برترین های انجمن

  1. MR9

    MR9

    Forum Admins


    • امتیاز

      1,197

    • تعداد محتوا

      5,333


  2. worior

    worior

    Administrators


    • امتیاز

      646

    • تعداد محتوا

      8,104


  3. alala

    alala

    Editorial Board


    • امتیاز

      471

    • تعداد محتوا

      2,543


  4. HRA

    HRA

    Editorial Board


    • امتیاز

      366

    • تعداد محتوا

      335



ارسال های محبوب

مشاهده بیشترین محتوای مورد پسند کاربران از دوشنبه, 2 دی 1398 در همه مناطق

  1. 37 پسندیده شده
    پس از نزدیک به 7 سال ، اینک شماره چهارم از مجله الکترونیکی بزرگترین انجمن وب فارسی لینک دانلود این شماره مجله با همکاری خالصانه دو برادر عزیز ، جناب @HRA و جناب @remo طراحی و تدوین و در نهایت در اختیار شما خواننده عزیز قرار گرفته است . بطور طبیعی ، ادعایی در خصوص حرفه ای بودن این کار وجود ندارد ولی این امیدواری وجود دارد که با مشارکت دوستان علاقه مند ، مسیر متفاوتی نسبت به خبر رسانی و تحلیل حوزه دفاعی داخلی و خارجی ایجاد گردد انشا... سردبیر مجله الکترونیکی بزرگترین انجمن نظامی وب فارسی MR9
  2. 32 پسندیده شده
    قابلیت انتخاب تیتر نبود شهادت هنر مردان خداست https://www.mashreghnews.ir/news/1025984/اطلاعیه-سپاه-پاسدران-انقلاب-اسلامی-در-پی-شهادت-سردار-حاج-قاسم پی نوشت : حاج قاسم ، دنباله خون بیشتر از 200 هزار شهید دفاع مقدس بود ، که به نسل فعلی رسید ، خون این شهید ، دامن گیر اسراییل و همه انهایی خواهد شد که تلاش دارند نگاه چپ به این سرزمین داشته باشند
  3. 30 پسندیده شده
    امروز صحنه هایی در ایران شاهد هستیم که در هیچ کجای دنیا دیده نمیشوند، حتی با تشابه بسیار کم. یکی از فرماندهان نظامی کشوری رو ترور میکنند، و جمعیت میلیونی اون کشور با نهایت عشق واشتیاق با یک عزاداری بسیار عظیم اون رو در آغوش میگیرند. بقول یکی از دوستان شاید بشود این رو با فوت امام(ره) مقایسه کرد. این بزرگترین انتقامی هست که مردم ایران نه فقط از تروریست های آمریکایی مستقر در عراق، که از تمام فرهنگ های دنیا گرفتند.
  4. 29 پسندیده شده
    با اینکه نیستی ، هستی و تا ابد خواهی بود انشاالله
  5. 28 پسندیده شده
    بسمه تعالی عقب نشینی از برجام چشم انداز راهبردی مبهم. همزمان با عقب نشینی مرحله به مرحله از برجام و طی شدن گام چهارم کاهش تعهدات، زمزمه هایی مبنی بر بازگشت توان تولیدات هسته ای به قبل از برجام به گوش میرسد، اما اینبار با کیفیت و بلوغ فناوری بسیار وسیع تر. سانتریفیوژ های نسل جدید، با توان های 20 تا 50 برابر اجداد خود که طی توافق هسته ای برچیده شدند، همچنین بهینه سازی های مختلف خطوط تولید و بهره برداری، کاهش وسیع ضایعات و پیشرفت های بسیار دیگر در تجهیزات جانبی و وابسته به صنعت هسته ای. در کنار توصیفات فوق، و در ابتدای همه نشست های خبری مسئولان در برنامه هسته ای با رسانه ها این حرف که؛ " اگر اروپایی ها به تعهداتشان عمل کنند، ایران نیز به تعهدات خود در برجام بازخواهد گشت" مکررا گفته شده است. در این یک بام و دو هوای کاهش گام به گام تعهدات، ایده هایی ذهن را به خود مشغول میسازد؛ - نخست اینکه پیش فرض مسئولان این بوده است که غرب در مسیر دروغ پردازی و بی عملی خود پیش خواهد رفت و اقدامی برای بازگشت به عقب و انجام تعهدات خود نخواهد کرد، در این صورت توجیه منطقی برای کاهش تعهدات و حتی رها سازی برجام وجود دارد. و این اقدامات میتوانند توازنی منطقی در برابر این بی عملی به زعم ما برقرار کنند. - دوم اینکه، در دورنمای مسیر پیش گرفته توسط ایران نیز مذاکره مجدد، جایگاهی نخواهد داشت و احتمال اینکه ایران به مذاکرات جدید روی بیاورد از صفر نیز کمتر است. در این صورت هزینه های جدید و اقدامات در مسیر هسته ای بازگشت پذیر نخواهد بود. با دو فرض فوق کاهش تعهدات منطقی مینماید. و این کاهش تا سطح ملغی شدن برجام در عمل که هم اکنون نیز اتفاق افتاده است ادامه خواهند یافت، اما یک سوال منطقی: روند نخست آن است که؛ اگر روزی قرار باشد اروپا در هر سطحی به تعهداتش عمل کند، دولت های بعدی آمریکا و سایر طرفهای درگیر در مسئله هسته ای مشوق های بسیار در کنار تهدیدات جدی وضع کنند، و ما هم نه از موضع ضعف، که از موضع برابر و یا قویتر از زمان امضای برجام، بخواهیم به مذاکراتی جدید با موضوع هسته ای وارد شویم، آن وقت چگونه حاضریم، هزینه های انجام شده کنونی و این فناوری فوق پیشرفته و بالغ کنونی را مجدد کنار بگذاریم؟! روند دیگری که در افق پیش رو بر اساس رویکردهای در پیش گرفته شده کنونی بخوبی دیده میشود، عدم مذاکره با غرب، اتخاذ رویکرد تقابلی حتی در یک یا دو دهه آینده و تحمل شرایط شکننده تحریمی-تهدیدی بدون چشم انداز توقف است. با چنین رویکردی ایران باید با سرعت هر چه تمام به سمت پوشش ضعف های واقعی خود برود و برنامه هسته ای نه در تقابل شکلی کنونی با غرب که در یک راهبرد حل مسئله داخلی (کسب قوت یا کاهش ضعف) دیده شود، در چنین شرایطی شاید بمب اتمی راهشگا تر از برق و داروی اتمی باشد. آیا منطقی نیست با قدم گذاشتن در هر یک از دو روند، راهبرد هسته ای ایران مجددا باز تعریف شود ؟ از دید موافقت با مذاکرات جدید با غرب، در روند نخست آنچه از خواهش های طرف غربی انتظار میرود، آن است که در صورت مذاکره، سطح محدودیت ها بخصوص در حوزه توسعه زیرساخت و اشاعه فناوری کاهش یابد. فلذا اقداماتی که تا آنزمان در پاسخ به عدم اجرای برجام توسط غرب از سوی ایران صورت خواهد گرفت، منجمله گام های دیگر، از موضعی بازگشت ناپذیر باید به آن نگریست. با این رویکرد هرچه گام های ایران، سریعتر، عظیم تر و محکم تر برداشته شود، چشم انداز بازگشت به عقب و وضع محدودیت های پیشین از امکانپذیری کمتر تا مرز دستنیافتنی شدن برخوردار خواهد شد. برای مثال اگر همه 6هزار سانتریفیوژ موجود به نسل 6 و 8 ارتقا یابند، تا ظرفیت 120هزار سویی مورد نیاز ایران تحقق یابد، آنگاه محدودیت تنها برای فراتر نرفتن از ظرفیت قابل مذاکره خواهد بود و نه بازگشت به توانایی های گذشته. این بسیار مضحک است که ایران بخواهد در زمانی تکنولوژی پیشرفته و اقتصادی در اختیار دارد به سطحی مادون آن تنزل کند. دیگر محدودیت مهم موجود در برجام، مسئله راکتور هسته ای آب سنگین اراک است. گرچه فناوری این راکتور حتی پیش از برجام نیز منسوخ بوده و صرفا با اهداف تحقیقاتی راه اندازی شده است، اما ایران میتواند با راه اندازی مجدد اراک با متدهای پیشرفته تر، اراک را به مرکزی برای توسعه پیشران های هسته ای با غنای بالا در نظر بگیرد. و این کار همپوشانی کافی با نیازهای آینده نیروی دریایی و کشتی رانی تجاری ایران، ایضا صادرات تجهیزات خواهد داشت. اما از دید مخالفان مذاکره مجدد که هم اکنون بیشترین توافق در کشور بر روی آن است، مسئله هسته ای به حوزه های مرتبط با انرژی نباید محدود بماند. و از ظرفیت آن در امنیت کشور هم باید بهره جست. مسئله امنیت نه صرفا در معنای نظامی، که در معنای استفاده از صنعت هسته ای بعنوان راهکار موجود و در دسترس برای حل مسائل کشور، از فروش اورانیوم با غنای سفارشی بدون محدودیت، صادرات برق هسته ای، تا صادرات خدمات و دانش فنی هسته ای به همه کشورهایی که آن را برای خود حیاتی بدانند، بدون توجه به محدودیت های اشاعه فناوری هسته ای NPT. غرب در برابر میتواند، تمامی تحریم های ایران که پیشتر همه آنها را ترامپ به شکلی قویتر بازگردانده از طریق سازمان ملل بازگرداند که این اقدامی بیهوده خواهد بود، در وضعیت کنونی رفتار طرف آمریکایی و نبود استقلال سیاسی طرف اروپایی، و بی عملی مطلقی که نشان داده اند، وضعیت برای ایران یکسان خواهد بود و این اقدام تقریبا خنثی و سوخته محسوب میشود، تنها اتفاق جدید برای ایران از این راه آن است که مجدد وارد فصل 7 منشور ملل متحد شود و ائتلافی برای پیگیری آن تا مرز یا اجرای اقدام نظامی علیه ایران وارد عمل شود. نتیجه این اقدام اوضاع امنیتی ایران را تشدید خواهد کرد و نه تنها تسریع کننده برنامه هسته ای خواهد بود، بلکه راهبرد موشکی کنونی کشور را بطور همزمان خواهد تغییر خواهد داد. در اثر چنین اقدامی، مرز های تهدید علیه ایران توسعه میابد، و نیازهای موشکی ایران نیز به سطحی فراتر مقدار کنونی ارتقا خواهد یافت، به نحوی که ایران میبایست از آن پس کشورهای اروپایی و هر کشوری که میخواد ذیل ائتلاف در اقدام فصل هفتی علیه ایران وارد شود تحت دسترسی موشکی قرار دهد. این راهبرد به طرف اروپایی گوشزد میکند که خطای راهبردی کنونی آنها در حل دوستانه مسئله ایی که بخوبی حل شده بود چگونه میتواند به بحران موشکی عظیمی بدل شود، که از قضا اتفاقا بسیار به مذاق سیاستمدار معامله گر آمریکایی و چک هایی که برای فروش پدافند موشکی برای آنها خواهد کشید خوش خواهد آمد، در حالی که ایران مثل همیشه راهی برای عبور از سد پیشرفته ترین تجهیزات نظامی آمریکا خواهد یافت. بدین ترتیب تهدید نظامی علیه اتحادیه با دست خود اتحادیه به سطحی جدید وارد خواهد شد، آنهم در زمانی که ترامپ با خروج از همه پیمان های موشکی پیش قراقل بی نظمی نظامی و رقابت های جدید شده است. کسی نمیداند پیروزی و شکست طرفها در آن دوره چه عواقبی در پی خواهد داشت. تقدیم به دانشمندان شهید برنامه هسته ای. نویسنده worior@military.ir اقتباس از مطلب با ذکر نام کاربری نویسنده و یا آدرس سایت آزاد است. مطلب فوق با زبان انگلیسی: http://msai.ir/2019/12/15/jcpoas-future-shrouded-in-doubt-as-iran-keeps-stepping-away/ این مطلب رو پس از گام چهارم نوشتم، و امروز گام پنجم و خروج کامل ایران از تعهدات ذیل برجام اعلام شد: به گزارش خبرگزاری تسنیم، مشروح بیانیه دولت جمهوری اسلامی ایران به قرار زیر است: بیانیه دولت جمهوری اسلامی ایران جمهوری اسلامی ایران در گام پنجم کاهش تعهدات خود، آخرین مورد کلیدی از محدودیت های عملیاتی خود در برجام، یعنی «محدودیت در تعداد سانتریفیوژها» را کنار می گذارد. بدین ترتیب برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران دیگر با هیچ محدودیتی در حوزه عملیاتی (شامل ظرفیت غنی سازی، درصد غنی سازی، میزان مواد غنی شده، و تحقیق و توسعه) مواجه نیست و منبعد برنامه هسته ای ایران صرفا بر اساس نیازهای فنی خود پیش خواهد رفت. همکاری ایران با آژانس بین المللی انرژی اتمی کمافی السابق ادامه خواهد یافت. در صورت رفع تحریم ها و منتفع شدن ایران از منافع برجام، جمهوری اسلامی ایران آماده بازگشت به تعهدات برجامی خود می باشد. سازمان انرژی اتمی موظف است در این چارچوب اقدامات و تمهیدات لازم را با هماهنگی رئیس جمهور اتخاذ نماید. 15 دی 1398 نکته آخر اینکه همچنان ادبیات سابق بدون هیچ منطق راهبردی حتی در گام پنجم ادامه تکرار شده است،...
  6. 27 پسندیده شده
    بسم الله........ 9دی ماه 1398 منابع سوری از آغاز مجدد حملات ارتش در محور معره النعمان خبر دادن . . سه روز پیش مسلحین در محور جرجناز معره النعمان دست به یک هجوم سنگین زده که بعد از ساعتهای درگیری بدون هیچ نتیجه ایی مجبور به عقب نشینی شدن . بنا بر اعلام منابع سوری نزدیک به 30 فرد مسلح در ین حملات کشته شدن اما خود مسلحین تصاویر 9 تا 12 کشته را منتشر کرده در مقابل اعلام کردن 27 سرباز سوری در این حملات جان باختن که در طرف سوری هم تا کنون تصاویر و اسامی 8 نفر منتشر شده است چند منبع معتبرتر مخالف نظام سوریه حداکثر امار تلفات سوریها را 15 نفر اعلام کردن به هر حال این حمله دفع و چندین خودرو مسلحین هم در صحنه نبرد باقی مانده است . لشگر چهارم گارد به حومه جنوبی حلب اعزام شده از دیروز این منطقه شاهد حملات هوایی ارتش و روسها بوده است . لشگر3 سپاه 5 سوریه ( دفاع وطنی سابق) و تیپ فلسطینی قدس هم در حد فاصل ابوظهور تا سنجار تجمع کرده اند در محور معره النعمان هم لشگر های 25 خط شکن تایگر 1 و 11 مستقر هستند . ممکن است لشگر 4 گارد در محور خان طومان تا العیس دست به یک سری حملات بزند همچنین در محور میانی سوریها میتوانند سراقب را تهدید و یا حداقل تمرکز مخالفین را بر هم بزنند . کاروانهای نیروهای کمکی از شمال استان حلب در حال ارسال به ادلب برای کمک به مسلحین هستن . فعلا هدف یک چیز است دسترسی و تامین امنیت اتوبان حلب به دمشق
  7. 26 پسندیده شده
    بسم الله قاصم الجبارین (به نام خداوندی که درهم شکننده سرکشان است ) 15 دی ماه 1398 گروه های مسلح در شرق ادلب و معره النعمان با استفاده از دو یا سه خودرو انتحاری و واحدهای خط شکن سنگرها و مراکز تجمع نیروهای ارتش در اطراف شهرک التح رو سه روز پیش مورد حمله قرار دادن . هدف از این حمله احتمالا تصرف التح و بعد تهدید شهرک جرجناز بوده . سربازان ارتش سوریه از همه جا بی خبر در حال جابجایی نیرو در اصلی ترین سنگر شهرک التح بودن که اولین انتحاری خود را در نزدیکی سربازان ارتش منهدم میکنند احتمالا با توجه به ویدیو منتشر شده اینار هم سربازان سوری اکثر ا شانس اورده وجان سالم به در میبرند بعد از این حمله واحدهای خط شکن گروههای مسلح وارد عمل شده و حملات را شروع میکنند با توجه به حمله انتحاری و خط شکنان دهها سرباز سوری شروع به عقب نشین گله ایی کرده که برخی از خدمه تانکهای پارک شده سریع خود را به زرهپوشهای خود رسانده و به مقابله می پردازند با ورود نیروهای زرهی عقب نشینی سوریها متوقف و درگیریها شروع شده اما این پایان کار نبوده درحالی که دهها سرباز سوری در حال رساندن خود به منطقه درگیری بوده خودروانتحاری دوم منفجر شده البته واقعا اینبار هم بخت یار سوریها بوده خودر انتحاری سوم هم به نظر در بین راه مورد اصابت قرار میگرد ویا در میدان مین ارتش گرفتار میشود . حملات دفع چندین خودرو وزره پوش مسلحین منهدم شده واجساد نزدیک به 12 فرد مسلح در منطقه باقی می ماند منابع سوری تلفات مسلحین را تا نزدیک 35 نفر اعلام کرده اند در بین کشته شدگان 7 تبعه ازبکستان هم دیده میشود . حداکثر تلفاتی ارتش هم 15 تا 17 کشته بوده عزیمت مسلحین به خطوط درگیری حملات انتحاری سرانجام مهاجمین + انتشار اسامی 7 ازبک کشته شده یکی از دلایل ناکام ماندن این حمله گرفتار شدن بخشی از مهاجمین و احتمالا یکی از خودروهای انتحاری درمین ها کاشته شده ( به صورت تعجیلی و تقریبا نامنظم) در اطراف مواضع ارتش بوده است -------------------------- یه سه تا ویدئو هم بارگذاری کردم مربوط به این پست و حملات اتحاری که فعلا در دسترس نیستن انشا ا... بعدا
  8. 26 پسندیده شده
    سی و چند سال بعد از اتمام جنگ ایران و عراق ، نیروی هوایی بعنوان صف دفاعی نخست دفاع از آسمان ایران زمین ، همچنان در حال تقدیم شهید هست اما این بار نه سلاح های تقدیمی شرق و غرب ، بلکه اهمال ناجوانمرادنه مدیریتی باعث شنیدن این اخبار ناگوار می شود . سرهنگ خلبان شهید محمد رضا رحمانی دوره خدمتی : 1373-1398 برای ثبت در تاریخ میلیتاری 1398/10/06
  9. 24 پسندیده شده
    بسمه تعالی انگیزه بالای غرب در ممانعت از دستیابی ایران به سلاح هسته ای نوید جنگ میدهد. \ بعنوان یک ایرانی، یک سوال اساسی در برابر عقل سلیم (کامن سنس) ما وجود دارد؛ واقعا این انگیزه شدید غرب در ممانعت از دستیابی ایران به یک برنامه حتی صلح آمیز هسته ای از کجا آمده و چه دلیلی دارد؟ آیا این سلاح واقعا آنقدر مهم است که بخاطرش مردم ایران زیر حجم وسیعی از تهدیدات و تحریم های بین المللی قرار گیرند؟ آنهم به گونه ای که ابرقدرتی چون آمریکا با تلاش و کوشش و سرمایه گذاری بسیار با هر دستاویزی حتی ممانعت از صدور دارو و واردات مواد غذایی به ایران، طی دو دهه به زعم خویش مانع وجود چنین سلاحی در ایران شود؟. اگر بخواهیم این همه فشار به مردم ایران از سوی غرب به خاطر سلاح هسته ای را بهانه ای برای یک مقابله تمدنی با مردم ایران در همه حوزه ها ندانیم و فقط خود سلاح را ملاک بگذاریم، به این نتیجه ساده میرسیم که حتما آنقدری برای مخالفان بین المللی وجود آن در ایران ارزشش را داشته است که خود را چنین به آب و آتشی برای مقابله با ایران بزنند. اما این ارزش واقعا چرا آنقدر زیاد است؟. چون بمب اتمی در ذات خود یک سلاح صرفا نظامی و یا یک اسلحه به ظاهر برتر است، دلیلی نمیابیم جز اینکه دول غربی حتما آن را مانعی در برابر تهاجم نظامی خود به ایران میدانند. غربی که البته سابقه تهاجم نظامی و نسل کشی ایرانیان در دوران جنگ جهانی اول و دوم و حمایت از صدام حسین در جنگ 8 ساله و نسل کشی ایرانیان با نوع دیگری از تسلیحات غیر متعارف چون بمب شیمیایی در کارنامه خود دارند. اما بیاییم از زاویه دید غرب به بمب هسته ای ایرانی نگاه کنیم، یک استدلال خیلی ساده اما بنیادی؛ آنها بمب اتمی دارند موشک هم دارند، ای وای، بنابراین منطقی است که به ما حمله هسته ای کنند یا آن را به کسانی بدهند که میخواهند به ما حمله کنند، پس ما باید مانع شویم. هیچ استدلال دیگری جز بازی کلمات برای پیچیده سازی همین ایده ساده نمیابید. تمامی پروتکل های ممانعت از اشاعه تسلیحات هسته ای، برنامه های کنترل تسلیحات ووو برای این هستند که غرب با دستاویز های مختلف مطمئن شود تهدید احتمالی علیه خود را با تمهیدات غیر نظامی در ابتدای راه خنثی کرده است. بسیار خوب، اگر همین دیدگاه غربی را ملاک حقانیت بگذاریم، چرا آن را برای ایرانی ها پسندیده ندانیم؟ به کدامین تضمین یک شهروند ایرانی میتواند مطمئن باشد که همسایه شمالی، شرقی، غربی، اسراییل، اروپا، آمریکا و حتی چین، و هند که در دوردست هستند و همگی تجهیزات لازم موشکی و هوایی برای بمباران را در اختیار دارند، به ایران حمله نظامی اتمی نکنند؟ آنهم در زمان و مکانی که ایران بیشترین ناامنی ها و جنگ ها را در همسایگی خود تجربه میکند، مردمانی که بر خلاف کشورهای غربی با تهدیدات واقعی نظامی و تروریسم در جوار مرزهای خود روبرهستند و نمیتوانند این تهدیدات را به شکل وجودی و یا احتمالی در دوردست و آینده اتخاذ کنند. واقعا چگونه یک ایرانی میتواند مطمئن باشد که آمریکا از بیش از یکصد کلاهک اتمی مستقر در ترکیه و امارات و همین تعداد مستقر در ناوهای هواپیمابرش در خلیج فارس و دریای عمان دارد علیه ایران استفاده نکند؟. آن هم کشوری که سوابق بد بسیاری در توجیه سازی برای تهاجم به دیگر کشورها در کارنامه خود دارد، کشوری که یک اقتصاد نظامی بسیار بزرگ دارد و نمیتواند و یا نمیخواهد از توسعه آن دست بردارد و یا آنرا کوچک کرده و در حدود مرزهای خود نگه دارد. چگونه یک ایرانی با وجود این همه تهدیدات علنی در اطراف خویش باید آرامش داشته باشد؟ آنهم وقتی به این ایرانی میگویند با این همه تهدید و تحریم و تروریسم دولتی ما علیه خودتان کنار بیایید، دانشمندان، نظامیان و شهروندان شما را برای امنیت سربازان خود که در همسایگی شما مستقر کرده ایم میکشیم! ولی شما موشک و بمب اتم نداشته باش، چیزی در خاطر ما نمیگنجد جز این باور قطعی که آنها قصد جدی حمله فراگیر نظامی به ما دارند. اما همه این موارد گفته شده به این اندازه عجیب به نظر نمیرسد، که غرب در اعمال و رفتارش، موجبات ایجاد انگیزه قوی در ایرانیان برای تولید سلاح هسته ای شده است؟ این یک دوگانگی عجیب است، گویی که به نظر میرسد آنها دارند سلاح اتمی را به ما تحمیل میکنند؟ پاسخ به این سوال در این برهه و در زمانی که غرب کمپین فشار حداکثری خود را با تمام قوا و ابزارهای نظامی و غیر نظامی اعمال کرده است، دیگر اهمیتی ندارد، همه میدانند، آنها میخواهند ما بمب اتمی بسازیم تا زیربار هزینه های سنگین تهاجم نظامی نروند. این استدلال البته بسیار ابلهانه به نظر میرسد، اما بیاییم صادق باشیم، غرب همه راه های مسالمت آمیز در حل مسئله هسته ای خود با ایران را با بی عملی و فریبکاری بسته است، اعتماد را از بین برده و ترامپ را در تحمیل حداکثری تحریم ها به ایران همراهی نموده و نیازی نیست که ادعاهای همه سیاستگذاران آمریکایی و بسیاری از اروپاییان در مورد اینکه انتظار رژیم چنج در ایران را میکشند مجدد تکرار کرد یا فکت های خبری و مصاحبه های آنان را برای اثبات این راهبرد غربی علیه ایران بکار برد، امری واضح است. ولیکن چنین امر واضحی برای ایران در شرایط کنونی چه راه هایی باقی میگذارد؟ رها کردن حکومت و تحویل آن به اشخاصی یا گروه های پیرو غرب؟! نخست اینکه حتی اگر همین الان نظام جمهوری اسلامی حکومت را رها کند! تا حکومتی جدید شکل بگیرد، چنین حکومتی بواسطه مردم و بواسطه تاریخ یکصد ساله اخیر خود در رابطه با غرب بسرعت سرنگون خواهد شد، از طرفی هیچ یک از آلترناتیوهای موجود غرب پاسخی به آینده چنین تغییر حکومتی نیستند. جریان های خارج نشین تشنه به تسخیر قدرت با رویکردهای بسیار متعارضی که در همان ابتدای انقلابی شکست خوردند و به حاشیه رفتند، جنگ خیابانی قدرت در سرتاسر ایران را بر علیه یکدیگر براه بخواهند انداخت و تجربه ای مشابه آنچه که در سوریه نظیر جنگ همه علیه همه اتفاق افتاد در ایران نیز تکرار خواهد شد. البته این به مذاق رقبای منطقه ای و غربی ایران بسیار خوشایند خواهد بود. چنین وضعیتی احتمال دخالت نظامی خارجی را همچون تجربه ابتدای انقلاب اسلامی و حمله عراق در شرایط خلا قدرت و حکومت نوپای انقلابی فراهم میکند و فرقی نخواهد کرد که حاکمیت جدید ایران در اختیار چه کسی از این گروه های اقل-دگری قرارگیرد، بنابراین قوت بخشی به امنیت و استحکام ملی برای ممانعت از بروز چنین فاجعه عظیمی با همه ابزارها، توسط هر فردی که در حال حاضر در راس قدرت ایران قرار گیرد اجبار است و نه فقط یک مسئله عقلایی. دوم اینکه اگر تغییر حکومت در ایران اتفاق نیفتد، اما تحریم ها و رویکردهای یک جانبه ای که برقرار شدند نیز، از همان سو بدون پیش شرط و کامل برداشته نشوند، منجمله همین راهبرد تغییر رژیم در ایران، خوب دلیلی هم ندارد که حکومت ایران با وجود این همه تهدید دست از برنامه هسته ای خود بکشد، در این شرایط نیز بحران امنیت به قوت خود و در سطح تهدید حمله نظامی فراگیر و یا حتی محدود وجود دارد علاوه بر اینکه اگر تحریم های غرب موفق شوند اقتصاد ایران را منهدم کنند، گرسنگی و معضلات فراگیر حاکمیت را به گونه ای تحت فشار قرار میدهد که، بمب اتمی را وسیله گزار خود از شرایط کنونی بداند. سناریو های موجود در هر دو گزینه فوق از مجرای موفقیت راهبردهایی که غرب پیش گرفته است اتفاق خواهد افتاد. بدین ترتیب در راهبرد کنونی غرب ایران مجبور است تا بمب را بسازد و آن را نیز شیوع دهد، و از طرفی دچار رژیم چنج نیز بشود، هر سیاستمدار عاقلی میفهمد که خطر چنین راهبردی بسیار بسیار بیشتر از آن است که با ایران مطابق با هر آنچه در برجام بود به شکل احترام متقابل و بصورتی دوستانه رفتار میشد. با این وجود اما یک خوش خیالی ترامپی نیز این وسط وجود دارد. و آن این است که ایران بمب اتمی نمیسازد، تا مرز فروپاشی رفته و از طریق نفوذ هایی که در نظام حاکم ایران صورت خواهد گرفت، همراه با تحریم و فشارها بر مردم، حکومت وادار به مذاکره و کوتاه آمدن در برابر همه خواسته های غرب خواهد شد. اما با وجود رقبای منطقه ای خشن ایران، تروریسم، سوابق عهد شکنی غرب در گفتگوهای پیشین و خود برجام، آینده حیات در خاورمیانه و همچنین عدم وجود یک دلیل منطقی که ایران بخواهد امتیاز در دست خود را رها کرده به مذاکره وارد شود، هیچ منطقی پذیرای این استدلال ترامپی نخواهد بود. با همه این قصه ها که خواندیم، شما غربی ها مدتی ایرانی باشید، بمب اتم نسازید،به انواع مذاکرات تن دهید، مذاکراتی که بیشتر شبیه قراردادهای پیمانکاری یک طرفه بدون پرداخت وجه هستند، مدت زیادی بدون کسب درآمد زندگی کنید، و از حقوق خود درصحنه تجارت آزاد بین الملل بهره مند نباشید، سپس موشک های خود را رها کنید و با شورش های مردمی و تروریسم از بیرون و درون مرزهای کشور خود روبرو شوید، و در این شرایط احساس امنیت کنید و به ایرانی بودن خود افتخار هم بکنید!. پس هر عقل سلیم ایرانی میفهمد که غرب بر خلاف ادعای خود، شرایط را بگونه ای تنظیم کرده که ایران به ساخت سلاح هسته ای وادار شود تا مسئله را از راه ساده و دستیافتنی خود حل کند. از طرفی از ورود به درگیری نظامی پر هزینه با غرب دور شود و از سویی دیگر در شرایط شکننده امنیتی و بحران های منطقه ای خود را حفظ کند. نویسنده worior@military.ir اقتباس از مطلب با ذکر نام کاربری نویسنده و یا آدرس سایت آزاد است. متن انگلیسی مقاله بزودی در: www.msai.ir
  10. 24 پسندیده شده
    بسم الله الرحمن الرحیم يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبَادِي وَادْخُلِي جَنَّتِي واقعا از دیشب که خبر رو شنیدم ، حالتی فردی رو دارم که مستقیما به مغزش شلیک شده. نه توان تحلیل درست دارم و نه توان ارائه پیشنهاد درست. این پست هم یک دلنوشته هست . اگر پر از خطا هم بود ، دوستان باید به بزرگواری خودشون ببخشند. 1. حلاوت شهادت : شاید در میان بیش از 80 میلیون ایرانی ، مشتاق ترین و بی قرار ترین فرد برای شهادت حاج قاسم بود. این بی قراری به حدی بود که رهبری ، ایشون رو شهید زنده خطاب کردند. پس این اتفاق برای ایشون از حلاوتی برخوردار بود که شاید امثال من کمتر قادر به درک اون باشیم. پس رسیدن سردار به این آروزی دیرینه رو به محضر این شهید سعید تبریک میگم. 2. ضایعه دردناک : اما برای بسیاری از ایرانیان و همچنین برای بسیاری از دوستداران غیر ایرانی سردار ، این فقدان بسیار دردناک و جانکاه هست. پس برای کاهش این آلام تنها می توان گفت که "الا به ذکر الله ، تطمئن القلوب " شاید یاد خدا و ذکر خدا ، برای چون منی که پای ایمان اش می لغزه و نفس مطمئنه نیست ؛ اندکی از این درد جانکاه رو بکاهد 3. بحران جانشینی : هم در میان مردم عادی و هم در بین کاربران این انجمن ، نگرانی از این وجود داره که تکلیف گروه های مقاومت و خود سپاه قدس ؛ پس از شهادت ایشون چه خواهد شد. سوال من از این عزیزان این هست که ضایعه از دست دادن سرداری همچون حاج قاسم ، فاجعه بار تر از ضایعه از دست رفتن و شهادت " حضرت حمزه سیدالشهداء " در خلال جنگ احد است ؟ آیا این ضایعه غیرقابل تحمل تر از ضایعه از دست رفتن " حاج احمد متوسلیان " در خلال جنگ 8 ساله است ؟ آیا فقدان حاج قاسم در این ایام بزرگتر از شهادت و از دست دادن شهدای گرانقدری نظیر "رجائی" ، "باهنر" و "بهشتی" در اندک فاصله ای نسبت به هم در آن دوران پر آشوب ابتدای انقلاب است ؟ آیا داغ شهادت " چمران" ، "خرازی" ، "باکری" ، "همت" ، "صیادشیرازی" و ... کوچکتر از داغ از دست دادن سردار شهید قاسم سلیمانی بود ؟ واقعیت این هست که این داغ سنگین است اما سنگین تر از شهادت سیدالشهداء در کربلا و امیرالمونین در محراب و ... نیست. تاریخ شیعه با این خون ها آبیاری شده و پرچم شیعه علی رغم تمامی این بلاها به زمین نیافتاده و ان شاء الله پس از این هم ، چنان نخواهد شد و این پرچم در اهتزاز خواهد ماند. واقعیت این است که دوستانی که نگران سپاه قدس و گروه های مقاومت هستند ؛ کمترین شناختی از ساختار فرماندهی در سپاه قدس ندارند. سپاه قدس یک گروه میلیشیای کوچک و یا یک قبیله بدوی و سنتی نیست که با از دست رفتن فرمانده و سردار خود ، دچار بحران بشود. حاج قاسم یک نماد و یک سمبل بود. نه اینکه گمان کنیم که همه اقدامات سپاه قدس فقط و فقط بخاطر وجود حاج قاسم بود و امروزه با فقدان ایشون شیرازه همه امور از هم پاشیده میشه. پس به تعبیر خداوند در قران کریم : إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ آنان که گفتند: محققا پروردگار ما خدای یکتاست و بر این ایمان پایدار ماندند فرشتگان رحمت بر آنها نازل شوند (و مژده دهند) که دیگر هیچ ترسی (از وقایع آینده) و حزن و اندوهی (از گذشته خود) نداشته باشید و شما را به همان بهشتی که (انبیا) وعده دادند بشارت باد. در زمان وفات پیامبر ، عمر ابن خطاب و برخی دیگر از مسلمین ، گفتند که پیامبر خدا وفات نیافته و هرکسی که بگوید پیامبر وفات یافته با همین چوبدستی گردن اش را خواهیم شکست. یکی از اصحاب پیامبر در پاسخ گفت : کسانی که محمد (ص) را می پرستیدند ، بدانند که محمد وفات یافته است. اما کسانی که خدای محمد را می پرستند ، بدانند که خدای پیامبر زنده و جاوید است. من هم به تبعیت از این واقعه تاریخی خدمت برادران عزیزم در میلیتاری عرض می کنم که : برادران عزیزم ، کسانی که حاج قاسم سلیمانی را تنها راه نجات شیعیان در بند در خاورمیانه می دانستند ؛ بدانند که ایشان به شهادت رسیده است. اما کسانی که این انقلاب را راه رهائی و نجات شیعیان خاورمیانه می دانند ، بدانند که به فضل خدای رحمان این انقلاب همچنان پا برجاست. 4. انتقام و پاسخ : در بروز رسانی دیدم که دوستانی ، بی قرار پاسخی هم اندازه و منتظر انتقامی سریع بودند. چند نکته را خدمت شما عزیزان عرض کنم. - جایگاه سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی در نیروهای مسلح امروز ایران ، جایگاه بی بدیلی بود و نه در ارتش آمریکا و نه در سایر کشورها ، فردی به ذهن من نمیرسد که همسنگ و هم شأن ایشان باشد که بتوان با تلافی کردن و زدن آن فرد به تسلای خاطر رسید. - برای اولین بار در تاریخ انقلاب ، جلسه شورایعالی امنیت ملی با حضور رهبر کشور تشکیل شده تا ضمن بررسی ابعاد این ماجرا ، پاسخ مناسب و شایسته را پیدا کنند. یقینا سطح دسترسی رهبری و فرماندهان عالی رتبه نظامی ، از امثال بنده بالاتر است و صلاح کشور را بهتر از بنده می دانند. پس بر ما واجب است که در این هنگامه سخت از رهبری پیشی نگیریم و از رهبری عقب نمانیم و با غلیان احساسات بی منطق و کور ، کار را برای مسئولین سخت تر نکنیم. در درجه اول خودم و در گام دوم دوستانم را به این توصیه امیرالمونین خطاب به فرزندشان محمد حنفیه در خلال جنگ جمل ؛ دعوت می کنم : در خلال جنگ ، اگر کوهها از جا کنده شود تو از جایت تکان نخور، دندانهایت را بهم بفشار و کاسه سرت را به خدا بسپار، قدمهایت را بر زمین بکوب، آخر سپاه را چشم انداز خود ساز و چشمت را نیم باز قرار ده، و بدان که پیروزى از جانب خداوند سبحان است. 5. حال و روز امروز ما شاید بی شباهت به حال و روز بچه های خرمشهر ، پس از سقوط این شهر و اشغال اش بدست دشمن بعثی نباشد. پس بعنوان ختم کلام سخن شهید جهان آرا به یاران ، پس از سقوط خرمشهر را یادآوری میکنم. پ.ن : باز هم اگر احساسی نوشتم ، یا اگر بر خلاف نظر دوستان چیزی گفتم ، یا سخن غلطی گفتم ، ببخشید که اصلا حال و روز خوشی ندارم
  11. 24 پسندیده شده
    بسم الله........ 5 دی ماه 1398 ارتش سوریه بعد از پنج روز بمبارانهای بسیار سنگین هوایی از یک هفته پیش و با تاریک شدن هوا حملات سنگین خود را برای پیشروی به سمت شهر معره النعمان / اتوبان حلب دمشق و پادگانهای سابق ارتش در حامدیه و وادی الضیف اغاز کرد . با وجود امادگی مسلحین و اطلاع از قریب الوقوع بودن عملیات - ارتش به سرعت روستای ام الجلال را تصرف وبه پیشرویهای خود ادامه داد فشار سنگین ارتش حملات هوایی و عدم مقاومت چندان مسلحین در برخی از محاور سبب شد ارتش بعد از یک هفته نزدیک به 40 روستا وشهرک از جمله جرجناز را تصرف و خود را به شش کیلومتری شهر خالی از سکنه معره النعمان یکی از مهم ترین مراکز مخالفین در طول درگیریهای سوریه برساند ساعتی پیش هم ارتش چهار منطقه و روستا را در جنوب غربی ابوظهور و در امتداد جاده این منطقه به معره النعمان پاکسازی کرد اما دو روزی است که پیشروی زمینی و حملات هوایی به مست اتوبان حلب دمشق متوقف شده البته هنوز خبری از اتش بس نیست . برخی از هواداران مسلحین محمد الجولانی سرکرده تحریرالشام را متهم کردن به جلوگیری از اعزام نیرو وتجهیزات به مناطق درگیر . با توجه به شواهد بیشتر تلفات مخالفین بر نیروهای جهادی وارد شده اما گروههای مثل تحریرالشام نیروهای اصلی خود را برای نبرد ادلب کنار گذاشته اند و حتی بر خلاف درگیریهای در کفر نبوده - جبین وتل ترعی این بار گروههای جهادی نیروهای خود را برای نبرد اصلی و مناطقی که مستقیما تحت نفوذ دارند کنار گذاشته اند . دربار ه امار تلفات هم دیده بان حقوق مسلحین امار تلفات تروریستها را نزدیک به 175 نفر اعلام کرده در باره ارتش هم در حدود 100 نفر تلفات ولی فعلا نمیشود امار مستند تری ارائه داد در این مدت دو حمله انتحاری توسط مدافیعن ثبت شده است خسارتهای مسلحین در این یک هفته تنها یک ویدئو از شکار زرهپوشهای ارتش توسط موشکهای ضد زره منتشر شده است . که دلیل ان هم می توان علاوه بر پیشروی سریع ارتش رعایت اصل اختفا باشه . سوریها زرهپوشهای خود را در زمان استراحت در داخل خانه ها ویا گاراژها و پشت دیوار ها پارک کرده دو حمله انتحاری توسط مخالفین/ نکته جالب در حمله انتحاری دوم در شهرک جرجناز ماشین انتحاری از نزدیک کامیونت حامل یخچال ولوزام خانگی می گذرد نیروهای سوری درحال سرقت منازل بودن البته این وضع برای مخالفین بسیار بدتر است نمونه کوچک ان قبل از شروع حملات برخی از مسلحین تجهیزات چندین کارگاه را تخلیه و سرقت کردن بعد از حمله انتحاری اول در قریه الرفه اسامی 14 کشته سوری منتشر شد در حمله دوم هم اسامی 4 سوری که کل این تلفات مربوط به این دو حمله نیست بخصوص حمله اولی یا شروع حملات ارتش مخالفین در چندین نوبت با پرنده های مجهز به بمچه فرودگاه حمیمیم / فرودگاه حماه/ قرداحه و سقیلبیه رو مورد هدف قرار دادن که تقریبا در تمامی موارد یا سرنگون شدن یا به اهداف خود نرسیدن . البته یکی از این پرنده ها طی 70 کیلومتر در پشت خطوط ارتش سقوط کرده است آسیب دیدن تانک تی 62 ارتش در حمله موشکی مخالفین / تانک بعد از اصابت منطقه رو ترک میکنه حملات به تاسیسات نفت و گازی سویه در حمص پالایشگاه نفت حمص و دوایستگاه گازی در این منطقه مورد هدف قرار گرفت حملات سبک بوده احتمالا یا توسط خمپاره سبک و یا پرنده های کنترلی صورت گرفته هیچ گروهی هم مسئولیت این اقدام را بر عهده نگرفته . اما این کار به داعش نسبت داده شده است
  12. 22 پسندیده شده
    تلفات نیروهای سوری در زمان حمله آمریکا به تی 4 با 59 موشک هم بسیار کم بود. اهداف حمله گرفتن تلفات از آمریکایی ها اعلام نشده بود، بلکه بیرون انداختن آمریکا از عراق که به احتمال زیاد به نقطه مطلوبی خواهد رسید.
  13. 22 پسندیده شده
    بسم الله الرحمن الرحیم بنظرم این جمله در منطقه خیلی شفاف باید تبلیغ بشه " این برای نخستین بار بعد از جنگ جهانی دوم است که یک دولت به شکل رسمی به یک پایگاه آمریکا حمله کرده و پاسخ حملات آمریکا را به شکل «رسمی» داده است "
  14. 22 پسندیده شده
    پروژه هرمز برنامه بلندپروازانه نیروی دریایی ایران برای توسعه ناوشکن های پنهانکار نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران ، در بیست و هشتم نوامبر 2019 ، از ماک-آپ مقیاس کوچک یک نمونه ناوشکن پنهانکار آینده خود که هم اکنون با شناسه " هرمز" شناخته میشود ، رونمایی نمود . برخی کارشناسان براین باورند که پروژه هرمز ، ادامه سلسله تلاش های شبکه تحقیقات دفاعی نیروهای مسلح ایران برای توسعه فناوری سخت افزارهای پنهانکار است که در گذشته با برنامه هایی نظیر قاهر313 و مجموعه متنوعی از سامانه های موشکی کروز با قابلیت شلیک از زیرسطحی و پرنده های بدون سرنشین پیوند خورده است . تایپ 052D براساس اطلاعات موجود ، این ناوشکن در کلاس 3000 تن بوده که در مقایسه می توان نمونه ایرانی را با تناژی در حدود 50 درصد ، با پیکربندی های رزمی شناور نظیر 052D چینی و همچنین شناورهای کلاس آرلی بورک نیروی دریایی ارتش ایالات متحده قرار داد . با این حال ، برخی براین اعتقاد قرار دارند که این پروژه بومی ، با توجه به تناژ اعلامی ، شاید در ردیف استاندارد موجود برای " ناوشکن" ها قرار نگیرد ، اما قابلیتهایی که از سوی کارشناسان در خصوص این برنامه ، گمانه زنی شده ، به تقریب ، فراتر از پتانسیل رزمی فعلی این نیرو قرار خواهد گرفت . سلول های شلیک عمودی مارک 41 شناور های رزمی کلاس آرلی بروک این دسته از تحلیلگران معتقدند که پروژه هرمز به احتمال زیاد ، توانایی دستیابی به سرعت 40 گره را داشته و این درکنار طراحی خاص بدنه با پتانسیل پنهانکاری و زرادخانه ای شامل 96 سلول پرتاب عمودی برای استقرار موشکهای سطح به هوا و کروز ( شامل گونه های ضد کشتی و حتی ضد اهداف زمینی . م ) درصورت تولید در کمیت مناسب، می تواند یک جهش غیر قابل تصور برای نیروی دریایی ایران برای دستییابی به قابلیتهای آفندی ، فراتر از یک نیروی دریایی ساحلی ( نیروی دریایی سبز ) بشمار رود . کلاس لیتورال ( سمت راست ) - پروژه هرمز ( سمت چپ ) بااین وصف ، در حالی که کلاس چینی 052D تنها 64 سلول و کلاس آرلی بروک ، 90 سلول را در سازه خود جای می دهد ، را میتوان بدین گونه تحلیل نمود که اندازه کوچکتر و بالتبع برد کوتاهتر موشک های کروز ایرانی ( بعنوان مثال قرار گرفتن در کلاس موشکهای DK-10A ) موجب شده تا تعداد سلول های گونه ایرانی کمیت بیشتری را به نمایش گذارد . این موشکها در هنگام قرارگیری در بخش درونی شناور ، بصورت چهارتایی دریک سلول قرار خواهند گرفت . با این وصف ، به احتمال بسیار زیاد ، قدرت آتش واقعی این شناور رزمی ، درصورت ورود بخدمت ، در حد 24 تیر موشک در ابعاد موشک استاندارد خواهد بود و این با توجه به تجربه محدود ایران در طراحی و ساخت شناورهای بزرگ رزمی ، اگر چه کم ولی به نسبت قابل توجه است . پرتابه کروز قادر (سی-802 ) ، سومین موشک از بالا سامانه دفاع نزدیک کمند به اعتقاد ناظران نظامی ، با وجود احتمال بسیار زیاد در استفاده از موشکهای دفاع هوایی بومی نظیر "باور " یا برنامه " خرداد" ، پروژه هرمز قادر خواهد بود تا موشکهای کروز ضد کشتی سی-802 که تحت امتیاز چین با شناسه "قادر" تولید می شود را نیز به کار برد . برخی ناظران نیز با توجه به تناژ 3000 تن اعلامی ، طراحی بومی ایران را با شناورهای رزمی کلاس لیتورال مقایسه می کنند . پروژه هرمز برای دفاع نزدیک دربرابر تهدیدات ضد کشتی و هواپایه ، احتمالا به گونه مشابه سامانه فالانکس یا معادل روسی آن ( با شناسه " کمند " ) ، یک رادار آرایه فازی و همچنین عرشه پرواز با قابلیت پذیرش 2 فروند بالگرد مسلح میشود . اما همچنان هزینه ساخت این شناور نامشخص به نظر میرسد ، که با توجه به کمیت بودجه دفاعی ایران ، برخی معتقدند که نمونه ایرانی ، می تواند قیمتی در حدود معادل آمریکایی آن داشته باشد . اما وضعیت بودجه دفاعی ایران و تنگناهای مالی ایجاد شده برای این کشور و وجود اولویتهای مهمتری نظیر نوسازی شبکه دفاع هوایی موجب خواهد شد این برنامه با تاخیرهای مشخصی روبرو گردد . پی نوشت :  1- استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی در انجمن میلیتاری ، براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی " منوط به ذکر دقیق منبع است . امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری ) بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند .  2- ادغام پستهای ارسال شده با محوریت پروژه هرمز ، دوازدهم دی ماه سال یکهزار و سیصدو نود و هشت خورشیدی برگردان به پارسی ، اختصاصی برای بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ( MILITARY.IR)
  15. 21 پسندیده شده
    بسم الله................ 17 ی ماه 1398 سه روز پیش گروه تروریستی الشباب سومالی در یک عملیات جسورانه در خاک کنیا ضربه ایی سخت به ارتش تروریستی آمریکا وارد کرد . 8 فرد مسلح در تاریکی شب پایگاه هوایی متشرک امریکا و کنیا در استان لامو (Lamu ) را مورد حمله قرار دادن. در این حملات حداقل 4 بالگرد و هواپیما منهدم شده ویا بشدت اسیب دیدن که3 فروند از آنها از جمله یک فروند C146متعلق به ارتش آمریکا بوده گفته شده یک هواپیما سنسا هم منهدم گشته است . گروه الشباب در بیانیه ایی امار هواگردهای منهدم شده را 7 عدد به همراه 3 خودرو زرهی اعلام کرده . نکته جالب تصرف شبه کامل پایگاه توسط گروه الشباب بوده به طوری که از داخل پایگاه تصاویری را ارسال کرده اند و حتی تا صبح هم درگیریها برای بازپس گیری این منطقه ادامه داشته . در این حملات تعداد ی سرباز کنیایی کشته وزخمی شده یک سرباز ارتش آمریکا و دو پیمانکار (مزدور ) آمریکایی هم به هلاکت رسیده اند بعد از چندین ساعت درگیری با کشته شدن 5 فرد مسلح و زخمی و اسارت گرفته شدن 3 تن دیگر درگیریها به پایان رسید
  16. 21 پسندیده شده
    بسم الله الرحمن الرحیم از مردم رشید و غیور خوزستان از مردم خونگرم مشهد از بچه های خوب تهران پیشاپیش سپاسگزارم از تمام هموطنان عزیزم ممنونم که فرماندهمان را با شکوه بدرقه میکنند قسم به روزهای گرم بیابانهای عراق و سوریه قسم به شب های سرد قلل لاذقیه قسم به خون سرخ یاران که در تمام این سرزمینها بر زمین ریخته مردم وطنم ایران با این بدرقه شکوهمند مایه سرافزاری همه سربازانی شدند که در اوج گمنامی در جای جای منطقه برای اعتلای وطن میجنگند و جانفشانی میکنند ---------------------------------------------------------------- به نقل از دوستان پیش اومد که تو محاصره افتادیم گلوله توپ و خمپاره کنارمون خورد مهمات تموم کردیم حتی به فاصله یک دقیقه از پیاده شدن از ماشین ماشینو با موشک زدند هربارم فکر میکردیم چه شد اون اتاق گرم و نرم رو رها کردیم اومدیم وسط این میدان تیر و ترکش و همه اون هر بار نشستیم به نبل و زهرا به سرهای بریده به زنهای اسیر کرد و مظلومیت مردمی که در دهان کفتار داعش گیر کرده بودند فکر کردیم و یادمان افتاد وطن رفته بودیم سینه سپر کنیم و سر را فدا برای دفاع از وطن بعضیها تخطئه کردند و گاهی تمسخر یا نیشخند ولی شاید نمیداستند از خانواده از زمین و زمان دل کندن چه حال غریبیست ولی امروز که هموطنان اهوازی و مشهدی را دیدم فکر کردم اگر هزار سر دیگر هم داشتم بازهم تقدیم میکردم تقدیم به وطن
  17. 21 پسندیده شده
    "بسم الله قاصم الجبارین" توجه : در درون نسخه اصلی مطلب ، کلمه شهادت با واژه دیگری بیان شده ، اما به دلیل جایگاه والای سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی در سلسله مراتب نظامی ایران و محور مقاومت و قلوب تمام ایرانیان این کلمه مقدس و پرمحتوا جایگزین عبارت درون متن اصلی شده است . شهادت (حاج) قاسم سلیمانی بازی را در خاورمیانه تغییر می دهد آیا ترامپ واقعا به عواقب بعد از آن فکر کرده است ؟ با شهادت (حاج) قاسم سلیمانی ، فرمانده سپاه قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران (IRGC) ، احتمال دارد که نقطه عطفی در روابط واشنگتن با عراق و ایران به وجود آید و به طور قابل‌ ملاحظه ‌ای بر وضعیت کلی آمریکا در خاور میانه تاثیر بگذارد . واکنش به این ضربه ممکن است بسیار بزرگ باشد و بستگی به این دارد که آمریکا چقدر برای واکنش ایران و نیروهای فراوان نیابتی آن در خاورمیانه آماده است . پاسخ ايران به شهادت (حاج) قاسم سليماني بسيار جدی و غير قابل پیش بینی خواهد بود با شهادت (حاج) قاسم سلیمانی ، جهنمی می تواند به وجود آید و به دلیل توانایی های نیروی قدس ، ایران دارای چندین میدان نبرد خواهد بود که در آن می تواند به ایالات متحده حمله نماید . حملات به نیروهای آمریکایی و تاسیسات در عراق به طور خاص محتمل است. تهران بیش از ۱۵ سال است که به ایجاد شبکه‌ های گسترده در میان گروه‌های شبه ‌نظامی و سیاستمداران در عراق پرداخته‌ است. در اوایل این هفته ، قبل از شهادت (حاج) قاسم سلیمانی، ایران توانست به سرعت نیروهای نیابتی محلی را بسیج کند تا در سفارت ایالات ‌متحده در بغداد تظاهرات نمایند و یک خطر امنیتی جدی برای پرسنل آنجا ایجاد کنند ، حتی با وجود اینکه متحدان محلی تهران از کشتن آمریکایی‌ های بیشتری اجتناب می‌ کردند . اما اکنون این اجتناب از بین رفته است . در حمله ای که باعث شهادت (حاج) قاسم سلیمانی شد ، همچنین گفته می شود که ایالات متحده رئیس شبه نظامیان طرفدار ایران ، كتائب حزب الله ، ابو مهدی المهندس و چند شخصیت ارشد طرفدار ایران در عراق را نیز به شهادت رسانده است . این نیز بدون مجازات نخواهد ماند ، شبه نظامیان طرفدار ایران در عراق مشتاق انتقام گیری از آمریکا هستند. شهادت فرمانده سپاه قدس تنها ممکن است از نظر سیاسی باعث تقویت ایران شود بسیاری از سیاستمداران عراقی، با ضرورت و در برخی موارد با انتخاب ، روابط نزدیکی با ایران دارند و به همین دلیل فشار برای بیرون راندن نیروهای آمریکایی از کشور افزایش خواهد یافت . اگر بین ایالات ‌متحده و ایران رقابتی وجود داشته باشد، به سادگی می‌توان گفت که ایران متحدان و نفوذ بیشتری در عراق دارد و بسیاری از رهبران عراقی احتمالا نسبت به فشارهای ایران جواب مثبت خواهند داد . نیروهای ارتش آمریكا در افغانستان و سوریه نیز در معرض خطر هستند ، گرچه هردو به دلیل تهدیدهای داعش ، طالبان و سایر گروههای خطرناک از دفاع خوبی برخوردار می باشند . همچنین سپاه و نزدیکان آن ممکن است به سفارتخانه های رسمی ایالات متحده و سایر اهداف مرتبط به دولت آمریکا نیز حمله کنند. با این حال، ایران از مدت‌ ها پیش ضعف نظامی خود را در مقایسه با ایالات‌ متحده به رسمیت شناخته و رهبران آن می‌دانند که اگر یک رویارویی همه‌ جانبه وجود داشته باشد آنها شکست خواهند خورد . در سال ‌های زیادی از درگیری‌ های آمریکا و ایران، ایران واشنگتن را با حملات تروریستی و حمایت از گروه های نیابتی ضد آمریکایی تحریک کرده ‌است، اما زمانی که اوضاع به نظر برسد که ممکن است از کنترل خارج شود ، سعی کرده عقب بنشیند . با این حال، پس از شهادت شدن یک چهره کلیدی مانند (حاج) قاسم سلیمانی آیا این عمل تکرار شود ، مشخص نیست. آیا دولت ترامپ برای عواقب تشدید بحران آماده شده ‌است؟ این امر بستگی به این دارد که آمریکا به چه میزان برای واکنش اجتناب ‌ناپذیر ایران آماده باشد . تفکر سنجشی یک حالت قوی برای دولت ترامپ نیست و بسیار آسان است تا به جای عواقب طولانی مدت این حمله بر رضایت آنی ناشی از به شهادت رساندن یک دشمن بزرگ متمرکز شویم . آنچه ایالات متحده بیش از همه به آن نیاز دارد متحدانش هستند . آنها برای بازداشتن ایران ، حمایت از عملیات نظامی بیشتر در برابر آن در صورت عدم موفقیت در بازدارندگی ، کمک به محافظت از تأسیسات ایالات متحده و در غیر این صورت تقسیم بار ضروری می باشند . متأسفانه دولت ترامپ به بسیاری از متحدین سنتی خود پشت پا زده و در امور ناتو ، استرالیا و دیگران دخالت کرده است . در خاورمیانه ، دولت ترامپ پس از حمله ایران به تأسیسات نفتی عربستان سعودی که یک خط قرمز سنتی بود ، از تلافی خودداری کرد و این پیام را ارسال کرد که پادشاهی باید امنیت خود را به تنهایی حفظ کند . این کشور همچنین تنها نظاره گر قطر ، عربستان سعودی ، ترکیه و امارات با اهداف متضاد در کشورهایی مانند سوریه و لیبی بوده و تلاشی برای ایجاد یک موقعیت مشترک ، که باعث افزایش نفوذ آمریکا و قدرت چانه زنی در مقابله با ایران بشود ، نکرده است. مشخص نیست که همپیمانان اکنون زیر پرچم واشنگتن روند و حتی اگر این کار را انجام دهند ، ممکن است تمایلی به ایستادگی در کنار ایالات متحده نداشته باشند . با این حال ، با به شهادت رساندن فرمانده سپاه قدس ایران ، ایالات ‌متحده ممکن است با یک معضل روبرو شود. این کشور می‌تواند با استقرار نیروهای نسبتا محدود در خاورمیانه در عراق، سوریه و افغانستان باقی بماند و در نتیجه نسبت به حملات ایران آسیب ‌پذیر باشد ، یا ایالات ‌متحده می‌تواند در مواجهه با تهدید ایرانیان کم ‌تر مقاومت کرده و نیروهای خود را منزوی نگه دارد و در نتیجه نفوذ خود را تضعیف نموده و قدرت بیشتری به ایران بدهد . شهادت (حاج) قاسم سلیمانی و هدف قرار دادن چهره های طرفدار ایران در عراق احتمالاً اتفاق کلیدی برای ایالات متحده در منطقه خواهد بود. اینکه پیامدهای خونین بعد از آن چه خواهد شد و اینکه آیا ایالات متحده می تواند در آن هنگام قوی تر ظاهر شود ، به این بستگی دارد که آیا دولت ترامپ این توانایی را دارد که ثبات قدم داشته باشد ، برای دراز مدت برنامه ریزی نماید و با همپیمانان نزدیکش همکاری کند یا خیر. سیاست ترامپ در خاورمیانه تا کنون نشان داده است که برعکس این موضوع محتمل تر است . در پایان ، باید گفت ممکن است شهادت (حاج) قاسم سلیمانی تنها یک پیروزی توخالی و کوتاه مدت باشد . ترجمه و تلخیص صرفا برای میلیتاری - بن پایه : اندیشکده بروکینگز
  18. 21 پسندیده شده
    افزایش قابلیتهای رزم دریایی اژدهای سرخ تسلیح جتهای دریاپایه J-15 به موشکهای کروز YJ-91 نیروی دریایی جوان چین بشدت در حال برنامه ریزی برای افزایش قابلیتهای رزمی ضد شناور خود برای مقابله با تهدیدات موجود در حوزه ژئو استراتژیک شرق آسیا است . براساس اخبار منتشر شده ، نیروی دریایی ارتش آزادیبخش چین ( PLA) بتدریج و براساس برنامه ریزی قبلی ، قصد دارد تا تمامی جنگنده های برتری هوایی مستقر در سکوهای شناور رزمی فعلی ( لیائو لینگ / شاندونگ ) و آینده خود را به موشکهای کروز ضد کشتی YJ-91 مسلح کند . جت رزمی برتری هوایی/ ضد شناور J-15 این درحالی است که جتهای نامبرده برای ایفای نقش برتری هوایی محلی و دوربرد به تسلیحات هوا به هوای پیشرفته ای مسلح شده ، اما اضافه شدن پرتابه های کروز ضد کشتی به وینگهای مستقر روی این ناوهای هواپیمابر ، قابلیت ضد کشتی نیروی دریایی این کشور را بصورت وحشت آوری افزایش میدهد . راست : J-11D چپ : J-11B به اعتقاد ناظران نظامی ، برد رزمی قابل توجه جی-15 در کنار قابلیت حمل تسلیحات متنوع و همچنین حسگرهای پیشرفته باعث شده تا این ترکیب جنگ افزاری ، تبدیل به یک کارت برنده قدرتمند برای نیروی دریایی ارتش چین گردد . راست : لیائولینگ ... چپ : شاندونگ جت رزمی جی-15 برای نخستین بار در سال 2012 وارد سازمان رزم نیروی هوایی چین شد و در حال حاضر بیشتر از 100 فروند از این جنگنده چینی تولید و به ترتیب 24 و 36 فروند از انها بر روی دو ناوهواپیمابر فعال نیروی دریایی این کشور ( لیائولینگ و شاندونگ ) عملیاتی هستند . درواقع ، جی-15 یک گونه برگرفته از جت برتری هوایی J-11B بشمارمی رود که از سال 1998 وارد خدمت فعال گردید ، اما جی-15 در مقایسه با سلف خود ، به سامانه های پیشرفته تر اویونیک و جنگ الکترونیک مجهز شده است . تحلیل گران نظامی براین اعتقاد قرار دارند که ارتش چین در نظر دارد تا یک نمونه پیشرفته تر از جی-15 با قابلیتهای ++4 ( قابل مقایسه با نمونه J-11D نیروی هوایی ) را در اختیار اسکادرانهای نیروی دریایی قرار دهد . به گفته این کارشناسان ، نمونه جدید فوق الذکر ، ازیک ساختار سازه ای جدید که در آن درصد بیشتری از مواد مرکب به کار رفته بهره می برد ، ضمن اینکه الزاما" می بایست به یک رادار AESA ، پیشرانه های قدرتمند تر ، سامانه بُردار رانش و طیف وسیعی از مهمات پیشرفته مسلح گردد . از بالا به پایین : وای جی-12 ، خا-31 پی و هارم از سویی دیگر ، موشک کروز YJ-91 بعنوان یک گونه مشتق شده از موشک روسی KH-31 با بردی درحدود 65-50 کیلومتر از اواخر دهه نود میلادی وارد سازمان رزم نیروی دریایی چین شد که بدلیل دقت بسیار بالا ، حتی درصورت عمل نکردن کلاهک انفجاری می تواند ضربه سختی به شناور هدف وارد کند . براساس اطلاعات موجود ، کروز چینی می تواند یک کلاهک جنگی به وزن 165 کیلوگرم را باسرعتی در حدود 4.5 ماخ در ارتفاع 5/1 متری سطح آب به سوی هدف منتقل نماید که این مساله ، رهگیری مسیر پروازی آن را حتی با سامانه جدید ، با مشکلات زیادی روبرو می نماید . با توجه به اینکه گونه روسی ، درو اقع یک پرتابه ضد تشعشع بشمارمی رفت ، به احتمال زیاد ، نیروی دریایی چین ، با تغییر در سامانه هدایتی آن ، قابلیت ضد کشتی جدیدی را بخود اضافه نموده است . JH-7/ YJ-12 در مقایسه اولیه ، موشک فوق ، پیچیدگی کمتری نسبت به مهمات YJ-12 که در سال 2015 وارد خدمت گردید و هم اکنون توسط بمب افکن های H-6 و جتهای JH-7می توان حمل و بکار گرفته شود ، دارد ، بااین وصف ، گونه YJ-91 را میتوان معادل نمونه KH-31P روسی و AGM-88 هارم آمریکایی دانست ،اما نکته پرابهام ماجرا در این است که آیا ارتش چین ، قصدی برای تبدیل این نمونه به سلاحی برای حمله اهداف زمینی دارد یا خیر ؟!!!! انتشار خبر مسلح شدن جتهای J-15 به موشک کروز فوق ، تنها اندکی پس از خبر تبدیل وضعیت ناو لیائو لینگ از ناو آموزشی به شناور رزمی و تقریبا" همزمان با ورود ناو هواپیمابر شاندونگ به خط مقدم نبرد ، رسانه ای گردید . پی نوشت : 1- عامل توسعه رزمی متوازن ارتش چین بطور دقیق چه چیزی ممکن هست باشد ؟؟ برنامه ریزی ؟؟ سرمایه گذاری ؟؟ پیش بینی گستره تهدید در آینده ؟؟ مدیریت اصولی ؟؟ دیپلماسی دفاعی موفق؟ همکاری نظامی دو یا چند جانبه ؟ 2- نکته جالبی وجود دارد ، ارتش چین بعنوان یکی از بزرگترین قدرتهای موشکی فعلی ، بسرعت قابلیتهای هوایی دریاپایه و زمین پایه خودش را تقویت می کند ، به یک دلیل مشخص ، نیروی هوایی سرنشین دار ، غیر قابل حذف یا نادیده گرفته شدن هست . برگردان به پارسی ، اختصاصی برای بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ( MILITARY.IR) MR9
  19. 19 پسندیده شده
    تا تشیع پیکر سردار با شکوه برگزار نشه خبری از انتقام نیست ... احتمالا انتقام خیلی سنگین خواهد بود و نیاز به تاییدیه مردم دارد و این تاییدیه میتواند در تشیع پیکر سردار از مردم به صورت نمادین گرفته شود .. مردمی که خوان خواه سردار خویش هستن ... سردار سلامی و سردار حاجی زاده و سردار خاک پور تا الان در مقابل رسانه ها حاظر نشدن البته سردار خاک پور رو مطمئن نیستم ولی سردار حاجی زاده و سلامی بعد از شهادت سردار سلیمانی جلوی دوربین نیامدند . اون هم کسی مثل سردار سلامی که یه جورایی سخنگوی ماهر سپاه هم به حساب می آید و همیشه بهترین مواضع را در رسانه ها چه موقعی که جانشین بود چه الان که فرمانده است ، می گیرد .. این چه انتقامی هست که کل فرماندهان سپاه رو درگیر یا یحتمل فرنطینه کرده است خدا داند ولی مطمئن هستم سنگین خواهد بود .
  20. 19 پسندیده شده
    بسم الله الرحمن الرحیم شلخته ‌تر از سرباز ها ندیده‌ام از جنگ که بر میگردند یکی دستش را یکی پایش را یکی دلش را و حواس پرت‌ترین آنها خودش را جا میگذارد حقیقت این است که حال سردار که خوب است ان شالله به آرزوی چند ساله خود رسیده اند نگران پاسخگویی خودمان هم به آن آقای عیاشِ قمارباز نیستم ولی با این دل چه کنم
  21. 19 پسندیده شده
    قسمت دوم American Horror وحشت آمریکایی جهش تکنولوژیک ناگهانی متحدین در ژوئن سال 1944 کاملاً آشکار بود ، هنگامی که دو P-38 نیروی هوایی ارتش ایالات متحده (USAAF) و یک de Havilland Mosquito نیروی هوایی سلطنتی (RAF) به طور رمز آلودی توسط یک هواگرد نازی ساقط شد . یکی از جنگنده های متفقین از این درگیری جان سالم به در برد و به انگلیس بازگشت. توصیفات خلبانان باور نکردنی بود و خبر از ظهور نسل جدید جنگنده میداد ، جنگنده های بدون پروانه ، عصر جت . با ظاهر کردن عکس های گرفته شده از جت جنگنده Messerschmitt Me 262 که از دوربین دماغه تفنگ جنگنده های متفقین گرفته شده بود ، بهت و حیرت بر چهره فرماندهان ناوگان هوایی متفقین آشکار شد. تقریباً در همین زمان ، گزارشات ناخوشایند دیگری از هواگردی مثلثی شکل ، دارای پیشران راکتی به نام Me 163 Komet دریافت شد. عکس گرفته شده از Me-262 و Me-163 Messerschmitt Me 262 اولین جت جنگنده عملیاتی تاریخ چند روز پس از آغاز عملیات Overlord ، هنری هارلی آرنولد فرمانده کل نیروهای هوایی ارتش ایالات متحد متوجه شد كه ایالات متحده و متحدانش به هیچ وجه جهان را در توسعه هوانوردی نظامی رهبری نمی كنند. ژنرال آرنولد تصمیم گرفته بود كه نیروی هوایی ارتش بتواند بسیاری از پیشرفتهای تکنولوژیک رو کسب کند.ولی ژنرال آرنولد باید از چیزی اطمینان می یافت.همین بود که بزرگترین اتفاق در صنعت هوانوردی نظامی آمریکا رقم خورد. در میان دانشمندان و متفکران هوایی آنروز ، دکتر تئودور فون کارمان ( Theodore von Kármán) متخصص آیرودینامیک (پدر علم پرواز فراصوت ) مجارستانی که به امید جلوگیری از پیشرفت ناسیونالیسم و نازیسم ، از اروپا به آمریکا منتقل شده بود با چند افسر نیروی هوایی ارتش ، از جمله آرنولد آشنا شده بود. از زمان اولین ملاقات آنها در انستیتوی فناوری کالیفرنیا (CalTech) در اوایل دهه 1930 ، آرنولد شاهد مهارت های استاد در استفاده از معادلات ریاضی برای حل مشکلات پیچیده آیرودینامیکی بود.اعتماد آرنولد به کارمان هنگامی که در برنامه CalTech بدون تردید به سخت ترین پروژه ها رسیدگی میکرد ، جلب شد. در اوایل سال 1943 ، بخش مهندسی تجربی فرماندهی مواد نیروی هوایی ارتش ایالات متحده گزارشهای فون کارمان را که بر اساس منابع اطلاعاتی انگلیس منتشر کرد که موشک های آلمانی را قادر به دستیابی به پیمایش بیش از 100 مایل معرفی کرد.کارمان هم از نظر تخصص و هم از نظر شناخت توانایی آلمان ها در هوانوردی بهترین گزینه بود. دکتر تئودور فون کارمان ژنرال آرنولد در جلسه ای فوق العاده محرمانه در باند فرودگاه La Guardia نیویورک ، با کارمان ملاقات کرد.آرنولد راننده کارمان را مرخص کرد و سپس با کارمان از نگرانی های خود در مورد آینده نیروی هوایی آمریكا سخن گفت و تعجب كرد كه چگونه پیشرانه جت ، رادار ، موشك و سایر ابزار ها می تواند آینده را تحت تأثیر قرار دهد. زمانی که کارمان از آرنولد سوال کرد دقیقا ازاو چه میخواهد تا انجام دهد ، ژنرال به او گفت كه می خواهد به پنتاگون برود ، گروهی از بهترین دانشمندان را با هم جمع كرده و برای پنجاه سال آینده یك طرح برای تحقیقات هوایی تهیه كند.اما تنها این مورد نبود ، آرنولد از تأثیر خود بر کارمان استفاده کرد و وی را متقاعد کرد که هدایت یک کارگروه از دانشمندان را برای ارزیابی داده ها و آزمایشگاه های هوایی تسخیر شده آلمانی برای نیروی هوایی ارتش به عهده بگیرد.هردو به تفاهم رسیدن که به دست آوردن فناوری های آلمان نازی می تواند به معنای رهبری در سالهای پس از جنگ باشد.تیم فون کارمان از این رو یکی از چندین گروه مستقل نظامی انگلیس ، فرانسوی ، روسی و آمریکایی بود که سرتاسر کشور ویران شده آلمان را می گشتند ، اغلب ساعت ها پشت خط مقدم بودن و هرکدام قصد داشتند که اولین نفری باشند که به اسناد ، تجهیزات و افراد دسترسی پیدا میکنند. برای انجام مأموریت خود ، کارمان در 23 اکتبر 1944 رسماً مشاور AAF (Army Air Forces) در امور علمی شد. قسمتی به نام گروه مشاوره علمی (SAG). آرنولد در 7 نوامبر دستورالعملهای رسمی و کتبی را تهیه کرد و توافقنامه LaGuardia را تحکیم کرد ، نامه ای چهار صفحه ای که مرزهای گزارش گروه کارمانی را تعیین می کند.در ادامه ژنرال هنری آرنولد موفق به تصویب یک عملیات سری گشت که آینده نیروی هوایی آمریکا را متحول نمود .عملیاتی تحت عنوان Operation Lusty برای جمع آوری فناوری هواپیمایی پیشرفته و مخفی آلمان . کلمه Lusty در واقع مخفف عبارت Luftwaffe Secret Technology است. در ژانویه سال 1945 ، تیم دستچین شده ی کارمان از سی و یک دانشمند برجسته برای شروع کاری که آرنولد به آنها دستور داده بود ، در واشنگتن حاضر شدند. در همان ابتدا کارمان با مخالفت در برابر برخی از اعضای گروه - به عنوان مثال ، یک انگلیسی ، سر ویلیام هاثورن ، مواجهه شد. سرهنگ Glantzberg، معاون نظامی کارمان ، اعتراض خود را مبنی بر وجود هر "خارجی" در این گروه ابراز کرد. کارمان به سرهنگ یادآوری می کرد که آرنولد بهترین افراد را بدون توجه به ریشه آنها می خواهد . سرانجام Glantzberg با ناراحتی قبول کرد و اظهار داشت که ... بریتانیا ، از متحدین ما هستند.کارمان همچنین اصرار داشت که یک افسر نیروی دریایی را به گروه اضافه کند ، ویلیام بولای (دانشجوی سابق کالتک). وقتی سرهنگ بیان کرد که استاد بیش ازاندازه پیش رفته ، کرمان با این سؤال ساده پاسخ سرهنگ را داد که : "اما سرهنگ ، نیروی دریایی هم مطمئناً از متحدین ما هستند؟" جلسات گروه مشاوره علمی (SAG) در هفته های اول مارس و آوریل برگزار شد ، تحقیقات اساسی انجام گرفت و قالب کلی گزارش را نهایی کردند. کرمان تأکید کرد که این جلسات دارای یک هدف سه گانه است: SAG به دنبال راه هایی برای تضمین "بینش علمی در نیروی هوایی" است . علاقه دانشمندان آمریکایی به آینده نیروی هوایی را تضمین می کند. ضرورت و اهمیت ، وجود یک نیروی هوایی قوی را برای مردم آمریكا تببین میکند. در 22 آوریل 1945 ، USAAF اهداف اطلاعاتی و فنی را در یک سازمان رزم مشترک ، به نام لشگر بهره برداری (Exploitation Division) با کد عملیاتی "Lusty" ترکیب کرد.عملیات Lusty با هدف بهره برداری از اسناد علمی، امکانات تحقیقاتی ، هواپیماها و دانشمندان اسیر شده آلمانی آغاز شد. این عملیات دو تیم داشت.تیم اول تحت رهبری سرهنگ خلبان آزمایش هارولد واتسون ،با ترکیبی ازخلبانان وظیفه جمع آوری هواپیماها و تسلیحات هوایی بود. تیم دوم یا همان تیم کارمان ، دانشمندانی بودند که اسناد و مراکز تحقیقاتی را جمع آوری میکردند . مدتی نگذشت که تیم سرهنگ واتسون نام مستعار "Whizzers " را بدست آورد ، زیرا در اصل اولین واحد جت در تاریخ هواپیمایی آمریکا بود.در کمال تعجب ، روابط کاری دو دشمن سابق بسیار خوب بود. Whizzers به زودی تعدادی از خلبانان آزمایش Luftwaffe ، مکانیک ها و کارمندان Messerschmitt نیز را به تیم اضافه کرد. با پیشرفت متفقین در بهار 1945 به اروپا ، تیم کارمان ، آزمایشگاه های آلمانی را زیرو رو کرد.که در پست قبل شرحش آمده. کارمان و تعدادی از اعضای تیمش در موسسه LFA تصویری دراماتیک از استاد سابق کارمان ، L. Prandtl ، که به اسارت متفقین درامده البته رقابت بین دیگر سرویس های ارتش آمریکا در تاراج اسناد و تسلیحات آلمانی وجود داشت. به طور مثال تیم های بهره برداری نیروی دریایی به سرعت اطلاعات سخت افزاری و فنی را در جعبه های بزرگ جمع آوری و آنها را جز دارایی "نیروی دریایی ایالات متحده" معرفی میکردند. و تیم های نیروی زمینی ، جعبه های نیروی دریایی را در جعبه های بزرگتر می ریختند و آنها را به "نیروی زمینی ایالات متحده" منتقل می کردند. دکتر Millikan از دانشمندان هوانوردی بعد از بازگشت از اروپا گزارش کرد : انگلیسی ها در مورد موسسه LFA صحبت می کنند. می بینید که در سرزمین های اشغالی انگلیس است. ما آن را داشتیم ، سپس انگلیسی ها وارد شدند و آن را به دست گرفتند و صحبت آن است که انجا را به عنوان یک مؤسسه بریتانیایی اداره کنند. من فکر میکنم کمی خطرناک باشد. فکر می کنم ما نمی خواهیم چنین مراکز تحقیقاتی بزرگی در آلمان باقی بمانند و باید آنها را بیرون بکشیم یا آنها را منفجر کنیم.واضح است ، اگرچه در گزارش Millikan کاملاً پنهان است ، بین بریتانیایی ها و آمریکایی ها درگیری هایی - اگر نه فیزیکی ، پس ایدئولوژیک - رخ داده است. البته حرکت بریتانیایی های قابل درک است ، LFA در صدر لیست آنها قرار داشت . ولی آنها کمی دیر رسیدن.به قول مسئول تیم بهره بردار بریتانیایی:"ما به شرایط سختی رسیدیم. وقتی ما به منطقه ای میرسیدیم ، آنجا کاملاً در حال جابجایی بود" .آمریکایی ها در حالی که در LFA بودند ، تجهیزات را از زیر بینی انگلیس به سرقت برده بودند. تا 10 مه 1945 متفقین صنعت آلمان را به ارزش تقریبی 320 میلیارد RM تخریب کرده بودند. با این حال ، همه امکانات ساخت هواپیمایی نابود نشده بود. استالین به خوبی از فرصت های خود برای استفاده از تخصص فنی آلمان به نفع ارتش شوروی پس از جنگ آگاه بود. 65 درصد از صنعت هوانوردی آلمان با امکانات تحقیق و تولید خود در هنگام نبرد ارتش سرخ به سمت غرب ، به دست اتحاد جماهیر شوروی افتاد. غارت فنی اولویت اول را داشت. غنیمتی های کارمان طی عملیات Seahorse همگی به خاک آمریکا منتقل شد. اگرچه سایر شرکتهای آمریکایی به طور همزمان به این اطلاعات دسترسی پیدا کردند ، اما بوئینگ توانست بیشترین بهره را از تحقیقات جنجالی ببرد، زیرا 750 هزار دلار در تونل باد خود سرمایه گذاری کرده بود، که می توانست سرعت باد را تا 0.975 ماخ تولید کند که از سرعت هواپیما ها در آن زمان خیلی بیشتر بود.غیر از این حضور مهندسان شرکت بویینگ در تیم کارمان یک امتیاز طلایی بود. دسترسی فوری به دانش موسسات LFA و AVA پس از جنگ جهانی دوم برای شروع اولین نسل هواپیماهای جاسوسی ، نظامی و مسافربری در ایالات متحده ، مانند B-47، F-86 B-52، B-707، DC-8 بسیار مهم بود. بعدها طی عملیات Project Paperclip شاخص ترین افراد علمی و صنعتی آلمان نازی به خاک آمریکا منتقل شدند. گروهی از 104 دانشمند موشکی آلمان نازی، در پایگاه Fort Bliss تگزاس پ.ن : دوستان شاید سوال کنند ، B-747 چه ربطی به این پست ها داره ، در هر پست شما با تاثیر افراد ، ساختار ها ، رویداد ها و فرهنگی آشنا میشد که منجر به ساخت B-747 شدوحجم انباشته تجربه صنعتی و علمی کشورهای پیشرو را درک خواهید کرد فقط کافیه به سال های رویداد ها بیشتر دقت کنید.........
  22. 18 پسندیده شده
    بسم الله الرحمن الرحیم آیا اگر ما هزار نیروی آمریکایی را در پایگاهایشان بکشیم انتقام خودن سپهبد شهید حاج قاسمی سلیمانی را گرفته ایم؟ حاج قاسم ما فرد نبود نفر نبود که با کشتن چند نفر مسئله انتقام حل شود حاج قاسم ما مظهر دفاع و غرور ملی بود باید به غرور ملی امریکا حمله میکردیم ما به غرور امریکا حمله کردیم نه به نفراتش بخاطر همین عرض میکنم تمام رسانه های دوست ما باید این جمله را مدام تکرار کنند " این برای نخستین بار بعد از جنگ جهانی دوم است که یک دولت به شکل رسمی به یک پایگاه آمریکا حمله کرده و پاسخ حملات آمریکا را به شکل «رسمی» داده است " این بزرگترین شکست برای غرور آمریکاست (هرچند باید منتظر واکنش حریف بود) نماد رو شکست نمادش رو باید بشکونید روی همین باید پوستر چاپ کرد رسانه رو اشباع کرد و....... بنظرم برای انتقام کشتن سربازان امریکایی دردی از ما دوا نمیکند (چون نه تصمیم گیر این ماجرا بوده اند نه کاره ایی ) کشتن اقای ترامپ و دار و دسته اش هم کمکی بما نمیکرد چون نماد امریکا نیستند ولی یک تیر کلاش با قبول مسئولیت دولتی از طرف ما بدون هیچ جوابی از امریکا همینه آمریکا رو درهم میکوبه پ.ن : شاید دوستان فکر کنند از باب ضعف اینها را عرض میکنم ولی مطمئن باشید میشد بدون اعلام موشک باران کرد و انهم سنگین تر مرکز سنتکام هم در دسترس بود ولی مسئله همون نماد هستش ولاغیر هرچند باید منتظر پاسخ امریکا باشیم
  23. 18 پسندیده شده
    آقا مصطفی پیچوندید مطلب رو همه چیز گفتید که هیچ چیز نگویید ... تخصصی هست این هم برای خودش اما چه بخواهیم چه نخواهیم هیچ کشوری تا کنون به یک پایگاه آمریکایی حمله نکرده که آمریکا چند برابری بهش نده . برای این که به ناقص بودن این جمله گیر ندید که از اصل مطلب فرار کنید بگویم هیچ کس بعد از ژاپن از ترس آمریکایی ها به هیچ دارایی از آمریکا در جهان حمله نکرده . ترس اینجا واژه درست تری هست . ترس از منطق هم که شما گفتید قوی تر هست ... در ثانی این که این همه موشک غول تشن رو به سمت یه گله جا در کشور همسایه فرستادن که بالای دو هزار نفر در اون حضور دارن و جوری هم بزنی که نه کسی کشته بشه نه دارایی اعم از جنگنده و شیلتر تا غیره منهدم نشه ، این نشان از سوپر نقطه زن بودن موشک های ایران است که برای پایین آوردن احتمال واکنش آمریکا این جوری حمله کردن و صد البته اوج تکنولوژی خودشون رو هم نشون دادن بالاخره موشکی به خارج پایگاه برخورد نکرده که اگر برخورد کرده بود تلفات غیر انسانی میداد و فیلمش زودتر از اعلام رسمی سپاه تا الان دست منو شما بود چون توسط مردم همان محل که موشک به آنجا برخورد کرده مخابره می شد در ضمن این نکته رو هم فراموش نکنید که این احتمال زیاد وجود دارد که سپاه به کمک عوامل نفوذی در نزدیکی پایگاه و یا با استفاده از پهپاد فیلم لحظه برخورد را گرفته باشد این هم یک توصیه ... یه آماری شبکه مثلا خبر می ده از تعداد موشک شلیک شده و تلفات و خسارت آمریکایی ها و یک آمار هم فاکس نیوز میده از این تلفات و خسارات .. نمی گم به منبع شبکه خبر استناد کنید ولی حداقل به منبع فاکس هم اکتفا نکنید و یک حد میان بگیرید . چون همون طور که از دید خیلی ها ممکن است آمار تلفات اعلام شده توسط ایران جنگ روانی باشد و پروپاکاندا ، همچنین و به احتمال بیشتر ممکن است آمار مقامات پنتاگن هم کمتر از آنچیزی باشد که گفته شده مخصوصا اگر قصد آمریکایی ها جواب ندادن به حمله ایران باشه که در این صورت مجبور هستن آمار رو پایین بیارن در افکار عمومی تصویر سوختن پایگاه عین الاسد آمریکا موجود است در رسانه ها پی نوشت : یک مقدار هم در مورد سامانه قدرتمند پاتریوت صحبت کنیم . می تونن تشخیص بدن کدون موشک به بیرون از پایگاه نمی خوره که اون رو نزنن ؟؟!!
  24. 18 پسندیده شده
    می خواستم جوابی بدهم دیدم با این جمله شما احتیاجی نیست ! وقتی هنوز تقابل دولت با دولت را برابر با حملات گروه های شبه نظامی به یک دولت می سنجید دیگه حرفی برای گفتن باقی نمی ماند . جنگ خیلی وقته که شروع شده اما انگار شما جنگ نشناسید . موفق باشید
  25. 18 پسندیده شده
    گفتگوی جان بی آلترمن جانشین رئیس ، دارنده کرسی زبیگنیو برژینسکی در ژئواستراتژی و امنیت جهانی و مدیر برنامه خاورمیانه مرکز تحقیقات استراتژیک CSIS (Center for Strategic and International Studies) اهمیت واقعه پیش آمده تا چه اندازه می باشد ؟ قاسم سلیمانی سیاست امنیتی ایران را در عراق ، لبنان ، سوریه و یمن رهبری می کرد و شهادت وی یک ضربه استراتژیک برای ایران است. از بسیاری جهات ، او یک سرباز ، یک جاسوس و یک دیپلمات بود که همه در درون یک فرد قرار گرفته بودند . وی تا حدودی به دلیل شکست دادن داعش در عراق از محبوبیت زیادی در ایران برخوردار بود. ایران پاسخ خواهد داد و خود را به خط اول سیاست خارجی آمریکا در سال های آینده تبدیل خواهد نمود و ایالات متحده را به سمت جنگ های سایه وار خواهد کشاند (م - نبرد در منطقه خاکستری) كه پنتاگون بیش از یك دهه سعی در فرار از آن داشته است. در نتیجه این اقدام ، آمریکا علی ‌رغم تمایل صریح رئیس‌جمهور ترامپ برای ترک منطقه ، در خاورمیانه بیشتر درگیر خواهد شد. ایران پاسخ خواهد داد و خود را به خط اول سیاست خارجی آمریکا در سال های آینده تبدیل خواهد نمود و ایالات متحده را به سمت جنگ های سایه وار خواهد کشاند كه پنتاگون بیش از یك دهه سعی در فرار از آن داشته است آیا ایران می تواند کارهای زیادی در این زمینه انجام دهد؟ مطمئنا آنها حریف ارتش آمریکا نیستند ؟ جمهوری اسلامی بیش از 40 سال است که توانایی های جنگ نامتقارن خود را بالا می برد . آنها فاقد نیرو ، اسلحه ، پول و فناوری کافی هستند تا بتوانند به طور رو در ور با آمریکا وارد یک نبرد متعارف شوند ، اما با این وجود پول خود را برای نیروهای نیابتی ، عملیات های اطلاعاتی و فعالیتهای قابل انکار (از جمله جنگ سایبری) صرف کرده اند . هدف ایران غالباً تحمیل هزینه به دشمنان است به طوری که راه های انجام آن پنهان بماند و از مقصر دانستن مستقیم ایران جلوگیری شود ، اما سرنخ های کافی برای این ظن که کار ایران بوده است باقی بگذارد . کل جهان باید ماه ها و یا به احتمال زیاد سال ها در آماده باش کامل باشند . اقتصادهای پیشرفته با زیرساختهای پیچیده ، چیزهای بسیار زیاد تری از ایران برای از دست دادن دارند و ایران به دنبال افزایش این هزینه ها خواهد بود. کل جهان باید ماه ها و یا به احتمال زیاد سال ها در آماده باش کامل باشند . اقتصادهای پیشرفته با زیرساختهای پیچیده ، چیزهای بسیار زیاد تری از ایران برای از دست دادن دارند در آینده نزدیک چه اتفاقی خواهد افتاد ؟ ایران مطمئناً برای عقب زدن نیروهای آمریکایی از عراق در سال جاری ، آشفتگی های سیاسی فعلی را در عراق تقویت خواهد کرد و به نظر می رسد که آنها موفق هم باشند. ایران همچنین فشار بیشتری را به لبنان وارد خواهد کرد که دچار بحران سیاسی و اقتصادی است. طی چند ماه آینده من انتظار دارم که برخی از حملات علیه کشتیرانی با منشا نا مشخص و همچنین خشونت در مقیاس کم در یک یا چند کشورعضو شورای همکاری خلیج فارس مورد اتهام قرار بگیرد. همچنین ممکن است به نوعی شاهد حملات سایبری باشیم. بخش مهمی از استراتژی ایران این است که اقدامات خود را به اندازه کافی در سطح پایین نگه دارد تا از تشدید تنش به سمت یک جنگ تمام عیار یا مقصر شناخته شدن کامل جلوگیری کند . ایران مطمئناً برای عقب زدن نیروهای آمریکایی از عراق اقدام خواهد کرد و به نظر می رسد که آنها موفق هم باشند . بخش مهمی از استراتژی ایران این است که اقدامات خود را به اندازه کافی در سطح پایین نگه دارد تا از تشدید تنش به سمت یک جنگ تمام عیار یا مقصر شناخته شدن کامل جلوگیری کند در بلند مدت چطور ؟ ایران هیچ علاقه ای به جنگ نظامی با ایالات متحده ندارد. در عوض ، این کشور نبردهای اقتصادی و سیاسی ای را آغاز خواهد کرد و به دنبال ترغیب جمعیتهای هدف است که هزینه های جنگ با ایران از مزایای آن بیشتر است. ایرانی ها تنش های رو به رشد جهانی را به عنوان نتیجه تجاوز ایالات متحده به وجود می آورند و آنها به دنبال بر جسته نمودن بی اعتمادی رهبران جهان به یکجانبه گرایی ایالات متحده خواهند بود. آنها در این مسیر از حمایت معنوی روسیه و چین برخوردار می باشند که هر دو علاقه زیادی دارند که ایالات متحده نفوذ جهانی خود را از دست دهد . هند احتمالاً حد وسط را خواهد گرفت . ایرانیان بر این واقعیت حساب می کنند که نسبت به کشورهای غربی چیزهای کمتری برای از دست دادن دارند و همچنین کمتر از جمعیت خود بیمناک هستند (م – به نظر اینجا به مصاحبه شونده به بازگشت پذیری و تاب آوری بالای ایرانیان بر خلاف جوامع غربی اشاره می کند) . استراتژی آنها طولانی مدت خواهد بود و هدف آن ها تضمین این است که دیگران قبل از خودشان تسلیم شوند و همبستگی بین‌ المللی علیه جمهوری اسلامی از بین برود. ایرانیان بر این واقعیت حساب می کنند که نسبت به کشورهای غربی چیزهای کمتری برای از دست دادن دارند و همچنین کمتر از جمعیت خود بیمناک هستند . استراتژی آنها طولانی مدت خواهد بود و هدف آن ها تضمین این است که دیگران قبل از خودشان تسلیم شوند آیا این وقایع باعث سقوط جمهوری اسلامی خواهد شد ؟ جابجایی رژیم های استبدادی کار سختی است و در سال های اخیر آمریکا این واقعیت را در ونزوئلا دیده است . برای تغییر صدام حسین هم یک حمله گسترده توسط ایالات متحده صورت گرفت. ترامپ بعید است که به دنبال حمله باشد و نتیجه احتمالی این است که دولت ایران از این رویارویی گذر خواهد کرد . ترامپ بعید است که به دنبال حمله باشد و نتیجه احتمالی این است که دولت ایران از این رویارویی گذر خواهد کرد ترجمه تلخیص صرفا برای میلیتاری - بن پایه : اندیشکده CSIS