برترین های انجمن

  1. karmania20152015

    karmania20152015

    Editorial Board


    • امتیاز

      77

    • تعداد محتوا

      220


  2. MR9

    MR9

    Forum Admins


    • امتیاز

      76

    • تعداد محتوا

      4,692


  3. amirhosaingh

    amirhosaingh

    Editorial Board


    • امتیاز

      53

    • تعداد محتوا

      240


  4. Crash

    Crash

    Army


    • امتیاز

      43

    • تعداد محتوا

      520



ارسال های محبوب

مشاهده بیشترین محتوای مورد پسند کاربران از یکشنبه, 26 اسفند 1397 در همه مناطق

  1. 21 پسندیده شده
    بسم الله الرحم الرحیم با توجه به اهمیت روز افزون جنگ افزارهای بدون سرنشین در میدان رزم ، در این تاپیک قصد داریم به بررسی هواپیماهای بدون سرنشین کشور چین و همچنین دکترین حاکم بر آنها بپردازیم.پست اول به عنوان پیش درآمد تاپیک ، ترجمه خبر مربوط به نمایشگاه هوایی چین ( Zhuhai Airshow ) در سال 2018 هست ، که به گفته صاحب نظران درآن ارتش آزادی بخش خلق چین برتری خود را در امر طراحی و تکنولوژی به رخ رقبای خود کشید .در این نمایشگاه چینی ها علاوه بر اعلام دستیابی به رادار کوانتومی وآکروجت جنگنده نسل پنجم و چهارم ارتقا یافته خود در امر هواپیماهای بدون سرنشین بسیار قوی ظاهر شدند. سبقت چینی WJ-700 شرکت China Aerospace Science & Industry (CASIC) در نمایشگاه بین المللی Airshow China 2018 چین یک هواپیمای بدون سرنشین جدید با نام WJ-700 معرفی کرد. این هواپیماهای بدون سرنشین برای ماموریت های شناسایی و تهاجمی در زمین و دریا طراحی شده است. WJ-700 دارای 20 ساعت مداومت پروازی و بیشینه وزن برخاست(MTOW) تا 3500 کیلوگرم و4 جایگاه حمل مهمات می باشد. بر خلاف دیگر هواپیماهای بدون سرنشین از کلاس MALE (ارتفاع متوسط ، برد بلند _ medium altitude/ long endurance) که به مهمات نسبتا سبک مسلح هستند، این هواپیماهای بدون سرنشین قادر به حمل مهمات استاندارد هوا به سطح مانند موشک های ضد رادار CM-102، موشک های ضد کشتی C-701 و C-705KD تجهیزات هشدار زودهنگام و جنگ الکترونیک است. هواپیمای بدون سرنشین WJ-700 در کنار موشک های ضد رادار CM-102 Rainbow CH-7 هواپیمای بدون سرنشین تهاجمی (UCAV) به نمایش درآمده دیگر ، Rainbow CH-7 است که بسیار به طرح های آمریکایی مانند X-47 و X-45 شبیه است. با وجود اندازه بزرگ آن و عرض بال 22 متری و طول 10 متر و بیشینه وزن برخاست 13 تن، CH-7 با استفاده از سطوح منحنی شکل و به کارگیری مواد جاذب راداری یک پنهانکار محسوب می شود. CH-7 برای عملیات در سرعت پایین و ارتفاع بالا طراحی شده است و دارای حداکثر سرعت 0.75 ماخ ارتفاع پروازی 30،000 تا 43،000 فوت است. با توجه به ماموریت ، سرعت کروز آن کمتر از 0.5-0.6 ماخ است و موتور توربوفن آن از نوع ناشناخته ای است. Rainbow CH-7 دارای 2 جایگاه داخلی مهمات می باشد که این خاصیت در امر پنهانکاری حائز اهمیت است. CH-7 مانند دیگر اعضای خانواده Rainbow اجرای عملیات را کاملا خودکار انجام می دهد و کنترل ماموریت توسط ایستگاه زمینی فراهم می شود. پنهانکار بودن آن را قادر می سازد اجرای عملیات را در فضای هوایی تحت کنترل دشمن حفظ کند. CH-7 می تواند با ماموریت های شناسایی به عمق نفوذ کند و رادار ها ،کشتی ها، سایت های موشکی ، مراکز فرماندهی و دیگر مراکز کلیدی را مورد حمله قرار دهد. پهپاد CH-7 نیروی دریایی چینی به شدت به هواپیمای بدون سرنشین برای ناوگان ناو هواپیمابر جدید خود علاقه مند است. چین در حال حاضر دارای یک هواپیما بر عملیاتی ، یکی تحت آزمایشات دریایی ، و سومی در حال ساخت است. پهپاد ها در هواپیمابرها، محدوده نظارتی و تهاجمی را در سطح ناوگان افزایش داده و توانایی آن را برای حفظ نظارت مداوم و انجام ماموریت های شناسایی و تهاجمی بدون نیاز به سوخت گیری هوایی بهبود می دهد.چینی ها از چنین هواپیماهای بدون سرنشین به طور مستقل یا در هماهنگی با هواپیماهای جنگی نسل چهارم استفاده می کنند. CH-7 کنونی با بال های ثابت برای اجرای عملیات از یک باند طراحی شده است، اما توسعه دهندگان در حال حاضر برای استفاده از آنها در ناو هواپیمابر ، بالهای تاشو (folding wings) را پیگیری می کنند. HK-5000G هواپیماهای بدون سرنشین دیگر HK-5000G است طراحی شده با بالهای تاشو توسط شرکت Aeromarine Intelligent Equipment ، که یک شرکت تابعه از شرکت کشتی سازی چین هست.این پهپاد با بیشینه وزن برخاست 5 تن و مداومت پروازی 12 ساعته ، قابلیت برخاست به صورت پرتاب ریلی (catapult) و همچنین برخاست از باند را دارد . HK-5000G مجهز به سنسور EO/IR هست و توانایی حمل 2 محموله در زیر بال را دارد و برای ماموریت های شناسایی و تهاجمی از ناوهای هواپیمابر استفاده خواهد شد. پهپاد HK-5000G JY-300 هواپیماهای بدون سرنشین بعدی ، JY-300 یا Tian Shao نام دارد ، یک پهپاد نظارتی و هشدار زودهنگام هوابرد (AEW&S) است که مجهز به یک رادار آرایه فازی جدید به عنوان اثباتگر تکنولوژی ، ساخته شرکت CETC است. از مشخصات عملکردی هواپیمای بدون سرنشین JY-300 میتوان به مداومت پروازی 15 ساعته و سرعت کروز 200 کیلومتر در ساعت، ارتفاع پروازی 25،000 فوت و بیشینه وزن برخاست 1300 کیلوگرم ،قادر به حمل محموله به وزن 400 کیلوگرم اشاره کرد. JY-300 با چندین رادار آرایه فازی فعال AESA ، در دو طرف بدنه و لبه های جلویی بالها ( leading edges ) پیکربندی شده است. پهپاد JY-300 Rainbow CH-10 یک طرح دریایی دیگر نیز برای خانواده Rainbow در نظر گرفته شده است. CH-10 هواپیمای بدون سرنشین عمود پرواز (VTOL) با قابلیت تیلت‌ روتور (Tiltrotor) با کاربری رزمی و غیر رزمی . پهپاد CH-10 FL-71 پلت فرم FL-71 یک هواپیمای بدون سرنشین با سرعت بالا ، برای بیشینه وزن برخاست 3 تن ، ارتفاع پروازی 50،000 فوت ، حداکثر سرعت 2،200 km/h (1.8 ماخ) و پرواز کروز 850 km/h (0.71 ماخ) در 30،000 فوت طراحی شده است. . این پارامترهای عملکردی FL-71 را قادر میسازد در ماموریتی که حدود یک ساعت طول می کشد محموله ای 100 کیلوگرمی را تا مسافت 800کیلومتر حمل کند ، یک پلتفرم ایده آل برای یک ماموریت کوتاه و سریع. پهپاد FL-71 FL-2 اما FL-2 نام یکی دیگر از هواپیماهای بدون سرنشین رونمایی شده است که برای حمل محموله های سنگین در سرعت بالا طراحی شده است. پهپاد FL-2 با بیشنه وزن برخاست 22 تن می تواند با سرعت 900 km/h (0.73 ماخ) مسافتی در حدود 7300 کیلومتر را به طور مستقل (autonomously) پرواز کند. پهپاد FL-2 TW-765 , TW-356 هواپیمای بدون سرنشین بعدی از شرکت Tengden یک پهپاد دوموتوره با نام TW-356 ، طراحی شده برای حمل محموله های فوق سنگین است. TW-356 با قابلیت 4 جایگاه حمل محموله ، برای بارریزی و بکارگیری غلاف سنجش از دور و یا جنگ الکترونیک بسیار موثر است. این شرکت همچنین یک نوع هواپیمای بدون سرنشین بزرگتر دیگر با نام TW-765 را برای عملیات در ارتفاع بسیار بالا طراحی کرده است.TW-765 قادر به حمل 22 تن بار تامسافت 7500 کیلومتر است. پهپاد TW-356 پهپاد TW-765 XY-280 درمورد پهپاد XY-280 ادعا می شود برای انجام مانور تا 6g طراحی شده است و تا حدودی شبیه سازی شده از روی جنگنده های F-22 / F-35 است. این پهپاد به نحوی برنامه ریزی شده است تا پروازی کاملا مستقل (fully autonomous) انجام دهد و مانورپذیری و ویژگی های پروازی هواپیماهای دشمن را تقلید کند. این پهپاد این ظرفیت را داراست که در مانور ها ، آموزشهای واقع بینانه برای نیروی دریایی و واحدهای موشکی دفاع هوایی ارائه دهد . برای حفظ ویژگی های پنهانکاری (سطح مقطع راداری m2 0.05 - 0.1 )،پلتفرم XY-280 دارای دو جایگاه داخلی حمل مهمات است که انجام حملات تهاجمی ضربتی را برای آن میسر میکند . نحوه ی برخاست XY-20 با استفاده از بوستر صورت میذیرد و موتور توربوجت آن تا سرعت 860 (0.72 ماخ) است. دارای طول 4.33 متر ، عرض بال 6 و بیشینه وزن برخاست 650 کیلوگرم است .همچنین قادر است تا 150 کیلوگرم محموله شامل انواع سنسورها و تسلیحات را برای ماموریت هایی تا 2 ساعت حمل کند. XY-280 برای تحمل حداکثر 25 سورتی پرواز طراحی شده است. پهپاد XY-280 در پست های بعدی اطلاعات جامع تر در مورد خانواده های این پهپاد ها ارائه میشود . صرفا برای میلیتاری / بن پایه
  2. 17 پسندیده شده
    بسم الله الرحمن الرحیم بر فراز کوزوو عملیات ناتو بر فراز اسمان کوزوو درس هایی تاریخی برای هر علاقه مند به مباحث پدافند دارد ذکر این نکته لازم است بررسی این بخش از تاریخ باعث بروز سوتفاهم هایی نیز شده است ریشه این سوتفاهم ها در تعداد بسیار کم پرنده منهدم شده سرنشین دار از جمله جنگنده ها توسط پدافند هوایی صربها( در مقایسه با تعداد پروازهای انجام گرفته طرف مقابل) و از جهت دیگر نادیده گرفتن همزمان این نکته یعنی قدیمی بودن بخش بزرگی از دارایی پدافندی هوایی صربها میباشد. البته نکاتی مانند مجهز بودن بخشی از این دارایی به سیستم های اپتیکی وحراراتی IR و ناچار شدن تمامی پرنده های ائتلاف به پرواز در ارتفاع بالای 10,000 ft و یا تلفات نسبتا بالای پهبادهای شناسایی ائتلاف ( بالای 47 فروند) از جمله مواردی هستند که بررسی این بخش از تاریخ نظامی را هیجان انگیزتر میسازد. سازمان پدافند هوایی صربستان متشکل از تجهیزات معمول شوروی در دهه 70 الی 80 میلادی بود بخش رو به کاهشی از این تجهیزات شامل سامانه سام-2 بود و تعداد کمی سامانه سام-3 Pechora که به تازگی مدرنیزه نیز شده بودند از دارایی های با ارزش این ارتش به حساب می امد.پیش از شروع جنگ داخلی یوگسلاوی فرماندهی پدافند این کشور دارای 6 باتری سام-2 بود که شامل 40 لانچر تک ریل بود جالب است بدانید تا اوایل سال 1999 تنها 3 باتری از این سامانه عملیاتی و اماده جنگ بود.همچنین 14 باتری سام-3 با 60 لانچر چهار فروندی نیز از تجهیزات دیگر یوگسلاوی بود که حدود 50 لانچر عملیاتی تا سال 1999 موجود بود. دفاع هوایی میدانی این نیرو نیز شامل چهار باتری از سامانه سام-6 بود که دوتای انها توسط صربها در منطقه کوزوو مستقر شده بودند تا قبل از شروع جنگ داخلی 70 درصد از این سامانه اماده عملیات بود که این رقم به 25 درصد در طول جنگ داخلی در سال 1999 رسیده بود.این دارایی شامل شش رادار مستقل 1S91 نیز بود که هر رادار چهار لانچر را تغذیه می کرد.که همین امر انعطاف پذیری این سامانه را تا حد زیادی کم کرده بود. در بخش پدافندی کوتاه برد تجهیزات شامل سامانه های سام-9و سام-10 و سام-13 بود که البته بخش بزرگی از ان سام-9 بود شامل 113 لانچر ان در دهه 70 میلادی تحویل یوگسلاوی شده بود.وحتی موشک نیز تحت لیسانس در داخل کشور تولید شده بود.علاوه بران 17 سامانه سام-13 نیز که نسبتا مدرن تر نیز بودند در دهه80 تحویل این کشور شده بود که برخلاف سام-9 از قابلیت تفکیک هدف از فریب دهنده های حرارتی نیز برخوردار بود.در کنار این سامانه ها صربها در تلاشی داخلی موشکهای هوا- هوا حرارتی ساخت شوروی از جمله موشکهای ار73 و ار 60 را نیز در قالب سامانه های زمین به هوا برروی ارتفاعات مهم تحت عنوان Pracka (تیرکمان)استفاده میکردند و حتی بعدها ادعای موفقیت موشک ار73 در انهدام هدف نیز اعلام شد که البته اسناد قابل دفاعی برای ان منتشر نشد. پایان بخش-1 نصب موشکهای ار73( تصویر بالا) و ار 60 (تصویر پائین) روی خوردو زرهی Praga M53/59 توسط مرکز تحقیقات دفاعی و مرکز تست نیروی هوایی یوگسلاوی منابع http://pvo.guns.ru/russia/index5.htm
  3. 17 پسندیده شده
    رافال دربرابر فالکون نیروی هوایی هند مدعی است که عملیاتی شدن جتهای رافال هندی ، به معنای پایان سیطره فالکونهای پاکستانی خواهد بود آیا این ادعا حقیقت دارد ؟؟ فرمانده پیشین نیروی هوایی ارتش هند ، مارشال هوایی ای . وای . تیپ نیس ، در جریان مصاحبه ای با رسانه های عمومی ، ادعایی را مطرح نموده ، مبنی براینکه درصورتی که نیروی هوایی هند در اواخر فوریه 2019 موفق به عملیاتی نمودن رافالهای خریداری شده از فرانسه میشد ، با اطمینان بسیار بالایی ، موج درگیری های هوایی میان دو کشور بسود هند تغییر می نمود و حداقل نیمی از بیست وچهارفروند جنگنده فعال نیروی هوایی پاکستان که مسئولیت اجرای گشتهای رزمی هوایی بر فراز مرزهای مشترک را داشتند ، سرنگون می گردیدند . به گفته این نظامی هندی ، جتهای پاکستانی به شکل عمده وظیفه اجرای حملات ضربتی برعلیه زیرساختهای فرودگاهی پایگاه هوایی سرینگر را بر عهده داشتند که در صورت عملیاتی بودن رافالهای فرانسوی ، به ادعای این کارشناس نظامی ، حداقل نیمی از این 24 فروند ، سرنگون می گردید . ناظران نظامی براین عقیده اند که این اظهارات ، نشان می دهد که ورود رافالهای فرانسوی ، اعتماد به نفس نیروی هوایی هند را به صورت غیرقابل باوری افزایش داده است . با این حال فرآیند خرید رافال از سوی هند ، به یک ماجرای بحث برانگیز تبدیل شده ، چرا که شایعات زیادی مبنی بر وجود فساد گسترده در این معامله نظامی وجود دارد . این جتهای نسل چهار فرانسوی ، بطور دقیق ، پیشرفته ترین و درعین حال گران قیمت ترین فناوری وارد شده به نیروی هوایی هند محسوب شده و به همین دلیل پیش بینی می شود که تعداد اندکی ازآن در مقایسه با سایر هواگردهای موجود این نیرو ، بصورت فعال وارد خدمت عملیاتی گردد . اما همانطور که مکررا" ادعا شده ، آیا رافال میتواند برتری خاصی را در برابر اف-16 های پاکستانی برای ارتش هند فراهم کند ؟؟!!! همانگونه که در سالهای ابتدایی جنگ سرد مشاهده شد ، هواگردهای فرانسوی در اغلب موارد و در مقایسه با همتایان روسی و آمریکایی خود ، درسطح پایین تری قرار داشتند و این از یک نظر بدلیل محدودیتهای بودجه ای این کشور برای سرمایه گذاری بر روی فرآیندهای تحقیق و توسعه و از سویی دیگر ، تولید محدودتر هواگردهای رزمی بشمارمی رفت که در مجموع پتانسیل های رزمی محصولات فرانسوی را در مقایسه با تولیدات شرقی و غربی دیگر ، کاهش می داد . طبیعی است که در این میان ، رافال یک استثناء محسوب نمیشود ، حتی با یک فاصله 30 ساله و در مقایسه با جنگنده اف-16 و به همین دلیل ، قابلیتهای ادعایی فرانسوی ها در هاله ای از شک و تردید قرار خواهد گرفت . در ابتدا ، پیشرانه های رافال ، یعنی موتور اسنکما M88 علیرغم یک تفاوت 3 دهه ای ، در مقایسه با پیشرانه قدرتمند فالکون ، از توان خروجی و پیچیدگی کمتری برخوردار است ( 50 کیلونیوتون برای پیشرانه رافال و 76 کیلونیوتون برای فالکون ) که این مساله با توجه به وزن جنگنده فرانسوی و پیکربندی دوقلوی طراحی شده برای آن ، وضعیت را به مراتب پیچیده تر خواهد نمود . علاوه براین ، سرعت پیمایش جت فرانسوی به 1.8 ماخ محدود میشود که دراین زمینه نیز ، جنگنده آمریکایی (1.2 ماخ ) در مقام دوم قرار می گیرد ، بااین حال سقف پرواز رزمی این دو جنگنده که رقمی بیش از 15 کیلومتر را به ثبت رسانده ، به اف-16 اجازه میدهد که با انرژی افزون تری ، مهمات محمول خود را برضد جنگنده فرانسوی به کار گیرد . شاید یکی از مهمترین نکات منفی محصول فرانسوی ، محدودیت حمل مهمات آن باشد ، چرا که رافال ، بدون وجود قابلیت حمل موشکهای Meteor ، مجبور خواهد بود تا به مهمات هوا به هوای MICA را که از پتانسیل بسیار ضعیفی در حوزه نبردهای فامد ( فراتراز میدان دید / beyond visual range ) برخوردار است ، تکیه کند ، کما اینکه این موشک ، به هیچ عنوان قابل مقایسه با مهمات AIM-120C آمریکایی نخواهد بود . علاوه براین ، مهمات Meteor هنوز در مراحل تست های رزمی خود قرار دارد و تایید کامل برای صادرات را کسب ننموده و حتی درصورت صادرات ، به احتمال بسیار زیاد ، گونه های فروخته شده قابلیتهای کمتری به نسبت نمونه های مورد استفاده در ارتشهای اروپایی را به نمایش خواهد گذاشت . با این وصف ، در مقایسه با مهمات آمریکایی ، موشک MICA گرچه توانمندی های ضعیف تری را در اختیار دارد ، اما رافال تعداد بیشتری از آن را میتواند با خود حمل کند و این شاید در درگیری های هوایی ، مزیت عمده ای باشد . علیرغم ناامیدی اولیـــه ، می توان چنین تحلیل نمود که رافال مزیتهای قابل توجهی را نیز در برابر فالکون های پاکستانی ، در اختیار دارد که توجیه کننده قیمت بالای آن خواهد بود . جنگنده فرانسوی رافال با مجهزشدن به حسگرهای پیشرفته هوایی نظیر رادار AESA و جستجوگر IRST ، سطح بسیار بالایی از آگاهی محیطی را در اختیار خدمه خود می گذارد که شاید جبران کننده ضعف عمده مهمات محمول آن باشد . علاوه براین ، سامانه های جنگ الکترونیک جت فرانسوی دریک سطح بسیار بالاتر از فالکونهای پاکستانی ( به استثنای سوپر جنگنده F-16I) قرار دارد . از سویی دیگر برد رزمی بالاتر و قدرت حمل بیشتر مهمات رافال ، مزیت اصلی در برابر اف-16 خواهد بود ،بویژه اینکه طراحی خاص پیکربندی و قابلیت خفاکاری نیزبدان اضافه میگردد ، هر چند درمقابل ، فالکون ها بدلیل کوچک تر بودن جثه و محدودیتهای فناوری پنهانکاری فرانسوی ، می توانند به کشف دیرتر در یک درگیری هوایی امیدوار باشند . با توجه به این مساله ، نیروی هوایی هند برای مقابله با فالکون های پاکستانی می بایست به یک جنگنده رزمی با قابلیتهای افزون تر اتکاء نمایند ، با این حال خرید وارتقاء و مونتاز تعداد زیادی از جتهای میان وزن و سنگین نیز میگ-29 و سوخو -30 ، تضاد آشکاری را به نمایش می گذارد . در این میان ، فالکروم های هندی ، در مقایسه با سوخو-30 و رافال ، مزیت به مراتب بهتری را در اختیار دارند ، چرا که موشکهای هوا به هوای با برد بیشتر ، حسگرهای قوی تر ، سامانه های IRST پیشرفته تر ، سرعت پیمایش افزون تر و ارتفاع پروازی بالاتری را همراه خود می بینند ، در حالی که سوخو-30های هندی نیز با اتمام فرآیند عملیاتی شدن و استقرار کامل رزمی بدلیل در اختیار داشتن جنگ افزارهای قدرتمند تر ، حسگرهای مدرن تر و قابلیت ابرمانور پذیری (super maneuverability) یک ترکیب مرگبار را بوجود می آورند . با توجه به این موارد ، ناظران براین باورند که اگر این ترکیب ، در درگیری های اخیر با پاکستان حضور موثری داشت ، جریان نبرد کاملا یکطرفه بسود هندی ها خاتمه می یافت . در مجموع پرسش اصلی این است که ادعای مارشال هوایی تیپ نیس در خصوص رافال ، تلاشی برای پنهان نمودن اختلافات داخلی هندی ها در خصوص خرید این هواگرد فرانسوی است ؟!!! یا عدم توجه به قابلیت های پیشرفته تر نیروی هوایی هند !!!!، این مساله هنوز در هاله ای از ابهام قرار دارد . بن پایه صرفاً برای میلیتاری / مترجم MR9 پی نوشت : 1- تمامی تاپیکهای متفرقه با محوریت جنگنده رافال در انجمن میلیتاری ، در قالب یک تاپیک جمع آوری و مورد بازنگری و اصلاح قرار گرفت . 2- به فاکتورهای جتهای نسل چهار در دو نیروی هوایی که در حوزه کشورهای جهان سوم یا در حال توسعه قابل طبقه بندی هستند ، دقت کنید ، حال سئوال اینجاست که چرا سعی براین هست که به محصولات بومی تولید شده در حوزه هوایی ، صفت نسل چهارمی یا پنجمی داده شود ؟!!!! 3- مارشال هوایی تیپ نیس در زمان نبرد کارگیل ، فرمانده نیروی هوایی ارتش هند محسوب میشدند .
  4. 15 پسندیده شده
    درود به دوست گرامی چیزی که هزینه ساخت ناوشکن های پنهان کار مانند زوموالت را بسیار بالا برد پاس کردن استانداردها بود. در واقع شرکت بوئینگ هم در 737 مکس خود به دلیل اینکه زیر سامانه های جدیدی را از قطعه سازان دریافت نکرد و زیر سامانه های قدیمی هم با قطعات بازیافتی از زباله های الکترونیک در چین مونتاژ شدند (قبلا در این سایت به این مقوله پرداخته شده است) این آبرو ریزی جدید برایش بوجود آمد. این آبرو ریزی هم نتیجه دوری از طراحی دوباره با تراشه های روز و پاس کردن مجدد استانداردها بود. کاربرد آزمایشگاه های سازگاری الکترومغناطیس در اصل برای پاس کردن استاندارد های اجباری که زیر سامانه ها و کل سیستم باید پاس بکنند هست و سطح مقطع راداری را می توان با استفاده از نرم افزارهایی مثل CST بدست آورد و چندان نیازی به اتاق آنتن نیست. هر چند بقیه آزمونها هم در CST ممکن است اما شما برای اینکه یک قطعه را به خودرو ساز تحویل بدهی یا اینکه یک زیر سامانه را در هواپیما نصب بکنی و خیالت راحت باشد که روی دیگر تجهیزات اثر مخرب ندارد باید گواهی پاس کردن استاندارد آزمایشگاه مجاز را داشته باشید. گاهی اتفاق می افتد که پاس کردن یک تست conducted-Emission ساده دو سال طول می کشد. معمولا اگر سیستم خیلی بزرگ باشد نمونه های میدانی چنین آزمایشگاه هایی هم وجود دارد https://theaviationgeekclub.com/wp-content/uploads/2018/02/B-52-Trestle.jpg آزمایشگاه های EMC برای پاس کردن استانداردهای نظامی سری Mil-std-461 و تجاری مانند CISPR یا VCCI یا FCC و ... بسیار ضروری هستند و در واقع بخش بزرگی از هزینه-زمان محصولات بر می گردد به هزینه ای که این آزمایشگاه ها روی دست شما می گذارند به همین دلیل برخی سازمانها اقدام به تاسیس آزمایشگاه برای خودشان می کنند تا هزینه ها را پایین بیاورند. در استاندارد 461 کارت یا سیستم شما تستهای Conducted-Emission یعنی اینکه آیا اثر مخرب کارکرد سیستم شما روی ریل منبع تغذیه زیر سطح استاندارد هست یا خیر Radiated-Emission یعنی اینکه کارکرد سیستم شما چه میزان تشعشع نا خواسته بر روی باندهای فرکانسی مختلف ایجاد می کند و آیا این تشعش زیر حد استاندارد هست یا خیر Conducted susceptibility یعنی اینکه آیا در صورت تزریق میدان پر قدرت الکترومغناطیس روی دسته سیم سامانه شما کارکرد سامانه شما مختل می شود یا خیر Radiated susceptibility یعنی اینکه در صورت تابش موج الکترومغناطیس در قدرت و فرکانسهای مختلف روی سامانه شما کارکرد آن مختل می شود یا خیر را معمولا باید پاس بکند تا معلوم بشود که سامانه شما برای دیگر سامانه ها خطری نیست و دیگر سامانه ها هم برای شما نمی توانند خطری باشند. ناوشکن شیفیلد در نبرد بر سر جزایر مالویناس به این دلیل موشک کروز خورد و غرق شد که برای اینکه افسر فایتر کنترل آن بتواند با جنگنده های اسکورت تماس بگیرد و آنها را فرماندهی بکند مجبور بود سامانه دفاع نقطه ای خود را خاموش بکند تا از شر تداخلات آن رها بشود. اگر این اختلال را رفع کرده بودند هرگز چنین آبرو ریزی رخ نمی داد و موشک اگزوست فرانسوی معروف نمی شد. در تهران چند تا آزمایشگاه فعال داشتیم قبلا صنایع دفاع هم که سالها است که آزمایشگاه دارد. البته زیاد شدن این تیپ آزمایشگاه ها مستقیم در تسریع اتمام پروژه ها نقش دارد زیرا ما در صنعت مجبوریم در صف منتظر نوبت دهی اینها باشیم. با این آزمایشگاه پژوهشگاه فضایی هم ما هر چی تماس گرفتیم کسی پاسخ گو نبود. البته تازه افتتاح شده اند و احتمالا یک سالی طول بکشد که راه اندازی جدی بشوند.
  5. 11 پسندیده شده
    لاکهید مارتین بریتانیا آزمایش های بروز رسانی FV510 را برای ارتش بریتانیا انجام می دهد لاکهید مارتین بریتانیا مجموعه ای از آزمایشات برای تست بروزرسانی خودرو رزمی پیاده نظام FV510 Warrior را برای ارتش بریتانیا انجام میدهد. اگر نتایج این آزمایش ها مثبت باشد، تولید کننده مذاکراتی را با وزارت و تجهیزات دفاع انجام خواهد داد. تست های مورد اشاره تا ژوئیه 2020 بر روی FV510 Warrior که از اواخر دهه 1980 در خدمت ارتش بریتانیا بوده است انجام خواهد شد که یکی از اجزای اصلی برنامه پیاده نظام زرهی 2026 ارتش بریتانیا است. خودرو زرهی Warrior دیگر در میدان نبرد فعلی نمی تواند موثر واقع شود. توپ 30 میلی متری L21A1 RARDEN این خودرو زرهی نرخ آتش پایینی دارد و تنها میتواند سه گلوله در یک زمان را در توپ بارگذازی کرد. در نتیجه در نمونه بروز رسانی یک برجک جدید با یک توپ 40 میلیمتری تثبیت شده با قابلیت آتش در حرکت مجهز است. همچنین در این بسته بروز رسانی بخش های مختلف دیگر مانند سیستم های نظارتی و حفاظت نیز ارتقا می یابد. سایر نسخه های FV510 Warrior مانند فرماندهی، بازیابی زرهی و ... نیز در برنامه بروز رسانی قرار خواهد داشت. ریچارد کلیدون، مدیر تولید Warrior تأیید کرد که هنوز مشخص نیست که اندازه و شکل سفارش چگونه خواهد بود. اما با توجه به محدودیت های بودجه تعداد بسته های ارتقا شاید کمتر از 265 دستگاه خواهد بود. بوجه در نظر گرفته شده برای این ارتقا در سال 2011 ،1.3 میلیارد پوند تایید شده بود. به نظر می رسد تاریخ خروج از خدمت خودرو رزمی پیاده نظام FV510 Warrior سال 2040 تنظیم شده است. پ.ن: اسپال لاینر لایه حفاظتی است که در داخل خودروهای زرهی نصب می شود تا در صورتی که پرتابه ای به داخل زره خودرو زرهی نفوذ کرد، ترکش کمتر و زاویه ی بخش شدن کمتری داشته باشد تا احتمال آسیب دیدن خدمه و سرنشین ها کاهش یابد.
  6. 10 پسندیده شده
    چگونه جوامع می‌توانند با تهدیدات هیبریدی مقابله کنند؟ بخش چهارم برای مقابله با تهدید، جوامع مدرن بیشتر و بیشتر به خدمات دیجیتال و زیرساخت‌های حیاتی آن وابسته می گردند که هم زمان در برابر سوء استفاده های سایبری نیز آسیب پذیر می شوند . وابستگی‌های متقابل بین این توابع کلیدی جامعه راه‌ های جالبی را برای عملیات‌های هیبریدی تهاجمی ارایه می‌دهد . یک نمونه از این راه ها ، رسانه های اجتماعی است ، در جایی که تولید کننده های ترول (troll factory) به طور مداوم روایت ها در رسانه های ملی و جهانی را به چالش می کشند . در این بین ما شاهد بهبود کیفیت و کمیت اطلاعات دروغ بوده ایم که متاسفانه این اطلاعات دروغ موفق به تاثیرگذاری هم برشهروندان عادی و هم بر تصمیم گیرندگان شده است . به همین علت ، توان سایبری و رسانه ای را می توان به عنوان پیشگام عملیات های هیبریدی و یک چالش حیاتی برای دفاع هیبریدی در نظر گرفت . لازم به ذکر است که تلاش های دفاعی می تواند یک مولفه قوی بین المللی داشته باشد . همکاری بین المللی ، پشتیبانی مستقیم سیاسی ، اقتصادی و نظامی را ارائه می دهد و همزمان به پوشش برخی از قابلیت های ملی از دست رفته و حمایت از توسعه ظرفیت ها ، در حوزه هایی که سقوط کرده اند کمک می کند . در اینجا همانند بسیج موثرمنابع ملی ، همکاری های بین المللی اجازه می دهد تا وحدت منابع ملی پراکنده ، درزیرچتر گسترده تر بین المللی یک برنامه سیاسی قرار گرفته و منجر به بهبود وضعیت دفاعی گروه های شامل آن گردد . همچنین اقدامات دفاعی فعال تر و تهاجمی تری وجود دارند که می‌توانند علیه مهاجم بکار گرفته شوند . این اقدامات، مانند تغییرات در محل قرار گرفتن نیروهای نظامی ، اعمال ابزار فشار اقتصادی، ارتباطات استراتژیک هدفمند وعملیات‌های سیاسی هم باعث ارسال سیگنال هایی به متجاوز شده و هم به دشمن اجازه بهره مندی از توانایی هایش برای استفاده از ابزارهای موجود درعملیات‌های هیبریدی را نمی دهد . برای جمع ‌بندی ، پرسش‌های کلیدی که باید در هنگام ایجاد دفاع ملی در برابر تهدیدات هیبریدی در نظر گرفته شوند عبارتند از: آسیب پذیری های ملی کلیدی که باید به آن ها توجه ویژه کرد کدامند ؟ چگونه یک دشمن می تواند از این آسیب پذیری ها استفاده کند ؟ و به عبارت دیگر سناریو های تهدیدات مرتبط کدامند ؟ آیا تمام بخش های ضروری جامعه در تلاش های دفاعی مشارکت دارند و آیا آنها به اندازه کافی آمادگی لازم را در بخش های مرتبط با این تهدیدات در نظر گرفته اند ؟ آیا درک مشترکی از وضعیت در زمان های صلح و بحران وجود دارد که بتواند برای رهبری فعالیت‌ ها در بخش‌های مختلف جامعه مورد استفاده قرار گیرد ؟ آیا فعالیت های اطلاعاتی - امنیتی که باعث ایجاد هشدار های زود هنگام ، آگاهی از وضعیت و تحلیل آن وضعیت ، در حال انجام می باشد؟ آیا فعالیت های اصلی به طور فعال در مقابل نفوذ خارجی و فعالیت های مخرب آن دفاع می کنند؟ چه نوع حمایتی را می توان از جامعه بین‌المللی برای پشتیبانی از تلاش‌های دفاعی خود دریافت کرد ؟ چه توانایی ‌ها می‌توانند برای پشتیبانی ازدیگران در مقابله با تهدیدات مشابه ارائه شوند ؟ 6 - نکات پایانی در حالی که بخش هایی از جنگ های هیبریدی می تواند به عنوان تحولات جدید بر مفاهیم پیشین شناخته شده جنگ معرفی شوند، اما همزمان تا حدودی می توانیم بازگشت جنگ سنتی و همه جانبه را ببینیم . اگر بخواهیم بپذیریم که جنگ دائما ادامه دارد و خطوط مقدم ممکن است کل جامعه را پوشش دهند ، مدافع باید بتواند یک راه ‌حل دفاعی جامع ارائه کند . این امر باید اجازه به وجود آمدن واکنش های سریع و توزیع شده به تهدیدهای هیبریدی چند وجهی را دهد . در این نوع رویکرد امنیتی جامع ، مدافع می‌تواند جامعه انعطاف ‌پذیرتری را ایجاد کرده تا بتواند با تهدیدات مواجه شود . ایجاد پایداری و انعطاف پذیری اجتماعی تنها راه مطمئن برای حفظ حداقل برخی از مزیت های میدان های خانگی (home-field) است، زیرا مهاجم سعی می کند تا از اثر غافلگیری استفاده کند . با این حال این امر کار آسانی نیست . این کار نیاز به یک برنامه دراز مدت و تعهد به پیاده سازی آن دارد: اول اینکه ، اختیارات سیاسی قوی و مفاهیم امنیتی مورد نیاز باید ایجاد شوند . دوم ، برنامه‌ ریزی ، ایجاد آگاهی وآموزش ، مورد نیاز است . سوم ، گروه های درگیر کلیدی در بخش‌های مختلف جامعه باید آگاهی وضعیتی مشترک ، ارزیابی تهدید و ریسک ، برنامه ‌ریزی و فرآیندهای آموزشی را به اشتراک بگذارند . ایجاد یک جامعه انعطاف ‌پذیر نباید صرفا به عنوان یک بار اضافی برای جوامع که از نظر اقتصادی در حال مبارزه هستند، دیده شود . این امر یک فرصت عالی است . ساختارهایی ، که به یک جامعه اجازه می‌دهند به صورت چابکانه به تهدیدات هیبریدی پاسخ دهند ، همچنین از درک بهتر و مقابله با روابط پیچیده پایه ای که جوامع مدرن ما را شکننده می سازند، حمایت می کنند. این ساختارهای دفاعی همچنین کمک می کنند تا جوامع ما کارآمدتر شوند، زیرا فرایندهای تصمیم گیری شفاف تر و فراگیرتر می گردند . پی نوشت : troll factory چیست ؟ سازمانی که برای انتشار تعداد زیادی از پیام‌ ها و پست‌ ها در اینترنت تشکیل شده ‌است ، که اغلب از افرادی است که واقعا وجود ندارند و هدف آن‌ ایجاد مشکل ، تاثیر بر دیدگاه‌های سیاسی و غیره است . ادامه دارد ...
  7. 10 پسندیده شده
    نگاهی به برنامه پدافند ضد بالستیک عراق ارتش عراق دردهه 80 میلادی در نمایشگاه بغداد از اولین موشک پدافند هوایی خود که برای انهدام موشکهای بالستیک طراحی شده بود رونمایی کرد و ادعای طراحی و تولید کاملا بومی ان را نیز کرد.البته طراحی این موشک بی دلیل هم نبود در هر صورت کشورهایی نظیر ایران و اسرائیل و سوریه و حتی عربستان تهدید کاملا موثر برعلیه عراق بودند. این موشک که FAW-1 نام داشت برای اولین بار در سال 1989 و طی برگزاری نمایشگاه دفاعی بغداد نمایش داده شده بود. البته باید از شباهت این پروژه با موشک چینی HQ-61 نیز گفت که پروژه ای مشترک میان چین ومصر بود و قطعا باید کمک های چین در انجام این پروژه در ثمر رسیدن ان به عراق نقش بزرگی را ایفا کرده باشد.این موشک بردی برابر با 10 مایل داشت و سرانفجاری نسبتا بزرگی نیز داشت و از هدایت نیم فعال راداری نیز بهره میبرد و بر اساس گزارشاتی در تست هایی بر علیه موشک اسکاد نیز شرکت کرده بود البته از موفقیت ان هیچگاه خبری منتشر نشد.از این پروژه بعد از جنگ سال 1991 اخباری به به بیرون درز نکرد.و به نظر این پروژه به دلایل مالی ویا حتی قطع انتقال فناوری های لازم برای تولید انبوه از جانب شرکت های خارجی کنسل شد. این کنیستر هم به احتمال زیاد برای همین پروژه بوده است
  8. 9 پسندیده شده
    بسم الله الرحمن الرحیم قسمت ششم مقدمه : با عرض سلام و ادب و احترام خدمت دوستان امروز هم با معرفی یکی از افسران بلند پایه نیرو های مسلح آمریکا به تاپیک را ادامه می دهیم ارتشبد تاد دنیل والترز بیوگرافی: ارتشبد تاد دنیل والترز متولد سال 1960 یکی از با تجربه ترین و بلند پایه افسران نیروی هوایی آمریکا است وی در حال حاضر فرمانده نیروی هوایی آمریکا در اروپا و فرمانده نیروی هوایی آمریکا در آفریقا و فرمانده فرماندهی هوایی ناتو است . او در اسفند ماه سال 1397 به عنوان فرمانده بعدی فرماندهی اروپایی نیرو های مسلح آمریکا و فرمانده عالی نیروهای متحد ( ناتو ) انتخاب شد ... والترز پس از فارغ التحصیلی در سال 1982 از دانشکده نیرو هوایی آمریکا به نیروی هوایی آمریکا پیوست . والترز به عنوان پسر سرتیپ نیرو هوایی آمریکا پس از وارد شدن به نیرو هوایی آمریکا تجربه فرماندهی یگان های مختلفی را در نیرو هوایی آمریکا دارد که می توان به " فرماندهی اسکادران 19 ام شکاری - گروه یکم عملیاتی - تیپ 485 ام اعزامی - تیپ 47 ام آموزشی - تیپ 325 ام شکاری - گروه رزمی افغانستان - نیروی هوایی 12 ام - معاون عملیاتی رئیس ستاد نیروی هوایی - فرمانده دپارتمان عملیاتی ستاد مشترک نیروهای مسلح و.... اشاره کرد . قابل ذکر است که والترز یک خلبان با تجربه محسوب می شود با 4990 ساعت پرواز با هواپیما های F-15/C - F-22 - T-38 -OV-10 و A-10 . مسئولیت : ایشون به عنوان فرمانده فرماندهی هوایی ناتو مسئولیت هماهنگی و فرماندهی یگان های هوایی ناتو و به عنوان فرمانده نیرو هوایی آمریکا در آفریقا و اروپا فرمانده یگان های این نیرو در این دو قاره است . تصاویر : با تشکر پ.ن : 1. امیدوارم لذت برده باشید 2. ادامه دارد ................ مثبت فراموش نشود 3. با تشکر از جناب LegendaryAegis و سایر دوستان به خاطر ابراز حمایت و همکاری و ارائه نقد و نظراتشون 4. ایشون همانطور که گفته شد نامزد پست فرماندهی عالی نیرو های متحد ( ناتو ) است و فرماندهی اروپایی نیرو های مسلح آمریکا البته هنوز قطعی نشده و منتظر مهر تایید سنا است . صرفا برای میلیتاری مترجم : amirhosaingh
  9. 9 پسندیده شده
    منپادها و نقش انها در جنگ کوزوو صربها در کنار سامانه های میان برد خود واحدهای کوچک اما در شمار بالایی از نظر تعداد مجهز به سامانه های منپاد چون سام-7 تدارک دیده بودند البته حضور منپاد های جدیدتر چون سام-16 و سام-18 درتعداد کم در میان این بخش از نیروها گزارش شده بود.جالب است بدانید یوگسلاوی سامانه Strela-2M را در این کشور تحت نام Strela-2M2J Sava تولید کرد که به همین دلیل از سامانه های پرکاربرد نیز بود.قزاقستان هم با فروش 75 منپاد سام-16 کل دارایی سامانه های دوش پرتاب یوگسلاوی را به عدد 850 رسانده بود. ناتو تهدیدات ناشی از موشک های هدایت حرارتی را با توجه به تجربه عملیات طوفان صحرا در زمره تهدیدات بزرگ تلقی کرده بود اعتقاد کلی بر این بود سامانه های مبتنی بر هدایت راداری را میتوان با اقدامات معمول وسنتی سرکوب پدافند هوایی SEAD و همچنین اقدامات الکترونیک ECM از میان برداشت .اما برخلاف سامانه های راداری سام های مبتنی برهدایت پسیو حراراتی با توجه به کوچک بودن وقابلیت تحرک بالا توانایی ایجاد تهدیدات بالایی را دارند البته در این میان سام-7 و سام-9 به دلیل داشتن سیکرهای نسبتا قدیمی در مقابل اقدامات فریبی چون پرتاب فلرها مقاومت زیادی از خود نشان نمیدادند اما در این بین سام-16 و سام -18 وهمجنین سام های 13 به دلیل داشتن سیکرهای جدید و قدرتمند تهدید عمده شمرده شدند و برنامه ریزان هوایی را مجبور به صدور دستور العمل پرواز بالای ارتفاع 10000ft کردند و در کنار ان پرواز باگردهای تهاجمی اپاچی در فاصله نسبتا دور از خطوط صربها و بی میلی فرماندهان امریکایی به حضور گسترده این بالگرد نشان از تهدیدات بالا ناشی از منپادهای جدید بود. محدودیت های ناشی از ارتفاع پروازی نتایج مثبت خود را به خوبی نشان داد اگرچه گزارشات مربوط به اسیب ناشی از منپادها در مقایسه با میزان پرواز هواپیماهای طرف مقابل محدود بود. اما نکته بسیار مهم این بود استفاده از این سلاح باعث ایجاد محدودیت بسیار شدید و کاهش فعالیت های هوایی نیز شده بود با توجه به شرایط اب و هوایی ناتو بسیاری از عملیات های برنامه ریزی شده را به دلیل حضور ابرها در ارتفاع زیر ارتفاع مجاز پروازی لغو کرد همین امر و همچنین توانایی منحصر بفرد امریکا در میان نیروی هوایی سایر کشورها در استفاده از بمب های JDAM که قابل استفاده در هر شرایط اب وهوایی و با دقت بالا و تفکیک اهداف نظامی و غیر نظامی از تلفات ناخواسته نیز جلوگیری میکرد به طور کلی میزان عملیات هوایی را محدود ساخته بود. البته ذکر این نکته نیز جالب است با وجود مجهز بودن پرنده های ناتو به تجهیزات الکترواپتیک شناسایی هدف اما انجام ماموریت در ارتفاع متوسط از میزان دقت انها در تشیص و تفکیک اهدف نظامی وغیر نظامی به میزان قابل توجهی کاسته بود. درس هایی که باید اموخت سام-13 اگرچه از نظر تعداد حضور کمی در این جنگ داشت اما به دلیل سیکر قدرتمند خود و ناتوانی نسبی در انحرافش نشان داد توسعه سامانه های مبتنی بر هدایت IR قابلیت خوبی در ناامن سازی اسمان برای دشمن دارد. و به طور کلی استفاده از منپادهای مدرن باعث کاهش اثر بخشی حملات هوایی دشمن بر علیه واحدهای زمینی میشودچیزی که به نظر ناظران کره شمالی از این جنگ اموختند و به صورت گسترده نیز اجرا کرده اند. ناتو و امریکا نیز عملا اموختند که باید به تهدیدات ناشی از سامانه های هدایت IR به صورت جدی تری نگاه کرد واقدامات مقابله با انها IRCM نیز با سرعت بالاتری توسعه یابد. همچنین اگرچه تسلیحات هدایت ماهواره های و یا JDAM . JSOW به صورت گسترده ای توسعه یافته اند اما مشکل تفکیک اهداف متحرک از یکدیگر تا حدود زیادی باقی است تا زمانیکه استفاده گسترده از سنسورهای تصویربرداری حرارتی از اهداف توسط نیروهای هوایی این کشورها انجام نشود. نسخه ساخت یوگسلاوی از سام-13 با نام S-10MJ Sava که برروی یک شاسی بومی دوزیست توسعه پیدا کرده بود
  10. 8 پسندیده شده
    سلام علیکم متن بخوبی مساله را تبیین کرده : "در این میان ، فالکروم های هندی ، در مقایسه با سوخو-30 و رافال ، مزیت به مراتب بهتری را در اختیار دارند ، چرا که موشکهای هوا به هوای با برد بیشتر ، حسگرهای قوی تر ، سامانه های IRST پیشرفته تر ، سرعت پیمایش افزون تر و ارتفاع پروازی بالاتری را همراه خود می بینند ، در حالی که سوخو-30های هندی نیز با اتمام فرآیند عملیاتی شدن و استقرار کامل رزمی بدلیل در اختیار داشتن جنگ افزارهای قدرتمند تر ، حسگرهای مدرن تر و قابلیت ابرمانور پذیری (super maneuverability) یک ترکیب مرگبار را بوجود می آورند" در اینجا ، ترکیب مرگبار به معنای قرار گرفتن "میگهای -29 و سوخو-30" های هندی برای ایجاد برتری هوایی در برابر نیروی هوایی پاکستان ( شامل jf-17 و اف-16) هست . ضمن اینکه در این پست برنامه ریزی نیروی هوایی هند برای تجهیز جتهای برتری هوایی su-30MKI به موشکهای هوا به هوای ASRAAM ، برنامه گسترده این نیرو برای مسلح سازی فلانکرهای موجود توضیح داده شده . ========= برای روشن شدن مطلب ( آبی : اف-16 / قرمز :سوخو-30) برد رزمی سرعت ارتفاع پروازی وزن خالی حداکثر وزن (سوخت / مهمات )
  11. 6 پسندیده شده
    نکته ای که دوستان روش دست گذاشتن ، جالبه. جدا از اشغالگر بودن رژیم صهیونیستی متاسفانه غالب این گروه های به اصطلاح مقاومت از فتح گرفته تا حماس و... بجز نفی اشغالگری رژیم اشغالگر هیچ رسالت یا ایدئولوژی مشخصی نداشته و ندارن و در طی زمان با نبود برنامه و استراتژی مشخص با بحران مشروعیت و عدم کارایی و اضمحلال تدریجی روبرو میشن مثل فتح و به تازگی حماس. قضیه بهار عربی یا همون بیداری اسلامی هم موید همین موضوع بود چنانچه میل به آزادی و مبارزه با دیکتاتوری بخاطر نبود خواسته های شفاف و برنامه جایگزین موثر بعد دیکتاتوری عملا به هرج و مرج، به بیراهه کشیده شدن یا متوقف شدن خواسته های مردمی یا بروز قارچی گروه های افراطی مثل داعش شد. جای تاسفه که اقوام فلسطینی ساکن فلسطین متحد نیستند و حتی خود غزه هم از نظر گروه سیاسی دارای اتحاد نیست و همین باعث خرد شدن تدریجی خواسته هاشون، ظهور گروه های افراطی و افزایش روزافزون فشار رژیم اشغالگر شده، رژیم عبری و متحدینش به خوبی دست این گروه ها و رژیم های عربی رو خوندن و عملا با سیاست چماق و هویج اعراب رو دارن به سمت پذیرش معامله قرن و ختم شر غائله می برن.
  12. 6 پسندیده شده
    تست// بازیابی تاپیک اخبارنظامی // 1397/12/26
  13. 6 پسندیده شده
    بسمه تعالی شانه       قیام مشت زن ها   . نیروهای اتحاد هشت ملیتی که برای سرکوب قیام مشت زنها وارد چین شدند . از راست به چپ: ژاپن-ایتالیا-اتریش مجارستان-فرانسه-آلمان-هند(بریتانیا)-استرالیا-آمریکا-بریتانیا       چکیده : در اواخر قرن نوزدهم، زندگی سنتی و بی ‏آلایش مردم چین زیر نفوذ غرب‏گرایی رو به اضمحلال بود. در سال 1894، چین، شبه جزیره کره را در برابر جنگ با ژاپن از دست داده بود و کشورهای قدرت‏مند آن روز اروپا هم‏چون انگلیس، آلمان و روسیه قسمت‏هایی از سرزمین چین را اشغال کرده بودند. در گرماگرم چنین دوران ضعف و حقارتی بود که تعدادی از نظامیان چینی یک جنبش ناسیونالیستی ضدغربی به نام بوکسورها یا جامعه مشت‏های موزون و هماهنگ علیه خارجیان پدید آوردند که خواه ناخواه افراد بسیار تندرو و متعصبی هم داخل آن بودند. بوکسورها به مبارزه شدید با مبلّغین اروپایی در چین پرداختند. این حوادث که می‏توانست به قطع کامل نفوذ بیگانگان از خاک چین منتهی گردد به مذاق هیچ یک از کشورهای استعماری آن روز سازگار نبود. بنابراین آنان ارتشی از شش کشور ژاپن، انگلیس، روسیه، فرانسه، آلمان وبه بهانه حفظ جان اتباع خویش تشکیل داده و به سرکوب قیام پرداختند. پس از سرکوب جنبش بوکسورها دولت وقت چین مجبور به پرداخت غرامت سنگینی به استعمارگران شد. این رویداد و وقایع بعدی باعث ظهور سون‏یات سن رهبر انقلاب چین، سقوط خاندان امپراتوری منچو و استقرار نظام جمهوری در سال 1912 گردید.  این گروه شماری از دوره دیده های ارتش چین بودند که بعدها گروه مستقلی را در این کشور تشکیل دادند . گفته می شود قیام  یاد شده با اهداف ضد استعماری در  این کشور به وقوع پیوست .    .............................................       شورش مشتزن‌ها که با نام‌های قیام بوکسورها و جنبش ایهتوان نیز شناخته می‌شود، جنبشی میهن‌پرستانه بود که بین سالهای  1898 تا 1901 رخ داد. این جنبش بر ضد امپریالیسم خارجی و مسیحیت بود. این برپاخاستن در جواب تاثیرگذاری‌های بیگانگان در چین بود که ناراحتی معترضان دلایل گسترده‌ای از تجار تریاک، تهاجم سیاسی و دخالت‌های اقتصادی گرفته تا تبلیغات مبلغین مسیحیت را در برمی‌گرفت.   در چین احساسات عمومی علیه بیگانگان با قراردادهای نابرابری که دولت ضعیف چینگ توان مقاومت در برابر آن‌ها را نداشت بیشتر می‌شد. با بهره‌برداری مبلغین مسیحی از وضعیت دولت چین و غصب زمین‌ها و دارایی‌های روستاییان برای کلیسای خود نارضایتی مردم بیشتر می‌شد. این احساسات عمومی سرانجام منجر به شورشی خشونت‌بار شد.     در قرن نوزده میلادی سراسر چین را گردن زنی، اعدام، شکنجه و گرسنگی فرا گرفته بود. شورشیان مشتزن در سراسر این کشور مردم را در ملاعام گردن می زدند و اعدام می کردند. بعد از اعدام،  تکه های بدن آنها که جدا کرده بودند یا اجسادشان را برای عبرت به دیگران نشان می دادند.     ۷ ژوئیه سال ۱۹۰۰، سیصد هزار چینی میهن دوست که عنوان «مشت زنان (افراد بدون تفنگ)» بر خود گذارده بودند در شهر پکن دست به محاصره سفارتخانه های کشورهای بزرگ و محل سکونت خارجیان و چینی های مسیحی شده زدند و بسیاری را به گروگان گرفتند. این کار چند هفته پیش از آن از شهر Tienstin آغاز شده بود. چینیان از این که میهن آنان همچون گوشت قربانی میان قدرتهای وقت قسمت می شد و از حاکمیت ملی تنها نامی باقی مانده بود خشمگین شده بودند و تحمل آنان پایان یافته بود.        این اقدام باعث شد تا ملکه تزی شی که در ابتدا دودل بود،  با اصرار محافظه‌کاران دربار امپراتوری علیه بیگانگان ،  اعلام جنگ کند. دیپلمات‌ها، مردمان غیرنظامی خارجی، سربازان و مسیحیان چینی در منطقه سفارت‌نشین پکن به محاصره نیروهای ارتش امپراتوری درآمدند که این محاصره ۵۵ روز طول کشید.    مقامات دولت چین در برابر مسئله زنده نگه‌داشتن یا کشتن خارجی‌های این منطقه با یکدیگر دچار اختلاف شدند که باعث درگیری بین این دو گروه شد. رهبری کسانی که درخواست توافق و زنده نگه‌داشتن آنان  را داشتند با شاهزاده چینگ بود. فرمانده ارشد نیروهای چینی، رونگلو، سه سال پس از شورش ادعا کرد که برای محافظت از محاصره‌شدگان تلاش می کرده‌است.   کشورهای بزرگ انگلستان، فرانسه، آلمان، آمریکا، روسیه و ژاپن برای سرکوب مشت زنان نیرو فرستادند و با وجود اخطاریه (اسمی و ظاهری) امپراتور چین به نیروهای خارجی که مداخله نکنند، این نیروها به قلع و قمع وطندوستان چینی دست زدند، و بسیاری از آنان را پس از دستگیر کردن گردن زدند .   محاصره هنگامی پایان یافت که اتحاد هشت ملت نزدیک به ۲۰،۰۰۰ نیروی نظامی به چین فرستادند و پس از شکست دادن ارتش امپراتوری چین، پکن را گرفتند. پروتکل مشت‌زن در تاریخ ۷ سپتامبر ۱۹۰۱ به قیام خاتمه داد و در آن مجازاتهای سنگینی بر دولت چین بسته شد؛ از جمله ۶۷ میلیون پوند جریمه (معادل ۴۵۰ میلیون تایل نقره) که بیشتر از مالیات یکساله دولت چین بود. این جریمه می‌بایست در طول سی سال به هشت کشور شرکت‌کننده در نبرد پرداخت می‌شد.          عکس هایی از این جنایاتی که در چین رخ داد گرفته شده است که بیشتر این عکس ها توسط عکاسان غربی مثل جیمز ریکالتون گرفته شده است.   در این عکس یک زندانی در باران روی زمین زانو زده و منتظر سرنوشت تلخ خود است . بالای سر او جلادی از شورشیان مشت زن ایستاده و شمشیرش را پشت خود پنهان کرده است.       لحظاتی بعد گردن زدن انجام می شود و عکاسی چشم در چشم جلاد شد و از او عکسی یادگاری با سر زندانی گرفت.       در عکس آخر محل اعدام ترک شد. سر زندانی که روی زمین خیس کنار بدن افتاده است:       جیمز ریکالتون عکس های زیادی از شورشیان و جنایات آنها گرفت، عکسهای جیمز سال 1990 در کتابی منتشر شد.   دستگاهی که با آن گردن را می بستند یک نوع تنبیه بدنی در چین قدیم به حساب می آمد که شبیه نمونه ی غربی خود بود. این دستگاه از دو تخته ی بزرگ ساخته شده بود و هدف این وسیله این بود که زندانی نتواند غذا بخورد و برای غذا خوردن متکی به شخص دیگری شود. روی این تخته نام و محل زندگی و جرمی که انجام داده بود را می نوشتند تا دیگران نیز جرم آنها را متوجه شوند..           این عکس ها از اعدام شورشیان توسط ارتش فرانسه ( جزو هشت کشوری بود که به چین برای مبارزه با شورشیان رفتند) گرفته شده است:             لحظه ی اعدام یکی از رهبران شورشیان مشتزن به دست مردم چین:     بعد از گردن زدن این رهبر شورشی ، حتی کودکان نیز برای تماشای این اعدام آمدند:     این رویداد که وسیعا در کتب درسی کودکان چینی آمده است از عوامل نیرومند شدن این کشور بزرگ شده است به گونه ای که چینیان اینک  اطمینان دارند که وطنشان دیگر هیچگاه مقهور و در هم شکسته نخواهد شد.   منبع 
  14. 5 پسندیده شده
  15. 4 پسندیده شده
  16. 4 پسندیده شده
    McDonnell Douglas F/A-18 Hornet نمای خاص از محفظه چرخهای اصلی بصورت جمع شده و با دریچه باز
  17. 4 پسندیده شده
    اصولا" جنگ ، ماهیتش پیچیده شده و این به نظرم ناشی از ورود فناوری هست البته ارتباطی به موضوع تاپیک ندارد ولی چون مطرح شد ، به نظرم یاد آوری اش خوب هست === در حوزه پارادایمهای نظامی ، زمانی که یک ساختار سلسله مراتبی نظامی متصّلب ، به جایی می رسد که این احساس نیاز بوجود می آید که برای پیشرفت باید به شکل ریشه ای باید چهارچوبهای خودش را تغییر دهد ، این تغییر در 3 سطح : 1- توزیع قدرت 2- ساختار سازمانی 3- فرهنگ سازمانی رخ می دهد . این تغییر پارادایمی در سطح یک و دو نیاز به مباحث پیچیده ای دارد که در این وضعیت صحبت درباره آن نه به صلاح هست و نه به مانند رویه فعلی میلیتاری جذاب ، چون نیاز به وجود پیش زمینه داشته و عمدتاً روی مسائلی تمرکزمی شود که نیاز به تفکر و تعمق عمیق دارد ( یعنی سکوت و مطالعه و رسیدن به یک جمع بندی و بعد تحلیل کردن موارد بصورت تک به تک ) اما در حوزه فرهنگ سازمانی ، ( در سازمان های مسلح ) ، مبحث " نقص صفر " بوجود می آید . در این مبحث ، اگر بخشی از سازمان مسلح در حوزه مدیریتی خواهان بکارگیری روشهای جدید و رویکردهایی که تا یک زمان خاص ، غیر معمول بوده ، باشد ، ( فرهنگ آزمودن روشهای جدید ) قطعاً با مقاومتهایی روبرو می شود . در این بین ، ممکن هست برخی از تلاشهای غیر معمول با شکست هم روبرو شود ( یک زمانی دو نفر روی این موضوع در ارتش آمریکا کار می کردند که اگر یادم باشد ، فوکویاما و شالسکی بودند در اواخر دهه 90 میلادی ) یک مساله ای که در جریان این مبحث رخ داد این بود : 1- اگر سیستم نتواند بین شکستهای اجتناب ناپذیر و شکستهایی که در نتیجه بی کفایتی رخ می دهد ، تفاوت قائل شود ، حرف از روشهای جدید و تطبیق با شرایط جدید رزم ، تقریباً یک خطر بزرگ بشمار میرود . این مساله از کوچکترین سیستم تسلیحاتی در سازمان رزم ارتشها شروع میشود و تا پیچیده ترین ادامه پیدا می کند . یک مثال تاریخی به نظرم رویکرد سرفرماندهی okw درجنگ دوم و بخصوص در دو مقطع بسیار حساس در جریان رزم تابستانه و زمستانه 1943 و همچنین یک مقطع بسیار کوتاه قبل از حمله متفقین به نورماندی هست . درک سیستم از شرایط روز در این مساله ( تفاوت قائل شدن میان شکستهای اجتناب ناپذیر و شکستهای ناشی از بی کفایتی ) بسیار مهم هست .
  18. 4 پسندیده شده
    سلام علیکم حالا بحث روند عملیات رزمی IAF جای بحث و بررسی فراوان دارد ، ولی بنده نزدیک به 4 سال هست که مفهوم " سازمان یادگیرنده " (learning organization) را در میلیتاری مطرح کردم ، و به بهانه های مختلف هم چه در حوزه داخلی و چه غیر داخلی ، نمونه هایش ذکر شده و این هم بطور کامل جدا از مرزبندی مشخص با ماهیت این ساختار سیاسی هست . با این حال ، میشود از روی تجزیه و تحلیل های منتشرشده از سمت مخازن فکری که مستمرا" مشغول کار روی این موضوع هستند ، تنها بخش ظاهری شیوه عمل آنها و تجاربی که در عمل ان را کسب و استفاده میکنند را متوجه شد و بررسی کرد . مجموعه فوق که محصول موسسه رند هست ، هم به زبان اصلی و هم زبان پارسی در دسترس قرار دارد و تا حدودی می تواند مخاطب را در درک کاری که این نیرو با تمرکز روی حوادث تابستان 2006 و وقایع بعد ازآن با ان روبرو شده ، کمک کند . نقطه تمرکز ما ، به نظرم روی دو تا مساله باید باشد . یک ، شیوه عمل مخازن فکری نظیر رند ( بلحاظ سیستماتیک بودن کار مطالعاتی برای جمع اوری و مستندسازی وقایع ) و دوم کاربرد عملی این تجارب توسط نیروی فوق (IAF) برای بحران های بعدی . کل مفهوم اصلی ، این هست که بارها گفته شده ، در قرن بیست و یکم تنها سازمان های مسلح یادگیرنده (صرف نظراز ماهیت سیاسی آنها )هستند که قابلیت بقاء خواهند داشت و غیر از این ، بقیه ساختارها بعید هست که بتوانند در درگیریهای محدود ولی پرشدت آینده ، در بازه زمانی طولانی دوام بیاورند . پی نوشت: یکی از خوبی های بازیابی تاپیک اخبار برتر نظامی این هست (ساختار نظامی باید با تهدیدات تطبیق پیدا کند) تازه ترین ضد تاکتیک علیه تاکتیک های هجومی (سوارم ) ارائه شده از سوی دفتر ارزیابی قابلیتهای راهبردی (SOC) تاپیک اخباردفاعی
  19. 4 پسندیده شده
    رکوردزنی جهانی سپاه در رزمایش الی بیت المقدس ::: https://www.mashreghnews.ir/news/944723/۲-رکورد-جهانی-سپاه-با-رزمایش-چشمگیر-الی-بیت-المقدس-بزرگترین
  20. 4 پسندیده شده
    نیروی هوایی هند هم اکنون دارای تعداد کافی آواکس + رهگیر سنگین (سوخو 30) + جنگنده سبک (میگ 29) ارتقاء یافته است. به نظر من هدف هند از خرید و بکار گیری رافائل های فرانسوی بیستر افزایش توان تهاجمی باشه تا در جنگ های احتمالی زمانی که فالکروم و فلانکر ها مشغول پاک یازی آسمان هستند به اهداف استراتژیک دشمن یورش ببرند.
  21. 4 پسندیده شده
    بسم الله الرحمن الرحیم قسمت پنجم مقدمه : با عرض سلام و ادب و احترام خدمت دوستان امروز هم به معرفی یکی از افسران بلند پایه نیرو های مسلح آمریکا می پردازیم دریابد جان سی. آکوایلینیو بیوگرافی : پس از فارغ التحصیلی از آکادمی نیروی دریایی آمریکا در آناپولیس در سال 1984 و دریافت مدرک پروازی اجازه پرواز برای نیرو دریایی ایالات متحده را یافت قابل به ذکر است که او از فارغ التحصیلان مدرسه تسلیحات نیروی دریایی آمریکا یا همان تاپ گان نیز هست . وی تجربه خلبانی جنگنده هایی همچون F-14 A/B و F-18 C/E/F را دارد و در کارنامه خود فرماندهی اسکادران معروف VF-11 یا همان RED RIPPERS می بیند . وی همچنین فرماندهی تیپ دوم هوایی و گروه ضربتی ناو هواپیمابر جورج بوش را بر عهده داشته است . او تجربه فرماندهی نیرو های و عملیات های متعددی در آمریکا و خاورمیانه دارد که به : فرماندهی ناوگان پنجم ایالات متحده و فرمانده نیروی دریایی فرماندهی مرکزی ایالات متحده و آجودان ارشد معاون فرمانده عملیات دریایی نیروی دریایی آمریکا مربی پروازی ارشد هواپیما های F16/n - f5 -a-4 برای نیروی دریایی آمریکا فرمانده استراتژی و سیاست گذاری ستاد مشترک نیرو های مسلح آمریکا j5 و .... اشاره کرد . مسئولیت : وی از سال 2018 فرماندهی ناوگان اقیانوس آرام ایالات متحده آمریکا را عهده دار شده است و فرماندهی 200 کشتی و دویست هزار ملوان و تفنگدار دریایی را بر عهده دارد . پ.ن : 1. امیدوارم که لذت برده باشید مثبت فراموش نشه 2. ادامه دارد ...... 3. به احتمال زیاد بعد از اتمام معرفی افسران بلند پایه نیرو های مسلح آمریکا در همین تاپیک به سراغ معرفی افسران بلند پایه سایر کشور ها بپردازیم تصاویر : با تشکر صرفا برای میلیتاری مترجم : amirhosaingh
  22. 4 پسندیده شده
    [align=center]سرلشگر خلبان حسین خلعتبری مکرم قهرمان جنگهای دریایی[/align] [align=center][/align] درسال 1328 در روستای "بصل کوه" شهرستان رامسر، در خانواده "خلعتبری مکرم" پسری به دنیا آمد که نام او را حسین گذاشتند و به راستی این نام برازنده او بود. کسی که بعدها در بین بعثیون به "حسین ماوریک" شکارچی ناوهای اوزای عراقی معروف شده بود و برای خود او یا پیکرش، جایزه تعیین کرده بودند. شخصی که مهارت او در خلبانی و شلیک موشک ماوریک (نوعی موشک هوا به سطح) در نیروی هوایی شهره بود. حسین دوران کودکی و جوانی را در رامسر سپری نمود و بعد از گذراندن دوران تحصیلات ابتدایی و دبیرستان، در سال 1349 به خدمت مقدس سربازی اعزام شد. پس از گذراندن دوران سربازی، در سال 1351 به دلیل علاقه وافری که به فن خلبانی داشت وارد دانشکده خلبانی نیروی هوایی شد و بعد از گذراندن دوره مقدماتی، پرواز جهت طی نمودن دوره پیشرفته به کشور آمریکا اعزام شد. قبل از سفر به آمریکا، حسین خلعتبری به دیدار خانواده می شتابد و به مادرش وکالت می دهد که: "مادر تمام حقوق ماهیانه‌ام را براى رفع مشکلات نیازمندان هزینه کن" در کشور آمریکا حسین ابتدا دوره خود را در دانشگاه شپارد آغاز کرد و سپس به دانشگاه تگزاس منتقل شد. استعداد خیره کننده او در یاد گیری و درپی آن هدایت هواپیما، باعث شده بود به عنوان دانشجوی ممتاز شناخته شود و نام او را تمامی اساتید به عنوان یک دانشجوی برجسته بر زبان آورند. در همین حین حسین به خاطر مهارت خاصی که درخلبانی داشت، دوره شلیک موشک ماوریک که یک موشک هوا به سطح است و به وسیله آن می توان انواع شناورها را هدف قرار داد، را با موفقیت طی کند. سرانجام دوره خلبانی حسین پایان می یابد و او با دریافت گواهینامه خلبانی در هواپیمای اف 4 به ایران باز می گردد و در پایگاه ششم شکاری بوشهر با درجه ستواندومی مشغول به خدمت می شود [align=center][/align] با شروع جنگ، ببر مازنداران به دشمن می تازد در 31 شهریور ماه سال 1359 کشور بعثی عراق با تهاجمی همه جانبه به ایران حمله می کند. نیروی هوایی عراق در اولین ساعات بعدازظهر همین روز 10 مرکز مهم نظامی از جمله پایگاه های هوایی ایران را به شدت بمباران می کند و در خیال خود این گونه می پندارد که نیروی هوایی ایران را به طور کامل از بین برده است. البرز، ضرب شست حسین و یارانش در کم تر از دو ساعت بلافاصله بعد از حمله عراقی ها، نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران دست به کار شده و ترتیب انجام دو عملیات را در همان روز می دهد که بر اساس آن یکی از عملیات ها با رمز البرز به پایگاه هوایی بوشهر می رسد. تعدادی از بهترین ها انتخاب می شوند که حسین یکی از آنهاست. 4 فروند فانتوم مسلح به خلبانی تعدادی از بهترین های نیروی هوایی از جمله شهیدان: شهید سرلشکر خلبان حسین خلعتبری، شهید سرلشکر خلبان سیدعلیرضا یاسینی، شهید سرلشکر خلبان داوود اکردای، شهید سرگرد خلبان حسن طالب مهر و تعدادی دیگر از تیزپروزان نیروی هوایی به پرواز در می آیند. هدف پایگاه شعیبیه در استان بصره بود. با رسیدن به هدف، حسین با مهارت خاصی که در شیرجه زدن با هواپیما دارا بود تمامی اهداف از پیش تعیین شده را بمباران می کند و سالم بازمی گردد. [align=center][/align] حمله 140 عقاب به عراق در روز یکم مهر ماه سال 1359 عملیات گسترده ای از سوی نیروی هوایی با نام کمان -99 آغاز می شود که طی آن 200 فروند هواپیما به پرواز در می آیند و 140 فروند از مرز عبور کرده و به عراق حمله می کنند. در این عملیات باز هم حسین نقش عمده ای دارد. او از پایگاه ششم شکاری به پرواز درآمده و به عنوان فرمانده یک دسته 8 فروند به بغداد حمله می کند. مانورهای عالی از میان ساختمان ها و پرواز با ارتفاع بسیار پایین او و تعدادی دیگر از خلبانان در شهر بغداد، باعث می شود خبرگزاری ها لب به تحسین از مهارت خلبانان ایرانی باز کنند. 2 روز بعد از این عملیات از سوی روزنامه کیهان با حسین مصاحبه شد و او این گونه گفت: "خلبانان نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران عملا ثابت کردند که از هیچ صدامی واهمه ندارند و روحیه شان بسیار عالی است. ایشان در مورد نبرد با عراق گفتند: از چندی پیش هواپیماهای عراقی به خاک ما تجاوز می کردند و ما تنها به تعقیب آنها می پرداختیم ولی بعد از آن به ما ماموریت هایی داده شد که پایگاه های نظامی عراق را بمباران کنیم و این پایگاه ها درست در قلب عراق قرار داشتند و ما ماموریت خود را با نهایت موفقیت بدون این که کوچک ترین ضربه ای به ما وارد شود، در خاک عراق انجام دادیم. ایشان همچنان یادآور شدند در حمله روز یکم مهر ماه (کمان99) مواضع حساس و مهم عراق در چند منطقه از جمله بغداد، بصره، ام القصر و... منهدم شد و این ضربه محکمی بود که بر ارتش عراق وارد کردیم ." حسین خود درباره این عملیات چنین می گوید: اولین ماموریت برون مرزی من به عنوان خلبان، اول مهرماه سال 59 بود. (شهید خلعتبری در عملیات روز 31 شهریور به عنوان کمک یا همان افسر ناوبری شرکت کردند )، پس از بمباران مهرآباد توسط عراق، به ما دستور داده شد بلافاصله با هشت فروند هواپیما به بغداد حمله کنیم. در طول مسیر در هر پنج مایل ما را هدف قرار می دادند و به طرف ما موشک می زدند ولی ما همچنان در دل آسمان پیش می رفتیم تا سرانجام به هدف رسیدیم و پایگاه « الرشید» و « المثنی» را در قلب بغداد درهم کوبیدیم. خاطره جالب من در این ماموریت دیدن یک گنبد طلائی در بخش جنوبی بغداد بود. از طریق رادیو به هواپیماهای همراه گفتم من یک گنبد طلائی می بینم. جناب سرهنگ "محققی" در جوابم گفتند: زیارتتان قبول، آن جا مقبره امام موسی کاظم (ع ) است. ماموریت، پایگاه شعیبه ماموریتی برای انهدام تاسیسات پایگاه شعیبه به پایگاه ششم شکاری محول شد. خلعتبری برای این ماموریت انتخاب می شود. ماموریت را با موفقیت انجام می دهد و خسارات جبران ناپذیری به پیکره بعثیون وارد می کند. در راه بازگشت خلبان کمک می گوید: - حسین، مثل این که نوک مگسک این موشک ها کج است. شهید خلعتبری می گوید: - چطور؟ و کمک جواب می دهد: تا حالا 28 موشک برای ما شلیک کرده اند ولی هیچ کدام به ما اصابت نکرده است. واقعا معجزاتی بوده که ما شاهدش بوده ایم. [align=center][/align] حماسه هفت آذر 59 ( مروارید) در روزهای ابتدایی آذر ماه سال 1359 طبق هماهنگی های به عمل آمده از سوی نیروهای هوایی و دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، قرار می شود در روز هفتم آذر ماه، نیروی دریای و هوایی به دو اسکله البکر و الامیه حمله کنند. روز عملیات فرا می رسد و حسین این دلاور مازنی، سواربر اسب آهنین خود می شود و به همراه تعدادی دیگر از خلبانان شجاع نیروی هوایی همچون شهید سرلشکر خلبان عباس دوران و شهید سرلشکر خلبان سیدعلیرضا یاسینی در دل آسمان جای می گیرند. این جاست که حسین کاری می کند که تا مدت ها حتی بعد از شهادتش افسران نیروی هوایی و دریایی عراق از شنیدن نام او لرزه به اندام شان می افتاد. پرواز آغاز شده و حسین با مانورهای دیدنی، خود را در بهترین موقعیت ها قرار می دهد و یکی پس از دیگری ناوچه های عراقی را غرق می کند. شهید سرلشگر خلبان یاسینی در این خصوص این گونه نقل می کند: در قسمتی از این عملیات چند فروند از ناوچه های اوزای عراقی از ترس شکارنشدن توسط خلبانان شجاع نیروی هوایی در کنار کشتی های تجاری پنهان شده بودند که خلبانان ما متوجه آنها می شوند. با هماهنگی انجام شده توسط خلبانان قرار شد یک سری از طرف خاک کویت و یک سری هم از دهانه فاو و خور جلوی ناوچه های اوزا را بگیرند. درحالی که مشغول بررسی موضوع بودیم، خلبان کابین عقب من را متوجه ناوچه اوزای عراق کرد که به آرامی از بغل یک کشتی تجاری جدا شده و به سمت دهانه خور درحال حرکت بود. به طرفش شیرجه می رفتم که ناوچه اوزا متوجه حضور من شد و بلافاصله خود را به کشتی بازرگانی رساند. در همین حین شهید خلتعبری فریاد زد: - رضا ناوچه را در رادار دارم و آماده شلیک موشک به آن هستم. که در جوابش گفتم: - دقت کن طوری بزنی که آسیبی به کشتی تجاری وارد نشود. زیرا ممکن است بهانه دست سایر کشورها بیفتد و بگویند که ایران کشتی های تجاری را در خلیج فارس هدف قرار می دهد. شهید خلعتبری اطمینان داد که ناوچه را طوری بزند که هیچ آسیبی به کشتی تجاری نرسد و سپس با یک فروند موشک ماوریک، چنان دماغه ناوچه را زد که چندین متر آن را از کشتی تجاری جدا کرد و آن را به قعر آب های خلیج فارس فرستاد. که به شوخی به او گفتم: - حسین لقمه آماده مرا گرفتی. آماده باش تا برای هدف بعدی بریم. همین طور ادامه دادیم. هدف بعدی ایستگاه راه آهن ام القصر بود که به همراه شهید خلتعبری آن جا را به تلی از آتش تبدیل نمودیم. شهید خلتعبری به همراه دیگر خلبانان شرکت کننده در این عملیات توانستند ناوهای اوزا، ناوهای مین جمع کن، ناو نیروبر و چندین اژدر افکن به ارزش کلی 240 میلیون دلار را هدف قرار دهند و نیروی دریایی عراق را منهدم کنند. بعد از این عملیات بود که به شهید خلعتبری لقب "حسین ماوریک" شکارچی ناوهای اوزا را دادند. لازم به ذکر است که در این عملیات شهید خلتعبری به همراه شهیدان یاسینی و دوران، در مجموع بیش از 25 سورتی پرواز عملیاتی داشتند که این تعداد پرواز فقط از عهده خلبانان ماهری همچون این شهیدان بزرگ بر می آمد. بر اساس گفته کارشناسان، شهید حسین خلعتبری در استفاده از هواپیماى اف 4،‌ انجام مانورها و عملیات‌ جنگی،‌ انهدام هدف و شلیک موشک ماوریک همتا نداشت. به قدری مهارت داشت که در هر شیرجه به چندین هدف می توانست حمله کند. بعد از پایان این عملیات، با توجه تخصصی که حسین در شلیک موشک ماوریک از خود نشان داد، مدتى را در هوانیروز جهت آ‌موزش خلبانان بالگرد جنگنده‌ کبرى براى شلیک و کاربرد موشک ماوریک سپرى کرد. حسین خود درباره این عملیات این چنین می گوید: شهید یاسینی به اتفاق ناخدا بزرگی به سراغم آمدند. شهید یاسینی گفت: - خلعتبری، می خواهم بروی زیر آب !! بلند شدم و به طرف اسکله «البکر» و «الامیه» پرواز کردم. در همین زمان جناب همتی فرمانده شهید ناوچه «پیکان» فریاد می زد: - ای هابیلیان آسمان، در 12 مایلی ما چهار فروند ناوچه عراقی مشاهده می شود نابودشان کنید. به محض شنیدن صدا، به طرف آن سمت گرفتیم. دیدم سه فروند ناوچه اوزا و یک فروند اژدر افکن عراقی به حالت تدافعی موضع گرفته اند تا از خودشان دفاع کنند. هواپیماهای عراقی نیز در همه جا پخش بودند ولی جرات نزدیک شدن به ما را نداشتند. به محض این که روی ناوچه های عراقی شیرجه رفتم، یکی از ناوچه ها یک موشک به طرف ناوچه ایرانی هدف گیری کرد. به ناوچه خودی گفتم: - مواظب خودتان باشید. و بلافاصله دو فروند موشک به طرف ناوچه های عراقی رها کردم. تصمیم گرفتم دو فروند دیگر موشک رها کنم ولی آنها درحال غرق شدن بودند. موشک ها را بر روی دو فروند دیگر فرستادم و سریع برگشتم و با رادیو پیام دادم که هواپیماهای گشت ضدسطحی فورا به منطقه بیایند و گفتم یک ناوچه مانده بروید و کارش را تمام کنید. سروان ساجدی بود که با وجود درد شدید کمر و گردن، علاوه بر آن ناوچه، سه فروند دیگر از ناوچه های عراقی را منهدم کرد. افتخار می کنم که مردانه جنگیدیم. در آشیانه می خوابیدیم تا لحظه ای که نیاز باشد آماده باشیم. در این عملیات هواپیمای خود را تعویض و دوباره پرواز می کرد امیرسرتیپ خلبان "عباس جلالی یار" درباره این شهید و عملیات مروارید می گوید: از ویژگی های این شهید بزرگوار این بود که به ایشان می گفتند: «قاتل اوزا» حالا نمی دانم چقدر شما از ناوچه های اوزا عراق اطلاعات دارید. از آن قایق های موشک اندازی بود که به علت برد بلند موشک و قابلیت مانورش، به راحتی ناوهای ما را در خلیج فارس مورد هدف قرار می داد. این شهید بزرگوار آن زمان که در بوشهر خدمت می کرد و زمان عملیات از هواپیمای خودش پیاده می شد و سوار هواپیمای دیگر می شد و با موشک های "ماوریک تلویزیونی" این ناوها را مورد هدف قرار می داد و به همین سبب بنام قاتل اوزا معروف شد. [align=center][/align] حمله به اچ 3 بی نظیر ترین حمله هوایی و حضور پر رنگ حسین در اواخر سال 1359 با توجه به این که عراق تمامی هواپیماهای ذخیره خود را به دلیل سالم ماندن از حملات تیزپروازان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، به مجموعه پایگاه های الولید در نزدیکی مرز اردن انتقال داده بود، نیروی هوایی تصمیم می گیرد که این پایگاه ها را به هر طریق ممکن هدف قرار دهد. طرح اولیه آماده می شود و تعدادی از برجسته ترین خلبانان نیروی هوایی برای این عملیات انتخاب می شوند و دلیل آن این بود که اگر فرمانده دسته پروازی مورد هدف قرار گرفت، خلبانان حاضر مهارت این را داشته باشند که خود هدف را پیدا و آن را منهدم کنند. پس جمعی از بهترین ها انتخاب شدند که در بین آنها نام حسین خلعتبری نیز به چشم می خورد. سرانجام روز پانزدهم فروردین ماه سال 1360 تعداد 8 فروند هواپیمای فانتوم از پایگاه هوایی همدان به پرواز در آمدند و با چهار بار سوخت گیری هوایی و طی مسافتی بالغ بر 1000 کیلومتر، پایگاه های الولید را بمباران کردند و همگی سالم برگشتند. نقش حسین در این عملیات هم خیره کننده بود. در هنگام رسیدن به یکی از پایگاه ها، حسین خلعتبری ارتفاع را زیاد می کند و با شیرجه ای زیبا و مانورهای پی در پی تمامی بمب های خود را بر روی اهداف فرو می ریزد و افتخار دیگری برای خود و میهن عزیزمان خلق می کند. ماموریت، زدن پل العماره از سوی فرماندهی به پایگاه ششم شکاری ماموریت داده می شود تا پل العماره را بزنند. خلعتبری و چند تن از خلبانان شجاع این پایگاه انتخاب می شوند. پل درست وسط شهر بود. خلعتبری وقتی روی پل می رسد، حملات ضدهوائی دشمن به اوج خود رسیده بود. اتومبیل های مختلف که مشخص بود شخصی است، روی پل درحال حرکت بودند. او با قبول خطر دور می زنند و پس از عبور آنها، پل را منهدم می کنند. وقتی از او سوال کردند که چرا چنین کردی؟ گفت: - فرزندی یک ساله ای دارم، یک لحظه احساس کردم که ممکن است توی ماشین بچه ای مثل «آرش» من باشد. چطور قبول کنم که پدری بچه سوخته اش را در آغوش بگیرد؟ بچه سوخته دزفولی یادم نمی رود در دزفول بودم. زن لری بچه سوخته اش را گذاشت بغل من و گفت: - بی غیرت تو خلبان مائی؟ بگیر!! خواستم به او بگویم مادر! ما بی غیرت نیستیم ولی اسلام به ما اجازه چنین کارهائی را نمی دهد لکن دیدم زن خیلی عصبانی است. هنگامی که خبر سقوط خرمشهر را شنیدم و مطلع شدم که به پیرها و بچه ها رحم نکرده و به زن ها هم تجاوز کرده اند، به خدای لایزال و به شرفم قسم خوردم که این بار اگر وارد خاک عراق شدم شهرک «صفوان» را درهم بکوبم ولی وقتی وارد خاک عراق شدم، ابتدای شهر یک مدرسه بود. با چشم خود دیدم مادری بچه اش را در زیر شکم گرفت و روی بچه خوابید در همان لحظه به خود آمدم و بمب هایم را رها نکردم. وقتی رد شدم از شدت خشم چند فشنگ هوائی خالی کردم و به سمت گمرک صفوان پرواز کردم و کامیون های حامل مهمات را منهدم نمودم. با این که بیش از هفتاد مرتبه به خاک عراق حمله کرده ام، ولی قانع نیستم. من باید بجنگم و مرگ برای من افتخار است. در وصیت نامه ام هم ذکر کرده ام که در ولایت خودمان «شیرود» کوهی است که می گویند «میرزا کوچک خان» در آن جا علیه روسیه می جنگیده است. اگر افتخار شهادت پیدا کردم، آن چه از من باقی ماند حتی اگر ذره ای از گوشت بدنم باشد، را در کنار قله آن کوه دفن کنید تا روح من هم پاسدار این مرزوبوم باشد. [align=center][/align] نماینده ایران در دادگاه لاهه مدتی از جنگ گذشته بود که خلتعبری برای دفاع از حقوق ایران که درگیر جنگی ناخواسته شده بود، به عنوان نماینده ویژه ایران در دادگاه بین المللی لاهه حضور می یابد تا در برابر دولتمردان غربى و عربى، از حقوق کشور عزیزمان دفاع کند و در این امر خطیر با ابتکار عملى که در آن جا بروز داد، حقانیت ایران را در جنگ ثابت کرد. با وجود این که مدت ماموریت او در دادگاه لاهه 2 ماه بود، به همه وعده‌ها و وسوسه‌هاى سران کشورهاى آمریکا و انگلیس پشت پا زد و ادامه امور را به کاردار ایران در سوئیس سپرد و پس از 15 روز به کشور بازگشت و در پاسخ به این سوال که چرا تا پایان ماموریت در آن جا نمانده است، می گوید: - نمی توانم شب‌ها و روزها را در سوئیس با آرامش طى کنم درحالی که جنگنده‌هاى دشمن آرامش را از هموطنانم گرفته‌اند. دولتمردان عراق با بودن او آرامش ندارند حسین بلافاصله بعد از بازگشت به ایران پروازهای جنگی خود را از سر می گیرد. با توجه به مهارت او در اکثر عملیات به عنوان فرمانده دسته پروازی به دفاع از میهن می پردازد. تاسیسات نفتی، یگان‌هاى دریایی،‌ پل الاماره و پالایشگاه کرکوک بارها توسط او مورد حمله و تخریب قرار گرفت که تنها قسمتی از دلاوری های این مرد بزرگ است. [align=center][/align] ماموریت حیاتی از سوی فرماندهی نیروی هوایی ماموریتی به پایگاه ابلاغ می شود و خلعتبری برای انجام این ماموریت انتخاب می شود. ماموریت بدین شکل بود که: هدفی پشت سر نیروهای پشتیبانی عراق بمباران شدید شود. ماموریت حیاتی بود. جنگنده ها می بایست 460 مایل از وسط پدافند قوی عراق در ارتفاع بالا پرواز کنند. در حین ماموریت لحظه به لحظه به سمت اف 4 های نیروی هوایی موشک می زدند. فانتوم ها درست روی هدف رسیده بودند که ناگهان یک موشک سام ـ 6 از بالای کاناپی خلعتبری رد شد. هواپیما لرزید. در وسط نیروهای عراقی تعدادی از خانه های متحرک دیده می شود. خلعتبری متوجه این خانه ها می شود و گویا به او الهام شده بود که این خانه ها را بزند. هدف بمباران تانک های دشمن بود ولی خلعتبری ارتفاع هواپیما را زیاد می کند و در یک آن به سمت خانه ها شیرجه می رود. با توجه به مهارتی که او در این کار داشت، خانه ها را هدف گرفته و دقیقا با یک شیرجه تمام آنها را منهدم می کند. در این هنگام ساعت شش و نیم صبح را نشان می دهد. خلعتبری بلافاصله بعد از ماموریت با سرعت به پایگاه برمی گردد و در گزارش پس از پرواز خود این گونه می نویسد که تعدادی از خانه های متحرک را دیدم و بجای اهداف از پیش تعیین شده آنها را مورد هدف قرار دادم. روز بعد از اطاق ویژه اطلاع دادند که: - به خلعتبری بگوئید دیدت عالی بود. زمانی که آن جا را زدی 48 افسر عالی رتبه و دو ژنرال عراقی داخل این خانه ها بودند که به درک واصل شدند. پزشکان: نباید پرواز کنی هید خلعتبری در طول حضورش در دوران جنگ تحمیلى بیش از 70 پرواز برون ‌مرزى برفراز خاک دشمن انجام می دهد. البته این فقط پروازهای عمقی به خاک عراق می باشد و پروازهایی که او بر روی خلیج فارس از جمله در عملیات مروارید انجام می داد، بسیار بیشتر از این تعداد می باشد . با این که پزشکان او را به خاطر پروازهاى متعدد و پى ‌در پى و فشارهایى که بر جسم او وارد شده بود از ادامه پرواز منع کرده بودند، اما خلعتبرى کسى نبود که جسمش را بر خاک و مردم کشورش ترجیح دهد و از این رو توصیه پزشکان و فرماندهان جنگى‌اش را براى توقف پروازهاى جنگى نپذیرفت. خلعتبری در یکی از مصاحبه‌هاى خبرى این گونه می گوید: - اینها را مى‌گویم که تاریخ بنویسد و آیندگان بدانند که ما در اوج مظلومیت جنگیدیم و هیچ باکى نیست اگر یک میلیون نفر از ما شهید شوند. اگر خود و فرزندان مان هم کشته شویم بازهم تسلیم نمى‌شویم تا دنیا بفهمد ایرانى با غیرت هرگز در مقابل تجاوز سکوت نمى‌کند و تا نابودى متجاوز دست از دفاع نمى‌کشد. [align=center][/align] مردم قطب اصلی جنگ هستند مردم قطب اصلی جنگ هستند. یادم هست که در بوشهر به گردان تلفن زدند که یک پیرزن آمده و اصرار دارد خلبان ها را ببیند. وقتی به گردان آمد، چهار عدد تخم مرغ که کل موجودی او بود به همراه داشت و با لهجه بوشهری می گفت: - اینها را آورده ام که خلبان ها بخورند و چاق شوند و خوب بجنگند. پیرمرد روستایی دیگری تنها گوساله اش را آورده بود و در جلوی هواپیما سر برید. به قول یکی از نویسندگان، ملت ها را باید همیشه در جنگ شناخت و من در این جنگ واقعا ملت خودم را شناختم که چقدر فداکار و ایثارگرند. اگر ارزشمندتر از جانم هدیه ای داشتم، حتما به این مردم خوب تقدیم می کردم. خنده از روی لب هایش محو نمی شد سرتیپ "قاسم محمد امینی" درباره او می گویند: - خنده هیچ وقت از روی لب های شهید خلعتبری محو نمی شد. در بدترین شرایط به همه روحیه می داد. هر وقت که به مازندارن سفر می کرد، در هنگام بازگشت صندوق ماشینش را پر از میوه های فصل مثل پرتقال و نارنگی می کرد و به پایگاه می آورد. سهم همه را می داد. از نگهبانی شروع می کرد و میوه می داد ودر آخر کمی برای خودش می ماند. وقتی در پایگاه همدان بودیم، به رودخانه های اطراف پایگاه می رفت و ماهی صید می کرد. ماهی های بزرگ تر را بین فقرا تقسیم می کرد. ماهی های کوچک تر را به خانه می برد و یا به پایگاه می آورد. [align=center][/align] قهرمان جنگ های دریایی برای همیشه خاموش می شود تعطیلات نوروز سال 1364 در پیش است، ولی گویا حسین هوس سفری دیگر را در سر دارد. او در پایگاه می ماند و به زادگاهش نمی رود. در جواب دوستانش هم که می گویند چرا به دیدن خانواده نمی روی؟ می گوید: - در این شرایط بحرانی مردم هر لحظه به کمک ما نیاز دارند. وجدانم اجازه نمی دهد که این مردم را تنها بگذارم. روز یکم فروردین ماه سال 1364، خلعتبری و ستوان محمد زاده به عنوان شیفت آلرت پایگاه سوم شکاری همدان هستند. ناگهان صدای آژیر بلند می شود و در پایگاه اعلام اسکرامبل (حالت آماده باش) می شود. حسین خلعتبری مکرم به همراه کمک خود ستوان "عیسی محمدزاده عروس محله" یا یک فروند هواپیمای فانتوم دی با نام رمز سلیمان 31 برای مقابله با هواپیماهای دشمن به پرواز در می آید. در کردستان در منطقه سقز با دو فروند میگ 23 عراقی و یک فروند میگ 25 عراقی درگیر می شود. سریعا به سمت یکی از هواپیما گردش کرده و به پرواز ادامه می دهد و در ارتفاع 35000 پایی یکی از میگ های 23 را مورد هدف قرار می دهد که پس از برخورد موشک، میگ منهدم می شود. در همین حین از ایستگاه های رادر زمینی مرزی به اطلاع خلعتبری می رسانند که یک فروند میگ 25 پی دی، در تعقیب آنها می باشد. در این نبرد که حتی تعقیب و گریز آن نابرابر می باشد، میگ 25 اقدام به شلیک یک تیر موشک r-40 می کند موشک با فانتوم برخورد می کند. ستوان محمد زاده موفق می شود اجکت کند و به سختی از ناحیه دست راست آسیب می بیند و توسط نیروهای امداد و نجات نیروی هوایی نجات پیدا می کند. ولی سرلشکر خلبان حسین خلعتبری فرصت اجکت پیدا نمی کند و بدین شکل قهرمان جنگ های دریایی برای همیشه خاموش می شود و به معراج ابدی می رود. بدن قطعه قطعه شده اش را همچون رهبر و مولایش حضرت حسین بن علی (ع) به عنوان سند افتخاری به این امت همیشه بیدار تقدیم می کند و پیکر مطهرش در میان اندوه انبوه کثیری از مردم منطقه که می گفتند تاکنون در منطقه سابقه نداشته تشییع شد و طبق وصیت خودش در قله میرزا کوچک خان (گلزار چهل شهیدان رامسر) به خاک سپرده می شود تا آن گونه که خود می خواست، روحش نیز پاسدار مرز و بوم وطن اسلامی مان باشد. از این شهید بزرگوار دو فرزند به یادگار مانده است. تلویزیون عراق با اعلام این خبر با آب و تاب اعلام کرد که موفق شده یکی از بهترین خلبانان ایرانی را از بین ببرد (شهید کند). ولی آنها نمی دانستند که با شهید شدن خلعتبری و خلعتبری ها، هزاران خلعتبری دیگر از بین مردم سلحشور ایران به پا می خیزد و سلاح بدست می گیرد و علیه آنها دلاورانه می جنگند که این چنین هم بود. نام او هنوز بر سر زبان هاست در هنگام حیات و تا مدتی بعد از شهادت در مجله‌هاى جنگى آمریکا بارها از شهید خلعتبرى به عنوان یک نابغه جنگى و خلبان توانمند درهدایت هواپیماى اف 4، در پروازها و مانورهاى حساس نظامى و عملیاتى نام برده شد. همچنین نام او به عنوان یکى از شاگردان موفق وممتاز دانشگاه شپارد و تگزاس در فراگیرى علوم خلبانى اف 4 طى دوران آموزشش در مصاحبه‌ها و گفتگوهاى اساتید این دانشگاه برده شد است. در سال 2006 یکى از مجلات جنگى آمریکا ویژه‌نامه‌اى در مورد مهارت‌هاى پروازى و ابتکار عمل‌ها و خلاقیت‌هاى شهید خلعتبرى منتشر کرد. [align=center][/align] و اما جاودانه ... بعد از شهادت او وقتی که وصیت نامه او قرائت شد، غیرت و دلاوری اش برهمگان دوباره اثبات شد. در این هنگام تمامی حاضرین متوجه این موضوع شدند که ایران یکی از فرزندان غیورش را از دست داده. در قسمتی از وصیت نامه این شهید بزرگوار مطلبی آمده که همه وجود و مرام و مردانگی خلعتبری در آن پیداست: - اگر ذره ای از خاک وطنم به پوتین سرباز دشمن چسبیده باشد، آن را با خونم در خاک وطن می شویم و مرگ در این راه را افتخار می دانم و اگر ارزشمندتر از جانم هدیه ای داشتم، حتما به این مردم خوب تقدیم می کردم. منبع زندگی نامه و خاطرات خلبانان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران
  23. 3 پسندیده شده
    منابع محلی بار دیگر از خاموشی در کاراکاس، پایتخت ونزوئلا خبر دادند. شاهدان عینی از قطعی برق در کاراکاس خبر دادند. گفته می‌شود تنها ساکنان بخش‌های شرقی کاراکاس با قطعی برق مواجه شدند. هنوز دلیل خاموشی مجدد در ونزوئلا مشخص نشده است. پیش از این در هفتم مارس خاموشی سراسری ونزوئلا را فرا گرفته بود. * (خبر چند ساعت پیش هست، ممکنه تا الان قطعی برطرف شده باشه)
  24. 3 پسندیده شده
    عرض بنده مبتنی بر موارد و شرایط عینی است و کاری به پیش بینی که نه زمینه وقوعش شرح داده شده و نه با توجه به سازش روز افزون رژیم های عربی شرایط براش مهیا نیست، ندارم. عجالتا جایی وعده داده نشده که سقوط رژیم عبری توسط مردمان غزه خواهد بود، البته جنگ تمام عیار نوار غزه و رژیم عبری جدا از لطماتی که نوار غزه و در بدترین حالت اشغال اون این رژیم ممکنه پیامدش باشه ، قطب های دیگه به اصطلاح مقاومت رو به صورت جزئی و یا حتی تمام عیار می تونه با رژیم عبری درگیر کنه.در مورد گروه های دیگه فکر نکنم. بجز فتح و حماس گروه فراگیر دیگه ای وجود نداره که بشه در کوتاه مدت روش برنامه ریزی کرد. چرا سقوط غزه؟ زیرا غزه عمق استراتژیک نداره، از زمین و هوا و دریا محاصره است و شرایط کاملا غیر انسانی داره، با توجه به وقاحت و پستی رژیم های عربی و طمع روز افزون رژیم عبری، غزه و نابودی کامل مقاومت فلسطین بعد از تحمل فاجعه محاصره اقتصادی مردمان غزه ، برای اونها هدفی دور از ذهن نیست.
  25. 3 پسندیده شده
    نرم‌افزار: مظنون اصلی کشته شدن ۳۴۶ نفر به گفته یکی از کارشناسان پرواز: « وقتی هواپیما از خلبان پیش افتد، آن خلبان را تقریباً مرده به حساب آورید.» نسخه جدید بوئینگ ۷۳۷ موسوم به ۷۳۷مکس هم از خلبان خود پیش افتاده است و حاصل آن، دو سقوط مرگبار در کمتر از شش ماه بوده است. در حادثه نخست، خطای حسگر سبب فعال‌شدن سامانه‌ای شده است که خلبان‌ها از وجود آن بی‌خبر بوده‌اند. سامانه‌ای که هدایت هواپیما را به عهده می‌گیرد و خلبان نمی‌داند چطور آنرا مدیریت کند. بوئینگ در تلاش است با به‌روزرسانی نرم‌افزاری این مشکل را حل کند. https://www.youtube.com/watch?v=ecIWPzGEbFc