worior

Administrators
  • تعداد محتوا

    8,150
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    86

worior آخرین امتیاز شما در روز 5 فروردین

worior شما بیشتری مطالب مورد علاقه کاربران را دارید!

اعتبار در انجمن

20,528 نشان بصیرت

درباره worior

  • رتبه حساب کاربری
    ارتشبد

Profile Information

  • Gender
    Male
  • Interests
    ...،«و در شگفتم از متکبری که دیروز نطفه بود و فردا مردار، امیرالمومنین(ع)»،...

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

75,356 نمایش های پروفایل
  1. به آدمش بستگی داره، اون نصفه تا الان خیلی هاشون فرار کردن...
  2. worior

    غروب موازنه

    مثال درستی نیست، این در عمل تو همون مفهوم موازنه هست در انتهای راه که یکی دیگه نمیتونه موازنه رو انجام بده. اما موازنه برای دو بازیگری هست که در شکلی از عقلانیت به قرارداد ذهنی یا عملی رسیدن معنی میده. یه مثال دیگه: شوروی و آمریکا سالها موازنه رو ادامه دادن تا اینکه شوروی به فنا رفت و دیگه نتونست، و دقیقا تا لحظه ای که دیگه نتونست در تمام بازی موازنه پیروز بود. این مشابه نظر شما میشه. اما مثال من اینطوری میشه: شوروی و آمریکا در موازنه بسیار محکمی روی کاغذ هستن تا اینکه گورباچف 50 تا کلاهک اتمی 10 مگاتن میکوبه تو واشنگتن یا خیلی ساده تر اینکه میزنه مثلا ناوگان مدیترانه آمریکا رو نابود میکنه. از اینجا به بعد دیگه همه تعاریف پیشین در موازنه و حتی بقا به هم میریزه. تا قبل از اینکه یکی دست به اسلحه ببره: - رامبو از ابراهیم قویتر هست، -شناخته شده تر و معروف تر هست، -رقبای زیادی رو هم شکست داده، -در هر محاسبه ای روی کاغذ رامبو ابراهیم رو شکست میده -رامبو تیربار ام 60 و آرپیجی داره ابراهیم نهایتا یدونه کالیبر 22 شاه کش اونم فقط با 2 تا گلوله -تا اینکه یکدفعه ای ابراهیم در زمانی که هیچ کس انتظارش رو نداره یه تیر میزنه تو کله رامبو -دیگه قبل و بعدش اصلا اهمیتی نداره!
  3. worior

    غروب موازنه

    خلاصه اش اینه که در یک نظام موازنه اگر برای مثال: ایران 400 تا بالستیک خالی کنه روی تلاویو، اسراییل میخواد گزینه سامسون رو فعال کنه؟! ایران هم در برابر اونقدری امکانات جاهای مختلف داره که بعد از گزینه سامسون هم به جنگ ادامه بده، ولی اسراییل نابود خواهد شد. این امر نه در یک نبرد مفهومی ساده برای بقا و یاجنگ آخر الزمانی باید بهش پرداخته. این مفهوم رو اگر در ذات خود موازنه بهش نگاه کنید، نشون میده که گزینه سامسون عملا کاربردی نیست! مگر اینکه پیشدستانه باشه، موازنه موشکی ایران هم کاربردی نیست مگر اینکه پیشدستانه باشه. پس نتیجه میگیریم که موازنه وجود معنی داری در یک سطح استراتژیک نسبت به پیش دستی نداره و این قدرت اقدام اول یا پیش دستانه هست که اهمیت داره. و در برابر غافلگیر نشدن که تقریبا ناممکن هست.
  4. بسمه تعالی غروب موازنه ابزارهای موازنه، پکیجی برای بقا بر روی کاغذ، میدان نبرد یا تالار بورس؟! مقدمه در تحلیل های دیگری که نسبت به اوضاع و احوال این روزهای منطقه خاورمیانه میتوان ذکر کرد، تحولات در مفهوم موازنه در عمل است، شواهد بسیاری بدست آمده که استراتژی ها مانند تصورات صرفا بر روی کاغذ موازنه ساز هستند. برای کوتاه کردن سخن، با چکیده ای از تئوری موازنه آغاز میکنم. تئوری موازنه نظریه موازنه قدرت بر این اصل استوار است که امنیت بین‌المللی زمانی افزایش می‌یابد که قدرت نظامی به نحوی توزیع شده باشد که هیچ دولتی به اندازه‌ای که توانایی تفوق آمدن بر دیگر دولت‌ها را داشته باشد، قدرتمند نباشد. این نظریه پیش بینی می‌کند که اگر یک دولت، قدرت فوق العاده زیادی داشته باشد از قدرت خود استفاده می‌کند و به کشورهای ضعیف حمله می‌کند. این امر موجب می‌شود دولت‌هایی که در معرض خطر هستند برای پیوستن به ائتلاف‌های تدافعی انگیزه پیدا کنند. برخی از واقع گرایان بر این عقیده هستند که این امر می‌تواند موجب ثبات بیشتری شود چرا که از تجاوز جلوگیری می‌کند و آن را غیرجذاب نشان می‌دهد البته اگر میان ائتلاف‌های رقیب تعادل قدرت برقرار باشد.1 اما چرا عبارات فوق درست نیست، یا بعبارتی دیگر کاملا عاقلانه به نظر نمیرسد. باید از تفسیر لغت "تفوق" یا در معنای فارسی آن برتری یافتن یکی بر دیگری شروع کرد. برای تشریح ابعاد برتری، حوزه هایی که عوامل موثر موجود در آن قادرند آنچه مطابق با تعریف موجود موازنه گفته شده است را برهم بزنند. برتری همان مزیت بیشتر است (پنداشت کلی از ماهیت رقابت) کسب مزیت های انحصاری اگر یکی از دو رقیب نظامی یا اقتصادی در صورتی که به یک مزیت ویژه موثر و غیر قابل دستیابی توسط رقیب دست پیدا کنند قادر به ایجاد برتری خواهد شد. این مزیت میتواند اشکال مختلفی، جئوگرافی منطقه ای، مثل تسلط بر شریان ها، آبراه ها و تنگه ها، یا تسلط بر زیرساخت های خاص، مانند فناوری اطلاعات، توانایی های اقتصادی، و یا تسلیحات ویژه، مانند موشک های دوربرد، هواپیماهای پنهانکار و یا توانایی های بومی در تولید و ... آنچه به طور کل موازنه را بر هم خواهد، مجموع مزیت های یک رقیب در برابر دیگری است، و همین مزیت ها(نقاط قوت) و ضعف هاست که راهبردهای دو رقیب را در برابر یکدیگر و در برابر بهره جویی از منابع خود و پاسخ به مشکلات داخلی خود شکل خواهد داد. اما لااقل در بعد نظامی شواهد دنیای معاصر چیز دیگری نشان داده است؛ یک نمود سنتی از موازنه آنچه از زمان جنگ تحمیلی شاهد هستیم، بر هم خوردن موازنه بین دو قدرت منطقه ای، یعنی ایران و عراق، مسبب ایجاد انگیزه تهاجم رژیم بعث به ایران شد، از نظر منطقی دو کشور گرچه درگیری های مرزی پیش از جنگ تحمیلی داشته اند ولیکن وجود موازنه قدرت، اجازه گسترش درگیری و یا اجازه حملات با ابعاد موثر مثلا ضربه زدن به زیرساخت های اساسی دو کشور را نمیداد. این یک مدل کلاسیک از نظام برقرار موازنه قدرت از نظر نظامی بود. و بر اساس نرم های قابل شناسایی به محض ایجاد خلاء قدرت در تهران، رژیم صدام با کمترین اتلاف وقت جنگ با ایران را آغاز نمود. از مثال فوق در طول تاریخ بسیار میتوان یافت، اما شواهد برای عکس نادر است، نه به این مفهوم که کشور ضعیف تر بدون کسب اطلاع و احتساب درست قدرت رقیب محافظ کاری را رها کرده و دست به حمله حساب نشده و برتری یافتن و کسب موفقیت در آن بزند، از این گونه نمونه های بسیاری در طول تاریخ میتوان یافت، اما موارد اندکی را میتوان یافت که رقیب اطلاع دقیق از قدرت نظامی و اقتصادی رقیب داشته باشد، و دست به تهاجم حساب شده بزند و با نتایج موفقیت آمیزی روبرو شود. یا اینکه نتوان یک طرف را به طور کل رقیب استراتژیک دانست، مانند حملات یک گروه تروریستی یا جدایی طلب به دولت مرکزی. محور مقاومت(ایران - یمن) بر علیه ائتلاف چند ملیتی عربستان و آمریکا همراه با 7 کشور دیگر، نه از نظر عددی و نه از نظر تجهیزات نظامی و نه از سایر نیروها مانند نفوذ سیاسی، نفوذ بین المللی و مهمترین فاکتور قدرت اقتصادی در موازنه به سر نمیبرند، همه وجوه به نفع ائتلاف عربی - آمریکایی بوده است. راهبرد اوباما در تقویت قوای نظامی شرکای اقتصادی آمریکا در منطقه خلیج فارس با فروش بی محدودیت گرانترین تسلیحات و پیشرفته ترین تسلیحات به این کشورها هدفی جز ایجاد موازنه و یا حتی برتری نظامی با وحشت آفرینی علیه رقبای منطقه ای عربستان نداشت، همین امر در راهبرد کلان تر آمریکا برای ممانعت از بدست گیری بازار تسلیحات و پر کردن خلاء های امنیتی(با بسته های پیشنهادی ارزشمند از نظر اقتصادی برای آمریکا) در برابر سایر رقبای استراتژیک خود، یعنی چین، روسیه و در یک دورنمای وسیع ممانعت از رشد یک پاسخ درونی در کشورهای عربی نسبت به تولید مستقل و بومی تسلیحات منطقی به نظر میرسید. موتور محرک این راهبرد البته دیرینه برای آمریکا تحریک کشورها، تقویت ترس، بزرگنمایی رقیب و بر هم زدن پیوسته موازنه بر روی کاغذ و ارائه پیشنهاد متقابل برای بازگرداندن این موازنه از دست رفته بود. این راهبرد آمریکا همیشه جواب داده است. تصورات راهبردی از جنگ، درگیری با گروهک ها، جنگ محدود، جنگ گسترده در دهه 60 هنری کسینجر با تاختن بر راهبرد امنیت هسته ای آمریکا، ضمن انتقاد از تاکید راهبرد های وقت این کشور بر توسعه سلاح های هسته ای، این مدعا را مطرح ساخته که، گرچه سلاح هسته ای توانسته در برابر رقیبی چون شوروی برای آمریکا موازنه نظامی ایجاد کند، اما همزمان دست و بال آمریکا را نیز در پاسخ به مسائل عمدتا ساده پس از جنگ بسته است. ایالات متحده ای که صرفا به سلاح هسته ای متکی باشد، در صورت مواجهه با یک تهاجم محدود، مثل یک منازعه منطقه ای و درگیری کوچک بین یکی از متحدین آمریکا با گروهک های کمونیستی و از این دست، آیا ایالات متحده میتواند صرفا با بهره گیری از موازنه هسته ای به آن پاسخ دهد؟ و یا حتی آنرا به کار برد؟ وی در ادامه نتیجه گرفت که آمریکای پس از جنگ دوم صرفا با نیروهای خرد، اختلافات محدود، و نزاع های کوچک روبرو خواهد بود، از طرفی دشمنان ایالات متحده هم نیز به سلاح هسته ای دست خواهند یافت، بنابراین آمریکا میبایست تسلیحات متعارف را آنقدری توسعه دهد که به سطحی در حد بازدارندگی سلاح هسته ای برسند. باید نیروهای معمولی را چندان و در حدی تقویت کنیم که دیگر دفاع به وسیله سلاح هسته ای تنها یکی از راه حل ها باشد و نه راه حل منحصر به فرد . بهترین وضعی که باید به ان برسیم وضعی است که در آن نیروهای معمولی ما غلبه ناپذیر باشند ، مگر به وسیله سلاح هسته ای . هیچ دلیل تکنولوژیکی هم وجود ندارد که مانع رسیدن ما به چنین وضعی شود . این وضع به دیپلماسی ما نرمش و انعطاف مورد نیازش را میبخشد و در همین حال به ما ، در مذاکرات خلع سلاح اعتماد به نفس بیشتری میدهد .2 از آن دوران تا کنون آمریکا با توسل به این راهبرد ضمن استفاده از تسلیحات هسته ای خود بعنوان ستون فقرات موازنه نظامی، نیروی متعارف خود را توسعه داده و پیوسته در راه اندازی درگیری های مختلف و یا ایجاد ائتلاف های منطقه ای و فروش این تسلیحات متعارف موفق باشد. فروش تسلیحات به اروپا، به کره جنوبی و ژاپن، ایضا به تایوان در برابر چین و اعراب و اسراییل و ترکیه در برابر هم و در برابر رقبای منطقه ایشان، همه نمودی از موفقیت توسعه تسلیحات متعارف بوده است. مطابق با راهبرد کسینجر دست آمریکا نیز بدین واسطه برای حضور سیاسی و پاسخ نظامی در سطح محدود در بسیاری از نقاط جهان فراهم شده است. بنابراین آمریکا به پشوانه تسلیحات اتمی و متعارف هم در برخورد با گروهک های تروریستی، هم در راه اندازی حملات محدود علیه کشورها و هم در راه اندازی جنگ های گسترده، دستی باز برای خود یافته است. اما آیا این تسلیحات، اعم از هسته ای و متعارف همراه با اهرم های نفوذی که ایجاد میکنند توانسته اند به موازنه مورد نظر دست یابند؟ ویرانی تصورات راهبردی پاسخ به سوال فوق را باید در حملات یازده سپتامبر، عدم موفقیت در جنگ عراق، افغانستان، یمن و حضور در سوریه دانست. نه تنها هیچ موازنه ای ایجاد نشده، بلکه موجبات یک نزدیک بینی استراتژیک3 را نیز فراهم آورده است این راهبرد صرفا ابزاری برای ورود به این منازعات بوده است، و در عمل آمریکا را به دام منازعات بی حاصل بسیاری بدون کشف راهبردی هم عرض از این مجرا در خروج از آن منازعه هدایت کرده است. گذشته از آن، آنچه که در ابتدای این متن و در تعریف موازنه آوردم، نشان میدهد همه ارزش پدیدآوردن یک موازنه، ممانعت از تحت تهاجم قرار گرفتن است. در حمله اخیر به ابقیق و حملات پیشین انصارلله میتوان نکات بسیاری از ضعف تکنولوژیک فناوری دفاعی آمریکا یافت، شاید ساده و بدیهی به نظر برسد که یک گروه کوچکتر قادر باشد با وسایلی که بر اساس توانایی محدود خویش توسعه داده و از طریق راههایی مانند جنگ های چریکی و نامنظم، بتواند ضرباتی غیر کلاسیک به دشمن بزرگ خود وارد آورد. اما نباید آاین حملات را مانند اقدام یک گروه تروریستی یا جدایی طلب به یک دولت مرکزی قلمداد کرد، بلکه آنچه شاهدیم، حمله به قلب امنیتی و راهبردی ترین نقاط اقتصادی دنیاست، جایی که بالاترین سطوح فناوری دفاعی با هدف ایجاد یک تفوق راهبردی به کار گرفته شده است. اگر چنین حمله تمیز، دقیق و کارآمدی توسط یک گروه با امکانات محدود به این شکل بتواند موثر واقع شود، در ابعاد یک درگیری فراگیر و یا محدود بین دو قدرت نظامی هیچ امکانی از تببین و یا برقراری معادله ای بر روی کاغذ بواسطه انواع چینش های نظامی و یا حتی شبیه سازی های متعدد کامپیوتری وجود ندارد، که بتواند تضمینی برای ناکام گذاری رقیبی مثل ایران و یا برقراری نیمه پایدار یک عدم دسترسی4(Area denial) در برابر آن حتی در جایی که عمیق ترین لایه های دفاعی وجود دارند بدست دهد، گرچه این بدان معنا نیست که رقبای ایران، یعنی آمریکا و اعراب قادر به شکل دهی به چنین حملاتی در پاسخ و یا در اقدامی پیش دستانه مانند این نباشند، ولیکن آنچه اصالت دارد و موضوع بحث بوده این است که موازنه دیگر با توسعه فناوری و بکارگیری تجهیزات نظامی حتی بر روی کاغذ امکان پذیر نیست. و پیشرفت های تکنولوژیک میرود که بر پیچیدگی دستیابی به چنین موازنه علیرغم صرف هزینه های بسیار بی افزاید. پایانی بر موازنه علاقه مندان به تحلیل های اینچنینی، احتمالا این مطلب را در شبکه های اجتماعی و تحلیل های رسانه ای بسیار خوانده اند که یک گروه مثل داعش توانسته ارتش دو کشور سوریه و عراق را تر سرحد نابودی کامل ببرد، و یا این عبارت که پهپادهای چند صد دلاری انصارالله توانسته اند، از سد پاتریوت های چند ده میلیون دلاری عبور کنند، همانطور که گفته شد این نسبت ها(دو دوتا چارتای حجم، برد، قدرت و کیفیت تسلیحات و یا حتی چینش آنها) نه در بازی های استراتژیک بین یک قدرت و یک گروه، که در یک معادله استراتژیک بین دو قدرت هیچ سد محکمی در برابر امکان شکل دهی به موازنه جز بر روی کاغذ و در رسانه ها ایجاد نکرده است. اکنون پاسخ ائتلاف عربی آمریکایی هر چه باشد، چه سستی در پاسخ متقابل نظامی به ایران با هر نتیجه ای،اعم از اینکه به جنگ تمام عیار منجر شود، پاسخ ایران محدود باشد ویا حتی ایران هیچ پاسخی به آن ندهد، باید گفت که همانطور که پیوسته در متون بالا تکرار شد، اصل "موازنه تسلیحاتی" از دست رفته است، و این اگر به مدد ویژگی های فناوری نوین بدست آمده باشد یا اتخاذ تصمیمات متهورانه از سوی ایران، معادلات موازنه را طوری بر هم خورده است که به هیچ وجه امکان بازگشت به قبل برای آن نمیتوان متصور شد.از این به بعد تسلیحات موجود را باید صرفا ابزاری کاربردی و برای لحظه استفاده شدن تلقی کرد، نه به مانند کشورهای عربی، بصورت ویترینی برای قایم شدن پشت آن و احساس امنیت. نظام کاغذی خلق موازنه از بین رفته است. نویسنده @worior منبع: https://andishevarz.com/t/grwb-mwznh/153/ مقاله به زبان انگلیسی: http://msai.ir/2019/12/30/balance-of-power/ ارجاعات 1- موازنه قدرت به نقل از تارنمای ویکیپیدیا بر گرفته شده از Kegley, Charles W.; Wittkopf, Eugene R. (2005), World Politics: Trends and Transformation 2- استراتژی جنگ محدود هنری کسینجر 3- دیدگاه ها و مکاتب مدیریت استراتژیک 4- Antiaccess area denial (a2d2) برای مطالعه بیشتر: www.realcleardefense.com/articles/2016/09/13/a2ad_-_anti-accessarea_denial_110052.html
  5. یه چیزی تو این مایه ها: سرتیتر 16 COURIER عنوان صفحه tahoma 72 زیر عنوان 1 28 MS زیر عنوان 2 20 MSX بدنه متن 1 18 MSXX بدنه اشاره درون متنی 1 18 MSXXNN زیر نویس تصاویر 14 MSXXXN ارجاعات ... عنوان نویسنده ... فهرست... اعداد... و..
  6. خدا رسونده شما رو... یه جدول فونت به ما بده، یعنی برای هر قسمت از عنوان تا زیر نویس تصاویر یک جدول فوت رسمی انتخاب کن بده بیاد...
  7. کورال بصورت در خط دید میتونه پانتسیر رو اخلال کنه، اونم اگر برای این کار (اخلال رادار زمینی) طراحی شده باشه،.. چیزی که مورد زدن پانتسیر های سوری توسط ترکیه قابل مشاهده است اینه که اینها عمدا پهپاد ترک رو نمیزنن. چون سوای اینکه با استفاده از شبکه پدافندی میتونند پهپاد رو ببینند، و تجهیزات فروسرخ هم دارند ضمن اینکه پهپاد ترک خودکار نیست و ترانسپوندر فعال محسوب میشه. یعنی به سه روش قابل مشاهده است. در حالی که دلایلا های اسراییلی با هیچ کدام از این روشها براحتی قابل مشاهده نیستند. پس به نظر میاد شکار شدن پانتسیر محصول : - مشکلات در شبکه پدافندی سوری - شلوغی آسمان - عدم شلیک(داشتن دستور شلیک) با وجود شناسایی هدف.
  8. روسها در سوریه منافعی دارند مشابه حضور ترکیه در ادلب، با این تفاوت که روسها به داشتن چند پایگاه اکتفا میکنند اما ترکها در نهایت ادلب به ترکیه الحاق خواهند کرد... بنابراین معنی یک پیمان نظامی با یک کشور خارجی چه چیزی میتونه باشه جز دفاع در برابر یک تهاجم خارجی؟ منطقی و انصاف همین هست که روسیه وارد عمل بشه.
  9. ترکیه رو اروپا حمایت نکرد، احتمالا اقدام بعدی جلب حمایت از کشورهای عربی و اسراییل باشه. روسها بخش اعظمی از بازی هستن و تعیین کننده اصلی قصه ادلب. اگر بخوان میتونند از خود روسیه کار نیروی هوایی ترکیه رو روی زمین تموم کنند. چه رسد به اقدام از داخل خاک سوریه. اما نمیکنند و به فکر حفظ خودشون و فرونرفتن تو گرداب خر تو خری منطقه هستن.
  10. تاپیک مربوط به توپ بابل، یادگار ارزنده سینا نوریخانی:
  11. این موضوع شناختی هست. شما نمیتونید هیچ چیزی رو یقینی رد یا تایید کنید بلکه بنابر تعدد و قوت، "دلایل" رو تصدیق یا تردید میکنید، یعنی بر اساس یک سری فرایند های درونی رای به صدق دلایل و در نتیجه صدق موضوع میدید که بحث مفصلی در فلسفه و شناخت شناسی هست که باید گذر کرد. اما سوال من در برابر صبر هست، شما رفتی غذا بخوری چطور میتونی از سلامت غذا اطمینان حاصل کنی مگر آزمایشگاه مواد غذایی داری؟! تا جواب آزمایش هم بیاد غذا سرد شده و شاید فاسد. در مورد همین کرونا 6 روز طول کشید که طرف بفهمه برادرش بیمار هست، و وقتی فهمید که دیگه مرده بود و شاید اگر صبر نمیکردن و احتمال بر حالت بد قرار میدادن، ممکن بود طرف با استفاده از همون داروهای ضد ایدز درمان بشه، البته در یک مورد ریسکی و خطرناک آدم اولویت رو به شایعه میده و بنابر میزان اهمیت مسئله به تکذیبیه و حتی تا انکار درونی، یعنی کلا وجود موضوعی که اهمیت نداره رو زیر سوال میبره. این هم از تعمیق در احوالات بنده... علیکم و الرحمه الله و برکاته... اگر از سوال من مسئولان رو برداری میزان: 1- صداقت تکذیب کننده و مکذب(حال نفس خودمون) و شایعه کننده 2- تکرار خبر و تکثر گوینده(مثل الان که چند مسئول دارند کرونا رو به چند شکل تایید میکنند) 3- نوع کانال دریافت خبر و شیوه سنجش داده(برخی داده ها رو اصولا میشود بدون شنیدن تکذیب و تایید رد یا تایید کرد، مثل محاسبات ریاضی، اگر کسی یه محاسبه ای رو بگه بسادگی میشه محاسبه تکرار و یقین حاصل کرد، برخی رو هم اصلا به هیچ وجه نمیشه) حالات دیگری هم هست، رمالی، پاسور، تاروت و ... حالا اگر مسئولان بر گردونی به سوال. شماره 1 مشکل پیدا میکنه، اینجا مقصود من از سوال مشخص میشه! شما به حرف آدمهای سیاسی که مسئولتون هستن اعتقاد دارید؟! اگر جواب بصورت روتین نه باشه، 2 و 3 که اونها هم بعید است به حد کفایت برسه مگر تحت ضمان هایی، ...
  12. واقعیت اینه که من حتی سند یقینی رو هم نمیتونم ملاک یقین بر چیزی بگذارم چه رسد به انتخاب بین شایعه سیاسی و تکذیبیه سیاسی تر! اما شما پیچیده اش میکنید، سوال بین دو احتمال اجباری هست. اگر شانس کسب اطلاعات با صبر بیشتر هم باشه در این سوال نمیگنجه. صرفا بین شایعه و تکذیبیه کدوم رو به صحت نزدیک تر میدونید. مثلا اینکه برنج سمی هست و وزارت بهداشت میگه نیست، اینکه در واقعیت اون برنجی که در اون لحظه میخورید چی هست رو هیچ کس نمیدونه اما چه انتخابی بین این دو احتمال میتونه نفس شما رو ملزم به انجام کاری که اجباری هست و باید انجام بشه وادار کنه.
  13. اگر بین شایعات و تکذیبیه های مسئولان یکی رو بخواهید انتخاب کنید کدوم هست؟!
  14. خوب اگر قرار باشه فارسی سازی کنیم و نگران حس طاغوتی باشی (البته به نظر من خلط معنی هنگام کاربرد) همون انگلیسی رو استفاده کنیم سنگین تره، اگر عربی هم میخوای بزاری جا با نگاهی به موشک رعد بیخیال شو.