برترین های انجمن
ارسال های محبوب
مشاهده بیشترین محتوای مورد پسند کاربران از پنجشنبه, 18 دی 1404 در همه مناطق
-
2 پسندیده شدهتمرینات نیروهای حشد الشعبی با تانک های تی 72 ارتقا یافته توسط ایران
-
2 پسندیده شدهبنام خداوند بخشنده مهربان با سلام خدمت دوستان عزیز میلیتاریست ؛ دوستان این داستان راستان، یکی از برگهای زرین ولی فراموش شده تاریخ دفاع مقدس هست. مطمئن باشید که ارزش خوندن رو داره ======= آغاز آشنایی شب بود. پتویم را برداشتم از چادر زدم بیرون. حوصله شلوغی را نداشتم. دلم می خواست یک گوشه ساکت گیر بیاورم و بخوابم. ذهنم درگیر اتفاقات صبح تا حالا بود. راه افتادم طرف زمین صبح گاه. با خودم گفتم: اینجا هم بزرگ است و هم آرامش بیشتری دارد. جای خلوت زمین صبح گاه را پیدا کردم و پتویم را پهن کردم و «آخیش». ولو شدم. چشم هایم خسته بود. اما آسمان هم زیبایی خاصی داشت. نگاه می کردم و فکرم مشغول که خوابم برد. نمی دانم چقدر گذشته بود که حس کردم کسی کنارم دارد زمزمه می کند. غلت زدم و پتو را کشیدم روی سرم. فکر کردم خواب می بینم، اما صدای زمزمه همچنان می آمد. سرم را بیرون آوردم و با چشمانم اطراف را کاویدم. حالا صدای گریه هم می آمد. چند نفر بودند انگار. تکان نخوردم. فقط چشم برگرداندم. سه نفر کنار هم نشسته بودند. زمزمه می کردند. دقت کردم هم به تُن صدا و هم به خودشان. یک دفعه حس کردم آب یخ ریختند روی سرم. حاج احمد متوسلیان، حاج همت و بابایی بودند. داشتند مناجات می خواندند؛ یعنی حاج احمد می خواند و همت و بابایی گریه می کردند. لبم را گزیدم و با خودم گفتم: «خاک بر سرت». یاد صبح افتادم که چه برخوردی با این سه تا داشتیم. * * * 350 نفر بودیم که از قم راهی جبهه شده بودیم. زیر نظر تیپ 27 محمد رسول الله(ص). قم خودش تیپ و لشکر نداشت و زیرمجموعة تهران بود. در زمین صبح گاه جمع شده بودیم و منتظر بودیم تا حاج احمد متوسلیان بیاید و فرمانده برایمان انتخاب کند. فکر می کردیم از جمع خودمان یکی را انتخاب کند که دیدیم یک نفر به سمت مان می آید. منظم ایستادیم. حاج همت بود و یک غریبه. همت کمی عصبانی بود. کمی تند صحبت کرد و ما هم نگذاشتیم کلامش تمام شود. زمزمة اعتراض مان کم کم به فریاد تبدیل شد و... هیچ... بی نتیجه ماند. گردان ما از تمام گردان ها بهتر بود. هم از لحاظ روحیه و هم توان جسمی و هم تجربه عملیاتی بچه ها. همین باعث شده بود حساس باشیم روی فرمانده مان تا متوسلیان هم با حساسیت برای مان تصمیم بگیرد. از رفتن همت چند دقیقه ای نگذشته بود که یک جیپ کنارمان توقف کرد. حاج احمد متوسلیان بود و حاج همت و آن غریبه. بچه ها متوسلیان را که دیدند غصه شان سر باز کرد. دور متوسلیان را گرفتیم. بغض کرده بودیم. بین ما و حاجی یک علاقه خاصی بود. خیلی می خواستیمش. حاج احمد نشست و ماهم دورش نشستیم. حاجی نگاه مهربانی به ما کرد و بعد شروع کرد به صحبت کردن. می گفت: «ما همه از جبهه آمدن مان یک هدف داشتیم و حالا هم فقط برای یک هدف می جنگیم. همه مان می خواهیم دل امام از ناراحتی دربیاید و شاد بشه. امام حالا گفته باید خرمشهر آزاد بشود. من و شما هم باید کمک کنیم تا این حرف امام به نتیجه برسه. بچه ها! شما غیر از این چیز دیگری می خواهید؟ نه به خدا. امام به ما بگوید بمیر، همه برایش جان می دهیم. اما و اگر و چرا هم نمی آوریم.» بعد دست غریبه را گرفت و گفت: «این بابایی است. برادر من و شما که مثل ماها فقط برای یک هدف آمده. به خاطر دل امام. من به او ایمان دارم. شما هم به او ایمان داشته باشید. این قدر در این یکی ـ دو سال جنگ در جبهه بوده و در عملیات ها شرکت کرده که کلکسیون تیر و ترکش است. هر دستوری که او بده دستور من است. شما هم مطمئن باشید که بابایی جز رضای خدا هیچ چیزی نمی خواهد. یکی از مجروحیت های شهید احمد بابائی در جبهه غرب بغض مان بی صدا اشک شده بود. حاجی هم دل مان را حسابی سوزاند. بابایی را کنار ما گذاشت و خودش و همت راه افتادند که بروند. دوره شان کردیم. حاجی را بغل کردیم و بوسیدیم. همت را هم. سوار جیپ شدند و رفتند. ما ماندیم و فرمانده جدیدمان حاج احمد بابایی. بابایی ارتشی بود. این را همان اول به ما نشان داد. شهید احمد بابائی (نیروی هوائی ارتش - پیش از انقلاب) به صف شدیم و گفت: به دستور من می دوید تا آن دیوار و برمی گردید. و شمرد: 1، 2، 3. دویدیم. اما چند نفر که هنوز دل شان با فرمانده ارتشی جدید نبود، ایستادند. رفتیم و برگشتیم. بابایی نگاهی به سر تا پایشان کرد. یکی لباس سپاه داشت و آن دو تا هم بسیجی بودند. سپاهی را تنبیه کرد و سینه خیز بردش. گفت: باید به دستور فرمانده تان گوش بدهید. چه بابایی و چه غیر از اون. تا شب آموزش و تمرین و بدو و بشین، حرکت، صبر و تنبیه و ... ادامه داشت. دیگر از تک و تا افتاده بودیم. موقع نماز رهایمان کرد. شام را که خوردیم، آماده می شدیم برای خواب. همه به فکر بابایی و سخت گیری هایش بودیم که دوباره آمد و شروع کرد در چادرهایمان گشتن. از تک تک بچه ها احوال می پرسید. نگاه می کرد که بچه ها شام خورده اند، پتو دارند، چیزی کم و کسر ندارند. مثل پدر مهربانی به بچه ها نگاه می کرد. همه ذهنیت ها را عوض کرد. انگار نه انگار که فرمانده مان است. شهید احمد بابائی در لباس ارتش * * * صدای «العفو العفو» و هق هق گریه سه نفرشان اشکم را درآورده بود. تکان نمی خورم که نفهمند آنجایم. نزدیک اذان صبح بلند شدند و رفتند و من تازه فرصت کردم بنشینم و آزادانه گریه کنم. خبر ازعملیات صبح توی صبح گاه، بابایی اول برای مان صحبت کرد. گفت: «فقط بیست روز تا شروع عملیات وقت داریم. باید هم در این بیست روز آماده شویم. عملیات آزادسازی خرمشهر، ان شاءالله. گردان ما هم خط شکن است. پس همه باید تلاش مان را بکنیم.» تمرینات مان شروع شد. سخت و طاقت فرسا. از نیمه شب شروع می شد تا اوایل شب بعد. خیلی سختی می کشیدیم، اما بابایی آن قدر محبت بچه ها را خریده بود که کسی لب به اعتراض باز نمی کرد. شهید احمد بابائی در کردستان مثلاً یک شب ساعت شش آماده باش زد. تازه نماز خوانده بودیم. آماده شدیم و پیاده راه افتادیم. تا ساعت چهار صبح راه می رفتیم توی بیابون. تاریکی مطلق. هیچ جا را نمی دیدیم. بچه ها شوخی می کردند که: ان شاءالله نماز صبح خود را اهوازیم. دیگری می گفت: این جوری که ما داریم می ریم هفت ـ هشت ساعت دیگه حرم حضرت معصومه(س) هستیم... هوا کم کم داشت روشن می شد دلشوره گرفتیم که نماز صبح مان را کجا می خوانیم که دیدیم دژبانی پادگان پیدا شد. کلی خندیدیم که حاجی دستت درد نکند. هشت ساعت ما را در بیابان دور خودمان گرداندی. حاجی قطب نما را 360 درجه گرفته بود و هشت ساعت پیاده دور زده بودیم. از پادگان به پادگان. فقط دویدیم که نمازمان قضا نشود. ادامه آموزش در انرژی اتمی بعد از چند روز قرار شد گردان برای آمادگی بیشتر به سایت انرژی اتمی دارخوین برود. کانکس های سایت انرژی اتمی دارخوین (مقر لشکر 17 علی ابن ابیطالب) انرژی اتمی در دید عراقی ها بود و جاده اش زیر آتش توپ و خمپاره ها. با این حال برای این که بیشتر آماده شویم، چند روز باقی مانده تا شروع عملیات را برای آشنایی بیشتر با شرایط و آموزش آنجا بودیم. هوا گرم بود. پنجاه درجه دمای آنجا بود. آفتاب پوست و استخوان را می سوزاند اما دل حاجی نمی سوخت انگار. تمرین های مان سرجایش بود. عطش هم پدرمان را درمی آورد. چون جاده زیر دید بود. فقط شب ها برای مان یک تانکر آب می آوردند که هم برای خوردن، هم برای شست و شو و هم.... به خاطر همین در مضیقه بودیم. از سحر تا نیمه شب آموزش می دیدیم. یک بار داشتیم کنار لوله های نفت می دویدیم که حاجی ایستاد. گردان را هم نگه داشت. بعد گفت: برادرها سریع پوتین هایشان را دربیاورند. سریع سریع. بعد بروید بالای لوله ها و بدوید تا آن انتها. چشم های مان گرد شد. همین جوری توی پوتین پاهای مان از شدت حرارت زمین می سوخت. حالا لوله آهنی ... که دیدیم حاج احمد بابایی خودش خم شد و پوتین هایش را درآورد. ما همین کار را کردیم و پریدیم بالای لوله ها و سوختیم. می سوختیم و می دویدیم. پاهایمان تاول داشت. تاول می زد. می سوخت. پوستش کنده می شد. خون می آمد. اما ما همچنان می دویدیم. بابایی بلند فریاد زد: «عملیات می خواهد شروع شود. شماها گردان خط شکن هستید. همه عملیات بسته به کار شماست. ضعف نشان دهید، کوتاهی کنید، بترسید یا خسته شوید، همه زحمات به هدر می رود. مهمات کم است. ادوات ما مثل عراقی ها نیست. باید با گوشت و پوست بجنگید. پس خسته نشوید. شهید بابائی ( نفر اول ایستاده از سمت راست) - حاج احمد متوسلیان ( نفر اول ایستاده از سمت چپ) دعای کومله یادش به خیر! چقدر سختی کشیدیم! شب ها فقط دو ساعت می خوابیدیم. آن قدر گرم بود که انگار در حمام سونا بودیم، ولی خستگی همه را بیهوش می کرد. اما بابایی همان دو ساعت را هم آرام نمی گرفت. دور می افتاد و به همه بچه ها سر می زد. تمام بچه ها را می شناخت. یک شب یکی از بچه ها از شدت گرما رفته بود بالای کانکس ها خوابیده بود. حاجی فهمیده بود یکی کم است. خیلی گشته بود تا بالاخره صبح بالای کانکس پیدایش کرده بود. صدایش زده بود که پسرم تو آن بالا چه کار می کنی؟ آن بنده خدا هم که مست خواب بود توی همان حال خواب و بیدار گفته بود: حاجی داشتم دعای کومله می خواندم خوابم برد. حاجی خندیده بود که: اولاً کمیل نه کومله، دوماً نماز صبح که خواندی با چی وضو گرفتی. گفته بود: با آب کتری. حاجی گفته بود پاشو بیا عزیزم توی کتری چایی بوده نه آب. تو با چایی وضو گرفتی و نماز خواندی. مربی روح و جسم وضعیت مان خیلی سخت بود. اما هیچ وقت شکایت نمی کردیم. مثل پروانه دور بابایی می گشتیم. یک ویژگی دیگری هم داشت، آن هم اینکه علاوه بر جسم بچه ها روح شان را هم تربیت می کرد. عادات بدمان را می خواست از بین ببرد. کمک مان می داد برای کشتن خواهش های نفسانی مان. مثلاً یک شب که بردمان رزم شب، گفت: کسی حق ندارد در حین رزم سیگار بکشد. صبح، خسته برگشتیم، اما نگذاشت برویم توی چادر. نگه مان داشت. گفت: کی سیگار کشید؟ کسی جواب نداد. پرسید: کی سیگار رو درآورد، ولی نکشید؟ دو نفر دست شان را بلند کردند. گفت: کی درآورد و لبش گذاشت؟ یک نفر دستش را بلند کرد. همه را مرخص کرد. از آن سه نفر، دو نفر بسیجی بودند و یکی پاسدار. به بسیجی ها گفت بروید، اما دیگر تکرار نشود، اما پاسدار را تنبیه کرد؛ صدتا کلاغ پر برو بعد مرخص. جانش بود و بسیجی ها شب عملیات شب عملیات رسید. مرحله اول آزادسازی خرمشهر تا چند ساعت دیگر شروع می شد. سینه هامان از شوق داشت می ترکید. حال و هوای خاصی داشتیم. ما و یک گردان از ارتش در قسمت خودمان خط شکن بودیم. باید از جاده اهواز ـ خرمشهر می گذشتیم. رمز عملیات را که اعلام کردند، حرکت کردیم. از رودخانه گذشتیم. به خط دشمن نزدیک شده بودیم. خط را شکستیم. کار سخت بود، اما انجامش دادیم. گردان از جاده رد شد، آن هم زیر آتش شدید دشمن. به اهداف رسیده بودیم و باید خط را تثبیت می کردیم. عراقی ها تازه بیدار شده بودند. آن قدر سنگین آتش می ریختند که به زحمت توانستیم طاقت بیاوریم. می دانستیم که در محاصره هستیم. بابایی گفته بود که باید یک هفته در محاصره باشید، اما مقاومت کنید و عقب ننشینید. به خاطر همین هرچه در توان داشتیم مهمات برداشته بودیم. برای یک هفته صبر و جنگ. گاهی فشار عراقی ها آن قدر زیاد می شد که بابایی هم آر.پی.جی برمی داشت و می آمد کمک ما هفت روز محاصره روز سوم محاصره، عراق پاتک سنگینی کرد. تنها سلاح سنگین مان آر.پی.جی بود و گلوله ها هم خیلی کم. عراقی ها با تانک هایشان به طرف ما می آمدند. تشنگی، خستگی، فشار دشمن و کمبود مهمات امان بچه ها را بریده بود. حاج احمد متوسلیان و همت هم کنار ما بودند. شهید ناطق آر.پی .جی زن بود. یک لحظه عصبانی شد و رفت مقابل متوسلیان و داد زد: «حاج احمد دروغگو! کو توپ هات؟ کو تانک هات؟ دروغگو متوسلیان صبر کرد. وقتی شهید ناطق داد و قالش تمام شد با حالت جدی گفت: «بسیجی توپ و تانکش آر.پی.جی اش است. اگر بسیجی بخواهد به فکر توپ و تانکش باشد، باید بمیرد نگاه بچه ها همه به حاجی و کلامش بود. مطیع بودیم. با سختی آن محاصره هفت روزه را گذراندیم. هفت روز مظلومیت و تشنگی، بی مهماتی، هفت روز گوشت و خون مقابل توپ و تانک. هفت روز یک گردان در مقابل دو لشگر عراق. خیلی از بچه ها شهید و مجروح شده بودند، اما حاج احمد گفت مرحله دوم را هم باید شما انجام بدهید. در مرحلة دوم بابایی دستور داد که فقط سلاح سبک بردارید. یعنی همان آر.پی.جی را هم نمی توانستیم ببریم. راه افتادیم و تا پشت توپ خانة عراق در سکوت رفتیم. وقتی بابایی کلت منور را شلیک کرد و «الله اکبر» گفت، مثل عقاب برسرشان ظاهر شدیم. درگیری مان بالا گرفت. اما توانستیم توپخانه عراقی ها را تصرف کنیم. خیلی از دوستان مجروح و شهید شده بودند. بابایی هم مجروح شده بود. اما نگذاشت بچه ها متوجه بشوند. در پنج کیلومتری خرمشهر بودیم. باید همان جا خط مان را تثبیت می کردیم. بابایی را عقب برده بودند. بی فرمانده بودیم. باز هم کمبود مهمات، تشنگی و خستگی. آتش دشمن هم پدرمان را درآورده بود. با هرچه داشتیم و نداشتیم مقاومت می کردیم. مهمات مان رو به اتمام بود. پاتک دشمن هم خیلی سنگین. تعدادمان هم کم شده بود. حالت ناامیدی داشتیم که دیدم یک موتوری با سرعت، زیر باران گلوله دارد می آید. بی اختیار برایش صلوات فرستادیم که سالم برسد. وقتی رسید، رفتم جلو. موتورش را خاموش کرد. دستش را جلو آورد و گفت: «سلام. من زین الدینم. از قم. شما بچه های گردان مالک هستید؟» باهاش دست دادم و گفتم: «سلام. من هم حاجی زاده ام. آره. ما بچه های مالک ایم. مهمات مان دارد تمام می شود. مهمات می خواهیم.» سریع موتورش را روشن کرد و گفت: «می آورم الان می روم مهمات می آورم.» تا آمد راه بیفتد، پریدم پشت موتور و همراهش رفتم. عراقی ها هم با گلوله بدرقه مان کردند. رسیدیم سر جاده. حسن باقری و حاج همت هم آنجا بودند. مهمات را که برداشتیم، می خواستیم راه بیفتیم که حسن باقری دیدمان. آمد جلو. نگاهی به صورت من کرد. وقتی حال زار و رنگ و روی مرا دید، محکم با دستش کوبید توی صورتش و گفت: عزیزجان، چرا این جوری شدی؟ دستم را گرفت که مثل یخ سرد بود. دوباره کوبید توی صورتش و گفت: خاک بر سر من! خدایا چه کار کنم؟ همت دست باقری را گرفت تا دیگر خودش را نزند و مدام می گفت: حسن جان، دعا کن!» حال باقری دلم را خیلی سوزاند. واقعاً چقدر ما غریب و بی وسیله بودیم. راه افتادیم. باقری بی تاب بود. برگشتیم پیش بچه ها با یک موتور مهمات. دویدند و مهمات را گرفتند. من همانجام افتادم روی زمین. اشعری پرید پشت موتور و با زین الدین رفتند که دوباره مهمات بیاورند. اشعری که می آمد، من می رفتم ... سه روز بدون فرمانده وضعیت جسمی مان اصلاً خوب نبود. سه روز کشید تا توانستیم خط را تثبیت کنیم. حالا فقط پنجاه نفر مانده بودیم. سیصدتا از بهترین دوستانمان شهید یا مجروح بودند. خسته و دلشکسته بودیم که بالگردی نزدیکمان نشست. مقابل چشمان بهت زده مان بابایی از بالگرد پیاده شد.دستش را گچ گرفته بودند. دویدیم طرفش. دورش را گرفتیم. این سه روز بدون فرمانده، با پاتک های سنگین دشمن و سیصد داغ، بی اختیار اشک هایمان سرازیر شد. بچه هایی شده بودیم دور از پدرشان. آن روز خیلی گریه کردیم. بابایی نشست. همه ما هم دورش. ولی ، کار هنوز تمام نشده بود. خرمشهر هنوز دست عراقی ها بود. مرحله آخر عملیات و عروج فرمانده ما آخرین مرحلة عملیات را هم ما باید انجام می دادیم. گردان مالک هنوز زنده بود و خرمشهر اسیر. پس گردان ما جان می داد تا ناموس و غیرتش را نجات دهد. بابایی صحبت می کرد و ما گریه می کردیم. اراده های خسته مان دوباره جان گرفت و احساس شور و توان انجام کار درون مان زنده شد. دستان هم را فشردیم. یکدیگر را در آغوش گرفتیم. سر بر شانه هم گذاشتیم و همه خاطراتمان را گریه کردیم. همة برادرهای شهیدمان را، همة نوجوان های پرپر شده را، همه تن های بی سر را، همة بدن های قطعه قطعه شده را، . همة مادران بی پسر شده را گریه کردیم. همه کربلای بی حسین(ع) را ، و همة زینب(س) بی عباس(ع) را. کمرمان را محکم تر بستیم وهمچنین سربندهای یازهرای مان که تمام بچه های گردان مالک بر بازوی راست خود بسته بودند باید گلوگاه شلمچه به بصره را می بستیم؛ مرحلة سوم عملیات آزاد شدن خرمشهر. عملیات شروع شد. درگیری سخت تر از قبل بود. عراق نمی خواست خرمشهر را از دست بدهد. یک قدم تا خرمشهر فاصله داشتیم. کار سخت بود، اما انجام شدنی. باید به هر قیمتی در روز خط را می شکستیم. وسط عملیات دیگر بابایی را ندیدیم. دلمان شور می زد، اما آتش دشمن سنگین بود. خمپاره ای بابایی را از ما گرفته بود. بدون فرمانده می جنگیدیم و نمی دانستیم. نمی گذاشتند بچه ها بفهمند که روحیه شان را نبازند. سرانجام اهداف را گرفتیم. عملیات تمام شد. دنبال فرمانده مان می گشتیم. خرمشهر آزاد شده بود. می خواستیم همراه بابایی وارد شهر شویم. اما هرچه سراغ او را گرفتیم خبری نبود. رفته بود پیش بچه های دیگر. پیش آن 320 نفر. دلش برایشان تنگ شده بود. رفته بود پیش مهدی اجاق، احمد سعادتمند، اسماعیل پانزده ساله، پیش رضا بلندیان، مختاری، حیدرزاده، حسین ملاغلامی، ناطق، محمد، علی، مجتبی و ... سی نفر از گردان 350 نفری یاد حسین ملاغلامی به خیر. باهم آر.پی.جی می زدیم. مرحله دوم رفت بالا و یک تانک را زد و خوشحال فریاد زد: علی تانک را زدم. پریدم بالای خاکریز تا تانک را ببینم و فریاد زنان گفتم: آفرین حسین، آفرین، اما حسین جوابم را نداد. برگشتم دیدم حسین افتاده. نشستم بالای سرش. بوسیدمش. شهید شده بود. آن موقع سه تا آر.پی.جی زن بودیم، اما بدون حسین ملاغلامی... نرفتیم خرمشهر را ببینیم. دیگر خسته بودیم. تازه می فهمیدیم که چقدر خسته ایم. این دو هفته اندازه دو سال پیر شده بودیم. راهمان را گرفتیم و برعکس همه که می رفتند خرمشهر، ما چند نفر به سمت پادگان برمی گشتیم نزدیک چادرهایمان که شدیم، احساس غربت داشت دیوانه مان می کرد. چادرهای 350 نفری و حالا فقط چند نفر. سی نفر از گردان 350 نفری خدا، چه کار کنیم؟ هرکس وارد چادر خودش که می شد، مثل ابر بهار گریه می کرد. مظلومیت، بی کسی، تنهایی، داغ، داغ برادر و عزیزتر از برادر، همه مان را مچاله کرده بود. مخصوصاً باباغلامی را که مسئول تدارکات مان بود. چون تدارکات کم بود گاهی بچه ها ازش کمپوت می خواستند با بداخلاقی جواب منفی می داد. می گفت: فقط شب عملیات. شب عملیات هم آمد و به همه یک کمپوت داد. اما چون می دانستیم باید یک هفته در محاصره بجنگیم و باید هرچه می توانستیم مهمات برداریم به جای کمپوتمان دو سه تا نارنجک برداشتیم. توی چادرها کمپوت را گذاشتیم و رفتیم. روضه بابا غلامی بابا غلامی حالا می دید چادرهای خالی از بچه هاست و گوشة هر چادر هم چند کمپوت. شروع کرد به گریه کردن. خودش را می زد. مثل پدرهای پسرمرده زار می زد. زبان گرفته بود: «مهدی جان، حمیدم، دورت بگردم بابا. کجایی اسماعیلم. برایت کمپوت آوردم. بمیرم من که شما را اذیت کردم. رضا جان. آقا هادی. بابا بیایید. محمدم، کمپوت نمی خواهی. خدایا کجان بچه هایم. خدایا گل هایم پرپر شدند.» روضه ای بود چندنفره که دل ها را می سوزاند. گردان مالک حالا شده بود دسته مالک. دسته بی فرمانده. دیگر کاری نداشتیم. بار و بندیلمان را جمع می کنیم و راهی قم می شویم. باید برای تشییع بچه ها برسیم. به خانواده هایشان سر بزنیم و سراغ مجروحین هم برویم. راه می افتیم. در قطار کسی حوصله شوخی ندارد. سکوت و غم و نگاه و اشک و سوزهای آرامی که از گوشة چشمانمان می آید و صورت ها را خیس می کند. کسی برای گردان مالک یادمان نمی گیرد!؟ چند روزی در شهر هستیم. قرار است لشکرهای سپاه سازمان جدیدی بگیرند. نیروهای قم می روند زیر نظر لشکر 17 علی بن ابی طالب و از تهران و لشکر 27 محمد رسول الله(ص). جدا می شوند. گردان مالک هم می رود زیر نظر لشکر 17. دسته مالک از 350 نفر فقط سی نفر نیرو دارد. پس منحل می شود گردان فراموش شده ای که نه لشکر 27 برایش یاد می گیرد و نه لشکر 17. مهم نیست. بچه ها روسفیدند. مثل فرمانده غریب شان حاج احمد بابایی، فرمانده صبور و مهربانشان. از ارتش آمده بود در سپاه و کنار بسیجی ها خدمت کرد و حالا ... ما هم تا آخر جنگ بودیم. هرچند که از آن سی نفر هم حالا تنها ده نفر مانده ایم؛ ده نفری که یادگار جنگ اند. جانبازاند و البته سرافراز * * * گفت وگو با علی حاجی زاده و ناگفته هایی از حماسه آفرین خرمشهر، شهید احمد بابابی ================ این خاطرات که جگر من رو سوزند بچه ها. شما رو نمیدونم انشاءالله که لایق باشیم تا امروز پرچم این شهدا رو نگذاریم که به زمین بیوفته و فردای قیامت هم در کنارشون محشور بشیم. ============ بسیار زیبا و تأثیرگذار... منتقل شد PersianKing
-
2 پسندیده شدهفردیدریش فون برنهاردی ژنرال ارتش پروس و جمهوری وایمار (1930-1849) "چهره جنگها همواره در حال تغییر است ، ولی قوانین آن هرگز تغییر نمی کنند "
-
1 پسندیده شدهبسم ا.. سامانه دفاع فعال اسپانیایی نموس (Nemus) برای تانک های اصلی میدان نبرد شرکت دفاعی اسپانیایی ایندرا رادار دفاع فعال Nemus خود را با موفقیت روی تانکهای لئوپارد آزمایش نمود. نموس یک رادار آرایه فازی فعال بشمار می رود که به طور خاص برای نصب روی خودروهای زرهی طراحی شده است. به گفته توسعهدهندگان این فناوری ، رادار مذکور قادر به شناسایی، ردیابی و رهگیری پهپادها و طیف وسیعی از پرتابهها، از جمله موشکهای ضد تانک، نارنجکاندازها و مهمات مافوق صوت است. علاوه براین ،سامانه مذکور به شکل کاملاً خودکار خودکار اقدامات متقابل را برای خنثی کردن تهدیدها فعال میکند و برای تشخیص اهداف کاذب به هوش مصنوعی مجهز شده است. رادار نامبرده پوشش ۳۶۰ درجه ای را در همه گونه شرایط آب و هوایی نظیر رطوبت بالا، سرما و گرما فراهم می کند . براساس ادعای شرکت سازنده ، سامانه مذکور علاوه بر تانک اصلی میدان نبرد لئوپارد قرار است تا درآینده با نفربرهای زرهی چرخدار نیز منطبق گردد . https://aparat.com/v/myikss8 پی نوشت : 1- استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی درانجمن میلیتاری،براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی" منوط به ذکر دقیق منبع است.امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری ) بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند.
-
1 پسندیده شدهبسم ا... معاون وزیر دفاع روسیه در مصاحبه با خبرگزاری ریانووستی مدعی شد که به احتمال بسیار زیاد ، ارتش بلاروس سامانه های دفاع هوایی تورام-2 را در سال جاری ( 2025) تحویل خواهد گرفت به گفته وی ، انتظار می رود بتدریج بالگردهای میل-35 ام در کنار جتهای بال ثابت سوخو-30 اس ام2 این کشور نیز ارتقاء های جدیدی را به منظور افزایش توانمندی های رزمی دریافت کنند . پی نوشت : 1- استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی درانجمن میلیتاری،براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی" منوط به ذکر دقیق منبع است.امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری ) بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند. 2- به شاسی تور دقت کنید ...
-
1 پسندیده شدهشورشیان در میانمار موفق شدن با استفاده از کواد انتحاری یک بالگرد میل 8 ارتش این کشور را سرنگون کنند کواد به پره اصابت کرده و انفجار نه چندان قوی در ان قسمت رخ داده و خلبان متوجه این انفجارو اسیب وارد نشده در ادامه بعد از زیاد کردن ارتفاع خود طی چندینو یا دهها کیلومتر مسافت سقوط می کنند سه خدمه این هواگرد جان خود را ازدست میدهند
-
1 پسندیده شدهبسم ا... میل بلاگرهای اوکراینی سرجنگی جدید برای شاهدهای روسی بررسی های بعمل آمده نشان می دهد که شاهدهای روسی به یک کلاهکهای ترکیبی دوتایی سوختار شدید/ ترموباریک جدید ۹۰ کیلوگرمی مجهز شده اند تا پس از برخورد آسیب بیشتری را به هدف وارد کنند . این سرجنگی که برخی معتقدند با همکاری تهران ابداع شده حرارتی به اندازه 3500 درجه سانتی گراد را بوجود می آورد .
-
1 پسندیده شدهبسم ا.. ارتش آمریکا در حال بررسی گزینههایی برای تجهیز بالگردهای خود به موشکهای دوربرد است. سرهنگ تفنگدار اسکات شادفورث، که رهبری گروه مطالعاتی مذکور را بر عهده دارد، در جریان برگزاری یک نمایشگاه نظامی مدیع شد که گفت واحد او در حال کار بر روی پروژه موشک تهاجمی دوربرد (LRAM) است. " کار فعلی بر روی برنامه [LRAM] که این دپارتمان در حال حاضر روی آن کار میکند، مبتنی بر سامانه رد ولف L3Harris است و اگر در مورد برد صحبت کنیم، برد آن در حال حاضر زیاد نیست ( با برد سه رقمی و زمان پرواز دو رقمی) رد ولف موشکی از شرکت L3Harris است که با بالگردهای AH-1Z Viper نیروی دریایی ایالات متحده ادغام شده است. این موشک در نسخه ضربتی خود، طراحی ماژولار را به نمایش می گذارد پی نوشت : استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی درانجمن میلیتاری،براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی" منوط به ذکر دقیق منبع است.امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری ) بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند.
-
1 پسندیده شدهبسم ا... لهستان به طور مستقل برای سامانه های خریداری شده راکت انداز چندگانه از کره جنوبی موشک تولید خواهد کرد. به گفته رسانه های لهستانی ، طی سه سال آینده، تولید موشک های دوربرد Homar-K در لهستان راه اندازی خواهد شد موشک HOMAR-K گونه ای از K239 کره جنوبی است که بر روی شاسی یک کامیون لهستانی 8x8 نصب شده و گفته می شود از نظر تسلیحات و ویژگی های عملکردی، مشابه آنالوگ با هیمارس است. اولین قرارداد توسط وزارت دفاع لهستان در پایان سال 2022 امضا گردیدو در سال 2024 اجرا شد تا در سال 2025 چندین پرتابگر در حال حاضر در خدمت باشند. در مجموع 290 تیر موشک برای تحویل بین سال های 2026 تا 2029 برنامه ریزی شده تا در کنار پانصد تیر موشک هیمارس که قبلا سفارش داده شده وارد خدمت گردد. پی نوشت : استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی درانجمن میلیتاری،براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی" منوط به ذکر دقیق منبع است.امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری ) بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند.
-
1 پسندیده شدهبسم ا.. گفته می شود نخستین نمایش عمومی پهپاد اوکراینی که به شکل خاص برای رهگیری و شکار شاهد-136 طراحی و تولید شده ، انجام شده است گزارش ها حاکی از آن است که تاکنون بیش از 20 فروند "شاهد" و حدود 10 فروند پهپاد شناسایی با شناسه نامشخص توسط این پهپاد ، رهگیری و ساقط کرده است. نمونه مذکور می تواند تا ارتفاع 5 کیلومتری و تا 200 کیلومتر در ساعت سرعت بگیرد.
-
1 پسندیده شدهبسم ا.. در 5 سپتامبر 2024، در میدان تیر آزمایش آبردین و در چارچوب پروژه سامانه مهمات مانوری ارتش ایالات متحده، یک نمونه اولیه از مهمات سوختار شدید/ رسام (HEAB-T) XM1204 که برای توپ بوشمستر XM913 توسعه یافته است ، با موفقیت آزمایش شد. این توپ و مهمات ، پیشتر برای خودروی جنگی پیشرفته پیاده نظام XM30 ارتش ایالات متحده درنظر گرفته شده بود که قرار است جایگزین ام-2 برادلی گردد . این مهمات کالیبر 50 م.م یکی از سه نمونه مهمات کالیبر 50x228 م.م بشمار می رود که به شکل خاص ماموریت ضدنفر را برعهده داشته و برای ازمیان بردن پیاده نظام دشمن در فضای باز و همچنین نیروهای مستقر در ساختمان های بتونی شهری طراحی شده است . پی نوشت : استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی درانجمن میلیتاری،براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی" منوط به ذکر دقیق منبع است.امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری ) بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند.
-
1 پسندیده شده
-
1 پسندیده شدهحمله اشتباه شوروی به روستای حرمک ایران پیشگفتار : علمیات نظامی شوروی در افغانستان شاهد برخوردهای عجیب بین ایران و شوروی بود که شاید این مورد یکی از جالب ترین و عجیب ترین در بین آن ها باشد. این مطلب به نفوذ اشتباهی شوروی به خاک ایران در طول جنگ افغانستان اشاره میکند که در آن نیروهای شوروی یک یک کارخانه آسفالت در ایران را با یک پایگاه مجاهدین در جنوب افغانستان اشتباه گرفته و آن را تخریب کردند. دو سال از جنگ افغانستان می گذشت و پایان آن دور از دسترس به نظر می رسید. شوروی کنترل مراکز عمده جمعیتی را در اختیار داشت، در حالی که مناطق روستایی عموما تحت کنترل مجاهدین بود. در مارس 1982، شوروی تصمیم گرفت تا یک پایگاه تدارکاتی کلیدی در روستای رباط جعلی در جنوب افغانستان را که تنها چند کیلومتر از مثلث مرزی پاکستان- افغانستان-ایران فاصله داشت را نابود کند. این مثلث آنقدر تهدید بزرگی بود که روس ها به آن لقب «مثلث برمودا» داده بودند (جالب است که این منطقه در حال حاضر نیز یکی از مراکز تولید و تکثیر تروریست در منطقه و یک تهدید بالقوه امنیتی برای سه کشور است). بر اساس گزارش واحد های اطلاعاتی شوروی، این پایگاه مرکز تجمع حدود 60 شبه نظامی و محل نگهداری انبار بزرگی از سلاح و مهمات بود. این عملیات در مسکو برنامه ریزی شد، و برای حفظ محرمانگی، به ارتش شوروی و افغانستان و خاد(KHAD /خدمات اطلاعات دولتی) اطلاع داده نشد، زیرا هر دو دارای مخبران مجاهد بودند( در سال ۲۰۲۰ و سقوط دولت سابق افغانستان نیز این وجود مخبران طالبان در بدنه ارتش و دولت به وضوح دیده شد). برای بزرگنمایی بر روی تصاویر کلیک (لمس) کنید فرماندهی عملیات بر عهده ژنرال آناتولی تابونشچیکوف بود، که در هواپیمای فرماندهی آنتونوف، نیروی های عمل کننده در عملیات را تعقیب می کرد و ارزیابی تصویری از عملیات داشت، در حالی که نیروهای عمل کننده مستقیما توسط سرهنگ ولادیمیر آپرلکین رهبری می شدند. طرح عملیات پیچیده بود زیرا هدف در فاصله زیادی قرار داشت و هلیکوپترهای شوروی نمی توانستند بدون سوخت گیری به هدف برسند. در نهایت تصمیم گرفته شد که یک واحد نظامی متشکل از 600 نیروی شوروی، از جمله نیروهای ویژه اسپتسناز، در حدود 50 کیلومتری روستای رباط جعلی برای سوخت گیری در 4 آوریل جمع شوند و صبح روز بعد، هدف توسط حدود 12 فروند جنگنده سوخو۱۷ و سپس 60 فروند بالگرد میل۸ مورد حمله قرار می گرفت که در پایان هدف با تمام تجهیزات آن تصرف میشد. سپس پس از شش ساعت بالگرد ها سوخت گیری کرده و به پایگاه باز می گشتند. سوخو 17 اما عملیات طبق برنامه پیش نرفت. همانطور که هلیکوپترها از پایگاه خود برای سوخت گیری به پرواز در آمدند، با طوفان شدید شن مواجه شدند که باعث شد به گروه های کوچکی تقسیم شوند که هر یک باید ناچارا به تنهایی به نقطه تجمع می رسیدند و آخرین گروه ها نیز در شب به آن ها ملحق می شدند. در صبح روز 5 آوریل، نیروی ضربت از نقطه سوخت گیری به سمت هدف حرکت کرد و سرهنگ آپرلکین در هلیکوپتر پیشرو حضور داشت. هم زمان دو فروند جنگنده سوخو۱۷ بر روی هدف منور شلیک کردند تا هدف را به بقیه نیرو ها نشان دهند و سایر سوخو۱۷ ها با موفقیت هدف را بمباران کردند. با این حال، برخی منور ها در ارتفاع زیاد رها شدند و باد شدید آنها را چندین کیلومتر از مسیر خارج کرد و در آنسوی مرز ایران به زمین نشاند. پس از رسیدن نیروی ضربت، خدمه هلیکوپتر پیشرو که قبلاً در آنجا حضور داشتند به سرهنگ آپرکین گفتند که در محل مورد نظر خود نیستند، اما فرمانده، سرهنگ آپرکین با این حرف مخالفت کرد و اظهار داشت که نیروی ضربت هنوز به محل مورد نظر نرسیده است. او به خلبانان دستور داد که به پرواز خود به سمت منور ها ادامه دهند و بقیه گروه ضربت نیز به دنبال آن رفتند. بعد از مدتی به جاده ای رسیدند که اتوبوس های غیرنظامی در آن حرکت می کردند اما چنین جاده ای در نقشه شوروی وجود نداشت. سرهنگ اپرکین مطلع موضوع شد اما وی چند ساختمان را دید و مطمئن شد که هدف آنها رباط جعلی است. او به نیرو ها دستور درگیری داد. بالگرد ها در هدف اشتباه نیروهای ضربت را پیاده کردند و در بیست دقیقه، سربازان شوروی از هلیکوپترهای خود بیرون آمدند و محوطه ای را که تنها توسط دو نگهبان غیرنظامی محافظت می شد را تصرف کردند. شوروی به زودی متوجه شد که هدف درست آنجا نیست، بلکه یک کارخانه معمولی آسفالت غیرنظامی است که در آن روز تعطیل بود(بخیر گذشت). در همان زمان، ژنرال تابونشچیکف که برای ارزیابی خسارت آمده بود، وضعیت را دید و از طریق رادیو به سرهنگ آپرکین اطلاع داد که نیروی ضربتی از مرز ایران عبور کرده و در نزدیکی شهر حرمک فرود آمده است. ژنرال تابونشچیکوف به نیروهای ضربت دستور داد تا فوراً تخلیه شوند. او به مافوق خود اطلاع داد و به آنها گفت: "نیروهای ما در خاک خارجی هستند!" طولی نکشید که ارتش ایران متوجه این واقعه شد. نیروی هوایی ایران دو فروند جنگنده F-4 فانتوم II را وارد عمل کرد که آن ها به سمت میل8 های فرود آمده آتش گشودند و دو فروند F-4 دیگر نیز آنها را تعقیب کردند. تابونشچیکوف گفت: «به اندازه کافی اشتباه بدی بود که ما به شهر ایرانی حمله کرده ایم، و نیازی به تشدید مشکل با سرنگونی هواپیماهای ایرانی بر فراز ایران نیست.» اف-4های ایرانی موفق شدند دو فروند Mi-8 را منهدم کنند. در آن زمان گروهی از تانکهای ارتش ایران نزدیک منطقه شدند و شروع به تیراندازی کردند، دوباره به نیروهای شوروی دستور داده شد که درگیر نشوند. ایرانیها کارخانه را پس گرفتند و روس ها با عجله عقب نشینی کرده و تعدادی از نیروهایش را جا گذاشتند که آن ها مجبور شوند با سه ساعت پیاده روی به مرز افغانستان برگردند. مجاهدین از شکست عملیات شوروی آگاه شدند و توانستند پایگاه خود را قبل از حمله شوروی تخلیه کنند. دولت ایران اعتراضات دیپلماتیک خود را به اتحاد جماهیر شوروی ارائه کرد. مقامات شوروی با صدور بیانیه ای رسمی مسئولیت این اشتباه را پذیرفتند و غرامت پرداخت شد. تحقیقات رسمی اتحاد جماهیر شوروی سرهنگ آپرکین را به دلیل ناوبری نادرست و حمله غیرمجاز توبیخ کرد. او تنزل مقام یافت اما به عنوان فرمانده در افغانستان باقی ماند.( توجه شود که این حادثه در اوج جنگ ایران و عراق اتفاق افتاد) هر برداشت از این مطلب با ذکر نام انجمن و نویسنده بلامانع است. منبع
-
1 پسندیده شدهدلقک بازی جمهوری خواهان و نظام آمریکا علیه ایران و ایرانی تمامی ندارد روز گذشته یک فروند پهپاد سرنگونشدهی گران-۲ (شاهد ۱۳۶) روسی که توسط لهستانیها,به آمریکا منتقل شده و سپس در کنفرانس سالانهی مهم جمهوریخواهان موسوم به کنفرانس اقدام سیاسی محافظهکاران (CPAC) به نمایش درآمد. البته جواب حساب ایکس وزارت امور خارجه هم در نوع خودش جالب بود حساب ایکس نمایندگی دائم ایران در سازمان ملل در واکنش به این اقدام متن زیر را منتشر کرده است: «پهپاد شاهد یکی از پیشرفتهترین هواپیماهای بدون سرنشین در جهان است که تواناییهای بینظیر شناسایی، نظارتی و عملیاتی دارد و درعینحال، از قیمت بسیار مقرونبهصرفهای برخوردار است. هیچ ممنوعیت قانونی برای فروش آن وجود ندارد. هر کشوری که متعهد شود از این پهپاد در اقدامات تجاوزکارانه علیه کشور دیگری استفاده نکند، واجد شرایط درخواست خرید آن خواهد بود.»
-
1 پسندیده شدهبسم ا... رونمایی و وحشت آفرینی از پهپاد شاهد در همایش بزرگ جمهوری خواهان - فوریه 2025 https://aparat.com/v/uodtjmp
-
1 پسندیده شدهچین در حال بازاریابی هویتزر خودکششی SH16A در خاورمیانه است شرکت چینی ، نورینکو ، هویتزر جدید خودکششی 155 میلی متری SH16A را که بر روی شاسی چرخ 8×8 ساخته شده است را برای اولین بار به بازار خاورمیانه معرفی کرده و مدعی است که روند توسعه آن کامل شده و آماده تولید است. در سال های اخیر، شرکت نورینکو چندین پیکربندی توپخانه ای چرخدار را توسعه داده است که از کالیبر 152 میلی متر به 155 میلی متر پیش رفته و نمونه SH16A دنبالهای از مدلهای قبلی مانند SH1 و SH15 است که اولین بار در پانزدهمین نمایشگاه هوایی چین در سال 2024 رونمایی شد. این هویتزر خودکششی مجهز به برجک کنترل از راه دور و سامانه کنترل آتش به روز شده است. برجک 14 تنی آن به گونه ای طراحی شده است که با انواع شاسی ها از جمله پیکربندی های شنی دار و چرخدار سازگار باشد برجک این هویتزر به یک سامانه بارگذاری خودکار با ظرفیت 30 گلوله است. شاسی VN-22 مورد استفاده در SH16 ظرفیت حمل باری بیش از 15 تن را داراست که نسبت به مدل های قبلی 7-8 تن افزایش یافته تا نصب زره های بیشتر و سیستم های تسلیحاتی اضافی را فراهم می کند. این شاسی همچنین دارای بدنه V شکل برای افزایش مقاومت در برابر انفجار مین بوده و گفته می شود که دارای قابلیت ضد پهپاد است.
-
1 پسندیده شده
-
1 پسندیده شدهبسم ا.. نمای بالای تکنیکال زو-23 همه چیز به صورت غیرخودکار و در ساده ترین شکل ممکن ...!!! بدون هیچ شرحی از جبهه روسها ...!!! تکنیکال روسی روسی شاسی گاز-66 برای مقابله با پهپادها- ژانویه 2025 https://aparat.com/v/uiv0vqq تکنیکال مجهز به توپ اس-60 اوکراینی - ژانویه 2025 https://aparat.com/v/lel6514
-
1 پسندیده شدهبسم ا... خودروی پل گذار سنگین تی ام ام - زد ام /شاسی خودروی سنگین کراز-225 بی پی نوشت : به احتمال بسیار زیاد ، این خودروی پل گذار در ردیف خریدهای نیروی زمینی ارتش ایران در دهه هفتاد میلادی از اتحاد جماهیر شوروی سابق قرار داشت.
-
1 پسندیده شده
-
1 پسندیده شدهUAV kent 2.0 concept: عملیات تن ماهی تاپیک پیش رو حاصل جمع آوری اطلاعات از منابع اوپن سورس و تحلیل های شخصی بر اساس آن می باشد بخش اول: روزی روزگاری در یمن اخیرا شاهد حمله ای بهت آور به پالایشگاه بزرگ بقیق در عربستان با ظرفیت پالایش 6.8 میلیون بشکه نفت در روز و تعدادی دیگر از تاسیسات نفتی مرتبط با آن بودیم که قیمت جهانی نفت را با شوکی 20 درصدی مواجه کرد، در پی این حمله حدود نیمی از تولید نفت عربستان و 5 درصد از کل تولید نفت جهان مختل شد. ساعاتی پس از این حمله جماعت انصار الله یمن مسئولیت این حمله را بر عهده گرفتند. گرچه حوثی ها این حمله به این پالایشگاه که در منطقه شمال شرق عربستان در نزدیکی سواحل خلیج فارس، جنوب شرق راس تنوره و غرب بحرین قرار دارد را از نوع پهپادی اعلام کردند، ولی برخی شواهد از حمله و مهمتر از همه تصاویری که از یکی از موشک های به ظاهر فیل شده در مسیر منتشر شد، حاکی از آن بود که دست کم بار اصلی این حملات بر عهده ی موشک های کروز بوده است. این حمله را می توان موفق ترین و خسارت بار ترین و یکی از دوربرد ترین حمله حوثی ها به عمق خاک عربستان دانست که در آن تعداد قابل توجهی موشک کروز شلیک شده بود. از دیگر ویژگی های شاخص این حمله آنچنان که در تصاویر مشخص است دقت بالای اصابت ها در برخورد به تاسیسات حیاتی پالایشگاه است که قطعا ناشی از وجود نوعی سیکر فاز ترمینال برای برخورد دقیق با اهداف از قبل برنامه ریزی شده است. این حمله گرچه پرتعداد ترین حمله ی با موشک کروز توسط حوثی ها بود که در بحث برد و تعداد شلیک در نوع خود در بین تمامی قدرت های نظامی خاور میانه بی رقیب بود، اما اولین حمله با موشک کروز توسط یمنی ها نبود. بخشی از بقایای موشک های ظاهرا فیل شده در این حمله (گفته می شود 3 موشک از میان 7 موشک کروز شلیک شده قبل از رسیدن به محدوده ی هدف سقوط کرده است): اما در طی چند ماه قبل هم در دست کم 2 حمله به فرودگاه های ابها و جیزان اثراتی از بکار گیری موشک کروز اما در شلیک های تکی یا کم تعداد دیده می شد. حمله به فرودگاه جیزان به صورت ترکیبی با پهپاد های انتحاری و ظاهرا تعداد اندک یا حتی تنها 1 موشک کروز استفاده شده بود، در تصاویر مربوط به حمله تعدادی اثرات برخورد که با اثرات تخریبی پهپاد های انتحاری مطابقت دارد دیده می شد که دارای دقت بالایی نبودند و نیز نابودی کامل یک سیلوی بزرگ، در صورتی که نابودی آن سیلو در اثر برخورد موشک کروز باشد، تنها شدت انفجاری کلاهکی حتی 500 کیلوگرمی آن حجم از تخریب را توجیه نمی کند، به نظر می رسد انفجار ثانویه ای مربوط به مواد یا تجهیزات انبار شده در آن سیلو (مانند مهمات) آن حجم از تخریب را به بار آورده باشد. در حمله به فرودگاه ابها، موشکی به سقف سالن فرودگاه برخورد کرد و پس از عبور از سقف قسمتی از انرژی انفجار درون قسمت سالن فرودگاه تخلیه شد که به زخمی شدن 26 تن انجامید. از نکات این برخورد با توجه به فیلم ها و تصاویر مربوط به حادثه، شدت انفجار می باشد که با موشک های کروز بزرگی که عموما حدود 500 کیلوگرم سرجنگی دارند مطابقت ندارد و به نظر دارای اثری به مراتب ضعیف تر است. این مساله نظریه ی استفاده انصار الله از موشک های کروز ایرانی مشتق شده از موشک KH-55 را با تردید جدی مواجه می کرد. از سوی دیگر سعودی ها نیز بر اساس برخی قطعات باقی مانده از آن موشک از جمله بخش هایی مطعلق به موتور که موتوری از نوع مینی توربوجت با اصالت ساخت در جمهوری چک با عنوان TJ-100 عنوان کردند که ایران موشک کروز دیگری به نام "یا علی" که در رسانه های حکومتی داخلی تنها معدود تصاویری از مراحل تست و توسعه آن منتشر شده است و ظاهرا موشکی کوچکتر از سومار است که برد 700 کیلومتری برای آن عنوان شده است، را برای این حمله در اختیار حوثی ها قرار داده است. اما از میان تصاویری که خود عربستان از بقایای این موشک منتشر کردند شواهد غیر قابل انکاری به دست امده بود که این فرضیه را کاملا رد می کرد، قطعه ی مورد نظر آنچنان که پیشتر برادر عزیز seyedmohammad نیز اشاره کرده بودند کاملا با سازه ی موشک یا علی متفاوت است و در برابر بسیار شبیه قطعه ای در قسمت دم موشک سومار است. در اینجا پارادوکسی وجود داشت، در یک سوی قطعات برجای مانده از موشک کاملا متفاوت با کروز کوچک یاعلی و کاملا مشابه سومار بود، از طرف دیگر اثر انفجار با سرجنگی حدود 500 کیلوگرمی اساسا مطابقت نداشت و نیز موتور TJ-100 با توان تولید حدود 1.3 کیلونیوتن تراست در برابر موتور MS400 مورد استفاده در خا-55 که حدود 4 کیلونیوتن تراست تولید می کند، کاملا فاقد توانایی لازم برای به پرواز دراوردن موشکی همچون سومار بود. تصاویر مربوط به حمله به فرودگاه ابها: بقایای مربوط به موشک کروز مورد استفاده انصار الله : اندک زمانی بعد انصار الله در نمایشگاهی از تسلیحات جدید خود رونمایی کرد که دارای 2 عضو شاخص بود، پهپاد انتحاری جدیدی معروف به شاهد X و یک موشک کروز به نام قدس. این موشک شباهت غیر قابل انکاری به موشک هویزه داشت با این تفاوت که کوچکتر بود و البته به نظر می رسید که وارونه بر روی استند قرار گرفته است. از تفاوت های این موشک با هویزه به غیر از ابعاد کوچکتر آن استفاده از بال ثابت به جای بال جمع شونده درون بدنه بود که می توان آن را به یکی از 2 دلیل زیر نسبت داد: اول آنکه این کار به دلیل ساده تر کردن ساخت و منتاژ موشک با توجه به امکانات محدود انصار الله و کاهش هزینه های مربوطه صورت گرفته است، کما اینکه نصب موتور به صورت خارجی (خورجینی) به مانند هویزه بر خلاف خا-55 که پیشران ابتدا در داخل بدنه قرار دارد و در فاز کروز به بیرون آن منتقل می شود نیز با همین رویکرد و کاستن از پیچیدگی های مکانیکی صورت گرفته است. البته در برابر این رویه در مورد موتور در هویزه و قدس در بال، قرار دادن این موشک ها در لانچر های چندتایی را دشوار یا اساسا نشدنی می سازد. دلیل دوم را می توان به آن نسبت داد که نسخه ی نمایش داده شده در واقع تنها یک ماکت است و در نسخه ی واقعی بال ها جمع شونده هستند. موشک قدس نمایش این موشک هم مساله تشابه قطعه قسمت دم با خا-55 و موشک های مشتق شده از آن را توجیه می کرد، هم قدرت تخریب کمتر آن و نیز قطعات مربوط به پیشران را. اما اینکه ایران به عنوان منشا مفروض این تسلیحات چرا در موازات موشک یا علی، موشک کروز کوچک دیگری را توسعه داده است، این موشک چه تفاوت های عملکردی با یا علی دارد، و اساسا دارای چه قابلیت ها و بردی ست کماکان در حاله ای ابهام قرار داشت. از انجایی که فرودگاه های ابها و جیزان در فاصله ی کمی نسبت به مرز های یمن قرار داشتند برخی منابع بردی نهایتا چندصد کیلومتری را برای این موشک تخمین می زدند، اما با حمله ی اخیر به بقیق و یا مفروض دانستن یمن به عنوان مبدا شلیک، شاهد بردی در حدود 1000 کیلومتر هستیم! سوالات زیادی در مورد این موشک کماکان بی پاسخ باقی ماندند ... موتور TJ-100 و اطلاعات مربوط به آن، برخی منابع اذعان داشته اند که نسخه ی بومی این موتور در ایران به نام طلوع-10 تولید می شود: بخش دوم: در اعماق سوراخ خرگوش پاول نومنکو دانشمند اوکراینی متولد 9 سپتامیر 1965 در کیو است، که عضو آکادمی مهندسی دانشگاه ملی هوا فضای اوکراین-موسسه ی هوانوردی خارکیف[1] می باشد. نومنکو در سال 2003 عنوان بهترین کارفرما را به عنوان مدیر عمومی از سوی کمپانی هواپیما سازی دولتی خارکیف (KSAMC) را دریافت کرد. وی توانست از سوی مجله تخصصی هوانوردی آمریکایی "Aviation Week and Space Technology" نشان Laureate را برای موفقیت در پیشبرد پروژه ی [2]An-140 که اولین هواپیمای مسافربری بود که در دوران استقلال اوکراین پس از فروپاشی شوروی طراحی و ساخته شده بود را دریافت کند. وی نویسنده ی طرح های پژوهیشی متعدد آکادمیک و نیز دارای ابتکاراتی در حوزه ی توسعه و تولید هواپیماهای با سرنشین و بی سرنشین است، و توانسته پتنت هایی را در کشور های اوکراین، روسیه، آمریکا، اتحادیه اروپا و نیز ایران ! ثبت کند. از ایشان در ایران دست کم 8 پتنت رسمی به شرح زیر ثبت شده است: قفسه چمدان هواپیما کابین مسافری هواپیمای AN-140 قفل سریع قفل کابین برای AN-74 پوشش دریچه اضطراری برای AN-74 بلوک مسافر انفرادی برای AN-74 عنصر قفسه چمدان برای AN-74 روش ساخت عناصر هواپیما دستگاه محافظ پنجره هواپیما بخشی از زندگی نامه: وی در سال 1982 از کلوزکی لیسوم واقع در کیف فارق التحصیل شد و پس از آن راهی دانشگاه ملی هواوفضا – مؤسسه هوانوردی خارکیف شد، و توانست در سال 1988 با رتبه ممتاز به عنوان مهندس مکانیک از این دانشگاه فارق التحصیل شود. نومنکو کار خود را به عنوان استاد در سایت تولیدی کارگاه منتاژ نهایی کارخانه هواپیما سازی خارکیف شروع کرد. در این زمان KSAMC تولید انبوه هواپیمای An-72 را در دست اقدام داشت. آنتونوف-72 به دلیل ویژگی های پروازی منحصر به فرد اش، سادگی تعمییر و نگه داری و توانایی نشست و برخاست اش بر روی باند های نیمه آماده، تبدیل به بستری برای خانواده ای کاملا جدید از هواپیماهای چند منظوره ی An-72 / 74 ملقب به " SUV پرنده" شد. An-72 InterAMI در اگوست 1990، در شب فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، نومنکو کمپانی KSAMC را ترک کرد تا شرکت خصوصی خودش را با نام InterAMI تاسیس کند. معروف ترین پروژه این شرکت تولید مشترک تلویزیون های آمیترون با همکاری سامسونگ در سال های 1992 تا 1995 و تولید پلیمر بر اساس فناوری کمپانی آلمانی ADM Isobloc در سال های 1994 تا 2004 بود. این شرکت در سال 1996 با کمپانی KSAMC وارد همکاری شد که حاصل آن شرکت تخصصی "KSAMC Trading House" بود که به بازاریابی تخصصی انواع مختلف هواپیمای An-74 در بازار های بین المللی اختصاص داشت، فعالیت های این شرکت در دورانی که اوکراین در میانه ی بحران اقتصادی غوطه ور بود به فروش 12 فروند An-74 به ایران منتج شد. InterAMI در سال 1999 دپارتمان مهندسی خود را تحت عنوان InterAMI-Interior راه اندازی کرد که وظیفه ی آن طراحی و توسعه بخش های داخلی هواپیما و بالگرد به ویژه برای هواپیما های An-74 و An-140 بود. InterAMI-Interior توانست تغییرات اساسی را در طراحی های قدیمی شوروی سابق در بخش های داخلی هواپیما بر اساس فناوری های جدید غربی که در بازار رقابت پذیرتر بودند، ایجاد کند. پروژه ی بعدی پاول نومنکو به عنوان مدیر InterAMI تاسیس ایرلاین جدید Aeromist-Kharkiv در سال 2002 بود. این ایرلاین تبدیل به یکی از اولین شرکت هایی شد که در پرواز های داخلی و بین المللی به کشور های عوض اتحادیه اروپا، ارمنستان، آذربایجان و روسیه از هواپیمای An-140 استفاده کرد و این استفاده تا سال 2007 ادامه داشت. ایرلاین Aeromist-Kharkiv توانست از کمپانی KSAMC مجوز نمایش عمومی An-140 را در نمایشگاه های هوایی بین المللی بدست آورد. An-140 هوافضا از اواخر دهه ی 90 پاول نومنکو نقش مستقیمی را در پروسه تولید انبوه هواپیما های An-140 و An-74TK-300 که توسط مجتمع فنی علمی هوانوردی آنتونوف طراحی شده بود، ایفا کرد. در طی سال های 2002 تا 2007، نومنکو فرایند تولید هواپیما های: هواپیمای منطقه ای An-140-100 (2004)، هواپیمای تجاری An-74TK-300D (2004)، هواپیمای چند منظوره ی An-74T-200A (2004–2005)، هواپیمای تجاری An-140 VIP (2004)، را در کمپانی KSAMC رهبری می کرد. در پی ابتکار وزارت حمل و نقل اوکراین، به اولین هواپیمای An-74TK-300D شماره ی رجیستری مخصوصی داده شد که حاکی از آن بود که رئیس جمهور اوکراین از هواپیمایی ساخت اوکراین استفاده می کند. پس از انتقال مالکیت این هواپیما به دولت اوکراین در سال 2004، کد رجیستری UR-LDK (L.D. Kuchma) به آن اعطا شد و ملقب به نام UR-YVA (اختصار نام ویکتور یوشچنکو) گردید. نام این هواپیما در سال 2012 به نام بی طرفانه ی UR-AWB تغییر کرد. اولین پرواز آزمایشی An-74T-200A – دسامبر 2004 خارکیف هواپیمای An-74TK-300D در مرحله ی منتاژ نهایی- خارکیف 2003 نسخه ای از هواپیمای An-74 به نام An-74T-200A که در آن حرف A سرواژه عبارت "Arabic" بود در سال 2003 از سوی کمپانی KSAMC در مناقصه ای برای نیروی هوایی مصر با هواپیماهای C-27J Spartan (لاکهید مارتین)، هواپیمایی از شرکت ایتالیایی Alenia Aeronautica، هواپیمای CASA C-295 از سوی کمپانی EADS وارد رقابت شد که در نهایت با پیروزی کمپانی اوکراینی همراه بود که در پی آن نیروی هوایی مصر در ابتدا 3 فروند و نهایتا در مجموع 6 فروند از این هواپیما سفارش داد. از سال 2012 پاول نومنکو برای تعدادی از کمپانی های اروپایی در پروژه های هواپیما های سرنشین دار و بی سرنشین در حوزه ی استفاده از سامانه های پرواز با سیم[3] پرواز با فیبر نوری[4] در کنار سیستم های کنترل کامل موتور دیجیتال (FADEC) ، به عنوان مشاور همکاری می کند. القصه ... ایشان دارای وبسایتی شخصی به نشانی naumenko.info می باشد که در آن به ارائه ی توضیحاتی در مورد پروژه های کاری، مقالات اکادمیک، طراحی ها و سایر موارد مرتبط با صنعت هوانوردی می پردازد که در میان آنها برخی طرح ها و پروژه های مرتبط با حوزه ی نظامی و جنگ افزاری نیز وجود دارد. در پستی منتشر شده در 12 فوریه ی 2015 در مورد طرحی مفهومی از سوی ایشان این چنین آمده است: مهندسین شوروی موشک کروز X-55 (Kh-55) “Kent” [5] را در پاسخی به موشک آمریکایی BGM-109 Tomahawk ساختند. موشک و همچنین اصلاحاتی که بر روی آن اجرا شد از رقیت آن سوی اتلانتیکی اش از جهت راه حل های طراحی و نیز مشخصات فنی برتر بود (نظر نویسنده متن اصلی). این مساله انتقال خط تولید موشک X-55 را از کمپانی هواپیما سازی دولتی خارکیف در اوکراین را به صنایع ماشین سازی Vyatka در کیروف واقع در روسیه در سال 1986، چند سال قبل از فروپاشی شوروی در سال 91 را توضیح می دهد. بر اساس اطلاعات منتشر شده از سوی رسانه های روسی تولید این موشک کماکان در صنایع مستقر در کیروف ادامه دارد. ایده ی فنی موشک X-55 را می توان به عنوان پهپادی که پس از اجرای ماموریت به پایگاه خود باز می گردد توسعه داد، که می تواند جایگاه مناسبی را در بازار پهپاد های چند منظوره ی پر سرعت که می تواند به سرعت 800 کیلومتر بر ساعت برسد، بدست آورد. با استفاده از یک هواپیمای در حال پرواز به عنوان بستر لانچ هواپایه و همچنین قابلیت برگشت به هواپیمای مادر پس از اجرای ماموریت، این جنگ افزار می تواند ماموریت های نظارتی، ارسال محموله تا وزن 100 کیلوگرم به محدوده ی هدف و نیز ماموریت های رزمی را به شیوه ای امن، سریع و ارزان انجام دهد. اصلی ترین تفاوت میان پهپاد (سلاح گشت زننده) با X-55 استفاده از متریال کامپوزیتی پایه کربنی مدرن، موتور مینی توربوجت TJ-100 ساخت جمهوری چک، و سامانه ی FADEC[6] و طول عمر 3600 ساعت پرواز ، همچنین مجهز بودن به سیکر گردان الکترواپتیکال در نوک موشک است. مقایسه ی طرح کنت2 با موشک خا-55 همانطور که مشاهده می کنید، ابعاد و استایل طراحی، نوع موتور مورد استفاده، توان رسیدن به برد های بلند، وزن محموله ی قابل حمل به عنوان سرجنگی و متناسب بودن آن با اثر تخریبی موشک های کروز انصار الله، و نیز پیش بینی شدن سیکر یا سنسور الکترو اپتیکی در دماغه این موشک گشت زننده یا پهپاد قابل استفاده مجدد (بر حسب نوع ماموریت) که دقت بالای اصابت موشک های کروز به تاسیسات پالایشگاه بقیق آنچنان که در تصاویر آمده ست را، توجیه می کند، کاملا با موشک قدس، طراحی آن و مشخصات و اجزا و عملکرد آن از هر نظر تطابق دارد. هرچند در تصاویری که انصارالله از موشک قدس منتشر کرد هیچ تصویر واضحی از دماغه موشک منتشر نشد، ولی با زوم کردن در برخی تصاویر می توان اثری از قطعه ای محدب با رنگ متفاوت در نوک موشک را دید که می تواند پوشش سرامیکی سیکر الکترو اپتیکال باشد، البته از آنجا که نحوه استفاده از این موشک نه به عنوان پهپادی با ماموریت نظارتی، شناسایی با امکان استفاده مجدد، بلکه به عنوان سلاحی دوربرد با جثه کوچک و لجستیک ساده تر و متناسب جنگ های نا متقارن، و نیز بسیار ارزان تر از موشکی چون خا-55 می باشد، از سنسور با قابلیت چرخش به طرفین در دماغه استفاده نشده است و تنها توانایی جلونگری را داراست. در ادامه توضیحات این پروژه این چنین آمده است: نوآوری ها: هواپیمای آنتونوف 74 به دلیل ویژگی های پروازی خوب آن و تاریخچه عملیاتی طولانی و موفق اش، از جمله در نقش نظامی به عنوان هواپیمای مادر و بستر لانچ در نظر گرفته شده است. قرار گیری موتور ها بر روی بال فضای مناسبی را برای حمل این هواگرد در زیر بال ها فراهم می آورد. Kent 2.0 می تواند به سیستم کنترلی غیر ماهواره ای مجهز شود که از طریق اپراتوری درون هواپیمای مادر کنترل و هدایت شود. نمای برش خورده و مشخصات این موشک: به واسطه ی چنین سیستمی می توان تا تعداد 8 موشک/پهپاد را از هواپیمای مادر تا شعاع 100 کیلومتری به صورت مستقل کنترل کرد. با استفاده از ایستگاه های بین راهی با مختصات جی پی اس این پرنده می توند پرواز طولانی تری را به مدت 2 ساعت و تا برد 1500 کیلومتر به انجام برساند. همچنین این پهپاد/موشک قادر است تا در ارتفاع پروازی کمتر از 50 متر و با سرعت 0.7 ماخ به انجام ماموریت پبردازد و در زمانی که به شعاع 100 کیلومتری هواپیمای مادر برسد می تواند اطلاعات جمع آوری شده توسط سنسور های الکترواپتیکی خود (یا سایر سنسور ها) را به هواپیمای مادر مخابره کند. قیمت تولیدی هر فروند Kent 2.0 رقمی ما بین 400 تا 500 هزار دلار تخمین زده می شود که به میزان قابل توجهی از قیمت 1.59 میلیون دلاری موشک تاماهاوک که قابلیت استفاده مجدد را ندارد نیز ارزان تر است. البته گرچه اطلاعات مربوط به قیمت X-55 در سطح عمومی منتشر نشده است ولی ظاهرا نسباتا در سطح قیمت همتای آمریکایی اش است. پاول نومنکو در کنار موتور TJ-100 در جریان تست این موتور در کیف در تاریخ 13 فوریه ی 2015 ====================================================================================================================== با توجه به سابقه طولانی همکاری های فنی پاول نومنکو با ایران از جمله در پروژه های خرید و به روز رسانی هواپیماهای آنتونوف-74، پروژه ی ایران 140، و نیز پتنت هایی که خصوصا در ایران به ثبت رسانیده است، فعالیت وی در شرکتی که سابقا تولید کننده ی موشک خا-55 بوده، دسترسی احتمالی وی به این موشک و اجزای آن در اوکراین، دسترسی قطعی وی به نمونه اصلی موتور TJ-100، توان و دانش فنی او و شرکت اش در تولید زیر سیستم های مورد نیاز برای این موشک ها از جمله در مورد سیستم های کنترل موتور، و طراحی های او حول پروژه های نظامی، خصوصا مورد یاد شده مربوط به 4 سال قبل، به نظر شواهد و احتمالات قابل توجه و به سختی! قابل انکاری در مورد نقش او در انتقال برخی قطعات، فناوری ها، و سامانه ها به ایران و نیز همکاری های فنی مستمر او با بخش نظامی ایران وجود دارد. و دست کم در مورد موشک قدس، به شکل غیر قابل کتمانی موشک قدس را می توان نسخه تولیدی با تغییرات جزئی از طرح Kent 2.0 دانست. ======================================= 7mmt کلیه ی حقوق محفوظ است شادی ارواح طیبه ی شهدای گمنام صلوات [1] دانشگاه ملی هواوفضا – مؤسسه هوانوردی خارکیف در سال ۱۹۳۰ تأسیس گردید و یکی از معروفترین دانشگاههای اوکراین در شهر خارکیف است. [2] آنتونوف 140 که در ایران به هواپیمای ایران 140 در هنگام پرواز و همان آنتونوف 140 در هنگام سقوط معروف است. [3] Fly-by-Wire [4] Fly-by-Optics control system [5] AS-15 'Kent' نام گذاری ناتو برای موشک خا-55 بود [6] full authority digital engine control
-
1 پسندیده شدهردپای "قدس 1" در تهران بیش از یک هفته از حملات به تاسیسات آرامکو در ابقیق و خریص میگذرد. گرچه ابهامات بسیار زیادی در مورد این حمله وجود دارد، اکنون اطلاعات بیشتری در مورد تسلیحات بکار رفته در حمله حوثی ها موجود است. عربستان سعودی در یک کنفرانس خبری بقایای 18 فروند پهپاد و هفت موشک کروز را که به سمت این دو تاسیسات نفتی شلیک شده بود به نمایش گذاشت. با وجود اینکه عربستان هنوز این موشکهای کروز را به عنوان موشکهای کروز ایرانی "یاعلی" معرفی میکند اما بقایای بدنه و موتورهای TJ100 ساخت کشور چک، نشان میدهد نوع موشک به کارگرفته شده شباهت زیادی با موشک "قدس1" حوثیها دارد. رمز و رازهایی در مورد قدس1 وجود دارد. طراحی کلی آن، پیشران و زمینه سیاسی، همهی آنها به ایران به عنوان منشا این موشک اشاره دارند اما هنوز هیچ اثری از آن را در ایران ندیدهایم یا حداقل این طور به نظر میرسد. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فوریه 2018 در دانشگاه امام حسین (ع) نمایشگاهی از دستاوردهای صنعتی دفاعی خود برگزار کرد که توسط اعضای این دانشگاه ساخته بود. در بخشی از این نمایشگاه، تلوزیون ایران چندین مدل تونل باد را نشان داد این مدلها عبارت بودند از: سیستم های موشکی صیاد، موشک بالستیک ذوالفقار، یک کروز ضد کشتی و یک موشک کروز که یادآور موشک کروز "یاعلی" است. و در آخر مدل تونل باد کروزی دیگر که شباهت چشمگیری به "قدس 1" دارد. از آنجا که سومار و قدس1 در طراحی کلی کاملا شبیه هم هستند (گرچه از نظر اندازه بسیار متفاوت هستند) می توان فرض کرد که صرفا شبیه به موشک معروف سومار ساخته شده است. با این حال نگاه دقیقتر به برخی از ویژگیهای مدل تونل باد نشان میدهد که این موشک شباهت بیشتری به قدس 1 دارد. اولین نکتهای که باید در نظر گرفت موقعیت بال است. سومار از بالهای میانی تاشونده استفاده میکند اما قدس1 درای بالهای ثابتی است که در پایین بدنه موشک قرار داد. (ظاهرا حوثیها موشک را به صورت وارونه به نمایش گذاشتهاند.) این ویژگی که در دنیای موشکهای کروز بسیار نادر است در مدل تونل باید نیز قابل مشاهده است. یکی دیگر از تفاوتهای بسیار مهم بین سومار و قدس در شکل انتهایی بدنه دو موشک است. قسمت عقب بدنه سومار گرد است اما انتهای موشک قدس1 شبیه به تیوبی است که به یک مخروط کوتاه منتهی میشود. باز هم مدل تونل باد به قدس 1 نزدیکتر است تا سومار. حتی اگر انتهای آن کمی پهن تر از موشک حوثیها به نظر برسد. دماغه دو موشک نیز از لحاظ شکل متفاوت هستند سومار دارای دماغه کاملا گرد است اما قدس 1 از دماغه ای تیز برخوردار است. . به دلیل وضوح پایین فیلمهای موجود از مدل تونل باد نمیتوان با اطمینان بالا قضاوت کرد اما به نظر میرسد دماغه مدل تونل باد به قدس1 نزدیکتر است نسبت به سومار. این شباهتهای گسترده نشاندهندهی این است قدس 1 یکی از کروزهای زمین به زمین سپاه پاسداران است که حوثیها آن را ساخت یمنی معرفی کردهاند. با توجه به نبودن تصاویر کامل قدس 1 از روبرو و بدون داشتن زاویه، اجبارا دو عکس را که از زاویه روبرو و تقریبا بدون هیچ زاویهای گرفته شده بود در هم ادغام کردم تا طول موشک به دست آید. با توجه به قطر 34 سانتی متری قدس 1 برای طول آن، عدد 440 سانتی متر به دست آمد که این عدد بسیار نزدیک به UAV Kent 2.0 با اندازه 436 سانتی متر میباشد. البته این اختلاف 4 سانتی متری قابل چشم پوشی است. تفاوت اصلی بین قدس 1 و UAV Kent 2.0 همان اختلاف در محل نصب بالهاست. که در بالا در حین بررسی تفاوتها بین سومار و قدس 1 ذکر شد. با تشکر از جناب bds110 بابت ارائه منبع
-
1 پسندیده شدهارتقاء خرس اوکراینی رونمایی از نسخه بروز شده تانک اصلی میدان نبرد T-64 BV مجهز به سامانه تصویرسازحرارتی کیف : سخنگوی نیروی مسلح ارتش اوکراین به رسانه های داخلی این کشور اعلام نموده است که رژه نظامی سالانه اوکراین ، در سال جاری میلادی ، شاهد رونمایی رسمی از نسخه بروزرسانی شده تانک اصلی میدان نبرد T-64BV مجهز به سامانه های تصویر ساز حرارتی جدی خواهند بود . به گفته این مقام نظامی ، تانک اصلی میدان نبرد T-64BV بروزرسانی شده ، روز 24 اوت در رژه روز استقلال این کشور در کیف به نمایش در خواهد آمد . سامانه تصویر ساز حرارتی جدیدی که بر روی این تانک نصب شده ، این امکان را در اختیار خدمه قرار میدهد تا اهداف را با دقت بیشتری در فواصل بیشتر ، شب یا محیطهایی با نور مرئی ضعیف رصد نماید . ارتقاء صورت گرفته روی این تانک به وضوح با مشاهده جایگاه حذف شده نورافکن فروسرخ در سمت چپ این تانک قابل مشاهده است . به گفته تحلیلگران نظامی ، سامانه های تصویر ساز حرارتی مورد استفاده در T-64BV بدون نیاز به ایجاد تغییرات گسترده در برجک ، بکار گرفته شده و مستقیم به سامانه الکتریکی این تانک متصل خواهد شد . این سامانه ، بدلیل استفاده از اجزاء با کیفیت بالا ، ، مقاومت قابل توجهی را در برابر مشکلاتی نظیر پدیده اخلال نور دارد و به همین دلیل عملکرد بهینه تری را در محیطهای دشوار رزمی خواهد داشت . این مساله بویژه در زمانی که دشمن از اخلاگرهای ویژه فروسرخ استفاده می کند ، نمود بیشتری خواهد داشت . بدین ترتیب ، ترکیب این توانایی با سایر سامانه های این تانک نظیر سامانه مدیریت آتش ، به کشف و انهدام هدف کمک خواهد نمود. این سامانه فروسرخ جدید از یک کانال حرارتی ویژه ای بهره می برد که میتواند هدف متخاصم را در طول روز یا در شب ، در یک برد 5000 متری شناسایی نموده و قابلیت انهدام هدف در یک برد 1500 متری را در اختیار خدمه قرار دهد . این تانک ارتقاء یافته از یک سامانه ناوبری جدید ، محصول SE “Orizon-Navigation” نیز بهره می برد . این سامانه ناوبری که به شکل خودکار عمل می کند ، از قابلیت تبادل آنلاین داده های رمز گذاری شده میان عناصر یک واحد زرهی نیز برخوردار است . اطلاعات مربوط به هر تانک در اختیار فرماندهان میدانی در تمامی رده های رزمی قرار گیرد که این خود ، مدیریت عملیات رزمی را بهبود می بخشد . قابل توجه است که در27 سالگرد روز استقلال اوکراین ، قرار است تا 4500 نفر از پرسنل ارتش و 250 یگان از واحدهای نمونه ارتش این کشور شرکت نمایند . صرفاً برای میلیتاری / مترجم MR9
-
1 پسندیده شدهبخاطر ارسال دو پست متوالی پوزش میخواهم.. انشاءالله با مشارکت دوستان در مباحث مرتبط با تاپیک ، بنده هم ناچار به ارسال پست های متوالی نخواهم شد. راکت انداز های روس (بخش دوم- بخش پایانی) : 9A52-4 Tornado : راکت انداز خودکششی و کامیون پایه تورنادو جدیدترین محصول از نسل راکت اندازهای روس هست (2010). تفاوت ویژه این راکت انداز در قابلیت پرتاب 3 تیپ مختلف راکت با کالیبرهای 122 ، 220 و 300 میلی متری تا مسافتی نزدیک به یکصد کیلومتر می باشد. http://www.military.ir/forums/topic/28589-%D8%B3%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D8%AA%DB%8C-9a52-4-tornado%D8%8C-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A8%D8%A7%D8%AF-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%87/ http://www.military.ir/forums/topic/26088-%D8%B3%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D8%AA-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2-tornado-g/ TOS-1 : راکت انداز قدرتمند و مخوف توس ، تنها راکت انداز خودکششی زرهی روسیه هست. این راکت انداز بر روی شاسی تانک نامدار T-72 قرار گرفته است. کالیبر این راکت انداز 220 میلی متر می باشد. http://www.military.ir/forums/topic/17996-%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D8%AA-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D9%82%D8%A7-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87-%DB%8C-tos-1a-%D8%8C-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D9%85%D8%AE%D9%88%D9%81-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%81/ http://www.military.ir/forums/topic/491-%D9%87%D9%8A%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%8A-%D8%A2%D8%AA%D8%B4%D8%A8%D8%A7%D8%B1-tos-1/ http://www.military.ir/forums/topic/5161-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%D8%A2%D8%AA%D8%B4-%D9%88%D8%AD%D8%B4%D8%AA%D9%86%D8%A7%DA%A9tos-1-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C/ BM-14 : امیدوارم که دوستان این انحراف از عنوان تاپیک را ببخشند. درست است که این آتشبار روسی در رده آتشبارهای خودکششی قرار نمیگیرد، اما الان که در حال بررسی راکت اندازهای روس هستیم، آشنائی با آن خالی از لطف نیست. راکت انداز 107 میلی متری RPU-14 )BM-14) در خلال جنگ ایران و عراق توسط هر دو طرف درگیری بکار برده میشد و در کشور ما به غلط به "مینی کاتیوشا" مشهور یود. این سلاح در خدمت یگانهای مختلف نیروهای زمینی کشورمان می باشد. همچنین کلاس های مختلف شناورهای رزمی ایران مسلح به نسخه های روسی، چینی و ایرانی این جنگ افزار می باشند در خصوص این راکت انداز در انجمن تاپیک وجود ندارد. http://en.wikipedia.org/wiki/BM-14 مُردم تا تموم شد big_grin وای که چقدر تایپ کردن با یک دست سخته --------- پ.ن 1 : انشاء الله در پست بعدی به چند هویتزر خودکششی دیگر غربی خواهیم پرداخت. پ.ن 2 : دوستانی که پسندیدند ، مثبت را فراموش نکنند.
-
1 پسندیده شدهدر تاریخ هشت ساله دفاع مقدس، یکی از گستردهترین و موفقترین عملیاتهای این دوران پرحماسه که انعکاس وسیعی نیز در سطح رسانههای گروهی جهان داشت، عملیات غرورآفرین والفجر ٨ بود که در آن نقش ایمان و توکل به خداوند متعال و استفاده صحیح از تمامی امکانات موجود مؤثر در تعیین سرنوشت عملیات به خوبی نمایان است. حضور نیروهای مخلص بسیجی، پاسدار و ارتشی و فداکاری آنان در این عملیات صحنههایی مانند عبور از رودخانه اروند که نمونهای از آنها است را خلق کرد که در طول تاریخ بینظیر بوده و هست. حضور پررنگ هوانیروز و پدافند هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در صحنههای این نبرد، ما را برآن داشت تا در کنار دیگر حماسههای نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران اعم از بسیجیان جان برکف، پاسداران غیور و ارتشیان سرافراز، گوشهای از نقش هوانیروز و پدافند هوایی را به تصویر بکشیم. در «عملیات والفجر ٨» که به آزادسازی شهر «فاو» عراق منجر شد،به جرأت میتوان گفت که دستاوردهای نیروهای مسلح ایران،کمر سردمداران عراق و سردار دروغین قادسیه (صدام) و فرماندهان ارشد ارتش عراق را شکست چرا که پیروزیهای پی در پی رزمندگان اسلام و بازتاب گسترده عملکرد آنها در این عملیات چنان مشهود بود که جای هیچگونه انکار و تکذیب را برای عراق و دشمنان جمهوری اسلامی ایران باقی نگذاشت و به اجبار به آن اعتراف کردند که ایران با تصرف شهر «فاو» وارد مرحله جدیدی از پیروزیهای خود علیه عراق شده است. در این عملیات، اصل غافلگیری به معنای واقعی کلمه به وسیله رزمندگان ایران اجرا شد به طوری که فرماندهان نیروهای ارتش عراق پس از شنیدن تصرف فاو توسط نیروهای ایرانی بهت زده شده و این خبر برای آنها غیرقابل باور بود چرا که آنها عبور از موانع (مین- سیم خاردار- تلههای انفجاری) بسیار پیچیده را سخت و نفوذ به خط را غیرقابل اجرا میدانستند. یکی از این موانع، عبور از اروند بود که عبور از آن بسیار عالی انجام شد. همچنین رعایت اصل تأمین و حفاظت اطلاعات از لحظه آغاز طرحریزی و اجرای عملیات فریب، از دیگر عوامل اساسی پیروزی در عملیات والفجر ٨ بود. اهداف عملیات: ١- تک در منطقه فاو، رأس البیشه، انهدام دشمن، تصرف و تأمین اسکلههای البکر و الامیه و تصرف شهر فاو ٢- تک در منطقه کوشک و شلمچه بنا به دستور و ادامه تک به منظور تأمین سواحل شرقی اروندرود و تأمین شهر بصره منطقه عملیات: خوزستان (کوشک تا دهانه فاو): ١-محور منطقه اروندکنار به سمت شهر فاو ٢-عراق محور کوشک به سمت شرق بصره ٣-محور شلمچه به سمت مرز سازمان رزم شامل قرارگاه خاتم الانبیاء(ص)، قرارگاه عملیاتی نجف، نوح (ع)، کربلا و یونس(ع)، نیروی زمینی و توپخانه ارتش جمهوری اسلامی ایران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بسیج مردمی و یگانهای توپخانه، هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران،نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران و قرارگاه پدافندهوایی رعد ارتش جمهوری اسلامی ایران بود. شرح عملیات: پس از طرحریزی دقیق، شناسائی لازم به وسیله نیروهای شرکت کننده، توجیه و هماهنگیهای ضروری بین یگانهای شرکت کننده در عملیات و بررسی تمام اطلاعات به دست آمده از دشمن و همچنین آخرین پیشبینی های دقیق جوی، عملیات والفجر ٨ در ساعت ٢٢:30 مورخه ٢٠ بهمن ماه سال ١٣٦٤ با رمز مقدس «لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم و قاتلوا هم حتی لا تکون فتنه» «یا فاطمه الزهرا (س)، یا فاطمه الزهرا (س)، یا فاطمه الزهرا (س)» آغاز شد. رزمندگان اسلام حمله خود را با پشتیبانی آتش توپخانه در محورهای تعیین شده شروع کردند ٥٠ گردان توپخانه از ارتش و سپاه (نزدیک ١٠٠٠ قبضه توپ) در آتش تهیه شرکت داشت (این آتش تهیه به حدی شدید بود که در طول هشت سال دفاع مقدس بی سابقه بوده است). محور اصلی جاده آبادان- اروند کنار و عبور از رودخانه بزرگ اروند به سمت شهر«فاو» به منظور تصرف آن و ادامه حرکت از جاده «ابوالخصیب» به طرف بصره در نظر گرفته شده بود و دو محور دیگر به منظور اجرای تک پشتیبانی (فریب) در منطقه کوشک و شلمچه در شرق بصره طراحی شده بود. نیروهای سپاه پاسداران برای اجرای عملیات در تک اصلی و تصرف شهر فاو و ادامه عملیات به سمت بصره انتخاب شده بودند و در دو محور تک پشتیبانی از نیروی زمینی ارتش استفاده شد. در ساعات اولیه حمله و در تک اصلی، نیروهای غواص و قایق سوار خط شکن، با دلاوری و شجاعتی بینظیر از اروندرود عبور کرده و در ساحل غربی هجوم خود را به مواضع پدافندی دشمن شروع کردند و ضمن درگیری با نیروهای دشمن، تیمهای تخصصی مشغول بازکردن معبرها از میان موانع انبوه (مین- سیم خاردار- رادار- تلههای انفجاری) به منظور ورود نیروهای بعدی به منطقه شدند. پس از عبور شبانه نیروها از رودخانه و روشن شدن هوا، عملیات وارد مرحله تازهای شد و برای ادامه کار نیروهای خط شکن با پشتیبانی آتش، نیروهای تقویتی و از همه مهمتر تجهیزات سنگین مانند توپهای ١٠٦، توپهای پدافندی، سکوهای پرتاب موشک و . . . در نظر گرفته شد. لازم به ذکر است در روزهای اول که هنوز پلی بر روی رودخانه اروند ساخته نشده بود کلیه تجهیزات سنگین، مهمات و نیروها، به وسیله بالگردهای هوانیروز به آن طرف رودخانه منتقل میشد. در همان چند ساعت اول دشمن طوری غافلگیر شده بود که یکی از فرماندهان عراقی، وضعیت نبرد را به رده بالاتر چنین گزارش میدهد: تاکتیک هوانیروز در عملیات والفجر ٨ طوری بود که بالگردهای کبرا به سه تیم آتش تقسیم شده بودند. همیشه یک تیم در پرواز و درگیری مستقیم با دشمن، یک تیم در حال بازگشت از منطقه عملیات جهت بارگیری مجدد مهمات و یک تیم در حال رفت به سمت منطقه و اجرای آتش بر روی دشمن بود. این تیمها با استفاده از انواع راکت، موشک «تاو»، موشک «ماوریک» و توپهای ٢٠ میلیمتری آنچنان آتشی در منطقه عملیات بر روی دشمن گشودند که فرصت هرگونه حرکتی را از دشمن گرفته و هر پاتک عراق در همان آغاز با شکست قطعی روبرو میگشت. دشمن فکر نمیکرد نیروهای ایرانی،از منطقه فاو، عملیات والفجر ٨ را با آن سطح بالا شروع کنند و حتی تا چند ساعت اول فرماندهان ارتش عراق گمان میکردند که تک اصلی از منطقه هورالهویزه انجام خواهد شد و حمله به فاو، حمله فریبنده و ایذایی نیروهای ایرانی است. در نهایت با مطلع شدن دشمن از منطقه اصلی عملیات و تصرف شهر فاو به وسیله رزمندگان ایرانی، نیروهای ارتش عراق درصدد مقابله با نیروهای اسلام برآمده و اقدام به اجرای پاتکهای شدید کردند که با آتش انبوه دلاوران هوانیروز، نیروی هوایی و رزمندگان هر بار با شکست مواجه میشدند. در نهایت، فرماندهان عراق به فکر استفاده از قویترین نیروهای خود یعنی لشکر گارد ریاست جمهوری افتادند و آنها را وارد نبرد کردند. ارتش بعثی در محور جاده کارخانه نمک در یک منطقه مانوری بسیار کوچک یک تیپ را گسترش داده و روزانه دهها پاتک سنگین را با کمک مدرنترین تانکهای زرهی و زبدهترین نیروهای رزمی همراه با پشتیبانی نیروی هوایی و بالگردهای رزمی در سطح وسیع انجام میداد که هر بار توسط رزمندگان اسلام در هم شکسته میشد. در نهایت، دشمن سرخورده و ناامید از کلیه راهها و شگردهای رزمی خود در مقابله با نیروهای ایران تنها راه باقی مانده در ضربه زدن به رزمندگان اسلام را بمباران شیمیایی به وسیله هواپیماهای جنگنده خود دید لذا با بهرهگیری از نیروی هوایی خود اقدام به بمباران شیمیایی منطقه کرد. از نکات دیگر این عملیات بهرهگیری عراق از نیروی هوایی خود با انواع هواپیماهای شکاری و بمبافکن در سطح بسیار گسترده و با تمام توان بود. از سوی دیگر در مقابل آنها، پدافندهوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران تحت کنترل «قرارگاه رعد» به فرماندهی «شهید سرلشکر عباس بابائی» چنان ضرباتی به هواپیماهای دشمن وارد کرد که نیروی هوایی عراق تا مدتها پس از عملیات فاو، توان عملیاتی خود را از دست داده بود. پدافند رعد به فرماندهی سرلشکر شهید ستاری و هواپیماهای جنگنده ارتش جمهوری اسلامی ایران روزانه به طور میانگین سه تا چهار فروند هواپیمای جنگنده عراق را ساقط میکردند که تا پایان عملیات آمار هواپیماها و بالگردهای ساقط شده به وسیله پدافند رعد و جنگندههای نیروی هوایی و هوانیروز به ٧٠ فروند هواپیما و ١٠ فروند بالگرد رسید که از این تعداد یک فروند «هواپیمای شکاری میگ» و پنج فروند بالگرد به وسیله هوانیروز ساقط شد. پیدایش چنین وضعیتی، رعب و وحشت زیادی را در دل خلبانان عراقی ایجاد کرد به گونه ای که وقتی وارد آسمان منطقه میشدند برخی از آنها تنها در صدد خالی کردن بمبها و مهمات خود در بیابان و فرار از تیررس ضد هوایی و موشکهای زمین به هوا بودند این وحشت آنقدر افزایش یافته بود که حتی یکبار، پس از شلیک موشک و اصابت آن به یک هواپیما، خلبان هواپیمای دیگر دشمن به خیال اینکه او هم مورد اصابت قرار خواهد گرفته هواپیما را رها کرده و به بیرون پرید. پدافند هوایی با اختصاص انواع سامانههای دفاعی از جمله توپهای ضدهوایی، سکوی پرتاب موشک و تجهیزات راداری نقش بارزی را در دفع حملات هوایی در صحنه عملیات داشت. پرسنل قرارگاه پدافند هوایی رعد با پوشش کامل منطقه عملیاتی و هدف قرار دادن هواپیماهای دشمن بعثی موازنه درگیری هوایی را برهم زده و خیال رزمندگان را از سوی آسمان راحت کردند. یکی از خصوصیات بارز این عملیات رعایت اصل غافلگیری در آن از طرف نیروهای ایرانی بود به صورتی که تا شب عملیات بیشتر نیروهای خودی نیز از زمان آغاز عملیات بیاطلاع بودند. سرهنگ حسین وکیلی (یکی از خلبانان کبرا) میگوید: قبل از آغاز عملیات، خلبانان از راه زمین و با حضور در دیدگاهها، مناطق عملیاتی (فاو) را شناسایی و محورهای پروازی را مشخص کردند و در یکی از این شناساییها که با حضور برادر رحیم صفوی( سرلشکر رحیم صفوی) انجام میگرفت،پس از بازدید از منطقه عملیاتی جهت توجیه نقشه به سولهای وارد شدیم و پس از توجیه کامل، زمانی که از آن محل بیرون آمدیم، تقریباً هوا تاریک شده بود و در این لحظه، برادر رحیم صفوی من را آهسته صدا کرده و گفت که وقتی به مقر هوانیروز رسیدید به سرهنگ محمد انصاری (فرمانده پایگاه) بگو که خلبانان کبرا فردا صبح جهت مقابله با پاتکهای دشمن آماده باشند. ما که فکر می کردیم این عملیات حداقل در چند روز آینده انجام گیرد از این خبر بسیار شوکه و مجبور شدیم آن شب به کمک پرسنل فنی برویم و تا صبح بالگردهای کبرا را مهماتگیری کنیم تا اول صبح آنها آماده پرواز باشند. با روشنایی صبح تیمهای آتش هوانیروز وارد صحنه عملیات شده و به کمک نیروهای زمینی شتافته و با هدف قرار دادن تانکهای دشمن، پاتکهای سنگین آنها را متوقف میکردند. خلبانان کبرا در طول عملیات با حضور در بالای سر نیروهای رزمنده ضمن تقویت روحیه آنها نقش بسزایی را در توقف و انهدام نیروهای دشمن داشتند. نبرد با تانکهای گارد ریاست جمهوری عراق و در اطراف کارخانه نمک که با هدایت شخص صدام انجام میگرفت واقعاً نبردی نفسگیر و در جلوگیری از پیشروی دشمن بسیار مؤثر بود. استفاده از موشکهای ماوریک که توسط بالگردهای کبرا شلیک میشدند، یکی دیگر از نکات بارز هوانیروز در این عملیات بود. خلبانان کبرا بارها با شلیک این موشک به اهداف و مراکز تجمع نیروهای دشمن در مسیر جاده فاو تا دریاچه نمک باعث انهدام و سردرگمی دشمن و سهولت در امر پیشروی نیروهای خودی میشدند. از طرفی، دشمن با استقرار شناورهای خود در آبهای خورعبدالله و متکی به جزیره بوبیان کویت سعی میکرد همواره جناح غربی نیروهای اسلام را مورد تهدید قرار دهد و با شلیک از راه دور ضرباتی را به نیروهای ایرانی وارد کند لذا یکی از مأموریتهای هوانیروز مقابله با این شناورها بود که به محض رؤیت آنها بالگردهای کبرا با پرواز بر روی آبهای خورعبدالله با شلیکهای خود، آنها را هدف قرار میدادند. سرهنگ بازنشسته خلبان «اژدر نظری» نیز در این رابطه میگوید: سه روز متوالی گوش به زنگ و منتظر فرصت بودیم تا اینکه در روز چهارم هیکل غول آسای شناور بزرگی را در اطراف جزیره بوبیان مشاهده کردیم و با پرواز به سمت آن و شلیک یک موشک ماوریک، پس از چند ثانیه کوهی از آتش و دود و آب و تکههای شناور به آسمان پرتاب شد و دنبال آن انفجارهای پی در پی و شدیدی به گوش رسید. از مواردی که پرواز بالگردهای ٢١٤ را با مشکل مواجه ساخته بود «اسلینگ» و حمل تجهیزات به صورت بار خارجی بود زیرا حجم زیاد بعضی از این تجهیزات مثل (جیپ و تفنگ ١٠٦ مربوطه) باعث بر هم خوردن تعادل بالگرد در حین پرواز میشد و چنانچه پرواز دقیقی انجام نمیگرفت سقوط بالگرد حتمی بود. آتش سنگین توپخانه و حضور هواپیماهای دشمن در این لحظات هم مزید بر علت شده و کار را برای خلبانان مشکل میساخت اما حضور مسئولان به ویژه فرمانده گردان بالگردهای ٢١٤ (امیر سرتیپ دوم بازنشسته خلبان علیرضا فیروزان) در بین خلبانان جمعی خود و پرواز با آنها در این لحظات حساس باعث تقویت روحیه و افزایش جسارت آنها برای انجام این پروازهای سخت شده بود به صورتی که آنها بدون هیچ مشکلی به خوبی این تجهیزات را اسلینگ و در منطقه فاو پیاده میکردند. هرچند بالگرد کبرا با توجه به مأموریتی که برای این وسیله تعریف شده نباید با هواپیماهای جنگی به مقابله بپردازد ولی در ارتش جمهوری اسلامی ایران، هدایت این وسیله در طول هشت سال دفاع مقدس را خلبانانی بر عهده داشتند که خیلی از معیارها و معادلات جهانی پرواز را بر هم زده بودند و با شهامت و جسارتی که از خود نشان میدادند هیچ سلاحی حتی هواپیماهای جنگی دشمن در منطقه از خشم آنها در امان نبود. سرهنگ بازنشسته خلبان جهانگیر کاووسی میگوید: من در این عملیات افسر رابط و در کنار دریاچه نمک بودم و صحنه هدف قرار گرفتن و سرنگونی آن هواپیما را به اتفاق درجه دار مخابراتم از روی زمین کاملاً مشاهده میکردم. در آن لحظه نیروهای دیگر هم شاهد این اتفاق بودند. هواپیما بوسیله آتش پرحجم سه فروند بالگرد کبرای هوانیروز که در حال عملیات بودند مورد اصابت قرار گرفته و سرنگون شد. در آن عملیات من شاهد سرنگونی دو فروند از بالگردهای عراق هم بودم. در این عملیات دو نفر از خلبانان کبرا به نام های (سرلشکرحسین راستگو و سرلشکر محمد شفیعی هدف) مورد اصابت گلوله مستقیم دشمن قرار گرفته و به درجه رفیع شهادت رسیدند. تعداد ١٥ نفر نیز با نثار جان خود در این عملیات به درجه جانبازی نائل شدند. بازتاب «عملیات والفجر ٨» در رسانههای جهانی: بازتاب عملیات نیروهای مسلح ایران و پیروزیهای چشمگیر آنها در منطقه وسیع خاک عراق (فاو) برای هیچ یک از کشورهای متخاصم با جمهوری اسلامی ایران به خصوص ابرقدرتها و به ویژه آمریکا قابل قبول نبود، به طوری که آمریکا و دیگر اقمارش از این پیروزی درخشان به هراس افتادند. از سویی، اسناد و مدارک این پیرزی آنچنان انکارناپذیر بود که تحت هیچ شرایطی قادر به کتمان آن نبودند و به خاطر اینکه از قافله عقب نمانند پیروزیهای ایران را در منطقة فاو تأیید کردند و خبر آن را سر تیتر روزنامه و مهمترین عنوان خبری رسانهها و شبکههای رادیو و تلویزیونی خود قرار دادند. رادیو بی بی سی: (1364/12/1) خبرگزاری آسیوشیتدپرس: (1364/11/22) رادیو آمریکا: ٣٠/١١/١٣٦٤ (1364/11/30) خبرگزاری فرانسه: روزنامه حریت ترکیه: رادیو و تلویزیون سوئد: از همه مهمتر، تأیید پیروزی رزمندگان ایران در تصرف منطقه فاو به وسیله صدام رییس جمهور وقت عراق و پذیرفتن شکست نیروهای ارتش عراق در عملیات والفجر ٨ از جانب وی بود. برابر نامهای که توسط خبرگزاری آلمان غربی در مورخه ٨/١١/١٣٦٤ افشا شد، صدام در بازدید از جبهه فاو و مشاهده پیروزیهای درخشان رزمندگان اسلام در بازگشت به بغداد طی نامهای به نیروهای گارد ریاست جمهوری که مورد اعتمادترین نیروهای او بودند با لحنی حزن آمیز به موفقیت و پیروزیهای ایران اعتراف کرد و اینگونه نوشت: «ایرانیها با عبور از روی سینه و پهلوی شما، خاک ما را اشغال کردند.» سرانجام، این عملیات غرورآفرین پس از هفت روز تلاش اصلی و تصرف فاو پایان یافت ولی ادامه عملیات و دفع پاتکهای مکرر عراق تا ٧٨ روز ادامه داشت و سلحشوران هوانیروز در طول این زمان در منطقه حضور فعال داشتند. نتیجه عملیات: ١- 30 کیلومتر از خاک میهن اسلامی و حدود ٧٧٠ کیلومتر از خاک عراق آزاد و ارتباط عراق با آب های آزاد قطع شد. ٢- شهر فاو آزاد شد و اسکلههای فاو به تصرف درآمدند و نیروهای ایرانی در ٢٠ کیلومتری بندر امالقصر مستقر شدند. ٣- تلفات انسانی ارتش عراق بالغ بر ١٧٠٠٠ کشته و ٢٥٠٠٠ زخمی میشد. ٤- ضایعات هوایی عراق شامل ٧٠ فروند هواپیما و ١٠ فروند بالگرد. ٥- 400 دستگاه تانک، ٢٠٠ دستگاه نفربر،٢٠٠ موضع توپخانه و ٥٠٠ خودرو منهدم شد. ٦- 80 دستگاه تانک، ٤٠ دستگاه نفربر، ١٩٠ قبضه توپ و تعداد زیادی خودرو به غنیمت گرفته شدند. ٧- یک فروند ناوچه مورد هدف قرار گرفت و منهدم شد. تعداد بالگردهای شرکت کننده هوانیروز: بالگرد کبرا: ٢٢ فروند بالگرد ٢١٤: ٤١ فروند بالگرد شنوک: ١٠ فروند بالگرد ٢٠٦: چهار فروند بالگرد ٢٠٥: سه فروند تعداد بالگردهای شرکت کننده در عملیات والفجر ٨ در مجموع ٨٠ فروند. پایگاههای شرکت کننده:پایگاه پشتیبانی عمومی اصفهان،پایگاه مسجد سلیمان،پایگاه کرمانف، پایگاه تهران. ساعت پرواز انجام شده: ٣٩٣٨ ساعت. تعداد مجروحین حمل شده: ٢٠٣٨ نفر تعداد نیروهای رزمنده ترابری شده در قالب هلی برن: ١٦٢٤ نفر مقدار بار (مهمات و تدارکات) مورد نیاز حمل شده: ٣٣٠ تن یگانهای شرکت کننده از قرارگاه پدافند هوایی رعد ارتش جمهوری اسلامی ایران: سه سایت موشک هاگ از بوشهر ، امیدیه،دزفول. پنجاه عدد جنگافزار توپ ٢٣ میلیمتری. پنجاه عدد جنگ افزار توپ ٣٥ میلیمتری. گروههای پدافندی تهران،اصفهان، اهواز، تبریز. یگانهای سامانه اسکای گارد برای دفاع سطحی مناطق آسیب پذیر. پوشش راداری توسط رادار بندر حضرت امام (ره). تعداد پرسنل درگیر در انجام عملیات ٥٠٠٠ نفر. منبع
