جستجو در انجمن

مشاهده نتایج برای برچسب های 'ایران'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بوسیله برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


انجمن ها

  • بخش داخلی
    • اخبار و قوانین
    • ماهنامه میلیتاری
    • گالري عكس و فيلم
    • کتابخانه میلیتاری
    • مقالات برتر
  • War and History - بخش جنگ و تاریخ
    • مباحث جامع نظامی
    • پیمان ها - قراردادها و معاملات تسلیحاتی
    • دکترین و استراتژی
    • عملیات های نظامی
    • جنگ تحمیلی
    • تحولات روز امنیتی نظامی بین الملل
    • General Military Discussions
  • Air force Forum - بخش نیروی هوایی
    • هواپیماهای نظامی
    • بالگردهای نظامی
    • تسلیحات هوایی
    • متفرقه در مورد نیروی هوایی
    • سایر بخشهای نیروی هوایی
    • Airforce - English
  • Army Forum - بخش نیروی زمینی
    • ادوات و تسلیحات زمینی
    • خودروهای نظامی و زره پوش ها
    • مباحث جامع زرهی
    • توپخانه زمینی
    • موشک های زمین پایه
    • الکترونیک زمینی
    • تجهیزات و تسلیحات انفرادی
    • متفرقه نیروی زمینی
    • سایر بخشهای زمینی
    • Ground forces - English
  • Navy Forum - بخش نیروی دریایی
    • شناورهای سطحی
    • شناور های زیرسطحی
    • هوا دریا
    • تسلیحات دریایی
    • سایر بخش های نیروی دریایی
    • علوم و فنون دریایی
    • راهبردها و راهکنش های دریایی
    • تاریخ نیروی دریایی
    • اخبار نیروی دریایی
    • Navy - English
  • News Section - بخش خبر
    • اخبار روز ایران و جهان
    • اخبار صفحه اول
    • رایانه و شبکه
    • English News
  • Non-Military Forums - سایر بخشها
    • دیگر موضوعات و مطالب

پیدا کردن نتایج در ...

یافتن نتایج که ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروز رسانی

  • شروع

    پایان


Filter by number of...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


Website URL


Yahoo


Skype


Location


Interests

پیدا کردن 176 results

  1. آیین معارفه فرمانده جدید سپاه قدس آیین معارفه فرمانده نیروی قدس سپاه برگزار شد پی نوشت : 1- تاپیک جدید اخبار دفاعی جمهوری اسلامی ایران با مراسم معارفه فرمانده جدید نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی 2- لینک تاپیک نخست در بند ذیل 2- اخبار دفاعی جمهوری اسلامی ایران I
  2. روزنامه کارگزاران در جدولی وضعیت نظام وظیفه را در ۱۹۵ کشور جهان شرح داده است. با توجه به این جدول در ۲۶ کشور از ۱۹۵ کشور دنیا “سربازی اجباری” بیش از یک و نیم سال وجود دارد که ایران نیز یکی از این کشورها می باشد. به جز ایران، کشورهایی نظیر سوریه، کره شمالی، سومالی، کوبا و بورکینافاسو نیز از جمله کشورهایی هستند که در آنها خدمت سربازی اجباری بیش از ۱۸ ماه وجود دارد. از نکات جالب دیگر این جدول عدم وجود “سربازی اجباری” در بیش از ۷۶ درصد (۱۴۹ کشور) از کشورهای جهان می باشد. جدول مقایسه‌ای ۱۹۵ کشور جهان از لحاظ وضعیت نظام وظیفه: ۱- کشورهایی که سربازی اجباری ندارند. (۱۰۶ کشور، ۵۳درصد) ۲- کشورهایی که سربازی اجباری یک سال و یا کمتر دارند. (۲۵کشور، ۱۳درصد) ۳- کشورهایی که صرفا در امور مدنی یا به صورت نظامی غیرمسلح سربازی دارند. (۷ کشور، ۴درصد) ۴- کشورهای که سربازی انتخابی دارند. (۱۱ کشور، ۶درصد) ۵- کشورهایی که مدت سربازی را به ۱۸ ماه کاهش داده‌اند. (۹ کشور، ۵درصد) ۶- کشورهایی که از ترکیب نیروهای داوطلب و اجباری استفاده می‌کنند. (۱۱کشور،۶درصد ) ۷- کشورهایی که سربازی اجباری بیش از ۱۸ماه، غیرانتخابی و همراه با بکارگیری در امور عملیاتی نظامی دارند. (۲۶کشور، ۱۳درصد) نام‌ ۴۰ کشور اول فهرست کشورهایی که سربازی اجباری ندارند و یا حذف کرده‌اند: ۱. آرژانتین (در ۱۹۹۹ حذف شد.) ۲. آفریقای جنوبی (از ۱۹۹۴حذف شد.) ۳. آنتیگوآ و باربودا ۴. آندورا ۵. اتیوپی (سربازی اجباری صرفادر شرایط اضطراری مجاز است.) ۶. اردن (از سال ۱۹۹۴ تاکنون در حال تعلیقاست.) ۷. اروگوئه (در زمان صلح اختیاری است و در زمان جنگ دولت در صورتنیاز می‌تواند اجباری سازد.) ۸. افغانستان (در ۲۰۰۵ حذف شد.) ۹. استرالیا(در ۱۹۷۲ لغو شد.) ۱۰. اسلواکی (از ۲۰۰۶ حذف شد.) ۱۱. اسلوونی (از ۲۰۰۳حذف شد.) ۱۲. امارات متحده عربی ۱۳. انگلستان (از ۱۹۶۳ حذف شد.) ۱۴.ایتالیا (در ۲۰۰۵ حذف شد.) ۱۵. ایسلند ۱۶. باربادوس ۱۷. باهاما ۱۸. بحرین۱۹. برمه ۲۰. برونئی دارالسلام ۲۱. بلژیک (به حالت تعلیق در آمده است.)۲۲. بلغارستان (نیروی دریایی و هوایی کاملا حرفه‌ای شده‌اند و نیروی زمینینیز در سال ۲۰۰۸ حرفه‌ای شده و سربازی اجباری ملغی می‌گردد. مدت سربازیاکنون ۹ ماه است. البته برای دانش‌آموختگان دانشگاه ۶ماه است.) ۲۳. بلیز(در صورت به حد نصاب نرسیدن داوطلبین اجباری می‌شود اما تا کنون اجبارینشده است.) ۲۴. بنگلادش(سربازی اجباری صرفا در شرایط اضطراری مجاز است ولیتاکنون اجرا نشده است.) ۲۵. بوتان ۲۶. بوتساوانا ۲۷. بوسنی و هرزگوین (ازاول ژانویه ۲۰۰۶ حذف شد.) ۲۸. بولیوی (در صورت به حد نصاب نرسیدن داوطلباناجباری می‌شود.) ۲۹. پاکستان ۳۰. پالائو ۳۱. پاناما ۳۲. پرتغال (از ۲۰۰۴حذف شد.) ۳۳. پرو ۳۴. تانزانیا ۳۵. ترینیاد و توباگو ۳۶. تونگو ۳۷. تووالو۳۸. تیمور شرقی ۳۹. جامائیکا (سربازی اجباری تنها با اجازه والدین ممکناست.) ۴۰. جزایر سلیمان. نام‌ ۲۴ کشور اول فهرست کشورهایی که سربازی اجباری یک سال و یا کمتر دارند: ۱. اتریش (از ابتدای ۲۰۰۷ از ۸ ماه به ۶ ماه کاهش یافت.) ۲.برزیل (بسته به محل خدمت ۱۲-۹ماه) ۳. بولیوی (۱۲ماه) ۴. دانمارک (بسته بهمحل خدمت ۱۲-۴ ماه وصرفا در امور مدنی یا به صورت نظامی غیرمسلح) ۵.اکوادور (۱۲ماه، سربازی انتخابی است.) ۶. السالوادور (۱۲ماه، سربازیانتخابی است.) ۷. استونی (بسته به محل خدمت ۱۱-۸ ماه وصرفا در امور مدنی ویا به صورت نظامی غیرمسلح در سال ۲۰۱۰ نیز سربازی اجباری لغو می‌شود.) ۸.صربستان (بسته به محل خدمت ۹-۶ ماه، از ۲۰۱۰ حذف خواهد شد.) ۹. کرواسی(اکنون ۶ماه است و از ۲۰۱۰ حذف خواهد شد.) ۱۰. آلمان (۹ماه وصرفا در امورمدنی و یا به صورت نظامی غیرمسلح) ۱۱. یونان (بسته به محل خدمت ۱۲ و ۱۵ماه و در آینده به ۶ماه کاهش می‌یابد.) ۱۲. لیتوانی (۱۲ماه وصرفا در امورمدنی و یا به صورت نظامی غیرمسلح) ۱۳. مکزیک (۱۲ماه، سربازی انتخابی،نیروهای هوایی و دریایی کاملا حرفه‌ای شده‌اند.) ۱۴. مولداوی (۱۲ماه) ۱۵.مغولستان (۱۲ماه) ۱۶. نروژ (۱۲ماه وصرفا در امور مدنی و یا به صورت نظامیغیرمسلح) ۱۷. پاراگوئه (بسته به محل خدمت ۲۴-۱۲ماه، استفاده از ترکیبسربازان داوطلب و اجباری.) ۱۸. روسیه (ترکیب اجباری و داوطلبانه به کارگرفته شده‌است. از ابتدای سال ۲۰۰۸، ۱۲ماه خواهد شد و از همین سال برایمتاهلان دارای فرزند، معلمان و پزشکان روستایی حذف خواهد شد.) ۱۹. سوئیس(۲۶۰ روز) ۲۰. گوآتمالا (بسته به نوع و محل خدمت ۲۴-۱۲ ماه) ۲۱. لهستان(بسته به محل خدمت ۱۲-۹ماه وصرفا در امور مدنی و یا به صورت نظامیغیرمسلح، در سال ۲۰۱۰ سربازی اجباری لغو می‌شود.) ۲۲. تایوان (اکنون ۱۶ماه است و در سال ۲۰۰۸، ۱۲ماه می‌شود. امکان انتخاب برای مشمولان وجوددارد.) ۲۳. ترکیه (۱۲ ماه برای امور نظامی و ۱۵ ماه برای امور مدنی) ۲۴.تونس (۱۲ماه) ۲۵. ازبکستان (۱۲ماه) نام کشورهایی که از سربازان صرفا در امور مدنی یا به صورت نظامی غیرمسلح استفاده می‌شود: ۱. آنگولا (۲۴ماه)، ۲. الجزایر (۱۸ماه: ۶ماه آموزش و ۱۲ ماهفعالیت مدنی)، ۳. بلاروس (۱۸ماه و برای فارغ‌التحصیلان دانشگاهی ۱۲ماه)،۴. قبرس ۵. اسپانیا ۶. سوئد (۱۷-۷ ماه، امکان انتخاب میان فعالیت نظامی یاغیر نظامی وجود دارد.)، ۷. فنلاند (خدمت در امور نظامی مسلحانه ۶ماه،نظامی غیرمسلحانه ۱۱ ماه و غیرنظامی ۱۳ ماه) نام‌ کشورهایی که سربازی انتخابی دارند: ۱. بنین (از ترکیب سربازان داوطلبانه و اجباری استفاده می‌شود.) ۲. جمهوری آفریقای مرکزی (استفاده از ترکیب سربازان داوطلب واجباری.) ۳. ایالات متحده آمریکا ۴. چاد ۵. چین ۶. اندونزی (استفاده ازترکیب سربازان داوطلب و اجباری.) ۷. نیجر ۸. گینه‌ بیسائو ۹. سنگال(استفاده از ترکیب سربازان داوطلب و اجباری.) ۱۰. کیپ ورد ۱۱. توگو(استفاده از ترکیب سربازان داوطلب و اجباری.) نام‌ کشورهایی که مدت سربازی را به ۱۸ ماه کاهش داده‌اند: ۱. آذربایجان (برای فارغ‌ التحصیلان دانشگاهی ۱۲ ماه و سایرین۱۸ماه) ۲. اوکراین (بسته به نوع خدمت ۲۴-۱۸ماه، در ۲ یا ۳ سال آینده ارتش کاملا حرفه‌ای شده و سربازی اجباری ملغی می‌گردد.) ۳. اریتره (۱۶ماه) ۴.کامبوج (۱۸ماه) ۵. کلمبیا (۱۸ماه، استفاده از ترکیب سربازان داوطلب واجباری.) ۶. گرجستان (۱۸ماه، استفاده از ترکیب سربازان داوطلب و اجباری.)۷. لائوس (۱۸ماه) ۸. ماداگاسکار (۱۸ماه) ۹. ساحل‌عاج (۱۸ماه، استفاده ازترکیب سربازان داوطلب و اجباری.) نام‌ کشورهایی که از ترکیب نیروهای داوطلب و اجباری استفاده می‌کنند. (عمدتا این روش مقدمه‌ای است برای رسیدن به ارتش حرفه‌ای و حذفسربازی اجبار): ۱- موریتانی(نیروی هوایی و دریایی کاملا حرفه‌ای شده‌اند واز سرباز اجباری تنها در نیروی زمینی استفاده می‌شود.) ۲. برمودا(بخش عمده‌ای از نیروهای ارتش، حرفه‌ای بوده و تنها بخش اندکی به صورت اجباری تامین می‌گردد.)۳. ونزوئلا ۴. گابون ۵. کره ۱۰. اوگاندا ۱۱. بروندی کشورهایی که سربازی اجباری بیش از ۱۸ماه، غیرانتخابی و همراه با بکارگیری در امور عملیاتی و مسلحانه نظامی دارند: ۱. ایران ۲. آلبانی ۳. مصر ۴. گینه ۵. رژیم اشغالگر قدس ۶.قزاقستان ۷. کره شمالی ۸. سوریه ۹. ارمنستان ۱۰. سومالی ۱۱. تاجیکستان ۱۲.سودان ۱۳. تایلند ۱۴. ترکمنستان ۱۵. ویتنام ۱۶. جمهوری دموکراتیک کنگو ۱۷.زیمبابوه ۱۸. کوبا ۱۹. لیبی ۲۰. موزامبیک ۲۱. بورکینافاسو ۲۲. قرقیزستان۲۳. سنت وینسنت و گرنادین ۲۴. سنت لوسیا ۲۵. سائوتام و پرینسیپ ۲۶. گینه اکوئیتوریال.
  3. با عرض سلام من می خواستم در این تاپیک بگم که اگر کسی اطلاعی از تعداد ارتش ایران داره بهم بگه چون تا اوناجایی که من شنیدم ارتش ایران 15 میلیون نفر است که اگر این جوری باشه آمریکایی ها هیچ کاری نمی تونن بکنن البته اگر این طوری باشه . بحث دوم راجع به جنگ بود و اینکه ایران از لحاظ جنگ ماشینی ( غیر انسانی ) چقدر می تونه در مقابل آمریکا دووم بیاره . با توجه به اینکه ایران طی این چند سال اخیر تحولات بسیار زیادی کرده. بحث بعدی در مورد این شایعه خرید کلاهک هسته ای از روسیه به وسیله ی ایران است که اگر اطلاعی دارین در این پست بزارید ممنون می شم در او دست ایران قدرت دفاعیش خیلی عالی چون ما سابقمون خیلی خوب هم تو جنگ با دنیا ( به واسطه ی عراق ) بعد وقتی که نظامیان انگلیسی وارد آب های ایران شند ولی اون هواپیماهایی که وارد آسمان ایران شده رو نمی دونم شاید به خاطر جلوگیری از جنگ. و اينكه ما در نيروي زميني و دفاعي قدرتمون از لحاظ روحي بسيار بالا هست در بعضي از فيلم ها كه من مي بينيم بعضي از فرماندهان آمريكايي وقتي در يك مشكل واقه مي شن مي شينن گريه مي كنند و دوم اگر ما به به توان ساخت موشك شهاب 4 يا 5 يا 6 دسترسي ژيدا كنيم مي تونيم ضربه ي بدي را به دشمنانمون يعني آمريكايي ها و اسراييلي ها بزنيم .
  4. بسم الله الرحمن الرحیم با سلام من طبق قولی که در یکی از پست ها داده قرار بود که جنایات مجاهدین خلق ایران که در حق ایران در هشت سال دفاع مقدس و در حق مردم عراق کردند رو به تصویر بکشم . همه ی شما می دونید که این گروه چه بدی هایی به ایران و مردم عراق کرده که من در این تعجبم که چرا مسعود رجوی ( رئیس سازمان منافقین ) محاکمه نشد . رجوی جزء بهترین نوچه های صدام بود که در عملیات های مختلف از جمله در هشت سال جنگ با عراق ، کشتار مردم کرکوک در مردستان عراق ، قتل بیشتر از 100 اسیر ایرانی که من اطلاعات زیادی در این مورد ندارم . در مواردی دیگه که من از سارکوزی خوشم اومد این بود که چهار بار نامه ی کتبی از طرف این آدم فروش ها به سارکوزی فرستادند ولی سارکوزی یک بار هم در این نامه ها رو باز نکرد و اصلا اعتنایی به خواسته های اون ها نداشت . از جمله کار هایی که آمریکا در حق این بی .. کرده این بود که مجاهدین در طی نامه ای به مقرر پنتاگون در خواست کردند که برای این سازمان جاسوسی بر عیله ایران کنند که پنتاگون تقاضای اون ها رو رد کرد . و حالا تعدادی از کار هایی که این بی ... در حق ایران کردند و حتی در حق مردم عراق رو به نمایش بزارم که همه ی شما با این پست فطرت ها آشنا بشید . به نظر من هیتلر یک همچین کاری در حق آلمان نکرد که این خوک ها کردند . این فیلم مربوط به خوش خدمتی سازمان منافقین بوده به رژیم عراق این دوربینی که این تصاویر رو فیلم برداری کرده همون دوربین اطلاعات امنیتی عراق هستند من واقعا مجاهدین رو در این فیلم شناختم . http://www.iranianuk.com/article.php?id=14296 این فیلم قسمت دوم هست . http://www.iranianuk.com/article.php?id=14296 لازم به ذکر هست که این فیلم ها از شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی ایران هست که زبانش هم فارسی هست ؟؟؟؟؟ پس قرار بود چی باشه >>>>>>>>>> گروهی که وطن خدشو رو بفروشه به دشمن وطنش باید دارش زد و در کل یک خیانت کار به تمام معنا است .
  5. shirazz امروز 2:09 PM البته این حمله (عین الاسد) ذیل اتفاق "سقوط بوئینگ" قرار گرفت.. یه نکته دیگه هم قرار بود ترامپ سخنرانی کنه. کنسل شد. حالا باید باز چک کنیم ببینیم سقوط قبل سخنرانی احتمالی بوده یا بعدش.. بعدش تمامی خبرگزاری های خارجی رفتن اون اتفاق رو زیر پوشش قرار دادن.. حالا اگر روزگاری مشخص بشه حمله موشکی تلفات بالای 20 نفر داشته، شاید پازل ها جور بشن.. islfk امروز 1:51 PM چطوره که یک هواپیمای نسبتا نو و مدرن درست مصادف با حمله ی ما و وقتی میتونیم دست بالا رو در رسانه ها داشته باشیم سقوط میکنه. با توجه به اینکه محل حادثه تهران و در عمق ایران بوده من احتمال اشتباه خدمه ی پدافند زمینی رو نزدیک صفر میدونم. alala امروز 1:56 PM @islfk اصلا نه خط سیر هواپیما ( شرق به غرب و دورتر از مراکز حساس) و نه محلش (فرودگاه امام و نه حتی مهراباد ) و نه پروفایل پروازیش ( اوجگیری نه فرودش که مشخصا یک جسم دورشونده و سطح به هوا بوده ) و نه شرایط جغرافیایی عمق کشور (بدون هشدار رادراهای مرزی و عمقی دیگه) و نه ساعات کهساعتها از زمان اتمام حمله ایران گذشته بوده و از همه مهمتر فرودگاه اجازه پرواز داده بهش یعنی از شرایط وضعیت فضای کشور هم اطلاع وجود داشته و چه و چه احتمال خطای پدافند را صفر میکنه بماند حالا شبکه یکپارچه و خود تجهیزات مدرن و اصولا تشخیص راحت هواپیمای به این بزرگی در اون ارتفاع و بدون حضور هیچ ترافیک هوایی خاصی و پرنه ای مزاحم ( مثلا مرز بود میگفتیم با ده ها پرنده نظامی در منطقه اشتباه گرفته شده) islfk امروز 2:02 PM @alala احتمال وجود تراشه های آلوده در سیستم هواپیما وجود داره... فراموش نکنیم استاکس نت رو که چند سال مخفی بود. eshqali امروز 2:03 PM یک چیزی که احتمال خرابکاری رو بالا می بره اینه که در همون ابتدای پرواز این اتفاق افتاده. alala امروز 2:06 PM @islfk در برابر دشمن خبیثی مثل امریکا هیچ چیز بعید نیست. کشوری که پرنده بهش فروخته شده را هم فراموش نکنید. اوکراین. یک بازیچه مدام در تقابل با روسها. حتی شاید برای جبهه دیگه ای مدنظر بوده و اینجا استفاده شد. به هر حال هرچه قدر که خباثت و جنایت از چنین رژیمی دیدیدم به همون مقدار باید شکاک باشیم. استاکس نت فقط یک مورد هست. حادثه ملارد و خرابکاری های صنعتی حتی در حوزه نیروگاهی ایران و غیرنظامی و اقتصادی.
  6. سلام  علیکم          نکته نخست : شخصاً هیچ ادعایی در زمینه تخصصی پدافند هوایی ( تحلیل سیستم ها ) ندارم ، با این حال با توجه به شایعات حضور گونه S-300 PMU.2 FAVORITE در ایران ، متن فوق  که برگرفته از وبگاه گلوبال سکوریتی است را تقدیم دوستان می کنم .    نکته دوم : بطور مشخص ،  این متن نظر نویسنده است و تایید و رد نمی گردد .   نکته سوم : امیدوارم سایتهای خبری  ، وبلاگها و سایر انجمن های نظامی و غیر نظامی ، در صورت کپی کردن مطلب ، حداقل منبع (MILITARY.IR) را ذکر کنند .    نکته چهارم : مدیریت محترم بخش نیروی هوایی ، در صورتی که این مطلب ارزش ارائه بصورت تاپیک را داشت ، محبت لازم را بفرمایند .    -------------------------------------------------------------------      S-300 PMU.2 FAVORITE      براساس اطلاعات وبگاه گلوبال سیکوریتی ، گونه Favorite    ، مشتق شده از نمونه PUM.2  مسلح به یک موشک جدید با سرجنگی بزرگتر ،و سیستم های هدایت بهبود یافته برای مقابله با طیف وسیعی از تهدیدات در یک برد 200 کیلومتری است که نسبت به گونه قبلی ، 150 کیلومتر افزایش داشته است .         این سیستم  که برای دفاع از تاسیسات حیاتی  دولتی و نیروی های مسلح  مورد بهسازی قرار گرفته است ، عمدتاً برای دفاع از زیرساختهای استراتژیک دربرابر حجم انبوه حملات هوایی متعارف ، شلیک موشکهای کروز ، موشکهای بالستیک تاکتیکی و طیف متنوع راکتهای هدایت ناپذیر زمین به زمین و تسلیحات هواپرتاب هدایت دقیق در ارتفاعات و سرعتهای متنوع و همچنین محیطهای آلوده به جنگ الکترونیک  مورد استفاده قرار می گیرد . آنچه که گونه Favorit را از سیستم دفاع هوایی PUM.1 متمایز می سازد  ، در درجه نخست ، استفاده مجدد از مجموعه متحرک  کنترل / فرماندهی 83M6E  در عین بهبود قابلیتهای فنی و عملیاتی آن است .         این مجموعه که توسط دفتر طراحی آلماز توسعه یافت ، پست متحرک کنترل و فرماندهی است که بر روی یک شاسی  8در8  قرار دارد که در آتشبار اس-300 ، ماموریت هماهنگ سازی رادار 64N6  فلاپ لید ( بیگ برد )  با برد 300 کیلومتر ،  رادار کشف و ردگیری  آرایه فازی  3 بُعدی تین شیلد ( با یک برد 200 کیلومتری ) و مرکز فرماندهی  54K6 که در مجموع  قادر به کنترل 6 آتشبار سام خواهد بود را خواهد داشت .   این سیستم کنترل/ فرماندهی می تواند در حدود 100 هدف را در یک برد 300 کیلومتری و با سرعت 1 ماخ را بطور همزمان کشف و ردگیری نموده و بطور خودکار موشکهای در دسترس را بر روی خطرناکترین هدف ، قفل نماید .   با این حال ، شرکت آلماز ، با پیشرفت فناوری در حوزه الکترونیک و براساس تجارب بدست آمده پس از ورود به خدمت گونه PMU.1 ، اقدام  به ارتقاء نرم افزار رایانه این مجموعه نمود که در این نمونه به منصه ظهور رسید .   براساس اطلاعات منتشر شده ، گونه Favorite    PMU.2 برای نخستین بار در نمایشگاه هوایی ماکس97  به نمایش گذاشته شد و مشخصات آن نسبت به گونه PUM.1 بطور کامل تغییر یافته و طبق مشخصات ارائه شده توسط شرکت طراح ، نخستین آزمونهای شلیک این نمونه جدید ، در 10 اوت 1995 ، در میدان تیر کاپوشین یار صورت گرفت .   به اعتقاد کار شناسان نظامی ، یکی از مهمترین تغییرات بوجود آمده در این نمونه ، ورود یک رادار تمام متحرک  و مستقل کاملاً جدید با شناسه 96L6E که می تواند بصورت یکپارچه با پست فرماندهی 83M6E2 و لانچرهای جدید PUM.2 عمل نماید ،         برای این سیستم پدافند هوایی جدید ، یک موشک جدید با شناسه 48N6E.2 که توسط شرکت تسلیحاتی ام کا بی فاکل (MKB FAKEL ) در نظر گرفته شده که در حدود 1800 کیلوگرم وزن داشته و درازای آن به 7.5 متر و قطر آن به 0.5 متر  می رسد . پس از اینکه موشک فوق الذکر به شکل کولد لانچ ، از داخل لانچر خارج شد ، پیشرانه های نصب شده بر روی موشک 48N6E.2 ، ظرف 12 ثانیه سرعت پرتابه را به 1900 متر برثانیه می رسانند که این سرعت ، توانایی لازم را به موشک خواهد داد تا از بخش فوقانی هدف ، آن را مورد اصابت قرار دهد .   نسخه جدید موشک مورد استفاده در این سامانه که با شناسه  48N6E.2  مورد شناسایی قرار می گیرد ، نسبت به  گونه قبلی خود با شناسه 48N6E ، به یک کلاهک جدید که بطور خاص برای انهدام موشکهای بالستیک  طراحی شده است ، مجهز گردیده که بنا بر اطلاعات موجود ف در حدود 145 کیلوگرم وزن دارد که از این مقدار ، بین 70 تا 100 کیلوگرم آن را مواد منفجره شدید الانفجار تشکیل می دهد .         به اعتقاد کارشناسان نظامی ، گونه   S-300 PMU.2   Favorite   با توجه به مشخصات ارائه شده توسط شرکت سازنده ، می تواند با اهدافی در برد کمینه 10 متر تا برد بیشینه 27 کیلومتر با سرعتی در حدود 10000 کیلومتر برساعت در حرکت هستند ، درگیر شده و بنا برادعاهای سازنده روسی ، درصد انهدام اهداف رهگیری شده ، بین 0.8 تا 0.93 دربرابر جنگنده های رزمی سرنشیندار و میان 0.8 تا 0.98 دربرابر موشکهای کروز توماهاوک است .   در نتیجه ، اجزاء گونه S-300 PMU.2   Favorite بشرح ذیل خواهد بود :   1-   پست فرماندهی آتشبار با شناسه 83M6E.2 2-    شش لانچر برای شلیک موشکهای دفاع هوایی با شناسه 90ZH6E.2 3-    رادار دفاع هوایی 48N6E.2 4-    تجهیزات پشتیبانی فنی     به گفته برخی کارشناسان ، موشکهای 9M96E و 9M96E.2 ، بدلیل وجود قطعات مشابه ،  بطور کامل در این آتشبار قابل استفاده است با این تفاوت که تنها لانچرهای این موشکها متفاوت خواهد بود . موشک ، با استفاده از تکنیک پرتاب سرد ،به شکل عمودی  تا ارتفاع 30 متری اوج می گیرد و این درحالی است که شکل پرتاب به ماهیت هدف رهگیری شده ( هواپیما ، موشک کروز یا بالستیک)  بستگی دارد که توسط یک سیستم دینامیک گازی ، صورت می پذیرد . پس از شلیک ، هدایت موشک در مراحل نخست و میانی پرواز بسمت هدف ، به شکل هدایت اینرسیایی با تصحیح مسیر رادیویی است و به محص رسیدن به فاز رهگیری هدف ، هدایت موشک توسط سیستم هدایت فعال داخلی صورت می گیرد . در صورتی که برای رسیدن به هدف ، اجرای مانورهای سنگین ضروری باشد ، این موشک قادر خواهد بود وارد فاز موسوم به " ابرمانورپذیری " نیز گردد .         بدین منظور ( اجرای ابرمانور برای رهگیری اهداف ) یک سیستم انعطاف پذیر  کنترل گازی دینامیکی مورد استفاده قرار می گیرد که یک توانایی بسیار منحصر به فرد را در منطقه رهگیری هدف در سمت و ارتفاع ، بدان می بخشد . در این دو گونه از موشکهای مورد استفاده ، کلاهک جنگی در حدود 24 کیلوگرم وزن دارد که با توجه به شکل خاص آن ، در زمان انفجار ، بیشترین تاثیر را بر روی پرنده های رزمی مهاجم خواهد داشت .         طبق استانداردهای موجود ، فضای بارگیری خودروهای حامل/ شلیک کننده  نمونه  فوق الذکر ، که برای حمل  3 مدل متفاوت 5V55R، 48N6E، 48N6E.2 ، ( بطور مشخص موشکهای مورد استفاده در آتشبارهای PMU.1 و PUM.2) مورد استفاده قرار می گیرد ، می توانند چهار موشک 9M96E و 9M96E.2 را در خود جای دهد . احتمالاً بهسازی ها و ارتقاء های انجام شده برروی مجموعه پست فرماندهی 83M6E.2 ، برای کنترل عملیاتی چند مجموعه آتشبار پدافند هوایی ، شامل S-300PMU.1 ، S-300 PMU.2 ، S-200 DE و S-200 VE و یا مدیریت گروه های رزمی پدافند هوایی در سطوح فرماندهی بالاتر از لشکر پدافند هوایی ، مورد بهره برداری قرار می گیرد . پست فرماندهی فوق الذکر ، با بهره گیری از دو ویژگی تحرک بالا و همچنین کنترل خودکار ، می تواند سیستم های پدافندی متنوعی را با یکدیگر هماهنگ نموده تا پس از اتصال آنها بصورت یک شبکه فشرده دفاع هوایی  ، از ظرفیتهای و ویژگی های آنها در شرایط مناسب برعلیه جنگنده های رزمی سرنشیندار پیشرفته ، موشکهای کروز ، موشکهای بالستیک و در نهایت مهمات هواپرتاب پیشرفته  استفاده نماید .         برای نیل به این هدف ، پست کنترل/ فرماندهی 83M6E.2 از رادارهای ویژه ای برای دریافت و ارسال اطلاعات برای کنترل آتشبارها استفاده می کند و علاوه برآن ، اطلاعات بدست آمده را برای استفاده فرماندهان ارشد ، به سطوح بالاتر فرماندهی ، یگانهای شناسایی الکترونیک منتقل یا با  آتشبارهای موجود در منطقه به اشتراک می گذارد .     مترجم : MR9   صرفاً برای میلیتاری        پی نوشت :   1- سالها پیش در یکی از بولتهای نظامی ، خبری درج شد مبنی بر اینکه ایران ، بشدت در تلاش است تا قابلیتهای کنترل/ فرماندهی را خود را تقویت نماید ، در نتیجه اگر این گونه وارد شده باشد ، در نتیجه ، باید امیدوار بود . ( به اشتراک گذاری اطلاعات میان طیف متنوع آتشبارهای دفاع هوایی موجود )   2- به نظرم اگر خرید این گونه درست باشد ، شاید سرمایه گذاری برای خرید تعداد بیشتر ، عاقلانه ترین کار برای تغییر مدیریت رزمی پدافند هوایی از شیوه غربی ( که بشدت روی نیروی هوایی تاکید دارد ) به گونه شرقی ( اتکاء بیشتر روی پدافند زمین پایه )  با توجه به وجود مشکل در خرید برای نیروی هوایی ، مطلوب تر باشد .    3- البته این تحلیل ها ، صرفاً نظر شخصی است . 
  7. تاكيد وزير امور خارجه بر تسریع روند پروژه های ایرانی - روسی [align=center][/align] رایزنی های معاونان وزرای امورخارجه ایران و روسیه به ریاست مهدی صفری معاون آسیا، اقیانوسیه و مشترک المنافع و الکساندرلوسیاکف معاون آسیا وزارت امور خارجه روسیه امروز در تهران برگزار شد. در این مذکرات، طیف وسیعی از موضوعات دوجانبه، منطقه ای و بین المللی مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت و طرفین تاکید کردند که در خصوص بسیاری از موضوعات یاد شده اشتراک نظر بالایی بین مواضع دو کشور وجود دارد و به همین خاطر ضروری است که تماس های مسئولین دو کشور بیش از پیش گسترش یابد. معاون وزیر امورخارجه روسیه در این دیدار با تاکید بر اهمیت و جایگاه جمهوری اسلامی ایران در سیاست خارجی روسیه یادآور شد که این موقعیت در نوع خود بی نظیر است و به همین خاطر کشورش احترام ویژه ای به روابط خود با تهران قائل است. لوسیاکف اهمیت موضوعات اقتصادی در تحکیم هر چه بیشتر مناسبات را مورد تاکید قرار داده و یادآور شد باید تلاش گردد که پروژه های در دست اجرای دو کشور نظیر: فروش هواپیما، ماهواره زهره و نیروگاه ذغال سنگ طبس هر چه سریعتر عملی گردد. معاون وزیر امورخارجه روسیه، اهمیت ساخت و راه اندازی نیروگاه بوشهر را یادآور شد و تاکید نمود مسکو در راه اندازی این نیروگاه جدی است و تلاش به عمل خواهد آمد که موانع تحقق این امر، هر چه سریعتر مرتفع گردد. صفری معاون وزیر امورخارجه جمهوری اسلامی ایران نیز در این مذاکرات، اهمیت روابط دو کشور را مورد تاکید قرار داده و تاکید نمود که اقدامات عملی و از جمله عملی شدن توافقات از سوی طرف روس و بویژه راه اندازی نیروگاه بوشهر نقش بسزایی در پیشبرد همکار های دو کشور خواهد داشت. منبع : www.avia.ir
  8. استان خوزستان به علت داشتن ذخائر نفتي و موقعيت مهم خود مخصوصا شهر خرمشهر به دليل ارتباط با درياي آزاد ثروت عظيمي را در خود نهفته دارد. خرمشهر در ساحل سمت راست رودخانه كارون مكاني كه اين رود به اروند رود مي‌پيوندد واقع شده است. كارون با 855 كيلومتر طولاني‌ترين رود ايران است و حد فاصل خرمشهر تا اهواز 18كيلومتر طول دارد و به كارون سفلي معروف مي‌باشد. اين رود در 4 كيلومتري اروندرود به دوشعبه تقسيم مي‌گردد. يك شعبه به نام بهمنشير در شمال آبادان و به موازات اروند رود جاري است و به دريا مي‌ريزد. و شعبه ديگر به نام همان كارون است و به كانال عضدي هم معروف مي باشد, واين رود در جنوب خرمشهر جريان دارد و به اروند مي‌رسد. اروندرود از به هم پيوستن دجله و فرات در محلي به نام القرنه واقع در خاك عراق و انضمام رود كارون به آن، در نوار مرزي تشكيل مي‌گردد. اين رودخانه پس از عبور از بصره از كنار خرمشهر مي‌گذرد و با كارون رودخانه خروشان وعظيم اروند را تشكيل مي‌دهند و سپس به خليج فارس مي‌ريزد كه در انتهاي آن در عراق شهر مهم فاو است و در ايران آبادان و اروند كنار. به اين ترتيب 81 كيلومتر از طول اروند به عنوان مرز مشترك ايران و عراق است. اين رودخانه بستري مناسب براي كشتي‌هاي تجاري و اقيانوس‌پيما شد و به آبهاي آزاد دنيا وصل مي‌گردد و از اروند به خليج‌فارس و سپس آبهاي آزاد دنيا. مهمترين بنادر اين رودخانه عبارتند از بصره، خرمشهر، آبادان، خسروآباد و فاو . شهر خرمشهر با وسعتي قريب به 96 كيلومترمربع در منتهااليه جنوب غربي جلگه خوزستان قرار دارد. جمعيت آن قبل از وقوع جنگ تحميلي 220 هزار نفر تخمين زده شده است. فاصله هوايي آن تا تهران 660 كيلومتر است و فاصله زميني خرمشهر تا تهران هزار و يك كيلومتر. تا اهواز 128 كيلومتر، تا آبادان 15 كيلومتر، تا شلمچه 18 كيلومتر و تا بصره 54 كيلومتر فاصله دارد. خرمشهر به دليل نزديكي به منطقه استوايي از آب و هوايي گرم برخوردار است؛ به همين علت با توجه به بالا بودن درجه حرارت در تابستان شرايط زندگي در اين منطقه دشوار است. اقتصاد خرمشهر قبل از انقلاب بركشاورزي، دامداري، ماهيگيري، صنايع ماشيني و دستي، حصيربافي و عبا بافي و بازرگاني استوار بود. بيشترين درآمد مردم از خرما بود (سالانه 55 هزار تن توليد و صادرات خرما). اشتغال در تاسيسات بندري خرمشهر و بازار صفا از جمله مشاغل مردم شده بود. خرمشهر را به عبارتي مي‌توان شهر نخل، پرنده و آب دانست چون آب و نخل در اين سامان پيوند ديرينه‌اي دارند. نخلستان‌هاي انبوه، باصفا و سرسبز جلوه‌هاي زيبايي را از طبيعت تماشايي خوزستان در خرمشهر به نمايش گذاشته. اين نخلستان با آب كارون و اروند رود آبياري مي‌شود و بهترين نوع خرما از اين نخل‌ها به دست مي‌آيد. پيشينه تاريخي خرمشهر به گزارش سرويس فرهنگ وحماسه خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، خرمشهر در سال 127 هجري قمري مصادف با 1812 ميلادي توسط عشيره كعب ايجاد شد. در زمان تاسيس, قريه كوچكي به شمار مي‌رفت. لكن به مرور زمان به بندري معتبر تبديل شد. استان خوزستان تاريخ پرماجرايي را پشت سرگذاشته است.قواي بيگانه تا زمان وقوع انقلاب اسلامي 3 بار اين استان را مورد تعرض قرار دادند. نخستين بار در سال 1253 هجري قمري ,1837 ميلادي، بخشي از خوزستان توسط قواي عثماني اشغال شد. اين وضعيت سه سال طول كشيد تا سرانجام با دخالت دو ابر قدرت وقت روس وانگليس مناطق اشغال شده تخليه گرديد. 20 سال بعد در سال 1273 هجري قمري قواي انگليس با حمله به خوزستان تا اهواز پيش رفتند كه با ميانجيگري فرانسه و انعقاد قرارداد صلحي در پاريس به اين مساله پايان داده شد. در جريان جنگ دوم جهاني نيز انگليسي‌ها بار ديگر با تعرض به خوزستان خرمشهر را به اشغال درآوردند. تا بندر آن براي كمك‌رساني به روس‌ها مورد استفاده متفقين قرار بگيرند. اين بار نيز چون گذشته عنصر تعيين كننده در آزادي خرمشهر توافق قدرت‌هاي بزرگ و اصطحكاك و اشتراك منافع آنان بود. پس از پيروزي انقلاب اسلامي درايران خرمشهر براي بار سوم سال 1359 هجري شمسي اشغال شد اما اين بار اشغال آن به سادگي صورت نپذيرفت. زيرا در مقابل يورش دشمن مسلح به انواع سلاح‌هاي سنگين و نيمه سنگين جواناني با حداقل تجهيزات به دفاع برخواسته بودند كه نه تنها براي رفع تجاوزگر از ميهن بود بلكه براي اعتلا و حفظ اعتبار واقتدار اسلام و انقلاب اسلامي مي‌جنگيدند. آنان چه در دوران مقاومت، چه در دوران آزادسازي خرمشهر چنان حماسه آفريدند كه شايد با اين مشخصات در پيشينه اين مرز و بوم يافت نشود. خوزستان در بحران پس از انقلاب اسلامي پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران رژيم عراق تحركاتي را عليه نظام نوپاي جمهوري اسلامي ايران آغاز كرد. علاوه بر تحركات مرزي اقدامات گسترده‌اي در داخل به ويژه خوزستان در پشتيباني از گروه‌هاي ضد انقلاب داخلي به عمل مي‌آورد. در اين ميان عرب زبان بودن بخشي از مردم اين منطقه دستاويز مناسبي براي طرح جدايي خوزستان از ايران شده بود. به همين جهت عراق با گردآوري عناصر گروه منحل شده خلق عرب و همچنين برقراري ارتباطات گسترده با برخي از سران عشاير عرب به آموزش، تسليح وتحريك آنان براي راه‌اندازي درگيري‌هاي منطقه‌اي ايجاد زمينه جداسازي خوزستان مبادرت ورزيد. عناصر گروه خلق عرب در ماه‌هاي ارديبهشت، خرداد و تير 1358 علاوه بر درگيري مسلحانه به اقداماتي همچون ايجاد آشوب، بمب‌گذاري، ترور و سرقت سلاح و مهمات مبادرت مي‌ورزيدند. اين اقدامات چندان افزايش يافت كه مردم شهربه جان آمدند و در تاريخ 23 تير ماه سال 1358 به مراكز استقرار گروه‌هاي خلق عرب هجوم بردند و ضمن دستگيري عده‌اي از عناصر فعال ضد انقلاب بقيه را متواري كردند. حكومت عراق پس از فروكش كردن آشوب سازمان خلق عرب در خرمشهر همچنان به توطئه‌هاي خود در خوزستان ادامه مي‌داد. علاوه بر اقداماتي نظير انفجار و خرابكاري كه به وسيله گروه‌ها و عناصر وابسته انجام مي‌شد, تحريكات مرزي عراق از جمله احداث استحكامات، شناسايي، نقل و انتقال و تجمع نيرو، حركات ايذايي، آزمايشي و تخريبي و ... به تدريج افزايش مي‌يافت. اين روند به سه دوره زماني از پيروزي انقلاب اسلامي تا پايان مرداد 1359، از اول تا 25شهريور ماه 1359 و از 26 تا 30 شهريور 1359 قابل تفكيك است. در تاريخ 26 شهريور ماه سال 1359 رييس جمهور عراق، صدام حسين در نطقي در مجلس اين كشور با ملقا اعلام كردن قرارداد 1975 الجزاير وتاكيد بر وضعيت روابط قانوني بر شط‌العرب (اروند رود) به وضع قبل از مارس 1975 ,گفت: بايد تمام حقوق تعريف شده به حاكميت كامل عراق بازگردد. آغاز جنگ عليه ايران بعدازظهر 31 شهريور ماه سال 1359 خرمشهر زير آتش سنگين ارتش عراق قرار گرفت. انبوهي از آتش خمپاره‌ها و توپ‌هاي دشمن روي شهر, همه غافلگير شده بودند و حيران. شهر در آتش مي‌سوخت و صداي انفجار لحظه‌اي قطع نمي شد. طولي نكشيد كه بيمارستان پر شد از انبوه مجروحان و شهيدان. زنان و كودكان و سالخوردگان ,آواره بيابان‌ها و جاده‌ها شده بودند. مردم به خصوص جوانان روي به مسجد جامع و ديگر پايگاه‌ها آوردند تا براي مقاومت سازمان‌دهي شوند. دفاع مردمي 34 روزه مقاومت گروه‌هاي مقاومت به سرعت شكل گرفت و در محورهاي هجوم جنگ و گريز شروع شد.آن طرف توپخانه، تانك، خمپاره‌انداز،‌مسلسل‌هاي سنگين و قواي زرهي، اين طرف تفنگ‌ ام 1، ژس، بطري‌هاي آتش‌زا و چند آر، پي، جي. 34 روز مقاومت و تلاش در اين وضعيت اگر چه بسياري از مدافعان خرمشهر را به كام شهادت كشاند ولي دشمن را در دست‌يابي سريع به اهدافش واشغال سريع خوزستان ناكام گذاشت. هر چند كه خرمشهر خونين شد و به دست دشمن افتاد. روز 4 آبان 1359 را بايد روز پايان حماسه خونين‌ شهر ناميد. حماسه‌اي كه در 34 روز جلوه كرد. اما بي‌گمان فداكاري‌ها وايستادگي تحسين برانگيز مدافعان خونين‌شهر در برابر ارتش متجاوز و مجهز به انواع جنگ افزارها در تاريخ و در خاطر انسان‌هاي حق‌جو و ظلم‌ستيز جاويد خواهد ماند. چهارم آبان 1359 اشغال خرمشهر اين روز, روز اشغال شهري است كه مدافعانش طي 34 روز نبرد و تلاش شبانه‌روزي كوشيدند با اداي تكليف الهي خود دشمن را از گسترش تجاوز به ايران اسلامي بازدارند. خرمشهر اشغال شد. لكن حماسه‌ها، ايستادگي‌ها و جانبازي‌هايي آفريد كه اولا افتخاري بزرگ را در تاريخ اين مرز و بوم به ثبت رساند، ثانيا سبب گرديد كه دشمن بيش از اين خطرپذيري نكند و طعم تصرف خوزستان و حتي آبادان را از سر بيرون كند و ثالثا اين مقاومت اعتماد به نفسي را براي اردوي خودي به ارمغان آورد كه دست مايه رزمندگان براي بيرون راندن دشمن از سرزمين اسلامي ايران گرديد. در حاليكه اشغال خرمشهر توسط عراق به عنوان آخرين و مهمترين برگ برنده اين كشور براي وادار ساختن به شركت در هر گونه مذاكرات صلح تلقي مي‌شد, آزادسازي اين شهر مي‌تواسنت سمبل تحميل اراده سياسي جمهوري اسلامي ايران بر متجاوز و اثبات برتري نظامي‌اش باشد. طراحي‌ عمليات بيت‌المقدس از اين رو تنها عاملي كه مي‌توانست موفقيت را نصيب يكي از طرفين دعوا نمايد سرعت عمل در اقدامات بود. به همين خاطر بلافاصله پس از اتمام عمليات فتح‌المبين در حاليكه قواي ارتش عراق در منطقه بومي خرمشهر تقويت مي‌شدند به تمامي يگان‌هاي تحت امر قرارگاه مركزي كربلا دستور داده شد تا ضمن بازسازي و تجديد قوا به شناسايي و طراحي عمليات بپردازند. تلاش براي طرح‌ريزي و اجراي عمليات بيت‌المقدس در موقعيت بسيار حساسي انجام شد. وضعيت داخلي كشور با انهدام بقاياي ضد انقلاب به تدريج رو به بهبودي و ثبات پيش مي‌رفت. اوضاع منطقه نيز به دليل نگراني آمريكا از نتايج پيروزي ايران بر عراق به گونه‌اي آشكار ملتهب بود. ضمن اينكه مناسبات اعراب و اسراييل با آمادگي اسراييل براي تهاجم به جنوب لبنان در وضعيت حساسي قرار داشت. در چنين موقعيتي بي‌گمان نتيجه عمليات بيت‌المقدس براي ايران، منطقه و عراق بسيار سرنوشت ساز و تعيين كننده بود. زمينه اجراي عمليات بيت‌المقدس متاثر از نتيجه سلسله عمليات‌هاي پيشين بود كه با شكستن حصر آبادان آغاز شد و پس از آن نيز ادامه يافت. در طراحي عمليات، عمليات تهاجم از طريق عبور رودخانه كارون و پيش روي به سوي مرز بين‌المللي و سپس آزادسازي شهر خرمشهر مد نظر گرفته شده بود و چنين استدلال شده بود كه حمله به جناح دشمن كه عمدتا به سوي شمال آرايش گرفته بود، عامل موفقيت عمليات است. همچنين شكستن خطوط اوليه دشمن و عبور ازرودخانه و گرفتن سرپل در غرب كارون تا جاده آسفالته اهواز – خرمشهر به عنوان اهداف مرحله اول و ادامه پيش روي به سمت مرز و تامين خرمشهر به عنوان مرحله دوم تامين شد. سازمان رزم عمليات بيت‌المقدس قرارگاه مركزي كربلا با فرماندهي مشترك سپاه پاسداران و ارتش جمهوري اسلامي ايران هدايت عمليات را با سه قرارگاه اصلي قدس، فتح و نصر و يك قرارگاه پشتيبان فجر بر عهده داشت. قرارگاه قدس: سپاه پاسداران تيپ‌هاي 31 عاشورا، 21 امام رضا، 37 نور و 41 ثارالله. ارتش جمهوري اسلامي ايران، لشكر 61 زرهي و تيپ مستقل 58 ذوالفقار. قرارگاه فتح: سپاه پاسداران، تيپ‌هاي 14 امام حسين (ع)، 8 نجف اشرف و 25 كربلا. ارتش جمهوري اسلامي ايران، لشكر 92 زرهي و تيپ‌هاي مستقل 55 هوابرد و 37 زرهي. قرارگاه نصر: سپاه پاسداران، تيپ‌هاي 7 ولي عصر، 27 محمد رسول‌الله (ص)، 46 فجر و 22 بدر. ارتش جمهوري اسلامي، 21 حمزه و تيپ مستقل 23 نوحه. قرارگاه فجر: سپاه پاسداران،تيپ‌هاي 33 المهدي و 17 علي‌بن ابيطالب و امام سجاد (ع). ارتش جمهوري اسلامي، تيپ 3 لشگر 77 پياده، تيپ 3 زرهي سپاه پاسداران به عنوان احتياط تحت امر قرارگاه مركزي كربلا. استعداد دشمن لشكر 5 مكانيزه، لشكر 6 زرهي، لشكر 3 زرهي، لشكر 9 زرهي، لشكر 10 زرهي، لشكر 11 پياده، لشكر 12 پياده، لشكر 7 پياده، تيپ مستقل 10 زرهي، تيپ‌هاي مستقل 109، 409، 416، 90، 417، 601، 602، 605، 606، 409، 238 و 501 پياده. تيپ‌هاي 31، 32 و 33 نيروي مخصوص و همچنين توپخانه‌هاي دشمن نيز از 530 قبضه توپ در انواع مختلف تشكيل شده بود. كه به طور تقريبي عبارت بودند از 30 گردان. شناسنامه عمليات بيت‌المقدس نام عمليات: بيت‌المقدس رمز: يا علي ابن ابيطالب (ع) منطقه: غرب رودخانه كارون وشهرستان‌ خرمشهر مدت: دهم ارديبهشت تا سوم خرداد 1361 هدف آزادسازي شهرهاي خرمشهر و هويزه و جاده اهواز – خرمشهر، خارج ساختن شهرهاي اهواز، حميديه و سوسنگرد و نيز جاده اهواز – آبادان از برد توپخانه دشمن وتامين مرز بين‌المللي . سازمان عمل كننده: سپاه و ارتش مرحله اول عمليات عمليات در بامداد 10 ارديبهشت ماه سال 61 با سه قرارگاه عملياتي قدس، فتح و نصر به فرماندهي قرارگاه مركزي كربلا آغاز شد و رزمندگان با عبور از كارون موفق شدند به جاده اهواز – خرمشهر دست يابند. مرحله دوم عمليات در اين مرحله كه در ساعت 22 و 30 دقيقه، 16 ارديبهشت 61 آغاز شد رزمندگان قرارگاه‌هاي فتح و نصر در محور حسينيه به نوار مرزي رسيدند. بنابراين دشمن مجبور شد از هويزه و جفير عقب‌نشيني كند. مرحله سوم عمليات در ساعت 22، 19 ارديبهشت آغاز وهر چند تلفات و خسارات سنگين بر دشمن وارد آمد, ليكن هوشياري و تمركز نيروهاي عراقي در خطوط پدافندي موجب شد رزمندگان نتوانند بر اهداف تعيين شده دست يابند. مرحله چهارم عمليات در اين مرحله كه با سه قرارگاه عملياتي فتح، فجر و نصر در ساعت 22 و 30 اول خرداد 1361 آغاز شد. قرارگاه نصر توانست جاده خرمشهر – شلمچه را مسدود كند وقرارگاه فجر نيز موفق شد ضمن تامين پل نو در محور نهر ارائض نيروهاي خود را به اروند برساند. در اين ميان قرارگاه فتح به دليل حساسيت و هوشياري فوق‌العاده دشمن نتوانست به اهداف مورد نظر دست يابد.دشمن براي از محاصره خارج كردن نيروهاي خود در اطراف نهر ارايض و پل نو از سمت غرب شملچه و شرق، خرمشهر پاتك‌هاي شديدي را آغاز كرد. ليكن با مقاومت يگان‌هاي خودي مستقر در منطقه مزبور اين پاتك‌ها به شكست انجاميد. سپس نيروهاي دشمن مستقر در شمال شرقي خرمشهر براي دفاع هر چه بهتر از شهر به داخل شهر خوانده شدند. پس از اين عقب‌نشيني نيروهاي عراقي در حاليكه با كمبود آب، غذا و مهمات مواجه بوده و در نتيجه مقاومت خود را بي‌تاثير مي‌دانستند صبح روز سوم خرداد 61حلقه محاصره خرمشهر تنگ‌تر شد وانبوه نيروهاي دشمن كه 2 روز محاصره در هواي گرم طاقتشان را به سر آورده بود, مقاومت را بي‌تاثير دانستند و با خروج ازمواضع خود در تمام شهر در چند ستون طولاني و كنار هم به سوي پليس راه آمدند و در حاليكه تكبير مي‌گفتند و شعار الموت صدام ودخيل الخميني سر مي‌دادند خود را تسليم كردند. به اين ترتيب خرمشهر كه پس از 34 روز مقاومت، در برابر دشمن، در تاريخ 4 آبان ماه 1359 اشغال شده بود بعد از 575 روز وطي 25 روز عمليات در ساعت 11 صبح روز سوم خرداد آزاد شد و خط پدافند مناسبي از طلاييه تا كوشك و شلمچه وحاشيه شمال اروند برقرار گرديد. همچنين در اين عمليات كه به آزادسازي 538 كيلومتر مربع از اراضي اشغال شده انجاميد هويزه، پادگان حميديه و جاده اهواز خرمشهر نيز آزاد شد و در اختيار رزمندگان جمهوري اسلامي ايران قرار گرفت. در اين عمليات 19 هزار تن از نيروهاي عراق اسير و 16 هزار تن ديگر كشته و يا زخمي شدند. همچنين 55 دستگاه تانك و نفربر، 50 دستگاه خودرو، ده‌ها قبضه توپ، 53 فروند هواپيما و 3 فروند هليكوپتر دشمن نيز منهدم شد. فتح خرمشهر موجب انفعال ارتش عراق شد. به گونه‌اي كه نظاميان عراق تا مدت زيادي نتوانستند از لاك دفاعي خود خارج شدند. عمليات بيت‌المقدس موجب شد تا كشورهاي عرب منطقه به تقويت مالي ونظامي عراق مبادرت ورزند. /////بازتاب عمليات بيت‌المقدس (آزادسازي خرمشهر) در رسانه‌هاي بيگانه در جريان آزادسازي خرمشهر و مراحل مختلف عمليات سخنان ضد و نقيضي از خبر پراكني استكبار براي تضعيف روحيه مردم ايران به كار گرفته شد كه فتح خرمشهر خط بطلان بر تمام اين توطئه‌ها كشيد. گوشه‌هايي از اين خبر پراكني و رسوايي‌هاي استكبار راديو آمريكا: پرزيدنت صدام از كمك اردن در جنگ عليه ايران قدرداني كرد. ايالات متحده جانبداري خود را از عراق افزايش داده است. راديو دولتي انگليس: موفقيت در جنگ عراق امكان پيروزي نهايي ايران را بيش از پيش متحمل ساخته است. پيروزي كه در صورت تحقق نگراني كشورهاي خليج فارس و جهان عرب به طور كلي را بر خواهد انگيخت. بي‌بي‌سي چند روز قبل از فتح خرمشهر؛ طبق گزارشات سربازان عراقي مواضع دفاعي مستحكمي را به دراطراف خرمشهر ايجاد كرده‌اند. راديو آلمان: صدام حسين با سرمشق گرفتن از قهرمان تاريخي قصد داشت جهان عرب را از خطر رژيم مذهبي و متعصب ايران برهاند. بي‌بي‌سي: همانطور كه بدون شك اطلاع داريد ديروز بندر خرمشهر پس از 20 ماه دوباره به دست نيروهاي ايراني افتاد. بدين ترتيب ايران هم رسما و هم اسما كاملا در جنگ پيروز شده است. بي‌بي‌سي: سقوط سريع خرمشهر به خصوص باعث سرافكندگي عراق گشته است. طبق تخمين 30 يا 40 هزار سرباز از اين شهر دفاع مي‌كردند. موفقيت اين عمليات حاصل فداكاري همه نيروهاي رزمنده بوده واز جان گذشتگي حدود 000/6 شهيد (4460 شهيد سپاه و 1086 شهيد ارتش) و 24 هزار مجروح مي‌باشد منبع:سايت جامع دفاع مقدس
  9. در پايگاه چهارم شكاري وحدتي؛ بزرگ‌ترين نمايشگاه هوايي راهيان نور افتتاح شد خبرگزاري فارس: بزرگ‌ترين نمايشگاه تخصصي راهيان نور، با حضور فرماندهان كشوري و لشكري در پايگاه چهارم شكاري وحدتي نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران افتتاح شد. به گزارش خبرگزاري فارس، در اين نمايشگاه كه از امروز يكشنبه اول تا شنبه 14 فروردين ماه برپاست، آخرين دستاوردهاي نيروي هوايي در معرض ديد بازديدكنندگان قرار گرفته و خلبانان جان بركف ارتش با عمليات پروازي جنگنده‌هاي شكاري اقتدار هوايي جمهوري اسلامي را به نمايش خواهند گذاشت. در اين نمايشگاه علاوه بر نمايش استعداد شكاري بمب ‌افكن‌هاي F5، F4 و F14، صاعقه، آذرخش، ميگ 29، سوخو، ترابري C-130، غرفه‌هايي شامل وسايل پشتيباني، ميني، فناوري اطلاعات، موتور جت الكترونيك، شيميايي، ميكروبي و هسته‌اي، تحقيقات جهاد خودكفايي، اطلاعات، پدافند هوايي و محصولات فرهنگي داير است. http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8901010084
  10. قطعنامه ۵۹۸ يك سال پس از تصويب بالاخره در ۲۷ تيرماه ۱۳۶۷ با پذيرش رسمى از سوى جمهورى اسلامى به جنگ بين ايران و عراق خاتمه داد و صلحى نسبى را در منطقه برقرار كرد. اگرچه ترتيبات و مقررات قطعنامه به راحتى اجرا نشد و به دليل اختلافات نظر دو طرف در تفسير و اجراى مقررات آن و از همه مهم تر كارشكنى هاى عراق ، روند اجراى آن خصوصاً در ابتدا با مشكلاتى مواجه شد ولي به هر حال تصويب قطعنامه ۵۹۸ در ۲۰ ژوئيه ۱۹۸۷ (۲۹ تير ۱۳۶۶) براساس هفت منشور حكايت از آن داشت كه اعضاى شوراى امنيت به ويژه اعضاى دائمى آن تصميم جدى گرفته بودند تا صرف نظر از علت و انگيزه جنگ بين دو دولت به آن پايان دهند. اين قطعنامه با قطعنامه هاى پيشين شورا متفاوت بود. مهم ترين تفاوت آن از نظر صورى، قرار گرفتن آن در قالب فصل ۷ منشور ملل متحد بود كه آن را از حالت توصيه خارج و براى دوطرف جنگ لازم الاجرا مى كرد. از نظر محتوايى نيز اين قطعنامه از قطعنامه هاى پيشين جامع تر بود و در آن سعى شده بود برخى ديدگاهها و خواسته هاى ايران مورد توجه قرار گيرد. اين نوشتار به بررسى مختصر دلايل اقدام شوراى امنيت براى تصويب اين قطعنامه، بررسى تحولات نظامى جنگ در سالهاى پايانى و برخى دلايل پذيرش قطعنامه ۵۹۸ از سوى ايران پرداخته است. زمينه هاى تغيير مفاد قطعنامه ۵۹۸ به وسيله سازمان ملل رد قطعنامه هاى شوراى امنيت توسط جمهورى اسلامى ايران به دليل يكطرفه بودن اكثر مفاد اين قطعنامه ها ، ناتوانى شوراى امنيت سازمان ملل را در حل مشكل جنگ ايران و عراق بيش از پيش به نمايش مى گذاشت. اين مسأله موجب شد تا شوراى امنيت در مواجهه با آخرين موضع ايران در قبال قطعنامه ۵۸۸ به اين نتيجه برسد كه تا زمان ملحوظ نمودن برخى نظرات ايران، از صدور هرگونه قطعنامه ديگرى خوددارى كند. اين نتيجه در كنار دو مسأله اساسى ديگر باعث شد شوراى امنيت اقدام به تصويب قطعنامه اى نمايد كه در آن تاحدودى نظرات ايران، بويژه در زمينه تعيين متجاوز منعكس شده باشد. اين دو مسأله عبارت بودند از: ۱ - پيروزى هاى بزرگ و استراتژيك ايران در جبهه هاى جنگ بويژه در دو عمليات والفجر ۸ و كربلاى ۵ ۲- به توافق رسيدن آمريكا و شوروى در مورد حل چندمنازعه منطقه اى ازجمله جنگ ايران وعراق با درنظرداشتن مسائل فوق، دبيركل سازمان ملل نسبت به مؤثرافتادن قطعنامه هاى ۵۸۲ و ۵۸۸ اظهار بدبينى كرد و پس از توضيحات خود با ذكر افزايش حملات به كشتى هاى تجارى و نفتى در خليج فارس، از گسترش بيش از حد جنگ و تهديد صلح جهانى اظهار نگرانى كرد. پس از اين گزارش ، دبيركل طى مشورت هاى خود با اعضاى دائم شوراى امنيت، بيانيه اى را به عنوان رئيس شورا در تاريخ يكم دى ماه سال۶۵ منتشر كرد كه توسط نماينده آمريكا قرائت گرديد. پس از بيانيه مذكور، دبيركل مجدداً از اعضاى شوراى امنيت درخواست كرد تا مساعى خود را جهت يافتن راه حل اساسى ، براى پايان يافتن جنگ به كار گيرند. شوراى امنيت نيز پس از استماع نظرات دبيركل آمادگى خود را براى يافتن راه حلى جديد براى پايان دادن به جنگ اعلام نمود و از اسفندماه سال ۶۵ (همزمان با موفقيتهاى ايران در عمليات كربلاى ۵ ) گروه كار ويژه اى مركب از اعضاى دائم شوراى امنيت (آمريكا، شوروى سابق، چين ، فرانسه و انگليس) به منظور بحث و تبادل نظر پيرامون بررسى راههاى پايان جنگ ايران و عراق تشكيل شد. نتيجه كار اين گروه كه جلسات كار خود را به صورت محرمانه برگزار مى كرد تحت عنوان قطعنامه ۵۹۸ منتشر شد. تأثير دو ابرقدرت در جنگ و پايان آن هماهنگى و توافق دو ابرقدرت كه پس از پايان جنگ جهانى دوم بى سابقه بود دو ويژگى مهم داشت كه هر دو بر جنگ ايران و عراق و پايان آن تأثير گذاشت. يكى دامنه گسترده گفت وگوهاى خلع سلاح و كنترل تسليحات و ديگرى حل و فصل درگيريهاى محلى با اعاده نقش سازمان ملل متحده. از همين رو بين المللى شدن جنگ ايران وعراق، آهنگ خطر را براى دو ابرقدرت به صدا درآورد و سياست هاى گورباچف و مشكلات آمريكا زمينه را براى هماهنگى ابرقدرتها و اقدام مشترك براى پايان دادن به جنگ ايران و عراق فراهم ساخت. آنها هركدام از نقطه نظر منافع خود و تهديدات و خطراتى كه از تداوم جنگ متوجه شان مى شد بر پايان آن تأكيد كردند و با استفاده از مكانيزم هايى كه در اختيار داشتند بر جمهورى اسلامى ايران فشار آوردند. برخورد منفى ايران با قطعنامه هاى صادره از موضع قدرت نظامى جمهورى اسلامى ايران به دليل جو حاكم بر شوراى امنيت كه به شدت متأثر از سياستهاى دو ابرقدرت شرق و غرب بود و نيز به دليل ماهيت قطعنامه هاى صادره از سوى اين شورا، هيچگاه قطعنامه هاى صادر شده را مورد تأييد قرار نداد و ضمن رد مستدل آنها ، خواستار برخورد عادلانه شورا با موضوع جنگ شد. مواردى همچون عدم استفاده از لفظ منازعه يا جنگ در قطعنامه ها و يا عدم گنجاندن ماده اى جهت شناسايى آغازگر جنگ و ... از دلايلى بود كه ايران جهت رد قطعنامه ها به آنها استناد مى نمود. علاوه براين ايران با ادامه عمليات نظامى در جبهه هاى جنگ اصرار داشت حقوق تضييع شده خود را بدون اتكا به قدرتهاى بزرگ به دست آورد. اين مسأله در كنار عدم تأثيرپذيرى ايران از سياستهاى دو ابرقدرت باعث مى شد تا ايران مستقل از جو حاكم بر روابط بين الملل حركت كند كه تحمل اين مسأله براى قدرتهاى بزرگ دشوار بود. پيروزيهاى بزرگ ايران در جبهه هاى جنگ ادامه تحركات ايران در جبهه هاى جنگ، موفقيت در عمليات كربلاى ۵ ، والفجر ۸ وتصرف منطقه فاو، عملاً ارتباط عراق با خليج فارس را قطع كرد و ايران را در كنار كشور كويت كه يكى از اصلى ترين حاميان اقتصادى عراق در جنگ بود قرار داد. تصرف منطقه شلمچه نيز ايران را به شهر استراتژيك بصره كه براى عراق اهميتى خاص داشت نزديك نمود و باعث تغيير موازنه جنگ به نفع ايران شد. درچنان وضعيتي اميدوارى قدرت هاى بزرگ و كشورهاى منطقه نسبت به مقاومت عراق هم به شدت كاهش يافت؛ در نتيجه در شرايطى كه احتمال موفقيت هاى ايران روبه افزايش و مقاومت عراق روبه كاهش گذارده بود، پايان جنگ، "بدون طرف پيروز" مى توانست تأمين كننده حداقل خواسته هاى دوابرقدرت از پايان جنگ ايران وعراق باشد. بررسى وضعيت عينى جنگ در سالهاى پايانى بررسى تحولات نظامى جنگ پس از حمله سراسري عراق به ايران در شهريور ۱۳۵۹ و متوقف شدن ماشين جنگى اين رژيم در اوائل سال ۱۳۶۰ و همچنين بازپس گيرى خرمشهر در ۳خرداد سال ۱۳۶۱ نشان از تغيير روند جنگ به سود ايران داشت. بعد از فتح فاو و عمليات موفق كربلاى ۵ تحليلگران غربى و شرقى از احتمال پيروزى قريب الوقوع ايران در جنگ و سرنگونى رژيم بعث سخن مى گفتند اما از بهار سال ۱۳۶۷ تحولات جنگ به نحو غافلگيرانه اى در عرض سه ماه به زيان ايران و به سود عراق تغيير يافت كه منجر به تغيير وضعيت نظامى عراق از سوى سران حكومت اين كشور شد. روند جنگ در دو سال آخر به گونه اى بود كه دشمن در منطقه جنوب با تهديد جدى اى مواجه نبود . اين موضوع فرصت لازم را به دست داد تا ارتش عراق استراتژى خود را در جنوب از پدافند به آفند تغيير دهد. از سوى ديگر تشديد فشارهاى ايران باعث شد تا سازمان رزم عراق فراخوانى نيروها را از يك نوبت تا قبل از سال ۱۳۶۵ به ۳۰ نوبت دراين سال افزايش دهد و در هردوره نيز صدهزارتن از مشمولان جديد خود را براى اعزام به صحنه نبرد آماده و روانه كند؛موضوعى كه به گسترش چشمگير سازمان رزم عراق منجر شد. همزمان با اين تحولات و با توجه به اين كه حمايت هاى مردمى هسته مركزى دفاع و قدرت نظامى ايران را تشكيل مى داد ، نوعى گرايش نسبت به اين تحليل پديد آمد كه تغيير روحيه مردم ايران مى تواند تنهاعامل شكست جمهورى اسلامى باشد. در نتيجه اين تحليل، عراق مرحله ديگرى از حملات موشكى و جنگ شهرها را با هدف درگيركردن مستقيم مردم با نتايج خسارت بار جنگ آغاز كرد. تغييرات در موازنه جنگ پس از درگيري هاى ايران با آمريكا در سال ۱۳۶۶ در خليج فارس و عدم تعرض جدى به استحكامات عراق در همين سال و ايجاد يك فضاى تنفسى براى عراق ، در حالى كه نيروهاى نظامى ايران پس از عمليات والفجر ۱۰ به شهرهاى خود برگشته و نيروهاى سياسى سرگرم انتخابات مجلس بودند، در ساعت ۵ بامداد روز يكشنبه ۲۸ فروردين ۱۳۶۷ ارتش عراق با اجراى آتش توپخانه سنگين و حملات شيميايى عليه نيروهاى ايرانى ، تهاجم خود را به فاو آغاز كرد. اين در حالى بود كه از سال ۱۳۶۶ به بعد كل نيروهاى ايرانى مستقر در تمامى منطقه جنوب كمتر از صدگردان و نيروهاى عراقى مشتمل بر ۳۰۵ گردان درگير و ۱۳۰ گردان احتياط بودند. در توضيح دلايل تغيير جغرافياى جنگ از سوى ايران بايد گفت اين اقدام ناشى از بن بست جبهه هاى جنوبى بود. سقوط فاو استراتژى سياسى سابق ايران مبنى بر متقاعدكردن كشورهاى حامى عراق براى دادن امتياز به جمهورى اسلامى به دليل برترى قدرت تهاجمى ايران در مقايسه با عراق و همچنين دراختيار داشتن مناطقى از خاك عراق را آسيب پذير كرد . سقوط شلمچه عراق پس از حمله به فاو و تصرف اين شهر در زمانى كمتر از ۴۸ ساعت، نقل و انتقالات از منطقه فاو را با هدف آمادگى براى عمليات بعدى آغاز نمود و سرانجام ۳۸ روز پس از حمله به فاو در ساعت ۸ روز ۴ خرداد ۱۳۶۷ به منطقه شلمچه حمله كرد. در آن زمان هرچند نيروهاى خودى از زمان و مكان تهاجم دشمن مطلع بودند ولى شلمچه تنها در مدت ۸ ساعت سقوط كرد . در واكنش به شكست شلمچه ايران اقدامات زير را انجام داد. ۱) افزايش فعاليت ديپلماتيك و اعمال فشار براى تغيير دربندهاى قطعنامه ۵۹۸ به سود جمهورى اسلامى ايران ۲ ) دعوت از مردم و بسيج آنها براى حضور در جبهه هاى جنگ ۳) اقدام به تغييرات جديد در سطوح عالى فرماندهى نظامى كه بارزترين آن انتصاب هاشمى رفسنجانى به عنوان جانشينى فرماندهى كل قوا در ۱۲ خرداد ۱۳۶۷ بود. سقوط جزاير مجنون يك ماه پس از سقوط شلمچه، دشمن با استفاده گسترده از سلاحهاى شيميايى در بامداد ۴ تيرماه ۱۳۶۷ به جزاير مجنون حمله كرد و با آغاز تاريكى ، مناطق مزبور را از تصرف نيروهاى ايرانى درآورد و بدين ترتيب موقعيت خود را تثبيت كرد. محسن رضايى حمله به جزاير مجنون را اوج قدرت عراق دانسته است . يادآورى مى شود باز پس گيرى تمام مناطق جنوب در مدت ۳ ماه موقعيت سياسى- نظامى عراق را به طور درخور توجهى بهبود بخشيد و ايران را در موضع آسيب پذيرى قرار داد. حمله موشكى آمريكا به هواپيماى مسافربرى ايران شكست هاى نظامى ايران افزون بر مسائل مزبور متأثر از حضور نظامى گسترده آمريكا در خليج فارس و گشوده شدن جبهه اى جديد و نامتقارن در مقابل ابر قدرت آمريكا بود كه پيشرفته ترين سلاح هاى روز را در اختيار داشت و بدون هيچ محدوديتى جنگ خود را آغاز كرده بود. جدا از درگيرى هاى مستقيم نظامى، ناو هواپيمابر وينسنس در يك اقدام ضد انسانى در ۱۲ تير ۱۳۶۷ (هشت روز پس از سقوط جزاير) با شليك دو فروند موشك به سوى هواپيماى غيرنظامى جمهورى اسلامى ايران كه از بندر عباس عازم دبى بود ۲۹۰ تن انسان غيرنظامى را به كام مرگ فرستاد. تداوم تهاجم به عراق پس از سقوط جزاير مجنون و احتمال حمله عراق به جبهه شمالى، نيروهاى خودى براى تمركز توان و خارج كردن ابتكار عمل از دست نيروهاى عراق تصميم گرفتند مناطق تصرف شده در جبهه هاى شمالى شامل حاج عمران، پنجوين و ماؤوت را كه در سال ۱۳۶۶ و ارديبهشت ۶۷ با عمليات كربلاى ،۱۰ نصر ۴ و نصر ۸ و بيت المقدس ۶ آزاد شده بود تخليه كنند. سپس نيروهاى دشمن در ۲۱ تير ۱۳۶۷ و با يك عمليات گسترده و استعداد ۱۱ لشكر منطقه وسيعى در غرب عين خوش، موسيان و جنوب دهلران را به تصرف خود درآوردند. تصرف دهلران با توجه به زمان كم آن و تصرف مقر فرماندهى نيروى زمينى ارتش بيشتر شبيه به يك فاجعه بود تا شكست نظامى. پيشروى عراق در خاك ايران بازتاب گسترده اى داشت؛ زيرا اين براى نخستين بار پس از عقب نشينى سال ۱۹۸۲ ميلادى بود كه عراق به خاك ايران وارد مى شد. مجموع اين عوامل پيش زمينه لازم را براى اتخاذ تصميم نهايى ايران مبنى بر عقب نشينى فراهم آورد. از سوى ديگر پس از عقب نشينى ايران از برخى از مناطق همچون حلبچه در ۲۲ تير ۱۳۶۷ و ادامه حملات عراق و تشديد فشارهاى بين المللى به ايران جلساتى در داخل كشور با هدف اتخاذ تصميم نهايى درباره جنگ تشكيل شد و در نشست مشترك سه قوه كه اعضاى شوراى نگهبان نيز در آن حضور داشتند، شرايط نظامى- سياسى كشور مورد بحث قرار گرفت. امام نيز در روزهاى ۲۳ و ۲۴ تير ماه نشست هاى مشورتى جداگانه اى انجام دادند ولى نشست نهايى و اصلى طبق دستور امام با حضور ۴۰ تن از شخصيت هاى كشورى و لشكرى در روز ۲۵ تير تشكيل شد. چند روز پس از تشكيل اين جلسه اعلام شد: طى بحث هايى كه صورت گرفت مجموعه شرايط، جمهورى اسلامى را به اين نتيجه رساند كه براى مصلحت انقلاب قطعنامه ۵۹۸ پذيرفته شود. بدين ترتيب دو روز پس از پيش روى هاى عراق در خاك ايران در ۲۷ تير ۱۳۶۷ جمهورى اسلامى ايران با ارسال نامه اى به خاوير پرز دكوئيار دبير كل سازمان ملل، رسماً قطعنامه ۵۹۸ را پذيرفت. در هر صورت قطعنامه ۵۹۸ با تدبير حضرت امام پذيرفته شد. با اين تصميم هر چند مردم و رزمندگان شگفت زده شدند اما امام خمينى به آنها سفارشى كردند: «اين روزها ممكن است بسيارى از افراد به خاطر احساسات و عواطف خود صحبت از چراها و بايدها و نبايدها كنند كه هرچند اين مسأله به خودى خود يك ارزش بسيار زيبا است اما اكنون وقت پرداختن به آن نيست». در آن زمان مردم، مسؤولان و رسانه هاى گروهى از پرداختن به جزئيات دلايل سياسى پذيرش قطعنامه خوددارى كردند اما به نظر مى رسد در حال حاضر، مسؤولان خواهند توانست به طور شفاف شرايط آن روز كشور، فشارهاى بين المللى براى در انزوا قرار دادن جمهورى اسلامى و نيز در تنگنا قرار دادن ايران از نظر اقتصادى، سياسى و نظامى را براى مردم و افكار عمومى تبيين كنند تا از هرگونه قضاوت ناروا اجتناب شود. صرف نظر از زمان پذيرش قطعنامه ۵۹۸ از سوى جمهورى اسلامى دلايل مختلف پذيرش آن از جمله دلايل سياسى بسيار با اهميت هستند. اگرچه دلايل اقتصادى و نظامى و ملاحظات ديگر نيز در پذيرش قطعنامه مزبور نقش داشتند اما به نظر مى رسد دلايل سياسى وجه غالب اين روند محسوب مى شود. هرچند تاكنون مسؤولان رسمى كشور دلايل سياسى آن را به صورت رسمى و روشن اعلام نكرده اند اما از محتواى اظهارات آنها مى توان استنباط كرد كه تحولات بين المللى و منطقه اى از جمله دلايل پذيرش اين قطعنامه بوده است. از اين رو زمان پذيرش قطعنامه ۵۹۸ در كالبد شكافى دلايل قبول آن مى تواند راهگشا باشد. هاشمى رفسنجانى، امام جمعه موقت تهران و جانشين وقت فرماندهى كل قوا در خطبه هاى نماز جمعه تهران در ۲۸ مرداد ۱۳۶۷ با بجا ارزيابى كردن زمان پذيرش قطعنامه مى گويد: «از ديدگاه ديگر ما به مسائلى رسيديم كه آن موقع [چند ماه زودتر از پذيرش قطعنامه] نمى رسيديم. رفع ادعاى جنگ طلبى ما و صلح طلبى عراق، از جمله دستاوردهايى بود كه پس از پذيرش قطعنامه ۵۹۸ در زمان فعلى به دست آمد.» در ۲۱ مرداد ۱۳۶۷ آيت الله خامنه اى، رئيس جمهور وقت كشور ، در خطبه هاى نماز جمعه تهران عنوان كردند: «اعلام قبول قطعنامه از طرف جمهورى اسلامى ايران دو فايده اساسى داشت: اول اين كه آتش بس را به صلاح انقلاب و كشور دانستيم و دوم اين كه با اعلام قبول قطعنامه، ماهيت رژيم عراق على رغم ادعاى صلح طلبى، آشكار شد و تحولات بعدى اصالت هر دو مصلحت را مشخص كرد... رژيم عراق در مقابل اين حركت غير منتظره جمهورى اسلامى ايران درماند. اگر طالب پوشاندن چهره جنگ طلبانه خود بود بايد آتش بس را قبول مى كرد. اگر مى خواست زير بار نرود، چهره منافقانه اين رژيم افشا مى شد و اين هر دو به نفع كشور ما بود.» منابع: ۱- نگاهى اجمالى به قطعنامه هاى شوراى امنيت در مورد جنگ ايران و عراق- على رضا خداقلى پور فصلنامه نگين ايران- شماره ۴ ۲- تصويب قطعنامه ۵۹۸ و اسناد آن در سازمان ملل- مجيد مختارى و محمدعلى خرمى- فصلنامه تاريخ جنگ شماره ۱۰ ۳- بررسى تحولات نظامى جنگ در سال ۶۷- احسان خرم دره فصلنامه نگين ايران شماره ۲
  11. شناور شهید باقری به بالگرد، موشک و پهپاد مجهز خواهد شد فرمانده نیروی دریایی سپاه: شناور شهید باقری که در آینده ساخت آن به اتمام می‌رسد، علاوه بر داشتن یک ناوگروه در داخل خود، باند پرواز هم دارد که پهپاد می‌تواند از روی آن حرکت کرده و به پرواز درآید و در بازگشت هم می‌تواند بر روی آن بنشیند. شناور شهید باقری با ۲۴۰ متر طول و ۲۱ متر ارتفاع، مجهز به بالگرد، موشک و پهپاد است. این شناور به گونه‌ای در حال ساخت است که از روی عرشه آن حدود ۶۰ پهپاد می‌تواند پرواز کند و بنشیند. وستانیوز
  12. بسم الله الرحمن الرحیم   سلاح مصاف / MASAF     با سلام خدمت تمامی اساتید و دوستان میلیتاریست  توی نمایشگاه ایپاس 2016 ، سلاح کاربین جدیدی رونمایی شد توسط غرفه ی وزارت دفاع که نظر من رو به شدت به خودش جلب کرد و به محض دیدنش تنها چیزی که به ذهنم اومد اسم و تصویر HK 416 بود. با توجه به صحبت هایی طولانی که با سر طراح سلاح داشتیم ، خوشبختانه این امکان برای تیم میلیتاری فراهم شد تا از نزدیک به صورت دقیق نگاهی به اسلحه بندازیم. نکات خوبی در مورد سلاح توسط طراح عزیز و بسیار با سواد مصاف بیان شد که در ادامه به همراه تصاویر و نظر شخصی خودم در اختیار شما دوستان قرار میدم.     پلتفرم اسلحه ی مصاف بر اساس پلتفرم AR و کالیبر 45*5.56 طراحی شده پلتفرم AR به دلیل طراحی اصولی و ارگونومیک کاربری بسیار راحتی رو برای سربازان  به ارمغان میاره ، اما به دلیل ضعف ذاتی خودش یعنی بقاع پذیری پایین و ضعف در مقابل عوامل خارجی و استفاده از سیستم فشار مستقیم گاز ( تزریق مستقیم گاز به درون رسیور و کثیف کاری بیش از حد ) از این نظر نتیجه ی خوبی رو از خودش در شرایط عملی و جنگی به نمایش نگذاشت. در سلاح تک 224 این ویژگی منفی شناسایی شد و با توجه به تجارب کمپانی آلمانی HK در استفاده از پیستون کورس کوتاه در پلتفرم AR و کاربردی بودن این سیستم در شرایط مختلف که اکثر ضعف های وارده به این پلتفرم رو جبران کرده ، تیم طراحی مصاف نیز به این نتیجه رسید تا از سیستم مشابه در سلاح مصاف استفاده کنه ، در نتیجه این سلاح بر پایه مکانیزم پیستون کورس کوتاه گاز طراحی و ساخته شد . البته پیستون نمونه ایرانی تفاوت هایی در ظاهر با نمونه ی آلمانی داره. رسیور پایینی سلاح بدون تغییر نسبت به نمونه ی قبلی خودش ( تک 224 ) در سلاح مصاف نیز مورد استفاده قرار گرفته که شامل ناظم برگه ی آتش سه وظعیتی ( ضامن ، تک تیر ، رگبار ) و forward assist ای با شکل و شمال اولیه و همچنین گارد ماشه ی صاف هست اما رسیور بالایی در قسمت ریل همانند HK 416 دچار افزایش ارتفاع شده. همچنین یکی از ویژگی های خیلی خوب این سلاح استفاده از گلنگدن ambidextrous ( قابل استفاده توسط هر دو دست ) هست که عمل مسلح کردن رو خیلی راحت تر کرده.   سایت نشانه روی  سلاح از سایت نشانه روی جداشونده/تاشونده استفاده می کنه که به نظر کیفیت مناسبی داشت و در صورت وارد شدن ضربات جزئی ، دقت خودش رو از دست نمیداد.   قنداق مصاف از یک قنداق تلسکوپی با ظاهر شبیه به قنداق سلاح M4 بهرمند هست که متاسفانه در این نمونه قسمت پلیمری به خوبی به تیوب چفت نشده بود و اصطلاحا لق میزد اما با این حال از وزن کم و راحتی خیلی بالایی برخوردار بود.  همچنین قنداق از یک cheek riser ( بالشتک قابل تنظیم برای گونه ) برخوردار بود که به صورت دستی به قنداق پیچ شده بود . با توجه به صحبت هایی که با طراح داشتیم ، نمونه ی مورد استفاده ی ما بیشتر برای نشان دادن در نمایشگاه در نظر گرفته شده بود و قبل از این تست هایی رو پشت سر گذاشته بود که به همین دلیل قنداق ظاهر خسته ای داشت ... و این اطمینانُ داد که در نمونه های دیگه قنداق دارای چنین ضعف هایی نیست.   قبضه   مشخصا مصاف از قبضه ی استاندارد و با ظاهری شبیه به قبضه ی M16/M4 با تغییرات بسیار جزئی به دلیل تولید داخل بودن استفاده می کنه که طبق تجربه ی شخصی خوش دستی رو برای سلاح فراهم کرده ، البته این نکته رو ذکر کنم که در مواقعی که سلاح رو با یک دست میگرفتم قسمت آخر گارد ماشه که با قبضه در تماس هست هست کمی انگشتم رو اذیت می کرد ... البته ممکنه به خاطر اشتباه شخصی خودم در قبضه کردن قبضه بوده باشه !   خشاب    استفاده از خشاب استاندارد استانگ در مصاف که متاسفانه بقاپذیری پایینی داره ...  نمونه ی ایرانی هم کمی متفاوت هست در قطعات که میتونین مشاهده کنین تستی هم که در ریلیز خشاب انجام دادم متاسفانه خشاب دچار رها سازی آزاد نشد ! کاری که براش طراحی شده یعنی با فشار دادن ضامن بدونی دخالت دست دوم خشاب از رسیور خارج شه و به زمین بیوفته  دلیلی هم که طراح آوردن نو بودن خشاب بود که به گفته ی ایشون سطح اصطحکاک رو افزایش میداد که بنده قبول ندارم این حرفُ ... کما این که خشاب های مورد استفاده توسط ارتش آمریکا یا مردم هم علی رقم نو بودن قابلیت رها سازی آزاد رو دارن ، پس این موضوع بر میگرده به کیفیت خشاب یا تنگ بودن رسیور   خشاب مربوط به مصاف  خشاب های مربوط به کشور ها و کمپانی های خارجی        روپوش لوله     بالاخره در ایران شاهد طراحی کاملا کاربردی و استاندارد روپوش بودیم  روپوش آلمینیومی با کیفیت این سلاح که از سیستم quad rail بهره میبره قابلیت شخصی سازی فراوانی داره و کاربر میتونه با جدا سازی ریل های ساعت 3 و 9 ( چپ و راست ) اونا رو به دلخواه در نقاط مختلف روپوش که در نظر گرفته شده متصل کنه .همچنین روپوش طوری طراحی شده تا کاملا با ریل رسیور بالایی سلاح مچ بشه و یک ریل سراسری رو برای سلاح به ارمغان بیاره ... این روپوش به وسیله ی دو پیچ به barrel nut متصل و در جای خودش قرص و محکم میشه ...   لوله   لوله ی سلاح از نوع hammer forged کروم اندود بوده و استاندارد Mil-Spec را دارا می باشد ( قند توی دلم آب شد  :mrgreen: ) ، طول لوله 14.5 اینچه که در دهانه ی خودش پذیرای یک شعله پوش نوع vortex هست ، همچنین لوله قابلیت نصب انواع و اقسام muzzle device ها رو دارا میباشه و مشکلی از بابت استفاده از شعله پوش ، ترمز دهانه و... نداره طبق صحبت ها ، تا تست 8000 گلوله رو این لوله پشت سر گذاشته و همچنان دقت مناسب خودش رو حفظ کرده ( شخصا اعتقاد دارم تا 10000 شلیک رو با کمی افت دقت و باز شدن گروپ پشت سر بزاره کاملا کیفیت راضی کننده ای رو دارا هست ) لازم به ذکر هست طول لوله ی مختلف برای سلاح در نظر گرفته شده و لوله به راحتی قابل تعویض هست ... barrel nut ایی که ( پیچ چفت کننده ی لوله ) براش در نظر گرفتن این قابلیت رو داره که خیلی سریع لوله رو از بدنه جدا کنه و اونقدری محکم بسته بشه که به راحتی باز یا شل نشه در ضمن نوعی دیگه از لوله هم برای این اسلحه در نظر گرفته شده که از نوع شیار دار هست و سطح تماس لوله با هوا رو افزایش میده و قابلیت خنک شوندگی بالاتری داره   در مجموع سلاح از لوله با ویژگی های خوبی بهرمند هست         باز بست کردن و مشاهده ی درون سلاح ( متاسفانه هیچ فیلم و عکسی از این قسمت گرفته نشده ) در همون حالی که طراح سلاح داشتن توضیحاتی رو بیان می کرد کمی دچار کنجکاوی شدم و اسلحه رو باز کردم تا قطعات داخلیُ بررسی کنم ، به راحتی با فشار دادن پین از سمت چپ میتونین اونُ از سمت راست خارج کنین تا سلاح باز شه بولت کریِر و بولت اصلی هیچگونه خوردگی یا دفرمگی ای نداشتن و فقط دچار کمی رنگ پریدگی به دلیل سایش شدن که کاملا طبیعیه . همچنین بولت کریر دچار تغییر برای پذیرفتن پیستون کورس کوتاه شده بود . سیستم چکاننده و چکش یا چخماق هم ظاهر خوبی داشت ، جان لوله کاملا سالم بود اما کثیف  کنجکاوی من به همینجا خلاصه نشد و بعد از بستن سلاح ، به سراغ باز کردن پیستون هم رفتم ، پیستون به راحتی با فشار دادن ضامن و چرخاندن ساعت گرد از جای خودش در میاد و میتونین اونُ تمیز یا در صورت نیاز تعویض کنین    صحبت آخر اسلحه ی مصاف واقعا کار تمیزی بود توسط وزارت دفاع ، جا داره از سر طراح و تیمش کمال تشکر و قدر دانی رو به عمل بیاریم و خسته نباشید بگیم بهشون  :rose:  جوابگوی تمامی نیاز های یک نیروی ویژه هست ، و قابلیت تبدیل شدن به یک سلاح سازمانی برای کل نیروهای مسلح رو داره  طبق گفته ی سر طراح ، در حال توسعه دادن کالیبر 51*7.62 برای این سلاح مثل HK 417 هستن که ان شاء الله تا سال دیگه کارش تموم میشه  ستاد کل نیرو های مسلح اعلام نیاز کرده بود برای همچین سلاحی و به احتمال خیلی زیاد طی بازه ی زمانی 10 ساله قراره کاملا جایگزین بشه    فیلم مربوط به اولین کار کردنم با اسلحه [aparat]bAXaf?[/aparat]   http://www.aparat.com/v/bAXaf   ویدیو کامل تر در مورد عملکرد سلاح  [aparat]3TEjK?[/aparat]   http://www.aparat.com/v/3TEjK     تصاویر بیشتر و ویدیو کامل در پست بعدی قرار داده میشه   این تاپیک به صورت اختصاصی برای میلیتاری می باشد نویسنده : محمد سالم اسرمی تیم بازدید کننده : Salem , Senaps , VenomSnake , 7mmt , yazdan1 , Stuka , shahabe3 , siavash75 , reza_2250
  13. بسم الله الرحمن الرحیم در۱۲ اردیبهشت سال ۸۰ ، رهبر معظم انقلاب که به استان گیلان سفر کرده بودند، دیداری با جوانان گیلانی داشتند . در آن جلسه دختر خانمی، نوشته‌ای را خواند و از احساساتش نسبت به جوانان حزب الله لبنان و فلسطین گفت و اینکه الگوی ما آنها هستند! رهبر انقلاب هم در صحبت‌های خود اشاره‌ای به این خانم کردند و به او گفتند آن جوان لبنانی و فلسطینی الگوی خودش را جوانان ایرانی می‌داند! و بعد خاطراتی را از لحظه شهادت حسین املاکی تعریف کردند که برای همه ما جالب و شنیدنی بود: «شهید املاکی شما؛ جانشین لشکر گیلان، که توی میدان جنگ شیمیایی زدند و خودش هم آنجا در معرض شیمیایی بود. بسیجی بغل دستش ماسک نداشت، شهید املاکی ماسک خودش را برداشت بست به صورت بسیجی همراهش! قهرمان یعنی این! البته هر دو شهید شدند. هم املاکی شهید شد و هم آن بسیجی شهید شد، اما این قهرمانی ماند اینها که از بین نمی‌روند. زنده‌اند، هم پیش خدا زنده‌اند، هم دردل ما زنده‌اند و هم در فضای زندگی و ذهنیت ما زنده‌اند.» با این مقدمه ، خدمت دوستان عرض می کنم که قصد دارم تا در این تاپیک ، شهدای 2920 روز دفاع مقدس را خدمت دوستان معرفی نمایم . شاید ، همین شهداء عزیز که امنیت امروز ما ، مدیون جانفشانی های آنان است ، سر پل صراط ، دست ما را هم بگیرند . البته همه دوستان می توانند در پربار شدن این تاپیک بنده را همراهی کنند ، فقط چند مساله بسیار مهم : - خواهشمندم از بحث های غیر مرتبط خودداری فرمایید . - معرفی شهدای عزیز ، چه از ارتش جمهوری اسلامی ایران ، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ، کمیته های انقلاب اسلامی ، شهربانی و ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران ، شهدای عزیز اقلیت های مذهبی و.... با ذکر مشخصات ( محل شهادت ) و در صورت امکان ذکر خاطره ای ، صورت گیرد . - البته چون بنده ارادت ویژه ای نسبت به شهدای نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دارم ، از دوستانی که می توانند در این زمینه کمک کنند ، متشکر خواهم شد . متشکرم از همکاری همه دوستان عزیز
  14. عکس های بالا از تی ای ال موشک کره شمالی منو یاد این تصویر که گفته میشه مربوط به آزمایش موشکی اخیر ایران هست و در اون به تی ای ال موشک خرمشهر و تیوب استوانه ای اون اشاره شده: http://s6.uplod.ir/i/00865/q6y38w5fjsxn.jpg در تی ای ال موشک جدید کره شمالی هم تیوب استوانه مشاهده میشه، آیا خرمشهر هم از یک سیستم کلد لانچ بهره می بره و یا اصالتا برای شلیک از پلتفرم هایی مثل ناو یا زیردریایی توسعه داده شده که بایستی از یک لانچر تیوبی شلیک بشه؟ آیا ارتباطی میان خرمشهر و موشک کره شمالی هست؟ ...... پ.ن.: با عرض پوزش من چون از موبایل ارسال پست می کنم و با موبایل هم مشکلاتی در ارسال پست های بلند دارم امکان ویرایش نقل قول مطابق با قوانین فروم برام میسر نبود
  15. موشك Fateh-110 يا NP-110 يك موشك بالستيك استراتژيك با برد كوتاه است.اين موشك از يك موتور تك مرحله اي كه با سوخت جامد كار ميكند بهر ميبرد,فاتح 110 موشكي سطح به سطح است كه با استفاده از سوخت جامد توانايي هدف قرار دادن اهدافي در 200 كيلومتري(به گفته برخي منابع 170 كيلومتري)را داراست.فاتح 110 يكي از طرحهايي است كه در صنايع هوا و فضای ايران براي ساخت موشك هاي سوخت جامد و مايع دنبال ميشود.اين موشك در سپتامبر سال 2002 تست نهايي خود را با موفقيت انجام داد.برد ابتدايي اين موشك 200 كيلومتر بود اما در سپتامبر سال 2004 اعلام شد برد آن به 250 كيلومتر افزايش داده شده است و توانايي افزايش دوباره ان در صورت نياز وجود دارد. طبق برخي گزارش ها Fateh-110A بر پايه موشك چيني DF-11A ساخته شده است كه بردي برابر با 300 يا 400 كيلومتر را دارست و توانايي حمل كلاهك هسته اي را دارد. موشك فاتح 110 از راداري داخلي و الكترو اپتيكالي براي هدايت خود استفاده ميكند كه به آن دقتي بسيار دقيق بخشيده محدوده خطاي اين موشك((CPE فقط 10 متر است.فاتح 110 موشكي فوق مدرن است كه توانايي حمل كلاهكي به وزن 500 كيلوگرم را داراست.طراحي اوليه اين موشك در سال 1997 شروع شد و در سال 2002 وارد خدمت گرديد. مشخصات: عملكرد: موشك بالستيك استراتژيك سازنده: سازمان هوا وفضاي ايران پيشرانه:موتور سوخت جامد تك مرحله اي طول:8.06 متر وزن:3.450 كيلوگرم قطر: 0.61 متر برد ۲۰۰ :كيلومتر در نوع اول و 250 كيلومتر در مدل بعدي سيستم هدايت:رادار داخلي و چشم الكترونيكي محدوده خطا:۱۰ متر CPE كلاهك: 500 كيلوگرمي جايگاه پرتاب:ثابت زمان ساخت: 1997 ورود به خدمت:2002 منبع:دانشنامه وكيپديا و Global security منبع برداشت:moshaki-nezami.blogfa.com
  16. دوستان خوبم من اين مطلب رو تو ويكي پديا پيدا كردم مي دونم كه مطالب اين سايت معتبر نيست ولي برام جالب بود كه واقعيت رو از زبان افراد مطلعي كه احتمالا اينجا هستن بدونم با اين هدف كه مطالب زير رو تو سايت ويكي پديا ويرايش كنم چون به عقيده من خيلي يك طرفه است به هر حال داره در مورد سه تا ناو مهم ايران حرف مي زنه نه سه تا لنج ماهيگري خواهش مي كنم در اين مورد نظر تون رو بگيد عملیات آخوندک (به انگلیسی: Operation Praying Mantis) حمله نیروی دریایی آمریکا به دو سکوی نفتی ایران در اواخر جنگ ایران و عراق است که به تلافی برخورد ناوچه آمریکایی ساموئل بی. رابرتز (به انگلیسی: USS Samuel B. Roberts) به یک مین دریایی رها شده از کشتی مین گذار ایران ارج انجام گرفت.به دنبال این حمله نیروی دریایی دو کشور با یکدیگر درگیر شدند که خسارات فراوانی به طرف ایرانی وارد آمد. در ۱۸ آوریل ۱۹۸۸ (میلادی) نیروهای آمریکایی با چندین گروه سطحی جنگ را آغاز کردند ٫ بعلاوه نیروی هوایی از ناو هواپیمابر انترپرایز (به انگلیسی: USS Enterprize) ٫ عملیات با هماهنگی دو گروه سطحی آغاز شد ٫ یک گروه به همراه دو ناوشکن و یک واحد تدارکاتی آبی خاکی به سکوی نفتی ساسان حمله کردند ٫ گروه دیگر که در برگیرنده یک ناو موشک انداز و دو ناوچه بود به سکوی نفتی سیری حمله کردند ٫ تفنگداران نیروی دریایی از شاخه واکنش سریع به سکوی نفتی ساسان حمله کردند و به جمع آوری مدارک و کارگزاری مواد منفجره جهت از کار انداختن آن پرداختند . نیروی دریایی آمریکا در حال بازرسی ادوات جنگی دریایی ایران بر روی سکوی نفتی ساسان ایران با اعزام قایق های تندروی بوقمار (به انگلیسی: Boghammar) و حمله به چندین هدف متفاوت در خلیج فارس به این حمله پاسخ گفت ٫ شامل کشتی تدارکاتی با پرچم آمریکا و یک کشتی با پرچم پاناما ٫ بعد از این حمله هواپیماهایA-6E با راهنمایی ناوچه های آمریکایی به سمت قایقهای تندرو هدایت شدند ٫ هواپیما ها با رها کردند بمبهای راکی کلاستر (به انگلیسی: Rockeye Cluster ) بر روی قایقهای تندرو باعث غرق شدن یکی و آسیب دیدن چندی دیگر شدند که بعد از خسارت دیدن به جزیره ابوموسی پناه بردند. برخورد با وارد شدن جوشن ٫ قایق توپ دار کلاس کمان ٫ ادامه پیدا کرد ٫ جوشن اقدام به پرتاپ موشکهای هارپون (به انگلیسی: Harpoon missle) خود به سوی وین رایت (به انگلیسی: USS Wainwright) کرد که این عمل با پرتاب چهار موشک استاندارد (به انگلیسی: Standard missle) از سوی سیمپسون (به انگلیسی: USS Simpson) پاسخ داده شد و در همین حین وین رایت هم با پرتاپ دو موشک استاندارد این حمله را ادامه داد ٫ این حمله سازه اصلی کشتی ایرانی را منهدم کرد ولی باعث غرق شدن فوری آن نشد٫ ‌بیگلی (به انگلیسی: USS Bagley) هم یک فروند از هارپون های خود را به سمت آن شلیک که البته به هدف نخورد٬ سه کشتی با نزدیک شدن به جوشن اقدام به غرق کردن آن با استفاده از آتشبار توپخانه کردند. در این حین دو عدد اف-۴ (به انگلیسی: F4) نیروی هوایی به وین رایت نزدیک شدند ٫ که با پرتاپ چند فروند موشک استاندارد از منطقه فراری شدند. نبرد ادامه پیدا کرد هنگامی که ناوچه سهند که از بندر عباس حرکت کرده بود وارد کش مکش با چندین واحد سطحی نیروهای دریایی آمریکا شد ٫ ناوچه به‌وسیله هواپیماهای اینترودر(به انگلیسی: Intruder A-6es) که مشغول گشت زنی مراقبتی برای جوزف استراس (به انگلیسی: Uss joseph struss) بودند ردیابی شد. ناوچه سهند چندین موشک به سمت هواپیماهای اینترودر شلیک کرد که هواپیماها با دو موشک هارپون و چهار بمب هدایت شونده لیزری اسکیپر (به انگلیسی: Laser-guided skipper bombs) پاسخ دادند ٫ جوزف استراس هم یک موشک هارپون به آن اضافه کرد ٫ اغلب ٫ اگرنه تمام سلاحهای شلیک شده با کشتی ایرانی برخورد کرد٫شعله های آتش از روی عرشه سهند به آسمان سر کشید و به تدریج به باطری کشتی (به انگلیسی: Magazine) رسید که باعث انفجاری شد که این انفجار به غرق شدن کشتی کمک کرد. ناوچه سهند در حال سوختن بعد از حمله در تاریخ ۱۸ آوریل سال ۱۹۸۸ میلادیبا وجود غرق شدن سهند یکی از پیشرفته ترین کشتیهای ناوگان ایران ٫ایرانیها همچنان به نبرد ادامه دادند ٫ کمی بعدتر در همان روز ٫ خواهر خوانده سهند ٫ ناوچه سبلان وارد معرکه شد و با آتش چند فروند موشک زمین به هوا به اینترودر ها آنها را مورد حمله قرار داد .خلبان اینترودر با پرتاپ یک بمب هدایت شونده لیزری بر روی سبلان کشتی را به طور کامل از کار انداخت به طوری که حتی قادر به حرکت هم نبود ٫ که البته بعدا به‌وسیله یدک کشهای ایرانی به بندرعباس بازگردانده شد ٫ در این حین مقامات ارشد در واشنگتن که در جریان امور بودند به واحدهای آمریکائی دستور دادند که نبرد را ترک کنند. با اتمام عملیات واحدهای ناوگان آمریکا خسارات فراوانی به نیروی دریایی ایران و تجهزات استراق سمع بر روی دو سکوی نفتی ایرانی وارد کردند ٫ سبلان البته در ۱۹۸۹ تعمیر شد و از آن زمان تا کنون به روز شده است و کماکان در خدمت نیروی دریای جمهوری اسلامی ایران قرار دارد ٫ آسیب رسیده به سکوهای نفتی هم همچنین تعمیر شد و کماکان در خدمت هستند. آمریکائی‌ها در این عملیات دو تن از خلبانان بالگرد کبری توپدار خود را از دست دادند . کبری ٫ از متعلقات ترینتون (به انگلیسی: USS Trenton) بود که در هنگام پرواز در اطراف وین رایت در ۱۵ مایلی جنوب غربی جزیره ابوموسی کمی بعد از تاریکی سقوط کرد ٫ جسد دو خلبان آن به‌وسیله غواصان نیروی دریایی در ماه می پیدا شد ٫ بدنه بالگرد هم کمی بعد تر در آن ماه از آب بیرون کشیده شد ٫ منبع رسمی نیروی دریایی گفته اند که هیچ نشانه ای از برخورد بر روی بدنه بالگرد به چشم نخورده است و احتمالاً بالگرد در حال مانور برای فرار از آتش نیروهای ایرانی سقوط کرده است ساموئل بی. رابرتز در حال جابجایی بعد از مورد اصابت قرارگرفتنیک ماه بعد ناو موشک انداز وینسنز(به انگلیسی: USS Vincennes) برای مراقبت برای خروج ساموئل بی رابرتز و افزایش توان نظامی آمریکا بعد از درگیریهای متناوب با ایران به منطقه احضار شد. تنش فوق العاده باعث شد تا خدمه وینسنز به سمت هواپیمای پرواز شماره ۶۵۵ ایران ایر در یک پرواز تجاری عادی شلیک کنند ٫ که باعث کشته شدن ۲۹۵ نفر سرنشینان غیرنظامی و خدمه این هواپیما در ۳ ژوئیه شد ٫ کمتر از دو ماه از رسیدن وینسنز به منطقه. بر اساس گفته های دولت آمریکا، ایرباس ایرانی به یک هواپیمای اف-۱۴ در حال حمله اشتباه گرفته شد٫ دولت ایران هرچند ٫ بر این مدعا تاکید دارد که وینسنز با علم بر اینکه هواپیمای غیر نظامی است آن را مورد هدف قرار داده است. در ۶ نوامبر ۲۰۰۳ (میلادی) دیوان دادگستری بین‌المللی ادعای ایران برای دریافت خسارت تحت این عنوان که ایالات متحده پیمان دوستی دو کشور در سال ۱۹۵۵ (میلادی) را زیر پا گذاشته را رد کرد . این دادگاه همچنین ادعای بر عکس ایالات متحده مبنی بر خیانت ایران به پیمان فوق را رد کرد
  17. فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از آزمایش موشک جدیدی برای انهدام ناو و شناورهای دشمن در آبهای خلیج فارس تا شعاع 300 کیلومتری خبر داد. به گزارش خبرنگار مهر، سرلشگر پاسدار محمدعلی جعفری فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اشاره به توان موشکی سپاه پاسداران گفت: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی امروز این توان را دارد تا در نخستین دقایق حمله احتمالی دشمن بیشترین حجم موشکی را به سوی آنها شلیک و اهداف آنان را مورد هدف و انهدام قرار دهد. وی افزود: اگر تهدیدی اتفاق بیفتد و آن تهدید موشکی باشد ما معتقدیم که زمان جنگ محدود خواهد بود و دشمن به دنبال آن خواهد بود که در کوتاهترین محدوده زمانی به خاک ما حمله کند ولی ما به دنبال طولانی تر کردن زمان جنگ احتمالی خواهیم رفت تا از توان موشکی و غیر موشکی مان برای نابودی اهداف دشمن استفاده کنیم ولی با این حال بنده در همین جا اعلام می کنم که توان موشکی سپاه آنقدری هست که در دقایق اولیه جنگ حجم گسترده ای از موشک های خود را به سمت اهداف دشمن شلیک کند. سرلشگر جعفری تاکید کرد: همه تلاش ما این است در همان محدوده کوتاه بیشترین استفاده را از توان موشکی و غیر موشکی خود کنیم چرا که توان موشکی ما محدود نیست و این سخنانی را که برخی از رسانه های غربی می زنند دال بر جنگ روانی است. فرمانده سپاه در ادامه یادآور شد: امروز زمان زیادی است که در رابطه با تولید موشکی و بقیه سلاح ها متکی به خودمان هستیم و این با توجه به ذخایر عظیمی است که ملت ایران در اختیار دارد از جمله نیروهای انسانی که خود همین موضوع یک امر مهم در مقابله با دشمن است. وی در پاسخ به این سئوال که اگر جنگی رخ دهد جمهوری اسلامی ایران از بستن تنگه هرمز استفاده خواهد کرد یا خیر؟ گفت: تنگه هرمز یک تنگه بسیار مهم و استراتژیک است به طوری که طول ساحلی که ما در این تنگه داریم بسیار مهم است و از سوی دیگر وضعیت خاص آن و ارتفاعاتی که در طول ساحل وجود دارد همگی امکانات طبیعی و خدادادی است که در اختیار ماست و به طور نامحدود و راحت و با توجه به فاصله آبراه تنگه هرمز تا ساحل این تنگه در اختیار سلاح های ماست و از نظر ما محدودیتی برای بستن تنگه وجود ندارد. سرلشگر جعفری در ادامه درباره تهدیدات داخلی که مورد سئوال خبرنگاری بود گفت: همانطور که حضرت امام (ره) فرمودند دغدغه انقلاب ما از ناحیه تهدیدات داخلی است هر چند امروز در وضعیت تهدید خارجی نیز قرار داریم اما اینکه دشمن جرات حمله دارد یا خیر این جای سئوال است و آنها به خوبی می دانند اگر به سمت جمهوری اسلامی ایران بخواهند حمله کنند هیچ بعید نیست که نتیجه آن بالعکس شود همچون جنگ تحمیلی اما دغدغه امام (ره) از ناحیه تهدیدات داخلی بود و ما دیدیم که در دهه گذشته تهدیدات علیه انقلاب در حدی شد که مخالفین توقف انقلاب را صادر کردند اما با درایت امام (ره) و رهبری دشمنان ما به اهدافشان نرسیدند. وی ادامه داد: انقلاب اسلامی ما امروز هر چند که جهانی شده و هیچ کس نمی تواند جلودار آن باشد اما با این حال باید گفت تهدیداتی که وجود دارد می تواند از داخل هم باشد تهدیداتی که بالقوه است نه بالفعل. فرمانده کل سپاه در پاسخ به سئوال خبرنگاری مبنی بر اینکه آیا یگان موشکی کشور با ونزوئلا مانور مشترکی برگزار کرده و یا برگزار می کند گفت: چنین خبری صحت ندارد و هیچ رزمایش مشترکی قرار نیست بین دو کشور صورت بگیرد. سرلشگر جعفری در ادامه در پاسخ به سئوالی در خصوص تحولات ساختاری سپاه گفت: تحولات ساختاری در سپاه بر اساس شرایط است چرا که سپاه یک سازمان گسترده و بزرگ است و از آنجایی که ساختار سازمانی یک ابزار برای رسیدن به اهداف سازمانی است این ابزار باید متناسب با زمان و تهدیدات تغییر کند به ویژه برای سپاه که از ماموریت های متعددی برخوردار است. وی در ادامه گفت: این تحولات منجر به پویایی سازمانی سپاه خواهد شد که این امر در درون سپاه ضروری است و دیدیم که تغییرات ساختاری در نیروی مقاومت و نیروی زمینی سپاه برای رسیدن به یک وحدت تشکیلاتی آن هم در سطح استانها بوجود آمد تا این دو نیرو از قوت بیشتری برخوردار باشند. عضو شورای عالی امنیت ملی کشورمان در ادامه درخصوص تحرکات اسرائیل و آمریکا و جمع آوری اطلاعات از جمهوری اسلامی گفت: طبیعی است که دشمنان کشورمان برای کسب اطلاعات وضعیت داخل اقداماتی را انجام دهند ما هم در این زمینه فعال هستیم یکی از وظایف مهم سپاه در ابعاد نظام اشراف داشتن کامل اطلاعاتی به مواضع دشمن است. فرمانده کل سپاه در پاسخ به این سئوال که گفته می شود آزمایش موشکی سپاه موفقیت آمیز نبوده، گفت: تعداد موشک هایی که قرار بود همزمان شلیک شود با هم شلیک شد و با موفقیت این آزمایش صورت گرفت اما به دلیل تصویربرداری بد این اتفاق افتاده بود که دشمنان چنین ادعایی را بکنند. سرلشگر جعفری تاکید کرد: بنده به صراحت اعلام می کنم که این آزمایش به صورت موفقیت آمیز انجام شد و آزمایشی که در شب انجام شد آن نیز با موفقیت کامل انجام شد. وی در پاسخ به این سئوال که آیا اصلاح ساختاری سپاه بر اساس شرایط فعلی و تهدیدات موجود است، گفت: تغییرات در خط عملیاتی سپاه و ارتش بر اساس شرایط موجود صورت می گیرد که این اقدامات نشان از پویایی ما دارد سپاه در محدوده تنگه هرمز یک مسئولیت همه جانبه دارد و تمام توان نیروی دریایی سپاه که عمدتا به تجهیزات مدرن مجهز می باشند در سطوح مختلف آماده مقابله با تهدیدات هستند که تغییرات در ساختار سپاه نیز در همین راستاست. فرمانده کل سپاه انقلاب اسلامی در ادامه درباره آخرین وضعیت توان موشکی این نیرو گفت: امروز یگان موشکی سپاه از آمادگی بالایی برخوردار است به طوری که امروز تغییراتی در موشک شهاب 3 انجام داده ایم که دقت این موشک را بالاتر برده است. وی افزود: امروز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی موشک های قدرتمندی دارد که نیاز به افزایش برد نیست ولی اولویت در سازمان سپاه توسعه موشکی خود است و چند سالی است که تمرکز منابع و امکاناتی که در اختیار است در همین راستاست. سرلشگر جعفری تاکید کرد: امروز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بالای 90 درصد در یگان موشکی خود آمادگی دارد تا با هر تهدیداتی مقابله کند. عضو شورای عالی امنیت ملی درباره تهدیدات اخیر اسرائیل مبنی بر استفاده از آسمان عراق برای حمله به خاک جمهوری اسلامی گفت: اگر دشمنان ما به چنین چیزی رسیده اند جای امیدواری است که آنها به واقعیت دست یافته و می دانند که دشمن اصلی آنان انقلاب ماست و تا زمانی که این ماهیت رژیم اشغالگر قدس ادامه داشته باشد دشمنی نظام جمهوری اسلامی ایران با آنان ادامه خواهد داشت. فرمانده سپاه گفت: اسرائیل به دنبال ضربه زدن به ما است چرا که موجودیت خود را با انقلاب در خطر می بیند آنان مترصد فرصتی هستند تا به ما ضربه بزنند به همین دلیل بحث استفاده از فضای عراق را مطرح کرده اند. وی یادآور شد: اگر اسرائیل این کار را انجام دهد به منزله همکاری آمریکا با اوست ولی به اعتقاد ما بعید است که آمریکا چنین کاری را در شرایط فعلی انجام دهد چرا که آمریکا اگر چنین کاری را انجام دهد در اصل نیروهای خود را دچار ناامنی کرده است بر همین اساس ما فکر می کنیم که آمریکا این اجازه را به رژیم صهیونیستی ندهد. فرمانده سپاه در ادامه در پاسخ به این سئوال که تعریف شما از سپاه آینده چیست گفت: سپاه امروز عمر خدمتی 30 ساله دارد اما به دلیل آنکه مراقبت هایی که سپاه از خودش کرده است تلاش شده تا در سازمان خود تغییراتی را انجام دهد امروز ما شاهد آنیم که نیروهای قدیمی سپاه در حال خروج از این نیرو هستند و نیروهای جوان با داشتن اختیارات گذشته وارد سپاه می شوند که این امر باعث پیشرفت در سپاه خواهد شد. سرلشگر جعفری گفت: طرح و تحول عالی در سپاه نگاهش به آینده است و با تاکید بر اینکه نیروهایی که می خواهند وارد شوند وارد بستری شوند که آینده سپاه بهتر از گذشته باشد. وی همچنین در خصوص تغییر و تحول در نیروهای دریایی و هوایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفت: در حال حاضر هیچ تغییر دیگری قرار نیست صورت بگیرد اما طرح جامعی که در حال نهایی شدن است تغییراتی را نیز در نیروی هوایی و دریایی سپاه شاهد خواهیم بود این تغییرات در حالی خواهد بود که طرح به تصویب ستاد کل نیروهای مسلح برسد ولی با این حال باید بگویم که تغییرات به اندازه نیروی مقاومت و زمینی نیست. فرمانده سپاه همچنین در رابطه با توان جنگ الکترونیکی سپاه گفت: در این زمینه باید بگویم که ما هم در گذشته و حال دارای نیروهای خوبی در این زمینه بوده ایم البته باید گفت که توان ما از نظر سطح فناوری با دشمن برابری نمی کند اما ما متکی به نوع بکارگیری تجهیزات هستیم که همین امر جواب کمبودهای ما را در این زمینه می دهد. وی در رابطه باتعامل سپاه با دولت نهم که مورد سئوال یکی دیگر از خبرنگاران بود گفت: یکی از اهداف تغییر و تحولات در سپاه همکاری عمده با ارگان ها به خصوص بسیج است به طوری که عمدتا ما تقویت سپاه را در بسیج می دانیم در رابطه با همکاری سپاه با دولت نیز باید بگویم که دولت فعلی یک دولت بسیجی و انقلابی است و در راستای اهداف امام و انقلاب حرکت می کند. سرلشگر جعفری افزود: این دولت به دنبال تحقق عدالت است که این امر بسیار سخت و مشکل است ولی می بینیم که تغییر و تحولات بسیار خوبی در حال رخ دادن است که ما آن را به فال نیک می گیریم و با تمام توان از دولت نهم حمایت می کنیم و آن را وظیفه سازمانی خود می دانیم. فرمانده سپاه پیش از پاسخ به سئوالات خبرنگاران ضمن تبریک روز پاسدار و اعیاد شعبانیه گفت: امروز سپاه حدود 30 سال از عمر بابرکت خود را می گذراند. سپاه در ابتدای پیروزی انقلاب به عنوان بازوی مسلح و بازوی فرهنگی - نظامی، سیاسی انقلاب همواره در کنار رهبر انقلاب و زمان حضرت امام خمینی (ره) انجام وظیفه می کرده و همیشه به دنبال آرمان های شهدا بوده است. وی تاکید کرد: سپاه امروز افتخار می کند که به انقلاب اسلامی به رشد و بالندگی بالایی رسیده است. فرمانده سپاه با اشاره به وضعیت کنونی این نیرو گفت: وضعیت سپاه نسبت به گذشته متفاوت است و دارای کوله باری از تجربه های اجتماعی، سیاسی و ... است. وی ادامه داد: امروز سپاه مجهز به سلاح های پیشرفته و انبوه در داخل است که این موضوع قابل مقایسه با گذشته نیست. سرلشگر جعفری افزود: سپاه امروز به طور سازمانی به دریای بیکران مردم بسیجی وصل است که آماده دفاع از همه صحنه های انقلاب هستند و این جنبه، آمادگی سپاه را نسبت به گذشته بالاتر می برد. خبرگزاري مهر
  18. دی ماه سالروز عملیات پیروزمندانه کربلای پنج است پس از پایان این عملیات بود که تلاش‌های بین‌المللی برای پایان دادن به جنگ افزایش یافت. سنگینی شرایط دشوار پس از عملیات كربلا - 4 ضرورت انجام عملیات دیگری را ایجاب می‌كرد. عملیاتی كه پیروزی آن تضمین شده باشد و ضمناً از جنبه نظامی و سیاسی بسیار ارزشمند باشد تا آثار نامطلوب كربلا-4 را جبران نماید. ارزشمندترین منطقه موجود، شلمچه بود كه دشمن در آن مستحكمترین مواضع و موانع را داشت؛ بطوری كه عبور از آنها غیرممكن می‌نمود و با توجه به اصول نظامی شناخته شده و محاسبات كمی، ضریب موفقیت بسیار ناچیز بود و بالطبع تضمین پیروزی از سوی فرماندهان عملیات را غیرممكن می‌ساخت؛ لیكن ضرورت غیرقابل انكار ادامه جنگ در آن موقعیت و لزوم تسریع در تصمیم‌گیری پس از عملیات كربلا-4 سبب گردید كه صرفاً برای انجام تكلیف و با امید به نصرت الهی، تمامی نیروهای خودی اعم از رزمنده و فرمانده برای عملیات بزرگ كربلا-5 آماده شوند. اهداف عملیات منطقه شلمچه به لحاظ اهمیت سیاسی و نظامی آن، به عنوان یكی از معابر وصولی شهر بصره، همواره در زمره اهداف قوای نظامی جمهوری اسلامی ایران قرار داشت. در صورت تسلط بر این منطقه، جمهوری اسلامی می‌توانست برتری خود در جنگ را به اثبات برساند. موقعیت منطقه منطقه عملیاتی شلمچه كه در جنوب شرقی شهر مهم بصره قرار گرفته و تقریباً نزدیكترین محور وصولی به این شهر به شمار می‌آید، به مناطق و محورهای زیر محدود می‌باشد: از شمال، به آبگرفتگی جنوب زید از شرق، به دژ مرزی ایران و عراق از جنوب، به رودخانه اروند و اروند صغیر از غرب، به كانال زوجی و شهرهای تنومه و الحارثه. این منطقه از تعداد زیادی نهر، كانال، خاكریز، جاده و ... تشكیل شده است كه همه آنها در بخش شمالی اروند قرار دارند. همچنین، آبگرفتگي‌های متعددی در این منطقه وجود دارند كه از سوی ارتش عراق به عنوان موانعی در مقابل هرگونه نفوذ قوای جمهوری اسلامی ایجاد شده‌اند. استعداد دشمن منطقه عملیاتی در حوزه پدافندی سپاه سوم عراق بود و سه لشكر 11 پیاده، 5 مكانیزه و 3 زرهی در این منطقه مستقر بودند. با شروع عملیات، تعداد دیگری از لشكرهای عراق به تدریج در منطقه عملیاتی حضور یافتند. این لشكرها عبارت بودند از: الف- پیاده: لشكرهای 2، 4، 7، 8، 22، 32، 14، 15، 25، 18، 30، 29، 27، 28، 33، 20 و 35 ب- زرهی: لشكرهای 6، 10 و 12 ج- مكانیزه: لشكر 1 د- گارد ریاست جمهوری: لشكرهای 1، 2، 3 و 6 در ذیل، تمامی یگان‌هایی كه به منطقه كربلا - 5 اعزام شدند، بر حسب تیپ آورده شده است: الف- پیاده: تیپهای 36، 4، 5، 29، 18، 19، 38، 39، 23، 22، 28، 45، 47، 48، 14، 44، 71، 72، 74، 75، 76، 78، 79، 81، 82، 83، 84، 88، 90، 91، 93، 94، 95، 96، 101، 102، 103، 105، 106، 107، 109، 111، 112، 113، 114، 116، 117، 118، 119، 120، 238، 412، 413، 417، 418، 421، 422، 423، 426، 428، 429، 430، 431، 435، 436، 437، 438، 439، 442، 443، 501، 502، 506، 603، 604، 605، 701، 702، 703، 704، 707، 801 و 805 ب- زرهی: تیپهای 34، 6، 12، 26، 30، 16، 17، 42، 37، 50 و گردان تانك لشكر 11 پیاده ج- مكانیزه: تیپ‌های 27، 8، 20، 15، 25، 24، 46 د- گارد ریاست جمهوری: تیپ‌های 4، 5، 6، 7، 8، 16، 17 پیاده، 2 و 10 زرهی، 1 مكانیزه، 3 نیروی مخصوص و 11 كماندو هـ- نیروی مخصوص: تیپ‌های 65، 66 و 68 و- كماندو: تیپ‌های 1، 2 و 3 ستاد كل، هفت تیپ كماندویی از سپاه‌های هفت گانه و پنج گردان مستقل كماندو. ز- توپخانه: 46 گردان سازمان رزم خودی براساس موجودی 200 گردان نیرو، سازمان رزم به شكل زیر طراحی شد: قرارگاه خاتم‌الانبیاء(ص) قرارگاه كربلا لشكر 25 كربلا لشكر 41 ثارالله(ع) لشكر 19 فجر لشكر 10 سیدالشهدا(ع) لشكر 31 عاشورا تیپ مستقل 33 المهدی(عج) تیپ مستقل 18 الغدیر تیپ مستقل 48 فتح قرارگاه نجف لشكر 17 علی‌بن‌ابیطالب(ع) لشكر 5 نصر لشكر 105 قدس لشكر 155 ویژه شهدا لشكر 21 امام رضا(ع) تیپ مستقل 57 حضرت ابوالفضل(ع) تیپ مستقل 29 نبی‌اكرم(ص) تیپ مستقل 12 قائم(عج) قرارگاه قدس لشكر 27 محمد رسول‌الله(ص) لشكر 7 ولی‌عصر(عج) لشكر 8 نجف اشرف لشكر 14 امام حسین(ع) لشكر 32 انصارالحسین(ع) تیپ مستقل 44 قمر بنی‌هاشم(ع) همچنین، گردان مستقل 38 زرهی ذوالفقار، تیپ 20 زرهی رمضان و تیپ توپخانه 15 خرداد تحت امر قرارگاه خاتم‌الانبیاء(ص) بودند. در مجموع، 24 گردان توپخانه آماده آتش وجود داشت. در جریان عملیات نیز قرارگاه عملیاتی نوح و تیپ‌های مستقل 110 خاتم‌الانبیاء(ص) و 22 بدر به سازمان رزم عملیات ملحق شدند. طرح عملیات در همان بحث‌های اولیه طراحی مانور عملیات، چنین تدبیر شد كه یك محور هجوم در شمال منطقه پنج ضلعی و یك محور نیز در جناح راست آن، با عبور از كانال پرورش ماهی، قرار داده شود. در چنین صورتی، دشمن كه استحكامات منطقه را اغلب در جهت پدافند از شرق احداث كرده بود، با هجوم قوای جمهوری اسلامی از شمال به جنوب مواجه می‌شد. به دلیل محدودیت زمین و وابستگی منطقه پنج ضلعی با جناح راست منطقه عملیات، مقرر شد قرارگاه كربلا ماموریت شكستن خط و گرفتن "جای پا"ی اولیه را به عهده داشته باشد و دو قرارگاه قدس و نجف با عبور از این "جای پا" منطقه تصرف شده را توسعه دهند. شرح عملیات فرمان آغاز درگیری در ساعت 01:35 مورخ 19/10/1365 - با رمز یازهرا(س) - به یگان‌های خط‌ شكن ابلاغ شد. نیروهای قرارگاه كربلا با درهم شكستن مواضع دشمن در محورهای كانال پرورش ماهی، منطقه پنج ضلعی و شلمچه درصدد برآمدند با یكدیگر الحاق كنند. قرارگاه نجف نیز كه در شب اول عملیات تنها با یك لشكر در جزیره بوارین - به منظور فریب دشمن - وارد عمل شده بود، توانست بطور موقت و محدود در خط اول ارتش عراق در این جزیره رخنه كند. در ادامه عملیات، نیروهای خودی ضمن درهم شكستن دو پاتك عراق به سوی شلمچه پیشروی كرده و در ساعت 10 صبح به مجاورت كانال "هفت دهنه" رسیدند و با تصرف دو موضع هلالی شكل اول و دوم و موقعیت خود در منطقه پنج ضلعی و شلمچه را مستحكم كردند. عملیات در شب دوم در حالی ادامه یافت كه دشمن با آگاهی از تلاش اصلی فرماندهی عملیات، یگان‌هایی را كه به فاو و سایر مناطق عملیاتی برده بود، به سرعت به منطقه شلمچه منتقل می‌كرد. بخش اعظم تلاش دشمن به عقب راندن نیروها از غرب كانال و نیز جلوگیری از ایجاد الحاق در مثلث نوك كانال معطوف شده بود. به همین خاطر، در این شب كه قوای قرارگاه‌های قدس و نجف وارد عمل شده بودند، عواملی همچون آتش دشمن، نداشتن مواضع مناسب برای پدافند و ... موجب شد تا فقط به انهدام نیروی دشمن و استحكام مواضع متصرفه در روز اول و نیز برهم ریختن آرایش نیروهایی كه خود را برای پاتك آماده می‌كردند، بسنده شود. با آغاز روشنایی روز دوم عملیات، پاتك‌های سنگین دشمن - بیش از 20 مورد - در غرب كانال پرورش ماهی شروع شد كه در هر پاتك، رزمندگان خودی با تحمیل تلفات به یگان‌های دشمن، آنها را عقب می‌راندند. در شب سوم، پد " بوبیان"، بخشی از جاده آسفالت در جنوب كانال پرورش ماهی، پل دوم و نیز مواضع هلالی شكل نوك كانال به تصرف نیروهای قرارگاه كربلا درآمدند. نیروهای قرارگاه نجف نیز ضمن تصرف سومین موضع هلالی شكل، روی دژ مرزی پیشروی كرد. همچنین، قوای قرارگاه قدس حركت خود را در شرق نهر" دوعیجی "آغاز كرده و ضمن پاكسازی مواضع هلالی شكل سوم و چهارم، به جاده شلمچه دست یافتند و در نتیجه، یگان‌های دو قرارگاه قدس و نجف موفق شدند اهداف مرحله اول عملیات را تامین كنند. در ادامه، یگان‌های قرارگاه قدس به منظور تصرف خط دشمن در مجاورت نهر جاسم به پیش رفتند، لیكن به دلیل مقاومت نیروهای عراقی كه تا صبح روز بعد ادامه داشت، مجبور شدند تا خطر نهر دوعیجی عقب‌نشینی كنند. ساعت 9 صبح فشار هوایی و بمباران خطوط عملیاتی و عقبه‌های خودی همراه با بكارگیری سلاح‌های شیمیایی افزایش یافت و دشمن توانست نیروهای مستقر در محور كانال ماهی را عقب براند. در شب چهارم نیز طرح عملیات شب قبل مجدداً تكرار شد و همه یگان‌ها - به جز یك یگان كه وارد بوارین شده بود - پس از انهدام نیرو و در نهایت با روشن شدن آسمان به خطوط پدافندی روز قبل خود بازگشتند تا برای آغاز ماموریت بعدی آماده شوند. در ابتدای روز چهارم، پاتك دشمن به جزیره بوارین آغاز شد كه با تلاش نیروهای قرارگاه نجف این پاتك با ناكامی مواجه گردید. در محور قرارگاه كربلا نیز برای حفظ مواضع جناح راست و تثبیت موقعیت در منطقه كانال پرورش ماهی، نیروهای خودی به رها كردن آب مبادرت ورزیدند. به این ترتیب، پیشروی در این محور متوقف شد و عملیات با دو هدف اصلی "تصرف خط نهر جاسم" و "پاكسازی جزیره بوارین" ادامه یافت. از ساعت 3 بامداد روز پنجم عملیات، دشمن پاتك خود را در غرب كانال ماهی همراه با شدیدترین و پرحجم‌ترین آتش توپخانه در طول جنگ آغاز كرد و نهایتاً پس از حدود 5/2 ساعت تنها توانست دو موضع هلالی شكل را بازپس گیرد. با فرا رسیدن شب، یگان‌های قرارگاه نجف ماموریت دیگری را با هدف تصرف كامل بوارین و مقر دشمن آغاز كردند و موفق شدند فقط به هدف دوم (تصرف مقر دشمن) دست یابند. در روزها و شبهای بعد نیز ، رزمندگان خودی طی درگیری‌های متعدد توانستند علاوه بر استقرار در شرق نهر جاسم، قسمتی از غرب این نهر را به عنوان "سرپل" به دست آورند. متقابلاً، دشمن در حالی كه تلفات بسیاری را متحمل شده و زمین ارزشمند شرق نهر جاسم را از دست داده بود، با تداوم عملیات در غرب این نهر و پذیرش تلفات بیشتر، سرانجام برای جلوگیری از پیشروی قوای نظامی سپاه پاسداران، تعداد زیادی از یگان‌های خود را وارد منطقه كرد. در این میان، با توجه به مشكلات، موانع و كمبودهای موجود به نظر می‌رسید تداوم عملیات در غرب نهر جاسم و دستیابی به كانال زوجی به سهولت امكان‌پذیر نیست. بنابراین، در تاریخ 7/11/1365 مقرر شد مهلت دوهفته‌ای به یگان‌های عمل كننده -فرصت بازسازی و تجدید قوا - داده شود تا آمادگی لازم را برای ادامه عملیات بیابند. در شامگاه مورخ 3/12/1365، مرحله تكمیلی عملیات آغاز شد و نیروها با پیشروی در محور نهرجاسم موفق گردیدند چهارراه شلمچه را به تصرف خود درآوردند. متقابلاً، دشمن نیز با فرارسیدن صبح، علاوه بر انجام سه مورد پاتك - همراه با استفاده از سلاح شیمیایی - خطوط خود در این محور را تقویت كرد. در ادامه عملیات، نیروهای خودی موفق شدند تا روز 13/12/1365 ضمن پیشروی در غرب كانال ماهی و تصرف هلالی شكل شوم و نیز تسخیر یكی از مستحكمترین قرارگاه‌های دشمن در منطقه، به انهدام نیروهای دشمن بپردازند. نتایج عملیات عبور از موانع نفوذناپذیر دشمن در شرق بصره و حضور در حومه این شهر به گونه‌ای اهمیت یافت كه متعاقب این عملیات: - موقعیت سیاسی و نظامی عراق تضعیف شد و در نتیجه حملات گسترده این كشور به مراكز اقتصادی، صنعتی و مسكونی ایران بار دیگر آغاز شد. - اوضاع جبهه‌های نبرد به سود قوای نظامی ایران تثبیت شد و سپاه پاسداران یكی از ارزنده‌ترین تجارب نظامی خود را كسب كرد. - تلاش‌های بین‌المللی برای پایان دادن به جنگ افزایش یافته و به تصویب قطعنامه 598، كه در آن برای اولین بار تا حدودی نظریات جمهوری اسلامی ایران ملحوظ شده بود، در شورای امنیت سازمان ملل انجامید. - حضور گسترده نظامی امریكا و متحدینش در خلیج فارس آغاز شد و یكی از هواپیماهای مسافربری ایران توسط ناوگان امریكا ساقط گردید. - آخرین آمار انهدام نیروی دشمن از شروع عملیات كربلا 5 تا پس از عملیات تكمیلی كربلا 5 به شرح زیر است: الف- انهدام 55 تیپ زرهی، مكانیزه، نیروی مخصوص و پیاده به میزان 100% و 67 تیپ به میزان 50% ب- كشته شدن حدود 30 هزار نفر و مجروح شدن حدود 70 هزار نفر. ج- به اسارت درآمدن 2650 نفر د- انهدام 870 تانك و نفر، 1000 خودرو، 180 توپ صحرایی، 120 توپ ضدهوایی، 400 خمپاره انداز و تفنگ 106 میلمتری، 45 هواپیما و 7 هلی‌كوپتر هـ- اغتنام 230 تانك و نفربر، 200 خودرو، 20 توپ صحرایی، 100 توپ ضدهوایی، 250 خمپاره‌انداز و تفنگ 106 میلیمتری و 100 دستگاه مهندسی. پايان -------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- درسهای کربلای 5 باید در دانشگاه تدریس بشود امروز طرحهای عملیاتی سپاه ، در والفجر 8 ، در کربلای 5 ، در عملیاتهای مهم جنگ در طول چند سال ، درسهای قابل استفاده برای همه دانشگاههای جنگ است . کسانی که اهل دانش نظامی هستند ، می دانند یکی از دشوارترین و غیر قابل دسترس ترین تاکتیکهای نظامی و جنگی عبور از رودخانه است ، آنوقت عبور از رودخانه ، در والفجر 8 ، آن هم رودخانه اروند اعجاب انگیز است . در هیچ دانشگاهی هم این را نخوانده بودند ، اما امروز کاری که آنها کردند ؛ در دانشگاهها می تواند تدریس بشود و تدریس هم می شود . همین الآن ، همین حالا دارد تدریس می شود . یا ( عملیات ) کربلای 5 و انهدام دژهای تسخیرناپذیر عراق که به وسیله شورویهای آن روز به وجود آمده بود و یک تاکتیک غیر قابل ضربه و ضد ضربه بود . می گفتند اصلا ضد تدبیر ندارد ، به هیچ تدبیری نمی شود آن را از بین برد . تاکتیکی است که ضد تاکتیک ندارد . واقعش هم ، همین جور بود . اگر ابتکار نظامی برخاسته از شور ایمان و فداکاری بچه ها نبود ، همین جور بود . قابل دسترس نبود ... فرمانده کل قوا آیت الله خامنه ای 23/7/1374 منبع : آوینی
  19. شناور رادارگریز ذوالفقار موفقیت‌های متعدد شناورهای تندرو در نبردهای دریایی سبب شده استفاده از این جنگ‌افزار ساده و کم هزینه به عنوان یکی از تاکتیک‌های اصلی دفاع ساحلی در بسیاری از کشورهای جهان مد نظر قرار گیرد. اهمیت بکارگیری قایق‌های تندرو به ویژه زمانی اهمیت پیدا می‌کند که رویارویی کلاسیک در برابر یک قدرت برتر کارایی چندانی نداشته باشد. در کشور ما نیز در نیروی دریایی سپاه و ارتش این مهم مورد توجه قرار گرفته به گونه‌ای که در سال‌های اخیر شاهد تولید و بهینه‌سازی‌های گسترده این جنگ‌افزار بوده‌ایم. سرعت، قدرت بالای تهاجمی در حملات پر‌حجم، مانور پذیری بالا، هزینه تولید پایین، آثار قابل‌رهگیری بسیار کم از جمله مزیت‌های اصلی شناورهای تندرو است که آنها را برای بکارگیری در عملیات‌های بزن در رو مناسب می‌سازد. قایق‌های تندرو مزایا و معایب قایق‌های تندرو دارای برخی مزایا‌ی مهم به ویژه در مناطق ساحلی هستند. اکثر شناورهای تندرو جدید دارای سرعت بالا و آبخور کم هستند که آنها را قادر می‌سازد به راحتی در مناطق کم عمق به عملیات بپردازند. اندازه کوچک این جنگ‌افزار سبب دشواری کشف آن می‌شود، حتی در صورت کشف شدن هدف قرار دادن یک شناور تندرو با توجه به جثه‌ی کوچکش بسیار دشوار است. این عوامل سبب می‌شود شناورهای تندرو بتوانند در مناطقی که شناورهای سنگین قادر به حضور در آنها نیستند؛ به عملیات بپردازند. وقتی سرعت و مانور پذیری بالا را در کنار عوامل فوق‌الذکر قرار دهیم شاید از خود بپرسیم خوب همه چیز مهیاست!؟ هرچند شناورهای تندرو دارای مزیت‌های فراوان هستند اما با برخی محدودیت‌هی تاکتیکی نیز مواجه‌اند. به عنوان مثال شناورهای تندرو دارای برد عملیاتی و پایداری محدود هستند. علاوه بر این با توجه به جثه‌ی کوچک در بکارگیری تسلیحات محدود هستند، عدم وجود زره خدمه‌ی آنها را در معرض آسیب قرار می‌دهد و تعادل نه چندان مناسب آنها، سبب کاهش دقت هدف گیری می‌شود. لذا شناورهای تندرو مجبور به نزدیک شدن به اهداف خود هستند، در سرعت‌های بالا و در حین مانور به سختی می‌توانند با دشمن مقابله کنند و نمی‌توانند بیش از حد از سواحل فاصله بگیرند. یکی از مهم‌ترین برگ‌های ‌برنده شناورهای تندرو در برابر شناورهای سنگین استفاده از اصل غافل‌گیری و فریب است. درگیری با شناورهای سنگین به ویژه در مناطق پرترافیکی چون تنگه‌ها، ورودی خروجی بنادر و... با توجه به امکان مانور کم یک مزیت جغرافیایی را برای شناورهای تندرو ایجاد می‌کند. اما همان طور که میدانیم تسلیحات مورد استفاده در قایق‌های تندرو محدود است، لذا لازم است این جنگ‌افزار به صورت گروهی و پرحجم مورد استفاده قرار گیرد، اما همین امر سبب می‌شود برگ‌برنده‌ای که ذکر کردیم تا حد زیادی رنگ ببازد. شناور بليدرانر تهدیدها برای برنامه ریزی هرچه بهتر لازم است تهدیدهای پیش رو را بدون اغماض بررسی کنیم. برای اقدام متقابل در برابر تسلیحات دشمن چه روش‌هایی را می‌توان بکار گرفت؟ بدیهی است معایبی که پیش از این ذکر کردیم باعث آسیب‌پذیری بیشتر شناورهای تندرو در برابر تسلیحات دشمن می‌شود برای کاهش تاثیر این معایب و پوشش دادن آنها چه راهکارهایی وجود دارد؟ در ادامه برخی تهدیدات و راهکارهای پیش رو را بررسی می‌کنیم. تسلیحات توپخانه‌ای عدم استفاده از زره قوی در قایق‌های تندرو آنها را در برابر تسلیحات توپخانه‌ای آسیب‌پذیر می‌سازد. بدیهی است قایق‌هایی که عمدتاً از جنس فایبرگلاس یا آلومینیوم هستند، نمی‌توانند مقاومت بالایی در برابر گلوله‌های ترکش‌شونده یا نفوذ‌کننده داشته باشند به عنوان مثال توپ میلنیوم دارای انواع متعددی از گلوله‌‌هاست، یکی از این گلوله‌ها یعنی ABM دارای تعداد 152 ترکش کوچک است که در صورت برخورد به شناور خدمه را در معرض خطر جدی قرار می‌دهد. تصاویر زیر به خوبی بالقوه بودن خطر تسلیحات توپخانه برای قایق‌های تندرو را نمایش میدهد. بدیهی است برای تقابل با تسلیحات توپخانه هیچ روش سختی را نمی‌توان در نظر گرفت! برای کاهش خطر این نوع تسلیحات از روش‌های اقدام متقابل نرم استفاده کنیم. لذا لازم است: الف) به شناور دشمن کمتر نزدیک شویم، در واقع در برد تسلیحات دشمن قرار نگیریم. ب) در صورت اجبار به نزدیک شدن، مانورهای پرسرعت تنها راه گریز است. پ) ساده‌ترین راه دیده نشدن! (در این مورد در بخش بعد بیشتر بحث خواهیم کرد.) راهکارهایی که برای دستیابی به اهداف فوق پیشنهاد می شود عبارت‌انداز: 1- در نظر گرفتن یک زره حداقلی برای حفاظت خدمه. 2- افزایش برد تسلیحات. 3- استفاده از تسلیحات شلیک کن فراموش کن. 4- حذف پنجره‌های شیشه‌ای و بکارگیری یک سایت دید 360 درجه‌ای همانند آنچه در خودروهای زرهی مورد استفاده است. 5- در نظر گرفتن پوشش مناسب برای مقرهای شلیک. در صورت طراحی مقرها به صورت تاشونده، این امر به کاهش سطح مقطع راداری نیز کمک میکند. 6- در نظر گرفتن پوشش مناسب برای تجهیزات حساس. ( اصطلاح من: بیا تو در رو ببند!) بیا تو در رو ببند! هواگردها، بمب‌های غیرهدایت‌شونده از دیگر معضلات اصلی که قایق‌ها با آنها روبرو هستند هواگردها و تسلیحات غیر‌هدایت‌شونده است. بد نیست بدانیم یکی از معضلاتی که ایالات متحده جهت مقابله با قاچاقچیان دریایی روبروست بحث استفاده قاچاقچیان از قایق‌های تندرو است، علاوه بر چابکی بالا، کشف این قایق‌ها آنها را مبدل به یک معضل می‌کند. برای حل این مشکل این کشور یک راهکار ساده و موثر در نظر گرفته است و آن استفاده از بالگردهاست. بالگردها قادرند یک قایق تندرو را با استفاده از توپ یا تسلیحات غیرهدایت‌شونده راکتی خود مورد هدف قرار دهند. همچنین جنگنده‌ها قادرند با استفاده از توپ‌ها، بمب‌های خوشه‌ای، بمب‌های ترکش‌شونده و حتی ناپالم قایق‌ها را با مشکل مواجه سازند. احاطه بالگرد بر قایق غیرمسلح برای مقابله با این نوع تهدیدات همه‌ی راهکارهای فوق‌الذکر را باید مدنظر قرار داد علاوه بر این می‌توان با مسلح کردن قایق‌ها به تسلیحات ضدهوایی دوش‌پرتاب سبک، با لانچر کنترل‌شونده، هواگردها را از نزدیک شدن بیش از حد به قایق‌ها بر حذر داشت. شاید بهتر باشد به جای مسلسل‌هایی که در سینه‌ی قایق تعبیه می‌شود یک لانچر سبک موشکی تعبیه کنیم!؟ جهت مقابله با بمب‌های ناپالم کافی است کلیه‌ی تجهیزات حساس و آسیب‌پذیر مانند رادار، سیستم تهویه، مقر شلیک و... را به درون یک زره حداقلی منتقل کرد. تعبیه دوش‌های آب بر روی قایق علاوه بر کاهش تهدیدات ناپالم، آثار مادون قرمز را به شدّت کاهش خواهد داد. سامانه تایفون تولید شده توسط رژیم صهیونیستی تسلیحات هدایت شونده تسلیحات هدایت‌شونده هرچند کار رهگیری را سهل می‌سازند اما وابستگی آنها به علائم تولیدی شناور هدف، نقطه‌ی ضعف اساسی آنهاست، لذا بکارگیری روش‌های اقدام متقابل نرم در برابر این نوع تسلیحات حیاتی است. در این مورد پیش از این در تاپیک‌های دیگری مفصلا بحث کرده‌ایم و در اینجا به برخی جنبه‌های تاکتیک‌های نرم که در قایق‌های تندرو قابلیت بکارگیری دارند اشاره می‌کنیم. 1- جهت منحرف کردن بمب‌ها و موشک‌های لیزری: بکارگیری لایه دود سامانه‌های جمینگ لیزر 2- تقابل با موشک‌های راداری: طراحی خاص بدنه جهت کاهش علائم راداری کاهش ارتفاع شناور بکارگیری مواد با RCS پایین پنهان کردن کلیه‌ی تجهیزات و تسلیحات (بیا تو در رو ببند.) استفاده از چف 3- در برابر تسلیحات مادون‌قرمز: به حداقل ممکن رساندن علائم گرمایی. بهتر است دود اگزور را درون آب "پخش" کنیم. استفاده از دوش آب در سطح قایق به عنوان روشی موثر، کم هزینه و ساده مطرح است. رنگ‌آمیزی صحیح به نحوی که استتار را تحت تاثیر قرار ندهد. پنهان کردن کلیه تجیزات گرم زیر لایه‌های پوششی مناسب استفاده از شراره دود اگزوز دعوت‌نامه‌ای برای موشک‌های حرارتی 4- تسلیحات تلوزیونی با توجه به یکنواخت بودن دریا به لحاظ تصویری کشف و روهگیری یک قایق تندرو به سادگی امکان‌پذیر است. البته این تسلیحات را نمی‌توان شب هنگام به کار گرفت. راهکارهای پیشنهادی: رنگ‌آمیزی استتاری صحیح بکارگیری لایه دود بهم زدن الگوی تصویری یکنواخت دریا افزایش بیش از پیش سرعت، راهکاری ساده سرعت‌های 100 تا 400 کیلومتر در ساعت رقم‌هایی هستند که امروزه در مسابقات قایق‌های تندرو رقم هایی معمولی خطاب می‌شوند! بد نیست بدانیم رکورد بالاترین سرعت شناور تندرو متعلق به کن واربی استرالیایی است، وی موفق شد با شناور "روح استرالیا" رقم باور نکردنی 511 کیلومتر برساعت را در تاریخ 8 اکتبر 1987 به ثبت برساند. افزایش سرعت هرچند شناور را با ریسک بالایی روبرو می‌کند اما کارایی آنرا را در عملیات‌های بزن در رو به شدت افزایش می‌دهد. نویسنده: محمّدمهدی محمّدی هرگونه کپی برداری بدون درج لینک این صفحه به عنوان منبع خلاف قانون، شرع و اخلاق پژوهشی بوده و مایه دلسردی نویسنده است. این تاپیک را با نظرات سازنده‌ی خود تکمیل کنید. شادی روح شهید عزیز سپهبد علی صیاد شیرازی صلوات.
  20. در ۲۵ فوريه ۵(۱۹۲۵ اسفند ۱۳۰۴) اولين خلبان ايراني كه كلنل احمدخان نخجوان نام داشت يك هواپيماي برژت -۱۹ را با پرچم و نشان ايران از فرانسه به پايگاه قلعه مرغي تهران پرواز داد. كلنل نخجوان در فرانسه دوره ديده بود و فقط ۲۰۰ ساعت پرواز داشت. بدين ترتيب در اين تاريخ اولين هواپيماي نيروي هوايي ايران با خلباني يك ايراني مرزهاي بين المللي را درنورديد و به فضاي پروازي ايران رسيد. در اين زمان ديگر خلبانان ايراني تحت نظارت يك استاد خلبان آلماني به نام «شفر» در ايران دوره مي ديدند. خريد هواپيما قسمت آسان كار بود. آموزش خلبانان براي پرواز كردن با آنها، نفرات پشتيباني زميني براي نگهداري و تعمير آنها و ساختن فرودگاه ها قسمت سخت كار بود كه زمان هم مي برد. در همين دوره زماني نيروي هوايي ايران از قالب يك اداره كوچك در ستاد فرماندهي ارتش خارج شده و به يك نيروي جداگانه تبديل شده بود كه «نيروي هوايي ارتش شاهنشاهي ايران» نام گرفته بود؛ اولين فرمانده نيروي هوايي ايران هم كسي نبود به جز كلنل احمدخان نخجوان. در سال ۱۹۲۴ (۱۳۰۳) اولين گروه از دانشجويان دوره خلباني و تكنسين پرواز به روسيه و فرانسه فرستاده شدند. بعدها در سال ۱۹۲۹ (۱۳۰۸) ايران ۱۵ خلبان داشت كه شش نفر از آنها در مدرسه پرواز ايستر فرانسه و ۹ نفر ديگر در مدرسه پرواز سباستوپول روسيه آموزش خلباني ديده بودند. در اين سال IIAF مخفف Imperial Iranian Air Force داراي ۳۳ فروند هواپيما از ۹ مدل مختلف بود. طي ۱۵ سال به يعني تا آغاز جنگ جهاني دوم بيش از ۳۰۰ هواپيما از ۱۸ مدل مختلف در اختيارنيروي هوايي ايران بود. در همان زمان هشت پايگاه هوايي كه مدارس آموزش خلباني و يك مركز آموزش تعميرات و نگهداري را شامل مي شدند ساخته شده بود. يك كارخانه مونتاژ هواپيما به نام «شهباز» هم ساخته شده بود كه قادر بود سه مدل مختلف هواپيما را مونتاژ كند. در سال ۱۹۴۱ (سوم شهريور ۱۳۲۰) بي طرفي ايران در جنگ جهاني دوم نقض شد و نيروهاي هوايي و دريايي انگليس و روسيه از شمال و جنوب به ايران حمله كردند. نيروي هوايي جوان ايران كه به تازگي به ساختن ساختارهاي اساسي خود مشغول شده بود، تحت هيچ شرايطي توانايي رويارويي با اين نيروي عظيم و توانمند را نداشت. با اين وجود تعدادي از پرسنل جوان اين نيرو تصميم به مقابله با بيگانه گرفتند و با كنترل پادگان قلعه مرغي دو هواپيما از اين پادگان به خلباني سروان وثيق و استوار شوشتري كه با شليك ضدهوايي مواجه شده و به ناچار آسمان تهران را ترك كردند. نيروهاي ائتلاف انگليس و روسيه كنترل دو پايگاه هوايي ايران را در دست گرفتند. آنها به ترتيب در مهرآباد و قلعه مرغي مستقر شدند. از نيروي هوايي جوان ايران تقريباً هيچ چيز باقي نماند. پس از پايان جنگ ارتش بريتانيا ايران را ترك گفت اما ارتش روسيه از ترك ايران سر باز مي زد و كنترل شمال ايران را در اختيار داشت. سه ماه پس از اين اتفاق نيروهاي سرخ روسيه ايران را ترك گفتند. پس از اين نيروي هوايي ايران هميشه به عنوان نيروي برتر در خاورميانه شناخته مي شود. موقعيت استراتژيك ايران توسط آمريكا ناديده گرفته نشد و آمريكا از اوايل دهه ۱۹۶۰ شروع به فروش تعداد زيادي از هواپيماهاي پيشرفته خود به ايران كرد. در سال ۱۹۶۵ ميلادي ايران اولين هواپيماجت خود با نام اف - ۸۴ جي جت ثاندر دريافت كرد. در سال ۱۹۶۵ هواپيماهاي اف-۵ فريدم توسط ايران خريداري شدند و به دنبال آن در سال ۱۹۶۸ اف-۴ فانتوم هم به ايران فروخته شد. در سال ۱۹۷۰ ايران داراي قوي ترين نيروي نظامي در منطقه بود. قبول فروش هواپيماهاي فوق پيشرفته اف-۱۴ اي تام كت به همراه موشك هاي پيشرفته اي آي ام - ۵۴ فينيكس از سوي آمريكا به ايران نشان دهنده روابط بسيار گرم بين ايران و آمريكا بود. در پي وقوع انقلاب اسلامي در سال ۱۹۷۹ دكترين و استراتژي نظامي ايران تغيير يافت و ايران ديگر به خريد تسليحات پيشرفته و گرانقيمت علاقه نشان نداد و همين باعث ايجاد نوعي تغيير قدرت در منطقه شد. ايران ديگر نه تنها دوست صميمي آمريكا نبود، كه به خاطر سياست هاي امپرياليستي و ضد انساني آمريكايي به دشمن اصلي آن تبديل شد. آمريكا و ديگر كشورهاي غربي تحريمي نظامي عليه ايران اتخاذ كردند. كمك هاي آمريكا قطع شده بود و نيروي هوايي ايران از فرار و بركناري افسران زمان شاه رنج مي برد كه همين امر به پايين آمدن سطح سرويس دهي در نيروي هوايي منجر شده بود. به دليل تحريم تسليحاتي ايران و نرسيدن قطعات مورد نياز، آمار عملياتي نيروي هوايي ايران سريعاً رو به كاهش بود. پس از انقلاب نيروي هوايي به «نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران» كه خود ارتشيان به آن «نهاجا» مي گويند تغيير نام داد. نام انگليسي آن هم Islamic Republic of Iran Air Force است كه به اختصار IRIAF خوانده مي شود. در همين اوضاع و احوال عراق با مناسب يافتن فرصت درصدد برآمد تا با حمله به ايران قسمت هاي وسيعي از خاك ايران را ضميمه قلمرو خود كند؛ به همين خاطر در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ (۳۱ شهريور ۱۳۵۹) با يورشي عظيم به خاك ايران از طريق هوا، زمين و دريا جنگ تحميلي هشت ساله را عليه ايران آغاز كرد. جنگ با حمله هوايي نيروهاي عراقي به شش پايگاه نيروي هوايي ايران و چهار پادگان آغاز شد و همزمان چند لشكر و تيپ مستقل عراق در چهار محور از طول ۷۰۰ كيلومتر مرز مشترك با ايران به عمق خاك ايران يورش بردند. اولين حمله هوايي عراق چندان موفقيت آميز نبود. دلايل آن را مي توان به برنامه ريزي ناكافي و نادرست عمليات، نداشتن اطلاعات كافي از اهداف و استفاده نامناسب از بمب هاي جي پي(بمب هايي كه هدف خاصي ندارند و براي انهدام كلي به كار مي روند) برشمرد. در مهرآباد يك هواپيماي اف-۴ اي در هنگام جابه جايي براي در امان ماندن از حملات دشمن دچار سانحه شد و از همدان هم گزارش هايي در مورد خسارت يك فروند اف-۴ رسيد. اولين عمليات هوايي ايران در پاسخ اين حمله و بلافاصله پس از آن در خاك عراق موفقيت آميز بود. در اين عمليات چهار فروند هواپيماي اف-۴ به پايگاه دريايي الشعبيه در نزديكي بندر ام القصر حمله بردند. اين چهار فروند هواپيما كه ۴۵۰ كيلوگرم بمب بر سر اين پايگاه ريختند عمليات خود را از پايگاه بوشهر شروع كردند. در ميان اهداف چندباطري موشك ضد كشتي وجود داشت. اين عمليات تلافي جويانه نيروي هوايي ايران به قدري سريع بود كه خط پدافند عراق در طول مسير پرواز دچار غافلگيري شده بود. روز بعد در عملياتي غيرقابل باور ۱۴۰ فروند از جنگنده ها و جنگنده بمب افكن هاي ايران به ويژه اف-۴ و اف-۵هاي پايگاه هاي بوشهر، همدان و تبريز توانستند با نفوذ خود به خاك عراق تلفات سنگيني به پايگاه ها و تاسيسات نظامي عراق وارد كنند. در اولين روزهاي جنگ چندين حمله هوايي ديگر به تاسيسات نظامي عراق از قبيل ام القصر انجام شد. در يكي از اين حملات دو فروند اف-۴ كه هر كدام شش بمب جي پي ۳۴۰ كيلوگرمي حمل مي كردند به تاسيسات نظامي دريايي و كشتي هاي موشك انداز عراق حمله بردند. در حدود ۲۰ دقيقه بعد يك فروند هواپيماي آر اف-۴ اي عكس هاي شناسايي از منطقه گرفت كه نشان مي داد كشتي ها و تاسيسات بندري دچار صدمات و خسارات سنگيني شده اند. تاكتيك كلي در طول انجام چنين عمليات هايي رسيدن به هدف از راههاي مختلف، انجام يك پاپ -آپ بيش از رسيدن به هدف و شيرجه زدن روي هدف براي انهدام آن است. در هنگام بازگشت دو اف-۴ يكي از آنها توسط يك موشك سام مورد اصابت قرار گرفت كه باعث آسيب ديدن برخي از سيستم هاي آن شد اما همچنان مي توانست پرواز كند. اما آتش خاموش كن ها كار نكردند و بال راست - محل اصابت موشك - آتش گرفت. باند فرود نزديك ترين پايگاه هوايي هم به دليل هجوم اوليه ارتش عراق براي فرود مناسب نبود و به همين خاطر مجبور به فرود در يك باند ناآماده با سرعت بالا شد. چرخ ها تركيدند و هواپيما در حالي كه سرنشينان آن اجكت كرده بودند از انتهاي باند خارج شد. بعدها اين هواپيما با تعويض بال و ديگر تعميرات دوباره به جنگنده هاي مورد استفاده در جنگ پيوست. اين تعويض بال كه اولين بار در ايران انجام مي شد را مي توان نقطه آغاز انجام كارهاي غيرممكن در نيروي هوايي دانست. در اولين ماههاي جنگ «نهاجا» تلاش هاي خود را به جلوگيري پيشرفت نيروي زميني ارتش عراق معطوف كرده بود. جنگنده هاي ايراني براي اين كار با استفاده از راكت هاي ضد زره دانه به دانه تانك ها و زره پوش هاي عراق را شكار مي كردند و حتي گاهي اوقات تا ارتفاع سه تا چهار متر زمين هم پايين مي آمدند. در مقابل عراق هم از هواپيماهاي ميگ-۲۱ و ميگ-۲۳ براي پوشش نيروي زميني خود استفاده مي كرد كه اين پوشش به ناچار منجر به درگيري هوايي بين ايران و عراق مي شد كه مي توان پيروزي هاي ايران در اين زمينه را بيشتر از عراق دانست. مخصوصاً در اوايل جنگ كه آنها در مقابل هواپيماهاي اف-۱۴ ايران توانايي انجام هيچ عملي را نداشتند كه در اواخر جنگ با خريد ميراژ اف-۱ از فرانسه توانستند كمي جنگ هاي هوايي را متعادل كنند. جنگ تحميلي عليه ايران علاوه بر خسارات و تلفات جانبي بسيار، دستاوردهاي ارزنده اي براي نيروي هوايي ايران داشت. نيروي هوايي در اين هشت سال توانست به تكنولوژي ساخت بسياري از قطعات مورد نياز خود دست يابد و در برخي موارد به خودكفايي برسد.
  21. جنبش ظفار پایه و سابقه تاریخی «جنبش ظفار» (و یا به زعم رهبران جنبش : «انقلاب ظفار» ) را باید در قیام «جبل الاخصر» (۱) دانست. برخورد منافع امریكا و انگلیس در عمان در خلال دهه ۱۹۵۰ باعث شد استعمار انگلستان به بهانه حفظ منافع خود در عمان، تمامی این سرزمین را در كنترل نظامی خود قرار دهد. با توجه به سابقه تاریخی ضدیت مردمان مسقط و عمان با خارجی‌ها این اقدام انگلیسی‌ها باعث تحریك شدید احسااست آنان نسبت به حضور گسترده استعمار در سرزمین‌شان شد. جدا از عامل یاد شده، وجود فقر شدید در این جامعه نیز به عنوان عامل دیگری در پاگیری قیام الاخضر مطرح بود. همان گونكه در بخش استعمار انگلستان پس از جنگ جهانی دوم اشاره كردیم، این شورش در سال ۱۹۵۷ علیه سلطه انگلیسی‌ها و نیز حاكمان مسقط و عمان شروع شد كه با سركوب شدید از سوی نیروهای انگلیسی مواجه گردید. پیرو تشدید دامنه این قیام، سلطان شعیدبن تیمور حاكم مسقط و عمان در سال ۱۹۵۸ تاب مقاومت را در برابر قیام كنندگان از دست داد و به شهر بندری «صلاله» واقع در جنوب عمان (در ایالت ظفار) فرار كرد. (۲) حملات هوای شدید و چند ساله نیروی هوای انگلیس به شوررشیان در جبل‌الاخضر، تلفات و خسارات زیادی به آنان وارد كرد و باعث سركوب و از هم پاشیدگی این قیام مسلحانه شد؛ ‌ولی پس از مدتی ، انقلابیون عمانی توانستند نیروهای خود را جمع‌آوری و سازماندهی مجدد كنند. چنانكه در سال ۱۹۶۴ (۱۳۴۳ ش) با پیوند و ائتلاف گروه‌های قدیمی: «سربازان انقلابی ظفار» ، «جامعه خیرخواهی ظفار» (۳) ( به عنوان یك سازمان تجزیه طلبانه ظفار) ، («حركت ملی عرب» شاخه ظفار (به عنوان یك نهضت ملیگرای عرب) ، سازمان «جبهه آزادی‌بخش ظفار» تشكیل شد. هدف اولیه جبهه مذكور به عنوان یك جنبش ملی‌گرایانه عبارت از رهایی ایالت ظفار از سلطه نیروهای سلطان سعید بن تیمور (۴) و در مرحله بعد واژگونی نظام خودكامه و عامل عدم رشد و توسعه مسقط و عمان بود. جنبش مذكور تا یك سال پس از شكل‌گیری و آغاز فعالیت خود، بدون استفاده از كمك و حمایت منافع خارجی، در ابعادی كوچك و نسبتا غیرمؤثر و غیر كارآمد باقی ماند؛ ولی به نظر می‌رسید كه به دلیل شرایط اقتصادی ـ اجتماعی حاكم بر ظفار و روش‌های مستبدانه سلطان علیه مردم آن ایالت، جنبش بزودی موقعیت مطلوبی در میان مردم خواهد یافت. ظفار به عنوان مركز شكل‌گیری جنبش و محل شروع مبارزات آزادی‌بخش منطقه، بزرگترین ایالت مسقط و عمان محسوب می‌شود كه در جنوب آن كشور و هم مرز با كشور یمن («بعدا جمهوری دمكراتیك خلق یمن» یا یمن جنوبی) قرار دارد . مساحت این ایالت ۵۰ هزار كیلومتر مربع و جمعیت آن (در اواسط دهه ۶۰) حدود ۲۰۰ هزار نفر بود. پایتخت آن شهر بندری «صلاله» (سلاله) با حدود ۱۰ هزار نفر جمعیت (در آن زمان) است. در بخش شمالی كوهستان‌های این منطقه (واقع در جنوب و ملقب به: جبل‌ سمحان ، جبل القرد و جبل القمر) جلگه‌های وسیع و حاصل‌خیزی وجود دارد كه ساكنانش به گله‌داری و كشاورزی اشتغال دارند. نقاط كوهستانی این منطقه شرایط و محیط مناسبی برای مبارزات مسلحانه چریكی و جنگ‌های پارتیزانی است. تذكر این نكته ضروری است كه جنبش ظفار و پیدایی آن، ریشه در خارج نداشت، بلكه جدا از عامل حضور استعمار كهنه انگلستان در آنجا باید ریشه‌هایش را در خود مسقط و عمان جستجو كرد. این ریشه‌ها، ابعاد سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی داشتند چنانكه ظفار در دوره‌ای ولانی در محرومیت‌های اقتصادی ـ اجتماعی به سر برده و از نظر سیاسی مورد غفلت و كوتاهی شدید قرار داشت. به هر حال ، جبهه آزادی‌بخش در تاریخ ۹ ژوئن ۱۹۶۵ در ایالت ظفار رسما موجودیت خود را اعلام كرد. در متن اعلامیه منتشر شده به «توده‌های خلق طفار» اعلام شده بود كه: «پیشتازان انقلابی .. با یامان به خدا رسالت رهایی ظفار را از زیر سلطه مستبدانه سلطان سعید [بن تیمور]‌بر دوش می‌كشد، سلطانی كه ویت دودمانش با منافع بارز جهانخواران انگلیسی همگونی می‌نماید...» در ادامه خاطرنشان شده بود كه: «توده‌های مبارز عرب!!جبهه آزادی بخش ظفار كه اكنون رشته مبازه در ظفار را علیه امپریالیسم و ... زنجیرش در دست گرفته است، بر اساس وحدت ملت عرب و وحدتمبارزات تمامی اعراب از اقیانوس [اطلس] تا خلیج [فارس] سخت تكیه می‌كنند ...»(۵) پیرو آن، در اوایل ژوئن ۱۹۶۵ اولین كنرگه جبهه آزادی بخش ظفار برگزار شد. در این كنگره ، خط مشی مبازه مسلحانه به عنوان روش مبارزه با «امپریالیسم» انگلیس و «رژیم ارتجاعی» سلطان سعید بن تیمور انتخاب گردید. مبارزه مسلحانه اعضای جبهه تنها با ۹ قبضه تفنگ در كوهستان‌های ظفار آغاز شد. طبیعی بود كه روند پیشرفت فعالیت‌های چریكی و انقلابی در چنین جامعه عقب مانده اجتماعی، سیاسی و اقتصادی با مشكلات ویژه‌ای كه مهمترین آن جذب توده مردم در فعالیت‌های جنبش به شمار می‌آمد، روبرو شود؛ ولی به تدریج توده مردم مرحوم و فقیر ظفار به سوی جبهه آزادی‌بخش گرایش یافته و بنابراین با پیوستن نیروهای جدید به رزمندگان جبهه، «ارتش آزادی‌بخش خلق» شكل گرفت. این ارتش توانست ضربه‌های شدید به نیروهای عمانی (كه به وسیله افسران انگلیسی آموزش دیده بودند و رهبری می‌شدند) وارد آورد. پس از گذشت مدتی از شروع مبارزه مسلحانه، ارتش آزادی‌بخش به استقرار حكوم ملی در مناطق آزاد شده و تحكیم مواضع خود در آنجا موفق شد. كسب این پی وزی‌های نظامی باعث شد انقلابیون و رزمندگان جدیدی جذب جبهه آزادی‌بخش شوند . جبهه آزادی‌بخش ظفار و ارتش وابسته به آن بزودی از سوی رژیم جدید و رادیكال چپ‌گرای «جمهوری دموكراتیك خلق یمن» (یمن جنوبی، كه در سال ۱۹۶۷ تأسیس شده بود) مورد حمایت سیاسی و نظامی (آموزش ، تداركات و تسلیحات) قرار گرفند. جمهوری خلق چین نیز از طریق یمن جنوبی شروع به ارسال وسایل و تجهیزات نظامی برای آنان كرد. بر اساس گزارش روزنامه انگلیسی تایمز، افراد قبایل ظفار وابسته به جبهه آزادی‌بخش در پكن آموزش‌های سیاسی و چریكی را می‌گذراندند و به همراه مستشاران عقیدتی و فنی و نظامی چینی به ظفار برمی‌گشتند. (۶) وقوع جنگ سوم اعراب و اسراییل در ژوئن ۱۹۶۷ و نتیجه آن كه شكست سخت اعراب (عمدتا شامل مصر ، سوریه ، اردن و عراق) در برابر اسراییل ( فلسطین اشغالی) بود، مبارزه مسلحانه ظفار را با مشكلات سیاسی و نظامی قابل توجهی روبرو ساخت؛ زیرا شكست یاد شده توازن قوای سیاسی ـ نظامی راشدیدا به نفع اسراییل و غرب تغییر داد، ضمنا سه كشور عرب با زا دست دادن بخشی از سرزمین‌های خود رد جنگ مذكور، عملا سرگرم مسائل سیاسی و نظامی خود پس از دوران جنگ شدند؛ (۷) بنابراین ، جبهه و ارتش آزادی بخش از نظر تهیه و تأمین تسلیحات مورد نیاز خود به وسیله كشورهای عرب یاد شده شدیدا در تنگنا قرار گرفت. مثلا از پایان جنگ شش روزه به بعد، پشتیبانی مصر از انقلابیون ظفار تقریبا به حد صفر رسید. (۸) در چنین شرایطی بود كه در سپتامبر ۱۹۶۸ دومین كنگره «جبهه آزادی‌بخش ظفار» در دهكده ساحلی «حمرین» (واقع در جنوب عمان و نزدیك صلاله) تشكیل شد و تجربه‌های مبارزات دو ساله جبهه مورد بررسی و بازبینی قرار گرفت. حاصل بررسی‌های انجام شده در كنگره حمرین به آنجا انجامید كه جبهه موضع‌گیری كشوری (عمان) خود را به كل منطقه خلیج فارس گسترش داد؛ بنابراین نام «جبهه آزادی‌بخش ظفار» به «جبهه خلق برای آزادی عمان و خلیج اشغال شده» تغییر یافت! از این تاریخ بع بعد، تمایلات شدید ماركسیستی در هدف‌های رزمندگان ظفاری راه یافت. جبهه در این كنگره یك موضع شددی «مبارزه با امپریالیسم، استعمار ، ارتجاع، بورژوازی و فئودالیسم» اتخاذ كرد و خواستار توسعه یك جنگ خلقی آزادی‌بخش برای كل خلیج عربی (خلیج فارس) شد!‌همین تحول عقیدتی و عملكردی را نیز بعدا یك روزنامه چاپ عدن ( یمن جنوبی) منتشر كرد كه: در خلال كنگره حمرین سوسیالیسم علمی از وسی جبهه به عنوان یك تئوری انقلابی پذیرفته شد و یك ارتش خلقی آزادی بخش شكل گرفت. (۹) در این كنگره استراتژی جدیدی برای عمان و خلیج فارس مشخص شد، آموزش سیاسی ـ عقیدتی افراد نظامی آغاز شد و برای اولین بار زنان در صفوف انقلابیون پذیرفته شدند. یكی دیگر از تصمیمات مهم كنگره دوم ، تشكیل «گروه‌های مقاومت ملی» بود تا ارتش آزادی‌بخش را حمایت و تكمیل كند. ضمنا تصمیم گرفته شد با بیسوادی و در محله اول در بین افراد ارتش آزادی‌بخش و «گروه‌های مقاومت ملی» مبارزه شود. نتیجه قبول ایدئولوژی و خط مشی‌های ماركسیستی عبارت بود از محروم ماندن جبهه از حمایت فراوانی كه ممكن بود از سوی مردم ظفار نصیبشان گردد؛‌زیرا با توجه به مسلمان و سنتی بودن مردم بومی، یك ضدیت بالقوه با مرام اشتراكی در میان آنان وجود داشت به گونه‌ای كه حتی از این تاریخ به بعد « جبهه خلق ....» مورد حمایت كمی از جانب جهان قرار گرفت. چنانكه سخنگوی جبهه در درمصاحبه‌ای با یك روزنامه كویتی اظهار داشت: «جبهه تماس‌هایی رسمی با اتحادیه عرب و پایتخت‌های عربی به منظور توضیح و تشریح مسأله انقلاب در ظفار داشته است. [در این تماس‌ها] از سوی جبهه تقاضای كمك‌های مؤثری در جهت [حمایت از] ‌انقلاب شده، ولی غالب جواب‌ها منفی بوده است» . (۱۰) نهایت اینكه در سال ۱۹۷۰ ـ یعنی پنج سال پس از آغاز مبارزه بجهه ـ تقریبا غالب كشورهای عربی و افریقای شمالی ، از جنگجویان حمایت چندانی نمی‌كردند. (۱۱) . تصمیم‌های اتخاذ شده در كنگره حمرین موجب قطبی شدن جنبه‌های منطقه‌ای و جهانی مبارزه شد و عملا باعث شد كه هزینه‌های جنگ هم از نظر نفرات و هم وسایل و تجهیزات افزایش یابد. از سوی دیگر انتخاب راه و عقیده ماركسیستی از سوی جبهه باثع حساسیت شدید سلطان مسقط و عمان، كشورهای میانه رو خلیج فارس، انگلستان و امریكا شد؛ به ویژه اینكه باید به این نكته مهم توجه كنیم كه چند میدان نفتی مهم عمان در جنوب آن كشور و در ایالات بزرگ ظفار قرار داشت و تولید تجارتی نفت نیز به تازگی در عمن شروع شده بود. (۱۲) بنابراین در پیش گرفتن خط مشی‌های ماركسیستی و چپ‌گرایانه افراطی می‌توانست خطری بالقوه برای كشورهای نفتی و میانه‌رو (طرفدرا غرب) در منطقه استراتژیك خلیج فارس محسوب شود. بعد از كنگره دوم، بیش از ۹۰ درصد ایالت ظفار و چند شهر مهم و از جمله شهرهای : دالكوت ؛‌رخیوط و سعده ( مجموعا در حدود یك ششم كل مساحت عمان) خرابكاری علیه تأسیسات شركت نفت «رویال داچ ـ شل» (هلندی ـ‌ انگلیسی) (كه تقریبا امتیاز تمامی مناطق و تأسیسات نفتی عمان و از جمله ظفار را در كنترل و اداره خود داشت) به وسیله نیروهای رزمی جبهه انجام گرفت و عملیات اكتشاف و استخراج این شركت به طور كامل در ظفار (به عنوان اولین منطقه شروع عملیات اكتشاف و استخراج نفت) متوقف شد. (۱۳) پیرو این تحركات و در راستای هدف گسترش اقدامات و فعالیت‌های جبهه (پس از كنگره حمرین) ، مبارزات آزادی‌خواهانه و ضد انگلیسی در نقاط دیگر عمان نیز از ژوئن ۱۹۷۰ به بعد به رهبری «جبهه دموكراتیك خلق برای آزای عمان» آغاز شد. پیرو یك رشته تحركات سیاسی، آزادی خواهانه و استقلال‌طلبانه در منطقه خاورمیانه و خلیج فارس پس از جنگ جهانی دوم، استعمار انگلستان ناچار شد در سلطان نشین مسقط و عمان نیز تغییر و تحولاتی سیاسی در تركیب رهبری آن به عمل آورد. علاوه بر اینكه سلطان سعید بن تیمور ( حام عمان) نیز نتوانسته بود قیام ظفار را سركوب یا كنترل كند؛ بنابراین با چراغ سبز و حمایت آن كشور، قابوس بن تیمور در تاریخ ۲۴ ژوئیه ۱۹۷۰ با انجام كودتایی علیه پدرس سعیدبن تیمور قدرت را در آن كشور به دست گرفت. وی تحصیل‌كرده آكادمی نظامی معتبر انگلستان به نام «سندهرست» (۱۴) بود و بر خلاف پدرش فردی تحصیل‌كرده و روشن و آگاه به شرایط و نیازهای زمان خود است. به همین دلیل از ابتدای حكومتش با درك واقعیت‌ها و نیازهای جامعه خود به یك رشته اصلاحات وسیع اجتماعی ، اقتصادی ، عمرانی و سیاسی در عمان اقدام كرد؛ بنابراین به تدریج توازون قدرت به نفع سلطان قابوس و به ضرر جبهه ظفار تغییر یافت. سلطان قابوس در كنار شروع اصلاحات اجتماعی، به كلیه شورشیان جبهه ظفار كه خود را تسلیم می‌كردند عفو عمومی داد. بدین ترتیب این اقدام سلطان و ایجاد تأسیسات رفاهی و عمرانی باعث ایجاد شكاف و اختلاف در جنبش شد، چنانكه با استفاده از همین خط مشی‌ها، دولت توانست در فاصله سال‌های ۱۹۷۳ـ ۱۹۷۵ نزدیك به ۱۰۰۰ نفر از انقلابیون ظفار را به رویگردانی از قیام و تسلیم به دولت برانگیزد. (۱۵) سلطان قابوس در تبلیغات سیاسی خود علیه نیروهای انقلابی «ارتش آزادی‌بخش» آنان را «یاغیان كمونیست» ، «كافران» و «بی‌خدایان» خطاب می‌كرد و برای تحریك احساسات مذهبی توده‌ها و جدا ساختن صفوف آنها از جنبش ظفار، از شعارهای اسلامی استفاده می‌كرد؛ (۱۶) بنابراین از سال ۱۹۷۰ به بعد، آن برتری و پیروزی‌هایی كه قبلا به وسیله نیروهای انقلابی ظفار كسب شده بود به تدریج رو به كاهش و زوال رفت. سلطان قابوس برای مبارزه با انقلابیون ظفار، ارتش عمان را تقویت كرد و آنها را با جدیدترین تسلیحات نظامی مجهز نمود. نیروهای نظامی عمانی، انگلیسی ، پاكستانی و هندی به فرماندهی ژنرال «هیوگ اولدمن» (۱۷) انگلیسی به عنان فرمانده نیروهای نظامی و وزیر دفاع عمان (۱۸) در سركوب شورشیان ظفار به آن كشور كمك می‌كردند. سومین كنگره :جبهه خلق برای آزادی عمان و خلیج» با شركت كلیه نیروهای انقلابی ظفار در ژوئن ۱۹۷۱ در «رخیوط» تشكیل شد. زخیوط واقع در جنوبی‌ترین بخش سرزمین عمان و نزدیك مرز یمن، یكی از آخرین مناطق پایگاهی استعمار انگلستان در ظفار بود كه نیروهای انگلیسی در سال ۱۹۶۹ با توسعه عملیات چریكی جبهه از آنجا رانده شدند. (۱۹) در این كنگره تصمیم‌های مهمی در سطوح منطقه‌ای، بین‌المللی و عربی اتخاذ شد؛ از جمله تأكید بر همبستگی توده‌های عرب در مبارزه آزادی‌بخش و تأكید بر وظیفه جبهه در پشتیبانی از تمام انقلاب‌های دموكراتیك ملی؛ ضرورت ایجاد جبهه متحد وسیع، متشكل و مبارز علیه امپریالیسم و ارتجاع منطقه، رهایی منطقه از استعمار به هر شكل آن و تحقق استقلال كامل آنها؛ اتحاد سازمان‌های ملی فلسطین در جنگ دراز مدت علیه صهیونیسم و امپریالیسم و بالاخره طرفداری از نیروهای سوسیالیستی بین‌المللی و مترقی در مبارزاتشان علیه امپریالیسم و سرمایه‌داری غربی. كنگره چهارم جبهه در دسامبر ۱۹۷۲ در «اهلیش» تشكیل شد. دو تصمیم مهمتر اتخاذ شده در این كنگره ، عبارت بودند از: ۱) تلفیق «جبهه ملی برای رهایی خلیج اشغال شده» با «جبهه دموكراتیك برای رهایی عمان» در یك جبهه واحد با عنوان «جبهه ملی برای رهایی عمان و خلیج»، ۲) انتخاب رهبری مشترك برای «جبهه ملی برای رهایی عمان و خلیج». دخالت نظامی ایران در عمان در علل‌ دخالت‌ ایران‌ در جنگ‌ ظفار می توان از وابستگی‌ كشورهای‌ منطقه‌ و فرا منطقه‌ای‌ به‌ نفت، پیوند و ارتباط‌ میان‌ اقتصاد، امنیت‌ و نفت‌ برای‌ كشورهای‌ منطقه‌ و بویژه‌ برای‌ ایران‌ و نیز پیچیدگی‌ روابط‌ بین‌الملل‌ در دهه‌های‌ شصت‌ و هفتاد و اثرات‌ ناشی‌ از آن‌ بر تحولات‌ خلیج‌ فارس، كشورهای‌ فرامنطقه‌ای‌ را بر آن‌ داشت‌ تا وظیفه‌ برقراری‌ ثبات، حفظ‌ نظم‌ و امنیت‌ را به‌ خود كشورهای‌ منطقه‌ واگذار نمایند. در این‌ باره، «همایون‌ كاتوزیان» معتقد است‌ كه‌ در آن‌ مقطع‌ «نفت‌ متغیر مستقل‌ بود و كل‌ كالبد اجتماعی‌ و اقتصادی، تابع‌ آن». از سوی‌ دیگر، سعی‌ غرب‌ بر این‌ بود كه‌ تنگه‌ها و نقاط‌ حساسی‌ را كه‌ به‌ «نقاط‌ شرك» معروفند، در اختیار خود داشته‌ باشد. از جمله‌ این‌ نقاط‌ می‌توان‌ به‌ تنگه‌ هرمز اشاره‌ كرد. «تنگه‌ هرمز»، هم‌ برای‌ قدرت‌ دریایی‌ در مقابله‌ با قدرت‌ بر‌ی‌ و هم‌ برای‌ قدرت‌ بر‌ی‌ در مقابله‌ با قدرت‌ دریایی، نقش‌ دفاعی‌ مناسبی‌ دارد. از طرف‌ دیگر قرار داشتن‌ آن‌ در مسیر انتقال‌ نفت‌ مورد نیاز جهان‌ غرب‌ به‌ عنوان‌ نقطه‌ كنترل‌ و اهرم‌ اعمال‌ فشار، به‌ دلیل‌ وابستگی‌ اروپا به‌ نفت‌ منطقه‌ خلیج‌ فارس‌ و بازار مصرف‌ ثروتمند آن، بخش‌ حساسی‌ از شبكه‌ حمل‌ و نقل‌ دریایی‌ اروپا را تشكیل‌ می‌دهد. با تشدید فعالیت‌ها و اقدامات چریكی رزمندگان جبهه و نیز گرایش‌های ماركسیستی آنان (به ویژه هدف‌های اعلام شده منطقه‌ای جبهه خلق) ، دولت ایران و نیز قدرت‌های غربی نسبت به جنبش ظفار حساس شدند. چنانكه محمدرضا شاه در اوایل سال ۱۹۶۹ در مصاحبه با یكی از نمایندگان كارگری پارلمان انگلستان در تهران اظهار داشت: «... ما آزادی كشتیرانی در منطقه [خلیج فارس] را تضمین می‌كنیم و در این رابطه می‌توانیم به تعهدات خود عمل كنیم». (۲۰) در همین راستا شاه اعلام كرد در صورت درخواست كمك از سوی حكومت‌های كشورهای ساحلی برای تأمین امنیت به آنان كمك خواهد كرد. (۲) این موضع‌گیری ایران باعث شد كه با توسعه عملیات چریك‌های ظفار و ناتوانی نیروهای عمانی در كنترل این جنبش ماركسیستی، و در نتیجه درخواست كمك نظامی سلطان قابوس از ایران، شاه به سرعت به آنان پاسخ مثبت دهد. قابل ذكر است كه روابط دیپلماتیك ایران و عمان در اوت ۱۹۷۱ برقرار شد و پس از آن، مسؤولان دو كشور رفت و آمدها و مذاكرات متعددی با یكدیگر داشتند. در فوریه ۱۹۷۲ یك هیأت ویژه عمانی به ریاست «توینی بن شهاب» مشاور سلطان قابوس برای مذاكره با مقامات ایرانی و ترتیب دریافت كمك نظامی از ایران برای سركوب شورش ظفار وارد تهران شد. پس از مذاكرات طولانی، بالاخره در ماه مارس ۱۹۷۲ یك پیمان محرمانه نظامی ـ امنیتی بین مشاور نظامی سلطان قابوس و مقامات ایران به امضا رسید. (۲۲) پیرو آن و در اجرای موافقت‌نامه یاد شده، ایران تسلیحات و مشاورین نظامی و امنیتی به عمان فرستاد. ضمنا بنا به ادعای جبهه خلق، «ایران جزیره عمانی الغنم را [واقع در قسمت شمال رأس المسندام و جنوب تنگه هرمز] اشغال كرد و نیروی دریایی و هوایی ایران به گشت زنی و مراقبت از منطقه رئوس الجبال كه بخش عمانی تنگه هرمز و قسمتی از آّ‌های ساحلی عمان است، پرداختند» .(۲۳) در حالی كه برخی منابع غربی اعلام كردند ایران در این جزیره، تنها به ایجاد یك ایستگاه كنترل آلودگی آب‌های خلیج فارس اقدام كرده است. (۲۴) در اوایل سال ۱۹۷۳ نیز ایران شش فروند هلیكوپتر نظامی را به همراه خدمه آنها برای كمك و استفاده در جنگ ظفار به عمان فرستاد.(۲۵) سلطان قابوس در مصاحبه‌ای با روزنامه النهار در تاریخ ۲۲ مارس ۱۹۷۳ رسما اعلام كرد كه «ما كمك و خدمات نظامی مختلفی از ایران دریافت می‌كنیم. افسران ایرانی این كمك‌ها را زیر نظر دارند و تعدادی هواپیمای ایرانی هم به كمك ما فرستاده شده است». (۲۶) ضمنا یك ماه بعد، در آوریل همان سال امیرعباس هویدا نخست وزیر ایران متذكر شد كه ایران به درخواست سلطان قابوس برای دریافت كمك از ایران پاسخ مثبت داده است. (۲۷) بالاخره مدتی پس از ارائه كمك‌های یاد شده و گسترش شورش طفار و عدم توانایی نیروهای عمانی در كنترل»، نیروهای نظامی ایران در تاریخ ۲۹ آذر ماه ۱۳۵۲ (۲۰ دسامبر ۱۹۷۳) بنا به درخواست سلطان قابوس مستقیما وارد عمل شدند. چنانكه بین ۱۲۰۰ تا ۱۵۰۰ سرباز ایرانی مجهز به پیشرفته‌ترین تجهیزات به وسیله ۲۰ فروند هلیكوپتر در تاریخ ۲۰ دسامبر از دو سوی شمال و جنوب و در دو سوی «خط سرخ» كه همان جاده سراسری صلاله ـ مسقط (جنوب ـ شمال) بود پیاده شدند. نیروهای ایرانی كه متشكل از نیروهای ویژه هوابرد و تفنگداران دریایی بودند ، در اردوگاه‌های مرزی دشت‌های منطقه صلاله متمركز شدند (اردوگاه‌های فوج، ام الغوارف، و پایگاه صلاله) . تعدادی از نیروهای ایرانی نیز به نوار شمالی منطقه (تمریت و شعلیت) فرستاده شدند. پیاده شدن نیروهای ایرانی با پشتیبانی هواپیماهای انگلیسی كه از صلاله و مصیره پرواز كرده بودند، انجام شد. بعدا بخشی از نویرها به جزیره :«حلانیات» (كوریاموریا) اعزام شدند تا در آنجا تأسیسات نظامی لازم را ایجاد كنند. بقیه نیروهای ایرانی به اردوگاه‌های نظامی در منطقه شرقی و ممر اعزام شدند. مركز فرماندهی نیروهای ایرانی در پایگاه صلاله بود. مدتی قبل از پیاده كردن نیرو و دخالت مستقیم نیروهای ایران در عمان «پیمان سنتو» اعلام كرد كه یك رشته مانورهای نظامی از تاریخ ۲۰ نوامبر ۱۹۷۳ به مدت ۱۲ روز در آب‌های دریای عمان و خلیج فارس انجام خاهد گرفت. در این مانور نیروهای دریایی و هوایی ایران، تركیه ، انگلستان و امریكا شركت داشتند و از هوا و دریا به پیاده كردن نیرو پرداختند.(۲۸) این مانورها در واقع دو هدف را دنبال می‌كرد: ۱) آزمایش توانایی نیروهای ایرانی و نیز زمینه‌سازی روانی در منطقه برای لشكركشی بعدی ایرانی‌ها، ۲) آزمایش توانایی نیروهای دیگر پیمان سنتو برای انجام عملیات و كنترل بحران‌های منطقه، تعداد نیروهای ایرانی در عمان در پایان سال ۱۹۷۴ به حدود ۳۵۰۰ نفر و در سال ۱۹۷۵ به حدود ۵ هزار نفر رسید. ضمنا هواپیماهای جنگنده اف-۵ نیز با استفاده از پایگاه تمریت بر فراز مرزهای یمن جنوبی به گشت زنی می‌پرداختند. ضمنا كشتی‌های جنگی ایران نیز سواحل ظفار را تا زمانی كه تحت تسلط شورشیان بود، بمباران می‌كردند. لشكركشی ایران به ظفار، در واقع در حكم یك میدان آزمایش و عمل بود؛ زیرا هم تسلیحات و تجهیزات جدید امریكایی (تحویلی به ارتش ایران) آزمایش می‌شد و هم كارایی و توانایی‌های افسران و سربازان ایرانی كه تا آن زمان در یك جنگ منطقه‌ای شركت و دخالت نداشتند ارزیابی می‌شد. به همین دلیل، واحدهای اعزامی ایران مرتبا تعویض و جانشین‌سازی می‌شدند تا تعداد بیشتری از نیروهای ایران با جنگ‌های نامنظم (چریكی) آشنا شوند. نكته مهم در كیفیت دخالت نیروهای نظامی ایران در ظفار این بود كه مثلا بر خلاف عملكرد نیروهای امریكایی در ویتنام، آنان به قتل عام، تجاوز به ناموس، غارت و چپاول اموال مردم و كلاهبرداری از افراد بومی اقدام نكردند. دیگر اینكه زمینه مداخله ایران در ظفار به علت عدم وجود ادعاهای ارضی میان دو كشور تسهیل شده بود. ضمنا ایران و عمان تنها دو كشور منطقه هستند كه در تنگه استراتژیك هرمز آب‌های مشتركی دارند؛ بنابراین وجود علایق و منافع مشترك در حوزه تنگه هرمز به مناسبات میان ایران وعمان بعد و ویژگی خاصی می‌بخشید كه در مقایسه با كشورهای دیگر منطقه تفاوت داشت. علاوه بر اینكه بسیاری از عمانی‌ها ایرانیان را به عنوان حامیانی می‌دانستند كه جلوی فعالیت‌های چپ‌گرایانه علیه حكومت را می‌گرفتند. به هر حال دخالت نظامی ایران در ظفار، حساسیت و انتقاد و اعتراض تقریبا همه كشورهای عرب را به دنبال داشت، چرا كه این اقدام ایران را نماد بارز توسعه طلبی ایران در زمان شاه می‌دیدند. حتی كشورهای میانه‌رو عرب نیز حداقل خواستار كاهش حضور و نفوذ ایران در عمان بودند ! چنانكه مثلا یك هیأت نمایندگی اتحادیه عرب در اواسط سال ۱۹۷۴ مأموریت ناموفقی را در تحقق هدف مذكور به انجام رساند. پیرو آن نیز برخی گزارش‌ها حاكی از آن بود كه كشورهای مصر و عربستان سعودی خواستار جانشینی نیروهای عرب به جای نیروهای ایران بودند. در حالی كه یكی از دلایل درگیر شدن ایران در عمان عبارت از ابراز بی‌میلی قبلی اعراب در پاسخ به درخواست كمك سلطان قابوس از آنان بود. (۲۹) در ژانویه ۱۹۷۵ دهكده ساحلی و بندر رخیوط ـ یعنی مركزیت مناطق تحت تسلط شورشیان و ستاد مركزی آنان ـ به دست نیروهای ایرانی افتاد. ضمنا با ایجاد موانع بیشتر به منظور قطع راه‌های تداركاتی از دسترس شورشیان ، آنان بیش از پیش ناگزیر به عقب‌نشینی شدند، تا آنجا كه به مرز یمن جنوبی رانده شدند. ضمنا موفقیت نیروهای ایرانی در تصرف مواضع یا قطع و محدود كردن راه‌های تداركاتی مبارزان جبهه خلق، عرصه را بر آنها تنگ كرد و باعث بروز اختلاف نظرهایی گسترده بین رهبران جنبش بر سر كیفیت رهبری و خط مشی‌های نهضت شد. جدا از اقدامات نظامی گسترده نیروهای ایرانی در عمان، آنان دو اقدام بسیار مهم نظامی را با موفقیت انجام دادند كه در شكست و سركوب شورشیان ظفار نقش اساسی داشت. اولین اقدام عبارت از باز كردن مجدد جاده استراتژیك و سراسری ۶۰ كیلومتری صلاله ـ مسقط بود كه در اواخر بهمن ماه ۱۳۵۲ (فوریه ۱۹۷۴) انجام گرفت. شورشیان ظفار با ایجاد پایگاه‌های متعدد و پناهگاه‌هایی در كوه‌ها از سال ۱۹۶۹ به بعد بر آن تسلط داشتند و عملا بسته بود؛ بنابراین كومت عمان برای رساندن تتجهیزات و مهمات به نیروهای خود بناچار از راه ها و دریا كه آن هم همواره مورد حمله شورشیان بود استفاده می‌كرد. پس از بازگشایی این جاده استراتژیك، «اسماعیل خلیل رصاصی» سفیر عمان در تهران با پیش‌بینی پایان قریب‌الوقوع جنگ فرسایشی ظفار با كمك نیروهای ایرانی، پاكسازی و بازگشایی این جاده را به منزله «كلید تعیین كننده این جنگ فرساینده» تلقی كرد و اعلام داشت كه : «این پاكسازی بدون شجاعت و مهارت سربازان ایرانی امكان‌پذیر نبود».(۳۰) گفتنی است كه این پیروزی نیروهای ایرانی، به تقویت روحیه نیروهای مسلح سلطان قابوس و دولت عمان كمك زیادی كرد. (۳۱) دومین اقدام مهم و سرنوشت‌ساز نیروهای ایرانی در مورد كنترل شورش و ظفار، شامل ایجاد یك سد نفوذ‌ناپذیر و امنیتی به نام «خط دماوند» بود. خط دماوند عبارت از سد و مانعی امنیتی متشكل از سیم‌های خاردار و دستگاه‌های اعلام خطر الكترونیكی به طول چندین كیلومتر بود كه در سمت غرب صلاله و «ریسوت» (به سمت مرز مشترك با یمن جنوبی) و از محل دهكده ساحلی رخیوط به شكل خطی هلالی به سوی شمال كشیده شده بود. خط دماوند از پیوستن نفرات كمی و ارسال مهمات و تجهیزات از سوی یمن جنوبی برای شورشیان جلوگیری می‌كرد. این خط پس از تصرف بندر رخیوط به وسیله نیروهای ایرانی در ژانونه ۱۹۷۵ (كه مقر و ستاد مركزی جبهه خلق بود) ساخته شد. حدود یك سال قبل از آن و در اوایل سال ۱۹۷۴ ، مانع امنیتی (خط هورن بیم) (۳۲) در حدود ۵۰ كیلومتری شرق آن و نزدیك «ریسوت» ساخته شده بود. (۳۳) در اكتبر ۱۹۷۵ اعلام شد كه نیروهای ایرانی تپه‌های استراتژیك را واقع در «شبوت» (مشهور به تپه ۵۸۷) تصرف كرده‌اند. این بلندی‌های استراتژیك در حدود ۹ كیلومتری غرب رخیوط قرار داشتند كه مركز لجستیك جبهه خلق را در «خرفات» به غارهای «شیرشیتی» در نزدیكی ساحل (كه یكی از مهم‌ترین پناهگاه‌های شورشیان بود) مرتبط می‌كرد. مدت كوتاهی بعد، در فاصله ماه‌های نوامبر و دسامبر همان سال تعداد ۱۹۴ نفر از چریك‌های ظفار خود راتسلیم نیروهای سلطان قابوس كردند و بالاخره در تاریخ ۱۱ دسامبر ۱۹۷۵ سلطان قابوس به طور رسمی پایان جنگ ظفار را اعلام كرد.(۳۴) پس از پایان جنگ ظفار بخش اعظم نیروهای ایران از آنجا فرا خوانده شدند، ولی تعداد كمی از آنان (حدود ۳۵۰ نفر) تا مدتی پس از انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ در عمان باقی ماندند. وظیفه آنان ساختن سكوهای رادار در پایگاه «مانستون» واقع در شمال غربی عمان بود كه عمدتا نقل و انتقالات نظامی را در یمن جنوبی زیر نظر داشتند. (۳۵) پس از انقلاب و در زمان دولت موقت مهندس مهدی بازرگان، بقیه نیروهای ایرانی مستقر در عمان به ایران فراخوانده شدند. چند كشور عرب پس از جنگ ۱۹۷۶ حمایت خود را از جنبش كاهش داده یا قطع كردند. جدا از چند كشور مهم عرب، كشور چین نیز یكی از حامیان مهم جنبش ظفار به شمار می‌رفت؛ ولی بعدا خودداری چنین از حمایت مؤثر از جنبش، تا حد قابل ملاحظه‌ای روند حركت‌های آنان را به قهقرا كشاند. چین در بهار سال ۱۹۷۳ به كمك‌ها و پشتیبانی خود از جنبش پایان داد، بویژه این امر زمانی رخ داد كه ایران در كمك نظامی به نیروهای دولتی عمان گام‌های بلندی برداشته بود. این حركت چین، در راستای تغییر سیاست خاورمیانه‌ای آن كشور در رابطه با رقابت قدرت و چالش‌های سیاسی‌اش با شوروی و نیز تغییر و تحولات سیاست‌های بین‌المللی در پایان دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ انجام گرفت.(۳۵) علاوه بر خودداری چین از حمایت جنبش، تعطیل كمك از جانب عراق نیز پیش از پیش باعت ضربه زدن به شورشیان و افت فعالیت‌های آنان شد؛ چنانكه بهبود روابط سیاسی ایران و عراق در مارس ۱۹۷۵ (پس از امضای قرارداد الجزیره بین دو كشور) ضربه مهلكی بر مبارزان جبهه خلق وارد آورد؛ زیرا عراق به عنوان یكی از منابع مهم عربی برای تأمین نیازهای مالی، تسلیحاتی، آموزشی و تبلیغاتی جنبش عمل می‌كرد و بالخره اینكه در اواخر سال ۱۹۷۵ نیز در سیاست‌ها و خط مشی‌های یمن جنوبی در حمایت از جنبش تغییرات مهمی پیدا شد. در حالی كه قبلا چنین تغییری در رفتار و سیاست كشوری كه از جمله ثابت‌ترین حامیان جنگجویان شمرده می‌شد، غیرقابل پیش‌بینی بود! چنانكه از اواخر سال مذكور، سیاست‌های جدید عدن مبتنی بر تجدید مناسبات آن با عربستان سعودی و امارت متحده عربی قرار گرفت، این تحول، عملا به معنی خودداری یمن جنوبی از حمایت لجستیكی و تسلیحاتی از جنبش ظفار بود! پی‌نوشت: ۱ـ درگیر‌ها و قیما مسلحانه مذكور در سلسله كوه‌های «جبل‌الاخضر» واقع در نواحی شمال عمان درگرفت. بلندترین قله رشته كوه یاد شده، « قله شام» با ۳۰۳۵ متر ارتفاع است. ۲ـ‌ انقلاب ظفار و تحولات خلیج (مجموعه كرامه: شماره ۷) (بی‌}ا: كمیته فلسطین، اتحادیه انجمن‌های اسلام یدانشجویان در اروپا ، خرداد ۱۳۵۴) ، ص ۳۲ ۳ـ نام گروه مذكور در منبع پیشین «انجمن خیریه ظفار» ذكر شده است كه با توجه به هدف مورد نظر آن گروه (تجزیه‌طلبی ظفار) به نظر می‌رسد اشتباه است. ۴ـ همان منبع ۵ـ همان منبع ،‌صص ۳۲ـ۳۳ ۶ـ Times (۳ Aug ۱۹۷۰) & New york Times (۱۲ July ۱۹۷۰) ۷ـ در همین راستا، از آن تاریخ به بعد «مسأله عربی» به جای «مسأله فلسطین» مطرح شد و اهمیت یافت. بنابراین هدف اصلی ، كشورهای عمده درگیر با اسراییل آزادسازی سرزمین‌های متعلق به خودشان شد و مسأله فلسطین و قدس حالت ثانویه یافت. ۸ـ عباس امیری ، همان منبع ، ص ۴۸۲ ۹ـ الطوری ( ۸ ژوئن ۱۹۷۱) ۱۰ـ الطلیعه (۱۷ ژوئیه ۱۹۶۸) ۱۱ـ عباس امیری ، همان منبع ۱۲ـ میدان‌های نفتی : ایرد ، مرمول ،‌آمل و رهب در جنوب و عمدتا در ایالت ظفار قرار دارند. اولین امتیاز نفتی عمان در سال ۱۹۳۷ به انگلستان اعظا شد . در سال ۱۹۶۴ در منطقه فهود نفت كشف شد و نخستین تولید تجارتی نفت نیز در سال ۱۹۶۸ در ایالت ظفار آغاز شد. ۱۳ـ انقلاب ظفار ، همان منبع ، ص ۳۶ ۱۴ـ Sand Hurst ۱۵ـ عباس امری ، همان منبع ، ص ۴۷۸ ۱۶ـ انقلاب ظفار ، همان منبع، ص ۳۵ ۱۷ـ Hugh Oldman ۱۸ـ بر اساس پیمان سیاسی ـ نظامی كه در سال ۱۹۵۱ میان سلطان مسقط و عمان و انگلستان منعقد شد، انگلستان در قبال دریافت امتیاز ویژه ، حمایت نظامی از عمان را عهده‌دار شد. ضمنا فرماندهی نیورهای نظامی و امنیتی آن كشور را افسران انگلیسی در دست گرفتند . ۱۹ـ نیروی‌های انگلیسی قبلا نیز در نوامبر ۱۹۶۷ و پیرو جنگهای داخلی یمن و پیروزی « جبهه آزادی بخش ملی» (یك جنبش جریكی ملی‌گرا) در آنجا ، ناچار شدند از پایگاه دریایی عدن و سایر نقاط یمن جنوبی خارج شوند ۲۰ـ‌Pirouz Mogtahed – Zadeh , Political Geography of the Strait of Hormuz (London : University of London, ۱۹۹۰) , P.۳۰ ۲۱ـ Idid , P.۳۱ ۲۲ـ عبدالرضا هوشنگ مهدوی ، جلد ۲، همان منبع ، صص ۷۵ـ۲۷۲، ضمنا مقایسه كنید: انقلاب ظفار و تحولات خلیج ، همان منبع ، صص ۴۲ الف ، و ۵۳ ۲۳ـ انقلاب ظفار ، همان منبع ، ص ۵۳ ۲۴ـ Internationl Herald Tribume (۲۴-۲۵ March ۱۹۷۳) , P.۲. As cited in Pirouz Mojtahed – Zadeh op .,P.۳۶ ۲۵ـ Ibid .P.۳۰ ۲۶ـ همان منبع ، ص ۵۴ ۲۷ـ Ibid ۲۸ـ همان منبع ۲۹‌ـ Ibid ۳۰ـ «حمله گازانبری نیروهای ایران در عمان» ، روزنامه اطلاعات (۲۱ بهمن ۱۳۵۲) ۳۱ـ عباس امیری ، همان منبع ، ص ۴۹۳ ۳۲ـ به معنی درخت «ممرز» است كه ضمنا به آن «اولس» یا «مرز» یا «تغار» نیز گویند. ۳۳ـ كیهان هوایی ، شماره ۱۴۶ (۳۰ مهر ۱۳۵۴/۲۲ اكتبر ۱۹۷۵) ۳۴ـ عبدالرضا هوشنگ مهدوی ، جلد ۲ ، همان منبع، ص ۲۷۵ ۳۵ـ عامل دیگری كه بر تغییر و تحرك جدید سیاست چین در خاورمیانه افزود، عضویت آن كشور در سازمان ملل متحد در اكتبر ۱۹۷۱ بود كه امكانات گسترش مناسبات سیاسی «دولت با دولت« در منطقه را برای پكن افزایش داد. برای كسب اطلاعات بیشتر درباره سیاست‌های خاورمیانه‌ای چین ر.ك: محمدجواد امیدوارنیا‌ف چین وخاورمیانه (تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی ، ۱۳۶۸) ، فصل‌های سوم و چهارم . منبع: كتاب خلیج فارس و مسائل آن،تالیف بیژن اسدی،انتشارات سمت.
  22. مرداد گذشته، یک ماهواره سنجش از دور ساخت روسیه برای ایران از پایگاه فضایی بایکونور پرتاب شد و انتظار می‌رود سه ماهواره دیگر نیز در سال‌های آینده به فضا پرتاب شوند. همچنین شواهد قانع‌کننده‌ای وجود دارد که نشان می‌دهد یک شرکت روسی در حال ساخت یک ماهواره ارتباطی برای ایران است که در سال 2024 در مدار زمین ثابت قرار می‌گیرد. ماهواره ی خیام: مرداد 1394، ایران با دو شرکت روسی در مورد پرتاب ماهواره سنجش از دور ساخت روسیه که توسط ایران اداره می شود، به توافق اولیه دست یافت. ماهواره ایرانی در 18 مرداد 1401 به وسیله ی شرکت روس کاسموس به فضا پرتاب شد. مشخصات فنی ماهواره: مشخصات فنی ماهواره توسط روسیه و ایران اعلام نشده است ولی می توان از یک حق اختراع منتشر شده توسط شرکت NPK Barl در مرداد 1401 اطلاعات جدیدی بدست آورد. این طرح یک ماهواره سنجش از دور با وضوح بالا را توصیف می کند که دقیقاً شبیه خیام است. دارای یک گذرگاه شش ضلعی و چهار پنل خورشیدی است که با زاویه 45 درجه نسبت به محور طولی ماهواره به سمت پایین امتداد دارند. محموله یک تلسکوپ کورش(Korsch) با پنج عنصر نوری است. تلسکوپ کورش یک تلسکوپ آناستیگمات سه آینه ای فشرده است که میدان دید وسیعی را ارائه می دهد. این تلسکوپ تصویربرداری را در یک کانال پانکروماتیک و چهار کانال چند طیفی (نزدیک مادون قرمز، قرمز، سبز و آبی) ارائه می دهد. سه پیکربندی ممکن برای تلسکوپ ارائه شده است که همگی با نسبت کانونی f/11.53 (نسبت کانونی تقسیم فاصله کانونی بر دیافراگم است)میباشند. مقادیر سه پیکربندی عبارتند از: دهانه / فاصله کانونی 0.535 متر6.17 متر 0.75 متر8.65 متر 1.1 متر12.68 متر در اولین پیکربندی که در شکل زیر نشان داده شده است، وزن تلسکوپ 125 کیلوگرم و طول آن 1.8 متر است. دو پیکربندی دیگر منجر به گذرگاه طولانی‌تر می‌شود، اما نیازی به تغییر در جعبه‌های الکترونیکی محموله و آرایه‌های پیکسل CCD ایجاد نمیکند. این تلسکوپ از یک آرایه کانونی کروی و نه مسطح برای کمک به جلوگیری از لکه دار شدن تصاویر استفاده می کند. یک آرایه اسکن الکترونیکی داده‌ها را در باند X با سرعت‌های 480 مگابیت تا 1.5 گیگابیت بر ثانیه به زمین ارسال می‌کند (نرخ بالاتری نسبت به گزارش NPK Barl در فوریه 2021 ). سازنده محموله نوری مشخص نیست، اما برخلاف تخصص این شرکت در سیستم های زمینی می تواند خود NPK Barl باشد. طی نمایشگاهی در سال 2019، این شرکت تلسکوپ سنجش از دور را به نمایش گذاشت که انتظار می‌رفت ظرف دو سال آینده به فضا پرواز کند. گزارش شده است که وزن آن تنها 46 کیلوگرم است و همچنین کوچکتر از نمونه ثبت اختراع به نظر می رسد، اما تنها ماهواره میزبان ممکنی که در حال حاضر برای آن قابل شناسایی است، خیام است. احتمالاً تنها یک بخش از تلسکوپ به نمایش گذاشته شده است. در یکی از نقشه‌های همراه با حق ثبت اختراع(پتنت) ، ماهواره در بالای طبقه فرگات در داخل محفظه محموله موشک سایوز-2-1a قرار دارد (که نشان می‌دهد پرتاب اولیه به وسیله ی این ماهواره بر به جای سایوز-2-1b سنگین تر بود). اگرچه پتنت‌ها به ندرت به پروژه‌هایی اشاره می‌کنند که به آن‌ها مربوط می‌شود، اما در اینجا ماهواره در واقع متعلق به پروژه 505 نشان داده شده است. همانطور که در نقاشی زیر مشاهده می‌شود، ماهواره‌ها به اندازه‌ای کوچک هستند که سه عدد از آنها در داخل دماغه قرار گیرند. کاربرد خیام: به طور رسمی، خیام تنها کاربردهای غیرنظامی در زمینه هایی مانند کشاورزی، مدیریت منابع طبیعی و نظارت بر محیط زیست خواهد داشت. مدت کوتاهی پس از پرتاب، رئیس سازمان فضایی ایران مدعی شد خیام به دلیل اندازه کوچکش نمی تواند به عنوان یک ماهواره جاسوسی استفاده شود. با این حال، وضوح زمینی گزارش شده آن (0.73 متر) برای انجام کارهای شناسایی ارزشمند کافی است. مرکز کنترل ماموریت خیام: به گزارش اخبار ایران، مرکز کنترل ماموریت خیام در مرکز فضایی ماهدشت که تقریباً در 60 کیلومتری غرب تهران و نرسیده به شهر کرج قرار دارد. این مرکز در اوایل دهه 1970 برای دریافت اطلاعات از ماهواره های سنجش از دور خارجی تأسیس شد که اولین آنها ماهواره های لندست ایالات متحده بود. همانطور که در تصاویر Google Earth مشاهده می شود، ساخت یک ساختمان جدید در این سایت حدود آوریل 2020 آغاز شد و اکنون کامل شده است. احتمالاً در گزارش تلویزیون ایران که پس از پرتاب خیام از مرکز کنترل مأموریت پخش شد، دو آنتن سهموی در شمال شرقی ساختمان جدید دیده می‌شود. همکاری های روسی/ایرانی بعدی: خیام پیش بینی می شود حداقل پنج سال فعالیت داشته باشد و قرار است در سال های آینده ماهواره های بیشتری نیز به آن ملحق شوند. پس از پرتاب، حسن سالاریه اعلام کرد که ایران سه ماهواره دیگر از همین نوع را سفارش داده است و افزود: اولین ماهواره در مجموع 40 میلیون دلار هزینه داشته است. به نظر می رسد که همکاری فضایی بین روسیه و ایران اکنون فراتر از حوزه سنجش از دور است. در هفته‌های اخیر شواهدی به دست آمده است که روسیه در حال ساخت یک ماهواره ارتباطی زمین‌ایستا برای ایران با نام اکواتور (به روسی به معنای «استوا») است. این نام برای اولین بار در سال 2020 در بیوگرافی مختصری از متخصص ISS Reshetnev، تولید کننده پیشرو روسیه در ماهواره های ارتباطی مستقر در نزدیکی کراسنویارسک در سیبری ظاهر شد. در کنار آن بسیاری دیگر از پروژه ها نیز به آن اشاره شد که این شخص در آن مشارکت داشته است و جزئیات بیشتری ارائه نشده است. ایران در نهایت قصد دارد ماهواره‌های ارتباطی زمین‌ایستا را با استفاده از پرتاب‌کننده‌های بومی پرتاب کند، اما به‌نظر نمی‌رسد ماهواره‌هایی که در آینده قابل پیش‌بینی به فضا پرتاب می‌شوند، قادر به قرار دادن محموله با این ویژگی در این نوع مدار باشند. بنابراین، این کشور احتمالاً برای پر کردن جای خالی باقیمانده نیز به روسیه متکی خواهد بود. اگر معامله‌های دیگری در این زمینه هنوز وجود داشته باشد، پشت درهای بسته انجام شده است. ________________________________________ تلخیص و ترجمه از mehdi persian برای میلیتاری ________________________________________ منبع: https://www.thespacereview.com/article/4475/1
  23. دوشکای 8 لول ضد هوایی:         http://www.aparat.com/v/DH90l http://www.farsnews.com/printable.php?nn=8611090400
  24. موشک ضد زره صاعقه 2 دوستان امیدوارم تکراری نباشد من جستجو کردم چیزی پیدا نکردم. موشک ضد زره صاعقه 2 بهینه سازی شده ی موشک ضد زره دراگون امریکایی است که توسط مهندسین و متخصصین صنایع دفاع مهندسی معکوس و بهینه شده است و توسط نیروی زمینی ارتش مورد استفاده قرار می گیرد.این موشک از نظر برد بهینه سازی شده است به طوری که برد نهایی دراگون امریکایی 500 متر است ولی برد موشک صاعقه 1000 تا 1090 متر بهینه شده است,همچنین سر جنگیه ان سنگین تر و نافذتر شده است.در اصل باید گفت این موشک مهندسی معکوس شده موشک سوپر دراگون است که اوایل دهه ی 90 بهینه شده بود. توضیحی مختصر در باره ی دراگون امریکایی این موشک ضد تانک هدایت شونده توسط کمپانی مک دانل داگلاس در امریکا ساخته شده است.سیستم هدایت موشک شامل سیستم دید در شب و سیستم گرما یاب که بر روی لانچر پرتاب نصب شده . همچنین این لانچر مجهز به یک دو پایه و یک باتری میباشد.این موشک قابل شلیک توسط یک نفر است و هدایت ان سیمی است.در دهه ی 90 سوپر دراگون 1 ساخته شد و پس از ان سوپر دراگون 2 که نسبت به نمونه ی اولیه خیلی کارامدتر و توانایی بیشتری دارد. دراگون امریکایی دراگون امریکایی spike-360 Hans