برترین های انجمن

  1. MR9

    MR9

    Forum Admins


    • امتیاز

      29

    • تعداد محتوا

      5,608


  2. 7mmt

    7mmt

    VIP


    • امتیاز

      4

    • تعداد محتوا

      1,300


  3. Crash

    Crash

    Army


    • امتیاز

      3

    • تعداد محتوا

      676


  4. alala

    alala

    Editorial Board


    • امتیاز

      3

    • تعداد محتوا

      2,657



ارسال های محبوب

Showing content with the highest reputation on سه شنبه, 12 فروردین 1399 در همه مناطق

  1. 1 پسندیده شده
    جغد شب پرواز لوفت وافه بدون شک ، بهترین جنگنده - شکاری رزم شبانه لوفت وافه در طول جنگ جهانی دوم ، پرنده دوموتوره HE-219 UHU ( جغد ) بشمار می آمد که بلحاظ برخی از مشخصات فنی بسیار با جنگنده بلندپرواز ماسکیتو بریتانیایی قابل مقایسه و در برخی از مشخصات نیز از آن عملکرد بهتری داشت . در این شکاری شب پرواز بطور معمول از دو سری آنتن رادار استفاده می گردید ، آنتن های SN-2 و FUG-212 . در نخستین پرواز عملیاتی اسکادران این پرنده در دو شب پیاپی یعنی در شبهای 11و12 ژوئن 1943 ، یک فروند HE-219 A موفق به سرنگون نمودن 5 بمب افکن سنگین چهارموتوره لانکاستر بریتانیایی در کمتر از 30 دقیقه گشت . با وجود این بیلان موفق ، این جنگنده کار آمد هرگز وارد تولید انبوه نگردید و تنها 300 فروند از آن وارد سازمان رزم لوفت وافه شد . مجموعه کابین خلبان و خدمه کنترل کننده رادار در اواخر سال 1944 ، بدلیل حساسیت های موجود نسبت به خدمه این هواپیما ، لوفت وافه درصدد بود تا این جنگنده شب پرواز را به صندلی های پرتاب شونده مجهز نماید ، با این حال فقط یکفروند از این هواپیما ( تصویر فوق ) برای گذراندن آزمایشهای زمینی به صندلی های پرتاب شونده (EJECTION SEAT) مجهز شدند . LUFTWAFFE HE-219 A.1 VS ROYAL AIR FORCE LANCASTER جنگنده شب پرواز HE-219 A.1 مجهز به رادار FUG-220 مونستر - هندورف 45-1944 جنگنده شب پرواز HE-219 A1 - فرودگاه کپنهاگ ، دانمارک ( این تصویر پس از تسلیم شدن واحدهای لوفت وافه در دانمارک برداشته شده است )
  2. 1 پسندیده شده
    ششمین شماره از مجله الکترونیکی نآورد لینک دانلود مجله الکترونیکی بزرگترین انجمن نظامی وب فارسی پی نوشت : 1- لازم به تذکر است که این شماره بدلایلی از جمله تراکم کاری ، با مقداری تاخیر و چند اشتباه بسیار جزیی در متون ارائه شده تقدیم دوستان شد . با این حال انشا... سعی می شود که بسرعت ایرادات رفع و نسخه تصحیح شده در اختیار مخاطبان محترم قرار گیرد . 2- با تشکر ویژه از برادر ارجمند @HRA که بار اصلی زحمات بردوش ایشان قرار دارد و همچنین برادران عزیز @warjo و @eshqali که بعنوان مُصحح به مجله میلیتاری محبت دارند
  3. 1 پسندیده شده
    فالانکس از نظر استحکام در موج اول حمله بد نبود ولی قدرت انتقال پایینی داشت و این پیروزی های برگرفته از فالانکس چند دلیلی داشت: ساده بودن شکل نبرد و تکیه بر تاکتیک های ساده این ساده بودن نبرد که گاهی در حد نبرد تن به تن کاهش می یافت، زمانی باعث نمود عملکرد فالانکس می شد که رقیب ارتشی در هم و مغشوش داشت پارسیان در سه نبرد گرانیکوس، ایسوس و گوگمل بیشتر به نبود فرماندهی قدرتمند و شجاع، عنصر شانس در نبرد گرانیکوس و وجود مقادیر بالایی از شجاعت در اسکندر مقدونی که پهلو به حماقت میزد و همچنین ماهر نبودن پیاده نظام که غالبا مزدور بود در نبرد های تن به تن باختند در توجیه عدم ریسک فرماندهی چون هخامنشیان شاه بزرگ و بی نظیری مانند کوروش را بنا بر قول مشهور در میدان نبرد از دست داده بودند شاید این واقعه ناگوار زمینه ساز نوعی محافظه کاری در راس فرماندهی هخامنشیان شد. ضعف پیاده نظام در نبرد تن به تن با تکیه بیش از حد به سواره نظام همراه شد و همین امر شکست پارسیان را تکمیل کرد. جدای از این فالانکس در مقابل لشکر های سوارنظام سنگین اسلحه و چابک مستاصل بود و به خصوص از کناره بسیار آسیب پذیر و ظهور ابر قدرتی به نام روم به سرعت نسخه فالانکس را پیچید و از این روش در شکل بنیادین خود بجز چند ماجرای سراپا افسانه و یک ایده برای ساخت مقادیر بی شماری فیلم تاریخی چیزی باقی نماند.
  4. 1 پسندیده شده
    مقدمه : در میانه سال 1394 خورشیدی ، بحثی در استاتوس سابق با محوریت کار بر روی ارتشهای باستان و تاکتیکهای مورداستفاده آنها در انجمن میلیتاری میان دوستان انجام شد که در این میان ، قول ایجاد یک تاپیک ویژه برای صورتبندی ( فرمیشن/ سازند ) فالانکس / فالانژ به برادر فاضل و دانشمند ، @mostafa_by و دوست گرامی @Arash داده شد .متاسفانه بدلایلی ، این امر تا امروز صورت نپذیرفت ، ولی علی الحساب ، پس از پیدا شدن یک DVD قدیمی از فایل های بک آپ گرفته شده ، فایل متن برگردان شده ، پیدا شد که بصورت کاملا" اتفاقی ، با 5600 پست بنده در بزرگترین انجمن نظامی وب فارسی مصادف گردید . با تمام این موارد ، این تاپیک ، نخستین کار در حوزه تاکتیکهای رزمی ارتش های باستان توسط بنده بشمار میرود و بدون هیچ شکی ، نواقص و اشکالات زیادی را بلحاظ فنی خواهد داشت ولی امیدوارم که با مشارکت دوستان ، این مشکلات تصحیح گردد . با این مقدمه کوتاه ، و نقل قولی از پلوتارک ( میانه های سال 100 میلادی ) به سراغ اصل مطلب خواهیم رفت ... به دیوی وحشی می ماند ، هنگامی که با دشمن روبرو می شود و نیزه هایش را برای نبرد ، راست می گیرد فالانکس یک صورت بندی (فرمیشن/ سازند ) رزمی مسطتیل شکل بشمار می آمد که به شکل متعارف از پیاده نظام سنگین اسلحه مسلح به نیزه ، شمشیر های دسته چوبی ، نیزه بلند و یا جنگ افزارهای شبیه به آن ، سازماندهی شده بود . این اصطلاح بویژه ( و در اصل ) برای توصیف این صورتبندی رزمی در نبردهای یونان باستان مورد استفاده قرار می گرفت ، با این وصف ، نویسندگان این عصر ، این واژه را برای تشریح صورتبندی رزمی هر یگان پیاده نظام ، صرف نظر از ماهیت تجهیزات و تسلیحاتی که در اختیار آنها بود ، بکار می بردند . بعنوان مثال ، آریان (لوسیوس فلاویوس آریان گزنفون ، فیلسوف و مورخ یونانی ) این اصطلاح را برای تشریح نظم موجود در ارتش ایران مورد استفاده قرار می داد . در متون یونانی ، اصطلاح فالانکس ممکن بود برای گسترش رزمی یک ارتش در میدان نبرد ، برای توصیف شکل راهپیمایی یا رژه یک یگان نظامی پیاده یا سوار ، برای توصیف شکل استقرار یک واحد نظامی در زمان استقرار دریک موقعیت نظامی و یا تشریح تاکتیکهای واحدهای پیاده نظام/ سواره نظام در جریان یک نبرد ، نیز مورد استفاده قرار بگیرد ، چرا که این واحدها به طور معمول ، به صورت یک واحد نخبه به میدان نبرد اعزام می شدند . پیشینه اصطلاح فالانکس را میتوان از واژه یونانی فالانگوس به معنای " انگشت" مورد بررسی قرار داد . اگر چه این اصطلاح یک واژه نظامی بسیار قدیمی بشمار می آید ، اما کاربرد خود را تا به امروز همچنان حفظ نموده است . امروزه ، کلید واژه فالانکس ، اگر چه بعنوان یک تقسیم بندی (مقیاس )نظامی مدرن ، بشمار نمی آید ( بعنوان مثال ، لژیون های رُمی یا معادل معاصرآن در سیستم نظامی غربی "گردان") اما ، اغلب بعنوان یک صورتبندی کُلی برای شناسایی ماهیت دستجات یگان های ارتشها ، در متون تخصصی ، کاربردهایی برای آن مورد تصور خواهد بود . بنابراین ، یک یگان (واحد) فالانکس ، فاقد توان رزمی / ترکیب استاندارد خواهد بود ، اما می تواند بعنوان یک واحد مشخص که تعداد مشخصی از عناصر پیاده نظام که یک " تک صورتبندی فالانکس" را بوجود می آورند ، بشمار آیند . علاوه براین ، در طول تاریخ نظامی مدّون ، بسیاری از ارتشها ، واحدهای پیاده نظام مسلح به تجهیزاتی نظیر " نیزه بلند" را بعنوان یک یگان نظامی به مانند فالانکس در نظر گرفته و در سازمان رزم خود ، از آن بهره می بردند . در ادبیات انگلیسی ، این اصطلاح ، بعنوان " گروهی که به شکل ایستاده و نزدیک به هم ، به جلو حرکت می کنند " توصیف شده است . با این وصف ، این سطور ، بیشتر بر روی شکل گیری صورتبندی رزمی فالانکس در یونان باستان ، دنیای هلنیک و سایر واحدهای سیاسی باستانی که تحت تاثیر تمدن های یونان باستان ، قرار داشتند ، متمرکز خواهد بود . نخستین تصویری که شباهت زیادی به صورتبندی فالانکس داشت ، در یک ستون سنگی متعلق به سومری ها در قرن 25 قبل از میلاد ، شناخته شده است . در این تصویر ، سربازان به نیزه ، کلاهخود و سپرهای بزرگی که تمام بدن آنها را تحت پوشش قرار می داد ، مسلح شده بودند . علاوه بر آن ، واحدهای پیاده نظام مصر باستان نیز در صورتبندی های مشابهی ، سازماندهی و بکارگیری می شدند . از سویی دیگر ، اصطلاح فالانکس را می توان در یادداشتهای هومر ، که نبرد های هوپلیتها ( پیاده نظام سنگین اسلحه مجهز به کلاهخودهای فلزی ارتشهای یونان باستان و واحدهای سیاسی مدیترانه شرقی ) را مورد بررسی قرار داده و تشریح نموده ، می توان یافت . به این ترتیب ، هومر ، در اشعارش ، از این اصطلاح برای وجه تمایز قرار دادن میان تاکتیک های مرسوم مبتنی بر صورتبندی های رزمی جمعی از نبردهای انفرادی ، بهره گرفت . مورخان تاریخ نظامی ، تاکنون ، دریک اجماع جالب توجه ، ارتباط میان شکل گیری میان این صورتبندی رزمی یونان با آنچه که هوپلیتها ، آن را بکار می بردند ، وارد نشده اند ، چرا که اصل و پایه این صورتبندی رزمی ، " ایجاد یک دیواره انسانی با استفاده از سپر و نیزه " تقریباً در همه ارتش های آن زمان ، شناخته شده بود و به همین دلیل ، امکان همگرا بودن تکامل این صورتبندی رزمی در میان تمدن های آن روز جهان ، بسیار بیشتر مورد توجه به نظر می رسد . به شکل سنتی و پذیرفته شده ، مورخین ، تاریخ و منشاء اصلی صورتبندی فالانکس هوپلیتها را از یونان باستان ، بخصوص ، در سده هشتم قبل از میلاد بررسی می نمودند . اما این نظریه در دست تجدید نظر است ، چرا که این احتمال که ریشه اصلی این صورتبندی در قرن هفتم و پس از معرفی aspis ( سپرچوبی بسیار سنگین که در دوره های مختلف توسط ارتشهای یونان باستان مورد استفاده قرار می گرفت) توسط دولت شهر آرگوس می دانند . بنابراین ، این احتمال این فرضیه که صورتبندی فالانکس توسط این دولت / شهر پدید آمده باشد ، بسیار زیاد بود . علاوه براین ، مدارک و شهود بیشتری از جمله نقاشی مشهور Chigi vase به تاریخ سال 650 قبل از میلاد وجود دارد که هوپلیتها را مسلح به سپرهای چوبی سنگین فوق الذکر ، نیزه و پیکربندی زرهی کامل ، به تصویر کشیده است . یکی دیگر از نظریات که ممکن است ، تاریخ دقیق ظهور صورتبندی رزمی فالانکس را تئوریزه کند ، در این ایده خلاصه شده است که برخی از ویژگی های اساسی صورتبندی فالانکس ، از زمان های قدیم تر ، وجود داشته ولی بدلیل عدم وجود فناوری لازم ، مورد توجه قرار نگرفته است . بعنوان مثال ، دو راهبرد اصلی که در ارتش های نخستین همواره رعایت می گردید ، اصل " انسجام" و استفاده از سربازان در دستجات بزرگ ، بود. این مساله اثبات می کند که فالانکس یونانی ، ، صرفاً نقطه اوج و تکامل یک ایده جذاب و موثر نظامی بشمار می رفت که به آرامی ، از سالها قبل ، در حال توسعه بود و براثر گسترش فناوری نظامی ، ازجمله ، جنگ افزارها و زره در دولت/ شهرهای مختلف ، فالانکس ، روند تکامل خود را پیمود تا اینکه در نهایت به شکل اصلی و موثر خود ، تبدیل گردید . بررسی اجمالی : صورتبندی فالانکس هوپلیتها ، در دوره کلاسیک یونان باستان ( سال 750 تا 350 قبل از میلاد ) به شکل صفوف به هم فشرده ای از سربازان مسلح از ابتدای سازند تا انتهای آن ، مورد استفاده قرار می گرفت . سربازان در این صورتبندی ، سپرهای خود را به هم قفل کرده و نخستین صف از پیاده نظام سنگین اسلحه ، نیزه های خود را درست در جلوی خود و بسمت دشمن ، می گرفتند . در نتیجه ، صورتبندی فالانکس ، یک دیواره مستحکم متشکل از یک توده ترسناک از نیزه های به هم فشرده را پدید می آورد و شکستن این صفوف به هم فشرده ، در زمان اجرای عملیات آفندی ، به سختی امکان داشت . علاوه بر آن ، استفاده از این صورتبندی ، به فرماندهان این اجازه را می داد که از همه سربازان به شکل فعال ، منسجم (نه فقط سربازان مستقر در خطوط تماس با دشمن ) و در یک زمان مشخص در نبرد ، استفاده نمایند . درگیری میان دو یگان با صورتبندی فالانکس ، عمدتاً در زمینهای مسطح (دشت ) صورت می گرفت، چرا که تجمیع عناصر پیاده نظام و سازماندهی آن ، بسیار آسانتر بشمار می آمد . طبیعتاً توپوگرافی ناهموار و متراکم ، استفاده از این صورتبندی را بسار مشکل می نمود ، چراکه حفظ شکل بندی سربازان به صورت یک خط ثابت و شکستن خط دفاعی حریف با استفاده از فالانکس ، یک عملیات نظامی دشوار محسوب می گردید . در نتیجه ، جنگ میان دولت/ شهرهای یونان باستان ، در هر موقعیتی ، امکان پذیر نبود و درگیری ها ، عمدتاً به نقاط استراتژیک زمین عملیات ، محدود می گردید . در عوض ، برای مرتبه های متعدد ، دو طرف درگیر ، نقاط مناسب برای مانور فالانکس را شناسایی نموده تا درگیری در آن راحتر ، صورت پذیرد و در اغلب موارد ، نبرد میان دو طرف ، با عقب نشینی ایمن (عقب روی در اصلاح نظامی مدرن ) ، پایان می پذیرفت . صورتبندی رزمی فالانکس ، عمدتاً همگام با سایر یگانهای پیاده نظام ، پیشروی می نمود ، ( اگرچه احتمالاً وبا توجه به زره و تجهیزات سنگین ، تفاوت سرعت چندانی وجود نمی داشت ) هر چند این امکان نیز وجود داشت که چند متر آخر برای رسیدن به برد جنگ افزارهای محمول با سرعت بیشتری طی گردد . شاید یکی از دلایل اصلی این رویکرد واحدهای فوق را بتوان در تاکید فرماندهان میدانی در حفظ صورتبندی دقیق رزمی با هدف بیشترین بهره وری از این یگان ها دانست . در صورتیکه واحد فالانکس ، شکل خودش را در جریان نبرد ویا قبل از آن ، از دست می داد ، در زمان رسیدن به صفوف مقدم دشمن ، کمترین تاثیر را بر روند میدان نبرد ، برجای می گذاشت .با این وجود ، در صورتی که فالانکس مورد استفاده هوپلیتها ، از سرعت بیشتری برای اجرای پیشروی در میدان رزم استفاده می کردند ، دلیل آن را می بایست در شتاب آنها برای زودتر رخ دادن درگیری جستجو نمود . هرودوت (مورخ) می گوید :" ارتش یونان در نبرد ماراتن ، درست در زمانی که برای اولین بار به دشمن خود یورش بردند ، از صورتبندی فالانکس استفاده نمودند " با این وصف ، بسیاری از مورخان براین باور هستند که این نوآوری (ایجاد صورتبندی های فالانکس ) در ارتش ایران باستان و با هدف به حداقل رساندن تلفات ناشی از واحدهای کماندار ارتش امپراتوری پارس ، بوجود آمد . در آن سوی جبهه ، واحدهای دشمن پس از برخورد با این صورتبندی ، بسیاری از پیاده نظام خود را بعلت مواجهه با نیزه های بلند این واحدها ازدست می دادند ، که این خود موجب درهم شکستن استخوان بندی دشمن می گردید .در مقابل ، شجاعت صفوف اولیه واحدهای فالانکس ، نقطه اتکاء این یگان ها بشمار می آمد ، در حالی که سایر سربازان مستقر در فرمیشن ، براین سعی بودند که با استفاده از سپرهای سنگین خود ، سربازان مستقر در ردیفهای مقدم را به جلو برانند .در زمان نبرد ، کل یگان فالانکس ، به شکل مداوم رو به جلو رانده می شد تا سرانجام سازمان رزم واحد مقابل درهم شکسته شود ، بنابراین ، زمانی که دو صورتبندی با یکدیگر ، وارد جنگ می شوند ، تلاش دو طرف بیشتر برای هُل دادن هم صرف می شد . پی نوشت : 1- ادامه دارد ............. 2- منابع در انتهای مطلب معرفی خواهد شد ... 3- استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی در انجمن میلیتاری ، براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی " منوط به ذکر دقیق منبع است . امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری ) بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند . برگردان به پارسی ، اختصاصی برای بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ( MILITARY.IR) مترجم : MR9
  5. 1 پسندیده شده
    اخلالگر تانک های شیر بابل یکی از ابتکارات ارتش عراق در طول جنگ اول خلیج فارس مجهز کردن تانک های تی-72 ام1 معروف به شیربابل به اخلالگر موشکهای هدایت شونده بود. این اخلالگر به شکل یک استوانه بود که در سمت چپ جایگاه نظارتی توپچی بر روی یک سکو نصب میشد. این اخلالگر از خود پرتوی مادون قرمز ساطع میکرد که می توانست در عملکرد موشک های هدایت شونده ضد زره ناتو مانند موشک میلان و تاو اختلال ایجاد کند. البته تمامی تانک های تی-72 ام1 مجهز به این اخلالگر نبوده اند. مستندات تصاویری از تانک های شیر بابل عراقی نشان میدهد ارتش عراق در حال مجهز کردن تمامی این سری از تانک ها به اخلالگر بود که با شروع جنگ این فراِیند تجهز ناتمام ماننده است. برخی ازتانک های تی-72 ام1 فقط دارای سکوی نصب اخلالگر بدون خود اخلاگر هستند. البته این ابتکار عملا ناکارآمد بود زیرا ارتش امریکا قبل از شروع عملیات طوفان صحرا سیستم هدایت موشک های ضد زره تاو را بروز رسانی کرده بود در نتیجه اخلالگرهای تانک شیر بابل اثر گذاری خود را از دست داده بودند. اخلالگر موشک های ضد زره تانک های عراقی یک شی استوانه ای مانند بود که در سمت چپ جایگاه نظارتی توپچی نصب میشد. نمونه ای ازتانک تی-72 ام1 متعلق به تیپ 2ام زرهی مدینه مجهز به سکوی نصب اخلالگر بدون اخلالگر( ممکن است بعد از پرت شدن برجک، جداشده باشد) - همچنین در تانک های شیر بابل برای حفاظت از نور افکن فروسخ (سمت راست توپ اصلی ) در مقابل سلاح های سبک و ترکش توپخانه یک حفاظ فلزی نصب شده است. نمونه ای ازتانک تی-72ام1 که در سمت چپ برجک دارای سکوی نصب اخلالگر است - این تانک در گودال به شکل نهان پیکر(hull-down) موضع گرفته است و دارای تور استتار و کیسه های شن میباشد. باید به این نکته نیز توجه کرد که حتی در صورت اثر بخش بودن اخلالگرهای تانک های عراقی فقط بخش از تهدیدات مربوط به موشک های ضد زره مثل تاو بود و بخش دیگری از تهدیدات مربوط به گلوله های ضد زره تانک ها و موشک های هوا به زمین بود که توانست تلفات سنگینی به واحد های زرهی عراق وارد کند. تصویر سمت راست تانک تی-72ام1 مهندم شده بوسیله تانک ابرامز، خدمه تانک های ابرمز گزارش دادند که گلوله زره شکافنده تثبیت شده با بالک داری کفشک M829A1 در برابر تانک های عراقی بسیار مؤثر بود. تصویر سمت چپ تانک تی-72ام1 مهندم شده بوسیله بالگرد تهاجمی اپاچی و موشک هلفایر
  6. 1 پسندیده شده
    بر پایی مجسمه جدید از مارشال اتحاد شوروی گئورگی ژوکف مسکو - میدان مانژ
  7. 1 پسندیده شده
    اگرچه که جز اینگونه شهادت برای سردار دل ها ممکن نبود و اگر نمی شد اشک او از دلتنگی جاری بود ولی امریکایی ها و صهیونیست ها عالی رتبه ترین فرمانده ما رو نزدن بلکه غرور ملی ما رو زدن غروری که همه چیز داشت از فروتنی، از ایستادگی، از مقاومت، از شجاعت، از انسانیت، از خرد، از توکل و همه و همه شاید امروز پمپئو و ترامپ و رفیقش نتانیاهو هل هله سر دهند و ما هر سال با یاد شهدای مظلوم دشت کربلا بزرگ می شویم و مظلوم جنگیدن و مظلوم شهید شدن در حالی که جز تلاش و توکل چیزی نداشته باشیم برایمان یادآور تنهایی تمام انبیا الهی بویژه سالار دشت کربلاست
  8. 1 پسندیده شده
  9. 1 پسندیده شده
    اثر افزایش ضخامت بر روی توانایی های حفاظتی زره ها افرادی ک موارد مرتبط با زرهی رو دنبال میکنن عموما با مفاهیم زره های لایه لایه و وجود فواصل در بین اونها آشنا هستن....اما دلیل اصلی که این کار انجام میشه چیه؟ چرا زره تک لایه ی ضخیم استفاده نکنیم؟؟ جواب این سوال رو از طریق حل عددی المان محدود انجام میدیم تا ببینیم این گزاره ک بنابر شواهد درسته دلیلش چیه؟ ابتدا یه پیش زمینه در مورد خواص مواد لازمه بگم.... ما برای تمام مواد نمودار تجربی داریم به نام نمودار تنش - کرنش که بصورت بالا هستش...تنش حاصل تقسیم نیرو بر سطح اثر نیرو هست و کرنش حاصل تقسیم تغییر شکل(طول) به طول اولیه هست....سبز پر رنگ بخش الاستیک ی خطی (از قانون معروف هوک پیروی میکنه) و بخش سبز کم رنگ بخش الاستیک غیر خطی هستش...خیلی ساده بخوام بگم الاستیسیته به معنای بخشی هست ک جسم مثل یه فنر عمل میکنه و با حذف تنش جسم به حالت اولیه بر میگرده بخش سفید که از تنش تسلیم شروع و تا شکست ادامه پیدا می کنه،بخش پلاستیک هستش ک جسم دچار تغییر شکل دائمی شده و تنش های پسماند در داخلش ایجاد میشه...در این حالت جسم دیگه اون آدم سابق نمیشه! در واقع جسم با همون تنش باقی میمونه حالا مسئله ای بصورت زیر تعریف می کنیم: جسمی نیم کره ای با سرعت 700متر برثانیه به ورق های فولادی با ابعاد سطحی ثابت و ضخامت متغیر برخورد می کند و از آن عبور می کند. فرضیات مسئله مشخصات فولاد مورد استفاده: چگالی 7800 کیلوگرم بر متر مکعب مدول الاستیسیته 210گیگاپاسکال ضریب پواسون 0.3 مشخصات ابعادی ضربه زننده: نیمکره با شعاع 1.5 سانتی متر و وزن 38.2 گرم از جنس فولاد ک بصورت پوسته (shell) شبیه سازی شده مشخصات ورق ها: 3 ورق مربعی فولادی در ابعاد 200×200 میلی متر و ضخامت های 1 ،4 و 30 میلی متر که به ترتیب در دسته بندی علمی غشا، پوسته نازک و پوسته ضخیم در نظر گرفته می شوند پیش فرض های حل - ورق ها دور گیردار بوده (برای شبیه سازی دقیق زره ها) و در 3 راستای حرکتی و دورانی ثابت هستند - ضربه زننده بصورت پوسته صلب شبیه سازی شده و سرعت اولیه 700متر بر ثانیه به آن داده شده - برخورد کاملا عمود بر ورق ها بصورت general و بصورت برخورد سخت در نظر گرفته شده است - فاصله اولیه ضربه زننده 1 سانتی متر از ورق است. - برای تئوری پلاستیسیته از تئوری جسم نرم استفاده شده و کرنش پلاستیسته و تنش تسلیم بر اساس کتب مربوطه استخراج شده است - موارد به گونه ای انتخاب شده ک قطعا شاهد عبور نیم کره از ورق باشیم ابزار حل از حلگر ضمنی Explicit آباکوس 2016 استفاده می شود... شبکه بندی نیز از نظر همگرایی بررسی شده است نتایج 1- در بخش اول نیروی کل موجود در قاب تکیه گاه ها (نقاط مرزی) با هم مقایسه شده است. نتایج به صورت زیر است.در این بخش صرفا خود ورق ها مد نظر ماست: موارد مختلفی از جمله بررسی دلیل افزایش و کاهش می توان از نمودار ها برداشت کرد که البته موضوع بحث نیست اما مهمترین نتیجه میزان نیروی کل مرزی است.با وجود اینکه ضخامت از 1 به 4 (در عکس اول) افزایش پیدا کرده است، میزان نیروی منتقل شده از برخورد به تکیه گاه ها در بیشترین مقدار، بیش از 10 برابر افزایش پیدا کرده است....که دلیل آن همان عدم تغییر بخش زیادی از ماده به پلاستیک و بازگشت نیرو به تکیه گاه ها همانند فنر است. این مسئله در شکل دوم و افزایش ضخامت از4 به 30 میلی متر نیز برقرار است. نتیجه مهم این گزاره اینه ک ما با حفظ فاصله ای که جسم نازکتر بتونه تغییراتش رو اعمال کنه، میتونیم با همون ضخامت اما در تکه های جدا نیروی بسیار کمتری رو به دیواره ها انتقال بدیم نتیجه این صحبت اینه که در شرایط یکسان زره های نازک فاصله دار نیروی بسیار کمتری به بدنه و چار چوب حامل(مثلا تانک ها) وارد می کنند. البته این مورد بخشی از طراحی است و باید موارد دیگر مثل فضا هم بررسی بشه ==================================================================== 2- اما در بخش دوم میخوایم ببینیم این تغییرات نیروی تکیه گاهی روی پرتابه هم اثر داره و میتونیم اثرات مثبتی برای این مسئله هم در نظر بگیریم؟؟ حالامقایسه سرعت ضربه زننده رو در 3 حالت مقایسه می کنیم: نتایج به شدت قابل توجه هستش،اگر میزان کاهش انرژی تحت هر برخورد با یک ورق خاص ثابت باشه(که فرض کاملا درستیه) و شیوه کاهش سرعت در برخورد با چند ورق هم ضخامت پشت هم خطی باشه(که البته نمایی هستش ولی برای تقریب ذهنی) برای اولین افزایش ضخامت از 1 به 4میلی متر: تنها با 2 ورق 1 میلیمتری میتونیم سرعت پرتابه رو بیشتر از یک ورق 4 میلی متری ، کاهش بدیم برای اولین افزایش ضخامت از 4 به 30میلی متر: تنها با 6 ورق 4 میلیمتری میتونیم سرعت پرتابه رو بیشتر از یک ورق 30 میلی متری ، کاهش بدیم پس از این نظر هم زره های فاصله دار در توقف پرتابه مزیت دارن ========================================================= گیف شبیه سازی 1mm با تنش فون میسز فیلم مورد 1میلی متری برای تنش های مایزز(فون میسز) و فایل شبیه سازی در آباکوس 2016 در فایل زیر تقدیم عزیزان https://shatelland.com/upload/files/5579ede5-7d9b-4685-8ffa-46cb57c0fca8 ******استفاده صرفا با ذکر نام میلیتاری مجاز است....******
  10. 1 پسندیده شده
    تحلیل مایکل المان از موشک KN24 کره شمالی https://www.38north.org/2020/03/melleman032520/
  11. 1 پسندیده شده
    یک بحثی که قبل از هرچیزی مدنظر قرار بدید داستان شکار و شکارچی هست وقتی در موضع شکار قرار می گیرید هر چقدر هم ماهر باشید باز یه نفر میاد و با شانس و هوش ضربه می زند و این ضربه یک ترک هست ترک اروم اروم رشد می کنه و گسیختگی رخ می دهد این اتفاق برای وضعی که کشور و ما داریم بسیار پررنگ تر هست اون موشک برد بلند حکم شکارچی رو داره، و اون اواکس هم حکم شکارچی تنها هواپیمای دشمن و هواپیمای خودی هست که حکم شکار رو دارند در این سناریویی که شما تعریف می کنید هرچقدر هم هوشمند باشیم باز دشمن رو دست ما بلند میشه و با کمیت برنده میشه پس باتوجه به میزان دارایی و کمیت ما در موقعیت ضعف قرار می گیریم چون نسبت ما به دشمن کمتر از 1 به 10 هست در نگاه اول ناامید کننده است ولی تاریخ نشون داده که یک نیروی کوچک میتونه بر نیروی زیاد غلبه کنه جدا از یاری خدا برای ایمان آورندگان ، اتفاقات اینچنین زمانی رخ می دهند که از شیوه های نامعمول و هوشمندانه استفاده شود و برگی رو شود که کسی انتظار نداشته باشد برای مایی که دستمان بسته است زدن نقاط پشتیبانی و راداری دشمن در دستور کار قرار می گیرد و مطمئنا زدن آواکس ها هم باید در دستور کار قرار بگیرد خیلی زیاد در این مورد بحث شده است و حداقل یک نکته مورد توافق همه بوده است در جنگ احتمالی باید و باید پهن پیکر های دشمن از جمله آواکس و سوخت رسان ها و لجستیک هدف قرار بگیرند تا نیروی هوایی دشمن زمینگیر شود واگر نه با قدرت کمیت اراده خود را بر ما تحمیل می کنند این جمله علاوه بر توانمندی های کیفی اون ها هست
  12. 1 پسندیده شده
    بخش دوم علیرغم تمامی بی توجهی های وزارت هوانوردی آلمان ، ساخت نمونه اولیه در فوریه 1942 آغاز ولی با تاخیرهای پی در پی دایملر برای تحویل پیشرانه DB-603B که به موقع آماده و آزمایش نشده بود ، برنامه هینکل مجدد با مشکل روبرو گردید . برای حل این مشکل ، دایملر پیشنهاد داد که به منظور پیشبرد سریع برنامه ، پیشرانه موجود 603A با جعبه دنده و ملخ های جدید تحویل داده شود . جنگنده FW-190C به پره هایی چهارتایی با قوس داخلی متفاوت نسبت به نمونه های قبلی دقت کنید علت این انتخاب را می توان در این تجربه جستجو نمود که پیش از این ، دایملر با کمی دستکاری در پیشرانه 603C و نصب ملخ های 4 تیغه ای برای جنگنده FW-190C که می بایست در ارتفاعات بالا ، وارد داگفایت شود ، زمینه خوبی را فراهم آورده بود . با این وصف ، پیشرانه های DB-603 تا اوت 1942 وارد خدمت نشدند و نمونه اولیه هینکل تا 6 نوامبر 1942 اولین پرواز خود را به ثبت نرساند. اما کامهابر پس از مشاهده نمونه نخست پروازی هینکل-219 در 19 نوامبر 1942 ، چنان تحت تاثیر مقدورات پروازی این جنگنده قرار گرفت ، میلش را برای تولید هرچه زودتر آن تحت فشار گذاشت ، هر چند میلش که پیش از این طرح هینکل را در ژانویه گذشته رد کرده بود ، از این مساله بشدت عصبانی شد . در این میان ، هینکل-219 علیرغم کاراکترهای رزمی فوق العاده خود ، دچار مشکلات شدید پایداری در پرواز بود ولی هینکل که موقعیت خود را در برابر وزارت هوانوردی و فرمانده اسکادران های شب پرواز لوفت وافه در خطر می دید ، با تعیین یک جایزه نقدی ، مهندسین شرکت را وادار نمود تا براین مشکل نیز غلبه کنند . افسانه راست : پبشرانه BMW-801E چپ : دایملر - بنز 603 با توجه به همه مشکلات ، سرانجام نمونه نخست آماده و پس از اتمام آزمایشهای پروازی به مرحله آرایش تسلیحاتی وارد و در این مرحله نیز هینکل-219 مجدد تغییرات زیادی را بخود شاهد بود ، به گونه ای که تیربارهای دفاعی بخش انتهایی و بالایی بدنه بدلیل ناکارآمدی بطور کامل حذف ولی به جای آن ، تسلیحات نصب شده در بخش جلویی هواگرد تقویت شده و در نهایت امر دو قبضه توپ اتوماتیک ماوزر 20 م.م MG-151 درست در بخش ریشه بال برای آن در نظر گرفته شد . از سویی دیگر ، قوس داخلی ملخ های مورد استفاده نیز افزایش پیدا کرده تا نیازمندی به سامانه تطبیق با نواخت شلیک برای 4 قبضه توپ 20م.م نصب شده در بخش مرکزی بدنه ( بخش شکم هواگرد ) مرتفع گردد . با این اوصاف ، نسخه A-0 تولیدی به یک محافظ ضد گلوله در بخش جلویی کابین مجهز بود که خدمه می توانست بواسطه وجود یک شکاف در میان آن ، هدف گرفته و مبادرت به شلیک نماید . پس از تمامی این اصلاحات ، نمونه HE-219 A-0 به لوفت وافه برای تولید انبوه معرفی گردید . هر چند شدت علاقه نیروی هوایی آلمان به این جنگنده ، تا جایی بود که بسرعت نسخه های V8 ، V7 و V9 تا ژوئن 1943 به منظور تست در شرایط واقعی ، به یگانهای رزمی تحویل داده شدند . توپ اتوماتیک ماوزر 20 م.م MG-151 با نواخت تیر 680 تا 740 تیر دقیقه ، یکی از شاهکارهای شرکت معظم ماوزر محسوب میشد نمونه های اولیه تحویلی به نیروی هوایی بعنوان گونه استاندارد و پایه ، به یک پیشرانه چهارملخه DB-603 ( همزمان مورد استفاده در جنگنده FW-190C ) با لبه ضخیم ، مجهز به هاب فلزی مخروطی مجهز بودند که برای سری V این جنگنده نیز مورد استفاده قرار گرفت . بخش جلویی این هواگرد ( 5 فروند نمونه آزمایشی ) برای نصب رادار یو اچ اف لیختن اشتاین B/C یا C-1 شکافهایی را بخود می دیدند که در نمونه های بعدی ،تغییرات اندکی پیدا نمود . بدنه جنگنده HE-219 نیز ( در سری V) ، بخصوص بخش آسمانه آن ( کانوپی ) دارای سایه بان هایی بود که مانع از دید کامل خدمه به محیط اطراف میشد ، اما این نقیصه در مدل های بعدی با طراحی یک آسمانه به تقریب نیمکره شکل ، بخوبی مرتفع گردید . اما این بخش مجددا" در نمونه آزمایشی شماره 4 به یک قاب فلزی مجهز شد که می بایست وزن حاصله از نصب یک قبضه تیربار بسمت عقب را که در مراحل قبلی ، حذف شده بود ، تحمل کند . برای افزایش قدرت آتش این جنگنده ، ایده نصب سلاح در بخش شکمی و پشتی هواپیما در طراحی بدنه ای که در ماه مه 1943 می بایست به انجام برسد ، پیشنهاد گردید . هر چند این ایده در اصل برای بمب افکن HE-277 که قرار بود برای بمباران ایالات متحده مورد استفاده قرار گیرد ، در نظر گرفته شده بود . بدین معنی که درواقع قرار بود بمب افکن HE-277 مجهز به پیشرانه های BMW-801E به این سلاح های برای دفاع از خود مجهز گردد ولی همزمانی مراحل طراحی این بمب افکن با توسعه HE-219 باعث شد تا در طراحی بدنه تجدید نظر بعمل آمده و ژن بمب افکن دور پرواز هینکل در همان مکان مشابه در بخش انتهایی بدنه ، به جغد آلمانی منتقل گردد ، با این تفاوت که در در بمب افکن هینکل ، این امر برای ایجاد فضای لازم جهت قرار گیری چرخ دماغه و بخش قرارگیری بمب ، نزدیک به دو متر جابه جا شده بود . در نهایت امر ، موقعیتهایی که برای نصب سلاح در نظر گرفته شد ، عموما" بسمت عقب و بصورت یک جفت توپ 20م.م MG-151 شکل گرفت . در این میان ، میلش ، بارها و بارها سعی نمود تا برنامه HE-219 لغو شود تا جایی که این روند به اخراج کامهابر نیز منتهی شد . حتی تولید این جنگنده برای مدت محدودی نیز متوقف گردید ، اما بدلیل اینکه برنامه تولید JU-388 نیازمند مدت زمان بیشتری برای طراحی و تست بود ، با از سرگرفتن فرآیند تولید HE-219 مجددا موافقت گردید . پی نوشت : 1- ادامه دارد .... 2-تاپیک مرتبط قصاب پرنده لوفت وافه صرفاً برای میلیتاری / مترجم MR9
  13. 1 پسندیده شده
    تصاویر جدید ضد تانک لهستانی ارتش لهستان نمونه اولیه ای از خودروی ضد تانک خود که مجهز به 12 موشک موشک بریمستون-2 را نمایش داد. خودرو ضد تانک لهستان در حاشیه برنامه "طرح نوسازی نیروهای مسلح لهستان برای سال های 2021-2035 " با حضور وزیر دفاع این کشور به نمایش در امد. این نمونه براساس شاسی زرهی زنجیردار Anders مدل 2016 تولید صنایع داخلی لهستان ساخت شده است. قبلا تر هم این نمونه از ضد تانک لهستان در طول نمایشگاه دفاعی نمایش داده شده بود. اما نمایش آن در کنار وزیر دفاع لهستان میتوان احتمال قطعی شدن این شاسی برای ضد تانک را بیشتر کند. البته این احتمال که شاسی این خودرو ضد تانک با نمونه های دیگر تویض شود هنوز وجود دارد. با یک حساب سرانگشتی میتوان متوجه شد این سیستم ضد تانک تا چه اندازه برای تمامی وسایل نقلیه زمینی خطرناک هستند. هر خودرو 12 عدد موشک حمل میکند 4 خودرو مجموعا 48 عدد موشک خواهد داشت. 48 عدد موشک با قابلیت گشتی زنی و هدف یابی خودکار که میتواند با دقت بالا 48 هدف را در یک بازه زمان کوتاه منهدم کنند. چنین ویژگی فرصتی برای پیشروی ستون های زرهی باقی نمیگذارد .تمامی این موارد را درکنار این بگذارید که خودروهای زرهی دور از محدوده خطر اقدام به شلیک میکنند و خطر زمینی آنها را تهدید نمی کند
  14. 1 پسندیده شده
    مقدمه : پست نخست این تاپیک ، برای نخستین بار در سال 1393 ، در یکی از تاپیکهای قدیمی انجمن میلیتاری ارسال شده بود ، ولی بدلیل خلاصه بودن ، یکی از دوستان انجمن ( جناب @rpg7 ) پیشنهاد دادند تا این موضوع تبدیل به تاپیک شود ، به همین دلیل پس از5 سال ، نهایتا" فرصتی دست داد تا "جغد شب پرواز " لوفت وافه HE-219 ، بطور کامل به دوستان معرفی گردد . جنگ دوم جهانی ، از یک نظر نقطه عطفی برای فناوری جهت کاربرد در حوزه نظامی بشمارمی رفت . در این میان نیروی هوایی بعنوان یک شاخه تاثیر گذار ، بیشترین تاثیر را ازتوسعه فناوری های علوم مختلف در سالهای قبل از جنگ ، دریافت نمود و به شکل خاص ، نیروی هوایی آلمان ( لوفت وافه ) پیشگام استفاده از این پیشرفتها بشمارمی آمد .بعنوان پیش معرفی ، جنگنده شب پرواز محصول شرکت هینکل با شناسه HE-219 ملقب به "جغد" که در میانه جنگ دوم جهانی به سازمان رزمی لوفت وافه ملحق شد ، بلحاظ ماهیت طراحی ، یک نمونه خاص بشمارمی رفت و به گفته مورخان نظامی ، در مقایسه با همتایان خود در جبهه متفقین از طراحی بسیار پیشرفته برخوردار می بود . هینکل -219 " جغد" این جنگنده با قابلیت پرواز در همه گونه شرایط آب و هوایی ، نوآوری های قابل توجهی از جمله رادار پیشرفته لیختن اشتاین اس ان -2 ( Lichtenstein SN-2) در فرکانس VHF بعنوان یک رادار رهگیر که همزمان در جنگنده های یونکرس-88 جی و بی اف-110 جی نیز نصب شده بود را دراختیار داشت . علاوه براین ، هینکل-219 به نخستین جنگنده ای تبدیل گردید که به مجموعه صندلی پران برای افزایش بقاء خدمه مجهز میشد ، در حالی که اولین نمونه رزمی یک هواگرد با ارابه های فرود 3 تایی نیز بشمارمی آمد . ارنست –ویلهلم مودرو در این میان ، اگرچه جغد شب پرواز لوفت وافه در تعداد محدودی تولید شد (294 فروند تا پایان جنگ درسال 1945 ) اما بدلیل ماهیت طراحی و سامانه های رزمی مورد استفاده در آن ، تاثیر بسیار قابل توجهی بر عملیاتهای شبانه ناوگان بمب افکن های شبانه متفقین ، بویژه اسکادرانهای نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا ،برجای می گذاشت . در این میان ، تکخال اسکادران های جنگنده های شب پرواز "اوهو" لوفت وافه ، ارنست –ویلهلم مودرو محسوب می شد که 33 پیروزی هوایی از 34 پیروزی هوایی خود را با این جنگنده در داگفایتهای شبانه در تاریخ هوانوردی به ثبت رساند . نمایی از وزارت هوانوردی آلمان ( RLM) ازراست : ارنست هینکل ، یوزف کامهابر و ارهارد میلش (میلچ ) روند طراحی و توسعه جغد شب پرواز آلمانی : براساس آنچه که در اسناد و مدارک نیروی هوایی آلمان و شرکت سازنده به ثبت رسیده ، روند طراحی هینکل-219 بدلیل اختلافات عمیق سیاسی میان فرمانده اسکادران های شب پرواز لوفت وافه ( یوزف کامهابر ) ، ارنست هینکل ( سرطراح شرکت هینکل ) و ارهارد میلش ( مسئول وزارت هوانوردی آلمان / RLM ) با تاخیرهای طولانی روبرو گردید ، ضمن اینکه بدلیل گران بودن بیش از حد تولید هر فروند از این جنگنده ها ، مجموعا" تولید این سری به شکل محدود صورت پذیرفت . راست : بی اف-110 جی چپ : یونکرس-88 جی بااین وصف ، زمانی که سرمهندس طراح ، رابرت لوسر ، از شرکت مسراشمیت ، به خانه اول خود ، دفتر طراحی هینکل بازگشت ، بنا به پیشنهاد رییس شرکت ، کار خود را بر روی پروژه جدیدی که "بمب افکن سریع " به شناسه P.1055 نامیده می شد ، آغاز نمود . این پروژه ، هواگرد جدیدی را می بایست به نیروی هوایی آلمان تحویل می داد که کاراکترهای خاصی نظیر کابین تحت فشار برای خدمه ، مجموعه دوتایی از صندلی های پرتاب شونده ( که برای اولین بار مورد استفاده قرار می گرفت ) و یک مجموعه سه تایی از ارابه های فرود که ارابه فرود دماغه درزمان جمع شدن ، با یک چرخش 90درجه ای به درون بدنه اصلی جمع می شد ( بدلیل محدودیت دهلیز ارابه فرود ) ، برجکهای تیربار خودکارFDSL131 (بدون نیاز به خدمه ) شبیه به آنچه که در مسراشمیت 210 تجربه شده بود ، را در خود جای می داد . طراحی انقلابی هینکل-219 ، این جنگنده شب پرواز را نسبت به همتایانش در جبهه متفقین ، به یک هواگرد متمایز مبدل نموده بود قدرت پیشرانش مجموعه این زیرسیستم ها و بدنه اصلی می بایست توسط دو دستگاه پیشرانه DB-610 تامین میشد که درآن زمان ، هنوز در دست توسعه بود ، باا ین وصف ، هرکدام از این موتورها ، قدرتی در حدود 2200 کیلووات / 2950 اسب بخار ) تولید می نمود که در ترکیب با ماهیواره فوق العاده هینکل-219 ، سرعتی در حدود 750 کیلومتر بر ساعت ( 470 مایل درساعت در یک برد 4000 کیلومتری ( 2500 مایل ) ، در حالی که چیزی در حدود 2000 کیلوگرم بار ( 4410 پاوند ) را می بایست حمل می نمود ، بدان می بخشید . . مسراشیمت ME-210 اما در کمال تعجب ، وزارت هوانوردی آلمان در اوت سال 1940 این طرح را بدلیل پیچیدگی بیش از حد که خطر پذیری پرواز با آن در مقایسه با استانداردهای سال های ابتدایی دهه چهل ، را بسیار افزایش میداد ، بسرعت رد نمود . بااین حال ، سرطراح هینکل ، (لوسر) با هدف کاهش خطر پذیری و ایجاد توازن در عملکرد این طرح ، همزمان ، 4 گونه متفاوت با وینگ اسپن ( فاصله دو سربال ) و پتانسیل انتخاب دلخواه پیشرانه را ارائه نمود که به طرح P.1056 مسلح به 4 قبضه توپ 20 م.م در زیر بال و بدنه منجرشد ، اما وزارت هوانوردی آلمان این بار نیز درسال 1941 نپذیرفت . این رد طرح ها بصورت سلسله وار ، موجبات عصبانیت شدید هینکل را فراهم آورده و به همین دلیل ، لوس را از شرکت اخراج نمود . شکل خاص ماهیواره طرح هینکل باعث شد تا ترکیب جدید ارابه های فرود 3 تایی برای آن در نظر گرفته شود علیرغم این موارد حاشیه ای و همزمان با روند طراحی P.1055 ، فرمانده اسکادران های شب پرواز لوفت وافه ( یوزف کامهابر ) بتدریج ، نیازمندی یگانهای تحت فرمانش به یک جنگنده جدید را به سرفرماندهی لوفت وافه اعلام نمود و بلافاصله پس از این اعلام نیاز ، هینکل دست به کار شد و طرح P.1055 را برای تامین نیازمندی جدید لوفت وافه در قالب طرح P.1060 مجددا" بازطراحی نمود . طرح جدید ، مشابهت های فراوانی با پروژه اولیه لوسر داشت ،اما بلحاظ ابعاد کوچکتر بود ولی از پیشرانه های قدرتمند تر خنک شونده با هوای DB-603 وی-12 معکوس استفاده می نمود . به ترتیب از راست : پیشرانه های آلمانی دایملر- بنز دی بی-610 ، دایملر- بنز دی بی- 603 و جومو-211 براساس آنچه هینکل پیش بینی نموده بود ، موتورهای مورد استفاده می بایست به یکسری رادیاتورهای حلقوی شبیه به آنچه که در هواگرد JU-88A ( پیشرانه جومو-211) مجهزمیشد ، اما نمونه مورد استفاده در طرح هینکل ، بلحاظ ظاهری ، چشمگیرتر بحساب می آمد و بعد ازچند اصلاح در طراحی فنی به شکل خاص برای هینکل-219 در خط تولید قرار گرفتند ، به طوری که نمونه های تولید شده برای هینکل 219 در هواگردهای هینکل-177 بی ( 1944-1943 ) و شش نمونه اولیه بمب افکن استراتژیک هینکل-274 با اضافه شدن توربوشارژ برای ایجاد عملکرد بهینه در ارتفاع بالا ، مورد استفاده قرار گرفتند . از راست : بمب افکن هینکل -177 و برجک اتوماتیک FDSL131 با این حال ، گونه های اولیه DB-603 بلحاظ عملکرد مطلوب در ارتفاع های بالا ، چندان خوش سابقه نبود و این برای هواگردشب پروازی که می بایست بمب افکن های دشمن را رهگیری کند ، خوشایند به نظر نمی آمد ، به همین دلیل ، شرکت دایملر ، توسعه نمونه G را در دستور کار خود قرار داد که میتوانست 1400 کیلووات قدرت را درزمان برخاست از زمین تولید کند . با توجه به این مساله ، هینکل اطمینان پیدا کرد که طرح وی توسط وزارت هوانوردی مقبول خواهد افتاد ، به همین دلیل طرح نهایی را در ژانویه 1942 به RLM ارسال نمود . اما مجددا ، طرح هینکل به نفع نمونه های جدیدی نظیر یونکرس -88 و مسراشیمت ME-210 رد شد . پی نوشت : 1- ادامه دارد .... 2-تاپیک مرتبط قصاب پرنده لوفت وافه صرفاً برای میلیتاری / مترجم MR9 
  15. 1 پسندیده شده
    تایمینگ فیلم با گزارش اون ویدئوی نیویورک تایمز کاملا می خونه . اونجا هم گفته می شه 30 ثانیه بعد از عدم ارسال سیگنال به دلایل نامعلوم، هواپیما مورد اصابت قرار می گیره . در نتیجه می شه گفت از کار افتادن سیستم های راداری هواپیما بر اثر انفجار موشک اول هست. اگر این فرضیه مورد تایید باشه باید دید چطور وقتی هنوز هواپیما در حال ارسال سیگنال بوده مورد اصابت قرار می گیره ! عدم همخونی تاریخ نمی تونه دلیل قابل قبولی برای رد کردن این فیلم باشه. چون اشتباه تنظیم کردن تاریخ اتفاق عجیبی نیست . فیلم با گزارش های مبنی بر شلیک دو موشک کاملا هماهنگ هست
  16. 1 پسندیده شده
    برای اسکی رفتن یه کمی دیر اومدی برادر! بنده در پاسخ به دوستمون Dolphin عرض کردم که نقل قول ایشون از صحبت های سردار رو قبول کردم! حرفای سردار رو ما از تلوزیون شنیدیم و برداشت من اونی بود که نوشتم اما دوستمون تذکر داد که این برداشت نادرست بود. نمیخواستم این بحث رو ادامه بدم اما تو همون لینک ایرنا که برای وزارت ارشاد دولت متبوع شما هست اگر جعل خبر نشده باشه, حداقلش اینه که سانسور حقیقت انجام شده! در کجای اون لینک ایرنا به حرف حاجی زاده اشاره شده که ما درخواست پرواز ممنوع دادیم اما قبول نکردند؟ بر اساس قانون ایجاد پرواز ممنوع بر فراز حریم هوایی کشور به مصوبه هیات دولت نیاز داره! اینو نمیشه رد کرد! حتی اگر حاجی زاده برعکسش رو بگه! یعنی از پیش باید برای پرواز ممنوع مصوبه درخواست بشه! اما یک مسئله ای هست و اون اینکه اگر فرض کنیم زمان عملیات دقیقا مشخص نیست و اینکه قصد مخفی کاری وجود داره و یهو ساعت 1 یا 2 شب عملیات انجام میشه در این موقعیت که هیات دولت در دسترس نیست که مصوبه اخذ بشه! بنابراین احتمالا ماده تبصره ای وجود داشته باشه که در چنین مواردی ستادکل یا قرارگاه پدافند هوایی بتونه نوتام موقت ایجاد کنه! حالا صبر میکنیم تا با گذشت زمان اصل قضیه روشن بشه.
  17. 1 پسندیده شده
    بخش سوم و پایانی خودروی کنترل و فرماندهی (C2) : پست فرماندهی و کنترل بر روی یک کامیون شش در شش قرار گرفته که به نظر میرسد کمی بزرگتر از نمونه های شش در شش معمولی است که ایران در گذشته برای سامانه های تلاش ، پانزده خرداد و رادارهای دفاع هوایی خود از آن استفاده نموده است . در حالی که هنوز نمای مشخصی از بخش داخلی کابین منتشر نشده ، طراحی یک خودروی اختصاصی برای پست فرماندهی و کنترل ( بر خلاف سیستم های میانبردی نظیر 15 خرداد ) نشانه ای از ظرافت ایده طراحان باور -373 است . اما در کمال تعجب ، هیچ آنتنی برروی این خودرو برای ایجاد ارتباط در بردهای بلند وجود ندارد ، هر چند این احتمال ممکن است وجود داشته باشد که ایران بر خلاف روسها که خودروی خود را در محوطه آتشبار مستقر می کند ، پست فرماندهی را در یک منطقه وسیع ، پراکنده نمایند . خودروی TEL باور-373 تصویر نخست ، منتشر شده در سال 2012 تصویر دوم ، منتشر شده در سال 2014 تغییرات در طراحی سازه کابین به وضوح قابل مشاهده است . خودروی ذوالجناح ( ده در ده ) : خودروی TEL ذوالجناح برای اولین بار در سپتامبر 2012 به نمایش گذاشته شد که به یک کابین با زاویه غیر معمول مجهز شده بود . دو سال بعد ( 2014 ) تصاویر منتشر شده از گونه جدید ذوالجناح ، نشان از یک طراحی هوشمندانه تر برای کابین داشت که جلوتر از اکسل خودرو قرار می گرفت ، در حالی که نمونه نخست این کشنده ، کابین درست در بخش فوقانی اکسل قرار داشت . برخی ناظران معتقدند که این تغییر طراحی ، احتمالا برای ایجاد فضای بیشتر برای تجهیزات اضافی ( ژنراتور و محل بار ) صورت پذیرفته است .اما مزیت اصلی این خودرو ، در حالی که محموله 30 تنی خود را بر دوش دارد ، تحرک بالا در مسیرهای خارج جاده ای است . ضمن اینکه طراحی شاسی به گونه ای صورت گرفته که حرکت سلول های پرتاب ( چهارتایی ) با طولی برابر 7.5 متر ، برای پرتاب بصورت عمودی ، براحتی صورت می گیرد . از آنجایی که سیستم پرتاب موشکها ، بصورت پرتاب گرم است ، انفجار ناشی از روشن شدن پیشرانه موشک ، ممکن است گردو غبار زیادی تولید کند ، یک سطح فلزی درست در زیر سلول های پرتاب وجود دارد که با مجهز شدن به جک های هیدرولیکی ، قابلیت باز و بسته شدن را داراست . بخش انتهایی لانچر باور-373 و سطح فلزی تعبیه شده در بخش زیرین خروجی سلول های پرتاب ( سمت راست تصویر ، قسمت تحتانی ) به احتمال بسیار زیاد ، غیر عادی ترین مورد ذوالجناح ، 5 محوره بودن آن ، که در مقایسه با اس-300 که فقط از 4 محوراستفاده می کند ، است که با معرفی اس-400 و استفاده از تریلرهای 5 محوره ، این مورد نیز چندان عجیب به نظر نمی رسد . اما مزیت 5 محوره بودن ذوالجناح در این است که اگر ایران نیاز به موشکهای بزرگتری روی این سامانه داشته باشد ، طراحی ذوالجناح ، به گونه ای است که می تواند بخوبی مورد بهینه سازی قرار گیرد . خودروی هشت در هشت "ظفر" ، سال 2014 خودروی حامل رادار هشت در هشت ظفر: خودروی هشت در هشت ظفر برای اولین بار به سال 2014 به نمایش عمومی گذاشته شد . این خودرو با توان حمل باری برابر 24 تن ، گزینه مناسبی برای تبدیل شدن به TEL بود ، اما ظاهرا تنها بدلیل طول کمتر ، درمقایسه با ذوالجناح ، این امر محقق نشد . بااین وصف ، رادارهای نصب شده روی این خودرو ، قابلیت چرخش 360 درجه را دارا بوده و با مجهز بودن به یک کابین فرماندهی در بخش انتهایی که سامانه های تهویه مطبوع نیز بدان افزوده شده ، محیط مناسبی را برای رصد دشمن فراهم آورده ، هر چند هنوز بخش داخلی آن به نمایش درنیامده است . مقایسه مشخصات باور-373 با سامانه های دفاع هوایی عملیاتی فرآیند توسعه باور-373: در فیلم منتشر شده از تستهای شلیک باور-373 ( که احتمالا جدید نباشد ) تفاوتهای بسیاری با نسخه نهایی به نمایش درآمده را میتوان جستجو نمود .بعنوان مثال ، رادارهای نمایش داده شده ، فاقد sub-arrays ، تجهیزات اضافی ، یا آنتن های IFF هستند و یا احتمالا وجود انها برای تست شلیک چندان ضرورت نداشت . پست فرماندهی ، روی زمین میان دو رادار قرار گرفته بود و خودروی برای حمل آن دیده نمیشد . موشک مورد استفاده ( صیاد -4 ) برای بهتر دیده شدن در دوربینها ، احتمالا به رنگ قرمز درآمده بود . کشنده های ذوالجناح فقط به دو سلول پرتاب مجهز شده بودند وکمی بلحاظ ارتفاع ، کوتاهتر که در جریان لحظات قبل از پرتاب ، قابل مشاهده است ، که این امر ، احتمال استفاده از صیاد-2 یا صیاد-3 را بیشتر می کند . تصویر منتشر شده از TEL ناشناخته ( مشابه نمونه اس-300 روسی ) که سالها پیش رسانه های داخلی از ان بعنوان بخشی از سامانه باور یاد می نمودند باور-373 دربرابر اهداف پنهانکار : درصورتی که فرضیه مطرح شده در خصوص استفاده موشکهای مورد استفاده در باور-373 از روشهای هدایت SAGG/TVM درست باشد ، استفاده از یک رادار کسب هدف جداگانه باند اس ، که با عنوان آرایش Bi-static مورد شناسایی قرار میگیرد برای درگیری با اهداف پنهانکار، ضروری به نظر میرسد . با این حال ، لزوما" رادار باند اس در این فرآیند مداخله نمی کند ، اما بر عملکرد کلی سامانه تاثیر گذار خواهد بود . عملکرد آرایش Bi-static بدین گونه است که گیرنده رادار را در نزدیکترین نقطه به هدف قرار می دهند تا بدان اجازه دهد تا سیگنالهای منتشر شده را بدون بازگشت به ساطع کننده سیگنال دریافت کند ، بدین ترتیب ، زمانی که گیرنده به هدف نزدیکتر میشود ، شانس بیشتری برای دریافت سیگنال ضعیف وجود خواهد داشت . این فرآیند بطور دقیق نقطه ضعف رادارهای باند ایکس است و این درست جایی است که آرایش bi-static وارد عمل میشود . مطلع الفجر -3 به احتمال زیاد ، این ایده برای بهینه کردن عملکرد رادارهای باند اس عمدتا" برای کشف هواگردهای پنهانکار در بردهای طولانی در یک همکاری متقابل با سامانه هایی نظیر معراج-4 و مطلع الفجر-3 در اولویت قرارگرفته است . پس از شلیک موشک از سلول ، مختصات هدف به سامانه INS منتقل و مستمرا" توسط دیتالینک آپدیت میشود . درصورتی که موشک به یک گیرنده SAGG دو بانده ( که توانایی دریافت امواج راداره ای باند ایکس و اس را بطور همزمان داراست ) مجهز شده باشد ، موشک با دقت افزون تری ( با اثر bi-static ) هدایت می گردد ، هرچند این فرآیند ضرورتی ندارد ، اما عملکرد سامانه بهینه تر خواهد شد . در این میان ، به دلیل اینکه رادار های باند اس به اندازه کافی تضمین کننده درصد بالای شکار هدف نیستند ، حضور رادارهای باند ایکس ، ضرورت پیدا می کند ، اما همانطور که بررسی شد ، این رادارها در برابر اهداف پنهانکار چندان کارایی ندارند و در شرایط عادی ، قابلیت شناسایی را داشته ، اما توانایی ردگیری و هدایت موشک بسمت هدف را در اختیار ندارند . بنابراین ، تا قبل از فاز ترمینال ، موشک توسط رادار باند اس هدایت شده و در فاصله 10-15 کیلومتری هدف ، موشک روی هدایت رادار باند ایکس منطبق می شود . در فاصله 5 کیلومتری ، گیرنده رادار هدف را روشن کرده ، بدون آنکه نیازی به دریافت سیگنال توسط رادار باند ایکس باشد . به همین دلیل ، شناسه بامسمای " روشن سازی کور " نیز به جای مفهوم bi-static نیز مورد استفاده قرار می گیرد که در اینجا منظور از " کور" ، رادار باند ایکس خواهد بود . به این ترتیب ، در فاصله 5 کیلومتری ، موشک هدف را شناسایی و ان را به شکل دقیق از میان می برد . نتیجه گیری : باور-373 یک سامانه دفاع هوایی پیشرفته بشمارمی آید که به نظر میرسد متخصصین ایرانی در تلاش بوده اند تا فناوری بومی مشخصی را برای خنثی نمودن قابلیتهای پنهانکاری دشمن به شکل عملی مورد استفاده قرار دهند . این سیستم ، بلحاظ چیدمانی و نحوه عملکرد ، مشابهت های فراوانی با اس-300 روسی داشته ،اما برای برآورده نمودن نیازهای خاص ایران ، طراحی و نمونه سازی شده است . این مساله به ایرانی ها اجازه می دهد تا براحتی سامانه را براساس تهدیدات موجود ، ارتقاء داده و ان را با کمترین هزینه درشبکه دفاع هوایی موجود ادغام نمایند . با توجه به این مساله ، قدم بعدی برای صنعت دفاعی ایران ، تولید و استقرار انبوه باور-373 خواهد بود . مشخصات فنی : حداکثر برد کشف هدف : 320 کیلومتر حداکثر برد ردیابی هدف : 260 کیلومتر حداکثر برد ردگیری : 200 کیلومتر حداکثر ارتفاع درگیری : 27 کیلومتر حداکثر اهداف قابل شناسایی بطور همزمان : 300 هدف حداکثر اهداف قابل ردگیری بطور همزمان : 60 هدف حداکثر اهداف قابل درگیری بطور همزمان : 6 هدف حداکثر موشکهای قابل هدایت بصورت همزمان : 12 موشک حداکثر تعداد موشکها در هر آتشبار : 24 تیر موشک منابع : 1- منبع شماره یک 2- SEAD .take a look at the past 3- Surface - based air defense system analysis.1992 پی نوشت : 1- بدلیل اینکه این تاپیک دومین تجربه شخصی در برگردان یک متن تخصصی در حوزه پدافند هوایی است ، ممکن است در ترجمه برخی اصطلاحات ، کاستی هایی وجود داشته باشد ، طبیعتا از دوستان فاضل و دانشمند انتظار میرود تا در بهینه شدن متن کمک لازمه را نمایند. 2- تشکر فراوان از دو دوست عزیز جناب amirhosaingh و remo بابت کمک در برگردان واژه های تخصصی متن 3- استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی در انجمن میلیتاری ، براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی " منوط به ذکر دقیق منبع است . امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری ) بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند . برگردان به پارسی ، اختصاصی برای بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ( MILITARY.IR) مترجم : MR9
  18. 1 پسندیده شده
    برای یک پهپاد یمب افکن جت خیلی روش جالب و خوبیه. به نظرم میشه روش کار کرد و برای غافلگیری و ضمنا استفاده تاکتیکی گسترده خیلی عالی به نظر میرسه. اگر بشه کاری برای فرود در شرایط سخت هم براش انجام داد و بشه همون خدمه وانت بتونند سرویس و آماده پروازش کنند، با برد ۳۰۰ کیلومتری سلاح بسیار قابلی خواهد بود. البته هنوز کار داره. به نظرم بالها باید قابل تا شدن و کل سیستم امکان اختفای مناسب پبدا کنه و نیاز به مسیر خیلی صاف هم نباشه ویرایش: بعد از نوشتن این متن پست ذیل را در پاک دیفنس دیدم. خیلی جالبه https://defence.pk/pdf/threads/iranian-ucavs-exercising-combat-missions-in-persian-gulf.607932/page-5#post-11288872
  19. 1 پسندیده شده
    ممنون از نظرات آقا ساشاي عزيز. همچنين از پرسپوليس عزيز كه متأسفانه اينقدر مطلبشون طولاني بود كه حتي اگه زبون مادري‌ام هم انگليسي بود، نمي‌شد حالا حالاها اين متن رو تموم كرد (هرچي اسكرول مي‌خورد، مگه تموم مي‌شد icon_frown ). ------------------------------------------------- همچنين ممنون از نظرات دوست خوبم guderian. مي‌شه گفت تقريباً با همه‌ي حرف‌هاي شما موافقم. مسلماً توازن قدرت، بحثي است كه تنها ابرقدرت‌ها، براي حفظ و بقاي بيشتر حكومت ننگين خودشون بوجود ميارن! اين امر، تنها به يك منظور بوده! اگه ابرقدرت‌ها بخوان قدرتشون رو عليه همديگه به كار بگيرن، همه‌شون دير يا زود نابود مي‌شن و جاي خودشون رو به ديگر كشورها مي‌دن. به همين دليل هم هست كه همواره سعي كردن در كنار هم، هرچقدر هم كه دشمن خوني هم باشن، با صلح و صفا زندگي كنن! درست مثل امريكا و شوروي كه در زمان جنگ سرد، تنها كشورهايي كه از اين نبرد آسيب نديدن، خود امريكا و شوروي بود!! متأسفانه، همون‌طور كه شما هم فرمودين، قدرت بسيار وسوسه كننده هست! شايد چه‌گوارا، بيشتر يه ديوانه بود! چرا كه كسي بود كه قدرت رو رها كرد و رفت تو كنگو و بوليوي، براي آزادي ساير ملل جنگيد و آخر سر هم جونش رو در اين راه فدا كرد! وجود همچين آدمي، تو همچين قرني، شايد بشه گفت بيشتر شبيه به يه معجزه بوده! ولي حداقل با اين كارش، تبديل به افسانه‌اي شد كه نشون داد انسان‌ها، مي‌تونن انسان باقي بمونن! فقط بايد خودشون بخوان! درمورد حزب نازي، شما صحيح مي‌فرمايين. اما تشكيل حزب نازي رو بايد در دو برهه‌ي زماني ملاحظه بفرمايين. اولي‌اش، قبل از كودتاي نافرجام هيتلر و زنداني شدن و غيرقانوني شدن فعاليت‌هاي حزب نازي بود و دومي، بعد از تلاش مجدد هيتلر و قول به صدر اعظم و رئيس جمهور آلمان، مبني بر صلح‌آميز و صادقانه شدن رفتارهاي حزب نازي! اما در كل، تندروي‌هاي حزب نازي، به مزاق اون موقع ملت آلمان، خيلي خوش ميومد. دليلش هم اين بود كه خيال مي‌كردن كه اين حزب، دوباره داره حيثيت لكه‌دار شده‌ي آلماني، پس از جنگ جهاني رو دوباره زنده مي‌كنه و آبروي ملت آلمان هست. شايد اگه جنگ‌ دوم جهاني رخ نمي‌داد، آلماني‌ها خيلي زود متوجه مي‌شدن كه ناسيوناليسم شديد و سعي در اعاده‌ي حيثيت، به تنهايي براي كشورداري كافي نيست! تمام تلاش هيتلر براي تصاحب صندلي‌هاي رايشتاگ توسط اعضاي حزب نازي هم دقيقاً امري بود كه در سال 1933 (اواخر‌) و 1934 اتفاق افتاد! يعني كسب تمام قدرت توسط هيتلر و كنترل تمام امور. ملت آلمان، خودشون حزب نازي رو پذيرفتن. خودشون بزرگش كردن و متأسفانه دود فعاليت‌هاي اين حزب هم نهايتاً تو چشم خودشون رفت! اما اشاره‌هاي بسيار خوبي به روچليدها كردين. همچنين به خاندان چرچيل (گويي كه فقط وينستون‌شون رو گفتين. ولي قضيه خيلي عميق‌تر از اين حرفاس). درمورد تشكيل اسرائيل هم دقيقاً درست فرمودين و اصلاً‌ پنتاگرام آنگوساكسون، براي تبديل به آنگلوزاينس، نياز به يه محور تقارن داشت و سرزمين فلسطين هم دقيقاً به همين دليل مدنظر بود. اما بحثي كه بنده داشتم، درمورد حمايت مالي يهوديان از آلمان، مبني بر مدارك هست. دليل اون امر هم كاملاً مشخص هست. در اون زمان، درست مثل جنگ اول جهاني، پيكان حملات آلمان، به طرف روسيه تزاري بود. اگه ليست 32 نفره‌ي رهبران انقلاب بلشويكي روسيه رو يه بار ملاحظه بفرمايين (در پست بعدي‌ام قرارش مي‌دم)، مي‌بينين كه به جز لنين، بقيه‌شون يهودي بودن و اصل حاميان مالي اين انقلاب هم بانكدار بزرگ يهودي امريكا (بزرگترين تا سال 1904) بوده. هدف يهودي‌هاي حامي دولت آلمان، نابودي سرزمين روسيه (و به قدرت رسيدن دولت حامي يهودي در اونجا كه به لطف بلشويك‌ها محقق مي‌شد) بود. اگه هم دقت كرده باشين، زمان قرارداد بالفور، درست چند روز پس از به قدرت رسيدن بلشويك‌ها بود و جالب اينكه لنين، پس از به قدرت رسيدن، تمامي تلاشش رو كرد كه با آلمان به صلح برسه و حتي يه قرارداد وحشتناك، چيزي شبيه به قرارداد ورساي، براي صلح پذيرفت!!! در اينكه خاندان‌هاي يهودي - انگليسي، همواره بازي دهنده‌ي دنيا بوده و هستن، كمترين شكي نيست. اگه هم بنده گفتم حمايت يهودي‌ها از آلمان، چون در اون برهه، اين اتفاق افتاده بود. قصد من هم ريشه‌يابي مسئله نبود! والا اصل ماجرا در اصل چيز ديگه‌اي بود!
  20. 1 پسندیده شده
    دوست من شما به دل نگير وقتي مشتي فرومايه تاريخ ايران را هم عوض كردن ديگه در مورد آلمان كه معلومه icon_frown
  21. 1 پسندیده شده
    دوست عزيزم، reichmarshal . دليل اصلي جنگ با ايران، همين بود. بايد جلوي انقلاب ايران گرفته مي‌شد. اما انقلاب ايران، به چه دليل بايد سركوب مي‌شد؟ غرب، يكبار تجربه‌ي نفوذ كمونيسم و اشاعه‌ي اون توسط بلشويك‌ها رو داشت و مطمئن بود كه درصورت نفوذ نظريات انقلابي ناب به كشورها، اوضاعي صد برابر بدتر از اغتشاشات كمونيستي، در انتظار دولت‌ها بود! اما انقلاب ايران، شباهتي به رفتار هيتلر نداشت! ايران، كشوري رو اشغال نكرد! ايران به سرزميني چشم ندوخت! ايران، هر كاري كه كرد، در داخل انجام داد. ولي هيتلر، شروع به اشغال كشورهاي ديگه كرد. براي جنگ با ايران، هيچ بهانه‌ي صحيحي وجود نداشت. تنها براي حفظ حكومتشون مجبور بودن در برابر ايران بايستن. اما هيتلر، نظم جهاني رو بهم مي‌زد. هيتلر توازن قدرت رو بهم مي‌زد. هيتلر با اشغال پشت سر هم كشورها، فقط داشت موقعيت ابرقدرت‌ها رو بهم مي‌زد. هيتلر داشت با قدرتمندتر شدن، نابودي اون‌ها رو پيش مي‌كشوند و اين شرايط، خيلي با يه انقلاب ساده‌ي درون كشوري فرق مي‌كرد! اين دو، اصلاً قابل مقايسه نيستن كه بخواين اونا رو در كنار هم بيارين، حتي به عنوان مثال. دوست عزيزم. من حرف شما رو درمورد مشكل داشتن منابعم مي‌پذيرم. ولي شما بفرمايين كه كدوم يكي از اون مطالبي كه بنده عرض كردم، حقيقتاً اتفاق نيافتاد و از خودم و يا منبعي جعلي اون‌ها رو نوشتم. اگه بتونين اين مسئله رو بفرمايين، بنده ممنون مي‌شم. اما درمورد بي‌طرفي و سپس توجيه اعمال اجدادمون صحبت فرمودين. مي‌خوام بپرسم به عنوان يه انسان آزاده، آيا موافق اشغال هستين؟ من متأسفانه سر اين قضيه، خيلي مشكل دارم! من به همون اندازه كه به دليل اشغال كشورهاي ديگه، از اشغال‌گراني چون امريكا و شوروي و انگليس متنفر هستم، از پادشاهان گذشته هم به دليل اشغال، متنفر بوده و هستم! اين هم برام فرقي نمي‌كنه كه اون پادشاه، آغا محمد خان و نادرشاه باشن يا كورش و داريوش و خشاريارشا و امثالهم! اشغال، يك معني بيشتر نداره و از نظر من، دليل نمي‌شه كه ما، اشغال‌هاي خودمون رو با ناسيوناليسم و غيرت ميهني، توجيه كنيم و كارهاي ديگرون رو تقبيح!! اگه حقيقتاً لذت مي‌برين كه امروزه امريكا به زور مياد عراق رو مي‌گيره، افغانستان رو مي‌گيره، ويتنام و كره رو نابود مي‌كنه، پاناما رو مي‌گيره! اگه خيلي خوشحال مي‌شين كه امريكا، چطور با صحنه‌سازي، كوبا رو از اشغال اسپانيا درمياره و خودش اشغالش مي‌كنه! اگه حقيقتاً از لشكركشي‌ها و اشغال‌هاي قرون متمادي انگليسي‌ها خوشحال مي‌شين! اگه از اشغال كشورها توسط چنگيز و تيمور حمايت مي‌كنين، بايد از اشغال كشورها توسط ايراني‌ها هم شاد بشين! بايد خوشحال بشين كه ما زمان كمبوجيه، مصر رو گرفتيم. زمان كورش، پس از شكست دادن پادشاه مغرور ليدي، اون‌جا رو از آن خودمون كرديم! بابل رو گرفتيم. در زمان خشايارشا، آتن رو آتش زديم! بله. اگه مبنا، قدرت نظامي و توان ابرقدرت‌ها باشه، اين مسائل هم حقيقتاً غرورآفرين هست! ولي من نه به عنوان يه ايراني، كه به عنوان يه انسان كه معتقدم خدا، انسان‌ها رو يكسان آفريد و بر هيچ كدوم برتري قرار نداد، همون‌طور كه پيامبران الهي هم گفتن و همون‌طور كه در قرآن، انجيل و تورات (تحريف نشده) اومده، به اين اعتقاد دارم كه قدرت نظامي، توجيهي براي اشغال، كشتار و قتل و غارت نيست! شايد شما الان بفرمايين كه «نه. ما هرجا رو كه گرفتيم، فقط ملتشون رو آزاد كرديم. كسي رو نكشتيم. كسي رو به اسارت نگرفتيم و چنين و چنان». ولي اين مسائل رو همه‌ي كشورها، تو تاريخشون آوردن و چه يوناني‌ها، چه رومي‌ها، چه فرانك‌ها و ژرمن‌ها و چه امريكايي‌هاي فعلي، هرجايي رو كه حمله مي‌كنن و مي‌گيرن، ادعا مي‌كنن كه اون‌جا رو از شر يه پادشاه ظالم نجات دادن و آزادي رو آوردن و كار بدي نكردن و همه‌اش خوبي و نيكي بوده! اگه بچه‌ي من، تاريخ امريكايي‌ها رو بخونه، خيال مي‌كنه كه اون‌ها، سپاه فرشتگان الهي بودن!! بله دوست عزيزم. نقطه‌ي متفاوت نظريات بنده و شما، دقيقاً همين‌جاست. بنده نه به اسم غرور ميهني، نه به اسم تعصب به آب و خاك و نه به هيچ اسم ديگه‌اي، از اشغال حمايت نمي‌كنم! اگه امروز، ايران بريزه و عراق رو بگيره، اولين مخالفت رو از زبون بنده خواهين شنيد! من، بي‌طرف نيستم و همواره از ايراني‌ها حمايت كردم. ولي نه در مواردي كه براي حمايت، بايد چشمم رو روي حقيقت ببندم و عليه آرماني كه دارم، سخن برونم، به خاطر اين كه اين كار رو يه ايراني انجام داده نه يه امريكايي! ------------------------------------------------ اما خدمت guderian عزيز (كه قبلاً توفيق بحث باهاشون رو در تاپيكي ديگه، به شكلي نه چندان مسالمت‌آميز icon_frown داشتم) بايد عرض كنم كه : طبيعت انسان، قدرت‌طلب هست. صحيح. طبيعت حيوان هم دقيقاً همين هست. چيزي كه مرز بين انسان و حيوان هست، قدرت تعقلش هست! در جنگل، قانون بقاء اين رو حكم مي‌كنه كه قوي‌تر ها مي‌مونن و ضعيف‌ترها مي‌ميرن. اما آيا براي انسان‌ها هم همين بوده؟ پيامبران الهي، همه‌شون گفتن كه انسان‌ها با هم مساويند. همه تأكيد داشتن كه انسان‌ها، چه فقير و چه غني، چه توانا و چه ناتوان، چه صحيح و سالم و چه عليل و ذليل، چه سفيد و چه سياه، همگي بندگان خدا هستن و به يه اندازه پيش خدا ارج و قرب دارن. اين تقواشون هست كه اونا رو متمايز مي‌كنه! پس اين، نظر و جهت‌گيري خداوند در اين مسئله بوده. اما دولت‌ها چي؟ از همون ابتداي تاريخ، دولت‌ها، از خوي حيواني‌شون بهره‌مند بودن. از اين خو استفاده كردن. از همون ابتدا، بحث‌هاي تبعيض نژادي مطرح بوده. هر تمدني، خودش رو برتر و بقيه رو پست‌تر دونست. همين مسائل، هميشه باعث جنگ و خونريزي بوده! هنوز هم كه هنوزه، با گذشت قرن‌ها و هزاره‌ها، اين تفكرات جاي خودش رو به تفكر ديگه‌اي نداده! مي‌بينيم كه هيتلر، درست به مانند يك حيوان، بحث برتري نژاد آريايي رو مي‌كنه و حتي به معلولين كشورش هم رحم نمي‌كنه؛ فقط به اين دليل كه اونا نژادشون ناقصه و معيوبن و چنين و چنان!! آيا اين، عين حيوانيت نيست؟!! آيا اينكه ما، خون همديگه رو بريزيم به اين دليل كه فكر مي‌كنيم نژاد برتريم، منطقيه؟ آيا امريكا و شوروي و انگليس و آلمان، به اين دليل كه احساس كردن چون قوي‌ترن، حق كشتار ملت ها رو دارن، انساني رفتار كردن؟ يا منطقي؟‌ عقلاني؟ آيا اين دليل مي‌شه كه ما اينهمه جنايات رو به اسم اينكه تو ذات بشر بوده، عادي جلوه بديم؟ نه دوست من. بحث به اين سادگي‌ها هم نيست! شايد امروزه آمريكا B-2هايي داره كه مي‌تونه ده‌ها تن بمب رو در كسري از دقيقه، روي سر ملت بيگناه خالي كنه و همه رو نابود كنه! اما اين قدرت، برتري نيست! اين قدرت، نهايت حيوانيت يه كشور رو نشون مي‌ده! نه خوي اون! چون خدا، در كنار خوي و غرايز حيواني، تعقل رو قرار داد! اگه مسائل ج_ن*س.ي رو براي انسان در نظر گرفت، در كنار اون، كنترلش رو هم به انسان آموخت و راه تخليه‌ي اون رو هم بهش ياد داد! حالا اگه يه سري انسان، درست به مانند حيوانات ازش بهره مي‌برن، آيا اين توجيه‌پذيره كه بگيم اون از غرايز خدادادي‌شون دارن استفاده مي‌كنن؟؟!! درمورد سوء استفاده‌ي قدرت‌ها از دستورات الهي، بنده هم با شما موافقم. اين‌جا هم جاي بحثش نيست. اما درمورد دليل تشكيل حزب نازي و كارهايي كه كرده، بهتره اينقدر زود قضاوت نفرمايين. اونقدر اتفاقات پشت پرده در اين قضيه دست داشته و دارن كه شايد حتي در مخيله‌ي من و شما هم نگنجه. اگه عمري باقي بود، ان شاء الله به زودي يه سري از اين مسائل رو خواهم نوشت. اما دوست عزيزم. كي گفته كه يهودي‌ها در جنگ جهاني اول، حاميان مالي متفقين بودن؟ مي‌شه بفرمايين اگه اينطور بوده، پس معني قرارداد بالفور چي بوده؟‌ ظاهراً شما تاريخ رو اشتباه مطالعه فرمودين! در سال 1917، درست چند روز پس از انقلاب بلشويكي روسيه، اين قرارداد، در پشت يك مارك امضاء مي‌شه و طي اون، يهودي‌ها، حمايت مالي‌شون از آلمان رو برمي‌دارن و امريكا رو به عنوان متحد متفقين، وارد جنگ جهاني مي‌كنن! همين مسأله باعث مي‌شه كه طي كمتر از يك سال، آلمان پيروز و پيشتاز جنگ، نابود بشه و علت كينه‌ي آلماني‌ها از يهودي‌ها هم به ظاهر، دقيقاً همين مسأله بود؛ يعني خيانت يهودي‌ها! يهودي‌هايي كه سه سال، حمايت مالي آلماني‌ها رو به عهده داشتن!! خنده داره كه تا وقتي كه به نفعشون بوده، حمايت كردن، بعد از اينكه اين حمايت رو برداشتن، اونا رو پست و دشمن خودشون تلقي كردن! (گويي كه سر اين قضيه هم مطلب پشت پرده خيلي زياده!!). شايد بشه اشغال برخي از شهرهاي كشور آلمان (نه اتريش، چك و لهستان)، توسط نازي‌ها رو منطقي دونست. بالاخره اين كشور، بايد انرژي درونش تا حتي تخليه مي‌شد. اما پس از اون، اين اقدام‌ها، هيچ‌كدوم منطقي نبودن و هيچ منطقي هم قابليت اثباتشون رو نداره! همون‌طور كه در بالا هم عرض كردم، انگليس و فرانسه هم شياطين زمان بودن؛ نه فرشتگان! اون‌ها هم براي منافع خودشون اقدام كردن، همون‌طور كه آلمان و امريكا و ژاپن كردن! اين وسط، ما داريم سر مسئله‌اي با هم بحث مي‌كنيم كه به هيچ‌وجه، نفع يا ضرري براي ما نداشته! چرا!! ضرر اين جنگ، بلايي بود كه سر مردم‌مون اومد! اما هيچ‌كدوم از دو طرف جنگ، قابل دفاع كردن نيستن! نه تنها قابل نيستن، بلكه حتي ارزش دفاع كردن رو هم ندارن! همون‌طور كه چند بار عرض كردم، متفقين، جناياتشون، كمتر از نازي‌ها نبود!! دو طرف اين مناقشه‌، جنايتكار بودن و هر دو جناح، قاتلين مردم خويش، كشورهاي اطراف و حتي بي‌طرف بودن!!
  22. -1 پسندیده شده
    پرواز وانتی((((: عجب اصطلاحی!!! اینو باید تو جدیدترین و مهم‌ترین کتب نظامی به عنوان یکی از برترین متد حمله‌/دفاع نامتقارن بیفزایند و آموزشش بدن. فرض کن وسط جنگ (البته خدا نکنه) یکی پشت بیسیم داد بزنه؛ حاجی پس این پروازای وانتی چی شد؟ (و فرض رو بر این بگیرید که مکالماتمون شنود میشن) بعد از این جمله نصف نیروهای متخاصم از خنده جان به جان افرین تسلیم می‌کنن.
  23. -1 پسندیده شده
    ما هرچقدر انتظار داریم دوستان میلیتاری ذره ای فقط سرچ کردن رو در دستور کار قرار بدن، باز شاهد چنین اظهار نظرات عجیبی هستیم. گویی یکی از افعال حرام در ایران، بررسی کردن یک ادعاست! قبل از بافتن فرضیه های توطئه!!! دو فیلم از منابع خودی برای دوستان : اول مشرق که فیلم کامل سخنرانی سردار رو گذاشته! https://www.mashreghnews.ir/news/1030084/فیلم-کامل-نشست-خبری-سردار-حاجی-زاده-درباره-سقوط-هواپیمای-مسافربری به دقیقه 12:50 مراجعه بفرمایند دوستان تا ببینند جعل توسط دولتی ها صورت پذیرفته یا کسانی که جز خواندن فارس و کیهان و حفظ کردن توجیهات ایشان و بافتن فرضیه های توطئه، امری دیگری بلد نیستند. لینک دوم رو از شبکه خبر می ذارم خدمت دوستان : https://www.irinn.ir/fa/news/760304/سردار-حاجی-زاده-همه-مسئولیت-حادثه-را-می-پذیریم-ویدئو-کامل عین متن مندرج : ان شاءالله مشرق نیوز و شبکه خبر و ایضاً شخص سردار حاجی زاده هم جزو تحریف کنندگان دولت نباشن!!!! ---------------------------------------------------------------- باشد که دوستان، اگر قصد و غرضی دارن، توجیه کردن و فرضیه توطئه بافتن رو به صورت اصولی تری یاد بگیرن و چیزی که هست رو حداقل تکذیب نفرماین و اگر هم به اشتباه چنین می کنن، سرچ کردن و بررسی کردن رو قبل از تهمت زدن یاد بگیرن. اینطور باعث انحراف فکری دوستانی نظیر @bidar هم نمی شن که به اعتبار شناخت شون از دوستان میلیتاری، به قضاوت غلط بیافتن. ============================================ ان شاءالله روزی شاهد باشیم که این بازی های سیاسی خاتمه پیدا کرده و دوستان قدری براساس واقعیات گام بردارن.
  24. -1 پسندیده شده
    با تشکر از پاسخ شما؛ فارغ از ادبیات نامناسبی که بکار بردید (و به نظر رعایت ادب و قوانین و مقررات فوروم از طرف یکی از مدیران ارشد سابق شایسته و بایسته تر است)؛ من ندیدم که شما ردیه ای بر فرضیه توطئه خویش آورده باشید. اگر منظور از قبول، قبول تلویحی فرمایش دوستمان بود با عبارت کلی «من نقل قول شما رو می پذیرم.» که باید گفت نه مشخص است داستان چیست و کجای داستان را پذیرفتید و نه از نظرتن برگشتید و بابت قضاوت نامناسب تان عذرخواهی فرمودید و نه فرضیه تان را اصلاح فرمودید. به عبارت دیگر خیلی زیر سبیلی از کل ماجرا عبور فرمودید و الان هم در برابر این پاسخ که با مستدات ارائه شده است، به این مدل پاسخ می فرمایید و داستان جدیدی را مطرح می فرمایید تا اثر قضاوت غلط قبلی شما پاک شود که این هم چندان منطقی نیست. اما اینکه به هر دری می زنید تا نفسانیت سیاسی خود را کمی آرام کنید و بهانه جدیدی پیدا کردید که بخواهید دوباره شبهه ای بیافکنید و می فرمایید : باید عرض شود که دقیقاً عین نقل قول مندرج در سایت مذکور (که باز انطباق داره با فرمایشات سردار حاجی زاده) رو براتون نقل قول می کنم. باشد که قدری انصاف هم ضمیمه فرمایشاتتان شود. حالا اگر در صحبت های سردار شما چیز دیگری (به خیال خود) شنیده اید که در اینجا به شکلی دیگر بیان شده بفرمایید. ولی به نظر این هم در راستای همان تعجیل جنابعالی در «درست نشنیدن کلام» (که این بار کلام سردار بوده) و اشتیاق زاید الوصف در سیاسی کردن هر امری بوده است که امید است این رویه مورد اصلاح قرار بگیرد. درخصوص اینکه چه کسی می بایست نوتام را می فرستاد و اینکه فرستاد یا نفرستاد، یا دلیل چه بوده و چه کسی مسئول هم طبیعتاً بنده صاحب نظر نیستم و قضاوتی هم نمی کنم. قطعاً دلایل آن و نیز مسئولین آن مشخص خواهند شد. البته اگر هدف، بررسی عادلانه و منطقی علل رخداد این جنایت (ولو ناخواسته) باشد و نه لاپوشانی آن (به سان تلاش شبانه روزی ایشان در سه روز پس از حادثه برای سرپوش گذاشتن بر آن).
  25. -1 پسندیده شده
    یک موضوع جانبی و جالب اینکه ما حدود 700 میلیون دادیم سامانه تور و تا به امروز یه تامکت یه فانتوم و 737-800 رو با موفقیت سرنگون کرده که اگه دیه غرامت هرچی که اسمشو بذاریم مسافران 737 و هزینه های انجام شده برای آموزش خلبانان رو حساب کنیم شاید بشه گفت حدود 1.3 میلیارد دلار از جیب رفته و عملا هیچی به دست نیومده شکست ... دوستان کسی لیستی از ناموفق ترین خرید های تاریخ میلیتاریسم داره؟ درس گرفتن هم که کلا توی کار ایرانی جماعت نیست نمیدونم این همه کتاب تاریخ رو برای کی مینویسن؟