جستجو در انجمن

مشاهده نتایج برای برچسب های 'ایران'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بوسیله برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


انجمن ها

  • بخش داخلی
    • اخبار و قوانین
    • ماهنامه میلیتاری
    • گالري عكس و فيلم
    • کتابخانه میلیتاری
    • مقالات برتر
  • War and History - بخش جنگ و تاریخ
    • مباحث جامع نظامی
    • پیمان ها - قراردادها و معاملات تسلیحاتی
    • دکترین و استراتژی
    • عملیات های نظامی
    • جنگ تحمیلی
    • تحولات روز امنیتی نظامی بین الملل
    • General Military Discussions
  • Air force Forum - بخش نیروی هوایی
    • هواپیماهای نظامی
    • بالگردهای نظامی
    • تسلیحات هوایی
    • متفرقه در مورد نیروی هوایی
    • سایر بخشهای نیروی هوایی
    • Airforce - English
  • Army Forum - بخش نیروی زمینی
    • ادوات و تسلیحات زمینی
    • خودروهای نظامی و زره پوش ها
    • مباحث جامع زرهی
    • توپخانه زمینی
    • موشک های زمین پایه
    • الکترونیک زمینی
    • تجهیزات و تسلیحات انفرادی
    • متفرقه نیروی زمینی
    • سایر بخشهای زمینی
    • Ground forces - English
  • Navy Forum - بخش نیروی دریایی
    • شناورهای سطحی
    • شناور های زیرسطحی
    • هوا دریا
    • تسلیحات دریایی
    • سایر بخش های نیروی دریایی
    • علوم و فنون دریایی
    • راهبردها و راهکنش های دریایی
    • تاریخ نیروی دریایی
    • اخبار نیروی دریایی
    • Navy - English
  • News Section - بخش خبر
    • اخبار روز ایران و جهان
    • اخبار صفحه اول
    • رایانه و شبکه
    • English News
  • Non-Military Forums - سایر بخشها
    • دیگر موضوعات و مطالب

پیدا کردن نتایج در ...

یافتن نتایج که ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروز رسانی

  • شروع

    پایان


Filter by number of...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


Website URL


Yahoo


Skype


Location


Interests

پیدا کردن 172 results

  1. نحوه ی انعقاد قرارداد: قرارداد ساخت اين هواپيما در پي مناقصة انجام شده بين 9 کشور به امضا رسيد. در اين مناقصه 6 شرکت از کشورهاي مختلف آمادگي خود را براي اين منظور اعلام کردند که اين شرکت­ها عبارت بودند از: شرکت کاساي اسپانيا، شرکت ای تی آر ، شرکت آنتونف اکراين، شرکت کتيک چين و شرکت ايليوشين روسيه. هواپيماي چيني­ها به دليل طراحي بسيار قديمي مورد قبول نبود و هواپيماي روس­ها­ نيز نمي­توانست نيازهاي کشور را برآورده سازد. هواپيماي ای تی آر نيز به دليل عدم توانايي پرواز در کلية مناطق ايران و نيز غير­منطقي بودن هزينه­ها از سوي ايران رد شد. هواپيماي کاساي اسپانيا نيز به دليل مسائل تحريم، نتوانست به امضاي نهايي برسد. در نهايت، قرارداد ساخت هواپيماي ايران140 در سال 1375 بين ايران و اکراين به امضا رسيد و کار ساخت در سال 1376 شروع شد. به علت توقف اعتبارات در ميان راه، پروژه با تأخير 3.5 ساله مواجه گرديد و اولين فروند اين هواپيما بعد از 3.5 سال توليد گرديد. ويژگي­هاي هواپيماي ايران 140: هواپيماي ايران 140 نسبت به هواپيماهاي هم رده خود داراي ويژگي­هاي قابل توجهي است: آلودگي صوتي پايين در درون کابين صداي مجاز درون کابين اين کلاس از هواپيماها بايد 85 دسيبل ­باشد که صداي داخل کابين در هواپيماي ايران140 از اين اندازه پايين­تر است. مجموع صداي هواپيما در بيرون آن بايد 281 دسيبل باشد که در هواپيماي ايران140 جمعاً 253 د­سيبل است. لازم به ذکر است که ميزان آلودگي صوتي اين هواپيما از تمامي انواع مشابه آن مانند F-27 و يا دورنير کمتر است و مي­توان گفت اين هواپيما از ساکت­رين توربوپراپ­هاي دنيا است. مصرف سوخت پايين مصرف سوخت اين هواپيما براي هر کيلومتر 1.3 کيلوگرم است که از تمام انواع هواپيماهاي رقيب کمتر است. استفاده از تجهيزات ناوبري روز دنيا ايران 140 از تجهيزاتي استفاده کرده که تا 50 سال آينده بتواند در صحنه باقي بماند. در دو سال گذشته تمامي مقررات جديد در هواپيماي ايران140 اعمال شده است. از آن­جمله مي­توان به نصب سامانه­هاي هوشمند هشدار آتش در کابين مسافر و سامانه­هاي هوشمند اخطار وقوع يخ­زدگي در ارتفاعات اشاره کرد. همچنين ميزان تحمل صندلي ازجی 9 به جی16 افزايش يافته است. همچنين سامانة هشدار­­دهنده براي جلوگيري از نزديک شدن هواپيما به زمين و تجهيزات جلوگيري از تصادف هوايي نيز بر روي اين هواپيما نصب گرديده است .هواپيماي ايران140 تنها هواپيماي توربوپراپ است که در تمام نقاط ايران و در تمامي ساعات مي­تواند پرواز کند. طراحي داخلي و طراحي صندلي­ها و تهوية بر اساس مدل غربي بر اساس گفتة مسؤولين شرکت هواپيما­سازي ايران (هسا)، طراحي داخلي کابين اين هواپيما و طراحي صندلي­هاي آن، تماماً بر اساس مدل غربي است که راحتي و نظر مسافران ايراني در اين زمينه تأمين مي­گردد. همچنين سيستم تهوية اين هواپيما نيز توسط يک شرکت فرانسوي طراحي شده تا تهوية اين هواپيما نيز به بهترين شکل فراهم گردد. سازمان هواپيمايي کشوري ناظر بر توليد ايران140 تمام مدارک اين هواپيما در اختيار سازمان هواپيمايي کشور قرار داده شده است و بازرسان اين سازمان نيز به کشور اکراين رفته­ و تمام مراحل را چک کرده­اند و تمام تست­ها را تا آزمايش نهايي پي­گيري نموده­اند. در حال حاضر سازمان هواپيمايي کشوري در حال ارزيابي نهايي اين هواپيما است تا صحت و تطبيق آن با گواهي­نامه­ها را ارزيابي کند و هسا نيز در حال آزمايش اين هواپيما در کلية نقاط کشور مي­باشد. گفته مي­شود هواپيماي ايران140 گواهينامة نوع را از طرف سازمان هواپيمايي کشوري دريافت کرده است که به زودي به صورت رسمي اعلام خواهد شد. هواپیمای ایران 140با توجه به شرایط اقلیمی وجغرافیایی ایران سازگار می باشد و از احاظ مصرف سوخت ،اقتصادی ومقرون به صرفه است البته در مقایسه با هواپیماهای همکلاس خودش مانند«ای تی آر» هواپیمای مذکور محصول دو کشور ایران و اوکراین بوده و در سال 1993 طراحی و در سال 1995 اولین هواپیما ساخته شد وآزمایشات پروازی خود را با موفقیت به پایان رساند. تاکنون هواپیمای ایران 140 ساخت داخل ،پروازهایی را به مقصد سنندج ، شیراز ،شهر کرد ،خرم آباد،مشهد ،آبادان ،همدان ، زاهدان ،کیش وتهران (ماموریتهایی برای کمک رسانی به مردم زلزله زده ی استان زنجان ، بم)انجام داده وتست های مربوطه را با موفقیت به پایان رسانیده است این هواپیما دارای سیستم های ناوبری جدید از قبیل هدایت ماهواره ای جی پی اس «گلوبال سیستم پوزیتیشنینگ»(سیستم موقعیت یابی جهانی) و سیستم جلوگیری از سانحه ی «تی سی ای اس» و رادار ونشان دهنده ی دیجیتالی مجهز می باشد یکی از مزیت های اصلی این و مهم هواپیمای مذکور یک موتور کمکی«ای پی یو»به دلیل تامین برق هواپیما وسیستم تهویه مطبوع و هوای مورد نیاز جهت استارت موتور می باشد و از مخزن سوخت خود هواپیما تغذیه می شود ودر انتهای هواپیما نصب شده است؛به همین دلیل کمترین نیاز را به تجهیزات مجموعه ی فرودگاهی دارد در این قسمت به خلاصه ای از مشخصات هواپیمای ایران 140 اشاره می کنیم. 1-دارای دو موتور ملخ دار «بی ام ای-117-تی وی 3-توربو پراپ انجین» 2-گنجایش مسافر وبار(این هواپیما دارای حالت مسافری و باری می باشد) الف-52نفر-1450کیلوگرم ب-36نفر-1650 کیلوگرم + 1840کیلوگرم(در قسمت بار هواپیما) ج-28نفر-2650کیلوگرم+1840 کیلوگرم د-20نفر-3650کیلوگرم+1840 کیلوگرم منبع:http://air-university.blogspot.com
  2. تاكيد وزير امور خارجه بر تسریع روند پروژه های ایرانی - روسی [align=center][/align] رایزنی های معاونان وزرای امورخارجه ایران و روسیه به ریاست مهدی صفری معاون آسیا، اقیانوسیه و مشترک المنافع و الکساندرلوسیاکف معاون آسیا وزارت امور خارجه روسیه امروز در تهران برگزار شد. در این مذکرات، طیف وسیعی از موضوعات دوجانبه، منطقه ای و بین المللی مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت و طرفین تاکید کردند که در خصوص بسیاری از موضوعات یاد شده اشتراک نظر بالایی بین مواضع دو کشور وجود دارد و به همین خاطر ضروری است که تماس های مسئولین دو کشور بیش از پیش گسترش یابد. معاون وزیر امورخارجه روسیه در این دیدار با تاکید بر اهمیت و جایگاه جمهوری اسلامی ایران در سیاست خارجی روسیه یادآور شد که این موقعیت در نوع خود بی نظیر است و به همین خاطر کشورش احترام ویژه ای به روابط خود با تهران قائل است. لوسیاکف اهمیت موضوعات اقتصادی در تحکیم هر چه بیشتر مناسبات را مورد تاکید قرار داده و یادآور شد باید تلاش گردد که پروژه های در دست اجرای دو کشور نظیر: فروش هواپیما، ماهواره زهره و نیروگاه ذغال سنگ طبس هر چه سریعتر عملی گردد. معاون وزیر امورخارجه روسیه، اهمیت ساخت و راه اندازی نیروگاه بوشهر را یادآور شد و تاکید نمود مسکو در راه اندازی این نیروگاه جدی است و تلاش به عمل خواهد آمد که موانع تحقق این امر، هر چه سریعتر مرتفع گردد. صفری معاون وزیر امورخارجه جمهوری اسلامی ایران نیز در این مذاکرات، اهمیت روابط دو کشور را مورد تاکید قرار داده و تاکید نمود که اقدامات عملی و از جمله عملی شدن توافقات از سوی طرف روس و بویژه راه اندازی نیروگاه بوشهر نقش بسزایی در پیشبرد همکار های دو کشور خواهد داشت. منبع : www.avia.ir
  3. منبع : خبرگزاری مهر به گزارش خبرگزاری" مهر" به نقل از دفتر مطالعات بین‌الملل خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) جنگ ایران و عراق با مشخصه‌ی طولانی‌ترین و پرهزینه‌ترین درگیری نظامی در تاریخ معاصر منطقه‌ی خاورمیانه که دو قدرت جهانی و هم‌پیمانانشان در دوران جنگ سرد در حمایت از یک طرف جنگ اتفاق نظر داشتند و مهمتر از همه عدم حل و فصل نهایی آن با برقراری صلح میان دو کشور ایران و عراق و بسیاری مسایل دیگر، سبب شده است علت، نحوه و نتایج جنگ تا سالهای مدید هم چنان مورد بحث و بررسی قرار گیرد. اما آن چه در این میان بسیار حائز اهمیت است، مساله‌ی حضور نقش مستقیم و غیرمستقیم بسیاری از کشور غربی و اروپایی در حمایت از عراق و سیل عظیم کمک‌های مالی و نظامی این کشورها به عراق طی هشت سال جنگ تحمیلی است. حقایق حاکی از آن است که برنامه‌های تسلیحاتی و نظامی عراق و ارسال کمک‌های تسلیحاتی به این کشور از سوی اروپا و غرب طی سالهای آغازین جنگ، شتاب بی سابقه‌ای پیدا کرد به گونه‌ای که از آن به عنوان انقلابی در تاسیسات نظامی عراق یاد می‌شود. بی شک پرداختن به ابعاد آماری ارسال تسلیحات نظامی به عراق در طول جنگ از سوی غرب و اروپا، در حالی که ایران در طول این جنگ از حداقل تجهیزات نظامی بهره می‌برد ،از حقایق ناگفته‌ای در این زمینه پرده بر می‌دارد. آغاز هفته‌ی دفاع مقدس و سالروز آغاز جنگ تحمیلی علیه ایران(31 شهریور1359ـ1980) فرصت مناسبی است تا از منظری جدید به ابعاد گوناگون کمکهای نظامی و تسلیحاتی اروپا و غرب به عراق در جریان جنگ تحمیلی علیه ایران پرداخته شود. بی شک مساله‌ی فروش تسلیحات نظامی پیشرفته از سوی غرب و اروپا به عراق طی هشت سال جنگ تحمیلی نقش بلاانکار این کشورها در جنگ را به خوبی نمایان می‌سازد. براساس گزارش‌های موجود در سال 1366، شبکه تدارکات نظامی عراق در جریان جنگ تحمیلی علیه ایران به نحو بی سابقه و چشم گیری فعال شده بود. نگرانی ناشی از گسترش دامنه‌ی جنگ و ضرورت مقابله با برتری ایران موجب شده بود که براساس یک تصمیم همگانی، عراق به طور برجسته و بی سابقه‌ای تجهیز شود. تنها آمارهای منتشر شده حاکی از آن است که در این مرحله در کمتر از دو سال، فرانسه حدود 6/5 میلیارد دلار و روسیه (شوروی سابق) حدود 3/9 میلیارد دلار اسلحه و تجهیزات نظامی به عراق فروختند. افزون براین، زیربنای صنعتی این کشور از سال 1984(1363 شمسی)میلادی به بعد با 2/14 میلیارد دلار هزینه تقویت شد. عراقی‌ها توانستند در این روند از شوروی، آمریکا، فرانسه و آلمان تجیهزات و فن‌آوری پیشرفته نظامی خریداری کنند. کمک‌های آمریکا به عراق اقدامات آمریکا علیه ایران به موازات افزایش پیشروی نیروهای ایرانی در مواضع عراقی‌ها، با هدف جلوگیری از پیروزی ایران و شکست عراق تشدید شده و گسترش می‌یافت، زیرا پیروزی ایران در جنگ برای آمریکا غیرقابل قبول بود.(1) این کشور در نخستین گام ،آشکارا در جهت حمایت از عراق نام این کشور را از فهرست کشورهای به اصطلاح تروریست حذف کرد و طرح‌های گسترده‌ی نظامی، سیاسی و اقتصادی اش را برای کمک به عراق در جریان جنگ علیه ایران، تصویب کرد.(2) صدام با فرستادن نزارحمدون، به عنوان سفیر عراق به آمریکا ،علاوه بر اهدافی که در سطوح مختلف پیگیری می‌کرد زمینه تحکیم روابط عراق و آمریکا را فراهم ساخت و به تدریج عراق به یک متحد آمریکا در منطقه تبدیل شد و بازارش برای آمریکا بازار پرسودی ارزیابی شد. به همین دلیل جامعه‌ی تجاری و صنعتی آمریکا به عنوان بزرگترین پشتیبان عراق از روابط تجاری با این کشور حمایت می‌کرد. کمک اطلاعاتی و نظامی آمریکا به عراق که از سال 1359 آغاز شد، موجب شد تا سازمان سیا اطلاعات فوق العاده محرمانه‌ای از مراکز استراتژیک ایران در اختیار عراق قرار دهد. حتی برخی از گزارش‌ها نشان می‌دادند که ویلیام کسی، رییس وقت سیا، بارها عراق را در حمله به تاسیسات اقتصادی و حیاتی ایران تشویق کرده بود و نمونه‌ی آن حمله‌ی هواپیماهای عراقی به جزیره سیری بود که در چهارچوب هم آهنگی دقیق اطلاعاتی میان آنها انجام گرفت. بسیاری بر این باورند که کمک‌های آمریکا به عراق در جریان جنگ تحمیلی علیه ایران، گذشته از آن که نظامی بوده است از نوع کمک‌های اطلاعاتی به شمار می‌رفته است. گزارش‌ها نشان می‌دهند که آمریکا طی سالهای 1361 تا 1366 معادل 5/1 میلیارد دلار تجهیزات الکترونیکی، انواع ماشین آلات، دستگاه‌های حساس و کامپیوترهای فوق‌العاده قوی در زمینه‌ی تولید سلاح‌های شیمیایی، موشکی و هسته‌یی را به دولت عراق فروخته بود. بعدها، یک بازپرس کنگره‌ی آمریکا که مسوول بررسی عملکرد دولت آمریکا در برابر عراق بود، اظهار داشت: “دامنه و وسعت انواع تجهیزات تکنولوژیکی، اطلاعاتی و نظامی حساسی که از طرف دولت آمریکا به عراق ارسال شده است، آدم را شوکه می‌کند.“ هم‌چنین در گزارشی که بعدها در شبکه‌ی خبری ای.بی.سی آمریکا پخش شد، بر این مساله تاکید شد که شرکت‌های آمریکایی ،به طور قانونی و غیرقانونی، نوعی فن‌آوری را در اختیار عراق قرار داده بودند که این کشور را قادر می ساخت برنامه‌های ساخت پیشرفته‌ترین جنگ افزارهای نظامی‌اش را ادامه دهد. به گزارش روزنامه‌ی تایمز مالی چاپ انگلیس، شرکت آمریکایی «اینترنشنال سیگنال اندکنترل» نیز در انتقال مخفیانه‌ی فن‌آوری ساخت بمب‌های خوشه‌یی به عراق دست داشتند.(3) کمک اطلاعاتی آمریکا به عراق به عنوان یکی از مهمترین نیازمندیهای این کشور، درصدر موافقت‌نامه‌های عراق و آمریکا در سال 1986- 1365 محسوب می شد. آمریکایی‌ها درباره‌ی فعالیت نیروی هوایی ایران اطلاعات ارزشمندی در اختیار عراق قرار می‌دادند. این اطلاعات را آواکس‌های آمریکایی مستقر در ریاض جمع آوری می‌کردند. روزنامه‌ی واشنگتن پست طی گزارشی نوشته بود: “آمریکا درباره‌ی آرایش نیروهای ایرانی در جبهه‌ها و هدفهای اقتصادی ایران، اطلاعات ماهواره‌ای در اختیار عراق قرار می‌دهند.“ ویلیام کسی،از جمله افرادی بود که پیوند اطلاعاتی آمریکا و عراق را برقرارمی ساخت و پیش از اعزام سفیر آمریکا به بغداد، یک رییس تمام وقت ایستگاه اطلاعاتی را در بغداد مستقر کرده بود که قبل از هر حمله‌ی بزرگ عراق در جبهه‌ی جنگ یا حمله دیپلماتیک در جبهه‌ی سیاسی مورد مشورت صدام قرار می‌گرفت.(4) کمک‌های شوروی به عراق شوروی سابق علاوه بر ارسال سلاح به عراق، با ارزیابی از ضعف‌های ساختاری ارتش آن کشور در وضعیت دفاع و حمله، در توسعه‌ی نیروهای مسلح عراق و طرح ریزی استراتژی تهاجمی این کشور نیز نقش فعال و محوری داشت. کمک‌های شوروی به عراق حتی در پاره‌ای از مواقع در مقایسه با سایر کشورها بسیار برجسته‌تر و نمایان‌تر بود و تا اندازه‌ی تاثیرات سرنوشت سازی بر روند تحولات جنگ داشت. براساس گزارش هفته نامه‌ی ”فارین ریپورت“(Foreign Report) چاپ لندن درباره‌ی کمک‌های تسلیحاتی شوروی به عراق، روسها از اول ماه ژانویه‌ی 1987 یک قطار هوایی به منظور تحویل اسلحه به عراق به کار انداختند و موشک‌های زمین به زمین با برد متوسط از نوع اسکاد B، تانک‌های جدید تی-72، هواپیماهای میگ23 و میگ 25 که به صورت قطعات جداگانه حمل می‌شد و موشک‌های ضدهواپیما از انواع گوناگون همراه با تکنسین‌های روسی را به عراق فرستادند. علاوه بر آن، مسکو چهار فروند هواپیمای سوخت‌رسان از نوع توپولوف 72 برای سوخت‌رسانی از آسمان به هواپیماهای جنگی و بمب افکن‌های عراق به آن کشور تحویل داد. جیمز بیل یکی از محققان آمریکایی، طی مقاله‌ای درباره‌ی کمک‌های شوروی به عراق نوشت:“ شوروی با عراق روابط بسیار نزدیک دارد و حدود 60 درصد از تجهیزات نظامی آن کشور را تامین می‌کند و علاوه بر هواپیماهایی مانند میگ 21،23 و 25 در حال حاضر میگ 29 و هزاران موشک زمین به زمین اسکاد در اختیارعراق گذاشته است. شکی وجود ندارد که اتحاد جماهیر شووری بزرگترین قدرت خارجی است که از عراق حمایت می‌کند.“ بنابر گزارش رسمی روزنامه اخبار مسکو، فهرست بخشی از تسلیحات نظامی که شوروی در طول جنگ تحمیلی علیه ایران به عراق تحویل داد؛ به شرح زیر است: 500 دستگاه تانک تی-72، 1000 دستگاه تانک تی-62، 350 فروند موشک زمین به زمین با برد 300 کیلومتر، 25 فروند هواپیمای شکاری میگ 29، 23 فروند هواپیمای شکاری میگ 25، 70 فروند هواپیمای شکاری میگ 23، 70 فروند هواپیمای شکاری میگ 21، 30 فروند جنگنده شکاری سوخوی 25 و 50 فروند جنگنده شکاری سوخوی 20. کمک‌های فرانسه به عراق بیشترین میزان کمک نظامی به عراق در طول جنگ تحمیلی از آن فرانسوی‌ها است که در مقایسه با سایر کشورهای غربی بیشترین تسلیحات مورد نیاز عراق را به این کشور ارسال کردند. فرانسوی‌ها منابع استراتژیک و توانایی‌های مالی لازم را برای تقویت عراق در اختیار داشتند و به همین دلیل از شهریور سال 1359-1980، فروش تسلیحات نظامی فرانسه به عراق به 6/5 میلیارد دلار رسید و 7/4 میلیارد دلار نیز در قالب قراردادهای بازرگانی و غیرنظامی میان دو کشور منعقد شد که دست کم هفت میلیارد دلار از مجموع این معاملات به صورت وام و اعتبارات بود. در سال 1982 میلادی، 40 درصد از صادرات تسلیحاتی فرانسه به عراق ارسال می شد؛ میراژ اف-1، موشک‌های هوا به هوای مجیک-1، موشک‌های اگزوست AM-39، و پس از آن هواپیماهای سوپراستاندارد علاوه بر تقویت قدرت هوایی عراق، این کشور را برای حمله به نفت‌کش‌ها و پایانه‌های نفتی ایران از موقعیت برتری برخوردار می‌کرد. هم‌چنین، عراقی‌ها یک قرارداد 5/6 میلیارد دلاری تحت عنوان“ پروژه‌ی فاو“با سه شرکت خصوصی فرانسوی به امضا رساندند. عراقی‌ها پیش بینی کرده‌بودند که طی سه مرحله از ساخت هواپیما و صنعت فضایی برخوردار خواهند شد و به جای اعمال تغییر و ارایه‌ی خدمات به میراژهای اف-1 در فرانسه، در کشور خود به این کار اقدام کنند. هم‌چنین، عراقی‌ها امیدوار بودند که با احداث کارخانه هواپیماسازی“ سعد 25“ و با انتقال فن‌آوری جدید، هواپیمای آموزشی آلفا جت 134، محصول مشترک آلمان و فرانسه را تولید کنند. عراق در مرحله‌ی پایانی می‌توانست هواپیمای میراژs2000 را به عنوان بمب‌افکنی جدید که در ارتفاع پایین پرواز می‌کرد و دستگاه رادار آن می‌توانست دفاع هوایی را گمراه کند، تولید کند. افزون بر این فرانسوی‌ها در ساخت راکتور اتمی و فراهم کردن زمینه دستیابی عراق به سلاح اتمی نقش برجسته‌ای داشتند. (5) یکی از فرودگاه‌های پیشین ناتو در فرانسه محل بارگیری هواپیماهای نیروی هوایی عراق بود و این هواپیماهای غول‌پیکر باری، هر روز به این فرودگاه می‌آمدند و موشک‌های ساخت فرانسه، بمب‌های خوشه‌ای، فیوز، تجهیزات راداری و الکترونیکی هواپیماها را با خود به عراق می‌بردند. محموله‌های تسلیحاتی فرانسه به عراق آن قدر زیاد بود که تقریبا از اواسط سال 1986 حتی هواپیماهای غیرنظامی خطوط هوایی بغداد- پاریس نیزبه حمل جنگ افزار می‌پرداختند. بنا به گزارش‌های منتشر شده در آن مقطع زمانی، فرانسه نخستین جنگنده بمب افکن میراژ خود را بلافاصله پس از آزادی گروگان‌های آمریکایی از ایران (در بهمن 1359-1980) به عراق فرستاد. کمی بعد چهار فروند میراژ فرانسوی با هدایت خلبانان نیروی هوای فرانسه وارد قبرس شدند و از آنجا توسط خلبانان عراقی به عراق منتقل شدند. پس از آن هم به تدریج میراژهای فرانسوی در پی سفارش عراق به این کشور تحویل داده شدند. هم‌چنین 13 دستگاه موشک‌انداز متحرک، علاوه بر سکوهای ثابت به عراق تحویل داده شدند. بازسازی راکتور هسته‌یی ازیراک، که در سال 1981 به دست اسراییلی‌ها منهدم شده بود، از جمله کمک‌هایی بود که” لکود شسول“ وزیر خارجه وقت فرانسه در دیدار ژانویه 1983 به طارق عزیز، قول آن را داد. (6) کمک‌های انگلیس به عراق رونق ناگهانی بازار عراق برای صنایع ابزارسازی انگلیس نیز کارساز بود. براساس برآورد انجمن فن‌آوری ابزارهای ماشین انگلیس (MTAA) فروش ابزارهای ماشینی این کشور به عراق از 9/2 میلیون دلار در 1987 میلادی به 5/31 میلیون دلار در سال 1988 میلادی افزایش یافت. از سوی دیگر برخی از کارخانه‌های انگلیسی در پی فروش سلاح به عراق سودسرشاری به دست آوردند و حتی در سال 1988 میلادی فروش این اقلام به ½ میلیارد دلار رسید .هم زمان انگلیسی‌ها دفتر خرید ایران در خیابان ویکتوریای لندن را از طریق سازمان اطلاعاتی M-15 کنترل کرده و اطلاعات آن را در اختیار عراق قرار می‌دادند. (7) احداث شبکه‌ی پناهگهای پرهزینه‌ی زیرزمینی، بخش دیگری از تلاش‌های عراق بود که در ژوئن 1982 با تصمیم صدام و مشارکت مهندسان انگلیسی آغاز شد. کالین گرافت، رییس فدراسیون مشاوران در مقاطعه کاران پناهگاههای هسته‌یی انگلیس می‌گوید:“ شرکت‌های انگلیسی طرح‌هایی ارایه کردند که به موجب آن برای 48 هزار سرباز، پناهگاه امن ساخته شد. هر پناهگاه تونل پولادین داشت و می‌توانست تا 1200 نفر را در خود جای دهد. در هر پناهگاه پست‌های فرماندهی، محل بیماران ،اتاق‌های ضدآلودگی،آشپزخانه، انبار غذاهای خشک، آب و قورخانه یعنی تمام ملزومات یک اقامت بلندمدت پیش بینی شده بود.“ (8) کمک‌های آلمان به عراق آلمان‌ها همانند فرانسه و انگلیس تجهیزات نظامی فراوانی در اختیار عراق قرار دادند. فن‌آوری آلمان‌ها در زمینه‌ی تولید سلاح‌های شیمیایی و موشکی از سایر بخش‌ها به کار گرفته شد. آلمان‌در چارچوب سیاست‌هایش و با هدف کاهش خشم صدام نسبت به روابط بازرگانی آلمان با ایران، صادرات تجهیزات نظامی شیمیایی را در اواخر جنگ نسبت به سالهای قبل از آن با جهش چشمگیری ادامه داد. در چهار حوزه‌ی کلیدی شیمیایی، کالاهای ساخته شده، ماشین‌های سنگین و کنترل ابراز دقیق ماشینی و ابزارهای علمی، فروش آلمان به عراق رشد چشمگیری در دوران جنگ داشت. ارزش فن آوری پیشرفته‌ی آلمان به عراق تنها در سالهای 1987 و 1988 میلادی به ترتیب به 8/374 و 8/826 میلیون دلار رسید. بخشی از کارخانه‌های آلمان نیز به صورت انحصاری، سلاح‌های مورد نیاز صدام را می‌ساختند. (9) به گزارش مجله‌ی اشپیگل چاپ آلمان، در تاسیسات شیمیایی که شرکت‌های آلمانی در سامره عراق ساخته بودند؛ مواد شیمیایی بسیار مرگبار ”تابون“ و” کلاست“ تولید می‌شد. کارشناسان آلمانی هم‌چنین متوجه شدند سه کارخانه فروخته شده به عراق قادر به تولید ”اسیدسیائیدریک“ غلیظ و فشرده بودند. حتی برابر گزارش‌های موثق و محرمانه، آلمان‌ها اطلاعات به دست آمده از مجروحان شیمیایی ایران در بیمارستان‌های آلمانی را در اختیار عراق می‌دادند تا از آنها برای اصلاح ترکیبات شیمیایی مورد استفاده در سلاح‌هایشان بهره‌برداری کنند. فن‌آوری آلمان‌ها این امکان را برای عراق فراهم می‌ساخت تا به تدریج تولید و ساخت قطعات موشک‌ها از جمله موشک اسکاد و بدنه‌ی آن را آغاز کنند. بعدها بازرسان سازمان ملل به مخازن ترکیب اکسیژن سیستم ثبت فشار و شاسی‌های پرتاب موشک عراق دست پیدا کردند که همگی ساخت آلمان بودند. مجله‌ی اشپیگل با آشکار شدن نقش این کشور در انتقال فن‌آوری و کمک‌های فنی به عراق نوشته بود:“ امروزه دیگر ثابت شده است که بدون فن‌آوری آلمان، عراق قادر به تولید موشک‌های دوربرد اسکاد B نبوده است. فن‌آوری پیشرفته‌ی آلمان که در اختیار عراق قرار می‌گرفت؛ به بغداد این امکان را می‌داد که برد موشک‌های اسکاد B را به 600 کیلومتر افزایش دهد. (10) در مجموع امکان ورود سلاح و فن‌آروی پیشرفته از شرق و غرب در خلال جنگ و قبل از آن امتیازی بود که عراق از آن بهره‌مند بود. با آن که سهم واردات سلاح و تجهیزات پیشرفته نظامی برای عراق و ایران در سال 1979 میلادی یکسان بود؛ اما این رقم در سالهای نخستین جنگ به نسبت 5 به 1 به نفع عراق تغییر کرد. در این وضعیت عراق حدود نیمی از نیازمندی‌های سلاح و مهماتش را از خارج از بلوک شرق تهیه می‌کرد که حدود یک سوم آن مهمات پیشرفته‌ی کشورهای اروپایی غربی بود که این برتری در بودجه نظامی و خرید فن‌آوری پیشرفته، در تمام طول جنگ برای عراق حفظ شد. (11) یادآوری می‌شود که به دلیل آن که آمریکا در طول جنگ تحمیلی عراق علیه ایران کمک‌های نظامی‌اش را در قالب کمک‌های اطلاعاتی به عراق صورت می‌داد، نامی از آن در این جدول نیامده است. با بررسی این جدول می‌توان دریافت که بین سالهای 1980 تا 1988 (1359 تا 1366 ه.ش) درصد خریدهای نظامی عراق از کشورهای مختلف به این شرح بوده است: شوروی 37%،دولت‌های اروپای غربی 37%، دولت‌های بلوک شرق 12%، سایر کشورها 12% و چین 10% . (12) منابع: 1-درودیان، محمد، پایان جنگ، سیری در جنگ ایران و عراق، تهران: انتشارات مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 1380 صفحات 22-26. 2-درودیان، محمد، آغاز تا پایان، سیری در جنگ ایران و عراق، تهران، انتشارات مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 1381 صفحه 75. منبع نقل کننده: جامعترین وبلاگ نظامی
  4. دکتر مصطفي چمران، در همان هفته اولي که جنگ تحميلي آغاز شد، با حدود سي نفر از مرداني که با وي در نبردهاي کردستان شرکت داشتند، با قطار به اهواز آمد. او ستاد عملياتي خود را در دانشگاه اين شهر تشکيل داد تا عملاً کار مقابله با تهاجم همه جانبه ارتش بعثي به سرزمين‌هاي ايران را آغاز کند. چمران پيشتر با دستور حضرت امام خميني ـ رضوان الله تعالي عليه ـ به کردستان رفته و نقش مهمي در انهدام گروه‌هاي مسلح وابسته به صدام در آن ديار ايفا کرده و با شجاعت‌هاي خود، شهر پاوه را از محاصره دشمن نجات داده بود. او بر اين باور بود که اگر اعلاميه امام و درخواست ايشان از مردم و نيروهاي مسلح براي حرکت به سوي شهر پاوه نبود، ما در پاوه شکست خورده بوديم. او قدر انقلاب اسلامي و حاکم شدن مکتب اسلام را در ايران به خوبي درک مي‌کرد، زيرا طعم تلخ نداشتن حکومت مردمي را در لبنان چشيده و با چشم خود، حملات اسرائيل را به مردم بي‌پناه فسطين و لبنان ديده بود. وي زماني به اهواز آمد که ترس تصرف شهر از سوي دشمن مي‌رفت و ارتش و سپاه و مردم، همه در پي راهي براي مقابله با دشمن بودند. او چند شبي را در محله گلستان در جنوب اهواز و در نزديکي خط مقدم در منزل دوستش، شيخ علي شوشتري گذراند؛ شخصي که مغازه‌اي داشت که آن را مغازه «صلوات» مي‌ناميدند، زيرا بر بالاي مغازه‌اش نوشته بود: «اللهم صل علي محمد و آل محمد». دکتر چمران، ستاد عمليات جنگ‌هاي نامنظم را با کمک انسان‌هايي با انگيزه و داوطلب از همه نوع و از سراسر کشور فعال کرد تا با شيوه خود و با تاکتيک‌هاي چريکي به مصاف دشمن برود. البته شيوه جذب نيروي انساني شهيد چمران، که از همه ‌گروه‌‌ها، افراد رزمنده را مي‌پذيرفت، مورد اعتراض برخي از کساني که معتقد بودند افراد مؤمن‌تر بايد در سازمان‌هاي رزمي شرکت کنند، قرار مي‌گرفت، ولي چمران بر اين باور بود: هرکس که آماده دفاع در برابر تهاجم ارتش صدام است، مي‌تواند در جبهه حضور يابد و جزو همراهان رزمنده وي قرار گيرد. او از درد و رنج و سختي جبهه و جنگ استقبال مي‌كرد و بر اين باور بود که درد، دل آدمي را بيدار مي‌کند، روح را صفا مي‌دهد، غرور و خودخواهي را نابود مي‌کند، نخوت و فراموشي را از بين مي‌برد و انسان را متوجه وجود خود مي‌کند و ارزش هر انساني به ‌اندازه درد و رنجي است که در راه خدا تحمل کرده است. دکتر چمران در آن زمان، نماينده مجلس و از طرفي، نماينده حضرت امام خميني ـ رضوان الله تعالي عليه ـ در شوراي عالي دفاع هم بود. در اوايل پيروزي انقلاب اسلامي و در دوره دولت موقت، مدتي نيز وزير دفاع بود. در همان روزهايي که او با تمام وجود در جبهه‌هاي جنوب حضور يافته بود، برخي از افراد و نمايندگان مجلس از وي خواسته بودند تا به مجلس بازگردد و در تدوين قوانين مناسب، فعال شود، ولي چمران به آنان گفت: «خدايا، تو شاهد باش که من ميدان رزم را بر نشستن بر صندلي مجلس ترجيح مي‌دهم». او حتي در ميدان جنگ هم به سنگرهاي مطمئن يا پايگاه‌هاي نظامي داراي دفاع نسبتـاً مناسب نرفت، بلکه با شجاعت فوق‌العاده‌اي که داشت، مرتب در خط مقدم درگيري با دشمن حاضر مي‌شد و با تمام قدرت در زير رگبار گلوله‌هاي دشمن، با خصم مي‌جنگيد و پايداري خود را نشان مي‌داد. چمران بهتر از هر کسي، معني «جنگ»، «اشغال»، «آوارگي»، «دشمن» و «مقاومت» را مي‌دانست و پيشتر در صف مقدم جبهه عليه اسرائيل و در جريان جنايات غاصبان بي‌رحم فلسطين، مفهوم اين لغات را به خوبي دريافته بود. چمران پس از تحصيل در رشته فيزيک هسته‌اي، تصميم گرفت به قدس شريف برود و عليه اسرائيل بجنگد. او براي آزادي قدس، پاي به خاک لبنان گذاشت و توانست در کنار امام موسي صدر قرار گيرد و به همراه ‌ايشان جنبش حرکت محرومان لبنان را پايه‌گذاري كند. چمران در اين ايام با سفر به فلسطين و مصر، توانست جنگ‌هاي چريکي را فراگيرد تا در کنار مقاومت مردم لبنان باشد. چمران پس از آغاز جنگ تحميلي و حضور در جبهه‌هاي جنوب، شرايط آن روز کشور را ارزيابي کرده و دريافته بود که نمي‌توان تنها با تکيه بر توان ارتش موجود، با دشمن مقابله کرد و ارتش بعثي را از تهاجم بازداشت. در آن دوران، ارتش ايران با مشکلات عديده‌اي؛ از جمله مسئله فرماندهي، ساختار، سازمان و مسائل روحي ـ رواني روبه‌رو بود و نياز به يک بازسازي اساسي داشت تا بتواند با ديدگاه‌هاي جديدي، خود را سازمان داده و وارد عمل عليه دشمن شود. از طرفي، چنانچه حتي اين مشکلات هم براي ارتش وجود نداشت استعداد و قدرت سازماني آن نسبت به توان رزمي دشمن کمتر بود، به ويژه از نظر تعداد يگان‌هاي زرهي و مکانيزه، نسبت به دشمن در شرايط نامساعدتري بود. چمران همانند بسياري ديگر از فرماندهان و برجستگان دفاع مقدس، به ‌اين نتيجه رسيده بود که بايد در برابر برنامه گسترده دشمن، قدرت عظيم مردم را وارد صحنه نبرد کرد تا توازن قوا پديد و امکان غلبه بر دشمن فراهم آيد، براي همين، با آموزش افراد داوطلب، آنان را در گروه‌هاي کوچک چريکي سازماندهي کرده و به محورهايي که ارتش بعثي در حال پيشروي بود، اعزام مي‌کرد تا بتواند در کنار ارتش و سپاه و ديگر رزمندگان، جلوي تهاجمات دشمن را گرفته نگذارد شهرهاي بزرگي چون اهواز و سوسنگرد به تصرف دشمن درآيند. او خود هميشه اسلحه بر دوش داشت و در خط مقدم جبهه حضور مي‌يافت و با دشمن از نزديک درگير مي‌شد. چمران يک چريک واقعي بود و نحوه جنگيدن با دشمن و نيز شيوه جنگ تن به تن را به خوبي مي‌دانست و بر اين باور بود که تنها با تکيه بر روش‌ها و تاکتيک‌هاي کلاسيک ـ که معمولاً ارتش‌هاي منظم در نبردها به کار مي‌برند ـ نمي‌توان با دشمني که با قدرت انبوه آتش و با يگان‌هاي زرهي و مکانيزه متعدد در دشت‌هاي خوزستان براي اشغال سرزمين ايران به سرعت مي‌تازد، مقابله و او را متوقف كرد. شبيخون زدن به واحدهاي دشمن و انجام جنگ‌هاي پارتيزاني و آرام نگذاشتن دشمن، يکي از تاکتيک‌هايي بود که چمران عارف با کمک مردان جنگي‌اش عليه دشمن انجام مي‌داد. او به قدري در جنگيدن با دشمن مصمم بود که ‌اين روحيه و اطمينان به نفس را به هم‌رزمانش تزريق مي‌کرد و به اين ترتيب، روح سلحشوري را در ميان ديگران مي‌دميد و با نترسيدن از مرگ، روش چگونه جنگيدن با دشمن را در ميدان نبرد به ديگران مي‌آموخت و به نيروهايش توصيه مي‌کرد تلاش كنند تا سلاح و مهمات و حتي غذايشان را از دشمن بگيرند. دکتر چمران در روزهاي نخست جنگ تحميلي، نيروهاي خود را در جبهه‌هاي اطراف اهواز و سوسنگرد از جمله محورهاي نوَرد، طراح و کرخه نور گسيل داشته بود و خود متناوب در اين جبهه‌ها حاضر مي‌شد و با دشمن به صورت رو در رو و از نزديک مي‌جنگيد. چمران فردي ورزيده‌اي و از نظر جسمي بسيار قوي بود و يك رزمنده به تمام معنا و بسيار چابک و ورزشکار بود. در ورزش‌هاي صبحگاهي با اسلحه مي‌دويد و ديگران را آنقدر مي‌دوانيد که همه رزمندگان را از نفس مي‌انداخت. دوره‌هاي کامل چريکي را ديده بود و مي‌توانست يک تنه بجنگد. از دشمن نمي‌ترسيد و خيلي خوب تيراندازي مي‌کرد و با شجاعت تمام با نيروهاي دشمن مي‌جنگيد. يک بار در نبرد با ارتش صدام در جاده حميديه ـ سوسنگرد مجروح شد و با پاي زخمي به يک کاميون ارتش بعثي حمله کرد و آن را با سرنشينانش به تصرف خود درآورد و با آن کاميون به عقب برگشت و نفرات آن را نيز اسير کرد. چمران در نجات سوسنگرد، نقش مهمي داشت؛ زماني که ارتش صدام، يگان‌هاي زرهي و مکانيزه خود را براي محاصره شهر سوسنگرد گسيل داشته بود، اين چمران بود که توانست با نيروهاي چريکي‌اش به تيپ زرهي دشمن حمله کند و جلوي تهاجم آنان را بگيرد و با کمک رزمندگان سپاه و ارتش، شهر سوسنگرد را از محاصره ارتش دشمن درآورد. چمران در عين حال، انساني يکپارچه صفا، محبت، صميميت و مهرباني بود؛ اهل تظاهر و مطرح کردن «خود» نبود، هرچند سخنان زيبايي مي‌گفت و مطالب عارفانه جالبي مي‌نوشت. دکتر چمران آنچه را که مي‌گفت و مي‌نوشت در عمل خود پياده مي‌کرد. نگاه چمران به جهاد، نگاهي هنرمندانه بود. او خود، الگوي يک مجاهد هنرمند است. چمران به امام خميني ـ رضوان الله تعالي عليه ـ عشق مي‌ورزيد و او را با تمام وجود دوست مي‌داشت. امام هم به او علاقه‌مند بود. علاقه امام به وي را مي‌توان از نوشته ‌ايشان در شهادت دکتر چمران دريافت. امام خميني، چمران را «سردار پرافتخار اسلام»، «مجاهد بيدار و متعهد راه تعالي و پيوستن به ملأ اعلي»و «معلم متعهد» مي‌دانستند. ايشان در پيامي که در اول تير ماه سال1360 به مناسبت شهادت دکتر مصطفي چمران چنين مرقوم فرمودند: «او با سر افرازي زيست و با سرافرازي شهيد شد و به حق رسيد. هنر آن است که بي‌هياهوي سياسي و خودنمايي‌هاي شيطاني، براي خدا به جهاد برخيزد و خود را فداي هدف کند نه هوي، و اين هنر مردان خداست. او در پيشگاه خداي بزرگ با آبرو رفت. روانش شاد و يادش به خير». برخي بزرگان مانند شهيد آيت‌الله سيد اسدالله مدني(ره)، او را «مالک اشتر امام خميني» مي‌ناميد، زيرا وي در اوايل آغاز جنگ تحميلي، توانست با تمام قواي فکري و جسمي اش به مقابله با تجاوز بعثيان بپردازد. چمران خداي بزرگ را که لذت معراج را بر روحش ارزاني داشت، شکر مي‌گذاشت و خود، مصداق کساني بود که خداوند آنان را دوست دارد و مي‌فرمايد: «ان الله حب الذين يقاتلون في سبيله صفاً کانّهم بنيانٌ مَرصوص» (سوره صف ـ آيه 4). چمران هميشه مي‌خواست مظهر فداکاري و شجاعت باشد و پرچم شهادت در راه خدا را به دوش خويش کشد. او احساس مي‌کرد که ‌اين دنيا، ديگر جاي او نيست و مي‌خواست که تنها با خداي خود باشد و از خداوند بزرگ مي‌خواست او را در جوار رحمتش سکني دهند و سرانجام نيز اينچنين شد و او پس از گذشت حدود نه ماه از آغاز جنگ تحميلي در جبهه جنوب و در حين حضور در خط مقدم در دهلاويه و در 31 خرداد ماه سال 1360 به فوز عظيم شهادت و به آرزوي بزرگ خويش رسيد. «روحش شاد و راه امامش پر رهرو باد».
  5. تاریخچه در سال 1974 وزیر دفاع وقت آمریکا خواستار تجدید نظر در هواپیماهای جنگی و القای پروژه هواپیمای تاکتیکی مافوق صوت برای جانشینی هواپیمای اف-4 شد، هواپیماهایی که بتوانند در نیروی هوایی کشورهای عضو ناتو نیز مورد استفاده قرار گیرند. قبل از این تصمیم کمپانی مک دانل داگلاس بطور متوالی شروع به تولید هواپیمای پیشرفته اف-15 نمود، منظور از ساخت این هواپیما حفظ برتری در نبردهای هوایی مقابل هواپیماهای میگ - 23 شوروی بود. اف-15 هواپیمای موفقی در مقابل هواپیماهای روسی شد و رکوردهایی کسب کرد. از جمله (حمل سلاح بیشتر ، برد پروازی ، همچنین سرعت اوج‌گیری نسبت به هواپیماهای روسی مشابه‌اش. به دنبال آن شرکت هوافضایی جنرال دینامیکز (General Dynamics) شروع به ساخت مدلهای آزمایش مدرنترین و پیشرفته‌ترین هواپیمای شکاری سبک تاکتیکی به نام اف - 16 نمود. مراحل آزمایش مدلهای آزمایشی این هواپیما تحت عنوان وای اف - 16 تولید و به مدت 10ماه بر روی آن آزمایشات زیادی انجام شد و این هواپیما تمام مراحل آزمایش را با موفقیت به پایان رساند. پس از پروازهای آزمایشی خلبان هواپیما از سیستمهای کنترل آتش ، دستگاههای ناوبری ، سرعت عمل در مانورها و قبلیتهایی در بدست آوردن سرعت و سقف پرواز اظهار رضایت کرده و موفقیتهایی را به دست آورد. جمعا هواپیمای وای اف-16 ، 286 پرواز آزمایشی انجام داد. طبق آزمایشات اف - 16 کارایی انجام هر ماموریتی در هر نوع شرایط آب و هوای را دارا می‌باشد. بی‌نظیر بودن هواپیمای اف - 16 در کلاس شکاریهای سبک وزن اف - 16 نصف وزن اف-4 (فانتوم) است. از جمله شعاع گردش اف - 16 نصف اف-4 است و همچنین اف - 16 در نوع خود قابلیتهای حمل سلاح ، نبردهای هوایی و حمله به مواضع زمینی نظیر ندارد. در این هواپیما از سیستم‌های پیشرفته و پیچیده‌ای برای ایجاد برتری نسبی هوایی استفاده شده است. دستگاه هدآپ یا سایت (Head up-Sight) این دستگاهها عمل نشانه‌روی و قفل کردن رادارها را روی هدف انجام می‌دهند. به گونه‌ای طرح‌ریزی شده که هدف‌یابی و پرتاب موشکهای هوا به هوا و هوا به سطح را بدون هیچ‌گونه اشکالی و با کمترین زمان با ضریب دقت 90% ، یعنی سریع‌تر از هر هواپیمای مشابهی عمل می‌کند. دستگاههای ارتباطی و ناوبری دستگاهها و کانالهای بسیار مدرن و پیچیده‌ای در اف - 16 بکار رفته است که قادر به فرستادن و دریافت طول موجهای مختلف و رفع اختلالات کانالهای ارتباطی هستند. این دستگاهها شامل سیستم‌های ارتباطی VHF و UHF هستند که در هنگام پرواز کور و اضطراری بدون دید اجازه فرود در هر باندی را به خلبان می‌دهد. دستگاه IFF کار تشخیص دوست از دشمن و کاهش گمراهی هواپیما را انجام می‌دهد و در سیستم جدید ناوبری اف-16 که دستگاه ILS است که به هواپیما اجازه برخاستن سریعتر در مدت کمتر از 5 دقیقه را می‌دهد. رادار هواپیما پوشش رادار در اف - 16 بگونه‌ای متمایز از دیگر رادارها ، که قادر است 80 درصد از پوشش هوایی را در اختیار خلبان قرار دهد. موتور هواپیما موتور هواپیما توربوفن اف - 100 پی‌دبلیو - 100 ساخت پرت اندوتینی است که قادر به تولید کششی برابر 11340 کیلوگرم همراه پس سوز و کشش استاتیکی معادل 7711 کیلوگرم می‌باشد که در آن سیستم‌های زیر بکار رفته است : ژنراتور سی‌دی‌اس (CDS) درایو گیربکس متحرک فرعی پمپ هلی هیدرولیک دوبله (دوتایی) سیستم بجریان انداختن سوخت جهت ابعاد هواپیما مساحت بال 28 متر مربع ، فاصله دو نوک بال بدون موشک 9.4 متر ، موشک سایدویندر 10 متر ، زاویه لبه حمله بال 40 درجه و طول هواپیما 14.63 متر ، ارتفاع 5 متر ، فاصله بین ارابه‌های اصلی فرود و ارابه دماغ هواپیما 4 متر ، فاصله بین دو ارابه اصلی 2.387 متر می‌باشد. وزنهای هواپیما وزن هواپیما همراه سوخت داخلی 10056.6 کیلوگرم ، وزن هنگام بلند شدن 10419 ، کیلوگرم وزن کل هواپیما 14970 ، حداکثر وزن تسلیحات حمل شونده در قسمت خارجی هواپیما 6885.6 کیلوگرم ، وزن خالی هواپیما 6900کیلوگرم. تسلیحات تسلیحات هواپیما شامل مهمات مختلفی برای ماموریتهای هوا به هوا و هوا به سطح مورد استفاده می‌شود. توپ ام - 16 الی 20 میلیمتری ولکان که در سمت چپ کابین خلبان می‌باشد. موشکهای برد کوتاه آی ام 9 (سایدویندر) و موشکهای برد متوسط ای آی ام-7 (اسپارو) برای نبردهای هوایی تجهیزات سیستم اختلال الکترونیک در رادارهای دشمن (ECM) دارای قابلیت حمل بمب‌های از نوع ام کی-28 و ام کی-84 انواع بمب‌های شیمیایی ، خوشه‌ای و ناپالم و راکت . قادر بحمل موشکهای هوا به زمین و هدایت‌شونده تلویزیونی (AIM-65) برای حمله به مواضع زمینی اف-16 قادر به حمل یک بمب تاکتیکی اتمی برای حملات هسته‌ای است. قابلیتها اف - 16 دارای حداکثر سرعتی معادل 2+ برابر صوت ، در ارتفاع 9340 متری ، قادر به بدست آوردن سرعتی معادل 1.6 برابر صوت و همچنین دارای سرعت 1.2 برابر صوت (سرعت صوت برابر با 1224 کیلومتر در ساعت) در سطح دریان می‌باشد.
  6. استان خوزستان به علت داشتن ذخائر نفتي و موقعيت مهم خود مخصوصا شهر خرمشهر به دليل ارتباط با درياي آزاد ثروت عظيمي را در خود نهفته دارد. خرمشهر در ساحل سمت راست رودخانه كارون مكاني كه اين رود به اروند رود مي‌پيوندد واقع شده است. كارون با 855 كيلومتر طولاني‌ترين رود ايران است و حد فاصل خرمشهر تا اهواز 18كيلومتر طول دارد و به كارون سفلي معروف مي‌باشد. اين رود در 4 كيلومتري اروندرود به دوشعبه تقسيم مي‌گردد. يك شعبه به نام بهمنشير در شمال آبادان و به موازات اروند رود جاري است و به دريا مي‌ريزد. و شعبه ديگر به نام همان كارون است و به كانال عضدي هم معروف مي باشد, واين رود در جنوب خرمشهر جريان دارد و به اروند مي‌رسد. اروندرود از به هم پيوستن دجله و فرات در محلي به نام القرنه واقع در خاك عراق و انضمام رود كارون به آن، در نوار مرزي تشكيل مي‌گردد. اين رودخانه پس از عبور از بصره از كنار خرمشهر مي‌گذرد و با كارون رودخانه خروشان وعظيم اروند را تشكيل مي‌دهند و سپس به خليج فارس مي‌ريزد كه در انتهاي آن در عراق شهر مهم فاو است و در ايران آبادان و اروند كنار. به اين ترتيب 81 كيلومتر از طول اروند به عنوان مرز مشترك ايران و عراق است. اين رودخانه بستري مناسب براي كشتي‌هاي تجاري و اقيانوس‌پيما شد و به آبهاي آزاد دنيا وصل مي‌گردد و از اروند به خليج‌فارس و سپس آبهاي آزاد دنيا. مهمترين بنادر اين رودخانه عبارتند از بصره، خرمشهر، آبادان، خسروآباد و فاو . شهر خرمشهر با وسعتي قريب به 96 كيلومترمربع در منتهااليه جنوب غربي جلگه خوزستان قرار دارد. جمعيت آن قبل از وقوع جنگ تحميلي 220 هزار نفر تخمين زده شده است. فاصله هوايي آن تا تهران 660 كيلومتر است و فاصله زميني خرمشهر تا تهران هزار و يك كيلومتر. تا اهواز 128 كيلومتر، تا آبادان 15 كيلومتر، تا شلمچه 18 كيلومتر و تا بصره 54 كيلومتر فاصله دارد. خرمشهر به دليل نزديكي به منطقه استوايي از آب و هوايي گرم برخوردار است؛ به همين علت با توجه به بالا بودن درجه حرارت در تابستان شرايط زندگي در اين منطقه دشوار است. اقتصاد خرمشهر قبل از انقلاب بركشاورزي، دامداري، ماهيگيري، صنايع ماشيني و دستي، حصيربافي و عبا بافي و بازرگاني استوار بود. بيشترين درآمد مردم از خرما بود (سالانه 55 هزار تن توليد و صادرات خرما). اشتغال در تاسيسات بندري خرمشهر و بازار صفا از جمله مشاغل مردم شده بود. خرمشهر را به عبارتي مي‌توان شهر نخل، پرنده و آب دانست چون آب و نخل در اين سامان پيوند ديرينه‌اي دارند. نخلستان‌هاي انبوه، باصفا و سرسبز جلوه‌هاي زيبايي را از طبيعت تماشايي خوزستان در خرمشهر به نمايش گذاشته. اين نخلستان با آب كارون و اروند رود آبياري مي‌شود و بهترين نوع خرما از اين نخل‌ها به دست مي‌آيد. پيشينه تاريخي خرمشهر به گزارش سرويس فرهنگ وحماسه خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، خرمشهر در سال 127 هجري قمري مصادف با 1812 ميلادي توسط عشيره كعب ايجاد شد. در زمان تاسيس, قريه كوچكي به شمار مي‌رفت. لكن به مرور زمان به بندري معتبر تبديل شد. استان خوزستان تاريخ پرماجرايي را پشت سرگذاشته است.قواي بيگانه تا زمان وقوع انقلاب اسلامي 3 بار اين استان را مورد تعرض قرار دادند. نخستين بار در سال 1253 هجري قمري ,1837 ميلادي، بخشي از خوزستان توسط قواي عثماني اشغال شد. اين وضعيت سه سال طول كشيد تا سرانجام با دخالت دو ابر قدرت وقت روس وانگليس مناطق اشغال شده تخليه گرديد. 20 سال بعد در سال 1273 هجري قمري قواي انگليس با حمله به خوزستان تا اهواز پيش رفتند كه با ميانجيگري فرانسه و انعقاد قرارداد صلحي در پاريس به اين مساله پايان داده شد. در جريان جنگ دوم جهاني نيز انگليسي‌ها بار ديگر با تعرض به خوزستان خرمشهر را به اشغال درآوردند. تا بندر آن براي كمك‌رساني به روس‌ها مورد استفاده متفقين قرار بگيرند. اين بار نيز چون گذشته عنصر تعيين كننده در آزادي خرمشهر توافق قدرت‌هاي بزرگ و اصطحكاك و اشتراك منافع آنان بود. پس از پيروزي انقلاب اسلامي درايران خرمشهر براي بار سوم سال 1359 هجري شمسي اشغال شد اما اين بار اشغال آن به سادگي صورت نپذيرفت. زيرا در مقابل يورش دشمن مسلح به انواع سلاح‌هاي سنگين و نيمه سنگين جواناني با حداقل تجهيزات به دفاع برخواسته بودند كه نه تنها براي رفع تجاوزگر از ميهن بود بلكه براي اعتلا و حفظ اعتبار واقتدار اسلام و انقلاب اسلامي مي‌جنگيدند. آنان چه در دوران مقاومت، چه در دوران آزادسازي خرمشهر چنان حماسه آفريدند كه شايد با اين مشخصات در پيشينه اين مرز و بوم يافت نشود. خوزستان در بحران پس از انقلاب اسلامي پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران رژيم عراق تحركاتي را عليه نظام نوپاي جمهوري اسلامي ايران آغاز كرد. علاوه بر تحركات مرزي اقدامات گسترده‌اي در داخل به ويژه خوزستان در پشتيباني از گروه‌هاي ضد انقلاب داخلي به عمل مي‌آورد. در اين ميان عرب زبان بودن بخشي از مردم اين منطقه دستاويز مناسبي براي طرح جدايي خوزستان از ايران شده بود. به همين جهت عراق با گردآوري عناصر گروه منحل شده خلق عرب و همچنين برقراري ارتباطات گسترده با برخي از سران عشاير عرب به آموزش، تسليح وتحريك آنان براي راه‌اندازي درگيري‌هاي منطقه‌اي ايجاد زمينه جداسازي خوزستان مبادرت ورزيد. عناصر گروه خلق عرب در ماه‌هاي ارديبهشت، خرداد و تير 1358 علاوه بر درگيري مسلحانه به اقداماتي همچون ايجاد آشوب، بمب‌گذاري، ترور و سرقت سلاح و مهمات مبادرت مي‌ورزيدند. اين اقدامات چندان افزايش يافت كه مردم شهربه جان آمدند و در تاريخ 23 تير ماه سال 1358 به مراكز استقرار گروه‌هاي خلق عرب هجوم بردند و ضمن دستگيري عده‌اي از عناصر فعال ضد انقلاب بقيه را متواري كردند. حكومت عراق پس از فروكش كردن آشوب سازمان خلق عرب در خرمشهر همچنان به توطئه‌هاي خود در خوزستان ادامه مي‌داد. علاوه بر اقداماتي نظير انفجار و خرابكاري كه به وسيله گروه‌ها و عناصر وابسته انجام مي‌شد, تحريكات مرزي عراق از جمله احداث استحكامات، شناسايي، نقل و انتقال و تجمع نيرو، حركات ايذايي، آزمايشي و تخريبي و ... به تدريج افزايش مي‌يافت. اين روند به سه دوره زماني از پيروزي انقلاب اسلامي تا پايان مرداد 1359، از اول تا 25شهريور ماه 1359 و از 26 تا 30 شهريور 1359 قابل تفكيك است. در تاريخ 26 شهريور ماه سال 1359 رييس جمهور عراق، صدام حسين در نطقي در مجلس اين كشور با ملقا اعلام كردن قرارداد 1975 الجزاير وتاكيد بر وضعيت روابط قانوني بر شط‌العرب (اروند رود) به وضع قبل از مارس 1975 ,گفت: بايد تمام حقوق تعريف شده به حاكميت كامل عراق بازگردد. آغاز جنگ عليه ايران بعدازظهر 31 شهريور ماه سال 1359 خرمشهر زير آتش سنگين ارتش عراق قرار گرفت. انبوهي از آتش خمپاره‌ها و توپ‌هاي دشمن روي شهر, همه غافلگير شده بودند و حيران. شهر در آتش مي‌سوخت و صداي انفجار لحظه‌اي قطع نمي شد. طولي نكشيد كه بيمارستان پر شد از انبوه مجروحان و شهيدان. زنان و كودكان و سالخوردگان ,آواره بيابان‌ها و جاده‌ها شده بودند. مردم به خصوص جوانان روي به مسجد جامع و ديگر پايگاه‌ها آوردند تا براي مقاومت سازمان‌دهي شوند. دفاع مردمي 34 روزه مقاومت گروه‌هاي مقاومت به سرعت شكل گرفت و در محورهاي هجوم جنگ و گريز شروع شد.آن طرف توپخانه، تانك، خمپاره‌انداز،‌مسلسل‌هاي سنگين و قواي زرهي، اين طرف تفنگ‌ ام 1، ژس، بطري‌هاي آتش‌زا و چند آر، پي، جي. 34 روز مقاومت و تلاش در اين وضعيت اگر چه بسياري از مدافعان خرمشهر را به كام شهادت كشاند ولي دشمن را در دست‌يابي سريع به اهدافش واشغال سريع خوزستان ناكام گذاشت. هر چند كه خرمشهر خونين شد و به دست دشمن افتاد. روز 4 آبان 1359 را بايد روز پايان حماسه خونين‌ شهر ناميد. حماسه‌اي كه در 34 روز جلوه كرد. اما بي‌گمان فداكاري‌ها وايستادگي تحسين برانگيز مدافعان خونين‌شهر در برابر ارتش متجاوز و مجهز به انواع جنگ افزارها در تاريخ و در خاطر انسان‌هاي حق‌جو و ظلم‌ستيز جاويد خواهد ماند. چهارم آبان 1359 اشغال خرمشهر اين روز, روز اشغال شهري است كه مدافعانش طي 34 روز نبرد و تلاش شبانه‌روزي كوشيدند با اداي تكليف الهي خود دشمن را از گسترش تجاوز به ايران اسلامي بازدارند. خرمشهر اشغال شد. لكن حماسه‌ها، ايستادگي‌ها و جانبازي‌هايي آفريد كه اولا افتخاري بزرگ را در تاريخ اين مرز و بوم به ثبت رساند، ثانيا سبب گرديد كه دشمن بيش از اين خطرپذيري نكند و طعم تصرف خوزستان و حتي آبادان را از سر بيرون كند و ثالثا اين مقاومت اعتماد به نفسي را براي اردوي خودي به ارمغان آورد كه دست مايه رزمندگان براي بيرون راندن دشمن از سرزمين اسلامي ايران گرديد. در حاليكه اشغال خرمشهر توسط عراق به عنوان آخرين و مهمترين برگ برنده اين كشور براي وادار ساختن به شركت در هر گونه مذاكرات صلح تلقي مي‌شد, آزادسازي اين شهر مي‌تواسنت سمبل تحميل اراده سياسي جمهوري اسلامي ايران بر متجاوز و اثبات برتري نظامي‌اش باشد. طراحي‌ عمليات بيت‌المقدس از اين رو تنها عاملي كه مي‌توانست موفقيت را نصيب يكي از طرفين دعوا نمايد سرعت عمل در اقدامات بود. به همين خاطر بلافاصله پس از اتمام عمليات فتح‌المبين در حاليكه قواي ارتش عراق در منطقه بومي خرمشهر تقويت مي‌شدند به تمامي يگان‌هاي تحت امر قرارگاه مركزي كربلا دستور داده شد تا ضمن بازسازي و تجديد قوا به شناسايي و طراحي عمليات بپردازند. تلاش براي طرح‌ريزي و اجراي عمليات بيت‌المقدس در موقعيت بسيار حساسي انجام شد. وضعيت داخلي كشور با انهدام بقاياي ضد انقلاب به تدريج رو به بهبودي و ثبات پيش مي‌رفت. اوضاع منطقه نيز به دليل نگراني آمريكا از نتايج پيروزي ايران بر عراق به گونه‌اي آشكار ملتهب بود. ضمن اينكه مناسبات اعراب و اسراييل با آمادگي اسراييل براي تهاجم به جنوب لبنان در وضعيت حساسي قرار داشت. در چنين موقعيتي بي‌گمان نتيجه عمليات بيت‌المقدس براي ايران، منطقه و عراق بسيار سرنوشت ساز و تعيين كننده بود. زمينه اجراي عمليات بيت‌المقدس متاثر از نتيجه سلسله عمليات‌هاي پيشين بود كه با شكستن حصر آبادان آغاز شد و پس از آن نيز ادامه يافت. در طراحي عمليات، عمليات تهاجم از طريق عبور رودخانه كارون و پيش روي به سوي مرز بين‌المللي و سپس آزادسازي شهر خرمشهر مد نظر گرفته شده بود و چنين استدلال شده بود كه حمله به جناح دشمن كه عمدتا به سوي شمال آرايش گرفته بود، عامل موفقيت عمليات است. همچنين شكستن خطوط اوليه دشمن و عبور ازرودخانه و گرفتن سرپل در غرب كارون تا جاده آسفالته اهواز – خرمشهر به عنوان اهداف مرحله اول و ادامه پيش روي به سمت مرز و تامين خرمشهر به عنوان مرحله دوم تامين شد. سازمان رزم عمليات بيت‌المقدس قرارگاه مركزي كربلا با فرماندهي مشترك سپاه پاسداران و ارتش جمهوري اسلامي ايران هدايت عمليات را با سه قرارگاه اصلي قدس، فتح و نصر و يك قرارگاه پشتيبان فجر بر عهده داشت. قرارگاه قدس: سپاه پاسداران تيپ‌هاي 31 عاشورا، 21 امام رضا، 37 نور و 41 ثارالله. ارتش جمهوري اسلامي ايران، لشكر 61 زرهي و تيپ مستقل 58 ذوالفقار. قرارگاه فتح: سپاه پاسداران، تيپ‌هاي 14 امام حسين (ع)، 8 نجف اشرف و 25 كربلا. ارتش جمهوري اسلامي ايران، لشكر 92 زرهي و تيپ‌هاي مستقل 55 هوابرد و 37 زرهي. قرارگاه نصر: سپاه پاسداران، تيپ‌هاي 7 ولي عصر، 27 محمد رسول‌الله (ص)، 46 فجر و 22 بدر. ارتش جمهوري اسلامي، 21 حمزه و تيپ مستقل 23 نوحه. قرارگاه فجر: سپاه پاسداران،تيپ‌هاي 33 المهدي و 17 علي‌بن ابيطالب و امام سجاد (ع). ارتش جمهوري اسلامي، تيپ 3 لشگر 77 پياده، تيپ 3 زرهي سپاه پاسداران به عنوان احتياط تحت امر قرارگاه مركزي كربلا. استعداد دشمن لشكر 5 مكانيزه، لشكر 6 زرهي، لشكر 3 زرهي، لشكر 9 زرهي، لشكر 10 زرهي، لشكر 11 پياده، لشكر 12 پياده، لشكر 7 پياده، تيپ مستقل 10 زرهي، تيپ‌هاي مستقل 109، 409، 416، 90، 417، 601، 602، 605، 606، 409، 238 و 501 پياده. تيپ‌هاي 31، 32 و 33 نيروي مخصوص و همچنين توپخانه‌هاي دشمن نيز از 530 قبضه توپ در انواع مختلف تشكيل شده بود. كه به طور تقريبي عبارت بودند از 30 گردان. شناسنامه عمليات بيت‌المقدس نام عمليات: بيت‌المقدس رمز: يا علي ابن ابيطالب (ع) منطقه: غرب رودخانه كارون وشهرستان‌ خرمشهر مدت: دهم ارديبهشت تا سوم خرداد 1361 هدف آزادسازي شهرهاي خرمشهر و هويزه و جاده اهواز – خرمشهر، خارج ساختن شهرهاي اهواز، حميديه و سوسنگرد و نيز جاده اهواز – آبادان از برد توپخانه دشمن وتامين مرز بين‌المللي . سازمان عمل كننده: سپاه و ارتش مرحله اول عمليات عمليات در بامداد 10 ارديبهشت ماه سال 61 با سه قرارگاه عملياتي قدس، فتح و نصر به فرماندهي قرارگاه مركزي كربلا آغاز شد و رزمندگان با عبور از كارون موفق شدند به جاده اهواز – خرمشهر دست يابند. مرحله دوم عمليات در اين مرحله كه در ساعت 22 و 30 دقيقه، 16 ارديبهشت 61 آغاز شد رزمندگان قرارگاه‌هاي فتح و نصر در محور حسينيه به نوار مرزي رسيدند. بنابراين دشمن مجبور شد از هويزه و جفير عقب‌نشيني كند. مرحله سوم عمليات در ساعت 22، 19 ارديبهشت آغاز وهر چند تلفات و خسارات سنگين بر دشمن وارد آمد, ليكن هوشياري و تمركز نيروهاي عراقي در خطوط پدافندي موجب شد رزمندگان نتوانند بر اهداف تعيين شده دست يابند. مرحله چهارم عمليات در اين مرحله كه با سه قرارگاه عملياتي فتح، فجر و نصر در ساعت 22 و 30 اول خرداد 1361 آغاز شد. قرارگاه نصر توانست جاده خرمشهر – شلمچه را مسدود كند وقرارگاه فجر نيز موفق شد ضمن تامين پل نو در محور نهر ارائض نيروهاي خود را به اروند برساند. در اين ميان قرارگاه فتح به دليل حساسيت و هوشياري فوق‌العاده دشمن نتوانست به اهداف مورد نظر دست يابد.دشمن براي از محاصره خارج كردن نيروهاي خود در اطراف نهر ارايض و پل نو از سمت غرب شملچه و شرق، خرمشهر پاتك‌هاي شديدي را آغاز كرد. ليكن با مقاومت يگان‌هاي خودي مستقر در منطقه مزبور اين پاتك‌ها به شكست انجاميد. سپس نيروهاي دشمن مستقر در شمال شرقي خرمشهر براي دفاع هر چه بهتر از شهر به داخل شهر خوانده شدند. پس از اين عقب‌نشيني نيروهاي عراقي در حاليكه با كمبود آب، غذا و مهمات مواجه بوده و در نتيجه مقاومت خود را بي‌تاثير مي‌دانستند صبح روز سوم خرداد 61حلقه محاصره خرمشهر تنگ‌تر شد وانبوه نيروهاي دشمن كه 2 روز محاصره در هواي گرم طاقتشان را به سر آورده بود, مقاومت را بي‌تاثير دانستند و با خروج ازمواضع خود در تمام شهر در چند ستون طولاني و كنار هم به سوي پليس راه آمدند و در حاليكه تكبير مي‌گفتند و شعار الموت صدام ودخيل الخميني سر مي‌دادند خود را تسليم كردند. به اين ترتيب خرمشهر كه پس از 34 روز مقاومت، در برابر دشمن، در تاريخ 4 آبان ماه 1359 اشغال شده بود بعد از 575 روز وطي 25 روز عمليات در ساعت 11 صبح روز سوم خرداد آزاد شد و خط پدافند مناسبي از طلاييه تا كوشك و شلمچه وحاشيه شمال اروند برقرار گرديد. همچنين در اين عمليات كه به آزادسازي 538 كيلومتر مربع از اراضي اشغال شده انجاميد هويزه، پادگان حميديه و جاده اهواز خرمشهر نيز آزاد شد و در اختيار رزمندگان جمهوري اسلامي ايران قرار گرفت. در اين عمليات 19 هزار تن از نيروهاي عراق اسير و 16 هزار تن ديگر كشته و يا زخمي شدند. همچنين 55 دستگاه تانك و نفربر، 50 دستگاه خودرو، ده‌ها قبضه توپ، 53 فروند هواپيما و 3 فروند هليكوپتر دشمن نيز منهدم شد. فتح خرمشهر موجب انفعال ارتش عراق شد. به گونه‌اي كه نظاميان عراق تا مدت زيادي نتوانستند از لاك دفاعي خود خارج شدند. عمليات بيت‌المقدس موجب شد تا كشورهاي عرب منطقه به تقويت مالي ونظامي عراق مبادرت ورزند. /////بازتاب عمليات بيت‌المقدس (آزادسازي خرمشهر) در رسانه‌هاي بيگانه در جريان آزادسازي خرمشهر و مراحل مختلف عمليات سخنان ضد و نقيضي از خبر پراكني استكبار براي تضعيف روحيه مردم ايران به كار گرفته شد كه فتح خرمشهر خط بطلان بر تمام اين توطئه‌ها كشيد. گوشه‌هايي از اين خبر پراكني و رسوايي‌هاي استكبار راديو آمريكا: پرزيدنت صدام از كمك اردن در جنگ عليه ايران قدرداني كرد. ايالات متحده جانبداري خود را از عراق افزايش داده است. راديو دولتي انگليس: موفقيت در جنگ عراق امكان پيروزي نهايي ايران را بيش از پيش متحمل ساخته است. پيروزي كه در صورت تحقق نگراني كشورهاي خليج فارس و جهان عرب به طور كلي را بر خواهد انگيخت. بي‌بي‌سي چند روز قبل از فتح خرمشهر؛ طبق گزارشات سربازان عراقي مواضع دفاعي مستحكمي را به دراطراف خرمشهر ايجاد كرده‌اند. راديو آلمان: صدام حسين با سرمشق گرفتن از قهرمان تاريخي قصد داشت جهان عرب را از خطر رژيم مذهبي و متعصب ايران برهاند. بي‌بي‌سي: همانطور كه بدون شك اطلاع داريد ديروز بندر خرمشهر پس از 20 ماه دوباره به دست نيروهاي ايراني افتاد. بدين ترتيب ايران هم رسما و هم اسما كاملا در جنگ پيروز شده است. بي‌بي‌سي: سقوط سريع خرمشهر به خصوص باعث سرافكندگي عراق گشته است. طبق تخمين 30 يا 40 هزار سرباز از اين شهر دفاع مي‌كردند. موفقيت اين عمليات حاصل فداكاري همه نيروهاي رزمنده بوده واز جان گذشتگي حدود 000/6 شهيد (4460 شهيد سپاه و 1086 شهيد ارتش) و 24 هزار مجروح مي‌باشد منبع:سايت جامع دفاع مقدس
  7. همه چیز درباره بشقاب پرنده ها هر اطلاعات شواهد فیلم عکس معرفی کتاب و..... در .. برای نمونه چند عکس در اختیارتون میذارم : ناشناخته های فرازمینی ناشناخته های فرازمینی http://img30.picoodle.com/img/img30/4/3/16/f_Disc039m_2d3060b.jpg http://img02.picoodle.com/img/img02/4/3/16/f_ufodomirm_d752a27.gif http://www.bia2upload.com/files/9ckj9chpfg191e6qel3o.gif عکسها را به سایت imagecave.com آپلود کنید. از ارسال یک پست در چند تاپیک هم خودداری کنید. SAEID
  8.     مقدمه :   به اعتقاد ستاره رزم زرهی ، ژنرال هاینز گودریان ، " رسیدن به جبهه ، نیمی از پیروزی است " و حقیقتاً این جمله در سراسر نبردهای دوران معاصر ، از نبرد وردن در نخستین جنگ جهانی تا کورسک در جبهه شرقی ، نرماندی در شمال غربی اروپا ، نبرد کورال سی  ، عملیات سقوط ( طرح تهاجم به سرزمین اصلی ژاپن در جنگ دوم که هرگز اجرا نشد ) ، عملیات پیاده شدن در  اینچون ( جنگ کره ) ، جنگ 1991 خلیج پارس ، مصداق پیدا کرده و بدون شک در آینده نیز اثبات خواهد شد .   این مقدمه بسیار کوتاه و شاید با ارتباط اندک به متن اصلی ، یک مساله را به فرماندهان محترم نیروی های مسلح ( ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ) که مخاطب اصلی این سطور هستند ، به شکل جدی یاد آوری می کند که " قدرت هوایی " جزء جدایی ناپذیر صحنه عملیات رزمی در قرن بیست و یکم بوده و خواهد بود .   طبیعتاً همه این عزیزان ، نقش  بی بدیل ناوگان ترابری تاکتیکی C-130  نیروی هوایی را در سالهای دفاع مقدس در پشتیبانی از جبهه های حق علیه باطل به یاد دارند . در نتیجه ، از فرماندهان محترم انتظار بسیار جدی وجود دارد که با اتکاء به این تجربیات ارزشمند که حاصل 2920 روز عملیات رزمی و خون 300000 شهید است ، مسئولیت خود را در بروز نگاه داشتن این دارایی های ارزشمند با جدیت بیشتری ایفا نمایند .     انشاا....   اسب بارکش نیروی هوایی :     به شکل مشخصی ، ناوگان هرکولس های نیروی هوایی ارتش ج.ا.ایران ، یک امتیاز مثبت برای واحدهای نیروی زمینی ، بویژه یگانهای هوابرد محسوب می گردد .براساس اطلاعات موجود ، هرکولس های پایگاه هوایی شیراز عمدتاً برای رفع نیازمندی های دو گردان هوابرد سیصد و یکم و سیصد و دوم نیروی زمینی که بعدها در هم ادغام شده و در سال 1976 با عنوان جدید تیپ 55 نیروهای ویژه  تجدید سازمان یافتند ، به این پایگاه اختصاص پیدا کردند ، در حالی که تیپ 23 نیروهای ویژه ، کار خود را از ابتدا با این پرنده ها و از مبداء پایگاه تهران ، آغاز نمود .         کاپیتان جواد حسینی ، 1962 ، ورود نخستین C-130B به ناوگان نیروی هوایی    در این زمان ، پس از آنکه سردار محمد داوودخان ، نخست وزیر اسبق افغانستان ، پسرعموی خود ، محمد ظاهر شاه را دریک کودتای بدون خونریزی به سال 1973 سرنگون نمود ، خود را رییس جمهور افغانستان اعلام کرد ، پهلوی دوم  در مورد وقوع این کودتاها در کشورهایی نظیر عربستان و کویت ، بشدت دچار نگرانی شد ، بنابراین ، نیروی زمینی ارتش بسرعت دست به تشکیل واحدهای ویژه هوابرد به منظور استقرار در پایتخت زد تا در صورت کودتا در این دوکشور ، این واحدها بسرعت به منطقه اعزام گردند .    به این ترتیب ، این واحدها تشکیل و مسلح شدند . با آغاز دهه 70 میلادی ، واحدهای هوابرد ارتش ایران ، در یک اقدام  غیرقابل پیش بینی ، وارد عملیات ضد شورش در ظفار عمان ، مابین سالهای 1972 تا1978 گردید و تا قبل از وقوع انقلاب اسلامی ایران در بهمن 1357 ، برای اجرای عملیات رزمی در آسیا ، خاورمیانه و شمال آفریقا ، همواره در حال آماده باش رزمی قرار داشت .      فرودگاه مونیخ ، 1354 شمسی      فلسفه تشکیل این واحد نظامی و نگاه داشتن آن در حالت آماده باش دائمی ، با کودتای 1977 پاکستان که در جریان آن ، رییس جمهور وقت این کشور ( ذوالفقار علی بوتو) توسط رییس ستاد ارتش پاکستان ( ژنرال ضیاء الحق) از کار برکنار گردید ، به اثبات رسید . در جریان این کودتا ، بوتو بازداشت شد ، اما سرویس اطلاعاتی وقت ایران به پهلوی دوم هشدار داد که  برنامه  اعدام بوتو ، در دستور کار قرار دارد ، در نتیجه ، وی به واحدهای ویژه تیپ 23 هوابرد فرمان داد تا مقدمات نجات بوتو را فراهم آورند . با این دستور ، واحدهای هوابرد ویژه ارتش ایران ، با استفاده از یک فرودگاه دورافتاده در نزدیکی دریاچه نمک  ( فرودگاه کوشک نصرت ) برنامه نجات بوتو را تمرین نموده تا فرمان اجرای عملیات صادر گردد . اما وقوع انقلاب اسلامی در بهمن 1357 ، موجب توقف تمام برنامه ریزی ها شد و بوتو نیز در سال 1979 اعدام گردید .   پس از پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 ، دو یگان نخبه نیروی زمینی ( تیپ های 55 و 23 هوابرد ) بدلیل شرکت معدود عناصر خائن  در کودتای ژوئیه 1980 " کودتای  نقاب" دستخوش تغییرات وسیعی شد که موجبات تضعیف آن را فراهم نمود .   اما با شروع جنگ تحمیلی و حمله ناجوانمردانه  ارتش بعث عراق ، پرسنل متعهد ،  حرفه ای و وطن دوست این دو یگان نخبه ، با استفاده از حمّیت دینی و ملی ، دست به بازسازی سازمان رزم این یگانها زده تا از تجربه آنها در جنگ با متجاوزان بعثی استفاده گردد ، تاجایی که بخشی از سازمان رزم تیپ 55 هوابرد ، برای مبارزه با اشغالگران قدس ، به سوریه و لبنان اعزام شدند ، اما پس از مدت کوتاهی به این واحد دستور بازگشت داده شد تا روی جنگ با عراق متمرکز شوند .   پس از پایان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران ، لشکر 23 هوابرد ( قبلاً تیپ 23 هوابرد ) در قالب تیپ 65 هوا-دریا (نوهد ) مجدداً سازماندهی شد و بسرعت برعلیه عناصر تروریستی مستقر در غرب کشور ( پژاک ) ، طالبان ( درشرق) و تجزیه طلبان جنوب شرق وارد عمل گردید که در این میان پشتیبانی همه جانبه اسکادران های ترابری تاکتیکی یازدهم ، دوازدهم و هفتاد و دوم  ، را در پشت خود حس می نمود .     هرکولس های نیروی هوایی ارتش ، ستون فقرات پشتیبانی رزمی در دفاع مقدس بشمار می آمدند      این دو یگان نخبه نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران ( تیپ 23 و 55 هوابرد ) سالانه تمرینات متعددی را برای حفظ آمادگی خود بویژه برای مقابله با حوادث تروریستی نظیر گروگانگیری ، اجرا می نمایند . براساس روند آموزشی ، پرسنل نظامی ، با هرکولس های ترابری  از مبداء تهران ،به منطقه  آموزشی منتقل می شوند ، در حالی که عناصر دشمن فرضی با استفاده از بالگردهای ترابری ، به محل درگیری منتقل و به انتظار آنها می نشینند . بعنوان مثال ، در یک تمرین نظامی ، در حالی که یکفروند C-130H ( رجیستر 4893-5) جمعی اسکادران 12 ترابری تاکتیکی ، پرسنل تیپ 65 نوهد را به  یک جاده کویری دورافتاده ، منتقل می نماید ، بالگردهای هوانیروز نیروی زمینی ( دوفروند بالگرد بل 214 به رجیستر 4898-6 و 4898-6  ) قبل از آن ، با انتقال یکسری خودرو و مسدود کردن جاده ، نقش واحدهای دشمن را بر عهده گرفته بودند . پس از پایان تمرین نیز ، همه واحدها به پایگاه هوایی " جاسک" منتقل شدند .       هرکول های پشتیبانی پارسی     نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران ، یکی از بزرگترین کاربران پرنده های ترابری تاکتیکی  سی-130 هرکولس در  جنوب غربی قاره پهناور آسیا بشمار می رود و به همین سبب ، همواره نیمی از ناوگان 35 فروندی موجود این نیرو که در سه اسکادران حمل و نقل تاکتیکی ( TTS) و دو پایگاه اصلی و مستقل توزیع شده است ، در حال آماده باش کامل برای اجرای ماموریتهای محوله است .   ماموریت این پرنده های ترابری ، عمدتاً شامل حمل و نقل تاکتیکی برای واحدهای مختلف نیروهای مسلح ، انتقال پرسنل و تجهیزات نظامی ، بارریزی هوایی ، اجرای ماموریتهای امداد هوایی ، تخلیه پزشکی ، پشتیبانی از ماموریتهای  حوادث غیر مترقبه است . علاوه براین وظایف متعارف ، ناوگان هرکولسهای نیروی هوایی ، اجرای ماموریتهای کمتر شناخته شده اطلاعات سیگنالی بر فراز ایران ، عراق و سوریه بر علیه تروریسم را بر عهده دارد .     با توجه به ماموریتهای سنگین محوله به این ناوگان که در طول جنگ ایران و عراق ، دچار فرسایش بسیاری شد ، در فوریه 2008 ، فرماندهی وقت نیروی هوایی ارتش ، قراردادی را با شرکت صنایع هوایی ایران (IACI) برای بروزرسانی و ارتقاء هرکولس های موجود در سازمان رزم نیرو را تحت عنوان پروژه ستاری ، منعقد نمود .   اگر چه اطلاعات کمی در این زمینه منتشر شده ، با این حال شواهد و قرائن نشان می دهد که این پروژه شامل نصب و راه اندازی رادیوهای HF و U/VHF که تحت امتیاز صنایع الکترونیک ایران تولید می شد ، بعلاوه یک نمایشگر چند کاره (MFD) با قابلیت استفاده از نقشه های متحرک و همچنین یک رادار ارتفاع سنج با منشاء روسی ، می گردید . با گذشت دو سال از شروع پروژه ، یعنی در 26 سپتامبر 2010 ،نخستین فروند از پرنده ارتقاء یافته ، ( یکفروند C-130E به رجیستر 8514-5)  جمعی اسکادران 11 ترابری تاکتیکی ، در مراسمی با حضور فرمانده وقت نیروی هوایی و وزیر دفاع به پرواز در آمد .     بنابر اعتقاد برخی منابع ، رادیوی جدید ، عمدتاً بعنوان تجهیزات اضافی و درپی درخواست خلبانان نصب شد ، در حالی که نمایشگرهای چندکاره (MFD) عمدتاً برای نمایش داده های پیشرانه  و به شکل  موقت در بخش بالایی  پنل اصلی قرار گرفت . بطور مشخص ، بدلیل تنگناهای موجود ، صنایع هوایی ایران ، برای حل یکسری گلوگاه های حساس ، قرار دادی را بایک شرکت اندونزیایی منعقد نمود تا مشکلات اتصال و ارتباط میان نمایشگرهای چند کاره را با پیشرانه برطرف نماید .  دومین MFD  نیز که برای تسهیل وظایف ناوبر این پرنده نصب گردید ، قابلیتهای جدیدی از جمله یک نقشه متحرک با توانایی استفاده از GPS را برروی یک صفحه نمایشگر رنگی که همزمان توانایی نمایش داده های رادار دیجیتال هواشناسی را داشت ، برای خدمه فراهم می آورد .   در ادامه برنامه ، دومین پرنده ( یکفروند C-130E به رجیستر 8544-5)  جمعی اسکادران 11 تاکتیکی ، در 13 سپتامبر 2008 وارد مجموعه IACI گردید و بعنوان دومین هواپیما برای اجرای ارتقاءهای پیش گفته در قالب پروزه ستاری انتخاب گردید و با انجام مراحل پیش گفته شده ، نخستین پرواز موفقیت آمیز آن در 13 سپتامبر 2011  توسط خلبانان آزمایشگر ، صورت گرفت .   با روندی که بیان شد ، شرکت صنایع هوایی ایران ، در یک قالب منظم ، هر دوسال ، حداقل یکفروند از هرکولس های نیروی هوایی را بروز رسانی و در اختیار کاربرانش قرار می دهد . علاوه برآن ، مراکز تعمیر و نگهداری صحرایی ناوگان C-130 E نیروی هوایی که در دو پایگاه یکم و هفتم تاکتیکی این نیرو مستقر هستند ، هر سال ، حداقل دو هواپیما را اورهال نموده و چک لیستهای  را براساس سختگیرانه ترین استانداردها اجرا می نمایند .     نمای کابین هرکولس به رجیستر 8517-5   این جریان با پایان یافتن ارتقاء سومین هرکولس نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران ( یکفروند C-130E به رجیستر 8517-5)  جمعی اسکادران ترابری تاکتیکی یازدهم ، در سپتامبر 2012 ادامه پیدا نمود و چهارمین فروند ( یکفروند C-130E به رجیستر 8541-5) جمعی اسکادران دوازدهم تاکتیکی ، نیز در دسامبر 2013 به شرکت  طرف قرار داد تحویل گردید . علاوه برآن با آغاز نوامبر 2014 ، ارتقاء یکفروند دیگر از این پرنده های کهنسال ، ( C-130E به رجیستر 8552-5) پایان یافت و به اسکادران دوازدهم تحویل شد و سرانجام ، 8 سال پس از آغاز  این بروزرسانی ها ، در مارس 2015 ، یکفروند C-130E به رجیستر 8513-5  جمعی اسکادران هفتادو دوم ترابری تاکتیکی به شرکت صنایع هوایی ایران تحویل شد تا براساس قرار دادهای امضاء شده ، کار ارتقاء صورت گیرد .   با شدت یافتن آتش جنگ در سوریه و بروز نشانه های جدید از حضور نامحسوس و غیررسمی عناصری از واحدهای مسلح ایرانی برای مقابله با تروریسم افراطی در این کشور جنگ زده ، صنایع هوایی ایران ، کار بروزرسانی و ارتقاء هرکولس های نیروی هوایی را با توجه به نقش راهبردی آنها در این نبرد ، شتاب بیشتری داد ، بطوریکه  ، به شکل همزمان ، دوفروند هرکولس ( یکفروند C-130E به رجیستر 8507-5 جمعی اسکادران یازدهم  و یکفروند C-130H به رجیستر 8538-5   جمعی اسکادران 12 ترابری تاکتیکی) بسرعت در اکتبر 2015 و آوریل 2016 ارتقاء و تحویل داده شد .         یکی از خلبانان هرکولس مستقر در پایگاه یکم  در خصوص چگونگی پرواز هرکولس ارتقاء یافته ( 8514-5) چنین توضیح می دهد :   " شتاب هواپیما ، تا حد زیادی ، به لطف پیشرانه های جدید ، بهبود پیدا کرده ، این مساله بویژه در سرعتهای پایین و در زمان تقرب نهایی برای اجرای نشست و برخاست های تاکتیکی و سریع در باندهای کوتاه ، خودش را نشان می دهد . با این حال ما نمی توانیم به اطلاعات نمایش داده شده در نمایشگرهای دیجیتال اعتماد کنیم و به نشانگرهای آنالوگ قدیمی ، اطمینان بیشتری وجود دارد . چنانکه از دو نمایشگر نصب شده ، یکی همواره از سرویس خارج هست و دیگری نیز اطلاعات نادرستی را ارائه  می کند ، من نمی دانم که چرا نیروی هوایی بیشتر از دو میلیون دلار برای نصب این نمایشگر ها هزینه نموده است !!!!! علاوه برآن ، هرکولس تست شده ( رجیستر 8514-5) در طول پرواز با مشکلات فنی متعددی مواجه شده  و این مساله موجب نگرانی است . بعنوان مثال از این هواپیما در یک پرواز طولانی از تهران تا جزیره خارک در خلیج پارس مورد استفاده قرار گرفت . هنگامی که خدمه برای بازگشت به تهران آماده می شدند ، پیشرانه شماره 4  در زمان راه اندازی دچار نقص فنی شد . در گذشته این مساله براحتی قابل رفع بود ولی در این مورد ، بیشتر از 15 ساعت به انتظار قطعه یدکی بودیم تا پرواز با ایمنی انجام گردد . شخصاً هیچ مشکلی با رادیوهای جدید ندارم ولی برخی از خدمه هنوز به این تجهیزات جدید اعتماد ندارند و هنوز از تجهیزات قدیمی استفاده می کنند"         ادامه  دارد ..............................   منبع : AirForces.Monthly..July.2016  ، صفحات 40-36     پی نوشت :   متاسفانه نویسنده این مطلب ، در یکی از بخشهای این مقاله و بر  خلاف روح حاکم بر یک بررسی علمی / تاریخی ، مطالبی را بیان نموده که مغایر با قوانین بشمار می رود . این نکته به این دلیل بیان شد که  خواننده پس از مراجعه به  متن اصلی ، دچار شبهه نگردد .    این مجموعه با صرف زمان ترجمه  شده است ، بنابراین ، هر گونه برداشت با ذکر منبع (MILITARY.IR) خواهد بود .  در غیر اینصورت ، برداشت کننده  ، عرفاً و شرعاً ، مسئول خواهد بود .   :rose: مترجم( با اندکی تلخیص)  : MR9     :rose:
  9. آیین معارفه فرمانده جدید سپاه قدس آیین معارفه فرمانده نیروی قدس سپاه برگزار شد پی نوشت : 1- تاپیک جدید اخبار دفاعی جمهوری اسلامی ایران با مراسم معارفه فرمانده جدید نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی 2- لینک تاپیک نخست در بند ذیل 2- اخبار دفاعی جمهوری اسلامی ایران I
  10. با عرض سلام من می خواستم در این تاپیک بگم که اگر کسی اطلاعی از تعداد ارتش ایران داره بهم بگه چون تا اوناجایی که من شنیدم ارتش ایران 15 میلیون نفر است که اگر این جوری باشه آمریکایی ها هیچ کاری نمی تونن بکنن البته اگر این طوری باشه . بحث دوم راجع به جنگ بود و اینکه ایران از لحاظ جنگ ماشینی ( غیر انسانی ) چقدر می تونه در مقابل آمریکا دووم بیاره . با توجه به اینکه ایران طی این چند سال اخیر تحولات بسیار زیادی کرده. بحث بعدی در مورد این شایعه خرید کلاهک هسته ای از روسیه به وسیله ی ایران است که اگر اطلاعی دارین در این پست بزارید ممنون می شم در او دست ایران قدرت دفاعیش خیلی عالی چون ما سابقمون خیلی خوب هم تو جنگ با دنیا ( به واسطه ی عراق ) بعد وقتی که نظامیان انگلیسی وارد آب های ایران شند ولی اون هواپیماهایی که وارد آسمان ایران شده رو نمی دونم شاید به خاطر جلوگیری از جنگ. و اينكه ما در نيروي زميني و دفاعي قدرتمون از لحاظ روحي بسيار بالا هست در بعضي از فيلم ها كه من مي بينيم بعضي از فرماندهان آمريكايي وقتي در يك مشكل واقه مي شن مي شينن گريه مي كنند و دوم اگر ما به به توان ساخت موشك شهاب 4 يا 5 يا 6 دسترسي ژيدا كنيم مي تونيم ضربه ي بدي را به دشمنانمون يعني آمريكايي ها و اسراييلي ها بزنيم .
  11. در پايگاه چهارم شكاري وحدتي؛ بزرگ‌ترين نمايشگاه هوايي راهيان نور افتتاح شد خبرگزاري فارس: بزرگ‌ترين نمايشگاه تخصصي راهيان نور، با حضور فرماندهان كشوري و لشكري در پايگاه چهارم شكاري وحدتي نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران افتتاح شد. به گزارش خبرگزاري فارس، در اين نمايشگاه كه از امروز يكشنبه اول تا شنبه 14 فروردين ماه برپاست، آخرين دستاوردهاي نيروي هوايي در معرض ديد بازديدكنندگان قرار گرفته و خلبانان جان بركف ارتش با عمليات پروازي جنگنده‌هاي شكاري اقتدار هوايي جمهوري اسلامي را به نمايش خواهند گذاشت. در اين نمايشگاه علاوه بر نمايش استعداد شكاري بمب ‌افكن‌هاي F5، F4 و F14، صاعقه، آذرخش، ميگ 29، سوخو، ترابري C-130، غرفه‌هايي شامل وسايل پشتيباني، ميني، فناوري اطلاعات، موتور جت الكترونيك، شيميايي، ميكروبي و هسته‌اي، تحقيقات جهاد خودكفايي، اطلاعات، پدافند هوايي و محصولات فرهنگي داير است. http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8901010084
  12. موشک ضد زره صاعقه 2 دوستان امیدوارم تکراری نباشد من جستجو کردم چیزی پیدا نکردم. موشک ضد زره صاعقه 2 بهینه سازی شده ی موشک ضد زره دراگون امریکایی است که توسط مهندسین و متخصصین صنایع دفاع مهندسی معکوس و بهینه شده است و توسط نیروی زمینی ارتش مورد استفاده قرار می گیرد.این موشک از نظر برد بهینه سازی شده است به طوری که برد نهایی دراگون امریکایی 500 متر است ولی برد موشک صاعقه 1000 تا 1090 متر بهینه شده است,همچنین سر جنگیه ان سنگین تر و نافذتر شده است.در اصل باید گفت این موشک مهندسی معکوس شده موشک سوپر دراگون است که اوایل دهه ی 90 بهینه شده بود. توضیحی مختصر در باره ی دراگون امریکایی این موشک ضد تانک هدایت شونده توسط کمپانی مک دانل داگلاس در امریکا ساخته شده است.سیستم هدایت موشک شامل سیستم دید در شب و سیستم گرما یاب که بر روی لانچر پرتاب نصب شده . همچنین این لانچر مجهز به یک دو پایه و یک باتری میباشد.این موشک قابل شلیک توسط یک نفر است و هدایت ان سیمی است.در دهه ی 90 سوپر دراگون 1 ساخته شد و پس از ان سوپر دراگون 2 که نسبت به نمونه ی اولیه خیلی کارامدتر و توانایی بیشتری دارد. دراگون امریکایی دراگون امریکایی spike-360 Hans
  13. ایران – رژیم عبری ، هماوردی استراتژیک در آسیای جنوب غربی مدتهاست که سئوالی با ماهیت استراتژیک ، ذهن تحلیلگران نظامی حوزه جنگ داخلی سوریه را به خود مشغول نموده که چرا جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت ، علیرغم حملات پی در پی اسراییل به دپوهای تسلیحاتی ، کاروان های نظامی و مواضع واحدهای محور مقاومت در سوریه ، عکس العملی در خور و متقابل از خود نشان نمی دهد . برخی این عدم پاسخ را در حوزه سخت افزاری و نظامی جستجو می کنند ، اما تحلیل های مبتنی بر عدم پاسخ مستقیم و فوری نظامی ایران به حملات اسراییل در سوریه ، فقط بخشی از بازی طراحی شده از سوی جمهوری اسلامی ایران در سوریه بشمارمی رود . در واقع ، ماجرای جمهوری اسلامی ایران و اسراییل در صحنه نبرد سوریه ، فقط بخش بسیار کوچکی از صحنه شطرنج منطقه ای این دو در جنوب غربی آسیا بشمارمی آید . با توجه به این امر ، می بایست ماهیت تقابل این دو را در سطوحی با اهمیت بالاتر نسبت به درگیری سخت افزاری مورد بررسی قرار داد . در این خصوص ، ماجرای مورد بحث را می توان در در قدم نخست ، بر اساس تقابل میان ایران و اسراییل برای شکل دهی به یک نظام منطقه ای جدید در جنوب غرب آسیا ( خاورمیانه ) مورد تحلیل قرار داد . در حوزه دانش ژئوپلیتیک ، مفهوم منطقه ، بنا بر تعریف کانتوری و اشپیگل ، دربرگیرنده تعدادی از کشورهاست که بلحاظ جغرافیایی به هم نزدیک هستند و در حوزه سیاست خارجی ، کنش و واکنشی میان آنها برقرار است . به اعتقاد این دسته از اندیشمندان ، یک منطقه ژئوپلیتک ، سه شاخصه بسیار مهم استثنایی بودن ، وجود کنش و واکنش متقابل و انباشت منابع را از خود نشان می دهد . با این وصف ، هر منطقه ژئوپلیتیک ، می بایست از یک نظام منطقه ای ( چهارچوبی برای تبیین رقابتها ، همکاری ها و تضادها ) برخوردار باشد . این نظام منطقه ای ، با عواملی نظیر موقعیت خاص جغرافیایی ، عوامل مختلف سیاسی ، ایدئولوژیکی و امنیتی ، پیوند های تاریخی ، قومی و زبانی قابل شناسایی و تحلیل است که در آن ، هر واحد سیاسی تلاش می کند تا با متمرکز کردن تمامی منابع خود ، این نظام معین را به محیطی مطلوب برای تامین منافع ملی خود در سه سطح کوتاه مدت ، میان مدت و بلند مدت ، تبدیل نماید . در این ارتباط ، می توان به این مساله اشاره نمود که ساختار سازمانی این نظام منطقه ای ، از دو بخش برونی و درونی برخوردار است که اولی ، به ماهیت ارتباط آن با نظام مسلط تر و دومی که در خصوص ایران و اسراییل مصداق بیشتری دارد ، به ساختار روابط درون منطقه ای مرتبط می گردد . درواقع ، ساختار روابط درون منطقه ای ، الگویی است که ارتباط بین بخش مرکزی و پیرامونی را تبیین می نماید . باتوجه به این مساله ، ماهیت اصلی منازعه میان اسراییل و جمهوری اسلامی ایران بویژه در جنگ داخلی سوریه ، جدا از تضادهای آشکار ایدئولوژیکی و مساله فلسطین ، به ماهیت روابط میان بازیگران مرکزی و پیرامونی این دو بازمی گردد، که درآن بازیگر مرکزی سعی خواهد کرد تا جایگاه مرکزی خود را حفظ و بازیگر پیرامونی نیز با بسیج همه منابع و تلاشهای خود ، بدنبال آن است که جایگاه خود را در معادله این نظام منطقه ای ارتقاء ببخشد . در تعریف استاندارد ، بازیگر مرکزی یک نظام منطقه ای ، مرکز ثقل سیاست منطقه مزبور را شکل میدهد و با توجه به وجود زمینه های مشترک می تواند یک الگوی مشخص سیاسی را ایجاد و پایه قدرت منطقه ای خود را بر آن ایجاد نموده و مستمرا" آن را تقویت نماید . اما بازیگر پیرامونی بدلیل برخورداری از متغیرهای خاص سیاسی ، جغرافیایی ، امنیتی ، اقتصادی و اجتماعی و ایئولوژیکی در چهارچوب ایجاد شده توسط بازیگر مرکزی نمی گنجد ، به همین دلیل همواره بعنوان یک عنصر نامتجانس شناخته میشود . بدین ترتیب ، کنش و واکنش میان جمهوری اسلامی ایران و اسراییل در چهار دهه اخیر را می توان در کنار تضادهای ایدئولوژیکی ، به نوعی رقابت برای حفظ جایگاه بازیگر مرکزی ( جمهوری اسلامی ایران ) و بازیگر پیرامونی ( اسراییل ) نیز تحلیل نمود . رژیم عبری ، بدلیل موقعیت خاص ژئوپلیتیکی ، محدودیت منابع طبیعی ، شرایط دموگرافیک پیش بینی شده ، عدم توازن جمعیتی با کشورهای همجوار و چالشها و مشکلات عدیده داخلی در حوزه های مختلف ، در جغرافیای نظام منطقه ای آسیای جنوب غربی ، یک بازیگر پیرامونی بحساب می آید که با تنها بدلیل حمایتهای بی بدیل و غیر قابل چشم پوشی ایالات متحده و همچنین وجود برتری فناورانه بخصوص در حوزه محصولات نظامی بیش از 60 سال است که به حیات خود ادامه میدهد . این مساله باعث شده تا عنصر ارتش به یک عامل مسلط در مرکز تلاش های رژیم عبری برای ارتقاء جایگاه پیرامونی خود به بازیگر مرکزی تبدیل گردد . به همین دلیل ، دکترین نظامی اسراییل از آغاز ( 1948 ) تا کنون بر 6 اصل 1- ایجاد ، حفظ و توسعه برتری کیفی در برابر برتری کمی حریف ، 2- اصل وحدت کشورهای اسلامی منطقه بر علیه موجودیت این رژیم ، 3- اصل توسعه مستمر یک سازمان مسلح فعال ، حرفه ای و کوچک ، 4- اصل اجرای حملات بازدارنده و پیشگیرانه ، 5- اصل انتقال عملیات رزمی به سرزمین دشمن و در نهایت 6- اصل جنگ کوتاه مدت و خودداری از ورود به درگیری های طولانی و فرسایشی استوار گشته است . بطور خلاصه ، استراتژی اسراییل برای موفقیت در نبرد بر سر تصاحب جایگاه بازیگر مرکزی در نظام منطقه ای آسیای جنوب غربی ، بر روی ایجاد یک چتر فناورانه در حوزه نظامی و استفاده از آن برای اجرای حملات پیشگیرانه سریع به منظور خنثی نمودن تلاشهای بازیگر محوری ( حضور جمهوری اسلامی ایران در سوریه ) و منتقل نمودن عملیات نظامی به سرزمین بازیگر مرکزی در بازه زمانی کوتاه قرار دارد . با توجه به این مساله و بطور طبیعی ، برای به حداقل رساندن اثرات این دکترین بر روند تلاش بازیگر مرکزی ( جمهوری اسلامی ایران ) جهت حفظ و ارتقاء موقعیت محوری موجود خود ، لازم است که بازیگر مرکزی نظام منطقه ای ،راهبرد هوشمندانه ای مبتنی بر اصول عملیات تاثیر محور را طراحی و به اجرا گذارد . در تعریف ، عملیات تاثیر محور ، بصورت مجموعه ای از اقدامات برای تغییر شکل رفتار و جهت دهی رفتار دشمن مورد تبیین قرار داد . در این تعریف ، رفتار دشمن ، نه تنها در حوزه نظامی ، بلکه سایر عرصه های رویارویی نظیر حوزه سیاسی ، امنیتی ، اقتصادی و فرهنگی را می بایست تحت تاثیر اقدامات خودی قرارگیرد . در این نوع عملیات ، شکل و ماهیت کاربرد نیروهای نظامی ، غالبا" همگام با اقدامات سیاسی و دیپلماتیک به منظور شکل دهی به رفتار بازیگران حاضر در صحنه بواسطه اقدامات مستقیم یا غیر مستقیم صورت می پذیرد . در این خصوص ، پس از آغاز جنگ داخلی در سوریه ، استراتژیستهای ارشد جمهوری اسلامی ایران با توجه به حساسیت وضعیت سوریه بدلیل همجواری با اسراییل ، بتدریج یک شبکه بسیار قوی از حامیان خود را در سوریه و منطقه پایه گذاری نموده ، تا جایی که با دعوت دمشق از مستشاران ایران برای اعزام به سوریه ، نوعی هراس راهبردی برای رژیم عبری ایجاد گردید . این هراس تا عمق استخوان کارشناسان امنیتی اسراییل نفوذ نمود، بطوریکه بن کاسپیت تحلیلگر ارشد اسراییلی در روزنامه معاریو نوشت که : "نتیجه نبرد اسرائیل علیه قاسم سلیمانی متناقض است. از جنبه تاکتیکی، اسرائیل با موفقیت مانع تلاش ایران برای دستاوردهای محلی می شود. اما از جنبه راهبردی، ایران محوری ایجاد کرده است که از تهران شروع می شود تا به بیروت منتهی می گردد و به بلندی های جولان نیز شعبه می زند ، فاصله ایرانی ها تا مرز ما 80 کیلومتر نیست. حتی بعید است 80 متر باشد. محور شیعی در حال بستن مرزهای ماست. این یک واقعیت ناراحت کننده و پیچیده و تهدید کننده است." بنابراین می توان چنین تحلیل نمود که حملات متناوب اسراییل به اهداف مشخصی در خاک سوریه ، یک نشانه واضح از افزایش حس خطر برای اسراییل بشمار می رود . کارشناسان عبری براین باورند که ایران بطور دقیق در حال پیاده سازی پلان جامع خود در سوریه ، براساس تجربه موفق سالهای ابتدایی دهه هشتاد میلادی در جنوب لبنان و تشکیل حزب ا.... است ، کابوسی که گرچه درسالهای اولیه چندان جدی گرفته نشد ولی سرانجام در تابستان سال 2006 گریبانگیر رژیم عبری گردید و تا کنون این کابوس به شکل مرتب در حال گسترش است . با توجه به این موارد ، عدم واکنش هیستریک جمهوری اسلامی ایران به حملات اسراییل در دو حالت مشخص قابل تحلیل هست : 1- توانایی پاسخ دهی ( به هردلیل نظامی، سیاسی ، امنیتی ) وجود ندارد . 2- پلان طراحی شده برای سوریه و هزینه ای که بلحاظ مالی و انسانی و تجهیزاتی در سوریه پرداخت شده و میشود ، به گونه ای است که نیازمند وجود استانه تحمل بیشتری از سوی محور مقاومت خواهد بود . چرا که براساس یک اصل قدیمی ، در یک دعوا ، عصبانیت یک طرف ( واکنش هیستریک و عصبی بدون منطق ) کمکی به برتری در برابر یک حریف قدرتمند تر نمی کند و تنها مزیت آن ، کاهش قدرت عکس العمل متناسب خواهد بود ، بنابراین ، محور مقاومت و در راس آن ، جمهوری اسلامی ایران با هوشمندی هر چه تمام تر ، با اتخاذ یک راهبرد هوشمندانه که درآن میان اقدامات و تاثیرات رابطه علّی برقرار شده و هدف ، تمرکز بر تاثیر مطلوب راهبرد اتخاذی بوده ، دشمن بعنوان یک سیستم تعریف میشود و با توجه به ملاحضات زمانی صریح و روشن ، ساز وکار مقابله بعداز ارزیابی دقیق طراحی می گردد ، سعی خواهد کرد تا مسیر خود را بسوی موفقیت ( ارتقاء جایگاه مرکزی در نظام منطقه ای ) هموار نماید . در مجموع ، در پیش گرفتن استراتژی فریب و نمایش ، بعنوان عناصرقدرت جمهوری اسلامی ایران در صحنه نبرد سوریه می بایست مورد توجه قرار گیرد . با توجه به تمامی مواردی که بطور خلاصه مطرح گردید ، آگاهی از شیوه تحلیل طرف متخاصم در این میان از اهمیت بسیار خاصی برخوردار خواهد بود . مجموع اندیشکده های امنیتی رژیم عبری ، سالهاست که بصورت منظم و مستمر ، فضای داخلی و خارجی جمهوری اسلامی ایران را پایش کرده و برون دادهای رسمی قابل توجهی را در این زمینه منتشر نموده اند ، در حالی که فضای داخلی رسانه ای در ایران ، عمدتا" رویکردهای خاصی را در حوزه شناخت دقیق از وضعیت نظامی – امنیتی رژیم عبری را در میان عموم دنبال می کند و این روند برای برخورد با استراتژی کلان اسراییل در برابر جمهوری اسلامی ایران کافی به نظر نمی رسد ، می بایست برای بهینه نمودن شناخت از ساختارهای مختلف این رژیم و مسیرهای وارد نمودن ضربات جراحی شده و دقیق ، طرحی نو در انداخت . متن پیش رو نیز آغازی برای بررسی روند وقایع از دید تحلیلگران نظامی – امنیتی رژیم عبری است تا برای شناخت فضای نبرد ، افقی با میدان دید کامل فراهم آید . جمهوری اسلامی ایران در آنسوی مرز اسراییل ، اسراییل ، فشار در سوریه در حوزه مفهومی تهدید استراتژیک ، گسترش حضور ایران در منطقه آسیای جنوب غربی وتوسعه توانایی های نظامی آن در خاک همسایگان اسراییل ( سوریه و لبنان ) موجب شده تا ارزیابی های صورت گرفته از روند فوق الذکر ، باعث گردد تا تصمیم گیرندگان و برنامه ریزان راهبردی اسراییل ، در سالهای اخیر ، توجه خاصی را به این موضوع داشته باشند . بدین معنی که جاه طلبی های ایران و قابلیتهای رو به گسترش آن ، پیامدهای راهبردی استراتژیک- نظامی افزون تری را متوجه اسراییل نموده و درصورت عدم بررسی عمیق ، میتواند نتایج خطرناکی را در سالهای آینده رقم زند . بنابراین ، با توجه به طیف متنوع و تشدید شده تهدیدات ، از تمرکز تلاشهای این کشور برای ایجاد یک جبهه نیرومند نظامی علیه اسراییل ( محور مقاومت . م ) از سوریه و لبنان تا برنامه ریزی های متمرکز در عراق و در عین حال ، توجه جدی به تقویت حماس ( در باریکه غزه ) و همچنین در طولانی مدت ، سرمایه گذاری برای دستیابی به جنگ افزار هسته ای ( ادعای نویسنده متن . م ) موجب شده است تا توازن موجود میان این دو بازیگر منطقه ای ، بسرعت دچار دگرگونی شود . به همین دلیل شناخت روند در پیش گرفته شده توسط ایران ، باعث گردیده تا توجه کارشناسان و تحلیل گران اسراییلی ، بیش از گذشته ، بدان جلب گردد . به همین دلیل ، تحرک بی سابقه ایران در پازل منطقه ای ، اسراییل را بر آن داشته که حتی با قبول خطر یک مخاصمه فراگیر، با کاربرد زور ، تلاشهای صورت گرفته از سوی ایران را خنثی نماید. بدین ترتیب ، تمرکز استراتژی اسراییل در چند سال گذشته ، برروی خنثی سازی برنامه های نظامی ایران در سوریه قرار گرفته ، با این وصف ، ماهیت پویا و دینامیک استراتژی ایران و اقدامات متقابل اسراییل باعث شده تا بتدریج، رویارویی ها جنبه نظامی بخود بگیرد و این مساله ممکن است در آینده نه چندان دور ، پتانسیلی را برای برخورد مستقیم ایجاد نماید . این وضعیت درحالی بسرعت پتانسیل شعله ور شدن یک درگیری را پیدا می کند که اسراییل از سالهای گذشته ، بازدارندگی قابل توجهی را فراهم نموده ( منظور به احتمال زیاد قابلیتهای هسته ای اسراییل باید باشد . م ) و روسیه نیز بشدت در تلاش است تا طرفین را به خویشتنداری فراخواند . این مساله ، با تشدید تنش ها میان ایران و ایالات متحده در دو حوزه هسته ای و منطقه ای می تواند با سرعت افزونتری بسوی برخورد سخت افزاری مستقیم پیش رود . اما از آنجایی که ایالات متحده از گزینه های خاص خود برای خنثی سازی تلاشهای ایران برخوردار است ، این احتمال وجود خواهد داشت که رویارویی ایران و اسراییل در سوریه ، ماهیت متفاوتی بخود گیرد . طراحی ایران در سوریه : بدنبال وقوع سلسله اتفاقاتی که در سال 2010 میلادی در مجموعه کشورهای عرب ( خاورمیانه و شمال آفریقا ) بوقوع پیوست ، جمهوری اسلامی ایران درصدد برآمد تا از خلاء بوجود آمده در ساختار سیاسی این کشور ، استفاده نموده و این روند ، در قالب یک پروژه راهبردی بلند مدت با هدف تقویت شبکه قدرت خود در این حوزه ، آغاز گردید . این مساله تا سال 2015 و شروع فرآیند برنامه جامع اقدام مشترک ( برجام / JCOPA/ توافق هسته ای ) ادامه پیدا نمود ، تا جایی که برخی تحلیلگران براین اعتقادند که پویایی این کشور در جنگ علیه دولت اسلامی ( داعش ) و بسط فرآیند نفوذ مستقیم در کشورهایی نظیر سوریه و عراق و ایجاد شبکه قدرت از سال 2016 با شدت افزون تری پیگیری میشود . بدین ترتیب ، ایران در این بازه زمانی ، تلاش می نمود تا براساس یک پیش زمینه تاریخی ، قدرت خود را در سرزمین تاریخی شام ، بین النهرین بسمت سواحل مدیترانه ( منطقه ای که امروز به شناسه کریدور زمینی یا پل زمینی شناخته می شود ) با فراغ بال بیشتری گسترش دهد . این تلاش ها ، عمدتا" و در درجه نخست ، مبتنی بر 1- حضور فعال در گستره زمینی ، 2- تاثیر گذاری بر ساختارهای ضعیف حاکمیتی در عراق ، سوریه و لبنان ، 3- ایجاد زیرساختهای نظامی و واحدهای نظامی در مقیاس قابل ملاحضه در قالب عناصر رزمی نیابتی که می بایست به طرفداری از تهران ، جنگهای منطقه ای را دنبال نموده و با استفاده از اهرم های اقتصادی ، بتدریج قدرت ایران را در این منطقه تثبیت کند ، قابل تعریف است . در واقع ، علاقه تهران برای دنبال نمودن جاه طلبی های برنامه ریزی شده ، تمایل این کشور برای ایجاد یک عمق استراتژیک (strategic depth) در حوزه ژئواستراتژیک آسیای جنوب غربی به منظور خنثی سازی تلاش های ایالات متحده برای تضعیف و سرنگونی حاکمیت قابل تفسیر است . با توجه به این مساله ، سوریه جنگ زده ، یک حلقه بسیار مهم و راهبردی در برنامه بلند مدت ایران بشمار می رود تا به صورت دائمی ، یک بزرگراه در دسترس به سواحل مدیترانه و از آن مهمتر ، ایجاد یک ارتباط مستمر لجستیکی با حزب ا... لبنان ( مهمترین و قدرتمندترین اهرم ایران در مرزهای اسراییل ) فراهم گردد . مقامات ارشد ایران ، با یاد آوری مستمر این مساله که حکومت بشار اسد ، بقای خود را مدیون تلاش های تهران است ، در طولانی مدت هدفگذاری دقیقی برای ادغام هر چه بیشتر حاکمیت سوریه بعنوان یک شریک فرعی در سر دارد . این امر در حوزه هایی نظیر سیاست داخلی ، اقتصادی ، بخصوص مزیت احتمالی دسترسی به قراردادهای بازسازی و همچنین منابع طبیعی این کشور و در نهایت بلحاظ نظامی ، از اهمیت بسزایی برای مقامات تهران برخوردار به نظر می رسد . با این اوصاف ، نقطه عطف طراحی راهبردی ایران در سوریه از اوایل سال 2016 میلادی آغازشد ، بویژه پس از اینکه ارتش سوریه و متحدین آن ، نبرد حلب را با موفقیت بسود خود خاتمه دادند . این عملیات که به شکل خاص توسط شاخه "قدس" سپاه پاسداران انقلاب اسلامی طراحی و به مرحله اجرا درآمد ، درواقع ، نقطه آغازی برای تبدیل سوریه به یک جبهه قدرتمند نظامی در برابر اسراییل محسوب می شد . درآن زمان ، نهادهای اطلاعاتی اسراییل ، ارزیابی های مشخصی را در خصوص اهداف پیدا و پنهان سپاه قدس به فرماندهی قاسم سلیمانی ( سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی . م ) در حوزه تلاش برای توسعه و استقرار دائمی در سوریه و ایجاد قابلیتهای نظامی ارائه نمودند که خلاصه این تحلیل ها شامل موارد ذیل می گردید : - ایجاد نیروی زمینی قابل ملاحضه بلحاظ سازمانی - ایجاد بسترهای ضروری برای استقرار هواگردهای بدون سرنشین در پایگاه های هوایی سوریه - استقرار سامانه های تهاجمی دریایی در دو بندر اصلی نیروی دریایی ارتش سوریه ( لاذقیه و طرطوس ) - انتقال هزاران فروند راکت و موشک به سوریه - انتقال مقادیر انبوهی از مهمات به زاغه های مشخص شده در خاک سوریه - انتقال سامانه های دفاع هوایی زمین پایه بومی وهمچنین انتقال کارخانه های تولید مهمات به سوریه که در خصوص مورد دوم ، این مساله تا حدودی با زیرساختهای قبلی ارتش سوریه ادغام شده است . - انتقال و استقرار بیشتر از یکصد هزار نیروی شبه نظامی از جمله ، ایجاد یک نیروی مشابه حزب ا... در مرزهای این کشور با اسراییل - ایجاد بسترهای کسب اطلاعات درست مقابل ارتش اسراییل - ایجاد زیرساختهای رزمی در جنوب سوریه و همجوار با مرزهای اسراییل برای ایران ، مجموعه قابلیتهای ایجاد شده در سوریه ، می بایست به خط مقدم جبهه در جنوب لبنان که سالها پیش ازاین ، حزب ا... در آن متولد و در یک بازه زمانی 30ساله ، زرادخانه ای عظیم و غیر قابل تصور ( شامل 130 هزار فروند موشک بنا بر برآوردهای اطلاعاتی سازمان های امنیتی اسراییل ) برای آن فراهم گردید ، پیوسته تا یک جبهه واحد تشکیل گردد . علاوه براین ، ایران در تلاش است تا با حداکثر امکانات موجود به نیروهای نیابتی خود کمک کندتا با ایجاد شبکه ای از تونلها ، زمینه را برای استفاده از آنها در زمان جنگ و نفوذ بدون خطر به داخل اسراییل ، فراهم نماید . این وظیفه ، عمدتا" بردوش حزب ا... بعنوان بخشی مهم از مجموعه بازیگران حال حاضر در سوریه که برای ادامه حیات حکومت اسد می جنگند ، قرار گرفته است . این وضعیت ، آنچنان از اهمیت زیادی برخوردار بود که برنامه نظامی ارتش اسراییل (IDF) به جای تکیه بر سناریوهای قبلی خود ، شامل جنگ سوم لبنان ( تابستان 2006 ) یا نبردهای 1982 ، بتدریج بر سناریونویسی برای ایجاد یک جبهه شمالی که درآن تمامی واحدهای ارتش با یک جبهه گسترده از سوریه تا لبنان که مملوء از پرتاب کننده های موشک و عناصر نظامی نیابتی ، روبرو خواهند شد ، متمرکز شده اند . به اعتقاداین برنامه ریزان ، ایجاد وگسترش چنین جبهه ای می تواند براحتی اسراییل را دچار چالش جدی نماید . علاوه براین ، مقامات ارشد امنیتی اسراییل براین باورند که چشم انداز حضور بلند مدت ایران در سوریه میتواند تاثیرات مخربی را بر کشورهای همجوار ، بویژه اردن که ثبات درآن برای اسراییل بسیار پراهمیت است ،برجای گذارد . شایان ذکر است که خط مقدم ایران در جنوب لبنان ، شامل تعداد محدودی نیروی شبه نظامی و حجم عظیمی از راکتهای کوتاهبرد را می توان با جاه طلبی های هسته ای تهران مرتبط دانست. درواقع ، این دو به گونه ای طراحی شدند که بصورت متقابل ، یکدیگررا تقویت نمایند . درواقع ، زرادخانه موشکی حزب ا... ، سپری است تا از حمله احتمالی اسراییل به تاسیسات هسته ای ایران جلوگیری بعمل آورد که شباهت زیادی به مدل کره شمالی ( نشانه گیری هزاران موشک بسوی سئول برای ایجاد بازدارندگی ) را نشان میدهد . در حالی که متقابلا ، قابلیتهای هسته ای ایران ( پس از رسیدن تهران به بمب ) میتواند بعنوان یک چتر استراتژیک، همه نیروهای نیابتی و بازیگران تحت هژمونی ایران را زیر پوشش خود قرار دهد . پروژه دقیق (precision project) : بخش مهمی از راهبرد ایران که در سطور قبل مورد بررسی قرار گرفت ، متمرکز کردن همه تلاشها برای ارتقاء قابلیتهای حزب ا... از طریق طراحی و اجرای برنامه دقیق (precision project) مدت می بایست تحقق یابد . این تلاش ها به شکل خاص با تبدیل بخش مهمی از زردادخانه موشکهای قدیمی میانبرد این گروه به موشکهای برد بلند هوشمند با دقت بالا که به سامانه های هدایت کننده مجهز خواهد شد ، قرار است صورت پذیرد ( در این میان ،بیشتر از 100 هزار تیر موشک کوتاهبرد حزب ا.. شامل موشکهای کاتیوشا و گراد از این برنامه مستثنی هستند ) . براساس ارزیابی های اطلاعاتی اسراییل ، هدف از این پروژه ، تسلیح حزب ا... در کوتاه مدت به حداقل 1000 موشک میانبرد و برد بلند با خطای دایره ای (CEP ) ده متر (10 متر ) خواهد بود . مجموعه این ارزیابی ها نشان میدهد که تهران درصدد است تا به منظور کاهش خطر پذیری حمل موشکهای مونتاژ شده در کاروان هایی که نسبت به حملات هوایی آسیب پذیر هستند ، نخست امکان تولید صنعتی را در تاسیسات مخفی ( در خاک سوریه و لبنان ) فراهم نموده و پس از آن ، با فراغ بال بیشتری ، انها را به نیروی به کاربرنده ، تحویل دهد . از دید فنی ، میتوان این پروژه را با با هدف مسلح سازی حزب ا... به نسخه های هدایت شونده زلزال-2 ( مجهز شده به سامانه هدایت GPS با برد 200 کیلومتر و سرجنگی 600 کیلوگرمی ) و فاتح-110 ( گونه بهبود یافته زلزال مجهزبه سامانه های ناوبری داخلی و افزایش دقت دایره ای آن در مقایسه با دقت قبلی 500-1000 متری ) منطبق دانست . این موشکها به افزونه های (KIT) که اندازه آنها کوچکتر از یک چمدان مسافری کوچک بوده و احتمالا به سامانه های هدایت ماهواره ای GPS/ GLONASS برای بهبود روند هدایت و پایش زیرسیستم ها ، مجهز است . مضاف براین ، شمار زیادی از راکتهای ام-302 که خارج از برنامه دقیق هستند نیز بهبود و ارتقاء یافته اند و با این برنامه ، می توان آنها را در قالب موشکهای دقیق خانواده "رعد" ( Raad / ( thunder طبقه بندی نمود . از اواسط سال 2017 ، ایران در سه نوبت متوالی ، قابلیت آتش موشکی خود را با هدف قرار دادن موقعیت استقرار عناصر دولت اسلامی (داعش . م ) به نمایش گذاشت ، در حالی که این موشکها برای رسیدن به هدف خود ، صدها کیلومتر برفراز آسمان کردستان عراق و سوریه ، به پرواز درآمده بودند . درهمان زمان ،برآوردها نشان میداد که ایران از موشکهای جدید خود ، شامل ذوالفقار ( نوع بهبود یافته فاتح-100 با 700 کیلومتر برد ) ، قیام ( نمونه بهبود یافته خانواده شهاب با بردی درحدود 800 -750 کیلومتر ) و فاتح-110 بی ( با برد 300 کیلومتر) استفاده نموده است . نخستین شلیک در ژوئن 2017 با مشکلات قابل توجهی روبرو شد ، در حالی که شلیکهای صورت گرفته در سپتامبر واکتبر 2018 به شکلی انجام پذیرفت که درجریان آن ، تعدادی از موشکهای مورد استفاده دورتر از اهداف خود به زمین اصابت کردند که به احتمال زیاد ، این مساله به مشکلات ایرانی ها در حوزه کنترل کیفیت پس ازتولید برمی گردد ، در حالی که بقیه موشکها ، اهداف مورد نظر را با دقت بسیار بالایی مورد اصابت قرار دادند . درکنار موشکهای بالستیک ،ایرانی ها پتانسیل رو به گسترش خود در زمینه طراحی و تولید پرنده های بدون سرنشین برد بلند را با تحویل آنها به حزب ا... و شبه نظامیان یمنی که ازآنها پشتیبانی می کنند، بخوبی به نمایش گذاشتند . این مساله با هدف قرار گرفتن زیرساختهای نفتی سعودی ، فرودگاه بین المللی ابوظبی و مقامات ارشد یمنی ( شامل فرمانده اطلاعات ارتش یمن ) بسرعت جنبه های پنهان برنامه پهپادی ایران را تا حدودی آشکار نمود . این مساله ، با توجه به انتشار اخباری مبنی بر حضور مشاوران نظامی حزب ا... در یمن و کاربرد گسترده پهپادهای این گروه در سوریه ، تهدید بسیار جدیدی را علیه اسراییل پدید آورده بود . از دید اسراییل ، " برنامه دقیق (precision project)" ایران ، شاید خطرناکترین مولفه طراحی شده ای باشد که قرار است شکل نهایی آن در سوریه به منصه ظهور برسد . اکثریت تحلیلگران امنیتی ، براین باورند که به رغم قدرت نظامی فراهم شده ، اسراییل کشوری کوچک و آسیب پذیر است که مراکز مهم جمعیتی ، زیرساختهای نظامی و اقتصادی آن در منطقه ای به عرض 20 کیلومتر و درازای 80 تا 100 کیلومتر پراکنده شده ، درنتیجه ، مسلح شدن حزب ا... به تعداد نسبتا" بالایی از موشکهای بادقت بالا ، موجب میشود تا این گروه پتانسیل اولیه هدف قرار دادن مولفه هایی که برای امنیت اسراییل حیاتی بوده و همچنین توانایی آن در ادامه بقاء در یک جنگ فرسایشی را فراهم می آورد ، در اختیار خواهد گرفت واین به احتمال زیاد ، هزینه سنگینی را بر اسراییل تحمیل خواهد نمود . درآنسوی جبهه ، حزب ا... نیز نیت اصلی خود برای هدف قراردادن زیرساختهای استراتژیک اسراییل را با موشکهای موجود خود ، پنهان نمیکند . رهبر این گروه ،سیدحسن نصرا... در سخنرانی ها و همچنین یک ویدئوی منتشر شده در دسامبر2018 ، بصورت ضمنی ، بدین نکته اشاره می کند که مجموعه ای از اهداف ، شامل پایگاه های هوایی ، راکتور هسته ای دیمونا ، مقر وزارت دفاع ، مقر ستاد ارتش در تل آویو ، فرودگه بن گورین ، تاسیسات بندری حیفا ، تاسیسات نمک زدایی در سواحل مدیترانه ، تاسیسات پتروشیمی ، نیروگاه های برق و ... برای اقدام مقابل ثبت و هدف گیری شده است . فشار متقابل اسراییل : با توجه به رویه تهاجمی ایران در سوریه ، اسراییل به شکل طبیعی از آغاز بحران در این منطقه ، سعی نموده تا با گسترش خطوط قرمز ، نقش خود را در بیش از گذشته در روند تحولات به نمایش گذارد . در این حوزه ، خطوط قرمز اسراییل در ابتدای جنگ داخلی در سوریه را میتوان در موارد مشخصی نظیر انتقال تسلیحات راهبردی ( و یا به اصطلاح "تغییر دهنده بازی " / game changing ) به حزب ا... بواسطه شرایط خاص سوریه ، گسترش تهدید علیه اسراییل در امتداد مرز میان سوریه و اسراییل و همچنین جلوگیری از ایجاد محدودیت برای اجرای عملیات رزمی ، بخصوص برای نیروی هوایی برشمرد . با توجه به این مساله ، تمرکز اصلی اسراییل درآغاز ، برروی تحرکات عناصر حزب ا.. قرارداشت . اما هنگامی که ایران شروع به آغاز اجرای برنامه های بلندپروازانه خود در سوریه نمود و ازسال 2016 ، برشدت فعالیت های خود افزود ، این روند برای اسراییل گران آمد ، بدین معنی که توسعه فعالیتها و روند استقرار نظامی ایران در بخشهای گسترده ای از سوریه ، موجب میشد تا در بلند مدت ، امنیت اسراییل ، بصورت قابل توجهی مورد تهدید قرار گیرد . این در حالی بود که مقامات ارشد تهران ، در کنار دنبال نمودن استراتژی سرکوب داعش ، به شکل موازی آنچه که برنامه " precision project " نامیده میشد و ماهیتی کاملا نظامی و راهبردی را به نمایش می گذاشت ، دنبال می نمود . سپهبد گادی آیزنکوت دراوایل سال 2017 ، سپهبد گادی آیزنکوت (Lt. Gen. Gadi Eisenkot) که در آن زمان رییس ستاد ارتش اسراییل بشمارمی رفت ، پس از تایید کابینه وقت اسراییل ، کارزار هدفمندی را به منظور مقابله و خنثی سازی با شطرنج پیچیده ایرانی ها در سوریه و وادار نمودن ایران به خارج نمودن عناصر نظامی اش از سوریه در پیش گرفت. آیزنکوت در جریان پرسش و پاسخ محرمانه ای که تنها بخشهایی از آن منتشر شده ، براین استدلال قرار داشت که اسراییل می بایست با تمامی توان (شامل تمامی مزیتهای اطلاعاتی وعملیاتی ) طرح های دشمن خطرناک و قدرتمند حاضر در سوریه ( جمهوری اسلامی ایران . م ) شناسایی و با آن مقابله نماید ، چرا که در صورت عدم توجه به این مساله ، این امکان وجود خواهد داشت که در آینده ، شرایط برای مقابله بسیار سخت تر از امروز گردد . کارشناسان امنیتی براین باورند که استدلال آیزنکوت را میتوان ناشی از تجربه قبلی در خصوص در پیش گرفتن موضع انفعالی در قبال حزب ا.. لبنان در یک بازه زمانی ده ساله ( 1990 تا 2000 ) دانست . همین امر موجب شد تا به استناد اطلاعات منتشر شده توسط منابع معتبر دفاعی ، ارتش اسراییل در بازه زمانی یکساله ( 2018-2017 ) صدها حمله هوایی را بر علیه نقاط استقراری واحدهای ایرانی و همپیمانانش اجرا نماید . این مساله آنچنان برای اسراییل به صورت یک مساله حیاتی درآمده بود که آیزنکوت در مصاحبه ای با نیویورک تایمز اعتراف نمود که نیروی هوایی اسراییل تنها در سال 2018 ،نزدیک به 2000 تن بمب در این حملات بکار برده است . به اعتقاد کارشناسان نظامی ، تلاش های IDF را می توان در قالب یک مفهوم عملیاتی جدید وبصورت "کارزاری میان یک جنگ / جنگی میان یک جنگ ( campaigns between the wars) " که در عبری با شناسه "mabam" نیز شناخته میشود ، به تصویر کشید . این مفهوم را به شکل خاص میتوان بر پایه این ایده که می بایست توانایی های مرگبار نیروی متخاصم را قبل اینکه دریک جنگ محتمل درآینده ، موجبات محدودیت رزمی برای IDF را فراهم آورد ، نابود نمود و یا در حداقل وضعیت ، کاهش داد ، دانست . اما این نابودی یا کاهش قابلیتهای مرگبار رزمی می بایست به گونه ای اعمال شود که در عین نمایش عزم اسراییل برای مقابله ، بازدارندگی آن را نیز به منصه ظهور رسانده و کارایی علمیاتی دشمن را در چهارچوب زمانی مشخصی به تاخیر انداخته و از گسترش و تقویت آن جلوگیری بعمل آورد . به همین سبب ، رفتار اسراییل از آغاز جنگ داخلی در سوریه را با هدف مدیریت شکاف میان جاه طلبی های نیروی متخاصم ، در عین عدم تمایل آن برای ورود به یک درگیری مستقیم مسلحانه می توان مورد تبیین قرار داد . بدین سان ، اثر بخشی ایده استفاده از مفهوم mabam بر علیه ایران درسوریه را می توان مبتنی بر عناصر ذیل دانست : 1-شناسایی صحیح و اولویت بندی طیف متنوع تهدیدات که در گستره زمینی سوریه بعنوان اهداف ارزشمند ، پراکنده شده اند . این اهداف ، نه تنها شامل عناصر نیابتی ، بلکه شامل عناصر نظامی ایرانی نیز می شود . 2- دستیابی به اطلاعات جاسوسی به روز با وضوح بالا 3- ایجاد امکان برای اجرای حملات ضربتی دقیق با حداقل تلفات جانبی برای IDF 4- ایجاد فضا و مشروعیت سیاسی برای دنبال نمودن این کارزار 5- ارزیابی دقیق از رفتار دشمن ، بررسی روند منطقی حرکات آن به منظور برنامه ریزی باهدف اجرای کامل استراتژی جنگی میان جنگ دیگر (campaign between the wars) تا نیت اصلی ، یعنی احتراز از وقوع یک جنگ دیگر به حریف منتقل شود ، ضمن اینکه ارزیابی دقیق به معنای دنبال نمودن روند شناسایی پتانسیل های بالقوه دشمن نیز خواهد بود . 6- استمرار روند طراحی شده و همزمان بسط تجارب بدست آمده و اعمال آن در آینده 7- ارسال پیام های مستمر به نیروی متخاصم به منظور القای وجود آمادگی روانی و فنی برای نیل به اهداف طراحی شده کارزار تا زمانی که لازم باشد . درواقع ، رویکرد mabam اسراییل در سوریه ، شامل یکسری کارزار اطلاعاتی محاسبه شده است ، بدین صورت که برخی مواقع ، هویت واقعی موقعیتهای مورد نظر ، قبل از حمله بواسطه رسانه های مختلف ،افشاء شده تا مسئولیت هرگونه تلفات جانبی و ایجاد فشار روانی و رسانه ای از سوی طرف مقابل به کمترین حد خود تتزل یابد . پی نوشت : 1- ادامه دارد ............ 2- استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی در انجمن میلیتاری ، براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی " منوط به ذکر دقیق منبع است . امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری ) بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند./ MR9 
  14. به اعتقاد برخی ناظران نظامی ، مجموع گزارشهای منتشر شده از سوی منابع مختلف نشان میدهد که نیروی هوایی ایران در سالهای اخیر ، با موفقیت قابل توجهی ، ظرفیت رزمی ناوگان جتهای رزمی اف-14 خود را گسترش و در کنار آن ، قابلیتهای جدیدی نظیر کاربرد پرنده های بدون سرنشین را بخود اضافه نموده است ، این درحالی است که برای آموزش خدمه هوایی ، تلاش های قابل توجهی برای بازسازی یا تولید جتهای دو سرنشینه نیز صورت گرفته است . نیروی هوایی ایران ، در دهه 70 میلادی ،سفارشی بی سابقه برای خرید 80 فروند جنگنده برتری هوایی اف-14 را به ایالات متحده ارائه داد ، تا جایی که کسب مجوز برای خرید این جت گرانقیمت و پیچیده که درزمان خود ، تقریبا" همتایی برای آن وجود نداشت ، خود به تلاشی قابل توجه تبدیل شد . بدین ترتیب نیروی هوایی ایران (IIAF) به تنها مشتری تامکت تبدیل شد ، در حالی که سایر همپیمانان ایالات متحده ، عمدتا" خرید جتهای سبکتر ، ارزان تر و کم توان تری نظیر اف-5 و اف-16 را در دستور کار خود قرار دادند . در حقیقت ، توانمندی های این ابررهگیر افسانه ای به اندازه ای پیشرفته بود که گونه صادارتی آن هرگز بصورت رسمی توسعه پیدا ننمود و جتهای سفارش داده شده از سوی تهران ، پس از انجام یکسری تغییرات بسیار کوچک ، با استتار ویژه نیروی هوایی ایران بصورت مشترک با خدمه ایرانی – آمریکایی ، به این نیرو تحویل داده شدند . پس از سرنگونی دودمان پهلوی در ایران و پیروزی انقلاب اسلامی ، به سال 1979 ، در صد عملیاتی بودن ناوگان تامکتهای نیروی هوایی ایران ، بدلایل مختلف نظیر کمبود قطعات و آغاز تحریم تسلیحاتی ایالات متحده ، بشدت کاهش پیدا نمود و این بدان معنی بود که پس از تهاجم غافلگیرانه عراق به خاک ایران ،تنها 10درصد از ناوگان 79 فروندی از این جتهای پیشرفته در اختیار نیروی هوایی قرار داشته باشد . اگر چه تامکت هشتادم سفارش داده شده ، هرگز تحویل ایران نشد ،اما درحالی که نیروی هوایی آمریکا برای اجرای ماموریتهای رهگیری ، همچنان از موشکهای کوتاهبرد AIM-9 و AIM-7 استفاده مینمود ، تامکتهای ایرانی برای جلوگیری از نفوذ جتهای عراقی ، تنها بر موشکهای دوربرد فینیکس و توپ متکی بودند که از یک نظر دوربردترین تسیلحات هوا به هوا با بردی نزدیک به 200 کیلومتر محسوب میشدند . براساس مستندات موجود ، فینیکس های ایرانی اغلب به شکل موفقیت آمیزی برضد جتهای نیروی هوایی عراق در بردهایی که در آن زمان بصورت استاندارد و برای اطمینان از انهدام هدف شلیک می شدند ( عموما" در 19 کیلومتری هدف ) مورد استفاده قرار می گرفتند . به گفته منابع نظامی ، تامکتهای نیروی هوایی ایران تنها 3 مورد تلفات را در طول جنگ در کارنامه خود به ثبت رساندند ( احتمالا دو فروند بدلیل نقص فنی و یکفروند با آتش میراژهای عراقی . "مترجم " ) ، اما درمقابل نیز مسئولیت ساقط شدن بیشتر از 160 فروند از جتهای نیروی هــوایی عراق را به نام خود سند زدند . از یک نظر ، مزیت اصلی تامکتهای نیروی هوایی ایران برای خنثی سازی توان رزمی رو به گسترش نیروی هوایی عراق بیشتر بروی توانایی هوا به هوای دوربرد آن اتکاء داشت ، تاجایی که مشهور است که حتی رصد امواج رادار AWG-9 تامکت از سوی گروه های مهاجم عراقی باعث میشد تا ماموریت های رزمی بلافاصله لغو گردد . اما نکته بسیار پراهمیتی که دراین میان وجود داشت ، محدود بودن توانایی نیروی هوایی ایران در تامین قطعات پرمصرف و حساس تامکت بود ، در حالی که این مساله برای ناوگان فانتوم ها و تایگرهای نیروی هوایی کمتر مصداق داشت و به دلیل پرشمار بودن تعداد آنها ، خدمه فنی بااستفاده از روش " کانابلایز کردن "( استفاده از قطعات جتهای زمینگیر برای عملیاتی نمودن جتهای فعال ) و یا مهندسی معکوس قطعات ، و یا خرید از بازارسیاه ، به هرترتیب ، تعداد جتهای عملیاتی را ثابت نگاه میداشتند ، اما این گزینه ها برای قطعات اف-14 که ایران تنها کاربر خارجی آن بود ، پیچیده تر محسوب میشد . علاوه براین ، کمبود رو به تزاید موشکهای فینیکس در پایان جنگ با عراق ، اهمیت حفظ تامکتهای نیروی هوایی را محدود تر نمود و برای یک دهه ، تنها درصد کمی از این ناوگان در حالت عملیاتی قرار داشت . اما به تازگی ، نیروی هوایی ایران با اتکاء بر فناوریهای جدیدتر ، نظیر فناوری چاپ سه بعدی ، به شکل موثرتری موفق شده تا قطعات حساس تامکت بویژه قطعاتی برای سازه اصلی و موشکهای فینیکس را در داخل تولید کند ، که به این ترتیب بستر لازم برای تولید بومی موشکی مشابه فینیکس که می توانست ناوگان تامکت را مجدد بحالت عملیاتی درآورد فراهم می آمد . به اعتقاد ناظران نظامی ، جتهای اف-14 نیروی هوایی ایران پس از جنگ ، درحدود 250 مورد تغییرات و ارتقاء را بخود دیده اند که این تغییرات ، بویژه در حوزه رادار ، نمایشگرهای کابین ، حوزه جنگ الکترونیک محسوس تر به نظر می رسد . بدین ترتیب ، ترکیبی از موشکهای باقی مانده فینیکس با موشکهای جدیدتر فکور-90 ، تامکتهای نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران ( IRIAF) را به کشنده ترین جت رزمی خاورمیانه تبدیل نموده است . از سویی دیگر ، نمی بایست اهمیت ارتقاء و عملیاتی شدن رو به رشد جتهای رزمی اف-14 نیروی هوایی ایران را نادیده انگاشت ، چرا که برای هر نیروی مهاجمی ، این مساله ، پیامدهای قابل توجهی را درپی دارد . بخش قابل توجهی ازاین ناوگان ، برای بیشتر از یک دهه ، از بهترین شرایط تعمیر و نگهداری برخوردار بودند ، حتی تعدادی از این هواپیماها بدلیل کمبود قطعات ، برای حداقل 5 سال یا کمتر ، بصورت ذخیره در پایگاه های نیروی هوایی نگهداری میشدند و با توجه به پیشرفتهای تشریح شده ، انتظار میرود که نیروی هوایی ایران ، حداقل 40 فروند از تامکت موجود در سازمان رزم خود را بحالت عملیاتی ، در اختیار داشته باشد . اگر تغییرات قیمتی دلار بعنوان مبنایی برای ارزیابی قرار گیرد ، امروز جنگنده –رهگیر اف-14 تامکت نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران ، رکورد قیمتی بیش از 150 میلیون دلار را به نام خود ثبت نموده که به احتمال زیاد اگر این جت ، امروز به ایران فروخته میشد ، قیمتی سرسام آور و گیج کننده ای داشت . این میزان ، تقریبا" دو برابر خرید یکفروند جت رزمی برتری هوایی سوخو-35 است که هم اکنون نیز ایرانی ها توانایی خرید آن را ( در صورت عدم وجود تحریم های تسلیحاتی ) نخواهند داشت . تامکتهای نهاجا ، به استثنای جت برتری هوایی اف-22 رپتور نیروی هوایی ایالات متحده ، امروز در شمار یکی ازگرانقیت ترین جتهای رزمی عملیاتی در دنیا قرار دارد و در نتیجه جنگجوی توانمندی در حوزه رزم هوایی در خاورمیانه بشمار می آید . به اعتقاد برخی ناظران نظامی ، تامکتهای نیروی هوایی ایران باتولید گسترده موشک هوابه هوای فکور-90 که احتمالا دقت بالای پدر بزرگوارش !!!! موشک دوربرد فینیکس را به ارث برده و همچنین سوخت جدید ترکیبی که آن نیز به احتمال زیاد با کمک روسها در خط تولید قرار گرفته ، به موشکی مسلح میشود که کمتر از 300 کیلومتر برد خواهد داشت که این برد کمی کمتر از همتای روس آن یعنی R-33 است . بدین ترتیب ، تامکتهای پارسی با در اختیار داشتن این مهمات بومی به شکل گسترده که بردی بیش از 4 برابر مهمات AIM-120B آمریکایی( با برد 75 کیلومتر ) و 3برابری از مهمات AIM-120C بعنوان سلاح اصلی زرادخانه دوربرد نیروی هوایی آمریکا و متحدانش دارد ، به خطری جدی تبدیل خواهد شد . در حقیقت ، در صورت وقوع یک جنگ منطقه ای ، تامکتهای نیروی هوایی ایران ، با خیالی آسوده قادرند تا جتهای مهاجم سعودی ( بویژه ناوگان ایگل ) را از درون فضای هوایی خودی با دقت بالایی مورد اصابت قرار دهند و حتی در یک شرایط ضروری ، با ورود به خاک عراق ، جتهای مهاجم عبری را رهگیری و قبل از هرگونه واکنش ، طومار آنها را در هم پیچیند . در مجموع ، تهدید ناشی از روند رشد رو به گسترش ظرفیت رزمی ناوگان تامکتهای نیروی هوایی ایران برضد توانمندی های هوایی ایالات متحده و متحدان منطقه ای آن ، بتدریج در حال افزایش است و این درکنار سایر مزیتهای سخت افزاری و نرم افزاری جمهوری اسلامی ، احتمال تهدید از سوی دشمن را تا حد قابل قبول کاهش خواهد داد . اما ماهیت پاسخ رقبای این کشور ، عمدتا" روی خرید جتهای پیشرفته تر اف-35 ، ارتقاء ناوگان ایگلها ، یا درخواست از ایالات متحده برای اعزام جتهای اف-22 به منطقه خاورمیانه محدود می گردد . پی نوشت : 1- با تشکر از استاد و برادر عزیز ، جناب EMP 2- منبع : https://militarywatchmagazine.com/article/70899 صرفاً برای میلیتاری / مترجم MR9
  15. فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از آزمایش موشک جدیدی برای انهدام ناو و شناورهای دشمن در آبهای خلیج فارس تا شعاع 300 کیلومتری خبر داد. به گزارش خبرنگار مهر، سرلشگر پاسدار محمدعلی جعفری فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اشاره به توان موشکی سپاه پاسداران گفت: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی امروز این توان را دارد تا در نخستین دقایق حمله احتمالی دشمن بیشترین حجم موشکی را به سوی آنها شلیک و اهداف آنان را مورد هدف و انهدام قرار دهد. وی افزود: اگر تهدیدی اتفاق بیفتد و آن تهدید موشکی باشد ما معتقدیم که زمان جنگ محدود خواهد بود و دشمن به دنبال آن خواهد بود که در کوتاهترین محدوده زمانی به خاک ما حمله کند ولی ما به دنبال طولانی تر کردن زمان جنگ احتمالی خواهیم رفت تا از توان موشکی و غیر موشکی مان برای نابودی اهداف دشمن استفاده کنیم ولی با این حال بنده در همین جا اعلام می کنم که توان موشکی سپاه آنقدری هست که در دقایق اولیه جنگ حجم گسترده ای از موشک های خود را به سمت اهداف دشمن شلیک کند. سرلشگر جعفری تاکید کرد: همه تلاش ما این است در همان محدوده کوتاه بیشترین استفاده را از توان موشکی و غیر موشکی خود کنیم چرا که توان موشکی ما محدود نیست و این سخنانی را که برخی از رسانه های غربی می زنند دال بر جنگ روانی است. فرمانده سپاه در ادامه یادآور شد: امروز زمان زیادی است که در رابطه با تولید موشکی و بقیه سلاح ها متکی به خودمان هستیم و این با توجه به ذخایر عظیمی است که ملت ایران در اختیار دارد از جمله نیروهای انسانی که خود همین موضوع یک امر مهم در مقابله با دشمن است. وی در پاسخ به این سئوال که اگر جنگی رخ دهد جمهوری اسلامی ایران از بستن تنگه هرمز استفاده خواهد کرد یا خیر؟ گفت: تنگه هرمز یک تنگه بسیار مهم و استراتژیک است به طوری که طول ساحلی که ما در این تنگه داریم بسیار مهم است و از سوی دیگر وضعیت خاص آن و ارتفاعاتی که در طول ساحل وجود دارد همگی امکانات طبیعی و خدادادی است که در اختیار ماست و به طور نامحدود و راحت و با توجه به فاصله آبراه تنگه هرمز تا ساحل این تنگه در اختیار سلاح های ماست و از نظر ما محدودیتی برای بستن تنگه وجود ندارد. سرلشگر جعفری در ادامه درباره تهدیدات داخلی که مورد سئوال خبرنگاری بود گفت: همانطور که حضرت امام (ره) فرمودند دغدغه انقلاب ما از ناحیه تهدیدات داخلی است هر چند امروز در وضعیت تهدید خارجی نیز قرار داریم اما اینکه دشمن جرات حمله دارد یا خیر این جای سئوال است و آنها به خوبی می دانند اگر به سمت جمهوری اسلامی ایران بخواهند حمله کنند هیچ بعید نیست که نتیجه آن بالعکس شود همچون جنگ تحمیلی اما دغدغه امام (ره) از ناحیه تهدیدات داخلی بود و ما دیدیم که در دهه گذشته تهدیدات علیه انقلاب در حدی شد که مخالفین توقف انقلاب را صادر کردند اما با درایت امام (ره) و رهبری دشمنان ما به اهدافشان نرسیدند. وی ادامه داد: انقلاب اسلامی ما امروز هر چند که جهانی شده و هیچ کس نمی تواند جلودار آن باشد اما با این حال باید گفت تهدیداتی که وجود دارد می تواند از داخل هم باشد تهدیداتی که بالقوه است نه بالفعل. فرمانده کل سپاه در پاسخ به سئوال خبرنگاری مبنی بر اینکه آیا یگان موشکی کشور با ونزوئلا مانور مشترکی برگزار کرده و یا برگزار می کند گفت: چنین خبری صحت ندارد و هیچ رزمایش مشترکی قرار نیست بین دو کشور صورت بگیرد. سرلشگر جعفری در ادامه در پاسخ به سئوالی در خصوص تحولات ساختاری سپاه گفت: تحولات ساختاری در سپاه بر اساس شرایط است چرا که سپاه یک سازمان گسترده و بزرگ است و از آنجایی که ساختار سازمانی یک ابزار برای رسیدن به اهداف سازمانی است این ابزار باید متناسب با زمان و تهدیدات تغییر کند به ویژه برای سپاه که از ماموریت های متعددی برخوردار است. وی در ادامه گفت: این تحولات منجر به پویایی سازمانی سپاه خواهد شد که این امر در درون سپاه ضروری است و دیدیم که تغییرات ساختاری در نیروی مقاومت و نیروی زمینی سپاه برای رسیدن به یک وحدت تشکیلاتی آن هم در سطح استانها بوجود آمد تا این دو نیرو از قوت بیشتری برخوردار باشند. عضو شورای عالی امنیت ملی کشورمان در ادامه درخصوص تحرکات اسرائیل و آمریکا و جمع آوری اطلاعات از جمهوری اسلامی گفت: طبیعی است که دشمنان کشورمان برای کسب اطلاعات وضعیت داخل اقداماتی را انجام دهند ما هم در این زمینه فعال هستیم یکی از وظایف مهم سپاه در ابعاد نظام اشراف داشتن کامل اطلاعاتی به مواضع دشمن است. فرمانده کل سپاه در پاسخ به این سئوال که گفته می شود آزمایش موشکی سپاه موفقیت آمیز نبوده، گفت: تعداد موشک هایی که قرار بود همزمان شلیک شود با هم شلیک شد و با موفقیت این آزمایش صورت گرفت اما به دلیل تصویربرداری بد این اتفاق افتاده بود که دشمنان چنین ادعایی را بکنند. سرلشگر جعفری تاکید کرد: بنده به صراحت اعلام می کنم که این آزمایش به صورت موفقیت آمیز انجام شد و آزمایشی که در شب انجام شد آن نیز با موفقیت کامل انجام شد. وی در پاسخ به این سئوال که آیا اصلاح ساختاری سپاه بر اساس شرایط فعلی و تهدیدات موجود است، گفت: تغییرات در خط عملیاتی سپاه و ارتش بر اساس شرایط موجود صورت می گیرد که این اقدامات نشان از پویایی ما دارد سپاه در محدوده تنگه هرمز یک مسئولیت همه جانبه دارد و تمام توان نیروی دریایی سپاه که عمدتا به تجهیزات مدرن مجهز می باشند در سطوح مختلف آماده مقابله با تهدیدات هستند که تغییرات در ساختار سپاه نیز در همین راستاست. فرمانده کل سپاه انقلاب اسلامی در ادامه درباره آخرین وضعیت توان موشکی این نیرو گفت: امروز یگان موشکی سپاه از آمادگی بالایی برخوردار است به طوری که امروز تغییراتی در موشک شهاب 3 انجام داده ایم که دقت این موشک را بالاتر برده است. وی افزود: امروز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی موشک های قدرتمندی دارد که نیاز به افزایش برد نیست ولی اولویت در سازمان سپاه توسعه موشکی خود است و چند سالی است که تمرکز منابع و امکاناتی که در اختیار است در همین راستاست. سرلشگر جعفری تاکید کرد: امروز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بالای 90 درصد در یگان موشکی خود آمادگی دارد تا با هر تهدیداتی مقابله کند. عضو شورای عالی امنیت ملی درباره تهدیدات اخیر اسرائیل مبنی بر استفاده از آسمان عراق برای حمله به خاک جمهوری اسلامی گفت: اگر دشمنان ما به چنین چیزی رسیده اند جای امیدواری است که آنها به واقعیت دست یافته و می دانند که دشمن اصلی آنان انقلاب ماست و تا زمانی که این ماهیت رژیم اشغالگر قدس ادامه داشته باشد دشمنی نظام جمهوری اسلامی ایران با آنان ادامه خواهد داشت. فرمانده سپاه گفت: اسرائیل به دنبال ضربه زدن به ما است چرا که موجودیت خود را با انقلاب در خطر می بیند آنان مترصد فرصتی هستند تا به ما ضربه بزنند به همین دلیل بحث استفاده از فضای عراق را مطرح کرده اند. وی یادآور شد: اگر اسرائیل این کار را انجام دهد به منزله همکاری آمریکا با اوست ولی به اعتقاد ما بعید است که آمریکا چنین کاری را در شرایط فعلی انجام دهد چرا که آمریکا اگر چنین کاری را انجام دهد در اصل نیروهای خود را دچار ناامنی کرده است بر همین اساس ما فکر می کنیم که آمریکا این اجازه را به رژیم صهیونیستی ندهد. فرمانده سپاه در ادامه در پاسخ به این سئوال که تعریف شما از سپاه آینده چیست گفت: سپاه امروز عمر خدمتی 30 ساله دارد اما به دلیل آنکه مراقبت هایی که سپاه از خودش کرده است تلاش شده تا در سازمان خود تغییراتی را انجام دهد امروز ما شاهد آنیم که نیروهای قدیمی سپاه در حال خروج از این نیرو هستند و نیروهای جوان با داشتن اختیارات گذشته وارد سپاه می شوند که این امر باعث پیشرفت در سپاه خواهد شد. سرلشگر جعفری گفت: طرح و تحول عالی در سپاه نگاهش به آینده است و با تاکید بر اینکه نیروهایی که می خواهند وارد شوند وارد بستری شوند که آینده سپاه بهتر از گذشته باشد. وی همچنین در خصوص تغییر و تحول در نیروهای دریایی و هوایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفت: در حال حاضر هیچ تغییر دیگری قرار نیست صورت بگیرد اما طرح جامعی که در حال نهایی شدن است تغییراتی را نیز در نیروی هوایی و دریایی سپاه شاهد خواهیم بود این تغییرات در حالی خواهد بود که طرح به تصویب ستاد کل نیروهای مسلح برسد ولی با این حال باید بگویم که تغییرات به اندازه نیروی مقاومت و زمینی نیست. فرمانده سپاه همچنین در رابطه با توان جنگ الکترونیکی سپاه گفت: در این زمینه باید بگویم که ما هم در گذشته و حال دارای نیروهای خوبی در این زمینه بوده ایم البته باید گفت که توان ما از نظر سطح فناوری با دشمن برابری نمی کند اما ما متکی به نوع بکارگیری تجهیزات هستیم که همین امر جواب کمبودهای ما را در این زمینه می دهد. وی در رابطه باتعامل سپاه با دولت نهم که مورد سئوال یکی دیگر از خبرنگاران بود گفت: یکی از اهداف تغییر و تحولات در سپاه همکاری عمده با ارگان ها به خصوص بسیج است به طوری که عمدتا ما تقویت سپاه را در بسیج می دانیم در رابطه با همکاری سپاه با دولت نیز باید بگویم که دولت فعلی یک دولت بسیجی و انقلابی است و در راستای اهداف امام و انقلاب حرکت می کند. سرلشگر جعفری افزود: این دولت به دنبال تحقق عدالت است که این امر بسیار سخت و مشکل است ولی می بینیم که تغییر و تحولات بسیار خوبی در حال رخ دادن است که ما آن را به فال نیک می گیریم و با تمام توان از دولت نهم حمایت می کنیم و آن را وظیفه سازمانی خود می دانیم. فرمانده سپاه پیش از پاسخ به سئوالات خبرنگاران ضمن تبریک روز پاسدار و اعیاد شعبانیه گفت: امروز سپاه حدود 30 سال از عمر بابرکت خود را می گذراند. سپاه در ابتدای پیروزی انقلاب به عنوان بازوی مسلح و بازوی فرهنگی - نظامی، سیاسی انقلاب همواره در کنار رهبر انقلاب و زمان حضرت امام خمینی (ره) انجام وظیفه می کرده و همیشه به دنبال آرمان های شهدا بوده است. وی تاکید کرد: سپاه امروز افتخار می کند که به انقلاب اسلامی به رشد و بالندگی بالایی رسیده است. فرمانده سپاه با اشاره به وضعیت کنونی این نیرو گفت: وضعیت سپاه نسبت به گذشته متفاوت است و دارای کوله باری از تجربه های اجتماعی، سیاسی و ... است. وی ادامه داد: امروز سپاه مجهز به سلاح های پیشرفته و انبوه در داخل است که این موضوع قابل مقایسه با گذشته نیست. سرلشگر جعفری افزود: سپاه امروز به طور سازمانی به دریای بیکران مردم بسیجی وصل است که آماده دفاع از همه صحنه های انقلاب هستند و این جنبه، آمادگی سپاه را نسبت به گذشته بالاتر می برد. خبرگزاري مهر
  16. نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، از سال 1991 به بعد، تعداد 18 فروند میگ MiG-29A و 7 فروند گونه دوسرنشینه میگ MiG-29UB را تحویل گرفته است. این هواپیماها پس از قراردادی که در ژوئن 1990 بین دولت ایران و روسیه به امضا رسید، تحویل نیروی هوایی ایران داده شد. میگ MiG-29 نخستین و تنها جنگنده رهگیری است که پس از جنگ ایران و عراق خریداری شد و براساس برنامه قرار بود که به‌عنوان جایگزین برای F-14 تامکت‌های از دست رفته درطی جنگ و زمین‌گیر شده به‌علت در دسترس نبودن قطعات یدکی، وارد خدمت شوند. این قرارداد به‌عنوان بخشی از برنامه بزرگ نیروی هوایی برای بازسازی قدرت جنگنده‌های نیرو، پس از جنگ، در زمان فرماندهی سرتیپ «منصور ستاری» بر نیروی هوایی بسته شد و اجرایی گردید. دراصل و براساس همان برنامه بزرگ، قرار بود 48 فروند فالکروم برای ایجاد پوشش دفاع هوایی شهرهای بزرگ «تهران»، «شیراز» و «تبریز» وارد کشور شوند اما این روند به‌علت کمبود بودجه ایران، با تحویل همان ارقامی که در ابتدا ذکر شد به پایان رسید. میگ MiG-29 پس از ورود به ایران، لباس دو گردان شکاری تاکتیکی و گردان 11 شکاری تاکتیکی در پایگاه یکم شکاری تهران و گردان 23 شکاری تاکتیکی در پایگاه دوم شکاری تبریز وارد خدمت شدند. براساس مفاد قرارداد، تعداد 400 نفر از مستشاران، متخصصان فنی و معلم روس وارد ایران شدند تا عملیات جنگنده‌های میگ MiG-29 را درطی 7 سال پشتیبانی کنند. برهمین اساس، روس‌ها متعهد گردیدند که نیروی هوایی ایران را برای کاربری فالکروم درطی 25 سال یا 25 هزار ساعت پرواز، از لحاظ قطعات یدکی و کمک‌های فنی، پشتیبانی کنند. هواپیماهای میگ MiG-29 تحویل داده شده به ایران درواقع هواپیماهای کارکرده نیروی هوایی روسیه بودند که تقریبا نیمی از آنها به آخرین ساعات پروازی تعیین شده توسط شرکت سازنده رسیده بودند. با اتمام این ساعت پرواز، براساس تخمین منابع نظامی، حداقل 2 فروند میگ MiG-29A و 4 فروند میگ MiG-29UB به‌علت به پایان رسیدن زندگی عملیاتی‌شان، زمین‌گیر شده و وارد انبارها گردیدند. در ادامه، شرکت سازنده روس موفق نشد که دستورالعمل‌های فنی را برای افزایش ساعت و سیکل پروازی میگ MiG-29 به ایران و نیروی هوایی ارتش تحویل دهد. درنتیجه نبود این دستورالعمل‌ها، متخصصان فنی نیروی هوایی نتوانستند در زمان استاندارد و با طی ساعت کار فنی تعیین شده، کار تعمیرات اساسی و بهسازی فالکروم‌های مزبور را به پایان برسانند و درنتیجه، این فرایند مقداری به درازا کشید. فرماندهان نیروی هوایی که برای راه‌اندازی فالکروم‌های زمین‌گیر شده خود، وجود دستورالعمل‌ها را ضروری و اجتناب‌ناپذیر می‌دانستند، تلاش خود را برای به‌دست آوردن این کتاب‌ها از تمام منابع موجود و در دسترس در سراسر دنیا به‌کار بستند. با این‌حال از اواسط دهه 90 تاکنون، ایران توانسته است بدون کمک مستشاران روس و با تکیه بر توان داخل کشور و متخصصان زبده در درون نیروی هوایی، چک‌های دوره‌ای و سبک این جنگنده را انجام دهد. نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، در راستای تجهیز و تکمیل وسایل زمینی ناوگان فالکروم‌های خود، با توجه به عدم توانایی روس‌ها در تامین این تجهیزات، دست به خرید آن از دیگر کشورهای صاحب میگ MiG-29 زدند. همزمان کوشش‌هایی برای بهسازی و ارتقای قابلیت‌های فالکروم در نیروی هوایی ایران به جریان افتاد. یکی از این بهسازی‌ها، تجهیز میگ MiG-29 به لوله سوخت‌گیری هوا به هوا بود که در افزایش برد عملیاتی این جنگنده تاثیر به‌سزایی داشت. وجود لوله سوخت‌گیری هوایی، درحالی که هواپیما به مخازن سوخت خارجی مجهز نیست و متکی به مخازن سوخت داخلی است از تاثیر عملیاتی پایینی برخوردار است. پس می‌بایست بر روی میگ MiG-29های ایرانی که توانایی حمل مخازن سوخت خارجی نداشتند، این قابلیت ایجاد می‌شد. با توجه به این‌که تصمیم فرماندهان نیروی هوایی ایران بر افزودن مخازن سوخت خارجی به جنگنده، این توان صنعتی در داخل ایران موجود نبود، کشور بلاروس به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین کاربران میگ MiG-29، مورد توجه قرار گرفت و پس از مذاکرات انجام شده بین مسوولان ذی‌ربط دو کشور و دو نیروی هوایی، تعدادی مخازن سوخت خارجی 1520 لیتری که در قسمت مرکزی زیر بدنه نصب می‌شد، از بلاروس خریداری گردید. همان‌طور که قبلا ذکر شد، طبق دستورالعمل‌های این جنگنده، با به پایان رسیدن عمر هواپیماهای میگ MiG-29 ایرانی، برخی از این هواپیماها از فهرست جنگنده‌های عملیاتی خارج شده و به درون انبارها هدایت شدند. نخستین گونه فالکروم که از رده پروازی خارج شد، یک فروند میگ MiG-29UB متعلق به گردان 23 شکاری بود که در سال 2006 سیکل پروازی خود را به پایان رساند. در ادامه، یک فروند UB دیگر، به‌همراه یک فروند میگ MiG-29A از همان گردان در سال 2007 به رده هواپیماهای بازنشسته پیوست. در تابستان سال 2008، یک فروند گونه UB از گردان 11 شکاری در مهرآباد با رسیدن زمان انجام تعمیرات اساسی، از فهرست هواپیماهای عملیاتی خارج شد تا در ادامه، در بهار 2009 هم یک فروند دیگر از هواپیماهای آموزشی میگ MiG-29UB به وی بپیوندد. با زمین‌گیر و غیرعملیاتی شدن این تعداد فالکروم بود که نیروی هوایی به فکر آغاز برنامه سنگین تعمیرات اساسی میگ MiG-29 به‌صورت بومی افتاد. درنتیجه این تصمیم فرماندهان نیروی هوایی، تاسیسات تعمیر و نگهداری میگ MiG-29 در تهران و تبریز با همکاری نزدیک با شرکت «صنایع هواپیمایی ایران» (IACI) بهسازی، انجام تعمیرات اساسی و بازگردان به رده پروازی هواپیماهای زمین‌گیر را به‌عهده گرفتند. «ولادیمیر پوتین» که در اکتبر 2007 و با هدف انجام مذاکره با دولت ایران برسر مسایل حقوقی دریای خزر وارد تهران شد، درکنار چانه زدن‌های سیاسی و دیپلماتیک، یک قرارداد به ارزش 150 میلیون دلار که به موجب آن، می‌بایست 50 دستگاه موتور توربوفن RD-33 ساخته شده توسط شرکت «ماشین‌سازی چرنشیف مسکو» تحویل نیروی هوایی ایران داده می‌شد. ایران در مذاکرات برای خرید این تعداد موتور، به طرف روس توضیح داد که این موتورها را برای پروژه داخلی توسعه و ساخت جنگنده «آذرخش» نیاز دارد. ولی گمان می‌رود که ایران از موتورهای خریداری شده برای راه‌اندازی هواپیماهایی که ساعت پرواز موتورشان به پایان رسیده و زمین‌گیر شده‌اند، بهره‌برداری نموده است. تحویل این موتورها از سال 2008 آغاز شده است. آغاز برنامه با در دستور کار قرار گرفتن کار بهسازی و تعمیرات اساسی در برنامه جاری مرکز تعمیر و نگهداری میگ MiG-29 در تهران، این مرکز درخواست ارسال یک فروند میگ MiG-29UB غیرپروازی گردان 23 شکاری که مدت‌ها بود در انبار قرار داده شده بود را به تبریز ارسال کرد و مسوولیت انجام تعمیرات اساسی آن را به‌عهده گرفت. با ورود میگ مزبور به تهران، کار بر روی آن به‌همراه آغاز برنامه راه‌اندازی دو فروند میگ MiG-29A وارد مرحله اجرایی شد. دو فروند میگ MiG-29A درحالی به مرکز تعمیرات فالکروم تهران تحویل داده شدند که در شرایط فنی بسیار بدی به‌سر می‌بردند. با این‌حال، تلاش برای بازگرداندن این هواپیماها به شرایط پروازی آغاز گشت. با اتمام عملیات تعمیر و نگهداری مرکز تهران و تکمیل برنامه بهسازی بر روی یک فروند فالکروم گونه A، خلبان آزمایشگر در سپتامبر 2008 هواپیما را از مرکز مزبور تحویل گرفت و «پرواز عملکردی» (FCF) 30 دقیقه‌ای میگ MiG-29 مزبور را با موفقیت به پایان رساند. فالکروم دیگر از مرکز مزبور در تهران بیرون آمد و در بهار 2010 به خدمت در نیروی هوایی بازگشت. هم‌زمان، مرکز تعمیر و نگهداری فالکروم در تبریز نیز خبر اتمام انجام تعمیرات اساسی بر روی یک فروند میگ MiG-29UB را به اطلاع فرماندهان نیروی هوایی رساند. تبریزی‌ها در این میان فعال‌تر ظاهر شده و دومین فالکروم تعمیر اساسی شده را نیز در ژوئن 2010 وارد خط پرواز کردند. این هواپیما در سال 2001 صدمات عمده دیده بود و به‌علت نبود قطعات یدکی، به‌مدت بیش از 8 سال از پرواز دور مانده بود. هم‌اکنون نیز شرکت صنایع هواپیمایی ایران (صها)، با همکاری مراکز فنی نیروی هوایی در تبریز و تهران، بهسازی، ارتقا و تعمیراساسی فالکروم‌های ایرانی را ادامه می‌دهد. گزارش‌های تاییدنشده‌ای از کمک روس‌ها به شرکت صنایع هواپیمایی ایران (صها) در مهرآباد برای انجام تعمیرات اساسی میگ MiG-29 وجود دارد. با وجود کمبود قطعات یدکی، نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران از سال 2008 تاکنون موفق شده است تعداد 5 فروند فالکروم را از انبارها بیرون کشیده و روانه خط پرواز کند. براساس برنامه‌ای بلندمدت، نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران تصمیم دارد هواپیماهای زمین‌گیر موجود را تنها با تکیه بر توان فنی متخصصان نیروی هوایی و شرکت صنایع هواپیمایی ایران (صها)، به شرایط پروازی بازگرداند. منبع: ganjejang.com (به نقل از ماهنامه Air Force Monthly شماره 269)
  17. در مراسمی با حضور سرلشکر جعفری در کارخانه زیرزمینی تولید موشک های بالستیک نیروی هوافضای سپاه، از موشک بالستیک هوشمند زمین به زمین دزفول رونمایی شد. به گزارش خبرنگار سپاه نیوز؛ در مراسمی که امروز (پنج شنبه ۱۸ بهمن ) با حضور سردار سرلشکر پاسدار محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و سردار سرتیپ پاسدار امیرعلی حاجی زاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه برگزار شد ، موشک بالستیک هوشمند زمین به زمین دزفول در کارخانه زیرزمینی تولید موشک های بالستیک سپاه رونمایی شد. فرمانده کل سپاه در این مراسم رونمایی از دستاوردهای دفاعی سپاه همزمان با ایام گرامیداشت چهلمین سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران را اثبات "ما میتوانیم" به جهانیان دانست و اظهار کرد : تولید انبوه موشک های پیشرفته دقیق و هوشمند با آخرین تکنولوژی که نقطه اوج پیشرفت در عرصه موشکی است، امروز به همت فرزندان ملت ایران در نیروی هوافضای سپاه تحقق یافته است. سرلشکر جعفری با اشاره به نمایش کارخانه زیرزمینی تولید موشک های بالستیک نقطه‌زن سپاه برای نخستین بار، گفت: رونمایی از این شهر تولید موشک در اعماق زمین، پاسخی به یاوه‌گویی‌های غربی ها است که تصور می کنند با تحریم و تهدید می توانند ما را محدود کرده و از اهداف بلندمان بازدارند. فرمانده نیروی هوافضای سپاه نیز در این مراسم امنیت ملت ایران را خط قرمز نیروهای مسلح برشمرد و اظهار کرد: با وجود توطئه ها و تهدیدات دشمن علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ، طبیعی است که ما نیز به حرکت خود ادامه دهیم و امروز به پاس پایداری و مقاومت خوزستانی های غیور ،به ویژه مردم قهرمان و مقاوم دزفول در دفاع مقدس ، از موشک هوشمند زمین به زمین "دزفول "رونمایی کردیم که آخرین دستاورد و محصول حوزه تحقیقات نیروی هوافضای سپاه است. وی با تاکید بر اینکه حرکت ما در حوزه موشک‌های زمین به زمین دائمی است ،با برشماری ویژگی‌های موشک هوشمند دزفول اظهار کرد : این دستاورد مهم به لحاظ ابعاد و اندازه به هندسه موشک ذوالفقار بسیار نزدیک می باشد ؛ موشک ذوالفقار ۷۰۰ کیلومتر برد دارد ، اما موشک دزفول هزار کیلومتر برد داشته و افزایش ۳۰۰ کیلومتری برد آن به واسطه به‌کارگیری فناوری‌های جدید در این محصول دفاعی است ، قدرت انهدام و تخریب این موشک نیز به دلیل نوع موادی که در سر جنگی آن به کارگیری شده، دو برابر موشک ذوالفقار است. http://www.sepahnews.com/index.php/component/k2/item/7225-با-حضور-فرمانده-کل-سپاه-صورت-گرفت-؛-نمایش-کارخانه-زیرزمینی-تولید-موشک-های-بالستیک-سپاه-برای-اولین-بار-رونمایی-از-موشک-بالستیک-هوشمند-زمین-به-زمین-دزفول.html سردار حاجی زاده کارخانجات ساخت موشک را امکانی گرانبها و حیاتی برشمرد واظهار کرد: جمهوری اسلامی ایران شروع کننده هیچ جنگی نیست، اما قرار هم نیست در برابر دشمنان غافلگیر شویم ، از این رو هم امکانات عملیاتی و هم کارخانجات تولیدی خود را در اعماق زمین و به صورت محرمانه تعبیه کرده ایم تا از دسترسی دشمنان دور بماند.
  18. عملیات کربلای4 طرح خوبی داشتی و بزرگترین تحرک نظامی ایران با استعداد 250 گردان محسوب میشد اما لو رفتن عملیات همه چیز را خراب کرد! دقیقا مانند عملیات کورسک که اگر لو نمیرفت کار شوروی تمام بود در جنگ تحمیلی هم کربلای4 میتوانست ما را پیروز جنگ کرده و از موضع قدرت با عراق جهت صلح مذاکره میکردیم که نشد!
  19. shirazz امروز 2:09 PM البته این حمله (عین الاسد) ذیل اتفاق "سقوط بوئینگ" قرار گرفت.. یه نکته دیگه هم قرار بود ترامپ سخنرانی کنه. کنسل شد. حالا باید باز چک کنیم ببینیم سقوط قبل سخنرانی احتمالی بوده یا بعدش.. بعدش تمامی خبرگزاری های خارجی رفتن اون اتفاق رو زیر پوشش قرار دادن.. حالا اگر روزگاری مشخص بشه حمله موشکی تلفات بالای 20 نفر داشته، شاید پازل ها جور بشن.. islfk امروز 1:51 PM چطوره که یک هواپیمای نسبتا نو و مدرن درست مصادف با حمله ی ما و وقتی میتونیم دست بالا رو در رسانه ها داشته باشیم سقوط میکنه. با توجه به اینکه محل حادثه تهران و در عمق ایران بوده من احتمال اشتباه خدمه ی پدافند زمینی رو نزدیک صفر میدونم. alala امروز 1:56 PM @islfk اصلا نه خط سیر هواپیما ( شرق به غرب و دورتر از مراکز حساس) و نه محلش (فرودگاه امام و نه حتی مهراباد ) و نه پروفایل پروازیش ( اوجگیری نه فرودش که مشخصا یک جسم دورشونده و سطح به هوا بوده ) و نه شرایط جغرافیایی عمق کشور (بدون هشدار رادراهای مرزی و عمقی دیگه) و نه ساعات کهساعتها از زمان اتمام حمله ایران گذشته بوده و از همه مهمتر فرودگاه اجازه پرواز داده بهش یعنی از شرایط وضعیت فضای کشور هم اطلاع وجود داشته و چه و چه احتمال خطای پدافند را صفر میکنه بماند حالا شبکه یکپارچه و خود تجهیزات مدرن و اصولا تشخیص راحت هواپیمای به این بزرگی در اون ارتفاع و بدون حضور هیچ ترافیک هوایی خاصی و پرنه ای مزاحم ( مثلا مرز بود میگفتیم با ده ها پرنده نظامی در منطقه اشتباه گرفته شده) islfk امروز 2:02 PM @alala احتمال وجود تراشه های آلوده در سیستم هواپیما وجود داره... فراموش نکنیم استاکس نت رو که چند سال مخفی بود. eshqali امروز 2:03 PM یک چیزی که احتمال خرابکاری رو بالا می بره اینه که در همون ابتدای پرواز این اتفاق افتاده. alala امروز 2:06 PM @islfk در برابر دشمن خبیثی مثل امریکا هیچ چیز بعید نیست. کشوری که پرنده بهش فروخته شده را هم فراموش نکنید. اوکراین. یک بازیچه مدام در تقابل با روسها. حتی شاید برای جبهه دیگه ای مدنظر بوده و اینجا استفاده شد. به هر حال هرچه قدر که خباثت و جنایت از چنین رژیمی دیدیدم به همون مقدار باید شکاک باشیم. استاکس نت فقط یک مورد هست. حادثه ملارد و خرابکاری های صنعتی حتی در حوزه نیروگاهی ایران و غیرنظامی و اقتصادی.
  20. در دوازدهم تیرماه 1367 شمسی برابر با سوم ژوئیه 1988 میلادی، هواپیمای مسافری ایرباس ایران که از بندرعباس عازم دوبی بود، بر فراز آب های خلیج فارس و در نزدیکی جزیره "هنگام" مورد هجوم یگان های دریایی متجاوز آمریکایی مستقر در آب های خلیج فارس قرار گرفت و سقوط کرد. این هواپیما که با موشک ناو جنگی وینسنس مورد حمله عمدی نیروهای تجاوزگر و جنایت پیشه شیطان بزرگ قرار گرفت، حامل ۲90 مسافر و خدمه بود که تمامی آنها اعم از مرد و زن و کودک و نوجوان و کهنسال با وقوع این جنایت فجیع به شهادت رسیدند. در میان سرنشینان هواپیما، 66 کودک زیر 13 سال، 53 زن و 46 تن تبعه کشورهای خارجی نیز بودند که کشته شدند. ساقط کردن هواپیمای مسافربری ایران از سوی جنایتکاران آمریکایی، در حقیقت یکی دیگر از مراحل رویارویی استکبار جهانی با جمهوری اسلامی ایران برای تقویت متجاوزان عراقی در جبهه های جنگ و به زانو در آوردن مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران بود. پس از سقوط این هواپیما، مقامات آمریکایی برای توجیه این جنایت نابخشودنی، دلایل ضد و نقیضی عنوان کردند و کوشیدند این اقدام خصمانه را یک اشتباه قلمداد کنند. اما با توجه به مجهز بودن کشتی جنگی وینسنس به پیشرفته ترین سیستم های راداری و رایانه ای و هم چنین مشخص بودن نوع هواپیمای درحال پرواز، مسلم شد که احتمال اشتباه وجود نداشته و این اقدام، کاملاً خصمانه بوده است. با این حال مقام های آمریکایی پس از چندی، در توهینی آشکار به ملت ایران، مدال شجاعت بر گردن ناخدای این ناو انداختند و بدین سان حمایت رسمی خود را از این جنایت اعلام نمودند. به هر تقدیر، این جنایت نیز در کنار جنایات بی شمار دولت آمریکا، در پرونده سیاه استکبار جهانی ثبت شد و لکه ننگ دیگری بر تارک آن جنایت پیشگان نقش بست. شرح حادثه: یک سال پس از تجاوز رژیم عراق علیه ایران در سال 1360 حمله به کشتی های تجاری در خلیج فارس شروع شد و با اعلام مین گذاری سواحل بندر امام خمینی (ره) و حمله به دو کشتی تجاری در تاریخ 31 دی ماه 1360 امنیت خلیج فارس به وسیله عراق مختل شد و پس از آن که فرانسه هواپیماهای "سوپر اتاندارد" و موشک های "اگزوسه" را به عراق تحویل داد، ابعاد این حملات افزایش یافت. در برابر این حملات که عراق به صراحت مسئولیت آن را برعهده می گرفت، شورای امنیت عکس العمل مناسبی نشان نداد ولی در قبال انتساب به دور از واقعیت چند حمله به ایران و شکایت شورای همکاری خلیج فارس، شورای امنیت در 11 خرداد 1363 مطابق با اول ژوئن 1984 میلادی مبادرت به صدور قطعنامه 533 کرد و در آن خواستار توقف این حملات شد. از آغاز جنگ تا 10 ژوئیه 1984 میلادی، 113 کشتی در خلیج فارس مورد حمله موشکی قرار گرفت. جمهوری اسلامی ایران در ژانویه 1985 میلادی به دبیر کل وقت سازمان ملل اعلام کرد که از هر گونه اقدامی برای تامین آزادی و امنیت کشتیرانی در خلیج فارس حمایت و استقبال خواهد کرد، اما حملات به کشتی ها ادامه یافت. تا تیرماه 1366 حدود 5/8 میلیون تن کالا از محموله های کشتی ها در خلیج فارس به زیر آب رفت. 41 کشتی کاملا نابود شدند و به 34 تن محموله کالا آسیب وارد شد و بیش از 300 تن از ملوانان کشورهای گوناگون به قتل رسیدند و به همین تعداد نیز مجروج شدند. بدین ترتیب عراق در هدف خود مبنی بر بین المللی کردن جنگ خلیج فارس تا اندازه زیادی موفق شد و قدرت های غربی و در راس آنها آمریکا حضور گسترده و تهدیدآمیزی در خلیج فارس یافتند و سرانجام کشتی های نفت کش کویتی با پرچم آمریکا در خلیج فارس حرکت کردند و اسکورت نظامی نفتکش ها و کشتی های تجاری مورد نظر آمریکا در خلیج فارس آغاز شد. در 31 سپتامبر کشتی ایرانی مورد حمله نیروهای نظامی آمریکا قرار گرفت. همچنین حملات نظامی آمریکا به سکوهای نفتی ایران دخالت آشکار آن دولت در منطقه به نفع عراق و علیه جمهوری اسلامی ایران را به وضوح نشان داد. یکی از نتایج شوم تشنج آفرینی وسیع رژیم عراق و دامن زدن ایالات متحده به ناامنی درخلیج فارس حمله به هواپیما مسافربری جمهوری اسلامی ایران بود. در مورخه 1۲ تیر 1367 مطابق با 3 ژوئیه 1988 میلادی هواپیمای مسافربری که بر فراز آب های سرزمین ایران و در آب های حوالی جزیره "هنگام" حرکت می کرد به وسیله دو موشک از ناو آمریکایی وینسنس که خود به آب های سرزمینی ایران تجاوز کرده و در آن مستقر بود مورد اصابت قرار گرفت. همه مسافران و خدمه هواپیما با وضع اسفناکی به شهادت رسیدند. متعاقب این تجاوز آشکار، جمهوری اسلامی ایران در روز 14 تیر 1367 طی نامه ای به رئیس شورای امنیت خواستار تشکیل جلسه فوری شورا برای رسیدگی به موضوع شد. 25 تیر 1367 مطابق با 16 ژوئیه 1988 میلادی، شورا تشکیل جلسه داد. از سوی جمهوری اسلامی ایران دکتر ولایتی وزیر امور خارجه وقت ایران و از جانب آمریکا "جرج بوش" معاون وقت رئیس جمهوری در جلسه حضور داشتند. وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران در فرازی از سخنان خود عنوان کرد: "حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس تنها منادی مرگ و بی قانونی و شرارت بوده و جز ناامنی چیزی به ارمغان نیاورده است. عمل جنایتکارانه آمریکا در حمله به هواپیمای کشوری به هیچ وجه در قالب دفاع مشروع قابل توجیه نیست." قطعنامه 616 شورای امنیت (1988) شورای امنیت پس ازاستماع سخنان دکتر ولایتی و جرج بوش درجلسه شماره 3831 خود در تاریخ 30 ژوئیه 1988 طرح قطعنامه ای پیشنهادی را تصویب کرد. متن قطعنامه به شرح زیر است: "شورای امنیت، با بررسی نامه مورخه 5 ژوئیه 1988 جانشین نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران خطاب به رئیس شورای امنیت و با استماع بیانات نماینده جمهوری اسلامی ایران، ( وزیر امور خارجه وقت علی اکبر ولایتی ) و سخنان نماینده ایالات متحده آمریکا (معاون رئیس جمهوری جرج بوش )، با ابراز تاسف عمیق از این که یک هواپیمای غیرنظامی "ایران ایر" در پرواز برنامه ریزی شده بین المللی 655، در پرواز بر فراز تنگه هرمز به وسیله موشک شلیک شده از ناو جنگی ایالات متحده آمریکا (وینسنس) منهدم گردیده است بر ضرورت تبیین حقایق سانحه توسط بازرسی بی طرفانه درمنطقه خلیج [فارس] تاکید داشته و اظهارات خود را به شرح زیر اعلام نمود: 1- تأسف عمیق خود را از ساقط ساختن هواپیمای غیرنظامی ایران به وسیله موشکی که از یک ناو جنگی آمریکا شلیک شده و تسلیت عمیق خود را به خاطر از دست رفتن غم انگیز جان انسان های بی گناه ابراز می دارد. 2- همدردی صمیمانه خود را به خانواده های قربانیان سانحه غم انگیز و دولت ها و کشورهای آنان اعلام می دارد. 3- از تصمیم سازمان بین المللی هواپیمایی کشوری در پاسخ به درخواست جمهوری اسلامی ایران مبنی بر ایجاد گروه تحقیق برای بررسی تمام حقایق موجود همچنین از اعلام ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران مبنی بر تصمیم شان برای همکاری با بررسی سازمان هواپیمایی کشوری استقبال می کند. 4- از تمامی اعضای کنوانسیون 1944 شیکاگو، درخواست می کند که در همه شرایط، مقررات و رویه های سلامت هوانوردی کشوری به ویژه ضمائم آن کنوانسیون به منظور جلوگیری از چنین پیش آمدهایی را دقیقاً مراعات نمایند. 5- لزوم اجرای فوری و کامل قطعنامه 598(1987)، شورا را به عنوان تنها مبنای حل جامع، عادلانه، شرافتمندانه و پایدار، منازعه میان ایران و عراق ابراز و پشتیبانی خود را از دبیر کل برای اجرای این قطعنامه اعلام و خود را ملتزم به همکاری با دبیر کل برای تسریع در اجرای طرح اجرایی او می نماید." جمهوری اسلامی ایران علاوه بر شورای امنیت و شورای ایکائو، شکایت خود را در دیوان بین المللی دادگستری لاهه نیز مطرح کرد. عنصر تخصصی سازمان ملل متحد یعنی ایکائو (سازمان هواپیمایی کشوری بین المللی) نیز از مسائل سیاسی به دور نمانده و به جای بررسی فنی و ارائه طریق به شورای امنیت به ابراز تاسف و تسلیت به بازماندگان سانحه پرداخت. رضا رحمانی www.iran-airforce.blogfa.com
  21. بسم الله الرحمن الرحیم با سلام من طبق قولی که در یکی از پست ها داده قرار بود که جنایات مجاهدین خلق ایران که در حق ایران در هشت سال دفاع مقدس و در حق مردم عراق کردند رو به تصویر بکشم . همه ی شما می دونید که این گروه چه بدی هایی به ایران و مردم عراق کرده که من در این تعجبم که چرا مسعود رجوی ( رئیس سازمان منافقین ) محاکمه نشد . رجوی جزء بهترین نوچه های صدام بود که در عملیات های مختلف از جمله در هشت سال جنگ با عراق ، کشتار مردم کرکوک در مردستان عراق ، قتل بیشتر از 100 اسیر ایرانی که من اطلاعات زیادی در این مورد ندارم . در مواردی دیگه که من از سارکوزی خوشم اومد این بود که چهار بار نامه ی کتبی از طرف این آدم فروش ها به سارکوزی فرستادند ولی سارکوزی یک بار هم در این نامه ها رو باز نکرد و اصلا اعتنایی به خواسته های اون ها نداشت . از جمله کار هایی که آمریکا در حق این بی .. کرده این بود که مجاهدین در طی نامه ای به مقرر پنتاگون در خواست کردند که برای این سازمان جاسوسی بر عیله ایران کنند که پنتاگون تقاضای اون ها رو رد کرد . و حالا تعدادی از کار هایی که این بی ... در حق ایران کردند و حتی در حق مردم عراق رو به نمایش بزارم که همه ی شما با این پست فطرت ها آشنا بشید . به نظر من هیتلر یک همچین کاری در حق آلمان نکرد که این خوک ها کردند . این فیلم مربوط به خوش خدمتی سازمان منافقین بوده به رژیم عراق این دوربینی که این تصاویر رو فیلم برداری کرده همون دوربین اطلاعات امنیتی عراق هستند من واقعا مجاهدین رو در این فیلم شناختم . http://www.iranianuk.com/article.php?id=14296 این فیلم قسمت دوم هست . http://www.iranianuk.com/article.php?id=14296 لازم به ذکر هست که این فیلم ها از شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی ایران هست که زبانش هم فارسی هست ؟؟؟؟؟ پس قرار بود چی باشه >>>>>>>>>> گروهی که وطن خدشو رو بفروشه به دشمن وطنش باید دارش زد و در کل یک خیانت کار به تمام معنا است .
  22. عکس های بالا از تی ای ال موشک کره شمالی منو یاد این تصویر که گفته میشه مربوط به آزمایش موشکی اخیر ایران هست و در اون به تی ای ال موشک خرمشهر و تیوب استوانه ای اون اشاره شده: http://s6.uplod.ir/i/00865/q6y38w5fjsxn.jpg در تی ای ال موشک جدید کره شمالی هم تیوب استوانه مشاهده میشه، آیا خرمشهر هم از یک سیستم کلد لانچ بهره می بره و یا اصالتا برای شلیک از پلتفرم هایی مثل ناو یا زیردریایی توسعه داده شده که بایستی از یک لانچر تیوبی شلیک بشه؟ آیا ارتباطی میان خرمشهر و موشک کره شمالی هست؟ ...... پ.ن.: با عرض پوزش من چون از موبایل ارسال پست می کنم و با موبایل هم مشکلاتی در ارسال پست های بلند دارم امکان ویرایش نقل قول مطابق با قوانین فروم برام میسر نبود
  23. کبـرا نخستین هلیکوپتــر عملیاتی در جهان غرب بود که به طـور اختـصاصـی بـرای مامـوریتـهای تـهاجمی ساخته شـد، و از هـمین رو، نـیای همه هلـیکوپتــرهـای هجومی و ضد تانک امروزین به شمار می رود. از اوایل دهه ی 1960 میلادی و در جریان جـنگ ویتنــام استفاده گسترده از هلـیکوپتـرهای مسـلح رواج یافــت. محدودیتهای هلیکوپترهای همه منظوره که با اصلاحاتی تبدیل به ماشـین های جنگی شده بودند، منـجر به تــلاش برای تکمیل هلیکوپتــرهایی با ماموریتــهای ویژه شد. هلیکوپتــر کبرا با قدرت آتـش و مانورپـذیری بی سابقه ای که از خود نشـان داد، از هنگام جنگ ویتنام در تمامی عملیات نظامی آمریکا حضور داشته است. کبرا هنوز هم در واحد تفنگداران دریایی آمریکا و نیز در نیروهای مسلح هشت کشـــــــور دیگر از جمله جمهوری اسلامی ایـران به پرواز ادامه می دهد. واحد تفنگداران دریایی خواستار نمونه ی دوموتوره ی کبرا بود، و از همین رو بـود که هلیکوپتر ای اچ – 1 ج یا "کبرای دریایی" تکمیل شد. ای اچ – 1 یا "هیوی کبرا"، نواده هلیکوپتر ترابری/همه منظوره یو اچ – ا "هیوی" به شمار می رود و برای اولین بار در میانه دهه 1960 برای خـدمت در نیروی زمینی آمریکا تکمیل شد، زمانی که نیاز مبرمی به یک هلیکوپتر مسلح سبک و سریع حس می شد که اختصاصاً برای حمل جنگ افزار طراحی شده باشد و بتواند با دقت زیاد به هدفها ضربه بزند. در نمونه اولیه کبرا، موتور؛ انتقال قدرت و دیگر اجزای اصلی "هیوی" حفظ شده بود، اما بدنه پهن "هیوی" جای خود را به بدنه ای باریک با صندلیهایی پشت سر هم داد. شرکت بل، این هلیکوپتر جدید را با سرمایه گذاری خودش تکمیل کرد. در همان هنگام شرکت "لاکهید هلیکوپتر" به سفارش ارتش آمریکا، هلیکوپتر "ای اچ – 56 ای" یا "شاین" را برای پاسخگویی به نیاز به یک "سیستم پیشرفته پشتیبانی آتش هوایی" ساخت و نخستین نمونه آزمایشی آن را در سال 1967 بیرون داد. اما ارتش آمریکا خواهان هلیکوپتری بود که سیستم کنترل آتش و ناوبری آن به پیچیدگی "شاین" نباشد. نیاز شدید به استفاده از هلیکوپترهای زرهپوش مسلح در جنگ ویتنام، و موفقیت هلیکوپتر ساخت شرکت "بل"، باعث شد ارتش آمریکا پیش نمونه ها و نیز انواع تولیدی این هلیکوپتر را سفارش دهد و تولید "شاین" را بایگانی کند. آنچه در این هلیکوپتر جدید از هیوی کبرا به ارث رسیده بود، بدنه باریک با کابین های پشت سر هم (تیرانداز در جلوی خلبان)، موتور "لایکامینگ تی – 53"، بالکهای جانبی با مقرهای حمل سلاح، و برجک تیربار زیر پوز بود. "ای اچ – 1 جی" یا همان کبرای جدید، از ملخ های پهن تر و بدنه ی باریکتری سود می جست که سرعتی دو برابر یو اچ – 1 به آن می بخشید. هوانیروز (ايران) در تجهیز ناوگان خود دست به خریدهای گسترده دیگری نیز زد، از جمله 66 فروند هلیکوپتر ترابری سنگین دو ملخی "سی اچ – 47 سی" یا "شینوک". کارآیی کبرا سبب شد که تفنگداران دریایی آمریکا نیز خیلی زود به استفاده از آن در جنگ ویتنام بپردازند و نمونه خاصی از آن را در سال 1968 سفارش بدهند. واحد تفنگداران دریایی خواستار نمونه ی دوموتوره ی کبرا بود، و از همین رو بود که هلیکوپتر ای اچ – 1 ج یا "کبرای دریایی" تکمیل شد. این نمونه دارای دو موتور توربوشفت "پرت اند ویتنی تی 400" بود که پیشرانه آن را افزایش می داد. کبرای دریایی همچنین از یک تیربار پوز جدید بهره می برد، یعنی تیربار سه لوله 20 میلیمتری "اکس ام – 197". ای اچ – 1 جی برای انجام این ماموریتها طراحی شد: - اسکورت مسلح هلیکوپترهای حامل نفرات و بار - سرکوب آتش دشمن در منطقه نبرد - شناسایی مسلحانه - نشانه گذاری هدف برای هواپیماهای تهاجمی - حمله دقیق به هدفهای زرهی - دفاع از خود و هلیکوپترهای دیگر در برابر آتش هوابه هوای دشمن نخستین هلیکوپترهای ای اچ – 1 ج از مجموع 67 فروند،در سال 1971 به تفنگداران دریایی آمریکا تحویل داده شدند و تا پایان جنگ ویتنام در عملیات رزمی شرکت جستند. موفقیت عملیاتی کبرا، کشورهای مختلفی را بر آن داشت تا این هلیکوپتر را به کار گیرند. در نتیجه، نیروهای مسلح اسرائیل، ترکیه، یونان، بحرین، ژاپن، اردن، پاکستان، کره جنوبی، تایوان و تایلند نیز سفارش خرید کبرا دادند. هوا نیروز نیز در طول دهه ی 1970 میلادی برنامه گسترش عظیمی را در دستور کار خود نهاد که در نهایت آن را به بزرگترین نیروی هلیکوپتری منطقه و چهارمین نیروی بهره برداری کننده از هلیکوپترهای نظامی در جهان بدل ساخت. هوانیروز نخست 300 فروند هلیکوپتر ترابری / همه منظوره "بل 214 ای" را که به "اصفهان" شهرت یافت سفارش داد. در پی آن، بیش از 200 فروند هلیکوپتر تهاجمی کبرا از نوع ای اچ – 1 ج در دستور کار قرار گرفت. هوانیروز در تجهیز ناوگان خود دست به خریدهای گسترده دیگری نیز زد، از جمله 185 فروند هلیکوپتر "آگوستا – بل 206" ساخت ایتالیا، حدود 100 فروند هلیکوپتر "آگوستا – بل 205"، و 66 فروند هلیکوپتر ترابری سنگین دو ملخی "سی اچ – 47 سی" یا "شینوک". جدیدترین نمونه ی کبرا به نام "ای اچ – 1 دبلیو" یا "سوپرکبرا" با توانایی های هوا به هوای بیشتر هم اکنون در واحد تفنگداران دریایی آمریکا خدمت می کند. در دهه ی 1970 میلادی، حکومت پیشین ایران در پشتیبانی از نیروهای مسلح عمان در مبارزه با شورشیان ظفار فعالیتی گسترده داشت. شماری از هلیکوپترهای کبرا و اصفهان هوانیروز در جریان عملیات در ظفار سرنگون شدند، اما بخش اعظم ناوگان هلیکوپتر هوانیروز دست نخورده ماند تا پس از انقلاب شکوهمند ایران و در جریان جنگ هشت ساله ایران و عراق، عملیات رزمی تمام عیار را تجربه کند. در جریان سال نخست جنگ، هلیکوپترهای کبرا در کنار جنگنده های نیروی هوایی، نقش مهمی در جلوگیری از پیشروی ستونهای زرهی و مکانیزه عراق ایفا کردند. در چند مورد نیز کبراهای ایران درگیر نبرد هوایی با هلیکوپترهای تهاجمی "می –24" روسی نیروی هوایی عراق شدند. در عملیات "توفان صحرا" برای آزادی کویت در سال 1991، کبرا های آمریکایی در نقش پشتیبانی نزدیک هوایی به کار گرفته شدند. حدود 78 فروند کبرای تفنگداران دریایی آمریکا، 1273 ماموریت رزمی انجام دادند که تنها یکی از آنها در شرایط غیررزمی سرنگون شد. . یک نمونه آزمایشی چهار ملخی با تجهیزات الکترونیک پیشرفته تر و مقدورات پروازی افزونتر نیز ساخته شده است. مشخصات فنی نوع: هلیکوپتر تهاجمی / پشتیبانی ضد زره حداکثر سرعت: 226 کیلومتر بر ساعت حداکثر برد: 507 کیلومتر طول: 16.18 متر ارتفاع: 4.09 متر قطر ملخ: 13.41 متر وزن خالی: 2993 کیلوگرم حداکثر وزن برخاست: 4536 کیلوگرم پیشرانه: دو موتور توربوشفت "پرت اند ویتنی تی 400" تسلیحات: یک برجک "جنرال الکتریک یونیورسال" برای تیربار سه لوله ی 20 میلیمتری "ام 197"، قابلیت حمل هشت موشک ضد تانک "تاو"، موشکهای هوابه هوا و مقره های راکت انداز.
  24.         مقدمه :    پایگاه سوم شکاری نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی  ایران (IRIAF) که در سالهای قبل از انقلاب اسلامی با شناسه پایگاه هوایی شاهرخی و در سالهای پس از انقلاب به یاد شهید سرلشکر خلبان ، محمد نوژه  با شناسه پایگاه سوم شکاری  شهید نوژه شناخته می شود ، یکی از پایگاه های راهبردی بازوی هوایی  ارتش  جمهوری اسلامی  بشمار می آید .         موقعیت استقرار پایگاه سوم شکاری شهید محمد نوژه  نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران     پایگاه سوم شکاری تاکتیکی ( TFB.3 ) که در حدود 40 کیلومتری ( 25 مایلی) شمال شرقی همدان در نزدیکی روستای کبودرآهنگ  قرار دارد ، خانه اصلی اسکادران 31 آموزشی (TTS.31) ، اسکادران سی و یکم شناسایی (TRS) و در نهایت اسکادران سی و دوم  جنگنده تاکتیکی ( TFS.32) محسوب می گردد .   در اوت سال 2016 میلادی ، به ناگاه و پس از سالها ، این پایگاه راهبردی ، مورد توجه جهانیان قرار گرفت ، چرا که نیروی هوایی ارتش روسیه ، برای اجرای عملیات نظامی برفراز سوریه ، مجوز فرود و استقرار را در این پایگاه نیروی هوایی ایران ، دریافت نمود .  با این وصف ، پایگاه سوم شکاری تاکتیکی ، خانه اصلی بخش عمده ای از ناوگان باقی مانده جنگنده – بمب افکن های افسانه ای  اف-4 فانتوم این نیرو محسوب می گردد .   اما آنچه که این پایگاه  را پر اهمیت می سازد ، در کنار  میزبانی بمب افکن ها و پرنده های سوخت رسان  نیروی هوایی ارتش روسیه ، یکی از پایگاه های  خط مقدم یکی از دو نیروی هوایی ایران ( منظور در کنار نیروی هوا- فضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ) است که از نوامبر  2014 میلادی ، حملات هوایی پیشگیرانه ای رابرعلیه  دولت خود خوانده به اصطلاح اسلامی (ISIS) در بخش هایی از عراق و سوریه به انجام رسانده است .         فانتوم ها در جنگ     این پایگاه نیروی هوایی ، در حدود نیم قرن پیش در ژوئن 1965 تاسیس گردید در یکسال و چند ماه بعد ، یعنی در مارس 1966 ، بعنوان پایگاه سوم  شکاری ، میزبان اسکادران های سیصد و یکم و سیصد و دوم شکاری تاکتیکی گردید و پس از سه سال ، بعنوان پایگاه مادر اسکادران سیصد و سوم نیروی هوایی ایران (IIAF) انتخاب گردید .   هر کدام از این سه اسکادران ، در آن زمان به 13 فرونده جنگنده تازه ساخت F-5A/B مجهز شدند که در مجموع با 39 فروند پرنده رزمی ، سازمان رزم این پایگاه تازه تاسیس را تشکیل می دادند .   این پایگاه هوایی ، در آغاز بعنوان لبه بُرنده  IIAF دربرابر تهدید تازه پدید آمده از سوی نیروی هوایی ارتش عراق ، که در آن زمان تدریجاً در حال مسلح شدن به جت های جدید روسی بود ، بشمار می آمد و به همین دلیل ، ساخت آن بعنوان یکی مهمترین اولویتهای فرماندهان وقت نیروی هوایی ، ظرف دوسال و با هزینه ای در حدود 10.7 میلیون دلار صورت پذیرفت .     این پایگاه جدید به افتخار سرهنگ خلبان ، نصرا... شاهرخی که پرنده آموزشی لاکهید T-33 وی در جریان یک پرواز ناوبری آموزشی در اکتبر 1960 در نزدیکی همدان ساقط گردیده بود ، بدین نام ، نامگذاری گردید .   در حالیکه دهه شصت میلادی ، رو به اتمام بود ، دولت وقت ایران ، سفارش نظامی بسیار بزرگ خود را برای دریافت 32 فروند جنگنده – بمب افکن F-4E به ایالات متحده  ارسال نمود که این پرنده های  ارزشمند در قالب برنامه موسوم به Peace Roll II (بعنوان بخشی از برنامه فروش خارجی ایالات متحده ) تا سال 1971 به نیروی هوایی ایران تحویل داده شدند .   این پرنده افسانه ای ،که  بخصوص برای خنثی نمودن تهدیدات و همچنین مقابله با  تنش بوجود آمده با عراق در اوایل دهه هفتاد میلادی  خریداری شده بودند ، بلافاصله پس از ورود ، به این پایگاه اختصاص داده شده و در آن استقرار یافتند .     با ورود فانتوم ها به پایگاه سوم شکاری ، بلافاصله فرماندهان وقت نیرو دست به نوسازی و تجدید ساختار اسکادرانهای سیصد و یکم و سیصدو دوم زده و خلبانان این دو اسکادران قدیمی با طی دوره انتقالی از جنگنده های ساده  F-5A/B به جنگنده- بمب افکن پیشرفته F-4E  ، در انتهای دومین سال دهه هفتاد میلادی ( دسامبر 1971) ، اسکادران های سی و یکم و سی و دوم را بوجود آورده که این فرآیند نهایتاً یکسال بعد ، یعنی در دسامیر 1972 به اتمام رسید .   با این وجود ، برنامه گسترش نیروی هوایی ارتش ، فراتر از تصورات قبلی ، به جلو میرفت ، چرا که مابین سالهای 1973 تا 1975 ، پایگاه سوم شکاری ، با دریافت فانتوم های بیشتر ، موفق شد ، سومین اسکادران خود را ایجاد کند (TFS.33) ، هر چند این اسکادارن بدلیل تلفات نیرو در جریان جنگ با عراق ، در سال 1984 ، منحل گردید.         شهید سرلشکر خلبان ، محمد نوژه    خلبانی که به ناحق ، برای سالها ، کودتای نافرجام سالهای اولیه پس از انقلاب اسلامی ، با نام پرافتخار وی ، شناخته می شد ، اما خوشبختانه در سالهای اخیر این اشتباه مهلک ، در حال اصلاح است .      در این شرایط ، تا سال 1977 میلادی ، هر کدام از از سه اسکادران پایگاه سوم شکاری به 20 فروند جنگنده – بمب افکن اف-4 مجهز شده بودند که در  مجموع سازمان رزم این پایگاه را به 60 فروند فانتوم می رساند ، هرچند ، پس از مدتی ، بدلایل مختلف ، ازجمله سوانح هوایی ، این تعداد به 56 فروند کاهش پیدا نمود . در مجموع ، قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 ، پایگاه سوم شکاری ، همواره در بالاترین سطح عملیاتی قرار داشت ، اما پس از پیروزی انقلاب در همین سال ، بدلیل شرایط خاص آن زمان  ، میزان پروازهای روزانه از 97 سورتی در روز به چهار سورتی کاهش پیدا نمود ، آموزش خلبانان جدید متوقف شد و تمامی تمرینات نظامی سالانه نیز از دستور کار ارتش خارج گردید.   همزمان ، بدلیل  تحرکات معدود عناصر خائن در بدنه ارتش ،  که بخش اعظمی از آن ، اینک  به انقلاب پیوسته بودند و آگاهی عناصر انقلابی  از اجرای یک کودتای نظامی که این پایگاه در راس آن قرار داشت ( کودتای نقاب / مخفف نجات قیام ایران بزرگ )  ،  کادر پروازی ، فرماندهی و فنی این پایگاه دستخوش تغییرات بسیاری شد و همین مساله ، توان عملیاتی  پایگاه را به حداقل  ممکن ، کاهش داد .       کودتای شکست خورده " نقاب " که به غلط ، در سالهای گذشته ، با عنوان دیگری شناخته می شد ، صفحه بسیار ناخوشایندی در تاریخ  پرافتخار نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران بشمار می رود ، با این وصف ، رشادت پرسنل فنی و خلبانان این نیرو ، چنان نورانی و غرور آفرین است که این صفحه ناخوشایند ، در لابه لای صدهابرگ  پیروزی  و جانفشانی های این نیرو ، تقریباً ، بشمار نمی آید .        این کاهش آمادگی نظامی در نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران (IRIAF) / نامی که پس از انقلاب براین نیرو گذاشته شد / یکی ازمهمترین دلایلی بشمار می آمد  که ارتش عراق ، از فرصت بدست آمده استفاده نموده و برای تصفیه حساب با این دشمن قدیمی ، در سپتامبر 1980 ، بدان حمله ور گردد .   علیرغم غافلگیری اولیه و بی مهری های صورت گرفته  ، 3 اسکادران مستقردر پایگاه سوم شکاری ، با بهره گیری از تمامی توان رزمی موجود، خود را برای  پاسخگویی به موج اولیه حملات نیروی هوایی ارتش عراق در شب 22 سپتامبر به اهدافی در داخل خاک ایران ، آماده نموده و با مسلح کردن چهار فروند جنگنده – بمب افکن F-4E ، پایگاه هوایی " کوت" را مورد حمله قرار دادند .   این روند در سراسر جریان جنگ با عراق ، به شکل مستمر ادامه پیدا نمود ، تا جایی که  چیزی در حدود 75 درصد توان رزمی این پایگاه ، جزء تلفات رزمی به ثبت رسید . اما بدلیل اهمیت بیش از اندازه این پایگاه هوایی در جنگ با عراق و پس از آن ، براساس دستورات صادره از ستاد فرماندهی ، هشت فروند F-4E  جمعی اسکادران یازدهم تاکتیکی به سال 1988 به این پایگاه اختصاص داده شد تا 30 فروند فانتوم در قالب  اسکادران های حاضر در این پایگاه ، قادر به ادامه ماموریتهای محوله باشند . به همین دلیل ، در همان سال  ( 1988) ، اسکادران سی و یکم ، در آن واحد ، دو نقش متفاوت ( آموزشی / رزمی ) را بر عهده گرفت .        جنگنده/ بمب افکن F-4E در صورتبندی سه فروندی به سال 2010 میلادی در نزدیکی پایگاه سوم شکاری       اگر چه جنگ با عراق ، در سال 1988 به پایان رسید ، اما ظاهراً برای فانتوم های پایگاه شهید نوژه ، نبرد همچنان ادامه داشت ، چرا که  اشباح پایگاه سوم ، ماموریتهای متعددی  را بر علیه فرقه تروریستی منافقین ( چه در عملیات غرور آفرین مرصاد و چه در زمان تحرکات نظامی کردهای شمال عراق به سال 1991 )  اجرا نمود ، هر چند در جریان یکی از این ماموریتها ، اسکادران سی و دوم ، یکی از جتهای رزمی خود را بدلیل اشتباه خلبان ، از دست داد .       فرقه تروریستی منافقین ، در طول سالهای دفاع مقدس ، ضربات سختی از اشباح پارسی دریافت نمود که تحت هیچ شرایطی از خاطره این خیانتکاران به سرزمین ایران ، پاک نخواهد شد      با بحرانی شدن شرایط نبرد در شرق ایران و قدرت گیری گروه تندروی طالبان در افغانستان ، این بار بخشی از  فانتوم های پایگاه سوم ، ما بین سالهای 1996 تا 2000 ، در شرقی ترین پایگاه نیروی هوایی در مشهد ، استقرار پیدا کردند تا در صورت نیاز ، برای سرکوب تحرکات احتمالی این گروه  تروریستی در امتداد مرز ، وارد عمل گردند .          منبع : Combat Aircraft - دسامبر 2016 از Babak Taghvaee   تاپیکهای مرتبط :   1- دیزل های لیزری   :winking:    2- حمله به قرارگاه شیطان  :winking:    این مجموعه با صرف زمان ترجمه  شده است ، بنابراین ، هر گونه برداشت با ذکر منبع (MILITARY.IR) خواهد بود .  در غیر اینصورت ، برداشت کننده  ، عرفاً و شرعاً ، مسئول خواهد بود .   :rose: مترجم( با اندکی تلخیص)  : MR9    :rose:         ادامه  دارد ...................