمه بزرگ برداشته و لانچری حجیم و سنگین ساخته بودند که خیلی هم پیچیده بود. کسانی دیگر هم به فکر پرتاب پرنده به وسیله موشک افتاده بودند که مثلا زیرش یک راکت ببندند و آن را شلیک کنند.شیرازی ها را نمی دانم. ولی ما 5 نفر بودیم که دو سالی روی آن کار کرده و چیز سبک و ساده ای ساختیم که کاربردی باشد و به راحتی قابل آموزش هم باشد. البته پیش از این بچه های پهپاد از جمله برادر محمد کریمی لانچرهای خوبی ساخته بودند ، ولی لانچر مورد نظر برای مناطق هور مثل هورالهویزه که خبری از خشکی نبود باید ساخته میشد. تفاوت لانچرها در این بود که لانچر ما الکتریکی بود و آنها یکی شان هیدرولیکی بود و دیگری پنوماتیکی. ما اختراعمان را بارها در شهرک آزمایشگاهی اصفهان آزمایش کرده بودیم و جواب گرفته بودیم. وقتی لانچر را از من تحویل گرفتند، بخاطر مأموریت های پیش بینی نشده یگان پهپاد، آزمایش و تست را گذاشتند ده روز دیگر. روز موعود، خودم رفتم جبهه اهواز. حالا چون موفقیت عکس برداری توسط گروه ما صورت گرفته بود و رزمندگان از هواپیماهای ساخت ما در جبهه استفاده می کردند، خیلی با پرستیژ وارد موضوع شدم و اطمینان داشتم که نسبت به آن دو موفق تر خواهم بود و افتخار ساخت این نوع لانچر هم نصیب ما می شود. اما بعد از ده روز متوجه شدم که تمام واگن ها و ریل های لانچر در اثر رطوبت هوا یا باران های تند جنوب زنگ خورده بود. باطری اش هم یا به دلیل رطوبت و یا کیفیت پائین اش ، اصلا جواب نمی داد. موقع تست در کمال تعجب دیدم که هواپیما قبل از اینکه پرواز کند ؛ یهو از جلوی لانچر افتاد زمین. با ناراحتی زنگ زدم به دوستانم در اصفهان موضوع را در میان گذاشتم، آنها هم باورشان نمی شد. توی آبروی از دست رفته بودم که برادر فروزنده ، فرمانده قد بلند آنجا گفت : شما و تهرانی ها ما را سر کار گذاشته اید ؟ این بود نتیجه دو سال مطالعه تان ؟ با این حرف فهمیدم که پروژه تهرانی ها هم شکست خورده. ظاهرا لانچر شیرازی ها هم به جائی نرسیده بود. بسیار دلگیر و پکر سرم را پائین انداختم . این قضیه خیلی برایم گران تمام شد. علت را نمی یافتم. اما هر چه بود یا مربوط به خاک و گرد و غبار مرطوب جنوب بود ، یا به روغن ، توپ ، تانک و فشنگ. لانچر ما عبارت بود از یک واگن و یک موتور الکتریکی با استارت هیجده چرخی گیربکس دار. حالا چرا جواب نداد نمی دانم. در مقر اهواز ، از پیش بچه های پهپاد مثل برادر بحرینی بلند شدم تا قدمی زده و هوائی تازه کنم که یک تکه کش روی زمین نظرم را به خود جلب کرد. ضخامتش، یک میلی متر بود و طولش ده دوازده سانتی متر. آن را برداشتم و در حالی که با آن بازی می کردم متوجه شدم توی کشیدن طولش به 30-40 سانتی متر می رسد. یهو چیزی به ذهنم رسید. یکراست به طرف کارگاه رفتم و یک پیچ گوشتی به یک سرش بستم و از محل خارج شدم و بعد رفتم بقالی سر محل. آن را توی ترازویش انداختم و با عجله پرسیدم : وزن این پیچ گوشتی چقدر است ؟ بیچاره فکر کرد دیوانه ام ! کمی توی چهره ام خیره شد و بعد به اطراف نگاهی انداخت. بلافاصله با آرامش تکرار کردم : آقای عزیز حالم خوب است و سرم به جائی نخورده ، لطفا شما این را وزن بفرمائید برای کاری می خواهم. مغازه دار پذیرفته یا نه ، اما چیزی نگفت. وزنش کرد و با همان حیرت اولیه ، مرا با نگاه پرسشگر خود تا خروجی مغازه دنبال کرد. حدسم درست بود. کش قادر بود چندین برابر وزن خود را پرتاب کند... وقتی انگشتم را از روی حالت فنر گونه اش کنار می کشیدم یاد تیر و کمان های کودکی هایم افتادم که با همین کش های قیطانی قلوه سنگ هم پرتاب می کردیم. پیش خود گفتم اگر 100 تا از چنین کش هائی را کنار هم ببافیم و روکشی روی آنها بکشیم ، میشود یک کش بسیار قوی که به راحتی می تواند هواپیمایمان را حتی اگر از وزن بالاتری برخوردار باشد ، به آسمان پرتاب کند. خیلی سریع این کار را به فروزنده در تهران سپردم. او هم این کار را به خوبی انجام داد ؛ یعنی صد، صد و پنجاه عدد کش را با این ماشین های جوراب بافی به هم بافته بود و رویشان روکشی پارچه ای کشیده بود. شده بود شبیه یک کابل. توی اهواز ابتدا با کوبیدن یک میخ توی زمین و بستن یک قلاب زیر هواپیما ، آنقدر آنرا کشیدیم تا انعطاف لازم برای پرتاب پیدا کند.بعد کش را ول کردیم. نتیجه ؟ چرخ هواپیما همان اول کنده شد اگر چه چرخ هواپیما همان اول کنده شد ، اما پرواز با موفقیت انجام گرفت، قبل از اینکه لانچری برای اینکار بسازیم با نصب یک سینی آهنی عقب تویوتا به جای باند ، و چند حلقه ؛ چیزی شبیه تیر و کمان ساختیم و مجددا هواپیما را پرتاب کردیم. چیزی که با پنوماتیک، هیدرولیک و موشک حل نشد ، فقط با چند لایه کش ؛ پس از دو سال مطالعه حل شد. از آن پس لانچرهایمان را با نصب همین سیستم روی آن ساختیم و به کار بستیم. این شد یک رویه در صنعت پهپاد. راویان : مسعود زاهدی و ابراهیم بحرینی * * * * * انحنای سیل بند صبح زود، آب به صورت نزده، یهو دو نفر با لباس مخصوص پرواز وسط هور ببینی ، واقعا جای تعجب نداره ؟ حق داشتم فکر کنم که هنوز از خواب بیدار نشده ام. از اینکه شنیدم این دو خلبان پاسدار هم هستند در پوست خود نمی گنجیدم. وقتی با هر پیشرفتی ، سپاه جان می گرفت ما بیشتر هویت می گرفتیم، انگار که چیزی بر دارائی های شخصی مان اضافه می شد. دیوانگی بود که توی 6 متر عرض یک جاده طولانی که دو طرف هور بود چشمم به دنبال هواپیمایشان بگردد. با تقاضایشان آنها را به داخل قرارگاه هدایت کردیم. وقتی از چالش های پیش روی RF-4 ها و RF-5 ها و محدودیت های پروازی آنها برایمان گفتند دلمان گرفت. اما وقتی ما را با مأموریت شان مبنی بر عکس برداری های هوائی غافلگیر کردند ، چقدر خوشحال شدیم که سپاه هم مجهز به هواپیماهائی در ردیف RF-4 ها شده است. به خصوص اینکه عملیات بدر به پیروزی رسیده بود و ما مثل اکثر عملیات های پیشین ، به دلیل هوشیاری دشمن نمی توانستیم نیروی شناسائی زمینی برای کسب اطلاعات از مواضع او اعزام کنیم. در واقع ما حتی نمی توانستیم نزدیک خط و سنگرهای کمین آنها بشویم چه برسد به اینکه بخواهیم چیزی از آرایش نظامی و استعداد نیرویی آنها به دست بیاوریم. در اصل ما در یک بی خبری کامل بودیم. تمام خشکی هور ، یک جاده به نام خندق به عرض 6 متر بود که ما این سر جاده و دشمن آن سر جاده مستقر بود. تأمین سلاح و غذای نیروها از طریق آب و قایق های تندرو صورت می گرفت که آن هم خطرات خاص خودش را داشت. من همین چند روز پیش بود که به همراه سید عباس موسوی با موتورسیکلت داشتیم به جلو می رفتیم که یکی از بچه های تیپ الغدیر یزد جلوی مان را گرفت که لطفا کمک کنید این شهید را به عقب ببریم. من و سید چاره ای نداشتیم که شهید را بین خودمان سوار موتورسیکلت کنیم و آن را به عقب ببریم. به هر حال وقتی دو نفر با لباس مخصوص پرواز توی آن برهوت آب بیایند و بگویند می خواهیم برایتان عکس برداری کنیم و موقعیت دشمن را برایتان بگوئیم ، معلوم است که از شادی روی پای خود بند نمی شویم. از بچه های اطلاعات عملیات من بودم و مرحوم احمد سیاف زاده ( فرمانده عملیات قرارگاه کربلا). شهید حسن امامی جانشین او ، شهید حسینی، شهید سعید معینیان و سید عباس موسوی. ما تمام موقعیت استقراری خود و فاصله مان تا دشمن که حدود 600-700 متر بود را برایشان شرح دادیم و آمادگی خود را برای هرگونه همکاری و کمکی اعلام کردیم. وقتی از آنها پرسیدیم که کار را ان شاء الله از کی شروع می کنید ؟ جواب دادند از همین الان. با تعجب پرسیدیم از همین حالا ؟ هواپیمایتان در کدام فرودگاه هستند؟ اشاره کردند به خودروهایشان که کنار قرارگاه پارک بود و گفتند توی تویوتا هایس هستند. همه با تعجب به هم نگاه کردیم و آن ها را تا پای ماشین شان دنبال کردیم. اول فکر کردیم سر کارمان گذاشته اند اما وقتی چشم مان به دو هواپیمای یونولیتی افتاد ، نتوانستیم جلوی خنده مان را بگیریم. ما آنقدر از این دو خلبان درباره جایگزینی هواپیماهایشان به جای RF-4 شنیدیم که با خود گفتیم باید چقدر غول پیکر باشد. در هر حال تا آنها هواپیمایشان را آماده پرواز کردند ، برادر مرتضی قربانی جانشین قرارگاه به من گفت که : سریع برو به ضد هوائی چهارلول بگو لوله اش را بخواباند و به سمت هواپیماهای خودی که آماده پرواز است شلیک نکند. در جاده ای ناهموار که آدم نمی تونانست راحت راه برود نمی دانم چطور بود که هواپیمای یونولیتی خیلی سریع صعود کرد و بلند شد. اما به محض اینکه داشت توی آسمان دور می زد تا خود را وارد فضای دشمن بکند یهو چهارلول بدون مکث افتاد به جانش و هر چه گلوله داشت را به طرفش خالی کرد. ولی دریغ از یک گلوله که به آن بخورد. مرتضی قربانی که اگر کارد می خورد خونش نمی آمد ، صدایم زد که زود برو گوش تیربارچی را بگیر و بیاور اینجا. مگر به او نگفتی شلیک نکن ؟ پهپاد که بالای سر عراقی ها حاضر شد ، آنها هم افتادند به شلیک. انگار که جشن عروسی شده باشد ، از همه جای جبهه صدای تیر و ترکش می آمد. قربانی چشمش به تیربارچی که افتاد، سرش داد کشید : حالا تذکر ما را گوش ندادی به کنار ، آخر تو چه آموزشی دیده ای که حتی یک گلوله هم نتوانستی به آن بزنی ؟ او هم به فرمانده قرارگاه گفت : قربان شما فرمودید به هواپیماهای خودی شلیک نکن. مگر این هواپیما بود ؟ دو خلبان با دستگاه های رادیو کنترل شان چسبیده بودند به خاکریز و با دوربین داشتند هواپیما را کنترل می کردند و ما مانده بودیم به تماشا که آیا توی این جهنم آتش امکان برگشت وجود دارد یا نه ؟ تنها چیزی که ما را همچنان پر امید نگه می داشت صدای قارقاری بود که گاه کم می شد و گاه زیاد. ماموریت اش که تمام شد، خلبانان، آنرا از توی آتش سالم بیرون کشیدند و فرستادند طرف هور. مثل قوئی که بال هایش را باز کند و روی آب فرود آید ، هواپیما روی سینه آب موج انداخت و کمی بعد آرام گرفت. دو خلبان به سوی آن دویدند و قبل از اینکه دشمن محل فرود را زیر آتش تند خود بگیرد، هواپیما را بغل کردند و به طرف قرارگاه آوردند. توی جمعیت رزمنده ها که تند و تند به طرف قرارگاه می آمدند به تماشا، یهو رزمنده ای یزدی به یکی از آن دو خلبان اشاره کرد و پرسید : برادر جان ، شما خلبانش بودی ؟ او واقعا فکر می کرد که کسی توی پهپاد بوده. خلبان واقعا عصبانی شده بود. پرسید چرا فکر کردی من باید خلبانش باشم ؟ او با جدیت جواب داد : خب شما نسبت به آن هم لباستان قد کوتاه تری داری دیگه. این بار خلبان هم خنده اش گرفت. روز بعد که عکس ها دستمان رسید، نخستین بار بود که شکل سیل بند را جور دیگری می دیدیم. ما پیش از این فکر می کردیم سیل بند یک خط مستقیم است که ما و دشمن در دو سر آن جای داریم. اما توی عکس ها ، سیل بند انحنای بسیار خوبی به طرف ما داشت و مواضعمان را کاملا پوشش می داد. بچه های قرارگاه به کادر پهپاد اطلاع دادند، وقتی هواپیمایتان در این حجم انبوه حتی یک گلوله هم نوش جان نمی کند، پس می تواند، هواپیمائی هجومی و انتحاری برای مواقع ضروری هم باشد... راوی : علی بختیاری زاده ادامه دارد ... ------------ پ.ن 1 : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند. پ.ن 2 : با توجه به طولانی بودن مطالب و بخاطر جلوگیری از خستگی مخاطب در پست های بعدی به ادامه مطالب این کتاب خواهیم پرداخت. پ.ن 3 : به دلیل رعایت امانتداری لازم است بیان نمایم که بخاطر جلوگیری از یکنواختی مطالب ، تعدادی عکس هم در لابلای مطالب تاپیک قرار داده ام که این عکس ها عموما مربوط به کتاب نبوده و توسط اینجانب انتخاب شده اند
  8. 27 پسندیده شده
    بسم الله........ 20 بهمن 1399 مراسم تحویل صدها خودرو تاکتیکی وزرهی به مرزبانی جمهوری اسلامی ایران در این مراسم، تعدادی خودروی نفربر زرهی رخش و کیا، شناور‌های حیدر و تندرو خلیج فارس، وانت کمک دار ارس و وانت کمک دار کاپرا و آمبولانس‌های هاردتاپ و خودرو‌های سواری دنا و سمند از سوی معاونت آماد و پشتیبانی ناجا تحویل فرماندهی مرزبانی شد.
  9. 27 پسندیده شده
    از دست دادن یک مدیر ارشد میتواند چه تاثیری بر شرکت و کارمندان داشته باشد؟ قتل یک سیاستمدار چه اثرات بر جو روانی جامعه خواهد داشت؟ ترور کردن یک قاضی یا مقاوم ارشد پلیس چه اثراتی بر روند رسیدگی یک پرونده و یا مبارزه با فساد میگذارد؟؟ قتل یک بازرگان در یک کشور خارجی چه اثراتی در مراودات خارجی خواهد داشت؟؟ شاید جواب دادن به این سوالات به علت ابعاد مختلف آن کمی سخت باشد، اما به طور قطع میتواند گفت از دست دادن نخبگان دریک کشور از یک سیاسیتمدار تا یک تاجر و داشمند میتواند ضربات مادی و معنوی جبران ناپذیری بزند. ضررهای که با صرف هزینه ها بسیار نیز قابل برگشت نیست. به طور قطع میتوان گفت از دست دادن نخبگان ضربات مادی و معنوی جبران ناپذیری به بدنه یک کشور می زند. خودرو محسن فخری‌زاده که در داخل آن ترور شد. ۷ آذر ۱۳۹۹ ترور کردن افراد در داخل ماشین یکی از شیوه های رایج برای کشتن یک فرد محسوب میشود. افراد در داخل ماشین قابلیت فرار و یا گزینه های زیادی برای پناه گرفتن ندارند. مسیر حرکت خودروها بسیار قابل پیش بینی است در نتیجه پیدا کردن یک مسیر برای هدف قرار دادن یک سوژه برای مهاجمان اسان خواهد بود. حرکت خودروها را نیز می توان برای جلوگیری از فرار سوژه با کمک گرفتن از جریان ترافیک طبیعی خیابان ها و یا موانع مصنوعی مثل یک تصادف ساختگی کند و یا متوقف کرد. اندام حیاتی مانند سر و گردن سوژه در داخل ماشین به راحتی در تیر رس تیراندازها قرار دارد. در نتیجه احتمال شلیک موفق و کشتن هدف بالا است. از جمله معروف ترین ترورها در داخل ماشین می توان به ترور آرشیدوک فرانتس فردیناند ولیعهد پادشاهی اتریش/مجارستان در سال ۱۹۱۴ اشاره کرد که از جرقه‌های آغاز جنگ جهانی اول بود. یکی دیگر از ترور های معروف و جنجال برانگیز در داخل خودور ترور رئیس جمهور ایالات متحده امریکا ترور جان اف کندی در سال ۱۹۶۳ بود. در ایران ترور افراد در داخل خودرو در حال افزایش پیدا کردن است که یک زنگ خطر را برای ما به صدا در آورده است. ترورهای دانشمندان هسته ای فقط نمونه های از ترور درایران محسوب که در داخل خودرو انجام شده است. ترور های دیگری مانند ترور قاضی حسن احمدی مقدس درسال 1384 و دادستان زابل موسی نوری قلعه‌نو درسال 1392 نشان میدهد امنیت مهره های کلیدی در کشور به راحتی به خطر می افتد. نقاشی ازنحوه ترور آرشیدوک فرانتس فردیناند ولیعهد پادشاهی اتریش/مجارستان - ماشین وی یک خودرو Gräf & Stift مدل 1911 با سقف رو باز بود. جان اف کندی سوار بر لیموزین که در داخل ان ترور شد. در هنگام ترور لیموزین در حالت بدون سقف قرار داشت ماشین قاضی حسن احمدی مقدس - وی در حال رانندگی درسال 1384 ترور شد ماشین دادستان زابل موسی نوری قلعه‌نو که درسال 1392 در داخل آن ترور شد. یکی از گزینه های پیشرو برای حفظ افراد در داخل خودرو ها استفاده از خودروهای محافظت شده است. امروز استفاده از وسایل نقلیه محفاظت شده دیگر مختص افراد ممتاز وشاخص یک جامعه مانند سیاسیون رده بالا نیست. بلکه در دنیا امروز استفاده از این نوع خودرو ها به عنوان یک هنجار پذیرفته شده. در برخی مواقع استفاده از خودروهای محفاظت شده بهوسیله سازمانها به خاطر وجود استاندارهای شرکتهای بیمه ای است. تا انها حداکثر حفاظت ممکن برای نیروهای سازمان ها خود تامین کنند. جای تعجب نیست که استفاده از خودروهای محافظت شده در سراسر دنیا در حال گسترش است. سلاح های سبک بیشتر از گذشته در دسترس قرار دارند. علاوه بر این ساخت بمب های دست ساز با قدرت انفجاری بالا نیز به عنوان یک تهدید برای سرنشینان خودروها در حال گسترش است. درنتیجه یکی از الزمات استفاده از خودروهای محفاظت شده امرزوی علاوه بر مقاومت در برابر سلاح های سبک مقاومت بالا در برابر انفجار بمب های دست ساز است. فرستاده ویژه سازمان ملل به عراق به منظور دیدار با مراجع شیعیان - این شخص همانند بسیاری از چهره های مطرح در دنیا برای جا به جایی از یک خودرو محافظت شده استفاده میکند با وجود پیشرفت شگفت انگیز درفناوری خصوصا بحث متالوژِی ، هنوز چیزی به عنوان یک ماشین کاملا ضد گلوله وجود ندارد. تعیین اینکه یک ماشین زره پوش چقدر می تواند در برابر تهدیدات مقاومت کند به تعداد لایه های محافظتی و مواد به کار رفته در آن بستگی دارد. خودرو های ضد گلوله اساساً وسایل نقلیه غیرنظامی هستند که مجهز به لایه های زرهی و شیشه ضد گلوله به علاوه ویژگی ها و مکانیزم های اضافی هستند که از افراد داخل خودرو محافظت می کنند. یکی از مزیت استفاده از خودروهای غیر نظامی که به شکل ویژه ای جهت مقابله با تهدیدات تقویت شده اند برخلاف خودروهای حفاظت شده با کاربری نظامی این است که خودرو غیرنظامی محافظت شده در محیط های شهری حتی برای مردم عادی نیز جلب توجه نمیکند. این خودرو ها اگرچه ظاهر غیر نظامی دارند اما حفاظت قابل قبولی را برای حفظت جان سرنشیان خود ارائه می دهند. امروزه مهندسین فعال در این حوزه میتواند خودروهای محفافظت شده غیر نظامی مقاوم در برابر کالیبر 12/7 م.م با گلوله ضد زره را نیز تولید کنند که بالاترین سطح حفاظتی در این حوزه می باشد. بمب دست ساز چسبان ساخت طالبان- این بمب ها با چسبیدن به بدنه خودروها میتواند یک انفجار متمرکز بر روی خودرو را ایجاد کند. تشیخیص خودروهای محفاظت شده از نمونه های استاندار کارخانه در نگاه اول دشوار است در نتیجه در محیط هاس شهری جلب توجه نمیکند. در دنیایی امروز خودروهای محافظت شده باید توانایی مقاومت در برابر گلوله ها و مواد منفجره را داشته باشد ساخت یک خودرو محفاظت شده باید از جنبه های فنی مختلفی مورد بررسی قرار گیرد. درکنار اهمیت زرهی کردن و افزایش مقاوت بدنه و شیشه های خودرو باید این موضوع مورد توجه قرار گیرد که اضافه کردن زره و تقویت بدنه میتواند در عملکرد رانندگی و سیستم تعلیق خودرو مشکل ایجاد کنند. پس یکی از نکات مهم برای زرهی کردن یک خودرو اندازه گیری صحیح مرکز ثقل خودرو قبل و بعد از زرهی شدن خودرو است. پایداری یک خودروی زرهی مستلزم بهینه سازی مرکز جدیدی ثقلی است تا پایداری خودروی زرهی درهنگام رانندگی در جاده آسفالته یا خارج از جاده حفظ شود. توجه به استرسهای ناشی از افزایش وزن به شاسی و سیستم تعلیق خودرو نیز باید مورد توجه قرار گیرد. اضافه کردن صفحات زرهی بر روی درب خودرو به میزان قابل توجهی میتواند وزن خودرو را افزایش دهد. که میتواند در فرایند باز و بسته کردن درب خودرو اختلال ایجاد کند. تقویت لولا های نیز باید مورد توجه قرار بگیرد. برای افزایش حفاظت بدنه خودروهای غیر نظامی می تواند از طیف گسترده از مواد مانند پلی مرها، الیاف پارچه ای مقاوم و الیاژهای سبک فلزی استفاده کرد. مقدار استفاده از مواد، نوع مواد به کار رفته و سطح حفاظتی خودرو می تواند در شرکت های ارائه دهنده خودروهای زرهی بایکدیگر متفاوت باشد. با توجه به این نکته برای حفظ حقوق مشتریان انواع مختلفی از استانداردهای برای خودروهای زرهی خصوصا درخودروهای زرهی غیرنظامی تعریف شده است. یکی از مشهورترین و رایج ترین سطح استاندار برای خودروهای زرهی غیرنظامی استاندارد رتبه بندی بالستیک (BR)است. استاندارد رتبه بندی بالستیک یا سطوح حفاظت بالستیک به شما می گوید که یک سطح خاص چه میزان امنیت را می تواند فراهم کند – یا در مقابل چه سطح ازحملات می تواند مقاومت کند. این استاندار که با نام EN 1063 نیز شناخته میشود توسط کمیته استاندارد اروپا ارائه شده است. این استاندارد داری 7 سطح است. سطح اول و دوم (B1-B2) این سطح برای مقاومت در برابر کالیبر 9 میلیمتری مشخص میشود اما به ندرت این سطح در خودروهای زرهی استفاده می شود. سطح سوم و چهارم (B3-B4) این سطح می توانند در مقابل حمله سلاحها از جمله اسلحه های ورزشی ویا اسلحه های دستی و به طور کلی اسلحه هایی که با فاصله نزدیک و سرعت کمتری گلوله شلیک می کنند اطلاق میشود. مانند 357 مگنوم (B3) یا 44 مگنوم (B4) سطح پنجم ( B5) این رتبه برای حفاظت در مقابل سلاح های هجومی مانند AK-47 تعبیه شده است. برای رسیدن به سطح نیاز به فولاد های محافظتی با حداقل ضخامت 5/7 میلی متراست. سطح ششم ((B6 این سطح از امنیت بالایی برخوردار است و برای جلوگیری از نفوذ گلوله های ضد زره (Armor-piercing) در نظر گرفته شده است. این سطح یکی از محبوب ترین سطوح حفاظتی در خوردوهای محافظت شده است. زیرا پیاده سازی آن در عین اضافه شدن یک ویژگی امنیتی مهم، ساده است. سطح هفتم (B7) سطح حفاظتی B7 که قوی ترین سطح محافظتی است که شناخته میشود ، گلوله های مختلف ضد زره را که از اسلحه های با سرعت بسیار بالا، مانند گلوله های که از اسلحه های تک تیرانداز شلیک می شود، را متوقف می کند. این سطح در بسیاری از موارد بالاترین سطح حفاظتی قابل اجرا در خودروهای زرهی غیرنظامی است. با این وجود میتوان وسایل نقلیه مخصوص تولید کرد که سطح محافظتی بالاتری داشته باشند. چهار سطح استاندار رتبه بندی حفاظت بالستیک برای خودروهای محافظت شده البته استاندار EN 1063 تنها استاندار موجود برای خودروهای محافظت شده نیست. استاندارهای مختلف دیگری مانند استاندارد انستیتوی ملی دادگستری ایالات متحده آمریکا، استاندار بالستیک انگلیس، موسسه استاندارد سازی DIN آلمان و... وجود دارند. که بستگی به شرکت تولید کننده خودرو محافظت شده دارد که سراغ کدام استاندارد برود شرکت های تولید کننده خودروهای زرهی غیر نظامی برای ساخت محصولات خود روشها و گزینه ها مختلفی را پیش میگیرند. اما به شکل کلی گزینه های اصلی برای تبدیل یک خودرو کارخانه ای به خودرو محافظت شده ثابت است. از جمله گزینه های ثابت میتوان به موارد زیر اشاره کرد. تایرهای ضد پتچری ( Run Flat) : استفاده از این نوع تایر باعث میشود افراد مسلح با پنچر کردن خودرو نتوانند خودرو را متوقف کنند. متوقف شدن خودرو می توان ان را در برابر حملات آسیب پذیر کند. در صورتی که در شرایطی قرار داشته باشید که شخصی هنگام رانندگی به سمت شما تیراندازی می کند، ضروری است که فرار کنید و یک منطقه امن پیدا کنید. تایرهای ضد پتچری به شما امکان میدهند بعد از برخورد اشیا خارجی به تایر با سرعت حدودی 90 کیلومتر بر ساعت حرکت کنید. شیشه های ضد گلوله: یکی از بخش های آسیب پذیر خودروها در برابر حملات مسلحانه شیشه های خودرو میباشد. اندام حیاتی سر و گردن افراد داخل ماشین از پنجره خودروها در تیر رس افراد مسلح قرار دارند. در نتیجه محافظت و ارتقا این بخش یکی از اساسی ترین جنبه های ارتقا یک خودرو ضد زره است. همچنین شیشه ها باید مقاومت بالایی در برابر انفجارها نیز داشته باشند و در صورت انفجار نباید از قاب پنجره خودرو بیرون بیایند. این نوع شیشه از تعدادی لایه مختلف با ماده مختلف ساخته شده است که قادر به تحمل فشار زیادی هستند. برخی از متداول ترین مواد مورد استفاده در ساخت شیشه ضد گلوله شامل پلی کربنات ، فایبرگلاس ، اکریلیک و پلی اورتان است. نوع مواد به کار رفته و تعداد لایه در مقاومت شیشه و ضخامت آن اثرگذار هستند که بسته به سطح حافظتی لازم ، باید نوع شیشه را انتخاب کرد. یکی از استاندارهای رایج برای مقاومت شیشه های ضد گلوله استاندار UL 752 است. به عنوان مثال در این استاندارد شیشه های سطح حفاظتی 1 میتواند در می تواند از شما در برابر حداقل 3 شلیک از یک اسلحه 9 میلی متری محافظت کند. از طرف دیگر ، سطح حفاظتی 2 میتواند در برابر حداقل سه گلوله اسلحه 357 مگنوم مقاومت کند. در سطح های بالاتر حفظتی مانند سطح حفاظتی 5 شیشه میتواند حداقل 1 گلوله اسلحه 7.62 میلی متر را متوقف کند. سطح حفاظت 8 به این معنی است که شیشه می تواند حداقل 5 شلیک از یک تفنگ 7.62 میلی متری را منحرف کند. بالاترین سطح حفاظتی در شیشه های با سطح 10 است که میتواند در برابر شلیک گلوله های کالییر 12/7 میلیمتری نیز مقاومت کند استاندار UL 752 برای مقاومت شیشه های ضد گلوله تقویت بدنه: علاوه بر شیشه ها تقویت بدنه خودروها نیز ضروری است. اسلحه های هجومی میتواند به راحتی ازبدنه خودروهای معمولی عبور کنند. علاوه بر این خطر انفجار ها بمب ها میتواند باعث صدمه زدن به سرنشین ها بشود. تقویت بدنه شامل ستون های خودرو، درب ها، گلگیرها و کف خودرو است. مواد کامپوزیتی میتواند گزینه های مناسبی برای ارتقا بدنه خودروها باشند. بدنه خودرو را می توان با یک پوشش روکش فولادی پوشاند. داخل سقف و کف ها نیز می توانند با پارچه های مقاوم ضد گلوله پوشانده شوند. موتور و سیستم تعلیق: با اضافه شدن بخش های حفاظتی بخش های پیشرانه و سیستم تعلیق بهتر است تقویت بشود. با وجود این وزن های اضافی ، قابلیت رانندگی خودرو کاهش می یابد. به طور معمول ، با اصلاح بخش های خودرو می توان قابلیت رانندگی خودرو را افزایش داد . البته تقویت بخش موتور بستگی به نوع خودرو دارد. بیشتر خودروهای شاسی بلند (SUV) و برخی خودروهای سواری معمولی ( Sedan) توانایی تحمل بار اضافه دارند. تقویت موتور به معنی افزایش اسب بخار و افزایش مصرف سوخت است. بنابراین در مناطقی با کمبود منابع سوختی روبه رو هستند توصیه می شود اگر خودرو میتواند وزن بار اضافه ای را تحمل کند بهتر است موتور ماشین تقویت نشود. اما اگر هیچ مشکلی در تهیه بنزین وجود ندارد ، توصیه میشود موتور بهبود یافته و اسب بخار را افزایش داده شود تا در مواقع حساس خودرو از تحرک مناسب برخوردار باشد. تقویت کمک فنرها می توانند به جذب انرژی در هنگام تصادف و یا انفجارها کمک کند. همچنین حفاظت از این بخش ها و افزایش مقاومت آنها ضروری است. صدمه دیدن و یا اختلال در کارکرد آنها موجب توقف خودرو میشود. در بعضی نمونه ها تجهیزات داخل کاپوت دارای یک محافظ هستند تا در صورت تیراندازی و یا انفجار آسیبی به انها وارد نشود. البته به غیز از گزینه های اصلی مشتریان میتوان تجهیزات اضافه ی دیگری بر روی خودرو های محافظت شده خود سوار کنند مانند محافظ برای اگزوز برای جلوگیری از مصدود کردن ان، دستگیره ها و قفل های مرکزی ایمن، سیستم های رادیوی و مخابراتی، اخلالگرهای رادیویی برای مقابله با بمب های کناره جاده ای، بسته دودزا اگروز، دوربین ها با دید 360 درجه، وینچ و ... مجهزکرد. شرکت های فراوانی در سراسر دنیا برای ساخت و یا اجاره خودروهای محفاظت شده فعالیت میکنند. شرکت alpha-armouring ادعا دارد هیچ یک از موارد حمله به خودروهای محافظت تولید شده توسط این شرکت منجر به مرگ سرنشین ها نشده است. شرکت Armormax نیز آمار جالبی تری در این مورد منتشر کرده است. از زمان تولید خودروهای محافظت شده توسط این شرکت، محصولات این شرکت توانسته اند جان 507 نفر را در حوادث مختلف در سراسر دنیا نجات دهند. جدیدترین مورد از عمکلرد این نوع خودروها مربوط به حفظ یک خانواده آفریقا جنوبی در سال 2019 بود .این خانواده با ماشین محفاظت شده خود در یک جاده خلوت توسط مهاجمین مسلح محاصره شده بودند. افراد مسلح دو گلوله به پنجره راننده شلیک میکنند. بعد از شلیک گلوله ها، پدر خانواده که راننده خودرو نیز بوده است بدون هیچ آسیبی ماشین را از محل حادثه دور میکند. نمونه ی دیگر از عملکرد محصولات این شرکت در 2012 بود که خودرو محفاظت شده مربوط به سفارت آمریکا در پاکستان مورد حمله یک خودرو بمب گذاری شده قرارمیگرد. با این حال خودرو محافظت شده باعث شد دو دیپلمات در خودرو محافظت شده فقط زخمی بشوند. اما افراد عابر نزدیک خودرو بمبگذاری شده از جمله2 پاکستانی کشته و17 تفر دیگر زخمی شدند. خودرو ضدگلوله خانواده افریقایی که جان انها را در حمله افراد مسلح حفظ کرده است. شرکت TAC (Texas Armoring Corporation) نیز برای نمونه به دو مورد از عملکرد خودروهای محفاظت شده خود اشاره میکند. ماجرای اول مربوط به خودروی زرهی است که توسط دو بمب کناره جاده ای مورد حمله قرار می گیرد. سرنشین اصلی این خودرو چاد استون، افسر پلیس آمریكا بود كه در شركت Dyncorp در عراق كار می كرد. چاد و همسرش در هنگام حادثه مشغول رانندگی درون یک خودرو محفاظت شده در قابل یک کاروان پنج تایی از خودروها در عراق بودند. کاروان خودروها به نزدیکی ایست بازرسی عراقی میرسد تا متوقف شد. ناگهان دو بمب دست ساز همزمان در کنار ماشین زرهی چاد منفجر میشوند. شدت بالای انفجار صدمه جدی به بخش موتور وارد میکند. درنتیجه موتور شعله میشود همچنین تایرهای خودرو صدمه میبیند. چاد به لطف چرخ های ضد پنچری میتواند خودرو شعله ور را چند متری جلوتر پارک کنند. به لطف امکانات حفاظتی این خودرو صدمه ای به چاد و همسرش وارد نمی شود و آنها از این حادثه جان سالم به در می برند و از عراق خارج می شوند. یک گروهبان ارتش امریکا که شاهد حادثه بوده است از اینکه چاد و همسرش از این انفجار جان سالم به در برند بسیار شگفت زده شده بود. ماجرای دیگر شرکت TAC نیز مربوط به انفجار بمب کناره جاده ای در عراق است. انفجار یک بمب کناره جاده ای موجب شده است خودرو محفاظت شده صدمه جدی ببیند اما هیچ نفوذی به محفظه مسافران وارد نشود. در نتیجه هر شش مسافر این خودرو بدون صدمه از ان خارج شدند. چاد استون، افسر پلیس آمریكا و خودروی محفاظت شده اش که توانست جان او و همسرش را حفظ نمایید. نمونه ای دیگر از عملکرد خودرو محفاظت شده در عراق که توانسته است جان سرنشین ها را حفظ نمایید. حادثه سود قصد به جان فرمانده پلیس مکزیکو سیتی در سال 2020 نیز اهمیت خودروهای زرهی در حفظ جان افراد را به وضوح نشان می دهد. وی به همراه دو محافظ در داخل خودرو زرهی مورد حمله 12 فرد مسلح قرار میگرند. این افراد مسلح که درپشت یک کامیون باری قرار داشتند با کمک اسلحه ها ی مختلف و با کالیبرهای گوناگون از جمله کالیبر 12/7 میلیمتری به سمت خودرو حامل فرمانده پلیس شلیک میکنند. با وجود این حمله سنگین فرمانده پلیس مکزیکو سیتی که نقشه کلیدی در مبارزه با کارترهای و گروه های خلافکاری داشته به مدد خودرو زرهی فقط با 3 گلوله زخمی شده بود که با با انتقال به بیمارستان بهبود یافت. البته دراین حمله دو محافظ فرمانده پلیس کشته میشوند. خودرو زرهی فرمانده پلیس مکزیکو سیتی که توانست جان او را حفظ نماید. نمونه ای دیگر از عملکرد موثر خودروهای محافظت شده در نجات جان سرنشینان در عراق در برابر بمب کناره جاده ای شرکت INKAS نیز گزارش داده است حمله ی سال 2014 در نیجریه به خودرو زرهی محصول این شرکت هیچگونه تلفاتی در پی نداشته است. سرنشین اصلی این خودرو محمدو بوهاری رئیس‌جمهور فعلی جمهوری فدرال نیجریه (وی در سال 2015 در انتخابات ریاست جمهوری نیرجه برنده اتنخابات شده بود) و سرلشکر بازنشستهٔ ارتش نیجریه بوده است. این حادثه وقتی اتفاق افتاد که خودرو زرهی محمدو بوهاری به همراه تیم اسکورت او در جاده علی آکیلو در حدود ساعت 2:30 بعد از ظهر درحال عبور بودند. یک خودرو انتحاری هنگامی که کاروان به منطقه بازار كاوو رسیده است از فرصت کم شدن سرعت کاروان استفاده و سعی کرده است خودرو انتحاری را نزدیک خودرو اصلی منفجر کند. اما خودرو اسکورت راه را بر روی خودرو انتحاری سد میکنند با این حال تروریست خود را در بازار منفجر میکنند. در این حادثه بادیگراد های اقای محمدو بوهاری در خودرو زرهی زخم های سطحی برمیدارند اما او اصلا زخمی نمیشود. با این حال در این حادثه 25 نفر از غیرنظامیان در بازار کشته میشوند. هوشیاری تیم اسکورت درکنار استفاده از خودرو محافظت شده باعث شد اقای محمدو بوهاری در حادثه سال 2014 زنده بماند. او در سال 2015 بر صندلی ریاست جمهوری نیجریه نشست. خودروی محافظت شده محمدو بوهاری _ استفاده از خودرو محفاظت شده یکی از عوامل اصلی در حفظ جان او در برابر حمله انتحاری بود شاید اگر که آرشیدوک فرانتس فردیناند، جان اف کندی و دانشمندان هسته ای کشورمان نیز از خودرو محفاظت شده استفاده میکردند آنها نیز زنده بودند و مسیر تاریخ نیز به کلی عوض میشد. شاید ما نتوانیم گذشته را تغییر بدهیم اما می توانیم با درس گرفتن از آن و ایجاد تغییرات در امروز خود ، آینده را تغییر بدهیم. شهید داریوش رضایی نژاد دانشمند هسته ای که در داخل خودرو خود ترور شد خودرو شهید مسعود علیمحمدی (سمت راست) خودرو شهید مصطفی احمدی روشن (وسط) خودرو شهید مجید شهریاری  (سمت چپ) در موزه دفاع مقدس نقل با ذکر نام میلیتاری بلامانع است این مقاله در گاهنامه نآورد شماره هشت منتشر شده است منابع : https://www.armormax.com/blog/armored-car-saves-lives https://inkasarmored.com/inkas-armored-vehicle-attack-nigeria https://www.theguardian.com/world/2020/jun/26/three-die-in-attempted-of-mexico-city-police-chief https://www.richardcpendry.com/armored-vehicles-save-lives https://www.texasarmoring.com/about/case-studies https://www.alpineco.com
  10. 27 پسندیده شده
    با سلامی گرم و دوباره به دوستان میلیتاریست عزیز ، بحث جنگ های اول و دوم عراق و آمریکا موسوم به جنگ اول خلیج(فارس) و جنگ دوم خلیج(فارس) ، یکی از بحث های مهم مرتبط با تحولات دهه پایانی قرن بیستم و دهه های آغازین قرن بیست و یکم در منطقه خاورمیانه است که در بلند مدت باعث ایجاد تغییرات عمیق جغرافیائی ، نظامی ، جغرافیای سیاسی ، نظامی و اقتصادی در این منطقه شده است. اما ظاهرا این مباحث در این انجمن اونقدر که شایسته و بایسته است مورد توجه قرار نگرفته است. پس با اجازه مدیریت محترم و دوستان و کاربران ارجمند انجمن ، دوباره بررسی این بحث مهم رو در قالب سلسله پست هائی به جریان می اندازیم. ( باشد که بخاطر بالا آوردن تاپیک قدیمی توسط تامکت گیلانی هدف فینیکس قرار نگیریم ) خشم و انتقام Anger & Revenge (چرا صدام به کویت حمله کرد؟) سرلشکر عراقی وفیق السامرایی در کتاب «ویرانی دروازه شرقی» چرایی تصمیم صدام برای حمله به کویت را تشریح کرده است: صدام در شرایطی جنگ با ایران را پایان داد که بدهی‌های سنگینی بر عراق تحمیل‌شده بود. طرح‌های توسعه اقتصادی به‌صورت دردناکی متوقف یا فلج گردید. او نتوانست به هیچ‌یک از اهداف اولیه جنگ جامه عمل بپوشاند. صدام با عملیات «انفال» و تمام خشونت‌ها و مصیبت‌ها و استبدادی که به همراه داشت و با به‌کارگیری گسترده سلاح‌های شیمیایی، احساسات کردها را جریحه‌دار نمود که هیچ‌کس غیر از تسلیم‌شدگان نمی‌تواند آن را فراموش کند. نیروهای ما در طولانی‌ترین جنگ مدرن با ایران جنگیدند و سرزمین «رافدین» را حفظ کردند، اما مسئول عدم تحقّق اهداف غیرواقعی جنگ نیستند؛ شکست بزرگی که حاصل شد، شکست صدام و رؤیاها و غرور او بود. صدام کاملاً با حقایق اطراف خود آشنا بود و به دروغین بودن زرق‌وبرق‌ها پی می‌برد؛ پس آغاز یک مرحله جدید اجتناب‌ناپذیر بود: «کویت، کلید خلیج[فارس] و دروازه عراق به‌سوی دریاچه‌های بزرگ نفتی.» روز دهم مارس ۱۹۹۰، به‌اتفاق سپهبدستاد صابر الدوری در یک مأموریت کاری به بحرین سفر نمودیم. در آنجا با وزیر دفاع و رئیس ستاد مشترک ارتش و مدیر سرویس اطلاعات دولت بحرین ملاقات کردیم. مدتی پیش ‌از این نیز به دولت امارات متحده عربی سفر کرده و طی آن با شیخ محمد بن زائد فرمانده نیروی هوایی وقت این کشور و رئیس ستاد کل نیروهای مسلّح فعلی، ملاقات کردیم. شیخ محمد بن زاید فرمانده وقت نیروی هوائی امارات + ژنرال نورمن شوراتسکف فرمانده طوفان صحرا پس‌ازآنکه از بحرین بازگشتیم، نتایج سفر را به اطلاع ریاست جمهوری رساندیم. منشی رئیس‌جمهور مرا به قصر ریاست جمهوری فراخواند. به‌محض رسیدنم، در زمان مقرر، به دفتر رئیس‌جمهور هدایت شدم. صدام پس‌ازآنکه پرسش‌هایی راجع به وضعیت سازمان اطلاعات نظامی به عمل آورد، گفت: «گزارش‌ شما را راجع به دیدار از بحرین خواندم. منشی ریاست جمهوری سابقه دیدارهای قبلی‌تان از کشورهای خلیج [فارس] و ازجمله دیدار اخیرتان از امارات متحده عربی را نیز در گزارش آورده است ولی شما نتوانستید با کویتی‌ها هماهنگی کنید.» من اهمیت کشورهای خلیج [فارس] را در زمینه فعالیت‌های اطلاعاتی در برابر ایران و همچنین پاکستان، برای او توضیح دادم و از موضع‌گیری مقامات امارات و بحرین، ستایش به عمل آوردم. صدام با دقت و تمرکز، سرنخ صحبت‌ها را به دست گرفت و در شرایطی که به نظر می‌رسید از چیزی عصبانی شده است، گفت: «کشورهای خلیج [فارس] به تعهدات مالی‌شان در قبال ما عمل نکردند... ما وارد جنگی طولانی شدیم، خون دادیم و اموال زیادی صرف کردیم. نقش ایران را در منطقه محدود کردیم... ولی کشورهای خلیج [فارس] نه‌تنها نسبت به جبران خسارت‌های مالی ما اقدام نکردند، بلکه به‌اتفاق آمریکایی‌ها علیه انقلاب عراق توطئه می‌کنند. امریکا با عربستان سعودی و امارات و کویت در زمینه توطئه علیه ما تلاش می‌کنند. برای تحت تأثیر قرار دادن برنامه‌های صنایع و پژوهش‌های علمی ما و همچنین وادار نمودنمان به کاهش حجم نیروهای مسلحمان، می‌خواهند از قیمت نفت بکاهند. در چنین شرایطی پیروزی نظامی ما بر ایران رو به ضعف می‌رود. شما باید نسبت به وجود یک ضربه هوایی یا بیشتر، از سوی اسرائیل هوشیار باشید. آن‌ها قصد دارند در چارچوب همان طرح توطئه‌ای که گفتم، برخی از اهداف مهم ما را نابود سازند. ما باید سرویس امنیتی و اطلاعاتی خود را به‌گونه‌ای بازسازی و تقویت کنیم، که به‌عنوان بازوی نیرومند ما در خارج عمل کند تا اگر مجبور شدیم، پاسخ نظامی بدهیم و آن‌ها را متزلزل نماییم. این کار را از طریق سازمان‌های اطلاعاتی انجام می‌دهیم و این مستلزم داشتن شایستگی‌های بالایی است... اختلاف پنهانی در حال حاضر در خلیج [فارس] بین عمان و امارات، امارات و عربستان و بحرین و قطر وجود دارد. خلیج [فارس]ی‌ها، کویتی‌ها را دوست ندارند و ما باید به این مسئله دامن بزنیم. کشورها با گوشه‌گیری به وجود نمی‌آیند. اگر ما مجبور شویم به کشورهای خلیج [فارس]پاسخ گسترده‌ای بدهیم، هیچ‌کس نمی‌تواند از رسیدن ما به تنگه هرمز جلوگیری کند.» سرلشکر ستاد وفیق السامرائی سخنان صدام به پایان رسید و من به دفتر منشی رئیس‌جمهور رفتم. او از من خواست که در آنجا بنشینم تا او به نزد رئیس‌جمهور برود و مجدداً بازگردد. اندکی بعد، نزد من بازگشت و گفت: «آنچه از صدام شنیدی، نزد خودت باقی بماند.» سپس از گاوصندوقی که در کنارش قرار داشت، یک ساعت مردانه مچی خارج کرد و به‌عنوان هدیه به من داد، من از دفتر صدام خارج شدم و فکر نمی‌کردم به آنچه گفته است، در آینده عمل می‌کند. ما با ایران جنگیدیم و اعراب کشورهای خلیج [فارس] با اموال و روابط و بنادرشان در کنار ما ایستادند؛ غرب نیز در کنار ما ایستاد. برخی از اعراب و کشورهای غربی در زمینه دستیابی ما به صنایع گسترده شیمیایی کمک کردند. نتیجه چنین جنگی، همان بود که دیدیم. حالا اگر بخواهیم با برادران عرب و هم‌پیمانان دیروزمان بجنگیم، چه سرنوشتی پیدا خواهیم کرد؟ به‌طورقطع هیچ‌کس به کمک ما نخواهد آمد. این اندیشه‌ها در آن لحظات از ذهن من گذشت. به دنبال سخنرانی صدام در 1990/04/02 بر تشنّج اوضاع افزوده شد. وی در این سخنرانی اعلام کرد: «ما سلاح شیمیایی دوگانه در اختیار داریم.» روز 1990/05/10 برای بازجویی از وابسته نظامی عراق در ترکیه، یعنی سرتیپ ستاد فاضل احمد السّبتی السامرایی به ترکیه سفر کردم. سازمان اطلاعات شدیداً اعتراض کرده بود که او یکی از کارمندان این سازمان را که به‌عنوان نگهبان سفارت فعالیت می‌کرد، مورد ناسزاگویی قرار داده است. این نگهبان ادّعا کرده بود که السامرایی در فحاشی نسبت به او زیاده‌روی کرده و مدیر سازمان اطلاعات یعنی سبعاوی ابراهیم الحسن (نابرادری صدام) را نیز مورد ناسزاگویی خود قرار داده است. من هم به خاطر سبعاوی سفر کردم، نه آن نگهبان. ژنرال وفیق السامرائی روز 1990/7/4 برای انجام مأموریت‌های محوله به پاکستان سفر کردم و در جریان این سفر، با خبرچین‌های عراقی در کراچی و اسلام‌آباد دیدار کردم. در مدتی که در این کشور بودم، ردوبدل تهدیدها بین صدام و اسرائیل به حد خطرناکی رسید. به‌روشنی دریافتم که نگرانی‌های صدام از ضربه احتمالی و غافلگیرانه اسرائیل علیه تأسیسات اتمی و آزمایشگاهی سلاح‌های میکروبی عراق به‌شدت رو به افزایش نهاده است. این نگرانی‌ها به‌عنوان یک اهرم فشار شدید می‌توانست صحنه جنگ را به کویت منتقل نماید و صدام را وادارد که برای رهایی از بحران اقتصادی، به‌طرف جهنم فرار کند. جنگ تبلیغاتی صدام، بعد از اسرائیل متوجه دولت امارات متحده عربی و کویت گردید. وی این دو کشور را متهم به توطئه اقتصادی علیه عراق کرد و روز 1990/7/17 در سخنرانی خود این جمله معروف خود را گفت که: «زدن گردن‌ها، نه قطع روزی‌ها!» حکومت‌های قبلی عراق، کویت را جزئی از عراق اعلام کرده بودند، ولی با واکنش‌های بین‌المللی و عربی مواجه شدند؛ به‌ویژه با واکنش مصر در دوران رهبری عبدالناصر. در آن هنگام کشورهای عربی به نفع کویت وارد عمل شدند و حکومت‌های قبلی عراق درصدد عملی کردن خواسته خود برنیامدند و عراق را زیر سنگ آسیاب جنگی مدرن قرار ندادند. نیاز عراق به دو جزیره «وربه» و «بوبیان» در حدّی نبود که ارزش ماجراجویی داشته باشد. عراق می‌توانست از بندرهای «بصره»، «سیبه»، «فاو» و «ام‌القصر» استفاده کند و برای بهبود وضعیت سواحل خود، بندر بزرگی را در رأس خلیج [فارس] احداث کند. اما اینکه پا را فراتر نهاده و در اندیشه ایجاد یک قدرت دریایی باشد، فاقد هرگونه مبنای منطقی یا عملی بود. ضرورتی نداشت که عراق به‌عنوان یک قدرت دریایی نیرومند مطرح باشد. ناآگاهی صدام نسبت به فلسفه تحرکات نظامی و موازنه درگیری‌ها که آمیخته با استبداد و خودکامگی و پیامدهای آن، کاهش حجم و ابعاد کمک‌های مشورتی بود، او را به‌سوی اشتباهات کشنده‌ای سوق می‌دهد؛ مثل جاه‌طلبی‌های او در زمینه کسب مقام زعامت جهان عرب و رؤیاهای خیال‌پردازانه که سرانجام او را به تجاوز به کویت وادار نمود. صدام در چادر سربازان عزاقی در لحظاتی که رهبران کشورهای عربی در کنفرانس فراگیر سران کشورهای عربی (به‌جز سوریه و لبنان) در بغداد گرد هم آمده بودند، نیروهای گارد ریاست جمهوری، خود را برای تجاوز به کویت آماده می‌کردند. بعدازظهر یکی از روزهای بسیار گرم ماه ژوئیه و درحالی‌که من در باغچه‌های اداره کل اطلاعات قدم می‌زدم، دو تن از افسران عالی‌رتبه ستاد نزد من آمدند. یکی از آن‌ها گفت که شاهد تحرکات گسترده نیروهای گارد ریاست جمهوری در جنوب بوده است. دیگری گفت که این تحرکات احتمالاً در قالب مانورهای آمادگی سالانه صورت می‌گیرد. من به تمایل صدام به تجاوز به کویت یقین پیدا کردم. درحالی‌که او انگیزه‌های خود را از فرماندهان نظامی، به‌استثنای تعداد اندکی از آنان پوشیده نگه‌داشته بود. ستون های تانک عراقی در حال ورود به کویت سیتی بر دامنه تشنّج سیاسی و تبلیغاتی افزوده گردید و روزنامه رسمی «الثوره» چاپ عراق، سرمقاله‌های خود را به حمله علیه حکام کویت اختصاص داد. این روزنامه از مردم کویت، ازآن‌جهت که رهبران عراق تاکنون نتوانسته‌اند به خواسته‌های آن‌ها برای نجاتشان از دست خانواده حاکم بر کویت عمل کنند، پوزش طلبید. این حرف‌ها در مقالاتی ساده‌لوحانه و مسخره که به‌روشنی بیانگر اهداف و انگیزه‌های ناپاکی بود، آمده بود. عدی پسر صدام در کویت نیمه‌شب ۲ اوت ۱۹۹۰، نیروهای گارد ریاست جمهوری پیشروی خود را آغاز کردند و از مرزها گذشتند. ده‌ها فروند هلی‌کوپتر نیروهای ویژه گارد ریاست جمهوری را حمل می‌کردند. مأموریت آن‌ها اشغال اهداف مهم و ازجمله کاخ امیر کویت بود. هواپیماهای جنگنده کویت با ما درگیر شدند و ۲۶ فروند هلی‌کوپتر عراقی به همراه سرنشینانشان نابود شدند. هواپیمای A-4 Skyhawk کویت آزاد ( فراری به عربستان ) پس از اشغال رادیوی کویت، بیانیه شماره یک انقلاب، توسط یک گوینده عراقی که تلاش می‌نمود لهجه کویتی را تقلید نماید، خوانده شد. پوشش انقلاب، برای توجیه یک تجاوز نظامی، یک پوشش بسیار ضعیف و حاکی از عقب‌ماندگی ذهنی طاغوت عراق بود. چه کسی می‌توانست باور کند که کشوری ثروتمند با مردمی که از ثروت‌های خود بهره‌مندند و در پناه قانون زندگی می‌کنند، تحت هر عنوانی در اندیشه پیوستن به کشوری باشند که به‌وسیله تعدادی ستمگر و یک انسان وحشی رهبری می‌شود؟! تغییر پلاک ماشین های کویت در زمان اشغال این کشور ادامه دارد ... ------------ پ.ن 1 : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند. پ.ن 2 : با توجه به طولانی بودن مطالب و بخاطر جلوگیری از خستگی مخاطب در پست های بعدی به ادامه مطالب مرتبط با این وقایع خواهیم پرداخت.
  11. 26 پسندیده شده
    با سلامی گرم و دوباره به دوستان میلیتاریست عزیز ، بحث شیرین تاریخچه تولید و بکارگیری پهپاد در سازمان رزم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی رو به اتفاق هم ادامه میدیم: پهپاد در دفاع مقدس روند شکل گیری و نقش آفرینی یگان پهپاد سپاه در دفاع مقدس به دنبال زمین پرواز از آبدارچی ، سرباز و نگهبان و عکاس و نیروهای فنی گرفته تا کمک خلبان و بیسیم چی و ... جمعا به 15 نفر نمی رسیدیم ؛ اما عنوان مان گردان بود. "گردان رعد". این نام بیشتر شبیه یک آرزو بود و یک دعای خیر تا یک واقعیت. اما با این همه اگر نه به اندازه یک تیپ ، ولی ماموریتی بیش از یک گردان به ما محول کرده و شب و روزمان پر از کار و تلاش شده بود. اگر چه هر کدام عنوانی داشتیم ، اما اینطور نبود که خلبان فقط خلبانی کند و عکاس به عکاسی اش برسد. موقع کار معلوم نبود کدام فرمانده است و کدام فرمانبر. اوایل ، زمین پرواز درست و درمانی هم نداشتیم ؛ مثل آواره ها از زمینی به زمین دیگر می رفتیم. یا توی زمین های مردم پرواز می کردیم و یا در زمین های اطراف پادگان ها ، که هر کدام هم مشکلات خاص خودش را داشت. تمام تلاش مان این بود که کمتر توی چشم باشیم ، اما برای حمل چند هواپیما ، برو و بیائی به پا می شد ؛ چون توی خودرو هایس مان یک هواپیما بیشتر جا نمی شد و مجبور بودیم چند خودرو با خود ببریم. خوب شد که چند وقت بعد یکی از بچه ها ( برادر بحرینی ) ، با طراحی خوبی توانست طوری هایس را قفسه بندی کند که چند هواپیما جا شود . کم کم که ابزار و وسائل تجهیزاتی مان ( مثل دریل های باطری دار ) زیادتر شد ، جعبه ابزاری ابتکاری نیز درست کردیم تا توی زمین پرواز بتوانیم ، همراهمان ببریم. یکی از همین جعبه ها ، پر بود از سیم ، کابل-استارتر ، دریل و پیچ و مهره و ... که با این نو آوری تقریبا خودکفا می شدیم و از پس تعمیرات اضطراری در زمین پرواز بر می آمدیم. راوی : عبدالمجید مختازاده * * * * * عصر اینترنت یا ما زود به دنیا آمده بودیم ، یا اینترنت دیر اختراع شده بود. این را همیشه عباس می گفت. آه چه می شد ما زودتر به اینترنت دست می یافتیم ؟ اگر این اتفاق می افتاد دیگر لازم نبود بریم توی کتابخانه های لندن یواشکی از روی کتاب های "جینز دیفنس" عکس بگیریم و یا عمل نیک بخواهد کتاب شان را دودره کند و او را بگیرند و کلی برایش دردسر درست کنند. از اقبال بدمان هم هواپیمائی گیر نمی آمد تا آن را مهندسی معکوس کنیم. چقدر تأسف بار بود وقتی دانستیم که از اواخر زمان پهلوی ، تعدادی پهپاد هدف توی پایگاهی نظامی دپو شده و ما از آن بی خبر مانده ایم. البته بعدها رضا ارباب با ایجاد رابطه توانسته بود این اجازه را پیدا کند که چند دقیقه ای از دور آنها را تماشا کند. اگر یکی از آنها در اختیارمان بود حداقل می توانستیم از روی آنها مهندسی معکوس کنیم. نمی دانم. شاید هم باید اینطور دل خود را راضی کنیم که خوب شد اصلا نفهمیدیم که در پایگاه سمنان ، چیزی وجود داشته است وگرنه آستین هایمان را بالا نمی زدیم و خودمان دست به کار نمی شدیم و امروز لابد خبری از مهاجرها و شاهدها نبود. وسط گیر و داری که بچه های بسیجی سر و کارشان با تفنگ و خمپاره و اینجور سلاح ها بود ، برای اینکه از اصول حاکم بر پرواز و اطلاعاتی از این دست ، سر در بیاوریم ؛ تا کتابی گیر می آوردیم همه با هم آن را از بسم الله تا نقطه آخرش می خواندیم. آن هم نه یک بار ، بلکه چندین بار. کتابی داشتیم در مورد آیرودینامیک ( نام مولف اش یادم نیست ) ، هر جا می رفتم همراهم بود ، توی اهواز از بس ، دست این و آن بود پاره پوره شده بود. انگار که توضیح المسائل باشد. توی زمین پرواز تا گیر می کردیم فوری سری به آن می زدیم ببینیم چیزی در آن خصوص ندارد ؟ خوب شد که محسن عمل نیک هر بار که به انگلستان می رفت ، از توی نمایشگاه های هواپیماهای بدون سرنشین ، کلی برایمان مجله ، کاتالوگ و فیلم و عکس می آورد. از اینجا به بعد دیگر مجبور بودیم زبان هم بخوانیم تا توی ترجمه شان نمانیم. ما از توی همین کتاب و مجله ها بود که فهمیدیم برای پرواز در جاهائی مثل هور که باند پرواز وجود ندارد ، می شود از چیزی به نام لانچر ( پرتابگر هواپیما ) استفاده کرد. عمل نیک نمی توانست آنرا برایمان از انگلستان تأمین کند ؛ چون کشورمان در تحریم بود. و البته صهیونیست ها همه جا حضور داشتند و نمی گذاشتند چیزی به دستمان برسد. برای همین ، برای ساخت لانچر مثل بقیه تجهیزات خودمان دست به کار شدیم. راویان : عبدالمجید مختار زاده ، غلامرضا کاظمی ادامه دارد ... ------------ پ.ن 1 : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند. پ.ن 2 : با توجه به طولانی بودن مطالب و بخاطر جلوگیری از خستگی مخاطب در پست های بعدی به ادامه مطالب این کتاب خواهیم پرداخت. پ.ن 3 : به دلیل رعایت امانتداری لازم است بیان نمایم که بخاطر جلوگیری از یکنواختی مطالب ، تعدادی عکس هم در لابلای مطالب تاپیک قرار داده ام که این عکس ها عموما مربوط به کتاب نبوده و توسط اینجانب انتخاب شده اند
  12. 26 پسندیده شده
    بسم ا... حدود شش ماه پیش انتقادات جدی در خصوص تخریب سر درب تاریخی پایگاه چهارم شکاری در میلیتاری شد ، الان با توجه به اینکه این نماد به شکل آبرومندانه ای بازسازی شده ، مجددا برای ثبت در انجمن اطلاع رسانی می شود پی نوشت : ظاهرا هنوز رگه هایی از نوع نگاه نسل قدیم در نیروی هوایی باقی مانده .. این سردرب ، شباهت قابل تاملی ، به سردرب های پایگاه های نیروی هوایی ایالات متحده دارد
  13. 26 پسندیده شده
    بخش چهارم ادامه نقش های رزمی ب. پدافندی: به دلیل مداومت پروازی خوب این­ گونه پهپادها و قابلیت نصب انواع سنسورها و رادارها، شاهد 149 در بخش پدافندی می­تواند در دو نقش موثر باشد. اول، حامل هواپایه موشک­های پدافندی: به دلیل مداومت پروازی و وزن محموله ­ی خوب این گونه پهپادها، می­توان شاهد 149 را به موشک­های هوا به هوا و پدافندی مسلح کرد بصورتی که صرفا حامل موشک باشد، پهپاد حامل در منطقه ­ای از پیش تعیین­ شده در حال گشت­ زنی باشد و درصورت کشف هدف توسط سامانه ­های زمینی یا هوایی دیگر، بجای موشک ­های پدافندی صیاد 2، صیاد 3، صیاد 4، طائر 2 و طائر 3، شاهین، شلمچه و مرصاد 16، 48N6 و ... و همچنین موشک­های هوا­به ­هوای سنگین فکور، فینیکس و مقصود، با موشکی به مراتب ارزان ­تر و سبک­تر از موشک­های ذکر شده به سمت هدف شلیک کرده، هدایت موشک در فاز میانی بوسیله ­ی ایستگاه ­های زمینی (همانند رادارها) و هوایی (همانند آواکس­ ها یا جنگنده ­ای دیگر) انجام شود. تاکتیک استفاده از حامل هواپایه پدافندی، تاکتیک جدیدی نیست. در جنگ ویتنام آمریکا از هواپیمای ملخی AU-24 به عنوان حامل هواپایه ­ی موشک اسپارو استفاده کرد: اخیرا نیز آژانس تحقیقات پیشرفته­ ی دفاعی DARPA، طرحی تحت عنوان پایلون پرنده ­­ی FMR جهت ساخت پهپاد حامل دو تیر آمرام ارائه کرده است: شرکت جنرال داینامیکز نیز برنامه ­ای برای تجهیز پهپاد اونجر به عنوان حامل هواپایه ­ی 6 تیر موشک آمرام در دست انجام دارد. از میان تسلیحات موجود بومی و غیر بومی می­توان به موارد زیر اشاره کرد: 1. AIM-7 اسپارو: میان­برد راداری با برد 50 کیلومتر و هدایت نیمه فعال، وزن 230 کیلوگرم، فقط در جایگاه­ های نزدیک بدنه 2. ساخت نمونه ­ی هواپرتاب از موشک پدافندی راداری 9 دی: این موشک طولی در حدود طول موشک اسپارو داشته و قطری کم­تر از آن را دارا است، لذا بعید است که وزنی بیشتر از آن داشته باشد (طبق برخی شایعات و گمانه ها موشک 9 دی بر اساس موشک روسی رادار فعال R77 که از طریق یمن به ایران رسیده ساخته شده است) . 3. موشک هوا­به ­هوای راداری آرش: اطلاعاتی از آن مشخص نیست اما با توجه به آن­که جهت جایگزینی با اسپارو ساخته شده، بعید است که وزنی بیشتر از آن داشته باشد. دوم، پدافند هواپایه: می ­توان موشک­ های حرارتی و تصویرساز هوا­به­ هوای موجود را با این پهپاد سازگار کرد و با نصب جست­وجوگر­های الکترواپتیکی/حرارتی جلونگر (همانند سنسور سنسور MTS-C ریپر) از شاهد 149 یک پهپاد رزم هوایی ساخت. بدیهی است که هر چند این پهپاد توانایی لازم برای مقابله با جنگنده ­ها را نخواهد داشت اما می ­تواند در شکار موشک­های کروز، انواع پهپادها، راکت­ها، هواپیماهای نظامی پهن ­پیکر (اعم از ترابری، بمب­افکن و ...)، هلیکوپترها، بمب ­های هوشمند و هواسر و ... کاملا موثر باشد. هم­چنین در عملیات اسکورت هواپیماهای نظامی پهن­ پیکر خودی همانند آواکس، الینت، سیگینت و ... که در داخل فضای داخلی و در محیطی دور از میدان اصلی نبرد فعالیت می­کنند نیز مفید خواهد بود. بجز موارد ذکرشده باید توجه داشت که حرکت بسوی تجهیز پهپادهای دشمن به موشک هوا­به­ هوا (همانند تسلیح MQ-9 به AIM-9X) در حال انجام است و پهپادهای با ارزش خودی همانند شاهد 149 باید بتوانند تا حد معقول از خود دفاع کنند، لذا حتی بدون درنظر گرفتن نقش­های قبلی که در رزم هوا­به ­هوا گفته شد، تسلیح شاهد 149 به موشک­های حرارتی/تصویرساز الزامی و اجتناب­ ناگزیر است. از میان تسلیحات موجود بومی و غیر بومی می­توان به موارد زیر اشاره کرد: 1. AIM-9 P/J: کوتاه ­برد حرارتی با وزن 86 کیلوگرم 2. موشک قمر بنی­ هاشم نسخه هوا به هوا: ساخته شده بر اساس AIM-9P/J با وزن تقریبی 86 کیلوگرم، دارای جست­وجوگر تصویرساز با برد 8 کیلومتر 3. فاطر: مهندسی معکوس AIM-9 P/J با وزن تقریبی 86 کیلوگرم 4. موشک آذرخش نسخه هوا به هوا: ساخته شده بر اساس AIM-9P/J با وزن تقریبی 86 کیلوگرم 5. R-73 کوتاه­برد حرارتی با وزن 105 کیلوگرم 6. PL-7 کوتاه­برد حرارتی/تصویرساز با وزن 89 کیلوگرم 7. نمونه ­های هوا­به­ هوای موشک­های دوش­پرتاب میثاق: همانند کاری که بر روی مهاجر 4 انجام شد: به این نکته­ ی مهم توجه شود که به دلیل وزن تقریبی 86 کیلوگرمی موشک­های تصویرساز/حرارتی بومی کشور، فارغ از آن­که کدام­یک برای تسلیح شاهد 149 برگزیده می ­شود (جهت پرهیز از موازی­ کاری)، این پهپاد توانایی مناسبی برای حمل این موشک در تعداد بالا را خواهد داشت. مجموعا 12 تیر (2 تیر زیر هر کدام از جایگاه­های بیرونی و 4 تیر زیر هر کدام از جایگاه­های نزدیک بدنه) قابلیت بسیار شاخصی در نقش پدافند هواپایه به شاهد 149 خواهد داد. 3. مراقبت، نظارت، تجسس، گشت دریایی سنسورهای الکترواپتیکی و حرارتی فراوانی در کشور موجود است که فهرست بسیار بلندبالایی را شامل می ­شود. اما موارد دیگری وجود دارند که تنوع بسیار کمتری داشته که در زیر به آن­ها اشاره خواهد شد: 1. رادار روزنه مصنوعی ابصار: کابرد این رادار توسط شرکت صاشیراز در تصویر زیر ارائه شده است: 2. رادار روزنه مصنوعی بدون نام: در پارک ملی هوافضا و در کنار پهپاد شاهد 129 یک رادار روزنه­ ی مصنوعی قرار داده شده است که در گذشته مشاهده نشده بود و همچنین از مشخصات آن اطلاعاتی در دست نیست. 3. TIC-S-2: از شاخص ­ترین سامانه­ های الکترواپتیکی ساخت داخل می ­توان به این سنسور اشاره کرد که توانایی فوق­ العاده کشف اهداف نزدیک­ شونده از 150 کیلومتری و اهداف دورشونده تا 300 کیلومتری و همچنین قابلیت کار از دمای منفی 40 درجه تا مثبت 60 درجه ­ی سانتیگراد را دارا است. در صورت نصب این سامانه بصورت جلونگر (مشابه MTS-C ریپر) می­ توان از شاهد 149 به منظور پایش اهداف مختلف هوایی، از جنگنده تا موشک و ... علی­ الخصوص اهداف رادارگریز به خوبی استفاده کرد و قابلیت فوق ­العاده ­ای در پدافند و رزم هوایی بدست آورد. 4. رادار جست ­وجوی سطحی FURUNO DRS4: خانواده رادار ژاپنی در مدل­ های مختلف است که در ایران بر روی قایق­ های تندرو (همانند سراج 1) و بالگرد دریایی شاهد 285 C نصب شده است و از ارتفاع بردی حدود 30 کیلومتر دارد که مشخصا با افزایش ارتفاع این برد افزایش می ­یابد. ادامه دارد ان شاالله ...
  14. 25 پسندیده شده
    با سلامی گرم و دوباره به دوستان میلیتاریست عزیز ، بحث جنگ های اول و دوم عراق و آمریکا موسوم به جنگ اول خلیج(فارس) و جنگ دوم خلیج(فارس) ، یکی از بحث های مهم مرتبط با تحولات دهه پایانی قرن بیستم و دهه های آغازین قرن بیست و یکم در منطقه خاورمیانه است که در بلند مدت باعث ایجاد تغییرات عمیق جغرافیائی ، نظامی ، جغرافیای سیاسی ، نظامی و اقتصادی در این منطقه شده است. اما ظاهرا این مباحث در این انجمن اونقدر که شایسته و بایسته است مورد توجه قرار نگرفته است. پس با اجازه مدیریت محترم و دوستان و کاربران ارجمند انجمن ، دوباره بررسی این بحث مهم رو در قالب سلسله پست هائی به جریان می اندازیم. ( باشد که بخاطر بالا آوردن تاپیک قدیمی توسط تامکت گیلانی هدف فینیکس قرار نگیریم ) "بخش سوم" قدرتمند و از پای درآمده (اوضاع عراق در پایان جنگ 8 ساله) جنگ ایران و عراق روز هشتم ماه اوت 1988 به پایان رسید ؛ و هیچکس پیش بینی نمی کرد که دو سال بعد " همین تاریخ" به عنوان سرآغاز بحران خلیج فارس ، شناخته شود. در عراق چنین تصور میشد که این کشور ، در جنگی که هشت سال به طول انجامید و بیش از یک میلیون کشته بر جای گذارد ، برنده شده است. اما این توهم صرفا بدان خاطر بود که "تهران" ابتدا پیشنهاد آتش بس را پذیرفت. بغداد نیز که در ان واحد "هم قدرتمند بود و هم از پای درآمده " به جنگ پایان بخشید. ماشین جنگی عراق شگفت انگیز و اعجاب آور بود ، بخصوص که در خاورمیانه نظیر نداشت. به این معنی که ارتش آن شامل 55 لشکر ( دربرابر 10 لشکر در سال 1980) ، یک میلیون سرباز آماده نبرد و جنگ دیده ، پانصد هواپیمای نظامی و 5500 تانک می گردید. (که این تعداد حتی بیش از آنچه بود که ایالات متحده آمریکا و آلمان فدرال متحد در آن سال در اختیار داشتند) از لحاظ مالی ابعاد فاجعه بسیار وسیع تر بود. زیرا در ابتدای شروع جنگ ، عراق 30 میلیارد دلار ذخیره ارزی داشت ، در حالیکه در پایان جنگ هشت ساله ، بدهی خارجی این کشور بالغ بر بیش از 100 میلیارد دلار می گردید. صدام همیشه و هر بار که از میهمانان خارجی خود در سالن مجلل و با شکوه کاخ ریاست جمهوری خود که در قلب بغداد بنا شده پذیرائی می کرد ؛ یادآور می شد که در طول جنگ 8 ساله باایران ، همچون سپر بلا و حامی و مدافع اعراب در قبال تهدید دائمی ایران بوده است و لذا از ثروتمندترین آنان یعنی عربستان سعودی ، امارات عربی متحده و کویت انتظار داشت که "آنها در پرداخت دیون خارجی عراق ، ما را کمک کنند" روز نهم اوت 1988 (درست یک روز بعد از اعلام آتش بس در جنگ ایران و عراق) ، کویت تصمیم گرفت که علیرغم موافقت نامه اوپک در تعیین سهمیه استخراج نفت کشورهای عضو و محدودیت آن ؛ میزان تولید نفت خود را از چاه های نفت " رومیله " (Roumaylah) را افزایش دهد. "رومیله" واقع در منطقه مرزی است که همیشه مورد ادعای عراق بوده و زمینه مساعدی برای ایجاد یک بحران سیاسی به شمار می رفت. صدام حسین این ابتکار کویتی ها را نوعی تحریک و خیانت تلقی نمود. بعلاوه آنکه افزایش تولید نفت کویت بر بازار نفت اثر گذارده و سبب کاهش بهای آن گردید و با این اقدام ، درآمد بغداد ( که 90% از نفت تأمین و بدان وابسته بود ) ، ناگهان به میزان 7 میلیارد دلار در سال سقوط نمود. و این در حالی بود که همزمان اقساط دیون خارجی این کشور به مرز 7 میلیارد دلار در سال بالا رفته بود که به این ترتیب برای دولت و کشور عراق یک " خفقان واقعی" به شمار می رفت. وجود افتراق میان این دو کشور غیر قابل تصور است: بدین معنی که در عراق تمامی امور اجرائی در دست یک فرد دیکتاتور قرار دارد که در رویای قدرت مطلق و متکی بر نیروی "زور" بسر می برد ؛ در حالیکه عراق با جمعیتی بالغ بر هفده میلیون نفر در سختی و مشقت و محرومیت بسر می برد. اما در کشور دیگر و همسایه آن ، امیرنشین کویت ، در یک محدوده کوچک و سرشار از ثروت فراوان که بر آن اعضاء "خانواده هزار فامیل الصباح" حکومت می کند که تمام پست ها و مقامات بانفوذ و پردرآمد را در اختیار دارند. سرمایه گذاری های کویت در خارج از کشور ، از مرز شگفت آور یکصد میلیارد دلار تجاوز می کند که هر ساله حدود شش میلیارد دلار به این کشور کوچک و کم جمعیت بر می گرداند و این رقم علاوه بر درآمدهای نفتی کویت است. و البته نباید فراموش کرد که این "گنج شایان" بیش از همه در خدمت و استفاده تنها هفتصد هزار نفر شهروندان کویتی است ، در حالیکه یک میلیون و دویست هزار نفر کارگران خارجی از اتباع فلسطینی ، فیلیپینی ، پاکستانی و مصری که اقتصاد این کشور را می گردانند ، جز خرده نانی از این خوان گسترده و ضیافت با شکوه طرفی نمی برند!! پول ، غالبا "نخوت" ، "تکبر" و "کوری" می آورد ! و رهبران کویت هیچ راه گریزی برای احتراز از این "گذرگاه دوگانه" و یا به اصطلاح "اره و دره" باقی نگذاشتند و این تراژدی غم انگیز را براه انداختند ؛ بی آنکه کسی علامت خطر را مشاهده یا احساس کند . (این همان نخوت و غرور و کوری است که قریب دو دهه بعد کودک-سلطانهای همسایه جنوبی کویت یعنی ریاض را هم به باتلاق جنگ یمن کشانید.) "عراق" و "کویت" از این پس و گام به گام به جنگی ویرانگر و فاجعه بار نزدیک می شوند. ادامه دارد ... ------------ پ.ن 1 : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند. پ.ن 2 : با توجه به طولانی بودن مطالب و بخاطر جلوگیری از خستگی مخاطب در پست های بعدی به ادامه مطالب مرتبط با این وقایع خواهیم پرداخت.
  15. 25 پسندیده شده
    با سلامی گرم و دوباره به دوستان میلیتاریست عزیز ، بحث شیرین تاریخچه تولید و بکارگیری پهپاد در سازمان رزم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی رو به اتفاق هم ادامه میدیم: پهپاد در دفاع مقدس روند شکل گیری و نقش آفرینی یگان پهپاد سپاه در دفاع مقدس تروریست !!! کسی نبود به این "کنعانی" بگوید ؛ آخه پدر آمرزیده ، توی کارتنی که 30 کیلو کتاب جا می گیرد ، یک موتور هفت هشت کیلوئی گذاشته ای و آن وقت به مامور گمرک لندن می گوئی : حساس نشو ، تویش کتاب است !؟ مگر هالو است که نفهمد. این حجم کارتن باید بیشتر از هفت، هشت کیلو وزن داشته باشد. چقدر به او گفتیم : "بابا! این را از طریق پست سیاسی بفرست، پلیس لندن شک می کند ، به خرجش نرفت که نرفت". از بس از هول اینکه پس از سالها یک موتور WAE 26 اسب ، گیر آورده و می خواست فوری آنرا به بچه ها در ایران برساند، افتاده بود توی دیگ. البته او حق داشت ، این اولین موتوری بود که مافوق هواپیماهای مدل بود و در ردیف موتورهای پهپاد شناسائی به حساب می آمد. اما چه فایده ، پلیس گمرک گیر داده و آن را باز کرد و متوجه شده بود. نتیجه اش این شد که ؛ هم او را گرفتند بردند اداره پلیس برای بازجوئی ، هم موتور معلوم نشد که کجا گم و گور شد. لابد گذاشتند برای روزی که جنگ تمام شود ، آنوقت پس بدهند! ایام جنگ نفتکش ها در ایران هم ، پلیس لندن به هر کالائی که ممکن بود که که مصرف دوگانه (تجاری - نظامی) داشته باشد، گیر می داد و نمی گذاشتند به ایران وارد شود. سر همین قضایا بود که چند وقت بعد از دستگیری کنعانی مرا هم گرفتند و با هواپیمایی دیگر به ایران فرستادند. از شانس بد ، هواپیما خراب شد و ما را به پاریس بردند ، آنجا مثل لندن چقدر پلیس دور هواپیما جمع شده بود ، تا جائی فرار نکنیم. انگار بن لادن را گیر آورده بودند!!! راوی : محسن عمل نیک * * * * * در مقابل طوفان رمل چقدر نونوار شدیم ، وقتی محسن عمل نیک از انگلیس آمد. او تا حدود زیادی ما را از بی بضاعتی تجهیزاتی درآورد. هم تعدادی دوربین Canon F-1 با عدسی 28 آورد و هم مخازن فیلم را که به راحتی می شد تا 150 فریم فیلم تویش جا داد. از همه خوشحال کننده تر اینکه چند دستگاه رادیو کنترل هم آورد. دست و بال مان که با اینها باز شد ، عمل نیک شد مسئول ساخت و تولید و پشتیبانی وزارت سپاه و من شدم فرمانده ی گردان رعد ، اما از همان اول یک پایم تهران بود و یک پایم اهواز تا برای گردان رعد ، نیرو و امکانات جذب کنم. برای همین تمام کارها افتاده بود روی دوش رضا ارباب. او هم قوت گردان بود و هم انگیزه بخش آن. خدا وکیلی اگر امیدهای او نبود ، پهپاد کی جان می گرفت؟ بعد از سه سال از تشکیل گردان رعد ، پادگان ما شد زمینی در چهال کیلومتری اهواز ، که به جز یک زمین در "بَر ِ بیایان " ، چیز دیگری نداشت ، حتی نمازخانه مان یک چادر گروهی بود . وقتی باد ؛ شن و ماسه ها را با خودش می آورد توی دم و دستگاه بچه ها و نمی گذاشت کار بکنند ، من چطور می توانستم بنشینم و فرماندهی کنم ؟ اول باید فکری برای طوفان رمل می کردم ، فکری برای ساختمان سازی ، تأمین امکانات و ... وقتی توی پادگانت آب نباشد که حمام کنی ، برق نباشد که هواپیماهایت را تعمیر کنی ، فرماندهی چه معنائی داشت ؟ داشتن تعمیرگاه و لابراتوار و ... که شبیه یک آرزو بود. به ذهنمان رسید که دمای تند جنوب را با درختکاری مهار کنیم ، اما آبی نداشتیم. هم برای تأمین آب و برق و هم درختچه افتادیم به التماس پیش بچه های جهاد سازندگی. آن ها مثل ما خاکی و بدون تشریفات بودند ، کافی بود درد را می شناختند ، می افتادند در پی درمانش ، همان چیزی که امروز به آن می گویند مدیریت جهادی. اول از آنها خواستیم ، درختچه به ما بدهند ، گفتند : شما پاسدارها خرابکارید ، درک نمی کنید با چه زجری ما درختچه ها را پرورش می دهیم ، می زنید داغونشان می کنید. پرسیدم : چکار کنیم که مخالف آنرا ثابت کرده باشیم ؟. پاسخ دادند : در ازای 500 چاله ، 500 درختچه می دهیم. یادم آمد تراکتور نیمه خرابی ته پادگان نیروی هوائی سپاه در تهران افتاده بود که قبلا به کار کشیدن هواپیما روی باند می آمد و اکنون که نیروی هوائی نونوار شده بود ، تراکتور ، بی استفاده افتاده بود. پیش برادر حسین دهقان ، فرمانده نیرو رفتم و آن را درخواست کردم . جواب داد : دیوانه ای ؟ کشاورزی راه انداخته ای ؟ بالاخره با چه التماسی آن را گرفتم و فرستادم اهواز. پانصد چاله را که با تراکتور حفر کردیم ، اعتماد بچه های جهاد جلب شد و 500 درختچه به ما دادند. 1000 درختچه بعدی را خودشان پیشنهاد دادند. ما دور تا دور پادگان را درختچه کاشتیم، اما سیراب کردنشان آب زیادی طلب می کرد. دوباره رفتیم سراغ بچه های جهاد ، از آنها خواستیم از کانال رودخانه حق آبه به ما بدهند. ساعتی 800 تومان گرفتند برای یک راننده و یک لودر. برای اینکه حداکثر استفاده را هم از زمان بکنیم و هم از لودر و راننده اش ، تا توانستیم به راننده سیگار و تن ماهی دادیم. حتی از او اجازه گرفتیم بعد از ساعت کاری اش ، دو ساعت خودمان روی لودرش کار کنیم. آب توی پادگان که آمد همین فیلم ها را بازی کردیم تا پادگان برق دار هم شد. پیش خودمان فتح بزرگی کرده بودیم ، حتی انتظار تشویقی هم داشتیم ؛ ولی تا پایان قطعنامه که خبری نشد. جنگ که تمام شد ، گزارشی علیه من نوشتند که باید پاسخگو می شدم. جرمم این بود که شما به چه حقی در حوزه فرماندهی نیرو و بدون هماهنگی با او ، دست به این اقدامات زده اید ؟ تو فرمانده یگان بودی ، نه فرماندهی مهندسی!! وقتی می گویند ، سواره از پیاده خبر ندارد ، مال همین روزهاست. راوی : عبدالمجید مختار زاده ادامه دارد ... ------------ پ.ن 1 : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند. پ.ن 2 : با توجه به طولانی بودن مطالب و بخاطر جلوگیری از خستگی مخاطب در پست های بعدی به ادامه مطالب این کتاب خواهیم پرداخت. پ.ن 3 : به دلیل رعایت امانتداری لازم است بیان نمایم که بخاطر جلوگیری از یکنواختی مطالب ، تعدادی عکس هم در لابلای مطالب تاپیک قرار داده ام که این عکس ها عموما مربوط به کتاب نبوده و توسط اینجانب انتخاب شده اند
  16. 24 پسندیده شده
    تانک اصلی میدان نبرد تی -80 ، چهل وپنج سال خدمت رزمی آیا برای این هیولای زرهی مجهز به پیشرانه توربین گازی ، آینده ای وجود دارد ؟!! سال 2021 ، چهل و پنجمین سالگرد ورود بخدمت تانک اصلی میدان نبرد تی-80 به سازمان رزم ارتش شوروی و سپس ارتش روسیه فدرال بشمار می رود که بنا بر اعتقاد برخی ناظران نظامی ، یکی از توانمند ترین طرح های زرهی روسی در دوره جنگ سرد بشمار می رفت و در زمان خود ، چندین ویژگی مشخص را نسبت به همتایانش در اختیار داشت . این تانک در واقع امر ، به نوعی ، یک نسخه برگرفته از طرح قدیمی تر تی-64 بشمار می آمد ،اما بر خلاف تی-72 که نمونه ای سبکتر و ارزان تر از تی-64 محسوب می شد ، تی-80 یک تانک سنگین تر (بسته به نوع تا 45 تن ) و گران تر نام گرفت . این نمونه به مانند تی-64 و برخلاف تی-72 ، به شکل اختصاصی برای ارتش شوروی طراحی و به تولید رسید و تازمان فروپاشی اتحاد شوروی هرگز برای صادرات ارائه نگردید . اما تی-80 به نخستین تانک علمیاتی روسی تبدیل شده بود که به یک پیشرانه توربین گازی بعنوان نیروی محرکه اصلی مجهزمی گردید که آن را برای عملیات در سخت ترین شرایط آّب و هوایی (بخصوص آب و هوای سرد ) مناسب می نمود ، در حالی که مصرف سوخت این پیشرانه ، باعث میشد تا قابلیت تحرک کمتری ( در مقایسه با همتایان خود که مجهز به پیشرانه های دیزلی بودند ) داشته باشد . علاوه براین ، تی-80 نخستین تانک روسی پس از تی-64 و تی -72 بود که به یک توپ کالیبر 125 م.م بدو خان با قابلیت شلیک موشکهای ضد زره و مهمات عادی مجهز می شد . از جمله ویژگی های خاص تی-80 ، اضافه شدن یک بارگذار قابل اطمینان (Korzina autoloader) به این تانک بود که تعداد خدمه را به 3 نفرکاهش می داد . با این حال ، صنعت زرهی روسیه با معرفی نمونه T-80BVM که توانمندترین نسخه تی -80 تا کنون بشمار می رود ، در طول چهار دهه پس از معرفی این گونه ، جلوه تازه ای از فناوری زرهی در شرق را به نمایش می گذارد . در واقع ، گونه اخیر تی-80 به نوعی کاراکترهای تانک اصلی میدان نبرد تی-90 را به ارث برده که از جمله آن میتوان زره های واکنشی Relikt ، توپ اصلی بهبود یافته کالیبر 125 م.م 2A46M ، سامانه های کنترل آتش جدید ، زره ترکیبی پیشرفته ، پیشرانه بهبود یافته و سایت شلیک PNM Sosna-U برای تیرانداز را نام برد . با توجه به موارد پیش گفته ، هم اکنون نزدیک به 330 دستگاه از نمونه BV و 150 دستگاه از نمونه BVM هم اکنون در ارتش روسیه مشغول خدمت است ،در حالی که بطور همزمان ، روند تحویل نسخه استاندارد BVM به ارتش همچنان ادامه دارد . از سویی دیگر ، در دهه هشتاد میلادی ، نزدیک به 3000 دستگاه از نمونه تی -80 به استاندارد BV و تعدادی نیز به نسخه B ارتقاء یافته بودند که هم اکنون بحالت ذخیره قرار دارد که ناشی از وضعیت اقتصادی روسیه پس از فروپاشی و تطبیق ارتش این کشور با وضعیت حاضر یعنی یک نیروی زرهی کوچکتر بشمار می آید . با این حال ، عملکرد به نسبت مطلوب این تانک در اقلیم سخت بویژه در قطب شمال ، باعث شده تا اعتماد خدمه روسی بدان افزایش دوچندان یابد ،درحالی که فروپاشی اتحاد شوروی ، باعث شد تا برنامه ارتقاء جاه طلبانه این تانک بخصوص تسلیح آن به یک توپ قدرتمندتر کالیبر 152م.م بسرعت لغو گردد . این درحالی است که ارتش روسیه با توجه به هزینه های تعمیر و نگهداری بالای این تانک ، ترجیح داد تا تانک سبکتر تی-90 را بعنوان گونه مدرنیزه سازی شده ای از تی-72 بیشتر مورد توجه قرار دهد . اما با بهبود نسبی وضعیت اقتصادی در قرن جدید ، روسها روی برنامه سنگین تی-14 متمرکز شدند ، هر چند تا این تاریخ ، تعداد محدودی از این تانک وارد خدمت شده است . در سمت مقابل ، پس از فروپاشی اتحاد شوروی و بازشدن فضا برای صادرات سلاح ، فروش گونه تی-80 به کره جنوبی ، تایلند ، مصر ، پاکستان و یمن برای مقاصد رزمی و همچنین چین و بریتانیا برای مقاصد تحقیقاتی در نوع خود جالب توجه به نظر می رسید . در حوزه جمهوری های مستقل شده از اتحاد شوروی ، اوکراین بعنوان یکی از وارثان صنعت زرهی از امپراتوری شوروی ، تولید این تانک را در مقیاس محدود ادامه میدهد ، اما همچنان با مشکلات بسیاری برای عملیاتی نگاه داشتن آنها روبروست ، به همین دلیل ، بالاجبار به همان نمونه های قدیمی تر تی-64 بسنده نمود . با تمامی این اوصاف ، مناسب بودن تی-80 با اقلیم روسیه ، بدان معناست که حداقل تا سال 2040 این تانک بخدمت خود ادامه می دهد و پس از آن نیز احتمالا با ارتقاء های بیشتر در حوزه زره ، حسگرها و تسلیحات به رده های دوم و سوم نیروی زمینی منتقل خواهد شد . پی نوشت : 1- بن پایه مترجم : MR9 /صرفاً برای میلیتاری
  17. 24 پسندیده شده
    روسیه، سوریه و گسترش نفوذ روسیه در حال گسترش باند فرودگاه حمیمیم در سوریه هست تصاویر ماهواره ای که از پایگاه هوایی حمیمیم سوریه بدست آمده نشان می دهد که یکی از دو باند اصلی این فرودگاه حدود 1000 فوت ( 300 متر ) گسترش داده شده است. این باند جدید این امکان را فراهم می کند که هواپیماهای بزرگتر و با بار بیشتر و حتی بمب افکن ها نیز در این پایگاه مستقر شوند. این پایگاه هوایی یک دارایی با ارزش در خارج از روسیه است که نقشی استراتژیک در گسترش فعالیت های نظامی در خاورمیانه، شمال افریقا و شرق دریای مدیترانه دارد. این پایگاه دارای دوباند موازی شمالی-جنوبی است. از همان ابتدای ورود نیروهای روسی به این پایگاه تغییرات آغاز شد تا امکان پشتیبانی از پرواز بالگردها فراهم شود. همچنین اضافه کردن یک پارکینگ 819000 فوت مربعی (تقریبا 90000 متر مربعی) که در سال 2016 صورت گرفت. همچنین تعدادی آشیانه سخت (مستحکم) در گوشه شمال غربی که در پاسخ به تهدید پهپاد ها و دیگر سلاح هایی که امکان دارد، تلفات و خسارتی وارد کند در سال های 2018 تا 2019 ساخته شد. بر اساس تصاویر ماهواره ای بدست آمده، باند غربی که حدود 9500 فوت (3100 متر) طول داشت، به حدود 10500 فوت (3400) افزایش داده شده است. همچنین به نظر میرسد که یک تاکسی (مسیر دسترسی) هم در حال ساخت است تا انتهای شمالی دو باند را بهم متصل کند. با توجه به فعالیت هایی که در شمال باند غربی دیده میشود، ممکن است این باند حدود 750 فوت (250متر) دیگر هم طولانی تر شود. [تصویر ابتدای متن] در حال حاضر پرواز های زیادی به این پایگاه می شود که از جمله آن ها پرواز An-124 است. قطعا وجود یک باند طولانی تر می تواند کمک کند تا در فصول گرم سال و همچنین میزان بار بیشتری توسط این هواپیما در هر پرواز منتقل شود. همچنین طول اضافی باند حاشیه ایمنی بهتری را برای شرایط رد شده پرواز فراهم می کند. و با توجه به اینکه هواپیما های ترابری روسی مجهز به سیستم سوخت گیری هوایی نیستند، این پایگاه می تواند نقش یک نقطه میانی را برای پرواز بسوی لیبی را داشته باشد. بازسازی و گسترش باند غربی این پایگاه امکان استقرار هر یک از سه نوع بمب افکن روسی Tu-22M3 ، Tu-95MS و Tu-160 را فراهم می کند. همان طور که در سال 2016 برای مدتی تعدادی از بمب افکن ها در ایران مستقر کرد. حضور این بمب افکن ها در کنار حضور هواپیمای گشت دریایی Tu-142 و پرواز آن ها بر فراز مدیترانه مزاحمت های فراوانی را برای جبهه جنوبی ناتو ایجاد می کند. چون این هواپیماها مجهز به موشک های کروز اهداف بسیاری را در مدیترانه و جنوب اروپا در تیرس خود خواهند داشت. روسیه در چند سال اخیر علاقه خود را برای استقرار بمب افکن های خود در نزدیکی مرز ها نشان داده و گاهی اوقات با پرواز های مستقیم به ونزوئلا ایلات متحده آمریکا را ازار میدهد. از دیگر هواگرد هایی که در حمیمیم حضور مستمر دارند میتوان به آواکس A-50 و هواپیمای جاسوسی IL-20 اشاره کرد که در پارکینگ شرقی این پایگاه مستقر شده اند. در طول بازسازی و گسترش باند غربی میتوان پیش بینی کرد که برنامه ای مشابه برای باند شرقی نیز اجرا شود، و سایر ساخت و ساز ها در بقیه نقاط پایگاه نیز دنبال شود. اگرچه جغرافیای محلی گسترش این مکان را دشوار کرده است. صرف نظر از جزئیات این گسترش و بازسازی، چیزی که اهمیت دارد افزایش نقش این پایگاه در استراتژی های کرملین است. درست است که جنگ در سوریه هنوز ادامه دارد ولی شرایط نسبتا پایداری پدید آمده که اجازه می دهد برنامه هایی با چشم انداز طولانی مدت در سوریه دنبال شود. کرملین قصد دارد در دهه های آینده در حمیمیم بماند و از طریق آن برنامه های نظامی خود را در خاورمیانه ، شمال افریقا و دریای مدیترانه را دنبال کند. که این موضوع باعث افزایش نگرانی ناتو می شود. منبع
  18. 23 پسندیده شده
    اسکورت کاروان ارتش در دیرالزور توسط بالگردهای ارتش سوریه . نزدیک یکسال است هوانیروز سوریه تحت نظر روسها درحال بازسازی و کسب اموزشهای لازم است . به طور مثال پیش از این ما به ندرت شاهد اسکورت نظامیان سوری توسط بالگردهای ارتش دراین ارتفاع بودیم و بیشتر بالگردهای گازل نقش اسکورت کاروانهای سوریه ان هم شامل مقامات سیاسی و نظامی را برعهده داشتن سرانجام با وساطت بزرگان شهر طفس درعا و حضور نظامیان روسی توافق شد ارتش وارد این شهر شده و مسلحین شهرهم با تحویل دادن سلاح و تعهد به زندگی خود بپردازند . ارتش نیروهای نسبتا زیادی را در داخل شهر مستقر نموده تا در صورت دست به سلاح بردن دوباره مسلحین امادگی مقابله را داشته باشد . هر چند با وجود مسلحین سابق در هر منطقه نباید انتظار ارمش پایدار را در کوتاه مدت داشت حمله ناشناس در نزدیکی ابوکمال بدون تلفات حمله پهپادی به خودروی مسلحین در لاذقیه
  19. 23 پسندیده شده
    با سلامی گرم و دوباره به دوستان میلیتاریست عزیز نبرد انوشیروان با نادر (USS Chandler DDG-996) در سال 1974 شاه پیشین ایران برای تقویت نیروی دریائی خود ، سفارش ساخت یک مجموعه 4 فروندی ناوشکن موشک انداز را به آمریکا داد که در ایران به "کوروش کلاس" و در آمریکا "Kidd-class" نامیده شدند. ناوشکن های کلاس کوروش برای انجام مأموریت های جنگ ضد دفاع هوائی ، ضدسطحی ، ضد زیر سطحی و پشتیبانی از عملیات های آبی خاکی بسیار مناسب بودند. داستان ما به سرگذشت عجیب و حیرت آور یکی از این ناوها می پردازد که قرار بود با نام "انوشیروان" در جبهه ایران و خدمت نیروی دریائی ایران باشد. اما در جبهه مقابل ایرانیان جنگید. ناوشکن موشک انداز کلاس کوروش با وقوع انقلاب ایران در سال 1979 و لغو سفارش خرید توسط مقامات ایرانی در زمستان سال 1357 ، ناوشکن انوشیروان هم مانند سه برادر دیگر خود هرگز تحویل ایران نگردید. متعاقب این امر ، با توجه به اینکه این ناو دارای سیستم تهویه مطبوع قدرتمند و متناسب با آب و هوای خلیج فارس بود ، نیروی دریائی ایالات متحده این کشتی را انتخاب کرد تا برای خدمت در خلیج فارس و دریای مدیترانه به خدمت بگیرد. از این روز نام این کشتی از انوشیروان به احترام آدمیرال تئودور چندلر که در حمله کامیکازه های ژاپنی کشته شده بود به یو اس اس چندلر (USS Chandler) تغییر نام یافت و بالاخره در سال 1982 به محلی که از ابتدای هم برای خدمت در آنجا ساخته شده بود ، اعزام گردید. خلیج تا ابد فارس ناوشکن USS Chandler در نیروی دریائی آمریکا در مهر ماه سال 1987 این ناو و هلی کوپترهای همراهش ، اقدام به درگیری با چند قایق تندرو نظامی سپاه پاسداران ایران نمودند که در این درگیری سردار نادر مهدوی فرمانده ناوگروه دریائی ذوالفقار به شهادت رسید. پوستر یادواره سردار شهید نادر مهدوی چندلر عاقبت در سال 1999 پس از طی بیست سال خدمت از رده خدمتی نیروی دریائی آمریکا خارج شد. در سال 2004 تصمیم گرفته شد که با فروش این ناو و تغییر نام به (DDG-1805) Wu Teh به خدمت نیروی دریائی جمهوری چین ( تایوان) درآید . سرانجام در سال 2006 میلادی این ناو ، آخرین تغییر نام خود را انجام داد و از آن روز تا همین اکنون با نام (DDG-1805) ROCS Ma Kong در نیروی دریائی تایوان خدمت می کند. تصویر ناوشکن 7200 تنی Ma kong در سال 2017 در یکی از بنادر کشور تایوان پ.ن : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند.
  20. 22 پسندیده شده
    با سلامی گرم و دوباره به دوستان میلیتاریست عزیز  روایتی تلخ از عملیات خیبر - بخش دوم فرمانده گردان به همت می گفت : احساس میکنم که قاتل هستم !! همت هم کاملا خسته شده بود و به محمد کوثری گفت: "خسته شدم، از خدا شهادتم را طلب کردم." و به محمدرضا پروازیان هم گفته بود: "خیبر آخرین عملیات من است." (شراره های خورشید ص 670) اما 12 اسفند در پادگان دوکوهه برای نیروهایش سخنرانی کرد و با شور و حال از اهمیت عملیات گفت. نیروهای زیادی را از دست داده بودند و لشکر تا حد زیادی منهدم شده بود، همت به جزیره مجنون اشاره کرد که دست ایرانی ها افتاده بود و گفت جنگ آن ها در طلاییه در تثبیت جزایر نقش داشته و گفت: «هشتاد حلقه چاه نفت در جزایر مجنون با ظرفیت بیش از 200 میلیارد دلار ذخایر نفتی حاضر و آماده بهره برداری، از جمله مزایای اقتصادی مهم این عملیات به شمار می آید… به جرات می گویم؛ تصرف همین چاه های نفتی می تواند دریافت غرامت جنگی ناشی از تمامی خسارت وارده به کشورمان را در طول جنگ را، تضمین کند.» و گفت که هاشمی رفسنجانی هم در مصاحبه اش روی این موضوع تاکید کرده است. (شراره های خورشید، ص 692) سخنرانی همت با تکبیرهای رزمندگان در حین سخنرانی شور و حال دیگری داشت. اما راضی کردن فرماندهان گردان به این سادگی نبود؛ پس از این سخنرانی همت جلسه ای با آنها داشت. محمدرضا جلالی فراهانی راوی لشکر درباره این جلسه نوشته است که فرماندهان با توجه به از دست دادن 80 درصد کادرهای گردانشان شرایط روحی و نیروی خوبی نداشتند و حالا به آنها گفته می شد باید باز هم بجنگند. بحث زیادی داشتند و سرانجام همت گفت : تصمیم ، اعزام بخشی از نیروها برای جنگ در جزیره است. مهدی قندیل فرمانده گردان مقداد گفت اگر این موضوع تکلیف است: «من خودم حاضرم به آن جا بروم ولی نیروهایم را نمیبرم» سید ابراهیم کسائیان فرمانده گردان میثم گفت: «من احساس میکنم الآن یک قاتل هستم.» حتی مجتبی احمدی فرمانده گردان بلال که همواره از حرف شنوترین ها بود گفت دستور را اجرا نمیکند. (شراره های خورشید، ص 707 و 749) فردای این روز همت با حاج آقا پروازیان، عقیدتی لشکر، درباره مشکلات صحبت کرد. پروازیان به او گفت: «این مساله تکلیف شرعی که مرتب از طرف فرمانده کل سپاه و قرارگاه نجف برای مسئولین لشکر گفته می شود، به دلیل مشکلات و موانع موجود برای من غیرقابل قبول است… تکلیف باید در حد توان باشد وگرنه ارزشی ندارد.» (شراره های خورشید، ص 708) همت تلاش کرد او را توجیه کند. اما حقیقتا توجیه کار، سخت بود. راوی لشکر در گزارشش از این روز نوشته بود که از آموزه قرآنی توکل به خوبی استفاده نمی شود؛ «به این معنی که بدون برنامه ریزی دقیق و عدم شناخت کافی نسبت به وضعیت منطقه، گفته می شد توکل کنید در حالی که توکل واقعی، باید بعد از برنامه ریزی و احراز آمادگی کامل انجام شود، احساس می شد در این عملیات، بیشتر به عناصری مثل شانس و تصادف تکیه شده است.» (شراره های خورشید، ص 749) نبرد مجنون هدف ایرانی ها در این عملیات رسیدن به جاده العماره بصره در آن سوی هور بود؛ نرسیدند اما تمام توان شان را گذاشتند تا حداقل جزایر مجنون در دل هور را با تلفات بسیار زیاد حفظ کنند. همت و فرماندهان دیگر در شرایط سختی قرار داشتند. اما 14 اسفند یک پیام از تهران به آن ها انرژی تازه ای داد. از بیت امام به قرارگاه اطلاع دادند: «امام فرموده اند جزایر حتما باید نگه داشته شوند، هرطور که شده» حالا همت می توانست نیروهایش را هم با خود همراهتر کند. چند روز سخت و پرتلفات دیگر بر نیروهای باقی مانده همت و بقیه فرماندهان در جزایر مجنون گذشت. 16 اسفند حجه الاسلام احمد خمینی از جماران با محسن رضایی تماس گرفت تا برای امام گزارش بگیرد. محسن رضایی گفت: «از لحاظ مهمات، خیلی در مضیقه هستیم. الحمدلله وضع کلی خوب است، ولی عراق با تمام قوا حمله می کند.» (شراره های خورشید، ص 721) وضع نیروها در جزایر اصلا خوب نبود؛ وضع نیروهای همت بدتر. کارش به قرض گرفتن نیرو از یگان های دیگر کشیده بود تا خطش را حفظ کند. چهارشنبه 17 اسفند غلامعلی رشید از فرماندهان ارشد سپاه به قرارگاه خبر داد: «اگر نیروهای مورد نیاز همت نرسند، احتمال سقوط خط این لشکر زیاد است.» (شراره های خورشید، ص 725) همین روز پیام دیگری از جماران به قرارگاه رسید که از امام نقل شده بود: «عاشورایی استقامت کنید و جزایر مجنون را به هر طریق ممکن حفظ کنید.» (شراره های خورشید، ص 726) همت تمام نیروها و حتی نیروهای تدارکات لشکر را به میدان نبرد آورد. قاسم سلیمانی تعریف کرده که همت خاک آلود و ژولیده به سنگر او آمد و از او خواست تعدادی نیرو به او بدهد. قاسم سلیمانی به یکی از نیروهایش گفت با همت بروند و یک گروهان نیرو برایش از بین نیروهایشان جدا کنند. با موتور رفتند تا از معرکه نبرد یک گروهان نیرو به بخش دیگری از معرکه ببرند. (شراره های خورشید، ص 729) در مسیر ، گلوله خمپاره راهشان را برید و ترکشش سر همت را هدف گرفت و همت فرمانده لشکر، روی یک موتور در خط مقدم نبرد شهید شد. خیبر در پایتخت همت تنها فرمانده شهید خیبر نبود؛ چندین فرمانده دیگر از جمله حمید باکری و مرتضی یاغچیان هم در این عملیات شهید شدند. یک سوال مهم این است که فرماندهان قرارگاه و هاشمی رفسنجانی چرا این همه به ادامه نبرد پرتلفات خیبر اصرار داشتند؟ حقیقت این است که جستجوهایم برای یافتن دلیلی که بتواند ذهنم را پس از خواندن این همه گزارش تلخ آرام کند، به نتیجه روشنی نرسیده است. در این عملیات دو بار پیامهایی از دفتر آیت الله خمینی به نقل از امام(ره) به قرارگاه فرماندهی مخابره شد. اوضاع واقعا خوب نبود اما وقتی پیام امام برای حفظ جزایر رسید محسن رضایی به فرماندهان جنگ گفت از جزایر بیرون نمی رویم، حتی اگر سازمان سپاه از بین برود. (تنبیه متجاوز، ص 97 ) به راستی نگاه محسن رضایی به فرمان امام چه بود که حاضر بودند فرماندهان لشکر را به معرکه نبرد مستقیم بفرستند و سازمان سپاه را از هم بپاشاند؟ آیا آنها معتقد بودند که سخنان آیت الله خمینی از جایی فراتر از عالم واقعیت ریشه گرفته است و به عالم بالا تعلق دارد یا اینکه بر اساس گزارش های فرماندهان و مسئولان جنگ صادر شده است؟ یعنی فرماندهان از اهمیت حفظ جزایر به امام می گفتند و بعد امام برای حفظ جزایر پیام می داد و بعد به رزمنده ها و فرماندهان می گفتند حفظ جزایر مهم است و ببینید که امام هم بر آن تاکید کرده است؟ می دانیم در ارتش پیش از آغاز عملیات خیبر انتقادهای جدی به عملیات وجود داشت. (کتاب تحلیلی بر عملیات خیبر از امیر نصرت الله معین وزیری را ببینید.) صیاد شیرازی فرمانده نیروی زمینی ارتش نیز مشکلات خیبر را به پایتخت رسانده بود. روز 8 اسفند هاشمی در خاطراتش نوشته است: «خدمت امام رفتم. گزارشی از وضع جنگ دادم. امام نگران بودند. از طرف آقای صیاد گزارش ناراحت کننده ای دریافت کرده بودند. با توضیحات من تخفیفی حاصل شد. برای امام اهداف مهم عملیات را توضیح دادم. ایشان هم نظرشان این بود که قطع جاده بصره بغداد، ضربه غیرقابل جبرانی به بعث عراق وارد می کند. به ایشان گفتم: من از رهگذر این اهداف به ختم جنگ می اندیشم. ایشان لبخندی زدند و جواب ندادند.» (آرامش و چالش، ص 385) می بینیم که امام با گزارش صیاد نگران می شود و با توضیح هاشمی رفسنجانی از نگرانی اش کم می شود. در میانه عملیات نیز امام از جبهه نبرد گزارش می گرفت و به نظر می رسد دستورهایش براساس همین گزارش ها بوده است. عملیات خیبر ایده محسن رضایی برای رهایی جنگ از بن بست بود و نیروهای علی هاشمی برای شناسایی هور ماهها زحمت کشیده بودند و به نظر می رسد اصرار محسن رضایی و فرماندهان قرارگاه برای شکستن خط طلاییه برای نجات عملیات بود. اما وقتی فرماندهان مستقیم نبرد با یقین می دانستند شکستن این خط غیرممکن است اصرار بر این دستورها چه منطقی داشت؟ شاید آقای رضایی توضیحاتی داشته باشد که بتواند ماجرا را شفاف کند. وقتی با تلفات وحشتناک مشخص شد خط طلاییه شکسته نمی شود اصرار و دستور بعدی، حفظ جزایر بود، این بار با تلفات زیاد جزایر تاحد زیادی حفظ شد. در مدتی که جنگ در جزایر ادامه داشت ایران روی 7 میلیارد بشکه نفت جزایر مجنون مانور می داد و حتی همت هم برای رزمنده ها از این موضوع سخن می گفت. جدای از اینکه آیا رسیدن به جزایر با این تلفات یک موفقیت محسوب می شود یا نه، به تدریج در اصل مساله نیز تشکیک شد . بر اساس خاطرات 16 اسفند هاشمی، محلاتی و حسن روحانی به او خبر دادند که وزارت نفت می گوید جزیره مجنون هفت میلیارد بشکه نفت ندارد و آماری که در روزهای گذشته داده اند درست نیست. (آرامش و چالش، ص 394) مجنون هرچقدر نفت داشت اما مهمتر جوان هایی بودند که در عملیات پرپر می شدند و وضع جنگ خوب نبود. هاشمی در خوزستان از نزدیک دریافت که «پیشرفت جنگ خیلی مشکل شده است.» (آرامش و چالش، ص390) 17 اسفند هاشمی و سران قوا میهمان احمد خمینی بودند؛ «امام هم در جلسه شرکت کردند. بیشتر صحبت ها درباره جنگ بود و امام از نامه آقای منتظری، که وضع جنگ را بد ترسیم کرده بودند، گله داشتند. قرار شد من به ایشان تذکر دهم.» (آرامش و چالش، ص 395) آخرین برگ از خاطرات هاشمی رفسنجانی در این سال با این جمله ها به پایان می رسد: «مشخص است که عراقی ها برای جلوگیری از موفقیت عملیات خیبر، هر آنچه در توان دارند به کار می برند. اطلاعاتی می گوید که مشاوران خارجی به آنها گفته اند که اگر ایران به اهداف این عملیات برسد، به معنای پیروزی مطلق در این جنگ است.» (همان، ص 408) جمله هایی که به نظر می رسد شاید برای توجیه فرماندهان برای اصرار بر عملیات و دستور برای ماموریتهای سخت و غیرممکن باشد . ایران یک سال بعد یک عملیات پرتلفات و سخت را در دل هور تجربه کرد؛ عملیات بدر. با شکست بدر، ایران تا پایان جنگ عملیات بزرگی در این منطقه انجام نداد و تیر ماه 1367 عراق در یک حمله پرقدرت و سریع جزایر مجنون را پس گرفت. نکته آخر اینکه در شرایطی که مسئولان عالی به دلایلی دستور به جنگ و مقاومت می دهند و فرماندهان خط مقدم نبرد این دستورها را نتیجه بخش نمی دانند و می بینند چگونه نیروهایشان نفر به نفر پر پر می شوند، آیا باید بر اساس واقعیتهایی که آنان از میدان نبرد تشخیص می دهند، تصمیم گرفت یا بر اساس آنچه مسئولان به عنوان واقعیت نبرد تشخیص می دهند؟ ... پایان پ.ن : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند.
  21. 20 پسندیده شده
    بخش دوم ..... برخورد مستقیم نظامی ایران و اسراییل : بطور همزمان ، در حالی که در بازه زمانی 2018-2017 حملات اسراییل به اهداف کاملا مشخص ایرانی در خاک سوریه ، به شکل واضح و با شدت زیاد در جریان بود ، واحدهای سپاه قدس ایران نیز در حال آماده سازی های اولیه برای واکنش نظامی به منظور ایجاد بازدارندگی متقابل و همچنین افزایش هزینه حملات مهاجمان ، بود و براساس اطلاعات موجود ، چندین بار مستقیما" اهداف اسراییلی را مورد حمله قرارداد . این مساله بدان معنا بود که برای نخستین بار و پس از چندین دهه خصومت غیر مستقیم میان اسراییل و ایران ، ضربه های رد و بدل شده ، صورت مستقیم بخود گرفته بود . روزمه مایکل هرزوگ ، نویسنده مقاله با شروع فوریه 2018 ، نخستین برخورد مستقیم در سوریه ، زمانی که ایران رعین ناباوری همگان موفق شده یکفروند هواپیمای بدون سرنشین مسلح را از مبداء پایگاه هوایی تی-4 در مرکز سوریه به درون خاک اسراییل نفوذ داده و در آنجا هدف آتش متقابل واحدهای پدافند قرار گرفته و ساقط گردید ، رقم خورد . درپاسخ ، نیروی هوایی اسراییل نیز موقعیت استقرار خودروی کنترل و فرماندهی پهپاد فوق را در پایگاه هوایی سوریه کشف و علاوه بر منهدم کردن آن ، به ده ها هدف سپاه قدس در سوریه حمله نمود ، هر چند در جریان این حملات ، حداقل یک فروند جنگنده اف-16 هدف آتش شبکه دفاع هوایی سوریه قرار گرفت و ساقط گردید . چهارماه بعد ، در مه 2018 ، احتمالا در پاسخ به حملات تلافی جویانه اسراییل ، عناصر مسلح ناشناس ، حداقل 32 فروند راکت گراد را داخل خاک سوریه به سمت اهدافی در بلندی های جولان تحت کنترل اسراییل شلیک نمود که چهار فروند از این موشکها پس از عبور از مرز رهگیری شده و منهدم شدند . متقابلا" نیروی هوایی اسراییل با طراحی عملیاتی موسوم به "خانه پوشالی" ( House of Cards) ، صدها هدف دیگر ،از جمله زیرساختهای ایجاد شده توسط ایرانی ها را در سوریه مورد حمله قرارداد . در بیست و یکم ژانویه 2019 ، واحدهای موشکی منتسب به سپاه پاسداران ، یکفروند موشک دقیق میانبرد را در روشنایی روز و از مبداء پایگاه نظامی ارتش سوریه در جنوب دمشق بسمت ارتفاعات هرمون واقع در بلندیهای جولان ، شلیک کردند ، در حالی که موشک فوق ،توسط آتشبارهای پدافند هوایی گنبد آهنین رهگیری ومنهدم شد . درواقع ، روند شلیکهای موشکی ایران ، پاسخی بود به حملات مستمر نیروی هوایی اسراییل از دسامبر 2018 تا ژانویه 2019 به زیرساختهای نظامی ارتش سوریه که اینک تا حدودی در اختیار ایرانی ها گذاشته شده بود . بااین وصف ، پاسخ اسراییل به این سری حملات ... در تمامی موارد ذکر شده ، انچه که در وهله نخست به نظر میرسد ، این است که اسراییل اطلاعات مشخصی از روند برنامه های توسعه نظامی ایران در سوریه در اختیار داشته که این مساله بدان معناست که حملات اسراییل ، تمامی بسترهای آماده شده برای ایران به منظور مشروعیت دادن به اقدامات دفاعی و آفندی را هدف قرار داده است و این به شکل خاص ، زیرساختهای نظامی در حال آماده شدن ایران را مد نظر قرار میداد . در حالی که نیروی هوای اسراییل ، به شکل همزمان ، در تلاش بود تا بتدریج شبکه لایه لایه دفاع هوایی سوریه را بازکرده و سرفرصت ، تک تک عناصرآن را از میان برده و یا تضعیف نماید . گادی ایزنگوت در اواخر ژوئن 2019 نیز دوتیر راکت از سوریه بسوی ارتفاعات هرمون شلیک شد که موشک نخست در خاک سوریه سقوط نمود و دومی بدون ایجات خسارت در سرزمین های اشغالی فرود آمد . اگر این حمله به ایران منتسب نشد ، اما اجرای آن به گروه های تخت الحمایه ایران نسبت داده شد ،در حالی که همزمان با این رویدادها ، تنشها میان ایران و ایالات متحده نیز به اوج خود رسیده بود و گفته میشود که حتی برنامه ای برای حمله به اهداف ایرانی – سوری نیز در دست بررسی قرار داشت . با این حال ، یکی از مهمترین حملات مهم اسراییل علیه مجموعه های منتسب به ایران و حزب ا... در اول ژوئیه 2019 به ثبت رسید . اثر گذاری حملات اسراییل بر روند منازعه : در واقع ، مقامات امنیتی اسراییل براین باورند که عملیات نظامی مستمر اسراییل ، نقش اصلی را در خنثی نمودن برنامه های بلند مدت ایران به منظور تبدیل سوریه به یک جبهه نظامی قدرتنمند ضد اسراییلی بر عهده دارد . علاوه براین ، برخی از ناظران صحنه عملیات در سوریه معتقدند که این حملات میتواند در طولانی مدت ، روند جریان را به شکل موثر بر ضد ایران برگردانده و از تشدید احتمال درگیری مستقیم جلوگیری نماید . در نهایت ، ایرانی تا حال حاضر از انتقال و استقرار جتهای رزمی خود در خاک سوریه خودداری نموده اند و از سویی دیگر ، هنوز کنترل سامانه های روسی متعلقبه ارتش سوریه نیز در اختیار آنان قرار نگرفته است ، به همین دلیل اشراف اطلاعاتی در بخش جنوبی سوریه ، برای عناصر اطلاعاتی ایرانی در ضعیف ترین حالت ممکن قرار گرفته ، جایی که برای ایجاد بسترهای کسب اطلاعات به شکل موثر هنوز راه زیادی می بایست پیموده شود . بر همین اساس ، ایران مستمرا" در حال برنامه ریزی برای اعزام نیرو ، تعیین ماموریتها براساس مدل عملیاتی تعریف شده در سوریه است ، این الگو بیشتر بر نیازمندهای خاص ، شامل : 1-ایجاد بستر لازم در طول زمان برای طراحی واکنش متقابل در برابر حملات اسراییل ( با توجه به توسعه عملیاتی رزمی ایران در سوریه و نیازمندی به سامانه های دفاع هوایی پیشرفته ) 2-کاهش فاصله با قابلیتهای رزمی ارتش اسراییل ( در شمال وشرق سوریه ) 3- انتقال زیرساختهای استراتژیک منتقل شده به سوریه به مناطقی با درجه اهمیت کمتر نظامی ، غیر متمرکز کردن پتانسیل های نظامی 4-انتقال همه سامانه های رزمی و دپوهای تسلیحاتی به زیرساختهای ایجاد شده زیرزمینی و پنهان نمودن این زیرساختها تحت پوشش ارتش رسمی سوریه و صنایع دفاعی این کشور . در واقع ، بخش عمده ای از تحلیلگران امنیتی اسراییل براین باورند که جنبه اصلی برنامه ایران در سوریه ، تلاش برای انتقال عناصر اصلی "پروژه دقیق" این کشور در سازه های زیرزمینی یا استتار شده در لبنان ، تمرکز منابع برای ارتقاء این برنامه از یک پروژه محدوده به یک خط تولید کامل صنعتی ،افزایش پروازهای تجاری و همچنین فعال شدن خطوط دریایی ایران به لبنان و همچنین ایجاد یک ساختار نظامی کامل در عراق ، شامل تسلیح و آموزش شبه نظامیان شیعه بشمارمی آید . این مساله ، تا بدانجا برای مقامات ارشد اسراییلی ، پراهمیت بشمار می رود که در دسامبر 2018 ، مدیر اطلاعات ارتش اسراییل اظهار داشت که " عراق بشدت زیر کنترل سپاه قدس ایران قرار گرفته " و این کشور اکنون براحتی میتواند ، برنامه های بلند مدت خود را به مانند آنچه که در سوریه انجام شده ، در عراق نیز پیاده کند که بطور مستقیم ، امنیت اسراییل را نشانه گرفته است . به اعتقاد این مقام امنیتی ، استقرار ذخیره قابل توجهی از این موشکها در عراق ، نه تنها اسراییل ، بلکه یگانهای رزمی ارتش ایالات متحده ، عربستان سعودی و تحت شرایط خاصی ، اردن را نیز تهدید می کند . از آنجایی که ارتش سوریه کنترل بخشی از ارتفاعات جولان را در تابستان 2018 به لطف کمکهای بیدریغ ایران و ورود عناصر رزمی وابسته به آن از شورشیان مسلح ، مجددا" بازپس گرفت ، بلافاصله ، حزب ا... لبنان بدلیل تجربه افزون تر در خصوص گسترش توان رزم بواسطه استفاده از نیروهای محلی، مامور شد تا نیروی انسانی مورد نیاز را از مردم محلی ، بخصوص روستاهایی نظیر الخدر ( al-Khadr) در شمال جولان به منظور زمینه سازی برای حرکتهای آینده ، استقرار سامانه های تسلیحاتی و تهیه برنامه های عملیاتی فراهم نماید . اما از اکتبر 2017 ،هر دوبازوی عملیاتی حزب ا.. در جنوب سوریه ، توسط مدیریت اطلاعاتی فرماندهی جنوبی ارتش اسراییل مورد رصد قرار گرفت و درنهایت در مارس 2019 در یک کنفرانس مطبوعاتی ، در اختیار رسانه ها قرار گرفت . در کنار جنبه های نظامی ، تهران بر این باور است که میتواند بواسطه طرح ریزی یک نقشه دقیق واستفاده از ظرفیتهای فعلی سوریه ، بخش عمده ای از مشکلات ناشی از تحریم های ایالات متحده را دور زده و ازاین طریق ، بتواند با دستی گشاده تر ، برنامه های خود را سوریه پیش برد . در این میان ، گرچه مهمترین عامل مهار ایران در سوریه را می توان در اعمال فشار نظامی دانست ، اما الزاما" جلوگیری از به ثمر رسیدن طراحی تهران را نمی توان در حوزه بکارگیری سخت افزار نظامی جستجو نمود . بدین معنی که چالش میان ایران و اسراییل را نمی توان بدون در نظر گرفتن نقش مرکزی روسیه در سوریه و همچنین فشار اقتصادی ایالات متحده بر ایران مورد تجزیه و تحلیل قرار داد . به اعتقاد برخی ناظران سیاسی ، حضور روسیه ، ایران و اسراییل را مجبور ساخته تا حرکات خود را با دقت افزون تری مورد محاسبه قرار دهند ، ضمن اینکه نقش ایالات متحده نیز باعث شده تا ایران در اجرای نقشه جامع خود ، با جسارت بیشتری نسبت به گذشته ، عمل نماید . زاخاریا باومل نظامی صهیونیست که در جریان درگیری های نبرد 1982 جسدش در خاک سوریه باقی ماند رقص با خرس روسی : براساس آنچه سیر تحولات در سوریه نشان میدهد ، مجموعه تحلیلگران اسراییلی از ابتدای بحران و پس ازحضور نظامی روسیه در جنگ داخلی سوریه ،با رصد محیطی مملوء از بازیگران متفاوت بین المللی ، منطقه ای و محلی که گاها" منافع متضادی را دنبال می نمودند ، براین اعتقا د قرار داشتند که اولویت نخست سیاست خارجی می بایست ، گفتگو در بالاترین سطح با مهمترین بازیگرخارجی این صحنه ، یعنی روسیه صورت گیرد . در واقع امر ، اسراییل و روسیه ، مواضع متفاوتی رادر خصوص ایران و سوریه و همچنین سیاستهای ایالات متحده در قبال ایران داشتند که بطور مشخص ، حول محورهای ذیل قابل تبیین می بود : 1-روسیه ، ایران و سایر گروه های مسلح حاضر در سوریه ، در کنار هم برای ابقای ساختار حکومتی اسد وارد جنگ شدند و در این میان ، ایران ، نقش محوری را برای پیشبرد این هدف بازی می کند ، وظیفه ای که بنا برخی تحلیل ها ، روندی ارزشمند برای روسیه بشمار می آید . 2- هر دوکشور ( ایران و روسیه ) هدفی مشترک را دنبال می کنند وآن خروج کامل ایالات متحده از سوریه و کاهش نفوذ این کشور در منطقه است . 3- روسیه از ابتدای خروج ایالات متحده از توافق هسته ای و اعمال استراتژی فشار حداکثری بر ایران همواره به این روند معترض بود . 4- روسیه ، تامین کننده اصلی تسلیحات برای ایران است و دو کشور خارج از مساله سوریه ، منافع همپوشان دیگری ، نظیر تلاش برای محدود کردن نفوذ سیاسی ایالات متحده در اسیای میانه و همچنین همکاری در چهارچوب های اقتصادی اوراسیا را دنبال می کنند . در عین حال ، اسراییل با موشکافی قابل توجهی ، منافع متضاد و واگرای موجود میان ایران و روسیه را در حوزه سوریه مورد شناسایی قرار داد و بصورت ماهرانه ای مانور خود را برای افزایش شکاف در این مورد برنامه ریزی نمود . حقیقت امر آن است که در گفتگوهای دوجانبه میان اسراییل و روسیه که از اواخر 2015 آغاز شده ، چند هسته اصلی برای نیل به یک درک مشترک برای ادامه مسیر ، بوجود آمده است . در ابتدای امر ، روسیه برای طرف مقابل تصریح نمود که بدلیل عدم وجود اراده یا توانایی سیاسی و یا هردو ، اقدامی برای قطع دسترسی حضور نظامی ایران در سوریه نخواهد کرد و این حضور را بعنوان یک چالش بلندمدت برای خود که به معنای پذیرش نقش ایران و ایجاد یک ارتباط پایدار سیاسی بشمار می آید ، مورد پذیرش قرار داده است . بدین معنی که روسیه آمادگی کامل خود را برای اعمال نفوذ به منظور جلوگیری از گسترس نفوذ طرف ایرانی ، به نمایش گذاشت . بعنوان مثال ، روسها بخوبی از نفوذ خود برای عدم ایجاد دسترسی به ایران برای کنترل یک اسکله واقع در بندر طرطوس، درست در مجاورت پایگاه دریایی ارتش این کشور ، استفاده نمود . فراتر از این مساله ، به شکل کاملا غیر محسوس ، ارتش اسراییل ، بر مبنای همین گفتگوها ، آزادی عمل کاملی برای هدف قرار دادن موقعیتهای نظامی ایران در خاک سوریه را تا زمانی که نیروهای مسلح و ثبات حکومت سوریه را دچار خطر نکند ، بدست آورد . درواقع ، روسها با متعهد شدن به این توافق نانوشته ، موجب شدند تا ایران مجبور شود تا حضور نظامی خود را در نزدیکی مرز به حداقل برساند و تنها پس از فروکش نمودن جنگ ، این ارتش رسمی سوریه باشد که اجازه استقرار درآن را بدست آورد . متقابلا" برای تضمین این تعهد ، ارتش روسیه ، بخش عمده ای از پلیس نظامی خود را به این منطقه حائل اعزام نمود ، هر چند در بسیاری از موارد ، ارتش روسیه ، مانع از حضور عناصر نظامی ایرانی که با یونیفرم ارتش سوریه در این مناطق ، بخصوص جنوب سوریه تردد دارند ، نشده است . اما با افزایش حالت مخاصمه میان ایران و اسراییل در بازه زمانی 18-2017 ، توافق نانوشته میان اسراییل و روسیه به شکل غیر قابل باوری تحت فشار قرار گرفت و شکافها میان دو طرف ، افزایش پیدا نمود . از یک سو ، ستاد ارتش روسیه ، افزایش رصد خطر برای نیروهای اعزامی خود به سوریه را غیر قابل قبول میدانست . این واقعیت که نیروهای ایرانی ، براساس محاسبات خود ، بخش عمده ای از دارایی های نظامی خود را در مجاورت موقعیت استقرار واحدهای روسی مستقر نموده بودند تا در برابر حملات هوایی ارتش اسراییل ، مصونیت بیشتری را در اختیار داشته باشند ، موجب شد تا در سپتامبر 2018 ، یک بحران شدید میان روسها و ارتش اسراییل پدید آمده و همین امر باعث شد تا جلسات از پیش برنامه ریزی شده میان این دو ، برای چندماه به تعویق بیافتد . این بحران را میتوان مملوء از تناقضاتی دانست که در محیط امنیتی خاورمیانه ، سالهاست که وجود دارد . از یک سو، اسراییل به شکل مستمر ، توانایی ها نظامی حزب ا.. را که در ارتباط مستقیم با "پروژه دقیق" بود ، هدف قرار میداد که درست زیر بینی روسها در شمال غربی سوریه قرار داشت ، از سویی دیگر ، شبکه پدافند ارتش سوریه ، یک فروند پرنده شناسایی IL-20 روسی را به زعم مهاجم بودن ساقط نمود و نزدیک به 15 پرسنل روسی در این میان کشته شدند و روسها نیز مقصر اصلی ماجرا را نیروی هوایی اسراییل دانست که با پوشش قرار دادن پرنده روسی ، مبادرت به اجرای عملیات تهاجمی می نمودند .( در واقع به اعتقاد نویسنده متن ، ادعای روسها ، دروغ بوده . م ) . از طرفی دیگر ، روسها با تحویل سامانه اس-300 به ارتش سوریه ، که پیش ازاین با فشار ایالات متحده و اسراییل ، صدور آن متوقف شده بود ، اسد را موردتشویق قراردادند. بااین حال ، دلایل مختلفی ممکن است بر این نوع نگر روسها ، موثر واقع شود . نخست اینکه در حوزه ساختار دفاعی ارتش روسیه ، هنوز نگرش نامطلوبی در خصوص اسراییل وجود دارد که احتمالا تمایل نخواهند داشت مسئولیت کامل ساقط شدن هواگرد روسی را توسط سامانه های دفاع هوایی محصول این کشور توسط متحدشان را قبول کنند . علاوه براین ، روسها به شکل روزافزون ، نسبت به دامنه ، ماهیت و استمرار حملات هوایی ارتش اسراییل به خاک سوریه واکنش عصبی نشان میدادند و به شکل کاملا هوشمندانه ای ، از این رویداد ( سقوط ایلوشین روسی ) استفاده کردند تا ضمن محدود کردن آزادی عمل توافق شده با اسراییل ، مکانیزم جدیدی را برای ادامه آنچه که "اقدامات تامینی / ایمنی " نامیده میشد ، طراحی نمایند . دراین زمینه ، مقامات ارشد دفاعی اسراییل براین باورند که جهت گیری متفاوت روسیه نسبت به گذشته در خصوص مقصر جلوه دادن اسراییل را می توان در قالب تاکتیک جدید روسها برای پیشبرد روند تفاهم احتمالی با ایالات متحده در زمینه خروج احتمالی از سوریه و سایر مسائل بین المللی دانست . در همان زمان رسانه های عبری گزارش داده بودند که مسکو قبل از ساقط شدن هواگرد شناسایی خود برفراز مدیترانه ، تماسهای نزدیکی را با اسراییل به منظور گفتگو با ایالات متحده برقرار کرده بود . به اعتقاد کارشناسان امنیتی عبری ، روسها براین تمایل قرارداشتند که در ازای ایجاد فشار برایران به منظور کاهش فعالیتهای خود و گروه های نزدیک به ان در سوریه و همچنین خارج کردن بخش قابل ملاحضه ای نیروهای خود ، روند اجرای تحریم های اقتصادی از سوی ایالات متحده منجمد گردد . با این وصف ، تل آویو بدلیل عدم تمایل در خصوص محدود کردن تحریم های اقتصادی بر علیه تهران ، این پیشنهاد را نپذیرفت ، اما مقامات تل آویو معتقدند که دولت ترامپ ، به احتمال بسیار زیاد ، قبل از خروج کامل نیروهای آمریکایی از سوریه (دسامبر 2018) بتدریج علاقه خود را به معامله با روسها ، اعلام کند . اما پی آمد حادثه ایلوشین روسی را می توان در اضافه شدن برخی الزامات و مکانیزم های جدید به "اقدامات تامینی " توافق شده میان اسراییل و روسیه جستجو نمود . این موارد شامل اطلاع رسانی ارتش اسراییل قبل از اجرای هر گونه حمله هوایی ( چند دقیقه قبل از اجرای بمباران ) ، تعریف واضح از مناطق هدف توسط نیروی هوایی اسراییل و مشخص شدن نقاط و موقعیتهایی بود که هر گونه حمله به ان به مثابه نقض توافق منتهی شده ، کانالهای ارتباطی میان دو ارتش و... می گردید . تمامی این موارد در چهارچوب یک یادداشت رسمی تفاهم شده میان طرفین و در امتداد تفاهم امضاء شده میان روسیه با ایالات متحده و ترکیه در خصوص ترکیه به امضاء طرفین رسید . این تفاهم نامه ، یک جنبه بسیار مهم را بخود می دید و آن عدم توقف کامل حملات اسراییل به خاک سوریه بود و برآیند کلی آن ، تحت فشار قراردادن بیشتر ایران برای کاهش فعالیتهای نظامی ، خودداری از استقرار موقعیتهای استقراری خود در نزدیکی پایگاه های روسی و به طور کلی محدود سازی فعالیتهای نظامی این کشور در سوریه بشمار می رفت . نتیجه کلی و برآیند روند فوق الذکر نشان می داد که اززمان ساقط شدن هواگرد روسی ، اسراییل موفقیتهای قابل ملاحضه ای را برای احیاء زمینه های مشترک کاری خود با روسیه در حوزه مسائل سوریه از جمله بهبود سازو کار هماهنگی های نظامی بدست آورده است ، چنانکه در اخرین دیدار نتانیاهو در مسکو( 4 آوریل 2019 ) ، وی با یک استقبال غیر معمولی ، شامل اجرای مراسم کامل نظامی ، تحویل باقی مانده جسد سرباز ( زاخاریا باومل / Zechariah Baumel) که در جنگ 1982 کشته شده و محل دفن آن توسط واحدهای روسی کشف شد ، روبرو گردید . ضمن اینکه در مذاکرات مستقیم میان دو طرف ، موافقت کلی درخصوص خروج نیروهای خارجی از سوریه صورت گرفت ولی نتیجه نهایی آن هرگر افشاء نشد. این درحالی است که به رسمیت شناخته شدن حاکمیت اسراییل بر ارتفاعات جولان از سوی ترامپ که بسرعت توسط روسیه رد شد ، به احتمال زیاد در فرایند فوق الذکر مشکلاتی ایجاد خواهد کرد. بدیهی است از زمان آغاز بحران در سپتامبر 2018 میان این دو بازیگر صحنه بین المللی ، اسراییل ، به شکل محسوسی اقدامات نظامی خود در سوریه را کاهش داده بود که این امر را بطور مستقیم می توان به محدود شدن تحرکات ایران در سوریه تحت فشار مشترک روسیه و اسراییل مرتبط دانست ، اما مقامات تل آویو همچنان مشتاق است که ضمن کاهش تنشها با روسیه ، میزان دقت در اجرای عملیات خود در داخل خاک سوریه را به حداکثر میزان خود برساند . در این میان ، بشار اسد بعنوان محور حرکتی بازیگران حاضر در سوریه ، بصورت توامان نگاه ویژه ای به ایران و روسیه دارد و در این مدت ، براین تلاش بوده تا با اجرای مانورهای ماهرانه میان این دو بازیگر ، فضای حرکتی خاصی را برای خود پدید آورد که این روند ، در رقابت آرام همراه با تنشهای مقطعی میان ایران و روسیه برای دسترسی به منظور استفاده از بنادر سوریه ، منابع طبیعی و دستیابی به پروژه های زیربنایی سوریه کاملا قابل مشاهده است که در برخی مواقع ، اصطکاکهای میان عناصر تحت کنترل ایران و بخش هایی از ارتش سوریه تحت حمایت روسیه به خشونت نیز منتهی میشود . با این وصف ، در حالی که اسد هنوز به حمایتهای نظامی و اقتصادی ایران بسیار وابسته است ، احتمالا" از نفوذ رو به گسترش ایران ، رضایت نداشته و به براساس تحلیل های موجود از منابع اطلاعاتی اسراییلی و غربی ، حملات مستمر اسراییل را بعنوان ابزاری برای رد درخواستهای ایران مورد استفاده قرار میدهد . با این وجود ، این ابهام هموراه پیش روی تحلیلگران امنیتی اسراییل وجود دارد که روسیه تا چه اندازه می تواند این انتظارات را تحقق بخشد ؟ در این خصوص ، برخی معتقدند که روسیه در جریان جلسات 3 جانبه ، بارها اعلام نموده که پتانسیل کافی برای ایجاد یک اهرم فشار موثر بدون کاهش قابل توجه تحریم های ایالات متحده برای وادار کردن ایران به خروج از سوریه را در اختیار ندارد . علاوه براین ، روسها انتظار دارند که در قبال اعمال فشار برایران ، اسد بعنوان تنها دولت رسمی در سوریه مورد پذیرش قرار گرفته و همه نیروهای خارجی در یک بازه زمانی از این کشور خارج شده و درنهایت تحریم های ایالات متحده علیه این کشور ( روسیه ) لغو گردد تا شرکتهای روسی توانایی شرکت در فرآیند بازسازی سوریه را داشته باشند . بطور طبیعی چنین انتظارانی موجب شده تا امکان تحقق آن از سوی اسراییل و ایالات متحده بعید به نظر برسد . نتیجه این مذاکرات ، هر چه باشد ، اسراییل قصد متوقف نمودن آنچه که مربوط به تامین منافع حیاتی امنیت ملی خود است را ندارد ، در عین اینکه ، تحلیل غالبی وجود دارد که تامین این منافع در همکاری مشترک با روسها نهفته است و این بستر را بوجود می آورد تا همچنان حملات مستمر بر علیه اهداف ایرانی در سوریه ادامه پیدا کند . پی نوشت : 1- ادامه دارد ............ 2- استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی در انجمن میلیتاری ، براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی " منوط به ذکر دقیق منبع است . امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری ) بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند./ MR9 
  22. 20 پسندیده شده
    من یه طراحی دارم، که برای بحث و بررسی دوستان اینجا میگذارم: نیروی هوایی دیگه مفهومی به اسم تهاجمی و تدافعی، دفاع هوایی یا عملیات زمینی نداره جنگنده ها چند ماموریته هستن. و برخی هواگردها تا ابد اختصاصی می مانند مثل تانکر. بخش اعظمی از کیفیت عملیات هوایی وابسته شناسایی، اطلاعات، فرماندهی و کنترل هست. به اطلاعات اهمیت ویژه ای داده شده، همینطور به فرماندهی و عملیات برون مرزی. هلیکوپترها کلا فاکتور گرفته شدن. براساس جغرافیای ماموریتی: دسته حمله اول: 8 جهت جغرافیایی و 8 نیروی کامل. در هر جهت یک پایگاه اصلی و یکی پشتیبان. هر گروه در هر یک از 8 سمت جغرافیایی: 2 x هواپیمای شناسایی ارتفاع متوسط RECON 1 x رادار زمین نگر هوایی و شناسایی سیگنال JSATR/SIGINT 6 x پهپاد جت دوربرد تهاجم عمقی پنهانکار STEALTH DEEP STRICK 1 x فرماندهی و کنترل هوایی ، برد بلند AWACS چهار سمت 1 x فرماندهی و کنترل هوایی ، برد متوسط AWACS (4سمت) x 8 جنگنده چند ماموریته سنگین MULTIROLE 4++ GEN 8 x جنگنده تهاجمی پشتیبانی نزدیک ATTACK AIRCRAFT 2 x بمب افکن سنگین STRATEGIC LONGRANGE BOMBER 2 x شناسایی و مخابرات هوابرد ISR 1 x سوخترسان سنگین AERIAL REFUELING (4سمت) 1 x سوخترسان متوسط AERIAL REFUELING (4سمت) 2 x حمل و نقل سنگین HEAVY AIRLIFT 2 x حمل و نقل متوسط MEDIUM AIRLIFT 2 x حمل و نقل سبک LIGHT AIRLIFT جمعا 16 هواپیمای شناسایی سبک 4 آواکس برد بلند (4سمت) 4 آواکس برد متوسط (4سمت) 4 تانکر (4سمت) 64 جنگنده چند ماموریته 64 جنگنده پشتیبانی نزدیک 36 پهپاد بدون سرنشین تهاجم عمقی پنهانکار 16 بمب افکن سنگین 8 هواپیمای شناسایی، تعیین هدف، زمین نگر 16 هواپیمای مخابرات و شناسایی سیگنال هوابرد(جت سبک) 16 هواپیمای حمل و نقل سنگین 16 هواپیمای حمل و نقل متوسط 16 هواپیمای حمل و نقل سبک دسته حمله دوم: 8 گروه در 8 جهت جغرافیایی به موازات دسته اول. هر گروه در هر سمت جغرافیایی: این دسته بدلیل پشتیبانی از دسته اول، و اتکا به رادار زمینی از آواکس برای فرماندهی و کنترل هوایی کمتر استفاده شده و در واقع رزرو هستن. 1 x فرماندهی و کنترل هوایی، برد بلند AWACS (4 جهت) x 8 جنگنده چند ماموریته سنگین MULTIROLE 4++ GEN 8 x جنگنده تهاجمی پشتیبانی نزدیک ATTACK AIRCRAFT 2 x بمب افکن سنگین STRATEGIC LONGRANGE BOMBER 1 x شناسایی و مخابرات هوابرد ISR 1 x سوخترسان سنگین AERIAL REFUELING (4سمت) 4 x حمل و نقل سنگین HEAVY AIRLIFT 2 x حمل و نقل متوسط MEDIUM AIRLIFT 2 x حمل و نقل سبک LIGHT AIRLIFT جمعا 4 آواکس (4سمت) 4 تانکر (4سمت) 64 جنگنده چند ماموریته 64 جنگنده پشتیبانی نزدیک 8 جت سبک شناسایی، تعیین هدف، رادار زمین نگر 32 هواپیمای حمل و نقل سنگین 16 هواپیمای حمل و نقل متوسط 16 هواپیمای حمل و نقل سبک دسته حمله سوم: این گروه بدلیل اینکه به خصایص پنهانکاری و عملیات مستقل طراحی شده، نیازی به آواکس ندارد. 4 اسکادران، هر اسکادران 8 فروند جنگنده نسل 5 جمعا 32 فروند جنگنده نسل 5 4 تانکر نیروی مسافر به شرق، غرب، شمال، جنوب: 4 دسته به شکل زیر، برای عملیات استقراری برون مرزی 2 x هواپیمای شناسایی ارتفاع متوسط RECON 1 x رادار زمین نگر هوایی و شناسایی سیگنال JSATR/SIGINT/ISR 1 x فرماندهی و کنترل هوایی ، برد بلند AWACS x 4 جنگنده چند ماموریته سنگین MULTIROLE 5th GEN x 4 جنگنده چند ماموریته سنگین MULTIROLE 4++ GEN 8 x جنگنده تهاجمی پشتیبانی نزدیک ATTACK AIRCRAFT 1 x بمب افکن سنگین STRATEGIC LONGRANGE BOMBER 2 x سوخترسان سنگین AERIAL REFUELING 1 x حمل و نقل سنگین HEAVY AIRLIFT 1 x حمل و نقل متوسط MEDIUM AIRLIFT جمعا 8 هواپیمای شناسایی سبک 4 آواکس 8 تانکر 16 جنگنده چند ماموریته نسل 4 16 جنگنده نسل 5 32 جنگنده پشتیبانی نزدیک 4 بمب افکن سنگین 4 هواپیمای شناسایی، تعیین هدف، زمین نگر 4 هواپیمای حمل و نقل سنگین 4 هواپیمای حمل و نقل متوسط جمع کل: 8 هواپیمای شناسایی سبک 16 آواکس 24 تانکر 144 جنگنده چند ماموریته 48 فروند جنگنده نسل 5 160 جنگنده پشتیبانی نزدیک 22 بمب افکن سنگین 12 هواپیمای شناسایی، تعیین هدف، زمین نگر JSTAR 52 هواپیمای حمل و نقل سنگین 32 هواپیمای حمل و نقل سبک 32 جت سبک شناسایی، تعیین هدف، مخابرات و شناسایی سیگنال هوابرد 16 هواپیمای حمل و نقل متوسط 36 پهپاد بدون سرنشین تهاجم عمقی پنهانکار مجموع 602 فروند: 352 فروند رزمی. 60 فروند اطلاعات و فرماندهی. 100 فروند ترابری. 24 فروند تانکر. حالا هزینه یابی کنید...
  23. 19 پسندیده شده
    آلودگی زدایی شیمیایی ، بیولوژیکی ، رادیولوژیکی و هسته ای (روندهای اخیر و چشم انداز آینده) بخش اول مقدمه مترجم و مولف: متن پیش رو حاصل ترجمه مقالات انگلیسی زبان می­باشد و جهت گردآوری آن وقت و هزینه صرف شده است؛ لذا از مخاطبین محترم تقاضا می ­شود تنها با ذکر نام انجمن میلیتاری و نام مترجم و مولف (Cougar Bravo) اقدام به بازنشر آن نمایند. مقدمه: آلودگی زدایی شیمیایی ، بیولوژیکی ، رادیولوژی و هسته ای (CBRN) عبارت است از زدودن عوامل آلوده کننده از سطح تجهیزات یا بدن انسان ها. هدف از آلودگی زدایی کم کردن بار تشعشات ، حفظ تجهیزات و منابع انسانی، از بین بردن آلاینده های موجود و آماده سازی محل و تجهیزات جهت از سرگیری فعالیت هاست. ضد عفونی کردن ممکن است با استفاده از ابزارهای شیمیایی ، الکتروشیمیایی و مکانیکی انجام شود. "درست همانند مواد و تجهیزات ، انسان نیز ممکن است توسط عوامل CBRN آلوده شود." تغییر در عملکرد سلول می تواند در دوزهای پایین از تشعشات مخرب و قرار گرفتن در معرض مواد شیمیایی رخ دهد. در دوز بالا ، مرگ سلولی ممکن است حادث شود. بنابراین ، آلودگی زدایی افراد در کمترین زمان ممکن، کاری است بسیار بزرگ، که نیاز به اختصاص منابع انسانی و زمان زیاد دارد. در متن ذیل، اصول کلی رفع آلودگی های CBRN با تاکید بر "آلودگی رادیویی" مورد بحث قرار گرفته است. رفع آلودگی در کمترین زمان ممکن، کاری است بسیار بزرگ، که نیاز به اختصاص منابع انسانی و زمان زیادی دارد. آلودگی زدایی به طور کلی به عنوان زدودن مواد خطر آفرین از مناطقی که این مواد نباید در آنجا حضور داشته باشند، تعریف می شود. آلودگی زدایی به دو منظور انجام می گردد: 1- کاهش دوز موادی که ممکن است یک فرد از اشیاء یا سطوح دریافت کند . 2- کاهش بالقوه مواد شیمیایی ، بیولوژیکی ، رادیولوژی و هسته ای موجود در هوا. زدودن آلودگی ها باعث از بین رفتن عوامل CBRN و رفع آلودگی باقیمانده در محل مورد نظر می شود. برخی از روش های رفع آلودگی برای استفاده مجدد یا بازیافت مواد استفاده شده است. (برای مثال پاکسازی خاک از مواد آلاینده) فناوری آلودگی زدایی درست همانند زدودن گرد و غبار ، چربی و روغن یا محصولات خوردگی (کروژن) از سطوح است. آلودگی زدایی شیمیایی را می توان این گونه تعریف کرد: تبدیل مواد شیمیایی سمی به فرآورده­ هایی بی ضرر. این فرآیند می تواند از طریق تجزیه این عوامل صورت گیرد. آلودگی زدایی نقش مهمی در دفاع در برابر عوامل شیمیایی دارد. مواد شیمیایی سمی باید با استفاده از روش های کارآمد، در اسرع وقت برای از سرگیری فعالیت های معمول از بین بروند. آلودگی زدایی بیولوژیکی: به معنای به کاربردن داروهای علامتی و درمانی برای افرادی است که در معرض عوامل جنگ بیولوژیکی قرار دارند. (مترجم: داروهای علامتی یا حمایتی، گونه ای از داروها هستند که تنها جهت رفع علائم و نشانه های بیماری اعم از درد، التهاب، سرفه، حساسیت و ... به کار می روند.) آلودگی رادیواکتیو را می توان به نوع قابل لمس (غبار رادیواکتیو) و ثابت دسته بندی کرد. با پاک کردن سطح با پارچه ای می توان آلودگی قابل لمس را از بین برد.(همانند زدودن گرد و غبار) آلودگی ثابت، به آسانی قابل زدودن نبوده و به طور معمول با محصولات خوردگی در سطح فلزات همراه است. در این موارد ، عوامل پرتوزا به ماده یا مواد دیگری رسیده اند که قابلیت ایجاد پیوند الکترواستاتیک یا شیمیایی با آن ها را دارند. از بین بردن آلاینده های ثابت به طور معمول به تکنیک های حذف سخت نیاز دارد. برای از بین بردن آلودگی ثابت ، تکنیکهایی مانند انحلال شیمیایی فیلمهای خوردگی یا تراشیدن بتن لازم است. استفاده از راکتور اولتراسونیک جهت آلودگی زدایی آب های رادیواکتیو اثربخشی آلودگی زدایی را می توان به عنوان فاکتور رفع آلودگی (DF) بیان کرد. هیچ فناوری [آلودگی زدایی] به تنهایی یارای مقابله با همه شرایط و انواع آلودگی ها را ندارد ، زیرا طبیعت محیط و نیز میزان آلودگی در محیط های مختلف متفاوت است. برای مثال فیلم های خوردگی موجود در راکتورهای آب جوشان (BWR) با انواع یافت شده در راکتورهای آب تحت فشار (PWR)، متفاوت است. تفاوت اصلی در این نوع فیلمهای خوردگی غلظت و حالت اکسیداسیون کروم است. فن آوری های آلودگی زدایی شامل روش های مکانیکی مانند تراشیدن و انفجار، استفاده از مواد شیمیایی، روش های بیولوژیکی و تکنیک های الکتروشیمیایی هستند. موادی که همیشه در درجه اول آلوده می شوند، بتن یا فلز هستند. مواد متخلخل مانند بتن می توانند در تمام ساختار خود دچار آلودگی شوند ، اگرچه آلودگی در بتن به طور معمول تا ربع اینچ نفوظ می کند. فلزات به طور معمول فقط در سطح آلوده می شوند. آلودگی شامل انواع رادیونوکلیدهای آلفا ، بتا و گاما است و گاهی اوقات می تواند شامل فلزات سنگین و آلودگی های آلی (بیولوژیک) باشد. گلوله های اورانیوم ضعیف شده (DU Rounds) با توجه به ایجاد گرمای فراوان در زمان برخورد با هدف، هر دو نوع آلودگی رادیواکتیو (قابل لمس و ثابت) را ایجاد می کنند. قرار گرفتن در معرض غبار رادیواکتیو، ریسک ورود مواد رادیواکتیو به بدن از راه خوراکی و تنفس را به دنبال دارد. علائم بسيار گسترده ای در نيروهای آمریکایی شركت كننده در جنگ خليج فارس (1991) مشاهده شده است. بر اساس آناليز فاكتوری مركز كنترل و پيشگيری بیماریها، شاخص هايي جهت تشخيص اين بيماري تحت عنوان سندرم خليج فارس تعريف شده است. اين سندرم شامل علايم چند گانه و بدون پاتولوژی واضح می باشد. مبتلايان به اين سندرم از افسردگی،PTSD ، خستگی مزمن، اختلالات شناختی ( كاهش توانايی محاسبه، تفكر منطقی، ارزشيابی، يادگيری و يادآوری)، برونشيت، آسم، فيبروميال‍‍‍‍‍ژی، اضطراب واختلالات جنسی در رنج مي با شند. از چند صد هزار نفری كه در عمليات طوفان صحرا شركت نموده بودند، 20-15% مبتلا به سندرم شده و تاكنون 25000 نفر نيز فوت نموده اند. بنظر مي رسد كه آسيب گسترده ای سلسله اعصاب را آزرده نموده و طيفی از آزردگی های عصبی در دستگاه اعصاب اتونوميک، محيطی و مركزی ايجاد شده باشد. از عوامل فيزيكی، اورانيوم ضعیف شده كه درطی جنگ بين 6-3 ميليون گرم در اتمسفر خليج فارس آزاد گرديده مطرح شده است. صدها مقاله پژوهشی در مورد اين سندرم در سطح مطبوعات پزشكی جهان وجود دارد اما بنظر می رسد كه اين سندرم هنوز پس از ده سال چالش، در پرده ابهام ميباشد. منابع (1 - 2) ترجمه صرفا برای میلیتاری ادامه دارد...
  24. 19 پسندیده شده
    بسم ا... تحویل نخستین سری از مهمات دورایستای پیشرفته اسکالپ و غلاف های تالیوس برای مسلح سازی جتهای فرانسوی رافال نیروی هوایی مصر ویدئوی فرآیند شلیک اسکالپ توسط رافال های نیروی هوایی ارتش فرانسه https://www.aparat.com/v/Mu8Hz
  25. 18 پسندیده شده
    با سلامی دوباره به دوستان عزیز میلیتاریست ؛ به اتفاق هم مبحث موشکهای بالستیک رو ادامه میدهیم: موشک های بالستیک برد متوسط Medium-range ballistic missile (قسمت چهارم) DF-17 : موشک زمین به زمین بالستیک برد متوسط دانگ فنگ 17 یا دی اف -17 ساخت جمهوری خلق چین است. گفته می شود که این موشک میان برد متحرک بالستیک مافوق صوت در 1 اکتبر سال 2019 در رژه روز ملی چین رسما رونمائی شد. از این موشک در کنار موشک DF-ZF از اولین موشک های بالستیک هیپرسونیک چینی می باشند این موشک دارای برد 1800 الی 2500 کیلومتر است. با توجه به سال رونمائی ( 2019 ) از تعداد تولید شده این موشک اطلاعی در دست نیست. در انجمن هیچ تاپیکی در خصوص این موشک بالستیک وجود ندارد. https://en.wikipedia.org/wiki/DF-17 Badr-2000 : موشک زمین به زمین برد متوسط دو مرحله ای سوخت جامد بدر-2000 ساخت جمهوری عربی عراق (رژیم بعث) است. این موشک با تکنولوژی بالا ، بر اساس موشک بالستیک کوندور-2 (Condor-II) آرژانتین با کمک متخصصان این کشور و مصردر حال ساخت بود این موشک بنا بود که دارای برد عملیاتی 620 الی 1000 کیلومتر باشد. با وجود حضورکنسرسیوم اروپائی Consen ( متشکل از 16 شرکت اروپائی ) این موشک هرگز به تولید انبوه نرسید. موشک کندور-2 آرژانتین ( نسخه پایه بدر-2000)  در انجمن هیچ تاپیکی در خصوص این موشک بالستیک وجود ندارد. https://en.wikipedia.org/wiki/Badr-2000 Raad-500 missile : موشک زمین به زمین بالستیک برد کوتاه-متوسط رعد-500 ساخت جمهوری اسلامی ایران است. این موشک که در واقع بر خلاف نسل قبلی خود یعنی فاتح-110 از بدنه کامپوزیتی بهره می برد ، مجهز به موتور ترکیبی پیشرو Zohair ( زهیر) می باشد. بخاطر بدنه کامپوزیتی و موتور نسل جدید ، این موشک با افزایش 200 کیلومتری برد ( نسبت به فاتح-110 ) به برد 500 کیلومتر دست یافته است. موشک Raad-500 در 9 فوریه 2020 در تهران با حضور فرماندهان ایرانی رونمائی گردید. لانچر دو فروندی رعد-500 Ababeel Missile : موشک زمین به زمین بالستیک برد متوسط ابابیل موشکی ساخته جمهوری اسلامی پاکستان است که در این پست به معرفی آن می پردازیم . این موشک دارای برد 2000 کیلومتر می باشد. و قابلیت مسلح شدن به کلاهک های عادی و هسته ای را دارا می باشد. این موشک در 24 ژانویه سال 2017 اولین آزمایش موفقیت آمیز خود را پشت سر گذاشت. در انجمن هیچ تاپیکی در خصوص این موشک بالستیک وجود ندارد. https://en.wikipedia.org/wiki/Ababeel_(missile) Agni-II : موشک زمین به زمین بالستیک برد متوسط آگنی-2 ساخت جمهوری فدرال هندوستان است که به عنوان آخرین موشک در این پست به معرفی آن می پردازیم. طبق ادعای منابع غربی این موشک دارای برد ماکزیمم 2000 کیلومتر است. این موشک در 17 می سال 2010 رسما توسط ارتش هند عملیاتی گردیده و به تولید رسید. در انجمن هیچ تاپیکی در خصوص این موشک بالستیک وجود ندارد. https://en.wikipedia.org/wiki/Agni-II ادامه دارد ... ----------- پ.ن 1 : امیدوارم که مورد پسند دوستان واقع شده باشد. دوستانی که پسندیدند ، مثبت را فراموش نکنند. پ.ن 2 : ان شاء الله در پست های بعدی به ترتیب سایر موشکهای بالستیک (برد متوسط ) را به اتفاق بررسی خواهیم نمود.