MR9

Forum Admins
  • تعداد محتوا

    4,061
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    258

MR9 آخرین امتیاز شما در روز 14 بهمن 1396

MR9 شما بیشتری مطالب مورد علاقه کاربران را دارید!

اعتبار در انجمن

45,482 Excellent

درباره MR9

  • رتبه حساب کاربری
    ANY TIME BABY

Profile Information

  • Gender
    Not Telling
  • Location
    Forum Admins
  • Interests
    GEOSTRATEGY
    GEOPOLITICS
    MILITARY GEOGRAPHY-MILITARY HISTORY
    (TACTICS(LAND-SEA-AIR-CYBER

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

70,993 نمایش های پروفایل
  1. سلام علیکم به نظرم تا الان هیچ توجیهی برای حرکت به سمت تولید سلاح هسته ای وجود نداشته ، چون در غیر اینصورت ، اسراییل بطور قطع بحث گسترش سلاح های هسته ای تاکتیکی خودش را وارد فاز جدیدی می کند ، کشورهای عربی تاثیر گذار منطقه ( عربستان ، مصر) هم به تبع آن محمل لازم را برای این کار پیدا می کنند ، و در مجموع این رقابتی هست که پول زیادی در ان باید مصرف شود و وضعیت ما هم معلوم هست ، مگر اینکه قصد داشته باشیم تئوری حسین کامل را ادامه دهیم ( اگر دست یادم باشد ، جمله ای از این شخص هست که " مردم عراق ، اگر مجبور شوند ، نان و پیاز می خوردند ولی سرمایه لازم برای تولید این سلاح باید فراهم شود و متقابلا اگر همان تئوری زمان جنگ بخواهد ادامه پیدا کند " مبنی براینکه مردم دو دسته شوند و یک دسته بروند بجنگند و دسته دیگر رفاه لازم را در پشت جبهه زندگی روتین خودشان را داشته باشند، آن وقت خیلی چیزها تغییر می کند، چون در صورت افزایش فشار اقتصادی بیش از مقدار فعلی ، وارد فاز امنیت داخلی خواهیم شد و این یعنی جنگ در 2 جبهه / کلا یک پارادوکس به قدمت تاریخ 40 ساله جمهوری اسلامی هست این مساله .... ) یادی از گذشته این مبانی رابه نظرم برای تحلیل رفتار بازیگران منطقه ای باید در نظر گرفت کارشناسی که این مساله را بیان کرده ، به نظرم ماهیت اصلی استراتژی ما را متوجه شده " قصدی برای گسترش جنگ از سطح نیابتی به جنگ رودر رو وجود ندارد" ولی اگر جمهوری اسلامی را از یک میزان خاص به بالا ، به اصطلاح قلقلک بدهند ( بحث ایجاد مزاحمتهای امنیتی در غرب و جنوب شرقی ) ، قضیه بطور کامل فرق می کند و احتمالا دو طرف ماجرا تا انتهای انهدام کامل همدیگر پیش می روند . ولی صحبت اینجاست که وقتی دو طرف یا چند طرف این ماجرا از ابتدای دهه 90 میلادی ، دارند همدیگر را با کارتهای منطقه ای خودشان ، به اصطلاح دچار فرسایش می کنند ، چرا باید هزینه جنگ رو در رو را قبول کنند ؟؟؟؟!!!!!
  2. سلام علیکم کتاب «بررسی مواضع نظامی امام خمینی (ره) در جنگ» ، از انتشارات مرکز اسناد دفاع مقدس را یک مروری بفرمایید ( جدیدا چاپ شده ) ، احتمالاً یک تجدید نظر کوچکی در تحلیل تان خواهید کرد . مضاف برآن ، وقتی از مبانی عقلی نام می برید ، بطور قطع ، منطق نظامی ، یکی از زیر مجموعه های آن هست .
  3. اتفاقاً به نظرم اگر پشتیبانی هوایی موثری وجود داشته باشد ، حداقل برای ما در خلیج پارس مفید هستند . البته نظر جنابعالی هم متین و درست هست این ایده بسیار تخصصی بود و از حوزه مطالعات بنده خارج ، دوستانی که دراین زمینه مطالعه بیشتری دارند باید نظر بدهند
  4. سلام ایده مفهومی پیشنهادی دوست عزیز جناب BISKIVIT
  5. فرض می گیریم که پول این کار و فناوری لازم هم وجود داشته باشد ، به نظر شما طراحی و تولید یک شناور رزمی در کلاس اسپرانس به صرفه تر نیست ؟؟؟ پی نوشت : اگر این 4 فروند شناور کلاس اسپرانس ( کوروش / کید ) به نیروی دریایی اضافه میشد ، پلاتفرم خوبی برای کار بود در مقایسه با شناورهای کلاس الوند
  6. بله ، تفاوتش بسیار هست . وقتی شما قصد دارید از بنادر دفاع کنید ، بخوبی می توانید از عوارض زمینی بعنوان یک عقبه مطمئن که پشتیبانی کاملی را فراهم می کند ، استفاده کنید ، یعنی دست شما برای چیدمان ساختار پدافند زمین به هوا ( در صورت عدم حضور نیروی هوایی ) به گونه ای باز هست که دشمن باید با هزینه بیشتری احتمالات حمله را باید در نظر بگیرد ولی در صورت دوم ، شما به یک سکوی بدون ارتباط با عقبه ( در زمان جنگ ) محدود می شوید که عملا در زمان جنگ به یک سیبل ثابت برای تست دقت تسلیحات دشمن مبدل خواهید شد به نظرم فرض ما باید همخوانی بیشتری با واقعیت داشته باشد ، اس-300 فعلا به تعداد محدود برای دفاع از پایتخت و مراکز حساس موجود هست . ضمنا شما برای استفاده از اس-300 روی یک سکوی دریایی : اول باید این سامانه زمین پایه را با محیط دریا تطبیق بدهید ( وجود فناوری لازم ) دوم ، سکوی مورد نظر شما باید انقدر بزرگ باشد که حداقل یک اتشبار را در خودش جای دهد .(بلحاظ تاثیر گذاری روی جریان و صحنه نبرد ) سوم ، همین سامانه می بایست مرتب بلحاظ تعمیر و نگهداری در محیط خشن دریا پشتیبانی شود .( تاکید بر ارتباط دائم با سکو در زمان جنگ که این خودش به معنای حفظ مسیر لجستیکی در عین برتری دریایی دشمن در اقیانوس هست ) چهارم ، برای دفاع از همین سامانه شماباید تجهیزات دیگری را به سکو اضافه کنید که این خودش به پرسنل ، دپوی مهمات و ... نیاز دارد که این هم خودش به معنای بزرگتر شدن سکو هست ( به نظرم وسعت سکو تا اینجا به اندازه 3 زمین فوتبال شده ) پنجم ، پرسنل سکوی مورد بحث به محلی برای خواب ، استحمام ، استراحت ، رفع گرسنگی و.... دارند و این یعنی باز هم بزرگتر شدن سکو مورد نظر . ششم ، سامانه متحرک اس-300 مورد نظر مستقر روی سکو در این حالت هیچ تفاوتی با یک سامانه قدیمی ندارد ، چون ویژگی اصلی اس-300 ، متحرک بودنش هست که قابلیت انعطاف پذیری بیشتری به ان می دهد نسبت به تجهیزات قدیمی تر . حالا اگر ما اس-300 را روی یک سکوی دریایی مستقر کنیم ، به معنای از بین بردن خصوصیت اصلی ان یعنی تحرک هست و طبیعتا دشمن با برنامه ریزی می تواند توان رزمی ان را خنثی کند . در مجموع با توجه به تجهیزات فعلی و بودجه دفاعی ، عملا چنین چیزی صرفه اقتصادی ندارد . اگر داشت ، چینی ها به جای سرمایه گذاری روی ناو هواپیمابر و جتهای ناونشین ، دنبال توسعه این سکوها بودند . بعید میدانم که چنین چیزی باشد . تا جایی که اطلاع دارم ، موشکهای کروز وارد چرخه رزمی شدند ، چون می بایست ریسک و هزینه حمله به اهداف سخت محافظت شده پایین می اوردند . همه این موارد را برای توسعه این ایده باید در نظر گرفت .
  7. سلام علیکم در کدام موقعیت ؟؟ فضای نیمه بسته خلیج پارس یا فضای باز 360 درجه اقیانوس هند ؟؟ تجارب یمن و سوریه ، رزم روی زمین بود و طبیعتاً عوارض زمینی ، استحکامات تقویت شده و .... ممکن هست فضای خلاء را ایجاد کند که از زیر نگاه ریز بین شبکه رصد فضاپایه ، هواپایه و دریاپایه به دورمانده و امکان پاسخ متقابل وجود داشته باشد ولی در سطح دریا ، درمیانه اقیانوس با شرایط خاص اقلیمی ، وقتی دشمن برتری کامل هوایی و دریایی را در اختیار دارد و امکان رصد اطلاعاتی آن هم چندین هزار برابر ماست ، امکان مخفی شدن تقریبا غیر ممکن هست . پی نوشت : سه تجربه تاریخی : 1- عملیات آخوندک ، دریک فضای نیمه بسته دریایی ، در حالی که" سکوهای کرم ابریشم در سواحل جنوبی ما حضور داشتند" ، شناورهای نیروی دریایی علیرغم اطلاع از وضعیت ناوگان دشمن ، به جلو اعزام میشوند در حالی که فاقد پوشش هوایی حداقلی بوده که بطور مشخص ، چنان زیر ضربات حریف قرار میگیرند که یکی بطور کامل غرق و دیگری بشدت آسیب می بیند . 2- غرق ناوشکن شفیلد ، در حالی که بریتانیایی ها از برتری دریایی تقریبا مطمئن بودند ، در یک هوای طوفانی سوپراتانداردهای آرژانتینی ، موشکهای اگزوست رابسمت این شناور شلیک می کنند که نتیجه آن هم مشخص هست . 3- در شرق آسیا ، رزمناو بریتانیایی پرنس آو ولز ، بدلیل عدم توجه به توانایی های رصد نیروی هوایی سلطنتی ژاپن ، زیرضربات اژدرافکن ها و بمب افکن های این نیرو قرار گرفته و غرق میشود . ========== حالا فرض می کنیم شرایط برای ما در خلیج پارس مطلوب باشد ولی ایجاد سکوی نظامی در اقیانوس هند ، زیر نگاه دقیق آمریکایها : 1- بلحاظ هزینه های کمر شکن مورد نیاز 2- میزان اثر گذاری در یک میدان جنگ واقعی 3- ماهیت واکنش دشمن به ایجاد چنین سکوهایی و.... چقدر با منطق نظامی همخوانی دارد ؟؟؟ ========= یک ضرب المثلی هست که اعتقاد دارد " همه راهها به رُم ختم می شود " . در حوزه تحلیل نظامی در قرن بیست و یکم ، از هر مسیری حرکت کنیم ، باز هم به توان هوایی می رسیم .
  8. سلام علیکم تغییر کاربری به چه شکل ؟ مثلا به عنوان یک "هدف پرنده " بدون سرنشین برای تست قابلیت کشف رادارهای پدافند هوایی ؟؟؟ یا برای ماموریتهای رزمی ؟؟
  9. بنده تا الان بررسی نکردم ولی در تمام مراسمی که مربوط به قاهر بوده ، فرمانده نیروی هوایی حضور داشته ؟؟؟
  10. سلام علیکم باید همیشه امیدوار بود ، حداقل براین نظر هستم که نسل جدیدی که در نیروهای مسلح حضور دارند ، باید پیشگام این تغییرات باشند . فرض بر عدم چنین تغییراتی ، یقین بدانید که دردسر ، مثل عراق (1991-2003) ، سوریه ( 2011 تا الان ) ، روسیه ( چچن / افغانستان ) ، آمریکا ( ویتنام ، کره ، لائوس و .. ) درست در جلوی ما دارد چشمک ( ) می زند ..
  11. سلام بله درست هست این فرموده شما ، ولی توجه داشته باشید که حریف ما برتری هوایی را در اختیار دارد و از همین مزیت هم استفاده می کند . پیرو سطور فوق الذکر و فرض بر ایجاد چنین سکوهایی اول باید لایه های پدافندی مشخصی را در سه سطح زیردریا ، سطح دریا و هوا ایجاد کنید (در زمان جنگ ) که بشود روی ان حساب کرد . بله- بلحاظ سناریو نویسی و ایده پردازی اولیه ، قابل قبول هست ولی این نکته را در نظرباید داشت که همه مواردی که فرمودید بسته به این هست که این سامانه ها نخست خریداری و یا تولید شوند و دوم ، برای ایمن سازی فضای کشور و سواحل مستقر شده ، بعد که لایه دفاع ساحلی بطور کامل ایمن شد ، روی مراحل بعدی فکر کرد... بله - شبیه کاربردهای سکوهای دوقلوی عراق در شمال خلیج پارس ( البکر و العمیه / الامیه ) ولی در آبهای آزاد ایجاد این سکوها 3 تا پیامد دارد : 1- پشتیبانی مستمر از آنها 2- حفاظت از آنها 3- بار حقوقی ایجاد این سکوها ( در حوزه حقوق بین الملل دریایی ) بله درست این مساله ولی مجددا عرض می کنم که توان هوایی دشمن را باید در این مساله لحاظ کرد . ما هرقدر در اقیانوس هند ، فعالیتهای نظامی خودمان را گسترش دهیم ، بیشتر به سکوی اصلی عملیات هوایی آمریکا در این اقیانوس ( جزیره گوام و پایگاه هوایی مشهور آن ) نزدیک می شویم و این بدان معنا هست که مدت زمان واکنش دشمن ، به مراتب کمتر و قدرت مانور و آتش ان بیشتر خواهد شد.
  12. با سلام... پیرو این پست دیپلماسی دفاعی نشست خبری کنفرانس IONS پی نوشت : در میلیتاری ، ساختار و عملکرد نیروهای مسلح بسیار نقد شده ، میشود و خواهد شد ولی نکات مثبت هم منعکس میشود و باید ان را مد نظر قرار داد
  13. سلام بلحاظ قدمت باقی مانده منابع فسیلی ، ونزوئلا مقام نخست ، لیبی مقام دوم و جمهوری اسلامی مقام سوم و عربستان مقام چهارم و کویت مقام پنجم را دارد . کشور نخست که درگیر فاجعه اقتصادی بوده و اگر بدبینانه نگاه کنیم ، عنقریب هست که ساختار حاکمیتی اش دچار مشکل بشود و کسانی روی کار بیایند که بسیار به واشنگتن نزدیک هستند . لیبی هم که بعد از سرهنگ معظم ، معمر قذافی شبیه به سومالی شده و کنترل منابع نفتی اش بدون شک در اختیار شرکتهای چند ملیتی هست که برای خودشان ارتش خصوصی دارند . می ماند ما و کشورهای منطقه که خوب ، این ضربه دو طرفه است و اگر اقتصاد غربی ها آسیب بینند ، ما چندین برابر آنها ضربه می خوریم . بستن تنگه هرمز فقط و فقط در شرایط جنگ همه جانبه (total war ) هست که صرفه نظامی دارد و بعید می دانم که حتی در سلسله مراتب ارشد نظامی کشور ، برای یک درگیری منطقه ای ، تهدید مسدود کردن تنگه هرمز در پروتکل های مقابله به مثل جایی داشته باشد . در جنگ هم به نظرم عملکرد ما منطقی بود .یعنی در ابتدای ماجرا به ازای هر کشتی ما ، یک شناور آنها را می زدیم، بعد که اوضاع سختر شد ، به ازای هر کشتی ما ، دو کشتی انها و سرآخر به ازای هر کشتی ، ما سه کشتی انها را می زدیم و صد البته انها هم از خجالت ما در می آمدند ..... به نظرم ماهیت حملات آمریکایی ها به سکوهای نفتی ما در خلیج پارس را یک مروری بفرمایید . تا جایی که یادم هست ، سکّوی سلمان بود که با 1000 تیر مهمات 100 م.م یکی از ناوشکن های آمریکایی از حیز انتفاع ساقط شد ( اگر درست یادم باشد ، شناور فوق ، FFG-56 بود ) بعد عناصر سپاه تفنگداران تشریف آوردند و با تخلیه یک قبضه توپ 23 م.م ، بقیه تاسیسات را با مواد منفجره از بین بردند . سکوی نصر ، سال 1367 بعد از حملات دریایی و هوایی سکوی ساسان شرح ماوقع در یکی از نشریات حالا آمریکایی ها در دهه هشتاد ، مقررات درگیری (ROE ) متفاوتی نسبت به امروز داشتند و سعی می کردند به اصطلاح در ظاهر هم که شده بی طرفی بین ماو عراق رعایت کنند .ضمناً خلیج پارس یک محدوده آبی بسته و محدود هست ولی در دریای آزاد صدها مایل سطح آبی بدون هیچ عوارض وجود دارد و این یعنی افزایش توان مانور و آتش شناورهای متخاصم .
  14. بله - این مواردی که فرمودید کاملا درست هست ولی نکته اینجاست که نیروی هوایی هند تمام تمرکزش را روی تجاس نگذاشت . اگر به روندی که نیروی هوایی هند در 4 دهه گذشته طی کرده دقت بفرمایید می بینید که دو خطر اصلی ( پاکستان و چین ) در دو سمت این کشور وجود داشتند ، هردو هم به سلاح هسته ای مسلح هستند و اتفاقا موشکهای بالستیک را هم بشکل انبوه در اختیار دارند . هندی ها هم براساس یک برنامه منطقی و متوازن ، هم برنامه موشکی خودشان را دنبال کردند ، هم جتهای قدیمی روسی ( میگ -27 ، 21 و 29 ) را ارتقاء دادند ، هم جگوارهای بریتانیایی را بکار گرفتند ، میراژ های 2000 فرانسوی را بخدمت گرفتند ، سوخو-30 روسی ( که مد نظر ما هم هست ) را بصورت ckdخریدند و الان دارند رافال را هم می خرند . نکته اینجاست که بعد از یک تجربه نیمه موفق (ماروت ) ، تجاس را در دست کار خودشان قراردادند ولی از تقویت منطقی نیروی هوایی غافل نشدند . چون تهدید برای هندی ها بسیار جدی بود و هست ( درمقایسه با ج.ا. هم حوزه تهدیدات انها محدود هست ) یعنی اگر هندی ها با دو قدرت هسته ای روبرو هستند ، ما الان با 4 قدرت اتمی که اتفاقا جزء کشورهای پیشرفته در حوزه نظامی هم هستند ، سرشاخ هستیم . این را بگذارید در کنار ساختار حکومتهای عقب مانده ای (بلحاظ سیاست خارجی ) نظیر عربستان ، امارات ، کویت ، شیخ نشین های حاشیه جنوبی خلیج پارس که در عین اینکه بشدت از ما می ترسند ، درعین حال پول کافی را برای همه کار در اختیار دارند . برای مواجه با این چیدمان ، نباید به اصطلاح بی خیال شد و همه چیز را به 20-30 یا 40 سال بعد واگذار کرد این مساله بدبینانه است ولی با یکی از دوستان بازنشسته نیرو صحبت می کردیم ، ایشان می فرمودند که تا 15 سال دیگر ، توان نیروی هوایی ، به 20 تا 30 فروند اف-5 کاهش پیدا می کند (اگر همین الان دست به کار بشوند ، شاید فرجی شد ) یعنی کل ناوگان فانتوم ، تامکت ، سوخت رسان ها ، هرکولسها و .... راباید در رمپهای پایگاه ها ، رها شده تصور کرد ، متاسفانه ........
  15. بله ، متوجه شدم . بنده هم علاقه دارم قاهر و یا پرنده ای در همین کلاس را برای پاسخ به نیازمندی های خاص در اختیار داشته باشیم ولی این طولانی شدن برنامه ( حالا دوستان بحث دو دهه مطرح می کنند ) باعث میشود تا وقتی این برنامه به سرانجام برسد ، دیگر چنین نیازمندی وجود نداشته باشد . در همین تاپیک ، بحث لاوی ، برنامه نیروی هوایی مصر ، هند و... مطرح شد تا این نگرانی تبیین شود