برترین های انجمن

  1. MR9

    MR9

    Forum Admins


    • امتیاز

      542

    • تعداد محتوا

      4,762


  2. arminheidari

    • امتیاز

      271

    • تعداد محتوا

      5,472


  3. HRA

    HRA

    Editorial Board


    • امتیاز

      254

    • تعداد محتوا

      215


  4. aminor

    aminor

    VIP


    • امتیاز

      247

    • تعداد محتوا

      2,233



ارسال های محبوب

مشاهده بیشترین محتوای مورد پسند کاربران از سه شنبه, 6 فروردین 1398 در همه مناطق

  1. 22 پسندیده شده
    در حاشیه بحث امداد رسانی سپاه به مناطق سیل زده و قرارگرفتن احتمالی این نهاد رسمی نظامی کشور در فهرست سازمان های خاص در طول حیات طیبه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ، یونیفرم پرسنل این نهاد ، یا آغشته به "خون" بوده یا آغشته به " خاک " پاسدارها از یونیفرم خودشان ، خوب مراقبت نمی کنند !!!!! پی نوشت : 1- در جنگ رسانه ای مقابل دشمن ، گل به خودی نزنیم لطفا"!!!!!!! 2- عطف به این پست که مخاطب متوجه شود ، میلیتاری دیگر محلی برای جناح بندی ها سیاسی نیست
  2. 21 پسندیده شده
    آمادگی رزمی سامانه های رزمی اس-300 سوری !!! مزیتها و چالش ها بخش دوم و پایانی پنجم – با درنظر داشتن این فرض که نیروی دفاع هوایی سوریه قابلیت اداره مستقل اس-300 را بدست آورده ، اما ورود این سامانه ها به عملیات رزمی به احتمال بسیار زیاد به مجوز مسکو نیازمند است . طبیعتا" روسها نیز خطر درگیری مستقیم با دو نیروی هوایی پیشرفته منطقه را با سیستم های محدود موجود خود در سوریه قبول نخواهد کرد ، ضمن اینکه ورود اس-300 سوری به چرخه رزمی ، به معنای امنیت بیشتر برای واحدهای ایرانی مستقر در سوریه است که شاخ به شاخ با IDF قرار دارند . ششم - سامانه های پدافندی روسی ، رکورد بی نظیری در هدف قراردادن عمدی یا غیر عمدی اهداف غیر نظامی را در کارنامه خود به ثبت رسانده اند . این سابقه ناگوار شامل انهدام پرواز MH17 خطوط هوایی مالزی توسط جدایی طلبان تحت حمایت روسیه در کریمه و انهدام هواگرد شناسایی IL-20 در نزدیکی لاذقیه ( با فاکتور گرفتن دخالت عمدی نیروی هوایی اسراییل ) میشود و مسکو نیز برای کاهش این سابقه ، اقدامات احتیاطی لازم را در نظر گرفت است . هفتم – شبکه دفاع هوایی سوریه ، در حال حاضر حداقل 3 آتشبار سام -22 ( پانسیر ) و حداقل یک رادار درگیری سام-5 خود را درجریان حملات فشرده IAF از دست داده واین ماموریتهای محوله به شبکه دفاع هوایی این کشور را برای دفاع از موقعیتهای حساس ( کاخ ریاست جمهوری ، فرودگاه دمشق ، انبارهای مهمات و ... ) بسیار مشکل نموده است . این درحالی است که نیروی هوایی اسراییل به لطف آموزش برتر و استفاده از مهمات دورایستای هدایت دقیق ، ضربات کاری مهمی را به سوری ها وارد کرده است . هشتم – با وجود همکاری های دوجانبه میان ایران ، سوریه و روسیه ، کشورهای نامبرده ، فاقد موافقت نامه های دو جانبه نظامی در سوریه هستند و بالتبع روسها هیچ تعهدی مبنی بر حفاظت از ساختارها و دارایی های جمهوری اسلامی در سوریه ندارد . در واقع ، کرملین به سختی عملیاتهای نیروی هوایی اسراییل را در سوریه تحمل نموده ، اما مقامات ایرانی از این مساله بسیار خشمگین هستند که چرا این سامانه ها برای دفاع از ایرانی ها وارد عمل نمیشوند ، تا جایی که حشمت ا... فلاحت پیشه ( رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس ) روسیه را بدلیل عدم استفاده از سیستم های جدید دفاعی در جریان حملات 20ژانویه 2019 بشدت محکوم نموده است . علیرغم خشم مقامات ایرانی ، خطوط قرمز روسها ، صرفا به دفاع از دارایی های نظامی خود محدود میشود و شبکه دفاع هوایی سوریه نیز عموما" با هدف دفاع از ثبات حاکمیت اسد وارد عمل شده و خواهد شد . طبیعتا" انتقال اس-300 به سوریه ، بیشتر برای افزایش برد بازدارندگی روسها و نه ایجاد یک چتر دفاعی برای واحدهای ایرانی صورت پذیرفته است . درنتیجه میتوان چنین تحلیل نمود که روسیه ، خواستار شفافیت و روابط غیر رسمی بهتر با اسراییل بخصوص در حوزه سوریه است . با توجه به روند وقایع ، به نظر می رسد که رویکرد روسیه موفق شده است ، تا جایی که در جریان ملاقات بین نتانیاهو و پوتین ، نخست وزیر رژیم عبری اطلاعاتی محرمانه ای را در خصوص اهداف سپاه پاسداران در سوریه و جولان اشغالی به روسیه انتقال داده ، در حالی که پوتین به وی اطمینان داده که اس-300 های تحویلی صدمه ای به IAF وارد نخواهد آورد . نهم – از آنجایی که حال حاضر ( مارس 2019) هیچ شناختی از ماهیت و شکل استفاده از سامانه اس-300 در دمشق ، وجود ندارد ، هنوز کریدورهای پروازی مورد استفاده IAF با خطر چندانی مواجه نشده ، بااین وصف ، موشکهای تحویلی به سوریه ( شامل گونه 48N6E2) که بطور خاص برای انهدام هواپیماها و موشکهای بالستیک طراحی شده ) در صورت شلیک از موقعیت استقرار فعلی ، دربرابر اهداف متخاصم عبری ، بویژه زمانی که جتهای عبری در ارتفاع بسیار کم وارد محدوده هدف خود میشوند یا اینکه کاربرد مهمات دور ایستا در دستور کار این نیرو است ، به تقریب از کارایی لازم برخوردار نخواهد بود . اما برخی از ناظران نظامی براین اعتقاد قراردارند که درصورتی که سپاه پاسداران ، قصد ایجاد زیرساختهای تولید و ذخیره موشکهای بالستیک فوق دقیق خود را در نزدیکی استقرار اس-300 های سوری داشته باشند ( استان حماء) در آن زمان ، IAF با مشکلات نظامی و سیاسی به مراتب سخت تری برای حمله به انها مواجه خواهد بود ، بویژه اینکه فرمانده سپاه قدس (سردار سرلشکر پاسدار قاسم سلیمانی ) اشراف کاملی بر صحنه نبرد سوریه دارد و استقرار دپوهای موشکی ایران در نزدیکی سامانه های سوری ، به عمد صورت پذیرفته است . در چنین وضعیتی ، اسراییل بالاجبار می بایست هماهنگی های بیشتری را با روسها ( در زمینه به اشتراک گذاری اطلاعات و اعلام قبل از اجرای حمله ) داشته باشد که این نیز ریسک درز اطلاعات به نفع سپاه را بشدت افزایش خواهد داد ، ضمن اینکه اگر قصد IAF حمله به عمق خاک سوریه باشد ، آن زمان ، احتمال انتقال سامانه های دفاع هوایی کوتاه برد متحرک ایرانی به سوریه نیز بر وخامت اوضاع به ضرر اسراییل بشدت افزایش می یابد . دهم – درصورتی که اسراییل یا روسیه ، تمایلی به همکاری اطلاعاتی گسترده تر نداشته باشند ، می توان چنین تحلیل نمود که آخرین گزینه IAF ، هدف قرار دادن مستقیم اس-300 های سوری خواهد بود . اگر تلاش نیروی هوایی اسراییل برای افزایش قابلیتهای سرکوب دفاع هوایی خود (SEAD) بویژه پس از خرید و تحویل سیستم های صادراتی S-300 PMU-2 به جمهوری اسلامی ایران ، در نظر گرفته شود و تمرینات مشترک با نیروی هوایی ایالات متحده ، یونان و حتی اوکراین نیز به این معادله افزوده گردد ، آن زمان می بایست در تمامی تحلیل های موجود تجدید نظر نمود . یازدهم – نیروی هوایی رژیم عبری ، هم اکنون علاوه بر مهمات انتحاری ضد رادار هاروپ ، می تواند از ترکیب نگران کننده اف-35 های خفاکار ارتقاء داده شده خود ( F-35I ) بر علیه سوریها استفاده کند ، ضمن اینکه خبرهای تایید شده ای نیز وجود دارد که این نیرو مجموعه پشتیبانی الکترونیکی Kolchuga-M را از اوکراین دریافت نموده است . بااین وصف ، افسران ارشد نیروی هوایی اسراییل اطلاع دارند که هم روسیه و هم جمهوری اسلامی ایران ، بشدت در تلاش برای شناسایی ثبت و تجزیه و تحلیل عملیات جتهای اف-35 هستند و این محدودیتهای بسیار عجیبی را برای IAF فراهم آورده است . با اندکی تصرف ، صرفا" برای میلیتاری /مترجم : MR9 منابع : 1- Syrian S-300 Ready to Use? 2- تصاویر ماهواره ای آنالیز شده از هاآرتص
  3. 19 پسندیده شده
    بسم الله................ 18 فروردین 1398 نیروهای خلیفه حفتر به صورت کامل فرودگاه طرابلس را تصرف کرده ودر حال فشار آوردن برای ورود به شهرکهای حومه ایی طرابلس هستن . با توجه به ویدئو های منتشر شده درگیریها در حومه عین زاره در جریانه و تقریبا فاصله تا شهر 18 کیلومتراست . نیروهای زیادی در حال ارسال به حومه طرابلس هستن تا حمله نهایی آغاز شود . نیروهای وفاق ملی هم در حال جمع کردن متقابل نیرو خود برای شروع ضد حمله و متوقف کردن پیشروی خلیفه حفتر هستن فرودگاه طرابلس و پل منتهی به شهر طرابلس ارسال نیروهای بیشتر به همراه اسکورت هوایی به سمت طرابلس + خودرو منهدم شده نیروهای خلیفه فرود نیروهای چتر باز خلیفه حفتر در پشت خطوط نیروهای وفاق ملی البته از نوع آدمک برای ترساندن این نیروها ( راحت میشد یک عملیات واقعی رو به این ترتیب انجام داد. اول ادمکها در مکان فریب و بعد نیروی اصلی در مکان اصلی . در درگیریهای گذشته در جنگ دوم و حتی جنگ خودمون از این اقدامات میشد البته در اونجاها معمولا اسرا رو پایین میریختن . به نقل از یک افسر اسیر بعثی ارتش عراق در سال اول جنگ در حومه دزفول از این روش استفاده کرد البته تنها منبع هم همین اسیره بود چون هیج جای دیگه تا حالا به این موضوع برخورد نکردم )
  4. 19 پسندیده شده
    بسم الله................ 16فروردین 1398 نیروهای خلیفه حفتر یا همان ارتش ملی لیبی از سه روز پیش حمله بزرگ خود را برای تصرف طرابلس پایتخت این کشور که در کنترل دولت وحدت ملی و شبه نظامیان وابسته به گروه های اخوانی شروع کرده است با توجه به بیابانی بودن لیبی و واقع شدن شهر های مهم در کرانه دریای مدیترانه و همچنین حمله شدید وناگهانی نیروهای حفتر پبشروی های گسترده ایی به سمت پایتخت داشته اند از صبح امروز درگیریها به حومه فرودگاه طرابلس کشیده شده دقایقی قبل تصاویری از حضور نیروهای حفتر در نزدیکی باند فرودگاه منتشر شده .منابع وابسته به دولت وفاق ملی هم حضور ارتش ملی را در فرودگاه تایید کرده اما اعلام کرده درگیریها همچنان ادامه دارد اما به نظر میرسد فرودگاه طرابلس سقوط کرده است.همچنین نیروهای حفتر شهرک قصر بن غشیر را امروز تصرف کرده اند . در چند روز گذشته هم مناطقی مهمی مثل صرمان صبراته العجیلات را تصرف کرده اند علاوه بر تهدید طرابلس مناطقی مثل بندر سیدی بلال منطقه الزاویه وشهر الزواره در خطر قرار دارد. موقعیت تقریبی طرفین در منطقه طرابلس /نیروهای حفتر در 20 کیلومتری شهر قرار دارند وضعیت کلی لیبی بعد از شروع درگیریها/ قرمز نیروهای خلیفه- سبز نیروهای وفاق ملی برخی از مناطق درگیر ومحورهای پیشروی نیروهای خلیفه حفتر (با فلش قرمز ) برای دو روز پیش نیروهای حفتر در فرودگاه طرابلس نیروهای حفتر در شهرک قصربن غشیر به اسارت گرفته شدن 140 تن از نیروهای قبیله ایی حامی حفتر در شرق لیبی / این نیروها بدون درگیری آنچنانی تسلیم شده اند قوای حفتر ================== نیروهای خلیفه حفتر با حمایت مستقیم و غیر مستقیم عربستان امارات و مصر حملات رو شروع کردن. از اون طرف هم نیروهای وفاق ملی تا حدودی به ترکیه و قطر تمایل دارند البته رابطشون هم با اروپا بد نیست . اگر همینطور پیش بره درگیریها به داخل شهر طرابلس کشیده میشه مگر اروپا دخالت کنه فعلا در حال تهدیدهای غیر مستقیم هستن
  5. 18 پسندیده شده
    قصر شیرین ، بعد از بارندگی های فروردین 1398 بالا : مین ضد زره سبک VS2.2 ایتالیایی که در جنگ ایران و عراق به مقیاس گسترده به نیروی زمینی ارتش عراق تحویل شد پایین : احتمالا" مین ضد نفر PMN ( مشهور به قمقمه ای / طبلکی ) یا مین ضد نفر M-72 ( مشهور به مین کیکی ) یا احتمالا" مین ضد نفر PM.A.3 ( در این تصویر چندان مشخص نیست ) !!!!! منبع : جزوات آموزشی نیروی زمینی ارتش و جزوه آموزشی تخریب نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
  6. 17 پسندیده شده
    بسمه تعالی ... چرا میجنگیم ؟ ? Why We Fight مقدمه وریور: جهان ارتباطی دوران جنگ دوم با امروز تفاوت های عظیمی دارد، رادیو و روزنامه رسانه های اصلی محسوب میشدند، همگی یا در انحصار دولت ها هستند یا جریان انتقال اطلاعات به رسانه ها توسط دولت ها کنترل میشد. اخبار مستقل وجود نداشت، دولت ها سلطه کاملی بر کانال ها و شیوه انتقال اطلاعات به عموم داشتند، مردم نیست مخاطبان فعال محسوب نمیشدند و ذهن و سواد رسانه ای برای آنان به شکل امروز قابل درک نبود. این تاپیک در ابتدا به معرفی سریال مستند چرا میجنگیم ساخته دستگاه اطلاعاتی آمریکا در دوران جنگ دوم با به خدمت گرفتن کارگردان شاخصی چون فرانک کاپرا میپردازد، این فیلم پاسخی به پروپگاندای متحدین بود، و در ادامه به مباحث اقناع عمومی و نظریه های اثر بخشی ارتباطات میپردازم. جنگ دوم و ظهور جنگ رسانه ای: در خلال جنگ جهانی دوم دولت وقت آمریکا به منظور توجیح حقانیت شرکت سربازان ایالات متحده آمریکا در جنگ، تولید یک سری مستند سینمایی را سفارش میدهد. هدف دیگر از تولید این مجموعه اقناع افکار عمومی آمریکا برای جذب پشتیبانی مردمی حین جنگ بود. فرانک کاپرا کارگردان بیشتر قسمت های این مجموعه، که خود مجذوب و مبهوت پروپگاندای سینمایی آلمان نازی بود خود را در چالش با فیلم "پیروزی اراده ها"1935 Triumph of the Will ، ساخته هنری رینفشتال میدید و فیلم خود را پاسخی به آن میدانست. چالش جدی تری که این مجموعه به دنبال جواب به آن بود؛ متقاعد سازی ملتی که افکار "ضد دخالتگری" را دنبال میکردند به دخالت در جنگ و همپیمانی با شوروی بود. کاپرا و دیگر کارگردانان فیلم های پروپگاندای "محور متحدین" که طی یک دوره 20 سال ساخته شده بودند را بررسی کردند و از محتوای آن به منظور بازتعریف و ترویج دلایل اتحاد مورد نظر خود استفاده کردند. ویرایش اولیه فیلم توسط ویلیام هورنبک انجام شد با این وجود برخی از بخش های فیلم مجددا تحت نظارت بخش جنگ دولت آمریکا ویرایش شد. استودیو دیزنی کار ساخت انیمیشن بر عهده گرفت. در متحرک سازی نقشه های مناطق تحت اشغال برای متحدین از رنگ سیاه استفاده شد. فرانک کاپرا به فاصله کوتاهی از حمله ژاپن به پرل هاربر انتخاب شد. وی مستقیما تحت نظر فرمانده ستاد(رئیس ستاد ارتش) جورج سی. مارشال، بالاترین رده فرماندهی ارتش و کسی که بعدها طرح مارشال به اجرا گذاشت و برنده جایزه صلح نوبل گشت، مشغول به کار شد. مارشال دریافت که سپاه سیگنال ارتش "Signal Corps" توانایی کافی برای تولید"فیلم حاوی اطلاعات حساس و هدفمند برای نیروها" را ندارد. یک سرهنگ در مورد اهمیت این فیلم های جدید به کاپرا چنین میگوید: کاپرا حین ملاقات با مارشال و دریافت ایده: کاپرا، من میخوام با تو به یک برنامه برای ساختن سریال مستند با اطلاعات واقعی برسم، این کار برای اولین بار در تاریخ ما اتفاق میفته. میخواد توضیح بده چرا پسرای ما تو ارتش هستند،چرا ما میجنگیم و با چه اصولی میجنگیم... شما این فرصت عظیم رو برای مشارکت و خدمت به کشورت و به آزادی داری. متوجه هستی ؟ مقابله با فیلم های پروپگاندای دشمن به نقل از کاپرا، پیروزی اراده ها هیچ تیری شلیک نمیکند، هیچ بمبی نمی اندازد. اما بعنوان یک سلاح روانی اراده های مقاومت را منهدم میکند مرگ آوری یکسانی دارد". کاپرا در ابتدای اشتغال خود چنین بیانه داشته هست و دشواری را بدین شکل بیان میکنند: خلق یک ایده قدرتمند: کاپرا ابتدا تمرکز خود را بر یک "ایده اساسی و قدرتمند" معطوف کرد، ایده ای که میتواند بسط یافته به سمت سایر ایده های مرتبط تکامل یابد. مهمترین ایده ای که همه ذهن کاپرا را به خود مشغول کرده بود: در نهایت ایده مورد نظرش را به شکل طرح کرد"اجازه دهید دشمن به سربازان ما عظمت وقیحانه وجودش و صلاحیت ما را ثابت کند". نیت اش این بود که سخنرانی ها، فیلم ها و مقالات روزنامه ای دشمن را به لیستی از اقدامات خصمانه دشمن ترجمه کند. ایده را با سایر افسرانی که به استخدام گرفته است چنین عرضه میکند: پس از گذشت یه هفته، تلاش های بسیار و ناامیدی ها، کاپرا موفق به دستیابی به آرشیو فوق امنیتی موجود در تاسیسات دولتی میشود، البته با روش های غیر معمولی و فراسازمانی: شرح قسمت های مستند: پیش درآمدی بر جنگ (1942؛ 51 دقیقه و 35 ثانیه)(برنده جایزه اسکار بهترین فیلم مستند) این قسمت ابتدا به تعریف و شناسایی تفاوت ها بین دو دولت دمکراتیک و فاشیستی میپردازد، سپس به فتح منچوری توسط ژاپن و فتح اتیوپی توسط ایتالیا. کاپرا این قسمت را چنین توصیف میکند: " نمایش یک تصویر کلی از دو دنیا؛ برده و آزاد، ظهور تمامیت خواهی نظامی از فتوحات ژاپن در منچوری و موسولینی در اتیوپی. Prelude to War ضربه نازی ها (1943، 40 دقیقه و 20 ثانیه) به پوشش جغرافیای سیاسی نازیسم و فتح اتریش، چک و اسلواکی و لهستان میپردازد. توصیف کاپرا چنین است:" هیتلر قیام میکند، دیکتاتوری نازی بر آلمان تحمیل میشود. رژه ورود سربازان به راینلند و اتریش. تهدید جنگ چاره ای جز تقدیم چک اسلواکی باقی نمیگذارد. آرامش طلبان چاره ای جز تسلیم ندارد. هیتلر لهستان را اشغال میکند. پرده تراژدی قرن جنگ جهانی دوم برافراشته میشود.The Nazis Strike تفرقه بینداز و حکومت کن (1943، 56 دقیقه) در مورد اردوی بنلوکس و سقوط فرانسه. از دید کاپرا: " هیتلر دانمارک و نروژ را اشغال میکند، خط ماژینو را دور میزن و ارتش بریتانیا را به دریای شمال میکشاند، تسلیم به فرانسه تحمیل میشود. Divide and Conquer نبرد بریتانیا (1943، 51 دقیقه و 30 ثانیه) این قسمت پیروزی بریتانیا بر علیه لوفت وافه ترسیم میکند. چکیده کاپرا: " نمایش شجاعت و دفاع پیروزمندانه نیروی هوایی سلطنتی، زخم خورده اما شکست نخورده، بریتانیایی ها تنها کسانی هستند که بر علیه نازی ها میجنگند. The Battle of Britain نبرد روسیه(1943، 76 دقیقه و 7 ثانیه) بخش 1 و 2، نمایش یک تاریخ دفاعی از روسیه و نبرد روسیه بر علیه آلمان. چکیده کاپرا: " تاریخ روسیه، مردم، ابعاد جغرافیایی، منابع، جنگ ها، دست و پنجه کشنده با ارتش نازی ها در دروازه موسکو و لنینگراد. استالینگراد نازی ها از چرخ گوشت. The battle of Russia نبرد چین (1944، 62دقیقه و 16 ثانیه) نمایش خصومت طلبی ژاپنی ها، کشتار نانجینگ و تلاش های چینی ها مانند ساختن راه برمه و نبرد چانگشا. چکیده کاپرا: " خدایان جنگ ژاپن تمام تلاش خود را برای فتح چین انجام میدهند، زمانی که ژاپن موفق شود، از قدرت انسانی چین برای فتح کل آسیا استفاده خواهد کرد" The Battle of China جنگ به آمریکا می آید(1945، 64 دقیقه و 20 ثانیه) نشان میدهد که چگونه مسیر تحولات تجاوزات محور متحدین به سمت مردم انزوا طلب آمریکا پیش خواهد رفت. چکیده کاپرا:" سرو کارمان چیست؟ چه کنیم؟ چرا؟ کجا؟ بر سر چه؟ و چگونه ایالات متحده آمریکا قدیمی ترین جمهوری دمکراتیک میتواند زیر قانون اساسی اصلی خود باقی بماند. اما قلب فیلم از عمق و با همه احساساتی که آمریکایی ها در واکنش به اوضاع وخامت بار در اروپا و آسیا پر میشود. چگونه احساسات ما به آرامی از بی تفاوتی به تعهد کامل تغییر خواهد کرد، همانگونه که از دست رفتن آزادی در هر جای دیگر دنیا آزادی ما در آمریکا را به خطر می اندازد". این قسمت آخر از سری چرا میجنگیم همچنان یکی از پر جلوه ترین فیلم های تاریخی ساخته شده در آمریکاست. War Comes to America انتخاب فیلم به عنوان واسطی برای ارائه اطلاعات جنگ بعد از جنگ دوم روش های بدست آوردن پشتیبانی از نیروها و مردم احتیاج به تغییر داشت. انجام سخرانی برای جذب سرباز و افکار عمومی دیگر اثر بخش نبود. فیلم به عنوان یک واسط برای اقناع فکری سربازان و توضیح برای علت جنگیدن ضروری به نظر میرسید. همانطور که کاتلین جرمن میگوید، " این برای اولین بار بود که تلاشی با ابعاد وسیع برای نفوذ در عقاید ارتش آمریکا بوسیله فیلم صورت میگرفت". فیلم همچنین به این دلیل انتخاب شده بود که میتوانست هم دیدگان و هم گوش ها را همزمان بکار گیرد. بر رادیو و نشریات برتری کامل داشت. کاپرا گرچه هیچ سابقه ای در ساختن مستند نداشت، اما به این دلیل انتخاب شده بود که به ایده آل های آمریکایی تعهد داشت و برخی فیلم های شاخص وی در آن زمان شهرت بسیاری پیدا کرده بودند. او برای فهم قلب و روح مخاطبان آمریکایی تلاش میکرد. زمانی که فیلم کامل شد، از آن با عنوان "لمس (اثر) کاپرا" یاد شد. هنگامی که مونتاژ نهایی فیلم تکمیل شد، جذابیت اثر کاپرا روشن شد، کاپرا توانسته بود با تکیه بر توانایی ویراست فیلم(ادیت) یک فیلم موفق در ابعاد فیلم های هالیوودی خویش بسازد. فکر کاپرا تصور میکرد اگر فیلم های پروپگاندای دشمن را مجدد مونتاژ کند و بر روی آن گفتمان خویش را قرار دهد، خواهد توانست سیرت واقعی آنان را به نمایش بگذارد. او با این کار به جنگ و دلایل آن معنی بخشید. از میانه چنین ادیت دقیق و حسابگرانه ای، فیلم به مقایسه و بیان تفاوت ها بین نیروهای شیطانی و ایالات متحده و ارزش های سنتی اش می پردازد. کاپرا تفاوت ها را بخوبی بزرگ کرده بود و نشان داد که بین آمریکا و دشمنانش چه خواهد گذشت و چه بر سر ارزش های آمریکایی خواهد آمد اگر "ما" به جنگ نرویم. این یک جنگ بین متحدین و متفقین نبود، جنگی بین خیر و شر بود. برای قضاوت در مورد اتحاد غرب(متفقین) با شوروی این مجموعه اطلاعات بسیاری را حذف کرده تا شبهاتی که میتوانست "بچه مثبت" بودن جایگاه شوروی زیر سوال ببرد، نظیر اشغال بالتیک و جنگ زمستانی دیده نشود. اما پیمان عدم تجاوز مولوتوف–ریبنتروپ (استالین-هیتلر) و اشغال لهستان به دست شوروی را به نمایش میگذارد. سریال مستند چرا میجنگیم به بزرگترین ابزار ارائه اطلاعات در مورد متحدین به دولت آمریکا در خلال جنگ جهانی دوم بدل گشت. ژنرال سورلز مدیر روابط عمومی وزارت جنگ، به دنبال نمایش این فیلم خواهان ساختن چنین فیلم هایی در مورد نیروهای مسلح و نمایش عمومی آن شد. وی هنگامی که روزولت برای اولین بار قسمت اول فیلم(پیش درآمدی بر جنگ) فیلم را مشاهده کرد به هدف خویش رسید. روزولت مشاهده عمومی فیلم را بسیار مهم ارزیابی کرد و دستور داد که در مکان های نمایش عمومی در معرض دید مردم قرار گیرد. این امر به دلیل جنبه اقناع کنندگی بالای فیلم مخالفانی نیز داشت، لول ملت(Lowell Mellett) هماهنگ کننده رسانه ای روزولت این فیلم را خطرناک میدانست و بر نگران بود که نمایش عمومی آن میتواند باعث وحشت و حساسیت عمومی شود.دست کم 54 میلیون نفر این مجموعه را دیدند و مطالعات برای بررسی اثربخشی فیلم نیز انجام شد. بااین وجود مطالعات نتایج مشخصی نشان نمیداد و همچنان اثربخشی فیلم مورد سوال است. پس از جنگ پیش درآمدی به جنگ و نبرد چین به دفعات به یادمان تاناکا (Tanaka Memorial) اشاره میکنند، و برای تحریک آمریکایی ها آنرا بدیلی از نبرد من(Mein Kampf) برای ژاپنی ها معرفی میکنند. اصالت این بحث برای سالها نقل محافل تاریخی قرار گرفته است و تا امروز همچنان بر روی آن بحث میشود. با این حال در سالهای 1930 و دهه40 اصالت این نقشه مقبولیت و پذیرش عمومی داشت چرا که اقدامات ژاپن به آن بسیار نزدیک بود. یادمان تاناکا برنامه راهبردی ای منسوب به تاناکا جیچی نخست وزیر ژاپن 1927 بود که بصورت گسترده در دوران حمله ژاپن به چین بر روی آن بحث میشد و در بسیاری از کتب به آن اشاره شده بود، ژاپنی ها این یادمان را صحیح نمیدانند و آنرا پروپگاندایی حساب شده بر علیه ژاپن می دانند، گزیده ای این یادمان تاناکا : برای فتح جهان باید آسیا را تسخیر کرد برای فتح آسیا باید چین را تسخیر کرد و برای فتح چین ابتدا باید مغولستان و منچوری را به تسخیر کرد وقتی موفق به فتح چین شدیم، کشورهای دریای جنوب تسلیم ما خواهند شد سپس دنیا باید بداند که کل شرق آسیا برای ماست. کاپرا در حال دریافت مدال از ژنرال جورج سی مارشال نگاهی به تئوری های ارتباطی در دوره جنگ دوم نظریه تزریق (که همچنین به عنوان نظریه کمربند انتقال یا گلوله جادویی نیز شناخته می‌شود) یک نظریه در ارتباطات است برای انتقال پیام که به صورت مستقیم از فرستنده به گیرنده متقل می‌شود. این مدل در سال ۱۹۳۰ داده شده و امروز تا حد زیادی منسوخ شده است. اما امروزه از این مدل برای تحلیل‌های داده‌های بزرگ ارتباطاتی استفاده می‌شود و به عنوان احیا کننده نظریه‌های مدرن شناخته می‌شود. مفهوم نظریه تزریقی یا گلوله جادویی نشان دهنده اثرات مستقیمی است که رسانه‌ها بر روی مخاطبان می‌گذراند. این نوع نظریه در تبلیغات نازی‌ها در دهه ۱۹۴۰ کارایی داشت. این نظریه به عنوان یک تئوری گرافیکی فرض می‌شود که پیام رسانه‌ها را نیک گلوله شلیک شده از تفنگ رسانه می‌داند که به بیننده برخورد می‌کند. این نشان دهنده این است که پیام رسانه‌ها مستقیم به مخاطب تزریق می‌شود و مخاطبان کاملاً منفعل هستند که نمی‌توانند از تأثیر رسانه‌ها فرار کنند. عمده پروپگاندای جنگ جهانی دوم در دوره قدرت رسانه های یک طرفه مثل رادیو، سینما را میتوان مبتنی بر تئوری تزریق دانست، اخبار همانند گلوله ای که شلیک شود، اذهان را در مینوردد، هر آنچه به او (مخاطب) بگوییم میپذیرد. در آن زمان مخاطب در برابر اخبار یک سویه دولتی به دلایلی چون نداشتن اطلاعات دست اول، عدم دسترسی به منابع دیگر(منابع دیگر تنها رادیو های دشمن بودند) و سطح سواد رسانه ای بسیار پایین، منفعل به نظر میرسیدند، این نظریه بعدها توسط تئوری جریان دو مرحله ای ارتباطات به چالش کشیده میشود. جریان دومرحله‌ای از سال ۱۹۳۸ تحقیقاتی ارتباطی جهش میکند، جنگ دوم معروفترین حادثه‌ای است که نظریه گلوله جادویی معرفی کرد. اما در همین ایام پل لازارسفلد به تحقیقاتی که دربارهٔ انتخابات مردم آمریکا انجام داداین نظریه را رد میکند. لازارسفلد و همکارانش با تحقیقاتی که در انتخابات سال ۱۹۴۰ که میان فرانکلین و روزولت برگزار شد انجام دادند، مشخص کردند که رسانه‌ها تأثیر آنچنانی و گلوله‌ای روی مردم ندارند. طی تحقیقات این نتیجه حاصل شد که پیام‌ها به صورت دومرحله‌ای روی مخاطبان تأثیر می‌گذارد، لازارسفلد فهمید که اکثریت مردم از روی فاکتور اقناعی چون "ترس" در کمپین روزولت باقی نماندند، در عوض رسانه‌های فردی (ارتباطات میان فردی) تاثیرگذاری بیشتری بر روی مخاطبان داشته است. جریان دومرحله‌ای ارتباطات فرض می‌کند که ایده رسانه‌های جمعی به رهبران افکار می‌رسد و سپس این رهبران آن را به مردم منتقل می‌کنند. آنها معتقدند که پیام رسانه‌ها از این طریق به مردم انتقال داده می‌شود. رهبران افکار، انسان‌هایی با فهم هستند که محتوای رسان‌ها در دسترس آنها قرار دارد و آنها پس از تجزیه و تحلیل این پیام‌ها، آن را در اختیار مخاطبان قرار می‌دهد؛ بنابراین جریان دو مرحله‌ای ارتباطات نشان میدهد که رسانه‌ها به صورت مستقیم تأثیر ندارند بلکه از طریق اتصال میان فردی تأثیر می‌گذارند. نمود هایی از این جریان دو مرحله ای ارتباط، بعدها در تلویزیون با بکارگیری کارشناس تلویزیونی، افراد متخصص و شخصیت های معروف در تلویزیون برای القای موضوعات و مسائل به مخاطبان بهره گیری های بسیار شد و تا کنون همچنان ادامه دارد. احتمالا ادامه دارد. منابع: https://en.wikipedia.org/wiki/Hypodermic_needle_model https://en.wikipedia.org/wiki/Why_We_Fight با تشکر از @remo برای انتقال فیلم ها به آپارات: ...
  7. 15 پسندیده شده
    مصلحت اندیشی و استراتژی بلند نمی دونم تا حالا چقدر استراتژی نبرد ها رو خوندی ولی اگر یک نگاه به نبردهای تاریخ بیندازی یک چیز رو مشخص می بینی، برنده جنگ با یک یا دو حرکت تبلیغی یا پیروزی کوچک مشخص نمیشود چه برسد به شرایط ما در نبرد پیروز نبرد کسی است که به اهدافش برسد ما جنگ سی و سه روزی رو داریم که اسرائیل لبنان رو صاف کرد ولی همه از پیروزی حزب الله می گویند. چرا؟ در جنگ یمن که عربستان یمن رو صاف می کنه هر روز ولی چرا به عنوان باتلاق ازش یاد میشه؟ مهم تر از همه عراق و افغانستان برای امریکا به عنوان دو شکست یاد می شوند چرا؟ چون اهدافی که تعیین شده بود کلی و گنگ بود و برنامه دقیقی برایشان نداشت در ورود به بغداد استراتژی آمریکا عالی بود ولی بعدش فاجعه شروع شد و تلفات از گوشه کنار می آمد چرا ؟ چون پلنی برای این قسمت ندیده بود حضور ایران در سوریه برای اهدافی بود که همگی محقق شد یا در حال تحقق است بحث سوریه حفظ عقبه حزب الله و لبنان بود نه نبرد با اسرائیل و امروز این عقبه داره به بزرگراه تهران بیروت تبدیل میشه و این برد برای ایران است در برخورد با اسرائیل ، برنامه ایران عدم گسترش وسعت درگیری بود بویژه وقتی تروریست ها می تاختند ولی اکنون برنامه عوض شده است برنامه امروز تثبیت در خاک سوریه است و پس گرفتن جولان اما برنامه چیست؟ برنامه ایران بر اساس شنیده ها، تقویت سوریه و برقراری ثبات سیاسی در این کشور است همچنین تقویت جبهه مقاومت با کمک مردم سوریه و ایجاد حزب اللهی دیگر در سوریه است عقب راندن اسرائیل با روش هایی که در لبنان بکار گرفته شد بحث اکنون ما روش هایی است که درلبنان بکار گرفته شد و جواب داد نکته مهم: در لبنان هنوز جنگنده های اسرائیلی مانور می دهند و عملا نقض حریم هوایی لبنان امری عادی است روش های قدیم مقابله با اسرائیل بر مبنای حمله به تاسیسات دشمن بصورت انتحاری بود که اکنون بصورت موشک پرانی در غزه تغییر یافته برآوردها نشان می دهد ایران در حال آموزش و ایجاد جای پا برای حملات موشکی است ولی این بار نمی خواهد به شکل غزه و حتی لبنان باشد برای اینکار باید فرودگاه های اسرائیل را هدف قرار دهد عملا با زدن فرودگاه های اسرائیل ( چیزی که در جواب به حمله تی 4 رخ داد) نیروی هوایی دشمن دچار شوک بزرگی می شود برای چنین درگیری علاوه بر موشک های کوچک مثل فجر 5 باید موشک هایی مثل فاتح هم داشت برای چنین موشک هایی باید کار شود محل استقرار ، کشنده های متحرک، انبار و مراکز ساخت موشک، مجموعه های زیرزمینی موشک آماده کرد اینها زمان می برد بخشی از حملات اسرائیل عملا نمایش انتخاباتی بود تا حمله به اهداف ایرانی و برخی هم محموله های ما رو زدن در همه این حملات ایران مدارا کرد تا پلنش کامل شود و وقتی پلن کامل شد شروع به جواب کند، جوابی از نوع سوری نه از نوع ایرانی این یک نکته مهم است اگر در جنگ اینده ایرانی ها اسرائیلی ها را بزنند می گویند ایرانی های مزدور و بیگانه ولی اگر سوریها اسرائیل رو بزنن و خسارت وارد کنند میشود امید ملی سوریه برای پس گرفتن جولان از سمتی دیگر تا اماده نشدن برای لحظه حمله، حمله اشتباه است و اتلاف انرژی اگر فیلم real steel را دیده باشی در مقابل غول آخر به دفاع محض روی اورد تا در یک لحظه مناسب حملات رو شروع کرد و حریف به مرز شکست رسید حریفی که بسیار سرتر بود
  8. 15 پسندیده شده
    در قسمت قبل، از یک شیوه استفاده کردم برای ارائه پیش زمینه ذهنی کاراکترهای قسمت که به نظرم مفید می رسید و داستان را بهتر بازگو می کرد. همچنین از پرداختن بیشتر به فرعیات برای شناخت بهتر کاراکترها کم می کرد. پس بهتر دیدم که قبل از ارسال قسمت دوازدهم (که طی روزهای آینده صورت خواهد پذیرفت)، اشاره کوتاهی به داستانی فرعی نمایم که در این قسمت به ایفای نقش خواهند پرداخت. ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- در این پست، اشاره کوتاهی به عملکرد نیو فو، فرزند خوانده دونگ ژو، در سرکوب راهزنان موج سفید گردید. اما این، پایان نقش نیو فو در این برهه از تاریخ نبود. دونگ ژو کشته شده بود و قدرت در دستان وانگ یونگ و لو بو قرار داشت. وانگ یونگ با بی اعتنایی به هشدارهای چن گونگ، دست رد بر سینه پیغام آور چهار ژنرال زده بود. درست در زمانی که چهار ژنرال (لی جوئه، گوا سی، فان چو و ژانگ زی)؛ نا امید از بخشش امپراطور، برای حمله به پایتخت برنامه ریزی می کردند، خبری به گوششان رسید : نیو فو در رأس سپاهی پنج هزار نفره، راهی چانگ آن شده است تا انتقام پدرخوانده خود را بگیرد. لو بو که حالا در رأس قدرت ارتش امپراطوری قرار داشت، دستور حمله به لشکر نیو فو را داد. سپاه لو بو با فرماندهی لی سو (Li Su)، شکست سختی را به نیو فو وارد نمود و وی ناچار به عقب نشینی شد. اما شب هنگام، هنگامی که سپاه لی سو غرق در شادی و جشن بودند، با حمله غافلگیرانه سپاه نیو فو مواجه شدند. در نتیجه بسیاری کشته و بقیه نیز فراری شدند. لی سو وقتی خبر این شکست تلخ را به لو بو داد، مورد خشم و غضب لو بو قرار گرفت. لو بو کلمات درشتی را نثار وی کرد و بلا فاصله دستور داد سر از تن اش جدا کنند. روز بعد، خود در رأس سپاه قرار گرفت و به باقیمانده سپاه نیو فو تاخت. سپاه نیو فو چون برگ خزان در برابر نیزه – شمشیر بلند لو بو بر زمین می افتادند و کسی هماورد وی نبود. پس با مغلوبه شدن نبرد، نیو فو دستور عقب نشینی را صادر نمود. لو بو نیز به تعقب ایشان پرداخت. شب هنگام، هو چیر (Hu Chier)، مشاور و مرد مورد اعتماد نیو فو، به وی گفت که امکان پیروزی بر لو بو وجود ندارد. پس پیشنهاد نمود که با برداشتن طلا و جواهرات و اموال با ارزش، بدون اطلاع باقی سپاه و تنها به همراه چند نفر از دوستان، بگریزند. نیو فو با وی موافق بود. پس شبانه فرار نمودند و به طرف رودخانه به راه افتادند. اما هو چیر که طمع این را داشت که با کشتن نیو فو، هم می تواند پاداشی ارزشمند از لو بو دریافت نماید و هم صاحب طلا و جواهرات شود، با نقشه ای زیرکانه، تمامی همراهان را به قتل رساند و سر نیو فو را تقدیم به لو بو نمود. اما لو بو که خود در فردی زیرک بود و حیله گری را می شناخت، با چند سوال و جواب ساده به نقشه و کار هو چیر پی برد. پس دستور داد وی را نیز گردن بزنند و این گونه شد که هو چیر جان خود را در راه طمع از دست داد. پس از مرگ نیو فو، سپاهیان وی نیز پراکنده شدند. بخشی از این سپاه، به فرماندهی دونگ چنگ (Dong Cheng) بود و همراه او رفت. دونگ چنگ، از نواده های خاندان لیو (Liu)؛ خاندان امپراطوری بود و لقب عموی امپراطور را یدک می کشید (این عنوان معمولاً به بستگان امپراطور که ارتباطی نزدیک با وی داشتند اطلاق می گردید) و بین سپاهیان محبوب بود. وی با دونگ ژو همشهری بود و در راه رسیدن به قدرت و استقرار وی، او را کمک و همراهی نمود و تا زمان مرگ نیز به نیو فو وفادار ماند. در قسمت دوازدهم، دونگ چنگ و این سپاه، نقشی قابل توجه را ایفا خواهد نمود. اما داستان دونگ چنگ به اینجا ختم نخواهد شد و نقش اصلی وی در طرح ترور سائو سائو به تصویر کشیده خواهد شد که در چند قسمت بعد به این داستان پرداخته خواهد شد. پس این نام را بخاطر بسپارید. تصویری هنری از سه کاراکتر این ماجرا. از راست به چپ : نیو فو، هو چیر و دونگ چنگ ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- پ.ن : تصور من بر این است که این روش، روشی مناسب برای معرفی کاراکترها و داستان های فرعی است که به در جایی به داستان اصلی ارتباط پیدا می کنند. اگر دوستان موافق باشند، این رویه در قسمت های آتی نیز تداوم یابد. لطفاً نظر خود را در این زمینه اعلام بفرمایید.
  9. 15 پسندیده شده
    محصولات آینده شرکت سیستم های دفاعی هانوا شرکت سیستم های دفاعی هانوا کره جنوبی در سال 1973 برای تولید محصولاتی همانند خودرو های رزمی، سیستم های پدافندی ، سلاح های هدایت شونده، سیستم های ناوبری و سلاح های لیزری تاسیس شد. این شرکت در حال توسعه محصولاتی است که نسل بعدی خودروهای رزمی محسوب می شوند. شرکت هانوا در نظر دارد تا با توسعه و ارائه این محصولات بازار صادراتی قابل توجه ای به دست بیاورد که نشان از هدف گذاری بلند مدت این شرکت در توسعه فنآوری های نظامی است. این شرکت قصد دارد تا سال 2025 با افزایش فروش تسلیحات خود به ارزش 10/4 میلیارد دلار، در میان 10 شرکت برتر دفاعی جهان قرار گیرد. در ادامه محصولات جدید ارائه شده توسط شرکت هانوا معرفی می شوند. AS21 Redback AS21 Redback نسل جديدي از خودروهای زرمی پیاده نظام محسوب می شود که اولین بار ماکت این خودرو در نمایشگاه نیروی زمینی 2018 آُسیا نمایش داده شد. هدف اولیه توسعه این خودرو حضور شرکت سیستم های دفاعی هانوا در برنامه Land 400 فاز سوم ارتش استرالیا است. ارتش استرالیا دربرنامه Land 400 فاز سوم قرار است تا یک خودرو رزمی جدید را به جای نفربر های زرهی M113AS4 انتخاب نمایید. در برنامه برنامه Land 400 فاز سوم ارتش استرالیا، AS21 Redback رقبای جدی پیش رو خواهد داشت. شرکت BAE سیستم با خودرو رزمی CV90 MKIV و شرکت راین متال با خودرو KF41 دراین رقابت شرکت خواهند کرد به نظر می رسد سیستم دفاع فعال شبیه سامانه دفاع فعال تروفی باشدAS21 جایگاه سلاح کنترل از راه دور با دید فرمانده یکپارچه شده است AS21 را می توان نسل بعدی خودروهای رزمی پیاده نظام K21 که در خدمت ارتش کره جنوبی هستند محسوب کرد.AS21 در مقابل نسل قبلی خود حفاظت بیشتری نسبت به تهدیدات بالستیک و مین ها ارائه می دهد.همچنین در باقی مولفه های حیاتی مانند کشندگی و تحرک پذیری نیز AS21 در مقابل نسل قبلی خود ارتقا قابل توجه ای پیداکرده است. این خودروی زرهی جدید 3 خدمه شامل راننده، فرمانده و توپچی به همراه 8 سرنشین خواهد داشت. AS21به یک پیشرانه 1000 اسب بخاری مجهز خواهد شد. وزن این خودرو در حدود 40 تن می باشد. بر خلاف K21 خودرو رزمی AS21 قابلیت دوزیست بودن را ندارد و به کیسه های هوایی جانبی مجهز نیست. AS21 به یک برجک دو نفر مسلح شده یا توپ 30 یا 40 میلیمتری ، مسلسل هم محور 7.62 میلی متری و مسلسل 12.7 میلمتری کنترل از راه دور مجهز است. علاوه براین یک پرتابگر دوتایی موشک ضد زره نیز در پشت برجک با قابلیت جمع شوندگی نیز تبیعه شده است. AS21 به یک سیستم دفاع فعال نیز مجهز خواهد شد تا در مقابل پرتابه هاو موشک های ضد زره حفاظت بیشتری داشته باشد. اسم یک نوع عنکبوت است که در سراسر کشور استرالیا یافت میشود Redback Biho II محصول بعدی هانوا سیستم پدافند هوایی کوتاه برد ماژولار Biho II می باشد که برای اولین بار در نمایشگاه EDEX 2018 مصر به نمایش گذاشته شد. سطح بالایی از ماژولار بودن این سیستم پدافندهوایی اجازه می دهد تا اجزای مختلف مانند تسلیحات ، سنسورها ،رادار و حتی شاسی را به منظور برآورده کردن نیاز مشتری تعویض کرد. برجک رزمی این سامانه پدافندی دارای دو جایگاه برای موشک ها است که می توان در هر جایگاه موشک های متفاوتی را نصب کرد. به عنوان نمونه موشک های پدافندی نظیر AIM-9Xو FIM-92 استینگر قابلیت نصب شدن بر روی برجک رزمی را دارند. در Biho II می توان در صورت نیاز می توان از موشک های ضد تانک همانند جاولین در کنار موشک های پدافند هوایی استفاده کرد. توپ اصلی این سامانه پدافندی کوتاه برد می توان یکی از کالیبرهای 30، 35 یا 40 میلیمتری باشد. انواع رادار از جمله رادار الکترونیکی آرایه فازی فعال و یا C-RAM را می توان برای این محصول در نظر گرفت. به شکل استاندارد برجک رزمی Biho II به رادار هدف یاب کوچک با حداکثر برد 15 کیلومتر و یک رادار نظارتی با حداکثر برد35 کیلومتر مجهز است. حداکثر دامنه ردیابی این سامانه 7 کیلومتر برای هواپیماهای جنگنده و 3 کیلومتر برای هواپیماهای بدون سرنشین است. علاوه بر رادار می توان برای ردیابی اهداف از سیستم هدف یابی الکترواپتیکی استفاده کرد. در صورت نیاز می توان پد های مختلف موشک های پدافندی و ضد زره ها را بر روی سامانه پدافندی Biho II نصب کرد. انواع پد های مختلف موشک ها با کاربرهای مختلف اجزای مختلف سامانه پدافندی Biho II به شکل پایه و استاندارد این سامانه پدافند هوایی بر روی پلتفرم 8x8 چرخدار Tigon سوار خواهد شد. البته شرکت هانوا پلتفرم AS21 Redback را نیز برای این سیستم در نظر گرفته است. در حال حاظر تمرکز شرکت هانوا برای Biho II بر روی صادرات این محصول است.زیرا در حال حاظر ارتش کره جنوبی الزامی برای بکارگیری سامانه پدافند هوایی کوتاه برد ندارد. هانوا قصد دارد این محصول را به مشتریان بلقوه مانند الات متحده آمریکا، کانادا، هند ، امارات متحده عربی و مصر به فروش برساند و در صورت موفق در بازار خارجی احتمال برنامه ریزی برای فروش آن به ارتش کره جنوبی بیشتر خواهد شد. . برجک رزمی Biho II بدون سرنشین است و خدمه که شامل 3 نفر راننده، فرمانده و توپچی است در داخل شاسی قرار خواهند گرفت. یکی از ویژگی های Biho II مجهز بودن این سامانه به نارنجک های دودزا است سامانه پدافند هواییBiho II سوار بر پلتفرم 8x8 چرخدار Tigon سامانه پدافند هواییBiho II سوار بر پلتفرم شنی دار AS21 Redback سامانه پدافند هواییBiho II سوار بر پلتفرم شنی دار بدون توپ - به علت ماژولار بودن می توان سامانه پدافند هواییBiho II را بر روی طیف گسترده از پلتفرم های گوناگون با ارایش تسلیحاتی متفاوت سوار کرد. طبق گفته منابع، شرکت هانوا قصد دارد با کمک یکی از شرکت های دفاعی آمریکایی سامانه پدافند هواییBiho II را برای ارتش ایالات متحده امریکا بازاریابی کند. مترجم و گردآورنده : Crash نقل با ذکر نام میلیتاری و مترجم بلامانع است.
  10. 15 پسندیده شده
    طرح مفهومی رافائل از آینده خودروهای زرهی شرکت اسرائیلی رافائل در قالب یک کلیپ، برنامه ای با نام ARGOS را معرفی می کند. ARGOS یکپارچه سازی پیشرفته ترین فن آوری ها، قابلیت ها و زیرسیستم ها پلتفرم های خودرو های زرهی از جمله نفربر ها و تانک ها وتبدیل آنها به یک سیستم دفاعی فوق مدرن شبکه ای، محافظت شده و کشنده با بالابردن توانایی های بقاپذیری و مانورپذیری است . شرکت رافائل آیده آینده خودرو های زرهی رادر قالب یک طرح مفهومی نشان می دهد. در این کلیپ یک طرح مفهومی خودرو زرهی مدرن نیز مشاهده می شود. این خودرو زرهی مفهومی به یک توپ خودکار، دو جایگاه سلاح مستقل که شامل مسلسل سنگین به همراه پرتابگر دوتایی موشک های ضد زره هدایت شونده(مانند موشک های اسپایک) مجهز است. هر یکی از جایگاه های سلاح به یک دید پانوراما جداگانه مجهز است که به خدمه اجازه می دهد مستقل از هم اهداف را شناسایی و نابودکنند. خدمه با کمک یک سری دوربین که یک دید پانوراما ایجاد می کند تصاویر محیط پیرامونی را بر روی 5 صفحات نمایش با کیفیت بالا دریافت می کنند. طرح مفهومی خودرو زرهی رافائل تسلیحات این خودرو زرهی شامل یک توپ خودکار، دو جایگاه سلاح مستقل که هر کدام شامل یک مسلسل سنگین به همراه پرتابگر دوتایی موشک های ضد زره هدایت شونده ویک دید پانوراما جداگانه هستند. دید پانوراما جایگاه سلاح مستقل اطلاعات حیاتی مانند مسیر حرکتی خودرو، مکان های مورد نظر، تهدیدات احتمالی، اهداف و غیره نیز بر روی 5 صفحات نمایش نمایش داده مشود. یکی دیگر از اجزای اصلی خودروهای زرهی آینده هوش مصنوعی است که به خدمه در موقعیت یابی، کشف اهداف و... کمک شایانی می کند. ایتم های نمایش داده شده توسط خدمه با هوش مصنوعی خودرو زرهی و یا توسط نیروهای خودی به اشتراک گذاشته شده می شود. این قابلیت به خدمه اجازه دهد تا به صورت انبوه نیروی دشمن مخفی شده از دیده خدمه را شناسایی کند. هر خدمه در جلوی خود یک پنل کاریری دارد که اطلاعات کاملی از میدان نبرد دریافت کنند و کنترل میدان نبرد را در اختیار داشته باشند. همچنین اطلاعاتی مانند کنترل تسلیحات توسط این پنل کاربری کنترل می شود. یکی از سیستم های حیاتی برای خودروهای زرهی آینده سیستم دفاع فعال است. در این کلیپ رافائل نشان میدهد خودرو های زرهی آینده نیز به سیستمی شبیه دفاع فعال تروفی مجهز است. تعداد خدمه این خودرو زرهی 2نفر است. وظیفه تعریف شده برای 2 خدمه آینده با وظایف خدمه خودرو های زرهی کلاسیک کنونی متفاوت است. درحقیقت سیستم های بکار رفته در خودرو زرهی آینده باعث این تغییر وظایف خدمه خواهد شد. شرکت رافائل نشان میدهد یکپارچه سازی فن آوری ها پیشرفته نه تنها بر روی خودروهای زرهی آینده امکان پذیر است بلکه خودروهای زرهی کنونی نیز می تواند بدین شکل ارتقا یابند(البته شرکت رافائل توضیح دقیقی نمی دهد در صورت نصب چنین سیستم های بر روی خودروهای زرهی کنونی چه ویژگی های جدیدی به انها اضافه می شود) دوربین اصلی خودرو زرهی با دید پانوراما طرح مفهومی از تجهیزات کپسول خدمه کنسول کاربری که اطلاعاتی مانند وضعیت و کنترل میدان نبرد، اهداف، موقعیت نیروهای خودی و وضعیت تسلیحات را نمایش می دهد کلیپ مورد نظر: https://www.aparat.com/v/8prgG
  11. 14 پسندیده شده
    افکار عمومی بی رحم و قوی هست ولی فراموشکار ولی غرب با کمک رسانه ها و جراید قوه چهارمی ایجاد کرد که مقابل فساد قد علم کرده و هر کس خطا کند به زیر کشیده می شود نمونه هاش تو انگلیس زیاد است که چطور یک نماینده رو به خاطر گرفتن پول اجاره خونه نابود کردن نکته مهم قدرت دادن به رسانه ها و روزنامه نگاران است اولین نکته ایجاد شفافیت اطلاعات است از حقوق و فیش حقوقی مسئولین و نماینده ها تا دارایی و خرج هاشون حتی توصیه نامه ها و هدایایی که می گیرن وقتی چنین چیزی اعلام بشه کم کم اطلاعات برای روزنامه نگاری حرفه ای شکل می گیره و مسئول و یا نماینده ای جرئت تخلف پیدا نمی کنه چون اون وقت افکار عمومی اون رو نابود می کنن، اونوقت حتی شورای نگهبان تو رد صلاحیت و یا تایید افراد خودش رو مقابل افکار عمومی می بینه و خیلی از بحث های جناحی پایان می یابد ----------------------------- در ادامه تاکید کنم که باید بین نبرد در سوریه و مشکلات و فساد داخل کشور تفاوت قائل شد و اون ها رو از هم جدا کرد الان خیلی از افرادی که به نحوی در فساد درگیرن تلاش دارن تقصیر مسائل اقتصادی کشور رو به گردن سوریه و عراق بندازن که با بحث های جناحی و سیاسی و حرف های احساساتی موج بر می دارد بر خلاف برخی دوستان که با برجام و اقداماتی که انجام شده مخالف بودن و هستن اقدامات انجام شده توسط وزارت امور خارجه باعث شده خیلی از موضوعات که مقصر وضعیت کشور شناخته میشدن از دایره بحث خارج بشن و موضوع اصلی کشور که عدم شفاف سازی و قاچاق و ربای بانک ها است بیشتر مورد توجه قرار بگیره و خیلی از مسئولین مجبور بشن برای حل ریشه ای مشکلات اقدام کنن
  12. 14 پسندیده شده
    تقویت شبکه پدافند ضد بالستیک ارتش سعودی موافقت لاکهید- مارتین برای تحویل تعداد افزون تری از سامانه تاد ریاض - براساس بیانیه اخیر وزارت دفاع آمریکا ، آژانس دفاع موشکی ایالات متحده که بزرگترین پیمانکار دفاعی در جهان کنونی بشمار میرود ، با قراردادی به ارزش 2.4 میلیارد دلار ، قرار است تا بزرگترین مجموعه دفاع موشکی برد بلند محصول لاکهید (THAAD) را برای شبکه پدافند هوایی ارتش سعودی فراهم نماید . این گزارش که در اول آوریل 2019 منتشر شد ، با تشریح جزییات این قرارداد ، اعلام نمود که دپارتمان موشکی لاکهید-مارتین به همراه بخش سامانه های کنترل آتش این شرکت مستقر در دالاس ( تگزاس ) ، اصلاحیه قراردادی به مبلغ 2,457,390,566 دلار را به منظور تولید سامانه های رهگیر تاد که پشتیبانی دولت ایالات متحده و سعودی را بخود می بیند ، مورد تایید قرارداده است . عربستان سعودی در نوامیر 2018 ، قراردادی به ارزش 15 میلیارد دلار را با هدف خرید 44 آتشبار موشکی تاد ( شامل موشکها و سامانه های جانبی ) با طرفهای آمریکایی به امضاء رساند که این قرار داد ، یکی از بزرگترین قراردادهای فروش تجهیزات نظامی در تاریخ ایالات متحده و جهان بشمارمی آید . سامانه دفاع موشکی تاد ، برای اولین بار ، به سال 2008 میلادی ، وارد خدمت شد و ناظران براین اعتقاد قراردارند که این سیستم جدید ، در سطح بالاتری از سامانه زمین به هوای MIM-104 پاتریوت در حوزه برد و همچنین قابلیت درگیری با اهداف پروازی بالستیک قرار دارد . در حالی که سامانه پاتریوت عمدتا" برای ایجاد چتر دفاع موشکی برای موقعیتهای نظامی تاکتیکی نظیر پایگاه های هوایی و بنادر راهبردی ، طراحی و بخدمت گرفته شد ، می توانست همزمان با اهداف پروازی ( شامل موشک و هواگردهای رزمی ) درگیر شود ، در حالی که سامانه تاد ، گرچه محدوده پوشش بیشتری را بخود می بیند ، اما قابلیت رهگیری موشکهای بالستیک آن نسبت به نسخه قبلی ، به مراتب افزون تر شده است . به همین دلیل ، پرتابه قابل شلیک از این سیستم جدید ، برای تاثیر گذاری بیشتر ، به گونه ای طراحی شده که با برخورد مستقیم ، هدف را منهدم نماید . با این وصف ، علیرغم جنجال های فراوان در خصوص برد و ارتفاع درگیری این موشک ، ظاهرا این سیستم در برابر شلیک موشکهای بالستیک ، محدودیتهایی قابل ذکری نیز بخود می بیند و این مساله ، با توجه به داده های بدست آمده در بهترین شرایط رزمی که تاد در آن مورد تست قرار گرفته ، سئوالات بسیار جدی را درخصوص تاثیرگذاری آن بوجود آورده است . بااین حال ، تنها مشتری سامانه تاد ، تا حال حاضر ، ارتش عربستان بوده ، در حالی که ژاپن نیز علاقه مندی خود را برای خرید این مجموعه اظهار نموده تا با استقرار آن در کنار سامانه های پاتریوت ، دفاع موثری را در برابر کره شمالی و چین ایجاد نماید . ارتش سعودی نیزدر گذشته برای مقابله با تهدید موشکی عراق ( دهه 90 میلادی .م ) و همچنین افزایش توانمندی های موشکی جمهوری اسلامی ایران ، پس از خرید تعداد قابل توجهی از سیستم های دفاع هوایی پاتریوت و در کنار آن ، پدیدآمدن شایعاتی مبنی بر خرید سیستم گنبد آهنین از رژیم عبری ، درصدد است تا قابلیتهای دفاع موشکی خود را توسعه دهد . علاوه براین ، خبرهای ضد و نقیضی از مذاکرات فشرده این کشور با روسیه ، برای خرید سیستم دفاع هوایی اس-400 ( که قابلیتهای افزون تری بویژه برد درگیری 2 برابری نسبت به سیستم تاد را فراهم میکند ) نیز منتشر شده که در صورت خرید و استقرار ، ارتش این کشور قادر خواهد بود تا اعتماد به نفس بیشتری ، تهدیدات ناشی از موشکهای کروز ، هواگردهای رزمی و همچننین موشکهای بالستیک را حتی در سرعت و حجم بالا ، دفع نماید . دراین زمینه ، برخی تحلیلگران نظامی براین عقیده اند که در صورت استقرار ، راه اندازی و ترکیب این سه سیستم از ایالات متحده ، اسراییل و روسیه ، ارتش عربستان ، تبدیل به نخستین کشوری خواهد شد که یک شبکه دفاعی کارآمد برضد تهدیدات بالستیک و کروز را بخدمت گرفته است . بن پایه پی نوشت : تجمیع اخبار و تحلیل های مرتبط با عربستان سعودی ، پانزدهم فروردین سال یکهزار و سیصد و نود و هشت خورشیدی صرفاً برای میلیتاری / مترجم MR9
  13. 14 پسندیده شده
    حالا که تقریبا مطالب درباره پدافند هوایی یوگسلاوی گفته شد و همچنین این کشور هم به تاریخ پیوسته است دیدن این چند تصویر خالی از لطف نیست! خلبان پرنده رادار گریز امریکایی Dale Zelko سمت چپ و فرمانده یگان سام-3 ساقط کننده صرب Zoltan Dani در دیداری با یکدیگر این دیدار جلوی خانه فرمانده صرب سالها بعد از جنگ در بلگراد صورت گرفته است ! تصویری از ساعت های سفارشی Breitling Navitimer که برای افسران نیروی هوایی و پدافند یوگسلاوی در نظر گرفته شده بود. خدمه صرب و سامانه سام-3 که با یکدیگر F-117A رو ساقط کردند. فرمانده صرب واحد سام-3 و سایر خدمه! این هم کانوپی مرحوم F-117A در موزه هوانوردی بلگراد! این هم تصویری از دم ها F-117A وF-16 تنها پرنده های سرنشین دار شکار شده توسط صرب ها! توپ های ضد هوایی و فعالیت ان در 11 هفته حمله بر بلگراد ادای احترام به سام-3 معروف! متحرک سازی سام-3 توسط صرب ها سالها بعد از اتمام جنگ!
  14. 14 پسندیده شده
    تجهیز تانک های مرکاوا مارک 4 به سلاح جدید در درگیری های اخیر رژیم صهیونیستی و فلسطينان غزه در که در ماه مارس سال 2019 درگرفت. ارتش اسرائیل نیروهای زرهی خود را به مناطق مرزی غره ارسال نمود. تصاویر گرفته شده از تانک های مرکاوا مارک 4 نشان میدهد در سمت چپ برجک ، در پشت پرتابگر سامانه دفاع فعال یک شی جدید نصب شده است. به شکل رسمی نیروهای نظامی رژیم صهیو نیستی اعلائم نکرده اند که این تجهیزات جدید به چه منظوری بر روی تانک های مرکاوا نصب شده است. احتمال دارد این تجهیزات جدید مربوط به یک پرتابگر باشد که ممکن است لانچر موشکی مانند اسپایک ویا پهپاد های کوچک انتحاری/شناسایی باشد. (با توجه به قرار گیری لانچر به شکل افقی در مورد اینکه لانچر مربوط به یک پهپاد باشد تردید وجود دارد زیرا عموما پرتابگرهای پهپاد ها به شکل زاویه دار نصب می شوند تا پهپاد بعد از پرتاب شدن از پرتابگر به سرعت اوج بگیرد)
  15. 14 پسندیده شده
    پیامی قوی برای خرس بزرگ رزمایش یک /هفتم ناوگان رزمی جنگنده های اف-22 نیروی هوایی ایالات متحده در نزدیکی مرزهای فدراسیون روسیه واشنگتن : براساس اخبار منتشر شده ، نیروی هوایی ارتش ایالات متحده با اعزام وینگ سوم از گروه جنگنده های 477 ، قصد دارد تا یکی از بزرگترین رزمایش های هوایی دهه اخیر را در پایگاه مشترک المندورف –ریچاردسون آلاسکا با حضور ناوگان هشدار دهنده زودهنگام هوابرد (AWACS) و همچنین بخش قابل توجهی از ناوگان ترابری برد بلند سی -17 خود برگزار نماید . در این رزمایش ، نزدیک به 24 فروند از جنگنده های برتری هوایی اف-22 که به تقریب ، یک هفتم سازمان رزم مجموع ناوگان عملیاتی رپتورهای این نیرو را تشکیل میدهد ،حضور خواهند داشت .در جریان این رزمایش که با شناسه "پیاده روی فیلها " نیز شناخته میشود ، قرار است تا تا صورتبندی های نیروی هوایی ، با کمک ناوگان هشداردهنده و پشتیبانی ، تاکتیکهای رزمی را در فواصل دور ، به اجرا گذارند . اعزام این تعداد قابل توجه از جتهای اف-22 که بدلیل تعداد محدود موجود ، بیشتر در قالب صورتبندی های 6 تا4 فروندی ، تا کنون رصد شده اند ، نشاندهنده اراده نیروی هوایی این کشور برای اعمال برتری هوایی خود در هرنقطه از کره زمین ، بویژه ، اثبات دست بالا در برابر روسیه به نظر می رسد . علاوه براین ، حضور پرتعداد آواکسها نیز نشان از آن دارد که بخش قابل توجهی از ناوگان این هواگردها ، در نیروی هوایی ایالات متحده از آمادگی رزمی بالایی برخوردار هستند و در ترکیب با ناوگان عملیاتی اف-22 ، پتانسیل درگیری هوابه هوا ، شناسایی موثر و حتی قابلیت هدایت موثرتر رپتورها برای درگیری با اهداف متخاصم در بهترین حالت ممکن را فراهم خواهند نمود . پایگاه های هوایی ارتش روسیه در شرق دور با این حال ، اعلام خبر شرکت تعداد قابل توجهی از رپتورهای نیروی هوایی در رزمایش آلاسکا ، بخصوص در زمانی که تنش های میان ایالات متحده و روسیه ، رشد صعودی بخود گرفته است ، حاکی از قصد واشنگتن برای ارسال یک سیگنال قوی برای مسکو با هدف اعلام برتری هوایی کامل این کشور در یک درگیری احتمالی است . این درحالی است که نیروی هوایی روسیه ، از یک دهه پیش ، مجددا پروازهای منظم گشتی را با استفاده از بمب افکن های دورپرواز توپولف-95 در سراسر مرزهای مشترک خود با ایالات متحده ، مجددا" برقرار نموده ، نیروی هوایی آمریکا نیز بخشی از ناوگان رپتورهای خود رابرای اسکورت این بمب افکنها ، اختصاص داده است . علیرغم این شرایط ، ماهیت طراحی اف-22 به گونه ای است که به خدمه آن اجازه می دهد تا با برخورداری از برد رزمی قابل توجه و پنهانکاری ، به عمق شبکه دفاع هوایی دشمن نفوذ نماید و این مساله با توجه به فاصله 80 کیلومتری زیرساختهای نظامی آمریکا با مرزهای شرقی روسیه و حضور متراکم ناوگان آواکس و همچنین استفاده اف-22 از مخازن سوخت خارجی ، قبل از ورود به حریم هوایی دشمن ، زنگ خطرجدی برای روسها محسوب میگردد . در آنسوی خطوط درگیری ، نیروی هوایی روسیه هم اکنون از گونه های پیشرفته تر مشتق شده از سوخو-27 ، در قالب جتهای رزمی نسل چهارم که اف-22 برای مقابله با آنها توسعه پیدا نموده ، استفاده میکند . با این وصف ، روسها بشدت مشغول توسعه پیکربندی نسل پنجم خود ( سوخو-57) هستند که ادعای غلبه بر رپتور را در کنار خود می بیند ، هرچند این جت روسی هنوز وارد خدمت رزمی نشده و گمانه زنی ها نیز ورود آن به ناوگان شرق دور نیروی هوایی روسیه را تا اواخر 2020 بسیار بعید ارزیابی می کنند ، ضمن آنکه به نظر می رسد ناوگان هواگردهای هشداردهنده زودهنگام هوابرد نیروی هوایی روسیه نیز در مقایسه با همتایان آمریکایی خود ، یک گام عقب تر قرار دارند . اما نیروی هوایی روسیه درصدد است تا این ضعف را با توسعه رادارهای زمین پایه قدرتمندی نظیر 91N6E موجود در سامانه اس-400 در کنار ارتقاء سلاحهای محمول بر روی ناوگان فلانکر (Su-27SM3) و میگ-31 (MiG-31BSM) برطرف نماید. بن پایه پی نوشت : این تاپیک ، تجمیع تمامی مطالب ارسال شده توسط کاربران در حوزه رزمایش ارتشهای خارجی است که در فروردین سال 1398 سازماندهی گردید . صرفا" برای میلیتاری /مترجم : تحلیلگر دفاعی MR9
  16. 14 پسندیده شده
    استراتژی موفقیت آمیز صربها در استقرار نیروهای پدافند هوایی خودی در قسمت های قبل با دارایی های عمده یوگسلاوی در زمینه پدافند هوایی و همچنین نقش شایان سامانه های دفاع هوایی کوتاه برد صربها برای کاهش حجم عملیات های هوایی ناتو بر علیه نیروهای صرب در جنگ کوزوو اشنا شدیم. استراتژی هوشمندانه صربها در مقابل یک نیروی بسیار قدرتمندتر و خصوصا در بخش هوایی نکات جالبی در زمینه نظامی برجای گذاشت این استراتژی گرفته شده از تفکرات چین کمونیست در جنگ کره و مقابله با نیروهای امریکا و متحدین ان بود.هدف نهایی این استراتژی گرفتن امکان حملات گسترده دشمن برعلیه نیروهای خودی میباشد.بررسی این تفکر در چارچوب نیروی هوایی و پدافند هوایی از انجایی مهم است که این تفکر هنوز هم میتواند در اینده کارایی خود را نشان دهد.پایه این استراتژی به پنهان کردن منابع مهم و تجهیزات ارزشمند از دید دشمن و عدم دسترسی طرف مقابل برای جلوگیری وکاهش حملات بر علیه انهاست.هدف اولیه هر نیروی هوایی در هنگام تقابل با واحدهای زمینی که از تحرک خوبی برخوردار هستند و همچنین از فرماندهی مناسبی هم بهره میبرندانجام دادن تاکتیک هایی می باشد که منجر به اجبار نیروی مدافع به نمایش حجم بیشتری از دارایی های خود در صحنه نبرد است بخشی از این تلاش میتواند به اجرای عملیات های کنترل شده هوایی بر فراز منطقه درگیری باشد این عملیات ها برای فعال کردن نیروی های مدافع و شناسایی انها لازم میباشد.اجرای دقیق این عملیات از سوی نیروی هوایی نیاز به سیستم های شناسایی و مراقبت مدرن ISR و همچنین تسلیحات هدایت شونده دقیق PGM میباشد.تقسیم نیروها مدافع به واحدهای کوچک و پخش انها در شرایط جغرافیایی پیچیده مانند جنگلها کوهستان و همچنین استفاده از محیطهای غیر نظامی و تاکتیک های فریب بهره نهایی استفاده از سامانه های ISR را تاحد زیادی کاهش میدهد. در جنگ کوزوو مهمترین هدف ناتو اجبار نیرو های صرب به خروج از کوزوو و همچنین کمترین تلفات نیروهای ناتو بود همین امر باعث نبود نیروی زمینی قدرتمند از طرف ناتو برعلیه صربها بر روی زمین بود.همچنین نظامیان ارشد صرب با نگاهی کامل به نتایج عملیات طوفان صحرا و درس هایی که از ان اموخته بودند از همان ابتدا شروع درگیری از گسترش توان پدافندی خود برروی زمین به شدت اجتناب کرده بودند.و استفاده از دارایی های خود را برای فعالیت در بازه زمانی گسترده تری برنامه ریزی کرده بودند که این امر با فعالیت های نسبتا گسترده نیروی های پدافند صرب حتی تا روزهای اخر درگیری کارایی خود را به خوبی نشان داد.استفاده از این تاکتیک و همچنین بکارگیری سامانه های شناسایی پسیو مانند تجهیزات الکترواپتیک شاید مهمترین عامل نفس کشیدن پدافند هوایی صربها تا اخرین روز نبرد با ناتو بود. بررسی استفاده از تسلیحات هدایت شونده توسط ناتو ومشکلات ناشی از ان این بررسی با ذکر این نکته صورت میگیرد شرایط استفاده از این تسلیحات با توجه به پیشرفت های گسترده ای که در این زمینه از دو دهه پیش تا هم اکنون صورت گرفته است انطباق زیادی با شرایط حال حاضر ندارد.شرایط بد اب وهوایی و پافشاری نیروهای ناتو بر کاهش اسیب به غیر نظامیان شرایط سختی به برنامه ریزان ناتو تحمیل کرده بود. که همین امر باعث وابستگی نیروی هوایی مهاجم به استفاده از تسلیحات هدایت شونده در حجم وسیع شده بود.در 3 هفته اغازین عملیات تنها 7 شبانه روز با شرایط مناسب اب و هوایی برای انجام عملیات وجود داشت.همچنین در این مدت 50 درصد عملیات های برنامه ریزی شده به دلیل احتمال اسیب جانبی لغو شده بود.جالب است بدانید با وجود این محدودیت ها در 90 درصد عملیات هایی که صورت گرفته شد از تسلیحات هدایت شونده استفاده شده بود.بخش بزرگی از این تسلیحات هدایت ماهواره ای بودند که به دلیل وجود خطاهایی در سامانه های هدف گیری هواپیما حامل و نقشه ها در بعضی موارد به درستی عمل نمیکردند همچنین تسلیحات هدایت لیزری هم در موارد مشابه کیلومتر ها دورتر به زمین اصابت میکردند.همین امر بعدها باعث ایجاد یک سری گفت وگو تحت نام sensor-to-shooter error budget در میان کارشناسان نظامی ارتش امریکا شد.همانطور که قبلا به استفاده گسترده صربها از تجهیزات پدافند هوایی کوتاه برد پسیو و پوشش ارتفاعات پایین پرداخته شد و همچنین عدم موفقیت کامل تسلیحات هدایت شونده همگی از عواملی بودند که محدودیت های شدیدی در انجام موفق عملیات های تهاجمی ناتو ایجاد کرده بودند.این امر با خارج شدن بخش بزرگی از تجهیزات صربها از کوزوو با کمترین اسیب خود را به خوبی نمایان ساخت. خودرو زرهی BOV-3 SPAAG مسلح به 3 توپ خودکار 20 ملم از دیگر تجهیزات پدافند صربها نگاهی به تاکتیک های فریب صرب ها صربها در انجام عملیات فریب نسبتا موفق ظاهر شدند. نیروی هوایی ناتو به بیش از 16 هدف فریب حمله و انها را نابود کردند به دلیل گستردگی تجهیزات پدافند هوایی کوتاه برد صربها و پوشش ارتفاع کم توسط انها خلبانان محدودیت زیادی در پرواز ارتفاع کم وشناسایی دقیق اهداف داشتند این امر همچنین باعث افزایش هزینه های لجستیکی مهاجمین نیز شده بود.جالب است بدانید از 3000 سورتی پرواز انجام گرفته نزدیک به 2000 سورتی به استفاده از تسلیحات ختم شده بود. تصویری از دکوی سام-13 صرب ها تصویری از دکوی سام-3 صرب ها تصویری از یک کارگاه دکوی سازی میگ-29 و یک دکوی میگ-29
  17. 14 پسندیده شده
    مروری بر خونین ترین روز سرکوب پدافند هوایی صرب ها در هر جنگی شاهد اتفاقات عجیبی هم هستیم وقتی که یک خلبان کارکشته میگ-29 توسط یک موشک ضد رادار کشته میشود! ژنرال صرب Velickovic از باتجربه ترین خلبانان ارتش یوگسلاوی بود او سابقه پروازهای متعدد با جنگنده هایی مانند میک-21 . میگ-29 در پرونده کاری خود داشت.( از نظامیان بسیار مورد احترام صربها میباشد که هر ساله مراسم یادبودی در محل دفن او برگزار میشود)در روز 70 از حملات گسترده ناتو برعلیه نیروهای صرب تصمیم به حملات گسترده ای به تجهیزات ذخیره و نیروهای صرب در کوزوو گرفته شد.در این حمله 32 قطعه از تجهیزات توپخانه ای و ده ها خودرو نظامی صربها نابود شدند.(جالب است بدانید از مجموع 575 عملیات هوایی ناتو برعلیه صربها 197 حمله مستقیم و 70 عملیات SEAD برعلیه پدافند هوایی صربها صورت گرفته بود.) در روز ذکر شده از حملات ناتو برعلیه صربها تصمیم به انجام یک حمله به یک مرکز سام-6 صرب ها واقع در کوزوو در کنار حملات دیگر گرفته شد. فرمانده این مرکز پدافند برعهده ژنرال صرب Velickovic بود این ژنرال در اتاق کنترل رادار جستجو سام-6 Straight Flush هدف یک موشک ضد رادار قرار گرفت و به همراه 4 تن از نیروهای خود در این شب کشته شد. تصویر سنگ قبر ژنرال Velickovic و مادرش که چهار سال بعد از مرگ پسرش فوت شد. ژنرال و سایر خدمه کشته شده در عملیات سرکوب
  18. 13 پسندیده شده
    این قسمت، آخرین قسمت از داستان فرار امپراطور از چنگ فرماندهان غاصب سلطنت و پایتخت می باشد. در قسمت قبل، دیدیم که با آمدن یانگ فنگ و دلاوری شو خوان، سپاه گوا سی از هم گسیخته و سوئی یونگ فرمانده آن ها کشته شد. و حالا ادامه ماجرا ...! -------------------------------------------------------------------------- قسمت دوازدهم – فرجام امپراطور در برابر ائتلاف فرماندهان با شکست سپاه سوئی یونگ، شادی و سرور کاروان امپراطور را در بر گرفت. امپراطور قدردان دلاوری های شو خوان بود و هیچ کس تصور نمی کرد که دیگر خطری کاروان را تهدید نماید. چرا که ارتش از هم گسیخته سوئی یونگ، مایل ها دور شده بود و دیگر کسی آن ها را تعقیب نمی نمود. پس کاروان این بار با اطمینان خاطر بیشتری به مسیر خود ادامه داد. یانگ فنگ نیز به همراه سپاه خود به عنوان محافظین امپراطور همراه ایشان براه افتاد. اما صبح هنگام، همه با وحشت از خواب بیدار شدند. خبری که می شنیدند باور کردنی نبود : گوا سی در رأس سپاهی عظیم، کمپ امپراطور را به محاصره درآورده است. شو خوان دلاورانه به دریای بی کران سپاه گوا سی زد و تلاش نمود حلقه محاصره را بشکند، اما این دلاوری نیز کافی نبود. ناامیدی بر جمع غلبه کرده بود که معجزه دوم از راه رسید. دلاورانی به دریای لشکر گوا سی تاخته و آن ها را تار و مار نمودند. حال لشکر یانگ فنگ نیز که از این شجاعت به شور آمده بودند، به کمک ایشان شتافتند و با قدرت نبرد شو خوان، دشمن را به عقب راندند. اما ناجی جدید، فردی آشنا برای درباریان و بالاخص امپراطور بود : دونگ چنگ (Dong Cheng). دونگ چنگ نیز به مانند یانگ فنگ، قسم یاد کرده بود که از امپراطور تا پای جان محافظت خواهد کرد و حالا سعی داشت این وعده خود را عملی سازد. آن ها موفق شدند یک بار دیگر سپاه گوا سی را مجبور به عقب نشینی کنند. اما دیگر مشخص بود که فرماندهان شیلیانگی به این سادگی دست از سر امپراطور برنمی دارند. پس با تمام سرعت، به سمت هانگ نانگ حرکت نمودند. گوا سی که حالا شکست پشت شکست را تجربه نموده بود، در چرخشی تاکتیکی از در دوستی با لی جوئه درآمد. او به لی جوئه گفت که اگر آن ها به کوه های خواشان (Huashang) برسند، دیگر کاری از دستمان بر نمی آید. چرا که با فراخواندن دیگر جنگ سالاران، نه تنها در امنیت می مانند، بلکه به ما حمله ور شده و خود و خاندان مان را نابود خواهند ساخت. لی جوئه، پیشنهادی جسورانه تر را مطرح نمود. وی پیشنهاد کرد که ژانگ جی پایتخت را حفظ نموده و آن دو به همراه سپاهیان خود به امپراطور در هانگ نانگ حمله نموده و وی را بکشند و امپراطوری را نیز بین خود تقسیم نمایند. پیشنهادی که مورد قبول گوا سی نیز قرار گرفت. حالا کدورت ها (ولو موقت) کنار گذاشته شده بود. دو فرمانده یک بار دیگر در کنار هم و برای هدفی مشترک وارد نبرد شده بودند. سپاهیانی که تا دیروز به سلاخی یکدیگر مشغول بودند، حالا برادرانه در کنار هم گام بر می داشتند و به سوی هانگ نانگ در حرکت بودند. هنگامی که خبر به گوش کاروان امپراطور رسید، دونگ چنگ و یانگ فنگ تصمیم گرفتند که زودتر از آن که دشمن به کاروان برسد، با آن ها روبرو شوند. اما سیاهی لشکر سپاه شیلیانگ کافی بود که آن ها به این نتیجه برسند که در نبرد شکست خواهند خورد. اگرچه دلاورانه جنگیدند، اما سپاه معدود حامی امپراطور، حریف قدرت سپاه شیلیانگ نشدند. در این میان، یانگ فنگ نقشه ای طرح ریزی کرد که برای اجرای آن به دونگ چنگ نیاز داشت. هر دو ژنرال سابقه آشنایی و خدمت در سپاه شیلیانگ را داشتند. پس تصمیم گرفتند از روابط گذشته خود برای مذاکرات صلح استفاده نمایند تا از این طریق زمان بخرند. دونگ چنگ مأمور مذاکره با لی جوئه شد؛ در حالی که در همان زمان، یانگ فنگ نامه ای محرمانه به یاران و دوستان سابق خود فرستاد و از آن ها کمک خواست : از راهزنان موج سفید! راهزانان موج سفید (که همانطور که در چند پست قبل عنوان شد، بقایای شورشیان دستار زرد بودند.)، حالا به رهبری هان شیان (Han Xian)، لی یوئه (Li Yue که در برخی منابع از وی به عنوان Li Le نام برده اند) و هو سای (Hu Cai) بودند و شاید هیچ کس فکرش را نمی کرد دست تقدیر، کسانی را که روزگاری علیه امپراطوری قیام کرده بودند، به عنوان محافظان از امپراطور برگزیند. اما به هر تقدیر که بود، آن ها پذیرفتند که جان خود و یارانشان را به خطر بیاندازند و از امپراطور حفاظت نمایند. اگر چه بعدها معلوم شد چه هدفی در سر داشتند. سه فرمانده راهزنان موج سفید، از بابت عملکرد خود در گذشته از امپراطور طلب بخشش کردند و با سوگند یاد کردن برای حفظ جان امپراطور، مهیای نبرد شدند. نبردی سخت بین سپاه راهزنان و شیلیانگ درگرفت و بسیاری از سربازان هر دو جناح بر زمین افتادند. به وضوح قدرت سپاه شیلیانگ برتر بود. هو سای نیز در این میان کشته شد. اما این نبرد و فداکاری بزرگ، فرصتی را فراهم نمود که کاروان امپراطور به مسیر خود ادامه دهد. یانگ فنگ و دونگ چنگ تلاش داشتند امپراطور را به سمت شمال ببرند. اما دیگر امکان فرار با سرعت پایین وجود نداشت. لذا لی یوئه پیشنهاد کرد که امپراطور و همسرش ارابه را رها کرده و سوار بر اسبی شده و سریعاً از مهلکه بگریزند. اما امپراطور مخالفت کرد و گفت که همراهانش را تنها نمی گذارد. هنگامی که به کرانه رودخانه زرد (نام دیگر آن خوان خه یا هوانگ هه – Huang He می باشد.) رسیدند، لی یوئه قایقی را دید و سریعاً آن را مهیای حضور امپراطور و همسرش نمود. تنها چند نفر در قایق جا می شدند. پس به ناچار باقی افراد شنا کنان از رودخانه عبور نمودند؛ اگرچه بسیاری نیز در رودخانه غرق و یا ناپدید شدند. اما هر چه بود امپراطور به سلامت از رودخانه عبور نمود. در مقابل امپراطور از دو فرمانده باقیمانده تقدیر به عمل آورد و به هر کدام مقام و درجه ای اعطا نمود. اگر چه حرکت به سمت پایتخت سابق همچنان ادامه داشت، اما کاروان دیگر نایی برای حرکت نداشت. روزها بدون استراحتی چندان در حرکت بودند و غذا و لباس مناسبی نیز نداشتند. هان رونگ (Han Rong) داوطلب شد که با لی جوئه مذاکره نماید که دست از تعقیب امپراطور بردارند. باقی کاروان نیز به مسیر خود ادامه دادند تا به آن یی (An Yi) رسیدند. تصمیم گرفته شد که در آنجا استراحت نمایند. اما حتی سایبانی نبود آن ها را از خورشید و باد و باران در امان بدارد. نه جایی برای استراحت نبود و نه غذایی برای خوردن. اما خیلی زود فهمیدند که این مسئله، مشکلی کوچکتر از آنچه که در پیش رو قرار دارد، است. هنگامی که خطر تا حدودی مرتفع گردید، راهزنان موج سفید تازه نیت اصلی خود را نشان دادند. آن ها امپراطور را در اختیار گرفتند و از قدرت وی سوء استفاده نمودند برای ارتقاء خود و یارانشان. هنگامی که مقامات دربار به آن ها اعتراض نمودند، به بدترین شکل آن ها را مورد ضرب و شتم قرار دادند. آن ها حتی به امپراطور نیز رحم نکرده و بدترین غذاها را برای وی مهیا می کردند که حتی نمی توانست آن ها را بخورد. البته هان شیان موافق این رفتار نبود، اما قدرت رهبری لی یوئه؛ بالاخص پس از مرگ هو سای در گروه راهزنان، امکان اعمال قدرت از سوی هان شیان را ناممکن کرده بود. در این میان، هان رونگ به طرز شگفت آوری توانست دو فرمانده را قانع سازد که دست از تعقیب امپراطور بردارند. یانگ فنگ و دونگ چنگ نیز به دنبال مهیا نمودن لویانگ برای عزیمت امپراطور به آنجا بودند و از وقایع بی خبر. هنگامی که بازگشتند و اوضاع را دیدند، به مشاجره با لی یوئه پرداختند. لی یوئه مخالف رفتن آن ها به لویانگ بود. اما با بازگشت دونگ چنگ و یانگ فنگ، دیگر نمی توانست مانند گذشته از قدرت امپراطور سوء استفاده نماید. وقتی که امپراطور، تصمیم خود مبنی بر حرکت به سمت لویانگ را اعلام نمود، لی یوئه تصمیم گرفت جناح خود را عوض نماید. پس پنهانی نامه ای برای لی جوئه و گوا سی فرستاد و در آن پیشنهاد نمود با کمک وی امپراطور را دستگیر نمایند. اگر چه خبر زود به بیرون درز کرد و دونگ چنگ و یانگ فنگ، امپراطور را به سرعت از منطقه دور نمودند. لی یوئه که دید فرصت دارد از دست می رود، خود دست به کار شد و به تعقیب امپراطور پرداخت. هنگامی که آن ها به تپه های ژیگوان (Zhiguan) رسیدند، فریادی از دور شنیدند : «ارابه را متوقف کنید! لی جوئه و گوا سی اینجا هستند!!». ترس و وحشت، کاروان را فرا گرفت. آیا به این سرعت، دو ژنرال به آن ها رسیده بودند؟ اما این ترس، خیلی زود برطرف شد. یانگ فنگ به خوبی صدای همراه دیرین خود در گروه راهزنان را می شناخت. پس فهمید که نه سپاه لی جوئه و گوا سی، که این تنها لی یوئه است که به دنبال آن ها براه افتاده است. پس فرصت را مغتنم شمرد و بار دیگر شو خوان را راهی میدان کرد. بار دیگر نبردی کوتاه در گرفت و این بار، لی یوئه به خاک غلتید. اما یانگ فنگ می دانست که دیر یا زود، با سپاه لی جوئه و گوا سی مواجه خواهد شد. پس توصیه کرد هرچه سریعتر به سمت لویانگ حرکت کنند. بالاخره شهر لویانگ نمایان شد. شهری که با تصمیم دونگ ژو به آتش کشیده شده بود و حالا از آن کاخ رویایی، تنها دیوارهایی سوخته و انبوه خاکستر باقی مانده بود. یانگ بیائو که نگران جان سرورش بود و می دانست دیر یا زود سپاه شیلیانگ به آن ها حمله خواهد نمود، از امپراطور درخواست نمود که پیکی را به دربار سائو سائو که نزدیک ترین جنگ سالار به آن ها بود و در سوی دیگر کوه خواشان حضور داشت بفرستند. به امید اینکه او به کمک امپراطور شتافته و خطر لی جوئه و گوا سی را برطرف نماید. امپراطور نیز با این تصمیم موافقت نمود و دستور داد فوراً پیکی به ایالت یان رفته و از سائو سائو درخواست مساعدت نماید. این پیک، درست در زمانی به دربار سائو سائو رسید که وی در فکر چگونگی حمله به ایالت شو بود ...! در این نقشه، می توانید مسیر حرکت امپراطور از چانگ آن به لویانگ و موقعیت جغرافیایی مکان هایی که در این قسمت ها مطرح گردید را ببینید. -------------------------------------------------------------------------- پ.ن 1 : از قسمت بعد، به خط اصلی داستان باز خواهیم گشت. واکنش سائو سائو به درخواست امپراطور را خواهیم دید و نیز از سرنوشت نهایی فرماندهان و سپاه شیلیانگ و نیز ژنرال هایی که داوطلبانه و جان بر کف، از امپراطور در این فرار بزرگ محافظت نمودند مطلع خواهیم شد. پ.ن 2 : چون داستان فرار امپراطور بیشتر از آنچه که فکر می کردم به درازا کشید و نیز با توجه به اینکه این داستان، داستانی فرعی در ماجرا بوده و عملاً بیشتر از آنچه که فکر می کردم به درازا کشید، لذا سعی کردم در این قسمت، از وقایع فرعی و مصائب فرار تا حد امکان پرهیز نموده و تنها وقایع مهم را ارائه نمایم تا مطلب در همین قسمت به پایان برسد. همچنین قصد داشتم سرنوشت فرماندهانی که از سیر داستان حذف خواهند شد را بازگو نمایم. اما چون بخشی از آن، مستلزم لو دادن خط سیر قسمت بعدی داستان بود، پس آن را در ضمیمه قسمت سیزدهم تقدیم حضور دوستان خواهم نمود. پ.ن 3 : ضمن عرض تشکر و قدردانی از دوستانی که پس از قسمت دهم، با نظرات ارزشمندشان به تکمیل بحث کمک نمودند و با آرزوی تداوم این روند، از دیگر عزیزان خواننده نیز درخواست می شود حتماً نقشه نظرات، انتقادات و پیشنهادات و همچنین اصلاحیه های خود بر متن و قسمت ها را بفرمایند تا با تکمیل و اصلاح متن، به غنای تاپیک کمک بیشتری بفرمایند. پس لطفاً ما را از نظرات ارزشمند خود بهره مند سازید.
  19. 13 پسندیده شده
    در قسمت قبل دیدیم که وضعیت امپراطور حالا فراموش شده توسط دیگر جنگ سالاران پس از فتح چانگ آن توسط سپاه شیلیانگ چگونه بود. همچنین به اختلافات پیدا و پنهان ژنرال ها با یکدیگر که تنها یکی از آن ها، منجر به توطئه قتل فان چو گردید، اشاره شد. و حالا ادامه ماجرا ...! -------------------------------------------------------------------------- قسمت یازدهم – فرار امپراطور از مهلکه اوضاع پس از قتل فان چو (Fan Chou) پیچیده تر شده بود. این را می شد از روابط بین ژنرال ها حس کرد. ژانگ جی (Zhang Ji) ترجیح می داد از کانون قدرت قدری فاصله بگیرد. هنوز صحنه مرگ فان چو جلوی چشمانش بود. بیاد می آورد زمانی را که از ترس روی زمین دراز کشیده بود و شاهد گردن زده شدن دوست و همرزم خود بدست دیگر همرزمانش بود. اگرچه لی جوئه (Li Jue) همانجا به وی اطمینان خاطر داد که تنها به دلیل خیانت فان چو، وی را کشته است، اما برای ژانگ جی تردیدی نبود که رقابت قدرت آغاز شده است. پس بهتر است در وقت بالا گرفتن درگیری ها، در وسط میدان نباشد. اما ژانگ جی تنها کسی نبود که به این باور رسیده بود. درباریان و حتی امپراطور نیز چنین نظری داشتند. آن ها نگران بودند که اگر بخواهند در این محیط بمانند، دیری نیست که با بالا گرفتن جنگ قدرت، آن ها تبدیل به گروگان هایی خواهند شد که هر حرکتی ممکن است به قیمت زندگی شان تمام شود. اما نه لی جوئه و نه گوا سی (Guo Si)، اجازه رفتن آن ها را نمی دادند. در این میان، یانگ بیائو (Yang Biao)، فرمانده گارد حفاظت امپراطور پیشنهادی را مطرح نمود. پیشنهادی مبنی بر اینکه با دمیدن در اختلاف بین دو ژنرال عالیرتبه، نزاع بین آن ها را تسریع بخشد و از آشوب بوجود آمده، امپراطور و درباریان بگریزند. پیشنهادی که مورد قبول امپراطور قرار گرفت. اما چگونه این اتفاق ممکن بود؟ یانگ بیائو می دانست که بانو چیونگ (Lady Qiong)، همسر گوا سی، زنی حسود و بدبین است. پس همسر خود، بانو کای (Lady Kai) که دوست بانو چیونگ بود را به دیدن وی فرستاد. در این دیدار، بانو کای با زیرکی تمام به این موضوع اشاره کرد که گوا سی، با همسر لی جوئه در ارتباط است و اخبار آن بین زنان دربار پیچیده است. اگر این قضیه به گوش لی جوئه برسد، بدون شک همسر تو را نیز مانند فان چو خواهد کشت. بانو چیونگ به فکر فرو رفت. او زمانی را به یاد می آورد که گوا سی تا نیمه های شب در منزل لی جوئه به بهانه کارهای کشور و سپاه می ماند و گاهی اوقات حتی شب ها نیز به منزل بازنمی گشت. او که این حیله را باور کرده بود، در فکر انتقام برآمد. بنابراین فردای آن روز، وقتی گوا سی قصد رفتن به منزل لی جوئه را داشت، بانو چیونگ تلاش کرد که جلوی رفتن وی را بگیرد. او که از طرفی به دلیل رابطه همسر خود با زنی دیگر عصبانی شده و از سوی دیگر، نگران جان همسر خود بود، اصرار نمود که لی جوئه قصد جان وی را دارد و وی باید از سرنوشت فان چو عبرت گیرد. ولی گوا سی اعتنایی نکرد و رفت. بانو چیونگ که دید حرف هایش تأثیری ندارد، تصمیم گرفت که با یک حیله، همسر خود را متقاعد سازد. پس به انتظار نشست. چند روز بعد، از طرف لی جوئه غذاهای لذیذی به خانه گوا سی فرستاده شد. بانو چیونگ از فرصت استفاده کرده و آن ها را مسموم نمود. وقتی گوا سی قصد داشت این هدیه لذیذ را بخورد بانو چیونگ به وی هشدار داد که شاید این غذا سمی باشد و لی جوئه با این کار قصد از بین بردن او را داشته باشد. ابتدا گوا سی اهمیتی نداد. اما با اصرار بانو چیونگ قرار شد که تکه ای از غذا به سگ خانه داده شود و اگر اتفاقی نیافتاد، آن را بخورد. خوردن غذا توسط سگ، به مرگی آنی انجامید. گوا سی که از این اقدام عصبانی شده بود، به سرعت به سمت سپاهیان خود رفته و با ساز و برگ جنگی بر در خانه لی جوئه رفت. لی جوئه هم که از این لشکرکشی به خشم آمده بود، دستور آماده سازی سپاهیانش را داد. شاید اگر تنها به مسموم بودن غذا اشاره می شد، نزاع همان جا به پایان می رسید. اما کینه ها، خشم ها و اختلافات بازگو نشده قبلی آنقدر زیاد بود که غذای مسموم در برابر آن ها اهمیت چندانی نداشت. هر دو ژنرال با صدای بلند و کلمات درشت یکدیگر را خطاب کرده و به هم اهانت نمودند. طولی نکشید که این نزاع کلامی، به جنگی خونین بدل شد. جنگی که روزها و هفته ها ادامه داشت و به نابودی شهر چانگ آن و خانه های آن انجامید. گویی همه چیز مهیای فرار امپراطور و درباریان بود. اما ناگهان لی شیان (Li Xian)، برادرزاده لی جوئه وارد کاخ شد. وی دستور داشت که امپراطور و همسرش را به اردوگاه لی جوئه ببرد. پس سربازان فوراً آن دو را سوار بر ارابه نموده و خدمه و درباریان نیز با پای پیاده به دنبال آن ها به راه افتادند. اما در مقابلشان، سپاه گوا سی را دیدند. درگیری بین دو سپاه آغاز شد و بسیاری از طرفین و حتی خدمه و درباریان کشته و زخمی شدند. در این هنگام لی جوئه به کمک برادرزاده خود شتافت و سپاه گوا سی عقب نشینی نمودند. اما قصر ویران شد و در آتش سوخت. اوضاع کاملاً برگشته بود. دربار در آتشی که خود دمیده بود می سوخت و کاری از دست کسی برنمی آمد. دوران سختی امپراطور تازه آغاز شده بود. به دلیل قحطی و جنگ، آذوقه کمیاب شده بود و لی جوئه نیز ترجیح می داد که آذوقه باقیمانده را به سپاه خود اختصاص دهد. پس در برابر خواسته امپراطور مبنی بر تأمین آذوقه ایشان، گوشت و دانه های گندم فاسد را برای ایشان فرستاد. با مشاهده این وضعیت، درباریان به سراغ گوا سی رفته و از وی خواستند که اجازه دهد امپراطور و دربار به لویانگ بازگردند. چون آذوقه آن ها ته کشیده و جانشان نیز در خطر است. اما در مقابل، گوا سی گفت حالا که لی جوئه امپراطور را به دست آورده است، من نیز درباریان را در اختیار خواهم گرفت. پس دستور دستگیری آن ها را صادر نمود. امپراطور بار دیگر برای برقراری صلح بین این دو تلاش نمود. وی از خوانفو لی (Huangfu Li)، یکی از ژنرال ها و نزدیکان لی جوئه که فردی درستکار و وفادار بود، درخواست نمود که بین دو ژنرال صلح را برقرار سازد. خوانفو لی پذیرفت. ابتدا از گوا سی درخواست صلح نمود. گوا سی صلح را به آزادی امپراطور و همسرش توسط لی جوئه مشروط نمود. پس خوانفو لی به سراغ لی جوئه رفت. اما لی جوئه مغرورانه گفت که وی سپاه قدرتمندی دارد و لوبو را هم شکست داده است. پس می تواند گوا سی را شکست داده و نیازی به صلح نیست. خوانفو لی توضیح داد که داشتن سپاه زیاد و قدرت، برای پیروزی در نبرد کافی نیست و مثال هایی از لو بو و دونگ ژو را زد که علی رغم داشتن سپاه قدرتمند، شکست را پذیرا شدند. همچنین یادآور شد اگرچه کار گوا سی در گروگان گرفتن درباریان زشت و ناپسند است، اما لی جوئه خود نیز امپراطور و دیگر درباریان را گروگان گرفته است و حتی این کار زشت تر و ناپسندتر است. لی جوئه که صبر خود را از دست داده بود شمشیر خود را از نیام کشید و قصد جان خوانفو لی را نمود. اما یانگ فنگ (Yang Feng)، یکی از فرماندهان لی جوئه و فرمانده سابق راهزنان موج سفید، جلوی این اقدام را گرفت. وی عنوان نمود که اگر پیام آور امپراطور را بکشد، بهترین بهانه را به دست گوا سی داده است تا او را در میان سپاهیان شیلیانگ بدنام ساخته و آن ها و دیگر بزرگان را به سمت خود بکشاند. آن ها فورا خوانفو لی را مرخص نمودند. اما خوانفو لی با صدای بلند فریاد می زد که لی جوئه از فرمان امپراطور اطاعت نمی کند و قصد کشتن وی و نشستن بر تاج و تخت را دارد. فریادهای او حالا نگرانی و دودلی را در دل سپاهیان لی جوئه می انداخت. تلاش برای ساکت نمودن وی بی فایده بود. امپراطور با شنیدن سخنان وی، از او خواست که فوراً به سمت شیلیانگ برود تا نجات یابد. خوانفو لی اطاعت نمود. ولی به محض اینکه اخبار به گوش لی جوئه رسید، فوراً ژنرال وانگ چان (Wang Chan) را برای دستگیری وی فرستاد. اما وانگ چان که هم فردی شرافتمند بود و هم از ظلم لی جوئه به امپراطور باخبر بود و می دانست خوانفو لی حرف درستی را زده است، بدون اینکه آسیبی به وی برساند بازگشت و اعلام داشت نتوانسته است خوانفو لی را پیدا کند. لی جوئه دیگر به همه بدبین شده بود. به سراغ جادوگری رفته بود و حالا به جای ژنرال های ی خود، این جادوگران بودند که به دربار وی رفت و آمد داشتند. حتی وقتی لی جوئه امپراطور را مجبور کرد که وی را به مقامی بالاتر ارتقاء دهد، هنگام اعلام ارتقاء، لی جوئه این موفقیت را مدیون جادوگرانش دانست. امری که به مذاق فرماندهان سپاهش خوش نیامد. بیشتر از همه، یانگ فنگ بود که از این سخنان به خشم آمد. وی که از این شرایط ناراضی بود، به همراه دوست دیگر خود، سونگ گوا (Song Guo) نقشه قتل لی جوئه و نجات امپراطور را ریخت. تروری که با دستگیری و قتل سونگ گوا نافرجام ماند و یانگ فنگ نیز ناچار به فرار از چانگ آن شد. اما هیچ وقت فکر نمی کرد که به زودی، نقشی بسیار پررنگ در تاریخ ایفا نماید. وقایع بد، یکی پس از دیگری رخ می داد. نه تنها امکان صلح این دو ژنرال وجود نداشت، بلکه جان درباریان و امپراطور در خطر بود. فقط یک معجزه می توانست اوضاع را تغییر دهد و آن معجزه خیلی زود رخ داد. بعد از سه ماه درگیری، ژانگ جی که خبر این درگیری خونین را شنیده بود، با سپاهی عظیم به چانگ آن بازگشت. وی به قصد برقراری صلح بین دو ژنرال بازگشته بود و قسم یاد کرد که اگر هرکدام از طرفین بخواهد به این نزاع ادامه دهد، به او حمله خواهد نمود. لی جوئه و گوا سی هر دو اعلام کردند که برای صلح آماده اند. پس ژانگ جی از امپراطور خواست که با توجه به اینکه شهر آسیب دیده است، به هانگ نانگ (Hongnong) که در نزدیکی لویانگ قرار دارد، برود. امپراطور هم به سرعت این تصمیم را به اجرا گذاشت. با آزادسازی وزرا و دیگر درباریان از سوی گوا سی و آماده کردن آذوقه و ملزومات سفر از سوی لی جوئه و ژانگ جی، امپراطور و درباریان عازم سفر شدند. اما در نهان، گوا سی پیکی را به شین فنگ (Xinfeng) فرستاد تا جلوی رفت و آمد از پل بیلینگ (Bailing) که تنها راه عبور به سمت شرق بود را بگیرند. اگرچه به آن ها گفته شده بود که چون جاسوسان قصد فرار دارند، نباید کسی از پل تردد نماید. طولی نکشید که کاروان امپراطور به پل رسید. سربازان جلوی آن ها را گرفتند. اما وقتی فهمیدند که کاروان شامل امپراطور و درباریان است، به آن ها اجازه عبور دادند. اگرچه این امر به اطلاع گوا سی رسید. امری که وی را خشمگین ساخت. چرا که وی قصد داشت که امپراطور و درباریان را به میوو (Meiwo)، منزل سابق دونگ ژو که حالا محل استقرار گوا سی شده بود، بیاورند و از این طریق، هم لی جوئه و هم ژانگ جی را فریب دهد. وی بلافاصله دستور داد محافظین پل گردن زده شوند. اگرچه دیر شده بود و امپراطور از مهلکه گریخته بود. گوا سی بسرعت سپاهی را به فرماندهی سوئی یونگ (Cui Yong) برای بازگرداندن امپراطور گسیل داشت. همین که سپاه گوا سی به نزدیکی آن ها رسیدند و هنگامی که دیگر امیدها به پایان رسیده بود، معجزه دیگری رخ داد. سپاهی دیگر که ظاهر و لباسی شبیه به سپاه گوا سی داشتند، در مقابل سپاه گوا سی صف کشیدند. آن ها پرچم نام آشنایی را با خود حمل می نمودند : یانگ فنگ! یانگ فی که شنیده بود امپراطور در راه بازگشت به لویانگ می باشد، به سرعت خود را به ایشان رسانده بود تا در خدمت امپراطور باشد. حضوری که به شکلی معجزه آسا، دقیقاً در هنگام نیاز صورت گرفته بود. نبرد بین دو سپاه آغاز شد. در این میان، سوئی یونگ مبارزه تن به تن با ژنرال ارتش یانگ فنگ را درخواست نمود. یانگ فنگ نیز فرمانده ارتش خود را به میدان فرستاد : شو خوان (Xu Huang – Gongming). جوانی تنومند و چابک که تبری بزرگ در دست داشت. فرماندهی فداکار و وفادار به یانگ فنگ که در سخت ترین شرایط در کنار او مانده بود. تصویری هنری از شو خوان در بازی های کامپیوتری نبرد تن به تن آغاز شد. نبردی که چندان به درازا نکشید و خیلی زود، با به خاک افتادن کوی یونگ پایان پذیرفت. سپاهیان متخاصم با کشته شدن فرمانده شان دچار بی نظمی شده و بسیاری از معرکه گریختند و باقیمانده نیروها نیز با حمله سریع نیروهای یانگ فنگ تار و مار شدند. آیا با این شکست، گوا سی دیگر اقدامی برای حمله به کاروان امپراطور نمی کرد؟ -------------------------------------------------------------------------- پ.ن 1 : در ابتدای نگارش فصل دهم، قصدم بر این بود که داستان تنها با ذکر این جمله که : «سائو سائو با فهمیدن این خبر که امپراطور به لویانگ گریخته است، به سرعت خود را به وی رسانید ...»، داستان اصلی را ادامه دهم. اما هر چه فکر کردم دیدم حیف است داستانی به این جذابی و عجیبی، اینطور در این تاپیک مهجور و ناگفته باقی بماند. پس ترجیح دادم که داستان اصلی را متوقف کرده و ابتدا ماجرای فرار امپراطور را شرح دهم. اما در یک قسمت امکان پرداختن به آن نبود. ولی خودم هم فکر نمی کرم که حتی در قسمت دوم، این داستان به پایان نرسد. اگرچه بخشی از شاخ و برگ دادن به داستان اصلی (مثل ماجرای خوانفو لی و یا ترور لی جوئه توسط یانگ فنگ و نیز ارتباط لی جوئه با جادوگران، شاید می شد حذف شود. اما به نظرم به فضاسازی داستان کمک بیشتری می کرد و از طرفی حتی حذف آن ها نیز کمکی به «دو قسمتی شدن» ماجرای فرار امپراطور نمی کرد. ضمن اینکه قصد دارم در پایان ماجرای فرار، به سرنوشت ژنرال های شیلیانگی نیز اشاره کوتاهی داشته باشم؛ چون نقش آن ها در پایان این داستان تقریباً خاتمه می یابد. به همین دلیل و با عرض شرمندگی، قسمت دوازدهم نیز به داستان فرار امپراطور اختصاص خواهد یافت. از این که این داستان فرعی اینطور به درازا کشید صمیمانه عذرخواهی می کنم. پ.ن 2 : همانطور که در پست های قبلی عنوان گردید، حرف گ پایانی اکثر کلمات، برای این که خوانندگان به اشتباه نیافتاده و با دیگر کاراکترها و مکان ها مشابهت پیدا نکند، در نام ها آورده شده است. بطور مثال یان فن (Yang Feng) بصورت یانگ فنگ نوشته شده است. در این میان یکی دو نام که هم خاص بود و هم دیگر کلمات آن نیز بشکل دیگری تلفظ می شد، به صورت تلفظ صحیح آن درج شده است. بطور مثال نام شو خوان (Xu Huang) که با تلفظ دقیق چینی آن ذکر شده است و شاید اگر نوشته می شد «شو خوانگ»، خیلی نام جالبی به نظر نمی رسید. بویژه اینکه بسیاری او را زیو هوانگ (تلفظ انگیسی) می شناسند. بنابراین این اسم و احتمالاً اسم هایی مشابه این، در ادامه داستان با تلفظ صحیح نوشته خواهند شد. پ.ن 3 : ضمن عرض تشکر و قدردانی از دوستانی که پس از قسمت دهم، با نظرات ارزشمندشان به تکمیل بحث کمک نمودند و با آرزوی تداوم این روند، از دیگر عزیزان خواننده نیز درخواست می شود حتماً نقشه نظرات، انتقادات و پیشنهادات و همچنین اصلاحیه های خود بر متن و قسمت ها را بفرمایند تا با تکمیل و اصلاح متن، به غنای تاپیک کمک بیشتری بفرمایند. پس لطفاً ما را از نظرات ارزشمند خود بهره مند سازید.
  20. 13 پسندیده شده
    نسخه آمبولانس L-ATV برای نخسین بار شرکت دفاعی Oshkosh نسخه آمبولانس L-ATV را در سمپوزیوم نیروی جهانی AUSA سال 2019در هانتسویل به نمایش گذاشت. آمبولانس L-ATV پزشکان ارتش و سپاه تفنگداران دریایی را قادر می سازد تا پرسنل خود و سربازان زخمی را با به شکل محفاظت شده از میدان نبرد دور کنند. جورج منسفیلد معاون رئیس جمهور و مدیر کل، برنامه های مشترک گفت: آمبولانس های L-ATV نسل بعدی خودروهای آمبولانس ارتش هستند که به طور خاص برای محافظت از سربازان زخمی بدون قربانی کردن سرعت و تحرک مورد نیاز برای نگه داشتن خودروهای سبک وزن مشترک در میدان نبرد طراحی شده اند.علاوه بر توانایی حفاظت و مانور خودروهای سبک وزن مشترک در عملیات رزمی، آمبولانس L-ATV دارای انعطاف پذیری و ظرفیت پزشکی مورد نیاز برای حمل تجهیزات نجات هستند که اجازه میدهد آنها عملیات خود را ایمن و کارآمد در حال حرکت انجام دهد. آمبولانس های L-ATV با سیستم تعلیق هوشمند TAK-4 می تواند در سرعت های بالای خارج از جاده پزشکان و زخمی را بدون کاهش کیفیت سواری جابه جا کند در حالی که می توان خدمات پزشکی را در حین انتقال زخمی ها به بیمارستان های پشتیبانی انجام داد. کابین عقب آمبولانس L-ATV می تواند 4 برانکارد یا 8 بیماری سرپایی و با ترکیبی از دوحالت را در داخل خود جادهد.همچنین برای ذخیره سازی تجهیزات پزشکی نیز ظرفیت بالایی دارد.
  21. 13 پسندیده شده
    ورود AK-47 به بازار پهپادها مسکو : رسانه های جمعی روسی روز دوشنبه ، با انتشار ویدئویی ، پهپاد جدیدی را به نمایش گذاشتند که نشانه هایی از سلاح افسانه ای AK-47 را در خود داشت .براساس تصاویر موجود در این ویدئو ، به نظر می رسد که این هواگرد رزمی بدون سرنشین قابل حمل که با سلاح پیاده نظام کلاشینکف مسلح شده ، توسط شرکت آلماز-آنتی روسیه به ثبت رسیده است . به گزارش وب سایت Futurism.com مجموعه تصاویر منتشره ازسوی آلماز-آنتی نشاندهنده یک طراحی اولیه بسیارساده شامل یک بدنه مرکزی تشکیل شده از پیکربندی یک قبضه سلاح کلاشینکف به همراه یک جفت بال مجهز به دو پیشرانه است . اما برخلاف ظاهر ساده این پهپاد ، معرفی این پیکربندی ، آینده ای بسیار دهشتناک از میدان های رزمی آینده که قادرند با مسلح شدن به طیف وسیعی از تسلیحات سبک ، کشتار وسیعی را در میان پیاده نظام دشمن ایجاد نمایند ، پیش روی تحلیلگران نظامی قرار میدهد . با این حال ، شرکت سازنده مدعی است که تمامی مراحل بارگذاری و شلیک این پهپاد ، که به یک کارابین Vepr-12 Hummer با ظرفیت خشاب 10 فشنگ ، مسلح میشود ، بصورت خودکار صورت می گیرد .شرکتهای روسی ، در سالهای اخیر ، طیف متنوعی از سخت افزارهای بدون سرنشین غیر متعارف ، نظیر یک بی سرنشین زیر سطحی که برای شکار واحدهای غواص متخاصم کاربرد پیدا می کند ، را به بازارهای تسلیحاتی معرفی نموده اند. صرفا" برای میلیتاری /مترجم : تحلیلگر دفاعی MR9
  22. 13 پسندیده شده
    تجهیز تیپ های قطب شمال ارتش روسیه به بولدوزرهایی زرهی بولدوزرهای زرهیB10M2-S ساخت شرکت Uralvagonzavod تیپ های قطب شمال ارتش روسیه، بولدوزرهایی زره پوش B10M2-S را تحویل می گیرند. این بلدوزر های زرهی می تواند در برابر آتش سلاح های سبک، انفجار های نارنجک وحتی به ادعا شرکت سازنده در برابر موشک های ضد زره مقاوم باشد. بولدوزرها زرهی می توانند در مناطق قطبی به راحتی فعالیت کنند به گونه ای که پبشرانه ی این بلدوزر ها می تواند در منفی 60 درجه سانتی گراد کار کند. تجربه سوریه نشان داده است نیروهای مسلح به سخت افزارهای ارزان و ساده مانند بولدوزرهایی زرهی نیاز دارند. این بولدوزر به یک کپسول زرهی برای راننده مجهز است. صفحات زرهی با ضخامت 20 میلی متر از راننده در برابر تهدیدات میدان نبرد حفاظت می کند. درب کابین و پنجره های کناری دارای شیشه های زرهی هستند. وزن این بولدوزر 20تن و سرعت آن 10 کیلومتر در ساعت می باشد. زره های قفسی را میتوان بر روی بولدوزر نصب کرد تا در مقابل راکت های ضد زره مقاوم باشد.تجربه سوریه نشان داد که زره های ترکیبی تلفات انسانی را کاهش می دهد و اثربخشی ماموریت ها را افزایش می دهد. بولدوزرهایی زرهی B10M2-S می توانند به سرعت فعالیت های مهندسی مانند سنگربندی، جا به جایی موانع،ایجاد موانع مهندسی ساده، پاکسازی جاده ها و... را انجام دهد. علاوه براین در زمان صلح این بولدوزرها می توانند در شرایط اضطراری و پاکسازی یخ و برف جاده ها کمک کنند.
  23. 12 پسندیده شده
    ولادت امام حسین (ع) و روز پاسدار بر همه دوستان مبارک 1357-1398 چهل و یک سال ایستادگی برای حفظ کیان ایران و انقلاب اسلامی
  24. 12 پسندیده شده
    بسمه تعالی امکان قراردادن فیلم برای پخش مستقیم در داخل انجمن مجدد فعال شد، میتونید با کلیک بر روی آیکن آپارات در ویرایشگر و قرار دادن بخش انتهایی لینک(رنگ قرمز)، بلاک اختصاصی برای پخش فیلم در مطالب داشته باشید: https://www.aparat.com/v/IFxfL اضافه کنم: لینک های توئیتر، یوتیوب و اینستاگرام صرفا با قرارداده شدن در متن فعال میشن و در بلاک اختصاصی نمایش داده خواهند. البته توئیتر و یوتویب فیلتر هستند و در صورت استفاده امکان دسترسی از طریق سایت در حوزه ip ایران رو نخواهند داشت.
  25. 12 پسندیده شده
    کشف علت سقوط بویینگ 737 مکس پی نوشت : تجمیع اخبار علمی ارسال شده در میلیتاری ( فروردین 1398 خورشیدی )