worior

Administrators
  • تعداد محتوا

    8,463
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    99

worior آخرین امتیاز شما در روز 1 اردیبهشت

worior شما بیشتری مطالب مورد علاقه کاربران را دارید!

اعتبار در انجمن

23,635 نشان بصیرت

درباره worior

  • رتبه حساب کاربری
    ارتشبد

Profile Information

  • Gender
    Male
  • Interests
    ...،«و در شگفتم از متکبری که دیروز نطفه بود و فردا مردار، امیرالمومنین(ع)»،...

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

77,233 نمایش های پروفایل
  1. دولت وابسته به شوروی 7 سال قبلش اگر اشتباه نکنم سرنگون شده بود.
  2. افغانستان رادارش کجا بود که هواگردهای ایران علیه شون تمرین کنن؟! اصلا مواضعش کجا بود!! ......................... به نظر میاد افغانستان میتونست پس از خروج شوروی موفق به تشکیل حکومت بشه. ولی راه جنگ داخلی رو رفتن. برای حفظ شیعیان هزاره جلوگیری از درگیری بهترین راه و بهترین سیاست بوده. حتی درگیری میان طالبان و پشتون ها بر سر رسیدن به قدرت هم میتونست باعث قتل عام این مردم بشه یک دلیل:» جنگ داخلی میان مجاهدین افغان پس از سقوط دولت وابسته به شوروی محمد نجیب الله، نپذیرفتن توافق پیشاور توسط گلبدین حکمتیار بوده که حزب اسلامی افغانستان رو در اختیار داشته و از نظر قومی پشتون بودن، توافقی که حتی طالبان هم علی الظاهر پذیرفته بود. شورای نظار مشتکل از جمعیت اسلامی افغانستان به رهبری ربانی و مجاهدین تحت نظر مسعود هم توافق رو پذیرفته بودن. اما نتیجه جنگ داخلی میشه ویران شدن کابل و فجایع وسیع و کشتار در این شهر. البته نتیجه اون جنگ میشه موفقیت نظامی طالبان، و رقم خوردن فاجعه افشار بدست نیرو های درگیر بخصوص مسعود بعنوان متهم اصلی! که البته ایشون و مزاری این حرف رو رد کردن. گرچه کشتار وسیعی از مردم رخ داده خواسته یا ناخواسته. بعدا در سال 1377 دوباره هزاره ها در کابل اینبار بدست طالبها کشته میشن که مصادف هست با همین مانوری که فیلمش قرارداده شده. به نظر میرسه که موقعیت راهبردی این قوم در شهر کابل عامل اصلی کشته شدنشون هست. هر بار که در افغانستان جنگ داخلی بشه و یکی بخواد کابل رو با جنگ بگیره، این قوم بیشترین کشته رو میده. و چون مبنای درگیری ها قومیتی هست که درش از اسلام هم سوء استفاده میشه، بهترین راه برای حفظ شیعیان و جلوگیری از کشتار وسیع، پذیرش نتیجه جنگ های قبلی! با موفقیت طالبان بوده! مقاومت اخیر در پنجشیر به نظر من یک اشتباه بزرگ بوده و احمد مسعود باید با طالبان موافقت میکرد. گرچه بعید بود که طالبان جایی برای احمد در نظر بگیره. و البته اگر این حمله به پنجشیر به کشتار قومی ختم نشه، یک موفقیت بسیار عظیم برای طالبها هست. وقتی به متن توافق پیشاور نگاه میکنم، دقیقا وضعیتی مثل لبنان در برابرم ظاهر میشه؛ https://fa.wikipedia.org/wiki/توافقنامه_پیشاور هر صدارتی میرسه به یه قوم و یا جنگجو. ظاهرا افغانها این رو نمیخواستن! گلبدین دنبال حکومت کامل بوده، یک علت ممکنه برای کشتار شیعیان، جلوگیری از حزب شدنشون بوده. کما اینکه از مسعود چنین نظری وجود داره»: که ایرانی ها نتونستن بخشی از کابل رو به لبنان تبدیل کنند. https://www.youtube.com/watch?v=k_wKOiS19c8 و اگر کسی وضعیت لبنان و جنگ های داخلی این کشور رو مطالعه کرده باشه، بخوبی این حرف رو درک میکنه! وضعیت فکری افغانها بسیار عجیب هست، نمیشه باهاشون ساخت! حتی از لبنان هم پیچیده ترند. و البته میشه تا حدودی بهشون حق داد!
  3. در فکر مجالس اعلای اهل سنت و تشیع افغانستان... امیدوارم ملت مسلمان افغانستان از تجربه لبنان اندوخته باشند. شیعیان باید بسرعت مجالس و اتحادیه های اسلامی خودشون رو راه بندازن.
  4. بسمه تعالی نکاتی مورد جنگ در افغانستان و جنگیدن با طالبان. روش جنگ با طالبان»: ایران قرار است از دو محور جنوب و شرق با تک سنگین زمینی و پشتیبانی هوایی و موشکی به مواضع و استحکامات طالبان در نواحی غرب افغانستان یورش برده، و ابتدا غرب سپس شرق افغانستان را آزاد کند، در این عملیات ابتدا نیروی هوایی با استفاده از 150 فروند جنگنده به مدت 1 هفته بمباران را آغاز خواهند کرد و سپس نیروی زمینی سپاه و ارتش به استعداد 10 گردان و 400 تانک وارد مرزها خواهند تا استقرار توپخانه و سرپل های لازم تامین و تکمیل گردد، پیشروی با استفاده از تجهیزات ماهواره های و پهپاد به دقت مدیریت خواهد شد. بشین بینیم بابا.... این روش احمق هاست. آمریکا سالی 20 میلیارد دلار هزینه کولر گازی در چادرهای جنگ تو عراق و افغانستان میکرد، در حالی که نیروهای ایرانی مهمان مضیف های عراقی بودند. طالب ها، بخشی از مردم افغانستانند که: - مشخص نیستند از این مردم کدام طالب هستند و کدام نه و کدام یک طالب بالقوه هستند یا طالب بد و خوب! - در زمان جنگیدن مشخص نیست کی اسلحه بدست میبرند، بعد از حمله اسلحه را کجا میاندازند و به کدام سو خواهند گریخت، در حالی که هنوز نفهمیده ایم از کدام سو آمده اند. - نیروی نظامی در چنین جنگی یک هدف متحرک است، از مردم جدا شده و در مکان هایی مشخص با لباس ها و تجهیزاتی کاملا قابل شناسایی یک هدف معین است. - او برای حفظ امنیت مردم باید به وسط مردم برای کشتن یک نیروی شبه نظامی آتش بگشاید و با آنها مانند یک غریبه و بیگانه رابطه برقرار نماید و ... از این قصه هایی که همه میدونید. - در جنگی که یک مبنای آن قبیله ای یا قومی باشد یا حتی مذهبی باشد، مهم نیست که حتما در برابر کشته شدن یک چریک همرزم یک نظامی دشمن کشته شود! یک آمریکایی(بطور کل نیروی خارجی) یا یک نفر از قوم درگیر یا یک شیعه بجای یک سنی، و یا یک هزاره در برابر یک پشتون و بالعکس در هر جایی کشته شود، انتقام گرفته خواهد شد! چنین جنگی پایانی ندارد. اما با این نیرو چگونه باید جنگید؛ - نخست اینکه این نبرد رو باید در زمره جنگ های انقلابی، شورش ها و یا در یک فرم دخالت چند ملیتی، به نوعی جنگ ترکیبی دانست. خاصیت نبرد های فوق: - زمین، شهرها و مناطق راهبردی، اهمیت ندارند در برابر مردم اهمیت دارند، جنگ برای طرفداری است. پیروز این جنگ کسی است که امنیت را تضمین نماید. - افزوده شدن بر دایره امنیت در گستره جغرافیای انسانی، از طریق توافق(بوسیله پول و نیات قومی یا شخصی) و یا سرکوب محقق میشود. نیروی سرکوب کننده باید قادر باشد دست کم طرفداری بخش اعظمی از جامعه هدف را بدست آورد. - نابودی چریک ها، شورشی ها و نیروهای شبه نظامی یا تروریست، فقط از طریق:> شناسایی، جدا کردن از جمعیت، به حاشیه راندن، و تامین امنیت جمعیتی که در کنترل نیروی نظامی هستند، محقق میشود. بنابراین، به روش غربی! در برابر شورش های کمونیستی»: - در ابتدا باید عرصه را به نیروهای شورشی داد و پس از بلوغ شورش، به دنبال یک منطقه خاکستری بود. - آنها (شورشی ها) از طریق تلاش برای تسلط با خصم یا توافق نمایان میشوند و بر جوامعی مسلط میشوند. - سپس میتوان یک یک آنها را شناسایی، و دلایل شورش یا طرفداری از ایده شورش را شناسایی کرد. - پس مدتی مخالفان واقعی شورش نیز شناسایی میشوند. بر روی آنها سرمایه گذاری و آموزش صورت خواهد گرفت. تا این تفکیک بدقت انجام نشود، هر گونه سرمایه گذاری برای اقدام یا نفوذ شکست خواهد خورد. - مبارزه در جغرافیای انسانی تحت شورش، بصورت فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و رسانه ای آغاز میشود. - نیروی های سیاسی کشورهای خارج از جمعیت درگیر در شورش به حمایت معنوی و تقویت فکری از نیروهای مخالف شورش وارد میشوند. - عرصه بر موفقیت شورشی ها تنگ میشود(تحریم، درگیری داخلی، ایجاد تعارض و ...) - سختی بیشتر و خصم گرفتن بیشتر شورشی ها برای نگهداشتن مردم با استفاده از عنصر وحشت، باعث رانده شدن بیشتر مردم از ایده های اصلی شورش خواهد شد. - پس از شکل گیری هسته اولیه و قدرتمند از نیروهای ضد انقلاب(شورش) نیروی نظامی خارجی برای حمایت عملی وارد درگیری خواهند شد. - منطقه به منطقه، رهبران شورشی های سابقه دار که شناسایی شده اند، با فعالیت اطلاعاتی ترور میشوند، سپس فعالیت های تبلیغی برای جلب طرفداری بیشتر مردم در خلا قدرت شورشی ها آغاز میشود. - در مناطق تحت کنترل نیروی های ضد شورش، سرمایه گذاری انسانی وسیع باید صورت پذیرد. - منطقه خاکستری به عمق منطقه قرمز گسترده تر شده و منطقه سبز(یا آبی) نیز به مدد این فعالیت ها افزایش میابد. - پایان جنگ ضد شورش زمانی است که کمترین مناطق قرمز و خاکستری وجود داشته باشد، و بیشتر مناطق سبز برقرار گردد تا آنجا که شورشی ها به کمترین منابع اجتماعی و سرزمینی دسترسی داشته باشند(به حاشیه رانده شوند) - سپس عملیات از حالت ضد شورش به عملیات پلیسی و ضد تروریسم تغییر فرم خواهد داد. و ...اما! : هنگامی چند نیروی خارجی موثر به دنبال نیروهای نیابتی ضد شورش باشند، جنگ از حالت معمولی یک نبرد ضد شورش و پایدار ساز به جنگ ترکیبی منجر خواهد شد. شاید یکی از بهترین کارها! تثبیت شورشی ها باشد. البته طالبان از داعش درس گرفته، در تسخیر فعلی افغانستان، شاهد سربریدن ها، کشتارهای وسیع و دست جمعی بیشمار، انتقام گیری های وحشتناک قومی به هفتاد روش سامورایی و ... نیستیم! همه از گشوده شدن یک جبهه ترکیبی دیگر مانند عراق و سوریه هراس شدید دارند.
  5. اضافه کنم، اگر این قانون تصویب بشه اجبارا میلیتاری هم تعطیل خواهد شد. به این دلیل که سایت برای عضویت مجبور هست اطلاعات کاربری شما رو به ایمیلتون که احتمالا گوگل و یاهو هست بفرسته. کاربر بین المللی احتمالا نتونیم داشته باشیم. نکته دیگه اینکه؛ فعلا هاست در ایران هست و معلوم نیست بعد از تصویب این قانون هزینه های مربوط به هاست های ایرانی چه شکلی بشه. و احتمالا کلیه داده های مربوط به کاربران باید به قوه قضاییه و یا اون سازمان جدید واگذار بشه که در نتیجه به یقین مشارکت در سایت بشدت پایین خواهد آمد و منابع اصلی ما برای تبلیغ نیز بسته میشه، صفحه توئیتر و اینستا رو هم باید حذف کنیم.
  6. این متن احتمالا به سرانجامی نخواهد رسید چون با قانون وظایف و اختیارات وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات مصوب 1382 اختلافات جدی داره و نظام اجرایی و قضایی کشور رو دچار تعارضات جدی بخصوص تعارضات امنیتی خواهد کرد. https://rc.majlis.ir/fa/law/show/93987 اصل ۲۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران «بازرسی و نرساندن نامه‌ها، ضبط و فاش کردن مکالمات تلفنی، افشای مخابرات تلگرافی و تلکس، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها، استراق سمع و هر گونه تجسس ممنوع است مگر به حکم قانون.» این اصل 25 هیچ وظیفه ای رو برای قوه قضاییه مشخص نکرده که این وظیفه تامه هم باشه. صرفا گفته به حکم قانون! این حکم قانون هم باید تفسیر بشود و معنیش این نیست که زیرساخت مخابرات رو باید قوه قضایی اداره کنه. اگر ملاک این عبارت تعیین حدود اصل بوسیله قانون باشه در بسیاری از اصول دیگر هم هست و بنابراین میشه بسیاری از وظایف دولت رو به قوه قضایی منتقل کرد. از ابتدای همین سند مشخصا باید وزارت ارتباطات منحل بشه و قوه ارتباطیه قضاییه تشکیل بشه. بعبارتی دیگر یک فضای ارتباطی، تجاری مردمی توسط یک نهاد سیاسی، امنیتی، قضایی اداره بشه. که قطعا ق ق در مقام سیاستگذاری در امر ارتباطات نیست. همونطور که وزارت ارتباطات در مقام تعقیب و محاکمه مجرمان فضای مجازی نیست. و ماده 2 قانون وظایف و اختیارات وزارت ارتباطات: ‌ماده 2 - به منظور اعمال حاکمیت بر طیف فرکانس و حفاظت از حقوق رادیوئی‌کشور در سطح منطقه و بین‌الملل و تمرکز امور سیاستگذاری، تدوین ضوابط و استانداردها‌و نظارت بر حسن اجرای آنها در بخشهای مختلف ارتباطات پستی و مخابراتی نظیر‌خدمات جدید و متعارف پستی، مخابراتی، ارتباطات فضایی، ارتباطات رادیوئی، انتقال‌داده‌ها، انتقال صدا و تصویر، سنجش از راه دور، ارتباطات رایانه‌ای و ایجاد بستر مناسب‌برای ارتباطات و آمایش و پردازش اطلاعات و روشهای دورسنجی و پشتیبانی آنها و‌همچنین سیاستگذاری در زمینه توسعه امکانات و خدمات ارتباطی مذکور، هماهنگ با‌آخرین پیشرفتهای علمی، تجربی و فناوری اطلاعات در جهان، درچارچوب سیاستهای‌کلی نظام‌به موجب این قانون نام وزارت پست و تلگراف و تلفن به «‌وزارت ارتباطات و‌فناوری اطلاعات» تغییر می‌یابد و کلیه وظایف، اختیارات و مسؤولیتهای وزیر و وزارت‌پست و تلگراف و تلفن به وزیر و وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات تفویض می‌گردد.
  7. ما مشتری آب هستیم، اگر نفروختن اهمیتی نداره، بالاخره مشکل رو حل میکنیم و هم از آب بی نیاز میشیم و هم از محصولاتشون.
  8. ایران باید از افغانستان آب رو با قیمت مناسب بخره و در ازاش براشون جاده بسازیم و ماشین آلات کشاورزی بهشون صادر کنیم. کشاورزی صنعتی افغانستان باید رونق بگیره بخصوص در تولید سویا و گندم
  9. اکثر داده نما های تسلیحات تقریبا پوستر تبلیغاتی هستن. و تبلیغ هم چیزی نمیگه جز اینکه من بهترینم.
  10. این اینفو خیلی جالبه حتی تعدادی از تجهیزاتی که توسط بایرکتار به غنیمت!! گرفته شده رو هم نشون میده. و جالبتر اینه که اصلا لوییتر ها نقشی نداشتن مثلا هارپی، اوربیتر و دیگران
  11. این به احتمال زیاد دیکوی شبیه ساز رادار برای منحرف کردن موشک های ضد رادار به سمت خودش هست:
  12. ترور سردار بعد از برجام اتفاق افتاد. این متن که من گذاشتم مربوط به 2008 هست و 7 بار اسم ایران توش وجود داره. و یه سند معمولی نیست، یه سند آموزشی اجرایی ارتش هست.
  13. شهریورماه 1398، خبرهایی از نمایندگان مجلس وقت منتشر شد که نشان می‌داد ترامپ هوس کرده صنعت مرغ را هم به فهرست تحریم‌ها بیفزاید، و این هوسش را هم عملی کرد. اوفک (Office of Foreign Assets Control) یعنی دفتر کنترل دارایی‌های خارجیِ اداره کل خزانه‌داریِ فدرال ایالات متحده، برخلاف گفته‌های آن مدیران خوش‌خیال ما، صنعت مرغ ایران را هم تحریم کرد. حاصل این می‌شد که با همین دست‌فرمان، پس از مستهلک شدن و از رده خارج شدن خطوط اجداد و مادریِ مرغِ وارداتی، تقریباً طی یکسال، بازار ایران از گوشت مرغ خالی می‌شد. همان نمایندگانِ پیش‌گفته، اقداماتی انجام دادند و حتی از مجموعۀ فرسودۀ بابلکنار نیز حضوراً بازدید کردند، چه اینکه به صرافت افتاده بودند که ببینند حالا که تحریم شده‌ایم، آیا خط مهجور ماندۀ داخلی، که یک گنجینۀ فناورانه است و در دنیا تنها 7 کشور آن را در اختیار دارند، توان جایگزینی با خط تجاری پررونق خارجی را دارد یا خیر. و داشت https://www.tasnimnews.com/fa/news/1399/08/28/2391804/کجا-تحریم-را-بی-اثر-کردیم-چرا-اوفک-تحریم-صنعت-مرغ-را-با-دستپاچگی-لغو-کرد حالا نکته این OFAC اینجا تو میلیتاری چیه؟! In addition to intelligence and policy changes that may provide active incentive or disincentive leverage, the Office of Foreign Assets Control (OFAC) has a long history of conducting economic warfare valuable to any ARSOF UW campaign. (fm3-05-130, 2008 p:23) و اما جذابیت های متن انگلیسی به ترتیب؛ - UW معنیش جنگاوری نامتعارف یا UNCONVENTIONAL WARFARE هست، - ARSOF معنیش نیروی عملیات ویژه ارتش ایالات متحده است، U.S. ARmy Special Operation Force - اوفک ید طولایی در به اجرا گذاشتن جنگ افزار اقتصادی که برای نیروی عملیات ویژه آمریکا ارزشمند است دارد. و از همه جالبتر اینکه، عبارت فوق در متن سند رسمی دستنامه عملیات نامتعارف ارتش آمریکا قرار دارد! (fm3-05-130, 2008 p:23) این تحریم های اوفک رو باید اقدام جنگی رسمی قلمداد میکردیم و حتی پاسخ در صورت لزوم پاسخ نظامی میدادیم. به نظر میاد که لازمه تا مجلس قانونی تصویب کنه که نهادهای خاصی در آمریکا که در عملیات نامتعارف یا ترکیبی نقش دارند، اقداماتشون علیه ما مشمول پاسخ نظامی، در هر جایی که منافع کشور حکم کنه بشه.